دانستنيهاي علمي درباره ي ريش و ريش تراشي

مشخصات كتاب

سرشناسه:مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان،1391

عنوان و نام پديدآور:دانستنيهاي علمي درباره ي ريش و ريش تراشي/ مهدي آقابابايي.

مشخصات نشر ديجيتالي:اصفهان:مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان، 1391.

مشخصات ظاهري:نرم افزار تلفن همراه و رايانه

موضوع: امام حسين (ع) - عزاداري

ثواب و هديه به محضر:

ثواب اين جزوه را هديه مي كنم به محضر حضرت بقيه الله الاعظم امام زمان حضرت حجت بن الحسن المهدي صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و به مادر شهيدشان، ام الائمه، مادر سادات، دخت نبي اكرم صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم، شفيعه ي روز محشر، ملكه ي اسلام، صديقه ي شهيده حضرت فاطمه زهرا عَلَيْهاالسَّلَام.

مقدمه

خداوند تبارك و تعالي را شاكرم كه با عنايات خاصه امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به اين بندهي حقير توفيق دادند كه بتوانم جزوهاي در باب ريش تراشي و ريش گذاشتن بنويسم كه تمام مباحث آن، از قرآن، روايات، روان شناسي، پزشكي و فتاوي مراجع تقليد اين مبحث را به طور كامل نوشتم كه اتمام حجتي باشد براي كساني كه مي گويند ما روايت و آيهاي از قرآن درباره ي ريش تراشي و گذاشتن آن نداريم و كساني كه مي گويند هر كس ريش بگذارد امل و عقب افتاده است قلب و دل انسان بايد پاك باشد و اينها و كساني كه شبهه وارد مي كنند غافل از مضرات ريش تراشي هستند و منافع و فوائد ريش گذاشتن، زيرا كه گذاشتن ريش از سنت اهل بيت  و بزرگان است و تراشيدن آن كار مخالفان اسلام مانند يهود، بابيت و مجوسيها هستند. ما در اين جزوه به ياري مولايمان امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف آيات و روايات را آورده ايم تا كساني كه اطلاع ندارند اطلاع پيدا كنند و به گوش ديگران هم برسانند و اما ابتدا درباره ي تاريخچهي ريش و ريش تراشي به ميدان آمدهام و بعد سخنان بزرگان و دانشمندان و پزشكان در اين زمينه و بعد سراغ آيات

و روايات رفتهام و بعد ميان اينها فصلي انتخاب كردهام و نام نهادهام به نام شارب (سبيل) و فصل ديگري به نام جويدن مو كه چه امراضي به بار مي آورد و در فصل آخر كتاب فتاوي علماي بزرگ و مراجع تقليد. اگر كسي بگويد ما كاري با مراجع و علماء نداريم و نعوذ بالله بگويد:

حرفهاي آنان قديميست ما در جواب مي گوييم كه: امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف فرموده اند:

«در حوادثي كه اتفاق ميافتد به كساني مراجعه كنيد كه احاديث ما اهل بيت  را روايت مي كنند، آنها حجت من بر شما بوده و من حجت خدا بر آنها هستم.» (1) و منظور امام زمان مراجع و علماء هستند.

اينان مرزبانان و پرچمداران دين و شريعت هستند.

انشاء الله خداوند منان اين ناچيز و كمترين را از اين بندهي حقير قبول بفرمايد.

چكيده

در اين كتاب سعي بر اين شده است كه اثبات نمايد حرام بودن ريش تراشي را و گذاشتن ريش را و فوايد و محاسن ريش گذاشتن را از منابع چهار گانه يا ادله ي اربعه: كتاب، سنت، عقل و اجماع و در اين كتاب از سخنان دانشمندان بزرگ پيرامون اين موضوع هم بحث به ميان آمده است.

حوزه علميه اصفهان - ميرزا مهدي آقابابايي

فصل اول تاريخچهي ريش گذاشتن

اشاره

وقتي تاريخ ريش گذاشتن بررسي مي شود، يك نوع افراط و تفريط در آن بوده به طوري كه عده ا ي ريش خود را آنقدر بلند مي كردند كه به زمين كشيده مي شده و افرادي را اسير جمع آوري آن از زير دست و پا مي كردند.

در مقابل برخي ريش خود را از ته مي زدند، اسلام كه روشش بر اساس استدلال و منطق است، اين دو طريق

را مطرود اعلام كرد و راه اعتدال و ميانه روي را بر اساس آيه 143 سوره بقره كه مي فرمايد:

«و كذلك جعلناكم امه وسطا» و روايات متعدد برگزيد و اكنون به نمونه هايي از آن در تاريخ توجه فرمائيد.

الف: ريش در شريعت حضرت موسي عَلَيْهِ السَّلَام

عبرانيان از زمان هاي بسيار قديم ريش مي گذاشتند و بر طبق شريعت حضرت موسي عَلَيْهِ السَّلَام مجاز به تراشيدن ريش نبودند و كندن ريش نزد آنان علامت تحقير و بي احترامي بود.

حضرت موسي عَلَيْهِ السَّلَام با مرداني از بني اسرائيل به كوه طور رفت و دستور فرمود كه: بعد از دعاي من آمين بگوييد. از جمله دعاهاي حضرت نفرين بر كساني بود كه ريش خود را ميتراشيدند. (2)

ب: سلاطين و علماء

سلاطيني از بابل، آشور، ايران و يونان قديم ريش خود را فر مي دادند و در مجسمه هاي داريوش بزرگ و حكمايي مانند افلاطون، ارسطو و سقراط اين موضوع مشهود است.

برخي فراعنه مصر سنگ هاي قيمتي و مرواريد به ريش خود مي آويختند و آن سنگ ها را مانند خنجر، نوك تيز مي كردند و گاهي با آن سنگ ها ريش ها را اصلاح مي كردند.

معروف است كه ريش «سلطان سنجر» آنقدر طول و عرض داشت كه زمان شكار و تيراندازي غلامان مي دويدند و ريش شاه را كه به زمين مي رسيد با پارچه اي بسته و به پشتش گره مي زدند.

ريش «فتحعلي قاجار و درباريانش» آنقدر بزرگ بود كه در زمان تيراندازي آن را مي بستند.

زماني ريش ها را به شكل خاصي مانند توپي، دم كبوتري، مربع و مستطيل حالت و شكل مي دادند.

«عباد» برادر «عبيدالله بن زياد» ريش طويلي داشته و «ضياء الدين قزويني» استاد «سعدالدين تفتازاني» ريشش آنقدر طولاني بود كه به كفش هايش مي رسيد و در خواب آن را كيسه مي كرد و چون بر مركب سوار مي شد، باد آن را متفرق مي نمود و مردم را متوجه خود مي ساخت.

مردم يونان و روم قديم همه ريش داشتند، اما كم كم در ايام شادي ريش تراشي معمول گرديد. اما در نزد ايرانيان ريش مرسوم

بوده است.

ج: كساني كه دستور تراشيدن ريش داده اند

اولين كسي كه فرمان ريش تراشي دسته جمعي صادر كرد «اسكندر مقدوني» بود و دومين نفر كه اين دستور را داد «فيليپ هفتم» در اسپانيا و سومين نفر» پطر كبير» در روسيه بود و او چنان سخت گرفت كه كساني را كه داراي ريش بودند جريمه مي كرد و چهارمين نفر «شاه عباس صفوي» در ايران بود.

د؛ احترام ريش نزد درويشان

قلندران و درويشان در عراق موي سر و ابرو را مي تراشيدند و در ايران تاري از موي ريش و سبيل را به عنوان ارادت و دوستي و مردي و يا براي شرط نذر براي يكديگر ارسال مي كردند و يا گرو مي گذاشتند.

در يك دوره طولاني اگر ريش كسي را مي كندند آنقدر توهين آميز بود كه مرگ را بر آن ترجيح مي داد و ريش داشتن را مورد احترام قرار مي دادند (ولي عصر خودمان را ببينيد كه هر كس ريش بگذارد به او لقب امّل و عقب افتادگي مي دهند) و چه بسا بعضي دولت ها ريش انسانهاي مجرم را مي تراشيدند و تبعيدش مي كردند و يا پياده و سواره در شهر در معرض تماشاي عموم قرار مي دادند. (3)

و: داشتن ريش سيره انبياء  و دانشمندان اروپايي

سيره انبياء و ائمه اطهار  و اديان الهي و علماء گذاشتن ريش بود و از تراشيدن آن نفرت داشتند و در بين دانشمندان جهان از جمله اروپا و سلاطين بسياري از آنها به پيامبران در ريش گذاشتن اقتدا مي كردند از جمله دانشمندان اروپايي كه ريش داشته اند و عكسهايشان در كتابها و موزه ها موجود است عبارتند از:

1 - پاستور فرانسوي، ماريوني (مخترع ماشين چاپ)

2 - كوري پير (فيز يك و شيميدان فرانسوي كاشف راديوم)

3 - تارينه

(بزرگترين استاد معالجه امراض)

4 - يوكا من شامپيو نبر (نخستين كسي كه عمل فتق را انجام داد)

5 - دكتر پرفسور اميل (مكتشف سرم معالجه ديفتري)

6 - ليستر (جراح انگليسي)

7 - ژيرار (مخترع ماشينهاي بافت كتان)

8 - گرام (زنوپ) (الكتريسين بلژيكي و مخترع دينامهاي صنعتي برق). (4)

فصل دوم؛ ريش تراشي از نظر دانشمندان و پزشكان

1 - سخنان دكتر «ويكتور ژورژ»:

بعضي از مردم ريش داشتن را نمي پسندند و غافل هستند كه ريش داشتن بهتر و داراي منافعيست.

به درستي كه طبيب حاذق و مشهور ((ويكتور ژورژ)) عقيده اش اينست كه داشتن ريش فوائد بسيار بزرگي دارد و محقق است كه ريش داشتن دهان را محافظت مي نمايد از امراضي كه متوجه بدن و اطراف آن است و هم منع مي نمايد رطوبتهاي زائده اي را كه متوجه به جوانب دهان مي شود و نگاهداري مي كند و از استخوانهاي دندانها و غده هايي كه چشمه لعابهاي دهان است.

(يعني محافظت مي كند از لثه ها و يا غده هايي كه در لثه ها است). (5) در كتاب تراش ريش از نظر بهداشت ص 20 آمده است كه ايشان درباره ي فائده ي ريش مي گويد:

ريش موجب حفظ دندانها و غدد بزاقي خواهد شد.

(6)

2 - سخنان دكتر (يعقوب صروف) و (فارس نمر):

به تحقيق از براي موهاي ريش و سبيل فايده هايي بزرگ است:

اولا: در منع از رسيدن ريزه هاي غبار به حلق از راه بيني و دهان.

ثانياً:

در منع از رسيدن هواي سرد به اطراف گلو و حلق و روايت شده كه نا خدايان و كشتيبانان فرنگ كه به سوي قطب شمال سفر نموده اند براي جستجوي از سيّاح مشهود (فرنگلين) پس در آن يخچالها و هواهاي سوز و زمينهاي سرد سير قطب خيلي سرماي سوزناك بر آنها شديد شد.

ولي هيچ يك مبتلا به مرضي نشدند بدين جهت كه موهاي سر و ريش مي پوشانيد سر و روي آنها را و دور مي كرد سوز سردي را از حلق و گلويشان. سپس چون برگشتند به سرزمين انگلستان كه نسبتًا به جايهاي قطب گرمسير و قشلاق مي باشد پس تمامي آنها ريشهاي انبوه خود را تراشيدند. فوري يك هفته نگذشته تمامي آنها مريض و بيمار شدند به

سبب چائيدن استخوانهاي گلو و اعضاي حلق و دهان. (7)

3 - در مجله «المقتبس» دمشق آمده است كه:

در مجله ي المقتبس مطبوعه ي شهر دمشق اثبات نموده كه تيغهاي ريش تراشان ناقل امراض و باعث سرايت در دهاست به چهره و صورت مردان تندرست كه عادت به تراشيدن ريش نموده اند.

(8)

(منظور تراشيدن صورت با تيغ است نه ديگر اعضاي بدن. )

4 - ريش تراشي جماعتي در انگلستان:

جماعتي در انگلستان بر عليه و ضد عادت ريش تراشي انجمن نموده اند و سخت از كار كردن تيغي بر رخسار ريش تراشان جلوگيري مي نمايند و از جمله تعليمهاي اسلامي اين جماعت سعي و تلاش در اينست كه مردمان را وادار كنند به رها ساختن ريش و ترك تراشيدن آن؛ به اين جهت كه تيغهاي دلاكان مايه سرايت و تعدي امراض مسريه است به لب و دهان و چهره و گلوي ريش تراشان و به درستي كه اين انجمن ورقه اي را چاپ نموده و بر بزرگان انگليس و لوردهاي ايشان قسمت و پخش نموده و ايشان را به مساعدت خود خوانده كه رها بسازند ريشهاي خود را تا اين كه عموم ملت از آنها تقليد و پيروي بنمايند. در اين ورقه منشور دو صورت چاپ نموده بودند كه يكي تمثال مردي كه ريش خود را تراشيده و در او جميع زشتيها و بديها را نمايش داده و ديگري تمثال مردي كه ريش خود را رها ساخته و در او جميع زيباييها و خوبيها را جلوه و نمايش داده اند (9)

5 - به ريشهاي تمامي كاركنان راه هاي آهن تيغ كشيدند

در زماني ريشهاي تمامي كاركنان راه هاي آهن را در موسم زمستان تراشيدند، پس قسم بيشتر آنان مبتلا به درد دندان و اماس و اورام سختي شدند، در غده هايي كه چشمه هاي لعاب گلو و دهان است و نيز گفته كه: طبيب ديگري معالجه كرد كساني كه مبتلاي برشح يعني درد زكام شده بودند، همين كه ايشان را امر فرمود به رها كردن ريشهاي خود، آنها هم به امر او گوش نموده ريش گذاشتند (به صحت كامياب شدند). (10)

6 - شيوع ريش تراشي در كشورهاي غربي:

در سال 1911 ميلادي به علت شيوع ريش تراشي در كشورهاي غربي و كشف مضرّات آن عده اي از اطباء و دانشمندان اروپا براي مبارزه با ريش تراشي در انگلستان تشكيل جلسه داده و براي حفظ بهداشت عمومي از ا ين عمل نشرياتي منتشر نمودند و بدين وسيله مردم را متوجه ضررهاي تيغ هاي صورت تراشي نموده، ضمنا براي نتيجه گرفتن به دولت نيز پيشنهاد دادند كه جهت حفظ بهداشت عمومي جدا از اين كار جلوگيري نمايد. (11)

7 - بعضي از پزشكان فرانسوي مي گويند:

تيغ ها (و ماشينهاي) ريش تراشان ناقل امراض و باعث سرايت در دهاست و ريش تراشي، چهره و صورت مردان سالم را از بين مي برد. (12)

8 - «هانسدريش» آلماني مي گويد:

ريش براي مرد زينت است (13)

9 - «دكتر خوش منش»:

پوست بدن و موها بهترين مانع براي ورود ميكروبها مي باشند و موي صورت كاملًا از ورود ميكروب ممانعت مي كند.

خراش پوست به وسيله تراشيدن موجب پيدا شدن راهي براي وارد شدن ميكروب هاست.

موي صورت حافظ زيبايي و سلامتي آن است زيرا در اثر زياد تراشيدن، سلولهاي صورت فرسوده شده و به دنبال آن علائم پيري و چروك به زودي در صورت ظاهر مي گردد. (كساني كه ريش دارند، از صورت سفيد و لطيفتري بر خوردارند). به علاوه كساني كه ريش خود را مي تراشند به خاطر زبري و خشن بودن صورتشان كودك انسان مانع بوسيدن آنها مي شوند. (14)

10 - «دكتر صائبي»:

در رشته «فيزيولوژي» (15) ثابت شده بيضه مرد علاوه بر موادي كه با اسم ترشح منوي به خارج مي ريزد، داراي ترشح دروني است كه داخل خون شده، علائم بلوغ و نشانه مردي كه يكي از آن روييدن موي صورت است به وسيله همين ترشح دروني است.

چنانچه برخي كه فاقد بيضه هستند از داشتن موي صورت و چهره زيبا بي بهره اند.

بنا بر اين موي صورت يكي از نشانه هاي مرديست و مردان و نوابغ عالم سعي داشته اند علاوه بر صدها خصلت انساني، اين نشانه را در خود حفظ كنند.

(16)

11 - جريان كارخانه ي تيغ سازي:

((پل كن ريش Poul Kenrish)) شخصيست كه داراي كارخانه ي تيغ سازي بوده و روزي پانصد هزار تيغ توليد مي كرده و سالها ريش ميليونها انسان را با اين وسيله تراشيده است و ليكن بزرگي و زيبايي خود را در ريش گذاشتن دانسته و در تمام مدت عمرش از تراشيدن موي صورت خويش خود داري كرده است.

(17)

نتيجه گيري از اين فصل:

هر گاه كسي از روي انصاف و عدل در كتابها و در مطبوعات تازه و كهنه آسيا و اروپا نظر و انديشه نمايد، مقالات بي اندازه خواهد يافت در زشتيهاي عادت ريش تراشي و خوبي هاي گذاشتن آن. چنانچه پاره و اندكي از آن را به عرض شما رسانديم.

به اين نتيجه مي رسيم كه ريش تراشي مايه سرايت ناخوشيهاي سخت و مظهر زشتيهاي خلقت و سبب سرما خوردن و چائيدن استخوانهاي چهره و گلو و مرضهاي اعضاي حلق و فكين مي شود و هم باعث امراض زكامِي و رشحي و لقوه در دندان و اورام غدد لعابيه و غير آن مي گردد.

و به اين نكته پي مي بريم كه گذاشتن ريش مايه ي محافظت دهان و قوت تكلم و فصاحت گفتار و مانع رطوبات زائده حلق و حافظ وظائف غده هاي لعابي مي باشد و همچنين سبب قوت و محافظت استخوانهاي چهره و اعضاي گلو ودهان و گرم نگه داشتن آنهاست و نيز مانع از رسيدن غبار نرم و هواهاي سرد و نا ساز به سوراخهاي بيني و دهان مي شود.

فصل سوم، ريش تراشي از نظر روان شناسي

اشاره

روان شناسان ثابت كرده اند كه: انسان داراي قوه مغناطيسيست كه اثر آن مخصوصاً در چشمها مشهود است و به سبب نگاه كردن زنان به مردان و بالعكس اين قوه تقويت شده و غريزه جنسي را در دو طرف (مرد و زن) تحريك مي كند.

سيفليس و سوزاك و دردهاي ديگر كه در اثر شيوع فحشاء در برخي جوامع مي بينيم در اثر اين قوه جاذبه مي باشد.

بديهيست كه تراشيدن ريش از ته و صورت را براق كردن، سبب تقويت قوه جاذبه شده و تحريك و كشش هاي مغناطيسي را بين زنان و مردان افزايش مي دهد.

طبق نظريه علم فيزيولوژي و

پسيكولوژي (18) نيروي شهوت از سن پانزده سالگي به بعد رو به افزايش است و تا بيست و پنج سالگي ادامه دارد، هر چه انسان از سن پانزده سالگي بالا مي رود سيماي او بر افروخته و روشن تر مي گردد و در چشم مرد و زن شيفتگي مخصوصي پيدا مي شود. از همين سالهاست كه موي صورت روييده خواهد شد و اين روييدن موي صورت و نتراشيدن آن مانع برخي مفاسد اخلاقي ميان زنان و مردان شده و تا حدودي از پيش آمدن مسائل سوء شهواني جلوگيري مي نمايد. بر عكس مرد با تراشيدن ريش زنان و دختران را بيشتر متوجه خود مي سازد و در شيوع فحشاء و تحريك غريزه جنسي نقش موثري دارد. (19)

سؤال:

چرا عده اي از ريش گذاشتن فرار مي كنند؟

عده اي به خاطر نداشتن آگاهي و برخور دار نبودن از ايمان قوي و از همه بيشتر به خاطر مسخره شدن مقدسات مثل حجاب و ريش و … توسط انسانهاي جاهل سعي مي كنند به خاطر در امان ماندن از حملات و طعن آنها ريش خود را بزنند و براي تراشيدن ريش خود بهانه هايي بياورند. لذا اين افراد گاهي مي گويند كه ما به خاطر رعايت بهداشت صورت خود را مي تراشيم در حالي كه مي توان ريش داشت و بهداشت را هم رعايت كرد و اگر واقعًا مسأله بهداشت مطرح است، چرا موهاي سرشان را نمي زنند.

و گاهي مي گويند:

مسأله ريش گذاشتن مربوط به صدر اسلام مي باشد به خاطر اين كه عربستان منطقه گرم و سوزاني بوده، اسلام براي حفظ پوست صورت دستور گذاشتن ريش را داده، اين توجيه هم بطلانش با آن همه دليل بر ضررهاي تراشيدن ريش روشن است.

عده اي براي اطاعت نمودن

از همسر خود اين فعل را انجام مي دهند، عده اي هم به خاطر تقليد از ديگران.

و چه زيبا شاعر سروده است:

خلق را تقليدشان بر باد داد

اي دو صد لعنت بر اين تقليد باد

عده اي هم به خاطر غفلت از زيانهاي بهداشتي آن، عده اي هم به دليل زيبايي، چهره ي خود را با نداشتن مو در صورت مي دانند، عده اي هم تمدن را به تراشيدن ريش مي دانند و عده اي هم براي فرار از ريش گذاشتن مي گويند:

انسان كارهاي ديگرش را درست كند در حالي كه اين حرف هم درست نيست، زيرا اسلام مجموعه اي از دستورات حيات بخش است كه بايد واجبات آن را عمل كرد و محرماتش را ترك كرد، اگر ريش تراشي حرام شد، بايد انجام نداد و اين توجيهات پذيرفته نيست.

نكات مهم:

1 - بر اساس اين كه اسلام به نظم و مرتب بودن انسان در تمام مراحل زندگي سفارش نموده، شايسته است انسان مسلمان محاسن خود را مرتب شانه نمايد و از ژوليدگي و بي قوارگي ريشهايش جلوگيري نمايد تا ظاهري زيبا و پاكيزه داشته باشد و سبب ترغيب مردم به دين گردد.

انشاء الله روايات شانه كردن ريش را در چند فصل آينده خواهد آمد.

2 - امكان دارد بعضي از اشخاص نخواسته باشند محاسن بلند يا معمولي داشته باشند، چنين افرادي مي توانند ريش هاي خود را طوري كوتاه كنند كه عرفا ريش دار بودن صدق كند.

آنچه در اسلام حرام مي باشد زدن ريش از ته است و ديگر فرقي بين ماشين و تيغ نيست.

3 - رواياتي كه آورده مي شود در فضيلت ريش گذاشتن روشن مي كند كه اسلام ضمن بها دادن به معنويت و باطن به ظواهر بسيار اهميت مي دهد. لذا يك مسلمان

وظيفه دارد هم در جهت معنويت و ارتقاء مكارم اخلاق تلاش نمايد و هم ظواهر خود و خانه و خانواده اش را بر اساس گفته هاي ائمه اطهار عَلَيْهمُ السَّلَام حفظ نمايد و اگر نتوانست در جهت باطن و پرورش روح رشد كند لااقل ظاهرش را اسلامي نگه دارد، نه اين كه بگويد:

اكنون كه من از جهت معنوي و اخلاقي مشكل دارم پس ظاهر را درست كردن چه فايده اي دارد و با تراشيدن ريش گناهي را بر ساير گناهان بيفزايد.

فصل چهارم، تراشيدن ريش از منظر قرآن

سوال:

آيا قرآن اشاره اي به حرمت ريش تراشيدن كرده است؟

جواب: آري. در چند آيه از قرآن مي رساند كه تراشيدن ريش حرام است.

«و اذا ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن» (20)

در كتاب گرانسنگ و ارزشمند وَسَائِلِ الشِّيعَة از تفسير علي بن ابراهيم قمي (ره) كه در وثاقت و اعتبار او حرفي نيست در ذيل آيه ي شريفه از حضرت امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام نقل شده است كه فرمودند:

وقتي خداوند حضرت ابراهيم عَلَيْهِ السَّلَام را خوب مورد امتحان قرار داد به اين كه فرزندش اسماعيل را ذبح كند، حضرت ابراهيم عَلَيْهِ السَّلَام پس از بيدار شدن تصميم بر ذبح فرزند خويش گرفت و پروردگار هم به جهت پاداش حضرت ابراهيمعَلَيْهِ السَّلَام فرمود:

«پروردگار هم به جهت پاداش به حضرت ابراهيم عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:

ما تو را امام بر مردم قرار داديم و سپس ((حنيفيت)) يعني پاكيزگي كه ده چيز پاك است را بر او نازل كرد، حضرت هم آنها را با خود آورد كه تاكنون نسخ نشده و تا روز قيامت هم نسخ نشده و تا روز قيامت هم نسخ نخواهد شد كه پنج چيز آن راجع به سر و عبارت است از:

1 - گرفتن

شارب (سبيل)

2 - ريش گذاشتن

3 - تراشيدن موي سر

4 - مسواك كردن

5 - خلال نمودن.

و پنج چيز ديگر آن مربوط به بدن است كه عبارتند از:

1 - تراشيدن موهاي زائد بدن 2 - ختنه كردن

3 - ناخن گرفتن

4 - غسل جنابت

5 - طهارت با آب. (21)

تا اينجا معلوم شد كه بنا به فرموده ي حضرت امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام يكي از احكام دهگانه ي آيين ابراهيمي ريش گذاشتن است كه خداوند بر حضرت ابراهيم عَلَيْهِ السَّلَام نازل فرموده است.

خداوند تبارك و تعالي در سوره نحل مي فرمايد:

اتبع مله ابراهيم حنيفا. (22)

ترجمه: (اي رسول ما از آيين حنيف و پاك حضرت ابراهيم عَلَيْهِ السَّلَام تبعيت كن).

و معلوم شد يكي از احكام اين آيين ابراهيمي گذاشتن ريش است.

حال آيا تنها پيامبر اسلام صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم مامور به پيروي از آيين ابراهيمي مي باشند؟ خير زيا خداوند در سوره آل عمران فرموده:

«قل صدق الله فاتبعوا مله ابراهيم حنيفًا» (23)

اي پيامبر به امت خود بگو، راست گفت خدا: از آيين پاك ابراهيم عَلَيْهِ السَّلَام پيروي كنند.

«و ما اتئكم الرسول فخذوه و ما نهئكم عنه فانتهوا».

ترجمه: آنچه را پيغمبر براي شما آورده (از حكم) آن را بگيريد و از آنچه شما را نهي فرموده است خود داري كنيد).

و ما روايات زيادي از پيامبر اكرم صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم داريم پيرامون نهي از تراشيدن نهي و امر نمودن به گذاشتن ريش.

«و لا تلقوا بايد يكم الي التهلكه». (24)

ترجمه: (و خودتان را به دست خودتان به هلاكت نيندازيد).

چون تراشيدن ريش داراي امراضيست لذا قرآن هم اشاره دارد كه نبايد كسي خود را به هلاكت بيندازد، آن هم بدست خود

و امراض آن را ما در فصل اول آورديم

پس با توجه به پنج آيه ي فوق و فرمايش امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام روشن شد كه بنا به آيات قرآن، هم پيامبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و هم امت ايشان مامورند به ريش گذاشتن.

ممكن است (درباره ي آيه 95 سوره آل عمران) گفته شود «اتبعوا» صيغهي امر است و دلالت ب رمطلق مطلوبيت اعم از وجوب و استحباب دارد، لذا ممكن است اين پيروي كردن واجب نباشد بلكه مستحب باشد.

در جواب عرض مي شود درست است كه صيغه ي امر دلالت بر اعم از وجوب و استحباب دارد، لكن در صورتي كه قرينه ي حمل بر استحباب موجود نباشد، عقل حكم بر لزوم اطاعت از امر مولي مي كند و در اين آيه ي شريفه اين چنين است.

باز ممكن است گفته شود قرينه بر استحباب موجود است و آن اين كه ريش گذاشتن در سياق بعضي از مستحبات قرار گرفته پس به حكم وحدت سياق بايد حمل بر استحباب شود.

عرض مي شود بله در سياق بعضي از مستحبات قرار دارد ليكن در بين اين ده چيز غسل جنابت هم وجود دارد كه يكي از غسلهاي واجب مي باشد، به همين دليل مي توان گفت در اينجا قرينه حمل بر استحباب وجود ندارد و لذا هر كدام از اينده چيز به سبب صيغه ي اتبعوا عقلًا واجب خواهد بود مگر اين كه رخصتي از جانب شارع به ما رسيده باشد كه در بعضي از اينها همچون مسواك زدن رخصت رسيده و در بعض ديگر مانند غسل جنابت و ريش تراشي رخصتي به ما نرسيده است.

نتيجه اين كه ريش گذاشتن به حكم عقل واجب مي باشد.

فصل پنجم، سيره ي عمليه ي انبياء و اولياء دليل بر ريش گذاشتن و دليل عقلي بر لزوم ريش گذاشتن

سيره ي عمليه ي انبياء و اولياء دليل بر ريش گذاشتن

وقتي

انسان با دقت به تاريخ زندگي انبياء و اولياء  نظر مي كند در مي يابد كه از زمان حضرت آدم عَلَيْهِ السَّلَام تا عصر حاضر از پيامبران، اولياء، صديقين و صلحاء و هر كس كه معتقد به دين بوده، ريش تراش نبوده اند و آن را از منكرات مي دانسته اند و احدي از علماء و رهبران ديني يعني مراجع معظم تقليد شيعه بلكه علماء اهل تسنن و حتي علماء اديان ديگر و بعضي از سلاطين و اطباء و دانشمندان خارجي مرتكب ريش تراشي نشده اند.

خوب اهتمام ورزيدن انبياء و اولياء و رهبران ديني در طول زمانها به ريش گذاشتن و نتراشيدن ريش حتي براي يك مرتبه كشف از اين نمي كند كه ريش گذاشتن مطلوب مولي بوده و حجتيست بر عليه كساني كه ريش مي تراشند؟ حتمًا جواب خواهيد داد بلي.

دليل عقلي بر لزوم ريش گذاشتن

يكي از دلائلي كه بر لزوم ريش گذاشتن اقامه شده است دليل عقليست به اين ترتيب كه:

عقل سالم به هر انساني حكم مي كند كه عبد و بنده ي مولا، كسيست كه در تمام رفتار و كردار متوجه مولاي خود بوده و در هيچ لحظه اي دمي بر خلاف رضاي مولاي خود بر ندارد كه اگر برداشت ديگر بنده ي او نيست بلكه بنده ي همان است كه در تحت سلطه ي او قرار دارد چرا كه هر چه در بند آني بنده ي آني و بر كسي پوشيده نيست كه مولاي حقيقي و آنكه، هر كس هر چه دارد از خداي تبارك و تعاليست و ديگران همه بنده ي او هستند و اقتضاي بندگي اين مولاي عزيز، اينست كه هر چه او از ما خواسته به همان نحو مطلوبي كه مورد رضايتش مي باشد به جا آوريم تا

بدين وسيله به وظيفه بندگي خويش عمل كرده باشيم.

ريش گذاشتن يكي از اموريست كه نبابر حسب آنچه از منابع موجود بر مي آيد (كتاب، سنت، عقل و اجماع) مطلوب مولاي حقيقي بوده و ترخيصي هم از او در تراشيدن آ «به ما نرسيده، لذا بندگي اقتضاء مي كند هر كس خود را بنده ي او ميد اند ريش خود را نتراشد تا به وظيفه ي بندگي خويش عمل كرده باشد كه اگر خداي ناكرده تراشيد از زمره ي بندگان او خارج شده و از ديدگاه عقل سليم كاري ناپسند و قبيح مرتكب گشته و استحقاق عقاب هم دارد.

به اميد اين كه در باقي مانده ي عمر خويش در زمره ي بندگان شايسته ي او قرار گرفته و نواهي او را ترك و دستوراتش را آن طور كه مورد رضايت او مي باشد عمل نماييم. انشاء الله.

(در پاورقي – شيخ عباس قمي در منتهي الآمال در ماه رجب تعجب مي كنم از كساني كه ريش ندارند … حرم شيبتي علي النار)

فصل ششم؛ احاديث درباره ي ريش و ريش تراشي

بخش اول؛ احاديث درباره ي ريش گذاشتن

حديث اول؛ ريش گذاشتن دستور خداست

خسرو پرويز پادشاه ايران براي باذان (پادشاه يمن) نامه نوشت كه دو نفر از مردان دلير خود را به مدينه بفرست تا پيامبر اسلام صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم را به خدمت ما بياورند، باذان دو نفر به نامهاي (بانويه) و (خرخسك) را به مدينه حضور پيامبر فرستاد.

اين دو نفر وارد مدينه شده و حضور پيامبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم رسيدند بانويه بعرض رساند كه پادشاه ايران (كسري) براي پادشاه يمن (باذان) نامه نوشته و فرمان داده دو نفر از مردان خود را به سوي شما فرستد شما را به خدمتش ببرند، باذان هم ما را فرستاده تا با هم

به حضور پادشاه ايران برويم، اگر اين پيشنهاد را مي پذيريد، من نامه اي براي سلطان ايران مي نويسم و در آن نامه سفارش شما را مي كنم كه اذيت و آزاري به شما نرساند و الا خودتان مي دانيد كه كسري شما را كشته و بلاد شما را نيز ويران مي كند، اين دو نفر كه حضور پيامبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم رسيده بودند ريشهاي خود را تراشيده و سبيل هاي خود را گذاشته بودند، حضرت از روي كراهت فرمودند:

واي بر شما چه كسي شما را به اين وضع امر كرده؟ گفتند:

خداي ما كسري، پس حضرت فرمودند:

«امرني ربي ان اعفي لحيتي و اقص شاربي»

خدايم به من دستور داده كه ريش را بلند و شاربها را كوتاه سازم. (25)

شاهد روايت: ريش تراشيدن امري قبيح و مورد غضب پروردگار بوده كه پيامبر از ديدن آنها كراهت داشته اند و كلامشان را با كلمه ي ويل كه نام وادي جهنم است شروع كرده اند، همين دو امر كفايت مي كند بر اين كه ريش تراشي جايز نيست و لذا اگر كسي از روي عمد مرتكب شود محروم از بهشت و مستحق عقاب الهي خواهد بود.

حديث دوم؛ ريش زينت حضرت آدم عَلَيْهِ السَّلَام و فرزندان ذكور اوست

عن النبي صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم:

لَمَّا تَابَ اللَّهُ عَلَي آدَمَ عَلَيْهِ السَّلَام أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكَ وَ هُوَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ - وَ يَقُولُ يَا آدَمُ حَيَّاكَ اللَّهُ وَ بَيَّاكَ - قَالَ أَمَّا حَيَّاكَ اللَّهُ و بَيَّاكَ الله - قَالَ فَسَجَدَ آدَمُ عَلَيْهِ السَّلَام فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَي السَّمَاءِ وَ قَالَ يَا رَبِّ زِدْنِي جَمَالًا فَأَصْبَحَ وَ لَهُ لِحْيَةٌ سَوْدَاءُ كَالْحُمَمِ فَضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَيْهَا - فَقَالَ يَا رَبِّ مَا هَذِهِ؟ فَقَالَ هَذِهِ اللِّحْيَهُ زَيَّنْتُكَ بِهَا أَنْتَ

وَ ذُكُورَ وُلْدِكَ إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَه.

ابن مسعود از نبي اكرم صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم روايت كرده:

چون خداوند توبه حضرت آدم عَلَيْهِ السَّلَام را قبول كرد، جبرئيل نزد او آمد و گفت:

من فرستاده ي خدا به سوي تو هستم خدا به تو سلام مي رساند بعد خود جبرئيل گفت:

زنده بدارد تو را خدا و خندان سازد تو را خدا. پس حضرت آدم عَلَيْهِ السَّلَام سجده كرد، سپس سر از سجده برداشت و رو به طرف آسمان گفت:

پروردگارا جمال مرا زياد كن، صبح كه شد ريش سياهي در صورت او روييده شده بود با دست آنها را گرفت و عرض كرد:

پروردگارا اين چيست؟

خطاب شد:

اين ريش است كه زينت دادم تو را و فرزندان پسر تو را به آن تا روز قيامت. (26)

از اين حديث استفاده مي شود آنچه را كه خالق هستي زينت دهنده ي و زيبنده مقام حضرت آدم عَلَيْهِ السَّلَام و فرزندان ذكور او تا روز قيامت دانسته ريش است و بهه يمن جهت كه ريش زينت مردان است و در زيان فارسي هم از آن به محاسن ياد مي شود.

حديث سوم:

ريش نشانه مرد بودن و سبب عزت آقايان است

عن الصادق عَلَيْهِ السَّلَام:

… فاذا ادرك و كان ذكرًا طلع الشعر في وجهه فكان ذلك علامه الذكر و عز الرجل الذي يخرج به من حد الصبا و شبه النساء و ان كانت انثي يبقي وجهها نقيا من الشعر لتبقي لها البهجه و النظاره التي تحرك الرجال لما فيه دوام النسل و بقاؤه.

امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام فرمودند:

زماني كه انسان به حد بلوغ رسيد، اگر مرد بود مو در صورت او روييده مي شود كه اين موهم علامت مرد بودن و

هم موجب عزت او خواهد بود و به وسيله ي آن از مرحله ي كودكي و از شباهت داشتن به زنان خارج مي شود و اگر زن بود در صورت او مو روييده نمي شود تا اين كه زيبايي و طرواوتي كه تحريك كننده ي مردان است به ازدواج و در سايه ي آن توليد نسل و بقاء انسان انجام مي گيرد باقي بماند.

سپس حضرت فرمودند:

اگر مو در صورت مردي روييده نشود آيا در شكل كودكان و زنان نمي ماند. بعد فرمودند:

ديگر وقار و شكوهي در او ديده نمي شود. (27)

در ادامه حديث آمده است كه مفضل عرض كرد:

من عده اي از مردها را ديده ام كه در سن پيري از صورتشان مو روييده نمي شود.

حضرت فرمودند:

«اين به خاطر اعماليست كه در قبل از شماها سر زده است و خدا به بندگان خويش ظلم نمي كند». (28)

پس روييدن مو در صورت مردان نشانه ي خروج از زمان طفوليت و شباهت نداشتن به زنان و سبب شكوه و وقار آنها خواهد بود.

حديث چهارم:

بر خلاف مشركين باشيد

رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرموده اند:

بر خلاف مشركين باشيد سبيل ها را از ته كوتاه كنيد و محاسن را بلند بگذاريد. (29)

بخش دوم؛ احاديث در باب تراشيدن ريش

حديث اول؛ ريش تراشيدن تغيير فرمان خداست

اشاره

قال الله تبارك و تعالي: و قال لاتخذن من عبادك نصيبًا مفروضًا و لاضلنهم و لامنينهم و ل آمرنهم فليبتكن آذان الانعام فليغيرن خلق الله. (30)

خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد:

شيطان مي گويد هر آينه فرا مي گيرم از بندگان تو بهره اي كه مقرر شده و هر آينه گمراه مي كنم و آرزومند مي سازم ايشان را و امر مي كنم كه بشكافند گوشهاي چهارپايان را و تغيير دهند خلقت خدا را.

شاهد در قسمت آخر آيه است كه شيطان مي گويد:

من امر مي كنم كه بندگان تو تغيير

دهند خلقت تو را البته البته.

سؤال: تغيير در خلقت چيست كه شيطان دستور به آن مي دهد؟

جواب: از امام باقر و صادق عليهما السلام در جد سوم تفسير تبيان ص 334 رويات شده كه مراد از تغيير، تغيير در فطرت توحيد و تغيير در فرمان خداست.

بنا بر فرمايش اين بزرگواران آيا ريش تراشيدن از موارد تغيير در فطرت توحيد و فرمان خدا نيست؟

چرا. به دليل اين كه انسانها فطرتًا محد و خداپرست و عامل بهدستورات خدا خلق شده اند و بر همين اساس با تمام وجود به دستورات او عمل مي كنند و هيچگاه بر خلاف فرامين او عمل نخواهند كرد، حال كسي كه بر اساس وسوسه هاي شيطاني ريش مي تراشد در حقيقت بر خلاف فرمان پروردگار خود عمل مي كند چرا كه پيامبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرموده اند:

پروردگارم به من امر كرده كه ريشم را بگذارم.

حديث دوم؛ تراشيدن ريش از مصاديق مثله است

رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرموده اند:

حلق اللحيه من المثله و من مثل فعليه لعنه الله.

تراشيدن ريش از مثله (شكنجه و آزار جسم و روح) است و هر كه مثله كند بر او باد لعنت خداوند. (31)

مثله يعني بريدن و قطع كردن گوش يا بيني يا لب و يا انگشتان و … كه نبي اكرم صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم از آن نهي فرموده اند حتي در مورد سگ گزنده و در اين روايت پيامبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم ريش تراشيدن را از مصاديق مثله كردن شمرده اند كه اين خود دليل بر حرمت ريش تراشي دارد.

حديث سوم؛ تراشيدن ريش سيره ي مجوسيهاست

رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرموده اند:

حفوا الشوارب و اعفوا الحي و لا تتشبهوا المجوس.

همانا مجوسيها ريشهاي خود را مي زدند و سبيلها را نمي زنند، اما ما سبيلهاي خود را مي زنيم ولي ريشهاي خود را نمي زنيم و اين فطرت دين است و تغيير نمي كند.

در روايتي ديگر آمده است كه سبيلهاي خود را بزنيد و ريشهاي خود را نتراشيد و خود را شبيه آتش پرستها قرار ندهيد. (32)

حديث چهارم؛ عمل قوم لوط

قوم لوط مردمي آلوده و ناپاك بودند كه خداوند سبحان در اثر عمل شنيع لواط آنها را نابود ساخت و يكي از اعمالي كه سبب نازل شدن عذاب بر آنها شد تراشيدن ريش بود.

رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرموده اند:

ده عمل زشت و گناه باعث عذاب قوم لوط شد، يكي عمل لواط و آن حضرت بقيه اعمال آنها را شمرد تا اين كه فرمود:

و تراشيدن ريش و بلند گذاشتن سبيل ها دو عمل و گناهي بود كه سبب از بين رفتن قوم لوط شد.

(33)

حديث پنجم؛ تراشيدن ريش همراه با مسخ شدن

اشاره

حضرت علي عَلَيْهِ السَّلَام فرمودند:

در زمان گذشته گروهي ريش تراشيدند و سبيلها را مي تا بيدند حق تعالي ايشان را مسخ كرد. (34)

خوب به اين حديث توجه فرمائيد ببينيد كه مولا حضرت علي عَلَيْهِ السَّلَام مي فرمايد:

عده اي به خاطر اين كه ريش خود را تراشيدند مسخ شدند.

سؤال: ممكن است عده اي بپرسند مسخ در امت اسلام نخواهد بود و اين حديث نمي تواند دليل حرمت باشد؟

مسخ در مقابل نسخ است كه هب معناي قطع علاقه يك روح از بدن و تعلق آن بر بدن انسان و يا حيوان ديگر است كه به آن تناسخ هم گفته مي شود. از نظر علماي اسلامي نسخ يا همان تناسخ باطلاست و چنين چيزي امكان پذير نيست. هر چند كه بعضي از فلاسفه آن را پذيرفته اند.

ولي مسخ يعني تبديل شكل انسان به شكل حيوان، مورد پديرش اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان اسلاميست و ظاهر آيات و روايات به آن دلالت دارد.

در قرآن آياتي مربوط به مسخ است كه عبارتند از:

(يس / 67، بقره / 65، نساء / 47، اعراف / 163 - 167، مائده. 60).

اين آيات به روشني بر يك حقيقت دلالت دارند و آن اين كه گروهي از گنهكاران در ميان امتهاي پيشين به صورت بوزينه و خوك مسخ شده اند به اين صورت كه چهره و قيافه انساني آنها تغيير يافته و به شكل حيوان در آمده است.

نوع دانشمندان اسلامي اين حقيقت را به همين صورت پذيرفته اند و آن را يك معجزه الهي مي دانند.

تغيير شكل ظاهري انسان به حيوان از لحاظ عقلي محال نيست و ما نمي توانيم به صرف استبعاد، از ظاهر روشن آيات قرآني دست برداريم به خصوص اين كه ظواهر اين آيات را روايتهاي متعددي تقويت مي كند.

از جمله اين روايات روايات متعدديست كه درباره ي اصحاب سبت وارد

شده، بعضي از اين روايات را مرحوم علامه مجلسي (ره) در كتاب شريف بِحار الاَنْوار ج 14 ص 50 به بعد آورده است و در روايتي آمده كه امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام فرمودند:

از خوردن مسوخ منع شده تا مردم از آنها نفع نبرند و عقوبت را خفيف نشمارند. (35)

روايات در اين زمينه زياد است تا جايي كه در پرسشي كه از سيد مرتضي شده ادعاي تواتر اين روايات را نموده است.

(36)

گاهي كفته مي شود كه اين كار با سير كمالي انسان مخالف است و از لحاظ فلسفي انسان نمي تواند در سير استكمالي خود به ناقص برسد و يا قهقرا كند، پاسخ اين اشكال روشن است زيرا چون ماهيت انسان تغيير نمي يابد بلكه فرد مسخ شده با حفظ ماهيت انساني خود فقط از لحاظ قيافه به شكل حيوان ديده مي شود كه نوعي عقوبت الهيست و اساسًا تغيير چهره ي انساني ربطي به مراحل استكمالي او ندارد و گرنه بايد تغيير قيافه ي شاداب يك جوان به قيافه ي افسرده ي پير كه در طول زمان صورت مي گيرد نيز محال باشد در حالي كه چنين نيست و همواره جوانها پير مي شوند و قيافه هاي نامطلوبي به خود مي گيرند.

مرحوم سيد مرتضي علم الهدي ضمن تأييد اين كه چنين تغيير قيافه اي محال نيست پرسشهايي را در اين زمينه مطرح مي كند.

از جمله اين كه، چگونه تغيير قيافه انسان با شكل حيوان، مجازات محسوب مي شود؟ در پاسخ مي گويد:

اگر اين شكل در آغاز به همين صورت آفريده شده باشد، مجازات نيست ولي اگر يك انسان زنده اي كه به زيباترين شكل ممكن آفريده شده تغيير كشل بدهد و به صورت حيوان در آيد، اين مجازات است زيرا كه شخص

از اين تغيير دچار غم و غصه و تأسف مي شود. (37)

يعني آنها از وضع خود آگاهي داشتند و رنج مي برند. (38)

مطلبي كه باقي مي ماند اينست كه آيا مجازات مسخ مخصوص امهاي پيشين بوده و براي امت اسلامي چنين مجازاتي اعمال نخواهد شد و يا اين يك كيفر عموميست احتمال وقوع آن همواره موجود است؟

در بعضي از كتابها به ابن عباس نسبت داده شده كه او گفته است اين مجازات به امتهاي پيشين اختصاص داشت. (39)

و مرحوم علامه مجلسي (ره) گفته است تمام مجازاتهاي امم گذشته در اين امت هم وجود دارد منتهي به صورت معنويست و مسخ در اين امت بهمعناي مردن قلب و روح انساني و حرمان از علم وك مال است هر چند كه به ظاهر صورت آدمي داشته باشد.

(40)

ولي رواياتي وارد شده كه در ميان امت اسلامي هم امكان مسخ وجود دارد. در روايتي آمده كه شخصي كه با حضرت علي عَلَيْهِ السَّلَام عناد مي كرد و با نفرين او به صورت سگ در آمد. (41)

و در روايتي آمده كه عُمَر بِن سَعْد قاتل امام حسين عَلَيْهِ السَّلَام پس از كشته شدن به صورت بوزينه اي در آمد كه در گردنش زنجير بود.

(42)

و همچنين در روايتي از پيامبر اسلام صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم آمده است كه در ميان امت من نيز خسف و مسخ اتفاق مي افتد. (43) و در روايتي از امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام آمده كه بني اميه در حال مرگ مسخ مي شدند و از جمله عبدالملك بن مروان به شكل قورباغه در آمد. (44)

و در روايتي هم آمده است كه: هيچ يك از بني اميه نمي ميرند مگر آنكه به صورت چلپاسه

(مارمولك) مسخ مي گردند.

با اين توضيحاتي كه داده شد احتمال مسخ شدن وجود دارد.

حديث ششم؛ دليل حرمت ريش تراشي

روي عن حبابه الوالبيه آنها قالت: رأيت اميرالمؤمنين عَلَيْهِ السَّلَام في شرطه الخميس و معه دره يضرب بها بياعي الجري و المار ماهي و المير و الطافي و يقول لهم يا بياعي مسوخ بني اسرائيل و چند بني مروان فقام اليه فرات بن احنف فقال له يااميرالمؤمنين و ما چند بني مروان؟

فقال عَلَيْهِ السَّلَام:

اقوام حلقوا اللحي و فتلوا الشوارب فمسخوا.

علامه محمد باقر مجلسي (رحمه الله) به نقل از مرحوم كليني (رحمه الله) از حبابه الوالبيه روايت كرده كه مي گويد:

ديدم حضرت علي عَلَيْهِ السَّلَام را در جلو لشكر با تازيانه اي فروشندگان ماهي جري و مار ماهي و ماهي زمير و ماهي طافي (انواع ماهي هاي حرام گوشت) را مي زدند و مي فرمودند:

اي فروشندگان مسوخ بني اسرائيل و بني مروان. پس فرات ين اخنف بلند شد و عرض كرد يا علي لشكر بني مروان چه كساني هستند؟ حضرت فرمودند:

«اقوام حلقوا اللحي و فتلوا الشوارب فمسخوا». اقوامي بودند كه ريشهايشان را مي تراشيدند و سبيلها را تاب مي دادند و خدا هم ايشان را مسخ نمود. (در اثر اين دو گناه مسخ شدند و به شكل حيوانات در آمدند). (45)

حديث هفتم؛ تراشيدن ريش از كارهاي بابيت است

او در اقدس ص 42 مي گويد:

پوشيدن لباس ابريشم براي مردها حلال است و محدود شدن در لباس و ريش برداشته شود شما در پوشيدن هر نوع لباس و تراشيدن ريش آزاديد. (46)

حديث هشتم؛ ريش تراشي شبيه نمودن مرد است صورت خود را به صورت زن

عن الباقر عَلَيْهِ السَّلَام انه قال:

ان رسول الله صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم لعن المشتبهين عن الرجال بالنساء و لعن المشتبهات من النساء بالرجال.

از امام باقر عَلَيْهِ السَّلَام روايت شده كه رسول اكرم صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم لعنت كرده اند مرداني كه خود را به شكل زنان و زناني كه خود را به شكل مردان در آورند. (47)

ستودن محاسن براي مردان

چنانچه زنان در پوشاندن صورت آرايش كرده و زينت يافته ي خويش وظايفي دارند براي مردان نيز سزاست كه صورت خويش را از محاسن خالي نگذارند و در حقيقت سيماي مردان با وجود محاسن نشان تمايز آنان از زنان است.

امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام مي فرمانيد:

ريش در صورت سبب عزت مرد است و به وسيله محاسن مرد از بچه بودن خارج مي شود و همچنين صورتش مثل صورت زنان نخواهد بود.

(48)

از امام رضا عَلَيْهِ السَّلَام سؤال شد چه امتياز و ارزشي در ريش است كه مردان دارند ولي زنان ندارند؟

امام فرمود:

زين الله الرجال باللحي و جعلها فضلًا يستدل بها علي الرجال من النساء.

خداوند مردان را به وسيله ي محاسن زينت داده است و فضيلتي براي مردان است و به وسيله ريش مردان از زنان شناخته مي شوند. (49)

رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمودند:

ليس منا من سلق و خرق لا حلق.

مسلمان واقعي نيست كسي كه با بي شرمي سخن گويد و مال خود را تبذير كند و محاسن خود را بتراشد.

(50)

از امام رضا عَلَيْهِ السَّلَام سؤال شد:

آيا براي مرد جايز است ريش خود را بتراشد؟

خضرت فرمود:

دو طرف صورت (گونه ها) و زير گردن اشكال ندارد، اما بقيه صورت جايز نيست. (51)

بايد توجه داشت كه آنچه در اسلام نكوهيده

و حرام مي باشد تقليد مسلمانان در فرهنگ و آداب و رسوم از بيگانگان است و اين كه حركاتي با لباس و … از خود نشان دهند كه در جامعه انگشت نما شوند. زيرا وقتي مسلماني كه اطلاع چنداني ازد ين خود ندارد در نام گذاري فرزند، خيابان، پوشيدن لباس و چهره، غذا خوردن و شكل ساختمان و … به كفار اقتداء كنند، به تدريج فرهنگ و هويت خد را فراموش مي كنند و متاسفانه چه بسا افرادي بوده اند كه در اثر بي اطلاعي از اسلام ابتدا در مسائل جزيي از بيگانگان تقليد كرده اند و اين كار به مرور زمان بر وسعت خود افزوده تا جايي كه به طور كلي اصلت خود را از دست داده اند بر همين اساس است كه رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و ا ئمه اطهار  به شدت شبيه شدن به بيگانگان را منع فرموده اند و يكي از علل آنكه ريش تراشي در اسلام گناه بزرگي محسوب شده است براي آن است كه شخصي كه مرتكب اين عمل شود عالوه بر ضرر جسمي كه اين عمل دارد خود را شبيه بيگانگان و كفار نموده است.

رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرموده اند:

«ليس منا من تشبه بغيرنا»

كسي كه خود را شبيه به غير مسلمانان در آورد از ما نيست. (52)

«من تشبه بقوم فهو منهم»

هر كس خود را شبيه گروهي كند، از آنها محسوب مي شود. (53)

«ليس منا عن عمل بسنه غيرها»

مسلمان واقعي نيست كسي كه به دستور ( آداب و رسوم بيگانه) عمل نمايد. (54)

بخش سوم؛ شانه كردن ريشها و چهارده منفعت آن

اشاره

مخفي نماند كسي كه ريش خود را مي تراشد (به هر نحوي كه باشد با

تيغ يا ماشين) از اين منافع بي بهره است و از بسياري از فوائد و بركات شانه كردن ريش به دور است و شانه كردن ريش داراي چهارده منفعت است كه از روايات و احاديث اهل بيت  به دست آمده است.

14 فائده شانه كردن ريش

1 - مو را نيكو مي كند

2 - حاجت را بر مي آورد 3 - در ( نيروي) صلب او مي افزايد

4 - بلغم را دفع مي كند

5 - دندان را محكم مي كند

6 - حافظه را زياد مي كند

7 - شانه كردن ريش پي هر وضو فقر را بر طرف مي كند

8 - درد را از جسد بيرون مي كند

9 - كرم را از بيني دور مي كند 10 و 11 - گوشت و لثه بين دندان و لثه را پاك مي كند

12 - هر كس ريش خود را 70 بار شانه كند يكبار يكبار شيطان چهل روز نزديك او نيايد

13 - زرداب را خاموش مي كند

14 - با شانه ي عاج (استخوان فيل) شانه كردن، مو را در سر مي روياند. (55)

در روايات اسلامي آمده است كه يكي از شيوه هاي درمان وسواس شانه كردن محاسن مي باشد.

(56)

ريشها را نشسته شانه كنيد

1 - امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام فرمودند:

هر كس ايستاده محاسنش را شانه كند قرض او را فرا مي گيرد.

(57)

2 - امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام فرمودند:

در حمام محاسنت و موهايت را شانه نكن كه مو را سست مي كند.

(58)

3 - حضرت علي عَلَيْهِ السَّلَام مي فرمايد:

شانه كردن ايستاده فقر مي آورد. (59)

4 - حضرت امام كاظم عَلَيْهِ السَّلَام مي فرمايد:

شانه كردن ريش در حال ايستاده دل را ضعيف و در حال نشسته دل را قوي مي كند.

(60)

كمتر از حد عرفي نبودن

ريش بايد كمتر از حد عرفي نباشد يعني اين كه در عرف بگويند:

فلاني ريش دارد و اين معنا وقتي تحقق پيدا مي كند كه موي صورت به اندازه اي بلند باشد كه بتوان با سر انگشتان آنها را گرفت.

دعاي وقت شانه كردن

اللهم صل علي محمد و آل محمد و البسني جمالا في خلقك و زينه في عبادك و حسن شعرتي و بصري و لا تبتليني بالنفاق و ارزقني المهابه بين بريتك و الرحمه من عبادك يا ارحم الراحمين. (61)

خدايا درود فرست بر محمد و اهل بيت محمد و عطا كن مرا صورتي نيكو در بين خلق خودت و زيبايي در بين بندگانت و نيكو كن موي مرا و چشم مرا و مبتلا مكن مرا به دورويي و عنايت كن كه من فروتني بين آفريدگان خودت و مهرباني را نسبت به بندگانت اي مهربانترين مهربانان.

فصل هفتم؛ شارب (سبيل)

الف: نوشيدن آب با سبيل بلند از لحاظ بهداشتي

رعايت بهداشت، در تمامي خوردني ها و نوشيدني ها لازم و ضروريست، اگر موي سبيل بلند باشد به ناچار با خوردني هاي مختلف تماس خواهد داشت.

اگر شخصي دودي و سيگاري باشد سبيلهايش از دود سيگار پوشيده و آلوده خواهد شد كه در موقع نوشيدن آب با آب تماس پيدا كرده و ميكروبهاي مختلف به آب انتقال يافته، دوباره به درون بدن او بر مي گردد. بدين جهت در دين اسلام از نوشيدن آب با سبيل بلند نهي شده و مورد مذمت قرار گرفته است.

سبيل بلند از نظر پزشكي هم پسنديده نيست. پس دقت فرمائيد كه از قديم گفته ا ند:

«الشارب بالشارب كالشارب» (1 - مثل مشهور است) هر كس، با سبيل بلند آب بنوشد مانند كسيست كه شراب بنوشد ( آشاميدن با سبيل مانند آشاميدن مشروب است).

مخفي نماند اين تشبيه ها و سخت گيريها بيشتر به خاطر حفظ بهداشت خود و اجتماع مي باشد كه بايد پرهيز كرد و گر نه هيچ وقت گناه آب نوشيدن با سبيل بلند با گناه شرابخواري در كفه ترازو مساوي نخواهد بود.

1 - رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:

«لا يطولن احدكم شاربه فان الشيطان يتخذه جنه يستتر به»

هرگز كسي سبيلش را بلند نكند، چون شيطان آنجا را براي خود پناهگاه (سپر استتار) قرار مي دهد. (62)

در روايت ديگر آمده است كه حضرت فرمودند:

«لا يطولن احدكم شاربه و لا عانته و لا شعر اِبطه فان الشيطان يتخذها مخابي يستتر فيها.» (63)

2 - امام صادق و حضرت علي عليهما السلام مي فرمايند:

گرفتن سبيل از جمعه تا جمعه ديگر امان از مرض جذام است.

(64)

2 - كوتاه كردن سبيل از دين حنيف ابراهيمي عَلَيْهِ السَّلَام است.

(65)

4 - از سنتهاي سر كوتاه كردن سبيل است.

(66)

5 - امام صادق

عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:

شارب گرفتن رفع غم و وسواس كند.

(67)

6 - رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:

شارب را از ته بگيريد، به يهوديان و گبران خود را شبيه مگردانيد و فرمود:

نيست از ما كسي كه شارب خود را نگيرد.

(68)

7 - امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام فرمودند:

هر كه ناخن و شارب در هر جمعه بگيرد، در وقت گرفتن بگويد:

«بِسْمِ اللَّه و بالله و علي سنه محمد و آل محمد» بعدد هر ريزه اي كه از مو و ناخن او بريزد حق تعالي ثواب يك بنده از فرزندان اسماعيل آزاد كردن را به او عطا فرمايد، بيمار نشود مگر به بيماري مرگ. (69)

ب: عاقبت بلند نگه داشتن سبيل در كلام رسول الله صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم

1 - مسلمان واقعي نيست.

رسول خدا عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:

«يا علي من لم ياخذ شاربه فليس منا»

يا علي! كسي كه سبيل خود را كوتاه نكند مسلمان واقعي نيست.

2 - بي بهره از شفاعت

«و لم تنل شفاعتنا التارك لشاربه»

و شفاعت ما شامل كسي كه سبيل خود را كوتاه نمي كند نمي شود.

3 - ملعون خداوند و فرشتگان

«لم يزل في لعنه الله و الملائكه»

و هميشه مورد لعن خداوند فرشتگان است.

4 - مانع اجابت دعا

«و لا يستجاب له دعاء»

دعاي او به استجابت نمي رسد.

5 - باعث سخت جان دادن

«و اذا قبض روحه قبض بشده»

و در هنگام قبض روح با سختي روحش از بدن جدا مي شود.

6 - سبب عذاب در قبر

«و عذابه في القبر صعب»

عذاب او در قبر بسيار سخت است.

7 - تسلط مارها و عقربها

«و يسلط عليه الحيات و العقارب بكل شعره»

براي هر موي سبيل مارها و عقربها بر او مسلط مي شوند.

8 - عذاب هميشگي

«و كان

معذبا الي القيامه»

انساني كه سبيل خود را كوتاه نكند تا قيامت در قبر عذاب مي شود.

9 - اهل جهنم

«و اذا خرج من قبره كان مكتوبا بين عينيه هذا من اهل النار»

و هنگامي كه از قبرش خارج مي شود و در پيشاپيش نوشته شده كه اين شخص اهل جهنم است.

(70)

فصل هشتم؛ ديه آسيب رساندن به ريش

و اجرت گرفتن

تراشيدن ريش ديه دارد

براي ازاله موي ريش در شرع ديه ي كامل مقرر شده و هر كه چنين باشد فعلش بر غير بلكه بر صاحبش حرام است.

ديه آسيب رساندن به ريش

آنقدر ريش در اسلام ارزش دارد و به آن اهميت داده شده كه اگر كسي ريش ديگري را بكند و يا كاري كند كه ريش او به طور كلي از بين برود بايد ديه كامل بپردازد و اگر قسمتي از ريش روييد و قسمت ديگر نروييد بايد يك سوم ديه را بدهد.

امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:

«قضي اميرالمؤمنين في اللحيه اذا خلقت فلم تنبت الديه كامله فاذا نبتت فثلث الديه»

اميرالمؤمنين عَلَيْهِ السَّلَام در مورد كسي كه ريش ديگري را از بين ببرد به طوري كه اصلًا نرويد حكم كردند بايد ديه كامل بپردازد و اگر قسمتي از آن روييد بايد يك سوم ديه را بدهد. (71)

حضرت امام خميني (رحمه الله) در تحريرالوسيله ج 2 بحث ديه ي موي سر و ريش همين فتوي و حكم را در ميان فتاوي انتخاب مي نمايند. (72)

يك سؤال مهم:

اجرت بابت تراشيدن ريش

سؤال: اجرت گرفتن بابت تراشيدن ريش چه حكمي دارد؟

جواب: پولي را كه پيرايش گر و تراشنده ي ريش به عنوان اجرت مي گيرد حرام است.

چرا كه رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمودند:

اذا حرم الله شيئًا حرم ثمنه.

وقتي خدا چيزي را حرام

نموده اجرت آن را نيز حرام كرده است.

(73)

نكته اي به برادران:

بايد توجه داشت كه احكامي را كه مراجع تقليد مي گويند از قرآن و روايات اهل بيت عصمت و طهارت  استخراج كرده و بيان مي فرمايند در حق كساني كه از آنها تقليد مي كنند حكم خداست، لذا افرادي كه مرجعشان مي فرمايد:

ريش تراشي حرام است خواه به صورت فتوا و حكم و خواه به صورت احتياط وجوبي، بدانند كه اجرت گرفتن بابت آن را نيز به همان صورت حرام مي دانند.

فصل نهم؛ جويدن مو و امراض آن

جويدن مو و امراض آن

اين فصل ربطي به تراشيدن ريش ندارد البته كساني هستند كه موهاي خود را مي خورند حال يا موهاي سبيل يا محاسن و يا در بين زنان گيسوان خود را.

بيماري گيسو خوردن (تريكوبنروار - فيتوبنروار) مخصوصاً بين دختران جوان و بانوان ديده شده كه حتي آنقدر ديده شده كه موهاي خورده شده در معده جمع و تركيب و شكل معده تغيير يافته است و نيز كساني كه عادت دارند شانه را در دهان بگيرند و چند تار مو را ببلعند و نزد زناني كه ويار دارند نيز ديده شده است.

در بين مردان نيز كساني هستند كه موهاي شارب خود را لاي دندانها گذارده و مي جوند و ذراتش را مي خورند با سر ريش خود را برگردانده آن را جويده جدا شده ها را بلع مي نمايند.

اولين مرتبه به وسيله دانشگاه ريود وژا نيرو اين حقيقت كشف و اعلام گرديد كه خوردن مو سبب پيدايش خمودگي هاي روحي مي گردد و كساني كه عادت به مو خوردن يافته اند دچار تزلزل روحي مي شوند. ولي سابقه اسلامي آن به 14 قرن مي رسد كه جويدن آن را ممنوع دانسته اند.

ناگفته نماند بيماري جنون كشيدن و كندن موها نيز هست

كه در افراد عصباني مزاج ديده مي شود و بيماري (TrichoKrptomania) پاره و قطع كردن مو كه بهترين روش درماني از طريق روانشناسيست (74)

فصل دهم؛ داستاني درباره ي ريش تراشي

داستان آيت الله بافقي (رحمه الله)

روزي آيت الله شهيد حاج شيخ محمد تقي بافقي (رحمه الله) به حمام عمومي تشريف مي برد البته هر فرد با ورود به محوطه ي اصلي حمام با شخصيت ظاهريش كه با لباس شناخته مي شود، نا معلوم خواهد بود.

در آن جا بين ثروتمند و فقير، شاه و گدا فرقي نيست و همه يكسان و مانند هم مي باشند. وقتي آيت الله بافقي (رحمه الله) به داخل حمام وارد مي شود ناگهان با صحنه اي روبرو مي شود كه بايد به وظيفه خويش يعني (نهي از منكر) عمل نمايد. مي بيند فردي در برابر آيينه مشغول تراشيدن ريش خود هست به او نزديك مي شود و براي اداي تكليف ديني خود و شكستن اين سنت غلط كه مورد تحريم مراجع بزرگوار است به وي تذكر مي دهد كه آقا اين عملي كه شما انجام مي دهيد، يعني تراشيدن ريش حرام است و آن را ترك كن.

آن شخص كه يكي از سرهنگ هاي بلند پايه ي ارتش رضا خاني بود وقتي در برابر نصايح خيرخواهانه آن اسوه ي تقوا و پرهيزگاري واقع مي شود غضبناك شده و بي درنگ سيلي محكمي به صورت آن عالم وارسته مي نوازد.

آيت الله بافقي (رحمه الله) با مواجه شدن با چنين عكس العملي، طرف ديگر صورت خويش را به سوي آن شخصمي گيرد و مي فرمايد:

«به اين طرف صورتم نيز سيلي ديگر بزن و از اين كار حرام دست بردار»

آن شخص مغرور وقتي با اين همه بزرگواري و سعه ي صدر آيت الله بافقي (رحمه الله) روبرو مي شود، از دلاك حمام كه آيت الله بافقي را

مي شناخت سؤال مي كند اين آقاي بزرگوار كيست؟

او جواب مي دهد ايشان حضرت آيت الله حاج شيخ محمد تقي بافقي مي باشند. وقتي سرهنگ ارتش رضاخاني آن عالم جليل القدر را مي شناسد خدمت ايشان شرفياب مي شود و با نهايت پشيماني عذر خواهي و طلب عفو و بخشش مي كند و به ايشان قول مي دهد كه از آن زمان به بعد دست از عمل ريش تراشي بردارد و تا پايان عمر مرحوم آيت الله بافقي (رحمه الله) از نزديكان و مريدان ايشان محسوب مي گردد. (75)

فصل يازدهم؛ فتاوي مراجع و علماء قديم

اشاره

يكي از دلائلي كه از براي حرمت ريش تراشي وجود دارد فتاوي علماء و مراجع تقليد است كه قائل به حرمت ريش تراشي هستند.

[فتوي به حرمت ]

اشاره

البته بعضي از مراجع صريحًا فتوي به حرمت داده اند مانند:

1 - شيخ بهايي (رحمه الله):

تراشيدن ريش مانند ساير گناهان كبيره است.

2 - كَاشِف الغِطَاء (رحمه الله):

حرمت تراشيدن ريش از مسلمات است.

3 - علامه محمد باقر مجلسي (رحمه الله):

تراشيدن ريش قطعيست.

4 - شيخ مرتضي انصاري (رحمه الله):

تراشيدن ريش حرام است.

5 - مرحوم صدر اصفهاني (رحمه الله):

ريش تراشي را به طور مفصل تحريم كردم و كسي كه قائل به عدم حرمت است از دو حال بيرون نيست، يا از راسخان در علم نيست يا قصدش اظهار فضل است.

والله العالم.

6 - آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني (رحمه الله):

تراشيدن ريش حرام است

و الله العالم. (توضيح المسائل)

7 - آيت الله العظمي بروجردي (رحمه الله):

تراشيدن ريش و ماشين كردن آن اگر مثل تراشيدن باشد حرام است و حكم خدا به واسطه مسخره كردن مردم تغيير نمي كند.

(توضيح المسائل م 2834)

8 - آيت الله العظمي گلپايگاني (رحمه الله):

تراشيدن ريش و ماشين كردن آن اگر مثل تراشيدن باشد حرام است و حكم خدا به واسطه مسخره كردن مردم تغيير نمي كند.

(توضيح المسائل). (76)

[فتوي به حرمت بنا بر احتياط واجب]

اشاره

و بعضي از مراجع بنا بر احتياط واجب قائل به حرمت شده اند مانند:

1 - امام خميني (رحمه الله):

تراشيدن ريش و ماشين كردن آن اگر مثل تراشيدن باشد احتياط واجب حرام است.

(توضيح المسائل)

2 - آيت الله العظمي خويي (رحمه الله):

تراشيدن ريش و ماشين كردن آن اگر مثل تراشيدن باشد بنا بر احتياط واجب حرام است.

(توضيح المسائل)

سه سؤال استفتاء شده پيرامون ريش و ريش تراشي

اشاره

سه سؤال از مراجع تقليد استفتاء شده كه در كتاب 14 نكته راجع به ريش و ريش تراشي آمده است كه ما آنها را در اينجا از همان كتاب به طور كامل نقل مي كنيم.

سؤال 1: تراشيدن ريش و ماشين كردن آن كه به نحو تراشيدن باشد چه حكمي دارد؟

1 - حضرت آيت الله العظمي بهجت (رحمه الله):

حرام است علي الاحوط.

2 - حضرت آيت الله العظمي تبريزي (رحمه الله):

بنا بر احتياط واجب جايز نيست.

3 - حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (دامت بركاته):

جايز نيست علي الاحوط.

4 - حضرت آيت الله العظمي سيستاني (دامت بركاته):

به احتياط واجب جايز نيست.

5 - حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (دامت بركاته):

حرام است

و الله العالم.

6 - حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني (رحمه الله):

بنا بر احتياط واجب حرام است.

7 - حضرت آيت الله العظمي مجلسي (دامت بركاته):

بنا بر احتياط واجب جايز نيست.

8 - حضرت آيت الله العظمي مظاهري (دامت بركاته):

حرام است.

9 - حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي (دامت بركاته):

احتياط در ترك آن است.

سؤال 2: آيا براي رشد بهتر ريش و يا به واسطه احساس خارش مي توان آن را تراشيد يا با ماشين ته زن اصلاح نمود؟

1 - حضرت آيت الله العظمي بهجت (رحمه الله):

حرام است علي الاحوط و در موارد ضرورت حكم ساير محرمات را دارد.

2 - حضرت آيت الله العظمي تبريزي (رحمه الله):

روييدن چند مو در صورت و چانه عرفا ريش حساب نمي شود و احساس خارش مجوز تراشيدن آن نيست.

3 - حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (دامت بركاته):

براي رشد بهتر ريش جايز نيست آن را تراشيد علي الاحوط و احساس خارش اگر ضرورت لازم المراعاتي ندارد جايز نيست.

4 - حضرت آيت الله العظمي سيستاني (دامت بركاته):

رشد مجوز تراشيدن نيست و احساس خارش هم جايز نيست مگر موجب حرج باشد.

5 - حضرت آيت الله العظمي صافي گلپيايگاني (دامت بركاته):

خير حرام است و احساس خارش هم مجوز تراشيدن نمي شود.

و الله العالم

6 - حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني (رحمه الله):

خير و اين امور موجب ارتكاب حرام نمي شود.

7 - حضرت آيت الله العظمي مجلسي (دامت بركاته):

اگر موقع رشد صدق ريش كند تراشيدن آن

اشكال دارد و احساس خارش هم مجوز تراشيدن نيست.

8 - حضرت آيت الله العظمي مظاهري (دامت بركاته):

خير، جايز نيست.

9 - حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي (دامت بركاته):

اگر نمو كافي نكرد، به طوري كه صدق ريش كند اشكال ندارد و از موقع احساس خارش هم اگر مدتي بگذرد عادت مي كند.

(77)

سؤال 3: حد وجوب ريش گذذاشتن چقدر است؟

1 - حضرت آيت الله العظمي بهجت (رحمه الله):

و لو با نمره بايد صدق داشتن ريش كند عرفا.

2 - حضرت آيت الله العظمي تبريزي (رحمه الله):

چانه و اطراف آن است طوري كه عرفا بگويند ريش دارد.

3 - حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (دامت بركاته):

صدق داشتن ريش عرفا كفايت مي كند.

4 - حضرت آيت الله العظمي سيستاني (دامت بركاته):

به مقداري كه گفته شود ريش دارد.

5 - حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (دامت بركاته):

حد آن به مقداريست كه عرفا بگويند ريش دارد.

6 - حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني (رحمه الله):

حديست كه در عرف اطلاق ريش بر آن صادق آيد.

7 - حضرت آيت الله العظمي مجلسي (دامت بركاته):

صدق عرفي كفايت مي كند.

8 - حضرت آيت الله العظمي مظاهري (دامت بركاته):

به مقداري كه عرفا بگويند فلاني ريش دارد.

9 - حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي (دامت بركاته):

مسلما شامل چانه مي شود ولي اصلاح گونه ها اشكالي ندارد و بايد عرفا صدق ريش كند.

(78)

نتيجه:

حرام بودن تراشيدن ريش و حلال بودن گذاشتن آن و فوائد آن و مضرات تيغ كشيدن با استفاده از آيات قرآن و روايات اهل بيت عصمت و طهارت  و فتاوي مراجع بزرگوار تقليد و روان شناسي و پزشكي آن بيان و اثبات شد.

پي نوشت

(1) - بِحار الاَنْوار / ج 53 / ص 181.

(2) - اولين دانشگاه و آخرين پيامبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم ج 15 ص 243 - 263 و ريش تراشي ص 12 و 13

(3) - اولين دانشگاه و آخرين پيامبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم ج 15 صص 243 تا 263 و كتاب ريش تراشي ص

13 - 16

(4) - ريش تراشي

ص 16 و 17

(5) - تاريخ آمريكا، نويسنده:

سجعان ماروني نصراني ص 160

(6) - ريش تراشي ص 37 اسدالله محمدي نيا

(7) - مجله مقتطف ص 538 سال 1958 ميلادي

(8) - مجله ي المقتبس – مجلد ششم ص 144

(9) - روزنامه العدل ش 132 تاريخ 21 نوامبر سال 1911 ميلادي

(10) - تاريخ آمريكا ص 160

(11) - روزنامه العدل ش 132 تاريخ 21 نوامبر سال 1911 ميلادي

(12) - ريش تراشي ص 38

(13) - همان ص 38

(14) - ريش تراشي ص 39 به نقل از تراش ريش از نظر بهداشت ص 20

(15) - فيزيولوژي علميست كه درباره ي اعضاي بدن جانداران بحث مي كند.

(16) - ريش تراشي ص 40

(17) - چهارده نكته درباره ي ريش و ريش تراشي ص 46 / رضا مسجدي اصفهاني / به نقل از اطلاعات هفتگي ش 194 / ص 6 ستون 2.

(18) - پسيكولوژي: علمي كه مربوط به روح و روان انسان بحث و تحقيق مي كند.

(19) - ريش تراشي ص 42 به نقل از تراش ريش از نظر بهداشت ص 40

(20) - بقره / 124

(21) - وَسَائِلِ الشِّيعَة ج 1 ص 423

(22) - نحل / 123

(23) - آل عمران / 95

(24) - بقره / 195

(25) - كامل ابن اثير ج 2 ص 106، فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام / آيت الله سبحاني ص 386

(26) - بِحار الاَنْوار ج 73 ص 110 ح 8، عِلَلُ الشَّرَائِع ج 2 ص 380

(27) - بِحار الاَنْوار ج 3 ص 62 و توحيد مفضل ص 48 و 49 و منتهي الآمال ج 2 ص 75

(28) - انفال / 51

(29) - ميزان الحكمه ج 11 ص 5305 ح 18142 و صحيح مسلم ج 1

ص 221 باب 16

(30) نساء / 7

(31) - منتهي الآمال ج 2 ص 72، مُسْتَدْرَك الْوَسَائِلِ ج 1 ص 59 چاپ قديم و ج 1 ص 406 چاپ جديد، سَفينَة البِحَار ج 2 ص 508 و جعفريات

(32) - بِحار الاَنْوار ج 73 ص 111 - 112

(33) - مُسْتَدْرَك الْوَسَائِلِ ج 1 ص 407

(34) - حليه المتقين ص 187 و بهترين ارمغان ص 101

(35) - كافي ج 6 / ص 242

(36) - رسائل الشريف المرتضي ج 1 ص 352

(37) - رسائل الشريف المرتض ج ص 353

(38) - تفسير كوثر ج ص 250 - 251

(39) - بِحار الاَنْوار ج 6 ص 306

(40) - بِحار الاَنْوار ج 24 ص 104

(41) - بحار ج 23، ص 385 و ج 41 ص 208

(42) - رسائل الشريف المرتضي ج 1 ص 351

(43) - بِحار الاَنْوار ج 22 ص 452

(44) - كافي ج 8 ص 232، تفسير كوثر ج ص 252 - 250 ذيل آيات 66 - 65 سوره بقره

(45) - بِحار الاَنْوار ج 73 ص 112 ح 11 و اصول كافي ج 2 ص 252 ح 3، الكافي ج 1 ص 346 و كمال الدين و تمام النعمه ج 2 ص 536

(46) - بابي گري و بهايي گري ص 194

(47) - بحار ج 100 ص 256 ح 1

(48) - بهشت جوانان ص 403

(49) - سَفينَة البِحَار ج 2 ص 508

(50) - مُسْتَدْرَك الْوَسَائِلِ ج ص 406، سَفينَة البِحَار ج 2 ص 508

(51) - وَسَائِلِ الشِّيعَة ج 1 ص 420، بحار ج 76 ص 113

(52) - نهج الفصاحه ص 509

(53) - سنن ابي داوود ج 4 ص 44

(54) - كَنْزُ العمّال ج

1 ص 219 ح 1097

(55) - مكارم الاخلاق ص 77 و بهترين ارمغان ص 102

(56) - وسوسه در اسلام ص 182، محمود اردكاني بهبهاني

(57) - بهترين ارمغان ص 102

(58) - بهترين ارمغان ص 102

(59) - همان ص 102

(60) - بِحار الاَنْوارج 73 ص 115 ح 16

(61) - بجار الانوار ج 73 ص 116 ح 17

(62) - مكارم الاخلاق ص 67، الحكم الزاهره با ترجمه انصاري ص 711

(63) - بِحار الاَنْوار ج 73 ص 88 باب 6، عِلَلُ الشَّرَائِع ج 2 ص 519، مَنْ لَا يَحْضُرُهُ الْفَقِيه ج 1 ص 120 و 127 و النوادر راوندي ص 24

(64) - مكارم الاخلاق ص 74، بِحار الاَنْوارج 76 ص 112 ح 15 و امالي صدوق ص 183

(65) - خصال شيخ صدوق ج 1 ص 49، تفسير قمي ص 50، تفسير عياشي ج 1 ص 61 مكارم الاخلاق ص 66 و بِحار الاَنْوار ج 76 ص 68

(66) - خصال ج 1 ص 49، تفسير قمي ص 50، تفسير عياشي ج 1 ص 61 و بِحار الاَنْوار ج 76 ص 68 و مكارم الاخلاق ص 66

(67) - حليه المتقين ص 177

(68) - همان ص 177

(69) - همان ص 176

(70) - ريش تراشي ص 33 - 35 و بهشت جوانان ص 404 به نقل از زبده العلوم ج 2 ص 243

(71) - مَنْ لَا يَحْضُرُهُ الْفَقِيه ج 4 ص 150

(72) - ريش تراشي ص 36 و 37 به نقل از وَسَائِلِ الشِّيعَة ج 19 ص 260

(73) - بِحار الاَنْوار ج 100 ص 55 ح 29

(74) - اولين دانشگاه و آخرين پيغمبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم ج 15 ص

265 و 266

(75) - مجله مبلغان ش 8 ص 120 به نقل از مجاهد شهيد آيت الله بافقي (رحمه الله) ص 83

(76) - چهارده نكته راجع به ريش و ريش تراشي ص 32 و 33

(77) - چهارده نكته راجع به ريش و ريش تراشي ص 32 و 33

(78) - چهارده نكته راجع به ريش و ريش تراشي ص 32 و 33

فهرست منابع و مآخذ

قرآن كريم

بِحار الاَنْوار / علامه محمد باقر مجلسي (ره) / انتشارات دارلكتب الاسلاميه / 110 جلدي

وَسَائِلِ الشِّيعَة / شيخ محمد بن الحسن حر العاملي / داراحياء التراث العربي بيروت / چاپ پنجم / 1403 ه. ق / 1983 م.

مُسْتَدْرَك الْوَسَائِلِ / محدث نوري / موسسه آل البيت. چاپ بيروت / 1410 ه. ق.

تفسير كوثر / يعقوب جعفري / انتشارات هجرت / چاپ اول / بهار 1376 ه. ش.

ميزان الحكمه / محمد محمدي ري شهري / انتشارات دارالحديث / چاپ سوم / 1381 ه. ش.

مكارم الاخلاق / شيخ طبرسي / اني نصر الحسن بن فضل / موسسه نشر اسلام ي / چاپ دوم / 1416 ه. ق.

حليه المتقين / علامه محمد باقر مجلسي (ره) / انتشارات نسيم حيات / چاپ اول / 1380 ه. ش.

منتهي الآمال / شيخ عباس قمي / انتشارات هجرت / چاپ يازدهم.

مجمع البيان / ابوعلي فضل بن حسن طبرسي / سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي / چاپ اول / 1380 ه. ش.

تفسير قمي / علي بن ابراهيم قمي / انتشارات بني الزهرا / چاپ اول / 88 / مترجم جابر رضواني.

تفسير عياشي / ابي نصر محمد بن مسعود بن عياش سمرقندي معروف به عياشي / انتشارات مكتبه العلميه

الاسلاميه.

كمال الدين / شيخ صدوق، ابن بابويه، محمد بن علي / انتشارات مسجدمقدس جمكران / چاپ دوم / بهار 1382 ه. ش.

امالي / شيخ صدوق / انتشارات وحدت بخش / چاپ اول / بهار 1384.

خصال / شيخ صدوق / انتشارات دارالكتب الاسلاميه.

اصول كافي / ابي جعفر محمد بن يعقوب بن اسحاق كليني الرازي / چاپ چهارم / 140 ه. ق / انتشارات دارصعب و دارالتعارف بيروت.

توحيد مفضل / علامه مجلسي / انتشارات هجرت / مترجم؛

نجفعلي ميرزايي / چاپ ششم.

بهترين ارمغان / سيد محمد تقي مقدم / انتشارات مقدم / چاپ بيست و سوم / 1377.

مبلغان / مجله معاونت تبليغ و آموزشهاي كاربردي حوزه علميه قم.

14 نكته راجع به ريش و ريش تراشي / رضا مسجدي اصفهاني / انتشارات الحج / چاپ اول / 1379.

اولين دانشگاه و آخرين پيامبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم / شهيد پاك نژاد / انتشارات ياسر، انتشارات بنياد فرهنگي / چاپ اول / 1364.

ريش تراشي / اسدالله محمدي نيا.

مبارزه با گناه / سيد محمد رضا هاشم زاده / موسسه انتشاراتي امام عصر عَلَيْهِ السَّلَام / چاپ اول / 1383.

كامل في التاريخ / ابن اثير / داربيروت 1385 ه. ق.

فرازهايي از تاريخ اسلام / آيت الله العظمي سبحاني / نشر مشعر / چاپ يازدهم زمستان 1387.

عِلَلُ الشَّرَائِع / شيخ صدوق / مترجم؛

محمد جواد ذهني تهراني / انتشارات مؤمنين.

صحيح مسلم / ابي الحسين مسلم نيشابوري / دارالفكرللطباعه و النشر و التوضيح / مصر / 1401 ه. ق.

سَفينَة البِحَار / شيخ عباس قمي / كانون انتشارات عابدي / بي تا.

رسائل الشريف المرتضي / سيد مرتضي.

بابي گري و بهايي گري / محمد محمدي

اشتهاردي.

بهشت جوانان / اسدالله محمدي نيا / انتشارات سبط اكبر عَلَيْهِ السَّلَام / چاپ شانزدهم / 382.

نهج الفصاحه / ابوالقاسم پاينده.

سنن ابي داوود / ابي داوود.

كَنْزُ العمّال / علاء الدين متقي هندي / موسسه الرساله / بيروت 1399 ه. ق.

وسوسه و وسواس در اسلام / محمود اردكاني بهبهاني / انتشارات مجمع ذخائر اسلامي / چاپ دوم / 1379 ه. ش.

الحكم الزاهره / علي رضا هابري يزدي / مترجم؛

انصاري / مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي.

درباره مركز

بسمه تعالی
جَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
با اموال و جان های خود، در راه خدا جهاد نمایید، این برای شما بهتر است اگر بدانید.
(توبه : 41)
چند سالی است كه مركز تحقيقات رايانه‌ای قائمیه موفق به توليد نرم‌افزارهای تلفن همراه، كتاب‌خانه‌های ديجيتالی و عرضه آن به صورت رایگان شده است. اين مركز كاملا مردمی بوده و با هدايا و نذورات و موقوفات و تخصيص سهم مبارك امام عليه السلام پشتيباني مي‌شود. براي خدمت رسانی بيشتر شما هم می توانيد در هر كجا كه هستيد به جمع افراد خیرانديش مركز بپيونديد.
آیا می‌دانید هر پولی لایق خرج شدن در راه اهلبیت علیهم السلام نیست؟
و هر شخصی این توفیق را نخواهد داشت؟
به شما تبریک میگوییم.
شماره کارت :
6104-3388-0008-7732
شماره حساب بانک ملت :
9586839652
شماره حساب شبا :
IR390120020000009586839652
به نام : ( موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه)
مبالغ هدیه خود را واریز نمایید.
آدرس دفتر مرکزی:
اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109