مناسك عمره مفرده با حواشى مراجع تقليد

مشخصات كتاب

سرشناسه : محمودي، محمدرضا، 1345 -

عنوان و نام پديدآور : مناسك عمره مفرده با حواشى مراجع تقليد/ تاليف محمدرضا محمودي.

مشخصات نشر : تهران: مشعر، 1387.

مشخصات ظاهري : 180 ص.؛ 5/19×9 س م.

شابك : 12000 ريال 978-964-540-117-5:

وضعيت فهرست نويسي : فيپا

يادداشت : كتابنامه به صورت زيرنويس.

موضوع : حج عمره.

موضوع : حج -- رساله عمليه.

موضوع : زيارتنامه ها.

رده بندي كنگره : BP188/92/م34م8 1387

رده بندي ديويي : 297/357

شماره كتابشناسي ملي : 1243067

ص:1

اشاره

ص:2

ص:3

ص:4

ص:5

ص:6

ص:7

ص:8

ص:9

ص:10

ص:11

ص:12

ص:13

ص:14

بخش اول: اقسام و احكام عمره

فصل اول: اقسام و موارد عمره

1- اقسام عمره و فرقهاى آن

اشاره

ص:15

1 166- عمره- مانند حج- بر دو گونه است: «واجب» و «مستحب».

عمره بر كسى كه شرايط استطاعت را داشته باشد، يك مرتبه در عمر واجب مى شود؛ و وجوب آن- مانند وجوب حج- فورى است؛ و براى اهل مكه و افراد غير نائى، كه وظيفه آنها حج و عمره مفرده است، استطاعتِ حج، در وجوب آن، معتبر نيست؛ بلكه اگر چنين اشخاصى براى عمره مفرده مستطيع باشند، عمره مفرده بر آنها واجب مى شود، (1) هرچند براى حج مستطيع نباشند؛ همچنين اگر براى حج استطاعت داشته باشند و براى عمره مستطيع نباشند، بايد حج به جا آورند.

كسانى كه از مكه دور هستند- مثل ايرانيان كه وظيفه آن ها حج تمتع است- چون حج تمتع، مركب از هر دو عمل است، هيچگاه براى آنها، استطاعت حج از استطاعت عمره، و استطاعت عمره از استطاعت حج، جدا نيست

عدم وجوب عمره مفرده بر افراد نائى

2 167- كسى كه وظيفه اش حج تمتع است (اشخاصى كه از مكه شانزده فرسنگ شرعى دور باشند) اگر استطاعت براى عمره داشته باشند و براى حج نداشته باشند، عمره مفرده بر آنها واجب نيست گرچه در اين فرض، احتياط آن است كه عمره مفرده را به جا آورند. (2)همچنين افرادى كه حج نيابى انجام مى دهند، انجام عمره مفرده بر ايشان واجب نيست.


1- آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب براى كسانى كه اهل مكه هستند يا دور از آن.
2- آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب است.

ص: 16

فرقهاى عمره تمتع با عمره مفرده

3 168- عمره مفرده با عمره تمتع، فرقى ندارد مگر در سه چيز: (1) اول- در عمره تمتع بايد تقصير كند؛ يعنى بايد از مو يا ناخن خود بچيند و حلق جايز نيست؛ ولى در عمره مفرده، مخيّر(2) است بين حلق و تقصير.

دوم- عمره تمتع، طواف نساء ندارد، ولى در عمره مفرده واجب است.

سوم- ميقات عمره تمتع، يكى از مواقيت پنجگانه است، ولى ميقات عمره مفرده، ادنى الحل است (3)هر چند احرام از مواقيت پنجگانه نيز جايز است؛ بلكه هنگامى كه در مسير مكه از آن مواقيت عبور مى كند، احرام از آن واجب است.

اشتراك محرّمات در عمره تمتّع و مفرده

4 169- محرّمات احرامِ عمره مفرده، با عمره تمتع يكسان است، و بعد از تقصير يا حلق، همه چيز غير از زن حلال مى شود، و بعد از طواف نساء و نمازش، زن هم حلال مى شود.

2- تبديل عمره

تبديل عمره مفرده به تمتع

5 170- اگر احرام عمره مفرده در ماه هاى حج باشد، (4)انجام عمره تمتع با آن احرام، مانعى ندارد.(5)» 6 171- تبديل عمره مفرده به عمره تمتع (6) در حج استحبابى مانع ندارد، (7)ولى در حجِ واجب و


1- آيات عظام فرق هاى بيشترى را متذكر شده اند كه به مناسك آنان مراجعه شود.
2- آية الله بهجت: با افضليت حلق. مناسك شيخ،ص 89.
3- آية الله بهجت: اگر در حرم باشد، و ميقات است درصورت مرور به آن. كتاب حج افراد،ص 6
4- آية الله تبريزى و آية الله سيستانى: تا وقت حج در مكه باقى ماند.
5- آية الله بهجت: جواز عدول از عمره مفرده در ماههاى حج، به عمره تمتع، محل تأمل و احتياط است، و اگر در اشهر حج به عمره مفرده محرم شد و داخل مكه شد و وقت ضيق باشد از حج تمتع، مى تواند با قصد، عدول به عمره تمتع نمايد درصورتى كه به سببى واجب نشده باشد بقابر عمره مفرده بر او، با احتياط در اراقه دم كتاب حج افراد،ص 4 و مناسك شيخ،ص 90.
6- آية اللَّه نورى و آية الله مكارم: با فرض وقوع عمره در ماههاى حج. آية اللهصافى و آية الله گلپايگانى: اگر در ماههاى حج باشد و عمره مفرده بر او واجب نباشد.
7- آية اللَّه بهجت: جواز عدول به عمره تمتّع، محل تأمل و احتياط است، مگر اين كه متمكن از انجام عمره تمتع نباشد. به ذيل مسأله 309 مراجعه شود. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى و آية اللَّه سيستانى: كسى كه عمره مفرده را در ماههاى حج بجا آورده و اتفاقاً تا وقت حج در مكه باقى مانده، مى تواند عمره مفرده خود را عمره تمتع قرار داده و حج را بجا آورد و فرقى در اين حكم بين حج واجب و حج مستحبى نيست. آية اللَّه فاضل: در حج نيابى هم اگر عمره را به نيّت منوبٌ عنه انجام داده باشد، مى تواند تبديل به عمره تمتع كند.

ص: 17

حج نيابى، جواز تبديل عمره مفرده، محل اشكال است.

3- موارد جواز و عدم جواز عمره

اشاره

7 173- افرادى كه مستطيع نيستند، يا حجِ واجب خود را انجام داده اند، مى توانند در وقت حج، عمره مفرده انجام داده و براى حج محرم نشوند.

عمره مفرده به نيت چند نفر

8 174- انجام عمره مفرده به نيابت از چند نفر جايز است؛ و در اعمال آن- از جمله طواف نساء- بايد نيت همه بشود.

عمره مفرده به نيت خود و ديگران

9 175- آيا انجام يك عمره مفرده به نيت خود و به نيابت تبرّعى ديگران،صحيح است يا نه؟ (1)

جواز عمره مستحب با قرائت غلط

10 176- انجام عمره مفرده براى هر كسى جايز است؛ حتى كسى كه نمازش را غلط مى خواند «(2) و وقت تصحيح آن را نيز ندارد، مى تواند عمره مفرده بجا آورد. (3)


1- . آيات عظام: بهجت، تبريزى، سيستانى،صافى، فاضل و نورى: مانعى ندارد. آية اللَّه مكارم: احتياط آن است آن را به نيّت خود بجا آورد و هر مقدار از ثواب آن را كه مى خواهد بر ديگران هديه كند
2- آيةالله فاضل: براى خودش يا ديگرى.
3- آية اللَّه بهجت: اگر بتواند استنابه هم بكند، اگر چه به جهت مسامحه در امر تصحيحِ قرائت، خلاف شرع كرده باشد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و بنا بر احتياط، براى نماز نايب هم بگيرد.

ص: 18

جواز عمره مفرده با احتمال حيض و مرض

11 177- زنى كه حايض است، يا مى داند حايض مى شود، مى تواند براى عمره مفرده محرم شود؛ و اگر در تمام روزهايى كه در مكه است حايض باشد، بايد براى طواف و نماز نايب بگيرد؛ و همچنين است مريضى كه احتمال مى دهد نتواند اعمال عمره مفرده را انجام دهد.

ترك اعمال عمره مفرده و بازگشت به وطن

12 178- اگر حايض بدون انجام اعمال عمره مفرده از مكه مراجعت نموده، بايد برگردد؛ و اگر نمى تواند باز گردد، براى اعمال عمره نايب بگيرد ولى بايد خودش تقصير كند (1) و ترتيب بين آن و ساير اعمال مراعات شود؛ و تا اعمال را به جا نياورد، محرّمات احرام بر او حلال نمى شود.

عمره مفرده قبل از تمتع

13 179- انجام عمره مفرده در ماه هاى حج، پيش از عمره تمتع، جايز است؛ و در اين مسأله، فرقى بينصَرُوره و غيرصروره نيست. (2)

عمره مفرده بين عمره تمتع و حج

14 180- بعد از عمره تمتع و قبل از حج، نبايد عمره مفرده بجا آورده شود؛ (3)و اگر بجا آورده شد،صحت عمره مفرده، محل اشكال است؛ ولى براى عمره و حج تمتع، اشكالى ايجاد نمى شود.(4)


1- آية اللَّه سيستانى: و نيز نماز طواف را خودش در محل خودش به جا آورد.
2- آية اللَّه سيستانى: و احوط آن است كه اين دو عمره در يك ماه قمرى نباشد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: براى كسى كه نايب در حج بلدى نباشد و برخودش حج واجب نشده يا حج واجب خود را انجام داده اشكال ندارد. آداب و احكام حج،ص 392، مسأله 1014.
3- آية اللَّه بهجت: جايز است. آية اللَّه خامنه اى: بنا بر احتياط.
4- آية اللَّه تبريزى: مشروع نيست مگر اين كه از حرم خارج شود و در ماه ديگر غير از ماهى كه محرم براى عمره تمتع شده با احرام عمره مفرده داخل مكه شود كه در اينصورت عمره مفرده اوصحيح است و عمره تمتع او تبديل به عمره مفرده مى شود. آية اللَّه خويى، آية اللَّه گلپايگانى: فقط فرموده اند كه بجا آوردن عمره مفرده بين عمره تمتّع و حج تمتع جايز نيست. آية اللَّه فاضل: اين درصورتى است كه عمره مفرده را در همان ماهى كه عمره تمتّع انجام داده بجا آورده شود، امّا اگر در ماه ديگر انجام داده، عمره تمتّع او باطل شده و اگر تا هشتم ذى حجّه در مكّه بماند اين عمره مفرده عمره تمتّع محسوب مى شود و حجّ تمتّع او با همين عمرهصحيح خواهد بود. آية اللَّه سيستانى: همين نظر را دارند بدون تفصيل بين انجام در يك ماه يا دو ماه.

ص: 19

رعايت قصد رجا

15 181- عمره مفرده بعد از عمره تمتع نيز، با كمتر از يك ماه فاصله، بايد به قصد رجا انجام شود. (1)

استحباب عمره مفرده بعد از اعمال حج

16 182- نايبى كه حجةالاسلام خودش را قبلا بجا نياورده، درصورت امكان، انجام عمره مفرده بعد از فراغ از اعمال حج، مستحب است؛ و در اعتبار فاصله بين اين عمره و عمره سابق، خلاف (2)است و احتياط در اين است كه در فاصله كمتر از يك ماه، به قصد رجا بجا آورده شود.

اجازه شوهر براى عمره مفرده

17 183- اگر زوج، زوجه عقد بسته خود را از رفتن به عمره منع كند، ولى او عازم سفر عمره گردد، با توجه به اين كه هنوز زوجه در خانه پدرش مى باشد و عرفاً نفقه خور همسرش به حساب نمى آيد؛ آيا سفر زوجه سفر معصيت است يا نه؟ و آيا احرام اوصحيح مى باشد؟ (3)


1- جهت تفصيل اين مسأله به ذيل مسأله 2/ 184 مراجعه شود.
2- نظريه آيات عظام در اين مسأله، در ذيل مسأله 184 به بعد آمده است.
3- آيات عظام: سيستانى، فاضل و نورى: در فرض مذكور سفر زوجه سفر معصيت مى باشد و احرام وىصحيح نيست. آية اللَّهصافى: سفر او ظاهرا معصيت است وصحت محل اشكال است. آية اللَّه مكارم: احتياط واجب آن است كه رضايت شوهر را جلب كند و حج و عمره او در هر حالصحيح است ولى احتياط آن است كه نمازهاى خود را جمع بخواند و اگر سفر اول او باشد، خواه براى حجّ و يا عمره، اجازه شوهر شرط نيست. آية اللَّه تبريزى: سفر او براى عمره مانعى ندارد و منع زوج نسبت به آن اثرى ندارد.

ص: 20

فصل دوم: تكرار عمره

اشاره

18 184- تكرار عمره- مانند تكرار حج- مستحب است؛ و در مقدار فاصله بين دو عمره، اختلاف فرموده اند؛ و احوط آن است كه در كمتر از يك ماه، به قصد رجا به جا آورده شود. و فرقى بين عمره از طرف خود و ديگرى نيست. (1) فاصله بين عمره تمتع و عمره مفرده

19 2/ 184- آيا بين عمره تمتع و عمره مفرده، نيز فاصله معتبر است؟ (2) آيات عظام خويى، سيستانى،صافى، فاضل، مكارم در هر ماه قمرى مى توان يك عمره انجام داد؛ هر چند يك عمره در آخر ماه رجب و عمره دوّم در اول ماه شعبان واقع گردد.

آية اللَّه خامنه اى: بين دو عمره وجود فاصله معين شرط نيست. ولى بنابر احتياط در هر ماه فقط يك عمره براى خود مى تواند به جا آورد. و اگر دو عمره براى افراد ديگر انجام دهد يا يك عمره براى خود و يك عمره هم براى ديگرى به جا آورد، فاصله مذكور شرط نيست.

آيةاللَّه وحيد: بنابر احتياط و در هر ماه قمرى بيش از يك عمره جايز نيست.

آية اللَّه نورى: در هر روز مى تواند يك عمره انجام دهد.


1- تكرار عمره براى خود: آية اللَّه بهجت و آية اللَّه گلپايگانى: مطلقا جايز است و فاصله شرط نيست. آيات عظام خويى، سيستانى،صافى، فاضل، مكارم در هر ماه قمرى مى توان يك عمره انجام داد؛ هر چند يك عمره در آخر ماه رجب و عمره دوّم در اول ماه شعبان واقع گردد. آية اللَّه خامنه اى: بين دو عمره وجود فاصله معين شرط نيست. ولى بنابر احتياط در هر ماه فقط يك عمره براى خود مى تواند به جا آورد. و اگر دو عمره براى افراد ديگر انجام دهد يا يك عمره براى خود و يك عمره هم براى ديگرى به جا آورد، فاصله مذكور شرط نيست. آيةاللَّه وحيد: بنابر احتياط و در هر ماه قمرى بيش از يك عمره جايز نيست. آية اللَّه نورى: در هر روز مى تواند يك عمره انجام دهد. 2- تكرار عمره براى ديگرى هر نفر يك عمره: همه آيات عظام: جايزاست. تذكر: معلوم شد كه تكرار عمره طبق نظر مراجعى كه فاصله را شرط نمى دانند مطلقا جايز است چه براى خود و چه براى ديگرى.
2- آيات عظام تبريزى، خويى و فاضل: بين اين دو عمره چه قبل از حج و چه بعد از حج، فاصله معتبر نيست. آية اللَّهصافى: به ذيل مساله قبل مراجعه شود. آية اللَّه گلپايگانى و آية اللَّه بهجت: فاصله معتبر نيست مطلقا. آية اللَّه سيستانى: محل اشكال است و احتياط نبايد ترك شود و امّا انجام عمره مفرده بين عمره تمتع و حج، موجب بطلان عمره تمتع مى شود.

ص: 21

ترك فاصله معتبر

20 3/ 184- اگر شخصى فاصله لازم بين دو عمره را- بر فرض اعتبار فاصله- رعايت نكند، و يا با قرائت غلط، عمره نيابى انجام دهد، آيا اساساً احرام منعقد مى شود يا خير؟ (1)21 4/ 184- با توجه به اختلاف فتاوا در مورد فاصله دو عمره وصحيح نبودن قرائت بسيارى از افراد و از سويى تمايل شديد ايشان بر انجام عمره مجدد، آيا اين گونه افراد مى توانند قبل از گذشت فاصله وصرف نظر ازصحيح نبودن قرائت، به نيت اميد مطلوبيت و ترتب ثواب به نيت خودشان محرم شوند و ثواب آن را به ديگران اهدا نمايند؟ (2)

مقصود از فاصله يك ماه

22 186- مقصود از فاصله اى كه عمره در كمتر از آن، به نيّت رجا انجام مى شود، يك ماه است، (3) نه سى روز؛ ولى اگر انجام عمره در بين ماه بوده، احتياط مذكور تا سى روز، مراعات شود.

رها كردن عمره به قصد رجا در اثنا

23 187- در مواردى كه استحباب عمره مفرده قطعى نيست و رجاءً انجام مى شود، آيا مى توان در حين اعمال، آن را رها نمود؟ (4)

احرام قبل از غروب شب اول ماه

24 188- فردى قبل از غروب آفتابِ شب اول ماه، به احرام عمره مفرده محرم شده و اعمال مكّه را در ساعات اوّليه ماه جديد انجام داده است، آيا اين عمره به حساب كدام ماه لحاظ مى شود؟ در همين فرض اگر بعد از غروب آفتاب محرم شد، چگونه محاسبه مى شود؟ (5)


1- آية اللَّه بهجت: فاصله معتبر نيست ولى بر فرض اعتبار، ظاهرا منعقد نمى شود؛ بخلاف مساله قرائت كه منعقد مى شود. آية اللَّه سيستانى: منعقد نمى شود. آية اللَّهصافى: در فرض سؤال احرام محقق نمى شود اگرچه احوط و اولى انجام دادن اعمال و خروج از احرام به تقصير و طواف نساء است والله العالم.
2- آيات عظام بهجت، سيستانى و مكارم: مانعى ندارد. آية اللَّهصافى: به قصد رجاء ثواب مانع ندارد والله العالم. آية اللَّه فاضل: مى تواند به نيت همان فرد محرم شوند وصحيح است حتى اگر قرائت آنها اشكال داشته باشد.
3- گذشت تفصيل حواشى در ذيل مسأله 184.
4- . آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنه اى، فاضل،صافى، سيستانى و نورى: نمى تواند. آيت اللَّه مكارم: خلاف احتياط است.
5- آيةاللَّه بهجت، آيةاللَّه تبريزى، آيةاللَّهصافى، آيةاللَّه نورى، آيةاللَّه مكارم: انعقاد احرام، ميزان است نه انجام اعمال. آية اللَّه فاضل: ظاهراً در هر دو فرض، اعمال عمره مربوط به ماه جديد است و تا ماه آينده نمى تواند مجدداً عمره مفرده بجاآورد.

ص: 22

تكرار خروج از مكه

25 2/ 199- كسانى كه به اقتضاى شغلشان، زياد به مكه وارد و خارج مى شوند، از حكم وجوب احرام در هر بار، مستثنى هستند. (1)

حكم رفت و بازگشت خدمه كاروان

200- خدمه كاروان و مانند ايشان اگر عمره مفرده بجا آورده باشند، هر دفعه كه از مكه خارج مى شوند و به جده مى روند و برمى گردند، لازم نيست محرم شوند. (2)

ورود به مكه بدون احرام

26 204- يكى از كارمندان حج بيش از يك ماه در مكّه بوده و همين مدت از عمره قبلى او گذشته، براى كارى به جدّه مى رود و در برگشت، بدون احرام وارد مكه شده است، وظيفه اش چيست؟ (3)

عبور از ميقات در كمتر از يك ماه

27 205- بعد از انجام عمره مفرده حتى اگر يك ماه فاصله نشده باشد، جهت گذر از ميقات، (4)انجام عمره مفرده بنا بر احتياط به قصد رجا لازم است و بدون آن گذر از ميقات جايز نيست.


1- همچنين افرادى كه در ماهى كه عمره انجام داده اند از حرم خارج مى شوند به تفصيلى كه مى آيد.
2- آيات عظام خويى، سيستانى، فاضل: مگر اينكه در ماه هلالى ديگر وارد مكه شوند كه بايد دو مرتبه محرم بشوند. آية اللَّه سيستانى: اگر عمره مفرده را به نيابت از ديگران بجا آورده اند، بنابر احتياط واجب براى دخول در مكه يا حرم دو مرتبه محرم شوند.
3- آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنه اى، سيستانى،صافى و فاضل: فعلًا وظيفه اى ندارد غير از استغفار اگر عامد بوده است.
4- مراجعه شود به مسأله 184 آيات عظام: تبريزى، خويى سبستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى و مكارم: درصورتى كه در همان ماه قمرى كه محرم شد، به مكّه برود احرام مجدّد لازم نيست. آيةالله خامنه اى: اگر در همان ماهى كه احرام و اعمال عمره را انجام داده است وارد مكه شود عبور از ميقات بلامانع است اما اگر احرام در ماهى و اعمال در ماهى ديگر باشد پس اگر احرام وى در ماه رجب بوده و اعمال را در ماه شعبان انجام داده بنابر احتياط واجب اگر در ماه شعبان مجدداً وارد مكه شود بايد احرام ببندد و رعايت اين احتياط در ماههاى ديگر هم خوب است.

ص: 23

باب اول: اعمال

اشاره

احرام 27

طواف 113

نماز طواف 185

سعى 203

تقصير 223

طواف نساء و نماز آن 231

ص: 24

ص: 25

اول

وجوب احرام 27

مكان احرام عمره مفرده 28

1- ميقاتهاى پنجگانه 28

2- احرام از مكان منذوز 33

3- احرام از محاذات 34

4- احرام از ادنى الحل 36

واجبات احرام 39

1- پوشيدن جامه احرام 39

2- نيت احرام 45

3- تلبيه 46

مستحبات احرام 51

غسل احرام 51

محرّمات احرام 55

1- محرّمات مشترك 55

2- محرّمات مخصوص به مردان 79

3- محرّمات مخصوص به بانوان 94

احرام و عمره كودكان 98

مستحبات و آداب105

ص:26

ص: 27

فصل اول: وجوب احرام

وجوب احرام براى ورود به مكه

28 235- ورود به مكه (1) بدون احرام، جايز نيست؛ مگر مواردى كه استثنا شده است؛ و- به حسب اختلاف شرايط- به نيت عمره تمتع، يا حج، يا به نيت عمره مفرده،صورت مى گيرد.

از اين حكم، كسانى كه به مقتضاى شغلشان، زياد وارد مكه شده و از آن خارج مى شوند، همچنين افرادى كه در ماه احرام قبل- به تفصيلى كه گذشت- به مكه وارد مى شوند، استثنا شده اند.

احرام بعد از انعقاد زايل نمى شود

29 241- محرم نمى تواند احرام خود را به هم بزند و مُحل شود؛ و اگر لباس احرام را به قصد بيرون آمدن از احرام، از تنش بيرون بياورد، احرامش به هم نمى خورد و محرّمات احرام بر او حلال نمى شود؛ و اگر موجب كفّاره بجا آورد، بايد كفّاره بدهد.

محرم كردن مجنون واجب نيست

30 242- مجنون تكليف ندارد؛ و احرام بر او واجب نيست؛ و اگر بدون احرام وارد مكه شود، اشكالى ندارد.


1- . آية اللَّه سيستانى: ورود به مكّه بلكه در حرم بدون احرام جايز نيست. مناسك، مسأله 141.

ص: 28

فصل دوم: مكان احرام عمره مفرده

اشاره

احرام عمره مفرده به حسب اختلاف شرايط در يكى از مكانهاى ذيلصورت مى گيرد:

1- ميقاتهاى پنجگانه

لزوم احرام جهت گذر از ميقات در مسير مكه

31 190- كسانى كه در مسير عمره مفرده، از مواقيت پنج گانه گذر مى كنند، نمى توانند بدون احرام از آنجا عبور نمايند؛ و درصورت عبور، واجب است (1) به ميقات بازگردند؛ و اگر كسى نتوانست برگردد، هرجا كه هست محرم شود. (2)

الف- مسجد شجره

مسجد شجره يا «ذُوالحُلَيفه»، ميقات كسانى است كه از مدينه منوره، به مكه مى روند.

32 245- تأخير احرام (3) درصورت ضرورت، از مسجد شجره تا ميقات اهل شام (جحفه)، جايز است.


1- آيات عظام بهجت،صافى، فاضل، گلپايگانى: عبور از ميقات بدون احرام جايز نيست و درصورت تجاوز، احرام از ادنى الحل براى قاصد عمره مفرده كافى است.
2- . تفصيل نظريه آيات عظام ذيل مسأله 236 مناسك محشاى حج و 262 و 197 اين كتاب آمده است. آية اللَّه خامنه اى: واجب است برگردد و از همان ميقاتى كه از آن عبور كرده است محرم شود، چه ميقات ديگرى در جلو باشد يا نه.
3- . آيةاللَّه بهجت: و جواز طرف مقابل كه احرام از مسجد با فعل مضطر اليه و فداء است، محل تأمّل است. مناسك شيخ،ص 9.

ص: 29

احرام از داخل مسجد شجره

33 246- احرام- بنابر احتياط واجب- بايد در داخل مسجد شجرهصورت گيرد، نه اطراف آن (1) و احرام در هر جاى مسجد شجره- حتى در قسمت توسعه يافته- جايز است،(2) ولى احتياط مستحب آن است كه در محلّ اصلىصورت گيرد.

احرام جنب و حائض در حال عبور از مسجد

34 247- اشخاص جنب و حايض مى توانند (3) در حال عبور از مسجد محرم شوند و نبايد در مسجد توقف كنند، هر چند اگر عصياناً هم توقف نمايند و محرم شوند، احرام آن هاصحيح است.(4)


1- آية اللَّه بهجت: بايد درصورت امكان از درون مسجد احرام بسته شود. مناسك،ص 64. آية اللَّه خامنه اى: احرام خارج از مسجد شجره، براى كسانى كه از طريق مدينه به سوى مكه حركت مى كنند، كفايت نمى كند و واجب است داخل مسجد محرم شوند. آية اللَّه خويى: احرام از منطقه ذو الحليفه، مانعى ندارد. تعليقة العروة، ج 2،ص 342. آية اللَّه وحيد: ذوالحليفه ميقات هر كسى است كه بخواهد از راه مدينه به حج برود، و احوط افضل اين است كه احرام از مسجد آن كه معروف به مسجد شجره است، بسته شود. مناسك فارسى معظم لهصفحه 86 آيات عظام تبريزى،صافى، گلپايگانى، مكارم: از داخل مسجد مستحب است و همين كه احرام در محاذى مسجد از طرف راست يا چپ باشد، كفايت مى كند؛ آية اللَّه تبريزى: ولى احتياط واجب آن است كه از پشت مسجد قديم احرام نبندند.
2- آية اللَّه بهجت: احتياطاً احرام از مسجد قديمى شجره باشد و با فحص از اهل اطّلاع، توسعه از يمين ويسار و خلف است و قسمت محراب از مسجد قديمى محسوب مى شود. استفتائات، س 33 آية اللَّه تبريزى: احتياط واجب اين است كه از پشت مسجد قديم احرام نبندد.
3- آيات عظام: خويى،صافى، گلپايگانى، مكارم: به مساله قبل مراجعه شود. آيةاللَّه تبريزى: شخص جنب و حايض در خارج مسجد محرم مى شود و تجديد تلبيه در جُحفه لزومى ندارد ونيز اگر در حال عبور از مسجد محرم شوند مانعى ندارد. آية اللَّه سيستانى: براى حايض و نفساء احرام بستن بيرون مسجد شجره كافى است. آية اللَّه فاضل: اگر امكان نداشته باشد يعنى مسجد دو درب نداشته باشد يا امكان عبور از مسجد به جهت ازدحام و موانع ديگر نباشد، كنار مسجد محرم شوند و در اين فرض تجديد احرام در جحفه يا محاذات آن لازم نيست.
4- آية اللَّه تبريزى:صحّت احرام او محلّ اشكال است و بايد تلبيه را به قصد احرام تجديد كند. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: چنانچه قصد قربت از او متمشّى شود احرامصحيح است. آية اللَّه مكارم: اگر عمداً باشد خالى از اشكال نيست.

ص: 30

احرام حائض نزديك مسجد شجره

35 248- اگر حايض نتواند تا پاك شدنصبر كند، احتياط آن است كه نزديك مسجد محرم شود و در «جحفه» يا محاذى آن، احرام را تجديد كند.(1)

احرام جنب با تيمم در داخل مسجد

36 249- اگر جنب نتواند به خاطر زيادى جمعيت، در حال عبور از مسجد احرام ببندد و آب براى غسل نباشد و نتواندصبر كند تا آب پيدا شود، بايد تيمم كند و در داخل مسجد احرام ببندد. (2) 37 250- اگر حائض براى احرامِ در حال عبور، وارد مسجد شجره شود و تلبيه بگويد ولى نتواند از در ديگر خارج شود و از همان درى كه وارد شده بود، خارج شود، احرامشصحيح است. (3)

احرام در خارج مسجد و تجديد در جحفه

38 251- زنانى كه به علت عادت ماهانه نمى توانند داخل مسجد شجره محرم شوند،(4)بنا بر احتياط در خارج آن محرم شوند، و در جُحْفه (5) يا مُحاذى آن، تجديد احرام نمايند؛ (6) و چنانچه محاذاتْ


1- آية اللَّه نورى: اگر به واسطه زيادى جمعيت، از عبور از مسجد هم عاجز باشد، احتياط آن است كه از نزديك مسجد محرم شود. آية اللَّه بهجت: اگر نتواند وارد مسجد شود در خارج مسجد محاذى آن محرم مى شود و در جحفه يا محاذى آن تجديد احرام مى كند بنابر احتياط. مناسك، س 34. آية اللَّه خامنه اى: زنى كه داراى عذر است، مى تواند در حال عبور از مسجد محرم شود، به شرطى كه مستلزم توقف در مسجد نباشد. ولى اگر مستلزم توقف در مسجد هر چند بر اثر ازدحام و مانند آن باشد و نتواند احرام را تا برطرف شدن عذر به تأخير بيندازد، بايد از جحفه يا محاذات آن محرم شود. و جايز است با نذر از هر مكان ديگرى قبل از ميقات محرم شود. نظريه ساير آيات عظام از مسأله 246 بدست مى آيد.
2- آية اللَّه فاضل و آية اللَّه نورى: و همچنين است حايض كه از حيض پاك شده است. نظريه ساير آيات عظام در اين مسأله از ذيل مسأله 246 و 247 به دست مى آيد.
3- آية اللَّه تبريزى:صحّت احرامش محلّ اشكال است.
4- آيةالله نورى: مى توانند داخل مسجد شوند و در حال عبور از مسجد احرام ببندند و در مسجدتوقف نكنند.
5- آية اللَّه تبريزى: مى توانند در ذوالحليفه محرم شوند و احتياط واجب اين است كه از طرف راست ياچپ يا جلوى مسجد قديم محرم شوند. آية اللَّه خويى: احرام در منطقه ذوالحليفهصحيح است. تعليقه عروه، ج 2،ص 342.
6- آيات عظام سيستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم: تجديد احرام لازم نيست.

ص: 31

معلوم نباشد، اگر حدود آن را تشخيص دهند و در تمام آن حد، با بقاى نيت، تلبيه را تكرار كنند، كفايت مى كند.

ميقاتهاى ديگر

39 ب- «وادى عقيق»- كه اوايل آن را «مسلخ» و اواسط آن را «غمره» و اواخر آن را «ذات عرق» مى گويند كه محل احرام عامه است- ميقات كسانى است كه از راه عراق و نجد به مكه مى روند.

ج- «قرن المنازل»، ميقات كسانى است كه از راه طائف حج مى روند.

ه- «يَلَمْلَمْ»- كه اسم كوهى است- ميقات كسانى است كه از راه يمن مى روند.

د- «جُحْفه»، ميقات كسانى است كه از راه شام به مكه مى روند.(1)

تأخير احرام از ميقات و محاذات آن

40 260- تأخير احرام از ميقات اختياراً جايز نيست؛ بلكه بنابر احتياط (2) واجب، تأخير از محاذات ميقات نيز، بدون احرام جايز نيست، اگرچه ميقات ديگرى بعد از آن باشد.

وجوب بازگشت به ميقات با امكان

41 261- اگر كسى بدون احرام(3)

آية اللَّه بهجت: در حال اختيار.» از ميقات (4)عبور كند، واجب است درصورت امكان برگردد و از همان ميقات محرم شود؛ بلكه حتى اگر ميقات ديگرى هم بعد از آن باشد، بايد- بنابر احتياط


1- آية اللَّه سيستانى: و كسانى كه از مسجد شجره گذشته و محرم نشده اند هرچند بدون عذر.
2- آية اللَّه بهجت: اقرب جواز عدول اهل مدينه است از مرور به ذوالحليفه براى احرام از جحفه اختياراً. مناسك شيخ،ص 9. نظريه آية اللَّه خويى در مورد محاذات در ذيل مسأله 274 آمده است. آية اللَّه سيستانى: احوط اين است كه مكلف از محاذى ميقات نگذرد، مگر با احرام، اگرچه بعيد نيست كه گذشتن جايز باشد، درصورتى كه در پيش روى مكلف ميقاتى يا محاذى ميقاتى باشد. مناسك، مسأله 167. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بلكه واجب است. آية اللَّه فاضل: اين احتياط مستحب است.
3- آيات عظام فاضل: و بدون عذر. آية اللَّه بهجت: در حال اختيار.
4- آية اللَّه فاضل: در حج تمتع بدون عذر.

ص: 32

واجب (1) به همان ميقاتى كه از آن گذشته برگردد و محرم شود.

عبور از ميقات با عذر

42 262- كسى كه از روى فراموشى، يا ندانستن مسأله، يا عذر ديگر، (2)

بدون احرام از ميقات عبور كند، اگر بازگشت به ميقات و انجام اعمال عمره تمتع ممكن باشد، بايد باز گردد و از ميقات «(3)» احرام ببندد، چه داخل حرم شده باشد يا نه؛ و اگر بازگشت و انجام اعمال ممكن «(4)» نباشد، اگر داخل حرم نشده باشد، از همان جا احرام ببندد و بنابر احتياط مستحب «(5)» هر مقدارى مى تواند به طرف ميقات برگردد و آنجا محرم شود؛

و اگر داخل حرم شده، اگر ممكن است و به اعمال عمره مى رسد، از حرمْ خارج «(6)» و محرم شود؛


1- . آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنه اى، خويى،صافى، گلپايگانى: درصورت امكان بايد برگردد. آية اللَّه سيستانى: و هرگاه بدون احرام، از ميقات گذشته، درصورت امكان بايد به ميقات برگردد، مگر كسى كه بدون عذر از ذوالحليفه گذشته و به جحفه رسيده باشد، كه چنين شخصى بنابر اظهر، برايش كافى است كه از جحفه احرام ببندد، اگر چه گناهكار است. مناسك، مسأله 167. آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب نيست.
2- آية اللَّه بهجت: عذرى كه مسوّغ ترك باشد و لو ظاهراً؛ از قبيل مرض و جهل به موضوع، بدون تقصير، وظاهر لحوق جهل به حكم است با عدم تقصير در آنچه مذكور شد. مناسك شيخ،ص 11.
3- آية اللَّه سيستانى: اين حكم در غير مورد مسجد شجره است و كسى كه از آن عبور كند هرچند عمدى باشد مى تواند از جحفه محرم شود، گر چه گناه كرده است.
4- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: پس اگر از ميقات ديگرى عبور مى كند، از ميقات بعدى محرم شود واگر ميقات ديگرى در مسير نيست، به مقدارى كه مى تواند به طرف ميقات برگردد و اگر هيچيك از اين طرق ممكن نيست از همان محل محرم شود.
5- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب، به مقدارى كه ممكن است به طرف ميقات برگردد و محرم شود. آية اللَّه خامنه اى: به احتياط واجب بايد برگردد به طرف ميقات به هر مقدار كه ممكن باشد تا از انجا محرم شود و اگر داخل حرم شده و مى تواند از حرم براى احرام خارج شود، بايد براى احرام از حرم خارج شود و اگر به علت تنگى وقت و مانند آن نمى تواند از حرم خارج شود، بايد داخل حرم از همان جايى كه عذرش برطرف شده است محرم شود. آية اللَّه مكارم: اگر مى تواند و به اعمال عمره مى رسد، از حرم خارج شود و هرچند به تنعيم رود.
6- آية اللَّه بهجت: و احتياط به دور شدن از حرم، به مقدار عدم فوت حج ترك نشود. مناسك شيخ،ص 11. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و در ميقات محرم گردد و يا به طرف ميقات به مقدارى كه ممكن است برود وإلّا از ادنى الحل محرم شود و درصورت عدم تمكّن از رفتن به ادنى الحلّ در مكّه محرم شود. آداب و احكام حج، مسأله 293. آية اللَّه مكارم: هرچند به تنعيم رود.

ص: 33

و اگر نمى تواند، همان جا محرم شود و بنابر احتياط مستحب هرقدر مى تواند به طرف خارجِ حرم برگردد و آنجا محرم شود.

2- احرام از مكان منذوز

اشاره

43 253- زن هاى حايض مى توانند در مدينه با نذر محرم شوند؛ و در اينصورت لازم نيست به مسجد شجره بروند (1)؛ ولى نذر زن، بايد با اذن شوهر باشد. (2) 25444- احرام بستن پيش از ميقات، جايز نيست وصحيح واقع نمى شود؛ ولى با نذر، جايز است؛(3)و درصورت نذر، بايد از مكان منذور محرم شود؛ مثلا اگر نذر كرد كه از «قم» محرم شود، واجب است عمل كند؛ و بهتر آن است كه در ميقات، يا محاذات آن، احرام را تجديد كند.(4)

نذر نايب براى احرام

45 256- نذر احرام قبل از ميقات، براى نايب نيز جايز است.


1- گذشت در مسأله 246 به بعد نظر آيات عظامى كه مطلقا يا در اين خصوص، احرام در خارج مسجد شجره را مجزى مى دانند.
2- آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى، مكارم: اگر نذر زن مزاحم حق شوهر نباشد اجازه لازم نيست. آية اللَّه خامنه اى: درصحت نذر زوجه براى احرام پيش از ميقات درصورتى كه شوهر او غايب باشد، اذن شوهر شرط نيست. ولى اگر حضور داشته باشد، احتياط واجب آن است كه از او اذن بگيرد. و اگر بدون اذن شوهر نذر كند، نذر او منعقد نمى شود.
3- آية اللَّه سيستانى: اگر بداند مستلزم ارتكاب محرّم مى شود؛ مانند استظلال، انعقاد نذر مورد اشكال است. آية اللَّه فاضل:صحت نذر براى كسى كه مى داند ناچار مى شود در روز با وسيله مسقف حركت كند محل اشكال است، بلى اگر بداند كه براى احرام عمره تمتع نمى تواند به يكى از مواقيت معروفه برود نذر اشكال ندارد و معصيت هم نكرده است. ولى احتياط آن است كه در ادنى الحل تجديد احرام كند و در هر دوصورت كفّاره استظلال را بايد بدهد.
4- آية اللَّه بهجت: نيازى به تجديد احرام در ميقات نيست بلكه مى تواند از راهى به مكّه برود كه بر ميقات نگذرد. مناسك، مسأله 164.

ص: 34

احرام از مكه با نذر

46 192- آيا احرام با نذر، از داخل شهر مكه و يا مسجدالحرام، براى عمره مفرده جايز است؟ (1)

نذر در ايران براى احرام از جده

47 194- اگر كسى از ايران نذر كند كه در جدّه محرم شده، سپس براى انجام عمره مفرده به مكّه برود، آيا اين نذرصحيح است؟ و احرام اوصحيح مى باشد؟ «(2)48 2/ 196- كسانى كه به قصد عمره مفرده وارد جدّه مى شوند، آيا مى توانند با نذر از مسجد تنعيم، محرم شوند؟ (3)

3- احرام از محاذات

اشاره

49 271- اگر قاصد مكه از راهى برود كه به هيچ يك از ميقات ها عبورش نيفتد، بايد از محاذات ميقات، احرام ببندد. (4)

معلوم نبودن محاذات

50 272- اگر مكان محاذات معلوم نباشد، (5)بايد از اهل اطلاع و مورد وثوق سؤال شود.(6)


1- همه آيات عظام: نمى تواند.
2- آيات عظام: بهجت،صافى، فاضل، مكارم و نورى: اين نذرصحيح است و كفايت مى كند؛ آية الله سيستانى: مگر بداند كه مجبور مى شود در روز سوار ماشين مسقف شود كهصحت نذر در اين فرض، محل اشكال است و همين طور بنابر احتياط شب هاى بارانى. آية الله تبريزى و آية الله خامنه اى: نذر و احرام او باطل است.
3- آية الله بهجت: درصورتى كه نذر كرده باشد كه درصورت گذر از ميقات يا محاذات آن به هر علتى، در مسجد تنعيم محرم شود، نذر منعقد است. آية اللهصافى: جايز نيست ولى درصورت گذر به هر علت، احرام درادنى الحل كافى است. آية الله فاضل: جايز نيست.
4- آية الله بهجت: بايد از محاذات اولين ميقات نزديك به خود محرم شود مناسك،ص 66. آية الله خويى: كسى كه تقريبا يك ماه بيشتر در مدينه منوره اقامت نموده و عازم حج باشد و بخواهد از غير راه متعارف مدينه تا مكه برود، همين كه شيش ميل از مدينه دور شود محاذى و برابر مسجد شجره خواهد بود و همان جا ميقاتش خواهد بود و از همان جا احرام مى بندد. و در تجاوز نمودن از محاذات مسجد شجره و احرام بستن از محاذات يكى از مواقيت ديگر، بلكه از خصوص مورد مذكور نيز مشكل است.
5- آية الله بهجت: اگر علم به محاذات ممكن نباشد، ظاهرا كفايت گمان است درصورتى كه موجب اطمينان يا حاصل از سؤال اهل آن محل باشد على الأحوط. مناسك شيخ،ص 11.
6- آية اللَّه سيستانى: اگر دو خطّ متقاطع را فرض كنيم كه زاويه قائمه اى را تشكيل مى دهند و يكى از آن ها از مكه مى گذرد و ديگرى از ميقات، نقطه تقاطع، محلّ محاذات با ميقات است و معيار در اين امرصدق عرفى است نه دقت عقلى.

ص: 35

احرام با نذر با معلوم نبودن محاذات

51 273- اگر كسى نتواند محاذات را بفهمد، (1) قبل از رسيدن به محلى كه احتمال مى دهد از محاذات گذشته است، با نذر محرم شود؛ (2) بلكه اگر از محل معينى پيش از رسيدن به محاذات، به نذر محرم شود، احوط است.

52 274- كسانى كه از محاذاتِ غير مسجد شجره عبور مى كنند، احتياط مستحب (3)آن است كه قبل از رسيدن به محاذات، با نذر محرم شوند و بهتر آن است كه در محاذات، تجديد احرام كنند.

مراد از محاذات

53 275- مراد از «محاذات» مكانى است كه ميقاتْ در يك خط راست، به طرف راست يا چپ شخص واقع شود؛ به طورى كه اگر از آنجا بگذرد، ميقات متمايل به پشت او شود.

محاذات با دو ميقات

54 277- اگر عبور كسى به گونه اى است كه با دو ميقات، محاذات پيدا مى كند، (4)احتياط واجب (5)


1- آية اللَّه بهجت: اگر در طريق او محاذات علميّه با ظنّيه نباشد احوط رفتن به سوى ميقاتى يا محاذات آن است و محتمل است جواز احرام از اوّل احتمال و تجديد آن در مقدار اقرب مواقيت به مكّه. مناسك شيخ،ص 10 و 11.
2- آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط.
3- آية اللَّه خويى: اگر فاصله زياد باشد، ظاهراً نذر لازم است و اگر فاصله كم باشد، بنابر احتياط واجب بايدنذر كند يا اين كه به يكى از مواقيت برود. مناسك، مسأله 164. آيةاللَّهصافى، آيةاللَّه گلپايگانى: متعرض مسأله استحباب نذر نشده اند.
4- آية اللَّه تبريزى: بايد از جايى كه اول محاذات پيدا مى كند، احرام ببندد و تجديد نيت در محاذات ميقات بعد لازم نيست. نظر آية اللَّه خويى با ملاحظه مسأله 271 منتفى است. آية اللَّه سيستانى: مخيّر است از محاذى هر كدام احرام ببندد، گرچه احتياط مستحب احرام در محاذى اوّل است.
5- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: واجب است كه از جائيكه .....

ص: 36

آن است كه از جايى كه ابتدا محاذات حاصل مى شود، احرام ببندد و در محاذات ميقات بعد، نيت احرام را تجديد كند.(1)

4- احرام از ادنى الحل

انجام عمره از داخل مكه

55 2/ 190- افرادى كه از مكه عمره به جا مى آورند، به ادنى الحل- كه افضلِ آن «جِعرانه»، «حُديبيه» و «تنعيم» است- رفته، و محرم مى شوند.

عدم خصوصيت مسجد تنعيم براى احرام

56 191- براى احرام عمره مفرده، مسجد تنعيم، خصوصيت ندارد و احرام از ادنى الحلّصحيح است هرچند در مسجد نباشد.

معيار ادنى الحل

57 2/ 192- آيا احرام از ادنى الحل كه ميقات عمره مفرده است، بايد از اولين نقطه متصل به حرم انجام شود، يا با فاصله نيز كافى است، يا ميزان ادنى الحل عرفى است؟ «آيات عظام: بهجت، خامنه اى، تبريزى، فاضل، مكارم: ميزان ادنى الحل عرفى است.

(2)

احرام شاغلين در جده

58 193- ميقات براى شاغلين در جده- از ايرانيان و غير آن ها- در عمره تمتع و عمره مفرده،(3)همان مواقيت معروفه است و نمى توانند از جده يا ادنى الحل محرم شوند؛ و اگر از روى جهل به مسأله در غير ميقات محرم شوند، احرام آن هاصحيح نيست و محرّمات احرام بر آنها حرام نمى شود؛


1- . آية اللَّه بهجت: اقوى كفايت احرام اوّل است؛ به نحوى كه در مسأله 271 بيان شد. مناسك،ص 10. آية اللَّه فاضل: تجديد احرام لازم نيست و بايد از اول محاذات محرم شود.
2- آيات عظام: بهجت، خامنه اى، تبريزى، فاضل، مكارم: ميزان ادنى الحل عرفى است. آيةاللَّهصافى: و از آن فاصله نگيرد. آيةاللَّه سيستانى:صدق ادنى الحل معيار است در همه مرزهاى حرم.
3- آية اللَّه خويى: اگر حدود سه سال در جده مى ماند كهصدق مقرّ و منزل بر آن بكند، مى تواند از جدّه محرم شود. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 322 و 320. آية اللَّه سيستانى: مى توانند از جده با نذر محرم شوند و كسى كه منزلش از ميقات به مكّه نزديك تر باشد مى تواند از منزل احرام ببندد. آية اللَّه مكارم: براى عمره مفرده، مى توانند مانند سايرين از حديبيه محرم شوند. تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 197 آمده است.

ص: 37

و با فرض علم و عمد هم، حكم همين است؛ هرچند درصورت جهل، اگر بعد از اعمال، مسأله را فهميدند، عمل آنانصحيح است.(1)

احرام براى عمره مفرده از جدّه

59 195- شخصى از روى جهل به حكم، در جدّه براى عمره مفرده محرم مى شود وپس از انجام طواف و نماز و سعى، متوجه مى شود كه مى بايست به يكى از مواقيت مى رفته، تكليف او چيست؟ (2)

ورود به جده و احرام از تنعيم

60 196- كسانى كه به قصد عمره مفرده وارد جدّه مى شوند، آيا مى توانند از مسجد تنعيم كه ادنى الحلّ است، محرم شوند؟ (3)


1- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى:صحت عمره محل اشكال است. آية اللَّه بهجت، آية اللَّه سيستانى: و احتياطاً درصورت امكان عمره را اعاده نمايند. آية اللَّه فاضل: درصورت جهل و نسيان، اگر بعد از اعمال حج متوجّه شوند حجّصحيح است و اگر بعد از عمره تمتّع يا عمره مفرده متوجّه شوند عمره باطل است و در عمره تمتّع اگر وقت دارد و ممكن باشد، جبران كند و اگر وقت ندارد حجّ تمتّع بدل به حجّ افراد مى شود و در اينصورت نيز كفايت از حَجّةالاسلام مى كند.
2- آيةاللَّه بهجت: عمره از او محقّق نشده است. آية اللَّه تبريزى: احتياطاً به يكى از مواقيت ولو به جحفه برود و براى عمره مفرده احرام ببندد و اعمال عمره مفرده را انجام دهد، واللَّه العالم. آيةاللَّه خامنه اى و آيةاللَّه فاضل: فعلًا تكليفى ندارد، بلى اگر از طرف كسى نايب بوده و يا به سبب نذر عمره واجب شده باشد كفايت نمى كند. آية اللَّهصافى: در فرض سؤال، احتياطاً بقيّه اعمال عمره را اتمام كند و چنانچه عمره مفرده به نذر و غيره واجب بوده اكتفا به آن نكند و از ادنى الحلّ محرم شود و عمره واجبه خود را انجام دهد، واللَّه العالم. آيةاللَّه مكارم: احرامش باطل است و بايد به ادنى الحلّ برود و از آنجا محرم شود و عمره را تجديد كند. آيةاللَّه سيستانى: عمره او باطل است و اگر نمى تواند به ميقات برود مى تواند از أدنى الحِلّ؛ مانند مسجد تنعيم، دوباره محرم شود و اعمال را انجام دهد. آية اللَّه نورى: اگر بعد از اعمال متوجّه شود عمره اوصحيح است.
3- آية اللَّه بهجت و آية اللَّهصافى: عبور از ميقات يا محاذى آن، براى قاصد مكّه بدون احرام جايز نيست هرچند بخواهد عمره مفرده بجا آورد و لكن اگر معصيت نمود و از ادنى الحل محرم شد، عمره اوصحيح است. آية اللَّه تبريزى و آية اللَّه نورى: بايد به جحفه يا ميقات ديگر- از مواقيت معروفه- بروند و از آنجا محرم شوند؛ آية اللَّه خامنه اى و آيةاللَّه سيستانى: و اگر نتواند به ميقات برود، احتياط واجب اين است كه با نذر از جدّه احرام ببندد. آية اللَّه فاضل: بايد با نذر قبل از ورود به شهر مكه محرم شود و يا به مواقيت ديگر مثل جعرانه و حديبيه برود و از آنجا محرم شود. آية اللَّه مكارم: ميقات آن ها حديبيه، كه تقريباً هفده كيلومتر با مكّه فاصله دارد، مى باشد. اگر از جاده قديم بروند به حديبيه برخورد مى كنند و اگر نروند از محاذات آن كفايت مى كند.

ص: 38

احرام از حديبيّه

61 197- كسانى كه با هواپيما به جده مى روند، نمى توانند- براى عمره تمتع يا مفرده (1)- از جده يا حديبيه محرم شوند؛ بلكه بايد به يكى از مواقيت- مثل جحفه (2)بروند؛ و اگر به مدينه مى روند، بايد از مسجد شجره محرم شوند.

62 198- حديبيّه ميقات عمره مفرده است، براى كسانى كه در مكه هستند


1- آيات عظامصافى، فاضل، گلپايگانى: در عمره مفرده احرام از ادنى الحلّ كفايت مى كند، اگرچه با عبوراز ميقات بدون احرام گناه كرده است. مناسك عربى،ص 84.
2- آية اللَّه بهجت: مثل جحفه يا محاذات آن. مناسك، مسأله 173 به ذيل مسأله 272 و 258 مناسك محشاى حج مراجعه شود. آية اللَّه سيستانى: مى تواند از جدّه با نذر محرم شود؛ زيرا جنوب شرقى آن محاذى با جحفه است.

ص: 39

فصل سوم: واجبات احرام

اشاره

63 278- واجبات احرام سه چيز است:

1- پوشيدن جامه احرام

اشاره

64 279- هنگام محرم شدن و در حال احرام، (1)پوشيدن دو جامه احرام- كه يكى «لنگ» و ديگرى «ردا» است- بر مردان واجب است.

احتياط واجب (2) آن است كه پوشيدن اين دو جامه (3)، قبل از نيت احرام و تلبيه باشد؛ و اگر كسى بعد از لبيك بپوشد، احتياط (4) آن است كه لبيك را دوباره بگويد.


1- آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب است كه زن ها نيز دو جامه احرام را هنگام محرم شدن بپوشند. آية اللَّه صافى: و در طواف و سعى. آية اللَّه گلپايگانى: پوشيدن دو جامه احرام اختصاص به مردان ندارد و احتياط واجب آن است كه زن ها نيز دو جامه را بپوشند، اگرچه كندن لباس دوخته بر آن ها واجب نيست و جايز است بعد از احرام دو جامه احرام را بيرون بياورند و با همان لباس خودشان باشند وبهتر آن است كه درحال سعى وطواف دو جامه احرام را دربرداشته باشند. مناسك فارسى،ص 28.
2- آية اللَّه بهجت: محل پوشيدن، از باب مقدّمه، قبل از نيّت وتلبيه است؛ واحتياط درصورت تاخيرپوشيدن، در اعاده نيّت وتلبيه است. مناسك شيخ،ص 14. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: مى بايست قبل از نيت و تلبيه دو جامه را بپوشند.
3- آية اللَّه نورى: لباسهاى دوخته را بكند و اين دو جامه را ...
4- آية اللَّه خامنه اى، آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب است. آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب اعاده نيت و تلبيه است. مناسك، مسأله 189.

ص: 40

جواز پوشيدن بيشتر از دو جامه

65 280- حداقل مقدارِ واجبِ لباس احرام، دو جامه است و زيادتر مانع ندارد.

عدم جواز اكتفا به يك جامه

66 281- بنابر احتياط واجب (1) در حال اختيار، به يك جامه بلند- كه مقدارى از آن را لنگ و مقدارى را ردا قرار دهد- اكتفا نشود (2)بلكه بايد دو جامه جدا باشند.

مقدار پوشش جامه احرام

67 282- پوشيدن لباس احرام به نحو متعارف كفايت مى كند و لازم نيست (3) لنگ، ناف و زانو را بپوشاند؛ هر چند پوشاندن آنها مستحب است.

عدم اعتبار كيفيت خاص در پوشيدن

68 283- در پوشيدن دو جامه احرام، ترتيب خاصى معتبر نيست، بلكه به هر ترتيبى(4) باشد، مانع ندارد، فقط بايد- به هر كيفيتى كه مى خواهد- يكى را لنگ و يكى را ردا قرار دهد؛ و احتياط مستحب (5)آن است كه ردا، شانه ها را بپوشاند. (6)


1- آيةاللَّه خامنه اى: پوشيدن دو جامه احرام واجب تعبدى است.
2- آية اللَّه بهجت: احرامصحيح است. آية اللَّه سيستانى: بلكه ظاهر اين است كه كافى نباشد.
3- آيةاللَّه بهجت: ازار از ناف تا زانو را بايد بپوشاند مناسك، مسأله 189. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بايد به اندازه اى باشد كه ناف تا زانو را بپوشاند. آيات عظام سيستانى،صافى، گلپايگانى، مكارم: بنابر احتياطِ واجب، لازم است.
4- آية اللَّه بهجت: يكى از آن ها بايد بپوشاند ما بين ناف و زانو را و ديگرى كه ردا باشد آنقدر باشد كه دو شانه را بپوشاند به نحوى كه ردا و تردّى به آنصادق باشد. مناسك شيخ،ص 14. آية اللَّه خامنه اى: اگر به نحو متعارف باشد كفايت مى كند. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: احتياط آن است كه پوشيدن به نحو متعارف باشد. آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب اين است كه پوشيدن به نحو متعارف باشد.
5- آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب. آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنه اى،صافى، گلپايگانى: بايدردا به قدرى باشدكه شانه هارا بپوشاند. آية اللَّه سيستانى: احتياط واجب اين است كه ردا به اندازه اى باشد كه دو شانه و دو بازو و مقدار قابل توجّهى از كمر را بپوشاند. مناسك، مسأله 189.
6- آية اللَّه فاضل: بلكه واجب است علاوه بر آن، قسمتى را بپوشاند؛ به گونه اى كهصدق ردا بكند.

ص: 41

قصد قربت در پوشيدن احرام و كندن دوخته

69 284- بنابر احتياط واجب،(1)هنگام پوشيدن جامه احرام، نيت و قصد امر الهى و اطاعت او جلّ جلاله، واجب است؛ (2) و احتياط مستحب آن است كه هنگام كندن جامه دوخته هم، قصد اطاعت كند.

شرط لباس احرام از حيث صحت نماز در آن

70 285- در جامه احرام،صحت نماز شرط است؛ (3)پس احرام در جامه حرير و غير مأكول (4) و جامه متنجّس به نجاستِ غير معفوِّ در نماز، كفايت نمى كند.

لباس بدن نما

71 286- لنگ بايد نازك و بدن نما نباشد؛ و همچنين است بنابر احتياط مستحب (5) ردا. (6)

لباس احرام زن

72 287- لباس احرام زن، بنابر احتياط واجب، (7)از حرير خالص نباشد؛ بلكه احتياط آن است كه تا آخرِ احرام، حرير نپوشد.

73 288- زن مى تواند (8) در لباس خودش- به هر نحو كه باشد دوخته يا ندوخته (9)- محرم شود؛ ولى حرير محض نباشد.(10)


1- آية اللَّه فاضل: براى مردان كه لباس احرام مى پوشند واجب است آن را با قصد قربت بپوشند و زنان نيزلازم است نيت كنند لباسى را كه پوشيده اند لباس احرام آنهاباشد.
2- آية اللَّه بهجت و آية اللَّه سيستانى: در پوشيدن لباس احرام قصد قربت لازم است.
3- آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط. در مجموع موانع نماز خواندن در لباس. مناسك شيخ،ص 14.
4- آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب در غير درندگان.
5- آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى، فاضل، مكارم، نورى: احتياط واجب است. آية اللَّه سيستانى: احتياط اين است كه هيچ قسمتى از إزار بدن نما نباشد، ولى اين شرط در ردا معتبر نيست. مناسك، مسأله 193. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: معظم له در مناسك فارسى احتياط وجوبى و در مناسك عربى فتوا مى دهند به اينكه بدن نما نباشد.
6- آية اللَّه خامنه اى: بدن نما بودن ردا مانع ندارد، مشروط بر اين كه ردا بر آنصدق كند.
7- آية اللَّه بهجت: اما زنان بنابر اقوى جايز است در جامه حرير احرام ببندند، گرچه احتياط در ترك آن است. و همچنين است جواز پوشيدن آن در جميع احوال احرام. مناسك شيخ،ص 15. آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى،صافى، گلپايگانى: بايد از حرير خالص نباشد.
8- نظريه آيات عظامصافى، فاضل، گلپايگانى: در واجبات احرام پوشيدن لباس گذشت.
9- آيةاللَّه مكارم: و به هر رنگ باشد.
10- آية اللَّه بهجت: در مسأله قبلى جواز آن گذشت. آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: زنان مى توانند در لباس هاى عادى خود، درصورتى كه داراى شرايط ذكر شده در لباس احرام باشد، احرام ببندند.

ص: 42

طهارت لباس احرام

74 289- آيا طهارت لباس احرام يا ساير شرايط لباس نمازگزار، شرطصحتِ احرام نيز هست، و آيا با ترك عمدى آن، احرامصحيح است؟ (1)

اگر جامه احرام يا بدن نجس شود

75 290- اگر جامه احرام (2) در هنگام اعمال يا غير آن، نجس شود، بنابر احتياط واجب (3)بايد تطهير يا تبديل شود؛ و احوط (4)درصورت نجاست بدن در حال احرام، مبادرت به تطهير است.

76 292- اگر جامه احرام يا بدن تطهير نشود، كفّاره ندارد.


1- آيات عظام بهجت، فاضل، تبريزى: شرطصحّت نيست؛ آية اللَّه سيستانى: ولى واجب مستقل است كه لباس احرام را بپوشد و شرط آن، طهارت است ولى اگر لباس احرام نپوشد يا لباسش نجس باشد احرامصحيح است. آيات عظام:صافى، مكارم و نورى: لباس احرام بايد مثل لباس نمازگزار پاك باشد و ساير شرايط لباس نمازگزار را نيز بايد داشته باشد. آيةالله خامنه اى: جامه احرام بايد شرايط لباس نمازگزار را داشته باشد. بنابراين احرام بستن در جامه حرير يا جامه اى كه از اجزاى حيوان حرام گوشت يا مردار تهيه شده باشد و يا جامه اى كه به نجاستى نجس شده باشد كه در نماز از آن عفو نشده است كفايت نمى كند.
2- آيةاللَّه فاضل: يا لباسى كه زنِ محرم پوشيده.
3- آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب بايد مبادرت كند به تبديل يا تطهير. آية اللَّهصافى: احتياط مستحبّ آن است كه آن را عوض كند و يا تطهير نمايد، بلكه احوط و اولى آن است كه اگر محرم بدنش نيز نجس شود نجاست را از آن زايل كند. مناسك فارسىص 44، مسأله 35. آية اللَّه گلپايگانى: از مناسك فارسىص 27، مسأله 35- مطابق متن، احتياط وجوبى استفاده مى شود ولكن در مناسك عربىص 77- احتياط استحبابى فرموده اند. آية اللَّه مكارم: اين حكم واجب است.
4- آية اللَّه بهجت: و چنانچه بدن نجس شود تطهير آن از جهت محرم بودن واجب نيست بنابر اظهر مناسك، مسأله 197. آية اللَّه سيستانى: وجوب مبادرت به تطهير بدن ثابت نيست. آية اللَّه فاضل: احتياط استحبابى است.

ص: 43

اضطرار به پوشيدن لباس دوخته

77 295- اگر محرم- به خاطر سرما يا غير آن (1)ناچار به پوشيدن قبا يا پيراهن شود، مى تواند بپوشد، (2) ولى بايد قبا را پايين و بالا كند و به دوش بيندازد و از آستين آن، دستش را بيرون نياورد؛ و احوط (3) پشت و رو نمودن آن است؛ و همچنين پيراهن را نيز بايد به دوش بيندازد و نپوشد؛ ولى اگر اضطرار، به غير از پوشيدن دوختنى، رفع نمى شود، مى تواند بپوشد، هر چند بايد كفّاره بدهد. (4)29678- اگر كسى به خاطر عذر، نتواند لباس دوخته خود را بكند و لباس احرام بپوشد، بايد در ميقات، نيت كند و لبّيك بگويد و كافى است؛ و هر وقت عذرش برطرف شد، جامه دوخته را بكند، و لباس احرام بپوشد؛ و لازم نيست به ميقات برگردد؛ ولى براى پوشيدن لباس دوخته، بايد يك گوسفند قربانى (5) كند.

جواز بيرون آوردن لباس احرام در حال احرام

79 297- لازم نيست جامه احرام هميشه در تن باشد، بلكه تعويض و بيرون آوردن هر دو جامه، براى شستن و حمام رفتن و هر حاجتى، (6)جايز است.

احرام در لباس غير احرام

80 298- اگر كسى لباس احرام را عمداً نپوشد، يا در حال احرام، لباس دوخته بپوشد، اگر از روى


1- آية اللَّه فاضل: مثل نيافتن ردا و ازار
2- آية اللَّه گلپايگانى: ولى بايد براى آن كفّاره بدهد و نظر ايشان نسبت به بقيه مسأله به دست نيامد.
3- آيةاللَّه سيستانى: واجب اين است كه پشت و رو كند و دست از آستين آن بيرون نياورد و يا اين كه آن راپايين و بالا كند و بپوشد. آية اللَّه فاضل: احتياط استحبابى است؛ و واجب است پيراهن را نيز بالا و پايين كند.
4- . آيات عظام تبريزى، خامنه اى، سيستانى: و بنابر احتياط كفّاره هم بدهد. آية اللَّهصافى: ولى بايد براى آن كفّاره بدهد. آية اللَّه مكارم: يعنى به طور معمولى بپوشد. آية اللَّه خامنه اى: اگر بر اثر سرما و مانند آن، ناگزير به پوشيدن جامه دوخته باشد، مى تواند از لباس هاى معمولى مانند پيراهن استفاده كند، اما نبايد آن را بپوشد، بلكه آن را بهصورت برعكس بالا به پايين يا پشت و رو، به روى خود بيندازد.
5- نظريه آيات عظام در ذيل مسأله 500 آمده است.
6- آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: و غير حاجت.

ص: 44

عذر نباشد، معصيت كرده، ولى بهصحت احرام او ضرر نمى رساند. (1)

گره زدن لباس احرام

81 299- گره زدن لباس احرام، اشكال ندارد (2)ولى بنابر احتياط واجب، (3)لنگ را به گردن گره نزند؛ و اگر از روى جهل يا نسيان گره زد، احتياط آن است كه فوراً باز كند، و احرامشصحيح و كفّاره ندارد.

وصل كردن جامه احرام با سنجاق و مانند آن

82 300- گذاردن سنگ و مانند آن، در جامه احرام و بستن با نخ و مانند آن، جايز است؛ و همچنين وصل كردن قسمتى از لباس احرام به قسمتى ديگر، با سنجاق و مانند آن، جايز است اگرچه احتياط در ترك است. (4)

نحوه بيرون آوردن لباس دوخته در حال احرام

83 302- اگر كسى بعد از احرام پيراهن بپوشد، بايد پيراهن را شكاف دهد و از پايين بيرون آورد؛ ولى اگر در پيراهن محرم شود، (5)شكاف دادن و از پايين بيرون آوردن لازم نيست، و فقط كندن آن و


1- آيات عظام: خامنه اى،صافى، گلپايگانى و مكارم:صحّت احرامش خالى از اشكال نيست پس احتياط واجب آن است كه پس از بيرون آوردن آن، بار ديگر نيّت كند و لبّيك بگويد.
2- آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى: احوط اين است كه ازار لنگ خويش را به گردن خودبلكه مطلقا گره نزند، ولو بعض آن را به بعض ديگر. و با چيزى مانند سنجاق نيز آن را به هم وصل نكند. و احوط اين است كه ردا نيز گره زده نشود، ولى فرو كردن سوزن يا سنجاق در آن عيبى ندارد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: سنجاق زدن و گره زدن حوله احرام و سنگ گذاشتن بين دو طرف حوله، به نحوى كه حوله بهصورت يقه پيراهن درآيد جايز نيست، و نيز نبايد پارچه احرام را چاك داده و مانند پيراهن بپوشد، بلى قرار دادن سنگ كوچك، در جامه احرام براى آن كه آن را سنگين كرده، و ردا را حفظ نمايد مانعى ندارد.
3- آية اللَّه خامنه اى: بستن لنگ به گردن جايز نيست ولى گره زدن لباس احرام يا گذاشتن سنگ يا چيز ديگر در ميان آن و بستن با نخ چنانچه براى بستن جلوى رداء معمول است اشكال ندارد و همچنين بستن با سنجاق.
4- . به مسأله قبل مراجعه شود. آية اللَّه وحيد: بنا بر احتياط واجب اگر اقوى نباشد ازار را به گردن گره نزند، ولى سوراخ كردن آن به وسيله سوزن و مانند آن مانعى ندارد. مناسك فارسى معظم لهصفحه 123
5- آيةاللَّه بهجت: در هر دوصورت درآوردن مخيط، بايد بدون پوشاندن سر باشد. مستفاد ازصفحه 20 مناسك شيخ. آية اللَّه خامنه اى: درصورت علم و عمد نظر ايشان در ذيل مسأله 298 بيان شده است.

ص: 45

پوشيدن لباس احرام لازم است و در هر دوصورت، احرامصحيح است.

استحباب طواف با لباس اول

84 303- افضل آن است كه محرم درصورت تعويض جامه احرام، براى طواف، همان جامه اى را كه در آن محرم شده است، بپوشد، بلكه موافق احتياط استحبابى است. (1)

استفاده از پارچه ندوخته در زير لنگ

85 304- استفاده از پارچه ندوخته در زير لنگ- به هر نحوى كه باشد- اشكال ندارد.

2- نيت احرام

اشاره

يكى ديگر از واجبات احرام، نيت است.

قصد ترك محرّمات

86 305- براى محرم شدن، قصد ترك محرّمات احرام، لازم نيست؛ و اگر كسى بدون چنين قصدى، به قصد عمره مفرده، تلبيه بگويد، محرم مى شود؛ و حتى كسى كه مى داند بعضى از محرّمات- مثل زير سايه رفتن- را انجام مى دهد، احرام اوصحيح (2) است؛ هر چند احتياط آن است كه ترك محرّمات را نيز قصد كند؛ البته عدم لزوم قصد ترك محرّمات، (3)در غيرِ محرّماتى است كه عمره يا حج را باطل مى كند؛ اما آنچه عمره يا حج را باطل مى كند- مثل نزديكى با زن در بعضى ازصور- با قصد (4) ارتكاب آن، احرام باطل، بلكه غير ممكن است.

87 314- قصد ابطال عمره يا حج و يا بعض اجزاى آن، مبطل نيست.


1- آيةاللَّه خويى: نظريه معظّم له در اين مسأله به دست نيامد.
2- آية اللَّه مكارم: احرام او خالى از اشكال نيست مگر در حال ضرورت.
3- آيات عظام بهجت،صافى، گلپايگانى، مكارم: قصد ترك جميع محرّمات را لازم مى دانند.
4- آية اللَّه تبريزى: درصحّت احرام، عزم بر ترك محرّمات، از اوّل تا آخر احرام معتبر نيست. آية اللَّه خويى: بنابر قول مشهور نسبت به جماع قبل از سعى در عمره مفرده، فتواست. آية اللَّه سيستانى: فقط در حين احرام عمره مفرده، اگر مكلف قصد داشته باشد كه قبل از فارغ شدن از سعى با همسر خود نزديكى كند يا ترديد دارد كه اين كار را بكند يا نه، ظاهر اين است كه احرامش باطل است و بنابر احتياط حكم استمنا هم همين است. مناسك، مسأله 178.

ص: 46

وجوب اخلاص در عمره و حج

88 315- عمره و حج(1)از عبادات است و بايد با نيت خالص براى اطاعت (2) خداوند متعال انجام شوند.(3)

3- تلبيه

اشاره

89 319- سومين واجب احرام، تلبيه است؛ وصورت آن- بنابر اصحّ- اين عبارت است:

«لَبَّيْكَ، اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ».

و اگر به عبارت ذكر شده اكتفا كند، محرم مى شود، و احتياط مستحب (4)آن است كه پس از چهار لبيك ذكر شده، اين عبارت را بگويد:

«انَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ، لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك».

و اگر بخواهد احتياط (5) بيشتر بكند، پس از گفتن آنچه ذكر شد، بگويد:

«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ انَّ الْحَمْدَ و النِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لا شَرِيْكَ لَكَ لَبَّيْكَ».

و مستحب است بعد از آن بگويد:


1- آية اللَّه نورى: و همچنين احرام.
2- آية اللَّه سيستانى: بلكه براى تذلل در پيشگاه خداوند.
3- آية اللَّه نورى: و بايد نيّت آن را داشته باشد كه بعد از عمره تمتّع حج تمتّع را انجام بدهد.
4- . آية اللَّه بهجت: احتياط واجب اين است. آية اللَّه سيستانى: لبيك پنجم جايز است ولى جزو اين احتياط استحبابى نيست. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى:صورت تلبيه واجب، كه به وسيله آن احرام واقع مى شود اين است:« لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيكَ لَبَّيكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَّيكَ» و احتياط در اين است اين جمله اضافه شود:« انَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلكَ لا شَريكَ لَك». آية اللَّهصافى: و بهتر اضافه يك لبيك ديگر بعد از لا شريك لك است. مناسك فارسىص 38 عربىص 52 آية اللَّه مكارم: احتياط واجب است كه بگويد: .... امّا لبّيك پنجم را نگويد ولى اگر به قصد رجا بگويد، ضررى به احرام او نمى زند.
5- آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب آن است كه به جاىصورت اوّل بگويد.

ص: 47

«لَبَّيْكَ ذَا الْمَعارِج لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ داعياً إلى دارِ السَّلامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أهْلَ الْتَلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الجَلالِ وَ الْاكْرامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغنِيْ و يُفْتَقَرُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْماءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمَيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يا كَرِيمُ لَبَّيْكَ».

و اين جملات را نيز بگويد خوب است:

«لَبَّيْكَ، أتَقَرَّبُ إلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ بِحَجَّةٍ و عُمْرَةٍ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ وَ هذِهِ عُمْرَةُ مُتْعَةٍ إلىَ الْحَجِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَلْبِيَةً تَمامُها وَ بَلاغُها عَلَيْكَ».

ترجمه تلبيه

90 320- ترجمه تلبيه- لبَّيك، اللَّهُمَّ لَبَّيك، لَبَّيك لا شَريكَ لَكَ لَبّيك- چنين است: «اجابت مى كنم دعوت تو را، خدايا! اجابت مى كنم دعوت تو را، اجابت مى كنم دعوت تو را، شريكى نيست مر تو را، اجابت مى كنم دعوت تو را».

در مواردى كه بايد ترجمه گفته شود، اگر كلمه «دعوت» را هم نگويد، كفايت مى كند

وجوب صحيح گفتن تلبيه

91 321-صحيح گفتن قدر واجب از تلبيه- مانندصحيح گفتن تكبيرة الاحرام در نماز- واجب است.

حكم عاجز

92 322- اگر كسى تلبيه را بقدر واجب نداند، بايد آن را ياد بگيرد، يا كسى به او تلقين كند؛ يعنى كلمه كلمه بگويد و شخصى كه مى خواهد احرام ببندد، دنبال او به طورصحيح بگويد.

93 323- اگر نتواند تلبيه را ياد بگيرد، يا وقت ياد گرفتن نباشد، و با تلقين هم نتواند بگويد، احتياط آن است كه هر طور كه مى تواند بگويد، (1) و ترجمه اش را هم بگويد؛ و بهتر آن است كه علاوه بر آن نايب (2)هم بگيرد.


1- آية اللَّه فاضل: و ظاهراً همين مقدار كافى است و احتياط مستحب آن است كه ترجمه را بگويد و نايب نيز بگيرد.
2- آيات عظام اراكى، تبريزى، مكارم: احوط اين است كه نايب هم بگيرد. آية اللَّه بهجت، آية اللَّه خويى: به ذيل مسأله 236 مناسك محشاى حج مراجعه شود. آية اللَّه خامنه اى: اگر نتواند ياد بگيرد هرچند بر اثر تنگى وقت باشد و نتواند آن را با تلقين نيزصحيح ادا كند، به هر نحو كه مى تواند بگويد. و در اينصورت احتياط آن است كه علاوه بر گفتن خودش نايب هم بگيرد. آية اللَّه سيستانى: كافى است به نحوى كه مى تواند بگويد، اگر عرفاًصدق تلبيه كند و اگرصدق نكند به احتياط واجب، هم مرادف عربى و هم ترجمه آن را بگويد و نيز نايب بگيرد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر تلقين ممكن نشد به هر طورى كه مى تواند بخواند و ترجمه اش را به فارسى يا زبان ديگر بگويد و نايب هم بگيرد رجاءً، كه از طرف او به طورصحيح بخواند. مناسك فارسى،ص 29. آية اللَّه نورى: نايب گرفتن لازم نيست.

ص: 48

نگفتن تلبيه با فراموشى يا جهل

94 324- اگر كسى تلبيه را به خاطر فراموشى يا ندانستن حكم نگويد، واجب است درصورت امكان، به ميقات بازگردد و لبيك بگويد؛ و اگر نتواند برگردد و داخل حرم نشده، همان جا (1)بگويد؛ و اگر داخل حرم شده، واجب است برگردد به خارج حرم و لبيك بگويد؛ « (2)و اگر ممكن نيست، همان جا لبيك بگويد؛ و اگر بعد از گذشتنِ وقتِ جبران، يادش آمد،صحت عمل بعيد نيست. (3)


1- آيات عظام اراكى، خامنه اى، فاضل: احرام ببندد و لبّيك بگويد. آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب به مقدارى كه ممكن است به طرف ميقات برگردد و محرم شود.
2- تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 262 گذشت.
3- آية اللَّه بهجت: محل تأمّل است. مناسك شيخ،ص 12. چون نظريه آيات عظام اين است كه كسى كه تلبيه را ترك نمايد محرم نمى شود لذا تفصيل اين مسأله را بايد در ذيل مسأله 236 و 262 در مناسك محشاى حج جستجو كرد. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى:صحت عمل خالى از اشكال نيست. آية اللَّه سيستانى: اگر در عمره باشدصحت عمل مورد اشكال است. آية اللَّه فاضل: اگر بعد از اعمال حج يادش آمد حج اوصحيح است. ولى اگر بعد از عمره تمتّع يا عمره مفرده يادش آمد عمره باطل است، و در عمره تمتّع اگر فرصت دارد و امكان جبران دارد بايد به ميقات ولو به ادنى الحل برگردد و جبران كند و اگر امكان جبران نبود حج افراد انجام دهد، و در اينصورت كفايت از حَجّةالاسلام مى كند. آية اللَّه مكارم: اگر بعد از اتمام حج يا عمره يادش بيايد، عمل اوصحيح است.

ص: 49

وظيفه لال در تلبيه

95 325- اخرس (لال)، بايد با انگشت به تلبيه اشاره كند و زبانش را هم حركت دهد، (1)و نايب گرفتن كافى نيست. (2)

كسى كه لكنت زبان دارد

96 326- كسى كه لكنت زبان دارد، اگر نمى تواند تلبيه راصحيح بگويد، ولو با تلقين، (3)احوط آن است كه به هر نحو مى تواند بگويد و ترجمه اش را نيز بگويد. (4)

غلط گفتن تلبيه

97 327- اگر كسى تلبيه را غلط بگويد و اعمال حج را انجام دهد، چنانچه (5)از روى عمد بوده،حج


1- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر چه به گفتن ترجمه آن باشد و نايب هم بگيرد رجاءً كه از طرف اوبه طورصحيح بگويد.
2- آية اللَّه بهجت: شخص گنگ و لال با انگشت خود همراه با نيت قلبى به تلبيه اشاره نموده و زبان خود را حركت دهد و اگر ممكن نباشد كه اين كار را خودش انجام دهد نايب بگيرد كه به جاى او تلبيه بگويد. مناسك، مسأله 180. آيات عظام تبريزى، خويى، فاضل، مكارم: بهتر است نايب هم بگيرد. آيةاللَّه خامنه اى: احوط آن است كه نايب هم بگيرد. آية اللَّه سيستانى: اگر در اثر عارضه اى لال شده است و الفاظ تلبيه را مى داند، به مقدارى كه مى تواند تلفظ كند و اگر نتواند زبان و لب را به آن حركت دهد و همراه با آن در قلب اخطار نمايد و با انگشت به آن اشاره كند و اگر لال و كر مادرزاد است و مانند آن، پس زبان و لب را مانند كسانى كه تلفظ مى كنند حركت دهد و با انگشت اشاره كند.
3- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: ترجمه اش را بگويد و نايب هم بگيرد رجاءً كه از طرف او به طورصحيح تلبيه را بگويد.
4- آية اللَّه تبريزى و آية اللَّه فاضل: و بهتر آن است كه علاوه بر آن نايب هم بگيرد. آية اللَّه بهجت: به ذيل مساله 323 مراجعه شود. آية اللَّه خامنه اى، آية اللَّه مكارم: احوط اين است كه در اينصورت نايب هم بگيرد. آيةاللَّه خويى: مى تواند به ملحون اكتفا كند، گرچه احوط جمع بين ترجمه و استنابه نيز هست. و نيز اخرس گنگ ولال كافى است با اشاره تلبيه بگويد، گرچه احوط استنابه نيز هست. تعليقه عروه، ج 2،ص 361 و مناسك، مسأله 179 و 180. آية اللَّه سيستانى: به ذيل 323 مراجعه شود. آية اللَّه گلپايگانى: و نايب هم بگيرد رجاءً.
5- آيةاللَّه فاضل: با توجه به اين كه عالم به حكم بوده، اگر نسبت به موضوع جاهل بوده؛ يعنى نمى دانسته تلبيه را غلط مى گويد، حكم ترك احرام از روى جهل و سهو را دارد كه حكم آن ذكر شده است.

ص: 50

اوصحيح نيست؛ و اگر عمدى نبوده و از روى فراموشى يا ندانستن مسأله بوده،صحت عمل بعيد نيست. (1)

عدم جواز تأخير تلبيه

98 329- تأخير لبيك واجب از ميقات، جايز نيست(2)و درصورت تأخير، بايد به دستورى كه در مسأله 262 ذكر شد، عمل شود.

استحباب تكرار تلبيه

99 330- تكرار تلبيه و زياد گفتن آن هر قدر ممكن باشد، مستحب است؛ و براى هفتاد مرتبه گفتن، ثواب زيادى ذكر شده است؛ و جهت تكرار، گفتن «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْك» يا «لَبَّيْك» كافى (3)است.

زمان قطع تلبيه

2/ 99 2/ 330- كسى كه از داخل حرم خارج شده و در ادنى الحل محرم شده، با مشاهده كعبه تلبيه را قطع و كسى كه ابتداءً در خارج حرم بوده و محرم شده، با ورود به حرم، تلبيه را قطع مى نمايد.

وقف به حركت و وصل به سكون در تلبيه

100 331- وقف به حركت و وصل به سكون در تلبيه، چه حكمى دارد؟ (4)


1- آية اللَّه بهجت: به مسأله 262 و 324 و 240 در مناسك محشى مراجعه شود. براى اطلاع از نظريه مراجع، به ذيل مسأله 262 مراجعه شود. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر در احرام عمره بوده،صحّت عمل او خالى از اشكال نيست و بايد احتياط كند. آية اللَّه سيستانى: اگر به مقدار تمكن تلبيه را گفته است و غلط بودن آن به حدى نبوده است كهصدق تلبيه نكند، چيزى بر او نيست. در غير اينصورت، اگر در احرام عمره باشد بنابر احتياط واجب عمل باطل است و اگر در احرام حج باشدصحيح است.
2- آية اللَّه خويى: كسى كه مى خواهد از راه مدينه به حج برود، بهتر است گفتن تلبيه را تا رسيدن به بيداء جايى كه يك ميل با ذوالحليفه به طرف مكّه فاصله دارد تأخير بيندازد و در آنجا تلبيه بگويد و كسى كه از راه ديگر به حج مى رود تلبيه را پس از قدرى راه رفتن بگويد.
3- آية اللَّه مكارم: به قصد رجاء.
4- آيةاللَّه بهجت: با نماز فرقى ندارد كه وصول به سكون، جايز؛ و وقف به حركت عمداً، تكليفاً جايز نيست. آية اللَّه خامنه اى: تلبيه بايد نزد اهل لسانصحيح باشد. آيات عظام: تبريزى، سيستانى،صافى، فاضل و مكارم: مانعى ندارد بهتر رعايت است. آية اللَّه نورى: احتياط واجب در مراعات است.

ص: 51

فصل چهارم: مستحبات احرام

اشاره

101 333- مستحبات احرام: (1) 1- پاكيزه نمودن بدن و گرفتن ناخن و شارب و ازاله موى زير بغل و عانه.

2- رها كردن موى سر و ريش (2) براى قاصد حج، از اول ماه ذى قعده و براى قاصد عمره مفرده، پيش از يك ماه.

غسل احرام

3- غسل احرام در ميقات.(3) غسل احرام از زن حايض و نفساء نيزصحيح است.(4)

تقديم غسل احرام و اعاده آن

تقديم اين غسل به خصوص درصورتى كه خوف آن باشد كه در ميقات آب يافت نشود، جايز است؛ و درصورت تقديم، اگر در ميقات آب يافت شد، اعاده مستحب است.

بعد از غسل احرام، اگر لباسى بپوشد، يا چيزى كه بر محرم حرام است، بخورد، باز هم اعاده مستحب است.

مقدار زمان كفايت غسل احرام

اگر غسل در روز انجام شود، تا آخر شب آينده، كفايت مى كند؛ و همچنين اگر در شب انجام


1- آية اللَّه سيستانى: پاره اى از مستحبّات و مكروهاتى كه اينجا ذكر شده مبتنى بر قاعده تسامح است، پس بايد رعايت آن ها به قصد رجا باشد نه ورود. آية اللَّه مكارم: اين امور و امور مربوط به ترك مكروهات را به قصد رجا به جا مى آورد.
2- آية اللَّه مكارم: و بعضى از فقها به وجوب آن قائل شده اند و اين قول گرچه ضعيف است احوط است.
3- آية اللَّه خامنه اى: مستحب مؤكّد است كه پيش از احرام غسل كند، بلكه احتياط آن است كه ترك نشود.
4- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و كسى كه به خاطر عذر تمكّن از غسل ندارد، رجاءً بدل از غسل تيمّم نمايد. آداب و احكام حج،ص 410.

ص: 52

شود، تا آخر روز آينده كافى است؛ ولى اگر بعد از غسل و پيش از احرام، محدث به حدث اصغر شود، غسل را اعاده نمايد. (1)» 4- بودن دو جامه احرام از پنبه. (2)

مراتب استحباب زمان احرام

5- بستن احرام به ترتيب ذيل:

درصورت تمكن، بعد از فريضه ظهر؛

و درصورت عدم تمكن، بعد از فريضه ديگر، (3) و درصورت عدم تمكن از آن، بعد از شش يا دو ركعت نماز نافله، در ركعت اول پس از حمد، سوره توحيد، و در ركعت دوم، سوره جحد را بخواند؛ و شش ركعت، افضل است، و بعد از نماز، حمد و ثناى الهى را به جا آورد و بر پيغمبر و آل اوصلوات بفرستد، آنگاه بگويد:

«أللَّهُمَّ إنِّي أسْأَ لُكَ أنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنِ اسْتَجابَ لَكَ، وَ آمَنَ بِوَعْدِكَ، وَ اتَّبَعَ أمْرَكَ، فَانِّي عَبْدُكَ، وَ في قَبْضَتِكَ، لا اوْقى إلَّا ما وَقيتَ، وَ لا آخُذُ إلَّا ما أعْطَيْتَ، وَقَدْ ذَكَرْتَ الْحَجَّ، فَأسْألُكَ أنْ تَعْزِمَ لِي عَلَيْهِ عَلى كِتابِكَ، وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَصَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِه، وَتُقَوِّيَنِي عَلى ما ضَعُفْتُ، وَ تُسَلِّمَ لِي مَناسكي في يُسْرٍ مِنْكَ وَ عافِيَةٍ، وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَفْدِكَ الّذي رَضِيتَ وَ ارْتَضَيْتَ وَ سَمَّيْتَ وَ كَتَبْتَ. أللَّهُمَّ إنِّي خَرَجْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعيدَةٍ، وَ أنْفَقْتُ مالِي ابْتِغاءَ مَرْضاتِكَ. أللَّهُمَّ فَتَمِّمْ لِي حَجَّتِي وَ عُمْرَتِي. أللَّهُمَّ إنّي اريْدُ التَّمَتُّعَ بِالْعُمْرَةِ إلَى الْحَجِّ عَلى كِتابِكَ، وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَصَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَانْ عَرَضَ لِي عارِضٌ يَحْبِسُنِي، فَخَلِّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي بِقَدَرِكَ الَّذي قَدَّرْتَ عَلَيَّ. أللَّهُمَّ إنْ لَمْ تَكُنْ حَجَّةً فَعُمْرَةً، أحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ عِظامِي وَ مُخّي وَ عَصَبِي مِنَ النِّساءِ وَ الثِّيابِ وَ الطِّيْبِ، أبْتَغِي بِذلِكَ وَجْهَكَ وَ الدارَ الْآخِرَةَ».

6- خواندن اين دعا هنگام پوشيدن دو جامه:


1- آية اللَّه بهجت: در انتقاض غسل سابق به غير نوم، تأمّل است و اظهر در نوم، عدم انتقاض است، و آن كه اعاده، شبيه به مستحب در مستحب است. مناسك شيخ،ص 6.
2- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و بهتر آن است كه در پارچه سفيد محرم شود و نيّت احرام و نيّت پوشيدن جامه احرام بلكه نيّت كندن لباس دوخته را نيز بر زبان آورد.
3- آيات عظام بهجت، فاضل: درصورت عدم تمكن از فريضه ادا، بعد از فريضه قضا محرم شود.

ص: 53

«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي رَزَقَنِي مَا اواري بِهِ عَوْرَتي، وَ اؤَدِّي فِيْهِ فَرْضِي، وَ أعْبُدُ فِيْهِ رَبِّي، وَ أنْتَهِي فِيْهِ إلى ما أمَرَنِي، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي قَصَدْتُهُ فَبَلَّغَنِي، وَ أردْتُهُ فَأعانَنِي وَ قَبِلَنِي وَ لَمْ يَقْطَعْ بِي، وَ وَجْهَهُ أرَدْتُ فَسَلَّمَنِي فَهُوَ حِصْنِي وَ كَهْفِي وَ حِرْزِي وَ ظَهْرِي وَ مَلاذِي وَ رَجائي وَ مَنْجايَ وَ ذُخْرِي وَ عُدَّتِي في شِدَّتِي وَ رَخائِي».

موارد استحباب تكرار تلبيه

7- تكرار تلبيه ها در حال احرام؛ خصوصاً در:

وقت برخاستن از خواب؛

بعد از هر نماز واجب و مستحب؛

وقت رسيدن به سواره؛

هنگام بالا رفتن از تلّ يا سرازير شدن از آن؛

وقت سوار شدن يا پياده شدن؛

آخر شب و اوقات سحر.

تكرار تلبيه در موارد ذكر شده در عمره تمتّع تا ديدن خانه هاى مكه و در حج تا ظهر روز عرفه، است. (1)

مكروهات احرام

102 334- مكروهات احرام چند چيز است:

1- احرام در جامه سياه،(2) و افضل، احرام در جامه سفيد است.

2- خوابيدن محرم بر رخت (3) و بالش زرد رنگ.

3- احرام بستن در جامه چركين؛ و اگر جامه در حال احرام چرك شود، بهتر ترك شستن آن در حال احرام است. (4)


1- آية اللَّه بهجت: و همچنين بر مردان مستحب است تلبيه را بلند بگويند.
2- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: بلكه احوط ترك آن است. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بلكه اولى ترك پوشيدن هر پارچه رنگ شده است مگر رنگ سبز كه در بعضى روايات معتبره استثنا شده است.
3- آية اللَّه بهجت: بر بالش سياه رنگ
4- آية اللَّه مكارم: ولى مى تواند آن ها را تبديل به احرامى تميز كند.

ص: 54

4- احرام بستن در جامه راه راه. (1) 5- استعمال حنا (2)پيش از احرام، درصورتى كه اثر آن تا حال احرام باقى بماند.

6- حمام رفتن، (3) و اولى آن است كه محرم بدن خود را با كيسه و مثل آن نسايد.

7- لبيك گفتن محرم در جواب كسى كه او راصدا نمايد.(4)


1- آية اللَّه سيستانى: احرام بستن در جامه نقشه دار و مانند آن.
2- آية اللَّه بهجت: اظهر جواز استعمال حنا است قبل از احرام، هرگاه اثر آن باقى بماند تا حال احرام. مناسك شيخ،ص 8. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: با قصد زينت خلاف احتياط است. آية اللَّه مكارم: اگر قصد زينت داشته باشد اشكال دارد و فرقى ميان حنا و رنگ هاى امروز نيست.
3- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: اولى بلكه احوط آن است كه محرم بدن خود را با كيسه و مثل آن نسايد. آية اللَّه مكارم: كراهت حمام رفتن ثابت نيست ولى بدن خود را با كيسه و مثل آن نمالد.
4- آية اللَّه فاضل: و همچنين ساييدنصورت، چنانچه نداند موجب بيرون آمدن خون مى شود و همچنين كشتى گرفتن. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: بلكه احوط ترك آن است.

ص: 55

فصل پنجم: محرّمات احرام

ميزان ثبوت كفّاره در محرّمات احرام

103 335- كسى كه با جهل، يا نسيان حكم يا موضوع و يا غفلت، محرّمات احرام را مرتكب شود، كفّاره بر او واجب نمى شود، مگرصيد كه در هرصورت كفّاره دارد؛ پس در غيرصيد، ارتكاب عمدىِ محرّمات كفّاره دار، موجب ثبوت كفّاره است. (1)

1- محرّمات مشترك بين مردان و زنان

1- شكار
اشاره

اول- شكار (2)صحرايىِ وحشى، مگر درصورت ترس از آزار آن.

104 336- خوردن گوشت شكار، بر محرم حرام است؛ چه خودش آن را شكار كند يا غير او، و چه محرم شكار كند يا غير محرم. (3)105 337- نشان دادن شكار به شكارچى، و همين طور كمك به او به هر نحوى، حرام است.

106 338- اگر مُحرمىصيد را ذبح كند- بنابر مشهور- در حكم (4) ميته است؛ و بنابر احتياط


1- تذكر: در برخى موارد ديگر از قبيل مقاربت با فراموشى طواف فريضه يا سعى، و دست بر ريش كشيدن و روغن مالى با جهل، مطابق برخى فتاوى كفاره ذكر شده است كه در جاى خود بدان اشاره شده است.
2- آية اللَّه سيستانى: شكار و كشتن حيوانات مگر مواردى كه در مناسك استثناء شده است.
3- آية اللَّه سيستانى: حتى اگر غير محرم آن را در غير حرم شكار كرده باشد. آية اللَّه مكارم: خواه قبل از احرام خودش شكار كرده باشد يا نه.
4- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: ميته است. آية اللَّه فاضل: ايشان بين ذبح و شكار با تير تفضيل دارند به مناسك مراجعه شود.

ص: 56

واجب (1) هم اين حكم هم در باره درباره محرم و هم مُحِل جارى است.

107 339- شكار دريايى مانع ندارد؛ و آن، حيوانى است كه هم تخم و هم جوجه را در دريا كند. (2)108 340- ذبح و خوردن حيوانات اهلى- مثل مرغ خانگى و گاو و گوسفند و شتر- مانع ندارد.

109 341- پرندگان و ملخ، جزو شكارصحرايى مى باشند.

حكم ملخ و كفاره آن

342110- گاهى در شهر مكه به قدرى ملخ زياد است كه هنگام راه رفتن، پا روى آنها گذاشته مى شود، در اين گونه مواقع، آيا مواظبت لازم است، و درصورت لزوم اگر مراقبت نكند و ملخى كشته شود، كفاره آن چيست؟ (3)111 343- كشتن زنبور (4)اگر قصد اذيت نداشته (5) باشد، بنابر احتياط واجب جايز نيست.


1- . آيات عظام: تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: بنابر فتوى آية اللَّه سيستانى: اگر محرم در بيرون حرمصيد را با شكار كردن يا پس از آن كشته باشد، بنابر احتياط خوردن آن گوشت بر مُحلّ نيز حرام است و همچنين حرام است بر مُحلصيدى كه آن را محل يا محرم در حرم شكار يا ذبح كرده باشد.
2- آية اللَّه نورى: و در آن هم زندگى كند. آيات عظام تبريزى، سيستانى، گلپايگانى: حيوان دريايى آن است كه فقط در آب زندگى كند. آية اللَّه فاضل: به نظر عرف. آية اللَّه مكارم: و زندگى در دريا كند بنابر احتياط واجب.
3- حكم كفاره با فرض مواظبت: آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنه اى، سيستانى،صافى، مكارم: چنانچه نتواند خود دارى كند چيزى بر او نيست.
4- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: كشتن عمدى زنبور مقدارى طعام كفّاره دارد و درصورتى كه كشتن به جهت دفع اذيت باشد كفّاره ندارد. مناسك، م 212 آية اللَّه فاضل: زنبور عسل باشد يا زنبورهاى ديگر.
5- آية اللَّه بهجت: در اينصورت نبايد بكشد. آيات عظام خامنه اى،صافى، گلپايگانى: متعرض حكم مسأله نشده اند. آيةاللَّه سيستانى: نظر ايشان قبل از مسأله 336 آمده است.

ص: 57

112 344- كشتن مارمولك واز اين قبيل جانوران، از محرّمات احرام محسوب نمى شود.(1)» 113 345- نگاه داشتنصيد حتى بر مالك آن، حرام است.(2) 114 346- پرنده اى كه نزد كسى است (3)و پَر در نياورده، يا پر او را چيده اند، حفظ آن تا زمان درآوردن پر و رها نمودن آن، واجب است؛ (4)بلكه وجوب(5) حفظ بچهصيد- مثل آهو بره- نيز تا بزرگ شدن و رها كردن، بعيد نيست.

115 347- هر شكارى كه حرام است، جوجه و تخم آن نيز حرام است. (6)

2- مسائل زناشويى
اشاره

116 دوم- جماع و تقبيل و دست زدن (7)با شهوت و نگاه (8) به شهوت، بلكه هر گونه لذت و تمتّعى بردن. (9)


1- آية اللَّه بهجت: اشكال دارد. آية الله تبريزى، آية الله خويى: جايز نيست مگر او را اذيت كند. المسائل الشرعيه، ج 1، 331، كشتن يك نوع مارمولك عظاية كفاره آن يك مشت طعام است. آية الله سيستانى: حرام است. مراجعه شود به حاشيه قبل از مسأله 336. آية اللهصافى: اگر اذيت كند، از محرمات محسوب نيست. آية الله گلپايگانى: متعرض اين فرع نشده اند. آية الله مكارم: كشتن هيچ حيوانى جايز نيست بنابراحتياط واجب مگر حيوانات موذى.
2- آية اللَّه فاضل: اگر قبل از احرام با خود آورده باشد بايد آن را رها كند و با خود نگاه ندارد. آية الله سيستانى: چه خودش آن را شكار كرده باشد، پيش از احرام يا بعد از آن، و چه ديگرى شكار كرده باشد و چه شكار در حرمصورت گرفته باشد، چه در بيرون آن، اگر با خود همراه داشته باشد مناسك، مسأله 201. آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: اگرصيد را با خود آورده باشد وقتى محرم شد از ملك او بيرون مى رود و بايد آنرا رها كند.
3- آية اللَّه خويى، آية الله گلپايگانى: متعرض اين مسأله نشده اند.
4- آية اللَّه بهجت: در موردى كه دليل خاص نباشد واجب نيست.
5- آية اللَّه تبريزى، آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب.
6- آية اللَّه سيستانى: بعيد نيست حرمت برداشتن، شكستن و خوردن تخم آن ها بر محرم، و به احتياط واجب نبايد ديگرى را در اين امر كمك كند.
7- آية اللَّه سيستانى: و همچنين بلند كردن يا در آغوش گرفتن با شهوت.
8- آية اللَّه سيستانى: درصورتى كه نگاه كردن به همسر از روى شهوت موجب خروج منى شود، لازم است از آن پرهيز كند و احتياط مستحب آن است كه اگر موجب خروج منى هم نشود پرهيز كند.
9- آية اللَّه نورى: از زن. آية الله تبريزى، آية الله خويى: محرم مى تواند به غير از جماع و بوسيدن و لمس و نگاه به شهوت و ملاعبه، از عيال خود لذت ببرد بنابراظهر مانند التذاذ ازصدا و يا سخن گفتن با او گرچه احوط ترك استمتاع است مطلقا. مناسك، مسأله 231.

ص: 58

من يجب عليه الكفّارة عند الإجبار

117 354- اگر محرمى با زن محرمه خود، از روى اجبارْ جماع كند، بر زن چيزى نيست؛ و مرد بايد علاوه بر كفاره خود، كفاره او را هم بدهد؛ (1) و اگر زن هم راضى باشد، كفّاره بر خود اوست و مرد فقط بايد كفاره خودش را بدهد.

حلّية التذاذ الزوج بعد الخروج عن الإحرام

118 355- شوهر پس از اين كه از احرام خارج شد، مى تواند زوجه مُحرم خود را از روى التذاذ دست بزند؛ و موجب ثبوت كفّاره بر مرد نمى شود؛ (2) ولى اگر زن نيز لذت مى برد- بنا بر


1- آيةاللَّه سيستانى: اگر مرد زنش را مجبور به جماع كند، بنابر احتياط واجب بايد كفاره او را نيز بدهد.
2- آية اللَّه بهجت: اگر زن مى داند كه متلذذ مى شود بايد مانع شود و مرد بنابر احتياط بايد يك گوسفندكفّاره بدهد. پرسش هاى جديد، س 64 و .... آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: هرگاه شخص بعد از طواف نساء زن خود را كه در حال احرام است ببوسد، بايد بنابر احتياط يك گوسفند بكشد. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 337. آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب بايد مرد يك گوسفند كفّاره بدهد. مناسك، مسأله 227. آية اللَّه فاضل: تحقق حرمت بر هيچ كدام ثابت نيست و كفّاره هم بر هيچ يك از آن ها لازم نيست. آية اللَّه گلپايگانى: متعرض مسأله نشده اند.

ص: 59

احتياط (1) نبايد حاضر شود ولى اگر اختيار نداشته، چيزى بر او نيست.

نوع كفّاره در بقيّه موارد

119 356- كفاره تقبيل زن از روى شهوت، يك شتر؛ «(2) بدون شهوت، يك گوسفند است؛ و بنابر احتياط مستحب، يك شتر است.

120 357- در نگاه عمدى به غير زن خود (3) با انزال، بنابر احوط (4)اگر مى تواند، يك شتر؛ و اگر نمى تواند، يك گاو؛ و اگر آن را هم نمى تواند، يك گوسفند كفّاره بدهد.

121 358- اگر محرم به زن خود با شهوت نگاه كند و انزالش شود، مشهور (5) آن است كه يك شتر كفّاره


1- آية اللَّه بهجت: اگر زن احتمال مى دهد كه متلذذ شود احتياط در ترك است. آية اللَّه فاضل: حرمت در زن محل اشكال است هرچند لذت مى برد.
2- آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب. اگر در تقبيل همسر از روى شهوت منى خارج شود: آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى و فاضل: كفاره آن يك شتر است.
3- آية اللَّه بهجت: بنحو حرام، و امّا اگر انزال نشود پس جز اين كه گناه كرده چيزى بر او نيست بنابر اظهر مناسك شيخص 17 و 94.
4- آيات عظام تبريزى، خويى و فاضل: چه با شهوت باشد و چه بدون شهوت اگر انزال شود كفّاره اش يك شتر است درصورت دارا بودن و يك گاو است اگر متوسط باشد و يك گوسفند است اگر فقير باشد. آية اللَّه سيستانى: همين نظر بنابر احتياط واجب. آيات عظام تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: بايد يك شتر كفاره بدهد.
5- آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب يك شتر بدهد. و امّا اگر منى بيرون نيايد و يا بدون شهوت به اونگاه كرد و منى بيرون آمد، كفّاره واجب نيست. مناسك، مسأله 229.

ص: 60

بدهد؛ ولى اگر از روى شهوت نباشد، (1) كفّاره ندارد.

122 359- دست زدن به زن با شهوت و بدون انزال، يك گوسفند؛ و با انزال بنابر احتياط، (2) يك شتر، كفّاره دارد؛ اگرچه كفايت گوسفند، خالى از قوت نيست.

3- عقد

سوم- عقد كردن زن براى خود يا براى ديگرى چه محرم باشد يا محلّ.

123 360- شاهد شدنِ محرم براى عقد، جايز نيست، (3)اگرچه عقد براى غير محرم باشد.

124 361- شهادت بر عقد، اگرچه در حال احلال، « (4)شاهدِ آن عقد شده باشد، احتياط در ترك آن «(5)است هرچند جايز بودن آن، خالى از قوت نيست.


1- آية اللَّه بهجت: ولى اگر از روى شهوت نگاه كند و منى از او بيرون نيايد يا بدون شهوت نگاه كند و منى بيرون بيايد كفّاره ندارد. مناسك، مسأله 229. آية اللَّه تبريزى: و يا از روى شهوت باشد و انزال نشود ....
2- لمس همسر با شهوت: بدون انزال: آيات عظام: تبريزى، خويى، سيستانى و فاضل: يك گوسفند كفاره دارد. با انزال: آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى،صافى و گلپايگانى: يك شتر؛ آية اللَّه سيستانى: و اگر نمى تواند يك گوسفند. آية اللَّه خامنه اى: كفاره ملاعبه منتهى به امناء در حال احرام، يك شتر است. آيات عظام: فاضل، مكارم و نورى: بنابر احتياط يك شتر. ساير آيات عظام با متن موافق هستند.
3- آيات عظام مكارم، نورى: احتياط واجب. آيةاللَّه بهجت: حاضرشدن درمجلس عقد وشاهد شدن برآن، برمحرم حرام است. مناسك، مسأله 235. آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: شاهد شدن بر عقد، بنابر قول مشهور، بر محرم حرام است و اين قول موافق احتياط است.
4- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: دليلش ظاهر نيست. آيةاللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: شهادت بر عقد جايز نيست، اگرچه پيش از احرام شاهد شده باشد. آية اللَّه فاضل: شهادت دادن به عقد در حال احرام جايز است، هرچند احتياط مستحب در ترك آن است.
5- آية اللَّه بهجت، آيةاللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب

ص: 61

125 362- خواستگارى در حال احرام، بنابر اقوى جايز است و احتياط (1)در ترك است.

126 363- رجوع به مطلقه رجعيّه، در حال احرام، مانع ندارد.

127 364- اگر محرم زنى را با علم به حكم، براى خود عقد كند، آن زن بر او حرام دائمى مى شود؛ واگر با جهل به حكم عقد كند، عقدْ باطل است، ولى حرام دائمى (2) نمى شود، هرچند احتياط آن است (3)» كه با آن زن ازدواج نكند؛ خصوصاً اگر با او نزديكى هم كرده باشد.

128 365- در احكام ذكر شده، ظاهراً فرقى بين عقد موقّت و دائمى نيست.

129 366- اگر محلّ، محرمه اى را عقد كند، احتياط آن است (4) كه با او نزديكى نكند و او را طلاق داده و هيچ وقت با او ازدواج نكند.

130 367- اگر كسى زنى را براى محرمى عقد كند، اگر هر سه عالم به حكم (5) باشند، با فرض دخول، بر هر يك از آنها، يك شتر كفّاره است؛ و بدون دخول، كفّاره ندارد؛ و اين حكم ثابت است چه زن و عاقد، مُحِلّ باشند يا محرم؛ ولى اگر بعضى از آن ها حكم را مى دانند و بعضى نمى دانند، فقط بر آن كه مى داند، كفّاره است.

4- استمناء

131 368- چهارم- استمناء با دست يا غير آن، هرچند به خيال، يا ملاعبه با شخصى، يا حتى همسر خود، به هر نحو كه باشد، درصورت خروج منى، كفاره آن يك شتر است. (6)


1- آيات عظام تبريزى، خويى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم، نورى: بنابر احتياط واجب محرم نبايد خواستگارى نمايد.
2- آية اللَّه نورى: درصورت عدم دخول، و درصورت دخول حرام دائمى مى شود. آية اللَّه بهجت: اگر جاهل بود حرام ابدى نمى شود، اگرچه دخول كند، بنابر اظهر و اشهر. كتاب نكاح،ص 48.
3- آية اللَّه مكارم: اين احتياط مستحب است.
4- آية اللَّه بهجت: احوط اتّحاد حكم مرد و زن است بلكه خالى از وجه نيست. كتاب نكاح،ص 48. آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى،صافى، فاضل و گلپايگانى: درصورتى كه زن محرم باشد و مردى كه محرم نيست او را به عقد خود درآورد، اين عقد باطل است و چنانچه زن عالم به حكم بوده است موجب حرمت ابدى هم مى شود. آية اللَّه سيستانى: حكم اخير مبنى بر احتياط است.
5- آيات عظام: بهجت، سيستانى: و عالم به موضوع.
6- آية اللَّه خامنه اى: و اگر نتواند شتر بدهد قربانى كردن يك گوسفند كافى است و اين درصورت علم به حكم و عمد مى باشد.

ص: 62

5- استعمال بوى خوش
محرمات احرام
اشاره

132 پنجم- استعمال عطريات؛ از قبيل مشك و زعفران و كافور و عود و عنبر، بلكه مطلق (1)عطر، هر نوع كه باشد.

133 369- ماليدن عطر بر بدن و لباس، جايز نيست؛ و همين طور پوشيدن لباسى كه بوى عطر مى دهد، اگرچه قبلًا به آن عطر ماليده شده باشد، جايز نيست. (2)

خوردن غذاى خوش بو و زعفران

134 370- اگر در خوردنى، چيزهاى خوش بو- مثل زعفران- باشد، خوردن آن جايز نيست.

اضطرار به معطّر و لزوم گرفتن بينى

135 371- درصورت اضطرار به پوشيدن لباس، يا خوردن غذايى كه بوى خوش مى دهد، گرفتن بينى « (3) از بوى خوش آن، لازم است.(4) 136 372- اجتناب از گلها يا سبزى هايى كه بوى خوش مى دهد، (5)لازم است، مگر گياهانصحرايى،


1- آية اللَّه بهجت: حرمت در غير طيب مسلم الحرمه؛ مانند مشك و زعفران و عنبر و كافور و ورس، معلوم نيست، بلكه جواز آن شمّاً و استعمالًا خالى از وجه نيست، اگرچه احتياط در اجتناب عامه بوى خوش است. آيةاللَّه تبريزى: اين حكم در غيرزعفران و عود وعنبر ومشك وورس، مبنى بر احتياط مستحب است. آية اللَّه خويى: احوط اجتناب از هر بوى خوشى غير از اين ها است. آية اللَّه سيستانى: بر محرم حرام است استعمال هر ماده اى كه براى خوشبو كردن بدن يا لباس يا خوراك يا غير آن ها مورد استفاده واقع مى شود چه استعمال به بوييدن باشد يا خوردن يا ماليدن يا رنگ كردن يا بخور دادن و احتياط واجب آن است كه از شامپو وصابون و سيگارى كه بوى خوش دارد نيز اجتناب كند. آية اللَّه خامنه اى: بنابر احتياط، استعمالصابون و شامپوى معطر براى محرم جايز نيست.
2- آية اللَّه مكارم: يا پراكندن در فضا به وسيله اسپرى و مانند آن.
3- آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى: بنابر احتياط لازم.
4- آية اللَّه مكارم: مگر اين كه موجب عسر و حرج باشد.
5- آيات عظامصافى، گلپايگانى، مكارم: بنابر احتياط واجب از تمام گلها اجتناب كند. آيةاللَّه بهجت، تبريزى و خويى: به حاشيه قبل از مسأله 369: پنجم: استعمال عطريات مراجعه شود. آية اللَّه خامنه اى: بنابر احتياط واجب، بايد محرم از بوييدن هر چيز معطر اجتناب كند، هر چند به آن عطر اطلاق نشود، مانند گل ها و سبزيجات و ميوه هاى خوشبو. آية اللَّه سيستانى: اين حكم مخصوص گياهانى است كه براى بوييدن مورد استفاده واقع مى شود، چه از آن عطر گرفته شود و چه نشود.

ص: 63

مثل «بومادران» و «درمنه» و «خزامى».

137 373- احتياط در اجتناب از «دارچينى» و «زنجبيل» و «هل» و امثال آن، است، هرچند اقوى، حرام نبودن آن ها است.(1)

ميوه ها و سبزى هاى خوش بو

138 374- از ميوه هاى خوشبو- مانند سيب و بِه- اجتناب لازم نيست، و خوردن و بوييدن آنها، مانع ندارد، ولى احتياط، (2)در ترك بوييدن است.

139 375- خوردن نعنا و ساير سبزيهاى خوشبو در حال احرام چه حكمى دارد؟ (3)

استفاده از صابون و شامپو

140 376- اجتناب ازصابون و شامپوهاى بودار، باصدق بوى خوش (4)، لازم است و گرنه مانعى ندارد. (5)

گرفتن بينى از بوى بد

141 377- گرفتن دماغ از بوى بد، بنابر اقوى(6)حرام است؛ ولى شتاب براى دور شدن از آن مانعى ندارد.

142 378- خريد و فروش عطريات، اشكال ندارد؛ ولى بو كردن و استعمال، جايز نيست.


1- آية اللَّه سيستانى: حرمت شامل آن ها نيز مى شود. نظريه آيات عظام در مسأله قبل گذشت.
2- آية اللَّه تبريزى: اولى اين است كه از بوييدن آن ها هنگام خوردن خوددارى شود. آيات عظام خامنه اى،صافى، خويى، گلپايگانى و سيستانى: بنابر احتياط واجب از بوييدن آن ها اجتناب كند.
3- آيات عظام: بهجت، تبريزى: جايز است؛ آيةاللَّه سيستانى: ولى بنابر احتياط واجب از بوييدن دورى كند. آيات عظام:صافى، فاضل و مكارم: بنابر احتياط واجب دورى شود. آية اللَّه نورى: جايز نيست.
4- آيات عظام: بهجت، خويى، خامنه اى و سيستانى: بنابر احتياط جايز نيست.
5- آية اللَّه مكارم: اگر مشكوك هم باشد مانعى ندارد.
6- آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط واجب. مناسك، مسأله 241. آية اللَّه فاضل: و اگر گرفت معصيت كرده ولى كفّاره ندارد.

ص: 64

كسى كه بو احساس نمى كند

143 379- كسى كه حسّ بويايى ندارد يا به علت زكام و سرماخوردگى بويى را احساس نمى كند، الف: استعمال طيب و عطر زدن به بدن و لباس چه حكمى دارد؟ ب: گرفتن بينى از بوى بد بر او حرام است يا نه؟ (1)

خلوق كعبه

144 380- بنابر مشهور، استعمال «خلوق»- كه كعبه معظّمه را با آن خوش بو مى كنند- حرام نيست، ولى چون معلوم نيست كه خلوق چيست، (2) احتياط (3) در اجتناب از بوى خوش آن است.

كفاره بوى خوش

145 381- كفاره استعمال بوى خوش- بنابر احتياط واجب (4) يك گوسفند است.

146 382- در استعمال مكررِ (5) بوى خوش در وقتِ واحد، كفايت يك گوسفند بعيد نيست، هرچند


1- الف: آيات عظام: بهجت، خامنه اى، تبريزى، سيستانى و فاضل: استعمال طيب براى او جايز نيست؛ آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط جايز نيست. ب: آيات عظام: بهجت، تبريزى، سيستانى و مكارم: با فرض اين كه بويى احساس نمى كند، گرفتن بينى حرام نيست. آيات عظام: خامنه اى،صافى و فاضل: جايز نيست.
2- آية اللَّه فاضل: ماده خوشبوى مخصوصى است كه براى نظافت كعبه استعمال مى شود.
3- . آية اللَّه بهجت: اين احتياط درصورتى است كه معلوم باشد دخول آنچه جايز نيست بوييدن آن و لو به حسب احتياط ممنوع باشد در آن، و معلوم نباشد ناميده شدن آن به خلوق كعبه كه خوشبو كننده كعبه است با خصوصيتى در ساخت آن و الّا اقوى عدم حرمت است. مناسك شيخ،ص 19. آيات عظام تبريزى، خويى، فاضل: اين احتياط لازم نيست. آية اللَّه سيستانى: خلوق كعبه عطرى است كه از زعفران و غير آن گرفته مى شده است، ولى بعيد نيست كه اجتناب از بوى خوش كعبه لازم نباشد و بتوان آن را استشمام كرد.
4- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: كفّاره اش بنابر مشهور يك گوسفند است، ولى ثبوت كفّاره در غير خوردن، محل اشكال است هرچند احوط كفّاره دادن است. مناسك، م 240. آية اللَّه سيستانى: هرگاه محرم عمداً مقدارى از چيزهاى خوشبو را بخورد و يا چيزى را بپوشد كه اثر بوى خوش از سابق در آن مانده باشد، بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفّاره بدهد، ولى در غير اين دو مورد، در استفاده از بوى خوش، كفّاره واجب نيست، هرچند احوط كفّاره دادن است. مناسك، مسأله 240. آية اللَّه فاضل: درصورت علم و عمد.
5- آية اللَّه بهجت: با تخلل تكفير كفّاره دارد و بدون آن احتياط است. آية اللَّه تبريزى: چنانچه گذشت كفّاره در غير خوردن مبنى بر احتياط وجوبى است و درصورت تكرار احتياط در تعدّد كفّاره است. آية اللَّه خامنه اى: تكرّر استعمال طيب در يك زمان تا حدى كه عرفاً آن را يكبار استعمال كردن بدانند، كفّاره را متعدد نمى كند و در غير آن على الظاهر بايد كفّاره را به تعداد استعمال تكرار كند و عدم تخلل كفّاره تأثيرى ندارد. آية اللَّه گلپايگانى: درصورت تكرار كفّاره هم تكرار شود. مناسك عربى،ص 98.

ص: 65

احتياط در تعدّد است؛ و در فرض استعمال در چند وقت، اين احتياط (1) ترك نشود.

اگر بعد از استعمال بوى خوش، كفّاره داده شود و مجدّداً استعمال شود، كفّاره تكرار مى شود.(2)

6- سرمه كشيدن

147 383- ششم- سرمه كشيدن به سياهى (3)زينتى هرچند قصد زينت (4) نكند. و احتياط واجب، اجتناب از هر سرمه زينتى است؛ و اگر بوى خوش «(5)داشته باشد- بنابر اقوى- حرام است.


1- آية اللَّه فاضل: بنابر اقوى كفّاره را بايد متعدد بدهد.
2- آية اللَّه خويى: متعرض اين مسأله نشده اند. آية اللَّه سيستانى: كفّاره با تعدّد لبس يا خوردن طيب مكرّر مى شود چه در بين آن كفّاره داده باشد يا نداده باشد.
3- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: از سرمه سياه بدون قصد زينت بنابر احتياط واجب اجتناب كند. آية اللَّه خامنه اى: سرمه كشيدن اگر زينت محسوب شود، بر محرم جايز نيست، همچنين خط كشيدن به دور چشم ها كه زنان انجام مى دهند، جايز نمى باشد و در اين مورد تفاوتى ميان رنگ سياه و ديگر رنگ ها وجود ندارد. آية اللَّه سيستانى: سرمه سياه و هر سرمه اى كه زينت حساب شود، اگر به قصد زينت باشد حرام و اگر به قصد زينت نباشد احتياط واجب در ترك است و امّا سرمه اى كه نه سياه باشد و نه زينت شمرده شود، اگر به قصد زينت نباشد جايز و اگر به قصد زينت باشد احتياط واجب در ترك است، بلى در هرصورت براى معالجه در حال اضطرار اشكال ندارد. مناسك، مسأله 246. آية اللَّه مكارم: فرقى بين سرمه سياه و غير سياه نيست، ملاك در حرمت زينت و عدم زينت است.
4- آيةاللَّه تبريزى و آيةاللَّه خويى: از سرمه غير سياه با قصد زينت بنابر احتياط دورى كند. آيةاللَّه بهجت: اگر سرمه سياه بكشد و قصد زينت نداشته باشد بلكه براى علاج مرض باشد اشكال ندارد. مناسك، مسأله 246.
5- آية اللَّه بهجت: احوط اجتناب از مطلق سرمه است، اگر به قصد زينت باشد يا بوى خوش در آن باشد. مناسك شيخ،ص 21. نظريه آيات عظام در قسم پنجم از محرّمات احرام گذشت.

ص: 66

148 384- سرمه كشيدن در حال احرام، براى مرد نيز حرام است و به زن اختصاص ندارد.

149 385- سرمه كشيدن درصورت نياز، مانعى ندارد.

150 386- در سرمه كشيدن، كفّاره نيست (1) ولى اگر در آن بوى خوش باشد، احتياط «(2) در كفّاره دادن است.

7- نگاه در آينه
اشاره

هفتم- نگاه در آينه.(3)151 387- در اين حكم فرقى بين زن و مرد نيست.

152 388- نگاه كردن به اجسامصيقل داده شده كه عكس در آن پيداست و نيز نگاه كردن در آبصاف، اشكال (4)ندارد.

عينك زدن و فيلم بردارى

153 389- عينك زدن اگر (5) زينت نباشد اشكال ندارد، ولى اگر زينت محسوب شود (6)جايز نيست. (7)


1- آية اللَّه تبريزى: اگر سرمه سياه را به قصد زينت بكشد بنا بر احتياط يك گوسفند كفّاره دارد و در سرمه سياه كه به قصد زينت نباشد يا سرمه اى كه به قصد زينت مى كشد ولى سياه نيست احتياط استحبابى در كفّاره دادن است. آية اللَّه خويى: بنابر احتياط بايد يك گوسفند كفّاره دهد. آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط مستحب يك گوسفند كفّاره بدهد.
2- آية اللَّه فاضل: اگر بوى خوش آن، در لحظه سرمه كشيدن، قابل استشمام باشد، اقوى كفّاره دادن است، وگرنه احتياط مستحب در كفّاره دادن است. آية اللَّه مكارم: يك گوسفند اگر عمداً باشد.
3- آيات عظام: بهجت، تبريزى، سيستانى، خامنه اى، وحيد و مكارم: اگر به قصد زينت نباشد، مانعى ندارد.
4- آيات عظام خامنه اى، سيستانى و مكارم: آب زلال و اجسامصيقلى ديگرى كه خاصيت آينه را داشته باشند حكم آينه را دارند.
5- آية اللَّه بهجت: اگر به قصد زينت نباشد بنا بر اقوى عيبى ندارد.
6- آية اللَّه فاضل: و به قصد زينت استفاده كند.
7- آية اللَّه خامنه اى: احتياط واجب اجتناب از هر چيزى است كه عرفاً زينت محسوب مى شود. آية اللَّه سيستانى: درصورتى كه عينك زدن عرفاً زينت باشد، احوط پرهيز از آن است. مناسك، مسأله 247.

ص: 67

154 390- عكس بردارى و فيلم بردارى هنگام احرام، اگر معلوم نيست (1)كه در آينه نظر مى شود، اشكال ندارد.

علم به نگاه سهوى به آينه

155 391- اگر در جايى- مانند اتاق- آينه باشد و بداند كه گاهى چشم او سهواً به آن مى افتد، اشكال ندارد، ولى احتياط آن است كه آن را بپوشاند.

نگاه به آينه براى غير زينت

156 392- نگاه به آينه، اگر چه براى زينت هم نباشد، احتياط (2)در ترك آن است.

نگاه در آينه براى ديدن خود و غير

157 393- در حرمت نظركردن در آينه- بنا بر احوط- فرقى بين نگاه براى ديدن خود و يا براى ديدن ماشين و غيره و يا مثلًا براى علاج درد، نيست. (3)

نگاه در آينه، كفّاره ندارد

158 394- در نظر كردن به آينه، كفّاره (4)نيست، ولى مستحب است (5)كه بعد از نگاه كردن، لبيك بگويد.

محرمات احرام
8- فسوق

هشتم- فسوق.


1- بر فرضصدق نظر در آينه بودن هم، گذشت حكم آن كه: طبق نظر بسيارى بدون قصد زينت جايزاست.
2- آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى، مكارم: نگاه به آينه بدون قصد زينت اشكال ندارد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: نظر در آينه مطلقاً جايز نيست، چه به قصد زينت باشد و چه نباشد. مناسك عربى،ص 89.
3- آيات عظامى كه نظر به آينه را بدون قصد زينت جايز مى دانند، در اين مسأله نيز قائل به جواز هستند، به مسايل قبل مراجعه شود.
4- آية اللَّه تبريزى: كفّاره اش بنابر احتياط استحبابى يك گوسفند است. مناسك، مسأله 247. آية اللَّه خويى: كفّاره اش بنابر احتياط يك گوسفند است. مناسك، مسأله 247. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: كفّاره اش استغفار است. آراء المراجع،ص 153.
5- آية اللَّه خامنه اى: احتياط واجب است.

ص: 68

159 395- فسوق اختصاص به دروغ گفتن ندارد (1) بلكه فحش دادن و فخر (2) به ديگران، نيز فسوق است.

در فسوق، غير از استغفار كفّاره نيست، و مستحب است چيزى كفّاره بدهد و اگر گاو ذبح كند بهتر است.

9- جدال
اشاره

نهم- جدال؛ و آن گفتن «لا وَاللَّه» و «بَلى وَاللَّه» است.

160 396- گفتن كلمه «لا» و كلمه «بَلى و در ساير لغات، مرادف (3)آن؛ مثل «نه» و «آرى»، دخالتى (4)در جدال ندارد، بلكه قَسَم خوردن در مقامِ اثبات مطلب يا ردّ غير، جدال است.

قسم به لفظ خدا و ديگر اسماى الهى

397161- قَسَم اگر به لفظ «اللَّه» باشد يا مرادف آن؛ مثل «خدا» در زبان فارسى، جدال (5) است؛ و اما قَسَم به غير خدا، به هر كس باشد، ملحق به جدال نيست.


1- آية اللَّه بهجت: اظهر مقيّد بودن دروغ گفتن و دشنام دادن و مفاخرت است به آن كه بر غير محرم حرام باشند. مناسك شيخ،ص 22.
2- آية اللَّه تبريزى: فخر كردن بر ديگران، اگر براى اثبات فضيلت و برترى براى خود باشد كه توهين ديگرى را در برداشته باشد، اين عمل فى نفسه حرام است. آية اللَّه خويى و آية اللَّه سيستانى: فخر كردن اگر مستلزم اهانت و تحقير مؤمن باشد هميشه حرام است و در حال احرام حرمتش مؤكّد است و اگر چنين نباشد اشكالى ندارد حتى در حال احرام. آية اللَّه فاضل: خواه موجب نقص ديگران باشد و يا نباشد. آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب فخر فروشى نيز از فسوق است.
3- آيات عظام: تبريزى، فاضل، گلپايگانى: در مرادف احتياط شود.
4- آية اللَّه فاضل و آية اللَّه خويى: كلمه لا و بلى دخالت در مطلب دارد. آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط لازم، گفتن كلمه« آرى واللَّه» و« بله واللَّه» و« نه واللَّه» ملحق به آن است.
5- آية اللَّه خويى: بنابر احتياط واجب لفظ مرادف« اللَّه» به هر زبانى كه باشد ملحق به جدال است. آية اللَّه بهجت: اگر قسم به لفظ جلاله نباشد اظهر عدم الحاق است و اگر به لفظ جلاله باشد ظاهر تحقّق حرام به مجرّد آن است. مناسك شيخ،ص 22. آية اللَّه فاضل: ظاهراً لفظ« اللَّه» بدون« لا» و« بلى» جدال محرّم نيست و مرادف« اللَّه» نيز به هر زبانى كه باشد جدال محرّم نمى باشد. آية اللَّه خامنه اى: احتياط واجب آن است كه از قسم خوردن به نام هايى كه ترجمه واژه اللَّه به زبان هاى ديگر است- مانند كلمه خدا در زبان فارسى- اجتناب كند، همچنين بنابر احتياط واجب، بايد از قسم خوردن به نام هاى خداوند مانند رحمن، رحيم، قادر، متعال و ... در حال منازعه خوددارى نمايد.

ص: 69

162 398- احتياط واجب الحاق ساير اسماء اللَّه، به لفظ جلاله است، پس اگر كسى به «رحمان» و «رحيم» و «خالق سموات وارض»، قَسَم بخورد- بنابر احتياط واجب- جدال محسوب مى شود.(1) 163 399- در مقام ضرورت، براى اثبات حق، يا ابطال باطلى، قَسَم به جلاله و غير آن، (2) جايز است.

164 400- در جدالِ بر راست، در كمتر از سه مرتبه، غير از استغفار چيزى (3)نيست؛ و در سه مرتبه، كفاره آن يك گوسفند است. (4) درصورت لزوم، جهت وقوف بر ساير موارد كفاره به مناسك محشاى حج مراجعه شود.

10- كشتن جانوارن ساكن در بدن

165 دهم- كشتن (5) جانوران ساكن در بدن؛* مثل شپش و كَيك (6)و كنه كه در بدن حيوان است. (7)


1- آية الله بهجت: به مسأله قبلى مراجعه شود. آية الله سيستانى: در جدال كافى است كه قسم به خداى متعال باشد ولو به لفظ جلاله نباشد ..
2- آية الله بهجت: و درصورت جواز كفاره اى نيست على الاظهر. مناسك شيخ،ص 22. آيات عظام تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: و همچنين براى اظهار مودت و دوستى و اكرام مومن نيز جايز است. آية الله سيستانى: استثناء مى شود از حرمت جدال موردى كه ترك آن مستلزم ضررى بر مكلف باشد، مثلا حق او را پايمال كند.
3- آية الله سيستانى: به گفته بعضى از فقها جدال با قسم راست محقق نمى شود مگر اين كه سه بار پى در پى باشد و اين گفته خالى از وجه نيست، گرچه احتياط ترك آن است حتى يك بار.
4- آية الله بهجت: اگر سه مرتبه پى در پى باشد، و در حكم غيرصورت تتابع با عدم تخلل تكفير تامل است درصادق و كاذب. مناسك شيخ،ص 22. آية الله سيستانى: اگر سه بار پى در پى باشد.
5- آية الله بهجت: بنابر مشهور و موافق با احتياط و در خصوص شپش حرمت قتل و القاء از جسد يا ثوب خالى از وجه نيست. مناسك شيخ،ص 23. آية الله خامنه اى: بنابر احتياط واجب.
6- آية الله فاضل: انسان يا حيوان.. كيك يا كك: حشره اى است به اندازه شپش، بال ندارد و چون پاهاى عقب اون بلند است به آسانى مى جهد، خرطومى دارد كه با آن خون انسان را مى مكد و گاهى باعث سرايت بيمارى طاعون مى شود« فرهنگ عميد»
7- آيات عظام تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: كشتن شپش و انداختن او از بدن براى محرم جايز نيست، اما پشه و كك احتياط در نكشتن آن ها است، درصورتى كه ضررى متوجه محرم نشود اما تاراندن آن ها ظاهراً جايز است هرچند احوط ترك است. آية اللَّه سيستانى در مورد پشه و كَكْ فرموده اند: اگر ضرر از آنها متوجّه شخص نباشد احتياط واجب اين است كه آن ها را نكشد و اما راندن آن ها جايز است.

ص: 70

11- انگشتر به دست كردن
اشاره

يازدهم- انگشتر به دست كردن براى زينت (1) ولى اگر براى استحباب باشد، مانع ندارد.

166 409- اگر انگشتر در دست نمودن، براى زينت و استحباب نباشد، مثلا براى خاصيتى باشد، اشكال ندارد.

حنا

167 410- محرم- بنابر احتياط واجب (2) نبايد براى زينت حنا ببندد؛ بلكه اگر زينت باشد و قصد هم نكند، احتياط در ترك است؛ بلكه حرمت (3) آن، در هر دوصورت، خالى از وجه نيست.

168 411- اگر قبل از احرام حنا ببندد، چه به قصد زينت باشد يا نباشد و چه اثرش تا زمان احرام بماند يا نماند، مانع ندارد، ولى احتياط خوب است. (4)


1- آية اللَّه خامنه اى: بنابر احتياط واجب محرم بايد از به دست كردن انگشتر اگر زينت محسوب گردد اجتناب كند گرچه قصد زينت نكند بلكه بايد از هر كارى كه زينت حساب شود اجتناب كند. آيةاللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب. آية اللَّه مكارم: انگشتر زينتى به هر قصد باشد حرام است.
2- آية اللَّه بهجت: حنا بستن اگر براى زينت باشد جواز آن مورد تأمل است. مناسك شيخ،ص 8. آيات عظام تبريزى، خويى، مكارم: حنا بستن درصورتى كه زينت گفته شود بر محرم حرام است. آية اللَّه خامنه اى و آيةاللَّه سيستانى: احتياط واجب آن است كه فرد محرم از استعمال حنا و رنگ مو- اگر زينت به شمار آيد- بلكه از هر چيزى كه زينت محسوب مى شود، اجتناب كند.
3- آية اللَّه فاضل: حرمت محلّ اشكال است.
4- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: درصورتى كه اثرش تا حال احرام باقى مى ماند بنابر احتياط بايد خوددارى كند مناسك فارسى،ص 41 و در مناسك عربى،ص 91، مطابق متن فرموده اند: اگر اثرش تا زمان احرام بماند بهتر است قبل از احرام حنا نبندد. آية اللَّه مكارم: اگر قصدش ادامه زينت براى حال احرام باشد اشكال دارد.

ص: 71

حنا و انگشتر كفّاره ندارد

169 412- انگشتر به دست كردن و حنا بستن، كفّاره ندارد. (1)

12- روغن ماليدن
اشاره

دوازدهم- روغن ماليدن به بدن.

170 413- ماليدن روغن به بدن اگرچه بوى خوش در آن نباشد، بنابر احوط (2)» بلكه اقوى، حرام است.

171 414- استعمال روغنِ داراى بوى خوش، پيش از احرام، اگر اثرش تا وقت احرام باقى مى ماند، جايز نيست. (3) 172 415- خوردن روغن اگر در آن بوى خوش- مثل زعفران- نباشد، مانع ندارد.

173 416- ماليدن روغن اگر از روى اضطرار و احتياج باشد، مانعى ندارد. (4)174 2/ 416- استفاده از كرم هاى مختلف- نرم كننده، ضد آفتاب، تميز كننده و برطرف كننده خشكى لب و تاول هاى پا و كرم نرم كننده دست وصورت و بدون بو و الكل- در حال احرام جايز است يا خير؟ (5)


1- آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط استحبابى كفّاره اش يك گوسفند است. مناسك، مسأله 254. آية اللَّه خويى: بلكه زينت نمودن به هر چيز باشد بر محرم حرام است و كفّاره اش بنابر احتياط يك گوسفند است. مناسك، مسأله 254.
2- آية اللَّه خامنه اى: ماليدن روغن به اعضاى بدن و موى سر، در حال احرام جايز نيست چه از قبيل كِرِم كه براى زينت زده مى شود و چه غير آن و چه معطر باشد يا نباشد.
3- آية اللَّه بهجت: درصورت ارتكاب و درصورت امكان تأخير احرام، تا زمان زوال بوى خوش، لازم است. مناسك شيخ،ص 24. آية اللَّه خويى: فتواى معظّم له به دست نيامد. آيةاللَّه سيستانى: ولى اگر در آن عطر نباشد بلكه خودش خوشبو باشد اشكال ندارد.
4- آية اللَّه سيستانى: محرم مى تواند روغنى كه بوى خوشى ندارد براى مداوا استعمال كند و جايز است در حال ضرورت استعمال روغنى كه خوشبو است يا بوى خوش در آن است.
5- آية اللَّه خامنه اى: جايز نيست. آية اللَّه سيستانى: جايز نيست مگر در موارد ضرورت. آية اللَّه مكارم: ماليدن هر نوع روغن و كرم به بدن خواه معطر باشد يا نه، براى محرم جايز نيست ولى ماليدن انواع پمادهاى طبى بر بدن براى معالجه و درمان مانعى ندارد. آية اللَّهصافى: جايز نيست هر چند در آن بوى خوش نباشد ولى در حال اضطرار و ناچارى جايز است و در اين حال چنانچه بوى خوش در آن باشد، كفاره آن يك گوسفند است هرچند از روى اضطرار بوده والله العالم. آية اللَّه نورى: در فرض سؤال كه بو ندارد جايز است.

ص: 72

ماليدن روغن كفّاره ندارد

175 417- اگر در روغن بوى خوش نباشد، در ماليدن آن كفّاره نيست. (1)

176 418- اگر در روغن بوى خوش باشد، كفاره آن « (2) يك گوسفند است اگرچه از روى اضطرار (3)باشد.

13- ازاله مو
اشاره

سيزدهم- ازاله مو از بدنِ خود يا ديگرى، چه محرم باشد چه مُحِلّ.

177 419- درحرمت ازاله مو، ميان كم و زياد فرقى نيست و ازاله يك مو نيز حرام است. (4)

178 420- ازاله مو اگر از روى ضرورت باشد، مانع ندارد. (5)

179 421- اگر در وقت غسل يا وضو، (6) مويى بدون قصد كنده شود، اشكال ندارد.


1- آيات عظام: تبريزى، خويى و سيستانى: كفاره روغن مالى درصورتى كه از روى علم و عمد باشد، آيةاللَّه تبريزى: چه بوى خوش در آن باشد يا نباشد. و يك گوسفند است و اگر از روى نادانى باشد، كفّاره اش اطعام يك فقير است بنابر احتياط در هر دو مورد. آية اللَّه مكارم: احتياطاً يك گوسفند است.
2- آية اللَّه خامنه اى: بنابر احتياط، كفاره ماليدن روغن خوشبو به بدن، يك گوسفند است، و در مورد روغن هاى غير خوشبو، سير كردن يك فقير است، اگرچه عدم وجوب كفاره در هر دو مورد بعيد نيست. آية اللَّه فاضل: اگر در روغن بوى خوش باشد كفّاره خوردن آن بنابر اقوى يك گوسفند است و در غير مصرفِ خوردن هم احتياطاً كفّاره را بدهد. آية اللَّه نورى: كفاره ماليدن روغن به بدن، يك گوسفند است، اگرچه از روى اضطرار باشد.
3- آية اللَّه بهجت، آية اللَّه تبريزى: كفّاره اش يك گوسفند است حتى درصورت ضرورت، على الأحوط. آية اللَّه فاضل: در حال اضطرار كفّاره ثابت نيست.
4- آية اللَّه سيستانى: بلكه حتى جزئى از يك مو.
5- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: گناه ندارد ولى كفّاره دارد.
6- آية اللَّه بهجت: يعنى به سبب وضو يا غسل و اظهر عدم وجوب فديه است. مناسك شيخ،ص 24. آية اللَّه سيستانى: يا تيمّم يا تطهير از خبث يا ازاله مانع از رسيدن آب وضو و غسل و مانند آن.

ص: 73

180 422- در حرمت ازاله مو بين تراشيدن، يا نوره ماليدن، يا كندن، يا قيچى كردن و ...، فرقى نيست.

ازاله مو از محرم توسط مُحل

181 423- اگر محرم به اختياراً حاضر شود كه ديگرى حتى اگر محل باشد (1) سر او را بتراشد، مرتكب حرام شده و بايد كفّاره بدهد، ولى چنانچه بدون اختيار او باشد، كفّاره ندارد حتى بر مُحلّ مزبور.

كفّاره ازاله مو

182 424- كفاره سر تراشيدن، اگر ضرورى (2)باشد، دوازده «مُدّ» طعام است كه بايد به شش (3)مسكين بدهد، يا سه روز روزه بگيرد، يا يك گوسفند قربانى كند.

اندازه مد

«مُد»، تقريباً يك چارك (ده سير) است.

183 425- اگر تراشيدن از روى ضرورت نباشد، بنابر احتياط واجب (4)بايد يك گوسفند كفّاره بدهد؛ بلكه تعيّن گوسفند در اينصورت، بعيد نيست.

184 426- اگر محرم از زير هر دو بغل خود، ازاله مو كند، بايد يك گوسفند ذبح كند؛ (5) بلكه اگر از زير


1- آية اللَّه فاضل: نسبت به مُحلّ مطلقا كفّاره اى نيست و نسبت به محرم اگر در موقع ازاله بى اختيار بوده ويا اسناد ازاله به محرم ولو تسبيباً محرز نباشد كفّاره ندارد.
2- آية اللَّه بهجت: اگر محرم با ضرورت و بدون ضرورت سر خود را بتراشد كفّاره اش يك گوسفند يا سه روزروزه يا اطعام ده مسكين است كه به هريك يك مد داده شود بلكه بنابر احتياط به هر كدام به مقدارى كه سير شوند اگرچه بيش از يك مد باشد طعام داده شود. احتياط در رعايت اكثر از مدّ و اشباع است. مناسك، مسأله 260 و مناسك شيخ،ص 24. آية اللَّه فاضل: يكى از سه چيز به نحو تخيير است. آية اللَّه گلپايگانى: كفاره ازاله مو از بدنِ خود، چه در حال ضرورت و چه در غير ضرورت ثابت است الّا در ازاله مو از بدنِ ديگرى كه در حال ضرورت كفّاره ندارد
3- آية اللَّه گلپايگانى:صدقه دادن ده مدّ به ده مسكين كفايت مى كند اگرچه دوازده مد به شش مسكين بهتر است. مناسك فارسى،ص 42، مسأله 63.
4- آية اللَّه بهجت: رعايت اين احتياط لازم نيست مناسك شيخص 24. آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى، مكارم و نورى: كفّاره آن يك گوسفند است. آية اللَّه خامنه اى: اگر سر را عالماً عامداً بتراشد كفّاره آن يك گوسفند است.
5- آية اللَّه نورى: اگر از زير هر دو بغل ازاله مو كند احتياط آن است براى هر يك از بغل ها يك گوسفندكفّاره بدهد.

ص: 74

يك بغل هم ازاله مو كند، احتياط (1)آن است كه يك گوسفند كفّاره بدهد. (2)

آية اللَّه سيستانى: اگر موى زير بغل را بكند حكم همين است و همچنين بنابر احتياط واجب اگر به وسيله ديگرى، غير از كندن، موى آن را ازاله نمايد و اگر موى ريش يا غير آن را بكند كفاره آن يك مشت طعام است و اگر مُحرِم سر ديگرى را تراشيد چه محرم باشد چه غير محرم كفّاره ندارد.

آية اللَّه فاضل: سه فقير را اطعام كند.

آية اللَّه گلپايگانى: كفاره ازاله مو از زير بغل، يك گوسفند است.( مناسك عربى،ص 97- مناسك فارسى، مسأله 397).»

كفاره ازاله مو با دست به سر و ريش كشيدن

185 427- اگر به سر يا ريش خود دست بكشد و يك مو يا بيشتر بيفتد، بنابر احتياط (3) يك كف طعامصدقه بدهد.

186 428- اگر كسى موى سر (4)را به غير تراشيدن، ازاله كند، بنابر احتياط بايد كفاره تراشيدن را بدهد.

187 429- در موردى كه كنده شدن مو با كشيدن دست به سر وصورت كفّاره دارد، فرقى بين عمد و سهو و غفلت نيست(5) به شرط آن كه دست كشيدن عمدى باشد.


1- آية اللَّه مكارم: اين حكم واجب است.
2- آية اللَّه بهجت: اگر موى زير هر دو بغل خود را بكند كفّاره اش يك گوسفند است بنابر اقوى و در كندن موى يك طرف، سه مسكين را طعام بدهد. مناسك، مسأله 260.
3- به مسأله 421 مراجعه شود. آية اللَّه بهجت: يك كف از طعامصدقه بدهد و ساقط شدن مو به اين سبب با عدم اطمينان به ساقط شدن، غير از ازاله غيرعمدّيه است كه فديه ندارد، اگر چه هر دو جايز است. مناسك شيخ،ص 25. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بايد يك مشت طعام بدهد. آية اللَّه خامنه اى: احتياط آن است كه به قدر يك مشت گندم يا آرد و امثال آن بدهد اگرچه وجوب اين احتياط معلوم نيست. آية اللَّه سيستانى: خاراندن سر و بدن اشكال ندارد اگر مويى را نكند و خون خارج نشود؛ و اگر بى جهت محرم دست به سر و ريش خود بكشد و مويى يا بيشتر بيافتد، بايد يك مشت طعام كفّاره بدهد ولى اگر در وضو و مانند آن باشد چيزى بر او نيست. آية اللَّه مكارم: مقصود از يك كف طعام، مقدارى غذاست.
4- آية اللَّه بهجت: فرقى بين كندن و ماشين كردن و نوره گذاشتن نيست، چه از سر باشد ياصورت يا مواضع ديگر. آية اللَّه خويى: بلكه واجب است. معتمد، ج 4،ص 208.
5- آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود. آية اللَّه مكارم: يعنى ميان سر وصورت فرقى نيست.

ص: 75

14- بيرون آوردن خون از بدن
اشاره

چهاردهم- بيرون آوردن خون از بدن خود (1)

188 430- بيرون آوردن خون از بدنِ ديگرى؛ مثل حجامت كردن او، يا كشيدن دندان او، حرام نيست. «(2)

مسواك زدن در حال احرام

189 431- بيرون آوردن خون از بدن با خراشيدن و مثل آن نيز جايز نيست؛ (3)و همين طور است مسواك (4)زدن، اگر از لثه خون خارج شود.

اضطرار به بيرون آوردن خون و خاراندن

190 432- خارج نمودن خون در حال احتياج (5)براى حجامت و غير آن، جايز است؛ و همين طور است بيرون آوردن خون دمل در حال احتياج و خاراندن جَرَبِ آزار دهنده، اگرچه خون خارج شود.

تزريق آمپول و خون گرفتن از بدن

433191- تزريق آمپول در حال احرام، مانع ندارد؛ ولى اگر موجب بيرون آمدن خون از بدن مى شود، در غير حاجت و ضرورت، (6)تزريق (7) نشود.


1- آية اللَّه بهجت: به كارى كه بداند موجب آن مى شود؛ زيرا اخراج احتمالىِ خون، محكوم به حرمت نيست مناسك شيخ،ص 28. آية اللَّه خامنه اى، آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب.
2- آية اللَّه سيستانى: اگر آن ديگرى محرم باشد، احتياط مستحب ترك است و بر خود آن محرم، جايز نيست، بنابر احتياط واجب.
3- آية اللَّه مكارم: مكروه است در غير حال احتياج و ضرورت.
4- . آية اللَّه بهجت، آية اللَّه خويى: بنابر احتياط واجب. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: مسواك كردن عيبى ندارد، گرچه بداند خون خارج مى شود و كفّاره ندارد. آية اللَّه مكارم: در اين مسأله و مسأله قبل بنابر احتياط مستحب.
5- . آية اللَّه خويى: در حال ضرورت يا رفع ناراحتى. مناسك، مسأله 274.
6- آية اللَّه فاضل: و در هرصورت كفّاره ندارد.
7- آية اللَّه بهجت: يعنى اگر بداند كه چنين مى شود، چنانكه گذشت در حاشيه قبل از مسأله 430. آية اللَّه خامنه اى و آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط جايز نيست مگر در حال نياز. آية اللَّه مكارم: مكروه است.

ص: 76

192 434- خون گرفتن از بدن با سرنگ در حال احرام، چه حكمى دارد؟ (1)

اخراج خون كفّاره ندارد

193 435- خون از بدن درآوردن، كفّاره ندارد. (2)

15- ناخن گرفتن

پانزدهم- ناخن گرفتن:

194 436- گرفتن بعضى از ناخن هم جايز نيست مگر موجب اذيّت باشد. (3)

195 437- در عدم جواز ناخن گرفتن، فرقى بين ناخن دست و پا و بين آلات ناخن گيرى- قيچى يا چاقو يا ناخن گير- نيست؛ و احتياط (4)واجب آن است به هيچ وجه، حتى به سوهان و دندان، ازاله ناخن نكند.

196 438- مُحرِم مى تواند از غير محرم ناخن بگيرد؛ و نيز محرم مى تواند ناخن محرم ديگر را به قصد تقصير بگيرد.(5)


1- خون گرفتن از بدن محرم در حال ضرورت: آيات عظام: بهجت، خامنه اى، فاضل، سيستانى: جايز است؛ آية اللَّه مكارم: ادماء مطلقاً مكروه است. در غير ضرورت: آيات عظام: بهجت،صافى، فاضل و نورى: جايز نيست آيات عظام: خامنه اى، سيستانى: بنابر احتياط جايز نيست.
2- آية اللَّه تبريزى: كفّاره اش بنابر احتياط يك گوسفند است؛ آية اللَّه نورى: اگر اختياراً خارج كند. آيات عظام: خامنه اى، خويى و سيستانى: بنابر احتياط مستحب كفّاره اش يك گوسفند است. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احوط و اولى كفاره آن يك گوسفند است.
3- آية اللَّه بهجت: ليكن محتمل است فديه بعضى از ناخنِ آزار رساننده، قبضه اى از طعام باشد نه مدّ. مناسك شيخ،ص 28. آية اللَّه تبريزى: در اينصورت گرفتن ناخن جايز است و از هر ناخنى يك مشت طعام كفّاره بدهد مناسك، مسأله 285. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: وكفّاره آن يك مدّ طعام است.
4- آية اللَّه بهجت، آية اللَّه سيستانى: فرقى نيست و ازاله ناخن به هيچ وسيله جايز نيست. آيات عظام: خامنه اى، مكارم و فاضل: حرام است.
5- آية اللَّه سيستانى: ولى ناخن گرفتن در تقصير بنابر احتياط واجب كافى نيست.

ص: 77

16- كشيدن دندان

197 450- شانزدهم- كندن دندان: (1) هرچند بنابر احتياط خون نيايد؛ و احتياط آن است كه يك گوسفند كفّاره بدهد.

198 451- كندن دندان كه بر محرم حرام است، شامل دندان ديگرى نمى شود، هرچند خون خارج شود.

199 452- كشيدن دندان اگر ضرورت دارد، مانع ندارد، ولى على الأحوط (2)كفّاره دارد.

17- كندن گياه و درخت حرم

هفدهم- كندن (3) درخت يا گياهى «(4) كه در حرم روييده باشد.

200 453- اگر گياه يا درختى بعد از منزل گرفتن روييده باشد، اگر خودش آن را كاشته، جايز است آن را


1- آية اللَّه مكارم: جايز است مطلقاً و كفاره ندارد. با خون ريزى مكروه است. آية اللَّه خامنه اى: كشيدن دندان بدون خونريزى نه حرام است و نه كفاره دارد و درصورتى كه كشيدن دندان منجر به خونريزى شود بنابر احتياط واجب ممنوع است مگر در حال ناچارى و نياز. آية اللَّهصافى و آية اللَّه گلپايگانى: حرام است مطلقاً هر چند خون نيايد. آية اللَّه بهجت: خون بيايد بدون ضرورت، حرام است و در غير اينصورت جايز است. و در هرصورت مطلقاً كفاره ندارد. آيات عظام: تبريزى، خويى، سيستانى: اگر خون نيايد، مانع ندارد و كفاره هم ندارد و اگر خون بيايد اگر براى رفع ناراحتى بوده كفاره ندارد.
2- آية اللَّه بهجت: ولى كفارّه ندارد على الأظهر، حتّى درصورت غيرضرورت، با خون انداختن اگرچه حرام است چنانكه گذشت. مناسك شيخ،ص 28 و 29. آية اللَّه خامنه اى: مستحب است كه يك گوسفند كفاره بدهد. آية اللَّه تبريزى: كشيدن دندان، اگر خون درنيايد، مانع ندارد و كفاره هم ندارد و درصورتى كه خون بيايد، اگر براى رفع ناراحتى بوده كفاره ندارد. آية اللَّه سيستانى: كفاره لازم نيست. آية اللَّه فاضل: كفاره ندارد. آية اللَّه مكارم: مطلقاً مانعى ندارد و كفّاره هم ندارد.
3- آيات عظام: بهجت، خامنه اى، سيستانى، فاضل، نورى: و بريدن آن.
4- آية اللَّه سيستانى: حتى اگر اصل آن در خارج حرم و شاخه آن در حرم يا به عكس باشد.

ص: 78

بكند؛ (1) و اگر خودش آن را نكاشته، بنابر احتياط (2) آن را قطع نكند، گرچه اقوى جواز است.

201 454- اگر گياهى بعد از منزل گرفتن روييده، ولى خودش آن را نكاشته باشد، بنابر احتياط واجب، « (3) آن را قطع نكند.

202 455- اگر منزلى خريده باشد كه داراى درخت و گياه است، نبايد آن را قطع كند.(4)

203 456- قطع درختان ميوه و درخت خرما (5) و گياه «اذخر»، مانع ندارد.

204 457- اگر كسى درختى را كه نبايد كنده شود، بكند، احتياط آن است كه (6)» اگر بزرگ باشد، يك گاو، و اگر كوچك باشد، يك گوسفند، كفّاره بدهد. (7)


1- آية اللَّه سيستانى: اختصاص به محرم ندارد و فرقى بين كاشتن خود شخص و ديگرى در اينصورت نيست، ولى اگر گياه يا درختى را خود شخص كاشته باشد مى تواند قطع كند، هرچند در ملك ديگرى باشد.
2- آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى و گلپايگانى: مانعى ندارد كندن درخت و گياه در اينصورت.
3- نظريه آيات عظام در مسأله قبل گذشت. آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه نورى: قطع آن جايز است. آية اللَّه بهجت: نظر ايشان در حاشيه مسأله قبل گذشت. آيات عظام خويى، مكارم: اين احتياط واجب نيست بلكه مستحب است.
4- آية اللَّه نورى: منزلى كه در آن سكونت كرده ولو نخريده باشد. آية اللَّه گلپايگانى: متعرض اين فرع نشده اند. آية اللَّه مكارم: تنها قطع درختان و گياهان خودرو كه قبل از بنا در آن بوده حرام است و غير آن حرام نيست.
5- آية اللَّه فاضل: ميوه هاى آن ها و شاخه هايى از آن ها را كه در كمّيت يا كيفيّت ميوه تأثير مى گذارد مى تواند قطع كند اما خود آن ها را نبايد قطع كند. آية اللَّه مكارم: قطع درختان ميوه اگر خودرو باشد خالى از اشكال نيست.
6- آية اللَّه بهجت: درصورتى كه در درخت كوچك و در بعض درخت رعايت عدم نقصان از قيمت بشود. مناسك شيخ،ص 30.
7- آية اللَّه نورى: واجب است. آيات عظام: تبريزى، خويى، سيستانى: كفّاره كندن درخت از بيخ، آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط قيمت همان درخت است و كفاره قطع مقدارى از آن، قيمت همان مقدار است. و كندن علف يا قطع آن كفّاره ندارد. آيةاللَّهصافى: و ظاهر آن است كه اگر گاو يا گوسفند را به قصد ما فى الذمّه، از عين آن ها يا قيمت درخت، بدهد و قيمت درخت، بيشتر نباشد كافى است. آية اللَّه خامنه اى، آيةاللَّه مكارم: در هر دوصورت احتياط يك گاو است. آية اللَّه خامنه اى: كندن گياه و بوته هاى خشك حرم كفاره ندارد ولى واجب است استغفار كند، اما اگر درختى را كه بريدن آن حرام است، ببرد، بنابر احتياط واجب بايد يك گاو كفاره بدهد.

ص: 79

205 458- اگر قسمتى از درخت را قطع كند، بايد بنابر اقوى، (1) قيمت آن را كفّاره بدهد.

206 459- در قطع گياه، جز استغفار كفّاره نيست. «(2)

207 461- احكام ذكر شده براى قطع درخت و گياه حرم، مختص به محرم نيست، بلكه براى همه افراد ثابت است.

208 462- اگر در هنگام راه رفتنِ متعارف، گياهى قطع شود، اشكالى ندارد. (3)

18- سلاح در بر داشتن

209 463- هجدهم- سلاح در برداشتن (4) بنابر احوط؛ مثل شمشير، نيزه و تفنگ و همه آلات جنگى مگر براى ضرورت. و مكروه است همراه داشتن سلاح درصورتى كه در تن نباشد مگر اين كه ظاهر نباشد، و احوط ترك آن است.

2- محرّمات مخصوص به مردان

19- استظلال براى مردان
اشاره

نوزدهم- سايه قرار دادن مرد بالاى سر خود.


1- آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبلى مراجعه شود. آية اللَّه سيستانى: بلكه احوط است.
2- آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: كفّاره ندارد. مناسك،ص 114.
3- آية اللَّه بهجت: درصورت عدم ضرورت با علم به قطع، احتياط شود.
4- پوشيدن و دربرداشتن سلاح: آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، خامنه اى، سيستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم: حرام است مگر براى ضرورت. حمل سلاح بدونصدق پوشيدن: آية اللَّه بهجت: جايز است و كفاره ندارد آيات عظام: خامنه اى، تبريزى، خويى، جايز نيست؛ آية اللَّهصافى و آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط جايز نيست؛ آية اللَّه سيستانى: اگر مسلح بودنصدق كند، جايز نيست. نظر ساير آيات عظام، موافق متن است.

ص: 80

210 464- سايه قراردادن براى مردان، جايز نيست، ولى براى زنها و بچه ها، جايز است و كفّاره هم ندارد.

اختصاص حرمت به طىّ منزل

211 465- استظلال فقط در حال طى منزل، حرام است؛ اما بعد از منزل كردن در هر مكانى- مانند منى عرفات يا غير آن- مانعى ندارد، و حتى محرم مى تواند در محلى كه منزل كرده، در حال راه رفتن، با چتر و مثل آن، بر سر خود سايه قرار دهد؛ (1) پس حركت در منى از چادرها تا قربانگاه و محل جمرات با چتر و غير آن، مانعى ندارد؛ گرچه در حال راه رفتن، احتياط مستحب (2)در ترك است.

حركت از زير سايبانهاى منى

212 466- حركت از زير سايبان هاى منى براى محرمى كه به منى مى رود هرچند هنوز منزل نكرده باشد، مانع ندارد. (3)213 467- در حرمت استظلال، فرقى بين سواره و پياده « (4)

استظلال در مكه

214 468- محرم مى تواند بعد از رسيدن به مكه ولو در محله هاى جديد كه از مسجدالحرام دور هستند، براى رفتن به مسجدالحرام در ماشين هاى مسقّف سوار شود يا زير سايه برود. (5)

215 469- مكه منزل است و به محض وصول به آن- ولو قبل از رسيدن به محل اسكان و استقرار- استظلال مانع ندارد. (6)


1- آية اللَّه وحيد: استظلال بعد از منزل كردن جايز است اگر چه با سايه متحرك باشد. مناسك معظم لهصفحه 135 آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنه اى، سيستانى: احوط آن است كه شخص محرم پس از رسيدن به مكه پيش از انجام مناسك عمره و همچنين در حال احرام در عرفات و منا، از قرار گرفتن در زير سايه هاى متحرك مانند اتوبوس مسقف و چتر، اجتناب كند؛ آيةاللَّه بهجت: مگر براى حوايج خانه و خيمه.
2- آية اللَّه خويى: و در قسمت جديد شهر مكه بنابر احتياط، سوار ماشين سقف دار نشوند. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 337.
3- به مسأله قبل مراجعه شود.
4- آيات عظام تبريزى، خويى: بنابر احتياط.
5- جهت تفصيل اين مسأله به ذيل مسأله 465 مراجعه شود.
6- تذكر: جهت تفصيل نظرات به ذيل مسأله 465 مراجعه شود؛ هر چند از اطلاق منزل به مكه، استفاده مى شود كه به محض وصول به مكه، احكام منزل، بر آن مترتب مى شود؛ فقط حضرت آية اللَّه خويى فرموده اند: بنابر احتياط تا وارد شدن به مكه متيقن سابق استظلال نكند.

ص: 81

استظلال از مسجد تنعيم در احرام عمره مفرده

216 472- با توجه به اين كه تنعيم جزو مكه شده و مكه منزل است، استظلال در مكه براى كسى كه از تنعيم محرم شده است، مانع ندارد. (1)

سايه ثابت و متحرك

217 473- در حرمت استظلال، فرقى بين سايه متحرك- مثل چتر و ماشين مسقّف- و سايه ثابت، «(2) مثل پل و غيره، نيست؛ و نيز فرقى بين اجبار و اختيار نيست؛ (3)ولى بر عبور از زير پل هايى كه در جاده ها هست، استظلالصادق نيست.

سوار شدن بر ماشين مسقف بدون توجه

474218- اگر كسى بدون توجه، در روز سوار ماشين سقف دارى كه حركت مى كند شود، بايد بعد از توجه، بلافاصله پياده شود؛ و اگر تأخير كند، بايد كفّاره بدهد؛ ولى سوار و پياده شدن از ماشين مسقّف در حالى كه ايستاده است، مانع ندارد.

موارد استظلال

477219- در حرام بودن استظلال در وقت طى منزل، فرقى بين محمل روپوش دار، اتومبيل سرپوشيده، هواپيما و كشتى نيست.

سايه جانبى

220 478- در وقت طى منزل، استظلال به پهلوى محمل، كناره ماشين و هر چيزى كه بالاى سر


1- آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنه اى، سيستانى: به احتياط واجب، استظلال نكند. آية اللَّه خويى: تا ورود به مكه متيقّن سابق.
2- آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى، فاضل، مكارم، نورى: عبور از زير سايبانِ ثابت اشكال ندارد. آية اللَّه گلپايگانى: احتياط آن است كه به اختيار خود، روز از آن تونل هايى كهصدق رفت و آمد در منزل نمى كند، نرود. آراء المراجع،ص 178.
3- آية اللَّه سيستانى: در فرض اجبار قطعاً حرام نيست.

ص: 82

نباشد، بنابر احتياط ترك شود، اگرچه جايز بودنِ آن، خالى از قوت نيست. (1)

تابش عمودى و افقى خورشيد

221 479- در استظلال، فرقى بين سايه حاصل از تابش عمودى يا مايل خورشيد، نيست. (2)

سايه بر شانه

480222- اگر سايه فقط بر شانه بيفتد و بر سر نيافتد، استظلال (3)صدق نمى كند.

حكم بين الطلوعين

223 481- بين الطلوعين از نظر جواز و عدم جواز استظلال جزو شب است يا روز؟ (4)

حكم استظلال در فرض احرام از راه دور با نذر

224 482- احرام از جاهاى دور- مثل تهران- با نذر جايز است، و نذر،صحيح و عمل به آن لازم است؛ (5) و اگر راه ديگرى جز سفر با هواپيما و وسايل مسقف نباشد، بايد بروند، ولى براى حركت زير سقف، بايد كفّاره بدهند.

225 483- در فرض قبل حتى الامكان بايد از راهى برود كه در طى منزل، زير سايه قرار نگيرد؛ (6)و اگر


1- آيات عظام: بهجت، تبريزى: بنابر احتياط، ترك شود؛ آية اللَّه خويى: اگر تأثير در گرما يا سرما يا باد دارد، جايز نيست. آية اللَّه خامنه اى: قرار گرفتن در سايه ديوار و درخت و مانند آنها و نيز عبور از زير سقف هاى ثابت مانند پل و تونل، حتى در روز اشكال ندارد. آيات عظام:صافى، گلپايگانى، فاضل، مكارم، نورى: جايز است؛ آية اللَّه سيستانى: براى پياده مطلقاً جايز است و سواره احتياط كند، مگر سايه سر و سينه را نگيرد.
2- به مسأله قبل مراجعه شود.
3- آيات عظام: بهجت، خويى: فرقى نمى كند. آيات عظام: تبريزى، سيستانى، فاضل: بنابر احتياط.
4- آيات عظام: بهجت، سيستانى،صافى، مكارم: جزء شب است. آيةاللَّه تبريزى: مبنى بر احتياط است.
5- آية اللَّه سيستانى: نذرِ احرام قبل از ميقات، براى كسى كه مى داند ناچار مى شود زير سقف برود محل اشكال است. ملحق مناسك. آية اللَّه فاضل:صحت نذر براى كسى كه مى داند بايد در روز با وسيله مسقّف حركت كند محل اشكال است. بلى اگر بداند كه براى احرام عمره تمتّع نمى تواند به يكى از مواقيت معروفه برود، نذر اشكال ندارد و معصيت هم نكرده است، ولى احتياط آن است كه در ادنى الحل تجديد احرام كند. و در هرصورت كفّاره زير سقف رفتن را بايد بدهد.
6- آيات عظام فاضل، نورى: مى تواند از راهى برود كه زير سايه قرار بگيرد؛ مانند تونل و پل و زير درخت، از سايه هاى ثابت.

ص: 83

راهى براى زير سقف قرار نگرفتن نباشد و قبل از نذر به آن التفات داشته، معصيت كرده؛ (1) زيرا عمداً خود را به ارتكاب محرّمات احرام، مبتلا كرده است. (2)

استظلال در شب و هواى ابرى

484226- استظلال در شب، (3) خلاف احتياط است گرچه جايز بودن آن، به نظر بعيد (4) نيست؛ بنابراين، جواز نشستن محرم در هواپيما و ماشينى كه شب حركت مى كند، بعيد نيست و استظلال در هواى ابرى (5) در روز، جايز نيست، مگر ابر به طورى تيره (6) باشد كه استظلالصدق نكند.


1- آية اللَّه فاضل: به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.
2- آيات عظام: تبريزى، خويى، مكارم: ظاهر اين است كه معصيت نكرده است، ولى براى استظلال اضطرارى كفّاره بايد بدهد.
3- آية اللَّه بهجت: استظلال در شب نيست و مانع ندارد و ظاهرِ مجموعِ روايات و مقتضاى اصل، اختصاص ممنوعيت به سايه انداختن از آفتاب است. مناسك، س 50.
4- آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط در حرمت استظلال فرقى بين شب و روز نيست. آية اللَّه خامنه اى: احوط آن است كه در شب هاى بارانى و سرد، از سوار شدن به اتوبوس مسقف و مانند آن اگر براى فرار از باران و سرما باشد اجتناب كند. آية اللَّه خويى: مراد از استظلال تحفظ از آفتاب و سرما و گرما و باران و باد و مانند آنها است. پس اگر هيچكدام از آنها نباشد، به نحوى كه وجود و عدمِ سايبان يكسان باشد اشكال ندارد، و در اين حكم بين شب و روز فرقى نيست. مناسك، مسأله 270. و در فرض شك در اين كه آيا مظله وجود و عدمش يكسان است يا نه استظلال جايز است. استفتائات آخر مناسك، چاپ 21،ص 325. آية اللَّه وحيد: جايز نبودن استظلال در شب مورد اشكال است، و احتياط واجب ترك آن است. مناسك فارسى معظم لهصفحه 135 آية اللَّه سيستانى: سوار شدن در ماشين سقف دار و مانند آن در شب و بين الطلوعين و روزهايى كه ابر غليظ مانع تابش خورشيد باشد، درصورتى كه بارانى نباشد اشكال ندارد و اگر بارانى باشد كفّاره دارد و به احتياط واجب جايز نيست. مناسك، مسأله 270. آية اللَّه مكارم: جايز است مگر در شب هاى بارانى كه بايد كفّاره بدهد و در روزهاى كاملًا ابرى و بين الطلوعين نيز استفاده از ماشين سرپوشيده مانعى ندارد.
5- آية اللَّه بهجت، اگر طورى باشد كه تظليلصادق نباشد اشكال ندارد.
6- - آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: استظلال در روز ابرى هم جايز نيست. آية اللَّه سيستانى: اگر ابر تيره باشد كه اشعّه آفتاب را به كلّى پوشانده باشد و باران نباشد اشكال ندارد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در جواب استظلال در روز ابرى فرموده اند: استظلال در هواى ابرى در روز جايز نيست. مناسك فارسى،ص 184. آية اللَّه مكارم: تيره بودن ابرها لازم نيست، منظور نبودن سايه است.

ص: 84

استظلال با عذر

227 485- درصورت وجود عذر- مثل شدت گرما يا شدت سرما يا بارندگى- استظلال جايز است، ولى كفّاره دارد.

كفاره سايه قرار دادن

228 487- كفاره سايه قرار دادن در حال طى منزل، يك گوسفند است، چه با عذر باشد و چه با اختيار، بنابر احتياط (1)واجب.

كفايت يك كفّاره در هر احرام براى استظلال

229 488- در احرام عمره، اقوى كفايت يك گوسفند است، هر چند بيش از يك مرتبه استظلال نموده باشد؛ و همچنين است احرام حج. (2)

20- پوشيدن دوختنى
اشاره

230 490- بيستم- پوشيدن دوختنى؛ مثل پيراهن، قبا و مانند آن. (3) 231 491- احوط اجتناب از مطلق دوخته است (4) هرچند كم باشد؛ مثل كمربند «آيات عظام: خامنه اى، تبريزى، سيستانى، فاضل، مكارم: كمربند دوخته اشكالى ندارد.(5)


1- آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم، نورى: كفاره آن يك گوسفند است و فرقى بين اختيار و اظطرار نيست.
2- آيات الله سيستانى: ولى احتياط مستحب اين است كه براى هر روز يك كفاره بدهد. مناسك، مسأله 271.
3- آيات عظام: خامنه اى، نورى، سيستانى: پوشيدن لباس دوخته از قبيل پيراهن، شلوار و ... و نيز لباسهاى دكمه دار كه بابستن دكمه به شكل پيراهن در مى آيد براى مردان در حال احرام جايز نيست؛. آية الله تبريزى، خويى: احوط اجتناب از هر جامه دوخته و شبيه دوخته است.
4- آيات عظام: خامنه اى، سيستانى، فاضل: پوشيدن چيز دوخته كه لباس محسوب نمى شود، مانند كمربند يا هميان كه پول در آن مى گذارند و همچنين استفاده از بند ساعت و مانند آن اشكال ندارد. انداختن لحاف يا پتو و مانند آن كه حاشيه آن دوخته شده بر رور شانه ها مانعى ندارد. همچنين دوخته بودن حاشيه جامه احرام بلامانع است. آية الله خويى: احوط اجتناب از مطلق جامه دوخته و شبيه دوخته است ولى انداختن پتوى حاشيه دار كه طرفين آن را با نخ دوخته اند مانع ندارد استفتائات،ص 241، س 712. آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: استفاده از اين اشياء براى محرم جايز است، هر چند دوخته باشد: 1- هميان و كمربند كه براى حفظ پول به كمر مى بندند. 2- فتق بند. 3- كفشى كه تمام روى پا را نپوشاند.
5- آيات عظام: خامنه اى، تبريزى، سيستانى، فاضل، مكارم: كمربند دوخته اشكالى ندارد. آية اللَّه تبريزى: ولى پوشيدن شب كلاه جايز نيست. آية اللَّه سيستانى: به ذيل 490 مراجعه شود.

ص: 85

پوشيدن دمپايى دوخته و ساعت با بند دوخته 232

492- پوشيدن دمپايى دوخته كه تمام روى پا را نمى گيرد، براى مرد محرم، چه حكمى دارد؟ (1)233 493- به مچ بستن ساعتى كه بند آن دوخته است، چه حكمى دارد؟ (2)

هميان و قمقمه و فتق بند دوخته

234 494- به كمر بستن و همراه داشتن هميان پول، هرچند دوخته باشد، اشكال ندارد؛ و بهتر اجتناب از گره زدن آن است.

235 495- استفاده از فتق بند دوخته در فرض ضرورت، جايز است، ولى بنابر احتياط كفّاره دارد. (3)

236 496- از به دوش انداختن قمقمه اى كه در محفظه دوخته شده قرار دارد، بنابر احتياط، (4) اجتناب شود(5) ولى در دست گرفتن آن، مانع ندارد. (6)


1- آيات عظام: خامنه اى، سيستانى،صافى، فاضل و مكارم: اشكال ندارد. آية اللَّه بهجت و آية اللَّه نورى: احتياط در ترك است.
2- آيات عظام: بهجت،صافى، نورى: احتياط در ترك است. آيات عظام تبريزى، خامنه اى، سيستانى،صافى، فاضل، مكارم اشكال ندارد.
3- آية اللَّه تبريزى: كفّاره هم ندارد. آية اللَّه خامنه اى: حكم آن در ذيل مسأله 491 آمده است. آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه مكارم: ضرورت لازم نيست و كفّاره هم ندارد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه فاضل: اولى اين است كه كفّاره بدهد.
4- آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب.
5- آية اللَّه بهجت: اگر مثل هميان باشد وصدق لبس نكند اشكال ندارد. آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل: مانعى ندارد. آية اللَّه مكارم: حمل كيف ها و ساك هاى دوخته، هر چند به شانه و گردن بيندازد مانعى ندارد.
6- آية اللَّه خامنه اى: پوشيدن هميان و كمربند و ديگر دوخته هاى كوچك كه به آن لباس گفته نمى شود اشكال ندارد.

ص: 86

استفاده از پتو

237 2/ 496- درصورت سرد شدن هوا آيا افراد مُحرم مى توانند از پوشش ديگرى مثل پتو يا لباس استفاده نمايند؟ (1)

حكم پوشيدن دستكش براى بانوان

238 497- پوشيدن «قفازين» (2)براى زنها جايز نيست (3)ولى پوشيدن لباس دوخته، هرقدر كه باشد براى آنها جايز است و كفّاره ندارد.

كفّاره پوشيدن لباس دوخته

239 498- كفاره پوشيدن لباس دوخته، يك گوسفند است.

240 499- اگر محرم چند نوع لباس دوخته بپوشد- مثل پيراهن و ..- براى هر يك بايد كفّاره (4)بدهد؛ و احتياط واجب (5)» آن است كه اگر آن ها را توى هم كند و يك دفعه بپوشد براى هريك كفّاره بدهد.


1- آيةاللَّه بهجت: مانعى ندارد و اگر بر شانه مى اندازند بايد مخيط نباشد. آيةاللَّه فاضل؛ آية اللَّه خامنه اى: چنانچه مخيط يا شبه مخيط نباشد اشكال ندارد ولى بايد مردان سرشان و زنانصورتشان را نپوشانند و دوخته بودن حاشيه پتو هم مانع ندارد. آية اللَّه مكارم: استفاده از پتو مانعى ندارد؛ آية اللَّه سيستانى: و حتى دوخته بودن حاشيه هاى لباسهاى احرام و نيز دوختن مارك بر آن مانعى ندارد.
2- قفازين چيزى بوده كه زنهاى عرب براى حفظ از سرما، در آن پنبه مى گذاشتند و دست مى كردند
3- آية اللَّه بهجت: پوشيدن هر نوع دستكش جايز نيست مگر در حال ضرورت. آيات عظام تبريزى، خامنه اى، سيستانى، مكارم: منظور از قفازين هر نوع دستكش است. آية اللَّهصافى و آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب پوشيدن هر نوع دستكش براى بانوان در حال احرام جايز نيست آية اللَّه فاضل: ولى كفاره ندارد.
4- آيةاللَّه خويى: فتواى ايشان در دست نيست. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: ظاهر آن است كه اگر براى پوشيدن جنس دوخته يك كفّاره بدهد كافى است. مجمع المسائل، ج 1،ص 461، مسأله 20.
5- آية اللَّه بهجت: ظاهر تعدّد كفّاره است به تعدّدصنف ها مطلقا، چه على الترتيب بپوشد و چه در يك دفعه بپوشد. آية اللَّه خامنه اى: اگر تعددصدق كند براى هر مورد يك كفاره بدهد. آية اللَّه سيستانى: در اينصورت اگر نوع اين لباس ها مختلف باشد، به تعداد هر لباس بايدكفّاره بدهد و اگر نوع لباس ها يكى باشد، بنابر احتياط به تعداد هر لباس بايد كفّاره بدهد. مناسك، مسأله 245.

ص: 87

ثبوت كفاره با اضطرار به دوختنى

241 500- پوشيدن لباس دوخته در فرض نياز، جايز است، ولى كفّاره دارد؛ (1) و اضطرار به پوشيدن لباسهاى متعدد، موجب سقوط كفّاره نيست. (2)

تكرار كفاره

242 501- اگر يك نوع لباس بپوشد، مثل پيراهن، و كفّاره بدهد و پيراهن ديگرى بپوشد، يا آن را كه پوشيده بكند و باز بپوشد، بايد براى دفعه ديگر نيز كفّاره بدهد. (3)

43 502- اگر چند لباس از يك نوع بپوشد- مثل چند قبا يا پيراهن- چه در يك مجلس، يا چند مجلس، (4)بنابر احتياط واجب، براى هر يك كفّاره بدهد. (5)

21- پوشيدن آنچه تمام روى پا را مى گيرد
اشاره

244 بيست و يكم- پوشيدن كفش و جوراب و هرچه تمام روى پا را مى گيرد. (6)


1- آية اللَّه بهجت: مگر درصورتى كه إزار نداشته و شلوار بپوشد كه در وجوب فديه تامّل است. مناسك شيخ،ص 20 و 21. آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى: بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند بدهد.
2- آيات عظام: تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى: بنا بر احتياط درصورت اضطرار به پوشيدن لباس هم كفّاره دارد. آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط. مناسك، مسأله 245. آية اللَّه مكارم: مگر اين كه موجب عسر و حرج شود.
3- آيةاللَّه خويى: فتواى معظّم له در دست نيست.
4- آية اللَّه بهجت: اگر يك دفعه پوشيدنصدق كند. مستفاد از مناسك شيخ،ص 20.
5- آية اللَّه تبريزى: درصورتى كه چند لباس بپوشد ولو از يك نوع باشد، بايد به تعداد آنها كفّاره بدهد. آية اللَّه خامنه اى: اگر تعددصدق كند براى هر مورد يك كفاره بدهد. آية اللَّه خويى: فتواى معظّم له در دست نيست. آية اللَّه فاضل: چنانچه چند لباس از يك نوع را يك دفعه يعنى پشت سر هم و بدون فاصله بپوشد، فقط يك كفّاره واجب مى شود. آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّهصافى: براى پوشيدن جنس دوخته در احرام عمره، يك كفّاره و در احرام حج نيز يك كفّاره كافى است. مجمع المسائل، ج 1،ص 461،- مسأله 20. آية اللَّه مكارم: مگر اين كه موجب عسر و حرج شود.
6- آية اللَّه بهجت: بلكه مطلقاً باصدق لبس و پوشيدن على الأحوط. مناسك شيخ،ص 21. آية اللَّه خامنه اى: مرد محرم نبايد چكمه و جوراب بپوشد و احتياط واجب آن است كه از پوشيدن هر چيزى كه تمام روى پا را مى پوشاند- مانند كفش و گيوه و امثال آن- اجتناب كند. لكن اگر لباس احرام يا پتو و امثال آن را روى پا بيندازد اشكال ندارد. آية اللَّه تبريزى: احوط نپوشيدن هر چيزى است كه تمام پشت پا را بپوشاند. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و احتياط آن است كه از پوشيدن چيزى كه قسمتى از روى پا را هم بپوشاند نيز خوددارى كند ولى بند نعلين اشكال ندارد. تذكر: از تقييد حرمت، بهصدق پوشيدن، استفاده مى شود كه افتادن حوله احرامى و پتو روى پا هنگام خواب و غير آن، اشكال ندارد.

ص: 88

245 503- اين حكم به مردان اختصاص دارد و براى زن مانع ندارد.

پوشيدن كفش بنددار

246 504- پوشيدن كفش بند دار كه تمام روى پا را نگيرد، در حال احرام مانعى ندارد.

اضطرار به پوشيدن جوراب و مانند آن

247 505- اگر مرد به پوشيدن چيزى كه تمام روى پا را مى گيرد، محتاج شود، (1)احتياط واجب (2) آن است كه روى آن را شكاف دهد.

248 2/ 505- افرادى كه هنگام استفاده از پاى مصنوعى ناچار به استفاده از جوراب، يا تسمه دوخته شده هستند و انجام اعمال بدون پاى مصنوعى برايشان بسيار مشكل است، چه وظيفه اى دارند؟ « (3)

249 506- در پوشيدن آنچه روى پا را مى گيرد، كفّاره نيست. (4)


1- آية اللَّه سيستانى: بلكه مضطرّ شود.
2- آيات عظام: بهجت: خويى، فاضل، مكارم: احتياط مستحب اين است. مناسك عربى، مسأله 248.
3- آيةاللَّه بهجت: اگر عرفاً لباس مخيطصادق نيست كفاره ندارد وگرنه دارد هرچند با وجود عذر پوشيدن آن جائز است در همان حدّ ضرورت و عذر. آية اللَّه خامنه اى: اگر ناچار به پوشيدن باشيد حرام نيست ولى درصورتى كهصدق لباس بكند كفاره دارد. آيةاللَّه فاضل: اگر جوراب دوخته نباشد مانعى ندارد هرچند تسمه آن دوخته باشد، اما اگر جوراب دوخته باشد، بايد كفاره بدهيد. آية اللَّه مكارم: اگر ناچار هستند، كفاره اى بدهند، و احرام آنها اشكال ندارد.
4- آيات عظام تبريزى، خويى، فاضل: احوط ثبوت كفاره گوسفند است. آية اللَّه نورى: يك گوسفند واجب است. آية اللَّه سيستانى: در پوشيدن چكمه و مانند آن كفّاره اى واجب نيست، ولى بنا بر احتياط، اگر عمداً جوراب و مانند آن را بپوشد بايد يك گوسفند كفّاره بدهد. مناسك، مسأله 248. آية اللَّه خامنه اى: احتياط مستحب در خصوص جوراب آن است كه يك گوسفند به عنوان كفّاره قربانى كند.

ص: 89

22- پوشيدن سر
اشاره

بيست و دوم- پوشاندن سر بر مردان با چيزهاى پوششى.

250 507- بنابر احتياط واجب (1) از پوشاندن سر به وسيله چيزهاى غير پوششى- مثل گِل و حنا و دوا و پوشال و مانند آن- اجتناب شود.

251 508- بنابر احتياط واجب از حمل بار به وسيله سر كه موجب پوشاندن مى شود، اجتناب شود.

پوشاندن سر با دست

252 509- پوشاندن سر به وسيله اعضاى بدن- مانند دست بر سر گذاردن (2) جايز است، ولى احتياط در ترك آن است.

253 510- زير آب كردن سر، (3) در حال احرام جايز نيست (4) و همچنين است (5) مايع ديگرى؛ مثل گلاب و غير آن.


1- آيات عظامصافى، گلپايگانى، تبريزى، خويى: محرم نبايد سر خود را بپوشاند حتى با گِل و مانند آن.
2- آية اللَّه بهجت: احوط و اولى ترك پوشانيدن سر به قسمتى از بدن؛ مثل دست است در غير مواردضرورت عرفيّه يا شرعيّه. اگرچه جواز خالى از وجه نيست. مناسك شيخ، 25.
3- آيات عظام خامنه اى، سيستانى، وحيد و فاضل: براى محرم چه مرد و چه زن.
4- آية اللَّه بهجت: محرم نبايستى در آب فرو رود كه سرش زير آب شود و بنا بر احتياط در غير آب از مايعات ديگر مناسك، مسأله 264. آية اللَّه خامنه اى: فرو بردن تمام سر در آب براى محرم جايز نيست، و بنابر ظاهر، در اين مسأله تفاوتى ميان زن و مرد وجود ندارد؛ اما اگر تمام سر را در آب فرو برد، كفاره اى بر عهده اش نخواهد بود. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: محرم نبايستى در آب فرو رود كه سرش زير آب برود. آية اللَّه سيستانى: براى محرم جايز نيست همه سر خود را در آب فرو برد بلكه بنابر احتياط در غير آب هم جايز نيست و فرقى در اين حكم بين زن و مرد نيست و منظور از سر در اين حكم، همه قسمتى است كه بالاتر از گردن است.
5- آيات عظام تبريزى، خويى، فاضل: بنابر احتياط.

ص: 90

پوشاندن قسمتى از سر

254 511- بعض (1) سر، در حكم تمام سر است و نبايد پوشيده شود.

استفاده از ماسك بند دار براى مردان و زنان

255 512- استفاده از ماسك هاى بهداشتى كه بند آن را پشت سر مى اندازند و بخش كوچكى از سر را مى پوشاند، براى مردان و زنان محرم چه حكمى دارد؟ (2)

256 513- گوشها ظاهراً (3)از سر محسوب است و نبايد پوشيده شود.

استفاده از موى مصنوعى در حال احرام

257 514- استفاده از موى مصنوعى، ضرر بهصحت عمره و حج ندارد؛ ولى اگر مرد آن را بر سرش بگذارد، بايد كفّاره بدهد. (4)


1- آية اللَّه خامنه اى: پوشاندن قسمتى از سر به نحوى كه عرفا مصداق پوشاندن سر باشد،- مانند گذاشتن كلاه كوچك در وسط سر- جايز نيست، اما در غير اينصورت، مانند گذاشتن قرآن و مانند آن بر روى سر و يا خشك كردن تدريجى بخشى از سر، اشكال ندارد، هرچند احوط آن است كه از آن نيز اجتناب نمايد. آية اللَّه خويى: بردن بعض سر در آب مانعى ندارد. معتمد العروه، ج 4،ص 221. آية اللَّه سيستانى: پوشيدن بعض سر جايز نيست ولى زير آب بردن بعض سر جايز است. آية اللَّه فاضل: بنابر اقوى در تغطيه، لكن در حمل، بنابر احتياط. آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب، ولى ريختن آب بر سر مانعى ندارد.
2- آيت اللَّه تبريزى: اگر مثل نخ باشد مانعى ندارد و اگر زنان مضطرّ به اين عمل باشند اشكال ندارد، واللَّه العالم. آيت اللَّه خامنه اى: استفاده از ماسك براى پوشش بينى و دهان براى زنان در حال احرام مانع ندارد. آيت اللَّه سيستانى: اگر از بوى بد مانع شود جايز نيست و براى زنان به احتياط واجب مطلقاً جايز نيست. آيت اللَّهصافى: بدون ضرورت جايز نيست و با ضرورت تكليفاً جايز است، ولى با فرض پوشيده شدن بعض سر در مرد و بعضصورت در زن كفّاره دارد؛ واللَّه العالم. آيت اللَّه فاضل: ماسك زدن براى زن محرم، هرچند مخيط و موجب ستر مقدارى ازصورت او شود، در حال ضرورت مانعى ندارد و كفّاره هم ندارد و براى مرد هم هرچند مخيط باشد، مانعى ندارد و كفّاره ندارد. آيت اللَّه مكارم: اشكال ندارد. آيت اللَّه نورى: خير، جايز نيست و علت آن اين است كه براى مردان به خاطر پوشانده شدن بعض سر و براى زنان به جهت پوشاندن بعضصورت اشكال پيدا مى كند.
3- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه نورى: گوش ها در اين حكم ملحق به سر است. آية اللَّه فاضل: ولى پوشاندن مقدارى از گوش مانعى ندارد. آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
4- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر از روى اضطرار باشد ظاهراً كفّاره ندارد. آية اللَّه خامنه اى: بنابر احتياط كفّاره بدهد. آية اللَّه سيستانى: اگر از روى ضرورت باشد كفّاره ندارد و در غير اينصورت بنابر احتياط يك گوسفند كفّاره دارد. ملحق مناسك. آية اللَّه فاضل: درصورتى كه تمام سر را پوشانده باشد اما اگر قسمتى از سر را پوشانده است كفاره ندارد.

ص: 91

جواز پوشاندن رو براى مردان

258 515- پوشانيدن رو براى مردان، مانع ندارد، و جزو سر محسوب نيست؛ پس در وقت خواب، يا غير آن، مانعى از پوشاندن آن نيست.

چند مورد مستثنى از حرمت

259 516- گذاشتن بند مشك آب بر سر، از حكم عدم جواز پوشش، استثنا شده و مانع ندارد.

260 517- دستمالى كه براى سردرد به سر بسته مى شود، اگرچه تمام سر را بگيرد مانع ندارد (1) و كفّاره (2)

هم ندارد.

261 518- گذاشتن سر روى بالش براى خوابيدن مانع ندارد.

519262- اگر پارچه اى را مثلا براى حفظ از پشه، روى چوب و مانند آن، بالاى سر قرار دهند، از جهت پوشاندن، مانع ندارد و همچنين است رفتن در پشه بند.

263 520- رفتن زير دوش حمّام براى مُحرِم، مانع ندارد، ولى زير آبشارى كه سر را فرا گيرد، جايز نيست ..

خشك كردن سر با حوله

264 521- خشك كردن سر با حوله و دستمال و مانند آن، جايز نيست (3)و بعض سر، در حكم تمام سر محسوب مى شود.

تر بودن سر هنگام مسح در حال احرام

265 522- محرمى كه سرش هنگام وضو براى مسح، تر باشد، و نمى تواندصبر كند تا خودش خشك شود، يا با مثل دست آن را خشك كند، احوط (4)جمع بين وضو با اين حال و تيمم است.(5)


1- آيات عظام: بهجت،صافى، گلپايگانى: گناه نداردو لكن كفاره دارد.
2- آيات مكارم، آية الله نورى: احوط ثبوت كفاره است. آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: مانعى ندارد ولى يك گوسفند كفاره دارد. مناسك فارسى،ص 42.
3- آية الله سيستانى، آية الله فاضل: هر چند به نحو كشيدن پارچه بر سر باشد بنابر احتياط واجب و اگر وقت نماز تنگ است گوشه حوله يا پارچه را بگيرد و به مقدارى كه در مسح سر واحب است خشك كند.
4- آيات عظام: بهجت، خامنه اى، گلپايگانى، مكارم: اگر به تدريجصورت گيرد كه تمام سر پوشيده نشود مانعى ندارد. آيه الله بهجت و آية الله خامنه اى: و همين است حكم، در خشك كردنصورت بانوان.
5- مراجعه شود به مسأله قبل. آية الله تبريزى: با دست و يا جاى ديگر بدن، سر را به مقدار مسماى مسح، خشك كند. آية الله سيستانى: اگر چاره ندارد مى تواند با كنار حوله به مقدار مسح سرش را خشك كند.

ص: 92

پوشاندن سر هنگام خواب

266 523- پوشاندن سر براى مردان در وقت خوابيدن نيز جايز نيست؛ ولى گذاردن سر روى بالش براى خوابيدن مانع ندارد.

پوشاندن سهوى سر و گفتن تلبيه

267 524- اگر كسى از روى فراموشى سرش را پوشانيد، واجب است فوراً آن را باز كند و مستحب است تلبيه بگويد؛ بلكه احوط است.

پوشاندن سر ديگرى در حال احرام

268 525- آيا براى محلّ يا محرم، جايز است چيزى- مثل پتو- روى سر مرد محرمى كه خواب است، بيندازد؟ (1)

كفّاره پوشاندن سر

269 527- كفاره (2)و نيز كفّاره پوشاندن قسمتى از سر، بنابر احتياط (3)يك گوسفند است.


1- آيت اللَّه خامنه اى: بر محرم پوشاندن سر خودش حرام است خواه خودش بپوشاند يا به ديگرى دستور دهد كه سر او را بپوشاند، ولى پوشاندن سر ديگرى ولو محرم باشد از محرّمات احرام نيست.
2- آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى، فاضل، مكارم: بنابر احتياط واجب كفّاره اش يك گوسفند است.
3- آية اللَّه خامنه اى: كفاره پوشاندن سر، بنابر احتياط، يك گوسفند قربانى كردن است و بعض سر حكم تمام سر را ندارد مگر عرفاً بر آنصدق كند كه سر را پوشانده است؛ مثل اينكه كلاه كوچكى كه فقط قسمت وسط سر را مى پوشاند بر سر بگذارد. آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب.

ص: 93

270 528- هرگاه مرد محرم سر خود را با چيز دوخته بپوشاند، بايد دو كفّاره بدهد. (1)

تكرار پوشاندن

271 529- تكرار پوشاندن سر در حال احرام- بنابر احوط- موجب تكرار كفّاره است؛ اگرچه تعدّد كفّاره، معلوم نيست و عدم وجوب، بعيد به نظر نمى آيد. (2)

272 530- بعد از پوشاندن سر و ذبح كفّاره، اگر مجدداً سر را پوشانيد، احتياط به كفّاره دادنِ دوباره، بسيار مطلوب است، اگرچه وجوبش معلوم نيست. (3)

273 531- پوشاندن سر با علم و عمد، كفّاره دارد؛ و درصورت ندانستن مسأله يا غفلت و سهو و نسيان، كفّاره ندارد. (4)


1- آية اللَّه بهجت: احتياطاً. مناسك، س 58. آية اللَّه تبريزى: يك كفّاره كافى است. آية اللَّه خويى: حرمت لبس اينگونه مخيط به نظر ايشان مبنى بر احتياط است و لذا احتياط در دو كفّاره است. آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب، درصورتى كه چيزى كه پوشيدن آن حرام است را بپوشد؛ مثل عمامه و كلاه، ولى اگر مثلًا پيراهن خود را بر سر بگذارد، بيش از يك كفّاره لازم نيست. آية اللَّه مكارم: در مثل پارچه دوخته شده يك كفّاره دارد، ولى كلاه دوخته و مانند آن، بنابر احتياط واجب دو كفّاره دارد.
2- آية اللَّه بهجت: احوط تعدد فديه است به تعدد پوشانيدن، خصوصاً هرگاه بى عذر باشد، خصوصاً هرگاه مجلس متعدّد باشد و اقوى تعدد فديه است درصورت تخلل تكفير. مناسك شيخ،ص 26. آية اللَّه تبريزى: اين احتياط ترك نشود. آية اللَّه خامنه اى: احتياط تكرّر كفّاره درصورت تكرّر ستر است مطلقاً. آية اللَّه سيستانى: بعيد نيست يك كفّاره كافى باشد. آيات عظام:صافى، گلپايگانى، نورى: درصورت تعدّد پوشانيدن سر، بايد كفّاره متعدد بدهد. مناسك عربى،ص 91. آية اللَّه مكارم: اين احتياط در اين مسأله و مسأله بعد، وجوبى است.
3- . آية اللَّه مكارم و آية اللَّه نورى: احتياط، واجب است. نظريه آيات عظام بهجت، خامنه اى،صافى، گلپايگانى: در مسأله قبل گذشت. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: در اينصورت دوباره بايد كفّاره بدهد.
4- . آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: بلكه ظاهر اين است كه در موارد جواز ستر واضطرار نيز كفّاره واجب نيست مناسك، مسأله 256.

ص: 94

3- محرّمات مخصوص به بانوان

23- پوشيدن زيور
اشاره

بيست و سوم- پوشيدن زيور براى زن به جهت زينت.

274 532- بنابر احتياط واجب (1) زن بايد در حال احرام از زيورِ زينتى هرچند بدون قصد تزيين باشد، اجتناب كند؛ بلكه حرمت آن، خالى از قوت نيست.

275 533- زيورهايى را كه قبل از احرام، به پوشيدن آن، عادت داشته، لازم نيست براى احرام بيرون بياورد (2)ولى نبايد (3) به هيچ مردى، حتى به شوهرش نشان دهد.

زيور كفّاره ندارد

276 534- پوشيدن زيور، كفّاره ندارد.(4)

24- پوشاندن رو براى زنان
اشاره

بيست و چهارم- پوشانيدن (5)روى با نقاب و روبند و برقع.

277 535- پوشاندن رو هر چند با چيزهاى غير متعارف- مثل پوشال و گِل و مانند آن- بنابر احتياط جايز نيست؛ و نيز پوشاندن با بادبزن جايز نيست.


1- آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: پوشيدن زيور براى زينت بر بانوان مُحرِم حرام است. آية اللَّه سيستانى: اگر زيور به قصد زينت باشد حرام است و اگر به قصد زينت هم نباشد ولى عرفاً زينت حساب مى شود احتياط واجب در ترك است. آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب.
2- آية اللَّه فاضل: اگر قصد زينت به آن ها را نداشته باشد. آية اللَّه مكارم: ولى آن را بپوشاند.
3- آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط مستحب آن ها را براى شوهرش و مردانى كه با او مَحرم اند ظاهر نسازد و نشان ندهد. مناسك، مسأله 256.
4- آية اللَّه تبريزى: كفّاره اش بنابر احتياط مستحب، يك گوسفند است. آية اللَّه خويى، متعرّض اثبات و نفى مسأله كفّاره نشده اند.
5- آية اللَّه بهجت: در غير حال ضرورت، مانند تحفّظ از مگس و نحو آن در حال خوابيدن. مناسك شيخ،ص 26. آية اللَّه نورى: پوشاندن رو هر چند به چيزهاى غيرمتعارف؛ مثل پوشال و گل نيز جايز نيست و جايز نيست با بادبزن روى خود را بپوشاند.

ص: 95

278 536- قسمتى از رو، در حكم تمام آن است و نبايد پوشانده شود. (1)

حكم چانه زنان

279 537- چانه جزوصورت محسوب مى شود (2)و بايد باز باشد؛ پس اگر مقنعه اى بر سر گذاشته شود كه چانه را تا لب ها بپوشاند، اشكال دارد.(3)

خشك كردن صورت

280 538- زن محرم- بنابر احتياط- نمى تواند (4)حوله را برصورت خود بكشد. (5)539281- زن هاى محرم براى پوشيدن و در آوردن مقنعه، بايد مواظب باشندصورتشان پوشيده نشود (6)ولى اگر عامداً و عالماً نباشد، مانع ندارد.


1- آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط. آية اللَّه خامنه اى: پوشاندنصورت در حال احرام به گونه اى كه متعارف زنان در حجاب از نامحرم يا خوددارى از شناخته شدن است براى زنان جايز نيست. بنابراين پوشاندن بخشى ازصورت كه براى اين منظورها پوشيده مى شود شامل گونه ها و بينى و دهان و چانه نيز مانند پوشاندن همهصورت حرام است. آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب، و لذا پوشيدن مقنعه كه اطرافصورت را مى گيرد خلاف احتياط است. آية اللَّه فاضل: بعض رو در حكم تمام است. و بنابر اقوى پوشاندنصورت در قسمت پايين آن؛ يعنى از بينى تا چانه جايز نيست و در قسمت بالايى آن به احتياط واجب. آية اللَّه مكارم: پوشانيدن بعضصورت، به طورى كه نقاب و برقع به آن نگويند جايز است. آية اللَّه نورى: چانه جزوصورت محسوب مى شود، و بايد مقنعه را طورى ببندد كه زير چانه قرار بگيرد.
2- آية اللَّه بهجت: چانه جزوصورت است كه نبايد پوشانده شود و بعضصورت نيز در حكم تمام آن است، ولى دست گذاشتن روىصورت مانعى ندارد. پرسشهاى جديد حج،ص 12، سؤال 50. آية اللَّه خامنه اى: نظر ايشان در مسأله 536 آمده است.
3- آية اللَّه مكارم: اشكال ندارد.
4- آية اللَّه نورى: زن محرم نمى تواندصورت خود را با حوله خشك و يا پاك كند.
5- آيات عظام: بهجت، خامنه اى،صافى، گلپايگانى، مكارم: بهصورت تدريجى كه تمامصورت پوشيده نشود، مانعى ندارد. آية اللَّه فاضل: جايز نيست مگر در حال ضرورت.
6- آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 543 مراجعه شود. آية اللَّه سيستانى: پوشيدن مقنعه كه مقدارى از اطرافصورت را مى پوشاند به احتياط واجب جايز نيست. آية اللَّه مكارم: اين مقدار مانعى ندارد.

ص: 96

گذاردن دست روى صورت

282 540- زن محرم مى تواند دست برصورتش بگذارد.

گذاردن روى روى بالش

283 541- گذاردن روى بر بالش براى خوابيدن، مانع ندارد.

پوشش براى نماز

284 542- پوشاندن سر براى زنان در حال نماز، واجب است؛ ولى آنچه را به عنوان مقدمه علمى مى پوشانند، (1)بايد بعد از نماز (2) فوراً آن را باز كنند.

پوشش از نامحرم

285 543- براى رو گرفتن از نامحرم،(3)جايز است (4) چادر يا جامه اى را كه بر سر افكنده، تا محاذى بينى (5) بلكه چانه، و حتى درصورت احتياج، تا گردن، پايين بيندازد و چيزى بر او نيست؛ و بهتر بلكه احوط، (6) آن است كه آن را با دست يا چيز ديگر، از رو، دور نگه دارد (7)تا بهصورت نچسبد.


1- آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى، گلپايگانى: پوشانيدن رو كه مقدمه پوشانيدن سر مى باشد، در حال نماز عيبى ندارد؛ آية اللَّه بهجت: و نيز مى تواند سر اندازش را آويزان نمايد در نماز و بعد از آن.
2- آيات عظام: تبريزى، خويى، سيستانى: احتياط واجب اين است كه پس از فراغت از نماز آن را بردارد. آية اللَّه مكارم: واجب نيست.
3- آية اللَّه بهجت: بلكه مطلقاً و اختياراً و تا حدّ نحر على الأظهر. مناسك شيخ،ص 26.
4- آية اللَّه سيستانى: و در جايى كه نا محرم نيست اين گونه پوشش نيز جايز نيست. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: ولى بايد با دست يا چيز ديگرى آن را ازصورت دور نگهدارند. آداب و احكام حج،ص 162.
5- آية اللَّه خامنه اى: رها كردن كمى از چادر خود به روىصورت تا محاذى بالاى بينى اشكال ندارد ولى احتياط آن است كه هرگاه در معرض نگاه نامحرم نيست از اين كار اجتناب كند.
6- آية اللَّه خامنه اى، آية اللَّه خويى و آية اللَّه تبريزى: اين احتياط ترك نشود. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بايد با دست يا چيز ديگرى آن را ازصورت دور نگه دارد.
7- آية اللَّه بهجت، آية اللَّه مكارم: تحفظ آن از رسيدن بهصورت لازم نيست.

ص: 97

كفّاره پوشاندن رو

286 544- بعضى براى دور نگه نداشتن جامه ازصورت، كفّاره لازم دانسته اند، (1) و آن احوط است، گرچه اقوى واجب نبودن آن است.(2)

287 545- در نقاب انداختن و پوشاندن رو، به هر نحو كه باشد، كفّاره لازم نيست (3) گرچه موافق احتياط است.


1- آية اللَّه بهجت: شايد وجه آن، استفاده مساوات احرام زن در رو، با احرام مرد در سراست در جميع احكام از بعضى روايات، و در اين استفاده تامّل است. مناسك شيخ،ص 26.
2- . آيات عظام تبريزى، خويى،صافى، گلپايگانى: احتياط واجب آن است كه يك گوسفند كفّاره دهد.
3- آية اللَّه بهجت: وجوب كفارّه پوشانيدنصورت زنان يك گوسفند، منقول از شيخ و حلبى است. مناسك شيخ،ص 26. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند بدهد. آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب آن است كه يك گوسفند بدهد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.

ص: 98

فصل ششم: احرام و عمره كودكان

استحباب محرم نمودن طفل غير مميّز

288 23- محرم نمودن كودك غير مميز، (1) توسط ولىِّ او مستحب است؛ به اين گونه كه به او لباس احرام بپوشاند؛ و نيت كند كه «اين طفل را محرم مى كنم براى حج»، يا «اين طفل را مُعْتَمِرْ مى كنم به عمره مفرده»؛ و اگر ممكن باشد، تلبيه را به او تلقين كند، و گرنه خودش به جاى او بگويد؛ و بايد وظايف و اعمال را مطابق وظيفه انجام دهد، وگرنه در بعضصور، طفل در احرام باقى مى ماند و تا تدارك نكند، نمى تواند ازدواج نمايد.(2)

طواف و اطافه

289 752- اگر كسى مريض يا طفلى را حمل كند و طواف دهد و خودش نيز قصد طواف كند طواف هر دوصحيح است.


1- آية اللَّه بهجت:صحيح است احرام ولىّ از طفل غير مميز و از مجنون، و متولّى نيت احرام طفل، ولىّ حاضر مى شود، و تمام اعمال را آنچه را متمكّن است طفل و غير عاقل انجام مى دهد با نيت ولىّ و آنچه را متمكن نيست ولىّ از جانب او انجام مى دهد از آن جمله تلبيه احرام است كه اگر متمكن باشد طفل و غير عاقل انجام مى دهد با نيت ولىّ، وگرنه ولىّ نايب مى شود. كتاب حجص 4. آية اللَّه تبريزى: استحباب احجاج، اختصاص به طفل غير مميز ندارد بلكه احجاج طفل مميز هم بر ولى او مستحب است.
2- آية اللَّه سيستانى: تنها درصورتى بر احرام باقى مى ماند كه اعمال عمره مفرده را درست انجام ندهند ولى در حج اگر خلل به اركان آن بزند با گذشت وقت حج احرام آن فاسد مى شود، بلى اگر فقط طواف نساء را به طورصحيح به جا نياورند استمتاع از زن بر او حرام است، مگر با اتيان طواف نساء، ولى ازدواجصحيح است.

ص: 99

مراد از ولىّ در احرام كودك

290 24- ولىّ در اين مورد، بعيد نيست كه كفيلِ بچه و نگهدار او باشد، اگرچه ولىِّ شرعى او نباشد. (1)

لزوم حفظ طفل از محرّمات احرام

291 25- بعد از محرم شدنِ طفل، ولىّ بايد او را از محرّمات احرام باز دارد، (2) و اگر مميّز نيست، خود ولىّ، او را از محرّمات حفظ كند.

كفارات محرمات احرام طفل

292 26- اگر طفلِ محرم، محرّمات احرام را به جا آورد، يا ولىّ، او را باز ندارد، كفّاره بر ولىّ طفل است نه بر مال طفل، بنابر اقوى درصيد و بنابر احتياط واجب، در غير آن. (3)


1- آية اللَّه نورى: در غير ولىّ شرعى، محل اشكال است. آيةاللَّه بهجت: ولىّ در اين مقام عبارت است از ولىّ در مال؛ مثل اب وجدّ ابى و وصىّ ايشان و حاكم و امين حاكم. و ولايت مادر دراحرام طفل وساير اعمال حج خالى از وجه نيست. رساله ذخيرةالعباد،ص 5. آية اللَّه خويى: درصورتى كه مستلزم تصرف در اموال طفل نباشد والا اذن ولى شرعى لازم است. معتمد، ج 1،ص 36 آية اللَّه سيستانى: ولىّ طفل در اين امر كسى است كه حق حضانت و سرپرستى او را دارد، چه پدر و مادر او باشند و چه غير آنها. مناسك، مسأله 11. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: قدر متيقن از ولىّ در اين امر نسبت به بچه غير مميّز، ولىّ شرعى است؛ مانند پدر و جد و يا وصىّ يكى از آن دو، و همچنين حاكم و امين از طرف حاكم و يا وكيل يكى از آنها، و امّا غير ولىّ شرعى مانند عمو و دايى و برادر، محل اشكال است، اگرچه كفيل و نگهدار بچه باشد، لكن مادر در اين مورد ملحق به ولىّ شرعى است زيرا نسبت به او دليل خاصى داريم، و امّا در بچه مميّز در مواردى كه اجازه ولىّ لازم است اجازه غير ولىّ شرعى كفايت نمى كند. مناسك عربى،ص 13، مسأله 11. آية اللَّه فاضل: مقصود از ولىّ، همان ولىّ شرعى است، ولى مادر در اين مورد ملحق به ولىّ شرعى است. آية اللَّه مكارم: ولى به اذن ولىّ شرعى انجام مى دهد.
2- آيات عظام بهجت، خويى، سيستانى: اين حكم در مورد احجاجصبى غير مميز است و همين گونه است حكم مذكور در مسأله 26 و 27 و 29. آية اللَّه تبريزى: اين حكم در مورد احجاجصبى است.
3- آية اللَّه بهجت: فداءصيد مولىّ عليه بر ولىّ است كه با مباشرت او عمل مولى عليهصحيح است و كفّاره موجب هدى بر ولى است در آنچه عمد و خطا كفّاره دارد بلكه در آنچه عمد فقط كفّاره دارد وصبى عمداً مرتكب شد ثبوت كفّاره بر ولى كه سبب است خالى از وجه نيست كتاب حج،ص 5. آيات عظام تبريزى، خويى: ظاهراً كفارات ديگر، در غيرصيد نه بر ولىّ واجب است و نه در مال طفل، ولى كفارهصيد بر ولىّ واجب است. مناسك،ص 13، مسأله 9. آية اللَّه خامنه اى: اگر غير بالغ يكى از مُحرمات احرام را مرتكب شود، چنانچه آن عمل حرام، شكار باشد، كفاره آن بر عهده ولى اوست، اما در مورد كفارات ديگر، ظاهر آن است كه پرداخت آن واجب نيست نه بر ولى و نه از مال خود غير بالغ. آية اللَّه سيستانى: كفارهصيد غير مميز بر ولى اوست و در غير آن، بر نابالغ كفّاره نيست؛ نه در مال او و نه در مال وليّش. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: كفارهصيد بر ولىّ طفل است، و اما در وجوب ساير كفارات بر ولىّ اشكال است، اگرچه احوط اين است كه برعهده ولىّ است. مناسك عربى،ص 13، مسأله 13. آية اللَّه مكارم: اين احتياط مستحب است.

ص: 100

وظيفه ولىّ در اعمال طفل

293 27- ولىّ، بايد طفل را وادار كند كه تمام اعمال را به جا آورد و اگر طفل نمى تواند، خود او به نيابت از وى بجا آورد. (1)

كفارات احرام طفلى كه بدون اذن محرم شده

294 29- اگر كودك مميّزى، بدون اذن ولىّ، محرم شود و در حال احرام، يكى از محرّمات را مرتكب شود، كفاره آن بر عهده كيست؟ (2)


1- آية اللَّه بهجت: درصورت تمكّن، احوط آن است كه در حال طواف، هر دو طاهر باشند و نماز طواف را هر دو بخوانند و سنگ ريزه را در دست طفل يا مجنون بگذارد و ولى با آن كيفيت رمى و نيّت نمايد و در تمام افعال آنچه در غير نيّت مى تواند انجام دهد، ولىّ متصدّى نيّت مى شود كتاب حج،ص 4. آية اللَّه تبريزى: در وقتى كه مى خواهد طفل را طواف دهد، واجب است او را وضو دهد، اگرچه به صورت وضو باشد. مناسك،ص 14، مسأله 7. آية اللَّه فاضل: در اعمالى كه نياز به وضو دارد، احتياطاً طفل را وضو بدهد و خودش هم وضو بگيرد.
2- آيةاللَّه بهجت: در فرض سؤال كه ولىّ سبب نيست كفّاره هم بر او نيست و تنها كفّاره اى كه در عمد و خطأ ثابت است در مال طفل ثابت است.[ مستفاد از جامع المسائل ج 2ص 193] آية اللَّه تبريزى: كفاره ندارد. آية اللَّه خامنه اى: رجوع شود به پاورقى مسأله 26. آية اللَّه سيستانى: بر فرضصحت احرام نيز فعل او كفّاره ندارد. آية اللَّهصافى: در فرض سؤال كفّاره واجب نيست ولى احتياط آن است كه ولّى بچه كفّاره را از مال خودش بدون اين كه قصد كند بر او واجب بوده يا برصبى، ادا نمايد. آية اللَّه فاضل: در فرض مزبور با احتياط واجب كفّاره بر ولىّ طفل است. آية اللَّه مكارم: در غيرصيد، كفّاره واجب نيست، نه بر ولىّ و نه بر طفل. آية اللَّه نورى: لازم است ولىّ طفل او را ازار تكاب محرّمات احرام باز دارد و اگر باز نداشت كفّاره درصورت علم و عمد بر عهده ولى طفل است.

ص: 101

احرام كودك بدون اذن ولى

295 2/ 29- كودك مميّزى بدون امر ولىّ، در ميقات محرم شده و فقط سعى و تقصير را انجام داده است؛ تكليف او يا وليّش نسبت به بقيه اعمال چيست؟ « (1)

خواب كودك هنگام طواف

296 603- اگر كودك را در حال خواب، طواف يا سعى دهند، يا بخشى از طواف و سعى را در خواب باشد، چه حكمى دارد؟ (2)


1- آيةاللَّه بهجت: همه اعمال را به ترتيب بايد انجام دهد تا از احرام خارج شود و همين احوط است اگر احرام او مستلزم تصرّف در مال بوده است. آية اللَّه تبريزى: چنانچه محرم به عمره مفرده شده بر احرامش باقى مى ماند و چنانچه تا زمان بلوغ تمام اعمال عمره مفرده را تدارك نكند بعد از بلوغ بر او واجب است آن را تدارك نمايد. آية اللَّه خامنه اى: طواف و نماز آن را بجا آورد و سعى و تقصير را بنابر احتياط اعاده نمايد و سپس طواف نساء و نماز آن را انجام دهد. آية اللَّه سيستانى: احرامشصحيح نيست و چيزى بر او نيست. آية اللَّهصافى: درصحت احرام كودك مميّز اذن ولى شرط نيست بنابراين كودك مذكور كه محرم شده خودش و يا با كمك ديگرى ولو غير ولى اگر محتاج به راهنمايى باشد بايد اعمال عمره را از طواف شروع كند و اتمام نمايد. آية اللَّه فاضل: ولىّ او تكليفى ندارد، ولى احرام اوصحيح است و بايد اعمال خود را از اول انجام دهد. و اگر نتواند نايب بگيرد. آية اللَّه مكارم: احتياط آن است كه برگردد و تمام اعمال غير از احرام را انجام دهد و اگر توانايى ندارد از كسانى كه به عمره مى روند خواهش كند كه به نيابت از او انجام دهند. آية اللَّه نورى: لازم است برگردد واعمال را به ترتيب انجام بدهد.
2- آيات عظام بهجت، خامنه اى،صافى، مكارم: در مورد بچه هاى غيرمميّز، مانعى ندارد. آية اللَّه تبريزى: طواف و سعى اوصحيح است بلى احتياط اين است كه ابتداى طواف بيدار باشد. آية اللَّه سيستانى: اگر طفل غير مميّز باشد و وليّش او را طواف مى دهد اشكال ندارد. آية اللَّه فاضل: در طواف بايد طهارت و ساير شرايط آن رعايت شود. لذا اگر كودك خوابش ببرد يا محدث شود بايد طبق احكام قطع طواف عمل كند. اما در سعى طهارت معتبر نيست و اگر كودك غير مميز باشد چون نيت سعى او با ولىّ اوست لذا اگر خوابش ببرد سعى اوصحيح است. آية اللَّه نورى: در كودك خواب به اندازه متعارف به طواف و سعى او ضرر نمى رساند.

ص: 102

حكم طواف كودك از حيث طهارت و نجاست

297 620- كودك محرمى كه او را طواف مى دهند، آيا بايد بدن و لباس او پاك باشد؟ و چنانچه قبل از طواف، او را تطهير كنند، آيا براى يك طواف كافى است و وارسى بين طواف لازم نيست؟ (1)

حكم شانه كودكِ در بغل

298 647- شخصى كه كودك را در بغل گرفته و طواف مى دهد، آيا بايد شانه چپ كودك را به طرف كعبه قرار دهد؟ (2)


1- آيةاللَّه بهجت: بلى لازم است و اگر معلوم نشود در اثناى طواف كه چيزى خارج شده، همان تطهير قبل از طواف كفايت مى كند و اگر در اثناء حدثى به وجود آيد احتياط در تجديد طهارت است مگر اينكه موجب عسر و حرج باشد.[ مناسك معظم له طبع جديد مسأله 557] آية اللَّه تبريزى: آن مقدار كه بتوانند بنابر احتياط رعايت طهارت او را بكنند ولى وارسى لازم نيست، واللَّه العالم. آية اللَّه سيستانى: رعايت طهارت بدن و لباسِ او لازم نيست. آية اللَّهصافى: بايد شرايط طواف و نماز در طفل نيز مراعات شود و درصورت غير مميّز بودن طفل، درصورت امكان او را وضو دهند لباس و بدن او را تطهير كنند و درصورت شك در عارض شدن حدث و خبث وارسى لازم نيست و حكم طهارت باقى است، واللَّه العالم. آية اللَّه فاضل: بلى لازم است و وارسى در بين طواف لازم نيست. ولى اگر متوجه شدند كه لباس و بدن او نجس شده، احتياط اين است كه آنها را تطهير كنند. آية اللَّه مكارم: چنانچه قبل از طواف او را تطهير كرده باشد كافى است. آية اللَّه نورى: بلى لازم است و براى يك طواف كافى است، و وارسى لازم نيست.
2- آيةاللَّه بهجت: بلى حتّى الامكان،[ به مسأله 556 مناسك معظم له طبع جديد مراجعه شود.] آية اللَّه تبريزى: لزومى ندارد، واللَّه العالم. آية اللَّه سيستانى: بايد تا حدّ امكان سعى كند طورى او را طواف دهد كه عرفاً طرف چپ او به طرف كعبه باشد. آية اللَّهصافى: بنابر احتياط شانه چپ كودك نيز به طرف بيت باشد، واللَّه العالم. آية اللَّه فاضل، آية اللَّه نورى: بلى بايد تمام شرايط در كودك نيز رعايت شود. آية اللَّه مكارم: لازم نيست.

ص: 103

به عقب برگشتن كودك هنگام سعى

299 868- كودكى در احرام عمره مفرده، گاهى در حال سعى به عقب بازگشته و با همين وضع اعمال را به پايان برده است، اكنون چه وظيفه اى دارد؟ (1)

خواب كودك هنگام سعى

300 869- اگر كودك را در حال خواب، طواف يا سعى دهند يا بخشى از طواف و سعى را در خواب باشد چه حكمى دارد؟ (2)

301 870- كودك مميزى را ولىّ او به سعى مى برد؛ ولى كودك خواب است، آيا لازم است در ابتداى سعى، او را براى نيّت بيدار كند، و چنانچه در آغاز بيدار باشد و در بين راه خواب برود چه حكمى دارد؟ (3)


1- آيات عظام: بهجت، تبريزى، سيستانى، مكارم، نورى:صحيح است. آية اللَّه خامنه اى: اگر به اعتقادصحّت تقصير انجام شده طفل از احرام خارج شده است و چيزى بر او نيست اگر چه احتياط در اعاده سعى است. آية اللَّه فاضل: ظاهراً سعى اوصحيح باشد هر چند بهتر است خودش سعى را اعاده كند يا براى انجام آن نايب بگيرد. آية اللَّهصافى: در فرض سؤال چنانچه مميّز است بايد سعى راصحيحاً اعاده نمايد و بقيه اعمال مرتبه را نيز انجام دهد و اگر غير مميّز است ولىّ او دوباره او را سعى دهد و همچنين بقيه اعمال مرتبه را.
2- به ذيل مسأله 603 مراجعه شود. آية اللَّه مكارم: در مورد بچه هاى كوچك اشكالى ندارد.
3- آيات عظام: بهجت، خامنه اى، سيستانى،صافى: سعى از عبادات است و سعى در حال خوابصحيح نيست بايداورابيدار كند. آية اللَّه تبريزى: احتياط واجب اين است كه خواب نرود و آن مقدار را كه خواب رفته، به نيت« اتمام ما نقص من سعيه» اعاده كند و اگر قبل از نيت سعى، خواب رفته- بدون اشكال- سعى او باطل است. آية اللَّه فاضل: چون سعى از عبادات است وصحت آن منوط به نيت و قصد قربت مستمر است لذا درفرض مذكور اگر قبل از شوط چهارم به خواب رفته است به احتياط واجب سعى را از اول اعاده كند و اگر بعد از شوط چهارم خواب رفته است پس از بيدار شدن و توجه و التفات بايد از جايى كه به خواب رفته سعى را ادامه دهد. آية اللَّه مكارم: درصورتى كه در ابتداى سعى نيّت كرده باشد، اشكالى ندارد. آية اللَّه نورى: 1- لازم است كه او را براى انجام نيت بيدار كند 2- و آن مقدارى را كه در حال خواب پيش رفته است پس از بيدار شدن اعاده كند.

ص: 104

302 621- اگر بچه اى را كه ختنه نشده، (1)وادار به احرام، يا او را محرم كنند، احرام اوصحيح است ولى طواف اوصحيح نيست؛ (2)و چون طواف نساء او باطل است (3)بنابر احوط (4)حلال شدن زن بر او مشكل است؛ مگر او را ختنه و طواف دهند، يا خودش بعد از ختان، طواف كند، يا براى طواف او نايب (5) بگيرند.


1- آية اللَّه بهجت: اگر طفل محرم بدون ختنه طواف كند يا طواف دهند او را، طواف نساء از او باطل خواهدبود طبق احتياط مذكور، پس زن از براى او بعد از بلوغ حلال نخواهد بود مگر آن كه تدارك طواف نساء نمايد، خودش يا نايبش. مناسك شيخ،ص 27.
2- آية اللَّه تبريزى: در مميّزى كه خودش محرم شده باشد. آية اللَّه سيستانى: اگر مميّز باشد. آية اللَّه فاضل: طواف طفل مميّزى كه ختنه نشدهصحيح نيست، و از غير مميّز بنابراحتياطصحيح نيست هر چند احرام آنهاصحيح است.
3- آيةاللَّه مكارم: تمام طواف هاى او اشكال دارد
4- آية اللَّه سيستانى: اگر مميّز باشد بنابر احتياط واجب حكم كسى را دارد كه طواف را ترك كرده است مگر اين كه پس از ختنه طواف را اعاده كند.
5- از آية اللَّه سيستانى: در مورد كفايت نيابت در اين فرض، مطلبى در دست نيست. آيات عظامصافى، گلپايگانى، مكارم: گرفتن نايب در اينصورت قبل از ختنه مشكل است.

ص: 105

فصل هفتم: مستحبات و آداب «1»

1- مستحبات ورود به حرم

(1)1- همين كه حاجى به حرم رسيد، پياده شده و به جهت دخول حرم، غسل نمايد.

2- براى تواضع و فروتنى نسبت به حضرت حق- جلَّ و علا- پابرهنه شده و نعلين خود را در دست گرفته داخل حرم شود؛ اين عمل ثواب زيادى دارد.

3- وقت دخول حرم اين دعا را بخواند:

«اللّهُمَّ إنَّكَ قُلْتَ فِي كِتابِكَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ: وَأَذِّنْ فِى النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَعَلى كُلّ ضامِرٍ يَأْتينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميقٍ. اللّهُمَّ إنّي ارْجُو انْ اكُونَ مِمَّنْ اجابَ دَعْوَتَكَ، وَقَدْ جِئْتُ مِنْ شُقّةٍ بَعيدةٍ وَفَجٍّ عَميقٍ سامِعاً لِنِدائِكَ وَمُستَجِيباً لَكَ مُطيعاً لِأمْرِكَ وَكُلُّ ذلِكَ بِفَضْلِكَ عَليَّ وَاحْسانِكَ إِلَيَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما وَفَّقْتَنِي لَهُ أبْتَغِيْ بِذلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ وَالْقُرْبَةَ إلَيْكَ وَالْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَالْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَالتَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْها بِمَنِّكَ، اللَّهُمَّصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَحَرِّمْ بَدَنِي عَلَى النَّارِ وَآمِنِّي مِنْ عَذابِكَ وَعِقابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».

4- وقت دخول حرم مقدارى از علفِ (اذخر) گرفته آن را بجود.

2- مستحبات ورود به مكه معظّمه

303 546- براى دخول مكه معظمه نيز غسل مستحب است؛ و هنگامى كه وارد مكه مى شود با حالت


1- آية اللَّه مكارم: اين مستحبات را به قصد رجا بجا آورد و بايد توجه داشت كه بعضى از مستحبات مربوط به زمانهاى گذشته است و در عصر ما موضوع ندارد و يا عملًا ممكن نيست، آنچه را مى توان، انجام دهد. و خداوند به نيّت او پاداش مى دهد.

ص: 106

تواضع وارد شود؛ و كسى كه از راه مدينه برود، از بالاى مكه داخل شده و وقت بيرون آمدن از پايين آن بيرون آيد.

3- مستحبات ورود به مسجدالحرام

اشاره

304 547- مستحب است مكلف براى دخول مسجدالحرام غسل نمايد. (1)

غسل براى طواف

305 548- آيا بجز غسل مستحبى براى رفتن به مسجدالحرام، غسل ديگرى براى طواف مستحب است و درصورت وجود چنين استحبابى، آيا يك غسل به نيت هر دو كافى است؟ (2)

دفعات استحباب غسل براى ورود به مسجدالحرام

306 549- آيا استحباب غسل ورود به مسجدالحرام تنها براى قادم و كسى است كه اعمال عمره بجاى مى آورد، يا براى هر مرتبه رفتن به مسجدالحرام نيز مستحب است؟ (3)


1- آية اللَّه سيستانى: استحباب اين غسل ثابت نيست، مگر اين كه براى طواف باشد.
2- آيةاللَّه بهجت: رجاءً نيّت هر دو را به يك غسل بنمايد. آية اللَّه تبريزى: براى زيارت بيت اللَّه غسل مستحب است و طواف، زيارت بيت است، واللَّه العالم. آيةاللَّه خامنه اى: براى خصوص طواف هم غسل مستحبى وارد شده است ولى مى توانيد هر دو را در يك غسل نيت كنيد. آيةاللَّه سيستانى: غُسل زيارت كعبه مستحب است ولى استحباب غُسل دخول مسجدالحرام و غسلِ طواف ثابت نيست و اگر خواست انجام دهد به قصد رجا اشكال ندارد و مى تواند يك غسل را به نيّتهاى متعدد انجام دهد. آيةاللَّهصافى: غسل براى طواف بالخصوص، به نظر نرسيده است، واللَّه العالم. آية اللَّه فاضل: بلى براى هر دو مورد؛ يعنى دخول در مسجدالحرام و طواف غسل مستحب است و يك غسل به نيت هر دو كفايت مى كند. آيةاللَّه مكارم: ظاهراً طواف، غسلِ مستحب ندارد. آية اللَّه نورى: بجز غسل مستحبى براى رفتن به مسجدالحرام استحباب غسل ديگرى براى طواف ثابت نيست.
3- آيةاللَّه بهجت: رجاءً مانعى ندارد. آيت اللَّه خامنه اى: اختصاص به ورود اوّل ندارد. آيت اللَّه تبريزى: غسل دخول مسجدالحرام، كه همان غسل براى دخول مكه و حرم است، اختصاص به قادم و كسى كه اعمال را به جا مى آورد، دارد. آيت اللَّه سيستانى: استحباب آن حتى براى قادم ثابت نيست. آيت اللَّهصافى: بعيد نيست براى هر وارد به مسجد باشد و در هر مرتبه. آيت اللَّه فاضل: براى هر مرتبه رفتن به مسجدالحرام نيز مستحب است. آيت اللَّه مكارم: به قصد رجا مانعى ندارد.

ص: 107

و همچنين مستحب است با پاى برهنه و با حالت سكينه و وقار وارد شود؛ و هنگام ورود از در «بني شيبه» وارد شود؛ و گفته اند كه باب بنى شيبه در حال كنونى مقابل باب السلام است؛ بنابراين نيكو اين است كه شخص از باب السلام وارد شده و مستقيماً بيايد تا از ستون ها بگذرد.

و مستحب است بر در مسجدالحرام ايستاده بگويد:

«السَّلامُ عَلَيْكَ أَ يُّها النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، بِسْم اللَّه وَبِاللَّهِ وَما شاءَ اللَّهُ، السَّلامُ عَلى أ نْبِياءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ، السَّلامُ عَلى رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلى إبْراهِيمَ خَلِيْلِ اللَّهِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِ الْعالَمِينَ».

و در روايت ديگر وارد است كه نزد در مسجد بگويد:

«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَمِنَ اللَّهِ وَإلَى اللَّهِ وَما شاءَ اللَّهُ وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَخَيْرُ الْأسْماءِ للَّهِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ وَالسَّلامُ عَلى رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلى مُحَمَّدْ بِنْ عَبْداللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَ يُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، السَّلامُ عَلى أنبِياءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ، السَّلامُ عَلى خَلِيْلِ اللَّهِ الرَّحْمنِ، السَّلامُ عَلَى الْمُرسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، السَّلامُ عَلَيْنا وَعَلى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحينَ، أَللَّهُمَّصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد وَبارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد كَماصَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلى إبْراهِيمَ وَآلِ إبْراهيمَ إنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيْدٌ، أللَّهُمَّصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُو لِكَ، أللَّهُمَّصَلِّ عَلى إبْراهِيْمَ خَلِيلِكَ وَعَلى أ نْبِيائِكَ وَرُسُلِكَ وَسَلِّمْ عَلَيْهِمْ، وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، أللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أبْوابَ رَحْمَتِكَ وَاسْتَعْمِلْنِي في طاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ وَاحْفَظْنِي بِحِفْظِ الْإِيمانِ أبَداً ما أبْقَيْتَني جَلَّ ثَناءُ وَجْهِكَ، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي جَعَلَني مِنْ وَفْدِهِ وَزُوّارِهِ وَجَعَلَني مِمَّنْ يَعْمُرُ مَسَاجِدَهُ، وَجَعَلَني مِمَّنْ يُناجِيهِ، أللَّهُمَّ إنِّي عَبْدُكَ وَزائِرُكَ في بَيْتِكَ

ص: 108

وَعَلى كُلِّ مَأتِيٍّ حَقٌّ لِمَنْ أتاهُ وَزارَهُ، وَأ نْتَ خَيْرُ مَأتِيٍّ وَأكْرَمُ مَزُورٍ فَأَسْأَ لُكَ يا اللَّهُ يا رَحْمنُ بِأَ نَّكَ أنتَ اللَّهُ لا إلهَ إلّاأ نْتَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ بِأ نَّكَ واحِدٌ احَدٌصَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ (لكَ خ ل) كُفُواً أحَدٌ، وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَعَلى أهْلِ بَيْتِهِ يا جَوادُ يا كَرِيمُ يا ماجِدُ يا جَبَّارُ يا كَريمُ أسْأَ لُكَ أنْ تَجْعَلَ تُحْفَتَكَ إيّايَ بِزِيارَتي إيَّاكَ أوَّلَ شي ءٍ تُعْطِيَنِي فَكاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ».

پس سه مرتبه مى گويد:

«أللَّهُمَّ فُكَّ رَقَبَتي مِنَ النَّارِ».

پس مى گويد:

«وَأوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ الطَّيِّبِ وَادْرَأْ عَنِّي شَرَّ شَياطِيْنِ الْجِنِّ وَالْانْسِ وَشَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ».

پس داخل مسجدالحرام شود و رو به كعبه دست ها را بلند نموده و بگويد:

«اللَّهُمَّ إنّي أسْأَ لُكَ في مَقامي هذا وَفي أوَّلِ مَناسِكِي أنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَأنْ تَتَجاوَزَ عَنْ خَطِيئَتي وَأنْ تَضَعَ عَنِّي وِزْري، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي بَلَّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرامَ أللَّهُمَّ إنّي أشْهَدُ أنَّ هذا بَيْتُكَ الْحَرامُ الَّذي جَعَلْتَهُ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَأمْناً مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمينَ أللَّهُمَّ إنَّي عَبْدُكَ وَالْبَلَدَ بَلَدُكَ وَالْبَيْتَ بَيْتُكَ جِئْتُ أطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَأؤُمُّ طاعَتَكَ مُطِيْعاً لِأمْرِكَ راضياً بِقَدَرِكَ أسْأَ لُكَ مَسْأ لَةَ الْفَقِيْرِ إلَيْكَ الْخائِفِ لِعُقُوبَتِكَ أللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أبْوابَ رَحْمَتِكَ واسْتَعْمِلْنِي بِطاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ».

بعد خطاب مى كند به سوى كعبه و مى گويد:

«أ لْحَمْدُ للَّهِ الَّذي عَظَّمَكِ وَشَرَّفَكِ وَكَرَّمَكِ وَجَعَلَكِ مَثابَةً لِلنّاسِ وَامْناً مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمِيْنَ».

و مستحب است وقتى كه محاذى حجرالاسود شد بگويد:

«أشْهَدُ أنْ لاإلهَ إلَّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَكَفَرْتُ

ص: 109

بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَاللَّاتِ وَالْعُزّى وَبِعِبادَةِ الشَّيْطانِ وَبِعِبادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعى مِنْ دُونِ اللَّهِ».

و هنگامى كه نظرش به حجرالاسود افتاد، به سوى آن متوجه شود و بگويد:

«أ لْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أنْ هَدانَا اللَّهُ سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ وَلا إلهَ إلّااللَّهُ وَاللَّهُ أكْبَرُ، اللَّهُ أكْبَرُ مِنْ خَلْقِهِ وَاللَّهُ أكْبَرُ مِمّا أخْشى وَاحْذَرُ، لا إلهَ إلّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيْكَ لَهُ، لَهُ الْمُلكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَيُمِيتُ وَيُحْيِي وَهُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَي ءٍ قَدِيرٌ، اللَّهُمَّصَلِّ عَلى مُحَمّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَبارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ كَأفْضَلِ ماصَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلى إبْراهِيمَ وَآلِ إبْراهِيمَ إنَّكَ حَمِيْدٌ مَجيدٌ، وَسَلامٌ عَلى جَميعِ النَّبِيِّينَ وَالمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ أللَّهُمَّ إنَّي اومِنُ بِوَعْدِكَ وَأُصَدِّقُ رُسُلَكَ وَأتَّبِعُ كِتابَكَ».

و در روايت معتبر وارد است كه وقتى كه نزديك حجرالاسود رسيدى، دست هاى خود را بلند كن؛ و حمد و ثناى الهى را به جا آور؛ وصلوات بر پيغمبر بفرست؛ و از خداوند عالم بخواه كه حج تو را قبول كند. پس از آن، حجر را بوسيده و استلام نما و اگر بوسيدن ممكن نشد استلام نما و اگر آن هم ممكن نشد اشاره به آن كن و بگو:

«أللَّهُمَّ أمانَتِي أدَّيْتُها وَمِيثاقِي تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوافاةِ أللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتابِكَ وَعَلى سُنَّةِ نَبِيِّكَصَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَكَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطاغُوتِ وَاللَّاتِ وَالْعُزّى وَعِبادَةِ الشَّيْطانِ وَعِبادَةِكُلِّ نِدٍّ يُدْعى مِنْ دونِ اللَّهِ».

و اگر نتوانى همه را بخوانى بعضى را بخوان و بگو:

«أللَّهُمَّ إليْكَ بَسَطْتُ يَدِي وَفِيما عِنْدَكَ عَظُمَتْ رَغْبَتِي فَاقْبَلْ سُبْحَتي وَاغْفِرْ لِي وَارْحَمْنِي، أللَّهُمَّ إنّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَالْفَقْرِ وَمَواقِفِ الْخِزْيَ في الدُّنيا وَالْاخِرَةِ».

ص:110

ص: 111

باب دوم: طواف

اشاره

وجوب طواف 113

شرايط و مقدمات طواف 116

كيفيت طواف 133

قطع و تدارك طواف 157

نيابت و استنابه در طواف 166

احكام خاص بانوان در طواف 169

طواف مستحب و نماز آن 175

آداب و مستحبات طواف 179ص: 113

فصل اول: وجوب طواف

1- ركنّيت طواف و حكم ترك آن

اشاره

اولين عمل عمره بعد از احرام، طواف است.

307 550- طواف عبارت است از: «هفت مرتبه گرد خانه كعبه گرديدن» و هر دور از آن «شوط» نام دارد؛ پس طواف، عبارت از هفت شوط است.

ترك سهوى طواف

553- اگر كسى طواف را سهواً ترك كند، (1) لازم است هر وقت كه باشد، (2) آن را به جا آورد؛ و اگر به محل خود برگشته و نتواند به مكه برگردد، يا مشقت داشته باشد، بايد نايب بگيرد. (3)

نقصان طواف و مراجعت به وطن

308 557- اگر كسى طواف او ناقص بوده ولى تا بعد از مراجعت به وطن، متذكر نقصان نشود، احتياط (4) آن است كه براى تدارك بازگردد؛ واگر نتوانست يا مشكل باشد، نايب بگيرد. (5)


1- آية اللَّه سيستانى: يا آن را به طورصحيح انجام نداده.
2- آية اللَّه فاضل: وسعى را نيز بنابر احتياط اعاده كند.
3- - آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر قبل از فوت وقتِ طواف متذكر شود، بايد تا وقت نگذشته قضا كند. آية اللَّه مكارم: و در اين مدّت چيزى بر او حرام نيست و احتياط آن است كه يك گوسفند قربانى به مكه بفرستد و اگر فرستادن به مكه ممكن نيست در محل خود قربانى كند.
4- آية اللَّه بهجت: و اگر متذكّر نشود مگر بعد از مراجعت به وطن خود، پس نايب مى گيرد. مناسك شيخ،ص 42. آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى،صافى، فاضل، گلپايگانى: بايد برگردد. آية اللَّه سيستانى: اگر نتواند باقيمانده را خود به جا آورد، اگرچه به اين علت باشد كه پس از رجوع به وطن يادش آمده ديگرى را نايب خود قرار دهد و به هر حال نماز طواف را بايد خودش هر جا هست بعد از طواف نايب بخواند
5- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و در اينصورت نيز بنا بر احتياط واجب هدى بفرستد و احوط آن است كه شتر باشد مناسك فارسى، مسأله 104. آية اللَّه مكارم: و احتياط آن است يك گوسفند در مكّه قربانى كند و اگر نتوانست در شهر خودش قربانى كند.

ص:112

ص:113

ص: 114

انجام سعى قبل از طواف

309 559- اگر كسى قبل از انجام طواف، سعى را به جا آورد، احتياط واجب (1)آن است كه علاوه بر طواف و نماز آن، سعى را هم به جا آورد.

تذكر نسيان طواف در سعى

310 560- اگر كسى هنگام سعى، متذكر شود كه طواف را به جا نياورده، بايد سعى را رها نموده، طواف را به جا آورد، سپس سعى را اعاده كند. (2)

2- مباحات و محذورات هنگام طواف

اشاره

311 562- در حال طواف، تكلم و خنده و شعر خواندن، جايز، ولى مكروه است؛ و مستحب است در حال طواف، مشغول دعا و ذكر خدا و تلاوت قرآن باشد.

اكل و شرب در حال طواف

312 563- اكل و شرب در حال طواف، مانع ندارد.

خواندن نماز مستحب در حال طواف

313 564- در حال طواف، خواندن نماز مستحب چه حكمى دارد؟ (3)

طواف با علم به تماس با نامحرم

314 565- اگر شخصى در حال طواف با علم به حرمت، از روى شهوت با بدن زنى تماس حاصل نمايد


1- آيات عظام: خامنه اى، سيستانى، فاضل: بايد سعى را اعاده نمايد. آية اللَّه مكارم: اين احتياط در مورد سعى مستحب است.
2- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر قبل از شوط چهارم سعى يادش بيايد كه طواف به جا نياورده، سعى را رها كند و طواف را به جا آورد و سپس سعى را انجام دهد و اگر بعد از اتمام شوط چهارم بوده، آن را قطع كند و بعد از انجام طواف، سعى را اتمام و به احتياط واجب آن را اعاده نمايد. آداب و احكام حج، م 667.
3- آيات عظام: بهجت، سيستانى، فاضل و مكارم: مانعى ندارد. آيت اللَّه خامنه اى: اگر بتواند جمع بين قصد طواف و قصد نماز مستحبى در حال طواف نمايد اشكال ندارد. آيت اللَّه تبريزى: مشروعيت آن ثابت نيست، واللَّه العالم. آيت اللَّهصافى: احوط ترك آن است، واللَّه العالم.

ص: 115

هر چند كار حرامى كرده ولى مضر به طواف نيست «(1)و اگر كارى كه موجب كفّاره است انجام دهد، بايد كفّاره بدهد. (2)

پا گذاردن روى اشياء در حال طواف

315 566- پا گذاردن روى احرامى ديگران (3)و چيزهايى كه از افراد در مطاف مى افتد- از قبيل ساعت و غيره- موجب بطلان طواف نمى شود. (4)

احرام و طواف در لباس غيرمخمّس

احكام خمسِ مربوط به طواف، در قسمت خمس در پايان كتاب ذكر شده است.


1- آية اللَّه فاضل: اما اگر اين عمل با علم و عمد انجام شده و موجب انزال شده، علاوه بر گناه بايد يك شتركفّاره بدهد و نسبت به طواف، حكم محدث شدن در اثناى طواف را دارد كه در مسأله 580 آمده است.
2- آية اللَّه تبريزى: چنانچه موجب تماس، مشى در حال طواف باشد، طوافش اشكال دارد. آية اللَّه فاضل: اما اگر موجب انزال شود طوافش باطل و كفّاره هم دارد. آية اللَّه مكارم: اگر لمس از روى لباس باشد گناه كرده ولى كفّاره ندارد.
3- آية اللَّه گلپايگانى: ولى نبايد اذيت ديگران رافراهم آورد. آية اللَّه مكارم: ولى عمداً اين كار را نكند مگر مانع عبور باشد.
4- آيات عظامصافى، گلپايگانى، مكارم: ولى عمداً پا روى آن نگذارد.

ص: 116

فصل دوم: شرايط و مقدمات طواف

اشاره

واجبات طواف، بر دو گونه است:

اول: مقدمات و شرايط پنج گانه طواف:

1- نيّت

اشاره

«نيّت» يعنى انجام طواف با قصد خالص براى خداوند متعال.

توضيح كلّى نيت در عبادات

316 567- به زبان آوردن و از قلب گذراندن نيت، لازم نيست؛ و همين كه بنا دارد عمل را براى خداوند به جا آورد، كفايت مى كند؛ و نيت در عبادت با كارهاى ديگر در اين جهت يكسان است؛ پس همان طور كه قصد انسان هنگام آب خوردن، معلوم و محقق است، عبادت نيز همين گونه است.

لزوم اخلاص در نيت

317 568- طواف و هر عبادتى، بايد براى اطاعت خداوند متعال بجا آورده شود؛ و فارق بين عبادت و غير آن، همين خصوصيت است. (1)

مراتب تحقق قصد قربت

318 569- براىصحيح بودن عمل از جهت قصد قربت، كافى است كه آن را براى خداى متعال، يا براى اطاعت امر او جلّ جلاله، يا براى ترس از جهنم، يا شوق به رسيدن به بهشت و ثواب، به جا آورد.

حكم ريا

319 570- اگر كسى در انجام طواف يا ساير اعمال عمره و حج ريا كند؛ يعنى عمل خود را خداى ناكرده


1- آية اللَّه سيستانى: در عبادت معتبر است كه براى تذلّل و كرنش در پيشگاه خداوند انجام داده شود؛ خواه اطاعتصدق كند يا نكند.

ص: 117

براى نشان دادن و به رخِ ديگرى كشيدن، و خوب جلوه دادن، به جا آورد، طواف و هرچه را كه اين طور به جا آورده، باطل است و علاوه بر آن خداى جليل را هم معصيت نموده است.

320 571- ريا بعد از اتمام عمل، باعث بطلان عمل نمى شود ولى در هر حال، معصيت است.

بطلان عمل با شركت رضاى غير

321 572- اگر در عملى كه براى خدا مى آورد، رضاى ديگرى را هم شريك كند و خالص براى خدا نباشد، عمل او باطل است.

شك در قصد طواف

322 574- اگر كسى در حال طواف، بدون قصد- مثلًا بخواهد كسى يا چيزى را از زمين بردارد- گامى به طرف جلو بردارد اگر توجه به طواف ندارد، و نمى داند كه آيا آن مقدار مسافت را بدون قصد طواف آمده است يا نه، بايد آن مقدار را احتياطاً تدارك كند. (1)

شك در نيّت نيابت در طواف

323 575- اگر شخصى در اثناى طواف شك كند كه آيا طواف را به نيت منوبٌ عنه آغاز كرده يا به نيت خودش، احتياط آن است كه طواف را به نيت منوبٌ عنه اتمام كند و پس از نماز آن، طواف و نماز را اعاده كند.(2)

2- طهارت از حدث

طهارت از حدث

دوم- طهارت از حدث اكبر (جنابت، حيض و نفاس)، و از حدث اصغر؛ يعنى با وضو باشد.

324 576- در عمره و حج، طهارت از حدث اكبر و اصغر، در تمامى طوافهاى آن- اعم از طواف عمره، طواف حج و طواف نساء- شرط است.

عدم لزوم طهارت در طواف مستحبى

325 577- طهارت از حدث اكبر و اصغر، در طواف مستحبى شرط نيست، هرچند جنب يا حايض،


1- آيات عظام بهجت، سيستانى، فاضل: به شك خود اعتنا نكند. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه مكارم: اگر قصد طواف ولو اجمالًا داشته باشد كافى است.
2- آية اللَّه بهجت: مى تواند طواف را به نيت منوبٌ عنه تمام كند. استفتائات جديد آية اللَّه خامنه اى، آية اللَّه فاضل: مى تواند طواف مزبور را به نيّت منوبٌ عنه اتمام كرده و پس از نماز آن را با نماز، اعاده كند و مى تواند آن را رها نموده و طواف را به نيابت از منوب عنه از سر بگيرد. آية اللَّه سيستانى: بايد طواف را به نيت نيابت از سر بگيرد.

ص: 118

جايز نيست در مسجدالحرام وارد شوند، ولى اگر با غفلت يا نسيان، طواف مستحب انجام دادند، طواف آنهاصحيح است.(1)

بطلان طواف با حدث

326 579- اگر شخصى عمداً، يا جهلًا، يا از روى غفلت يا نسيان، با حدث اكبر يا اصغر، طواف كند، طواف او باطل است.

بطلان وضو بعد از شوط چهارم

327 580- اگر در اثناى طواف، حدث عارض شود، اگر پس از تمام شدن دور چهارم باشد، بايد طواف را قطع كرده، بعد از تحصيل طهارت، از همانجا كه آن را قطع كرده، اتمام كند. (2)


1- . آيةالله خامنه اى: در طواف مستحبى وضو لازم نيست ولى به احتياط واجب در حال جنابت و حيض يا نفاس، طوافصحيح نيست.
2- . اگر حدث بعد از اتمام دور چهارم باشد آيات عظام: بهجت، خويى، سيستانى، فاضل: اگر حدث بدون اختيار باشد، بعد از طهارت، طواف را تكميل مى كند و اگر با اختيار باشد احتياطا اتمام و اعاده مى كند. آيات عظام: امام خمينى، تبريزى،صافى، گلپايگانى، مكارم، نورى: بعد از طهارت طواف را تكميل مى كند. آية اللَّه خامنه اى: با بقاى موالات تكميل مى كند و با زوال آن، احتياطاً تكميل و اعاده مى كند و مى تواند يك طواف به نيّت اعم از اتمام و اعاده انجام دهد. و اگر حدث قبل از نصف يا اتمام دور چهارم باشد: آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، مكارم: اگر قبل از نصف باشد آية اللَّه سيستانى: قبل از چهارم بعد از طهارت، طواف را اعاده كند. آية اللَّه خامنه اى: اگر حدث مابين سه و نيم تا چهار عارض شود حكم فرض قبلى را دارد و اگر قبل از سه و نيم عارض شود پس از طهارت طواف را اعاده كند. امام خمينى و آية اللَّه نورى: بنابر احتياط واجب طواف اول را تكميل و نماز مى خواند اعاده مى كند. آيات عظام:صافى، فاضل، گلپايگانى: قبل از سه و نيم، بعد از طهارت طواف را اعاده كند. و طبق نظر اين مراجع اگر بعد از 5/ 3 و قبل از اكمال چهار باشد: بعد از طهارت، بنابر احتياط آية اللَّه فاضل: بنابر فتوى طواف اول را تكميل و بعد از نماز آن، طواف را اعاده كند. طبق نظر همه مراجع از سرگيرى طواف بعد از زوال موالات، جايز است؛ فقط طبق نظر: آيات عظام: امام خمينى،صافى، فاضل: اگرطواف قطع شده چهار شوط كامل بوده است، بايد طوافِ اول، تكميل و نماز آن خوانده شود. از سرگيرى طواف با بقاى موالات طبق نظر مراجع ذيل جايز است: آيات عظام: بهجت، فاضل، مكارم، نورى، خويى و آية اللَّهصافى و آية اللَّه گلپايگانى با رعايت تكميل بعد از شوط چهارم. تذكر: طبق نظر مراجعى كه از سرگيرى را جايز مى دانند، رعايت تفصيل بين نصف و كمتر از نصف، احتياطى است.

ص: 119

بطلان وضو قبل از شوط چهارم

328 581- اگر عروض حدث پيش از تمام شدن دور چهارم باشد، بنابر احتياط واجب طواف را اتمام و اعاده كند و اين حكم، در حدث اصغر است. (1)

حدث اكبر در اثناى طواف

329 582- اگر در اثناى طواف، حدث اكبر- مثل جنابت (2) يا حيض- عارض شود، بايد فوراً از مسجدالحرام بيرون رود، و اگر پيش از تمام شدن دور چهارم (3)حدث عارض شده، طواف را با طهارت اعاده كند.

شك در حدث و طهارت

330 583- اگر بعد از طهارت، در پيدايش حدث شك كند، بنابر طهارت بگذارد؛ ولى اگر بعد از حدث، در تحصيل طهارت شك كند، بنابر حدث بگذارد و طهارتِ لازم را تحصيل نمايد.

شك در طهارت بعد از طواف

331 584- اگر بعد از تمام شدن طواف، شك كند كه آيا وضو يا غسل داشته يا نه، « آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر بعد از حدث اصغر شك كند در اين كه قبل از طواف غسل كرده يا نه، (4) طواف اوصحيح است، ولى براى اعمال بعد، بايد تحصيل طهارت نمايد.


1- به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.
2- نظريه آيات عظام در دو مسأله قبل گذشت كه فرقى بين حدث اصغر و جنابت نگذاشته اند.
3- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: احوط در هر دوصورت قبل و بعد از شوط چهارم اين است كه بعد ازپاكى يك طواف كامل به نيّت اعم از تمام و اتمام به جا آورد.
4- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر بعد از حدث اصغر شك كند در اين كه قبل از طواف غسل كرده يا نه، بايد غسل كرده و طواف را اعاده كند و براى اعمال آتيه وضو بگيرد. منهاج الصالحين، ج 1، مسأله 209.

ص: 120

شك در وضو و غسل در اثناى طواف

332 585- اگر در اثناى طواف شك كند كه وضو داشته يا نه، بايد وضو بگيرد؛ و اگر شك، بعد از اتمام دور چهارم بوده، تتمه طواف را به جا آورد؛ و اگر قبل از اتمام دور چهارم باشد، بنابر احتياط واجب، طواف را اتمام و اعاده كند. (1)

333 586- در تمامصورت هايى كه گفته شد درصورت شك، «بنابر طهارت بگذارد» يا «طوافشصحيح است»، بهتر است كه با شك در وضو، تجديد وضو كند؛ و با شك در غسل، رجاءً غسل به جا آورد؛ چون ممكن است كه بعداً معلوم شود كه طهارت نداشته و اشكال پيدا شود.

شك در غسل كردن در اثناى طواف

334 587- اگر طواف كننده در اثناى طواف، در انجام غسل جنابت يا حيض يا نفاس شك كند، بايد فوراً از مسجدالحرام بيرون برود، و غسل كند؛ (2) اگر بعد از اتمام شوط چهارم شك كرده، باقيمانده طواف را به جا آورد و احتياط در اعاده است؛ ولى اگر قبل از دور چهارم شك كرده، طواف را اعاده نمايد. (3)

طواف با وضوى باطل

335 588- اگر حج گزار در عمره تمتع، بعد از تقصير متوجه شود كه وضوى او باطل بوده يا وضو نداشته و با اين حال طواف كرده و نماز طواف خوانده است، طواف و نماز را اعاده كند و عمره اوصحيح است. « (4)


1- شك در وضو يا غسل در اثناى طواف: آيات عظام: تبريزى، خويى، بهجت، سيستانى،صافى، گلپايگانى، فاضل، خامنه اى، نورى، مكارم: اگر قبلًا وضو و غسل نداشته و شك در تحصيل آن دارد، بايد بعد از طهارت طواف را اعاده نمايد. و اگر قبلًا وضو داشته: و شك در باطل شدن آن دارد بنابر طهارت مى گذارد.
2- آية اللَّه خامنه اى: و برگردد و طواف را اعاده نمايد.
3- جهت تفصيل نظر آيات عظام به ذيل مسأله 585 مراجعه شود.
4- آيات عظام بهجت، تبريزى: و بنابر احتياط، بعد از آن سعى و تقصير را نيز اعاده كند و تا تقصير نكرده احكام محرم را مراعات كند. وآية اللَّه بهجت اضافه مى فرمايد: و درصورتى كه بطلان از جهت جهل به حكم نبوده، تقصير قبلى كفّاره ندارد. مناسك، س 85 و 170. آية اللَّه خويى: بايد لباس دوخته را بيرون بياورد و سعى و تقصير را نيز اعاده كند و در فرض گذشت زمان تدارك، حجش باطل است. المسائل الشرعيه،ص 342 و 351 و 357. آية اللَّه سيستانى: اگر قبل از گذشتن وقت يادش آمد بايد آن را جبران كند و بعد از آن سعى و تقصير را نيز اعاده كند و تا اعمال را انجام نداده است از محرّمات احرام اجتناب نمايد و اگر بعد از گذشتن وقت تدارك متوجّه شود، درصورت سهو و نسيان، اعاده طواف كافى است و درصورت جهل حجّش باطل است و به احتياط واجب بايد يك شتر قربانى بدهد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در فرض مذكور كه بعد از تقصير و قبل از شروع اعمال حج فهميده بايد پس از وضو طواف و نماز و سعى و تقصير را اعاده كند. مجمع المسائل، ج 1،ص 478، مسأله 47. آية اللَّه مكارم: احتياطاً سعى و تقصير را نيز اعاده كند.

ص: 121

معذور از وضو و غسل

336 593- معذور از انجام وضو و غسل، (1) واجب است بدل از وضو يا بدل از غسل، تيمم كند.(2)

حدث اصغر بعد از تيمم بدل از غسل

337 594- اگر بعد از تيممِ بدل از غسل، حدث اصغر عارض شود، (3)بايد براى حدث اصغر، تيمم كند و براى حدث اكبر تيمّم لازم نيست؛ و تا حدث اكبر ديگرى براى او حاصل نشده و عذرش باقى است، همان تيمم اول، كافى است، ولى بنابر احتياط تيمم بدل از غسل را هم انجام دهد. (4)


1- آية اللَّه مكارم: اگر عذر داشته باشد و نتواندصبر كند تا عذر برطرف شود. آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط بايدصبر كند تا عذر او برطرف شود و اگر از زوال عذز مأيوس شد با تيمم طواف كند، بلى قبل از يأس زوال عذر مى تواند رجاءً با تيمم طواف نمايد پس اگر تا آخر عذر او ادامه داشت به آن طواف اكتفا كند.
2- آية اللَّه تبريزى: درصورت معذور بودن از غسل و مأيوس شدن از توانايى بر غسل، واجب است با تيمم طواف كند و احوط اولى اين است كه نايب نيز بگيرند. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در غسل غير جنابت، علاوه بر تيمم بدل از غسل درصورت تمكن، بايد وضو هم بگيرد وگرنه بايد يك تيمم ديگر به جاى وضو به جا آورد و جنب متيمّم بنا بر احتياط مستحب نايب هم بگيرد. آداب و احكام حج، مسأله 476.
3- آية اللَّه بهجت: احوط جمع بين وضو يا تيمّم بدل از آن و تيمّم بدل از حدث اكبر است. ذخيره، ج 1،ص 199.
4- آية اللَّه تبريزى: اگر بدل از غسلِ جنابت، تيمم كرد و بعد حدث اصغر عارض شد، چنانچه عذرش باقى است، بايد بدل از غسل تيمم كند و احتياط مستحب آن است كه بين تيمم و وضو جمع كند؛ و اگر براى حدث اكبرِ ديگر غير از جنابت تيمم كرد و بعد حدث اصغر عارض شد بايد بدل از غسل تيمم كند و بنابر احتياط وضو هم بگيرد و اگر متمكن از وضو هم نبود بايد تيمم ديگرى بدل از وضو بنمايد. آية اللَّه خامنه اى: بنابر احتياط بايد بار ديگر تيمّم بدل از غسل كند. آية اللَّه خويى: لازم است تيمم بدل از غسل بكند. منهاج، مسأله 381.

ص: 122

338 595- معذور از انجام وضو يا غسل، بنابر احتياط واجب (1)

درصورتى كه اميد بر طرف شدن عذرش را دارد، بايد تا هنگام تنگ شدن وقت يا قطع اميد،صبر كند.

فرض كفايت طواف و نماز با تيمّم

339 596- اگر معتمر جنب باشد و آب براى او ضرر داشته باشد، يا آب موجود نباشد و يا اگر بخواهد آب بيابد و غسل كند وقت عمره مى گذرد، طواف و نماز با تيمم كافى و مجزى است و نايب گرفتن لازم نيست. (2)

انجام عمره بدون وضو و احرام جديد

340 598- شخصى عمره مفرده اى به نيابت از پدرش انجام داده و روز بعد به نيابت مادرش محرم مى شود و در اثناى آن، متوجه مى شود كه در عمره اوّل طواف و نماز آن را بدون وضو انجام داده است، وظيفه او در اينصورت چيست؟ (3)


1- آية اللَّه بهجت: افضل و احوط تأخير است ولى اظهر جواز مبادرت است. ذخيره، ج 1،ص 196. آية اللَّه خامنه اى: چنانچه بداند تا پيش از پايان وقت طواف عذرش برطرف مى شود؛ بايد تا هنگام برطرف شدن عذرصبر كند. آية اللَّه خويى: اگر احتمال بقاى عذر تا آخر وقت مى دهد مى تواندصبر نكند ولى اگر بعداً كشف خلاف شد بايد اعاده نمايد بلى اگر عذرش نبودِ آب باشد بايد فحص كند، به تفصيلى كه در رساله عمليه مذكور است. آية اللَّه سيستانى: اگر وقت تنگ نباشد تيمّم جايز نيست مگر اين كه از بر طرف شدن عذر مأيوس باشد يا احتمال دهد درصورت تأخير از انجام تيمّم نيز عاجز شود. آية اللَّه گلپايگانى: با علم به بر طرف شدن عذر، انتظار واجب است و در غير اينصورت تأخير بنا بر احتياط مستحب است. وسيلةالنجاة، احكام التيمم.
2- آية اللَّه بهجت: اگر طواف با تيمم در آخر زمان تمكّن از مباشرت واقع شود. مناسك شيخ،ص 36. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط نايب هم بگيرد.
3- آيةاللَّه بهجت: به قصد وظيفه ابتداء يك طواف و نماز آن انجام دهد و بعد طواف و سعى و تقصير كند و اگر عمره دوّم به نذر يا استيجار بر او واجب شده بوده احتياطاً اعاده كند. آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط طواف و نماز آن را قضا نمايد و پس از آن تمام اعمال عمره مفرده به قصد ما فى الذمه انجام دهد، واللَّه العالم آية اللَّه خامنه اى: بايد طواف و نماز عمره اول را اعاده نمايد و احرام دوم نيزصحيح است. آية اللَّه سيستانى: احرام دوّم باطل است و بايد همه اعمال عمره اوّل را اعاده كند. آية اللَّهصافى: در فرض سؤال، طواف و نماز و سعى و تقصير عمره اى را كه به نيابت پدر انجام داده اعاده نمايد، واللَّه العالم آية اللَّه فاضل: ابتدا طواف و نماز طواف عمره سابق را بجا آورد سپس اعمال عمره فعلى را انجام دهد. آية اللَّه مكارم: طواف و نماز عمره اوّل را اعاده مى كند و عمره دوّم را به قصد رجا ادامه مى دهد توجّه داشته باشد كه در يك ماه قمرى بيش از يك عمره نمى توان انجام داد مگر اين كه بر نيّت رجا؛ يعنى به اميد اين كه مطلوب باشد. آية اللَّه نورى: بعد از اتمام عمره دوّم طواف و نماز آن را كه از عمره اوّل بجا مانده است بجا بياوردصحيح است.

ص: 123

طواف با بر عهده بودن غسل مس ميت

341 600- اگر عمره گزار بعد از اعمال بفهمد غسل مس ميت به گردنش بوده، اگر بعد از مس ميت، غسل جنابت(1)كرده، از مسّ ميت كفايت مى كند و عملشصحيح است و گرنه بايد طواف و نماز آن را اعاده كند.

عدم كفايت غسل حيض و جمعه از جنابت

342 601- غسل حيض و جمعه و امثال آنها، كفايت از غسل جنابت نمى كند. (2)

ترك تيمم با موظف بودن به وضوى جبيره اى و تيمم

343 602- كسى كه وظيفه او وضوى جبيره اى و تيمم بوده، اگر جهلًا بدون تيمم، اعمال عمره را انجام داده است، اعاده طواف و نماز آن، كفايت مى كند. (3)


1- به مسأله 599 در مناسك محشاى حج مراجعه شود. آيت عظام تبريزى، خويى و فاضل: يا غير غسل جنابت از اغسال واجبه يا اغسالى كه استحباب آنها ثابت شده مثل غسل جمعه يا غسل احرام يا غسل دخول مكّه و غير آن.
2- آية اللَّه بهجت: كفايت غسل واجب كه انجام داده است از آن بعيد نيست، اگرچه احوط خلاف آن است و در كفايت غسل مستحب از آن اشكال است، احتياط ترك نشود. وسيله،ص 59. آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى، فاضل، مكارم: بلكه اگر غيراز جنابت نيز، يكى از آنها راقصدكرده باشد اقوى كفايت است. بنابراين، اعمالى كه بعد از غسل حيض يا جمعه انجام داده، تمام آنهاصحيح است و فقط نمازهايى كه بعد از جنب شدن و قبل از اولين غسل حيض يا جمعه خوانده باطل و قضا دارد. آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط كفايت نمى كند.
3- به مسأله 588 مراجعه شود. آيات عظام تبريزى و خويى: سعى و تقصير را هم بايد اعاده كند. آية اللَّه سيستانى: اگر وقت تدارك باقى است بايد طواف و سعى و تقصير را اعاده كند و اگر وقت تدارك گذشته است حجّش محكوم به بطلان است مگر اين كه در كفايت وضو، به غير رجوع كند، با رعايت الأعلم فالأعلم، اگر از موارد رجوع باشد.

ص: 124

جواز و عدم جواز بدار

344 2/ 602- آيا بدار براى معذورين از طهارت مائيّه و نيز ديگر معذورين جايز است يا نه؟ و بر فرض جواز اگر قبل از انقضاى وقت عذرش برطرف شد اعاده لازم است يا نه؟ (1)

مسلوس و مبطون
صحت حج افراد مسلوس و مبطون

345 604- افرادى كه مبتلا به خروج مدفوع و يا بول هستند، با رعايت وظيفه اى كه براى وضو و نماز دارند، عملشانصحيح است. (2)


1- آيةاللَّه بهجت: جايز است مگر علم به برطرف شدن عذر داشته باشد. آيةاللَّه تبريزى: اگر مأيوس بود بدار جايز است و در تيمم براى نماز در اين صورت اعاده واجب نيست و در غير نماز و تيمم آن درصورت رفع عذر در وقت اعاده لازم است. واللَّه العالم. آيةاللَّه خامنه اى: بعد از دخول وقت عمل مشروط به طهارت، بدار جايز است حتى با رجاء ارتفاع عذر در اثناى وقت اگرچه احوط درصورت اخير ترك بدار است، و در هرصورت اگر عمل را انجام داد و بعداً اتفاقاً عذر در اثناى وقت برطرف شد، اعاده واجب نيست، ولى با علم به ارتفاع عذر در اثناى وقت بدارصحيح نيست و بايد تا ضيق وقت منتظر بماند. آيةاللَّه سيستانى: بدار درصورت يأس جايز است و اعاده لازم نيست هرچند در وقت، عذر برطرف شود. آيةاللَّهصافى: در فرض سؤال اگر اميد زوال عذر در آخر وقت را داشته باشند احتياط در تأخير است. واللَّه العالم. آيةاللَّه فاضل: معذور چنان چه بداند تا آخر وقت عذرش برطرف نمى شود مى تواند به مجرد ورود اعمال را با وضو يا غسل جبيره اى يا تيمم انجام دهد. اما چنان چه اميد دارد تا زمانى كه در مكه است عذرش برطرف شود احتياط واجب آن است كهصبر كند و اگر تا آخر وقت عذرش برطرف نشد طبق وظيفه معذور عمل كند. و چنان چه بعد از عمل به وظيفه معذور عذرش برطرف شد چنان چه علم داشته عذرش برطرف نمى شود اعاده واجب نيست، ولى اگر اميد داشته كه عذرش برطرف مى شود بنابر احتياط بايد اعمال را با غسل و وضو اعاده كند. آيةاللَّه مكارم: بدار براى ذوى الاعذار بنا بر احتياط واجب جايز نيست مگر اين كه يقين داشته باشد كه تا آخر وقت، عذر برطرف نخواهد شد؛ و درصورتى كه تا آخر عذر برطرف شود بنابر احتياط اعاده لازم است.
2- به مسأله بعد مراجعه شود. آية اللَّه بهجت: بايد براى طواف نايب بگيرد مناسك، مسأله 299. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: مبطون، احوط اين است كه درصورت تمكن، هم خود طواف نموده و هم نايب بگيرد. مناسك، مسأله 299.

ص: 125

346 605- كسى كه پى در پى از او ريح خارج مى شود، حكم مبطون را دارد؛ (1) و چنانچه نتواند در اثناى طواف وضو بگيرد يا حرجى باشد، اكتفا به يك وضو براى طواف كافى است؛ ولى اگر بتواند- ولو با حمل آب در اثناى طواف- وضو بگيرد، واجب است تجديد وضو كند و همچنين است حكم، در نماز طواف. (2)

خروج بول از غيرمجرى

347 606- كسى كه بول او پى درپى خارج مى شود- ولو از مجراى بول نباشد- حكم مسلوس را دارد. (3)

وظيفه مسلوس

348 607- مسلوس اگر در وقت خاصى بتواند طواف و نماز را با وضو انجام دهد، بايد آن وقت را انتخاب كند و طواف و نماز را با وضو و بدن پاك بجا آورد؛ و اگر چنين وقتى ندارد، درصورتى كه مشقت نداشته باشد، براى هر بار كه حدث از اوصادر شود يك وضو بگيرد؛ و اگر مشقت دارد، براى طواف، يك وضو و براى نماز هم، يك وضو بگيرد. (4)


1- آية اللَّه بهجت: مانند مسلوس است و همان وظيفه را دارد. پرسشهاى جديد حج، س 66.
2- آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب مثل مبطون بايد نايب هم بگيرد. آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط حكم مبطون را دارد. آية اللَّه خويى: بلكه حكم مسلوس را دارد. مستفاد از مناسك، مسأله 299. آية اللَّه سيستانى: در فرض مذكور يك وضو براى طواف و نماز كافى است مگر اين كه حدثى غير از آنچه مستند به بيمارى اوست از او سر بزند. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و مبطون براى طواف نايب بگيرد و احتياطاً خودش هم طواف كند. مجمع المسائل، ج 1،ص 469 مسأله 13. آية اللَّه مكارم: اين احتياط در مورد مسلوس و مبتلا به خروج ريح واجب نيست.
3- آية اللَّه خويى: اگر از محلّ غير معتاد ولو بالعارض خارج شود، آن هم بنابر احتياط واجب، همان حكم را دارد. منهاج، آخرص 41.
4- آية اللَّه فاضل: و در هرصورت بنابر احتياط واجب نايب هم بگيرد. آية اللَّه بهجت: به همان دستورى كه براى نماز خود طهارت مى گيرد، براى طواف نيز همان نحو عمل مى كند مناسك شيخ،ص 36 ووسيله،ص 76 و 39. آية اللَّه تبريزى: بعيد نيست كه يك وضو كفايت كند؛ مادامى كه حدث متعارف از اوصادر نشود؛ گرچه احتياط، اعاده وضو است. آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: به همان دستورى كه براى نماز خود طهارت مى گيرد، براى طواف نيز همان طهارت كافى است. آية اللَّه گلپايگانى: و اگر اين را هم نمى تواند حكمى كه در متن هست، براى طواف يك وضو بگيرد و چهار شوط آن را بجا آورد و بعد تجديد وضو نموده و سه شوط ديگر آن را انجام دهد. مجمع المسائل، ج 1،ص 477 مسأله 40.

ص: 126

3- طهارت از نجاست

اشاره

سوم- طهارت بدن و لباس از نجاست.

349 608- طواف كننده بنابر احتياط واجب (1) بايد از نجاسات معفوّ در نماز نيز- مثل خون كمتر از درهم و جامه اى كه با آن نتوان (2)نماز خواند؛ مثل عرقچين و جوراب حتى انگشتر (3)نجس- اجتناب كند.


1- آية اللَّه خامنه اى: در حال طواف بايد بدن و لباس از خون پاك باشند و بنابر احتياط واجب، بايد از سايرنجاسات نيز پاك باشند، اما پاك بودن جوراب و دستمال و انگشتر و مانند آنها شرط نيست و خونى كه از يك درهم كمتر باشد؛ و نيز خون جراحت ها و زخم ها كه موجب بطلان نماز نمى شود، بهصحت طواف نيز خللى وارد نمى كند. آية اللَّه فاضل: ظاهر آن است كه .... آية اللَّه مكارم: طواف، در حالى كه بدن يا لباس خونِ كمتر از درهم داشته باشد، جايز نيست.
2- آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: طواف در جامه اى كه با آن نتوان نماز خواند يعنى ساتر نباشد؛ مانند مثال هاى مذكور در متن اگر نجس باشد مانع ندارد. و همچنين بودن چيز نجس همراه انسان در طواف مانعى ندارد. آية اللَّه وحيد: سوم از شرايطصحت طواف بنابر احتياط واجب طهارت از نجاست است، و از نجاستى كه در بدن يا لباس نماز گزار عفو شده است- مانند خون كمتر از درهم- در طواف عفو نشده است. مناسك فارسى معظم لهصفحه 150 آية اللَّه سيستانى: همراه داشتن چيز متنجس در طواف مانع ندارد. آية اللَّه مكارم: نجس بودن اين لباس هاى كوچك ضررى ندارد ولى خون كمتر از درهم معاف نيست.
3- آية اللَّه فاضل: در انگشتر و مانند آن كه ثوبصدق نمى كند براىصحت طواف طهارت آنها شرط نيست همچنين همراه داشتن چيز متنجس درصورت جهل به مسأله مانعى ندارد.

ص: 127

خون قروح و جروح

350 611- بنابر احتياط واجب، بايد خون قروح و جروح را تا حد امكان، تطهير نمود و لباس را اگر نجس شده، عوض كرد؛ و اگر تطهيرِ خون قروح و جروح، مشقت داشته باشد، تطهير لازم نيست. (1)

تأخير طواف براى تحصيل طهارت

351 612- كسى كه در بدن او خون قروح و جروح باشد، بنابر احتياط اگر مى تواند با تأخير و بدون مشقت آن را تطهير كند، بايد طواف را به شرط عدم تنگى وقت، تأخير بيندازد.

طواف با لباس مشكوك

352 613- طواف با بدن و لباسى كه شك در نجاست آن داشته باشد،صحيح است؛ چه بداند قبلًا پاك بوده يا نه؛ ولى اگر بداند كه قبلًا نجس بوده ونداند كه تطهير شده است، نمى تواند با آن طواف كند.

حصول نجاست در اثناى طواف

353 614- اگر در حال طواف، بدن يا لباس نجس شود، بنابر اظهر بايد طواف را قطع، و به تطهير اقدام شود و طواف از همان جا اتمام شود و اين طواف،صحيح است. (2)


1- آية اللَّه خامنه اى: آنچه موجب بطلان نماز نمى شود، طواف را نيز باطل نمى كند. آية اللَّه خويى: متعرض اين فرع نشده اند. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و احتياط آن است كه هم خودش با آن حال طواف كند و هم نايب بگيرد تا براى او طواف نمايد.
2- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: يا آنكه نجس بودن بدن يا لباس خود را نمى دانسته و در اثناى طواف دانست، اگر جامه پاكى داشته باشد همان جا جامه نجس را كنده و با جامه پاك طواف خود را تمام نمايد واگر نه اگر اين حادثه بعد از تمام شدن شوط چهارم بوده، طواف را قطع نموده و پس از ازاله نجاست از بدن يا لباس باقيمانده طواف را به جا آورد. و چنانچه پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد، باز هم طواف را قطع و نجاست را ازاله نموده و بنابر احتياط يك طواف كامل به قصد اعم از تمام يا اتمام به جا آورد. آية اللَّه خامنه اى: اگر بدون رها كردن طواف تطهير ممكن نباشد بايد دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و فوراً برگردد اگر موالات بهم نخورده و طواف را از همانجا تمام كند و طواف اوصحيح است. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر در بين طواف لباس يا بدنش نجس شود يا بفهمد كه از پيش نجس بوده و بدون رها كردن طواف، شستن آن ممكن نباشد، طواف را رها نمايد، و اگر چهار دور طواف كرده، بعد از تطهير بدن يا لباس بقيه طواف را تمام كند و اگر به سه دور و نيم نرسيده طواف او باطل است و بايد بعد از تطهير از سر بگيرد و اگر از سه دور و نيم گذشته و چهار دور را تمام نكرده احتياط آن است كه بعد از تطهير از همانجا كه رها كرده طواف را تمام كند و نماز طواف را بخواند و دوباره طواف و نماز آن را به جا آورد.

ص: 128

354 615- اگر طواف كننده در حال طواف نجاستى در بدن يا لباس خود ببيند و احتمال بدهد كه در اين حال نجاست حاصل شده، ظاهراً حكم مسأله قبل را دارد.

علم به نجاست بعد از طواف

355 616- اگر بعد از فراغ از طواف، به نجاستِ در حال طواف، علم حاصل شود، اظهرصحت طواف است.

علم به نجاست از اول در اثناى طواف

356 617- اگر در بين طواف، علم پيدا كند كه نجاست بدن يا لباس او، از ابتداى طواف بوده، احتياط (1) آن است كه طواف را رها نموده و تطهير كند و از همانجا بقيه طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و بعد از آن، طواف و نماز را را اعاده (2) كند؛ خصوصاً اگر تطهير، طولانى شود. در اين احتياط، فرقى بين حصول علم، بعد از دور چهارم، يا قبل از آن نيست، اگرچه درصورت دوم، احتياط شديدتر است.(3)

فراموشى نجاست

357 618- اگر طواف كننده نجاست را فراموش و در اثناى طواف يا بعد از آن (4)متذكر شود، بنابر احتياط واجب بايد آن را اعاده كند.

طواف و نماز با نجاست و انجام اعمال مترتّبه

2358/ 618- كسى كه طواف و نماز طواف را با بدن يا لباس نجس از روى جهل يا نسيان، به جا آورده، آيا اعاده طواف و نماز لازم است يا نه؟ و تكليف او نسبت به اعمال مترتبه چيست؟ (5)


1- آية اللَّه سيستانى: حكم در اين مسأله همان است كه در مسأله 614 آمده است. آية اللَّه فاضل: ظاهراً طوافشصحيح است اگر چه احتياط استحبابى آن است كه ....
2- آية اللَّه خامنه اى، آية اللَّه مكارم: وظيفه همين است و اعاده ندارد.
3- نظريه ساير آيات عظام در حاشيه مسأله 614 آمده است.
4- آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى، فاضل و مكارم: در اين فرض طواف اوصحيح است ودر فرض تذكر در اثنا مقدارى كه طواف كردهصحيح است و در ادامه به وظيفه عمل مى كند. آية اللَّه خامنه اى: اگر در بين طواف يادش بيايد، بايد مطابق دستورى كه در حاشيه مسأله 614 بيان شده عمل كند و اعاده لازم نيست. و اگر بعد از طواف يادش بيايد طوافشصحيح است ولى اگر نماز طواف را هم با بدن و لباس نجس خوانده بايد آن را دوباره بخواند و احتياط استحبابى آن است كه در اين مسأله طواف را نيز بار ديگر بجا آورد.
5- آيةاللَّه بهجت: بايد خودش طواف و نماز را اعاده كند و با عدم تمكن استنابه كند و اعمال مرتبهصحيح است. آيةاللَّه تبريزى: و در فرض نسيان در طوافصحيح است و در نماز طواف بايد اعاده كند. واللَّه العالم. آيةاللَّه خامنه اى: در جهل به موضوع اعاده ندارد و اگر نسيان كرده احوط اعاده است و سعى با اعتقاد بهصحت طواف اعاده ندارد ولى طواف نساء با بطلان طواف اعاده شود. آيةاللَّه سيستانى: طواف درصورت جهل به موضوع يا نسيانصحيح است و همچنين نماز ولى اگر قبل از نماز شك داشته و تفحّص نكرده و بعد از نماز آن را ديده است به احتياط واجب بايد نماز را اعاده كند و در مورد نسيان نيز اگر منشأ آن بى اعتنايى بوده اعاده نماز بنابراحتياط لازم است. آيةاللَّهصافى: در فرض سؤال درصورت نسيان طواف و نمازش را اعاده كند و احتياطاً سعى را نيز اعاده كند و در هرصورت جهل به موضوع نجاست اعاده ندارد و طواف و نمازصحيحند و اگر جاهل به حكم بود نيز طواف و نماز و سعى را اعاده نمايد. واللَّه العالم. آيةاللَّه فاضل: درصورت نسيان طوافصحيح است، ولى نماز را اعاده كند. و اعمال مترتبه را كه با اعتقاد بهصحت انجام دادهصحيح است. اما درصورت جهل به حكم، طواف و نماز را اعاده كند، ولى اعمال مترتبه مثلصورت قبل است. آيةاللَّه مكارم: اعاده لازم نيست.

ص: 129

4- ختنه

چهارم- ختنه در حق مردان؛ و بنابر احتياط (1) واجب، درباره بچه هاى نابالغ هم رعايت شود.

621359- اگر بچه اى را كه ختنه نشده، (2) وادار به احرام، يا او را محرم كنند، احرام اوصحيح است ولى طواف اوصحيح نيست؛ (3)و چون طواف نساء او باطل است (4) بنابر احوط (5)حلال شدن زن بر او مشكل


1- آيةاللَّه تبريزى: اگر ساتر منحصر به لباسهاى دوخته اى كه پوشيده است باشد، طواف اشكال دارد مگر اعتقاد داشته كه اين عمل بر او جايز است. آيةاللَّه خويى: فتواى ايشان در جايى كه هيچگونه ساتر دوخته نشده نداشته باشد روشن نيست. آية الله مكارم: درصورت عمد، خلاف احتياط است، نگاه كرده و يك گوسفند كفاره دارد. آية الله نورى: هر چند كه مرتكب حرام شده است و بايد يك گوسفند كفاره دارد.
2- آيةاللَّه خويى: فرقى نمى كند و پوشاندنصورت براى زن از نامحرم، بنابر احتياط واجب است و لكن بايد به نحوى باشد كه ساتر بهصورت زن مس نشود. آية الله سيستانى: فى الجمله فرقى مى كند، گرچه احتياط اين است كه همان مقدار كه در نماز پوشاندن واجب است در طواف نيز واجب است؛ ولى اگر قسمتى از موها يا بازو و ساق پا پيدا باشد، طوافصحيح است همچنين به احتياط واجب نبايدصورت خود را با نقاب و مانند آن بپوشاند حتى اگر محل باشد. آية الله فاضل: فرقى ندارد. آية الله مكارم: در حال نماز پشت پا و كف آن نيز مستثنى است ولى در طواف احتياط پوشاند آن است همچنين در نماز نقاب ضررى ندارد ولى در طواف جايز نيست. آية الله نورى: فرق نمى كند؛ چون در نماز مى تواندصورت خود را بپوشاند ولى در طواف واجب استصورت خود را بپوشاند.
3- آيةاللَّه بهجت: درصورتى كه علم نداشته باشد، اشكال ندارد.
4- آيةاللَّه مكارم: تمام طواف هاى او اشكال دارد.
5- آية اللَّه سيستانى: اگر مميّز باشد بنابر احتياط واجب حكم كسى را دارد كه طواف را ترك كرده است مگر اين كه پس از ختنه طواف را اعاده كند.

ص: 130

است؛ مگر او را ختنه و طواف دهند، يا خودش بعد از ختان، طواف كند، يا براى طواف او نايب (1)بگيرند.

360 622- اگر بچه اى ختنه كرده به دنيا بيايد، طواف اوصحيح است.

361 624- در طواف هاى مستحبى نيز ختنه شرط است.

5- ستر عورت

اشاره

پنجم- ستر عورت. (2)

362 625- طواف بدون ساترِ عورت، باطل است.(3)

لزوم اباحه ساتر

363 626- در ساتر، اباحه (4) معتبر است و با ساتر غصبى، طوافصحيح نيست؛ و با لباسِ غيرِ ساترِ غصبى نيز، بنابر احتياطِ « (5)واجب، طواف باطل است.

364 627- بنابر احتياط، شرايط لباس نمازگزار، در ساتر رعايت شود.


1- از آية اللَّه سيستانى: در مورد كفايت نيابت در اين فرض، مطلبى در دست نيست. آيات عظامصافى، گلپايگانى، مكارم: گرفتن نايب در اينصورت قبل از ختنه مشكل است.
2- آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بنابر احتياط واجب ستر عورت معتبر است
3- آية اللَّه مكارم: حتى اگر فقط ستر عورت كند و برهنه و عريان بر اوصدق كند طوافش باطل است. آية اللَّه خامنه اى: بنابر احتياط واجب، ستر عورت در طواف شرط است.
4- آية اللَّه بهجت: طواف در لباس غصبى جايز نيست و درصحّت آن تأمّل و احتياط است؛ خصوصاً درساتر. مستفاد از وسيله،ص 179 در نماز. آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب.
5- آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: اين احتياط واجب نيست. آيات عظام:صافى، گلپايگانى، نورى: باطل است.

ص: 131

صحت طواف و سعى با لباس دوخته

365 628- طواف و سعى با لباس دوخته ولو عمداً،صحيح است و بهصحت عمره و حج، ضرر نمى زند. « (1)

فرق حجاب در طواف با نماز

366 629- حجاب زن هنگام طواف، با حجاب در نماز، فرق مى كند؛(2) و بنابر احوط، فقط وجه و كفين، در طواف، مستثنى است.

پيدا بودن مو در طواف

367 630- اگر مقدارى از موهاى سر زن يا جاهاى ديگر بدن او كه بايد در حال طواف بپوشاند، ظاهر باشد، (3)در فرض عمد، طواف- على الأحوط-صحيح نيست؛ (4) و در غير عمد،صحيح است، مگر على الأحوط، در جاهل مقصر.


1- آية اللَّه تبريزى: اگر ساتر منحصر به لباسهاى دوخته اى كه پوشيده است باشد، طواف اشكال دارد مگر اعتقاد داشته كه اين عمل بر او جايز است. آية اللَّه خويى: فتواى ايشان در جايى كه هيچگونه ساتر دوخته نشده نداشته باشد روشن نيست. آية اللَّه مكارم: درصورت عمد، خلاف احتياط است، گناه كرده و يك گوسفند كفّاره دارد. آية اللَّه نورى: هر چند كه مرتكب حرام شده است و بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.
2- آية اللَّه خويى: فرق نمى كند و پوشاندنصورت براى زن از نامحرم، بنابر احتياط واجب است ولكن بايدبه نحوى باشد كه ساتر بهصورت زن مسّ نشود. آية اللَّه سيستانى: فى الجمله فرق مى كند، گرچه احتياط اين است كه همان مقدار كه در نماز پوشاندن واجب است در طواف نيز واجب است؛ ولى اگر قسمتى از موها يا بازو و ساق پا پيدا باشد، طوافصحيح است همچنين به احتياط واجب نبايدصورت خود را با نقاب و مانند آن بپوشاند حتى اگر مُحل باشد. آية اللَّه فاضل: فرقى ندارد. آية اللَّه مكارم: در حال نماز پشت پا و كف آن نيز مستثنى است ولى در طواف احتياط پوشاندن آن است. همچنين در نماز نقاب ضررى ندارد ولى در طواف جايز نيست. آية اللَّه نورى: فرق مى كند؛ چون در نماز مى تواندصورت خود را بپوشاند ولى در طواف واجب استصورت خود را نپوشاند.
3- آيةالله بهجت: درصورتى كه علم نداشته باشد، اشكال ندارد.
4- آيات عظام خامنه اى، سيستانى، مكارم: طوافصحيح است هرچند گناه كرده است. آية اللَّه خويى: در فرض جهل به حكم، طوافصحيح است. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 334.

ص: 132

مقدار پوشش دختر بچه در هنگام طواف

368 631- پوشش دختر بچه در حال طواف چگونه بايد باشد؟ (1)

طواف زنان با علم به نگاه و تماس با نامحرم

369 633- طواف مستحبى براى زنان با فرض علم به نگاه به بدن مردان، يا قرار گرفتن در فشار جمعيت، اگر اختياراً نگاه به نامحرم نكنند، اشكال ندارد؛ ولى در ازدحام بهتر است مراعات كنند و در هرصورت طواف،صحيح است.


1- آيات عظام: تبريزى، خامنه اى، سيستانى، مكارم: بنابر احتياط به مقدار معمول زنان باشد. آية اللَّهصافى و آية اللَّه فاضل: مانند زنان است. آية اللَّه نورى: پوشش خاصّى معتبر نيست اگر به پنج، شش سال رسيده است حكم بانوان را رعايت نمايد.

ص: 133

فصل سوم: كيفيت طواف

اشاره

گونه دومِ واجبات طواف، واجبات مرتبط با كيفيت آن كه هفت مورد و به شرح ذيل است:

1 و 2- ابتدا و ختم به حجرالاسود

اشاره

370 634- عبور تمام اجزاى بدن طواف كننده از تمام حجرالاسود، لازم نيست؛(1) بلكه شروع از حجرالاسود، هر جاى آن كه باشد، و ختم به همان جا، (2) كفايت مى كند.

لزوم پرهيز از وسواس

371 635- طواف بايد همان طورى كه همه مسلمين انجام مى دهند، بدون دقت هاىصاحبان وسوسه، از محاذات حجرالاسود، آغاز شود؛ و در دورهاى ديگر، در نزد حجرالاسود، توقف و عقب و جلو رفتن- كه برخى از روى جهل، به خيال درست كردن محاذات انجام مى دهند- لازم نيست و موجب اشكال (3)و گاهى هم حرام است.


1- آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى،صافى، گلپايگانى، فاضل: همين كه نيت داشته باشد با نيّتِ شروعِ طواف از حجرالاسود، از آن عبور كند، و نيز نيت داشته باشد كه طواف را به همان جا كه شروع كرده ختم كند، كافى است. مقدار زياده از باب مقدمه علميه محسوب مى شود. آية اللَّه مكارم: دقت در محاذى بودنِ اجزاى بدن با اجزاى حجرالاسود لازم نيست همين اندازه كه عرفاً محاذاتصدق كند كافى است.
2- آية اللَّه خامنه اى: و مانعى ندارد كه مقدارى هم اضافه كند از باب احتياط تا يقين كند كه از حجرالاسود شروع كرده و به نقطه ابتدا ختم نموده است.
3- آية اللَّه بهجت: به حسب شرايط مختلف بايد ملاحظه تكليف و وضع و ثبوت هر يك بشود.

ص: 134

شروع طواف قبل از حجرالاسود

372 636- اگر قبل از حجرالاسود، طواف را آغاز و به همان جا ختم كند، طوافش باطل است. (1)

373 637- اگر يقين كند كه مثلًا ركن يمانى، همان ركن حجرالاسود است، و طواف را از ركن يمانى شروع كند، طواف او باطل است. (2)

374 638- اگر طواف كننده طواف را از حجرالاسود آغاز كند ولى در هر شوط قبل از رسيدن به حجرالاسود- مثلًا در ركن يمانى- نيتِ ختم نمايد، طواف او اشكال دارد، (3)و بايد اعاده شود.

375 639- ختم به حجرالاسود، اين گونه حاصل مى شود كه در دور هفتم، به همان جا كه شروع كرده، ختم (4) نمايد و در پايان هر دور، توقف لازم نيست.

3- قرار دادن كعبه به سمت چپ

اشاره

سوم- بودن خانه كعبه در طرف چپ طواف كننده.

كفايت عرفى به سمت خانه بودن شانه چپ

376 640- به شانه چپ قرار دادنِ كعبه در تمامِ حالاتِ طواف، بهصورت حقيقى و دقيق، لازم نيست؛ و حتى اگر هنگام دور زدن نزد حِجر اسماعيل، عليه السلام قدرى از طرف چپ خارج شود، مانع ندارد، حتّى اگر بيت به پشت متمايل شود، ولى دور زدن به نحو متعارف باشد، اشكال ندارد.

خروج شانه از محاذات

377 641- اگر هنگام رسيدن به گوشه هاى كعبه، شانه از محاذات آن خارج شود، و حتى خانه متمايل به


1- آية اللَّه بهجت: اگر كمبود طواف؛ يعنى از موضع شروعش تا حجرالاسود را جبران كند، طوافشصحيح است. مستفاد از س 83، مناسك.
2- - آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود. آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: اگر قصد او شروع از موضع معتبر شرعى است ولى در تطبيق اشتباه كرده است، درصورتى كه كسرى دور آخر را تا حجرالاسود به قصد طواف تمام كند، طوافصحيح است؛ آية اللَّه فاضل: ولى احتياطاً پس از نماز طواف، طواف و نماز را اعاده كند. آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط.
3- آية اللَّه سيستانى: طواف او باطل است.
4- - آيات عظام: بهجت، خامنه اى، تبريزى، خويى: ودر شوط آخراحتياطاً قدرى از حجر بگذرد وزيادى را مقدمه علميّه محسوب دارد.

ص: 135

پشت شود، اگر به طور متعارف دور مى زند، هيچ اشكالى ندارد.

378 642- طوافى كه برخى- به خاطر احتياطِ عدم خروج شانه از بيت- ديگرى را وادار مى كنند كه او را طواف دهد و خود طواف كننده از خود سلب اختيار مى كند و آن شخص او را به جلو هل مى دهد، باطل است. (1)

379 643- بودن دقيق شانه به طرف بيت در تمام حالاتِ طواف، لازم نيست؛ و احتياط در آن خيلى ضعيف و غير قابل اعتنا است و بايد از جهالت و وسوسه دورى شود و به همان ترتيب كه ساير مسلمين دور مى زنند، طواف انجام شود، هرچند اگر كسى بخواهد بدون وسوسه احتياط كند و قدرى شانه را هنگام رسيدن به حجر اسماعيل يا اركان كعبه، به بيت متمايل كند و خلاف متعارف (2)و موجب انگشت نمايى نباشد، مانع ندارد. (3)

تدارك طواف ناقص

380 644- اگر به خاطر ازدحام و مانند آن، مقدارى از طواف، خلاف متعارف انجام شود؛ مثل آن كه روى طواف كننده يا پشت او به سمت كعبه واقع شود، و يا عقب عقب طواف كند، بايد آن مقدار را جبران كند. « (4)

سرعت و نحوه طواف

381 645- طواف كننده مى تواند هنگام طواف، آهسته يا تند راه برود، و مى تواند بدود و يا سواره طواف كند، هرچند بهتر است كه اعتدال رعايت شود.

382 2/ 645- در طواف با چرخ، طواف كننده به اختيار خود، حركت دادن چرخ را به ديگرى واگذار مى كند، مثل اينكه چرخ داراى موتور محرك باشد، آيا اين طواف با طوافِ سواره كه در حال اختيار


1- آية اللَّه بهجت: باطل نيست. آية اللَّه خامنه اى، آية اللَّه مكارم: اين طواف باطل نيست. و در بسيارى از مواقع ازدحام طواف، ظاهراً اختيار سلب مى شود ولى چون از اول طواف كننده مختاراً اين راه را انتخاب مى كند، منافات با اختيار ندارد، اما از كارهاى ناپسند و زننده دورى شود.
2- آية اللَّه فاضل: و خلاف تقيه نباشد و موجب ...
3- آية اللَّه فاضل: احتياط در ترك آن است. آية اللَّه مكارم: اين كار لزومى ندارد.
4- آية اللَّه سيستانى: و اگر نتواند در اثر ازدحام برگردد و جبران كند مى تواند تا حجرالاسود بدون قصد طواف برود و از آنجا شوط را كاملًا اعاده نمايد.

ص: 136

هم جايز است، فرق دارد؟ و آيا جواز طواف سواره با جواز سعى سواره فرق مى كند يا نه؟ (1)

نگاه به يمين و يسار

383 646- در حال طواف نگاه به چپ و راست جايز است و بودن رو به طرف جلو واجب نيست؛ و حتى برگرداندنصورت و به عقب نگاه كردن، (2)مانعى ندارد؛ و طواف كننده مى تواند طواف را رها و خانه را ببوسد و بازگردد و طواف را از همانجا كه قطع كرده، اتمام كند.

4- طواف از خارج حِجر

اشاره

چهارم- بودن حِجر اسماعيل عليه السلام در داخل محدوده طواف.

طواف از داخل حجر

384 648- اگر كسى از داخل حجر اسماعيل طواف نمايد، طوافش باطل است؛ و با عمد، حكم ابطال عمدى طواف و با سهو، حكم ابطال سهوى را دارد.

385 649- اگر بعضى از دورها از داخل حجر اسماعيل انجام شود، بنابر احتياط واجب، (3)بايد آن دور از سرگرفته شود و طواف اعاده شود؛ اگرچه ظاهر، عدم لزوم اعاده طواف است.


1- آيات عظام بهجت، مكارم: مانعى ندارد و فرقى نمى كند. آية اللَّه سيستانى: اگر بتواند خودش چرخ را نگه بدارد، طواف و سعىصحيح است و فرقى بين طواف سواره و سعى سواره نيست. آية اللَّهصافى: در طواف و سعى سواره اگر شخصى به اختيار خود وسيله را مى برد اشكال ندارد و اما واگذار كردن حركت وسيله به ديگرى بدون عذر شرعى اين حكم را ندارد وصحيح نيست والله العالم.
2- آية اللَّه بهجت: اگر در حال حركت نباشد؛ و اگر هم باشد ولى از خط منحرف نشود، اشكال ندارد. آية اللَّه سيستانى: احتياط واجب آن است كه به حدّى رو نگرداند كه بتواند مقدارى از پشت سر را نگاه كند. ملحق جديد مناسك،ص 33.
3- آيات عظامصافى، گلپايگانى: بايد آن دور را اعاده نمايد و احوط اعاده كل طواف است بعد از اتمام آن. آية اللَّه بهجت: بايد آن دور اعاده شود درصورتى كه در ابتداى طواف، نيّت طواف بر بيت محض نكرده باشد والّا اعاده اصل طواف موافق احتياط است؛ اگرچه عملًا در يك شوط اختصار نمايد. مناسك شيخ،ص 41. آيات عظام: خامنه اى، تبريزى، خويى، سيستانى، فاضل، مكارم، نورى: بايد آن دور اعاده شود؛ آية اللَّه خامنه اى: و اگر بدون اعاده اين دور به طواف ادامه داد طواف او باطل است.

ص: 137

طواف در مقابل حجر اسماعيل

386 651- هنگام طواف در مقابل حجر اسماعيل، بايد طورى حركت كند كه به نحو متعارف باشد و طواف بيت،صادق باشد.

387 652- حجر اسماعيل جزو بيت نيست، هرچند بايد در خارج آن طواف كرد.

388 655- اگر طواف كننده به قصد طواف ولو اشتباهاً، وارد حجر اسماعيل عليه السلام شود، طوافش اشكال دارد؛ (1) حتى اگر بعد از توجه برگردد و از همان جا كه طواف به خاطر ورود به حجر قطع شده، آن را ادامه دهد و شوط را كامل نمايد. ولى اگر پس از تذكر، از حجرالاسود به قصد احتياط، شوط را اعاده كند و از محلى كه، طوافش قطع شده، قاصد جدى طواف باشد، (2) طواف اوصحيح است.

5- محدوده طواف

اشاره

پنجم- محدوده طواف

389 656- طواف بايد از همه اطراف، بين (3)خانه كعبه و مقام حضرت ابراهيم واقع شود.


1- آية اللَّه بهجت: مستفاد از آنچه در ذيل مسأله 649 آمده است، آن است كه با اتمام آن به يك شوط، طوافصحيح است. آيات عظام خامنه اى، سيستانى، مكارم: آن دور باطل است و بايد آن را از حجرالاسود اعاده كند ولى چون غالباً برگشتن به عقب مشكل است بهتر است همراه جمعيّت آن دور را بدون نيّت ادامه دهد سپس از حجرالاسود قصد كند.
2- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و در فرض اخير هم، چون احتمال باطل شدن اصل طواف مى رود احتياط لازم آن است كه پس از تمام كردن طواف و خواندن نماز دوباره طواف كند و نماز آن را بخواند. مناسك فارسى،ص 67. آية اللَّه فاضل: شوط فاسد را اتيان كند و بنابر احتياط مستحب طواف را اعاده كند.
3- آية اللَّه خويى: به حاشيه مسأله بعد مراجعه شود. آية اللَّه فاضل: ولى چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند، طواف در خارج از محدوده، با رعايت الأقرب فالأقربصحيح است. آية اللَّه مكارم: رعايت اين شرط لازم نيست ولى بهتر است. آية اللَّه نورى: اقوى اين است كه در طواف، همين قدر كه« طواف دور خانه خدا»صدق كند كافى است و مراعات اين كه طواف بين خانه خدا و مقام ابراهيم عليه السلام است لازم نيست و مستحب است. مناسك، مسأله 172

ص: 138

مراد از طواف بين مقام و بيت

390 657- مراد از طواف بين كعبه و مقام، رعايت مسافت ميان خانه و مقام ابراهيم عليه السلام در همه اطراف خانه كعبه است، به گونه اى كه طواف كننده، از اين فاصله- كه گفته اند تقريباً بيست و شش ذراع و نيم است (1) دورتر نرود. (2)


1- آية اللَّه بهجت: از خانه تا سنگِ مخصوص است نه بنا، و موضع معروف به« شاذروان» داخل بيت است از جميع جوانب على الأحوط. مناسك شيخ،ص 41.
2- آية اللَّه بهجت: ليكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت- بيست و شش ذراع و نيم- نيز كافى باشد براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن متعيّن است و با تحرى اوقات خلوت نسبى و عدم تمكن از طواف در حد لازم، اقرب جواز طواف از اقرب به حد است با رعايت اختلاف اطراف در مانع. مناسك، مسأله 306 و از اينجا حكم چند مسأله بعدى معلوم مى شود. آية اللَّه تبريزى: درصورت امكان بنابر احتياط طواف بايد در محدوده فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم عليه السلام باشد ولى در موارد ازدحام طواف در خارج اين محدوده هم كافى است. آية اللَّه خامنه اى: اقوى عدم وجوب است، و براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجدالحرام كه طواف در آن طواف كعبهصدق كند، طواف مجزى است، بلى مستحب است كه اگر اضطرار و ازدحام نباشد فيمابين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد. و از اين مسأله حكم مسائل بعد نيز روشن مى شود. آية اللَّه خويى: و ليكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت بيست و شش ذراع و نيم نيز كافى باشد؛ خصوصاً براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن بهتر است و از اين مسأله حكم چند مسأله بعد هم معلوم مى شود. مناسك، مسأله 306. آية اللَّه وحيد: احتياط آن است كه طواف بين خانه خدا و مقام حضرت ابراهيم عليه السلام باشد هر چند اقوى اين است كه طواف حتى براى متمكن از طواف در اين مقدار بدون حرج نيز كافى است اگر چه مكروه است. مناسك فارسى معظم لهصفحه 156 و 157 آية اللَّه سيستانى: ولى بعيد نيست كه در بيش از مقدار ذكر شده هم- هرچند كه كراهت دارد- طواف جايز باشد؛ خصوصاً براى كسى كه در فاصله ذكر شده توانايى طواف را ندارد يا موجب حرج و مشقت زياد براى او مى شود و درصورت توانايى رعايت احتياط اولى است و از اين جا حكم مسائل بعد نيز روشن مى شود. مناسك، مسأله 303. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: تا جايى كه جمعيّت طواف كننده متّصل به يكديگر مشغول طوافند، طواف در آن حدّصحيح و مجزى است ومع ذلك اولى رعايت حدّ است با امكان، و از اينجا حكم چهار مسأله بعد روشن مى شود. آراءالمراجع،ص 320. آية اللَّه مكارم: رعايت اين امر خوب است ولى لازم نيست. و در همين جا حكم چند مسأله بعد روشن مى شود.

ص: 139

طواف از خلف مقام

391 658- طواف از پشت مقام ابراهيم باطل است؛ (1) و اگر طواف كننده بعضى از دورها را از پشت مقام طواف كند، بايد آن دور را با اعاده همان جزء تمام كند و احوط اعاده طواف است، اگرچه ظاهراً لازم نيست، بلكه كفايت اعاده همان جزء، بعيد نيست.

محدوده طواف در طرف حجر اسماعيل

392 659- در طرف حجر اسماعيل عليه السلام محل طواف تنگ مى شود، (2) زيرا مقدار حِجْر از آن كاسته مى شود و تقريباً شش ذراع و نيم براى محل طواف، باقى مى ماند؛ بنابراين طواف نبايد خارج از اين حد، انجام شود؛ (3) و اگر فاصله بيش از شش ذراع و نيم (4)شود، بنابر اظهر، اعاده آن جزء لازم است.(5)

خروج از مطاف هنگام نظافت

393 660- هنگام نظافت مسجدالحرام، اگر طواف كننده از مَطاف خارج شود، اگر امكان طواف در محدوده باشد، بايدصبر كند و داخل محدوده طواف كند؛ و با فرض امكان، طواف در خارج حد،صحيح نيست. (6)


1- جهت نظر آيات عظام به مسأله قبل مراجعه شود.
2- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در طرف حجر فاصله از ديوار حجر محاسبه مى شود. آية اللَّه فاضل: ظاهر آن است كه در طرف حجر اسماعيل عليه السلام مقدار محل طواف ضيق نمى شود و از حجر به مقدار بيست و شش ذراع و نيم عنوان مطاف را دارد، ليكن رعايت احتياط؛ يعنى طواف در مقدار شش ذراع و نيم نيكو است. مناسك، مسأله 416.
3- به مسأله 657 مراجعه شود.
4- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در طرف حجر فاصله از ديوار حجر محاسبه مى شود.
5- آية اللَّه فاضل: ظاهر آن است كه طوافشصحيح است. مناسك، مسأله 417.
6- آية اللَّه بهجت: مى تواند در كنارى قرار بگيرد تا بعد از تمام شدن كار آنها، از آنجا كه طوافش را قطع كرده بود به طوافش ادامه بدهد وصحيح است. آية اللَّه فاضل: اگر طواف در خارج محدوده بوده، طواف و نماز را بايد اعاده كرده و احتياطاً سعى و تقصير را نيز اعاده كنند مگر ضرورت عرفى اقتضا كرده وصبر كردن براى انجام طواف در محدوده مستلزم عسر و حرج بوده و در خارج حد با رعايت الاقرب فالاقرب انجام شده كهصحيح است.

ص: 140

طواف در حال ازدحام

394 661- افراد ناتوان و ضعيف كه هنگام ازدحام نمى توانند بين مقام و بيت طواف كنند، اگر مى توانند « (1) ولو در وقت خلوت- در مطاف طواف كنند، بايد محدوده طواف را رعايت نمايند؛ (2) و در غير اينصورت، طواف در خارج حد، با رعايت الاقرب فالاقرب، مانع ندارد و لازم نيست در احرام بمانند تا وقت ضيق شود. (3)

395 662- درصورت امكان(4) ولو با انتخاب وقت خلوت- بايد طواف در حد ذكر شده انجام شود و دورتر، كفايت نمى كند؛ و درصورت عدم امكان ولو در وقت خلوت، طواف در خارج حد، با مراعات الأقرب فالأقرب، مانع ندارد.

رعايت مطاف با يقين به هل خوردن

396 663- يقين به هل خوردن مصداق عدم امكان طواف در محدوده نيست (5) و مجوّز براى طواف در خارج آن نمى شود؛ و همچنين است يقين به برخورد به اجنبى يا اجنبيّه در مطاف.

شك در خروج از مطاف

397 664- كسى كه به حدود مطاف آگاهى ندارد، اگر بعد از فراغ از طواف، شك كند كه طواف او در مطاف بوده يا نه:

اگر از اول در مطاف بوده و شك در خارج شدن دارد، طوافشصحيح است؛ و اگر شك دارد


1- نظر ساير آيات عظام از ذيل مسأله 657 به دست مى آيد.
2- آية اللَّه فاضل: ولى چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند انجام طواف در خارج حدّ با رعايت الاقرب فالاقرب مانعى ندارد وصحيح است وصبر كردن و تأخير انداختن لازم نيست.
3- تفصيل نظريه آيات عظام در ذيل مسأله 657 آمده است. آية اللَّه بهجت: براى مسأله نماز به مسأله 800 و قبل از آن مراجعه شود.
4- نظريه آيات عظام در مسأله 657 آمده است. آية اللَّه فاضل: ولى چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند انجام طواف در خارج حد با رعايت الاقرب فالاقرب مانعى ندارد وصحيح است وصبر كردن و تأخير انداختن لازم نيست.
5- . به ذيل مسأله 657 مراجعه شود.

ص: 141

كه از اول در محدوده بوده، با جهل به حدود مطاف، نمى تواند به طواف مزبور اكتفا كند. (1)

شك در صحت شوط

398 665- اگر طواف كننده درصحت شوط سابق، يا جزئى از همين شوطى كه فعلا مشغول است و محل آن جزء گذشته، شك كند، مثلًا نمى داند كه هنگام عبور از مقابل حِجْر، از حدّ مطاف، خارج شده يا نه، اگر حكم را مى دانسته و قاصد عملصحيح بوده، يعنى غافل نبوده، طواف اوصحيح است. (2)

399 666- اگر كسى طواف را در خارج از مطاف آغاز كند سپس متوجه شود كه طواف بايد در محدوده معين انجام شود، بايد آن را رها و طواف را در مطاف انجام دهد. (3)

طواف بانوان عاجز

400 667- اگر زنى قادر بر طواف نباشد و امر دائر است بين اين كه او را با چرخ و مانند در خارج مَطاف طواف دهند و يا نامحرم او را پشت كند و در مَطاف طواف دهد، بايد او را در مَطاف طواف دهند، هرچند نامحرم او را پشت كند. (4)

حكم طواف از طبقه دوم

401 668- طواف از طبقه دوّم چه حكمى دارد؟ « (5)


1- نظريه آيات عظام در مسأله 657 آمده است.
2- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه فاضل: ودر غير اين صورت طواف را تمام كند ونماز آن را بخواند وپس ازآن احتياطاً طواف و نماز آن را اعاده نمايد.
3- اين مسأله مبتنى بر اعتبار حدّ طواف است و بر مبناى عدم اعتبار حدّ از جهت از سرگيرى طواف با بقاى موالات و عدم آن به مسأله 722 مراجعه شود.
4- آيات عظام: تبريزى، خامنه اى،صافى، گلپايگانى، مكارم: چون رعايت حدّ بين مقام و بيت لازم نيست، او را با تخت چرخ طواف دهند. حكم اين مسأله در حاشيه مسأله 657 آمده است. و به 744 نيز مراجعه شود.
5- آيت اللَّه بهجت: درصورت عدم امكان با رعايتِ الأقرب فالأقرب، كفايت مى كند؛ واللَّه العالم. آيت اللَّه تبريزى: احتياط واجب اين است كه آنها را از طبقه دوم طواف دهند و نايب هم برايشان بگيرند. آيت اللَّه خامنه اى: كسى كه نتواند درصحن مسجدالحرام طواف كند، و بايد طواف را در طبقه دوم انجام دهد، به احتياط واجب بايد چنين شخصى خودش در طبقه دوم طواف كند و كسى را هم نايب بگيرد كه براى او درصحن مسجد طواف انجام دهد، و نماز را هم خودش در طبقه دوم، و نائبش درصحن مسجد بخوانند، و اگر خودش بتواند درصحن مسجد نماز بخواند همان نماز او كفايت مى كند. آيت اللَّه سيستانى: چنانچه احراز شود كه طبقه دوم بالاتر از كعبه است، طواف از بالا كفايت نمى كند و بايد براى طواف از پايين نايب بگيرند و لازم نيست احتياط كنند و چنانچه مطلب مشكوك باشد بايد احتياطاً بين طواف از بالا و نايب گرفتن از پايين جمع نمايند. آيت اللَّهصافى: در فرض مذكور اگر طواف در طبقه دوم بالاتر از كعبه باشد نايب بگيرند تا براى آنان درصحن مسجدالحرام طواف نمايد، خودشان لازم نيست كه از طبقه دوم طواف نمايند. آيت اللَّه فاضل: طواف در طبقه دوم براى كسانى كه اجازه نمى دهند از طبقه اول طواف كنند، كفايت مى كند و نياز به استنابه نيست. و در مورد نماز طواف اگر مى توانند بلافاصله و بدون عسر و حرج پايين بيايند، بايد پايين بخوانند و الا در همان بالا بخوانند و كفايت مى كند. آيت اللَّه مكارم: در اين گونه موارد كه راهى جز اين نيست طواف در طبقه بالا كفايت مى كند. آيت اللَّه نورى: طواف در طبقه فوقانىصحيح نيست و اين قبيل افراد بايد به وسيله كول گرفتن طواف خود را انجام بدهند و اگر ممكن نشد، لازم است براى طواف خود نايب بگيرند. آيت اللَّه وحيد خراسانى: در مفروض سؤال بايد نايب بگيرد كه درصحن مسجدالحرام طواف نمايد و درصورتى كه متمكّن مى باشد و بر او حرجى نيست، احتياط واجب آن است كه خودش هم از طبقه دوم طواف نمايد.

ص: 142

6- خروج از خانه

اشاره

ششم- خروج طواف كننده از خانه و آنچه از آن محسوب است.

حكم شاذروان

402 669- پيش آمدگىِ اطراف ديوار كعبه- كه «شاذروان» نام دارد- جزو كعبه است، و طواف بايد از بيرون آن انجام شود؛ و اگر- به فرض امكان- كسى در هنگام طواف، مقدارى از بالاى آن دور بزند، آن مقدار باطل است (1)و بايد اعاده شود.

دست گذاردن به كعبه هنگام طواف

403 670- هنگام طواف، گذاردن دست به ديوار خانه كعبه در بالاى شاذروان، جايز است (2) و به طواف


1- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: و احتياط اين است كه آن مقدار را تدارك نموده و طواف خود را تمام، سپس طواف را اعاده نمايد. آية اللَّهصافى: حكم راه رفتن روى ديوار حجر را دارد كه حكم آن گذشت. آية اللَّه مكارم: امروز شاذروان طورى ساخته شده كه عملًا طواف روى آن ممكن نيست.
2- آية اللَّه بهجت: احوط آن است كه در اثناى طواف دست خودرا دراز نكند از طرف شاذروان به ديوار خانه به جهت استلام اركان ياغير آن وهمچنين دست بر روى ديوار حجر نگذارد. مناسك شيخ،ص 42.

ص: 143

ضرر نمى رساند، گرچه احتياط مستحب (1) در ترك آن است.

دست گذاشتن روى حجر هنگام طواف

404 671- گذاردن دست روى ديوار حجر اسماعيل، عليه السلام هنگام طواف جايز است (2) و به طواف ضرر نمى رساند، گرچه احتياط مستحب (3)در ترك است.

بوسيدن كعبه و شك در حركت

405 672- اگر شخصى در حال طواف، كعبه را بوسيده و شك دارد كه آيا در اين حال، طواف هم مى كرده يا نه، اگر اين شك بعد از عمل باشد، طواف اوصحيح است. (4)

7- مراعات هفت شوط

اشاره

هفتم- طواف بايد هفت شوط كامل و بدون زياده و نقصان باشد.

طواف از جهت عدم رعايت عدد اشواط، داراى احكامى به شرح ذيل است:

الف- اضافه نمودن در طواف
قصد زياده و نقيصه

406 673- اگر طواف كننده، عمداً از اول قصد كند كه كمتر با بيشتر از هفت دور به جا آورد، طوافش باطل « (5)است، اگرچه به هفت دور ختم نمايد؛ و اگر از روى جهل به حكم، يا سهو و غفلت باشد، بنابر


1- آيات عظامصافى، فاضل، گلپايگانى، نورى: بنابر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده كند.
2- آية اللَّه فاضل: بنا بر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده كند. آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود. آية اللَّه نورى: جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده نمايد.
3- نظريه آيات عظام، غير از آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى، مكارم كه موافق متن هستند در اين مسأله، مثل مسأله قبل است.
4- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: درصورتى كه توجّه به حكم و بنا بر اتيان طوافصحيح داشته است. آية اللَّه مكارم: هرگاه آگاه به مسأله بوده كه نبايد در آن حالت راه برود.
5- آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط اصل طواف باطل است. آية اللَّه خويى: با فرض تحقّق قصد قربت طواف اوصحيح است. آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط در هر حال طوافش باطل است. مناسك عربى،ص 112.

ص: 144

احتياط واجب، طواف را اعاده كند. (1)

407 674- اگر در اثناى طواف، قصد كم يا زياد كردن در اشواط نمايد، از همان جا كه اين قصد را نموده، « (2)باطل است و بايد اعاده كند؛ و اگر با اين قصد زيادتر آورد، اصل طواف باطل مى شود.(3)

اضافه نمودن يك دور بدون قصد وجوب

408 675- اگر از اول قصد هشت دور داشته باشد ولى در نظرش اين باشد كه هفت دورِ آن، واجب، و يك دور براى قدم زدن براى تبرك يا قصد ديگر باشد، طواف اوصحيح است؛ همچنين اگر گمان كند كه يك دور نيز مستحب است و با قصد هفت دور واجب، يك دور مستحب، دنبال آن بياورد، طواف اوصحيح است.

انجام چهارده شوط

409 676- اگر كسى به قصد چهارده شوط، طواف نمايد، ولو اين كه تصور مى كرده طواف چهارده دور است، طوافش باطل است. (4)

زياد نمودن سهوى در طواف

410 677- زيادى سهوى در طواف: اگر كمتر از يك دور باشد، آن را قطع كند و طوافشصحيح است؛


1- آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى، فاضل: درصورت ندانستن مسأله و درصورت سهو و غفلت، چنانچه به هفت دور تمام كند، اعاده طواف لازم نيست گرچه احتياط مستحب اعاده آن است. آية اللَّه خويى: نظرشان به دست نيامد.
2- - آيات عظام سيستانى، فاضل، نورى: بنابر احتياط اصل طواف باطل مى شود. آيةاللَّه تبريزى: بنابراحتياط اصل طواف باطل مى شود، اگر ازروى علم وعمد، قصد زيادتر آوردن يا كمتر آوردن را كرده باشد. آية اللَّه خويى: اگر قصد قربت مختل شود اصل طواف اشكال پيدا مى كند. آية اللَّه مكارم: احتياط آن است كه طواف را به نيّتصحيح تمام كرده و بعد اعاده كند.
3- آية اللَّه بهجت: آنچه كه مصادف با نيّت زياده بوده است، باطل مى باشد. مستفاد از مناسك شيخ،ص 43. نظريه آية اللَّه گلپايگانى در مسأله قبل گذشت.
4- آية اللَّه سيستانى: اگر جاهل قاصر باشدصحيح است وگرنه مشكل است. آية اللَّه فاضل: اگر جاهل قاصر بوده، طوافشصحيح و اعاده مستحب است.

ص: 145

و اگر يك دور يا زيادتر باشد، بنابر احوط (1)آن را با قصد قربت، بدون تعيين مستحب يا واجب، به هفت دور برساند و دو ركعت (2)نماز قبل از سعى و دو ركعت بعد از سعى بخواند، و دو ركعت اول را، بدون اين كه تعيين كند براى طواف اول يا طواف دوم است، براى طواف فريضه قرار دهد. (3)411 678- اگر در هنگام خروج از مطاف، بعد از پايان هفت شوط، عمداً مقدارى از مسافت را به قصد جزئيت بجا بياورد، طواف باطل است؛ و درصورت سهو، اگر از همان جا قطع كند، طوافشصحيح است. (4)

اضافه نمودن به طواف جهلًا و اتمام اعمال

412 679- اگر جهلًا بيش از هفت شوط طواف كند و بقيه اعمال بعد از آن را بجا آورد:

اگر از اول، قصد بيش از هفت شوط داشته، طواف و نمازشصحيح نيست (5) و بايد آنها را اعاده كند و ظاهراً اعاده بقيه اعمال لازم نيست؛ (6)


1- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اين احتياط مستحب است. مناسك،ص 70، مسأله 103.
2- از اينجا تا آخر مسأله در مناسك آية اللَّه خويى مذكور نيست.
3- آية اللَّه بهجت: احتياط در اين است كه دو ركعت فريضه قبل از سعى بجاى آورد و دو ركعت نافله را مى تواند بعد از سعى به جاى آورد. مناسك، مسأله 318.
4- به ذيل مسأله 677 مراجعه شود. آية اللَّه سيستانى: در مورد سهو، مراجعه شود به حاشيه مسأله 677، و اگر جاهل باشد،صحّت طواف او مورد اشكال است مگر اين كه جاهل قاصر باشد.
5- آية اللَّه فاضل: مگر اين كه جاهل قاصر باشد.
6- آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط بقيه اعمال را اعاده كند. آية اللَّه خويى: بنابر احتياط طواف باطل است و بقيه اعمال بعد از آن را هم اعاده نمايد. آية اللَّه سيستانى: در هرصورت، اگر جاهل قاصر باشد طوافشصحيح است وگرنه مشكل است و به احتياط واجب بايدآن را و اعمال پس از آن را اعاده كند. آية اللَّه فاضل: استحبابا اعاده كند. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اعاده بقيه اعمال لازم است. آداب و احكام حج، م 574

ص: 146

واگر قصد هفت شوط داشته و بعد از اتمام، قصد زياد كرده باشد، (1) پس اگر زيادى چهار شوط يا بيشتر باشد، احتياط آن است كه بقيه را به چهارده شوط برساند و يك نماز ديگر بجا آورد و طواف و نماز را اعاده كند؛ (2) و اگر زيادى كمتر از چهار شوط و موالات عرفيه به هم خورده باشد، بنابر احتياط واجب، طواف و نماز را اعاده نمايد؛ و اگر موالات عرفيه به هم نخورده، حكمصورت قبل را دارد.(3)

اضافه نمودن چند شوط رجاء

413 680- اضافه نمودن يك يا چند شوط رجاءً بعد از طواف، به قصد جبران نقص احتمالى، بهصحت طواف ضرر نمى زند ولى جبران نقص هم نمى كند. (4)

ترديد در عدد اشواط اضافى و حكم به بطلان

414 681- اگر شخصى بعد از اتمام طواف، سهواً يك يا چند شوط زياد كرده است و در عدد اشواط اضافى مردّد است، طواف او باطل است (5) و بايد طواف و نماز را اعاده كند.(6)


1- آية اللَّه فاضل: اگر سهواً اضافه كرده و قبل از يك دور متوجّه شده، آن را قطع كند و طوافصحيح است و اگر بعد از يك دور متوجّه شود بايد طواف را به احتياط واجب تا چهارده دور به قصد قربت تمام كند و دو ركعت نماز براى طواف واجب قبل از سعى بخواند و به احتياط مستحب دو ركعت براى طواف مستحب نيز بعد از سعى بخواند. آية اللَّه مكارم: اينصورت هم مانندصورت اوّل است بايد زياده را رها كرده از سر بگيرد.
2- آية اللَّه بهجت: اعاده لازم نيست به نحوى كه در مسأله 677 آمده است.
3- نظريه آيات عظام در مسأله 673 آمده است.
4- آية اللَّه بهجت: قصد جبران قصد زياده نيست. مناسك، س 90. آية اللَّه سيستانى: طواف او اشكال دارد مگر اين كه جاهل قاصر باشد. آية اللَّه مكارم: طواف او اشكال دارد.
5- آيةاللَّه خويى: بنابر احتياط بايد شوط زايد را به نيت قربت مطلقه تمام مى نمود. مناسك، مسأله 318. لازم به تذكر است براى رعايت احتياط، اعاده سعى و تقصير هم لازم است. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 335، س 19. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: طواف واجب اوصحيح است. آداب و احكام، م 614
6- مراجعه شود به مسأله 684 و 677. آية اللَّه سيستانى: مگر اين كه جاهل قاصر باشد. آية اللَّه مكارم: بنا بر احتياط.

ص: 147

ب- قران در طواف
قران در طواف واجب و مستحب

415 682- در طواف واجب، قران جايز نيست؛ (1)يعنى جايز نيست بدون آن كه بين دو طواف، نماز طواف فاصله شود، طواف واجب را با طواف ديگر دنبالِ هم آورد، و در طواف مستحب، مكروه است.

تكرار احتياطى طواف بدون نماز

416 683- تكرار طواف از روى احتياط بدون خواندن نماز طواف، موجب بطلان طواف نمى شود (2) هرچند داخل در قِران حرام است.

قصد قران و تحقق زياده

417 684- اگر يك دور يا كمتر يا بيشتر، بر طواف زياد كند: اگر از ابتدا (3) يا در اثناى (4)طواف اول، قصد داشته باشد كه زيادى را جزو طوافِ ديگر قرار دهد، حرام و داخل در قران است (5) و احتياط واجب


1- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بنا بر احتياط واجب سبب بطلان طواف مى شود.
2- آيات عظام بهجت،صافى، گلپايگانى: اعاده طواف به عنوان احتياط، قرآن نيست. آية اللَّه سيستانى:صحّت عمل مورد اشكال است، از جهت فاصله بين طواف و نماز، مگر اين كه جاهل قاصر باشد. نسبت به نظريه ساير آيات عظام، مراجعه شود به مسأله 682 و 684.
3- آية اللَّه بهجت، كلام ايشان مطلق است و تفاوتى بين اين كه از ابتدا قصد اضافه كردن را داشته باشد يا دراثناء، نگذاشته اند. مناسك،ص 114. آية اللَّه سيستانى: اگر از ابتدا قصد قران داشته باشد باطل است.
4- آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط واجب سبب بطلان طواف مى شود، چه از اول اين قصد را داشته باشد و يا در بين آن و يا آخر آن.
5- آية اللَّه بهجت: اگر طواف ديگر را به آخر نرساند، نه زيادى در طواف است و نه قران. مناسك، مسأله 317. آية اللَّه تبريزى: اگر قصد جزئيت زيادى را براى طواف ديگر بنمايد و اتفاقاً نتواند طواف ديگر را به آخر برساند، در اينصورت نه زيادى است و نه قران، ولى گاهى طواف در اينصورت به جهت عدم تحقق قصد قربت باطل مى شود و آن درصورتى است كه مكلف هنگام شروع به طواف يا در اثناى آن، با اين كه مى داند قران حرام و مبطل طواف است آن را قصد نمايد كه قصد قربت با قصد حرام جمع نمى شود، هرچند از باب اتفاق آن حرام انجام نشود. مناسك، مسأله 317. آية اللَّه خويى: اگر طواف دوّم كمتر از هفت شوط باشد داخل در قران نيست، بلى اگر از ابتدا قصد هفت شوط دارد و مى داند قران مبطل است ديگر قصد قربت در طواف اوّل از او متمشى نمى شود. مناسك، قبل از مسأله 318. آية اللَّه سيستانى: اگر طواف دوم را تمام نكند قران نيست ولى اگر قصد قران را داشته باشد با علم به اين كه مبطل است قصد قربت محقّق نمى شود و طواف باطل است. آية اللَّه مكارم: ولى طواف اول باطل نيست. نظريه ساير آيات عظام در مسأيل قبل گذشت. و به مساله 557 مراجعه شود.

ص: 148

آن است كه طواف اول را اعاده كند؛ و اگر بعد از تمام شدن طواف اول، اين قصد برايش حاصل شده و به دنبال طواف اول، زياده را آورده، اقوىصحّت طواف اول و احوط اعاده است. (1) 418 685- اگر طواف كننده از ابتدا يا در اثناى طواف، قصد قران داشته باشد، احتياط در اعاده طواف است؛ و اگر بعد از تمام شدن طوافِ، قصد قران و اضافه طواف ديگر نموده باشد، بهصحت (2) طواف اول (3) ضرر نمى زند.(4)


1- آية اللَّه اراكى: اين احتياط ترك نشود. آية الله تبريزى، آية الله خويى: بلكه در فرض اتيان به طواف كامل، اظهر بطلان طواف اول است مطلقا مناسك، قبل از مسأله 318. آية الله سيستانى: اگر طواف دوم را تمام كند طواف اول باطل است. آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: احتياط آن است كه نماز طواف را بخواند و بعد اصل طواف و نماز آن را اعاده كند.
2- مراجعه شود به مسأله 682 و 684. آية الله تبريزى، آية الله خويى: درصورتى كه قران محقق شود مطلقا موجب بطلان طواف است؛ چه از اول يا اثناى طواف اول قصد قران داشته يا اين كه بعد از تمام شدن طواف اول قصد قران كرده باشد. آية الله سيستانى: اگر هر دو طرف واجب باشد يا يكى مستحب و ديگرى واجب باشد، چه از اول قصد قرآن داشته باشد و چه بعدا تصميم بگيرد ولى طواف دوم را تمام كند، طواف اول باطل است. آرى اگر هر دو مستحب باشد، هر چند كراهت دارد ولى جايز است.
3- آية اللَّه فاضل: به حاشيه مسأله 676 مراجعه شود.
4- آية اللَّه بهجت: درصورت انحلال مقصود، موجب بطلان نمى شود.

ص: 149

ج- كم كردن از طواف
اشاره

419 686- اگر از طواف واجب، يك دور يا كمتر يا بيشتر

===

عمداً كم كند، واجب است آن را اتمام كند؛(1)» و اگر نكند- بنابر احتياط واجب (2)حكمش حكم كسى است كه طواف را عمداً ترك كرده كه گذشت؛ و حكم جاهل « (3) به مسأله، حكم عالم است.

كم كردن سهوى طواف

420 688- اگر سهواً (4)از طواف كم كند:


1- آية اللَّه مكارم: اگر قبل از فوت موالات اتمام كندصحيح است.
2- آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بلكه بنابر اظهر. مناسك، مسأله 315.
3- آية اللَّه بهجت، بايد اعاده كند در هر دوصورت.
4- آية اللَّه بهجت: اگر سهواً از طواف كم كرده پس تمام كردن آن درصورت تجاوز از نصف؛ يعنى با تمام شدن چهار شوط على الأحوط، و از سر گرفتن آن درصورت عدم، خالى از وجه نيست. مناسك شيخ،ص 42. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر پيش از فوت موالات يادش آمد و از مطاف بيرون نرفته باشد كمبود را به جا آورد وصحيح خواهد بود و اگر مقدار فراموش شده يك شوط باشد يك شوط را به جاآورد وصحيح است و چنانچه شخصاً نتواند كمبود را انجام دهد، بايد ديگرى را نايب بگيرد كه آن شوط را بجا آورد و چنانچه مقدار فراموش شده بيش از يك و كمتر از چهار شوط باشد آيةاللَّه تبريزى: بنابر احتياط بايستى برگشته و كمبود را شخصاً بجاآورد وبهتر اين است كه پس از بجا آوردن كمبود طواف را اعاده نمايد و اگر مقدار فراموش شده چهار يا بيش از چهار شوط باشد احوط اتمام سپس اعاده است. مناسك، مسأله 316. آيةاللَّه سيستانى: درصورتى كه از روى اشتباه يا فراموشى، بعضى از شوطهاى طواف يا قسمتى از يك شوط را انجام نداده باشد، پس اگر پيش از فوت موالات عرفى به يادش آمد، باقيمانده آن را به جاآورد و طوافصحيح است؛ و اگر پس از آن باشد، درصورتى كه مقدار فراموش شده، يك يا دو يا سه شوط باشد، آن را به جاآورد و طواف باز همصحيح است ... و درصورتى كه مقدار فراموش شده بيش از سه شوط باشد، بنا بر احتياط واجب باقيمانده را به جاآورد و طواف را اعاده كند. مناسك، مسأله 313. آية اللَّه مكارم: يعنى چهار دور كامل انجام داده باشد.

ص: 150

اگر از نصف گذشته (1) و فعل كثير انجام نداده، (2)بنابر اقوى از همان جا طواف را تمام كند؛ و درصورت فعل كثير، احتياط (3)واجب، اتمام و اعاده است؛ و اگر از نصف نگذشته، (4)طواف را اعاده نمايد، لكن ترك احتياط در همه موارد سهو، به تمام كردن طواف ناقص واعاده كردن آن، سزاوار نيست.

تذكر نقصان طواف در سعى

421 689- اگر در حال سعى يادش آمد كه طواف را ناقص به جا آورده، سعى را رها نمايد و طواف را از محل نقصان، تكميل كند و بعد از آن باقيمانده سعى را به جا آورد و طواف و سعيشصحيح است. (5)» هرچند احتياط (6) آن است كه در كمتر از چهار دور، طواف را اتمام و اعاده نمايد و همچنين اگر سعى را كمتر از چهار دور انجام داده، آن را اتمام و اعاده كند. (7)

نقصان طواف و مراجعت به وطن

422 690- اگر حج گزار طوافش ناقص بوده ولى تا بعد از مراجعت به وطن متذكر نشود، احتياط (8) آن است كه بازگردد؛ واگر نتوانست يا مشكل بود، نايب بگيرد. (9)


1- آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: اگر چهار دور تمام شده باشد لازم است طواف را تمام كند واگر كمتر از نصف باشد اعاده نمايد و در فاصله بين 5/ 3 تا چهار دور احتياط در تكميل اشوط و اعاده است.
2- آية الله مكارم: اين قيد زايد است.
3- آية الله فاضل اولى و احوط اين است. آية الله مكارم: و اتمام لازم نيست بايد اعاده كند
4- آية الله مكارم: مانند فرض بالا است.
5- آية الله بهجت: احتياط در اتمام و سپس اعاده سعى است. آية الله سيستانى: اگر قبل از فوت موالات متذكر شود يا بعد از آن باشد ولى سه شوط يا كمتر باقى مانده باشد اتمام طواف كافى است ولى اگر بيش از آن باشد به احتياط واجب طواف را پس از اتمام اعاده كند و نسبت به سعى اتمام كافى است گرچه احتياط مستحب اعاده آن است پس از اتمام.
6- آيات عظام تبريزى، فاضل، مكارم: اين احتياط ترك نشود. آية الله تبريزى: همچنين است نسبت به سعى. ولى اگر سعى فراموش شده يك شوط باشد، اعاده لازم نيست و اتمام كافى است.
7- به ذيل مسأله 688 مراجعه شود.
8- آية الله بهجت: و اگر متذكر نشود مگر بعد از مراجعت به وطن خود، پس نايب مى گيرد. مناسك شيخ،ص 42. آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى،صافى، فاضل، گلپايگانى: بايد برگردد. آية الله سيستانى: اگر نتواند باقيمانده را خود به جا آورد، اگر چه به اين علت باشد كه پس از رجوع به وطن يادش آمده ديگرى را نايب خود قرار دهد و به هر حال نماز طواف را بايد خودش هر جا هست بعد از طواف نايب بخواند.
9- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و در اينصورت نيز بنا بر احتياط واجب هدى بفرستد و احوط آن است كه شتر باشد مناسك فارسى، مسأله 104. آية اللَّه مكارم: و احتياط آن است يك گوسفند در مكّه قربانى كند و اگر نتوانست در شهر خودش قربانى كند.

ص: 151

موالات در طواف و ميزان ازاله آن

423 691- رعايت موالات عرفيه در طواف، بنابراحتياط واجب، لازم است؛ (1) يعنى اگر به جهتى در بين طواف متوقّف شد، آن قدر طول ندهد كه ازصورت يك طواف، خارج شود.

424 692- موالاتِ در طواف و در سعى، چگونه زايل مى شود؟ آيا با خواندن دو ركعت نماز مستحبى، يا انجام فعلِ منافى با طواف، موالات به هم مى خورد؟ « (2)


1- آية اللَّه بهجت: مراعات موالات عرفيه، در غير موارد عذرِ حاصل بعد از شوط چهارم، لازم است. مناسك شيخ،ص 44. آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: مراعات موالات لازم است. آية اللَّه خامنه اى: احتياط واجب آن است كه در ميان اجزاى طواف، موالات عرفيه را رعايت كند، مگر در مورد قطع طواف پس از گذشتن از نيمه آن، به خاطر نماز و امثال آن. آية اللَّه مكارم: در طواف واجب موالات لازم است و در مستحب شرط نيست.
2- آيةاللَّه بهجت: فوات موالات عرفى است و به فعل كثير محقّق مى شود و با شك در تحقّق آن حكم به عدم مى شود. آيت اللَّه تبريزى: از مثل نماز مستحبى و فعل منافى بايد اجتناب شود و مثل استراحت مختصر كوتاه و قطع براى نماز جماعت مانعى ندارد. واللَّه العالم. آيت اللَّه خامنه اى: از بين رفتن موالات، موكول به نظر عرف است و در سعى، موالات معتبر نيست، مگر آن كه شوط اول تمام نشده باشد كه درصورت از بين رفتن موالات، احتياطاً از سر بگيرد. آيت اللَّه سيستانى: آرى، به هم مى خورد. آيت اللَّهصافى: گرچه موالات در هر عمل به تناسب خودش ملاحظه مى شود و به نظر مى رسد نسبت به طواف، فاصله به مقدارِ دو ركعت نماز، موالات را به هم نمى زند، لكن احتياط اين است كه اگر اين مقدار فاصله پيش آمد، با آن معامله محفوظ بودن موالات نكند و براى به هم خوردن موالات هم به اين مقدار اكتفا نكند و انجام« فعل منافى با طواف» جمله مجملى است، توضيح نداده ايد؛ واللَّه العالم. آيت اللَّه فاضل: به هم خوردن موالات عرفى است، ولى در قطع طواف و سعى، حتى لازم نيست موالات به هم بخورد يعنى مى توان بلافاصله از سر گرفت و ظاهراً با نماز مستحبى به هم نمى خورد. آيت اللَّه مكارم: با خواندن نماز مستحبى و فعل منافى و فاصله زياد، موالات به هم مى خورد. آيت اللَّه نورى: موالات عرفى است و لازم است در بين اشواط هيچ فعل منافى اختياراً انجام نگيرد و دو فرض مورد سؤال، منافى محسوب مى شود.

ص: 152

د- احكام شك در عدد و صحت طواف
شك در عدد اشواط بعد از طواف

425 693- اگر بعد از تمام شدن طواف و انصراف از آن، در كم و زيادى اشواط طواف شك كند، اعتنا نكند و طوافشصحيح است؛ ولىصورت دوم (شك در نقيصه)، خالى از اشكال نيست (1)و احتياط ترك نشود. (2)

شك در صحت بعد از طواف

426 694- اگر بعد از طواف، درصحت آن شك كند، مثلًا احتمال بدهد محدث بوده، يا از داخل حجر اسماعيل عليه السلام طواف كرده، يا شانه او منحرف شده، اعتنا نكند، و طوافشصحيح است اگرچه در محلِ طواف باشد و از آنجا منصرف نشده يا مشغول كارهاى ديگر نشده باشد، البته درصورتى كه هفت دور- بدون زياده و نقيصه- احراز شده باشد.


1- آية اللَّه فاضل: اين اشكال درصورت عدم انصراف از طواف است امّا اگر شك بعد از انصراف و دخول درنماز طواف باشد اعتنا نكند و طواف اوصحيح است بلكه ظاهراً به محض انصراف هم، طواف محكوم بهصحّت است و لازم نيست اعتنا كند.
2- آية اللَّه بهجت: هرگاه بعد از فراغ از طواف شك نمايد كه آيا طواف هفت شوط يا كمتر يا بيشتر بوده، اعتنا به شك ننمايد، مانند كسى كه بعد از شروع به نماز طواف چنين شكى بكند. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: درصورت شك در نقيصه طواف باطل است مگر اين كه بعد از دخول در نماز طواف شك بكند كه به شكش اعتنا نمى كند. مناسك، مسأله 319. آية اللَّه سيستانى: اگر در عدد شوطها يا درصحت آنها بعد از تمامى طواف يا بعد از تجاوز از محل شك كند نبايد به شك اعتنا نمايد؛ مثلًا پس از فوت موالات يا بعد از وارد شدن در نمازِ طواف شك نمايد. مناسك، مسأله 315. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: احتياط واجب نيست.

ص: 153

شك در 7 و 8 بعد از حجرالاسود

427 695- اگر بعد از رسيدن به حجرالاسود شك كند (1)كه هفت دور زده يا هشت دور يا زيادتر، اعتنا به شك نكند و طوافشصحيح است.

شك در 7 و 8 قبل از حجَر

428 696- اگر قبل از رسيدن به حجرالاسود، شك كند كه اين دور، هفتم است يا هشتم، طوافش باطل است. (2)

شك در نقيصه

429 697- اگر در آخر دور يا اثناى آن، ميان شش و هفت و هرچه پاى نقيصه در كار است شك كند، طواف او باطل است. (3)

شك در شروع طواف از محل قطع شده

430 699- اگر طواف كننده- به خاطر بوسيدن و لمس بيت اللَّه الحرام و مانند آن- از مسير خود منحرف شده و نمى داند در بازگشت، آيا طواف را از همان نقطه كه رها كرده، ادامه داده يا نه، اگر (4) به وظيفه التفات داشته و بعداً شك عارض شده، حكم بهصحت نمايد؛ و در غير اينصورت، اكتفا به طواف مزبور، محل اشكال است. (5)


1- آية اللَّه بهجت: حكم شك بعد از تمام شدن طواف در مسأله 693 آمده است.
2- آية اللَّه بهجت: احوط بطلان طواف است. آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: ظاهر اين است كه طوافش باطل است و احتياطاً بقصد رجا تمام و اعاده طواف نمايد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: لكن احوط اتيان نماز طواف و اعاده طواف و نماز است. آية اللَّه فاضل، آية اللَّه مكارم: آن دور را تمام كند و طوافشصحيح است.
3- آية اللَّه بهجت: بطلان طواف او و لزوم استيناف خالى از قوت نيست با آن كه فى الجمله احوط است و احوط از آن بنا بر اقلّ بگذارد و طواف را اتمام و بعد از آن اعاده نمايد. مناسك شيخ،ص 43. آية اللَّه سيستانى: اگر شك در نقيصه در غير 6 و 7 باشد، طوافش باطل است. و اگر شك در پايان شوط بين 6 و 7 باشد، بنابر احتياط واجب طواف را اعاده كند ولى اگر در اينصورت بنابر 6 گذاشت و از روى جهل به مسأله طواف را تمام كرد و متوجّه مسأله نشد تا وقت اعاده گذشت طوافشصحيح است و اگر شك در زياده و نقصان باشد؛ مثل اين كه شك كند بين 6 و 7 و 8 و يا شك بين 6 و 8 طوافش باطل است. مناسك، مسأله 314. آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
4- آية اللَّه خامنه اى، آية اللَّه خويى: احتمال التفات كافى است.
5- به مسأله 672 مراجعه شود. آية اللَّه بهجت: حمل برصحت مى شود. آية اللَّه سيستانى: در هر دو فرض عملصحيح است.

ص: 154

علم به عدد طواف مشكوك در اثناى طواف اعاده اى

431 700- اگر بعد از شك در اشواط طواف و بناى بر بطلان، طواف اعاده شود و در اثناى آن معلوم شود كه طواف اول مثلًا شش شوط داشته، اكتفاى به اين طواف مشكل است و احتياط لازم است. (1)

اعتماد به ديگرى در اشواط طواف و سعى

432 701- اعتماد به ديگرى در عدد اشواط طواف و سعى،(2) مانع ندارد.

كثيرالشك در طواف

433 702- كسى كه در عدد اشواط، كثير الشك است، به شكش اعتنا نكند (3)و احتياط آن است كه كسى را وادار كند كه عدد را حفظ كند.

معيار كثير الشك

434 704- معيار در كثير الشك بودن در طواف، عرفى است. (4)


1- آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى، فاضل: طواف دوم محكوم بهصحّت است همان را به اتمام برساند. آية اللَّه خويى: فتواى ايشان در دست نيست. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بايد احتياط كند به اين كه طواف دوّم را رها كند و طواف قبلى را تكميل نمايد و پس از نماز طواف قبلى طواف و نماز آن را به طور كامل اعاده نمايد. آية اللَّه مكارم:صبر مى كند تا موالات طواف دوم به هم بخورد، سپس طواف اول را تكميل كند.
2- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: يا آن شخص ثقه باشد. آية اللَّه سيستانى: و در خصوص طواف مى توان بر او اعتماد كرد، اگر خود او يقين به عدد اشواط داشته باشد.
3- آية اللَّه بهجت: كثير الشكّ در طواف مثل كثير الشك در نماز است و همان وظيفه را دارد؛ و گمان درطواف معتبر است. آية اللَّه خويى: كثيرالشك در طواف تا به حدّ وسواس نرسد بايد به شكش اعتنا كند. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 343. آية اللَّه سيستانى: كثيرالشك در طواف نبايد به شكش اعتنا كند چنانچه در نماز نبايد اعتنا كند. ملحق مناسك، س 212. آية اللَّه مكارم: و بنا را بر آنچه به نفع اوست بگذارد.
4- آية اللَّه سيستانى: معيار اين است: شكى كه براى او حاصل مى شود، نسبت به كسانى كه در موجبات حواس پرتى مانند او هستند، به مقدار معتنابه بيشتر باشد.

ص: 155

435 705- معيار كثير الشك در تعداد دورهاى طواف و تعداد ريگ هاى رمى چيست؟ و عدم اعتنا به چنين شكى به چه معناست؟ آيا بنا بر اقلّ بگذارد يا اكثر؟ « (1)

وسوسه در طواف

436 706- در انجام اعمال نبايد به وسوسه اعتنا كرد؛ و اگر قسمتى از طواف اشكال پيدا كند، همان قسمت بايد تصحيح شود و ادامه بعد از آن به قصد طواف، بدون تصحيحِ آن قسمت، موجب اشكال در طواف مى شود و با آوردن يك شوط بعد از طواف احتياطاً، اشكال رفع نمى شود.

شك در طواف مستحب

437 707- اگر در طواف مستحب، در عدد دورها شك كند، بنابر اقل بگذارد و طوافشصحيح است.

حكم گمان در طواف

438 708- گمان در عدد دورها اعتبار ندارد (2)


1- آيةاللَّه بهجت: عرفى است كه بنا را بر فعل، يا برصحيح مى گذارد. آيت اللَّه تبريزى: مى تواند با كسى كه عدد اشواط را حفظ كرده و يقين داشته باشد همراهى كرده و بر طبق يقين همراه عمل كند و اگر به حدّ وسواس برسد، نبايد به شك در نقيصه اعتنا كند. واللَّه العالم. آيت اللَّه خامنه اى: معيار كثير الشك در طواف عرفى است و به همان معنايى است كه براى كثيرالشك در نماز بيان شده است؛ و اما كثير الشك در رمى، حكم خاصى ندارد؛ و درصورت شك در عدد انداختن، بايد آن قدر بيندازد تا علم پيدا كند. آيت اللَّه سيستانى: كثير الشك كسى است كه شك او با ملاحظه همگونى در موجبات فراموشى، بيش از حدّ متعارف است و بايد بنا را بر اكثر بگذارد. آيت اللَّهصافى: معيار در كثيرالشك نظر عُرف است و معناى عدم اعتنا اين است كه بنا به نفع خود؛ يعنى به اكثر بگذارد، مگر اين كه بنا بر زيادى، موجب بطلانِ عمل گردد، كه در اينصورت بنا بر اقلّ مى گذارد كه عملصحيح شود؛ واللَّه العالم. آيت اللَّه فاضل: معيار در كثيرالشك يك امر عرفى است و اگر كسى در يك طواف يا دو طواف يا سه طواف پى در پى، سه بار شك كند، حكم كثيرالشك را دارد و بنا را بر اقل بگذارد. آيت اللَّه مكارم: اگر در عرف بگويند« زياد شك مى كند»، بنابر طرفى مى گذارد كه به نفع عمل او است. آيت اللَّه نورى: معيار در كثير الشك عرف است، عدم اعتنا يعنى بنا بگذارد كه اتيان كرده است، مگر اين كه اتيان آن شى ء مشكوك مبطل باشد كه در اينصورت بنابر عدم اتيان آن مى گذارد.
2- آية اللَّه بهجت: حكم آن مانند حكم ظنّ در نماز است.

ص: 156

بناگذارى بر شوط مظنون و انكشاف صحت

439 709- اگر طواف كننده، در اشواط طواف شك كند و گمانش به يك طرف بيشتر باشد و با بناى بر آن، طواف را اتمام نمايد و بعد از انجام اعمال، يقين بهصحت طواف خود پيدا كند، طواف اوصحيح است. « (1)

440 710- اگر كسى طواف يا سعى را در حال شك در اشواط ادامه (2)دهد و بعد يقين بهصحت پيدا كند، اشكال ندارد و طواف و سعىصحيح است، (3)ولى در نماز بدون تروّى، محل اشكال است، و احوط اعاده آن است.(4)


1- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بنابر احتياط لازم طواف را اعاده نمايد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر به قصد رجا و كشف حال طواف را ادامه دادهصحيح است. آية اللَّه فاضل: اگر با اطمينان به يك طرف ادامه دادهصحيح است. و گرنه بايد احتياطاً طواف و نماز طواف و سعى و تقصير را اعاده كند.
2- آية اللَّه تبريزى، آيةاللَّه خويى: طواف يا سعيش بنابر احتياطصحيح نيست. آية اللَّه فاضل: ادامه دادن طواف و نماز و سعى در حالِ شك اشكال دارد. لذا در فرض مذكور بايد از ادامه اعمال خوددارى كند و تروى كند و اگر به يك طرف اطمينان پيدا كرد طبق آن عمل كند و الّا عمل را از نو انجام دهد و در اين مسأله فرقى بين طواف و نماز و سعى نيست. آية اللَّه مكارم: به اميد انجام وظيفه شرعى.
3- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر در حال سعى شك كند و در حال شك بقصد رجا كشف حال ادامه دهد و بعد يقين بهصحت پيدا كند سعى اوصحيح است و در طواف، اگر از دليل طواف، لزوم حفظ هر شوط استفاده شود، حكم بهصحت مشكل است و الّا بعيد نيست. آراء المراجع،ص 268.
4- آية اللَّه خامنه اى: در مورد سعى، حكم بهصحّت فرموده اند و متعرّضِ طواف و نماز نشده اند. آية اللَّه مكارم: همه شك ها احتياج به مختصرى فكر دارد تا مشمول ادله شك گردد.

ص: 157

فصل چهارم: قطع و تدارك طواف

1- موارد قطع طواف و احكام آن

قطع طواف واجب

441 711- قطع طواف واجبْ بدون عذر، بنابر اقوى مكروه است؛ (1) و احوط آن است كه از قطع كردنى كه به فوت موالات عرفيه منجر شود، اجتناب شود.

قطع طواف مستحب

442 712- قطع طواف نافله بدون عذر، جايز است.

قطع طواف بدون عذر و نحوه تدارك آن

443 713- اگر كسى بدون عذر طواف را قطع كند: اگر منافى انجام نداده باشد، برگردد و تمام كند، و طواف اوصحيح است؛ و اگر منافى انجام داده باشد ولو به مثل بهم خوردن موالات عرفيّه، احوط (2)


1- آية اللَّه بهجت: احوط عدم قطع طواف واجب است؛ يعنى ترك بقيّه آن، به نحوى كه موالات عرفيّه فوت شود بدون عذر و به مجرّد خواهش نفس. مناسك شيخ،ص 44. آيات عظام: خامنه اى، سيستانى، فاضل: قطع طواف مطلقاً جايز است؛ آية اللَّه خامنه اى و آيةاللَّه فاضل: اگرچه احتياط مستحب قطع نكردن طواف واجب است به نحوى كه موالات عرفيه به هم بخورد. آية اللَّه وحيد: قطع طواف واجب يا مستحب براى عيادت مريض يا برآوردن حاجت خود يا برادران مومن جايز است هم چنانكه براى انجام نماز واجب، مستحب است. مناسك فارسى معظم لهصفحه 159 آيات عظام: خويى،صافى، گلپايگانى، خويى: طواف واجب را نبايد بدون عذر قطع كند. آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب قطع نكند.
2- آية اللَّه بهجت: احوط بلكه اقوى استيناف آن است هر چند كه چهار شوط به جا آورده باشد. مناسك شيخ،ص 44. آية اللَّه تبريزى: هرگاه طواف كننده پيش از تجاوز از نصف طواف، بدون عذر از مطاف خارج شود، اگر موالات عرفيه از او فوت شود، طوافش باطل و اعاده اش لازم است؛ و چنانچه موالات فوت نشود يا خروجش بعد از تجاوز نصف باشد، احتياط اين است كه آن طواف را تمام نموده سپس اعاده كند. مناسك، مسأله 310. آية اللَّه گلپايگانى: اقوى آن است كه در اينصورت اگر چهار دور به جا آورده باشد، طواف را تمام كند و بعد احتياطاً اعاده كند. احكام عمره،ص 62 و 63. نظريه ساير آيات عظام در اين مسأله و مسأله بعد، در ذيل مسأله 686 آمده است.

ص: 158

آن است كه اگر چهار دور به جا آورده باشد، طواف را اتمام و اعاده كند؛ (1) و اگر كمتر از چهار دور بجا آورده و موالات به هم خورده، طواف را اعاده نمايد.

قطع با عذر و نحوه تدارك

444 714- اگر در بين طواف عذرى- مثل مرض يا حيض يا حدث بى اختيار (2)»- از اتمام آن پيدا شد؛ اگر بعد از تمام شدن چهار دور باشد، بعد از رفع عذر برگردد و از همانجا اتمام كند؛ و احتياط مستحب در غير حيض آن است كه اتمام و اعاده نمايد؛ (3) و اگر قبل «- (4)از چهار دور بوده، طواف را اعاده كند.


1- آية اللَّه فاضل: اعاده مستحب است، هرچند موالات عرفيه به هم نخورده باشد.
2- آية اللَّه خامنه اى: نظر معظم له ذيل مساله 580 و 582 آمده است.
3- نظريه آيات عظام در بحث حدث اصغر و جنابت در مسأله 580 و 581 آمده است و راجع به حيض در مسأله 582 آمده است. و امّا در مورد مرض: آية اللَّه بهجت: هرگاه طواف كننده به علّت عذر ناچار طواف خود را قطع نمود و از مطاف بيرون رفت، چنانچه قبل از تمامى شوط چهارم باشد طوافش باطل و اعاده اش لازم است و چنانچه بعد از آن بوده، اگر قادر بر اتمام نباشد احوط آن است كهصبر كند تا وقت آن طواف تنگ شود، اگر قادر نشد او را دوش مى گيرند و طواف مى دهند و اگر ممكن نباشد نايب از براى او مى گيرند در اتمام. مناسك، مسأله 312. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: در اين فرض اگر ناچار به قطع طواف شد و از مطاف خارج گرديد، چنانچه قبل از تمامى شوط چهارم باشد، طوافش باطل و اعاده اش لازم است و چنانچه بعد از آن بوده، احتياط اين است كه براى باقيمانده نايب بگيرد و شخصاً بعد از زوال عذر احتياطاً باقيمانده را به جا آورده و طواف را اعاده نمايد.
4- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: پس اگر به نصف نرسيده اعاده كند و اگر در فاصله بين 5/ 3 و 4 بوده احتياط به اتمام و نماز و اعاده طواف و نماز است. آية اللَّه فاضل: اگر از نصف تجاوز نكرده عذر پيدا شد طواف را اعاده كند و اگر از نصف گذشته و دور چهارم را تمام نكرده است، احتياط آن است كه طواف را تمام كند و اعاده نمايد و يا از نو يك طواف كامل انجام دهد.

ص: 159

نيت قطع طواف

445 2/ 714- آيا نيت قطع طواف بهصحت طواف ضرر مى زند يا خير؟ (1)446 715- اگر شخصى كه با عذر طواف را قطع كرده، نتواند آن را به جا آورد، اگر ممكن است، او را حمل كنند و طواف دهند و اگر ممكن نيست، براى او نايب (2) بگيرند.

قطع طواف به خاطر بطلان وضو و غسل و عروض حيض

موارد قطع طواف به خاطر بطلان وضو و غسل و ...، در بيان شرايط طوافصفحه 118 به بعد گذشت.

قطع طواف به جهت غش

447 716- اگر طواف كننده غش كند، اگر قبل از شوط چهارم (3) بوده، وضو بگيرد و طواف را اعاده نمايد؛ و اگر بعد از شوط چهارم بوده، بايد وضو بگيرد و طواف را اتمام كند.(4)

قطع طواف براى قضا نشدن نماز

448 717- اگر در اثناى طواف، وقت نماز واجب، تنگ شود، واجب است طواف را رها كند و نماز بخواند؛ پس اگر بعد از چهار دور (5)رها كرد، از همانجا طواف را تمام كند، (6) و گرنه « (7) اعاده كند. (8)


1- آية الله بهجت: اگر موالات فوت نشده، از همان مكان مى تواند ادامه دهد. آية الله سيستانى: ضرر نميزند. آية اللهصافى: مجرد نيت قطع، مضر به طواف نيست. و نسبت به ادامه طواف و خروج از مطاف، فروع مختلفى وجود دارد واحكام خاصى دارد والله العالم.
2- آية الله سيستانى: اگر قبل از تمام كردن شوط چهار عاجز شود و نتواند او را طواف دهند بايد نايب بگيرد كه طواف را از اول به نيابت او انجام دهد و اگر بعد از تمام كردن شوط چهارم باشد، نايب در مقدار باقيمانده نيابت مى كند ملحق مناسك، س 234. آية اللهصافى، آية الله گلپايگانى: به ذيل 745 مراجعه شود.
3- آية الله خويى: فرض نزبور را متعرض نشده اند و مقتضى احتياط اعاده طواف به نيت اعلم از اتمام است.
4- آية الله فاضل: در هر دوصورت مى تواند طواف را از سر بگيرد. مراجعه شود به مسأله 580 و 581.
5- آية الله خامنه اى: كسى كه براى نماز واجب، طواف واجبش را قطع كند، اگر قطع بعد از اتمام نصف باشد طواف را از همانجا كه قطع كرده، اتمام كند و اگر قبل از آن بوده و مدت زمان طولانى بين قطع و اتمام فاصله شو، بنابر احتياط طواف را اعاده كند و گرنه بعيد نيست اين احتياط واجب نباشد، اگر چه احتياط در هر حال خوب است و در تمامصور مذكور مى تواند آن طواف را رها نموده و از نو، طواف كند و در اين مسأله فرقى بين اين كه نماز جماعت باشد يا فرداى، وقت نماز تنگ باشد يا نه، نيست و از اين مسأله حكم مسأله 719 نيز روشن مى شود.
6- آية اللَّه فاضل: ولى چنانچه تمام نكرد و از سر گرفت طوافشصحيح است.
7- آيةاللَّه بهجت: اگر موالات عرفيه به هم بخورد. مستفاداز مناسك،ص 161، مسأله 12 مسائل متفرّقه.
8- - آية اللَّه تبريزى: اعاده لازم نيست، گرچه احتياط مستحب آن است كه طواف را بعد از طواف اول و نماز آن اعاده كند. آية اللَّه سيستانى: بايد اتمام كند و احتياط مستحب آن است كه طواف را بعد از طواف اوّل و نماز آن اعاده كند. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: ولى اگر از نصف گذشته و چهار شوط هم تمام نشده، احتياطاً طواف را تمام كند و بعد اعاده كند. آية اللَّه مكارم: و بنابر احتياط واجب آن را اعاده كند.

ص: 160

قطع طواف براى استراحت

449 718- توقف در طواف و نشستن در اثناى آن براى رفع خستگى و استراحت، جايز است، ولى نبايد آنقدر طول دهد كه موالات عرفيه به هم بخورد؛ كه اگر موالات به هم خورد، (1)احتياط آن است كه طواف را اتمام و اعاده نمايد؛ (2) و اگر موالات به هم نخورده باشد، همان طواف را تكميل نمايد.

قطع طواف براى رسيدن به جماعت

450 719- قطع طواف براى رسيدن به نماز جماعت، يا درك وقت فضيلت نماز واجب، جايز، بلكه مستحب است؛(3)و از هر جا قطع كرد، بعد از نماز از همانجا اتمام كند؛ (4) و احتياط آن است كه به دستور


1- آية اللَّه بهجت: اگر در موردى است كه عذرصدق نمى كند حكم آن در مسأله 712 و 713 آمده است؛ و بافرض تحقّق عذر از ادامه، قبل از اكمال شوط چهارم، در حدّى كه موالات عرفيه به هم نخورد مانعى ندارد و اگر به هم بخورد احتياط مراعات شود به اكمال آن طواف و اعاده آن، و بعد از شوط چهارم مطلقاً مانعى ندارد. مناسك، س 87 و 88. آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: در اينصورت طوافش باطل است، و لازم است از نو شروع كند. آية اللَّه مكارم: احتياط به اتمام لازم نيست.
2- آية اللَّه خامنه اى و آية اللَّه فاضل: و مى تواند آن را رها كند و از نو يك طواف كامل انجام دهد.
3- آيةالله خامنه اى: به مسأله 717 مراجعه شود.
4- آية اللَّه بهجت: اگر موالات عرفيه به هم نخورد و اگر به هم بخورد و قبل از اكمال شوط چهارم باشد احتياط مراعات شود با اكمال آن طواف و اعاده آن.

ص: 161

مسأله 717 عمل كند، و اين احتياط، سزاوار نيست ترك شود. (1)

451 720- اگر در اثناى طواف يا سعى، نماز جماعت برقرار شد و از ادامه طواف معذور شد:

اگر قطع، بعد از شوط چهارم (2) طواف يا سعى باشد، (3)از همان جايى كه قطع شده، طواف يا سعى را تمام كند؛ (4) و اگر قبل از شوط چهارم طواف بوده (5) و فصل طويل شده، طواف را از سر بگيرد؛ (6) هرچند احتياط آن است كه طواف را اتمام و پس از خواندن نماز آن، طواف را اعاده و نماز طواف ديگرى بخواند؛ و در سعى نيز احتياط در اتمام و اعاده است.


1- آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط مستحب طواف را بعد از طواف اول و نماز آن اعاده كند. آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب نيست.
2- آية اللَّه خويى: اگر موالات فوت شود طواف باطل است و اعاده لازم است. مناسك فارسى، مسأله 314.
3- آية اللَّه بهجت: در طواف اگر موالات عرفيه به هم نخورد اشكالى ندارد و اگر به هم بخورد و قبل از اكمال شوط چهارم باشد احتياط مراعات شود با اكمال آن طواف و اعاده آن، ولى در سعى چون موالات معتبر نيست با فرض عذر مانعى ندارد. مناسك، س 88. آية اللَّه خامنه اى: گذشت نظر ايشان ذيل مسأله 717.
4- آية اللَّه تبريزى: حكم قطع طواف، درصورتى كه در اثناى طواف نماز جماعت اقامه شود، در مسأله 719 آمده است، و اما نسبت به سعى، احوط در هر دوصورت اتمام و اعاده است.
5- آية اللَّه سيستانى: اگر در نماز جماعت شركت كند پس از نماز از همانجا كه قطع شده است ادامه دهد چه در طواف باشد چه در سعى؛ و احتياط مستحب اتمام و اعاده است؛ و اگر شركت نكند، پس اگر قبل از پايان شوط چهارم باشد وفوت موالات عرفى نشده باشد، از همانجا كه قطع شده است ادامه دهد؛ و اگر موالات فوت شده است، از سر بگيرد، و اگر بعد از پايان شوط چهارم باشد، در هر حال اتمام آن كافى است؛ و در سعى اگر موالات از بين برود، به احتياط واجب، بايد سعى را تمام و اعاده كند. آية اللَّه نورى: طواف را از سر بگيرد و در سعى نيز اگر بعد مرتبه چهارم است، بعد از قطع كردن سعى و خواندن نماز، از همان جا كه قطع كرده بود سعى را به آخر برساند و اگر قبل از مرتبه چهارم است سعى را از سر بگيرد.
6- آية اللَّه فاضل: در تمامصور مى تواند طواف يا سعى را از سر بگيرد وصحيح است، اما اگر بخواهداحتياط كند به ذيل مسأله 580 مراجعه كند.

ص: 162

2- ازسرگيرى طواف و تدارك آن

از سرگيرى طواف با شك در زوال موالات

452 722- از سرگيرى طواف درصورتى كه فوت موالات عرفى مشكوك باشد، اشكال دارد. (1)

453 723- رها كردن طواف بدون عذر و از سرگيرى آن با بقاى موالات، اشكال دارد؛ (2)و اگر بعد از شوط چهارم، طواف قطع و از سرگرفته شود، بايد طواف اول اتمام و نماز خوانده شود سپس طواف و نماز آن، اعاده شود.

حكم كلى قطع طواف، از سرگيرى آن

724454- اگر طواف در اثنا قطع و از سر گرفته شود:

اگر بعد از دور چهارم بوده، به احتياط واجب طواف اول اتمام سپس يك طواف ديگر به جا آورده شود؛ و اگر قبل از دور چهارم بوده، بايد يك طواف ديگر به جا آورده شود. (3)چنين كسى كه طواف را قطع و از سر گرفته، اگر از روى جهل، اعمال مترتّبه و تقصير را انجام داده، (4) ظاهر اين است كه اين اعمالصحيح و از احرام خارج شده است. (5)


1- آيات عظام: بهجت، سيستانى،صافى، گلپايگانى، خامنه اى، فاضل، مكارم، نورى: اشكال ندارد و طوافصحيح است؛ آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و اگر بعد از شوط چهارم بوده نقصان طواف قطع شده را واجب است به جا آورد و نماز آن را نيز بخواند.
2- جهت نظر آيات عظام به مسأله 724 مراجعه شود. آية اللَّه تبريزى: در مسأله 724 حكم آن آمده است. آية اللَّه خويى: درصورت اعتقاد به جواز از سر گرفتن طواف، عمل مزبور مجزى است. آية اللَّه سيستانى: مگر اين كه جاهل قاصر باشد.
3- آيات عظام بهجت، خامنه اى، فاضل،صافى، گلپايگانى: طوافى كه از سر گرفته مجزى است.
4- به حاشيه قبل مراجعه شود.
5- آية اللَّه سيستانى: اگر قبل از اتمام شوط چهارم باشد و قطع به اينصورت باشد كه از مطاف خارج شده و مشغول كارى شده باشد كه عرفاً بگويند طوافش را قطع كرده است، سپس از سر گرفته باشد طوافصحيح است، و اگر بعد از شوط چهارم باشد، درصورتى كه استيناف پس از فوت موالات عرفيه بوده،صحيح است وگرنه مشكل است مگر اين كه جاهل قاصر باشد.

ص: 163

3- طواف بدون اختيار و تدارك شوط ناقص

تدارك چند قدم

455 726- اگر در طواف خانه خدا، در قسمتى از طواف اشكالى پيش آمد؛ مثل حركت بدون اختيار، همان مقدار بايد از سر گرفته شود و شروع از حجرالاسود به قصد طواف اشكال دارد. (1)

مراد از طواف بدون اختيار

456 727- اگر مقدارى از طواف بدون اختيار انجام شود، اعاده آن مقدار، لازم (2) است؛ و اگر در ازدحام طواف با اختيار ممكن نيست، بايد درصورت امكان در وقت خلوت انجام شود؛ (3)البته منظور از بى اختيار شدن اين نيست كه طواف كننده در اثر فشار جمعيت تندتر برود، بلكه اگر قدمها را به اختيار خود برمى دارد، ضرر ندارد و طوافشصحيح است.

نقصان در اثر سلب اختيار و نحوه تدارك آن

457 728- اگر مقدارى از طواف در اثر ازدحام و مانند آن، (4) پشت به (5) خانه يا بدون اختيار، انجام شود، بايد آن مقدار اعاده شود؛ و اگر نمى تواند برگردد، مى تواند همراه با جمعيت بدون قصد طواف حركت نمايد تا به محل اعاده برسد و از آنجا طواف را تدارك نمايد. (6)


1- آية اللَّه بهجت: اگر بتواند برگردد و از همان جا طوافش را ادامه دهد بايد اين كار را بكند و گرنه بدون نيّت دور مى زند تا به محلّى كه بدون اختيار برده شده برسد تا از همانجا به طواف ادامه دهد. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: ولى چنانكه سابقاً گفته شد، مجرّد بردن جمعيت موجب بطلان نمى شود مادامى كه ساير شرايط موجود باشد. آية اللَّه خامنه اى و آية اللَّه مكارم: سابقاً گفته شد، از اوّل نيّت مى كند كه خود را در وسط جمعيّت قرار دهد و طواف كند هرچنداو را ببرند، بنابراين اعاده لازم نيست. آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: به حاشيه مسأله 728 مراجعه شود
2- آيات عظام تبريزى، خامنه اى، مكارم: مانند مسأله سابق است.
3- آية اللَّه فاضل: و اگر وقت خلوت پيدا نكند و اعاده نيز مستلزم عسر و حرج باشد به همين مقدار اكتفاكند، و طواف در اين فرضصحيح است.
4- آية اللَّه نورى: بايد مقدارى از طواف كه پشت به خانه بوده اعاده شود.
5- آية اللَّه مكارم: در مورد فشار جمعيّت مثل مسأله سابق است، اما اگر پشت به خانه شود بايد آن مقدار را اعاده كند.
6- آيةاللَّه سيستانى: همان گونه كه گذشت مى تواند بدون قصد طواف تا حجرالاسود برود و آن شوط را اعاده كند ونمى تواند بدون قصد طواف برود تاجايى كه طوافش نادرست بوده است و از آنجا اعاده نمايد. آية اللَّه فاضل: همان گونه كه گذشت مى تواند بدون قصد طواف تا حجرالاسود برود و آن شوط را اعاده كند.

ص: 164

اگر جاى مقدار شوط فاسد معلوم نباشد

458 731- درصورتى كه مقدارى از يك شوط،صحيح بجا آورده نشود و محدوده آن دقيقاً معلوم نباشد، درصورتى كه بعد از فساد آن مقدار، طواف را ادامه نداده باشد، مى تواند مقدارى اضافه و يا حتى يك شوط كامل به عنوان تدارك مقدار باطل شده و مقدمه علميه انجام دهد؛ ولى اگر بعد از آن، طواف را ادامه داده باشد، طواف او اشكال دارد. (1)

459 732- شخصى در يكى از اشواط، گامهايى را در اثر فشار جمعيت بى اختيار پيموده و به همان نحو ادامه داده وطواف را پايان برده است، اكنون كه مسأله را فرا گرفته، نه جاى آن مقدار را مى داند و نه شوط را، تكليف او چيست؟ (2)

كفايت تدارك طواف از محاذات

460 733- طوافى كه قطع مى شود، ادامه آن از محاذات نقطه قطع شده نيز كافى است و لازم نيست دقيقاً از همان نقطه قطع باشد.


1- آية اللَّه بهجت: در مسأله قبل آمده است كه ظاهراً به طواف ضرر ندارد. آية اللَّه سيستانى: در اين فرض اگر جاهل قاصر باشدصحيح است. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى:صحيح نيست، مگر آن كه چند قدم جلوتر از محلى كه طواف خراب شده، به عنوان مقدّمه علميّه طواف را شروع كند و ادامه آن را به عنوان وظيفه واجب طواف بجا آورد. آداب و احكام حج، م 581. آية اللَّه فاضل: طواف مزبورصحيح است ولكن اگر پس از خرابى، اشواط ديگرى را هم اتيان كرده باشدصورى دارد كه در بعضى از آنها اقوى بطلان است.
2- آيةاللَّه بهجت: فرض سؤال، مضرّ بهصحّت طواف نيست. آية اللَّه تبريزى: حركت غير اختيارى در فرض مزبور مضر به طواف نيست، واللَّه العالم. آية اللَّه خامنه اى: اگر با قصد طواف نموده، اشكال ندارد. آية اللَّه سيستانى: اگر كاملًا بى اختيار بوده طواف را پس از فوت موالات از سر بگيرد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه نورى: از طواف مذكورصرف نظر كند و طواف ديگر انجام دهد، واللَّه العالم آية اللَّه فاضل: اگر قصد طواف داشتهصحيح است و گرنه احتياطاً خودش و اگر نمى تواند فردى را نايب كند تا يك طواف و نماز طواف براى او بجا آورد. آية اللَّه مكارم: اگر منظور از بى اختيار بودن اين است كه در وسط جمعيت قرار گرفته و قصد طواف دارد و جمعيت او را پيش مى برند اين وضع ضررى به طواف نمى زند.

ص: 165

4- چند مسأله مربوط به اعاده طواف

اتمام و اعاده طواف اعاده اى

461 737- در مواردى كه اتمام و اعاده طواف، لازم است فرقى نمى كند كه طواف قطع شده، طواف اصلى باشد يا طواف اعاده اى.

اعاده طواف و سعى با لباس دوخته

462 738- اگر در بعد از تقصير معلوم شود طواف و سعى باطل بوده، اعاده طواف و سعى با لباس دوخته كفايت مى كند و اعاده تقصير لازم (1) نيست اگرچه احوط (2) است.

463 739- در مواردى كه طواف و نماز بايد اعاده شود، لازم نيست با لباس احرام باشد. (3)

ترتيب در اعاده

464 740- در مواردى كه لازم است طواف و سعى اتمام و اعاده شود، بنا بر احتياط، بايد اعاده، بعد از اتمام طواف و خواندن نماز آن، انجام شود.(4)


1- آية اللَّه بهجت: لازم است طواف و نماز اعاده شود و پوشيدن لباس احرام لازم نيست و احتياطاً سعى و تقصير را اعاده كند و درصورتى كه بطلان از جهت جهل به حكم نبوده، كفّاره ندارد. پرسشهاى جديد حج، س 74. آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى،صافى، فاضل، گلپايگانى: اعاده تقصير لازم است.
2- آية اللَّه مكارم: اين احتياط ترك نشود اگرچه كفّاره ندارد.
3- آية اللَّه خويى: اگر طواف را از روى جهل ترك كرده و يا آنها را باطل انجام داده باقى در احرام مى باشد و لباس دوخته را بايد در بياورد. آية اللَّه سيستانى: او بر احرام خود باقى است و بايد از محرّمات احرام اجتناب كند. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در طواف عمره تمتّع و عمره مفرده احرام واجب است و در طواف حج لازم نيست. آداب و احكام حج، م 610
4- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: كافى است يك طواف يا سعى به نيّت اعم از تمام و اتمام انجام دهد.

ص: 166

فصل پنجم: نيابت و استنابه در طواف

1- موارد استنابه

كسى كه قدرت بر طواف ندارد

465 742- افراد مريض و عاجز، اگر قدرت بر طواف نداشته باشند و تا تنگى وقت قدرت پيدا نمى كنند، اگر ممكن باشد- اگرچه با به دوش گرفتن يا با تخت و چرخ- بايد آنها را (1) طواف دهند؛ و اگر ممكن نشود، بايد نايب بگيرند.

466 743- هنگام طواف دادنِ مريض و عاجز، بايد شرايط و احكام طواف، به مقدار ممكن در باره آنها رعايت شود.

467 744- اشخاصى كه قادر به طواف نيستند، احتياطاً با امكان، هم نايب بگيرند و هم ولو در خارج محدوده، با چرخ طواف داده شوند، اگرچه طواف دادن ولو در خارج مطاف، كفايت مى كند. (2)

نيابت در بعضى اشواط طواف و سعى

468 745- نيابت در بعض شوطهاى طواف و سعى براى كسانى كه قادر نباشند تمام سعى و طواف را


1- آيات عظامصافى، گلپايگانى: و طورى طواف دهند كه پاهايش بر زمين كشيده شود و اگر ممكن نشود، او را توسط دوش يا چيز ديگر طواف دهند و اگر هيچگونه ممكن نشود نايب بگيرد كه براى او طواف كند. آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب آن است كه به طورى او را طواف دهند كه پاهايش به زمين كشيده شود. مناسك، مسأله 320. آية اللَّه فاضل: و بهتر است درصورت امكان پاهاى او به زمين كشيده شود. آية اللَّه مكارم: و لازم نيست پاهاى او به زمين كشيده شود.
2- مراجعه شود به مسأله 657. آية اللَّه بهجت: اگر مى تواند به كمك ديگرى مباشرتاً در محدوده طواف كند بايد اين كار را بكند و در غير اينصورت به ذيل مسأله 657 مراجعه شود.

ص: 167

خودشان انجام دهند، مشروع است. (1) 469 746- اگر طواف كننده در اثناى طواف عاجز شود و شخص ديگرى بقيه اشواط را بجاى وى بجا آورد با فرض عذر حتى در آينده، (2) عمل مزبورصحيح است و نماز را بجا آورد. (3)

مورد عدم جواز نيابت در اشواط طواف

470 747- كسى كه با مقدارى استراحت مى تواند طواف خود را كامل كند، نمى تواند براى بقيه آن نايب بگيرد؛ و اگر چنين كرد، اگر بعد از شوط چهارم (4) باشد، بايد بقيه طواف را تمام كند و نماز را اعاده نمايد.(5)


1- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر كسى از اتيان طواف يا سعى يا رمىِ كامل عاجز باشد ولى به انجام مقدارى از آن قادر باشد، بايستى براى تمام عمل نايب بگيرد. آية اللَّه سيستانى: اگر از ابتدا بداند كه نمى تواند طواف را تمام كند، بايد براى همه آن نايب بگيرد و همچنين اگر قبل از اتمام شوط چهارم عاجز شود، ولى اگر بعد از آن باشد مى تواند براى باقيمانده نايب بگيرد، ولى در سعى اگر از يك شوط هم عاجز باشد بايد براى همه آن نايب بگيرد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: بعيد نيست طواف حكم نماز را داشته باشد و تبعيض در اشواط آن در نيابت محتاج دليل است، پس بايد در همه طواف نيابت كند. آراء المراجع،ص 249. آية اللَّه فاضل: اگر از ابتدا از انجام طواف مأيوس باشد و امكان طواف دادن او نباشد، بايد براى همه آن نايب بگيرد و اگر بعد از دور چهارم از انجام بقيّه آن عاجز شده است مى تواند براى بقيّه نايب بگيرد و در اين فرض خودش نماز طواف را بخواند و احتياطاً نايب نيز نماز بخواند و اگر كمتر از چهار دور بجاآورده نيابت در بقيّهصحيح نيست. آية اللَّه مكارم: درصورتى كه بشود در باقيمانده، آنها را طواف داد بايد چنين كنند، و در غير اينصورت براى تمام طواف نايب بگيرند.
2- آية اللَّه فاضل: اگر قدرت برانجام طواف ولو در آينده نداشته باشد، بايد براى تمام طواف نايب بگيرد و نماز طواف را نيز نايب بخواند.
3- به مسأله قبل مراجعه شود. آية اللَّه مكارم: بايد براى تمام طواف نايب بگيرد.
4- در اين باره به تفصيل مسايل 614 و 617 و تفصيل بين شوط چهارم و قبل آن مراجعه شود.
5- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: خودش احتياطاً بقيه طواف را بجا آورد و بعد از خواندن نمازِ طواف، طواف و نماز آن را اعاده كند. آية اللَّه خامنه اى: مگر اين كه موالات به هم خورده باشد كه در اينصورت، بنابراحتياط علاوه بر تكميل طواف و اعادهصلاة، مجدّداً طواف و نماز را اعاده كند. آية اللَّه سيستانى: ولى اگر موالات به هم خورده باشد بايد طواف و نماز را اعاده كند.

ص: 168

طواف افراد ناتوان در طبقه دوم

حكم طواف از طبقه دوم، در بخش محدوده طواف گذشت.

2- احكام طواف نيابى

انجام طواف نيابى قبل از طواف خود

471 749- انجام دادن طواف نيابى، قبل از انجام دادن طواف واجب خود، مانع ندارد. (1)

عدم لزوم لباس احرام در نيابت در طواف و سعى

472 750- كسى كه براى انجام سعى يا طواف، نايب مى شود، لازم نيست محرم باشد و لباس احرام در تن داشته باشد. (2)

زمان انجام طواف نيابى

473 751- انجام طواف نيابى براى عمره تمتع يا طواف حج، در غير موسم، مانع ندارد. (3)


1- آية اللَّه تبريزى: احتياط اين است كه پس از انجام اعمال خود، آن را براى منوبٌ عنه انجام دهد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در طواف عمره احوط آن است كه بعد از اداى مناسك خود طواف نيابى را قبل از تقصير و خروج از احرام انجام دهد. مجمع المسائل، ج 1،ص 441 مسأله 8.
2- آية اللَّه بهجت: احتياط در احرام نايب است. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: احوط آن است كه در عمره، نايب بعد از فراغ از اداى مناسك خود، طواف و سعى نيابى را قبل از تقصير و خروج از احرام انجام دهد. مجمع المسائل، ج 1،ص 441 مسأله 8.
3- آية اللَّه بهجت: در حكم، با منوبٌ عنه مشترك است. آية اللَّه سيستانى: بايد عمل را در وقتى انجام دهد كه بر منوبٌ عنه تأخير از آن جايز نيست. پس اگر نايب در طواف عمره تمتّع باشد، بايد در وقتى انجام دهد كه منوبٌ عنه بتواند بقيه اعمال را قبل از فوت وقوف در عرفات انجام دهد و اگر طواف حج باشد تأخير آن از ذى حجّه جايز نيست، ولى اگر ماه ذى حجّه تمام شد، در هر زمان كافى است و اگر منوبٌ عنه طواف را فراموش كرده و به وطن بازگشته است، نايب در هر زمان مى تواند آن را انجام دهد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: طواف عمره تمتّع را در اشهر حج و طواف حج را در ذى حجّه، روز عيد و بعداز آن، بايد به جا آورد مگر اين كه منوبٌ عنه طواف را فراموش كرده باشد و بعداز گذشتن موسم متذكّر شود كه در اينصورت خود او و در فرض عدم تمكّن، نايب او مى تواند طواف را در غير اشهر حج به جا آورد. آية اللَّه مكارم: طواف حجّ تمتّع را بايد تا آخر ذى حجه به جا آورد و طواف عمره تمتع را بايد در اشهُر حج، قبل از عرفات به جا آورد.

ص: 169

فصل ششم: احكام خاص بانوان در طواف

1- حيض

وظيفه بعد از تجاوز دم از عشره

474 753- مدت حيض، از ده روز بيشتر نمى شود؛ و اگر حايض بعد از عادت غسل كند و عمره انجام دهد و بعد از آن تا روز يازدهم لك ببيند، محكوم به استحاضه است. (1)

لك ديدن در غير ايام عادت

475 754- زنى كه در غير ايام عادت لك ديده و به اعتقاد پاكى، طواف و نماز را انجام داده و شب بعد خون با شرايط حيض، ديده، اگر يقين كند كه بعد از ديدن لك، خون در باطن فرج بوده و قطع نشده، (2) در اينصورت حائض بوده و طواف و نمازشصحيح نيست؛(3)و اگر شك دارد يا يقين كند كه خون قطع شده، حائض نبوده و اعمالشصحيح است؛ (4)و درصورت اول، بايد طواف و نماز را اعاده كند.


1- آية اللَّه سيستانى: اگر مجموع آن روزها از ده روز بگذرد، لكهايى كه ديده محكوم به استحاضه اند؛ اگر از ده روز نگذرد، لكها محكوم به حيضند؛ و احتياطاً بايد در اوقات پاكى جمع نمايد بين احكام طاهر و حايض و به موجب اين احتياط، بايد طواف عمره و نمازش را احتياطاً قضا نمايد.
2- آية اللَّه نورى: در اينصورت از تاريخ ديدن لك، حيض شروع شده ....
3- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اگر لك داراىصفات حيض بوده، در اينصورت حكم كسى را دارد كه قبل از طواف حايض شده است. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و بايد اعاده نمايد.
4- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: درصورتى كه به وظيفه مستحاضه عمل نموده باشد. آية اللَّه نورى: ولى اگر حصول اين يقين بعد از انجام اعمال حج باشد حج اوصحيح است و فقط طواف و نماز طواف را اعاده كند و اگر بعد انجام عمره و قبل از حجّ يقين حاصل شد، اگر وقت هست طواف و نماز طواف را انجام بدهد و بعد براى حج محرم شود و اگر وقت نيست و احتياطاً بعد از حج يك عمره مفرده به جا آورد.

ص: 170

زنى كه حيض نمى شود ولى لك ببيند

476 758- زنى كه حيض نمى شود ولى گاهى خون مى بيند، اگر خون تا سه روز، استمرار ندارد، ولو به اين گونه كه پس از خارج شدن تا اين مدت، باطنِ فرج آلوده باشد، حكم استحاضه را دارد. (1)

علم به بقاى حيض در اثناى سعى

477 761- اگر زنى به تصور اين كه پاك شده است، طواف را انجام دهد و در اثناى سعى متوجه شود كه هنوز پاك نشده است، سعى را قطع كند و پس از پاك شدن از حيض، طواف و نماز را اعاده كند؛ و احتياط آن است كه پس از اعاده طواف و نماز، سعى را اتمام و اعاده نمايد؛ (2)و اگر بعد از سعى متوجه شود نيز، اعاده طواف و نماز لازم و اعاده سعى، مبنى بر احتياط است. (3)

نيت غسل جنابت بجاى حيض

478 763- اگر زنى به جاى نيّت غسل حيض، نيّت غسل جنابت كرده اگر منظور او غسل براى حدثى كه از خون داشته است باشد و اسم آن را جنابت گذاشته، عملشصحيح است.

2- استحاضه

وظيفه مستحاضه كثيره

479 764- مستحاضه كثيره، بايد براى طواف، يك غسل و براى نمازِ طواف، غسلى ديگر انجام دهد، مگر آن كه از وقت غسل براى طواف تا آخر نماز، خون قطع باشد. (4)


1- به مسأله 768 مراجعه شود. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: به ذيل مسأله 766 مراجعه شود. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: به مسأله 768 مراجعه شود.
2- آية اللَّه بهجت: اتمام سعى لازم نيست و اعاده كافى است.
3- به مسأله 588 مراجعه شود.
4- آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط براى طواف و نماز آن يك غسل كند و براى هريك از آن دو يك وضو بگيرد. آية اللَّه خويى: و اما كثيره غسل كند براى هر كدام و محتاج به وضو نيست، مگر اين كه محدث به حدث اصغر باشد، كه در اينصورت احوط ضم وضو است به غسل. مناسك، مسأله 299. آية اللَّه سيستانى: اگر خون مستمر باشد كه بيرون آمدن خون از پنبه منقطع نشود، يك غسل كافى است، اگرچه احتياط مستحب براى هر كدام يك غسل است؛ و اگر چنين نباشد و به نحوى باشد كه بتواند پس از طواف با غسلى ديگر نماز را انجام دهد در حالى كه خون بيرون نزده باشد در اينصورت اگر پس از غسل و انجام طواف خون بيرون نيامده بود، مى تواند با همان غسل نماز را بخواند و اگر بيرون آمده بود به احتياط واجب براى نماز دوباره غسل كند. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر بعد از غسل براى نماز يوميه خون نبيند، تجديد غسل لازم نيست و اگر خون ببيند براى هركدام از طواف و نماز طواف يك غسل احتياطاً بجا آورد و اگر فاصله بين غسل و طواف زياد مى شود، مثل اين كه در نزديك مسجدالحرام نتواند غسل كند، احتياطاً در موقع ورود به مسجدالحرام تيمم بدل از غسل هم بنمايد. مجمع المسائل، ج 1،ص 468 مسأله 9. آية اللَّه فاضل: احتياط واجب آن است كه مستحاضه كثيره و متوسطه علاوه بر اغسال يوميه، يك غسل براى طواف و نماز آن انجام دهند و براى طواف يك وضو و براى نماز طواف هم يك وضو بگيرد. و و اگر غسل براى او حرجى است يعنى مستلزم مشقتى است كه عادتاًقابل تحمل نيست بجاى غسل تيمم كند و وضو بگيرد. مستحاضه قليله براى طواف يك وضو و براى نماز طواف هم يك وضو بگيرد. آية اللَّه مكارم: مستحاضه كثيره هنگامى كه غسلهاى نماز خود را به موقع بجا آورد، غسل ديگرى براى طواف بر او واجب نيست، تنها وضو بگيرد بنابر احتياط.

ص: 171

480 765- نماز و طواف براى زن مستحاضه، مستقل هستند. (1)

سن يأس

481 766- هرگاه زن قُرَشيه پس از شصت سال و غير قرشيه پس از پنجاه سال، در بين اعمال خون ببينند، حكم مستحاضه را دارند (2) ولو چند روز متوالى طول بكشد و همه به اوصاف حيض باشد.


1- آية اللَّه سيستانى: مستحاضه قليله، براى هر يك از نماز و طواف، به احتياط واجب يك وضو بگيرد و در متوسطه بنابر احتياط واجب يك غسل و براى هر كدام يك وضو لازم است. آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط. آية اللَّه مكارم: در مسأله 764 آمده است.
2- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: چنانچه بين پنجاه سال و شصت سال، خون بهصفات حيض باشد، بنابر احتياط قرشيه و غير قرشيه بين احكام حايض و مستحاضه جمع كنند، و اگر بعد از شصت سال خونى ديده اند، حكم به استحاضه مى شود. آية اللَّه سيستانى: يائسگى در مسأله حيض در سيّده و غير سيّده، با اتمام شصت سال قمرى شروع مى شود. آية اللَّه مكارم: فرقى ميان سيّده و غير سيّده نيست.

ص: 172

قرص خوردن و خون ديدن

482 767- لكه هاى خونى كه بعد از استفاده از قرص يا غير آن به وجود مى آيد و سه روز ادامه ندارد، حكم استحاضه را دارد (1) و (2)بايد به وظيفه مستحاضه عمل شود؛ و اگر در اثناى طواف لك ببيند، تفصيلى بين ماقبل از تمام شدن دور چهارم و مابعد آن هست كه گذشت. (3)483 768- اگر با خوردن قرص، خون قطع شود و طواف عمره يا حج را انجام دهد سپس خون ببيند، اگر خونْ سه روزْ مستمر نباشد و حتى در باطن فرج هم قطع شده باشد، حيض نبوده و با انجام وظيفه مستحاضه، اعمال بعدى اوصحيح است. (4)

مستحاضه قليله

484 769- اگر زنى در حال طواف، مستحاضه قليله شود اگر بعد از تمام شدن دور چهارم بوده، پس از تجديد وضو و تطهير بدن و لباس، طواف را تمام كند؛ و اگر قبل از آن بوده، به احتياط واجب پس از تجديد وضو و تطهير، آن را اتمام و سپس اعاده نمايد. (5)

خون ديدن مستحاضه در اثناى طواف

485 770- اگر مستحاضه بعد از غسل و وضو مشغول طواف شود، و در اثناى طواف لك ببيند، اگر خون او مستمر بوده و به وظيفه عمل كرده، با تحفظ از خروج خون، چيزى بر او نيست؛ و در غير اينصورت (6)حكم حدث جديد را دارد.


1- آية اللَّه بهجت: مگر آن كه علم پيداكند در باطن خون است. مناسك، س 174.
2- آية اللَّه نورى: اگر در موقع اعمال خون نبينند كه پاك مى باشند و اعمالشانصحيح است ولى اگر در ايام عادت يك يا دو لكه كم رنگ ببينند، اين خون خون استحاضه حساب مى شود و بايد به وظيفه مستحاضه عمل كنند
3- به مسأله 580 الى 582 مراجعه شود.
4- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: درصورتى كه سه روز اول پشت سر هم نباشد؛ مثل آن كه دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند، بنابر احتياط لازم در روزهايى كه خون مى بيند بايد جمع كند ميان كارهاى مستحاضه و تروك حايض و در روزهايى كه خون نمى بيند هم كارهايى را كه بر حايض حرام است ترك كند و عبادت هاى خود را بجا آورد. توضيح المسائل، مسأله 447، احكام حايض.
5- به مسأله 580 و 581 مراجعه شود. آية اللَّه مكارم: وظيفه او فقط اعاده است بعد از طهارت و احتياط لازم نيست.
6- آية اللَّه مكارم: يعنى اگر خون قطع شده و غسل كرده سپس خون جارى شده، حكم حدث جديد دارد.

ص: 173

مستحاضه اى كه خون او قطع نمى شود

486 771- مستحاضه اى كه خون او قطع نمى شود، بايد براى هريك از طواف و نماز غسل كند و وضو بگيرد؛ (1) و بايد طورى باشد كه بعد از غسل و وضو، مبادرت به عمل نمايد؛ بنابراين اگر با رفتن به منزل نتواند مبادرت كند، نزديك مسجدالحرام غسل كند و وضو بگيرد. (2)

طواف و نماز فريضه با يك غسل و وضو

487 772- مستحاضه اى كه بايد براى هر نماز و طواف، غسل كند، اگر با عمل به وظيفه، طواف را شروع كند و در اين حال، نماز فريضه آغاز شود، درصورتى كه بعد از خواندن نماز فريضه، با همان طهارت اول، طواف را ادامه دهد، و از هنگام غسل تا آخر طواف، خون قطع بوده، طواف اوصحيح است؛ و در غير اينصورت، احوط آن است كه اين طواف را تمام كند (3)و پس از غسل، اعاده نمايد.

رفتن در مسجدين و ديگر احكام مستحاضه

488 2/ 772- رفتن در مسجدالحرام و مسجدالنبىصلى الله عليه و آله و توقف در ساير مساجد و خواندن سوره اى كه


1- آية اللَّه تبريزى: بنا بر احتياط براى طواف و نماز آن يك غسل كند و براى هر يك از آن دو يك وضوبگيرد.
2- آية اللَّه خويى: در كثيره، احوط اين است كه براى هر كدام از طواف و نماز، غسل نمايد و قليله براى هر كدام وضو بگيرد و متوسطه يك غسل براى هر دو بجا آورد و براى هر كدام وضو بگيرد. آية اللَّه سيستانى: اگر فاصله بين غسل يا وضو يا هر دو و انجام طواف يا نماز طواف زياد باشد و تيمّم بدون فاصله ميسّر باشد، به احتياط واجب قبل از نماز يا طواف يك تيمم بدل از غسل يا وضو كند. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و اگر از نزديك مسجدالحرام نتواند غسل كند احتياطاً در موقع ورود به مسجد تيمم بدل از غسل هم بنمايد. مجمع المسائل، ج 1،ص 468 مسأله 9. آية اللَّه مكارم: چنانكه قبلًا گذشت هنگامى كه مستحاضه وظيفه غسل خود را براى نمازها انجام دهد به حكم طاهر است و غسل ديگرى براى طواف لازم نيست.
3- آيات عظام بهجت: اتمام لازم نيست. آية اللَّه تبريزى: بعيد نيست تمام كردنِ طوافِ سابق كافى باشد و احتياط به اعاده آن پس از غسل نباشد. آية اللَّه سيستانى:صحيح نيست و با انجام غسلى براى نماز، نمازش را اعاده كند و طواف را با غسلى ديگر از سر بگيرد، اگر قطع قبل از پايان شوط چهارم بوده است و اتمام كند اگر بعد آن بوده است. آية اللَّه مكارم: مانند مسأله سابق است.

ص: 174

سجده واجب دارد، براى زن مستحاضه اشكال ندارد؛ ولى مقاربت شوهر (1)با او بنابر احتياط واجب درصورتى حلال مى شود كه غسل كند اگر چه كارهاى ديگرى را كه براى نماز، واجب است- مثل وضو و عوض كردن پنبه- انجام نداده باشد.


1- آية اللَّه بهجت: مستحاضه متوسطه و كثيره بدون غسل هايى كه بر آن ها واجب است نمى تواند واردمسجدالحرام و مسجدالنبىصلى الله عليه و آله شوند. پرسشهاى جديد حج،ص 14، سؤال 57. آية اللَّه سيستانى: همه اين كارها بدون غسل نيز جايز است بجز مقاربت كه بنابر احتياط جايز نمى باشد. آية اللَّه گلپايگانى و آية اللَّهصافى: با انجام غسلهاى واجب همه كارها حلال مى شود اگر چه كارهاى واجب براى نماز را مثل عوض كردن پنبه انجام نداده باشد. آية اللَّه خويى اضافه اى دارند: و بعيد نيست كه اين كارها بدون غسل نيز جايز باشد اگر چه احتياط در ترك است. آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب آن است كه در اين كارها غسلهاى واجب خود را انجام داده باشد.

ص: 175

فصل هفتم: طواف مستحب و نماز آن

1- استحباب طواف

اشاره

489 773- طواف- يعنى هفت دور گرد خانه كعبه گرديدن- مستحب است و بلكه هرچه شخص بتواند طواف كند خوب(1)است. در طواف مستحب، طهارت شرط نيست.

طواف از طرف معصومين عليهم السلام و سايرين

490 774- طواف از طرف معصومين عليهم السلام و خويشاوندان و غير آنها چه مرده و چه زنده، به شرط آن كه در مكه نباشند، يا معذور (2) باشند، مستحب است.

تحيت مسجدالحرام

491 775- تحيّت مسجدالحرام، نماز است يا طواف كعبه؟ (3)

عدم استحباب كمتر از هفت شوط

492 776- استحباب كمتر از هفت شوط طواف ثابت نيست؛ و نيابت در يك شوطِ طواف مستحب،صحيح نيست، ولى مى توان مجموع را به نيت چند نفر انجام داد. (4)


1- آية اللَّه مكارم: بهتر است هنگام ازدحام جمعيّت براى طواف واجب، طواف مستحب را ترك كنند.
2- آية اللَّه فاضل: استحباب و مشروعيّت طواف مستحبّى براى حاضر در مكّه، هرچند معذور باشد، ثابت نشده است.
3- آيةاللَّه فاضل، آيةاللَّه بهجت: انجام هر كدام، كفايت مى كند. آيت اللَّه تبريزى: براى كسانى كه از بلاد دور آمده اند، تحيت مسجدالحرام طواف است. واللَّه العالم. آيات عظام: خامنه اى،صافى، نورى،: طواف است. آيت اللَّه مكارم: براى مسجدالحرام نماز تحيت است كه مانند ساير مساجد در خود مسجد خوانده مى شود.
4- آية اللَّه سيستانى: نيابت در يك شوط نيزصحيح است ولى در اينصورت نبايد مجموع هفت شوط را به عنوان يك طواف انجام دهد. ملحق مناسك، سؤال 178. آية اللَّه مكارم: و نيز مى تواند ثواب هر شوط را به يك نفر اهدا كند.

ص: 176

2- شرايط طواف مستحبى

اشاره

493 777- شرايطى كه در طواف واجب، رعايت آن لازم است، در طواف مستحبى نيز معتبر است مگر آنچه استثنا شده است. (1)

عدم لزوم طهارت در طواف مستحبى

494 778- طهارت از حدث اكبر و اصغر، در طواف مستحبى شرط نيست، هرچند جنب يا حايض، جايز نيست در مسجدالحرام وارد شوند، ولى اگر با غفلت يا نسيان، طواف مستحب انجام دادند، طواف آنهاصحيح است.

779495- در طواف هاى مستحبى هم ختنه شرط است.

محدوده طواف مستحبى

496 780- انجام طواف مستحبى در خارج از حد طواف واجب، جايز نيست (2)مگر در مورد ضرورت.

نماز طواف مستحب و ترك آن

497 781- به جا آوردن نماز طوافِ مستحب حتى در حال اختيار، در هر جاى مسجدالحرام، جايز است، بلكه گفته اند مى تواند آن را عمداً ترك (3) كند.


1- آية اللَّه سيستانى: به حسب اختلاف شرايط و احكام، موارد متفاوت مى شود. براى شناخت آن به مناسك مراجعه شود. ملحق مناسك، س 244. آية اللَّه فاضل: مانند اين كه در طواف مستحبى موالات، طهارت از حدث و خواندن نماز طواف معتبر نيست و قطع آن حتى بدون عذر جايز است و شك در عدد دورهاى آن، موجب بطلان نمى شود و بنا را بر اقل مى گذارند وصحيح است و قران بين دو طوافِ مستحب، حرام نيست بلكه مكروه است و خواندن نماز آن در هر جاى مسجدالحرام در حال اختيارصحيح است.
2- مراجعه شود به مسأله اعتبار و عدم اعتبار حدّ در طواف مسأله 656.
3- آية اللَّه بهجت: مورد تأمّل است مناسك شيخ،ص 47. آية اللَّه خامنه اى، متعرض ترك نماز نشده اند. آية اللَّه سيستانى: ظاهر آن است كه نماز طواف مستحب، مستحب است. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: سزاوار نيست ترك كنند. آية اللَّه مكارم: ترك آن مشكل است.

ص: 177

نماز طواف استحبابى در حال حركت

498 782- آيا خواندن نماز طواف مستحب در حال راه رفتن، جايز است؟ (1)

شك در طواف مستحب

499 783- اگر در طواف مستحب، در عدد دورها شك كند، بنابر اقل بگذارد و طوافشصحيح است.

3- طوافهاى مستحب

مقدار طواف مستحب

در هر شبانه روز، ده مرتبه طواف (2)مستحب است: در اول شب، سه طواف؛ در آخر شب، سه طواف؛ پس از دخولصبح، دو طواف؛ و بعدازظهر، دو طواف.

هنگام توقف در مكه، به عدد ايام سال، طوافْ مستحب است، يعنى سيصد و شصت مرتبه، طواف نمايد؛ و اگر اين مقدار نشد، پنجاه و دو مرتبه؛ و اگر آن هم ميسور نشد، هر مقدارى كه بتواند.

طواف وداع

500 788- كسى كه مى خواهد از مكه بيرون رود، مستحب است طواف وداع انجام دهد؛

و درصورت امكان، در هر شوطى، حجرالاسود و ركن يمانى را، استلام نمايد؛

و هنگامى كه به مستجار رسد، مستحبات آن را بجا آورد و آنچه خواهد دعا نمايد؛

بعد حجرالاسود را استلام نموده و شكم خود را به خانه كعبه بچسباند و يك دست را بر حَجَر و دست ديگر را به طرف درب گذاشته و حمد و ثناى الهى نمايد وصلوات بر پيغمبر و آل او بفرستد و اين دعا را بخواند:


1- آيت اللَّه خامنه اى و آيةاللَّه مكارم:صحّت نماز طواف ولو نماز طواف مستحبى باشد در حال راه رفتن محل اشكال است، و احوط استقرار در حال نماز طواف مستحبى است. آيات عظام: بهجت، تبريزى، سيستانى،صافى، فاضل: مانعى ندارد. آيت اللَّه مكارم: زيرا ادلّه جواز نافله در حال حركت، از اينجا منصرف است.
2- آية اللَّه مكارم: ولى در مواقعى كه ازدحام جمعيت براى طواف واجب است، بهتر است طواف هاى مستحب را ترك كنند و مجال را به كسانى كه طواف واجب دارند بدهند

ص: 178

«أللَّهُمَّصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَنَبِيِّكَ وَامِينِكَ وَحَبِيبِكَ وَنَجِيِّكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، أللَّهُمَّ كَما بَلَّغَ رِسالاتِكَ وَجاهَدَ في سَبِيلِكَ وَصَدَعَ بِأَمْرِكَ وَاوذِي في جَنْبِكَ وَعَبَدَكَ حَتّى أتاهُ الْيَقِينُ، أللَّهُمَّ أقْلِبْني مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً بِأفْضَلِ ما يَرْجِعُ بِهِ أحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ مِنَ الْمَغْفِرةِ وَالْبَرَكَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ وَالْعافِيَةِ».

و مستحب است وقت بيرون آمدن از باب حناطين، كه مقابل ركن شامى است، بيرون رود و از خداوند متعال توفيق مراجعت را بطلبد و وقت بيرون رفتن يكدرهم خرما خريده و آن را بر فقرا تصدّق نمايد.

ص: 179

فصل هشتم: آداب و مستحبات طواف «1»

(1)

در حال طواف، مستحب است بگويد:

«أللَّهُمَّ إنِّي أسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي يُمْشى بِهِ عَلى طَلَلِ الْماءِ كَما يُمْشى بِهِ عَلى جُدَدِ الأَرْضِ وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الّذِيْ يَهْتَزُّ لَهُ عَرْشُكَ وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي تَهْتَزُّ لَهُ اقْدامُ مَلائِكَتِكَ وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعاكَ بِهِ مُوسى مِنْ جانِبِ الطُورِ فاسْتَجَبْتَ لَهُ وَأ لْقَيْتَ عَلَيْهِ مَحَبَّةً مِنْكَ وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الّذي غَفَرْتَ بِهِ لِمُحَمَّدٍصلى الله عليه و آله ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَما تَأخَّرَ وأتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ أنْ تَفْعَلَ بِي كَذا وَكَذا».

و بجاى كذا و كذا حاجت خود را بطلبد.

و نيز مستحب است در حال طواف بگويد:

«أللَّهُمَّ إنِّي إلَيْكَ فَقِيْرٌ وَإنِّي خائِفٌ مُسْتَجِيْرٌ فَلا تُغَيِّرْ جِسْمِي وَلا تُبَدِّلْ إسْمِي».

وصلوات بر محمد و آل محمد بفرستد بخصوص وقتى كه به در خانه كعبه مى رسد و اين دعا را بخواند:

«سائِلُكَ، فَقِيْرُكَ، مِسْكِيْنُكَ بِبابِكَ، فَتَصَدَّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنَّةِ، ألَّلهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَالْحَرَمُ حَرَمُكَ وَالْعَبْدُ عَبْدُكَ وَهذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ الْمُسْتَجِيرِ بِكَ مِنَ النَّارِ فَأعْتِقْنِي وَوَالِدَيَّ وَأهْلِي وَوُلْدِي وَإخْوانِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنَ النَّارِ يا جَوادُ يا كَريمُ».


1- آية اللَّه مكارم: اين مستحبّات را به قصد رجاء بجا آورد.

ص: 180

و وقتى كه به حجر اسماعيل رسيد رو به ناودان و سر را بلند كند و بگويد:

«أللَّهُمَّ أدْخِلْنِي الْجَنَّةَ وَأجِرْنِي مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ وَعافِنِي مِنَ السُّقْمِ وَأوْسِعْ عَلَيَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلالِ وَادْرَأْ عَنِّي شَرَّ فَسَقَةِ الجِنِّ وَالْإنْسِ وَشَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ».

و چون از حجر بگذرد و به پشت كعبه برسد، بگويد:

«يا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ ياذَا الْجُودِ وَالْكَرَمِ إنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضاعِفْهُ لِي وَتَقَبَّلْهُ مِنِّي إنَّكَ أ نْتَ السَّمِيْعُ الْعَلِيْمُ».

و چون به ركن يمانى برسد دست بردارد و بگويد:

«يا أللَّهُ يا وَلِيَّ الْعافِيَةِ وَخَالِقَ الْعافِيَةِ وَرَازِقَ الْعافِيَةِ وَالْمُنْعِمُ بِالْعافِيَةِ وَالْمَنّانُ بِالعافِيَةِ والمُتَفَضِّلُ بِالْعافِيَةِ عَلَيَّ وَعَلى جَمِيعِ خَلْقِكَ يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَالآخِرَةِ وَرَحيْمَهُماصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنَا الْعافِيَةَ وَتَمامَ الْعافِيَةِ وَشُكْرَ الْعافِيَةِ في الدُّنْيا وَالآخِرَةِ يا أرْحَمَ الرَّاحِمِيْنَ».

پس سر به جانب كعبه بالا كند و بگويد:

«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي شَرَّفَكِ وَعَظَّمَكِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ الَّذي بَعثَ مُحَمَّداً نَبِيّاً وَجَعَلَ عَليّاً اماماً.

أللَّهُمَّ اهْدِ لَهُ خِيارَ خَلْقِكَ وَجَنَّبْهُ شِرارَ خَلْقِكَ».

و چون ميان ركن يمانى و حجر الأسود برسد، بگويد:

«رَبَّنا آتِنا في الدُّنيا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النَّارِ».

و در شوط هفتم وقتى كه به مستجار (1)رسيد مستحب است دو دست خود را بر ديوار خانه بگشايد و شكم و روى خود را به ديوار كعبه بچسباند و بگويد:

«أللَّهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَالْعَبْدُ عَبْدُكَ وَهذا مَكانُ الْعائِذِ بِكَ مِنَ النَّار».

پس به گناهان خود اعتراف نموده و از خداوند عالم آمرزش آن را بطلبد كه ان شاء اللَّه تعالى مستجاب خواهد شد، بعد بگويد:


1- مستجار در پشت كعبه در نزديك ركن يمانى برابر در خانه كعبه قرار دارد.

ص: 181

«أللَّهُمَّ مِنْ قِبَلِكَ الرَّوْحُ وَالْفَرَجُ وَالْعافِيَةُ. أللَّهُمَّ إنَّ عَمَلِي ضَعيْفٌ فَضاعِفْهُ لِي وَاغْفِرْ لي مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنِّي وَخَفِيَ عَلى خَلْقِكَ أسْتَجِيرُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ».

و آنچه خواهد دعا كند و ركن يمانى را استلام كند و به نزد حجر الأسود آمده و طواف خود را تمام نموده و بگويد:

«أللَّهُمَّ قَنِّعْنِي بِما رَزَقْتَني وَبارِكْ لِي فِيما آتَيْتَني».

و براى طواف كننده مستحب است در هر شوط، اركان خانه كعبه و حجر الأسود را استلام نمايد و در وقت استلام حجر بگويد (1)

«أمانَتي أدَّيْتُها وَمِيثاقي تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوافاةِ».


1- آية اللَّه مكارم: انجام بعضى از اين مستحبات در زمان ما و در ازدحام جمعيّت براى بسيارى از مردم غير ممكن است، بنابراين آنچه را ممكن است انجام مى دهد و آنچه را نمى توان انجام داد، هرگاه نيّت انجام آن را داشته باشد، خداوند مطابق نيّتش پاداش به او خواهد داد، بنابراين اصرار بر مزاحمت ديگران نبايد داشته باشد.

ص:182

ص: 183

باب سوم: نماز طواف

اشاره

1- زمان نماز طواف 185

2- مكان نماز طواف 186

برخى از احكام نماز طواف 192

1- احكام شك و خلل 192

2- احكام قرائت نماز طواف 195

3- نماز طواف مستحب 199

مستحبات نماز طواف 200

وجوب، زمان، مكان و كيفيت سعى 203

ص:184

ص: 185

فصل اول: زمان و مكان نماز طواف

1- زمان نماز طواف

اشاره

789501- بعد از تمام شدن طواف، خواندن دو ركعت نماز، واجب است.

مبادرت به نماز طواف

502 790- بعد از طواف- بنابر احوط (1) مبادرت به نماز، لازم است.

فاصله بين طواف و نماز

503 791- ميزان در فاصله بين طواف و نماز آن، مبادرت عرفيّه است؛ (2)و در هرصورت، با تأخيرِ نماز، اعاده طواف لازم نيست. (3)


1- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: بايستى بعد از طواف مبادرت به نماز كند، كه در عرف نگويند بين آنها فاصله شده و آية اللَّه خويى اضافه نموده اند كه: فصل بين طواف و نماز طواف مبطل طواف است. آية اللَّه خامنه اى: نبايد بين طواف و نماز آن فاصله شود. آية اللَّه سيستانى: به اين معنى كه به نظر عرف بين آن دو فاصله اى نباشد ولى فاصله به مقدار ده دقيقه براى استراحت يا يافتن جاى مناسب و مانند آن اشكال ندارد ولى كارى ديگر مانند نماز قضا به احتياط واجب نبايد انجام دهد. و اگر عمداً اخلال به مبادرت نمود، احتياطاً طواف را هم اعاده كند. آية اللَّه فاضل: اقوى مبادرت به نماز است و درصورتى كه عالماً و عامداً اخلال به فوريت كند. ظاهراً طواف باطل مى شود.
2- آية اللَّه سيستانى: به مسأله قبل مراجعه شود. آية اللَّه فاضل: ظاهراً مقدار فاصله مخلّ به موالات عرفيه نسبت به افراد و هنگام ازدحام و غير آن فرق مى كند. و به طور كلّى فاصله از ده تا پانزده دقيقه براى استراحت و رفع خستگى و تطهير مخلّ نيست. و اگر عمداً موالات را به هم زد احتياطاً طواف را هم اعاده كند.
3- آية اللَّه تبريزى: با فوت موالات عرفى، احتياطاً نماز را بخواند و بعد طواف و نماز را اعاده كند. آية اللَّه خويى: بايد اعاده نمايد. استفتائات

ص: 186

504 792- بين طواف و نماز آن، احتياط در مبادرت به نماز و ترك نماز مستحبى و عبادت مستحبى ديگر است. (1)

نماز با فاصله از مقام و ميزان عدم اعاده

505 793- درصورتى كه انجام نماز طواف در نزديك مقام، ممكن نباشد و در فاصله دورتر بجا آورده شود، اگر تا بعد از فوات موالات عرفيّه بين طواف و نماز آن، عذر باقى بوده، اعاده نماز طواف، واجب نيست. (2)

تزاحم نماز طواف با فريضه

506 794- اگر خواندن نماز طواف، موجب فوت وقت نماز يوميّه شود، بايد اول، نماز يوميّه را بخواند.

2- مكان نماز طواف

لزوم رعايت «نزد» و «خلف مقام»

507 796- واجب است كه نماز طواف، (3) «نزد مقام ابراهيم»، و بنابر احتياط (4)واجب، «پشت مقام» بجا آورده شود، به گونه اى كه سنگ مقام، بين نمازگزار و خانه كعبه واقع شود؛ و بهتر آن است كه هرچه


1- آية اللَّه بهجت: اشكال ندارد اگر مخلّ به فوريّت عرفيّه نباشد. آية اللَّه گلپايگانى: احتياط در ترك آن و مبادرت به نماز طواف است. آية اللَّه خامنه اى: واجب است ميان طواف و نماز طواف فاصله نيفتد وصدق فاصله امر عرفى است و بعيد نيست به اندازه خواندن نماز يوميه يا نافله مختصر اشكالى نداشته باشد.
2- آية اللَّه بهجت: به احتياطِ در مسأله 800 مراجعه شود. آية اللَّه سيستانى: در هرصورت اعاده لازم نيست. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر چه خوب است.
3- آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط واجب نزد مقام واقع شود. مناسك، مسأله 110.
4- آية اللَّه تبريزى: احوط بلكه اظهر آن است .... آيةاللَّه خامنه اى: واجب است اين نماز پشت مقام نزديك به آن خوانده شود به شرط اين كه مزاحمت براى ديگران نباشد هر چند بعيد نيست كه در هر نقطه اى از مسجدالحرام كه نماز پشت مقام بر آنصدق كندصحيح و مجزى باشد. آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: اظهر آن است .... آية اللَّه مكارم: واجب است نماز طواف را درصورت امكان پشت مقام ابراهيم عليه السلام بجا آورد.

ص: 187

ممكن باشد، نزديكتر بايستد، ولى به گونه اى كه با ديگران مزاحمت نكند.

ميزان صدق خلف

508 797- هنگام ازدحام و غير آن،صدق «خَلْف»، به نظر عرف است.(1)

مقصود از نماز نزد مقام

509 798- مقصود از نماز طواف نزد مقام، پشت مقام است و شامل دو طرف مقام نمى شود. (2)

موارد ازدحام و نماز در طرفين مقام

510 799- اگر ازدحام به گونه اى باشد كه اگر بخواهد خلفِ مقام بايستد- به خاطر فاصله زياد- «نزد مقام»صدق نمى كند، (3) بايد نماز را در يكى از دو طرف مقام « (4)كه «نزد مقام»،صدق كند، به جا آورد.


1- آية اللَّه مكارم: به هنگام ازدحام مانعى ندارد. آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: اگر نتواند پشت مقام و نزديك آن نماز بخواند، احتياطاً هم در يكى از دو طرف مقام و هم پشت مقام و دور از آن نماز بخواند.
2- آية اللَّه بهجت: به احتياط مذكور در مسأله 796 مراجعه شود. آية اللَّه مكارم: مگر اين كه نتواند پشت مقام انجام دهد.
3- آية اللَّه خامنه اى: كافى است در هر نقطه اى كه خلفصدق كند گرچه از مقام دور باشد. آية اللَّه نورى: در هر نقطه اى از مسجدالحرام نماز طواف را بخواند مجزى است هر چندبهتر است كه نسبت به مقام حضرت ابراهيم، الأقرب فالأقرب را مراعات كند.
4- آية اللَّه بهجت: درصورت عدم تمكّن و بُعد مفرط، در يكى از دو جانب آن بجا آورد. آية اللَّه تبريزى: نماز بايد پشت مقام باشد و در نزديكى آن و درصورت عدم تمكّن از نزديكى مقام، با مراعات الأقرب فالاقرب به مقام بنا بر احتياط، پشت مقام مى تواند بجاآورد. آية اللَّه خويى: درصورت عدم تمكّن از نماز نزديك مقام، مى تواند با رعايت الأقرب فالأقرب دورتر نماز بخواند ولى به هر حال بايد پشت مقام باشد. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 325. آية اللَّه سيستانى: و اگر نتواند پشت مقام و نزديك به آن بجا آورد، احتياط واجب آن است كه هم آن را در نزديكى اش؛ چه در سمت راست باشد و يا چپ، و هم دور از آن ولى پشت مقام بجا آورد و اگر نتواند آن دو را بجا آورد، هر كدام كه ممكن است انجام دهد و اگر نتواند هيچكدام را انجام دهد، در هر جاى مسجد كه شده انجام دهد و بنابر احتياط مستحب رعايت كند هرچه به مقام نزديكتر باشد و اگر پس از آن، تا زمانى كه وقت سعى تنگ شود توانست نزديك به مقام و پشت آن نماز را اعاده كند، احتياط مستحب اعاده آن است. مناسك،ص 245.

ص: 188

حكم نماز با دوران بين طرفينِ بعيد و پشتِ بعيد

511 800- اگر نماز در يكى از دو طرف مقام(1) كه «نزد مقام»،صدق كند، هم ممكن نشود، بايد (2) فاصله سه مكان-: دو طرف و پشت مقام (3)را با مقام بسنجد كه:

اگر هر سه طرف مساوى باشند، در پشت مقام نماز بخواند و در دو طرف، كافى نيست؛

و اگر دو طرف، به مقام نزديك تر از پشت مقام باشند، ولى بر هيچ كدام از دو طرف، «نزد مقام»صدق نكند، جايز بودن اكتفا به پشت مقام، بعيد نيست؛ لكن احتياط آن است كه يك نماز در پشت مقام و يك نماز در يكى از دو طرف با ملاحظه نزديكترى آن بخواند.

و احوط (4) اعاده نماز است درصورت امكان در نزد و خلف مقام تا وقتى كه وقت (5) براى سعى تنگ نشده است.

مكان نماز طواف كسانى كه در طبقه بالا طواف مى كنند

512 2/ 800- مكان نماز طواف براى افرادى كه به دليل عذر، طواف را از طبقه بالا انجام مى دهند، كجاست و وظيفه ايشان چيست؟ (6)


1- آيات عظام: بهجت، تبريزى، خويى، سبستانى: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.
2- آية اللَّه بهجت: و اگر آن هم ممكن نباشد، مراعات مى كند الأقرب فالأقرب به سوى خلف مقام و دو جانب آن را، با رعايت احتياط، درصورت دوران امر بين بعض مراتب خلف و احَد جانبين به جمع در نماز بلكه به اعاده، پس از تمكن از نماز در پشت سر، اگرچه در آخر وقت امكان باشد و نماز طواف مستحب در هر جاى مسجد باشد جايز است. مناسك،ص 118.
3- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: حكم آن در مسأله قبل گذشت. آية اللَّه خامنه اى: نماز خواندن در دو طرف راست يا چپ مقام درصورت تمكن از خلف گرچه دور باشد كافى نيست. آية اللَّه فاضل: احوط نماز خلف مقام است.
4- آية اللَّه فاضل: اولى اعاده نماز است. آية اللَّه گلپايگانى: بهتر آن است كه هر وقت توانست نماز را دوباره پشت مقام رجاءً بخواند.
5- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اعاده لازم نيست. المسائل الشرعيه، ج 1،ص 352.
6- آية اللَّه بهجت: درصورت امكان بايد در پايين در نزد و خلف به جا آورند، و درصورت عدم امكان با رعايت الاقرب فالاقرب كفايت مى كند. آية اللَّه سيستانى: اگر طبقه دوم پايين تر از كعبه مشرفه نباشد، طواف از آنصورت شرعى ندارد؛ و بر فرضصحت طواف، بايد نماز طواف را نزديك مقام ابراهيم و در جهت پشت آن به جا آورد و درصورت عدم امكان، تفاصيل مذكوره در مناسك جارى است. آية اللَّه فاضل: اگر مى توانند بلافاصله و بدون عسر و حرج پايين بيايند، بايد پايين بخوانند و الا در همان بالا بخوانند و كفايت مى كند. آية اللَّه مكارم: درصورت امكان، در طبقه پايين پشت مقام ابراهيم نماز را به جا آورند؛ و اگر ممكن نيست در همان طبقه بالا در سمت پشت مقام ابراهيم بجا آورند.

ص: 189

حكم ازدحام و عدم امكان رعايت خلف

513 801- در مواقع ازدحام، اگر امكان دارد (1)و محذورى در بين نيست، بايد خلف و نزد مقام، نماز خوانده شود؛ ولى اگر به خاطر ازدحام، به جا آوردن نماز نزديك مقام، ممكن نباشد، با فرض اضطرار، (2)نماز در فاصله دورتر، و مراعات الأقرب فالأقرب- كه بيان آن در دو مسأله سابق گذشت- (3) مانع ندارد.

514 802- در هنگام ازدحام و يا تشكيلصفوف نمازصبح، مأمورين مسجدالحرام از انجام نماز طواف در خلف مقام، به ويژه براى خانم ها ممانعت مى كنند و افراد را مورد توهين و يا ضرب و شتم قرار مى دهند؛ در چنين شرايطى، آيا نماز خواندن در محدوده مقابل ركن حجر تا مقابل ركن عراقى كافى است؟ (4)


1- آية اللَّه فاضل: ولو با كمك ديگران. آية اللَّه نورى: گفتيم كه در موقع ازدحام، نماز طواف در خلف مقام لازم نيست.
2- آية اللَّه بهجت: و گذشت رعايت احتياط در ذيل مسأله 800. آية اللَّه نورى: درصورت ازدحام، در غير پشت مقام مانعى ندارد.
3- مراجعه شود به مسائل 796 تا 800. آية اللَّه مكارم: يعنى دورتر بجاآورد و از اين كه چند نفر در اطراف او حلقه بزنند اجتناب كند كه موجب مزاحمت براى طواف كنندگان است و نماز او خالى از اشكال نيست.
4- آية اللَّه بهجت: در طواف واجب به اندازه خواندن نمازصبح ضررى به مبادرت عرفيه نمى زند؛ لذا به همان نحو كه در مناسك ذكر شده بجا آورده شود. آية اللَّه تبريزى: نماز طواف بايد خلف مقام ابراهيم عليه السلام خوانده شود با رعايت الأقرب فالأقرب واگر نزديك مقام ممكن نيست، خلف مقام در مكان دورترى خوانده مى شود. آية اللَّه خامنه اى: نماز طواف بايد پشت مقام ابراهيم خوانده شود مشروط بر اين كه مزاحمت براى ديگران نباشد و درصورتى كه به خاطر ازدحام و يا كثرت طواف كنندگان، امكان اقامه نماز، نزديك مقام نيست مى توان در مكان هاى دورتر بجا آورد. آية اللَّه سيستانى: كافى نيست بلكه اگر ممكن باشد- با فرض اين كه دو سوى مقام هم ميسور نيست- بايد پشت مقام هر چند دور انجام دهند و اگر ممكن نشد هر جاى مسجد مى توانند بخوانند. آية اللَّهصافى: نماز طواف واجب بايد در پشت مقام ابراهيم عليه السلام خوانده شود و خواندن نماز در محدوده مذكور با عدمصدق خلف مقام كافى نيست. آية اللَّه فاضل: تا محدوده اى كه از دو طرف مقام،صدق«صلاة خلف المقام» بنمايد اشكالى ندارد. بنابراين، در چنين فرضى نماز طوافصحيح است ولو در نزديكى ديوار چاه زمزم. آية اللَّه مكارم: درصورتى كه راهى جز اين نباشد كفايت مى كند. آية اللَّه نورى: نماز طواف در مسجدالحرام در هر حال بلا اشكال است.

ص: 190

حكم نماز طواف در حجر اسماعيل

515 804- اگر شخصى نماز طواف را، به اعتقاد اين كه حِجر اسماعيل، مقام ابراهيم است، در حجر اسماعيل خوانده، بايد نماز را اعاده كند ولو اين كه بعد از تقصير متوجه شده باشد. (1)

محاذات زن و مرد در نماز طواف

516 806- محاذات زن و مرد هنگام نماز طواف، بهصحت نماز ضرر نمى زند. (2) 517 2/ 806- گاهى اوقات اگر نمازگزار بخواهد نماز طواف را نزد مقام يا پشت آن بجا آورد، طواف كنندگان به او تنه مى زنند و از حال نماز خارج مى شود، آيا مى تواند در فاصله دورترى نماز را بجا آورد؟ (3)


1- آية اللَّه مكارم، آية اللَّه فاضل: و اعاده اعمال بعد لازم نيست.
2- آية اللَّه فاضل: بايد رعايت عدم تقدّم زن از مرد و عدم محاذى بودن آنان بشود. بلى چنانچه زن از اهل سنّت باشد يا تأخير نماز طواف موجب به هم خوردن موالات عرفيه شود يا مستلزم عسر و حرج باشد رعايت اين شرط لازم نيست.
3- آية اللَّه گلپايگانى: درصورتى كه محلى خالى از تنه زدن فراهم نشود ولو با كمىصبر كه منافى با مبادرت به نماز نباشد عقب تر نماز خواندن مانعى ندارد. آية اللَّه بهجت: مجرّد تنه زدن مسقط تكليف نيست، بلى درصورت تعذّر بتفصيلى كه در مناسك ذكر شده عمل شود. آية اللَّه تبريزى: در فرض مذكور نماز را پشت مقام و در فاصله دورترى بجا مى آورد. آية اللَّه خامنه اى: بايد نماز طواف را خلف مقام ابراهيم، نزديك آن بخواند به شرط اين كه مزاحمت براى ديگران نباشد و اگر نمى تواند خلف مقام ولو دورتر بخواند بعيد نيست اكتفا به خواندن آن در هر جاى مسجدالحرام كه نماز پشت مقام بر آنصدق كند. آية اللَّه سيستانى: جواب از مسايل قبل معلوم شد. آية اللَّهصافى: در مواقع مذكوره اگر طرفين مقام هم همين محذور را دارد مى تواند در فاصله دورترى با رعايت الأقرب فالأقرب بخواند. آية اللَّه فاضل: اگر اطمينان دارد كه طواف كنندگان مانع از انجام نماز كامل او مى باشند در اينصورت مى تواند در فاصله دورترى نماز بخواند. آية اللَّه مكارم: در فرض سؤال مى تواند در فاصله دورترى به طورى كه مقام بين او و كعبه واقع شود نماز بخواند. آية اللَّه نورى: نماز طواف در هر جاى مسجد، جايز است.

ص: 191

ص: 192

فصل دوم: برخى از احكام نماز طواف

1- احكام شك و خلل در نماز طواف

فراموشى نماز طواف

518 807- اگر شخصى نماز طواف واجب را فراموش كند، بايد هر وقت كه يادش آمد، در خلف و نزد مقام ابراهيم بجا آورد.

عدم لزوم اعاده اعمال مترتبه با فراموشى نماز

519 808- شخصى كه نماز را فراموش كرده و ساير اعمال را به جا آورده، اعاده آنها ظاهراً لازم نيست، اگرچه احتياط استحبابى، در اعاده است.

520 809- اگر برگشتن به مسجدالحرام براى شخصى كه نماز را فراموش كرده، مشكل باشد، بايد هرجا « (1)يادش آمد آن را بجا آورد، اگرچه در شهر ديگر باشد؛ و برگشتن لازم (2) نيست، اگرچه آسان باشد.


1- آيةاللَّه خامنه اى: اگر از مكّه دور نشده و برگشتن و انجام نماز در محلّش براى او مشكل نيست، بايد برگردد به مسجدالحرام و در محلّش بجا آورد و اگر از مكّه دور شده در همانجايى كه يادش آمد بجا آورد. آية اللَّه سيستانى: اگر بعد از بيرون رفتن از مكه يادش بيايد، احتياط واجب آن است كه برگردد و نزد مقام نماز بجاى آورد و اگر برگشتن براى او مشقت دارد نماز را در همان موضعى كه يادش آمده انجام دهد و لازم نيست براى انجام نماز به حرم برگردد، گرچه ميسور باشد. آية اللَّه فاضل: اگر در منى باشد مخير است بين خواندن نماز در منى و استنابه و الّا در هر جا كه هست همانجا نماز بخواند گرچه جوازِ گرفتنِ نايب هم بعيد نيست.
2- آية اللَّه بهجت: و احوط آن است برگردد به حرم اگر دشوار نباشد و آنهارا بجا آورد و بعضى درصورت تعذر برگشتن به مقام، استنابه را لازم دانسته اند بنابراين احوط جمع است ميان قضاى آنها، در هرجا كه متذكر شود و گرفتن نايب كه آنها را در مقام بجاى آورد. مناسك شيخ،ص 48. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: احوط و اولى اين است برگشته و نماز را در حرم بجا آورد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: و بهتر است نايب هم بگيرد تا خلف مقام براى او بجا آورد. آية اللَّه فاضل: برگشتن مطابق احتياط است ولى واجب نيست. آية اللَّه مكارم: منظور برگشتن به حرم، خارج از مسجدالحرام است.

ص: 193

اشتراك حكم جاهل و ناسى در ترك نماز

521 810- احكامى كه براى نسيان نماز طواف ذكر شد، در فرض جهل نيز جارى است.

تذكر فراموشى نماز در سعى

522 811- اگر نماز طواف را فراموش كند و در بين سعى متذكر شود، از همانجا سعى را رها كند و برگردد، دو ركعت نماز را بخواند، بعد از آن، سعى را از همانجا (1)تمام كند.

تقصير بدون نماز و سعى

523 812- اگر شخصى طواف عمره را بجا آورده و بدون نماز و سعى، تقصير كند، بايد نماز و سعى را بجا آورد؛ و با فرض جهل (2)يا نسيان، اعاده تقصير لازم نيست اگرچه احوط است. (3)

قضاى نماز طواف از طرف ميّت

524 813- اگر كسى نماز طواف را بجا نياورد و بميرد، واجب است بر پسر بزرگِ (4) او، كه آن را- با رعايت تفصيلِ در كتاب «صلات»- قضا كند.


1- آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: درصورت تجاوز از نصف، بقيه سعى را و در كمتر از نصف، همه آن را مجدداً بجا آورد.
2- آية اللَّه بهجت، احتياطاً تقصير را هم اعاده كند.
3- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اعاده تقصير نيز لازم است. آية اللَّه سيستانى: اگر فاصله زياد شده است، به احتياط واجب بايد طواف را اعاده كند و در عمره مفرده بايد پس از سعى، تقصير را نيز اعاده كند. آية اللَّه گلپايگانى: و تقصير نمايد و با فرض جهل و نسيان كفّاره ندارد. آية اللَّه فاضل: و مستحب است تقصير را اعاده كند.
4- آية اللَّه بهجت: بر ولىّ او لازم است آن را قضا كند. آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب بايد پسر بزرگترش، آن را از طرف پدر قضا كند. مناسك، مسأله 330. آية اللَّه مكارم: و اگر ديگرى نيز بجا آورد كفايت مى كند.

ص: 194

حكم شك و ظن در نماز طواف

525 814- شك در ركعات نماز طواف، موجب بطلان نماز است؛ (1)ولى اعتبار ظن در (2) ركعات، بعيد نيست؛ و در ظن در افعال(3)احتياط شود.

نماز با وضوى باطل و انجام اعمال بعدى

526 815- اگر شخصى بعد از طواف، نمازش را بى وضو خوانده و سعى و تقصير را انجام داده، بايد نماز و سعى و تقصير را اعاده كند. (4)

شروع نماز با احتمال هل خوردن

527 816- شروع نماز طواف با احتمال حركت و هل خوردن، درصورتى كه باصحت خاتمه يابد، مانعى ندارد. (5)

اتحاد نماز طواف و يوميّه از جهت احكام نجاست

528 817- نماز طواف از حيث احكام نجاست و محمول نجس (6)و ساير احكام، حكم نمازهاى يوميه را دارد. (7)


1- آية اللَّه بهجت: بعد از استقرار آن به تروّى على الأحوط، و اظهر اعتبار ظنّ در ركعات است مثل ظنّ درافعال؛ چه ظنّ به وجود باشد يا عدم به مصحّح باشد يا مبطل به ركن باشد يا غير آن، در محل شك و يا نسيان باشد يا خارج از محل. پس لوازم آن از تدارك يا بطلان يا عدم تدارك را مترتّب مى كند، اگر چه احتياط در اعاده است فى الجمله، درصورت تعلّق ظنّ به فعل كه تدارك نمى كند مگر در موردى كه انجام دادن آن مبطل نباشد يقيناً وسيلهص 239 و 247.
2- آية اللَّه مكارم: احتياط واجب اعاده بعد از اتمام است.
3- - آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: ظن در افعال حكم شك را دارد. آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه فاضل: ظن در افعال معتبر است.
4- آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب بايد طواف را نيز اعاده كند. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: در فرض مذكور بايد نماز را اعاده كند و سعى و تقصير اوصحيح است. لكن احتياط مؤكد در اعاده سعى و تقصير نيز مى باشد.
5- آيات عظام خامنه اى،صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم: اگر به اميد اين كه بتواند نماز راصحيحاً انجام دهد شروع نمايد وصحيحاً تمام كند مانعى ندارد.
6- آية اللَّه فاضل: و متنجّسى.
7- آية اللَّه فاضل: هرگاه متنجّسى باشد كه نمى تواند با آن ستر عورت كند معفو است. و اگر مى تواند با آن ستر عورت كند و يا اعيان نجسه باشد محل اشكال است. آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: محمول متنجّس در طواف نيز اشكال ندارد. مناسك عربى، مسأله 297. آية اللَّه مكارم: لباسهايى كه به تنهايى ستر عورت نمى كند، در طواف و نماز آن اشكالى ندارد و نيز محمول نجس و متنجّس.

ص: 195

2- احكام مربوط به قرائت نماز طواف

اشاره

529 818- در نماز طواف، خواندن هر سوره اى غير از سوره هاى سجده، (1)جايز است؛ و خواندن سوره «قل هو اللَّه احد» بعد از «حمد»، در ركعت اول، و سوره «قل يا أيها الكافرون» در ركعت دوم، مستحب است.

530 819- جهر و اخفات در نماز طواف، جايز است.

لزوم يادگيرى قرائت

531 820- بر هر مكلفى يادگيرى نماز و تصحيح قرائت و ذكرهاى نماز، واجب است تا بتواند تكليف الهى را،صحيح بجا آورد، خصوصاً كسى كه مى خواهد به حج برود؛ چون بعضى گفته اند (2)اگر نماز درست نباشد، عمره و حج باطل است؛ پس بر اساس اين قول، علاوه بر آن كه حَجّةالاسلام بر ذمّه باقى مى ماند، ممكن است محرّمات احرام- مثل زن و چيزهاى ديگر حلال نشود. «(3)

انكشاف اشتباه در قرائت با اطمينان به صحت

532 821- اگر كسى مطمئن باشد قرائت يا ذكرى كه در نماز مى گويد درست است و نماز طواف را


1- آية اللَّه سيستانى: قرائت سوره هاى سجده در نماز جايز است، ولى اگر سجده را انجام داد نماز باطل مى شود مگر اين كه سهواً سجده كند و اگر سجده نكند نمازصحيح است ولى گناه كرده است و اگر قبل از آيه سجده، به سوره اى ديگر عدول كند اشكال ندارد هر چند عمداً شروع كرده باشد.
2- آية اللَّه تبريزى: اگر با فرض تمكّن به طور ملحون نماز بخواند نمازش باطل است مگر اين كه جاهل قاصر يا معتقد بهصحّت قرائت باشد و در فرض تعمّد حجّش باطل مى شود. آية اللَّه خويى: اگر در زمانى كه نماز خواند مى توانستصبر كند و قرائتش را تصحيح نمايد و مع ذلك با قرائت ملحون نماز بخواند نمازش باطل است مگر جاهل قاصر باشد و در فرض تعمّد حجّش باطل مى شود.
3- آية اللَّه مكارم: البته دقّت هاى علماى تجويد شرط نيست همين اندازه كه عربىصحيحصدق كند كافى است.

ص: 196

همان گونه بخواند، بعد معلوم شود كه اشتباه بوده است، با فرض اين كه احتمال غلط بودن آن را نمى داده، نمازشصحيح است. (1)

حكم عاجز از قرائت صحيح

533 822- اگر كسى نتواند قرائت يا ذكرهاى واجب را ياد بگيرد، بايد نماز را به هر ترتيبى كه مى تواند، خودش بجا آورد و كفايت مى كند؛ و اگر با تلقين مى تواندصحيح بخواند و ممكن باشد، كسى را بگمارد كه نماز را به او تلقين كند؛ و احتياط مستحب آن است كه در مقام ابراهيم، به شخص عادلى اقتدا كند، (2) ولى به جماعت اكتفا نكند؛ چنانكه نايب گرفتن نيز كافى نيست. (3)


1- آية اللَّه بهجت: باطل است و بايد نماز را به طورصحيح اعاده كند. آية اللَّه خويى: اگر جاهل قاصر باشدصحيح است. مناسك، مسأله 336. آية اللَّه سيستانى: اگر در اشتباه خود معذور بوده، نمازشصحيح است و اگر معذور نبوده بايد اعاده نمايد. آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: عمل اوصحيح است ولكن نماز طواف را قضا كند.
2- آية اللَّه بهجت: و اگر ممكن شود نماز طواف را در مقام به جماعت بخواند و درصورت عدم امكان جماعت، عمل به وظيفه يوميّه كافى است مناسك، س 105.
3- آية اللَّه خامنه اى: مشروعيّت جماعت در نماز طواف ثابت نيست، پس به هر نحو مى تواند خودش بخواند و احتياطاً نايب هم بگيرد. آية اللَّه سيستانى: اگر نتواند قرائت خود را تصحيح كند، هر چند در اثر مسامحه و سهل انگارى، ولى مقدار زيادى از سوره حمد را بتواند به طورصحيح بخواند، خواندن حمد به همينصورت كافى است و اگر نتواند، به احتياط واجب مقدارى از قرآن را كه مى تواندصحيح بخواند به آن اضافه كند و اگر نتواند، تسبيح بگويد و اگر وقت براى يادگرفتن همه حمد نباشد اگر به مقدار معتنابه ياد بگيرد كافى است و اگر نتواند، مقدارى از قرآن را بخواند كه عرفاً قرآن خواندنصدق كند و اگر نتواند، تسبيح بگويد و امّا سوره از جاهلى كه نتواند ياد بگيرد ساقط است. آية اللَّه وحيد: هر گاه در قرائت نمازگزار غلطى باشد، چناچه متمكن از تصحيح آن نباشد، بدون اشكال آنچه از قرائت غلط بلد است، براى او كافى است، و چنانچه متمكن از تصحيح آن باشد، بايد قرائت خود را تصحيح نمايد و مى تواند به اين اكتفا كند كه هنگام نماز، قرائتصحيح را با تلقين ديگرى به جا آورد؛ و اگر هيچ كدام از اين را نتواند تا زمانى كه وقت براى براى تصحيح تنگ شود، بايد نماز را با همان قرائت غلط بخواند و بنا بر احتياط واجب آن را به جماعت هم به جا آورد و نايب هم براى آن بگيرد. مناسك فارسى معظم لهصفحه 170 آية اللَّهصافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر ياد گرفتن قرائت و احكام واجبه نماز ممكن نشود، نماز طواف را به جماعت بخواند ولى اكتفا به آن اشكال دارد و واجب است به طور فرادى نيز بخواند و اگر نايب هم بگيرد جهت نماز، بهتر و مطابق با احتياط است. مناسك فارسى،ص 81، مسأله 113. آية اللَّه مكارم: نماز جماعت و گرفتن نايب لزومى ندارد و مشروعيت جماعت در نماز طواف ثابت نيست.

ص: 197

جماعت در نماز طواف

534 823-صحت جماعت در نماز طواف، محل اشكال است. با اين فرض، كسى كه قرائتشصحيح نيست، مستحب است احتياطاً آن را به جماعت بخواند و نبايد به آن اكتفا كند. (1) و احتياط (2) در تماثل نماز ماموم، با امام جماعت است.

اقتداى نماز طواف به يوميّه

535 824-صحت اقتداى نماز طواف به نماز يوميّه، محل اشكال است. (3)

صبر براى تصحيح قرائت

536 825- اگر شخصى با احرام عمره وارد مكه شود و قرائت نماز اوصحيح نباشد، لازم نيست كه تا آخر وقت در احرام بماند و نمازش را اصلاح كند؛ و اگر بعد از طواف تا قبل از فوات موالات عرفيه بين طواف و نماز، نتواند غلطهاى خود را درست كند، به هر نحو مى تواند