مناسك حج : مطابق با فتاواي حضرت آيه الله العظمي امام خميني (ره) و مراجع معظم تقليد

مشخصات كتاب

سرشناسه : خميني ، روح الله، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، 1279 - 1368.

عنوان و نام پديدآور : مناسك حج : مطابق با فتاواي حضرت آيه الله العظمي امام خميني (ره) و مراجع معظم تقليد/ تهيه و تنظيم محمد رضا محمودي.

وضعيت ويراست : [ويراست 2؟].

مشخصات نشر : تهران: مشعر، 1386.

مشخصات ظاهري : 687ص.

شابك : 37000 ريال: 97A-964-7635-34-9

وضعيت فهرست نويسي : برون سپاري

يادداشت : چاپ سوم.

موضوع : حج

موضوع : فقه جعفري -- رساله عمليه

رده بندي كنگره : BP188/8/خ8م8 1386

رده بندي ديويي : 297/357

شماره كتابشناسي ملي : 1644708

مقدمه

مناسك حج، مناسك بندگي و زندگي است، از يك سو چگونه زيستن را به انسان مي آموزد و از ديگر سو، چگونه با خدا زيستن را.

حاجيان در سفر الهي و معنوي حج مي كوشند خود را به خدا نزديك كنند، حجاب ها و موانع قرب به حق را از سر راه بردارند. رنگ خدايي به خود بگيرند و جز رضاي او چيزي طلب نكنند.

آنان در اين تمرين زيباي عبوديت، ضمن اينكه لذّت ها را بر خويشتن حرام كرده، تمرين مي كنند كه با هم نوعان خويش، زندگي مسالمت آميز داشته باشند و حتي متعرض امنيت حيوانات و گياهان نيز نشوند.

نتيجه اين اعمال روح بخش، كسب نورانيت، و رهايي از تيرگي گناه و اين كه حج گزار در بازگشت، به سوي آلودگي ها گرايش پيدا نكند و صفا و نورانيّت خود را حفظ نمايد.

عن الصادق عليه السلام:

الحاجّ لا يزال عليه نُورُ الْحَجَ ما لم يُلمَّ بِذَنْب.

شرط نخست دستيابي به اين هدف بزرگ، انجام صحيح مناسك حج است، و حج گزار وظيفه دارد كه بر اساس فتاواي مرجع تقليد خود، با اين مناسك آشنا شود و عمل خويش را

بر آن، منطبق سازد، سپس در گام دوّم، به اسرار و معارفِ هر يك از آن ها پي ببرد.

در اين راستا روحانيون محترم كاروان كه وظيفه خطيرِ ارشاد زائران به مسائل شرعي را بر دوش دارند، نيازمند مناسكي جامع هستند كه بر اساس آن بتوانند با سهولت فتاواي مراجع معظم تقليد-

______________________________

(1). اصول كافي، ج 4، ص 255

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 4

ايدهم اللَّه تعالي- را به ايشان منتقل نمايند و پاسخگوي پرسش هاي متعدد ايشان باشند.

براي پاسخگويي به اين نياز، معاونت آموزش و پژوهش بعثه مقام معظم رهبري از سال 1370 ه. ش. تاكنون گام هاي بلندي برداشته كه از جمله آنها تدوين و تهيّه مناسك محشّي است كه با تلاش و كوشش جمعي از فضلا و محققين حوزه علميه قم تحقّق و از آنجا كه فروع فقهي حج گسترده است و به صورت معمول در گذر زمان مسائل جديدي رخ مي دهد كه نيازمند استفتاء و پاسخگويي به آن است، از اين رو، سعي شده است تا با استفتا از مراجع معظم تقليد، پاسخ ها دريافت و به مناسك افزوده شود و با گذشت زمان، نواقص برطرف و تكميل گردد.

از جمله نواقصي كه در چاپ هاي پيشين ديده مي شد، پراكندگي برخي مسائل در بخش ها و فصول مختلف بود كه در چاپ جديد سعي شد اين مشكل نيز برطرف شود.

مهمترين كارهايي كه در اين چاپ انجام گرفته عبارت است از:

1- تمامي استفتاءاتي كه در متن مناسك ذكر شده بود، تبديل به مسأله شده و به عنوان فرع فقهي در كنار مسائل مرتبط با آن قرار گرفته و در برخي موارد كه استفتا تكراري و خالي از فايده بوده، حذف گرديده

است.

2- تمامي مسائل و فروعات فقهي، با نظم جديد و ضابطه مند، در دو بخش كلّي كه هر بخش داراي چند باب و هر باب داراي چند فصل و هر فصل داراي چند عنوان مي باشد تنظيم شده است.

3- جهت تسهيل در دستيابي به مسائل مورد نياز، مسائل عنوان گذاري شده تا مراجعه كنندگان با ديدن آن، ضمن وقوف اجمالي و سريع بر محتواي مسايل، بتوانند مسأله مورد نظر خود را به آساني و با سرعت پيدا كنند.

4- استفتاءاتي كه در پايان مناسك محشاي قبلي و يا در فصلنامه ميقات حج به چاپ رسيده بود و نيز استفتاءات جديدي كه اخيراً انجام شده، به بخش هاي مربوط اضافه شده است.

5- عبارات متن، در حدّي كه به محتوا آسيب نرسد ويرايش و عبارات تا حدودي روان تر گرديد.

6- فهرستي گويا و جامع براي آن تهيه شد تا دسترسي به مسائل آسان تر و سريع تر گردد.

7- پس از خاتمه يافتن امور پيشگفته، مناسك در اختيار دفاتر مراجع معظم تقليد قرار گرفت و نقطه نظريات آنان دريافت و اصلاحات مورد نظر اعمال و تأييد كتبي دريافت شد.

8- با توجّه به آماده نبودن حواشي برخي مراجع معظم، امكان افزودن نظريات ايشان را به اين مجموعه نيافتيم كه ان شاءاللَّه در فرصت هاي بعدي، اين اقدام صورت خواهد گرفت.

در پايان متذكر مي شويم كه اين مجموعه هم اكنون با افزون بر هزار و چهارصد فرع فقهي حج و

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 5

اشتمال بر جديدترين استفتاءات، جامع ترين مناسك حج محسوب مي شود و اگرچه همه تلاش ها در راستاي ارائه بي نقص آن صورت گرفته شده، ولي در عين حال، به دليل گستردگي كار، كثرت حواشي و دقيق بودن

فروع فقهيِ حج، احتمال وجود برخي كاستي ها وجود دارد كه اميد است با چشم تيزبين علما و فرهيختگان و راهنمايان دلسوز و روحانيون كاروان اين موارد شناسايي و برطرف گردد.

از فاضل ارجمند جناب حجةالاسلام و المسلمين آقاي محمدرضا محمودي، كه با تلاش و كوشش پيگير خود در تنظيم جديد مناسك محشي زحمات فراواني را متحمل گرديدند، تشكر و قدرداني نموده، توفيق همگان را از خداوند متعال مسألت داريم.

معاونت آموزش و پژوهش

بعثه مقام معظّم رهبري

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 6

مناجات ابو حمزه امام سجاد عليه السلام

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 7

وجوب حج و شرايط آن 13

نيابت و استنابه در حج 61

عمره 93

حج افراد 115

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 8

امير المؤمنين الامام علي عليه السلام

ينْبَغي لِمن وَلِيَ أمْرَ قَوْمٍ أنْ يَبْدأ بِتقْويمِ نفْسِه قَبْل أنْ يشْرَعَ في تَقْويمِ رعيّتِه وَ إلّا كانَ بِمنْزِلَة مَن رامَ اسْتِقامَةَ ظِلِّ العُودِ قَبْلَ أن يَسْتَقيمَ ذلك العُود

كسي كه زمام كار مردمي را در دست مي گيرد، بايد پيش از آنكه اصلاح مردم را آغاز كند، به اصلاح خود بپردازد؛ در غير اين صورت، مانند كسي است كه پيش از راست كردن چوبي، بخواهد سايه آن را راست كند.

شرح نهج البلاغة ج: 20 ص: 269

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 9

باب اول

وجوب و اقسام حج 13

استطاعت 25

استطاعت مالي يا بذلي 27

استطاعت مالي 27

مسايل خاص استطاعت بانوان 40

استطاعت بذلي 42

رجوع به كفايت 46

استطاعت بدني، طريقي و زماني 48

موارد خروج از استطاعت و نياز به پول 56

4- چهارمين شرط وجوب حج: حريّت. 58

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 10

الهي

تَتَحَبَّبُ إِلَيْنَا بِالنِّعَمِ وَ نُعَارِضُكَ

بِالذُّنُوبِ خَيْرُكَ إِلَيْنَا نَازِلٌ وَ شَرُّنَا إِلَيْكَ صَاعِدٌ

معاني الأخبار عنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام:

«أَ لا اخْبِرُكُمْ بِالْفَقِيهِ حَقّاً، قَالُوا بَلَي يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؛ قَالَ: مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ؛ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ لَمْ يُرَخِّصْ لَهُمْ فِي مَعَاصِي اللَّهِ وَ لَمْ يَتْرُكِ الْقُرْآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلَي غَيْرِهِ أَلا لا خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ؛ أَلا لا خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ أَلا لا خَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَفَقُّهٌ».

بحارالأنوار ج: 2 ص: 49

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 13

بخش اول:

باب اول: وجوب و اقسام حج

فصل اول: وجوب و اقسام حج

1- وجوب حج
اشاره

بدان كه بر هر مكلّفِ جامع شرايط، وجوبِ حج، به دليل قرآن و احاديث وارده از نبي اكرم صلي الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام ثابت است.

حج يكي از اركان دين و از ضروريات آن به شمار مي رود. ترك حج با اقرار به وجوب، يكي از گناهان كبيره و با انكار، موجب كفر است. خداوند متعال در قرآن مجيد فرمود: «وَ للَّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ الَيْهِ سَبيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَانَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمينَ».

شيخ كليني رحمه الله به طريق معتبر از حضرت صادق عليه السلام روايت نموده كه: «هر كس از دنيا برود و بدون حاجت ضروري، يا بيماري و يا منع سلطان، حَجّةالاسلام به جا نياورده باشد، چنين كسي هنگام مردن، به يهوديت يا نصرانيت از دنيا خواهد رفت». 1- حَجّةالاسلام- كه بر مكلّفِ مستطيع واجب است- در تمام عمر، فقط يك مرتبه واجب مي گردد.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: در صورت منافات با بقاي تصديق به وحدانيّت خالق يا بقاي تصديق به نبوّت و عدم استناد به شبهه

خاصه به شخص (ذخيره، ج 1، ص 44 و كتاب حدود ص 39).

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني و وحيد: در صورتي كه مستند به شبهه نباشد.

آية اللَّه فاضل: چنانچه به انكار رسالت برگشت كند.

آية اللَّه مكارم: در صورتي كه علم به ضروري بودن آن داشته باشد.

(2). آل عمران: 97

(3). كافي ج 4/ 268/ 1

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 14

فوريت وجوب حج بر مستطيع

2- وجوب حج بر مكلّفِ مستطيع، فوري است؛ يعني بايد آن را در سال اولِ استطاعت به جا آورد و اگر درك آن متوقف بر تهيّه مقدّماتي باشد، بايد فراهم نمايد؛ و در صورت تأخير، حج بر وي مستقر مي شود.

اعاده احتياطي حج واجب

3- اگر كسي احتمال مي دهد حجي كه در سال هاي قبل انجام داده، صحيح نبوده، يا احتمال مي دهد مستطيع نبوده و فعلًا شرايط استطاعت را دارد و بخواهد احتياط كند، مي تواند به قصد مافي الذمه؛ يعني به قصدِ امتثالِ مطلقِ امرِ متوجهِ به او، يا به قصد حَجّةالاسلامِ احتياطي، حج بجا آورد؛ ولي چنانچه حج سابق با فرض صحت، جزئي از آن باطل بوده، بايد آن جزء را تدارك نمايد و اعاده حج، مُجزي از آن جزء نيست.

2- تزاحم حج
تزاحم حج با واجب و حرام

4- اگر رفتن به حج، موجب انجام حرام يا ترك واجب شود، بايد اهميت هر كدام لحاظ شود،

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: در اين فوريت دو وجه است: اول: اين كه شرعي باشد و گويا مشهور هم همين باشد. دوّم: اين كه عقلي باشد، از باب احتياط، تا مبادا تأخير آن منجر به ترك واجب بدون عذر شود كه در اين صورت مستحقّ عقوبت خواهد بود. وجه اول احوط است و دوّم اقوي. پس اگر آن را از سالِ اول استطاعت تأخير انداخت، بدون اين كه اطمينان داشته باشد كه بعداً مي تواند آن را انجام دهد ولي بعداً موفق به انجام آن شود متجرّي مي شود، و اگر اصلًا موفق نشود مرتكب گناه بزرگي شده است. (مناسك، ص 8).

(2). آية اللَّه مكارم: و در صورت حصول استطاعت، چنانچه راه منحصر به نام نويسي براي چند سال بعدباشد، آن نيز واجب است.

(3). آية اللَّه بهجت: و تأخير آن بدون عذر حرام است و تكرار اين تأخير در سال هاي بعد، بدون توسيط توبه از گناهان كبيره، مثل ترك حجّ است. (مناسك، ص 3).

آيات عظام تبريزي، خويي، صافي، گلپايگاني: بلكه بعيد نيست تأخير آن از گناهان كبيره باشد.

آية

اللَّه فاضل: تأخير آن معصيت است ولي كبيره بودن آن، به طوري كه مُسقِط عدالت باشد، ثابت نيست.

(4). آية اللَّه بهجت، آية اللَّه تبريزي: در اين مسأله و مسأله بعد، قصد امتثال امر فعلي را بنمايد.

(5). آية اللَّه مكارم: اگر حج خود را به طور صحيح انجام داده وجهي براي اعاده آن نيست.

آية اللَّه نوري: مانع ندارد مطلقاً.

(6). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني و وحيد: و يا موجب از بين رفتن مال معتد به (قابل توجه) بدون عوض شود. (آداب و احكام حج، مسأله 76).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 15

اگر حج اهميتش بيشتر باشد، بايد انجام؛ و گرنه بايد ترك شود؛ و اگر كسي به حج رفت و حرامي به جا آورد، يا واجبي را ترك كرد، معصيت كرده ولي حج او صحيح است.

تزاحم نذر و حج

5- اگر كسي نذر كند كه- مثلًا- در روز عرفه، كربلاي معلا، يا يكي از مشاهد ديگر را زيارت كند، نذرش صحيح است؛ ولي اگر مستطيع بوده، يا در اين سال مستطيع شد، بايد به حج برود، و نذرْ مانع از حج نمي شود؛ و اگر به حج نرفت، بر او مستقر مي شود، و بايد به نذر عمل كند؛ و اگر به حج رفت، تخلف از نذر، موجب كفّاره نمي شود؛ ولي اگر حج به جا نياورد و به نذر هم عمل نكرد، كفاره نذر را بايد بدهد.

3- استقرار حج و حكم ثبت نام
اشاره

6- اگر مستطيع، حج را ترك كند، حج بر او مستقر مي شود و بايد بعداً به هر نحو كه مي تواند، به

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي: اگر فقط احتمال اهمّيت در حج باشد حج مقدّم است وگرنه بايد حرامي را كه حج بر آن توقّف دارد ترك كند و چنانچه ارتكاب حرام بعد از شروع در حج باشد مجزي از حجّةالاسلام نيست و اگر حج متوقّف بر ترك واجب باشد نظر ايشان موافق نظر آية اللَّه خويي است.

آية اللَّه خويي: در فرض تساوي و يا احتمال اهمّيت در هر يك مخيّر بين آنها است و اگر در يكي از آنها احتمال اهمّيت مي دهد آن مقدم است.

آية اللَّه سيستاني: در صورت تساوي مخير است.

آية اللَّه وحيد: همچنين است اگر موجب ترك واجبي شود كه احتمال داده مي شود از حج مهمتر باشد يا موجب انجام حرامي شود كه احتمال داده مي شود، ترك آن از انجام حج مهم تر باشد.

(2). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي، سيستاني، صافي، گلپايگاني: نذر منحل مي شود و بايد به حج برود.

(3). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: در اين صورت عمل به نذر واجب

نيست، بنابر اين تخلف از نذر موجب كفّاره نمي شود.

(4). آية اللَّه مكارم: نذر منعقد نيست و كفّاره ندارد.

(5). آية اللَّه سيستاني: مگر اين كه جاهل به حصول استطاعت يا غافل از آن باشد، يا جاهل به وجوب حج ياغافل از آن باشد، و در اين جهل و غفلت معذور باشد.

آية اللَّه فاضل: چنانچه تا پايان اعمالِ حج، شرايط استطاعت باقي باشد، در اين صورت بايد حج را انجام دهد مگر اين كه انجام حج حرجي باشد، كه در اين فرض از خودش ساقط است، و در اين صورت بايد از تركه او- ولو از ميقات- نايب بگيرد، يا شخصي تبرعاً حج او را انجام دهد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 16

حج برود؛ و همچنين است اگر در تحصيل مقدمات، كوتاهي كند و در اولين سال استطاعت، به حج نرسد، كه بايد در هر صورت بعداً در اولين سال ممكن به حج برود، هرچند استطاعت از بين رفته باشد.

مسامحه در ثبت نام براي حج

7- اگر مستطيع، در نام نويسي و رفتن به حج مسامحه كند تا نوبت از دست او برود، بايد به هر نحو در اولين زمان ممكن، براي حج اقدام كند.

8- اگر كسي بعد از استطاعت مالي، بدون تأخير، سعي در رفتن به حج داشته و ثبت نام نموده و از جهت اين كه قرعه به نامش اصابت نكرده، نتوانسته به حج برود، مستطيع نشده و حج بر او واجب

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: هر وقت قدرت پيدا نمود، فوراً بايد به جا آورد ولو استطاعت شرعيه زايل شده باشد (كتاب حج، ص 27).

آية اللَّه تبريزي و آية اللَّه خويي: مگر جاهل قاصر بوده باشد و در صورت استقرار هم اگر

رفتن به حج حرجي شود واجب نيست.

(2). آية اللَّه بهجت و آية اللَّه سيستاني: در صورت اعتماد و وثوق به اين كه با تأخير نيز حج را حتماً درك خواهد كرد، اظهر عدم وجوبِ خروج در اوّلين فرصت است؛ پس اگر اتفاقاً درك نكرد، حج بر او مستقر نشده است؛ آية اللَّه بهجت: و امّا با عدم اعتماد مذكور، پس مورد تأمّل است؛ و عدم حرمتِ تفويتِ احتمالي، با تأخير يا غير آن از مقدّمات مفّوته در واقع بعد از اشتغال ذمه يا قبل از آن، در موردي كه دليل خاص نباشد خالي از وجه نيست (كتاب حج ص 1).

(3). آيات عظام: صافي، گلپايگاني و فاضل: در صورتي حج بر او مستقر مي شود كه اگر مي رفت به حج مي رسيد.

(4). آيات عظام تبريزي، خويي و فاضل: اگر انجام حج براي او حرجي باشد، حج از خودش ساقط است ولي بايد خودِ او بعداً، در صورت قدرت، انجام دهد و يا بعد از فوتش از تركه او حجّ نيابي ولو از ميقات انجام دهند.

(5). آية اللَّه بهجت: قبل از استقرار حج استطاعت شرعيه شرط است وبعد از آن استطاعت عقليه و مقدوريّت ميزان است البته با مراعات ساير احكام شرعيه. (مستفاد از صفحه 27 و 22 كتاب حج)

آية اللَّه تبريزي و آية اللَّه خويي: بايد به هر نحو ممكن، مادامي كه حرج نبوده و مستلزم ارتكاب حرام (آية اللَّه خويي: حرام اهم يا مساوي) نباشد، به حج مشرف شود.

آية اللَّه فاضل: اگر حرجي نباشد بايد به هر نحو …

(6). آية اللَّه مكارم و آية اللَّه تبريزي: در صورتي كه راهِ مشروع، منحصر به شركت در قرعه كشي باشد.

آية اللَّه خامنه اي:

اگر رفتن به حج در سال هاي بعد از آن، منوط به نام نويسي و پرداخت مبلغي در همان سال باشد، بنابر احتياط واجب بايد نسبت به اين كار اقدام كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 17

نيست؛ ولي اگر در ثبت نام مسامحه كند و در سال هاي بعد براي آن اقدام نمايد، حج بر او مستقر مي شود هرچند قرعه به نام او اصابت نكند.

ثبت نام و قرعه كشي

9- ثبت نام براي حج با احتمال حصول نوبت در سال اول، لازم است هرچند براي- مثلًا- پنج سال ثبت نام شود؛ و با اين فرض، در صورت عدم ثبت نام، حج مستقر مي شود.

ثبت نام چند ساله و در نوبت قرار گرفتن

10- اكنون كه از داوطلبان حج، ثبت نام مي شود ولي چند سال ديگر نوبت اعزام آنها فرا مي رسد، آيا اگر كسي استطاعت مالي داشته باشد، واجب است اقدام به ثبت نام كند و در نوبتِ چند ساله قرار گيرد؟ يا آنكه به دليل باز نبودن راه مستطيع نيست و مي تواند در مال تصرّف كند و خود را از استطاعت مالي خارج كند؟

______________________________

(1). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني، صافي، گلپايگاني، مكارم: مشروط بر اين كه مطمئن بوده كه در مرحله قبل قرعه به نامش اصابت مي كرده.؛ آية اللَّه سيستاني: چنانچه مي دانست سال هاي بعد، قرعه به نام او اصابت مي كرد، در فرضي كه احتمال عروضِ مانع ديگري، از انجام حج را در سالي كه قرعه به نام او اصابت مي كرد، نمي داد، بنابر احتياط واجب، لازم بود ثبت نام كند و در اين فرض كه ثبت نام نكرده، بنابر احتياط واجب حج بر او مستقر مي شود.

(2). آية اللَّه خويي: به هر حال بايد در قرعه كشي شركت كنند. (مستفاد از مناسك، صفحه 16)

آية اللَّه سيستاني: به مسأله قبل مراجعه شود.

(3). آية اللَّه تبريزي: اگر اطمينان داشته باشد كه در سال اول نامش بيرون مي آيد لازم است در قرعه كشي شركت كند؛ بلكه بنابر احتياط واجب، مطلقاً بايد ثبت نام كند.

آية اللَّه صافي: در اين فرض، وجوب نام نويسي محلّ تأمّل است و چنانچه با ترك آن، بعداز پنج سال فوت كرد استقرار حج بر او معلوم نيست اگر چه احتياط

آن است كه براي او، با بقاي استطاعت تا سال پنجم، استيجار حج نمايند.

آية اللَّه مكارم: اسم نويسي در فرض مذكور واجب است و اگر يقين به اصابت قرعه داشته باشند حج بر آن ها مستقر مي شود ولي احتمال كافي نيست.

(4). آيات عظام: بهجت، خامنه اي، سيستاني، مكارم و نوري: بايد ثبت نام كند.

آية اللَّه صافي: در فرض سؤال چنانچه قبلًا حج بر او مستقر نشده باشد اقدام به ثبت نام در سالي كه استطاعت مالي براي حج پيدا كرده ولي استطاعت طريقي نداشته باشد واجب نيست.

آية اللَّه فاضل: در فرض سؤال ثبت نام واجب نيست و مي تواند مال مذكور را مصرف كند.

آية اللَّه تبريزي: احتياطاً اسم نويسي كند و پول را پس نگيرد. در صورت نرفتن به حج در همان سال خمس آن را بايد بپردازد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 18

4- اقسام حج
اشاره

حج بر سه گونه است: «تمتّع»، «قِران» و «افراد».

11- حج تمتّع، وظيفه كساني است كه «چهل و هشت ميل» - كه شانزده فرسخ است- از مكه دور باشند؛ و حج قِران و افراد، وظيفه غير آن ها است.

اين تفصيل (بين چهل و هشت ميل و كمتر از آن)، در حَجةالاسلام است؛ و افرادي كه حج استحبابي به جا مي آورند، بين سه گونه حج، مخيّر هستند.

افرادي كه مقيم مكه مي شوند

12- كساني كه وظيفه آنها حج تمتع است، اگر در مكه معظمه مقيم شوند، چنانچه به قصد مجاورت در مكه بمانند و بعد از دو سال مستطيع شوند، حكم اهل مكه را پيدا مي كنند؛ و در غير اين فرض، صوري دارد كه در تحريرالوسيله ذكر شده است.

5- حج استحبابي
اشاره

13- حج به لحاظ تكليف، دو گونه است: واجب و مستحب. حج واجب گونه هاي مختلفي دارد از قبيل حجِ واجبِ به نذر و استيجار و موارد ديگر. مهمترين گونه حج واجب، حَجةالاسلام است. حج استحبابي مواردي دارد كه به شرح ذيل است:

______________________________

(1). آية اللَّه مكارم: يا بيشتر.

(2). آية اللَّه مكارم: يعني حدود 86 كيلومتر.

(3). جهت تفصيل اين مسأله به مناسك آيات عظام مراجعه شود.

آية اللَّه نوري: مگر در صورتي كه از ابتدا قصد توطّن داشته باشد كه پس از گذشتن مدّتي كه وطن صدق كند حكم اهل مكّه را دارد هر چند دو سال نگذشته باشد.

آية اللَّه بهجت: شخصي كه وظيفه او در حَجّةالاسلام تمتّع است با اقامت در مكّه و اطراف نزديك آن، بدون قصد توطّن دائم، فريضه او ما دامي كه داخل سال سوّم اقامت نشده باشد تغيير نمي كند چه قبل از اقامت مستطيع شده باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 19

از طرف معصومين عليهم السلام و خويشاوندان و سايرين چه زنده يا مرده؛

كسي كه شرايط وجوب حج- اعم از بلوغ و استطاعت و غير آنها- را ندارد؛

بچه مميز، اگر چه وليِّ او اذن ندهد؛ كسي كه حج واجبش را انجام داده؛

كسي كه هزينه حج را ندارد، ولي مي تواند قرض كند و قدرت بر ادا دارد؛ كسي كه هزينه حج را ندارد، ولي مي تواند اجير

و نايب شود؛

تكرار حج در هر سال.

كراهت ترك حج استحبابي و ترك نيت بازگشت

14- ترك حج در پنج سال متوالي، مكروه است.

نيّت بازگشت به مكه معظمه هنگام خروج، مستحب، و قصد بازنگشتن، مكروه است.

اهداي ثواب حج استحبابي به غير

15- اهداي ثواب حج استحبابي در وقت شروع، يا بعد از فارغ شدن، به ديگري مانعي ندارد.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: احرام صبّيِ مميّز، صحيح است و احوط در صورت استلزام تصرف در مال، اذنِ وليّ است در صحّت آن. (كتاب حج ص 4).

آية اللَّه سيستاني: بعيد نيست كه در صحّت آن اذن ولي معتبر باشد. (مناسك، مسأله 6).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: حج براي غير مكلف مميّز، مستحب است ولي كفايت از حَجّةالاسلام نمي كند و اذن وليّ در صحّت حجّ او شرط نيست، اگرچه در مواردي كه حج او موجب تصرّف در اموالش مي شود، براي تصرّف، اذن وليّ لازم است. (آداب و احكام حج، مسأله 5).

آية اللَّه مكارم: ولي اگر تصرف در مال خود مي كند، بايد به اذن وليّ باشد.

(2). توجه اين فرض بر اساس برخي فتاوي اگر حجه الاسام را بجا نياورده باشد موجب حصول استطاعت مي شود. به مسأله 52 مراجعه شود.

(3). آية اللَّه مكارم: ولي اگر انجام حج هاي مستحبي پي درپي سبب محروميت انجام دهندگان حج واجب شود، بهتر است مجال را به آن ها بدهند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 20

فصل دوم: شرايط وجوب حج

اشاره

وجوب حج (حَجّةالاسلام)، منوط به تحقق چهار شرط است و بدون وجود تماميِ آنها، حجْ واجب نيست؛ اين شرايط عبارتند از: عقل، بلوغ، استطاعت و حريّت.

1- عقل
اشاره

بر ديوانه حجْ واجب نيست؛ ولي اگر قبل از درك مشعر عاقل شود، با دارا بودن ديگر شرايط، حج او حَجّةالاسلام محسوب مي شود. 16- براي كسي كه بعد از احرامْ ديوانه شده، استنابه لازم نيست و كفايت هم نمي كند، و در احرام باقي است.

جنون بعد از عمره تمتع

17- اگر حج گزار بعد از انجام عمره تمتع ديوانه شود، محرم نمودن او براي حج لازم نيست و تكليفي ندارد.

جنون بعد از استقرار حج و وظيفه وليّ

18- شخصي پس از استقرار وجوب حجْ ديوانه شده، وظيفه وليّ، نسبت به حج او چيست؟

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: در صورتي كه زمان افاقه او مكفي براي انجام واجبِ فعلي بر او، نباشد. (كتاب حج ص 2).

(2). آية اللَّه فاضل: اگر كسي در ميقات مجنون بود، همراهان او مي توانند او را رجاءً مثل كودك غير مميز محرم كنند و چنانچه قبل از درك مشعر عاقل شود كفايت از حَجّةالاسلام مي كند. و احتياط اين است كه به اذن ولي شرعي، او را محرم كنند. و احتياط مستحب آن است كه در سال هاي بعد اگر مستطيع شد حَجّةالاسلام را اعاده كند.

(3). آيات عظام: تبريزي، خويي، سيستاني و فاضل: حج و احرام او باطل است؛ آية اللَّه سيستاني: اگر احتمال بهبودي و درك و وقوفين نيست.

(4). آيةاللَّه بهجت: اگر يأس از بهبودي حاصل است احتياطاً وليّ از مال او اقدام به حج نيابي كند و اگر وفات كند از طرف او قضا مي كند. [مناسك طبع جديد معظم له مسأله 35]

آية اللَّه فاضل: چنانچه اميد افاقه هست صبر كنند والّا بنابر احتياط واجب، وليّ شرعي او از مال او يك حج نيابي انجام دهد.

آية اللَّه نوري: اگر مال دارد لازم است وليّ اقدام به حجّ نيابي بكند.

آيات عظام: تبريزي، خامنه اي، سيستاني، صافي: در صورت عدم بهبودي تا آخر عمر، بعد از فوتش از تركه او برايش نايب مي گيرند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 21

2- بلوغ- (برخي از احكام احرام كودكان)
اشاره

19- اگر نابالغ حج بجا آورد، صحيح است، هرچند از حَجّةالاسلام كفايت نمي كند.

20- اگر حج گزار به گمان عدم بلوغ، حج استحبابي بجا آورد و بعد بفهمد بالغ بوده، از حَجّةالاسلام كفايت نمي كند مگر در صورتي

كه قصد وظيفه فعليه داشته و آن را اشتباهاً بر حج ندبي تطبيق كرده باشد.

بلوغ در ميقات و قبل از مشعر

21- اگر نابالغ، قبل از احرامْ در ميقات بالغ شود و مستطيع باشد، حجّ او حَجّةالاسلام است؛ و همچنين است اگر هنگام دركِ مشعرالحرام بالغ شود.

______________________________

(1). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني، صافي: اين حج كافي از حَجّةالاسلام مي باشد.

آية اللَّه خامنه اي: مگر آن كه به توهّم اينكه وظيفه فعليه او امتثال امر استحبابي است، قصد امتثال امر فعلي شارع مقدس را داشته باشد كه در اين صورت كفايت از حَجةالاسلام مي كند.

آية اللَّه مكارم: در صورتي كه قصد مأمور به واقعي را داشته باشد كفايت مي كند.

(2). آية اللَّه فاضل و آية اللَّه مكارم: و كافي است كه از همان محل مستطيع باشد.

(3). آية اللَّه بهجت: كفايت ادراكِ آنچه با آن حج ادراك مي شود، اگر چه اضطراريِ مشعر باشد، با انجام واجب از اضطراريِ عرفه خالي از وجه نيست (كتاب حج، ص 3).

(4). آية اللَّه بهجت: با ساير شروط و با اداي واجبات لاحقه، بدون نياز به تجديد نيت حَجّةالاسلام يا تجديد نيت احرام يا نيت وجوب به مجرّد كمال، و معتبر است از زمان كمال نه قبل از آن، استطاعت او به قدر فراغ از واجبات حج بنابر اظهر، و در صورت ادراك حج به نحو صحيح در إجزاء عمره سابقه بر كمال از متمتع تأمل است، و احوط اعاده عمره است به قصد وظيفه بعد از اتمام حج اگر در اشهُر حج باشد و اگر نباشد در سال آينده به قصد وظيفه انجام دهد عمره را با حج تمتع بنابر احوط (كتاب حج، ص 3).

آية اللَّه تبريزي: كفايت از حَجّةالاسلام نمي كند. بلكه اگر متمكن بود

طبق مسأله 169 مناسك، براي عمره تمتع احرام ببندد و اعمال عمره و حج را اتيان كند، كفايت مي كند. و در غير اين صورت بايد آن حج را تمام كند و در سال هاي آينده، چنانچه مستطيع بود، حَجّةالاسلام را بجا آورد و اگر مجنون قبل از فوت زمان عمره تمتع عاقل شود بر فرض استطاعت محرم شده و اعمال را انجام مي دهد و در غير اين فرض اتمام حج بر او واجب نيست.

آية اللَّه خويي: كفايت از حَجّةالاسلام نمي كند. (و تفصيلي دارند به مناسك، مسأله 4 مراجعه شود).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: احوط بلكه اقوي عدم كفايت از حَجّةالاسلام است و همچنين نسبت به مجنون.

آيةاللَّه فاضل: هرچند احتياط مستحب آن است كه در صورت استطاعت، حج را درسال هاي بعد اعاده كند. (مناسك، ص 10).

آية اللَّه مكارم: احتياط واجب در هر دو، اعاده بعد از آن است، در صورتي كه مستطيع شوند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 22

استحباب حج براي بچه مميّز

22- انجام حج براي كودك مميّز، مستحب و صحيح است اگر چه وليِّ او اذن ندهد، ولي بعد از بلوغ و حصول استطاعت، بايد حج بجا آورد و حج زمان كودكي، كافي نيست.

استحباب محرم نمودن طفل غير مميّز

23- محرم نمودن كودك غير مميز، توسط وليِّ او مستحب است؛ به اين گونه كه به او لباس احرام بپوشاند؛ و نيت كند كه «اين طفل را محرم مي كنم براي حج»، يا «اين طفل را مُعْتَمِرْ مي كنم به عمره تمتع»؛ و اگر ممكن باشد، تلبيه را به او تلقين كند، و گرنه خودش به جاي او بگويد؛ و بايد وظايف و اعمال را مطابق وظيفه انجام دهد، وگرنه در بعض صور، طفل در احرام باقي مي ماند و تا تدارك نكند، نمي تواند ازدواج نمايد.

مراد از وليّ در احرام كودك

24- وليّ در اين مورد، بعيد نيست كه كفيلِ بچه و نگهدار او باشد، اگرچه وليِّ شرعي او نباشد.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: احوط در صورت استلزام تصرف در مال، اذنِ وليّ است در صحّت آن. (كتاب حج ص 4).

آية اللَّه سيستاني: بعيد نيست كه در صحّت آن اذن ولي معتبر باشد. (مناسك، مسأله 6).

آيات عظام: صافي، گلپايگاني و مكارم: ولي اگر تصرف در مال خود مي كند، بايد به اذن وليّ باشد.

(2). آية اللَّه بهجت: و مجنون.

آية اللَّه تبريزي: و نيز طفل مميز.

(3). آية اللَّه سيستاني: تنها در صورتي بر احرام باقي مي ماند كه اعمال عمره مفرده را درست انجام ندهند ولي در حج اگر خلل به اركان آن بزند با گذشت وقت حج، احرام آن فاسد مي شود، بلي اگر فقط طواف نساء را به طور صحيح به جا نياورند استمتاع از زن بر او حرام است، مگر با اتيان طواف نساء، ولي ازدواج صحيح است.

(4). آية اللَّه نوري: در غير وليّ شرعي، محل اشكال است.

آيةاللَّه بهجت: وليّ در اين مقام عبارت است از وليّ در مال؛ مثل اب وجدّ ابي و وصيّ ايشان و

حاكم و امين حاكم. و ولايت مادر دراحرام طفل وساير اعمال حج خالي از وجه نيست. (رساله ذخيرةالعباد، ص 5).

آية اللَّه خويي: در صورتي كه مستلزم تصرف در اموال طفل نباشد والا اذن ولي شرعي لازم است. (معتمد، ج 1، ص 36)

آية اللَّه سيستاني: وليّ طفل در اين امر كسي است كه حق حضانت و سرپرستي او را دارد، چه پدر و مادر او باشند و چه غير آنها. (مناسك، مسأله 11).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: قدر متيقن از وليّ در اين امر نسبت به بچه غير مميّز، وليّ شرعي است؛ مانند پدر و جد و يا وصيّ يكي از آن دو، و همچنين حاكم و امين از طرف حاكم و يا وكيل يكي از آنها، و امّا غير وليّ شرعي مانند عمو و دايي و برادر، محل اشكال است، اگرچه كفيل و نگهدار بچه باشد، لكن مادر در اين مورد ملحق به وليّ شرعي است زيرا نسبت به او دليل خاصي داريم، و امّا در بچه مميّز در مواردي كه اجازه وليّ لازم است اجازه غير وليّ شرعي كفايت نمي كند. (مناسك عربي، ص 13، مسأله 11).

آية اللَّه فاضل: مقصود از وليّ، همان وليّ شرعي است، ولي مادر در اين مورد ملحق به وليّ شرعي است.

آية اللَّه مكارم: ولي به اذن وليّ شرعي انجام مي دهد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 23

لزوم حفظ طفل از محرّمات احرام

25- بعد از محرم شدنِ طفل، وليّ بايد او را از محرّمات احرام باز دارد، و اگر مميّز نيست، خود وليّ، او را از محرّمات حفظ كند.

كفارات محرمات احرام طفل

26- اگر طفلِ محرم، محرّمات احرام را به جا آورد، يا وليّ، او را باز ندارد، كفّاره بر وليّ طفل است نه بر مال طفل، بنابر اقوي در صيد و بنابر احتياط واجب، در غير آن.

وظيفه وليّ در اعمال طفل

27- وليّ، بايد طفل را وادار كند كه تمام اعمال حج و عمره را به جا آورد و اگر طفل نمي تواند، خود او به نيابت از وي بجا آورد.

______________________________

(1). آيات عظام بهجت، خويي، سيستاني: اين حكم در مورد احجاج صبي غير مميز است و همين گونه است حكم مذكور در مسأله 26 و 27 و 29.

آية اللَّه تبريزي: اين حكم در مورد احجاج صبي است.

(2). آية اللَّه بهجت: كفّاره در صيد مطلقاً و غير صيد با عمد، بر وليّ ثابت است.

آيات عظام: تبريزي، خامنه اي، خويي و سيستاني: كفاره در صيد بر وليّ است و در غير آن كفاره ثابت نيست.

(3). آية اللَّه بهجت: در صورت تمكّن، احوط آن است كه در حال طواف، هر دو طاهر باشند و نماز طواف را هر دو بخوانند و سنگ ريزه را در دست طفل يا مجنون بگذارد و ولي با آن كيفيت رمي و نيّت نمايد و در تمام افعال آنچه در غير نيّت مي تواند انجام دهد، وليّ متصدّي نيّت مي شود (كتاب حج، ص 4).

آية اللَّه تبريزي: در وقتي كه مي خواهد طفل را طواف دهد، واجب است او را وضو دهد، اگرچه به صورت وضو باشد. (مناسك، ص 14، مسأله 7).

آية اللَّه فاضل: در اعمالي كه نياز به وضو دارد، احتياطاً طفل را وضو بدهد و خودش هم وضو بگيرد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 24

28- گوسفند قرباني، بر عهده وليّ طفل است.

كفارات احرام طفلي كه بدون اذن محرم شده

29- اگر كودك مميّزي، بدون اذن وليّ، محرم شود و در حال احرام، يكي از محرّمات را مرتكب شود، كفاره آن بر عهده كيست؟

احرام كودك بدون اذن ولي

2/ 29- كودك مميّزي بدون امر وليّ، در ميقات محرم شده و فقط سعي و تقصير را انجام داده است؛ تكليف او يا وليّش نسبت به بقيه اعمال چيست؟

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي: قرباني بچه غير مميز بر وليّ او است كه او را به حج برده و چنانچه پول آن را نداشت و خود بچه مالي داشت، از مال او قرباني تهيه مي كند وگر نه وليّ روزه مي گيرد.

آية اللَّه سيستاني: پول قرباني بچه غير مميّز بر ولي اوست (مناسك، مسأله 12).

آية اللَّه فاضل: و اگر تمكن نداشت از طرف طفل روزه بگيرد، و چنانچه خود وليّ نيز حج تمتع انجام داده و فقط تمكّن از يك قرباني دارد، آن رابراي طفل قرباني كند و براي خودش روزه بگيرد.

(2). آيةاللَّه بهجت: در فرض سؤال كه وليّ سبب نيست كفّاره هم بر او نيست و تنها كفّاره اي كه در عمد و خطأ ثابت است در مال طفل ثابت است. [مستفاد از جامع المسائل ج 2 ص 193]

آية اللَّه سيستاني و آية اللَّه تبريزي: كفاره ندارد.

آية اللَّه خامنه اي: رجوع شود به پاورقي مسأله 26.

آية اللَّه صافي: در فرض سؤال كفّاره واجب نيست ولي احتياط آن است كه ولّي بچه كفّاره را از مال خودش بدون اين كه قصد كند بر او واجب بوده يا بر صبي، ادا نمايد.

آية اللَّه فاضل: در فرض مزبور به احتياط واجب كفّاره بر وليّ طفل است.

آية اللَّه مكارم: در غير صيد، كفّاره واجب نيست، نه بر وليّ و نه بر طفل.

آية اللَّه

نوري: لازم است وليّ طفل او را ازار تكاب محرّمات احرام باز دارد و اگر باز نداشت كفّاره در صورت علم و عمد بر عهده ولي طفل است.

(3). آيةاللَّه بهجت: همه اعمال را به ترتيب بايد انجام دهد تا از احرام خارج شود و همين احوط است اگر احرام او مستلزم تصرّف در مال بوده است.

آية اللَّه تبريزي: چنانچه محرم به عمره مفرده شده بر احرامش باقي مي ماند و چنانچه تا زمان بلوغ تمام اعمال عمره مفرده را تدارك نكند بعد از بلوغ بر او واجب است آن را تدارك نمايد.

آية اللَّه خامنه اي: طواف و نماز آن را بجا آورد و سعي و تقصير را بنابر احتياط اعاده نمايد و سپس طواف نساء و نماز آن را انجام دهد.

آية اللَّه سيستاني: احرامش صحيح نيست و چيزي بر او نيست.

آية اللَّه صافي: در صحت احرام كودك مميّز اذن ولي شرط نيست بنابراين كودك مذكور كه محرم شده خودش و يا با كمك ديگري ولو غير ولي اگر محتاج به راهنمايي باشد بايد اعمال عمره را از طواف شروع كند و اتمام نمايد.

آية اللَّه فاضل: وليّ او تكليفي ندارد، ولي احرام او صحيح است و بايد اعمال خود را از اول انجام دهد. و اگر نتواند نايب بگيرد.

آية اللَّه مكارم: احتياط آن است كه برگردد و تمام اعمال غير از احرام را انجام دهد و اگر توانايي ندارد از كساني كه به عمره مي روند خواهش كند كه به نيابت از او انجام دهند.

آية اللَّه نوري: لازم است برگردد واعمال را به ترتيب انجام بدهد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 25

سومين شرط وجوب حج:

3- استطاعت
اشاره

سومين شرط وجوب حج و

تحقق حجةالاسلام، استطاعت است. استطاعت با حصول چند امر محقق مي شود، كه تفصيل آن به ياري خداوند متعال خواهد آمد.

انكشاف عدم استطاعت

30- اگر غير مستطيع به خيال مستطيع بودن، اعمال را به قصد حَجةالاسلام انجام دهد و بعد از اتمام اعمال حج، بفهمد كه مستطيع نبوده، احرام او واقع نشده است.

انكشاف استطاعت

31- اگر مستطيع به خيال مستطيع نبودن، به نيت حج استحبابي محرم شود و بعد از اعمال عمره

______________________________

(1). آيةاللَّه نوري: اگر به قصد تقييد بوده احرام واقع نشده، و اگر خطا در تطبيق بوده احرام حج مستحب واقع شده و احرام صحيح بوده و از آن خارج شده، ولي مجزي از حَجّةالاسلام نيست.

آية اللَّه بهجت و آية اللَّه خامنه اي: اگر به قصد انجام وظيفه فعليه بوده حج صحيح استحبابي هم مي باشد.

آيات عظام: تبريزي، خويي، سيستاني، فاضل و مكارم: احرام او صحيح و حج او مستحبّي است وكفايت از حَجّةالاسلام نمي كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 26

تمتع معلوم شود كه مستطيع بوده، عمل مزبور كفايت از عمره تمتعِ واجب نمي كند، و در صحت حج ندبي او تأمل است. 32- اگر با اعتقاد به عدم استطاعت، قصد حج استحبابي كند و بعد معلوم شود كه مستطيع بوده، از حَجّةالاسلام كفايت نمي كند مگر در صورتي كه قصد وظيفه فعليه نموده و اشتباهاً آن را بر حج استحبابي تطبيق كرده باشد.

بطلان حج استحبابي و نيابي با استطاعت

33- مستطيع نمي تواند از طرف ديگري براي حج نايب شود يا حج استحبابي به جا آورد، و اگر حج نيابي يا استحبابي به جا آورد، باطل است.

______________________________

(1). آيات عظام: تبريزي، خويي، صافي و مكارم: كفايت مي كند.

آيات عظام: بهجت، خامنه اي و سيستاني و گلپايگاني: چنانچه كسي به اعتقاد اين كه مستطيع نيست به عنوان استحباب، به حج رفت و قصد اطاعت امري كه فعلًا متوجّه او است را نمود و بعداً معلوم شد مستطيع بوده، حجّش كفايت مي كند و حج ديگري بر او واجب نيست.

آية اللَّه فاضل: بايد حجة الاسلام را انجام دهد و اكتفا به عمره انجام شده مشكل است، لذا براي

احرام عمره تمتع وجوبي، بايد به وظيفه ناسيِ احرام، كه در مسأله 262 بيان شده است، عمل كند و در ضيق وقت بايد حجِ افراد انجام دهد، مگر اينكه خطا در تطبيق باشد.

(2). توجه: اين مسأله با مسأله بعد تقييد مي شود.

(3). به مسأله قبل مراجعه شود.

(4). به مسأله قبل مراجعه شود.

(5). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: در صحت آن اشكال است و احتياط ترك نشود، عالم باشد و يا جاهل. (آداب و احكام حج، مسأله 115).

آية اللَّه فاضل: اگر حج نيابي انجام داده است، حج او صحيح است اگر چه معصيت كرده است؛ و اگر با غفلت و عدم توجه به وجوب حج، حج مستحبي انجام داده است، حج او صحيح و كفايت از حجةالاسلام مي كند؛ ولي اگر با توجه به حج واجب، نيت حج استحبابي كرده باشد، حج استحبابي صحيح است ولي مرتكب فعل حرام شده است و حج بر او مستقر شده است.

طبق نظر آيات عظام: بهجت، تبريزي، خويي، سيستاني، فاضل و مكارم حجِ نايب، صحيح است و ذمه منوب عنه بري مي شود ولي نسبت اجاره نظر ايشان به اين شرح است:

آية اللَّه بهجت: اگر غافل يا جاهل بوده، اجاره هم صحيح است؛ در غير اين صورت اگر اجاره را به نحو ترتب تصحيح نكنيم، نايب مستحق اجرة المثل خواهد بود.

آية اللَّه تبريزي: در فرضي كه واقعاً بر او حج واجب بوده ولو نسبت به آن جاهل باشد، اجاره باطل است و نايب استحقاق اجرة المثل را دارد مگر بيشتر از اجرة المسمّي باشد و اگر حج استحبابي براي خودش انجام دهد، در صورت علم به استطاعتِ خود و عدم صحت حج

استحبابي، حج او باطل است و در غير اين صورت حجش صحيح و مجزي از حجةالاسلام مي باشد.

آية اللَّه خويي: در صورت تنجّزِ وجوب حج بر نايب اجاره باطل است، مگر اين كه اجاره مطلق باشد كه بتواند اوّل براي خودش حج بجاآورد وبعد ازآن حج منوب عنه راودرفرض بطلان اجاره، اجير مستحق اجرةالمثل است مگر اين كه اجرةالمثل بيشتر از اجرةالمسمّي باشد و اگر مستطيع، حجّ استحبابي براي خودش انجام دهد، با اين كه مي داند مستطيع است، گرچه حجش صحيح است ولي مجزي از حجةالاسلام نمي باشد. (مستفاد از تعليقه عروه، ج 2، ص 241 و 375 و مناسك، مسأله 104).

آية اللَّه سيستاني: اجاره باطل است و مستحقّ اجرت المثل است و قصد حج استحبابي براي خودش اثري ندارد و حجة الاسلام محسوب مي شود مگر قصدش به نحوي باشد كه به قصد قربت خلل ايجاد كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 27

استطاعت، داراي پنج شرط به شرح ذيل است:

اول: استطاعت مالي يا بذلي

الف: استطاعت مالي
اشاره

34- استطاعت مالي يعني داشتن زاد و راحله كه توشه راه و مَركب سواري است، يا داشتن پول يا كالايي كه صرف آن در زاد و راحله ممكن باشد؛ و شرط است كه مخارج برگشتن را نيز داشته باشد.

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: اگر به آن نياز داشته باشد.

(2). آية اللَّه بهجت: و نيز اظهر وجوب حج و تحقق استطاعت است بر كسي كه فعلًا زاد و راحله را ندارد ولي مي تواند به مناسبت موقعيّت شغلي خود، بدون استيجار كه بعداً ذكر مي شود در بين راه كسب كند، و با كسب لايق به شأن، حوائج مناسب هر وقت را تحصيل نمايد بدون خطر و با اطمينان به حصول، مثل خدمت كردن در

كاروان به اعمالي كه در غيرسفر، شغل او همانهاست (كتاب حج، ص 9).

(3). آيات عظام بهجت، تبريزي، سيستاني، خويي، خامنه اي، صافي، فاضل، گلپايگاني: داشتن هزينه بازگشت هنگامي معتبر است كه مكلف قصد بازگشت به وطن خود را داشته باشد. اما اگر نخواسته باشد برگردد، يا خواسته باشد در جاي ديگري غير از وطن خود ساكن شود، بايد هزينه رفتن به آن جا را داشته باشد، و دارا بودن هزينه بازگشت به وطن لازم نيست.

(4). آية اللَّه بهجت: به نحوي كه به واسطه حج ناچار به تبديل محل اقامت و مسكن نشود (كتاب حج، ص 9).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 28

35- پول هَدْي، جزو استطاعت نيست.

لزوم داشتن ضروريات زندگي

36- در وجوب حج، علاوه بر مصارف رفت و برگشت، داشتن ضروريات زندگي و آنچه كه در معيشت بدان نياز هست، شرط است، مثل خانه مسكوني و اثاث خانه و وسيله سواري و غير آن، در حد مناسب با شأن، يا داشتن پول يا مالي كه با آن، تهيه آنها ممكن باشد.

37- اگر ضروريات زندگي يا پول آنها را، در حج صرف كند، حج او حَجّةالاسلام محسوب نمي شود.

سكونت در غير منزل ملكي

2/ 37- كارمنداني كه مالك منزل مسكوني نمي باشند و در منازل سازماني زندگي مي كنند و هم اكنون مشكلي از نظر مسكن ندارند ولي ساير شرايط استطاعت را دارا هستند، آيا بايد حجّةالاسلام بجا آورند يا نه؟

لزوم تحقيق از استطاعت

38- اگر كسي در استطاعت ماليِ خود شك دارد، بنا بر احتياط واجب بايد تحقيق كند، چه

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي: در صورتي كه بتواند بدون حرج و مشقّت بدل هدي روزه بگيرد.

آيات عظام: تبريزي، سيستاني و مكارم: استطاعت حاصل است و به جاي آن روزه مي گيرد.

آيات عظام: خويي، فاضل، صافي و گلپايگاني: مستطيع نمي شود و پول هدي جزو استطاعت است.

(2). آية اللَّه بهجت: ضرورت شخصيّه يا شأنيّه.

(3). آية اللَّه مكارم: خواه ملكي باشد يا اجاره اي كه با شؤون او سازگار باشد.

(4). آية اللَّه صافي: و نداشتن آن حرجي باشد.

(5). آيةاللَّه سيستاني: … و نداشتن آن موجب حرج باشد.

(6). آية اللَّه خويي: به پاورقي مسأله 57 مراجعه شود.

(7). آيةاللَّه بهجت: مالك بودن منزل شرط نيست بلكه تأمين بودن نياز سكناي او ميزان است.

آية اللَّه خامنه اي: كسي كه منزل ملكي از ضروريات زندگي او محسوب مي شود يا مناسب شأن عرفي او است يا سكونت در منزل اجاره اي يا عاريه اي يا وقفي باعث حرج يا خواري او مي شود، داشتن منزل ملكي از شروط استطاعت او به حساب مي آيد در غير اين صورت اگر ساير شرايط استطاعت را دارا باشد مستطيع است.

آيات عظام: فاضل، مكارم و نوري: بلي مستطيع هستند.

(8). آيات عظام: بهجت، تبريزي، خويي: فحص لازم نيست هرچند احوط است.

آيات عظام تبريزي، خويي: فحص لازم نيست هرچند احوط است.

آية اللَّه خامنه اي: كسي كه مي داند با وضع معمول حج و مخارج عادي آن، داراي

استطاعت نيست ولي احتمال مي دهد كه اگر تحقيق كند راه هايي پيدا شود كه با وضع فعلي خود بتواند حج كند لازم نيست فحص كند ولي ملاحظه وضع مالي موجود خود براي كسي كه نمي داند آيا استطاعت حج دارد يا نه و مي خواهد بداند كه آيا مستطيع هست يا نه علي الظاهر واجب است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 29

اين كه مقدار مال خود، يا مقدار مخارج حج را بداند يا نه.

شرايط وجوب حج
نگه داري هزينه حج

39- كسي كه استطاعت مالي دارد، اگر در سال استطاعت، با ثبت نام يا غير آن، مي تواند به حج برود، بايد هزينه را نگهداري نمايد؛ ولي اگر در همان سال، از هيچ طريقي، رفتن به حج ممكن نيست، مستطيع نشده و نگهداري پول لازم نيست.

لزوم تهيه مقدمات سفر

40- مستطيع بايد خرج هاي مقدماتي- از قبيل گذرنامه، ويزا و وديعه و امثال آن- را بپردازد، و اين خرج ها موجب سقوط حج نمي شود؛ بلي اگر بر اين گونه مخارج، توانايي نداشته باشد، مستطيع نيست.

زيادتر بودن هزينه حج از حدّ متعارف

41- اگر كرايه ماشين يا هواپيما، يا قيمت اجناس مورد نياز سفر، زياد يا زيادتر از حد معمول

______________________________

(1). جهت وقوف بر نظر آيات عظام در اين مسأله، مسأله 7 الي 10 لحاظ شود.

آية اللَّه تبريزي: در صورتي كه فقط از طريق ثبت نام مي تواند به حج برود، چنانچه در اين سال ثبت نام مي شود و اطمينان دارد با ثبت نام مي تواند در همين سال به حج برود، بايد ثبت نام كند و به حج برود، و همچنين اگر توانايي رفتن به حج از طريق آزاد را دارد، مستطيع مي باشد و بايد به حج برود، و در غير اين دو صورت مستطيع نيست و نگهداري پول لازم نمي باشد.

آيةاللَّه خامنه اي: كسي كه مستطيع شده، نمي تواند بعد از رسيدن زماني كه بايد مال را براي رفتن به حج، صرف كند، خود را از استطاعت خارج نمايد. بلكه احتياط واجب آن است كه قبل از آن زمان نيز خود را از استطاعت خارج نكند.

آية اللَّه خويي: به هر حال بايد آن را تا زمان ثبت نام حفظ كند.

آية اللَّه سيستاني: اگر احراز كند كه در سال بعد واجد شرايط خواهد شد لازم است پول را نگه دارد.

آية اللَّه صافي: اگر اصل اعلام وقت و اجازه از طرف دولت معلوم نباشد نگهداري آن لازم نيست و اگر ثبت نام براي حج در امسال معلوم باشد هر چند تاريخ آن هنوز معيّن نشده باشد جواز صرف آن

در راه ديگر، محلّ تأمّل است. (آداب و احكام حج، حاشيه مسأله 155).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 30

باشد، مستطيع بايد به حج برود، و تأخير از سال استطاعت، جايز نيست؛ مگر آن كه كرايه بقدري زياد باشد كه موجب حرج و مشقت در زندگي شود.

توقف حج بر پرداخت وجه به حكومتها

42- اگر انجام حج، بر پرداخت مال به حكومت ها- ولو حكومتهاي كافر- متوقف باشد، بايد پرداخت شود و اين امر، موجب سقوط حج نمي شود.

______________________________

(1). آية اللَّه خويي: اگر ضرر زايد بر مقدار متعارف و موجب اجحاف باشد، ولو موجب حرج و مشقّت هم نشود، حج واجب نيست و اما اگر هزينه و مخارج حج بالا برود و مثلًا كرايه ماشين در سال استطاعت گران تر از سال بعد باشد تأخير جايز نيست و بايد همان سال برود. (معتمدج 1، ص 95 ومناسك مسأله 21).

(2). آية اللَّه بهجت: اگر هزينه و مخارج حج بالا برود و به حد غير عقلايي نرسد و مثلًا كرايه ماشين در سال استطاعت گران تر از سال بعد باشد تأخير جايز نيست و بايد همان سال برود. (مناسك، مسأله 18).

آية اللَّه گلپايگاني: مگر آن كه ضرر به نحوي باشد كه عرفاً بگويند مستطيع نيست.

(3). آية اللَّه مكارم: به طوري كه در عرف بگويند مستطيع نيست.

(4). آية اللَّه بهجت: ضررهاي مالي غير مجحف، كه از ظالمين در طريق و از حكومتهاي ظالمه صورت مي گيرد، داخل در استطاعت است و با قدرت تحمّل، موجب سقوط نمي شود بلكه واجب است و همچنين قراردادهاي حكومت هاي ظلم. و اگر ضرر مالي، مجحف و موجب عسر باشد مانع از استطاعت شرعيه است. (كتاب حج، ص 21)

آية اللَّه تبريزي: هرگاه در راه حج دشمني

باشد كه دفع او جز به پرداخت مال زياد ممكن نباشد، پرداخت مال واجب نيست و وجوب حج ساقط خواهد شد مگر اين كه بذل مال، امر متعارف باشد، مثل اين كه حكومت از كساني كه وارد كشور مي شوند مالي را اخذ مي كند كه در اين صورت بذل واجب است و از مؤونه حج حساب مي شود. (مناسك، مسأله 16).

آية اللَّه خويي: اگر جزو مخارج حج در آن كشور باشد حجِ واجب است و اگر اتفاقاً اين مبلغ را از او مي گيرند، اگر مستلزم ضرر مالي معتدٌّ به مي باشد حج بر او واجب نيست. (مستفاد از مسأله 21 مناسك). البته اگر موجب فساد بر مسلمين باشد طبعا جايز نيست.

آية اللَّه سيستاني: هرگاه در راه حج دشمني باشد كه دفع او جز به پرداخت مال به او ممكن نباشد، پس اگر پرداخت آن نسبت به حال شخص ضرر زيادي داشته باشد، واجب نخواهد بود و وجوب حج ساقط مي شود، و الّا واجب خواهد بود. بلي پرداخت پول جهت جلب رضاي او تا آن كه راه را باز كند واجب نيست. (مناسك، مسأله 16).

آية اللَّه صافي: اگر موجب تقويت كفر در برابر اسلام محسوب شود كه عرفاً آن بر ضرر اسلام و خلاف مصلحت مسلمين شمرده شود استطاعت حاصل نيست ولي اگر پول را پرداخت و استرداد آن ممكن نبود، پس از پرداخت، اگرچه معصيت كرده، استطاعت حاصل مي شود و بايد به حج برود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 31

حصول استطاعت با اجير شدن

43- اگر كسي در راه حج، براي كاري، به مبلغي كه با آن مستطيع مي شود، اجير شود، حج بر او واجب مي شود هر چند قبول اجاره بر او واجب

نبوده است؛ ولي بعد از قبول، مستطيع مي شود و بايد حج بجا آورد.

حج با مال حرام و مشتبه

44- حج با مال حرام، جايز نيست؛ ولي مال مشتبه، با فرض عدم علم به حرمت، صرف آن در حج جايز است.

كسي كه ملك دارد و پول ندارد

45- كسي كه پول ندارد ولي ملكي به اندازه هزينه حج دارد، بايد- با دارا بودن ديگر شرايط- بفروشد و به حج برود؛ اگر چه به جهت كمبود مشتري، به كمتر از قيمت معمولي بفروشد؛

______________________________

(1). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: لكن براي كسي كه عادت و شغلش خدمت باشد سزاوار است احتياطبه قبول ترك نشود، چون عرفاً استطاعت صدق مي كند. (آداب و احكام حج، مسأله 64).

(2). آية اللَّه بهجت: و همچنين اگر در اجاره براي او شرط شد تأمين زاد و راحله و نفقه عيال، قبول واجب نيست، ولي اگر قبول كرد مستطيع مي شود به استطاعت ماليه در هر دو صورت، نه بذليّه، پس دَيْن مانع از آن است مگر آن كه علي ايّ تقدير متمكّن از اداي دين نباشد و فقط به اين اجاره مشروطه، مالك گذراندن امور خود در مصاحبت اهل حج باشد كه در حكم استطاعت بذليّه است ولي باز قبول استيجار واجب نيست (كتاب حج، ص 14).

(3). آية اللَّه مكارم: به شرط آن كه از نظر ظاهر محكوم به حلال بودن باشد.

(4). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: اگر خانه وقفي و يا غير وقفي در اختيار اوست؛ به طوري كه كسر شأن او نبوده و بدون سختي و حرج، از داشتن خانه ديگر بي نياز است و احتمال از دست رفتن آن خانه نيست، اگر خانه ملكي اي دارد كه قيمت آن وافي به مخارج حج و يا تتميم آن باشد، واجب است خانه ملكي خود را فروخته و صرف مخارج حج كند،

و همچنين است نسبت به ديگر چيزهايي كه مورد نيازبوده، و از غير راه ملكيّت رفع احتياجش شده باشد. (آداب واحكام حج، مسأله 24).

(5). آية اللَّه بهجت: اگر حرجي يا ضرري نباشد (كتاب حج، ص 8).

آية اللَّه تبريزي: اگر بخواهد حج نمايد بايد آن را به مقدار زيادي كمتر از قيمت بفروشد، فروشش واجب نيست. (مناسك، مسأله 21).

آية اللَّه خويي: اگر باعث ضرر كلّي شود فروشش واجب نيست.

آية اللَّه سيستاني: مگر اينكه اجحاف بر او باشد. (مناسك عربي، مسأله 21).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 32

مگر آن كه فروش به اين نحو، موجب حرج و مشقت براي او شود.

احتياج به ملك در آينده

46- اگر شخصي ملكي دارد كه از نظر قيمت، براي سفر حج كافي است، ولي صاحب آن اطمينان عرفي دارد كه از كار افتاده خواهد شد و بايد از درآمد آن ملك، امرار معاش نمايد، و در آن زمان، راه ديگري براي امرار معاش ندارد، مستطيع نشده و فروش آن واجب نيست.

عدم حصول استطاعت با پول مورد نياز براي منزل

47- اگر كسي براي تهيه منزل مسكونيِ مورد نياز، مالي را بفروشد، با پول آن مستطيع نمي شود؛ هرچند پولي كه به دست آورده، براي مخارج حج كافي باشد.

تبديل منزل گران به ارزان، براي حج

48- اگر كسي داراي منزل گران قيمتي است كه از شأن او زايد است، و مي تواند با فروش آن و خريد منزل ارزانترِ مطابق شأنش، به حج برود، با تحقق شرايط ديگر، مستطيع است.

فروش كتاب و ابزار كار براي حج

49- كساني كه كتابهايي دارند كه بدان نياز ندارند و مبلغ آن در صورت فروش، به اندازه هزينه حج است، با داشتن ساير شرايط، حج بر آنها واجب است؛ و نيز اگر از كتب موقوفه مي توانند رفع نياز كنند و كتابهاي ملكيِ زايد، به قدر حج باشد، حج بر آنها

______________________________

(1). آيات عظام: صافي، گلپايگاني و مكارم: به طوري كه در عرف بگويند مستطيع نيست.

(2). آية اللَّه مكارم: اگر در حال حاضر و پس از بازگشت، زندگي او از طريق ديگر تأمين مي شود، حج بر او واجب است.

(3). آية اللَّه مكارم: و قصد تهيه آن را داشته باشد.

(4). آيات عظام بهجت، خويي، سيستاني: در صورتي كه صرف آن پول در راه حج سبب ناراحتي و مشقت در زندگي وي شود، حج بر او واجب نمي شود، و چنانچه سبب ناراحتي نشود واجب مي شود.

آية اللَّه خامنه اي: اگر مكلّف زمين يا جنس ديگري را بفروشد تا با پول آن خانه بخرد، در صورتي كه منزل شخصي جزء نيازهاي ضروري او باشد و يا مالكيت آن با موقعيت عرفي او مناسب است، با گرفتن پول زمين مستطيع نمي شود هر چند به مقدار مخارج حج و يا مكمّل آن باشد.

(5). آيةاللَّه بهجت: گذشت در مسأله 34. واگر استبدال ضرري يا حرجي باشد لازم نيست (كتاب حج، ص 8).

آية اللَّه خويي، آية اللَّه سيستاني: اگر فروش خانه سبب حرج و مشقت او نيست حج بر او واجب است.

(6). آية اللَّه بهجت:

به حاشيه مسأله 34 مراجعه شود.

آية اللَّه خويي: اگر با فروش آنها به حرج نمي افتد، حج واجب است. (مناسك، مسأله 22).

(7). آيات عظام فاضل، نوري: و منافات با شأن او نداشته باشد و موجب حرج بر او نباشد.

آية اللَّه سيستاني: و استفاده از آنها بر او حرجي نباشد. (مناسك عربي، مسأله 24).

آية اللَّه مكارم: به طوري كه هر ساعت نياز داشته باشد، بدون زحمت در اختيار او قرار بگيرد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 33

واجب است، به شرط آن كه كتاب هاي موقوفه، در معرض زوال نباشد.

50- هرگاه كسي سرمايه زايد، يا ابزار كار زايدي دارد كه با فروش آن، مي تواند هم بدون زحمت زندگي كند و هم به حج برود، با وجود دارا بودن ساير شرايط، مستطيع است.

داشتن طلب

51- كسي كه طلبي دارد و وقت طلب او رسيده يا حالّ است، و مي تواند بدون حَرَج و مشقت، آن را بگيرد، با داشتن ساير شرايط، واجب است مطالبه كند و بگيرد و به حج برود؛ مگر اين كه مديون نتواند بپردازد كه در اين صورت، مطالبه جايز نيست و استطاعت حاصل نمي شود. اگر وقت طلب نرسيده باشد ولي مديون خودش بخواهد بپردازد، لازم است طلبكار آن را بگيرد و مستطيع مي شود؛ ولي اگر نمي خواهد بپردازد، مطالبه واجب نيست، هرچند با مطالبه حاضر به پرداخت شود.

______________________________

(1). آية اللَّه مكارم: در صورتي كه فروختن آن مخالف شؤون او نباشد.

(2). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و نيز مي تواند ولو با كمك غير و اقامه دعوي در نزد حاكم شرع و يا بارجوع به حاكم غير شرعي- در صورتي كه استيفاي حقّ، موقوف بر آن باشد، بنابر اقوي- آن

را وصول نمايد، گرفتن و رفتن به حج واجب است. (احكام و آداب حج، مسأله 29).

(3). آية اللَّه سيستاني: مستطيع است و واجب است حج برود هر چند با مطالبه و صرف آن مال در حج باشد و همچنين است اگر بدهكار دارا باشد و نپردازد ولي بتواند هر چند با رجوع به حاكم جور حق خود را بگيرد يا بدهكار منكر باشد ولي بتواند آن را اثبات كند و بگيرد يا بتواند از اموال او از باب تقاص بردارد.

(4). آية اللَّه بهجت: اگر تحصيل آن، متوقّف بر مراجعه به دادگاه اگر چه حاكم جور باشد، لازم است مراجعه نمايد در صورتي كه موجب ضرر و حرج فوق حد مسامحه نباشد، و در تضرّر مالي غير مجحف و نيز ضرر حالي مثل ذلت نفس و نقص جاه نزد حاكم جور تأمّل است و اقرب وجوب مطالبه است با عقلائي بودن تن دادن به اين ضرر با قطع نظر از تكليف به حج (كتاب حج، ص 10).

(5). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: اگر بتواند دَين را بفروشد و پول آن به تنهايي و يا به ضميمه مال ديگر وافي هزينه حج باشد و براي او مشقت نداشته باشد، در اين صورت مستطيع است و بايد به حج برود.

آية اللَّه سيستاني: اگر بتواند دَين را بفروشد به نحوي كه اجحاف در حق او نباشد، و پول آن به تنهايي و يا به ضميمه مال ديگر وافي هزينه حج باشد، در اين صورت مستطيع است و بايد به حج برود.

آية اللَّه فاضل: اگر بتواند دَينش را به مقدار كمتر بفروشد در صورتي كه موجب ضرر و مشقّت نباشد.

و اين مقدار براي حج كافي باشد مستطيع است و بايد حج انجام دهد.

(6). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي: در صورتي كه اگر مطالبه كند بدهكار خواهد پرداخت، بايد مطالبه كند و به حج برود.

آية اللَّه سيستاني: اگر مهلت داشتن قرض به نفع بدهكار باشد همچنانكه معمولًا چنين است.

آية اللَّه صافي: حكم مسأله در صورتي است كه فروش دين مؤجّل به نقد ممكن نباشد والّا فروش آن مانند فروش ساير اموال واجب است.

آية اللَّه فاضل: مگر آن كه يقين داشته باشد كه اگر مطالبه كند مديون حاضر به پرداخت آن مي شود، كه در اين صورت مطالبه لازم است.

آية اللَّه گلپايگاني: و اگر شك داشته باشد كه مديون با مطالبه مي پردازد يا نه، به جهت آن كه احتمال استطاعت مي دهد، و تمكّن از فحص دارد، احتياط در مطالبه است، و مطالبه در اين فرض فحص از استطاعت است، نه تحصيل استطاعت. (آداب و احكام حج، مسأله 29).

آية اللَّه مكارم: اگر مطالبه محذوري ندارد بايد مطالبه كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 34

شرايط وجوب حج

قرض براي حج

52- با قرض، استطاعت حاصل نمي شود، هر چند اداي آن بعداً به سهولت ممكن باشد؛ و اگر كسي با قرض، حج به جا آورد، از حَجةالاسلام، كفايت نمي كند.

______________________________

(1). آية اللَّه خامنه اي: كسي كه هزينه رفتن به حج را در اختيار ندارد، اما مي تواند قرض بگيرد و سپس به سادگي قرض خود را ادا كند، واجب نيست كه خود را با قرض گرفتن مستطيع كند، اما اگر بگيرد، حج بر او واجب مي شود.

آية اللَّه فاضل: ولي اگر قرض كرد چنانچه در پرداخت آن به مشقت شديد نمي افتد مستطيع گشته بايد حج بجا آورد.

(2). آية

اللَّه بهجت: قرض گرفتن براي حج تحصيل استطاعت است و واجب نيست. مگر آن كه مالي داشته باشد بالفعل كه مي تواند پس از حج با فروش و استبدال آن اداي دين كند كه در اين صورت قرض گرفتن واجب است با عدم تمكن از فروش آن قبل از حج و اگر مالي كه با آن اداي دين مي نمايد بعد از حج تحصيل مي شود، پس در وجوب حج فعلًا تأمّل است (كتاب حج، ص 11).

آية اللَّه تبريزي: هرگاه كسي مقداري پول قرض كند كه آن پول به مقدار مخارج حج باشد و در وقت قرض كردن مالي داشته باشد كه بتواند با آن قرض خود را ادا كند ولي فعلًا نمي تواند آن را بفروشد يا در آن تصرّف كند حج بر او واجب خواهد بود (مناسك، مسأله 33).

آيات عظام خويي، فاضل: هرگاه كسي مقداري پول قرض كند كه آن پول به مقدار مخارج حج باشد، و قدرت پرداخت آن را بدون مشقّت بعد از آن داشته باشد، حج بر او واجب خواهد بود.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: كسي كه نفقه حج را ندارد، اگرچه مي تواند قرض كند و به راحتي به دين خود را ادا نمايد، حج بر او واجب نيست و همچنين اگر مالي داشته باشد كه نزدش نيست و يا جنسي دارد كه فعلًا مي تواند وصول نمايد، استقراض بر او واجب نيست، گرچه موافق احتياط است، بلي در صورت اخير اگر قرض كند، به خاطر صدق استطاعت، حج بر او واجب است. (آداب و احكام حج مسأله 30)

آية اللَّه سيستاني: مگر آن كه وقت پرداخت قرض آنقدر دور باشد كه اصلًا عقلا به آن توجه نكنند.

كه در اين صورت حجّ بر او واجب خواهد شد. (مناسك، مسأله 33).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 35

53- اگر كسي كه نوبت حج او براي سال هاي آينده است، از راه ديگر امكان تشرّف به وسيله قرض، در همين سال براي او فراهم شود، اگر قبلًا حج بر او مستقرّ نشده و فعلًا هم نمي تواند به حج برود مگر با قرض، مستطيع نيست.

فرض تحقق استطاعت با داشتن بدهي

54- كسي كه مخارج حج را دارد ولي بدهي دارد، چنانچه بدهي او مدت دار باشد و مطمئن است كه در وقت اداي بدهي مي تواند آن را ادا كند، واجب است به حج برود؛ و همچنين است صورتي كه وقت اداي بدهي رسيده، ولي طلبكار راضي به تأخير باشد و بدهكار اطمينان داشته باشد كه در وقتِ مطالبه، مي تواند بدهي را ادا نمايد. در غير اين دو صورت- با فرض داشتن بدهي- حج واجب نيست.

______________________________

(1) و 3. به مسأله قبل مراجعه شود.

(2). آية اللَّه بهجت: از حقوق النّاس.

(3). آية اللَّه بهجت: بنابر عدم فعليّت وجوب ادا مگر بعد از مطالبه (كتاب حج، ص 11).

آية اللَّه تبريزي: در صورتي حج واجب مي شود كه بدون حرج و مشقّت قادر به ادا باشد.

آية اللَّه خويي: بلي اگر دين خود را ادا نكند حج بر او واجب است و به هر حال اگر چنين فردي حج به جا آورد مجزي از حَجّةالاسلام مي باشد. (تعليقه عروه، ج 2، ص 236).

(4). آية اللَّه سيستاني: اگر انسان مال وافي به هزينه حج را داشته، و به همان مقدار هم مقروض باشد، بنابر اظهر حج بر او واجب نخواهد بود، و همچنين اگر كمتر از آن مقدار، مقروض باشد،

به طوري كه اگر مقدار قرض برداشته شود، باقيمانده آن وافي به هزينه حج نباشد، كه در اين صورت هم حج بر او واجب نخواهد بود، و فرقي نيست بين اين كه وقت پرداخت بدهي رسيده باشد يا نه، مگر اين كه آن قدر، وقت پرداخت دور باشد كه اصلًا عقلا به آن توجه نكنند؛ مانندپنجاه سال. (مناسك، مسأله 34).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و اگر مي داند كه طلبكار از طلب خود خواهد گذشت، و يا بنابر مسامحه دارد (مثل مهريه بعض زنان) چنين دَيني مانع استطاعت نيست. (احكام و آداب حج، مسأله 34).

آية اللَّه فاضل: يعني مخيّر است بين انجام حج و اداي دين و در صورت انجام حج كفايت از حجّةالاسلام مي كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 36

55- استطاعت مالي با داشتن بدهي، در صورتي حاصل مي شود كه هزينه رفت و برگشت موجود باشد و پس از بازگشت، امكان پرداخت دين به سهولت، فراهم باشد.

تهيه منزل و لوازم زندگي با وام

2/ 55- كساني كه با دريافت وام، منزل مسكوني ساخته اند و يا ساير لوازم زندگي را تهيه كرده اند و طي اقساط بايد وام را بپردازند، اگر ساير شرايط استطاعت را دارا باشند آيا بايد حجةالاسلام بجا آورند؟

داشتن دين شرعي

56- با بدهكار بودن خمس يا زكات، در صورتي استطاعت حاصل مي شود كه علاوه بر مخارج حج، ما به ازاي بدهكاري نيز موجود باشد.

تزاحم حج و ازدواج

57- در صورت نياز به ازدواج و نياز به پول براي آن، در صورتي استطاعت حاصل مي شود كه علاوه بر مخارج حج، مخارج ازدواج نيز موجود باشد.

______________________________

(1). نظر آيات عظام تبريزي، خويي و سيستاني: ذيل مسأله 54 گذشت.

(2). آيةاللَّه بهجت: بلي اگر اطمينان به تمكّن در وقت اداء دارند.

آيةاللَّه فاضل: اگر براي بازپرداخت وام مشكلي نداشته باشند، مستطيع هستند و بايد حج بجا آورند.

آيت اللَّه خامنه اي: اگر مطمئن است كه در زمان پرداخت اقساط وام مي تواند آنها را ادا كند و ساير شرايط استطاعت را نيز دارد حج بر او واجب است.

آية اللَّه مكارم: آري مستطيع است.

(3). آية اللَّه بهجت: يا كفّاره يا نذر (كتاب حج، ص 10).

(4). آيات عظام: تبريزي، خويي، صافي و گلپايگاني: حكم ساير ديون را دارد الّا اين كه عين مال متعلَّق خمس و زكات باشد، كه در صورتي مستطيع مي شود كه غير از آنها مخارج حج را داشته باشد.

آية اللَّه فاضل: يعني بر ذمّه او تعلق گرفته است.

(5). آية اللَّه خامنه اي: كس كه نياز به ازدواج دارد و ترك ازدواج موجب مشقّت يا حرج او شود، و بتواندازدواج كند، زماني مستطيع مي شود كه علاوه بر مخارج حج هزينه هاي ازدواج را نيز داشته باشد.

آية اللَّه فاضل: به طوري كه ترك ازدواج موجب مشقت يا ضرر باشد.

آية اللَّه نوري: به طوري كه اگر متأهّل نشود به زحمت مي افتد يا به حرام افتد در صورتي …

(6). آية اللَّه بهجت: اگر در ترك نكاح مشقت غير قابل تحمّل به حسب عادت بود يا

خوف مرض يا خوف وقوع در حرام بود، اظهر جواز صرف در نكاح است و همچنين اگر قبل از رسيدن وقت سير كاروان حج، صرف در نكاح كند، اما بعد از رسيدن وقت سير نمي تواند صرف در نكاح نمايد، به نحوي كه متمكّن از حج در آن سال نمي شود نه در صورت تمكّن از جمع بين آن دو. (كتاب حج، ص 12).

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: در صورتي كه صرف آن پول در راه حج سبب ناراحتي و مشقت در زندگي وي شود، حج بر او واجب نمي شود، و چنانچه سبب ناراحتي نشود واجب مي شود. آية اللَّه خويي اضافه فرمودند: بلي اگر بنابر صرف نكردن آن مال در نياز خود داشت حج بر او واجب است. (تعليقه عروه، ج 2، ص 234).

آيةاللَّه صافي، آيةاللَّه گلپايگاني: اگر ترك تزويج مستلزم حرج باشد به نحوي كه عرفاًبگويند مستطيع نيست واجب نمي شود و الّا حج بر او واجب و مقدّم است. (مناسك عربي، ص 18، مسأله 32).

آية اللَّه مكارم: منظور از نياز اين نيست كه به خاطر ترك آن به عسر و حرج بيفتد بلكه همين اندازه كه ازدواج از شؤون زندگي او باشد كافي است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 37

تزاحم حج با ازدواج نوه

58- اگركسي نوه اش نياز به ازدواج دارد و ازدواج نوه، از مخارج عرفي او محسوب شود و نتواند هم براي او ازدواج كند و هم حج به جا بياورد، مستطيع نيست؛ ولي اگر از مخارج عرفي او محسوب نمي شود، حج مقدّم است.

استطاعت مالي در فرض دخل و خرج مشترك

59- كسي كه- مثلًا- چهار پسر دارد و خرج سالانه خود را هم دارد و قرض هم ندارد، و با پسرانش درآمدشان يكجا است و الآن فرضاً هزينه حج دو نفر را دارند، از بين آنها كسي كه از مال خودش به مقدار حج دارد و مي تواند به مكه برود و بعد از برگشت زندگاني لايق شأنش را داشته باشد، مستطيع است و بايد حج برود.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: به مسأله 78 مراجعه شود.

(2). آيات عظام: تبريزي، خويي، سيستاني، صافي و گلپايگاني: اگر صرف مال در حج و ترك تزويج نوه براي او (پدر بزرگ) حرجي باشد، حج واجب نيست وگرنه واجب است.

(3). آية اللَّه بهجت: چون پنج نفر شريك و مالك اين در آمد هستند بر هيچكدام واجب نيست. (مستفاد از سؤال 6 مناسك).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: اگر پس از برگشت در زندگي به حرج نمي افتد حج بر او واجب است.

آية اللَّه مكارم: يعني اگر فرضاً مال مزبور را تقسيم كنند و حق هر كدام را بدهند، هر كدام مستطيع است بايد حج برود و اگر هيچكدام مستطيع نمي شوند بعضي مي توانند حق خود را به ديگري واگذار كنند تا مستطيع شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 38

وجوه شرعيه و استطاعت

60- با وجوه شرعيّه- مثل سهم امام عليه السلام و سهم سادات- كسي مستطيع نمي شود؛ و اگر حج بجا آورد، كفايت از حَجّةالاسلام نمي كند. 61- كسي كه از وجوه شرعي- نظير خمس و زكات- ارتزاق مي كند، اگر از آن وجوه، مقداري اضافه آيد كه به اندازه مخارج حج باشد، آيا با وجود ساير شرايط، مستطيع مي گردد، يانه؟

وليمه و استطاعت

2/ 61- شخصي كه مخارج حج را دارد امّا در برگشت از سفر حج براي دادن وليمه يا مخارج زندگي مقروض مي شود و يا به وجوه شرعي، مانند خمس و زكات نيازمند است، آيا چنين شخصي مستطيع است يا نه؟

______________________________

(1). آيات عظام بهجت، تبريزي، خامنه اي، خويي، سيستاني، گلپايگاني: به حاشيه مسأله 76 مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: كسي كه مالي را كه بتواند با آن حج به جا آورد، در اختيار دارد هر چند ملك او نباشد ولي تصرفش در آن جايز باشد با تحقق ساير شرايط مستطيع است.

آية اللَّه فاضل: چنانچه به عنوان شهريه يا از روي استحقاق و خدمات ديني از طريق حاكم شرع به او داده شده، مالك مي شود و اگر به مقدار حج باشد مستطيع است و بايد حَجّةالاسلام به جا آورد.

(2). آية اللَّه مكارم: هرگاه در شأن او باشد مانعي ندارد و حج او صحيح است.

(3). آيت اللَّه خامنه اي: اگر استحقاق دريافت را به وجه شرعي داشت و باقيمانده وافي به هزينه حج بود و ساير شرايط را هم دارا بود مستطيع است.

آيات عظام: بهجت، فاضل و مكارم: مستطيع است.

آية اللَّه تبريزي: كسي كه در زمان اخذ زكات و سهم سادات مستحق آن باشد، آن را مالك مي شود و جزو تركه او حساب مي شود.

و اگر با آن كسب كند و از راه كسب يا نماء منافعي داشته باشد، با وجود ساير شرايط مستطيع مي شود و در سهم امام عليه السلام چنانچه عين آن باقي باشد، ملك گيرنده نيست و جزو تركه او حساب نمي شود و اگر با آن چيزي را خريده و با سهم امام عليه السلام ثمن آن را ادا كرده، آنچه را كه خريده مالك مي شود و احكام ملك بر آن بار مي شود.

آية اللَّه خويي: عين سهم امام كه به اهل علم براي ارتزاق داده مي شود ملك آن ها نيست.

آية اللَّه سيستاني: در مورد سهم امام عليه السلام اگر فقط مجاز در تصرف باشد مالك نمي شود و جزو تركه نيست و موجب استطاعت نمي باشد و اگر از سوي حاكم شرع تمليك شده باشد جزو تركه است و موجب استطاعت و امّا سهم سادات و زكات، اگر مستحق بوده مالك است و جزو تركه است و موجب استطاعت.

(4). آية اللَّه گلپايگاني رحمه الله: اگر در مخارج متعارف خود معطل مي ماند و موجب مشقت زندگي مي شود مستطيع نيست و امّا احتياج به مصرف وجوه شرعيه پس از مراجعت اگر از افرادي است كه معاشش از وجوه تأمين مي شود مانع از استطاعت نيست و حجةالاسلام از اين افراد صحيح و مجزي است و هزينه مهماني و سوغات جزء استطاعت محسوب نمي شود.

آية اللَّه بهجت: داشتن مخارج وليمه از شرايط استطاعت نيست، و اگر در اثر قرض براي امور زندگي در عسر و حرج واقع مي شوند، مستطيع نيستند و در غير اينصورت استطاعت دارند و نيز كسي كه از وجوه شرعيه معاش او در سال دائر است در فرض مرقوم مستطيع است.

آية

اللَّه خامنه اي: در استطاعت (در حج غير بذلي) رجوع به كفايت شرط است؛ يعني شرط است كه پس از بازگشت از حج شغل يا مالي داشته باشد كه با آن زندگي خود و عيال خود را متناسب با شأن عرفي خود اداره كند، ولو مثل شهريه. ولي به هر حال پول وليمه جزء استطاعت نيست.

آية اللَّه فاضل: چنانچه بعد از برگشت، از وجوه شرعيه تأمين مي شود مستطيع است، همانطور كه داشتن مخارج وليمه جزء شرايط استطاعت نيست.

آية اللَّه تبريزي: در صورتيكه بعد از برگشت از عهده مخارج زندگي بدون قرض برآيند ولو آن كه مخارج وليمه را نداشته باشند، مستطيع هستند و چنانچه در برگشت نياز به گرفتن خمس و زكات پيدا مي كند مستطيع نيست، مگر آن كه رفتن حج دخالتي در گرفتن خمس و زكات بعد از حج نداشته باشد.

آية اللَّه مكارم: مستطيع است.

آية اللَّه صافي: در فرض سؤال وليمه دادن جزء استطاعت نيست و اما نسبت به احتياج به وجوه شرعي در رجوع بكفايت چنانچه معاش او بطور مستمر از وجوه شرعي است مستطيع است.

آية اللَّه نوري: كسي كه بعد از مراجعت از حج براي اداره امور زندگي خود احتياج به قرض كردن پيدا مي كند و يا به وجوه شرعي مانند خمس و زكات نيازمند است، مستطيع نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 39

مستطيع نمودن خود با وام

3/ 61- آيا افرادي كه با شهريه حوزه ارتزاق مي كنند، مي توانند به وسيله وام خود را مستطيع كنند و حجةالاسلام به جا آورند و بدهي آن را از شهريه بپردازند؟ شرايط وجوب حج

______________________________

(1). آيةاللَّه بهجت: پس از اخذ وام و فرض حصول استطاعت از ساير جهات مصداق مسأله

استطاعت مديون است كه تفصيل آن در مناسك مذكور است.

آيت اللَّه خامنه اي: كسي كه هزينه حج را ندارد اما مي تواند آن را قرض بگيرد و بعداً به آساني قرض خود را ادا كند گرچه واجب نيست قرض كند، اما اگر قرض كرد حج بر او واجب مي شود.

آيةاللَّه فاضل: واجب نيست وام بگيرند ولي اگر گرفتند، كفايت از حجةالاسلام مي كند.

آية اللَّه مكارم: كفايت نمي كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 40

مسايل خاص استطاعت بانوان
ميزان حصول استطاعت با مهريّه

62- زني كه مهريه اش براي مخارج حج كافي است، و آن را از شوهر خود طلبكار است، اگر شوهرش قدرت بر اداي آن ندارد، زن حق مطالبه ندارد و مستطيع نيست؛ و اگر قدرت دارد و مطالبه آن براي زن مفسده اي ندارد، بافرض اين كه شوهر، نفقه و مخارج زندگي زن را مي دهد، لازم است زن مهريه را مطالبه كند و به حج برود؛ و چنانچه براي او مفسده دارد- مثل اين كه ممكن است به نزاع و طلاق منجر شود- مستطيع نيست.

استطاعت مالي زن و فرض لزوم رجوع به كفايت

63- اگر زني در حيات شوهرش، استطاعت مالي نداشته و بعد از مردن او، از ارث وي يا غير آن، استطاعت مالي پيدا كند، اگر بعد از مردنِ شوهر، شغل يا زراعت يا صنعتي كه بتواند بعد از برگشتن از حج، زندگي خود را اداره كند، نداشته باشد، مستطيع نمي شود، هرچند ارثي كه برده، براي رفتن به حج و برگشتن كافي باشد.

وعده و مهر قراردادن حج

64- اگر به حج بردن همسر، به عنوان مهريه قرار داده شده باشد، زوج بايد به آن عمل

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: در صورتي كه مطالبه مهر از شوهر ناراحتي و يا مشكلاتي در زندگي ايجاد نكند وي مستطيع است و مطالبه مهر منعي ندارد بلكه لازم است، ولي اگر موجب دردسر و ناراحتي براي وي شود و يا مراجعه به حاكم باعث منقصت شأن او گردد مطالبه لازم نيست.

(2). آية اللَّه تبريزي: اگرمطالبه مهريّه موجب ناراحتي هايي شود كه زن در زندگي اش به حرج و مشقّت بيفتد، حج بر او واجب نيست.

آية اللَّه خويي: يعني مطالبه بر او حرجي يا در آن خوف ضرر باشد. حج بر او واجب نيست.

آية اللَّه سيستاني: اگر به حدّي باشد كه براي زن تحمّلش مشكل باشد.

آية اللَّه گلپايگاني: مجرّد طلاق باعث عدم وجوب حج نيست. بله اگر صرف مهريه در حج موجب شود كه زندگي او مختلّ شود حج بر او واجب نيست. (مجمع المسائل، ج 1، مسأله 33).

آية اللَّه مكارم: حتي اگر منجرّ به طلاق نشود ولي مشكلات مهمّي در زندگي او حاصل گردد حج لازم نيست.

(3). حكم رجوع به كفايت، در مسأله 76 آمده است.

(4). آية اللَّه مكارم: يا شرط ضمن العقد بوده است.

مناسك حج با حواشي مراجع

تقليد (1387)، ص: 41

كند؛ ولي اگر صِرف وعده بوده، اداي آن لازم نيست.

فرض توقف حج زن بر زحمت شوهر

65- اگر زني مخارج حج را دارد و با درآمدش، مخارج زندگي را متكفّل شود، اگر با به حج رفتن وي، شوهرش براي مخارج به زحمت مي افتد، ولي به زحمت افتادن شوهر، موجب حرج براي زن نباشد، بايد به حج برود و به زحمت افتادن شوهر، مانع از استطاعت زن نمي شود.

اذن شوهر

66- براي بانوان، در سفر حجِّ واجب، اجازه شوهر شرط نيست و بايد حج واجب خود را بجا آورند هرچند شوهر راضي نباشد.

زندگي در منزل استيجاري و حكم استطاعت زوجين

67- اگر زن و شوهري در منزل استيجاري زندگي كنند، در صورتي كه زن هزينه حج را دارا باشد، حج بر او واجب است؛ ولي زماني بر شوهر حجْ واجب مي شود كه لوازم زندگي و مايحتاج خود و عائله اش را در حد شأن، دارا بوده و شرط رجوع به كفايت براي او محقق باشد.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: تنها وعده سفر موجب استطاعت نمي شود ولي بر مرد لازم است كه به وعده خود وفا كند، اگر هنگام عقد ازدواج به او وعده داده است. (مناسك، ص 161، س 4).

آية اللَّه سيستاني: به احتياط واجب بايد به آن وفا كند.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي، آية اللَّه فاضل: اگر شرط ضمن العقد باشد، وفا واجب است و در غير آن، تخلف از وعده كراهت شديده دارد.

(2). آية اللَّه مكارم: ولي بدون شك عمل به آن مستحب مؤكد است.

(3). آية اللَّه سيستاني: به حدّي كه تحمّلش براي او مشكل باشد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: به نحوي كه زندگي او مختلّ شود. (مجمع المسائل، ج 1، ص 429، مسأله 11).

(4). آية اللَّه مكارم: ولي بهتر جلب رضايت اوست.

(5). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي: اگر از جهت صرف هزينه حج، در ناراحتي و مشقت نشوند واجب است حج بروند.

(6). آية اللَّه سيستاني، آية اللَّه مكارم: در فرض مذكور، حج بر هر دو واجب است. (مالكيت منزل مسكوني شرط استطاعت حج نيست).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 42

ب: استطاعت بذلي
بذل حج

68- اگر كسي هزينه حج را نداشته باشد، ولي ديگري به او بگويد: «حج بجا آور، نفقه تو وعائله ات، بر عهده من»، با اطمينان به وفا و عدم انصراف از

بذل، حج واجب مي شود. اين گونه حج، حجِ «بذلي» نام دارد؛ و در آن، «رجوع به كفايت» - كه خواهد آمد- شرط نيست؛ بلي اگر قبولِ بذل و رفتن به حج، موجب اخلال در زندگي او شود، استطاعت بذلي حاصل نمي شود.

______________________________

(1). آية اللَّه فاضل: تعهد نسبت به عائله و اطمينان به وفا و عدم رجوع باذل شرط نيست.

(2). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: اگر نمي تواند نفقه عيال را تأمين كند، چه به حج برود و چه نرود، بذل نفقه عيال شرط نيست.

آية اللَّه سيستاني: مگر اين كه نفقه عائله اش را تا زمان برگشت داشته باشد يا اين كه فرق نمي كند، چه حج برود وچه نرود نفقه آنها را نمي تواند تأمين كند يا از عدم تأمين نفقه آنها در حرج نمي افتد يا عائله واجب النفقه او نيستند كه در اين موارد بذل نفقه عائله شرطِ وجوب حج نيست. (مناسك عربي، مسأله 43).

(3). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: اطمينان به وفا و عدم رجوع باذل، شرط نيست، ولي اگر وثوق و اطمينان به رجوع وعدم وفاي باذل دارد حج واجب نمي شود.

(4). آية اللَّه نوري: به شرطي كه قبول اين بذل براي او مستلزم ذلّت و منّت نباشد.

(5). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي: در اين مسأله فرقي بين اباحه (در اختيار گذاشتن) و تمليك و دادن عين مال و يا قيمت آن نيست.

آية اللَّه سيستاني: اباحه اي كه براي اباحه كننده آن قابل برگشت باشد شرعاً، و تمليك متزلزلي كه از طرف مقابل قابل فسخ بوده باشد شرعاً، موجب حصول استطاعت نمي شود مگر اين كه اطمينان داشته باشد كه از اباحه اش صرف نظر نمي كند يا تمليكش را فسخ نمي نمايد. (مناسك، مسأله

29- 40- 43).

(6). آية اللَّه بهجت: بلي داشتن مؤونه عيال تا وقت رجوع شرط است مگر آن كه با نرفتن حجّ نيزعيال او در مضيقه به سر برند و رفتن حج تأثيري در اين جهت نداشته باشد. (مناسك، ص 19، مسأله 42).

آية اللَّه سيستاني: ولي اگر خودش مقداري از مصارف حج را داشته باشد و بقيّه را به او بذل كنند در اين صورت رجوع به كفايت شرط است. (مناسك، مسأله 45).

(7). آية اللَّه سيستاني: بلي اگر درآمدش در خصوص روزهاي حج باشد و با درآمد آن در بقيه روزهاي سال يا بعضي از آنها زندگي مي كند، به طوري كه اگر به حج برود قدرت تأمين هزينه زندگي در بقيه يا بعضي از روزهاي ياد شده نداشته باشد. در اين صورت حج بر او واجب نخواهد بود، مگر اينكه مخارج زندگيش را در بقيه روزهاي سال هم بدهند كه در اين صورت واجب خواهد بود. (مناسك، مسأله 45).

آية اللَّه مكارم: يا مستلزم منّت و هتك او باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 43

كفارات و پول قرباني در حج بذلي

69- كفارات در حجّ بذلي، بر عهده باذل نيست؛ ولي پول قرباني بر عهده وي مي باشد؛ و اگر آن را بذل نكند، حج واجب نمي شود، مگر در صورت وجود شرايط ديگر استطاعت.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)؛؛ ص43

بذل نفقه حج به شخص ناتوان و مسأله استنابه

70- اگر به شخصي كه استطاعت مالي و قدرت بدني بر حج ندارد و از قادر شدن هم مأيوس است، بذل نفقه حج نمايند، قبولِ آن براي نايب گرفتن، واجب نيست.

بخشش مال براي حج

71- اگر مالي به اندازه هزينه حج، به كسي ببخشند تا حج به جا آورد، بايد قبول كند و حج

______________________________

(1). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: در صورتي كه هدي بر مبذول له واجب باشد پول آن بر عهده باذل است، و الّا تبديل به صوم مي شود. ولي در كفّارات اگر محرم موجب و سبب آن را مرتكب شود پس اگر عمداً باشد كفّاره اش بر عهده خود او مي باشد و اگر از روي فراموشي يا جهل و يا اضطرار و ناچاري باشد و به اين سبب كفّاره واجب شود، پس اگر مبذول له تمكّن از ادا داشته باشد و كفّاره يافت شود، پول آن به عهده باذل مي باشد و الّا بايد مبذول له به وظيفه غير متمكّن از كفّاره عمل نمايد. (آداب و احكام حج، مسأله 56).

(2). آية اللَّه نوري: اگر عملِ موجبِ كفّاره را از روي عمد و اختيار انجام داده باشد، و در غير اين صورت به عهده باذل است علي الأحوط.

آية اللَّه مكارم: احتياط در غير عمد، آن است كه باذل بپردازد.

(3). آية اللَّه تبريزي: مگر در صورتي كه بتواند بدون حرج بدل هدي روزه بگيرد.

آية اللَّه سيستاني: در وجوب حجِ برگيرنده، در اين صورت اشكال است، مگر در صورتي كه خود توانايي خريد آن را از مال خود داشته باشد، بلي اگر پرداخت قيمت قرباني موجب حرج و مشقّت باشد قبول بر او واجب نخواهد بود. (مناسك، م 52).

آية اللَّه فاضل: واجب مي شود لكن پول قرباني

بر عهده باذل است.

(4). آية اللَّه بهجت، آية اللَّه خويي: مگر در صورتي كه خود توانايي خريد آن را از مال خود داشته باشد، بلي اگر پرداخت پول قرباني موجب ناراحتي مالي او شود، قبول بر او واجب نخواهد بود.

(5). آية اللَّه بهجت: در اين صورت استنابه مي كند علي الأحوط.

آية اللَّه تبريزي و آية اللَّه خويي: اگر مالي را به او اباحه كنند، به اندازه اي كه با آن مي تواند حج برود و مجاز در نايب گرفتن هم باشد، بنابراحتياط واجب (آية اللَّه خويي بنابر فتوي) نايب بگيرد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 44

به جا آورد؛ و همچنين است اگر واهب بگويد: «بين حج و غير آن مخيّري»؛ ولي اگر اسم حج را نياورد و فقط مال را به او ببخشد، قبول واجب نيست.

رجوع باذل از بذل

72- باذل مي تواند از بذلش برگردد؛ ولي اگر قبول كننده، در راه حج باشد، باذل بايد نفقه بازگشت او را بپردازد؛ و اگر بعد از احرامْ رجوع كند، بايد نفقه اتمام حج را نيز بپردازد.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: واجب نيست قبول نمايد و در صورت قبول، استطاعت بذليه محقّق است و استطاعت ماليّه است در دو صورت بعد. (مناسك، مسأله 43).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: چنانچه مال كافي براي مؤونه حج باشد و يا به مقداري است كه به ضميمه اموال خود شخص استطاعت حاصل مي شود، حج بر او واجب و كافي از حَجّةالاسلام است. (آداب و احكام حج، مسأله 47).

آية اللَّه نوري: مگر اين كه در قبول، ذلّت و مهانت براي او باشد كه در اين صورت قبول واجب نيست.

(2). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: و اگر واهب (بخشنده) اختيار را

به انسان بدهد و بگويد مي خواهي با اين مال حج برو و نمي خواهي به حج نرو و يا مالي را ببخشد و نامي از حج نبرد، قبولش واجب نيست.

(3). آية اللَّه مكارم: بلكه قبول واجب است به شرط اين كه به هنگام بازگشت، زندگي او تأمين باشد.

(4). آية اللَّه بهجت: و بنا بر اظهر، نفقه بازگشت از محلِّ اعلام رجوع كه زايد بر نفقه وطن است، بر باذل است. (مناسك، ص 22، مسأله 51).

(5). آية اللَّه بهجت: اظهر عدم جواز رجوع است. (مناسك، مسأله 51).

آية اللَّه تبريزي: باذل ضامن نفقه برگشتن او نيست همانطور كه در صورت رجوع بعد از احرام، نفقه اتمام حج را هم ضامن نمي باشد گر چه اتمام بر او واجب است مطلقاً.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بعد از احرام احوط ترك رجوع است و نسبت به رجوعِ به عينِ مبذوله، تفصيلي در مناسك عربي موجود است.

آية اللَّه فاضل: اگر اتمام واجب باشد بايد نفقه اتمام حج را نيز بپردازد، امّا وجوب اتمام در اين فرض محلّ تأمّل است.

آية اللَّه مكارم: احتياط واجب آن است كه بعد از احرام رجوع نكند.

(6). آية اللَّه خويي: در صورتي كه اتمام آن بر مبذول له واجب باشد. و آن در جايي است كه آنچه تا كنون به او بذل شده و او صرف نموده، با ضميمه به اموال خود موجب استطاعت او باشد.

آية اللَّه سيستاني: اگر بعد از احرام باذل رجوع كند، مبذول له بايد حج را تمام كند، اگر بر او حرجي نباشد هر چند فعلًا مستطيع نباشد و باذل ضامن مصرف اتمام حج او و بازگشتش مي باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 45

ارسال به حج بدون تعهد به كار

73-

مواردي كه نهاد يا ارگاني، فردي را بدون الزام به كاري، به حج مي فرستد، با فرض مشروعيّت آن، حج بذلي محسوب مي شود.

حج روحاني و خدمه كاروان

74- خدمه كاروان اگر ساير شرايط استطاعت- از قبيل داشتن وسايل زندگي بالفعل يا بالقوه؛ و رجوع به كفايت، كه بتوانند پس از مراجعت، زندگي خود را به نحو مناسب اداره كنند- را دارا باشند، مستطيع هستند؛ و چنانچه ساير شرايط را ندارند، به مجرّد امكانِ رفتن به حج، مستطيع نمي شوند و حج آنان استحبابي است. حكم روحانيّون كاروان نيز همين است؛ ولي اگر بعد از مراجعت از مكه، نياز به شهريه حوزه دارند، مستطيع نمي شوند.

افرادي كه براي ماموريت به حج مي روند

75- افرادي- مانند پزشكان و مانند آنها- كه به عنوان مأموريت به ميقات آمده اند و در ميقات شرايط استطاعت را دارا هستند، بايد حَجّةالاسلام بجا آورند.

افرادي كه با خرج دولت به حج مي روند

2/ 75- جانبازان و آزادگاني كه با خرج دولت به حج مي روند، با فرض اين كه دولت پول قرباني آنها را بدهد يا ندهد، حج آنها بذلي است يا نه؟

______________________________

(1). آية اللَّه خويي: در صورتي كه ولايت شرعيه بر بذل داشته باشد يا حاكم شرع آن را اجازه نمايد.

(2). آيةاللَّه خويي: اگرحج موجب تفاوت در زندگي آنان نباشد وجوب آن بعيد نيست. (مناسك، مسأله 28).

(3). به تفصيل نظر مراجع ذيل مسأله 76 مراجعه شود.

(4). آية اللَّه بهجت: بايد حَجّةالاسلام بجا آورند، مگر آن كه مأموريت به گونه اي باشد كه نتوانند به وظائف عمل كنند. (پرسشهاي جديد حج، ص 2، س 8).

آية اللَّه فاضل: مگر اين كه مأموريت آنها مشروط به عدم احرام براي حجّ تمتّع باشد، يا عمل به مأموريت مانع از انجام اعمال حج باشد كه در اين دو صورت حج واجب نيست، بلي اگر مخالفت كردند و حج انجام دادند هر چند مرتكب معصيت شده اند ولي حج آنها صحيح است و كفايت از حَجّةالاسلام مي كند.

(5). آيةاللَّه بهجت: اگر بنحو جائز با خرج دولت آنها را به حج ببرند حج بذلي است و همچنين اگر مخارج حج را به آنها ببخشند و ايشان قبول كنند. [مناسك محشّي 2، 94]

آية اللَّه خامنه اي: اگر مخارج حج او را مي دهند و يا پول حج را به شرط رفتن به حج به او مي دهند و هيچ كاري را هم در مقابل آن از او نمي خواهند، حج او بذلي است.

آيةاللَّه فاضل: اگر مخارج حج را بدهند و

پول قرباني را هم بدهند يا خود جانباز پول قرباني را داشته باشد، حج بذلي است و كفايت از حجةالاسلام مي كند.

آية اللَّه مكارم: در صورتي كه دولت پول قرباني آنها را بدهد، يا خود آنها داشته باشند، حج آنها بذلي محسوب مي شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 46

2- رجوع به كفايت
اشاره

76- يكي ديگر از شرايط استطاعت، «رجوع به كفايت» است؛ يعني حج گزار بعد از بازگشت از حج، تجارت، يا زراعت، يا صنعت، يا منفعت ملك- مثل باغ و دكان- داشته باشد، به طوري كه براي زندگاني، به شدت و حرج نيفتد؛ و اگر قدرت بر كسبِ لايق به حالش هم داشته باشد، كافي است؛ و اگر بعد از مراجعت، نياز به مثل زكات و خمس و ساير وجوه شرعيه داشته باشد، كفايت نمي كند؛ بنابراين بر طلاب و اهل علمي كه در بازگشت از حج، نياز به شهريّه دارند، حج واجب نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: اظهر اعتبار رجوع به كفايت است؛ به اين معنا كه به سبب حج، از غنا به فقر يا از فقر به اوسع از آن، واقع نشود. (كتاب حج، ص 26).

(2). آية اللَّه فاضل: و همچنين اگر از طريق زكات يا خمس و يا استعطا، امور خود را اداره كند، كافي است وهمچنين كسي كه آنچه دارد در راه حج خرج كند زندگي او قبل و بعد از حج تفاوتي نكند، حج بر او واجب مي شود و نيز بر طلاب كه با شهريه اداره مي شوند؛ چنانچه هزينه حج و مخارج خانواده خود را داشته باشند يا به عنوان روحاني مشرّف شوند حج واجب است و از حَجّةالاسلام كفايت مي كند.

(3). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني:

كسي كه از وجوه شرعيه، مانند خمس و زكات و امثال اينهازندگي خود را اداره مي كند و بر حسب عادت مخارجش بدون مشقت، مضمون و حتمي باشد، در صورتي كه داراي مقداري پول گردد كه وافي به هزينه حج و مخارج عيالش باشد، بعيد نيست حج بر او واجب باشد، و همچنين است كسي كه شخص ديگر در تمام مدت زندگي او، مخارجش را متكفل باشد و همچنين كسي كه اگر آنچه دارد در راه حج صرف كند زندگي بعد از حجّش با قبل از آن تفاوتي نكند.

آية اللَّه خامنه اي: اگر بعد از مراجعت، زندگي آنها با شهريه اداره مي شود، كفايت مي كند و حج واجب است.

(4). آية اللَّه بهجت: اگر زندگي آن ها با وجوهات، بر حسب عادت بدون مشقّت مضمون و حتمي باشد. در صورتي كه داراي مقداري پول گردد كه وافي به هزينه حج و مخارج عيالش باشد حج بر او واجب است. (مناسك، مسأله 25).

(5). آية اللَّه صافي: ولي رعايت احتياط به اين كه به نحوي خود را واجد شرط استطاعت نمايد، ترك نشود.

آية اللَّه گلپايگاني: افرادي كه از وجوه خاصّي مثل سهم سادات و وجوهات شرعيه و نذورات استفاده مي كنند؛ مانند طلّاب و سادات و اشخاص ديگري كه مورد توجّه مردم هستند، در صورتي كه هزينه حج آية اللَّه مكارم: در تمام مواردي كه افراد به عنوان خدمه يا روحاني يا غير آن به حج مي روند، چنانچه زندگي خانواده آن ها در همان مدت تأمين باشد حجشان حَجةالاسلام و تأمين زندگي آنها در بازگشت شرط نيست. و مخارج عيالات را تا بازگشت داشته باشند، بعيد نيست كه حج بر آنان واجب باشد.

مناسك حج با

حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 47

وجوه شرعي و رجوع به كفايت

77- كسي كه از راه كسب يا غير كسب، مخارج حج را دارد ولي مقداري از مؤونه زندگي خود را از درآمدِ كسب، تأمين كند و در تأمين بقيّه، به شهريه نيازمند باشد، مستطيع نيست.

لزوم داشتن مخارج عائله تا بازگشت

78- در استطاعت، دارا بودن مخارج عائله تا بازگشتِ از حج، شرط است، هرچند عائله، واجب النفقه او نباشند.

دستگردان براي حصول استطاعت

79- افرادي كه امور خود را از وجوه شرعيّه مي گذرانند، بنابر احوط با دستگردانِ هزينه حج، مستطيع نمي شوند.

اشتراط رجوع به كفايت ولو بعد از تقليد صحيح

80- اگر كسي بدون تحققِ شرط رجوع به كفايت- ولو با تقليد صحيح از كسي كه آن را لازم نمي دانسته- حج بجا آورده، حج او از حجّةالاسلام كفايت نمي كند و بايد آن را با تحقق شرايط اعاده نمايد.

______________________________

(1). نظر مراجع عظام در ذيل مسأله 76 بيان شد.

(2). آية اللَّه بهجت: در عيال غير واجب النفقه و مصارف لازمه براي حفظ شأن، احوط رعايت عسر و حرج است؛ يعني نه اقتصار بر فقط مقداري كه بر او واجب شرعي است مي كند و نه انتظار تمكّن از هر چه عرفيت دارد مي كشد. پس تحقق استطاعت منوط به دارا بودن مقداري است كه اگر نباشد لازمه اش عسر و حرج است (كتاب حج، ص 15).

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: داشتن مخارج عائله غير واجب النفقه شرعي، شرط نيست مگر اين كه با ترك انفاق بر آن ها خودش به حرج مي افتد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و عرفاً ملتزم به پرداخت نفقه آنها شده باشد؛ مثل خواهر و برادر، بايد نفقه آنها را هم داشته باشد. (آداب و احكام حج، مسأله 66).

(3). تفصيل اين مسأله و نظر مراجع در ذيل مسأله 76 گذشت.

(4). آية اللَّه بهجت: به معنايي كه براي رجوع به كفايت، در ذيل مسأله 76 گذشت مراجعه شود.

آيات عظام تبريزي، سيستاني، فاضل، گلپايگاني، مكارم، نوري: اعاده لازم نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 48

استطاعت در ميقات

81- اگر استطاعت در ميقات حاصل شود، براي تحقق حَجّةالاسلام كافي است، ولي رجوع به كفايت شرط است.

سوم وچهارم وپنجم:

استطاعت بدني، طريقي و زماني
اشاره

82- شرط ديگر وجوب حج، استطاعت بدني، و استطاعت از جهت باز بودن راه، و استطاعت زماني است؛ پس بر مريضي كه قدرت رفتن به حج ندارد، يا بر او حرج و مشقت زياد دارد، حج واجب نيست؛ و نيز بر كسي كه راه براي او باز نيست، يا وقت تنگ است- به طوري كه نمي تواند به حج برسد، واجب نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: در مسأله 76 معناي رجوع به كفايت گذشت كه زندگي او از يُسر به عسر تغيير نكند.

آية اللَّه تبريزي: مگر براي كسي كه اگر آنچه دارد در راه حج خرج كند به حرج نمي افتد.

آية اللَّه خويي، آية اللَّه سيستاني: به شرحي كه در ذيل مسأله 76 شرايط وجوب گذشت.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: مگر براي كسي كه اگر آنچه دارد در راه حج خرج كند زندگي او قبل و بعداز حج تفاوتي ندارد.

آية اللَّه مكارم: اگر چنانچه انجام حج در اين شرايط تأثير چنداني در وضع و حال او نداشته باشد حج او صحيح است و رجوع به كفايت شرط نيست.

(2). آية اللَّه خويي: بر مريض يا شخصي كه استطاعت مالي دارد ولي از تمكن از رفتن به حج نااميد است يا براو حرجي است واجب است نايب بگيرد و وجوب آن فوري است. (مناسك، مسأله 63).

(3). آية اللَّه بهجت: در صورت يأس از خوب شدن، استنابه مي كند، به نحو فوري بنابر اظهر.

آية اللَّه تبريزي: بنابر احتياط بايد نايب بگيرد و وجوب آن فوري است مگر اين كه اطمينان به تمكّن از

مباشرت در سال هاي بعد داشته باشد.

آية اللَّه سيستاني: اگر اميد به تمكّن از حجّ بدون حرج و مشقّت بعد از آن هم نداشته باشد در اين فرض گرفتن نايب واجب است و وجوب آن فوري است.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: اگر از جهت مالي قدرت دارد و از جهت صحّت بدن استطاعت ندارد و اميد خوب شدن ندارد، واجب است نايب بگيرد درصورتي كه حج بر او مستقر شده، و اگر حج بر او مستقر نشده باشد، نايب گرفتن مطابق احتياط است، اگرچه اميد به زوال عذر هم وجود داشته باشد. (آداب و احكام حج، مسأله 90).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 49

استنابه براي عاجز از حج با استقرار

83- اگر مستطيع، براي حج اقدام نكند تا در اثر پيري يا بيماري نتواند حج به جا آورد و اميد خوب شدن هم نداشته باشد، واجب است نايب بگيرد.

پيدايش مرض شديد قبل از انجام حج

84- اگر فردي قبل از انجام حج- مثلًا در مدينه- دچار مرض شديد شود، چنانچه سال اول استطاعت او است و قدرت بر اعمال، حتي به نحو اضطراري را نداشته باشد، از استطاعت خارج شده؛ و اگر با اين حال بخواهند او را به مكه ببرند، بايد براي ورود به مكه محرم شود و با انجام اعمال عمره مفرده ولو اضطراري آن، از احرام خارج شود.

شخص فوق چنانچه سال اول استطاعت او نباشد و حج براو مستقر بوده، اگر مأيوس از خوب شدن باشد، بايد نايب بگيرد.

اگر براي اين شخص، انجام اعمال حج تمتع- ولو به نحو اضطرار و انجام اضطراري اعمال- ممكن باشد، لازم است محرم شود و هر مقدار از اعمال را كه مي تواند ولو با كمك گرفتن از ديگري، انجام دهد، و هر مقدار را كه نمي تواند، نايب بگيرد، ولي براي وقوفين، استنابه كافي نيست.

حصول مرض بعد از عمره تمتع

85- اگر حج گزار بعد از انجام عمره تمتع مريض شود و نتواند اعمال حج را بجا آورد و به

______________________________

(1). تفصيل نظر آيات عظام در مسأله قبل گذشت.

آية اللَّه بهجت: بر چنين شخصي واجب نيست به حج برود ولي نايب گرفتن بر او واجب است علي الأظهر و براي تفصيل آن به حاشيه مسأله 86 مراجعه شود.

(2). آية اللَّه بهجت: حكم استنابه در مسأله 86 آمده است.

(3). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: اگر توانايي مباشرت اعمال حج را ندارد ولو به اين كه براي بعض اعمال نايب بگيرد، از استطاعت افتاده است. ولي اگر ثروتمند است و ديگر هيچگاه توانايي مباشرت اعمال حج را ندارد و يا مشقّت دارد، بايد براي حج نايب بگيرد و وجوب نايب گرفتن، مانند وجوب

حج، فوري است. (مناسك، م 63).

آيات عظام: صافي، گلپايگاني و مكارم: و قدرت بر نايب گرفتن هم ندارد.

(4). آية اللَّه خويي: … ولي اگر دارا و ثروتمند است و اميد به بهبودي ندارد يا حج بر او حرجي است بايدنايب بگيرد.

آية اللَّه سيستاني: اگر توانايي مباشرت اعمال حج را ندارد و نايب هم نمي تواند بگيرد، از استطاعت افتاده است ولي اگر تمكّن مالي دارد و توانايي مباشرت اعمال حج را ندارد يا دشوار و با مشقّت است و اميد به بهبودي ندارد بايد نايب بگيرد. (مناسك، مسأله 63).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 50

وطن باز گردد، چنانچه سال اوّل استطاعت او بوده، وجوب حج در سال بعد، به دارا بودن استطاعت در آن زمان بستگي دارد؛ ولي اگر حج بر او مستقر باشد، چنانچه مأيوس از خوب شدن باشد، بايد در همان سال با امكان، يا سال بعد، نايب بگيرد؛ و اگر اميد بهبودي داشته باشد، نمي تواند نايب بگيرد و بايد خودش بعد از بهبودي، حج و عمره تمتع را انجام دهد.

استقرار حج و عدم امكان مسافرت با هواپيما

86- اگر شخصي حج بر او مستقر شده ولي به جهت كسالت، مسافرت با هواپيما، براي او مقدور نباشد و غير از هواپيما وسيله ديگري ممكن نباشد، نمي تواند نايب بگيرد و بايد خودش در

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: براي حكم استنابه، به مسأله 86 مراجعه شود. و عمره او مفرده مي شود و احتياطاً بايدطواف نساء به جا آورد (مستفاد از سؤال 136 مناسك).

آيات عظام تبريزي، صافي، گلپايگاني: مگر آن كه ثروتمند باشد و مباشرت اعمال را نتواند بكند، پس بنابر احتياط بايد نايب بگيرد.

آية اللَّه خويي: مگر آن كه ثروتمند باشد و مباشرت اعمال را نتواند

بكند يا براي او مشقت داشته باشد و اميد به بهبودي نداشته باشد كه در اين صورت بايد براي حج نايب بگيرد. و وجوب نايب گرفتن مانند وجوب حج فوري است. (مناسك، مسأله 63 و قبل از مسأله 151).

آية اللَّه سيستاني: اگر از انجام حج متمكن نبوده، وظيفه او بنابر احتياط واجب اين بوده است كه عمره تمتع را بدل به عمره مفرده كند و طواف نساء را انجام دهد، و اكنون اگر بازگشت براي او مقدور نيست احتياطاً بايد براي طواف نساءنايب بگيرد. (مناسك، ذيل مسأله 151 و ملحق مناسك، س 92).

(2). آية اللَّه فاضل: و اگر نشد سال بعد.

(3). آية اللَّه مكارم: در همان سال و اگر ممكن نشد در سال هاي بعد.

(4). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بنابر احتياط در اين صورت هم نايب بگيرد و اگر بعداً رفع عذر شد و داراي شرايط بود احتياطاً خودش نيز حج را انجام دهد. (مناسك عربي، ص 32، مسأله 90).

(5). آية اللَّه بهجت: در صورت استقرار حج، با فرض يأس از زوال عذر، واجب است استنابه نمايد و با اميدزوال عذر، احوط جمع بين استنابه فوري و لوازم مناسب با احتياط در آن است، و با زوال عذر احوط اعاده با مباشرت است و با تبديل اميد زوال عذر به يأس از آن احوط تجديد استنابه است و با استمرار عذر تا وقت وفات، احوط براي غير مأيوس قضاي از او با تكرار استنابه است. و اما در صورت عدم استقرار حج، پس با فرض يأس از زوال عذر، اظهر وجوب فوري استنابه است و با اميد زوال عذر، احتياط مستحب اين است كه

فوراً استنابه كند كه با زوال عذر اعاده با مباشرت مي نمايد و احتياط در بقيه بر همان نحو است كه ذكر شد (كتاب حج، ص 18 و 19).

آية اللَّه تبريزي: اگر اطمينان به تمكن از مباشرت نداشته باشد، بنابراحتياط واجب است كه براي خود نايب بگيرد و چنانچه مي داند متمكن از مباشرت نمي شود بايد نايب بگيرد و همچنين در فرض بعدي بايد بنا بر احتياط نايب بگيرد و وجوب نايب گرفتن مانند وجوب حجّ فوري است.

آية اللَّه خامنه اي: واجب است تا آنجا كه امكان دارد خودش به حج برود و اگر حج به سبب مرضي كه اميد زوالش نيست يا پيري يا اسباب ديگر، براي او مشقت دارد، واجب است نايب بگيرد.

آية اللَّه خويي، آية اللَّه سيستاني: اگر اميد به تمكن از مباشرت نداشته باشد، واجب است كه براي خود نايب بگيرد.

آية اللَّه مكارم: اگر اميد بهبودي نداشته باشد مي تواند نايب بگيرد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 51

وقت تمكن، به حج برود؛ و اگر متمكن نشد تا فوت شد، بايد از تركه اش براي او حج بجا آورند؛ ولي اگر حج بر او مستقر نبوده، در فرض مزبور، مستطيع نيست.

استطاعت طريقي فرزند با نوبت پدر

87- اگر كسي كه براي حج ثبت نام نموده، فوت نمايد، به هر كدام از فرزندانش اجازه حج داده شود، اگر غير از باز بودن راه، شرايط ديگر استطاعت را دارا باشد، و قبل از تحقق استطاعت، براي آن حج اجير نشده باشد، استطاعت طريقي نيز حاصل شده و حج بر او واجب مي شود.

______________________________

(1). تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 82 استطاعت گذشت.

(2). آية اللَّه صافي: اگر به عنوان نيابت پدر است بر هيچ يك

از آنها رفتن به حج و قبول نيابت واجب نيست مگر آن كه بالخصوص مورد وصيّت باشد و اگر منظور اين است كه يكي از آن ها مي تواند با استفاده از فيش پدر براي خود حج به جاآورد، در صورت داشتن ساير شرايط استطاعت، بر هر كدام كه مي داند با استفاده از فيش مورد مزاحمت ديگران قرار نمي گيرد حج واجب است و اگر همه در اين جهت مساوي باشند بر همه لازم است اقدام كنند و چنانچه يكي از آن ها بدون مسامحه ديگران موفّق به استفاده شد حج از ديگران ساقط است ولي با مسامحه، حكم به استقرار حج بر او خالي از وجه نيست. اين در صورتي است كه فيش از تركه ميّت محسوب نشود و اگر از تركه محسوب شود در صورتي كه هيچ يك از ورثه از حقّ خود نسبت به آن صرف نظر نكند، بايد به فروش برسد و بهاي آن بين ورثه- كما فرض اللَّه- تقسيم شود و بنابراين، هر يك از ورثه يا غير ورثه بايد اقدام به خريد فيش نمايد، هر كس برايش فراهم شد حج بر او واجب است و چنانچه پدر واجب الحج بوده است بايد براي او استيجار نمايند هر چند به فروش فيش باشد.

آية اللَّه گلپايگاني: اگر به عنوان نيابت پدر است بر هيچ يك از آنها رفتن به حج و قبول نيابت واجب نيست، مگر آن كه بالخصوص مورد وصيّت باشد، و اگر منظور اين است كه يكي از آنها مي تواند با استفاده از فيش پدر براي خود حج به جا آورد، در صورت داشتن ساير شرايط استطاعت، بايد هر كدام سعي كنند كه خودشان به حج بروند و در

صورت مشاجره بين آن ها، با قرعه تعيين شود، و در هر صورت ارزش فيش را به ورثه مديون است، و چنانچه پدر واجب الحج بوده است، بايد براي او استيجار نمايند. (آداب و احكام حج، مسأله 144).

آية اللَّه مكارم: ولي ورثه بايد بر آن توافق كنند و حج واجبي هم بر عهده پدر نباشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 52

فرق حصول استطاعت قبل و بعد از استيجار

88- اگر فرزندي راه براي او باز نبوده و از جهت نوبت پدر و قبول اجاره، راه براي او باز شده است، بايد براي پدرش حج كند، مگر آن كه تبرّعاً و بدون اجاره، به نيابت پدر به حج آمده باشد كه در اين صورت مستطيع شده و بايد براي خودش حج به جا آورد. و به مجرد وصيت و قبول فرزند، نيابتْ واجب نمي شود مگر آن كه قبل از استطاعت، اجير شود.

استجازه از ورثه براي انجام حج به نيّت خود

89- شخصي با فيش ميّت اگر از ساير ورثه اجازه بگيرد مي تواند به حج مشرف شود، آيا استجازه از ساير ورثه به عنوان مقدمه واجب- مثل ثبت نام و تهيه بليط و امثال آن- واجب است يا نه؛ و نيز با فرض عدم استجازه، چنانچه با همان فيش به حج برود و ساير شرايط را داشته باشد، حج او/ صحيح است و كفايت از حَجّةالاسلام مي نمايد يا نه؟

______________________________

(1). آيات عظام تبريزي، صافي، گلپايگاني: بايد براي خود حج به جا آورد و براي پدر نايب بگيرد.

(2). آية اللَّه خويي: در صورتي كه وصيت پدر اين بوده كه او خودش حج نيابي را به جا آورد، فتواي ايشان معلوم نيست.

آية اللَّه سيستاني: در اين صورت نيز بايد براي پدرش حج كند.

آية اللَّه فاضل: در اين صورت نيز بايد براي پدرش حج بجا آورد هرچند اگر براي خودش نيز حج انجام دهد صحيح است.

(3). آية اللَّه نوري: اگر در وصيّت قيد «مباشرت شده» و فرزند وصيت را قبول كرده، نيابت واجب مي شود و استيجار لازم نيست.

آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 33 مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني: و گذشت كه اگر اجرت معين شده باشد و او در حيات پدر وصيت را قبول كرده

باشد، اجاره است و بايد انجام دهد.

آية اللَّه مكارم: اگر وصيت را قبول كرده واجب العمل است.

(4). آيةاللَّه بهجت: با فرض اينكه تنها نياز به امتياز فيش دارد و از نظر مالي خودش مستطيع است بايد بنابر احوط از اين جهت هم استجازه كند هرچند بدون آن هم حج او صحيح و مجزي از حجّةالاسلام است با فرض اينكه قاصد استرضاء ورثه فيما بعد است.

آيت اللَّه خامنه اي: در استفاده از فيش ميّت اجازه ورثه لازم است، و چنانچه بدون اجازه از آن استفاده نمايد، اگر از ميقات به بعد هم استطاعت از ناحيه فيش باشد، حجّ او حج اسلام محسوب نيست، ولي اگر از ميقات به بعد خودش هزينه حج را داشته باشد و ساير شرايط هم متحّقق باشد حج او مجزي از حَجّةالاسلام است.

آيت اللَّه تبريزي: بنابر احتياط بايد اجازه بقيه ورثه را تحصيل نمايد.

آيت اللَّه سيستاني: اگر از ساير جهات مستطيع باشد و تمكّن مالي در مورد پرداخت حق ساير ورثه در فيش نيز داشته باشد حج بر او واجب است و بايد مقدمات را تهيه كند و دراين فرض اگر بدون اجازه از فيش استفاده كند، حجش صحيح و مجزي است وبدهكار حق ورثه است.

آيت اللَّه صافي: در فرض سؤال، استجازه لازم نيست، چون تحصيل استطاعت است كه واجب نيست. و اگر بدون اجازه برود، هرچند گناه كرده لكن اگر در ميقات شرايط استطاعت در او باشد حج صحيح و مجزي از حَجّةالاسلام است.

آيت اللَّه فاضل: تصرّف در فيش، كه مشترك است، بايد با رضايت و اجازه همه ورثه باشد ولي اگر استجازه نكرد، هرچند معصيت كرده است ولي حج او صحيح

است و كفايت از حَجّةالاسلام مي كند، اما بايد رضايت ورثه را تحصيل نمايد.

آيت اللَّه مكارم: استجازه كردن لازم نيست ولي اگر استجازه كند و اجازه دهند و ساير شرايط را داشته باشد مستطيع مي شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 53

استنابه براي ميت در ميقات و انجام حج براي خود

90- كساني كه با فيش ميّت و به نيابت از وي به حج مي روند، اگر خود نيز شرايط استطاعت را دارا باشند، بجز باز بودن راه، كه آنهم با فيش حج ميّت حاصل شده است، آيا مي توانند- مثلًا در مدينه يا جده (قبل از ميقات)- براي متوفّي نايب بگيرند و خودشان حج واجب خود را انجام دهند؟

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي: اگر بتواند ورثه را راضي كند كه با آن فيش براي خود حج بجاآورد و براي ميت نايب بگيرد، واللَّه العالم.

آيةاللَّه بهجت: مانعي ندارد اگر اجاره مطلق بوده و شرط مباشرت نشده است.

آية اللَّه خامنه اي: اگر راه با فيش مورد وصيت براي پسر باز شده و يا اينكه ورثه فيش را به يكي از فرزندان بدهند كه به نيابت پدر به حج برود بايد حج را به نيابت از پدر بجا آورد و چنانچه وصيتي نبوده و از او خواسته نشده كه نيابت كند، بايد براي خودش حج به جا آورد و براي پدر نايب بگيرد.

آية اللَّه سيستاني: اگر اجير باشد و نيابت مشروط به آن سال باشد. بايد حج نيابي را مقدّم بدارد و اگر مشروط نباشد يا اجير نباشد، بايد حج خود را مقدّم بدارد و مي تواند براي ميّت نايب بگيرد مگر اين كه مطمئن باشد در آينده مي تواند حج خود را انجام دهد كه در اين صورت مي تواند حجّ نيابي را

انجام دهد.

آية اللَّه صافي: در فرض مرقوم، استيجار شخص ديگري صحيح نيست، بلي اگر براي انجام حج، اعمّ از مباشرت و تسبيب اجير شده باشد و حج مورد اجاره ميقاتي باشد بايد خودش حَجّةالاسلام خود را بجا آورد و براي ميّت حج ميقاتي استيجار كند. واللَّه العالم.

آية اللَّه فاضل: در فرض سؤال، وظيفه انجام حج نيابي است. گرچه اگر براي خود حج انجام دهند صحيح است. هر چند معصيت كرده اند. و نايب گرفتن براي متوفّي در صورتي صحيح و مجزي است كه مجاز در استنابه باشند. و الّا مجزي نيست.

آية اللَّه مكارم: در صورتي كه ميت وصيت براي حج بلدي نكرده باشد، اين كار مانعي ندارد.

آية اللَّه نوري: اين قبيل افراد نمي توانند نايب باشند و حجّ نيابي انجام بدهند، اين شخص هم لازم است حجّ خود را انجام بدهد و گرفتن نايب بايد با نظر ورثه و يا وصي و يا حاكم شرع، كه هر يك در مورد خود اختيار دارند، باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 54

91- در فرض سؤال قبل، اگر ميّت مثلًا پسر بزرگ خود را براي انجام حج مشخص كرده باشد، يا تمام ورثه اتفاق كنند كه يكي از آنها از طرف ميّت به حج برود، تكليف او چيست؟

حصول عجز و بيماري و مسأله استنابه

92- كسي كه از نظر مالي مستطيع بوده و براي حج ثبت نام كرده، ولي در سال جاري كه زمان اعزام وي رسيده، پزشكيِ حج به دليل بيماري و يا كهولت سنّ به او اذن حج نداده است؛ الف: آيا هنوز مستطيع است و حج بر وي واجب مي باشد؟ ب: آيا تا وقتي زنده است، مي تواند نايب بگيرد؟

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي:

به همان نحو كه در مسأله سابقه گذشت عمل شود واللَّه العالم.

آيةاللَّه بهجت: جواب آن از سوال قبل معلوم مي شود.

آيةاللَّه سيستاني: در صورتي كه وصيّت به يكي از آنها كرده باشد، بايد به جاي او حج انجام دهد و خودش مستطيع نيست. ولي اگر توافق آنها بر يكي از آنها باشد مصداق مسأله فوق است.

آية اللَّه صافي: با فرض آنكه استطاعت طريقي ندارد جايز است از طرف ميت حج بجا آورد.

آية اللَّه فاضل: اگر وصيت كرده باشد بايد به جاي متوفي حج بجا آورد و خودش در آن سال مستطيع نيست و اگر تمام ورثه رضايت بدهند كه يكي حج بجا آورد، اگر بگويند به نيابت حج بجا آورد، بايد بجاي متوفي حج انجام دهد و اگر اجازه دادند براي خودش حج انجام دهد، براي خودش انجام دهد.

آية اللَّه مكارم: هرگاه ميت وصيّت كرده، بايد به وصيّت او عمل شود و اگر ورثه توافق كنند جايز است او به حج برود.

آية اللَّه نوري: اگر خود آن فرزند مستطيع باشد، نمي تواند نيابت را قبول كند.

(2). آية اللَّه بهجت: الف: اگر در سال اولي كه مستطيع شده بدون تأخير ثبت نام نموده و حال زمان اعزام او رسيده، در حالي كه توانايي جسمي ندارد از آن كشف مي شود كه مستطيع نبوده و اگر تأخير كرده بوده بطوريكه اگر اقدام مي كرد قبل از مريض شدن مي توانست حج بجا آورد بر او مستقر شده و از قبل در حكمِ مستطيع است.

ب: در صورتي كه مستطيع بوده و از توانايي خود نااميد باشد، بايد فوراً نايب بگيرد و اگر در صورت استنابه رفع مانع شد وجوب اعاده با بقاء استطاعت بلكه

مطلقاً احوط است.

آية اللَّه خامنه اي: الف: مستطيع نيست.

ب: استنابه واجب نيست.

آية اللَّه سيستاني: چنانچه از نظر بدني مستطيع نباشد و از حصول استطاعت تا آخر عمر مأيوس باشد، بايد نايب بگيرد، و همچنين است در صورتي كه استطاعت بدني داشته باشد و لكن راهي براي رفتن به حج نداشته باشد، حتّي تا آخر عمر.

آية اللَّه صافي: احتياط واجب در صورت بقاي استطاعت مالي، اين است كه شخص مذكور، در حال حيات خود كسي را از طرف خود بفرستد كه حج نمايد و بهتر بلكه احتياط مستحب اين است كه در اين صورت كسي را به نيابت بفرستد كه اوّلين مرتبه حجّ او باشد و اگر استطاعت مالي او باقي نيست، در صورتي كه در سنوات گذشته به غير از طريق ثبت نام براي حج، امكان تشرّف به حج براي او در آن سال ها نبوده است و فعلًا كه امكان حاصل شده استطاعت مالي ندارد، حج بر او واجب نيست.

آية اللَّه نوري: الف: اگر در سال هاي سابق حج بر او مستقر نبوده، در فرض سؤال مستطيع نيست.

ب: نيابت لازم نيست.

آية اللَّه تبريزي: چنانچه شخص مزبور تمكّن از رفتن به حج- ولو از طريق آزاد- را دارد، بايد به حج برود و اگر به علت بيماري يا كهولت سن، خودش نمي تواند به حجّ برود. بنابراحتياط واجب بايد كسي را بفرستد كه از طرف او حج انجام دهد.

آية اللَّه فاضل: الف: چنانچه قبلًا حج بر او مستقر نبوده، در فرض مزبور مستطيع نمي باشد و حج بر او واجب نيست.

ب: نيابت گرفتن براي حجّ مستحبي مانعي ندارد ولي كسي كه قبلًا حج بر او مستقر شده و فعلًا

توانايي انجام آن را ندارد، نمي تواند نايب بگيرد مگر اين كه مأيوس از رفع عذر باشد.

آية اللَّه مكارم: چنانچه استطاعت او تنها از طريق ثبت نام حاصل شده است و اكنون كه نوبت او رسيده از نظر جسمي توان ندارد، مستطيع نمي باشد ولي اگر از طريق آزاد هم مي توانسته به حج برود و نرفته مستطيع است و بايد نايب بگيرد تا از سوي او حج بجا آورد.

آية اللَّه صافي: احتياط واجب در صورت بقاء استطاعت مالي اين است كه شخص مذكور، در حال حيات خود كسي را از طرف خود بفرستد كه حج نمايد و بهتر بلكه احتياط مستحب اين است كه دراين صورت كسي را به نيابت بفرستد كه اوّلين مرتبه حجّ او باشد و اگر استطاعت مالي او باقي نيست در صورتي كه در سنوات گذشته به غير از طريق ثبت نام براي حج امكان تشرّف به حج براي او در آن سال ها نبوده است و فعلًا كه امكان حاصل شده استطاعت مالي ندارد حجّ بر او واجب نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 55

حج كسي كه از مدينه بايد بازگردد

2/ 92- شخصي در ماههاي حج به مدينه رفته و شرايط استطاعت را داراست ولي مقررات

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 56

اداره اي كه در آن مشغول به كار است، به وي اجازه ماندن تا ايام حج را نمي دهد، و بايد به ايران برگردد، آيا بايد بماند و حَجةالاسلام بجا آورد و يا با منع اداري استطاعت براي او حاصل نيست، و در صورتي كه با اصرار و درخواست و گرفتن مرخصي بدون حقوق به وي اجازه مي دهند، آيا واجب است اقدام كند و تا ايام

حج بماند و حَجّةالإسلام بجا آورد يا واجب نيست؟

ثبت نام براي حج

حكم ثبت نام براي حج و موارد گوناگون آن در مسايل 7 الي تا 10 گذشت.

موارد خروج از استطاعت و نياز به پول
اشاره

93- كسي كه از جهت مالي استطاعت دارد ولي از جهت صحت بدن، يا باز بودن راه، مستطيع نيست، مي تواند در مال تصرّف كند و خود را از استطاعت مالي خارج كند؛ ولي اگر از آن

______________________________

(1). آية الله بهجت: اگر وقت كوچ براي حج رسيده منع اداري ميزان نيست بلكه وقوع در عسر و حرج فعلي يا آتي ميزان است

آية الله فاضل: اگر ماندن تا ايام حج موجب بيكار شدن او مي شود، رجوع به كفايت ندارد و حج بر او واجب نيست، اما اگر موجب بيكار شدن نمي شود و اگر مرخصي بدون حقوق بگيرد از نظر معيشتي با مشكل برخورد نمي كند واجب است بماند و حج خود را انجام دهد.

(2). آية الله تبريزي: اگر مي داند در همان سال ساير شرايط استطاعت حاصل مي شود، حفظ استطاعت مالي لازم است، بلكه در غير اين صورت هم بنابر احتياط واجب، حفظ استطاعت لازم است، و اگر اطمينان به زوال عذر تا آخر عمر ندارد، بنابر احتياط در همان سال نايب بگيرد و چنانچه عذرش زايل شد و استطاعت مالي باقي بود بنابر احتياط دوباره خودش حج بجا آورد

آية الله صافي، آية الله گلپايگاني: اگر از جهت مالي قدرت دارد و از جهت صحت بدن استطاعت ندارد و اميد خوب شدن ندارد واجب است نايب بگيرد، بلكه احوط نايب گرفتن است براي كسي كه اميد خوب شدن دارد، پس اگر رفع عذر شد، خودش نيز به حج برود، مگر اين كه پس از رفع عذر استطاعت مالي نداشته باشد. (مجمع المسائل، ج 1،

مسأله 18 ص 431).

(3). آية الله خويي: اگر دارا و ثروتمند است و توانايي مباشرت اعمال حج را ندارد يا دشوار و با مشقت است بايد نايب بگيرد. و وجوب نايب گرفتن، مانند وجوب حج فوري است. (مناسك، مسأله 63

آية الله سيستاني: كسي كه تمكن مالي دارد ولي توانايي مباشرت حج را ندارد و اميد اين كه بتواند در آينده انجام دهد ندارد، واجب است نايب بگيرد و اگر مباشرت براي حرج و مشقت داشته باشد، مي تواند نايب بگيرد، گرچه مباشرت افضل است و به هر حال همچنان كه وجوب مباشرت فوري است، وجوب استنا به نيز فوري است.

آية الله مكارم: يعني در موقع حج استطاعت بدني و باز بودن راه را ندارد.

(4). آية اللَّه بهجت: در صورتي كه موضوع وجوب استنابه، كه يأس از رفع مانع است، محقّق نشده باشد. (كتاب حج، ص 18 و 19)

آية اللَّه گلپايگاني: بلي اگر علم داشته باشد كه در آن سال متمكّن از رفتن به حج است، جواز مصرف كردن وجه در غير حج (خصوصاً در اوان خروج مردم براي حج) مشكل است، و اگر استطاعت مالي بعد از استطاعت طريقي حاصل شده باشد، تصرف در آن مال در زماني كه مردم آماده براي حج مي شوند جايز نيست. (آداب و احكام حج، مسأله 37).

آية اللَّه خامنه اي: در مورد نظر ايشان به حاشيه مسأله بعد مراجعه شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 57

جهات هم استطاعت دارد و فقط وسايل رفتن را تهيه نكرده يا وقت حج نرسيده، نمي تواند خود را از استطاعت خارج كند وگرنه حج بر او مستقر مي شود و بايد به هر نحو به حج

برود. 94- اگر در سالِ استطاعت مالي، از جهت صحت بدن يا باز بودن راه، استطاعت نداشته باشد، مي تواند در مال تصرف كند و خود را از استطاعت مالي خارج نمايد حتي اگر اطمينان داشته باشد كه

______________________________

(1). آية اللَّه فاضل: حتي اگر اول ماه محرم باشد كه هنوز چندين ماه به موسم حج باقي است.

(2). آية اللَّه بهجت: هرگاه انسان مالي داشته باشد كه كفاف هزينه حج را بدهد، مي تواند قبل از وقت حركت قافله آن را در مصارف خود خرج كند هرچند ديگر نتواند به حج برود ولي در صورتي كه آن مال را به طور نسيه تا زمان بعد از حج بفروشد و منظور فرار از استطاعت باشد، احتياط اين است كه اقدام به اين عمل ننمايد. و اگر نموده با خود معامله مستطيع كند به اين كه سال آينده به حج برود با احتياطاتي كه سبب قطع به اجزاء از حَجّةالاسلام است (يعني احتياطاً سعي در تحصيل و حفظ استطاعت شرعيه براي خود در وقت سير كاروان در سال آينده بنمايد نه صرف استطاعت عقليه) و اگر معامله نه براي فرار است بلكه براي حاجت فعلي است كه متمكّن از بر آورده شدن آن نمي شود، مگر بعد از وقت سير يا وقت حج اظهر جواز آن است (كتاب حج، ص 11).

آية اللَّه خويي: هرگاه انسان مالي داشته باشد كه كفاف هزينه حج را بدهد، حج بر او واجب مي شود و جايز نيست در آن مال تصرفي كند كه از استطاعت خارج شود و نتواند تدارك كند. و اين تصرف خواه پيش از تمكن از سفر باشد يا بعد از آن فرقي ندارد، بلكه ظاهر

اين است كه قبل از ماه هاي حج تصرف جايز نيست.

آية اللَّه سيستاني: در تفصيل تمكن از مسير مي فرمايند: اگر در آن تصرفي كند كه از استطاعت خارج شود و نتواند تدارك كند، و براي او مشخص شده باشد كه قدرت رفتن به حج در روزهاي آن را داشته باشد، بنابر اظهر حج در ذمّه او مستقر است، ولي اگر قدرت رفتن براي او مشخص نشده باشد، حج در ذمّه او مستقر نيست. (مناسك، مسأله 39).

(3). آية اللَّه خامنه اي: پس از فرا رسيدن زماني كه صرف آن براي رسيدن به حج لازم است، شخص مستطيع نمي تواند خود را از استطاعت بيندازد و پيش از فرا رسيدن اين زمان نيز احتياط واجب آن است كه خود را از استطاعت خارج نسازد.

آية اللَّه خويي، آية اللَّه سيستاني: تصرّف در مال جايز نيست و واجب است مال را حفظ كند و خود را از استطاعت خارج نكند. (حاشيه بر عروة الوثقي).

آية اللَّه تبريزي: بنابر احتياط واجب، استطاعت خود را حفظ كند.

آية اللَّه صافي و آية اللَّه گلپايگاني: اگر اطمينان دارد كه در سال هاي ديگر از آن جهات استطاعت پيدا مي كند بنابر احتياط (آية اللَّه گلپايگاني بنابر فتوي) نمي تواند در مال تصرف كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 58

در سال هاي ديگر از آن جهات، استطاعت پيدا مي كند.

95- در زمان حصول استطاعت، فرقي بين شهر حج- يعني «شوال» و «ذي القعده» و «ذي الحجه» - و قبل از آن نيست؛ بنابراين، بعد از تحققِ استطاعت مالي، اگر ساير شرايط موجود باشد، نمي تواند خود را از استطاعت خارج كند، حتي در اوائل سال و قبل از ماه هاي حج.

نياز به پول قبل از حج

96- اگر كسي در اولين

سال تمكّن، براي حج ثبت نام نموده باشد ولي قبل از انجام حج، از نظر مالي به آن پول محتاج شود، از استطاعت خارج شده و مي تواند پول را پس بگيرد؛ و حج بر او واجب نيست هرچند در همان سال اول، نوبت اعزام او فرا برسد.

عدم جواز بخشش پول حج و حصول ملكيت

97- مستطيع نمي تواند پول حج را در مصرف ديگري هرچند لازم باشد، خرج كند؛ و نيز نمي تواند آن را به ديگري حتي پدر و مادر خود، ببخشد و خود را از استطاعتْ خارج نمايد؛ ولي در هر صورت، براي گيرنده مالكيّت حاصل مي شود.

98- مستطيع نمي تواند نوبت خود را به ديگري واگذار كند ولو زن به شوهرش، ولي اگر چنين كرد، حج شوهر صحيح است.

4- چهارمين شرط وجوب حج: حريّت.

______________________________

(1). تفصيل نظر مراجع در ذيل مسأله 94 و 93 گذشت.

آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.

(2). به ذيل مسأله 93 مراجعه شود.

(3). آية اللَّه مكارم: ولي زن گناه كرده است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 59

باب دوم

موارد استنابه 61

1- استنابه براي ميت 61

2- افراد مريض و ناتوان 63

شرايط نايب و منوبٌ عنه 64

1- شرايط نايب 64

نيابت افرادي كه وقوف اضطراري دارند 76

2- شرايط منوبٌ عنه 79

احكام نيابت 83

1- لزوم اذن يا توكيل 83

2- نيت نيابت 84

3- رعايت بلد 86

4- فوت نايب 87

5- مباحات و مستحبات بر نايب 89

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 60

يَا مُجِيبَ مَنْ لا مُجِيبَ لَهُ

الَّلهُمَّ ارْزُقْنَا حَجَّ بَيْتِكَ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ وَ رَحْمَتُكَ

وَ مَغْفِرَتُكَ وَ رِضْوَانُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَي أَهْلِ بَيْتِهِ إِنَّكَ قَرِيبٌ مُجِيبٌ

عن أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام: أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام كَانَ يَقُولُ:

«طُوبَي لِمَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ الْعِبَادَةَ وَ الدُّعَاءَ،

وَ لَمْ يَشْغَلْ قَلْبَهُ بِمَا تَرَي عَيْنَاهُ

وَ لَمْ يَنْسَ ذِكْرَ اللَّهِ بِمَا تَسْمَعُ أُذُنَاهُ

وَ لَمْ يَحْزن صَدْرهُ بِمَا أُعْطِيَ غَيْرُهُ

الكافي 2 باب الإخلاص ص: 15

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 61

باب دوم: موارد استنابه

فصل اول: موارد استنابه

1- استنابه براي ميت
اشاره

99- اگر كسي حج بر او مستقر شود و به جا نياورد تا فوت كند، بايد از تركه او در همان سال اول، برايش حج بجاآورند و تأخير جايز نيست؛ و تا حج او را ندهند، ورثه نمي توانند در تركه تصرّف نمايند؛ و در صورتي كه تركه نداشته باشد، بر وارث، حج او واجب نمي شود.

كفايت حج ميقاتي

در فرض مذكور، حج ميقاتي كفايت مي كند؛ ولي اگر در همان سال، استيجار ممكن نباشد مگر از بلد، لازم است از بلد اجير بگيرند و از اصل تركه خارج مي شود؛ و همچنين اگر در سال اول از ميقات نتوانند اجير بگيرند مگر به زيادتر از اجرت متعارف، لازم است اقدام كنند و تأخير نيندازند.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: تأخير در اداي دَيْن بدون عذر جايز نيست.

(2). آية اللَّه سيستاني: احوط اين است كه فوراً براي فارغ شدن ذمّه او اقدام نمايند، هرچند با استيجار ازتركه، و اگر در همان سال استيجار از ميقات ميسّر نشد، به احتياط واجب بايد از بلد استيجار كنند و تأخير نيندازند هر چند بدانند در سال بعد، از ميقات ميسّر مي شود، ولي در اين صورت مازاد بر اجرت حج از ميقات را، از سهم صغار ورثه به حساب نياورند. (مناسك، مسأله 79).

(3). آية اللَّه خامنه اي: مگر آنكه وصيت كرده باشد كه مخارج حجّ از ثلث پرداخت شود، و در اين صورت عمل به آن، بر وصاياي مستحب اولويت دارد و اگر ثلث مالش براي انجام آن كافي نباشد، كمبود آن از اصل مال برداشته مي شود.

آية اللَّه سيستاني: مگر اين كه وصيّت كند از ثلث خارج شود و ثلث كافي باشد و اگر كافي نباشد از ساير تركه

بايد تكميل شود.

آية اللَّه مكارم: مگر اين كه وصيّت كند از ثلث خارج شود.

(4). آية اللَّه بهجت: دين مقدم است حتي بر وصيت ولي در زايد بايد با اجازه ورثه باشد و بنابر احتياط زايد را بين غير صغار تقسيم نمايند.

آية اللَّه سيستاني: بنابراحتياط واجب، ولي مازاد بر اجرتِ متعارف را از سهم صغار ورثه به حساب نياورند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 62

اگر وصي يا وارث، در استيجار براي حج ميت، اهمال و تأخير كنند تا تركه از بين برود، ضامن مي باشند.

ميزان استقرار حج بر ميت

100- چنانچه شخصي فوت كند و در حال حيات، خرج عيال و رفت و برگشت به حج را داشته؛ و در برگشتن هم، درآمد لايقِ به حال خود و خانواده را داشته و مي توانسته به مكّه برود و تأخير انداخته، مستطيع بوده و چنانچه وصيت نكرده، حج از اصل تركه خارج مي گردد.

فوت حج گزار بعد از احرام و سقوط حج

101- اگر حج گزار بعد از احرام و دخول حرم فوت كند، حج از او ساقط مي شود؛ و اگر قبل از دخول حرم فوت نمايد، چنانچه سال اول استطاعت او بوده، حج بر وي واجب نشده است.

حق ورثه با امكان فروش فيش ميت به قيمت بازار

102- اگر فروش فيش حج متوفي به مبلغي ممكن باشد كه به كمتر از آن مبلغ، بتوان براي حج ميت نايب گرفت، آيا مي توان از آن فيش براي رفتن به حج استفاده كرد، در حالي كه مازاد قيمت آن،

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: يعني و نفقه عيالاتش در نبود او.

(2). آية اللَّه بهجت: و اگر نمي توانسته ولي مي توانسته استنابه كند، حكم آن در مسأله 86 گذشت و نيز براي «مراد از رجوع به كفايت» به مسأله 76 مراجعه شود.

آية اللَّه خويي: بلكه اگر دارا و ثروتمند بوده و توانايي مباشرت اعمال حج را نداشته يا دشوار و با مشقت بوده و در نايب گرفتن تأخير كرده حج بر ذمه اش مي باشد مگر اين كه احتمال داده شود در حال حيات در مورد استطاعت خود غافل قاصر بوده كه در اين صورت لازم نيست براي او حج بجا آورند.

آية اللَّه سيستاني: بلكه اگر تمكن مالي داشته و توانايي مباشرت اعمال حج را نداشته يا دشوار و با مشقّت بوده و در نايب گرفتن تأخير كرده است حج بر ذمّه اش مي باشد (مناسك، مسأله 63).

(3). آية اللَّه تبريزي: و همچنين بنابر احتياط اگر ثروتمند بوده و توانايي مباشرت اعمال حج را نداشته يا دشوار بوده و در نايب گرفتن تأخير كرده، حج بر ذمه اش مي باشد.

(4). آية اللَّه سيستاني: به مسأله 158 مراجعه شود.

آية اللَّه مكارم: اگر بعد از احرام فوت كند حج از او ساقط

است. خواه در حرم فوت كرده باشد و يا در خارج حرم.

(5). آية اللَّه بهجت: يعني سال اول استطاعت شرعيه نه فقط ماليّه.

آية اللَّه خويي: بلكه در اين فرض حتي اگر حج بر ذمّه اش مستقر نبوده ولي قبل از احرام يا دخول حرم بميرد، ظاهراً قضا از او واجب شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 63

متعلق به ورثه است مخصوصاً اگر ميّت، وارث صغير داشته باشد؟

2- افراد مريض و ناتوان

103- كسي كه به واسطه مريضي يا پيري، قدرت رفتن به حج را ندارد، يا رفتن، براي او حرج و مشقت دارد، اگر حج بر او مستقر شده باشد، در صورتي كه اميد خوب شدن و قدرت پيدا كردن نداشته باشد، واجب است نايب بگيرد؛ و به احتياط واجب، بايد فوراً نايب بگيرد؛ و اگر حج بر وي مستقر نشده باشد، اقوي عدم وجوب استنابه است.

______________________________

(1). آيةاللَّه بهجت: مازاد قيمت را بايد كبار ورثه از سهم خود اجازه دهند و يا در صورت وصيّت از ثلث بردارند.

آية اللَّه تبريزي: اگر به مبلغ كمتر مي توان نايب گرفت، بدون اذن همه ورثه نمي توان از فيش براي حج استفاده كرد مگر اين كه ميت وصيت كرده باشد كه در اين صورت ما به التفاوت از ثلث حساب مي شود، واللَّه العالم.

آية اللَّه سيستاني: فيش به ورثه منتقل مي شود و اگر حج بر ميت مستقر باشد يا وصيت كرده باشد بايد براي او نايب بگيرند و اگر بخواهند با آن فيش بروند بايد با رضايت ورثه باشد و اگر صغير در ميانِ آنها هست بايد سهمِ او را بپردازند.

آية اللَّه صافي: نايب گرفتن براي متوفّي به كمتر از مبلغ ارزش و فروش فيش

حجّ متوفّي مانعي ندارد و زايد بر مبلغي كه صرف استيجار حج شده، متعلّق به ورثه است و از خود فيش هم جهت استيجار با توافق ورثه مي شود استفاده كرد. بلي چنانچه متوفي ورثه صغير داشته باشد، بايد حق او ملاحظه شود. واللَّه العالم.

آية اللَّه فاضل: چنانچه ميت وصيتي نسبت به آن فيش نداشته باشد. مي توان براي ميت در صورت استقرار حج براي او استنابه كرد و فيش را در اختيار ديگري قرار داده و مابه التفاوت، بين همه ورثه، طبق قانون شرع تقسيم گردد. و در اين فرض فرقي بين داشتن صغير يا نداشتن آن نيست.

و در صورت نبودن وصيت و عدم استقرار حج با وجود صغير، بايد سهم صغير از مجموع فيش به هر صورت رعايت شود و تفصيل اين مسأله در استفتائات آمده است.

آية اللَّه مكارم: بايد فيش را بفروشند و مازاد را به ورثه بدهند.

آية اللَّه نوري: اگر حج بر متوفي واجب بوده است و ورثه كبار نباشند، لازم است براي حجّ متوفي نايب بگيرند و از آن فيش هم به نحوي كه ذكر شده است استفاده اشكال ندارد و اگر همه كبير باشند، با رضايت آنان مي توان با آن فيش براي او حج به جا آورد.

(2). آية اللَّه بهجت: به مسأله 86 مراجعه شود.

تفصيل اين مسأله ذيل مسأله 93 گذشت.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 64

فصل دوم: شرايط نايب و منوبٌ عنه

1- شرايط نايب
اشاره

104- در نايب، اموري به شرح ذيل، شرط است:

1- بلوغ، بنابر احتياط واجب؛
2- عقل؛
3- ايمان؛

105- همان طور كه ايمانِ نايب، در اصل نيابت حج، شرط است، در ساير اعمالي كه نيابت در آنها جايز است- مثل ذبح و رمي و طواف- نيز شرط است.

4- وثوق و اطمينان به انجام دادن او؛

و اما بعد از عمل، اطمينان به صحت آن لازم نيست؛

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: نيابت طفل غير مميز صحيح نيست و اگر بچه مميّز باشد و قائل به شرعيّت عبادت صبيّ مميز باشيم، خالي از رجحان نيست كه نيابت وي صحيح باشد. (كتاب حج، ص 39).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: نايب بايد بالغ باشد، پس حج بچه نابالغ به جاي ديگري كفايت نمي كند، البته در حَجةالاسلام و حج هاي واجب ديگر، هرچند آن بچه مميّز باشد كه خوب و بد را تشخيص دهد. بلي بعيد نيست كه نيابت وي در حج مستحبي با اذن ولي صحيح باشد. (مناسك، م 103).

آية اللَّه سيستاني: بلوغ شرط است و بنابر احتياط بچه مميّز نمي تواند نايب شود، مگر در حج مندوب به اذن ولي.

آية اللَّه مكارم: بلكه بنابر اقوي در حج واجب.

(2). آية اللَّه خامنه اي: يعني نايب بايد شيعه اثني عشري باشد و بنابر احتياط واجب، نيابت غير مؤمن كفايت نمي كند.

(3). نظرات آيات عظام در شرطيت و عدم شرطيت ايمان در ذبح مسأله 1072 خواهد آمد.

(4). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: و اگر نايب ثقه باشد اخبار او كافي است.

آية اللَّه سيستاني: اگر خبر داد كه از طرف او انجام داده و از خبرش وثوق و اطمينان حاصل نشد، در اين صورت اكتفا به خبر دادن او اشكال دارد (مناسك، مسأله 104).

آية اللَّه فاضل: اين شرط در استنابه معتبر است نه در اصل نيابت.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص:

65

و در صورت شك در صحت، حكم به صحت مي شود؛ و استنابه صحيح است هرچند قبل از عمل شك داشته باشد.

5- آشنايي نايب با احكام حج هرچند با فراگيري در حال عمل
وظيفه نايب در تقليد

106- نايب بايد اعمال حج را طبق فتواي مرجع تقليد خود انجام دهد، و ميزان، وظيفه خود اوست؛ ولي اگر به كيفيت خاصي اجير شده، بايد طوري عمل كند كه مراعات وظيفه خودش و كيفيت ذكر شده، بشود.

107- اجير و مستأجر، لازم نيست كه سؤال كنند كه مقلّدِ چه كسي هستند؛ و اجير، مطابق تقليد خودش عمل مي كند.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: وقتي ذمه منوبٌ عنه فارغ و بري ء مي شود كه يقين حاصل شود كه نايب عمل را به طورصحيح به جا آورده يا آن كه اماره معتبره باشد بر به جا آوردن. (مناسك، مسأله 101).

(2). آية اللَّه مكارم: احتياط واجب عدم استنابه در اين دو مورد است.

(3). آية اللَّه بهجت: در نيابت از ميّت به وظيفه خودش عمل مي كند و در نيابت صحيح از زنده في الجمله احتياط مي كند (مناسك، س 23).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: چنانچه منوبٌ عنه حيّ باشد، بايد طبق تقليد منوبٌ عنه عمل كند و چنانچه منوبٌ عنه مرده باشد، اگر وصيت كرده، بايد به تقليد منوبٌ عنه عمل كند. در غير اين دو صورت، مراعات تقليد منوبٌ عنه لازم نيست. آية اللَّه تبريزي اضافه فرموده اند: و بنابر احتياط لازم است آن عمل بنا به تقليد وصيّ و ورثه هم صحيح باشد و اگر وصيتي نكرده، نايب به حسب تقليد خودش عمل كند و طوري باشد كه به حسب وظيفه ورثه هم مجزي باشد.

آية اللَّه سيستاني: بايد طبق تقليد خودش عمل كند ولي اگر اجير شده باشد كه طبق نظر منوبٌ عنه يا مستأجر عمل كند، چه به صراحت ذكر شده

باشد و چه اطلاق منصرف به آن باشد، بايد به همان نحو عمل كند، مگر در صورت يقين به فساد عمل.

(4). آية اللَّه بهجت: به مسأله قبل مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي: بنابر احتياط مراعات تقليد منوبٌ عنه را بنمايد.

آية اللَّه خويي: اگر اجير بتواند اعمال را به نحوي انجام دهد كه بداند مطابق تقليد منوبٌ عنه واقع مي شود، و در صورتي كه عمل طبق فتواي مقلَّد منوبٌ عنه به نظر نايب باطل باشد، بايد عمل به احتياط كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 66

6- مشغول نبودن ذمه نايب، به حج واجب در سال نيابت؛
عدم صحت نيابتِ افراد واجب الحج

108- نايب شدن مستطيع و نيز كسي كه حج بر او مستقرّ است، جايز نيست؛ و اگر نيابت كنند، باطل است؛ چه عالم به حكم باشند يا نباشند.

109- مستطيع نمي تواند حج نيابي انجام دهد؛ و حتي اگر كسي با داشتن استطاعت، عمره تمتع را از طرف منوبٌ عنه انجام داده باشد، نيابت او صحيح نيست و احرام او باطل است و بايد به ميقات برگردد و براي خودش محرم شود و حجةالاسلام به جا آورد.

110- شخصي كه- مثلًا- به علت تعلّل در نام نويسي، حج بر وي مستقر شده، نمي تواند نايب شود؛ و حتي اگر براي نيابت تا ميقات هم آمده باشد، بايد براي خودش حج نمايد.

______________________________

(1). به ذيل مسأله 32 مراجعه شود.

(2). آية الله فاضل، آية الله مكارم: نيابت او صحيح است هر چند گناه كرده است.

(3). آية الله بهجت: به ذيل مسألة 33 مراجعه شود

آية الله تبريزي، آية الله خويي: با فرض وجوب حج بر خود او اجاره باطل مي باشد، ولي حج صحيح است و ذمه منوب عنه بري ء مي شود، گرچه موظف بوده است به ميقات برگردد و براي خودش محرم شود

آية الله سيستاني: اگر

مطمئن باشد در سال بعد حج خود را انجام مي دهد، حج نيابي را تمام كند و اگر مطمئن نيست بايد به يكي از مواقيت رفته و براي خود احرام ببندد ولي اگر حج نيابي را تمام كند حجش صحيح است و اگر استيجاري باشد اجاره باطل است و مستحق اجرت المثل است

آية الله فاضل: نيايت او صحيح است اگر چه معصيت كرده است، و در مورد مذكور، كه فعلا از احرام خارج شده است، واجب است به ميقات برگردد و براي خودش محرم شود. ولي اگر دوباره معصيت كرد و حج نيابي را تمام كرد صحيح است و از منوب عنه مجزي است.

(4). آية الله اراكي، آية الله نوري: مگر آن كه به نحو خطا در تطبيق باشد كه در اين صورت از طرف خودش واقع مي شود.

(5). آية الله بهجت: نيابت شخص مستطيع جايز نيست ولي اگر انجام دهد صحيح است؛ چنان كه در ذيل مسأل 33 آمده است

آية الله تبريزي: در فرض مزبور براي خودش حج به جا آورد و براي آن شخص نايب بگيرد

آية الله خويي: حج نيابي او صحيح است و در صورتي كه رفتن به حج منحصر به استفاده از سهميه آن شخص بوده و استفاده از آن بنا به وصيت وي يا نظر ورثه موقوف به اين باشد كه خود او براي آن شخص حج نيابي انجام دهد، اين كه لازم باشد چنين ضخصي باز براي خود حج بجا آورد، فتواي ايشان روشن نيست.

(6). آية اللَّه خامنه اي: اگر استطاعت طريقي فقط به سبب نيابت حاصل شده، نيابت صحيح است و بايد براي منوب عنه حج بجاآورد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص:

67

انكشاف استطاعت بعد از عمره نيابي

111- اگر نايب بعد از احرام، در مكه بفهمد كه مستطيع است، احرام او صحيح نيست و بايد برگردد و براي عمره تمتع، براي خودش محرم شود؛ و براي منوبٌ عنه، نمي تواند نايب بگيرد، مگر اجازه داشته باشد، يا استيجار او، براي مطلق تحصيل حج باشد.

جواز نيابت در فرض عدم استطاعت طريقي

112- اگر غير از باز بودن راه، ديگر شرايط استطاعت موجود باشد، اجير شدن براي ديگري مانعي ندارد؛ ولي اگر كسي بدون اجير شدن، خود را- ولو با استفاده از فيشِ ميّت- به ميقات برساند، نمي تواند حج نيابي انجام دهد و بايد براي خودش حج انجام دهد.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 33 مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي: بنابر احتياط بايد اعمال عمره را تمام كند و طواف نساء هم به جا آورد و لازم است پس از آن به ميقات برگشته و براي خود محرم شود و وظيفه خودش را انجام دهد.

آية اللَّه خويي: اگر حج نيابي را تمام كند صحيح است گر چه وظيفه اش رها كردن حج نيابي و احرام بستن براي حج خودش بوده است.

آية اللَّه سيستاني: اگر مطمئن است كه سال ديگر مي تواند حج خود را انجام دهد، حج نيابي را تمام كند وگرنه آن را رها كند و به ميقات برگردد و براي خود احرام ببندد. (ملحق مناسك، س 1).

آية اللَّه فاضل: احرام او صحيح است و تبدّل نيّت براي شخص محرم صحيح نيست.

آية اللَّه مكارم: احتياطاً عمره را تمام كند و طواف نساء به جا آورد و به ميقات برگردد و محرم شود. اين در صورتي است كه اجير نشده باشد و الّا اجاره او صحيح است و در آن سال مستطيع نيست.

(2). آية اللَّه تبريزي:

در فرض مزبور، اين شخص براي خود حج به جا آورد و براي حجّ ميّت نايب بگيرد.

آية اللَّه خويي: مراجعه شود به مسأله 110.

آية اللَّه گلپايگاني: با فرض استطاعت در ميقات، نيابت صحيح نيست.

آية اللَّه مكارم: اگر از نام نويسي آن شخص استفاده كند، بايد براي او حج نمايد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 68

حصول استطاعت با اجير شدن براي حج

113- اگر اجير به وسيله اجرت نيابت، مستطيع شود، در صورتي كه استيجارْ براي سال اول باشد، بايد حج نيابي را مقدّم بدارد؛ و چنانچه در سال بعد مستطيع باشد، براي خودش در آن سال، حج به جا آورد.

استنابه فرزند بدون استيجار و حصول استطاعت

114- اگر پدري فرزندش را بدون استيجار، نايب قرار دهد و فوت كند و فرزند با ارثيّه پدر يا غير آن، مستطيع شود، بايد اول براي خودش حج بجا آورد؛ و حتي اگر سهم الارث- مثلًا- كالايي باشد و بتواند آن را تبديل به پول نمايد، بايد بر حج اقدام كند، و براي پدر بعداً حج انجام دهد، يا ديگري را نايب بگيرد.

استنابه فرزند با استيجار و حصول استطاعت

115- اگر پدري فرزندش را براي حج اجير نمايد و فرزند بعد از فوت او مستطيع شود، اگر فرزند براي سال اول- با تصريح يا اطلاق كه منصرف به سال اول است- اجير شده باشد و قبول اجاره

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: امّا اگر حج نيابي مقيّد به همان سال نباشد، حجّ خود را مقدّم بدارد.

آية اللَّه تبريزي: اما اگر مقيّد به همان سال نباشد و براي او محرز است كه مي تواند حج نيابي را در سال هاي بعد به جا آورد، حج خودش را مقدّم كند و الّا بايد حج نيابي را مقدّم بدارد.

آية اللَّه سيستاني: و امّا اگر حج نيابي مقيد به همان سال نباشد، بايد حج خود را مقدّم بدارد، مگر اين كه براي او وثوق حاصل شود كه در سال هاي آينده حج را انجام خواهد داد، كه در اين صورت واجب نيست حج خود را مقدّم بدارد.

(2). آية اللَّه خويي: به حاشيه مسأله 110 مراجعه شود.

(3). آية اللَّه سيستاني: مگر اين كه وصيت شده باشد كه حج را همان سال استطاعت انجام دهد، در اين صورت اگر مطمئن باشد كه سال بعد مي تواند حج خود را انجام دهد به وصيّت عمل كند وگرنه در آن سال حج خود را انجام دهد و حج از

جانب پدر را سال بعد انجام دهد.

آيات عظام صافي، گلپايگاني، نوري: اگر حج واجب برعهده پدر بوده، در همان سال نايب بگيرد تا تأخير در انجام وصيّت نشود.

آية اللَّه مكارم: اگر ميّت شرط مباشرت كرده نمي تواند نايب بگيرد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 69

قبل از استطاعت خودش باشد، بايد در سال اول حج نيابي را انجام دهد؛ و اگر در اين صورت، اول براي خودش حج بجا بياورد، حج او صحيح است هرچند در مخالفت اجاره، معصيت نموده است.

در فرض مذكور، اگر براي سال اول اجير نشده، يا قبول اجاره، بعد از استطاعتِ خودش باشد، بايد اول براي خودش حج بجا بياورد و اگر اول حج نيابي را انجام دهد، حج نيابي باطل است و براي خودش هم واقع نمي شود و حج بر وي مستقر مي شود.

وصيت موجب وجوب نيابت نيست

116- مجرد وصيت به حج، بدون استيجار، نيابت را بر كسي واجب نمي كند هر چند وي وصيت را قبول كرده باشد؛ بنابراين در فرض وصيت پدر با فرض استطاعت فرزند، بعد از فوت پدر، بايد براي خودش حج به جا آورد و نيابت صحيح نيست.

______________________________

(1). آيات عظام تبريزي، خويي، صافي، گلپايگاني: در صورتي كه استطاعت او توقّف بر قبول استيجارداشته باشد، لازم است اوّل براي پدر حج انجام دهد و الّا استطاعتِ بعد، كاشف از بطلان اجاره است.

آية اللَّه فاضل: هر كدام از دو حج را سال اول انجام دهد، محكوم به صحّت است هرچند در بعضي از صور عصيان كرده است.

(2). آية اللَّه سيستاني: اگر با پول نيابت مستطيع شده باشد. ولي اگر با پول ديگري مانند ارث مستطيع شده باشد، پس اگر مطمئن باشد كه سال

بعد مي تواند حج خود را انجام دهد، اجاره صحيح است و بايد در سال اوّل، حج پدر را انجام دهد و اگر مطمئن نباشد اجاره باطل است و بايد حج خود را انجام دهد.

(3). آية اللَّه سيستاني: مگر اين كه مطمئن باشد كه سال بعد مي تواند حج خود را انجام دهد.

(4). آية اللَّه بهجت: در حاشيه مسأله 33 گذشت كه حج نايب صحيح و ذمّه منوبٌ عنه بري ء مي شود.

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: حج نيابي او صحيح است و براي پدرش واقع مي شود، ولي نايب اجرة المثل را طلبكار است. نه اجرة المسمّي را.

آية اللَّه مكارم: صحيح است ولي به خاطر تأخير حجّ خودش، معصيت كرده است.

(5). آية اللَّه نوري: اگر در وصيت قيد «مباشرت» شده و فرزند وصيت را قبول كرده، نيابت واجب مي شود، هرچند استيجار هم محقق نشده باشد.

آية اللَّه سيستاني: اگر اجرت را معين كرده و او در حيات پدر قبول كرده، اجاره است و در صورتي كه صحيح باشد بايد انجام دهد. (منهاج الصالحين، ج 2، ص 1449).

آية اللَّه مكارم: اگر وصيّت كرده خودِ فرزند به جا آورد و او قبول كرده لازم است عمل كند. بنابراين استطاعت براي او حاصل نمي شود.

(6). تفصيل اين مسأله و نظر آيات عظام در مسأله 113 و 87 گذشت.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 70

7- معذور نبودن نايب
عدم صحت نيابت افراد معذور

117- كسي كه از انجام بعضي از اعمال واجب حج، معذور است، نمي توان او را براي حج اجير كرد؛ و حتي اگر چنين شخصي، حج تبرّعي انجام دهد، اكتفا كردن به آن اشكال دارد.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط، با تمكّن از استيجار غير معذور، نمي توان معذور را اجير نمود، بلكه اگرچنين

شخصي تبرّعاً به نيابت ديگري حج نمود، اكتفا كردن به عملش مشكل است بلي اگر در به جا آوردن كارهايي كه بر محرم حرام است معذور باشد مثل اين كه مضطرّ به تظليل (زير سايه رفتن) باشد، اجير گرفتن يا نايب گرفتنِ چنين شخص عيبي ندارد. (مناسك، ص 41، مسأله 110).

آية اللَّه تبريزي: نيابت كسي كه از ابتدا مي داند از اتيان به حج اختياري عاجز است، در حج واجب اشكال دارد.

آية اللَّه خويي: اجاره كردن معذور براي حج جايز نيست بلكه اگر خودش تبرعاً حج نيابي به جا آورد اجزاء آن از منوبٌ عنه مشكل است ولي ايشان نيابت معذور به عذر طاري را مجزي مي دانند.

آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط واجب نمي شود كسي را كه از پيش، عجز او از عمل اختياري معلوم است اجير كرد، بلكه اكتفا به تبرّع او در نيابت نيز محلّ اشكال است و در مورد عذرهايي كه بعداً عارض مي شود حكم نايب همان حكم منوبٌ عنه است كه در بعضي موارد حج صحيح است و گاهي باطل است و استيجار و نيابت كسي كه در انجام بعضي واجبات حج كه ترك عمدي آنها هم موجب بطلان نيست، مانند طواف نساء و بيتوته و رمي روز يازده و دوازده اشكال ندارد.

آية اللَّه صافي: نيابت كسي كه از اتيان بعض اعمال عمره و حج معذور است اگر ترك عمدي آن عمل، از غير معذور موجب بطلان حج يا عمره نباشد به اين كه ترك آن عمل يا فقط حرمت تكليفي دارد و يا علاوه بر آن موجب كفّاره هم هست ولي ترك آن موجب بطلان عمل عمره يا حج نيست، اشكال ندارد و حتي اگر مي داند كه اجير بعضي

از اعمالي كه ترك آن موجب بطلان حج و عمره نيست عمداً بدون عذر ترك مي كند استيجار او مانعي ندارد و مبري ء ذمّه منوبٌ عنه مي باشد، بلي نسبت به استحقاق اجرت اگر موقع عقد اجاره، مستأجر اطّلاع از معذور بودن اجير در امور مذكوره نداشته باشد، اجير استحقاق اجرت ندارد ولو اين كه عمل او مبري ء ذمّه منوبٌ عنه است.

آية اللَّه فاضل: نيابت معذور، براي حج واجب حتي اگر تبرعاً و بدون وكالت باشد، صحيح نيست ولي براي حج استيجاري و عمره مستحبي مانعي ندارد هر چند بهتر حج را براي خودش انجام دهد و ثواب آن را اهدا كند.

آية اللَّه گلپايگاني: بنابر احتياط نيابت معذور صحيح نيست. (مناسك عربي، ص 50، مسأله 9).

آية اللَّه مكارم: ولي عذرهايي كه در خود حج پيش مي آيد مانعي ندارد.

آية اللَّه نوري: در نايب معذور به عذر طاري اشكال ندارد.

(2). آية اللَّه خامنه اي: در عذرهايي كه بعد از عقد اجاره حادث شود، نظر معظم له ذيل سؤال 124 آورده شده است.

آية اللَّه مكارم: ولي عذرهايي كه در خود حج تصادفاً به وجود مي آيد؛ مانند وقوف اضطراري، مانع نيست.

آية اللَّه نوري: ولي عذري كه تصادفاً پيش مي آيد و طاري است، مانع صحت نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 71

ميزان معذور بودن

118- «معذور» كسي است كه نتواند اعمال اختياري حج را انجام دهد. چنين شخصي نمي تواند نايب شود، ولي مباشرت در ذبح، حتي در حال اختيار هم لزوم ندارد.

119- معذورين نمي توانند نايب شوند، حتي اگر از اعمالي معذور باشند كه ترك عمدي آنها به صحت حج ضرر نمي زند، مثل رمي روز يازدهم و دوازدهم و بيتوته در مني.

عدم قدرت بر رمي يا رمي در روز

120- كسي كه از رمي عاجز است، يا نمي تواند در روز رمي كند، نمي تواند در حج نايب شود؛ و كسي كه در رمي نايب شده، بايد روز رمي كند.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: با علم و اطلاع از معذور بودن، قبول نيابت خلاف احتياط است.

آية اللَّه خويي، آية اللَّه صافي: به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.

آية اللَّه گلپايگاني: بنابر احتياط. (مجمع المسائل، ج 1، ص 443، مسأله 16).

(2). آية اللَّه فاضل: در حج واجب.

(3). آية اللَّه تبريزي: نيابت او اشكال دارد.

آية اللَّه سيستاني: اگر از انجام عمل اختياري در حج معذور باشد، هرچند مانند قرائت نمازطواف يا تلبيه باشد، بنابر احتياط واجب، نيابتِ او مجزي از منوبٌ عنه نيست، ولي اگر از انجام اعمالي كه در صحت حج دخالت ندارند، مانند طواف نساء يا بيتوته يا رمي روز 11 و 12، معذور است نيابت صحيح است و همچنين اگر در وقوف، در بيش از مقدار ركن معذور باشد نيابت صحيح است.

آية اللَّه مكارم: عذرهايي كه در حج پيش مي آيد مانع صحّت نيست.

آية اللَّه فاضل: در حج واجب.

(4)- آية اللَّه فاضل: و نيز اگر زني براي رمي ولو براي زن ديگر نايب شود بايد رمي را در روز انجام دهد و الّانيابت و رمي او صحيح نيست.

آية اللَّه مكارم: عذرهايي كه

گاه در حج پيش مي آيد مانع از نيابت نيست.

(5)- به مسأله 117 و 120 مراجعه شود.

آية اللَّه بهجت: مگر در عذر طاري و در غير آن خلاف احتياط است.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: نيابت آنها اشكال دارد.

(6)- آية اللَّه بهجت: مگر آن كه عذر طاري باشد و در غير آن خلاف احتياط است.

آية اللَّه تبريزي: نيابت معذور اشكال دارد، لكن اگر ابتدا معذور نبود و بعد در زمان عمل معذور شد نيابت صحيح است و در اجرت بايد با مستأجر خود تراضي كند.

آية اللَّه سيستاني: عذر در رمي جمرات در روز 11 و 12 مانع نيابت حج نيست.

آية اللَّه صافي: به مسأله 117 مراجعه شود.

آية اللَّه مكارم: عذرهايي كه به طور طبيعي گاه در حج پيش مي آيد مانع نيابت نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 72

نيابت معلولِ از ناحيه دست يا پا

121- معلولي كه يك دست يا يك پا ندارد و به جز نقص در مواضع سجده، مشكلي از نظر اعمال اختياري عمره و حج ندارد، آيا نيابت او براي حج كفايت مي كند؟

نيابت با عدم صحت قرائت

122- نايبي كه نماز او صحيح نيست، اگر از قرائت صحيح معذور است، نيابت و احرام او باطل است؛ و گرنه باطل نيست و بايد قرائت خود را درست كند.

جواز نيابت زنها

123- زنها هر چند مجاز هستند در شب عيد قربان، بعد از درك اضطراري مشعر، به مني

______________________________

(1). آيةاللَّه بهجت: خلاف احتياط است.

آيت اللَّه تبريزي، خامنه اي، سيستاني، نوري كفايت نمي كند.

آيت اللَّه صافي و آيت اللَّه مكارم: نيابت شخص مذكور اشكال دارد.

آيت اللَّه فاضل: براي حجي كه بر منوب عليه واجب باشد، كفايت نمي كند.

(2). آية اللَّه بهجت: اگر احتياطاً در موارد عذر نايب بگيرد تا عمل را صحيحاً بجا آورد و خود نيز آن عمل را انجام دهد، نيابتش صحيح است هر چند از اوّل نمي توانسته نايب شود.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: نيابت او اشكال دارد.

آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط واجب نيابتش مجزي نيست ولي احرامش صحيح است و بايد عمل را تمام كند.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: اگر از قرائت صحيح معذور است، نيابت او محلّ اشكال است، و بنابر احتياط به قصد منوبٌ عنه محرم به احرام حج شود و اعمال را به جا آورد و نسبت به اجرت مصالحه نمايند و بنابر احتياط واجب، حجّ ديگري براي منوبٌ عنه استيجار نمايند.

آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.

آية اللَّه فاضل: اگر براي حج مستحبي نايب شده نيابت او قطعاً صحيح است و حتي اگر براي حج واجب نيز نايب شده احرام او صحيح است و بايد اعمال را تمام كند ولي در حج واجب نمي توان به آن اكتفا كرد.

(3). آية اللَّه فاضل: گرچه به تلقين شخص ديگري باشد كه آن بخواند و نايب هم با او بخواند.

مناسك حج با حواشي مراجع

تقليد (1387)، ص: 73

بروند، و رمي در شب براي آنها جايز است، ولي مي توانند نايب شوند؛ اما نيابت در ساير ذوي الأعذار صحيح نيست.

عذر طاري

124- اگر نايب هنگام قبولِ نيابت، معذور نباشد ولي بعد از استيجار- قبل يا بعد از احرام- معذور شود، نيابت او محل اشكال است؛ هرچند در مورد عذر، طبق وظيفه معذورين عمل نمايد

125- كساني كه در حال اجير شدن، از معذورين نبوده اند و بعداً در اثناي عمل، عذر عارض شده است، نيابت و استحقاق اجرتشان محل اشكال است.

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: نيابت زنان و ضعفاء كه مي توانند به وقوف در شب، در مشعر اكتفاء كنند مانعي ندارد.

آية اللَّه سيستاني: چون وقوف ركني را درك كرده اند نيابت آن ها صحيح است.

آية اللَّه مكارم: نيابت در اين گونه موارد صحيح است.

نظر ساير آيات عظام در ذيل مسأله 117 به بعد گذشت.

(2). آية اللَّه بهجت: اتمام عمل طبق وظيفه عذري نايب كفايت مي كند و مضرّ به صحّت نيابت نيست (مناسك، س 25).

آية اللَّه تبريزي: در عذر طاري نيابت معذور صحيح است و حج او از منوبٌ عنه كافي است و در اجرت با مستأجر خود تراضي كند.

آية اللَّه خامنه اي: نايبي كه در وقت قبول نيابت براي حج معذور نبوده است، ليكن بعد از عقد اجاره، در موقع عمل يا قبل از محرم شدن، جزو معذورين شده، اگر عذر او منجر به نقص بعضي از اعمال حج نشود نيابت او صحيح است؛ مثل اين كه در ارتكاب بعضي از تروك معذور شود ولي اگر عذر منجر به نقص در اعمال حج شود در اين صورت بطلان اجاره بعيد نيست و احوط مصالحه بين نايب و منوبٌ عنه در

اجرت و اعاده عمره و حج براي منوبٌ عنه مي باشد.

آية اللَّه خويي: حكم آن در مسأله 117 گذشت.

آية اللَّه سيستاني، آية اللَّه فاضل: در عذر طاري اشكال ندارد.

آية اللَّه صافي: اگر قبل از احرام، معذور از انجام حج به نحوي كه براي آن اجير شده است گرديده، مستحقّ اجرت نيست اگر چه در بعض صور، حجّ او كفايت از منوبٌ عنه مي كند.

(3). آية اللَّه بهجت: مسأله نيابت، در مسأله قبل آمده است و مسأله اجرت در صورت صحّت نيابت و اجزاء مستحق، تمام اجرت است، اگر شرطي بر خلاف نباشد نظير مسأله قبل.

آية اللَّه تبريزي: در عذر طاري، نيابت معذور صحيح است و حج او از منوبٌ عنه كافي است و در اجرت با مستأجر خود تراضي كند.

آية اللَّه خامنه اي: از مسأله قبل معلوم شد.

آية اللَّه خويي: به حاشيه مسأله 117 مراجعه شود.

آيات عظام سيستاني، صافي، فاضل، گلپايگاني، مكارم: عذر طاري اشكال ندارد.

آية اللَّه نوري: اگر عذر او موجب نقص بعض از اعمال شود، اشكال دارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 74

نيابت با احتمال تبدّل حج

126- اگر كسي احتمال بدهد- و لو احتمال قوي- كه ممكن است حج تمتع را به افراد مبدّل كند، مي تواند نيابت كند؛ ولي اگر وظيفه او عدول به افراد شد، بنابر احتياط، منوبٌ عنه نبايد به آن اكتفا كند.

انجام حج افراد نيابي به جاي تمتع

127- استيجار كسي كه وقتش از اتمام حج تمتع ضيق شده و وظيفه او عدول به افراد

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: نظر ايشان ذيل مسأله 124 آمده است.

آية اللَّه خامنه اي: اگر نايب را در وسعت وقت اجير كنند و سپس اتفاقاً وقت بر او تنگ شود، واجب است كه [به حج إفراد] عدول كند و عمل او از حج تمتع منوب عنه كفايت مي نمايد و مستحق دريافت اجرت نيز هست.

آية اللَّه تبريزي: مي تواند نيابت كند اگر وقت وسعت داشته باشد و احتمال عذر طاري بدهد و چنانچه عذر طاري شد حج او كفايت از منوبٌ عنه مي كند.

آية اللَّه خويي: هرگاه شخصي را براي حج تمتّع اجير نمايد و وقت هم زياد باشد و اتفاقاً (يعني پس از احرام عمره تمتع) وقت براي حج تمتع تنگ شد و اجير عدول به حج افراد كرد ذمّه منوبٌ عنه بري ء مي شود. (مناسك، مسأله 125).

آية اللَّه سيستاني: اگر از ابتدا علم يا اطمينان به عروض عذر ندارد نيابت و حج صحيح است هرچند بعداً عذر عارض شود و حج او بدل به افراد شود. (ملحق مناسك، س 35).

آية اللَّه صافي: اگر وضع به طوري است كه نايب عندالعرف استطاعت حج تمتع را دارد، از حج منوبٌ عنه مجزي است والّا در صورت عدول، مجزي از منوبٌ عنه نيست.

آية اللَّه فاضل: اگر از ابتدا علم يا اطمينان به عروض عذر نداشته باشد نيابت و حج صحيح است هر چند

بعداً به واسطه عذر يا تنگي وقت كه اتفاقاً عارض شده، حج او بدل به افراد مي شود و در اين صورت ذمّه منوبٌ عنه بري ء مي شود.

آية اللَّه گلپايگاني: در عذرِ طاري، اجزاء بعيد نيست. (آراء المراجع، ص 39).

آية اللَّه مكارم: مگر اين كه از عذرهايي باشد كه در حج احياناً پيش مي آيد. كه در اين فرض اكتفا به آن، بي اشكال است.

آية اللَّه نوري: در اين صورت نمي تواند نيابت كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 75

است، براي كسي كه وظيفه او حج تمتع است، صحيح نيست؛ بلي اگر در سعه وقت او را اجير نمايد، سپس وقت ضيق شود، بايد به حج افراد عدول كند، ولي بنابر احتياط، از منوبٌ عنه، مجزي نيست.

حكم شرط استنابه در محل عذر

128- معذور نمي تواند نايب شود ولو شرط كند كه مثلًا براي طواف نساء يا يك عمل ديگري كه نيابت بردار است نايب بگيرد؛ بلي عذر در ذبح، مانع ندارد و شرط هم لازم نيست.

استنابه در عمل مورد عذر

129- معذور نمي تواند با استنابه در اعمالِ مورد عذر، نيابت خود را تصحيح كند و بايد پول

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: از منوبٌ عنه مجزي است. در صورتي كه نيابت بر فراغ ذمّه او باشد.

آية اللَّه خامنه اي: كفايت از حج تمتع مي كند و مستحق اجرت هم هست.

آية اللَّه خويي، آية اللَّه سيستاني: ذمه منوبٌ عنه بري ء مي شود ولي در صورتي كه اجاره بر اعمال عمره و حج تمتّع بوده، اجير استحقاق اجرت را نخواهد داشت، بلي اگر اجاره بر تفريغ ذمّه منوبٌ عنه بوده مستحق اجرت خواهد بود. (مناسك، مسأله 125).

آيات عظام صافي، گلپايگاني، نوري: از منوبٌ عنه مجزي است.

(2). آية اللَّه فاضل: در حج واجب.

(3). آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط نمي تواند قبول كند.

آيات عظام تبريزي، صافي، گلپايگاني: نيابت او محلّ اشكال است.

آية اللَّه خويي: بنابر احتياط نيابت او مجزي نيست. (در خصوص طواف نساء فتواي ايشان در دست نيست).

آية اللَّه سيستاني: در عملي مانند طواف نساء، كه صحّت حج بر آن متوقف نيست، اگر از ابتدا هم عذر او معلوم باشد نيابت صحيح است.

آية اللَّه فاضل: معذور نبايد نيابت كند و شرط اجازه در استنابه صحيح نيست مگر درقرباني كه آن هم نياز به شرط ندارد و اگر شرط كنند استيجار صحيح است ليكن شرط قابل عمل نيست.

(4). آية اللَّه بهجت: اگر بدون توجه محرم شده، احتياطاً در موارد عذر نايب بگيرد تا عمل را صحيحاً به جاآورد و خود نيز آن عمل را انجام دهد

نيابتش صحيح است هر چند از اوّل نمي توانسته نايب شود و امّا قبل از احرام پس با احراز رضايت منوب عنه حج ميقاتي براي او بدهد چون اطلاق اجاره قيد مباشرت را بر مي دارد (مناسك، س 106 و 17).

آية اللَّه تبريزي: نيابت معذور در حج واجب اشكال دارد.

آية اللَّه خويي: نيابت معذور اشكال دارد.

آية اللَّه سيستاني: اگر عذر بعداً پيش آمده است نايب گرفتن جايز است و همچنين در مواردي كه تفصيل آن در حاشيه مسأله 117 به بعد گذشت.

آية اللَّه صافي: به 117 به بعد مراجعه شود.

آية اللَّه گلپايگاني، آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 76

را به صاحبش برگرداند، مگر اين كه از طرف صاحب پول، مجاز در استنابه در اصل حج باشد كه در اين صورت مي تواند با فرض امكان، ديگري را در اصل عمل حج، نايب قرار دهد؛ هر چند اگر بدون اجازه، نيابت را به ديگري واگذار نمايد و او عمل را انجام دهد، حج از طرف منوبٌ عنه واقع مي شود ولي پول را بايد به صاحبش برگرداند و صاحب پول، ضامن چيزي نيست، و اجرت نايب دوّم را بايد امر كننده بپردازد.

نيابت افرادي كه وقوف اضطراري دارند

130- كساني كه بايد همراه عجزه، وقوف اضطراري انجام دهند، حج خودشان صحيح است ولي اگر نايب هستند نيابتشان درست نيست. 131- خدمه اي كه وقوف اختياري مشعر را درك نكرده اند، و از روي جهل به مسأله اجير

______________________________

(1). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: اگر منوب عنه زنده است نيابت بدون اذن او مجزي نيست. (مناسك، مسأله 66)

(2). آية اللَّه مكارم: مگر اين كه صاحبش راضي گردد.

(3). آية اللَّه خويي: كساني كه ناچارند همراه زنان و بيماران

باشند، اگر بتوانند ولو يك لحظه از وقوف اختياري مشعر را درك كنند بايد برگردند و اگر نمي توانند بايد قبل از ظهر روز عيد به آنجا برگردند و در فرض عجز از آن هم حج آنان صحيح است و چنانچه اين وظيفه را از روي جهل به حكم ترك كرده باشند حجّشان صحيح است ولي بايد يك گوسفند كفّاره بدهند. (مناسك، مسأله 378 و 379 و 380) و در حاشيه مسأله 124 «حكم نيابت معذور به عذر طاري» گذشت.

(4). آية اللَّه صافي: به حاشيه مسأله 117 به بعد مراجعه شود.

آية اللَّه فاضل، آية اللَّه گلپايگاني: اگر عذر ايشان طاري بوده نيابت صحيح است.

(5). آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 117 و 133 مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي: نيابت ايشان محل اشكال است.

آية اللَّه سيستاني: صحّت نيابت در اين فرض بعيد نيست.

آية اللَّه مكارم: نيابتشان هم درست است.

آية اللَّه فاضل: نيابت آنها در حج واجب در صورتي كه از اول مي دانسته اند كه بايد همراه زنها بروند و نمي توانند برگردند و وقوف اختياري را درك كنند، صحيح نيست، يعني كفايت از حج واجب منوب عنه نمي كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 77

شده اند و همچنين ساير معذورين، نيابت ايشان صحيح نيست و كفايت از منوبٌ عنه نمي كند، و بايد پول را برگردانند، و خودشان با فرض عدم عذر نسبت به درك اختياري مشعر، بايد با انجام عمره مفرده، ازاحرام خارج شوند.

132- خدمه اي كه بايد نيمه شب به مني بروند، نيابت آنان صحيح نيست؛ و اگر قبل از

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبل و 979 مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي: چنانچه شب در مشعر وقوف كرده اند و از روي جهل

به مسأله قبل از طلوع فجر، از آنجا كوچ كرده اند و در وقت دانستن مسأله امكان برگشت به مشعر و درك وقوف نبود، حج آنها صحيح است و بايد يك گوسفند كفّاره بدهند و اگر در حج اجير بوده اند، در اجرت با مستأجر خود تراضي كنند و هم چنين ساير معذوريني كه در اثناي عمل عذر پيدا كرده اند و از اول نمي دانسته اند، اگر به وظيفه معذور عمل كنند حج نيابي آن ها صحيح است ولي احتياطاً در اجرت با مستأجر خود تراضي كنند.

آية اللَّه خويي، آيةاللَّه صافي: به حاشيه مسأله 117 مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني: اگر معذورند، هرچند از ابتدا معلوم باشد، چون درك وقوف ركني مي كنند كافي است و نيابت صحيح است، بلكه حتي اگر غير معذور هم به آن اكتفا كند حجش صحيح است، ولي در صورت علم كفّاره دارد.

آية اللَّه فاضل: اگر عذر آن ها طاري بوده، نيابت صحيح است و كفايت مي كند.

آية اللَّه گلپايگاني: اگر عذر آنان طاري نبوده صحّت حج و كفايت آن از منوبٌ عنه محل اشكال است.

آية اللَّه مكارم: صحيح است.

(2). آية اللَّه فاضل: احتياطاً از ادني الحل تجديد نمايد و عمره مفرده انجام دهد.

(3). آية اللَّه بهجت: بنا بر احتياط، با تمكّن از استيجار غير معذور، نمي توانند اجير شوند (مستفاد ازمناسك، ص 40 مسأله 110) و در جزوه پرسش هاي جديد حج، ص 4، مسأله 13 آمده است در صورتي كه بدانند به واجبات اختياريه نمي توانند عمل كنند احتياط در ترك نيابت است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)؛؛ ص77

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: نيابت آنان محل اشكال است مگر اين كه بتوانند براي درك مسمّي وقوف اختياري به مشعر برگردند.

آية اللَّه سيستاني:

صحّت نيابت آنان بعيد نيست. (ملحق مناسك، س 58، فرع 2).

آية اللَّه صافي: به مساله 117 مراجعه شود.

آية اللَّه گلپايگاني: بنابر احتياط.

آية اللَّه مكارم: نيابت آنها صحيح است.

آية اللَّه فاضل: نيابت آنها در حج واجب در صورتي كه از اول مي دانسته اند كه بايد همراه زنها بروند و نمي توانند برگردند و وقوف اختياري را درك كنند، صحيح نيست، يعني كفايت از حج واجب منوب عنه نمي كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 78

استخدام، اجير شده اند، بايد با درك وقوف اختياري، حج نيابي را به جاآورند.

اگر نايبِ غير معذور سهوا به وظيفه معذور عمل كند

133- اگر نائبْ در وقت عقدِ اجاره، معذور نباشد، ولي بعد از انجام حج متوجه شود كه به وظيفه معذورين عمل نموده- مثلا در مشعرالحرام با زنها و مريض ها با غفلت از مسأله، وقوف اضطراري كرده- عمل او مُجزي از حج نيابي نيست؛ و از جهت اجرت، بايد به اجير كننده مراجعه نمايد، و يا در صورتي كه اجاره، موقّت به زمان مخصوصي كه منقضي شده نباشد، خودش حج نيابيِ صحيح به جا آورد.

مسأله استحقاق اجرت افراد معذور

134- اگر كسي جزو معذورين باشد و با اين حال او را نايب كنند، استحقاق اجرت ندارد چه

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: اتمام عمل طبق وظيفه عذري نايب (عذر طاري) كفايت مي كند و مضرّ به صحت نيابت نيست. (استفتائات ويژه حج).

آية اللَّه تبريزي: اگر از روي جهل به مسأله قبل از طلوع فجر از مشعر كوچ كرده، حج نيابي او بنابر اظهر صحيح است و بايد يك گوسفند كفّاره دهد و در اجرت با مستأجر خود، تراضي كند.

آية اللَّه خويي: نيابت معذور اشكال دارد و حكم نيابت معذور به عذر طاري در مسأله 124 گذشت.

آية اللَّه سيستاني: عمل مزبور مجزي است حتي اگر از ابتدا چنين عذري داشته است؛ زيرا درك مقدار ركن از وقوف كافي است.

آية اللَّه صافي: حج صحيح و مبري ء ذمّه منوبٌ عنه است و نسبت به اجرت، رضايت مستأجر را تحصيل نمايد.

آية اللَّه فاضل: در عذر طاري حج نيابي صحيح و مستحقّ اجرت هم مي باشد.

آية اللَّه گلپايگاني: بعيد نيست در عذر طاري حج نيابي صحيح و مستحق اجرت هم باشد. (آراء المراجع، ص 39 و 50).

آية اللَّه مكارم: عمل مزبور كفايت مي كند و اجير حق اجرت دارد.

(2). آية اللَّه بهجت، آية اللَّه

صافي: به ذيل مسأله 124 مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي: در فرض مزبور استحقاق اجرت را دارد ولي اكتفا به عمل او مشكل است.

آية اللَّه خويي: اجير مي تواند اجرةالمثل عملش را از كسي كه او را اجير كرده بگيرد، مگر اين كه بيشتر از اجرةالمسمّي باشد. (المسائل الشرعيه، ج 1، ص 310).

آية اللَّه سيستاني: اجاره در فرض مذكور صحيح است و اجير مستحق تمام اجرت است و حكم اكتفا به حج او، در مسأله 124 آمده است.

آية اللَّه گلپايگاني: احوط استرضا از مستأجر است يا اجرت را مسترد دارد و بنابر احتياط كفايت نمي كند. (مناسك عربي، ص 50، مسأله 9).

آية اللَّه مكارم: اگر نايب نمي دانسته و مستنيب مي دانسته، بايد اجرةالمثل او را بپردازد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 79

مستنيب يا منوبٌ عنه، معذور بودن او را در وقت نيابت بدانند يا نه، و كفايت از حَجّةالاسلام نمي كند.

خروج از مكه بين عمره و حج و مسأله نيابت

135- كسي كه از طرف ديگري در حج نايب است، و بين عمره تمتع و حج تمتع از شهر مكه بيرون رفته، آيا ضرري به نيابت او مي زند يا نه؟

2- شرايط منوبٌ عنه
اشاره

136- در منوبٌ عنه اموري شرط است:

1- اسلام. 2- در حج واجب، شرط است كه منوبٌ عنه، فوت شده باشد، يا اگر زنده است، حج بر او مستقرّ شده و خودش به خاطر مرضي كه اميد خوب شدن آن نيست، يا از جهت پيري، نتواند به حج برود.

اين شرط، در حج استحبابي نيست.

موارد صحت نيابت از طرف زنده

137- انجام دادن حج نيابي از طرف حيّ، صحيح نيست؛ مگر در صورتي كه وي از جهت

______________________________

(1). آيةاللَّه بهجت و آية اللَّه صافي: ضرر به نيابت نمي زند.

آية اللَّه خامنه اي: خروج ولو غيرمجاز مضر به صحت نيابت و حج نيست.

آية اللَّه فاضل: اگر در همان ماهي كه عمره تمتع انجام داده است برود و بازگردد اشكالي ندارد ولي اگر در ماه بعد برگردد عمره سابق باطل شده است و بايد مجدداً براي حج تمتع عمره تمتع انجام دهد.

آية اللَّه تبريزي و آية اللَّه نوري: كار حرامي انجام داده ولي به نيابت او ضرري نمي زند.

آية اللَّه مكارم: چنانچه به وظيفه اش عمل كند به نيابت او ضرري نمي زند.

آية اللَّه سيستاني: فرقي بين نايب و غير آن در حكم مذكور در پاسخ قبل نيست.

(2). آيةاللَّه بهجت: نيابت از كافر به احتمال حصول تخفيف عذاب، محلّ تأمّل است. (مناسك، مسأله 106).

آيةاللَّه فاضل: در منوبٌ عنه، اسلام وايمان شرطاست، پس حج به نيابت كافر و مخالف صحيح نيست.

(3). آية اللَّه بهجت: به مسأله 86 مراجعه شود.

تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 93 گذشت.

(4). آية اللَّه بهجت: مگر در صورتي كه از غيرِ جهتِ مال، استطاعت نداشته باشد؛ بطوري كه مباشرت مقدوراو نباشد و تفصيل صور آن در مسأله 86 گذشت.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 80

پيري، يامرض نتواند به حج برود و مأيوس

از خوب شدن تا آخر عمر باشد.

انجام حج از طرف امام عصر (عج)

138- انجام حج به نيابت حضرت ولي عصر- ارواحنا له الفداء- اشكال ندارد.

عدم اشتراط مماثله و بلوغ و عقل در منوب عنه

139- جهت انجام حج نيابي، مماثله بين نايب و منوبٌ عنه، شرط نيست؛ و نيز در منوبٌ عنه، بلوغ و عقل شرط نيست.

نيابت صروره

140- صروره غير مستطيع، مي تواند براي ديگري نايب شود.

استنابه براي جنون در بعضي اعمال

141- مجنون تكليف ندارد و اگر كسي در بين اعمال مثلًا در عرفات ديوانه شد، نمي توانند

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: مرض و مانند آن.

(2). آية اللَّه تبريزي: يا عذر ديگري داشته باشد واطمينان به زوال عذر و مرض نداشته باشد.

آية اللَّه خويي و آية اللَّه فاضل: يا عذر ديگري داشته باشد و عذر و مرض تا آخر عمر باقي بماند.

(3). آية اللَّه مكارم: به اميد مطلوبيت اشكال ندارد.

آية اللَّه بهجت: مانع ندارد و احتياط در حج از نفس (خود) و اهداي ثواب براي آن حضرت است. (مناسك، ص 158، مسائل متفرقه، س 1).

(4). آية اللَّه بهجت: اگر چه نيابت زن از مرد مرجوح است. (مناسك، ص 39، م 104).

(5). تذكر: عدم اشتراط عقل به معناي نفي اشتراط مطلق است و با مساله 16 و مانند آن منافات ندارد.

آية اللَّه بهجت: در غير صبي مميّز مشكل است.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: در نيابت از مجنون اشكال است مگر آن كه به قصد رجا آورده شود.

آية اللَّه فاضل: شرط هست ولي اگر حج قبل از جنون بر او مستقر شده، عقل شرط نيست و در صورت يأس از بهبودي يا بعد از فوت او بايد از مالش- ولو از ميقات- براي او استنابه كنند.

آية اللَّه مكارم: نيابت از بچه و ديوانه اي كه حج بر او مستقر نشده خالي از اشكال نيست.

(6). آية اللَّه بهجت: بلي نايب گرفتن صروره مكروه است؛ به خصوص در صورتي كه نايب زن و منوبٌ عنه مرد باشد، اگر چه با داشتن بعض مرجّحات ديگر؛ از قبيل فقاهت و تقوي و كمالات ديگر، جانب رجحان تقويت مي يابد

و از مرجوحيّت بيرون مي آيد (كتاب حج، ص 40).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: بلكه اگر منوبٌ عنه مرد و زنده باشد كه به خاطر عدم تمكن نمي تواند حَجّةالاسلام را به جاي آورد، احتياط لزومي آن است كه مردي را كه تاكنون به حج نرفته، به نيابت خود به حج بفرستد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 81

براي او نايب بگيرند؛ و اگر عاقل شد، حكم اشخاص محرم ديگر را دارد.

عدم جواز عدول از نيت حج بعد از احرام

142- كسي كه براي عمره تمتع ولو مستحبي، محرم شده، نمي تواند در اصل عمره يا حج، براي ديگري نايب شود، ولي مي تواند براي افرادي كه وظيفه آنها استنابه در بعضي از اعمال- مثل طواف و سعي- است، نايب شود.

عدم جواز تعدّد منوبٌ عنه در حج واجب

143- در حج واجب، در يك سال، نيابت يك نفر از چند نفر، جايز نيست ولي در غير واجب، مانع ندارد.

لزوم انجام عمره و حج نيابي توسط يك نفر

144- نايب بايد عمره و حج را خودش انجام دهد، حتي اگر ناچار شده باشد بعد از انجام عمره تمتّع به كشورش بازگردد، نمي تواند اعمال حج را به ديگري واگذار نمايد.

رفع عذر منوبٌ عنه بعد از عمل نايب

145- بعد از انجام حج نيابي، حج از منوبٌ عنه، ساقط مي شود و لازم نيست خودش حج كند اگرچه عذرش برطرف شود؛ و اما اگر قبل از اتمام حج- چه قبل از احرام يا بعد از آن- عذرش

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 23 و 146 و 988 مورد هشتم كه كفايت ادراك اختياري عرفه به تنهايي است (اگر بعد از زوال ديوانه شده باشد) مراجعه شود.

آيات عظام تبريزي، خويي و فاضل: مجنون تكليف ندارد و نمي توانند برايش نايب بگيرند و بنابر اظهر، احرام او باطل مي شود.

آية اللَّه سيستاني: اگر پس از درك مسماي وقوف، در عرفات ديوانه شده باشد و سپس به قدري به عقل بيايد كه اختياري مشعر را درك كند، يا اضطراري مشعر با اختياري يا اضطراري عرفه، پس حج او صحيح است، و اگر به عقل نيايد، بايد براي تكميل اعمال شوهر براي او نايب بگيرد.

آية اللَّه مكارم: اين در صورتي است كه سال اوّل استطاعت او باشد.

(2). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي، سيستاني، فاضل: مگر اين كه به نحو شركت بر آن ها واجب شده باشد؛ مثل اين كه دو نفر يا بيشتر نذر كنند كه با شركت يكديگر كسي را اجير نمايند كه در اين صورت مي توانند يك نفر را براي حج اجير نمايند. (مناسك، ص 45، مسأله 123).

(3). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي، سيستاني: بنابر احتياط واجب، در صورت حصول تمكّن، بايدخودش حج را به جا آورد.

آية اللَّه صافي: در صورتي كه حج بر

او مستقر بوده، با تمكّن بايد خودش حج به جاآورد و هم چنين اگر مستقر نبوده ولي استطاعتش باقي باشد، بايد حج به جاآورد. (آداب و احكام حج، حاشيه مسأله 90).

آية اللَّه گلپايگاني: مگر اين كه در وقت نايب گرفتن، اميد خوب شدن و رفع عذر داشته باشد كه در اين صورت بنابر احتياط، اگر رفع عذر شد و استطاعت داشت بايد خودش هم حج را انجام دهد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 82

برطرف شد، بايد خودش حج برود.

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: گرچه احتياط واجب است كه نايب نيز عمل حج را تمام نمايد. (مناسك، مسأله 64).

آية اللَّه صافي: اگر بعد از احرام عذر مرتفع گردد كه امكان انجام حج براي منوبٌ عنه در همان سال يا سال بعد باشد ارتفاع عذر كاشف از بطلان اجاره و بلكه بطلان احرام نايب است.

آية اللَّه گلپايگاني: مگر اين كه در اثناي عمل بعد از احرام عذر برطرف شود ولي منوبٌ عنه تمكن از انجام عمل كامل نداشته باشد كه در اين صورت حج نايب مجزي است. (مناسك عربي، مسأله 90).

آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب بايد خودش حج برود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 83

فصل سوم: احكام نيابت

1- لزوم اذن يا توكيل

146- استنابه از حيّ، بايد توسط خود او، يا با وكالت از طرف وي صورت گيرد؛ پس اگر- مثلًا- فرزندي بدون اطلاع پدر، براي وي استنابه نمايد- هرچند اختيار مال او را هم داشته باشد- كفايت نمي كند؛ و حتي اگر در اين فرض، هزينه اجير را از مال خودش پرداخت نمايد، كافي از استنابه نيست.

147- نيابت و تبرّع از طرف مجنون، حتي اگر حج بر او مستقر شده باشد، صحيح نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: چنانچه احراز

رضايت شود و شاهد حال هم بر رضايت بود؛ به طوري كه اگر او بفهمدراضي است، نيابت صحيح است با مراعات ساير جهات (مستفاد از س 157 و 17).

(2). آيات عظام فاضل، نوري: مگر وكالت مطلقه از پدر داشته باشد.

آية اللَّه بهجت: با احراز رضايت پدر اشكال ندارد و تبرّع از حيّ در حج واجب، با عدم قدرت او، اظهر جواز آن است وبااذن باشد احوط است در تفريغ ذمّه. (كتاب حج، ص 45 و مناسك مستفاد از س 17 و 157).

آية اللَّه سيستاني: اگر اختيارات او شامل نايب گرفتن در حج هم بوده كافي است وگرنه عمل نايب كافي نيست مگر اين كه قبل از احرام، پدر مطلع شود و موافقت نمايد. (ملحق مناسك، س 40).

آية اللَّه گلپايگاني: اجير گرفتن براي پدر از مال او بدون اطّلاع پدر صحيح نيست بلي در صورتي كه مبلغ اجاره را از مال خود تبرّعاً بپردازد در فرض مذكور اگر پدر عاجز از انجام حجّ باشد مانعي ندارد و مجزي از حَجّةالاسلام پدر مي باشد.

(3). آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 136 تا 141 مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني: بايد پس از مرگ براي او نايب بگيرند.

آية اللَّه فاضل و آية اللَّه مكارم: اگر اميد به بهبودي او نباشد گرفتن نايب براي او مانعي ندارد.

آية اللَّه نوري: فقط حاكم شرع مي تواند براي او نايب بگيرد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 84

2- نيت نيابت
اشاره

148- نايب بايد در انجام اعمال، قصد نيابت نمايد و منوبٌ عنه را در نيت تعيين كند ولو اجمالًا؛ و ذكر اسم او شرط نيست، گرچه مستحب است.

جهل نايب به نوع حج نيابي و نيّت اجمالي

149- نايبي كه براي حج تمتّع اجير شده است، ولي نمي داند براي حَجّةالاسلام نايب شده يا حج نذري يا حج مستحب، اگر نيت كند « … حج تمتع براي منوب عنهِ خودم» يا «حجّي كه براي آن اجير شده ام» آيا كافي است يا نه؟

غفلت از نيت نيابت و احرام براي خود

150- اگر نايب در ميقات، از نيابتْ غافل و براي خود محرم شود، نمي تواند دوباره به نيت نيابت محرم شود، و بايد عمره و حج را به همان نيت اول اتمام كند؛ و احرام دوم صحيح نيست مگر

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: معتبر است در نيابت قصد آن و تعيين منوبٌ عنه با تعدد، و در صورت اتّحاد كافي است قصد نيابت واجبه مثلًا (كتاب حج، ص 39).

(2). آيات عظام بهجت، تبريزي، خامنه اي و سيستاني: كافي است.

آيت اللَّه گلپايگاني: اگر نيت كند حجي را كه براي آن اجير شده يا آنچه شرعاً بر حسب اجاره بر ذمه اش است مجزي است.

آيت اللَّه فاضل و آيت اللَّه مكارم: نيت مي كند حجي را كه براي آن اجير شده ام بجا مي آورد

(3). آيات عظام فاضل، نوري: اگر شخص غافل، ارتكازاً قصد منوبٌ عنه را داشته، وداعي وانگيزه او منوبٌ عنه بوده، هر چند قصد خودش را اخطار كرده، قصد ارتكازي بر اخطار فعلي مقدم است و براي منوبٌ عنه واقع مي شود، وحج نيابي صحيح است.

آية اللَّه بهجت: در صورتي كه قصد انجام وظيفه داشته، مخلّ به نيابت نيست و عمل مجزي است (مناسك، ص 22).

آية اللَّه تبريزي: اگر ارتكازاً قصد منوبٌ عنه را داشته اند؛ به طوري كه اگر كسي مي پرسيد جواب مي دادند براي منوبٌ عنه حج بجا مي آوريم كفايت مي كند و حج نيابت آنها صحيح است.

آية اللَّه خويي: فتواي ايشان در دست

نيست.

آية اللَّه سيستاني: اگر محرك آنان در احرام، حج نيابي باشد كافي است ولي اگر به كلي غافل باشند كه اگر از آنها پرسيده شود، جواب مي دهند كه براي خود احرام مي بنديم بايد حج را به نيت خود تمام كنند ولي اگر پس از انجام عمره از مكه خارج شوند و در ماه بعد به مكه برگردند؛ مثلًا آخر ذي قعده خارج و اوّل ذي حجه وارد شوند عمره آن ها باطل مي شود و مي توانند از يكي از مواقيت به نيّت منوبٌ عنه احرام ببندند، گرچه باطل كردن عمره تمتّع عمداً گناه است.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: با فرض آن كه مستطيع نبوده و از قبل اجير براي انجام حج شده است نيّت احرام براي خود او منعقد نشده است و در صورتي كه مجدّداً به نيّت منوبٌ عنه محرم شده است حج نيابي او صحيح است.

آيةاللَّه مكارم: همين اندازه كه نيت نيابت در عمق ذهن او باشد كافي است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 85

آن كه احرام اول باطل باشد؛ مثل اين كه حج بر او واجب نبوده و نيت حَجّةالاسلام كرده باشد.

شك در نيت نيابت

151- در نيت خطور لازم نيست؛ و اگر نائبْ بعد از احرام شك كند كه آيا نيّت نيابت كرده يا نه، اگر انگيزه او در حال احرام، نيابت بوده، به شك اعتنا نكند؛ و اگر در داعي و انگيزه هم شك دارد، بايد اعمال را به نيت اجمالي (همان نيت در احرام) اتمام كند، و در نيابت به آن اكتفا نكند.

قصد نايب در طواف نساء

152- نايب بايد طواف نساء را نيز، به قصد منوبٌ عنه انجام دهد؛ و احتياط استحبابي آن است كه به قصد ما في الذمه به جا آورد.

ترك طواف نساء توسط نايب

153- اگر نايبْ طواف نساء را صحيح انجام ندهد، زن بر او حلال نمي شود و بر منوبٌ عنه چيزي نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: در اين مثال احرام اوّل او صحيح است.

آية اللَّه مكارم: نيت حَجّةالاسلام تأثيري ندارد.

(2). آية اللَّه تبريزي: بايد به ميقات برگردد و مجدداً به نيابت از غير محرم شود.

آية اللَّه خويي: اگر احتمال بدهد كه نه قصد خود و نه ديگري را كرده، احرام او باطل است. مگر اين كه در حال طواف؛ مثلًا نيّت معيّني دارد كه به همان نيّت اعمال را تمام مي كند.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: در صورتي كه فعلًا خود را نايب مي داند و شك در نيّت احرام گذشته خوددارد، وظيفه او حمل به صحّت است و به عنوان نيابت، بقيه اعمال را به جا آورد.

(3). آية اللَّه بهجت: به مسأله قبل مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني: اگر احتمال مي دهد در ميقات به كلي از ذهنش نيت نيابت از غير پاك شده بوده، بنا مي گذارد كه احرامش براي خودش بوده و اگر اين احتمال را نمي دهد همان طور كه متعارف است در كسي كه عازم بر نيابت بوده است بنا مي گذارد كه احرامش براي غير بوده است.

(4). آية اللَّه فاضل: اين احتياط لازم نيست.

(5). آية اللَّه گلپايگاني: بلي، اگر نايب در خصوص طواف نساء نيابت داشته است تا طواف را صحيح به جا نياورد مباشرت با زن بر منوبٌ عنه حلال نمي شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 86

ثبوت ملزومات حج بر اجير

154- لباس احرام و پول قرباني در حج نيابي، بر اجير است، مگر در صورتي كه شرط شده باشد كه مستأجر بدهد؛ و همچنين اگر اجيرْ موجبات كفاره را انجام دهد، كفاره

بر عهده خود او است.

3- رعايت بلد
غفلت از رعايت بلد

155- كسي كه اجير بلدي شده كه از شهر خاصّي- مثلا قم- حج بلدي انجام دهد، بايد از همان جا براي حج حركت كند؛ و اگر از موضوع غافل شده و از قم براي كار ديگري به تهران رفته و از آنجا به حج رفته، اگر مي تواند بايد برگردد، و چنانچه- حتي باتمكن- برنگشت و حج را انجام داد، حج صحيح است و بالنسبه استحقاق اجرت دارد.

كفايت حركت از بلد منوب عنه ولو با فاصله

156- اگر نايب قبل از سفر حج- ولو چند ماه قبل از آن- به بلد منوبٌ عنه برود و از آنجا به عنوان نيابتِ حج، به وطن خودش يا محل ديگري برود و در وقت حج، ديگر به بلد منوبٌ عنه نرود، كافي است.

بازگشت به بلد منوبٌ عنه بعد از حج

157- آيا اجيرِ در حج بلدي، در برگشت از سفر حج، بايد به شهر منوبٌ عنه برگردد؟

______________________________

(1). آية اللَّه نوري: اگر داعيِ ارتكازي داشته، گرچه اخطاري نبوده و غافل شده، برگشتن لازم نيست؛ زيرادرنيت خطور لازم نيست واگر بالمرّه غافل شده و از ارتكاز هم محو شده، بايد برگردد.

آية اللَّه بهجت: لازم نيست برگردد.

آية اللَّه مكارم: مگر اين كه نيّت در اعماق ذهنش وجود داشته باشد.

(2). آية اللَّه سيستاني: حج او صحيح است مطلقاً، ولي اگر اجاره بر حج بلدي به نحو تقييد باشد مستحق اجرت نيست، و اگر شروع از بلد منوبٌ عنه جزو عمل مورد اجاره باشد مستحق اجرت مي باشد ولي مستأجر مي تواند اجرت المثل آن قسمت را كه به جا نياورده از او بگيرد و مي تواند اجاره را فسخ كند ولي بايد اجرت المثل حج او را بدهد، و اگر شروع از بلد از باب شرط ضمن العقد باشد مستأجر فقط مي تواند اجاره را فسخ كند و در اين صورت اجرت المثل او را بايد بدهد.

(3). آيات عظام: بهجت، تبريزي و مكارم: خير، لازم نيست.

آية اللَّه صافي: برگشت به شهر منوبٌ عنه لازم نيست بلكه در استيجار و تحقّق نيابت شرط بازگشت از مكّه مطلقاً معتبر نيست ولي اگر اجير كننده اجير را براي رفتن به حج و برگشتن به شهر منوبٌ عنه اجاره كند، اجير بايد طبق قرار اجاره عمل نمايد، واللَّه العالم.

آية اللَّه فاضل و آية اللَّه

مكارم: خير، لازم نيست، مگر اين كه در ضمن عقد اجاره شرط شده باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 87

4- فوت نايب
اشاره

158- اگر نايب بعد از احرام و دخول حرم بميرد، از منوبٌ عنه مجزي است؛ و در جريان اين حكم در حج تبرّعي، اشكال است؛ بلكه در غير حَجةالاسلام، خالي از اشكال نيست.

فوت اجير و حكم استحقاق اجرت

159- اگر اجير قبل از داخل شدن به حرم، فوت كند و هنگام استيجار معيّن نكرده باشند كه اجرت براي خصوص عمل است يا براي عمل و رفت و آمد، اجير ظاهراً مستحق اجرت رفتن تا محل موت مي باشد؛ و همين طور اگر بعد از احرام و دخول حرم بميرد، بيش از اجرت احرام و آن

______________________________

(1). آية اللَّه نوري: مجزي است مطلقاً.

(2). آيات عظام بهجت، صافي، گلپايگاني: بعد از احرام و پس از دخول حرم كافي است و در اين حكم بين حجةالاسلام و غير آن و بين نيابت به مزد و اجرت و تبرّع فرقي نيست.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: چنانچه نايب بعد از احرام بميرد كفايت از منوبٌ عنه مي كند هرچند مردنش قبل از دخول حرم باشد بنابر اظهر، و در اين مورد فرقي بين حَجّةالاسلام و غير آن نيست، و همچنين فرقي نيست بين اين كه نيابت به اجرت باشد يا به تبرع.

آية اللَّه مكارم: در حكم مذكور فرقي بين حَجّةالاسلام و غير آن و اقسام نيابت نيست.

آية اللَّه سيستاني: اگر بعد از احرام و قبل از دخول حرم بميرد محل اشكال است و اگر بعد از دخول حرم باشد مجزي است و در اين حكم فرقي بين حَجّةالاسلام و غير آن نيست ولي در مورد حجّ تبرعي اشكال است.

آية اللَّه خامنه اي: تفاوتي ندارد كه نيابت او مجاني بوده يا با اجرت، و براي حَجة الاسلام بوده يا حج واجبي ديگر.

(3).

آيةاللَّه مكارم: معمولًا اجاره براي اداي تكليف منوبٌ عنه است. بنابراين مستحقّ تمام اجرت مي باشد.

(4). آية اللَّه بهجت: اگر تصريح به خلاف متعارف نباشد، بر حسب معلوم از داعي استيجار كه برائت ذمه منوبٌ عنه است چيزي از اجرت پس گرفته نمي شود وقتي كه وفات نايب پس از احرام و دخول حرم باشد و اگر قبل از احرام باشد استحقاق اجرت المثل مقدار راهي كه پيموده است بعيد نيست و نيز توزيع اجرة المسمّي بي وجه نيست در صورتي كه بعض عمل را مثل احرام انجام داده باشد و يا سير از طريق خاص در اجاره قيد شده باشد. (كتاب حج، ص 41).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: هرگاه اجير بعد از محرم شدن بميرد، تمام اجرت را مستحقّ خواهد شد، در صورتي كه بر تفريغ ذمّه ميّت اجير شده باشد. و امّا اگر اجير بر به جاآوردن اعمال شده باشد، اجرتِ مقداري را كه به جاآورده مستحقّ مي شود و چنانچه قبل از احرام بميرد چيزي مستحقّ نخواهد بود. بلي اگر مقدّمات عمل داخل اجاره باشد، هر مقدار از مقدّمات را كه انجام داده باشد اجرت همان مقدار را مستحقّ مي شود (مناسك، مسأله 115).

آية اللَّه خامنه اي: هرگاه نايب پس از احرام و ورود به حرم بميرد اگر نايب گرفتن براي برئ شدن ذمه منوب عنه باشد، كما اينكه ظاهر حال اطلاق قرارداد اجاره چنين است اجير مستحق تمام اجرت خواهد بود كه بايد آنرا به ورثه اش بپردازند.

آية اللَّه سيستاني: در صورتي كه مقدمات عمل داخل اجاره باشد، هر مقدار از مقدمات را كه انجام داده باشد اجرت همان مقدار را مستحق مي شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 88

چه ذكر شد، مستحق نيست،

اگر چه در اين فرض، حج از ميت ساقط مي شود؛ و اگر بعد از انجام بعضي از اعمال فوت كند، مستحق اجرت آن اعمال نيز مي باشد.

ميزان كفايت از منوب عنه در فرض فوت نايب

160- اگر اجيرِ براي حَجّةالاسلام، بعد از احرام بستن و داخل شدن در حرم فوت كند، از منوبٌ عنه كفايت مي كند؛ و اگر قبل از احرام يا بعد از آن و قبل از داخل شدن در حرم فوت كند، بايد دو مرتبه اجير بگيرند، و كسي كه براي خودش به حج برود نيز، همين حكم را دارد.

______________________________

(1). آية اللَّه گلپايگاني: ظاهراً مستحق تمام اجرت مي باشد علي الاقوي و هم چنين است حكم صورت بعد.

(2). آيات عظام صافي، فاضل: مگر آن كه اجير براي تفريغ ذمّه شده باشد، كه در اين صورت تمام اجرت را مي برد.

(3). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: چنانچه بعد از احرام بميرد كفايت از منوبٌ عنه مي كند هرچند مردنش قبل از دخول حرم باشد (مناسك، مسأله 114).

آية اللَّه خامنه اي: مجزي نيست بنابر احتياط واجب.

آيةاللَّه سيستاني، آيةاللَّه مكارم: اگر بعد از احرام وقبل از دخول حرم بميرد اين حكم احتياطي است.

(4). آية اللَّه سيستاني: كسي كه حج بر او مستقر شده است اگر بعد از احرام حج در حرم بميرد حَجّةالاسلام از او ساقط است؛ چه تمتّع باشد چه قِران و چه افراد و اگر در عمره تمتّع بميرد نيز ساقط است و اگر قبل از آن بميرد؛ چه بعد از احرام قبل از دخول حرم و چه بعد از دخول حرم بدون احرام ساقط نمي شود و بايد از او قضا كند و اين حكم در حج واجب غير از حَجّةالاسلام و در عمره مفرده جاري نيست و اما كسي كه

حج بر او مستقر نشده است، اگر بعد از احرام بميرد قضا واجب نيست هر چند قبل از دخول حرم باشد.

تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 99 و 158 گذشت.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 89

ميزان استحقاق اجرت نيابت

161- اگر اجير اعمال را به نحوي انجام داده باشد كه در عرف گفته شود كه عمره و حج را به جا آورده، مستحق تمام اجرت است، اگرچه بعضي از اعمال را كه مضر به صحت حج نيست و محتاج به اعاده نيست، نسياناً ترك كرده باشد.

استيجار در مدينه و تبديل ميقات

2/ 161- شخصي در مدينه منوره، ديگري را اجير مي كند كه براي پدروي حج ميقاتي بجا آورد ولي مشخص نكرده است كه از مسجد شجره محرم شود يا ميقاتهاي ديگر، آيا اجير مي تواند از مسجد شجره به نيّت عمره مفرده محرم شود وپس از آن به جحفه يا قرن المنازل برود وبراي عمره تمتّع استيجاري محرم شود؟

5- مباحات و مستحبات بر نايب
اشاره

162- كسي كه براي حج تمتع اجير شده، مي تواند براي طواف يا ذبح يا سعي، اجيرِ ديگري

______________________________

(1). آية اللَّه خويي: اگر بر خود اعمال اجير باشد، به نحو تعدّد مطلوب، به نسبت اعمالي كه انجام داده مستحق اجرت است.

آية اللَّه سيستاني: مگر آن كه اجير براي تفريغ ذمّه شده باشد كه در اين صورت تمام اجرت را مي برد و اگر برخود اعمال اجير باشد به نحو تعدّد مطلوب به نسبت اعمالي كه انجام داده مستحقّ اجرت است.

(2). آيةاللَّه بهجت: اگر متفاهم عرفي يا خصوصي در بين نبوده مانعي ندارد.

آية اللَّه خامنه اي: در فرض مذكور اجير مي تواند از هر كدام از مواقيت معروف، به نيابت محرم شود. مگر اين كه اجير گرفتن در مدينه قرينه باشد بر اين كه مستأجر نظرش مسجد شجره بوده كه در اين صورت بايد از مسجد شجره محرم شود.

آيةاللَّه فاضل؛ آية اللَّه سيستاني: ظاهراً اين استيجار منصرف است به احرام از مسجد شجره ولي اگر چنين نباشد يا تصريح به عدم تقييد كند اشكال ندارد.

آية اللَّه صافي: اگر منصرف به احرام او از مسجد شجره نباشد مانعي ندارد.

آية اللَّه مكارم: اگر منظور اين است كه عمره مفرده را انجام دهد و بعد به ميقات برگردد براي عمره تمتع استيجاري محرم شود مانعي ندارد، مشروط

بر اين كه فاصله ميان دو عمره مطابق فتواي ما حفظ شود.

آية اللَّه تبريزي: در صورتي كه قرينه اي ولو از جهت تعارف بر احرام از مسجد شجره احراز نشود مي تواند از خود چهار ميقات ديگر نيز محرم شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 90

شود، و همچنين براي انجام عمره مفرده بعد از عمل حج؛ چنانچه مي تواند براي خودش طواف و عمره مفرده به جا آورد.

مقدار وظيفه نايب در انجام مستحبات

163- كسي كه در انجام حج بلدي نيابت دارد، چه مقدار از مستحبات مدينه و مكه را بايد به نيابت از منوبٌ عنه انجام دهد؟ 164- آيا كسي كه در اعمال عمره يا حج يا خصوص طواف اجير غير باشد، مي تواند به نيابت از شخص ديگري تبرعاً يا استيجاراً قرآن تلاوت كند.

استحباب عمره مفرده بر نايب

165- نايبي كه حجةالاسلام خودش را بجا نياورده، احتياط آن است كه بعد از عمل نيابت، براي خودش عمره مفرده به جا آورد؛ اين احتياط هر چند واجب نيست ولي خيلي مطلوب است.

______________________________

(1). آية اللَّه مكارم: در مورد عمره مفرده اگر در همان ماه عمره تمتع باشد قصد رجا كند.

(2). آيةاللَّه بهجت: تابع عقد اجاره است (نسبت به تصريح يا تعارف يقيني).

آية اللَّه تبريزي: مستحبات مدينه ومكه اگر در ضمن اجاره ذكر نشود، بر عهده اجير نيست. بلي، آن مستحباتي كه در خود حج وعمره متعارف است بايد اتيان شود، واللَّه العالم.

آية اللَّه سيستاني: بايد طبق عقد اجاره عمل كند مگر اين كه اطلاق نيابت طبق عرف عام يا خاص منصرف به انجام بعضي از اعمال باشد.

آية اللَّه صافي: اگر در ضمن عقد اجاره نسبت به مستحبّات، خصوصياتي ذكر نشده باشد، احتياط اين است كه مستحباتي را كه به طور متعارف همه يا اكثر حجاج انجام مي دهند و زحمت معتدّ به ندارد، اقلًا يكبار به نيت منوبٌ عنه بجا آورد، واللَّه العالم.

آيات عظام فاضل، مكارم و نوري: به مقداري كه در نيابت متعارف است انجام مي دهد، مگر اين كه شرط خاصي كرده باشند.

(3). آيات عظام: بهجت، خامنه اي، تبريزي، سيستاني، فاضل و مكارم: بلي، مي تواند

آيت اللَّه صافي: چنانچه مانع اعمال عمره يا حج يا طواف اجير نباشد خواندن

قرآن تبرّعاً يا استيجاراً براي ديگري اشكال ندارد.

(4). آية اللَّه بهجت: احتياطاً عمره به جا آورد.

(5). آية اللَّه فاضل: يا قبل از آن.

(6). آية اللَّه گلپايگاني: رجاءً (احكام عمره فارسي، ص 16).

(7). آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 91

باب سوم

اقسام و موارد عمره 93

1- اقسام عمره و فرقهاي آن 93

2- تبديل عمره 94

3- موارد جواز و عدم جواز عمره 95

تكرار عمره 98

مكان احرام عمره مفرده 102

1- ميقات و ادني الحل 102

2- حكم احرام از جده 103

3- حكم احرام از حديبيّه 105

خروج از مكه و بازگشت به آن 107

حكم خروج خدمه كاروان 107

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 92

يَا حَبِيبَ مَنْ تَحَبَّبَ إِلَيْكَ وَ يَا قُرَّةَ عَيْنِ مَنْ لاذَ بِكَ

قال الإمام الباقر عليه السلام

يا جابِر مَنْ دَخَلَ قَلْبَه خالصُ حَقيقةِ الإيمانِ، شغلَ عَمَّا فِي الدُّنْيا مِنْ زِيْنَتِها؛ إنّ زينَةَ زَهْرةِ الدُنيا، إنّما هُوَ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وإنّ الدارَ الآخرةِ لَهِيَ الحَيَوانِ.

يا جابر إنّ المؤمن لا ينبغي له أن يركنَ ويَطْمئنَّ إلي زَهرة الحياةِ الدنيا؛ واعْلَم أنّ أبناءَ الدُنيا هُمْ أَهلُ غَفْلَةٍ وَغُرُورٍ وَجَهالَةٍ وَأنَّ أَبْناءَ الآخِرَةِ، همُ المُؤمِنُونَ العامِلُونَ الزَّاهِدُونَ أَهْل العلمِ وَالفِقْهِ وَأَهْل فِكْرَةٍ وَاعْتِبارٍ وَاخْتِبارٍ، لا يَملّونَ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ.

وَاعْلَمْ يا جابر: أنّ أهلَ التقوي، هُمُ الأغنياءُ، أَغناهُمُ القليلُ مِن الدنيا، فَمَئُونَتُهم يَسيرةٌ؛ إنْ نَسيتَ الخَيْرَ، ذَكَروُكَ وإن عَمِلْتَ به أَعانُوكَ؛ أخَّروا شهواتَهم ولذاتَّهم خَلْفَهم، و قدَّموا طاعَةَ رَبَّهم أمامَهم و نظروا إلي سبيل الخيرِ وإلي ولايةِ أحبّاءِ اللَّه، فأحبُّوهم و تولّوهم وَاتّبَعُوهُمْ

فأنزِل نَفْسَكَ من الدنيا، كَمثَلِ مَنْزِلٍ نزلْتَهُ ساعَةً، ثُم ارْتَحَلْتَ عَنْهُ، أو كمثلِ مالٍ اسْتَفَدْتَهُ في مَنامِكَ، فَفَرِحْتَ بِهِ وَسَرَرْتَ، ثمّ انْتَبَهْتَ مِنْ رَقْدَتِكَ وَلَيْسَ

في يَدِكَ شيٌ ء وإنّي إنما ضَرَبْتُ لَكَ مثلًا لِتَعْقِلَ وَتَعْمَلَ بِهِ

تحف العقول ص: 287

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 93

باب سوم: اقسام و موارد عمره

فصل اول: اقسام و موارد عمره

1- اقسام عمره و فرقهاي آن
اشاره

166- عمره- مانند حج- بر دو گونه است: «واجب» و «مستحب».

عمره بر كسي كه شرايط استطاعت را داشته باشد، يك مرتبه در عمر واجب مي شود؛ و وجوب آن- مانند وجوب حج- فوري است؛ و براي اهل مكه و افراد غير نائي، كه وظيفه آنها حج و عمره مفرده است، استطاعتِ حج، در وجوب آن، معتبر نيست؛ بلكه اگر چنين اشخاصي براي عمره مفرده مستطيع باشند، عمره مفرده بر آنها واجب مي شود، هرچند براي حج مستطيع نباشند؛ همچنين اگر براي حج استطاعت داشته باشند و براي عمره مستطيع نباشند، بايد حج به جا آورند.

كساني كه از مكه دور هستند- مثل ايرانيان كه وظيفه آن ها حج تمتع است- چون حج تمتع، مركب از هر دو عمل است، هيچگاه براي آنها، استطاعت حج از استطاعت عمره، و استطاعت عمره از استطاعت حج، جدا نيست

عدم وجوب عمره مفرده بر افراد نائي

167- كسي كه وظيفه اش حج تمتع است (اشخاصي كه از مكه شانزده فرسنگ شرعي دور باشند) اگر استطاعت براي عمره داشته باشند و براي حج نداشته باشند، عمره مفرده بر آنها واجب نيست گرچه در اين فرض، احتياط آن است كه عمره مفرده را به جا آورند. همچنين افرادي كه حج نيابي انجام مي دهند، انجام عمره مفرده بر ايشان واجب نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب براي كساني كه اهل مكه هستند يا دور از آن.

(2). آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 94

فرقهاي عمره تمتع با عمره مفرده

168- عمره مفرده با عمره تمتع، فرقي ندارد مگر در سه چيز: اول- در عمره تمتع بايد تقصير كند؛ يعني بايد از مو يا ناخن خود بچيند و حلق جايز نيست؛ ولي در عمره مفرده، مخيّر است بين حلق و تقصير.

دوم- عمره تمتع، طواف نساء ندارد، ولي در عمره مفرده واجب است.

سوم- ميقات عمره تمتع، يكي از مواقيت پنجگانه است، ولي ميقات عمره مفرده، ادني الحل است هر چند احرام از مواقيت پنجگانه نيز جايز است؛ بلكه هنگامي كه در مسير مكه از آن مواقيت عبور مي كند، احرام از آن واجب است.

اشتراك محرّمات در عمره تمتّع و مفرده

169- محرّمات احرامِ عمره مفرده، با عمره تمتع يكسان است، و بعد از تقصير يا حلق، همه چيز غير از زن حلال مي شود، و بعد از طواف نساء و نمازش، زن هم حلال مي شود.

2- تبديل عمره
تبديل عمره مفرده به تمتع

170- اگر احرام عمره مفرده در ماه هاي حج باشد، انجام عمره تمتع با آن احرام، مانعي ندارد. 171- تبديل عمره مفرده به عمره تمتع در حج استحبابي مانع ندارد، ولي در حجِ واجب و

______________________________

(1). آيات عظام فرق هاي بيشتري را متذكر شده اند كه به مناسك آنان مراجعه شود.

(2). آية اللَّه بهجت: با افضليت حلق. (مناسك شيخ، ص 89).

(3). آية اللَّه بهجت: اگر در حرم باشد، و ميقات است در صورت مرور به آن. (كتاب حجّ افراد، ص 6).

(4). آية اللَّه تبريزي و آية اللَّه سيستاني: تا وقت حج در مكّه باقي ماند.

(5). آية اللَّه بهجت: جواز عدول از عمره مفرده در ماههاي حج، به عمره تمتّع، محل تأمّل و احتياط است، و اگر در اشهر حج به عمره مفرده محرم شد و داخل مكّه شد و وقت ضيق باشد از حج تمتّع، مي تواند با قصد، عدول به عمره تمتع نمايد در صورتي كه به سببي واجب نشده باشد بقا بر عمره مفرده بر او، با احتياط در اراقه دم (كتاب حج افراد، ص 4 و مناسك شيخ، ص 90).

(6)- آية اللَّه نوري و آية اللَّه مكارم: با فرض وقوع عمره در ماههاي حج.

آية اللَّه صافي و آية اللَّه گلپايگاني: اگر در ماههاي حج باشد و عمره مفرده بر او واجب نباشد.

(7)- آية اللَّه بهجت: جواز عدول به عمره تمتّع، محل تأمل و احتياط است، مگر اين كه متمكن از انجام عمره تمتع نباشد. (به ذيل

مسأله 309 مراجعه شود).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي و آية اللَّه سيستاني: كسي كه عمره مفرده را در ماههاي حج بجا آورده و اتفاقاً تا وقت حج در مكه باقي مانده، مي تواند عمره مفرده خود را عمره تمتع قرار داده و حج را بجا آورد و فرقي در اين حكم بين حج واجب و حج مستحبي نيست.

آية اللَّه فاضل: در حج نيابي هم اگر عمره را به نيّت منوبٌ عنه انجام داده باشد، مي تواند تبديل به عمره تمتع كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 95

حج نيابي، جواز تبديل عمره مفرده، محل اشكال است.

عدول به تمتع از عمره مفرده با اخلال به تقصير

172- اگر شخصي بعد از عمره مفرده، عمره تمتع انجام دهد، سپس متوجه شود كه تقصير را در عمره مفرده- جهلًا يا نسياناً- به جا نياورده، چنانچه عمره مفرده در ماههاي حج انجام شده و حج او مستحبي است، مي تواند به عمره تمتع عدول كند؛ چه وقت براي اعاده عمره تمتع داشته باشد يا نه؛ ولي اگر حج واجب باشد، بنابر احتياط كفايت نمي كند و بايد پس از تقصير صحيح، به ميقات برود و براي عمره تمتع محرم شود.

3- موارد جواز و عدم جواز عمره
اشاره

173- افرادي كه مستطيع نيستند، يا حجِ واجب خود را انجام داده اند، مي توانند در وقت حج، عمره مفرده انجام داده و براي حج محرم نشوند.

انجام عمره مفرده به نيت چند نفر

174- انجام عمره مفرده به نيابت از چند نفر جايز است؛ و در اعمال آن- از جمله طواف نساء- بايد نيت همه بشود.

انجام عمره مفرده به نيت خود و ديگران

175- آيا انجام يك عمره مفرده به نيت خود و به نيابت تبرّعي ديگران، صحيح است يا نه؟

______________________________

(1). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي، فاضل: (با اختلاف در تعبير): در تبدّل عمره مفرده به عمره تمتع، فرقي بين حج واجب و مستحب نيست.

(2). آيات عظام: بهجت، تبريزي، سيستاني، صافي، فاضل و نوري: مانعي ندارد.

آية اللَّه مكارم: احتياط آن است آن را به نيّت خود بجا آورد و هر مقدار از ثواب آن را كه مي خواهد بر ديگران هديه كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 96

جواز عمره مستحبي با قرائت غلط

176- انجام عمره مفرده براي هر كسي جايز است؛ حتي كسي كه نمازش را غلط مي خواند و وقت تصحيح آن را نيز ندارد، مي تواند عمره مفرده بجا آورد.

جواز عمره مفرده با احتمال حيض و مرض

177- زني كه حايض است، يا مي داند حايض مي شود، مي تواند براي عمره مفرده محرم شود؛ و اگر در تمام روزهايي كه در مكه است حايض باشد، بايد براي طواف و نماز نايب بگيرد؛ و همچنين است مريضي كه احتمال مي دهد نتواند اعمال عمره مفرده را انجام دهد.

ترك اعمال عمره مفرده و بازگشت به وطن

178- اگر حايض بدون انجام اعمال عمره مفرده از مكه مراجعت نموده، بايد برگردد؛ و اگر نمي تواند باز گردد، براي اعمال عمره نايب بگيرد ولي بايد خودش تقصير كند و ترتيب بين آن و ساير اعمال مراعات شود؛ و تا اعمال را به جا نياورد، محرّمات احرام بر او حلال نمي شود.

انجام عمره مفرده قبل از تمتع

179- انجام عمره مفرده در ماه هاي حج، پيش از عمره تمتع، جايز است؛ و در اين مسأله، فرقي بين صَرُوره و غير صروره نيست.

انجام عمره مفرده بين عمره تمتع و حج

180- بعد از عمره تمتع و قبل از حج، نبايد عمره مفرده بجا آورده شود؛ و اگر بجا آورده شد، صحت عمره مفرده، محل اشكال است؛ ولي براي عمره و حج تمتع، اشكالي ايجاد نمي شود.

______________________________

(1). آيةالله فاضل: براي خودش يا ديگري.

(2)- آية اللَّه بهجت: اگر بتواند استنابه هم بكند، اگر چه به جهت مسامحه در امر تصحيحِ قرائت، خلاف شرع كرده باشد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و بنا بر احتياط، براي نماز نايب هم بگيرد.

(3). آية اللَّه سيستاني: و نيز نماز طواف را خودش در محل خودش به جا آورد.

(4). آية اللَّه سيستاني: و احوط آن است كه اين دو عمره در يك ماه قمري نباشد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: براي كسي كه نايب در حج بلدي نباشد و برخودش حج واجب نشده يا حج واجب خود را انجام داده اشكال ندارد. (آداب و احكام حج، ص 392، مسأله 1014).

(5)- آية اللَّه بهجت: اشكال ندارد.

آية اللَّه خامنه اي: بنا بر احتياط.

(6)- آية اللَّه تبريزي: عمره مفرده بين عمره تمتع و حج تمتع مشروع نيست مگر اين كه از حرم خارج شود و در ماه ديگر غير از ماهي كه محرم براي عمره تمتع شده با احرام عمره مفرده داخل مكه شود كه در اين صورت عمره مفرده او صحيح است و عمره تمتع او تبديل به عمره مفرده مي شود.

آية اللَّه خويي، آية اللَّه گلپايگاني: فقط فرموده اند كه بجا آوردن عمره مفرده بين عمره تمتّع و حج تمتع جايز نيست.

آية اللَّه سيستاني: اگر

بين عمره تمتع و حج، عمره مفرده بجا آورد، ظاهر اين است كه موجب بطلان عمره تمتّع خواهد شد و لازم است كه آن را اعاده نمايد. ولي اگر تا روز هشتم ذي حجّه در مكّه بماند و قصد حجّ كند عمره مفرده اش تمتّع به حساب مي آيد و مي تواند براي حجّ محرم شود. (مناسك، مسأله 137).

آية اللَّه فاضل: اين در صورتي است كه عمره مفرده را در همان ماهي كه عمره تمتّع انجام داده بجا آورده شود، امّا اگر در ماه ديگر انجام داده، عمره تمتّع او باطل شده و اگر تا هشتم ذي حجّه در مكّه بماند اين عمره مفرده عمره تمتّع محسوب مي شود و حجّ تمتّع او با همين عمره صحيح خواهد بود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 97

رعايت قصد رجا

181- عمره مفرده بعد از عمره تمتع نيز، با كمتر از يك ماه فاصله، بايد به قصد رجا انجام شود.

استحباب عمره مفرده بعد از اعمال حج

182- نايبي كه حجةالاسلامِ خودش را قبلا بجا نياورده، مستحب است در صورت امكان بعد از فراغ از اعمال حج، عمره مفرده انجام دهد؛ و در اعتبار فاصله بين اين عمره و عمره سابق، خلاف است و احتياط در اين است كه در فاصله كمتر از يك ماه، به قصد رجا بجا آورده شود.

اجازه شوهر براي عمره مفرده

183- اگر زوج، زوجه عقد بسته خود را از رفتن به عمره منع كند، ولي او عازم سفر عمره گردد، با توجه به اين كه هنوز زوجه در خانه پدرش مي باشد و عرفاً نفقه خور همسرش به حساب نمي آيد؛ آيا سفر زوجه سفر معصيت است يا نه؟ و آيا احرام او صحيح مي باشد؟

______________________________

(1). جهت تفصيل اين مسأله به ذيل مسأله 2/ 184 مراجعه شود.

(2)- نظريه آيات عظام در اين مسأله، در ذيل مسأله 184 به بعد آمده است.

(3). آيات عظام: سيستاني، فاضل و نوري: در فرض مذكور سفر زوجه سفر معصيت مي باشد و احرام وي صحيح نيست.

آية اللَّه صافي: سفر او ظاهرا معصيت است و صحت محل اشكال است.

آية اللَّه مكارم: احتياط واجب آن است كه رضايت شوهر را جلب كند و حج و عمره او در هر حال صحيح است ولي احتياط آن است كه نمازهاي خود را جمع بخواند و اگر سفر اول او باشد، خواه براي حجّ و يا عمره، اجازه شوهر شرط نيست.

آية اللَّه تبريزي: سفر او براي عمره مانعي ندارد و منع زوج نسبت به آن اثري ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 98

فصل دوم: تكرار عمره

اشاره

184- تكرار عمره- مانند تكرار حج- مستحب است؛ و در مقدار فاصله بين دو عمره، اختلاف فرموده اند؛ و احوط آن است كه در كمتر از يك ماه، به قصد رجا به جا آورده شود. و فرقي بين عمره از طرف خود و ديگري نيست.

فاصله بين عمره تمتع و عمره مفرده

2/ 184- آيا بين عمره تمتع و عمره مفرده، نيز فاصله معتبر است؟

______________________________

(1). 1- تكرار عمره براي خود:

آية اللَّه بهجت و آية اللَّه گلپايگاني: مطلقا جايز است و فاصله شرط نيست.

آيات عظام خويي، سيستاني، صافي، فاضل، مكارم در هر ماه قمري مي توان يك عمره انجام داد؛ هر چند يك عمره در آخر ماه رجب و عمره دوّم در اول ماه شعبان واقع گردد.

آية اللَّه خامنه اي: بين دو عمره وجود فاصله معين شرط نيست. ولي بنابر احتياط در هر ماه فقط يك عمره براي خود مي تواند به جا آورد. و اگر دو عمره براي افراد ديگر انجام دهد يا يك عمره براي خود و يك عمره هم براي ديگري به جا آورد، فاصله مذكور شرط نيست.

آيةاللَّه وحيد: بنابر احتياط و در هر ماه قمري بيش از يك عمره جايز نيست.

آية اللَّه نوري: در هر روز مي تواند يك عمره انجام دهد.

2- تكرار عمره براي ديگري هر نفر يك عمره:

همه آيات عظام: جايزاست.

تذكر: معلوم شد كه تكرار عمره طبق نظر مراجعي كه فاصله را شرط نمي دانند مطلقا جايز است چه براي خود و چه براي ديگري.

(2). آيات عظام تبريزي، خويي و فاضل: بين اين دو عمره چه قبل از حج و چه بعد از حج، فاصله معتبر نيست.

آية اللَّه صافي: به ذيل مساله قبل مراجعه شود.

آية اللَّه گلپايگاني و آية اللَّه بهجت: فاصله معتبر نيست مطلقا.

آية

اللَّه سيستاني: محل اشكال است و احتياط نبايد ترك شود و امّا انجام عمره مفرده بين عمره تمتع و حج، موجب بطلان عمره تمتع مي شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 99

ترك فاصله معتبر

3/ 184- اگر شخصي فاصله لازم بين دو عمره را- بر فرض اعتبار فاصله- رعايت نكند، و يا با قرائت غلط، عمره نيابي انجام دهد، آيا اساساً احرام منعقد مي شود يا خير؟ 4/ 184- با توجه به اختلاف فتاوا در مورد فاصله دو عمره و صحيح نبودن قرائت بسياري از افراد و از سويي تمايل شديد ايشان بر انجام عمره مجدد، آيا اين گونه افراد مي توانند قبل از گذشت فاصله و صرف نظر از صحيح نبودن قرائت، به نيت اميد مطلوبيت و ترتب ثواب به نيت خودشان محرم شوند و ثواب آن را به ديگران اهدا نمايند؟

عدم فرق بين عمره اصالتي و نيابي از جهت فاصله

185- در فاصله بين دو عمره در كمتر از يك ماه- كه بايد عمره دوم را به قصد رجا به جا آورد- فرقي بين عمره از طرف خود و ديگري نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: فاصله معتبر نيست ولي بر فرض اعتبار، ظاهرا منعقد نمي شود؛ بخلاف مساله قرائت كه منعقد مي شود.

آية اللَّه سيستاني: منعقد نمي شود.

آية اللَّه صافي: در فرض سؤال احرام محقق نمي شود اگرچه احوط و اولي انجام دادن اعمال و خروج از احرام به تقصير و طواف نساء است والله العالم.

(2). آيات عظام بهجت، سيستاني و مكارم: مانعي ندارد.

آية اللَّه صافي: به قصد رجاء ثواب مانع ندارد والله العالم.

آية اللَّه فاضل: مي تواند به نيت همان فرد محرم شوند و صحيح است حتي اگر قرائت آنها اشكال داشته باشد.

(3). آية اللَّه بهجت: در اين مسأله و دو مسأله بعدي، به حاشيه مسأله 184 مراجعه شود و حكم اجرت هم از آن معلوم مي شود.

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني، صافي، فاضل: در يك ماه قمري نمي تواند دو عمره براي خود و يا

يك نفر ديگر انجام دهد. ولي انجام دو عمره، يكي براي خود و يكي براي ديگري و يا دو عمره براي دو نفر متفاوت جايز است.

آية اللَّه خامنه اي: نظر ايشان در خصوص اين مسأله و دو مسأله بعد، ذيل مسأله 184 آمده است.

آيةاللَّه گلپايگاني: فاصله بين دو عمره شرط نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 100

مقصود از فاصله يك ماه

186- مقصود از فاصله اي كه عمره در كمتر از آن، به نيّت رجا انجام مي شود، يك ماه است، نه سي روز؛ ولي اگر انجام عمره در بين ماه بوده، احتياط مذكور تا سي روز، مراعات شود.

2/ 186- كسي كه در كمتر از زمان مذكور عمره مفرده انجام داده و هم اكنون براي عمره تمتّع محرم شده يا مي خواهد محرم شود، چه تكليفي دارد؟

رها كردن عمره به قصد رجا در اثنا

187- در مواردي كه استحباب عمره مفرده قطعي نيست و رجاءً انجام مي شود، آيا مي توان در حين اعمال، آن را رها نمود؟

حكم احرام روز آخر ماه

188- فردي قبل از غروب آفتابِ شب اول ماه، به احرام عمره مفرده محرم شده و اعمال مكّه را در ساعات اوّليه ماه جديد انجام داده است، آيا اين عمره به حساب كدام ماه لحاظ مي شود؟ در همين فرض اگر بعد از غروب آفتاب محرم شد، چگونه محاسبه مي شود؟

______________________________

(1). گذشت تفصيل حواشي در ذيل مسأله 184.

(2). آية اللَّه گلپايگاني رحمه الله: جواب اين مسأله از مسايل قبل معلوم مي شود.

آية اللَّه فاضل: فاصله معتبر نيست، لذا بلافاصله بعد از عمره مفرده مي تواند براي عمره تمتع محرم شود. بلي، اگر در اشهر حج، عمره مفرده انجام داده است و تا ذي الحجة در مكه بماند مي تواند آن را عمره تمتع قرار دهد و حج تمتع انجام دهد.

آية اللَّه بهجت: اشكالي ندارد.

آية اللَّه خامنه اي؛ آية اللَّه تبريزي: رعايت فاصله مزبور بين عمره مفرده و عمره تمتع لازم نيست

آية اللَّه سيستاني: اگر در ماه ذيحجه عمره مفرده انجام دهد مي تواند در مكه بماند تا روز ترويه يعني هشتم ماه ذيحجه به قصد انجام حج كه در اين صورت عمره مفرده اي كه انجام داده عمره تمتع بحساب مي آيد و بعد از آن بايد حج تمتع بجا آورد.

آية اللَّه صافي: گذشت كه بين عمره مفرده و تمتع، فصل زماني معتبر نيست.

آية اللَّه نوري: در فرض سؤال، محرم شدن براي عمره تمتع اشكال ندارد.

(3). آيات عظام: بهجت، تبريزي، خامنه اي، فاضل، صافي، سيستاني و نوري: نمي تواند.

آيت اللَّه مكارم: خلاف احتياط است.

(4). آيات عظام بهجت، تبريزي، صافي، نوري، مكارم: انعقاد احرام، ميزان است نه

انجام اعمال.

آية اللَّه فاضل: ظاهراً در هر دو فرض، اعمال عمره مربوط به ماه جديد است و تا ماه آينده نمي تواند مجدداً عمره مفرده بجاآورد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 101

اخذ اجرت در عمره به قصد رجا

189- اگر عمره مفرده بر منوبٌ عنه واجب باشد ولي نايب آن را به خاطر نگذشتن فاصله لازم، به قصد رجا انجام مي دهد، از جهت اجزاءِ از وي، لازم است احتياط مراعات شود و اخذ اجرت در اين فرض، چنانچه با تذكر به اجيركننده باشد، اشكال ندارد.

______________________________

(1). آيات عظام، تبريزي، خويي، سيستاني، فاضل: نيابت مانعي ندارد و كفايت از منوبٌ عنه مي كند.

آية اللَّه مكارم: و كفايت كردن آن محل اشكال است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 102

فصل سوم: مكان احرام عمره مفرده

1- ميقات و ادني الحل
اشاره
لزوم احرام جهت گذر از ميقات در مسير مكه

190- كساني كه در مسير عمره مفرده، از مواقيت پنج گانه گذر مي كنند، نمي توانند بدون احرام از آنجا عبور نمايند؛ و در صورت عبور، واجب است به ميقات بازگردند؛ و اگر كسي نتوانست برگردد، هرجا كه هست محرم شود.

انجام عمره از داخل مكه

2/ 190- افرادي كه از مكه عمره به جا مي آورند، به ادني الحل- كه افضلِ آن «جِعرانه»، «حُديبيه» و «تنعيم» است- رفته، و محرم مي شوند.

عدم خصوصيت مسجد در جحفه و تنعيم

191- ميقات در جحفه، خصوص مسجد نيست و از هر جاي آن، احرام صحيح است؛ و همچنين براي احرام عمره مفرده، مسجد تنعيم، خصوصيت ندارد و احرام از ادني الحلّ صحيح است هرچند در مسجد نباشد. بنابراين در صورت توسعه مسجد با صدق جحفه در اول، و ادني الحل در دوم، احرام اشكال ندارد.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: عبور از ميقات بدون احرام جايز نيست و در صورت تجاوز، احرام از ادني الحل براي قاصدعمره مفرده كافي است.

(2). تفصيل نظر آيات عظام در اين مسأله در ذيل مسأله 236 و 262 و 197 آمده است.

آية اللَّه خامنه اي: واجب است برگردد و از همان ميقاتي كه از آن عبور كرده است محرم شود، چه ميقات ديگري در جلو باشد يا نه.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 103

احرام از داخل مكه با نذر

192- آيا احرام با نذر، از داخل شهر مكه و يا مسجدالحرام، براي عمره مفرده جايز است؟

معيار ادني الحل

2/ 192- آيا احرام از ادني الحل كه ميقات عمره مفرده است، بايد از اولين نقطه متصل به حرم انجام شود، يا با فاصله نيز كافي است، يا ميزان ادني الحل عرفي است؟

2- حكم احرام از جده
احرام شاغلين در جده

193- ميقات براي شاغلين در جده- از ايرانيان و غير آن ها- در عمره تمتع و عمره مفرده، همان مواقيت معروفه است و نمي توانند از جده يا ادني الحل محرم شوند؛ و اگر از روي جهل به مسأله در غير ميقات محرم شوند، احرام آن ها صحيح نيست و محرّمات احرام بر آنها حرام نمي شود؛ و با فرض علم و عمد هم، حكم همين است؛ هرچند در صورت جهل، اگر بعد از اعمال، مسأله را فهميدند، عمل آنان صحيح است.

______________________________

(1). همه آيات عظام: نمي تواند.

(2). آيات عظام: بهجت، خامنه اي، تبريزي، فاضل، مكارم: ميزان ادني الحل عرفي است.

آيةاللَّه صافي: و از آن فاصله نگيرد.

آيةاللَّه سيستاني: صدق ادني الحل معيار است در همه مرزهاي حرم.

(3). آية اللَّه خويي: اگر حدود سه سال در جده مي ماند كه صدق مقرّ و منزل بر آن بكند، مي تواند از جدّه محرم شود. (المسائل الشرعيه، ج 1، ص 322 و 320).

آية اللَّه سيستاني: مي توانند از جده با نذر محرم شوند و كسي كه منزلش از ميقات به مكّه نزديك تر باشد مي تواند از منزل احرام ببندد.

آية اللَّه مكارم: براي عمره مفرده، مي توانند مانند سايرين از حديبيه محرم شوند.

تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 197 آمده است.

(4). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: صحت عمره محل اشكال است. آية اللَّه بهجت، آية اللَّه سيستاني: و احتياطاً در صورت امكان عمره را اعاده نمايند.

آية اللَّه فاضل: در صورت جهل و نسيان، اگر بعد از اعمال حج متوجّه شوند حجّ صحيح

است و اگر بعد از عمره تمتّع يا عمره مفرده متوجّه شوند عمره باطل است و در عمره تمتّع اگر وقت دارد و ممكن باشد، جبران كند و اگر وقت ندارد حجّ تمتّع بدل به حجّ افراد مي شود و در اين صورت نيز كفايت از حَجّةالاسلام مي كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 104

نذر در ايران براي احرام از جده

194- اگر كسي از ايران نذر كند كه در جدّه محرم شده، سپس براي انجام عمره مفرده به مكّه برود، آيا اين نذر صحيح است؟ و احرام او صحيح مي باشد؟

احرام براي عمره مفرده از جدّه

195- شخصي از روي جهل به حكم، در جدّه براي عمره مفرده محرم مي شود وپس از انجام طواف و نماز و سعي، متوجه مي شود كه مي بايست به يكي از مواقيت مي رفته، تكليف او چيست؟

ورود به جده و احرام از تنعيم

196- كساني كه به قصد عمره مفرده وارد جدّه مي شوند، آيا مي توانند از مسجد تنعيم كه ادني الحلّ است، محرم شوند؟

______________________________

(1). آيات عظام: بهجت، صافي، فاضل، مكارم و نوري: اين نذر صحيح است و كفايت مي كند؛ آية اللَّه سيستاني: مگر بداند كه مجبور مي شود در روز سوار ماشين مسقف شود كه صحّت نذر در اين فرض، محلّ اشكال است و همين طور بنابر احتياط شب هاي باراني.

آية اللَّه تبريزي و آية اللَّه خامنه اي: نذر و احرام او باطل است.

(2). آيةاللَّه بهجت: عمره از او محقّق نشده است.

آية اللَّه تبريزي: احتياطاً به يكي از مواقيت ولو به جحفه برود و براي عمره مفرده احرام ببندد و اعمال عمره مفرده را انجام دهد، واللَّه العالم.

آيةاللَّه خامنه اي و آيةاللَّه فاضل: فعلًا تكليفي ندارد، بلي اگر از طرف كسي نايب بوده و يا به سبب نذر عمره واجب شده باشد كفايت نمي كند.

آية اللَّه صافي: در فرض سؤال، احتياطاً بقيّه اعمال عمره را اتمام كند و چنانچه عمره مفرده به نذر و غيره واجب بوده اكتفا به آن نكند و از ادني الحلّ محرم شود و عمره واجبه خود را انجام دهد، واللَّه العالم.

آيةاللَّه مكارم: احرامش باطل است و بايد به ادني الحلّ برود و از آنجا محرم شود و عمره را تجديد كند.

آيةاللَّه سيستاني: عمره او باطل است و اگر نمي تواند به ميقات برود مي تواند از أدني الحِلّ؛ مانند مسجد تنعيم، دوباره محرم شود و اعمال را انجام

دهد.

آية اللَّه نوري: اگر بعد از اعمال متوجّه شود عمره او صحيح است.

(3). آيةاللَّه بهجت: با عدم مرور به ميقات از محاذي اوّلين ميقات محرم مي شوند و در صورت ترك آن، احرام از ادني الحلّ مجزي است.

آية اللَّه تبريزي: در فرض سؤال، بايد به جحفه يا ميقات ديگر- از مواقيت معروفه- بروند و از آنجا محرم شوند، احرام از ادني الحل مجزي نيست.

آية اللَّه خامنه اي: واجب است براي محرم شدن به يكي از ميقات ها برود و در صورتي كه نتواند به يكي از ميقات ها برود، احتياط واجب اين است كه با نذر از جدّه احرام ببندد.

آية اللَّه سيستاني: نمي توانند.

آية اللَّه صافي: عبور از ميقات يا محاذي آن، براي قاصد مكّه بدون احرام جايز نيست هرچند بخواهد عمره مفرده بجا آورد و لكن اگر معصيت نمود و از ادني الحل محرم شد، عمره او صحيح است.

آية اللَّه فاضل: براي عمره مفرده مي توانند از ادني الحل محرم شوند ولي چون ورود بدون احرام به شهر مكه حرام است و در قسمت مسجد تنعيم شهر مكه توسعه يافته است اگر شخص بخواهد به تنعيم برود و از آنجا محرم شود، مستلزم ورود به شهر مكه بدون احرام است كه جايز نيست. پس اين شخص يا بايد با نذر قبل از ورود به شهر مكه محرم شود و يا به مواقيت ديگر مثل جعرانه و حديبيه برود و از آنجا محرم شود.

آية اللَّه مكارم: ميقات آن ها حديبيه، كه تقريباً هفده كيلومتر با مكّه فاصله دارد، مي باشد. اگر از جاده قديم بروند به حديبيه برخورد مي كنند و اگر نروند از محاذات آن كفايت مي كند.

آية اللَّه نوري: خير، بايد از جُحفه يا مسجد

شجره محرم شوند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 105

2/ 196- كساني كه به قصد عمره مفرده وارد جدّه مي شوند، آيا مي توانند با نذر از مسجد تنعيم، محرم شوند؟

3- حكم احرام از حديبيّه

197- كساني كه با هواپيما به جده مي روند، نمي توانند- براي عمره تمتع يا مفرده - از جده يا حديبيه محرم شوند؛ بلكه بايد به يكي از مواقيت- مثل جحفه - بروند؛ و اگر

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: در صورتي كه نذر كرده باشد كه در صورت گذر از ميقات يا محاذات آن به هر علتي، در مسجد تنعيم محرم شود، نذر منعقد است.

آية اللَّه صافي: جايز نيست ولي در صورت گذر به هر علت، احرام در ادني الحل كافي است.

آية اللَّه فاضل: جايز نيست.

(2). آيات عظام صافي، فاضل، گلپايگاني: در عمره مفرده احرام از ادني الحلّ كفايت مي كند، اگرچه با عبوراز ميقات بدون احرام گناه كرده است. (مناسك عربي، ص 84).

(3). آية اللَّه بهجت: مثل جحفه يا محاذات آن. (مناسك، مسأله 173) به ذيل مسأله 272 و 258 مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني: مي تواند از جدّه با نذر محرم شود؛ زيرا جنوب شرقي آن محاذي با جحفه است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 106

به مدينه مي روند، بايد از مسجد شجره محرم شوند.

198- حديبيّه ميقات عمره مفرده است، براي كساني كه در مكه هستند.

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: و نيز كسي كه بدون قصد دخول مكه، از ميقات عبور كرده و به نزديك حرم رسيده است، مي تواند از ادني الحل براي عمره مفرده محرم شود.

آية اللَّه سيستاني: ميقات عمره مفرده براي كسي كه مي خواهد وارد حرم شود همان ميقات هاي معروف است، ولي اگر كسي براي

كار ديگري غير از عمره در آن محل بوده و قصد دخول حرم هم نداشته و از ميقات گذشته و سپس تصميم بر انجام عمره گرفته است مي تواند از ادني الحل محرم شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 107

فصل چهارم: خروج از مكه و بازگشت به آن

1- حكم خروج خدمه كاروان
تكرار خروج از مكه

199- كساني كه به اقتضاي شغلشان، زياد به مكه وارد و خارج مي شوند، از حكم وجوب احرام در هر بار، مستثني هستند.

حكم رفت و بازگشت خدمه كاروان

200- خدمه كاروان و مانند ايشان اگر عمره مفرده بجا آورده باشند، هر دفعه كه از مكه خارج

______________________________

(1). در اين قسمت حكم خروج از مكه از جهت نياز به احرام مجدد و انجام عمره مفرده، مطرح شده است و حكم خروج بعد از عمره تمتع در صفحه 398 آمده است.

(2). آية اللَّه بهجت: و همچنين كسي كه بعد از تمام نمودن اعمال حج يا بعد از عمره مفرده از مكّه خارج شده و بيرون رفته باشد چنين شخصي مي تواند در همان ماه خروج بدون گذشتن سي روز بدون احرام وارد مكّه شود و در غير اين صورت حكم آن در مسأله 203 آمده است. (مناسك شيخ ص 90).

آيات عظام صافي، گلپايگاني، مكارم، نوري: همچنين در مورد كساني كه در همان ماه كه عمره را بجا آورده اند خارج شده و سپس در همان ماه داخل مي شوند احرام و عمره مجدّد واجب نيست.

آية اللَّه سيستاني، آية اللَّه فاضل: و همچنين كساني كه پس از اعمال حج يا عمره مفرده از مكه خارج شوند و در همان ماه بازگردند.

آية اللَّه خامنه اي: بر شخص مكلف جايز نيست بدون احرام وارد مكه مكرمه شود، و اگر در غير موسم حج مي خواهد وارد مكه شود، واجب است با احرام عمره مفرده وارد شود. دو گروه از اين حكم مستثني هستند:

1- كساني كه مقتضاي شغل آنان اين است كه زياد به مكه رفت و آمد كنند.

2- كساني كه پس از اعمال حج يا عمره مفرده از مكه خارج شده اند و

مي خواهند در همان ماه انجام حج يا عمره، دوباره وارد مكه شوند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 108

مي شوند و به جده مي روند و برمي گردند، لازم نيست محرم شوند ولي اگر عمره تمتع بجا آورده اند، بنابر احتياط نبايد از مكه خارج شوند مگر در صورت حاجت در حالي كه به احرام حج محرمند.

حكم عمره تمتع با علم به خروج از مكه

201- خدمه كارواني كه مي خواهند به مكه بروند و بعد از آن بايد از مكه خارج شوند، بنابر احتياط نبايد عمره تمتع انجام دهند؛ بلكه براي ورود به مكه، بايد از يكي از مواقيت معروفه، براي

______________________________

(1)- آيات عظام خويي، سيستاني، فاضل: مگر اينكه در ماه هلالي ديگر وارد مكه شوند كه بايد دو مرتبه محرم بشوند.

آية اللَّه سيستاني: اگر عمره مفرده را به نيابت از ديگران بجا آورده اند، بنابر احتياط واجب براي دخول در مكه يا حرم دو مرتبه محرم شوند.

(2)- آية اللَّه بهجت: در صورتي كه اعمال حج تفويت نشود، خروج از مكه مانعي ندارد.

(3)- آية اللَّه خامنه اي: جايز است براي كسي كه اطمينان دارد با خارج شدن از مكّه حجّ او فوت نمي شود بعد از انجام عمره تمتّع و قبل از احرام حج از مكّه بيرون رود اگر چه احتياط مستحب آن است كه فقط در مورد ضرورت و نياز خارج شود.

آية اللَّه سيستاني: اگر مكلّف اعمال عمره تمتّع را بجاآورد، بنابر احتياط واجب نبايد از مكّه بيرون برود مگر براي حج، مگر آنكه بيرون رفتنش جهت انجام كاري باشد، اگر چه آن كار غير ضروري باشد و ترس از اينكه اعمال حجّش فوت گردد نداشته باشد، كه در اين صورت اگر بداند كه مي تواند به مكّه برگردد و از

آنجا احرام حج ببندد، اظهر جواز بيرون رفتنش از مكّه بدون احرام است. (مناسك، مسأله 151).

آية اللَّه فاضل: اگر يقين يا اطمينان دارد كه خروج از مكه لطمه به حج او وارد نمي كند، مانعي ندارد كه حتي بدون احرام هم از مكه خارج بشود و براي احرام از مكه و مناسك به مكه برگردد لكن احتياط استحبابي بر خلاف آن است. بله اگر از مكه خارج شد و در ماه بعد به مكّه بازگشت بايد مجدّداً عمره تمتع انجام دهد و عمره تمتّعي كه در ماه قبل انجام داده لغو وباطل است و بايد براي حج تمتع از يكي از مواقيت معروفه محرم شوند.

آية اللَّه مكارم: حرام است خارج شوند مگر اينكه مطمئن باشند كه به موقع برمي گردند و حج خود را انجام مي دهند و همچنين در صورت حاجت.

(4). آية اللَّه بهجت: براي كسي كه اگر خارج شود حج در آن سال از او فوت مي شود، خروج از مكّه بعد از عمره تمتّع جايز نيست و اظهر عدم اعتبار فاصله بين دو عمره است، اگرچه احوط و افضل است، و اگر بعد از عمره خارج از مكه و حرم و ميقات شد و برگشت در غير ماه احرام اوّلي، پس محتاج به احرام عمره است كه آن را عمره تمتّع قرار مي دهد و براي عمره سابق انجام طواف نساء موافق احتياط است. (مناسك شيخ، ص 89 و 90).

آية اللَّه خامنه اي: اگر بعد از انجام عمره تمتع از شهر مكه بدون احرام خارج شود، پس اگر در همان ماهي كه عمره انجام داده به مكه برگردد، نياز به تجديد احرام براي ورود به شهر مكه ندارد، ولي اگر

در ماه بعد از ماه انجام عمره به مكه برگردد، مثل اينكه عمره را در ذي القعده انجام دهد و خارج شود، و در ماه ذي الحجه به مكه برگردد، واجب است با احرام جديد براي عمره جهت دخول مكه محرم شود، و عمره تمتع وي كه متصل به حج مي شود همين عمره تمتع دوم خواهد بود.

آية اللَّه خويي: بيان احتياط و عدم آن در مناسك ايشان نيامده است.

آية اللَّه سيستاني: اگر بين اين عمره و حج، عمره ديگري فاصله نشود مي توانند عمره تمتّع انجام دهند و پس از آن اگر خوف فوت اعمال حج نداشته باشند مي توانند براي كاري هرچند غير ضروري خارج شوند. پس اگر در همان ماه قمري برگردند احرام مجدّد لازم نيست و اگر ماه بعد باشد و نخواهند دوباره خارج شوند و در ماه بعد وارد شوند بايد با احرام عمره تمتّع وارد شوند و اگر باز هم بخواهند در ماه بعد وارد شوند بايد اكنون با احرام عمره مفرده وارد شوند.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: اگر حج تمتّع بر آن ها واجب باشد بايد به قصد عمره تمتّع محرم شوند و انجام عمره مفرده قبل از حج براي كسي كه حج بر او واجب است يا نايب در حج بلدي است اشكال دارد.

آية اللَّه فاضل: اگر بخواهند در ماهي كه عمره انجام داده خارج شوند و در همان ماه برگردند، مي توانند عمره تمتّع انجام دهند، در اين صورت فرقي نمي كند كه بخواهند به مدينه بروند يا جدّه. و در اين فرض بايد بدون احرام مجدّد به مكّه وارد شوند. امّا اگر بخواهند در ماه بعد برگردند نبايد عمره تمتّع انجام دهند،

بلكه عمره مفرده انجام دهند و براي آخرين بار كه به مكّه رجوع مي كنند عمره تمتّع انجام دهند.

آية اللَّه مكارم، آية اللَّه نوري: خدمه كاروان ها مي توانند عمره تمتّع را به جا آورند و از احرام خارج شوند و بعد براي انجام كارهاي ضروري به جده يا مدينه و مانند آن بروند بشرطي كه مطمئن باشند كه به موقع به حج برسند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 109

عمره مفرده محرم شوند؛ و ادني الحِلّ، ميقات اين اشخاص نيست. افراد مذكور بعد از انجام عمره مفرده، در صورت خارج شدن ازمكه، اگر فقط به جده بيايند، براي ورود به مكه در مرتبه دوم و بعد از آن، احرام، واجب نيست؛ ولي اگر به مدينه بروند، براي بازگشت به مكه، بايد در مسجد شجره، براي عمره مفرده ديگر محرم شوند، و چون بين اين عمره

______________________________

(1). آيات عظام فاضل، مكارم: همانطور كه گذشت، براي عمره مفرده اگر از ادني الحلّ محرم شود عمره اش صحيح است.

(2). آية اللَّه مكارم: اگر در همان ماه قمري كه محرم شده وارد شود تجديد احرام لازم نيست.

آية اللَّه تبريزي: در ماهي كه محرم شده اند تجديد احرام لازم نيست ولو به مدينه بروند و از آنجا بخواهند به مكه بروند.

(3). آية اللَّه خامنه اي: چنانچه بخواهد در كمتر از يك ماه به مكه مراجعه نمايد، نياز به احرام مجدّد ندارد.

آيات عظام خويي، سيستاني، صافي، گلپايگاني: حكم جده و مدينه يكي است و تا ماه هلالي كه عمره مفرده را در آن انجام داده تمام نشود، مي تواند بي احرام وارد مكه شود.

آية اللَّه مكارم: نياز به محرم شدن از هيچ ميقاتي نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص:

110

مفرده و عمره مفرده اول، يك ماه فاصله نشده، عمره دوم را رجاءً به جا آورند.

اين اشخاص آخرين مرتبه اي كه به مكه مي روند، بايد به يكي از مواقيت معروفه- مثل مسجد شجره يا جُحفه- بروند و از آنجا براي عمره تمتع محرم شوند.

فرق رفتن به جدّه و مدينه در لزوم احرام مجدّد

202- خدمه كاروان كه از مكه خارج مي شوند، اگر فقط به جده مي روند، براي ورود به مكه هر چند مرتبه كه باشد، احرام واجب نيست؛ ولي اگر به مدينه بروند، براي بازگشت به مكه، بايد در مسجد شجره براي عمره مفرده محرم شوند. فارق بين دو فرض، عبور از ميقات و عدم عبور است.

عدم لزوم احرام مجدد تا يك ماه بعد از حج تمتع

203- بعد از انجام حج تمتع در صورت خروج از مكه، اگر از احرام عمره تمتع، يك ماه نگذشته باشد، براي بازگشت به مكه، احرام مجدد لازم نيست.

ورود به مكه بدون احرام

204- يكي از كارمندان حج بيش از يك ماه در مكّه بوده و همين مدت از عمره قبلي او

______________________________

(1). تفصيل نظر آيات عظام ذيل مسأله 185 و 184 گذشت.

(2). آية اللَّه فاضل: گذشت كه ميان جدّه و مدينه فرق نيست بلكه فارق عنوان ماهي است كه در آن خارج و داخل مي شود.

(3). نظر آيات عظام در ذيل مسأله قبل گذشت.

(4). آيات عظام تبريزي، صافي، فاضل، گلپايگاني، مكارم: در همان ماهي كه محرم شده مراجعت كند لازم نيست محرم شود.

آية اللَّه بهجت: در اين صورت عدم فاصله اگر ماه خروج با ماه مراجعت تغاير دارد احوط اين است كه با احرام براي عمره وارد مكه شود، اگرچه خروج در آخر ماهي و ورود در اوّل ماه ديگر باشد و همچنين است گذشتن سي روز با عدم تغاير ماه. (مناسك شيخ، ص 90).

آية اللَّه خويي: در همان ماهي كه عمره تمتّع انجام داده، اگر برگردد لازم نيست محرم شود.

آية اللَّه سيستاني: اگر در همان ماه قمري باشد كه عمره تمتّع را انجام داده است، لازم نيست محرم شود.

(5). آية اللَّه فاضل: اگر در ماه قمري بعد وارد شود عمره تمتع قبلي او باطل شده است و نمي تواند حج تمتع انجام دهد مگر اين كه مجدّداً به يكي از مواقيت خمسه رفته و محرم به احرام عمره تمتع شود و سپس بعد از انجام عمره، حج تمتع بجا آورد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 111

گذشته، براي كاري به

جدّه مي رود و در برگشت، بدون احرام وارد مكه شده است، وظيفه اش چيست؟

2- گذر از ميقات بعد از انجام عمره

عبور از ميقات در كمتر از يك ماه

205- بعد از انجام عمره مفرده حتي اگر يك ماه فاصله نشده باشد، جهت گذر از ميقات، انجام عمره مفرده بنا بر احتياط به قصد رجا لازم است و بدون آن گذر از ميقات جايز نيست.

بازگشت به ميقات در حال احرام و بعد از آن

206- كسي كه هنوز از احرام عمره تمتّع خارج نشده، مي تواند از مكه به ميقات باز گردد؛ ولي

______________________________

(1). آيات عظام: بهجت، تبريزي، خامنه اي، سيستاني، صافي و فاضل: فعلًا وظيفه اي ندارد غير از استغفار اگر عامد بوده است.

آية اللَّه مكارم: كار خلاف شرعي انجام داده است و بايد برگردد و محرم شود.

(2). مراجعه شود به مسأله 184

آيات عظام: تبريزي، خويي سبستاني، صافي، فاضل، گلپايگاني و مكارم: در صورتي كه در همان ماه قمري كه محرم شد، به مكّه برود احرام مجدّد لازم نيست.

آيةالله خامنه اي: اگر در همان ماهي كه احرام و اعمال عمره را انجام داده است وارد مكه شود عبور از ميقات بلامانع است اما اگر احرام در ماهي و اعمال در ماهي ديگر باشد پس اگر احرام وي در ماه رجب بوده و اعمال را در ماه شعبان انجام داده بنابر احتياط واجب اگر در ماه شعبان مجدداً وارد مكه شود بايد احرام ببندد و رعايت اين احتياط در ماههاي ديگر هم خوب است.

(3). آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 201 مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي: در اثناي عمره، بنابر احتياط نمي تواند خارج شود، مگر حاجتي داشته باشد.

آية اللَّه خويي: در اثناي عمره نمي تواند خارج شود مگر از روي حاجت.

آية اللَّه سيستاني: مي تواند قبل از اتمام عمل، از مكه بيرون برود در صورتي كه قدرت برگشتن به مكه را داشته باشد. (مناسك، مسأله 152).

آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب در

اثناي عمل نيز نبايد خارج شود. بلي اگر يقين يا اطمينان داشته باشد كه خروج از مكه به حج او لطمه نمي زند مانعي ندارد كه حتي بدون احرام نيز خارج شود، اگرچه احتياط مستحب عدم خروج بدون احرام است. و در هر صورت چنانچه بدون احرام خارج شد و در همان ماه برگشت حج تمتّع او صحيح است، امّا اگر ماه بعد برگشت عمره اولش فاسد شده و بايد مجدّداً عمره تمتّع انجام دهد و الّا حجّ تمتّع او صحيح نيست.

آية اللَّه نوري: اگر اعمال عمره تمتّع را انجام داده و مطمئن است كه به حج در موقع خود مي رسد، مي تواند از مكه خارج شود و برگردد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 112

اگر مُحِلّ شده است، نمي تواند از مكه خارج شود مگر در حال ضرورت، در حالي كه بنابر احتياط براي حجْ محرم شده باشد.

عبور از ميقات در ماه جديد بعد از عمره تمتّع

207- شخصي در ماه شوال يا ذي القعده، عمره تمتع بجا مي آورد، و به مدينه برگشته و در ماه جديد مجدداً به مكه مي رود، وظيفه اونسبت به احرام در مسجد شجره چيست، عمره مفرده، يا عمره تمتّع مجدّد، يا عمره اي كه بر ذمه دارد؟

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: مگر در فرض حاجت كه بايد محرم به احرام حجّ شده آنگاه خارج شود.

آية اللَّه خامنه اي: به حاشيه مساله 200 مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني: اگر بداند كه مي تواند به مكه برگردد و از آنجا احرام براي حج ببندد، اظهر جواز بيرون رفتنش از مكه بدون احرام است، و اگر نداند با احرام حج از مكه بيرون رود. (مناسك، مسأله 151).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بلي اگر رفتن به آنجا

با احرام، براي او حرج باشد جايز است بدون احرام خارج شود.

آية اللَّه مكارم: و اگر بستن احرام براي حج و ماندن در احرام تا روز عرفه، موجب عسر و حرج مي شود، لازم نيست.

(2). آيةاللَّه بهجت: محتاج به احرام عمره است و عمره دوّم را عمره تمتّع قرار مي دهد و احتياج عمره اوّل به طواف نساء موافق احتياط است.

آيت اللَّه خامنه اي: در فرض سؤال بايد از ميقات محرم شود به عمره تمتّع، و عمره تمتّع حج وي همين عمره اخيره است.

آيت اللَّه تبريزي: در فرض مزبور براي عمره تمتّع مجدداً محرم مي شود و بنابر احتياط واجب بايد براي عمره قبل طواف نساء را انجام مي دهد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)؛؛ ص112

آيت اللَّه گلپايگاني: در فرض سوال بايد براي عمره تمتّع محرم شود.

آيت اللَّه سيستاني: اگر نمي خواهد دوباره خارج شود عمره تمتّع را انجام دهد چون عمره قبلي باطل شده است.

آيت اللَّه مكارم: احتياط آن است كه محرم شود و عمره مفرده اي بجا آورد.

آيت اللَّه فاضل: در فرض سؤال براي ورود به مكه در ماه جديد بايد محرم بشود، پس اگر بخواهد حج تمتع بجا آورد مجدداً محرم به احرام عمره تمتّع بشود و عمره تمتّع قبل او باطل شده است والا محرم به عمره مفرده بشود

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 113

باب چهارم

كيفيت حج افراد 115

موارد عدول و تبدل به افراد 118

1- ضيق وقت 118

2- حيض و نفاس 120

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 114

الَّلهُمَ

اجْمَعْ بَيْنِي وَ بَيْنَ الْمُصْطَفَي وَ آلِهِ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ

وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدٍ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ

عن الزمخشري:

قَالَ النَّبِيُّ ص:

فَاطِمَةُ بَهْجَةُ قَلْبِي وَ ابْنَاهَا ثَمَرَةُ

فُؤَادِي وَ بَعْلُهَا نُورُ بَصَرِي وَ الأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِهَا أُمَنَاءُ رَبِّي وَ حَبْلٌ مَمْدُودٌ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ

مَنِ اعْتَصَمَ بِهِمْ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُمْ هَوَي.

فرائد السمطين 2/ 66

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 115

باب چهارم: كيفيت حج افراد

فصل اول: كيفيت حج افراد

اعمال حج افراد و عمره بعد از آن

209- حج افراد- علاوه بر اين كه ابتداءً وظيفه بعضي از اشخاص است- گاهي هم مورد نياز متمتّع واقع مي شود، به اين صورت كه:

حايض يا كسي كه به خاطر ضيق وقت نمي تواند عمره تمتع را به جا آورد، بايد با قصدِ حج افراد با همان احرامِ عمره تمتع، كه به افراد عدول كرده، به عرفات و مشعر برود و وقوف كند، بعد به مني رفته و اعمال آن را- غير از هدي كه بر مُفرد واجب نيست- به جا آورد؛ و براي طواف زيارت و نماز و سعي و طواف نساء و نماز آن به مكه برود؛ پس در اين هنگام، كاملًا از احرام خارج شده است؛ بعد از آن، جهت بيتوته و اعمال ايّام تشريق، به مني بازگردد.

پس اعمال حج افراد، با حج تمتع، يكسان است مگر در هدي كه در حج تمتعْ واجب و در حج افراد، مستحب است.

210- در صورت تبدّل حج تمتّعِ واجبِ، به حجِّ افراد، بايد بعد از حج افراد، عمره مفرده انجام

______________________________

(1). آية اللَّه فاضل: كسي كه به علت ضيق وقت نمي تواند عمره تمتع بجا آورد مي تواند قصد حج افراد كندولي كفايت از حجةالاسلام او نمي كند.

(2). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه سيستاني: حج افراد با حج تمتّع در تمام اعمال مشترك هستند و در 6 جهت باهم فرق دارند (تفصيل آن در مسأله 158 مناسك آية اللَّه تبريزي و مسأله 150 مناسك آية اللَّه

سيستاني بيان شده است).

آية اللَّه فاضل: در برخي از احكام بين حج تمتع و حج افراد تفاوت هست، مثلًا تقديم اعمال مكه بر وقوفين در حج افراد اختياراً جايز است بر خلاف تمتع، و همچنين كسي كه احرام حج تمتع مي بندد تا طوافهاي حج تمتع را بجا نياورده نمي تواند طواف مستحبي بجا آورد و اين امر در حج افراد مشروع است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 116

شود، اين عمره از ادني الحل- كه افضلِ آن «جِعرانه»، «حُديبيه» و «تنعيم» انجام مي شود.

مبادرت به عمره حج افراد

211- بعد از به جا آوردن حج افراد، بنابر احتياط، مبادرت عرفي انجام عمره مفرده- در فرض لزوم آن- لازم است.

حكم احرام قبل از انجام عمره حج افراد

212- كسي كه حجش به افراد مبدّل شده و بايد بعد از آن عمره مفرده انجام دهد، احوط آن است كه تا عمره مفرده را انجام نداده، براي عمره و حج ديگر محرم نشود؛ هرچند اگر محرم شد، ضرر به صحت عمره و حج او نمي زند.

عدول از حج افراد به تمتّع يا عمره مفرده

213- كسي كه حج افراد بر او واجب و متعين است و به قصد آن محرم شده، نمي تواند به عمره تمتع يا عمره مفرده، عدول نمايد.

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: در صورت تمكن.

(2). آية اللَّه تبريزي: گرچه اقوي عدم وجوب مبادرت است.

آية اللَّه سيستاني: وجوب آن فوري است، مانند وجوب حج.

(3). آية اللَّه بهجت، آية اللَّه خويي: مانعي ندارد. (مناسك، مسأله 158).

آية اللَّه گلپايگاني: فتواي ايشان در مسأله به دست نيامد.

(4). آية اللَّه تبريزي: احتياط مستحب آن است …

آية اللَّه سيستاني: وجوب آن فوري است ولي اگر تأخير انداخت مجزي است.

آية اللَّه مكارم: بايد توجه داشت كه عمره مفرده واجب را در هر ماه از سال مي توان انجام داد ولي چون وجوب آن ظاهراً فوري است بايد تأخير نيندازد.

(5). آية اللَّه مكارم: احتياط واجب در ترك اين كار است.

(6)- آية اللَّه بهجت: جواز عدول مورد تأمل است. (كتاب حج افراد، ص 2 و 4).

آية اللَّه خويي: اگر براي حج افراد مستحبي محرم شده باشد، مي تواند به عمره تمتع عدول كند، مگر اين كه بعد از سعي تلبيه گفته باشد كه در اين فرض حقّ عدول ندارد (مناسك، مسأله 159).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: تبديل حج افراد به عمره مفرده جايز نيست و امّا در تبديل حج افراد به عمره تمتّع، اگر اول حج افراد بر او متعيّن بود و بعد كشف خلاف

شد (مانند زن حايض كه چون يقين داشت براي عمره تمتع پاك نيست به قصد حج افراد محرم شد و اتفاقاً در مكه برخلاف عادت پاك بود) لازم است از حج افراد عدول به عمره تمتع كند و بعد از انجام آن حج تمتع بجا آورد و اما كسي كه حج افراد هم از او صحيح است مختار است كه عدول نمايد به تمتع يا حج افراد را تمام كند. (مناسك عربي، ص 70).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 117

جواز عمره مفرده و حج افراد براي غير واجب الحج

214- در صورت واجب نبودن حج، يا انجام دادن آن، احرام براي حج، لازم نيست و انجام عمره مفرده و نيز حج افراد استحبابي، مانعي ندارد، ولي ميقات حج افراد، مواقيت معروفه است.

احرام براي حج افراد بعد از عمره تمتع

215- اگر شخصي با احرام عمره تمتع، به مكه وارد شود و بعد از اعمال عمره، از مكه خارج و از ميقات به نيت حج افراد محرم گردد، صحت حج وي بعيد نيست، ولي حج تمتع، واقع نمي شود؛ و اگر از مكه محرم شده، در صورت اشتباه در تطبيق، حج او صحيح و تمتع است؛ و در غير اين صورت، صحيح نيست.

حكم احرام براي حج افراد از حرم

216- اگر شخصي براي حج افراد، جهلًا در حرم محرم شود، چنانچه ممكن نيست كه به ميقات برود و از آن جا محرم شود و به وقوف برسد، در همان محلي كه هست محرم شود؛ و چنانچه اعمالي انجام داده، اگر امكان تدارك آن با احرام هست، تدارك كند؛ و چنانچه تمام اعمال را با همان احرام اول انجام داده و بعد متوجه شده، حج او صحيح است.

______________________________

(1)- آية اللَّه سيستاني: و لازم نيست بعد از آن عمره مفرده انجام دهد.

آية اللَّه مكارم: و انجام عمره مفرده بر آنها واجب نيست هرگاه حج تمتع واجب را قبلًا انجام داده باشد.

(2)- آية اللَّه نوري: كسي كه حج واجب ندارد، اگر از مكه خارج شده …

آية اللَّه خويي: اين فرع در فتاوي ايشان يافت نشد و طبق مبناي ايشان حج افراد صحيح است، گرچه با ترك حج تمتع معصيت كرده و در فرض احرام براي حج افراد از مكه، حجّ او باطل است مگر اين كه در نام حج تمتع اشتباه كرده باشد.

(3)- آية اللَّه بهجت: بلي و قصد افراد لغو بوده است.

(4)- آية اللَّه سيستاني: عدول جايز نيست ولي اگر از باب اشتباه در تطبيق باشد اشكال ندارد.

آية اللَّه مكارم: حج او خالي از اشكال

نيست.

(5)- آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: شخصي نائي

(6)- آية اللَّه سيستاني، آية اللَّه مكارم: و اگر مي تواند، به خارج حرم برود و از آنجا محرم شود.

(7)- در مسأله 946 مي آيد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 118

فصل دوم: موارد عدول و تبدل به حج افراد

1- ضيق وقت
مراد از تنگي وقت

217- مراد از تنگي وقت براي عدول و تبدل به حج افراد، خوف نرسيدن به وقوف اختياري عرفه- از ظهر نهم ماه ذي حجه تا غروب- است.

احرام براي حج افراد با علم به ضيق وقت

218- كسي كه وظيفه اش حج تمتع است، اگر هنگام احرام بداند كه در صورتي كه بخواهد عمره تمتع بجا آورد، به وقوف عرفات نمي رسد، مي تواند از اول براي حج افراد محرم شود و پس

______________________________

(1)- آية اللَّه فاضل: درك نكردن جزء ركني از وقوف اختياري عرفه مي باشد.

(2)- آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: ميزان در تنگي وقت آن است كه نتواند وقوف اختياري عرفات را، ولو به اندازه مسمّاي آن درك كند.

(3)- آيةاللَّه سيستاني: حدّ تنگي وقت آن است كه نتواند قبل از زوالِ روز عرفه اعمال عمره را به اتمام رساند.

(4)- آية اللَّه بهجت: در جايي كه عمره تمتّع به واسطه حيض يا تنگي وقت امكان نداشته باشد، بايد از اوّل، حج افراد را نيّت كند. (مناسك، س 40).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: اگر وظيفه اش حج تمتع باشد، «عدول» مجزي از حَجّةالاسلام نيست و سال آينده بايد حَجّةالاسلام را بجا آورد.

آية اللَّه سيستاني: به حاشيه مسأله 220 مراجعه شود.

آية اللَّه فاضل: جواز احرام بستن او به احرام حج افراد، از همان ابتداي كار مشكل است، بلكه عدم جواز بعيد نيست.

آية اللَّه گلپايگاني: بايد حج افراد بجا آورد و بعد عمره مفرده و بنابر احتياط واجب در سال بعد حجّ تمتع بجا آورد. (آراء المراجع ص 314).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 119

از انجام آن، عمره مفرده بجا آورد و عملش صحيح است.

عدول به حج افراد بعد از احرام در ضيق وقت

219- اگر شخصي كه احرام عمره تمتّع بسته است، به جهت عذري دير وارد مكه شود- به گونه اي كه اگر بخواهد عمره تمتع بجا بياورد، وقت وقوف به عرفات مي گذرد، يا خوف دارد كه بگذرد- بايد به حج افراد عدول

كند و پس از بجا آوردن آن، در صورتي كه حَجّةالاسلام بجا مي آورد، عمره مفرده بجا آورد، و حج او صحيح و كافي از حَجّةالاسلام است.

احرام براي حج افراد از مكه با ضيق وقت

220- اگر شخصي با عذر بدون احرام وارد مكه شود و وقت تنگ باشد، بايد در مكه براي حجّ افراد محرم شود و در صورت وجوبِ حج بر وي، بعد از آن عمره مفرده انجام دهد؛ ولي اگر بدون عذر بوده و وقت تنگ شده، احتياط واجب آن است كه حج افراد بجا آورد و پس از آن عمره مفرده و در سال ديگر حج را اعاده كند.

عدول به حج افراد با تأخير عمدي اعمال

221- اگر حج گزار براي عمره تمتّعِ واجب، محرم شود و انجام آن را عمداً تأخير بياندازد تا وقت تنگ شود، بايد به حج افراد عدول كند و بعد از آن عمره مفرده به جا آورد و حج را در سال بعد اعاده نمايد.

______________________________

(1)- آية اللَّه نوري: و همچنين اگر زن در ميقات علم دارد كه نمي تواند اعمال تمتع را طاهراً انجام دهد و به وقوف نمي رسد بايد از اوّل محرم شود به حجّ افراد.

نظر آية اللَّه صافي در مسأله به دست نيامد.

آية اللَّه فاضل: به مسأله 209 مراجعه شود.

(2). آية اللَّه فاضل: به مسأله 209 مراجعه شود.

(3)- آية اللَّه بهجت: اگر ممكن نباشد غير مكّه والا احتياط در رعايت احتمالات در محلّ احرام اواست (مناسك شيخ، ص 56).

آية اللَّه سيستاني: كسي كه وظيفه اش حج تمتّع است، اگر قبل از احرام عمره بفهمد كه وقت او براي اتمام عمره قبل از زوال روز عرفه تنگ است، نمي تواند عدول به حج افراد يا قران نمايد، بلكه اگر حج در ذمّه اش مستقر بوده، بايد حج تمتّع خود را در سالهاي آينده انجام دهد.

(4)- مراجعه شود به مسأله 316.

آية اللَّه سيستاني: در اين صورت حج بر او مستقر است و بايد

در آينده انجام دهد.

(5)- آية اللَّه بهجت: كسي كه محرم شد به احرام عمره تمتع ولي عمداً بجا آوردن اعمال آن را به تأخير انداخت تا وقت تنگ شد، هرچند در ابطال عمره معصيت كرده ولي واجب است نيّت حج افراد كند و بعداً عمره مفرده را بجا آورد و در سال آينده حج تمتع بجا آورد بنابر احوط چنانكه گذشت (در مسأله 254) (مناسك، مسأله 157).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: هرگاه در سعه وقت براي عمره تمتّع احرام بست و طواف و سعي خود را عمداً تا زماني كه نتواند آنها را بجا آورد و حج را درك نمايد به تأخير انداخت، عمره وي باطل است و نمي تواند بنابر اظهر به حج افراد عدول نمايد. لكن احوط اين است كه عدول به افراد نموده و عمره را به قصد اعم از حج افراد يا عمره مفرده بجا آورد.

آية اللَّه سيستاني: هرگاه در سعه وقت براي عمره تمتع احرام بست و طواف و سعي خود را عمداً تا زوال آفتاب روز عرفه به تأخير انداخت، عمره وي باطل است، نمي تواند به حج افراد عدول نمايد، اگرچه احتياط مستحب اين است كه اعمال حج افراد را به قصد رجا انجام دهد، بلكه احوط اين است كه طواف و نماز آن و سعي و حلق يا تقصير در عمره اش را به قصد اعم از حج افراد و عمره مفرده بجا آورد. (مناسك، مسأله 157).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 120

عدول از حج مستحب به حج افراد

222- كسي كه به قصد حج تمتع استحبابي براي عمره تمتع، محرم شده ولي وقت براي انجام عمره تنگ باشد، به حج افراد عدول

كند و بعد از آن عمره مفرده بر او واجب نيست.

2- حيض و نفاس
احرام براي حج افراد با حيض و فرض كشف خلاف

223- اگر حايض در ميقات بداند كه نمي تواند عمره تمتع را در وقت خود انجام دهد، بايد به نيت حج افراد محرم شود؛ ولي اگر بعد از آن، كشف خلاف شد، در صورتي كه حَجّةالاسلام به جا

______________________________

(1). آية الله تبريزي: مي تواند به قصد مافي الذمة احرام ببندد و چنانچه قبل از گذشتن وقت عمره تمتع پاك شد، عمره تمتع به جا آورد و بعد حج آن را انجام دهد. و اگر پاك نشد به همان احرام حج افراد به جا آورد و سپس عمره مفرده انجام دهد بلكه اگر به قصد حج افراد احرام بست، و قبل از گذشتن وقت عمره پاك شد، با همان احرام اعمال عمره تمتع را انجام داده و سپس حج تمتع را انجام دهد، گرچه احتياط مستحب در اين صورت تجديد احرام براي عمره تمتع مي باشد

آية الله خامنه اي: اگر اطمينان دارد تا وقت احرام براي حج و درك وقوف عرفات پاك نمي شود يا اگر پاك شود وقت كافي براي انجام اعمال عمره تا درك وقوف عرفات را نخواهد داشت، در اين صورت بايد در همان ميقات به حج افراد محرم شود، و پس از انجام اعمال حج، عمره مفرده بجا آورد، و عمل وي مجزي از حج تمتع خواهد بود

آية الله خويي: اگر به نيت مافي الذمه محرم شود اشكالي نيست ولي اگر به نيت حج افراد محرم شود و بعد پاك شود احرامش باطل است

آية الله صافي، آية الله گلپايگاني: جمعي فرموده اند: «واجب است از ميقات محرم به حج افراد شود»، ليكن چون اين يقين بر حسب

عادت است و امكان دارد برخلاف عادت پاك شود، احتياط آن است كه در وقت احرام قصد كند محرم مي شود به احرامي كه بر من واجب است از عمره تمتع يا حج افراد، پس اگر قبل از گذشتن وقت عمره پاك شد اعمال عمره را تمام كند و محل شود و بعد اعمال حج را بجا آورد، و حج تمتع او صحيح است، و اگر پاك نشد به همان احرام اعمال حج افراد را بجا آورد و بعد عمره مفرده بجا آورده و حج افراد صحيح است

آية الله مكارم، آية الله فاضل: بهتر است در موقع احرام قصد كند احرامي را كه بر او واجب است انجام مي دهد، تا مشكلي براي او پيش نيايد.

(2). آية اللَّه سيستاني: عدول كند به عمره تمتع و اعمال آن را انجام دهد و بايد رعايت كند كه پس از انجام سعي تلبيه نگويد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: لازم است اين حج افراد را عدول به عمره تمتّع كند؛ يعني طواف و نماز آن و سعي را به جا آورد و تقصير كند و بعد براي حج محرم شود و اعمال حج را به جا آورد. و اين مخصوص كسي است كه مكلف به حج تمتع باشد و امّا كسي كه حج افراد هم از او صحيح است، مختار است كه عدول نمايد به تمتع يا حج افراد را تمام نمايد.

ساير آيات عظام متذكر مسأله كشف خلاف نشده اند. و در نيّت افراد، با حضرت امام قدس سره موافق هستند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 121

مي آورد، احرام او باطل است و بايد مجدداً براي عمره تمتع محرم شود.

احرام براي حج تمتع با علم به ضيق وقت

224- حايضي

كه مي داند فرصت انجام دادن عمره تمتع را ندارد و با اين فرض، براي عمره تمتّع محرم شده، بايد نيت را به حج افراد برگرداند و اشكال ندارد؛ بلي اگر با التفات به اين كه

______________________________

(1). تفصيل نظر آيات عظام در مسأله 223 گذشت.

آية اللَّه بهجت: در صورتي كه قصدش انجام وظيفه بوده كفايت مي كند و حج افراد به جا مي آورد. (مناسك، س 41).

آية اللَّه تبريزي: اين در صورتي است كه در حال احرام حايض باشد چنانكه ظاهر سؤال است ولي اگر بعد از احرام حايض شد مخيّر است بين اين كه حج افراد بجاآورد و بعداز فراغت، عمره مفرده بجاآورد و بين اين كه اعمال عمره تمتّع را بدون طواف و نمازش به جاآورد به اين ترتيب كه سعي و تقصير نموده و براي حج احرام بسته به عرفات و مني برود و پس از فراغ از اعمال مني قضاي طواف عمره و نماز آن را قبل از طواف حج به جاآورد.

آيةاللَّه خويي: اگر در حال احرام تا آخرين زمان ممكن براي اتيان اعمال عمره تمتع حايض بوده، فتواي ايشان در دست نيست كه آيا احرامش براي عمره تمتع باطل است يا مي تواند آن را بعنوان حج افراد قرار دهد، گرچه در استفتائات حكم به بطلان احرام براي حج افراد شده، اگر زن در وقت احرام حايض بود و گمان مي كرد تا آخر وقت پاك نمي شود و بعداً كشف خلاف شد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 122

نمي تواند عمره تمتع انجام دهد و اگر انجام دهد صحيح نيست، به نيت عمره تمتع محرم شده، صحت اين احرام، بلكه امكان جِدّي بودن چنين قصدي، محل اشكال است.

عدول حائض به حج افراد

225- اگر زني به

جهت حيض يا نفاس نتواند بعد از احرام، طواف بجا آورد و خوف داشته باشد كه وقت وقوف به عرفات بگذرد، به افراد عدول مي كند و بعد از آن، در صورت وجوب حج بر وي، عمره مفرده انجام مي دهد.

انجام اعمال عمره تمتع به خيال استحاضه و انكشاف حيض

226- اگر زني در عمره تمتع، بعد از سه شوط و نيم و قبل از چهار شوط طواف، حايض شود و

______________________________

(1)- آية اللَّه خامنه اي: اگر هنگام احرام در ميقات پاك بود، سپس در بين راه يا در مكه مكرمه پيش از انجام طواف عمره و نماز آن يا در اثناي طواف پيش از اتمام شوط چهارم، عادت ماهانه برايش عارض شد، و تا وقت انجام اعمال عمره و درك وقوف اختياري عرفه پاك نمي شود، در اين صورت، مخيّر است بين اينكه عدول نمايد با همان احرام عمره تمتع به حج افراد، و پس از انجام حج افراد، عمره مفرده انجام دهد كه اين عمل او مجزئ از حج تمتع است، و بين اينكه طواف عمره و نماز آنرا رها كند، و با انجام سعي و تقصير از احرام عمره خارج شود، سپس با احرام حج و درك وقوفين و انجام اعمال مني، در مراجعت به مكه، طواف عمره و نماز آنرا- پيش از انجام طواف حج و نماز آن و سعي، يا بعد از انجام آنها- قضاء كند، و اين عمل او نيز مجزئ از حج تمتع است و چيز ديگري بر او نيست.

آية اللَّه تبريزي: چنانچه حيض قبل از بستن احرام يا هنگام احرام بستن بود، به دستوري كه در مسأله 219 گفته شد بايد عمل كند و اگر بعد از احرام بود مخيّر است

بين اين كه به دستور مسأله 219 عمل كند و بين اين كه سعي و تقصير كند و براي حج احرام ببندد و پس از برگشتن از مني، قبل از طواف حج، طواف عمره و نماز آن را قضا كند.

آية اللَّه سيستاني: در فرض مسأله اگر در حال احرام حايض بوده است، حجّش بدل به افراد مي شود و در صورت تمكّن بايد بعد از حج عمره مفرده انجام دهد و اگر بعد از احرام حايض شده است احتياط مستحب اين است كه عدول كند ولي مي تواند به احرام خود باقي باشد و سعي و تقصير را انجام دهد و پس از اعمال مني، قبل از طواف حج، طواف عمره و نماز آن را قضا كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 123

تا قبل از رفتن به عرفات، پاك نمي شود، وظيفه او عدول به افراد است.

لك ديدن بعد از انجام عمره و عدول به افراد

227- اگر زني- مثلًا- روز هشتم خون ديد، و به گمان حيض، احرامش را به حج افراد مبدّل كرد، و در عرفات متوجه شد كه استحاضه است، اگر وقت عمره ضيق شده و طواف را عمداً به تأخير

______________________________

(1)- آية اللَّه خامنه اي: اگر قبل از سه شوط و نيم حايض شد مورد عدول به افراد است.

(2)- آية اللَّه بهجت: مخير است بين اين كه اول حج افراد را بجا آورده و بعد از فراغت، عمره مفرده بجا آورد و بين اين كه اعمال عمره تمتع را بدون طواف و نمازش بجا آورد بدين معني كه سعي و تقصير نموده و براي حج احرام بسته و به حج رفته و پس از فراغت از حج و بازگشت به مكه، قضاي طواف عمره را پيش

از طواف حج بجا آورد.

آية اللَّه تبريزي: طواف را رها نموده، سعي و تقصير مي كند و براي حج محرم مي شود و بعد از برگشتن از مني، قبل از طواف حج، يك طواف كامل به قصد اعمّ از تمام يا اتمام بجا مي آورد و نماز آن را مي خواند.

آية اللَّه خويي: مخير است بين عدول به حج افراد و بقا بر حج تمتع، به اين نحو كه سعي و تقصير مي كند و بعد از رجوع از مني، قبل از طواف حج، يك طواف به نيت اعم از اتمام و تمام بجا مي آورد. (تعليقه عروه، ج 2، ص 331، و مناسك، مسأله 294).

آية اللَّه سيستاني: احتياط مستحب اين است كه به حج افراد عدول نمايد، گرچه مي تواند در عمره تمتّع خود باقي بماند و اعمال آن را بجز طواف و نماز آن انجام دهد و پس از فراغت اعمال مني قبل از طواف حج، طواف عمره و نماز آن را بجا آورد. (مناسك، مسأله 290).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: طواف را رها نموده، سعي و تقصير را احتياطاً انجام دهد و تروك احرام را ترك نمايد، و رجاءً محرم به احرام حج تمتع شود و اعمال آن را به قصد مافي الذمّه از تمتع و افراد انجام دهد و پس از پاك شدن، ابتدا طواف ناقص عمره را تكميل نموده، نماز بخواند و بعد بقيه طواف ها را بجا آورد و احتياطاً عمره مفرده نيز انجام دهد.

آية اللَّه فاضل: اگر قبل از سه شوط و نيم حايض شده، مورد عدول به افراد است و اگر بعد از آن و قبل از تمام شدن دور چهارم حايض شده، طواف

را رها كند و سعي و تقصير را احتياطاً و رجاءاً انجام دهد و احتياطاً محرّمات احرام را رعايت كند و وقت رفتن به عرفات احتياطاً و رجاءاً محرم به احرام حجّ تمتّع شود و اعمال آن را به قصد مافي الذمّه- اعمّ از تمتّع و افراد- انجام دهد. و پس از پاك شدن، بنابراحتياط ابتدا طواف و نماز عمره را تكميل كند و احتياطاً سعي و تقصير را نيز اعاده كند و بقيّه اعمال حج را بجا آورد و اگر حجّ تمتّع بوده احتياطاً عمره مفرده را انجام دهد.

آية اللَّه نوري: و بعد از انجام حجّ، عمره حجّ افراد را بجا بياورد.

(3)- آية اللَّه خويي: فتواي معظّم له به دست نيامد.

اين مسأله در مناسك حج آية اللَّه گلپايگاني و آية اللَّه صافي نيامده است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 124

نينداخته، حج افراد را تمام كند؛ و اگر حج او واجب است، بعد از آن عمره مفرده بجا آورد.

عدول به حج افراد بعد از عمره و خيال استحاضه 228-

زني به گمان استحاضه، در ميقات محرم شده و با انجام وظايف مستحاضه، اعمال عمره تمتّع را بجا آورده و پس از اعمال متوجه شده كه حائض بوده، وظيفه او نسبت به اعمال عمره و حج چيست؟

______________________________

(1)- آية اللَّه نوري: با عدول در نيّت.

آية اللَّه تبريزي: اگر وقت برگشتن به مكه را داشته باشد، به نحوي كه اگر برگردد اعمال عمره تمتع را انجام دهد مي تواند مسمّاي وقوف اختياري عرفات را درك كند، بايد برگردد و اعمال عمره تمتّع را انجام دهد و اگر وقت نداشته باشد به قصد اعم از حج افراد و عمره مفرده، اعمالش را تمام مي كند و چنانچه استطاعتش باقي بود

يا بعد از اين مستطيع شد بايد در سالهاي آينده حج بجا آورد.

آية اللَّه سيستاني: اگر وقت عمره تنگ باشد، پس اگر اعتقاد او به حيض از روي موازين شرعيه باشد؛ مثلًا خوني كه ديده در ايام عادتش بوده ولي قبل از سه روز قطع شود، در اين صورت احتياط واجب آن است كه اعمال حج افراد را تمام كند و اگر حج در ذمّه او مستقر بوده و يا اگر مستقر نبوده بعداً مستطيع شود، احتياطاً بايد دوباره حج نمايد ولي اگر مستقر نبوده و مستطيع هم نشود، چيزي بر او نيست و اگر اعتقاد او به حيض از روي موازين شرعيه نبوده، حج و احرام او باطل است و بايد اعاده نمايد.

آية اللَّه فاضل: اگر با علم به حايض شدن تأخير نينداخته …

(2). آيةاللَّه بهجت: بعد از پاك شدن اگر وقت دارد اعمال عمره را اعاده مي كند وگرنه حج او افراد شده است و پس از حج در صورت امكان عمره مفرده بجا مي آورد.

آيت اللَّه خامنه اي: اگر نتواند با تدارك اعمال عمره، محرم به احرام حج شود، چنانچه عادت او پيش از احرام از ميقات حادث شده باشد، حج او بدل به حج افراد مي شود، كه بايد پس از انجام مناسك حج، عمره مفرده بجا آورد، ولي اگر عادت ماهانه بعد از احرام از ميقات عارض شده باشد، عمره تمتّع او صحيح است، فقط طواف و نماز آن باطل است، كه بايد بعد از برگشت از عرفات و مشعر و مني و مناسك آن، طواف عمره و نماز آن را تدارك كند.

آيت اللَّه تبريزي: در فرض مزبوركه زن در زمان احرام حائض بوده،

چنانچه وقت براي انجام اعمال، بعد از پاك شدن ازحيض دارد، بايد اعمال را اعاده كند و اگر وقت وسعت انجام اعمال را ندارد، با همان احرامي كه بسته حج افراد را به جا مي آورد و در صورت تمكّن، بايد بعد از آن، عمره مفرده به جا آورد.

آيت اللَّه سيستاني: اگر تا قبل از وقت حج، فرصتِ انجام اعمال عمره را دارد، بايد صبر كند و اعمال را پس از پاكي، دوباره انجام دهد و اگر فرصت نباشد بايد حج افراد انجام دهد و پس از اعمال، اگر ممكن بود، عمره مفرده انجام دهد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: زن مذكور محرم است، بنابراين اگر پاك شود و وقت براي عمره تمتع باقي باشد، مجدداً اعمال عمره را انجام مي دهد و اگر وقت براي انجام عمره نباشد، به طوري كه بتواند وقوف عرفات را درك كند، حجّش بدل به افراد مي شود؛ يعني با همان احرام بعد از پاكي و غسل، نيت حجّ افراد مي كند و اعمال حج را تا آخر انجام مي دهد و قرباني ندارد و بعد از حج هم، عمره به جا مي آورد و همين حجش مجزي است.

آيت اللَّه فاضل: اگر وقت براي اعاده اعمال عمره تمتع دارد، طواف و نماز را اعاده كند و احتياطاً سعي و تقصير را نيز اعاده نمايد، ولي اگر وقت ندارد، حج افراد انجام دهد (حجش مبدّل به افراد مي شود) وپس از حج، عمره مفرده به جا آورد.

آيت اللَّه مكارم: بايد طواف ها و نماز طواف را از سر بگيرد و احتياط اين است كه اگر در مكه حاضر است، بقيه اعمال؛ مانند سعي و تقصير را نيز اعاده كند ولي كفّاره اي

بر او نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 125

عدول به حج افراد بعد از انكشاف حيض

229- اگر حائض براي عمره تمتع محرم شود، و بعد از اتمام ايام عادت ماهيانه اش، اعمال عمره را انجام دهد، ولي قبل از گذشتن ده روز از ابتداي عادت، در عرفات لك ببيند و نداند كه آيا تا پس از ده روز ادامه دارد يا نه، بايد عمل به احتياط كند؛ و راه احتياط، انجام اعمال بدون قصد تمتع و افراد، بلكه به قصد ما في الذمه، و قرباني در مني و انجام عمره مفرده، بعد از آن است؛ و چنانچه

______________________________

(1)- آية اللَّه تبريزي: چنانچه آن لك كه در عرفات ديده به وصف حيض نباشد، زن مزبور مستحاضه است (وهمچنين است اگر لك زرد رنگ در مشعر ببيند) احكام مستحاضه را رعايت مي كند و اعمال حج تمتّع را بجا مي آورد و چنانچه لك به وصف حيض باشد، بايد اعمال را به قصد اعمّ از حج افراد و تمتّع ادامه دهد، اگر خون قبل از ده روز قطع شد كشف مي شود كه وظيفه او حج افراد بوده و بايد بعد از حج، عمره مفرده اتيان كند و اگر قطع نشد و پس از ده روز هم ديد، اعمال حج تمتّع او صحيح است.

آية اللَّه خويي: اين احتياط در صورتي است كه آن خون داراي صفات حيض باشد و اگر داراي صفات حيض نباشد حكم استحاضه را دارد و احتياط لازم نيست. (استفتائات جديد، ص 11).

آية اللَّه مكارم: چنانچه كاملًا پاك شده باشد، عمره او صحيح است و ديدن لك بعد از آن ضرري به آن نمي زند؛ زيرا طهر متخلل بنابر اقوي حكم حيض را ندارد،

بنابر اين منظور از ده روز، مجموع دو خون است نه با ضميمه كردن طهر واقع در ميان دو خون و اگر ديدن لك نشانه ادامه مستمر خون باشد به دستور متن عمل كند.

(2)- آية اللَّه سيستاني: قرباني را به قصد رجا انجام دهد و همچنين عمره مفرده، اگر ممكن بود به قصد رجاانجام دهد.

آيات عظام صافي، فاضل، گلپايگاني: و پس از گذشت ده روز از اوّل حيض وظيفه اش روشن مي شود كه اگر از ده روز تجاوز نكرد و خون قطع شد حج بدل به افراد شده و لازم است عمره مفرده بجاآورد و اگر از ده روز تجاوز كرد كشف از استحاضه بودن مي كند و حج تمتّع او صحيح است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 126

قصد تمتع كرده و بعد از انجامِ بعضي از اعمال حج، كشف خلاف شد، اكتفا به اين حج نكند. 230- در فرض مذكور، اگر همان وقت كه لك ديد، يقين پيدا كرد كه حيض است و قبلًا پاك نبوده، با توجه به اين كه وقت وقوفين- اختياري و يا اضطراري آن- باقي است، مورد عدول به افراد است.

انجام عمره با جهل به حيض و حكم تبدّل

231- اگر زني حيض بود و نمي دانست و اعمال عمره را بجا آورد و بعد از آن فهميد، اگر وقت دارد بايد طواف و نماز را اعاده كند؛ و اگر وقت ندارد، در اين كه وظيفه مبدّل شده يا نه، اشكال است و احتياط را مراعات نمايد.

______________________________

(1)- آية اللَّه نوري: چنانچه در فرض مذكور قصد تمتّع كند …

(2)- آية اللَّه نوري: مگر آن كه قصد وظيفه فعليه نموده و اشتباهاً قصد تمتّع كرده باشد.

آيات عظام بهجت، سيستاني، صافي، گلپايگاني، مكارم (با اختلاف

در تعبير): هرگاه قصدِ انجامِ وظيفه فعلي داشته باشد كافي است.

(3)- آية اللَّه خويي: در صورتي كه فهميد در حال احرام عمره تمتع حايض بوده و نيّت عمره تمتع كرده بود، فتواي ايشان راجع به صحّت آن احرام و جواز اكتفا به آن براي حج افراد يا بطلان آن به دست نيامد، گرچه در استفتائات ص 234 از ايشان نقل شده: زني كه به گمان اين كه تا آخر وقت پاك نمي شود، نيت حج افراد نمود و بعد كشف خلاف شد، احرام او باطل است و لذا مناسب است زنان حايض به نيّت مافي الذمّه محرم شوند و به هر حال در فرض سؤال با فرض عدم تمكن از رفتن به ميقات و ادني الحل و يا گذشت وقوف به عرفات از همانجا كه هست احتياطاً به نيّت حج افراد تجديد تلبيه نمايد.

آية اللَّه سيستاني: حكمش همان حكم فرض سابق است.

آية اللَّه صافي: بقيّه اعمال را به قصد ما في الذمّه از تمتّع و افراد بجاآورد و بنابر احتياط واجب عمره مفرده بجاآورد. (حاشيه آداب و احكام حج، مسأله 755).

(4)- آية اللَّه سيستاني، آية اللَّه فاضل: و سپس سعي و تقصير را اعاده نمايد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و سعي و تقصير را اعاده نمايد و اگر پس از پاكي، وقت براي انجام اعمال عمره ندارد حج او مبدّل به افراد مي شود.

آية اللَّه فاضل: و احتياطاً سعي و تقصير را نيز اعاده كند.

(5)- آية اللَّه بهجت: لازم است طواف و نماز اعاده شود و احتياطاً سعي و تقصير را نيز بجاآورد و چون تقصير از جهت جهالت به موضوع طهارت بوده كفّاره ندارد: (پرسش هاي جديد

حج، س 71).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: پس از تمام شدن ايام حيض و غسل، اگر وقت باقي است بايد طواف و نماز آن و سعي و تقصير را در عمره تمتّع اعاده نمايد و اگر وقت ندارد حتي براي سعي و تقصير حج افراد انجام داده و عمره مفرده را بعد از حج بجا مي آورد، و چنانچه متمكن است سعي و تقصير كند، ولو آن كه مسماي وقوف اختياري عرفات را درك كند، اگر حيض او بعد از احرام بود مخيّر است بين اين كه سعي و تقصير كرده سپس براي حج محرم شود و بعد از رجوع از مني، طواف عمره تمتّع و نماز آن را قبل از طواف حج قضا كند و بين اين كه حج افراد انجام داده و عمره مفرده را بعد از حج بجاآورد و اگر حيض او قبل از احرام بستن يا هنگام احرام بستن بوده بايد حج افراد انجام داده و عمره مفرده را بعد از حج بجاآورد.

آية اللَّه سيستاني: اگر وقت موسع نباشد، پس اگر در حال احرام حايض بوده است، حجش مبدل به افراد مي شود و پس از فراغ از حج، اگر مي تواند بايد عمره مفرده انجام دهد و اگر حيض او بعد از احرام بوده در فرض مذكور بايد پس از فارغ شدن از اعمال مني و بازگشتن به مكّه، قبل از اين كه طواف حج را انجام دهد طواف عمره و نماز آن را قضا كند. (مناسك، مسأله 290).

آية اللَّه فاضل: پس از تمام شدن ايام حيض و غسل، اگر وقت باقي است بايد طواف و نماز آن و سعي و تقصير را در عمره تمتّع

اعاده كند، و اگر وقت ندارد حج افراد انجام داده و عمره مفرده را بعد از حج بجاآورد.

آية اللَّه مكارم: اشكالي نيست، حج او مبدل به حج افراد مي شود و عمره مفرده بعد از حج بجا آورد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 128

و مَا أَنَا يَا سَيِّدِي وَ مَا خَطَرِي؟

أَوْحَي اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي إِلَي دَاوُدَ عليه السلام: أَنَّ أَهْوَنَ مَا أَنَا صَانِعٌ بِعَالِمٍ غَيْرِ عَامِلٍ بِعِلْمِهِ أَشَدُّ مِنْ سَبْعِينَ عُقُوبَةً، أَنْ أُخْرِجَ مِنْ قَلْبِهِ حَلاوَةَ ذِكْرِي وَ لَيْسَ إِلَي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ طَرِيقٌ يُسْلَك إِلّا بِعِلْمٍ؛ وَ الْعِلْمُ زَيْنُ الْمَرْءِ فِي الدُّنْيَا وَ سَائِقُهُ إِلَي الْجَنَّةِ وَ بِهِ يَصِلُ إِلَي رِضْوَانِ اللَّهِ تَعَالَي

وَ الْعَالِمُ حَقّاً، هُوَ الَّذِي يَنْطِقُ عَنْهُ أَعْمَالُهُ الصَّالِحَةُ وَ أَوْرَادُهُ الزَّاكِيَةُ وَ صِدْقُهُ وَ تَقْوَاهُ، لا لِسَانُهُ وَ تَصَاوُلُهُ وَ دَعْوَاهُ وَ لَقَدْ كَانَ يَطْلُبُ هَذَا الْعِلْمَ فِي غَيْرِ هَذَا الزَّمَانِ مَنْ كَانَ فِيهِ عَقْلٌ وَ نُسُك وَ حِكْمَةٌ وَ حَيَاءٌ وَ خَشْيَةٌ وَ أَنَا أَرَي طَالِبَهُ الْيَوْمَ مَنْ لَيْسَ فِيهِ مِنْ ذَلِك شَيْ ءٌ

وَ الْعَالِمُ يَحْتَاجُ إِلَي عَقْلٍ وَ رِفْقٍ وَ شَفَقَةٍ وَ نُصْحٍ وَ حِلْمٍ وَ صَبْرٍ وَ بَذْلٍ وَ قَنَاعَةٍ وَ الْمُتَعَلِّمُ يَحْتَاجُ إِلَي رَغْبَةٍ وَ إِرَادَةٍ وَ فَرَاغٍ وَ نُسُكٍ وَ خَشْيَةٍ وَ حِفْظٍ وَ حَزْمٍ

وقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام: لَوْ أَنَّ حَمَلَةَ الْعِلْمِ حَمَلُوهُ بِحَقِّهِ لأَحَبَّهُمُ اللَّهُ وَ مَلائِكَتُهُ وَ أَهْلُ طَاعَتِهِ مِنْ خَلْقِهِ وَ لَكِنَّهُمْ حَمَلُوهُ لِطَلَبِ الدُّنْيَا، فَمَقَتَهُمُ اللَّهُ وَ هَانُوا عَلَي النَّاسِ

بحار الانوار 2/ 32

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 129

احرام 135

طواف 229

نماز طواف 319

سعي 339

تقصير 363

احرام حج 383

وقوف عرفات 391

وقوف مشعر 403

رمي جمره عقبه 419

قرباني 439

حلق و تقصير

467

اعمال پنجگانه مكه 487

بيتوته در مني 505

رمي جمرات سه گانه 519

محصور و مصدود 537

مسايل متفرقه 551

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 130

الهي

إِلَي مَنْ يَذْهَبُ الْعَبْدُ إِلا إِلَي مَوْلاهُ

وَ إِلَي مَنْ يَلْتَجِيُ الْمَخْلُوقُ إِلا إِلَي خَالِقِهِ

قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام:

«إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ فَجَرِّدْ قَلْبَكَ لِلَّهِ تَعَالَي مِنْ كُلِّ شَاغِلٍ وَ حِجَابٍ

وَ فَوِّضْ أُمُورَكَ إِلَي خَالِقِهَا وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ فِي جَمِيعِ حَرَكَاتِكَ وَ سَكَنَاتِكَ

وسَلِّمْ لِقَضَائِهِ وَ حُكْمِهِ وَ قَدَرِهِ

وَ دَعِ الدُّنْيَا وَ الرَّاحَةَ وَ الْخَلْقَ

وَ اخْرُجْ مِنْ حُقُوقٍ تَلْزِمُكَ مِنْ جِهَةِ الْمَخْلُوقِينَ

مصباح الشريعه 47

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 131

بخش دوم: عمره تمتع و حج

اعمال حج تمتّع

اشاره

حج تمتع، از دو بخش تشكيل مي شود: «عمره تمتّع» و «حجّ تمتّع».

لزوم انجام عمره تمتع و حج در يك سال

232- عمره تمتع و حج تمتع، بايد در يك سال واقع شوند؛ پس اگر كسي در يك سال، عمره تمتع و در سال ديگر، حج تمتع به جا آورد، صحيح نمي باشد.

لزوم انجام عمره تمتع در ماه هاي حج

233- عمره تمتع و حج تمتّع، هر دو بايد در ماههاي حج- شوال و ذي القعده و ذي الحجه- واقع شوند؛ و اگر كسي در شوال يا ذي القعده، عمره تمتع بجا آورد و در موقع حج، حج تمتع بجا آورد، صحيح است؛ ولي اگر قبل از شوال، عمره تمتع بجا آورد، صحيح نيست، اگرچه بعضي از اعمال عمره، قبل از شوال و بقيه در شوال، يا ساير ماههاي حج، واقع شود.

رها كردن عمره تمتع استحبابي

234- كسي كه عمره تمتّع استحبابي به جا آورده، آيا مي تواند بدون عذر و به دلخواه خود، آن را رها كرده و حج تمتع به جا نياورد؟ و در فرض جواز، آيا انجام طواف نساء نيز لازم است يا نه؟

______________________________

(1). آيت اللَّه بهجت: مانعي ندارد فقط ثواب حج از دستش رفته است و با تقصير از احرام خارج شده و عمره اش خاتمه پيدا كرده و طواف نساء هم كه از اول لازم نبوده تا فعلًا لازم باشد گرچه احتياط مستحب در آوردن طواف نساء مي باشد.

آيت اللَّه تبريزي: كسي كه به قصد حج تمتّع استحبابي، احرام عمره را بسته است نمي تواند آن را رها كرده و عمره مفرده به دلخواه انجام دهد و حج را ترك كند.

آيت اللَّه خامنه اي: مي تواند رها كند و چيزي بر او نيست و احتياط آن است كه طواف نساء را هم انجام دهد.

آيت اللَّه سيستاني: نمي تواند و بايد حج انجام دهد.

آيت اللَّه صافي: بدون عذر نمي تواند.

آيت اللَّه فاضل: خير حتماً بايد در صورت امكان حج تمتع به جا آورد؛ و به هر صورت اگر حج به جا نياورد، طواف نساء مستحب است نه واجب.

آيت اللَّه مكارم: رها كردن آن اشكال دارد و بايد حج تمتع را به دنبال

آن به جا آورد.

آيت اللَّه نوري: لازم است كه حج تمتع را اگر مستطيع است نيز به جا بياورد و رها كردن عمره تمتّع در وسط اعمال اصلًا جايز نيست و بايد به آخر برساند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 132

اعمال عمره تمتع

عمره تمتع، از پنج عمل تشكيل مي شود:

1- احرام؛

2- طواف كعبه؛

3- نماز طواف؛

4- سعي بين صفا و مروه؛

5- تقصير؛ يعني گرفتن قدري از مو يا ناخن؛ هرگاه محرم از اين اعمال فارغ شود، محرّمات احرام بر او حلال مي شود.

اعمال حج تمتع

حج تمتع، داراي سيزده عمل است:

1- احرام بستن در مكه؛

2- وقوف در عرفات؛

3- وقوف در مشعر الحرام؛

4- رمي جمره عقبه در مني؛ 5- قرباني در مني؛ 6- حلق يا تقصير در مني؛

7- طواف زيارت در مكه؛

8- نماز طواف؛

9- سعي بين صفا و مروه؛

10- طواف نساء؛

11- نماز طواف نساء؛

12- بيتوته در مني، شب يازدهم و شب دوازدهم، و شب سيزدهم براي بعضي از اشخاص؛

13- رمي جمرات در روز يازدهم و دوازدهم؛ و اشخاصي كه شب سيزدهم در مني مي مانند، بايد روز سيزدهم نيز، جمرات را رمي كنند.

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني، آية اللَّه مكارم: احتياط آن است كه تنها به گرفتن ناخن قناعت نكند.

(2). در مورد تراشيدن سر و حرمت آن به مساله 929 مراجعه شود.

(3). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني، مكارم: بنابر احتياط.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 133

باب اول

وجوب احرام و حكم ترك آن 135

مكان احرام عمره تمتع 139

1- مسجد شجره 139

مكان احرام عمره تمتع 142

احرام با نذر 142

2- مواقيت ديگر 143

3- احكام ميقات 145

4- محاذات 149

واجبات احرام 151

1- پوشيدن جامه احرام 151

2- نيت احرام 158

3- تلبيه 163

مستحبات احرام 169

غسل احرام 169

محرّمات احرام 173

1- محرّمات مشترك بين مردان و زنان 2- محرّمات مخصوص به مردان 202

3- محرّمات مخصوص به بانوان 217

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 134

اللَّهُمَ

إِنَّكَ أَنْزَلْتَ فِي كِتَابِكَ أَنْ نَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنَا وَ قَدْ ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا

فَاعْفُ عَنَّا فَإِنَّكَ أَوْلَي بِذَلِكَ مِنَّا

قالَ

رسولُ الله صلي الله عليه و آله:

إنّ مَنْ تَعَلّمَ العلْمَ لِيُماريَ به السُفَهاءَ أو يُباهِيَ بهِ العلماءَ، أو يصرفَ وجوهَ الناسِ إلَيْه لِيُعَظِّموُه، فَليَتبَوّأ مقْعَدَهُ مِنَ النار؛ فإنّ الرِئاسةَ لا تصلُح إلا للّه و لأهلِها؛ وَ مَن وَضَعَ نفسَه في غير المَوضِعِ الذي وَضَعَه اللّهُ فيه، مَقَتَهُ اللّهُ؛ و مَن دعا إلي نفسِه فقالَ «أنا رَئيسُكم» و ليسَ هوَ كذلك، لم يَنظرِ اللّهُ إليه حتي يَرجعَ عمّا قال و يتوبَ إليَ اللّهِ ممّا ادَّعي

تحف العقول/ 43

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 135

باب اول: وجوب احرام و حكم ترك آن

فصل اول: وجوب احرام و حكم ترك آن

وجوب احرام براي ورود به مكه

235- ورود به مكه و حرم بدون احرام، جايز نيست؛ مگر مواردي كه استثنا شده است؛ و- به حسب اختلاف شرايط- به نيت عمره تمتع، يا حج، يا به نيت عمره مفرده، صورت مي گيرد.

از اين حكم، كساني كه به مقتضاي شغلشان، زياد وارد مكه شده و از آن خارج مي شوند، همچنين افرادي كه در ماه احرام قبل- به تفصيلي كه گذشت- به مكه وارد مي شوند، استثنا شده اند.

ترك عمدي احرام

236- اگر مستطيع احرام را از روي علم و عمد، از ميقات تأخير بيندازد و بازگشت ممكن نباشد، و ميقات ديگري در پيش نداشته باشد، حج او باطل است.

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: واجب است برگردد به همان ميقات، در صورت امكان، هر چند ميقات ديگري در پيش باشد، به جز كسي كه از ذوالحُلَيفه گذشته باشد هر چند عمداً و بدون عذر كه مي تواند از جحفه محرم شود.

(2). آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط واجب بايد احرام ببندد از هر مكاني كه ممكن باشد، به تفصيلي كه در ناسيِ احرام مذكور است. و عمره را به جا آورد و قضاي آن بعد از آن. (مناسك شيخ، ص 12).

آية اللَّه تبريزي: احتياط واجب اين است كه در صورت امكان در خارج حرم محرم شود و در صورت عدم امكان در حرم محرم شود و اگر حج واجب باشد سال آينده آن را اعاده كند.

آية اللَّه خامنه اي: هرگاه كسي از روي علم و عمد احرام بستن از ميقات را ترك كند و به جهت تنگي وقت يا عذر ديگر نتواند به ميقات برگردد و ميقات ديگري نيز در پيش رو نداشته باشد و در نتيجه وقت براي انجام عمره تنگ شود، عمره او

فوت شده و حج اش باطل مي شود. و در صورتي كه حج بر او مستقر شده يا مستطيع باشد، بايد سال ديگر حج به جا آورد.

آية اللَّه خويي: اگر در صورت امكان در خارج حرم محرم شود و در صورت عدم امكان در حرم محرم شود، اگرچه به واسطه تأخير مرتكب معصيت شده است ليكن صحت آن خالي از وجه نيست. ولي در صورت تمكن احتياط مستحب اين است كه حج را اعاده كند.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: اگرچه احوط آن است كه از هر مكاني كه ممكن باشد محرم شود و عمره را انجام دهد و بعد هم قضاي آن را به جا آورد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 136

237- اگر كسي از روي عمد و بي جهت، احرام نبندد تا وقت براي انجام عمره تمتع ضيق شود، بنابر احتياط واجب بايد حج افراد بجا آورد و پس از آن عمره مفرده انجام دهد و در سال ديگر حج را اعاده كند.

ورود بدون احرام به مكه

238- اگر شخصي از روي عذر، بدون احرام وارد مكه شود، اگر ممكن نيست به ميقات برود، بايد از ادني الحل محرم شود؛ ولي اگر ترك احرام از ميقات، بدون عذر باشد، نمي تواند حج به جا آورد؛ و اگر مستطيع است، حج بر او مستقر شده و بايد سال بعد، حج انجام دهد.

______________________________

(1)- مراجعه شود به مسأله 316.

آية اللَّه سيستاني: حكم آن مانند مسأله 220 است و در اين صورت حج بر او مستقر است و بايد در آينده انجام دهد.

(2). آية اللَّه بهجت: لازم است از حرم بيرون رفته و از خارج حرم محرم شود، و احتياط واجب در اين صورت، اين است

كه هرچه بتواند از حرم دور شود و احرام ببندد.

آية اللَّه خامنه اي: به حاشيه مسأله 262 مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي: در اين صورت لازم است از حرم بيرون رفته و از خارج حرم محرم شود و احوط در اين صورت اين است كه هرچه بتواند از حرم دور شود و احرام ببندد و اگر نتواند از حرم بيرون برود در همان مكاني كه هست محرم شود.

آية اللَّه سيستاني: در اين صورت لازم است از حرم بيرون رفته و از خارج حرم محرم شود و اولي در اين صورت اين است كه هرچه بتواند از حرم دور شود و احرام ببندد و اگر نتواند از حرم خارج شود هر جا هست محرم شود.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: واجب است تا حد امكان به سمت ميقات برود.

آية اللَّه فاضل: پس از زوال عذر و يادآوري، اگر برگشتن به ميقات ممكن باشد برمي گردد و الّا احرام از همانجا ببندد، اگرچه احوط آن است به هر مقدار كه مي تواند به ميقات برگردد.

(3). آية اللَّه خامنه اي: مراجعه شود به حاشيه مسأله 236.

آية اللَّه بهجت: در اين صورت بنابر احتياط واجب از حرم بيرون رفته و از بيرون حرم احرام ببندد و بايد عمره را قضا نمايد. (مناسك، مسأله 168) به ذيل مسأله 236 و 262 مراجعه شود.

آية اللَّه خويي: در اين فرض اگرچه معصيت كار است ولي اگر در صورت امكان به خارج حرم برود و از آنجا محرم شود، صحّت حج او مانند فرض اوّل خالي از وجه نيست، كما اين كه در هر دو فرض اگر نتواند از حرم خارج شود و در داخل حرم محرم شود اشكال

ندارد. (مناسك، مسأله 168).

آية اللَّه سيستاني: مگر اين كه از ميقات محرم شود.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: اقوي بطلان عمره يا حج است، اگرچه احوط احرام از ادني الحل است و در سال بعد بايد قضا كند.

آية اللَّه مكارم: هرچند احتياط مستحب آن است كه از ادني الحل يا هر جا كه مي تواند محرم شود و حج را به جا آورد و سال آينده طبق آنچه در متن آمده عمل كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 137

در فرض مذكور، گراني هزينه بازگشت- ولو بيش از حدّ باشد- عذر براي باز نگشتن نيست، مگر اين كه موجب حَرَج باشد.

انكشاف بطلان احرام بعد از ميقات

239- اگر كسي بعد از خروج از ميقات، در بين راه متوجه شود كه به جهتي احرامش درست نيست، اگر مي تواند، بايد از همان جا به ميقات برگردد؛ و اگر نمي تواند مگر اين كه به مكه وارد شود و سپس از آنجا به ميقات بازگردد، بايد براي ورود به مكه، از ادني الحل، به نيت عمره مفرده محرم شود و بعد از اعمال آن، به يكي از مواقيت معروف برود و براي عمره تمتع احرام ببندد.

ترك احرام با فراموشي يا جهل

240- اگر كسي احرام را فراموش كند و تا بعد از اتمام عمره تمتع به خاطرش نيايد و نتواند جبران كند، احتياط در بطلان عمره او است، اگرچه صحت آن به نظر بعيد نيست؛ ولي اگر اعمال

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي: بنابر احتياط اگر هر دو عمره در يك ماه انجام مي شود به نيّت يك شخص به جا نياورد.

آيةاللَّه خويي: فتواي ايشان در دست نيست ولي احتياط موافق متن است.

آية اللَّه سيستاني: در اين صورت لزوم رفتن به ميقات براي احرام عمره تمتّع و عدم كفايت احرام از ادني الحل مبني بر احتياط است.

(2). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: عمره او صحيح است.

(3). آية اللَّه فاضل: عمره اش باطل است و بايد عدول به غير حج تمتع كند و همينطور است اگر ترك احرام ازروي جهل باشد.

آية اللَّه مكارم: عمره و حج او صحيح است.

(4). آية اللَّه خامنه اي: نظر ايشان نسبت به صحت يا بطلان عمره به دست نيامد.

(5). آية اللَّه بهجت: محلّ تأمّل است صحيح بودن غير حج. (مناسك شيخ، ص 12).

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: صحت عمره او خالي از اشكال نيست و بايد احتياط ترك نشود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)،

ص: 138

حج را هم تمام كرده و يادش آمده، عملش صحيح است.

احرام بعد از انعقاد زايل نمي شود

241- محرم نمي تواند احرام خود را به هم بزند و مُحل شود؛ و اگر لباس احرام را به قصد بيرون آمدن از احرام، از تنش بيرون بياورد، احرامش به هم نمي خورد و محرّمات احرام بر او حلال نمي شود؛ و اگر موجب كفّاره بجا آورد، بايد كفّاره بدهد.

محرم كردن مجنون واجب نيست

242- مجنون تكليف ندارد؛ و احرام بر او واجب نيست؛ و اگر بدون احرام وارد مكه شود، اشكالي ندارد.

كسي كه محرم شود ولي به حج نرسد

243- اگر حج گزار در احرام عمره تمتع دير وارد مكه شود و حج از او فوت شده باشد، با همان احرام، عمره مفرده بجا آورد و از احرام خارج شود، و اگر حج بر او مستقر بوده يا سال ديگر شرايط استطاعت را دارا باشد، بايد به حج برود.

______________________________

(1). آيةاللَّه سيستاني: اگر احرام حج رافراموش كند ياجهلًا ترك كند تااعمال تمام شود حج صحيح است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 139

فصل دوم: مكان احرام عمره تمتع

اشاره

244- احرام عمره تمتع، به جهت اختلاف راه هايي كه حجاج از آن ها به طرف مكه مي روند، از پنج مكان- «ميقات» - صورت مي گيرد:

1- مسجد شجره
اشاره

اول: مسجد شجره يا «ذُوالحُلَيفه»، ميقات كساني است كه از مدينه منوره، به مكه مي روند.

245- تأخير احرام در صورت ضرورت، از مسجد شجره تا ميقات اهل شام (جحفه)، جايز است.

احرام از داخل مسجد شجره

246- احرام- بنابر احتياط واجب- بايد در داخل مسجد شجره صورت گيرد، نه اطراف آن و

______________________________

(1). آيةاللَّه بهجت: و جواز طرف مقابل كه احرام از مسجد با فعل مضطر اليه و فداء است، محل تأمّل است. (مناسك شيخ، ص 9).

(2). آية اللَّه بهجت: بايد در صورت امكان از درون مسجد احرام بسته شود. (مناسك، ص 64).

آية اللَّه خامنه اي: احرام خارج از مسجد شجره، براي كساني كه از طريق مدينه به سوي مكه حركت مي كنند، كفايت نمي كند و واجب است داخل مسجد محرم شوند.

آية اللَّه خويي: احرام از منطقه ذو الحليفه، مانعي ندارد. (تعليقة العروة، ج 2، ص 342).

آية اللَّه وحيد: ذوالحليفه ميقات هر كسي است كه بخواهد از راه مدينه به حج برود، و احوط افضل اين است كه احرام از مسجد آن كه معروف به مسجد شجره است، بسته شود. (مناسك فارسي معظم له صفحه 86)

آيات عظام تبريزي، صافي، گلپايگاني، مكارم: از داخل مسجد مستحب است و همين كه احرام در محاذي مسجد از طرف راست يا چپ باشد، كفايت مي كند؛ آية اللَّه تبريزي: ولي احتياط واجب آن است كه از پشت مسجد قديم احرام نبندند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 140

احرام در هر جاي مسجد شجره- حتي در قسمت توسعه يافته- جايز است، ولي احتياط مستحب آن است كه در محلّ اصلي صورت گيرد.

احرام جنب و حائض در حال عبور از مسجد

247- اشخاص جنب و حايض مي توانند در حال عبور از مسجد محرم شوند و نبايد در مسجد توقف كنند، هر چند اگر عصياناً هم توقف نمايند و محرم شوند، احرام آن ها صحيح است.

احرام حائض نزديك مسجد شجره

248- اگر حايض نتواند تا پاك شدن صبر كند، احتياط آن است كه نزديك مسجد محرم شود و در «جحفه» يا محاذي آن، احرام را تجديد كند.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: احتياطاً احرام از مسجد قديمي شجره باشد و با فحص از اهل اطّلاع، توسعه از يمين ويسار و خلف است و قسمت محراب از مسجد قديمي محسوب مي شود. (استفتائات، س 33)

آية اللَّه تبريزي: احتياط واجب اين است كه از پشت مسجد قديم احرام نبندد.

(2). آيات عظام: خويي، صافي، گلپايگاني، مكارم: به مساله قبل مراجعه شود.

آيةاللَّه تبريزي: شخص جنب و حايض در خارج مسجد محرم مي شود و تجديد تلبيه در جُحفه لزومي ندارد ونيز اگر در حال عبور از مسجد محرم شوند مانعي ندارد.

آية اللَّه سيستاني: براي حايض و نفساء احرام بستن بيرون مسجد شجره كافي است.

آية اللَّه فاضل: اگر امكان نداشته باشد يعني مسجد دو درب نداشته باشد يا امكان عبور از مسجد به جهت ازدحام و موانع ديگر نباشد، كنار مسجد محرم شوند و در اين فرض تجديد احرام در جحفه يا محاذات آن لازم نيست.

(3). آية اللَّه تبريزي: صحّت احرام او محلّ اشكال است و بايد تلبيه را به قصد احرام تجديد كند.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: چنانچه قصد قربت از او متمشّي شود احرام صحيح است.

آية اللَّه مكارم: اگر عمداً باشد خالي از اشكال نيست.

(4). آية اللَّه نوري: اگر به واسطه زيادي جمعيت، از عبور از مسجد هم عاجز باشد،

احتياط آن است كه از نزديك مسجد محرم شود.

آية اللَّه بهجت: اگر نتواند وارد مسجد شود در خارج مسجد محاذي آن محرم مي شود و در جحفه يا محاذي آن تجديد احرام مي كند بنابر احتياط. (مناسك، س 34).

آية اللَّه خامنه اي: زني كه داراي عذر است، مي تواند در حال عبور از مسجد محرم شود، به شرطي كه مستلزم توقف در مسجد نباشد. ولي اگر مستلزم توقف در مسجد هر چند بر اثر ازدحام و مانند آن باشد و نتواند احرام را تا برطرف شدن عذر به تأخير بيندازد، بايد از جحفه يا محاذات آن محرم شود. و جايز است با نذر از هر مكان ديگري قبل از ميقات محرم شود.

نظر ساير آيات عظام از مسأله 246 بدست مي آيد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 141

احرام جنب با تيمم در داخل مسجد

249- اگر جنب نتواند به خاطر زيادي جمعيت، در حال عبور از مسجد احرام ببندد و آب براي غسل نباشد و نتواند صبر كند تا آب پيدا شود، بايد تيمم كند و در داخل مسجد احرام ببندد. 250- اگر حائض براي احرامِ در حال عبور، وارد مسجد شجره شود و تلبيه بگويد ولي نتواند از در ديگر خارج شود و از همان دري كه وارد شده بود، خارج شود، احرامش صحيح است.

احرام در خارج مسجد و تجديد در جحفه

251- زناني كه به علت عادت ماهانه نمي توانند داخل مسجد شجره محرم شوند، بنا بر احتياط در خارج آن محرم شوند، و در جُحْفه يا مُحاذي آن، تجديد احرام نمايند؛ و چنانچه محاذاتْ معلوم نباشد، اگر حدود آن را تشخيص دهند و در تمام آن حد، با بقاي نيت، تلبيه را تكرار كنند، كفايت مي كند.

252- اگر حايض نزديك مسجد شجره محرم شود، ولي در بين راه- به خاطر خواب و مانند آن- بدون تجديد احرام، از محاذات بگذرد و وارد مكه شود، در صورت امكان، بنابر احتياط واجب بايد برگردد و از جحفه يا محاذي آن محرم شود؛ و اگر ممكن نيست، از حرم خارج و از آنجا احرام ببندد.

______________________________

(1). آية اللَّه فاضل و آية اللَّه نوري: و همچنين است حايض كه از حيض پاك شده است.

نظر ساير آيات عظام در اين مسأله از ذيل مسأله 246 و 247 به دست مي آيد.

(2). آية اللَّه تبريزي: صحّت احرامش محلّ اشكال است.

(3). آيةالله نوري: مي توانند داخل مسجد شوند و در حال عبور از مسجد احرام ببندند و در مسجدتوقف نكنند.

(4). آية اللَّه تبريزي: مي توانند در ذوالحليفه محرم شوند و احتياط واجب اين است كه از طرف

راست ياچپ يا جلوي مسجد قديم محرم شوند.

آية اللَّه خويي: احرام در منطقه ذوالحليفه صحيح است. (تعليقه عروه، ج 2، ص 342).

(5). آيات عظام سيستاني، صافي، فاضل، گلپايگاني، مكارم: تجديد احرام لازم نيست.

(6). مراجعه شود به مسأله 251.

آية اللَّه بهجت: در صورتي كه نتواند به ميقات برگردد، همان احرام كفايت مي كند. (پرسشهاي جديد حج، س 26).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 142

فرض ضيق وقت براي حايض و عدول به افراد

موارد مختلف احرام حايض در فرض ضيق وقت براي انجام عمره تمتع، و وظيفه وي از جهت نيت حج افراد و عدول به آن، در بخش حج افراد گذشت.

مكان احرام عمره تمتع

احرام با نذر
اشاره

253- زن هاي حايض مي توانند در مدينه با نذر محرم شوند؛ و در اين صورت لازم نيست به مسجد شجره بروند؛ ولي نذر زن، بايد با اذن شوهر باشد. 254- احرام بستن پيش از ميقات، جايز نيست و صحيح واقع نمي شود؛ ولي با نذر، جايز است؛ و در صورت نذر، بايد از مكان منذور محرم شود؛ مثلا اگر نذر كرد كه از «قم» محرم شود، واجب است عمل كند؛ و بهتر آن است كه در ميقات، يا محاذات آن، احرام را تجديد كند.

حكم نذر و احرام زن بدون اجازه شوهر

255- اگر زن بدون اذن شوهرش نذر كند و با نذر محرم شود، اگر قبل از ميقات محرم شده، احرام او صحيح نيست، اگرچه در صورتي كه بعد از تمام شدن حج فهميد، عملش صحيح است؛

______________________________

(1). گذشت در مسأله 246 به بعد نظر آيات عظامي كه مطلقا يا در اين خصوص، احرام در خارج مسجد شجره را مجزي مي دانند.

(2). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي، سيستاني، مكارم: اگر نذر زن مزاحم حق شوهر نباشد اجازه لازم نيست.

آية اللَّه خامنه اي: در صحت نذر زوجه براي احرام پيش از ميقات در صورتي كه شوهر او غايب باشد، اذن شوهر شرط نيست. ولي اگر حضور داشته باشد، احتياط واجب آن است كه از او اذن بگيرد. و اگر بدون اذن شوهر نذر كند، نذر او منعقد نمي شود.

(3). آية اللَّه سيستاني: اگر بداند مستلزم ارتكاب محرّم مي شود؛ مانند استظلال، انعقاد نذر مورد اشكال است.

آية اللَّه فاضل: صحت نذر براي كسي كه مي داند ناچار مي شود در روز با وسيله مسقف حركت كند محل اشكال است، بلي اگر بداند كه براي احرام عمره تمتع نمي تواند به يكي از مواقيت معروفه

برود نذر اشكال ندارد و معصيت هم نكرده است. ولي احتياط آن است كه در ادني الحل تجديد احرام كند و در هر دو صورت كفّاره استظلال را بايد بدهد.

(4). آية اللَّه بهجت: نيازي به تجديد احرام در ميقات نيست بلكه مي تواند از راهي به مكّه برود كه بر ميقات نگذرد. (مناسك، مسأله 164).

(5). آية اللَّه بهجت: در صورتي كه نذر او منافاتي با حقّ شوهر نداشته باشد مانعي ندارد. (پرسشهاي جديدحج، س 28).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه سيستاني: اگر قبل از ميقات محرم شده، چنانچه صحّت حج توقف بر آن داشته يا آن كه منافي حق شوهر نبوده، احرامش صحيح است.

آية اللَّه خامنه اي: به حاشيه مسأله 253 مراجعه شود.

آية اللَّه خويي، آية اللَّه مكارم: اگر نذر زن منافي حق شوهر باشد اذن معتبر است و الّا معتبر نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 143

ولي اگر بعد از عمره تمتع متوجه شد، در صورتي صحيح است كه قابل جبران نباشد، يعني در صورتي كه وقت هست و مي تواند، بايد به ميقات برود و از آنجا محرم شود؛ و اگر نمي تواند به ميقات برود، از خارج حرم احرام ببندد و عمره تمتّع را اعاده نمايد.

نذر نايب براي احرام

256- نذر احرام قبل از ميقات، براي نايب نيز جايز است.

2- مواقيت ديگر
اشاره

دوم: «وادي عقيق» - كه اوايل آن را «مسلخ» و اواسط آن را «غمره» و اواخر آن را «ذات عرق» مي گويند كه محل احرام عامه است- ميقات كساني است كه از راه عراق و نجد به مكه مي روند.

سوم: «قرن المنازل»، ميقات كساني است كه از راه طائف حج مي روند.

چهارم: «يَلَمْلَمْ» - كه اسم كوهي است- ميقات كساني است كه از راه يمن مي روند.

پنجم: «جُحْفه»، ميقات كساني است كه از راه شام به مكه مي روند.

عدم خصوصيت مسجد در جحفه

257- ميقات در جحفه، خصوص مسجد نيست و از هر جاي آن، احرام صحيح است.

ميقات حجّاجي كه ابتدا به مدينه يا جده مي روند

258- حجاجي كه ابتدا به مدينه مي روند، بايد در مسجد شجره محرم شوند؛ و حجاجي كه به جده رفته و از آنجا به مكه مي روند (حجاج مدينه بعد)، احتياط آن است كه بدون احرام به جدّه

______________________________

(1). آية اللَّه فاضل: در صورتي كه قابل جبران نباشد عمره تمتع صحيح نيست و بايد حج افراد انجام دهد.

(2). آية اللَّه سيستاني: و كساني كه از مسجد شجره گذشته و محرم نشده اند هرچند بدون عذر.

(3). آية اللَّه تبريزي: محاذات جدّه با يكي از مواقيت ثابت نيست بلكه اطمينان به عدم محاذات آن است، پس احرام از جدّه مجزي نيست و بر حاجي لازم است از محل خود يا در راه قبل از رسيدن به جدّه، به مقداري كه قابل ملاحظه- باشد هر چند در هواپيما باشد- نذر احرام نموده و از محلّ نذر احرام ببندد و يا به يكي از مواقيت رفته، احرام ببندد و يا به رابغ برود و آنجا با نذر احرام، محرم شود.

آية اللَّه خويي: احرام از جده، حتي با فرض محاذي بودن آن با ميقات، مجزي نيست و بر حاجي لازم است كه در صورت امكان به يكي از مواقيت برود يا از وطن خود يا در راه، قبل از رسيدن به جده به مقداري كه قابل ملاحظه باشد هرچند در هواپيما باشد، نذر احرام نموده و از محل نذر احرام ببندد و يا اين كه پس از ورود به جده، به محلي كه رابغ نام دارد برود و از آنجا با نذر احرام، قبل از ميقات احرام ببندد.

آية اللَّه خامنه اي: %

واجب است براي محرم شدن به يكي از ميقات ها برود و در صورتي كه نتواند به يكي از ميقات ها برود، احتياط واجب اين است كه با نذر از جدّه احرام ببندد.%

آية اللَّه سيستاني: با ملاحظه نقشه هاي جغرافيايي، نقطه محاذي جحفه، در جنوب شرقي جده واقع است ولذا با نذر مي شود در فرودگاه جده احرام بست؛ زيرا قبل از ميقات واقع است و اما نذر احرام در هواپيما يا قبل از آن، با علم به اين كه به ناچار زير سايه خواهد رفت مورد اشكال است.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: جايز نيست از جدّه با نذر محرم شوند بلكه بايد به جحفه رفته، از آنجا محرم شوند.

آية اللَّه فاضل: محاذات جدّه با هيچ يك از ميقات ها ثابت نيست. بنابراين بايد يا به ميقات يا محاذات ميقات برود ولي براي عمره مفرده مي تواند از ادني الحل محرم شود.

آية اللَّه مكارم: محاذات جدّه با هيچيك از ميقات ها ثابت نيست بنابراين بايد يا به ميقات يا به محاذات ميقات برود و يا اگر نمي تواند احتياطاً نذر كند و در ابتداي حرم تجديد احرام كند.

آية اللَّه نوري: اگر از جدّه مستقيماً عازم مكّه شوند ميقات آنان «جحفه» است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 144

بروند و از اهل اطلاع و مورد اعتماد تحقيق كنند، اگر معلوم شد كه جدّه يا «حده»، محاذي با يكي از ميقات ها است، از آنجا محرم شوند؛ و گرنه به يكي از مواقيت- مثل جحفه- بروند و از آنجا محرم شوند؛ واگر نتوانستند به ميقات بروند، با نذر از جده محرم شوند؛ و بهتر آن است كه در «حده» احرام را تجديد كنند، اگرچه لازم

نيست.

احرام از جدّه و حديبيّه و تنعيم

موارد مختلف صحت و عدم صحت احرام از جده و تنعيم و حديبيه، براي عمره مفرده و

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: احوط در مورد كسي كه از جده به حج مي رود اين است كه از محاذي ميقاتي كه اقرب به وي است احرام ببندد. (مناسك، مسأله 173) كساني كه با هواپيما به جدّه مي روند، در صورتي كه رفتن به جحفه يا ميقات ديگر همراه با مشقت و دشواري باشد مي توانند با نذر در جدّه محرم شوند و كفايت مي كند. (مناسك، س 39).

(2). آية اللَّه تبريزي: در صورتي كه رفتن به يكي از مواقيت ممكن نباشد و قبل از ميقات هم به نذر محرم نشده، لازم است از جدّه با نذر احرام بسته و بعداً در خارج حرم قبل از دخول آن تجديد احرام كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 145

عمره تمتع، در بخش عمره مفرده گذشت.

رابُغ

259- در صورتي كه ثابت نيست كه «رابغ» محاذي جحفه است، احرام از آن جايز نيست.

3- احكام ميقات
تأخير احرام از ميقات و محاذات

260- تأخير احرام از ميقات اختياراً جايز نيست؛ بلكه بنابر احتياط واجب، تأخير از محاذات ميقات نيز، بدون احرام جايز نيست، اگرچه ميقات ديگري بعد از آن باشد.

ترك احرام و وجوب بازگشت به ميقات

261- اگر كسي بدون احرام از ميقات عبور كند، واجب است در صورت امكان برگردد و از همان ميقات محرم شود؛ بلكه حتي اگر ميقات ديگري هم بعد از آن باشد، بايد- بنابر احتياط واجب - به همان ميقاتي كه از آن گذشته برگردد و محرم شود.

______________________________

(1). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: احرام از رابغ با نذر صحيح است به اعتبار اين كه رابغ قبل از جحفه است.

(2). آية اللَّه بهجت: اقرب جواز عدول اهل مدينه است از مرور به ذوالحليفه براي احرام از جحفه اختياراً. (مناسك شيخ، ص 9).

نظر آية اللَّه خويي در مورد محاذات در ذيل مسأله 274 گذشت.

آية اللَّه سيستاني: احوط اين است كه مكلف از محاذي ميقات نگذرد، مگر با احرام، اگرچه بعيد نيست كه گذشتن جايز باشد، در صورتي كه در پيش روي مكلف ميقاتي يا محاذي ميقاتي باشد. (مناسك، مسأله 167).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بلكه واجب است.

آية اللَّه فاضل: اين احتياط مستحب است.

(3). آية اللَّه فاضل: و بدون عذر.

آية اللَّه بهجت: در حال اختيار.

(4). آية اللَّه فاضل: در حج تمتع بدون عذر.

(5). آيات عظام بهجت، تبريزي، خامنه اي، خويي، صافي، گلپايگاني: در صورت امكان بايد برگردد.

آية اللَّه سيستاني: و هرگاه بدون احرام، از ميقات گذشته، در صورت امكان بايد به ميقات برگردد، مگر كسي كه بدون عذر از ذوالحليفه گذشته و به جحفه رسيده باشد، كه چنين شخصي بنابر اظهر، برايش كافي است كه از جحفه احرام ببندد، اگر چه گناهكار است.

(مناسك، مسأله 167).

آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 146

عبور از ميقات بدون احرام با عذر

262- كسي كه از روي فراموشي، يا ندانستن مسأله، يا عذر ديگر، بدون احرام از ميقات عبور كند، اگر بازگشت به ميقات و انجام اعمال عمره تمتع ممكن باشد، بايد باز گردد و از ميقات احرام ببندد، چه داخل حرم شده باشد يا نه؛ و اگر بازگشت و انجام اعمال ممكن نباشد، اگر داخل حرم نشده باشد، از همان جا احرام ببندد و بنابر احتياط مستحب هر مقداري مي تواند به طرف ميقات برگردد و آنجا محرم شود؛ و اگر داخل حرم شده، اگر ممكن است و به اعمال عمره مي رسد، از حرمْ خارج و محرم شود؛ و اگر نمي تواند، همان جا محرم شود و بنابر احتياط مستحب هرقدر مي تواند به طرف خارجِ حرم برگردد و آنجا محرم شود.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: عذري كه مسوّغ ترك باشد و لو ظاهراً؛ از قبيل مرض و جهل به موضوع، بدون تقصير، وظاهر لحوق جهل به حكم است با عدم تقصير در آنچه مذكور شد. (مناسك شيخ، ص 11).

(2). آية اللَّه سيستاني: اين حكم در غير مورد مسجد شجره است و كسي كه از آن عبور كند هرچند عمدي باشد مي تواند از جحفه محرم شود، گر چه گناه كرده است.

آية اللَّه مكارم: مي تواند از همانجا محرم شود.

(3). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: پس اگر از ميقات ديگري عبور مي كند، از ميقات بعدي محرم شود واگر ميقات ديگري در مسير نيست، به مقداري كه مي تواند به طرف ميقات برگردد و اگر هيچيك از اين طرق ممكن نيست از همان محل محرم شود.

(4). آية اللَّه

تبريزي، آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط واجب، به مقداري كه ممكن است به طرف ميقات برگردد و محرم شود.

آية اللَّه خامنه اي: به احتياط واجب بايد برگردد به طرف ميقات به هر مقدار كه ممكن باشد تا از انجا محرم شود و اگر داخل حرم شده و مي تواند از حرم براي احرام خارج شود، بايد براي احرام از حرم خارج شود و اگر به علت تنگي وقت و مانند آن نمي تواند از حرم خارج شود، بايد داخل حرم از همان جايي كه عذرش برطرف شده است محرم شود.

آية اللَّه مكارم: اگر مي تواند و به اعمال عمره مي رسد، از حرم خارج شود و هرچند به تنعيم رود.

(5). آية اللَّه بهجت: و احتياط به دور شدن از حرم، به مقدار عدم فوت حج ترك نشود. (مناسك شيخ، ص 11).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و در ميقات محرم گردد و يا به طرف ميقات به مقداري كه ممكن است برود وإلّا از ادني الحل محرم شود و در صورت عدم تمكّن از رفتن به ادني الحلّ در مكّه محرم شود. (آداب و احكام حج، مسأله 293).

آية اللَّه مكارم: هرچند به تنعيم رود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 147

نحوه اثبات مكان ميقات

263- اگر بيّنه شرعيّه- يعني دو شاهد عادل - به ميقات بودن مكاني شهادت دادند، تفتيش و تحصيل علم، لازم نيست؛ و اگر تحصيل علم و بيّنه ممكن نشود، مي توان به ظن حاصل از كلام كساني كه اهل اطلاع به آن مكان ها مي باشند، اكتفا نمود.

اعتبار اطمينان در اخبار از ميقات

264- گفته راهنما يا حمله دار، در اخبار از مكان ميقات، حجيت ندارد، مگر از گفته او اطمينان پيدا شود؛ و گرنه بايد به عرف محل مراجعه شود.

احرام در ميقاتي ديگر

265- اگر كسي از راه ميقات خاصي- مثل طائف- عازم مكه باشد ولي مانعي براي احرامِ در آنجا، ايجاد شود، مي تواند از ميقات ديگر- مثل وادي عقيق- محرم شود.

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: شهادت دو عادل در صورتي مفيد است كه مستند به حس يا مانند آن باشد.

آية اللَّه مكارم: رسيدن به ميقات با حداقل شهادت يك نفر عادل نيز ثابت مي شود، ولي در زمان ما ميقات ها مشخص است و احتياجي به اين امور نيست.

(2). آية اللَّه بهجت: احوط و اقوي لزوم تحصيل علم است به اين اماكن و اگر علم ممكن نباشد بعيد نيست اكتفا به ظنّ حاصل از پرسيدن اهل معرفت به اين اماكن. (مناسك شيخ، ص 10).

(3). آيةاللَّه تبريزي: بر مكلّف واجب است يقين يا اطمينان به رسيدن به ميقات پيدا نموده و احرام ببندد و يا حجت شرعيه داشته باشد و افرادي كه آنجا زندگي مي كنند، گفته آن ها حجت شرعيه محسوب مي شود، بلكه شهادت يك نفر ثقه كافي است، اگر بدانيم مستند او سؤال از عرف محل است.

آية اللَّه خويي: تحصيل اطمينان لازم است و گمان كافي نيست، بلي اگر ثقه خبره از محل خبر بدهد كافي است. (المسائل الشرعيه، ج 1، ص 320).

آية اللَّه سيستاني: تحصيل علم يا اطمينان يا حجت شرعيه لازم است.

آية اللَّه فاضل: تحصيل اطمينان لازم است.

(4). آية اللَّه بهجت: به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: و يا اين كه آن ها ثقه باشند و مستندشان اخبار عرف محل

باشد.

آية اللَّه خامنه اي، آية اللَّه مكارم: ظن حاصل از گفته اهل اطلاع كافي است.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: اگر ظنّ از اين طريق هم ممكن نشود در اولين نقطه اي كه احتمال محاذات با يكي از مواقيت را مي دهد رجاءً محرم شود و تلبيه بگويد و بعد در هر جا كه احتمال محاذات مي دهد تجديد نيّت كند و تلبيه را تكرار نمايد تا يقين كند كه در محاذات به ميقات احرام بسته است.

نظر ساير آيات عظام در مسأله 263 گذشت.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 148

حركت محرم از ميقات در خلاف جهت مكه

266- كسي كه در يكي از ميقات ها محرم شده است، جايز است به سمت مخالف مكه- مثلًا از مسجد شجره به مدينه- برود و در آن جا حتي براي چند روز بماند؛ و نيز بعد از احرام مي تواند از هر راهي كه خواست به مكه برود.

انجام عمره تمتع از مكه و رعايت ميقات

267- كسي كه در غير ماه هاي حج به مكه رفته و در مكه تا ماه هاي حج مانده است، براي احرام عمره تمتع، بايد به يكي از مواقيت پنجگانه معروفه برود و نمي تواند از تنعيم محرم شود. 268- كساني كه در مكه اقامت موقت دارند اگر فريضه آن ها تبديل نشده، بايد از مواقيت معروفه محرم شوند؛ و اگر تبديل شده، ميقات آن ها مكه است.

فرض عدم امكان رفتن به ميقات از مكه

269- اگر كسي در مكه باشد و بخواهد عمره تمتع به جا آورد و از رفتن به ميقات عمره تمتّع، معذور باشد، لازم است به خارج حرم برود و محرم شود و از ادني الحل كفايت مي كند.

رعايت ميقات در انجام عمره مفرده

270- كساني كه براي عمره مفرده به مكه مشرف مي شوند، نمي توانند بدون احرام از ميقات گذر كنند؛ و در صورت گذر، واجب است به ميقات برگردند و از آنجا محرم شوند؛ و اگر ممكن نشد، از همان مكان كه هستند محرم شوند.

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: به احتياط واجب حتي اگر حج تمتّع استحبابي باشد.

(2). آية اللَّه بهجت، آية اللَّه تبريزي: احوط اين است كه هر مقدار ممكن است به طرف ميقات برود و محرم شود.

آية اللَّه سيستاني: اولي اين است كه تا حد ممكن به طرف ميقات رفته و محرم شود. (مناسك، مسأله 169، فرع دوّم).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: واجب است به خارج حرم رفته و هر مقدار ممكن است به طرف ميقات برود و محرم شود.

(3). آية اللَّه بهجت: عبور از ميقات بدون احرام جايز نيست و در صورت تجاوز، احرام از ادني الحل براي قاصدعمره مفرده كافي است.

آية اللَّه خامنه اي: واجب است برگردد و از همان ميقاتي كه از آن عبور كرده است محرم شود، چه ميقات ديگري در جلو باشد يا نه.

(4). تفصيل نظر آيات عظام در اين مسأله در ذيل مسأله 236 و 262 و 197 آمده است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 149

خروج از مكه و گذر از ميقات و بازگشت به مكه

حكم خروج از مكه معظمه و گذر از ميقات و احرام مجدد، در صفحه 102 به بعد گذشت.

4- محاذات
اشاره

271- اگر قاصد مكه از راهي برود كه به هيچ يك از ميقات ها عبورش نيفتد، بايد از محاذات ميقات، احرام ببندد.

معلوم نبودن محاذات

272- اگر مكان محاذات معلوم نباشد، بايد از اهل اطلاع و مورد وثوق سؤال شود، و قول مجتهدي كه اهل اطلاع به آن مكان ها نيست، اعتبار ندارد.

معلوم نبودن محاذات و احرا م با نذر

273- اگر كسي نتواند محاذات را بفهمد، قبل از رسيدن به محلي كه احتمال مي دهد از محاذات گذشته است، با نذر محرم شود؛ بلكه اگر از محل معيني پيش از رسيدن به محاذات، به نذر محرم شود، احوط است.

274- كساني كه از محاذاتِ غير مسجد شجره عبور مي كنند، احتياط مستحب آن است كه

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: بايد از محاذات اوّلين ميقات نزديك به خود محرم شود. (مناسك، ص 66).

آية اللَّه خويي: كسي كه تقريباً يك ماه يا بيشتر در مدينه منوره اقامت نموده و عازم حج باشد و بخواهد از غير راه متعارف مدينه تا مكه برود، همين كه شش ميل از مدينه دور شود محاذي و برابر مسجد شجره خواهد بود و همان جا ميقاتش خواهد بود و از همان جا احرام مي بندد. و در تجاوز نمودن از محاذات مسجد شجره و احرام بستن از محاذات يكي از مواقيت ديگر، بلكه از خصوص مورد مذكور نيز مشكل است.

(2). آية اللَّه بهجت: اگر علم به محاذات ممكن نباشد، ظاهر، كفايت مظنّه است در صورتي كه موجب اطمينان يا حاصل از سؤال اهل آن محل باشد علي الأحوط. (مناسك شيخ، ص 11).

(3). آية اللَّه سيستاني: اگر دو خطّ متقاطع را فرض كنيم كه زاويه قائمه اي را تشكيل مي دهند و يكي از آن ها از مكه مي گذرد و ديگري از ميقات، نقطه تقاطع، محلّ محاذات با ميقات است و معيار در اين امر صدق عرفي است نه دقت عقلي.

(4). آية اللَّه بهجت: اگر در

طريق او محاذات علميّه با ظنّيه نباشد احوط رفتن به سوي ميقاتي يا محاذات آن است و محتمل است جواز احرام از اوّل احتمال و تجديد آن در مقدار اقرب مواقيت به مكّه. (مناسك شيخ، ص 10 و 11).

(5). آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط.

(6). آية اللَّه خويي: اگر فاصله زياد باشد، ظاهراً نذر لازم است و اگر فاصله كم باشد، بنابر احتياط واجب بايدنذر كند يا اين كه به يكي از مواقيت برود. (مناسك، مسأله 164).

آيةاللَّه صافي، آيةاللَّه گلپايگاني: متعرض مسأله استحباب نذر نشده اند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 150

قبل از رسيدن به محاذات، با نذر محرم شوند و بهتر آن است كه در محاذات، تجديد احرام كنند.

مراد از محاذات

275- مراد از «محاذات» مكاني است كه ميقاتْ در يك خط راست، به طرف راست يا چپ شخص واقع شود؛ به طوري كه اگر از آنجا بگذرد، ميقات متمايل به پشت او شود.

نحوه اثبات محاذات

276- محاذات به وسيله علم يا دو شاهد عادل، ثابت مي شود؛ و اگر ممكن نشود، گمان حاصلِ از گفته كساني كه مطّلع به آن مكان ها هستند، ظاهراً كافي است؛ بلكه اگر گمان، از قول اهل خبره اي كه از روي قواعد علميه محاذات را تعيين مي كنند، حاصل شود، نيز ظاهراً كافي است.

محاذات با دو ميقات

277- اگر عبور كسي به گونه اي است كه با دو ميقات، محاذات پيدا مي كند، احتياط واجب آن است كه از جايي كه ابتدا محاذات حاصل مي شود، احرام ببندد و در محاذات ميقات بعد، نيت احرام را تجديد كند.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: به حاشيه مسأله 272 مراجعه شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)؛؛ ص150

(2). آية اللَّه فاضل: اگر اطمينان حاصل شد.

(3). آية اللَّه فاضل: اگر اطمينان حاصل شد.

(4). آية اللَّه تبريزي: محاذات با ميقات، به علم و اطمينان ثابت مي شود و نيز به گفته كساني كه به آن مكان ها رفت و آمد مي كنند، امّا گفته كسي كه از روي قواعد علميه محاذات را تعيين مي كند، اعتباري ندارد.

آية اللَّه سيستاني: معيار در تشخيص محاذات، در حاشيه مسأله 272 گذشت و بايد علم يا اطمينان يا حجّت شرعي بر آن قائم باشد.

(5). آية اللَّه تبريزي: بايد از جايي كه اول محاذات پيدا مي كند، احرام ببندد و تجديد نيت در محاذات ميقات بعد لازم نيست.

نظر آية اللَّه خويي با ملاحظه مسأله 271 منتفي است.

آية اللَّه سيستاني: مخيّر است از محاذي هر كدام احرام ببندد، گرچه احتياط مستحب احرام در محاذي اوّل است.

(6). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: واجب است كه از جائي كه …

(7). آية اللَّه بهجت: اقوي كفايت احرام اوّل است؛ به نحوي كه در مسأله 271 بيان

شد. (مناسك، ص 10).

آية اللَّه فاضل: تجديد احرام لازم نيست و بايد از اول محاذات محرم شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 151

فصل سوم: واجبات احرام

اشاره

278- واجبات احرام سه چيز است:

1- پوشيدن جامه احرام
اشاره

279- هنگام محرم شدن و در حال احرام، پوشيدن دو جامه احرام- كه يكي «لنگ» و ديگري «ردا» است- بر مردان واجب است.

احتياط واجب آن است كه پوشيدن اين دو جامه، قبل از نيت احرام و تلبيه باشد؛ و اگر كسي بعد از لبيك بپوشد، احتياط آن است كه لبيك را دوباره بگويد.

جواز پوشيدن بيشتر از دو جامه

280- حداقل مقدارِ واجبِ لباس احرام، دو جامه است و زيادتر مانع ندارد.

______________________________

(1). آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب است كه زن ها نيز دو جامه احرام را هنگام محرم شدن بپوشند. آية اللَّه صافي: و در طواف و سعي.

آية اللَّه گلپايگاني: پوشيدن دو جامه احرام اختصاص به مردان ندارد و احتياط واجب آن است كه زن ها نيز دو جامه را بپوشند، اگرچه كندن لباس دوخته بر آن ها واجب نيست و جايز است بعد از احرام دو جامه احرام را بيرون بياورند و با همان لباس خودشان باشند وبهتر آن است كه درحال سعي وطواف دو جامه احرام را دربرداشته باشند. (مناسك فارسي، ص 28).

(2). آية اللَّه بهجت: محل پوشيدن، از باب مقدّمه، قبل از نيّت وتلبيه است؛ واحتياط در صورت تاخيرپوشيدن، در اعاده نيّت وتلبيه است. (مناسك شيخ، ص 14).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: مي بايست قبل از نيت و تلبيه دو جامه را بپوشند.

(3). آية اللَّه نوري: لباسهاي دوخته را بكند و اين دو جامه را …

(4). آية اللَّه خامنه اي، آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب است.

آية اللَّه سيستاني: احتياط مستحب اعاده نيت و تلبيه است. (مناسك، مسأله 189).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 152

عدم جواز اكتفا به يك جامه

281- بنابر احتياط واجب در حال اختيار، به يك جامه بلند- كه مقداري از آن را لنگ و مقداري را ردا قرار دهد- اكتفا نشود بلكه بايد دو جامه جدا باشند.

مقدار پوشش جامه احرام

282- پوشيدن لباس احرام به نحو متعارف كفايت مي كند و لازم نيست لنگ، ناف و زانو را بپوشاند؛ هر چند پوشاندن آنها مستحب است.

عدم اعتبار كيفيت خاص در پوشيدن

283- در پوشيدن دو جامه احرام، ترتيب خاصي معتبر نيست، بلكه به هر ترتيبي باشد، مانع ندارد، فقط بايد- به هر كيفيتي كه مي خواهد- يكي را لنگ و يكي را ردا قرار دهد؛ و احتياط مستحب آن است كه ردا، شانه ها را بپوشاند.

قصد قربت در پوشيدن احرام و كندن دوخته

284- بنابر احتياط واجب، هنگام پوشيدن جامه احرام، نيت و قصد امر الهي و اطاعت او

______________________________

(1). آيةاللَّه خامنه اي: پوشيدن دو جامه احرام واجب تعبدي است.

(2). آية اللَّه بهجت: احرام صحيح است.

آية اللَّه سيستاني: بلكه ظاهر اين است كه كافي نباشد.

(3). آيةاللَّه بهجت: ازار از ناف تا زانو را بايد بپوشاند (مناسك، مسأله 189).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: بايد به اندازه اي باشد كه ناف تا زانو را بپوشاند.

آيات عظام سيستاني، صافي، گلپايگاني، مكارم: بنابر احتياطِ واجب، لازم است.

(4). آية اللَّه بهجت: يكي از آن ها بايد بپوشاند ما بين ناف و زانو را و ديگري كه ردا باشد آنقدر باشد كه دو شانه را بپوشاند به نحوي كه ردا و تردّي به آن صادق باشد. (مناسك شيخ، ص 14).

آية اللَّه خامنه اي: اگر به نحو متعارف باشد كفايت مي كند.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: احتياط آن است كه پوشيدن به نحو متعارف باشد.

آية اللَّه سيستاني: احتياط مستحب اين است كه پوشيدن به نحو متعارف باشد.

(5). آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.

آيات عظام بهجت، تبريزي، خامنه اي، صافي، گلپايگاني: بايدردا به قدري باشدكه شانه هارا بپوشاند.

آية اللَّه سيستاني: احتياط واجب اين است كه ردا به اندازه اي باشد كه دو شانه و دو بازو و مقدار قابل توجّهي از كمر را بپوشاند. (مناسك، مسأله 189).

(6). آية اللَّه فاضل: بلكه واجب است علاوه بر آن، قسمتي را بپوشاند؛ به گونه اي كه صدق ردا بكند.

(7). آية اللَّه

فاضل: براي مردان كه لباس احرام مي پوشند واجب است آن را با قصد قربت بپوشند و زنان نيزلازم است نيت كنند لباسي را كه پوشيده اند لباس احرام آنهاباشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 153

جلّ جلاله، واجب است؛ و احتياط مستحب آن است كه هنگام كندن جامه دوخته هم، قصد اطاعت كند.

شرط لباس احرام از حيث صحت نماز در آن

285- در جامه احرام، صحت نماز شرط است؛ پس احرام در جامه حرير و غير مأكول و جامه متنجّس به نجاستِ غير معفوِّ در نماز، كفايت نمي كند.

لباس بدن نما

286- لنگ بايد نازك و بدن نما نباشد؛ و همچنين است بنابر احتياط مستحب ردا.

لباس احرام زن

287- لباس احرام زن، بنابر احتياط واجب، از حرير خالص نباشد؛ بلكه احتياط آن است كه تا آخرِ احرام، حرير نپوشد.

288- زن مي تواند در لباس خودش- به هر نحو كه باشد دوخته يا ندوخته - محرم شود؛ ولي حرير محض نباشد.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت و آية اللَّه سيستاني: در پوشيدن لباس احرام قصد قربت لازم است.

(2). آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط. در مجموع موانع نماز خواندن در لباس. (مناسك شيخ، ص 14).

(3). آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط واجب در غير درندگان.

(4). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي، فاضل، مكارم، نوري: احتياط واجب است.

آية اللَّه سيستاني: احتياط اين است كه هيچ قسمتي از إزار بدن نما نباشد، ولي اين شرط در ردا معتبر نيست. (مناسك، مسأله 193).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: معظم له در مناسك فارسي احتياط وجوبي و در مناسك عربي فتوا مي دهند به اينكه بدن نما نباشد.

(5). آية اللَّه خامنه اي: بدن نما بودن ردا مانع ندارد، مشروط بر اين كه ردا بر آن صدق كند.

(6). آية اللَّه بهجت: اما زنان بنابر اقوي جايز است در جامه حرير احرام ببندند، گرچه احتياط در ترك آن است. و همچنين است جواز پوشيدن آن در جميع احوال احرام. (مناسك شيخ، ص 15).

آيات عظام تبريزي، خامنه اي، خويي، صافي، گلپايگاني: بايد از حرير خالص نباشد.

(7). نظر آيات عظام صافي، فاضل، گلپايگاني: در واجبات احرام (پوشيدن لباس) گذشت.

(8). آيةاللَّه مكارم: و به هر رنگ باشد.

(9). آية اللَّه بهجت: در مسأله قبلي جواز آن گذشت.

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: زنان مي توانند در لباس هاي عادي خود، در صورتي كه داراي شرايط ذكر شده

در لباس احرام باشد، احرام ببندند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 154

طهارت لباس احرام

289- آيا طهارت لباس احرام يا ساير شرايط لباس نمازگزار، شرط صحتِ احرام نيز هست، و آيا با ترك عمدي آن، احرام صحيح است؟

اگر جامه احرام يا بدن نجس شود

290- اگر جامه احرام در هنگام اعمال يا غير آن، نجس شود، بنابر احتياط واجب بايد تطهير يا تبديل شود؛ و احوط در صورت نجاست بدن در حال احرام، مبادرت به تطهير است.

292- اگر جامه احرام يا بدن تطهير نشود، كفّاره ندارد.

______________________________

(1). آيات عظام بهجت، فاضل، تبريزي: شرط صحّت نيست؛ آية اللَّه سيستاني: ولي واجب مستقل است كه لباس احرام را بپوشد و شرط آن، طهارت است ولي اگر لباس احرام نپوشد يا لباسش نجس باشد احرام صحيح است.

آيات عظام: صافي، مكارم و نوري: لباس احرام بايد مثل لباس نمازگزار پاك باشد و ساير شرايط لباس نمازگزار را نيز بايد داشته باشد.

آيةالله خامنه اي: جامه احرام بايد شرايط لباس نمازگزار را داشته باشد. بنابراين احرام بستن در جامه حرير يا جامه اي كه از اجزاي حيوان حرام گوشت يا مردار تهيه شده باشد و يا جامه اي كه به نجاستي نجس شده باشد كه در نماز از آن عفو نشده است كفايت نمي كند.

(2). آيةاللَّه فاضل: يا لباسي كه زنِ محرم پوشيده.

(3). آية اللَّه سيستاني: به احتياط واجب بايد مبادرت كند به تبديل يا تطهير.

آية اللَّه صافي: احتياط مستحبّ آن است كه آن را عوض كند و يا تطهير نمايد، بلكه احوط و اولي آن است كه اگر محرم بدنش نيز نجس شود نجاست را از آن زايل كند. (مناسك فارسي ص 44، مسأله 35).

آية اللَّه گلپايگاني: از مناسك فارسي ص 27، مسأله 35- مطابق متن، احتياط وجوبي استفاده مي شود ولكن در مناسك عربي ص

77- احتياط استحبابي فرموده اند.

آية اللَّه مكارم: اين حكم واجب است.

(4). آية اللَّه بهجت: و چنانچه بدن نجس شود تطهير آن از جهت محرم بودن واجب نيست بنابر اظهر (مناسك، مسأله 197).

آية اللَّه سيستاني: وجوب مبادرت به تطهير بدن ثابت نيست.

آية اللَّه فاضل: احتياط استحبابي است.

(5). آية اللَّه فاضل: و احرام او هم باطل نمي شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 155

جامه غير منسوج

293- جامه احرام، لازم نيست منسوج و بافتني باشد، و اگر مثل «نمد» هم باشد و به آن جامه گفته شود، مانع ندارد.

294- جامه احرام بنابر احتياط نبايد از پوست باشد ولي اگر به آن جامه گفته شود، ظاهراً مانع ندارد.

اضطرار به پوشيدن لباس دوخته

295- اگر محرم- به خاطر سرما يا غير آن - ناچار به پوشيدن قبا يا پيراهن شود، مي تواند بپوشد، ولي بايد قبا را پايين و بالا كند و به دوش بيندازد و از آستين آن، دستش را بيرون نياورد؛ و احوط پشت و رو نمودن آن است؛ و همچنين پيراهن را نيز بايد به دوش بيندازد و نپوشد؛ ولي اگر

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: احوط در دو جامه احرام اين است كه بافتني باشد و از قبيل چرم وپوست و نمد نباشد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: به احتياط واجب جامه احرام بافته باشد و از پوست و يا مثل نمد ماليده نباشد. (مناسك فارسي، ص 28، مسأله 37).

آية اللَّه مكارم: احتياط در آن ترك نشود.

(2). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: بنابر احتياط، بافتني باشد و از قبيل چرم و پوست و نمد نباشد.

آية اللَّه مكارم: اين احتياط ترك نشود.

(3). آية اللَّه بهجت: اقوي جواز احرام است در لباس هايي كه مي تواند در نماز بپوشد، هرچند پوست يا غير بافتني باشد. (مناسك، مسأله 194).

آية اللَّه خامنه اي: لازم نيست لباس احرام، منسوج و بافتني و از جنس پنبه يا پشم و مانند آن باشد، بلكه اگر از پوست يا نايلون و پلاستيك باشد و عنوان لباس بر آن صدق كند و پوشيدن آن متعارف باشد نيز كافي است. و همچنين اگر مثل نمد ماليده شده باشد

و به آن جامه گفته شود و پوشيدن آن متعارف باشد، مانعي ندراد.

آية اللَّه سيستاني: احتياط مستحب در دو جامه احرام اين است كه بافتني باشد و از قبيل چرم و پوست و نمد نباشد. (مناسك، مسأله 194).

(4). آية اللَّه فاضل: مثل نيافتن ردا و ازار.

(5). آية اللَّه گلپايگاني: ولي بايد براي آن كفّاره بدهد و نظر ايشان نسبت به بقيه مسأله به دست نيامد.

(6). آيةاللَّه سيستاني: واجب اين است كه پشت و رو كند و دست از آستين آن بيرون نياورد و يا اين كه آن راپايين و بالا كند و بپوشد.

آية اللَّه فاضل: احتياط استحبابي است؛ و واجب است پيراهن را نيز بالا و پايين كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 156

اضطرار، به غير از پوشيدن دوختني، رفع نمي شود، مي تواند بپوشد، هر چند بايد كفّاره بدهد. 296- اگر كسي به خاطر عذر، نتواند لباس دوخته خود را بكند و لباس احرام بپوشد، بايد در ميقات، نيت كند و لبّيك بگويد و كافي است؛ و هر وقت عذرش برطرف شد، جامه دوخته را بكند، و لباس احرام بپوشد؛ و لازم نيست به ميقات برگردد؛ ولي براي پوشيدن لباس دوخته، بايد يك گوسفند قرباني كند.

جواز بيرون آوردن لباس احرام در حال احرام

297- لازم نيست جامه احرام هميشه در تن باشد، بلكه تعويض و بيرون آوردن هر دو جامه، براي شستن و حمام رفتن و هر حاجتي، جايز است.

احرام در لباس غير احرام

298- اگر كسي لباس احرام را عمداً نپوشد، يا در حال احرام، لباس دوخته بپوشد، اگر از روي عذر نباشد، معصيت كرده، ولي به صحت احرام او ضرر نمي رساند.

گره زدن لباس احرام

299- گره زدن لباس احرام، اشكال ندارد ولي بنابر احتياط واجب، لنگ را به گردن گره نزند؛

______________________________

(1). آيات عظام تبريزي، خامنه اي، سيستاني: و بنابر احتياط كفاره هم بدهد

آية الله صافي: ولي بايد براي آن كفاره بدهد

آية الله مكارم: يعني به طور معمولي بپوشد

آية الله خامنه اي: اگر بر اثر سرما و مانند آن، ناگزير به پوشيدن جامه دوخته باشد، مي تواند از لباس هاي معمولي مانند پيراهن استفاده كند، اما نبايد آن را بپوشد، بلكه آن را به صورت برعكس بالا به پايين يا پشت و رو به روي خود بيندازد.

(2). نظر آيات عظام در ذيل مسأله 500 آمده است.

(3). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: و غير حاجت.

(4). آيات عظام: خامنه اي، صافي، گلپايگاني و مكارم: صحت احرامش خالي از اشكال نيست پس احتياط واجب آن است كه پس از بيرون آوردن آن، بار ديگر نيت كند و لبيك بگويد.

(5). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي، سيستاني: احوط اين است كه آزار (لنگ) خويش را به گردن خود بلكه مطلقا گره نزند، ولو بعض آن را به بعض ديگر. و با چيزي مانند سنجاق نيز آن را به هم وصل نكند. و احوط اين است كه ردا نيز گره زده نشود، ولي فرو كردن سوزن يا سنجاق در آن عيبي ندارد

آية الله صافي، آية الله گلپايگاني: سنجاق زدن و گره زدن حوله احرام و سنگ گذاشتن بين دو طرف حوله، به نحوي كه حوله به صورت يقه

پيراهن در آيد جايز نيست، و نيز نبايد پارچه احرام را چاك داده و مانند پيراهن بپوشد، بلي قرار دادن سنگ كوچك، در جامه احرام براي آن كه آن را سنگين كرده، و ردا را حفظ نمايد مانعي ندارد.

(6). آية اللَّه خامنه اي: بستن لنگ به گردن جايز نيست ولي گره زدن لباس احرام يا گذاشتن سنگ يا چيز ديگر در ميان آن و بستن با نخ (چنانچه براي بستن جلوي رداء معمول است) اشكال ندارد و همچنين بستن با سنجاق.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 157

و اگر از روي جهل يا نسيان گره زد، احتياط آن است كه فوراً باز كند، و احرامش صحيح و كفّاره ندارد.

وصل كردن جامه احرام با سنجاق و مانند آن

300- گذاردن سنگ و مانند آن، در جامه احرام و بستن با نخ و مانند آن، جايز است؛ و همچنين وصل كردن قسمتي از لباس احرام به قسمتي ديگر، با سنجاق و مانند آن، جايز است اگرچه احتياط در ترك است.

نحوه بيرون آوردن لباس دوخته در حال احرام

302- اگر كسي بعد از احرام پيراهن بپوشد، بايد پيراهن را شكاف دهد و از پايين بيرون آورد؛ ولي اگر در پيراهن محرم شود، شكاف دادن و از پايين بيرون آوردن لازم نيست، و فقط كندن آن و پوشيدن لباس احرام لازم است و در هر دو صورت، احرام صحيح است.

استحباب طواف با لباس اول

303- افضل آن است كه محرم در صورت تعويض جامه احرام، براي طواف، همان جامه اي را كه در آن محرم شده است، بپوشد، بلكه موافق احتياط استحبابي است.

استفاده از پارچه ندوخته در زير لنگ

304- استفاده از پارچه ندوخته در زير لنگ- به هر نحوي كه باشد- اشكال ندارد.

______________________________

(1). به مسأله قبل مراجعه شود.

آية اللَّه وحيد: بنا بر احتياط واجب اگر اقوي نباشد ازار را به گردن گره نزند، ولي سوراخ كردن آن به وسيله سوزن و مانند آن مانعي ندارد. (مناسك فارسي معظم له صفحه 123)

(2). در فرض عمد، نظر آية اللَّه گلپايگاني در مسأله 298 آمده است.

آيةاللَّه بهجت: در هر دو صورتِ نزع مخيط، بايد بدون پوشاندن سر باشد. (مستفاد از صفحه 20 مناسك شيخ).

آية اللَّه خامنه اي: در صورت علم و عمد نظر ايشان در ذيل مسأله 298 بيان شده است.

(3). آيةاللَّه خويي: نظر معظّم له در اين مسأله به دست نيامد.

(4). آية اللَّه مكارم: ولي بهتر اجتناب از اين گونه كارهاست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 158

خمس لباس احرام

برخي از احكام خمس لباس احرام در بخش خمس پايان كتاب ذكر شده است.

2- نيت احرام
اشاره

يكي ديگر از واجبات احرام، نيت است.

قصد ترك محرّمات

305- براي محرم شدن، قصد ترك محرّمات احرام، لازم نيست؛ و اگر كسي بدون چنين

______________________________

(1). آيات عظام بهجت، تبريزي، خامنه اي، خويي: در نيّت چند چيز معتبر است: 1- قصد قربت (نزديكي به خدا) مانند عبادات ديگر غير از احرام.

آية اللَّه بهجت: قصد قربت يعني به جهت اطاعت و امتثال فرموده خداوند عالم. (مناسك شيخ، ص 12).

2- همزمان بودن با شروع در احرام.

3- تعيين احرام كه براي عمره است يا براي حج و تعيين حج كه تمتع است يا قران يا افراد، و تعيين اين كه براي خود است يا براي ديگري و تعيين اين كه حجش حَجّةالاسلام است كه براي اولين بار به استطاعت بر او واجب شده يا حج نذري است كه به سبب نذر بر او واجب شده يا حجي است كه به سبب فاسد بودن حج قبل بر او واجب شده يا حج مستحبي است. خلاصه هريك از اينها كه باشد بايد در نيت مشخص شود. پس اگر بدون تعيين نيت، احرام نمود، احرامش باطل خواهد بود.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: حَجّةالاسلام عنوان قصدي نيست و اگر مكلّف مستطيع براي خود حج به جا آورد حَجّةالاسلام است مگر با علم و عمد قصد حجّ استحبابي نمايد.

آية اللَّه سيستاني: در نيت معتبر است قصد قربت و وقوع آن در ميقات و مانند آن و مشخص نمودن عبادتي كه قصد احرام براي آن دارد، كه آيا حج است و يا عمره و تعيين حج كه تمتّع است يا قِران يا افراد و در صورت نيابت بايد آن را قصد كند و اگر براي خودش باشد كافي است

كه قصد انجام آن از غير ننمايد و در عمل نذري كافي است كه آنچه نذر نموده بر عملش منطبق باشد و لزومي ندارد قصد كند حجي را كه انجام مي دهد- مثلًا- حج نذري است، همچنان كه براي اين كه حجي كه انجام مي دهد حَجّةالاسلام باشد، كفايت مي كند كه حَجّةالاسلام كه بر او واجب شده بر عملش منطبق باشد و نياز به قصد زايدي نيست. (مناسك، مسأله 176).

(2). آيات عظام بهجت، صافي، گلپايگاني: لازم است قصد كند ترك كارهايي را كه بر محرم حرام است.

آية اللَّه مكارم: نيت احرام اين است كه قصد كند تروك احرام را بر خود حرام كند و قصد اجمالي، كافي است.

آية اللَّه وحيد: قصد ترك محرمات احرام لازم نيست مگر محرماتي كه قصد انجام آن يا ترديد در آن، احرام را باطل مي كند. (مناسك فارسي معظم له صفحه 97)

(3). آية اللَّه خامنه اي: لكن بايد قصد انجام چيزي كه احرام را باطل مي كند نداشته باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 159

قصدي، به قصد عمره تمتع يا حج تمتع، تلبيه بگويد، محرم مي شود؛ و حتي كسي كه مي داند بعضي از محرّمات- مثل زير سايه رفتن- را انجام مي دهد، احرام او صحيح است؛ هر چند احتياط آن است كه ترك محرّمات را نيز قصد كند؛ البته عدم لزوم قصد ترك محرّمات، در غيرِ محرّماتي است كه عمره يا حج را باطل مي كند؛ اما آنچه عمره يا حج را باطل مي كند- مثل نزديكي با زن در بعضي از صور- با قصد ارتكاب آن، احرام باطل، بلكه غير ممكن است.

نيّت حج تمتّع به جاي عمره تمتع

306- اگر كسي به جاي نيتِ عمره تمتع، حج تمتع را قصد كند، اگر در نظر

داشته كه همان عملي را كه همه بجا مي آورند، به جا آورد و گمان كرده بخش اول اعمال، حج تمتع نام دارد، ظاهراً عمل او به عنوان عمره تمتع، صحيح است ولي بهتر آن است كه نيت را تجديد كند.

307- اگر كسي به گمانِ تقدم حج تمتع بر عمره تمتع، نيت حج تمتع كند با قصد اين كه پس از احرام، به عرفات و مشعر برود و حج به جا آورده و عمره را پس از آن به جا آورد، احرام او باطل است و بايد در ميقات، تجديد احرام كند؛ و اگر از ميقات گذشته است، بايد در صورت امكان، به ميقات برگردد و محرم شود، و گرنه از همان جا محرم شود؛ و اگر بعد از ورود به حرم ملتفت شد، بايد در صورت امكان، از حرم خارج شده و محرم شود، و گرنه در همان جا محرم شود.

نيت حجّةالاسلام در حج مستحبي

308- جهت انجام حج مستحبي، نيّت حَجّةالاسلام اشكال دارد، مگر در فرض اشتباه لفظي

______________________________

(1). آية اللَّه مكارم: احرام او خالي از اشكال نيست مگر در حال ضرورت.

(2). در مسأله قبل گذشت كه آيات عظام بهجت، صافي، گلپايگاني، مكارم: قصد ترك جميع محرّمات رالازم مي دانند.

(3). آية اللَّه تبريزي: در صحّت احرام، عزم بر ترك محرّمات، از اوّل تا آخر احرام معتبر نيست.

آية اللَّه خويي: بنابر قول مشهور (نسبت به جماع قبل از سعي در عمره مفرده، فتواست).

آية اللَّه سيستاني: فقط در حين احرام عمره مفرده، اگر مكلف قصد داشته باشد كه قبل از فارغ شدن از سعي با همسر خود نزديكي كند يا ترديد دارد كه اين كار را بكند يا نه، ظاهر اين است كه احرامش باطل است و

بنابر احتياط حكم استمنا هم همين است. (مناسك، مسأله 178).

(4). آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.

(5). احكام اين صور در ذيل مسأله 262 گذشت.

(6). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: مانعي ندارد. (مستفاد از تعليقه عروه، ج 2، ص 240).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 160

و تطبيق لفظ «حَجّةالاسلام» بر عمره اي كه به عنوان وظيفه، مقصود بوده است.

نيّت عمره مفرده و قصد تبديل به تمتّع

309- كسي كه وظيفه اش حج تمتع است، بايد در حال احرام بستن- اگرچه به نيت ارتكازي اجمالي- نيت عمره تمتع و بعد از آن نيت حج تمتع داشته باشد؛ پس اگر نيت عمره مفرده داشته باشد و بعد بخواهد آن را عمره تمتع قرار دهد، حج او اشكال پيدا مي كند.

احرام به نيت عمره مفرده به جاي تمتع

310- كسي كه وظيفه او عمره تمتع است و ندانسته به نيت عمره مفرده محرم شده است، اگر قصد عمره مفرده كرده، بايد عمره مفرده انجام دهد و بعد از آن عمره تمتع را به جا آورد و چنانچه

______________________________

(1). آية اللَّه مكارم: معمولًا از همين قسم است.

(2)- آية اللَّه بهجت: جواز عدول از عمره مفرده در ماههاي حج، به عمره تمتّع، محل تأمّل و احتياط است، و اگر در اشهر حج به عمره مفرده محرم شد و داخل مكّه شد و وقت ضيق باشد از حج تمتّع، مي تواند با قصد، عدول به عمره تمتع نمايد در صورتي كه به سببي واجب نشده باشد بقا بر عمره مفرده بر او، با احتياط در اراقه دم (كتاب حج افراد، ص 4 و مناسك شيخ، ص 90).

آية اللَّه تبريزي: اگر در ماه هاي حج عمره مفرده انجام دهد مي تواند آن را بجاي عمره تمتع حساب كند.

آية اللَّه خويي، آية اللَّه فاضل: اگر در ماههاي حج، عمره مفرده انجام دهد و تا وقت حج اتفاقاً در مكه بماند، مي تواند آن را عمره تمتع قرار داده و حج تمتع بجا آورد، و در اين حكم بين حج واجب و مستحب فرقي نيست. (مناسك، مسأله 142).

آية اللَّه سيستاني: اگر در ماههاي حج عمره مفرده انجام دهد و تا روز هشتم ذي حجه در مكه بماند و قصد

حج كند عمره اش تمتع به حساب مي آيد و بايد حج تمتّع انجام دهد و فرقي بين حج واجب و مستحب نيست. (مسأله 142)

آية اللَّه مكارم: ولي از عمره مفرده (اگر در ماههاي حج واقع شده باشد) به عمره تمتّع جايز است ولي اين در مورد حج مستحبيّ است.

(3). آية اللَّه تبريزي: چنانكه بعد از انجام عمره مفرده تا وقت حج در مكّه باقي ماند، مي تواند عمره مفرده اي را كه انجام داده عمره تمتّع قرار دهد و براي حجّ محرم شود.

آية اللَّه خويي: اگر كسي در ماههاي حج عمره مفرده انجام دهد و اتّفاقاً در مكه تا موسم حج بماند مي تواند آن را عمره تمتع قرار دهد. (مناسك، مسأله 142).

آية اللَّه سيستاني: ولي اگر در مكه تا روز هشتم ذي حجه بماند و قصد حج كند عمره مفرده او عمره تمتّع به حساب مي آيد.

آيةاللَّه صافي، آيةاللَّه گلپايگاني: عمره مفرده او باطل است، بلي چنانچه اشتباه در تطبيق بوده، تمتع واقع مي شود و صحيح است.

آيةاللَّه فاضل: عمره مفرده او مبدّل به عمره تمتّع شده و كافي است.

آية اللَّه مكارم: مي تواند عمره مفرده انجام دهد و مي تواند عدول به تمتع كند، اگر در ماههاي حج باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 161

اشتباه در تطبيق بوده تمتع و صحيح است.

احرام براي عمره تمتّع با احتمال خروج از مكه

311- شخصي به علّت مأموريت شغلي ممكن است از مكّه خارج شود؛ مثلًا به مدينه برگردد، ولي يقين به اين امر ندارد، آيا وقت احرام در ميقات، مي تواند به نيت عمره تمتّع محرم شود؟

عدم صحت تجديد احرام

312- بعد از تحقق احرام، تجديد آن و نيز عدول، موضوع ندارد؛ و كسي نمي تواند بعد از تحقق احرام، براي نوع ديگرِ عمره نيت كند؛ مثلًا بعد از احرام براي عمره مفرده، بخواهد مجدّداً براي عمره تمتّع نيّت كرده و تلبيه بگويد كه در اين صورت، احرام دوم باطل است.

______________________________

(1). آيةاللَّه بهجت: مانعي ندارد.

آية اللَّه تبريزي: مي تواند به نيت عمره تمتع محرم شود و اگر از مكه بخواهد خارج شود احكام خروج از مكه را بايد رعايت نمايد، واللَّه العالم.

آيةاللَّه خامنه اي: مي تواند نيت عمره تمتع كند.

آيةاللَّه سيستاني: مي تواند بلكه اگر قصد خروج ندارد بايد نيّت تمتّع كند و خارج شدن براي كاري، هر چند غير ضروري، اشكال ندارد در صورتي كه مطمئن باشد حج را درك مي كند.

آية اللَّه صافي: بلي مي تواند، واللَّه العالم.

آية اللَّه فاضل: بلي مي تواند و خروج از مكه در صورتي كه اطمينان به رسيدن براي اعمال حج را دارد في نفسه مانعي ندارد ولي بايد احكام خروج از مكه در مورد بطلان عمره سابق را رعايت كند.

آيةاللَّه مكارم: مي توانند براي عمره تمتع احرام ببندند حتي در صورتي كه يقين داشته باشند كه به خاطر الزامهاي شغلي، بعد از پايان عمره تمتع از مكه خارج مي شوند، مشروط بر اين كه براي انجام حج به موقع برگردند.

(2)- آية اللَّه فاضل: با فرض اين كه هر دو عمره در ماه حج و از شخص واحد باشد فقط تمتع واقع مي شود.

آية اللَّه مكارم:

ولي مي تواند نيّت عمره خود را به عمره تمتّع برگرداند به شرط اين كه عمره مفرده به نذر و مانند آن بر او واجب نشده باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 162

قصد احرام و قصد ابطال حج

313- هنگام احرام، قصد احرام لازم نيست؛ و احرام امر قصدي نيست، بلكه اگر كسي به قصد حج يا عمره، تلبيه بگويد، محرم مي شود هرچند قصد احرام نكند.

314- قصد ابطال عمره يا حج و يا بعض اجزاي آن، مبطل نيست.

وجوب اخلاص در عمره و حج

315- عمره و حج از عبادات است و بايد با نيت خالص براي اطاعت خداوند متعال انجام شوند.

حكم ابطال عمره و حج به وسيله ريا

316- اگر كسي عمره را به ريا يا غير آن، باطل كند، احتياط واجب آن است كه حج افراد به جا آورد و پس از آن، عمره مفرده به جا آورد و در سال ديگر، حج را اعاده كند؛ و همچنين اگر حج را به نيت خالص به جا نياورد و به ريا و غير آن باطل كند، بايد سال ديگر عمره و حج را اعاده كند.

317- اگر كسي بعضي از اركان عمره يا حج را به ريا و غير آن، باطل كند و نتواند آن را جبران

______________________________

(1). آيات عظام بهجت، گلپايگاني، مكارم: لازم است و تفصيل اين مسأله در ذيل بحث نيت در واجبات احرام گذشت.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: همين كه به قصد عمره و يا حج تمتع تلبيه واجب را گفت، محرم مي شود و قصد احرام، همين است.

(2). آية اللَّه نوري: قصد احرام به اين است كه قصد احرام حج يا عمره كند و لازم است كه احرام را به اين قصد انجام دهد.

(3). آية اللَّه نوري: و همچنين احرام.

(4). آية اللَّه سيستاني: بلكه براي تذلل در پيشگاه خداوند.

(5). آية اللَّه نوري: و بايد نيّت آن را داشته باشد كه بعد از عمره تمتّع حج تمتّع را انجام بدهد.

(6). آية اللَّه فاضل: و جبران آن ممكن نشود و وقت نباشد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: به وظيفه اي كه بعداً براي باطل كننده عمره يا حج خواهد آمد عمل نمايد.

(7). آية اللَّه بهجت: اگر وقت تنگ باشد و نتواند پيش از حج اعاده و يا جبران كند، حج

او افراد مي شود و عمره مفرده پس از حج به جا مي آورد و احوط اعاده حج است در سال آينده. (مناسك شيخ، ص 16 و 56).

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: اگر عمره را باطل كند، در صورت امكان واجب است اعاده آن و اگر ممكن نبود حجش باطل مي شود و بايد سال ديگر عمره و حج را اعاده كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 163

كند، در عمره، حكم بطلان عمره را دارد و در حج، حكم بطلان حج را، ولي اگر محل جبران باقي باشد و جبران كرد، عملش صحيح است، گرچه معصيت كار است.

شك در نيّت احرام بعد از گفتن تلبيه

318- اگر بعد از تلبيه در ميقات، شك كند كه نيت عمره تمتع كرده يا حج، بنا بر عمره تمتع بگذارد و عمره او صحيح است؛ و همچنين اگر بعد از تلبيه در روز هشتم، فراموش كند كه براي حج تلبيه گفته يا عمره، بنا بگذارد كه براي حج گفته و حج او صحيح است و احتياط مستحب در تجديد تلبيه است.

3- تلبيه
اشاره

319- سومين واجب احرام، تلبيه است؛ و صورت آن- بنابر اصحّ- اين عبارت است:

«لَبَّيْكَ، اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ».

و اگر به عبارت ذكر شده اكتفا كند، محرم مي شود، و احتياط مستحب آن است كه پس از چهار لبيك ذكر شده، اين عبارت را بگويد:

«انَ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ، لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك».

______________________________

(1). آيةاللَّه تبريزي، آيةاللَّه خويي: در هر دو صورت اگر داخل در عمل مترتب مثل طواف عمره تمتع ياوقوف به عرفات شده، حكم به صحت مي شود و در غير اين صورت بايد اعاده نمايد.

(2). آية اللَّه بهجت: احتياط واجب اين است.

آية اللَّه سيستاني: لبيك پنجم جايز است ولي جزو اين احتياط استحبابي نيست.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: صورت تلبيه واجب، كه به وسيله آن احرام واقع مي شود اين است: «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيكَ لَبَّيكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَّيكَ» و احتياط در اين است اين جمله اضافه شود: «انَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلكَ لا شَريكَ لَك». آية اللَّه صافي: و بهتر اضافه يك لبيك ديگر بعد از لا شريك لك است. (مناسك فارسي ص 38 عربي ص 52)

آية اللَّه مكارم: احتياط واجب است كه بگويد: … امّا لبّيك پنجم را نگويد ولي اگر به قصد رجا بگويد، ضرري

به احرام او نمي زند.

(3). آية اللَّه بهجت: وجوب كسر همزه انّ متّجه است. (مناسك، ص 74).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 164

و اگر بخواهد احتياط بيشتر بكند، پس از گفتن آنچه ذكر شد، بگويد:

«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ انَّ الْحَمْدَ و النِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لا شَرِيْكَ لَكَ لَبَّيْكَ».

و مستحب است بعد از آن بگويد:

«لَبَّيْكَ ذَا الْمَعارِج لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ داعياً إلي دارِ السَّلامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أهْلَ الْتَلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الجَلالِ وَ الْاكْرامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغنِيْ و يُفْتَقَرُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْماءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمَيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يا كَرِيمُ لَبَّيْكَ».

و اين جملات را نيز بگويد خوب است:

«لَبَّيْكَ، أتَقَرَّبُ إلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ بِحَجَّةٍ و عُمْرَةٍ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ وَ هذِهِ عُمْرَةُ مُتْعَةٍ إليَ الْحَجِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَلْبِيَةً تَمامُها وَ بَلاغُها عَلَيْكَ».

ترجمه تلبيه

320- ترجمه تلبيه- لبَّيك، اللَّهُمَّ لَبَّيك، لَبَّيك لا شَريكَ لَكَ لَبّيك- چنين است: «اجابت مي كنم دعوت تو را، خدايا! اجابت مي كنم دعوت تو را، اجابت مي كنم دعوت تو را، شريكي نيست مر تو را، اجابت مي كنم دعوت تو را».

در مواردي كه بايد ترجمه گفته شود، اگر كلمه «دعوت» را هم نگويد، كفايت مي كند

وجوب صحيح گفتن تلبيه

321- صحيح گفتن به مقدار واجب از تلبيه- مانند صحيح گفتن تكبيرة الاحرام در نماز- واجب است.

______________________________

(1). آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب آن است كه به جاي صورت اوّل بگويد.

(2). آية اللَّه نوري: با كمال ميل و شوق اجابت مي كنم دعوت تو را، خدايا! با كمال ميل و شوق اجابت مي كنم، اجابت مي كنم دعوت تو را با كمال ميل و شوق، شريكي نيست مرتو را، با كمال ميل و شوق اجابت مي كنم، اجابت مي كنم تو را.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 165

حكم عاجز

322- اگر كسي تلبيه را به مقدار واجب نداند، بايد آن را ياد بگيرد، يا كسي به او تلقين كند؛ يعني كلمه كلمه بگويد و شخصي كه مي خواهد احرام ببندد، دنبال او به طور صحيح بگويد.

323- اگر نتواند تلبيه را ياد بگيرد، يا وقت ياد گرفتن نباشد، و با تلقين هم نتواند بگويد، احتياط آن است كه هر طور كه مي تواند بگويد، و ترجمه اش را هم بگويد؛ و بهتر آن است كه علاوه بر آن نايب هم بگيرد.

نگفتن تلبيه با فراموشي يا جهل

324- اگر كسي تلبيه را به خاطر فراموشي يا ندانستن حكم نگويد، واجب است در صورت امكان، به ميقات بازگردد و لبيك بگويد؛ و اگر نتواند برگردد و داخل حرم نشده، همان جا بگويد؛ و اگر داخل حرم شده، واجب است برگردد به خارج حرم و لبيك بگويد؛ و اگر ممكن نيست، همان جا لبيك بگويد؛ و اگر بعد از گذشتنِ وقتِ جبران، يادش آمد، صحت عمل بعيد نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه فاضل: و ظاهراً همين مقدار كافي است و احتياط مستحب آن است كه ترجمه را بگويد و نايب نيز بگيرد.

(2). آيات عظام تبريزي، مكارم: احوط اين است كه نايب هم بگيرد.

آية اللَّه بهجت، آية اللَّه خويي: به ذيل مسأله 236 مناسك محشاي حج مراجعه شود.

آية اللَّه خامنه اي: اگر نتواند ياد بگيرد هرچند بر اثر تنگي وقت باشد و نتواند آن را با تلقين نيز صحيح ادا كند، به هر نحو كه مي تواند بگويد. و در اين صورت احتياط آن است كه علاوه بر گفتن خودش نايب هم بگيرد.

آية اللَّه سيستاني: كافي است به نحوي كه مي تواند بگويد، اگر عرفاً صدق تلبيه كند و اگر صدق نكند به احتياط واجب،

هم مرادف عربي و هم ترجمه آن را بگويد و نيز نايب بگيرد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: اگر تلقين ممكن نشد به هر طوري كه مي تواند بخواند و ترجمه اش را به فارسي يا زبان ديگر بگويد و نايب هم بگيرد رجاءً، كه از طرف او به طور صحيح بخواند. (مناسك فارسي، ص 29).

آية اللَّه نوري: نايب گرفتن لازم نيست.

(3). آيات عظام اراكي، خامنه اي، فاضل: احرام ببندد و لبّيك بگويد.

آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط واجب به مقداري كه ممكن است به طرف ميقات برگردد و محرم شود.

(4). تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 262 گذشت.

(5). آية اللَّه بهجت: محل تأمّل است. (مناسك شيخ، ص 12).

چون نظر آيات عظام اين است كه كسي كه تلبيه را ترك نمايد محرم نمي شود لذا تفصيل اين مسأله را بايد در ذيل مسأله 236 و 262 (در مناسك محشاي حج) جستجو كرد.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: صحت عمل خالي از اشكال نيست.

آية اللَّه سيستاني: اگر در عمره باشد صحت عمل مورد اشكال است.

آية اللَّه فاضل: اگر بعد از اعمال حج يادش آمد حج او صحيح است. ولي اگر بعد از عمره تمتّع يا عمره مفرده يادش آمد عمره باطل است، و در عمره تمتّع اگر فرصت دارد و امكان جبران دارد بايد به ميقات ولو به ادني الحل برگردد و جبران كند و اگر امكان جبران نبود حج افراد انجام دهد، و در اين صورت كفايت از حَجّةالاسلام مي كند.

آية اللَّه مكارم: اگر بعد از اتمام حج يا عمره يادش بيايد، عمل او صحيح است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 166

وظيفه لال در تلبيه

325- اخرس (لال)، بايد با انگشت به تلبيه اشاره

كند و زبانش را هم حركت دهد، و نايب گرفتن كافي نيست.

كسي كه لكنت زبان دارد

326- كسي كه لكنت زبان دارد، اگر نمي تواند تلبيه را صحيح بگويد، ولو با تلقين، احوط آن است كه به هر نحو مي تواند بگويد و ترجمه اش را نيز بگويد.

______________________________

(1). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: اگر چه به گفتن ترجمه آن باشد و نايب هم بگيرد رجاءً كه از طرف اوبه طور صحيح بگويد.

(2). آية اللَّه بهجت: شخص گنگ و لال با انگشت خود همراه با نيت قلبي به تلبيه اشاره نموده و زبان خود را حركت دهد و اگر ممكن نباشد كه اين كار را خودش انجام دهد نايب بگيرد كه به جاي او تلبيه بگويد. (مناسك، مسأله 180).

آيات عظام تبريزي، خويي، فاضل، مكارم: بهتر است نايب هم بگيرد.

آيةاللَّه خامنه اي: احوط آن است كه نايب هم بگيرد.

آية اللَّه سيستاني: اگر در اثر عارضه اي لال شده است و الفاظ تلبيه را مي داند، به مقداري كه مي تواند تلفظ كند و اگر نتواند زبان و لب را به آن حركت دهد و همراه با آن در قلب اخطار نمايد و با انگشت به آن اشاره كند و اگر لال و كر مادرزاد است و مانند آن، پس زبان و لب را مانند كساني كه تلفظ مي كنند حركت دهد و با انگشت اشاره كند.

(3). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: ترجمه اش را بگويد و نايب هم بگيرد رجاءً كه از طرف او به طورصحيح تلبيه را بگويد.

(4). آية اللَّه تبريزي و آية اللَّه فاضل: و بهتر آن است كه علاوه بر آن نايب هم بگيرد.

آية اللَّه بهجت: به ذيل مساله 323 مراجعه شود.

آية اللَّه خامنه اي، آية اللَّه مكارم: احوط

اين است كه در اين صورت نايب هم بگيرد.

آيةاللَّه خويي: مي تواند به ملحون اكتفا كند، گرچه احوط جمع بين ترجمه و استنابه نيز هست. و نيز اخرس (گنگ ولال) كافي است با اشاره تلبيه بگويد، گرچه احوط استنابه نيز هست. (تعليقه عروه، ج 2، ص 361 و مناسك، مسأله 179 و 180).

آية اللَّه سيستاني: به ذيل 323 مراجعه شود.

آية اللَّه گلپايگاني: و نايب هم بگيرد رجاءً.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 167

غلط گفتن تلبيه

327- اگر كسي تلبيه را غلط بگويد و اعمال حج را انجام دهد، چنانچه از روي عمد بوده، حج او صحيح نيست؛ و اگر عمدي نبوده و از روي فراموشي يا ندانستن مسأله بوده، صحت عمل بعيد نيست.

علم به غلط بودن تلبيه هنگام اعمال حج

328- اگر كسي تلبيه را غلط بگويد و بعد از وقوفين و قبل از اتمام اعمال حج، بفهمد كه صحيحاً محرم نشده است، با فرض اين كه بعد از وقت جبران متوجه شده، صحت عمل بعيد نيست، ولي احتياط واجب، عدم اكتفا به اين حج است.

______________________________

(1). آيةاللَّه فاضل: با توجه به اين كه عالم به حكم بوده، اگر نسبت به موضوع جاهل بوده؛ يعني نمي دانسته تلبيه را غلط مي گويد، حكم ترك احرام از روي جهل و سهو را دارد كه حكم آن ذكر شده است.

(2). آية اللَّه بهجت: به مسأله 262 و 324 و 240 مراجعه شود.

براي اطلاع از نظر مراجع، به ذيل مسأله 262 مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: اگر در احرام عمره بوده، صحّت عمل او خالي از اشكال نيست و بايد احتياط كند.

آية اللَّه سيستاني: اگر به مقدار تمكن تلبيه را گفته است و غلط بودن آن به حدي نبوده است كه صدق تلبيه نكند، چيزي بر او نيست. در غير اين صورت، اگر در احرام عمره باشد بنابر احتياط واجب عمل باطل است و اگر در احرام حج باشد صحيح است.

(3). آية اللَّه بهجت: به مسأله 240 مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: صحت عمل خالي از اشكال نيست و بايد احتياط نمايد.

آيات عظام خامنه اي، فاضل، گلپايگاني: اين احتياط استحبابي است.

آية اللَّه سيستاني: اگر تلبيه را به مقدار تمكن ادا كرده است

و غلط بودن آن به اندازه اي نيست كه صدق تلبيه نكند، عمل صحيح است. در غير اين صورت، اگر تلبيه عمره را غلط گفته است عمل او بنابر احتياط باطل است و اگر تلبيه احرام حج باشد همانجا تلبيه بگويد و عملش صحيح است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 168

عدم جواز تأخير تلبيه

329- تأخير لبيك واجب از ميقات، جايز نيست و در صورت تأخير، بايد به دستوري كه در مسأله 262 ذكر شد، عمل شود.

استحباب تكرار تلبيه

330- تكرار تلبيه و زياد گفتن آن هر قدر ممكن باشد، مستحب است؛ و براي هفتاد مرتبه گفتن، ثواب زيادي ذكر شده است؛ و جهت تكرار، گفتن «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْك» يا «لَبَّيْك» كافي است.

وقف به حركت و وصل به سكون در تلبيه

331- وقف به حركت و وصل به سكون در تلبيه، چه حكمي دارد؟

زمان قطع تلبيه در حج

332- كسي كه براي عمره تمتع محرم شده، بنابر احتياط واجب، بايد وقتي كه خانه هاي مكه پيدا مي شود، لبيك را ترك كند؛ و مراد از خانه هاي مكه، خانه هايي است كه در زمان انجام عمره، جزو مكه- ولو نقاط توسعه يافته- باشد؛ و نيز در احرام حج، احتياط واجب آن است كه لبيك را تا ظهر روز عرفه بيشتر نگويد.

زمان و مكان قطع تلبيه در عمره مفرده

2/ 332- كسي كه در مكه بوده و از حرم خارج و در ادني الحل محرم شده، با مشاهده كعبه، تلبيه را قطع؛ و كسي كه ابتداءً در خارج حرم بوده و محرم شده، با ورود به حرم، تلبيه را قطع مي نمايد.

______________________________

(1). آية اللَّه خويي: كسي كه مي خواهد از راه مدينه به حج برود، بهتر است گفتن تلبيه را تا رسيدن به بيداء (جايي كه يك ميل با ذوالحليفه به طرف مكّه فاصله دارد) تأخير بيندازد و در آنجا تلبيه بگويد و كسي كه از راه ديگر به حج مي رود تلبيه را پس از قدري راه رفتن بگويد.

(2). آية اللَّه مكارم: به قصد رجاء.

(3). آيةاللَّه بهجت: با نماز فرقي ندارد كه وصول به سكون، جايز؛ و وقف به حركت عمداً، تكليفاً جايز نيست.

آية اللَّه خامنه اي: تلبيه بايد نزد اهل لسان صحيح باشد.

آيات عظام: تبريزي، سيستاني، صافي، فاضل و مكارم: مانعي ندارد بهتر رعايت است.

آية اللَّه نوري: احتياط واجب در مراعات است.

(4). آيات عظام تبريزي، خامنه اي، خويي، فاضل، مكارم: واجب است.

(5). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي، سيستاني: بلكه مراد خانه هاي قديمي مكه است.

(6). آيات عظام بهجت، تبريزي، خامنه اي، خويي، فاضل، مكارم: بايد قطع نمايد.

آية اللَّه گلپايگاني، متعرض اين مسأله نشده اند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 169

فصل چهارم: مستحبات احرام

اشاره

333- مستحبات احرام: 1- پاكيزه نمودن بدن و گرفتن ناخن و شارب و ازاله موي زير بغل و عانه.

2- رها كردن موي سر و ريش براي قاصد حج، از اول ماه ذي قعده و براي قاصد عمره مفرده، پيش از يك ماه.

غسل احرام

3- غسل احرام در ميقات. غسل احرام از زن حايض و نفساء نيز صحيح است.

تقديم غسل احرام و اعاده آن

تقديم اين غسل به خصوص در صورتي كه خوف آن باشد كه در ميقات آب يافت نشود، جايز است؛ و در صورت تقديم، اگر در ميقات آب يافت شد، اعاده مستحب است.

بعد از غسل احرام، اگر لباسي بپوشد، يا چيزي كه بر محرم حرام است، بخورد، باز هم اعاده مستحب است.

مقدار زمان كفايت غسل احرام

اگر غسل در روز انجام شود، تا آخر شب آينده، كفايت مي كند؛ و همچنين اگر در شب انجام

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: پاره اي از مستحبّات و مكروهاتي كه اينجا ذكر شده مبتني بر قاعده تسامح است، پس بايد رعايت آن ها به قصد رجا باشد نه ورود.

آية اللَّه مكارم: اين امور و امور مربوط به ترك مكروهات را به قصد رجا به جا مي آورد.

(2). آية اللَّه مكارم: و بعضي از فقها به وجوب آن قائل شده اند و اين قول گرچه ضعيف است احوط است.

(3). آية اللَّه خامنه اي: مستحب مؤكّد است كه پيش از احرام غسل كند، بلكه احتياط آن است كه ترك نشود.

(4). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و كسي كه به خاطر عذر تمكّن از غسل ندارد، رجاءً بدل از غسل تيمّم نمايد. (آداب و احكام حج، ص 410).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 170

شود، تا آخر روز آينده كافي است؛ ولي اگر بعد از غسل و پيش از احرام، محدث به حدث اصغر شود، غسل را اعاده نمايد. 4- بودن دو جامه احرام از پنبه.

مراتب استحباب زمان احرام

5- بستن احرام به ترتيب ذيل:

در صورت تمكن، بعد از فريضه ظهر؛

و در صورت عدم تمكن، بعد از فريضه ديگر، و در صورت عدم تمكن از آن، بعد از شش يا دو ركعت نماز نافله، در ركعت اول پس از حمد، سوره توحيد، و در ركعت دوم، سوره جحد را بخواند؛ و شش ركعت، افضل است، و بعد از نماز، حمد و ثناي الهي را به جا آورد و بر پيغمبر و آل او صلوات بفرستد، آنگاه بگويد:

«أللَّهُمَّ إنِّي أسْأَ لُكَ أنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنِ اسْتَجابَ لَكَ، وَ آمَنَ بِوَعْدِكَ، وَ

اتَّبَعَ أمْرَكَ، فَانِّي عَبْدُكَ، وَ في قَبْضَتِكَ، لا اوْقي إلَّا ما وَقيتَ، وَ لا آخُذُ إلَّا ما أعْطَيْتَ، وَقَدْ ذَكَرْتَ الْحَجَّ، فَأسْألُكَ أنْ تَعْزِمَ لِي عَلَيْهِ عَلي كِتابِكَ، وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِه، وَتُقَوِّيَنِي عَلي ما ضَعُفْتُ، وَ تُسَلِّمَ لِي مَناسكي في يُسْرٍ مِنْكَ وَ عافِيَةٍ، وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَفْدِكَ الّذي رَضِيتَ وَ ارْتَضَيْتَ وَ سَمَّيْتَ وَ كَتَبْتَ. أللَّهُمَّ إنِّي خَرَجْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعيدَةٍ، وَ أنْفَقْتُ مالِي ابْتِغاءَ مَرْضاتِكَ. أللَّهُمَّ فَتَمِّمْ لِي حَجَّتِي وَ عُمْرَتِي. أللَّهُمَّ إنّي اريْدُ التَّمَتُّعَ بِالْعُمْرَةِ إلَي الْحَجِّ عَلي كِتابِكَ، وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَانْ عَرَضَ لِي عارِضٌ يَحْبِسُنِي، فَخَلِّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي بِقَدَرِكَ الَّذي قَدَّرْتَ عَلَيَّ. أللَّهُمَّ إنْ لَمْ تَكُنْ حَجَّةً فَعُمْرَةً، أحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ عِظامِي وَ مُخّي وَ عَصَبِي مِنَ النِّساءِ وَ الثِّيابِ وَ الطِّيْبِ، أبْتَغِي بِذلِكَ وَجْهَكَ وَ الدارَ الْآخِرَةَ».

6- خواندن اين دعا هنگام پوشيدن دو جامه:

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: در انتقاض غسل سابق به غير نوم، تأمّل است و اظهر در نوم، عدم انتقاض است، و آن كه اعاده، شبيه به مستحب در مستحب است. (مناسك شيخ، ص 6).

(2). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و بهتر آن است كه در پارچه سفيد محرم شود و نيّت احرام و نيّت پوشيدن جامه احرام بلكه نيّت كندن لباس دوخته را نيز بر زبان آورد.

(3). آيات عظام بهجت، فاضل: در صورت عدم تمكن از فريضه ادا، بعد از فريضه قضا محرم شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 171

«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي رَزَقَنِي مَا اواري بِهِ عَوْرَتي، وَ اؤَدِّي فِيْهِ فَرْضِي، وَ أعْبُدُ فِيْهِ رَبِّي، وَ أنْتَهِي فِيْهِ إلي ما

أمَرَنِي، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي قَصَدْتُهُ فَبَلَّغَنِي، وَ أردْتُهُ فَأعانَنِي وَ قَبِلَنِي وَ لَمْ يَقْطَعْ بِي، وَ وَجْهَهُ أرَدْتُ فَسَلَّمَنِي فَهُوَ حِصْنِي وَ كَهْفِي وَ حِرْزِي وَ ظَهْرِي وَ مَلاذِي وَ رَجائي وَ مَنْجايَ وَ ذُخْرِي وَ عُدَّتِي في شِدَّتِي وَ رَخائِي».

موارد استحباب تكرار تلبيه

7- تكرار تلبيه ها در حال احرام؛ خصوصاً در:

وقت برخاستن از خواب؛

بعد از هر نماز واجب و مستحب؛

وقت رسيدن به سواره؛

هنگام بالا رفتن از تلّ يا سرازير شدن از آن؛

وقت سوار شدن يا پياده شدن؛

آخر شب و اوقات سحر.

تكرار تلبيه در موارد ذكر شده در عمره تمتّع تا ديدن خانه هاي مكه و در حج تا ظهر روز عرفه، است.

مكروهات احرام

334- مكروهات احرام چند چيز است:

1- احرام در جامه سياه، و افضل، احرام در جامه سفيد است.

2- خوابيدن محرم بر رخت و بالش زرد رنگ.

3- احرام بستن در جامه چركين؛ و اگر جامه در حال احرام چرك شود، بهتر ترك شستن آن در حال احرام است.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: و همچنين بر مردان مستحب است تلبيه را بلند بگويند.

(2). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه سيستاني: بلكه احوط ترك آن است.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بلكه اولي ترك پوشيدن هر پارچه رنگ شده است مگر رنگ سبز كه در بعضي روايات معتبره استثنا شده است.

(3). آية اللَّه بهجت: بر بالش سياه رنگ.

(4). آية اللَّه مكارم: ولي مي تواند آن ها را تبديل به احرامي تميز كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 172

4- احرام بستن در جامه راه راه. 5- استعمال حنا پيش از احرام، در صورتي كه اثر آن تا حال احرام باقي بماند.

6- حمام رفتن، و اولي آن است كه محرم بدن خود را با كيسه و مثل آن نسايد.

7- لبيك گفتن محرم در جواب كسي كه او را صدا نمايد.

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: احرام بستن در جامه نقشه دار و مانند آن.

(2). آية اللَّه بهجت: اظهر جواز استعمال حنا است قبل از احرام، هرگاه اثر آن

باقي بماند تا حال احرام. (مناسك شيخ، ص 8).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: با قصد زينت خلاف احتياط است.

آية اللَّه مكارم: اگر قصد زينت داشته باشد اشكال دارد و فرقي ميان حنا و رنگ هاي امروز نيست.

(3). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه سيستاني: اولي بلكه احوط آن است كه محرم بدن خود را با كيسه و مثل آن نسايد.

آية اللَّه مكارم: كراهت حمام رفتن ثابت نيست ولي بدن خود را با كيسه و مثل آن نمالد.

(4). آية اللَّه فاضل: و همچنين ساييدن صورت، چنانچه نداند موجب بيرون آمدن خون مي شود و همچنين كشتي گرفتن.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه سيستاني: بلكه احوط ترك آن است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 173

فصل پنجم: محرّمات احرام

ميزان ثبوت كفّاره در محرّمات احرام

335- كسي كه با جهل، يا نسيان حكم يا موضوع و يا غفلت، محرّمات احرام را مرتكب شود، كفّاره بر او واجب نمي شود، مگر صيد كه در هر صورت كفّاره دارد؛ پس در غير صيد، ارتكاب عمديِ محرّمات كفّاره دار، موجب ثبوت كفّاره است.

1- محرّمات مشترك بين مردان و زنان
1- شكار
اشاره

اول- شكار صحراييِ وحشي، مگر در صورت ترس از آزار آن.

336- خوردن گوشت شكار، بر محرم حرام است؛ چه خودش آن را شكار كند يا غير او، و چه محرم شكار كند يا غير محرم. 337- نشان دادن شكار به شكارچي، و همين طور كمك به او به هر نحوي، حرام است.

338- اگر مُحرمي صيد را ذبح كند- بنابر مشهور- در حكم ميته است؛ و بنابر احتياط واجب هم اين حكم هم در باره درباره محرم و هم مُحِل جاري است.

______________________________

(1). تذكر: در برخي موارد ديگر از قبيل مقاربت با فراموشي طواف فريضه يا سعي، و دست بر ريش كشيدن و روغن مالي با جهل، مطابق برخي فتاوي كفاره ذكر شده است كه در جاي خود بدان اشاره شده است.

(2). آية اللَّه سيستاني: شكار و كشتن حيوانات مگر مواردي كه در مناسك استثناء شده است.

(3). آية اللَّه سيستاني: حتي اگر غير محرم آن را در غير حرم شكار كرده باشد.

آية اللَّه مكارم: خواه قبل از احرام خودش شكار كرده باشد يا نه.

(4). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: ميته است.

آية اللَّه فاضل: ايشان بين ذبح و شكار با تير تفضيل دارند به مناسك مراجعه شود.

(5). آيات عظام: تبريزي، خويي، صافي، گلپايگاني: بنابر فتوي

آية اللَّه سيستاني: اگر محرم در بيرون حرم صيد را با شكار كردن يا پس از آن كشته باشد،

بنابر احتياط خوردن آن گوشت بر مُحلّ نيز حرام است و همچنين حرام است بر مُحل صيدي كه آن را محل يا محرم در حرم شكار يا ذبح كرده باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 174

339- شكار دريايي مانع ندارد؛ و آن، حيواني است كه هم تخم و هم جوجه را در دريا كند. 340- ذبح و خوردن حيوانات اهلي- مثل مرغ خانگي و گاو و گوسفند و شتر- مانع ندارد.

341- پرندگان و ملخ، جزو شكار صحرايي مي باشند.

حكم ملخ و كفاره آن

342- گاهي در شهر مكه به قدري ملخ زياد است كه هنگام راه رفتن، پا روي آنها گذاشته مي شود، در اين گونه مواقع، آيا مواظبت لازم است، و در صورت لزوم اگر مراقبت نكند و ملخي كشته شود، كفاره آن چيست؟ 343- كشتن زنبور اگر قصد اذيت نداشته باشد، بنابر احتياط واجب جايز نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه نوري: و در آن هم زندگي كند.

آيات عظام تبريزي، سيستاني، گلپايگاني: حيوان دريايي آن است كه فقط در آب زندگي كند. آية اللَّه فاضل: به نظر عرف. آية اللَّه مكارم: و زندگي در دريا كند بنابر احتياط واجب.

(2). حكم كفاره با فرض مواظبت:

آيات عظام: بهجت، تبريزي، خامنه اي، سيستاني، صافي، مكارم: چنانچه نتواند خود داري كند چيزي بر او نيست.

حكم كفاره با فرض عدم مواظبت:

آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط اگر ملخ كم كشته شده باشد، كفي از طعام و اگر زياد باشد گوسفند بپردازد.

آية اللَّه صافي: براي هر ملخ يك عدد خرما يا يك كم طعام و اگر زياد باشد، يك گوسفند بپردازد؛ آية اللَّه نوري: همين نظر با حذف يك عدد خرما.

آية اللَّه مكارم: كفاره بنابر احتياط يك كف طعام

است.

(3). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: كشتن عمدي زنبور مقداري طعام كفّاره دارد و در صورتي كه كشتن به جهت دفع اذيت باشد كفّاره ندارد. (مناسك، م 212)

آية اللَّه فاضل: زنبور عسل باشد يا زنبورهاي ديگر.

(4). آية اللَّه بهجت: در اين صورت نبايد بكشد.

آيات عظام خامنه اي، صافي، گلپايگاني: متعرض حكم مسأله نشده اند.

آيةاللَّه سيستاني: نظر ايشان قبل از مسأله 336 آمده است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 175

344- كشتن مارمولك واز اين قبيل جانوران، از محرّمات احرام محسوب نمي شود. 345- نگاه داشتن صيد حتي بر مالك آن، حرام است. 346- پرنده اي كه نزد كسي است و پَر در نياورده، يا پر او را چيده اند، حفظ آن تا زمان درآوردن پر و رها نمودن آن، واجب است؛ بلكه وجوب حفظ بچه صيد- مثل آهو بره- نيز تا بزرگ شدن و رها كردن، بعيد نيست.

347- هر شكاري كه حرام است، جوجه و تخم آن نيز حرام است.

2- مسائل زناشويي
اشاره

دوم- جماع و تقبيل و دست زدن با شهوت و نگاه به شهوت، بلكه هر گونه لذت و تمتّعي بردن.

______________________________

(1). آية الله بهجت: اشكال دارد.

آية الله تبريزي، آية الله خويي: جايز نيست مگر او را اذيت كند (المسائل الشرعيه، ج 1، ص 331)، كشتن يك نوع مارمولك (عظاية) كفاره آن يك مشت طعام است

آية الله سيستاني: حرام است. مراجعه شود به حاشيه قبل از مسأله 336

آية الله صافي: اگر اذيت كند، از محرمات محسوب نيست

آية الله گلپايگاني: متعرض اين فرع نشده اند

آية الله مكارم: كشتن هيچ حيواني جايز نيست بنابر احتياط واجب مگر حيوانات موذي.

(2). آية الله فاضل: اگر قبل از احرام با خود آورده باشد بايد آن را

رها كند و با خود نگاه ندارد

آية الله سيستاني: چه خودش آن را شكار كرده باشد، پيش از احرام يا بعد از آن، و چه ديگري شكار كرده باشد و چه شكار در حرم صورت گرفته باشد، چه در بيرون آن، اگر با خود همراه داشته باشد (مناسك، مسألة 201)

آية الله صافي، آية الله گلپايگاني: اگر صيد را با خود آورده باشد وقتي محرم شد از ملك او بيرون مي رود و بايد آنرا رها كند.

(3). آية الله خويي، آية الله گلپايگاني: متعرض اين مسأله نشده اند.

(4). آية الله بهجت: در موردي كه دليل خاص نباشد واجب نيست.

(5). آية الله تبريزي، آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب.

(6). آية الله سيستاني: بعيد نيست حرمت برداشتن، شكستن و خوردن تخم آن ها برمحرم، و به احتياط واجب نبايد ديگري را در اين امر كمك كند.

(7). آية الله سيستاني: و همچنين بلند كردن يا در آغوش گرفتن با شهوت.

(8). آية الله بهجت: قيد بودن شهوت براي نظر به اهل، مسلم است (مناسك شيخ، ص 86)

آية الله سيستاني: در صورتي كه نگاه كردن به همسر از روي شهوت موجب خروج مني شود، لازم است از آن پرهيز كند و احتياط مستحب آن است كه اگر موجب خروج مني هم نشود پرهيز كند.

(9). آية الله نوري: از زن

آية الله تبريزي، آية الله گلپايگاني: محرم مي تواند به غير از جماع و بوسيدن و لمس و نگاه به شهوت و ملاعبه، از عيال خود لذت برد بنابر اظهر (مانند التذاذ از صدا و يا سخن گفتن با او) گرچه احوط ترك استمتاع است مطلقا (مناسك، مسأله 231)

آية الله سيستاني: محرم مي تواند از همنشيني و

صحبت و مانند آن با عيال خود لذت ببرد ولي احتياط مستحب تر استمتاع است مطلقا

آية الله صافي، آيةالله گلپايگاني: براي زنان، همين حكم نسبت به مردان صادق است اگر چه از محارم زن باشند

آية الله خامنه اي: نگاه زن و شوهر به يكديگر و گرفتن دست يكديگر اگر از روي شهوت و التذاذ جنسي نباشد جايز است

آية الله فاضل: مرد نسبت به زوجه خودش

آية الله مكارم: نگاه و لمس بدون قصد لذت مانعي نداردو احتياط آن است كه بوسيدن بدون قصد لذت را نيز ترك كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 176

وقوع در عمره تمتّع

348- اگر كسي در احرام عمره تمتع از روي علم و عمد، با زن، چه در قُبُل وچه در دُبر، يا با مرد، جماع كند، ظاهراً عمره اش باطل نمي شود ولي موجب كفّاره است؛ و احتياط آن است كه

______________________________

(1). آية الله بهجت: عمره اش باطل است لكن بايد عمره را اتمام كند و دوباره اعاده كند و بعد حج تمتع به جا آورد و اگر وقت تنگ باشد حج او مبدل به افراد مي شود و بايد بعد از حج، عمره مفرده به جاآورد و احوط اعاده حج است در سال آينده. (مناسك، مسأله 220)

آية الله خويي: ايشان متعرض جماع با مرد نشده اند

آية الله سيستاني: اگر بعد از تمام شدن سعي باشد و همچنين در عمره مفرده

آية الله فاضل: حرمت نفسي و ذاتي و طي با مرد گرچه خيلي شديد و موجب حد است ليكن ارتباط آن با احرام محل اشكال است.

(2). آية الله صافي، آية الله گلپايگاني: اگر پيش از سعي باشد عمره او فاسد است و بايد احتياطا آن

را تمام كند و بعد از تمام كردن عمره پيش از حج، واجب است عمره را اعاده نمايد و يك شتر كفاره بر او واجب است و اگر وقت اتمام و اعاده ندارد آن عمره فاسده را قطع كند و اعاده نمايد و اگر نتواند به واسطه تنگي وقت آن را پيش از حج اعاده كند حج او افراد مي شود و بايد بعد از حج عمره مفرده بجا آورد، ولي بايد به همان احرام عمره باقي بماند و احتياطا به يكي از مواقيت خارج مكه برود و تجديد نيت جهت حج افراد بنمايد و احوط اعاده حج است در سال آينده.

(3). آية الله فاضل: بنابر احتياط واجب موجب كفاره است

آية الله مكارم: كفاره آن بنابر احتياط يك شتر است.

(4). آية الله مكارم: احتياط مستحب.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 177

اگر اين عمل پيش از سعي واقع شد، عمره را اتمام و اعاده كند؛ و اگر وقت تنگ است، حج افراد به جا آورد و بعد از آن عمره مفرده بجا آورد؛ و احتياط بيشتر آن است كه سال ديگر حج را اعاده كند. 349- اگر اين عمل با علم و عمد در عمره تمتع بعد از سعي انجام شود، كفّاره واجب است؛ و آن بنابراحتياط واجب، چه ثروتمند باشد يا نه، يك شتر است.

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي: بنابر اظهر عمره اش باطل نمي شود ولي احتياط اين است كه عمره را پيش از حج درصورت امكان اعاده نمايد و در صورت عدم امكان در سال بعد، حج را اعاده كند.

آية اللَّه سيستاني: احتياط واجب اين است كه عمره اش را تمام كند و پس از آن حج به

جا آورد و در سال آينده هر دو را دوباره به جا آورد و اگر در عمره مفرده باشد نيز عمره اش باطل است و واجب است در مكّه بماند تا ماه ديگر قمري و برود ازيكي از مواقيت پنجگانه محرم شود وعمره رااعاده كند و به احتياط واجب احرام از خارج حرم كافي نيست. (مناسك، مسأله 220).

(2). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: از اينجا تا آخر در مناسك ايشان نيست بلكه بجاي آن آمده است: «و در صورت عدم امكان سال ديگر حج را اعاده نمايد». (مناسك، مسأله 220).

(3). آية اللَّه مكارم: اگر وقت تنگ است عمره را اعاده نكند و حج تمتع را ادامه دهد.

(4). آية اللَّه فاضل: ظاهراً عمره باطل نمي شود، لذا اگر وقت تنگ است حجّ تمتّع را به جا آورد و احتياط مستحب آن است كه سال بعد حج را اعاده كند. و اگر اين عمل در عمره مفرده قبل از سعي واقع شده بايد اين عمره را تمام كند و يك شتر كفّاره بدهد و در ماه بعد نيز يك عمره مفرده ديگر انجام دهد. (اگر چه اصل آن مستحب بوده) و محلّ احرام عمره دوّم در صورتي كه در عمره اوّل از يكي از مواقيت معروفه محرم شده همانجاست و الّا از ادني الحلّ است. همانطور كه در صورت عدم تمكّن از رفتن به مواقيت مي تواند از ادني الحلّ محرم شود.

(5). آيات عظام فاضل، نوري: عمره او صحيح است.

(6). آيات عظام خويي، نوري: بنابر احتياط واجب يك شتر است براي كسي كه بتواند شتر تهيه كند، و يك گاو است اگر متوسط باشد و نتواند شتر تهيه كند، و يك گوسفند است

اگر مُعْسِر باشد و نتواند گاو تهيه كند.

آية اللَّه بهجت، آية اللَّه خامنه اي: كفّاره اش يك شتر است.

آية اللَّه تبريزي: كفّاره اش يك گوسفند است و بنابر احتياط يك شتر ويا يك گاو. (مناسك، مسأله 220).

آية اللَّه سيستاني: كفّاره اش بنابر احتياط يك شتر و يا يك گاو است. (مناسك، مسأله 220).

آية اللَّه صافي: كفّاره آن اگر متمكّن است يك شتر و إلّايك گاو است.

آية اللَّه فاضل: كفّاره اش يك شتر و يا يك گاو و يا يك گوسفند است به اختيار خودش اگرچه بهتر آن است كه شتر را كفّاره دهد.

آية اللَّه گلپايگاني: و كفاره او اگر ثروتمند باشد يك شتر، و اگر فقير باشد يك گوسفند، و در متوسط الحال يك گاو است، و اظهر تخيير بين سه چيز است مطلقاً.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 178

وقوع در احرام حج قبل از مشعر

350- ارتكاب اين عمل با علم و عمد، در احرام حج قبل از وقوف عرفات، مسلّماًموجب فساد حج است؛ و بعد از وقوف عرفات و قبل از وقوف مشعر، بنابراقوي موجب فساد است و در هر دو صورت، يك شتر كفاره دارد. 351- در اين دو صورت كه حج فاسد شده است، اتمام و اعاده آن در سال ديگر، لازم است.

______________________________

(1). آية اللَّه نوري: و بايد زن و شوهر با هم خلوت نكنند تا اعمال مناسك خود را تمام كنند و همچنين درسال بعد، در صورتي كه از همان راه قبلي قصد حج كنند، پس از رسيدن به محلّ معصيت بايد از هم جدا شوند تا اتمام مناسك.

آية اللَّه فاضل: ظاهراً حج او در هر دو صورت صحيح است ولي بايد يك شتر و در صورت عجز يك

گاو كفّاره بدهد و بايد زن و شوهر با هم خلوت نكنند تا اعمال مناسك خود را تمام كنند و سال بعد بايد حج تمتّع به عنوان عقوبت انجام دهند. و همچنين در سال بعددر صورتي كه از همان راه قبلي قصد حج كنند، پس از رسيدن به محلّ معصيت بايد از هم جدا شوند تا اتمام مناسك. و زن هم اگر در احرام بوده و به عمل راضي شده همين حكم را دارد و اگر مجبور شده كفّاره اش به عهده شوهر است.

(2). آية اللَّه بهجت، آية اللَّه گلپايگاني: در اين صورت حج او فاسد است علي الأشهر.

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: اگر اين عمل قبل از وقوف در مزدلفه صورت گرفته باشد، بايد حج در سال آينده اعاده شود. (و آية اللَّه سيستاني اضافه مي فرمايد: چه حج واجب باشد چه مستحب).

(3). آية اللَّه بهجت: كفاره اين عمل در صورت تمكّن يك شتر و در صورت عجز يك گاو و در صورت عجز يك گوسفند مي باشد.

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: در صورت تمكن، يك شتر و در صورت عجز، يك گوسفند، كفّاره بدهد.

(4). آيات عظام در مناسك خود، اضافه بر كلام حضرت امام قدس سره متعرّض تفريق و جدايي بين زن و شوهر درحجّ امسال و سال آينده شده اند.

آية اللَّه فاضل: گذشت كه حج فاسد نشده است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 179

فساد حج و نحوه خروج از احرام

352- جماع در عمره تمتع مفسد نيست ولي كسي كه حج خود را با جماع فاسد نموده، با اتمام حج فاسد شده از احرام خارج مي شود؛ و گرنه در احرام باقي مي ماند؛ اما كسي كه حج او به سبب ترك

وقوفين فاسد شده، بايد با همان احرام حج، عمره مفرده انجام دهد و از احرام خارج شود؛ و اگر بدون انجام عمره به محل خود بازگشته، در احرام باقي است و براي خروج از احرام، بايد عمره مفرده انجام دهد.

وقوع بعد از وقوف مشعر

353- اگر اين عمل، بعد از وقوف به عرفات و مشعر واقع شود، دو صورت دارد: اول: واقع شدن قبل از گذشتن از نصفِ طواف نساء كه در اين صورت، حج صحيح است و

______________________________

(1)- آية اللَّه بهجت: به حاشيه مسأله 348 مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي: نزديكي با زن در عمره تمتع بنابر اظهر مُفسد عمره نيست، ولي موجب كفّاره مي شود، اگرچه احتياط در اعاده عمره است در صورت امكان و اعاده حج در سال آينده اگر اعاده عمره ممكن نباشد.

آية اللَّه مكارم: هرچند عمداً باشد و اگر از روي سهو و يا غفلت و فراموشي يا ندانستن مسأله باشد، نه حج باطل مي شود و نه عمره و نه كفّاره دارد.

(2)- آية اللَّه سيستاني: اگر حج خود را باطل كند احرامش باطل مي شود.

آيةاللَّه مكارم: يادر بعضي از مواردكه وظيفه او تبديل به عمره مفرده است، عمره مفرده را به پايان برساند.

(3)- آية اللَّه تبريزي: آنچه در متن آمده بنابر احتياط واجب ترك نشود.

آية اللَّه سيستاني: طواف و سعي حج بجاي عمره او كافي است پس بايد تقصير كند و طواف نساء انجام دهد و اگر رفتن براي او مشكل است نايب بگيرد.

آية اللَّه مكارم: و اگر شخصاً نمي تواند به مكه برود نايب بگيرد.

(4). آية اللَّه خامنه اي: بعد از وقوف به مشعرالحرام و قبل از اتمام طواف نساء، اگر آميزش جنسي انجام شود حج صحيح است و فقط

بايد كفّاره بدهد.

(5). آيات عظام تبريزي، خويي، صافي، گلپايگاني: اگر اين عمل پيش از طواف نساء و يا قبل از تمام شدن شوط پنجم باشد، حج او صحيح است ولي بايد كفّاره بدهد.

آية اللَّه بهجت: اگر اين عمل در دور سوم طواف نساء باشد و همچنين اگر در دور چهارم باشد، بنابر احتياط و اگر بعد از دور پنجم طواف نساء بوده كفّاره نيز ندارد علي الأظهر الأشهر اگرچه احوط كفّاره است. (مناسك شيخ، ص 16 و 93)

آية اللَّه سيستاني: اگر اين عمل قبل از طواف نساء و يا قبل از اتمام شوط چهارم طواف نساء باشد، حجش صحيح و كفّاره دارد و اگر بعد از آن باشد كفّاره هم ندارد. (مناسك، مسأله 222).

آية اللَّه فاضل: اگر قبل از تمام شدن شوط سوّم باشد حج او صحيح و كفّاره دارد.

آية اللَّه مكارم: اگر قبل از طواف نساء اين عمل صورت گيرد، حجش صحيح ولي گناه كرده است و كفاره آن يك شتر است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 180

فقط بايد كفّاره بدهد؛ دوم: بعد از اتمام نصف طواف نساء كه حج، صحيح و بنابر اقوي كفّاره هم ندارد.

من يجب عليه الكفّارة عند الإجبار

354- اگر محرمي با زن محرمه خود، از روي اجبارْ جماع كند، بر زن چيزي نيست؛ و مرد بايد علاوه بر كفاره خود، كفاره او را هم بدهد؛ و اگر زن هم راضي باشد، كفّاره بر خود اوست و مرد فقط بايد كفاره خودش را بدهد.

حلّية التذاذ الزوج بعد الخروج عن الإحرام

355- شوهر پس از اين كه از احرام خارج شد، مي تواند زوجه مُحرم خود را از روي التذاذ دست بزند؛ و موجب ثبوت كفّاره بر مرد نمي شود؛ ولي اگر زن نيز لذت مي برد-

______________________________

(1). آية اللَّه نوري: بعد از تمام شدن شوط پنجم طواف نساء.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بعد از تجاوز از 5 شوط اگر مرتكب شود، حج او صحيح و كفّاره نيز ندارد، اگرچه احوط است.

(2). آية اللَّه نوري: علي الأظهر الاشهر، گرچه احوط كفّاره است.

نظر آية اللَّه بهجت و آية اللَّه مكارم در صورت اول گذشت.

آية اللَّه تبريزي: بعد از شوط پنجم كفّاره ندارد.

آية اللَّه فاضل: اگر اين عمل بعد از تمام شدن شوط سوّم باشد كفّاره نيز ندارد.

(3). آيةاللَّه سيستاني: اگر مرد زنش را مجبور به جماع كند، بنابر احتياط واجب بايد كفاره او را نيز بدهد.

(4). آية اللَّه فاضل: و در اين صورت ظاهراً حج او صحيح است، امّا بايد مثل مرد سال بعد به عنوان عقوبت حج تمتّع انجام دهد.

(5)- آية اللَّه بهجت: اگر زن مي داند كه متلذذ مي شود بايد مانع شود و مرد بنابر احتياط بايد يك گوسفندكفّاره بدهد. (پرسش هاي جديد، س 64 و … ).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: هرگاه شخص بعد از طواف نساء زن خود را كه در حال احرام است ببوسد، بايد بنابر احتياط يك گوسفند بكشد. (المسائل الشرعيه،

ج 1، ص 337).

آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط واجب بايد مرد يك گوسفند كفّاره بدهد. (مناسك، مسأله 227).

آية اللَّه فاضل: تحقق حرمت بر هيچ كدام ثابت نيست و كفّاره هم بر هيچ يك از آن ها لازم نيست.

آية اللَّه گلپايگاني: متعرض مسأله نشده اند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 181

بنا بر احتياط - نبايد حاضر شود ولي اگر اختيار نداشته، چيزي بر او نيست.

نوع كفّاره در بقيّه موارد

356- كفاره تقبيل زن از روي شهوت، يك شتر؛ و بدون شهوت، يك گوسفند است؛ و بنابر احتياط مستحب، يك شتر است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)؛؛ ص181

3- در نگاه عمدي به غير زن خود با انزال، بنابر احوط اگر مي تواند، يك شتر؛ و اگر نمي تواند، يك گاو؛ و اگر آن را هم نمي تواند، يك گوسفند كفّاره بدهد.

358- اگر محرم به زن خود با شهوت نگاه كند و انزالش شود، مشهور آن است كه يك شتر

______________________________

(1)- آية اللَّه بهجت: اگر زن احتمال مي دهد كه متلذذ شود احتياط در ترك است.

آية اللَّه سيستاني: در اين صورت تمكين زن حرام است.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بل الاقوي. (آداب و احكام حج، م 419).

آية اللَّه فاضل: حرمت در زن محل اشكال است هرچند لذت مي برد.

(2). آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.

اگر در تقبيل همسر از روي شهوت مني خارج شود:

آيات عظام: بهجت، تبريزي، خويي، سيستاني و فاضل: كفاره آن يك شتر است.

اگر مني خارج نشود:

آيات عظام: بهجت، خويي: بنابر احوط يك شتر

آيات عظام: تبريزي، سيستاني و فاضل: يك گوسفند

تقبيل بدون شهوت:

آية اللَّه خامنه اي: كفاره، يك گوسفند است؛ آيات عظام: بهجت، سيستاني و مكارم: بنابر احتياط واجب.

آية اللَّه گلپايگاني: يك شتر؛ آية اللَّه صافي و

آية اللَّه نوري: بنابر احتياط.

نظر ساير آيات عظام در مسايل بالا مطابق با متن است

(3). آية اللَّه بهجت: بنحو حرام، و امّا اگر انزال نشود پس جز اين كه گناه كرده چيزي بر او نيست بنابر اظهر (مناسك شيخ ص 17 و 94).

(4). آيات عظام تبريزي، خويي و فاضل: چه با شهوت باشد و چه بدون شهوت اگر انزال شود كفّاره اش يك شتر است در صورت دارا بودن و يك گاو است اگر متوسط باشد و يك گوسفند است اگر فقير باشد. آية اللَّه سيستاني: همين نظر بنابر احتياط واجب.

آيات عظام تبريزي، خويي، صافي، گلپايگاني: بايد يك شتر كفاره بدهد.

(5). آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط واجب يك شتر بدهد. و امّا اگر مني بيرون نيايد و يا بدون شهوت به اونگاه كرد و مني بيرون آمد، كفّاره واجب نيست. (مناسك، مسأله 229).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 182

كفّاره بدهد؛ ولي اگر از روي شهوت نباشد، كفّاره ندارد.

359- دست زدن به زن با شهوت و بدون انزال، يك گوسفند؛ و با انزال بنابر احتياط، يك شتر، كفّاره دارد؛ اگرچه كفايت گوسفند، خالي از قوت نيست.

3- عقد

سوم- عقد كردن زن براي خود يا براي ديگري چه محرم باشد يا محلّ.

360- شاهد شدنِ محرم براي عقد، جايز نيست، اگرچه عقد براي غير محرم باشد.

361- شهادت بر عقد، اگرچه در حال احلال، شاهدِ آن عقد شده باشد، احتياط در ترك آن است هرچند جايز بودن آن، خالي از قوت نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: ولي اگر از روي شهوت نگاه كند و مني از او بيرون نيايد يا بدون شهوت نگاه كند و مني بيرون بيايد كفّاره ندارد. (مناسك،

مسأله 229).

آية اللَّه تبريزي: و يا از روي شهوت باشد و انزال نشود …

(2). لمس همسر با شهوت:

بدون انزال:

آيات عظام: تبريزي، خويي، سيستاني و فاضل: يك گوسفند كفاره دارد.

با انزال:

آيات عظام: بهجت، تبريزي، خويي، صافي و گلپايگاني: يك شتر؛ آية اللَّه سيستاني: و اگر نمي تواند يك گوسفند.

آية اللَّه خامنه اي: كفاره ملاعبه منتهي به امناء در حال احرام، يك شتر است.

آيات عظام: فاضل، مكارم و نوري: بنابر احتياط يك شتر.

ساير آيات عظام با متن موافق هستند.

(3). آيات عظام مكارم، نوري: احتياط واجب.

آيةاللَّه بهجت: حاضرشدن درمجلس عقد وشاهد شدن برآن، برمحرم حرام است. (مناسك، مسأله 235).

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: شاهد شدن بر عقد، بنابر قول مشهور، بر محرم حرام است و اين قول موافق احتياط است.

(4). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: دليلش ظاهر نيست.

آيةاللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: شهادت بر عقد جايز نيست، اگرچه پيش از احرام شاهد شده باشد.

آية اللَّه فاضل: شهادت دادن به عقد در حال احرام جايز است، هرچند احتياط مستحب در ترك آن است.

(5). آية اللَّه بهجت، آيةاللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 183

362- خواستگاري در حال احرام، بنابر اقوي جايز است و احتياط در ترك است.

363- رجوع به مطلقه رجعيّه، در حال احرام، مانع ندارد.

364- اگر محرم زني را با علم به حكم، براي خود عقد كند، آن زن بر او حرام دائمي مي شود؛ واگر با جهل به حكم عقد كند، عقدْ باطل است، ولي حرام دائمي نمي شود، هرچند احتياط آن است كه با آن زن ازدواج نكند؛ خصوصاً اگر با او نزديكي هم كرده باشد.

365- در احكام ذكر شده، ظاهراً فرقي بين عقد موقّت و دائمي

نيست.

366- اگر محلّ، محرمه اي را عقد كند، احتياط آن است كه با او نزديكي نكند و او را طلاق داده و هيچ وقت با او ازدواج نكند.

367- اگر كسي زني را براي محرمي عقد كند، اگر هر سه عالم به حكم باشند، با فرض دخول، بر هر يك از آنها، يك شتر كفّاره است؛ و بدون دخول، كفّاره ندارد؛ و اين حكم ثابت است چه زن و عاقد، مُحِلّ باشند يا محرم؛ ولي اگر بعضي از آن ها حكم را مي دانند و بعضي نمي دانند، فقط بر آن كه مي داند، كفّاره است.

4- استمناء

368- چهارم- استمناء با دست يا غير آن، هرچند به خيال، يا ملاعبه با شخصي، يا حتي همسر خود، به هر نحو كه باشد، در صورت خروج مني، كفاره آن يك شتر است.

______________________________

(1). آيات عظام تبريزي، خويي، صافي، فاضل، گلپايگاني، مكارم، نوري: بنابر احتياط واجب محرم نبايد خواستگاري نمايد.

(2). آية اللَّه نوري: در صورت عدم دخول، و در صورت دخول حرام دائمي مي شود.

آية اللَّه بهجت: اگر جاهل بود حرام ابدي نمي شود، اگرچه دخول كند، بنابر اظهر و اشهر. (كتاب نكاح، ص 48).

(3). آية اللَّه مكارم: اين احتياط مستحب است.

(4). آية اللَّه بهجت: احوط اتّحاد حكم مرد و زن است بلكه خالي از وجه نيست. (كتاب نكاح، ص 48).

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني، صافي، فاضل و گلپايگاني: در صورتي كه زن محرم باشد و مردي كه محرم نيست او را به عقد خود درآورد، اين عقد باطل است و چنانچه زن عالم به حكم بوده است موجب حرمت ابدي هم مي شود. (آية اللَّه سيستاني: حكم اخير مبني بر احتياط است).

(5). آيات عظام: بهجت، سيستاني: و عالم به موضوع.

(6). آية

اللَّه خامنه اي: و اگر نتواند شتر بدهد قرباني كردن يك گوسفند كافي است و اين در صورت علم به حكم و عمد مي باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 184

5- استعمال بوي خوش
محرمات احرام

پنجم- استعمال عطريات؛ از قبيل مشك و زعفران و كافور و عود و عنبر، بلكه مطلق عطر، هر نوع كه باشد.

369- ماليدن عطر بر بدن و لباس، جايز نيست؛ و همين طور پوشيدن لباسي كه بوي عطر مي دهد، اگرچه قبلًا به آن عطر ماليده شده باشد، جايز نيست.

خوردن غذاي خوش بو و زعفران

370- اگر در خوردني، چيزهاي خوش بو- مثل زعفران- باشد، خوردن آن جايز نيست.

اضطرار به معطّر و لزوم گرفتن بيني

371- در صورت اضطرار به پوشيدن لباس، يا خوردن غذايي كه بوي خوش مي دهد، گرفتن بيني از بوي خوش آن، لازم است. 372- اجتناب از گلها يا سبزي هايي كه بوي خوش مي دهد در حال احرام، لازم

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: حرمت در غير طيب مسلم الحرمه؛ مانند مشك و زعفران و عنبر و كافور و ورس، معلوم نيست، بلكه جواز آن شمّاً و استعمالًا خالي از وجه نيست، اگرچه احتياط در اجتناب عامه بوي خوش است.

آيةاللَّه تبريزي: اين حكم در غيرزعفران و عود وعنبر ومشك وورس، مبني بر احتياط مستحب است.

آية اللَّه خويي: احوط اجتناب از هر بوي خوشي غير از اين ها است.

آية اللَّه سيستاني: بر محرم حرام است استعمال هر ماده اي كه براي خوشبو كردن بدن يا لباس يا خوراك يا غير آن ها مورد استفاده واقع مي شود چه استعمال به بوييدن باشد يا خوردن يا ماليدن يا رنگ كردن يا بخور دادن و احتياط واجب آن است كه از شامپو و صابون و سيگاري كه بوي خوش دارد نيز اجتناب كند.

آية اللَّه خامنه اي: بنابر احتياط، استعمال صابون و شامپوي معطر براي محرم جايز نيست.

(2). آية اللَّه مكارم: يا پراكندن در فضا به وسيله اسپري و مانند آن.

(3). آيات عظام تبريزي، خامنه اي، خويي: بنابر احتياط لازم.

(4). آية اللَّه مكارم: مگر اين كه موجب عسر و حرج باشد.

(5). آيات عظام صافي، گلپايگاني، مكارم: بنابر احتياط واجب از تمام گلها اجتناب كند.

آيةاللَّه بهجت، تبريزي و خويي: به حاشيه قبل از مسأله 369: پنجم: استعمال عطريات مراجعه شود.

آية اللَّه خامنه اي: بنابر احتياط واجب، بايد محرم از بوييدن هر چيز معطر اجتناب

كند، هر چند به آن عطر اطلاق نشود، مانند گل ها و سبزيجات و ميوه هاي خوشبو.

آية اللَّه سيستاني: اين حكم مخصوص گياهاني است كه براي بوييدن مورد استفاده واقع مي شود، چه از آن عطر گرفته شود و چه نشود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 185

است، مگر گياهان صحرايي، مثل «بومادران» و «درمنه» و «خزامي».

373- احتياط در اجتناب از «دارچيني» و «زنجبيل» و «هل» و امثال آن، است، هرچند اقوي، حرام نبودن آن ها است.

ميوه ها و سبزي هاي خوش بو

374- از ميوه هاي خوشبو- مانند سيب و بِه- اجتناب لازم نيست، و خوردن و بوييدن آنها، مانع ندارد، ولي احتياط، در ترك بوييدن است.

375- خوردن نعنا و ساير سبزيهاي خوشبو در حال احرام چه حكمي دارد؟

استفاده از صابون و شامپو

376- اجتناب از صابون و شامپوهاي بودار، با صدق بوي خوش، لازم است و گرنه مانعي ندارد.

گرفتن بيني از بوي بد

377- گرفتن دماغ از بوي بد، بنابر اقوي حرام است؛ ولي شتاب براي دور شدن از آن مانعي ندارد.

378- خريد و فروش عطريات، اشكال ندارد؛ ولي بو كردن و استعمال، جايز نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: حرمت شامل آن ها نيز مي شود.

نظر آيات عظام در مسأله قبل گذشت.

(2). آية اللَّه تبريزي: اولي اين است كه از بوييدن آن ها هنگام خوردن خودداري شود.

آيات عظام خامنه اي، صافي، خويي، گلپايگاني و سيستاني: بنابر احتياط واجب از بوييدن آن ها اجتناب كند.

(3). آيات عظام: بهجت، تبريزي: جايز است؛ آيةاللَّه سيستاني: ولي بنابر احتياط واجب از بوييدن دوري كند.

آيات عظام: صافي، فاضل و مكارم: بنابر احتياط واجب دوري شود.

آية اللَّه نوري: جايز نيست.

(4)- آيات عظام: بهجت، خويي، خامنه اي و سيستاني: بنابر احتياط جايز نيست.

(5)- آية اللَّه مكارم: اگر مشكوك هم باشد مانعي ندارد.

(6). آية اللَّه تبريزي: بنابر احتياط واجب. (مناسك، مسأله 241).

آية اللَّه فاضل: و اگر گرفت معصيت كرده ولي كفّاره ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 186

كسي كه بو احساس نمي كند

379- كسي كه حسّ بويايي ندارد يا به علت زكام و سرماخوردگي بويي را احساس نمي كند، الف: استعمال طيب و عطر زدن به بدن و لباس چه حكمي دارد؟ ب: گرفتن بيني از بوي بد بر او حرام است يا نه؟

خلوق كعبه

380- بنابر مشهور، استعمال «خلوق» - كه كعبه معظّمه را با آن خوش بو مي كنند- حرام نيست، ولي چون معلوم نيست كه خلوق چيست، احتياط در اجتناب از بوي خوش آن است.

كفاره بوي خوش

381- كفاره استعمال بوي خوش- بنابر احتياط واجب - يك گوسفند است.

382- در استعمال مكررِ بوي خوش در وقتِ واحد، كفايت يك گوسفند بعيد نيست، هرچند

______________________________

(1). الف: آيات عظام: بهجت، خامنه اي، تبريزي، سيستاني و فاضل: استعمال طيب براي او جايز نيست؛ آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط جايز نيست.

ب: آيات عظام: بهجت، تبريزي، سيستاني و مكارم: با فرض اين كه بويي احساس نمي كند، گرفتن بيني حرام نيست.

آيات عظام: خامنه اي، صافي و فاضل: جايز نيست.

(2). آية اللَّه فاضل: ماده خوشبوي مخصوصي است كه براي نظافت كعبه استعمال مي شود.

(3). آية اللَّه بهجت: اين احتياط در صورتي است كه معلوم باشد دخول آنچه جايز نيست بوييدن آن (و لو به حسب احتياط ممنوع باشد) در آن، و معلوم نباشد ناميده شدن آن به خلوق كعبه (كه خوشبو كننده كعبه است با خصوصيتي در ساخت آن) و الّا اقوي عدم حرمت است. (مناسك شيخ، ص 19).

آيات عظام تبريزي، خويي، فاضل: اين احتياط لازم نيست.

آية اللَّه سيستاني: خلوق كعبه عطري است كه از زعفران و غير آن گرفته مي شده است، ولي بعيد نيست كه اجتناب از بوي خوش كعبه لازم نباشد و بتوان آن را استشمام كرد.

(4). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: كفّاره اش بنابر مشهور يك گوسفند است، ولي ثبوت كفّاره در غير خوردن، محل اشكال است هرچند احوط كفّاره دادن است. (مناسك، م 240).

آية اللَّه سيستاني: هرگاه محرم عمداً مقداري از چيزهاي خوشبو را بخورد و يا چيزي

را بپوشد كه اثر بوي خوش از سابق در آن مانده باشد، بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفّاره بدهد، ولي در غير اين دو مورد، در استفاده از بوي خوش، كفّاره واجب نيست، هرچند احوط كفّاره دادن است. (مناسك، مسأله 240).

آية اللَّه فاضل: در صورت علم و عمد.

(5). آية اللَّه بهجت: با تخلل تكفير كفّاره دارد و بدون آن احتياط است.

آية اللَّه تبريزي: چنانچه گذشت كفّاره در غير خوردن مبني بر احتياط وجوبي است و در صورت تكرار احتياط در تعدّد كفّاره است.

آية اللَّه خامنه اي: تكرّر استعمال طيب در يك زمان تا حدي كه عرفاً آن را يكبار استعمال كردن بدانند، كفّاره را متعدد نمي كند و در غير آن علي الظاهر بايد كفّاره را به تعداد استعمال تكرار كند و عدم تخلل كفّاره تأثيري ندارد.

آية اللَّه گلپايگاني: در صورت تكرار كفّاره هم تكرار شود. (مناسك عربي، ص 98).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 187

احتياط در تعدّد است؛ و در فرض استعمال در چند وقت، اين احتياط ترك نشود.

اگر بعد از استعمال بوي خوش، كفّاره داده شود و مجدّداً استعمال شود، كفّاره تكرار مي شود.

6- سرمه كشيدن

383- ششم- سرمه كشيدن به سياهي زينتي هرچند قصد زينت نكند. و احتياط واجب، اجتناب از هر سرمه زينتي است؛ و اگر بوي خوش داشته باشد- بنابر اقوي- حرام است.

______________________________

(1). آية اللَّه فاضل: بنابر اقوي كفّاره را بايد متعدد بدهد.

(2). آية اللَّه خويي: متعرض اين مسأله نشده اند.

آية اللَّه سيستاني: كفّاره با تعدّد لبس يا خوردن طيب مكرّر مي شود چه در بين آن كفّاره داده باشد يا نداده باشد.

(3). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: از سرمه سياه بدون قصد زينت

بنابر احتياط واجب اجتناب كند.

آية اللَّه خامنه اي: سرمه كشيدن اگر زينت محسوب شود، بر محرم جايز نيست، همچنين خط كشيدن به دور چشم ها كه زنان انجام مي دهند، جايز نمي باشد و در اين مورد تفاوتي ميان رنگ سياه و ديگر رنگ ها وجود ندارد.

آية اللَّه سيستاني: سرمه سياه و هر سرمه اي كه زينت حساب شود، اگر به قصد زينت باشد حرام و اگر به قصد زينت نباشد احتياط واجب در ترك است و امّا سرمه اي كه نه سياه باشد و نه زينت شمرده شود، اگر به قصد زينت نباشد جايز و اگر به قصد زينت باشد احتياط واجب در ترك است، بلي در هر صورت براي معالجه در حال اضطرار اشكال ندارد. (مناسك، مسأله 246).

آية اللَّه مكارم: فرقي بين سرمه سياه و غير سياه نيست، ملاك در حرمت زينت و عدم زينت است.

(4). آيةاللَّه تبريزي و آيةاللَّه خويي: از سرمه غير سياه با قصد زينت بنابر احتياط دوري كند.

آيةاللَّه بهجت: اگر سرمه سياه بكشد و قصد زينت نداشته باشد بلكه براي علاج مرض باشد اشكال ندارد. (مناسك، مسأله 246).

(5). آية اللَّه بهجت: احوط اجتناب از مطلق سرمه است، اگر به قصد زينت باشد يا بوي خوش در آن باشد. (مناسك شيخ، ص 21).

نظر آيات عظام در قسم پنجم از محرّمات احرام گذشت.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 188

384- سرمه كشيدن در حال احرام، براي مرد نيز حرام است و به زن اختصاص ندارد.

385- سرمه كشيدن در صورت نياز، مانعي ندارد.

386- در سرمه كشيدن، كفّاره نيست ولي اگر در آن بوي خوش باشد، احتياط در كفّاره دادن است.

7- نگاه در آينه
اشاره

هفتم- نگاه در آينه. 387- در اين حكم فرقي

بين زن و مرد نيست.

388- نگاه كردن به اجسام صيقل داده شده كه عكس در آن پيداست و نيز نگاه كردن در آب صاف، اشكال ندارد.

عينك زدن و فيلم برداري

389- عينك زدن اگر زينت نباشد اشكال ندارد، ولي اگر زينت محسوب شود جايز نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي: اگر سرمه سياه را به قصد زينت بكشد بنا بر احتياط يك گوسفند كفّاره دارد و در سرمه سياه كه به قصد زينت نباشد يا سرمه اي كه به قصد زينت مي كشد ولي سياه نيست احتياط استحبابي در كفّاره دادن است.

آية اللَّه خويي: بنابر احتياط بايد يك گوسفند كفّاره دهد.

آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط مستحب يك گوسفند كفّاره بدهد.

(2). آية اللَّه فاضل: اگر بوي خوش آن، در لحظه سرمه كشيدن، قابل استشمام باشد، اقوي كفّاره دادن است، وگرنه احتياط مستحب در كفّاره دادن است.

آية اللَّه مكارم: يك گوسفند اگر عمداً باشد.

(3). آيات عظام: بهجت، تبريزي، سيستاني، خامنه اي، وحيد و مكارم: اگر به قصد زينت نباشد، مانعي ندارد.

(4). آيات عظام خامنه اي، سيستاني و مكارم: آب زلال و اجسام صيقلي ديگري كه خاصيت آينه را داشته باشند حكم آينه را دارند.

(5). آية اللَّه بهجت: اگر به قصد زينت نباشد بنا بر اقوي عيبي ندارد.

(6). آية اللَّه فاضل: و به قصد زينت استفاده كند.

(7). آية اللَّه خامنه اي: احتياط واجب اجتناب از هر چيزي است كه عرفاً زينت محسوب مي شود.

آية اللَّه سيستاني: در صورتي كه عينك زدن عرفاً زينت باشد، احوط پرهيز از آن است. (مناسك، مسأله 247).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 189

390- عكس برداري و فيلم برداري هنگام احرام، اگر معلوم نيست كه در آينه نظر مي شود، اشكال ندارد.

علم به نگاه سهوي به آينه

391- اگر در جايي- مانند اتاق- آينه باشد و بداند كه گاهي چشم او سهواً به آن مي افتد، اشكال ندارد، ولي احتياط آن است كه آن را بپوشاند.

نگاه به آينه براي غير زينت

392- نگاه به آينه، اگر چه براي زينت هم نباشد، احتياط در ترك آن است.

نگاه در آينه براي ديدن خود و غير

393- در حرمت نظركردن در آينه- بنا بر احوط- فرقي بين نگاه براي ديدن خود و يا براي ديدن ماشين و غيره و يا مثلًا براي علاج درد، نيست.

نگاه در آينه، كفّاره ندارد

394- نظر كردن به آينه، كفّاره ندارد، ولي مستحب است كه بعد از نگاه كردن، لبيك بگويد.

محرمات احرام

8- فسوق

هشتم- فسوق.

______________________________

(1). بر فرض صدق نظر در آينه بودن هم، گذشت حكم آن كه: طبق نظر بسياري بدون قصد زينت جايزاست.

(2). آيات عظام بهجت، تبريزي، خامنه اي، خويي، سيستاني، مكارم: نگاه به آينه بدون قصد زينت اشكال ندارد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: نظر در آينه مطلقاً جايز نيست، چه به قصد زينت باشد و چه نباشد. (مناسك عربي، ص 89).

(3)- آيات عظامي كه نظر به آينه را بدون قصد زينت جايز مي دانند، در اين مسأله نيز قائل به جواز هستند، به مسايل قبل مراجعه شود.

(4). آية اللَّه تبريزي: كفّاره اش بنابر احتياط استحبابي يك گوسفند است. (مناسك، مسأله 247).

آية اللَّه خويي: كفّاره اش بنابر احتياط يك گوسفند است. (مناسك، مسأله 247).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: كفّاره اش استغفار است. (آراء المراجع، ص 153).

(5). آية اللَّه خامنه اي: احتياط واجب است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 190

395- فسوق اختصاص به دروغ گفتن ندارد بلكه فحش دادن و فخر به ديگران، نيز فسوق است. در فسوق، غير از استغفار كفّاره نيست، و مستحب است چيزي كفّاره بدهد و اگر گاو ذبح كند بهتر است.

9- جدال
اشاره

نهم- جدال؛ و آن گفتن «لا وَاللَّه» و «بَلي وَاللَّه» است.

396- گفتن كلمه «لا» و كلمه «بَلي» و در ساير لغات، مرادف آن؛ مثل «نه» و «آري»، دخالتي در جدال ندارد، بلكه قَسَم خوردن در مقامِ اثبات مطلب يا ردّ غير، جدال است.

قسم به لفظ خدا و ديگر اسماي الهي

397- قَسَم اگر به لفظ «اللَّه» باشد يا مرادف آن؛ مثل «خدا» در زبان فارسي، جدال است؛ و اما قَسَم به غير خدا، به هر كس باشد، ملحق به جدال نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: اظهر مقيّد بودن دروغ گفتن و دشنام دادن و مفاخرت است به آن كه بر غير محرم حرام باشند. (مناسك شيخ، ص 22).

(2). آية اللَّه تبريزي: فخر كردن بر ديگران، اگر براي اثبات فضيلت و برتري براي خود باشد كه توهين ديگري را در برداشته باشد، اين عمل في نفسه حرام است.

آية اللَّه خويي و آية اللَّه سيستاني: فخر كردن اگر مستلزم اهانت و تحقير مؤمن باشد هميشه حرام است و در حال احرام حرمتش مؤكّد است و اگر چنين نباشد اشكالي ندارد حتي در حال احرام.

آية اللَّه فاضل: خواه موجب نقص ديگران باشد و يا نباشد.

آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب فخر فروشي نيز از فسوق است.

(3). آيات عظام: تبريزي، فاضل، گلپايگاني: در مرادف احتياط شود.

(4) آية اللَّه فاضل و آية اللَّه خويي: كلمه لا و بلي دخالت در مطلب دارد.

آية اللَّه گلپايگاني: بنابر احتياط لازم، گفتن كلمه «آري واللَّه» و «بله واللَّه» و «نه واللَّه» ملحق به آن است.

(5). آية اللَّه خويي: بنابر احتياط واجب لفظ مرادف «اللَّه» به هر زباني كه باشد ملحق به جدال است.

آية اللَّه بهجت: اگر قسم به لفظ جلاله نباشد اظهر عدم الحاق

است و اگر به لفظ جلاله باشد ظاهر تحقّق حرام به مجرّد آن است. (مناسك شيخ، ص 22).

آية اللَّه فاضل: ظاهراً لفظ «اللَّه» بدون «لا» و «بلي» جدال محرّم نيست و مرادف «اللَّه» نيز به هر زباني كه باشد جدال محرّم نمي باشد.

آية اللَّه خامنه اي: احتياط واجب آن است كه از قسم خوردن به نام هايي كه ترجمه واژه اللَّه به زبان هاي ديگر است- مانند كلمه خدا در زبان فارسي- اجتناب كند، همچنين بنابر احتياط واجب، بايد از قسم خوردن به نام هاي خداوند مانند رحمن، رحيم، قادر، متعال و … در حال منازعه خودداري نمايد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 191

398- احتياط واجب الحاق ساير اسماء اللَّه، به لفظ جلاله است، پس اگر كسي به «رحمان» و «رحيم» و «خالق سموات وارض»، قَسَم بخورد- بنابر احتياط واجب- جدال محسوب مي شود. 399- در مقام ضرورت، براي اثبات حق، يا ابطال باطلي، قَسَم به جلاله و غير آن، جايز است.

400- در جدالِ بر راست، در كمتر از سه مرتبه، غير از استغفار چيزي نيست؛ و در سه مرتبه، كفاره آن يك گوسفند است.

10- كشتن جانوارن ساكن در بدن

دهم- كشتن جانوران ساكن در بدن؛ مثل شپش و كَيك و كنه كه در بدن حيوان است.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: به مسأله قبلي مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني: در جدال كافي است كه قسم به خداي متعال باشد ولو به لفظ جلاله نباشد.

آية اللَّه فاضل: در صورتي كه مشتمل بر كلمه «لا» و يا «بلي» باشد در اين صورت نيز احتياط مستحب الحاق است.

(2). آية اللَّه بهجت: و در صورت جواز كفّاره اي نيست علي الاظهر. (مناسك شيخ، ص 22).

آيات عظام تبريزي، خويي، صافي، گلپايگاني: و

همچنين براي اظهار مودّت و دوستي و اكرام مؤمن نيز جايز است.

آية اللَّه سيستاني: استثنا مي شود از حرمت جدال موردي كه ترك آن مستلزم ضرري بر مكلّف باشد، مثلًا حق او را پايمال كند.

(3). آية اللَّه سيستاني: به گفته بعضي از فقها جدال با قسم راست محقّق نمي شود مگر اين كه سه بارپي درپي باشد و اين گفته خالي از وجه نيست، گرچه احتياط ترك آن است حتي يك بار.

(4). آية اللَّه بهجت: اگر سه مرتبه پي درپي باشد، و در حكم غير صورت تتابع با عدم تخلل تكفير تامّل است در صادق و كاذب. (مناسك شيخ، ص 22).

آية اللَّه سيستاني: اگر سه بار پي در پي باشد.

(5). آية اللَّه بهجت: بنابر مشهور و موافق با احتياط و در خصوص شپش حرمت قتل و القاء از جسد يا ثوب خالي از وجه نيست. (مناسك شيخ، ص 23).

آية اللَّه خامنه اي: بنا بر احتياط واجب.

(6). آية اللَّه فاضل: انسان يا حيوان.

(7). كَيك يا كَكْ: حشره اي است به اندازه شپش، بال ندارد و چون پاهاي عقب او بلند است به آساني مي جهد، خرطومي دارد كه با آن خون انسان را مي مكد و گاهي باعث سرايت بيماري طاعون مي شود. «فرهنگ عميد».

(8). آيات عظام تبريزي، خويي، صافي، گلپايگاني: كشتن شپش و انداختن او از بدن براي محرم جايز نيست، اما پشه و كك احتياط در نكشتن آن ها است، در صورتي كه ضرري متوجه محرم نشود اما تاراندن آن ها ظاهراً جايز است هرچند احوط ترك است.

آية اللَّه سيستاني در مورد پشه و كَكْ فرموده اند: اگر ضرر از آنها متوجّه شخص نباشد احتياط واجب اين است كه آن ها را نكشد و اما راندن آن ها

جايز است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 192

406- انداختن شپش و كك از بدن، جايز نيست؛ و همچنين نقل كردن از مكاني كه محفوظ است به جايي كه از آن ساقط شود و بيفتد، جايز نيست؛ و احتياط آن است كه آن را به محلي كه در معرض افتادن است، نقل ندهد.

407- احتياط مستحب آن است كه اگر مكان اول محفوظتر است، آن را از محلي به محل ديگر از بدن نقل ندهند.

408- در كشتن يا انتقال دادن، عدم ثبوت كفّاره، بعيد نيست، ولي احتياطاً يك كف از طعام، صدقه بدهد.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: حرمت القاي غير شپش دليلي ندارد و شهرت هم بر آن ثابت نيست، بلي دور انداختن كنه خود يا كنه شتر خود، مورد احتياط است. (مناسك شيخ، ص 23).

آية اللَّه سيستاني: به احتياط واجب انداختن شپش از بدن و لباس جايز نيست.

آية اللَّه فاضل: در غير شپش احتياط واجب در نينداختن است.

آية اللَّه گلپايگاني: بنابر احتياط واجب جايز نيست كه شپش را از روي لباس و بدن بيفكند امّا راندن پشه و كك و مانند آنها ظاهراً جايز است هرچند احوط ترك آن است. (مناسك، مسأله 253).

آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب در اين مسأله و مسأله بعد.

(2). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: به صورت اطلاق فرموده اند كه جا به جا كردن آنها ايرادي ندارد.

آية اللَّه فاضل: در غير شپش احتياط واجب در عدم نقل است.

(3). آية اللَّه بهجت: جابه جا كردن آن از جاي محفوظتر عيبي ندارد، در صورتي كه سبب افتادن آن نشود. (مناسك شيخ، ص 23).

(4). آية اللَّه اراكي، آية اللَّه نوري: احتياط واجب.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني:

نبايد آن را از محلي …

آية اللَّه مكارم: اين احتياط ترك نشود.

(5). آيات عظام اراكي، بهجت، تبريزي، خويي، نوري: بنابر احتياط واجب بايد يك مشت از طعام به فقير كفّاره بدهد.

آية اللَّه سيستاني: در صورت كشتن و يا انداختن شپش، احتياط مستحب آن است كه يك مشت از طعام كفّاره بدهد. (مناسك، مسأله 253).

آية اللَّه فاضل: اين احتياط در كشتن يا انداختن شپش ترك نشود.

آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب است خواه عمداً باشد يا از روي خطا.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 193

11- انگشتر به دست كردن
اشاره

يازدهم- انگشتر به دست كردن براي زينت؛ ولي اگر براي استحباب باشد، مانع ندارد.

409- اگر انگشتر در دست نمودن، براي زينت و استحباب نباشد، مثلا براي خاصيتي باشد، اشكال ندارد.

حنا

410- محرم- بنابر احتياط واجب - نبايد براي زينت حنا ببندد؛ بلكه اگر زينت باشد و قصد هم نكند، احتياط در ترك است؛ بلكه حرمت آن، در هر دو صورت، خالي از وجه نيست.

411- اگر قبل از احرام حنا ببندد، چه به قصد زينت باشد يا نباشد و چه اثرش تا زمان احرام بماند يا نماند، مانع ندارد، ولي احتياط خوب است.

حنا و انگشتر كفّاره ندارد

412- انگشتر به دست كردن و حنا بستن، كفّاره ندارد.

______________________________

(1). آية اللَّه خامنه اي: بنابر احتياط واجب محرم بايد از به دست كردن انگشتر اگر زينت محسوب گردد اجتناب كند گرچه قصد زينت نكند بلكه بايد از هر كاري كه زينت حساب شود اجتناب كند.

آيةاللَّه سيستاني: بنابر احتياط واجب.

آية اللَّه مكارم: انگشتر زينتي به هر قصد باشد حرام است.

(2). آية اللَّه بهجت: حنا بستن اگر براي زينت باشد جواز آن مورد تأمل است. (مناسك شيخ، ص 8).

آيات عظام تبريزي، خويي، مكارم: حنا بستن در صورتي كه زينت گفته شود بر محرم حرام است.

آية اللَّه خامنه اي و آيةاللَّه سيستاني: احتياط واجب آن است كه فرد محرم از استعمال حنا و رنگ مو- اگر زينت به شمار آيد- بلكه از هر چيزي كه زينت محسوب مي شود، اجتناب كند.

(3). آية اللَّه فاضل: حرمت محلّ اشكال است.

(4). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: در صورتي كه اثرش تا حال احرام باقي مي ماند بنابر احتياط بايد خودداري كند (مناسك فارسي، ص 41) و در مناسك عربي، ص 91، مطابق متن فرموده اند: اگر اثرش تا زمان احرام بماند بهتر است قبل از احرام حنا نبندد.

آية اللَّه مكارم: اگر قصدش ادامه زينت براي حال احرام باشد اشكال دارد.

(5). آية اللَّه تبريزي: بنابر

احتياط استحبابي كفّاره اش يك گوسفند است. (مناسك، مسأله 254).

آية اللَّه خويي: بلكه زينت نمودن به هر چيز باشد بر محرم حرام است و كفّاره اش بنابر احتياط يك گوسفند است. (مناسك، مسأله 254).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 194

12- روغن ماليدن
اشاره

دوازدهم- روغن ماليدن به بدن.

413- ماليدن روغن به بدن اگرچه بوي خوش در آن نباشد، بنابر احوط بلكه اقوي، حرام است.

414- استعمال روغنِ داراي بوي خوش، پيش از احرام، اگر اثرش تا وقت احرام باقي مي ماند، جايز نيست. 415- خوردن روغن اگر در آن بوي خوش- مثل زعفران- نباشد، مانع ندارد.

416- ماليدن روغن اگر از روي اضطرار و احتياج باشد، مانعي ندارد. 2/ 416- استفاده از كرم هاي مختلف- نرم كننده، ضد آفتاب، تميز كننده و برطرف كننده خشكي لب و تاول هاي پا و كرم نرم كننده دست و صورت و بدون بو و الكل- در حال احرام جايز است يا خير؟

______________________________

(1). آية اللَّه خامنه اي: ماليدن روغن به اعضاي بدن و موي سر، در حال احرام جايز نيست چه از قبيل كِرِم كه براي زينت زده مي شود و چه غير آن و چه معطر باشد يا نباشد.

(2). آية اللَّه بهجت: در صورت ارتكاب و در صورت امكان تأخير احرام، تا زمان زوال بوي خوش، لازم است. (مناسك شيخ، ص 24).

آية اللَّه خويي: فتواي معظّم له به دست نيامد.

آيةاللَّه سيستاني: ولي اگر در آن عطر نباشد بلكه خودش خوشبو باشد اشكال ندارد.

(3). آية اللَّه سيستاني: محرم مي تواند روغني كه بوي خوشي ندارد براي مداوا استعمال كند و جايز است در حال ضرورت استعمال روغني كه خوشبو است يا بوي خوش در آن است.

(4). آية اللَّه خامنه اي: جايز نيست.

آية

اللَّه سيستاني: جايز نيست مگر در موارد ضرورت.

آية اللَّه مكارم: ماليدن هر نوع روغن و كرم به بدن خواه معطر باشد يا نه، براي محرم جايز نيست ولي ماليدن انواع پمادهاي طبي بر بدن براي معالجه و درمان مانعي ندارد.

آية اللَّه صافي: جايز نيست هر چند در آن بوي خوش نباشد ولي در حال اضطرار و ناچاري جايز است و در اين حال چنانچه بوي خوش در آن باشد، كفاره آن يك گوسفند است هرچند از روي اضطرار بوده والله العالم.

آية اللَّه نوري: در فرض سؤال كه بو ندارد جايز است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 195

ماليدن روغن كفّاره ندارد

417- اگر در روغن بوي خوش نباشد، در ماليدن آن كفّاره نيست. 418- اگر در روغن بوي خوش باشد، كفاره آن يك گوسفند است اگرچه از روي اضطرار باشد.

13- ازاله مو
اشاره

سيزدهم- ازاله مو از بدنِ خود يا ديگري، چه محرم باشد چه مُحِلّ.

419- درحرمت ازاله مو، ميان كم و زياد فرقي نيست و ازاله يك مو نيز حرام است. 420- ازاله مو اگر از روي ضرورت باشد، مانع ندارد. 421- اگر در وقت غسل يا وضو، مويي بدون قصد كنده شود، اشكال ندارد.

422- در حرمت ازاله مو بين تراشيدن، يا نوره ماليدن، يا كندن، يا قيچي كردن و …، فرقي نيست.

ازاله مو از محرم توسط مُحل

423- اگر محرم به اختياراً حاضر شود كه ديگري حتي اگر محل باشد سر او را بتراشد، مرتكب

______________________________

(1). آيات عظام: تبريزي، خويي و سيستاني: كفاره روغن مالي در صورتي كه از روي علم و عمد باشد، (آيةاللَّه تبريزي: چه بوي خوش در آن باشد يا نباشد.) و يك گوسفند است و اگر از روي ناداني باشد، كفّاره اش اطعام يك فقير است بنابر احتياط در هر دو مورد.

آية اللَّه مكارم: احتياطاً يك گوسفند است.

(2). آية اللَّه خامنه اي: بنابر احتياط، كفاره ماليدن روغن خوشبو به بدن، يك گوسفند است، و در موردروغن هاي غير خوشبو، سير كردن يك فقير است، اگرچه عدم وجوب كفاره در هر دو مورد بعيد نيست.

آية اللَّه فاضل: اگر در روغن بوي خوش باشد كفّاره خوردن آن بنابر اقوي يك گوسفند است و در غير مصرفِ خوردن هم احتياطاً كفّاره را بدهد.

آية اللَّه نوري: كفاره ماليدن روغن به بدن، يك گوسفند است، اگرچه از روي اضطرار باشد.

(3). آية اللَّه بهجت، آية اللَّه تبريزي: كفّاره اش يك گوسفند است حتي در صورت ضرورت، علي الأحوط.

آية اللَّه فاضل: در حال اضطرار كفّاره ثابت نيست.

(4). آية اللَّه سيستاني: بلكه حتي جزئي از يك مو.

(5). آية اللَّه صافي، آية

اللَّه گلپايگاني: گناه ندارد ولي كفّاره دارد.

(6). آية اللَّه بهجت: يعني به سبب وضو يا غسل و اظهر عدم وجوب فديه است. (مناسك شيخ، ص 24).

آية اللَّه سيستاني: يا تيمّم يا تطهير از خبث يا ازاله مانع از رسيدن آب وضو و غسل و مانند آن.

(7)- آية اللَّه فاضل: نسبت به مُحلّ مطلقا كفّاره اي نيست و نسبت به محرم اگر در موقع ازاله بي اختيار بوده ويا اسناد ازاله به محرم ولو تسبيباً محرز نباشد كفّاره ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 196

حرام شده و بايد كفّاره بدهد، ولي چنانچه بدون اختيار او باشد، كفّاره ندارد حتي بر مُحلّ مزبور.

كفّاره ازاله مو

424- كفاره سر تراشيدن، اگر ضروري باشد، دوازده «مُدّ» طعام است كه بايد به شش مسكين بدهد، يا سه روز روزه بگيرد، يا يك گوسفند قرباني كند.

اندازه مدّ

«مُد»، تقريباً يك چارك (ده سير) است.

425- اگر تراشيدن از روي ضرورت نباشد، بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفّاره بدهد؛ بلكه تعيّن گوسفند در اين صورت، بعيد نيست.

426- اگر محرم از زير هر دو بغل خود، ازاله مو كند، بايد يك گوسفند ذبح كند؛ بلكه اگر از زير يك بغل هم ازاله مو كند، احتياط آن است كه يك گوسفند كفّاره بدهد.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: اگر محرم با ضرورت و بدون ضرورت سر خود را بتراشد كفّاره اش يك گوسفند يا سه روزروزه يا اطعام ده مسكين است كه به هريك يك مد داده شود بلكه بنابر احتياط به هر كدام به مقداري كه سير شوند اگرچه بيش از يك مد باشد طعام داده شود. احتياط در رعايت اكثر از مدّ و اشباع است. (مناسك، مسأله 260 و مناسك شيخ، ص 24).

آية اللَّه فاضل: يكي از سه چيز به نحو تخيير است.

آية اللَّه گلپايگاني: كفاره ازاله مو از بدنِ خود، چه در حال ضرورت و چه در غير ضرورت ثابت است الّا در ازاله مو از بدنِ ديگري كه در حال ضرورت كفّاره ندارد.

(2). آية اللَّه گلپايگاني: صدقه دادن ده مدّ به ده مسكين كفايت مي كند اگرچه دوازده مد به شش مسكين بهتر است. (مناسك فارسي، ص 42، مسأله 63).

(3). آية اللَّه بهجت: رعايت اين احتياط لازم نيست (مناسك شيخ ص 24).

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني، مكارم و نوري: كفّاره آن يك گوسفند است.

آية اللَّه خامنه اي: اگر سر

را عالماً عامداً بتراشد كفّاره آن يك گوسفند است.

(4). آية اللَّه نوري: اگر از زير هر دو بغل ازاله مو كند احتياط آن است براي هر يك از بغل ها يك گوسفندكفّاره بدهد.

(5). آية اللَّه مكارم: اين حكم واجب است.

(6). آية اللَّه بهجت: اگر موي زير هر دو بغل خود را بكند كفّاره اش يك گوسفند است بنابر اقوي و در كندن موي يك طرف، سه مسكين را طعام بدهد. (مناسك، مسأله 260).

آية اللَّه سيستاني: اگر موي زير بغل را بكند حكم همين است و همچنين بنابر احتياط واجب اگر به وسيله ديگري، غير از كندن، موي آن را ازاله نمايد و اگر موي ريش يا غير آن را بكند كفاره آن يك مشت طعام است و اگر مُحرِم سر ديگري را تراشيد چه محرم باشد چه غير محرم كفّاره ندارد.

آية اللَّه فاضل: سه فقير را اطعام كند.

آية اللَّه گلپايگاني: كفاره ازاله مو از زير بغل، يك گوسفند است. (مناسك عربي، ص 97- مناسك فارسي، مسأله 397).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 197

كفاره ازاله مو با دست به سر و ريش كشيدن

427- اگر به سر يا ريش خود دست بكشد و يك مو يا بيشتر بيفتد، بنابر احتياط يك كف طعام صدقه بدهد.

428- اگر كسي موي سر را به غير تراشيدن، ازاله كند، بنابر احتياط بايد كفاره تراشيدن را بدهد.

429- در موردي كه كنده شدن مو با كشيدن دست به سر و صورت كفّاره دارد، فرقي بين عمد و سهو و غفلت نيست به شرط آن كه دست كشيدن عمدي باشد.

14- بيرون آوردن خون از بدن
اشاره

چهاردهم- بيرون آوردن خون از بدن خود

______________________________

(1). به مسأله 421 مراجعه شود.

آية اللَّه بهجت: يك كف از طعام صدقه بدهد و ساقط شدن مو به اين سبب با عدم اطمينان به ساقط شدن، غير از ازاله غيرعمدّيه است كه فديه ندارد، اگر چه هر دو جايز است. (مناسك شيخ، ص 25).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: بايد يك مشت طعام بدهد.

آية اللَّه خامنه اي: احتياط آن است كه به قدر يك مشت گندم يا آرد و امثال آن بدهد اگرچه وجوب اين احتياط معلوم نيست.

آية اللَّه سيستاني: خاراندن سر و بدن اشكال ندارد اگر مويي را نكند و خون خارج نشود؛ و اگر بي جهت محرم دست به سر و ريش خود بكشد و مويي يا بيشتر بيافتد، بايد يك مشت طعام كفّاره بدهد ولي اگر در وضو و مانند آن باشد چيزي بر او نيست.

آية اللَّه مكارم: مقصود از يك كف طعام، مقداري غذاست.

(2). آية اللَّه بهجت: فرقي بين كندن و ماشين كردن و نوره گذاشتن نيست، چه از سر باشد يا صورت يا مواضع ديگر.

آية اللَّه خويي: بلكه واجب است. (معتمد، ج 4، ص 208).

(3)- آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.

آية اللَّه مكارم: يعني ميان

سر و صورت فرقي نيست.

(4). آية اللَّه بهجت: به كاري كه بداند موجب آن مي شود؛ زيرا اخراج احتماليِ خون، محكوم به حرمت نيست (مناسك شيخ، ص 28).

آية اللَّه خامنه اي، آية اللَّه سيستاني: به احتياط واجب.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 198

430- بيرون آوردن خون از بدنِ ديگري؛ مثل حجامت كردن او، يا كشيدن دندان او، حرام نيست.

مسواك زدن در حال احرام

431- بيرون آوردن خون از بدن با خراشيدن و مثل آن نيز جايز نيست؛ و همين طور است مسواك زدن، اگر از لثه خون خارج شود.

اضطرار به بيرون آوردن خون و خاراندن

432- خارج نمودن خون در حال احتياج براي حجامت و غير آن، جايز است؛ و همين طور است بيرون آوردن خون دمل در حال احتياج و خاراندن جَرَبِ آزار دهنده، اگرچه خون خارج شود.

تزريق آمپول و خون گرفتن از بدن

433- تزريق آمپول در حال احرام، مانع ندارد؛ ولي اگر موجب بيرون آمدن خون از بدن مي شود، در غير حاجت و ضرورت، تزريق نشود.

434- خون گرفتن از بدن با سرنگ در حال احرام، چه حكمي دارد؟

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: اگر آن ديگري محرم باشد، احتياط مستحب ترك است و بر خود آن محرم، جايز نيست، بنابر احتياط واجب.

(2). آية اللَّه مكارم: مكروه است در غير حال احتياج و ضرورت.

(3). آية اللَّه بهجت، آية اللَّه خويي: بنابر احتياط واجب.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه سيستاني: مسواك كردن عيبي ندارد، گرچه بداند خون خارج مي شود و كفّاره ندارد.

آية اللَّه مكارم: در اين مسأله و مسأله قبل بنابر احتياط مستحب.

(4). آية اللَّه خويي: در حال ضرورت يا رفع ناراحتي. (مناسك، مسأله 274).

(5)- آية اللَّه فاضل: و در هر صورت كفّاره ندارد.

(6)- آية اللَّه بهجت: يعني اگر بداند كه چنين مي شود، چنانكه گذشت در حاشيه قبل از مسأله 430.

آية اللَّه خامنه اي و آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط جايز نيست مگر در حال نياز.

آية اللَّه مكارم: مكروه است.

(7). خون گرفتن از بدن محرم در حال ضرورت:

آيات عظام: بهجت، خامنه اي، فاضل، سيستاني: جايز است؛ آية اللَّه مكارم: ادماء مطلقاً مكروه است.

در غير ضرورت:

آيات عظام: بهجت، صافي، فاضل و نوري: جايز نيست

آيات عظام: خامنه اي، سيستاني: بنابر احتياط جايز نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 199

اخراج خون كفّاره ندارد

435- خون از بدن درآوردن، كفّاره ندارد.

15- ناخن گرفتن

پانزدهم- ناخن گرفتن:

436- گرفتن بعضي از ناخن هم جايز نيست مگر موجب اذيّت باشد. 437- در عدم جواز ناخن گرفتن، فرقي بين ناخن دست و پا و بين آلات ناخن گيري- قيچي يا چاقو يا ناخن گير- نيست؛ و احتياط واجب آن است به هيچ وجه، حتي به سوهان و دندان، ازاله ناخن نكند.

438- مُحرِم مي تواند از غير محرم ناخن بگيرد؛ و نيز محرم مي تواند ناخن محرم ديگر را به قصد تقصير بگيرد.

16- كشيدن دندان

450- شانزدهم- كندن دندان:

______________________________

(1). آية اللَّه تبريزي: كفّاره اش بنابر احتياط يك گوسفند است؛ آية اللَّه نوري: اگر اختياراً خارج كند.

آيات عظام: خامنه اي، خويي و سيستاني: بنابر احتياط مستحب كفّاره اش يك گوسفند است.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بنابر احوط و اولي كفاره آن يك گوسفند است.

(2). آية اللَّه بهجت: ليكن محتمل است فديه بعضي از ناخنِ آزار رساننده، قبضه اي از طعام باشد نه مدّ. (مناسك شيخ، ص 28).

آية اللَّه تبريزي: در اين صورت گرفتن ناخن جايز است و از هر ناخني يك مشت طعام كفّاره بدهد (مناسك، مسأله 285).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: وكفّاره آن يك مدّ طعام است.

(3). آية اللَّه بهجت، آية اللَّه سيستاني: فرقي نيست و ازاله ناخن به هيچ وسيله جايز نيست.

آيات عظام: خامنه اي، مكارم و فاضل: حرام است.

(4)- آية اللَّه سيستاني: ولي ناخن گرفتن در تقصير بنابر احتياط واجب كافي نيست.

(5). آية اللَّه مكارم: جايز است مطلقاً و كفاره ندارد. (با خون ريزي مكروه است).

آية اللَّه خامنه اي: كشيدن دندان بدون خونريزي نه حرام است و نه كفاره دارد و در صورتي كه كشيدن دندان منجر به خونريزي شود بنابر احتياط واجب ممنوع است مگر در حال ناچاري و نياز.

آية

اللَّه صافي و آية اللَّه گلپايگاني: حرام است مطلقاً هر چند خون نيايد.

آية اللَّه بهجت: خون بيايد بدون ضرورت، حرام است و در غير اين صورت جايز است. و در هر صورت مطلقاً كفاره ندارد.

آيات عظام: تبريزي، خويي، سيستاني: اگر خون نيايد، مانع ندارد و كفاره هم ندارد و اگر خون بيايد اگر براي رفع ناراحتي بوده كفاره ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 200

هرچند بنابر احتياط خون نيايد؛ و احتياط آن است كه يك گوسفند كفّاره بدهد.

451- حرمت كندن دندان، شامل دندان ديگري نمي شود، هرچند خون خارج شود.

452- كشيدن دندان اگر ضرورت دارد، مانع ندارد، ولي علي الأحوط كفّاره دارد.

17- كندن گياه و درخت حرم

هفدهم- كندن درخت يا گياهي كه در حرم روييده باشد.

453- اگر گياه يا درختي بعد از منزل گرفتن روييده باشد، اگر خودش آن را كاشته، جايز است آن را بكند؛ و اگر خودش آن را نكاشته، بنابر احتياط آن را قطع نكند، گرچه اقوي جواز است.

454- اگر گياهي بعد از منزل گرفتن روييده، ولي خودش آن را نكاشته باشد، بنابر احتياط واجب، آن را قطع نكند.

______________________________

(1)- آية اللَّه بهجت: ولي كفارّه ندارد علي الأظهر، حتّي در صورت غيرضرورت، با خون انداختن اگرچه حرام است چنانكه گذشت. (مناسك شيخ، ص 28 و 29).

آية اللَّه خامنه اي: مستحب است كه يك گوسفند كفاره بدهد.

آية اللَّه تبريزي: كشيدن دندان، اگر خون درنيايد، مانع ندارد و كفاره هم ندارد و در صورتي كه خون بيايد، اگر براي رفع ناراحتي بوده كفاره ندارد.

آية اللَّه سيستاني: كفاره لازم نيست.

آية اللَّه فاضل: كفاره ندارد.

آية اللَّه مكارم: مطلقاً مانعي ندارد و كفّاره هم ندارد.

(2). آيات عظام: بهجت، خامنه اي، سيستاني، فاضل، نوري:

و بريدن آن.

(3). آية اللَّه سيستاني: حتي اگر اصل آن در خارج حرم و شاخه آن در حرم يا به عكس باشد.

(4). آية اللَّه سيستاني: اختصاص به محرم ندارد و فرقي بين كاشتن خود شخص و ديگري در اين صورت نيست، ولي اگر گياه يا درختي را خود شخص كاشته باشد مي تواند قطع كند، هرچند در ملك ديگري باشد.

(5). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي و گلپايگاني: مانعي ندارد كندن درخت و گياه در اين صورت.

(6). نظريه آيات عظام در مسأله قبل گذشت.

آية اللَّه سيستاني، آية اللَّه نوري: قطع آن جايز است.

آية اللَّه بهجت: نظر ايشان در حاشيه مسأله قبل گذشت.

آيات عظام خويي، مكارم: اين احتياط واجب نيست بلكه مستحب است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 201

455- اگر منزلي خريده باشد كه داراي درخت و گياه است، نبايد آن را قطع كند. 456- قطع درختان ميوه و درخت خرما و گياه «اذخر»، مانع ندارد.

457- اگر كسي درختي را كه نبايد كنده شود، بكند، احتياط آن است كه اگر بزرگ باشد، يك گاو، و اگر كوچك باشد، يك گوسفند، كفّاره بدهد. 458- اگر قسمتي از درخت را قطع كند، بايد بنابر اقوي، قيمت آن را كفّاره بدهد.

459- در قطع گياه، جز استغفار كفّاره نيست. 461- احكامي كه براي قطع در حرم ذكر شد، مختص به محرم نيست، و براي همه ثابت است.

______________________________

(1). آية اللَّه نوري: منزلي كه در آن سكونت كرده ولو نخريده باشد.

آية اللَّه گلپايگاني: متعرض اين فرع نشده اند.

آية اللَّه مكارم: تنها قطع درختان و گياهان خودرو كه قبل از بنا در آن بوده حرام است و غير آن حرام نيست.

(2). آية اللَّه فاضل:

ميوه هاي آن ها و شاخه هايي از آن ها را كه در كمّيت يا كيفيّت ميوه تأثير مي گذارد مي تواند قطع كند اما خود آن ها را نبايد قطع كند.

آية اللَّه مكارم: قطع درختان ميوه اگر خودرو باشد خالي از اشكال نيست.

(3). آية اللَّه بهجت: در صورتي كه در درخت كوچك و در بعض درخت رعايت عدم نقصان از قيمت بشود. (مناسك شيخ، ص 30).

(4). آية اللَّه نوري: واجب است.

آيات عظام: تبريزي، خويي، سيستاني: كفّاره كندن درخت از بيخ، (آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط) قيمت همان درخت است و كفاره قطع مقداري از آن، قيمت همان مقدار است. و كندن علف يا قطع آن كفّاره ندارد.

آيةاللَّه صافي: و ظاهر آن است كه اگر گاو يا گوسفند را به قصد ما في الذمّه، از عين آن ها يا قيمت درخت، بدهد و قيمت درخت، بيشتر نباشد كافي است.

آية اللَّه خامنه اي، آيةاللَّه مكارم: در هر دو صورت احتياط يك گاو است.

آية اللَّه خامنه اي: كندن گياه و بوته هاي خشك حرم كفاره ندارد ولي واجب است استغفار كند، اما اگر درختي را كه بريدن آن حرام است، ببرد، بنابر احتياط واجب بايد يك گاو كفاره بدهد.

(5). آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبلي مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني: بلكه احوط است.

(6). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: كفّاره ندارد. (مناسك، ص 114).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 202

462- اگر در هنگام راه رفتنِ متعارف، گياهي قطع شود، اشكالي ندارد.

18- سلاح در بر داشتن

463- هجدهم- سلاح در برداشتن، بنابر احوط؛ مثل شمشير، نيزه و تفنگ و همه آلات جنگي مگر براي ضرورت. و مكروه است همراه داشتن سلاح در صورتي كه در تن نباشد مگر اين كه ظاهر نباشد، و

احوط ترك آن است.

- محرّمات مخصوص به مردان
19- استظلال براي مردان
اشاره

نوزدهم- سايه قرار دادن مرد بالاي سر خود.

464- سايه قرار دادن براي مردان، جايز نيست، ولي براي زنها و بچه ها، جايز است و كفّاره هم ندارد.

اختصاص حرمت به طيّ منزل

465- استظلال فقط در حال طي منزل، حرام است؛ اما بعد از منزل كردن در هر مكاني- مانند مني، عرفات يا غير آن- مانعي ندارد، و حتي محرم مي تواند در محلي كه منزل كرده، در حال راه رفتن، با چتر و مثل آن، بر سر خود سايه قرار دهد؛ پس حركت در مني از چادرها تا قربانگاه و محل

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: درصورت عدم ضرورت با علم به قطع، احتياط شود.

(2). پوشيدن و دربرداشتن سلاح:

آيات عظام: بهجت، تبريزي، خويي، خامنه اي، سيستاني، صافي، فاضل، گلپايگاني، مكارم: حرام است مگر براي ضرورت.

حمل سلاح بدون صدق پوشيدن:

آية اللَّه بهجت: جايز است و كفاره ندارد

آيات عظام: خامنه اي، تبريزي، خويي، جايز نيست؛ آية اللَّه صافي و آية اللَّه گلپايگاني: بنابر احتياط جايز نيست؛ آية اللَّه سيستاني: اگر مسلح بودن صدق كند، جايز نيست.

نظر ساير آيات عظام، موافق متن است.

(3). آية اللَّه وحيد: استظلال بعد از منزل كردن جايز است اگر چه با سايه متحرك باشد. (مناسك معظم له صفحه 135)

آيات عظام: بهجت، تبريزي، خامنه اي، سيستاني: احوط آن است كه شخص محرم پس از رسيدن به مكه پيش از انجام مناسك عمره و همچنين در حال احرام در عرفات و منا، از قرار گرفتن در زير سايه هاي متحرك مانند اتوبوس مسقف و چتر، اجتناب كند؛ آيةاللَّه بهجت: مگر براي حوايج خانه و خيمه.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 203

جمرات با چتر و غير آن، مانعي ندارد؛ گرچه در حال راه رفتن، احتياط مستحب در

ترك است.

حركت از زير سايبانهاي مني

466- حركت از زير سايبان هاي مني براي محرمي كه به مني مي رود هرچند هنوز منزل نكرده باشد، مانع ندارد. 467- در حرمت استظلال، فرقي بين سواره و پياده نيست.

استظلال در مكه

468- محرم مي تواند بعد از رسيدن به مكه ولو در محله هاي جديد كه از مسجدالحرام دور هستند، براي رفتن به مسجدالحرام در ماشين هاي مسقّف سوار شود يا زير سايه برود. 469- مكه منزل است و به محض وصول به آن- ولو قبل از رسيدن به محل اسكان و استقرار- استظلال مانع ندارد.

استظلال در مكه بعد از احرام حج

470- كساني كه در مسجدالحرام و نقاط ديگر مكه براي حج محرم مي شوند، تا عرفاً در مكه هستند و در حال سير براي خارج شدن از مكه نيستند، مي توانند استظلال نمايند.

______________________________

(1). آية اللَّه خويي: و در قسمت جديد شهر مكه بنابر احتياط، سوار ماشين سقف دار نشوند. (المسائل الشرعيه، ج 1، ص 337).

(2)- به مسأله قبل مراجعه شود.

(3). آيات عظام تبريزي، خويي: بنابر احتياط.

(4)- جهت تفصيل اين مسأله به ذيل مسأله 465 مراجعه شود.

(5)- تذكر: جهت تفصيل نظرات به ذيل مسأله 465 مراجعه شود؛

هر چند از اطلاق منزل به مكه، استفاده مي شود كه به محض وصول به مكه، احكام منزل، بر آن مترتب مي شود؛ فقط حضرت آية اللَّه خويي فرموده اند: بنابر احتياط تا وارد شدن به مكه متيقن سابق استظلال نكند.

(6)- به مسأله 465 مراجعه شود.

آية اللَّه مكارم: در مكّه مانعي ندارد هر چند در حال حركت به سوي عرفات باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 204

احرام در مسجدالحرام و استظلال تا منزل

471- كساني كه از مسجدالحرام براي حج محرم مي شوند مي توانند در بازگشتِ به منزل، در ماشين سقف دار سوار شوند و در آن جا پياده شوند؛ ولي اگر از اول قصد عرفات داشته باشند و نمي خواهند در منزل پياده شوند، بنابر احتياط، سوار نشوند.

استظلال از مسجد تنعيم در احرام عمره مفرده

472- با توجه به اين كه تنعيم جزو مكه شده و مكه منزل است، استظلال در مكه براي كسي كه از تنعيم محرم شده است، مانع ندارد.

سايه ثابت و متحرك

473- در حرمت استظلال، فرقي بين سايه متحرك- مثل چتر و ماشين مسقّف- و سايه ثابت، مثل پل و غيره، نيست؛ و نيز فرقي بين اجبار و اختيار نيست؛ ولي بر عبور از زير پل هايي كه در جاده ها هست، استظلال صادق نيست.

سوار شدن بر ماشين مسقف بدون توجه

474- اگر كسي بدون توجه، در روز سوار ماشين سقف داري كه حركت مي كند شود، بايد بعد از توجه، بلافاصله پياده شود؛ و اگر تأخير كند، بايد كفّاره بدهد؛ ولي سوار و پياده شدن از ماشين مسقّف در حالي كه ايستاده است، مانع ندارد.

گذشتن از زير پل و تونل

475- آنچه در حال احرام، حرام است، سايه بر سر قرار دادن است؛ بنابراين اگر ماشين از زير پل هايي كه در مسير واقع شده برود و محرم به ناچار از زير پل ها عبور كند و يا ماشين مثلا در جايگاه

______________________________

(1)- به مسأله 472 مراجعه شود.

آية اللَّه فاضل، آية اللَّه مكارم: در هر دو فرض مانعي ندارد.

(2)- آيات عظام: بهجت، تبريزي، خامنه اي، سيستاني: به احتياط واجب، استظلال نكند. آية اللَّه خويي: تا ورود به مكه متيقّن سابق.

(3)- آيات عظام بهجت، تبريزي، خامنه اي، خويي، سيستاني، فاضل، مكارم، نوري: عبور از زير سايبانِ ثابت اشكال ندارد.

آية اللَّه گلپايگاني: احتياط آن است كه به اختيار خود، روز از آن تونل هايي كه صدق رفت و آمد در منزل نمي كند، نرود. (آراء المراجع، ص 178).

(4)- آية اللَّه سيستاني: در فرض اجبار قطعاً حرام نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 205

بنزين، در زير سقف، توقف كند و محرم زير سقف قرار گيرد، مانعي ندارد و كفّاره هم ندارد.

476- حركت در تونل هاي مكه در حال سير به طرف عرفات، اگر محرم خودش آن راه را اختيار كند، اشكال دارد؛ و در غير اين صورت مانع ندارد.

موارد استظلال

477- در حرام بودن استظلال در وقت طي منزل، فرقي بين محمل روپوش دار، اتومبيل سرپوشيده، هواپيما و كشتي نيست.

سايه جانبي

478- در وقت طي منزل، استظلال به پهلوي محمل، كناره ماشين و هر چيزي كه بالاي سر نباشد، بنابر احتياط ترك شود، اگرچه جايز بودنِ آن، خالي از قوت نيست.

تابش عمودي و افقي خورشيد

479- در استظلال، فرقي بين سايه حاصل از تابش عمودي يا مايل خورشيد، نيست.

سايه بر شانه

480- اگر سايه فقط بر شانه بيفتد و بر سر نيافتد، استظلال صدق نمي كند.

حكم بين الطلوعين

481- بين الطلوعين از نظر جواز و عدم جواز استظلال جزو شب است يا روز؟

______________________________

(1)- آيات عظام خامنه اي، فاضل، نوري: اشكال ندارد.

آية اللَّه بهجت: اشكال ندارد (مستفاد از س 53 مناسك).

آية اللَّه مكارم: در اين صورت هم مانعي ندارد.

نظريات آيات عظام در مسأله 473 آمده است

(2). آيات عظام: بهجت، تبريزي: بنابر احتياط، ترك شود؛ آية اللَّه خويي: اگر تأثير در گرما يا سرما يا باد دارد، جايز نيست.

آية اللَّه خامنه اي: قرار گرفتن در سايه ديوار و درخت و مانند آنها و نيز عبور از زير سقف هاي ثابت مانند پل و تونل، حتي در روز اشكال ندارد.

آيات عظام: صافي، گلپايگاني، فاضل، مكارم، نوري: جايز است؛ آية اللَّه سيستاني: براي پياده مطلقاً جايز است و سواره احتياط كند، مگر سايه سر و سينه را نگيرد.

(3)- به مسأله قبل مراجعه شود.

(4)- آيات عظام: بهجت، خويي: فرقي نمي كند. آيات عظام: تبريزي، سيستاني، فاضل: بنابر احتياط.

(5). آيات عظام: بهجت، سيستاني، صافي، مكارم: جزء شب است. آيةاللَّه تبريزي: مبني بر احتياط است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 206

حكم استظلال در فرض احرام از راه دور با نذر

482- احرام از جاهاي دور- مثل تهران- با نذر جايز است، و نذر، صحيح و عمل به آن لازم است؛ و اگر راه ديگري جز سفر با هواپيما و وسايل مسقف نباشد، بايد بروند، ولي براي حركت زير سقف، بايد كفّاره بدهند.

483- در فرض قبل حتي الامكان بايد از راهي برود كه در طي منزل، زير سايه قرار نگيرد؛ و اگر راهي براي زير سقف قرار نگرفتن نباشد و قبل از نذر به آن التفات داشته، معصيت كرده؛ زيرا عمداً خود را به ارتكاب محرّمات احرام، مبتلا كرده است.

استظلال در شب و هواي ابري

484- استظلال در شب، خلاف احتياط است گرچه جايز بودن آن، به نظر بعيد نيست؛

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: نذرِ احرام قبل از ميقات، براي كسي كه مي داند ناچار مي شود زير سقف برود محل اشكال است. (ملحق مناسك).

آية اللَّه فاضل: صحت نذر براي كسي كه مي داند بايد در روز با وسيله مسقّف حركت كند محل اشكال است. بلي اگر بداند كه براي احرام عمره تمتّع نمي تواند به يكي از مواقيت معروفه برود، نذر اشكال ندارد و معصيت هم نكرده است، ولي احتياط آن است كه در ادني الحل تجديد احرام كند. و در هر صورت كفّاره زير سقف رفتن را بايد بدهد.

(2). آيات عظام فاضل، نوري: مي تواند از راهي برود كه زير سايه قرار بگيرد؛ مانند تونل و پل و زير درخت، از سايه هاي ثابت.

(3). آية اللَّه فاضل: به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.

(4). آيات عظام: تبريزي، خويي، مكارم: ظاهر اين است كه معصيت نكرده است، ولي براي استظلال اضطراري كفّاره بايد بدهد.

(5). آية اللَّه بهجت: استظلال در شب نيست و مانع ندارد و ظاهرِ مجموعِ روايات و مقتضاي اصل، اختصاص ممنوعيت

به سايه انداختن از آفتاب است. (مناسك، س 50).

(6). آية اللَّه تبريزي: بنابر احتياط در حرمت استظلال فرقي بين شب و روز نيست.

آية اللَّه خامنه اي: احوط آن است كه در شب هاي باراني و سرد، از سوار شدن به اتوبوس مسقف و مانند آن اگر براي فرار از باران و سرما باشد اجتناب كند.

آية اللَّه خويي: مراد از استظلال تحفظ از آفتاب و سرما و گرما و باران و باد و مانند آنها است. پس اگر هيچكدام از آنها نباشد، به نحوي كه وجود و عدمِ سايبان يكسان باشد اشكال ندارد، و در اين حكم بين شب و روز فرقي نيست. (مناسك، مسأله 270). و در فرض شك در اين كه آيا مظله وجود و عدمش يكسان است يا نه استظلال جايز است. (استفتائات آخر مناسك، چاپ 21، ص 325).

آية اللَّه وحيد: جايز نبودن استظلال در شب مورد اشكال است، و احتياط واجب ترك آن است. (مناسك فارسي معظم له صفحه 135)

آية اللَّه سيستاني: سوار شدن در ماشين سقف دار و مانند آن در شب و بين الطلوعين و روزهايي كه ابر غليظ مانع تابش خورشيد باشد، در صورتي كه باراني نباشد اشكال ندارد و اگر باراني باشد كفّاره دارد و به احتياط واجب جايز نيست. (مناسك، مسأله 270).

آية اللَّه مكارم: جايز است مگر در شب هاي باراني كه بايد كفّاره بدهد و در روزهاي كاملًا ابري و بين الطلوعين نيز استفاده از ماشين سرپوشيده مانعي ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 207

بنابراين، جواز نشستن محرم در هواپيما و ماشيني كه شب حركت مي كند، بعيد نيست و استظلال در هواي ابري در روز، جايز نيست، مگر

ابر به طوري تيره باشد كه استظلال صدق نكند.

استظلال با عذر

485- در صورت وجود عذر- مثل شدت گرما يا شدت سرما يا بارندگي- استظلال جايز است، ولي كفّاره دارد.

استظلال در حال خواب

486- افرادي كه شب با ماشين مسقف حركت مي نمايند؛ اگر قبل از طلوع آفتاب به خواب بروند و بعد از طلوع آفتاب بيدار شوند، براي مدتي كه خواب بوده اند، يا ماشين ايستاده بوده، كفّاره واجب نيست؛ ولي اگر بعد از بيدار شدن و التفات و قبل از ايستادن ماشين، استظلال شده ولو اضطراراً، كفّاره واجب است.

______________________________

(1)- آية اللَّه بهجت، اگر طوري باشد كه تظليل صادق نباشد اشكال ندارد.

(2)- آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: استظلال در روز ابري هم جايز نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)؛؛ ص207

آية اللَّه سيستاني: اگر ابر تيره باشد كه اشعّه آفتاب را به كلّي پوشانده باشد و باران نباشد اشكال ندارد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: در جواب استظلال در روز ابري فرموده اند: استظلال در هواي ابري در روز جايز نيست. (مناسك فارسي، ص 184).

آية اللَّه مكارم: تيره بودن ابرها لازم نيست، منظور نبودن سايه است.

(3)- مراجعه به مسأله 487 و 488 شود.

آية اللَّه تبريزي: در فرض مزبور بنا بر احتياط براي استظلال در شب بايد كفّاره بدهند.

آية اللَّه مكارم: در اين صورت كفّاره اي لازم نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 208

كفاره سايه قرار دادن

487- كفاره سايه قرار دادن در حال طي منزل، يك گوسفند است، چه با عذر باشد و چه با اختيار، بنابر احتياط واجب.

كفايت يك كفّاره در هر احرام براي استظلال

488- در احرام عمره، اقوي كفايت يك گوسفند است، هر چند بيش از يك مرتبه استظلال نموده باشد؛ و همچنين است احرام حج.

20- پوشيدن دوختني
اشاره

490- بيستم- پوشيدن دوختني؛ مثل پيراهن، قبا و مانند آن. 491- احوط اجتناب از مطلق دوخته است هرچند كم باشد؛ مثل كمربند دوخته و كلاه.

______________________________

(1). آيات عظام بهجت، تبريزي، خامنه اي، خويي، سيستاني، صافي، فاضل، گلپايگاني، مكارم، نوري: كفاره آن يك گوسفند است و فرقي بين اختيار و اضطرار نيست.

(2). آية اللَّه سيستاني: ولي احتياط مستحب اين است كه براي هر روزي يك كفّاره بدهد. (مناسك، مسأله 271).

(3). آيات عظام: خامنه اي، نوري، سيستاني: پوشيدن لباس دوخته از قبيل پيراهن، شلوار و … و نيز لباسهاي دكمه دار كه بابستن دكمه به شكل پيراهن در مي آيد براي مردان در حال احرام جايز نيست؛ آية اللَّه سيستاني: و حرمت پوشيدن لباسهاي تعارف، بدون انداختن دكمه و بدون دست بيرون آوردن، مبني بر احتياط است و پوشيدن شلوار و زير شلواري در صورت نداشتن ازار جايز است.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: احوط اجتناب از هر جامه دوخته و شبيه دوخته است.

(4). آيات عظام: خامنه اي، سيستاني، فاضل: پوشيدن چيز دوخته كه لباس محسوب نمي شود، مانند كمربند يا هميان كه پول در آن مي گذارند و همچنين استفاده از بند ساعت و مانند آن اشكال ندارد. انداختن لحاف يا پتو و مانند آن كه حاشيه آن دوخته شده بر روي شانه ها مانعي ندارد. همچنين دوخته بودن حاشيه جامه احرام بلامانع است.

آية اللَّه خويي: احوط اجتناب از مطلق جامه دوخته و شبيه دوخته است ولي انداختن پتوي حاشيه دار كه طرفين آن را با نخ دوخته اند مانع ندارد. (استفتائات، ص

241، س 712).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: استفاده از اين اشياء براي محرم جايز است، هر چند دوخته باشد: 1- هميان وكمربند كه براي حفظ پول به كمر مي بندند. 2- فتق بند. 3- كفشي كه تمام روي پا را نپوشاند.

(5). آيات عظام: خامنه اي، تبريزي، سيستاني، فاضل، مكارم: كمربند دوخته اشكالي ندارد. آية اللَّه تبريزي: ولي پوشيدن شب كلاه جايز نيست.

آية اللَّه سيستاني: به ذيل 490 مراجعه شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 209

پوشيدن دمپايي دوخته و ساعت با بند دوخته

492- پوشيدن دمپايي دوخته كه تمام روي پا را نمي گيرد، براي مرد محرم، چه حكمي دارد؟ 493- به مچ بستن ساعتي كه بند آن دوخته است، چه حكمي دارد؟

هميان و قمقمه و فتق بند دوخته

494- به كمر بستن و همراه داشتن هميان پول، هرچند دوخته باشد، اشكال ندارد؛ و بهتر اجتناب از گره زدن آن است.

495- استفاده از فتق بند دوخته در فرض ضرورت، جايز است، ولي بنابر احتياط كفّاره دارد. 496- از به دوش انداختن قمقمه اي كه در محفظه دوخته شده قرار دارد، بنابر احتياط، اجتناب شود ولي در دست گرفتن آن، مانع ندارد.

استفاده از پتو

2/ 496- در صورت سرد شدن هوا آيا افراد مُحرم مي توانند از پوشش ديگري مثل پتو يا لباس استفاده نمايند؟

______________________________

(1). آيات عظام: خامنه اي، سيستاني، صافي، فاضل و مكارم: اشكال ندارد.

آية اللَّه بهجت و آية اللَّه نوري: احتياط در ترك است.

(2). آيات عظام: بهجت، صافي، نوري: احتياط در ترك است.

آيات عظام تبريزي، خامنه اي، سيستاني، صافي، فاضل، مكارم اشكال ندارد.

(3). آية اللَّه تبريزي: كفّاره هم ندارد.

آية اللَّه خامنه اي: حكم آن در ذيل مسأله 491 آمده است.

آية اللَّه سيستاني، آية اللَّه مكارم: ضرورت لازم نيست و كفّاره هم ندارد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه فاضل: اولي اين است كه كفّاره بدهد.

(4). آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب.

(5)- آية اللَّه بهجت: اگر مثل هميان باشد و صدق لبس نكند اشكال ندارد.

آيات عظام تبريزي، سيستاني، فاضل: مانعي ندارد.

آية اللَّه مكارم: حمل كيف ها و ساك هاي دوخته، هر چند به شانه و گردن بيندازد مانعي ندارد.

(6)- آية اللَّه خامنه اي: پوشيدن هميان و كمربند و ديگر دوخته هاي كوچك كه به آن لباس گفته نمي شود اشكال ندارد.

(7). آيةاللَّه بهجت: مانعي ندارد و اگر بر شانه مي اندازند بايد مخيط نباشد.

آيةاللَّه فاضل؛ آية اللَّه خامنه اي: چنانچه مخيط يا شبه مخيط نباشد اشكال ندارد ولي بايد مردان سرشان و زنان صورتشان را نپوشانند و دوخته بودن حاشيه پتو هم

مانع ندارد.

آية اللَّه مكارم: استفاده از پتو مانعي ندارد؛ آية اللَّه سيستاني: و حتي دوخته بودن حاشيه هاي لباسهاي احرام و نيز دوختن مارك بر آن مانعي ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 210

حكم پوشيدن دستكش براي بانوان

497- پوشيدن «قفازين» براي زنها جايز نيست ولي پوشيدن لباس دوخته، هرقدر كه باشد براي آنها جايز است و كفّاره ندارد.

كفّاره پوشيدن لباس دوخته

498- كفاره پوشيدن لباس دوخته، يك گوسفند است.

499- اگر محرم چند نوع لباس دوخته بپوشد- مثل پيراهن و..- براي هر يك بايد كفّاره بدهد؛ و احتياط واجب آن است كه اگر آن ها را توي هم كند و يك دفعه بپوشد براي هريك كفّاره بدهد.

ثبوت كفاره با اضطرار به دوختني

500- پوشيدن لباس دوخته در فرض نياز، جايز است، ولي كفّاره دارد؛ و اضطرار به پوشيدن

______________________________

(1). قفازين چيزي بوده كه زنهاي عرب براي حفظ از سرما، در آن پنبه مي گذاشتند و دست مي كردند

(2). آية اللَّه بهجت: پوشيدن هر نوع دستكش جايز نيست مگر در حال ضرورت.

آيات عظام تبريزي، خامنه اي، سيستاني، مكارم: منظور از قفازين هر نوع دستكش است.

آية اللَّه صافي و آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب پوشيدن هر نوع دستكش براي بانوان در حال احرام جايز نيست آية اللَّه فاضل: ولي كفاره ندارد.

(3). آيةاللَّه خويي: فتواي ايشان در دست نيست.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: ظاهر آن است كه اگر براي پوشيدن جنس دوخته يك كفّاره بدهد كافي است. (مجمع المسائل، ج 1، ص 461، مسأله 20).

(4). آية اللَّه بهجت: ظاهر تعدّد كفّاره است به تعدّد صنف ها مطلقا، چه علي الترتيب بپوشد و چه در يك دفعه بپوشد.

آية اللَّه خامنه اي: اگر تعدد صدق كند براي هر مورد يك كفاره بدهد.

آية اللَّه سيستاني: در اين صورت اگر نوع اين لباس ها مختلف باشد، به تعداد هر لباس بايدكفّاره بدهد و اگر نوع لباس ها يكي باشد، بنابر احتياط به تعداد هر لباس بايد كفّاره بدهد. (مناسك، مسأله 245).

(5). آية اللَّه بهجت: مگر در صورتي كه إزار نداشته و شلوار بپوشد كه در وجوب فديه تامّل است. (مناسك شيخ، ص 20 و 21).

آيات عظام تبريزي،

خامنه اي، خويي، سيستاني: بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند بدهد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 211

لباسهاي متعدد، موجب سقوط كفّاره نيست.

تكرار كفاره

501- اگر يك نوع لباس بپوشد، مثل پيراهن، و كفّاره بدهد و پيراهن ديگري بپوشد، يا آن را كه پوشيده بكند و باز بپوشد، بايد براي دفعه ديگر نيز كفّاره بدهد. 502- اگر چند لباس از يك نوع بپوشد- مثل چند قبا يا پيراهن- چه در يك مجلس، يا چند مجلس، بنابر احتياط واجب، براي هر يك كفّاره بدهد.

21- پوشيدن آنچه تمام روي پا را مي گيرد
اشاره

بيست و يكم- پوشيدن كفش و جوراب و هرچه تمام روي پا را مي گيرد.

______________________________

(1). آيات عظام: تبريزي، خامنه اي، خويي، سيستاني: بنا بر احتياط در صورت اضطرار به پوشيدن لباس هم كفّاره دارد.

آية اللَّه خويي، آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط. (مناسك، مسأله 245).

آية اللَّه مكارم: مگر اين كه موجب عسر و حرج شود.

(2). آيةاللَّه خويي: فتواي معظّم له در دست نيست.

(3). آية اللَّه بهجت: اگر يك دفعه پوشيدن صدق كند. (مستفاد از مناسك شيخ، ص 20).

(4). آية اللَّه تبريزي: در صورتي كه چند لباس بپوشد ولو از يك نوع باشد، بايد به تعداد آنها كفّاره بدهد.

آية اللَّه خامنه اي: اگر تعدد صدق كند براي هر مورد يك كفاره بدهد.

آية اللَّه خويي: فتواي معظّم له در دست نيست.

آية اللَّه فاضل: چنانچه چند لباس از يك نوع را يك دفعه (يعني پشت سر هم و بدون فاصله) بپوشد، فقط يك كفّاره واجب مي شود.

آية اللَّه گلپايگاني، آية اللَّه صافي: براي پوشيدن جنس دوخته در احرام عمره، يك كفّاره و در احرام حج نيز يك كفّاره كافي است. (مجمع المسائل، ج 1، ص 461،- مسأله 20).

آية اللَّه مكارم: مگر اين كه موجب عسر و حرج شود.

(5). آية اللَّه بهجت: بلكه مطلقاً با صدق لبس و پوشيدن علي الأحوط. (مناسك شيخ، ص 21).

آية اللَّه خامنه اي:

مرد محرم نبايد چكمه و جوراب بپوشد و احتياط واجب آن است كه از پوشيدن هر چيزي كه تمام روي پا را مي پوشاند- مانند كفش و گيوه و امثال آن- اجتناب كند. لكن اگر لباس احرام يا پتو و امثال آن را روي پا بيندازد اشكال ندارد.

آية اللَّه تبريزي: احوط نپوشيدن هر چيزي است كه تمام پشت پا را بپوشاند.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و احتياط آن است كه از پوشيدن چيزي كه قسمتي از روي پا را هم بپوشاند نيز خودداري كند ولي بند نعلين اشكال ندارد.

تذكر: از تقييد حرمت، به صدق پوشيدن، استفاده مي شود كه افتادن حوله احرامي و پتو روي پا هنگام خواب و غير آن، اشكال ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 212

503- اين حكم به مردان اختصاص دارد و براي زن مانع ندارد.

پوشيدن كفش بنددار

504- پوشيدن كفش بند دار كه تمام روي پا را نگيرد، در حال احرام مانعي ندارد.

اضطرار به پوشيدن جوراب و مانند آن

505- اگر مرد به پوشيدن چيزي كه تمام روي پا را مي گيرد، محتاج شود، احتياط واجب آن است كه روي آن را شكاف دهد.

2/ 505- افرادي كه هنگام استفاده از پاي مصنوعي ناچار به استفاده از جوراب، يا تسمه دوخته شده هستند و انجام اعمال بدون پاي مصنوعي برايشان بسيار مشكل است، چه وظيفه اي دارند؟ 506- در پوشيدن آنچه روي پا را مي گيرد، كفّاره نيست.

______________________________

(1). آية اللَّه سيستاني: بلكه مضطرّ شود.

(2). آيات عظام: بهجت: خويي، فاضل، مكارم: احتياط مستحب اين است. (مناسك عربي، مسأله 248).

(3). آيةاللَّه بهجت: اگر عرفاً لباس مخيط صادق نيست كفاره ندارد وگرنه دارد هرچند با وجود عذر پوشيدن آن جائز است در همان حدّ ضرورت و عذر.

آية اللَّه خامنه اي: اگر ناچار به پوشيدن باشيد حرام نيست ولي در صورتي كه صدق لباس بكند كفاره دارد.

آيةاللَّه فاضل: اگر جوراب دوخته نباشد مانعي ندارد هرچند تسمه آن دوخته باشد، اما اگر جوراب دوخته باشد، بايد كفاره بدهيد.

آية اللَّه مكارم: اگر ناچار هستند، كفاره اي بدهند، و احرام آنها اشكال ندارد.

(4). آيات عظام تبريزي، خويي، فاضل: احوط ثبوت كفاره گوسفند است. آية اللَّه نوري: يك گوسفند واجب است.

آية اللَّه سيستاني: در پوشيدن چكمه و مانند آن كفّاره اي واجب نيست، ولي بنا بر احتياط، اگر عمداً جوراب و مانند آن را بپوشد بايد يك گوسفند كفّاره بدهد. (مناسك، مسأله 248).

آية اللَّه خامنه اي: احتياط مستحب در خصوص جوراب آن است كه يك گوسفند به عنوان كفّاره قرباني كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 213

22- پوشيدن سر
اشاره

بيست و دوم- پوشاندن سر بر مردان با چيزهاي پوششي.

507- بنابر احتياط واجب از پوشاندن سر به وسيله چيزهاي غير پوششي-

مثل گِل و حنا و دوا و پوشال و مانند آن- اجتناب شود.

508- بنابر احتياط واجب از حمل بار به وسيله سر كه موجب پوشاندن مي شود، اجتناب شود.

پوشاندن سر با دست

509- پوشاندن سر به وسيله اعضاي بدن- مانند دست بر سر گذاردن - جايز است، ولي احتياط در ترك آن است.

510- زير آب كردن سر، در حال احرام جايز نيست و همچنين است مايع ديگري؛ مثل گلاب و غير آن.

پوشاندن قسمتي از سر

511- بعض سر، در حكم تمام سر است و نبايد پوشيده شود.

______________________________

(1). آيات عظام صافي، گلپايگاني، تبريزي، خويي: محرم نبايد سر خود را بپوشاند حتي با گِل و مانند آن.

(2). آية اللَّه بهجت: احوط و اولي ترك پوشانيدن سر به قسمتي از بدن؛ مثل دست است در غير مواردضرورت عرفيّه يا شرعيّه. اگرچه جواز خالي از وجه نيست. (مناسك شيخ، 25).

(3). آيات عظام خامنه اي، سيستاني، وحيد و فاضل: براي محرم چه مرد و چه زن.

(4). آية اللَّه بهجت: محرم نبايستي در آب فرو رود كه سرش زير آب شود و بنا بر احتياط در غير آب از مايعات ديگر (مناسك، مسأله 264).

آية اللَّه خامنه اي: فرو بردن تمام سر در آب براي محرم جايز نيست، و بنابر ظاهر، در اين مسأله تفاوتي ميان زن و مرد وجود ندارد؛ اما اگر تمام سر را در آب فرو برد، كفاره اي بر عهده اش نخواهد بود.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: محرم نبايستي در آب فرو رود كه سرش زير آب برود.

آية اللَّه سيستاني: براي محرم جايز نيست همه سر خود را در آب فرو برد بلكه بنابر احتياط در غير آب هم جايز نيست و فرقي در اين حكم بين زن و مرد نيست و منظور از سر در اين حكم، همه قسمتي است كه بالاتر از گردن است.

(5). آيات عظام تبريزي، خويي، فاضل: بنابر احتياط.

(6). آية اللَّه خامنه اي: پوشاندن

قسمتي از سر به نحوي كه عرفا مصداق پوشاندن سر باشد،- مانند گذاشتن كلاه كوچك در وسط سر- جايز نيست، اما در غير اين صورت، مانند گذاشتن قرآن و مانند آن بر روي سر و يا خشك كردن تدريجي بخشي از سر، اشكال ندارد، هرچند احوط آن است كه از آن نيز اجتناب نمايد.

آية اللَّه خويي: بردن بعض سر در آب مانعي ندارد. (معتمد العروه، ج 4، ص 221).

آية اللَّه سيستاني: پوشيدن بعض سر جايز نيست ولي زير آب بردن بعض سر جايز است.

آية اللَّه فاضل: بنابر اقوي در تغطيه، لكن در حمل، بنابر احتياط.

آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب، ولي ريختن آب بر سر مانعي ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 214

استفاده از ماسك بند دار براي مردان و زنان

512- استفاده از ماسك هاي بهداشتي كه بند آن را پشت سر مي اندازند و بخش كوچكي از سر را مي پوشاند، براي مردان و زنان محرم چه حكمي دارد؟ 513- گوشها ظاهراً از سر محسوب است و نبايد پوشيده شود.

استفاده از موي مصنوعي در حال احرام

514- استفاده از موي مصنوعي، ضرر به صحت عمره و حج ندارد؛ ولي اگر مرد آن را بر سرش بگذارد، بايد كفّاره بدهد.

______________________________

(1). آيت اللَّه تبريزي: اگر مثل نخ باشد مانعي ندارد و اگر زنان مضطرّ به اين عمل باشند اشكال ندارد، واللَّه العالم.

آيت اللَّه خامنه اي: استفاده از ماسك براي پوشش بيني و دهان براي زنان در حال احرام مانع ندارد.

آيت اللَّه سيستاني: اگر از بوي بد مانع شود جايز نيست و براي زنان به احتياط واجب مطلقاً جايز نيست.

آيت اللَّه صافي: بدون ضرورت جايز نيست و با ضرورت تكليفاً جايز است، ولي با فرض پوشيده شدن بعض سر در مرد و بعض صورت در زن كفّاره دارد؛ واللَّه العالم.

آيت اللَّه فاضل: ماسك زدن براي زن محرم، هرچند مخيط و موجب ستر مقداري از صورت او شود، در حال ضرورت مانعي ندارد و كفّاره هم ندارد و براي مرد هم هرچند مخيط باشد، مانعي ندارد و كفّاره ندارد.

آيت اللَّه مكارم: اشكال ندارد.

آيت اللَّه نوري: خير، جايز نيست و علت آن اين است كه براي مردان به خاطر پوشانده شدن بعض سر و براي زنان به جهت پوشاندن بعض صورت اشكال پيدا مي كند.

(2). آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه نوري: گوش ها در اين حكم ملحق به سر است.

آية اللَّه فاضل: ولي پوشاندن مقداري از گوش مانعي ندارد.

آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.

(3)- آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: اگر از روي اضطرار باشد ظاهراً كفّاره ندارد.

آية

اللَّه خامنه اي: بنابر احتياط كفّاره بدهد.

آية اللَّه سيستاني: اگر از روي ضرورت باشد كفّاره ندارد و در غير اين صورت بنابر احتياط يك گوسفند كفّاره دارد. (ملحق مناسك).

آية اللَّه فاضل: در صورتي كه تمام سر را پوشانده باشد اما اگر قسمتي از سر را پوشانده است كفاره ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 215

جواز پوشاندن رو براي مردان

515- پوشانيدن رو براي مردان، مانع ندارد، و جزو سر محسوب نيست؛ پس در وقت خواب، يا غير آن، مانعي از پوشاندن آن نيست.

چند مورد مستثني از حرمت

516- گذاشتن بند مشك آب بر سر، از حكم عدم جواز پوشش، استثنا شده و مانع ندارد.

517- دستمالي كه براي سردرد به سر بسته مي شود، اگرچه تمام سر را بگيرد مانع ندارد و كفّاره هم ندارد.

518- گذاشتن سر روي بالش براي خوابيدن مانع ندارد.

519- اگر پارچه اي را مثلا براي حفظ از پشه، روي چوب و مانند آن، بالاي سر قرار دهند، از جهت پوشاندن، مانع ندارد و همچنين است رفتن در پشه بند.

520- رفتن زير دوش حمّام براي مُحرِم، مانع ندارد، ولي زير آبشاري كه سر را فرا گيرد، جايز نيست..

خشك كردن سر با حوله

521- خشك كردن سر با حوله و دستمال و مانند آن، جايز نيست و بعض سر، در حكم تمام سر محسوب مي شود.

تر بودن سر هنگام مسح در حال احرام

522- محرمي كه سرش هنگام وضو براي مسح، تر باشد، و نمي تواند صبر كند تا خودش خشك شود، يا با مثل دست آن را خشك كند، احوط جمع بين وضو با اين حال و تيمم است.

______________________________

(1). آيات عظام: بهجت، صافي، گلپايگاني: گناه ندارد ولكن كفّاره دارد.

(2)- آية اللَّه مكارم، آية اللَّه نوري: احوط ثبوت كفّاره است.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: مانعي ندارد ولي يك گوسفند كفّاره دارد. (مناسك فارسي، ص 42).

(3). آية اللَّه سيستاني، آية اللَّه فاضل: هرچند به نحو كشيدن پارچه بر سر باشد بنابر احتياط واجب و اگروقت نماز تنگ است گوشه حوله يا پارچه را بگيرد و به مقداري كه در مسح سر واجب است خشك كند.

(4)- آيات عظام: بهجت، خامنه اي، گلپايگاني، مكارم: اگر به تدريج صورت گيرد كه تمام سر پوشيده نشود مانعي ندارد و همين است حكم در خشك كردن صورت بانوان.

(5)- مراجعه شود به مسأله قبل.

آية اللَّه تبريزي: با دست و يا جاي ديگر بدن، سر را به مقدار مسمّاي مسح، خشك كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 216

پوشاندن سر هنگام خواب

523- پوشاندن سر براي مردان در وقت خوابيدن نيز جايز نيست؛ ولي گذاردن سر روي بالش براي خوابيدن مانع ندارد.

پوشاندن سهوي سر و گفتن تلبيه

524- اگر كسي از روي فراموشي سرش را پوشانيد، واجب است فوراً آن را باز كند و مستحب است تلبيه بگويد؛ بلكه احوط است.

پوشاندن سر ديگري در حال احرام

525- آيا براي محلّ يا محرم، جايز است چيزي- مثل پتو- روي سر مرد محرمي كه خواب است، بيندازد؟

كفّاره پوشاندن سر

527- كفاره پوشاندن تمام سر- به هر نحو كه باشد- يك گوسفند است؛ و نيز كفّاره پوشاندن قسمتي از سر، بنابر احتياط يك گوسفند است.

528- هرگاه مرد محرم سر خود را با چيز دوخته بپوشاند، بايد دو كفّاره بدهد.

______________________________

(1). آيت اللَّه خامنه اي: بر محرم پوشاندن سر خودش حرام است خواه خودش بپوشاند يا به ديگري دستور دهد كه سر او را بپوشاند، ولي پوشاندن سر ديگري ولو محرم باشد از محرّمات احرام نيست.

آيات عظام: تبريزي، سيستاني، فاضل: جايز نيست.

آية اللَّه بهجت و آيت اللَّه صافي: دليلي بر منع آن نرسيده است؛ چه محل باشد چه محرم.

آيت اللَّه مكارم: احتياط ترك اين امور است.

(2). آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني، فاضل، مكارم: بنابر احتياط واجب كفّاره اش يك گوسفند است.

(3). آية اللَّه خامنه اي: كفاره پوشاندن سر، بنابر احتياط، يك گوسفند قرباني كردن است و بعض سر حكم تمام سر را ندارد مگر عرفاً بر آن صدق كند كه سر را پوشانده است؛ مثل اينكه كلاه كوچكي كه فقط قسمت وسط سر را مي پوشاند بر سر بگذارد.

آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب.

(4)- آية اللَّه بهجت: احتياطاً. (مناسك، س 58).

آية اللَّه تبريزي: يك كفّاره كافي است.

آية اللَّه خويي: حرمت لبس اينگونه مخيط به نظر ايشان مبني بر احتياط است و لذا احتياط در دو كفّاره است.

آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط واجب، در صورتي كه چيزي كه پوشيدن آن حرام است را بپوشد؛ مثل عمامه و كلاه، ولي اگر مثلًا پيراهن خود را بر سر بگذارد، بيش از يك كفّاره لازم نيست.

آية اللَّه

مكارم: در مثل پارچه دوخته شده يك كفّاره دارد، ولي كلاه دوخته و مانند آن، بنابر احتياط واجب دو كفّاره دارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 217

تكرار پوشاندن

529- تكرار پوشاندن سر در حال احرام- بنابر احوط- موجب تكرار كفّاره است؛ اگرچه تعدّد كفّاره، معلوم نيست و عدم وجوب، بعيد به نظر نمي آيد. 530- بعد از پوشاندن سر و ذبح كفّاره، اگر مجدداً سر را پوشانيد، احتياط به كفّاره دادنِ دوباره، بسيار مطلوب است، اگرچه وجوبش معلوم نيست. 531- پوشاندن سر با علم و عمد، كفّاره دارد؛ و در صورت ندانستن مسأله يا غفلت و سهو و نسيان، كفّاره ندارد.

3- محرّمات مخصوص به بانوان
23- پوشيدن زيور
اشاره

بيست و سوم- پوشيدن زيور براي زن به جهت زينت.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: احوط تعدد فديه است به تعدد پوشانيدن، خصوصاً هرگاه بي عذر باشد، خصوصاً هرگاه مجلس متعدّد باشد و اقوي تعدد فديه است در صورت تخلل تكفير. (مناسك شيخ، ص 26).

آية اللَّه تبريزي: اين احتياط ترك نشود.

آية اللَّه خامنه اي: احتياط تكرّر كفّاره در صورت تكرّر ستر است مطلقاً.

آية اللَّه سيستاني: بعيد نيست يك كفّاره كافي باشد.

آيات عظام: صافي، گلپايگاني، نوري: در صورت تعدّد پوشانيدن سر، بايد كفّاره متعدد بدهد. (مناسك عربي، ص 91).

آية اللَّه مكارم: اين احتياط در اين مسأله و مسأله بعد، وجوبي است.

(2). آية اللَّه مكارم و آية اللَّه نوري: احتياط، واجب است.

نظر آيات عظام بهجت، خامنه اي، صافي، گلپايگاني: در مسأله قبل گذشت.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه سيستاني: در اين صورت دوباره بايد كفّاره بدهد.

(3). آية اللَّه خويي، آية اللَّه سيستاني: بلكه ظاهر اين است كه در موارد جواز ستر واضطرار نيز كفّاره واجب نيست (مناسك، مسأله 256).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 218

532- بنابر احتياط واجب زن بايد در حال احرام از زيورِ زينتي هرچند بدون قصد تزيين باشد، اجتناب كند؛ بلكه حرمت آن، خالي از قوت نيست.

533-

زيورهايي را كه قبل از احرام، به پوشيدن آن، عادت داشته، لازم نيست براي احرام بيرون بياورد ولي نبايد به هيچ مردي، حتي به شوهرش نشان دهد.

زيور كفّاره ندارد

534- پوشيدن زيور، كفّاره ندارد.

24- پوشاندن رو براي زنان
اشاره

بيست و چهارم- پوشانيدن روي با نقاب و روبند و برقع.

535- پوشاندن رو هر چند با چيزهاي غير متعارف- مثل پوشال و گِل و مانند آن- بنابر احتياط جايز نيست؛ و نيز پوشاندن با بادبزن جايز نيست.

536- قسمتي از رو، در حكم تمام آن است و نبايد پوشانده شود.

______________________________

(1). آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي، صافي، گلپايگاني: پوشيدن زيور براي زينت بر بانوان مُحرِم حرام است.

آية اللَّه سيستاني: اگر زيور به قصد زينت باشد حرام است و اگر به قصد زينت هم نباشد ولي عرفاً زينت حساب مي شود احتياط واجب در ترك است.

آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب.

(2). آية اللَّه فاضل: اگر قصد زينت به آن ها را نداشته باشد.

آية اللَّه مكارم: ولي آن را بپوشاند.

(3). آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط مستحب آن ها را براي شوهرش و مرداني كه با او مَحرم اند ظاهر نسازد و نشان ندهد. (مناسك، مسأله 256).

(4). آية اللَّه تبريزي: كفّاره اش بنابر احتياط مستحب، يك گوسفند است.

آية اللَّه خويي، متعرّض اثبات و نفي مسأله كفّاره نشده اند.

(5). آية اللَّه بهجت: در غير حال ضرورت، مانند تحفّظ از مگس و نحو آن در حال خوابيدن. (مناسك شيخ، ص 26).

آية اللَّه نوري: پوشاندن رو هر چند به چيزهاي غيرمتعارف؛ مثل پوشال و گل نيز جايز نيست و جايز نيست با بادبزن روي خود را بپوشاند.

(6). آية اللَّه تبريزي: بنابر احتياط.

آية اللَّه خامنه اي: پوشاندن صورت در حال احرام به گونه اي كه متعارف زنان در حجاب از نامحرم يا خودداري از شناخته شدن است براي زنان جايز نيست. بنابراين پوشاندن بخشي از صورت كه براي اين منظورها پوشيده مي شود شامل گونه ها و بيني و دهان

و چانه نيز مانند پوشاندن همه صورت حرام است.

آية اللَّه سيستاني: به احتياط واجب، و لذا پوشيدن مقنعه كه اطراف صورت را مي گيرد خلاف احتياط است.

آية اللَّه فاضل: بعض رو در حكم تمام است. و بنابر اقوي پوشاندن صورت در قسمت پايين آن؛ يعني از بيني تا چانه جايز نيست و در قسمت بالايي آن به احتياط واجب.

آية اللَّه مكارم: پوشانيدن بعض صورت، به طوري كه نقاب و برقع به آن نگويند جايز است.

آية اللَّه نوري: چانه جزو صورت محسوب مي شود، و بايد مقنعه را طوري ببندد كه زير چانه قرار بگيرد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 219

حكم چانه زنان

537- چانه جزو صورت محسوب مي شود و بايد باز باشد؛ پس اگر مقنعه اي بر سر گذاشته شود كه چانه را تا لب ها بپوشاند، اشكال دارد.

خشك كردن صورت

538- زن محرم- بنابر احتياط- نمي تواند حوله را بر صورت خود بكشد. 539- زن هاي محرم براي پوشيدن و در آوردن مقنعه، بايد مواظب باشند صورتشان پوشيده نشود ولي اگر عامداً و عالماً نباشد، مانع ندارد.

گذاردن دست روي صورت

540- زن محرم مي تواند دست بر صورتش بگذارد.

گذاردن روي روي بالش

______________________________

(1)- آية اللَّه بهجت: چانه جزو صورت است كه نبايد پوشانده شود و بعض صورت نيز در حكم تمام آن است، ولي دست گذاشتن روي صورت مانعي ندارد. (پرسشهاي جديد حج، ص 12، سؤال 50).

آية اللَّه خامنه اي: نظر ايشان در مسأله 536 آمده است.

(2)- آية اللَّه مكارم: اشكال ندارد.

(3). آية اللَّه نوري: زن محرم نمي تواند صورت خود را با حوله خشك و يا پاك كند.

(4)- آيات عظام: بهجت، خامنه اي، صافي، گلپايگاني، مكارم: به صورت تدريجي كه تمام صورت پوشيده نشود، مانعي ندارد.

آية اللَّه فاضل: جايز نيست مگر در حال ضرورت.

(5)- آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 543 مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني: پوشيدن مقنعه كه مقداري از اطراف صورت را مي پوشاند به احتياط واجب جايز نيست.

آية اللَّه مكارم: اين مقدار مانعي ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 220

541- گذاردن روي بر بالش براي خوابيدن، مانع ندارد.

پوشش براي نماز

542- پوشاندن سر براي زنان در حال نماز، واجب است؛ ولي آنچه را به عنوان مقدمه علمي مي پوشانند، بايد بعد از نماز فوراً آن را باز كنند.

پوشش از نامحرم

543- براي رو گرفتن از نامحرم، جايز است چادر يا جامه اي را كه بر سر افكنده، تا محاذي بيني بلكه چانه، و حتي در صورت احتياج، تا گردن، پايين بيندازد و چيزي بر او نيست؛ و بهتر بلكه احوط، آن است كه آن را با دست يا چيز ديگر، از رو، دور نگه دارد تا به صورت نچسبد.

كفّاره پوشاندن رو

544- بعضي براي دور نگه نداشتن جامه از صورت، كفّاره لازم دانسته اند، و آن احوط است، گرچه اقوي واجب نبودن آن است.

______________________________

(1). آيات عظام بهجت، تبريزي، خامنه اي، خويي، سيستاني، گلپايگاني: پوشانيدن رو كه مقدمه پوشانيدن سر مي باشد، در حال نماز عيبي ندارد؛ آية اللَّه بهجت: و نيز مي تواند سر اندازش را آويزان نمايد در نماز و بعد از آن.

(2). آيات عظام: تبريزي، خويي، سيستاني: احتياط واجب اين است كه پس از فراغت از نماز آن را بردارد.

آية اللَّه مكارم: واجب نيست.

(3). آية اللَّه بهجت: بلكه مطلقاً و اختياراً و تا حدّ نحر علي الأظهر. (مناسك شيخ، ص 26).

(4). آية اللَّه سيستاني: و در جايي كه نا محرم نيست اين گونه پوشش نيز جايز نيست.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: ولي بايد با دست يا چيز ديگري آن را از صورت دور نگهدارند. (آداب و احكام حج، ص 162).

(5). آية اللَّه خامنه اي: رها كردن كمي از چادر خود به روي صورت تا محاذي بالاي بيني اشكال ندارد ولي احتياط آن است كه هرگاه در معرض نگاه نامحرم نيست از اين كار اجتناب كند.

(6). آية اللَّه خامنه اي، آية اللَّه خويي و آية اللَّه تبريزي: اين احتياط ترك نشود.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بايد با دست يا چيز ديگري آن را

از صورت دور نگه دارد.

(7). آية اللَّه بهجت، آية اللَّه مكارم: تحفظ آن از رسيدن به صورت لازم نيست.

(8). آية اللَّه بهجت: شايد وجه آن، استفاده مساوات احرام زن در رو، با احرام مرد در سراست در جميع احكام از بعضي روايات، و در اين استفاده تامّل است. (مناسك شيخ، ص 26).

(9). آيات عظام تبريزي، خويي، صافي، گلپايگاني: احتياط واجب آن است كه يك گوسفند كفّاره دهد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 221

545- در نقاب انداختن و پوشاندن رو، به هر نحو كه باشد، كفّاره لازم نيست گرچه موافق احتياط است.

______________________________

(1). آية اللَّه بهجت: وجوب كفارّه پوشانيدن صورت زنان يك گوسفند، منقول از شيخ و حلبي است. (مناسك شيخ، ص 26).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند بدهد.

آية اللَّه سيستاني: احتياط مستحب آن است كه يك گوسفند بدهد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 222

فصل ششم: مستحبات و آداب

1- مستحبات ورود به حرم

1- همين كه حاجي به حرم رسيد، پياده شده و به جهت دخول حرم، غسل نمايد.

2- براي تواضع و فروتني نسبت به حضرت حق- جلَّ و علا- پابرهنه شده و نعلين خود را در دست گرفته داخل حرم شود؛ اين عمل ثواب زيادي دارد.

3- وقت دخول حرم اين دعا را بخواند:

«اللّهُمَّ إنَّكَ قُلْتَ فِي كِتابِكَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ: وَأَذِّنْ فِي النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَعَلي كُلّ ضامِرٍ يَأْتينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميقٍ. اللّهُمَّ إنّي ارْجُو انْ اكُونَ مِمَّنْ اجابَ دَعْوَتَكَ، وَقَدْ جِئْتُ مِنْ شُقّةٍ بَعيدةٍ وَفَجٍّ عَميقٍ سامِعاً لِنِدائِكَ وَمُستَجِيباً لَكَ مُطيعاً لِأمْرِكَ وَكُلُّ ذلِكَ بِفَضْلِكَ عَليَّ وَاحْسانِكَ إِلَيَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلي ما وَفَّقْتَنِي لَهُ

أبْتَغِيْ بِذلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ وَالْقُرْبَةَ إلَيْكَ وَالْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَالْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَالتَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْها بِمَنِّكَ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَحَرِّمْ بَدَنِي عَلَي النَّارِ وَآمِنِّي مِنْ عَذابِكَ وَعِقابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».

4- وقت دخول حرم مقداري از علفِ (اذخر) گرفته آن را بجود.

2- مستحبات ورود به مكه معظّمه

546- براي دخول مكه معظمه نيز غسل مستحب است؛ و هنگامي كه وارد مكه مي شود با

______________________________

(1)- آية اللَّه مكارم: اين مستحبات را به قصد رجا بجا آورد و بايد توجه داشت كه بعضي از مستحبات مربوط به زمانهاي گذشته است و در عصر ما موضوع ندارد و يا عملًا ممكن نيست، آنچه را مي توان، انجام دهد. و خداوند به نيّت او پاداش مي دهد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 223

حالت تواضع وارد شود؛ و كسي كه از راه مدينه برود، از بالاي مكه داخل شده و وقت بيرون آمدن از پايين آن بيرون آيد.

3- مستحبات ورود به مسجدالحرام
اشاره

547- مستحب است مكلف براي دخول مسجدالحرام غسل نمايد.

غسل براي طواف

548- آيا بجز غسل مستحبي براي رفتن به مسجدالحرام، غسل ديگري براي طواف مستحب است و در صورت وجود چنين استحبابي، آيا يك غسل به نيت هر دو كافي است؟

دفعات استحباب غسل براي ورود به مسجدالحرام

549- آيا استحباب غسل ورود به مسجدالحرام تنها براي قادم و كسي است كه اعمال عمره بجاي مي آورد، يا براي هر مرتبه رفتن به مسجدالحرام نيز مستحب است؟

______________________________

(1)- آية اللَّه سيستاني: استحباب اين غسل ثابت نيست، مگر اين كه براي طواف باشد.

(2). آيةاللَّه بهجت: رجاءً نيّت هر دو را به يك غسل بنمايد.

آية اللَّه تبريزي: براي زيارت بيت اللَّه غسل مستحب است و طواف، زيارت بيت است، واللَّه العالم.

آيةاللَّه خامنه اي: براي خصوص طواف هم غسل مستحبي وارد شده است ولي مي توانيد هر دو را در يك غسل نيت كنيد.

آيةاللَّه سيستاني: غُسل زيارت كعبه مستحب است ولي استحباب غُسل دخول مسجدالحرام و غسلِ طواف ثابت نيست و اگر خواست انجام دهد به قصد رجا اشكال ندارد و مي تواند يك غسل را به نيّتهاي متعدد انجام دهد.

آيةاللَّه صافي: غسل براي طواف بالخصوص، به نظر نرسيده است، واللَّه العالم.

آية اللَّه فاضل: بلي براي هر دو مورد؛ يعني دخول در مسجدالحرام و طواف غسل مستحب است و يك غسل به نيت هر دو كفايت مي كند.

آيةاللَّه مكارم: ظاهراً طواف، غسلِ مستحب ندارد.

آية اللَّه نوري: بجز غسل مستحبي براي رفتن به مسجدالحرام استحباب غسل ديگري براي طواف ثابت نيست.

(3). آيةاللَّه بهجت: رجاءً مانعي ندارد.

آيت اللَّه خامنه اي: اختصاص به ورود اوّل ندارد.

آيت اللَّه تبريزي: غسل دخول مسجدالحرام، كه همان غسل براي دخول مكه و حرم است، اختصاص به قادم و كسي كه اعمال را به جا مي آورد، دارد.

آيت اللَّه سيستاني: استحباب آن حتي براي قادم ثابت

نيست.

آيت اللَّه صافي: بعيد نيست براي هر وارد به مسجد باشد و در هر مرتبه.

آيت اللَّه فاضل: براي هر مرتبه رفتن به مسجدالحرام نيز مستحب است.

آيت اللَّه مكارم: به قصد رجا مانعي ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 224

و همچنين مستحب است با پاي برهنه و با حالت سكينه و وقار وارد شود؛ و هنگام ورود از در «بني شيبه» وارد شود؛ و گفته اند كه باب بني شيبه در حال كنوني مقابل باب السلام است؛ بنابراين نيكو اين است كه شخص از باب السلام وارد شده و مستقيماً بيايد تا از ستون ها بگذرد.

و مستحب است بر در مسجدالحرام ايستاده بگويد:

«السَّلامُ عَلَيْكَ أَ يُّها النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، بِسْم اللَّه وَبِاللَّهِ وَما شاءَ اللَّهُ، السَّلامُ عَلي أ نْبِياءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ، السَّلامُ عَلي رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلي إبْراهِيمَ خَلِيْلِ اللَّهِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِ الْعالَمِينَ».

و در روايت ديگر وارد است كه نزد در مسجد بگويد:

«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَمِنَ اللَّهِ وَإلَي اللَّهِ وَما شاءَ اللَّهُ وَعَلي مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَخَيْرُ الْأسْماءِ للَّهِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلي مُحَمَّدْ بِنْ عَبْداللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَ يُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، السَّلامُ عَلي أنبِياءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ، السَّلامُ عَلي خَلِيْلِ اللَّهِ الرَّحْمنِ، السَّلامُ عَلَي الْمُرسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، السَّلامُ عَلَيْنا وَعَلي عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحينَ، أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد وَبارِكْ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد كَما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلي إبْراهِيمَ وَآلِ إبْراهيمَ إنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيْدٌ، أللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُو لِكَ، أللَّهُمَّ صَلِّ عَلي إبْراهِيْمَ خَلِيلِكَ وَعَلي أ نْبِيائِكَ وَرُسُلِكَ وَسَلِّمْ عَلَيْهِمْ، وَسَلامٌ عَلَي الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ

الْعالَمِينَ، أللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أبْوابَ رَحْمَتِكَ وَاسْتَعْمِلْنِي في طاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ وَاحْفَظْنِي بِحِفْظِ الْإِيمانِ أبَداً ما أبْقَيْتَني جَلَّ ثَناءُ وَجْهِكَ، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي جَعَلَني مِنْ وَفْدِهِ وَزُوّارِهِ وَجَعَلَني مِمَّنْ يَعْمُرُ مَسَاجِدَهُ، وَجَعَلَني مِمَّنْ يُناجِيهِ، أللَّهُمَّ إنِّي عَبْدُكَ وَزائِرُكَ في بَيْتِكَ

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 225

وَعَلي كُلِّ مَأتِيٍّ حَقٌّ لِمَنْ أتاهُ وَزارَهُ، وَأ نْتَ خَيْرُ مَأتِيٍّ وَأكْرَمُ مَزُورٍ فَأَسْأَ لُكَ يا اللَّهُ يا رَحْمنُ بِأَ نَّكَ أنتَ اللَّهُ لا إلهَ إلّاأ نْتَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ بِأ نَّكَ واحِدٌ احَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ (لكَ خ ل) كُفُواً أحَدٌ، وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَعَلي أهْلِ بَيْتِهِ يا جَوادُ يا كَرِيمُ يا ماجِدُ يا جَبَّارُ يا كَريمُ أسْأَ لُكَ أنْ تَجْعَلَ تُحْفَتَكَ إيّايَ بِزِيارَتي إيَّاكَ أوَّلَ شي ءٍ تُعْطِيَنِي فَكاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ».

پس سه مرتبه مي گويد:

«أللَّهُمَّ فُكَّ رَقَبَتي مِنَ النَّارِ».

پس مي گويد:

«وَأوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ الطَّيِّبِ وَادْرَأْ عَنِّي شَرَّ شَياطِيْنِ الْجِنِّ وَالْانْسِ وَشَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ».

پس داخل مسجدالحرام شود و رو به كعبه دست ها را بلند نموده و بگويد:

«اللَّهُمَّ إنّي أسْأَ لُكَ في مَقامي هذا وَفي أوَّلِ مَناسِكِي أنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَأنْ تَتَجاوَزَ عَنْ خَطِيئَتي وَأنْ تَضَعَ عَنِّي وِزْري، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي بَلَّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرامَ أللَّهُمَّ إنّي أشْهَدُ أنَّ هذا بَيْتُكَ الْحَرامُ الَّذي جَعَلْتَهُ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَأمْناً مُبارَكاً وَهُديً لِلْعالَمينَ أللَّهُمَّ إنَّي عَبْدُكَ وَالْبَلَدَ بَلَدُكَ وَالْبَيْتَ بَيْتُكَ جِئْتُ أطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَأؤُمُّ طاعَتَكَ مُطِيْعاً لِأمْرِكَ راضياً بِقَدَرِكَ أسْأَ لُكَ مَسْأ لَةَ الْفَقِيْرِ إلَيْكَ الْخائِفِ لِعُقُوبَتِكَ أللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أبْوابَ رَحْمَتِكَ واسْتَعْمِلْنِي بِطاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ».

بعد خطاب مي كند به سوي كعبه و مي گويد:

«أ لْحَمْدُ للَّهِ الَّذي عَظَّمَكِ وَشَرَّفَكِ وَكَرَّمَكِ وَجَعَلَكِ مَثابَةً لِلنّاسِ وَامْناً مُبارَكاً

وَهُديً لِلْعالَمِيْنَ».

و مستحب است وقتي كه محاذي حجرالاسود شد بگويد:

«أشْهَدُ أنْ لاإلهَ إلَّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَكَفَرْتُ

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 226

بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَاللَّاتِ وَالْعُزّي وَبِعِبادَةِ الشَّيْطانِ وَبِعِبادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعي مِنْ دُونِ اللَّهِ».

و هنگامي كه نظرش به حجرالاسود افتاد، به سوي آن متوجه شود و بگويد:

«أ لْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أنْ هَدانَا اللَّهُ سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ وَلا إلهَ إلّااللَّهُ وَاللَّهُ أكْبَرُ، اللَّهُ أكْبَرُ مِنْ خَلْقِهِ وَاللَّهُ أكْبَرُ مِمّا أخْشي وَاحْذَرُ، لا إلهَ إلّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيْكَ لَهُ، لَهُ الْمُلكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَيُمِيتُ وَيُحْيِي وَهُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلي كُلِّ شَي ءٍ قَدِيرٌ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَبارِكْ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِهِ كَأفْضَلِ ما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلي إبْراهِيمَ وَآلِ إبْراهِيمَ إنَّكَ حَمِيْدٌ مَجيدٌ، وَسَلامٌ عَلي جَميعِ النَّبِيِّينَ وَالمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ أللَّهُمَّ إنَّي اومِنُ بِوَعْدِكَ وَأُصَدِّقُ رُسُلَكَ وَأتَّبِعُ كِتابَكَ».

و در روايت معتبر وارد است كه وقتي كه نزديك حجرالاسود رسيدي، دست هاي خود را بلند كن؛ و حمد و ثناي الهي را به جا آور؛ و صلوات بر پيغمبر بفرست؛ و از خداوند عالم بخواه كه حج تو را قبول كند. پس از آن، حجر را بوسيده و استلام نما و اگر بوسيدن ممكن نشد استلام نما و اگر آن هم ممكن نشد اشاره به آن كن و بگو:

«أللَّهُمَّ أمانَتِي أدَّيْتُها وَمِيثاقِي تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوافاةِ أللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتابِكَ وَعَلي سُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَكَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطاغُوتِ وَاللَّاتِ

وَالْعُزّي وَعِبادَةِ الشَّيْطانِ وَعِبادَةِكُلِّ نِدٍّ يُدْعي مِنْ دونِ اللَّهِ».

و اگر نتواني همه را بخواني بعضي را بخوان و بگو:

«أللَّهُمَّ إليْكَ بَسَطْتُ يَدِي وَفِيما عِنْدَكَ عَظُمَتْ رَغْبَتِي فَاقْبَلْ سُبْحَتي وَاغْفِرْ لِي وَارْحَمْنِي، أللَّهُمَّ إنّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَالْفَقْرِ وَمَواقِفِ الْخِزْيَ في الدُّنيا وَالْاخِرَةِ».

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 227

باب دوم

وجوب طواف 229

شرايط و مقدمات طواف 235

كيفيت طواف 259

احكام خاص بانوان در طواف 299

1- حيض 299

2- استحاضه 304

طواف مستحب و نماز آن 309

1- استحباب طواف 309

2- شرايط طواف مستحبي 310

3- زمان طواف مستحبي 311

4- طوافهاي مستحب 313

آداب و مستحبات طواف 314

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 228

اللَّهُمَ

إِنِّي أَسْأَلُكَ إِيمَانا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي

وَ يَقِينا [صَادِقا] حَتَّي أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ يُصِيبَنِي إِلا مَا كَتَبْتَ

لِي وَ رَضِّنِي مِنَ الْعَيْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

كلّكم راعٍ و كُلُّكُم مسئولٌ عنْ رعيَّتِه؛

و الأميرُ الذي عَلَي الناسِ راعٍ و هو مسئولٌ عن رَعيِّتهِ؛ و الرجلُ راعٍ علي أهل بَيتِهِ و هو مسئولٌ عنهم؛ و المرأةُ راعيةٌ علي أهل بيتِ بَعْلِها و وُلْدِه و هي مسئولةٌ عنهمْ؛ و العبْدُ راعٍ علي مال سيّدِهِ و هو مسئولٌ عنه؛

ألا فَكُلُّكم راعٍ و كُلُّكم مسئولٌ عنْ رعيّته

جامع الأخبار 119

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 229

باب دوم: وجوب طواف

فصل اول: وجوب طواف

1- ركنّيت طواف و حكم ترك آن
اشاره

اولين عمل عمره بعد از احرام، طواف است.

550- طواف عبارت است از: «هفت مرتبه گرد خانه كعبه گرديدن» و هر دور از آن «شوط» نام دارد؛ پس طواف، عبارت از هفت شوط است.

ترك طواف

551- طواف از اركان عمره است؛ و كسي كه آن را تا وقتي كه وقت آن فوت شود، ترك كند، عمره او- چه عالم به حكم و چه جاهل باشد- باطل است. 552- چنين كسي، احوط آن است كه حج افراد به جا آورد، و پس از آن، عمره به جا آورده و حج را در سال بعد، اعاده كند.

______________________________

(1)- آية اللَّه بهجت: و وجوب ذبح يك شتر مطلقا، حتّي در حال علم و عمد، موافق احتياط است. (مناسك شيخ، ص 35).

آية اللَّه سيستاني: بنابر احتياط، جاهل به حكم بايد يك شتر كفّاره بدهد. (مناسك، اوّل بحث طواف).

آية اللَّه فاضل: عمره تمتع او باطل مي شود ولي احرام او باقي مي ماند كه براي خروج از احرام بايد اعمال عمره مفرده را تمام كند.

(2)- آية اللَّه بهجت: و ظاهراً حج او مبدل به حج افراد مي شود و وجوب قضاي حج بر او در سال آينده قوي است.

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: عمره اش باطل مي شود و احرام او نيز باطل مي شود و بايد حج را در سال بعد اعاده كند و احتياط مستحب اين است عدول به حج افراد نموده و آن را به قصد اعمّ از حجّ و عمره مفرده تمام نمايد.

آية اللَّه گلپايگاني: حج او مبدل به حج افراد مي شود و در سال بعد هم بايد حج را قضا كند. (آداب و احكام حج، ص 191 مسأله 467).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 230

ترك سهوي طواف

553- اگر كسي طواف را سهواً ترك كند، لازم است هر وقت كه باشد، آن را به جا آورد؛ و اگر به محل خود برگشته و نتواند به مكه برگردد، يا مشقت داشته باشد، بايد

نايب بگيرد. 554- اگر طواف واجب- اعم از طواف عمره و طواف حج و طواف نساء- را فراموش كند و با زن نزديكي نمايد، بايد يك هدي در مكه ذبح كند؛ و احتياط آن است كه شتر باشد؛ و در صورت بازگشت از مكه، بايد خودش باز گردد و طواف و نماز آن را بجا آورد؛ و احتياطاً در غير طواف نساء، سعي را هم بجا آورد؛ و اگر نمي تواند بازگردد، يا مشقت دارد، نايب بگيرد.

______________________________

(1)- آية اللَّه سيستاني: يا آن را به طور صحيح انجام نداده.

(2)- آية اللَّه فاضل: وسعي را نيز بنابر احتياط اعاده كند.

(3)- آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: اگر قبل از فوت وقتِ طواف متذكر شود، بايد تا وقت نگذشته قضا كند.

آية اللَّه مكارم: و در اين مدّت چيزي بر او حرام نيست و احتياط آن است كه يك گوسفند قرباني به مكه بفرستد و اگر فرستادن به مكه ممكن نيست در محل خود قرباني كند.

(4)- آية اللَّه فاضل: در صورتي كه نسيان مبدّل به علم شود و استمرار نداشته باشد كفاره دارد والّا چيزي براو نيست.

آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي، سيستاني: براي فراموشي طواف عمره در مكه و براي فراموشي طواف حج در مني قرباني نمايد، و قرباني كردن يك گوسفند كافي است. و از مناسك آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني استفاده مي شود كه: اين حكم در طواف نساء نيست. (مناسك، مسأله 327).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: كسي كه تمام طواف يا بعض آن را فراموش كند و يادش نيايد تا به شهر خود برگردد و براي او مشكل باشد كه به مكه مراجعت نمايد و آنچه را

فراموش كرده بجا آورد واجب است نايب بگيرد كه براي او طواف كند و در اين صورت بنابر احتياط واجب هدي بفرستد و احوط آن است كه شتر باشد. آية اللَّه صافي بعد از «براي او طواف كند» مي فرمايد: و نماز طواف بخواند و بنابر احتياط لازم سعي هم بنمايد و در اين صورت بنابر احتياط واجب هدي بفرستد، و احوط آن است كه شتر باشد، و در مواردي كه گفته شد بايد وجوباً يا احتياطاً بعد از اتمام و نماز طواف، اعاده نمايد، نايب نيز به همان شرح عمل كند. (مناسك فارسي، م 104)

آية اللَّه مكارم: قرباني كردن گوسفند و اعاده سعي احتياط مستحب است.

(5)- آية اللَّه فاضل: و احتياط مستحب.

(6)- آية اللَّه سيستاني: اگر قبل از فوت وقت متذكر شود، بايد سعي را اعاده كند و اگر بعد از آن باشد، مثلًا طواف عمره را پس از وقوف در عرفات متذكر شود يا طواف حج را پس از پايان ذي حجه متذكر شود طواف را قضا مي كند و اعاده سعي لازم نيست و تا طواف را خودش يا نايبش انجام نداده اند آنچه بر او حرام شده است حلال نمي شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 231

ترك جهلي طواف

555- اگر طواف را- چه طواف عمره يا زيارت- با جهل به حكم ترك كند و به محلِّ خود بازگردد، بايد حج را اعاده و يك شتر قرباني كند.

وقت فوت طواف

556- وقت فوت طواف، زماني است كه اگر بخواهد آن را با بقيه اعمال عمره به جاآورد، نتواند وقوف عرفات را درك كند.

نقصان طواف و مراجعت به وطن

557- اگر كسي طواف او ناقص بوده ولي تا بعد از مراجعت به وطن، متذكر نقصان نشود، احتياط آن است كه براي تدارك بازگردد؛ واگر نتوانست يا مشكل باشد، نايب بگيرد.

______________________________

(1). آية الله فاضل: كفاره در طواف عمره بنابراحتياط است.

(2). آية الله بهجت: وجوب ذبح يك شتر مطلقا حتي در حال علم و عمد موافق احتياط است كه در مسأله 532 هم گذشت (مناسك شيخ، ص 35).

آية الله تبريزي: كفاره دادن يك شتر در ترك طواف حج از روي جهل به مسأله است، و اما در طواف عمره تمتع چنانچه از روي جهل به مسأله ترك شد، هر چند بايد حج در سال آينده اعاده كرد ولي كفاره ندارد.

آية الله خويي: اگر كسي طواف عمره تمتع را از روي علم يا از روي جهل ترك كند به نحوي كه قبل از وقوف عرفات نتواند آن را تدارك نمايد عمره و حتي احرام عمره اش باطل مي شود و بايد در سال ديگر حج را اعاده نمايد و كفاره مذكوره اختصاص دارد به موردي كه طواف حج را از روي جهل ترك كرده باشد

آية الله سيستاني: كفاره در مورد طواف مبني بر احتياط واجب است

آية الله صافي، آية الله گلپايگاني: چون احتمال مي دهد در احرام باشد، احتياطا از نزديكي با زن قبل از انجام عمره مفرده دوري نمايد و يك شتر قرباني كند.

آية الله فاضل: اگر چه با زن هم نزديك نكرده باشد

آية الله مكارم: در ترك طواف عمره، قرباني احتياط مستحب است و در

طواف حج، احتياط واجب است.

(3). آية الله بهجت: ميزان در تنگي وقت … بيم از دست رفتن وقوف اختياري عرفات است (مناسك، مسألة 157).

آيات عظام تبريزي، خويي، فاضل: يعني نتواند خود را به اندازه درك مقدار ركن از وقوف- مسماي وقوف اختياري- به عرفات برساند

آية الله سيستاني: آخر زمان آن وقتي است كه بتواند اعمال عمره را تا ظهر روز عرفه تمام كند.

(4). آية الله بهجت: و اگر متذكر نشود مگر بعد از مراجعت به وطن خود، پس نايب مي گيرد (مناسك شيخ، ص 42)

آيات عظام تبريزي، خامنه اي، خويي، صافي، فاضل، گلپايگاني: بايد برگردد

آية الله سيستاني: اگر نتواند باقيمانده را خود به جا آورد، اگر چه به اين علت باشد كه پس از رجوع به وطن يادش آمده ديگري را نايب خود قرار دهد و به هر حال نماز طواف را بايد خودش هر جا هست بعد از طواف نايب بخواند.

(5). آية الله صافي، آية الله گلپايگاني: و در اين صورت نيز بنابر احتياط واجب هدي بفرستد و احوط آن است كه شتر باشد (مناسك فارسي، مسأله 104

آية الله مكارم: و احتياط آن است يك گوسفند در مكه قرباني كند و اگر نتوانست در شهر خودش قرباني كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 232

عدم فوريت تدارك طواف ناقص

558- اگر حج گزار طواف عمره يا بعضي از اشواط آن را فراموش كند و مثلًا در عرفات به ياد آورد، تدارك آن فوريت ندارد و مي تواند بعد از اعمال مني آن را تدارك كند.

انجام سعي قبل از طواف

559- اگر كسي قبل از انجام طواف سعي را به جا آورد، احتياط واجب آن است كه علاوه بر طواف و نماز آن، سعي را هم به جا آورد.

تذكر نسيان طواف در سعي

560- اگر كسي هنگام سعي، متذكر شود كه طواف را به جا نياورده، بايد سعي را رها نموده، طواف را به جا آورد، سپس سعي را اعاده كند.

انجام حج نيابي با بطلان طواف خود

561- اگر شخصي طواف حج واجب خود را باطل انجام داده باشد و بعد از آن حج نيابي بجا

______________________________

(1)- مراجعه شود به مسأله 588.

آية اللَّه بهجت: و اگر سعي را انجام داده، سعي را بنابر احتياط اعاده كند.

آية اللَّه سيستاني: به احتياط واجب قبل از طواف حج، آن را تدارك كند. پس اگر كسري آن سه شوط يا كمتر است تكميل نمايد و اگر بيشتر است تكميل كند و به احتياط واجب اعاده كند.

(2)- آية اللَّه خامنه اي: بايد سعي را اعاده نمايد.

آية اللَّه سيستاني: بايد سعي را اعاده نمايد، مگر در صورتي كه طواف را فراموش كند تا وقت آن بگذرد؛ مثل اين كه طواف عمره را تا وقوف در عرفات يا طواف حج را تا پايان ذي حجّه فراموش كند، كه اعاده سعي لازم نيست گرچه بهتر است.

آية اللَّه فاضل: بنابر اقوي سعي را نيز بعد از طواف اعاده كند.

آية اللَّه مكارم: اين احتياط در مورد سعي مستحب است.

(3)- آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: اگر قبل از شوط چهارم سعي يادش بيايد كه طواف به جا نياورده، سعي را رها كند و طواف را به جا آورد و سپس سعي را انجام دهد و اگر بعد از اتمام شوط چهارم بوده، آن را قطع كند و بعد از انجام طواف، سعي را اتمام و به احتياط واجب آن را اعاده نمايد. (آداب و احكام حج، م 667).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 233

آورده باشد، حج نيابي او صحيح است؛

ولي بايد طواف حج خود را تدارك نمايد. موارد گوناگون بطلان و نقص در طواف بر اثر فقدان شروط مختلف، در لابلاي احكام آتي ذكر شده است.

2- مباحات و محذورات هنگام طواف
اشاره

562- در حال طواف، تكلم و خنده و شعر خواندن، جايز، ولي مكروه است؛ و مستحب است در حال طواف، مشغول دعا و ذكر خدا و تلاوت قرآن باشد.

اكل و شرب در حال طواف

563- اكل و شرب در حال طواف، مانع ندارد.

خواندن نماز مستحب در حال طواف

564- در حال طواف، خواندن نماز مستحب چه حكمي دارد؟

طواف با علم به تماس با نامحرم

565- اگر شخصي در حال طواف با علم به حرمت، از روي شهوت با بدن زني تماس حاصل

______________________________

(1)- آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: در فرض عمد يا جهل حجّش باطل است ولي حج هاي نيابي صحيح است.

آية اللَّه سيستاني: در فرض جهل به مسأله، حج او باطل است و به احتياط واجب بايد يك شتر كفّاره بدهد و ساير حج ها صحيح است.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: اگر از روي عمد ولو با جهل به مسأله بوده، حج هايي كه انجام داده اشكال دارد و اگر از روي نسيان بوده طواف حج خود را بجا آورد و سعي را احتياطاً انجام دهد و حج هاي نيابي او صحيح است.

آية اللَّه مكارم: اگر از روي سهو و فراموشي باشد حج او صحيح است و اگر عمداً باشد يا جهلًا، حج او اشكال دارد.

(2)- آية اللَّه فاضل: و اگر عمداً چنين كرده بايد حج خودش را اعاده كند و ساير حج ها اگر خللي در آنها ايجاد نكرده باشد محكوم به صحّت است.

(3)- به مسأله 588 مراجعه شود.

(4). آيات عظام: بهجت، سيستاني، فاضل و مكارم: مانعي ندارد.

آيت اللَّه خامنه اي: اگر بتواند جمع بين قصد طواف و قصد نماز مستحبي در حال طواف نمايد اشكال ندارد.

آيت اللَّه تبريزي: مشروعيت آن ثابت نيست، واللَّه العالم.

آيت اللَّه صافي: احوط ترك آن است، واللَّه العالم.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 234

نمايد هر چند كار حرامي كرده ولي مضر به طواف نيست و اگر كاري كه موجب كفّاره است انجام دهد، بايد كفّاره بدهد.

پا گذاردن روي اشياء در حال طواف

566- پا گذاردن روي احرامي ديگران و چيزهايي كه از افراد در مطاف مي افتد- از قبيل ساعت و غيره-

موجب بطلان طواف نمي شود.

احرام و طواف در لباس غيرمخمّس

احكام خمسِ مربوط به طواف، در قسمت خمس در پايان كتاب ذكر شده است.

______________________________

(1)- آية اللَّه فاضل: اما اگر اين عمل با علم و عمد انجام شده و موجب انزال شده، علاوه بر گناه بايد يك شتركفّاره بدهد و نسبت به طواف، حكم محدث شدن در اثناي طواف را دارد كه در مسأله 580 آمده است.

(2)- آية اللَّه تبريزي: چنانچه موجب تماس، مشي در حال طواف باشد، طوافش اشكال دارد.

آية اللَّه فاضل: اما اگر موجب انزال شود طوافش باطل و كفّاره هم دارد.

آية اللَّه مكارم: اگر لمس از روي لباس باشد گناه كرده ولي كفّاره ندارد.

(3). آية اللَّه گلپايگاني: ولي نبايد اذيت ديگران رافراهم آورد.

آية اللَّه مكارم: ولي عمداً اين كار را نكند مگر مانع عبور باشد.

(4)- آيات عظام صافي، گلپايگاني، مكارم: ولي عمداً پا روي آن نگذارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 235

فصل دوم: شرايط و مقدمات طواف

اشاره

واجبات طواف، بر دو گونه است:

اول: مقدمات و شرايط پنج گانه طواف:

1- نيّت
اشاره

«نيّت» يعني انجام طواف با قصد خالص براي خداوند متعال.

توضيح كلّي نيت در عبادات

567- به زبان آوردن و از قلب گذراندن نيت، لازم نيست؛ و همين كه بنا دارد عمل را براي خداوند به جا آورد، كفايت مي كند؛ و نيت در عبادت با كارهاي ديگر در اين جهت يكسان است؛ پس همان طور كه قصد انسان هنگام آب خوردن، معلوم و محقق است، عبادت نيز همين گونه است.

لزوم اخلاص در نيت

568- طواف و هر عبادتي، بايد براي اطاعت خداوند متعال بجا آورده شود؛ و فارق بين عبادت و غير آن، همين خصوصيت است.

مراتب تحقق قصد قربت

569- براي صحيح بودن عمل از جهت قصد قربت، كافي است كه آن را براي خداي متعال، يا

______________________________

(1)- نظر آيات عظام در مسائل مربوط به كيفيت نيّت در بحث نيت در احرام گذشت.

آية اللَّه فاضل: و نيز نيت كند: هفت دور طواف خانه كعبه انجام مي دهم براي عمره تمتّع از حَجّةالاسلام يا حج استحبابي.

آية اللَّه مكارم: براي عمره تمتّع يا حج و غير آن.

(2)- آية اللَّه سيستاني: در عبادت معتبر است كه براي تذلّل و كرنش در پيشگاه خداوند انجام داده شود؛ خواه اطاعت صدق كند يا نكند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 236

براي اطاعت امر او جلّ جلاله، يا براي ترس از جهنم، يا شوق به رسيدن به بهشت و ثواب، به جا آورد.

حكم ريا

570- اگر كسي در انجام طواف يا ساير اعمال عمره و حج ريا كند؛ يعني عمل خود را خداي ناكرده براي نشان دادن و به رخِ ديگري كشيدن، و خوب جلوه دادن، به جا آورد، طواف و هرچه را كه اين طور به جا آورده، باطل است و علاوه بر آن خداي جليل را هم معصيت نموده است.

571- ريا بعد از اتمام عمل، باعث بطلان عمل نمي شود ولي در هر حال، معصيت است.

بطلان عمل با شركت رضاي غير

572- اگر در عملي كه براي خدا مي آورد، رضاي ديگري را هم شريك كند و خالص براي خدا نباشد، عمل او باطل است.

كفايت نيّت قلبي

573- به زبان نياوردن نيت، مسوّغ براي قطع طواف و از سرگيري آن نمي شود و اگر از سر گرفت اشكال دارد.

طواف بدون قصد

574- اگر كسي در حال طواف، بدون قصد- مثلًا بخواهد كسي يا چيزي را از زمين بردارد- گامي به طرف جلو بردارد اگر توجه به طواف ندارد، و نمي داند كه آيا آن مقدار مسافت را بدون قصد طواف آمده است يا نه، بايد آن مقدار را احتياطاً تدارك كند.

شك در نيّت نيابت در طواف

575- اگر شخصي در اثناي طواف شك كند كه آيا طواف را به نيت منوبٌ عنه آغاز كرده يا به نيت خودش، احتياط آن است كه طواف را به نيت منوبٌ عنه اتمام كند و پس از نماز آن، طواف و نماز را اعاده كند.

______________________________

(1)- آية اللَّه سيستاني: در فرض صدق معيار مذكورِ در حاشيه مسأله 568.

(2)- آيات عظام تبريزي، صافي، فاضل، گلپايگاني: با قصد استيناف اشكال ندارد.

آية اللَّه خويي: با اعتقاد به جواز استيناف مجزي است.

آية اللَّه سيستاني: صحّت طواف بعيد نيست.

آية اللَّه مكارم: اشكال ندارد.

(3)- آيات عظام بهجت، سيستاني، فاضل: به شك خود اعتنا نكند.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه مكارم: اگر قصد طواف ولو اجمالًا داشته باشد كافي است.

(4)- آية اللَّه بهجت: مي تواند طواف را به نيت منوبٌ عنه تمام كند. (استفتائات جديد)

آية اللَّه خامنه اي: مي تواند طواف مزبور را به نيّت منوبٌ عنه اتمام كرده و پس از نماز آن را با نماز، اعاده كند و مي تواند آن را رها نموده و طواف را به نيابت از منوب عنه از سر بگيرد.

آية اللَّه سيستاني: بايد طواف را به نيت نيابت از سر بگيرد.

آية اللَّه فاضل: در فرض مذكور به نيّت آنچه نيت كرده آن را اتمام كند و نماز طواف را بخواند. امّا نمي تواند به آن اكتفا كند و بايد طواف و نماز آن را به نيّت منوبٌ عنه اعاده كند.

مناسك

حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 237

2- طهارت از حدث
اشاره

طهارت از حدث

دوم- طهارت از حدث اكبر (جنابت، حيض و نفاس)، و از حدث اصغر؛ يعني با وضو باشد.

576- در عمره و حج، طهارت از حدث اكبر و اصغر، در تمامي طوافهاي آن- اعم از طواف عمره، طواف حج و طواف نساء- شرط است.

عدم لزوم طهارت در طواف مستحبي

577- طهارت از حدث اكبر و اصغر، در طواف مستحبي شرط نيست، هرچند جنب يا حايض، جايز نيست در مسجدالحرام وارد شوند، ولي اگر با غفلت يا نسيان، طواف مستحب انجام دادند، طواف آنها صحيح است.

بطلان طواف با حدث

579- اگر شخصي عمداً، يا جهلًا، يا از روي غفلت يا نسيان، با حدث اكبر يا اصغر، طواف كند، طواف او باطل است.

بطلان وضو بعد از شوط چهارم

580- اگر در اثناي طواف، حدث عارض شود، اگر پس از تمام شدن دور چهارم باشد، بايد طواف را قطع كرده، بعد از تحصيل طهارت، از همانجا كه آن را قطع كرده، اتمام كند.

______________________________

(1). آيةالله خامنه اي: در طواف مستحبي وضو لازم نيست ولي به احتياط واجب در حال جنابت و حيض يا نفاس، طواف صحيح نيست.

(2). اگر حدث بعد از اتمام دور چهارم باشد

آيات عظام: بهجت، خويي، سيستاني، فاضل: اگر حدث بدون اختيار باشد، بعد از طهارت، طواف را تكميل مي كند و اگر با اختيار باشد احتياطا اتمام و اعاده مي كند.

آيات عظام: امام خميني، تبريزي، صافي، گلپايگاني، مكارم، نوري: بعد از طهارت طواف را تكميل مي كند.

آية اللَّه خامنه اي: با بقاي موالات تكميل مي كند و با زوال آن، احتياطاً تكميل و اعاده مي كند و مي تواند يك طواف به نيّت اعم از اتمام و اعاده انجام دهد.

و اگر حدث قبل از نصف يا اتمام دور چهارم باشد:

آيات عظام: بهجت، تبريزي، خويي، مكارم: اگر قبل از نصف باشد (آية اللَّه سيستاني: قبل از چهارم) بعد از طهارت، طواف را اعاده كند.

آية اللَّه خامنه اي: اگر حدث مابين سه و نيم تا چهار عارض شود حكم فرض قبلي را دارد و اگر قبل از سه و نيم عارض شود پس از طهارت طواف را اعاده كند.

امام خميني و آية اللَّه نوري: بنابر احتياط واجب طواف اول را تكميل و نماز مي خواند اعاده مي كند.

آيات عظام: صافي، فاضل، گلپايگاني: قبل از سه و نيم، بعد از طهارت طواف را

اعاده كند. و طبق نظر اين مراجع اگر بعد از 5/ 3 و قبل از اكمال چهار باشد: بعد از طهارت، بنابر احتياط (آية اللَّه فاضل: بنابر فتوي) طواف اول را تكميل و بعد از نماز آن، طواف را اعاده كند.

طبق نظر همه مراجع از سرگيري طواف بعد از زوال موالات، جايز است؛ فقط طبق نظر:

آيات عظام: امام خميني، صافي، فاضل: اگرطواف قطع شده چهار شوط كامل بوده است، بايد طوافِ اول، تكميل و نماز آن خوانده شود.

از سرگيري طواف با بقاي موالات طبق نظر مراجع ذيل جايز است:

آيات عظام: بهجت، فاضل، مكارم، نوري، خويي

و آية اللَّه صافي و آية اللَّه گلپايگاني (با رعايت تكميل بعد از شوط چهارم).

تذكر: طبق نظر مراجعي كه از سرگيري را جايز مي دانند، رعايت تفصيل بين نصف و كمتر از نصف، احتياطي است.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 238

بطلان وضو قبل از شوط چهارم

581- اگر عروض حدث پيش از تمام شدن دور چهارم باشد، بنابر احتياط واجب طواف را اتمام و اعاده كند و اين حكم، در حدث اصغر است.

حدث اكبر در اثناي طواف

582- اگر در اثناي طواف، حدث اكبر- مثل جنابت يا حيض- عارض شود، طواف كننده بايد فوراً از مسجدالحرام بيرون رود، و اگر پيش از تمام شدن دور

______________________________

(1). به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.

(2)- نظر آيات عظام در دو مسأله قبل گذشت كه فرقي بين حدث اصغر و جنابت نگذاشته اند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 239

چهارم حدث عارض شده، طواف را با طهارت اعاده كند.

شك در حدث و طهارت

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)؛؛ ص239

5- اگر بعد از طهارت، در پيدايش حدث شك كند، بنابر طهارت بگذارد؛ ولي اگر بعد از حدث، در تحصيل طهارت شك كند، بنابر حدث بگذارد و طهارتِ لازم را تحصيل نمايد.

شك در طهارت بعد از طواف

584- اگر بعد از تمام شدن طواف، شك كند كه آيا وضو يا غسل داشته يا نه، طواف او صحيح است، ولي براي اعمال بعد، بايد تحصيل طهارت نمايد.

شك در وضو و غسل در اثناي طواف

585- اگر در اثناي طواف شك كند كه وضو داشته يا نه، بايد وضو بگيرد؛ و اگر شك، بعد از اتمام دور چهارم بوده، تتمه طواف را به جا آورد؛ و اگر قبل از اتمام دور چهارم باشد، بنابر احتياط واجب، طواف را اتمام و اعاده كند. 586- در تمام صورت هايي كه گفته شد در صورت شك، «بنابر طهارت بگذارد» يا «طوافش صحيح است»، بهتر است كه با شك در وضو، تجديد وضو كند؛ و با شك در غسل، رجاءً غسل به جا آورد؛ چون ممكن است كه بعداً معلوم شود كه طهارت نداشته و اشكال پيدا شود.

شك در غسل كردن در اثناي طواف

587- اگر طواف كننده در اثناي طواف، در انجام غسل جنابت يا حيض يا نفاس شك كند، بايد

______________________________

(1)- آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: احوط در هر دو صورت (قبل و بعد از شوط چهارم) اين است كه بعد از پاكي يك طواف كامل به نيّت اعم از تمام و اتمام به جا آورد.

آية اللَّه خامنه اي، آية اللَّه فاضل: به تفصيلي كه در حاشيه مسأله 580 آمده است عمل شود.

آية اللَّه سيستاني: در مورد حيض در حال طواف به ذيل مسأله 580 مراجعه شود.

(2)- آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: اگر بعد از حدث اصغر شك كند در اين كه قبل از طواف غسل كرده يا نه، بايد غسل كرده و طواف را اعاده كند و براي اعمال آتيه وضو بگيرد. (منهاج الصالحين، ج 1، مسأله 209).

(3). شك در وضو يا غسل در اثناي طواف:

آيات عظام: تبريزي، خويي، بهجت، سيستاني، صافي، گلپايگاني، فاضل، خامنه اي، نوري، مكارم: اگر قبلًا وضو و غسل نداشته و شك در تحصيل آن دارد، بايد بعد از طهارت طواف

را اعاده نمايد.

و اگر قبلًا وضو داشته: و شك در باطل شدن آن دارد بنابر طهارت مي گذارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 240

فوراً از مسجدالحرام بيرون برود، و غسل كند؛ اگر بعد از اتمام شوط چهارم شك كرده، باقيمانده طواف را به جا آورد و احتياط در اعاده است؛ ولي اگر قبل از دور چهارم شك كرده، طواف را اعاده نمايد.

طواف با وضوي باطل

588- اگر حج گزار در عمره تمتع، بعد از تقصير متوجه شود كه وضوي او باطل بوده يا وضو نداشته و با اين حال طواف كرده و نماز طواف خوانده است، طواف و نماز را اعاده كند و عمره او صحيح است. 589- اگر حج گزار بعد از انجام اعمال عمره و حج بفهمد وضويش باطل بوده، با تدارك طوافها و نماز، حجش صحيح است.

______________________________

(1). آية اللَّه خامنه اي: و برگردد و طواف را اعاده نمايد.

(2). جهت تفصيل نظر آيات عظام به ذيل مسأله 585 مراجعه شود.

(3)- آيات عظام بهجت، تبريزي: و بنابر احتياط، بعد از آن سعي و تقصير را نيز اعاده كند و تا تقصير نكرده احكام محرم را مراعات كند.

وآية اللَّه بهجت اضافه مي فرمايد: و در صورتي كه بطلان از جهت جهل به حكم نبوده، تقصير قبلي كفّاره ندارد. (مناسك، س 85 و 170).

آية اللَّه خويي: بايد لباس دوخته را بيرون بياورد و سعي و تقصير را نيز اعاده كند و در فرض گذشت زمان تدارك، حجش باطل است. (المسائل الشرعيه، ص 342 و 351 و 357).

آية اللَّه سيستاني: اگر قبل از گذشتن وقت يادش آمد بايد آن را جبران كند و بعد از آن سعي و تقصير را نيز اعاده كند و

تا اعمال را انجام نداده است از محرّمات احرام اجتناب نمايد و اگر بعد از گذشتن وقت تدارك متوجّه شود، در صورت سهو و نسيان، اعاده طواف كافي است و در صورت جهل حجّش باطل است و به احتياط واجب بايد يك شتر قرباني بدهد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: در فرض مذكور (كه بعد از تقصير و قبل از شروع اعمال حج فهميده) بايد پس از وضو طواف و نماز و سعي و تقصير را اعاده كند. (مجمع المسائل، ج 1، ص 478، مسأله 47).

آية اللَّه مكارم: احتياطاً سعي و تقصير را نيز اعاده كند.

(4)- آية اللَّه بهجت: واجب است نايب بگيرد و احتياط اين است نايب بعد از طواف، سعي را نيز اعاده كند.

آية اللَّه تبريزي: در فرض مزبور حجّ تمتع او باطل است و بنابر احتياط طواف و سعي را به قصد عمره مفرده بجا آورده و تقصير يا حلق نموده طواف نساء را انجام داده از احرام خارج مي شود و سال آينده حجّ تمتع را بجا آورد.

آية اللَّه خويي: اگر زمان تدارك گذشته مانند اين كه وضوي طواف عمره باطل بوده حجش باطل است، احرام او هم باطل است و اگر زمان تدارك باقي باشد مانند اين كه طواف حج باطل بوده و هنوز ماه ذي حجه تمام نشده طواف و اعمال مترتبه را اعاده مي كند و اگر متمكن از مباشرت نيست براي آن اعمال نايب مي گيرد و نبايد اعاده غير از طواف نساء از ماه ذي حجه بگذرد.

آية اللَّه سيستاني: ولي در فرض جهل به حكم حج او باطل است و بنابر احتياط واجب بايد يك شتر كفّاره بدهد و از احرام خارج شده

است.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: در فرض مذكور طواف او باطل است و احرام او باقي است و اگر در ذي حجه در مكه متوجه شود بعد از وضو، طواف حج و نماز آن و سعي و طواف نساء و نماز آن را بجا آورد و عمره مفرده نيز بجا آورد با طواف نساء و مُحلّ شود و در سال بعد حج واجب را بجا آورد و اگر بعد از ذي حجه متوجه بطلان طواف شود، عمره مفرده را بجا آورد و چنانچه در خارج از ميقات باشد لازم است، ثانياً در ميقات محرم شود رجاءاً و به مكه برود و اعمال عمره مفرده را با طواف نساء بجا آورد تا مُحلّ شود و در سال بعد حج واجب خود را بجا آورد. (مجمع المسائل، ج 1، ص 478، مسأله 47).

آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب سعي و تقصير را نيز اعاده كند.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 241

انجام مقداري از طواف بدون وضو

590- اگر طواف كننده- مثلًا- در شوط آخر طواف، محدث شود بعد وضو گرفته و طواف را اعاده نمايد و نماز و سعي و تقصير را انجام دهد، مجزي از اتمام طواف اول نيست و بايد قسمتي از طواف را كه بي وضو انجام داده، با وضو به جا آورد و بعد از آن نماز طواف را بخواند.

حدث در اثناي طواف و انجام اعمال بعدي

591- اگر طواف كننده در اثناي طواف، محدث شده باشد، ولي به اعتقاد صحت اعمال

______________________________

(1)- آية اللَّه بهجت: اگر سهواً و از روي غفلت محدث شده است، بايد پس از تجديد طهارت طواف را ازهمانجايي كه قطع شده ادامه دهد و در صورتي كه عمداً بوده است حكم به ادامه طواف از محل قطع، مورد تأمل است و بايد طواف را از سر بگيرد (مناسك، ص 102) و احتياطاً نماز و سعي و تقصير را اعاده كند. (پرسشهاي جديد حج، س 74).

(2)- آية اللَّه تبريزي: در مسائل 724 و قبل از آن توضيح داده شد.

آية اللَّه خويي: حكم آن در مسأله 724 آمده است.

آية اللَّه سيستاني: اگر پس از موالات عرفيه اعاده كرده، صحيح است وگرنه مشكل است.

آية اللَّه فاضل: و سعي و تقصير را احتياطاً اعاده كند.

آية اللَّه مكارم: طواف دوّم و اعمال بعد از آن صحيح است، هرچند مي توانست طواف اول را پس از وضو هم تكميل و به آن قناعت كند.

(3). آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: طواف باطل است وتفصيل در محل خود ذكر شده است. (آداب واحكام حج مسأله 510)

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 242

حج را انجام داده باشد، حجش صحيح است؛ ولي بايد با ملاحظه قبل و بعد از شوط

چهارم، طواف و نماز آن را تدارك نمايد؛ ولي اگر كار او عمدي بوده، يا با ترديد و عدم اعتقاد به صحت، اعمال را به پايان برده باشد، صوري دارد كه در بعض آنها، صحت حج مشكل است.

فقد طهورين و حكم مستحاضه

592- اگر جهت طواف طهورين موجود نباشد، حكم آن حكم عدم تمكن از طواف است، كه چنين شخصي با يأس، بايد نايب بگيرد؛ و بنابر احتياط واجب، اگر اين شخص، جنب و حايض و نفساء نيست، خودش نيز طواف كند؛ و اين احتياط، در مستحاضه نيز جاري است، چون مستحاضه بدون به جا آوردن غسل هايي كه بر او لازم است، مي تواند وارد مسجدالحرام شود و طواف كند،

______________________________

(1)- آية اللَّه سيستاني: اگر وقت عمل گذشته است در هر صورت حجّش فاسد است.

(2)- آية اللَّه خويي: اگر وقت طواف و اعمال بعد از آن باقي است، تدارك مي كند وگرنه حجش باطل است. (مستفاد از المسائل الشرعيه، ج 1، ص 342).

آية اللَّه فاضل: اگر حدث بعد از شوط چهارم باشد حج او مطلقاً صحيح است ولي بايد خودش و اگر نتواند نايبش بقيّه اشواط را بجا آورد و اگر بعد از سه دور و نيم و قبل از تمام شدن دور چهارم محدث شده، بايد احتياط كند، همانطور كه در مسأله 580 آمده است و چنانچه كار او عمدي بوده يا با ترديد و عدم اعتقاد به صحّت، انجام داده يا جاهل مقصّربوده است، صوري دارد كه در بعضي از آن صور حج باطل است. تفصيل آن در ذيل مسأله 580 آمده است. بلي اگر حدث در طواف نساء بوده، حج مطلقاً صحيح است ولي طواف نساء را بايد طبق مسأله 580 انجام دهد.

(3)- به

مسأله 580 مراجعه شود.

(4)- آية اللَّه تبريزي: حجّش فاسد است.

آية اللَّه مكارم: در تمام صور حج او مشكل است.

(5)- به مسأله 580 و 581 مراجعه شود.

(6)- آية اللَّه مكارم: فرض فاقد الطهورين در مسجدالحرام وجود ندارد.

(7)- آية اللَّه بهجت: حكم فاقد الطهورين حكم غير متمكن از طواف است كه با يأس از تمكّن نايب مي گيرد واحوط آن است كه خود نيز طواف كند. (مناسك شيخ، ص 36).

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني: و احتياط مستحب آن است.

(8)- آية اللَّه مكارم: و مستحاضه هم نمي تواند داخل مسجدالحرام شود.

(9)- آية اللَّه بهجت: مستحاضه متوسطه و كثيره بدون غسل هايي كه بر آن ها واجب است نمي تواند واردمسجدالحرام و مسجدالنبي صلي الله عليه و آله شوند. (پرسشهاي جديد حج، ص 14، سؤال 57).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بدون به جا آوردن غسل هايي كه بر او لازم است، بنابر احتياط نمي تواند وارد مسجد شود. (عروة … احكام المستحاضه، م 18).

آية اللَّه مكارم: نمي تواند وارد مسجد شود.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 243

گرچه داخل شدن در مسجدالحرام براي مستحاضه، خلاف احتياط استحبابي است.

معذور از وضو و غسل

593- معذور از انجام وضو و غسل، واجب است بدل از وضو يا بدل از غسل، تيمم كند.

حدث اصغر بعد از تيمم بدل از غسل

594- اگر بعد از تيممِ بدل از غسل، حدث اصغر عارض شود، بايد براي حدث اصغر، تيمم كند و براي حدث اكبر تيمّم لازم نيست؛ و تا حدث اكبر ديگري براي او حاصل نشده و عذرش باقي است، همان تيمم اول، كافي است، ولي بنابر احتياط تيمم بدل از غسل را هم انجام دهد. 595- معذور از انجام وضو يا غسل، بنابر احتياط واجب در صورتي كه اميد بر طرف شدن

______________________________

(1)- آية اللَّه مكارم: اگر عذر داشته باشد و نتواند صبر كند تا عذر برطرف شود.

آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط بايد صبر كند تا عذر او برطرف شود و اگر از زوال عذز مأيوس شد با تيمم طواف كند، بلي قبل از يأس زوال عذر مي تواند رجاءً با تيمم طواف نمايد پس اگر تا آخر عذر او ادامه داشت به آن طواف اكتفا كند.

(2)- آية اللَّه فاضل: و وقت طواف تنگ شود …

آية اللَّه تبريزي: در صورت معذور بودن از غسل و مأيوس شدن از توانايي بر غسل، واجب است با تيمم طواف كند و احوط اولي اين است كه نايب نيز بگيرند.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: در غسل غير جنابت، علاوه بر تيمم بدل از غسل در صورت تمكن، بايد وضو هم بگيرد وگرنه بايد يك تيمم ديگر به جاي وضو به جا آورد و جنب متيمّم بنا بر احتياط مستحب نايب هم بگيرد. (آداب و احكام حج، مسأله 476).

(3)- آية اللَّه بهجت: احوط جمع بين وضو يا تيمّم بدل از آن و تيمّم بدل از حدث

اكبر است. (ذخيره، ج 1، ص 199).

(4)- آية اللَّه تبريزي: اگر بدل از غسلِ جنابت، تيمم كرد و بعد حدث اصغر عارض شد، چنانچه عذرش باقي است، بايد بدل از غسل تيمم كند و احتياط مستحب آن است كه بين تيمم و وضو جمع كند؛ و اگر براي حدث اكبرِ ديگر غير از جنابت تيمم كرد و بعد حدث اصغر عارض شد بايد بدل از غسل تيمم كند و بنابر احتياط وضو هم بگيرد و اگر متمكن از وضو هم نبود بايد تيمم ديگري بدل از وضو بنمايد.

آية اللَّه خامنه اي: بنابر احتياط بايد بار ديگر تيمّم بدل از غسل كند.

آية اللَّه خويي: لازم است تيمم بدل از غسل بكند. (منهاج، مسأله 381).

(5)- آية اللَّه بهجت: افضل و احوط تأخير است ولي اظهر جواز مبادرت است. (ذخيره، ج 1، ص 196).

آية اللَّه خامنه اي: چنانچه بداند تا پيش از پايان وقت طواف عذرش برطرف مي شود؛ بايد تا هنگام برطرف شدن عذر صبر كند.

آية اللَّه خويي: اگر احتمال بقاي عذر تا آخر وقت مي دهد مي تواند صبر نكند ولي اگر بعداً كشف خلاف شد بايد اعاده نمايد بلي اگر عذرش نبودِ آب باشد بايد فحص كند، به تفصيلي كه در رساله عمليه مذكور است.

آية اللَّه سيستاني: اگر وقت تنگ نباشد تيمّم جايز نيست مگر اين كه از بر طرف شدن عذر مأيوس باشد يا احتمال دهد در صورت تأخير از انجام تيمّم نيز عاجز شود.

آية اللَّه گلپايگاني: با علم به بر طرف شدن عذر، انتظار واجب است و در غير اين صورت تأخير بنا بر احتياط مستحب است. (وسيلةالنجاة، احكام التيمم).

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 244

عذرش

را دارد، بايد تا هنگام تنگ شدن وقت يا قطع اميد، صبر كند.

فرض كفايت طواف و نماز با تيمّم

596- اگر معتمر جنب باشد و آب براي او ضرر داشته باشد، يا آب موجود نباشد و يا اگر بخواهد آب بيابد و غسل كند وقت عمره مي گذرد، طواف و نماز با تيمم كافي و مجزي است و نايب گرفتن لازم نيست.

تيمم به جاي وضو

597- انجام طواف و نماز با تيمم با امكان وضو صحيح نيست، و اگر كسي با امكان وضو، تيمم كرده، اگر اعمال حج را با اعتقاد به صحت به پايان برده، از احرام، خارج شده و فقط بايد

______________________________

(1)- آية اللَّه بهجت: اگر طواف با تيمم در آخر زمان تمكّن از مباشرت واقع شود. (مناسك شيخ، ص 36).

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: بنابر احتياط نايب هم بگيرد.

(2)- آية اللَّه بهجت: اگر بعد از تقصير بفهمد كه طوافش باطل بوده، لازم است اعاده كند و احتياطاً سعي وتقصير را نيز اعاده كند و اگر بعد از اعمال حج فهميد، غير از تدارك، در صورت امكان عمره مفرده هم به جا مي آورد علي الأحوط. (مناسك، س 85 و 75).

آية اللَّه تبريزي: اگر تدارك نكرده، حجّ وي اشكال دارد.

آية اللَّه خويي: به حاشيه مسأله 254 مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني: حج باطل است و به احتياط واجب بايد يك شتر كفّاره بدهد.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و در هر صورت، از احرام خارج نشده و اگر قبل از وقوفين باشد پس از طهارت، طواف و نماز و سعي و تقصير عمره تمتع را انجام دهد و سپس محرم شود براي حج تمتع و اگر بعد از وقوفين يا بعد از حج بفهمد، حج او مبدل به حج افراد مي شود و بعد از اعمال حج احتياطاً عمره مفرده

انجام دهد و سال بعد ثانياً، عمره و حج تمتّع را بجا آورد. (مستفاد از مجمع المسائل، ج 1، ص 478 مسأله 47 و ص 474 مسأله 32 و … ).

آية اللَّه مكارم: خارج شدن از احرام خالي از اشكال نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 245

طواف و نماز را اعاده كند؛ و اگر خود او نمي تواند برود، بايد نايب بگيرد.

انجام عمره بدون وضو و احرام جديد

598- شخصي عمره مفرده اي به نيابت از پدرش انجام داده و روز بعد به نيابت مادرش محرم مي شود و در اثناي آن، متوجه مي شود كه در عمره اوّل طواف و نماز آن را بدون وضو انجام داده است، وظيفه او در اين صورت چيست؟

صحت حج با جهل به غسل جنابت

599- كسي كه نمي دانسته بايد غسل جنابت نمايد و با جنابتْ حج انجام داده، حج او صحيح است، ولي طوافهاي عمره، حج و نساء را بايد اعاده كند؛ و اگر نمي تواند خودش بجا آورد، نايب بگيرد؛ و تا طواف حج وطواف نساء را تدارك نكرده، از بوي خوش و ازدواج و محرماتي كه با طواف نساء حلال مي شود، دوري نمايد.

______________________________

(1). آيةاللَّه بهجت: به قصد وظيفه ابتداء يك طواف و نماز آن انجام دهد و بعد طواف و سعي و تقصير كند و اگر عمره دوّم به نذر يا استيجار بر او واجب شده بوده احتياطاً اعاده كند.

آية اللَّه تبريزي: بنابر احتياط طواف و نماز آن را قضا نمايد و پس از آن تمام اعمال عمره مفرده به قصد ما في الذمه انجام دهد، واللَّه العالم

آية اللَّه خامنه اي: بايد طواف و نماز عمره اول را اعاده نمايد و احرام دوم نيز صحيح است.

آية اللَّه سيستاني: احرام دوّم باطل است و بايد همه اعمال عمره اوّل را اعاده كند.

آية اللَّه صافي: در فرض سؤال، طواف و نماز و سعي و تقصير عمره اي را كه به نيابت پدر انجام داده اعاده نمايد، واللَّه العالم

آية اللَّه فاضل: ابتدا طواف و نماز طواف عمره سابق را بجا آورد سپس اعمال عمره فعلي را انجام دهد.

آية اللَّه مكارم: طواف و نماز عمره اوّل را اعاده مي كند و

عمره دوّم را به قصد رجا ادامه مي دهد (توجّه داشته باشد كه در يك ماه قمري بيش از يك عمره نمي توان انجام داد مگر اين كه بر نيّت رجا؛ يعني به اميد اين كه مطلوب باشد).

آية اللَّه نوري: بعد از اتمام عمره دوّم طواف و نماز آن را كه از عمره اوّل بجا مانده است بجا بياورد صحيح است.

(2)- آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: حج او باطل است و شخص مذكور بايد با اعمال عمره مفرده از احرام خارج شود.

(3). آيةالله بهجت: و به احتياط واجب در صورت امكان، عمره مفرده بجا آورد، با فرض بقاي حالت جنابت او. (مستفاد از مناسك س 75)

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 246

در اين فرض نمازهايي كه خوانده، بايد قضا كند؛ ولي روزه هاي او صحيح است و قضا ندارد.

طواف با بر عهده بودن غسل مس ميت

600- اگر حج گزار بعد از اعمال حج بفهمد غسل مس ميت به گردنش بوده، اگر بعد از مس ميت، غسل جنابت كرده، از مسّ ميت كفايت مي كند و عملش صحيح است و گرنه بايد طواف و نماز آن را اعاده كند.

عدم كفايت غسل حيض و جمعه از جنابت

601- غسل حيض و جمعه و امثال آنها، كفايت از غسل جنابت نمي كند.

ترك تيمم با موظف بودن به وضوي جبيره اي و تيمم

602- كسي كه وظيفه او وضوي جبيره اي و تيمم بوده، اگر جهلًا بدون تيمم، اعمال عمره را انجام داده است، اعاده طواف و نماز آن، كفايت مي كند.

______________________________

(1)- به مسأله 599 مراجعه شود.

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: يا غير غسل جنابت از اغسال واجبه يا اغسالي كه استحباب آنها ثابت شده مثل غسل جمعه يا غسل احرام يا غسل دخول مكّه و غير آن.

(2)- به مسأله 588 مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني و آية اللَّه فاضل: هر غسلي هرچند مستحبي باشد كافي است.

آية اللَّه مكارم: هر گاه غسل ديگري غير از جنابت كرده باشد آن نيز كفايت مي كند.

آية اللَّه نوري: و اگر شخصاً ممكن نيست نايب بگيرد.

(3)- آية اللَّه بهجت: كفايت غسل واجب كه انجام داده است از آن بعيد نيست، اگرچه احوط خلاف آن است و در كفايت غسل مستحب از آن اشكال است، احتياط ترك نشود. (وسيله، ص 59).

آيات عظام تبريزي، خويي، سيستاني، فاضل، مكارم: بلكه اگر غيراز جنابت نيز، يكي از آنها راقصدكرده باشد اقوي كفايت است. بنابراين، اعمالي كه بعد از غسل حيض يا جمعه انجام داده، تمام آنها صحيح است و فقط نمازهايي كه بعد از جنب شدن و قبل از اولين غسل حيض يا جمعه خوانده باطل و قضا دارد.

آية اللَّه گلپايگاني: بنابر احتياط كفايت نمي كند.

(4)- به مسأله 588 مراجعه شود.

آيات عظام تبريزي و خويي: سعي و تقصير را هم بايد اعاده كند.

آية اللَّه سيستاني: اگر وقت تدارك باقي است بايد طواف و سعي و تقصير را اعاده كند و اگر وقت تدارك گذشته است حجّش محكوم به بطلان است

مگر اين كه در كفايت وضو، به غير رجوع كند، با رعايت الأعلم فالأعلم، اگر از موارد رجوع باشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 247

جواز و عدم جواز بدار

2/ 602- آيا بدار براي معذورين از طهارت مائيّه و نيز ديگر معذورين جايز است يا نه؟ و بر فرض جواز اگر قبل از انقضاي وقت عذرش برطرف شد اعاده لازم است يا نه؟

خواب كودك هنگام طواف

603- اگر كودك را در حال خواب، طواف يا سعي دهند، يا بخشي از طواف و سعي را در خواب باشد، چه حكمي دارد؟

______________________________

(1). آيةاللَّه بهجت: جايز است مگر علم به برطرف شدن عذر داشته باشد.

آيةاللَّه تبريزي: اگر مأيوس بود بدار جايز است و در تيمم براي نماز در اين صورت اعاده واجب نيست و در غير نماز و تيمم آن در صورت رفع عذر در وقت اعاده لازم است. واللَّه العالم.

آيةاللَّه خامنه اي: بعد از دخول وقت عمل مشروط به طهارت، بدار جايز است حتي با رجاء ارتفاع عذر در اثناي وقت اگرچه احوط در صورت اخير ترك بدار است، و در هر صورت اگر عمل را انجام داد و بعداً اتفاقاً عذر در اثناي وقت برطرف شد، اعاده واجب نيست، ولي با علم به ارتفاع عذر در اثناي وقت بدار صحيح نيست و بايد تا ضيق وقت منتظر بماند.

آيةاللَّه سيستاني: بدار در صورت يأس جايز است و اعاده لازم نيست هرچند در وقت، عذر برطرف شود.

آيةاللَّه صافي: در فرض سؤال اگر اميد زوال عذر در آخر وقت را داشته باشند احتياط در تأخير است. واللَّه العالم.

آيةاللَّه فاضل: معذور چنان چه بداند تا آخر وقت عذرش برطرف نمي شود مي تواند به مجرد ورود اعمال را با وضو يا غسل جبيره اي يا تيمم انجام دهد. اما چنان چه اميد دارد تا زماني كه در مكه است عذرش برطرف شود احتياط واجب آن است كه صبر كند

و اگر تا آخر وقت عذرش برطرف نشد طبق وظيفه معذور عمل كند. و چنان چه بعد از عمل به وظيفه معذور عذرش برطرف شد چنان چه علم داشته عذرش برطرف نمي شود اعاده واجب نيست، ولي اگر اميد داشته كه عذرش برطرف مي شود بنابر احتياط بايد اعمال را با غسل و وضو اعاده كند.

آيةاللَّه مكارم: بدار براي ذوي الاعذار بنا بر احتياط واجب جايز نيست مگر اين كه يقين داشته باشد كه تا آخر وقت، عذر برطرف نخواهد شد؛ و در صورتي كه تا آخر عذر برطرف شود بنابر احتياط اعاده لازم است.

(2). آيةاللَّه بهجت: غيرمميّز باشد اشكال ندارد.

آية اللَّه تبريزي: طواف و سعي او صحيح است بلي احتياط اين است كه ابتداي طواف بيدار باشد.

آية اللَّه سيستاني: اگر طفل غير مميّز باشد و وليّش او را طواف مي دهد اشكال ندارد.

آية اللَّه خامنه اي: در مورد بچه هاي كوچك (غير مميز) مانع ندارد.

آية اللَّه صافي: چنانچه كودك غير مميز باشد، اشكال ندارد.

آية اللَّه فاضل: در طواف بايد طهارت و ساير شرايط آن رعايت شود. لذا اگر كودك خوابش ببرد يا محدث شود بايد طبق احكام قطع طواف عمل كند. اما در سعي طهارت معتبر نيست و اگر كودك غير مميز باشد چون نيت سعي او با وليّ اوست لذا اگر خوابش ببرد سعي او صحيح است.

آية اللَّه نوري: در كودك خواب به اندازه متعارف به طواف و سعي او ضرر نمي رساند.

آية اللَّه مكارم: در مورد بچه هاي كوچك اشكالي ندارد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 248

مسلوس و مبطون
صحت حج افراد مسلوس و مبطون

604- افرادي كه مبتلا به خروج مدفوع و يا بول هستند، با رعايت وظيفه اي كه براي وضو و نماز دارند، حجشان صحيح است. 605-

كسي كه پي در پي از او ريح خارج مي شود، حكم مبطون را دارد؛ و چنانچه نتواند در اثناي طواف وضو بگيرد يا حرجي باشد، اكتفا به يك وضو براي طواف كافي است؛ ولي اگر بتواند- ولو با حمل آب در اثناي طواف- وضو بگيرد، واجب است تجديد وضو كند و همچنين است حكم، در نماز طواف.

______________________________

(1)- به مسأله بعد مراجعه شود.

آية اللَّه بهجت: بايد براي طواف نايب بگيرد (مناسك، مسأله 299).

آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: مبطون، احوط اين است كه در صورت ممكن، هم خود طواف نموده و هم نايب بگيرد. (مناسك، مسأله 299).

(2)- آية اللَّه بهجت: مانند مسلوس است و همان وظيفه را دارد. (پرسشهاي جديد حج، س 66).

(3)- آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب مثل مبطون بايد نايب هم بگيرد.

آية اللَّه تبريزي: بنابر احتياط حكم مبطون را دارد.

آية اللَّه خويي: بلكه حكم مسلوس را دارد. (مستفاد از مناسك، مسأله 299).

آية اللَّه سيستاني: در فرض مذكور يك وضو براي طواف و نماز كافي است مگر اين كه حدثي غير از آنچه مستند به بيماري اوست از او سر بزند.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و مبطون براي طواف نايب بگيرد و احتياطاً خودش هم طواف كند. (مجمع المسائل، ج 1، ص 469 مسأله 13).

آية اللَّه مكارم: اين احتياط در مورد مسلوس و مبتلا به خروج ريح واجب نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 249

خروج بول از غيرمجري

606- كسي كه بول او پي درپي خارج مي شود- ولو از مجراي بول نباشد- حكم مسلوس را دارد.

وظيفه مسلوس

607- مسلوس اگر در وقت خاصي بتواند طواف و نماز را با وضو انجام دهد، بايد آن وقت را انتخاب كند و طواف و نماز را با وضو و بدن پاك بجا آورد؛ و اگر چنين وقتي ندارد، در صورتي كه مشقت نداشته باشد، براي هر بار كه حدث از او صادر شود يك وضو بگيرد؛ و اگر مشقت دارد، براي طواف، يك وضو و براي نماز هم، يك وضو بگيرد.

3- طهارت از نجاست
اشاره

سوم- طهارت بدن و لباس از نجاست.

608- طواف كننده بنابر احتياط واجب بايد از نجاسات معفوّ در نماز نيز- مثل خون كمتر از

______________________________

(1)- آية اللَّه خويي: اگر از محلّ غير معتاد ولو بالعارض خارج شود، آن هم بنابر احتياط واجب، همان حكم را دارد. (منهاج، آخر ص 41).

(2)- آية اللَّه فاضل: و در هر صورت بنابر احتياط واجب نايب هم بگيرد.

آية اللَّه بهجت: به همان دستوري كه براي نماز خود طهارت مي گيرد، براي طواف نيز همان نحو عمل مي كند (مناسك شيخ، ص 36 ووسيله، ص 76 و 39).

آية اللَّه تبريزي: بعيد نيست كه يك وضو كفايت كند؛ مادامي كه حدث متعارف از او صادر نشود؛ گرچه احتياط، اعاده وضو است.

آية اللَّه خويي، آية اللَّه سيستاني: به همان دستوري كه براي نماز خود طهارت مي گيرد، براي طواف نيز همان طهارت كافي است.

آية اللَّه گلپايگاني: و اگر اين را هم نمي تواند (حكمي كه در متن هست)، براي طواف يك وضو بگيرد و چهار شوط آن را بجا آورد و بعد تجديد وضو نموده و سه شوط ديگر آن را انجام دهد. (مجمع المسائل، ج 1، ص 477 مسأله 40).

(3)- آية اللَّه خامنه اي: در حال طواف بايد

بدن و لباس از خون پاك باشند و بنابر احتياط واجب، بايد از سايرنجاسات نيز پاك باشند، اما پاك بودن جوراب و دستمال و انگشتر و مانند آنها شرط نيست و خوني كه از يك درهم كمتر باشد؛ و نيز خون جراحت ها و زخم ها كه موجب بطلان نماز نمي شود، به صحت طواف نيز خللي وارد نمي كند.

آية اللَّه فاضل: ظاهر آن است كه …

آية اللَّه مكارم: طواف، در حالي كه بدن يا لباس خونِ كمتر از درهم داشته باشد، جايز نيست.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 250

درهم و جامه اي كه با آن نتوان نماز خواند؛ مثل عرقچين و جوراب حتي انگشتر نجس- اجتناب كند.

محمول متنجس و حكم نجاست معفو در نماز

609- اگر طواف كننده- مثلًا- بيني او نجس شود، بايد بيني خود را آب بكشد و طواف را تكميل كند؛ و اگر بدون تطهير، طواف را ادامه دهد، احتياط آن است كه بعد از تكميل و نماز، طواف و نماز را اعاده كند؛ و همچنين است حكم، اگر دستمال نجس همراه او باشد. 610- آيا نجاست معفوّ در نماز، در طواف نيز معفوّ است؟ و همراه داشتن محمول متنجس در طواف چه حكمي دارد؟

______________________________

(1)- آيات عظام بهجت، تبريزي، خويي: طواف در جامه اي كه با آن نتوان نماز خواند يعني ساتر نباشد؛ مانند مثال هاي مذكور در متن اگر نجس باشد مانع ندارد. و همچنين بودن چيز نجس همراه انسان در طواف مانعي ندارد.

آية اللَّه وحيد: سوم از شرايط صحت طواف بنابر احتياط واجب طهارت از نجاست است، و از نجاستي مه در بدن يا لباس نماز گزار عفو شده است- مانند خون كمتر از درهم- در طواف عفو نشده است.

(مناسك فارسي

معظم له صفحه 150)

آية اللَّه سيستاني: همراه داشتن چيز متنجس در طواف مانع ندارد.

آية اللَّه مكارم: نجس بودن اين لباس هاي كوچك ضرري ندارد ولي خون كمتر از درهم معاف نيست.

(2)- آية اللَّه فاضل: در انگشتر و مانند آن كه ثوب صدق نمي كند براي صحت طواف طهارت آنها شرط نيست همچنين همراه داشتن چيز متنجس در صورت جهل به مسأله مانعي ندارد.

(3)- آية اللَّه فاضل: و سعي و تقصير را اعاده كند.

(4)- به مسأله 614 مراجعه شود.

آية اللَّه بهجت، آية اللَّه خويي: محمول متنجس و همچنين لباس كمتر از مقدار ساتر در طواف عيبي ندارد. (مناسك، مسأله 300).

آية اللَّه خامنه اي: به مسأله 608 و 614 مراجعه شود.

آية اللَّه سيستاني: اگر ظاهر بدن و لباس نجس نشود طواف صحيح است و همراه داشتن چيز متنجس ضرر ندارد.

آية اللَّه مكارم: لباس هاي كوچك كه به تنهايي ستر عورت نمي كنند، اگر نجس باشند ضرري ندارند؛ خواه به صورت محمول باشند يا لباس.

(5). آيةاللَّه بهجت: بنابر احوط معفوّ نيست، و حكم محمول متنجّس، همانند نماز است.

آية اللَّه تبريزي: نجاست معفو در نماز، بنابر احتياط در طواف معفو نيست و محمول متنجس مضر به طواف نيست، واللَّه العالم.

آية اللَّه سيستاني: به احتياط واجب معفو نيست ولي حمل متجنس اشكال ندارد.

آية اللَّه صافي: بنابر احتياط نجاست معفوّ در نماز، در طواف معفوّ نيست اما محمول متنجس اگر ساتر نباشد اشكال ندارد، واللَّه العالم.

آية اللَّه فاضل: واجب است از نجاساتي كه در نماز عفو شده و از محمول متنجس اجتناب شود. به دو مسأله قبل مراجعه شود.

آية اللَّه مكارم: نجاسات معفو نيست (بنابر احتياط واجب) ولي محمول متنجّس اشكالي ندارد.

آية اللَّه نوري: در طواف

معفوّ نيست و محمول هم بايد متنجّس نباشد.

مناسك حج با حواشي مراجع تقليد (1387)، ص: 251

خون قروح و جروح

611- بنابر احتياط واجب، بايد خون قروح و جروح را تا حد امكان، تطهير نمود و لباس را اگر نجس شده، عوض كرد؛ و اگر تطهيرِ خون قروح و جروح، مشقت داشته باشد، تطهير لازم نيست.

تأخير طواف براي تحصيل طهارت

612- كسي كه در بدن او خون قروح و جروح باشد، بنابر احتياط اگر مي تواند با تأخير و بدون مشقت آن را تطهير كند، بايد طواف را به شرط عدم تنگي وقت، تأخير بيندازد.

طواف با لباس مشكوك

613- طواف با بدن و لباسي كه شك در نجاست آن داشته باشد، صحيح است؛ چه بداند قبلًا پاك بوده يا نه؛ ولي اگر بداند كه قبلًا نجس بوده ونداند كه تطهير شده است، نمي تواند با آن طواف كند.

حصول نجاست در اثناي طواف

614- اگر در حال طواف، بدن يا لباس نجس شود، بنابر اظهر بايد طواف را قطع، و به تطهير اقدام شود و طواف از همان جا اتمام شود و اين طواف، صحيح است.

______________________________

(1)- آية اللَّه خامنه اي: آنچه موجب بطلان نماز نمي شود، طواف را نيز باطل نمي كند.

آية اللَّه خويي: متعرض اين فرع نشده اند.

آية اللَّه صافي، آية اللَّه گلپايگاني: و احتياط آن است كه هم خودش با آن حال طواف كند و هم نايب بگيرد تا براي او طواف نمايد.

(2)- آية اللَّه تبريزي، آية اللَّه خويي: يا آنكه نجس بودن بدن يا لباس خود را نمي دانسته و در اثناي طواف دانست، اگر جامه پاكي داشته باشد همان جا جامه نجس را كنده و با جامه پاك طواف خود را تمام نمايد واگر نه اگر اين حادثه بعد از تمام شدن شوط