شماره كتابشناسي ملي : ايران۸۳-۴۷۲۸۸
سرشناسه : جعفري، يعقوب
عنوان و نام پديدآور : مصونيت قرآن از تحريف/ جعفري، يعقوب
منشا مقاله : ، صداي عدالت، (۱۴ آذر ۱۳۸۳): ص ۱۲.
توصيفگر : اعجاز قرآن
توصيفگر : تشيع
توصيفگر : تهمت
توصيفگر : احاديث
توصيفگر : اهل تسنن
يكي از تهمتهايي كه مخالفان شيعه، به شيعه ميزنند، اين است كه شيعه، اعتقاد به تحريف قرآن دارد. اين تهمت، هيچ سندي جز ظواهر بعضي از روايات تنقيح نشده ندارد، درصورتي كه اگر چنين ظواهري، مبناي داوري باشد، در كتب اهل سنت، مطالبي هست كه به روشني، دلالت بر تحريف قرآن دارد. يكي از تهمتهاي ناروايي كه همواره به مذهب شيعه زده ميشود اعتقاد به تحريف قرآن است كه شيعه از آن بي زار است و در طول تاريخ، دانشمندان شيعه همواره اين تهمت را قاطعانه رد كردهاند ولي متأسفانه حتّي در اين زمان كه دستيابي به منابع شيعه براي مخالفان بسيار آسان است، باز هم همان تهمت را تكرار ميكنند و حتّي در موسم حجّ، ايرانيان بخصوص روحانيان محترم گاه و بيگاه با اين مسئله روبهرو هستند. البته اين تهمت را كساني ميزنند كه اهل تحقيق و بحث و نظر نيستند، بلكه ميخواهند به شيعه حمله كنند و در اين راه از هيچ تهمت و دروغي پرهيز ندارند. جالب اين كه اين تهمتها شيعه را در عقايد خود محكمتر ميكند، چون ميبيند كه مخالف او چيزي را به او نسبت ميدهد كه در او نيست و به غرض ورزي و بيتقوايي مخالف پي ميبرد. آنچه اين نويسندگان در اين تهمت، دستاويز خود قرار دادهاند، ظواهر بعضي از روايات شيعه است، درحالي كه چنانكه خواهيم ديد، در روايات اهل سنت هم مطالبي وجود دارد كه به روشني دلالت بر تحريف قرآن ميكند ولي اهل سنت آنها را توجيه ميكنند. عالمانه نيست كه در تبيين عقايد يك مذهب به كتب روايي تنقيح نشده آن مذهب استناد كرد، بلكه بايد كتابهاي اعتقادي و كلامي آن مذهب را درنظر گرفت. اگر بنا باشد با استناد به ظاهر برخي از روايات، به شيعه تهمت تحريف زد، بايد گفت كه اهل سنت نيز قائل به تحريف قرآن هستند، چون در روايات آنها مطالب دالّ بر تحريف به صورت شديدتري وجود دارد و ما اكنون نمونه هايي از آن را ميآوريم: در برخي از كتابهاي اهل سنت آمده است كه دو سوره از سورههاي قرآن به نامهاي سوره خلع و سوره حفد از قرآن حذف شده است! و جالبتر اينكه سيوطي متن آنها را هم آورده كه هيچ شباهتي به قرآن ندارد [1] . از ابيّ بن كعب و عايشه نقل كردهاند كه سوره احزاب از نظر طول به اندازه سوره بقره بود و آيه رجم هم در آن بود [2] . عمربن خطاب در خطبهاي كه پس از آخرين حجّ خود خواند، اظهار داشت كه در زمان پيامبر آيه رجم نازل شده بود و ما آن را ميخوانديم ولي اكنون در قرآن نيست [3] . و نيز همو ميگويد: در زمان پيامبر در كتاب خدا ميخوانديم: «أن لا ترغبوا عن آباءكم فإنه كفر بكم أن ترغبوا عن آباءكم» [4] در حالي كه در مصحف كنوني چنين جملهاي وجود ندارد. همو گمان ميكرد كه از قرآن آيه جهاد حذف شده است و به ابن عوف گفت: از چيزهايي كه نازل شده اين است: «أن جاهدوا كما جاهدتم اوّل مرّة» آيا آن را مييابي ما آن را نمييابيم. گفت: آنهم از جمله چيزهايي است كه از قرآن ساقط شده است [5] . عبداللّه بن عمر ميگفت: هيچ يك از شما نگويد كه من همه قرآن را أخذ كردم، او چه ميداند كه همه قرآن چيست؟ از قرآن بخشهاي زيادي از بين رفته است. بلكه بايد بگويد آنچه را كه از قرآن ظاهر شده است، گرفتهام [6] . ابن شهاب گفت: به ما خبر رسيده كه قرآن بيشتر از اين نازل شده بود، پس روز يمامه دانايان به آن كشته شدند، همانها كه آن را ميدانستند و پس از آنها دانسته نشد و نوشته نشد [7] . ابو يونس غلام عايشه ميگفت: در مصحف عايشه چنين بود: «انّ اللّه و ملائكته يصلون علي النبيّ يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما و علي الذّين يصلون الصفوف الأوّل» [8] . ابي بن كعب گفت: در زمان پيامبر در سوره بيّنه اين جمله هم بود: «لو أنّ لإبن آدم واديين من مال لسأل واديا ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم الا التراب» [9] . ابو موسي اشعري به سيصد نفر از قاريان بصره گفت: ما سورهاي به اندازه برائت ميخوانديم كه آن را فراموش كردهام و فقط اين جمله يادم مانده است: «لو كان لإبن آدم واديان من مال لابتغي واديا ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم الا التراب» و نيز سورهي ديگري را ميخوانديم كه مانند يكي از سورههاي مسبحات بود و آن را فراموش كرديم و فقط اين جمله يادم مانده است: «يا ايّها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون فتكتب شهادة في اعناقكم فتسألون عنه يوم القيامة» [10] . زر ابن حبيش گفت: ابي بن كعب به من گفت: سوره احزاب را چند آيه ميشماريد؟ گفتم: 73 آيه. گفت: هرگز! من اين سوره را ديدم كه به اندازه سوره بقره بود و آيه رجم هم در آن بود: «الشيخ و الشيخة إذا زنيا فارجموهما البتة» [11] . مالك ابن انس ميگفت: سوره برائت به اندازه سوره بقره بود كه مقداري از اول آن ساقط شد كه بسم اللّه هم جزء آن بود. [12] . حذيفة بن يمان گفت: شما فقط يك چهارم سوره برائت را ميخوانيد و نام آن را سوره توبه گذاشتهايد در حالي كه نام آن، سوره عذاب بود. [13] . ابن عباس در باره آيه: «حتي تستأنسوا و تسلموا علي اهلها» گفت: آن از خطاي كاتب است و صحيح آن چنين است: «حتي تستأذنوا و تسلموا». (تفسير طبري (جامع البيان)، ج 18، 87). و نيز ابن عباس آيه: «أفلم ييأس الذين آمنوا» را «افلم يتبين الذين آمنوا» خواند، وقتي از او پرسيده شد، گفت: گمان ميكنم كه كاتب، آن را در حالي كه خواب آلوده بود، نوشته است. (همان، ج 13، ص 104). عروة بن زبير سه آيه از قرآن به نظرش غريب ميآمد، آنها را از عايشه پرسيد او گفت: اي پسر خواهرم اين، كار كاتبان بود و آنها در كتابت خطا كردهاند.(الاتقان، ج 1، ص 182). در كتابهاي اهل سنت نمونههايي از اين قبيل كه نقل كرديم بسيار است و ظاهر آنها دلالت بر تغيير و تحريف قرآن دارد ولي اهل سنت همه آنها را توجيه ميكند. آيا شايسته است كه كسي به استناد اين روايات به اهل سنت نسبت دهد كه آنها قايل به تحريف قرآن هستند؟ رواياتي كه از طريق شيعه وارد شده و ظاهر آنها دلالت بر تحريف قرآن دارد، خيلي كمتر و كمرنگتر از آنهاست و بسياري از آنها از نظر سند ضعيف است و علماي شيعه آنها را ردّ يا توجيه كردهاند. بنابراين اگر آن گروه از اهل سنت كه به شيعه تهمت تحريف ميزنند، به ديده انصاف بنگرند و به راستي در صدد كشف حقيقت باشند، بايد به كتابهاي اعتقادي و كلامي آنها مراجعه كنند نه روايات تنقيح نشدهاي كه قابل رد يا توجيه هستند، همان گونه كه با روايات خود چنين كردهاند.
[1] سيوطي، الدر المنثور، ج 6، ص 420 به بعد.
[2] متقي هندي، كنز العمال، ص2،567؛ شوكاني، فتح القدير، ج 1، ص 126 و قرطبي، تفسير، ج 14، ص 113.
[3] صحيح بخاري، ج 8، ص 208.
[4] صحيح بخاري، ج 8، ص 208 و صحيح مسلم، ج 4، ص 167.
[5] كنز العمال، 2،567 - الدّر المنثور، ج 1، ص 106.
[6] سيوطي، الاتقان، ج 3، ص 72 - الدر المنثور، 1، 106.
[7] كنز العمال، ج 2، ص 584.
[8] الاتقان، ج 3، ص 73.
[9] مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 132؛ تفسير قرطبي، ج20،ص139. [
[10] صحيح مسلم، ج 3، ص 100.
[11] الاتقان، ج 3، ص 72.
[12] الاتقان، ج 1، ص 184.
[13] مستدرك حاكم، ج 2، ص 330.
بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بندهاى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او میفرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمتها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوستتر میداری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش میرَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچهای [از علم] را بر او میگشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه میدارد و با حجّتهای خدای متعال، خصم خویش را ساکت میسازد و او را میشکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بیگمان، خدای متعال میفرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».