سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.
عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی
عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.
مشخصات نشر: قم: قدس،1391.
مشخصات ظاهری: 10ج.
شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8
يادداشت: فارسی-عربی.
يادداشت:ج.1( چاپ سوم).
يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).
يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).
يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).
يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).
موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.
شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار
رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391
رده بندی دیویی: 297/212
شماره کتابشناسی ملی: 3166368
متن و ترجمه
کتاب نفیس
فروع کافی جلد یکم
تأليف
محدّث عالی مقام ثقة الاسلام محمد یعقوب کلینی رازی رحمه الله.
ترجمه: گروه مترجمان
اشراف و ویرایش: محمد حسین رحیمیان
خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) شهرستان بروجن.
ویراستار دیجیتالی: سمانه جاوید.
ص: 1
ص: 2
ص: 3
ص: 4
سرآغاز ... 21
پیام آور حق ... 22
شاه کلید هدایت ... 24
وصایت و ولایت ... 25
کتاب خدا و عترت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم ... 26
ابرهای سیاه ... 27
ارزش حدیث نگاری ... 27
شیخ کلینی رحمه الله حدیث نگار نمونه ... 29
شیخ کلینی رحمه الله و کتاب ارزشمند «الکافی» در گفتار دانشمندان ... 30
انگیزه ی نگارش کتاب الکافی ... 32
پیروان کتاب اهل بیت علیهم السلام در آخرالزمان ... 34
کتاب طهارت و پاکیزگی (191 - 37)
بخش یکم
پاک بودن و پاک کنندگی آب ... 39
بخش دوم
آبی که چیزی نجسش نمی کند ... 40
بخش سوم
آب قلیل آبی که مردار در آن افتاده و آبی که دست نجس به آن خورده است ... 43
بخش چهارم
چاه و آن چه در آن می افتد ... 46
بخش پنجم
چاهی که در کنار چاه فاضلاب است ... 51
بخش ششم
وضو گرفتن از آب دست خورده چهار پایان درندگان و پرندگان ... 54
بخش هفتم
وضو گرفتن از پس خورده زن حائض، -
ص: 5
شخص جنب، یهودی، نصرانی و ناصبی ... 57
بخش هشتم
انسانی که دستش را پیش از شستن در ظرف داخل می کند، میزان شستن دست ها برای جنابت ادرار، مدفوع و خواب ... 59
بخش نهم
مخلوط شدن آب باران با بول و حکم آن چه از آب غسل جنب در ظرف می ریزد و انسانی که لباسش در آب استنجاء می افتد ... 61
بخش دهم
آب حمام و آبی که آفتاب آن را گرم می کند ... 66
بخش یازدهم
مکانی که ادرار و مدفوع کردن در آن ناپسند است ... 67
بخش دوازدهم
آن چه به هنگام ورود و خروج از مستراح و استنجا گفته می شود، حکم کسی که آن را فراموش کند، بسم الله گفتن به هنگام دخول و به هنگام شستن ... 69
بخش سیزدهم
استبراء از ادرار و شستن آن و حکم کسی که آب نیابد ... 57
بخش چهاردهم
مقدار آبی که برای وضو و غسل کفایت می کند و حکم کسی که در وضو زیاد روی می کند ... 79
بخش پانزدهم
مسواک زدن ... 82
بخش شانزدهم
مضمضه و استنشاق ... 84
ص: 6
بخش هفدهم
چگونگی وضو ... 85
بخش هیجدهم
اندازه شستن صورت و دو دست و چگونگی شستن ... 93
بخش نوزدهم
مسح سر و پاها ... 97
بخش بیستم
مسح بر روی کفش رو بسته ... 103
بخش بیست و یکم
جبیره و شکستگی و زخم های ناشی از جراحت ... 104
بخش بیست و دوم
حکم شک در وضو، کسی که آن را فراموش کند یا در تقدم و تأخرش شک نماید ... 106
بخش بیست و سوم
مبطلات وضو ... 111
بخش بیست و چهارم
مردی که پای خود را بر روی مدفوع یا نجاستی دیگر می گذارد ... 117
بخش بیست و پنجم
مذى و ودي ... 120
بخش بیست و ششم
اقسام غسل ... 122
بخش بیست و هفتم
غسلی که از چند غسل کفایت می نماید ... 124
بخش بیست و هشتم
وجوب بودن غسل روز جمعه ... 125
بخش بیست و نهم
چگونگی غسل وضوی پیش از آن و پس -
ص: 7
از آن حکم کسی که در جای ناپاک غسل می کند آن چه به هنگام غسل باید گفت و تکان دادن انگشتر به هنگام غسل ... 128
بخش سی ام
موجبات غسل مرد و زن ... 135
بخش سی و یکم
محتلم شدن مرد و زن ... 138
بخش سی و دوم
مرد و زنی که پس از غسل جنابت از ایشان خارج می شود ... 141
بخش سی و سوم
احکام خوردن، آشامیدن، قرائت قرآن داخل مسجد شدن رنگ بر مو گذاشتن روغن مالیدن و حجامت کردن جنب ... 143
بخش سی و چهارم
حکم عرق جنب که به بدن و لباسش می خورد ... 147
بخش سی و پنجم
و منی و مذیی که لباس و بدن را آلوده می کند ... 150
بخش سی و ششم
لباس یا بدنی که به ادرار آلوده شود ... 152
بخش سی و هفتم
ادرار و سرگین چهار پایان ... 155
بخش سی و هشتم
لباسی که به خون و چرک آلوده می شود ... 159
بخش سی و نهم
سگی که با لباس بدن و چیزهای دیگری که دست زدن به آن ها مکروه است برخورد می کند ... 163
بخش چهلم
چگونگی تیمم ... 165
ص: 8
بخش چهل و یکم
هنگام وجوب تیمم و حکم کسی که پس از تیمم آب می یابد ... 168
بخش چهل و دوم
مردی که در سفر آب کمی همراه دارد و از تشنگی هم می ترسد ... 173
بخش چهل و سوم
مردی که جنب شده و جز برف و یخ چیزی در دسترس ندارد ... 175
بخش چهل و چهارم
تیمم با گل ... 176
بخش چهل و پنجم
کسی که شکستگی آبله و یا جراحتی داشته و جنب شده است ... 177
بخش چهل و ششم
چند روایت نکته دار ... 179
کتاب احکام بانوان
( 260 - 191 )
بخش یکم
حداقل و حداکثر ایام حیض و حداقل ايام پاکی ... 168
بخش دوم
حکم زنی که پیش از ایام حیض یا پس از پاک شدنش خون می بیند .. 197
بخش سوم
زردی دیدن زن پیش و پس از حیض ... 199
بخش چهارم
نخستین باری که زن حائض می شود ... 201
بخش پنجم
استبرای حائض ... 203
بخش ششم
غسل حائض و مقدار آبی که برای این -
ص: 9
غسل کافی است ... 206
بخش هفتم
زنی که در حال جنابت خون می بیند ... 208.
بخش هشتم
احکام در برگیرندهٔ زن حائض و مستحاضه ... 209
بخش نهم
شناسایی خون حیض از خون استحاضه ... 225
بخش دهم
شناسایی خون حیض از خون بکارت و جراحت ... 228
بخش یازدهم
زن بارداری که خون می بیند ... 233
بخش دوازدهم
احکام زن زائو ... 237
بخش سیزدهم
زن زائویی که پس از پاکیزگی یا پیش از زایمان خون می بیند ... 241
بخش چهاردهم
احکامی که در اوقات نماز بر حائض واجب است ... 243
بخش پانزدهم
زنی که بعد از فرارسیدن وقت نماز و پیش از خواندن آن حائض می گردد یا پیش از دخول وقت پاک می شود و در غسل سهل انگاری می کند ... 245
بخش شانزدهم
حکم زنی که در حال نماز، احساس می کند که حائض شده است ... 248
ص: 10
بخش هفدهم
زن حائض روزه را قضا می کند و نماز را قضا نمی کند ... 249
بخش هیجدهم
قرآن خواندن زن حائض و زائو ... 251
بخش نوزدهم
در این که زن حائض می تواند از مسجد چیزی را بردارد، ولی نمی تواند چیزی در آن بگذارد ... 253
بخش بیستم
حکم زنی که یائسه شده ولی دوباره حیض می بیند و نشانه وحد یائسه گی ... 254
بخش بیست و یکم
زنی که به سبب بیماری، حائض نمی شود و برای بازگشت دوران حیض، دارو مصرف می کند ... 255
بخش بیست و دوم
جایز بودن خضاب برای حائض ... 258
بخش بیست و سوم
شستن لباس های حائض ... 258
بخش بیست و چهارم
حکم زن حائضی که سجاده یا آب به دست کسی بدهد ... 260
کتاب احکام مردگان (261- 594)
بخش یکم
علل و اسباب مرگ و این که مؤمن به نوعی از مرگ می میرد ... 263
بخش دوم
پاداش بیماری ... 267
بخش سوم
احادیثی دیگر ... 273
ص: 11
بخش چهارم
حد و اندازه شکایت ... 275
بخش پنجم
بیمار مردم را از بیماری خود با خبر کند ... 275
بخش ششم
حدّ عیادت از بیمار اندازه ای که باید نزد او نشست و عیادت را به فرجام برد .. 277
بخش هفتم
حد مرگ ناگهانی ... 280
بخش هشتم
پاداش عیادت از بیمار ... 281
بخش نهم
تلقین مرده ... 286
بخش دهم
وقتی که مرگ بر میت دشوار و جان کندن بر او سخت شود ... 294
بخش یازدهم
رو به قبله نمودن مرده ... 296
بخش دوازدهم
مؤمن در مرگش اجبار نمی شود ... 297
بخش سیزدهم
آن چه مؤمن و کافر به هنگام مرگ می بینند ... 299
بخش چهاردهم
بیرون آوردن روح مؤمن و کافر ... 317
بخش پانزدهم
تعجیل در دفن میت ... 321
بخش شانزدهم
حدیث نکته دار ... 322
ص: 12
بخش هفدهم
پرستاری حائض از بیماری که در حال مرگ است ... 323
بخش هیجدهم
غسل میت ... 324
بخش نوزدهم
حنوط و کفن میت ... 332
بخش بیستم
چگونگی تکفین زن ... 340
بخش بیست و یکم
کراهت بخور دادن کفن و گرم نمودن آب غسل ... 342
بخش بیست و دوم
پارچه هایی که برای کفن میت مستحب و مکروه است ... 343
بخش بیست و سوم
مقدار آب و کافوری که برای غسل میت لازم است ... 347
بخش بیست و چهارم
شاخه درخت خرمایی که کنار میت نهاده می شود ... 350
بخش بیست و پنجم
کسی که در حال جنابت یا حیض یا نفاس می میرد ... 355
بخش بیست و ششم
زنی که بمیرد و در شکمش کودکی باشد که حرکت می کند ... 357
بخش بیست و هفتم
کراهت کوتاه کردن ناخن یا موی میت ... 358
بخش بیست و هشتم
حکم چیزی که پس از غسل از میت -
ص: 13
بیرون آید ... 360
بخش بیست و نهم
غسل دادن مرد زن را و بالعکس ... 361
بخش سی ام
پسر بچه ای را که زنان میت وانند غسل دهند ... 368
بخش سی و یکم
غسل کسی که میت را غسل می دهد و کسی که بدن میت را تا هنگامی که گرم است و یا سرد است مس می کند ... 369
بخش سی و دوم
علت همانندی غسل میت و غسل جنابت ... 373
بخش سی و سوم
پاداش کسی که مؤمنی را غسل دهد .. 378
بخش سی و چهارم
پاداش کسی که مؤمنی را کفن می کند ... 379
بخش سی و پنجم
پاداش کسی که برای مؤمنی قبری حفر می کند ... 380
بخش سی و ششم
اندازه حفر قبر، لحد و شکافتن قبر و این که برای رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم لحد قرار داده شده ... 380
بخش سی و هفتم
بایستی مردم را از مرگ مؤمن باخبر ساخت ... 382
بخش سی و هشتم
کلماتی که به هنگام دیدن جنازه باید گفت ... 384
بخش سی و نهم
سنت در برداشتن جنازه ... 385
ص: 14
بخش چهلم
راه رفتن با جنازه ... 387
بخش چهل و یکم
کراهت تشییع جنازه به صورت سواره ... 390
بخش چهل و دوم
کسی که از تشییع جنازه باز می گردد ... 391
بخش چهل و سوم
پاداش کسی که جنازه ای را تشییع کند ... 394
بخش چهل و چهارم
پاداش کسی که جنازه را حمل کند ... 398
بخش چهل و پنجم
نماز بر جنازه های مردان، زنان، کودکان آزادها و بردگان ... 399
بخش چهل و ششم
چند روایت کمیاب ... 403
بخش چهل و هفتم
مکانی که امام به هنگام نماز میت می ایستد ... 404
بخش چهل و هشتم
چه کسی برای خواندن نماز میت شایسته است؟ ... 405
بخش چهل و نهم
کسی که بر جنازه ای بدون وضو نماز می گزارد ... 407
بخش پنجاهم
نماز زنان بر میت ... 410
بخش پنجاه و یکم
وقت نماز بر جنازه ها ... 412
ص: 15
بخش پنجاه و دوم
علت پنج تکبیر گفتن بر جنازه ... 413
بخش پنجاه و سوم
حکم نماز میت در مساجد ... 415
بخش پنجاه و چهارم
نماز بر مؤمن و تکبیر و دعا ... 416
بخش پنجاه و پنجم
در نماز میت دعایی معین و سلام نیست ... 422
بخش پنجاه و ششم
حکم کسی که در نماز میت بیش از پنج تکبیر گوید ... 423
بخش پنجاه و هفتم
نماز بر مستضعف (در عقیده) و آن که (از نظر مذهب ) ناشناس است ... 424
بخش پنجاه و هشتم
نماز میت بر دشمن اهل بيت علیهم السلام ...427
بخش پنجاه و نهم
حکم نمازی که بعد از نخستین تکبیر، جنازه دیگری را حاضر سازند ... 433
بخش شصتم
نهادن میت در قبر ... 434
بخش شصت و یکم
چند روایت نکته دار ... 435
بخش شصت و دوم
داخل شدن در قبر و بیرون شدن از آن ... 436
بخش شصت و سوم
کسی که می تواند وارد قبر شود و کسی که نمی تواند ... 439
ص: 16
بخش شصت و چهارم
نهادن میت در قبر و آن چه به هنگام ورود به قبر گفته می شود ... 442
بخش شصت و پنجم
گسترش لحد و طریق چیدن خشت، آجر و چوب ساج ... 451
بخش شصت و ششم
کسی که بر قبر میت خاک می ریزد و چگونگی خاک ریزی ... 452
بخش شصت و هفتم
چهار گوشه نمودن قبر، پاشیدن آب بر آن، دعایی که باید در آن هنگام خواند و مقدار بلندی قبر از زمین ... 455
بخش شصت و هشتم
گل اندود کردن قبر و گچ کاری آن ... 461
بخش شصت و نهم
خاکی که میت در آن دفن می شود ... 462
بخش هفتادم
سوگواری و آن چه که بر صاحب مصیبت واجب است ... 463
بخش هفتادو یکم
پاداش کسی که غم زده ای را تسکین دهد ... 467
بخش هفتادو دوم
زنی که می میرد و در رحم او کودک زنده ای باشد ... 468
بخش هفتادو سوم
غسل دادن اطفال و کودکان و نماز گزاردن بر آنان ... 469
بخش هفتاد و چهارم
حکم کسی که غرق شده و فردی که دچار صاعقه شده است ... 476
بخش هفتادو پنجم
کشته شدگان در جنگ ... 478
ص: 17
بخش هفتادو ششم
کسی که درندگان و پرندگان قرار گیرد، کشته ای که قسمتی از بدنش پیدا شود و کسی که سوخته باشد ... 481
بخش هفتادو هفتم
کسی که در کشتی بمیرد و آوردن او به ساحل ممکن نباشد، یا کسی که بمیرد درحالی که برهنه است ... 484
بخش هفتادو هشتم
نماز بر دار آویخته شده، سنگسار شده و قصاص شده ... 486
بخش هفتاد و نهم
وظیفهٔ همسایگان نسبت به مصیبت دیدگان و برپایی مراسم سوگواری ... 488
بخش هشتادم
مصیبت فرزند ... 490
بخش هشتادو یکم
شکیبایی ورزیدن در مصیبت ... 495
بخش هشتاد و دوم
شکیبایی، بی تابی و جزع و استرجاع ... 500
بخش هشتادو سوم
پاداش دلداری دادن به مصیبت دیده ... 506
بخش هشتادو چهارم
صبر و آرامش و فراموش کردن مصیبت ... 508
بخش هشتادو پنجم
زیارت قبور ... 509
بخش هشتادو ششم
میت خانواده خود را زیارت می نماید ... 514
بخش هشتادو هفتم
مال فرزند و عمل ،مؤمن پیش از مرگش -
ص: 18
برای او تمثل می یابند ...517
بخش هشتادو هشتم
پرسش در قبر، از چه کسی پرسیده می شود و از چه کسی کسی پرسیده نمی شود ... 526
بخش هشتادو نهم
سخن گفتن جای قبر ... 533
بخش نودم
ارواح مؤمنان ... 537
بخش نودو یکم
روایات دیگری درباره ارواح مؤمنان ... 549
بخش نودو دوم
ارواح كفر ورزان ... 553
بخش نودو سوم
بهشت دنیا ... 555
بخش نودو چهارم
سرنوشت کودکان پس از مرگ ... 558
بخش نودو پنجم
روایاتی نکته دار ... 563
ص: 19
ص: 20
بسم الله الرحمن الرحيم
سپاس و ستایش بیکران خداوندی را سزاست که پروردگار جهانیان، بخشنده و مهربان است و درود بی پایان بر آخرین پیام آور حضرت محمد صلى الله عليه واله وسلم که با رسالت خویش جهان را جلوه مهر و محبت بخشید؛ و بر امیر عالم هستی امیرالمؤمنین علیه السلام، که با ولایت او آیین الهی کامل گشت و یازده فرزند و جانشینان او که کشتی هدایت اند؛ به ویژه بر باقی مانده عترت برگزیده خدا صاحب ،زمان آشکار کننده ایمان، آموزنده و تعلیم گر احکام قرآن و پاک کننده زمین حضرت امام مهدی علیه السلام و لعنت و نفرین همیشگی خدا بر دشمنان خاندان پاک رسالت باد.
... هنوز جهان هستی لباس آفرینش نپوشیده بود که خداوند متعال نخستین آفریده آن را پیامبری از جانب خویش قرار داد تا نسلی را که در کره خاکی زمین می آفریند به کمال و سعادت رهنمون شود؛ چرا که پیشوای ششم حضرت صادق علیه السلام می فرماید:
الحجة قبل الخلق ومع الخلق وبعد الخلق؛ (1)
حجت خدا پیش از آفرینش مخلوق بوده و با خلق است و بعد از خلق خواهد بود.
آن گاه پیامبرانی را برای هدایت بشر برگزید و برنامه و آیینی را به آنان سپرد و جانشینانی را برای آنان انتخاب کرد که یکی پس از دیگری در هر دوره ای نگهبانان و حافظان آیین الهی باشند، تا دین الهی پا برجا و حجتی برای بندگان خدا باشند و تا حق از پایگاه خویش نلغزد و باطل بر حق مداران پیروز نگردد.
در این میان جامعه بشری در فترتی از رسولان و پیامبران قرار گرفت؛ به گونه ای -
ص: 21
که مردم از حقایق الهی دور ماندند و در گمراهی سرگشته و حیران شدند و در فتنه و آشوب قرار گرفتند. بیش تر مردم برنامه های الهی را به فراموشی سپردند و با تکیه بر هوا و هوس خویش، سنت های زشت و قانون های جاهلی را ایجاد کرده و دوران تاریک جاهلی را تشکیل دادند.
در آن دوران آتش جنگ ها ترس و وحشت همه جا را فرا گرفته بود، تخریب و ویرانی شهرها و آبادی ها و کشتار انسان ها امری رایج بود، تبعیض های نژادی و نظام طبقاتی زشتی بر جامعه حاکم بود تاریکی جهل، بت پرستی، خرافه پرستی، همه جا را پوشانده بود.
دورانی که ادیان الهی چون مسیحیت و یهودیت دست خوش تحریفها و پیرایه ها شده و ارزش خود را از دست داده بودند از سویی بی رحمی قساوت و خونریزی شاخصه قشر حاکم جامعه بود و از سوی دیگر انسانیت و شرف مروّت و جوانمردی انصاف و وجدان اخلاقی و دیگر فضیلت ها و ارزش های انسانی از محیط زندگی جامعه رخت بربسته بود.
اما خداوند مهربان بر خدا باوران منت نهاد و پیامبر مهرآفرینی را از میان آنان برانگیخت تا آنان را در راه کمال و سعادت رهبری نماید. قرآن کریم در این باره می فرماید:
(لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَ إِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ). (1)
به راستی خداوند بر مؤمنان منت نهاد آن گاه که در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت که آیه های او را بر آن ها بخواند و آن ها را پاک نماید و کتاب و حکمت بیاموزد؛ گرچه پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.
ص: 22
أمير سخن امیر مؤمنان علی علیه السلام چه زیبا آن دوران را به تصویر می کشد و در این باره می فرماید:
أرسله على حين فترة من الرسل وطول هجعة من الأمم و اعترام من الفتن وانتشار من الأمور و تلظ من الحروب و الدنيا كاسفة النور، ظاهرة الغرور... . (1)
خداوند پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را در روزگاری که در جهان رسولانی نبودند و زمانی دراز اُمّت ها به خواب فرو رفته بودند، فتنه ها سر برداشته و کارها پراکنده و نا بسامان بود، آتش جنگ شعله می کشید و جهان در حال کاستی از روشنایی بود و فریب و نیرنگ آشکار گردیده بود ... .
این پیامبر رحمت رسالت عظیم خویش را با آیه های الهی آغاز کرد و با آغاز رسالت این آخرین سفیر و پیامبر الهی جهان هستی جلوه دیگری یافت و با نور هدایت او روشن گشت و پایه های کفر و شرک لرزید و درخت امید خدا پرستی در دل بندگان بارور شد. امیر مؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرماید:
فبعث محمداً صلی الله علیه واله وسلم بالحق ليخرج عباده من عبادة الأوثان إلى عبادته و من طاعة الشيطان إلى طاعته، بقرآن قد بينه و أحكمه ليعلم العباد ربّهم اذ جهلوه، وليقروا به بعد إذ جحدوه، وليثبتوه بعد إذ أنكروه؛ فتجلّى سبحانه لهم في كتابه من غير أن يكونوا رأوه؛ بما أراهم من قدرته وخوفهم من سطوته ... . (2)
خداوند متعال حضرت محمد صلى الله عليه واله وسلم را به حق به پیامبری برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بت ها برهاند و به پرستش او وادارد و از فرمان برداری شیطان به فرمان بردن از او ببرد؛ با قرآنی که معانی آن را روشن ساخت و پیمانش را استوار داشت؛ تا بندگان که پروردگارشان را نمی شناختند بشناسند و پس از انکارش به او اقرار نمایند و پس از شناختنش به شناخت او پایداری ورزند پس خداوند سبحان در کتاب -
ص: 23
خویش بی آن که او را ببینند خود را به بندگانش آشکار ساخت و با نشان دادن قدرت خویش آنان را از چیرگی خود، بیم داد.
آری با آغاز رسالت و پیامبری آن حضرت، زمستان مرگ بار جهالت و ضلالت فرا رسید و بهار علم و آگاهی و هدایت از راه رسید دروازه علم و دانش نبوی حضرت علی علیه السلام می فرماید:
جعله الله سبحانه بلاغاً لرسالته وكرامة لامته و ربيعاً لأهل زمانه و رفعة لأعوانه وشرفاً لأنصاره؛ (1)
خداوند سبحان رسالت خویش را به او ابلاغ کرد تا امتش را ارجمند نماید و مردم زمانش را به بهار زندگی برساند و یاورانش را سربلند و یارانش را شریف و بزرگوار گرداند.
پیامبر رحمت هم چون آفتاب عالم تاب بر کرانه های تاریک جهان پدیدار شد و از بازار ذى المجاز حجاز سخن زیبایی بر لبانش نقش بست و شاه کلید هدایت و رستگاری را زد و فرمود:
يا أيها الناس قولوا: «لا إله إلا الله» تفلحوا. (2)
ای مردم! بگویید: معبودی جز خدا نیست تا رستگار شوید.
بدین وسیله آخرین پیام آور الهی پیامبر رحمت رسالت خویش را برای مردم بیان کرد و آن ها را به یکتا پرستی فراخواند و همواره پس از رهایی مردم از شرک و بت پرستی نهال خدا پرستی و یکتا پرستی را در دل آنان می کاشت و آن گاه که سخن از بعثت خویش به میان می آورد این اصل مهم اعتقادی را با همتا و هم سنگ آن؛ یعنی وصایت و ولایت امیر مؤمنان علی علیه السلام تکمیل می فرمود.
ص: 24
با نزول آیه انذار برای نخستین بار در یک مجمع عمومی، سخن از وصایت خود به میان آورد و در جمع حاضر پسر عموی خویش حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام را وصی برادر و جانشین خود خواند آن جا که فرمود:
فأيكم يؤازني على أمري هذا؛ على أن يكون أخي و وصيّي وخليفتي فيكم؟
کدام یک از شما حاضر است در این امر مرا یاری کند و وزیر من باشد؛ تا همو برادر وصی و جانشین من در میان شما گردد؟
همه حاضران از پاسخ خودداری کردند جز امیر مؤمنان علی علیه السلام که از همه آن ها جوان تر بود، آن حضرت برخاست و عرضه داشت:
أنا يا نبي الله أكون وزيرك عليه؛
ای پیامبر خدا! من وزیر شما در این هدایت گری هستم.
پیامبر خدا دست به شانه حضرت علی علیه السلام نهاد و فرمود:
إنّ هذا وصيّي وخليفتي فيكم، فاسمعوا له وأطيعوا؛
همانا این برادر وصی و جانشین من در میان شماست. پس سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید. (1)
پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم با بیان این مراحل مهم؛ یعنی توحید، نبوت و امامت رسالت خویش را ادامه داد و خداوند متعال و عده پیروزی بر همه ادیان را به آن حضرت داد آن جا که فرمود:
(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ ِدينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ). (2)
ص: 25
او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه دین ها پیروز گرداند؛ هر چند شرک ورزان ناخشنود باشند.
پیام آور رحمت صلی الله علیه واله وسلم پس از بیش از دو دهه تلاش و کوشش بی وقفه شریعت خویش را به همگان رساند و در آخرین تبلیغ خویش به فرمان خداوند متعال در میان انبوه امت خویش در کنار غدیر خم در یک سخنرانی شگفت آوری ولایت حضرت على علیه السلام را با ویژگی های دیگری بیان کرد و فرمود:
من كنت مولاه فهذا علي مولاه ... . (1)
هر که من مولا و سرپرست او هستم پس این علی مولا و سرپرست اوست ... .
در این هنگام خداوند متعال این آیه را نازل فرمود:
(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً)؛ (2)
امروز دین شما را به حد کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و آیین اسلام را برای شما برگزیدم.
خداوند متعال با نزول این آیه دین اسلام را به عنوان کامل ترین آیین پذیرفت و در اختیار جوامع بشری قرار داد.
و آن گاه که آخرین لحظات زندگی این پیامبر رحمت صلی الله علیه واله وسلم فرا رسید، باز هم دو چیز گران بها را برای هدایت مردم به یادگار گذاشت و فرمود:
إني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي أهل بيتي ... . (3)
ص: 26
به راستی من در میان شما دو چیز گران بها می گذارم کتاب خدا و عترت و خاندان من ... .
اسفا که با همه این تأکیدها، فرمان پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم درباره هدایت گران پس از خود امتثال نشد و سقیفه سازان به هنگام انتقال رسالت به امامت خدشه ای در حرکت این کشتی هدایت و نجات ایجاد کردند و بنا به فرموده قرآن با سیر قهقرایی به دوران جاهلی خویش بازگشتند و دروازه شهر علم نبوی را بستند و دیگر بار جهان هستی را با ایجاد ابرهای سیاه در برابر آفتاب امامت به تاریکی کشاندند و هدایت گران پس از پیامبر رحمت را خانه نشین کردند و جوامع بشری را به صورت آشکار از بهره وری از این انوار هدایت محروم ساختند و در نهایت پس از پایان امامت هدایتگرانه یازدهمین پیشوای معصوم، جهان هستی را با آغاز غیبت دوازدهمین آفتاب هدایت حضرت مهدی علیه السلام در مسیر هدایت، در تاریکی فرو بردند اما غافل از این که خداوند متعال نور خود را به پایان خواهد رساند؛ گرچه شرک ورزان نپسندند.
در این میان دانش آموختگان مکتب اهل بیت علیهم السلام در طول تاریخ امامت با زحمات طاقت فرسا و کسب فیض از این ستارگان هدایت، گنجینه های از نور علم و دانش ذخیره کردند تا در اختیار آیندگان قرار دهند حدیث نگارانی که با تلاش و کوشش به جمع آوری احادیث و سخنان گهربار معصومین علیهم السلام پرداختند تا چراغ روشنگری در اختیار جوامع بشری قرار دهند. آنان در مکتبی بزرگ شده بودند که پیامبر رحمت صلى الله عليه واله وسلم فرموده بود: -
ص: 27
نصر الله عبداً سمع مقالتي فوعاها و حفظها وبلّغها من لم يسمعها؛ (1)
خداوند بنده ای را شادمان سازد که سخن مرا بشنود و آن را بفهمد و حفظ کند و به کسی که آن را نشنیده است برساند.
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم از همان نخست حدیث نگاری را به مسلمانان می آموخت. آن جا که راوی گوید: به پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم عرض کردم:
یا رسول الله! اقيد العلم؟
ای پیامبر خدا! آیا علم و دانش را به بند بکشم؟
فرمود: آری.
عرض کردم: به بند کشیدن آن چگونه است؟
فرمود: کتابته؛ نوشتن آن است. (2)
پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم و اهل بیت هدی علیهم السلام بر حدیث نگاری تأکید تمام داشتند تا جایی که ارزش مراتب شیعیان خود را به این امر منوط می دانستند در حدیثی آمده است که امام صادق علیه السلام می فرماید:
اعرفوا منازل شيعتنا على قدر رواياتهم عنا و فهمهم منا؛ (3)
جایگاه و منزلت شیعیان ما را از اندازه روایتی که از ما نقل می کنند و فهمی که از ما دارند بشناسید.
ارزش و اهمیت حدیث نگاری و انس با کتاب های حدیثی در دوران غیبت امام زمان علیه السلام آن گاه روشن می شود که در مکتب امام صادق علیه السلام حضور یابیم و به سخن درر بار آن حضرت به مفضّل بن عمر گوش فرا دهیم مفضّل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:
اكتب و بُثّ علمك في إخوانك، فإن مِتَّ فأورث كتبك بنيك، فإنّه يأتي على الناس -
ص: 28
زمان هرج لا يأنسون فيه إلا بكتبهم؛ (1)
بنویس و دانش خود را در میان برادران ایمانی خود پخش کن و اگر دیده از جهان فروبستی کتاب هایت را به پسرانت به ارث بگذار؛ چرا که برای مردم، دوران فتنه و آشوب فرا خواهد رسید که در آن زمان جز با کتاب انس نخواهند گرفت.
با آغاز دوران غیبت امام زمان علیه السلام و محرومیت مردم عموماً و به ویژه شیعه از هدایت آشکار آن آخرین آفتاب امامت نیاز به احادیث و معارف اهل بیت علیهم السلام بیش تر احساس می شود. در این دوران حدیث نگاران به تلاش و تکاپو می افتند. حدیث نگار نمونه شیخ محمدبن یعقوب کلینی رحمه الله در یک حرکت علمی و اعتقادی به جمع آوری سخنان گهربار معصومین علیهم السلام می پردازد و طی 20 سال تلاش و کوشش نخستین مجموعه معارف شیعه را گرد می آورد.
این شخصیت ارجمند و ستاره درخشان آسمان علم و فضیلت در دوران غیبت صغری در روستای کلین از توابع ری باستان دیده به جهان گشود. مقبره پدر بزرگوارش يعقوب بن اسحاق هم اکنون در بقایای آن روستا در جنوب شهر ری برجاست. او در همان روستا می زیست آن گاه به شهر ری رفت و به عنوان شیخ و پیشوای شیعیان شناخته می شد سپس به شهر بغداد - که شهر نواب خاص حضرت امام مهدی علیه السلام بود - مهاجرت کرد.
تمامی راوی شناسان، حدیث نگاران و فقیهان شیخ کلینی رحمه الله را ستوده و در باره شرف و فضل و تقدم و استواری وی در گرداوری احادیث گهر بار پیامبر خدا و ائمه هدی علیهم السلام سخن گفته اند.
شیخ کلینی رحمه الله مشایخ بسیاری داشته که برخی از پژوهشگران به اسامی 36 تن از -
ص: 29
آنان از جمله علی بن ابراهیم قمی، محمد بن یحیی عطّار قمی، ابو علی اشعری، حسین بن محمدبن عمران محمد بن اسماعیل حمید بن زیاد علان کلینی اشاره کرده اند.
البته بیان شخصیت شیخ کلینی رحمه الله فراتر از آن است که در این نوشتار بگنجد؛ اما به عنوان تبرک دیدگاه برخی از علما و دانشمندان که مقام والا و ممتاز او را ستوده اند می آوریم.
نجاشی در رجال خود می نویسد:
شيخ أصحابنا في وقته بالري، ووجههم وكان أوثق الناس في الحديث وأثبتهم صنّف الكتاب الكبير المعروف الكافي في عشرين سنة؛ (1)
محمدبن یعقوب کلینی رحمه الله بزرگ اصحاب ما در شهر ری در زمان خود و سرآمد ایشان است. او موثق ترین مردم در نقل حدیث است. کتاب معروف و بزرگ خویش را در مدت 20 سال تألیف نمود.
شیخ طوسی رحمه الله در کتاب فهرست می نویسد:
ثقة، عارف بالأخبار. (2)
کلینی رحمه الله موثق و جلیل القدر و آگاه به اخبار و احادیث است. سیدبن طاووس در باره او می نویسد:
الشيخ المتفق على ثقته وأمانته. (3)
کلینی رحمه الله کسی است که بر وثاقت و امانت وی همه اتفاق نظر دارند. علامه حلی رحمه الله در این باره می نویسد: -
ص: 30
کلینی موثق ترین مردم در حدیث و معتمدترین آن هاست. (1)
علامه مجلسی رحمه الله درباره شیخ کلینی رحمه الله می نویسد:
الشيخ الصدوق، ثقة الاسلام مقبول طوائف الأنام ممدوح الخاص والعام ... . (2)
شیخ راستگو، ثقة الاسلام مقبول طوايف مردم؛ بزرگواری که خاص و عام او را ستوده اند؛ یعنی محمد بن یعقوب کلینی که خداوند او را با ائمه کرام محشور فرماید چراکه کتاب کافی مضبوط ترین اصول و جامع ترین آن ها و بهترین کتاب های فرقه ناجیه و بزرگ ترین آن هاست.
سید بحر العلوم رحمه الله در کتاب رجال خود می نویسد:
ثقة الاسلام، شيخ مشایخ اعلام مروّج مذهب در زمان غیبت امام علیه السلام؛ موافق و مخالف او را یاد کرده و بر فضل و بزرگی و منزلت وی اتفاق نظر دارند. (3)
شیخ نوری طبرسی رحمه الله در این باره می نویسد:
فخر شیعه و تاج شریعت، ثقة الإسلام وكهف علمای اعلام ابو جعفر محمدبن یعقوب کلینی که با کتابش کافی، کافل ایتام آل محمد علیهم السلام گردید. (4)
آری، حدیث نگار نمونه و افتخار جهان فضل و دانش پس از به یادگار گذاشتن دریایی از علوم و معارف پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم و مکتب اهل بیت علیهم السلام در سال 329 هجری در بغداد دیده از جهان فروبست.
دانشمند جليل القدر شيخ يوسف بحرانی رحمه الله در کتاب لؤلؤة البحرین می نویسد: یکی از اساتید ما - شاید سید نعمت الله جزایری - می نویسد:
وقتی یکی از حکام بغداد اشتیاق شیعیان را به زیارت قبر ائمه علیهم السلام را دید، دستور داد بارگاه امام کاظم علیه السلام را نبش کنند و گفت: اگر همان گونه که شیعه می پندارند او در -
ص: 31
قبر باشد هیچ، وگرنه مردم را از زیارت قبر ائمه منع خواهم کرد.
وزیرش به او گفت: شیعیان در حق دانشمندان خویش نیز این گونه باور دارند در این شهر قبر یکی از دانشمندان مشهور و بزرگ آن ها به نام محمدبن یعقوب کلینی است. بهتر است قبر او را نبش کنیم.
آن ها دستور دادند تا قبر کلینی رحمه الله را نبش کردند. حاکم دید کلینی رحمه الله گویا ساعتی پیش در آن جا دفن شده است دستور داد قبه و بارگاه بزرگی بر این قبر بسازند و آن را مقبره بزرگ شمارند و از آن به بعد مزار مشهوری گردید. (1)
ارزش هر اثری از مؤثر آن روشن می شود همان گونه که دانشمندان و اندیشمندان زبان به ستایش شیخ کلینی رحمه الله گشوده اند در ستایش کتاب ارزشمند الکافی نیز همین راه را پیموده اند.
آوازه و شهرت این کتاب در نزد دانشمندان شیعه از زمان تألیف تاکنون باقی مانده و این کتاب موجب شگفتی دانشمندان گشته است چرا که شیخ کلینی رحمه الله همه امور مهم و آن چه یک مسلمان در امور دینی و دنیایی خود نیاز دارد از سخنان گهر بار پیامبر خدا و خاندان رسالت علیهم السلام گرد آورده است. (2)
نگارنده و پدید آورنده این اثر نفیس آن را «الکافی» نامید که در برگیرنده تمام بخش های علم دین باشد و دانشجو را از کتاب های دیگر بی نیاز می سازد وی در انگیزه تألیف این کتاب در مقدمه این اثر ارزشمند می نویسد:
فقد فهمت يا أخي! ما شكوت من اصطلاح أهل دهرنا على الجهالة و توازرهم و سعيهم في عمارة طرقها و مباينتهم العلم وأهله ... وذكرت أن أموراً قد اشكلت -
ص: 32
عليك لا تعرف حقائقها، لاختلاف الرواية فيها وانك تعلم أن اختلاف الرواية فيها لاختلاف عللها وأسبابها وأنّك لا تجد بحضرتك من تذكره وتفاوضه ممن تثق بعلمه فيها، وقلت: إنك تحب أن يكون عندك كتاب كافٍ يجمع فيه من جميع فنون علم الدين ما يكتفي به المتعلّم ويرجع إليه المستر شد.
وقد يسر الله وله الحمد تأليف ما سألت وأرجو أن يكون بحيث توخيت. فمهما كان فيه من تقصير فلم تقصر نيتنا في إهداء النصيحة، إذ كانت واجبة لإخواننا وأهل ملتنا. (1)
ای برادر! از شکایت تو به مردم زمان ما آگاه شدم؛ مردمی که بر نادانی با هم سازش کرده و در راه جهالت هم دست و کوشا هستند؛ به گونه ای که از علم و دانش و دانشمندان دور می گردند ... .
از طرفی یادآور شدی که مطالبی برای تو مشکل شده که به جهت اختلاف روایت هایی که آمده، حقیقت های آن ها را نمی فهمی و می دانی که اختلاف روایت ها به اختلاف علت ها و سبب های آن ها بستگی دارد.
از سویی به دانشمند مورد اعتمادی که در این زمینه آگاهی داشته باشد دسترسی نداری تا با او گفت و گو کنی و از سوی دیگر گفتی که دوست داری کتاب جامعی داشته باشی که همۀ بخشهای علم و دانش دین در آن گردآوری شود که دانشجو را بی نیاز سازد و مرجع هدایت جویان شود ... .
اینک خدا را سپاس گزارم که نگارش این کتابی را که خواسته بودی فراهم کرد امیدوارم به گونه ای باشد که خواسته بودی. پس هر گاه در آن کاستی باشد در نیت و هدف ما که خیرخواهی است کاستی و کوتاهی نبوده است؛ چرا که خیر خواهی برادران و هم مذهبان ما بر ما واجب و لازم است ... .
ص: 33
بدیهی است انسان در دوره آخرالزمان که دوره تاریک و فتنه کور است، برای حرکت در راه کمال و سعادت به معارف و علوم دینی بیش تر نیاز دارد؛ چرا که پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم در سخن زیبایی، در ضمن وصیتی به امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود:
يا علي أعجب الناس إيماناً وأعظمهم يقيناً قوم يكونون في آخر الزمان لم يلحقوا النبي وحجب عنهم الحجة فآمنوا بسواد على بياض؛ (1)
ای علی! شگفت آورترین مردم از نظر ایمان و بزرگ ترین آنان از نظر یقین گروهی هستند که در آخر الزمان خواهند بود؛ آنان پیامبر را درک نکرده اند حجت خدا نیز از آنان پنهان شده است؛ اما از روی سیاهی که روی سفیدی نوشته شده ایمان آورده اند.
در این میان پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام در جست و جوی آخرین سفیر الهی حضرت امام مهدی علیه السلام هستند. از این رو در آغاز به آثار جاودان امامان معصوم علیهم السلام و دستوراتی که برای غم زدگان این دوران به جای مانده می نگرند که در این زمینه کتاب های با ارزشی از عاشقان مکتب اهل بیت علیهم السلام به رشته تحریر درآمده است.
در این کتاب های ارزشمند به معارف و اندیشه های والایی برای کمال و سعادت انسان پرداخته شده که به راستی برای راهیابی به سرچشمه زلال معارف، کافی است.
آن چه حائز اهمیت است شناخت زمان و حرکت در راه مستقیم اهل بیت علیهم السلام است. در این میان پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام همواره در تلاش و تکاپو هستند که آثار والای به جا مانده را در اختیار تشنگان آب زلال معارف اهل بیت علیهم السلام قرار دهند.
در این راستا نیت با صفای یکی از اهل دانش و فضل جناب آقای حاج محمد ابراهيم صحت دام عزّه، گروهی از فضلای جوان و پرتلاش و دل سوز مکتب اهل -
ص: 34
بیت را در جوار کریمه اهل بیت علیهم السلام حضرت معصومه علیها السلام در مجموعه ای ارزشمند گرد هم آورد تا به ترجمه و برگردان نخستین اثر مدوّن و ارزشمند شیعی، فروع الکافی بپردازند.
اینان با هر تلاش و کوششی که داشتند کمر همت بسته و آن چه در توان داشتند در این راه علمی فرهنگی و معنوی به کار بستند تا در حد توان این دایرة المعارف فقهی اخلاقی شیعه به گونه ای زیبا در اختیار پیروان مکتب اهل بیت و انسان های آزاد اندیش و منصفی که در جست و جوی حق و حقیقت و برترین اندیشه های جهان هستی هستند، قرار گیرد.
این پروژه ارزشمند که ثمره چندین سال تلاش علمی و اعتقادی است به ثمر نشست که اینک از تمام دانشمندان فضلا و عزیزانی که در مراحل گوناگون این دایرة المعارف ارزشمند ما را یاری نمودند، کمال سپاسگزاری و قدردانی را داریم.
اين دايرة المعارف دریایی از معارف و علوم مکتب اهل بیت علیهم السلام است که در برابر واژه واژهٔ آن اندیشمندان و پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام بایستی بیندیشند و در ژرفای آن سخنان نورانی بنگرند و آن گاه که در مطلبی و حدیث گهرباری، ره به جایی نبردند با توسل به اهل بیت علیهم السلام از حدیث شناسان متخصص و متعهد در مکتب اهل بیت علیهم السلام جویا باشند.
خرسندیم که همانند آثار دیگر ترجمه و برگردان این اثر ارزشمند به متن عربی - که اصل سخنان گهربار معصومین علیهم السلام است - مزین شده که موارد نارسایی ها را جبران خواهد کرد و دانش پژوهان و تشنگان معارف والای معصومین علیهم السلام از لغزش ها و کاستی ها چشم پوشی خواهند کرد.
ان شاء الله با روی کرد و أنس به معارف والای پیامبر رحمت حضرت محمد صلى الله عليه واله وسلم و خاندان عصمت و طهارت بتوانیم با توفیق الهی در دوران تاریک غیبت، آن ها را چراغ راه خود و دیگر علاقمندان قرار دهیم و برای فرارسیدن دوران با شکوه مصلح -
ص: 35
جهانی و وارث علوم پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم و ائمه هدى علیهم السلام یعنی حضرت امام مهدی علیه السلام در تلاش و تکاپو باشیم.
20 جمادی الثانی 1431
سال روز ولادت محور آفرینش حضرت فاطمه زهرا علیها السلام.
جوار پاک حضرت فاطمه معصوم مه علیها السلام
مؤسسه پژوهشي روضة العباس علیه السلام.
محمد حسین رحیمیان
ص: 36
کتابُ الطَهارَت
کتاب طهارت و پاکیزگی
ص: 37
ص: 38
(1)
بَابُ طَهُورِ الْمَاءِ
1- قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكَلَيْنِيُّ رحمه الله: حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ الْمَاءُ يُطَهِّرُ وَ لَا يُطَهَّرُ.
2- مُحَمَّدُبْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ اللُّؤْلُوِيِّ بِإِسْنَادِهِ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
الْمَاء كُلُّهُ طَاهِرٌ حَتَّى يُعْلَمَ أَنَّهُ قَذِرٌ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِي دَاوُدَ الْمُنْشِدِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْمَاء كُلُّهُ طَاهِرٌ حَتَّى يُعْلَمَ أَنَّهُ قَذِرٌ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ مَاءِ الْبَحْرِ أَ طَهُورٌ هُوَ؟
قالَ: نَعَمْ.
ابو جعفر محمّد بن يعقوب کلینی رحمه الله گوید: ...
1 - ... سکونی گوید: امام صادق علیه السلام: فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود: آب پاک می کند، ولی خود پاک نمی شود.
2- حسن بن حسین لؤلؤیی با سلسله سند خود گوید امام صادق علیه السلام فرمود: همۀ آب ها پاکند، مگر ناپاکی آن دانسته شود.
3- حماد بن عثمان نظیر روایت دوم را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.
4- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد آب دریا پرسیدم که آیا پاک کننده است؟
فرمود: آری.
ص: 39
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَكْرِ الْحَضْرَمِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ مَاءِ الْبَحْراً طَهُورٌ هُوَ؟
قالَ: نَعَمْ.
(2)
بَابُ الْمَاءِ الَّذِي لَا يُنَجِّسُهُ شَيْءٌ
1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ :
إِذَا كَانَ الْمَاءُ قَدْرَ كُرٌ لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَّا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَ أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَاءِ الَّذِي تَبُولُ فِيهِ الدَّوَابُّ وَ تَلَعُ فِيهِ الْكِلَابُ وَيَغْتَسِلُ فِيهِ الْجُنُبُ.
قَالَ: إِذَا كَانَ الْمَاء قَدْرَ كُر لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ.
5- نظیر روایت چهارم را ابوبکر حضرمی از امام صادق علیه السلام نقل می کند.
1- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: هرگاه آب به اندازۀ کر باشد، چیزی آن را نجس نمی کند.
2- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد آبی که چهار پایان در آن ادرار کنند، سگ ها از آن آب بخورند و فرد جنب در آن غسل کند پرسیدم؟
فرمود: هرگاه آب به اندازه کر باشد، چیزی آن را نجس نمی کند.
ص: 40
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْن عِيسَى عَنْ حَريرٌ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
إذَا كَانَ الْمَاء أَكْثَرَ مِنْ رَاوِيَةٍ لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ تَفَسَّخَ فِيهِ أَوْ لَمْ يَتَفَسُّخُ فِيهِ إِلَّا أَنْ يجيء لَهُ رِيحٌ يَغْلِبُ عَلَى ريح الْمَاءِ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ الثوري عن أَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا كَانَ الْمَاء فِي الرَّكِي كُراً لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ.
قُلْتُ: وَكَم الْكُرُ؟
قَالَ: ثَلَاثَةٌ أَشْبَارٍ وَ نِصْفُ عُمْقُهَا فِي ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ وَ نِصْفٍ عَرْضِهَا.
5- مُحَمَّدُبْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْكُرْ مِنَ الْمَاءِ كَمْ يَكُونُ قَدْرُهُ؟ قَالَ: إِذَا كَانَ الْمَاءُ ثَلَاثَةَ أَشْبَارٍ وَ نِصْفِ [نِصْفاً] فِي مِثْلِهِ ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ وَ نِصْفِ فِي عُمْقِهِ فِي الْأَرْضِ فَذَلِكَ الْكُرُّ مِنَ الْمَاءِ.
3- زراره گوید: حضرتش فرمود: هرگاه آب بیش تر از یک مشک باشد، چیزی آن را نجس نمی کند، خواه لاشه ای در آن متلاشی شود یا نشود مگر آن که از آب بویی آید که بر بوی آب چیره شود.
4- صالح ثوری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه آب چاه ها به اندازه کر باشند چیزی آن را نجس نمی کند.
گفتم: کر چه مقدار است؟
فرمود: سه وجب و نیم عمق در سه وجب نیم عرض.
5- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آب کر چه مقدار است؟
فرمود: هرگاه محیط آبی که مساحت آن سه وجب و نیم، و عمقش نیز سه وجب و نیم باشد، آن آب کر است.
ص: 41
6- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْكُرُ مِنَ الْمَاءِ أَلْفُ وَ مِائَتَا رِضْلٍ.
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيَّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَاءِ الَّذِي لَا يُنَجِّسُهُ شَيْءٌ.
قَالَ: كُر قُلْتُ: وَ مَا الْكُرُ؟
قالَ: ثَلَاثَةٌ أَشْبَارٍ فِي ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ.
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن الْمُغِيرَةِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْكُرُ مِنَ الْمَاءِ نَحْوَ حُبِّي هَذَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى حُبِّ مِنْ تِلْكَ الْحِبَابِ الَّتِي تَكُونُ بِالْمَدِينَةِ.
6- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: آب کر، هزار و دویست رطل است.
7- اسماعیل بن جابر گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آبی که چیزی آن را نجس نمی کند پرسیدم؟
فرمود: آبی است که به اندازه کر باشد.
گفتم: کر چه مقدار است؟
فرمود: مساحتی به اندازۀ سه وجب در سه وجب.
8- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام با دست مبارکش به خمی از خم های مدینه اشاره کرد و فرمود:
آب کر به اندازه این یک خم است.
ص: 42
(3)
بَابُ الْمَاءِ الَّذِي تَكُونُ فِيهِ قِلَّةٌ وَ الْمَاءِ الَّذِي فِيهِ الْجِيَفُ وَ الرَّجُلُ يَأْتِي الْمَاءَ وَ يَدُهُ قَذِرَةُ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِى قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
إِذَا أَتَيْتَ مَاءً وَفِيهِ قِلَّةٌ فَانْضَحْ عَنْ يَمِينِكَ وَ عَنْ يَسَارِكَ وَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَوَضَّأ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْمُيَسِّرِ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ الْجُنَّبِ يَنْتَهِي إِلَى الْمَاءِ الْقَلِيل فِي الطَّرِيقِ وَيُريدُ أَنْ يَغْتَسِلَ مِنْهُ وَ لَيْسَ مَعَهُ إِنَاءً يَغْرِفُ بِهِ وَ يَدَاهُ قَذِرَتَانِ.
قالَ: يَضَعُ يَدَهُ وَ يَتَوَضَّأُ ثُمَّ يَغْتَسِلُ هَذَا مِمَّا قَالَ: اللَّهُ: (مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَج).
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:
1- عبدالله کاهلی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
چون به آب قلیلی رسیدی، مقداری از سمت راست سمت چپ و پیش رویت را کنار بزن و با آن وضو بگیر.
2- محمدبن میسر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: انسان جنبی که در راه به آب قلیل می رسد می خواهد از آن غسل کند؛ ولی دست هایش نجس است و ظرفی نیز همراه ندارد تا از آن بردارد، چه کند؟
فرمود: دست های خود را بشوید سپس غسل کند این از همان مواردی است که خدای بزرگ فرموده است: «خدا در دین برای شما تنگی قرار نداده است».
3 - یکی از راویان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
ص: 43
كُلَّمَا غَلَبَ الْمَاء رِيحَ الْجِيفَةِ فَتَوَضَّأُ مِنَ الْمَاءِ وَاشْرَبُ وَإِذَا تَغَيَّرَ الْمَاءُ وَ تَغَيْرَ الطَّعْمُ فَلَا تَتَوَضُ وَلَا تَشْرَبْ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانٍ قَالَ:
سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ غَدِيرٍ أَتَوْهُ وَ فِيهِ جِيفَةٌ.
فَقالَ: إِذَا كَانَ الْمَاءُ قَاهِراً وَ لَا يُوجَدُ فِيهِ الرِّيحُ فَتَوَضَّأْ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَاءِ السَّاكِنِ وَ الِاسْتِنْجَاءِ مِنْهُ وَ الْجِيفَةُ فِيهِ.
فَقالَ: تَوَضَّأْ مِنَ الْجَانِبِ الآخَرِ وَ لَا تَوَضَّأُ مِنْ جَانِبِ الْجِيفَةِ.
هر آبی که بر بوی مردار چیره باشد، از آن آب وضو بگیر و بیاشام و آن گاه که آب دگرگون شد و مزه آن تغییر کرد نبایستی از آن وضو بگیری و بیاشامی.
4- عبدالله بن سنان گوید: من در خدمت امام صادق علیه السلام بودم. مردی، از حضرتش در مورد گودالی که در آن مرداری افتاده پرسید؟
فرمود: هرگاه آب بر بوی آن چیره باشد و در آن بویی نباشد از آن وضو بگیر.
5- علی بن ابی حمزه گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد آب راکدی که در آن مرداری افتاده پرسیدم آیا برای استنجاء می توان از آن استفاده کرد؟
فرمود: از سوی دیگرش - نه از سویی که مردار در آن است - شست و شو کن.
ص: 44
6 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي الْمَاءِ الأَجِنِ:
تتوضاً مِنْهُ إِلَّا أَن تَجدَ مَاءً غَيْرَهُ فَتَنزة مِنْهُ.
7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الْحَيَاضِ الَّتِي بَيْنَ مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ تَرِدُهَا السَّبَاعُ وَ تَلَعُ فِيهَا الْكِلابُ وَيَغْتَسِلُ فِيهَا الْجُنُّبُ أَيتَوَضأُ مِنْهَا؟
قالَ: وَكَمْ قَدْرُ الْمَاءِ؟
قلت: إِلَى نِصْفِ السَّاقِ وَ إِلَى الرُّكْبَةِ وَ أَقَلَّ.
قالَ: تَوَضَّأْ.
6- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام دربارهٔ آب آلوده و گندیده فرمود:
از آن آب وضو بگیر، مگر هنگامی که آب دیگری بیابی در این صورت از آن آب آلوده استفاده مکن.
7- صفوان جمال گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد حوض هایی که بین مکه و مدینه هستند و درندگان داخل آن می شوند سگان از آن می خورند و افراد جنب در آن غسل می کنند پرسیدم که آیا می توان از آن وضو گرفت؟
فرمود: اندازه آب چه مقدار است؟
گفتم: گودی حوض ها تا نصف ران، تا زانوی پا و کم تر از آن است.
فرمود: وضو بگیر.
ص: 45
(4)
بَابُ الْبِئْرِ وَ مَا يَقَعُ فِيهَا.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى رَجُل أَسْأَلُهُ أَنْ يَسْأَلَ أَبَا الْحَسَنِ الرّضَا علیه السلام عَنِ الْبِثْرِ تَكُونُ فِي الْمَنْزِلِ لِلْوُضُوءِ فَتَقْطُرُ فِيهَا قَطَرَاتٌ مِنْ بَوْلٍ أَوْ دَم أَوْ يَسْقُطُ فِيهَا شَيْءٌ مِنْ عَذِرَةٍ كَالْبَعْرَةِ وَ نَحْوِهَا مَا الَّذِي يُطَهِّرُهَا حَتَّى يَحِلَّ الوُضُوءُ مِنْهَا لِلصَّلَاةِ.
فوقع علیه السلام بخطهِ فِي كِتَابِي تَنْزَحُ مِنْهَا دِلَاء.
2- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ:
ماء الْبِئرِ وَاسِعٌ لَا يُفْسِدُهُ شَيْءٌ إِلَّا أَن يَتَغَيَّرَ بِهِ.
1- محمدبن اسماعيل بن بزيع گوید: به شخصی نوشتم و از او درخواست نمودم که از امام رضا علیه السلام در مورد چاهی که در خانه داریم و قطراتی از ادرار یا خون یا پشکل و مانند آن در آن می افتد بپرسد و این که چه چیزی آن را پاک می کند تا بتوان برای نماز از آن وضو گرفت؟
حضرتش با خط خود در نامه ام نوشت چند سطل از آن آب می کشی (آن گاه می توانی از آن استفاده کنی).
2- با همین سند حضرتش فرمود:
آب چاه بسیار است و چیزی آن را فاسد نمی کند مگر آن که آب به وسیله نجاست تغییر یابد.
ص: 46
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي أَسَامَةَ عَنْ أَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي الْقَارَةِ وَ السنور والدَّجَاجَةِ وَالطَّير والكلب.
قالَ: مَا لَمْ يَتَفَسَّخْ أَوْ يَتَغَيَّرُ طَعْمُ الْمَاءِ فَيَكْفِيكَ خَمْسُ دِلَاءٍ، فَإِنْ تَغَيَّرَ الْمَاءُ فَخُذْ مِنْهُ حَتَّى يَذْهَب الريح.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لَا يُفْسِدُ الْمَاءَ إِلَّا مَا كَانَ لَهُ نَفْسٌ سَائِلَةٌ.
5- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام فِي السَّامٌ أَبْرَصَ يَقَعُ فِي الْبِثْرِ.
قالَ: لَيْسَ بِشَيْءٍ حَرْكِ الْمَاءَ بِالدَّلو.
3- ابن اسامه گوید: امام صادق علیه السلام دربارۀ موش، گربه، مرغ خانگی، پرنده و سگی که در چاه آب می افتند، فرمود:
مادامی که جسد آن ها متلاشی نشود یا طعم آب تغییر نکند، کافی است پنج سطل آب بکشی پس اگر آب تغییر کند باید آن قدر از آن برداری، تا بوی آن از بین برود.
4- محمد بن یحیی در حدیث مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
آب را فقط حیوان مرده ای که دارای خون جهنده است فاسد می کند.
5- جابر گوید: امام باقر علیه السلام در مورد گونه ای از مارمولک که در چاه می افتد، فرمود:
اشکالی ندارد آب را با سطل به حرکت درآور (و استفاده کن).
ص: 47
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَمَّا يَقَعُ فِي الْآبَارِ.
فَقَالَ: أَمَّا الْفَأْرَةُ وَ أَشْبَاهُهَا فَيُنْزَحُ مِنْهَا سَبْعُ دِلَاء إِلَّا أَنْ يَتَغَيَّرَ الْمَاءُ فَيُنْزَحَ حَتَّى يطيب، فَإِنْ سَقَطَ فِيهَا كَلْبٌ فَقَدَرْتَ أَن تَنْزَحَ مَاءَهَا فَافْعَلْ وَكُلِّ شَيْءٍ وَقَعَ فِي الْبِشْرِ لَيْسَ لَهُ دَمٌ مِثْلُ الْعَقْرَبِ وَ الْخَنَافِسِ وَأَشْبَاهِ ذَلِكَ فَلَا بَأْسَ.
7- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا سَقَطَ فِي الْبِثْرِ شَيْءٌ صَغِيرُ فَمَاتَ فِيهَا فَانْزَحْ مِنْهَا دِلَاءٌ، وَإِنْ وَقَعَ فِيهَا جُنُبٌ فَانْزَحْ مِنْهَا سَبْعَ دِلَاءٍ، فَإِنْ مَاتَ فِيهَا بَعِيرٌ أَوْ صُبَّ فِيهَا خَمْرٌ فَلْيُنْزَحْ.
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيُّ بْنِ عَلِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ ذَبَحَ شَاةً فَاضْطَرَبَتْ وَ وَقَعَتْ فِي بِثْرِ مَاءٍ وَ أَوْدَاجُهَا تَشْخُبُ دَماً هَلْ يُتَوَضَّأُ مِنْ تِلْكَ الْبِثْرِ.
6- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد چیزهایی که در چاهای آب می افتند، پرسیدم؟
فرمود: اگر موش و مانند آن بیفتد هفت سطل کشیده شود مگر آن که آب تغییر کرده باشد که در این صورت باید آن قدر کشیده شود تا پاکیزه گردد و اگر سگی در آن بیفتد اگر می توانی آب آن را خالی کن و حشراتی که فاقد خون جهنده هستند، مانند عقرب سوسک و همانند آن اشکالی ندارد.
7- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه حیوانی کوچک در چاه افتاد و مرد چند سطل از آن آب بیرون بریز و اگر شخص جنبی خود را در آن بشوید هفت سطل بیرون بریز و اگر شتری در آن بمیرد یا در آن شراب ریخته شود باید آب آن چاه کشیده شود.
8- على بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام پرسیدم مردی گوسفندی را سر می برد، گوسفند دست و پا می زند و در حالی که از رگ های گردنش خون جاری است در چاه افتد آیا می توان از آن چاه وضو گرفت؟
ص: 48
قالَ: يُنْزَحُ مِنْهَا مَا بَيْنَ الثَّلَاثِينَ إِلَى الْأَرْبَعِينَ دَلواً ثم يُتَوَضّاً مِنْها ولا بَأْسَ بِهِ.
قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ ذَبَحَ دَجَاجَةً، أَوْ حَمَامَةً فَوَقَعَتْ فِي بِثْرِ هَلْ يَصْلُحُ أَن وَضَّأَ مِنْهَا؟
قالَ: يُنْزَحُ مِنْهَا دِلَاءٌ يَسِيرَةً، ثُمَّ يُتَوَضَّأُ مِنْهَا.
وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَسْتَقِي مِنْ بِشْرٍ فَيَرْعُفُ فِيهَا هَل يُتَوَضَّأُ مِنْهَا.
قَالَ: يُنْزَحُ مِنْهَا دِلَاءٌ يَسِيرَةٌ.
9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَمَّن ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قالَ: قُلْتُ: بِثْرٌ يُخْرَجُ فِي مَائِهَا قِطَعُ جُلُودٍ.
قالَ: لَيْسَ بِشَيْءٍ، إِنَّ الْوَزَغَ رُبَّمَا طَرَحَ جِلْدَهُ.
وَقالَ: يَكْفِيكَ دَلْوَ مِنْ مَاءٍ.
فرمود: از آن چاه سی تا چهل سطل بکشند سپس از آن وضو بگیرند که اشکالی ندارد.
گوید: از حضرتش پرسیدم مردی که مرغ خانگی یا کبوتری سر بریده و در چاه افتاده است آیا می توان از آن وضو گرفت؟
فرمود: تعداد کمی سطل، از آن کشیده شود سپس از آن وضو گیرند.
و از حضرتش پرسیدم مردی که از چاهی آب می کشد و خون دماغش در آن می ریزد آیا می توان از آن وضو گرفت؟
فرمود باید تعداد کمی سطل از آن کشیده شود.
9- راوی گوید به امام صادق علیه السلام گفتم چاهی است که از آبش تکه های پوست بیرون می آید (چه حکمی دارد)؟
فرمود: چیزی نیست چه بسا مارمولک پوستش را در آن می ریزد.
و فرمود یک سطل از آن بکشی کافی است.
ص: 49
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحَبْلِ يَكُونُ مِنْ شَعْرِ الْخِنْزِيرِ يُسْتَقَى بِهِ الْمَاء مِنَ الْمُشْرِهَلْ يَتَوَضَّأُ مِنْ ذَلِكَ الْمَاءِ؟
قالَ: لَا بَأْسَ.
11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ العَذِرَةِ تَقَعُ في البشر.
قالَ: يُنْزَحُ مِنْهَا عَشَرَةُ دِلَاءِ، فَإِنْ ذَابَتْ فَأَرْبَعُونَ أَوْ خَمْسُونَ دَلُوا.
12- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لأَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام: بِثْرٌ يُسْتَقَى مِنْهَا وَ يُتَوَضَّأُ بِهِ وَ يُغْسَلُ مِنْهُ الشَّيَابُ وَ يُعْجَنُ بِهِ ثُمَّ يُعْلَمُ أَنَّهُ كَانَ فِيهَا مَيِّتٌ.
قالَ: فَقالَ: لَا بَأْسَ وَلَا يُغْسَلُ مِنْهُ الثَّوْبُ، وَلَا تُعَادُ مِنْهُ الصَّلَاةُ.
10- زراره گوید: از امام صادق علیه السلام درباره ریسمانی از موی خوک که با آن از چاه آب کشیده می شود پرسیدم که آیا از آن آب می توان وضو گرفت؟
فرمود: اشکالی ندارد.
11- على بن ابی حمزه گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مدفوعی که در چاه می افتد، پرسیدم؟
فرمود: از آن چاه ده سطل آب کشیده شود و اگر مدفوع پخش شده باشد، باید چهل یا پنجاه سطل کشید.
12- ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: چاهی است که از آن آب کشیده می شود و برای وضو شستن لباس و خمیر کردن آرد مورد استفاده قرار می گیرد و بعد معلوم می شود که در آن مرداری افتاده بود.
حضرتش فرمود: اشکالی ندارد و لازم نیست لباس را دوباره بشویند و نماز را اعاده کنند.
ص: 50
(5)
بَابُ الْبِئْرِ تَكُونُ إِلَى جَنْبِ الْبَالُوعَةِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُ عَنِ الْبَالُوعَةِ تَكُونُ فَوْقَ الْبِنْرِ.
قَالَ: إِذَا كَانَتْ فَوْقَ الْبِتْرِ فَسَبْعَةُ أَذْرُعٍ، وَ إِذَا كَانَتْ أَسْفَلَ مِنَ الْبِثْرِ فَخَمْسَةٌ أَذْرُعٍ مِنْ كُلِّ نَاحِيَةٍ وَ ذَلِكَ كَثِيرٌ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم وَ أَبِي بَصِيرٍ قَالُوا: قُلْنَا لَهُ بِرٌ يُتَوَضَّأُ مِنْهَا يَجْرِي الْبَوْلُ قَرِيباً مِنْهَا أَيْنَجِّسُهَا؟
1- حسن بن رباط گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد چاه فاضلابی که بالاتر از چاه آب قرار دارد، پرسیدم؟
فرمود: اگر فاضلاب بالاتر از چاه آب باشد باید هفت زراع (1) فاصله داشته باشند و اگر پایین تر باشد پنج زراع از هر طرف کافی است و این هم زیاد است.
2- زراره محمد بن مسلم و ابو بصیر گویند: به حضرتش گفتیم چاهی است که از آن وضو می گیرند و در نزدیکی آن فاضلاب مستراح جاری است، آیا این فاضلاب آب آن چاه را نجس می کند؟
ص: 51
قالَ: فَقالَ: إِنْ كَانَتِ الْبِثْرُ فِي أَعْلَى الْوَادِي وَ الْوَادِي يَجْرِي فِيهِ الْبَوْلُ مِنْ تَحْتِهَا وَ كَانَ بَيْنَهُمَا قَدْرُ ثَلَاثَةِ أَذْرُعٍ، أَوْ أَرْبَعَةِ أَذْرُعٍ لَمْ يُنَجِّسُ ذَلِكَ شَيْءٌ، وَإِنْ كَانَ أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ يُنَجِّسُهَا، وَ إِنْ كَانَتِ الْبِنْرُ فِي أَسْفَلِ الْوَادِي وَ يَمُرُّ الْمَاءُ عَلَيْهَا وَ كَانَ بَيْنَ الْبكْرِ وَبَيْنَهُ تِسْعَةُ أَذْرُعٍ لَمْ يُنَجِّسُهَا وَ مَا كَان أَقل من ذلك فلا يُتَوَضَّأُ مِنْهُ.
قالَ زُرَارَةً: فَقُلْتُ لَهُ: فَإِنْ كَانَ مَجْرَى الْبَوْلِ بِلِزْقِهَا وَ كَانَ لَا يَثْبُتُ عَلَى الْأَرْضِ.
فَقالَ: مَا لَمْ يَكُنْ لَهُ قَرَارٌ فَلَيْسَ بِهِ بَأْسٌ وَ إِنِ اسْتَقَرَّ مِنْهُ قَلِيلٌ، فَإِنَّهُ لَا يَثْقُبُ الْأَرْضَ وَ لَا قَعْرَ لَهُ حَتَّى يَبْلُغَ الْبِئْرَ وَ لَيْسَ عَلَى الْبِثْرِ مِنْهُ بَأْسٌ فَيُتَوَضَّأُ مِنْهُ، إِنَّمَا ذَلِكَ إِذَا اسْتَنْقَعَ كُلُّهُ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاج عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ قَدَامَةَ بْنِ أَبِي يَزِيدَ الْحَمَّارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ كَمْ أَدْنَى مَا يَكُونُ بَيْنَ البشر بشرِ الْمَاءِ و الْبَالُوعَةِ؟
فرمود: اگر چاه بالاتر از آن قرار دارد که از آن بول و فاضلاب جاری است و فاصله بین آن ها سه یا چهار زراع است، چاه را نجس نمی کند و اگر فاصله کم تر از آن است، آب چاه نجس می شود.
و اگر چاه در پایین تر از آن قرار دارد و آب آن جاری است و فاصله میان آن ها نه زراع است نجس نمی شود ولی آن چه فاصله اش کم تر از این باشد نباید از آن وضو گیرند.
زراره گوید: عرض کردم: اگر محل جریان بول و فاضلاب در کنار و نزدیکی چاه باشد، ولی آب آن راکد نباشد و جاری شود، چه حکمی دارد؟
فرمود: اگر در آن جا راکد نماند اشکالی ندارد، گرچه مقدار کمی از بول بماند چرا که به زمین فرو رود و عمقی نیز ندارد که در نتیجه به چاه نفوذ کند در این صورت نیز اشکالی ندارد و می توان از آن وضو گرفت اشکال هنگامی است که همۀ بول و فاضلاب در آنجا راکد شود و جمع گردد.
3- یکی از اصحاب ما گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم کم ترین فاصله میان چاه آب و چاه فاضلاب باید چه مقدار باشد؟
ص: 52
فَقَالَ: إِنْ كَانَ سَهْلاً فَسَبْعَةُ أَذْرُعٍ، وَإِنْ كَانَ جَبَلاً فَخَمْسَةُ أَذْرُعٍ.
ثُمَّ قَالَ: الْمَاءُ يَجْرِي إِلَى الْقِبْلَةِ إِلَى يَمِينِ وَ يَجْرِي عَنْ يَمِينِ الْقِبْلَةِ إِلَى يَسَارِ الْقِبْلَةِ وَ يَجْرِي عَنْ يَسَارِ الْقِبْلَةِ إِلَى يَمِينِ الْقِبْلَةِ، وَ لَا يَجْرِي مِنَ الْقِبْلَةِ إِلَى دُبُرِ الْقِبْلَة.
4- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَبَّادِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ أَبِي الْحَسَن علیه السلام:
فِي الْبِثْرِ يَكُونُ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ الْكَنِيفِ خَمْسَةُ أَذْرُعٍ أَوْ أَقَلُّ أَوْ أَكْثَرُ يُتَوَضَّأُ مِنْهَا؟
قالَ: لَيْسَ يُكْرَهُ مِنْ قُرْبٍ وَلَا بُعْدِ يُتَوَضَّأُ مِنْهَا وَيُغْتَسَلُ مَا لَمْ يَتَغَيْرِ الْمَاءُ.
فرمود: اگر زمین نرم است، هفت زراع و اگر دامنه کوه و سفت است، پنج زراع.
آن گاه فرمود: آب در زیر زمین از طرف قبله به سمت راست و از سوی راست قبله به سمت چپ قبله و از سمت چپ ،قبله به سمت راست قبله جریان دارد ولی هیچ گاه از سمت قبله به پشت قبله جاری نمی گردد.
4- محمدبن قاسم گوید: از امام رضا علیه السلام در مورد چاه آبی که فاصله آن با چاه مستراح، پنج زراع - یا کم تر یا بیش تر - باشد، پرسیدم آیا می توان از آن وضو گرفت؟
فرمود: کراهت به این نزدیکی و دوری حاصل نمی گردد و می توان از آن وضو گرفت و غسل کرد مادامی که آب تغییر نکرده باشد.
ص: 53
(6)
بَابُ الْوُضُوءِ مِنْ سُؤْرِ الدَّوَابِّ وَ السِّبَاعِ وَ الطَّيْرِ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ ابی عبدالله علیه السلام قالَ:
لا بَأْسَ بأن يتوضاً مِمَّا شَربَ مِنْهُ ما يُؤكل لَحْمُهُ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
فَضْلُ الْحَمَامَةِ وَالدَّجَاجِ لَا بَأْسَ بِهِ وَ الطَّيْرِ.
3- أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
سَأَلْتُهُ هَلْ يُشْرَبُ سُورٌ شَيْءٍ مِنَ الدَّوَابُ وَيُتَوَضَّأُ مِنْهُ؟
قالَ: فَقالَ: أَمَّا الإبل والبقر والغنم فلا بأس.
1- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: وضو گرفتن از آبی که حیوان حلال گوشت از آن آشامیده اشکالی ندارد.
2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: استفاده از آب پس خورده کبوتر مرغ خانگی و پرنده اشکالی ندارد.
3- سماعه گوید: (از امام کاظم علیه السلام) پرسیدم آیا می توان از پس خورده چهار پایان آشامید و وضو گرفت؟
فرمود: پس خورده شتر، گاو و گوسفند اشکالی ندارد.
ص: 54
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ فِي كِتَابٍ عَلِي علیه السلام: أَنَّ الْهِرْ سَبْع فَلَا بَأْسَ بِسُورِهِ، وَ إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنَ اللَّهِ أَنْ أَدَعَ طَعَاماً لأَن هِراً أَكُلَ مِنْهُ.
5- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ: سُئِلَ عَمَّا تَشْرَبُ مِنْهُ الْحَمَامَةُ.
لا فَقالَ: كُلُّ ما أُكِلَ لَحْمُهُ فَتَوَضَّأَ مِنْ سُورِهِ وَاشْرَبْ وَ عَمَّا شَرِبَ مِنْهُ بَارٌ أَوْ صَفْرٌ أَوْ عُقَابٌ.
فَقالَ: كُلَّ شَيْءٍ مِنَ الطَّيْرِ تَوَضَّأُ مِمَّا يَشْرَبُ مِنْهُ إِلَّا أَنْ تَرَى فِي مِثْقَارِهِ دَماً، فَإِنْ رَأَيْتَ فِي مِنْقَارِهِ دَماً فَلَا تَوَضَّأْ مِنْهُ وَ لَا تَشْرَبْ.
4- امام صادق علیه السلام فرمود: در کتاب علی علیه السلام آمده: گربه گرچه از حیوانات درنده به شمار می رود؛ ولی پس خوردۀ او اشکالی ندارد و من از خدا شرم دارم که از غذایی که گربه از آن خورده، نخورم.
5- عماربن موسی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آبی که کبوتر از آن خورده، پرسیدند؟
فرمود: از پس خورده همۀ حیوانات حلال گوشت وضو بگیر و بیاشام.
از حضرتش در مورد آبی که از آن باز یا قرقی یا عقاب خورده (پرسیدند).
فرمود: از پس خوردۀ همۀ گونه های پرندگان می توان وضو گرفت، مگر آن که بر منقارش خون دیده شود، پس اگر بر روی منقارش خونی دیدی، از آب پس خورده آن وضو مگیر و میاشام.
ص: 55
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ جَرَّةٍ وُجِدَ فِيهَا خُنْفَسَاءُ قَدْ مَاتَتْ.
قالَ: أَلْقِهَا وَ تَوَضَّأْ مِنْهُ، وَإِنْ كَانَ عَقْرَباً فَارِقِ الْمَاءَ وَ تَوَضَّأُ مِنْ مَاءٍ غَيْرِهِ.
وَ عَنْ رَجُلٍ مَعَهُ إِناءَانِ فِيهِمَا مَاءً وَقَعَ فِي أَحَدِهِمَا قَذَرٌ، وَلَا يَدْري أَيُّهُمَا هُوَ لَيْسَ يَقْدِرُ عَلَى مَاءٍ غَيْرِهِ.
قالَ: يُهَرِيقُهُمَا جَمِيعاً وَ يَتَيَمَّمُ.
7- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَانَ يَكْرَهُ سُؤْرَكُلِّ شَيْءٍ لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ.
6- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد کوزه ای که در آن سوسکی بمیرد پرسیدم؟
فرمود: سوسک را بیرون بیفکن و از آن وضو بگیر و اگر در آن آب عقرب بمیرد آب را دور بریز و با آب دیگری وضو بگیر.
و از حضرتش پرسیدم کسی که دو ظرف آب دارد در یکی از آن نجاستی افتاده و نمی داند کدام یک نجس است و آب دیگری هم ندارد، (چه وظیفه ای دارد؟).
فرمود: هر دو آب را به زمین بریزد و به جای وضو تیمم کند.
7- راوی گوید: امام صادق علیه السلام استفاده از آب پس خورده حیوان غیر حلال گوشت را مکروه می دانست.
ص: 56
(7)
بَابُ الْوُضُوءِ مِنْ سُؤْرِ الْحَائِضِ وَ الْجُنُبِ وَ الْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِيِّ وَ النَّاصِبِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام قال:
اشْرَبْ مِنْ سُور الْحَائِضِ وَلَا تَوَضأُ مِنْهُ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام هَلْ يَغْتَسِلُ الرَّجُلُ وَ الْمَرْأَةُ مِنْ إِنَاءٍ وَاحِدٍ؟
فَقالَ: نَعَمْ، يُفْرِغَانِ عَلَى أَيْدِيهِمَا قَبْلَ أَنْ يَضَعَا أَيْدِيَهُمَا فِي الْإِناءِ.
قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ سُورِ الْحَائِضِ.
1- عنبسه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: از آب پس خورده زن حائض بیاشام؛ ولی از آن برای وضو استفاده مکن.
2- عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا زن و مرد می توانند از یک ظرف آب غسل کنند؟
فرمود: آری، ولی پیش از دست بردن در آب بر روی دست های خود آب بریزند و بشویند بعد دست هایشان را داخل ظرف نمایند.
گوید: از حضرت درباره آب خورده زن حائض پرسیدم؟
ص: 57
فَقالَ: لَا تَوَضأُ مِنْهُ وَ تَوَضُأَ مِنْ سُورٍ الْجُنُبِ إِذَا كَانَتْ مَأْمُونَةٌ، ثُمَّ تَغْسِلُ يَدَيْهَا قَبْلَ أَنْ تُدْخِلَهُمَا فِي الْإِنَاءِ، وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم يَغْتَسِلُ هُوَ وَ عَائِشَةُ فِي إِنَاءٍ وَاحِدٍ وَ يَغْتَسِلَان جَمِيعاً.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْعَلَاءِ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَن الْحَائِضِ يُشْرَبُ مِنْ سُؤْرِهَا؟
قال: نعم ولا يتوضاً مِنْهُ
4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْن أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَتَوَضَّأُ الرَّجُلُ مِنْ فَضْلِ الْمَرْأَةِ.
قالَ: إِذَا كَانَتْ تَعْرِفُ الْوُضُوءَ، وَلَا يَتَوَضُ مِنْ سُورِ الْحَائِضِ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَنا عَبْدالله علیه السلام عَنْ سُور الْيَهُودِي وَ النَّصْرَانِي.
فَقالَ: لا.
فرمود: از باقی مانده او وضو نگیر ولی از باقی مانده زن جنب اگر مورد اعتماد باشد می توانی وضو بگیری و باید آن زن دست هایش را پیش از زدن به آب بشوید.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم با عایشه از یک ظرف آب بر می داشتند و غسل می کردند.
3- حسین بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد زن حائض پرسیدم که آیا می توان از پس خورده او آشامید؟
فرمود: آری، ولی با آن آب وضو نگیرد.
4- ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا مرد می تواند از باقی مانده آبی که زن از آن استفاده کرده وضو بگیرد؟
فرمود: اگر آن زن به وضو (و مسایل آن) آشنا است می تواند و از باقی مانده آبی که زن حائض از آن خورده وضو ساخته نمی شود.
5- سعید اعرج گوید: از امام صادق علیه السلام درباره استفاده از پس خورده یهودی و مسیحی پرسیدم که آیا جایز است؟
فرمود: نه
ص: 58
6- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَرِهَ سُورَ وَلَدِ الزِّنَا وَ سُورَ الْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِي وَ الْمُشْرِكِ وَكُلُّ مَا خَالَفَ الْإِسْلَامَ وَ كَانَ أَشَدَّ ذَلِك عِنْدَهُ سُورُ النَّاصِب.
(8)
بَابُ الرَّجُلِ يُدْخِلُ يَدَهُ فِي الْإِنَاءِ قَبْلَ أَنْ يَغْسِلَهَا وَ الْحَدِّ فِي غَسْلِ الْيَدَيْنِ مِنَ الْجَنَابَةِ وَ الْبَوْلِ وَ الْغَائِطِ وَ النَّوْمِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْهُمْ علیهم السلام قالَ:
إِذَا دَخَلْتَ يَدَكَ فِي الْإِنَاءِ قَبْلَ أَنْ تَغْسِلَهَا فَلَا بَأْسَ إِلَّا أَنْ يَكُونَ أَصَابَهَا قَذَرُ بَوْلٍ أَوْ جَنَابَةٍ، فَإِنْ دَخَلْتَ يَدَكَ فِي الْإِنَاءِ وَ فِيهَا شَيْءٌ مِنْ ذَلِكَ فَأَهْرِقُ ذَلِكَ الْمَاءَ.
6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام استفاده از پس خورده فرد ولد الزنا، يهودي، مسيحى، مشرک و مخالف با اسلام را مکروه می داشت و پس خورده ناصبی را از همه آن ها بدتر می دانست.
1- ابو بصیر از ائمه علیهم السلام نقل می کند که حضرتش فرمود:
آن گاه که دست هایت را پیش از شستن در ظرف داخل کنی ایرادی ندارد مگر آن که آلوده به ادرار یا جنابت باشد، در این صورت اگر دستت آلوده باشد، آن آب را بیرون بریز.
ص: 59
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عُتْبَةَ قَالَ: سَأَلْتُ الشَّيْخَ عَنِ الرَّجُلِ يَسْتَيْقِظُ مِنْ نَوْمِهِ وَ لَمْ يَبُلْ أَ يُدْخِلُ يَدَهُ فِي الْإِنَاءِ قَبْلَ أَنْ يَغْسِلَهَا؟
قالَ: لَا ، لِأَنَّهُ لَا يَدْرِي أَيْنَ كَانَتْ يَدُهُ فَلْيَغْسِلْهَا.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام.
فِي الرَّجُلِ الْجُنُبِ يَسْهُو فَيَغْمِسُ يَدَهُ فِي الإِناءِ قَبْلَ أَن يَغْسِلَهَا أَنَّهُ لَا بَأْسَ إذا لَمْ يَكُنْ أَصَابَ يَدَهُ شَيْءٌ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِ هِمَا علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَقُولُ وَ لَمْ يَمَسَّ يَدَهُ شَيْءٌ أَ يَغْمِسُهَا فِي الْمَاءِ؟
قالَ: نَعَمْ، وَإِنْ كَانَ جُنُباً.
2- عبد الكريم بن عتبه گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم فردی که از خواب بیدار می شود و ادرار هم نکرده است آیا می تواند دستش را پیش از شستن در ظرفی داخل کند؟
فرمود: نه! زیرا که او نمی داند دستش به کجا اصابت کرده است؛ پس باید آن را بشوید.
3- شهاب گوید: امام صادق علیه السلام درباره فرد جنبی که از روی فراموشی دست خود را پیش از شستن در ظرفی فرو برده فرمود اگر دستش آلوده نباشد ایرادی ندارد.
4- محمدبن مسلم گوید: از یکی از دو (امام باقر و امام صادق علیهما السلام) پرسیدم کسی است که ادرار می کند و دستش آلوده نشده آیا می تواند آن را در ظرف آب فرو برد؟
فرمود: آری، اگر چه جنب هم باشد.
ص: 60
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ: سُئِلَ كَمْ يُفْرِغَ الرَّجُلُ عَلَى يَدِهِ قَبْلَ أَنْ يُدْخِلَهَا فِي الْإِنَاءِ؟
قالَ: وَاحِدَةً مِنْ حَدَثِ الْبَوْلِ، وَ ثِنْتَيْن مِنَ الْغَائِطِ، وَ ثَلَاثَةٌ مِنَ الْجَنَابَةِ؟
6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَكَّارِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: اَلرَّجُلُ يَضَعُ الْكُونَ الَّذِي يَعْرِفُ بِهِ مِنَ الْحُبِّ فِي مَكَانٍ قَذِرٍ ثم يُدْخِلَة الْحُبَّ.
قالَ: يَصُبُّ مِنَ الْمَاءِ ثَلَاثَةَ أَكُفِّ ثُمَّ يَدْلُكَ الْكُوزَ.
(9)
بَابُ اخْتِلَاطِ مَاءِ الْمَطَرِ بِالْبَوْلِ وَ مَا يَرْجِعُ فِي الْإِنَاءِ مِنْ غُسَالَةِ الْجُنُبِ وَ الرَّجْلِ يَقَعُ ثَوْبُهُ عَلَى الْمَاءِ الَّذِي يَسْتَنْجِي بِهِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي مِيزَابَيْنِ سَالَا أَحَدُهُمَا بَوَل وَالآخَرُ مَاءُ الْمَطَرِ، فَاخْتَلَطَا فَأَصَابَ ثَوْبَ رَجُلٍ لَمْ يَضُرَّهُ ذَلِكَ.
5- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال شد که انسان چند مرتبه پیش از این که دستش را در آب فرو برد، باید به دستش آب بریزد؟
فرمود: یک مرتبه برای ادرار دو مرتبه برای مدفوع و سه مرتبه برای جنابت.
6- بكار بن ابی بکر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: کسی کوزه ای را که با آن از خم آب بر می دارد در جای نجس می گذارد آیا می تواند آن را داخل خم کند؟
فرمود: سه کف آب بر کوزه بریزد سپس آن را بمالد، بعد می تواند داخل خم کند.
1- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام دربارۀ دو ناودانی که از یکی از آن ها بول و از دیگری آب باران جاری است و این دو با هم مخلوط شده به لباس فردی می خورد
ص: 61
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْهَيْثَم بن أَبِي مَسْرُوقٍ عَنِ الْحَكم مِسْكِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لَوْ أَنَّ مِيزَابَيْنِ سَالَا أَحَدُهُمَا مِيزَابُ بَوْلٍ وَالآخَرُ مِيزَابُ مَاءٍ، فَاخْتَلَطَا ثُمَّ أَصَابَكَ مَا كَانَ بِهِ بَأْسٌ.
3-أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْكَاهِلِيَّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِالله علیه السلام قالَ: قُلْتُ: أَمْرُ فِي الطَّرِيقِ فَيَسِيلَ عَلَى الْمِيزَابُ فِي أَوْقَاتٍ أَعْلَمُ أَنَّ النَّاسَ يَتَوَضَّئُونَ. قالَ: قالَ: لَيْسَ بِهِ بَأْسٌ لَا تَسْأَلْ عَنْهُ.
قُلْتُ: وَ يَسِيلُ عَلَيَّ مِنْ مَاءِ الْمَطَرِ أَرَى فِيهِ التَّغَيُّرَ، وَ أَرَى فِيهِ آثَارَ الْقَذَرِ، فَتَقْطُرُ الْقَطَرَاتُ عَلَيَّ وَيَنْتَضِحُ عَلَيَّ مِنْهُ وَالْبَيْتُ يُتَوَضَّأُ عَلَى سَطْحِهِ فَيَكِفُ عَلَى ثِيَابِنَا.
قالَ: مَا بِذَا بَأْسٌ، لا تَغْسِلْهُ كُلُّ شَيْءٍ يَرَاهُ مَاء الْمَطَرِ فَقَدْ ظَهرَ.
2- محمد بن مروان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود اگر دو ناودان باشد و از آن ها ادرار و آب جاری شود و با هم آمیخته شده و به لباس تو برسد، اشکالی ندارد.
3- راوی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم در راهی که می روم آب ناودانی - در آن هنگام که مردم شست و شو می کنند - روی من می ریزد، حکمش چیست؟
فرمود: ایرادی ندارد از آن نپرس.
گفتم: از آب باران بر بدن من می ریزد و در آن تغییر و آثار نجاست می بینم و قطراتی بر من می چکد و از آن بر بدن من می باشد با این که در بام خانه شست و شو می کنند، حکم لباس ما چگونه خواهد بود؟
فرمود: ایرادی ندارد لازم نیست آن را بشویی هر چیزی که آب باران به آن بخورد، پاک می شود.
ص: 62
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فِي طِينِ الْمَطَرِ أَنَّهُ لَا بَأْسَ بِهِ أَنْ يُصِيبَ التَّوْبَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا أَنْ يُعْلَمَ أَنَّهُ قَدْ نَجَّسَهُ شَيْءٌ بَعْدَ الْمَطَرِ، فَإِنْ أَصَابَهُ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فَاغْسِلُهُ، وَ إن كان الطريق نظيفاً لَمْ تَغْسِلْهُ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أَذَيْنَةَ عَنِ الْأَحْوَلِ قَالَ: قلتُ لأَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام: أَخْرُجُ مِنَ الْخَلَاءِ فَأَسْتَنجِي بِالْمَاءِ، فَيَقَعُ تَوْبِي فِي ذَلِكَ الْمَاءِ الَّذِي اسْتَنْجَيْتُ بِهِ.
فَقَالَ: لَا بَأْسَ بهِ.
6- مُحَمَّدُبْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:
فِي الْجُنُبِ يَغْتَسِلُ فَيَقْطُرُ الْمَاءُ عَنْ جَسَدِهِ فِي الْإِنَاءِ وَيَنْتَضِحُ الْمَاءُ مِنَ الْأَرْضِ فَيَصِيرُ فِي الْإِنَاءِ إِنَّهُ لَا بَأْسَ بِهَذَا كُلِّهِ.
4- یکی از اصحاب ما گوید: امام کاظم علیه السلام درباره گل باران فرمود:
اشکالی ندارد تا سه روز پس از باران گل باران به لباس آدمی بخورد، مگر آن که دانسته شود که بعد از باران چیزی آن را نجس کرده است پس اگر سه روز بعد از باران گل به لباس انسان برسد آن را بشوی و اگر راه تمیز و پاک باشد، لازم نیست آن را بشویی.
5- احول گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: با آب استنجا کرده و از مستراح بیرون آمدم. بعد لباسم در آن آبی که استنجا کرده بودم می افتاد (چه حکمی دارد؟).
فرمود: اشکالی ندارد.
6- شهاب گوید: امام صادق علیه السلام درباره جنبی که غسل می کند و قطراتی از آب از بدنش در ظرف می ریزد و بر زمین می پاشد و مقداری از آن از زمین به داخل ظرف پاشیده می شود (چه حکمی دارد؟).
فرمود: هیچ کدام از این ها ایرادی ندارد.
ص: 63
7- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِاللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: فِي الرَّجُلِ الْجُنُبِ يَغْتَسِلُ فَيَنْتَضِحُ مِنَ الْمَاءِ فِي الْإِنَاءِ.
فَقالَ: لَا بَأْسَ مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ .
8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَغْتَسِلُ فِي مُغْتَسَلٍ يُبَالُ فِيهِ وَ يُغْتَسَلُ مِنَ الْجَنابَةِ فَيَقَعُ فِي الْإِناءِ مَاءً يَنْزُو مِنَ الْأَرْضِ.
فَقالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.
(1)
بَاب مَاءِ الْحَمَّامِ وَ الْمَاءِ الَّذِي تُسَخَنُهُ الشَّمْسُ.
1- بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قالَ:
7- فضيل بن یسار گوید: امام صادق علیه السلام دربارۀ مرد جنبی که غسل می کند و آب غسل به داخل ظرف می پاشد، فرمود: ایرادی ندارد چرا که خداوند در دین برای شما
سختی قرار نداده است.
8- عمربن یزید گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: در جایی که در آن ادرار می نمایند و غسل جنابت کنند غسل می کنم و آب از زمین در ظرفی که در آن غسل می کنم، می پاشد (چه حکمی دارد؟)
فرمود: اشکالی ندارد.
1- ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -
ص: 64
لَا تَغْتَسِلْ مِنَ الْبِثْرِ الَّتِي تَجْتَمِعُ فِيهَا غُسَالَةُ الْحَمَّامِ فَإِنَّ فِيهَا غُسَالَةَ وَلَدِ الزِّنَا وَ هُوَ لَا يَطْهُرُ إِلَى سَبْعَةِ آبَاءِ وَ فِيهَا غُسَالَةَ النَّاصِبِ وَ هُوَ شَرُّهُمَا، إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقُ خَلْقاً شَرّاً مِنَ الْكَلْبِ، وَإِنَّ النَّاصِبَ أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنَ الْكَلْبِ.
قُلْتُ: أَخْبِرْنِي عَنْ مَاءِ الْحَمَّامِ يَغْتَسِلُ مِنْهُ الْجُنُبُ وَ الصَّبِيُّ وَ الْيَهُودِيُّ وَ النَّصْرَانِي وَ الْمَجُوسِيُّ.
فَقالَ: إِنَّ مَاءَ الْحَمَّامِ كَمَاءِ النَّهَرِ يُطَهِّرُ بَعْضُهُ بَعْضاً.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ حَبِيبٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
مَاءُ الْحَمَّامِ لَا بَأْسَ بِهِ إِذَا كَانَتْ لَهُ مَادَّةٌ.
3- اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَنَانِ قَالَ: سَمِعْتُ رَجُلاً يَقُولُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: إِنِّي أَدْخُلُ الْحَمَّامَ فِي السَّحَرِ وَ فِيهِ الْجُنُبُ وَ غَيْرُ ذَلِكَ، فَأَقُومُ فَأَغْتَسِلُ فَيَنْتَضِحُ عَلَيَّ بَعْدَ مَا أَفْرُغُ مِنْ مَائِهِمْ.
با آب چاهی که آب شست و شوی حمام در آن جمع می شود، غسل مکن؛ زیرا در آن آب، غساله ولد الزنا - که تا هفت نسل پاک نمی شود - و غساله ناصبی (دشمن اهل بیت علیهم السلام) می ریزد که ناصبی بدتر از ولد الزنا است. خداوند آفریده ای بدتر از سگ نیافریده و ناصبی در پیشگاه خدا از سگ بدتر است.
راوی گوید گفتم: مرا از آب حمّامی که در آن جنب، کودک، یهودی، مسیحی و مجوسی غسل می کنند آگاه کن که حکمش چیست؟
فرمود: آب حمام همانند آب نهر است که بعضی از آن بعضی دیگر را پاک می کند.
2- بکر بن حبیب گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
اگر آب حمّام منبعی داشته باشد استفاده از آن ایرادی ندارد.
3- حنان گوید: شنیدم که مردی به امام صادق علیه السلام می گفت من در سحرگاهان وارد حمام می شوم و در آن جا آن جا جنب و افراد دیگری غسل می کنند. من نیز در کنند. من نیز در آن جا غسل می کنم و پس از پایان غسل، مقداری آب از آن ها به من می باشد (چگونه است؟).
ص: 65
قالَ: أَلَيْسَ هُوَ جَارٍ؟ قُلْتُ: بَلَى.
قالَ: لَا بَأْسَ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِي عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السلام قالَ: سُئِلَ عَنْ مَجْمَعِ الْمَاءِ فِي الْحَمَّامِ مِنْ غُسَالَةِ النَّاسِ يُصِيبُ التَّوْبَ.
قالَ: لَا بَأْسَ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِي الْحُسَيْنِ الْفَارِسِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
الْمَاءُ الَّذِي تَسَخَّتْهُ الشَّمْسُ لَا تَوَضَّنُوا بِهِ وَ لَا تَغْتَسِلُوا بِهِ وَلَا تَعْجِنُوا بِهِ، فَإِنَّهُ يُورِثُ الْبَرَصَ.
فرمود: آیا آن آب جاری نیست؟
گفت: آری.
فرمود: ایرادی ندارد.
4- یکی از اصحاب ما گوید: از امام کاظم علیه السلام از آب حمامی که از غساله مردم جمع می شود و به لباس انسان می خورد، پرسیده شد؟
فرمود: ایرادی ندارد.
5- اسماعیل بن ابی زیاد :گوید امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
از آبی که آفتاب آن را گرم کرده است برای وضو غسل و خمیر کردن نان استفاده نکنید زیرا موجب بیماری پیسی می شود.
ص: 66
(11)
بَابُ الْمَوْضِعِ الَّذِي يُكْرَهُ أَنْ يُتَغَوَّطَ فِيهِ أَوْ يُبَالَ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَن السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم: مِنْ فِقْهِ الرَّجُلِ أَنْ يَرْتَادَ مَوْضِعاً لِبَوْلِهِ.
2- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَاصِمٍ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قالَ: قَالَ رَجُلٌ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام، أَيْنَ يَتَوَضَّأُ
الْغُرَبَاءُ؟
قالَ: يَتَّقِى شُطُوطَ الْأَنْهَارِ، وَالطُّرُقَ النَّافِذَةَ، وَ تَحْتَ الْأَشْجَارِ الْمُثْمِرَةِ، وَمَوَاضِعَ اللَّعْن.
فَقِيلَ لَهُ: وَأَيْنَ مَوَاضِعُ اللَّعْنِ؟
قالَ: أَبْوَابُ الدُّورِ.
1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
از فهم و آگاهی انسان است که برای ادرار خود، مکانی معیّن و مناسبی انتخاب کند.
2- عاصم بن حمید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: مردی از امام سجاد علیه السلام پرسید: مسافران و غریبان در کجا رفع حاجت کنند؟
فرمود: باید از کنار جوی آب راه عمومی، زیر درختان میوه دار و محل هایی که رفع حاجت در آن ها لعن و نفرین مردم را به همراه دارد بپرهیزند.
گفته شد: محل های لعنت کجا هستند؟
فرمود: کنار در خانه ها.
ص: 67
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى بِإِسْنَادِهِ رَفَعَهُ قالَ: سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام مَا حَدُّ الْغَائِطِ ؟
قالَ: لَا تَسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ وَ لَا تَسْتَدْبِرْهَا وَ لَا تَسْتَقْبِلِ الرِّيحَ وَ لَا تَسْتَدْبِرْهَا.
وَ رُوِيَ أَيْضاً فِي حَدِيثٍ آخَرَ: لَا تَسْتَقْبِلِ الشَّمْسَ وَ لَا الْقَمَرَ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ:
نَهَى النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم أَنْ يُطَمِّحَ الرَّجُلُ بِبَوْلِهِ مِنَ السَّطْحِ، أَوْ مِنَ الشَّيْءِ الْمُرْتَفِعِ فِي الْهَوَاءِ.
5- عَلِيُّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ قالَ: خَرَجَ أَبُو حَنِيفَةَ مِنْ عِنْدِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام وَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَائِمٌ وَ هُوَ غُلَامٌ فَقالَ لَهُ أَبُو حَنِيفَةَ: يَا غُلَامُ أَيْنَ يَضَعُ الْغَريبُ بِبَلَدِكُمْ؟
فَقالَ: اجْتَنِبْ أَغْنِيَةَ الْمَسَاجِدِ، وَ شُطُوطَ الأَنْهَارِ، وَ مَسَاقِطَ الثَّمَارِ، وَ مَنَازِلَ النزالِ، وَلَا تَسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ بِغَائِطِ وَ لَا بَوْلٍ، وَ ارْفَعْ ثَوْبَكَ وَضَعْ حَيْثُ شِئْتَ.
3- محمدبن یحیی در روایت مرفوعه می گوید: از امام کاظم علیه السلام از چگونگی رفع حاجت پرسیدند.
فرمود: رو به قبله و پشت به آن رو به روی باد و پشت به آن ننشینید.
در حدیثی دیگر روایت شده است که حضرتش فرمود: رو به روی آفتاب و ماه ننشینید.
4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نهی فرموده که مردی بر روی پشت بام یا مکانی مرتفع ادرار کند و آن را از بالا به سوی پایین در هوا رها کند.
5- علی بن ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید: ابو حنیفه از حضور امام صادق علیه السلام بیرون آمد و امام کاظم علیه السلام- که در آن هنگام نوجوان بود - در آن جا ایستاده بود. ابو حنیفه به او گفت: ای جوان در شهر شما شخص غریب کجا باید قضای حاجت کند؟
فرمود: از صحن مساجد، کنار نهرها، زیر درختان میوه دار جای فرود آمدن مسافران اجتناب کن و رو به قبله بول و غایط نکن، آن گاه لباس خود را بالا بزن و هر جا که خواستی قضای حاجت کن.
ص: 68
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
ثَلَاثُ خِصَالٍ مَلْعُونٌ مَنْ فَعَلَهُنَّ : الْمُتَغَوِّطُ فِي ظِلَّ النَّزَّالِ، وَ الْمَانِعُ الْمَاءَ الْمُنْتَابَ، وَ سَادُّ الطَّرِيقِ الْمَسْلُوكِ.
(12)
بَابُ الْقَوْلِ عِنْدَ دُخُولِ الْخَلَاءِ وَ عِنْدَ الْخُرُوج وَ الِاسْتِنْجَاءِ وَ مَنْ نَسِيَهُ وَ التَّسْمِيَةِ عِنْدَ الدُّخُولِ وَ عِنْدَ الْوُضُوءِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
6 - ابراهیم کرخی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
به ویژگی است که هرکه آن ها را انجام دهد، ملعون است:
دفع مدفوع در محل فرود مسافران مانع شدن از آب نوبتی و بستن راه رفت و آمد مردم.
1- معاوية بن عمار :گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:-
ص: 69
إِذَا دَخَلْتَ الْمَخْرَجَ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْخَبِيثِ الْمُخْبِثِ الرِّجْسِ النَّجْسِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ».
فَإِذَا خَرَجْتَ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي مِنَ الْخَبِيثِ الْمُخْبِثِ وَ أَمَاطَ عَنِّي الأذى».
وَإِذَا تَوَضَّأْتَ فَقُلْ: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذًا سَمَّيْتَ فِي الْوُضُوءِ طَهُرَ جَسَدُكَ كُلُّهُ، وَإِذَا لَمْ تُسَمِّ لَمْ يَطْهُرْ مِنْ جَسَدِكَ إِلَّا مَا مَرَّ عَلَيْهِ الْمَاءُ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: سَمِعْتُ الرَّضَا لا يَقُولُ:
يُسْتَنْجَى وَ يُغْسَلُ مَا ظَهَرَ مِنْهُ عَلَى الشَّرْج، وَ لَا تُدْخَلُ فِيهِ الْأَنْمْلَةُ.
هرگاه به مستراح وارد شدی بگو «بسم الله اني أعوذ بك من الخبيث المخبث الرجس الشيطان الرجیم» پس چون بیرون آیی بگو: «بسم الله الحمد لله الذي عافانى من الخبيث المخبث و أماط عنی الأذى» و به هنگام شست و شو بگو: «اشهد ان لا اله الا الله، اللهم اجعلني من التوابين و اجعلني من المطهرين و الحمد لله ربّ العالمين».
2- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه به هنگام وضو «بسم الله» بگویی تمامی بدنت پاک می شود و اگر نگویی، تنها آن قسمت از بدنت که آب بر آن رسیده پاک می شود.
3- ابراهيم بن ابی محمود گوید: از امام رضا علیه السلام او شنیدم که می فرمود: به هنگام استنجا باید پیرامون حلقه دبر شسته شود و نباید انگشت داخل آن کرد.
ص: 70
4- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتَهُ عَن الرَّجُل إِذا أَرَادَ أَنْ يَسْتَنْجِي بِأَيْمَا يَبْدَأُ بِالْمَقْعَدَةِ، أَوْ بِالْإِحْليل؟
فَقَالَ: بِالْمَقْعَدَةِ ثُمَّ بِالْإِحْلِيلِ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم أَنْ يَسْتَنْجِيَ الرَّجُلُ بِيَمِينِهِ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا تَقُولُ فِي الْغَيِّ يُتَّخَذُ مِنْ حِجَارَةِ زُمُرُّدٍ؟
قالَ: لَا بَأْسَ بِهِ، وَ لَكِنْ إِذَا أَرَادَ الِاسْتِنْجَاءَ نَزَعَهُ.
7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ التَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ:
الاسْتِنْجَاءُ بِالْيَمِينِ مِنَ الْجَفَاءِ.
وَ رُوِيَ أَنَّهُ إِذَا كَانَتْ بِالْيَسَارِ عِلَّةٌ.
4- عمار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی که می خواهد طهارت بگیرد و استنجا کند از کجا باید شروع نماید؟ از مقعد یا از آلت؟
فرمود: مقعد سپس آلت.
5- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نهی فرموده که انسان با دست راست خود، طهارت بگیرد.
6- علی بن حسین بن عبدربه (که از وکلای امام هادی علیه السلام بود) گوید: به حضرتش گفتم: درباره نگینی که از سنگ زمرد ساخته شده است چه می فرمایید؟
فرمود: ایرادی به آن نیست ولی به هنگام طهارت باید از دست بیرون آورده شود.
7- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
طهارت و استنجا با دست راست از جفا کاری است.
و روایت شده است اگر دست چپ دچار عارضه و بیماری شده باشد می توان با دست راست طهارت گرفت.
ص: 71
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا انْقَطَعَتْ دِرَّةُ الْبَوْلِ فَصُبَّ الْمَاءَ.
9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: لِلاسْتِنْجَاءِ حَدٌ؟
قالَ: لَا يُنَقَّى مَا ثَمَّةَ.
قُلْتُ: فَإِنَّهُ يُنَقَّى مَا ثَمَّةَ وَ يَبْقَى الرِّيحُ.
قَالَ: الرِّيحُ لَا يُنْظَرُ إِلَيْهَا.
10- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُل يَبُولُ فَيُصِيبُ فَخِذَهُ وَ رُكْبَتَهُ قَدْرَ نُكْتَةٍ مِنْ بَوْلٍ، فَيُصَلَّى ثُمَّ يَذْكُرُ بَعْدُ أَنَّهُ لَمْ يَغْسِلُهُ.
قالَ: يَغْسِلُهُ وَ يُعِيدُ صَلَاتَهُ.
8- جمیل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه قطره های ادرار قطع شد، آب بریز.
9- ابن مغیره گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم آیا طهارت و استنجا حد و اندازه معینی دارد؟
فرمود: نه فقط آن چه که در آن جاست، باید پاک شود.
گفتم: آن چه که آن جاست پاک می شود، ولی بوی آن می ماند؟
فرمود: به بو اعتنایی نمی شود.
10- حسن بن زیاد گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیده شد فردی که بول می کند و ران و زانوی او به اندازهٔ نقطه ای به ادرار آلوده می شود سپس نماز می خواند و بعد به یادش می آید که آن را نشسته است (چه حکمی دارد؟).
فرمود: باید آن را بشوید و نمازش را دوباره بخواند.
ص: 72
11- مُحَمَّدُبْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يُرِيدُ أَنْ يَسْتَنْجِيَ كَيْفَ يَقْعُدُ؟
قالَ: كَمَا يَقْعُدُ لِلْغَائِطِ.
وَ قالَ: إِنَّمَا عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ مَا ظَهَرَ مِنْهُ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ بَاطِنَهُ.
12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمِ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِالله علیه السلام: أَنَّ النَّبِيَّ علیه السلام آلَ لِبَعْضِ نِسَائِهِ:
مُرِي نِسَاءَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَسْتَنْجِينَ بِالْمَاءِ وَ يُبَالِغْنَ، فَإِنَّهُ مَطْهَرَةٌ لِلْحَوَاشِي وَ مَذْهَبَةٌ لِلْبَوَاسِير.
13- مُحَمَّدُبْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: فِي قَوْلِ اللَّهِ: (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ المُتَطَهِّرِينَ).
11- عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی که می خواهد طهارت بگیرد، چگونه باید بنشیند؟
فرمود: همان طوری که برای دفع مدفوع می نشیند و فرمود: باید بیرون آن را - نه درونش را - بشوید.
12- مسعدة بن زیاد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
پیامبر گرامی صلی الله علیه واله وسلم به یکی از همسرانش فرمود: به زنان مؤمن امر کن که با آب طهارت کنند و خود را خوب بشویند زیرا که شستن با آب پاک کننده اطرف و از بین برنده بواسیر است.
13- جميل بن دراج گوید: امام صادق علیه السلام درباره کلام خدای که می فرماید: «خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست می دارد» فرمود: -
ص: 73
قالَ: كَانَ النَّاسُ يَسْتَنْجُونَ بِالْكُرْسُفِ وَ الْأَحْجَارِ، ثُمَّ أُحْدِثَ الْوُضُوءُ وَ هُوَ خُلُقُ كَرِيمٌ، فَأَمَرَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ صَنَعَهُ، وَ أَنْزَلَ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ: (إِنَّ اللهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ).
14- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: تَوَضَّأْتُ يَوْماً وَ لَمْ أَغْسِلْ ذَكَرِي، ثُمَّ صَلَّيْتُ فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام.
فَقالَ: اغْسِلْ ذَكَرَكَ وَأَعِدْ صَلَاتَكَ.
15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فِي الرَّجُلِ يَبُولُ فَيَنْسَى غَسْلَ ذَكَرِهِ ثُمَّ يَتَوَضَّأُ وُضُوءَ الصَّلَاةِ.
قالَ: يَغْسِلُ ذَكَرَهُ يُعِيدُ الصَّلَاةَ، وَ لَا يُعِيدُ الْوُضُوءَ.
16- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أبي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي الرَّجُل يَبُولُ ويَنْسَى أَنْ يَغْسِل ذكرَهُ حَتَّى يَتوضأ وَ يُصَلَّى.
قالَ: يَغْسِلُ ذَكَرَهُ وَ يُعِيدُ الصَّلَاةَ وَ لَا يُعِيدُ الْوُضُوءَ.
مردم با پنبه و سنگ ها خود را پاک می نمودند سپس شستن با آب مرسوم شد که این عمل کرداری بزگوارانه است.رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم به آن امر فرمود و به آن عمل کرد و خدا در کتابش نازل کرد که خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست می دارد.
14- زراره گوید: روزی وضو گرفتم ولی آلت خود را نشستم و همان گونه نماز خواندم. پس از امام صادق علیه السلام در این باره پرسیدم؟
فرمود: آلت خود را بشوی و نمازت را اعاده کن.
15- على بن یقطین گوید: امام کاظم علیه السلام در مورد فردی که ادرار کرده و فراموش نموده آلت خود را بشوید، سپس وضو گرفته و نماز خوانده فرمود:
آلت خود را بشوید، نمازش را اعاده کند؛ ولی اعاده وضو لازم نیست.
16- نظیر همین را یکی از اصحاب ما از امام صادق علیه السلام نقل می کند.
ص: 74
17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قالَ: أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:
إِذَا دَخَلْتَ الْغَائِطَ فَقَضَيْتَ الْحَاجَةَ فَلَمْ تُهَرِقِ الْمَاءَ ثُمَّ تَوَضَّأْتَ وَ نَسِيتَ أَنْ تَسْتَنْجِيَ فَذَكَرْتَ بَعْدَ مَا صَلَّيْتَ فَعَلَيْكَ الْإِعَادَةُ، وَ إِنْ كُنْتَ أَهْرَقْتَ الْمَاءَ فَنَسِيتَ أَنْ تَغْسِلَ ذَكَرَكَ حَتَّى صَلَّيْتَ، فَعَلَيْكَ إِعَادَةُ الْوُضُوءِ وَالصَّلَاةِ وَ غَسْلُ ذَكَرِكَ، لِأَنَّ الْبَوْلَ لَيْسَ مِثْلَ الْبَرَازِ.
(13)
بَابُ الِاسْتِبْرَاءِ مِنَ الْبَوْلِ وَ غَسْلِهِ وَ مَنْ لَمْ يَجِدِ الْمَاءَ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لأبي جَعْفَرٍ علیه السلام: رَجُلٌ بَالَ وَ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ مَاءٌ.
فَقالَ: يَعْصِرُ أَصْلَ ذَكَرِهِ إِلَى طَرَفِهِ ثَلَاثَ عَصَرَاتٍ وَ يَكْتُرُ طَرَفَهُ، فَإِنْ خَرَجَ بَعْدَ ذَلِكَ شَيْءٌ فَلَيْسَ مِنَ الْبَوْلِ، وَ لَكِنَّهُ مِنَ الْحَبَائِل.
17 - سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر قضای حاجت نمودی ولی بول نکردی سپس وضو گرفتی و فراموش نمودی که طهارت بگیری و بعد از خواندن نماز به یاد آوردی که چنین کرده ای، اعاده نماز بر تو لازم است و اگر بول کردی و فراموش نمودی آلت خود را بشویی و نماز خواندی، بر تو اعاده وضو، نماز و شستن آلت لازم است؛ زیرا بول همانند مدفوع نیست.
1- محمدبن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم مردی بول می کند و آبی ندارد که خود را بشوید، حکمش چیست؟
فرمود: باید بی آلت خود را تا نوک آن سه بار بفشارد و نوک آن را فشار دهد، پس اگر بعد از آن چیزی بیرون آید، بول نیست بلکه رطوبتی است که از رگ ها خارج می شود.
ص: 75
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبِي دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ بَالَ ثُمَّ تَوَضَّأَ وَقَامَ إِلَى الصَّلَاةِ فَوَجَدَ بَلَلاً.
قالَ: لَا يَتَوَضَّا، إِنَّمَا ذَلِكَ مِنَ الْحَبَائِلِ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ صَفْوَانَ قالَ: سَأَلَ الرَّضَا علیه السلام رَجُلٌ وَ أَنَا حَاضِرٌ. فَقَالَ: إِنَّ بِي جُرْحاً فِي مَقْعَدَتِي فَأَتَوَضَّأُ وَ أَسْتَنْجِي ثُمَّ أَجِدُ بَعْدَ ذَلِكَ النَّدَى وَ الصُّفْرَةَ مِنَ الْمَقْعَدَةِ أَ فَأُعِيدُ الْوُضُوءَ؟
فَقَالَ: وَ قَدْ أَنْقَيْتَ؟
فَقالَ: نَعَمْ.
قالَ: لَا ، وَ لَكِنْ رُشْهُ بِالْمَاءِ وَلَا تُعِدِ الْوُضُوء.
أَحْمَدُ عَنْ أَبِي نَصْرِ قَالَ: سَأَلَ الرَّضَا علیه السلام رَجُلٌ بِنَحْرٍ حَدِيثِ صَفْوَانَ.
2- ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی بول می کند سپس وضو می گیرد و به نماز می پردازد سپس رطوبتی در خود می یابد فرمود: اعاده وضو لازم نیست؛ زیرا این ،رطوبت از رگ های آلت است.
3- صفوان گوید: من خدمت امام رضا علیه السلام حاضر بودم که مردی از حضرتش پرسید: در نشیمنگاه من زخمی است طهارت می گیرم وضو می سازم پس از آن در بدن خود رطوبت و نمی زرد رنگ می یابم. آیا وضو را اعاده نمایم؟
فرمود: آیا خود را خوب پاک نمودی؟
مرد گفت: آری.
امام علیه السلام فرمود: اعاده وضو لازم نیست ولی آن جا را با آب بشوی.
ابی نصر گوید: نظیر حدیث صفوان را فرد دیگری از امام رضا علیه السلام پرسید.
ص: 76
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانِ بْن سَدِير قالَ: سَمِعْتُ رَجُلاً سَأَلَ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فَقالَ: رُبَّمَا بُلْتُ وَ لَمْ أَقْدِرْ عَلَى الْمَاءِ وَ يَشْتَدُّ عَلَيَّ ذَلِكَ.
فَقالَ: إِذَا بُلْتَ وَ تَمَسَّحْتَ فَامْسَحْ ذَكَرَكَ بِرِيقِكَ، فَإِنْ وَجَدْتَ شَيْئاً، فَقُلْ: هَذَا مِنْ ذَاكَ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: قُلْتُ لأَبي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: الرَّجُلُ يَعْتَرِيهِ الْبَوْلُ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى حَبْسِهِ.
قالَ: فَقالَ: لِي إِذَا لَمْ يَقْدِرْ عَلَى حَبْسِهِ، فَاللَّهُ أَوْلَى بِالْعُذْرِ يَجْعَلُ خَرِيطَةٌ.
6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَبْدِ الرَّحْمَانِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فِي خَصِي يَبُولُ فَيَلْقَى مِنْ ذَلِكَ شِدَّةً وَ يَرَى الْبَلَلَ بَعْدَ الْبَلَل. قالَ: يَتَوَضَّأُ ثُمَّ يَنْتَضِحُ فِي النَّهَارِ مَرَّةً وَاحِدَةً.
4- حنان بن سدیر گوید: از مردی شنیدم که از امام صادق علیه السلام پرسید: گاهی ادرار می کنم و دست رسی بر آب ندارم و این امر بر من سخت است؟
امام فرمود: هرگاه بول کردی، آلت خود را بفشار سپس از آب دهانت بر آن بمال، پس اگر چیزی دیدی نزد خود چنین بگو که این رطوبت آب دهان است. (1)
5- منصور بن حازم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی بولش می ریزد و نمی تواند آن را کنترل کند (وظیفه او چیست؟)
فرمود: اگر نمی تواند آن را کنترل کند خداوند بر پذیرش عذر مردم سزاوارتر است پس بایستی کیسه ای با خود داشته باشد.
6- سعدان عبد الرحمان گوید: طی نامه ای به امام کاظم علیه السلام نوشتم مردی است که بیضه او را کشیده اند، و در موقع ادرار به سختی می افتد و پی در پی رطوبتی می بیند.
امام پاسخ فرمود: باید وضو گیرد ولی در روز یک مرتبه بایستی خود را پاک کند.
ص: 77
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْبَوْلِ يُصِيبُ الْجَسَدَ.
قالَ: صُبٌ عَلَيْهِ الْمَاءَ مَرَّتَيْن.
وَ رُوِيَ أَنَّهُ يُجْزِئُ أَنْ يَغْسِلَ بِمِثْلِهِ مِنَ الْمَاءِ إِذَا كَانَ عَلَى رَأْسِ الْحَشَفَةِ وَ غَيْرِهِ. وَ رُوِيَ أَنَّهُ مَاءً لَيْسَ بِوَسَخِ فَيَحْتَاجَ أَنْ يُدْلَكَ.
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَوْحِ بْنِ عَبْدِ الرَّحِيمِ قَالَ: بَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام وَ أَنَا قَائِمٌ عَلَى رَأْسِهِ، وَ مَعِي إِدَاوَةٌ - أَوْ قَالَ: كُوزٌ - فَلَمَّا انْقَطَعَ شَخْبُ الْبَوْلِ قَالَ بِيَدِهِ هَكَذَا إِلَيَّ.
فَنَاوَلْتُهُ بِالْمَاءِ فَتَوَضَّأَ مَكَانَهُ.
7- حسین بن ابی علاء گوید: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ ادراری که بدن را نجس می کندپرسیدم؟
فرمود: دو مرتبه بر آن آب بریز.
در روایت دیگری آمده است این نجاست را می توان با آبی که به مقدار همان نجاست است پاک کرد هر گاه این نجاست در سر آلت و جز آن باشد.
و روایت شده است: این نجاست همانند آب است که نجس نیست که به مالیدن نیاز داشته باشد.
8- روح بن عبد الرحیم گوید: امام صادق علیه السلام به مستراح رفت و ادرار کرد، من آفتابه یا کوزه ای همراه داشتم پس چون تمام شد با دست خود این چنین به سوی من اشاره فرمود و من آب را به ایشان دادم پس حضرتش خود را شست و شو کرد.
ص: 78
(14)
بَابُ مِقْدَارِ الْمَاءِ الَّذِي يُجْزِئُ لِلْوُضُوءِ وَالْغُسْلِ وَ مَنْ تَعَدَّى فِي الْوُضُوءِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
يَأْخُذُ أَحَدُكُمُ الرَّاحَةَ مِنَ الدُّهْنِ فَيَمْلَأُ بِهَا جَسَدَهُ، وَالْمَاء أَوْسَعُ مِنْ ذَلِكَ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
إِنَّمَا الْوُضُوءُ حَدٌ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يُطِيعُهُ وَ مَنْ يَعْصِيهِ، وَإِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يُنَجِّسُهُ شَيْءٌ إِنَّمَا يَكْفِيهِ مِثْلُ الدَّهْنِ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ دَاوُدَ بْن فَرْقَدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
1- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
یکی شما می تواند با مشتی روغن تمامی بدن خود را آغشته کند و حال آن که آب فراتر از روغن است.
2- زراره و محمدبن مسلم گویند: امام باقر علیه السلام فرمود:
وضو حدّی از حدود خداوند است تا خداوند بداند چه کسی او را اطاعت و چه کسی او را نافرمانی می کند. به راستی که چیزی مؤمن را نجس نمی سازد؛ بلکه آبی که به اندازه
روغن است که به بدن می مالند - برای او کفایت می کند.
3- داوود بن فرقد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: -
ص: 79
إنَّ أَبِي كَانَ يَقُولُ: إِنَّ لِلْوُضُوءِ حَداً مَنْ تَعَدَّاهُ لَمْ يُؤْجَرْ، وَكَانَ أَبِي يَقُولُ: إِنَّمَا يَتَلده.
فَقَالَ: لَهُ رَجُلٌ وَ مَا حَدُّهُ؟
قالَ: تَغْسِلُ وَجْهَكَ وَ يَدَيْكَ وَ تَمْسَحُ رَأْسَكَ وَرِجْلَيْكَ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
ما الْجُنُبُ مَا جَرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ مِنْ جَسَدِهِ قَلِيلُهُ وَكَثِيرُهُ فَقَدْ أَجْزَأَهُ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السلام قالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ غُسْلِ الْجَنَابَةِ كَمْ يُجْزِئُ مِنَ الْمَاء.
فَقالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ علیه السلام يَغْتَسِلُ بِخَمْسَةِ أَمْدَادٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ صَاحِبَتِهِ وَ يَغْتَسِلَانِ جَمِيعاً مِنْ إِنَاءٍ وَاحِدٍ.
پدرم همواره میفرمود برای وضو حدّی معین .است هر کس از آن بگذرد، پاداشی ندارد.
پدرم همواره می فرمود: اهل سنت در مورد وضو مخاصمه و مجادله می نمایند مردی به حضرتش گفت: اندازه آن چیست؟
فرمود: صورت و دو دست خود را می شویی و بر سر و دو پایت مسح می کنی.
4- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
آبی که بر بدن جنب در هنگام غسل کم باشد و زیاد جاری می شود، کافی است.
5- محمد بن مسلم گوید: از یکی دو (امام باقر و امام صادق علیهما السلام) پرسیدم چه مقدار آب برای غسل جنابت کفایت می کند؟
فرمود: رسول خدا علیه السلام خود و همسرش با پنج مد آب از یک ظرف غسل می نمودند.
ص: 80
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
يُجْزِتُكَ مِنَ الْغُسْلِ وَ الِاسْتِنْجَاءِ مَا مُلِئَتْ يَمِينُكَ.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ جَمِيلِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ فِي الْوُضُوءِ.
قالَ: إِذَا مَسَّ جِلْدَكَ الْمَاءُ فَحَسْبُكَ.
8- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يُجْنِبُ فَيَرْتَمِسُ فِي الْمَاءِ ارْتِمَاسَةً وَاحِدَةً فَيَخْرُجُ يُجْزِتُهُ ذَلِكَ مِنْ غُسْلِهِ.
قالَ: نَعَمْ.
9- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ لِلَّهِ مَلَكاً يَكْتُبُ سَرَفَ الْوَضُوءِ كَمَا يَكْتُبُ عُدْوَانَهُ.
6- هارون بن حمزه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
برای غسل و طهارت به مقداری که دست راست خود را از آب پر کنی، برای تو کفایت می نماید.
7- زراره گوید: امام باقر علیه السلام درباره وضو فرمود هر گاه آب به پوست تو رسید، برای تو کافی است.
8- سکونی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی جنب می شود و یک باره در آب فرو می رود و بیرون می آید آیا آن از غسل کفایت می نماید؟
فرمود: آری.
9- حریز گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند را فرشته ای است که اسراف در وضو را می نویسد آن سان که زیاده روی از حدود را می نویسد.
ص: 81
(15)
بَابُ السِّوَاكِ
1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
رَكْعَتَانِ بِالسَّوَاكِ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ رَكْعَةً بِغَيْرِ سِوَاكِ.
قالَ: قالَ: رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم: لَوْ لَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي لَأَمَرْتُهُمْ بِالسَّوَاكِ مَعَ كُلِّ صَلَاةٍ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ السَّوَاك.
1- عبدالله بن میمون گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
دو رکعت نماز با مسواک زدن بهتر از هفتاد رکعت نماز بدون مسواک زدن است.
حضرتش فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود: اگر بر امتم سخت نبود به راستی که مردم را به مسواک زدن برای هر نماز دستور می دادم.
2- ابی اسامه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
مسواک زدن از روش و سنت های پیامبران است.
ص: 82
3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه واله وسلم.
مَا زَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام يُوصِينِي بِالسَّوَاكِ حَتَّى خِفْتُ أَنْ أُحْفِيَ، أَوْ أَدْرَدَ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام فِي السَّوَاكِ قَالَ:
لَا تَدَعْهُ فِي كُلِّ ثَلاث ولو أن ثمره مرةٌ.
5- عَلِيٌّ بِإِسْنَادِهِ قالَ: أَدْنَى السِّوَاكِ أَنْ تَدْلُكَ بِإِصْبَعِكَ.
6- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْمُعَلَّى أَبِي عُثْمَانَ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ السَّوَاكِ بَعْدَ الْوُضُوءِ.
فَقالَ: الاسْتِيَاكُ قَبْلَ أَنْ تَتَوَضَّاً.
قُلْتُ: أَ رَأَيْتَ إِنْ نَسِيَ حَتَّى يَتَوَضَّأَ؟
قالَ: يَسْتَاكُ ثُمَّ يَتَمَضْمَضُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. وَ رُوِيَ أَنَّ السُّنَّةَ فِي السَّوَاكِ فِي وَقْتِ السَّحَرِ.
3- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
همواره جبرئیل علیه السلام مرا به مسواک زدن سفارش می نمود به گونه ای که بیم داشتم که در اثر مسواک زیاد دندان هایم از بین برود.
4- یکی از راویان گوید: ابو جعفر علیه السلام در مورد مسواک زدن فرمود:
مسواک زدن را سه روز متوالی ترک نکن گرچه یک بار مسواک را به دندان بمالی.
5- علی با سندش نقل می کند که حضرتش فرمود:
کم ترین مقدار مسواک زدن آن است که انگشت خود را بر دندان هایت بسایی.
6- معلی بن خنیس گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مسواک زدن پس از وضو پرسیدم؟
فرمود: مسواک زدن پیش از وضو است.
گفتم: اگر کسی فراموش کرد و پس از وضو به یادش آمد چه کند؟
فرمود: باید مسواک زند و بعد از آن سه مرتبه آب در دهانش بگرداند.
و روایت شده سنت است که به هنگام سحر مسواک زده شود.
ص: 83
7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي بَكْرِ بْنِ أَبِي سَمَّاكٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
إِذَا قُمْتَ بِاللَّيْلِ فَاسْتَكَ، فَإِنَّ الْمَلَكَ يَأْتِيكَ فَيَضَعُ فَاهُ عَلَى فِيكَ، وَ لَيْسَ مِنْ حَرْفٍ تَتْلُوهُ وَ تَنْطِقُ بهِ إِلَّا صَعِدَ بهِ إِلَى السَّمَاءِ، فَلْيَكُن فُوكَ طَيِّبَ الرّيح.
(16)
بَابُ الْمَضْمَضَةِ وَالِاسْتِنْشَاقِ.
1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَكَمِ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
سألته عن الْمُضْمَضَةِ وَالِاسْتِنْشَاقِ أَمِنَ الْوُضُوءِ هِيَ؟
قال: لا.
7- ابو بکر بن ابی سماک گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هنگامی که شب بر می خیزی مسواک کن؛ زیرا فرشته نزد تو می آید و دهان خود را بر دهان تو می گذارد و هیچ حرفی و سخنی نمی گویی، مگر آن که آن را به سوی آسمان بالا می برد پس باید دهانت خوشبو باشد.
1- حكم بن حکیم گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مضمضه و استنشاق پرسیدم که آیا جزو وضو است؟
فرمود: نه.
ص: 84
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ شَاذَانَ بْنِ الْخَلِيلِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْمَضْمَضَةِ وَالاسْتِنْشَاقِ.
قالَ: لَيْسَ هُمَا مِنَ الْوُضُوءِ، هُمَا مِنَ الْجَوْفِ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لَيْسَ عَلَيْكَ مَضْمَضَةٌ وَ لَا اسْتِنْشَاقٌ، لِأَنَّهُمَا مِنَ الْجَوْفِ.
(17)
بَابُ صِفَةِ الْوُضُوءِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ أَبَانِ وَ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: حَكَى لَنَا أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.
2- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مضمضه و استنشاق پرسیدم:
فرمود: این دو عمل جزو وضو نیستند، بلکه مربوط به درون بدن هستند.
3- ابو بكر حضر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: لازم نیست به هنگام وضو، مضمضه و استنشاق کنی؛ چرا که این دو عمل، مربوط به درون بدن هستند.
1- زراره :گوید امام باقر علیه السلام وضوی رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را برای ما این گونه بازگو کرد.
ص: 85
فَدَعَا بِقَدَحٍ فَأَخَذَ كَفَّاً مِنْ مَاءٍ فَأَسْدَلَهُ عَلَى وَجْهِهِ، ثُمَّ مَسَحَ وَجْهَهُ مِنَ الْجَانِبَيْنِ جَمِيعاً، ثُمَّ أَعَادَ يَدَهُ الْيُسْرَى فِي الْإِنَاءِ فَأَسْدَلَهَا عَلَى يَدِهِ الْيُمْنَى، ثُمَّ مَسَحَ جَوَانِبَهَا ثُمَّ أَعَادَ الْيُمْنَى فِي الْإِنَاءِ فَصَبَّهَا عَلَى الْيُسْرَى، ثُمَّ صَنَعَ بِهَا كَمَا صَنَعَ باليمنى، ثُمَّ مَسَحَ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ، وَ لَمْ يُعِدُهُمَا فِي الْإِنَاءِ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ دَاوُدَ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: أَ لَا أَحْكِي لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم؟
فَأَخَذَ بِكَفِّهِ الْيُمْنَى كَفَاً مِنْ مَاءٍ فَغَسَلَ بِهِ وَجْهَهُ ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِهِ الْيُسْرَى كَفَاً مِنْ مَاءٍ فَغَسَلَ بِهِ يَدَهُ الْيُمْنَى ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِهِ الْيُمْنَى كَفَّاً مِنْ مَاءٍ فَغَسَلَ بِهِ يَدَهُ الْيُسْرَى، ثُمَّ مَسَحَ بِفَضْلِ يَدَيْهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
حضرتش کاسه آبی خواست کفی از آب برداشت، آن را به صورت خود ریخت، سپس دست خود را از هر دو طرف بر صورت خود کشید بعد از آن با دست چپ از ظرف، کفی از آب برداشت و بر دست راستش ریخت و تمامی اطراف آن را دست کشید سپس با دست راست از ظرف کفی آب برداشت و آن را بر دست چپ خود ریخت و همان کاری را که با دست راست انجام داده بود با این دست نیز انجام داد آن گاه با آب مانده سر و پاهای خود را مسح کرد و دیگر دست ها را به ظرف آب نزد.
2- بكير بن اعین گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: آیا وضوی پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم را برای شما بازگو نمایم؟
پس حضرتش با دست راست خود کفی آب برداشت و صورت خود را شست. آن گاه با دست چپ کفی آب برداشت و دست راست خود را شست سپس با دست راست خود کفی آب برداشت و دست چپ خود را شست آن گاه با ماندۀ آب به سر و دو پایش مسح کرد.
3- محمدبن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
ص: 86
يَأْخُذُ أَحَدُكُمُ الرَّاحَةَ مِنَ الدُّهْنِ فَيَمْلَأُ بِهَا جَسَدَهُ، وَ الْمَاءُ أَوْسَعُ مِنْ ذَلِكَ أَلَا أحكي لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم؟
قُلْتُ: بَلَى.
قالَ: فَأَدْخَلَ يَدَهُ فِي الْإِنَاءِ وَ لَمْ يَغْسِلْ يَدَهُ، فَأَخَذَ كَفَّاً مِنْ مَاءٍ فَصَبَّهُ عَلَى وَجْهِهِ ثُمَّ مَسَحَ جَانِبَيْهِ حَتَّى مَسَحَهُ كُلَّهُ، ثُمَّ أَخَذَ كَفَاً آخَرَ بِيَمِينِهِ فَصَبَّهُ عَلَى يَسَارِهِ ثُمَّ غَسَلَ بِهِ ذِرَاعَهُ الْأَيْمَنَ، ثُمَّ أَخَذَ كَفْاً آخَرَ فَغَسَلَ بِهِ ذِرَاعَهُ الْأَيْسَرَ، ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ.
4- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ عِيسَى عَنْ حَريرٌ عَنْ زُرَارَةَ قالَ:
قالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: أَلَا أَحْكِي لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم؟
هر کدام از شما با کفی از روغن همه بدنش را روغن مالی می کند با آن که آب از آن گسترده تر و فراتر است آیا می خواهید وضوی پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم را برای شما باز گویم؟
عرض کردم: آری.
حضرتش دست به داخل ظرف برد، ولی دستش را نشست، بلکه کفی آب برداشت و بر صورتش ریخت آن گاه به دو طرف صورت و همۀ آن مسح کرد. سپس کفی دیگر با دست راست برداشت و بر دست چپش ریخت و بازوی راستش را شست، سپس با کف دیگری بازوی چپش را شست بعد با ماندهٔ آب به سر و پاهایش مسح سح کشید.
4- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: آیا از وضوی رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم برای شما سخن نگویم؟
ص: 87
فَقُلْنَا: بَلَى.
فَدَعَا بِقَعْبِ فِيهِ شَيْءٌ مِنْ مَاءٍ، ثُمَّ وَضَعَهُ بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ حَسَرَ عَنْ ذِرَاعَيْهِ ثُمَّ غَمَسَ فِيهِ كَفَّهُ الْيُمْنَى.
ثُمَّ قَالَ: هَكَذَا إِذَا كَانَتِ الْكَفُّ طَاهِرَةً، ثُمَّ غَرَفَ فَمَلَأَهَا مَاءً فَوَضَعَهَا عَلَى حسنه.
ثُمَّ قالَ: «بِسْمِ اللَّهِ» وَ سَدَلَهُ عَلَى أَطْرَافِ لِحْيَتِهِ، ثُمَّ أَمَرَّ يَدَهُ عَلَى وَجْهِهِ وَ ظَاهِرِ جَبِينِهِ مَرَّةً وَاحِدَةً، ثُمَّ غَمَسَ يَدَهُ الْيُسْرَى فَغَرَفَ بِهَا مِلأَهَا ثُمَّ وَضَعَهُ عَلَى مِرْفَقِهِ الْيُمْنَى وَ أَمَرَّ كَفَّهُ عَلَى سَاعِدِهِ حَتَّى جَرَى الْمَاءُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِهِ، ثُمَّ غَرَفَ بِيَمِينِهِ مِلأَهَا فَوَضَعَهُ عَلَى مِرْفَقِهِ الْيُسْرَى وَ أَمَرَّ كَفَّهُ عَلَى سَاعِدِهِ حَتَّى جَرَى الْمَاءُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِهِ، وَ مَسَحَ مُقَدَّمَ رَأْسِهِ وَ ظَهْرَ قَدَمَيْهِ بِبِلَّةِ يَسَارِهِ وَ بَقِيَّةِ بِلَّةِ يُمْنَاهُ.
گفتیم بفرمایید.
امام علیه السلام ظرف بزرگی که در آن مقداری آب بود، خواست و آن را پیش روی خود نهاد، سپس آستین دو دست مبارک خود را بالا زد و دست راست خود را در آب فرو برد و فرمود: این چنین باید کرد هنگامی که دست پاک باشد.
سپس کف خود را پر از آب کرد و آن دست را بر پیشانی مبارکش نهاد و فرمود: «بسم الله» و آب را بر اطراف محاسن خود جاری کرد سپس دست خود را یک بار بر صورت و ظاهر پیشانی کشید و پس از آن دست چپ خود را در آب فرو برد و کف خود را پر از آب کرد، سپس آن را بر روی آرنج دست راست نهاد و کف دست خود را بر روی بازو کشید تا این که آب بر اطراف سر انگشتان جاری شد سپس کف دست راست را از آب پر کرد و آن را بر آرنج دست چپش نهاد و کف دست را بر روی بازو کشید تا این که آب بر سر انگشتان جاری شد و پس از آن رطوبت مانده دست راست و دست چپ را بر جلوی سر و روی پاها را مسح نمود.
ص: 88
قالَ: وَ قالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام: إِنَّ اللَّهَ وَتُرٌ يُحِبُّ الْوَتْرَ، فَقَدْ يُجْزِئُكَ مِنَ الْوُضُوءِ ثَلَاتُ غُرَفَاتٍ وَاحِدَةٌ لِلْوَجْهِ، وَ اثْنَتَانِ لِلذِّرَاعَيْنِ وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ يُمْنَاكَ نَاصِيَتَكَ وَ مَا بَقِيَ مِنْ بِلَّةِ يَمِينِكَ ظَهْرَ قَدَمِكَ الْيُمْنَى وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ يَسَارِكَ ظَهْرَ قَدَمِكَ الْيُسْرَى.
قالَ زُرَارَةُ: قالَ أَبُو جَعْفَر علیه السلام: سَأَلَ رَجُلٌ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام عَنْ وُضُوءِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم فَحَكَى لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ.
5- علي بن إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرٍ عَلِيُّ بْنُ أَنَّهُمَا سَأَلَا أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ وُضُوءِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.
فَدَعَا بِطَسْتٍ - أَوْ تَوْرٍ - فِيهِ مَاءً فَغَمَسَ يَدَهُ الْيُمْنَى فَغَرَفَ بِهَا غُرْفَةٌ، فَصَبَّهَا عَلَى وَجْهِهِ فَغَسَلَ بِهَا وَجْهَهُ، ثُمَّ غَمَسَ كَفَّهُ الْيُسْرَى فَغَرَفَ بِهَا غُرْفَةٌ، فَأَفْرَغَ عَلَى ذِرَاعِهِ الْيُمْنَى فَغَسَلَ بِهَا ذِرَاعَهُ مِنَ الْمِرْفَقِ، إِلَى الْكَفِّ لَا يَرُدُّهَا إِلَى الْمِرْفَقِ ثُمَّ غَمَسَ كَفَّهُ الْيُمْنَى فَأَفْرَغَ بِهَا عَلَى ذِرَاعِهِ الْيُسْرَى مِنَ الْمِرْفَقِ وَ صَنَعَ بِهَا مِثْلَ مَا صَنَعَ بِالْيُمْنَى، ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثُ لَهُمَا مَاءً جَدِيداً.
زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: همانا خدا فرد است و عدد فرد را دوست می دارد. بنابراین، برای وضو سه مشت کافی است یک مشت برای صورت و دو مشت برای دو بازو و با رطوبت دست راست جلوی سر را و با مانده ،آن روی پای راستت و با رطوبت دست چپ روی پای چپ را مسح می نمایی.
زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: مردی از امیر مؤمنان على علیه السلام درباره وضوى رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پرسید.
امام علیه السلام بر همین شکل وضوی پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم را بازگو فرمود.
5- زراره و بکیر گویند: از امام باقر علیه السلام در مورد وضوی رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پرسیدیم؟
امام علیه السلام تشت - یا جام - آبی درخواست کرد سپس دست راست خود را در آن فرو برد و کفی آب بر داشته بر صورت مبارک خود ریخته و با آن صورتش را شست پس از آن دست چپ خود را در آن فرو برد و کفی آب برداشت، و بر باروزی دست راست خود ریخت و با آن بازویش را از آرنج تا کف دست شست و شو داد و دستش را به سمت آرنج برنگردانید. سپس دست راست را در آب فرو برده کفی آب برداشت و از آرنج به دست چپ ریخت و مانند دست راست انجام داد. آن گاه با رطوبت دست بر سر و دو پای مبارکش مسح کرد و برای این کار از آب دیگر استفاده نکرد.
ص: 89
ثم قال: وَلَا يُدْخِلُ أَصَابِعَهُ تَحْتَ الشَّرَاكِ.
قالَ: ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ) فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يَدَعَ شَيْئاً مِنْ وَجْهِهِ إِلَّا غَسَلَهُ وَ أَمَرَ بِغَسْلِ الْيَدَيْنِ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ، فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يَدَعَ شَيْئاً مِنْ يَدَيْهِ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ إِلَّا غَسَلَهُ، لأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ: (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ).
ثُمَّ قَالَ: (وَ امْسَحُوا بِرُوسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ)، فَإِذَا مَسَحَ بِشَيْءٍ مِنْ رَأْسِهِ، أَوْ بِشَيْءٍ مِنْ قَدَمَيْهِ مَا بَيْنَ الْكَعْبَيْنِ إِلَى أَطْرَافِ الْأَصَابِع فَقَدْ أَجْزَاهُ.
قالَ: فَقُلْنَا أَيْنَ الْكَعْبَانِ؟
قالَ: هَاهُنَا يَعْنِي الْمَفْصِلَ دُونَ عَظْمِ السَّاقِ.
فَقُلْنَا: هَذَا مَا هُوَ؟
فَقالَ: هَذَا مِنْ عَظْمِ السَّاقِ وَالْكَعْبُ أَسْفَلُ مِنْ ذَلِكَ.
فَقُلْنَا: أَصْلَحَكَ اللَّهُ فَالْغُرْفَةُ الْوَاحِدَةُ تُجْزِئُ لِلْوَجْهِ وَ غُرْفَةٌ لِلذَّرَاعٍ.
قالَ: نَعَمْ، إِذَا بَالَغْتَ فِيهَا وَ الثَّنْتَانِ تَأْتِيَانِ عَلَى ذَلِكَ كُلِّهِ.
سپس فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم انگشتان خود را در زیر بند نعلین نمی کرد.
راوی گوید: سپس حضرتش فرمود: خدای می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید آن گاه که به نماز می ایستید، صورت و دست های خود را بشویید» پس کسی نباید جایی از صورت خود را نشوید و نمی تواند جایی از دو دست خود را تا آرنج نشسته باقی بگذارد مگر این که آن را بشوید؛ زیرا خداوند می فرماید صورت و دست ها خود را از آرنج بشویید. سپس می فرماید: «سر و پاهای خود را تا قوزک مسح کنید».
بنابراین هرگاه شخصی مقداری از سر خود یا مقداری از دو پای خود، میان قوزک ها تا اطراف انگشتان را مسح کند کافی است.
گفتیم: دو قوزک پا کجا هستند؟
فرمود: این جا یعنی مفصل پایینی استخوان ساق.
پرسیدیم این جایی که می فرمایید چگونه است؟
فرمود: از استخوان ساق است و قوزک پایین تر از آن است.
گفتیم: خداوند کارهای شما را اصلاح نماید آیا یک کف آب برای صورت و یک کف برای بازو کافی است؟
فرمود: آری، اگر آب به حد کافی باشد و برای آن که کفایت کند، دو کف بس است.
ص: 90
6- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْوُضُوءِ لِلصَّلَاةِ.
فَقالَ: مَرَّةٌ مَرَّةٌ.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبِي دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ مَيْسَرَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
الْوُضُوءُ وَاحِدَةٌ وَاحِدَةٌ وَ وَصَفَ الْكَعْبَ فِي ظَهْرِ الْقَدَمِ.
8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ:
كُنْتُ قَاعِداً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَدَعَا بِمَاءٍ فَمَلَأَ بِهِ كَفَّهُ فَعَمَّ بِهِ وَجْهَهُ ثُمَّ مَلَاً كَفَهُ فَعَمْ بِهِ يَدَهُ الْيُمْنَى ثُمَّ مَلَأَ كَفَّهُ فَعَمْ بِهِ يَدَهُ الْيُسْرَى ثُمَّ مَسَحَ عَلَى رَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ.
وَ قالَ: هَذَا وُضُوءُ مَنْ لَمْ يُحْدِثُ حَدَثاً، يَعْنِي بِهِ التَّعَدِّيَ فِي الْوُضُوءِ.
6- یونس بن عمار گوید از امام صادق علیه السلام درباره وضوی نماز پرسیدم؟
فرمود: یک مرتبه! یک مرتبه!.
7- میسره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
وضو، یک مرتبه یک مرتبه و حضرتش قوزک پا را در روی پا توصیف فرمود.
8- حماد بن عثمان گوید: من خدمت امام صادق علیه السلام بودم که حضرتش، آبی خواست. کف خود را از آن پر کرد و بر تمامی صورت مبارکش ریخت، سپس، کف خود را از آن پر کرده آن را بر تمامی دست راستش ریخت، سپس کف خود را پر کرده بر تمامی دست چپش ریخت آن گاه سر و دو پای خود را مسح نمود و فرمود: این وضوی کسی است که
چیز جدیدی پدید نیاورد؛ مراد حضرت از این جمله آن بود که کسی از حد وضو نگذرد.
ص: 91
9- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ - أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْوُضُوءِ.
فَقالَ: مَا كَانَ وُضُوءُ عَلِي علیه السلام إِلَّا مَرَّةً مَرَّةً.
هَذَا دَلِيلٌ عَلَى أَنَّ الْوُضُوءَ إِنَّمَا هُوَ مَرَّةٌ مَرَّةٌ، لِأَنَّهُ صلى الله عليه واله وسلم كَانَ إِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ أَمْرَانِ كِلَاهُمَا لِلَّهِ طَاعَةٌ أَخَذَ بِأَحْوَطِهِمَا وَأَشَدِّهِمَا عَلَى بَدَنِهِ، وَ إِنَّ الَّذِي جَاءَ عَنْهُمْ علیهم السلام أَنَّهُ قالَ: «الْوُضُوءُ مَرَّتَانِ»، إِنَّهُ هُوَ لِمَنْ لَمْ يُقْنِعْهُ مَرَّةٌ وَ اسْتَزَادَهُ فَقَالَ: «مَرَّتَانِ».
ثُمَّ قَالَ: «وَ مَنْ زَادَ عَلَى مَرَّتَيْن لَمْ يُؤْجَرْ، وَ هَذَا أَقْصَى غَايَةِ الْحَدٌ فِي الْوُضُوءِ الَّذِي مَنْ تَجَاوَزَهُ أَيْمَ، وَ لَمْ يَكُنَّ لَهُ وُضُوءٌ، وَ كَانَ كَمَنْ صَلَّى الظُّهْرَ خَمْسَ رَكَعَاتٍ وَ لَوْ لَمْ يُطْلِقْ علیه السلام فِي الْمَرَّتَيْنِ لَكَانَ سَبِيلُهُمَا سَبِيلَ الثَّلَاثِ.
وَ رُوِيَ فِي رَجُلٍ كَانَ مَعَهُ مِنَ الْمَاءِ مِقْدَارُ كَفْ وَ حَضَرَتِ الصَّلَاةُ.
قالَ: فَقالَ: يَقْسِمُهُ أَثْلَاثَاً: ثُلُثٌ لِلْوَجْهِ، وَ ثُلُثٌ لِلْيَدِ الْيُمْنَى وَثُلُثٌ لِلْيَدِ الْيُسْرَى، وَ يَمْسَحُ بِالْبِلَّةِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ.
9- عبد الکریم گوید: از امام صادق علیه السلام درباره وضوی حضرت علی علیه السلام پرسیدم؟
فرمود: وضوی علی علیه السلام جز یک بار یک بار نبود.
شیخ کلینی رحمه الله میگوید این روایت دلیلی است بر آن که کف آبی که برای وضو به کار می رود یک بار یک بار است؛ زیرا هرگاه حضرت علی علیه السلام با دو عمل عبادی برخورد می کرد با احتیاط ترین و سخت ترین آن ها را بر جسم خویش تحمیل می فرمود و آن روایتی که از امامان علیهم السلام نقل شده که حضرتش فرمود: وضو دو بار است برای کسی است که یک بار او را قانع نکند و از این رو یک بار دیگر را اضافه کرده و می فرماید: «دو بار». سپس فرمود: «هرکه بر دو بار اضافه نماید اجر نبرده است».
و این نهایت حدّ وضو می باشد که هرکس از آن تجاوز کند گناه کرده است و وضوی او صحیح نخواهد بود و او مانند کسی است که نماز ظهر را پنج رکعت بخواند و اگر امام علیه السلام دوبار را قید نمی کرد روش آن ها به روش سه مرتبه می شد.
در روایتی آمده: مردی به اندازه یک کف آب در اختیار دارد و وقت نماز نیز فرارسیده است (چه وظیفه ای دارد؟).
امام علیه السلام فرمود: آن آب را سه بخش نماید یک سوم برای صورت، یک سوم برای دست راست و یک سوم برای دست چپ و با رطوبت آن سر و پاهایش را مسح کند.
ص: 92
(18)
بَابٌ حَدِّ الْوَجْهِ الَّذِي يُغْسَلُ وَ الذِّرَاعَيْنِ وَ كَيْفَ يُغْسَلُ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنْ حَدٌ الْوَجْهِ الَّذِي يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُوَضَّأَ الَّذِي قَالَ: اللَّهُ.
فَقالَ: الْوَجْهُ الَّذِي أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَى بِغَسْلِهِ الَّذِي لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَزِيدَ عَلَيْهِ وَ لَا يَنْقُصَ مِنْهُ إِنْ زَادَ عَلَيْهِ لَمْ يُؤْجَرْ، وَ إِنْ نَقَصَ مِنْهُ أَثِمَ؛ مَا دَارَتْ عَلَيْهِ السَّبَّابَةُ وَ الْوُسْطَى وَ الْإِبْهَامُ مِنْ قَصَاصِ الرَّأْسِ إِلَى الذَّقَنِ، وَ مَا جَرَتْ عَلَيْهِ الْإِصْبَعَانِ مِنَ الْوَجْهِ، مُسْتَدِيراً فَهُوَ مِنَ الْوَجْهِ وَ مَا سِوَى ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ الْوَجْهِ.
قُلْتُ: الصُّدْعُ لَيْسَ مِنَ الْوَجْهِ؟
قال: لا.
1- زراره گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: مرا از اندازه شستن صورت که سزاوار است شسته شود همان که خدای دستور فرموده است آگاه فرما؟
فرمود: صورتی که خدای تعالی به شستن آن دستور داده و شایسته نیست کسی بر آن بیفزاید و یا از آن کم کند - که اگر بر آن افزود، پاداشی نبرده است و اگر از آن کم کند، گناه کرده است - مقداری است که انگشت میانه و شست آن را فرو گیرد؛ از رستنگاه موی سر تا چانه؛ و آن دایره ای است که دو انگشت از صورت در بر می گیرند همین جزو صورت
است و جز آن از صورت شمرده نمی شود.
گفتم: گیجگاه جزو صورت نیست؟
فرمود: نه!
ص: 93
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَتَوَضَّأُ أَ يُبَطِّنُ لحْيَتَهُ؟
قالَ: لَا.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قالَ: رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
لَا تَضْرِبُوا وُجُوهَكُمْ بِالْمَاءِ ضَرْباً إِذَا تَوَضَّأْتُمْ، وَلَكِنْ شُنُوا الْمَاءَ شَنَّاً.
4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الرَّضَا علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنْ حَدَّ الْوَجْهِ.
فَكَتَبَ مِنْ أَوَّلِ الشَّعْرِ إِلَى آخِرِ الْوَجْهِ، وَكَذَلِكَ الْجَبِيتَيْنِ.
2- محمد بن مسلم گوید: از یکی از دو امام باقر و یا امام صادق علیهما السلام- پرسیدم مردی که وضو می گیرد آیا لازم است به داخل ریش خود آب برساند؟
فرمود: نه.
3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
به هنگام وضو مشت آب را بر چهره خود نزنید، بلکه آب را بر آن بریزید.
4- اسماعيل بن مهران گوید: طی نامه ای به امام رضا علیه السلام نوشتم و از حدود چهره پرسیدم؟
در پاسخ نوشت از آغاز رویش موی سر تا آخر چهره و هم چنین دو طرف پیشانی است.
ص: 94
5- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ عُرْوَةَ التمِيمِيُّ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ: (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ) فَقُلْتُ: هَكَذَا، وَ مَسَحْتُ مِنْ ظَهْرِ كَفِّي إِلَى الْمِرْفَقِ.
فَقَالَ: لَيْسَ هَكَذَا تَنْزِيلُهَا، إِنَّمَا هِيَ «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ مِنَ الْمَرَافِقِ» ثُمَّ أَمَرَّ يَدَهُ مِنْ مِرْفَقِهِ إِلَى أَصَابِعِهِ.
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَخِيهِ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السلام قَالَ:
فَرَضَ اللَّهُ عَلَى النِّسَاءِ فِي الْوُضُوءِ لِلصَّلَاةِ أَنْ يَبْتَدِئْنَ بِبَاطِنِ أَذْرُعِهِنَّ، وَ فِي الرَّجَالِ بِظَاهِرِ الذَّرَاعِ.
7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الأقطع الْيَدِ وَالرّجل.
قالَ: يَغْسِلُهُمَا.
5- عروه تمیمی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره گفتار خدای متعال پرسیدم و گفتم این گونه است و از روی دست خود تا آرنج را دست کشیدم.
فرمود: آیه بدین صورت نازل نشده؛ بلکه چنین است: (فاغسلوا وجوهكم و ايديكم من المرافق) سپس دست خود را از آرنج تا انگشتانش کشید.
6- محمد بن اسماعیل بن بزیع گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:
خداوند بر زنان واجب فرموده است که در وضوی نماز از پشت بازوی خود شروع نمایند و مردان از روی بازو.
7- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام در مورد وضوی کسی که دست و پای او بریده شده است، پرسیدم.
حضرت فرمود: مانده آن ها را بشوید.
ص: 95
8- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَن ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنْ رِفَاعَةَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْأَقْطَع.
قَالَ: يَغْسِلُ مَا قُطِعَ مِنْهُ.
9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قُطِعَتْ يَدُهُ مِنَ الْمِرْفَقِ كَيْفَ يَتَوَضَّأُ؟
قالَ: يَغْسِلُ مَا بَقِيَ مِنْ عَضُدِهِ.
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السلام أَن أُناساً يَقُولُونَ: إِنَّ بَطْنَ الأُذُنَيْنِ مِنَ الْوَجْهِ وَ ظَهْرَهُمَا مِنَ الرأس.
فَقالَ: لَيْسَ عَلَيْهِمَا غَسْلٌ وَ لَا مَسْحٌ.
8- رفاعه گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ کسی که دست او بریده شده است، پرسیدم.
امام علیه السلام فرمود: باید از آن جا که بریده شده است، بشوید.
9- علی بن جعفر گوید از برادرم موسی بن جعفر علیهما السلام درباره مردی که دست او از آرنج بریده شده پرسیدم که چگونه باید وضو بگیرد؟
امام علیه السلام فرمود: باید مانده بازوی خود را بشوید.
10- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم برخی می گویند داخل دو گوش جزو صورت و پشت آن ها جزو سر است.
حضرت فرمود: شستن و مسح آن ها لازم نیست.
ص: 96
(19)
بَابُ مَسْحُ الرَّأْسِ وَالْقَدَمَيْنِ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ شَاذَانَ بْنِ الْخَلِيلِ النَّيْسَابُورِي عَنْ مَعْمَرِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:
يُجْزِئُ مِنَ الْمَسْحِ عَلَى الرَّأْسِ مَوْضِعُ ثَلَاثِ أَصَابِعَ، وَ كَذَلِكَ الرَّجُلُ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الأذنان لَيْسَا مِنَ الْوَجْهِ وَ لَا مِنَ الرَّأْسِ.
قالَ: وَ ذُكِرَ الْمَسْحُ.
فَقَالَ: امْسَحُ عَلَى مُقَدم رَأْسِكَ، وَ امْسَحُ عَلَى الْقَدَمَيْنِ وَ ابْدَأُ بِالشَّقِّ الْأَيْمَنِ.
معمر بن عمر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
مسح سر و هم چنین پا به اندازۀ سه انگشت کفایت می کند.
2- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
دو گوش جزو صورت و سر نیستند.
راوی گوید: سخن از مسیح به میان آمد.
فرمود: جلوی سر خود و دو پا را مسح کن و از راست شروع کن.
ص: 97
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ شَادَانَ بْنِ الْخَلِيلِ عَنْ يُونُسَ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحُسَيْنِ قالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: رَجُلٌ تَوَضَّأَ وَ هُوَ مُعْتَمِّ فَثَقُلَ عَلَيْهِ نَزْعُ الْعِمَامَةِ لِمَكَانِ الْبَرْدِ.
فَقَالَ: لِيُدْخِلْ إِصْبَعَهُ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ : أَلَا تُخْبِرْنِي مِنْ أَيْنَ عَلِمْتَ وَ قُلْتَ: إِنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ وَبَعْضِ الرُّجْلَيْنِ؟
فَضَحِكَ، ثُمَّ قَالَ: يَا زُرَارَةُ! قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم: وَ نَزَلَ بِهِ الْكِتَابُ مِنَ اللَّهِ، لِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ: (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ)، فَعَرَفْنَا أَنَّ الْوَجْهَ كُلَّهُ يَنْبَغِي أَنْ يُغْسَلَ.
ثُمَّ قَالَ: (وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ) ثُمَّ فَصَّلَ بَيْنَ الْكَلَام، فَقالَ: وَ امْسَحُوا بِرُوسِكُمْ فَعَرَفْنَا حِينَ قَالَ: بِرُوسِكُمْ أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ، لِمَكَانِ الْبَاءِ.
3- حسین گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: مردی در حالی که عمامه بر سر دارد، وضو می گیرد و به جهت سرما برداشتن عمامه برای او دشوار است، حکمش چیست؟
فرمود: با انگشت خود از زیر عمامه مسح نماید.
4- زراره گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم: آیا به من می گویید که از کجا دانستید و گفتید که مسحباید بر روی قسمتی از سر و قسمتی از دو پا انجام گیرد؟
امام علیه السلام تبسم کرد و فرمود: ای زراره! رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم چنین فرموده و کتاب خداوند بر آن نازل شده است؛ زیرا خداوند می فرماید: (فاغسلوا وجوهکم) (یعنی روی خود را بشویید)، پس ما می فهمیم که تمامی صورت باید شسته شود. سپس فرمود: (و أيديكم إلى المرافق) (یعنی دست هایتان را از آرنج شست و شو دهید) سپس بین کلام فاصله انداخته و فرمود: (و امسحوا برؤسکم) (یعنی قسمتی از سر خود را مسح نماید).
پس هنگامی که فرمود: «به سر خود» به دلیل وجود حرف (باء) می فهمیم که مسح بر روی قسمتی از سر لازم است.
ص: 98
ثُمَّ وَصَلَ الرّجلَيْن بِالرَّأْسِ، كَمَا وَصَلَ الْيَدَيْنِ بِالْوَجْهِ فَقَالَ: (وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ) فَعَرَفْنَا حِينَ وَصَلَهَا بِالرَّأْسِ أَنَّ الْمَسْحَ عَلَى بَعْضِهَا، ثُمَّ فَسَّرَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم لِلنَّاسِ فَضَيَّعُوهُ.
ثُمَّ قَالَ: (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ) فَلَمَّا وَضَعَ الْوُضُوءَ إِنْ لَمْ تَجِدُوا الْمَاءَ أَثْبَتَ بَعْضَ الْغَسْل مَسْحاً، لِأَنَّهُ قَالَ: (بِوُجُوهِكُمْ) ثُمَّ وَصَلَ بِهَا (وَ أَيْدِيَكُمْ).
ثُمَّ قَالَ: مِنْهُ أَيْ مِنْ ذَلِكَ التَّيَمُّم، لِأَنَّهُ عَلِمَ أَنَّ ذَلِكَ أَجْمَعَ لَمْ يَجْرِ عَلَى الْوَجْهِ، لأَنَّهُ يُعَلَّقُ مِنْ ذَلِكَ الصَّعِيدِ بِبَعْضِ الْكَفِّ وَلَا يَعْلَقُ بِبَعْضِهَا.
ثُمَّ قَالَ: (مَا يُرِيدُ اللهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ) وَ الْحَرَجُ: النِّيقُ.
آن گاه پاها را به سر عطف کرد دو دست را به صورت عطف نمود و فرمود: (و أرجلكم الی الکعبین) (یعنی دو پای خود را تا قوزک پا) پس چون دو پا را به سر عطف کرده می فهمیم که مسح بر روی قسمتی از دو پا باید انجام شود، سپس رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم آن را برای مردم تفسیر نمود ولی مردم آن را به کار نبستند.
سپس در ادامه آیه فرمود: «اگر آبی نیافتید، پس بر زمین یا خاکی پاکیزه تیمم کنید و قسمتی از صورت و دست های خویش را با آن مسح نماید پس چون در صورتی که آب نیابید وضو را از عهده شما برداشت چنین مقرّر نمود که قسمتی از مواضعی که شست و شو داده می شود مسح گردد زیرا فرموده است قسمتی از صورت خویش را».
سپس این عبارت را به آن عطف نموده است که: «و دست های خویش را» سپس فرموده است: «از آن»؛ یعنی از آن تیمم؛ زیرا او می داند که تمامی آن بر صورت جاری نمی شود بلکه امر چنین است که فقط قسمتی از کف دست به اجزای آن زمین با خاک می آلاید نه جای دیگر.
سپس خداوند تعالی فرمود: «خداوند اراده ننموده است که در دین حرجی بر عهده شما قرار دهد» حرج، همان در تنگنا بودن است.
ص: 99
5- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قالَ: أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:
الْمَرْأَةُ يُجْزِتُهَا مِنْ مَسْحَ الرَّأْسِ أَنْ تَمْسَحَ مُقَدَّمَهُ قَدْرَ ثَلَاثِ أَصَابِعَ وَ لَا تُلْقِيَ عَنْهَا حِمَارَهَا.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَسْحَ عَلَى الْقَدَمَيْنِ كَيْفَ هُوَ؟
فَوَضَعَ كَفَّهُ عَلَى الْأَصَابِعِ فَمَسَحَهَا إِلَى الْكَعْبَيْنِ إِلَى ظَاهِرِ الْقَدَمِ.
فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! لَوْ أَنَّ رَجُلاً قالَ: بِإِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِهِ هَكَذَا.
فَقالَ: لا، إلَّا بِكَفِّهِ.
7- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ قَالَ: أَخْبَرَنِي مَنْ رَأَى أَبَا الْحَسَن علیه السلام بِمِنِّى يَمْسَحُ ظَهرَ قَدَمَيْهِ مِنْ أَعْلَى الْقَدَم إِلَى الْكَعْبِ وَ مِنَ الْكَعْبِ إِلَى أَعْلَى الْقَدَمِ وَ يَقُولُ:
الْأَمْرُ فِي مَسْحَ الرَّجْلَيْنِ مُوَسَّعُ، مَنْ شَاءَ مَسَحَ مُقْبِلاً، وَ مَنْ شَاءَ مَسَحَ مُدْبِراً، فَإِنَّهُ مِنَ الْأَمْرِ الْمُوَسَّع إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
5- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: برای زن در مسح سر، همین مقدار کافی است که جلوی سر خود را - بی آن که روسری خویش را بردارد به اندازه سه انگشت مسح نماید.
6- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: از امام رضا علیه السلام در مورد چگونگی مسح روی دو پا پرسیدم.
حضرتش کف دست خویش را بر روی انگشتان قرار داد با آن ها روی پشت پا تا قوزک مسح نمود.
گفتم: فدایت شوم! اگر کسی بگوید با دو انگشت مسح می نمایم، چه حکمی دارد؟
فرمود: نه، با دو انگشت نمی تواند مگر، با کف دست مسح کند.
7- یونس گوید: کسی به من خبر داد که امام کاظم علیه السلام را در منا دیده بود که حضرتش روی پای خود را از بالای پا تا قوزک و از قوزک تا بالای پا مسح نموده و می فرمود:
امر خداوند در مسح پا وسعت دارد هرکس بخواهد می تواند به طرف جلو و هرکس بخواهد می تواند به طرف عقب مسح نماید، چراکه - ان شاء الله - این از امر موسع خداوند است.
ص: 100
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قالَ:
لَوْ أَنَّكَ تَوَضَّأْتَ فَجَعَلْتَ مَسْحَ الرَّجْلَيْنِ غَسْلاً ثُمَّ أَضْمَرْتَ أَنَّ ذَلِكَ هُوَ الْمُفْتَرَضُ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ بِوُضُوء.
ثم قال: ابدأ بِالْمَسْحَ عَلَى الرَّجُلَيْنِ، فَإِن بَدَا لَكَ غَسْل فَغَسَلْتَ فَامْسَحْ بَعْدَهُ لِيَكُونَ آخِرَ ذَلِكَ الْمُفْتَرَضِ.
9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: قالَ: أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
إِنَّهُ يَأْتِي عَلَى الرَّجُلِ سِتّونَ وسَبْعُونَ سَنَةً مَا قَبلَ اللهُ مِنْهُ صَلَاةٌ.
قُلْتُ: وَكَيْفَ ذَاكَ؟
قالَ: لأَنَّهُ يَغْسِلُ ما أمرالله بمَسْجِهِ.
زراره گوید: امام صادق علیه السلام - يا امام باقر علیه السلام- فرمود:
اگر وضو گرفتی و به جای مسح دو پای خود را شست و شو دادی، و پنداشتی که این همان عمل واجب است این وضو شمرده نمی شود.
سپس فرمود: با مسح به روی دو پا آغاز کن (تا وضوی تو کامل گردد) و اگر (در جای تقیّه) ناگزیر بر شستن شدی، شست و شو ده پس از آن مسح کن تا آخرین عمل تو همان
فریضه باشد.
9- محمد بن مروان می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
چه بسا مردی شصت و هفتاد سال زندگی می کند و خداوند یک نماز را هم از او نمی پذیرد.
گفتم: چگونه؟
فرمود: زیرا عضوی را که خداوند به مسح آن امر فرموده است می شوید.
ص: 101
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ - مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَمِّهِ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قُلتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَكُونُ خُفُ الرَّجُلِ مُخَرَّقاً فَيُدْخِلُ يَدَهُ فَيَمْسَحُ ظَهْرَ قَدَمِهِ أَ يُجْزِتُهُ ذَلِكَ؟
قالَ: نَعَمْ.
11- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ جعفر علیه السلام قال:
تَوَضَّأَ عَلِيٌّ علیه السلام فَغَسَلَ وَجْهَهُ وَ ذِرَاعَيْهِ ثُمَّ مَسَحَ عَلَى رَأْسِهِ وَ عَلَى نَعْلَيْهِ وَ لَمْ يُدْخِلْ يَدَهُ تَحْتَ الشَّرَاكِ.
12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي الَّذِي يَخْضِبُ رَأْسَهُ بِالْحِنَّاءِ ثُمَّ يَبْدُو لَهُ فِي الْوُضُوءِ.
قَالَ: لَا يَجُوزُ حَتَّى يُصِيبَ بَشَرَةَ رَأْسِهِ بِالْمَاءِ.
10- جعفر بن سلیمان گوید: از امام کاظم علیه السلام سؤال نموده و گفتم فدایت شوم مردی که کفش او پاره شده اگر به هنگام وضو دست خود را داخل نموده، روی پای خود را مسح کند، صحیح است؟
فرمود: آری.
11- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
علی علیه السلام وضو می گرفت چهرۀ مبارک و بازوی خود را شست وشو داد، سپس به سر مبارکش مسح کرد و بی آن که دست خویش را در زیر بند نعلین داخل نماید به دو نعلین (عربی خود که مانع وصول آب به پا نیستند) مسح می کرد.
12- محمد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام درباره کسی که سر خود را حنا بسته و سرش آغشته به حناست و می خواهد وضو بگیرد، فرمود:
تا هنگامی که به پوست سرش آب نرسد، مسح، صحیح نیست.
ص: 102
(20)
بَابُ مَسْحَ الْخُفُّ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِالله علیه السلام عَن الْمَرِيضِ هَلْ لَهُ رُحْصَةٌ فِي الْمَسْح؟
قالَ: لَا.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فِي الْخُفَّيْنِ تَقِيَّةٌ؟
فَقَالَ: ثَلَاثَةٌ لَا أَتَّقِي فِيهِنَّ أَحَداً: شُرْبُ الْمُسْكِرِ، وَ مَسْحُ الْخُفَّيْنِ، وَ مُتْعَةُ الْحَجِّ.
قالَ زُرَارَةُ: وَ لَمْ يَقُل: الْوَاجِبُ عَلَيْكُمْ أَلَّا تَتَّقُوا فِيهِنَّ أَحَداً.
1- اسحاق بن عمّار :گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ بیمار پرسیدم که آیا می تواند به هنگام وضو بر روی کفش مسح کند؟
فرمود: نه.
2- زراره گوید: به حضرتش گفتم: آیا می توان در جای تقیّه به هنگام وضو بر روی کفش رو بسته مسح نمود؟
فرمود: من در سه مورد از هیچ کس تقیّه نمیکنم در نوشیدن شراب مست کننده که حتی از روی تقیه هم نمی نوشتم مسح کردن بر روی کفش رو بسته و حج تمتع.
زراره گوید: آن حضرت نفرمود بر شما هم واجب است که در این موارد از هیچ کس تقیه نکنید.
ص: 103
(21)
بَابُ الْجَبَائِرِ وَالقُرُوح وَالْجِرَاحَاتِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السلام عَنِ الْكَسِيرِ تَكُونُ عَلَيْهِ الْجَبَائِرُ أَوْ تَكُونُ بِهِ الْجِرَاحَةُ كَيْفَ يَصْنَعُ بِالْوُضُوءِ وَ عِنْدَ غُسْلِ الْجَنَابَةِ وَ غُسْلِ الْجُمُعَةِ؟
قالَ: يَغْسِلُ مَا وَصَلَ إِلَيْهِ الْغُسْلُ مِمَّا ظَهَرَ مِمَّا لَيْسَ عَلَيْهِ الْجَبَائِرُ وَ يَدَعُ مَا سِوَى ذَلِكَ مِمَّا لَا يَسْتَطِيعُ غَسْلَهُ وَ لَا يَنْزِعُ الْجَبَائِرَ وَ لَا يَعْبَتُ بِجِرَاحَتِهِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجُرْحِ كَيْفَ يَصْنَعُ بِهِ صَاحِبُهُ؟
قالَ: يَغْسِلُ مَا حَوْلَهُ.
1- عبد الرحمان بن حجّاج :گوید از امام رضا علیه السلام در مورد کسی که استخوانش شکسته و روی آن پارچه و چوب های شکسته بندی گذاشته اند و یا جراحتی در بدن دارد، سؤال نمودم که برای وضو غسل جنابت و غسل جمعه چه وظیفه ای دارد؟
فرمود: قسمت هایی را که آشکار است و پارچه و چوب شکسته بندی بر روی آن نیست و آب به آن می رسد بشوید و قسمت هایی را که توان شستن آن را ندارد، رها کند و لازم نیست پارچه و چوب های شکسته بندی را باز نماید و زخم خود را دست کاری کند.
2- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد کسی که اعضای وضویش زخمی ها است پرسیدم فرمود: باید اطراف آن را بشوید.
ص: 104
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ بِهِ الْقَرْحَةُ فِي ذِرَاعِهِ أَوْ نَحْوِ ذَلِكَ فِي مَوْضِعِ الْوُضُوءِ فَيُعَصِّبُهَا بِالْخِرْقَةِ وَيَتَوَضَّأُ وَ يَمْسَحُ عَلَيْهَا إِذَا تَوَضَّأَ.
فَقالَ: إِن كَانَ يُؤذِيهِ الْمَاءُ فَلْيَمْسَحْ عَلَى الْخِرْقَةِ، وَ إِنْ كَانَ لَا يُؤْذِيهِ الْمَاءُ فَلْيَنْزِع الْخِرْقَة ثُمَّ لْيَغْسِلُهَا.
قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْجُرْح كَيْفَ أَصْنَعُ بِهِ فِي غَسْلِهِ؟
قَالَ: اغْسِلْ مَا حَوْلَهُ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: عَشَرْتُ فَانْقَطَعَ ظُفُرِي فَجَعَلْتُ عَلَى إِصْبَعِي مَرَارَةً فَكَيْفَ أَصْنَعُ بِالْوُضُوءِ؟
قالَ: يُعْرَفُ هَذَا وَ أَشْبَاهُهُ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ: (مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ) امْسَحْ عَلَيْهِ.
3- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد کسی که در بازویش و یا یکی از اعضای وضویش زخم چرکینی دارد و آن را با پارچه بسته و به هنگام وضو بر روی آن دست می کشد پرسیدند؟
فرمود: اگر آب به او ضرر دارد بایستی بر روی پارچه دست بکشد، و اگر آب به او ضرر ندارد بایستی پارچه را باز کند سپس آن جا را بشوید.
راوی گوید: از حضرتش درباره جراحتی پرسیدم که در هنگام شستن آن چگونه باید عمل نمایم؟
فرمود: باید اطراف آن را بشویی.
4- عبد الأعلی مولی آل سام گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: پایم لغزید و در نتیجه ناخنم کنده شد. بر روی انگشتم دارو گذاشتم حال برای وضو باید چه کنم؟
فرمود: حکم این مورد و مشابه این را از کتاب خدای می توان دریافت که می فرماید: «بر شما در دین هیچ در دین هیچ تنگنایی قرار داده نشده است» حال برای وضو بر روی آن دست بکش.
ص: 105
(22)
بَابُ الشَّلِّ فِي الْوُضُوءِ وَ مَنْ نَسِيَهُ أَوْ قَدَّمَ أَوْ أَخَّرَ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قالَ: لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:
إِذَا اسْتَيْقَنْتَ أَنَّكَ قَدْ أَحْدَثْتَ فَتَوَضَّأُ، وَإِيَّاكَ أَنْ تُحْدِثَ وُضُوءاً أَبَداً حَتَّى تَسْتَيْقِنَ أَنَّكَ قَدْ أَحْدَثْتَ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ:
إِذَا كُنْتَ قَاعِداً عَلَى وُضُوءٍ وَلَمْ تَدْرِ أَغَسَلْتَ ذِرَاعَكَ أَمْ لَا فَأَعِدْ عَلَيْهَا وَعَلَى جَمِيعِ مَا شَكَكْتَ فِيهِ أَنَّكَ لَمْ تَغْسِلْهُ أَوْ تَمْسَحْهُ مِمَّا سَمَّى اللَّهُ مَا دُمْتَ فِي حَالِ الْوُضُوءِ، فَإِذَا قُمْتَ مِنَ الْوُضُوءِ وَ فَرَغْتَ فَقَدْ صِرْتَ فِي حَالٍ أُخْرَى فِي صَلَاةٍ أَوْ غَيْرِ صَلَاةٍ، -
1- بکیر گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:
اگر یقین نمودی که وضوی خود را باطل نموده ای وضو بگیر و هرگز تا یقین بر باطل کردن وضوی خویش نکرده ای وضو مگیر.
2- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
اگر در حال وضو گرفتن بودی و نمی دانستی که آیا بازوی خود را شسته ای یا نه آن را بشوی و هم چنین تا زمانی که در حال وضو گرفتن هستی و دربارۀ هریک از اعضای وضو که خداوند (در آیه وضو) از آن ها نام برده که تو در شستن یا مسح آن ها شک کرده ای این حکم جاری است.
ولی اگر وضو پایان یافت و در حالت دیگری چون نماز و جز آن بودی، -
ص: 106
فَشَكَكْتَ فِي بَعْضِ مَا سَمَّى اللَّهُ مِمَّا أَوْجَبَ اللهُ تَعَالَى عَلَيْكَ فِيهِ وُضُوءاً فَلَا شَيْءَ عَلَيْكَ، وَإِنْ شَكَكْتَ فِي مَسْحٍ رَأْسِكَ وَ أَصَبْتَ فِي لِحْيَتِكَ بِلَّةٌ فَامْسَحْ بِهَا عَلَيْهِ، وَ عَلَى ظَهْرِ قَدَمَيْكَ وَ إِنْ لَمْ تُصِبْ بِلَّةً فَلَا تَنْقُضِ الْوُضُوءَ بِالشَّكُ، وَ امْضِ في صَلاتِكَ، وَ إِنْ تَبتَ أَنَّكَ لَمْ تُهِمْ وَضُوءَكَ فَأعِدْ عَلَى مَا تَرَكْتَ يَقِيناً حَتَّى تَأْتِيَ عَلَى الْوُضُوءِ.
قالَ حَمَّادٌ: وَ قالَ حَرِيزٌ: قالَ زُرَارَةُ : قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ تَرَكَ بَعْضَ ذِرَاعِهِ، أَوْ بَعْضَ جَسَدِهِ فِي غُسْلِ الْجَنَابَةِ.
فَقالَ: إِذَا شَكٍّ ثُمَّ كَانَتْ بِهِ بِلَّةٌ وَ هُوَ فِي صَلَاتِهِ مَسَحَ بِهَا عَلَيْهِ، وَ إِنْ كَانَ اسْتَيْقَنَ رَجَعَ وَ أَعَادَ عَلَيْهِ الْمَاءَ مَا لَمْ يُصِبْ بِلَّةٌ، فَإِنْ دَخَلَهُ الشَّكُ وَ قَدْ دَخَلَ فِي حَالٍ أُخْرَى فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ وَ إِنِ اسْتَبَانَ رَجَعَ وَأَعَادَ الْمَاءَ عَلَيْهِ وَ إِنْ رَآهُ وَ بِهِ بِلَّةٌ مَسَحَ عَلَيْهِ وَ أَعَادَ الصَّلَاةَ بِاسْتِيقَانِ، وَإِنْ كَانَ شَاكَاً فَلَيْسَ عَلَيْهِ فِي شَكِّهِ شَيْءٌ فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ.
سپس در شستن برخی از آن اعضا شک کردی، چیزی بر عهده تو نیست که دوباره انجام دهی و اگر در مورد مسح سر شک نمودی، چنان چه در محاسن خود رطوبتی یافتی آن را بر روی سر و دو پای خود مسح کن ولی اگر رطوبتی نیافتی وضوی خود را با شک باطل مکن و نماز خویش را به جای آور و اگر یقین کردی که وضوی خویش را به پایان نرسانده ای به آن عضوی که از روی یقین، ترک نموده ای باز گرد تا وضو را به پایان برسانی.
زراره گوید: به حضرتش گفتم: اگر کسی شک کند که قسمتی از بازو یا قسمتی از بدن خویش را در غسل جنابت نشسته است، چه حکمی دارد؟
فرمود: اگر اگر شک کند و در حال نماز باشد و رطوبتی از آب غسل در بدنش هست با آن، همان قسمت را هم مسح ،کند ولی اگر یقین کند که آن را نشسته در صورتی که رطوبتی هم نیافت باید آن عضو را بشوید و اگر شک کند و حال آن که در نماز به حالت دیگری داخل شده بایستی نماز خود را به جای آورد و چیزی بر عهده او نیست ولی اگر بر نشستن عضو یقین ،کند باید آن قسمت را بشوید.
و اگر به هنگام مراجعه آن قسمت را دید که مرطوب است همان قسمت را مسح کند و نماز را دو مرتبه با یقین به جا می آورد ولی اگر در این مورد شک کرد، در شک و تردید چیزی بر عهده او نیست و بایستی نماز خود را به جا آورد.
ص: 107
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنْ ذَكَرْتَ وَ أَنْتَ فِي صَلَاتِكَ أَنَّكَ قَدْ تَرَكْتَ شَيْئاً مِنْ وُضُوئِكَ الْمَفْرُوضِ عَلَيْكَ فَانْصَرِفْ وَ أَتِمُ الَّذِي نَسِيتَهُ مِنْ وُضُوئِكَ وَ أَعِدْ صَلَاتَكَ وَ يَكْفِيكَ مِنْ مَسْحٍ رَأْسِكَ أَنْ تَأْخُذَ مِنْ لِحْيَتِكَ بَلَلَهَا إِذَا نَسِيتَ أَنْ تَمْسَحَ رَأْسَكَ فَتَمْسَحَ بِهِ مُقَدَّمَ رَأْسِكَ.
4 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا نَسِيَ الرَّجُلُ أَنْ يَغْسِلَ يَمِينَهُ فَغَسَلَ شِمَالَهُ وَ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ وَ ذَكَرَ بَعْدَ ذَلِكَ غَسَلَ يَمِينَهُ وَ شِمَالَهُ وَ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ، وَ إِنْ كَانَ إِنَّمَا نَسِيَ شِمَالَهُ فَلْيَغْسِل الشِّمَالَ وَ لَا يُعِيدُ عَلَى مَا كَانَ تَوَضَّأَ.
وَ قالَ: أَتْبِعْ وُضُوءَكَ بَعْضَهُ بَعْضَاً.
3- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر در حال نماز متوجه شدی که چیزی که بر تو واجب بوده، ترک نموده ای نماز را رها کن و آن چه را که از وضوی خود فراموش کرده ای انجام بده و نمازت را دو مرتبه به جای آور، در صورتی که مسح سرت را فراموش کردهای کافی است که با رطوبت محاسن خویش جلوی سر را مسح نمایی.
4- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه کسی در وضو شستن دست راست خود را فراموش کرده سپس دست چپش را شست و شو داده و سر و دو پایش را مسح کرده، آن گاه متوجه اشتباه خود شده، باید این ها را انجام دهد ولی اگر شستن دست چپ را فراموش کرده باید دست چپ را شست و شو دهد و اعاده سایر اعمال لازم نیست.
و فرمود: اعمال وضوی خود را پشت سر هم انجام بده.
ص: 108
5- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قالَ: أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:
تَابِعْ بَيْنَ الْوُضُوءِ كَمَا قَالَ اللَّهُ، ابْدَأْ بِالْوَجْهِ ثُمَّ بِالْيَدَيْنِ ثُمَّ امْسَحَ الرَّأْسَ وَ الرَّجْلَيْنِ وَلَا تُقَدِّمَنَّ شَيْئًا بَيْنَ يَدَيْ شَيْءٍ تُخَالِفُ مَا أُمِرْتَ بِهِ، وَ إِنْ غَسَلْتَ الذُّرَاعَ قَبْلَ الْوَجْهِ فَابْدَأُ بِالْوَجْهِ وَأَعِدْ عَلَى الذَّرَاعِ، وَ إِنْ مَسَحْتَ الرّجُلَ قَبْلَ الرَّأْسِ فَامْسَحْ عَلَى الرَّأْسِ قَبْلَ الرَّجُلِ ثُمَّ أَعِدْ عَلَى الرَّجْلِ، ابْدَأْ بِمَا بَدَأَ اللَّهُ بِهِ.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبِي دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قالَ:
إِذَا نَسِيتَ فَغَسَلْتَ ذِرَاعَكَ قَبْلَ وَجْهِكَ فَأَعِدْ غَسْلَ وَجْهِكَ ثُمَّ اغْسِلْ ذِرَاعَيْكَ بَعْدَ الْوَجْهِ، فَإِن بَدَأْتَ بِذِرَاعِكَ الْأَيْسَرِ قَبْلَ الْأَيْمَنِ فَأَعِدْ غَسْلَ الأَيْمَنِ ثُمَّ اغْسِلِ الْيَسَارَ، وَ إِنَّ نَسِيتَ مَسْحَ رَأْسِكَ حَتَّى تَغْسِلَ رِجْلَيْكَ فَامْسَحْ رَأْسَكَ ثُمَّ اغْسِلْ رِجْلَيْكَ.
5- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
افعال وضو را به ترتیب به جای آور؛ آن سان که خداوند متعال فرموده است. از صورت آغاز کن سپس دو دست را، سپس سر و دو پا را مسح کن و هرگز عضوی را جلوتر از عضو دیگر انجام مده تا آن چه را که به آن مأمور شده ای مخالفت نکنی.
و اگر دستان را پیش از صورت شستی، دوباره صورت را بشوی سپس دستان را بشوی و اگر پاها را پیش از سر مسح کردی دوباره و سر را مسح کن، سپس مسح پاها را تکرار کن. به آن چه خدا آغاز کرده است آغاز کن.
6- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه فراموش کردی بازویت را پیش از صورت خود شستی پس دوباره صورت خود را بشوی، سپس دست هایت را بشوی و اگر دست چپ را پیش از دست راست آغاز کردی پس به دست راست اعاده کن، سپس دست چپ را بشوی و اگر مسح سر را فراموش کردی تا پاهایت را مسح کردی پس سر خود را مسح کن سپس پاهایت را مسح کن.
ص: 109
7- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: قالَ: أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:
إِذَا تَوَضَّأْتَ بَعْضَ وُضُوئِكَ فَعَرَضَتْ لَكَ حَاجَةٌ حَتَّى يَنْشَفَ وَضُوؤُكَ فَأَعِدْ وُضُوءَكَ، فَإِنَّ الْوُضُوءَ لَا يَتَبَعْضُ.
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْن بَشِيرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: رُبَّمَا تَوَضَّأْتُ فَنَفِدَ الْمَاء فَدَعَوْتُ الْجَارِيَةَ فَأَبْطَأَتْ عَلَى بِالْمَاءِ فَيَجِفُ وَضُونِي.
فَقالَ: أَعِدْ.
9- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَكَمِ بْنِ حُكَيْمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ مِنَ الْوُضُوءِ الذَّرَاعَ وَ الرَّأْسَ.
قالَ: يُعِيدُ الْوُضُوءَ إِنَّ الْوُضُوءَ يُتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً.
7- با همین اسناد روایت شده است که امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر برخی از افعال وضو را انجام دادی سپس کاری برای تو پیش آمد و مدتی طول کشید، تا آب وضویت خشک شد از نو وضو بگیر زیرا وضو جدا پذیر نیست.
8- معاوية بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: گاهی در حال وضو آب تمام می شود، کنیزم را صدا می زنم و او با تأخیر آب را می آورد و آب وضویم خشک می گردد، حکمش چیست؟
فرمود: دو مرتبه وضو بگیر.
9- حكم بن حکیم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم از مردی که به هنگام وضو شستن دستان و سر خود را فراموش می نماید که باید چه کند؟
فرمود: دو مرتبه وضو بسازد چرا که افعال وضو باید به ترتیب باشد.
ص: 110
(23)
بَابُ مَا يَنْقُضُ الْوُضُوءَ وَ مَا لَا يَنْقُصُهُ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ سَالِمٍ أَبِي الْفَضْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قال:
لَيْسَ يَنْقُضُ الْوُضُوءَ إِلَّا مَا خَرَجَ مِنْ طَرَفَيْكَ الْأَسْفَلَيْنِ اللَّذِيْنِ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْكَ بِهِمَا.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ آدَمَ قالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام عَنِ النَّاسُورِأَ يَنْقُضُ الْوُضُوءَ؟
قالَ: إِنَّمَا يَنْقُضُ الْوُضُوءَ ثَلَاثُ: الْبَوْلُ وَالْغَائِطُ وَ الرِّيحُ.
1- سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
تنها چیزی که از دو طرف پایین تر تو، (عورتین) که خداوند آن ها را به تو ارزانی داشته است خارج می گردد، وضو را باطل می سازد.
2- زكريا بن آدم گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم که آیا ناسور (زخمی که پیرامون مقعد پدید آید) وضو را باطل می نماید؟
فرمود: فقط سه چیز وضو را باطل می کند ادرار، مدفوع و باد معده.
ص: 111
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:
إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْفُخُ فِي دُبُرِ الْإِنْسَانِ حَتَّى يُخَيَّلَ إِلَيْهِ أَنَّهُ قَدْ خَرَجَ مِنْهُ رِيحٌ فَلَا يَنْقُصُ الْوُضُوءَ إِلَّا رِيحٌ، تَسْمَعُهَا أَوْ تَجِدُ رِيحَهَا.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ ظَرِيفٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لَيْسَ فِي حَبُّ الْقَرْعِ وَ الدِّيدَانَ الصَّغَارِ وُضُوءٌ إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ الْقَمْلِ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَخِي فُضَيْلِ عَنْ فُضَيْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي الرَّجُلِ يَخْرُجُ مِنْهُ مِثْلُ حَبِّ الْقَرْع.
قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ وُضُوءٌ.
وَ رُوِيَ: إِذَا كَانَتْ مُلَطْخَةُ بِالعَذِرَةِ أَعَادَ الْوُضُوء.
3- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
همانا شیطان در دبر انسان می دمد تا او گمان کند که بادی از او خارج شده است. پس وضو را فقط بادی که صدای آن را بشنوی یا بوی آن را احساس نمایی باطل می کند.
4- عبدالله بن یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
برای بیرون آمدن کرم کدو و کرم های کوچک وضو لازم نیست، آن ها به منزله شپش هستند.
5- فضیل گوید: امام صادق علیه السلام در مورد مردی که چیزی مانند کرم کدو از دبر انسان خارج می شود فرمود: برای آن، گرفتن وضوی مجدد لازم نیست.
و روایت شده است هرگاه آن کرم به نجاست و مدفوع آغشته باشد، باید دو مرتبه وضو گرفت.
ص: 112
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لأَبِي جَعْفَرٍ وَ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: مَا يَنْقُضُ الْوُضُوءَ؟
فَقالَ: مَا يَخْرُجُ مِنْ طَرَفَيْكَ الْأَسْفَلَيْنِ مِنَ الدُّبُرِ وَ الذَّكَرِ غَائِدٌ أَوْ بَوْلٌ أَوْ مَنِيٌّ أَوْ رِيحٌ وَ النَّوْمُ حَتَّى يُذْهِبَ الْعَقْلَ وَكُلُّ النوم يُكْرَهُ إِلَّا أَن تَكُونَ تَسْمَعُ الصَّوْتَ.
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ الْعَمْرَكِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ هَلْ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَسْتَدْخِلَ الدَّوَاءَ ثُمَّ يُصَلِّيَ وَ هُوَ مَعَهُ أَيَنْقُضُ الْوُضُوءَ؟
قالَ: لَا يَنْقُصُ الْوُضُوءَ، وَلَا يُصَلِّي حَتَّى يَطْرَحَهُ.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَجَشَأُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ شَيْءٌ أَ يُعِيدُ الوُضُوءَ؟
قالَ: لَا.
6- زراره گوید: به امام باقر و امام صادق علیهما السلام گفتم: چه چیزی وضو را باطل می کند؟
فرمودند: آن چیزی که از دو طرف پایین تو - یعنی از دبر و آلت - خارج می گردد، که عبارتند از مدفوع، ادرار، منی، باد و هم چنین خوابی که عقل را برباید و هر خوابی که وضو گرفتن را الزامی می کند مگر آن که صدا را در آن حال بشنود.
7- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام در این مورد سؤال نمودم، که آیا انسان می تواند پس از استعمال دارو و در حالی که هنوز آن دارو با او می باشد، نماز به جا آورد؟ و آیا این عمل وضو را باطل می نماید؟
فرمود: وضو را باطل نمی کند ولی نباید نماز به جا آورد تا این که آن را دور بیندازد.
8- حسین بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد فردی که آروغ می زند و چیزی از حلقش بالا می آید سؤال نمودم، که آیا باید دوباره وضو بگیرد؟
فرمود: نه.
ص: 113
9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي أَسَامَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْقَيْءِ هَلْ يَنْقُضُ الْوُضُوءَ؟
قال: لا.
10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عُبَيْدِ بْن زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إذَا قَاءَ الرَّجُلُ وَهُوَ عَلَى طهر فَلْيَتَمَضْمَضٌ.
11- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ عَلَى طُهْرٍ فَيَأْخُذُ مِنْ أَطْفَارِهِ أَوْ شَعْرِهِ أَيُعِيدُ الْوُضُوءَ؟
فَقالَ: لَا، وَلَكِنْ يَمْسَحُ رَأْسَهُ وَأَظْفَارَهُ بِالْمَاءِ.
قالَ: قُلْتُ: فَإِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ فِيهِ الْوُضُوءَ.
فَقالَ: إِنْ خَاصَمُوكُمْ فَلَا تُخَاصِمُوهُمْ، وَقُولُوا: هَكَذَا السُّنَّةُ.
9- ابو اسامه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا استفراغ وضو را باطل می کند؟
فرمود: نه.
10- عبیدبن زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه انسان در حال طهارت استفراغ کند، بایستی آب را مضمضه کند.
11- محمد حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی که در حال طهارت است و در این حال ناخن یا موی خویش را می چیند، آیا باید دو مرتبه وضو بگیرد؟
فرمود: نه، ولی سر و ناخن های خویش را با آب بشوید.
عرض کردم: آن ها (سنی ها) چنین می پندارند که در این مورد باید وضو تکرار شود!
فرمود: اگر آنان با شما در این مورد به ستیز و مخاصمه برخیزند، شما با آنان مخاصمه نکنید و بگویید: سنت این گونه است.
ص: 114
12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
لَيْسَ فِي الْقُبْلَةِ وَ لَا مَسُ الْفَرْجِ وَلَا الْمُبَاشَرَةِ وُضُوء.
13- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرُّعَافِ وَ الْحِجَامَةِ وَكُلٌّ دَمِ سَائِلٍ.
فَقالَ: لَيْسَ فِي هَذَا وُضُوءٌ، إِنَّمَا الْوُضُوءُ مِنْ طَرَفَيْكَ اللَّذَيْنِ أَنْعَمَ اللَّهُ تَعَالَى بِهِمَا عَلَيْكَ.
14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَنْ رَجُلٍ بِهِ عِلَّةٌ لَا يَقْدِرُ عَلَى الاضْطِجَاعِ وَالْوُضُوهُ يَشْتَدُّ عَلَيْهِ وَ هُوَ قَاعِدٌ مُسْتَنِدٌ بِالْوَسَائِدِ، فَرُبَّمَا أَغْفَى وَ هُوَ قَاعِدٌ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ.
قالَ: يَتَوَضّاً.
قُلْتُ لَهُ: إِنَّ الْوُضُوءَ يَشْتَدُّ عَلَيْهِ لِحَالِ عِلَّتِهِ.
12- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
در بوسیدن، لمس نمودن فرج و تماس بدنی تجدید وضو لازم نیست.
13- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد خون دماغ حجامت و هر خونی که جاری می گردد، پرسیدم؟
فرمود: در این چیزها تکرار وضو لازم نیست، بلکه اگر چیزی از عورتین که خدا آن ها را به تو روزی کرده خارج شود، وضو لازم می گردد.
14- معمر بن خلاد گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم کسی که بیمار است و توانایی خوابیدن بر پهلو را ندارد وضو گرفتن برای او دشوار است او نشسته و تکیه بر بالش داده و چه بسا در همان حال خواب سبکی او را فرا می گیرد آیا دوباره باید وضو بگیرد؟
فرمود: باید وضو بگیرد.
عرض کردم به خاطر مرضی که دارد وضو برای او دشوار است.
ص: 115
فَقالَ: إِذَا خَفِيَ عَلَيْهِ الصَّوْتُ فَقَدْ وَجَبَ الْوُضُوءُ عَلَيْهِ.
وَقالَ: يُؤَخِّرُ الظُّهْرَ وَ يُصَلِّيهَا مَعَ الْعَصْرِ يَجْمَعُ بَيْنَهُمَا، وَكَذَلِكَ الْمَغْرِبُ وَ الْعِشَاءُ.
15- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاج قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَن الْخَفْقَةِ وَالْخَفْقَتَيْنِ.
فَقالَ: مَا أَدْرِي مَا الْخَفْقَةُ وَ الْخَفْقَتَانِ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: (بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ) إِنَّ عَلِيّاً علیه السلام كَانَ يَقُولُ: مَنْ وَجَدَ طَعْمَ النَّوْمِ قَائِمَاً أَوْ قَاعِداً فَقَدْ وَجَبَ عَلَيْهِ الوضوء.
16- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
أُذْنَانِ وَ عَيْنَانِ تَنَامُ الْعَيْنَانِ وَ لَا تَنَامُ الْأَذْنَانِ وَ ذَلِكَ لَا يَنْقُضُ الْوُضُوءَ، فَإِذَا نَامَتِ الْعَيْنَانِ وَالْأَذْنَانِ انْتَقَضَ الْوُضُوء.
فرمود: هرگاه خواب به گونه ای باشد که صدایی را نشنود در واقع وضو بر او واجب می شود.
و فرمود: او باید نماز ظهر را به تأخیر اندازد و آن را با نماز عصر به جا آورد و وظیفه او در مورد نماز مغرب و عشاء نیز همین گونه است.
15- عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السلام درباره یک بار یا دوبار چرت زدن پرسیدم که آیا وضو را باطل می کند؟
فرمود: یک یا دوبار چرت زدن چیست؟ همانا خداوند می فرماید: «بلکه انسان خویشتن بینا است».
به راستی که علی علیه السلام همواره می فرمود: هر کس - چه در حال ایستاده و چه در حالت نشسته - مزه خواب را احساس نماید، به طور حتم تجدید وضو بر او واجب می گردد.
16- سعد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
آدمی را دو گوش است و دو چشم در حالتی که دو چشم می خوابند ولی دو گوش در خواب نیستند وضو باطل نمی شود بلکه هنگامی وضو باطل می گردد که دو چشم و دو گوش هر دو در خواب فرو می روند.
ص: 116
17- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قالَ: الرَّجُلُ يَقْرِضُ مِنْ شَعْرِهِ بِأَسْنَانِهِ أَ يَمْسَحُهُ بِالْمَاءِ قَبْلَ أَن يُصَلِّي؟
لا قالَ: لَا بَأْسَ، إِنَّمَا ذَلِكَ فِي الْحَدِيدِ.
(24)
بَابُ الرَّجُلِ يَطَأُ عَلَى الْعَذِرَةِ أَوْ غَيْرِهَا مِنَ الْقَذَرِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْأَحْوَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: فِي الرَّجُل يَطأُ عَلَى الْمَوْضِع الَّذِي لَيْسَ بنظيف ثُمَّ يَطأُ بَعْدَهُ مكاناً نظيفاً.
قالَ: لَا بَأْسَ إِذَا كَانَ خَمْسَةَ عَشَرَ ذِرَاعًا، أَوْ نَحْوَ ذَلِكَ.
17- عمار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مردی که قسمتی از موی خویش را با دندان هایش می کند پرسیدم که آیا لازم است پیش از نماز آن را با آب مسح نماید؟
فرمود: اشکالی ندارد این کار تن ها در مورد ابزار آهنی است.
1- احول گوید: امام صادق علیه السلام در مورد مردی که در جای نا پاک پا می گذارد، سپس بر جای پاک پا می نهد فرمود:
در صورتی که از آن مکان پانزده ذراع یا مانند آن باشد، فاصله گیرد اشکالی ندارد.
ص: 117
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام إِذْ مَرَّ عَلَى عَذِرَةٍ يَابِسَةٍ فَوَطِئَ عَلَيْهَا فَأَصَابَتْ ثَوْبَهُ.
فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! قَدْ وَطِنْتَ عَلَى عَذِرَةٍ فَأَصَابَتْ ثَوْبَكَ.
فَقَالَ: أَلَيْسَ هِيَ يَابِسَةٌ؟
فَقُلْتُ: بَلَى.
فَقالَ: لَا بَأْسَ إِنَّ الْأَرْضَ تُطَهِّرُ بَعْضُهَا بَعْضاً.
3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ قَالَ: نَزَلْنَا فِي مَكَانٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ الْمَسْجِدِ زُقَاقٌ قَذَرٌ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فَقَالَ: أَيْنَ نَزَلْتُمْ؟
فَقُلْتُ: نَزَلْنَا فِي دَارِ فُلَانٍ.
فَقالَ: إِنَّ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْمَسْجِدِ زُقَاقاً قَذَراً.
أَوْ قُلْنَا لَهُ: إِنَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ الْمَسْجِدِ زُقَاقاً قَذَراً .
2- محمد بن مسلم گوید: همراه امام باقر علیه السلام بودم که از کنار مدفوع خشکی عبور نموده پای خود را بر روی آن گذارد و نجاست به لباسش خورد.
گفتم فدایت گردم شما بر روی مدفوعی پاگذاشتید و به لباستان اصابت کرد.
فرمود: مگر آن خشک نبود؟
عرض کردم: آری.
فرمود: اشکالی ندارد؛ زیرا زمین پاک، زمین نجس را پاک می نماید.
3- محمد حلبی گوید: در جایی فرود آمدیم که بین ما و مسجد، کوچه باریکی بود که زمینش آلوده بود خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم. فرمود: کجا فرود آمدید؟
گفتم: در خانه فلانی.
فرمود: میان شما و مسجد کوچه ای است که آلوده است - و محتمل است که ما گفتیم میان ما و مسجد ، کوچه ای آلوده بود -
ص: 118
فَقالَ: لَا بَأْسَ الْأَرْضُ تُطَهِّرُ بَعْضُهَا بَعْضاً.
قُلْتُ: وَ السِّرْقِينُ الرَّطْبُ أطَأَ عَلَيْهِ.
فَقَالَ: لَا يَضُرُّكَ مِثْلُهُ.
4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِى عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي الرَّجُل بَطَأُ فِي الْعَذِرَةِ أَوِ الْبَوْلِ أَ يُعِيدُ الْوُضُوءَ؟
قالَ: لَا، وَ لَكِنْ يَغْسِلُ مَا أَصَابَهُ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: إِذَا كَانَ جَافًا فَلَا يَغْسِلُهُ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ خُنَيْس قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام الْخِنْزِيرِ يَخْرُجُ مِنَ الْمَاءِ فَيَمُرُّ عَلَى الطَّرِيقِ فَيَسِيلُ مِنْهُ الْمَاء أَمْرُ عَلَيْهِ حَافِياً.
فَقَالَ: أَلَيْسَ وَرَاءَهُ شَيْءٌ جَافٌ؟ قُلْتُ: بَلَى.
قالَ: فَلَا بَأْسَ، إِنَّ الْأَرْضَ تُطَهِّرُ بَعْضُهَا بَعْضاً.
فرمود: ایرادی ندارد زمین نجس، به واسطه زمین پاک، پاک می شود.
گفتم: من بر روی سرگین مرطوب پا گذاشتم
فرمود: چیزهایی مانند این به تو ضرری نمی رساند.
4- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی که بر روی مدفوع یا ادرار پا می گذارد، پرسیده شد که آیا لازم است او دوباره وضو بگیرد؟
فرمود: نه، ولی نجاستی را که به او رسیده است باید شست و شو دهد.
و در روایت دیگری آمده در صورتی که نجاست خشک باشد، لازم نیست آن را بشوید.
5- معلی بن خنیس می گوید از امام صادق علیه السلام در مورد خوکی که از آب بیرون می آید و در راه عبور می نماید و از او آب می ریزد پرسیدم که آیا می توانم با پای برهنه از آن جا عبور کنم؟
فرمود: آیا بعد از آن جا محل خشکی وجود ندارد؟
گفتم: چرا.
فرمود: ایرادی ندارد زیرا زمین پاک، نجاست زمین نجس را پاک می کند.
ص: 119
(25)
بَابُ الْمَذْي وَ الْوَدْي.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قال:
إِنْ سَالَ مِنْ ذَكَرِكَ شَيْءٌ مِنْ مَدْيِ أَوْ وَدْيِ وَ أَنْتَ فِي الصَّلَاةِ فَلَا تَغْسِلْهُ وَ لَا تَقْطَع الصَّلَاةَ وَ لَا تَنْقُضْ لَهُ الْوُضُوءَ وَ إِنْ بَلَغَ عَقِيبَكَ، فَإِنَّمَا ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ النُّخَامَةِ، وَ كُلِّ شَيْءٍ يَخْرُجُ مِنْكَ بَعْدَ الْوُضُوءِ، فَإِنَّهُ مِنَ الْحَبَائِلِ أَوْ مِنَ الْبَوَاسِيرِ، وَ لَيْسَ بِشَيْءٍ فَلَا تَغْسِلْهُ مِنْ تَوْبِكَ إِلَّا أَنْ تُقْذِرَهُ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَشْيِ.
فَقالَ: مَا هُوَ وَ النُّخَامَةُ إِلَّا سَوَاءٌ.
1- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر در حال نماز بودی و چیزی از مذی یا ودی از آلت تو جاری شد حتی اگر به دو پاشنه پایت رسید لازم نیست آن را بشویی و نباید نماز را قطع کنی و به خاطر آن وضوی خود را نشکن؛ زیرا که آن به سان آب بینی و خلط سینه است هرچه پس از وضو از تو خارج می شود از رگ ها یا بواسیر است و نجس نیست و لباس آلوده به آن را نشوی، مگر این که آن را چرک بشماری.
2- عمربن حنظله گوید از امام صادق علیه السلام در مورد مذی پرسیدم؟
فرمود: همانند آب بینی و خلط سینه است.
ص: 120
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السلام عَنِ الْمَذْي.
فَقَالَ: لَا يَنقُصُ الْوُضُوءَ وَلا يُغْسَلُ مِنْهُ ثَوبٌ وَلَا جَسَدُ، إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ الْمُخَاطِ وَ الْبُرَاقِ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قال: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السلام عَنِ الْمَذْي يَسِيلُ حَتَّى يُصِيبَ الْفَخِذَ.
فَقالَ: لَا يَقْطَعُ صَلَاتَهُ وَ لَا يَغْسِلُهُ مِنْ فَخِذِهِ، إِنَّهُ لَمْ يَخْرُجُ مِنْ مَخْرَجَ الْمَنِي إنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ النُّخَامَة.
3- يزيد بن معاویه گوید از یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) در مورد مذی پرسیدم.
فرمود: مذی وضو را باطل نمی کند و به خاطر آن لازم نیست لباس و بدن شسته شود، مذی فقط به منزلهٔ آب بینی و دهان است.
4- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام در مورد فردی که مذی از او خارج می شود به گونه ای که تا به رانش می رسد، پرسیدم؟
فرمود: نمازش را قطع نکند و لازم نیست ران خود بشوید؛ زیرا که آن از محل خروج منی خارج نشده آن فقط به منزله خلط سینه است.
ص: 121
(26)
بَابُ أَنْوَاعِ الْغُسْلِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
الْغُسْلُ مِنَ الْجَنَابَةِ، وَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَ الْعِيدَيْنِ، وَحِينَ تُحْرِمُ، وَ حِينَ تَدْخُلُ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةَ، وَ يَوْمَ عَرَفَةَ، وَ يَوْمَ تَزُورُ الْبَيْتَ، وَحِينَ تَدْخُلُ الْكَعْبَةَ، وَ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ، وَ مَنْ غَسَّلَ ميتا.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنْ غُسْلِ الْجُمُعَةِ.
فَقالَ: وَاجِبٌ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ، إِلَّا أَنَّهُ رُخَّصَ لِلنِّسَاءِ فِي السَّفَرِ، لِقِلَّةِ الْمَاءِ.
1- معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
غسل ها عبارتند از: جنابت، روز جمعه، دو عید (فطر و قربان) هنگامی که محرم می شوی، هنگامی که وارد مکه و مدینه می گردی، روز عرفه روزی که خانه کعبه را زیارت می کنی، هنگامی که داخل کعبه می شوی، در شب های نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم ماه رمضان و کسی که مرده ای را غسل می دهد.
2- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد غسل جمعه پرسیدم؟
فرمود: غسل جمعه هم در حال سفر و هم در وطن واجب است. جز این که در حال سفر به دلیل کمبود آب به زنان اجازه ترک آن داده شده است.
ص: 122
وَ قالَ: غُسْلُ الْجَنَابَةِ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ الْحَائِضِ إِذَا طَهُرَتْ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ الْمُسْتَحَاضَةِ وَاجِبٌ إِذَا احْتَشَتْ بِالْكُرْسُفِ فَجَازَ الدَّمُ الْكُرْسُفَ فَعَلَيْهَا الْغُسْلُ لِكُلِّ صَلَاتَيْنِ وَ لِلْفَجْرِ غُسْلُ، وَ إِنْ لَمْ يَجْزِ الدَّمُ الْكُرْسُفَ فَعَلَيْهَا الْغُسْلُ كُلَّ يَوْمٍ مَرَّةً وَ الْوُضُوءُ لِكُلِّ صَلَاةٍ، وَغُسْلُ النَّفَسَاءِ وَاجِبٌ .
وَ غُسْلُ الْمَوْلُودِ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ الْمَيِّتِ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ الزِّيَارَةِ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ دُخُولِ الْبَيْتِ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ الاسْتِسْقَاءِ وَاجِبٌ.
وَ غُسْلُ أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ يُسْتَحَبُّ، وَ غُسْلُ لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ غُسْلُ لَيْلَةٍ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ سُنَّةٌ لَا تَتْرُكْهَا، فَإِنَّهُ يُرْجَى فِي إِحْدَاهُنَّ لَيْلَةُ الْقَدْرِ، وَ غُسْلُ يَوْمِ الْفِطْرِ وَ غُسْلُ يَوْمِ الْأَضْحَى سُنَّةٌ، لَا أُحِبُّ تَرْكَهَا، وَ غُسْلُ الإِسْتِخَارَةِ يُسْتَحَبُّ الْعَمَلُ فِي غُسْلِ الثَّلَاثِ اللَّيَالِي مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ: لَيْلَةَ تِسْعَةَ عَشْرَةَ وَ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ.
و فرمود غسل جنابت واجب است غسل زن حائض هنگامی که پاک می گردد، واجب است غسل استحاضه در صورتی که خون از پنبه بیرون بزند، واجب است و بر او لازم است برای هردو نماز (ظهر و عصر یا مغرب و عشاء) یک غسل و برای نماز صبح یک غسل به جا آورد و اگر خون از پنبه نگذرد بر او لازم است هر روز یک غسل به جا آورد و برای هر نماز یک وضو بگیرد غسل زن زائو واجب است.
غسل دادن نوزاد واجب است، غسل دادن مرده واجب است، غسل زیارت واجب است، غسل داخل شدن به خانه کعبه واجب است، غسل استسقاء طلب باران واجب است.
و غسل شب اوّل ماه رمضان مستحب است غسل بیست و یکم و غسل شب بیست سوم سنت است آن را ترک مکن؛ زیراکه امید می رود یکی از آن دو، شب قدر باشد، و غسل روز عید فطر و غسل روز عید قربان سنتی است که ترک آن را دوست نمی دارم و غسل استخاره مستحب است و هم چنین غسل نمودن در سه شب ماه رمضان شب نوزدهم بیست و یکم و بیست و سوم مستحب است.
ص: 123
(27)
بَابُ مَا يُجْزِئُ الْغُسْلُ مِنْهُ إِذَا اجْتَمَعَ.
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
إِذَا اغْتَسَلْتَ بَعْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ أَجْزَاكَ غُسْلُكَ ذَلِكَ لِلْجَنَابَةِ وَ الْجُمُعَةِ وَ عَرَفَةَ وَ النَّحْرِ وَ الْحَلْقِ وَ الذَّبْحِ وَ الزِّيَارَةِ، وَإِذَا اجْتَمَعَتْ عَلَيْكَ حُقُوقُ أَجْزَأَهَا عَنْكَ غُسْل وَاحِدٌ.
قالَ: ثُمَّ قَالَ: وَ كَذَلِكَ الْمَرْأَةُ يُجْزِتُهَا غُسْل وَاحِدٌ لِجَنَابَتِهَا وَ إِحْرَامِهَا وَ جُمُعَتِهَا وَ غُسْلِهَا مِنْ حَيْضِهَا وَعِيدِهَا.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام أَنَّهُ قَالَ:
إِذَا اغْتَسَلَ الْجُنُبُ بَعْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ أَجْزَأَ عَنْهُ ذَلِكَ الْغُسْلُ مِنْ كُلِّ غُسْلٍ يَلْزَمُهُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ.
1- زراره گوید: حضرتش فرمود:
هرگاه پس از طلوع فجر غسل نمایی آن غسل برای تو از غسل های جنابت، جمعه، عرفه، عید قربان، سر تراشیدن، ذبح نمودن و زیارت کفایت می نماید. و هرگاه چند حق (و غسل) بر تو لازم گردد به جا آوردن یک غسل به جای آن ها برای تو کافی است.
سپس فرمود: زن نیز این گونه است و یک غسل تنها از برای جنابت احرام، جمعه، غسل حیض و عید او کافی است.
2- یکی از اصحاب ما گوید: یکی از دو امام (باقر و صادق علیهما السلام) فرمود: در صورتی که جنب پس از طلوع فجر غسل نماید، از هر غسلی که در آن روز بر عهده او بود کفایت می نماید.
ص: 124
(28)
بَابُ وُجُوبِ الْغُسْلِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلامقالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْغُسْل يَوْمَ الْجُمُعَةِ.
فَقالَ: وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ ذَكَرٍ وَ أُنْثَى عَبْدِ أَوْ حُرٍ.
2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام عَنْ غُسْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ.
فَقَالَ: وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ ذَكَرٍ وَ أُنْثَى عَبْدٍ أَوْ حُرِّ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْغُسْلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَلَى الرَّجَالِ وَ النِّسَاءِ فِي الْحَضَرِ، وَ عَلَى الرِّجَالِ فِي السَّفَر وَ لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ فِي السَّفَر.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى أَنَّهُ رُخْصَ لِلنِّسَاءِ فِي السَّفَرِ لِقِلَّةِ الْمَاءِ.
1- عبدالله بن مغیره گوید: از امام رضا علیه السلام در مورد غسل روز جمعه پرسیدم؟
فرمود: غسل جمعه بر هر مرد و زن - چه بنده باشد و چه آزاد - واجب است.
2- نظیر همین روایت را محمد بن عبدالله نیز از امام رضا علیه السلام نقل کرده است.
3- منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
غسل روز جمعه در وطن بر عهده مردان و زنان و در سفر بر عهده مردان است، ولی در سفر بر عهده زنان نیست.
در روایتی دیگر آمده است در سفر به دلیل کمبود آب به زنان اجازه ترک غسل جمعه داده شده است.
ص: 125
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السلام كَيْفَ صَارَ غُسْلُ يَوْمٍ الْجُمُعَةِ وَاجِباً؟
فَقالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَتَمَّ صَلَاةَ الْفَرِيضَةِ بِصَلَاةِ النَّافِلَةِ، وَ أَتَمَّ صِيَامَ الْفَرِيضَةِ بِصِيَامِ النَّافِلَةِ، وَ أَتَمَّ وُضُوءَ الْفَرِيضَةِ بِغُسْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ مَا كَانَ فِي ذَلِكَ مِنْ سَهْوِ أَوْ تَقْصِير أَوْ نِسْيَانٍ أَوْ نُقْصَان.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِيُّ عَنْ صَبَّاحِ الْمُزَنِي عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَصِيرَةَ عَنِ الْأَصْبَعِ قَالَ: كَانَ أمير المؤمِنِينَ علیه السلام إِذَا أَرَادَ أَنْ يُوَبَّخَ الرَّجُلَ يَقُولُ: وَ اللَّهِ لَأَنْتَ أَعْجَرُ مِنَ النَّارِكِ الْغُسْلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَ إِنَّهُ لَا يَزَالُ فِي طُهْرٍ إِلَى الْجُمُعَةِ الأُخْرَى.
4 - حسین بن خالد گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم که چگونه غسل روز جمعه واجب شد؟
فرمود: خداوند تبارک و تعالی نماز واجب را به وسیله نماز نافله، روزه واجب را به وسیلهٔ روزه مستحب و وضوی واجب را به وسیلۀ غسل جمعه، کامل کرد در این مورد اشتباه کوتاهی فراموشی و کاستی راه ندارد.
5- اصبغ گوید: همواره امیر مؤمنان علی علیه السلام هنگامی که می خواست مردی را سرزنش نماید می فرمود: به خدا سوگند که تو از ترک کننده غسل جمعه ناتوان تری، در حالی که غسل کننده روز جمعه پیوسته تا جمعه دیگر در طهارت و پاکی است.
ص: 126
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ أُمِّهِ وَأُمْ أَحْمَدَ بِنْتِ مُوسَى علیه السلام قَالَتَا كُنَّا مَعَ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام بِالْبَادِيَةِ وَ نَحْنُ نُرِيدُ بَغْدَادَ.
فَقالَ لَنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ اغْتَسِلَا الْيَوْمَ لِغَدٍ يَوْمِ الْجُمُعَةِ، فَإِنَّ الْمَاءَ بِهَا غَداً قَلِيلٌ.
فَاغْتَسَلْنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ لِيَوْمِ الْجُمُعَةِ.
7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:
لَا بُدَّ مِنْ غُسْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ، فَمَنْ نَسِيَ فَلْيُعِدْ مِنَ الْغَدِ.
و رُوِيَ فِيهِ رُحْصَةٌ لِلْعَليل.
6- حسین بن موسی علیه السلام از مادر خود و أم احمد دختر امام کاظم علیه السلام نقل می کند که گفتند: در بیابان همراه امام کاظم علیه السلام بودیم و می خواستیم به بغداد برویم، حضرتش در روز پنجشنبه به ما فرمود همین امروز برای فردا - که روز جمعه است - غسل نمایید چون فردا در آن جا آب کم است.
ما در روز پنج شنبه برای روز جمعه غسل نمودیم.
7- یکی از اصحاب ما گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
غسل روز جمعه در سفر و در وطن لازم است هر کس فراموش نماید، بایستی فردا آن را به جا آورد.
در روایتی آمده است بر بیمار اجازه ترک غسل جمعه داده شده است.
ص: 127
(29)
بَابُ صِفَةِ الْغُسْلِ وَ الْوُضُوءِ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ الرَّجُلِ يَغْتَسِلُ فِي مَكَانِ غَيْرِ طَيِّبٍ وَ مَا يُقالُ عِنْدَ الْغُسْلِ وَ تَحْوِيلِ الْخَاتَمِ عِنْدَ الْغُسْلِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ - شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ غُسْلِ الْجَنَابَةِ.
فَقالَ: تَبْدَأُ بِكَفَّيْكَ فَتَغْسِلُهُمَا ثُمَّ تَغْسِلُ فَرْجَكَ ثُمَّ تَصُبُّ الْمَاءَ عَلَى رَأْسِكَ ثَلَاثَاً، ثُمَّ تَصُبُّ الْمَاءَ عَلَى سَائِرِ جَسَدِكَ مَرَّتَيْنِ، فَمَا جَرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ فَقَدْ طَهُرَ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِاللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
يُفِيضُ الْجُنُّبُ عَلَى رَأْسِهِ الْمَاءَ ثَلَاثَاً لَا يُجْزِتُهُ أَقَلُّ مِنْ ذَلِكَ.
1- محمد بن مسلم گوید: از یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) در مورد چگونگی غسل جنابت پرسیدم:
فرمود: ابتدا دو دست خویش را می شویی سپس آلت خود را می شویی (تا نجاست رفع شود) آن گاه سه بار بر روی سر خویش، پس از آن دو بار به بدن خویش آب می ریزی، پس هرچه آب بر آن جاری شود پاک می گردد.
2- ربعی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
شخص جنب باید سه مرتبه بر روی سر خویش آب بریزد و کم تر از این مقدار برای او کفایت نمی نماید.
ص: 128
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ: كَيْفَ يَغْتَسِلُ الْجُنُبُ؟
فَقالَ: إِنْ لَمْ يَكُنْ أَصَابَ كَفَّهُ شَيْءٌ غَمَسَهَا فِي الْمَاءِ، ثُمَّ بَدَأَ بِفَرْجِهِ فَأَنْقَاهُ بِثَلَاثِ غُرَفٍ ثُمَّ صَبَّ عَلَى رَأْسِهِ ثَلَاثَ أَكُفِّ ثُمَّ صَبَّ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ مَرَّتَيْنِ وَ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْسَرِ مَرَّتَيْنِ، فَمَا جَرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ فَقَدْ أَجْزَأَهُ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قالَ: قالَ: تَقُولُ فِي غُسْلِ الْجُمُعَةِ.
«اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي مِنْ كُلِّ آفَةٍ تَمْحَقُ بِهَا دِينِي وَ تُبْطِلُ بِهَا عَمَلِي» وَ تَقُولُ فِي غُسْلِ الْجَنَابَةِ: «اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي وَ زَكٍ عَمَلِي وَ تَقَبَّلْ سَعْيِي وَ اجْعَلْ مَا عِنْدَكَ خَيْراً لِي».
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
إِذَا ارْتَمَسَ الْجُنُبُ فِي الْمَاءِ ارْتِمَاسَةً وَاحِدَةً أَجْزَأَهُ ذَلِكَ مِنْ غُسْلِهِ.
3- زراره گوید: به حضرتش گفتم جنب چگونه غسل می نماید؟
فرمود: اگر دستش نجس نباشد، آن را در آب فرو می برد آن گاه از عورت خویش آغاز نموده و آن را با سه کف آب تمیز می نماید، سپس سه کف بر روی سر خویش و پس از آن دو بار بر روی شانه راست خود و دو بار بر شانه چپ خود آب می ریزد، پس هر جا که آب بر آن جاری شود برای او کفایت می نماید.
4 - یکی از اصحاب گوید: امام علیه السلام فرمود:
به هنگام غسل جمعه می گویی: «اللهم طهر قلبي مِنْ كُلَّ آفةٍ تَمْحَقُ بها دِينِي وَ تُبْطِلُ بها عملي»؛ «خدایا! قلب مرا از هر آفتی که دین مرا محو و عمل مرا باطل می کند پاکیزه گردان» و به هنگام غسل جنابت می گویی: «اللهم طهر قلبي وزلّ عملي و تَقَبَّلْ سعيى واجعل ما عندك خيراً لي»؛ «خدایا! قلب مرا پاکیزه و عمل مرا خالص گردان و کوشش مرا قبول کن و آن چه را که در نزد توست برای من بهتر قرار بده».
5- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هرگاه جنب یک بار در آب فرو رود، برای غسل او کافی است.
ص: 129
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ عَلَيْهَا السَّوَارُ وَ الدُّمْلُجُ فِي بَعْضِ ذِرَاعِهَا لَا تَدْرِي يَجْرِي الْمَاءُ تَحْتَهُ أَمْ لَا كَيْفَ تَصْنَعُ إِذَا تَوَضَّأَتْ أَوِ اغْتَسَلَتْ؟
قالَ: تُحَرِّكُهُ حَتَّى يَدْخُلَ الْمَاء تَحْتَهُ أَوْ تَنْزِعُهُ.
وَ عَنِ الْخَاتَمِ الضَّيِّقِ لَا يَدْرِي هَلْ يَجْرِي الْمَاءُ تَحْتَهُ إِذَا تَوَضَّأَ أَمْ لَا كَيْفَ يَصْنَعُ؟
قالَ: إِنْ عَلِمَ أَنَّ الْمَاءَ لَا يَدْخُلُهُ فَلْيُخْرِجُهُ إِذَا تَوَضَّأَ.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَأَبُو دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي رَجُلٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فَقَامَ فِي الْمَطَرِ حَتَّى سَالَ عَلَى جَسَدِهِ أَ يُجْزِتُهُ ذَلِكَ مِنَ الْغُسْلِ.
قالَ: نَعَمْ
6- علی بن جعفر گوید: از برادر خویش موسی بن جعفر علیه السلام درباره زنی که در دست او النگو و دستبند است و نمی داند که آیا آب در زیر آن نفوذ می کند یا نه پرسیدم که هنگام وضو یا غسل چگونه باید عمل نماید؟
فرمود: باید آن را به گونه ای تکان دهد که آب به زیر آن نفوذ کند، یا این که آن ها را درآورد.
هم چنین در مورد انگشتر تنگی که نمی داند آیا هنگام وضو آب زیر آن نفوذ می کند پرسیدم که چگونه باید عمل نماید؟
فرمود: اگر می داند که آب به زیر آن نفوذ نمی کند بایستی هنگامی که وضو می گیرد آن را بیرون آورد.
7- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند شخصی که جنب شده است، آن قدر در زیر باران می ایستد که بر بدنش آب جاری می شود این عمل از غسل نمودن کفایت می نماید؟
فرمود: آری.
ص: 130
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ عَلِيّاً علیه السلام لَمْ يَرَ بَأْساً أَنْ يَغْسِلَ الْجُنُبُ رَأْسَهُ عُدْوَةٌ، وَ يَغْسِلَ سَائِرَ جَسَدِهِ عِنْدَ الصَّلَاة.
9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قالَ:
مَنِ اغْتَسَلَ مِنْ جَنَابَةٍ فَلَمْ يَغْسِلْ رَأْسَهُ ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَغْسِلَ رَأْسَهُ لَمْ يَجِدُ بُداً مِنْ إعَادَةِ الْغُسْل؟
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ كَرِبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَغْتَسِلُ مِنَ الْجَنَابَةِ أَ يَغْسِلُ رِجْلَيْهِ بَعْدَ الْغُسْلِ؟
لا فَقالَ: إِنْ كَانَ يَغْتَسِلُ فِي مَكَانٍ يَسِيلُ الْمَاءُ عَلَى رِجْلَيْهِ بَعْدَ الْغُسْلِ فَلَا عَلَيْهِ أَنْ لَا يَغْسِلَهُمَا، وَإِنْ كَانَ يَغْتَسِلُ فِي مَكَانٍ يَسْتَنْقِعُ رِجْلَاهُ فِي الْمَاءِ فَلْيَغْسِلْهُمَا.
8- ابراهیم بن عمر یمانی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
حضرت علی علیه السلام ایراد نمی گرفت که جنب سر خود را در آغاز روز، و بدنش را هنگام نماز بشوید.
9- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کسی که غسل جنابت نموده و سر خود را نشسته است و پس از آن بخواهد سر خود را بشوید، ناگریز است که غسل را دوباره انجام دهد.
10- بكربن کرب گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مردی که غسل جنابت می نماید پرسیدم که آیا بعد از غسل پاهای خود را بشوید؟
امام علیه السلام فرمود: اگر در جایی غسل می نماید که بعد از غسل آب بر روی پاهایش جاری می گردد، نشستن آن ها اشکالی ندارد ولی اگر در جایی غسل می کند که پاهایش در جایی فرو می رود و آب به آن نمی رسد، بایستی آن ها را بشوید.
ص: 131
11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِي عَنْ هِشَامٍ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَغْتَسِلُ فِي الْكَنِيفِ الَّذِي يُبَالُ فِيهِ وَ عَلَيَّ نَعْلٌ سِنْدِيَّةٌ؟
فَقَالَ: إِنْ كَانَ الْمَاءُ الَّذِي يَسِيلُ مِنْ جَسَدِكَ يُصِيبُ أَسْفَلَ قَدَمَيْكَ فَلَا تَغْسِلْ قَدَمَيْكَ.
12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ شَاذَانَ بْنِ الْخَلِيلِ عَنْ يُونُسَ عَنْ يَحْيَى بْنِ طَلْحَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
الْوُضُوءُ بَعْدَ الْغُسْل بدعَةٌ.
13- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
كُل غُسْلِ قَبْلَهُ وُضُوءُ إِلَّا غُسْلَ الْجَنَابَةِ.
11- هشام بن سالم گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: فدایت گردم! من در حالی که نعل سندی در پا دارم در مستراحی که در آن ادرار می شود غسل می نمایم حکم آن چیست؟
حضرت فرمود: اگر آبی که از بدنت جاری می شود به زیر دو پایت می رسد پاهای خویش را نشوی.
12- عبدالله بن سلیمان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
وضو گرفتن بعد از غسل بدعت است.
13- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
به استثنای غسل جنابت پیش از تمامی غسل ها وضو وجود دارد.
ص: 132
وَ رُوِيَ أَنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ مِنَ الْغُسْلِ فِيهِ وَضُوءٌ إِلَّا غُسْلُ يَوْمِ الْجُمُعَةِ، فَإِنَّ قَبْلَهُ وضوءاً.
وَ رُوِيَ أَي وَضُوءٍ أَطْهَرُ مِنَ الْغُسْلِ؟
14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْخَاتَمِ إِذَا اغْتَسَلْتُ.
قالَ: حَوِّلْهُ مِنْ مَكَانِهِ.
وَ قالَ: فِي الْوُضُوءِ تُدِيرُهُ، وَ إِنْ نَسِيتَ حَتَّى تَقُومَ فِي الصَّلَاةِ، فَلَا أَمُرُكَ أَنْ تُعيدَ الصَّلَاةَ.
15- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: اغْتَسَلَ أَبِي مِنَ الْجَنَابَةِ.
و روایت شده است به استثنای غسل جمعه که پیش از آن وضو گرفته می شود، در هیچ غسلی، وضویی نیست.
و روایت شده است چه وضوی از غسل، پاک کننده است.
14- حسین بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: به هنگام غسل انگشترم را چکنم؟
فرمود: آن را از مکانش جابه جا کن.
و حضرتش در مورد وضو فرمود: انگشتر را می چرخانی ولی اگر فراموش کردی تا آن که به نماز ایستادی به تو امر نمی کنم که نماز خود را دوباره به جای آوری.
15- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
پدرم غسل جنابت نمود.
ص: 133
فَقِيلَ لَهُ: قَدْ أَبْقَيْتَ لُمْعَةٌ فِي ظَهْرِكَ لَمْ يُصِبْهَا الْمَاءُ.
فَقالَ لَهُ: مَا كَانَ عَلَيْكَ لَوْ سَكَتْ.
ثم مسح تلكَ اللمْعَةَ بِيَدِهِ.
16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لَا تَنْقُصُ الْمَرْأَةُ شَعْرَهَا إِذَا اغْتَسَلَتْ مِنَ الْجَنَابَةِ.
17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ عَمَّا تَصْنَعُ النِّسَاءُ فِي الشَّعْرِ وَ الْقُرُونِ فَقَالَ:
لَمْ تَكُنْ هَذِهِ الْمِشْطَةُ إِنَّمَا كُن يَجْمَعْنَهُ، ثُمَّ وَصَفَ أَرْبَعَةَ أَمْكِنَةِ.
ثُمَّ قَالَ: يُبَالِغْنَ فِي الْغَسْلِ.
به ایشان گفته شد قسمتی از پشتتان باقی مانده و آب به آن نرسیده است.
حضرتش به او فرمود: اگر سکوت می نمودی چیزی به عهده تو نبود.
آن گاه دست مبارکش را به آن قسمت از بدنش کشید.
16- محمد حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: لازم نیست زن به هنگام غسل جنابت موی خویش را باز کند.
17- جمیل گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد درست کردن موی زنان و کاکل گذاشتن آن ها پرسیدم؟
فرمود: در گذشته شانه و زینت نمودن مو این گونه نبود بلکه زنان موهای خود را جمع می نمودند سپس در چهار جای سر جمع می کردند.
آنگاه حضرتش را وصف نمود، سپس فرمود: زن ها بایستی در غسل بکوشند که آب زیر موها نفوذ کند.
ص: 134
(30)
بَابُ مَا يُوجِبُ الْغُسْلَ عَلَى الرَّجُلِ وَالْمَرْأَةِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قالَ: سَأَلْتُهُ مَتَى يَجِبُ الْغَسْلُ عَلَى الرَّجُل وَ الْمَرْأَةِ؟
فَقَالَ: إِذَا أَدْخَلَهُ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ وَ الْمَهْرُ وَ الرَّجمُ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قالَ: سَأَلْتُ الرَّضَا علیه السلام عَنِ الرَّجُل يُجَامِعُ الْمَرْأَةَ قَرِيباً مِنَ الْفَرْج فَلا يُنْزِلَانِ مَتَى يَجِبُ الْغُسْلُ؟
فَقالَ: إِذَا الْتَقَى الْخِتَانَانِ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ.
فَقُلْتُ: الْتِقَاءُ الْخِتَانَيْنِ هُوَ غَيْبُوبَةُ الْحَشَفَةِ؟
قالَ: نَعَمْ.
1- محمدبن مسلم گوید: از یکی از دو امام (باقر و صادق علیهما السلام) پرسیدم کی بر مرد و زن غسل واجب می شود؟
فرمود: غسل (جنابت)، مهریه و سنگ سار نمودن هنگامی واجب می شود که دخول صورت گرفته باشد.
2- محمد بن اسماعیل گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم مردی که با زن در نزدیکی فرج جماع می کند و هیچ کدام به انزال (منی) نمی رسند کی غسل بر این دو واجب می گردد؟
فرمود: هنگامی که دو ختنه گاه به یکدیگر برسند غسل واجب می شود.
گفتم: آیا تماس دو ختنه گاه همان پنهان شدن سر آلت است؟
فرمود: آری.
ص: 135
3- وَ بِهَذَا الإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُ الْجَارِيَةَ الْبِكْرَ لَا يُقْضِي إِلَيْهَا وَ لَا يُنْزِلُ عَلَيْهَا عَلَيْهَا غُسْل وَ إِنْ كَانَتْ لَيْسَ بِبِكْرِ ثُمَّ أَصَابَهَا وَ لَمْ يُفْضِ إِلَيْهَا أَ عَلَيْهَا غُسْلُ؟
قالَ: إِذَا وَقَعَ الْخِتَانُ عَلَى الْخِتَانِ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ الْبِكْرُ وَ غَيْرُ الْبِكْرِ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُبَيْدِاللَّهِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمُفَخَذِ عَلَيْهِ غُسْلُ؟
قالَ: نَعَمْ، إِذَا أَنْزَلَ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَعْدِ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ الرَّضَا علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَلْمِسُ فَرْجَ جَارِيَتِهِ حَتَّى تُنْزِلَ الْمَاءَ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُبَاشِرَ يَعْبَثُ بِهَا بِيَدِهِ حَتَّى تُنْزِلَ.
قالَ: إِذَا أَنْزَلَتْ مِنْ شَهْوَةٍ فَعَلَيْهَا الْغُسْلُ.
3- علی بن یقطین گوید از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: مردی با کنیز باکره ای نزدیکی کند، نه دخول صورت می گیرد نه انزال آیا بر آن کنیز غسل واجب می شود؟ و اگر زن
باکره نباشد و با او نزدیکی نماید ولی دخول نکند، آیا بر آن زن غسل واجب می شود؟
فرمود: هرگاه ختنه گاه مرد بر ختنه گاه زن قرار گیرد غسل بر زن واجب می گردد، خواه زن باکره باشد یا نباشد.
4- عبیدالله حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی است که ران های زنش را به یکدیگر می چسباند و بدین صورت با او نزدیکی می نماید آیا غسلی بر عهده آن مرد لازم می باشد؟
فرمود: در صورتی که انزال نماید، بر او غسل واجب است.
5- اسماعیل بن سعد اشعری گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: مردی است که فرج کنیز خود را لمس می نماید تا این که بدون نزدیکی و به واسطهٔ این که با دستش با او بازی می کند کنیز انزال می نماید؟
فرمود: در صورتی که از روی شهوت انزال نماید، غسل بر او لازم می شود.
ص: 136
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعِ قالَ: سَأَلْتُ الرّضَا علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يُجَامِعُ الْمَرْأَةَ فِيما دُونَ الْفَرْجِ وَ تُنْزِلُ الْمَرْأَةُ عَلَيْهَا غسل؟
قالَ: نَعَمْ.
7- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تُعَانِقُ زَوْجَهَا مِنْ خَلْفِهِ فَتَحَرَّكُ عَلَى ظَهْرِهِ، فَتَأْتِيهَا الشَّهْوَةُ فَتُنْزِلُ الْمَاءَ عَلَيْهَا الْغُسْلُ، أَوْ لَا يَجِبُ عَلَيْهَا الْغُسْلُ؟
قالَ: إِذَا جَاءَتْهَا الشَّهْوَةُ، فَأَنْزَلَتِ الْمَاء وَجَبَ عَلَيْهِ الغُسْلُ.
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيُّ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا أَتَى الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فِي دُبُرِهَا فَلَمْ يُنْزِلْ فَلا غُسْلَ عَلَيْهِمَا، وَإِنَّ أَنْزَلَ فَعَلَيْهِ الْغُسْلُ وَلَا غُسْلَ عَلَيْهَا.
6- اسماعیل بن بزیع گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: مردی است که با زن خود به طریق غیر از فرج نزدیکی می کند و آن زن انزال می نماید آیا غسلی بر عهده زن می باشد؟
فرمود: آری.
7- محمد بن فضیل گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: زنی که شوهر خود را از پشت در آغوش می گیرد و بر پشت او خود را به حرکت در می آورد تا این که شهوت به سراغش می آید و انزال می کند آیا غسل بر آن زن واجب می شود یا نه؟
فرمود: هرگاه شهوت سراغ او بیاید که انزال نماید، غسل بر او واجب است.
8- برقی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر مرد از پشت با زن نزدیکی کند و انزال نکند بر هیچ کدام غسلی لازم نمی گردد ولی اگر مرد انزال کند، غسل بر او لازم است و بر زن غسل لازم نیست.
ص: 137
(31)
بَابُ احْتِلَامِ الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَةِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَرَى فِي الْمَنَامِ حَتَّى يَجِدَ الشَّهْوَةَ فَهُوَ يَرَى أَنَّهُ قَدِ احْتَلَمَ، فَإِذَا اسْتَيْقَظَ لَمْ يَرَ فِي ثَوْبِهِ الْمَاءَ وَ لَا فِي جَسَدِهِ.
قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ الْغُسْلُ.
وَ قالَ: كَانَ عَلِيٌّ علیه السلام يَقُولُ: إِنَّمَا الْغُسْلُ مِنَ الْمَاءِ الْأَكْبَرِ، فَإِذَا رَأَى فِي مَنَامِهِ وَ لَمْ يَرَ الْمَاءَ الْأَكْبَرَ فَلَيْسَ عَلَيْهِ غُسْلٌ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ احْتَلَمَ فَلَمَّا انْتَبَهَ وَجَدَ بَلَلاً.
فَقَالَ: لَيْسَ بِشَيْءٍ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَرِيضًا فَعَلَيْهِ الْغُسْلُ.
1- حسین بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی است که خواب می بیند و به شهوت می افتد او در خواب می بیند که محتلم شده است ولی هنگامی که بیدار می شود چیزی بر روی لباس و بدن خود نمی بیند چه حکمی دارد؟
فرمود: غسل بر او لازم نیست.
حضرتش فرمود: علی علیه السلام می فرمود: غسل فقط در آب بزرگ تر (منی) است پس هرگاهکسی خوابی دید ولی آن آب را ندید غسل بر عهده او نمی باشد.
2- معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مردی که در خواب محتلم می شود و چون بیدار می شود فقط رطوبتی در خود می یابد، پرسیدم؟
فرمود: چیزی نیست مگر این که او بیمار باشد که در این صورت غسل بر او لازم است.
ص: 138
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
إِذَا كُنْتَ مَرِيضاً فَأَصَابَتْكَ شَهْوَةٌ، فَإِنَّهُ رُبَّمَا كَانَ هُوَ الدَّافِقَ لَكِنَّهُ يَجِيءُ مَجِيئاً ضَعِيفاً لَيْسَ لَهُ قُوَّةٌ لِمَكَانِ مَرَضِكَ سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ قَلِيلاً قَلِيلاً فَاغْتَسِلْ مِنْهُ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ حَرِيزٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: اَلرَّجُلُ يَرَى فِي الْمَنَامِ وَ يَجِدُ الشَّهْوَةَ فَيَسْتَيْقِظُ وَيَنظُرُ فَلا يَجدُ شَيْئاً، ثُمَّ يَمْكُثُ بَعْدُ فَيَخْرُجُ.
قالَ: إِنْ كَانَ مَرِيضاً فَلْيَغْتَسِلْ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ مَرِيضاً فَلَا شَيْءٍ عَلَيْهِ.
قالَ: فَقُلْتُ لَهُ: فَمَا فَرْقُ بَيْنَهُمَا؟
فَقالَ: لأَنَّ الرَّجُلَ إِذَا كَانَ صَحِيحاً جَاءَ بِدُفقَةٍ وَ قُوَّةٍ وَإِذَا كَانَ مَرِيضًا لَمْ يَجِى إلَّا بَعْدُ.
3- زراره گوید: چنان چه در حال بیماری، شهوتی به تو دست داد به خاطر آن غسل کن، چون بسا که این شهوت اندک، ناشی از آب جهنده است؛ ولی به خاطر بیماری نیروی نداری و به صورت ضعیف به تدریج و زمانی پس از زمان دیگر می آید.
4- ابن ابی یعفور گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: مردی خواب می بیند و احساس شهوت می نماید پس بیدار شده و نگاه می کند و چیزی نمی یابد، سپس مدتی درنگ می کند و چیزی خارج می شود. حکمش چیست؟
فرمود: اگر بیمار باشد بایستی غسل کند و در صورتی که بیمار نیست، چیزی بر عهده او نیست.
گفتم: فرق میان این دو حالت چیست؟
فرمود: هنگامی که مرد سالم است منی با نیرو و جهش بیرون می آید و هنگامی که بیمار است پس از گذشت زمان می آید.
ص: 139
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَرَى فِي الْمَنَامِ مَا يَرَى الرَّجُلُ.
قالَ: إِذَا أَنْزَلَتْ فَعَلَيْهَا الْغُسْلُ، وَإِنْ لَمْ تُنْزِلُ فَلَيْسَ عَلَيْهَا الْغُسْلُ.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَرَى أَنَّ الرَّجُلَ يُجَامِعُهَا فِي الْمَنَامِ فِي فَرْجِهَا حَتَّى تُنْزِلَ. قالَ: تَغْتَسِلُ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: قالَ: عَلَيْهَا غُسْلُ، وَ لَكِنْ لَا تُحَدِّثُوهُنَّ بِهَذَا فَيَتَّخِذْنَهُ عِلَّةً.
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَنَامُ وَ لَمْ يَرَ فِي نَوْمِهِ أَنَّهُ احْتَلَمَ فَيَجِدُ فِي ثَوْبِهِ وَ عَلَى فَخِذِهِ الْمَاءَ هَلْ عَلَيْهِ غُسْلُ؟
قالَ: نَعَمْ
5- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ زنی که در خواب می بیند آن چه را که مرد می بیند، پرسیدم؟
فرمود: در صورتی که انزال کرده باشد غسل بر او لازم است و در صورتی که انزال نکرده باشد غسل بر او واجب نمی باشد.
6 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زنی که در خواب می بیند که مردی با او نزدیکی می نماید و زن انزال می نماید، حکمش چیست؟
فرمود: باید غسل کند.
و در روایت دیگری آمده است حضرتش فرمود:
غسلی بر عهده او لازم می باشد ولی این را به آنان نگویید که آن را عیبی قرار دهند.
7- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی که می خوابد و در خواب نمی بیند که محتلم شده باشد ولی چون بیدار می شود در لباس و ران خود آب (منی) می بیند، آیا غسلی بر عهده اوست؟
فرمود: آری.
ص: 140
(32)
بَابُ الرَّجُلِ وَالْمَرْأَةِ يَغْتَسِلَانِ مِنَ الْجَنَابَةِ ثُمَّ يَخْرُجُ مِنْهُمَا شَيْءٌ بَعْدَ الْغُسْلِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَجْنَبَ فَاغْتَسَلَ قَبْلَ أَن يَبُول فَخَرَجَ مِنْهُ شَيْءٌ.
قالَ: يُعِيدُ الْغُسْلَ.
قُلْتُ: فَالْمَرْأَةُ يَخْرُجُ مِنْهَا بَعْدَ الْغُسْلِ.
قالَ: لَا تُعِيدُ.
قُلْتُ: فَمَا فَرْقٌ بَيْنَهُمَا؟
قالَ: لأَنَّ مَا يَخْرُجُ مِنَ الْمَرْأَةِ إِنَّمَا هُوَ مِنْ مَاءِ الرَّجُلِ.
1- سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی که جنب است و پیش از ادرار غسل می کند سپس چیزی از او خارج می شود حکمش چیست؟
فرمود: باید دوباره غسل کند.
عرض کردم: اگر از زن پس غسل چیزی خارج شود چه؟
فرمود: لازم نیست دوباره غسل کند.
عرض کردم: فرق میان این دو چیست؟
فرمود: چون آن چه از زن خارج می شود، از آب مرد است.
ص: 141
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَغْتَسِلُ ثُمَّ يَجِدُ بَعْدَ ذَلِكَ بَلَلاً وَ قَدْ كَانَ بَالَ قَبْلَ أَنْ يَغْتَسِلُ.
قالَ: إِنْ كَانَ بَالَ قَبْلَ أَنْ يَغْتَسِلَ فَلَا يُعِيدُ الْغُسْلَ.
3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْن عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَغْتَسِلُ مِنَ الْجَنَابَةِ، ثُمَّ تَرَى نُطْفَةَ الرَّجُلِ بَعْدَ ذَلِكَ هَلْ عَلَيْهَا غُسْلُ؟
فَقالَ: لَا.
4- أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُجْنِبُ ثُمَّ يَغْتَسِلُ قَبْلَ أَنْ يَبُولَ فَيَجِدُ بَلَلاً بَعْدَ مَا يَغْتَسِلُ.
قالَ: يُعِيدُ الْغُسْلَ، وَإِن كَانَ بَالَ قَبْلَ أَن يَغْتَسِلَ فَلا يُعِيدُ غُسْلَهُ، وَلَكِن يَتَوَضَّأُ و يَسْتَنجى.
2- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی که پیش از غسل ادرار نموده، ولی پس از غسل رطوبتی در خود می بیند پرسیدم؟
فرمود: در صورتی که پیش از غسل ادرار کرده لازم نیست دوباره غسل کند.
3- عبد الرحمان ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زنی غسل جنابت کرده و پس از آن می بیند آب مرد از او خارج می شود آیا غسلی بر او واجب است؟
فرمود: نه.
4- سماعه گوید: از حضرتش پرسیدم مردی جنب می شود و پیش از ادرار نمودن غسل می کند و بعد از غسل، رطوبتی در خود می یابد، چه حکمی دارد؟
فرمود: باید دوباره غسل نماید، ولی در صورتی پیش از غسل، ادرار کند لازم نیست که غسل خویش را تکرار کند ولی (برای عملی که در آن وضو لازم است) باید وضو گیرد و تطهیر نماید.
ص: 142
(33)
بَابُ الْجُنُبِ يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ وَيَقْرَأُ وَ يَدْخُلُ الْمَسْجِدَ وَ يَخْتَضِبُ وَ يَدَّهِنُ وَ يَطْلِي وَيَحْتَجِمُ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْن عِيسَى عَنْ حَريرٌ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السلام قالَ:
الْجُنُبُ إذَا أَرَادَ أَنْ يَأْكُل وَ يَشْرَبَ غَسَلَ يَدَهُ وَ تَمَضْمَضَ وَ غَسَلَ وَجْهَهُ وَأَكَلَ وَ شَرِبَ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الْجُنُبِ يَأْكُل وَ يَشْرَبُ وَيَقْرَأُ.
قالَ: نَعَمْ، يَأْكُلُ وَيَشْرَبُ وَيَقْرَأُ وَ يَذْكُرُ اللَّهَ مَا شَاءَ.
1- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هرگاه جنب می خواهد بخورد و بیاشامد باید دست خود را بشوید آب در دهان خویش بگرداند و صورت خویش را بشوید آن گاه بخورد یا بیاشامد.
2- ابن ابی بکیر گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ جنب پرسیدم که آیا می تواند بخورد، بیاشامد و قرآن بخواند؟
فرمود: آری می تواند بخورد، بیاشامد قرآن بخواند و هرچه که بخواهد خدا را یاد نماید.
ص: 143
3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لِلْجُنُبِ أَنْ يَمْشِي فِي الْمَسَاجِدِ كُلِّهَا وَ لَا يَجْلِسُ فِيهَا إِلَّا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ مَسْجِدَ الرَّسُولِ صلی الله علیه واله وسلم.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْجُنُبِ يَجْلِسُ فِي الْمَسَاجِدِ.
قالَ: لَا ، وَلَكِنْ يَمُرُّ فِيهَا كُلِّهَا إِلَّا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ مَسْجِدَ الرَّسُولِ صلی الله علیه واله وسلم.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَمَّنْ قَرَأَ فِي الْمُصْحَفِ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ.
قال: لا بَأْسَ ولا يمس الكتاب.
3- جمیل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
جنب می تواند در همۀ مسجدها راه برود بدون این که بنشیند مگر مسجد الحرام و مسجد الرسول صلی الله علیه واله وسلم.
4- جمیل گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا جنب می تواند در مسجدها بنشیند؟
فرمود: نه، ولی می تواند از آن ها بگذرد مگر مسجد الحرام و مسجد الرسول صلی الله علیه واله وسلم.
5- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ کسی که بدون وضو قرآن می خواند پرسیدم؟
فرمود: اشکالی ندارد ولی نباید به نوشته آن دست بزند.
ص: 144
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَحْرِ عَنْ حَرِيرٌ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِالله علیه السلام: الجنب يدهن ثُمَّ يَغْتَسِلُ.
قال: لا.
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام: الرَّجُلُ يُجْنِبُ فَيُصِيبُ جَسَدَهُ وَ رَأْسَهُ الخَلُوقُ والطَّيبُ وَ الشَّيْءُ الليدُ مِثْلُ عِلكِ الروم والطَّرَارِ وَ مَا أَشْبَهَهُ فَيَغْتَسِلُ فَإِذَا فَرَغَ وَجَدَ شَيْئاً قَدْ بَقِيَ فِي جَسَدِهِ مِنْ أَثَرِ الْخَلُوقِ وَالطَّيِّبِ وَ غَيْرِهِ.
قالَ: لَا بَأْسَ.
8- أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْجُنُبِ وَ الْحَائِضِ يَتَنَاوَلَانِ مِنَ الْمَسْجِدِ الْمَتَاعَ يَكُونُ فیه؟
قالَ: نَعَمْ، وَلَكِنْ لَا يَضَعَانِ فِي الْمَسْجِدِ شَيْئاً.
6- حریز گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم آیا جنب می تواند روغن مالیده، سپس غسل کند؟
فرمود: نه.
7- ابراهيم بن ابی محمود :گوید به امام رضا علیه السلام عرض کردم: مردی جنب می شود و به بدن و سر خود خلوق عطر و چیزی چسبناک مانند صمغ رومی و طرار (1) می مالد، سپس غسل می کند پس از اتمام غسل متوجه می شود که چیزی از آن ها بر روی بدن او باقی مانده، حکمش چیست؟
فرمود اشکالی ندارد
8- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام درباره جنب و حائض پرسیدم که آیا می توانند چیزی از مسجد بردارند؟
فرمود: آری، ولی نباید چیزی در مسجد بگذارند.
ص: 145
9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ:
لَا بَأْسَ أَنْ يَخْتَضِبَ الْجُنُبُ وَيُجْنِبَ الْمُخْتَضِبُ وَ يَطَّلِيَ بِالنُّورَةِ.
وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّ الْمُخْتَضِبَ لَا يُجْنِبُ حَتَّى يَأْخُذَ الْخِضَابُ، وَ أَمَّا فِي أَوَّلِ الْخِضَابِ فَلَا.
10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُجْنِبُ ثُمَّ يُرِيدُ النَّوْمَ.
قال: إن أحب أن يَتَوَضَّأَ فَلْيَفْعَل وَ الْغُسْل أَحَبُّ إِلَيَّ وَأَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ، فَإِنْ هُوَ نامَ وَلَمْ يَتَوَضَّأُ وَ لَمْ يَغْتَسِلُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.
11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أبي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ:
لَا بَأْسَ بِأَنْ يَحْتَجِمَ الرَّجُلُ وَ هُوَ جُنُبٌ.
9- ابو جمیله گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:
اشکالی ندارد که جنب خضاب کند و کسی که خضاب کرده جنب شود و نوره بمالد.
هم چنین روایت شده است کسی که خضاب کرده نباید تا هنگامی که خضاب تأثیر کند، جنب شود ولی در آغاز خضاب اشکالی ندارد.
10- سماعه گوید: از امام علیه السلام درباره مردی که جنب شده می خواهد بخوابد، پرسیدم.
فرمود: اگر بخواهد می تواند وضو بگیرد و غسل در نزد من بهتر از آن است. و اگر بدون وضو و غسل بخوابد - ان شاء الله تعالی - چیزی بر عهده او نیست.
11- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
اشکالی ندارد که مرد در حال جنابت حجامت کند.
ص: 146
12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لَا بَأْسَ أَنْ يَخْتَضِبَ الرَّجُلُ وَ يُجْنِبَ وَ هُوَ مُخْتَضِبٌ، وَلَا بَأْسَ أَنْ يَتَنَوَّرَ الْجُنُّبُ وَيَحْتَجِمَ وَيَذْبَحَ وَ لَا يَذُوقُ شَيْئاً حَتَّى يَغْسِلَ يَدَيْهِ وَ يَتَمَضْمَضَ، فَإِنَّهُ يُخَافُ مِنْهُ الْوَضَحُ.
(34)
بَابُ الْجُنُبِ يَعْرَقُ فِي الثَّوْبِ أَوْ يُصِيبُ جَسَدُهُ ثَوْبَهُ وَ هُوَ رَطْبٌ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْجُنُبِ يَعْرَقُ فِي تَوْبِهِ أَوْ يَغْتَسِلُ فَيُعَانِقُ امْرَأَتَهُ وَ لا يُضَاجِعُهَا وَ هِيَ حَائِفٌ، أَوْ جُنُبٌ فَيُصِيبُ جَسَدُهُ مِنْ عَرَقِهَا.
قَالَ: هَذَا كُلُّهُ لَيْسَ بِشَيْءٍ.
12- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
اشکالی ندارد که مردی خضاب نموده، جنب شود، هم چنین جنب می تواند داروی نظافت به کار ببرد حجامت کند و حیوانی را ذبح نماید، ولی نباید پیش از شستن دست ها و مضمضه چیزی بخورد؛ زیرا بیم آن می رود که مبتلا به بیماری پیسی شود.
1- ابو اسامه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم جنبی که در لباسش عرق می نماید، یا پس از غسل همسر خویش را در حالی که جنب - یا حائض است- در آغوش می گیرد و با او می خوابد و از عرق آن زن به بدن او می رسد (چه حکمی دارد؟).
فرمود: در هیچ یک از این موارد اشکالی نیست.
ص: 147
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ قالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: يُصِيبُنِي السَّمَاءُ وَ عَلَيَّ ثَوْبٌ فَتَبْلُهُ وَأَنَا جُنُبٌ فَيُصِيبُ بَعْضَ مَا أَصَابَ جَسَدِي مِنَ الْمَنِيُّ أَفَأَصَلِّي فِيهِ؟
قالَ: نَعَمْ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام وَأَنَا حَاضِرٌ عَنْ رَجُلٍ أَجْنَبَ فِي ثَوْبِهِ فَيَعْرَقُ فِيهِ.
فَقَالَ: مَا أَرَى بِهِ بَأْساً.
فَقِيلَ: إِنَّهُ يَعْرَفُ حَتَّى لَوْ شَاءَ أَنْ يَعْصِرَهُ عَصَرَهُ.
قالَ فَقَطَّبَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي وَجْهِ الرَّجُلِ وَ قَالَ: إِنْ أَبَيْتُمْ فَشَيْءٌ مِنْ مَاءٍ يَنْضَحُهُ بِهِ.
2- ابو اسامه گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: در حال جنابت لباس در تن دارم و باران می بارد و لباسم را خیس می کند آن لباس به قسمتی از بدنم که پیش تر به آن منی رسیده است بر خورد می کند آیا می توانم در آن لباس نماز به جا آورم؟
فرمود: آری.
3- علی بن ابی حمزه گوید من در خدمت امام صادق علیه السلام حضور داشتم که درباره مردی که در لباس خود جنب گردیده سپس در آن عرق کرده است، پرسیدند.
فرمود: در آن ایرادی نمی بینم.
گفتند: او خیلی عرق می کند به طوری که می توان لباس او را فشار داد و عرقش خارج نمود.
راوی می گوید: امام صادق علیه السلام در چهرۀ آن مرد اخمی نمود و فرمود: اگر قبول نمی کنید، پس مقداری آب به آن بریزید.
ص: 148
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لَا يُجْنِبُ الثَّوْبُ الرَّجُلَ وَ لَا يُجْنِبُ الرَّجُلُ التَّوْبَ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي أَسَامَةَ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الثَّوْبِ تَكُونُ فِيهِ الْجَنَابَةُ فَتُصِيبُنِي السَّمَاءُ حَتَّى يَبْتَلُ عَلَيَّ.
قالَ: لَا بَأْسَ.
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: الرَّجُلُ يَبُولُ وَ هُوَ جُنُبْ ثُمَّ يَسْتَنْجِي فَيُصِيبُ ثَوْبُهُ جَسَدَهُ وَهُوَ رَطْبٌ.
قالَ: لَا بَأْسَ.
4- حمزة بن حمران گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
لباسی (که در آن عرق کرده)، مرد را جنب نمی کند و مرد نیز لباس را جنب نمی نماید.
5- ابو اسامه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: لباسی که در آن جنب شده ام و آن قدر باران بر من ببارد تا بر تن من خیس گردد، چه حکمی دارد؟
فرمود: اشکالی ندارد.
6- معاويه بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مردی در حالی که جنب است ادرار می کند سپس خود را تطهیر می نماید، آن گاه لباس او به بدن مرطوبش اصابت می نماید حکمش چیست؟
فرمود: اشکالی ندارد.
ص: 149
(35)
بَابُ الْمَنِي وَالْمَذْي يُصِيبَانِ التَّوْبَ وَ الْجَسَدَ.
1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَنِيُّ يُصِيبُ الثَّوْبَ.
قالَ: إِنْ عَرَفْتَ مَكَانَهُ فَاغْسِلْهُ، وَ إِنْ خَفِيَ عَلَيْكَ مَكَانُهُ فَاغْسِلْهُ كُلَّهُ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ مُيَسِّرٍ قَالَ: قُلْتُ لأَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام: آمُرُ الْجَارِيَةَ فَتَغْسِلُ نَوبِي مِنَ الْمَنِي فَلَا تُبَالِغُ غَسْلَهُ فَأَصَلَّى فِيهِ فَإِذَا هُوَ يَابِسٌ.
قالَ: أَعِدْ صَلاتَكَ، أَمَّا إِنَّكَ لَوْ كُنتَ فَسَلْتَ أنتَ لَمْ يَكُن عَلَيْكَ شَيْءٌ.
1- ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم لباسی که به منی آلوده است آن را چگونه باید شست؟
فرمود: اگر جای آن را می دانی همان جا را بشوی، و در صورتی که جای آن بر تو پنهان است تمامی آن را بشوی.
2- میسر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم به کنیزم امر می کنم که لباس مرا که آلوده به منی است بشوید، ولی آن را خوب نمی شوید در آن نماز می خوانم ناگاه می بینم که منی خشک شده و باقی مانده است، حکمش چیست؟
فرمود: نماز خود را دوباره به جا بیاور ولی اگر خودت آن را بشویی چیزی بر عهده تو نیست.
ص: 150
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةً قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَنِي يُصِيبُ الثَّوْبَ.
قالَ: اغْسِلِ التَّوْبَ كُلَّهُ إِذَا خَفِيَ عَلَيْكَ مَكَانُهُ قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيراً.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا احْتَلَمَ الرَّجُلُ فَأَصَابَ ثَوْبَهُ شَيْءٌ فَلْيَغْسِلِ الَّذِي أَصَابَهُ وَإِن ظَنْ أَنَّهُ أَصَابَهُ شَيْءٌ وَ لَمْ يَسْتَيْقِنْ وَ لَمْ يَرَ مَكَانَهُ فَلْيَنْضَحْهُ بِالْمَاءِ، وَ إِنْ يَسْتَيْقِنْ أَنَّهُ قَدْ أَصَابَهُ وَ لَمْ يَرَ مَكَانَهُ فَلْيَغْسِلْ ثَوْبَهُ كُلَّهُ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَذْي يُصِيبُ الثَّوْبَ.
قالَ: لَيْسَ بِهِ بَأْسٌ.
3- سماعه گوید: از امام علیه السلام دربارۀ لباسی که به منی آلوده است، پرسیدم که باید آن را چگونه شست؟
فرمود: اگر جای آن بر تو پنهان است باید تمامی آن لباس را بشویی. خواه منی کم باشد و خواه زیاد.
4- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
در صورتی که مرد محتلم شده و به لباس او چیزی از منی برسد، بایستی آن جایی را که آلوده شده بشوید و در صورتی که گمان کند که چیزی به آن رسیده است ولی یقین نمی کند که نجس شده و جای آن را نیز نمی داند بایستی بر روی آن آب بپاشد و در صورتی که یقین نماید که چیزی به آن رسیده است ولی جای آن را نمی داند، بایستی همهٔ لباس را بشوید چرا که این کار بهتر است.
5- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ مذیی که لباس را آلوده می کند، پرسیدم؟
فرمود: چیز مهمی نیست.
ص: 151
6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَب، قالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
لا نَرى فِي الْمَذْي وُضُوءاً وَلَا غَسْلاً مَا أَصَابَ التَّوْبَ مِنْهُ إِلَّا فِي الْمَاءِ الْأَكْبَرِ.
(36)
بَابُ الْبَوْلِ يُصِيبُ الثَّوْبَ أَوِ الْجَسَدَ
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْبَوْلِ يُصِيبُ الْجَسَدَ.
قالَ: صُبْ عَلَيْهِ الْمَاءَ مَرَّتَيْنِ، فَإِنَّمَا هُوَ مَاءً.
و سالته عن الثَوب يُصِيبُهُ الْبَوْلُ.
قالَ: اغْسِلْهُ مَرَّتَيْن.
وَسَأَلْتُهُ عَنِ الصَّبِيِّ يَبُولُ عَلَى النَّوْبِ.
قالَ: يَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ قَلِيلاً ثُمَّ يَعْصِرُهُ.
6- عنبسة بن مصعب گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
در مورد خروج مذی نه وضو و نه غسل لازم است و لباسی که به آن آلوده شده لازم نیست شسته شود مگر این که به منی آلوده شود.
1- حسين بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم اگر بدن انسان به ادرار آلوده شود چه حکمی دارد؟
فرمود: دو مرتبه بر آن آب بریز که آن نیز البته آب است.
از حضرتش دربارۀ لباسی که به ادرار آلوده گردد، پرسیدم؟
فرمود: دو مرتبه آن را بشوی.
از حضرتش در مورد کودکی که بر روی لباس ادرار می کندپرسیدم؟
فرمود: مقدار کمی آب بر روی آن بریزید، سپس آن را فشار دهید تا آبش خارج گردد.
ص: 152
2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام الطَّنْفِسَةُ وَ الْفِرَاشُ يُصِيبُهُمَا الْبَوْلُ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِمَا وَ هُوَ نَخِينٌ كَثِيرُ الْحَشْوِ.
قالَ: يُغْسَلُ مَا ظَهَرَ مِنْهُ فِي وَجْهِهِ.
3- أَحْمَدُ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلامالتَّوْبِ يُصِيبُهُ الْبَوْلُ فَيَنْفُذُ إِلَى الْجَانِبِ الآخَرِ وَ عَنِ الْفَرْوِ وَ مَا فِيهِ مِنَ الْحَشْوِ.
قالَ: اغْسِلْ مَا أَصَابَ مِنْهُ وَ مَسَّ الْجَانِبَ الآخَرَ، فَإِنْ أَصَبْتَ مَسَّ شَيْءٍ مِنْهُ فَاغْسِلْهُ وَإِلَّا فَانْضَحْهُ بِالْمَاءِ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ حَكَمَ بْنِ حُكَيْمِ الصَّيْرَفِيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَبُولُ فَلَا أُصِيبُ الْمَاءَ وَ قَدْ أَصَابَ يَدِي شَيْءٌ مِنَ الْبَوْلِ فَأَمْسَحُهُ بِالْحَائِطِ أَوِ التَّرَابِ، ثُمَّ تَعْرَقُ بَدِي فَأَمْسَحُ وَجْهِي، أَوْ بَعْضَ جَسَدِي أَوْ يُصِيبُ ثَوْبِي.
قالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.
2- ابراهیم بن ابی محمود گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: در مورد حصیر و فرش ضخیمی که آلوده به ادرار می شوند چه باید کرد؟
فرمود: سطح بیرونی آن (که به ادرار آلوده شده) شسته شود.
3- ابراهيم بن عبد الحمید گوید: از امام کاظم علیه السلام (یا امام رضا علیه السلام) درباره لباسی که به ادرار آلوده شده و به طرف دیگر نفوذ کرده است و در مورد پوستین و چیزهایی که درون آن ها طوری است که آب به سختی نفوذ می کند، پرسیدم؟
فرمود: آن قسمتی را که به ادرار آلوده شده بشوی و به طرف دیگرش دست بکش. اگر احساس کردی که آلوده شده آن طرف را نیز بشوی در غیر این صورت بر روی آن قسمت آب بپاش.
4- حکم بن حکیم صیرفی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم گاهی ادرار می کنم و به آب دست رسی ندارم و دستم قدری به ادرار آلوده می گردد و من آن را با مالیدن بر دیوار یا خاک خشک می کنم سپس دستم عرق نموده، آن را بر روی صورت یا قسمتی از بدن خود می مالم و یا به لباسم بر می خورد. حکمش چیست؟
فرمود: اشکالی ندارد.
ص: 153
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ أَنَّهُ قَالَ: فِي كِتَابِ سَمَاعَةَ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
إِنْ أَصَابَ التَّوْبَ شَيْءٌ مِنْ بَوْلِ السُّنَّوْرِ، فَلَا تَصِحُ الصَّلَاةُ فِيهِ حَتَّى تَغْسِلَهُ.
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ بَوْلِ الصَّبِيِّ.
قالَ: تَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ، وَإِنْ كَانَ قَدْ أَكَلَ فَاغْسِلْهُ غَسْلاً، وَ الْغُلَامُ وَ الْجَارِيَةُ فِي ذَلِكَ شَرَعٌ سَوَاءٌ.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْفَضْلِ بْنِ غَزْوَانَ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ الْحُكَيْمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: إِنِّي أَغْدُو إِلَى السُّوقِ فَأَحْتَاجُ إِلَى الْبَوْلِ وَ لَيْسَ عِنْدِي مَاءٌ، ثُمَّ أَتَمَسَّحُ وَ أَتَنَشَّفُ بِيَدِي ثُمَّ أَمْسَحُهَا بِالْحَائِطِ وَ بِالْأَرْضِ، ثُمَّ أَحُكُ جَسَدِي بَعْدَ ذَلِكَ.
قالَ: لَا بَأْسَ.
5- عبدالله بن مغیره گوید: در نامه سماعه که سند آن را به امام صادق علیه السلام رسانیده، آمده است اگر لباس به مقداری از ادرار گربه آلوده گردد، تا هنگامی که آن را نشسته ای نماز در آن صحیح نیست.
6- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد ادرار کودک پرسیدم؟
فرمود: باید بر روی آن آب بریزی و در صورتی که آن کودک غذا خور باشد بایستی آن را بشویی و پسر و دختر در این مورد باهم یکسان هستند.
7- حکم بن حکیم گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: گاهی هنگام صبح به بازار می روم و ناگزیر به دفع ادرار می گردم ولی آبی در دسترس نیست، پس از ادرار نمودن آن را با دست خویش پاک نموده، خشک می کنم و دستم را به دیوار و زمین می مالم و بعد از آن گاهی با همان دست بدن خود را می خارانم.
فرمود: اشکالی ندارد.
ص: 154
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ الْمُثَنَّى عَنْ أَبِي أَيُّوبَ قالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَدْخَلُ الْخَلَاءَ وَ فِي يَدِي خَاتَمْ فِيهِ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ تَعَالَى.
قالَ: لَا، وَلَا تُجَامِعُ فِيهِ.
وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّهُ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَسْتَنْجِيَ مِنَ الْخَلَاءِ فَلْيُحَوِّلُهُ مِنَ الْيَدِ الَّتِي یَستَنجی بهَا.
(37)
بَابُ أَبْوَالِ الدَّوَابِّ وَ أَرْوَاثِهَا.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرٌ عَنْ زُرَارَةَ أَنَّهُمَا علیهما السلام قالا:
لَا تَغْسِلُ ثَوْبَكَ مِنْ بَوْلِ شَيْءٍ يُؤْكَلُ لَحْمُهُ.
8- ابو ایوب گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا می توانم با انگشتری که نامی از نام های خداوند تعالی در آن نوشته شده است وارد مستراح شوم؟
فرمود: نه و تا آن انگشتر در دست توست، جماع مکن.
هم چنین روایت شده است هنگامی که شخص می خواهد در مستراح خود را پاک نماید، بایستی انگشتر را از دستی که با آن تطهیر می کند به دست دیگر برگرداند.
1- زراره گوید: آن دو (امام باقر و امام صادق علیهما السلام) فرمودند:
لازم نیست لباس خود را از ادرار حیوانی که گوشت آن خورده می شود، بشویی.
ص: 155
2- حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ أَلْبَانِ الْإِبِلِ وَ الْغَنَم وَ الْبَقَرِ وَأَبْوَالِهَا وَ لُحُومِهَا.
فَقالَ: لَا تَوَضَّأُ مِنْهُ إِنْ أَصَابَكَ مِنْهُ شَيْءٌ أَوْ ثَوْباً لَكَ فَلَا تَغْسِلْهُ إِلَّا أَنْ تَتَنَظَّفَ.
قالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ أَبْوَالِ الدَّوَاب وَالْبِغَالِ وَ الْحَمِير.
فَقالَ: اغْسِلْهُ، فَإِنْ لَمْ تَعْلَمْ مَكَانَهُ فَاغْسِل الثَّوْبَ كُلَّهُ، وَإِنْ شَكَكْتَ فَانْضَحْهُ.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
أغْسِلْ ثَوْبَكَ مِنْ أَبْوَالِ مَا لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام فِي أَبْوَالِ الدَّوَابٌ تُصِيبُ التَّوْبَ فَكَرهَهُ.
فَقُلْتُ لَهُ: أَلَيْسَ لُحُومُهَا حَلَالاً؟
قالَ: بَلَى، وَ لَكِنْ لَيْسَ مِمَّا جَعَلَهُ اللَّهُ لِلْأَكْلِ.
2- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد شیر، ادرار و گوشت شتر، گوسفند و گاو پرسیدم؟
فرمود: جز در صورتی که بخواهی خود را پاکیزه نمایی، اگر چیزی از آن ها به تو و به لباست اصابت کرد لازم نیست اعضا و یا لباس خویش را بشویی.
گوید: از حضرتش دربارۀ ادرار چهار پایان قاطر و الاغ پرسیدم؟
فرمود: آن را بشوی و اگر جای آن را نمی دانی تمام لباس را بشوی، و اگر شک نمودی بر روی آن آب بپاش.
3- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
لباس خود را از ادرار هر حیوانی که گوشت آن خورده نمی شود بشوی و پاک کن.
4- زراره گوید: از یکی از دو امام (باقر و صادق علیهما السلام) درباره ادرار چهار پایان که به لباس می خورد پرسیدم و ایشان آن ها را ناپسند دانستند.
عرض کردم: مگر گوشت آن حلال نیست؟
فرمود: آری، ولی از چیزهایی که خداوند آن ها را برای خوردن قرار داده است، نمی باشند.
ص: 156
5- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ قالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: مَا تَقُولُ فِي أَبْوَالِ الدَّوَابُ وَ أَرْوَائِهَا؟
قالَ: أَمَّا أَبْوَالُهَا فَاغْسِلْ إِنْ أَصَابَكَ، وَأَمَّا أَرْوَاتُهَا فَهيَ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبَانِ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لا بأس برؤبُ الْحَمِير واغْسِلْ أَبْوَالَهَا.
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مَالِكِ الْجُهَنِي قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَمَّا يَخْرُجُ مِنْ مَنْخِرِ الدَّابَّةِ يُصِيبُنِي.
قالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عندالله علیه السلام قالَ:
إن أَصَابَ التّوبَ شَيْءٌ مِنْ بَوْلِ السَّوْرِ فَلا يَصْلُحُ الصَّلَاةُ فِيهِ حَتَّى تَغْسِلَهُ.
5- ابو مریم گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم در مورد ادرار و سرگرین چهار پایان چه می فرمایید؟
فرمود: اگر ادرار آن ها بدن تو را آلوده کرد آن را بشوی ولی سرگین آن ها بیش تر از آن است که بشویی.
6- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر سرگین الاغ (جایی را آلوده کرد) اشکالی ندارد ولی ادرار آن را باید شست.
7- مالک جهنی گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد آن چه که از بینی چهار پا خارج می شود و به من می خورد، پرسیدم؟
فرمود: اشکالی ندارد.
8- سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: اگر لباس به ادرار گربه آلوده شد، تا آن را نشسته ای نباید در آن نماز بخوانی.
ص: 157
9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
كُلِّ شَيْءٍ يَطِيرُ فَلَا بَأْسَ بِيَوْلِهِ وَ خُرْنِهِ.
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي الْأَعَزُّ النَّخاسِ قَالَ: قُلْتُ لأَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام:
إِنِّي أُعَالِجُ الدَّوَابِّ فَرُبَّمَا خَرَجْتُ بِاللَّيْلِ وَ قَدْ بَالَتْ وَ رَاثَتْ فَيَضْرِبُ أَحَدُهَا بِرِجْلِهِ أَوْ يَدِهِ فَيَنْضِحُ عَلَى ثِيَابِي فَأُصْبِحُ فَأَرَى أَثَرَهُ فِيهِ.
فَقَالَ: لَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ.
9- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هر پرنده ای که پرواز می کند اشکالی بر ادرار و فضله آن نیست.
10- ابو الأعزّ نخاس گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کرم:
سر و کار من با چهار پایان است و بسا شب هنگام در حالی که چهار پایان ادرار و سرگین نموده اند خارج می گردم و یکی از آن ها دست یا پای خویش را به حرکت در می آورد و بر لباس من می پاشد و بامدادان اثر آن را در لباس خود می بینم.
فرمود: چیزی بر تو نیست.
ص: 158
(38)
بَابُ التَّوْب يُصِيبُهُ الدَّمُ وَ الْمِدَّةُ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنِ الْمُعَلَّى أَبِي عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام وَ هُوَ يُصَلِّي.
فَقالَ لِي قَائِدِي: إِنَّ فِي ثَوْبِهِ دَماً.
فَلَمَّا انْصَرَفَ قُلْتُ لَهُ: إِنَّ قَائِدِي أَخْبَرَنِي أَنَّ بِثَوْبِكَ دَماً.
فَقالَ لِي: إِنَّ بِي دَمَامِيلَ وَ لَسْتُ أَغْسِلُ ثَوْبِي حَتَّى تَبْرَأَ.
2- أَحْمَدُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ بِهِ الْقَرْحُ أَوِ الْجُرْحُ وَلَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَرْبِطَهُ وَ لَا يَغْسِلَ دَمَهُ.
قالَ: يُصَلِّي وَ لَا يَغْسِلُ ثَوْبَهُ كُلَّ يَوْمٍ إِلَّا مَرَّةً، فَإِنَّهُ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَغْسِلَ ثَوْبَهُ كُلُّ سَاعَة.
1- ابو بصیر گوید: خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شدم حضرتش در حال خواندن نماز بود، راهنمایم به من گفت در لباس آن حضرت خونی وجود دارد.
وقتی نماز حضرتش تمام شد به ایشان گفتم راهنمایم به من گفت: در لباس شما خونی وجود دارد.
حضرت به من فرمود: در بدنم دمل هایی است تا بهبود نیابند، لباس خویش را نمی شویم.
2- سماعه گوید: از امام علیه السلام درباره کسی که زخم چرکین یا جراحت دارد، نمی تواند آن را ببندد و خون آن را بشوید، پرسیدم؟
فرمود: نماز خود را به جا می آورد و هر روز فقط یک بار لباس خود را می شوید چون توانایی آن را ندارد که در هر ساعت آن را بشوید.
ص: 159
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الدَّمُ يَكُونُ فِي الثَّوْبِ عَلَيَّ وَأَنَا فِي الصَّلَاةِ.
قالَ: إِنْ رَأَيْتَ وَ عَلَيْكَ ثَوْبُ غَيْرُهُ فَاطْرَحْهُ وَصَلَّ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَيْكَ غَيْرُهُ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ وَ لَا إِعَادَةَ عَلَيْكَ مَا لَمْ يَزِدْ عَلَى مِقْدَارِ الدَّرْهَمِ وَ مَا كَانَ أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ فَلَيْسَ بِشَيْءٍ رَأَيْتَهُ قَبْلُ أَوْ لَمْ تَرَهُ، وَإِذَا كُنْتَ قَدْ رَأَيْتَهُ وَ هُوَ أَكْثَرُ مِنْ مِقْدَارِ الدِّرْهَم فَضَيَّعْتَ غَسْلَهُ وَصَلَّيْتَ فِيهِ صَلَاةٌ كَثِيرَةٌ فَأَعِدْ مَا صَلَّيْتَ فِيهِ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً لا كَانَ لَا يَرَى بَأْساً بِدَمِ مَا لَمْ يُذَلُّ يَكُونُ فِي الثَّوْبِ فَيُصَلِّي فِيهِ الرَّجُلُ، يَعْنِي دَمَ السَّمَكِ.
3- محمد بن مسلم گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: گاهی در حال نماز متوجه می شوم که در لباس من لکه خونی است.
فرمود: اگر در حالی آن را دیدی که لباس دیگری نیز در تن داری، آن را درآور و نمازت را به جا بیاور، و اگر غیر از آن لباس دیگری در تن نداری، نماز را ادامه بده و تا هنگامی که آن لکه خون از یک درهم تجاوز ننماید و کم تر از آن باشد بر تو لازم نیست که نماز را دوباره به جا آوری چه پیش تر آن را دیده باشی و چه ندیده باشی، مشکلی نیست.
ولی اگر از مقدار درهم بیش تر باشد و پیش تر آن را دیدی ولی نشستی و نمازهای زیادی در آن خواندی، بایستی نمازهایی را که در آن به جا آورده ای دوباره بخوانی.
4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
همانا علی علیه السلام ایرادی نمی دید که خون حیوانی (هم چون ماهی) که قابل تذکیه (با سر بریدن) نیست در لباس باشد و انسان با آن لباس نماز به جا آورد.
ص: 160
5- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيُّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ يَسِيلُ مِنْ أَنْفِهِ الدَّمُ هَلْ عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ بَاطِنَهُ، يَعْنِي جَوْفَ الْأَنْفِ؟
فَقالَ: إِنَّمَا عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ مَا ظَهَرَ مِنْهُ.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه السلام قَالَ: سَأَلَتْهُ أُمُّ وَلَدٍ لِأَبِيهِ فَقَالَتْ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ شَيْءٍ وَأَنَا أَسْتَحْيِي مِنْهُ.
قالَ: سَلِي وَ لَا تَسْتَحْيِي. قالَتْ: أَصَابَ ثَوْبِى دَمُ الْحَيْضِ فَغَسَلْتُهُ فَلَمْ يَذْهَبْ أَثره.
فَقالَ: اصْبَغِيهِ بِمِشْقٍ حَتَّى يَخْتَلِطَ وَ يَذْهَبَ.
5- عمار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی که از بینی او خون جاری می شود پرسیدند که آیا بر او لازم است درون (داخل) آن را بشوید؟
فرمود: فقط ظاهر آن را بشوید.
6- علی بن ابی حمزه گوید: کنیزی که از پدرشان فرزندی داشت، به عبد صالح (امام کاظم علیه السلام) گفت فدایت گردم می خواهم در مورد چیزی از شما بپرسم که از پرسش آن شرم دارم.
فرمود: بپرس و شرم مکن.
عرض کرد: به لباسم خون حیض خورد آن را شستم ولی اثر آن از بین نرفت.
فرمود: آن را با گل سرخ رنگ کن تا با رنگ آن مخلوط شود و از بین برود.
ص: 161
7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قال: قال:
دَمُكَ أَنْطَفُ مِنْ دَمَ غَيْرِكَ، إِذَا كَانَ فِي ثَوْبِكَ شِبْهُ النَّضْحِ مِنْ دَمِكَ فَلَا بَأْسَ، وَإِنْ كَانَ دَمُ غَيْرِكَ قَلِيلاً أَوْ كَثِيراً فَاغْسِلُهُ.
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ دَمِ الْبَرَاغِيثِ يَكُونُ فِي الثَّوْبِ هَلْ يَمْنَعُهُ ذَلِكَ مِنَ الصَّلَاةِ فِيهِ؟
قالَ: لَا ، وَإِنْ كَثرَ فَلَا بَأْسَ أَيْضاً بِشِبْهِهِ مِنَ الرُّعَافِ يَنْضَحُهُ وَ لَا يَغْسِلُهُ.
وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّهُ لَا يُغْسَلُ بِالرِّيقِ شَيْءٌ إِلَّا الدَّمُ.
9- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الرَّيَّانِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الرَّجُلِ علیه السلام: هَلْ يَجْرِي دَمُ الْبَقِّ مَجْرَى دَمِ الْبَرَاغِيثِ؟ وَ هَلْ يَجُوزُ لِأَحَدٍ أَنْ يَقِيسَ بِدَمِ الْبَقِّ عَلَى الْبَرَاغِيثِ فَيُصَلِّيَ فِيهِ وَ أَنْ يَقِيسَ عَلَى نَحْوِ هَذَا فَيَعْمَلَ بِهِ؟
فَوَقَعَ علیه السلام: يَجُوزُ الصَّلَاةُ، وَالطُّهَرُ مِنْهُ أَفْضَلُ.
7- ابی عبدالله در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
خون خودت از خون دیگری برای تو تمیزتر است در صورتی که در لباست خونی از بدن خودت پاشیده شده باشد، اشکالی ندارد ولی اگر مقدار کم یا زیاد از خون شخص دیگری بود آن را بشوی.
8- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم اگر خون کک در لباس باشد آیا این خون مانع از خواندن نماز در آن لباس می شود؟
فرمود نه اگرچه زیاد باشد هم چنین است همانند آن از خون بینی که اشکالی ندارد. که بر روی آن آب پاشیده شود و لازم نیست آن شسته شود.
هم چنین روایت شده است به استثنای خون نمی توان هیچ نجاستی را در دهان با آب دهان شست.
9- محمد بن ریان گوید: به امام (رضا علیه السلام) طی نامه ای نوشتم: آیا خون پشه همان حکم خون کک را دارد؟ و آیا جایز است که خون پشه را با خون کک قیاس کرد و با لباس آلوده به آن نماز به جای آورد و چیزهایی مانند این را قیاس نموده و به آن عمل کرد؟
ایشان در جواب نوشت نماز در آن جایز ولی همان هم پاک شود بهتر است.
ص: 162
(39)
بَابُ الْكَلْبِ يُصِيبُ الثَّوْبَ وَ الْجَسَدَ وَ غَيْرَهُ مِمَّا يُكْرَهُ أَنْ يُمَسَّ شَيْءٌ مِنْهُ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا مَسَّ ثَوْبَكَ الْكَلْبُ فَإِنْ كَانَ يَابِساً فَانْضَحْهُ، وَإِنْ كَانَ رَطْبَاً فَاغْسِلْهُ.
2- حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلامعَنِ الْكَلْبِ يُصِيبُ شَيْئاً مِنْ جَسَدِ الرَّجُلِ.
قالَ: يَغْسِلُ الْمَكَانَ الَّذِي أَصَابَهُ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكَيِّ بْنِ عَلِيَّ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْفَارَةِ الرَّطْبَةِ قَدْ وَقَعَتْ فِي الْمَاءِ تَمْشِي عَلَى التياب أ يُصَلَّى فِيهَا.
قالَ: اغْسِلْ مَا رَأَيْتَ مِنْ أَثَرِهَا وَ مَا لَمْ تَرَهُ فَانْضَحْهُ بِالْمَاءِ.
1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر سگی که خشک است با لباست برخورد نمود، بر روی لباس آب بپاش، ولی اگر خیس بود، آن را بشوی.
2- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام از برخورد سگ با قسمتی از بدن سؤال نمودم.
فرمود: آن قسمتی را که بر خورد نموده، باید شست.
3۔ علی بن جعفر گوید: از برادر خویش امام کاظم علیه السلام پرسیدم: موشی که در آب افتاده، آن گاه بر روی لباس آدمی راه می رود آیا می توان در آن لباس نماز خواند؟
فرمود: رد پاهایش را که می بینی بشوی و آن چه را که نمی بینی بر روی آن آب بپاش.
ص: 163
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ هَلْ يَحِلُّ أَنْ يَمَسَّ الثَّعْلَبَ وَ الْأَرْنَبَ، أَوْ شَيْئًا مِنَ السَّباع حياً أو ميتاً.
قالَ: لَا يَضُرُّهُ، وَلَكِنْ يَغْسِلُ يَدَهُ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ يَقَعُ ثَوْبُهُ عَلَى جَسَدِ الميت.
قالَ: إِنْ كَانَ غُسَّلَ فَلَا تَغْسِلْ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ، وَإِنْ كَانَ لَمْ يُغَسَّلْ فَاغْسِلْ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ يَعْنِي إِذَا بَرَدَ الْمَيِّتُ.
4- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا جایز است انسان روباه، خرگوش، حیوان درنده ای را زنده یا مرده مس کند؟
فرمود: ضرری ندارد ولی باید دست خود را بشوید.
5- ابراهيم بن میمون گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم کسی که لباسش بر روی جسد میت می افتد چه حکمی دارد؟
فرمود: اگر میت غسل داده شده لازم نیست قسمتی از لباسش را که به او برخورد نموده بشوید، ولی اگر غسل داده نشده است یعنی در صورتی که بدن میت سرد شده باشد باید آن را بشوید.
ص: 164
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُ ثَوْبَهُ خِنْزِيرٌ فَلَمْ يَغْسِلْهُ فَذَكَرَ ذَلِكَ وَ هُوَ فِي صَلَاتِهِ كَيْفَ يَصْنَعُ؟
قالَ: إِنْ كَانَ دَخَلَ فِي صَلاتِهِ فَلْيَمْضِ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ فِي صَلَاتِهِ فَلْيَنْضَحْ مَا أَصَابَ مِنْ ثَوْبِهِ إِلَّا أَن يَكُونَ فِيهِ أَثرٌ فَيَغْسِلُهُ.
(40)
بَابُ صِفَةِ التَّيَمُّمِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ التَّيَمُّم.
فَضَرَبَ بِيَدِهِ الْأَرْضَ ، ثُمَّ رَفَعَهَا فَنَفَضَهَا، ثُمَّ مَسَحَ بِهَا جَبِينَيْهِ وَ كَفَّيْهِ مَرَّةً وَاحِدَةٌ.
6- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام پرسیدم: مردی که لباسش به خوک برخورد کرده و آن را نشسته و در حال نماز به خاطرش می آید که آن را نشسته است چگونه باید عمل نماید؟
فرمود: در صورتی که نماز خود را آغاز نموده بایستی ادامه دهد ولی اگر نماز خود را آغاز نکرده بایستی بر روی آن قسمت از لباسش که برخورد نموده، آب بپاشد، مگر در صورتی که در آن اثری از نجاست باشد که در این صورت باید آن را بشوید.
1- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام از چگونگی تیمم پرسیدم.
حضرتش دست خود را بر زمین زده، سپس بالا آورد و آن را تکاند و آن را یک بار به پیشانی و دو دست خویش کشید.
ص: 165
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِالله علیه السلام أنه سيل عَن التّيهم.
فَتَلَا هَذِهِ الآيَةَ: (وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما).
وَقالَ: (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ).
قالَ: فَامْسَحْ عَلَى كَفَّيْكَ مِنْ حَيْثُ مَوْضِع الْقَطْعِ وَ قالَ: (وَ مَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيَّا).
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْكَاهِلِيِّ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ التَّيَمُّمِ.
قالَ: فَضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى الْبِسَاطِ، فَمَسَحَ بِهَا وَجْهَهُ ثُمَّ مَسَحَ كَفَّيْهِ إِحْدَاهُمَا عَلَى ظهْرِ الْأُخْرَى.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَرَّازِ عَنْ أَبِي عَبْدِالله علیه السلام قال: سَأَلْتُهُ عن التَّيَمُّمِ.
2- یکی از اصحاب ما گوید از امام صادق علیه السلام از تیمم پرسیدند.
حضرتش این آیه را تلاوت فرمود: (السارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما)؛ «دستان مرد و زنی را که دزدی کرده اند ببرید» و این آیه را قرائت فرمود: (فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق)؛ «صورت و دست های خود را تا آرنج بشویید».
و فرمود: بر روی دو دست خویش از آن جایی که محل بریده شدن (در آیه مذکور) است، مسح کن و فرمود: «پروردگار تو فراموش کار نیست» (یعنی آن چه را که در آیه سرقت فرموده در آیه وضو فراموش نکرده است).
3- کاهلی گوید: از امام علیه السلام از چگونگی تیمم پرسیدم؟
حضرت دست خود را بر روی زیرانداز زد، آن گاه آن را به صورت خود کشید، سپس پشت هریک از دو دست را با دست دیگر خود مسح فرمود.
4- ابو ایوب خزاز گوید: از امام صادق علیه السلام از چگونگی تیمم پرسیدم؟
ص: 166
فَقالَ: إِنَّ عَمَّارَ بْنَ يَاسِرِ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ، فَتَمَعَكَ كَمَا تَتَمَعَلُ الدَّابَّةُ، فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا عَمَّارُ! تَمَعَكْتَ كَمَا تَتَمَعَكُ الدَّابَّةُ؟
فَقُلْتُ لَهُ: كَيْفَ التَّيَمُّمُ؟
فَوَضَعَ يَدَهُ عَلَى الْمِسْحِ، ثُمَّ رَفَعَهَا فَمَسَحَ وَجْهَهُ ثُمَّ مَسَحَ فَوْقَ الْكَفِّ قَلِيلاً.
وَ رَوَاهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيَّ الْكُوفِيَّ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
قالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: لَا وُضُوءَ مِنْ مُوطَا.
قالَ: النَّوْفَلِيُّ: يَعْنِي مَا تَطَأُ عَلَيْهِ مَا تَطَا عَلَيْهِ برجْلِكَ.
6- الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ الْعَلَوِيُّ عَنْ سَهْلِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الْحَسَنِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْعَرَنِي عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
نَهى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام أَن يَتَيَمَّمَ الرَّجُلُ بِتُرَابٍ مِنْ أَثَرِ الطَّرِيقِ.
فرمود: عمّار بن یاسر جنب شد، خود را همان گونه که چهارپایان در خاک می غلتند بر زمین زد و در خاک غلتید.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به او فرمود: ای عمار! همان گونه که چهار پایان در خاک می غلتند، در خاک غلتیدی.
به حضرتش عرض کردم تیمم چگونه است؟
آن حضرت دست خود را به روی زیر انداز قرار داده، سپس آن را بالا آورد و به صورت خود کشید، پس از آن مقدار کمی از بالای دستان را مسح فرمود.
این روایت را علی بن ابراهیم از پدرش از ابن ابی عمیر از ابی ایوب نیز نقل کرده است.
5- غیاث بن ابراهیم گوید امام صادق علیه السلام فرمود:
امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه فرموده است از خاکی که زیر پا است نمی توان تیمم کرد.
نوفلی (که یکی از راویان این حدیث است) می گوید یعنی جایی از زمین که پای خود را بر روی آن می گذارند، نباید تیمم کرد.
6۔ غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام از این که مرد با خاک موجود در جاده تیمم کند نهی فرمود.
ص: 167
(41)
بَابُ الْوَقْتِ الَّذِي يُوجِبُ التَّيَمُّمَ وَ مَنْ تَيَمَّمَ ثُمَّ وَجَدَ الْمَاءَ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
إِذَا لَمْ تَجِدُ مَاءً وَأَرَدْتَ التَّيَمُّمَ فَأَخْرِ التَّيَمُّمَ إِلَى آخِرَ الْوَقْتِ، فَإِنَّ فَاتَكَ الْمَاءُ لَمْ تَفتِّكَ الْأَرْضُ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قالَ:
إِذَا لَمْ يَجِدِ الْمُسَافِرُ الْمَاءَ فَلْيَطْلُبْ مَا دَامَ فِي الْوَقْتِ، فَإِذَا خَافَ أَنْ يَفُوتَهُ الْوَقْتُ فَلْيَتَيَمَّمْ وَليُصَلِّ فِي آخِرَ الْوَقْتِ، فَإِذَا وَجَدَ الْمَاءَ فَلَا فَضَاءَ عَلَيْهِ وَلْيَتَوَضًا لِمَا يَسْتَقْبِلُ.
1- محمد بن مسلم گوید: از امام علیه السلام شنیدم که می فرمود هرگاه آبی نیافتی و خواستی تیمم کنی تیمم را تا آخر وقت به تأخیر بینداز؛ زیرا اگر در آن هنگام نتوانستی آب بیابی، زمین که در اختیار توست.
2- زراره گوید: یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) فرموده است:
هنگامی که مسافر آب نمی یابد بایستی تا زمانی که وقت نماز باقی مانده جست وجو کند و هنگامی که می ترسد که وقت نماز، از او فوت شود بایستی تیمم نموده، در آخر وقت نماز را به جا آورد و در صورتی که پس از آن آب بیابد، قضایی بر عهده او نیست و باید برای نماز بعدی وضو بگیرد.
ص: 168
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
إِذَا لَمْ يَجِدِ الرَّجُلُ طَهُوراً وَ كَانَ جُنُباً فَلْيَمْسَحْ مِنَ الْأَرْضِ وَ يُصَلِّي، فَإِذَا وَجَدَ مَاءً فَلْيَغْتَسِلْ وَ قَدْ أَجْزَاله صَلاتُهُ الَّتِي صَلَّى.
4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: يُصَلِّي الرَّجُلُ بِوُضُوءٍ وَاحِدٍ صَلَاةَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ كُلَّهَا؟
قالَ: نَعَمْ، مَا لَمْ يُحْدِثُ.
قُلْتُ: فَيُصَلِّي بِتَيَهُم وَاحِدٍ صَلَاةَ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ كُلَّهَا؟
قالَ: نَعَمْ، مَا لَمْ يُحْدِثُ أَوْ يُصِبْ مَاءً.
قُلْتُ: فَإِنْ أَصَابَ الْمَاءَ وَ رَجَا أَنْ يَقْدِرَ عَلَى مَاءٍ آخَرَ وَ ظَنَّ أَنَّهُ يَقْدِرُ عَلَيْهِ كُلَّمَا أَرَادَ فَعَسُرَ ذَلِكَ عَلَيْهِ.
3- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
در صورتی که کسی جنب باشد و آبی نیابد، بایستی بر زمین تیمم نماید و نماز را به جای آورد و اگر دست رسی به آب یافت بایستی غسل نماید و نمازی را که قبلاً به جای آورده است برای او کفایت می کند.
4- زراره گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: آیا مرد می تواند تمامی نمازهای شبانه روز را با یک وضو به جای آورد؟
فرمود: آری، اگر آن را باطل ننماید.
گفتم: آیا با یک تیمم نیز می تواند تمامی نمازهای شبانه روز را به جای آورد؟
فرمود: آری، تا هنگامی که آن را باطل ننموده و آبی نیافته است.
گفتم: اگر به آب برسد و امید دست رسی به آب دیگری را داشته باشد و چنین گمان کند که هرگاه بخواهد می تواند به آن دست رسی یابد، ولی این امر بر او دشوار باشد تکلیف او چیست؟ -
ص: 169
قالَ: يَنْقُضُ ذَلِكَ تَيَمُّمَهُ وَ عَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ التَّيَمُّمَ.
قُلْتُ: فَإِنْ أَصَابَ الْمَاءَ وَقَدْ دَخَلَ فِي الصَّلَاةِ.
قالَ: فَلْيَنْصَرِفْ وَلْيَتَوَضَّأُ مَا لَمْ يَرْكَعْ ، فَإِنْ كَانَ قَدْ رَكَعَ فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ، فَإِنَّ التَّيَمُّمَ أَحَدُ الطَّهُورَيْنِ.
5- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَاصِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ لَا يَجِدُ الْمَاءَ فَيَتَيَمَّمُ وَ يُقِيمُ فِي الصَّلَاةِ، فَجَاءَ الْغُلَامُ فَقَالَ: هُوَ ذَا الْمَاءُ.
فَقالَ: إِنْ كَانَ لَمْ يَرْكَعْ فَلْيَنْصَرِفْ وَلْيَتَوَضَّأُ، وَإِنْ كَانَ قَدْ رَكَعَ فَلْيَمْضِ فِي صلاته.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَكُونُ فِي السَّفَرِ وَ تَحْضُرُ الصَّلَاةُ وَ لَيْسَ مَعِي مَاءٌ وَ يُقالَ: إِنَّ الْمَاءَ قَرِيبٌ مِنَّا أَ فَأَطْلُبُ الْمَاءَ وَ أَنَا فِي وَقْتٍ يَمِيناً وَ شِمَالاً؟
فرمود: این امر تیمم او را باطل میکند و بر عهده اوست که دوباره تیمم نماید.
گفتم: اگر در حال نماز به آب دست یابد چه حکمی دارد؟
فرمود: تا هنگامی که به رکوع نرفته است باید از نماز دست کشد و وضو بگیرد، ولی اگر به رکوع رفته باید نماز خود را ادامه دهد زیرا تیمم یکی از دو پاک کننده است.
5- عبدالله بن عاصم گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی پرسیدم که آب نمی یابد و تیمم می کند و به نماز می ایستد در آن حال غلامش می آید و می گوید: در آن جا آب است.
فرمود: اگر به رکوع نرفته، باید از نماز دست کشد و وضو بگیرد، ولی اگر به رکوع رفته است باید نمازش را ادامه دهد.
6- داوود رقی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم گاهی در سفر هستم و وقت نماز است و آبی همراه من نیست و بعضی می گویند آب در نزدیکی ما پیدا می شود آیا با بودن وقت، از سمت راست و چپ به دنبال آب بروم؟
ص: 170
قالَ: لَا تَطْلُبِ الْمَاءَ، وَ لَكِنْ تَيَمَّمْ، فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ النَّخَلَّفَ عَنْ أَصْحَابِكَ فَتَضِلَّ فَيَأْكُلَكَ السَّبْعُ.
7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَن الرَّجُل يَمُرُّ بِالرَّكِيَّةِ وَ لَيْسَ مَعَهُ دَلْو.
قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يَنْزِلَ الرَّكِيَّةَ إِنَّ رَبَّ الْمَاءِ هُوَ رَبُّ الْأَرْضِ، فَلْيَتَيَمَّمْ.
8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ لَا يَكُونُ مَعَهُ مَاءً وَ الْمَاءُ عَنْ يَمِينِ الطَّرِيقِ وَيَسَارِهِ غَلْوَتَيْنِ أَوْ نَحْوَ ذَلِكَ.
قالَ: لَا أَمْرُهُ أَنْ يُغَرُرَ بنَفْسِهِ فَيَعْرِضَ لَهُ لِيٌّ أَوْ سَبعُ.
9- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ وَعَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَب عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
فرمود: در پی آب نباش! بلکه تیمم کن؛ زیرا می ترسم که از همراهان خود عقب بمانی و راه را گم کنی و درندگان تو را بدرند.
7- حسين بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی است که از کنار چاه آبی می گذرد ولی سطلی همراه ندارد که آب بکشد و وضو بگیرد؟
فرمود: بر او واجب نیست که در چاه فرو رود؛ چراکه پروردگار آب، همان پروردگار زمین است پس بایستی تیمم کند.
8- يعقوب بن سالم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی که آبی همراه ندارد، ولی در فاصلهٔ پرتاب دو تیر یا مانند آن در سمت راست و چپ جاده آب یافت می شود (وظیهٔ او چیست؟)
فرمود: (با واجب کردن جست و جوی آب) به او امر نمی کنم که خود را در هلاکت اندازد و گرفتار دزد یا درنده ای شود.
9- عنبسة بن مصعب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -
ص: 171
إذا أتيت البئر وأَنْتَ جُنبٌ وَ لَمْ تَجِدْ دَلُوا وَ لا شَيْئاً تَغْرِفُ بِهِ فَتَيَمَّمُ بِالصَّعِيد فَإِنَّ رَبَّ الْمَاءِ وَ رَبَّ الصَّعِيدِ وَاحِدٌ، وَ لَا تَقَعْ فِي الْبِشْرِ، وَ لَا تُفْسِدْ عَلَى الْقَوْمِ مَاءَهُمْ.
10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ - عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَانَ فِي سَفَرٍ وَكَانَ مَعَهُ مَاءً فَنَسِيَهُ وَ تَيَمَّمَ و صَلَّى، ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّ مَعَهُ مَاءً قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ الْوَقْتُ.
قالَ: عَلَيْهِ أَن يَتَوَضُأَ وَ يُعِيدَ الصَّلاةَ.
قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ تَيَمُّم الْحَائِضِ وَالْجُنُبِ سَوَاءٌ إِذَا لَمْ يَجِدًا مَاءً؟
قالَ: نَعَمْ.
هرگاه در حال جنابت به چاه آبی رسیدی، و سطل یا چیزی دیگری نیافتی که به وسیلهٔ آن آب برداری، بر روی زمین تیمّم کن که همانا پروردگار آب و پروردگار زمین یکی است.
داخل چاه مرو و آن را برای مردمی که در آن حوالی هستند خراب مکن.
10- أبو بصیر گوید: از امام علیه السلام پرسیدم مسافری آب همراه دارد، ولی فراموش کرده، تیمم می کند و نماز به جا می آورد سپس قبل از خروج وقت به یادش می آید که آبی همراه داشته است.
فرمود: بر اوست که وضو بگیرد و دوباره نماز بخواند.
و از حضرتش پرسیدم آیا تیمم حائض و جنب در نبود آب یکسان است؟
فرمود: آری.
ص: 172
(42)
بَابُ الرَّجُلِ يَكُونُ مَعَهُ الْمَاءُ الْقَلِيلُ فِي السَّفَرِ وَ يَخَافُ الْعَطَشَ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن الْمُغِيرَةِ عَن ابْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي رَجُلٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فِي السَّفَرِ وَ لَيْسَ مَعَهُ مَاءٌ إِلَّا قَلِيلٌ وَ خَافَ إِنْ هُوَ اغْتَسَلَ أَن يَعْطَش.
قالَ: إِنْ خَافَ عَطَشاً فَلَا يُهَرِيقُ مِنْهُ قَطْرَةً وَلْيَتَيَمَّمْ بِالصَّعِيدِ، فَإِنَّ الصَّعِيدَ أَحَبُّ إلَى.
2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يُجْنِبُ وَ مَعَهُ مِنَ الْمَاءِ قَدْرُ مَا يَكْفِيهِ لِشُرْبِهِ أَ يَتَيَمُمُ أَوْ يَتَوَضًا؟
قال: التَّيَمُّمُ أَفْضَلُ أَلَا تَرَى أَنَّهُ إِنَّمَا جُعِلَ عَلَيْهِ نِصْفُ الطَّهور؟
1- ابن سنان گوید: امام صادق علیه السلام درباره مردی که در سفر جنب می شود و آب کمی همراه دارد و می ترسد که در صورت غسل با آن آب، تشنه بماند، فرمود:
اگر از تشنگی می ترسد نباید قطره ای از آن آب را برای غسل بریزد. بایستی بر روی زمین تیمم کند که همانا تیمّم بر روی زمین نزد من محبوب تر است.
2- ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی که جنب می گردد و به اندازه ای که برای آشامیدن کافی است، آب همراه دارد آیا باید تیمم کند یا وضو بگیرد؟
فرمود: تیمم بهتر است آیا نمی بینی که در تیمم فقط نیمی از افعال وضو بر عهده او واجب شده است.
ص: 173
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ وَ جَمِيلٍ قالا: قُلْنَا لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: إِمَامُ قَوْمٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فِي السَّفَرِ وَ لَيْسَ مَعَهُ مَاءً يَكْفِيهِ لِلغُسْل أَ يَتَوَضَّأُ بَعْضُهُمْ وَ يُصَلِّي بِهِمْ؟
قالَ: لَا، وَلَكِنْ يَتَيَمَّمُ وَيُصَلِّى بهم، فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ جَعَلَ التَّرَابَ طَهُوراً.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن الْمُغِيرَةِ، قَالَ:
إِنْ كَانَتِ الْأَرْضُ مُبْتَلَّةً وَ لَيْسَ فِيهَا تُرَابٌ وَ لَا مَاءٌ فَانْظُرْ أَجَفَّ مَوْضِعٍ تَجِدُهُ فَتَيَمَّمْ مِنْ عِبَارِهِ أَوْ شَيْءٍ مُغْبَرَ، وَ إِنْ كَانَ فِي حَالٍ لَا تَجِدُ إِلَّا العينَ فَلا بَأْسَ أَن تَیممَ به.
3- محمد بن حمران و جمیل گویند: به امام صادق علیه السلام عرض کردیم: پیش نماز گروهی در سفر جنب شده و همراه خود آن مقدار آب نیست که برای غسل او کافی باشد، آیا یکی از آنان می تواند وضو بگیرد و بر آنان نماز بخواند؟
فرمود: نه، بلکه خود او تیمم نموده و با ایشان نماز به جا آورد؛ چرا که خداوند خاک را پاک کننده قرار داده است.
4- عبدالله مغیره گوید: اگر زمین مرطوب باشد و خاک و آبی در آن نباشد، خشک ترین مکانی را که می یابی در نظر بگیر و بر غبار آن و یا بر چیز غبار آلودی تیمّم کن و اگر جز گِل چیزی دیگر نمی یابی اشکالی ندارد که با آن تیمم کنی -
ص: 174
(43)
بَابُ الرَّجُلِ يُصِيبُهُ الْجَنَابَةُ فَلَا يَجِدُ إِلَّا التَّنْجَ أَوِ الْمَاءَ الْجَامِدَ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَجْنَبَ فِي السَّفَرِ وَ لَمْ يَجِدْ إِلَّا النَّلْجَ أَوْ مَاءً جَامِداً.
فَقالَ: هُوَ بِمَنْزِلَةِ الضَّرُورَةِ يَتَيَمَّمُ، وَ لَا أَرَى أَنْ يَعُودَ إِلَى هَذِهِ الْأَرْضِ الَّتِي تُوبِقُ دِينَهُ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ:
إِنْ أَجْنَبَ فَعَلَيْهِ أَنْ يَغْتَسِلَ عَلَى مَا كَانَ عَلَيْهِ، وَ إِنِ احْتَلَمَ تَيَمَّمَ.
1- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی که در سفر جنب شده و جز برف و یخ چیزی نمی یابد، پرسیدم؟
فرمود او در حال اضطرار است، باید تیمّم کند و صلاح نمی بینم که به این سرزمینی که دینش را تباه می کند باز گردد.
2- پدر علی بن ابراهیم در حدیث مرفوعه ای گوید: امام علیه السلام فرمود:
در صورتی که شخصی جنب شود بر اوست که در حد توانش (در پی آب باشد) غسل نماید ولی اگر محتلم شود، می تواند تیمم نماید.
ص: 175
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ قالَ علیه السلام: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَصَابَتْهُ الْجَنَابَةُ فِي لَيْلَةٍ بَارِدَةٍ يَخَافُ عَلَى نفْسِهِ التَّلَفَ إِنِ اغْتَسَلَ.
قَالَ: يَتَيَمَّمُ وَ يُصَلِّي، فَإِذَا أَمِنَ الْبَرْدَ اغْتَسَلَ وَأَعَادَ الصَّلَاةَ.
(44)
بَابُ التَّيَمُّمِ بِالطِّينِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِتَابٍ عَنْ أبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا كُنْتَ فِي حَالٍ لَا تَقْدِرُ إِلَّا عَلَى الطِّينِ فَتَيَمَّمْ بِهِ، فَإِنَّ اللَّهَ أَوْلَى بِالْعُذْرِ إِذَا لَمْ يَكُنْ مَعَكَ ثَوْبٌ جَافٌ أَوْ لِبْدُ تَقْدِرُ أَنْ تَنْفُضَهُ وَ تَتَيَمَّمَ بِهِ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: صَعِيدٌ طَيِّبٌ وَ مَاءً طَهُورٌ.
3- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی در شب سردی جنب می شود و در صورت غسل نمودن می ترسد که از سرما تلف شود.
فرمود: باید تیمم کند و نماز بخواند و هنگامی که از سرما ایمن شد، غسل کند و نماز را تکرار نماید.
1- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه در حالی بودی که به غیر از گل به چیزی دیگری برای تیمم دست رسی نداشتی در صورتی که همراه تو لباس خشک، یا نمدی نیست که آن ها تکان داده با غبار آن تیمم کنی به گل تیمّم کن که خداوند بر پذیرش آن عذر سزاوارتر است.
در روایتی دیگر آمده است خاک روی زمین پاک است و آب پاک کننده.
ص: 176
(45)
بَابُ الْكَسِيرِ وَ الْمَجْدُورِ وَ مَنْ بِهِ الْجِرَاحَاتُ وَ تُصِيبُهُمُ الْجَنَابَةُ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ بِهِ الْقَرْحُ وَ الجراحة يُجيب. قالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ لَا يَغْتَسِلُ وَ يَتَيَمَّمَ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قالَ:
يَتَيَمَّمُ المَجدُورُ والكَسِيرُ بِالتُّرَابِ إِذَا أَصَابَتْهُ الْجَنَابَةُ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ مَجْدُورٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ.
قالَ: إِنْ كَانَ أَجْنَبَ هُوَ فَلْيَغْتَسِلْ، وَإِنْ كَانَ احْتَلَمَ فَلْيَتَيَمَّمْ.
1- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام درباره مردی که زخم چرکین و جراحت داشته و جنب شده است، پرسیدم؟
فرمود: اشکال ندارد که غسل نکند و به جای آن تیمم نماید.
2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
شخص آبله دار و کسی که جراحتی دارد در صورتی که جنب شود، باید با خاک تیمم کند.
3- على بن احمد در روایت مرفوعه ای گوید: از امام صادق علیه السلام درباره شخص آبله داری که جنب شده پرسیدم؟
فرمود: در صورتی که جنب شده بایستی غسل کند ولی در صورتی که محتلم شده، بایستی تیمم کند.
ص: 177
4 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ وَ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْغِفَارِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم ذُكِرَ لَهُ أَنَّ رَجُلاً أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ عَلَى جُرْحِ كَانَ بِهِ فَأُمِرَ بِالْغُسْلِ فَاغْتَسَلَ فَكُنَّ فَمَاتَ.
فَقالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: قَتَلُوهُ قَتَلَهُمُ الله، إنَّمَا كَان دَواء العى السُّؤال.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُكَيْنٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قالَ علیه السلام: قِيلَ لَهُ: إِنَّ فُلاناً أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ وَ هُوَ مَجْدُورٌ فَغَسَّلُوهُ فَمَاتَ.
فَقالَ: قَتَلُوهُ أَلَّا سَأَلُوا أَلَّا يَمَّمُوهُ، إِنَّ شِفَاءَ الْعِيِّ السُّؤَالُ.
قالَ: وَ رُوِيَ ذَلِكَ فِي الْكَسِيرِ وَ الْمَبْطُونِ: يَتَيَمَّمُ وَ لَا يَغْتَسِلُ.
4- جعفر بن ابراهیم جعفری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
نزد پیامبر گرامی صلى الله عليه واله وسلم سخن از مردی به میان آمد که جراحتی داشته و دچار جنابت شده بود و مردم به او دستور غسل داده و او هم غسل کرد ولی کزاز گرفت و درگذشت.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، فرمود او را کشتند خدا آن ها را بکشد! همانا درمان جهل و نادانی پرسش است.
5- راوی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض شد فلانی در حالی که به بیماری آبله مبتلا بود، دچار جنابتی گردید، او را غسل دادند و درگذشت.
فرمود: او را کشتند چرا نپرسیدند؟ چرا او را تیمّم ندادند؟ همانا درمان جهل و نادانی پرسش است.
راوی گوید: و این حکم در مورد کسی که شکستگی و شکم درد دارد نیز روایت شده است که باید تیمم کند، نه غسل.
ص: 178
(46)
بَابُ النَّوَادِر.
1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْوَشَّاءِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا علیه السلام وَ بَيْنَ يَدَيْهِ إِبْرِيقٌ يُرِيدُ أَنْ يَتَهَيَّأَ مِنْهُ لِلصَّلَاةِ، فَدَنَوْتُ مِنْهُ لِأَصْبٌ عَلَيْهِ، فَأَبَى ذَلِكَ وَ قَالَ: مَنْ يَا حَسَنُ!
فَقُلْتُ لَهُ: لِمَ تَنْهَانِي أَنْ أَصُبَّ عَلَى يَدِكَ تَكْرَهُ أَنْ أُوجَرَ؟
قالَ: تُؤْجَرُ أَنْتَ وَأُوزَرُ أَنَا.
فَقُلْتُ لَهُ: وَكَيْفَ ذَلِكَ؟
فَقالَ: أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ يَقُولُ: (فَمَنْ كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَ لَا يُشْرِك بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً) وهَا أَنَا ذَا أَتَوَضَّأُ لِلصَّلَاةِ وَهِيَ الْعِبَادَةُ، فَأَكْرَهُ أَنْ يَشْرَكَنِي فِيهَا أَحَدٌ.
1- حسن بن علی وشاء گوید: خدمت امام رضا علیه السلام شرفیاب شدم که در پیش روی حضرتش آفتابه ای بود می خواست به وسیله آن خود را برای نماز آماده نماید من نزدیک رفتم تا بر دست مبارکش آب بریزم، ولی حضرت از این عمل امتناع نمود و فرمود: دست نگهدار! ای حسن.
گفتم: برای چه مرا از ریختن آب بر روی دستتان نهی می فرمایی؟ آیا نمی خواهی اجری ببرم؟
فرمود: تو اجر ببری و من به گناه افتم؟
گفتم چگونه؟
فرمود: آیا نشنیده ای که خداوند می فرماید: «پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد، پس عمل شایسته نماید و در عبادت پروردگارش کسی را شریک نسازد».
آگاه باش که من برای نماز وضو می گیرم و نماز، عبادت است، کراهت دارم که کسی در آن با من شریک شود.
ص: 179
2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
افْتِتَاحُ الصَّلَاةِ الْوُضُوءُ، وَ تَحْرِيمُهَا التَّكْبِيرُ، وَ تَحْلِيلُهَا التَّسْلِيمُ.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السِّنْدِيٌّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ صَبَّاحِ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي أَسَامَةَ قَالَ: كُنتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فَسَأَلَهُ رَجُلٌ مِنَ الْمُغِيرِيَّةِ عَنْ شَيْءٍ مِنَ السُّنَنِ.
فَقالَ: مَا مِنْ شَيْءٍ يَحْتَاجُ إِلَيْهِ أَحَدٌ مِنْ وُلْدِ آدَمَ إِلَّا وَ قَدْ جَرَتْ فِيهِ مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ سُنَّةٌ عَرَفَهَا مَنْ عَرَفَهَا وَأَنْكَرَهَا مَنْ أَنْكَرَهَا.
فَقالَ رَجُلٌ: فَمَا السُّنَّةُ فِي دُخُولِ الْخَلَاءِ.
قالَ: تَذْكُرُ اللَّهَ وَ تَتَعَوَّذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، وَإِذَا فَرَغْتَ قُلْتَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَخْرَجَ مِنِّي مِنَ الْأَذَى فِي يُسْرٍ وَ عَافِيَةٍ».
2- قداح گوید: امام جعفر علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
افتتاح نماز به وضو، تحریم آن به تکبیر و تحلیل آن به سلام گفتن است.
3- ابو اسامه گوید: در خدمت امام صادق علیه السلام بودم که یکی از اصحاب مغیره (1) از حضرتش در مورد برخی سنت ها پرسیدند؟
فرمود: هیچ چیزی نیست که کسی از فرزندان آدم به آن محتاج باشد، مگر آن که به طور از جانب خداوند و رسول او در آن سنتی جاری شده است که هرکس آن را شناخت شناخته است و هرکس آن را انکار کرد، منکر آن شد.
آن مرد عرض کرد پس سنّت به هنگام داخل شدن به مستراح چیست؟
فرمود: این که خدا را یاد نمایی، از شیطان رجیم به او پناه ببری و چون فارغ شدی بگویی: «الحمدلله على ما أخرج منّي من الأذى في يُسر وعافية»، «حمدو سپاس از آن خداوندی که در آسانی و سلامت آن چه را که باعث آزار و اذیت من است، از من خارج نمود».
ص: 180
قالَ الرَّجُلُ: فَالإِنسَانُ يَكُونُ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ وَ لَا يَصْبِرُ حَتَّى يَنْظُرَ إِلَى مَا يَخْرُجُ مِنْهُ.
قالَ: إِنَّهُ لَيْسَ فِي الْأَرْضِ آدَمِيٌّ إِلَّا وَ مَعَهُ مَلَكَانِ مُوَكَّلَانِ بِهِ، فَإِذَا كَانَ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ ثَنْيَا بِرَقَبَتِهِ.
ثُمَّ قَالا: يَا ابْنَ آدَمَ انْظُرْ إِلَى مَا كُنْتَ تَكْدَحُ لَهُ فِي الدُّنْيَا إِلَى مَا هُوَ صَائِرٌ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ التَّقَفِيِّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْمُعَلَّى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَنْ تَوَضَّأَ فَتَمَنْدَلَ كَانَتْ لَهُ حَسَنَةٌ، وَ إِنْ تَوَضَّأَ وَ لَمْ يَتَمَنْدَلْ حَتَّى يَجِفَّ وَضُوؤُهُ كَانَتْ لَهُ ثَلَاثُونَ حَسَنَةٌ.
آن مرد گفت چرا باید انسان در آن حال درنگ کند تا به آن چه که از او خارج می شود نگاه نماید؟
فرمود: این گونه است که در روی زمین هیچ آدمی نیست مگر آن که دو فرشته به او گماشته شده اند که هرگاه در آن حالت قرار می گیرد گردن او را خم می نمایند، سپس به او می گویند: ای پسر آدم! به آن چه که در دنیا برای به دست آوردنش تلاش می کنی بنگر که به چه چیزی تبدیل شده است.
4- ابراهیم بن محمد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هر کس وضو بگیرد و آن را با حوله خشک کند یک حسنه برای او ثبت شود، ولی اگر وضو بگیرد و آن را با حوله خشک نکند سی حسنه بر او می شود.
ص: 181
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْحَذَّاءِ عَنْ سَمَاعَةَ بن مِهْرَانَ قالَ: قالَ: أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام:
مَنْ تَوَضَّأَ لِلْمَغْرِبِ كَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِكَ كَفَّارَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ فِي نَهَارِهِ مَا خَلَا الْكَبَائِرَ، وَ مَنْ تَوَضَّأَ لِصَلاةِ الصُّبْح كان وُضُوؤُهُ ذَلِكَ كَفَّارَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ فِي لَيْلَتِهِ إِلَّا الْكَبَائِرَ.
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ قَاسِمِ الْخَزَّازِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
بَيْنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَاعِدٌ وَ مَعَهُ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ إِذْ قالَ: يَا مُحَمَّدُ! انْتِنِي بِإِنَاءٍ مِنْ ماء.
فَأَتَاهُ بِهِ فَصَبَّهُ بِيَدِهِ الْيُمْنَى عَلَى يَدِهِ الْيُسْرَى.
ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْمَاءَ طَهُوراً وَ لَمْ يَجْعَلْهُ نَجِساً.
ثُمَّ اسْتَنْجَى فَقالَ: اللَّهُمَّ حَصِّنْ فَرْجِي وَ أَعِفَّهُ وَاسْتُرْ عَوْرَتِي وَ حَرِّمْهَا عَلَى النَّارِ.
5- سماعة بن مهران گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:
هر کس برای نماز مغرب وضو بگیرد آن وضو، کفّاره گناهانی جز گناهان کبیره است که در آن روز از او سر زده و هر کس برای نماز صبح وضو گیرد، کفاره گناهان شب گذشته او - جز گناه کبیره - می شود.
6- عبد الرحمان بن کثیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
روزی امیر مؤمنان علی علیه السلام نشسته بود و فرزندش محمد نیز با او بود. حضرت به فرزندش فرمود: ای محمد! ظرفی آب بیاور.
او هم آورد. حضرت با دست راست خویش بر روی دست چپش آب ریخت، سپس فرمود: «الحمدلله الذي جعل الماء طهوراً و لم يجعله نجساً»؛ «حمدو سپاس مخصوص خداوندی است که آب را پاک و پاک کننده قرار داد و آن را نجس قرار نداد».
سپس تطهیر نموده، فرمود: «اللهم حصن فرجي واعفه و استر عورتي وحرمها على النار»؛ «خدایا! عورت مرا از حرام نگاه دار و پاکدامنش گردان و آن را بپوشان و آتش را بر آن حرام
كن».
ص: 182
ثُمَّ اسْتَنْشَقَ فَقالَ: اللَّهُمَّ لَا تُحَرِّمْ عَلَيَّ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَشَمُ رِيحَهَا وَ طِيبَهَا وَ رَيْحَانَهَا.
ثُمَّ تَمَضْمَضَ فَقَالَ: اللهم أَنْطِقُ لِسَانِي بِذِكْرِكَ وَاجْعَلْنِي مِمَّنْ تَرْضَى عَنْهُ.
ثُمَّ غَسَلَ وَجْهَهُ فَقالَ: اللَّهُم بَيْضٌ وَجْهِي يَوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجُوهُ وَ لَا تُسَوَّدْ وَجْهِي يَوْمَ تَبْيَضُ فِيهِ الْوُجُوهُ.
ثُمَّ غَسَلَ يَمِينَهُ فَقَالَ: اللَّهُمَّ أَعْطِنِي كِتَابِي بِيَمِينِي وَ الْخُلْدَ بِيَسَارِي.
ثُمَّ غَسَلَ شِمَالَهُ فَقالَ: اللَّهُمَّ لَا تُعْطِنِي كِتَابِي بِشِمَالِي وَ لَا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِي وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ مُقَطَّعَاتِ النيران.
ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ فَقَالَ: اللَّهُمَّ غَشْنِي بِرَحْمَتِكَ وَ بَرَكَاتِكَ وَ عَفْوِكَ.
سپس حضرتش استنشاق نمود و فرمود: «اللهم لا تحرّم عليّ ريح الجنة واجعلني ممن يشمّ ريحها و طيبها و ریحانها»؛ «خدایا! بوی بهشت را بر من حرام نگردان و مرا از کسانی قرار ده که بو و عطر آن و گیاهان خوشبوی آن را استشمام می کنند».
سپس آب در دهان گردانید و فرمود: «اللهم انطق لساني بذکرک و اجعلني ممن ترضى عنه»؛ «خدایا! زبانم را به یاد خودت گویا گردان و مرا از کسانی قرارده که از ایشان خوشنود هستی».
سپس صورت خود را شست و فرمود: «اللهم بيض وجهي يوم تسوّد فيه الوجوه و لاتسوّد وجهي يوم تبيض فيه الوجوه»؛ «خداوندا! روزی که صورت ها در آن سیاه می گردد، صورت مرا سفید گردان و روزی که صورت ها در آن سفید می گردد صورت مرا سیاه مگردان».
سپس دست راست خود را شست و فرمود: «اللهم اعطني كتابي بيميني و الخلد بيساري»؛ «خداوندا! نامه عمل مرا به دست راستم و جاودانگی ابدی را به دست چپم ده».
سپس دست چپ خود را شست و فرمود: «اللهم لاتعطني كتابي بشمالي ولاتجعلها مغلولة إلى عنقي و أعوذ بك من مقطعات النيران»؛ «خدایا! نامه عمل مرا به دست چپم مده و آن را بر گردنم مبند و به تو پناه می برم از لباس های آتشین».
پس از آن از آن سر خود را مسح نمود و فرمود: «اللهم غشني برحمتک و برکاتک و عفوک»؛ «خدایا مرا با ،رحمت برکات و عفو خویش فراگیر».
ص: 183
ثُمَّ مَسَحَ عَلَى رِجْلَيْهِ فَقالَ: اللَّهُمَّ ثَبِّتْ قَدَمَيَّ عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ اجْعَلْ سَعْيِي فِيمَا يُرْضِيكَ عَنِّي.
ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَقَالَ: يَا مُحَمَّدًا مَنْ تَوَضَّأَ بِمِثْلِ مَا تَوَضَّأْتُ وَ قَالَ مِثْلَ مَا قُلْتُ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ كُلِّ قَطْرَةٍ مَلَكاً يُقَدِّسُهُ وَ يُسَبِّحُهُ وَ يُكَبِّرُهُ وَ يُهَلِّلُهُ وَ يَكْتُبُ لَهُ ثَوَابَ ذَلِكَ.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ - وَ هُوَ يُحَدِّثُ النَّاسَ بِمَكَّةَ -:
سپس دو پای خود را مسح نموده فرمود: «اللهم ثبت قدمي على الصراط يوم تزل فيه الأقدام واجعل سعيي فيما يرضيك عنّي»؛ «خداوندا! قدم های مرا بر صراط در آن روزی که قدم ها بر آن می لغزد، ثابت و استوار کن و سعی و کوشش مرا در آن چیزی قرارده که تو را از من خشنود و راضی می سازد».
سپس حضرتش رو به محمّد نمود و فرمود: ای محمّد! هرکس همان طور که من وضو گرفتم، وضو بگیرد و همانند گفتار مرا بگوید خداوند از هر قطره وضوی او فرشته ای خلق می کند که او را تقدیس و تسبیح نموده تکبیر و «لا اله الا الله» گویند و ثواب آن را برای آن شخص می نویسد.
7- محمد بن قیس گوید: هنگامی که امام باقر علیه السلام در مکه برای مردم سخن می گفت شنیدم که می فرمود: -
ص: 184
صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم الْفَجْرَ، ثُمَّ جَلَسَ مَعَ أَصْحَابِهِ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَجَعَلَ يَقُومُ الرَّجُلُ بَعْدَ الرَّجُلِ حَتَّى لَمْ يَبْقَ مَعَهُ إِلَّا رَجُلَانِ أَنْصَارِيٌّ وَ ثَقَفِيٌّ.
فَقالَ: لَهُمَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم: قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ لَكُمَا حَاجَةً وَ تُرِيدَانِ أَنْ تَسْأَلَا عَنْهَا، فَإِن شِما أَخْبَرْتُكُمَا بِحَاجَتِكُمَا قَبْلَ أَن تَسْأَلَاتِي، وَإِنَّ شِئْتُمَا فَاسْأَلَا عَنْهَا.
قالا: بَلْ تُخْبِرُنَا قَبْلَ أَن تَسْأَلَكَ عَنْهَا، فَإن ذلِكَ أَجْلَى لِلْعَمَى وَأَبْعَدُ مِنَ الارْتِيَابِ وَأُثْبَتُ لِلْإِيمَانِ.
فَقالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم: أَمَّا أَنتَ يَا أَخَا لَقِيفٍ فَإِنَّكَ جِئْتَ أَن تَسْأَلَنِي عَنْ وُضُوئِك وَ صَلَاتِكَ مَا لَكَ فِي ذَلِكَ مِنَ الْخَيْرِ أَمَّا وُضُوؤُكَ، فَإِنَّكَ إِذَا وَضَعْتَ يَدَكَ فِي إِنَائِكَ ثُمَّ قُلْتَ: «بِسْمِ اللَّهِ» تَنَاثَرَتْ مِنْهَا مَا اكْتَسَبَتْ مِنَ الذُّنُوبِ، فَإِذَا غَسَلْتَ وَجْهَكَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِي اكْتَسَبَتْهَا عَيْنَاكَ بِنَظَرِهِمَا وَ فُوكَ، فَإِذَا غَسَلْتَ ذِرَاعَيْكَ.
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نماز صبح را به جا آورد، سپس تا هنگام طلوع خورشید با اصحاب خود نشست. پس حاضران یکی پس از دیگری به پا خاستند تا آن که جز دو مرد که یکی از آن ها انصاری و دیگری ثقفی بود کسی نماند.
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم به آن ها فرمود: شما باید حاجتی داشته باشید که می خواهید درباره آن بپرسید اگر می خواهید قبل از سؤال شما را از حاجتتان آگاه سازم و اگر می خواهید شما سؤال کنید.
آن ها گفتند: بلکه شما پیش از پرسش ما را از آن آگاه سازید چون آن امر روشنایی برای کور دوری از شک و تردید و برای ایمان استوارتر است.
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود: اما تو ای برادر ثقفی! آمده ای تا از من درباره وضو و نماز خود و خیری که برای تو در آن است بپرسی در مورد وضویت این که هرگاه دست خود را داخل ظرف می نمایی، سپس «بسم الله» گویی، گناهانی را که مرتکب شده ای از آن فرو می ریزد هنگامی که صورت خود را می شویی گناهانی که چشمانت با نگریستن مرتکب شده اند و گناهان دهانت فرو می ریزد و آن گاه که دو بازوی خویش را می شویی -
ص: 185
تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ عَنْ يَمِينِكَ وَ شِمَالِكَ، فَإِذَا مَسَحْتَ رَأْسَكَ وَ قَدَمَيْكَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِي مَشَيْتَ إِلَيْهَا عَلَى قَدَمَيْكَ فَهَذَا لَكَ فِي وُضُوئِكَ. (1)
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: الْوُضُوءُ شَطْرُ الْإِيمَان.
9- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ صَبَّاحٍ الْحَذَّاءِ عَنْ سَمَّاعَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فَصَلَّى الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ بَيْنَ يَدَيَّ وَ جَلَسْتُ عِنْدَهُ حَتَّى حَضَرَتِ الْمَغْرِبُ فَدَعَا بِوَضُوءٍ فَتَوَضَّأَ لِلصَّلَاةِ.
ثُمَّ قَالَ لِي: تَوَضُاً.
فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَنَا عَلَى وُضُوئِي.
فَقالَ: وَإِنْ كُنْتَ عَلَى وُضُوءِ، إِنَّ مَنْ تَوَضَّأَ لِلْمَغْرِبِ كَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِكَ كَفَّارَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ فِي يَوْمِهِ إِلَّا الْكَبَائِرَ، وَ مَنْ تَوَضَّأَ لِلصُّبْحِ كَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِكَ كَفَّارَةً لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ فِي لَيْلَتِهِ إِلَّا الْكَبَائِرَ.
گناهان از راست و چپت فرو می ریزند و هنگامی که سر و دو پای خود را مسح می نمایی گناهانی که با دو پایت به سوی آن راه رفته ای فرو می ریزد این چیزی است که برای تو در وضویت موجود است.
8- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: وضو بخشی از ایمان است.
9- سماعه گوید: در خدمت امام کاظم علیه السلام بودم که حضرتش نماز ظهر و عصر را در پیش روی من به جای آورد و من تا هنگام فرا رسیدن مغرب نزد حضرتش نشستم. آن حضرت آبی برای وضو طلب نمود و برای نماز وضو گرفت سپس به من فرمود: وضو بگیر.
گفتم: قربانت گردم! من وضو دارم.
فرمود: اگرچه وضو داشته باشی به راستی هرکس برای مغرب وضو بگیرد - جز گناهان کبیره - کفّاره گناهان آن روز او، و هرکه برای نماز صبح وضو بگیرد - جز گناهان کبیره - کفاره گناهان آن شب او خواهد بود.
ص: 186
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الطَّهْرُ عَلَى الطَّهْرِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ.
11- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا فَرَغَ أَحَدُكُمْ مِنْ وَضُوئِهِ فَلْيَأْخُذْ كَفَا مِنْ مَاءٍ فَلْيَمْسَحْ بِهِ قَفَاهُ يَكُونُ ذَلِكَ فَكَاكَ رَقَبَتِهِ مِنَ النَّارِ.
12- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَغْتَسِلُ بِمَاءِ الْوَرْدِ وَ يَتَوَضَّأُ بِهِ لِلصَّلَاةِ.
قالَ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ.
13- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الْوَهَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَمَّنْ مَسَّ عَظْمَ الْمَيِّتِ.
قالَ: إِذَا كَانَ سَنَةٌ فَلَيْسَ بِهِ بَأْسٌ.
10- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
وضو بر وضو (یا غسل بر غسل) برابر ده حسنه است.
11- سهل بن زیاد با سند خود نقل می کند که امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه یکی از شما وضوی خود را به پایان رسانید کف آبی بر گیرد و به پشت گردن خود مسح نماید که این امر موجب آزاد شدن او از آتش خواهد بود.
12- یونس گوید: به امام کاظم علیه السلام عرض کردم مردی با گلاب غسل نموده و با آن جهت نماز وضو می گیرد؛ حکمش چیست؟
فرمود: اشکالی ندارد (!!)
13- اسماعیل جعفی گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد کسی که استخوان میت را لمس کند، پرسیدم؟
فرمود: در صورتی که یک سال گذشته باشد اشکالی ندارد.
ص: 187
14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:
إِذَا كَانَ الرَّجُلُ نَائِماً فِى الْمَسْجِدِ الْحَرَام أَوْ مَسْجِدِ الرَّسُولِ صلى الله عليه واله وسلم فَاحْتَلَمَ فَأَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فَلْيَتَيَمَّمْ وَ لَا يَمُرَّ فِي الْمَسْجِدِ إِلَّا مُتَيَمَّماً حَتَّى يَخْرُجَ مِنْهُ، ثُمَّ يَعْتَسِلَ، وَكَذَلِكَ الْحَائِضُ إِذَا أَصَابَهَا الْحَيْضُ تَفْعَلُ كَذَلِكَ، وَ لَا بَأْسَ أَنْ يَمُرًا فِي سَائِرِ الْمَسَاجِدِ وَ لَا يَجْلِسَانِ فِيهَا.
15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ حَيَّةٍ دَخَلَتْ حُبّاً فِيهِ مَاءٌ وَ خَرَجَتْ مِنْهُ.
قالَ: إِنْ وَجَدَ مَاءً غَيْرَهُ فَلْيُهَرِقْهُ.
16- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ رَعَفَ فَامْتَخَطَ فَصَارَ بَعْضُ ذَلِكَ الدَّمِ قِطَعاً صِغَاراً فَأَصَابَ إِناءَهُ هَلْ يَصْلُحُ لَهُ الْوُضُوءُ مِنْهُ؟
14- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
در صورتی که مرد در مسجد حرام یا مسجد الرسول صلی الله علیه واله وسلم بخوابد و محتلم گردد و جنب شود، بایستی تیمّم نماید و با حالت تیمم از مسجد عبور کند و خارج شود، سپس غسل نماید و زن حائض نیز این گونه است هنگامی که حائض شد، همین کار را انجام می دهد، ولی (جنب و حائض) می توانند در مساجد دیگر از آن ها عبور نمایند، ولی نباید در آن ها بنشینند.
15- ابو بصیر گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: ماری داخل ظرف آبی می شود و از آن خارج می گردد (این چه حکمی دارد؟).
فرمود: در صورتی که آبی غیر از آن آب باشد، بایستی آن را دور بریزند.
16- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام پرسیدم مردی است که خون دماغ ا شده و مقدار از آن خون به صورت لخته های کوچک درآمده و به ظرفش می رسد آیا او می تواند در آن ظرف وضو بگیرد؟
ص: 188
فَقالَ: إِن لَمْ يَكُنْ شَيْءٌ يَسْتَبِينُ فِي الْمَاءِ فَلَا بَأْسَ وَإِنْ كَانَ شَيْئًا بَيْناً فَلا يَتَوَضَّأُ منْهُ.
قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ رَعَفَ وَ هُوَ يَتَوَضَّأُ فَيَقْطُرُ قَطْرَةٌ فِي إِنَاتِهِ هَلْ يَصْلُحُ الوُضُوءُ مِنْهُ؟
قال: لا.
17- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ عَنْ صَفْوَانَ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ احْتَاجَ إِلَى الْوُضُوءِ لِلصَّلَاةِ وَ هُوَ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْمَاءِ، فَوَجَدَ بِقَدْرِ مَا يَتَوَضَّأُ بِهِ بِمِائَةِ دِرْهَم أَوْ بِأَلْفِ دِرْهَم وَ هُوَ وَاجِدٌ لَهَا يَشْتَرِي وَ يَتَوَضَّأَ أَوْ يَتَيَمَّمُ؟
قالَ: لَا بَلْ يَشْتَرِي قَدْ أَصَابَنِي مِثْلُ ذَلِكَ فَاشْتَرَيْتُ وَ تَوَفَّاتُ وَ مَا يُشْتَرَى بِذَلِكَ مَالٌ كَثِيرٌ.
هَذَا آخِرُ كِتَابِ الطَّهَارَةِ مِنْ كِتَابِ «الْكَافِي» وَ هُوَ سِتَةٌ وَ أَرْبَعُونَ بَاباً وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الْحَيْضِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.
فرمود: اگر چیزی در آب آشکار و محسوس نباشد اشکالی ندارد ولی اگر چیزی واضح بود، نباید از آن وضو بگیرد.
و از حضرتش پرسیدم: مردی است که در حال وضو، خون دماغ می شود و قطره ای در ظرفش می چکد آیا می تواند در آن وضو بگیرد؟
فرمود: نه.
17- صفوان گوید: از ابا الحسن علیه السلام پرسیدم: مردی است جهت نماز نیازمند وضو است و به آب دست ندارد و مقداری آب - به اندازه وضو گرفتن - قیمت صد یا هزار درهم می یابد و چنین مبلغی را دارد آیا باید آن را بخرد و وضو بگیرد، یا تیمم کافی است؟
فرمود: نه، بلکه باید بخرد مانند همین امر برای من اتفاق افتاد و من آن را خریدم و وضو گرفتم و آن چه را که با این مبلغ خریداری می نمایند، مال فراوانی است.
پایان کتاب طهارت و پاکیزگی از کتاب «کافی» که 46 بخش بود. اینک کتاب حیض - ان شاء الله - آغاز می گردد.
ص: 189
ص: 190
كِتَابُ الْحَيْضِ
کتاب احکام بانوان
ص: 191
ص: 192
أَبْوَابُ الْحَيْضِ.
1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أُدَيْم بْنِ الْحُرِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام يَقُولُ:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَدَّ لِلنِّسَاءِ فِي كُلِّ شَهْرٍ مَرَّةً.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ: (إِنِ ارْتَبْتُمْ)؟.
فَقَالَ: مَا جَازَ الشَّهْرَ فَهُوَ رِيبَةٌ.
بخش های حیض
1- اديم بن حرّ :گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: به راستی خدای تبارک و تعالی برای زنان در هر ماهی حدو حیضی قرار داده است.
2- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره کلام خداوند متعال که می فرماید: «إن ارتَبْتُمْ»؛ «اگر شک نمودید» پرسیدم.
فرمود: یعنی پاکی که از یک ماه بگذرد، محل شک و تردید است.
ص: 193
(1)
بَابُ أَدْنَى الْحَيْضِ وَ أَقْصَاهُ وَ أَدْنَى الظُّهْرِ.
1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ - عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ أَدْنَى مَا يَكُونُ مِنَ الْحَيْض؟
فَقَالَ: ثَلَاثَةٌ وَأَكْثَرُهُ عَشَرَةٌ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
أقل ما يَكُونُ الْحَيْضُ ثَلاثَةُ أَيَّامٍ، وَأَكْثَرُ مَا يَكُونُ عَشَرَةُ أَيَّام.
3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ أَدْنَى مَا يَكُونُ مِنَ الْحَيْضِ.
فَقالَ: أَدْنَاهُ ثَلَاثَةٌ وَأَبْعَدُهُ عَشَرَةٌ.
1- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: از امام رضا علیه السلام درباره کم ترین روزهای حیض پرسیدم؟
فرمود: کم ترین روزهای حیض سه روز و بیش ترین آن ده روز است.
2- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کم ترین روزهای حیض سه روز و بیش ترین آن ده روز است.
3- صفوان بن یحیی گوید: از ابا الحسن علیه السلام در مورد کم ترین روزهای حیض پرسیدم.
فرمود: کم ترین روزهای آن سه روز و بیش ترین آن ده روز است.
ص: 194
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
لَا يَكُونُ الْقُرْهُ فِي أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ أَيَّامٍ، فَمَا زَادَ أَقَلُّ مَا يَكُونُ عَشَرَةٌ مِنْ حِينٍ تَطْهَرُ إلَى أَنْ تَرَى الدم.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
أَدْنَى الطُّهْرِ عَشَرَةُ أَيَّامٍ، وَ ذَلِكَ أَنَّ الْمَرْأَةَ أَوَّلَ مَا تَحِيضُ رُبَّمَا كَانَتْ كَثِيرَةَ الدَّمِ فَيَكُونُ حَيْضُهَا عَشَرَةَ أَيَّامٍ، فَلا تَزَالُ كُلَّمَا كَبِرَتْ نَقَصَتْ حَتَّى تَرْجِعَ إِلَى ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ، فَإِذَا رَجَعَتْ إِلَى ثَلاثَةِ أَيَّامٍ ارْتَفَعَ حَيْضُهَا، وَ لَا يَكُونُ أَقَلَّ مِنْ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ.
فَإِذَا رَأَتِ الْمَرْأَةُ الدَّمَ فِي أَيَّامٍ حَيْضِهَا تَرَكَتِ الصَّلاةَ، فَإِنِ اسْتَمَرَّ بِهَا الدَّمُ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ فَهِيَ حَائِضُ، وَ إِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ بَعْدَ مَا رَأَتْهُ يَوْماً أَوْ يَوْمَيْنِ اغْتَسَلَتْ وَ صَلَّتْ وَ النظرَتْ مِنْ يَوْمَ رَأْتِ الدَّمَ إِلَى عَشَرَةِ أَيَّام.
4- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
ایام پاکی کم تر از ده روز نیست ولی ممکن است بیش تر باشد؛ یعنی از هنگامی که زن پاک می شود تا روزی که خون می بیند دست کم ده روز است.
5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کم ترین مقدار پاکی ده روز است؛ زیرا چه بسا زن در اولین باری که حیض می بیند خون او بسیار است و در نتیجه حیض او ده روز می باشد؛ ولی هرچه سن او بالا رود از این مقدار کاسته می شود تا این که به سه روز می رسد و چون به سه روز رسید پس از آن، حیض او از میان می رود و کم تر از سه روز نخواهد شد.
پس هرگاه زن در ایام حیض خود خون ببیند باید نماز را ترک نماید. اگر خون او سه روز ادامه یافت حائض است، ولی اگر بعد از یک یا دو روز خونش قطع گردید، بایستی غسل کند و نماز بخواند و از روزی که خون دیده تا ده روز منتظر بماند.
ص: 195
فَإِنْ رَأَتْ فِي تِلْكَ الْعَشَرَةِ أَيَّامٍ مِنْ يَوْمَ رَأْتِ الدَّمَ يَوْمًا أَوْ يَوْمَيْنِ حَتَّى يَتِمَّ لَهَا ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ، فَذَلِكَ الَّذِي رَأَتْهُ فِي أَوَّلِ الْأَمْرِ مَعَ هَذَا الَّذِي رَأَتْهُ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْعَشَرَةِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ.
وَ إِنْ مَرَّ بِهَا مِنْ يَوْمَ رَأتِ الدَّمَ عَشَرَةُ أَيَّامٍ وَ لَمْ تَرَ الدَّمَ فَذَلِكَ الْيَوْمُ وَ الْيَوْمَانِ الَّذِي رَأَتْهُ لَمْ يَكُنْ مِنَ الْحَيْضِ إِنَّمَا كَانَ مِنْ عِلَّةٍ، إِمَّا مِنْ قَرْحَةٍ فِي جَوْفِهَا، وَإِمَّا مِنَ الْجَوْفِ، فَعَلَيْهَا أَنْ تُعِيدَ الصَّلاةَ تِلْكَ الْيَوْمَيْنِ الَّتِي تَرَكَتْهَا، لِأَنَّهَا لَمْ تَكُنْ حَائِضِاً، فَيَجِبُ أَنْ تَقْضِيَ مَا تَرَكَتْ مِنَ الصَّلَاةِ فِي الْيَوْمِ وَ الْيَوْمَيْنِ.
وَ إِنْ تَمَّ لَهَا ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ وَ هُوَ أَدْنَى الْحَيْضِ وَ لَمْ يَجِبْ عَلَيْهَا الْقَضَاءُ وَلَا يَكُونُ الطَّهر أقل مِنْ عَشَرَةِ أَيَّام.
فَإِذَا حَاضَتِ الْمَرْأَةُ وَكَانَ حَيْضُهَا خَمْسَةَ أَيَّامٍ ثُمَّ انْقَطَعَ الدَّمُ اغْتَسَلَتْ وَصَلَّتْ فَإِنْ رَأَتْ بَعْدَ ذَلِكَ الدَّمَ وَ لَمْ يَتِمَّ لَهَا مِنْ يَوْمَ طَهُرَتْ عَشَرَةُ أَيَّامٍ، فَذَلِكَ مِنَ الْحَيْضِ تَدَعُ الصَّلاةَ.
در صورتی که در این ده روز که از روز خون دیدن او شروع شده است، یک یا دو روز خون ببیند تا این که سه روز تمام شود آن خونی را که در ابتدا و آن چه را که بعد از آن در ده روز دیده خون حیض است.
ولی اگر از روزی که خون دیده است ده روز بگذرد و خون نبیند، آن یکی دو روزی را که خون دیده حیض نبوده است و تنها به واسطۀ عارض شدن بیماری می باشد که یا از زخم چرکینی است که در رحم زن وجود دارد و یا از درون می باشد که در این صورت چون حائض نبوده بر او لازم است نمازی را که در آن دو روز ترک نموده، به جا آورد و بر او واجب است که نمازهایی را که در آن یک یا دو روز ترک نموده، قضا نماید ولی اگر سه روز تمام شود آن خون از حیض بوده است و این کم ترین مقدار حیض است که در این صورت قضا بر او واجب نیست.
پس اگر زن حائض شود و حیض او پنج روز به طول انجامد، سپس خون قطع شود، باید غسل نموده نماز بخواند و اگر پس از آن و پیش از این که از روز پاک شدنش ده روز بگذرد خون ببیند و این خون ادامه پیدا کند (بیش تر از ده روز شود) از ابتدای خون اوّل و دوم که دیده تا ده روز حیض شمرده می شود و نماز را ترک خواهد کرد.
ص: 196
وَ إِنْ رَأَتِ الدَّمَ مِنْ أَوَّلِ مَا رَأَتِ الثَّانِيَ الَّذِي رَأَتْهُ تَمَامَ الْعَشَرَةِ أَيَّامٍ وَ دَامَ عَلَيْهَا عَدَّتْ مِنْ أَوَّلِ مَا رَأْتِ الدَّمَ الْأَوَّلَ وَ الثَّانِيَ عَشَرَةَ أَيَّامٍ، ثُمَّ هِيَ مُسْتَحَاضَةٌ تَعْمَلُ مَا تَعْمَلُهُ الْمُسْتَحَاصَةُ.
وَ قَالَ: كُلُّ مَا رَأْتِ الْمَرْأَةُ فِي أَيَّامٍ حَيْضِهَا مِنْ صُفْرَةٍ أَوْ حُمْرَةٍ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ، وَكُلُّ مَا رَأَتْهُ بَعْدَ أَيَّامٍ حَيْضِهَا فَلَيْسَ مِنَ الْحَيْضِ.
(2)
بَابُ الْمَرْأَةِ تَرَى الدَّمَ قَبْلَ أَيَّامِهَا أَوْ بَعْدَ طُهْرِهَا.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ جَعْفَر علیه السلام قَالَ:
إِذَا رَأَتِ الْمَرْأَةُ الدَّمَ قَبْلَ عَشَرَةٍ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضَةِ الْأُولَى، وَإِنْ كَانَ بَعْدَ الْعَشَرَةِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضَةِ الْمُسْتَقْبَلَةِ.
و پس از آن هرچه بیش تر از ده روز باشد، مستحاضه است و باید آن چه را که وظیفه مستحاضه است انجام دهد.
حضرتش فرمود: هر زردی یا قرمزی که زن در ایام حیض می بیند از حیض است و هرچه را که پس از ایام حیض می بیند از حیض نیست.
1- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هر گاه زن پیش از ده روز، خون ببیند، از حیض اوّل و در صورتی که پس از ده روز باشد از حیض آینده است.
ص: 197
2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَرَى الدَّمَ قَبْلَ وَقْتِ حَيْضِهَا؟
فَقالَ: إِذَا رَأْتِ الدَّمَ قَبْلَ وَقْتِ حَيْضِهَا فَلْتَدَعَ الصَّلاةَ، فَإِنَّهُ رُبَّمَا تَعَجُلَ بِهَا الْوَقْتُ، فَإِذَا كَانَ أَكْثَرَ مِنْ أَيَّامِهَا الَّتِي كَانَتْ تَحِيضُ فِيهِنَّ فَلْتَتَرَبَّضْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ بَعْدَ مَا تَمْضِي أَيَّامُهَا، فَإِذَا تَرَبَّصَتْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ وَ لَمْ يَنْقَطِعْ عَنْهَا الدَّمُ فَلْتَصْنَعْ كَمَا تَصْنَعُ الْمُسْتَحَاضَةُ.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا كَانَتْ أَيَّامُ الْمَرْأَةِ عَشَرَةَ أَيَّامٍ لَمْ تَسْتَظْهِرْ، وَإِذَا كَانَتْ أَقَلَّ اسْتَظْهَرَتْ.
2- سماعه گوید: از امام علیه السلام درباره زنی که پیش از وقت حیض، خون می بیند، پرسیدم؟
فرمود: در صورتی که پیش از وقت معمول حیض خون ببیند، بایستی نماز را رها کند زیرا چه بسا وقت بر او پیشی می گیرد و در صورتی که خونریزی از تعداد روزهایی که در آن حیض می گشته افزون گردد، بایستی پس از اتمام روزهای حیض تا سه روز انتظار بکشد، اگر تا سه روز انتظار کشید و خون قطع نگردید، بایستی مانند مستحاضه عمل
نماید.
3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه ایام حیض زن ده روز باشد نباید استظهار کند که از روی احتیاط عمل را ترک کند ولی در صورتی که کم تر باشد باید استظهار کند و از روی احتیاط عمل را ترک نماید.
ص: 198
(3)
بَابُ الْمَرْأَةِ تَرَى الصُّفْرَةَ قَبْلَ الْحَيْضِ أَوْ بَعْدَهُ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَرَى الصُّفْرَةَ فِي أَيَّامِهَا ؟
فَقَالَ: لَا تُصَلَّى حَتَّى تَنْقَضِيَ أَيَّامُهَا، وَإِنْ رَأتِ الصُّفْرَةَ فِي غَيْرِ أَيَّامِهَا تَوَضَّأَتْ وَصَلَّتْ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي الْمَرْأَةِ تَرَى الصُّفْرَةَ؟
فَقالَ: إِنْ كَانَ قَبْلَ الْحَيْضِ بِيَوْمَيْنِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ، وَإِنْ كَانَ بَعْدَ الْحَيْضِ بِيَوْمَيْنِ فَلَيْسَ مِنَ الْحَيْضِ.
1- محمدبن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ زنی که در ایام حیض لکه زردی می بیند، پرسیدم؟
فرمود: تا هنگام سپری شدن ایامش نباید نماز بخواند ولی اگر در غیر از ایام حیض لکه زردی بیند، باید وضو گیرد و نماز به جا آورد.
2- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ زنی پرسیدم که لکه زرد می بیند.
فرمود: اگر دو روز پیش از حیض باشد، از حیض است و اگر دو روز بعد از حیض باشد از حیض نیست.
ص: 199
3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا رَأْتِ الْمَرْأَةُ الصُّفْرَةَ قَبْلَ انْقِضَاءِ أَيَّامِ عِدَّتِهَا لَمْ تُصَلِّ وَإِنْ كَانَتْ صُفْرَةٌ بَعْدَ انْقِضَاءِ أَيَّامٍ قُرْنِهَا صَلَّتْ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَأَنَا حَاضِرٌ عَنِ الْمَرْأَةِ تَرَى الصُّفْرَةَ؟ فَقالَ: مَا كَانَ قَبْلَ الْحَيْضِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ ، وَ مَا كَانَ بَعْدَ الْحَيْضِ فَلَيْسَ مِنْهُ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ قَالَ: قَالَ:
الصُّفْرَةُ قَبْلَ الْحَيْضِ بِيَوْمَيْنِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ وَ بَعْدَ أَيَّامِ الْحَيْضِ لَيْسَ مِنَ الْحَيْضِ، وَهِيَ فِي أَيَّامِ الْحَيْضِ حَيْضُ.
3- اسماعیل جعفی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه زن پیش از اتمام ایام عده حیض، لکه زردی ببیند نباید نماز بخواند، ولی اگر پس از اتمام ایام حیضش باشد باید نماز بخواند.
4- علی بن ابی حمزه گوید: من در خدمت امام صادق علیه السلام حاضر بودم که از حضرتش درباره لکه زردی که زن می بیند، سؤال شد؟
فرمود: آن چه که پیش از حیض باشد، از حیض است و آن چه که بعد از حیض باشد از آن نیست.
5- معاوية بن حکیم گوید: امام علیه السلام فرمود:
لکه زردی که تا دو روز پیش از حیض باشد از حیض است و بعد از ایام حیض از حیض نیست و همان در ایام حیض از خون حیض است.
ص: 200
(4)
بَابُ أَوَّلِ مَا تَحِيضُ الْمَرْأَةُ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجَارِيَةِ الْبِكْرِ أَوَّلَ مَا تَحِيضُ فَتَقْعُدُ فِي الشَّهْرِ فِي يَوْمَيْنِ وَ الشَّهْرِ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ وَيَخْتَلِفُ عَلَيْهَا لَا يَكُونُ طَمْتُهَا فِي الشَّهْرِ عِدَّةَ أَيَّامٍ سَوَاءٌ.
قَالَ: فَلَهَا أَنْ تَجْلِسَ وَ تَدَعَ الصَّلاةَ مَا دَامَتْ تَرَى الدَّمَ مَا لَمْ تَجُزِ الْعَشَرَةَ، فَإِذَا اتَّفَقَ الشَّهْرَانِ عِدَّةَ أَيَّامٍ سَوَاءٌ فَتِلْكَ أَيَّامُهَا.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قُلْتُ لاَبی عَبْدِاللهِ علیه السلام: اَلْمَرْأَةُ تَرَى الدَّمَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً.
قَالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ؟
قُلْتُ: فَإِنَّهَا تَرَى الطُّهْرَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً.
1- سماعة بن مهران گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: دختر باکره ای است که برای نخستین بار حیض می گردد و در ماه دو روز و در ماه دیگر سه روز خون حیض می بیند و ایام بر او مختلف می شود و تعداد روزهای حیضش در یک ماه یکسان نیست، (چه وظیفه ای دارد؟).
فرمود: برای او جایز است از روزی که خون می بیند تا ده روز تجاوز ننماید حیض قرار دهد و نماز را رها نماید و هرگاه تعداد روزهای او در دو ماه یکسان گردید همان روزهای ایام حیض اوست.
2- يونس بن یعقوب گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم زنی که سه یا چهار روز خون می بیند باید چه کند؟
فرمود: نماز را رها نماید.
گفتم: اگر پس از آن سه یا چهار روز، پاک شود چه؟
ص: 201
قَالَ: تُصَلِّي؟
قُلْتُ: فَإِنَّهَا تَرَى الدَّمَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً. قَالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ؟
قُلْتُ: فَإِنَّهَا تَرَى الطَّهَرَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً.
قَالَ: تُصَلِّي؟
قُلْتُ: فَإِنَّهَا تَرَى الدِّمَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً.
قَالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ تَصْنَعُ مَا بَيْنَهَا وَ بَيْنَ شَهْرٍ فَإِذَا انْقَطَعَ الدَّمُ عَنْهَا وَإِلَّا فَهِيَ بِمَنْزِلَةِ الْمُسْتَحَاضَةِ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ جَارِيَةٍ حَاضَتْ أَوَّلَ حَيْضِهَا فَدَامَ دَمُهَا ثَلاثَةَ أَشْهُرٍ وَ هِيَ لَا تَعْرِفُ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا؟
فَقَالَ: أَقْرَاؤُهَا مِثْلُ أَقْرَاءِ نِسَائِهَا، فَإِنْ كَانَتْ نِسَاؤُهَا مُخْتَلِفَاتٍ فَأَكْثَرُ جُلُوسِهَا عَشَرَةُ أَيَّامٍ وَأَقَلُّهُ ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ.
فرمود: باید نماز را به جا آورد.
عرض کردم: اگر پس از سه یا چهار روز خون ببیند، چه؟
فرمود: باید نماز را رها نماید.
عرض کردم: اگر پس از آن سه یا چهار روز پاک شود، چه؟
فرمود: باید نماز را به جا آورد.
گفتم: اگر پس از سه یا چهار روز خون ببیند، چه؟
فرمود: باید نماز را رها نماید و تا یک ماه همین کار را انجام دهد، و در صورتی که تا این هنگام خونریزی او قطع نگردید، به منزله مستحاضه است.
3- سماعه گوید: از امام علیه السلام دربارهٔ دختری که برای اولین بار حیض گردیده و خون او سه ماه ادامه می یابد و روزهای حیض خود را نمی شناسد پرسیدم؟.
فرمود: روزهای حیض او به سان روزهای حیض زنان خویشان اوست. در صورتی که روزهای حیض آنان با یکدیگر متفاوت باشد، بیش ترین روزهای دوران قاعدگی او ده روز و کم ترین آن سه روز است.
ص: 202
(5)
بَابُ اسْتِبْرَاءِ الْحَائِضِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَغَيْرِهِ عَنْ يُونُسَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنِ امْرَأَةِ انْقَطَعَ عَنْهَا الدَّمُ فَلَا تَدْرِي أَطَهُرَتْ أَمْ لَا؟
قَالَ: تَقُومُ قَائِماً وَ تُلْزِقُ بَطْنَهَا بِحَائِطٍ وَ تَسْتَدْخِلُ قُطْنَةٌ بَيْضَاءَ وَتَرْفَعُ رِجْلَهَا الْيُمْنَى، فَإِنْ خَرَجَ عَلَى رَأْسِ الْقُطْئَةِ مِثْلَ رَأْسِ الذُّبَابِ دَم عَبِيطُ لَمْ تَطْهُرْ وَ إِنْ لَمْ يَخْرُجْ فَقَدْ طَهُرَتْ تَغْتَسِلُ وَ تُصَلِّي.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
إذَا أَرَادَتِ الْخَائِضُ أن تَغْتَسِلُ فَلْتَسْتَدْخِلْ قُطْنَةٌ، فَإِنْ خَرَجَ فِيهَا شَيْءٌ مِنَ الدَّم أَنْ فَلا تَغْتَسِلْ، وَإِنْ لَمْ تَرَ شَيْئاً فَلْتَغْتَسِلْ وَإِنْ رَأَتْ بَعْدَ ذَلِكَ صُفْرَةٌ فَلْتَتَوَضَّأْ وَلْتُصَلِّ.
1- راوی گوید از امام صادق علیه السلام پرسیده شد زنی است که خونریزی او قطع گردیده نمی داند آیا پاک شده است یا نه؟
فرمود: باید راست بایستد و شکم خود را به دیواری بگذارد و پنبه سفیدی درون رحم خود داخل کند و پای راستش را بلند نماید، اگر بر سر پنبه خونی تازه به قدر سر مگس دیده شود، او پاک نشده است و اگر چنین نبود او پاک شده است و باید غسل کند و نماز بخواند.
2- محمدبن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
زن حائض هنگامی که می خواهد غسل کند، بایستی پنبه ای در درون رحم خود داخل نماید، در صورتی که پنبه از خون آغشته گردید وقت غسل نیست؛ ولی اگر چیزی ندید بایستی غسل نماید و اگر پس از آن لکه زردی دید، بایستی شست و شو داده، وضو بگیرد و نماز را به جا آورد.
ص: 203
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الطَّاطَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ شُرَحْبِيلَ الْكِنْدِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ: كَيْفَ تَعْرِفُ الطَّامِتُ طُهْرَهَا؟
قَالَ: تَعْتَمِدُ بِرِجْلِهَا الْيُسْرَى عَلَى الْحَائِطِ وَ تَسْتَدْخِلُ الْكُرْسُفَ بِيَدِهِ الْيُمْنَى فَإِنْ كَانَ ثَمَّ مِثْلُ رَأْسِ الذُّبَابِ خَرَجَ عَلَى الْكُرْسُفِ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: أَنَّهُ بَلَغَهُ أَنَّ نِسَاءً كَانَتْ إِحْدَاهُنَّ تَدْعُو بِالْمِصْبَاحِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ تَنْظُرُ إِلَى الظَّهْرِ. فَكَانَ يَعِيبُ ذَلِكَ وَ يَقُولُ: مَتَى كَانَتِ النِّسَاءُ يَصْنَعْنَ هَذَا.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَانَ يَنْهَى النِّسَاءَ أَنْ يَنْظُرْنَ إِلَى أَنْفُسِهِنَّ فِي الْمَحِيضِ بِاللَّيْلِ وَ يَقُولُ: إِنَّهَا قَدْ تَكُونُ الصُّفْرَةَ وَالْعُدْرَةَ.
3- شر حبیل کندی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم حائض چگونه می تواند پاک شدن از خون را بفهمد؟
فرمود: پای چپ خویش به دیوار تکیه می زند و با دست راست خود پنبه ای درون رحم خود می کند اگر لکه ای - حتی به اندازۀ سر مگس - موجود باشد بر پنبه معلوم خواهد شد.
4- ابو حمزه گوید به امام باقر علیه السلام خبر رسید که یکی از زنان در دل شب چراغ طلب نموده تا پاکی خود را از حیض بررسی نماید؛ حضرت بر این عمل خرده گرفت و فرمود:
کی زنان چنین عملی را انجام می داده اند؟
5- ثعلبه گوید: امام صادق علیه السلام زنان را از این که در دوران حیض، در هنگام شب خود را بررسی نمایند نهی نمود و فرمود:
چه بسا ممکن است که خون حیض زرد و کدر (و غیر قابل دیدن در شب باشد).
ص: 204
6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْبَصْرِيُّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَخِيرَ علیه السلام وَ قُلْتُ لَهُ: إِنَّ ابْنَةَ شِهَابٍ تَقْعُدُ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا، فَإِذَا هِيَ اغْتَسَلَتْ رَأْتِ الْقَطْرَةَ بَعْدَ الْقَطْرَةِ.
قَالَ: فَقالَ: مُرْهَا فَلْتَقُمْ بِأَصْلِ الْحَائِطِ كَمَا يَقُومُ الْكَلْبُ، ثُمَّ تَأْمُرُ امْرَأَةً فَلْتَعْمِزْ بَيْنَ وَرِكَيْهَا غَمْزاً شَدِيداً، فَإِنَّهُ إِنَّمَا هُوَ شَيْءٌ يَبْقَى فِي الرَّحِم يُقَالُ لَهُ: الْإِرَاقَةُ، وَإِنَّهُ سَيَخْرُجُ كُلُّهُ.
ثُمَّ قَالَ: لَا تُخْبِرُوهُنَّ بِهَذَا وَ شِبْهِهِ وَذَرُوهُنَّ وَ عِلَّتَهُنَّ الْقَذِرَةَ.
قَالَ: فَفَعَلْتُ بِالْمَرْأَةِ الَّذِي قَالَ فَانْقَطَعَ عَنْهَا ، فَمَا عَادَ إِلَيْهَا الدَّمُ حَتَّى مَاتَتْ.
6- محمد بن علی بصری گوید: از امام هادی علیه السلام پرسیده و به حضرتش گفتم دختر شهاب ایام حیض خود را سپری می کند و چون غسل می نماید، قطره قطره (خون) می بیند حکمش چیست؟
فرمود: به او دستور ده چون ایستادن سگ در کنار دیوار بایستد سپس از زنی بخواهد که میان بالای دو ران او را سخت فشار دهد؛ زیرا خونی در رحم او می ماند که به آن اراقه گویند با این عمل، تمام آن خون خارج می شود.
آن گاه فرمود: این امر و موارد مشابه آن را به زنان بازگو نکنید و آن ها را با دوران قاعدگیشان واگذارید.
راوی گوید: این عمل را درباره زنی که حکمش را فرموده بود انجام دادم خونریزی او قطع گردید و تا هنگام مرگ به او باز نگشت.
ص: 205
(6)
بَابُ غُسْلِ الْحَائِضِ وَ مَا يُجْزِئُهَا مِنَ الْمَاءِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: إِنَّ النِّسَاءَ الْيَوْمَ أَحْدَتْنَ مَشْطاً تَعْمِدُ إِحْدَاهُنَّ إِلَى الْقَرَامِلِ مِنَ الصُّوفِ تَفْعَلُهُ الْمَاشِطَةُ تَصْنَعُهُ مَعَ الشَّعْرِ ثُمَّ تَحْشُوهُ بِالرَّيَاحِينِ، ثُمَّ تَجْعَلُ عَلَيْهِ خِرْقَةٌ رَقِيقَةً ثُمَّ تَخِيطُهُ بِمسَلَّةٍ ثُمَّ تَجْعَلَهُ فِي رَأْسِهَا ثُمَّ تُصِيبُهَا الْجَنَابَةُ.
فَقَالَ: كَانَ النِّسَاءُ الأولُ إِنَّمَا يَعْتَشِطْنَ الْمَقَادِيمَ، فَإِذَا أَصَابَهُنَّ الْغُسْلُ بِقَذَرٍ مُرْهَا أَنْ تُرَوِّيَ رَأْسَهَا مِنَ الْمَاءِ وَ تَعْصِرَهُ حَتَّى يَرْوَى، فَإِذَا رَوِيَ فَلَا بَأْسَ عَلَيْهَا.
قَالَ: قُلْتُ: فَالْحَائِضُ؟
قَالَ: تَنْقُضُ الْمَشْطَ نَقْضَاً.
1- عبدالله بن يحيی کاهلی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: زنان این زمان نوعی آرایش مو اختراع کرده اند بدین صورت که بندی را که زن آرایشگر با پشم بافته است، در موهای زن کرده و آن ها را می بندد سپس با گل ها زینتش می بخشد و بر رویش قرار می دهد و آن را با سوزنی بزرگ می دوزد و بر سر خود می گذارد و در همین حال جنب می شود.
حضرت فرمود: زنان پیشین موهای جلوی سر را طوری زینت می کردند که اگر یکی از آنان نیازمند به غسل می شد، آن را باقی می گذاشت (و به آسانی غسل می کرد). به او دستور بده که موی سر خود را با آب آغشته کند و چنان آن را فشار دهد تا آب به همه جایش برسد پس اگر همۀ موهایش خیس شد ایرادی ندارد.
راوی گوید: عرض کردم پس حائض چه حکمی دارد؟
فرمود: باید موهای بسته خود را باز کند.
ص: 206
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ مُتَنَى الْحَنَّاطِ عَنْ حَسَنِ الصَّيْقَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الطَّامِتُ تَغْتَسِلُ بِتِسْعَةِ أَرْطَالٍ مِنْ مَاءٍ.
3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ الْحَائِضِ تَرَى الظَّهْرَ وَ هِيَ فِي السَّفَرِ، وَلَيْسَ مَعَهَا مِنَ الْمَاءِ مَا يَكْفِيهَا لِغُسْلِهَا وَ قَدْ حَضَرَتِ الصَّلاةُ.
قَالَ: إِذَا كَانَ مَعَهَا بِقَدْرِ مَا تَغْسِلُ بِهِ فَرْجَهَا فَتَغْسِلُهُ ثُمَّ تَتَيَمَّمُ وَ تُصَلِّي. قُلْتُ: فَيَأْتِيهَا زَوْجُهَا فِي تِلْكَ الْحَالِ؟
قَالَ: نَعَمْ، إِذَا غَسَلَتْ فَرْجَهَا وَ تَيَمَّمَتْ فَلَا بَأْسَ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:
الْحَائِضُ مَا بَلَغَ بَلَّلُ الْمَاءِ مِنْ شَعْرِهَا أَجْزَأَهَا.
2- حسن صیقل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
زن حائض باید با نه رطل آب، غسل کند.
3- ابو عبیده گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم زن حائضی که در سفر پاک می شود و آبی ندارد که برای غسلش کافی باشد و وقت نماز نیز فرا رسیده است چه حکمی دارد؟
فرمود: در صورتی که به اندازۀ شست و شوی خون، آب به همراه دارد بایستی آن را بشوید، سپس تیمم نماید و نماز را به جا آورد.
گفتم: آیا شوهرش می تواند در این حال با او نزدیکی کند؟
فرمود: آری، در صورتی که فرج را شست و شو داده و تیمم نموده باشد ایرادی ندارد.
4- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
زن حائض به هنگام غسل همین اندازه که رطوبت آب به مویش برسد، برایش کفایت می نماید.
ص: 207
5- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي الْحَائِضِ تَغْتَسِلُ وَ عَلَى جَسَدِهَا الزَّعْفَرَانُ لَمْ يَذْهَبْ بِهِ الْمَاءُ.
قَالَ: لَا بَأْسَ.
(7)
بَابُ الْمَرْأَةِ تَرَى الدَّمَ وَ هِيَ جُئْبٌ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بن يَحْيَى الْكَاهِلِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عن الْمَرْأَةِ يُجَامِعُهَا زَوْجُهَا فَتَحِيضُ وَ هِيَ فِي الْمُغْتَسَل تَغْتَسِلُ أَوْ لَا تَغْتَسِلُ؟
قَالَ: قَدْ جَاءَهَا مَا يُفْسِدُ الصَّلاةَ فَلا تَغْتَسِلُ.
5- عمار بن موسی گوید: امام صادق علیه السلام درباره زن حائضی که غسل می نماید و بدنش آغشته به زعفران است و آب به آن نفوذ نمی کند، فرمود: ایرادی ندارد.
1- عبدالله بن یحیی کاهلی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زنی که شوهرش با او مجامعت نموده و در محل غسل، حائض می گردد، آیا باید غسل کند یا نه؟
فرمود: برای او حالتی پیش آمده که نماز را فاسد می کند. بنابراین غسل نکند.
ص: 208
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَحِيضُ وَ هِيَ جُنُبٌ هَلْ عَلَيْهَا غُسْلُ الْجَنَابَةِ؟
قَالَ: غُسْلُ الْجَنَابَةِ وَالْحَيْضِ وَاحِدٌ.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِالله علیه السلام: الْمَرْأَةُ تَرَى الدَّمَ وَهِيَ جُنبٌ أَتَغْتَسِلُ مِنَ الْجَنَابَةِ أَمْ غُسْلُ الْجَنَابَةِ وَ الْحَيْضِ؟
فَقالَ: قَدْ أَتَاهَا مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِكَ.
(8)
بَابٌ جَامِعُ فِي الْحَائِضِ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ سَأَلُوا أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الْحَائِضِ وَ السُّنَّةِ فِي وَقْتِهِ.
2- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد زنی که در حال جنابت حائض می گردد، سؤال نمودم که آیا غسل جنابت بر او واجب است؟
فرمود: غسل جنابت و حیض یکی است.
3- سعيد بن یسار گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: زنی که در حال جنابت خون می بیند آیا باید برای جنابت غسل نماید یا غسل جنابت و حیض را با هم انجام دهد؟
فرمود: چیزی به سراغ او آمده است که از جنابت بزرگ تر است.
1- گروهی از امام صادق علیه السلام دربارۀ حائض و سنت در تعیین وقت آن پرسیدند؟ -
ص: 209
فَقالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم سَنَّ فِي الْحَائِضِ ثَلاثَ سُنَنٍ، بَيَّنَ فِيهَا كُلَّ مُشْكِلٍ لِمَنْ سَمِعَهَا وَ فَهِمَهَا حَتَّى لَا يَدَعَ لِأَحَدٍ مَقَالاً فِيهِ بِالرَّأْيِ، أَمَّا إِحْدَى السُّنَنِ فَالْحَائِضُ الَّتِي لَهَا أَيَّامٌ مَعْلُومَةٌ قَدْ أَحْصَتْهَا بِلا اخْتِلاطِ عَلَيْهَا ثُمَّ اسْتَحَاضَتْ وَ اسْتَمَرَّ بِهَا الدَّمُ، وَهِيَ فِي ذَلِكَ تَعْرِفُ أَيَّامَهَا وَ مَبْلَغَ عَدَدِهَا ، فَإِنَّ امْرَأَةً يُقَالُ لَهَا: فَاطِمَةً بِنْتُ أَبِي حُبَيْشِ اسْتَحَاضَتْ فَاسْتَمَرَّ بِهَا الدَّمُ ، فَأَتَتْ أُمَّ سَلَمَةَ فَسَأَلَتْ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنْ ذَلِكَ.
فَقالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ قَدْرَ أَفْرَائِهَا، أَوْ قَدْرَ حَيْضِها.
وَ قَالَ: إِنَّمَا هُوَ عِرْقٌ، وَ أَمَرَهَا أَنْ تَغْتَسِلَ وَ تَسْتَنْفِرَ بِثَوْبٍ وَ تُصَلِّيَ.
حضرتش پاسخ فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم برای حائض سه سنّت قرار داده است و در آن ها هر مشکلی را برای کسی که آن را می شنود و می فهمد بیان فرمود. به طوری که دیگر برای هیچ کس مجال اظهار نظر و رأی نمانده است.
یکی از آن سنت ها زن حایضی است که روزهای مشخصی برای حیض دارد و بدون اشتباه آن ها را می تواند بشمارد پس از آن ایام معلوم، استحاضه می شود و خونریزی هم چنان ادامه می یابد. او در این حال وقت روزهای حیض خود و شمار آن ها را می داند.
در روزگار پیامبر برای زنی به نام فاطمه دختر ابی حبیش، حالت استحاضه عارض شد و خونریزی او استمرار پیدا کرد از این رو نزد ام سلمه آمد او در این باره از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پرسید.
پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: باید به اندازه روزهای حیض خود نماز را رها کند.
و فرمود این خون از رگ است، حضرتش دستور فرمود که آن زن غسل کند و پارچه ای استفاده کند و نماز بخواند.
ص: 210
قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: هَذِهِ سُنةُ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم فِي الَّتِي تَعْرِفُ أَيَّامَ أَفْرَائِهَا لَمْ تَخْتَلِط عَلَيْهَا، أَلَا تَرَى أَنَّهُ لَمْ يَسْأَلْهَا كَمْ يَوْمٍ هِيَ؟ وَ لَمْ يَقُلْ: إِذَا زَادَتْ عَلَى كَذَا يَوْماً فَأَلْتِ مُسْتَحَاضَةٌ، وَإِنَّمَا مَنْ لَهَا أَيَّاماً مَعْلُومَةً مَا كَانَتْ مِنْ قَلِيلٍ أَوْ كَثِيرٍ بَعْدَ أَنْ تَعْرِفَهَا؟ وَكَذَلِكَ أَفْتَى أَبِي علیه السلام.
وَ سُئِلَ عَنِ الْمُسْتَحَاضَةِ؟
فَقالَ: إِنَّمَا ذَلِكَ عِرْقُ غَابِرٌ أَوْ رَكْضَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ فَلْتَدَعَ الصَّلاةَ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا ثُمَّ تَغْتَسِلُ وَ تَتَوَضَّأُ لِكُلِّ صَلَاةٍ.
قِيلَ: وَإِنْ سَالَ؟
قَالَ: وَإِن سَالَ مِثْل المَنْعَب.
سپس امام صادق علیه السلام فرمود: این سنت پیامبر صلى الله عليه واله وسلم درباره کسی است که ایام حیض خود را می شناسد و بر او مشتبه نشده است آیا نمی بینی که پیامبر صلى الله عليه واله وسلم از او نپرسید که روزهای حیضت چند روز است؟ و نفرمود که اگر خونریزی بر فلان روز اضافه شود، تو مستحاضه هستی، بلکه برای آن زن روزهای معلومی را - چه کم و چه زیاد - قرار داد بعد از آن روزها را بشناسد.
همین گونه پدرم (امام باقر علیه السلام) نیز فتوی داد.
از حضرتش درباره زن مستحاضه پرسیدند.
فرمود: این خون از رگی است که همواره از آن خون می آید یا از وسوسه های شیطان است. بنابراین، باید آن زن در ایام حیض خود نماز را ترک کند، سپس غسل نماید و برای هر نماز وضو را تجدید کند.
پرسیدند اگرچه خون هم چنان ادامه داشته باشد؟!
فرمود: آری، اگرچه مانند آب ناودان جاری شود.
ص: 211
قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: هَذَا تَفْسِيرُ حَدِيثِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ هُوَ مُوَافِقٌ لَهُ، فَهَذِهِ سُنَّةُ الَّتِي تَعْرِفُ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا لَا وَقْتَ لَهَا إِلَّا أَيَّامَهَا قَلَّتْ أَوْ كَثُرَتْ، وَ أَمَّا سُنَّةُ الَّتِي قَدْ كَانَتْ لَهَا أَيَّامٌ مُتَقَدِّمَةٌ ثُمَّ اخْتَلَطَ عَلَيْهَا مِنْ طُولِ الدَّمِ فَزَادَتْ وَ نَقَصَتْ حَتَّى أَغْفَلَتْ عَدَدَهَا وَ مَوْضِعَهَا مِنَ الشَّهْرِ، فَإِنَّ سُنتَهَا غَيْرُ ذَلِكَ، وَ ذَلِكَ أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ حُبَيْشِ أَتَتِ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم فَقَالَتْ: إِنِّي أَسْتَحَاضُ فَلَا أَطْهُرُ؟
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم: لَيْسَ ذَلِكِ بِحَيْضِ، إِنَّمَا هُوَ عِرْقٌ، فَإِذَا أَقْبَلَتِ الْحَيْضَةُ فَدَعِي الصَّلاةَ، وَإِذَا أَدْبَرَتْ فَاغْسِلِي عَنْكِ الدَّمَ وَ صَلَّي، وَ كَانَتْ تَغْتَسِلُ فِي كُلِّ صَلَاةٍ وَ كَانَتْ تَجْلِسُ فِي مِرْكَنِ لِأُخْتِهَا وَكَانَتْ صُفْرَةُ الدَّمِ تَعْلُو الْمَاءَ؟
فَقالَ: أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: مَا تَسْمَعُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم أَمَرَ هَذِهِ بِغَيْرِ مَا أَمَرَ بِهِ تِلْكَ أَلَا تَرَاهُ لَمْ يَقُلْ لَهَا: دَعِي الصَّلاةَ أَيَّامَ أَقْرَائِكِ؟ وَلَكِنْ قَالَ لَهَا: إِذَا أَقْبَلَتِ الْحَيْضَةُ فَدَعِي الصَّلاةَ، وَإِذَا أُدْبَرَتْ فَاغْتَسِلى وصلى.
امام صادق علیه السلام فرمود: این (فرمایش پدرم) تفسیر حدیث رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم و موافق با آن است. این سنت زنی است که ایام حیض خود را می داند و وقت دیگری - جز این ایام حیض چه کم باشد یا زیاد - خون نمی بیند.
اما سنت زنی که پیش تر روزهای حیضش معلوم بود سپس به خاطر طولانی شدن خونریزی امر بر او مشتبه گشته و روزهای حیضش کم و زیاد شده تاجایی که وقت و عدد آن از دستش در رفته و روز آن را در ماه از یاد برده است، سنت چنین زنی غیر از آن است که گفته شد، زیرا فاطمه دختر ابی حبیش هنگامی که خدمت پیامبر صلى الله عليه واله وسلم آمد و چنین عرض کرد: که من استحاضه می شوم و پاک نمی شوم.
پیامبر گرامی صلى الله عليه واله وسلم به او فرمود: این خون خون حیض نیست، بلکه از رگ است و هرگاه حائض شدی نماز را ترک کن و چون تمام شد خود را بشوی و غسل کن و نماز بخوان.
او برای غسل کردن در تشتی که متعلق به خواهرش بود، می نشست و زردی خون به بالای آب می آمد.
حضرتش در ادامه فرمود: آیا نمی بینی که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به این زن، دستوری داد، غیر از دستوری که به زن پیش داده بود؟ آیا نمی بینی که به او نفرمود در ایام حیض نماز را ترک کن، بلکه فرمود: هرگاه حائض شدی، نماز را ترک کن و چون پاک شدی غسل کن و نماز بخوان.
ص: 212
فَهَذَا يُبَيِّنُ أَنَّ هَذِهِ امْرَأَةٌ قَدِ اخْتَلَطَ عَلَيْهَا أَيَّامُهَا لَمْ تَعْرِفُ عَدَدَهَا وَ لَا وَقْتَهَا أَلَا تَسْمَعُها تَقُولُ: إِنِّي أَسْتَحَاضُ فَلا أَطْهَرُ، وَكَانَ أَبِي يَقُولُ: إِنَّهَا اسْتُحِيضَتْ سَبْعَ سِنِينَ. فَفِي أَقَلَّ مِنْ هَذَا تَكُونُ الرِّيبَةُ وَالِاخْتِلاطُ.
فَلِهَذَا احْتَاجَتْ إِلَى أَنْ تَعْرِفَ إِقْبَالَ الدَّمِ مِنْ إِدْبَارِهِ وَ تَغَيَّرَ لَوْنِهِ مِنَ السَّوَادِ إِلَى غَيْرِهِ، وَ ذَلِكَ أَنَّ دَمَ الْحَيْضِ أَسْوَدُ يُعْرَفُ، وَ لَوْ كَانَتْ تَعْرِفُ أَيَّامَهَا مَا احْتَاجَتْ إِلَى مَعْرِفَةِ لَوْنِ الدَّمِ، لِأَنَّ السُّنَّةَ فِي الْحَيْضِ أَنْ تَكُونَ الصُّفْرَةُ وَ الْكُدْرَةُ فَمَا فَوْقَهَا فِي أَيَّامِ الْحَيْضِ إِذَا عُرفَتْ حَيْضاً كُلُّهُ إِنْ كَانَ الدَّمُ أَسْوَدَ أَوْ غَيْرَ ذَلِكَ.
فَهَذَا يُبَيِّنُ لَكَ أَن قَلِيلَ الدَّم وَكَثِيرَهُ أَيَّامَ الْحَيْضِ حَيْضُ كُلَّهُ إِذَا كَانَتِ الْأَيَّامُ مَعْلُومَةٌ.
این روشن می کند که این زن ایام حیضش بر او مشتبه شده و عدد و وقت آن را نمی دانسته است توجه نکردی که آن زن گفت: من استحاضه می شوم و پاک نمی شوم، و پدرم حکایت فرموده که آن زن هفت سال مستحاضه می شده در حالی که در کم تر از این مدت، شک و اشتباه وجود دارد و به همین خاطر نیاز داشت که کمی و زیادی و دگرگونی رنگ آن را از سیاهی و مانند آن بشناسند، زیراکه خون حیض سیاه است و قابل شناسایی است و اگر او ایام حیض خود را می شناخت نیازی به تشخیص رنگ خون نداشت؛ زیرا قانون در خون در ایام حیض این است که زرد و تیره و بالاتر از آن باشد. در صورتی که بدانی تمام آن ایام ایام حیض است. اگر خون سیاه یا غیر از آن باشد.
پس این برای تو روشن می کند که خون - چه کم باشد چه زیاد - در ایام حیض، تمام آن حيض است در صورتی که ایام حیض معلوم باشد.
ص: 213
فَإِذَا جَهِلَتِ الْأَيَّامَ وَ عَدَدَهَا احْتَاجَتْ إِلَى النَّظَرِ حِينَئِذٍ إِلَى إِقْبَالِ الدَّمِ وَ إِدْبَارِهِ وَ تَغَيرِ لَوْنِهِ ثُمَّ تَدَعُ الصَّلاةَ عَلَى قَدْرِ ذَلِكَ، وَ لَا أَرَى النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ: اجْلِسِي كَذَا وَ كَذَا يَوْماً، فَمَا زَادَتْ فَأَنْتِ مُسْتَحَاضَةٌ كَمَا لَمْ تُؤْمَرِ الْأُولَى بِذَلِكَ، وَكَذَلِكَ اَبی علیه السلام أَفْتَى فِي مِثْلِ هَذَا، وَ ذَاكَ أَنَّ امْرَأَةً مِنْ أَهْلِنَا اسْتَحَاضَتْ فَسَأَلَتْ أَبِي علیه السلام عَنْ ذَلِكَ؟
فَقالَ: إِذَا رَأَيْتِ الدَّمَ الْبَحْرَانِيَّ، فَدَعِي الصَّلاةَ، وَإِذَا رَأَيْتِ الظُّهْرَ وَ لَوْ سَاعَةً مِنْ نهارٍ فَاغْتَسِلِي وَصَلي.
قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: وَ أَرَى جَوَابَ أَبِي هَاهُنَا غَيْرَ جَوَابِهِ فِي الْمُسْتَحَاضَةِ هِ الأولى. أَلَا تَرَى أَنَّهُ قَالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا، لِأَنَّهُ نَظَرَ إِلَى عَدَدِ الْأَيَّامِ؟
وَ قَالَ هَاهُنَا: إِذَا رَأَتِ الدَّمَ الْبَحْرَانِي فَلْتَدَعَ الصَّلاةَ.
وَأَمَرَ هَاهُنَا أَن تَنْظُرَ إِلَى الدّم إِذا أَقْبَلَ وَأَدْبَرَ وَ تَغَيَّرَ.
ولی اگر زنی ایام وعدد حیض را نداند در این حالت نیز نیاز به این دارد که به کم و زیادی خون و دگرگونی رنگ آن نگاه کند و به اندازۀ آن ایام، نماز را ترک کند و نمی بینم که پیامبر صلى الله عليه واله وسلم فرموده باشد که چند روز را حیض قرار بده و هرچه زیادتر از آن شد تو مستحاضه هستی؛ همان طوری که به زن نخست چنین دستوری نداد.
و پدرم (امام باقر علیه السلام) نیز در چنین موردی همین فتوی را داد.
این واقعه چنین بود که زنی از خاندان ما استحاضه شد و از پدرم در این باره پرسید.
آن حضرت پاسخ فرمود: اگر خون بحرانی (بسیار تیره رنگ دیدی) نماز را ترک کن و هرگاه پاک شدی، گرچه یک ساعت از روز باشد، غسل کن و نماز بخوان.
امام صادق علیه السلام فرمود: می بینم که جواب پدرم در این جا غیر از پاسخ او به زن مستحاضه نخست است، مگر نمی بینی که به او دستور فرمود که در ایام عادتش نماز را ترک کند؛ زیرا به عدد ایام نظر داشت ولی در این جا فرمود: اگر خون بحرانی ببیند، باید نماز را ترک کند و در این جا امر فرمود که به کمی زیادی و تغییر رنگ خون نظر کند.
ص: 214
وَ قَوْلُهُ: الْبَحْرَانِي شِبْهُ مَعْنَى قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم: إِن دَمَ الْحَيْضِ أَسْوَدُ يُعْرَفُ، وَإِنَّمَا سَمَّاهُ أَبِي بَحْرَانِياً، لِكَثْرَتِهِ وَ لَوْنِهِ.
فَهَذَا سُنَّةُ النَّبِي صلى الله عليه واله وسلم فِي الَّتِي اخْتَلَطَ عَلَيْهَا أَيَّامُهَا حَتَّى لَا تَعْرِفَهَا، وَإِنَّمَا تَعْرِفُهَا بالدم مَا كَانَ مِنْ قَلِيل الْأَيَّام وَكَثِيرِه.
قَالَ: وَأَمَّا السُّنَّةُ الثَّالِثَةُ فَهى الَّتِى لَيْسَ لَهَا أَيَّامُ مُتَقَدِّمَةً وَ لَمْ تَرَ الدَّمَ قَطُّ وَ رَأَتْ أَوَّلَ مَا أَدْرَكَتْ وَ اسْتَمَرَّ بِهَا، فَإِنَّ سُنَّةَ هَذِهِ غَيْرُ سُنَّةِ الْأُولَى وَ الثَّانِيَةِ، وَ ذَلِكَ أَنَّ امْرَأَةً يُقَالُ لَهَا: حَمْنَةُ بِنْتُ جَحْشِ أَتَتْ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَقَالَتْ: إِنِّي اسْتُحِضْتُ حَيْضَةً شَدِيدَةً؟
فَقالَ لَهَا: احْتَشِى كُرْسُفاً.
فَقَالَتْ: إِنَّهُ أَشَدُّ مِنْ ذَلِكَ، إِنِّى أَنجُه شَجاً؟
فرمایش او که فرمود بحرانی، مانند تفسیر گفتار پیامبر صلى الله عليه واله وسلم است که فرمود: خون حیض، سیاه و قابل شناسایی است پدرم آن را بحرانی نامید، به سبب زیادی و رنگ آن.
پس این سنت پیامبر صلى الله عليه واله وسلم درباره آن زنی است که ایام عادتش بر او مشتبه شده و آن را نمی شناسد و فقط با کم و زیاد شدن خون، می تواند آن را بشناسد.
حضرتش فرمود: اما سنّت سوم، دربارۀ زنی است که پیش از این ایام حیض نداشته و هیچ گاه خون ندیده است و نخستین باری که خون دیده، استمرار پیدا کرده است و قانون برای این زن غیر از زن اوّل و دوم است و آن چه گفته شد برای زنی بود که او را حمنه دختر جهش می گفتند که خدمت پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم آمد و عرض کرد: من به استحاضه شدیدی دچار شده ام؟
حضرت به او فرمود: از پنبه استفاده کن.
عرض کرد: خون شدیدتر و روان تر از آن است که بتوانم از پنبه استفاده کنم.
ص: 215
فَقَالَ: تَلَجْمِي وَ تَحَيْضِي فِي كُلِّ شَهْرٍ فِي عِلْمِ اللهِ سِتَّةَ أَيَّامٍ أَوْ سَبْعَةٌ ثُمَّ اغْتَسِلِي غُسْلاً وَ صُومِي ثَلَاثَةٌ وَ عِشْرِينَ يَوْماً أَوْ أَرْبَعَةً وَ عِشْرِينَ وَاغْتَسِلِي لِلْفَجْرِ غُسْلاً وَأَخْرِي الظُّهْرَ وَ عَجِّلِي الْعَصْرَ وَ اغْتَسِلِي غُسْلاً وَ أَخْرِي الْمَغْرِبَ وَ عَجِّلِي الْعِشَاءَ وَاغْتَسِلِي غُسْلاً.
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: فَأَرَاهُ قَدْ سَنَّ فِي هَذِهِ غَيْرَ مَا سَنَّ فِي الْأُولَى وَالثَّانِيَةِ، وَذَلِكَ لِأَنَّ أَمْرَهَا مُخَالِفٌ لِأَمْرِ هَاتَيْكَ.
أَلَا تَرَى أَنَّ أَيَّامَهَا لَوْ كَانَتْ أَقَلَّ مِنْ سَبْع وَ كَانَتْ خَمْساً أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ مَا قَالَ لَهَا: تَحَيْضِي سَبْعاً، فَيَكُونَ قَدْ أَمَرَهَا بِتَرْكِ الصَّلاةِ أَيَّاماً وَ هِيَ مُسْتَحَاضَةٌ غَيْرُ حَائِضِ، وَ كَذَلِكَ لَوْ كَانَ حَيْضُهَا أَكْثَرَ مِنْ سَبْعِ وَ كَانَتْ أَيَّامُهَا عَشْراً أَوْ أَكْثَرَ لَمْ يَأْمُرْهَا بِالصَّلاةِ وَ هِيَ حَائِضٌ.
ثُمَّ مِمَّا يَزِيدُ هَذَا بَيَانًا قَوْلُهُ علیه السلام لَهَا: تَحَيَّضِي.
آن حضرت فرمود: پارچه ای محکم بر خود ببند خود را حائض بدان بدین مقدار که در علم خدا، تو شش یا هفت روز حیض می شوی و پس از آن غسل کن غسلی که برای حیض است و بیست و سه یا بیست و چهار روز روزه بگیر و برای نماز صبح، یک غسل بکن و نماز ظهر را به تأخیر بینداز و در نماز عصر شتاب کن و یک غسل برای آن دو انجام ده
و نماز مغرب را به تأخیر بینداز و در نماز عشاء عجله نما و برای آن دو، یک غسل انجام ده.
امام صادق علیه السلام فرمود: می بینم که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم برای این زن، قانون و سنّتی غیر از آن چه که برای اوّلی و دومی قرار داد مقرر فرمود و این به آن سبب است که حکم این زن بر خلاف حکم آن دو زن است مگر نمی بینی اگر ایام عادت او کمتر از هفت روز پنج روز یا کم تر از آن بود به او نمی فرمود هفت روز را حیض قرار ده پس او را از نماز خواندن در آن چند روز منع می کرد؛ او در آن حال که مستحاضه بود نه حائض. هم چنین اگر حیض او بیش از هفت روز بود و ایام عادت او ده روز، یا بیش تر بود او را درحالی که حیض بود، به نماز امر نمی کرد و آن چه که سبب فزونی بیان و آشکاری این امر می شود این است که حضرتش به آن زن فرمود: خود را حائض بدان.
ص: 216
وَلَيْسَ يَكُونُ التَّحَيُّ إِلَّا لِلْمَرْأَةِ الَّتِي تُرِيدُ أن تكلف مَا تَعْمَلُ الْحَائِضُ أَلَا تَرَاهُ لَمْ يَقُلْ لَهَا: أَيَّاماً مَعْلُومَةً تَحَيَّضِي أَيَّامَ حَيْضِكِ؟
وَ مِمَّا يُبَيِّنُ هَذَا قَوْلُهُ لَهَا: فِي عِلْمِ اللهِ، لِأَنَّهُ قَدْ كَانَ لَهَا وَ إِنْ كَانَتِ الْأَشْيَاءُ كُلُّهَا في عِلْمِ اللهِ تَعَالَى.
وَ هَذَا بَيَّنْ وَاضِحُ أَنَّ هَذِهِ لَمْ تَكُنْ لَهَا أَيَّامٌ قَبْلَ ذَلِكَ قَطُّ وَ هَذِهِ سُنَّةُ الَّتِي اسْتَمَرَّ بِهَا الدَّمُ أَوَّلَ مَا تَرَاهُ أَقْصَى وَقْتِهَا سَبْعٌ وَ أَقْصَى طُهْرِهَا ثَلاتٌ وَ عِشْرُونَ حَتَّى يَصِيرَ لَهَا أَيَّامًا مَعْلُومَةً، فَتَنْتَقِلَ إِلَيْهَا.
فَجَمِيعُ حَالَاتِ الْمُسْتَحَاضَةِ تَدُورُ عَلَى هَذِهِ السُّنَنِ الثَّلاثَةِ لَا تَكَادُ أَبَداً تَخْلُو مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ إِنْ كَانَتْ لَهَا أَيَّامٌ مَعْلُومَةٌ مِنْ قَلِيلٍ أَوْ كَثِيرٍ، فَهِيَ عَلَى أَيَّامِهَا وَ خَلْقِهَا الَّذِي جَرَتْ عَلَيْهِ لَيْسَ فِيهِ عَدَدٌ مَعْلُومٌ مُوَفَّتْ غَيْرُ أَيَّامِهَا، فَإِنِ اخْتَلَطَتِ الْأَيَّامُ عَلَيْهَا وَ تَقَدَّمَتْ وَ تَأَخَّرَتْ وَ تَغَيَّرَ عَلَيْهَا الدَّمُ أَلْوَاناً فَسُنَّتُهَا إِقْبَالُ الدَّم و إِدْبَارَهُ وَ تَغَيَّرُ حَالَاتِهِ، وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ لَهَا أَيَّامٌ قَبْلَ ذَلِكَ وَ اسْتَحَاضَتْ أَوَّلَ مَا رَأَتْ، -
چنین چیزی برای زنی است که می خواهد به دستور حائض عمل کند آیا نمی بینی که به او نفرمود که روزهای معلومی را ایام حیض خود قرار ده؟ و آن چه که این موضوع را روشن می سازد این فرمایش آن حضرت است که فرمود در علم خدا برای او ایام معلومی مقدر بود. اگر چه همۀ چیزها در علم خدا هست.
و این آشکار و هویدا است که این زن پیش از این هرگز ایام حیض نداشته است، و این سنت زنی است که برای نخستین بار خون دیده و آن خون، استمرار پیدا کرده است و بیش ترین وقت حیض او، هفت روز و بیش ترین وقت پاکی او، بیست و سه روز است تا زمانی که ایام معلوم برای او پیدا شود و به آن عادت منتقل گردد.
پس همۀ حالات مستحاضه بر همین سنت های سه گانه است که زن از یکی از آن ها خالی نخواهد بود اگر برای او روزهای معلومی چه کم و چه زیاد باشد باید آن ایام را حیض بداند و همان خلقت و طبعش که برای او مقدّر شده که در آن وقت و عدد معلومی جز ایام خود او نیست اگر ایام بر او مشتبه شود و پس و پیش گردد و رنگ خون بر او مشتبه شود، سنّت او، کمی و زیادی و دگرگونی حالات خون است و اگر پیش از این ایام عادتی نداشته و برای نخستین بار است که خون می بیند مستحاضه خواهد بود، -
ص: 217
فَوَقتُهَا سَبْعٌ وَطَهَرُهَا ثَلاثَ وَ عِشْرُونَ.
فَإِنِ اسْتَمَرَّ بِهَا الدَّمُ أَشْهُراً فَعَلَتْ فِي كُلِّ شَهْرٍ كَمَا قَالَ لَهَا: فَإِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ فِي أَقَلَّ مِنْ سَبْعِ أَوْ أَكْثَرَ مِنْ سَبْعِ فَإِنَّهَا تَغْتَسِلُ سَاعَةٌ تَرَى الطُّهْرَ وَ تُصَلِّي، فَلَا تَزَالُ كَذَلِكَ حَتَّى تَنْظُرَ مَا يَكُونُ فِي الشَّهْرِ الثَّانِي.
فَإِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ لِوَقْتِهِ فِي الشَّهْرِ الْأَوَّلِ سَوَاءٌ حَتَّى تَوَالَى عَلَيْهَا حَيْضَتَانِ أَوْ ثَلاتٌ فَقَدْ عُلِمَ الآنَ أَنَّ ذَلِكَ قَدْ صَارَ لَهَا وَقْتاً وَ خَلْقاً مَعْرُوفاً تَعْمَلُ عَلَيْهِ وَ تَدَعُ مَا سِوَاهُ وَ تَكُونُ سُنتَهَا فِيما تَسْتَقْبِلُ إِنِ اسْتَحَاضَتْ قَدْ صَارَتْ سُنَّةٌ إِلَى أَنْ تُحْبَسَ أَقْرَاؤُهَا.
وَإِنَّمَا جُعِلَ الْوَقْتُ أَنْ تَوَالَى عَلَيْهَا حَيْضَتَانِ أَوْ ثَلَاتٌ، لِقَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم لِلَّتِي تَعْرِفُ أَيَّامَهَا: دَعِي الصَّلَاةَ أَيَّامَ أَقْرَائِكِ.
پس وقت حیض او هفت و پاکی او، بیست و سه روز است.
اگر خون دیدن او چند ماه استمرار پیدا کند باید در هر ماه همان طور که به او فرمود عمل کند. اگر در کم تر از هفت روز یا بیش تر از هفت روز خونریزی قطع شود، آن ساعتی که پاک می شود باید غسل کند و نماز بخواند.
او باید به همین صورت عمل کند و انتظار بکشد تا ببیند که در ماه دوم چه می شود. اگر خون در همان زمان ماه اوّل قطع شود و تا دو یا سه ماه حیض پشت سرهم به همین صورت شده خواهد دانست که این برای او وقتی معیّن و عادتی شناخته شده است که باید بر طبق آن عمل کند و غیر آن را رها کند، و قاعده و سنت او در آینده نیز همین است که اگر استحاضه شد بر طبق همین سنت بنا را گذارد تا این که در ایام حیض خود بنشیند و نماز را ترک کند.
این که تعیین وقت را زمانی قرار دهد که دو یا سه حیض پشت سر هم واقع شود به خاطر سخن رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به آن زنی است که ایام حیض خود را می شناخت و حضرت فرمود در ایام حیض خود نماز را ترک کن.
ص: 218
فَعَلِمْنَا أَنَّهُ لَمْ يَجْعَلِ الْقُرْءَ الْوَاحِدَ سُنَّةٌ لَهَا فَيَقُولَ: دَعِي الصَّلاةَ أَيَّامَ قُرْبُكِ، وَ لَكِنْ سَنَّ لَهَا الْأَفْرَاءَ وَ أَدْنَاهُ حَيْضَتَانِ فَصَاعِداً، وَ إِذَا اخْتَلَطَ عَلَيْهَا أَيَّامُهَا وَ زَادَتْ وَ نَقَصَتْ حَتَّى لَا تَقِفَ مِنْهَا عَلَى حَدٍ وَ لَا مِنَ الدَّمِ عَلَى لَوْنٍ عَمِلَتْ بِإِقْبَالِ الدَّمِ وَ إِدْبَارِهِ وَ لَيْسَ لَهَا سُنَّةٌ غَيْرُ هَذَا لِقَوْلِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: إِذَا أَقْبَلَتِ الْحَيْضَةُ فَدَعِي الصَّلاةَ وَإِذَا أَدْبَرَتْ فَاغْتَسِلِي، وَ لِقَوْلِهِ: إِنَّ دَمَ الْحَيْضِ أَسْوَدُ يُعْرَفُ كَقَوْلِ أَبِي علیه السلام: إِذَا رَأَيْتِ الدَّمَ الْبَحْرَانِيَّ.
فَإِنْ لَمْ يَكُنِ الْأَمْرُ كَذَلِكَ وَ لَكِنَّ الدَّمَ أَطْبَقَ عَلَيْهَا فَلَمْ تَزَلِ الِاسْتِحَاضَةُ دَارَّةً وَ كَانَ الدَّمُ عَلَى لَوْنٍ وَاحِدٍ وَ حَالَةٍ وَاحِدَةٍ فَسُنّتهَا السَّبْعُ وَالثَّلَاثُ وَالْعِشْرُونَ، لِأَنَّهَا قِصَّتُهَا كَقِصَّةِ حَمْنَةَ حِينَ قَالَتْ: إِنِّي أَتُجُهُ شَجَاً.
پس دانستیم که یک حیض را برای او قرار نداد که بفرماید در ایام پاکی نماز را ترک کن بلکه برای او حیض ها را سنت قرار داد و کم ترین آن دو حیض و بیش ترست و اگر ایام بر او مشتبه شود و کم و زیاد شود و خون او در یک حد و اندازه و در یک رنگ ثابت قرار نگیرد باید به کمی و زیادی خون عمل کند و جز این سنتی ندارد؛ زیرا رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: اگر خون زیاد شد نماز را ترک کن و اگر کم شد غسل کن و به دلیل فرمایش آن حضرت که فرمود: «خون حیض سیاه است و شناخته می شود»؛ مانند سخن پدرم علیه السلام که فرمود: «هر گاه خون بحرانی شد».
پس اگر امر چنین نشد و خون بر آن زن پوشیده ماند و همیشه استحاضه روان و خون بر یک رنگ و یک حال باشد، سنت او هفت روز (حیض) و بیست و سه روز (پاکی) است؛
زیرا ماجرای او مانند ماجرای حمنه است هنگامی که گفت خون به شدت از من روان است.
ص: 219
2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْمُسْتَحَاضَةُ تَنْظُرُ أَيَّامَهَا، فَلا تُصَلِّ فِيهَا وَ لَا يَقْرَبْهَا بَعْلُهَا، فَإِذَا جَازَتْ أَيَّامُهَا وَ رَأْتِ الدَّمَ يَنْقُبُ الْكُرْسُفَ اغْتَسَلَتْ لِلظُّهْرِ وَالْعَصْرِ تُؤَخِّرُ هَذِهِ وَ تُعَجِّلُ هَذِهِ وَ لِلْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ غُسْلاً تُؤَخِّرُ هَذِهِ وَ تُعَجِّلُ هَذِهِ وَ تَغْتَسِلُ لِلصُّبْحِ وَ تَحْتَشِي وَ تَسْتَكْفِرُ وَ لا تُحيي.
وَ تَضُمُّ فَخِذَيْهَا فِي الْمَسْجِدِ وَ سَائِرُ جَسَدِهَا خَارِجٌ وَ لَا يَأْتِيهَا بَعْلُهَا فِي أَيَّامٍ قُرْيْهَا، وَ إِنْ كَانَ الدَّمُ لَا يَنْقُبُ الْكُرْسُفَ تَوَضَّأَتْ وَ دَخَلَتِ الْمَسْجِدَ وَ صَلَّتْ كُلَّ صَلاةٍ بِوُضُوءٍ وَ هَذِهِ يَأْتِيهَا بَعْلُهَا إِلَّا فِي أَيَّامٍ حَيْضِهَا.
2- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
زن مستحاضه باید ایام (حيض) خویش را بنگرد در آن حال نماز به جا نیاورد و نباید شوهرش با او نزدیکی کند هنگامی که ایامش سپری شد و ملاحظه نمود که خون از پنبه گذرد باید برای نماز ظهر و عصر غسل کند به طوری که نماز ظهر را به تأخیر اندازد و در نماز عصر تجعیل نماید و برای نماز مغرب و عشا نیز یک غسل به جا آورد و نماز مغرب را تأخیر اندازد و در نماز عشا تعجیل نماید و برای نماز صبح تعجیل نماید، و از پنبه استفاده کند و لباس، یا با پارچه بلندی میان ران هایش را ببندد و نماز تحیت مسجد نخواند و در مسجد ران هایش را به هم بچسباند و بقیه بدنش از این حکم بیرون است و در ایام حیضش نباید شوهرش با او نزدیکی کند، ولی اگر خون از پنبه عبور نکند باید خود را شست و شو داده، وضو گیرد و می تواند داخل مسجد شود و باید هر نماز را با یک وضو به جا آورد با چنین زنی - به استثنای ایام حیضش - شوهرش می تواند نزدیکی کند.
ص: 220
3- مُحَمَّدٌ عَنِ الْفَضْلِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تُسْتَحَاضُ؟
فَقالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنِ الْمَرْأَةِ تُسْتَحَاضُ.
فَأَمَرَهَا أَنْ تَمْكُثَ أَيَّامَ حَيْضِهَا لَا تُصَلِّ فِيهَا ثُمَّ تَغْتَسِلَ وَ تَسْتَدْخِلَ قُطْنَةٌ وَ تَسْتَنْفِرَ بِثَوْبٍ ثُمَّ تُصَلِّي حَتَّى يَخْرُجَ الدَّمُ مِنْ وَرَاءِ الثَوْبِ.
قَالَ: تَغْتَسِلُ الْمَرْأَةُ الدَّمِيَّةُ بَيْنَ كُلَّ صَلاتَيْنِ، وَ الِاسْتِذْفَارُ أَنْ تَطَيَّبَ وَ تَسْتَجْمِرَ بِالدُّحْنَةِ وَغَيْرِ ذَلِكَ، وَ الِاسْتِنْفَارُ أَنْ تَجْعَلَ مِثْلَ تَفْرِ الدَّابَّةِ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ:
الْمُسْتَحَاضَةُ إِذَا ثَقَبَ الدَّمُ الْكُرْسُفَ اغْتَسَلَتْ لِكُلِّ صَلاتَيْنِ وَ لِلْفَجْرِ غُسْلاً وَ -
3- محمد حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ زنی که مستحاضه می شود سؤال نمودم؟
فرمود: امام باقر علیه السلام فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم درباره زن مستحاضه سؤال شد.
حضرتش به او امر کرد که ایام حیض خود را درنگ نموده و نماز به جا نیاورد، سپس غسل نماید، پنبه ای در خود داخل کند و با دامن لباس و یا پارچه بلندی میان ران هایش را محکم ببندد تا هنگامی که خون از پشت آن پارچه خارج می گردد با همان وضعیت نماز به جا آورد.
فرمود: آن زنی که خونریزی دارد باید بین هردو نماز یک غسل نماید در این مورد به تفسیر ذکر شده در حدیث قبل و بعد رجوع شود.
(شیخ کلینی رحمه الله می گوید:) استذفار آن است که زن با دخنه (نوعی داروی خوشبو، یا چیز دیگری را بر روی عود سوز بخور نمایند) خود را خوشبو نماید و استثفار آن است که مانند چهارپا پاها را کنار هم قرار دهد.
4- سماعه گوید: امام علیه السلام فرمود:
در مستحاضه اگر خون او از پنبه ای بگذرد، برای هردو نماز و نماز صبح هرکدام یک غسل کند، -
ص: 221
إِنْ لَمْ يَجْزِ الدَّمَ الْكُرْسُفَ، فَعَلَيْهَا الْغُسْلُ كُلَّ يَوْمٍ مَرَّةً وَ الْوُضُوءُ لِكُلِّ صَلَاةٍ، وَإِنْ أَرَادَ زَوْجُهَا أَنْ يَأْتِيَهَا فَحِينَ تَغْتَسِلُ. هَذَا إِنْ كَانَ دَمُهَا عَبِيطاً، وَإِنْ كَانَتْ صُفْرَةً فَعَلَيْهَا الْوُضُوء.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْمُسْتَحَاضَةُ تَغْتَسِلُ عِنْدَ صَلاةِ الظُّهْر فَتَصَلَّى الظَّهْرَ وَالْعَصْرَ ثُمَّ تَغْتَسِلُ عِنْدَ الْمَغْرِبِ فَتُصَلِّي الْمَغْرِبَ وَالْعِشَاءَ ثُمَّ تَغْتَسِلُ عِنْدَ الصُّبْحَ فَتُصَلِّي الْفَجْرَ، وَلَا بَأْسَ أَنْ يَأْتِيَهَا بَعْلُهَا إِذَا شَاءَ إِلَّا أَيَّامَ حَيْضِهَا فَيَعْتَزِلُهَا بَعْلُهَا.
قَالَ: وَ قَالَ: لَمْ تَفْعَلْهُ امْرَأَةٌ قَطُّ احْتِسَاباً إِلَّا عُوفِيَتْ مِنْ ذَلِكَ.
و اگر خون از پنبه نگذرد در هر روز یک غسل و برای هر نماز وضویی برعهده اوست و اگر شوهرش بخواهد با او نزدیکی کند بایستی هنگامی که غسل می کند به نزد او آید، و این در صورتی است که خون او تازه باشد و اگر خون زردی بود بر عهدهٔ اوست که وضو بگیرد.
5- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
زن مستحاضه باید هنگام نماز ظهر غسل کند و نماز ظهر و عصر را به جا آورد، سپس هنگام مغرب غسل کند و نماز مغرب و عشا را به جا آورد. پس از آن هنگام صبح غسل کند و نماز صبح را به جا آورد و اگر شوهرش بخواهد می تواند با او نزدیکی کند، مگر در ایام حیضش که باید از او دوری کند.
راوی گوید: هم چنین فرمود هر زنی که عمل مستحاضه را برای رسیدن به اجر و ثواب خداوندی انجام دهد از آن آفت بهبود خواهد یافت.
ص: 222
6- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِذَا مَكَتَتِ الْمَرْأَةُ عَشَرَةَ أَيَّامٍ تَرَى الدَّمَ ثُمَّ طَهُرَتْ فَمَكَثَتْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ طَاهِرَةً، ثُمَّ رَأَتِ الدَّمَ بَعْدَ ذَلِكَ أَ تُمْسِكَ عَنِ الصَّلَاةِ؟
قَالَ: لَا، هَذِهِ مُسْتَحَاضَةٌ تَغْتَسِلُ وَ تَسْتَدْخِلُ قُطْنَةٌ بَعْدَ قُطْنَةٍ، وَ تَجْمَعُ بَيْنَ الصَّلاتَيْن بِغُسْل، وَيَأْتِيهَا زَوْجُهَا إِنْ أَرَادَ.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ دَاوُدَ مَوْلَى أَبِي الْمَغْرَاءِ الْعِجْلِيُّ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَحِيضُ ثُمَّ يَمْضِي وَقْتُ طُهْرِهَا وَ هِيَ تَرَى الدَّمَ.
قَالَ: فَقَالَ: تَسْتَظْهِرُ بِيَوْمٍ إِنْ كَانَ حَيْضُهَا دُونَ عَشَرَةِ أَيَّامٍ، وَإِنِ اسْتَمَرَّ الدَّمُ فَهِيَ مُسْتَحَاضَةٌ، وَ إِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ اغْتَسَلَتْ وَصَلَّتْ.
6- صفوان بن یحیی گوید: به ابا الحسن علیه السلام گفتم: قربانت گردم هرگاه زن درنگ کند ده روز خون ببیند، سپس پاک شود و سه روز در پاکی درنگ نماید و پس از آن خون ببیند آیا باید نماز نخواند؟
فرمود: نه، این زن مستحاضه است و باید غسل کند و از پنبه های متعدد استفاده کند بین دو نماز را با یک غسل جمع کند و اگر شوهرش بخواهد می تواند با او نزدیکی کند.
7- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره زنی که حیض می شود، سپس از وقت پاکی او می گذرد ولی هنوز خون می بیند پرسیدم؟
حضرت فرمود: اگر حیض او کم تر از ده روز باشد باید یک روز استظهار کند (یعنی نماز را ترک کند) اگر خون استمرار یافت مستحاضه است و اگر خونریزی قطع شد. باید غسل
نماید و نماز بخواند.
ص: 223
قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فَالْمَرْأَةُ يَكُونُ حَيْضُهَا سَبْعَةَ أَيَّامٍ أَوْ ثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حَيْضُهَا دَائِمٌ مُسْتَقِيمَ، ثُمَّ تَحِيضُ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ثُمَّ يَنْقَطِعُ عَنْهَا الدَّمُ فَتَرَى الْبَيَاضَ لَا صُفْرَةٌ وَ لَا دَما.
قَالَ: تَغْتَسِلُ وَ تُصَلِّي.
قلْتُ: تَغْتَسِلُ وَ تُصَلِّي وَ تَصُومُ ثُمَّ يَعُودُ الدَّم.
قَالَ: إِذا رَأتِ الدَّمَ أَمْسَكَتْ عَنِ الصَّلاةِ وَ الصَّيَامِ.
قُلْتُ: فَإِنَّهَا تَرَى الدَّمَ يَوْماً وَ تَطْهُرُ يَوْماً؟
قالَ: فَقالَ: إِذَا رَأَتِ الدَّمَ أَمْسَكَتْ وَإِذَا رَأَتِ الظُّهْرَ صَلَّتْ، فَإِذَا مَضَتْ أَيَّامُ حَيْضِهَا وَ اسْتَمَرَّ بِهَا الطُّهْرُ صَلَّتْ، فَإِذَا رَأتِ الدَّمَ فَهِيَ مُسْتَحَاضَةٌ قَدِ انْتَظَمَتْ لَكَ أَمْرُهَا كُلُّهُ.
راوی گوید: به حضرتش گفتم زنی که حیض او هفت یا هشت روز است و همیشه بر یک حالت است و بعد از آن (در یک ماه) سه روز خون می بیند پس از آن، خونریزی قطع می شود و سفیدی (پنبه استبرا) را می بیند نه زردی و خون را حکمش چیست؟
فرمود: باید غسل کند و نماز بخواند.
گفتم: او غسل می کند نماز می خواند و روزه می گیرد ولی بعد از آن، خونریزی بر می گردد؟
فرمود: در این صورت باید از نماز و روزه خودداری کند.
گفتم: یک روز خون می بیند و یک روز پاک می شود.
آن حضرت فرمود: هرگاه خون ،دید باید از نماز و روزه خودداری کند و هرگاه پاک شد، باید نماز بخواند پس هرگاه ایام حیضش گذشت و پاکی ادامه داشت، نماز بخواند، و اگر خون دید مستحاضه است به راستی که همه وظایف مستحاضه را برای تو به طور منظم بیان کردم.
ص: 224
(9)
بَابُ مَعْرِفَةِ دَمِ الْحَيْضِ مِنْ دَمِ الِاسْتِحَاضَةِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي قَالَ: دَخَلَتْ عَلَى أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام إِمْرَأَةٌ فَسَأَلَتْهُ عَنِ الْمَرْأَةِ يَسْتَمِرُّ بِهَا الدَّمُ فَلا تَدْرِي حَيْضٌ هُوَ أَوْ غَيْرُهُ؟
قالَ: فَقالَ لَهَا إِنَّ دَمَ الْحَيْضِ حَارٌ عَبِيطٌ أَسْوَدُ لَهُ دَفْعٌ وَ حَرَارَةٌ، وَ دَمَ الاِسْتِحَاضَةِ أَصْفَرُ بَارِدٌ، فَإِذَا كَانَ لِلدَّم حَرَارَةً وَ دَفْعٌ وَ سَوَادٌ فَلْتَدَع الصَّلاةَ.
قَالَ: فَخَرَجَتْ وَ هِيَ تَقُولُ: وَ اللَّهِ! أَنْ لَوْ كَانَ امْرَأَةٌ مَا زَادَ عَلَى هَذَا.
2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى؛ وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
إِنَّ دَمَ الِاسْتِحَاضَةِ وَ الْحَيْضِ لَيْسَ يَخْرُجَانِ مِنْ مَكَانٍ وَاحِدٍ، إِنَّ دَمَ الاسْتِحَاضَةِ بَارِدٌ وَ دَمَ الْحَيْضِ حَارٌّ.
1- حفص بن بختری گوید: زنی خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شد و از حضرتش پرسید خونریزی زنی استمرار پیدا کرده و نمی داند که آیا خون حیض است یا غیر آن؟
حضرت فرمود: خون حیض، گرم، تازه و سیاه است و هنگام خروج دارای شدّت، سرعت و گرمی است و در این هنگام باید نماز را ترک کند ولی خون استحاضه، زرد و سرد است. راوی گوید: زن خارج شد در حالی که می گفت به خدا سوگند! حتی اگر خودش هم زن می بود بیش از این نمی گفت.
2- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
خون استحاضه و حیض از یک جا بیرون نمی آیند؛ زیرا خون استحاضه، سرد و خون حیض، گرم است.
ص: 225
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ: سَأَلَتْنِي امْرَأَةٌ مِنَّا أَنْ أُدْخِلَهَا عَلَى أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام، فَاسْتَأْذَنْتُ لَهَا فَأَذِنَ لَهَا.
فَدَخَلَتْ وَ مَعَهَا مَوْلَاةٌ فَقَالَتْ لَهُ: يَا أَبَا عَبْدِاللهِ قَوْلُهُ تَعَالَى: (زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ) مَا عَنَى بِهَذَا؟
فَقالَ لَهَا: أَيَّتُهَا الْمَرْأَةُ إِنَّ اللهَ تَعَالَى لَمْ يَضْرِبِ الْأَمْثَالَ لِلشَّجَرَةِ، إِنَّمَا ضَرَبَ الأَمْثَالَ لِبَنِي آدَمَ، سَلِي عَمَّا تُرِيدِينَ.
قَالَتْ: أَخْبِرْنِي عَنِ النَّوَاتِي بِاللَّوَاتِي مَا حَدُهُنَّ فِيهِ؟
قَالَ: حَدُّ الزَّنَا، إِنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أُتِيَ بِهِنَّ، وَأُلْبِسْنَ مُقَطَّعَاتٍ مِنْ نَارٍ، وَ قُمِعْنَ بِمَقَامِعَ مِنْ نَارٍ وَ سُرْبِلْنَ مِنَ النَّارِ وَأُدْخِلَ فِي أَجْوَافِهِنَّ إِلَى رُءُوسِهِنَّ أَعْمِدَةٌ مِنْ نَارٍ وَ قُذِفَ بِهِنَّ فِي النَّارِ.
3- اسحاق بن جریر گوید زنی از خویشان ما درخواست کرد که او را نزد امام صادق علیه السلام ببرم، برایش اجازه خواستم و حضرت اجازه داد همراه کنیزش خدمت آن حضرت رسید و گفت: ای ابا عبدالله مقصود از گفتار خدای تعالی که می فرماید: (زیتونة لا شرقية ولا غربية) چیست؟
حضرت به او فرمود: ای زن! همانا خدای تعالی مَثَل ها را برای درخت نزده، بلکه مثل ها را برای فرزندان آدم زده است از آن چه می خواهی بپرس؟
گفت: مرا آگاه کن از زنانی که هم جنس بازی می کنند، حد آنان چیست؟
فرمود: حدّ زناست، آن گاه که روز قیامت فرا رسد آنان را می آورند که لباس های آتشین بر آن ها پوشانیده شده و با گرزهای آتشین آن ها را می زنند شلوارهای آتشین بر آنان می پوشانند و عمودهای آتشین را از زیر تا سرشان فرو می کنند و در آتش انداخته می شوند.
ص: 226
أَيْتُهَا الْمَرْأَةُ! إن أوَّلَ مَنْ عَمِلَ هَذَا الْعَمَلَ قَوْمُ لُوطٍ، وَ اسْتَغْنَى الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ، فَبَقِينَ النِّسَاءُ بِغَيْرِ رِجَالٍ فَفَعَلْنَ كَمَا فَعَلَ رِجَالُهُنَّ لِيَسْتَغْنِيَ بَعْضُهُنَّ بِبَعْضٍ.
فَقَالَتْ لَهُ: أَصْلَحَكَ اللهُ مَا تَقُولُ فِي الْمَرْأَةِ تَحِيضُ فَتَجُوزُ أَيَّامُ حَيْضِهَا؟
قَالَ: إِنْ كَانَ حَيْضُهَا دُونَ عَشَرَةِ أَيَّامٍ اسْتَظْهَرَتْ بِيَوْمٍ وَاحِدٍ، ثُمَّ هِيَ مُسْتَحَاضَةٌ.
قَالَتْ: فَإِنَّ الدَّمَ يَسْتَمِرُّ بِهَا الشَّهْرَ وَ الشَّهْرَيْنِ وَالثَّلَاثَةَ كَيْفَ تَصْنَعُ بِالصَّلَاةِ؟
قَالَ: تَجْلِسُ أَيَّامَ حَيْضِهَا ثُمَّ تَغْتَسِلُ لِكُلِّ صَلَاتَيْنِ.
فَقَالَتْ لَهُ: إِنَّ أَيَّامَ حَيْضِهَا تَخْتَلِفُ عَلَيْهَا وَكَانَ يَتَقَدَّمُ الْحَيْضُ الْيَوْمَ وَ الْيَوْمَيْنِ وَ الثَّلاثَةَ وَيَتَأَخَّرُ مِثْلَ ذَلِكَ فَمَا عِلْمُهَا بِهِ؟
قَالَ: دَمُ الْحَيْضِ لَيْسَ بِهِ خَفَاءٌ، هُوَ دَمٌ حَارٌ تَجِدُ لَهُ حُرْقَةٌ، وَ دَمُ الِاسْتِحَاضَةِ دَم فَاسِدٌ بَارِدٌ.
قَالَ: فَالْتَفَتَتْ إِلَى مَوْلَاتِهَا فَقَالَتْ: أَ تَرَاهُ كَانَ امْرَأَةً مَرَّةً؟!
ای زن! نخستین کسی که این عمل را انجام داد قوم لوط بودند که مردان آن ها به مردان اکتفا نمودند و زن ها بدون مرد ماندند پس آن ها نیز همان کار را کردند و به یکدیگر اکتفا نمودند.
زن گفت: خداوند شما را نگهدارد! دربارهٔ زنی که حیض می شود و ایام حیض او بیش از مقدار معمول می شود چه می فرمایید؟
فرمود: اگر حیض او کم تر از ده روز است باید یک روز استظهار کند و پس از آن، او مستحاضه است.
زن گفت: اگر خونریزی هم چنان یک ماه دو ماه و سه ماه ادامه یابد با نماز چه کند؟
فرمود: ایام معمول حیض خود را باید نماز نخواند و در روزهای بعد برای هر دو نماز یک بار غسل کند.
عرض کرد: ایام حیضش مختلف می شود گاهی حیض او یک روز، یا دو روز و سه روز پیش و گاهی نیز پس می افتد. بنابراین، نمی داند که ایام معمول حیضش چه وقت است.
فرمود: خون حیض نامعلوم نیست، بلکه آن، خونی گرم است که با سوزش همراه است ولی خون استحاضه فاسد و سرد است.
زن به کنیز خود رو کرد و گفت: می بینی؟! گویی یک زمانی زن بوده (که بدین شیوایی این احکام را بیان می فرماید).
ص: 227
(10)
بَابُ مَعْرِفَةِ دَمِ الْحَيْضِ وَالْعُذْرَةِ وَ الْقَرْحَةِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْن حَمَّادٍ ؛ وَ رَوَاهُ أَحْمَدُ أَيْضاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ الْكُوفِيُّ قَالَ: تَزَوَّجَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا جَارِيَةً مُعْصِراً لَمْ تَطْمَتْ، فَلَمَّا اقْتَضَهَا سَالَ الدَّمُ، فَمَكَثَ سَائِلاً لَا يَنْقَطِعُ نَحْواً مِنْ عَشَرَةِ أَيَّامٍ.
قَالَ فَأَرَوْهَا الْقَوَابِلَ وَ مَنْ ظَنُّوا أَنَّهُ يُبْصِرُ ذَلِكَ مِنَ النِّسَاءِ فَاخْتَلَفْنَ.
فَقالَ: بَعْضٌ هَذَا مِنْ دَمِ الْحَيْضِ.
وَ قَالَ بَعْضُ: هُوَ مِنْ دَمِ الْعُذْرَةِ.
فَسَأَلُوا عَنْ ذَلِكَ فُقَهَاءَهُمْ كَأَبِي حَنِيفَةَ وَغَيْرِهِ مِنْ فُقَهَائِهِمْ.
1- خلف بن حماد کوفی گوید: یکی از دوستان ما با دختری که تازه به حد بلوغ رسیده و هنوز حائض نشده بود ازدواج کرد وقتی شوهرش با او نزدیکی کرد، خونریزی کرد و تا ده روز قطع نشد، او را به زن های قابله و هرکس را که گمان می کردند به مسایل زنان آگاه است نشان دادند؛ ولی هرکس چیزی می گفت یکی می گفت خون حیض است. دیگری می گفت خون بکارت است.
در این باره از فقهای خود - مانند ابو حنیفه و دیگران - پرسیدند.
ص: 228
فَقَالُوا: هَذَا شَيْءٌ قَدْ أَشْكَلَ، وَ الصَّلاةُ فَرِيضَةٌ وَاجِبَةٌ، فَلْتَتوضأ و لتصل وَلْتُصَلِّ وَلْيُمْسِكْ عَنْهَا زَوْجُهَا حَتَّى تَرَى الْبَيَاضَ، فَإِنْ كَانَ دَمَ الْحَيْضِ لَمْ يَضُرَّهَا الصَّلاةُ، وَإِنْ كَانَ دَمَ الْمُدْرَةِ كَانَتْ قَدْ أَدتِ الفَرْضَ.
فَفَعَلَتِ الْجَارِيَةُ ذَلِكَ وَ حَجَجْتُ فِي تِلْكَ السَّنَةِ، فَلَمَّا صِرْنَا بِمِنِّي بَعَثْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ لَنَا مَسْأَلَةٌ قَدْ ضِقْنَا بِهَا ذَرْعاً، فَإِنْ رَأَيْتَ أَنْ تَأْذَنَ لِي فَآتِيكَ وَأَسْأَلُكَ عَنْهَا.
فَبَعَثَ إِلَيَّ: إِذَا هَدَأَتِ الرّجُلُ وَ انْقَطَعَ الطَّرِيقُ فَأَقْبِلْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
قَالَ خَلَفٌ: فَرَأَيْتُ اللَّيْلَ حَتَّى إِذَا رَأَيْتُ النَّاسَ قَدْ قَلَّ اخْتِلافُهُمْ بِمِنِّى تَوَجَّهْتُ إِلَى مِضْرَبِهِ، فَلَمَّا كُنْتُ قَرِيباً إِذَا أَنَا بِأَسْوَدَ قَاعِدٌ عَلَى الطَّرِيقِ، فَقَالَ: مَنِ الرَّجُلُ؟
فَقُلْتُ: رَجُلٌ مِنَ الْحَاجِّ؟
آن ها گفتند: این چیزی است که مشکل شده، نماز هم فریضهٔ واجب است. پس باید وضو بگیرد نماز بخواند و نباید شوهرش با او نزدیکی کند تا پاک شود در نتیجه اگر خون حیض بود، نمازش بر او ضرری نمی رساند و اگر خون بکارت بود، فریضه را به جا آورده است.
زن جوان طبق این دستور عمل کرد.
من در همان سال به حج رفتم وقتی به منا رسیدم، برای امام کاظم علیه السلام پیغام فرستادم و گفتم: فدایت گردم! مسأله ای برای ما پیش آمده که در حل آن ناتوان گشته ایم اگر صلاح می دانید خدمت برسم و دربارۀ آن از شما بپرسم.
حضرت پیغام فرستاد هرگاه که رفت و آمد به پایان رسید و راه مناسب گشت - ان شاء الله - به سوی ما بیایید.
خلف گوید شب درنگ کردم تا هنگامی که رفت و آمد مردم در منا کم شد، به سوی خیمه بزرگ حضرتش رفتم وقتی نزدیک شدم فرد سیاهی را دیدم که بر سر راه نشسته بود گفت: ای مرد کیستی؟
گفتم: مردی از حاجیانم.
ص: 229
فَقَالَ: مَا اسْمُكَ؟
قُلْتُ: خَلَفُ بْنُ حَمَّادٍ.
قَالَ: ادْخُلْ بِغَيْرِ إِذْنِ، فَقَدْ أَمَرَنِي أَنْ أَقْعُدَ هَاهُنَا، فَإِذَا أَتَيْتَ أَذِنْتُ لَكَ.
فَدَخَلْتُ وَ سَلَّمْتُ ، فَرَدَّ السَّلامَ وَ هُوَ جَالِسٌ عَلَى فِرَاشِهِ وَحْدَهُ مَا فِي الْفُسْطَاطِ غَيْرُهُ.
فَلَمَّا صِرْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ سَأَلَنِي وَ سَأَلْتُهُ عَنْ حَالِهِ، فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ رَجُلاً مِنْ مَوَالِيكَ تَزَوَّجَ جَارِيَةٌ مُعْصِراً لَمْ تَطْمَثْ فَلَمَّا اقْتَضَّهَا سَالَ الدَّمُ، فَمَكَثَ سَائِلاً لَا يَنْقَطِعُ نَحْواً مِنْ عَشَرَةِ أَيَّامٍ وَ إِنَّ الْقَوَابِلَ اخْتَلَفْنَ فِي ذَلِكَ، فَقالَ: بَعْضُهُنَّ دَمُ الْحَيْضِ. وَ قَالَ بَعْضُهُنَّ : دَمُ الْعُذْرَةِ، فَمَا يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تَصْنَعَ؟
قَالَ: فَلْتَتَّقِ اللهَ فَإِنْ كَانَ مِنْ دَمِ الْحَيْضِ فَلْتُمْسِكَ عَنِ الصَّلاةِ حَتَّى تَرَى الطُّهْرَ وَلْيُمْسِك عَنْهَا بَعْلُهَا، وَإِن كَانَ مِنَ الْعُذْرَةِ فَلْتَتْقِ الله ولنتوضأ و لتصل وَيَأْتِيها بَعْلُهَا إِنْ أَحَبَّ ذَلِكَ.
گفت: نام تو چیست؟
گفتم: خلف بن حماد.
گفت: بدون اجازه وارد شو که حضرتش به من امر فرمود که این جا بنشینم و هرگاه تو آمدی اجازه ات دهم.
من وارد شدم سلام کردم حضرت جواب داد درحالی که به تنهایی روی فرشی نشسته بود و کسی در خیمه نبود، همین که پیش رویش نشستم از حال من پرسید و من نیز از حال حضرتش جویا شدم و گفتم: مردی از دوستداران شما با دختری که تازه به حد بلوغ رسیده و هنوز حیض نشده بود ازدواج کرده است، چون بکارت او را زایل کرد، خونریزی کرد و تا ده روز خون قطع نگردید و زن های قابله نظریه های مختلفی دادند. بعضی از آن ها گفتند: خون حیض است، و بعضی گفتند خون بکارت است. او چه باید بکند؟
حضرت فرمود: باید تقوای خدا پیشه کند، اگر خون حیض بود، باید نماز را ترک نماید تا پاک شود، شوهرش از نزدیکی با او خودداری نماید و اگر خون بکارت بود، تقوای خدا پیشه کند وضو بگیرد نماز بخواند و اگر شوهرش دوست داشت می تواند به او نزدیکی کند.
ص: 230
فَقُلْتُ لَهُ: وَكَيْفَ لَهُمْ أَنْ يَعْلَمُوا مِمَّا هُوَ حَتَّى يَفْعَلُوا مَا يَنْبَغِي؟
قَالَ: فَالْتَفَتَ يَمِيناً وَ شِمَالاً فِي الْفُسْطَاطِ مَخَافَةَ أَنْ يَسْمَعَ كَلَامَهُ أَحَدٌ.
قَالَ: ثُمَّ نَهَدَ إِلَيَّ، فَقالَ يَا خَلَفُ سِرَّ اللَّهِ، سِرَّ اللَّهِ فَلا تُذِيعُوهُ وَلَا تُعَلِّمُوا هَذَا الْخَلْقَ أُصُولَ دِينِ اللهِ، بَلِ ارْضَوْا لَهُمْ مَا رَضِيَ اللَّهُ لَهُمْ مِنْ ضَلالٍ.
قَالَ: ثُمَّ عَقَدَ بِيَدِهِ الْيُسْرَى تِسْعِينَ، ثُمَّ قَالَ: تَسْتَدْخِلُ الْقُطْنَةَ ثُمَّ تَدَعُهَا مَلِيّاً ثُمَّ تُخْرِجُهَا إِخْرَاجاً رَفِيقاً، فَإِنْ كَانَ الدَّمُ مُطَوَّقاً فِي الْقُطْنَةِ فَهُوَ مِنَ الْعُذْرَةِ، وَإِنْ كَانَ مُسْتَنْقِعاً فِي الْقُطْنَةِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ.
قَالَ خَلَفٌ : فَاسْتَحَفَّنِي الْفَرَحُ، فَبَكَيْتُ، فَلَمَّا سَكَنَ بُكَائِي.
قَالَ: مَا أَبْكَاكَ؟
قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَنْ كَانَ يُحْسِنُ هَذَا غَيْرُكَ.
قَالَ: فَرَفَعَ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ: وَاللهِ! إِنِّى مَا أَخْبِرُكَ إِلَّا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنْ جَبْرَئِيلَ عَنِ اللَّهِ.
گفتم: چگونه بدانند که از کدام است تا آن چه سزاوار است، انجام دهند؟
حضرت در خیمه به راست و چپ نگاه کرد از ترس این که کسی سخن او را بشنود.
آن گاه روی به من کرد و فرمود: ای خلف! این سرّ خداست! سرّ خداست آن را فاش مکنید و اصول دین خدا را به این مردم (مخالفان) نیاموزید، بلکه به همین اندازه که خداوند گمراهی را بر آنان خواسته شما نیز به همان خوشنود باشید.
گوید: سپس حضرتش با دست چپ خود مشت کرده و آن را به شکلی نود گونه در آورد آن گاه فرمود: پنبه را درون فرج می کند و مدت زیادی درنگ می کند، بعد آن را به آرامی خارج می نماید اگر خون در پنبه به صورت حلقه ای شکل بود، از بکارت است و اگر همه پنبه آغشته به خون بود از حیض است.
خلف گوید: سرور و خوشحالی وجود مرا گرفت و به گریه افتادم. وقتی گریه ام تمام شد فرمود: چه چیزی تو را به گریه و اداشت؟
گفتم: قربانت گردم! چه کسی این مسأله را غیر از شما به این خوبی می دانست؟
حضرت دست خود را به آسمان بالا برد و فرمود: به خدا سوگند! من به تو خبر نمی دهم مگر از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم، از جبرئیل، از خدای متعال.
ص: 231
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زِيَادِ بْنِ سُوقَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ اقْتَضَ امْرَأَتَهُ أَوْ أَمَتَهُ، عَلا فَرَأَتْ دَماً كَثِيراً لَا يَنْقَطِعُ عَنْهَا يَوْماً كَيْفَ تَصْنَعُ بِالصَّلاةِ؟
قَالَ: تُمْسِكُ الْكَرْسُفَ، فَإِنْ خَرَجَتِ الْقُطْنَةُ مُطَوَّقَةٌ بِالدَّمِ، فَإِنَّهُ مِنَ الْعُذْرَةِ تَغْتَسِلُ وَ تُمْسِكُ مَعَهَا قُطْنَةٌ وَ تُصَلِّي، فَإِنْ خَرَجَ الْكُرْسُفُ مُنْغَمِساً بِالدَّمِ، فَهُوَ مِنَ الطَّمْثِ تَقْعُدُ عَنِ الصَّلاةِ أَيَّامَ الْحَيْضِ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبَانِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: فَتَاةٌ مِنَّا بِهَا قَرْحَةٌ فَرْجِهَا وَالدَّمُ سَائِلٌ لَا تَدْرِي مِنْ دَمِ الْحَيْضِ أَوْ مِنْ دَمِ الْقَرْحَةِ؟
فَقالَ: مُرْهَا فَلْتَسْتَلْقِ عَلَى ظَهْرِهَا ثُمَّ تَرْفَعُ رِجْلَيْهَا ثُمَّ تَسْتَدْخِلُ إِصْبَعَهَا الْوُسْطَى، فَإِنْ خَرَجَ الدَّمُ مِنَ الْجَانِبِ الْأَيْمَنِ، فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ، وَإِنْ خَرَجَ مِنَ الْجَانِبِ الْأَبْسَرِ فَهُوَ مِنَ الْقَرْحَةِ.
2- زیادبن سوقه گوید: از امام باقر علیه السلام درباره مردی که زن یا کنیز خود را ازاله بکارت کند و او خونریزی زیادی نماید که یک روز هم از او قطع نشود پرسیدند که با نماز چه کند؟
فرمود: پنبه استعمال می کند و چون پنبه را خارج می کند اگر خون پنبه به صورت حلقه به خون آغشته بود از خون بکارت است و باید غسل کند و پنبه استعمال کند و نماز بخواند، ولی اگر پنبه خارج شد و همه اش آغشته به خون بود، از حیض است و باید در ایام معلوم حیض نماز را ترک کند.
3- ابان گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: زن جوانی از بستگان ما در فرج خود جراحتی دارد که خون از آن جاری است، نمی داند که آیا این خون خون حیض است و یا خون جراحت؟
فرمود به او دستور ده تا برپشت بخوابد، سپس دو پای خود را بلند کند بعد از آن انگشت میانه را داخل فرج کند اگر خون از طرف راست بیرون آید، حیض است، و اگر از طرف چپ خارج شود از جراحت است.
ص: 232
(11)
بَابُ الْحُبْلَى تَرَى الدَّمَ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ نُعَيْمِ الصَّحَافِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: إِنَّ أُمَّ وَلَدِي تَرَى الدَّمَ وَ هِيَ حَامِلٌ كَيْفَ تَصْنَعُ بِالصَّلاةِ؟
قالَ: فَقالَ لِي: إِذَا رَأَتِ الْحَامِلُ الدَّمَ بَعْدَ مَا تَمْضِي عِشْرُونَ يَوْماً مِنَ الْوَقْتِ الَّذِي كَانَتْ تَرَى فِيهِ الدَّمَ مِنَ الشَّهْرِ الَّذِي كَانَتْ تَقْعُدُ فِيهِ، فَإِنَّ ذَلِكَ لَيْسَ مِنَ الرَّحِمِ وَ لَا مِنَ الطَّمْثِ، فَلْتَتَوَضَّأْ وَ تَحْتَشِي بِكُرْسُفٍ وَ تُصَلَّ، وَإِذَا رَأَتِ الْحَامِلُ الدَّمَ قَبْلَ الْوَقْتِ الَّذِي كَانَتْ تَرَى فِيهِ الدَّمَ بِقَليلٍ، أَوْ فِي الْوَقْتِ مِنْ ذَلِكَ الشَّهْرِ، فَإِنَّهُ مِنَ الْحَيْضَةِ فَلْتُمْسِكْ عَنِ الصَّلاةِ عَدَدَ أَيَّامِهَا الَّتِي كَانَتْ تَقْعُدُ فِي حَيْضِهَا.
1- حسین بن نعیم صحاف گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: کنیز من درحالی که باردار است خون می بیند باید با نماز چه کند؟
فرمود: هرگاه زن باردار پس از گذشت بیست روز از ابتدای روزی که در آن خون می دیده از آن ماهی که نماز را ترک نموده، خون ببیند، آن خون، نه خون نفاس است و نه حیض. بنابراین باید وضو بگیرد و پنبه ای استعمال کند و نماز بخواند. ولی اگر زن باردار اندکی پیش از وقت معمول خود یا در همان وقت از آن ماه خون ببیند آن خون حیض است و به اندازه روزهای عادت خود باید نماز را ترک نماید.
ص: 233
فَإِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ عَنْهَا قَبْلَ ذَلِكَ فَلْتَعْتَسِل و لتصل ، وإِن لَم ينقطع الدم عَنْهَا إِلَّا بَعْدَ مَا تَمْضِي الْأَيَّامُ الَّتِي كَانَتْ تَرَى فِيهَا الدَّمَ بِيَوْمِ أَوْ يَوْمَيْنِ، فَلْتَغْتَسِلُ ثُمَّ تَحْتَشِي وَ تَسْتَذْفِرُ وَ تُصَلُّ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ، ثُمَّ لتَنْظُرْ، فَإِنْ كَانَ الدَّمُ فِيمَا بَيْنَهُمَا وَ بَيْنَ الْمَغْرِبِ لَا يَسِيلُ مِنْ خَلْفِ الْكَرْسُفِ فَلْتَتَوَضَّأُ وَ لْتُصَلِّ عِنْدَ وَقْتِ كُلِّ صَلَاةٍ مَا لَمْ تَطْرَحَ الْكُرْسُفَ، فَإِنْ طَرَحَتِ الْكُرْسُفَ عَنْهَا فَسَالَ الدَّمُ وَجَبَ عَلَيْهَا الْغُسْلُ، وَإِنْ طَرَحَتِ الْكُرْسُفَ وَ لَمْ يَسِلِ الدَّمُ فَلْتَتَوَضَّأُ وَلْتُصَلِّ وَلَا غُسْلَ عَلَيْهَا.
قَالَ: وَ إِنْ كَانَ الدَّمُ إِذَا أَمْسَكَتِ الْكُرْسُفَ يَسِيلُ مِنْ خَلْفِ الْكُرْسُفِ صَبِيباً لَا يَرْقَةُ، فَإِنَّ عَلَيْهَا أَنْ تَغْتَسِلَ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ تَحْتَشِيَ وَ تُصَلِّيَ وَ تَغْتَسِلَ لِلْفَجْرِ وَ تَغْتَسِلَ لِلظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ تَغْتَسِلَ لِلْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ.
قَالَ: وَكَذَلِكَ تَفْعَلُ الْمُسْتَحَاضَةُ، فَإِنَّهَا إِذَا فَعَلَتْ ذَلِكَ أَذْهَبَ اللَّهُ بِالدَّمِ عَنْهَا.
پس اگر پیش از آن خونریزی قطع شد باید غسل نماید نماز بخواند، ولی اگر خونریزی قطع نشد، مگر پس از گذشت یک - یا دو روز - ایامی که در آن خون می دیده، باید غسل نماید، پنبه ای استعمال کند و پارچه ای بلند بر خود بندد و نماز ظهر و عصر خود را بخواند، سپس منتظر بماند که اگر در بین نماز ظهر و عصر و بین مغرب، خون از پشت پنبه عبور نکرد و جاری نشد باید در وقت هر نماز وضو بگیرد و نماز بخواند تا زمانی که پنبه را برنداشته باشد، پس اگر پنبه را بردارد و خون جاری شود غسل بر او واجب است و اگر پنبه را برداشت ولی خون جاری نشد باید وضو بگیرد نماز بخواند و غسل بر او واجب نیست.
حضرتش فرمود: و اگر خون طوری است که هرگاه پنبه را نگه دارد، باز از پشت آن خون جاری است و قطع نمی شود بر او واجب است که در هر شبانه روز سه بار غسل کند، از پنبه استفاده کند نماز بخواند و برای نماز صبح یک غسل برای نماز ظهر و عصر یک غسل و برای نماز مغرب و عشا یک غسل نماید.
سپس فرمود: زن مستحاضه نیز چنین کند و اگر چنین کرد، خداوند خونریزی را از او برطرف می کند.
ص: 234
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَ-نْ أَحَدِهِمَا قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْمَرْأَةِ الْحُبْلَى قَدِ اسْتَبَانَ حَبَلُهَا تَرَى مَا تَرَى الْحَائِضُ مِنَ الدَّم.
قَالَ: تِلْكَ الْهِرَاقَةُ مِنَ الدَّمِ، إِنْ كَانَ دَماً كَثِيراً أَحْمَرَ فَلَا تُصَلُّ، وَإِنْ كَانَ قَلِيلاً أَصْفَرَ فَلَيْسَ عَلَيْهَا إِلَّا الْوُضُوء.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُبْلَى تَرَى الدَّمَ كَمَا كَانَتْ تَرَى أَيَّامَ حَيْضِهَا مُسْتَقِيماً فِي كُلِّ شَهْرٍ.
فَقالَ: تُمْسِكُ عَنِ الصَّلاةِ كَمَا كَانَتْ تَصْنَعُ فِي حَيْضِهَا، فَإِذَا طَهُرَتْ صَلَّتْ.
2- محمدبن مسلم از یکی از از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) روایت کرده و گوید از آن حضرت پرسیدم زن بارداری است که آثار حمل در او آشکار است و مانند حائض خون
می بیند.
فرمود: آن خون، باقی مانده خون است اگر خون زیاد و سرخ باشد، نباید نماز بخواند ولی اگر کم و زرد رنگ باشد چیزی - جز وضو - بر او واجب نیست.
3- محمدبن مسلم از یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) روایت کرده و گوید: از حضرتش پرسیدم زن بارداری است که خون می بیند آن سان که در هر ماه در ایام حیض
خود بدون اختلاف خون می دیده است.
فرمود: باید نماز را ترک کند همان گونه که در ایام حیضش ترک می نمود، پس هرگاه پاک شد، باید نماز بخواند.
ص: 235
4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الْحُبْلَى تَرَى الدَّمَ وَ هِيَ حَامِلٌ كَمَا كَانَتْ تَرَى قَبْلَ ذَلِكَ فِي كُلُّ شَهْرٍ هَلْ تَتْرُكُ الصَّلاةَ؟
قَالَ: تَتْرُكُ إِذَا دَامَ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ، وَ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام. أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْحُبْلَى تَرَى الدَّمَ أَ تَتْرُكُ الصَّلاةَ؟
فَقَالَ: نَعَمْ، إِنَّ الْحُبْلَى رُبَّمَا قَذَفَتْ بالدم.
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْن خَالِدٍ قَالَ: قُلْتُ عَبْدِاللهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ الْحُبْلَى رُبَّمَا طَمِثَتْ؟
4- عبد الرحمان بن الحجاج گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: زن بارداری خون می بیند همان طوری که پیش از این در هر ماه خون می دیده، آیا باید نماز را ترک کند؟
فرمود: اگر خونریزی ادامه یابد نماز را ترک کند.
5- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام درباره زن بارداری که خون می بیند سؤال شد که آیا نماز را ترک کند؟
فرمود: آری، چه بسا زن باردار نیز ممکن است خون حیض ببیند.
6- سلیمان بن خالد گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: قربانت گردم! آیا زن باردار ممکن است، حیض شود؟
ص: 236
فَقَالَ: نَعَمْ، وَ ذَلِكَ أَنَّ الْوَلَد فِي بَطْن أُمِّهِ غِذَاؤُهُ الدَّمُ فَرُبَّمَا كَثرَ فَفَضَلَ عَنْهُ، فَإِذَا فَضَلَ دَفَعَتْهُ فَإِذَا دَفَعَتْهُ حَرُمَتْ عَلَيْهَا الصَّلاةُ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: إِذَا كَانَ كَذَلِكَ تَأَخَّرَ الْوِلَادَةُ.
(12)
بَابُ النُّفْسَاء.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:
النُّفَسَاءُ تَكْفُ عَنِ الصَّلاةِ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا الَّتِي كَانَتْ تَمْكُثُ فِيهَا ثُمَّ تَغْتَسِلُ، وَ تَعْمَلُ كَمَا تَعْمَلُ الْمُسْتَحَاضَةُ.
فرمود: آری و آن به خاطر این است که غذای کودک در رحم مادر خون است و چه بسا که خون از غذای او زیادتر شود و چون زیادتر شد آن را دفع می نماید و هروقت آن را دفع کرد، نماز بر او حرام می شود.
در روایت دیگری آمده است: هرگاه زن باردار خون ببیند، زایمان او به تأخیر می افتد.
1- زراره گوید: امام (باقر - یا صادق علیهما السلام) فرمود:
زن زائو باید به اندازۀ ایام حیض خود که درنگ می کرده نماز را ترک کند، سپس غسل نموده، همانند زن مستحاضه عمل نماید.
ص: 237
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّ امْرَأَةَ عَبْدِ الْمَلِكِ وَلَدَتْ فَعَدَّ لَهَا أَيَّامَ حَيْضِهَا ثُمَّ أَمَرَهَا فَاغْتَسَلَتْ وَاحْتَشَتْ وَأَمَرَهَا أَنْ تَلْبَسَ ثَوْبَيْنَ نَظِيفَيْن وَ أَمَرَهَا بِالصَّلاةِ.
فَقَالَتْ لَهُ: لَا تَطيبُ نَفْسِي أَن أَدْخُلَ الْمَسْجِدَ، فَدَعْنِي أَقُومُ خَارِجَا عَنْهُ وَأَسْجُدُ فِيهِ.
فَقالَ: قَدْ أَمَرَ بِهِ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ قَالَ، فَانْقَطَعَ الدَّمُ عَنِ الْمَرْأَةِ وَ رَأْتِ الظُّهْرَ. وَ أَمَرَ عَلِيٌّ علیه السلام بِهَذَا قَبْلَكُمْ، فَانْقَطَعَ الدَّمُ عَنِ الْمَرْأَةِ، وَ رَأْتِ الظُّهْرَ فَمَا فَعَلَتْ صَاحِبَتُكُمْ؟ قُلْتُ: مَا أَدْرِي.
2- عبد الرحمان بن اعین گوید: خدمت حضرتشان عرض کردم: همسر عبد الملک زایمان کرده است و عبد الملک ایام حیض او را تعیین کرده که آن مقدار را دوران قاعدگی قرار دهد، سپس به او دستور داده که غسل نماید، پنبه بر خود گذارد و دو لباس پاکیزه بپوشد و نماز بخواند.
ولی زنش به او گفته است دلم روا نمی دهد که با این حال به مسجد داخل شوم مرا واگذار که خارج از مسجد نماز بخوانم.
امام علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نیز همین طور دستور داده و فرمود. پس چون چنین دستور داد، خونریزی زن قطع شد و او پاک گشت و علی علیه السلام نیز پیش از شما به همین صورت امر فرموده سپس خونریزی زن قطع شد و پاک گشت حال بگو زن عبد الملک چه کرد؟
گفتم: نمی دانم.
ص: 238
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ: سَأَلَتِ امْرَأَةٌ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فَقَالَتْ: إِنِّي كُنْتُ أَقْعُدُ مِنْ نِفَاسِي عِشْرِينَ يَوْماً حَتَّى أَفْتَوْنِي بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْمأ.
فَقالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: وَ لِمَ أَفْتَوْكِ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً؟
فَقالَ رَجُلٌ: لِلْحَدِيثِ الَّذِي رُوِيَ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ حِينَ نَفِسَتْ بِمُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ.
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلامِ: إِنَّ أَسْمَاءَ سَأَلَتْ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ قَدْ أُتِيَ بِهَا ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً، وَ لَوْ سَأَلَتْهُ قَبْلَ ذَلِكَ لَأَمَرَهَا أَنْ تَغْتَسِلَ وَ تَفْعَلَ مَا تَفْعَلُهُ الْمُسْتَحَاضَةُ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: التَّفَسَاءُ مَتَى تُصَلِّي؟
3- على بن ابراهیم از پدرش در روایت مرفوعه ای نقل می کند: زنی از امام صادق علیه السلام پرسید: در دوران زایمان بیست روز نماز را ترک می نمودم ولی مرا به هیجده روز فتوا دادند که نماز را ترک گویم.
امام صادق علیه السلام فرمود: آیا می دانی برای چه به هیجده روز فتوا دادند؟!
مردی (از حاضران در مجلس) گفت: به دلیل حدیثی که از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم روایت شده که به اسماء بنت عمیس هنگامی که محمّد بن ابی بکر را زاییده بود، چنین حکم فرمود.
امام صادق علیه السلام فرمود: اسماء وقتی از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پرسید که هیجده روز از زایمانش گذشته بود ولی اگر پیش از آن سؤال کرده بود پیامبر صلى الله عليه واله وسلم به او دستور می فرمود که غسل کند و عمل مستحاضه را انجام دهد.
4- زراره گوید: به امام علیه السلام گفتم: زنی زائو کی باید نماز بخواند؟ -
ص: 239
قَالَ: تَقْعُدُ بِقَدْرِ حَيْضِهَا وَ تَسْتَظْهِرُ بِيَوْمَيْنِ ، فَإِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ وَ إِلَّا اغْتَسَلَتْ وَاحْتَشَتْ وَ اسْتَنْفَرَتْ وَصَلَّتْ ، وَإِنْ جَازَ الدَّمُ الْكُرْسُفَ تَعَصَّبَتْ وَاغْتَسَلَتْ، ثُمَّ صَلَّتِ الْغَدَاةَ بِغُسْلِ وَ الظهرَ وَالْعَصْرَ بِغُسْلِ وَالْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ بِغُسْلِ، وَإِنْ لَمْ يجز الدَّمُ الْكُرْسُفَ صَلَّتْ بِغُسْل وَاحِدٍ.
قُلْتُ: وَ الْحَائِضُ؟
قَالَ: مِثْلُ ذَلِكَ سَوَاءٌ، فَإِنِ انْقَطَعَ عَنْهَا الدَّمُ وَ إِلَّا فَهِيَ مُسْتَحَاضَةٌ تَصْنَعُ مِثْلَ النُّفَسَاءِ سَوَاءً ثُمَّ تُصَلِّي وَ لَا تَدَعُ الصَّلاةَ عَلَى حَالٍ، فَإِنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ: «الصَّلاةُ عِمَادُ دِينِكُمْ».
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
فرمود: باید به اندازه دوران حیض خود دوران قاعدگی قرار دهد و نماز را ترک کند و دو روز استظهار کند اگر خونریزی قطع شد که خوب و اگر قطع نشد، باید غسل کند، پنبه ای استفاده کند و پارچه ای بر آن ببندد و نماز بخواند و اگر خون از پنبه بگذرد، دستمالی بر آن بسته و غسل نماید، سپس نماز صبح را به یک غسل نماز ظهر و عصر را به یک غسل و نماز مغرب و عشا را به غسل دیگری بخواند؛ ولی اگر خون از پنبه نگذرد، همه را به یک غسل بخواند.
گفتم: حکم زن حائض چیست؟
فرمود: مانند همین زن است. پس اگر خونریزی قطع شود که خوب ولی اگر قطع نشد او مستحاضه است و همانند زن زائو عمل نماید، سپس نماز بخواند و به هرحال نباید
نماز را ترک کند؛ زیرا پیامبر صلى الله عليه واله وسلم فرموده است: «نماز ستون دین شماست».
5- يونس بن يعقوب گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: -
ص: 240
تَجْلِسُ النَّفَسَاءُ أَيَّامَ حَيْضِهَا الَّتِي كَانَتْ تَحِيضُ ، ثُمَّ تَسْتَظْهِرُ وَ تَغْتَسِلُ وَتُصَلِّي.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
تَقْعُدُ النَّفَسَاءُ أَيَّامَهَا الَّتِي كَانَتْ تَقْعُدُ فِي الْحَيْضِ وَ تَسْتَظْهِرُ بِيَوْمَيْنِ.
(13)
بَابُ النُّفَسَاءِ تَطْهُرُ ثُمَّ تَرَى الدَّمَ أَوْ رَأْتِ الدَّمَ قَبْلَ أَنْ تَلِدَ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام فِي امْرَأَةٍ نَفِسَتْ فَتَرَكَتِ الصَّلاةَ ثُلاثِينَ يَوْمًا ثُمَّ تَطَهَّرَتْ ثُمَّ رَأْتِ الدَّمَ بَعْدَ ذَلِكَ.
قَالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ، لأَن أَيَّامَهَا أَيَّامُ الطَّهرِ وَ قَدْ جَازَتْ أَيَّامُ النَّفَاسِ.
زن زائو باید به اندازه دوران حیض خود، دوران قاعدگی قرار دهد، سپس استظهار کرده، غسل نماید و نماز بخواند.
6- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: زن زائو باید به قدر ایام حیض، دوران قاعدگی قرار دهد و دو روز استظهار کند
1- عبدالله بن مغیره گوید: امام کاظم علیه السلام درباره زن زائویی که سی روز نماز را ترک نموده بود، سپس پاک شده و پس از آن باز خون دیده بود، فرمود:
باید نماز را ترک کند؛ زیرا در ایام پاکی است و ایام نفاس او گذشته است.
ص: 241
2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السلام عَنِ امْرَأَةِ نَفِسَتْ فَمَكَتَتْ ثَلاثِينَ يَوْماً أَوْ أَكْثَرَ ثُمَّ طَهُرَتْ وَصَلَّتْ ثُمَّ رَأَتْ دَماً أَوْ صَفْرَةً.
قَالَ: إِنْ كَانَتْ صُفْرَةً فَلْتَغْتَسِلْ وَلْتُصَلِّ وَلَا تُمْسِكْ عَنِ الصَّلاةِ.
3- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي الْمَرْأَةِ يُصِيبُهَا الطَّلِّقُ أَيَّاماً أَوْ يَوْمَيْنِ فَتَرَى الصُّفْرَةَ أَوْ دَماً؟
فَقالَ: تُصَلِّي مَا لَمْ تَلِدْ، فَإِنْ غَلَبَهَا الْوَجَعُ فَفَاتَهَا صَلَاةٌ لَمْ تَقْدِرْ أَنْ تُصَلِّيَهَا مِنَ الْوَجَع فَعَلَيْهَا قَضَاءُ تِلْكَ الصَّلَاةِ بَعْدَ مَا تَطْهُرُ.
2- عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: زنی که زایمان کرده و سی روز یا بیش تر درنگ نموده، سپس پاک شده و نماز خوانده است و پس از آن خون یا لکه زردی دیده است چه حکمی دارد؟
فرمود: اگر لکه زردی ببیند باید غسل نماید، نماز بخواند و نباید نماز را ترک کند.
3- عماربن موسی گوید: امام صادق علیه السلام درباره زنی که دو روز یا بیش تر دچار درد زایمان می شود و لکه زردی، یا خون می بیند، فرمود:
تا زمانی که نزاییده، باید نماز بخواند، اگر درد بر او غلبه نمود و نمازی از او فوت شد و به جهت درد، نتوانست نماز بخواند باید بعد از آن که پاک شد قضای آن را به جا آورد.
ص: 242
(14)
بَابُ مَا يَجِبُ عَلَى الْحَائِضِ فِي أَوْقَاتِ الصَّلَاةِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الْحَائِضِ تَطَهَّرُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ تَذْكُرُ اللَّهَ.
قَالَ: أَمَّا الطُّهْرُ فَلا وَ لَكِنَّهَا تَتَوَضَّأُ فِي وَقْتِ الصَّلَاةِ ثُمَّ تَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ وَ تَذْكُرُ الله.
2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ حَمَّادٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
تَتَوَضَّأُ الْمَرْأَةُ الْحَائِضُ إِذَا أَرَادَتْ أَنْ تَأْكُلَ، وَإِذَا كَانَ وَقْتُ الصَّلاةِ تَوَضَّأَتْ وَاسْتَقْبَلَتِ الْقِبْلَةَ وَ هَلَّلَتْ وَ كَبَّرَتْ وَ تَلَتِ الْقُرْآنَ وَ ذَكَرَتِ اللهَ.
1- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام درباره حائض پرسیدم که آیا روز جمعه می تواند غسل کند و به ذکر خدا مشغول شود؟
فرمود: غسل نه ولی در وقت نماز، وضو بگیرد رو به قبله بنشیند و مشغول ذکر خداوند شود.
2- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر زن حائض خواست چیزی بخورد وضو بگیرد و هرگاه وقت نماز فرارسید، وضو بگیرد رو به قبله شود، تهلیل و تکبیر گوید، قرآن بخواند و خدای را یاد نماید.
ص: 243
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَامِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام يَقُولُ:
يَنبَغِي لِلْحَائِضِ أَن تَتَوَضَّأَ عِنْدَ وَقْتِ كُلِّ صَلاةٍ ثُمَّ تَسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةَ وَ تَذْكُرَ الله مِقْدَارَ مَا كَانَتْ تُصَلِّي.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ طَامِناً فَلا تَحِلُّ لَهَا الصَّلاةُ وَ عَلَيْهَا أَنْ تَتَوَضَّأَ وُضُوءَ الصَّلاةِ عِنْدَ وَقْتِ كُلّ صَلاةٍ، ثُمَّ تَقْعُدَ فِي مَوْضِعِ طَاهِرٍ وَ تَذْكُرَ اللَّهَ وَ تُسَبِّحَهُ وَ تُحَمدَهُ وَ تُهَللَهُ كَمِقْدَارٍ صَلاتِهَا ثُمَّ تَفْرُغُ لِحَاجَتِهَا.
3- زید شحّام گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
سزاوار است که حائض به هنگام هر نمازی وضو بگیرد سپس رو به قبله نماید و به اندازه ای که در حال پاکی نماز می خواند خدا را یاد نماید.
4 - زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هرگاه زن حائض شود، جایز نیست که نماز بخواند و بر اوست که در وقت هر نماز وضو بگیرد در جای پاکی بنشیند و به اندازه وقت نمازش، خداوند عزیز و جلیل را یاد نموده، تهلیل و تسبیح گوید، سپس در پی کار خود رود.
ص: 244
(15)
بَابُ الْمَرْأَةِ تَحِيضُ بَعْدَ دُخُولِ وَقْتِ الصَّلَاةِ قَبْلَ أَنْ تُصَلِّيَهَا أَوْ تَطْهُرُ قَبْلَ دُخُولِ وَقْتِهَا فَتَتَوَانَى فِي الْغُسْلِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السلام قُلْتُ: الْمَرْأَةُ تَرَى الطُّهْرَ قَبْلَ غُرُوبِ الشَّمْسِ كَيْفَ تَصْنَعُ بِالصَّلاةِ؟
قَالَ: إِذَا رَأَتِ الظُّهْرَ بَعْدَ مَا يَمْضِي مِنْ زَوَالِ الشَّمْسِ أَرْبَعَةُ أَقْدَامٍ فَلا تُصَلِّي إِلَّا الْعَصْرَ، لِأَنَّ وَقْتَ الظُّهْرِ دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ فِي الدَّمِ وَ خَرَجَ عَنْهَا الْوَقْتُ وَ هِيَ فِي الدم فَلَمْ يَجِبْ عَلَيْهَا أَنْ تُصَلَّى الظهرَ وَمَا طَرَحَ اللهُ عَنْهَا مِنَ الصَّلاةِ وَهِيَ فِي الدَّم أكثر.
1- فضل بن یونس گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم زنی که پیش از غروب آفتاب پاک می شود باید با نماز چه کند؟
فرمود: اگر پاکی را پس از گذشت چهار گام از سایه آفتاب ببیند، فقط نماز عصر را می خواند زیرا او در وقت نماز ظهر در حال حیض بود و وقت آن خارج شده که هنوز او درحال حیض بوده است پس بر او واجب نیست که نماز ظهر را بخواند و نمازهایی را که خداوند در حال حیض از او برداشته، بیش از این هاست.
ص: 245
قَالَ: وَإِذَا رَأَتِ الْمَرْأَةُ الدَّمَ بَعْدَ مَا يَمْضِي مِنْ زَوَالِ الشَّمْسِ أَرْبَعَةُ أَقْدَامِ فَلْتُمْسِكْ عَنِ الصَّلاةِ فَإِذَا طَهُرَتْ مِنَ الدَّمِ فَلْتَقْضِ صَلاةَ الظُّهْرِ، لِأَنَّ وَقْتَ الظُّهْرِ دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ طَاهِرٌ وَ خَرَجَ عَنْهَا وَقْتُ الظُّهْرِ وَ هِيَ طَاهِرٌ، فَضَيَّعَتْ صَلاةَ الظُّهْرِ، فَوَجَبَ عَلَيْهَا قَضَاؤُهَا.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السلام عَن الْحَائِضِ تَطْهَرُ عِنْدَ الْعَصْرِ تُصَلَّى الْأُولَى؟
قَالَ: لَا، إِنَّمَا تُصَلِّي الصَّلاةَ الَّتِي تَظْهرُ عِنْدَهَا.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: -
سپس فرمود و اگر زن بعد از گذشت چهار گام از سایه خورشید، خون ببیند، نباید نماز بخواند و وقتی که از خون پاک شد باید نماز ظهر را قضا نماید؛ زیرا وقت ظهر بر او داخل شده و او پاک بوده و در حالی که پاک بوده وقت خارج شده است. پس نماز ظهر را ضایع نموده و قضای آن بر او واجب می شود.
2- معمر بن یحیی گوید: از امام باقر علیه السلام درباره زن حائض که هنگام نماز عصر، پاک می شود پرسیدم که آیا نماز ظهر را باید به جا آورد؟
فرمود: نه، نمازی را باید بخواند که در وقت آن پاک بوده است.
3- ابی عبیده گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -
ص: 246
إذَا رَأتِ الْمَرْأَةُ الطَّهرَ وَقَدْ دَخَلَ عَلَيْهَا وَقْتُ الصَّلاةِ ثُمَّ أُخْرَتِ الْغُسْل حَتَّى تَدْخُلَ وَقْتُ صَلاةٍ أُخْرَى كَانَ عَلَيْهَا قَضَاهُ تِلْكَ الصَّلاةِ الَّتِي فَرَّطَتْ فِيهَا، فَإِذَا طَهُرَتْ فِي وَقْتِ وُجُوبِ الصَّلاةِ فَأَخَّرَتِ الصَّلاةَ حَتَّى يَدْخُلَ وَقْتُ صَلَاةٍ أُخْرَى، ثُمَّ رَأَتْ دَماً كَانَ عَلَيْهَا قَضَاء تِلْكَ الصَّلاةِ الَّتِي فَرْطَتْ فِيهَا.
4- ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:
أَيُّمَا امْرَأَةٌ رَأَتِ الطَّهْرَ وَ هِيَ قَادِرَةٌ عَلَى أَنْ تَغْتَسِلَ فِي وَقْتِ صَلَاةٍ فَفَرَّطَتْ فِيهَا حَتَّى يَدْخُلَ وَقْتُ صَلاةٍ أُخْرَى كَانَ عَلَيْهَا قَضَاءُ تِلْكَ الصَّلَاةِ الَّتِي فَرَّطَتْ فِيهَا، وَإِنْ رَأَتِ الطُّهْرَ فِي وَقْتِ صَلَاةٍ فَقَامَتْ فِي تَهْيِئَةِ ذَلِكَ فَجَازَ وَقْتُ صَلَاةٍ وَ دَخَلَ وَقْتُ صَلَاةٍ أُخْرَى، فَلَيْسَ عَلَيْهَا قَضَاءٌ وَ تُصَلِّي الصَّلاةَ الَّتِي دَخَلَ وَقْتُهَا.
هرگاه زنی پاک شود در حالی که وقت نماز فرارسیده و کوتاهی کند و غسل را به تأخیر اندازد تا وقت نمازی دیگر فرارسد، قضای نمازی را که در انجام آن کوتاهی کرده بر او واجب می شود و هرگاه به هنگام وجوب نماز پاک شود، نماز را به تأخیر اندازد تا وقت نماز دیگری فرارسد سپس خونریزی کند، قضای نمازی که در انجام آن کوتاهی کرده بر او واجب می شود.
4- عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هر زنی که پاک شود و بتواند وقت نماز، غسل ،نماید ولی کوتاهی کند تا وقت نماز دیگری فرا رسد، قضای آن نمازی که در انجام آن کوتاهی نموده، بر او واجب است.
و اگر در وقت نماز پاک شود و برای تهیه مقدمات آن برخیزد و وقت آن نماز بگذرد و وقت نماز دیگری فرارسد قضای آن نماز بر او واجب نیست و باید آن نمازی را که وقت آن داخل شده بخواند.
ص: 247
5- ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي الْوَرْدِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَكُونُ فِي صَلاةِ الظُّهْرِ وَ قَدْ صَلَّتْ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ تَرَى الدَّمَ.
قَالَ: تَقُومُ مِنْ مَسْجِدِهَا وَ لَا تَقْضِي الرَّكْعَتَيْنِ، وَإِنْ كَانَتْ رَأْتِ الدَّمَ وَ هِيَ فِي صَلاةِ الْمَغْرِبِ وَ قَدْ صَلَّتْ رَكْعَتَيْنِ فَلْتَقُمْ مِنْ مَسْجِدٍ، فَإِذَا طَهُرَتْ فَلْتَقْضِ الرَّكْعَةَ الَّتِي فَاتَتْهَا مِنَ الْمَغْرِبِ.
(16)
بَابُ الْمَرْأَةِ تَكُونُ فِي الصَّلَاةِ فَتَحُسُّ بِالْحَيْضِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْمَرْأَةِ تَكُونُ فِي الصَّلاةِ فَتَظُنُّ أَنَّهَا قَدْ حَاضَتْ.
قَالَ: تُدْخِلُ يَدَهَا فَتَمَسُ الْمَوْضِعَ، فَإِنْ رَأتْ شَيْئاً الصَرَفَتْ، وَإِنْ لَمْ تَرَ شَيْئاً أَتَمَّتْ صَلاتَهَا.
5- ابو ورد گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: زنی مشغول نماز ظهر است، دو رکعت آن را خوانده ولی در همان حال خون می بیند.
فرمود: باید نماز را از همان جا رها کند و قضای دو رکعت مانده لازم نیست ولی اگر در حال خواندن نماز مغرب باشد و خون ببیند و درحالی که دو رکعت آن را خوانده، باید نماز را رها کند و هنگامی که پاک شد آن یک رکعت از نماز مغرب را که از او فوت شده قضا کند.
1- عمار بن موسی گوید: امام صادق علیه السلام دربارۀ زنی که در حال نماز احساس می کند که حائض شده است فرمود:
باید با دست خود به آن محل دست بکشد، اگر خونی مشاهده شد، نماز را رها کند و اگر چیزی ندید نمازش را به پایان برساند.
ص: 248
(17)
بَابُ الْحَائِضِ تَقْضِي الصَّوْمَ وَ لَا تَقْضِي الصَّلاةَ.
1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیهما السلام قَالَا:
الْحَائِصُ تَقْضِي الصِّيَامَ وَلَا تَقْضِي الصَّلاةَ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: قُلْتُ لاَبی عَبْدِاللهِ علیه السلام: اَلْحَائِضُ تَقْضِي الصَّلاةَ؟
قال: لا.
قُلْتُ: تَقْضِي الصَّوْمَ؟
قَالَ: نَعَمْ.
قُلْتُ: مِنْ أَيْنَ جَاءَ هَذَا؟
قَالَ: إِن أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِيسُ.
1- راوی گوید: امام باقر و امام صادق علیهما السلام فرمودند:
حائض، باید روزهٔ فوت شده را قضا کند، ولی نباید نماز را قضا کند.
2- حسین بن راشد گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا حائض باید نماز را قضا کند؟
فرمود: نه.
گفتم: روزه را چه طور؟ آیا باید قضا کند؟
فرمود: آری.
گفتم: این تفاوت میان این دو فریضه، از کجا ناشی شده است؟
فرمود: نخستین کسی که در دین قیاس کرد، ابلیس بود.
ص: 249
3- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَن ابن أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَضَاءِ الْحَائِضِ الصَّلَاةَ ثُمَّ تَقْضِي الصَّوْمَ.
قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهَا أَنْ تَقْضِيَ الصَّلاةَ، وَ عَلَيْهَا أَنْ تَقْضِيَ صَوْمَ شَهْرٍ رَمَضَانَ.
ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيَّ وَ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم كَانَ يَأْمُرُ بِذَلِكَ فَاطِمَةَ وَكَانَتْ تَأْمُرُ بِذَلِكَ الْمُؤْمِنَاتِ.
4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيَّ قَالَ: قُلْتُ لأبي جَعْفَر علیه السلام: إِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ سَعِيدٍ رَوَى عَنْكَ أَنَّكَ قُلْتَ لَهُ إِنَّ الْحَائِضَ تَقْضِي الصَّلاةَ؟
فَقالَ: مَا لَهُ؟ لَا وَفَقَهُ اللهُ إِنَّ امْرَأَةَ عِمْرَانَ نَذَرَتْ مَا فِي بَطْنِهَا مُحَرَّراً، وَ الْمُحَرَّرُ لِلْمَسْجِدِ يَدْخُلُهُ ثُمَّ لَا يَخْرُجُ مِنْهُ أَبَداً، فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ:
3- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام درباره قضای نماز و روزه حائض پرسیدم:
فرمود: بر او واجب نیست که نماز را قضا کند ولی روزۀ ماه رمضان را باید قضا نماید.
سپس رو به من کرد و فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فاطمه (بنت ابی جحش) را به این حکم دستور فرمود و او نیز به زنان مؤمنه چنین امر می کرد.
4- اسماعیل جعفی گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: مغيرة بن سعيد از شما روایت کرده که شما فرموده اید: حائض باید نماز را قضا کند!؟
فرمود: او را چه شده است خداوند او را موفق نگرداند! زن عمران (مادر مریم) نذر کرد که آن چه در شکم دارد برای عبادت خدا در مسجد باشد و چنین فردی هرگز نباید از مسجد خارج شود هنگامی که زایمان کرد گفت: -
ص: 250
(رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنى... وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنثى فَلَمَّا) وَضَعَتْهَا أَدْخَلَتْهَا الْمَسْجِدَ فَسَاهَمَتْ عَلَيْهَا الْأَنْبِيَاءُ، فَأَصَابَتِ الْقُرْعَةُ زَكَرِيَّا علیه السلام، وَ كَفَّلَهَا زَكَرِيَّا علیه السلام فَلَمْ تَخْرُجْ مِنَ الْمَسْجِدِ حَتَّى بَلَغَتْ فَلَمَّا بَلَغَتْ مَا تَبْلُغُ النِّسَاءُ خَرَجَتْ فَهَلْ كَانَتْ تَقْدِرُ عَلَى أَنْ تَقْضِيَ تِلْكَ الأَيَّامَ الَّتِي خَرَجَتْ وَ هِيَ عَلَيْهَا أَنْ تَكُونَ الدَّهْرَ فِي الْمَسْجِدِ؟!
(18)
بَابُ الْحَائِضِ وَ النُّفَسَاءِ تَقْرَءَانِ الْقُرْآنَ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ حَمَّادٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْحَائِضُ تَقْرَأُ الْقُرْآنَ وَ تَحْمَدُاللهَ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
تَقْرَأُ الْحَائِضُ الْقُرْآنَ وَ النُّفَسَاءُ وَالْجُنُبُ أَيْضاً.
«پروردگارا! من او را دختر زاییدم در حالی که پسر مانند دختر نیست». پس از زایمان او را به مسجد برد پیامبران هرکدام برای نگهداری او قرعه زدند، تا این که قرعه به نام زكريا علیه السلام افتاد و زکریا علیه السلام کفالت او را به عهده گرفت ولی مریم از مسجد بیرون نیامد تا این که به حد بلوغ رسید. وقتی به سن بلوغ و حدّی که زنان به آن می رسند، رسید از مسجد بیرون آمد آیا او می توانست نمازهای آن ایامی را که بیرون از مسجد بود، قضا نماید، حال آن که بر او واجب بود که تمام زندگی خود را در مسجد سپری کند؟!
1- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: حائض می تواند قرآن بخواند و حمد خدا بگوید.
2- زید شحّام گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
حائض زن زائو و جنب می توانند قرآن قرائت کنند.
ص: 251
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الصَّامِتِ تَسْمَعُ السَّجْدَةَ.
قَالَ: إِنْ كَانَتْ مِنَ الْعَزَائِمِ فَلْتَسْجُدْ إِذَا سَمِعَتْهَا.
4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ التَّعْوِيذِ يُعَلَّقُ عَلَى الْحَائِضِ؟
فَقَالَ: نَعَمْ، إِذَا كَانَ فِي جِلْدِ أَوْ فِضَّةٍ أَوْ قَصَبَةِ حَدِيدٍ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن التَّعْوِيذِ يُعَلَّقُ عَلَى الْحَائِضِ.
قَالَ: نَعَمْ لَا بَأْسَ.
قَالَ: وَ قَالَ: تَقْرَؤُهُ وَ تَكْتُبُهُ وَ لَا تُصِيبُهُ يَدُهَا.
وَ رُوي: أَنَّهَا لَا تَكتُبُ الْقُرْآنَ.
3- ابو عبیده گوید: از امام باقر علیه السلام درباره زن حائضی که آیه سجده را می شنود، سؤال کردم.
فرمود: اگر آیه ای از سوره های عزائم را بشنود، باید سجده کند.
4- منصور بن حازم گوید: از امام جعفر صادق علیه السلام درباره تعویذ (آیاتی از قرآن که به دلایلی می نویسند و با خود حمل می کنند) پرسیدم که آیا می توان بر زن حائض آویخت؟
فرمود: آری اگر در پوست یا نقره و یا لوله آهنی محفوظ باشد، اشکالی ندارد.
5- داوود بن فرقد گوید: از امام صادق علیه السلام درباره تعویذ پرسیدم که آیا می توان بر زن حائض آویخت؟
فرمود: آری ایرادی ندارد.
و فرمود می تواند آن را بخواند و بنویسد ولی نباید بدان دست زند.
و روایت شده است که زن حائض نباید قرآن را بنویسد.
ص: 252
(19)
بَابُ الْحَائِضِ تَأْخُذُ مِنَ الْمَسْجِدِ وَ لَا تَضَعُ فِيهِ شَيْئاً.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ كَيْفَ صَارَتِ الْحَائِضُ تَأْخُذُ مَا فِي الْمَسْجِدِ وَ لَا تَضَعُ فِيهِ؟
فَقالَ: لِأَنَّ الْحَائِضَ تَسْتَطِيعُ أَنْ تَضَعَ مَا فِي يَدِهَا فِي غَيْرِهِ، وَ لَا تَسْتَطِيعُ أَنْ تَأْخُذَ مَا فِيهِ إِلَّا مِنْهُ.
1- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: چراحائض می تواند چیزی را از مسجد بردارد، ولی نمی تواند چیزی را در آن بگذارد؟
فرمود: برای این که حائض می تواند آن چه را در دست اوست، در غیر مسجد بگذارد، ولی نمی تواند آن چه را که در مسجد است بردارد مگر از خود مسجد.
ص: 253
(20)
بَابُ الْمَرْأَةِ يَرْتَفِعُ طَمْتُهَا ثُمَّ يَعُودُ وَ حَدِّ الْيَأْسِ مِنَ الْمَحِيضِ.
1- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ امْرَأَةٍ ذَهَبَ طَمْتُهَا سِنِينَ، ثُمَّ عَادَ إِلَيْهَا شَيْءٌ.
قَالَ: تَتْرُكُ الصَّلاةَ حَتَّى تَطْهُرَ.
2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
الْمَرْأَةُ الَّتِي قَدْ يَبْسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ حَدُّهَا خَمْسُونَ سَنَةً.
وَ رُوِيَ: سِتُونَ سَنَةً أَيْضاً.
1- عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم زنی که چندین سال است حیض او بر طرف شده سپس حائض می شود.
فرمود: باید نماز را ترک نماید تا پاک شود.
2- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: میزان سن یائسگی برای زن پنجاه سال است.
هم چنین روایت شده است سن یائسگی شصت سال است.
ص: 254
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا بَلَغَتِ الْمَرْأَةُ خَمْسِينَ سَنَةٌ لَمْ تَرَ حُمْرَةً إِلَّا أَنْ تَكُونَ امْرَأَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجاج عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
حَدٌ الَّتِي قَدْ يَئِسَتَ مِنَ الْمَحِيضِ خَمْسُونَ سَنَةً.
(21)
بَابُ الْمَرْأَةِ يَرْتَفِعُ طَمْتُهَا مِنْ عِلَّةٍ فَتُسْقَى الدَّوَاءَ لِيَعُودَ طَمْثُهَا.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى النَّخَّاسِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرِ علیهما السلام قُلْتُ: أَشْتَرِي الْجَارِيَةَ فَتَمْكُثُ عِنْدِي الْأَشْهُرَ لَا تَطْمَتُ، وَ لَيْسَ ذَلِكَ مِنْ كِبَرِ وَ أُرِيهَا النِّسَاءَ، فَيَقُلْنَ لِي: لَيْسَ بِهَا حَبَلُ، فَلِي أَنْ أَنْكِحَهَا فِي فَرْجِهَا؟
3- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه زن به پنجاه سالگی برسد خونی نمی بیند، مگر زنی که از قریش باشد.
4- عبد الرحمان حجّاج گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: میزان سن یائسگی از حیض، پنجاه سال است.
1- رفاعة بن موسی نخاس گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: کنیزی خریده ام، چند ماه است که نزد من است؛ ولی حیض نمی شود و این ناشی از سن زیاد هم نیست او را به قابله ها نشان دادم آن ها گفتند او باردار هم نیست آیا می توانم با او نزدیکی کنم؟
ص: 255
فَقالَ: إِنَّ العَمْتَ قَدْ تَحْبِسُهُ الرِّيحُ مِنْ غَيْرِ حَبْلٍ، فَلَا بَأْسَ أَنْ تَمَسَّهَا فِي الْفَرْجِ؟
قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ بِهَا حَبَلْ فَمَا لِي مِنْهَا؟
قَالَ: إِنْ أَرَدْتَ فِيَما دُونَ الْفَرْجِ.
2- ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَشْتَرِي الْجَارِيَةَ، فَرُبَّمَا احْتَبَسَ طَمْتُهَا مِنْ فَسَادِ دَمٍ أَوْ رِيحٍ فِي الرَّحِمِ، فَتُسْقَى الدَّوَاءَ لِذَلِكَ فَتَطْمَتُ مِنْ يَوْمِهَا، أَ فَيَجُوزُ لِي ذَلِكَ وَ أَنَا لَا أَدْرِي ذَلِكَ مِنْ حَبْلٍ هُوَ أَوْ مِنْ غَيْرِهِ؟
فَقَالَ لِي: لَا تَفْعَلْ، ذَلِكَ!
فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّهُ إِنَّمَا ارْتَفَعَ طَمْتُهَا مِنْهَا شَهْراً وَ لَوْ كَانَ ذَلِكَ مِنْ حَبَلِ إِنَّمَا كَانَ نُطْفَةً كَنُطْفَةِ الرَّجُلِ الَّذِي يَعْزِلُ.
فرمود: گاهی بدون آن که باردار باشد هوا مانع از حیض او می شود بنابراین اشکالی ندارد که با او نزدیکی کنی.
گفتم: اگر باردار بود، چگونه می توانم از او کام بگیرم؟
فرمود: اگر بخواهی از جایی دیگر، جز فرج می توانی از او کام بگیری.
2- رفاعه گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: کنیزی را می خرم و گاهی به جهت فساد خون، یا از هوای رحم حیض نمی شود به همین جهت دارویی می نوشد، سپس در همان روز حائض می شود. آیا برای من نوشانیدن دارو به او جایز است، درحالی که نمی دانم این مشکل، از بارداری است یا از چیز دیگر؟
فرمود: چنین مکن!
گفتم: او پس از یک ماه که حیض نمی شود دارو خورده و به حیض می افتد، و اگر نطفه ای در رحم او منعقد شده باشد و با خوردن دارو ساقط شود این مانند نطفه ای است که مرد هنگام نزدیکی به رحم زن خوداری می کند (و این اشکالی ندارد).
ص: 256
فَقالَ لِي: إِنَّ النُّطْفَةَ إِذَا وَقَعَتْ فِي الرَّحِمِ تَصِيرُ إِلَى عَلَقَةٍ ثُمَّ إِلَى مُضْغَةٍ ثُمَّ إِلَى مَا شَاءَ اللهُ، وَإِنَّ النُّطْفَةَ إِذَا وَقَعَتْ فِي غَيْرِ الرَّحِمِ لَمْ يُخْلَقْ مِنْهَا شَيْءٌ فَلَا تَسْقِهَا دَوَاءٌ إِذَا ارْتَفَعَ طَمْتُهَا شَهْراً وَ جَازَ وَقْتُهَا الَّذِي كَانَتْ تَطْمَتُ فِيهِ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنْ رَجُلِ اشْتَرَى جَارِيَةً مُدْرِكَةً وَلَمْ تَحِضْ عِنْدَهُ حَتَّى مَضَى لِذَلِكَ سِتَّةُ أَشْهُرٍ وَ لَيْسَ بِهَا حَبَلٌ.
قَالَ: إِنْ كَانَ مِثْلُهَا تَحِيضُ وَ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ مِنْ كِبَرٍ فَهَذَا عَيْبٌ تُرَدُّ مِنْهُ.
حضرت فرمود: هرگاه نطفه در رحم قرار گیرد به صورت علقه در می آید، بعد به صورت مضغه، سپس به صورتی که خدا خواهد و هنگامی که نطفه در غیر رحم جای می گیرد چیزی از آن به وجود نمی آید (و میان این دو، فرق است). پس هرگاه یک ماه حيض نشد نباید به او دارو دهی، بلکه می توانی در همان وقتی که باید حیض شود به او دارو دهی.
3- داوود بن فرقد گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی که کنیز بالغی را خریده و تا شش ماه حائض نمی شود و باردار هم نیست پرسیدم.
فرمود: اگر در سنّی است که زنان هم سال او حائض می شوند این مشکل به سبب زیادی سن او نیست او معیوب است می توانی آن را به صاحبش پس بدهی.
ص: 257
(22)
بَابُ الْحَائِضِ تَخْتَضِبُ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلِ بْنِ الْيَسَعِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنَ علیه السلام عَن الْمَرْأَةِ تَخْتَضِبُ وَ هِيَ حَائِضُ.
قَالَ: لَا يَأْسَ بِهِ
2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السلام: تَخْتَضِبُ الْمَرْأَةُ وَ هِيَ طَامِتٌ؟
قَالَ: نَعَمْ.
(23)
بَابُ غَسْلِ ثِيَابِ الْحَائِضِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ كُلَيْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ الْحَائِضِ أَتَغْسِلُ ثِيَابَهَا الَّتِي لَبِسَتْهَا فِي طَمْثِهَا؟
1- سهل بن یسع گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: آیا زن حائض می تواند خضاب کند؟
فرمود: ایرادی ندارد.
2- محمدبن ابی حمزه گوید:
از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: زن حائض آیا می تواند خضاب کند؟
فرمود: آری.
1- سورة بن کلیب گوید: از امام صادق علیه السلام درباره زن حائض پرسیدم که آیا باید لباس های خود را که در حال حیض پوشیده بشوید؟
ص: 258
:قَالَ: تَغْسِلُ مَا أَصَابَ ثِيَابَهَا مِنَ الدَّم، وَ تَدَعُ مَا سِوَى ذَلِكَ.
قُلْتُ لَهُ: وَقَدْ عَرقَتْ فِيهَا.
قَالَ: إِنَّ الْعَرَقَ لَيْسَ مِنَ الْحَيْضِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ مُحْرِزٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْحَائِضُ تُصَلَّى فِي ثَوْبِهَا مَا لَمْ يُصِبْهُ دَمٌ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه السلام قَالَ: سَأَلَتْهُ أُمُّ وَلَدٍ لِأَبِيهِ فَقَالَتْ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أُرِيدُ أَن أَسْأَلَكَ عَنْ شَيْءٍ وَأَنَا أَسْتَحْيِي مِنْهُ؟
فَقالَ: سَلِي وَ وَ لَا تَسْتَحْيِي.
فرمود: باید لباسی را که به خون آلوده شده بشوید لباس های دیگر را.
گفتم: در این لباس عرق کرده است.
فرمود: عرق از حیض نیست.
2- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
حائض می تواند با لباس خود، نماز بخواند در صورتی که به خون آلوده نشده باشد.
3- علی بن ابی حمزه گوید: کنیزی که از پدرشان فرزندی داشت، به عبد صالح (امام کاظم علیه السلام) گفت فدایت گردم می خواهم در مورد چیزی از شما بپرسم که از پرسش آن شرم دارم.
فرمود: بپرس و شرم مکن.
ص: 259
قَالَتْ: أَصَابَ ثَوْبِي دَمُ الْحَيْضِ، فَغَسَلْتُهُ فَلَمْ يَذْهَبْ أَثَرُهُ.
فَقالَ: اصْبَغِيهِ بِمِشْقٍ حَتَّى يَخْتَلِطَ وَ يَذْهَبَ.
(24)
بَابُ الْحَائِضِ تُنَاوِلُ الْخُمْرَةَ أَو الْمَاءَ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْحَائِضِ تُنَاوِلُ الرَّجُلَ الْمَاءَ؟
فَقَالَ: قَدْ كَانَ بَعْضُ نِسَاءِ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم تَسْكُبُ عَلَيْهِ الْمَاءَ وَ هِيَ حَائِضٌ وَ تُنَاوِلُهُ الْخُمْرَةَ.
تَمَّ كِتَابُ الْحَيْضِ مِنْ كِتَابِ «الْكَافِي» وَ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ.
عرض کرد: لباسم به خون حیض آلوده شده بود آن را شستم ولی اثر آن از بین نرفت.
فرمود: آن را با گل سرخ رنگ کن تا با رنگ آن مخلوط شود و از بین برود.
1- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا زن حائض می تواند به کسی آب بدهد؟
فرمود: برخی از زنان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم درحالی که حیض بودند به دست آن حضرت آب می ریختند و برای حضرتش سجاده پهن می کردند.
پایان کتاب احکام بانوان از کتاب «کافی»، و تمام حمدو سپاس از آن پروردگار جهانیان است و درود خدا بر محمّد و خاندان او باد.
ص: 260
كِتَابُ الْجَنائز
کتاب احکام مردگان
ص: 261
ص: 262
(1)
بَابُ عِلَلِ الْمَوْتِ وَ أَنَّ الْمُؤْمِنَ يَمُوتُ بِكُلِّ مِيتَةٍ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
كَانَ النَّاسُ يَعْتَبِطُونَ اعْتِبَاطاً ، فَلَمَّا كَانَ زَمَانُ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام قالَ: يَا رَبِّ اجْعَلْ لِلْمَوْتِ عِلَّةٌ يُوجَرُ بِهَا الْمَيِّتُ وَ يُسَلَّى بِهَا عَنِ الْمُصَابِ.
قَالَ: فَأَنْزَلَ اللهُ الْمُومَ وَ هُوَ الْبِرْسَامَ، ثُمَّ أَنْزَلَ بَعْدَهُ الدَّاءَ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قال: كان الناس يَعْتَبِطُونَ اعْتِباطاً.
فَقالَ إِبْراهِيمُ علیه السلام: يا رَبِّ لَوْ جَعَلْتَ لِلْمَوْتِ عِلَّةً يُعْرَفُ بِها وَيُسَلَّى عَن المَصائِبِ. فَأَنْزَلَ اللهُ عزوجل الْمُومَ وَهُوَ البِرْسامُ ، ثُمَّ أَنْزَلَ الداءَ بَعْدَهُ.
1- سعدبن طریف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
در زمان های پیشین مردم بدون علت می مردند چون زمان ابراهیم علیه السلام فرا رسید به خداوند عرضه داشت پروردگارا برای مرگ علّتی قرار ده که به واسطه آن مرده پاداش ببرد و برای مصیبت زده تسلای خاطر باشد پس خدای سبحان بیماری سینه، سپس انواع دردها را نازل کرد.
2- سعيدبن طریف در سند دیگری نظیر همین سخن را از امام باقر علیه السلام نقل می کند.
ص: 263
3- مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
الْحُمَّى رَائِدُ الْمَوْتِ وَ هُوَ سِجْنُ اللهِ فِي الْأَرْضِ، وَهُوَ حَظِّ الْمُؤْمِن مِنَ النَّارِ.
4- عَلَى بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَن ابْن فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:
رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم مَاتَ دَاوُدُ النَّبِيُّ علیه السلام يَوْمَ السَّبْتِ مَفْجُوءاً، فَأَظَلَّتْهُ الطَّيْرُ وَ مَاتَ مُوسَى كَلِيمُ الله علیه السلام فِي التِّيهِ، فَصَاحَ صَائِحُ مِنَ السَّمَاءِ: مَاتَ مُوسَى علیه السلام وَ أَي نَفْسِ لا تَمُوتُ؟
3- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
تب، قاصد مرگ است و همان زندان خدا در روی زمین و نصیب و بهره مؤمن از آتش دوزخ است.
4- عبد الرحمان بن یزید گوید: امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
داوود پیامبر علیه السلام در روز شنبه ای به صورت ناگهانی رحلت کرد پرندگان با بال های خود بر او سایه افکندند. موسی کلیم الله علیه السلام در تیه (بیابانی که بنی اسرائیل در آن باز مانده بودند) وفات کرد، ندا کننده ای از آسمان ندا سر داد که موسی علیه السلام مرد و کدام زنده ای است که نمی میرد؟
ص: 264
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَالْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ:
الا رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم إِنَّ مَوْتَ الْفَجْأَةِ تَخْفِيفٌ عَنِ الْمُؤْمِنِ، وَأَخْذَةُ أَسَفٍ عَنِ الْكَافِرِ.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنِ الرّضَا علیه السلام قالَ:
أَكْثَرُ مَنْ يَمُوتُ مِنْ مَوَالِينَا بِالْبَطَنِ الذَّرِيع.
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ عَنْ شَيْخ مِنْ أَصْحَابِنَا يُكَنَّى بِأَبِي عَبْدِاللهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
الْحُمَّى رَائِدُ الْمَوْتِ وَ سِجْنُ اللهِ تَعَالَى فِي أَرْضِهِ، وَ فَوْرُهَا مِنْ جَهَنَّمَ، وَ هِيَ حَضُّ كُلٌ مُؤْمِن مِنَ النَّارِ.
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ نَاجِيَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام:
5- جابر گوید امام باقر علیه السلام فرماید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
به راستی که مرگ ناگهانی برای مؤمن، تخفیف در عذاب و برای کافر، گرفتاری به خشم الهی است.
6- علی بن محمد گوید: امام رضاء علیه السلام فرمود: بیش تر دوستان ما به سبب اسهالی شدید می میرند.
7- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
تب قاصد مرگ و زندان خدای متعال در روی زمین است و سرچشمه جوشش آن از دوزخ است و همان بهره هر مؤمنی از آتش است.
8- ناجیه گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
ص: 265
إنَّ الْمُؤْمِنَ يُبْتَلَى بِكُلِّ بَلِيَّةٍ وَ يَمُوتُ بكل مينة إلا أنه يقتل نَفْسَهُ.
9- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ وَهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ مِيتَةِ الْمُؤْمِنِ.
فَقالَ: يَمُوتُ الْمُؤْمِنُ بِكُلِّ مِينَةٍ يَمُوتُ غَرَقاً و يَمُوتُ بِالْهَدِّم، و يُبْتَلَى بِالسَّبع و يَمُوتُ بِالصَّاعِقَةِ، وَ لَا تُصِيبُ ذَاكِرَ اللَّهِ تَعَالَى.
10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عُثْمَانَ النَّوَّاءِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ يَبْتَلِي الْمُؤْمِنَ بِكُلِّ بَلِيَّةٍ، وَ يُمِيتُهُ بِكُلِّ مِيتَةٍ، وَلَا يَبْتَلِيهِ بِذَهَابٍ عَفْلِهِ.
أَ مَا تَرَى أَيُّوبَ علیه السلام كَيْفَ سَلَّطَ إِبْلِيسَ عَلَى مَالِهِ وَ وُلْدِهِ وَ عَلَى أَهْلِهِ وَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مِنْهُ وَ لَمْ يُسَلِّطْهُ عَلَى عَقْلِهِ؟! تَرَكَ لَهُ مَا يُوَحْدُ اللَّهَ بِهِ.
به راستی مؤمن به هر بلایی دچار می شود و به هر نوع مرگی می میرد جز این که خودکشی نمی کند.
9- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام درباره چگونگی مرگ مؤمن پرسیدم؟
فرمود: مؤمن به هر مرگی می میرد، غرق می شود، زیر آوار می ماند، گرفتار حملهٔ درندگان می گردد، رعد و برق او را فرو می گیرد، ولی رعد و برق فردی را که به یاد خدای متعال است فرو نمی گیرد.
10- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
به راستی خدای متعال مؤمن را به هر بلایی دچار می سازد و او را به هر مرگی می میراند، ولی او را گرفتار بی عقلی نمی کند آیا نمی بینی که چگونه خداوند ابلیس را بر مال ایوب علیه السلام، فرزندان، خانواده و بر هر چیزی که داشت مسلط کرد، ولی بر عقل او مسلط نکرد؟ آن را برایش واگذاشت تا خدای متعال را به یگانگی بستاید.
ص: 266
(2)
بَابُ ثَوَابِ الْمَرَضِ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ، فَتَبَسَّمَ.
فَقِيلَ لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! رَأَيْنَاكَ رَفَعْتَ رَأْسَكَ إِلَى السَّمَاءِ فَتَبَسَّمْتَ؟
قالَ: نَعَمْ، عَجِبْتُ لِمَلَكَيْن هَبَطَا مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ يَلْتَمِسَانِ عَبْداً مُؤْمِناً صَالِحاً فِي مُصَلَّى كَانَ يُصَلَّى فِيهِ لِيَكْتُبَا لَهُ عَمَلَهُ فِي يَوْمِهِ وَ لَيْلَتِهِ، فَلَمْ يَجِدَاهُ فِي مُصَلاهُ، فَعَرَجًا إِلَى السَّمَاءِ، فَقَالَا: رَبَّنَا عَبْدُكَ الْمُؤْمِنُ فُلَانٌ الْتَمَسْنَاهُ فِي مُصَلَّاهُ لِنَكْتُبَ لَهُ عَمَلَهُ لِيَوْمِهِ وَ لَيْلَتِهِ فَلَمْ نُصِبْهُ، فَوَجَدْنَاهُ فِي حِبَالِكَ.
1- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
روزی رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم سر مبارکش را به سوی آسمان بلند کرد و تبسمی فرمود:
به ایشان گفتند: ای رسول خدا! شما را دیدیم که سر را به آسمان بلند کردی و تبسم نمودی (این برای چه بود)!؟
فرمود: آری، به شگفت آمدم از آن دو فرشته ای که از آسمان به زمین آمدند و در طلب بندۂ مؤمن صالحی بودند، که در مصلای خود نماز می خواند تا این که عمل روز و شب او را بنویسند ولی او را در مصلایش نیافتند.
آن ها به سوی آسمان بازگشته گفتند: پروردگارا! فلان بندۀ مؤمن را در مصلایش طلب کردیم که عمل روز و شب او را بنویسیم، ولی او را نیافتیم، بلکه در بندهای تو بیمار یافتیم.
ص: 267
فَقالَ اللهُ: اكْتُبَا لِعَبْدِي مِثْلَ مَا كَانَ يَعْمَلُهُ فِي صِحَتِهِ مِنَ الْخَيْرِ فِي يَوْمِهِ وَ لَيْلَتِهِ مَا دَامَ فِي حِبَالِي، فَإِنَّ عَلَيَّ أَنْ أَكْتُبَ لَهُ أَجْرَ مَا كَانَ يَعْمَلُهُ فِي صِحَّتِهِ إِذَا حبسته عنه.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه واله وسلم:
إِنَّ الْمُسْلِمَ إِذَا غَلَبَهُ ضَعْفُ الْكِبَرِ أَمَرَ اللهُ الْمَلَكَ أَنْ يَكْتُبَ لَهُ فِي حَالِهِ تِلْكَ مِثْلَ مَا كَانَ يَعْمَلُ وَ هُوَ شَابٌ نَشِيطٌ صَحِيحٌ، وَ مِثْلَ ذَلِكَ إِذَا مَرِضَ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَكاً يَكْتُبُ لَهُ فِي سُقْمِهِ مَا كَانَ يَعْمَلُ مِنَ الْخَيْر فِى صِحَّتِهِ حَتَّى يَرْفَعَهُ اللَّهُ وَ يَقْبِضَهُ.
وَكَذَلِكَ الْكَافِرُ إِذَا اشْتَغَلَ بِسُقْم فِي جَسَدِهِ كَتَبَ اللهُ لَهُ مَا كَانَ يَعْمَلُ مِنَ الشَّرَّ صحته.
خدای متعال فرمود: برای بنده من همانند اعمالی را که در حال تندرستی انجام می داد بنویسید تا زمانی که در بند من است؛ زیرا بر من لازم است که پاداش آن چه را که درحال تندرستی انجام می داد در آن هنگام نیز که من او را از انجام آن ها باز داشته ام برایش بنویسم.
2- جابر گوید: امام باقر علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
هرگاه ناتوانی، پیری بر مسلمان چیره شود، خدای متعال به فرشته فرمان می دهد که آن چه را در دوران نشاط جوانی و تندرستی انجام می داده است برایش بنویسد.
هم چنین هرگاه مسلمان بیمار شود، خداوند فرشته ای را بر او می گمارد تا کارهای خوبی را که در حال تندرستی انجام می داده برای او بنویسد تا زمانی که خداوند او را بالا برده قبض روح نماید.
هم چنین است کافر، هرگاه بیمار شود خداوند کارهای بدی را که در حال تندرستی انجام می داده است، بر وی می نویسد.
ص: 268
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:
يَقُولُ اللهُ لِلْمَلَكِ الْمُوَكَّلِ بِالْمُؤْمِنِ إِذَا مَرِضَ: اكْتُبْ لَهُ مَا كُنْتَ تَكْتُبُ لَهُ فِي صحتِهِ، فَإِنِّي أَنَا الَّذِي صَيَّرْتُهُ فِي جِبَالِي.
4- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الصَّبَاحِ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:
سَهَرُ لَيْلَةٍ مِنْ مَرَضِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا صَعِدَ مَلَكًا الْعَبْدِ الْمَرِيضِ إِلَى السَّمَاءِ عِنْدَ كُلِّ مَسَاءٍ يَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: مَا ذَا كَتَبْتُما لِعَبْدِي فِي مَرَضِهِ؟
فَيَقُولَان: الشَّكَايَةَ.
3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
هرگاه مؤمن بیمار شود، خدای متعال به فرشته ای که نگهبان اوست، می فرماید: آن چه که در حال تندرستی برایش می نوشتی بر او بنویس؛ زیرا من همان کسی هستم که او را دربند خود گرفتار ساختم.
4- ابو صباح گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
یک شب به سبب بیماری بیدار ماندن، از عبادت یک سال برتر است.
5- عبد الحمید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه دو فرشته ای که بر بنده بیمار موکلند شب هنگام به سوی آسمان بالا روند، پروردگار متعال می فرماید برای بنده من در حال بیماریش چه نوشته اید؟
می گویند: شکایت از بیماری.
ص: 269
فَيَقُولُ: مَا أَنْصَفْتُ عَبْدِي إِنْ حَبَسْتُهُ فِي حَبْسٍ مِنْ حَبْسِي ثُمَّ أَمْنَعُهُ الشَّكَايَةَ، فَيَقُولُ: اكْتُبَا لِعَبْدِي مِثْلَ مَا كُنْتَما تَكتُبَانِ لَهُ مِنَ الْخَيْرِ فِي صِحَتِهِ، وَلَا تَكْتُبَا عَلَيْهِ سَيِّئَةً حَتَّى أُطْلِقَهُ مِنْ حَبْسِي، فَإِنَّهُ فِي حَبْسٍ مِنْ حَبْسِي.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْن سُوَيْدٍ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:
سَهَرُ لَيْلَةٍ مِنْ مَرَضِ أَوْ وَجَع أَفْضَلُ وَأَعْظَمُ أَجْراً مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ.
7- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دُرُسْتَ قَالَ سَمِعْتُ أنا إِبْرَاهِيمَ علیه السلام يَقُولُ:
إِذَا مَرِضَ الْمُؤْمِنُ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى صَاحِبِ الشِّمَالِ: لا تَكْتُبْ عَلَى عَبْدِي مَا دَامَ فِي حَبْسِي وَ وَثَاقِي ذَنْباً.
وَ يُوحِي إِلَى صَاحِبِ الْيَمِينِ: أَنِ اكْتُبْ لِعَبْدِي مَا كُنْتَ تَكْتُبُهُ فِي صِحَّتِهِ مِنَ الْحَسَنَاتِ.
می فرماید: بر بنده خود انصاف نکرده ام اگر وی را در زندانی از زندان های خود گرفتار نمایم، سپس او را از شکایت منع کنم.
می فرماید: همان کارهای خوبی را که بنده ام در حال تندرستی انجام می داده برای او بنویسید و برای او گناهی ننویسید تا وقتی که او را از زندان خود رها کنم؛ زیرا او در زندانی از زندان های من گرفتار است.
6- زراره گوید: امام (باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام) فرمود:
بیداری یک شب به سبب بیماری، یا درد از پاداش عبادت یک سال برتر و بزرگ تر است.
7- درست گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:
آن گاه که مؤمن بیمار شود، خدای متعال به فرشته سمت چپ وی وحی کند تا زمانی که بنده ام در زندان و بند من است، گناهی بر او ننویس.
و به فرشته سمت راست وحی کند: حسناتی را که در حال تندرستی بر بنده ام می نوشتی، در این حال نیز بنویس.
ص: 270
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ حَجَّاجِ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السلام قَالَ:
الْجَسَدُ إِذَا لَمْ يَمْرَضٌ أَشِرَ وَ لَا خَيْرَ فِي جَسَدٍ يَمْرَضُ بِأَشَرٍ.
9- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:
حُمَّى لَيْلَةٍ تَعْدِلُ عِبَادَةَ سَنَةٍ، وَ حُمَّى لَيْلَتَيْنِ تَعْدِلُ عِبَادَةَ سَنَتَيْنِ، وَ حُمَّى ثَلَاثِ تَعْدِلُ عِبَادَةَ سَبْعِينَ سَنَةٌ.
قَالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ يَبْلُغْ سَبْعِينَ سَنَةً. قَالَ: فَلِأُمِّهِ وَ أَبيه.
قَالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ يَبْلُغَا.
قَالَ: فَلِقَرَابَتِهِ.
8- حجّاج گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هرگاه بدن آدمی بیمار نشود تکبر ورزد و بدنی که به جهت عدم بیماری متکبر شود در آن خیری نیست.
9- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
تب یک شب برابر با عبادت یک سال تب دو شب برابر با عبادت دو سال، وتب سه شب برابر با عبادت هفتاد سال است.
گفتم: اگر زندگی او به هفتاد سال نرسید چه؟
فرمود: اجرش به مادر و پدرش خواهد رسید.
گفتم: اگر زندگی آن ها هم نرسید چه؟
فرمود: به خویشان او خواهد رسید.
ص: 271
قَالَ: قُلْتُ: فَإِن لَمْ يَبْلُغْ قَرَابَتُهُ.
قَالَ: فَلِجِيرَانِهِ.
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
حُمَّى لَيْلَةٍ كَفَّارَةٌ لِمَا قَبْلَهَا وَ لِمَا بَعْدَهَا.
(3)
بَابٌ آخَرُ مِنْهُ
1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
قَالَ اللهُ: مَنْ مَرِضَ ثَلاثاً فَلَمْ يَشْكُ إِلَى أَحَدٍ مِنْ عُوَّادِهِ أَبْدَلْتُهُ لَحْماً خَيْراً مِنْ لَحْمِهِ وَ دَماً خَيْراً مِنْ دَمِهِ، فَإِنْ عَافَيْتُهُ عَافَيْتُهُ وَ لا ذَنْبَ لَهُ، وَ إِنْ قَبَضْتُهُ قَبَضْتُهُ إِلَى رَحْمَتِي.
گفتم: اگر عمر آن ها هم نرسید چه؟
فرمود: به همسایگان او خواهد رسید.
10- محمدبن مروان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: تب یک شب، کفاره گناهان پیشین و بعد از آن است.
1- جابر گوید امام باقر علیه السلام می:فرماید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
خدای متعال می فرماید: کسی که سه شبانه روز بیمار شود و به هیچ یک از عیادت کنندگانش از بیماری شکایت نکند گوشت او را به بهترین گوشت، خون او را به بهترین خون تبدیل فرمایم پس اگر او را شفا دادم درحالی شفا دهم که گناهی برایش نباشد و اگر او را بمیرانم به سوی رحمتم قبض روحش فرمایم.
ص: 272
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قال:
قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: مَا مِنْ عَبْدِ ابْتَلَيْتُهُ بِبَلاء فَلَمْ يَشْكُ إِلَى عُوَّادِهِ إِلَّا أَبْدَلْتُهُ لَحْماً خَيْراً مِنْ لَحْمِهِ، وَ دَماً خَيْراً مِنْ دَمِهِ، فَإِنْ قَبَضْتُهُ قَبَضْتُهُ إِلَى رَحْمَتِي، وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ وَ لَيْسَ لَهُ ذَنْبٌ.
3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
قَالَ اللهُ: أَيُّمَا عَبْدِ ابْتَلَيْتُهُ بِبَلِيَّةٍ فَكَتَمَ ذَلِكَ مِنْ عُوَّادِهِ ثَلَاثَاً أَبْدَلْتُهُ لَحْماً خَيْراً مِنْ لَحْمِهِ، وَ دَماً خَيْراً مِنْ دَمِهِ، وَ بَشَراً خَيْراً مِنْ بَشَرِهِ، فَإِنْ أَبْقَيْتُهُ أَبْقَيْتُهُ وَ لَا ذَنْبَ لَهُ، وَ إِنْ مَاتَ مَاتَ إِلَى رَحْمَتِي.
4- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْكِنْدِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ رَجُل عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
2- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السلام می فرماید:
خداوند متعال فرمود: هر بنده ای را که گرفتار بیماری کردم و او به عیادت کنندگانش شکوه نکند گوشت او را به بهترین گوشت و خونش را به بهترین خون دگرگون سازم اگر
قبض روحش کردم به سوی رحمتم قبض روح کنم و اگر زندگی کند بی گناه زندگی خواهد کرد.
3- نظیر این روایت را بشیر دهان از امام صادق علیه السلام نقل می کند.
4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
ص: 273
مَنْ مَرضَ لَيْلَةً فَقَبلَهَا بِقَبُولِهَا كَتَبَ الله لَهُ عِبَادَةَ سِتِّينَ سَنَةٌ.
قُلْتُ: مَا مَعْنَى قَبُولِهَا؟
قَالَ: لا يَشْكُو مَا أَصَابَهُ فِيهَا إِلَى أَحَدٍ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن أَبي عَبْدِ اللهِ عَنِ الْعَزْرَمِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ:
مَنِ اشْتَكَى لَيْلَةٌ فَقَبِلَهَا بِقَبُولِهَا وَ أَدَّى إِلَى اللهِ شُكْرَهَا كَانَتْ كَعِبَادَةِ سِتِّينَ سَنَةٌ. قَالَ أَبِي فَقُلْتُ لَهُ: مَا قَبُولُهَا؟
قَالَ: يَصْبِرُ عَلَيْهَا وَلا يُخْبِرُ بِمَا كَانَ فِيهَا ، فَإِذَا أَصْبَحَ حَمِدَ اللَّهَ عَلَى مَا كَانَ.
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: قالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
کسی که یک شب بیمار شود و آن را به شایستگی بپذیرید، خداوند برای او عبادت شصت سال بنویسد.
گفتم: معنای پذیرش آن چیست؟
فرمود: از آن چه به او رسیده به کسی شکایت نکند.
5- پدر عزرمی می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کسی که یک شب بیمار شود و آن را به شایستگی بپذیرد و شکر آن را به جا آورد عملش همانند عبادت شصت سال باشد.
عرض کردم: معنای پذیرش آن چیست؟
فرمود: بر آن شکیبا باشد درد خود را گزارش نکند و چون صبح نماید خدا را بر آن چه که بوده ثنا گوید.
6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
ص: 274
مَنْ مَرِضَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَكَتَمَهُ وَ لَمْ يُخْبِرْ بِهِ أَحَداً أَبْدَلَ اللَّهُ لَهُ لَحْماً خَيْراً مِنْ لَحْمِهِ، وَ دَماً خَيْراً مِنْ دَمِهِ، وَ بَشَرَةً خَيْراً مِنْ بَشَرَتِهِ، وَ شَعْراً خَيْراً مِنْ شَعْرِهِ.
قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَكَيْفَ يُبْدِلُهُ؟
قَالَ: يُبْدِلُهُ لَحْماً وَ دَماً وَ شَعْراً وَ بَشَرَةً لَمْ يُذْنِبُ فِيهَا.
(4)
بَابُ حَدِّ الشَّكَايَة.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنْ حَدِّ الشَّكَايَةِ لِلْمَرِيضِ.
فَقالَ: إِنَّ الرَّجُلَ يَقُولُ: حُمِمْتُ الْيَوْمَ وَ سَهِرْتُ الْبَارِحَةَ، وَ قَدْ صَدَقَ وَ لَيْسَ هَذَا شِكَايَةً، وَ إِنَّمَا الشَّكْوَى أَنْ يَقُولَ: قَدِ ابْتُلِيتُ بِمَا لَمْ يُبْتَلَ بِهِ أَحَدٌ، وَيَقُولَ: لَقَدْ أَصَابَنِي مَا لَمْ يُصِبْ أَحَداً، وَ لَيْسَ الشَّكْوَى أَنْ يَقُولَ: سَهِرْتُ الْبَارِحَةَ وَ حُمِمْتُ الْيَوْمَ وَنَحْوَ هَذَا.
کسی که سه روز بیمار شود و آن را پنهان دارد و به کسی خبر ندهد خدای متعال گوشت او را به بهترین گوشت خونش را به بهترین ،خون پوست او را به بهترین پوست و موی او را به بهترین مو تبدیل فرماید.
به حضرتش گفتم: قربانت گردم چگونه آن را تبدیل فرماید؟
فرمود: به گوشت خون مو و پوستی تبدیل فرماید که در آن ها گناهی انجام نداده باشد.
1- جمیل بن صالح گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد حد و اندازه شکایت بیمار پرسیدند؟
فرمود: وقتی شخصی میگوید امروز تب داشتم و دیشب نخوابیدم، راست گفته است و این شکایت نیست شکایت آن است که بگوید به بلایی دچار شده ام که کسی به آن دچار نشده است و بگوید مصیبتی به من رسیده که به کسی نرسیده است. شکایت آن نیست که بگوید: دیشب بیداری کشیدم و امروز تب داشتم و مانند آن.
ص: 275
(5)
بَابُ الْمَرِيضِ يُؤْذِنُ بِهِ النَّاسَ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَادِ الْحَنَّاطِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
يَنْبَغِي لِلْمَرِيضِ مِنْكُمْ أَنْ يُؤْذِنَ إِخْوَانَهُ بِمَرَضِهِ فَيَعُودُونَهُ فَيُؤْجَرُ فِيهِمْ وَ يُؤْجَرُونَ فِيهِ.
قَالَ: فَقِيلَ لَهُ: نَعَمْ، هُمْ يُؤْجَرُونَ بِمَمْشَاهُمْ إِلَيْهِ فَكَيْفَ يُؤْجَرُ هُوَ فِيهِمْ؟
قَالَ: فَقَالَ: بِاكْتِسَابِهِ لَهُمُ الْحَسَنَاتِ، فَيُؤْجَرُ فِيهِمْ فَيُكْتَبُ لَهُ بِذَلِكَ عَشْرُ حَسَنَاتٍ، وَ يُرْفَعُ لَهُ عَشْرُ دَرَجَاتٍ وَ يُمْحَى بِهَا عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئَاتٍ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ الْمُهْتَدِي عَنْ يُونُسَ قَالَ: قَالَ: أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام:
1- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
سزاوار است بیماری که از شما شیعیان است، برادران خویش را با خبر کند تا از او عیادت کنند و عیادت کنندگانش به سبب او و او به سبب آن ها از سوی خدا پاداشی گیرند.
به آن حضرت گفته شد این درست که به سبب عیادت از او اجری می برند ولی بیمار چگونه به سبب عیادت ایشان اجر می برد؟
آن حضرت فرمود: او به سبب کسب حسنات برای آن ها اجر می برد و از این رو برای او ده حسنه نوشته می شود ده درجه بالا می رود و ده گناه از او پاک می شود.
2- یونس گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:
ص: 276
إِذَا مَرِضَ أَحَدُكُمْ فَلْيَأْذَنْ لِلنَّاسِ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِ، فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ لَهُ دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَةٌ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
إِذَا دَخَلَ أَحَدُكُمْ عَلَى أَخِيهِ عَائِداً لَهُ فَلْيَسْأَلْهُ يَدْعُو لَهُ، فَإِنَّ دُعَاءَهُ مِثْلُ دُعَاءِ الْمَلَائِكَةِ.
(6)
بَابٌ فِي كَمْ يُعَادُ الْمَرِيضُ وَقَدْرِ مَا يَجْلِسُ عِنْدَهُ وَ تَمَامِ الْعِيَادَةِ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قالَ:
چون یکی از شما بیمار شود، باید به مردم اطلاع دهد تا نزد او آیند؛ چراکه هر فردی دعای مستجابی دارد.
3- سیف بن عمیره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
چون یکی از شما از برادر بیمار خود عیادت می کند خوب است از او دعای خیر طلب نماید؛ زیرا دعای بیمار، همانند دعای فرشتگان است.
1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -
ص: 277
لا عِيَادَةَ فِي وَجَعِ الْعَيْنِ، وَ لا تَكُونُ عِيَادَةٌ فِي أَقَلَّ مِنْ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ، فَإِذَا وَجَبَتْ فَيَوْمٌ وَ يَوْمٌ لَا، فَإِذَا طَالَتِ الْعِلَّةُ تُرِكَ الْمَرِيضُ وَ عِيَالَهُ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْعِيَادَةُ قَدْرَ فُوَاقٍ نَاقَةٍ، أَوْ حَلْبٍ نَاقَةٍ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَامِرٍ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو زَيْدٍ قَالَ: أَخْبَرَنِي مَوْلًى لِجَعْفَرِبْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام قَالَ: مَرِضَ بَعْضُ مَوَالِيهِ فَخَرَجْنَا إِلَيْهِ نَعُودُهُ وَ نَحْنُ عِدَّةٌ مِنْ مَوَالِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَاسْتَقْبَلَنَا جَعْفَرٌ علیه السلام فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ. فَقَالَ: لَنَا أَيْنَ تُرِيدُونَ؟
فَقُلْنَا: تريد فلاناً لعودة.
فَقالَ لَنَا: قِفُوا فَوَقَفْنَا.
بیماری چشم عیادتی نیست و نباید بیمار را بیش از هر سه روز یک بار عیادت کرد ولی اگر لازم شد که چنین کنند باید حداکثر یک روز در میان عیادت نمود و اگر بیماری شخصی به طول انجامید او و خانواده اش را به حال خود واگذارید.
2- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
عیادت باید به اندازه دوشیدن شیر یک شتر یا زمان دوشیدن شیر یک شتر باشد.
3- موسی بن قاسم گوید: ابو زید به من گفت یکی از غلامان امام صادق علیه السلام به من گفت: یکی از خدمتکاران حضرت بیمار شد از این رو با جمعی از دوستداران آن
حضرت برای عیادت شخص مذکور روانه شدیم در بین راه با امام صادق علیه السلام روبه رو شدیم. حضرت فرمود کجا می روید؟
گفتیم: می خواهیم از فلانی عیادت کنیم.
امام فرمود: بایستید ما ایستادیم.
ص: 278
فَقالَ: مَعَ أَحَدِكُمْ تُفَّاحَةً أَوْ سَفَرْجَلَةٌ أَوْ أَخْرَجَةً أَوْ لَعْقَةٌ مِنْ طِيبٍ أَوْ قِطْعَةٌ مِنْ عُودِ بَخُور؟
فَقُلْنَا: مَا مَعَنَا شَيْءٌ مِنْ هَذَا.
فَقالَ: أَمَا تَعْلَمُونَ أَن المَريضَ يَسْتَرِيحُ إِلَى كُلِّ مَا أُدْخِلَ بِهِ عَلَيْهِ؟
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ قَادِم عَنْ رَجُل عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
تَمَامُ الْعِيَادَةِ لِلْمَرِيضِ أَنْ تَضَعَ يَدَكَ عَلَى ذِرَاعِهِ، وَ تُعَجِّلَ الْقِيَامَ مِنْ عِنْدِهِ، فَإِنَّ عِيَادَةَ النَّوْكَى أَشَدُّ عَلَى الْمَرِيضِ مِنْ وَجَعِهِ.
5- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
تَمَامُ الْعِيَادَةِ أَنْ تَضَعَ يَدَكَ عَلَى الْمَرِيضِ إِذَا دَخَلْتَ عَلَيْهِ.
فرمود: آیا کسی از شما سیب، به، ترنج، اندکی عطر یا تکه چوب بخور به همراه دارد؟
گفتیم: نه چنین چیزهایی به همراه نیاورده ایم.
فرمود: نمی دانید که بیمار به هر چیزی که برایش می برند، احساس آرامش می کند؟!
4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کمال عیادت بیمار آن است که دست خود را بر بازوی او بگذاری و زود از پیش او برخیزی؛ چرا که عیادت احمق برای بیمار، از دردش سخت تر است.
5- ابو یحیی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کمال عیادت در این است که هرگاه نزد بیماری رفتی، دست خود را بر او بگذاری.
ص: 279
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ مِنْ أَعْظَمِ الْعُوَّادِ أَجْراً عِنْدَاللَّهِ لَمَنْ إِذَا عَادَ أَخَاهُ خَفَّفَ الْجُلُوسَ إِلَّا أَنْ يَكُونَ الْمَرِيضُ يُحِبُّ ذَلِكَ وَ يُرِيدُهُ وَ يَسْأَلُهُ ذَلِكَ.
وَقالَ: مِنْ تَمَامِ الْعِيَادَةِ أَنْ يَضَعَ الْعَائِدُ إِحْدَى يَدَيْهِ عَلَى الْأُخْرَى، أَوْ عَلَى جَبهَته.
(7)
بَابُ حَدٌ مَوْتِ الْفَجْأَةِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ النَّهْدِي رَفَعَ الْحَدِيثَ قَالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:
6- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
أمير مؤمنان علی صلوات الله عليه - فرمود: بیش ترین پاداش نزد خداوند از آن عیادت کننده ای است که هرگاه از برادر دینی خود عیادت می کند کم تر بنشیند مگر آن که بیمار
دوست بدارد که او بیش تر بنشیند.
و هم چنین فرمود: از کمال عیادت آن است که عیادت کننده به جهت اظهار تأسف از بیماری او دست خود را روی دست دیگرش یا بر پیشانی خود بگذارد.
1- ابو الحسن نهدی در روایت مرفوعه ای گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: -
ص: 280
مَنْ مَاتَ دُونَ الْأَرْبَعِينَ فَقَدِ اخْتُرِمَ، وَ مَنْ مَاتَ دُونَ أَرْبَعَةَ عَشَرَ يَوْماً فَمَوْتُهُ مَوْتُ فَجْأَةٍ.
2- عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ بُهْلُولِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ حَفْصٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَنْ مَاتَ فِي أَقل مِنْ أَرْبَعَةَ عَشَرَ يَوْماً كَانَ مَوْتُهُ مَوْتَ فَجْأَةٍ.
(8)
بَابُ ثَوَابِ عِيَادَةِ الْمَرِيضِ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُيَسِّرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:
مَنْ عَادَ امْرَأَ مُسْلِماً فِى مَرَضِهِ صَلَّى عَلَيْهِ يَوْمَئِذٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ إِنْ كَانَ صَبَاحاً حَتَّى يُمْسُوا وَإِنْ كَانَ مَسَاءً حَتَّى يُصْبِحُوا، مَعَ أَنَّ لَهُ خَرِيفًا فِي الْجَنَّةِ.
کسی که در سن زیر چهل سالگی بمیرد در واقع مرگ او را فراگرفته است و کسی که از چهارده روز بیماری بمیرد دچار مرگ ناگهانی شده است.
2- حفص گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هرکه پس از چهارده روز بیماری بمیرد، گرفتار مرگ ناگهانی شده است.
1- میسر گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هرکه از مسلمان بیماری عیادت کند، اگر صبح باشد، تا شب و اگر شب باشد، تاصبح، هفتاد هزار فرشته بر او درود می فرستند و افزون بر آن منزلی نیز در بهشت خواهد داشت.
ص: 281
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَنْ عَادَ مَرِيضًا شَيْعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ.
3- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
أَيُّمَا مُؤْمِنٍ عَادَ مُؤْمِناً خَاضَ فِي الرَّحْمَةِ خَوْضا، فَإِذَا جَلَسَ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ، فَإِذَا انْصَرَفَ وَكَّلَ اللهُ بِهِ سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ وَ يَسْتَرْحِمُونَ عَلَيْهِ وَيَقُولُونَ: طِبْتَ وَ طَابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ إِلَى تِلْكَ السَّاعَةِ مِنْ غَدٍ وَ كَانَ لَهُ يَا أَبَا حَمْزَةَ! خَرِيفٌ فِي الْجَنَّةِ.
قُلْتُ: وَ مَا الْخَرِيفُ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟
قالَ: زَاوِيَةٌ فِي الْجَنَّةِ يَسِيرُ الرَّاكِبُ فِيهَا أَرْبَعِينَ عَاماً.
2- فضیل بن یسار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکه از بیماری عیادت کند، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه کنند و برای او طلب آمرزش می نمایند تا این که به خانه اش بازگردد.
3- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هر مؤمنی، که از مؤمن دیگری عیادت کند، در رحمت الهی فرو رود، چون بنشیند رحمت او را فراگیرد و چون برخیزد خداوند هفتاد هزار فرشته را بر او بگمارد که تا فردای آن روز و تا همان ساعت برایش استغفار کنند و طلب رحمت نمایند و می گویند پاکیزه شدی و بهشت برای تو تا این ساعت از فردا پاکیزه شد. ای ابا حمزه! برای او خریفی در بهشت خواهد بود.
گفتم: فدایت گردم! خریف چیست؟
فرمود: گوشه ای در بهشت است که شخص سواره می تواند در مدت چهل سال آن را بپیماید.
ص: 282
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيُّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
أَيُّمَا مُؤْمِنٍ عَادَ مُؤْمِناً فِي اللَّهِ فِي مَرَضِهِ وَكَّلَ اللهُ بِهِ مَلَكاً مِنَ الْعُوَّادِ يَعُودُهُ فِي قَبْرِهِ وَ يَسْتَغْفِرُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَنْ عَادَ مَرِيضاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَكَّلَ اللهُ بِهِ أَبَداً سَبْعِينَ أَلْفَاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ يَغْشَوْنَ رَحْلَهُ وَ يُسَبِّحُونَ فِيهِ وَ يُقَدِّسُونَ وَ يُهَلِّلُونَ وَ يُكَبِّرُونَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ نِصْفُ صَلَاتِهِمْ لِعَائِدِ الْمَرِيضِ.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
4 - راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هر مؤمنی برای خشنودی خدای متعال از مؤمن بیماری عیادت کند، خداوند فرشته عیادت کننده ای بر او بگمارد که وی را در قبرش عیادت کند و تا روز قیامت برای او استغفار نماید.
5- صفوان جمّال گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکه بیمار مسلمانی را عیادت کند، خداوند برای همیشه هفتاد هزار فرشته را بر او بگمارد که به منزل او درآیند و تا روز قیامت به تسبیح، تقدیس، تهلیل و تکبیر مشغول شوند و پاداش نیمی از دعای خود را برای عیادت کننده بیمار قرار دهند.
6- وهب بن عبد ربه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
ص: 283
أَيُّمَا مُؤْمِنٍ عَادَ مُؤْمِناً مَرِيضاً فِي مَرَضِهِ حِينَ يُصْبِحُ شَيَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ، فَإِذَا قَعَدَ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ وَاسْتَغْفَرُوا اللهَ لَهُ حَتَّى يُمْسِيَ، وَإِنْ عَادَهُ مَسَاءً كَانَ لَهُ مِثْلُ ذَلِكَ حَتَّى يُصْبِحَ.
7- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَم عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَنْ عَادَ مَرِيضاً وكل الله بِهِ مَلَكاً يَعُودُهُ فِي قَبْرِهِ.
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
أَيُّمَا مُؤْمِنٍ عَادَ مُؤْمِناً حِينَ يُصْبِحُ شَيَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ، فَإِذَا قَعَدَ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ وَ اسْتَغْفَرُوا لَهُ حَتَّى يُمْسِي، وَإِنْ عَادَهُ مَسَاءٌ كَانَ لَهُ مِثْلُ ذَلِكَ حَتَّى يُصْبح.
هر مؤمنی که از مؤمن بیماری عیادت کند، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه کنند چون بنشیند رحمت او را فرا گیرد و تا شب برای وی از خدای متعال طلب آمرزش کنند و اگر شب عیادت کند، تا صبح برای او چنین خواهد بود.
7- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکس از بیماری عیادت کند خداوند فرشته ای را بر وی بگمارد تا او را در قبرش عیادت کند.
8- معاوية بن وهب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هر مؤمنی که از مؤمن بیماری عیادت کند، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه کنند چون بنشیند رحمت او را فرا گیرد و تا شب برای وی از خدای متعال طلب آمرزش کنند و اگر شب عیادت کند، تا صبح برای او چنین خواهد بود.
ص: 284
9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
كَانَ فِيمَا نَاجَى بِهِ مُوسَى رَبَّهُ أَنْ قالَ: يَا رَبِّ! مَا بَلَغَ مِنْ عِيَادَةِ الْمَرِيضِ مِنَ الأجر؟
فَقالَ الله: أَوَكَّلُ بِهِ مَلَكاً يَعُودُهُ فِي قَبْرِهِ إِلَى مَحْشَرِهِ.
10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
مَنْ عَادَ مَرِيضاً نَادَاهُ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِهِ: يَا فَلَانُ! طِبْتَ وَ طَابَ لَكَ مَمْشَاكَ بِتَوَابٍ مِنَ الْجَنَّةِ.
9- ابو الجارود گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هنگامی که موسی علیه السلام با پروردگارش مناجات می کرد عرضه داشت: پروردگارا! پاداش عیادت کننده بیمار چقدر است؟
خدای متعال فرمود: فرشته ای را بر وی بگمارم که او را از قبرش تا روز حشر عیادت کند.
10- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرموده:
هرکس از بیماری عیادت کند، منادی از آسمان نامش را می خواند و ندا سر می دهد:
ای فلانی! خود و گام هایت به سوی بیمار، با پاداشی از بهشت پاکیزه شد.
ص: 285
(9)
بَابُ تَلْقِينِ الْمَيِّتِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
إذَا حَضَرْتَ الْمَيْتَ قَبْلَ أَن يَمُوتَ فَلَقَّتْهُ شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ.
2- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِوَ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّكُمْ تُلْقُنُونَ مَوْتَاكُمْ عِنْدَ الْمَوْتِ «لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ»، وَ نَحْنُ نُلَقُنُ مَوْتَانَا «مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله صلی الله علیه واله وسلم».
1- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هنگامی که مرده در حال احتضار است، پیش از آن که بمیرد این شهادت را به او تلقین کن که: «معبودی جز خدا نیست، یگانه ای که شریک ندارد و محمد صلی الله علیه واله وسلم بنده فرستاده اوست».
2- حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
شما مردگان خود را به هنگام مرگ به «لا اله الا الله» تلقین می دهید و ما به مردگان خود «محمّد رسول الله صلی الله علیه واله وسلم» را تلقین می نماییم.
ص: 286
3- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
إِذَا أَدْرَكْتَ الرَّجُلَ عِنْدَ النَّزْعِ فَلَقَّنْهُ كَلِمَاتِ الْفَرَج: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».
قَالَ: فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: لَوْ أَدْرَكْتُ عِكْرِمَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ لَنَفَعْتُهُ.
فَقِيلَ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: بِمَا ذَا كَانَ يَنْفَعُهُ؟
قالَ: يُلَقُنُهُ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْكُوفِيُّ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي قَالَ: مَرِضَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، فَأَتَيْتُهُ عَائِداً فَقُلْتُ لَهُ: يَا ابْنَ أَخِي! إِنَّ لَكَ عِنْدِي نَصِيحَةً أَتَقْبَلُهَا؟
فَقالَ: نَعَمْ.
فَقُلْتُ: قُلْ: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ».
3- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هرگاه مردی را به هنگام جان کندن دریافتی کلمات فرج را به او تلقین کن: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الحليم الكريم، لا إله إلا الله العلى العظيم، سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاواتِ السَّبْع وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَبْع وَ مَا فِيهَن وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمِينَ».
سپس امام باقر علیه السلام فرمود: اگر من فردی هم چو عکرمه (1) را به هنگام مرگش در می یافتم به طور حتم به او سود می رساندم.
عرض کردم: چگونه به او نفع می رساندید؟!
فرمود: آن چه به آن اعتقاد دارید (که همان اقرار به ائمه علیهم السلام است) به او تلقین می کردم.
4- ابوبکر حضر می گوید: مردی از خاندان من بیمار شد به عیادتش رفتم و به وی گفتم: ای پسر برادر! برای تو پندی دارم آیا آن را می پذیری؟
گفت: آری.
گفتم: بگو: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له».
ص: 287
فَشَهِدَ بِذَلِكَ، فَقُلْتُ: إِنَّ هَذَا لا تنتفع به إلا أن يكون مِنْكَ عَلَى يَقِين.
فَذَكَرَ أَنَّهُ مِنْهُ عَلَى يَقِينٍ.
فَقُلْتُ: قُلْ: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ».
فَشَهِدَ بِذَلِكَ، فَقُلْتُ: إِنَّ هَذَا لَا تَنْتَفِعُ بِهِ حَتَّى يَكُونَ مِنْكَ عَلَى يَقِينِ.
فَذَكَرَ أَنَّهُ مِنْهُ عَلَى يَقِينِ. فَقُلْتُ: قُلْ: «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَصِيُّهُ وَ هُوَ الْخَلِيفَةُ مِنْ بَعْدِهِ وَ الْإِمَامُ الْمُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ مِنْ بَعْدِهِ».
فَشَهِدَ بِذَلِكَ فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّكَ لَنْ تَنْتَفِعَ بِذَلِكَ حَتَّى يَكُونَ مِنْكَ عَلَى يَقِينِ.
فَذَكَرَ أَنَّهُ مِنْهُ عَلَى يَقِينِ، ثُمَّ سَمَّيْتُ الْأَئِمَّةَ رَجُلاً رَجُلاً فَأَقَرَّ بِذَلِكَ، وَذَكَرَ أَنَّهُ عَلَى يَقِين، فَلَمْ يَلْبَتِ الرَّجُلُ أَن تُوفَّى فَجَرعَ أَهْلُهُ عَلَيْهِ جَزَعاً شَدِيداً.
قَالَ: فَغِبْتُ عَنْهُمْ ثُمَّ أَتَيْتُهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ، فَرَأَيْتُ عَرَاءٌ حَسَناً، فَقُلْتُ: كَيْفَ تَجِدُونَكُمْ؟ كَيْفَ عَزَاؤُكَ أَيَّتُهَا الْمَرْأَةُ؟
پس او به آن گواهی داد، گفتم: این گواهی سود نمی بخشد مگر این که از روی یقین باشد.
گفت که بر این کلام یقین دارم
به او گفتم بگو: «اشهد أن محمداً عبده ورسوله».
او چنین کرد، گفتم: از آن سودی نخواهی برد مگر آن که از روی یقین باشد.
و او گفت که بر یقین است.
گفتم: بگو: «أَشْهَدُ أَنَّ عليّاً وَصيّهُ وَ هُوَ الخَلِيفَةُ مِنْ بَعْدِهِ و الإمامُ المُعْتَرَضَ الطَّاعَةِ مِنْ بَعْدِهِ».
به آن نیز شهادت داد.
گفتم: از آن سودی نخواهی برد مگر آن که از روی یقین باشد.
گفت: بر یقین هستم. سپس یک یک ائمه علیهم السلام را نام بردم و به آن ها اقرار کرد و گفت که گواهی من از روی یقین است.
طولی نکشید که وفات یافت. خانواده اش بر او زاری بسیار نمودند. چند روزی آنان را ترک کردم. سپس به سوی ایشان بازگشتم آن ها را در صبری نیکو دیدم، گفتم شما را چگونه می بینم، تو ای زن! صبرت چگونه است؟
ص: 288
فَقَالَتْ: وَ اللهِ لَقَدْ أَصِبْنَا بِمُصِيبَةٍ عَظِيمَةٍ بِوَفَاةِ فَلَانٍ رَحِمَهُ اللهُ، وَكَانَ مِمَّا سَخَا بِنَفْسِي لِرُؤْيَا رَأَيْتُهَا اللَّيْلَةَ.
فَقُلْتُ: وَمَا تِلْكَ الرُّؤْيَا؟
قَالَتْ: رَأَيْتُ فُلاناً - تَعْنِي الْمَيِّتَ - حَيّاً سَلِيماً، فَقُلْتُ: فُلَانٌ؟
قالَ: نَعَمْ.
فَقُلْتُ لَهُ: أَ مَا كُنْتَ مِتَ؟
فَقالَ: بَلَى، وَ لَكِنْ نَجَوْتُ بِكَلِمَاتٍ لَقَنيهَا أَبُو بَكْرِ، وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَكِدْتُ أَهْلِك.
5- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
كُنَّا عِنْدَهُ وَ عِنْدَهُ حُمْرَانُ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ مَوْلًى لَهُ. فَقالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَذَا عِكْرِمَةٌ فِي الْمَوْتِ، وَكَانَ يَرَى رَأْيَ الْخَوَارِجِ وَ كَانَ مُنْقَطِعاً إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام.
فَقَالَ لَنَا أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام: أَنْظِرُونِي حَتَّى أَرْجِعَ إِلَيْكُمْ.
گفت: به خدا سوگند به علت فوت فلانی - که خدا او را رحمت کند - به اندوهی بزرگ دچار شده ایم. من دیشب خوابی دیدم که مصیبت او آسان شد.
گفتم: آن خواب چه بود؟
گفت: فلانی (یعنی میت) را زنده و سالم دیدم به او گفتم: فلانی! تویی؟!
گفت: آری.
گفتم: مگر تو نمرده ای؟!
گفت: آری، ولی به سبب کلماتی که ابوبکر حضرمی مرا به آن ها تلقین داد، نجات یافتم و اگر چنین نبود، نزدیک بود که هلاک شوم.
5- ابو بصیر گوید: نزد امام باقر علیه السلام بودیم و حمران نیز آن جا بود که ناگاه غلام آن حضرت داخل شد و گفت: فدای تو گردم! عکرمه در حال مرگ است - او با خوارج هم عقیده بود ولی نسبت به امام باقر علیه السلام میل و علاقه ای داشت.
امام باقر علیه السلام فرمود: منتظر باشید تا باز گردم.
ص: 289
فَقُلْنَا: نَعَمْ.
فَمَا لَبِثَ أَنْ رَجَعَ فَقالَ: أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ عِكْرِمَةَ قَبْلَ أَنْ تَقَعَ النَّفْسُ مَوْقِعَهَا لَعَلَّمْتُهُ كَلِمَاتٍ يَنْتَفِعُ بِهَا، وَلَكِنِّي أَدْرَكْتُهُ وَ قَدْ وَقَعَتِ النَّفْسُ مَوْقِعَهَا.
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَا ذَاكَ الْكَلَامُ؟
قَالَ: هُوَ وَ اللهِ! مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ، فَلَقْنُوا مَوْتَاكُمْ عِنْدَ الْمَوْتِ شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الوَلاَية.
6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ عَلِيَّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَا مِنْ أَحَدٍ يَحْضُرُهُ الْمَوْتُ إِلَّا وَكَلَ بِهِ إِبْلِيسُ مِنْ شَيْطَانِهِ أَنْ يَأْمُرَهُ بِالْكُفْرِ وَ يُشَكِّكَهُ فِي دِينِهِ حَتَّى تَخْرُجَ نَفْسُهُ، فَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ فَإِذَا حَضَرْتُمْ مَوْتَاكُمْ فَلَقْنُوهُمْ شَهَادَةَ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُهُ صلی الله علیه واله وسلم حَتَّى يَمُونَ.
گفتیم: باشد.
چیزی نگذشت که امام بازگشت و فرمود: اگر عکرمه را پیش از مرگش می یافتم کلماتی به او می آموختم که سودش رساند ولی زمانی بر بالینش رسیدم، که جان خویش را تسلیم کرده بود.
گفتم: فدایت شوم! این کلمات چیست؟
فرمود: به خدا سوگند آن کلمات، همان است که شما شیعیان به آن معتقدید پس بر شما باد که مردگان را پیش از مردن به «لا اله الا الله» و ولایت تلقین کنید.
6- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هیچ کس نیست که مرگش فرا رسد مگر این که ابلیس یکی از افراد خود را بر او بگمارد تا او را به کفر ورزی امر نماید و در دینش به شک و تردید وادارد، تا جانش در آید. پس هر كس مؤمن (شیعه) باشد نمی تواند بر او نفوذ کند. از این رو هرگاه بر بالین شخصی از اقوام خود - که مرگش فرا رسیده - حاضر باشید به او شهادت «لا اله الا الله و محمد رسول الله صلی الله علیه واله وسلم»را تلقین کنید، تا هنگامی که از دنیا برود.
ص: 290
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى قَالَ:
فَلَقَّتْهُ كَلِمَاتِ الْفَرَج وَ الشَّهَادَتَيْنِ، وَ تُسَمِّي لَهُ الْإِقْرَارَ بِالْأَئِمَّةِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى يَنْقَطِعَ عَنْهُ الْكَلَام.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِذَا حَضَرَ أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ الْمَوْتُ قَالَ لَهُ: قُلْ: «لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ رَبِّ
الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».
فَإِذَا قَالَهَا الْمَرِيضُ قَالَ: اذْهَبْ فَلَيْسَ عَلَيْكَ بَأْسٌ.
8- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيَّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
وَ اللَّهِ! لَوْ أَنَّ عَابِدَ وَثَنِ وَصَفَ مَا تَصِفُونَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِهِ مَا طَعِمَتِ النَّارُ مِنْ جَسَدِهِ شَيْئاً أَبَداً.
و در روایت دیگر فرمود:
كلمات فرج و شهادتین و اقرار به یک یک ائمه علیهم السلام را - یکی بعد از دیگری با ذکر نام - به او تلقین کن تا زمانی که از سخن گفتن باز ماند.
7- عبدالله بن میمون قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه یکی از خاندان امیر مؤمنان علی علیه السلام در حال احتضار بود، به او می فرمود: بگو «لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».
پس هرگاه بیمار آن را می گفت می فرمود: برو که هیچ پروایی بر تو نیست.
8- ابوبکر حضر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
به خدا سوگند! اگر بت پرستی به هنگام جان کندن آن چه را که شما می گویید، بگوید، هرگز آتش بدن او را نمی سوزاند.
ص: 291
9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عندالله علیه السلام:
أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم دَخَلَ عَلَى رَجُلٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ هُوَ يَقْضِي، فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: قُلْ: «لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ، سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ، وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ، وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».
فَقَالَهَا. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم : وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَنْقَذَهُ مِنَ النَّارِ.
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي سَلَمَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: حَضَرَ رَجُلاً الْمَوْتُ.
فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ فُلَانًا قَدْ حَضَرَهُ الْمَوْتُ.
فَنَهَضَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ مَعَهُ أُنَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ حَتَّى أَتَاهُ وَ هُوَ مُغْمًى عَلَيْهِ. قَالَ: فَقَالَ: يَا مَلَكَ الْمَوْتِ! كُفَّ عَنِ الرَّجُلِ حَتَّى أَسْأَلَهُ.
9- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نزد مردی از بنی هاشم که در حال مرگ بود رفت و به او فرمود: بگو: «لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ، سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ، وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ، وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».
چون مرد چنین گفت رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: سپاس از آن خداوندی است که او را از آتش دوزخ رهانید.
10- سالم بن ابو سلمه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
زمان مرگ مردی فرا رسید به رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم گفتند: فلانی در حال مرگ است.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم با جمعی از اصحاب به سوی او شتافتند او بیهوش افتاده بود حضرت فرمود: ای ملک الموت! از این مرد دست بردار تا از او چیزی بپرسم.
ص: 292
فَأَفَاقَ الرَّجُلُ، فَقَالَ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم: مَا رَأَيْتَ؟
قَالَ: رَأَيْتُ بَيَاضاً كَثِيراً وَ سَوَاداً كَثِيراً.
قَالَ: فَأَيُّهُمَا كَانَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ؟
فَقالَ: السَّوَادُ
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم: قُلِ: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الْكَثِيرَ مِنْ مَعَاصِيكَ، وَ اقْبَلْ مِنِّي الْيَسِيرَ مِنْ طَاعَتِكَ».
فَقَالَهُ ثُمَّ أُغْمِيَ عَلَيْهِ.
فَقالَ: يَا مَلَكَ الْمَوْتِ خَفِّفْ عَنْهُ حَتَّى أَسْأَلَهُ.
فَأَفَاقَ الرَّجُلُ. فَقَالَ: مَا رَأَيْتَ؟
قالَ: رَأَيْتُ بَيَاضاً كَثِيراً وَ سَوَاداً كَثِيراً.
قَالَ: فَأَيُّهُمَا كَانَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ؟ فَقالَ: الْبَيَاضُ.
مرد به هوش آمد و رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به او فرمود: چه می دیدی؟
مرد گفت: سفیدی بسیار و سیاهی بسیاری دیدم.
فرمود: کدام یک از آن دو به تو نزدیک تر بود؟
گفت: سیاهی.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، فرمود: بگو: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي الْكَثِيرَ مِنْ مَعَاصِيكَ، وَ اقْبَلْ مِنِّي الْيَسِيرَ مِنْ طَاعَتِكَ»؛ «خداوندا! گناهان بسیارم را بیامرز و عبادت اندکم را بپذیر».
مرد آن را گفت و باز بیهوش شد.
حضرت فرمود: ای ملک الموت! بار مرگ را بر او سبک گردان تا از وی چیزی بپرسم.
مرد به هوش آمد و حضرت فرمود: چه می دیدی؟
گفت: سفیدی بسیار و سیاهی بسیاری دیدم.
فرمود: کدام یک از آن دو به تو نزدیک تر بود؟
مرد گفت: سفیدی.
ص: 293
فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ : غَفَرَ اللَّهُ لِصَاحِبِكُمْ.
قَالَ: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ : إِذَا حَضَرْتُمْ مَيِّتاً فَقُولُوا لَهُ هَذَا الْكَلَامَ لِيَقُولَهُ.
(10)
بَابُ إِذَا عَسُرَ عَلَى الْمَيِّتِ الْمَوْتُ وَاشْتَدَّ عَلَيْهِ النَّزْعُ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ ذَرِيحٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام:
إِنَّ أَبَا سَعِيدٍ الْخُدْرِيَّ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ كَانَ مُسْتَقِيماً، فَنَزَعَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَغَسَّلَهُ أَهْلُهُ، ثُمَّ حُمِلَ إِلَى مُصَلَّاهُ فَمَاتَ فِيهِ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا عَسُرَ عَلَى الْمَيِّتِ مَوْتُهُ وَ نَزْعُهُ قُرْبَ إِلَى مُصَلَّاهُ الَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: خداوند رفیق شما را آمرزید.
راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه بر بالین کسی که در حال مرگ است حاضر شدید این کلام را به او بگویید تا آن را تکرار کند.
1- ذریح گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
علی بن حسین علیهما السلام فرمود: ابو سعید خدری از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بود که در امر ولایت مستقیم بود سه روز بود که در حال جان دادن بود خانواده اش او را شستند و به جایگاه نمازش بردند و در آن جا مرد.
2- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه مردن و جان کندن بر میّت دشوار شود، بایستی به جایگاه نمازش برده شود.
ص: 294
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
إِذَا اشْتَدَّتْ عَلَيْهِ النَّزْعُ فَضَعْهُ فِي مُصَلَّاهُ الَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ، أَوْ عَلَيْهِ.
4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ لَيْثٍ الْمُرَادِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
قَالَ: إِنَّ أَبَا سَعِيدٍ الْخُدْرِيَّ قَدْ رَزَقَهُ اللَّهُ هَذَا الرَّأْيَ، وَإِنَّهُ قَدِ اشْتَدَّ نَزْعُهُ فَقَالَ: احْمِلُونِي إِلَى مُصَادِيَ.
فَحَمَلُوهُ فَلَمْ يَلْبَثْ أَنْ هَلَكَ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ لِابْنِهِ الْقَاسِمِ: قُمْ يَا بُنَيَّ! فَاقْرَأْ عِنْدَ رَأْسِ أَخِيكَ (وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا) حَتَّى تَسْتَتِمَّهَا.
فَقَرَأَ فَلَمَّا بَلَغَ (أَهُمْ أَشدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنَا) قَضَى الْفَتَى.
3- زراره گوید: هنگامی که جان کندن بر میت دشوار شود باید او را به جایگاه نمازش که در آن نماز می خوانده ببرند.
4- لیث مرادی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند به ابو سعید خدری اقرار به ولایت را ارزانی داشت، ولی با این حال، جان کندنش دشوار شد. از این رو وی گفت: مرا به جایگاه نمازم ببرید.
و چون چنین کردند مدتی نگذشت که ابو سعید وفات یافت.
5- سلیمان جعفری گوید: امام کاظم علیه السلام را دیدم که به فرزندش قاسم می فرمود: فرزندم! برخیز و بر بالین برادرت سوره (والصافاتِ صَفّاً) را بخوان تا آن را به پایان برسانی.
او شروع به قرائت کرد و چون به این آیه از سوره رسید که (آهمْ أَشَدُّ خَلْقَاً أَمْ مَنْ خَلَقْنَا)، «آيا ایشان از نظر آفرینش سخت ترند یا آنان که ما آفریده ایم؟» جوان جان خویش را تسلیم کرد.
ص: 295
فَلَمَّا سُجِّيَ وَ خَرَجُوا أَقْبَلَ عَلَيْهِ يَعْقُوبُ بْنُ جَعْفَرٍ فَقَالَ لَهُ: كُنَّا نَعْهَدُ الْمَيِّتَ إذا نُزِلَ بِهِ يُقْرَأُ عِنْدَهُ (يسِ * وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ) وَ صِرْتَ تَأْمُرُنَا بِالصَّافَّاتِ.
فَقَالَ: يَا بُنَيَّ لَمْ يَقْرَأْ عَبْدٌ مَكْرُوبٌ مِنْ مَوْتٍ قَطُّ إِلَّا عَجَّلَ اللَّهُ رَاحَتَهُ.
(11)
بَابُ تَوْجِيهِ الْمَيِّتِ إِلَى الْقِبْلَةِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الشَّعِيرِيِّ وَغَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
فِي تَوْجِيهِ الْمَيِّتِ تَسْتَقْبِلُ بِوَجْهِهِ الْقِبْلَةَ، وَ تَجْعَلُ قَدَمَيْهِ مِمَّا يَلِي الْقِبْلَةَ.
2- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَيِّتِ.
فَقالَ: اسْتَقْبِلْ بِبَاطِنِ قَدَمَيْهِ الْقِبْلَةَ.
هنگامی که پارچه ای روی او کشیدند و خارج شدند یعقوب بن جعفر پیش پدر آمد و گفت: در زمان سابق، هرگاه کسی در حال احتضار بود بر بالینش (یس وَ القُرانِ الحكيم) می خواندند شما فرمودید: که سورۀ «صافات» خوانده شود!
امام فرمود: ای فرزندم! هر بنده ای که مرگش دشوار شود و این سوره برایش خوانده شود، به طور حتم خداوند در راحتی او تعجیل فرماید.
1- عده ای از راویان گویند: امام صادق علیه السلام درباره چگونگی قرار دادن مرده فرمود:
صورت او را رو به قبله کنید و قدم های وی را به سمت قبله قرار دهید.
2- معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مرده پرسیدم.
فرمود: کف پاهای او را به جانب قبله بگردان.
ص: 296
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
إِذَا مَاتَ لِأَحَدِكُمْ مَيِّتٌ فَسَجُوهُ تُجَاهَ الْقِبْلَةِ، وَكَذَلِكَ إِذَا غُسَّلَ يُحْفَرُ لَهُ مَوْضِعُ الْمُغْتَسَل تُجَاهَ الْقِبْلَةِ، فَيَكُونُ مُسْتَقْبِلاً بِبَاطِن قَدَمَيْهِ وَ وَجْهِهِ إِلَى الْقِبْلَةِ.
(12)
بَابُ أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يَكْرَهُ عَلَى قَبْضِ رُوحِهِ.
1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: - وَ كَانَ خَيْراً - قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو الْيَقْطَانِ عَمَّارٌ الْأَسَدِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم.
لَوْ أَن مُؤْمِناً أَقْسَمَ عَلَى رَبِّهِ أَن لا يُمِيتَهُ مَا أَمَانَهُ أَبَداً، وَلَكِنْ إِذَا كَانَ ذَلِكَ، أَوْ إِذَا حَضَرَ أَجَلُهُ بَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِ رِيحَيْنِ رِيحاً يُقَالُ لَهَا الْمُنْسِيَةٌ، وَرِيحاً يُقَالُ لَهَا: الْمُسَخَّيَةُ.
3- سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هرگاه یکی از شما بمیرد او را رو به قبله نمایید جامه ای بر رویش بکشید و به هنگام غسل، جایگاه غسلش رو به قبله باشد، کف پاها و صورتش نیز رو به قبله قرار گیرد.
1- عمّار اسدی گوید امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
اگر مؤمنی پروردگارش را سوگند دهد که او را نمیراند، هیچ گاه او را نخواهد میراند ولی هنگامی که چنان شود یا عجل او فرا برسد خداوند متعال دو نسیم به سوی او می فرستد که نام یکی از آن ها منسیه (از یاد برنده) و دیگری مسخیّه (سخاوت بخش) است.
ص: 297
فَأَمَّا الْمُنْسِيَةُ فَإِنَّهَا تَنْسِيهِ أَهْلَهُ وَ مَالَهُ، وَأَمَّا الْمُسَخَّيَةُ، فَإِنَّهَا تُسَخَّى نَفْسَهُ عَنِ الدُّنْيَا حَتَّى يَخْتَارَ مَا عِنْدَاللَّهِ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم! هَلْ يَكْرَهُ الْمُؤْمِنُ عَلَى قَبْضِ رُوحِهِ؟
قَالَ: لا، وَاللَّهِ! إِنَّهُ إِذَا أَتَاهُ مَلَكُ الْمَوْتِ لِقَبْضِ رُوحِهِ جَزِعَ عِنْدَ ذَلِكَ، فَيَقُولُ لَهُ مَلَكَ الْمَوْتِ: يَا وَلِيَّ اللَّهِ لا تَجْزَعْ، فَوَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً صلى الله عليه واله وسلم! لَأَنَا أَبَرُّ بِكَ وَ أَشْفَقُ عَلَيْكَ مِنْ وَالِدٍ رَحِيمٍ لَوْ حَضَرَكَ افْتَحْ عَيْنَكَ فَانْظُرْ.
قَالَ: وَ يُمَثَّلُ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَالْأَئِمَّةُ مِنْ ذُرِّيَّتِهِمْ علیهم السلام، فَيُقَالُ لَهُ: هَذَا رَسُولُ اللَّهِ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ وَالْأَئِمَّةُ علیهم السلام رُفَقَاؤُكَ.
منسيه اهل و مال را از یاد او می برد و مسخيّه نفس او را نسبت به دنیا سخاوتمند می کند (یعنی مرگ را بر او آسان می نماید) تا آن چه را که در پیشگاه خداوند است، برگزیند. 2- سدير صیرفی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کرده ام: قربانت گردم! ای پسر رسول خدا! آیا مؤمن بر قبض روحش مجبور می گردد؟
فرمود: نه به خدا سوگند! هرگاه ملک الموت برای قبض روح به سراغش آید، او بی تابی می کند.
ملک الموت به او می گوید: ای ولی خدا! بی تابی مکن! به آن که محمد صلى الله عليه واله وسلم را معبوث فرمود! من از پدر مهربانی که بر بالین تو حاضر باشد بر تو مهربان تر هستم چشم خود را باز کن و نگاه کن!
در این هنگام تمثال و چهره رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، امیرمؤمنان، فاطمه حسن، حسین و امامان از فرزندان ایشان علیهم السلام را برای او نمایان می کند و به وی می گوید: این رسول خدا،امیر مؤمنان علی، فاطمه، حسن، حیسن و امامان علیهم السلام هستند که رفقای تو هستند.
ص: 298
قَالَ: فَيَفْتَحُ عَيْنَهُ، فَيَنْظُرُ فَيُنَادِي رُوحَهُ مُنَادٍ مِنْ قِبَلِ رَبِّ الْعِزَّةِ فَيَقُولُ: (يَا أَيُّهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ) إِلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ (ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةٌ) بِالْوَلَايَةِ (مَرْضِيَّةٌ) بِالثَّوَابِ (فَادْخُلِي فِي عِبَادِي) يَعْنِي مُحَمَّداً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ (وَ ادْخُلِي جَنَّتِي).
فَمَا شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنِ اسْتِلَالِ رُوحِهِ وَ اللُّحُوقِ بِالْمُنَادِي.
(13)
بَابُ مَا يُعَايِنُ الْمُؤْمِنُ وَ الْكَافِرُ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام:
يَا عُقْبَةُ! لا يَقْبَلُ اللهُ مِنَ الْعِبَادِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا هَذَا الْأَمْرَ الَّذِي أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَ مَا بَيْنَ أَحَدِكُمْ وَ بَيْنَ أَنْ يَرَى مَا تَقَرُّ بِهِ عَيْنُهُ إِلَّا أَنْ تَبْلُغَ نَفْسُهُ إِلَى هَذِهِ.
فرمود: میت چشم خود را می گشاید و نگاه می کند و منادی پروردگار، روح او را مورد خطاب قرار می دهد و به او می گوید: «ای روحی که (به واسطهٔ محمد صلى الله عليه واله وسلم و اهل بیت او علیهم السلام) آرام یافته ای! باز گرد به سوی پروردگار خود درحالی که (به واسطه قبول ولایت) رضایت یافته ای (زیرا به ثواب و اجر آن خواهی رسید)؛ پس داخل شو در زمره بندگان من (یعنی محمد و اهل بیتش) و به بهشت من در آی».
در این حال هیچ چیزی برای او محبوب تر از جدا شدن به آرامی روحش و پیوستن به منادی حق نیست.
1- عقبه گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:
ای عقبه! خداوند در روز قیامت هیچ چیز را از بندگانش نمی پذیرد، مگر این امر (ولایت) را که شما (شیعیان) بر آن هستید و هیچ یک از شما نخواهد دید آن چه را که چشم او را روشن نماید مگر زمانی که جان او به این جا برسد.
ص: 299
ثُمَّ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى الْوَريدِ ثُمَّ انْكَأَ وَكَانَ مَعِيَ الْمُعَلَّى، فَغَمَزَنِي أَنْ أَسْأَلَهُ، فَقُلْتُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! فَإِذَا بَلَغَتْ نَفْسُهُ هَذِهِ أَيَّ شَيْءٍ يَرَى؟
فَقُلْتُ لَهُ: بِضْعَ عَشْرَةَ مَرَّةً أَيَّ شَيْءٍ فَقالَ فِي كُلِّهَا: يَرَى، وَ لا يَزِيدُ عَلَيْهَا.
ثُمَّ جَلَسَ فِي آخِرِهَا ، فَقَالَ: يَا عُقْبَةُ!
فَقُلْتُ: لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ.
فَقَالَ: أَبَيْتَ إِلَّا أَن تَعْلَمَ؟
فَقُلْتُ: نَعَمْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ! إِنَّمَا دِينِي مَعَ دِينِكَ، فَإِذَا ذَهَبَ دِينِي كَانَ ذَلِكَ كَيْفَ لِي بِكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ كُلَّ سَاعَةٍ؟
وَ بَكَيْتُ، فَرَقُ لِي فَقَالَ: يَرَاهُمَا وَ اللَّهِ ! فَقُلْتُ: بِأَبِي وَأُمِّي! مَنْ هُمَا؟
سیس با دست مبارک خود به شاهرگ خویش اشاره فرمود: آن گاه تکیه داده و نشست.
معلی که همراه من بود با چشم اشاره کرد که در این مورد از حضرتش بیش تر بپرسم.
گفتم: ای پسر رسول خدا! هرگاه جان محتضر به این جا برسد، چه چیزی را می بیند؟ بیش از ده بار پرسیدم چه چیزی را می بیند؟
ولی امام در همۀ آن ها فرمود: می بیند و چیزی بر آن نیافزود.
سپس در آخرین پرسش نشست و فرمود: ای عقبه!
گفتم: آری، بفرمایید!
فرمود: گویی دست نخواهی کشید مگر پاسخ سؤال را بدانی؟
گفتم: آری، ای پسر رسول خدا! دین من فقط دین شماست. هرگاه دین من برود، میان من و شما جدایی خواهد افتاد چگونه می توانم در حضور شما باشم و پاسخ خویش نگیرم؟!
سپس گریان شدم حضرت چون چنین دید، دلش به حالم سوخت و فرمود: به خدا سوگند! آن دو را می بیند.
گفتم: پدر و مادرم فدای شما باد! آن دو کیستند؟
ص: 300
قَالَ: ذَلِكَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ عَلِيٌّ لا يَا عُقْبَةُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ مُؤْمِنَةٌ أَبَداً حَتَّى تَرَاهُمَا.
قُلْتُ: فَإِذَا نَظَرَ إِلَيْهِمَا الْمُؤْمِنُ أَيَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا؟
فَقالَ: لا، يَمْضِي أَمَامَهُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهِمَا مَضَى أَمَامَهُ.
فَقُلْتُ لَهُ: يَقُولَانِ شَيْئاً؟
قالَ: نَعَمْ، يَدْخُلَانِ جَمِيعاً عَلَى الْمُؤْمِنِ، فَيَجْلِسُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عِنْدَ رَأْسِهِ وَ عَلِيٌّ علیه السلام عِنْدَ رِجْلَيْهِ، فَيُحِبُّ عَلَيْهِ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَيَقُولُ: يَا وَلِيَّ اللَّهِ! أَبْشِرْ أَنَا رَسُولُ اللهِ، إِنِّي خَيْرٌ لَكَ مِمَّا تَرَكْتَ مِنَ الدُّنْيَا.
ثُمَّ يَنْهَضُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَيَقُومُ عَلِيٌّ علیه السلام حَتَّى يُكِبَّ عَلَيْهِ فَيَقُولُ: يَا وَلِيَّ اللَّهِ! أَبْشِرْ أَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبِ الَّذِي كُنْتَ تُحِبُّهُ أَمَا لَأَنْفَعَنَّكَ.
ثُمَّ قَالَ: إِنَّ هَذَا فِي كِتَابِ اللهِ.
قُلْتُ: أَيْنَ - جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ! - هَذَا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ؟
فرمود: آن ها رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم و علی علیه السلام هستند. ای عقبه! هیچ مؤمنی نمی میرد مگر این که آن ها را می بیند.
گفتم: هرگاه مؤمن ایشان را چنین ببیند، آیا دوباره به دنیا باز می گردد؟
فرمود: نه، به جلو پیش خواهد رفت، هرگاه ایشان را ببیند.
گفتم: آیا چیزی به او می گویند؟
فرمود: آری، هردو با هم نزد مؤمن آیند. رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در کنار سر و علی علیه السلام در کنار پای او خواهند نشست، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم رو به او می کند و می فرماید: ای دوست خدا! بشارت باد بر تو! من رسول خدایم من از آن چه که از دنیا ترک کرده ای برای تو بهترم.
سپس رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بر می خیزد و علی علیه السلام به پا خاسته و رو به او می کند و می فرماید: ای دوست خدا! بشارت باد بر تو! من على بن أبى طالبم، آن کسی که او را دوست می داشتی آگاه باش که به تو سود خواهم رساند.
سپس امام صادق علیه السلام فرمود: این حقیقت در کتاب خدای متعال مذکور است.
گفتم: خداوند مرا فدای تو گرداند در کجای کتاب خداست؟
ص: 301
قَالَ: فِي يُونُسَ قَوْلُ اللَّهِ هَاهُنَا (الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ * هُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الْآخِرَةِ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ).
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ خَالِدِ بْن عُمَارَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:
إِذَا حِيلَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْكَلَامِ أَتَاهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ مَنْ شَاءَ اللَّهُ، فَجَلَسَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنْ يَمِينِهِ وَالآخَرُ عَنْ يَسَارِهِ فَيَقُولُ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: أَمَّا مَا كُنْتَ تَرْجُو فَهُوَ ذَا أَمَامَكَ، وَ أَمَّا مَا كُنْتَ تَخَافُ مِنْهُ فَقَدْ أَمِنْتَ مِنْهُ.
ثُمَّ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّةِ فَيَقُولُ: هَذَا مَنْزِلُكَ مِنَ الْجَنَّةِ، فَإِنْ شِئْتَ رَدَدْنَاكَ إِلَى الدُّنْيَا وَ لَكَ فِيهَا ذَهَبٌ وَ فِضَّةٌ.
فَيَقُولُ: لَا حَاجَةَ لِي فِي الدُّنْيَا.
فرمود: در سوره یونس، آن جا که خدای متعال می فرماید: «آن کسانی که ایمان آورده و پرهیزگار شدند برای آن ها بشارت باد در زندگی دنیا و جهان آخرت و کلمات خداوند را تغییری نیست و این همان رستگاری بزرگ است».
2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه زبان شخص در حال مرگ بسته شود و از سخن گفتن بازماند، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم و آن کس را که خدا خواهد (امیر مؤمنان علی علیه السلام) (1) نزد او آیند. رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در طرف راست او می نشیند و دیگری در طرف چپش. آن گاه رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم می فرماید: آن چه را که امید داشتی در پیش روی توست و از آن چه که می ترسیدی ایمن گشته ای.
سپس دری از درهای بهشت برای او گشوده می شود و می فرماید: این منزل تو در بهشت است. اگر بخواهی تو را به دنیا باز گردانیم و برای تو در آن، طلا و نقره خواهد بود.
میت می گوید مرا حاجتی در دنیا نیست.
ص: 302
فَعِنْدَ ذَلِكَ يَبْيَضُ لَوْنُهُ وَ يَرْشَحُ جَبِينُهُ وَ تَقَلَّصُ شَفَتَاهُ وَ تَنْتَشِرُ مَنْخِرَاهُ وَ تَدْمَعُ عَيْنُهُ الْيُسْرَى.
فَأَيَّ هَذِهِ الْعَلَامَاتِ رَأَيْتَ فَاكْتَفِ بِهَا، فَإِذَا خَرَجَتِ النَّفْسُ مِنَ الْجَسَدِ فَيُعْرَضُ عَلَيْهَا كَمَا عُرِضَ عَلَيْهِ وَ هِي فِي الْجَسَدِ، فَتَخْتَارُ الآخِرَةَ، فَتُغَسْلُهُ فِيمَنْ يُغَسْلُهُ وَ تُقَلِّبُهُ فِيمَنْ يُقَلِّبُهُ.
فَإِذَا أُدْرِجَ فِي أَكْفَانِهِ وَ وُضِعَ عَلَى سَرِيرِهِ خَرَجَتْ رُوحُهُ تَمْشِي بَيْنَ أَيْدِي الْقَوْمِ قُدُماً وَ تَلْقَاهُ أَرْوَاحُ الْمُؤْمِنِينَ يُسَلِّمُونَ عَلَيْهِ وَ يُبَشِّرُونَهُ بِمَا أَعَدَّ اللهُ لَهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ مِنَ النَّعِيمِ، فَإِذَا وُضِعَ فِي قَبْرِهِ رُدَّ إِلَيْهِ الرُّوحُ إِلَى وَرِكَيْهِ، ثُمَّ يُسْأَلُ عَمَّا يَعْلَمُ، فَإِذَا جَاءَ بِمَا يَعْلَمُ فُتِحَ لَهُ ذَلِكَ الْبَابُ الَّذِي أَرَاهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْ نُورِهَا وَ ضَوْئِهَا وَ بَرْدِهَا وَ طِيبِ رِيحِهَا.
قَالَ: قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَأَيْنَ ضَغْطَةُ الْقَبْر؟
در این هنگام رنگش سفید شده، عرق مرگ بر پیشانی اش می نشیند و لب هایش جمع و بینی اش کشیده می شود و از چشم چپش اشک می ریزد.
پس هرکدام از این نشانه ها را که دیدی بر تو کافی است که به این ماجرا پی ببری و آن گاه که جان از بدن بیرون می رود همان دو پیشنهاد دوباره بر او عرضه می شود و باز هم او جهان آخرت را بر می گزیند پس او را غسل می دهند در جمع کسانی که او را غسل می دهند و او را (از پهلویی به پهلویی) می گردانند در جمع کسانی که او را می گردانند. پس هرگاه در کفن های خود قرار می گیرد و بر تابوتش می گذارند، روح او خارج شده، در پیش روی مردمی که او را تشییع می کنند راه می رود و ارواح مؤمنان وی را ملاقات می کنند به او سلام می دهند و او را به نعمت هایی که خداوند متعال برایش مهیا کرده است، بشارت می دهند و چون در قبرش نهاده می شود روح وی تا بالای رانش بازگردانده می شود سپس از آن چه می داند از او سؤال می شود.
پس چون پاسخ می دهد آن دری که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به او نشان داده بود، برایش بازگردد و نور، روشنایی، خنکی و بوی خوش بهشت او را فرا گیرد.
ابو بصیر گوید گفتم: قربانت گردم! پس فشار قبر در کجاست؟
ص: 303
فَقالَ: هَيْهَاتَ مَا عَلَى الْمُؤْمِنِينَ مِنْهَا شَيْءٌ وَاللهِ! إِنَّ هَذِهِ الْأَرْضَ لَتَفْتَخِرُ عَلَى هَذِهِ فَيَقُولُ: وَطى عَلَى ظهري مُؤْمِنٌ، وَ لَمْ يَطَأُ عَلَى ظَهْرِكِ مُؤْمِنٌ.
وَتَقُولُ لَهُ الْأَرْضُ: وَ اللَّهِ! لَقَدْ كُنْتُ أُحِبُّكَ وَ أَنْتَ تَمْشِي عَلَى ظَهْرِي، فَأَمَّا إِذَا وليتك فَسَتَعْلَمُ مَا ذَا أَصْنَعُ بِكَ فَتَفْسَحُ لَهُ مَدْ بَصَرِهِ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ أَنَّهُ حَضَرَ أَحَدَ ابْنَيْ سَابُورَ، وَ كَانَ لَهُمَا فَضْلٌ وَ وَرَعٌ وَ إِخْبَاتٌ، فَمَرِضَ أَحَدُهُمَا وَ مَا أَحْسَبُهُ إِلَّا زَكَرِيَّا بْنَ سَابُورَ.
قَالَ: فَحَضَرْتُهُ عِنْدَ مَوْتِهِ، فَبَسَطَ يَدَهُ، ثُمَّ قَالَ: ابْيَضَّتْ يَدِي يَا عَلِيُّ!
فرمود: هيهات! هرگز برای مؤمنان چیزی از آن فشار نیست به خدا سوگند! این زمین به زمین دیگر افتخار می کند و می گوید بر روی من مؤمنی قدم گذارده است، ولی بر روی تو
مؤمنی گام ننهاده است و زمین به او می گوید: به خدا سوگند! در حالی که بر روی من راه می رفتی تو را دوست می داشتم و هنگامی که تو در را در برگیرم خواهی دید که با تو به نیکی رفتار خواهم کرد.
پس به اندازه دید چشم، زمین (قبر) برایش وسعت می یابد.
3- یونس بن یعقوب گوید: سعید بن یسار بر بالین یکی از دو پسر سابور (که در حال احتضار بود) حاضر شد. دو پسر دارای فضل، تقوا و خشوع زیادی بودند. یکی از آن ها بیمار شد که گمانم زکریابن سابور بود.
سعید گوید: به هنگام مرگش بر بالین وی حاضر شدم دست خود را گشود و گفت: ای علی! دستم سخت سفید شده است!
ص: 304
قَالَ: فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام وَ عِنْدَهُ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ، قَالَ: فَلَمَّا قُمْتُ مِنْ عِنْدِهِ ظَنَنْتُ أَنَّ مُحَمَّداً يُخْبِرُهُ بِخَبَرِ الرَّجُلِ، فَأَتْبَعَنِي بِرَسُولٍ، فَرَجَعْتُ إِلَيْهِ.
فَقَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ هَذَا الرَّجُلِ الَّذِي حَضَرْتَهُ عِنْدَ الْمَوْتِ أَيَّ شَيْءٍ سَمِعْتَهُ يَقُولُ؟
قَالَ: قُلْتُ: بَسَطَ يَدَهُ، ثُمَّ قَالَ: ابْيَضَّتْ يَدِي يَا عَلِيُّ!
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: وَاللهِ! رَآهُ وَاللَّهِ! رَآهُ وَاللهِ! رَآهُ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
مِنْكُمْ وَ اللها يُقْبَلُ، وَ لَكُمْ وَاللهِا يُغْفَرُ، إِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ أَحَدِكُمْ وَ بَيْنَ أَن يَعْتَبطَ وَيَرَى السُّرُورَ وَ قُرَّةَ الْعَيْنِ إِلَّا أَنْ تَبْلُغَ نَفْسُهُ هَاهُنَا، وَ أَوْ مَأَ بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ.
گوید: چون خدمت امام صادق علیه السلام شرف یاب شدم محمّدبن مسلم نزد آن حضرت بود، وقتی از نزد آن حضرت بر خاستم گمان کردم که محمد خبر آن مرد را به آن حضرت گزارش کرده است.
حضرتش کسی را در پی من فرستاد بنابراین به سوی او باز گشتم. امام به من فرمود:خبر این مرد را به من گزارش کن که هنگام مرگ که کنار او بودی، از او چه شنیدی؟
گفتم: دست خود را باز کرد، سپس گفت: ای علی! دستم سخت سفید شده است.
امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! او ( یعنی علی علیه السلام) را دیده است. به خدا سوگند! او را دیده است، به خدا سوگند او را دیده است.
4- عمار بن مروان گوید: یکی از افرادی که خدمت امام صادق علیه السلام رسیده بود، گفت: حضرتش فرمود:
به خدا سوگند! فقط از شما (شیعیان) عملی پذیرفته می شود و به خدا سوگند! برای شما (گناه) بخشیده می شود و به خدا سوگن! فاصله ای میان هریک از شما و میان آن که به آرزویش برسد و خوشحال شود و چشمش روشن گردد، نیست مگر آن که جان او به این جا برسد (و با دست مبارکش به گلویش اشاره فرمود).
ص: 305
ثُمَّ قَالَ: إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ وَ احْتُضِرَ حَضَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ عَلِيٌّ علیه السلام وَ جَبْرَئِيلُ وَمَلَكَ الْمَوْتِ علیه السلام، فَيَدْنُو مِنْهُ عَلِيٌّ علیه السلام فَيَقُولُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ هَذَا كَانَ يُحِبُّنَا أَهْلَ البيت، فأحبهُ.
وَ يَقُولُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا جَبْرَئِيلُ! إِنَّ هَذَا كَانَ يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ أَهْلَ بَيْتِ رَسُولِهِ فَأَحِبَّهُ.
وَ يَقُولُ جَبْرَئِيلُ لِمَلَكِ الْمَوْتِ إِنَّ هَذَا كَانَ يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ أَهْلَ بَيْتِ رَسُولِهِ فَأَحِبَّهُ وَ ارْفُقُ بِهِ.
فَيَدْنُو مِنْهُ مَلَكَ الْمَوْتِ، فَيَقُولُ: يَا عَبْدَ اللهِ! أَخَذْتَ فَكَاكَ رَقَبَتِكَ، أَخَذْتَ أَمَانَ بَرَاءَتِكَ، تَمَسَّكْتَ بِالْعِصْمَةِ الْكُبْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا؟
قَالَ: فَيُوَفِّقُهُ اللهُ فَيَقُولُ: نَعَمْ.
سپس فرمود: چون چنین شود و شخص در حال احتضار باشد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، على علیه السلام، جبرئیل و ملک الموت علیهم السلام نزد او حاضر شوند.
علی علیه السلام به او نزدیک شده و فرماید: ای رسول خدا! این شخص، ما اهل بیت را دوست می داشت او را دوست بدار.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم می فرماید: ای جبرئیل! این شخص، خدا، رسول خدا و اهل بیت رسول خدا را دوست می داشت او را دوست بدار.
جبرئیل به ملک الموت گوید: این شخص، خدا، رسول خدا و اهل بیت رسول خدا را دوست می داشت او را دوست بدار و با وی مدارا کن.
ملک الموت به او نزدیک شده می گوید: ای بنده خدا! آیا برات آزادی خود را گرفتی؟ آیا امان نامه برائت خود را از آتش گرفتی؟ که در زندگی دنیا به عصمت کبری چنگ زدی؟
سپس امام فرمود: خداوند به او توفیق داده و بر سخن گفتن توانایش می کند و شخص در این حال می گوید: آری!.
ص: 306
فَيَقُولُ: وَ مَا ذَلِكَ؟
فَيَقُولُ: وَلَايَةُ على بن أبي طالب علیه السلام.
فَيَقُولُ: صَدَقْتَ، أَمَّا الَّذِي كُنْتَ تَحْذَرُهُ فَقَدْ آمَنَكَ اللهُ مِنْهُ، وَأَمَّا الَّذِي كُنْتَ تَرْجُوهُ، فَقَدْ أَدْرَكْتَهُ أَبْشِرْ بِالسَّلَفِ الصَّالِحِ مُرَافَقَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ عَلَى وَ فَاطِمَةَ علیهما السلام.
ثُمَّ يَسُلُّ نَفْسَهُ سَلاً رَفِيقاً، ثُمَّ يَنْزِلُ بِكَفَنِهِ مِنَ الْجَنَّةِ وَ حَنُوطِهِ مِنَ الْجَنَّةِ بِمِسْكِ أَذْفَرَ فَيُكَفِّنُ بِذَلِكَ الْكَفَنِ، وَ يُحَنَّطُ بِذَلِكَ الْحَنُوطِ، ثُمَّ يُكْسَى حُلَّةٌ صَفْرَاءَ مِنْ حُلَلٍ الْجَنَّةِ، فَإِذَا وُضِعَ فِي قَبْرِهِ فُتِحَ لَهُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ يَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْ رَوْحِهَا وَ رَيْحَائِهَا، ثُمَّ يُفْسَحُ لَهُ عَنْ أَمَامِهِ مَسِيرَةَ شَهْرٍ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ يَسَارِهِ.
ملک الموت می گوید: آن وسیله چیست؟
شخص می گوید: ولایت علی بن ابى طالب علیه السلام.
ملک الموت می گوید: راست گفتی، آن چه را که از آن می ترسیدی، خداوند تو را از آن ایمن ساخت و آن چه را که به آن امید داشتی دریافتی، بشارت باد تو را به همراهی با گذشتگان نیکو و همراهی رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، علی و فاطمه علیهما السلام.
سپس با مهربانی و نرمی جان او را می گیرد.
آن گاه کفن و حنوطش - که از مشک خوش بوست - از بهشت فرود می آید و با آن کفن شده و حنوط می گردد پس از آن لباس نفیس زرد رنگی از لباس های نفیس بهشتی بر تنش می کنند چون او را در قبرش می نهند دری از درهای بهشت برایش گشوده شود که از آن بوی خوش روح بخش بهشتی او را فرا می گیرد.
سپس از پیش رو و از جانب راست و چپش هرکدام به اندازه پیمودن یک ماه راه برایش وسعت دهند.
ص: 307
ثمَّ يُقَالُ لَهُ: نَمْ نَوْمَةَ الْعَرُوسِ عَلَى فِرَاشِهَا، أَبْشِرْ بِرَوْحِ وَ رَيْحَانٍ وَجَنَّةِ نَعِيمٍ وَ رَبِّ غَيْرِ غَضْبَانَ.
ثُمَّ يَزُورُ آلَ مُحَمَّدٍ علیهم السلام فِي جِنَانِ رَضْوَى، فَيَأْكُلُ مَعَهُمْ مِنْ طَعَامِهِمْ وَ يَشْرَبُ مِنْ شَرَابِهِمْ، وَ يَتَحَدَّثُ مَعَهُمْ فِي مَجَالِسِهِمْ حَتَّى يَقُومَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ، فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا بَعَثَهُمُ اللهُ فَأَقْبَلُوا مَعَهُ يُلَبُونَ زُمَراً زُمَراً.
فَعِنْدَ ذَلِكَ يَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ وَيَضْمَحِلُّ الْمُحِلُّونَ، وَ قَلِيلٌ مَا يَكُونُونَ، هَلَكَتِ الْمَحَاضِيرُ وَ نَجَا الْمُقَرَّبُونَ.
مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم لَعَلِي علیه السلام، أَنْتَ أَخِي وَ مِيعَادُ مَا بَيْنِي وَ بَيْنَكَ وَادِي السَّلام.
قَالَ: وَإِذَا احْتُضِرَ الْكَافِرُ حَضَرَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ عَلِيٌّ علیه السلام وَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام وَ مَلَكَ الْمَوْتِ.
آن گاه به او می گویند: بخواب هم چون خواب عروس در بستر خود، مژده باد تو را به نسیم و بوی خوش و نعمت های بهشتی و پروردگاری که از تو خشمگین نیست.
پس از آن آل محمد علیهم السلام را در باغ های رضوان زیارت می کند و به همراه آنان از طعامشان می خورد، از آشامیدنی آن ها می نوشد و در محافل آنان با حضرتشان گفت و گو می نماید تا قائم ما اهل بیت قیام کند و چون قائم ما قیام کند، خداوند آن ها را بر می انگیزد و گروه گروه به او لبیک می گویند. در این هنگام است که باطل گرایان شک می کنند و هتک کنندگان حریم نابود می شوند و کم هستند آنان که می مانند، عجله کنندگان فرج هلاک شوند و آنان که فرج را نزدیک می دانند نجات می یابند.
به همین سبب رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به علی علیه السلام فرمود: تو برادر منی، و وعده من و تو، وادی السلام است.
حضرتش فرمود: هرگاه کافر در حال مرگ می افتد، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، علی علیه السلام، جبرئیل و ملک الموت علیهما السلام بر بالینش حاضر شوند.
ص: 308
فَيَدْنُو مِنْهُ عَلِيٌّ علیه السلام فَيَقُولُ: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنَّ هَذَا كَانَ يُبْغِضُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَأَبْغِضُهُ.
وَ يَقُولُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا جَبْرَئِيلُ إِنَّ هَذَا كَانَ يُبْغِضُ اللهَ وَرَسُولَهُ وَ أَهْلَ بَيْتِ رَسُولِهِ فَأَبْغِضُهُ.
فَيَقُولُ جَبْرَئِيلُ: يَا مَلَكَ الْمَوْتِ إِنَّ هَذَا كَانَ يُبْغِضُ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَ أَهْلَ بَيْتِ رَسُولِهِ فَأَبْغِضْهُ وَ اعْتُفْ عَلَيْهِ.
فَيَدْنُو مِنْهُ مَلَكَ الْمَوْتِ فَيَقُولُ: يَا عَبْدَ اللهِ! أَخَذْتَ فَكَاكَ رِهَانِكَ، أَخَذْتَ أَمَانَ بَرَاءَتِكَ، تَمَسَّكْتَ بِالْعِصْمَةِ الْكُبْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا؟
فيقول: لا.
فَيَقُولُ: أَبْشِرْ يَا عَدُوَّ اللَّهِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَعَذَابِهِ وَ النَّارِ، أَمَّا الَّذِي كُنْتَ تَحْذَرُهُ فَقَدْ نَزَلَ بِكَ.
علی علیه السلام به او نزدیک شده به رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم می فرماید: ای رسول خدا! این شخص ما اهل بیت را دشمن می داشت، او را دشمن بدار.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم می فرماید: ای جبرئیل! این ،شخص خدا، رسول او و اهل بیت رسول خدا را دشمن می داشت، او را دشمن بدار.
سپس جبرئیل می گوید: ای ملک الموت! این شخص خدا، رسول خدا و اهل بیت رسول خدا را دشمن می داشت، او را دشمن بدار و بر او سخت گیری کن.
ملک الموت به او نزدیک شده می گوید: ای بنده خدا! آیا برات آزادی خود را گرفتی؟ آیا امان خود را از آتش گرفتی؟ و آیا در زندگی دنیا به عصمت کبری چنگ زدی؟
می گوید: نه!
ملک الموت می گوید: بشارت باد تو را - ای دشمن خدا! - به غضب خدای متعال عذاب و آتش دوزخ، هان که از آن چه که می ترسیدی، بر تو نازل خواهد شد.
ص: 309
ثُمَّ يَسُلُّ نَفْسَهُ سَلاً عَنِيفاً، ثُمَّ يُوَكَّلُ بِرُوحِهِ ثَلَاثَمِائَةِ شَيْطَانٍ كُلُّهُمْ يَبْزُقُ فِي وَجْهِهِ وَ يَتَأَذًى بِرُوحِهِ، فَإِذَا وُضِعَ بِرُوحِهِ، فَإِذَا وُضِعَ فِي قَبْرِهِ فُتِحَ لَهُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ النَّارِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْ قَيْحِهَا وَ لَهَبِهَا.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: حَدَّثَنِي صَالِحُ بْنُ مِيثَم عَنْ عَبَايَةَ الْأَسَدِيِّ أَنَّهُ سَمِعَ عَلِي علیه السلام يَقُولُ:
وَ اللَّهِ! لا يُبْغِضُنِي عَبْدٌ أَبَداً يَمُوتُ عَلَى بُغْضِي إِلَّا رَآنِي عِنْدَ مَوْتِهِ حَيْثُ يَكْرَهُ وَلا يُحِبُّنِي عَبْدٌ أَبَداً فَيَمُوتُ عَلَى حُبِّي إِلا رَآنِي عِنْدَ مَوْتِهِ حَيْثُ يُحِبُّ.
فَقالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام، نَعَمْ، وَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم بِالْيَمِينِ.
سپس با سختی جان او را می گیرد آن گاه سیصد شیطان بر روح او گماشته می شوند که همۀ آن ها آب دهان بر صورتش می افکنند و روحش را می آزارند و آن گاه که در قبر گذاشته می شود، دری از درهای دوزخ به رویش باز گردد، بوی آتش و زبانه آن، او را فرامی گیرد.
5- عبد الرحیم گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: صالح بن میثم از عبایه اسدی نقل می کند که او از علی علیه السلام شنیده که آن حضرت فرمود:
به خدا سوگند! هرگز بنده ای مرا دشمن نمی دارد که بر دشمنی من بمیرد مگر آن که هنگام مرگش مرا ببیند و بر او ناخوش آید و هرگز بنده ای مرا دوست نمی دارد که بر دوستی من بمیرد مگر آن که هنگام مرگش آن گونه مرا ببیند که دوست می دارد.
امام باقر علیه السلام فرمود: آری، چنین است و رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در جانب راست او حاضر خواهد شد.
ص: 310
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ سَابُورٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام يَقُولُ فِي الْمَيِّتِ: تَدْمَعُ عَيْتُهُ عِنْدَ الْمَوْتِ.
فَقالَ: ذَلِكَ عِنْدَ مُعَايَنَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم، فَيَرَى مَا يَسُرُّهُ.
ثُمَّ قَالَ: أَمَا تَرَى الرَّجُلَ يَرَى مَا يَسُرُّهُ وَ مَا يُحِبُّ فَتَدْمَعُ عَيْنُهُ لِذَلِكَ وَيَضْحَكُ؟
7- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيِّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَامِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ بْنِ جُذَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
إِنَّ النَّفْسَ إِذَا وَقَعَتْ فِي الْحَلْقِ أَتَاهُ مَلَكَ، فَقَالَ لَهُ: يَا هَذَا، أَوْ يَا فُلَانُ! أَمَّا مَا كُنْتَ تَرْجُو فَأَيَسْ مِنْهُ وَ هُوَ الرَّجُوعُ إِلَى الدُّنْيَا؟ وَأَمَّا مَا كُنتَ تَخَافُ فَقَدْ أمِنتَ مِنْهُ.
6- يحيى بن سابور گوید: از امام صادق لیه السلام شنیدم که دربارۀ میت می فرمود: به هنگام مرگ، اشک بر چشمانش جاری می شود.
و فرمود: این در هنگام دیدن رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم است در این حال او آن چه را که خوشحالش می کند می بیند.
سپس فرمود: مگر ندیده ای وقتی شخصی چیزی می بیند که او را خوشحال می کند و آن را دوست می دارد اشک او جاری می شود و می خندد.
7- عامر بن عبدالله بن جذعه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
چون جان به گلو می رسد فرشته ای نزد او آید و به او گوید: ای فلانی به آن چه امید داشتی - که بازگشت به دنیا است - باید از آن ناامید شوی، و از آن چه که می ترسیدی بدان که از آن ایمن شده ای.
ص: 311
8- أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ عَنْ عُقْبَةَ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا وَقَعَتْ نَفْسُهُ فِي صَدْرِهِ يَرَى.
قلتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَا يَرَى؟
قَالَ: يَرَى رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم، فَيَقُولُ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: أَنَا رَسُولُ اللهِ أَبْشِرْ!
ثُمَّ يَرَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام فَيَقُولُ: أَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبِ الَّذِي كُنْتَ تُحِبُّهُ، تُحِبُّ أَنْ أَنْفَعَكَ الْيَوْمَ؟
قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَ يَكُونُ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ يَرَى هَذَا ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا؟
قَالَ: قَالَ: لا، إذا رأى هَذَا أَبَداً مات وأعظم ذلك.
قَالَ: وَ ذَلِكَ فِي الْقُرْآنِ قَوْلُ اللهِ: (الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرَىٰ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الآخِرَةِ لا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللهِ).
8- عقبه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیده است که حضرتش فرمود: هنگامی که جان انسان به سینه اش می رسد می بیند.
گفتم: قربانت گردم چه می بیند؟
فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را می بیند که به او می فرماید: من رسول خدا هستم مژده باد!
سپس علی بن ابی طالب علیه السلام را می بیند که به او می فرماید: من علی بن ابی طالبم که او را دوست می داشتی دوست داری امروز به تو سود بخشم؟
راوی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا از مردم کسی هست که او را ببیند، سپس به دنیا باز گردد؟
فرمود: نه، هرگاه آن ها را ببیند برای همیشه می میرد و مژده باشکوهی به او دهند.
و فرمود: این در قرآن است آن جا که خدا می فرماید: «آنان که ایمان آوردند و پرهیزگار بودند بر آنان بشارت در زندگی دنیا و بشارت در جهان آخرت باد و کلمات خداوند را دگرگونی و تبدیلی نیست».
ص: 312
9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: كَانَ خَطَّابٌ الْجُهَنِيُّ خَلِيطا لَنَا، وَ كَانَ شَدِيدَ النَّصْبِ لَآلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام، وَكَانَ يَصْحَبُ نَجْدَةَ الْحَرُورِيَّةَ.
قَالَ: فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ أَعُودُهُ لِلْخُلْطَةِ وَ التَّقِيَّةِ، فَإِذَا هُوَ مُغْمِّى عَلَيْهِ فِي حَدِّ الْمَوْتِ، فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: مَا لِي وَ لَكَ يَا عَلِيُّ؟!
فَأَخْبَرْتُ بِذَلِكَ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام.
فَقَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: رَآهُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ رَآهُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ!
10- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْن عَوَّاضٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُ أَحَدِكُمْ هَذِهِ، قِيلَ لَهُ: أَمَّا مَا كُنْتَ تَحْذَرُ مِنْ هَ-مَّ الدُّنْيَا وَ حُزْنِهَا فَقَدْ أَمِنْتَ مِنْهُ، وَ يُقَالُ لَهُ: رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ عَلِيٌّ علیه السلام وَ فَاطِمَةً علیها السلام أَمَامَكَ.
9- ابن ابی یعفور گوید: خطاب جهنی رفیق ما بود و معاشرتی با ما داشت، ولی ناصبی و دشمن سرسخت آل محمد علیهم السلام بود، او بانجده حروریه (رئیس یکی از طائفه های خوارج) نیز هم سخن بود، روزی نزد او رفتم که به خاطر معاشرت و تقیه از وی عیادت نمایم، او در حال بیهوشی و در حال مرگ بود، شنیدم که می گفت: ای علی! مرا با تو چه کار است؟
این ماجرا را به امام صادق علیه السلام خبر دادم.
فرمود: به پروردگار کعبه سوگند! او (علی علیه السلام) را دیده است. به پروردگار کعبه سوگند! او را دیده است.
10- عبد الحميد بن عواض گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
چون جان یکی از شما (شیعیان) به این جا (یعنی گلو) برسد به او می گویند: اما از اندوه و غم دنیا که می ترسیدی ایمن شدی و به او می گویند رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، على علیه السلام و فاطمه علیها السلام پیش روی تو هستند.
ص: 313
11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:
إِنَّ آيَةَ الْمُؤْمِنِ إِذَا حَضَرَهُ الْمَوْتُ يَبْيَاضُ وَجْهُهُ أَشَدَّ مِنْ بَيَاضِ لَوْنِهِ وَ يَرْشَحُ جَبِينُهُ، وَ يَسِيلُ مِنْ عَيْنَيْهِ كَهَيْئَةِ الدُّمُوعِ، فَيَكُونُ ذَلِكَ خُرُوجَ نَفْسِهِ، وَ إِنَّ الْكَافِرَ تَخْرُجُ نَفْسُهُ سَلَّا مِنْ شِدْقِهِ كَزَبَدِ الْبَعِيرِ، أَوْ كَمَا تَخْرُجُ نَفْسُ الْبَعِيرِ.
12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللهُ مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَ مَنْ أَبْغَضَ لِقَاءَ اللَّهِ أَبْغَضَ اللَّهُ لِقَاءَهُ؟
قالَ: نَعَمْ.
قُلْتُ: فَوَ اللَّهِ! إِنَّا لَنَكْرَهُ الْمَوْتَ.
11- ابو حمزه گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:
نشانه مؤمن هنگام فرا رسیدن مرگ این است که صورتش از سفیدی رنگ خود سفیدتر می شود، عرق بر پیشانی او می نشیند و اشک از چشمانش بر صورتش می غلتد و جاری می گردد، که این حالت همان حال بیرون رفتن روح از بدن است. و روح کافر از کنار دهانش مانند کف کردن دهان شتر - یا خارج شدن جان شتر - بیرون می رود.
12- راوی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: خداوند کار شما را اصلاح نماید! آیا کسی که لقای خدای را دوست بدارد خداوند نیز دیدار او را دوست می دارد؟ و کسی که
لقای خدای را دوست نمی دارد آیا خداوند نیز دیدار او را دوست نمی دارد؟
فرمود: آری، چنین است.
گفتم: به خدا سوگند! ما مرگ را مکروه می داریم و آن را دوست نمی داریم.
ص: 314
فَقالَ: لَيْسَ ذَلِكَ حَيْثُ تَذْهَبُ، إِنَّمَا ذَلِكَ عِنْدَ الْمُعَايَنَةِ إِذَا رَأَى مَا يُحِبُّ فَلَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ أَنْ يَتَقَدَّمَ، وَ اللهُ تَعَالَى يُحِبُّ لِقَاءَهُ، وَ هُوَ يُحِبُّ لِقَاءَ اللَّهِ حِينَئِذٍ، وَإِذَا رَأَى مَا يَكْرَهُ فَلَيْسَ شَيْءٌ أَبْغَضَ إِلَيْهِ مِنْ لِقَاءِ اللَّهِ وَ اللَّهُ يُبْغِضُ لِقَاءَهُ.
13- أبو عَلِيّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْمُسْتَهِلْ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! حَدِيثٌ سَمِعْتُهُ مِنْ بَعْضِ شِيعَتِكَ وَ مَوَالِيكَ يَرْوِيهِ عَنْ أَبِيكَ.
قَالَ: وَ مَا هُوَ؟
قُلْتُ: زَعَمُوا أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ: أَغْبَطُ مَا يَكُونُ امْرُؤٌ بِمَا نَحْنُ عَلَيْهِ إِذَا كَانَتِ النَّفْسُ فِي هَذِهِ.
فَقالَ: نَعَمْ، إِذَا كَانَ ذَلِكَ أَتَاهُ نَبِيُّ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ أَتَاهُ عَلِيٌّ علیه السلام وَ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ وَ أَتَاهُ مَلَكَ الْمَوْتِ علیهما السلام فَيَقُولُ ذَلِكَ الْمَلَكُ لِعَلِي علیه السلام: يَا عَلِيَّ إِنَّ فَلَانَا كَانَ مُوَالِياً لَكَ وَلِأَهْلِ بَیتك؟
فرمود: این طور نیست که گمان می کنی دوست داشتن فقط به وقت احتضار است. هرگاه شخص آن چه را دوست دارد ببیند، چیزی نزد او محبوب تر از این نیست که به پیش او رود، و خدای تعالی ملاقات او را دوست می دارد و او نیز دیدار خدا را دوست می دارد و هرگاه ببیند آن چه را که خوش ندارد چیزی برای او بدتر از لقای خدا نیست و خداوند نیز دیدار او را دوست نمی دارد.
13- محمدبن حنظله گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم حدیثی از بعضی از شیعیان و دوستان شما شنیده ام که از پدر شما روایت می نماید.
فرمود: آن چیست؟
گفتم: گمان می کنند که آن حضرت فرموده است: چون جانِ انسانی به گلویش برسد چیزی که بیش تر از هر چیز بر آن غبطه می خورد عقیدهٔ ما شیعیان است.
فرمود: آری، چنین است. هرگاه چنین شود، پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم، علی علیه السلام، جبرئیل و ملک الموت علیهما السلام به نزد او می آیند.
آن فرشته به علی علیه السلام می گوید: ای علی! فلانی از دوستان شما و اهل بیت شما بوده است؟
ص: 315
فَيَقُولُ: نَعَمْ، كَانَ يَتَوَلَّانَا وَ يَتَبَرأُ مِنْ عَدُونَا.
فَيَقُولُ ذَلِكَ نَبِيُّ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم لِجَبْرَئِيلَ، فَيَرْفَعُ ذَلِكَ جَبْرَئِيلُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.
14- وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ جَارُودِ بْنِ الْمُنْذِرِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُ أَحَدِكُمْ هَذِهِ - وَ أَوْمَا بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ - قَرَّتْ عَيْنُهُ.
15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: قَوْلُهُ: (فَلَوْ لَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ... إِلَى قَوْلِهِ: إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ).
فَقَالَ: إِنَّهَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ، ثُمَّ أُرِيَ مَنْزَلَهُ مِنَ الْجَنَّةِ فَيَقُولُ: رُدُّونِي إِلَى الدُّنْيَا حَتَّى أُخْبِرَ أَهْلِي بِمَا أَرَى.
فَيُقَالُ لَهُ: لَيْسَ إِلَى ذَلِكَ سَبِيلٌ.
آن حضرت می فرماید: آری، ما را دوست می داشت و از دشمنان ما بیزاری می جست.
پیامبر صلى الله عليه واله وسلم نیز به جبرئیل چنین می فرماید و جبرئیل نیز این سخن را به سوی خداوند متعال بالا می برد.
14- جارود بن منذر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هرگاه جان یکی از شما (شیعیان) به این جا برسد (و با دست مبارک به گلویش اشاره فرمود) چشم او روشن می گردد.
15- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ گفتار خدای تعالی که می فرماید: «آن گاه که جانش به حلقوم برسد. اگر راستگو هستید» پرسیدم؟
فرمود: چون جان به گلو رسید، منزلش در بهشت به وی نشان داده می شود و شخص می گوید: مرا به دنیا باز گردانید تا خانواده خود را از آن چه می بینم آگاه سازم.
به او گفته می شود: راهی به این خواسته نیست.
ص: 316
16- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ: قَالَ:
إِذَا رَأَيْتَ الْمَيِّتَ قَدْ شَخَصَ بِبَصَرِهِ وَ سَالَتْ عَيْنُهُ الْيُسْرَى، وَ رَشَحَ جَبِينُهُ وَ تَقَلَّصَتْ شَفَتَاهُ وَ انْتَشَرَتْ مَنْخِرَاهُ، فَأَيَّ شَيْءٍ رَأَيْتَ مِنْ ذَلِكَ فَحَسْبُكَ بِهَا.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: وَإِذَا ضَحِكَ أَيْضاً فَهُوَ مِنَ الدَّلَالَةِ.
قَالَ: وَإِذَا رَأَيْتَهُ قَدْ خَمَصَ وَجْهُهُ، وَ سَالَتْ عَيْنُهُ الْيُمْنَى فَاعْلَمْ أَنَّهُ. (1)
(14)
بَابُ إِخْرَاجِ رُوحِ الْمُؤْمِنِ وَ الْكَافِرِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ إِدْرِيسَ الْقُمَّيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:
16- سهل بن زیاد از اصحاب بسیاری روایت کرده است که امام علیه السلام فرمود:
هرگاه دیدی که میت چشم خود را باز کرد از چشم چپش اشک جاری شد، پیشانی او عرق کرد لب هایش جمع و بینی اش پهن شد هرکدام از این نشانه ها را دیدی برای تو کافی است که دریابی او عاقبتی نیک دارد.
و در روایت دیگری آمده: هم چنین هرگاه مرده خندید دلالت بر خوبی حال او دارد.
و فرمود: هرگاه دیدی که روی او ترش شده از چشم راستش اشک جاری است بدان که اهل دوزخ است.
1- ادريس قمی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: -
ص: 317
إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ مَلَكَ الْمَوْتِ، فَيَرُدُّ نَفْسَ الْمُؤْمِنِ لِيُهَوْنَ عَلَيْهِ وَ يُخْرِجَهَا مِنْ أَحْسَنِ وَجْهِهَا، فَيَقُولُ النَّاسُ : لَقَدْ شَدَّدَ عَلَى فُلَانٍ الْمَوْتُ، وَذَلِكَ تَهْوِينٌ مِنَ الله عَلَيْهِ.
وَ قَالَ: يُصْرَفُ عَنْهُ إِذَا كَانَ مِمَّنْ سَخِطَ اللهُ عَلَيْهِ، أَوْ مِمَّنْ أَبْغَضَ اللَّهُ أَمْرَهُ أَنْ يَجْذِبَ الْجَذْبَةَ الَّتِي بَلَغَتْكُمْ بِمِثْلِ السَّفُودِ مِنَ الصُّوفِ الْمَبْلُولِ.
فَيَقُولُ النَّاسُ: لَقَدْ هَوَّنَ اللهُ عَلَى فُلَانِ الْمَوْتَ.
2- عَنْهُ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
دَخَلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ هُوَ يَجُودُ بِنَفْسِهِ. فَقَالَ: يَا مَلَكَ الْمَوْتِ! ارْفُقُ بِصَاحِبِي، فَإِنَّهُ مُؤْمِنٌ.
خدای متعال به ملک الموت امر می کند که جان مؤمن را باز گرداند تا بر او آسان گیرد، و به بهترین وجه بیرون آورد.
پس مردم می گویند مرگ بر فلانی سخت شد در حالی که این حالت همان آسان گرفتن خدای متعال بر اوست.
حضرتش فرمود: اگر آن فرد از کسانی باشد که خداوند بر او غضب نموده یا خدا او را دشمن می دارد فرمان می دهد که یک باره جان او را بگیرد، همانند کشیدن سیخ آهنین و
داغ از پشم مرطوب ولی مردم در این حالت می گویند خداوند مرگ را بر فلانی آسان کرد.
2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بر مردی از یارانش وارد شد و او را در حال جان دادن یافت، فرمود: ای ملک الموت با یار من مدارا کن! زیرا او مؤمن است.
ص: 318
فَقالَ: أَبْشِرْ يَا مُحَمَّدًا فَإِنِّي بِكُلِّ مُؤْمِنٍ رَفِيقٌ. وَ اعْلَمْ يَا مُحَمَّدًا أَنِّي أَقْبِضُ رُوحَ ابْنِ آدَمَ فَيَجْزَعُ أَهْلُهُ فَأَقُومُ فِي نَاحِيَةٍ مِنْ دَارِهِمْ فَأَقُولُ: مَا هَذَا الْجَزَعُ؟ فَوَاللَّهِ! مَا تَعَجَّلْنَاهُ قَبْلَ أَجَلِهِ وَ مَا كَانَ لَنَا فِي قَبْضِهِ مِنْ ذَنْبٍ، فَإِنْ تَحْتَسِبُوا وَ تَصْبِرُوا تُؤْجَرُوا وإِن تَجْزَعُوا تَأْثَمُوا وَتُوزَرُوا.
وَاعْلَمُوا أَنَّ لَنَا فِيكُمْ عَوْدَةً ثُمَّ عَوْدَةً فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ ، إِنَّهُ لَيْسَ فِي شَرْقِهَا وَ لَا فِي غَرْبِهَا أَهْلُ بَيْتِ مَدَرٍ وَ لا وَبَرِ إِلَّا وَأَنَا أَتَصَفَّحُهُمْ فِي كُلِّ يَوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ، وَ لأنا أَعْلَمُ بِصَغِيرِهِمْ وَ كَبِيرِهِمْ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ، وَ لَوْ أَرَدْتُ قَبْضَ رُوحِ بَعُوضَةٍ مَا قَدَرْتُ عَلَيْهَا حَتَّى يَأْمُرَنِي رَبِّي بِهَا.
فَقالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: إِنَّمَا يَتَصَفَّحُهُمْ فِي مَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ، فَإِنْ كَانَ مِمَّنْ يُوَاظِبُ عَلَيْهَا عِنْدَ مَوَاقِيتِهَا لَقَّنَهُ شَهَادَةَ أَنْ «لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ» وَ نَحْى عَنْهُ مَلَكَ الْمَوْتِ إِبْلِيسَ.
ملک الموت گفت: ای محمد! بشارت باد تو را که من بر مؤمنان نرم رفتارم، و ای محمد! بدان که من روح آدمی را می ستانم ولی خانواده او بی تابی می کنند. من در گوشه ای از خانه آن ها می ایستم و می گویم: این بیتابی برای چیست؟ به خدا سوگند! پیش از رسیدن عجلش شتاب نکردیم و ما را در گرفتن روح او هیچ گناهی نیست، اگر پاداش می خواهید، صبر نمایید که پاداش خواهید گرفت و اگر بیتابی کنید، گناهکار شده، زیان خواهید کرد، و بدانید که به راستی برای ما در شما بازگشتی پس از بازگشتی خواهد بود. پس بترسید و هوشیار باشید که نه در شرق زمین و نه در غرب آن، هیچ اهل خانه شهری یا روستایی نیست مگر این که هر روز پنج مرتبه به ایشان نظر می کنم و من به کوچک و بزرگ آن ها از خودشان داناترم و اگر بخواهم پشه ای را قبض روح کنم توانایی بر آن را ندارم مگر پروردگارم مرا به آن امر فرماید.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: ملک الموت به مردم در اوقات نمازشان نظر می کند، اگر آن فرد از کسانی بود که بر اوقات نماز محافظت می کند در هنگام مرگ شهادت به «لا اله الا الله محمد رسول الله» را به او تلقین می کند و ملک الموت ابلیس را از او باز می دارد.
ص: 319
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
الا حَضَرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم رَجُلاً مِنَ الْأَنْصَارِ وَ كَانَتْ لَهُ حَالَةٌ حَسَنَةٌ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَحَضَرَهُ عِنْدَ مَوْتِهِ فَنَظَرَ إِلَى مَلَكِ الْمَوْتِ عِنْدَ رَأْسِهِ. فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: أَرْفُقْ بِصَاحِبِي، فَإِنَّهُ مُؤْمِنٌ.
فَقَالَ لَهُ مَلَكَ الْمَوْتِ: يَا مُحَمَّدًا طِبْ نَفْساً وَ قَرَّعَيْنَا، فَإِنِّي بِكُلِّ مُؤْمِنٍ رَفِيقٌ شَفِيقٌ، وَ اعْلَمْ يَا مُحَمَّدُ! إِنِّي لَأَحْضُرُ ابْنَ آدَمَ عِنْدَ قَبْضِ رُوحِهِ، فَإِذَا قَبَضْتُهُ صَرَخَ صَارِخٌ مِنْ أَهْلِهِ عِنْدَ ذَلِكَ، فَأَتَنَحَّى فِي جَانِبِ الدَّارِ وَ مَعِي رُوحُهُ فَأَقُولُ لَهُمْ: وَاللَّهِ! مَا ظَلَمْنَاهُ وَلا سَبَقْنَا بِهِ أَجَلَهُ وَلا اسْتَعْجَلْنَا بِهِ قَدَرَهُ وَ مَا كَانَ لَنَا فِي قَبْضِ رُوحِهِ مِنْ ذَنْبٍ، فَإِنْ تَرْضَوْا بِمَا صَنَعَ اللهُ بِهِ وَ تَصْبِرُوا تُوجَرُوا وَ تُحْمَدُوا، وَإِنْ تَجْزَعُوا وَ تَسْخَطُوا تَأْثَمُوا وَ تُوزَرُوا وَ مَا لَكُمْ عِنْدَنَا مِنْ عُتَبَى، -
3- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم نزد یکی از انصار - که در پیشگاه حضرتش حال نیکویی داشت - رفت او در حال احتضار بود، پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم به بالای سرش نگریست که ملک الموت بود و فرمود:
با دوست ما مدارا کن! چرا که او مؤمن است... (ادامه این روایت نظیر روایت پیشین با اندکی تفاوت است).
ص: 320
وَ إِنَّ لَنَا عِنْدَكُمْ أَيْضاً لَبَقِيَّةٌ وَعَوْدَةً فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ فَمَا مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مَدَرٍ وَ لا شَعْرِ بَرٌ وَلَا بَحْرٍ إِلَّا وَأَنَا أَتَصَفَحُهُمْ فِي كُلُّ يَوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ عِنْدَ مَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ حَتَّى لأَنَا أَعْلَمُ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ، وَ لَوْ أَنِّي يَا مُحَمَّدًا أَرَدْتُ قَبْضَ نَفْسِ بَعُوضَةٍ مَا وَلَوْ قَدَرْتُ عَلَى قَبْضِهَا حَتَّى يَكُونَ اللهُ هُوَ الْأَمِرَ بِقَبْضِهَا، وَإِنِّي لَمُلَقِّنُ الْمُؤْمِنِ عِنْدَ مَوْتِهِ شَهَادَةَ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.
(15)
بَابُ تَعْجِيلِ الدَّفْنِ.
1- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا مَعْشَرَ النَّاسِ ! لا أُلْفِيَنَّ رَجُلاً مَاتَ لَهُ مَيِّتُ، فَانْتَظَرَ بِهِ الصُّبْحَ وَلا رَجُلاً مَاتَ لَهُ مَيَّتْ نَهَاراً فَانْتَظَرَ بِهِ اللَّيْلَ لا تَنْتَظِرُوا بِمَوْتَاكُمْ طُلُوعَ الشَّمْسِ وَ لا غُرُوبَهَا، عَجِّلُوا بِهِمْ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ يَرْحَمُكُمُ اللهُ.
فَقالَ النَّاسُ: وَ أنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ! يَرْحَمُكَ اللهُ.
1- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
ای گروه مردم! مبادا ببینم کسی در شب مرده و مردم منتظر مانده اند تا صبح شود یا کسی در روز مرده و منتظر مانده اند تا شب شود، سپس او را دفن کنند. در دفن مردگان
خود منتظر طلوع و غروب خورشید نباشید و در دفن آن ها شتاب کنید، خداوند شما را رحمت کند.
مردم گفتند: ای رسول خدا! خداوند تو را نیز رحمت فرماید.
ص: 321
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْيَعْقُوبِي عَنْ مُوسَى بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُيَسِّرٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنِ السَّكُونِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
قالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: إِذَا مَاتَ الْمَيْتُ أَوَّلَ النَّهَارِ فَلَا يَقيلُ إِلَّا فِي قَبْرِهِ.
(16)
بَابٌ نَادِرٌ.
1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قال:
لَيْسَ مِنْ مَيِّتٍ يَمُوتُ وَ يُتْرَكُ وَحْدَهُ إِلَّا لَعِبَ بِهِ الشَّيْطَانُ فِي جَوْفِهِ.
2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
وقتی کسی اوّل روز می میرد باید به وقت خواب قیلوله اش در قبر باشد (کنایه از آن که باید در تدفین میت شتاب کرد).
1- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هر فردی که بمیرد و تنها رها شود، شیطان در درونش با او بازی کند.
ص: 322
(17)
بَابُ الْحَائِضِ تُمَرِّضُ الْمَرِيضَ.
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيٍّ بن أبي حَمْزَةَ قَالَ: قُلْتُ لأبي الْحَسَن علیه السلام: الْمَرْأَةُ تَقْعُدُ عِنْدَ رَأْسِ الْمَرِيضِ - وَ هِيَ حَائِضٌ - فِي حَدٌ الْمَوْتِ.
فَقالَ: لا بَأْسَ أَن تُمَرْضَهُ، فَإِذَا خَافُوا عَلَيْهِ وَقَرْب ذَلِكَ فَلْتَتَنَحْ عَنْهُ وَ عَنْ قُرْبِهِ، فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَتَأَذًى بِذَلِكَ.
1- علی بن ابی حمزه گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: زن حائض می تواند بر بالین بیماری که نزدیک به مرگ است حاضر شود؟
فرمود: ایرادی ندارد که از او پرستاری کند، ولی هرگاه می ترسید که مرگش نزدیک شده است باید چنین زنی از او دور شود و کنارش نباشد، زیرا فرشتگان از حضورش آزرده می شوند.
ص: 323
(18)
بَابُ غُسْل مَيِّتِ.
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا أَرَدْتَ غُسْلَ الْمَيِّتِ فَاجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ ثَوْباً يَسْتُرُ عَنْكَ عَوْرَتَهُ، إِمَّا قَمِيصُ وَ إِمَّا غَيْرُهُ، ثُمَّ تَبْدَأُ بِكَفَّيْهِ وَ رَأْسِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ بِالسِّدْرِ ثُمَّ سَائِرِ جَسَدِهِ وَ ابْدَأُ بِشِقِّهِ الْأَيْمَنِ، فَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَغْسِلَ فَرْجَهُ فَخُذْ خِرْقَةٌ نَظِيفَةً فَلْفَّهَا عَلَى يَدِكَ الْيُسْرَى، ثُمَّ أَدْخِلْ يَدَكَ مِنْ تَحْتِ التَّوْبِ الَّذِي عَلَى فَرْجِ الْمَيِّتِ فَاغْسِلُهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ تَرَى عَوْرَتَهُ فَإِذَا فَرَغْتَ مِنْ غُسْلِهِ بِالسِّدْرِ فَاغْسِلُهُ مَرَّةً أُخْرَى بِمَاءٍ وَ كَافُورٍ وَ شَيْءٍ مِنْ حَنُوطِهِ ثُمَّ اغْسِلْهُ بِمَاءٍ بَحْتٍ غَسْلَةٌ أُخْرَى حَتَّى إِذَا فَرَغْتَ مِنْ ثَلَاثٍ جَعَلْتَهُ فِي ثَوْبِ ثُمَّ جَفَّفْتَهُ.
1- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
چون خواستی میت را غسل دهی، میان خود و او لباسی از پیراهن یا غیر آن قرار ده که عورت او را بپوشاند سپس از دو کف دست و سر او شروع کن و سه مرتبه او را با سدر بشوی، پس از آن، بقیه بدنش را بشوی و از طرف راست او شروع کن، و هرگاه خواستی عورت او را بشویی پارچه ای پاک بر دست چپ خود بپیچان و آن گاه دست خود را از زیر
لباسی که بر عورت میّت است داخل کن و بدون آن که عورتش را ببینی، آن را بشوی.
چون از غسل باسدر فارغ شدی، یک مرتبۀ دیگر با آب و کافور و اندکی حنوط او را بشوی، سپس او را با آب خالص غسل دیگری بده و چون از سه غسل فارغ شدی وی را در جامه ای قرار ده و او را خشک کن.
ص: 324
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ غُسْلِ الْمَيِّتِ.
فَقالَ: اغْسِلْهُ بِمَاءٍ وَسِدْرٍ، ثُمَّ اغْسِلْهُ عَلَى أَثَرِ ذَلِكَ غَسْلَةٌ أُخْرَى بِمَاءٍ وَكَافُورٍ وَ ذَرِيرَةٍ إِنْ كَانَتْ وَ اغْسِلْهُ الثَّالِثَةَ بِمَاءٍ قَرَاحٍ.
قُلْتُ: ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ لِجَسَدِهِ كُلِّهِ؟
قالَ: نَعَمْ.
قُلْتُ: يَكُونُ عَلَيْهِ ثَوْبٌ إِذَا غُسَّلَ؟
قَالَ: إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ يَكُونَ عَلَيْهِ قَمِيصُ فَغَسَلْهُ مِنْ تَحْتِهِ.
وَ قَالَ: أُحِبُّ لِمَنْ غَسَّلَ الْمَيِّتَ أَنْ يَلُفّ عَلَى يَدِهِ الْخِرْقَةَ حِينَ يُغَسِّلُهُ.
2- ابن مسکان گوید: از امام صادق علیه السلام درباره چگونگی غسل میت پرسیدم.
فرمود: او را با آب و سدر بشوی و در پی آن با آب کافور و ذریره (1) - اگر موجود بود - غسل ده و غسل سوم باید با آب خالص باشد.
گفتم: سه غسل برای تمام بدن او باشد؟
فرمود: آری.
گفتم: آیا در هنگام غسل باید جامه ای بر روی میت باشد؟
فرمود: اگر توانستی چنین کن که از زیر پیراهن او را غسل بده.
حضرتش فرمود: بهتر می دانم کسی که میت را غسل می دهد در هنگام غسل بر دست خود پارچه ای بپیچد.
ص: 325
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
يُغَسَّلُ الْمَيِّتُ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ مَرَّةٌ بِالسِّدْرِ وَ مَرَّةً بِالْمَاءِ يُطْرَحُ فِيهِ الْكَافُورُ، وَ مَرَّةً أُخْرَى بِالْمَاءِ الْقَرَاح، ثُمَّ يُكَفَّنُ.
وَ قَالَ: إِنَّ أَبِي كَتَبَ فِي وَصِيَّهِ أَنْ أَكَفْتَهُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابِ: أَحَدُهَا رِدَاءً لَهُ حِبَرَةٌ وَثَوْبُ آخَرُ وَ قَمِيصُ.
قُلْتُ: وَ لِمَ كَتَبَ هَذَا؟
قَالَ: مَخَافَةَ قَوْلِ النَّاسِ، وَ عَصَّبْنَاهُ بَعْدَ ذَلِكَ بِعِمَامَةٍ وَ شَقَقْنَا لَهُ الْأَرْضَ مِنْ أجل أَنَّهُ كَانَ بَادِنَا، وَ أَمَرَنِى أَنْ أَرْفَعَ الْقَبْرَ مِنَ الْأَرْضِ أَرْبَعَ أَصَابِعَ مُفَرِّجَاتٍ، وَ ذَكَرَ أَنَّ رَشَّ الْقَبْرِ بِالْمَاءِ حَسَنٌ.
4- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْكَاهِلِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ غُسل الْمَيِّتِ.
3- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
باید میت را سه بار غسل داد: یک بار با سدر، یک بار با آبی که در آن کافور باشد و بار دیگر با آب خالص سپس باید او را کفن کرد.
حضرتش فرمود: پدرم (امام باقر علیه السلام) در وصیت نامۀ خود چنین نوشت که او را با سه جامه کفن نمایم یکی از آن ها برد یمنی و جامه ای دیگر و یک پیراهن.
پرسیدم: برای چه این گونه نوشت؟
فرمود: از ترس حرف مردم.
ما بعد از آن، عمامه بر سر آن حضرت بستیم و به دلیل تنومند بودنش، زمین را با وسعت کندیم و به من امر فرمود که روی قبر را چهار انگشت از سطح زمین بالاتر قرار دهم و فرمود که پاشیدن آب بر روی قبر، کار نیکویی است.
4- عبد الله کاهلی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره غسل میت پرسیدم؟
ص: 326
فَقالَ: اسْتَقْبِلْ بِبَاطِنِ قَدَمَيْهِ الْقِبْلَةَ حَتَّى يَكُونَ وَجْهُهُ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ، ثُمَّ تُلَيِّنُ مَفَاصِلَهُ فَإِنِ امْتَنَعَتْ عَلَيْكَ فَدَعْهَا، ثُمَّ ابْدَأُ بِفَرْجِهِ بِمَاءِ السِّدْرِ وَ الْحُرْضِ، فَاغْسِلُهُ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ وَأَكْثِرْ مِنَ الْمَاءِ، وَ امْسَحْ بَطْنَهُ مَسْحاً رَفِيقاً، ثُمَّ تَحَوَّلُ إِلَى رَأْسِهِ وَ ابدأ بشِهِ الْأَيْمَن مِنْ لِحْيَتِهِ وَ رَأْسِهِ، ثُمَّ ثَنْ بِشِهِ الأَيْسَرَ مِنْ رَأْسِهِ وَ لِحْيَتِهِ وَ وَجْهِهِ وَاغْسِلْهُ بِرِفْقٍ، وَإِيَّاكَ وَالْعُنْفَ وَاغْسِلْهُ غَسْلاً نَاعِماً.
ثُمَّ أَضْجِعْهُ عَلَى شِقِّهِ الْأَيْسَرِ لِيَبْدُوَ لَكَ الْأَيْمَنُ، ثُمَّ اغْسِلْهُ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ وَ امْسَحْ يَدَكَ عَلَى ظَهْرِهِ وَ بَطْنِهِ ثَلَاثَ غَسَلَاتِ.
ثُمَّ رُدَّهُ إِلَى جَنْبِهِ الْأَيْمَنِ حَتَّى يَبْدُوَ لَكَ الْأَيْسَرُ، فَاغْسِلْهُ مَا بَيْنَ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ وَ امْسَحْ يَدَكَ عَلَى ظَهْرِهِ وَ بَطْنِهِ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ، ثُمَّ رُدَّهُ إِلَى قَفَاهُ فَابْدَأُ بِفَرْجِهِ بِمَاءِ الْكَافُورِ فَاصْنَعْ كَمَا صَنَعْتَ أَوَّلَ مَرَّةٍ، اغْسِلْهُ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ بِمَاءِ الْكَافُورِ وَ الْحُرْضِ وَ امْسَحْ يَدَكَ عَلَى بَطْنِهِ مَسْحاً رَفِيقاً.
فرمود: دو کف پای او را رو به قبله کن تا صورت او به سمت قبله باشد آن گاه مفصل هایش را (مفصل، آرنج و زانو) نرم کن و اگر نشد آن را واگذار، سپس شستن را، از عورت او شروع کن و آن را با آب سدر و اشنان سه بار شست و شو ده و آب زیاد بریز و به آرامی به شکم او دست بکش.
آن گاه به طرف سرش بازگرد و از طرف راست و از محاسن و سر شروع کن و دوباره از طرف چپش سر و محاسن و صورتش را به آرامی شست و شو ده و از فشار دادن بپرهیز، و با نرمی و آرامی او را غسلی ده، پس از آن او را بر پهلوی چپ بخوابان به طوری که سمت راست او بر تو آشکار شود، آن گاه او را از سر تا پا سه بار بشوی و در هر بار بر پشت و شکمش دست بکش.
سپس او را به پهلوی راست برگردان تا جانب چپش بر تو آشکار شود و او را از سر تا پا سه بار بشوی و در هر شستن به پشت و شکمش دست بکش.
پس از آن او را به پشت برگردان و عورت او را با آب و کافور بشوی و همان کن که بار اول انجام دادی آن را سه بار با آب و کافور و اشنان بشوی و با نرمی دست بر شکم او بکش.
ص: 327
ثُمَّ تَحَوَّلْ إِلَى رَأْسِهِ فَاصْنَعْ كَمَا صَنَعْتَ أَوَّلاً بِلِحْيَتِهِ مِنْ جَانِبَيْهِ كِلَيْهِمَا وَ رَأْسِهِ وَ وَجْهِهِ بِمَاءِ الْكَافُورِ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ ثُمَّ رُدَّهُ إِلَى الْجَانِبِ الْأَيْسَرِ حَتَّى يَبْدُوَ لَكَ الْأَيْمَنُ فَاغْسِلُهُ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ، ثُمَّ رُدَّهُ إِلَى الْجَانِبِ الْأَيْمَنِ حَتَّى يَبْدُوَ لَكَ الْأَيْسَرُ فَاغْسِلُهُ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ، وَأَدْخِلْ يَدَكَ تَحْتَ مَنْكِبَيْهِ وَ ذِرَاعَيْهِ وَ يَكُونُ الذُّرَاعُ وَ الْكَفُ مَعَ جَنْبِهِ طَاهِرَةً كُلَّمَا غَسَلْتَ شَيْئاً مِنْهُ أَدْخَلْتَ يَدَكَ تَحْتَ مَنْكِبَيْهِ وَ فِي بَاطِنِ ذِرَاعَيْهِ.
ثُمَّ رُدَّهُ إِلَى ظَهْرِهِ ثُمَّ اغْسِلْهُ بِمَاءٍ قَرَاحٍ كَمَا صَنَعْتَ أَوَّلاً تَبْدَأُ بِالْفَرْجِ، ثُمَّ تَحَوَّلْ إِلَى الرَّأْسِ وَاللَّحْيَةِ وَ الْوَجْهِ حَتَّى تَصْنَعَ كَمَا صَنَعْتَ أولاً بِمَاءٍ فَرَاحٍ، ثُمَّ أُورُهُ بِالْخِرْقَةِ وَ يَكُونُ تَحْتَهَا الْقُطْنُ تُذْفِرُهُ بِهِ إِذْفَاراً قُطَّناً كَثِيرًا، ثُمَّ تَشُدُّ فَخِذَيْهِ عَلَى الْقُطْنِ بِالْخِرْقَةِ شَدّاً شَدِيداً حَتَّى لَا تَخَافَ أَنْ يَظْهَرَ شَيْءٌ.
سپس به جانب سرش بازگرد و آن چه را که پیش تر انجام دادی انجام ده و محاسن او را از دو طرف و سر و صورتش را با آب و کافور، سه بار بشوی.
آن گاه او را بر جانب چپ برگردان تا جانب راستش بر تو آشکار شود، و از سر تا پا او را سه بار بشوی سپس او را به جانب راست برگردان تا جانب چپش بر تو آشکار شود و از سر تا پا او را سه بار بشوی و دست خود را بر زیر شانه و آرنج ها بکش که آرنج، کف و پهلویش پاک شود و هربار که بخشی از بدن او را شستی، دست خود را بر زیر شانه و بر زیر آرنج او بکش پس از آن او را به پشت برگردان و با آب خالص بشوی، هم چنان که اول بار شستی از عورت شروع کن سپس به سر و محاسن و صورت بازگرد، و همان طوری که اول بار آن را شستی با آب خالص نیز همان گونه می شویی.
آن گاه عورتش را با پارچه ای - که زیر آن نسبتاً پنبه زیادی گذاشته ای - می پوشانی، و آن پارچه را به رانش می بندی چنان محکم می بندی که بیم آن نرود که چیزی بیرون آید.
ص: 328
وَإِيَّاكَ أَنْ تُقْعِدَهُ أَوْ تَعْمِرَ بَطْنَهُ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَحْشُوَ فِي مَسَامِعِهِ شَيْئًا، فَإِنْ خِفْتَ أَنْ يَظْهَرَ مِنَ الْمَنْخِرَيْنِ شَيْءٌ فَلَا عَلَيْكَ أنْ تُصَيِّرَ ثَمَّ قُطْناً، وَإِنْ لَمْ تَخَفْ فَلَا تَجْعَلْ فِيهِ شَيْئاً وَ لا تُخَلَّلْ أَظَافِيرَهُ، وَكَذَلِكَ غُسْلُ الْمَرْأَةِ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ يُونُسَ عَنْهُمْ علیهم السلام قَالَ:
إِذَا أَرَدْتَ غُسْلَ الْمَيِّتِ فَضَعْهُ عَلَى الْمُغْتَسَلِ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ، فَإِنْ كَانَ عَلَيْهِ قَمِيصٌ فَأَخْرِجْ يَدَهُ مِنَ الْقَمِيصِ وَ اجْمَعْ قَمِيصَهُ عَلَى عَوْرَتِهِ وَ ارْفَعْهُ مِنْ رِجْلَيْهِ إِلَى فَوْقِ الرُّكْبَةِ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ قَمِيصٌ فَأَلْقِ عَلَى عَوْرَتِهِ خِرْقَةٌ وَ اعْمِدُ إِلَى السَّدْرِ فَصَيَّرْهُ فِي طَسْتٍ وَ صُبَّ عَلَيْهِ الْمَاءَ وَ اضْرِبْهُ بِيَدِكَ حَتَّى تَرْتَفِعَ رَغْوَتُهُ وَ اعْزِلِ الرَّغْوَةَ فِي شَيْءٍ وَ صُبَّ الْآخَرَ فِي الْإِجَانَةِ الَّتِي فِيهَا الْمَاءُ.
ثُمَّ اغْسِلْ يَدَيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ كَمَا يَغْتَسِلُ الْإِنْسَانُ مِنَ الْجَنَابَةِ إِلَى نِصْفِ الذَّرَاعِ، ثُمَّ اغْسِلْ فَرْجَهُ وَ نَقهِ ثُمَّ اغْسِلْ رَأْسَهُ بِالرَّغْوَةِ وَ بَالِغُ فِي ذَلِكَ وَ اجْتَهِدْ أَنْ لَا يَدْخُلَ الْمَاءُ مَنْخِرَيْهِ وَمَسَامِعَهُ.
مبادا او را بنشانی یا شکمش را فشار دهی و بپرهیز که در گوش های او چیزی فرو کنی و اگر بیم آن داری که از گوش او چیزی ظاهر شود مانعی ندارد که در آن تکه پنبه ای قرار دهی و اگر بیم نداری چیزی در آن قرار مده و از لای ناخن های او چیزی بیرون نیاور، و غسل دادن زن نیز این گونه است.
5- یونس از امامان معصوم علیهم السلام روایت کرده که حضرتش فرمود:
هرگاه خواستی میت را غسل دهی، او را در جایگاه غسل، مقابل قبله قرار ده و اگر پیراهن بر تن اوست دست او را از پیراهن بیرون کن، پیراهنش را روی عورتش بکش و از طرف پا آن را تا زانو بالا بیاور و اگر پیراهن بر تنش نبود، پارچه ای بر عورتش بینداز، سپس سدر را در تشتی قرار ده و آب روی آن بریز و با دست خود آن را بر هم زن تا کف نماید، کف آن را جدا کن و بقیه را در تغارو آب بریز.
سپس دو دست او را تا نصف بازو، سه بار بشوی همان طوری که انسان از جنابت دست خود را می شوید.
پس از آن عورتش را بشوی و آن را پاکیزه کن، سپس سر او را با آب سدر بشوی و بکوش که آب به بینی و گوش هایش نرود.
ص: 329
ثُمَّ أَضْجِعْهُ عَلَى جَانِبِهِ الْأَيْسَرِ وَ صُبَّ الْمَاءَ مِنْ نِصْفِ رَأْسِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، وَ اذْلُكْ بَدَنَهُ دَلْكاً رَفِيقاً، وَكَذَلِكَ ظَهْرَهُ وَ بَطْنَهُ ثُمَّ أَضْحِعْهُ عَلَى جَانِبِهِ الأيْمَنِ وَافْعَل بِهِ مِثْلَ ذَلِكَ ثُمَّ صُبْ ذَلِكَ الْمَاءَ مِنَ الإجانَة و َاغْسِلِ الإجانَةَ بِمَاء قَرَاحٍ وَ اغْسِلْ يَدَيْكَ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ، ثُمَّ صُبَّ الْمَاءَ فِي الآنِيَةِ وَأَلْقِ فِيهِ حَبَّاتِ كَافُور وَ افْعَلْ بِهِ كَمَا فَعَلْتَ فِي الْمَرَّةِ الأُولَى ابْدَأْ بِيَدَيْهِ ثُمَّ بِفَرْجِهِ، وَ امْسَحْ بَطْنَهُ مَسْحَاً رَفِيقاً، فَإِنْ خَرَجَ شَيْءٌ فَأَنْقِهِ.
ثُمَّ اغْسِلْ رَأْسَهُ ثُمَّ أَضْجِعْهُ عَلَى جَنْبِهِ الأَيْسَرِ وَ اغْسِلْ جَنْبَهُ الْأَيْمَنَ وَ ظَهْرَهُ وَبَطْنَهُ ثُمَّ أَضْحِعْهُ عَلَى جَنْبِهِ الْأَيْمَنِ وَاغْسِلْ جَنْبَهُ الْأَيْسَرَ كَمَا فَعَلْتَ أَوَّلَ مَرَّةٍ، ثُمَّ اغْسِلْ يَدَيْكَ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ وَ الْآنِيَةَ وَ صُبَّ فِيهَا الْمَاءَ الْقَرَاحَ، وَ اغْسِلْهُ بِمَاءٍ قرَاحٍ كَمَا غَسَلْتَهُ فِي الْمَرَّتَيْنِ الْأَوْلَتَيْنِ.
پس از آن میت را به جانب چپ بخوابان و سه بار بر نصف سر تا پاهایش آب بریز و به آرامی بر بدن کمر و شکم او دست بکش سپس او را به جانب راست بخوابان، و همان گونه کن که در جانب چپ انجام دادی آن گاه آب درون تغار را دور بریز و آن را با آب خالص بشوی و دست های خود را نیز تا آرنج بشوی.
پس از آن در ظرفی آب بریز و مقداری کافور به آن بیفزای و آن کاری را که مرتبه اول انجام دادی انجام ده از دو دست و عورت او شروع کن و به آرامی دست بر شکمش بکش اگر چیزی بیرون آمد، آن را پاک کن آن گاه سر او را بشوی، سپس او را بر جانب چپ بخوابان و سمت راست کمر و شکمش را بشوی و بعد او را به جانب راست بخوابان و سمت چپ او را همانند قبل بشوی.
آن گاه دست های خود را تا آرنج بشوی و ظرف را بشوی و آب خالص در آن بریز و مانند مرتبه اول و دوم او را با آب خالص بشوی.
ص: 330
ثُمَّ نَشْفْهُ بِثَوْبٍ طَاهِرٍ وَ اعْمِدْ إِلَى قُطْنِ فَذُرَّ عَلَيْهِ شَيْئاً مِنْ حَنُوطٍ وَ ضَعْهُ عَلَى فَرْجِهِ قبل و دُبُرِ وَاحْشُ الْقُطْنَ فِي دُبُرِهِ لِئَلَّا يَخْرُجَ مِنْهُ شَيْءٌ، وَ خُذْ خِرْقَةٌ طَوِيلَةٌ عَرْضُهَا شِبْرٌ فَشُدَّهَا مِنْ حَقْوَيْهِ وَ ضُمَّ فَخِذَيْهِ، ضَمّا شَدِيداً وَ لُفَهَا فِي فَخِذَيْهِ ثُمَّ أَخْرِجْ رَأْسَهَا مِنْ تَحْتِ رِجْلَيْهِ إِلَى جَانِبِ الأَيْمَنِ وَأَغْرِزْهَا فِي الْمَوْضِعَ الَّذِي لَفَقْتَ فِيهِ الْخِرْقَةَ وَ تَكُونُ الْخِرْقَةُ طَوِيلَةً تَلُفُ فَخِذَيْهِ مِنْ حَقْوَيْهِ إِلَى رُكْبَتَيْهِ لَفَاً شَدِيداً.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِي بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَيِّتِ هَلْ يُغَسَّلُ فِي الْفَضَاءِ؟
قَالَ: لا بَأْسَ وَإِن سُيْرَ بِستْرِ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ.
سپس او را با پارچه ای پاک خشک کن و مقداری حنوط روی پنبه بگذار و آن را در عورت او - از پیش و پس - قرار ده و بر دبر او پنبه بگذار، تا چیزی از آن بیرون نیاید و پارچه بلندی به پهنای یک وجب بر دو پهلوی او گره بزن و ران هایش را محکم جمع کن و پارچه را دور ران هایش بپیچان، سپس سر آن را از پایین دو پای او به سمت راست خارج کن و آن را در جایی که پارچه را در آن پیچانده ای داخل کن و باید پارچه به اندازه ای بلند باشد که بتوانی دوران او را از دو پهلو تا زانوها محکم ببندی.
6- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام دربارۀ میّت پرسیدم که آیا می شود او را در فضای باز غسل داد؟
فرمود: اشکالی ندارد و اگر آن محیط با پرده ای پوشیده شده باشد، نزد من خوشایندتر است.
ص: 331
(19)
بَابُ تَحْنِيطِ الْمَيِّتِ وَ تَكْفِينِهِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ يُونُسَ عَنْهُمْ علیهم السلام قَالَ فِي تَحْنِيطِ الْمَيِّتِ وَ تَكْفِينِهِ.
قَالَ: ابْسُطِ الْحِبَرَةَ بَسْطاً، ثُمَّ ابْسُطْ عَلَيْهَا الْإِزَارَ، ثُمَّ ابْسُطِ الْقَمِيصَ عَلَيْهِ وَ تَرُدُّ مُقَدَّمَ الْقَمِيصِ عَلَيْهِ، ثُمَّ اعْمِدْ إِلَى كَافُورٍ مَسْحُوقٍ فَضَعْهُ عَلَى جَبْهَتِهِ مَوْضِعِ سُجُودِهِ وَ امْسَحْ بِالْكَافُورِ عَلَى جَمِيعِ مَفَاصِلِهِ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ وَ فِي رَأْسِهِ وَ فِي عُنُقِهِ وَ مَنْكِبَيْهِ وَ مَرَافِقِهِ وَ فِي كُلُّ مَفْصِلِ مِنْ مَفَاصِلِهِ مِنَ الْيَدَيْنِ وَ الرَّجْلَيْنِ وَ فِي وَسَطِ رَاحَتَيْهِ.
1- یونس از ائمه علیهم السلام نقل می کند که حضرتش دربارۀ حنوط و کفن میت فرمود:
برد یمانی را پهن کن سپس لنگ را روی آن و پیراهن را بر روی لنگ پهن کن و جلو پیراهن را بر روی آن برگردان سپس کافور ساییده را بر پیشانی در سجده گاه او بگذار و همه مفصل ها و بندهای او را از جانب سر تا قدم ها و در سر و گردن شانه ها و آرنج های او، هم چنین هر بند از بندهای او از دو دست و دو پا در میان دو پنجه اش کافور بگذار.
ص: 332
ثُمَّ يُحْمَلُ فَيُوضَعُ عَلَى قَمِيصِهِ وَ يُرَدُّ مُقَدَّمُ الْقَمِيصِ عَلَيْهِ وَ يَكُونُ الْقَمِيصُ غَيْرَ مَكْفُوفٍ وَ لا مَزْرُورٍ وَ يَجْعَلُ لَهُ قِطْعَتَيْنِ مِنْ جَرِيدِ النَّخْلِ رَطْبَاً قَدْرَ ذِرَاعِ يُجْعَلُ لَهُ وَاحِدَةٌ بَيْنَ رُكْبَتَيْهِ نِصْفُ مِمَّا يَلِي السَّاقَ وَنِصْفُ مِمَّا يَلِي الْفَخِذَ وَيُجْعَلُ الْأُخْرَى تَحْتَ إِبْطِهِ الْأَيْمَنِ، وَ لَا يُجْعَلُ فِي مَنْخِرَيْهِ وَ لَا فِي بَصَرِهِ وَمَسَامِعِهِ وَ لا عَلَى وَجْهِهِ قُطْناً وَ لا كَافُوراً.
ثُمَّ يُعَمَّمُ يُؤْخَذُ وَسَطُ الْعِمَامَةِ فَيُثْنَى عَلَى رَأْسِهِ بِالتَّدْوِيرِ، ثُمَّ يُلْقَى فَضْلُ الشَّقِّ الْأَيْمَنِ عَلَى الْأَيْسَرِ وَ الْأَيْسَرِ عَلَى الْأَيْمَنِ، ثُمَّ يُمَدُّ عَلَى صَدْرِهِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَامِ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم بِمَ كُفْنَ؟
قَالَ: فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابٍ: ثَوْبَيْنِ صُحَارِيَّيْنِ، وَ بُرْدٍ حِبَرَةٍ.
پس از آن باید میت را برداشته و بر روی پیراهنی - که بی حاشیه و بی دکمه است - گذاشته شود و جلوی پیراهن روی او برگردانده شود و دو تکه از شاخه تازه درخت خرما به اندازه یک ذراع نزد او بگذارند یکی میان دو زانو که نصف آن در پهلوی ساق و نصف دیگر آن در پهلوی ران و دیگری در زیر بغل دست راست قرار گیرد. و از طرفی میان دو سوراخ بینی در چشم و گوش ها و بر صورتش پنبه و کافور قرار ندهند.
سپس بر سرش عمامه ببندند به این کیفیت که از وسط به دور سر او پیچیده شود و زیادی طرف راست، بر طرف چپ و زیادی طرف چپ بر طرف راست، انداخته و بر سینه اش بکشند.
2- زيد شحام گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال شد که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در چه چیز کفن شد؟
فرمود: در سه پارچه: دو پارچۀ صحاری (قریه ای است در عمان) و یک پارچه حبره (نوعی از برد یمانی است).
ص: 333
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا كَفَّنْتَ الْمَيِّتَ فَذُرَّ عَلَى كُلِّ ثَوْبٍ شَيْئاً مِنْ ذَرِيرَةٍ وَكَافُورٍ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدالله علیه السلام قال:
إذَا أَرَدْتَ أَن تُحَنِّطَ الْمَيْتَ فَاعْمِدُ إلَى الْكَافُور فَامْسَحُ بِهِ آثَارَ السُّجُودِ مِنْهُ وَ مَفَاصِلَهُ كُلَّهَا وَ رَأْسَهُ وَ لِحْيَتَهُ وَ عَلَى صَدْرِهِ مِنَ الْحَنُوطِ.
و قَالَ: حَنُوطُ الرَّجُل وَ الْمَرْأَةِ سَوَاءٌ.
وَ قَالَ: وَأَكْرَهُ أَنْ يُتْبَعَ بِمِجْمَرَةِ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَا: قُلْنَا لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: اَلْعِمَامَةُ لِلْمَيِّتِ مِنَ الْكَفَنِ؟
3- سماعة گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
آن گاه که میت را کفن نمودی، بر هر جامه ای مقداری ذیره (=بوی خوش) و کافور بپاش.
4- حلبی گوید امام صادق علیه السلام فرمود:
چون خواستی میت را حنوط کنی، مقداری کافور بر جاهای سجده، همه بندها، سر، محاسن و سینه اش بمال.
حضرتش فرمود: حنوط مرد و زن یکسان است.
هم چنین فرمود: خوش ندارم که مجمره عود سوز در پی جنازه روان شود.
5- زراره و محمد بن مسلم گویند: به امام باقر علیه السلام گفتیم: آیا عمامه برای میت جزو کفن است؟
ص: 334
قَالَ: لا، إِنَّمَا الْكَفَنُ الْمَفْرُوضُ ثَلَاثَةُ أَنْوَابِ وَ ثَوْبٌ تَامٌ لا أَقَلَّ مِنْهُ يُوَارِي جَسَدَهُ كُلَّهُ، فَمَا زَادَ فَهُوَ سُنَّةٌ إِلَى أَنْ يَبْلُغَ خَمْسَةَ أَنْوَابٍ، فَمَا زَادَ فَهُوَ مُبْتَدَعٌ وَالْعِمَامَةُ سنة.
وَ قَالَ: أَمَرَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم بِالْعِمَامَةِ وَ عُمِّمَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم وَ بَعَثَ إِلَيْنَا الشَّيْخُ الصَّادِقُ علیه السلام وَ نَحْنُ بِالْمَدِينَةِ لَمَّا مَاتَ أَبُو عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءُ بِدِينَارٍ، وَ أَمَرَنَا أَنْ نَشْتَرِيَ لَهُ حَنُوطًاً وَعِمَامَةٌ فَفَعَلْنَا.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْمَيِّتُ يُكَفَّنُ فِي ثَلَاثَةٍ سِوَى الْعِمَامَةِ وَ الْخِرْقَةِ يَشُدُّ بِهَا وَرِكَيْهِ، لِكَيْلَا يَبْدُوَ مِنْهُ شَيْءٌ، وَ الْخِرْقَةُ وَ الْعِمَامَةُ لَا بُدَّ مِنْهُمَا وَ لَيْسَنَا مِنَ الْكَفَنِ.
فرمود: نه، کفن واجب، فقط سه جامه است و یک پیراهن کامل نه کم تر از آن تا تمام بدن او را بپوشاند. هرچه بر این زیاد شود تا پنج جامه سنّت و مازاد بر آن بدعت است و عمامه مستحب است.
حضرتش فرمود: پیامبر صلى الله عليه واله وسلم امر فرمود که عمامه نیز بر سر میت ببندند و خود چنین می کرد و زمانی که در مدینه بودیم آن گاه که ابو عبیده حذا وفات یافت، امام صادق علیه السلام دیناری برای ما فرستاد و دستور فرمود که برای او حنوط و عمامه تهیه کنیم. ما نیز چنان کردیم.
6- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
میت باید در سه جامه کفن شود به غیر از عمامه و خرقه ای که به وسیله آن دوران او بسته می شود تا چیزی بیرون نیاید خرقه و عمامه باید باشند ولی جزو کفن نیستند.
ص: 335
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
كتب أَبِي فِي وَصِيَّتِهِ أَنْ أَكَفْنَهُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابِ : أَحَدُهَا رِدَاءٌ لَهُ حِبَرَةٌ كَانَ يُصَلِّي فِيهِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ ثَوبٌ آخَرُ وَ قَمِيصُ.
فَقُلْتُ لِأَبِي: لِمَ تَكْتُبُ هَذَا؟
فَقَالَ: أَخَافُ أَنْ يَغْلِبَكَ النَّاسُ، وَ إِنْ قَالُوا: كَفَّتْهُ فِي أَرْبَعَةٍ أَوْ خَمْسَةٍ فَلَا تَفْعَلْ وَ عَمُمْنِي بِعِمَامَةٍ، وَ لَيْسَ تُعَدُّ الْعِمَامَةُ مِنَ الْكَفَنِ، إِنَّمَا يُعَدُّ مَا يُلَفُّ بِهِ الْجَسَدُ.
8- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ عُثْمَانَ النَّوَّاءِ.
قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام إِنى أَغْسِلُ الْمَوْتَى.
قَالَ: وَ تُحْسِنُ.
قُلْتُ: إِنِّي أَغْسِلُ.
7- حلبی گوید امام صادق علیه السلام فرمود:
پدرم در وصیت نامۀ خود نوشت که او را در سه جامه کفن کنم یکی ردایی از برد یمانی بود که روزهای جمعه در آن نماز می خواند و یک جامه و یک پیراهن.
به حضرتش گفتم: این مطلب چه نیازی به نوشتن دارد؟
فرمود: بیم آن دارم که مردم بر تو چیره شوند و بگویند او را در چهار یا پنج جامه کفن کن این کار را مکن و عمامه بر سرم ببند، ولی عمامه از کفن محسوب نیست، بلکه چیزی از کفن شمرده می شود که با آن بدن پوشانیده شود.
8- عثمان نوا گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من مردگان را غسل می دهم.
فرمود: آیا در این مورد خوب آگاهی داری؟
گفتم: من غسل می دهم.
ص: 336
فَقالَ: إِذَا غَسَلْتَ فَارْفُقْ بِهِ وَ لا تَغْمِرُهُ وَ لا تَمَسَّ مَسَامِعَهُ بِكَافُورٍ، وَإِذَا عَمَّمْتَهُ فَلَا تُعَمِّمْهُ عِمَّةَ الْأَعْرَابِي.
قُلْتُ: كَيْفَ أَصْنَعُ؟
قَالَ: خُذِ الْعِمَامَةَ مِنْ وَسَطِهَا وَ انْشُرْهَا عَلَى رَأْسِهِ، ثُمَّ رُدَّهَا إِلَى خَلْفِهِ وَ اطْرَحْ طَرَفَيْهَا عَلَى صَدْرِهِ.
9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: كَيْفَ أَصْنَعُ بِالْكَفَنِ؟
قَالَ: تَأْخُذُ خِرْقَةٌ فَتَشُدُّ بِهَا عَلَى مَقْعَدَتِهِ وَ رِجْلَيْهِ.
قُلْتُ: فَالْإِزَارُ. قَالَ: إِنَّهَا لا تُعَدُّ شَيْئاً، إِنَّمَا تَصْنَعُ لِيُضَمَّ مَا هُنَاكَ لِئَلَّا يَخْرُجَ مِنْهُ شَيْءٌ وَ مَا يُصْنَعُ مِنَ الْقُطْنِ أَفْضَلُ مِنْهَا، ثُمَّ يُحْرَقُ الْقَمِيصُ إِذَا غُسَّلَ وَ يُنْزَعُ مِنْ رِجْلَيْهِ.
قَالَ: ثُمَّ الْكَفَنُ قَمِيصٌ غَيْرُ مَزْرُورٍ وَ لا مَكْفُوفٍ وَ عِمَامَةٌ يُعَصِّبُ بِهَا رَأْسُهُ وَ يُرَدُّ فَضْلُهَا عَلَى رِجْلَيْهِ.
فرمود: چون غسل می دهی با میت مدارا کن او را فشار نده در گوشهای او کافور نریز و هرگاه عمامه بر سرش بستی همانند عمامه عرب بیابانی نباشد.
گفتم: عمامه را چگونه ببندم؟
فرمود: از وسط عمامه بگیر و دور سرش بپیچان آن گاه به پشت او برگردان و دو سر را روی سینه اش بینداز.
9- عبدالله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: چگونه مرده را کفن نمایم؟
فرمود: با پارچه ای نشیمنگاه و پاهای مرده را ببند.
گفتم: پس شلوار و پوشش کامل برای چیست؟
فرمود: آن پارچه چیزی به حساب نمی آید، بلکه برای این است که آن جا بسته شود تا چیزی بیرون نیاید و اگر پنبه استفاده شود بهتر خواهد بود و چون غسل داده شد، پیراهن را پاره کرده از سمت پاهایش بیرون آورده می شود.
حضرتش فرمود: کفن باید لباسی باشد که حاشیه دار نباشد و دکمه و بند نداشته باشد و عمامه بر سر او بسته شود و زیادی آن بر پاهایش افکنده شود.
ص: 337
10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي الْعِمَامَةِ لِلْمَيِّتِ.
فَقالَ: حَنِّكَهُ.
11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
يُكَفَّنُ الْمَيِّتُ فِي خَمْسَةِ أَنْوَابٍ قَمِيصٍ لا يُزَرُّ عَلَيْهِ وَ إِزَارٍ وَ خِرْقَةٍ يُعَصَّبُ بِهَا وَسَطُهُ وَ بُرْدٍ يُلَةٌ فِيهِ، وَ عِمَامَةٍ يُعَمَّمُ بِهَا، وَ يُلْقَى فَضْلُهَا عَلَى صَدْرِهِ.
12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْكَافُورُ هُوَ الْحَنُوط.
13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام لِي فِي كَفْنِ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَاء: -
10- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام دربارۀ عمامه میت فرمود: برای عمامه او تحت الحنک قرار ده.
11- معاوية بن وهب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
میت باید در پنج پارچه کفن شود پیراهنی که دگمه نداشته باشد، لنگ و خرقه ای که با آن، وسط بدنش بسته شود بردی که او در آن پیچیده شود و عمامه ای به دور سرش بسته شود و زیادی آن را روی سینه اش بیندازند.
12- عده ای از راویان گویند: امام صادق علیه السلام فرمود: کافور همان حنوط است.
13- داوود بن سرحان گوید: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ کفن ابوعبیده حذَّا به من فرمود: -
ص: 338
إنَّمَا الْحَنُوطُ الْكَافُورُ ولكن اذهَبْ فَاصْنَعُ كَمَا يَصْنَعُ النَّاسُ.
14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ: مَاتَ أَبُو عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءُ وَ أَنَا بِالْمَدِينَةِ، فَأَرْسَلَ إِلَيَّ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام بِدِينَارٍ وَ قَالَ:
اشْتَرِ بِهَذَا حَنُوطاً وَ اعْلَمْ أَنَّ الْحَنُوطَ هُوَ الْكَافُورُ، وَ لَكِنِ اصْنَعْ كَمَا يَصْنَعُ النَّاسُ.
قَالَ: فَلَمَّا مَضَيْتُ أَتْبَعَنِي بِدِينَارٍ وَ قَالَ: اشْتَرِ بِهَذَا كَافُوراً.
15- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ الْكِنْدِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيُّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْحَنُوطِ لِلْمَيِّتِ.
قَالَ: اجْعَلْهُ فِي مَسَاجِدِهِ.
حنوط، همان کافور است، ولی تو آن چه را که مردم (سنّی ها) انجام می دهند (که به جای کافور، مشک به کار می برند) انجام ده.
14- داوود بن سرحان گوید: ابو عبيده حذا وفات یافت و من در مدینه بودم، امام صادق علیه السلام برای من دیناری فرستاد و پیغام داد:
با این دینار حنوطی خریداری کن و بدان که حنوط، همان کافور است، ولی تو آن چه را که مردم انجام می دهند انجام ده.
گوید: همین که به بازار رفتم، حضرتش دیناری دیگر فرستاد و پیغام داد با این دینار هم کافور خریداری کن.
15- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام درباره حنوط میت پرسیدم؟
فرمود: آن را در سجده گاهش قرار ده.
ص: 339
16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى أَنْ يُوضَعَ عَلَى النَّعْشِ الْحَنُوطُ.
(20)
بَابُ تَكْفِينِ الْمَرْأَةِ.
1- حُمَيْدُبْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيٌّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ علیه السلام فِي كَمْ تُكَفَّنُ الْمَرْأَةُ؟
قَالَ: تُكَفِّنُ فِي خَمْسَةِ أَثْوَابِ، أَحَدُهَا الْخِمَارُ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قَالَ: سَأَلْتُهُ كَيْفَ تُكَفَّنُ الْمَرْأَةُ؟
16- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
پیامبر صلى الله عليه واله وسلم نهی فرموده که بر جنازه حنوط گذارده شود.
1- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم که زن باید در چند پارچه کفن شود؟
فرمود: پنج پارچه، که یکی از آن ها چادر است.
2- راوی گوید: از امام علیه السلام در مورد چگونگی تکفین زن پرسیدم؟ -
ص: 340
فَقالَ: كَمَا يُكَفِّنُ الرّجُلُ، غَيْرَ أَنَّهَا تُشَدُّ عَلَى نذييْهَا خِرْقَةٌ تَضُمُ النَّدْيَ إِلَى الصَّدْرِ، وَ تُشَدُّ عَلَى ظَهْرِهَا وَ يُصْنَعُ لَهَا الْقُطْنُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْنَعُ لِلرِّجَالِ وَ يُحْشَى الْقَبلُ وَالذَّبُرُ بِالْقُطْنِ، وَ الْحَنُوطِ، ثُمَّ تُشَدُّ عَلَيْهَا الْخِرْقَةُ شَدّا شَدِيداً.
3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ قَاسِمِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
يُكَفِّنُ الرَّجُلُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابِ وَ الْمَرْأَةُ إِذَا كَانَتْ عَظِيمَةٌ فِي خَمْسَةٍ دِرْعِ وَمِنْطَقٍ وَ خِمَارٍ وَ لِفَافَتَيْنِ.
فرمود: تکفین زن به سان کفن نمودن مرد است، مگر آن که با پارچه ای پستان های او را به سینه اش می چسبانند و محکم بر پشت او بسته شود و باید پنبه ای که برای زن به کار می رود بیش از مرد باشد و پیش و پس او از پنبه و حنوط پر شود، سپس روی آن با پارچه ای محکم بسته شود.
3- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
مرد در سه پارچه کفن می شود و اگر زن تنومند باشد باید در پنج پارچه پیراهن لنگ چادر و دو لفافه کفن شود.
ص: 341
(21)
بَابُ كَرَاهِيَةِ تَجْمِيرِ الْكَفَنِ وَ تَسْخِينِ الْمَاءِ.
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
لا يُجَمَّرُ الْكَفَنُ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لا يُسَخَّنُ الْمَاءُ لِلْمَيِّتِ، وَ لا يُعَجِّلُ لَهُ النَّارُ، وَ لَا يُحَنَّطُ بِمِسْكِ.
3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّل بْن عُمَرَ قَالَ: وَحَدَّثَنَا عَبْدُاللهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام.
1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: نباید کفن را بخور داد.
2- عده ای از اصحاب ما گویند: امام صادق علیه السلام فرمود:
آب غسل میت را نباید گرم نمود بر آتش او شتاب نشود، و با مشک حنوط نگردد.
3- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امير مؤمنان على - صلوات الله علیه - فرمود: -
ص: 342
لا تُجَمِّرُوا الْأَكْفَانَ وَلا تَمْسَحُوا مَوْتَاكُمْ بِالطَّيِّبِ إِلَّا بِالْكَافُورِ، فَإِنَّ الْمَيْتَ بِمَنْزِلَةِ الْمُحْرِمِ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى أَنْ تُتْبَعَ جَنَازَةٌ بِمِجْمَرَةٍ.
(22)
بَابُ مَا يُسْتَحَبُّ مِنَ الشَّيَابِ لِلْكَفَنِ وَ مَا يُكْرَهُ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
أجيدُوا أَكْفَانَ مَوْتَاكُمْ، فَإِنَّهَا زِينَتَهُمْ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
لَيْسَ مِنْ لِبَاسِكُمْ شَيْءٌ أَحْسَنَ مِنَ الْبَيَاضِ، فَأَلْبِسُوهُ مَوْتَاكُمْ.
کفن ها را با دود عود و چیزهای دیگر خوش بو نسازید مردگان را مگر با کافور - خوشبو نکنید - زیرا میت همانند محرم است.
4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
پیامبر صلى الله عليه واله وسلم نهی فرموده است که در پی جنازه مجمره، عودسوز، روان شود.
1- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کفن های مردگان را نیکو قرار دهید؛ زیرا که کفن، زینت آن ها است.
2- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: هیچ لباسی از لباس های شما بهتر از لباس سفید نیست، پس آن را بر مردگان خود بپوشانید.
ص: 343
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ وَ غَيْرِهِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم:
لَيْسَ مِنْ لِبَاسِكُمْ شَيْءٌ أَحْسَنَ مِنَ الْبَيَاضِ، فَأَلْبِسُوهُ وَكَفَّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ:
يُسْتَحَبُّ أَنْ يَكُونَ فِي كَفَنِهِ ثَوْبٌ كَانَ يُصَلَّى فِيهِ نَظِيفٌ، فَإِنَّ ذَلِكَ يُسْتَحَبُّ أَنْ يُكَفِّنَ فيما كَانَ يُصَلِّي فِيهِ.
5- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مَرْوَانَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ رَجُلِ اشْتَرَى مِنْ كِسْوَةِ الْكَعْبَةِ شَيْئاً فَقَضَى بِبَعْضِهِ حَاجَتَهُ وَ بَقِيَ بَعْضُهُ فِي يَدِهِ، هَلْ يَصْلُحُ بَيْعُهُ؟
قَالَ: يَبِيعُ مَا أَرَادَ وَ يَهَبُ مَا لَمْ يُرِدْ وَ يَسْتَنْفِعُ بِهِ وَ يَطْلُبُ بَرَكَتَهُ.
قُلْتُ: أَ يُكَفَّنُ بِهِ الْمَيِّتُ؟
قَالَ: لا.
3- نظیر همین روایت را با اندکی تفاوت جابر بار دیگر از امام باقر علیه السلام نقل می کند.
4- عبد الله بن مغیره از یکی از یارانش روایت می کند: حضرتش فرمود:
مستحب است که در تکفین میت، از لباسی پاک - که در آن نماز می خوانده - استفاده شود؛ زیرا مستحب است میت در لباسی کفن شود، که در آن نماز می خوانده است.
5- عبد الملک گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: مردی مقداری از پارچه کعبه خریده و با بخشی از آن نیاز خود را برطرف نموده و مقداری از آن در دستش مانده است آیا فروش آن تکه جایز است؟
حضرت فرمود: هرچه را خواهد می تواند بفروشد و هرچه را نمی خواهد می تواند ببخشد، می تواند از آن بهره مند شود و برکت طلب کند.
عرض کردم: آیا میت را می توان در آن کفن کرد؟
فرمود: نه!
ص: 344
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
تَنوُقُوا فِي الْأَكْفَانِ، فَإِنَّكُمْ تُبْعَثُونَ بِهَا.
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْكَتَانُ كَانَ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ يُكَفِّنُونَ بِهِ، وَ الْقُطْنُ لِأُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه واله وسلم.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ يُونُسَ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
إِنِّي كَفَّنْتُ أَبِي فِي ثَوْبَيْنِ شَطَوِيَّيْنِ كَانَ يُحْرِمُ فِيهِمَا، وَ فِي قَمِيصِ مِنْ قُمُصِهِ وَ عِمَامَةٍ كَانَتْ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام، وَ فِي بُرْدِ اشْتَرَيْتُهُ بِأَرْبَعِينَ دِينَاراً، لَوْ كَانَ الْيَوْمَ لَسَاوَى أَرْبَعَمِائَةِ دِينَارٍ.
6- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
بهترین کفن را تهیه نمایید زیرا شما در روز قیامت با آن برانگیخته خواهید شد.
7- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کتان، برای بنی اسرائیل بود که با آن مردگان خود را کفن می نمودند و پارچه پنبه ای مخصوص امت محمد صلی الله علیه واله وسلم است.
8- يونس بن یعقوب گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:
پدرم را در دو جامه شطوی مصری - که در آن ها محرم می شد - پیراهنی از پیراهن هایش، عمامه ای که متعلق به علی بن حسین علیهما السلام بود، بردی که آن را به چهل دینار خریدم - که اگر امروز بود با چهار صد دینار برابر بود - کفن کردم.
ص: 345
9- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أبي جعفر علیه السلام:
أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِي علیهما السلام كَفَّنَ أَسَامَةَ بْنَ زَيْدٍ بِبُرْدِ أَحْمَرَ حِبَرَةٍ، وَ أَنَّ عَلِيًّا علیه السلام كَفَّنَ سَهْلَ بْنَ حُنَيْفٍ بِبُرْدٍ أَحْمَرَ حِبَرَةٍ.
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْكَفَنُ يَكُونُ بُرْداً، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ بُرْداً فَاجْعَلْهُ كُلَّهُ قُطْنَا، فَإِنْ لَمْ تَجِدْ عِمَامَةَ قُطْنٍ، فَاجْعَلِ الْعِمَامَةَ سَابِريّاً.
11- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أبي عَبْدِالله علیه السلام قَالَ:
لا يُكَفِّنُ الْمَيِّتُ بالسَّوَادِ.
9- ابو مريم انصاری گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
حسن بن على علیهما السلام، أسامة بن زید را و علی علیه السلام، سهل بن حنیف را با برد سرخ یمانی کفن فرمودند.
10- عمار بن موسی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کفن باید از پارچه برد باشد و گرنه تمام آن را پنبه قرار ده و اگر عمامه پنبه ای نبود، عمامه ای را از پارچه نازک قرار ده.
11 - حسين بن مختار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: نباید میت را در پارچه سیاه کفن کرد.
ص: 346
12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ ثِيَابِ تُعْمَلُ بِالْبَصْرَةِ عَلَى عَمَلِ الْعَصْبِ الْيَمَانِيُّ مِنْ قَرٍ وَقُطْنِ هَلْ يَصْلُحُ أَنْ يُكَفَّنَ فِيهَا الْمَوْتَى؟
قَالَ: إِذَا كَانَ الْقُطْنُ أَكْثَرَ مِنْ الْقَنِّ فَلَا بَأْسَ.
(23)
بَابُ حَدٌ الْمَاءِ الَّذِي يُغَسَّلُ بِهِ الْمَيِّتُ وَ الْكَافُور.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ فُضَيْلِ سُكْرَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَلْ لِلْمَاءِ حَدٌ مَحْدُودٌ؟
قَالُ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ لِعَلِي علیه السلام: إِذَا أَنَا مِتُّ فَاسْتَقِ لِي سِتَّ قِرَبٍ مِنْ مَاءٍ بِثْرِ غَرْسٍ فَغَسْلْنِي وَ كَفَّنِّي وَ حَنْطنِي، فَإِذَا فَرَغْتَ مِنْ غُسْلِي وَ كَفْنِي وَ تَحْنِيطِي، فَخُذْ بِمَجَامِعِ كَفَنِي وَ أَجْلِسْنِي، ثُمَّ سَلْنِي عَمَّا شِئْتَ. فَوَ اللَّهِ! لَا تَسْأَلُنِي عَنْ شَيْءٍ إلا أَجَبْتُكَ فِيهِ.
12- حسين بن راشد :گوید از امام علیه السلام پرسیدم: در بصره پارچه ای همانند برد یمانی از پنبه و ابریشم بافته می شود آیا صلاح است مرده را در آن کفن کرد؟
فرمود: اگر پنبه به کار رفته در پارچه، از ابریشم بیش تر باشد مانعی ندارد.
1- فضیل بن شگره گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: قربانت گردم! آیا برای آب غسل میت اندازه معینی است؟
حضرت فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به علی علیه السلام فرمود: آن گاه که وفات یافتم، شش مشک آب از چاه غرس (1) بکش و مرا غسل بده، کفن کن و حنوط نما و چون از غسل تکفین و حنوطم فارغ شدی، اطراف کفنم را بگیر و مرا بنشان سپس هرچه از من خواهی بپرس به خدا سوگند! از هر چیزی که بپرسی پاسخت خواهم داد.
ص: 347
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم لِعَلِي علیه السلام:
يَا عَلَى! إِذَا أَنَا مِن فَغَسَلْنِي بِسَبْعَ قِرَبٍ مِنْ بِثْرِ غَرْسِ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى قَالَ: كَتَبَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ علیه السلام فِي الْمَاءِ الَّذِي يُغَسْلُ بِهِ الْمَيِّتُ كَمْ حَدُّهُ؟
فَوَقعَ علیه السلام: حَدَّ غُسْلِ الْمَيِّتِ يُغْسَل حَتَّى يَطْهُرَ إِن شَاءَ الله.
قَالَ: وَكَتَبَ إِلَيْهِ هَلْ يَجُوزُ أَنْ يُغَسَّلَ الْمَيِّتُ وَ مَاؤُهُ الَّذِي يُصَبُّ عَلَيْهِ يَدْخُلُ إِلَى بِشْرِكَنِيفٍ أَوِ الرَّجُلُ يَتَوَضَّأُ وُضُوءَ الصَّلَاةِ أَنْ يُصَبُ مَاءُ وُضُوئِهِ فِي كَنيفٍ؟
فوقع علیه السلام: يَكُونُ ذَلِكَ فِي بَلالِيخ.
2- حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به علی علیه السلام فرمود: ای علی! آن گاه که وفات یافتم مرابا هفت مشک آب از چاه غرس غسل بده.
3- محمد بن یحیی گوید: محمد بن حسن، به امام حسن عسکری علیه السلام نامه ای نوشت و پرسید: مقدار آبی که باید میت را با آن غسل داد چقدر است؟
امام علیه السلام در پاسخ نوشت اندازۀ آب غسل میت باید همان قدری باشد که برای غسلش کافی است تا - ان شاء الله - پاک شود.
هم چنین برای امام علیه السلام نوشت: آیا جایز است آب غساله میت یا آب وضوی نماز در چاه فاضلاب ریخته شود؟
امام علیه السلام در پاسخ چنین نوشت: باید در چاهی دیگر ریخته شود.
ص: 348
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ:
السنة في الْحَنُوطِ ثَلَاثَةَ عَشَرَ دِرْهَماً وَ تُلْتُ أَكْثَرُهُ.
وَ قَالَ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السلام نَزَلَ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم بِحَنُوطِ وَ كَانَ وَزْنُهُ أَرْبَعِينَ دِرْهَماً، فَقَسَمَهَا رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم ثَلَاثَةَ أَجْزَاءِ جُزْءٌ لَهُ وَ جُزْءٌ لِعَلِي وَ جُزْءٌ لِفَاطِمَة علیهم السلام.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
أَقَلُّ مَا يُجْزِئُ مِنَ الْكَافُورِ لِلْمَيِّتِ مِثْقَالُ.
وَ فِي رِوَايَةِ الْكَاهِلِيَّ وَ حُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْقَصْدُ مِنْ ذَلِكَ أَرْبَعَةُ مَثَاقِيلَ.
4- علی بن ابراهیم از پدرش در یک روایت مرفوعه ای نقل می کند که امام علیه السلام فرمود:
سنت در حنوط چنین است که حداکثر به وزن سیزده درهم و یک ثلث باشد.
و فرمود: جبرئیل علیه السلام برای پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم حنوطی آورد که وزن آن چهل درهم بود، پس رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم آن را به سه بخش تقسیم فرمود، بخشی برای خود، بخشی برای علی علیه السلام و بخش دیگر برای فاطمه علیها السلام.
5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کمترین مقدار کافور که برای میّت کافی است یک مثقال است.
و در روایت دیگری حسین بن مختار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: حد متوسط کافور، چهار مثقال است.
ص: 349
(24)
بَابُ الْجَرِيدَةِ.
1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَّانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ الصَّيْقَل عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
يُوضَعُ لِلْمَيِّتِ جَرِيدَتَانِ وَاحِدَةٌ فِي الْيَمِينِ وَ الْأُخْرَى فِي الْأَيْسَرِ.
قَالَ: قَالَ: الْجَرِيدَةُ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنَ وَ الْكَافِرَ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيع حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عُبَادَةَ الْمَكِّيَّ قَالَ: سَمِعْتُ سُفْيَانَ التَّوْرِيَّ يَسْأَلُهُ عَنِ التَّخْضيرِ.
فَقالَ: إِنَّ رَجُلاً مِنَ الْأَنْصَارِ هَلَكَ فَأُوذِنَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم بِمَوْتِهِ، فَقَالَ لِمَنْ يَلِيهِ مِنْ قَرابَته.
1- حسن بن زیاد صیقل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
برای میت دو شاخه درخت خرما؛ یکی در طرف راست و دیگری در طرف چپ او قرار داده شود.
راوی گوید: سپس آن حضرت فرمود: شاخۀ درخت خرما هم برای مؤمن و هم برای کافر سود می رساند.
2- يحيى عباده مکی گوید: از سفیان ثوری شنیدم که از حضرتش (امام باقر علیه السلام) دربارهٔ تخضیر می پرسد.
آن حضرت فرمود: مردی از انصار درگذشت رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم از مرگ او باخبر گشت، آن حضرت به شخصی از خویشان میت فرمود: -
ص: 350
خَضُرُوا صَاحِبَكُمْ، فَمَا أَقَلَّ الْمُخَضُرِينَ؟!
قَالَ: وَ مَا التَّخْضِيرُ؟
قَالَ: جَرِيدَةً خَضْرَاءُ، تُوضَعُ مِنْ أَصْلِ الْيَدَيْنِ إِلَى التَّرْقُوَةِ.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عُبَادَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
تُؤْخَذُ جَرِيدَةً رَطْبَةٌ قَدْرَ ذِرَاعٍ فَتُوضَعُ - وَ أَشَارَ بِيَدِهِ - مِنْ عِنْدِ تَرْقُوَتِهِ إِلَى يَدِهِ تُلَفُ مَعَ ثِيَابِهِ.
قَالَ: وَ قَالَ الرَّجُلُ : لَقِيتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بَعْدُ فَسَأَلْتُهُ عَنْهُ.
فَقالَ: نَعَمْ، قَدْ حَدَّثْتُ بِهِ يَحْيَى بْنَ عُبَادَةَ.
مرده خود را تخضیر کنید و چه اندکند تخضیر کنندگان آن شخص پرسید تخضیر چیست؟
فرمود: شاخۀ سبزی از درخت خرما است که در کنار میت - از مچ دست ها تا گودی استخوان ترقوه (استخوان بالای گلو) - گذاشته می شود.
3- یحیی بن عباده گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
باید شاخه ای به اندازه یک ذراع، تهیه شود و آن را (با دست مبارک اشاره فرمود) از ترقوه تا دست میت نهاده و با کفنش پیچیده شود.
مرد گفت: پس از آن امام صادق علیه السلام را ملاقات کردم و در آن مورد پرسیدم؟
فرمود: آری در این باره به یحیی بن عباده چنین گفته ام.
ص: 351
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: أَرَأَيْتَ الْمَيِّتَ إِذَا مَاتَ لِمَ تُجْعَلُ مَعَهُ الْجَرِيدَةُ.
قَالَ: يَتَجَافَى عَنْهُ الْعَذَابُ وَالْحِسَابُ مَا دَامَ الْعُودُ رَطْباً.
قَالَ: وَ الْعَذَابُ كُلُّهُ فِي يَوْمِ وَاحِدٍ فِي سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ قَدْرَ مَا يُدْخَلُ الْقَبْرَ وَ يَرْجِعُ الْقَوْمُ، وَإِنَّمَا جُعِلَتِ السَّعَفَتَانِ لِذَلِكَ فَلَا يُصِيبُهُ عَذَابٌ وَحِسَابٌ بَعْدَ جُفُوفِهِمَا إِنْ شَاءَ اللهُ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ: قَالَ:
إِنَّ الْجَرِيدَةَ قَدْرُ شِبْرٍ تُوضَعُ وَاحِدَةٌ مِنْ عِنْدِ التَّرْقُوَةِ إِلَى مَا بَلَغَتْ مِمَّا يَلِي الْجِلْدَ، وَ الْأُخْرَى فِي الْأَيْسَرِ مِنْ عِنْدِ التَّرْقُوَةِ إِلَى مَا بَلَغَتْ مِنْ فَوْقِ الْقَمِيصِ.
4- زراره گوید: از امام باقرم علیه السلام پرسیدم: به نظر شما چرا وقتی کسی از دنیا می رود، باید کنارش شاخه درخت خرما بگذارند؟
فرمود: زیرا تا وقتی آن شاخه درخت خرما تر و تازه ،است عذاب و حساب رسی از او برداشته می شود.
حضرتش فرمود: همۀ عذاب در یک روز و یک ساعت به انجام می رسد به اندازه ای که میت در قبر گذاشته می شود و مردم باز می گردند این دو شاخه درخت خرما برای این منظور گذاشته می شود، و ان شاء الله پس از خشک شدن آن دو تکه چوب نیز عذابی به او نرسد و از او حسابرسی نشود.
5- جميل بن دراج (که از راویان امام صادق و امام کاظم علیهما السلام) است گوید: امام علیه السلام فرمود:
اندازه شاخه درخت خرما به اندازه یک وجب است که یکی از آن دو از ترقوه تا آنجا که به کنار پوست بدن برسد و دیگری در طرف چپ از ترقوه تا آن جایی که به روی پیراهن برسد گذاشته می شود.
ص: 352
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن سَمَاعَةَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
تُوضَعُ لِلْمَيِّتِ جَرِيدَتَانِ وَاحِدَةً فِي الْأَيْمَنِ وَ الْأُخْرَى فِي الْأَيْسَ.
7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ حَرِيزِ وَ فُضَيْلٍ وَ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللهِ قَالَ: قِيلَ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: لِأَيِّ شَيْءٍ تُوضَعُ مَعَ الْمَيِّتِ الْجَرِيدَةُ؟
قَالَ: إِنَّهُ يَتَجَافَى عَنْهُ الْعَذَابُ مَا دَامَتْ رَطْبَةٌ.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ: قِيلَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! رُبَّمَا حَضَرَنِي مَنْ أَخَافُهُ فَلَا يُمْكِنُ وَضْعُ الْجَرِيدَةِ عَلَى مَا رَوَيْتَنَا.
قَالَ: أَدْخِلْهَا حَيْثُ مَا أَمْكَنَ.
6- فضیل بن یسار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
برای میت دو شاخۀ درخت خرما یکی در طرف راست و دیگری در طرف چپ قرار داده شود.
7- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند: برای چه نزد میت شاخه درخت خرما می گذارند؟
فرمود: برای این که تا وقتی شاخۀ درخت خرما تر و تازه باشد، عذاب از او دور خواهد شد.
8- سهل بن زیاد در روایت مرفوعه ای گوید: راوی به امام علیه السلام عرض کرد: قربانت گردم! گاهی افرادی از از اهل سنّت نزد ما هستند که شاخه درخت خرما را بدعت می دانند و من از آن ها می ترسم و قرار دادن شاخۀ درخت خرما به آن صورتی که از شما رسیده است ممکن نیست باید چه کنیم؟
فرمود: آن دو شاخۀ خرما را به هر صورتی که ممکن است در کنار میت قرار ده.
ص: 353
9- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيٌّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجَرِيدَةِ تُوضَعُ فِي الْقَبْرِ.
قَالَ: لَا بَأْسَ.
10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالُوا: قُلْنَا لَهُ: جُعِلْنَا فِدَاكَ! إِنْ لَمْ نَقْدِرْ عَلَى الْجَرِيدَةِ.
فَقالَ: عُودَ السِّدْرِ.
قِيلَ: فَإِنْ لَمْ نَقْدِرْ عَلَى السِّدْرِ.
فَقالَ: عُودَ الْخِلَافِ.
11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيٌّ بْنِ بِلَالٍ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَيْهِ يَسْأَلُهُ عَنِ الْجَرِيدَةِ إِذَا لَمْ نَجِدْ نَجْعَلُ بَدَلَهَا غَيْرَهَا فِي مَوْضِعِ لا يُمْكِنُ النَّخْلُ.
فَكَتَبَ : يَجُوزُ إِذَا أُعْوِزَتِ الْجَرِيدَةُ، وَ الْجَرِيدَةُ أَفْضَلُ، وَ بِهِ جَاءَتِ الرَّوَايَةُ.
9- عبدالرحمان ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام درباره شاخه درخت خرما پرسیدند که آیا می توان آن را در قبر گذارد؟
فرمود: اشکالی ندارد.
10- سهل بن زیاد از بسیاری از اصحاب ما روایت کرده که به امام علیه السلام گفتند: قربانت گردیم! اگر توانایی بر شاخه درخت خرما نداشته باشیم چه کنیم؟
فرمود: چوب سدر به جایش بگذارید.
عرض شد اگر آن را هم نداشتیم چه؟
فرمود: چوب بید تهیه کنید.
11- على بن بلال (که از راویان امام جواد و امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام است) به امام علیه السلام نوشت و در مورد جریده پرسید که هرگاه در جایی که نخل موجود نیست آیا می توانیم به جای آن، چیز دیگری تهیه کنیم؟
امام علیه السلام چنین نوشت: اگر شاخۀ نخل پیدا نشد، جایز است ولی شاخه نخل بهتر است و در روایت نام آن برده شده است.
ص: 354
12- وَ رَوَى عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى قَالَ: يُجْعَلُ بَدَلَهَا عُودُ الرُّمَّانِ.
13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجَرِيدَةِ تُوضَعُ مِنْ دُونِ النِّيَابِ أَوْ مِنْ فَوْقِهَا؟
قَالَ: فَوْقَ الْقَمِيصِ وَدُونَ الْخَاصِرَةِ.
فَسَأَلْتُهُ مِنْ أَيِّ جَانِبِ؟
فَقالَ: مِنَ الْجَانِبِ الْأَيْمَنِ.
(25)
بَابُ الْمَيِّتِ يَمُوتُ وَ هُوَ جُئْبٌ أَوْ حَائِضٌ أَوْ نُفَسَاءُ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَاتَ مَيْتُ وَ هُوَ جُنُبٌ كَيْفَ يُغَسَّلُ؟ وَ مَا يُجْزِتُهُ مِنَ الْمَاءِ؟
فَقالَ: يُغَسَّلُ غُسْلاً وَاحِداً يُجْزِئُ ذَلِكَ عَنْهُ لِجَنَابَتِهِ وَلِغُسْلِ الْمَيِّتِ، لِأَنَّهُمَا حُرْمَتَانِ اجْتَمَعَنَا فِي حُرْمَةٍ وَاحِدَةٍ.
12- علی بن ابراهیم در روایت دیگری آورده است که امام علیه السلام فرمود: به جای شاخه نخل می توان چوب انار گذاشت.
13- جمیل گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم که شاخۀ نخل زیر کفن یا روی آن گذارده شود؟
فرمود: زیر پیراهن و پایین تهی گاه.
پرسیدم از کدام سمت؟
فرمود: از سمت راست.
1- زراره (که از راویان امام باقر و امام صادق علیهما السلام است) گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: کسی که در حال جنابت بمیرد چگونه باید غسل داده شود؟ و چه مقدار آب برای او کافی است؟
فرمود: باید یک غسل داده شود که این غسل برای غسل جنابت غسل میت کافی است؛ زیرا هردو غسل واجب هستند، که در یک غسل واجب جمع شده اند.
ص: 355
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ إِذَا مَاتَتْ فِي نِفَاسِهَا كَيْفَ تُغَسَّلُ؟
قَالَ: مِثْلَ غُسْل الطَّاهِرَةِ، وَكَذَلِكَ الْحَائِضُ، وَكَذَلِكَ الْجُنُّبُ، إِنَّمَا يُغَسْلُ غُسْلاً وَاحِداً فَقَط.
3- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ فِي الْمَرْأَةِ إِذَا مَاتَتْ نُفَسَاءَ وَكَثُرَ دَمُهَا.
أُدْخِلَتْ إِلَى السُّرَّةِ فِي الأَدَم، أَوْ مِثْلِ الْآدَم نَظيف، ثُمَّ تُكَفِّنُ بَعْدَ ذَلِكَ.
2- عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زنی که در حال نفاس می میرد چگونه باید او را غسل داد؟
فرمود: مانند غسلی که برای طهارت و پاکی او (از جنابت و حیض) انجام می شد و هم چنین است زنی که در حال حیض و جنابت بمیرد به آن ها نیز فقط یک غسل داده می شود.
3- احمدبن محمد گوید: امام علیه السلام درباره زنی که در حال نفاس می میرد و خونش قطع نمی شود فرمود:
باید آن زن را تا ناف در پوست یا چیز پاکی مثل آن بگذارند و بعد کفنش کنند.
ص: 356
(26)
بَابُ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ وَ فِي بَطْنِهَا وَلَدٌ يَتَحَرَّكُ.
1- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ: سَأَلْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ وَوَلَدُهَا فِي بَطْنِهَا.
قَالَ: يُشَقُّ بطنها ويُخْرَجُ وَلَدُها.
2- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْمَرْأَةِ تَمُوتُ وَيَتَحَرُكَ الْوَلَدُ فِي بَطْنِهَا أَ يُشَقُّ بَطْنُهَا وَيُسْتَخْرَجُ وَلَدُهَا؟
قالَ: نَعَمْ.
وَ فِي رِوَايَةِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ زَادَ فِيهِ يُخْرَجُ الْوَلَدُ وَيُخَاطُ بَطنها.
1- على بن یقطین گوید: از امام کاظم علیه السلام دربارۀ زنی که بمیرد و کودکی در شکم داشته باشد، پرسیدم؟
فرمود: باید شکم او شکافته شود و کودک را بیرون آورند.
2- علی بن حمزه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زنی که می میرد و کودکش در رحم او زنده باشد آیا باید شکم او را شکافته و فرزندش را بیرون آورند؟
فرمود: آری.
و در روایت ابن ابی عمیر افزوده شده است باید فرزند را بیرون آورده، سپس شکم او را بدوزند.
ص: 357
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَن ابْن وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:
إِذَا مَاتَتِ الْمَرْأَةُ وَ فِي بَطْنِهَا وَلَدٌ يَتَحَرُكَ شُقَّ بَطْنُهَا وَ يُخْرَجُ الْوَلَدُ.
وَ قَالَ فِي الْمَرْأَةِ تَمُوتُ فِي بَطْنِهَا الْوَلَدُ فَيُتَخَوَّفُ عَلَيْهَا.
قَالَ: لا بَأْسَ أَنْ يُدْخِلَ الرَّجُلُ يَدَهُ فَيُقَطِّعَهُ وَ يُخْرِجَهُ.
(27)
بَابُ كَرَاهِيَةِ أَنْ يُقَصَّ مِنَ الْمَيِّتِ ظُفْرٌ أَوْ شَعْرٌ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
لا يُمَسُّ مِنَ الْمَيِّتِ شَعْرٌ وَ لا ظُفَرُ، وَإِنْ سَقَطَ مِنْهُ شَيْءٌ فَاجْعَلْهُ فِي كَفَيْهِ.
3- ابن وهب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود:
هرگاه زنی بمیرد و در رحم او کودک زنده ای باشد باید شکمش را شکافته کودک را بیرون آورند.
حضرتش دربارهٔ زنی که جنین در شکمش مرده و زندگی او را به خطر انداخته، فرمود:
ایرادی ندارد که (با نبود زن ماهر) مرد دست خود را داخل رحم نموده و جنین را پاره پاره کند و آن را بیرون آورد.
1- راوی :گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
مو یا ناخن میت را نچینید و اگر چیزی از آن جدا شد آن را در کفنش بگذارید.
ص: 358
2- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
كَرِهَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام أَنْ تُحْلَقَ عَانَةُ الْمَيِّتِ إِذَا غُسِّلَ، أَوْ يُقَلَّمَ لَهُ ظُفُرٌ، أَوْ يُجَزَّ لَهُ شَعْرٌ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
كُرِهَ أَنْ يُقَصَّ مِنَ الْمَيِّتِ ظُفُرٌ، أَوْ يُقَصَّ لَهُ شَعْرٌ، أَوْ تُخْلَقَ لَهُ عَانَةٌ، أَوْ يُغْمَضَ لَهُ مَفْصِلٌ.
4- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَيِّتِ يَكُونُ عَلَيْهِ الشَّعْرُ فَيُحْلَقُ عَنْهُ أَوْ يُقَلِّمُ.
قَالَ: لا يُمَسُّ مِنْهُ شَيء المسله وادفنه. اغْسِلْهُ وَادْفِنْهُ.
2- غیاث گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
امیر مؤمنان علی علیه السلام مکروه می داشت که به هنگام غسل میت موی زهار او را بتراشند، یا ناخن او را بچینند و یا موی او را بتراشند.
3- طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کراهت دارد ناخن یا موی میت چیده شود یا موی زهار او را بتراشند و یا این که مفصلی از او فشار داده شود.
4- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: اگر در بدن میت موی باشد، آیا می توان آن را تراشید و یا چید؟
فرمود: نباید چنین کرد او را غسل داده و دفن کن.
ص: 359
(28)
بَابُ مَا يَخْرُجُ مِنَ الْمَيِّتِ بَعْدَ أَنْ يُغَسَّلَ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا خَرَجَ مِنْ مَر الميت الدم أو الشَّيْء بَعْدَ الغُسْل وَأَصَابَ الْعِمَامَةَ أو الْكَفَنَ قَرَّضْهُ بِالْمِقْرَاضِ.
2- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ:
إِذَا غُسِّلَ الْمَيِّتُ ثُمَّ أَحْدَثَ بَعْدَ الْغُسْلِ، فَإِنَّهُ يُغْسَلُ الْحَدَثُ، وَلَا يُعَادُ الْغُسْلُ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا خَرَجَ مِنَ الْمَيِّتِ شَيْءٌ بَعْدَ مَا يُكَفَّنُ فَأَصَابَ الْكَفَنَ قُرِضَ مِنْهُ.
1- عبدالله بن یحیی کاهلی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه. پس از غسل میت، از بینی او خون یا چیز دیگری بیرون آمد و عمامه یا کفن او را آلوده کرد، آن بخش را با قیچی جدا کن.
2- راوی گوید: امام علیه السلام فرمود:
هرگاه میت غسل داده شد بعد از غسل چیزی از او بیرون آمد، باید آن را شست ولی نباید غسل تکرار شود.
3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه پس از تکفین میت، چیزی از او خارج شد و کفن را آلوده نمود، آن بخش از کفن باید بریده شود.
ص: 360
(29)
بَابُ الرَّجُلِ يُغَسِّلُ الْمَرْأَةَ وَ الْمَرْأَةِ تُغَسِّلُ الرَّجُلَ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَمُوتُ وَلَيْسَ عِنْدَهُ مَنْ يُغَسْلُهُ إِلَّا النِّسَاءُ.
فَقَالَ: تُغَسْلُهُ امْرَأَتُهُ أَوْ ذَاتُ قَرَابَةٍ إِنْ كَانَتْ لَهُ وَ تَصُبُّ النِّسَاءُ عَلَيْهِ الْمَاءَ صَبّاً، وَ فِي الْمَرْأَةِ إِذَا مَاتَتْ يُدْخِلُ زَوْجُهَا يَدَهُ تَحْتَ قَمِيصِهَا فَيُغَسْلُهَا.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ أَ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى امْرَأَتِهِ حِينَ تَمُوتُ أَوْ يُغَسْلَها إِنْ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهَا مَنْ يُغَسْلُهَا؟ وَ عَنِ الْمَرْأَةِ هَلْ تَنْظُرُ إِلَى مِثْلِ ذَلِكَ مِنْ زَوْجِهَا حِينَ يَمُوتُ؟
1- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی می میرد و جز زن کسی نیست او را غسل دهد.
فرمود: اگر همسر با زن دیگری دارد که با او پیوند خویشی دارد، باید او را غسل دهد و زنان دیگر بر او آب بریزند و اگر زن بمیرد شوهرش می تواند دست خود را به زیر پیراهن او
کند و او را غسل دهد.
2- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا جایز است مرد هنگامی که زنش از دنیا رفت به او نگاه کند؟ یا اگر برای غسل او زنی نباشد، خود مرد زنش را غسل دهد؟ هم چنین مردی که از دنیا رفته آیا زنش می تواند به بدن او نگاه کند؟
ص: 361
فَقالَ: لا بأس بذلك، إنَّمَا يَفْعَلُ ذَلِكَ أَهْلُ الْمَرْأَةِ كَرَاهَةً أَنْ يَنْظُرَ زَوْجُهَا إِلَى شَيْءٍ يَكْرَهُونَهُ مِنْهَا.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يُغَسُلُ امْرَأَتَهُ؟
قَالُ: نَعَمْ مِنْ وَرَاءِ النُّوْبِ.
4- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيِّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَمُوتُ وَ لَيْسَ عِنْدَهُ مَنْ يُغَسِّلُهُ إِلَّا النِّسَاءُ هَلْ تُغَسْلُهُ النِّسَاءُ؟
فَقالَ: تُغَسْلُهُ امْرَأَتُهُ أَوْ ذَاتُ مَحْرَمِهِ وَ تَصُبُّ عَلَيْهِ النِّسَاءُ الْمَاءَ صَبّاً مِنْ فَوْقِ الثَياب؟
فرمود: اشکالی ندارد ولی این کار را خویشان زن انجام می دهند؛ زیرا دوست ندارند که شوهر، در بدن زن خود چیزی ببیند که آنان دوست نمی دارند.
3- محمد بن مسلم گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: آیا مرد می تواند زن خود را غسل دهد؟
فرمود: آری، از زیر لباس.
4- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی می میرد و جز زنان کسی نیست که او را غسل دهد آیا زنان می توانند او را غسل دهند؟
فرمود: همسرش یا زنی دیگر که محرم اوست می تواند از روی لباس او را غسل دهد و زنان دیگر برایش آب بریزند.
ص: 362
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: سَمِعْتُ صَاحِباً لَنَا يَسْأَلُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ مَعَ رِجَالٍ لَيْسَ فِيهِمْ ذُو مَحْرَمٍ هَلْ يُغَسِّلُونَهَا وَ عَلَيْهَا ثِيَابُهَا؟
قَالَ: إِذا يُدْخَلَ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ، وَ لَكِنْ يَغْسِلُونَ كَفَّيْهَا.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ إِذَا مَاتَتْ.
فَقالَ: يُدْخِلُ زَوْجُهَا يَدَهُ تَحْتَ قَمِيصِهَا إِلَى الْمَرَافِقِ. (1)
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي الرَّجُل يَمُوتُ فِي السَّفَرَ أَوْ فِي أَرْضِ لَيْسَ مَعَهُ فِيهَا إِلَّا النِّسَاءُ.
قَالَ: يُدْفَنُ وَلا يُغَسَّلُ.
5- داوود بن فرقد گوید: از دوستم شنیدم که او از امام صادق علیه السلام پرسیده است: زنی همراه عده ای مرد بود و از دنیا رفته است و در میان آن ها محرمی ندارد آیا او را همان طور با لباسش می توانند غسل دهند؟
فرمود: اگر چنین کنند برای خویشان زن عیب و ننگ خواهد بود، ولی دو کف او را بشویند.
6- سماعه گوید: از امام علیه السلام دربارهٔ غسل زن مرده پرسیدم؟
فرمود: همسرش دست خود را به زیر پیراهن او ببرد و تا عورتین او را غسل دهد.
7- داوود بن سرحان گوید: امام صادق علیه السلام درباره مردی که در سفر، یا در جایی بمیرد که جز زن کسی نباشد او را غسلش دهد پرسیدم:
فرمود: باید او را بدون غسل دفن کرد
ص: 363
وَ قَالَ فِي الْمَرْأَةِ تَكُونُ مَعَ الرَّجَالِ بِتِلْكَ الْمَنْزِلَةِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَعَهَا زَوْجُهَا، فَإِنْ كَانَ مَعَهَا زَوْجُهَا فَلْيُغَسّلْهَا مِنْ فَوْقِ الدَّرْعِ وَيَسْكُبُ عَلَيْهَا الْمَاءَ سَكْباً وَ لْتُغَسِّلْهُ امْرَأَتُهُ إِذَا مَاتَ، وَ الْمَرْأَةُ لَيْسَتْ مِثْلَ الرَّجُلِ الْمَرْأَةُ أَسْوَأُ مَنْظَراً حِينَ تَمُوتُ.
8- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیهِ السلام عَنِ الرَّجُلِ يَخْرُجُ فِي السَّفَرِ وَ مَعَهُ امْرَأَتُهُ يُغَسْلُهَا؟
قالَ: نَعَمْ، وَ وَأُمَّهُ وَأُخْتَهُ وَ وَنَحْوُ هَذَا يُلْقَى عَلَى عَوْرَتِهَا خِرْقَةٌ.
9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: سَمِعْتُ صَاحِبَاً لَنَا يَسْأَلُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیهِ السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ مَعَ رِجَالٍ لَيْسَ مَعَهُمْ ذُو مَحْرَمِ هَلْ يُغَسِّلُونَهَا وَ عَلَيْهَا ثيَابُهَا؟
فَقالَ: إِذا يُدْخَلَ عَلَيْهِمْ، وَ لَكِنْ يَغْسِلُونَ كَفَّيْهَا.
حضرتش فرمود: هم چنین است زنی که همراه مردان در سفر باشد حکمش این چنین است مگر این که شوهرش همراه او باشد که در این صورت باید او را از روی لباس غسل دهد و آب را بر او بریزد و اگر مردی این گونه بمیرد زنش او را غسل می دهد ولی زن هم چون مرد نیست؛ زیرا زن وقتی می میرد منظره اش ناخوشایندتر است.
8- منصور بن حازم گوید: از امام صادق علیهِ السلام پرسیدم مردی که به سفر می رود و زنش همراه اوست (و می میرد) آیا می تواند زنش را غسل دهد؟
فرمود: آری، هم چنین است حکم او درباره مادر و خواهرش، و زنان دیگر از این قبیل که باید پارچه ای بر عورت زن بیفکند.
9- داوود بن فرقد گوید: از دوستم شنیدم که او از امام صادق علیهِ السلام پرسیده است: زنی همراه عده ای مرد بود و از دنیا رفته است و در میان آنها محرمی ندارد آیا او را همان طور با لباسش می توانند غسل دهند؟
فرمود: اگر چنین کنند برای خویشان زن عیب و ننگ خواهد بود ولی دو کف او را بشویند.
ص: 364
10- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِنَابِ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهِ السلام الْمَرْأَةِ إِذَا مَاتَتْ وَ لَيْسَ مَعَهَا امْرَأَةٌ تُغَسِّلُهَا.
قَالَ: يُدْخِلُ زَوْجُهَا يَدَهُ تَحْتَ قَمِيصِهَا فَيُغَسِّلُهَا إِلَى الْمَرَافِقِ.
11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُغَسِّلُ امْرَأَتَهُ؟
قالَ: نَعَمْ، إِنَّمَا يَمْنَعُهَا أَهْلُهَا تَعَصُّباً.
12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهِ السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ الْمُسْلِم يَمُوتُ فِي السَّفَرِ وَ لَيْسَ مَعَهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ وَ مَعَهُ رِجَالٌ نَصَارَى وَ مَعَهُ عَمَّتُهُ وَ خَالَتَهُ مُسْلِمَتَانِ كَيْفَ يُصْنَعُ فِي غُسْلِهِ؟
قَالَ: تُغَسْلُهُ عَمَّتُهُ وَ خَالَتُهُ فِى قَمِيصِهِ وَلَا تَقْرَبُهُ النَّصَارَى.
10- حلبی گوید: از امام صادق علیهِ السلام پرسیدم: اگر زنی بمیرد و همراه او زنی نباشد که او را غسل دهد چه باید کرد؟
فرمود: شوهرش دست خود را به زیر پیراهن او ببرد و او را تا عورتین غسل دهد.
11- محمد بن مسلم گوید: از امام علیهِ السلام پرسیدم: آیا مرد می تواند همسر خود را غسل دهد؟
فرمود: آری، ولی خویشان زن از روی تعصب مانع آن می شوند.
12- عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیهِ السلام پرسیده شد مرد مسلمانی در سفر می میرد و با او مرد مسلمانی نیست، بلکه مردان مسیحی، عمه و خاله مسلمان او همراهش هستند دربارهٔ غسل او چه باید کرد؟
فرمود: باید عمه و خاله اش او را در پیراهنش غسل دهند و مسیحیان نباید به او نزدیک شوند.
ص: 365
وَ عَنِ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ فِي السَّفَرِ وَ لَيْسَ مَعَهَا امْرَأَةٌ مُسْلِمَةٌ وَ مَعَهَا نِسَاءٌ نَصَارَى وَعَمُهَا وَخَالُهَا مُسْلِمَان.
قَالَ: يُغَسِّلَانِهَا وَ لا تَقْرَبُهَا النَّصْرَانِيَّةُ كَمَا كَانَتِ الْمُسْلِمَةٌ تُغَسْلُهَا، غَيْرَ أَنَّهُ يَكُونُ عَلَيْهَا دِرْعٌ فَيُصَبُّ الْمَاء مِنْ فَوْقِ الدِّرْع.
قُلْتُ: فَإِنْ مَاتَ رَجُلٌ مُسْلِمٌ وَ لَيْسَ مَعَهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ وَ لَا امْرَأَةٌ مُسْلِمَةٌ مِنْ ذِي قَرَابَتِهِ وَ مَعَهُ رِجَالٌ نَصَارَى وَ نِسَاءٌ مُسْلِمَاتٌ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُنَّ قَرَابَةٌ.
قَالَ: يَغْتَسِلُ النَّصْرَانِي ثُمَّ يُغَسْلُهُ فَقَدِ اضْطَر.
وَ عَنِ الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ تَمُوتُ وَ لَيْسَ مَعَهَا امْرَأَةٌ مُسْلِمَةٌ وَلا رَجُلٌ مُسْلِمٌ مِنْ ذَوِي قَرَابَتِهَا وَ مَعَهَا نَصْرَانِيَّةٌ وَ رِجَالٌ مُسْلِمُونَ لَيْسَ بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُمْ قَرَابَةٌ.
قَالَ: تَغْتَسِلُ النَّصْرَانِيَّةُ ثُمَّ تُغَسْلُهَا.
از حضرتش پرسیدند زنی که در سفر می میرد و زن مسلمانی همراه او نیست، بلکه زنان مسیحی هم چنین عمو و دایی مسلمان او همراهش هستند در این جا چه باید کرد؟
حضرت فرمود: عمو و داییش او را با پیراهن غسل دهند و آب را از روی پیراهن برایش بریزند همان طوری که زن مسلمان او را غسل می دهد و نباید زن مسیحی به او نزدیک شود.
گفتم: اگر مرد مسلمانی بمیرد و مرد و زن مسلمان از خویشانش همراه او نباشد، و عده ای مردان مسیحی و زنان غیر محرم مسلمان با او باشند در این صورت چه باید کرد؟
حضرت فرمود: ابتدا مرد نصرانی، خود غسل می کند و آن گاه میت را غسل می دهد؛ زیرا این جا محل اضطراری و ناچاری است.
از حضرتش پرسیدم که زن مسلمانی می میرد و زن مسلمان و مرد مسلمانی، از خویشان او در آن جا حاضر نیستند، ولی زن مسیحی و مردان غیر محرم مسلمان حاضرند چه باید کرد؟
فرمود: ابتدا زن نصرانی خود غسل کند، سپس او را غسل دهد.
ص: 366
وَ عَنِ النَّصْرَانِيُّ يَكُونُ فِي السَّفَرِ وَ هُوَ مَعَ الْمُسْلِمِينَ فَيَمُوتُ.
قَالَ: لا يُغَسِّلُهُ مُسْلِمٌ وَ لا كَرَامَةَ وَ لا يَدْفِنُهُ وَ لا يَقُومُ عَلَى قَبْرِهِ.
13- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: مَنْ غَسَّلَ فَاطِمَةَ علیها السلام؟
قَالَ: ذَاكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام كَأَنَّكَ اسْتَفْطَعْتَ ذَلِكَ مِنْ قَوْلِهِ؟
فَقالَ لِي: كَأَنَّكَ ضِقْتَ مِمَّا أَخْبَرْتُكَ.
فَقُلْتُ: قَدْ كَانَ ذَلكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ.
فَقالَ لِي: لا تَضِيقَنَّ فَإِنَّهَا صِدِّيقَةٌ لَمْ يَكُنْ يُغَسْلُهَا إِلَّا صِدِّيقٌ. أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ مَرْيَمَ علیها السلام لَمْ يُغَسِّلْهَا إِلَّا عِيسَى علیه السلام؟
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَمَا تَقُولُ فِي الْمَرْأَةِ تَكُونُ فِي السَّفَرِ مَعَ الرِّجَالِ لَيْسَ لَهَا مَعَهُمْ ذُو مَحْرَم وَ لا مَعَهُمُ امْرَأَةٌ فَتَمُوتُ الْمَرْأَةُ مَا يُصْنَعُ بِهَا؟
از حضرتش پرسیدم: مردی مسیحی با مسلمانان همسفر است، او در بین سفر می میرد چه باید کرد؟
فرمود: لازم نیست مسلمان او را غسل دهد و عزّتی برای او نیست، لازم نیست او را دفن کند و بر سر قبرش بایستد.
13- مفضّل بن عمر گوید: از امام صادق علیه السلام می پرسیدم: فاطمه علیها السلام را چه کسی غسل داد؟
فرمود: امیر مؤمنان على علیه السلام.
گویی این سخن بر تو گران آمد، گویی از آن چه که به تو خبر دادم، دلتنگ شدی؟
گفتم: چنین است قربانت گردم.
فرمود: دلتنگ مباش؛ زیرا فاطمه علیها السلام صدیقه بود و نباید او را کسی جز صدیق غسل دهد. آیا نمی دانی مریم علیها السلام را جز عیسی علیه السلام کسی غسل نداده است؟!
عرض کردم: قربانت گردم! نظر شما دربارۀ زنی که با مردان همفسر شده و از دنیا رفته است و در میان ایشان محرمی ندارد و زن دیگری نیست چیست؟ چه باید کرد؟ -
ص: 367
قَالَ: يُغْسَلُ مِنْهَا مَا أَوْجَبَ اللهُ عَلَيْهِ التيمم، وَ لا تُمَسُّ وَلَا يُكْشَفُ شَيْءٌ مِنْ مَحَاسِنِهَا الَّذِي أَمَرَ اللَّهُ بِسَتْرِهِ.
قُلْتُ: كَيْفَ يُصْنَعُ بِهَا؟
قَالَ: يُغْسَلُ بَطْنُ كَفَّيْهَا وَ وَجْهَهَا وَ يُغْسَلُ ظَهْرُ كَفَّيْهَا.
(30)
بَابُ حَدَّ الصَّبِيِّ الَّذِي يَجُوزُ لِلنِّسَاءِ أَنْ يُغَسِّلْنَهُ.
1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنِ ابْنِ الْمَيْرِ مَوْلَى الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: حَدِّثْنِي عَنِ الصَّبِيِّ إِلَى كَمْ تُغَسْلُهُ النِّسَاءُ؟
فَقَالَ: إِلَى ثَلَاثِ سِنِينَ.
فرمود: باید مواضعی را که خداوند تیمم را بر آنها واجب فرموده، بشویند و نباید به چیزی از محاسن او - که خداوند متعال به پوشانیدن آن ها امر فرموده - دست زنند یا آشکارش سازند.
گفتم: چگونه با او رفتار کنند؟
فرمود: کف دست ها، صورت و نیز پشت دست هایش را بشویند.
1- ابن نمیر گوید: به امام صادق علیه السلامعرض کردم: بفرمایید که زنان، پسر بچه را تا چند سالگی می توانند غسل دهند؟
فرمود تا سن سه سالگی.
ص: 368
(31)
بَابٌ غُسْلِ مَنْ غَسَّلَ الْمَيِّتَ وَ مَنْ مَسَّهُ وَ هُوَ حَارٌ وَ مَنْ مَسَّهُ وَ هُوَ بَارِدٌ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ غَسَّلَ مَيَّاً فَلْيَغْسِلْ:
قُلْتُ: فَإِنْ مَسَّهُ مَا دَامَ حَارّاً.
قَالَ: فَلَا غُسْلَ عَلَيْهِ وَإِذَا بَرَدَ ثُمَّ مَسَّهُ فَلْيَغْتَسِل.
قُلْتُ: فَمَنْ أَدْخَلَهُ الْقَبْرَ.
قَالَ: لا غُسْلَ عَلَيْهِ إِنَّمَا يَمَسُّ النِّيَابَ.
1- حریز گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کسی که میتی را غسل می دهد باید خود نیز غسل کند.
گفتم: اگر تا زمانی که بدن او گرم بوده او را مس کرده باشد چه؟
فرمود: غسل بر او لازم نیست، ولی اگر بدن میّت سرد شده و او را مس کرده باید غسل کند.
گفتم: شخصی که میت را وارد قبر می کند چه؟
فرمود: غسل بر او لازم نیست؛ زیرا او پارچه را مس می نماید.
ص: 369
2- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ: قُلْتُ : الرَّجُلُ يُغْمِضُ عَيْنَ الْمَيِّتِ عَلَيْهِ غُسْلُ.
قَالَ: إِذَا مَسَّهُ بِحَرَارَتِهِ فَلَا، وَلَكِنْ إِذَا مَسَّهُ بَعْدَ مَا يَبْرُدُ فَلْيَغْتَسِل.
قُلْتُ: فَالَّذِي يُغَسِّلُهُ يَغْتَسِلُ؟
قالَ: نَعَمْ.
قُلْتُ: فَيُغَسْلُهُ ثُمَّ يُكَفِّنُهُ قَبْلَ أَنْ يَغْتَسِلَ.
قَالَ: يُغَسْلُهُ ثُمَّ يَغْسِلُ يَدَهُ مِنَ الْعَاتِقِ ثُمَّ يُلْبِسُهُ أَكْفَانَهُ ثُمَّ يَغْتَسِلُ.
قُلْتُ: فَمَنْ حَمَلَهُ عَلَيْهِ غُسْلُ.
قَالَ: لا.
قلتُ: فَمَنْ أَدْخَلَهُ الْقَبْرَ عَلَيْهِ وُضُوء.
قَالَ: لا، إِلَّا أَنَّهُ يَتَوَضَّأُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ إِنْ شَاءَ.
2- محمد بن مسلم از یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) روایت کرده و گوید: به حضرتش گفتم آیا بر کسی که چشم میت را می بندد، غسل لازم است؟
فرمود: اگر جسد را در هنگام گرم بودن مس کند، نه ولی اگر پس از سرد شدن مس نماید، باید غسل کند.
گفتم: آیا کسی که میت را غسل می دهد، خود نیز باید غسل کند؟
فرمود: آری.
گفتم: اگر میت را غسل دهد ولی پیش از آن که خود غسل کند، وی را کفن کند، چه؟
فرمود: باید او را غسل دهد آن گاه دست خود را از کتف به پایین بشوید، سپس او را کفن کند، آن گاه غسل نماید.
گفتم: آیا کسی که میت را حمل می کند باید غسل کند؟
فرمود: نه.
گفتم: آیا کسی که او را داخل قبر می کند، باید غسل کند؟
فرمود: نه ولی اگر بخواهد می تواند خود را از خاک قبر پاک کند و بشوید.
ص: 370
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
يُغَسّلُ الَّذِي غَسَّلَ الْمَيِّتَ وَ إِنْ قَبَّلَ إِنْسَانُ الْمَيَّتَ وَ هُوَ حَارٌ فَلَيْسَ عَلَيْهِ غُسْلٌ، وَ لَكِنْ إِذَا مَسَّهُ وَ قَبَّلَهُ وَ قَدْ بَرَدَ فَعَلَيْهِ الْغُسْلُ، وَ لا بَأْسَ أَنْ يَمَسَّهُ بَعْدَ الْغُسْلِ و يقبله.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَمَرُّ الْمَيْتَ أَيَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَغْتَسِلَ مِنْهَا؟
قَالَ: لا، إِنَّمَا ذَلِكَ مِنَ الْإِنْسَانِ وَحْدَهُ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يُصِيبُ ثَوْبُهُ جَسَدَ الْمَيِّتِ.
فَقالَ: يَغْسِلُ مَا أَصَابَ التَّوْبَ.
3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کسی که میت را غسل می دهد باید غسل نماید و اگر کسی میت را در حال گرمی بدنش ببوسد، غسل بر او لازم نیست ولی اگر بدن میّت سرد شده باشد و به او دست بزند و او را ببوسد بر او غسل لازم است و پس از غسل میت، دست زدن و بوسیدن او اشکال ندارد.
4- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم کسی که (حیوان) مرده ای را با دست لمس می کند آیا باید غسل نماید؟
فرمود: ،نه، این غسل، تنها برای لمس مردۀ انسان واجب می شود.
از حضرتش پرسیدم کسی که لباسش به بدن میت می خورد، چه حکمی دارد؟
فرمود: آن چه به بدن میت رسیده، باید شسته شود.
ص: 371
أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ مَعْمَرٍ بْنِ يَحْيَى قَالَ:
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَنْهَى عَنِ الْغُسْلِ إِذَا دَخَلَ الْقَبْرَ.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَبَّلَ عُثْمَانَ بْنَ مَطْعُونٍ بَعْدَ مَوْتِهِ.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي الرَّجُلِ يَقَعُ طَرَفُ ثَوْبِهِ عَلَى جَسَدِ الْمَيِّتِ.
قَالَ: إِنْ كَانَ غُسْلَ الْمَيْتُ فَلا تَغْسِلُ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ، وَ إِنْ كَانَ لَمْ يُغَسل فَاغْسِلُ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ.
5- معمر بن یحیی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که از غسل مس میتی که در قبر قرار گرفته، نهی می فرمود.
6- اسماعیل بن ابی زیاد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
همانا رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم و عثمان بن مظعون را پس از مرگش بوسید.
7- ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام در مورد کسی که گوشه ای از لباسش به بدن میت می رسد فرمود:
اگر میت غسل داده شده باشد نباید لباسی را که به آن خورده، بشویی، ولی اگر میت غسل داده نشده باید لباسی را که به آن خورده بشوی، -
ص: 372
8- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: أَيَغْتَسِلُ مَنْ غَسَّلَ الْمَيِّتَ؟
قالَ: نَعَمْ.
قُلْتُ: مَنْ أَدْخَلَهُ الْقَبْرَ؟
قَالَ: لا، إِنَّمَا يَمَسُّ الثِّيَابَ.
(32)
بَابُ الْعِلَّةِ فِي غُسْلِ الْمَيِّتِ غُسْلَ الْجَنَابَةِ.
1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: دَخَلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قَيْسِ الْمَاصِرُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَقَالَ: أَخْبِرْنِي عَنِ الْمَيِّتِ لِمَ يُغَسْلُ غُسْلَ الْجَنَابَةِ؟
فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: لَا أُخْبِرُكَ.
8- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا کسی که میت را غسل داده خود نیز باید غسل نماید؟
فرمود: آری.
گفتم: کسی که او را داخل قبر می کند چه؟
فرمود: نه، چون او فقط کفن را مسح می نماید.
1- سلیمان دیلمی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
عبدالله بن قيس ماصر خدمت امام باقر رسید و گفت: به من بگو چرا باید به میت غسل جنابت داد؟
امام باقر علیه السلام فرمود: به تو پاسخ نمی دهم.
ص: 373
فَخَرَجَ مِنْ عِنْدِهِ، فَلَقِيَ بَعْضَ الشَّيعَةِ.
فَقالَ لَهُ: الْعَجَبُ لَكُمْ يَا مَعْشَرَ الشَّيعَةِ تَوَلَّيْتُمْ هَذَا الرَّجُلَ وَأَطَعْتُمُوهُ، وَ لَوْ دَعَاكُمْ إِلَى عِبَادَتِهِ لَأَجَبْتُمُوهُ، وَ قَدْ سَأَلْتُهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَمَا كَانَ عِنْدَهُ فِيهَا شَيْءٌ، فَلَمَّا كَانَ مِنْ قَابِلِ دَخَلَ عَلَيْهِ أَيْضاً فَسَأَلَهُ عَنْهَا.
فَقالَ: لا أخبرك بها.
فَقالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قَيْسِ لِرَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ: انْطَلِقْ إِلَى الشَّيعَةِ، فَاصْحَبْهُمْ وَأَظْهِرْ عِنْدَهُمْ مُوَالَاتَكَ إِيَّاهُمْ وَلَعْنَنِي وَ التَّبَرْيَ مِنِّي، فَإِذَا كَانَ وَقْتُ الْحَجِّ فَأْتِنِي حَتَّى أَدْفَعَ إِلَيْكَ مَا تَحْجُ بِهِ وَ سَلْهُمْ أَنْ يُدْخِلُوكَ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ، فَإِذَا صِرْتَ إِلَيْهِ، فَاسْأَلْهُ عَنِ الْمَيِّتِ لِمَ يُغَسَّلُ غُسْلَ الْجَنَابَةِ؟
او از نزد حضرت بیرون آمد یکی از شیعیان را دید و به او گفت: در شگفتم از شما ای گروه شیعه! که این مرد را ولی خود قرار داده و از او پیروی می کنید اگر او شما را به پرستش خود فراخواند خواهید پذیرفت، درحالی که من پرسشی از او پرسیدم و او پاسخی نداشت که به من دهد (!!)
او سال بعد باز نزد حضرت آمد و همان مسأله را پرسید؟
حضرتش فرمود: پاسخ نمی دهم.
عبدالله بن قیس به یکی از دوستانش گفت به سوی شیعیان برو و با ایشان رفاقت کن و دوستی خود با آنان و بیزاری از من را اظهار کن و چون موسم حج شد، نزد من بیا تا هزینه سفر تو را بدهم و به حج برو و از شیعیان بخواه که تو را نزد محمد بن علی ببرند و چون نزد او رفتی از او بپرس چرا باید میت را غسل جنابت داد؟
ص: 374
فَانْطَلَقَ الرَّجُلُ إِلَى الشَّيعَةِ فَكَانَ مَعَهُمْ إِلَى وَقْتِ الْمَوْسِمِ، فَنَظَرَ إِلَى دِينِ الْقَوْمِ، فَقَبِلَهُ بِقَبُولِهِ وَ كَتَمَ ابْنَ قَيْسٍ أَمْرَهُ مَخَافَةَ أَنْ يُحْرَمَ الْحَجَّ فَلَمَّا كَانَ وَقْتُ الْحَجِّ، أَتَاهُ فَأَعْطَاهُ حَجَّةً وَ خَرَجَ.
فَلَمَّا صَارَ بِالْمَدِينَةِ قَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ: تَخَلَّفْ فِي الْمَنْزِلِ حَتَّى نَذْكُرَكَ لَهُ، وَ نَسْأَلَهُ لِيَأذن لك.
فَلَمَّا صَارُوا إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: لَهُمْ أَيْنَ صَاحِبُكُمْ مَا أَنْصَفْتُمُوهُ؟
قَالُوا: لَمْ نَعْلَمْ مَا يُوَافِقُكَ مِنْ ذَلِكَ.
فَأَمَرَ بَعْضَ مَنْ حَضَرَ أَنْ يَأْتِيَهُ بِهِ، فَلَمَّا دَخَلَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام، قَالَ لَهُ: مَرْحَباً!
كَيْفَ رَأَيْتَ مَا أَلتَ فِيهِ الْيَوْمَ مِمَّا كُنتَ فِيهِ قَبْلُ؟
فَقالَ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! لَمْ أَكُنْ فِي شَيْءٍ
آن مرد نزد شیعیان رفت و با ایشان بود تا موسم حج فرا رسید و چون دین آنان را به دقت بررسی کرد از روی رغبت آن را پذیرفت ولی کار خود را از پسر قیس مخفی داشت که مبادا از حج محروم شود و چون وقت حج فرا رسید نزد او آمد، مخارج سفر خود را گرفت و روانه شد و چون به مدینه رسید همراهانش به او گفتند در خانه باش تا برایت از حضرت اجازه شرفیابی بخواهیم.
چون نزد امام باقر علیه السلام رسیدند به آنان فرمود: رفیق شما کجاست؟ چرا با او منصفانه رفتار نکردید؟
گفتند: نمی دانستیم که شما موافقت می فرمایید.
حضرتش به شخصی که حاضر بود امر فرمود که او را بیاورد
چون آن شخص خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شد حضرت به او فرمود: خوش آمدی امروز حال خود را نسبت به گذشته چگونه می بینی؟
گفت: ای پسر رسول خدا! من اصلاً هیچ چیزی نداشتم.
ص: 375
فَقالَ: صَدَقْتَ أَمَا إِنَّ عِبَادَتَكَ يَوْمَئِذٍ كَانَتْ أَخَفَّ عَلَيْكَ مِنْ عِبَادَتِكَ الْيَوْمَ، لِأَنَّ الْحَقِّ ثَقِيل والشَّيْطَانَ مُوَكَّلٌ بِشِيعَتِنَا، لأن سَائِرَ النَّاسِ قَدْ كَفَوْهُ أَنفُسَهُمْ إِنِّى سَأُخْبِرُكَ بِمَا قَالَ لَكَ ابْنُ قَيْسِ الْمَاصِرُ قَبْلَ أَنْ تَسْأَلَنِي عَنْهُ وَ أُصَيْرُ الْأَمْرَ فِي تَعْرِيفِهِ إِيَّاهُ إِلَيْكَ إِنْ شِئْتَ أَخْبَرْتَهُ وَإِنْ شِئْتَ لَمْ تُخْبِرْهُ.
إِنَّ اللهَ تَعَالَى خَلَقَ خَلاقِينَ، فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَخْلُقَ خَلْقاً أَمَرَهُمْ فَأَخَذُوا مِنَ التَّرْبَةِ الَّتِي قَالَ فِي كِتَابِهِ: (مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَ فِيهَا نُعِيدُكُمْ وَ مِنْهَا تُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى).
فَعَجَنَ النُّطْفَةَ بتِلْكَ التَّرْبَةِ الَّتِي يَخْلُقُ مِنْهَا بَعْدَ أَنْ أَسْكَنَهَا الرَّحِمَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةٌ، فَإِذَا تَمَّتْ لَهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ، قَالُوا: يَا رَبِّ نَخْلُقُ مَا ذَا؟
فَيَأْمُرُهُمْ بِمَا يُرِيدُ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى أَبْيَضَ أَوْ أَسْوَدَ؟
فرمود: راست گفتی، به راستی که عبادت آن روز تو، از امروز سبک تر بود؛ زیراکه حق سنگین است و شیطان برای فریب شیعیان ما گماشته شده است؛ زیرا مردم دیگر خود در خط شیطان هستند.
اکنون من از آن چه پسر قیس به تو گفته پیش از آن که از من بپرسی، تو را آگاه می سازم و تو را آزاد می گذارم اگر خواستی به او بگو و اگر نخواستی به او نگو.
به راستی خدای تعالی فرشتگان خلق کننده ای را ،آفرید چون بخواهد کسی را بیافریند، به ایشان فرمان می دهد که از آن خاکی که در قرآن فرموده برگیرند آن جا که می فرماید: «شما را از آن آفریدیم و باز شما را به آن باز می گردانیم و آن گاه دیگر بار شما را از آن بیرون می آوریم» (1) و نطفه پس از آن که چهل شب در رحم مادر قرار می گیرد با آن خاک عجین می شود، و چون چهار ماه تمام می شود فرشتگان می گویند پروردگارا! چه چیز را بیافرینیم؟
پس خداوند آن چه را اراده می فرماید از پسر یا دختر سیاه یا سفید امر می فرماید.
ص: 376
فَإِذَا خَرَجَتِ الرُّوحُ مِنَ الْبَدَنِ خَرَجَتْ هَذِهِ النُّطْفَةُ بِعَيْنِهَا مِنْهُ كَائِنَا مَا كَانَ صَغِيراً أَوْ كَبيراً ذَكَرًا أَوْ أُنثَى، فَلِذَلِكَ يُغَسْلُ الْمَيِّتُ غُسْل الجنابة.
فَقالَ الرَّجُلُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ وَاللهِ مَا أُخْبِرُ ابْنَ قَيْسِ الْمَاصِرَ بِهَذَا أَبَداً.
فَقَالَ: ذَلِكَ إِلَيْكَ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ مَا بَالُ الْمَيِّتِ يُمْنِي؟
قَالَ: النُّطْفَةُ الَّتِي خُلِقَ مِنْهَا يَرْمِي بِهَا.
3- بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام مَّا قَالَ: قَالَ:
إنَّ الْمَخْلُوقَ لا يَمُوتُ حَتَّى تَخْرُجَ مِنْهُ النُّطْفَةُ الَّتِى خُلِقَ مِنْهَا مِنْ فِيهِ أَوْ مِنْ عینه.
آن گاه که روح از بدن خارج می شود این نطفه به طور کامل، هرگونه که هست کوچک یا ،بزرگ پسر یا دختر از بدن او خارج می شود به این دلیل است که میت را باید غسلی همانند غسل جنابت بدهند.
آن مرد گفت: ای فرزند رسول خدا! نه به خدا سوگند هرگز به پسر قیس ماصر نخواهم گفت، که پاسخ شما چه بوده است.
امام علیه السلام فرمود: این در اختیار توست.
2- سکونی گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال شد چرا رطوبتی (از دیدگان) میت بیرون می آید؟
فرمود: این رطوبت، نطفه ای است که از آن خلق شده که آن را می اندازند.
یکی از اصحاب ما گوید: امام سجاد علیه السلام فرمود:
آدمی نمی میرد مگر این که نطفه ای که از آن آفریده شده از دهان یا چشمش خارج شود.
ص: 377
(33)
بَابُ ثَوَابٍ مَنْ غَسَّلَ مُؤْمِناً.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْن مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ غَالِبٍ عَنْ سَعْدِ الْإِسْكَافِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
أَيُّمَا مُؤْمِنٍ غَسَّلَ مُؤْمِناً فَقَالَ إِذَا قَلَّبَهُ: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا بَدَنُ عَبْدِكَ الْمُؤْمِنِ قَدْ أَخْرَجْتَ رُوحَهُ مِنْهُ وَ فَرَّقْتَ بَيْنَهُمَا فَعَفْوَكَ عَفْوَكَ» غَفَرَاللَّهُ لَهُ ذُنُوبَ سَنَةٍ إِلَّا الْكَبَائِرَ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: مَنْ غَسَّلَ مَيْتاً فَأَدَّى فِيهِ الْأَمَانَةَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ.
قلتُ: وَكَيْفَ يُؤدِّي فِيهِ الْأَمَانَةَ؟
قَالَ: لا يُحَدِّثُ بِمَا يَرَى.
1- سعد اسکاف گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هر مؤمنی که مؤمن دیگری را غسل دهد و هنگامی که او را پشت و رو می کند این دعا را بخواند: «اللّهمّ إنّ هذا بَدَنُ عَبْدِكَ المُؤْمِن قَدْ أَخْرَجْتَ رُوحَهُ مِنْهُ وَ فَرّقْتَ بَيْنَهُما فَعَفْوَكَ عَفْوَكَ»، خداوند گناهان یک ساله او - جز گناهان کبیره اش - را می آمرزد.
2- سعید بن طریف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هرکس میتی را غسل دهد و دربارۀ او امانت را ادا نماید خداوند او را بیامرزد.
گفتم: چگونه امانت را درباره او ادا کند؟
فرمود: آن چه را که از او می بیند، بازگو نکند.
ص: 378
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:
مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُغَسَّلُ مُؤْمِناً وَ يَقُولُ وَ هُوَ يُغَسْلُهُ: «رَبِّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ إِلَّا عَفَا اللَّهُ عَنْهُ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
كَانَ فِيمَا نَاجَى اللَّهَ بِهِ مُوسَى علیه السلام قَالَ: يَا رَبِّ مَا لِمَنْ غَسَّلَ الْمَوْتَى؟
فَقالَ: أَغْسِلُهُ مِنْ ذُنُوبِهِ كَمَا وَلَدَتْهُ أُمُّهُ.
(34)
بَابُ ثَوَابِ مَنْ كَفَّنَ مُؤْمِناً.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طريف عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
مَنْ كَفَّنَ مُؤْمِناً كَانَ كَمَنْ ضَمِنَ كِسْوَتَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
3- ابراهیم بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هر مؤمنی که مؤمن دیگری را غسل دهد و در آن حال بگوید: «رَبِّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ» خداوند او را بیامرزد.
4- ابی الجارود گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
از جمله سخنان موسی علیه السلام به هنگام مناجات با خدا این بود که گفت: پروردگارا! کسی که مرده ای را غسل دهد، چه پاداشی دارد؟
فرمود: او را از گناهانش پاک نمایم به سان روزی که مادرش او را زاییده است.
1- سعد بن طریف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
کسی که مؤمنی را کفن کند، مانند کسی است که پوشش او را تا روز رستاخیز ضامن شده است.
ص: 379
(35)
بَابُ ثَوَابِ مَنْ حَفَرَ لِمُؤْمِن قَبْراً.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَريفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
مَنْ حَفَرَ لِمَيْتٍ قَبْراً كَانَ كَمَنْ بَوَّاهُ بَيْناً مُوَافِقاً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
(36)
بَابُ حَدٌ حَفْرِ الْقَبْرِ وَ التَّحْدِ وَ الشَّقِّ وَ أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم تُجِدَلَهُ.
1- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ قَالَ: رَوَى أَصْحَابُنَا: أَنَّ حَدَّ الْقَبْرِ إِلَى التَّرْقُوَةِ.
وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: إِلَى النَّدي.
1- سعد بن طریف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هرکه برای میتی گوری حفر ،نماید مانند کسی است که او را در خانه دلخواه تا روز قیامت جای داده است.
1- سهل بن زیاد گوید: اصحاب ما روایت کرده اند که اندازه عمق قبر تا ترقوه (استخوان جلوی شانه) می باشد.
برخی گفته اند بایستی تا پستان ها باشد.
ص: 380
و قَالَ بَعْضُهُمْ قَامَةِ الرَّجُل حَتَّى يُمَدَّ الثَّوْبُ عَلَى رَأْسِ مَنْ فِي الْقَبْرِ، وَأَمَّا الدَّحْدُ فَبِقَدْرِ مَا يُمْكِنُ فِيهِ الْجُلُوسُ.
قَالَ: وَ لَمَّا حَضَرَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام الْوَفَاةُ أُغْمِيَ عَلَيْهِ، فَبَقِيَ سَاعَةً ثُمَّ رُفِعَ عَنْهُ الثَّوْبُ.
ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَوْرَثَنَا الْجَنَّةَ نَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ.
ثم قالَ: احْفِرُوا لِي وَاللغُوا إِلَى الرَّشْح.
قَالَ: ثُمَّ مُدَّ الثَّوْبُ عَلَيْهِ، فَمَاتَ علیه السلام.
2- سَهْلْ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي هَمَّامٍ إِسْمَاعِيلَ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السلام قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام حِينَ احْتُضِرَ:
إِذَا أَنَا مِتُّ فَاحْفِرُوا لِي وَشُقُوا لِي شَقّاً، فَإِنْ قِيلَ لَكُمْ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم تُحِدَ لَهُ، فَقَدْ صَدَقُوا.
بعضی دیگر گفته اند بایستی به قدر قامت یک مرد باشد. به گونه ای که اگر پارچه ای را بر قبر کشند، سر کسی را که در قبر ایستاده است، بپوشاند ولی لحد باید به اندازه ای باشد که نشستن در آن جا ممکن شود.
راوی گوید: زمانی که وفات امام سجاد علیه السلام فرا رسید بیهوش شد و ساعتی طول کشید آن گاه به هوش آمد. سپس پارچه را از روی آن حضرت برداشتند.
حضرتش فرمود: سپاس خداوندی را که به ما بهشت را میراث داد که هر جای آن را خواهیم در آن جای گیریم به راستی پاداش عمل کنندگان چه نیک است.
آن گاه فرمود: برای من قبری حفر کنید و آن را تا رطوبت زمین برسانید.
سپس پارچه را بر روی خود کشید و وفات یافت سلام بر او باد.
2- اسماعیل بن همام گوید: امام رضا علیه السلام فرمود: امام باقر علیه السلام به هنگام احتضار فرمود: آن گاه که من وفات یافتم برای من قبری حفر کنید و آن را برای من بشکافید. اگر به شما گفتند: برای رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در قبر، لحدی ساختند، راست گفته اند.
ص: 381
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم لَحَدَ لَهُ أَبُو طَلْحَةَ الْأَنْصَارِيُّ.
4- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ التَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى أَنْ يُعَمَّقَ الْقَبْرُ فَوْقَ ثَلَاثَةِ أَذْرُعٍ.
(37)
بَابُ أَنَّ الْمَيِّتَ يُؤْذَنُ بِهِ النَّاسُ.
1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَادٍ وَ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ جَمِيعاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:
3- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
ابو طلحه انصاری برای رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در قبرش لحد بنا نمود.
4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
پیامبر صلى الله عليه واله وسلم نهی فرموده از این که قبر را بیش از سه ذراع گود نمایند.
1- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -
ص: 382
يَنْبَغِي لِأَوْلِيَاءِ الْمَيِّتِ مِنْكُمْ أَنْ يُؤْذِنُوا إِخْوَانَ الْمَيِّتِ بِمَوْتِهِ فَيَشْهَدُونَ جَنَازَتَهُ وَ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ، فَيُكْتَبُ لَهُمُ الْأَجْرُ وَ يُكْتَبُ لِلْمَيِّتِ الاسْتِغْفَارُ وَيَكْتُسِبُ هُوَ الْأَجْرَ فِيهِمْ وَفِيمَا اكْتَسَبَ لِمَيِّتِهِمْ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ.
2- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ ذَرِيحٍ الْمُحَارِبِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجِنَازَةِ يُؤْذَنُ بِهَا النَّاسُ؟
قالَ: نَعَمْ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ الْجِنَازَةَ يُؤْذَنُ بِهَا النَّاسُ.
شایسته است که اولیای میت از شما (شیعیان) برادران دینی میت را از مرگ او آگاه سازند تا بر جنازه وی حاضر شوند برایش نماز بخوانند و طلب آمرزش کنند که برای ایشان پاداش و برای میّت استغفار نوشته شود و به سبب استغفار ایشان برای میت، پاداشی بر آنان حاصل شود.
2- ذریح محاربی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا بایستی مردم را از مرگ کسی آگاه ساخت؟
فرمود: آری.
3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
باید خبر مرگ مؤمن را به مردم اعلام کرد.
ص: 383
(38)
بَابُ الْقَوْل عِنْدَ رُؤْيَةِ الْجَنَازَةِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبَانِ لا أَعْلَمُهُ إِلَّا ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:
كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام إِذَا رَأَى جَنَازَةٌ قَدْ أَقْبَلَتْ قَالَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَجْعَلْنِي مِنَ السَّوَادِ الْمُخْتَرَمِ».
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ النَّهْدِيِّ رَفَعَهُ قَالَ:
كَانَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام إِذَا رَأَى جَنَازَةٌ قَالَ: «الْحَمْدُلِثِهِ الَّذِي لَمْ يَجْعَلْنِي مِنَ السَّوَادِ الْمُخْتَرَمِ».
4- حُمَيْدٌ عَنْ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْعُودٍ الطَّائِيِّ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم: مَنِ اسْتَقْبَلَ جَنَازَةٌ أَوْ رَآهَا. فَقَالَ:
1- أبو حمزه گوید: امام سجاد علیه السلام همواره آن گاه که جنازه ای را می دید می فرمود:
«الحَمْدُ لله الذي لَمْ يَجْعَلني مِن السَّوَادِ المختَرَم»؛ «حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که مرا در شمار مردگان قرار نداد».
2- ابو الحسن نهدی در روایت مرفوعه ای گوید: امام ابو جعفر علیه السلام همواره آن گاه که جنازه ای را می دید می فرمود:
«حمد و سپاس از آن خدایی است که مرا در شمار مردگان قرار نداد».
3- عنبسة بن مصعب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
هرکس چشمش به جنازه ای می افتد یا به آن نگاه می کند بگوید -
ص: 384
«اللَّهُ أَكْبَرُ هَذَا مَا وَعَدَنَا اللهُ وَرَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللهُ وَرَسُولُهُ اللَّهُمَّ زِدْنَا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِي تَعَزَّزَ بِالْقُدْرَةِ وَقَهَرَ الْعِبَادَ بِالْمَوْتِ» لَمْ يَبْقَ فِي السَّمَاءِ مَلَكٌ إِلَّا بَكَى رَحْمَةً لِصَوْتِهِ.
(39)
بَابُ السُّنَّةِ فِي حَمْلِ الْجَنَازَةِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَلِيَّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
السُّنَّةُ فِي حَمْلِ الْجَنَازَةِ أَنْ تَسْتَقْبِلَ جَانِبَ السَّرِيرِ بِشِقِّكَ الْأَيْمَنِ فَتَلْزَمَ الْأَيْسَرَ بِكَتِفِكَ الْأَيْمَنِ، ثُمَّ تَمُرَّ عَلَيْهِ إِلَى الْجَانِبِ الآخَرِ وَ تَدُورَ مِنْ خَلْفِهِ إِلَى الْجَانِبِ الثَّالِثِ مِنَ السَّرِيرِ، ثُمَّ تَمُرَّ عَلَيْهِ إِلَى الْجَانِبِ الرَّابِعِ مِمَّا يَلِي يَسَارَكَ.
«الله أكبر هذا ما وَعَدنا الله وَرَسُوله وَ صَدَقَ اللهُ وَرَسُولُهُ، اللهمّ زِدْنَا إِيمَاناً و تَسْلِيماً، الحَمْدُلله الَّذِي تَعَزّز بِالْقُدْرَةِ وَ قَهَرَ العِبَادَ بِالْمَوْتِ».
«خدا بزرگ تر است از این که به وصف آید. این چیزی است که خدا و رسولش ما را وعده داده اند و خدا و رسولش راست گفته اند بار خدایا! ایمان و تسلیم ما را زیاد گردان حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که به ،قدرت عزیز و باشکوه گشته و بر بندگان خویش به وسیله مرگ چیره گشته است».
در این حال همه فرشتگان آسمان از روی ترحم بر صدای او گریه کنند.
1- على بن يقطين گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:
سنت در برداشتن جنازه این است که گوشهٔ تابوت را برابر با دوش راست خود نموده و گوشه چپش را به شانه راست خود برداری، سپس آن را وا گذاشته به گوشه دیگر بروی و از پشت جنازه به گوشۀ سوم تابوت دور بزنی سپس می گذری و به گوشۀ چهارم که در پهلوی چپ توست می روی.
ص: 385
2- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
السُّنَّةُ أَنْ يُحْمَلَ السَّرِيرُ مِنْ جَوَانِبِهِ الْأَرْبَعِ، وَ مَا كَانَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنْ حَمْلٍ فَهُوَ تطوع.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السلام عَنْ تَرْبِيعِ الْجَنَازَةِ.
قَالَ: إِذَا كُنْتَ فِي مَوْضِع تَقِيَّةٍ فَابْدَأُ بِالْيَدِ الْيُمْنَى ثُمَّ بِالرِّجْلِ الْيُمْنَى، ثُمَّ ارْجِعْ مِنْ مَكَانِكَ إِلَى مَيَامِنِ الْمَيِّتِ ، لا تَمُرَّ خَلْفَ رِجْلِهِ الْبَيَّةَ حَتَّى تَسْتَقْبِلَ الْجَنَازَةَ فَتَأْخُذَ يَدَهُ الْيُسْرَى ثُمَّ رِجْلَهُ الْيُسْرَى ثُمَّ ارْجِعْ مِنْ مَكَانِكَ وَ لا تَمُرَّ خَلْفَ الْجَنَازَةِ الْبَتَّةَ حَتَّى تَسْتَقْبِلَهَا تَفْعَلُ كَمَا فَعَلْتَ أَوَّلاً.
فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَتَّقِي فِيهِ، فَإِن تَرْبِيعَ الْجَنَازَةِ الَّتِي جَرَتْ بهِ السُّنَّةُ أَن تَبْدَأَ بِالْيَدِ اليمنى، ثُمَّ بالرجل اليمنى، ثُمَّ بالرّجُلِ الْيُسْرَى ثُمَّ الْيَدِ الْيُسْرَى حَتَّى تَدُورَ حَوْلَهَا.
2- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
سنت در حمل تابوت، حمل آن از گوشه های چهارگانه آن است و بیش از این، هرچه بردارند، مستحب است.
3- فضل بن یونس گوید: از امام کاظم علیه السلام درباره تربیع (یعنی به ترتیب معین برداشتن) جنازه پرسیدم؟
فرمود: اگر در جایی بودی که باید تقیّه کنی، از سمت دست راست شروع کن سپس پای راست. آن گاه از جای خود به سوی اعضای سمت راست میّت برگرد البته نباید از پشت جنازه بگذری تا این که با جنازه روبه روشوی که از سمت دست چپ جنازه بگیری سپس از سمت پای چپ او، پس از آن از جای خود برگرد. البته نباید از پشت جنازه بگذری تا این که با آن روبه رو شوی آن چه را که اوّل انجام دادی انجام می دهی.
اما، اگر در جایی بودی که تقیّه لازم نیست آن تربیعی را که سنت بر آن جاری شده چنین است که از سمت دست راست شروع می کنی، سپس از سمت پای راست، آن گاه از سمت پای چپ و در آخر از سمت دست چپ تا این که آن را دور بزنی.
ص: 386
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أَكَيْلِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ سَيَابَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
تبداً فِي حَمْلِ السَّرِيرِ مِنْ جَانِبِهِ الْأَيْمَنِ، ثُمَّ تَمُرُّ عَلَيْهِ مِنْ خَلْفِهِ إِلَى الْجَانِبِ الآخر، ثُمَّ تَمُرُّ حَتَّى تَرْجِعَ إِلَى الْمُقَدِّم كَذَلِكَ دَوَرَانُ الرَّحَى عَلَيْهِ.
(40)
بَابُ الْمَشْيِ مَعَ الْجَنَازَةِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْمَشْيُ خَلْفَ الْجَنَازَةِ أَفْضَلُ مِنَ الْمَشْيِ بَيْنَ يَدَيْهَا.
4- علاء بن سیابه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
در حمل جنازه باید از طرف راست تابوت شروع کنی سپس از پشت جنازه به طرف دیگر بروی پس از آن به سمت جلو - همانند چرخیدن آسیا به دور خود - برگردی.
1- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
راه رفتن پشت جنازه بهتر از راه رفتن در پیشاپیش آن است.
ص: 387
2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو عَنْ حُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِنْقَرِيٌّ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
امْشِ أَمَامَ جَنَازَةِ الْمُسْلِم الْعَارِفِ، وَ لا تَمْشِ أَمَامَ جَنَازَةِ الْجَاحِدِ، فَإِنَّ أَمَامَ جَنَازَةِ الْمُسْلِمِ مَلَائِكَةٌ يُسْرِعُونَ بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ، وَ إِنَّ أَمَامَ جَنَازَةِ الْكَافِرِ مَلَائِكَةٌ يُسْرِعُونَ بِهِ إِلَى النَّارِ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُفَضَّلِ بنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أبِي جَعْفَر علیه السلام قَالَ:
مَشَى النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم خَلْفَ جَنَازَةٍ.
فَقِيلَ لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا لَكَ تَمْشِي خَلْفَهَا؟
فَقالَ: إِنَّ الْمَلَائِكَةَ أَرَاهُمْ يَمْشُونَ أَمَامَهَا، وَ نَحْنُ تَبَعٌ لَهُمْ.
2- یونس بن ظبیان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
در تشییع جنازه اگر میت مسلمان عارف و آگاه به حق امام بود، در پیشاپیش جنازه او حرکت کن ولی اگر منکر امام بود، پیشاپیش جنازه او راه مرو؛ زیرا در پیشاپیش جنازه مسلمان، فرشتگانی هستند که در بردن او به سوی بهشت شتاب می نمایند ولی در جلوی جنازه کافر فرشتگانی هستند که در بردن او به سوی آتش شتاب می کنند.
3- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: پیامبر صلى الله عليه واله وسلم در پشت سر جنازه ای راه می رفت.
از حضرتش پرسیدند: ای رسول خدا! چرا شما پشت سر جنازه راه می روید؟
فرمود: زیرا فرشتگانی را می بینم که در پیشاپیش جنازه راه می روند و ما از پی آنان می رویم.
ص: 388
4- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا هِ ۖ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَشْيِ مَعَ الْجَنَازَةِ.
فَقَالَ: بَيْنَ يَدَيْهَا وَ عَنْ يَمِينِهَا وَ عَنْ شِمَالِهَا وَ خَلْفِهَا.
5- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيِّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
امْشِ بَيْنَ يَدَيِ الْجَنَازَةِ وَ خَلْفَهَا.
6- أَبُو عَلِيّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَنْ أَبِي الْوَفَاءِ الْمُرَادِيِّ عَنْ سَدِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
مَنْ أَحَبُّ أَنْ يَمْشِي مَمْشَى الْكِرَامِ الْكَاتِبِينَ فَلْيَمْشِ بِجَنَّبي السَّرِيرِ.
4- محمد بن مسلم گوید: از یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) درباره راه رفتن به همراه جنازه سؤال کردم؟
فرمود: بایستی پیشاپیش آن سمت راست، سمت چپ و پشت سر آن حرکت کرد.
5- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: پیشاپیش و پشت سر جنازه راه برو.
6- سدیر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هر که می خواهد به سان راه رفتن کرام الکاتبین راه برود باید در دو سمت تابوت راه برود.
ص: 389
7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السُّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سُئِلَ كَيْفَ أَصْنَعُ إِذَا خَرَجْتُ مَعَ الْجَنَازَةِ أَمْشِي أَمَامَهَا أَوْ خَلْفَهَا أَوْ عَنْ يَمِينِهَا أَوْ عَنْ شِمَالِهَا؟
فَقالَ: إِن كَانَ مُخَالِفاً فَلَا تَمْشِ أَمَامَهُ، فَإِنَّ مَلائِكَةَ الْعَذَابِ يَسْتَقْبِلُونَهُ بِأَلْوَانِ الْعَذَابِ.
(41)
بَابُ كَرَاهِيَةِ الرُّكُوبِ مَعَ الْجَنَازَةِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:
رَأَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَوْماً خَلْفَ جَنَازَةٍ رُكْبَاناً . فَقالَ: أَ مَا اسْتَحْيَا هَؤُلَاءِ أَنْ يَتْبَعُوا صَاحِبَهُمْ رُكْبَاناً، وَ قَدْ أَسْلَمُوهُ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ؟!
7- سکونی گوید: راوی از امام صادق علیه السلام پرسید در تشییع جنازه چگونه عمل کنم؟ آیا در پیشاپیش جنازه یا پشت سر آن یا در سمت راست آن و یا در سمت چپ آن راه بروم؟
فرمود: اگر میت مخالف (اهل بیت علیهم السلام) بود در پیشاپیش جنازه راه مرو؛ زیرا فرشتگان عذاب با انواع عذاب ها به استقبال او می آیند.
1- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم گروهی را در تشییع جنازه سواره دید. فرمود: آیا شرم نمی کنند که در پشت جنازه دوست خود سواره راه می روند که در این حال او را خوار می کنند؟!
ص: 390
2- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:
مَاتَ رَجُلٌ مِنَ الأَنْصَارِ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَخَرَجَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فِي جَنَازَتِهِ يَمْشِي.
فَقالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: أَلَا تَرْكَبُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!
فَقَالَ: إِنِّى لَأَكْرَهُ أَنْ أَرْكَبَ، وَ الْمَلَائِكَةُ يَمْشُونَ، وَأَبَى أَن يَرْكَبَ.
(42)
بَاب مَنْ يَتْبَعُ جَنَازَةً ثُمَّ يَرْجِعُ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
كُنْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فِي جِنَازَةٍ لِبَعْضِ قَرَابَتِهِ، فَلَمَّا أَنْ صَلَّى عَلَى الْمَيِّتِ قَالَ وَلِيُّهُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: أَرْجِعْ يَا أَبَا جَعْفَرٍ مَأْجُوراً وَ لَا تَعَنَّى، لِأَنَّكَ تَضْعُفُ عَنِ الْمَشْيِ.
2- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: مردی از انصار از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وفات کرد. رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم با جنازه بیرون آمده و پیاده می رفت.
یکی از اصحاب به آن حضرت گفت: ای رسول خدا! آیا سوار مرکب نمی شوید؟
فرمود: من خوش ندارم که سوار بر مرکب باشم و فرشتگان پیاده بروند حضرتش از این که سوار مرکب شود خودداری فرمود.
1- زراره گوید: در تشییع جنازه یکی از نزدیکان امام باقر علیه السلام، همراه آن حضرت بودم، همین که امام باقر علیه السلام بر او نماز خواند ولی میت به حضرتش گفت: ای ابا جعفر! لطفاً شما بازگردید، خداوند اجرتان دهد! خود را به زحمت نیندازید راه رفتن برای شما سخت است.
ص: 391
فَقُلْتُ أَنا لأبي جَعْفَرٍ علیه السلام: قَدْ أَذِنَ لَكَ فِي الرَّجُوعِ فَارْجِعْ، وَ لِي حَاجَةٌ أُرِيدُ أَن أَسْأَلَكَ عَنْهَا.
فَقالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: إِنَّمَا هُوَ فَضْلٌ وَ أَجْرٌ فَبِقَدْرِ مَا يَمْشِي مَعَ الْجَنَازَةِ يُؤْجَرُ الَّذِي يَتْبَعُهَا، فَأَمَّا بإذْنِهِ فَلَيْسَ بإِذْنِهِ جننا ولا بِإِذْنِهِ تَرْجِعُ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم
أَمِيرَانِ وَ لَيْسَا بِأَمِيرَيْنِ: لَيْسَ لِمَنْ تَبِعَ جَنَازَةً أَنْ يَرْجِعَ حَتَّى يُدْفَنَ، أَوْ يُؤْذَنَ لَهُ، وَ رَجُلٌ يَحْجُ مَعَ امْرَأَةٍ فَلَيْسَ لَهُ أَن يَنْفِرَ حَتَّى تَقْضِيَ تُسْكَهَا.
من به امام باقر علیه السلام گفتم: او شما را برای بازگشتن رخصت داد، بفرمایید باز گردید من حاجتی دارم که می خواهم در مورد آن از شما بپرسم.
امام باقر علیه السلام فرمود: همراه بودن با جنازه فضیلت و پاداش دارد و هرکس به اندازه ای که با جنازه می رود پاداش می برد، دربارۀ اذن او باید گفت که ما نه به اجازه او آمده ایم و نه به اجازه او باز می گردیم.
2- احمد بن محمد بن ابی عبدالله در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
دو تن هستند که در عین آن که امیرند، ولی اختیار خود را ندارند:
یکی هنگامی که جنازه ای را همراهی می نماید او نباید باز گردد مگر زمانی که میت دفن شود، یا به او اجازه بازگشت دهند.
و دیگر مردی که با زنی (که محرم اوست) مناسک حج را انجام می دهد این مرد نباید از منا بازگردد مگر آن که آن زن مناسک خود را تمام نماید.
ص: 392
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: حَضَرَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام جَنَازَةَ رَجُلٍ مِنْ قُرَيْشٍ وَ أَنَا مَعَهُ وَ كَانَ فِيهَا عَطَاءُ، فَصَرَخَتْ صارخة.
فَقالَ عَطَاءُ: لَتَسْكُتِنَّ أَوْ لَنَرْجِعَنَّ!
قَالَ: فَلَمْ تَسْكُتْ، فَرَجَعَ عَطَاءٌ.
قَالَ: فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السلام: إِنَّ عَطَاءٌ قَدْ رَجَعَ.
قَالَ: وَ لِمَ؟
قُلْتُ: صَرَخَتْ هَذِهِ الصَّارِحَةُ.
فَقالَ لَهَا لَتَسْكُتِنُ أوْ لَتَرْجِعَنَّ.
فَلَمْ تَسْكُتْ، فَرَجَعَ.
فَقَالَ: امْضِ بِنَا فَلَوْ أَنَّا إِذَا رَأَيْنَا شَيْئاً مِنَ الْبَاطِل مَعَ الْحَقِّ تَرَكْنَا لَهُ الْحَقِّ لَمْ نَقْضِ حَقَّ مُسْلِمِ.
3- زراره گوید: امام باقر علیه السلام بر جنازه مردی از قریش حاضر شد و من با آن حضرت بودم، عطا (یکی از فقهای عامه مدینه) نیز در آن جا حضور داشت زنی در آن جا بود که شیون و فریاد می کرد.
عطا گفت: یا او باید ساکت شود، یا بر می گردیم!
ولی آن زن ساکت نشد و عطا بازگشت.
به امام باقر علیه السلام عرض کردم: عطا بازگشت.
فرمود: برای چه؟
عرض کردم: این زن شیون می کرد عطا گفت: یا ساکت شود یا او باز می گردد. زن خاموش نشد و عطا بازگشت.
آن حضرت فرمود: بیا برویم! اگر ما چیزی از باطل را با حق ببینم، آیا به سبب آن باطل، باید حق را ترک کنیم و حق مسلمانی را انجام ندهیم؟
ص: 393
قَالَ: فَلَمَّا صَلَّى عَلَى الْجِنَازَةِ قَالَ وَلِيُّهَا لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: إِرْجِعْ مَأْجُوراً رَحِمَكَ اللَّهُ فَإِنَّكَ لَا تَقْوَى عَلَى الْمَشْي.
فَأَبَى أَنْ يَرْجِعَ، قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: قَدْ أَذِنَ لَكَ فِي الرُّجُوعِ، وَ لِ-ي حَاجَةٌ أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْهَا.
فَقَالَ: امْضِ فَلَيْسَ بِإِذْنِهِ جِئْنَا وَ لا بِإِذْنِهِ تَرْجِعُ إِنَّمَا هُوَ فَضْلُ وَأَجْرٌ طَلَبْنَاهُ، فَبِقَدْرِ مَا يَتْبَعُ الْجَنَازَةَ الرَّجُلُ يُؤْجَرُ عَلَى ذَلِكَ.
(43)
بَابُ ثَوَابِ مَنْ مَشَى مَعَ جَنَازَةٍ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السلامقَالَ:
راوی گوید همین که آن حضرت بر جنازه نماز خواند ولی میت به امام باقر علیه السلام گفت: شما بازگردید مأجور باشید خدا به شما رحمت کند راه رفتن برای شما سخت است.
ولی آن حضرت بازنگشت. من گفتم: او شما را برای بازگشت رخصت داد من نیز حاجتی دارم که می خواهم از شما بپرسم.
فرمود: برویم که ما به اجازه او نیامده ایم که به اجازه او بازگردیم. این عمل فضل و پاداشی است که به دست آورده ایم پس انسان به اندازه تشییع جنازه پاداش می گیرد.
1- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: -
ص: 394
إِذَا أُدْخِلَ الْمُؤْمِنُ قَبْرَهُ نُودِيَ أَلَا إِنَّ أَوَّلَ حِبَائِكَ الْجَنَّةُ وَ حِبَاءَ مَنْ تَبِعَكَ الْمَغْفِرَةُ.
2- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ دَاوُدَ الرَّفِّيِّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَنْ شَيَّعَ جَنَازَةَ مُؤْمِنٍ حَتَّى يُدْفَنَ فِي قَبْرِهِ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ سَبْعِينَ مَلَكاً مِنَ الْمُشَيِّعِينَ يُشَيِّعُونَهُ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ إِلَى الْمَوْقِفِ.
3- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
أَوّلَ مَا يُنْحَفُ ِبهِ الْمُؤْمِنُ يُغْفَرُ لِمَنْ تَبِعَ جَنَازَتَهُ.
هنگامی که مؤمن داخل قبر شود، ندا می دهند آگاه باش همانا نخستین بخششی که به تو کرامت کردیم بهشت است و پاداش کسانی که تو را مشایعت نموده اند، آمرزش است.
2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکس جنازهٔ مؤمنی را تشییع نماید تا او در قبرش دفن شود خداوند هفتاد فرشته بر او بگمارد که وقتی از قبرش بیرون می آید و به سوی موقف می رود، او را تشییع نمایند و برایش استغفار کنند.
3- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
نخستین تحفه ای که به مؤمن داده می شود این که گناهان تشییع کنندگان، بخشیده می شود.
ص: 395
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
مَنْ شَيَّعَ مَيِّناً حَتَّى يُصَلِّيَ عَلَيْهِ كَانَ لَهُ قِيرَاطٌ مِنَ الْأَجْرِ، وَ مَنْ بَلَغَ مَعَهُ إِلَى قَبْرِهِ حَتَّى يُدْفَنَ كَانَ لَهُ قِيرَاطَانِ مِنَ الْأَجْرِ، وَ الْقِيرَاطُ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:
مَنْ مَشَى مَعَ جَنَازَةٍ حَتَّى يُصَلَّى عَلَيْهَا ثُمَّ رَجَعَ كَانَ لَهُ قِيرَاطٌ مِنَ الْأَجْرِ، فَإِذَا مَشَى مَعَهَا حَتَّى تُدْفَنَ كَانَ لَهُ قِيرَاطَانِ، وَ الْقِيرَاطُ مِثْلُ جَبَلٍ أُحُدٍ.
6- أَبُو عَلى الأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُيَسْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:
مَنْ تَبِعَ جَنَازَةَ مُسْلِمٍ أُعْطِيَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَرْبَعَ شَفَاعَاتٍ، وَ لَمْ يَقُل شَيْئًا إِلَّا وَ قَالَ الْمَلَكُ: وَ لَكَ مِثْلُ ذَلِكَ.
4- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هرکس میتی را تشییع کند تا آن گاه که بر او نماز میت بخوانند، برای او یک قیراط پاداش است و هرکس او را رساند به قبرش تا دفن شود برای او دو قیراط پاداش است و هر قیراط به اندازه کوه احد است.
5- ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هرکه جنازه ای را تشییع کند تا بر او نماز خوانده شود و بازگردد، برای او یک قیراط پاداش است و هرگاه تا سر قبر او تشییع کند و دفن شود پاداش او دو قیراط است. و هر قیراط به اندازهٔ کوه احد است.
6- میسر گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هرکس از پی جنازه مسلمانی برود، در روز قیامت چهار شفاعت به او داده خواهد شد و هر دعایی که بر میت نماید، فرشته موکل به او گوید برای تو همانند آن باشد.
ص: 396
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَحَ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:
مَنْ تَبِعَ جَنَازَةً كَتَبَ اللهُ لَهُ أَرْبَعَ قَرَارِيط قيراط با تُبَاعِهِ، وَقِيرَاطٌ لِلصَّلَاةِ عَلَيْهَا، وَقِيرَاطٌ بِالإنْتِظَارِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ دَفْتِهَا، وَ قِيرَاطٌ لِلتَّعْزِيَةِ.
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
فيما نَاجَى بِهِ مُوسَى علیه السلام رَبَّهُ قَالَ: يَا رَبِّ مَا لِمَنْ شَيْعَ جَنَازَةٌ؟
قَالَ: أَوَكُلْ بِهِ مَلائِكَةٌ مِنْ مَلائِكَتِي مَعَهُمْ رَايَاتٌ يُشَيِّعُونَهُمْ مِنْ قُبُورِهِمْ إِلَى محشَرِهِمْ
7- اصبغ بن نباته گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
هرکس به دنبال جنازه ای برود، خداوند چهار قیراط پاداش برای او می نویسد: یک قیراط برای این که به دنبال جنازه رفته است یک قیراط برای خواندن نماز میت، یک قیراط برای انتظار کشیدن تا از دفن او فارغ شود و یک قیراط برای تعزیت مصیبت.
8- ابو الجارود گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
از جمله سخنان موسی علیه السلام به هنگام مناجات با پروردگارش این بود که پروردگارا! کسی که به تشییع جنازه رود چه پاداشی دارد؟
فرمود: فرشتگانی از فرشتگانم را با پرچم هایی بر او بگمارم که او را در روز قیامت از قبر تا محشر مشایعت کنند.
ص: 397
(44)
بَابُ ثَوَابِ مَنْ حَمَلَ جَنَازَةً.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
مَنْ حَمَلَ جَنَازَةٌ مِنْ أَرْبَع جَوَانِبِهَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةٌ.
2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَنْ أَخَذَ بِقَائِمَةِ السَّرِيرِ غَفَرَ اللهُ لَهُ خَمْساً وَعِشْرِينَ كَبِيرَةٌ، وَإِذَا رَبَّعَ خَرَجَ مِنَ الذُّنُوبِ.
3- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ شَجَرَةَ عَنْ عِيسَى بْنِ رَاشِدِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
مَنْ أَخَذَ بِجَوَانِبِ السَّرِيرِ الْأَرْبَعَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً.
1- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هرکس جنازه ای را با گرفتن چهار گوشۀ آن حمل ،کند ،خداوند، چهل گناه کبیره او را می آمرزد.
2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکس گوشۀ تابوت را بگیرد خداوند بیست و پنج گناه کبیره او را می آمرزد و اگر چهار گوشۀ آن را بگیرد از گناهان بیرون رود.
3- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هرکه از چهار گوشه تابوت بگیرد خداوند چهل گناه کبیره او را بیامرزد.
ص: 398
(45)
بَابُ جَنَائِزِ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ وَ الْأَحْرَارِ وَ الْعَبِيد.ِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ كَيْفَ يُصَلَّى عَلَى الرَّجَالِ وَ النِّسَاءِ؟
قَالَ يُوضَعُ الرَّجُلُ مِمَّا يَلِي الرِّجَالَ، وَ النِّسَاءُ خَلْفَ الرِّجَالِ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي عَلَى مَيْتَيْنِ أَوْ ثَلَاثَةِ أَمْوَاتٍ كَيْفَ يُصَلِّي عَلَيْهِمْ؟
1- محمّدبن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم اگر جنازه های مردان و زنان در یک جا باشند؛ چگونه بر آن ها نماز خوانده می شود؟
فرمود: امام کنار جنازه مردان قرار می گیرد و جنازه زنان پشت جنازه مردان نهاده می شود.
2- عمار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ کسی که بر دو - یا سه - میت نماز می خواند پرسیدم که چگونه بر ایشان نماز بخواند؟
ص: 399
قَالَ: إِنْ كَانَ ثَلَاثَةٌ أَوِ اثْنَيْنِ أَوْ عَشَرَةً أَوْ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَلْيُصَلِّ عَلَيْهِمْ صَلَاةً وَاحِدَةً يُكَبِّرُ عَلَيْهِمْ خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ كَمَا يُصَلِّي عَلَى مَيِّتٍ وَاحِدٍ وَ قَدْ صَلَّى عَلَيْهِمْ جَمِيعاً يَضَعُ مَيْناً وَاحِداً ثُمَّ يَجْعَلُ الآخَرَ إلى أَليَةِ الْأَوَّلِ، ثُمَّ يَجْعَلُ رَأْسَ الثَّالِثِ إِلَى أَلْيَةِ الثَّانِي شِبْهَ الْمَدْرَجِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْهُمْ كُلِّهِمْ مَا كَانُوا، فَإِذَا سَوَّاهُمْ هَكَذَا قَامَ فِي الْوَسَطِ فَكَبَّرَ خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ يَفْعَلُ كَمَا يَفْعَلُ إِذَا صَلَّى عَلَى مَيِّتٍ وَاحِدٍ.
سُئِلَ فَإِنْ كَانَ الْمَوْتَى رِجَالاً وَنِسَاءً؟
قَالَ: يَبْدَأُ بِالرِّجَالِ فَيَجْعَلُ رَأْسَ الثَّانِي إِلَى أَلْيَةِ الْأَوَّلِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنَ الرِّجَالِ كُلِّهِمْ، ثُمَّ يَجْعَلُ رَأْسَ الْمَرْأَةِ إِلَى أَنْيَةِ الرَّجُلِ الْأَخِيرِ، ثُمَّ يَجْعَلُ رَأْسَ الْمَرْأَةِ الأُخْرَى إِلَى أَلْيَةِ الْمَرْأَةِ الأُولَى حَتَّى يَفْرُغَ مِنْهُمْ كُلهم.
فرمود: اگر میت سه، یا دو یا ده یا بیش از آن باشد، بر همه آن ها یک نماز بخواند و بر پنج تکبیر بگوید؛ همان طور که بر یک میّت نماز می خواند سپس سر میت دومی را در کنار سرین اولی و سومی را در کنار سرین دومی قرار دهند مانند پله تا این که از چیدن همه آن ها به هر عددی که باشند فارغ شوند و چون آن ها را به این شکل چیدند، باید در وسط آن ها بایستد و پنج تکبیر گوید و باید آن چه را که برای یک میت به هنگام نماز انجام داد، انجام دهند.
از آن حضرت پرسیدند اگر مردگان مردان و زنان باشند چگونه باید نماز خواند؟
فرمود: باید از مردان شروع کرد سر مرد دومی را باید در کنار سرین مرد اولی قرار داد تا مردان تمام شوند، سپس سر زن اول را در کنار سرین آخرین مرد نهاد و سر زن دیگری را در کنار سرین زن اولی، تا زنان نیز تمام شوند.
ص: 400
فَإِذَا سَوَّى هَكَذَا قَامَ فِي الْوَسَطِ وَسَطِ الرَّجَالِ فَكَبَّرَ وَ صَلَّى عَلَيْهِمْ كَمَا يُصَلِّي عَلَى مَيَّتِ وَاحِدٍ.
وَ سُئِلَ عَنْ مَيِّتٍ صُلِّيَ عَلَيْهِ، فَلَمَّا سَلَّمَ الْإِمَامُ فَإِذَا الْمَيِّتُ مَقْلُوبٌ رِجْلَاهُ إِلَى مَوْضِع رَأْسِهِ.
قَالَ: يُسَوَّى وَ تُعَادُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ وَ إِنْ كَانَ قَدْ حُمِلَ مَا لَمْ يُدْفَنْ، فَإِنْ كَانَ قَدْ دُفِنَ فَقَدْ مَضَتِ الصَّلَاةُ لا يُصَلَّى عَلَيْهِ وَ هُوَ مَدْفُونٌ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
كَانَ إِذَا صَلَّى عَلَى الْمَرْأَةِ وَ الرَّجُل قَدَّمَ الْمَرْأَةَ وَ أَخَّرَ الرَّجُلَ، وَإِذَا صَلَّى عَلَى العبد والقدم العبد وأَخَّرَ الْحُرَّ، وَإِذَا صَلَّى عَلَى الْكَبيرِ وَ الصَّغِيرِ قَدَّمَ الصَّغِيرَ وَأَخْرَ الْكَبِيرَ.
هنگامی که به این صورت چیده شدند باید در میان مردان بایستد و تکبیر گوید و بر همه آنان نماز خوانده شود؛ همان طوری که برای یک میت نماز می خوانند.
از حضرتش پرسیده شد اگر بر میتی نماز گزارده شود وقتی امام نماز را تمام کرد متوجه می شود که بر عکس دو پای میت در جای سر اوست، چه باید کرد؟
فرمود: باید میت درست گذارده شود و نماز دوباره خوانده شود اگر چه او را به سوی قبر حمل کرده باشند مادامی که دفن نشده باشد و اگر دفن شده وقت نماز گذشته است و در این حال دیگر نماز بر او خوانده نمی شود.
3- طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
آن حضرت (امیر مؤمنان علی علیه السلام) همواره چنین رسم داشت که هرگاه بر مرد و زن به طور جمعی نماز می خواند زن را مقدّم می داشت و مرد را به تأخیر می انداخت هرگاه بر بنده و آزاد نماز می خواند بنده را پیش تر از آزاد قرار می داد و کوچک را پیش تر از بزرگ سال قرار می داد.
ص: 401
4- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام، قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ كَيْفَ يُصَلَّى عَلَيْهِمْ؟
قَالَ: الرَّجَالُ أَمَامَ النِّسَاءِ مِمَّا يَلِي الْإِمَامَ يُصَفُ بَعْضُهُمْ عَلَى أَثَرِ بَعْضٍ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي جَنَائِزِ الرِّجَالِ وَ الصِّبْيَانِ وَ النِّسَاءِ.
قَالَ: يَضَعُ النِّسَاءَ مِمَّا يَلِي الْقِبْلَةَ وَ الصِّبْيَانَ دُونَهُمْ وَ الرِّجَالَ دُونَ ذَلِكَ، وَ يَقُومُ الْإِمَامُ مِمَّا بَلِي الرِّجَالَ.
6- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ جَنَائِزِ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ إِذَا اجْتَمَعَتْ.
فَقالَ: يُقَدَّمُ الرِّجَالُ فِي كِتَابٍ عَلِي علیه السلام.
4- محمد بن مسلم گوید: از امام (باقر یا صادق علیهما السلام) پرسیدم چگونه بر جنازه مردان و زنان نماز خوانده می شود؟
فرمود: مردان در پیشاپیش زنان در مکانی که متصل به امام است و پشت سر هم قرار داده می شوند.
5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام درباره چگونگی نماز بر جنازه مردان و اطفال و زنان فرمود:
باید زنان را نزدیک به قبله بگذارند و کودکان را بعد از زنان و مردان را بعد از کودکان و امام در جایی که نزدیک به مردان است بایستد.
6- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: وقتی جنازه های مردان و زنان جمع شوند چگونه باید نماز خواند؟
فرمود: در کتاب علی علیه السلام نماز بر مردان مقدم داشته می شوند.
ص: 402
(46)
بَابٌ نَادِرٌ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا عَنْ أَبِيهِ زَكَرِيَّا بْنِ مُوسَى عَنِ الْيَسَعِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الْقُمَّيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ يُصَلِّي عَلَى جِنَازَةٍ وَحْدَهُ؟
قالَ: نَعَمْ.
قُلْتُ: فَاثْنَانِ يُصَلِّيَانِ عَلَيْهَا؟
قالَ: نَعَمْ، وَلَكِنْ يَقُومُ الآخَرُ خَلْفَ الآخر ولا يَقُومُ بِجَنْبِهِ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةً عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
يُصَلَّى عَلَى الْجِنَازَةِ بِحِذَاءِ، وَلَا بَأْسَ بِالْخُفُ.
1- يسع بن عبدالله قمی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا یک مرد به تنهایی می تواند بر جنازه ای نماز بخواند؟
فرمود: آری.
گفتم: دو نفر نیز می توانند؟
فرمود: آری، ولی یکی از ایشان باید پشت سر دیگری بایستد و نباید در کنار او بایستد.
2- سیف بن عمیره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
نباید با نعلین بر جنازه نماز خواند ولی با کفش ایرادی ندارد -
ص: 403
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:
خَيْرُ الصُّفُوفِ فِي الصَّلَاةِ الْمُقَدَّمُ، وَ خَيْرُ الصُّفُوفِ فِي الْجَنَائِزِ الْمُؤَخَّرُ.
قِيلَ: يَا رَسُولَ اللهِ! وَ لِمَ؟
قَالَ: صَارَ سُتْرَةً لِلنِّسَاءِ.
(47)
بَابُ الْمَوْضِعِ الَّذِي يَقُومُ الْإِمَامُ إِذَا صَلَّى عَلَى الْجِنَازَةِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:
مَنْ صَلَّى عَلَى امْرَأَةٍ فَلَا يَقُومُ في وَسَطِهَا، وَيَكُونُ مِمَّا يَلِي صَدْرَهَا، وَإِذَا صَلَّى عَلَى الرَّجُلِ فَلْيَقُمْ فِي وَسَطِهِ.
3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
بهترین صف ها در نماز، صف پیشین است، اما در نماز میّت، بهترین صف ها، صف آخر است.
گفتند: چرا؟ ای رسول خدا؟
فرمود: تا پوششی برای زنان باشد.
1- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان على صلوات الله عليه فرمود:
هرکس بر جنازهٔ زنی نماز می خواند نباید طوری بایستد که کنار وسط بدن او قرار گیرد بلکه در جایی که نزدیک به سینه اوست بایستد ولی اگر بر جنازه مرد نماز می خواند در کنار وسط بدن او بایستد.
ص: 404
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُوسَى بْن بَكْرِ عَنْ أَبِي الْحَسَن علیه السلام قَالَ:
إِذَا صَلَّيْتَ عَلَى الْمَرْأَةِ فَقُمْ عِنْدَ رَأْسِهَا، وَإِذَا صَلَّيْتَ عَلَى الرَّجُلِ فَقُمْ عِنْدَ صَدْرِهِ.
(48)
بَابُ مَنْ أَوْلَى النَّاسِ بِالصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ؟
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
يُصَلِّي عَلَى الْجِنَازَةِ أَوْلَى النَّاسِ بِهَا، أَوْ يَأْمُرُ مَنْ يُحِبُّ.
2- موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:
هرگاه بر جنازه زن نماز می خوانی نزد سر او بایست و هرگاه بر جنازه مرد نماز می خواندی نزد سینه اش بایست.
1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
کسی بر جنازه نماز می خواند که نزدیک ترین مردم به او باشد، یا هرکه را او بخواهد دستور دهد که نماز بخواند.
ص: 405
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: الْمَرْأَةُ تَمُوتُ مَنْ أَحَقُّ بِالصَّلَاةِ عَلَيْهَا؟
قَالَ: زَوْجُهَا.
قُلْتُ: الزَّوْجُ أَحَقُّ مِنَ الْأَبِ وَ الْوَلَدِ وَ الْأَخِ؟
قالَ: نَعَمْ، وَ يُغَسِّلُهَا.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ مَنْ أَحَقُّ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَيْهَا؟
قَالَ: الزَّوْجُ.
قُلْتُ: الزَّوْجُ أَحَقُّ مِنَ الْآبِ وَالْآخِ وَ الْوَلَدِ؟
قالَ: نَعَمْ.
2- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: هرگاه زن بمیرد چه کسی شایسته تر است که بر او نماز خواند؟
فرمود: همسر او.
گفتم: همسر از پدر، فرزند و برادر او شایسته تر است.
فرمود: آری، و همو در غسل دادنش نیز شایسته تر است.
3 نظیر همین روایت را ابو بصیر با سند دیگری نقل می کند.
ص: 406
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا حَضَرَ الْإِمَامُ الْجِنَازَةَ فَهُوَ أَحَقُّ النَّاسِ بِالصَّلَاةِ عَلَيْهَا.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
يُصَلِّي عَلَى الْجِنَازَةِ أَوْلَى النَّاسِ بِهَا، أَوْ يَأْمُرُ مَنْ يُحِبُّ.
(49)
بَابٌ مَنْ يُصَلِّي عَلَى الْجِنَازَةِ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْجِنَازَةِ أَ يُصَلَّى عَلَيْهَا عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ؟
فَقالَ: نَعَمْ، إِنَّمَا هُوَ تَكْبِيرٌ وَ تَحْمِيدٌ وَ تَسْبِيحٌ وَ تَهْلِيلُ كَمَا تُكَبِّرُ وَ تُسَبِّحُ فِي بَيْتِكَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ.
4- طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه امام معصوم بر جنازه ای حاضر شود او سزاوارترین مردم برای نماز بر اوست.
5- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
نزدیک ترین فرد نسبت به میّت، بر جنازه نماز می خواند یا کسی را که او دوست دارد دستور دهد که نماز بخواند.
1- يونس بن یعقوب گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا می توان بدون وضو بر جنازه ای نماز خواند؟
فرمود: آری، نماز میت فقط تکبیر، تحميد، تسبيح و «لا إله إلا الله» گفتن است؛ هم چنان که در خانه خود بدون وضو می توانی تکبیر و تسبیح بگویی.
ص: 407
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ تُدْرِكُهُ الْجِنَازَةُ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ، فَإِنْ ذَهَبَ يَتَوَضَّأُ فَاتَتْهُ الصَّلَاةُ عَلَيْهَا.
قَالَ: يَتَيَمُمُ وَ يُصَلِّى.
3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بن عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام الْجِنَازَةُ يُخْرَجُ بِهَا وَ لَسْتُ عَلَى وُضُوءٍ، فَإِنْ ذَهَبْتُ أَتَوَضَّأُ فَاتَتْنِي الصَّلَاةُ أَلِيَ أَنْ أُصَلِّيَ عَلَيْهَا وَ أَنَا عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ؟
قَالَ: تَكُونُ عَلَى طُهر أحَبُّ إِلَى.
2- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیده شد: کسی که به جنازه ای بر می خورد که می خواهند بر او نماز بخوانند او وضو ندارد و اگر بخواهد وضو بگیرد، نماز از او فوت می شود.
فرمود: تیمم کند و نماز بخواند.
3- عبد الحمید بن سعید گوید:به امام کاظم علیه السلام گفتم: جنازه ای را برای نماز می آورند و من وضو ندارم اگر بخواهم وضو بگیرم نماز از من فوت می شود، آیا می توانم بدون وضو نماز بخوانم؟
فرمود: اگر با وضو باشی نزد من بهتر است.
ص: 408
4- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ تَفْجَأَهُ الْجِنَازَةُ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ طُهْرٍ.
قَالَ: فَلْيُكَبِّرْ مَعَهُمْ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ مَرَّتْ بِهِ جَنَازَةٌ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ كَيْفَ يَصْنَعُ؟
قَالَ: يَضْرِبُ بِيَدَيْهِ عَلَى حَائِطِ اللبن فَيَتَيَمَّمُ بِهِ.
4- محمدبن مسلم گوید: از امام (باقر یا صادق علیهما السلام) پرسیدم: مردی که به ناگاه با جنازه ای بر می خورد درحالی که می خواهند بر او نماز بخوانند و مرد وضو ندارد، او باید چه کند؟
فرمود: به همراه آنان تکبیر گوید و نماز بخواند.
5- سماعه گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: مردی از کنار جنازه ای عبور می کند و می خواهند بر او نماز بخوانند باید چه کند؟
فرمود: دست خود را بر دیواری که از خشت خام است بزند و برای نماز تیمم کند.
ص: 409
(50)
بَابُ صَلَاةِ النِّسَاءِ عَلَى الْجِنَازَةِ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضْالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ امْرَأَةِ الْحَسَنِ الصَّيْقَل عَن الْحَسَن الصَّيْقَل عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ سُئِلَ كَيْفَ تُصَلِّي النِّسَاءُ عَلَى الْجِنَازَةِ إِذَا لَمْ يَكُنْ مَعَهُنَّ رَجُلٌ؟
قَالَ: يَصْفُفْنَ جَمِيعاً وَلَا تَتَقَدَّمُهُنَّ امْرَأَةٌ.
2- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا لَمْ يَحْضُرِ الرَّجُلُ تَقَدَّمَتِ امْرَأَةٌ وَسَطَهُنَّ وَقَامَ النِّسَاءُ عَنْ يَمِينِهَا وَ شِمَالِهَا وَ هِيَ وَسَطَهُنَّ تُكَبِّرُ حَتَّى تَفْرُغَ مِنَ الصَّلَاةِ.
1- حسن صیقل گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند: اگر مردی نباشد زنان چگونه نماز میت بخوانند؟
فرمود: باید همۀ زنان در یک صف بایستند و هیچ یک از زنان جلو نایستد.
2- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هرگاه در نماز میت مردی حاضر نباشد، باید یکی از زنان در وسط صف به امامت بایستد و سایر زنان از راست و چپ او بایستند. او تکبیر بگوید تا نماز را به پایان برساند.
ص: 410
3- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِي عَنِ الْمِيثَمِي عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ: تُصَلِّي
الْحَائِضُ عَلَى الْجِنَازَةِ؟
قالَ: نَعَمْ، وَ لا تَصُفُ مَعَهُمْ تَقُومُ مُفْرَدَةٌ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْحَائِضِ تُصَلِّي عَلَى الْجِنَازَةِ؟
قالَ: نَعَمْ، وَلا تَصُفُ مَعَهُمْ.
5- حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الطَّامِتُ تُصَلَّى عَلَى الْجِنَازَةِ، لِأَنَّهُ لَيْسَ فِيهَا رُكُوعُ وَلا سُجُودٌ، وَالْجُنُّبُ تَتَيَمَّمُ وَ تُصَلِّي عَلَى الْجِنَازَةِ.
3- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا زن حائض می تواند نماز میت بخواند؟
فرمود: آری، ولی نباید در صفوف مردم بایستد، بلکه بایستی تنها بایستد.
4- نظیر همین روایت را محمّد بن مسلم نیز از امام صادق علیه السلام نقل کرده است.
5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
زن حائض می تواند نماز میت بخواند؛ زیرا که در نماز میت رکوع و سجود نیست و فرد جنب هم می تواند تیمم کند و بر جنازه نماز بخواند.
ص: 411
(51)
بَابُ وَقْتِ الصَّلَاةِ عَلَى الْجَنَائِزِ.
1- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام هَلْ يَمْنَعُكَ شَيْءٌ مِنْ هَذِهِ السَّاعَاتِ عَنِ الصَّلَاةِ عَلَى الْجَنَائِزِ؟
فَقالَ: لا.
2- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: تُصَلَّى عَلَى الْجِنَازَةِ فِي كُلِّ سَاعَةٍ إِنَّهَا لَيْسَتْ بِصَلَاةِ رُكُوعِ وَ لا سُجُودٍ، وَإِنَّمَا تكْرَهُ الصَّلَاةُ عِند طلوع الشَّمْسِ وَ عِنْدَ غُرُوبِهَا التِي فِيهَا الخُشُوعُ وَالرُّكُوعُ وَ السُّجُودُ لأَنَّهَا تَغْرُبُ بَيْنَ قَرْنَيْ شَيْطَانٍ وَ تَطْلُعُ بَيْنَ قَرْنَيْ شَيْطَانٍ.
1- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا ساعتی خاص برای نماز میت وجود دارد که شما در غیر آن نماز میت نمی خوانید؟
فرمود: نه.
2- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
در هر ساعتی می توانی نماز میت بخوانی؛ زیرا که نماز میت نمازی است که رکوع و سجود ندارد، بلکه فقط نمازی به هنگام غروب و طلوع خورشید مکروه است که دارای خشوع، رکوع و سجود باشد؛ زیرا خورشید، میان دو شاخ شیطان غروب و میان دو شاخ او طلوع می کند. (1)
ص: 412
(52)
بَابُ عِلَّةٍ تَكْبِيرِ الْخَمْسِ عَلَى الْجَنَائِزِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: لِمَ جُعِلَ التَّكْبِيرُ عَلَى الْمَيِّتِ خَمْساً؟
فَقالَ: وَرَدَ مِنْ كُلِّ صَلَاةٍ تَكْبِيرَةٌ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ وَ هِشَامِ بْنِ سَالِم عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم يُكَبِّرُ عَلَى قَوْمٍ خَمْساً وَ عَلَى قَوْمٍ آخَرِينَ أَرْبَعاً، فَإِذَا كَبَّرَ عَلَى رَجُلٍ أَرْبَعاً أَنهم يَعْنِي بِالنِّفَاقِ.
1- پدر علی بن ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: برای چه بایستی بر میت پنج تکبیر گفت؟
فرمود: زیرا هر تکبیرش، از نمازی از نمازهای روزانه گرفته شده است.
2- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم همواره برای بعضی پنج تکبیر می گفت و برای برخی دیگر چهار تکبیر، پس هرگاه بر مردی چهار تکبیر می گفت متهم به نفاق می شد.
ص: 413
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُهَاجِرٍ عَنْ أُمَّهِ أَمِّ سَلَمَةَ قَالَتْ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم إِذَا صَلَّى عَلَى مَيِّتٍ كَبَّرَ وَ تَشَهَّدَ، ثُمَّ كَبَّرَ ثُمَّ صَلَّى عَلَى الْأَنْبِيَاءِ وَ دَعَا ثُمَّ كَبَّرَ وَ دَعَا لِلْمُؤْمِنِينَ، ثُمَّ كَبَّرَ الرَّابِعَةَ وَ دَعَا لِلْمَيِّتِ، ثُمَّ كَبَّرَ و انْصَرَفَ.
فَلَمَّا نَهَاهُ اللَّهُ عَنِ الصَّلَاةِ عَلَى الْمُنَافِقِينَ كَبَّرَ وَ تَشَهَّدَ ثُمَّ كَبَّرَ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّينَ ثُمَّ كَبُرَ وَ دَعَا لِلْمُؤْمِنِينَ، ثُمَّ كَبَّرَ الرَّابِعَةَ وَ الصَرَفَ وَ لَمْ يَدْعُ لِلْمَيِّتِ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
3- محمد بن مهاجر از مادر خود اُمّ سلمه این گونه روایت کرده است از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هرگاه رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بر میت نماز می گزارد تکبیر می گفت و شهادتین را می خواند و باز تکبیر می گفت و آن گاه بر پیامبران درود می فرستاد و دعا می کرد، سپس تکبیر می گفت و برای مؤمنان دعا می کرد بعد از آن تکبیر چهارم را می گفت و برای میت دعا می کرد. آن گاه تکبیر می گفت و نماز را تمام می کرد.
هنگامی که خداوند متعال آن حضرت را از نماز گزاردن بر منافقان نهی فرمود از آن پس، تکبیر می گفت و شهادتین را می خواند باز تکبیر می گفت و بر پیامبران صلی الله علیهم درود می فرستاد و باز تکبیر می گفت و برای مؤمنان دعا می کرد و آن گاه، تکبیر چهارم را می گفت و نماز را تمام می کرد و برای میت دعا نمی کرد.
4- جعفر جعفری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: -
ص: 414
إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَرَضَ الصَّلَاةَ خَمْساً ، وَ جَعَلَ لِلْمَيِّتِ مِنْ كُلِّ صَلَاةٍ تكبيرة.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:
يَا أَبَا بَكْرٍ! تَدْرِي كَمِ الصَّلَاةُ عَلَى الْمَيِّتِ؟
قلت: لا.
قَالَ: خَمْسُ تَكْبِيرَاتٍ، فَتَدْرِي مِنْ أَيْنَ أُخِذَتِ الْخَمْسُ؟
قُلْتُ: لا .
قَالَ: أُخِذَتِ الْخَمْسُ تَكْبِيرَاتِ مِنَ الْخَمْسِ صَلَوَاتٍ مِنْ كُلِّ صَلَاةٍ تَكْبِيرَةٌ.
خداوند متعال پنج نماز را واجب نمود و از هر نماز یک تکبیر را برای نماز میت قرار داد.
5- ابوبکر حضرمی، می گوید: امام باقر علیه السلام به من فرمود: ای ابابکر! آیا می دانی چقدر نماز بر میت واجب است؟
گفتم: نه.
فرمود: پنج تکبیر.
آیا می دانی این پنج تکبیر از کجا گرفته شده است؟
گفتم: نه.
فرمود: پنج تکبیر از پنج نماز که از هر نماز یک تکبیر گرفته شده است.
ص: 415
(53)
بَابُ الصَّلَاةِ عَلَى الْجَنَائِزِ فِي الْمَسَاجِدِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُوسَى بْنِ طَلْحَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ بْنِ عِيسَى بْنِ أَحْمَدَ الْعَلَوِيٌّ قَالَ: كُنْتُ فِي الْمَسْجِدِ وَ قَدْ جِيءَ بِجَنَازَةٍ فَأَرَدْتُ أَنَّ أُصَلِّيَ عَلَيْهَا، فَجَاءَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ علیه السلام، فَوَضَعَ مِرْفَقَهُ فِي صَدْرِي فَجَعَلَ يَدْفَعُنِي حَتَّى خَرَجَ مِنَ الْمَسْجِدِ.
فَقَالَ: يَا أَبَا بَكْرٍ! إِنَّ الْجَنَائِزَ لَا يُصَلَّى عَلَيْهَا فِي الْمَسَاجِدِ.
(54)
بَابُ الصَّلَاةِ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَالتَّكْبِيرِ وَ الدُّعَاءِ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ.
1- ابوبكر علوی گوید: در مسجد بودم که جنازه ای آوردند خواستم بر او نماز گزارم که امام کاظم علیه السلام آمد و آرنج خود را بر سینه ام گذاشت و مرا کشید تا این که از مسجد خارج شدیم و فرمود: ای ابابکر! نباید در مساجد نماز میت خواند!
1- سماعه گوید: از امام کاظم علیه السلام درباره چگونگی نماز بر میت پرسیدم.
ص: 416
فَقالَ: تُكَبِّرُ خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ تَقُولُ أَوَّلَ مَا تُكَبِّرُ:
«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ وَ اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَ لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلَّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِأَحْيَائِنَا وَ أَمْوَاتِنَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَأَلْفَ قُلُوبَنَا عَلَى قُلُوبِ أَخْيَارِنَا وَ اهْدِنَا لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ إِنَّكَ تَهْدِي مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ».
فَإِنْ قَطَعَ عَلَيْكَ التَّكْبِيرَةُ الثَّانِيَةُ فَلَا يَضُرُّكَ تَقُولُ:
«اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ وَابْنُ أَمَتِكَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي افْتَقَرَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَاسْتَغْنَيْتَ عَنْهُ اللَّهُمَّ فَتَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِهِ وَ زِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ اغْفِرْ لَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ نَوِّرْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ لَقَّنْهُ حُجَّتَهُ وَ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَلَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَ لا تَفْتِنَّا بَعْدَهُ».
تَقُولُ هَذَا حَتَّى تَفْرُغَ مِنْ خَمْسِ تَكْبِيرَاتٍ.
فرمود پنج تکبیر بگو، در نخستین تکبیر می گویی:
«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ وَ اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَ لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلَّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِأَحْيَائِنَا وَأَمْوَاتِنَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَأَلْفْ قُلُوبَنَا عَلَى قُلُوبٍ أَخْيَارِنَا وَ اهْدِنَا لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ إِنَّكَ تَهْدِي مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ».
پس اگر پیش از تمام شدن این دعا، امام تکبیر دوم را گفت و دعایت قطع شد، ضرری به تو نمی رساند و می گویی:
«اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أُمَتِكَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي افْتَقَرَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَ اسْتَغْنَيْتَ عَنْهُ اللَّهُمَّ فَتَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِهِ وَ زِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ اغْفِرْ لَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ نَوْرْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ لَقَّنْهُ حُجَّتَهُ وَ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَلَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَ لَا تَفْتِنَّا بَعْدَهُ».
این را می گویی تا از پنج تکبیر فارغ شوی.
ص: 417
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ قَالَ:
تُكَبِّرُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم ثُمَّ تَقُولُ:
«اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أَمَتِكَ لا أَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ تَقَبَّلْ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ مُسِيئَاً فَاغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ اجْعَلْهُ مِنْ رُفَقَاءِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ».
ثُمَّ تُكَبِّرُ الثَّانِيَةَ وَ تَقُولُ: «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ زَاكِياً فَزَكِّهِ وَ إِنْ كَانَ خَاطِئَاً فَاغْفِرْ لَهُ».
ثُمَّ تُكَبِّرُ الثَّالِثَةَ وَ تَقُولُ: «اللَّهُمَّ لَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَ لَا تَفْتِنَّا بَعْدَهُ».
ثُمَّ تُكَبِّرُ الرَّابِعَةَ وَ تَقُولُ: «اللَّهُمَّ اكْتُبْهُ عِنْدَكَ فِي عِلِّيِّينَ وَاخْلُفْ عَلَى عَقِبِهِ فِي الْغَابِرِينَ وَ اجْعَلْهُ مِنْ رُفَقَاءِ مُحَمَّدِ صلى الله عليه واله وسلم».
ثُمَّ تُكَبِّرُ الْخَامِسَةَ وَ انْصَرِفْ.
2- زراره گوید: امام صادق علیه السلام درباره چگونگی نماز میت فرمود:
تکبیر می گویی، آن گاه بر پیامبر صلى الله عليه واله وسلم درود می فرستی و پس از آن می گویی:
«اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أَمَتِكَ لَا أَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنّي اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ تَقَبَّلْ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ مُسِينَا فَاغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ اجْعَلْهُ مِنْ رُفَقَاءِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ».
سپس تکبیر دوم را گفته و می خوانى: «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ زَاكِياً فَزَكِّهِ وَ إِنْ كَانَ خَاطِئَاً فَاغْفِرْ لَهُ».
سپس تکبیر سوم را گفته و می خوانی: «اللَّهُمَّ لَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَ لَا تَفْتِنَّا بَعْدَهُ».
سپس تکبیر چهارم را گفته و می خوانی: «اللَّهُمَّ اكْتُبْهُ عِنْدَكَ فِي عِلَّيِّينَ وَ اخْلُفْ عَلَى عَقِبِهِ فِي الْغَابِرِينَ وَ اجْعَلْهُ مِنْ رُفَقَاءِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ».
سپس تکبیر پنجم را بگو و نماز را تمام کن.
ص: 418
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ التَّكْبِيرِ عَلَى الْمَيِّتِ.
فَقالَ: خَمْسٌ تَقُولُ فِي أُولَيهُنَّ: «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».
ثُمَّ تَقُولُ: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمُسَجَّى قُدَّامَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ قَدْ قَبَضْتَ رُوحَهُ إِلَيْكَ وَ قَدِ اخْتَاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ غَنِيٌّ عَنْ عَذَابِهِ اللَّهُمَّ إِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْ ظَاهِرِهِ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِسَرِيرَتِهِ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ إِنْ كَانَ مُسِيئاً فَتَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِهِ».
ثُمَّ تُكَبِّرُ الثَّانِيَةَ وَ تَفْعَلُ ذَلِكَ فِي كُلِّ تَكْبِيرَةٍ.
3- ابو ولاد گوید: از امام صادق علیه السلام درباره چگونگی تکبیر بر میت پرسیدم؟
فرمود: تکبیر نماز میت پنج تکبیر است، پس از نخستین تکبیر می گویی:
«أَشْهَدُ أن لا اله الّا الله وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، اللّهمّ صَلِّ عَلَى مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَدٍ».
سپس می گویی:
«اللهم إنَّ هذا المُسَجِّى قُدامَنَا عَبْدُكَ ابْنُ عَبدَك وَقَدْ قَبَضْتَ رُوحَهُ إِلَيْكَ وَ قَدْ احتاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ غَنِّي عَنْ عذَابِهِ، اللّهمَ إِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْ ظَاهِرِهِ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِسرَيرَتِهِ ، اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ إِنْ كَانَ مُسيئاً فَتَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئاتِهِ».
سپس تکبیر دوم را می گویی و دعا را در هر تکبیر می خوانی.
ص: 419
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ لا قَالَ: تُكَبِّرُ ثُمَّ تَشَهَدُ ثُمَّ تَقُولُ:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ الْمَوْتِ وَ الْحَيَاةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ جَزَى اللَّهُ عَنَّا مُحَمَّداً خَيْرَ الْجَزَاءِ بِمَا صَنَعَ بِأُمَّتِهِ وَ بِمَا بَلَّغَ مِنْ رِسَالَاتِ رَبِّهِ».
ثُمَّ تَقُولُ: «اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أُمَتِكَ نَاصِيَتُهُ بِيَدِكَ خَلَا مِنَ الدُّنْيَا وَ احْتَاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ غَنِيٌّ عَنْ عَذَابِهِ اللَّهُمَّ إِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِنا فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ تَقَبَّلْ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ مُسِيئاً فَاغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ تَجَاوَزْ عَنْهُ بِرَحْمَتِكَ. اللَّهُمَّ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّكَ وَ ثَبِّتْهُ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الآخِرَةِ. اللَّهُمَّ اسْلُكْ بِنَا وَ بِهِ سَبِيلَ الْهُدَى وَ اهْدِنَا وَ إِيَّاهُ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ اللَّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ».
ثُمَّ تُكَبِّرُ الثَّانِيَةَ وَ تَقُولُ مِثْلَ مَا قُلْتَ حَتَّى تَفْرُغَ مِنْ خَمْسِ تَكْبِيرَاتٍ.
4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
در نماز میت تکبیر و پس از آن شهادتین را می گویی سپس چنین می خوانی:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعونَ الحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العالمينَ رَبِّ المَوتِ وَ الحَيَاةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ اهْلَ بَيْتِهِ، جَزَى اللَّهُ عَنَّا مُحَمَّداً خَيْرَ الجَزاء بِما صَنَعَ بِامَّتِهِ وَ بِمَا بَلَّغَ مِنْ رِسالاتِ رَبِّهِ».
سپس می گویی:
«اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أَمَتِكَ نَاصِيَتُهُ بِيَدِكَ خَلَا مِنَ الدُّنْيَا وَ احْتَاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ غَنِيٌّ عَنْ عَذَابِهِ اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِنا فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ تَقَبَّلْ مِنْهُ وَإِنْ كَانَ مُسِينَا فَاغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ وَارْحَمْهُ وَ تَجَاوَزْ عَنْهُ بِرَحْمَتِكَ. اللَّهُمَّ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّكَ وَ ثَبِّتْهُ بِالْقَوْلِ
الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ. اللَّهُمَّ اسْلُكْ بِنَا وَ بِهِ سَبِيلَ الْهُدَى وَ اهْدِنَا وَإِيَّاهُ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ. اللَّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ».
سپس تکبیر دوم را می گویی و همان دعا را می خوانی تا این که پنج تکبیر را به پایان برسانی.
ص: 420
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ الرّضَا علیه السلام قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ النَّاسَ يَرْفَعُونَ أَيْدِيَهُمْ فِي التَّكْبِيرِ عَلَى الْمَيِّتِ فِي التَّكْبِيرَةِ الْأُولَى وَ لا يَرْفَعُونَ فِيمَا بَعْدَ ذَلِكَ فَأَقْتَصِرُ عَلَى التَّكْبِيرَةِ الأُولَى كَمَا يَفْعَلُونَ، أَوْ أَرْفَعُ يَدَيَّ فِي كُلِّ تَكْبِيرَةِ؟
فَقَالَ: ارْفَعْ يَدَكَ فِي كُلِّ تَكْبِيرَةِ.
6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ الرَّحِيمِ أَبِي الصَّخْرِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فِي الصَّلَاةِ عَلَى الْجَنَائِزِ تَقُولُ:
«اللَّهُمَّ أَنْتَ خَلَقْتَ هَذِهِ النَّفْسَ وَ أَنْتَ أَمَتَّهَا تَعْلَمُ سِرَّهَا وَ عَلَانِيَتَهَا أَتَيْنَاكَ شَافِعِينَ فِيهَا فَشَفَعْنَا اللَّهُمَّ وَلِّهَا مَنْ تَوَلَّتْ وَاحْشُرْهَا مَعَ مَنْ أَحَبَّتْ».
5- یونس گوید: از امام رضا علیه السلام سؤال کردم و گفتم: قربانت گردم! مردم در تکبیر برای میت، فقط در تکبیر نخست دست های خود را بالا می برند و در تکبیرهای بعدی دست خود را بالا نمی برند آیا همانند آن ها به همان تکبیر نخست بسنده کنم یا در هر تکبیر دست های خود را بالا ببرم؟
فرمود: در هر تکبیر، دست های خود را بالا ببر.
6- اسماعیل بن عبد الخالق گوید: امام صادق علیه السلام در مورد نماز میت فرمود: می گویی:
«بار خدایا! تو این جان را آفریدی و تو او را میراندی، تو پنهان و آشکار او را می دانی و ما به درگاه تو آمدیم تا از او شفاعت کنیم پس تو شفاعت ما را قبول فرما، خداوندا! آن چه را که این شخص به آن تولا کرده، بر او والی گردان و او را با همان که دوست می داشته محشور گردان».
ص: 421
(55)
بَابُ أَنَّهُ لَيْسَ فِي الصَّلَاةِ دُعَاءُ مُوَقَّتْ وَ أَنَّهُ لَيْسَ فِيهَا تَسْلِيمٌ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَزُرَارَةَ وَ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى وَ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيُّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
لَيْسَ فِي الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ قِرَاءَةٌ وَلا دُعَاءٌ مُوَفَّتْ تَدْعُو بِمَا بَدَا لَكَ وَأَحَقُّ الْمَوْتَى أَنْ يُدْعَى لَهُ الْمُؤْمِنُ، وَ أَنْ يَبْدَأَ بِالصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَن الْحَلَبِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
لَيْسَ فِي الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ تَسْلِيمٌ.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیهما السلام قَالَا:
لَيْسَ فِي الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ تَسْلِيم.
1- اسماعیل بن جعفی گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
در نماز میت قرائت و دعای معینی نیست و هر دعای خیری که به نظرت رسید، می توانی آن را بخوانی و میت بیش تر از هرکس شایسته است که مؤمن برایش دعا کند و دعا را با صلوات بر پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم آغاز کند.
2- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: نماز میت سلام ندارد.
3- نظیر این روایت زراره از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل می کند.
کند.
ص: 422
(56)
بَابُ مَنْ زَادَ عَلَى خَمْسِ تَكْبِيرَاتٍ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُثَنَّى بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
صَلَّى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى حَمْزَةَ سَبْعِينَ صَلَاةٌ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:
كَبَّرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى علیه السلام سَهْلِ بْنِ حُنَيْفٍ - وَ كَانَ بَدْرِيَّاً - خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ، ثُمَّ مَشَى سَاعَةً ثُمَّ وَضَعَهُ وَ كَبَّرَ عَلَيْهِ خَمْسَةٌ أُخْرَى، فَصَنَعَ ذَلِكَ حَتَّى كَبَّرَ عَلَيْهِ خَمْساً وَ عِشْرِينَ تَكْبِيرَة.
1- زراره گوید امام باقر علیه السلام: فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بر جنازه حمزه هفتاد بار نماز گزارد. (1)
2- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
امیر مؤمنان على علیه السلام بر جنازه سهل بن حنیف - که از مجاهدان جنگ بدر بود - پنج تکبیر گفت سپس مقداری راه رفت و پس از آن -جنازه را بر زمین گذارد و پنج تکبیر دیگر بر او گفت و تکبیرها را ادامه داد تا این که به بیست و پنج تکبیر رسید.
ص: 423
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
كَبَّرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى حَمْزَةَ سَبْعِينَ تَكْبِيرَةٌ وَكَبَّرَ عَلِيٌّ علیه السلام عِنْدَكُمْ عَلَى سَهْلِ بن حُنَيْفٍ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ تَكْبِيرَة.
قَالَ: كَبَّرَ خَمْساً خَمْساً كُلَّمَا أَدْرَكَهُ النَّاسُ.
قَالُوا يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَمْ تُدْرِكِ الصَّلَاةَ عَلَى سَهْل.
فَيَضَعُهُ فَيُكَبِّرُ عَلَيْهِ خَمْساً حَتَّى انْتَهَى إِلَى قَبْرِهِ خَمْسَ مَرَّاتٍ.
(57)
بَابُ الصَّلَاةِ عَلَى الْمُسْتَضْعَفِ وَ عَلَى مَنْ لَا يَعْرِفُ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:
3- ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بر جنازه حمزه هفتاد تکبیر گفت و علی علیه السلام بر جنازه سهل بن حنیف، بیست و پنج تکبیر گفت.
حضرتش در هر نمازی پنج تکبیر می گفت و هرچند گاهی جمعی می رسیدند و می گفتند: ای امیر مؤمنان! ما به نماز سهل بن حنیف نرسیدیم.
آن حضرت جنازه او را بر زمین می نهاد و بار دیگر بر او پنج تکبیر می گفت و تا وقتی به کنار قبرش رسیدند پنج مرتبه این عمل تکرار شد.
1- محمد بن مسلم گوید: امام (باقر یا صادق علیهما السلام) فرمود: -
ص: 424
الصَّلَاةُ عَلَى الْمُسْتَضْعَفِ وَالَّذِي لا يَعْرِفُ : الصَّلَاةُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم وَ الدُّعَاءُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ تَقُولُ: (رَبَّنَا اغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ...) إِلَى آخِرِ الآيَتَيْنِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارِ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السلام قَالَ:
إِذَا صَلَّيْتَ عَلَى الْمُؤْمِنِ فَادْعُ لَهُ وَ اجْتَهِد لَهُ فِي الدُّعَاءِ، وَإِنْ كَانَ وَاقِفاً مُسْتَضْعَفاً فَكَبِّرْ وَ قُل: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ».
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنْ كَانَ مُسْتَضْعَفاً فَقُلِ: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ». وَ إِذَا كُنْتَ لا تَدْرِي مَا حَالُهُ فَقُل:
نماز بر مستضعف (در عقیده) و کسی که مذهبش معلوم نیست چنین است بر پیامبر صلى الله عليه واله وسلم صلوات می فرستد و برای مردان و زنان مؤمن دعا می کند سپس می گوید: (رَبِّنَا اغْفَرْ لِلّذِينَ تابوا واتبعوا سبيلك وَقِهم عَذابَ الْجَحيم...) تا پایان دو آیه.
2- فضیل بن یسار گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هرگاه بر مؤمن نماز گزاردی برای او دعا کن و در دعا برای او بکوش و اگر غیر مؤمن مستضعفی بود، تکبیر گفته و چنین بگو: «اللّهمَ اغْفَرْ لِلَّذِينَ تابوا واتبعوا سبيلك وَقِهم عَذابَ الْجَحيم».
3- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر میت مستضعف (در عقیده) بود بگو: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ».
و اگر نمی دانی که مؤمن بوده یا نه چنین بگو: -
ص: 425
«اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ يُحِبُّ الْخَيْرَ وَ أَهْلَهُ فَاغْفِرْ لَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ تَجَاوَزْ عَنْهُ».
وَإِنْ كَانَ الْمُسْتَضْعَفُ مِنْكَ بِسَبِيلِ، فَاسْتَغْفِرْ لَهُ عَلَى وَجْهِ الشَّفَاعَةِ لَا عَلَى وَجْهِ الْوَلَايَةِ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قال:
التَّرَحُمُ عَلَى جِهَتَيْن جِهَةِ الْوَلَايَةِ وَ جِهَةِ الشَّفَاعَةِ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: تَقُولُ:
«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ وَ بَيِّضْ وَجْهَهُ وَ أَكْثِرُ تَبَعَهُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ تُبْ عَلَيَّ. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ».
فَإِنْ كَانَ مُؤْمِناً دَخَلَ فِيهَا وَإِنْ كَانَ لَيْسَ بِمُؤْمِنٍ خَرَجَ مِنْهَا.
«اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ يُحِبُّ الْخَيْرَ وَ أَهْلَهُ فَاغْفِرْ لَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ تَجَاوَزْ عَنْهُ»؛ «بارخدایا! اگر این شخص خیر و اهل خیر را دوست می داشته او را بیامرز و مورد رحمت خود قرار ده و از او درگذر».
و اگر با آن مستضعف (در عقیده) پیوستگی و قرابتی داشتی به گونه ای برای او طلب بخشش کن که از او نزد خداوند شفاعت می کنی نه آن به مانند اهل ولایت برایش طلب آمرزش کنی.
4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
طلب بخشش و فرستادن رحمت، بر دو جهت است جهت ولایت و جهت شفاعت.
5- سلیمان بن خالد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: (در نماز بر میت مذکور) چنین بگو:
«أشْهَدُ أن لا اله الا الله وَ أشْهَد أنَ مُحَمَداً رَسُولُ الله اللّهمَ صَلّ على مُحَمَدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولكَ، اللهمَّ صَلِّ على مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَد وَ تَقَبلْ شَفاعَتَهُ وَ بَيِّضٌ وَجْهَهُ وَ أكثر تبعه اللّهُمَّ اغْفِرلِي وَ ارْحَمْنِي وَ تُبْ عَلَيَّ، اللهمّ اغْفَرْ الَّذِينَ تابوا وأتَّبعوا سبيلك وقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ»
پس اگر مؤمن باشد شامل این دعا می شود و اگر مؤمن نباشد شامل او نخواهد شد.
ص: 426
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ غَالِبٍ عَنْ ثَابِتٍ أَبِي الْمِقْدَامِ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَإِذَا بِجَنَازَةٍ لِقَوْمٍ مِنْ جِيرَتِهِ فَحَضَرَهَا وَكُنْتُ قَرِيباً مِنْهُ، فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ:
«اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَنْتَ خَلَقْتَ هَذِهِ النُّفُوسَ وَ أَنْتَ تُمِيتُهَا وَ أَنْتَ تُحْيِيهَا وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِسَرَائِرِهَا وَ عَلَانِيَتِهَا مِنَّا وَ مُسْتَقَرِّهَا وَ مُسْتَوْدَعِهَا اللَّهُمَّ وَ هَذَا عَبْدُكَ وَ لا أَعْلَمُ مِنْهُ شَرّاً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ وَ قَدْ جِئْنَاكَ شَافِعِينَ لَهُ بَعْدَ مَوْتِهِ، فَإِنْ كَانَ مُسْتَوْجِباً فَشَفَعْنَا فِيهِ وَ احْشُرْهُ مَعَ مَنْ كَانَ يَتَوَلَّاهُ».
(58)
بَابُ الصَّلَاةِ عَلَى النَّاصِبِ.
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
6- ابو مقدام گوید: همراه امام باقر علیه السلام بودم ناگاه به جنازه ای که از همسایگان آن حضرت بود برخوردیم آن حضرت بر سر جنازه حاضر شد و من نزدیک او بودم شنیدم که این گونه دعا می فرمود:
اللهم إنكَ أَنْتَ خَلَقْتَ هذهِ النفوس و أنْتَ تُميتَها وَ أنْتَ تحييها و أنْتَ أعْلَمُ بِسَرائرِهَا وَعَلا نيتها منا و مستقرها و مُسْتَودَعَها، اللهم و هذا عَبْدُكَ وَ لا أَعْلَمُ مِنْهُ شَرّاً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ وَ قَدْ جِئْنَاكَ شَافَعِينَ لَهُ بَعْدَ مَوْتِهِ، فَإِنْ كَانَ مُسْتَوْجِباً فَشَفَعْنَا فِيهِ وَاحْشُرْهُ مَعَ مَنْ كَانَ يَتولّاه».
1- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -
ص: 427
لَمَّا مَاتَ عَبْدُاللهِ بْنُ أَبِي بْنِ سَلُولٍ حَضَرَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم جَنَازَتَهُ.
فَقالَ عُمَرُ لِرَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا رَسُولَ اللهِ! أَلَمْ يَنْهَكَ اللهُ أَنْ تَقُومَ عَلَى قَبْرِهِ؟! فَسَكَتَ (!!)
فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ أَلَمْ يَنْهَكَ اللهُ أَن تَقُومَ عَلَى قَبْرِهِ؟!
فَقالَ لَهُ: وَيْلَكَ! وَ مَا يُدْرِيكَ مَا قُلْتُ؟ إِنِّي قُلْتُ: «اللَّهُمَّ احْشُ جَوْفَهُ نَاراً، وَ امْلَأُ قَبْرَهُ نَاراً وَ أَصْلِهِ نَاراً».
قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: فَأَبْدَى مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم مَا كَانَ يَكْرَهُ.
هنگامی که عبدالله بن ابی بن سلول (از منافقان مشهور مدینه) از دنیا رفت پیامبر گرامی صلى الله عليه واله وسلم بر جنازه او حاضر شد.
عمر بر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم خرده گرفت و گفت: ای رسول خدا! مگر خداوند تو را از این که کنار قبر او حاضر شوی باز نداشته است؟!!
آن حضرت سکوت کرد و پاسخی نداد (!!).
بار دیگر عمر گفته خود را تکرار کرد (!!!).
پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: وای بر تو! تو چه می دانی که من چه گفتم! من گفتم:
«اللَّهُمَّ احْشُ جَوْقَهُ نَاراً وَ امْلَأُ قَبْرَهُ نَاراً وَ أَصْلِهِ نَاراً»؛ «بار خدایا! درون او را پر از آتش ساز گور او را از آتش لبریز گردان و آتش را بر او بچشان».
امام صادق علیه السلام فرمود: عمر با این عمل رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را وادار کرد آن چه را که نمی خواهد آشکار سازد.
ص: 428
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ زِيَادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَامِرِ بْنِ السَّمْطِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
أَنَّ رَجُلاً مِنَ الْمُنَافِقِينَ مَاتَ، فَخَرَجَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِی علیهما السلام يَمْشِي مَعَهُ، فَلَقِيَهُ مَوْلًى لَهُ. فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ علیه السلام: أَيْنَ تَذْهَبُ يَا فُلَانٌ؟
قَالَ: فَقَالَ لَهُ مَوْلَاهُ: أَفِرُ مِنْ جِنَازَةِ هَذَا الْمُنَافِقِ أَنْ أُصَلِّيَ عَلَيْهَا.
فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ علیه السلام: الظُّرْ أَن تَقُومَ عَلَى يَمِينِي فَمَا تَسْمَعُنِي أَقُولُ فَقُلْ مِثْلَهُ.
فَلَمَّا أَنْ كَبَّرَ عَلَيْهِ وَلِيُّهُ، قَالَ الْحُسَيْنُ علیه السلام:
2- عامر بن سمط گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
مردی از منافقان از دنیا رفت امام حسین علیه السلام با جنازه آن منافق همراه شد و به تشییع آن پرداخت که در راه با غلام آزاد کرده خود یا یکی از شیعیانش را ملاقات کرد.
حضرت از او پرسید: فلانی! کجا می روی؟
گفت: از جنازهٔ این منافق می گریزم تا حاضر نباشم که بر او نماز گزارم.
امام حسین علیه السلام فرمود: در سمت راست من بایست و هرچه از من می شنوی آن را بگو هنگامی که ولی میت بر او تکبیر گفت، امام حسین علیه السلام فرمود:
ص: 429
«اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُمَّ الْعَنْ فُلاناً عَبْدَكَ أَلْفَ لَعْنَةٍ مُؤْتَلِفَةٍ غَيْرِ مُخْتَلِفَةٍ. اللَّهُمَّ أَخْزِ عَبْدَكَ فِي عِبَادِكَ وَ بِلَادِكَ وَ أَصْلِهِ حَرَّ نَارِكَ وَ أَذِقْهُ أَشَدَّ عَذَابِكَ، فَإِنَّهُ كَانَ يَتَوَلَّى أَعْدَاءَكَ وَ يُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ صلی الله علیه واله وسلم».
3- سَهْلٌ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَاتَ رَجُلٌ مِنَ الْمُنَافِقِينَ، فَخَرَجَ الْحُسَيْنُ علیه السلام يَمْشِي فَلَقِيَ مَوْلًى لَهُ. فَقَالَ لَهُ: إِلَى أَيْنَ تَذْهَبُ؟
فَقالَ: أَفِرُ مِنْ جِنَازَةِ هَذَا الْمُنَافِقِ أَنْ أُصَلَّى عَلَيْهِ.
فَقالَ لَهُ الْحُسَيْنُ علیه السلام: قُمْ إِلَى جَنْبِي فَمَا سَمِعْتَنِي أَقُولُ فَقُلْ مِثْلَهُ.
قَالَ فَرَفَعَ يَدَيْهِ. فَقالَ: «اللَّهُمَّ أَخْزِ عَبْدَكَ فِي عِبَادِكَ وَ بِلَادِكَ. اللَّهُمَّ أَصْلِهِ حَرَّ نَارِكَ. اللَّهُمَّ أَذِقْهُ أَشَدَّ عَذَابِكَ، فَإِنَّهُ كَانَ يَتَوَلَّى أَعْدَاءَكَ وَيُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ، وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ صلی الله علیه واله وسلم».
«اللَّهُ أَكْبَر، اللهم الْعَنْ فُلاناً عَبْدَكَ ألْفَ لعنتةٍ مؤتلفةٍ غير مُخْتلَفة، اللهم اخز عَبْدَكَ فِي عِبَادِكَ وَ بَلادِكَ وَأَصْلِهِ حَرَّ نَارِكَ وَ أذِقْهُ أَشَدَّ عَذابِكَ، فإنَّه كان يتولّى أَعْداءَكَ ويُعادي أولياءك وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتَ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ واله وسلم»؛ «بار خدایا! فلانی را که بنده تو بود، هزار لعنت کن؛ آن لعنتی که پی در پی باشد و پس و پیش نباشد، خداوندا! این بنده ات را در میان بندگانت و در شهرهای خود خوار و بی آبرو گردان، بار خدایا! به او گرمی آتش خود و سخت ترین عذابت را بچشان که او با دشمنان تو دوستی می کرد و با دوستان تو دشمنی و خاندان پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ واله وسلم را دشمن می داشت».
3- نظیر این روایت را با اندکی تفاوت صفوان جمال از امام صادق علیه السلام نقل می کند.
ص: 430
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا صَلَّيْتَ عَلَى عَدُوٍّ اللَّهِ فَقُل:
«اللَّهُمَّ إِنَّ فُلاناً لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا أَنَّهُ عَدُوٌّ لَكَ وَ لِرَسُولِكَ. اللَّهُمَّ فَاحْشُ قَبْرَهُ نَاراً وَ احْشُ جَوْفَهُ نَاراً وَ عَجِّلْ بِهِ إِلَى النَّارِ، فَإِنَّهُ كَانَ يَتَوَلَّى أَعْدَاءَكَ وَ يُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ. اللَّهُمَّ ضَيِّقَ عَلَيْهِ قَبْرَهُ».
فَإِذَا رُفِعَ فَقُل: «اللَّهُمَّ لَا تَرْفَعْهُ وَ لَا تُزَكِّهِ».
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:
إِنْ كَانَ جَاحِداً لِلْحَقِّ فَقُل: «اللَّهُمَّ امْلَأُ جَوْفَهُ نَاراً وَ قَبْرَهُ نَاراً وَ سَلَّطْ عَلَيْهِ الْحَيَّاتِ وَ الْعَقَارِبَ».
4- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه بر دشمن خداوند نماز می گزاری، بگو:
«اللَّهُمَّ إِنَّ فُلاناً لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا أَنَّهُ عَدُوٌّ لَكَ وَلِرَسُولِكَ. اللَّهُمَّ فَاحْشُ قَبْرَهُ نَاراً وَ احْشُ جَوْفَهُ نَاراً وَ عَجِّلْ بِهِ إِلَى النَّارِ، فَإِنَّهُ كَانَ يَتَوَلَّى أَعْدَاءَكَ وَيُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ. اللَّهُمَّ ضَيِّقٌ عَلَيْهِ قَبْرَهُ»؛ «بارخدایا! ما از حال او چیزی نمی دانیم جز این که او دشمن تو و دشمن پیامبر تو بود. خداوندا! گور او را از آتش لبریز گردان، درونش را پر از آتش ساز و او را هرچه زودتر به آتش دوزخ برسان که او با دشمنان تو دوستی می کرد و با دوستان تو دشمنی، و نسبت به خاندان پیامبرت کینه می ورزید، بار خدایا! گورش را بر او تنگ گردان».
و چون از زمین برداشتند بگو: «اللَّهُمَّ لَا تَرْفَعْهُ وَ لَا تُزَكِّهِ»؛ «بار خدایا! (درجه) او را بالا مبر و پاکیزه اش مگردان».
5- محمد بن مسلم گوید: امام (باقر یا صادق علیهما السلام) فرمود:
اگر میتی منکر حق بود، بگو:
«اللَّهُمَّ امْلَأُ جَوْفَهُ نَاراً وَ قَبْرَهُ نَاراً وَ سَلّطْ عَلَيْهِ الْحَيَّاتِ وَالْعَقَارِبَ»؛ «بار خدایا! درون او و گورش را پر از آتش ساز و مارها و عقرب ها را بر او مسلط نما».
ص: 431
وَ ذَلِكَ قَالَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام لامْرَأَةِ سَوْءٍ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ صَلَّى عَلَيْهَا أَبِي، وَ قَالَ هَذِهِ الْمَقَالَةَ: «وَ اجْعَلِ الشَّيْطَانَ لَهَا قَرِينا».
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ: فَقُلْتُ لَهُ: لِأَيِّ شَيْءٍ يَجْعَلُ الْحَيَّاتِ وَ الْعَقَارِبَ فِي ها؟
فَقالَ: إِنَّ الْحَيَّاتِ يَعْضَضْنَهَا وَ الْعَقَارِبَ يَلْسَعْنَهَا، وَ الشَّيَاطِينَ تُقَارِنُهَا فِي قَبْرِهَا.
قُلْتُ: تَجِدُ أَلَمَ ذَلِكَ؟ قالَ: نَعَمْ، شَدِيداً.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: تَقُولُ:
«اللَّهُمَّ أَخْزِ عَبْدَكَ فِي عِبَادِكَ وَ بِلَادِكَ. اللَّهُمَّ أَصْلِهِ نَارَكَ وَ أَذِقْهُ أَشَدَّ عَذَابِكَ، فَإِنَّهُ كَانَ يُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ وَ يُوَالِي أَعْدَاءَكَ، وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ صلی الله علیه واله وسلم».
پدرم امام باقر علیه السلام برای زن بدی، از بنی امیه نماز گزارد و این دعا را بر او خواند و افزود: «وَ اجْعَلِ الشَّيْطَانَ لَهَا قَرينا»؛ «و شیطان را یار و همراه او بگردان».
محمد بن مسلم گوید: به حضرتش گفتم: برای چه مارها و عقرب ها در قبر او قرار داده می شوند؟
فرمود: برای آن که مارها و عقرب ها او را نیش بزنند و شیاطین نیز در قبرش همراه او باشند.
گفتم: آیا درد آن را احساس می کند؟
فرمود: آری و بسیار سخت.
6- احمدبن محمد بن ابی نصر گوید: حضرتش فرمود: به هنگام نماز بر جنازه چنین فردی می گویی:
«اللَّهُمَّ أَخْزِ عَبْدَكَ فِي عِبَادِكَ وَ بِلَادِكَ. اللَّهُمَّ أَصْلِهِ نَارَكَ وَ أَذِقْهُ أَشَدَّ عَذَابِكَ، فَإِنَّهُ كَانَ يُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ وَ يُوَالِي أَعْدَاءَكَ، وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ صلی الله علیه واله وسلم».
ص: 432
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْحَجَّالِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام، أَوْ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَاتَتِ امْرَأَةٌ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ فَحَضَرْتُهَا فَلَمَّا صَلَّوْا عَلَيْهَا وَ رَفَعُوهَا وَ صَارَتْ عَلَى أَيْدِي الرَّجَالِ.
قَالَ: اللَّهُمَّ ضَعْهَا وَ لَا تَرْفَعْهَا وَ لَا تُزَكِّهَا.
قَالَ: وَكَانَتْ عَدُوَّةٌ لِلَّهِ.
قَالَ: وَلا أَعْلَمُهُ إِلَّا قَالَ: وَ لَنَا.
(59)
بَابٌ فِي الْجَنَازَةِ تُوضَعُ وَ قَدْ كُبِّرَ عَلَى الْأَوَّلَةِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيٌّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْمٍ كَبَّرُوا عَلَى جِنَازَةٍ تَكْبِيرَةً أَوْ ثِنْتَيْنِ وَ وُضِعَتْ مَعَهَا أُخْرَى كَيْفَ يَصْنَعُونَ بِهَا؟
7- حمّاد بن عثمان :گوید زنی از بنی امیه جان باخت و بر جنازه او حاضر شدم و چون بر او نماز خواندند و او را برداشتند و بر دست های مردان بود، امام صادق علیه السلام فرمود:
«اللهم ضَعْهَا وَ لا تَرفَعُها وَ لا تُزَكَّها»؛ «بار خدایا! جایگاه او را پایین آور و بالا مبر و پاکش مكن».
راوی گوید: او دشمن خدا بود و همین قدر می دانم که حضرتش فرمود و دشمن ما نیز بود.
1- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام پرسیدم: گروهی بر جنازه ای یک تکبیر یا دو تکبیر گفته اند سپس جنازه ای دیگر در کنار آن می گذارند، حکمش چیست؟
ص: 433
قَالَ: إِن شَاءُوا تَرَكُوا الأُولَى حَتَّى يَفْرُغُوا مِنَ التَّكْبِيرِ عَلَى الْأَخِيرَةِ، وَ إِنْ شَاءُ وا رَفَعُوا الْأُولَى وَأَتَمُّوا مَا بَقِيَ عَلَى الْأَخِيرَةِ، كُلُّ ذَلِكَ لا بَأْسَ بِه.
(60)
بَابٌ فِي وَضْعِ الْجَنَازَةِ دُونَ الْقَبْرِ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
لا تَفْدَحْ مَيْتَكَ بِالْقَبْرِ، وَلَكِنْ ضَعْهُ أَسْفَلَ مِنْهُ بِذِرَاعَيْنِ، أَوْ ثَلَاثَةٍ وَ دَعْهُ يَأْخُذُ أُهْبَتَهُ.
2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْخُرَاسَانِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ قَالَ حَدِيثُ سَمِعْتُهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام مَا ذَكَرْتُهُ وَ أَنَا فِي بَيْتٍ إِلَّا ضَاقَ عَلَيَّ يَقُولُ:
إذا أَتَيْتَ بِالْمَيِّتِ شَفِيرَ قَبْرِهِ فَأَمْهِلَهُ سَاعَةً، فَإِنَّهُ يَأخُذُ أهبتَهُ لِلسُّؤال.
فرمود: اگر بخواهند می توانند جنازه اولی را رها کنند تا از تکبیر و نماز جنازهٔ دوم فارغ شوند و اگر بخواهند می توانند جنازه اولی را از زمین بردارند و تکبیر های باقی مانده را بر جنازه دومی بگویند و نماز را تمام کنند، هیچ یک اشکالی ندارد.
1- محمد بن عجلان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
میت را یکباره در قبر مگذار، اوّل دو - یا سه - زراع پایین تر بگذار و به او مهلت ده تا آماده شود.
2- یونس گوید: حدیثی از امام کاظم علیه السلام شنیدم که در هر خانه ای باشم و آن را به یاد آورم، (از بیم) آن خانه بر من تنگ می شود. حضرتش می فرمود: هرگاه میت را به کنار قبرش آوردی، زمانی او را مهلت ده تا آماده پاسخ گویی (به نکیر و منکر) شود.
ص: 434
(61)
بَابٌ نَادِرٌ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام وَ عِنْدَهُ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ، فَمَرَّتْ بِهِ جَنَازَةٌ فَقَامَ الْأَنْصَارِيُّ وَ لَمْ يَقُمْ ابو جَعْفَرٍ علیه السلام، فَقَعَدْتُ مَعَهُ وَ لَمْ يَزَلِ الْأَنْصَارِيُّ قَائِمَا حَتَّى مَضَوْا بِهَا ثُمَّ جَلَسَ.
فَقالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: مَا أَقَامَكَ؟
قَالَ رَأَيْتُ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِي علیهما السلام يَفْعَلُ ذَلِكَ.
فَقالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام: وَ اللهِ مَا فَعَلَهُ الْحُسَيْنُ علیه السلام وَلَا قَامَ لَهَا أَحَدٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ قطُ.
فَقالَ الْأَنْصَارِيُّ: شَكَكْتَنِي أَصْلَحَكَ اللَّهُ قَدْ كُنْتُ أَظُنُّ أَنِّي رَأَيْتُ.
1- زراره گوید: خدمت امام باقر علیه السلام شرف حضور داشتم که مردی از انصار نیز بود. جنازه ای را از کنارمان بردند مرد انصاری برخاست ولی امام باقر علیه السلام بر نخاست، من نیز به همراه حضرتش نشستم، مرد انصاری هم چنان ایستاده بود تا این که جنازه را بردند، پس از آن نشست امام باقر علیه السلام به او فرمود: چرا برخاستی؟!
مرد گفت: امام حسین علیه السلام را دیده ام که (وقتی جنازه ای از کنار او می بردند) چنین می کرد.
امام باقر علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! که امام حسین علیه السلام چنین نمی کرد و هرگز کسی از ما اهل بیت برای (تعظیم) جنازه چنین نکرده است.
مرد انصاری گفت: مرا به شک انداختی، خداوند کار شما را اصلاح کند من پیش از این یقین داشتم که چنین چیزی را دیده ام.
ص: 435
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُتَنِّى الْحَنَّاطِ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
كَانَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِى علیهما السلام جَالِساً، فَمَرَّتْ عَلَيْهِ جَنَازَةٌ. فَقَامَ النَّاسُ حِينَ طَلَعَتِ الْجَنَازَةُ.
فَقالَ الْحُسَيْنُ علیه السلام: مَرَّتْ جَنَازَةُ يَهُودِي، وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى طَرِيقِهَا جَالِساً، فَكَرِه أَن تَعْلُو رَأْسَهُ جَنَازَةُ يَهُودِي، فَقَامَ لِذَلِكَ.
(62)
بَابُ دُخُولِ الْقَبْرِ وَ الْخُرُوجِ مِنْهُ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَدْخُلَ الْقَبْرَ فِي نَعْلَيْنِ وَ لا خُفَّيْنِ وَلَا عِمَامَةٍ وَ لا رِدَاءِ وَ لا قَلَنْسُوَة.
2- مثنی حناط گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
روزی امام حسین علیه السلام نشسته بود که جنازه ای از کنار حضرتش بردند. هنگامی که جنازه ظاهر شد، مردم به پا خاستند.
امام حسین علیه السلام چون چنین دید، فرمود: روزی جنازه شخصی یهودی را از کنار رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم که در مسیر راه آن نشسته بود، می بردند حضرت به پاخاست؛ چراکه خوش نداشت که جنازه یهودی از روی سر آن حضرت بگذرد.
1- ابن ابی یعقوب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
برای هیچ کس شایسته نیست که با نعلین، کفش، عمامه، ردا و کلاه، وارد قبر شود.
ص: 436
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السلام يَقُولُ:
لا تَنْزِلْ فِي الْقَبْرِ وَ عَلَيْكَ الْعِمَامَةُ وَالْقَلَنْسُوةُ وَلا الْحِذَاءُ وَلَا الطَّيْلَسَانُ، وَ حُلَّ أَزْرَارَكَ، وَ بِذَلِكَ سُنَّةُ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم جَرَتْ وَلْيَتَعَوَّذْ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّحِيمِ وَلْيَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَالْمُعَوَّذَتَيْن وَ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ آيَةَ الْكُرْسِي، وَإِنْ قَدَرَ أَنْ يَحْسِرَ عَنْ خَدِّهِ وَ يُلْصِقَهُ بِالْأَرْضِ فَلْيَفْعَلْ وَلْيَشْهَدْ، وَ لْيَذْكُرْ مَا يَعْلَمُ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى صَاحِبِهِ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الْمِسْمَعِيٌّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ الْوَاسِطِي عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي عَنْ أبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
2- على بن يقطين گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:
در حالی که عمامه، کلاه، کفش و عبا بر تن داری وارد قبر مشو، بلکه بندهای لباست را بگشا؛ زیرا که سنت رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم بر این است و کسی که داخل قبر می شود، باید از شیطان رانده شده بر خدا پناه برد و سوره حمد، معوذتین (قل هو الله أحد) و آية الکرسی بخواند و اگر بتواند بایستی کفن از رخسار میّت کنار کشد و آن را بر زمین بگذارد و باید شهادتین را بگوید و آن چه را که (از اوصیای رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم) می داند، به یادش آورد تا آن که به امام زمانش برسد.
3- ابوبکر حضر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -
ص: 437
لا تَنْزِلِ الْقَبْرَ وَ عَلَيْكَ الْعِمَامَةُ، وَلا الْقَلَنْسُوَةٌ وَ لا رِدَاءٌ وَ لا حِذَاءٌ وَ حُلَّ أَزْرَارَكَ.
قَالَ: قُلْتُ: وَ الْخُفَّ؟
قَالَ: لا بَأْسَ بالْخُفْ فِي وَقْتِ الضَّرُورَةِ والتَّقِيَّة.
4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ التَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ دَخَلَ الْقَبْرَ فَلَا يَخْرُجُ إِلَّا مِنْ قِبَلِ الرَّجُلَيْنِ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ:
يَدْخُلُ الرَّجُلُ الْقَبْرَ مِنْ حَيْثُ شَاءَ وَ لَا يَخْرُجْ إِلَّا مِنْ قِبَلِ رِجْلَيْهِ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:
إن لِكُلِّ بَيْتٍ بَاباً و إن بَابَ الْقَبْرِ مِنْ قِبَلِ الرَّجُلَيْنِ.
درحالی که عمامه، کلاه، ردا بر تن داری و نعلین بر پای نموده ای، وارد قبر مشو، و بندهای لباست را بگشا.
گفتم: کفش چه حکمی دارد؟
فرمود: در حال ضرورت و تقیّه اشکالی ندارد.
4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که وارد قبر می شود؛ بایستی از سمت پاهای میت خارج شود.
5- سهل بن زیاد در روایت مرفوعه ای گوید: امام علیه السلام فرمود:
انسان از هر سویی می تواند وارد قبر شود، ولی به هنگام خروج باید از سمت پاهای میت خارج شود.
و در روایت دیگر آمده است حضرتش فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
هر خانه ای را دری است و در قبر، از سمت پاهای میت است.
ص: 438
(63)
بَابُ مَنْ يَدْخُلُ الْقَبْرَ وَ مَنْ لا يَدْخُلُ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بن رَاشِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الرَّجُلُ يَنْزِلُ فِي قَبْرِ وَالِدِهِ، وَلا يَنْزِلُ الْوَالِدُ فِي قَبْرِ وَلَدِهِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
يُكرَهُ لِلرَّجُل أَنْ يَنْزِلَ فِي قَبْرِ وَلَدِهِ.
3- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ رَجُلٍ قَالَ:
لَمَّا مَاتَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَتَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْقَبْرَ فَأَرْخَى نَفْسَهُ فَقَعَدَ.
ثُمَّ قَالَ: رَحِمَكَ اللهُ وَ صَلَّى عَلَيْكَ.
1- عبدالله بن راشد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: انسان می تواند وارد قبر پدر خویش شود ولی نمی تواند وارد قبر فرزندش شود.
2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
برای انسان مکروه است که وارد قبر فرزند خود شود.
3- راوی گوید: هنگامی که اسماعیل، فرزند امام صادق علیه السلام، وفات یافت، آن حضرت کنار قبر او آمد و خود را کنار قبر انداخت و نشست آن گاه فرمود: خداوند تو را رحمت کند و بر تو درود فرستد.
ص: 439
وَ لَمْ يَنْزِلْ فِي قَبْرِهِ وَ قَالَ: هَكَذَا فَعَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم بِإِبْرَاهِيمَ علیه السلام.
4- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْقَبْرِ كَمْ يَدْخُلُهُ؟
قَالَ: ذَاكَ إِلَى الْوَلِي إِنْ شَاءَ أَدْخَلَ وَتْرَاً، وَإِنْ شَاءَ شَفْعاً.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ التَّوْفَلِئ عَن السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام، قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:
مَضَتِ السُّنَّةُ مِنْ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم أَنَّ الْمَرْأَةَ لا يَدْخُلُ قَبْرَهَا إِلَّا مَنْ كَانَ يَرَاهَا فِي حَيَاتِهَا.
6- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَيْسَرَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الزوج أَحَقُّ بِامْرَأَتِهِ حَتَّى يَضَعَهَا فِي قَبْرِهَا.
آن حضرت وارد قبر او نشد و فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نیز با (فرزندش) ابراهیم علیه السلام چنین کرد.
4 - زراره از امام صادق علیه السلام پرسید: چند نفر می توانند وارد قبر شوند؟
فرمود: این به اختیار ولی میت است. اگر بخواهد یک نفر و اگر بخواهد دو نفر را وارد قبر می کند.
5- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: امیر مؤمنان على صلوات الله علیه فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم سنت است که کسی وارد قبر زن نشود، مگر کسی که در زمان زنده بودنش می توانسته او را ببیند.
6- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
شوهر نسبت به همسر خود از هر کسی سزاوارتر است که او را در قبر گذارد.
ص: 440
7- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ الْكِنْدِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ:
كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام حِينَ مَاتَ إِسْمَاعِيلُ ابْنُهُ علیه السلام، فَأُنْزِلَ فِي قَبْرِهِ ثُمَّ رَمَى بِنَفْسِهِ عَلَى الْأَرْضِ مِمَّا يَلِي الْقِبْلَةَ.
ثُمَّ قَالَ: هَكَذَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم بِإِبْرَاهِيمَ علیه السلام.
ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الرَّجُلَ يَنْزِلُ فِي قَبْرِ وَالِدِهِ، وَ لَا يَنْزِلُ فِي قَبْرِ وَلَدِهِ.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْعَنْبَرِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: اَلرَّجُلُ يَدْفِنُ ابْنَهُ؟
قَالَ: لَا يَدْفِنُهُ فِي التُّرَابِ.
قَالَ: قُلْتُ: فَالِابْنُ يَدْفِنُ أَبَاهُ؟
قالَ: نَعَمْ، لا بَأْسَ.
7- عبدالله بن راشد گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم هنگامی که فرزندش اسماعیل علیه السلام وفات یافت اسماعیل را در قبر گذاردند و آن حضرت در سمت قبله به زمین نشست و فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نیز با ابراهیم چنین کرد.
سپس فرمود: انسان می تواند وارد قبر پدرش شود ولی نباید وارد قبر فرزندش شود.
8- عبد الله عنبری گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا مرد می تواند فرزند خود را دفن کند؟
فرمود: نمی تواند او را دفن کند.
گفتم: فرزند چه آیا می تواند پدر خود را دفن کند؟
فرمود: آری، اشکالی ندارد.
ص: 441
(64)
بَابُ سَلِّ الْمَيِّتِ وَ مَا يُقَالُ عِنْدَ دُخُولِ الْقَبْر.ِ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا أَتَيْتَ بِالْمَيِّتِ الْقَبْرَ فَسُلَّهُ مِنْ قِبَل رِجْلَيْهِ، فَإِذَا وَضَعْتَهُ فِي الْقَبْرِ فَاقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيَّ وَ قُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم. اللَّهُمَّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّهِ صلى الله عليه واله وسلم».
وَ قُلْ كَمَا قُلْتَ فِي الصَّلَاةِ عَلَيْهِ مَرَّةً وَاحِدَةٌ مِنْ عِنْدِ.
«اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ إِنْ كَانَ مُسِيئاً فَاغْفِرْ لَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ تَجَاوَزْ عَنْهُ» وَ اسْتَغْفِرْ لَهُ مَا اسْتَطَعْتَ.
1- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه میت را کنار قبر آوردی، از سمت پاهایش او را در قبر بگذار و چون او را در قبر گذاردی، آیة الکرسی بخوان و بگو:
«بِسْمِ اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّة رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم، اللَّهمَّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَأَلْحِقْهُ بِنَبِيْهِ صلى الله عليه واله وسلم؛ «بنام خدا و در راه خدا و بر دین رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، بارخدایا! قبرش را گشاده گردان و او را به پیامبرش ملحق فرما».
و آن چه را که به هنگام نماز گفتی بار دیگر از این جا بگو:
«اللهمْ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ إِن كَانَ مُسيئاً فَاغْفِرْلَهُ وَارْحَمْهُ وَ تَجاوَزَ عَنْهُ»؛ «بار خدایا! اگر او نیکو کار بوده پس در احسانش بیافزا و اگر گناهکار بوده بیامرزش و بر او رحم فرما و از او درگذر».
و به اندازه ای که می توانی برایش استغفار کن.
ص: 442
قَالَ: وَكَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام إِذَا أَدْخَلَ الْمَيِّتَ الْقَبْرَ قَالَ: «اللَّهُمَّ جَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ، وَ صَاعِدْ عَمَلَهُ، وَ لَقِّهِ مِنْكَ رِضْوَاناً».
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ جَمِيعاً عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا سَلَلْتَ الْمَيْتَ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ، اللَّهُمَّ إِلَى رَحْمَتِكَ لَا إِلَى عَذَابِكَ».
فَإِذَا وَضَعْتَهُ فِي اللَّحْدِ فَضَعْ يَدَكَ عَلَى أُذُنِهِ فَقُل: «اللَّهُ رَبُّكَ وَ الْإِسْلَامُ دِينُكَ وَ مُحَمَّدٌ نَبِيُّكَ وَ الْقُرْآنُ كِتَابُكَ وَ عَلِيٌّ إِمَامُكَ».
حضرتش فرمود: امام سجاد علیه السلام، را رسم چنین بود که هرگاه میت را وارد قبر می کرد، می فرمود:
«اللَّهُمْ جَافِ الْأَرْضَ عن جَنْبَيْهِ وَصَاعِدْ عَمَلَهُ وَ لَلَّهِ مِنْكَ رضواناً»؛ «بار خدایا! زمین را از دو پهلوی او دور گردان، عمل او را بالا ببر و خشنودی خود را به استقبالش فرست».
2 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه میت را در قبر نهادی، بگو:
«بِسْمِ اللَّه وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةَ رَسُولِ الله صلى الله عليه واله وسلم، اللهم إلَى رَحْمَتِكَ لا إِلى عَذَابِكَ»؛ «به نام خدا و به یاری او و بردین رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، خداوندا! او را به سوی رحمت خود ببر نه به سوی عذابت».
و چون او را در لحد گذاردی دست خود را بر گوش او بگذار و بگو:
«الله رَبِّكَ وَ الإِسْلامُ دينك و محمّدٌ نَبيّكَ والقرآن كِتابِكَ وَ عَلَيَّ إمامِكَ»؛ «خداوند، پروردگار تو، محمد صلى الله عليه واله وسلم، پیامبرت، قرآن کتابت و علی علیه السلام، امام توست».
ص: 443
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السلام، عَنِ الْمَيِّتِ.
فَقالَ: تَسُلُّهُ مِن قِبَلِ الرَّجُلَيْنِ وَ تُلْزِقُ الْقَبْرَ بِالْأَرْضِ إِلَى قَدْرِ أَرْبَعَ أَصَابِعَ مُفَرِّجَاتٍ وَ تُرَبِّعُ قَبْرَهُ
4- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قال:
سُلَّهُ سَلاً رَفِيقاً، فَإِذَا وَضَعْتَهُ فِي لَحْدِهِ فَلْيَكُنْ أَوْلَى النَّاسِ مِمَّا يَلِي رَأْسَهُ لِيَذْكُرَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ يُصَلِّيَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم وَيَتَعَوَّذَ مِنَ الشَّيْطَانِ وَلْيَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَالْمُعَوَّذَتَيْنِ وَ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ آيَةَ الْكُرْسِيُّ، وَإِنْ قَدَرَأَنْ يَحْسِرَ عَنْ خَدِّهِ وَ يُلْزِقَهُ بِالْأَرْضِ فَعَلَ وَ يَشْهَدُ وَ يَذْكُرُ مَا يَعْلَمُ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى صَاحِبِهِ.
3- محمدبن مسلم گوید: از امام (باقر، یا صادق علیهما السلام) در مورد چگونگی به قبر نهادن میت پرسیدم.
آن حضرت فرمود: باید از سمت پا، او را وارد قبر کنی و قبر را به اندازه چهار انگشت بگشایی و به زمین متصل نمایی و بایستی قبر را چهار گوش بسازی.
4- محمد بن عجلان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
میت را به آرامی در قبر بگذار و چون در لحد قرارش دادی، باید نزدیک ترین فرد به او، در سمت سرش باشد و نام خدا را بر او بخواند بر پیامبر علیه السلام درود فرستد، از شیطان رانده شده به خدا پناه برد و سوره فاتحه، معوذتین (قل هو الله احد) و آية الکرسی را بخواند، و اگر می تواند کفن از رخسار او کناز زند و آن را بر زمین بگذارد و شهادتین را بگوید و آن چه را که (از اسامی اوصیای رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم) می داند ذکر کند، تا آن که به امام زمانش برسد.
ص: 444
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَحْفُوظٍ الْإِسْكَافِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا أَرَدْتَ أَن تَدْفِنَ الْمَيْتَ فَلْيَكُنْ أَعْقَلُ مَن يَنزِلُ فِي قَبْرِهِ عِنْدَ رَأْسِهِ وَلْيَكْشِف خَدَّهُ الْأَيْمَنَ حَتَّى يُفْضِيَ بِهِ إِلَى الْأَرْضِ وَ يُدْنِي فَمَهُ إِلَى سَمْعِهِ وَ يَقُولُ:
«اسْمَعْ افْهَمْ - ثَلَاثَ مَرَّاتِ - اللهُ رَبُّكَ وَ مُحَمَّدٌ نَبِيُّكَ وَالإِسْلَامُ دِينُكَ وَ فُلَانٌ إِمَامُكَ اسْمَعْ وَ افْهَمْ».
وَأَعِدْهَا عَلَيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هَذَا التَّلْقِينَ.
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:
5- محفوظ اسکاف گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه خواستی میت را دفن کنی، باید نزدیک ترین فرد به او از سمت سرش وارد قبر شود و کفن را از روی گونه راستش بردارد تا صورتش را به زمین گذارد و دهان خود را نزدیک گوش او برده بگوید:
«بشنو و بفهم - سه مرتبه - الله پروردگار تو، محمد پیامبرت، اسلام دینت و فلان شخص (على علیه السلام) امام توست بشنو و بفهم!».
و این تلقین را سه مرتبه تکرار کند.
6 - محمد بن مسلم گوید: امام (باقر یا صادق علیهما السلام) فرمود:
ص: 445
إِذَا وُضِعَ الْمَيْتُ في لَحْدِهِ فَقُل:
«بِسْمِ اللهِ وَ فِي سَبِيلِ اللهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ اللَّهُمَّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّهِ اللَّهُمَّ إِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ».
فَإِذَا وَضَعْتَ عَلَيْهِ اللَّبِنَ فَقُل:
«اللَّهُمَّ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِسٌ وَحْشَتَهُ وَ أَسْكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ رَحْمَةً تُغْنِيهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سوَاكَ».
فَإِذَا خَرَجْتَ مِنْ قَبْرِهِ فَقُلْ:
«إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ فِي أَعْلَى عِلِّيِّينَ وَ اخْلُفْ عَلَى عَقِبِهِ فِي الْغَابِرِينَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ».
هرگاه میت در لحدش گذاشته شد بگو:
«بَسْمِ اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وِ عِلَى مِلَّةِ رَسولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عبدُكَ ابْن عَبْدُكَ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرَ مَنرُولٍ بِهِ اللهمّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبرِهِ وَ أَلْحِقْهُ بَنَبِيِّهِ، اللهم إنا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خيراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ»؛ «بنام خدا، در راه خدا و بر دین رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، بنده تو و پسر بنده تو نزد تو آمده و تو بهترین کسی هستی که نزدت می آیند، خدایا! قبر او را فراخ گردان و او را به پیامبرش ملحق فرما، بارخدايا! ما جز خوبی از او ندیده ایم و تو به حال او از ما داناتری».
و چون خشت قبر را چیدی بگو:
«اللّهمّ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِش وَحَشَتَهُ وَ أَسْكِنْ إِلَيْهَ مِنْ رَحمَتِكَ رَحْمَةً مَنْ سواك»؛ «خدایا! او را از تنهایی به وصال برسان، وحشتش را با انس قرین ساز و از رحمت خود چنان به او آرامش ده که به سبب آن از رحمت غیر تو بی نیاز شود».
و چون از قبر او بیرون می روی بگو:
«إِنَّا لَلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ والحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ، اللهمّ ارْفَعْ دَرَجَتُهُ فِي أَعْلَى عَلَييْن وَاخْلُفُ عَلَى عقبه في الغابِرِينَ، يا رَبّ العالمین»؛ «ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم، سپاس ویژه از آن خداوندی که پروردگار جهانیان است، بار خدایا! درجۀ او را در بهشت به بالاترین درجات ترقی ده و جای خالی او را در میان بازماندگانش پرکن، ای پروردگار جهانیان».
ص: 446
7- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
إِذَا وَضَعْتَ الْمَيِّتَ فِي لَحْدِهِ قَرَأْتَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ اضْرِبْ يَدَكَ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ، ثُمَّ قُلْ:
«يَا فُلَانٌ: قُلْ: رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبَّاً وَ بِالْإِسْلَامِ دِيناً وَ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه واله وسلم نَبِيَّاً وَ بِعَلِي علیه السلام إِمَاماً»، وَ سَمَّ إِمَامَ زَمَانِهِ.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: مَا أَقُولُ إِذَا أَدْخَلْتُ الْمَيِّتَ مِنَّا قَبْرَهُ؟
قَالَ: قُلِ:
7- زراره گوید: (حضرتش فرمود:).
هرگاه میت را در لحد گذاشتی آیة الکرسی بخوان و دست خود را بر کتف راستش بگذار و بگو: ای فلانی! بگو راضی شدم به این که خداوند پرودگار من، اسلام دین من، محمد صلى الله عليه واله وسلم پیامبر من و علی علیه السلام، امام من است و نام امام زمانش را بر او بخوان.
6- سماعه گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: به هنگام در قبر نهادن مردگانمان چه بگویم؟
فرمود: بگو
ص: 447
«اللَّهُمَّ هَذَا عَبْدُكَ فُلَانٌ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَدْ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولِ بِهِ وَ قَدِ احْتَاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ. اللَّهُمَّ وَ لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِسَرِيرَتِهِ وَ نَحْنُ الشُّهَدَاءُ بِعَلَانِيَتِهِ».
اللَّهُمَّ فَجَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ لَقِّنْهُ حُجَّتَهُ وَ اجْعَلْ هَذَا الْيَوْمَ خَيْرَ يَوْمٍ أَتَى عَلَيْهِ وَ اجْعَلْ هَذَا الْقَبْرَ خَيْرَ بَيْتٍ نَزَلَ فِيهِ وَ صَيِّرَهُ إِلَى خَيْرٍ مِمَّا كَانَ فِيهِ وَ وَسِّعْ لَهُ فِي مَدْخَلِهِ، وَ آنِسٌ وَحْشَتَهُ وَ اغْفِرْ ذَنْبَهُ، وَ لا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَلَا تُضِلَّنَا بَعْدَهُ».
«اللَّهُمَّ هَذَا عَبْدُكَ فُلَانٌ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَدْ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ وَ قَدِ احْتَاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ اللَّهُمَّ وَ لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِسَرِيرَتِهِ وَ نَحْنُ الشُّهَدَاءُ بِعَلَانِيَتِهِ اللَّهُمَّ فَجَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ لَقَّنْهُ حُجَّتَهُ وَ اجْعَلْ هَذَا الْيَوْمَ خَيْرَ يَوْمٍ أَتَى عَلَيْهِ وَ اجْعَلْ هَذَا الْقَبْرَ خَيْرَ بَيْتٍ نَزَلَ فِيهِ وَ صَيِّرْهُ إِلَى خَيْرٍ مِمَّا كَانَ فِيهِ وَ وَسِّعْ لَهُ فِي مَدْخَلِهِ وَ آنِشَ وَحْشَتَهُ وَ اغْفِرْ ذَنْبَهُ وَ لَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَ لَا تُضِلَّنَا بَعْدَهُ»؛ «بار خدایا! این فلانی، بندۀ تو و پسر بندۀ توست که نزدت آمده است و تو بهترین کسی هستی که نزدت می آیند و او به رحمت تو نیازمند است. خداوند ما جز خوبی از او چیزی ندیده ایم و تو به باطن او از ما داناتری و ما تنها بر ظاهر او گواهیم، بار خدایا! زمین را از کنار پهلوهای او دور گردان حجّتش را به او تلقین کن و این روز را بهترین روزی که بر او مقدر فرموده ای قرار ده و این قبر را برایش بهترین خانه ای که در آن فرود آمده و بهتر از آن چه در آن بوده، قرار ده و جایی را که به آن وارد شده است وسعت ده و وحشت او را قرین انس گردان، گناهش را بیامرز و ما را از پاداش (صبر بر مصیبت او) محروم مکن و پس از او ما را به گمراهی مینداز».
ص: 448
9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:
يُشَقُ الْكَفَنُ مِنْ عِنْدِ رَأْسِ الْمَيِّتِ إِذَا أُدْخِلَ قَبْرَهُ.
10- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَيَابَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
سُلَّ الْمَيِّتَ سَلاً.
11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا وَضَعْتَ الْمَيِّتَ فِي الْقَبْرِ قُلْتَ:
«اللَّهُمَّ هَذَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أَمَتِكَ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ».
9- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
آن گاه که میت در قبر نهاده می شود باید از جانب سر، کفنش را پاره کنند.
10- عبد الرحمان بن سیابه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
میت را به آرامی وارد قبر کن.
11- سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
چون میت را در قبر گذاردی باید بگویی:
«اللهم هذا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أمتك نزل بك و اَنْتَ خَيْرُ مَنْزولِ بِهِ»؛ «بار خدایا! این بنده و پسر بنده و پسر کنیز توست که نزدت آمده است و تو بهترین کسی هستی که نزدت می آیند».
ص: 449
فَإِذَا سَلَلْتَهُ مِنْ قِبَلِ الرِّجْلَيْنِ وَ دَلَّيْتَهُ قُلْتَ:
«بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللهِ صلى الله علیه واله وسلم، اللَّهُمَّ إِلَى رَحْمَتِكَ لا إِلَى عَذَابِكَ. اللَّهُمَّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ لَقِّنْهُ حُجَّتَهُ وَ ثَبِّتْهُ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ وَقِنَا وَإِيَّاهُ عَذَابَ الْقَبْرِ».
وَإِذَا سَوَّيْتَ عَلَيْهِ التُّرَابَ قُل:
«اللَّهُمَّ جَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ أَصْعِدْ رُوحَهُ إِلَى أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ فِي عِلِّيِّينَ وَ أَلْحِقْهُ بِالصَّالِحِينَ».
و چون او را از سمت پا در قبر می گذاری بگو:
«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه واله وسلم. اللَّهُمَّ إِلَى رَحْمَتِكَ لَا إِلَى عَذَابِكَ. اللَّهُمَّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِ وَ لَقْتْهُ حُجَّتَهُ وَ ثَبِّتْهُ بالقَوْلِ الثَّابِتِ وَقِنَا وَ إِيَّاهُ عَذَابَ الْقَبْرِ»؛
«به نام خدا به یاری خدا و بر دین رسول خدا صلى الله علیه واله وسلم، بار خدایا! او را به سوی رحمت خود سوق ده نه به سوی عذابت، خداوندا! قبرش را بر او فراخ گردان، حجّتش را به او تلقین کن و او را در قول ثابت و استوار گردان و ما و او را از عذاب قبر محفوظ دار».
و هرگاه خاک قبر او را هموار ساختی بگو:
«اللهم جافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ و أَصْعِدْ رُوحَهُ إلى أرْواحِ المُؤمنينَ في عليين وَالحِقْهُ بِالصَّالِحِينَ»؛ «بار خدایا! زمین را از دو پهلوی او دور گردان و روحش را در بالاترین مراتب بهشت به سوی ارواح مؤمنان بالا ببر و او را به نیکان ملحق ساز».
ص: 450
(65)
بَابُ مَا يُبْسَطُ فِي اللَّحْدِ وَ وَضْعِ اللَّبِنِ وَ الْآجُرِّ وَ السَّاحِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِي قَالَ:
كَتَبُ عَلِيُّ بْنُ بِلَالٍ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام أَنَّهُ رُبَّمَا مَاتَ الْمَيْتُ عِنْدَنَا، وَ تَكُونُ الْأَرْضُ نَدِيَّةَ فَنَفْرَشُ الْقَبْرَ بِالسَّاجِ أَوْ نُطْبِقُ عَلَيْهِ فَهَلْ يَجُوزُ ذَلِكَ؟
فَكَتَبَ: ذَلِكَ جَائِرٌ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
أَلْقَى شُفْرَانُ مَوْلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم فِي قَبْرِهِ الْقَطِيفَةَ.
1- على بن محمد کاشانی گوید: علی بن بلال طی نامه ای به امام هادی علیه السلام نوشت: گاهی کسی از ما می میرد و زمین نمناک است و قبر را با چوب ساج فرش می کنیم یا به جای خشت و آجر لحد از ساج بهره می جوییم. آیا این عمل جایز است؟
حضرت نوشت: جایز است.
2- یحیی بن ابی العلاء گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
در قبر شقران، آزاد کرده رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم قطیفه (ملحفه) ای پهن شد.
ص: 451
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: جَعَلَ عَلِيٌّ علیه السلام عَلَى قَبْرِ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم لَبِنا.
فَقُلْتُ: أَ رَأَيْتَ إن جَعَلَ الرَّجُلُ عَلَيْهِ أَجْراً هَلْ يَضُرُّ الْمَيِّتَ؟
قَالَ: لا.
(66)
بَابُ مَنْ حَثَا عَلَى الْمَيِّتِ وَ كَيْفَ يُحْتَى.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَن ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنْ دَاوُدَ بْنِ النُّعْمَانِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ: مَا شَاءَ اللهُ لا مَا شَاءَ النَّاسُ.
فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى الْقَبْرِ تَنَحَّى فَجَلَسَ، فَلَمَّا أُدْخِلَ الْمَيِّتُ لَحْدَهُ قَامَ فَحَثَا عَلَيْهِ التُّرَابَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ بِيَدِهِ.
3- ابان بن تغلب گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
على علیه السلام بر قبر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم خشت خام گذارد.
گفتم: اگر بر قبر مردی آجر بچینند، آیا به او ضرری می رساند؟
فرمود: نه.
1- داوود بن نعمان گوید: امام رضا علیه السلام را در تشییع جنازه ای دیدم که می فرمود: آن چه خدا خواست (آن شود) نه آن چه که مردم خواهند.
و چون به کنار قبر رسید، حضرتش کمی دور شد و نشست و چون میت را در لحدش گذاردند برخاست و با دست سه بار بر قبر او خاک ریخت.
ص: 452
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا حَثَوْتَ التُّرَابَ عَلَى الْمَيِّتِ فَقُلْ: «إِيمَاناً بِكَ وَ تَصْدِيقاً بِبَعْثِكَ هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ صلى الله عليه واله وسلم».
قَالَ: وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم يَقُولُ: مَنْ حَثَا عَلَى مَيْتٍ وَ قَالَ هَذَا الْقَوْلَ، أَعْطَاهُ اللهُ بِكُلِّ ذَرَّةٍ حَسَنَةً.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:
كُنتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فِي جِنَازَةِ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، فَلَمَّا أَنْ دَفَنُوهُ قَامَ علیه السلام إِلَى قَبْرِهِ فَحَثَا عَلَيْهِ مِمَّا يَلِي رَأْسَهُ ثَلَاثًا بِكَفِّهِ، ثُمَّ بَسَطَ كَفَّهُ عَلَى الْقَبْرِ.
ثُمَّ قَالَ: «اللَّهُمَّ جَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ، وَ أَصْعِدْ إِلَيْكَ رُوحَهُ، وَ لَلَّهِ مِنْكَ رِضْوَاناً وَ أَسْكِنْ قَبْرَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا تُغْنِيهِ بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاكَ» ثُمَّ مَضَى.
2- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: آن گاه که بر قبر میت خاک ریختی، بگو:
«إيماناً بِكَ وَتَصْدِيقاً بِبَعْثِكَ هذا ما وَعَدَنا الله وَرَسُولُهُ صلى الله عليه واله وسلم»؛ «به تو ایمان داریم و روز برانگیخته شدن را تصدیق می کنیم این همان است که خدا و رسول او صلى الله عليه واله وسلم به ما وعده داده اند».
فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام نقل می فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم شنیدم که می فرمود:
هرکه بر قبر مرده ای خاک بریزد و این دعا را بخواند خداوند برای او در ازای هر ذره خاکی، حسنه ای عطا می فرماید.
3- محمد بن مسلم گوید: در تشییع جنازه یکی از یارانمان همراه با امام باقر علیه السلام بودم هنگامی که او را دفن کردند حضرت برخاست و از سمت سر میت، سه مشت خاک بر قبر او ریخت، سپس دست خود را بر قبر پهن کرد و فرمود:
«اللهم جافِ الأَرْضَ عَن جَنْبَيْهِ وَأَصْعِدْ إِلَيْكَ رُوحَهُ وَ لَقِّهِ مِنْكَ رِضواناً وَ أَسْكِنَّ قَبْرَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ»؛ «بار خدایا! زمین را از دو پهلوی او، دور گردان روحش را به سوی خود بالا ببر، خوشنودی خود را به استقبال او فرست و از رحمت خود در قبر او ساکن فرما؛ چنان که او را از رحمت غیر تو بی نیاز کند».
سپس برخاست و رفت.
ص: 453
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام يَطْرَحُ التُّرَابَ عَلَى الْمَيِّتِ فَيُمْسِكُهُ سَاعَةً فِي یَده ثُمَّ يَطْرَحُهُ وَلا يَزِيدُ عَلَى ثَلاثَةِ أَكفّ.
قَالَ: فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ.
فَقالَ: يَا عُمَرُ! كُنْتُ أَقُولُ: «إِيمَاناً بِكَ وَ تَصْدِيقاً بِبَعْتِكَ هَذَا مَا وَعَدَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ ... إِلَى قَوْلِهِ: تَسْلِيماً» هَكَذَا كَانَ يَفْعَلُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ بِهِ جَرَتِ السُّنَّةُ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: مَاتَ لِبَعْضِ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام وَلَدٌ فَحَضَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَلَمَّا أُلْحِدَ تَقَدَّمَ أَبُوهُ فَطَرَحَ عَلَيْهِ التُّرَابَ.
فَأَخَذَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام بِكَفَّيْهِ وَ قَالَ: لا تَطْرَحْ عَلَيْهِ التُّرَابَ، وَ مَنْ كَانَ مِنْهُ ذَا رَحِم فَلَا يَطْرَحْ عَلَيْهِ التُّرَابَ، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى أَنْ يَطْرَحَ الْوَالِدُ أَوْ ذُو رَحِمٍ عَلَى مَيِّتِهِ التُّرَابَ.
4- عمر بن اذینه گوید: امام صادق علیه السلام را دیدم که بر قبر میتی این گونه خاک می ریخت که خاک را مدتی در دست خود نگاه می داشت، سپس آن را می ریخت و بیش از سه مشت خاک بر او نریخت.
از امام علیه السلام در این باره پرسیدم:
فرمود: ای عمر! داشتم می گفتم: «إيماناً بِكَ َو تَصْدِيقاً بِبَعْتِكَ هذا ما وَعَدَ اللهُ وَ رَسُولُهُ... تسلیماً»؛ «به تو ایمان داریم و روز برانگیختن را تصدیق می کنیم این، همان است که خدا و رسول او وعده داده اند... و تسلیم تو هستیم».
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نیز چنین می کرد و سنت نیز بر این جاری شده است.
5- عبيد بن زراره گوید: یکی از فرزندان اصحاب امام صادق علیه السلام وفات کرد. امام صادق علیه السلام بر جنازه او حاضر شد وقتی که میت در لحد گذارده شد پدرش جلو آمد تا بر قبر خاک ریزد.
امام صادق علیه السلام دو دست او را گرفت و فرمود: خاک بر او مریز! و هرکسی که با او خویشی دارد نباید بر او خاک بریزد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نهی فرموده است که پدر یا هر خویشاوند دیگری بر مرده خود خاک بریزد.
ص: 454
فَقُلْنَا: يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ! أَ تَنْهَانَا عَنْ هَذَا وَحْدَهُ؟
فَقالَ: أَنْهَاكُمْ مِنْ أَنْ تَطْرَحُوا الثَّرَابَ عَلَى ذَوي أَرْحَامِكُمْ، فَإِنْ ذَلِكَ يُورث الْقَسْوَةَ فِي الْقَلب، ومَن قَنا قلبه بعد مِنْ رَبِّهِ.
(67)
بَابُ تَرْبِيعِ الْقَبْرِ وَ رَبِّهِ بِالْمَاءِ وَ مَا يُقَالُ عِنْدَ ذَلِكَ وَ قَدْرِ مَا يُرْفَعُ مِنَ الْأَرْضِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ قدَامَةَ بن زَائِدَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:
إنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم سَلْ إِبْرَاهِيمَ ابْنَهُ سَلاً وَ رَبَّعَ قَبْرَهُ.
گفتیم: ای فرزند رسول خدا! آیا ما را فقط نسبت به این میت باز می دارید؟
فرمود: شما را باز می دارم از این که بر مردگان از خویشان خود خاک بریزید؛ زیرا این عمل باعث قساوت و سنگدلی می گردد و کسی که دل او قساوت یابد، از پروردگار خود دور خواهد شد.
1- قدامة بن زائده گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرزند خود ابراهیم را در قبر گذارد و قبر او را چهار گوشه ساخت.
ص: 455
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لا يُسْتَحَبُّ أَنْ يُدْخَلَ مَعَهُ فِي قَبْرِهِ جَرِيدَةٌ رَطْبَةٌ وَ يُرْفَعَ قَبْرُهُ مِنَ الْأَرْضِ قَدْرَ أَرْبَعَ أَصَابِعَ مَضْمُومَةٍ، وَيُنْضَحَ عَلَيْهِ الْمَاء وَيُخَلَّى عَنْهُ.
3- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ وَضْع الرَّجُلِ يَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ مَا هُوَ؟ وَ لِمَ صَنَعَ؟
فَقَالَ صَنَعَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى ابْنِهِ بَعْدَ النَّضْحِ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ كَيْفَ أَضَعُ يَدِي عَلَى قُبُورِ الْمُسْلِمِينَ؟
فَأَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى الْأَرْضِ وَوَضَعَهَا عَلَيْهَا ثُمَّ رَفَعَهَا وَ هُوَ مُقَابِلُ الْقِبْلَةِ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
2- سماعة گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
مستحب است که همراه میت در قبر او شاخۀ تازه نخل بگذارند، قبر را به اندازه چهار انگشت از زمین بلندتر قرار دهند و آب بر آن بپاشند و بیش از این کاری نکنند.
3- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام علیه السلام پرسیدم چرا برخی دست خود را بر قبر می گذارند؟
فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بعد از پاشیدن آب بر قبر فرزندش چنین کرد.
پرسیدم دست خود را چگونه بر قبر مسلمانان بگذارم؟
حضرت درحالی که رو به قبله بود با دست خود به زمین اشاره کرد و آن را بر زمین گذارد، سپس برداشت .
4- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
ص: 456
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم يَصْنَعُ بِمَنْ مَاتَ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ خَاصَّةٌ شَيْئًا لَا يَصْنَعُهُ بِأَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، كَانَ إِذَا صَلَّى عَلَى الْهَاشِمِي وَ نَضَحَ قَبْرَهُ بِالْمَاءِ وَضَعَ كَفَّهُ عَلَى القَبْر حَتَّى تُرَى أَصابعهُ فِي الطِّين.
فَكَانَ الْغَريبُ يَقْدَمُ أو الْمُسَافِرُ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ فَيَرَى القَبْرَ الْجَدِيدَ عَلَيْهِ أَثر رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَيَقُولُ: مَنْ مَاتَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام؟
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ أَبِي قَالَ لِي ذَاتَ يَوْمٍ فِي مَرَضِهِ: يَا بُنَيَّ أَدْخِلْ أُناساً مِنْ قُرَيْشٍ مِنْ أَهْل الْمَدِينَةِ حَتَّى أُشْهِدَهُمْ.
قَالَ: فَأَدْخَلْتُ عَلَيْهِ أُنَاساً مِنْهُمْ.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را رسم چنین بود که هرکس از بنی هاشم وفات می یافت، برای مردگان آن ها عملی انجام می داد که برای مسلمانان دیگر چنین نمی کرد چون بر میتی از بنی هاشم نماز می گزارد و بر قبر او آب می پاشید دست خود را بر قبر می گذارد و فشار می داد به حدی که آثار انگشتان بر روی گِل دیده می شد و هنگامی که شخصی غریب یا مسافری از اهالی مدینه وارد شهر می شد و در قبر اثر دست رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را می دید، می گفت: چه کسی از آل محمد علیهم السلام وفات یافته است؟
5- حماد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
روزی پدرم به هنگام بیماریش به من فرمود: فرزندم قریشیان مدینه را نزد من بیاور تا آن ها را گواه گیرم.
من گروهی از آن ها را نزد حضرتش حاضر کردم.
ص: 457
فَقالَ: يَا جَعْفَرًا إِذَا أَنَا مِتُّ فَغَسَلْنِي وَكَفِّنِّي وَارْفَعْ قَبْرِي أَرْبَعَ أَصَابِعَ وَ رُشْهُ بِالْمَاءِ.
فَلَمَّا خَرَجُوا قُلْتُ: يَا أَبَةٍ لَوْ أَمَرْتَنِي بِهَذَا نَصَنَعْتُهُ، وَ لَمْ تُرِدْ أَنْ أُدْخِلَ عَلَيْكَ قَوْماً تُشْهدُهُمْ؟!
فَقَالَ: يَا بُنَيَّ! أَرَدْتُ أَنْ لَا تُنَازَعَ.
6- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي رَضُ الْمَاءِ عَلَى الْقَبْرِ.
قَالَ: يَتَجَافَى عَنْهُ الْعَذَابُ مَا دَامَ النَّدَى فِي التُّرَابِ.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
كَانَ رَشُ الْقَبْرِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.
آن حضرت فرمود: ای جعفر! آن گاه که من وفات کردم، مرا غسل بده، کفن کن و روی قبرم را به اندازه چهار انگشت از روی زمین بلند کن و آب بر آن بپاش.
وقتی آنها خارج شدند گفتم: پدرجان اگر به من امر می کردی انجام می دادم چرا خواستی گروهی را نزد شما بیاورم که آن ها را گواه بگیری؟!
فرمود: فرزندم خواستم که با تو نزاع نکنند.
6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام درباره پاشیدن آب بر قبر میت فرمود:
تا زمانی که قبر مرطوب است عذاب از میت دور می شود.
7- طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
آب پاشیدن بر قبر در عهد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم رسم بوده است.
ص: 458
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام:
إِذَا فَرَغْتَ مِنَ الْقَبْرِ فَانْضَحْهُ ثُمَّ ضَعْ يَدَكَ عِنْدَ رَأْسِهِ وَ تَعْمِرُ كَفَّكَ عَلَيْهِ بَعْدَ النضح.
9- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَجْلَانَ قَالَ: قَامَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام عَلَى قَبْرِ رَجُلٍ مِنَ الشَّيْعَةِ، فَقَالَ:
«اللَّهُمَّ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِش وَحْشَتَهُ وَ أَسْكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا يَسْتَغْنِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سواك».
10- أَبَانٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ:
يُدعَى لِلْمَيِّتِ حِينَ يُدْخَلُ حُفْرَتَهُ، وَ يُرْفَعُ الْقَبْرُ فَوْقَ الْأَرْضِ أَرْبَعَ أَصَابِعَ.
8- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه از تدفین مرده ای فارغ شدی، آب بر قبر او بپاش سپس دست خود را از سمت سر میت بر روی قبر بگذار دستت را در خاک قبر فرو ببر.
9- عبدالله بن عجلان گوید: امام باقر علیه السلام در کنار قبر مردی از شیعیان ایستاد و فرمود:
«اللهم صِلْ وَحْدَتَهُ و آنِسِ وَحْشَتَهُ وَ أَسْكِن إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ ما يَسْتَغْنِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ»؛
«بار خدایا! تنهایی او را به وصلت متصل ساز وحشتش را با انس قرین فرما، و از رحمت خود رحمتی بر او نازل کن که به سبب آن از رحمت غیر تو بی نیاز شود».
10- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
به هنگام گذاردن میت در قبر باید برایش دعا کرد و قبر او به اندازه چهار انگشت از سطح زمین بلندتر شود.
ص: 459
11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو الْحَسَنِ الدَّلالُ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَبْدِاللَّهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:
ما عَلَى أَهْلِ الْمَيِّتِ مِنْكُمْ أَن يَدْرَءُوا عَنْ مَيْنِهِمْ لِقَاءَ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرِ؟
قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ؟
قَالَ إِذا أُفردَ الْمَيِّتُ فَلْيَتَخَلَّفْ عِنْدَهُ أَوْلَى النَّاسِ بِهِ فَيَضَعُ فَمَهُ عِنْدَ رَأْسِهِ، ثُمَّ يُنَادِي بِأَعْلَى صَوْتِهِ:
«يَا فَلَانَ بْنَ فَلَانٍ! أَوْ يَا فَلَانَةَ بِنْتَ فَلَانٍ هَلْ أَنْتَ عَلَى الْعَهْدِ الَّذِي فَارَقْتَنَا عَلَيْهِ مِنْ شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ سَيِّدُ النَّبِيِّينَ، وَ أَنَّ عَلِيًا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ أَنَّ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدَ صلی الله علیه واله وسلم حَقٌّ، وَ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَ أَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ، وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ».
قَالَ: فَيَقُولُ مُنْكَرٌ لِنَكِيرِ: انْصَرِفْ بِنَا عَنْ هَذَا، فَقَدْ لُقْنَ حُجَّتَهُ.
11- یحیی بن عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
بر خانوادۀ میت شیعه ای چه مانعی است که دیدار منکر و نکیر را از او دفع کنند؟
گفتم: برای این امر چه باید کرد؟
فرمود: هنگامی که میت تنها شد و همه رفتند باید نزدیک ترین فرد به میّت کنار قبر او بماند و دهانش را سمت سر میت ببرد و با بلندترین صدا ندا سر دهد ای فلانی - و نام او و پدرش را بگوید چه مرد باشد و چه زن - آیا بر آن عهدی که چون از تو جدا می شدیم بر آن بودی هنوز باقی هستی، بر آن اعتقاد که عبارت بود از گواهی بر این که هیچ معبودی جز خدا نیست یگانه است و شریکی ندارد و شهادت بر این که محمد صلی الله علیه واله وسلم بنده و فرستاده اوست و بهترین و برترین پیامبران است و شهادت بر این که علی علیه السلام، امیرمؤمنان است و برترین و بزرگوارترین اوصیا و جانشینان است و آن چه که محمد صلی الله علیه واله وسلم آورده و فرموده حق است و این که مردن و برانگیخته شدن در روز رستاخیز و این که خداوند کسانی را که در گورند، بر می انگیزد، حق است.
حضرتش فرمود: در این هنگام منکر، به نکیر گوید: از این شخص که حجت او را برایش تلقین کردند درگذریم که دیگر ما را با او کاری نیست.
ص: 460
(68)
بَابٌ تَطْبِينِ الْقَبْرِ وَ تَجْصِيصِهِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: لا تُطَيِّنُوا الْقَبْرَ مِنْ غَيْرِ طِينِهِ.
2- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
قَبْرُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم مُحَصَّبٌ حَصْبَاءَ حَمْرَاءَ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: لَمَّا رَجَعَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام مِنْ بَغْدَادَ وَ مَضَى إِلَى الْمَدِينَةِ مَاتَتْ لَهُ ابْنَةٌ بِفَيْدَ، فَدَفَنَهَا وَ أَمَرَ بَعْضَ مَوَالِيهِ أَنْ يُجَصِّصَ قَبْرَهَا، وَ يَكْتُبَ عَلَى لَوْحٍ اسْمَهَا وَ يَجْعَلَهُ فِي الْقَبْرِ.
1- سکونی :گوید امام صادق علیه السلام فرمود: قبر را جز با گل خودش گل اندود نکنید.
2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
روی قبر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم با سنگ ریزه های سرخ، سنگفرش شده بود.
3- يونس بن یعقوب گوید:
هنگامی که امام کاظم علیه السلام از بغداد به شهر مدینه باز می گشت یکی از دختران آن حضرت در فید (قلعه ای در راه مکه) وفات یافت حضرت او را دفن نمود و به بعضی از دوستانش دستور داد تا قبرش را گچ کاری نمایند و نام او را در تخته سنگی بنویسند و آن را در روی قبر گذارند.
ص: 461
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى أَنْ يُزَادَ عَلَى الْقَبْرِ تُرَابٌ لَمْ يُخْرَجُ مِنْهُ.
(69)
بَابُ التُّرْبَةِ الَّتِي يُدْفَنُ فِيهَا الْمَيِّتُ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:
مَنْ خُلِقَ مِنْ تُرْبَةٍ دُفِنَ فِيهَا.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي مِنْهَالٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: إِنَّ النُّطْفَةَ إِذَا وَقَعَتْ فِي الرَّحِمِ بَعَثَ اللهُ مَلَكاً، فَأَخَذَ مِنَ التَّرْبَةِ الَّتِي يُدْفَنُ فِيهَا، فَمَاثَهَا فِي النُّطْفَةِ فَلَا يَزَالُ قَلْبُهُ يَحِنُّ إِلَيْهَا حَتَّى يُدْفَنَ فِيهَا.
4 - سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
پیامبر صلى الله عليه واله وسلم نهی فرمود از این که خاکی که از غیر قبر بیرون آمده بر قبر ریخته شود.
1- محمد بن مسلم گوید: امام (باقر یا صادق علیهما السلام) فرمود: هرکس در خاکی که از آن آفریده شده، دفن می گردد.
2- حارث بن مغیره گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هرگاه نطفه در رحم قرار می گیرد خدای متعال فرشته ای را می فرستد تا از خاکی که در آن دفن می شود برگیرد و با آن بیامیزد از این رو همواره دل او به سوی آن میل دارد و مشتاق آن است تا این که در آن دفن شود.
ص: 462
(70)
بَابُ التَّعْزِيَةِ وَ مَا يَجِبُ عَلَى صَاحِبِ الْمُصِيبَةِ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لَيْسَ التَّعْزِيَةُ إِلَّا عِنْدَ الْقَبْرِ، ثُمَّ يَنْصَرِفُونَ لَا يَحْدُثُ فِي الْمَيِّتِ حَدَتْ فَيَسْمَعُونَ الصَّوْتَ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
التَّعْزِيَةُ لِأَهْلِ الْمُصِيبَةِ بَعْدَ مَا يُدْفَنُ.
3- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: -
1- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
سوگواری فقط باید در کنار قبر باشد، سپس تشییع کنندگان باید باز گردند که اگر برای میت حادثه ای (از عذاب و فشار قبر) رخ دهد، آن ها صدای او نشنوند.
2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: سوگواری صاحبان عزا باید پس از دفن میت باشد.
3- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -
ص: 463
لَيْسَ التَّعْزِيَةُ إِلَّا عِنْدَ الْقَبْرِ، ثُمَّ يَنْصَرِفُونَ لَا يَحْدُثُ فِي الْمَيِّتِ حَدَتْ فَيَسْمَعُونَ الصَّوْتَ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
التَّعْزِيَةُ الْوَاحِبَةُ بَعْدَ الدَّفْنِ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ:
لَمَّا مَاتَ إِسْمَاعِيلُ بْن أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَتَقَدَّمَ السَّرِيرَ بِلَا حِذَاءِ وَ لا رِدَاء.
سوگواری فقط باید در کنار قبر باشد، سپس تشییع کنندگان باید باز گردند که اگر برای میت حادثه ای (از عذاب و فشار قبر) رخ دهد آن ها صدای او را نشنوند.
4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: سوگواری پس از دفن میت واجب است.
5- حسین بن عثمان گوید: هنگامی که اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام وفات یافت، آن حضرت بدون کفش و ردا از خانه بیرون آمد و پیشاپیش تابوت روان گشت.
ص: 464
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: يَنْبَغِي لِصَاحِبِ الْمُصِيبَةِ أَنْ يَضَعَ رِدَاءَهُ حَتَّى يَعْلَمَ النَّاسُ أَنَّهُ صَاحِبُ الْمُصِيبَة.
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رِفَاعَةَ النَّخَاسِ عَنْ رَجُل عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
عَزَّى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام رَجُلاً بِابْنِ لَهُ فَقَالَ: اللَّهُ خَيْرٌ لِابْنِكَ مِنْكَ وَ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لكَ مِن ابْنك.
فَلَمَّا بَلَغَهُ جَزَعُهُ بَعْدُ عَادَ إِلَيْهِ.
فَقَالَ لَهُ: قَدْ مَاتَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَمَا لَكَ بِهِ أَسْوَةٌ؟
فَقالَ: إِنَّهُ كَانَ مُرَهَقاً.
فَقالَ: إِنَّ أَمَامَهُ ثَلَاثَ خِصَالٍ: شَهَادَةَ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَ شَفَاعَةَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَلَنْ تَقُوتَهُ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ إِن شَاءَ الله.
6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
شایسته است که صاحب عزا ردای خویش کنار گذارد تا مردم بدانند که او صاحب عزا است.
7- راوی گوید: امام صادق علیه السلام به مردی که فرزندش را از دست داده بود تسلیت داد و به او فرمود:
خداوند برای فرزندت از تو بهتر است و ثواب خداوند برای تو بهتر از فرزندت می باشد.
چون خبر بی تابی آن مرد به حضرتش رسید به سوی او بازگشت و به او فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم هم از دنیا رفت چگونه تو از آن حضرت پیروی نمی کنی؟
آن مرد گفت: فرزندم گناهکار بود.
امام فرمود: پیش روی او سه ویژگی است (که به آن ها امیدی هست) گواهی دادن او به «لا اله الا الله» رحمت خدا و شفاعت رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پس او از هیچ یک از آن ها - ان شاءالله - محروم نخواهد شد.
ص: 465
8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
يَنْبَغِي لِصَاحِبِ الْمُصِيبَةِ أَنْ لا يَلْبَسَ رِدَاءً، وَأَنْ يَكُونَ فِي قَمِيصٍ حَتَّى يُعْرَفَ.
9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم قَالَ:
رَأَيْتُ مُوسَى علیه السلام يُعَزي قَبْلَ الدَّفْنِ وَ بَعْدَهُ.
10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مِهْرَانَ قَالَ: كَتَبَ أَبُو جَعْفَرٍ الثَّانِي علیه السلام إِلَى رَجُلٍ:
ذَكَرْتَ مُصِيبَتَكَ بِعَلِي ابْنِكَ وَ ذَكَرْتَ أَنَّهُ كَانَ أَحَبَّ وُلْدِكَ إِلَيْكَ وَ كَذَلِكَ اللَّهُ إِنَّمَا يَأْخُذُ مِنَ الْوَالِدِ وَ غَيْرِهِ أَزْكَى مَا عِنْدَ أَهْلِهِ لِيُعْظِمَ بِهِ أَجْرَ الْمُصَابِ بِالْمُصِيبَةِ، فَأَعْظَمَ اللهُ أَجْرَكَ وَ أَحْسَنَ عَزَاكَ وَ رَبَطَ عَلَى قَلْبِكَ إِنَّهُ قَدِيرٌ، وَ عَجَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ بِالْخَلَفِ، وَأَرْجُو أَن يَكُونَ اللهُ قَدْ فَعَلَ إِن شَاءَ اللهُ تَعَالَى.
8- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
شایسته است که صاحب عزا ردا بر تن نپوشد و با پیراهن باشد تا شناخته شود.
9- هشام بن حکم گوید: امام کاظم علیه السلام را دیدم که پیش از دفن و پس از آن سوگواری می نمود.
10- ابن مهران گوید: امام جواد علیه السلام در پاسخ نامه مردی که فرزند خود را از دست داده بود نوشت:
از مصیبت فرزندت، علی که یادآور شده بودی او از محبوب ترین فرزندانت بود آگاه شدم. خدای را (حکمت) چنین است که از پدر و دیگران پاکیزه ترین افراد را می ستاند تا پاداش مصیبت دیده را بزرگ فرماید. خداوند اجر تو را بسیار صبر تو را نیکو و دل تو را قوی گرداند؛ زیرا که او تواناست و خداوند هرچه زودتر برای تو جانشینی برگزیند و امیدوارم که ان شاء الله تعالی برای تو چنین کند.
ص: 466
(71)
بَابٌ ثَوَابٍ مَنْ عَزَّى حَزِيناً.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
مَنْ عَزَّى حَزِينَاً كُسِيَ فِي الْمَوْقِفِ حُلَّةً يُحَبَّرُ بِهَا.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ وَهْبٍ عَنْ أَبي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
مَنْ عَزَّى مُصاباً كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنتَقِصَ مِنْ أَجْرِ الْمُصَابِ شَيْئاً.
1- امام صادق علیه السلام از پدرانش روایت کرده که رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:
هرکس شخص عزاداری را دلداری دهد، در روز قیامت لباسی بر او بپوشانند که به آن خوشحال گردد.
2- امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکس مصیبت دیده ای را دلداری دهد برای او پاداشی چون پاداش اوست بدون این که از پاداش مصیبت دیده کم شود.
ص: 467
(72)
بَابُ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ وَ فِي بَطْنِهَا صَبِيٌّ يَتَحَرَّكُ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي الْمَرْأَةِ تَمُوتُ وَيَتَحَرَّكَ الْوَلَدُ فِي بَطْنِهَا أَ يُشَقُّ بَطْنُهَا وَيُخْرَجُ الْوَلَدُ؟
قَالَ: فَقَالَ: نَعَمْ، وَ يُخَاطُ بَطْنُهَا.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ وَهْبِ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:
إذَا مَاتَتِ الْمَرْأَةُ وَ فِي بَطْنِها وَلَدٌ يَتحرك فَيُتَخَوفُ عَلَيْهِ فَشق بطنها وأُخْرج الْوَلَدُ.
وَ قَالَ فِي الْمَرْأَةِ يَمُوتُ وَلَدُهَا فِي بَطْنِهَا فَيُتَخَوْفٌ عَلَيْهَا.
قَالَ: لا بَأْسَ أَنْ يُدْخِلَ الرَّجُلُ يَدَهُ فَيُقَطَّعَهُ وَ يُخْرِجَهُ إِذَا لَمْ تَرْفُقُ بِهِ النِّسَاءُ.
1- على بن حمزه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم زنی که می میرد و کودکش در رحم او زنده است آیا باید شکم او را شکافته و فرزندش را بیرون آورند؟
فرمود: آری.
2- ابن وهب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
هرگاه زنی بمیرد و در رحم او کودک زنده ای باشد باید شکمش را شکافته کودک را بیرون آورند.
حضرتش درباره زنی که جنین در شکمش مرده و زندگی او را به خطر انداخته فرمود ایرادی ندارد که (با نبود زن ماهر) مرد دست خود را داخل نموده و جنین را پاره پاره کند و آن را بیرون آورد.
ص: 468
(73)
بَابُ غُسْلِ الْأَطْفَالِ وَ الصِّبْيَانِ وَ الصَّلَاةِ عَلَيْهِمْ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
السَّقْطُ إذَا تَمَّ لَهُ أَرْبَعَةُ أَشْهُر غُسل.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الصَّلَاةِ عَلَى الصَّبِيِّ مَتَى يُصَلَّى عَلَيْهِ؟
قَالَ: إِذَا عَقَلَ الصَّلَاةَ.
قُلْتُ: مَتَى تَجِبُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ؟
فَقالَ: إِذَا كَانَ ابْنَ سِتٌ سِنِينَ، وَ الصِّيَامُ إِذَا أَطَاقَهُ.
1- زراره :گوید امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه جنین سقط شده چهار ماهه باشد، باید غسل داده شود.
2- حلبی و زراره گویند: از امام صادق علیه السلام پرسیده شد چه وقت باید بر طفل نماز میت خواند؟
فرمود: هرگاه که نماز را درک کند.
گفتم: چه زمانی نماز بر او واجب می شود ؟
فرمود: هنگامی که به سن شش سالگی برسد و روزه هنگامی بر او لازم می شود که توان گرفتن آن را داشته باشد.
ص: 469
3- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْن أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: رَأَيْتُ ابْناً لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي حَيَاةِ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام يُقَالُ لَهُ: عَبْدُاللهِ فَطِيمٌ قَدْ دَرَجَ، فَقُلْتُ لَهُ:
يَا غُلَامُ مَنْ ذَا الَّذِي إِلَى جَنْبِكَ لِمَوْلًى لَهُمْ؟
فَقَالَ: هَذَا مَوْلَايَ.
فَقالَ لَهُ الْمَوْلَى يُمَازِحُهُ: لَسْتُ لَكَ بِمَوْلًى.
فَقَالَ: ذَلِكَ شَرِّ لَكَ، فَطَعَنَ فِي جِنَازَةِ الْغُلَامِ، فَمَاتَ فَأُخْرِجَ فِي سَفَطٍ إِلَى الْبَقيع، فَخَرَجَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَ عَلَيْهِ جُبَّةٌ خَرِّ صَفْرَاءُ وَ عِمَامَةٌ خَرٌ صَفْرَاءُ وَ مِطْرَفُ خَرٌ أَصْفَرُ فَانْطَلَقَ يَمْشِي إِلَى الْبَقِيعِ وَ هُوَ مُعْتَمِدٌ عَلَيَّ وَ النَّاسُ يُعَزُونَهُ عَلَى ابْنِ اِبنِه.
فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى الْبَقِيعِ تَقَدَّمَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام فَصَلَّى عَلَيْهِ وَ كَبَّرَ عَلَيْهِ أَرْبَعاً، ثُمَّ أَمَرَ بِهِ فَدُفِنَ.
3- زراره گوید: در زمان امام باقر علیه السلام بود که از امام صادق علیه السلام پسری دیدم که به او عبدالله می گفتند تازه از شیر گرفته شده و به راه افتاده بود اشاره به غلام حضرت کردم و به او گفتم: ای پسر! این که در کنار توست کیست؟
در پاسخ گفت: این غلام من است. غلام - درحالی که با او مزاح می کرد - به او گفت من غلام تو نیستم.
کودک گفت: انکار بندگی ما برای تو بدتر است.
غلام ضربه ای به آن کودک زد و او به زمین خورد و جان سپرد. او را در سبدی گذاشته به بقیع آوردند. امام باقر علیه السلام بیرون آمد درحالی که لباده خز زردی بر تن داشت، عمامه زرد رنگی بر سر نهاده و بالا پوش زرد رنگ پوشیده بود حضرتش با پای پیاده روانه بقیع شد و بر من تکیه داده بود و مردم در مرگ فرزندش به او تسلیت می گفتند.
هنگامی که جنازه کودک را به بقیع رساندند امام باقرعلیه السلام پیش آمد و بر او نماز خواند و چهار تکبیر گفت سپس امر فرمود که او را دفن کنند.
ص: 470
ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِي فَتَنحى بي، ثُمَّ قَالَ: إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ يُصَلِّى عَلَى الْأَطْفَالِ، إِنَّمَا كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَأْمُرُ بِهِمْ فَيُدْفَنُونَ مِنْ وَرَاءُ وَلا يُصَلِّي عَلَيْهِمْ، وَإِنَّمَا صَلَّيْتُ عَلَيْهِ مِنْ أَجْلِ أَهْلِ الْمَدِينَةِ كَرَاهِيَةَ أَن يَقُولُوا: لا يُصَلُّونَ عَلَى أَطْفَالِهِمْ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: مَاتَ ابْنُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَأُخْبِرَ بِمَوْتِهِ، فَأَمَرَ بِهِ فَغُسَّلَ وَ كُفْنَ وَ مَشَى مَعَهُ وَ صَلَّى عَلَيْهِ وَ طُرِحَتْ خُمْرَةٌ، فَقَامَ عَلَيْهَا ثُمَّ قَامَ عَلَى قَبْرِهِ حَتَّى فَرَغَ مِنْهُ.
ثُمَّ انْصَرَفَ وَ انْصَرَفْتُ مَعَهُ حَتَّى إِنِّي لَأَمْشِي مَعَهُ. فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ يُصَلَّى عَلَى مِثْلِ هَذَا، وَكَانَ ابْنَ ثَلَاثِ سِنِينَ، كَانَ عَلِيٌّ علیه السلام يَأْمُرُ بِهِ فَيُدْفَنُ وَلَا يُصَلَّى عَلَيْهِ، وَ لَكِنَّ النَّاسَ صَنَعُوا شَيْئًا، فَنَحْنُ نَصْنَعُ مِثْلَهُ.
آن گاه دست مرا گرفته، به گوشه ای رفت و فرمود: بر اطفال نماز گزارده نمی شود، همانا امیر مؤمنان على صلوات الله علیه چنین بود که امر می نمود اطفال را پس از مردن دفن کنند و بر آنان نماز نمی گزارد و من به خاطر اهل مدینه نماز گزاردم چون خوش ندارم که بگویند: (شیعیان) بر اطفال خود نماز نمی گزارند.
4- زراره گوید: پسری از امام باقر علیه السلام وفات یافت آن حضرت را از مرگش آگاه ساختند. حضرت امر فرمود که غسلش دهند کفن کنند و با جنازه به راه افتاد بر او نماز خواند حصیر کوچکی پهن کردند و بر روی آن ایستاد و نماز خواند و بر کنار قبر ایستاد تا این که از کار دفن او فارغ شدند.
سپس حضرتش بازگشت من نیز با آن حضرت بازگشتم درحالی که با او راه می رفتم فرمود: برای هم چو اطفالی که سه سال داشته باشند نماز خوانده نمی شود و علی علیه السلام امر می فرمود که او را دفن نمایند و بر او نماز نمی خواند ولی مردم (سنی ها) کاری را انجام دادند که ما هم (به خاطر تقیه) آن را انجام می دهیم.
ص: 471
قَالَ: قُلْتُ: فَمَتَى تَجِبُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ؟
فَقالَ: إِذَا عَقَلَ الصَّلَاةَ، وَكَانَ ابْنَ سِتٌ سِنِينَ.
قَالَ: قُلْتُ: فَمَا تَقُولُ فِي الْوِلْدَانِ؟
فَقالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنْهُمْ. فَقَالَ: اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا عَامِلِينَ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ السُّقْطِ إِذَا اسْتَوَى خَلْقُهُ يَجِبُ عَلَيْهِ الْغُسْلُ وَ اللَّحْدُ وَ الْكَفَنُ.
فَقَالَ: كُلُّ ذَلِكَ يَجِبُ عَلَيْهِ.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍعلیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ السَّقْطِ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِ؟
فَكَتَبَ علیه السلام إِلَيَّ: أَنَّ السَّقْطَ يُدْفَنُ بِدَمِهِ فِي مَوْضِعِهِ.
عرض کردم: پس کی بر کودک نماز واجب می شود؟
فرمود: هرگاه نماز را درک کند و شش ساله شود.
عرض کردم: پس در مورد کودکانی که پیش از تکلیف می میرند (چه باید کرد؟).
فرمود: در مورد آنان از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم سؤال شد. فرمود: خداوند به کارهای آن ها آگاه تر است.
5- سماعه گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم نظر شما دربارۀ طفل سقط شده که خلقتش کامل شده چیست؟ آیا غسل، لحد و تکفین برای او واجب است؟
فرمود: همۀ این ها برای او واجب است.
6- محمد بن فضیل گوید: طی نامه ای به امام باقر علیه السلام نوشتم و از حضرتش درباره کودک سقط شده پرسیدم که وظیفه چیست؟
آن حضرت نوشت کودک سقط شده با همان خونش دفن می شود.
ص: 472
7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام يَقُولُ:
إِنَّهُ لَمَّا قُبِضَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم جَرَتْ فِيهِ ثَلَاثُ سُنَنٍ، أَمَّا وَاحِدَةٌ، فَإِنَّهُ لَمَّا مَاتَ انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ.
فَقالَ النَّاسُ: انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ لِفَقْدِ ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.
فَصَعِدَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم الْمِنْبَرَ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ ، ثُمَّ قَالَ:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ يَجْرِيَانِ بِأَمْرِهِ مُطِيعَانِ لَهُ لا يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَ لا لِحَيَاتِهِ، فَإِنِ انْكَسَفَتَا أَوْ وَاحِدَةٌ مِنْهُمَا فَصَلُّوا.
ثُمَّ نَزَلَ عَنِ الْمِنْبَرِ، فَصَلَّى بِالنَّاسِ صَلَاةَ الْكُسُوفِ، فَلَمَّا سَلَّمَ قَالَ: يَا عَلِيُّ! قُمْ فَجَهْزِ ابْنِي.
فَقَامَ عَلِيٌّ علیه السلام: فَغَسَّلَ إِبْرَاهِيمَ وَ حَنَّطَهُ وَ كَفَّنَهُ ثُمَّ خَرَجَ بِهِ وَ مَضَى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم حَتَّى انْتَهَى بِهِ إِلَى قَبْرِهِ.
7- علی بن عبدالله گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هنگامی که ابراهیم فرزند رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وفات یافت سه سنت در او جاری شد.
نخست آن که وقتی او وفات یافت آفتاب گرفت مردم گفتند: آفتاب برای وفات فرزند رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم گرفته است!
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بالای منبر رفت و خدا را حمد و ثنا گفت، سپس فرمود:
ای مردم! خورشید و ماه دو نشانه از نشانه های خدا هستند که به فرمان او در رفت و آمدند و فرمان بردارند که به مرگ و زندگی کسی گرفته نمی شوند و هرگاه هردو یا یکی از آن ها گرفته شود، نماز (آیات) بخوانید.
سپس از منبر فرود آمد و با مردم نماز کسوف خواند و چون سلام داد، فرمود: ای علی! برخیز و مقدمات دفن فرزندم را آماده ساز.
علی علیه السلام برخاست و ابراهیم را غسل داد، حنوط کرد و کفن نمود و او را بیرون آورد و رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نیز با او روان شد تا به قبر او رسیدند.
ص: 473
فَقالَ النَّاسُ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم نَسِيَ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ لِمَا دَخَلَهُ مِنَ الْجَزَعَ عَلَيْهِ.
فَانْتَصَبَ قَائِماً ثُمَّ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ! أَتَانِي جَبْرَئِيلُ علیه السلام بِمَا قُلْتُمْ، زَعَمْتُمْ أَنِّي نَسِيتُ أَنْ أُصَلِّيَ عَلَى ابْنِي لِمَا دَخَلَنِي مِنَ الْجَزَع أَلَا وَإِنَّهُ لَيْسَ كَمَا ظَنَنْتُمْ، وَ لَكِنَّ اللَّطِيفَ الْخَبِيرَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ، َو جَعَلَ لِمَوْتَاكُمْ مِنْ كُلِّ صَلَاةٍ تكبيرَةً، وَ أَمَرَنِي أَن لا أُصَلَّى إلَّا عَلَى مَنْ صَلَّى.
ثُمَّ قَالَ: يَا عَلِيُّ انْزِلْ فَأَلْحِدِ ابْنِي.
فَنَزَلَ فَأَلْحَدَ إِبْرَاهِيمَ فِي لَحْدِهِ.
فَقَالَ النَّاسُ إِنَّهُ لا يَنبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَنْزِلَ فِي قَبْرِ وَلَدِهِ إِذْ لَمْ يَفْعَلْ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم.
فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَيْسَ عَلَيْكُمْ بِحَرَامٍ أَنْ تَنْزِلُوا فِي قبور أولادِكُمْ، وَ لَكِنِّى لَسْتُ آمَنُ إذَا حَلَّ أَحَدُكُمُ الْكَفَنَ عَن ولده أن يلعب به الشَّيْطَانُ فَيَدْخُلَهُ عِنْدَ ذَلِكَ مِنَ الْجَزَعِ مَا يُحْبِطُ أَجْرَهُ. ثُمَّ انْصَرَفَ صلى الله عليه واله وسلم.
مردم گفتند: به راستی که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم از بی تابی بر ابراهیم فراموش کرد که بر او نماز گزارد.
پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم سر پا ایستاد سپس فرمود: ای مردم! اینک جبرئیل به جهت آن چه گفتید نزد من آمد، گمان کردید که از بی تابی بر فرزندم فراموش کرده ام که بر او نماز گزارم؟! هان! این طور نیست که شما گمان کرده اید، بلکه خداوند مهربان و آگاه، پنج نماز بر شما واجب کرده است و برای مردگان شما از هر نماز یک تکبیر قرار داده و به من فرمان داده است که نماز میت نخوانم مگر بر کسی که نماز می خوانده است.
سپس فرمود: ای علی! در قبر برو و فرزندم را در لحد بگذار.
على علیه السلام وارد قبر شد و ابراهیم را در لحدش گذارد.
مردم گفتند: شایسته نیست که کسی وارد قبر فرزندش شود؛ زیرا که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم چنین کاری نکرد.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به آنان فرمود: ای مردم! برای شما حرام نیست که وارد قبر فرزندان خود شوید، ولی بعید نیست که وقتی یکی از شما وارد قبر شود بند کفن فرزندش را بگشاید، شیطان با او بازی کند و او را به بی تابی و زاری وادارد که اجر او را باطل کند.
سپس رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بازگشت.
ص: 474
8- عَلِيٌّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ شِيرَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمانَ عَنْ حُسَيْنِ الْحَرْشُوشِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: إِنَّ النَّاسَ يُكَلِّمُونَا وَ يَرُدُّونَ عَلَيْنَا قَوْلَنَا: إِنَّهُ لا يُصَلَّى عَلى الطِّفْلِ لأَنَّهُ لَمْ يُصَلُّ فَيَقُولُونَ: لَا يُصَلَّى إِلَّا عَلَى مَنْ صَلَّى.
فَنَقُولُ: نَعَمْ.
فَيَقُولُونَ: أَ رَأَيْتُمْ لَوْ أَنَّ رَجُلاً نَصْرَانِيَا أَوْ يَهُودِيًا أَسْلَمَ ثُمَّ مَاتَ مِنْ سَاعَتِهِ فَمَا الْجَوَابُ فِيهِ؟
فَقالَ: قُولُوا لَهُمْ: أَ رَأَيْتَ لَوْ أَنَّ هَذَا الَّذِي أَسْلَمَ السَّاعَةَ ثُمَّ افْتَرَى عَلَى إِنْسَانٍ مَا كَانَ يَجِبُ عَلَيْهِ فِي فِرْيَتِهِ، فَإِنَّهُمْ سَيَقُولُونَ يَجِبُ عَلَيْهِ الْحَدُّ، فَإِذَا قَالُوا هَذَا قِيلَ لَهُمْ: فَلَوْ أَنَّ هَذَا الصَّبِيَّ الَّذِي لَمْ يُصَلُّ افْتَرَى عَلَى إِنْسَانٍ هَلْ كَانَ يَجِبُ عَلَيْهِ الْحَدُّ، فَإِنَّهُمْ سَيَقُولُونَ: فَيُقَالُ لَهُمْ: صَدَقْتُمْ، إِنَّمَا يَجِبُ أَنْ يُصَلَّى عَلَى مَنْ وَجَبَ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ الْحُدُودُ، وَلا يُصَلَّى عَلَى مَنْ لَمْ تَجِبْ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ لَا الْحُدُودُ.
8- هشام بن سالم گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: مردم در مورد ما سخن می گویند و ایراد می گیرند که می گوییم بر طفلی که نماز نمی خواند نباید نماز میت خواند. و می گویند: فقط بر کسی که نماز می خوانده، باید نماز خواند؟
در پاسخ می گوییم: آری.
می گویند: پس اگر مردی نصرانی یا یهودی مسلمان شود و همان ساعت بمیرد، چه؟
امام فرمود: به آن ها بگویید آیا کسی که در این ساعت مسلمان شده، اگر پس از آن بر انسانی افترا گوید، در این افترا گفتن چه چیزی بر او واجب می شود؟ خواهند گفت: حدّ واجب می شود پس اگر این را گفتند به ایشان بگویید اگر این طفلی که نماز نمی خواند، بر انسانی افترا گوید، آیا حد بر او واجب می شود؟ خواهند گفت: نه.
به ایشان بگویید: راست گفتید، بنابراین نماز میت بر کسی واجب می شود که نماز و حدود بر او واجب شده باشد و کسی که نماز و حدود بر او واجب نیست نباید بر او نماز خواند.
ص: 475
(74)
بَابُ الْغَرِيقِ وَ الْمَصْعُوقِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام فِي الْمَصْعُوقِ وَالْغَرِيقِ.
قَالَ: يُنْتَظَرُ بِهِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا أَنْ يَتَغَيَّرَ قَبْلَ ذَلِكَ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْغَرِيقِ أَ يُغَسَّلُ؟
قالَ: نَعَمْ وَ يُسْتَبْرَأ.
قُلْتُ: وَكَيْفَ يُسْتَبْرَا؟
قَالَ: يُتْرَكُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ قَبْلَ أَنْ يُدْفَنَ وَكَذَلِكَ أَيْضاً صَاحِبُ الصَّاعِقَةِ، فَإِنَّهُ رُبَّمَا ظَنُّوا أَنَّهُ مَاتَ وَ لَمْ يَمُثُ.
1- هشام بن حکم گوید: امام علیه السلام دربارۀ کسی که مورد هدف صاعقه قرار گرفته و فردی که غرق شده فرمود:
باید تا سه روز بر ایشان (جهت دفن کردن) انتظار کشید (تا از مرگ آنان اطمینان حاصل شود) مگر آن که پیش از آن (از جهت بو و رنگ پوست) دچار تغییرات شوند (که به مرگ آن ها بتوان اطمینان یافت).
2- اسحاق بن عمار گوید: از امام علیه السلام دربارۀ غریق پرسیدم که آیا باید غسلش داد؟
فرمود: آری و استبرا نیز لازم است.
گفتم: چگونه استبرا می شود؟
فرمود: سه روز پیش از دفن واگذاشته می شود (تا از مرگ او اطمینان حاصل شود) و هم چنین است کسی که دچار صاعقه شده باشد چون بسا هست که گمان می کنند مرده است؛ درحالی که نمرده است.
ص: 476
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: كَانَ أُمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَقُولُ: الْغَرِيقُ يُغَسَّلُ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْغَرِيقُ يُحْبَسُ حَتَّى يَتَغَيَّرَ وَ يُعْلَمَ أَنَّهُ قَدْ مَاتَ ثُم يُغسل، و يُكَفِّنُ.
قَالَ: وَ سُئِلَ عَنِ الْمَصْعُوقِ.
فَقالَ: إِذَا صُعِقَ حُبِسَ يَوْمَيْنِ، ثُمَّ يُغَسَّلُ وَ يُكَفَّنُ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ أَخِي شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
خَمْسٌ يُنتَظَرُ بِهِمْ إِلَّا أَن يَتَغَيَّرُوا الْغَرِيقُ والمَصْعُوقُ وَالْمَبْطُونُ وَالْمَهْدُوم و الْمُدَحْنُ.
3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
امیر مؤمنان علیه السلام همواره می فرمود: غریق را باید غسل داد.
4 - عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
غریق باید نگاه داشته شود تا این که تغییر کند و دانسته شود که مرده است، سپس غسل داده و کفن شود.
راوی گوید: از حضرتش در مورد صاعقه زده سؤال شد.
فرمود: هرگاه صاعقه بر کسی اصابت کرد، باید دو روز نگاه داشته شود، سپس غسلش دهند و کفن کنند.
5- اسماعیل بن عبد الخالق گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
پنج فردند که باید بر آنان انتظار کشید (آن گاه دفن کرد) مگر این که دچار تغییرات شوند غریق، صاعقه زده شده، اسهال گرفته، زیر آوار مانده و گاز گرفته شده.
ص: 477
6- أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: أَصَابَ النَّاسَ بِمَكَّةَ سَنَةً مِنَ السِّنِينَ صَوَاعِقُ كَثِيرَةٌ، مَاتَ مِنْ ذَلِكَ خَلْقٌ كَثِيرٌ. فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السلام فَقَالَ مُبْتَدِنَا مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ: يَنْبَغِي لِلْغَرِيقِ وَ الْمَصْعُوقِ أَن يُتَرَبَّص بهِ ثَلاثاً لا يُدْفَنُ إِلَّا أَن تَجِيءَ مِنْهُ رِيحٌ تَدلُّ عَلَى مَوْتِهِ.
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! كَأَنَّكَ تُخْبِرُنِي أَنَّهُ قَدْ دُفِنَ نَاسٌ كَثِيرٌ أَحْيَاءً.
فَقالَ: نَعَمْ يَا عَلَى قَدْ دُفِنَ نَاسٌ كَثِيرٌ أَحْيَاء مَا مَاتُوا إِلَّا فِي قُبُورِهِمْ.
(75)
بَابُ الْقَتْلَى.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الَّذِي يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَ يُغَسَّلُ وَ يُكَفَّنُ وَ يُحَنَّطُ؟
6- علی بن ابو حمزه گوید در یکی از سال ها در مکه صاعقه بسیاری فرود آمد که بر اثر آن عده زیادی از مردم جان باختند.
خدمت امام کاظم علیه السلام شرف یاب شدم بدون این که پرسشی کنم، فرمود: شایسته است که برای غریق و صاعقه زده شده سه روز انتظار بکشند و آن ها را دفن نکنند مگر آن که از آن ها بویی به مشام برسد که نشانه مرگ باشد.
گفتم: قربانت گردم! گویا به من خبر می دهید که عده بسیاری از مردم زنده دفن شده اند.
فرمود: آری ای علی! بسیاری از مردم که هنوز نمرده بودند دفن شده اند و آن ها در قبرهایشان مرده اند.
1- ابان بن تغلب گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ کسی که در راه خدا کشته شده پرسیدم که آیا باید غسل داده شود و کفن و حنوط گردد؟
ص: 478
قَالَ: يُدْفَنُ كَمَا هُوَ فِي ثِيَابِهِ إِلَّا أَن يَكُونَ بِهِ رَمَقٌ ثُمَّ مَاتَ، فَإِنَّهُ يُغَسْلُ وَ يُكَفِّنُ وَ يُحَنَّطُ وَ يُصَلَّى عَلَيْهِ، إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى الله علیه واله وسلم صَلَّى عَلَى حَمْزَةَ وَ كَفَّنَهُ، لِأَنَّهُ كَانَ قَدْ جُرَّد.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: كَيْفَ رَأَيْتَ الشَّهِيدُ يُدْفَنُ بِدِمَائِهِ؟
قالَ: نَعَمْ فِي ثِيَابِهِ بِدِمَائِهِ، وَ لا يُحَنَّطُ وَ لا يُغَسَّلُ وَ يُدْفَنُ كَمَا هُوَ.
ثُمَّ قَالَ: دَفَنَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَمَّهُ حَمْزَةَ علیه السلام فِي ثِيَابِهِ بِدِمَائِهِ الَّتِي أُصِيبَ فِيهَا، وَ رَدَّاهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم بِرِدَاءِ فَقَصْرَ عَنْ رِجْلَيْهِ، فَدَعَا لَهُ بِإِذْخِرٍ، فَطَرَحَهُ عَلَيْهِ، وَ صَلَّى عَلَيْهِ سَبْعِينَ صَلَاةٌ وَ كَبَّرَ عَلَيْهِ سَبْعِينَ تَكْبِيرَةً.
3- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
فرمود: به همان صورت که در لباسش است دفن شود مگر آن که رمقی در بدن او بماند سپس بمیرد که در این صورت باید غسل داده شده و کفن و حنوط گردد و بر او نماز خوانده شود رسول خدا صَلَّى الله علیه واله وسلم بر حمزه نماز خواند و او را کفن کرد، چرا که او را برهنه نموده بودند.
2- زراره گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم: نظر شما چیست آیا شهید باید خون آلود دفن شود؟
فرمود: آری، با همان لباس های خون آلودش حنوط کرده و غسل داده و همان طور که هست دفن می شود.
سپس فرمود: رسول خدا صَلَّى الله علیه واله وسلم عموی خود حمزه را در لباس خود که آغشته به خونش بود دفن نمود. ردایی که حضرتش بر او پوشانید از پاهایش کوتاه تر بود از این رو گیاه اذخر خواست و بدن او را پوشانید و بر او هفتاد نماز خواند و بر وی هفتاد تکبیر گفت.
3- ابو مریم گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: -
ص: 479
الشَّهِيدُ إِذَا كَانَ بِهِ رَمَقٌ غُسَلَ وَكُفْنَ وَحُنْطَ وَ صُلِّيَ عَلَيْهِ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ بِهِ رَمَقٌ دُفِنَ فِي أَلْوَابِهِ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْجَوْزَاءِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام.
يُنْزَعُ عَنِ الشَّهِيدِ الْفَرْوُ وَ الْخُفُّ وَ الْقَلَنْسُوةُ وَ الْعِمَامَةُ وَالْمِنْطَقَةُ وَالسَّرَاوِيلُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ أَصَابَهُ دَمٌ، فَإِنْ أَصَابَهُ دَم تُرِكَ، وَ لا يُتْرَكُ عَلَيْهِ شَيْءٌ مَعْقُودٌ إِلَّا حُلَّ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
الَّذِي يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللهِ يُدْفَنُ فِي ثِيَابِهِ وَيُغَسْلُ إِلَّا أَن يُدْرِكَهُ الْمُسْلِمُونَ وَ بِهِ رمَقُ ثُمَّ يَمُوتَ بَعْدُ، فَإِنَّهُ يُغَسَّلُ وَيُكَفِّنُ و يُحَنَّطُ، إنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم كَفَّنَ حَمْزَةَ علیه السلام فِي ثِيَابِهِ، وَ لَمْ يُغَسِّلْهُ، وَ لَكِنَّهُ صَلَّى عَلَيْهِ.
هرگاه شهید رمقی داشته باشد (و بعد به شهادت برسد) غسل داده شده کفن و حنوط می گردد و بر او نماز خوانده می شود و اگر رمقی در او نباشد در لباس خود دفن می شود.
4- عمرو بن خالد گوید: زید بن علی علیه السلام از نیاکان بزرگوارش علیهم السلام نقل می کند که امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه فرمود:
باید از تن شهید پوستین، کفش، کلاه، عمامه، کمربند و زیر جامه را بیرون آورد، مگر آن که آن ها به خون آغشته شوند که در این صورت نیازی به درآوردن آن ها نیست و بایستی هر چیز بسته و گره خورده را بگشایند.
5- ابان بن تغلب گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
جهادگری که در راه خدا کشته می شود، به همان صورت در لباسش دفن می شود و نیاز به غسل ندارد، مگر آن که رمقی داشته باشد و مسلمانان او را دریابند و بعد به شهادت برسد که در این صورت بایستی غسل داده، کفن و حنوط گردد. پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم حمزه علیه السلامرا در لباسش کفن کرد و او را غسل نداد، ولی بر او نماز خواند.
ص: 480
(76)
بَابُ أَكِيلِ السَّبُعِ وَ الطَّيْرِ وَ الْقَتِيلِ يُوجَدُ بَعْضُ جَسَدِهِ وَ الْحَرِيقِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَأْكُلَهُ السَّبُعُ وَ الطَّيْرُ فَتَبْقَى عِظَامُهُ بِغَيْرِ لَحْمٍ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِ؟
قَالَ: يُغَسَّلُ وَ يُكَفِّنُ وَ يُصَلَّى عَلَيْهِ وَ يُدْفَنُ، وَ إِذَا كَانَ الْمَيِّتُ نِصْفَيْنِ صُلِّيَ عَلَى النِّصْفِ الَّذِي فِيهِ الْقَلْبُ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
إِذَا قُتِلَ قَتِيل فَلَمْ يُوجَدْ إِلَّا لَحْمٌ بِلَا عَظْم لَهُ لَمْ يُصَلَّ عَلَيْهِ، وَإِنْ وُجِدَ عَظْمٌ بِلَا لَحْمٍ صُلًّى عَلَيْهِ.
قَالَ: وَ رُويَ أَنَّهُ لا يُصَلَّى عَلَى الرَّأْسِ إِذَا أُفْرَدَ مِنَ الْجَسَدِ.
1- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام درباره مردی که درندان گوشت او را خورده اند و استخوان های او بی گوشت باقی مانده است پرسیدم که با او چه باید کرد؟
فرمود: باید غسل داده و کفن شود و بر او نماز بخوانند و دفنش کنند، و اگر میت دو نیمه شده است بایستی بر آن نیمه ای که در آن قلب است نماز خواند.
2- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
اگر کسی کشته شود و از او چیزی جز گوشت بدون استخوان دیده نشود نباید بر آن نماز خواند، ولی اگر استخوان بدون گوشت یافت شود باید بر آن نماز خواند.
محمد بن مسلم گوید: روایت شده است هرگاه سری از بدن جدا شود بر آن نمازگزارده نمی شود.
ص: 481
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا وُجِدَ الرَّجُلُ قَتِيلاً، فَإن وُجِدَ لَهُ عُضْو نام صلّى عَلَيْهِ وَ دُفِنَ، وَإِنْ لَمْ يُوجَدْ لَهُ عُضْو نام لَمْ يُصَلِّ عَلَيْهِ وَ دُفِنَ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا قُطِعَ مِنَ الرَّجُلِ قِطْعَةٌ فَهُوَ مَيْتَةٌ، وَإِذَا مَسَّهُ الرَّجُلُ فَكُلُّ مَا كَانَ فِيهِ عَظْمٌ فَقَدْ وَجَبَ عَلَى مَنْ مَسَّهُ الْغُسْلُ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ عَظْمٌ فَلَا غُسْلَ عَلَيْهِ.
5- سَهْلٌ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إذا وسط الرَّجُلُ نِصْفَيْن صَلّى عَلَى الَّذِي فِيهِ القَلْبُ.
3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه جسد کشته شده ای یافت شود اگر عضوی کاملی از او یافت شود بر آن نماز خوانده شده و دفن می گردد و اگر عضوی سالم از او یافت نشود، نماز بر او خوانده نمی شود و همان طور دفن می گردد
4- ایوب بن نوح در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه قطعه ای از بدن مردی جدا شود آن قطعه، میته است که اگر مردی آن را مس نماید، هر عضوی که دارای استخوان است بر مس کننده، غسل واجب است و اگر در آن استخوان نباشد، غسل بر او واجب نیست.
5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه مرده ای دو نیمه شده است باید بر آن نیمه ای که قلب در آن است، نماز خواند.
ص: 482
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْجَوْزَاءِ عَنِ الْحُسَيْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِي عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ:
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَحْتَرِقُ بِالنَّارِ، فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَصُبُّوا عَلَيْهِ الْمَاءَ صَباً وَأَنْ يُصَلِّى عَلَيْهِ.
7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الدُّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ أَبِي خَالِدٍ قَالَ:
اغْسِلْ كُلَّ شَيْءٍ مِنَ الْمَوْتَى الْغَرِيقِ، وَ أَكِيلِ السَّبْعِ، وَكُلَّ شَيْءٍ إِلَّا مَا قُتِلَ بَيْنَ الصَّفْيْنِ، فَإِنْ كَانَ بِهِ رَمَقٌ غُسَلَ وَ إِلَّا فَلَا.
6- زيدبن على علیه السلام از نیاکان بزرگوارش علیهم السلام نقل می کند که از امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه درباره مردی که با آتش سوخته است، سؤال شد؟
فرمود: باید بر بدن او آب بریزند (یعنی بر بدنش دست نمالند) آن گاه بر او نماز خوانده شود.
7- ابو خالد گوید: هر مرده ای را غسل بده، خواه غریق باشد و خواه طعمه درنده قرار گیرد و هر مرده ای که در جنگ (مسلمانان و کفار) کشته شود اگر رمقی داشته باشد (و به بیرون معرکه برده شود و جان دهد) باید غسل داده شود و اگر (در همان میدان جنگ کشته شود) غسل داده نمی شود.
ص: 483
(77)
بَابُ مَنْ يَمُوتُ فِي السَّفِينَةِ وَ لا يُقْدَرُ عَلَى الشَّطِّ أَوْ يُصَابُ وَ هُوَ عُرْيَانٌ.
1- أَبُو عَلِيِّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَّانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ الْحُرِّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ مَاتَ فِي سَفِينَةٍ فِي الْبَحْرِ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِ؟
قَالَ: يُوضَعُ فِي خَابِيَةٍ وَ يُوكَى رَأْسُهَا وَيُطْرَحُ فِي الْمَاءِ.
2- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ فِي الرَّجُلِ يَمُوتُ مَعَ الْقَوْمِ فِي الْبَحْرِ. فَقالَ: يُغسل ويُكَفِّنُ و يُصَلَّى عَلَيْهِ، وَيُثْقَلُ ويُرْمَى بهِ فِي الْبَحْرِ.
1- ايوب بن حر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیده شد کسی که در کشتی و در دریا بمیرد با او چکار باید کرد؟
فرمود: باید او را در خمره ای بگذارند و سر خمره را محکم ببندند و در آب بیندازند.
2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام درباره مردی که با گروهی در سفر دریایی از دنیا رفته، فرمود:
او را غسل می دهند کفن می نمایند و برایش نماز می خوانند و چیز سنگینی بر او می بندند و به دریا می اندازند
ص: 484
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ فِي السَّفِينَةِ وَ لَمْ يُقْدَرْ عَلَى الشَّطِّ.
قَالَ: يُكَفَّنُ وَيُحَنَّطُ وَ يُلَفِّ فِي ثَوْبِ وَ يُلْقَى فِي الْمَاءِ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: مَا تَقُولُ فِي قَوْمٍ كَانُوا فِي سَفَرِ فَهُمْ يَمْشُونَ عَلَى سَاحِلِ الْبَحْرِ، فَإِذَا هُمْ بِرَجُلٍ مَيَّتٍ عُرْيَانٍ قَدْ لَفَظَهُ الْبَحْرُ وَ هُمْ عُرَاةٌ لَيْسَ عَلَيْهِمْ إِلَّا إِزَارٌ كَيْفَ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ وَ هُوَ عُرْيَانٌ، وَ لَيْسَ مَعَهُمْ فَضْلُ ثَوْبٍ يُكَفِّنُونَهُ فِيهِ؟
قَالَ: يُحْفَرُ لَهُ وَ يُوضَعُ فِي لَحْدِهِ وَ يُوضَعُ اللَّبِنُ عَلَى عَوْرَتِهِ لِتَسْتُرَ عَوْرَتُهُ بِاللَّينِ، ثُمَّ يُصَلَّى عَلَيْهِ، ثُمَّ يُدْفَنُ.
قَالَ: قُلْتُ: فَلَا يُصَلَّى عَلَيْهِ إِذَا دُفِنَ؟
قَالَ: لا يُصَلَّى عَلَى الْمَيِّتِ بَعْدَ مَا يُدْفَنُ، وَ لَا يُصَلَّى عَلَيْهِ وَ هُوَ عُرْيَانٌ حَتَّى تُوَارَى عَوْرَتُهُ.
3- سهل بن زیاد در روایت مرفوعه ای :گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه مردی در کشتی بمیرد و به ساحل آوردن او ممکن نباشد، باید او را کفن کنند، حنوط نمایند و در پارچه ای پیچیده و به آب اندازند.
4- عمار بن موسی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: چه می فرمایید درباره گروهی که در سفر در ساحل قدم می زنند و ناگاه به مرد مردۀ عریانی بر می خورند که امواج دریا او را به ساحل افکنده است، آن گروه نیز برهنه هستند و جز لنگ لباس دیگری ندارند، چگونه بر او نماز بخوانند درحالی که مرده نیز برهنه است و ایشان لباس اضافی ندارند که او را در آن کفن کنند؟
فرمود: باید گودالی برای او حفر کنند و او را در لحد گذاشته خشتی بر عورتش نهند تا عورتش با خشت پوشیده گردد.
آن گاه بر او نماز بخوانند و بعد دفنش کنند.
گفتم: آیا پس از آن که دفن شد نمی توان بر او نماز خواند؟
فرمود: نه، پس از آن که میت دفن شد نمی توان بر او نماز خواند هم چنین درحالی که برهنه است نمی توان بر او نماز خواند مگر عورت او پوشانیده شود.
ص: 485
(78)
بَابُ الصَّلَاةِ عَلَى الْمَصْلُوبِ وَ الْمَرْجُومِ وَ الْمُقْتَضَ مِنْهُ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَع كِرْدِينِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
الْمَرْجُومُ وَ الْمَرْجُومَةُ يُغَسَّلَانِ وَ يُحَنِّطَانِ وَ يُلْبَسَانِ الْكَفَنَ قَبْلَ ذَلِكَ ثُمَّ يُرْجَمَانِ وَ يُصَلَّى عَلَيْهِمَا، وَ الْمُقْتَصُّ مِنْهُ بِمَنْزِلَةِ ذَلِكَ يُغَسَّلُ وَ يُحَنَّطُ وَ يُلْبَسُ الْكَفَنَ وَ يُصَلَّى عَلَيْهِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي هَاشِمِ الْجَعْفَرِيِّ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُ الرَّضَا لَا عَنِ الْمَصْلُوبِ.
فَقالَ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ جَدِّي علیه السلام صَلَّى عَلَى عَمِّهِ؟
قُلْتُ: أَعْلَمُ ذَاكَ، وَ لَكِنِّي لا أَفْهَمُهُ مُبَيَّناً.
1- مسمع کردین گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
مرد یا زنی که بایستی سنگسار شوند، باید پیش تر غسل کنند و حنوط و کفن نمایند بعد سنگسار شوند، سپس بر آنان نماز خوانده شود و کسی که به قصاص دیگری کشته می شود به همین ترتیب غسل داده می شود حنوط گردیده کفن بر او پوشانیده و بر او نماز می گذارند.
2- ابو هاشم جعفری گوید: از امام رضا علیه السلام درباره شخص دار آویخته شده پرسیدم؟
فرمود: آیا نمی دانی که جدم (امام صادق علیه السلام) بر عموی خود (زید که در کناسه کوفه به دار آویخته شده بود) نماز گزارد؟
گفتم: می دانم ولی به طور واضح از حکم آگاهی ندارم.
ص: 486
قَالَ: أُبَيْتُهُ لَكَ إِن كَانَ وَجْهُ الْمَصْلُوبِ إِلَى الْقِبْلَةِ فَقُمْ عَلَى مَنْكِيهِ الْأَيْمَنِ، وَإِنْ كَانَ قَفَاهُ إِلَى الْقِبْلَةِ، فَقُمْ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْسَرِ فَإِنَّ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ قِبْلَةً، وَإِنْ كَانَ مَنْكِبُهُ الْأَيْسَرُ إِلَى الْقِبْلَةِ، فَهُمْ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ، وَ إِنْ كَانَ مَنْكِبُهُ الْأَيْمَنُ إِلَى الْقِبْلَةِ فَقُمْ عَلَى مَنْكِيهِ الْأَيْسَرِ، وَكَيْفَ كَانَ مُنْحَرِفاً فَلَا تُزَايِلْ مَنَاكِبَهُ، وَ ليَكُنْ وَجْهكَ إِلَى مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِب، ولا تستقبله ولا تستديره البتة.
قَالَ أَبُو هَاشِمٍ: وَ قَدْ فَهِمْتُ إِنْ شَاءَ اللهُ، فَهِمْتُهُ وَ اللَّهِ!
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْيَعْقُوبِي عَنْ مُوسَى بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُيَسِّرٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنِ السَّكُونِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ لَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
لا تُقِرُوا الْمَصْلُوبَ بَعْدَ ثَلَاثَةٍ حَتَّى يُنْزَلَ وَ يُدْفَنَ.
فرمود: آن را برای تو بیان می کنم اگر صورت دار آویخته شده به جانب قبله باشد، در برابر کتف راست او بایست و اگر پشت به قبله باشد، در برابر کتف چپ او بایست زیرا مابین مشرق و مغرب قبله است و اگر کتف چپ او جانب قبله باشد، در برابر کتف راست او بایست و اگر کتف راست او جانب قبله باشد، در برابر کتف چپ او بایست و به هر صورت که منحرف از قبله باشد از کتف های او دور مشو و باید صورت تو میان مشرق و مغرب باشد و نباید رو به روی او و یا پشت به او باشی.
ابو هاشم چون سخنان امام علیه السلام را شنید گفت: ان شاء الله که آن را فهمیدم و به خدا سوگند که آن را فهمیدم.
3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود: به دار آویخته شده را نگذارید بیش تر از سه روز بر دار باشد؛ پایین آورید و دفنش نمایید.
ص: 487
(79)
بَابُ مَا يَجِبُّ عَلَى الْجِيرَانِ لِأَهْلِ الْمُصِيبَةِ وَ اتِّخَاذِ الْمَأْتَمِ.
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي وَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لَمَّا قُتِلَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیهما السلام أَمَرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَاطِمَةَ علیها السلام أَنْ تَتَّخِذَ طَعَاماً لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَ تَأْتِيَهَا وَ نِسَاءَهَا فَتُقِيمَ عِنْدَهَا ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَجَرَتْ بذلك السنة أن يُصْنَعَ لِأَهْلِ الْمُصِيبَةِ طَعَامٌ ثَلاثاً.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قال:
يُصْنَعُ لِأَهْلِ الْمَيِّتِ مَأْتَمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ مِنْ يَوْمَ مَاتَ.
1- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هنگامی که جعفر بن ابی طالب علیهما السلام به شهادت رسید، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به حضرت فاطمه علیها السلام فرمود که تا سه روز برای اسماء بنت عمیس غذا تهیه کند و با زنان نزد او رود و سه روز در آن جا بماند پس از آن این سنّت جریان یافت که تا سه روز به خانواده مصیبت زده اطعام کنند.
2- زراره گوید: امام باقرعلیه السلام فرمود:
برای خانواده عزادار، از روزی که عزادار شده اند تا سه روز مجلس سوگواری برپا شود.
ص: 488
3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
يَنْبَغِي لِجِيرَانِ صَاحِبِ الْمُصِيبَةِ أَنْ يُطْعِمُوا الطَّعَامَ عَنْهُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرِ أَوْ غَيْرِهِ قَالَ:
أَوْصَى أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام بِثَمَانِمِائَةِ دِرْهَم لِمَأْتَمِهِ، وَ كَانَ يَرَى ذَلِكَ مِنَ السُّنَّةِ، لِأَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ: اتَّخِذُوا لَآلِ جَعْفَرٍ طَعَاماً فَقَدْ شُغِلُوا.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ الْكَاهِلِى قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَن علیه السلام: إِنَّ امْرَأَتِي وَ امْرَأَةَ ابْنِ مَارِدٍ تَخْرُجَانِ فِي الْمَأْتَم. فَأَنْهَاهُمَا فَتَقُولُ لِيَ امْرَأَتِي إِنْ كَانَ حَرَاماً فَانْهَنَا عَنْهُ حَتَّى نَتْرُكَهُ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ حَرَامًا فَلِأَيِّ شَيْءٍ تَمْنَعْنَاهُ فَإِذَا مَاتَ لَنَا مَيِّتٌ لَمْ يَجِئْنَا أَحَدٌ.
قَالَ: فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام: عَنِ الْحُقوقِ تَسْأَلُنِي، كَان أَبِي علیه السلام يَبْعَثُ أُمِّي وَ أُمَّ فَرْوَةَ تَقْضِيَانِ حُقُوقَ أَهْلِ الْمَدِينَةِ.
3- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
شایسته است که همسایگان صاحب عزا تا سه روز به خانواده مصیبت زده اطعام نمایند.
4- حریز یا راوی دیگری گوید: امام باقر علیه السلام برای مراسم سوگواری خویش وصیت کرد که هشتصد درهم خرج کنند و این را از سنت می دانست؛ زیرا رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: برای خاندان جعفر طعامی تهیه کنید که ایشان گرفتارند.
5- عبد الله کاهلی گوید: به امام کاظم علیه السلام: گفتم همسرم و همسر (محمد) بن مارد در مجالس سوگواری شرکت می کنند و من ایشان را باز می دارم همسرم به من می گوید: اگر حرام است ما را بازدار تا آن را رها کنیم و اگر حرام نیست چرا ما را منع می کنی؟ چراکه هر گاه کسی از ما بمیرد کسی نزد ما نخواهد آمد؟!
امام کاظم علیه السلام فرمود: پرسشت در مورد حقوق است پدر بزرگوارم همواره مادرم و اُم فروه را (به مجالس سوگواری) می فرستاد تا حقوق اهل مدینه را ادا کنند.
ص: 489
6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: وَ حَدَّثَنَا الْأَصَمُّ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:
مُرُوا أَهَا لِيَكُمْ بِالْقَوْلِ الْحَسَن عِنْدَ مَوْتَاكُمْ، فَإِنَّ فَاطِمَةَ علیها السلام لَمَّا قُبِضَ أَبُوهَا صلی الله علیه واله وسلم أَسْعَدَتْهَا بَنَاتُ هَاشِمٍ فَقَالَتِ اتْرُكْنَ التَّعْدَادَ وَ عَلَيْكُنَّ بِالدُّعَاءِ.
(80)
بَابُ الْمُصِيبَةِ بِالْوَلَدِ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ السَّرَاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
وَلَدٌ يُقَدِّمُهُ الرَّجُلُ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ وَلَداً يُخَلِّفُهُمْ بَعْدَهُ كُلُّهُمْ قَدْ رَكِبُوا الْخَيْلَ وَ جَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللهِ.
6- مفضّل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
به خانواده خود دستور دهید که با گفتار نیکو از مردگان خود یاد کنند؛ زیرا به هنگام رحلت رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم دختران هاشمی برای سوگواری نزد حضرت زهرا علیها السلام آمدند. آن حضرت فرمود: شمردن مفاخر مردگان خود را ترک کنید و بر شما باد دعا کردن.
1- ابو اسماعیل سراج گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
فرزندی که از انسان در زمان حیاتش فوت شود از هفتاد فرزندی که پس از او بمانند همراه سپاه اسلام و در راه خدا جهاد کنند، بهتر است.
ص: 490
2- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
دَخَلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى خَدِيجَةَ حِينَ مَاتَ الْقَاسِمُ ابْنُهَا وَ هِيَ تَبْكِي. فَقَالَ:
لَهَا مَا يُبْكِيكِ؟
فَقَالَتْ: دَرَّتْ دُرَيْرَةٌ فَبَكَيْتُ.
فَقالَ: يَا خَدِيجَةُ! أَ مَا تَرْضَيْنَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أَنْ تَجِيءَ إِلَى بَابِ الْجَنَّةِ وَ هُوَ قَائِمٌ فَيَأْخُذَ بِيَدِكِ فَيُدْخِلَكِ الْجَنَّةَ وَ يُنْزِلَكِ أَفْضَلَهَا؟ وَ ذَلِكِ لِكُلِّ مُؤْمِنٍ، إِنَّ اللَّهَ أَحْكَمْ وَ أَكْرَمُ أَنْ يَسْلُبَ الْمُؤْمِنَ ثَمَرَةَ فَؤَادِهِ ثُمَّ يُعَذِّبَهُ بَعْدَهَا أَبَداً.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مِهْرَانَ قَالَ:
كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السلام يَشْكُو إِلَيْهِ مُصَابَهُ بِوَلَدِهِ وَ شِدَّةَ مَا دَخَلَهُ.
2- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به هنگام وفات فرزندش قاسم نزد خدیجه آمد، او می گریست، به وی فرمود: برای چه گریه می کنی؟
گفت:شیر سینه ام جاری شد و گریان شدم.
فرمود: ای خدیجه! آیا خوشنود نیستی آن گاه که روز قیامت فرا رسید کنار در بهشت بیایی و ببینی قاسم ایستاده است و دست تو را بگیرد و به بهشت راهنمایی کند و تو را در بهترین جای آن - که برای هر مؤمنی است - فرود آورد؟ همانا خدای متعال حکیم تر و کریم تر از آن است که میوه دل مؤمن را بگیرد، سپس او را برای همیشه عذاب کند.
3- ابن مهران گوید: مردی به امام جواد علیه السلام نامه ای نوشت و از مصیبت فرزندش و سختی آن شکایت کرد.
ص: 491
فَكَتَبَ إِلَيْهِ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللهَ يَخْتَارُ مِنْ مَالِ الْمُؤْمِن وَ مِنْ وُلْدِهِ أَنفَسَهُ لِيَأْجُرَهُ عَلَى ذَلِكَ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:
إِذَا قُبِضَ وَلَدُ الْمُؤْمِنِ وَاللهُ أَعْلَمُ بِمَا قَالَ الْعَبْدُ، قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ: قَبَضْتُمْ وَلَدَ فُلَانٍ؟
فَيَقُولُونَ: نَعَمْ رَبَّنَا!
قَالَ: فَيَقُولُ: فَمَا قَالَ عَبْدِي؟
قَالُوا: حَمِدَكَ وَ اسْتَرْجَعَ.
فَيَقُولُ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: أَخَذْتُمْ ثَمَرَةَ قَلْبِهِ وَ قُرَّةَ عَيْنِهِ، فَحَمِدَنِي وَ اسْتَرْجَعَ، ابْنُوا لَهُ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ سَموه بيت الحمد.
حضرتش در پاسخ نوشت آیا نمی دانی که خداوند از مال و فرزند مؤمن، بهترینش را می گیرد تا بدان سبب به او پاداش دهد؟!
4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
هنگامی که فرزند مؤمنی از دنیا می رود، خداوند تعالی اگرچه از همه سخنان بنده آگاه است و نیاز به پرسش ندارد ولی از روی مصالحی از فرشتگان می پرسد آیا جان فرزند فلانی را گرفتید؟
می گویند: آری ای پروردگار ما.
خداوند می فرماید: بنده من چه گفت؟
فرشتگان گویند: حمد تو را به جا آورد و گفت: (إِنَّا لِلَّهِ و إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ).
خداوند متعال می فرماید: شما میوۀ دل و روشنی چشمش را گرفتید و او مرا حمد نمود و آیه استرجاع بر زبان جاری کرد؟ برای او خانه ای در بهشت بسازید و آن را خانه حمد بنامید.
ص: 492
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَانِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:
إِنَّ اللهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً قَبَضَ أَحَبَّ وَلْدِهِ إِلَيْهِ.
6- عَنْهُ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَنْ قَدَّمَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَلَدَيْنِ يَحْتَسِبُهُمَا عِنْدَ اللهِ حَجَبَاهُ مِنَ النَّارِ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى.
7- عَنْهُ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
لَمَّا تُوُفِّيَ طَاهِرُ ابْنُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم خَدِيجَةَ علیها السلام عَنِ الْبُكَاءِ فَقَالَتْ بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ وَ لَكِنْ دَرَتْ عَلَيْهِ الدُّرَيْرَةُ فَبَكَيْتُ.
5- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هرگاه خدای متعال بنده ای را دوست بدارد محبوب ترین فرزندان او را قبض روح نماید.
6- جابر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هر مسلمانی که دو فرزندش را پیش فرستد و آن ها را در نزد خداوند متعال ذخیره خود به حساب آورد آن دو فرزند به اذن خدای تعالی حجاب او از آتش خواهند شد.
7- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هنگامی که طاهر فرزند پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم از دنیا رفت، حضرتش، خدیجه علیها السلام را از گریه باز داشت.
خدیجه علیها السلام گفت: آری، ای پیامبر خدا! ولی شیر سینه ام جاری شد و گریستم.
ص: 493
فَقالَ: أَمَا تَرْضَيْنَ أَنْ تَجدِيهِ قَائِماً عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ، فَإِذَا رَاكِ أَخَذَ بِيَدِكِ فَأَدْخَلَكِ الْجَنَّةَ أَطْهَرَهَا مَكَانًا وَأَطْيَبَهَا؟
قَالَتْ: وَإِنَّ ذَلِكَ كَذَلِكَ؟
قَالَ: اللَّهُ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَسْلُبَ عَبْداً ثَمَرَةَ فُؤَادِهِ فَيَصْبِرَ وَ يَحْتَسِبُ وَ يَحْمَدَ الله ثُمَّ يُعَذِّبَهُ.
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْر عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:
ثَوَابُ الْمُؤمِن مِن وَلَدِهِ إِذَا مَاتَ الْجَنَّةُ صَبَرَ أَوْ لَمْ يَصْبر.
9- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام - أَوْ أَبِي الْحَسَن علیه السلام - قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ لَيَعْجَبُ مِنَ الرَّجُلِ يَمُوتُ وَلَدُهُ وَ هُوَ يَحْمَدُ اللهَ، فَيَقُولُ: يَا مَلَائِكَتِي! عَبْدِي أَخَذْتُ نَفْسَهُ وَ هُوَ يَحْمَدُنِي.
حضرتش فرمود: آیا خرسند نیستی که او در روز قیامت در کنار درب بهشت بایستد، آن گاه که تو را دید دستت را بگیرد و به پاک ترین و بهترین جای بهشت ببرد؟
خدیجه علیها السلام گفت: به راستی این گونه است؟
فرمود: آری، خداوند عزیزتر و کریم تر از آن است که میوه دل بنده ای را بستاند و او شکیبایی ورزد، به حساب خدا بنهد، خدا را حمدو سپاس گوید و خدا او را عذاب نماید.
ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
پاداش مؤمن برای فوت فرزندش بهشت است خواه صبر نماید و خواه صبر ننماید.
9- عبد الرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السلام - یا امام کاظم علیه السلام فرمود:
همانا خداوند متعال مردی را که فرزندش را می میراند و او خدا را حمد می گوید بسیار بزرگ می شمارد آن گاه می فرماید: فرشتگانم! من جان فرزند او را گرفتم درحالی که او مرا سپاس می گوید.
ص: 494
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
مَنْ قَدَّمَ أَوْلَاداً يَحْتَسِبُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ حَجَبُوهُ مِنَ النَّارِ بِإِذْنِ اللَّهِ.
(81)
بَابُ التَّعَزِّي.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عَمْرِو النَّخَعِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَنْ أُصِيبَ بِمُصِيبَةٍ فَلْيَذْكُرْ مُصَابَهُ بِالنَّبِيِّ ، فَإِنَّهُ مِنْ أَعْظَمِ الْمَصَائِبِ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَّامِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدِ الثَّقَفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قالَ: -
10- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هرکس فرزندانی را از دست دهد و آن ها را به حساب خدا بگذارد، آن ها به اذن خدای متعال مانع او از آتش دوزخ خواهند بود.
1- سلیمان بن عمرو نخعی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکس گرفتار مصیبتی شد، خوب است مصیبت وفات پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را به یاد آورد که از بزرگ ترین مصایب بود.
2- عمرو بن سعید ثقفی گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: -
ص: 495
إِنْ أُصِبْتَ بِمُصِيبَةٍ فِي نَفْسِكَ، أَوْ فِي مَالِكَ أَوْ فِي وُلْدِكَ فَاذْكُرْ مُصَابَكَ بِرَسُولِ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم، فَإِنَّ الْخَلَائِقَ لَمْ يُصَابُوا بِمِثْلِهِ قَطُّ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ الْجُعْفِيِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: لَمَّا أُصِيبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام نَعَى الْحَسَنُ إِلَى الْحُسَيْنِ علیهما السلام وَ هُوَ بِالْمَدَائِنِ.
فَلَمَّا قَرَأَ الْكِتَابَ قَالَ: يَا لَهَا مِنْ مُصِيبَةٍ مَا أَعْظَمَهَا مَعَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ: «مَنْ أُصِيبَ مِنْكُمْ بِمُصِيبَةٍ فَلْيَذْكُرْ مُصَابَهُ بِي، فَإِنَّهُ لَنْ يُصَابَ بِمُصِيبَةٍ أَعْظَمَ مِنْهَا» وَصَدَقَ صلی الله علیه واله وسلم.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
هرگاه به مصیبتی در جان مال و یا فرزندان گرفتار شدی، مصیبت رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را به یاد آور؛ زیراکه هرگز خلایق به مصیبتی مانند مصیبت او گرفتار نشدند.
5- راوی گوید: هنگامی که امیر مؤمنان علی علیه السلام به شهادت رسید امام حسن علیه السلام شهادت آن حضرت را (طی نامه ای) به امام حسین علیه السلام - که در مداین بود - رسانید.
وقتی امام حسین علیه السلام نامه را خواند فرمود: این مصیبت را بنگرید که چقدر بزرگ است؟
با این که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: «هرکس به مصیبتی مبتلا شد، مصیبت وفات مرا به یاد آورد؛ زیراکه او هرگز به مصیبتی بالاتر از این مصیبت نمی رسد» و به راستی که پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم راست فرمود.
4 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -
ص: 496
لَمَّا مَاتَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم سَمِعُوا صَوْتاً وَ لَمْ يَرَوْا شَخْصاً يَقُولُ: (كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ).
وَ قَالَ: إِنَّ فِي اللهِ خَلَفاً مِنْ كُلِّ هَالِكِ وَ عَزَاءً مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَدَرَكاً مِمَّا فَاتَ، فَبِاللهِ فَيَقُوا وَ إِيَّاهُ فَارْجُوا وَإِنَّمَا الْمَحْرُومُ مَنْ حُرِمَ الثَّوَابَ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم جَاءَهُمْ جَبْرَئِيلُ علیه السلام وَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم مُسَجِّى وَ فِي الْبَيْتِ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ علیهم السلام فَقَالَ:
السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ الرَّحْمَةِ (كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ)، إِنَّ فِي اللَّهِ عَزَاءً مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَخَلَفاً مِنْ كُلِّ هَالِكِ، وَ دَرَكاً لِمَا فَاتَ، فَبِاللَّهِ فَثِقُوا وَإِيَّاهُ فَارْجُوا فَإِنَّ الْمُصَابَ مَنْ حُرِمَ الثَّوَابَ، هَذَا آخِرُ وَطْنِي مِنَ الدُّنْيَا.
هنگامی که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وفات یافت مردم صدایی را شنیدند، ولی کسی را ندیدند که می گفت: «هر جانی چشندۀ مرگ است و فقط در روز قیامت اجر شما کامل داده خواهد شد. پس (در آن روز) هرکس که از آتش دور شده و به بهشت برده شود البته رستگار شده است».
حضرتش فرمود: همانا نزد خداوند برای هر چیزی که از میان رفته، جایگزینی است، و برای هر مصیبتی شکیبایی است و برای آن چه که فوت شده تلافی و تدارک است. پس به خداوند اعتماد کنید و به او امیدوار باشید محروم کسی است که از این پاداش محروم شود.
5- حسین بن مختار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هنگامی که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وفات یافت جنازه شریف پیامبر صلى الله عليه واله وسلم که بر روی زمین بود، در خانه علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام بودند، جبرئیل علیه السلام آمد و گفت:
سلام بر شما ای خاندان رحمت!«هر جانی چشندۀ مرگ است و فقط در روز قیامت اجر شما کامل داده خواهد شد پس (در آن روز) هرکس که از آتش دور شده و به بهشت برده شود، البته رستگار شده است» به راستی که برای خداوند متعال در ازای هر مصیبتی تسلای خاطر در ازای هرچه نابود شده جایگزینی و در ازای هرچه از دست رفته تلافی و جبرانی است، پس به خدا اعتماد کنید و به او امیدوار باشید چرا که مصیبت زده کسی است که از پاداش محروم شود. این آخرین گام نهادن من در دنیاست.
ص: 497
قَالُوا: فَسَمِعْنَا الصَّوْتَ، وَ لَمْ نَرَ الشَّخْصَ.
6- عَنْهُ عَنْ سَلَمَةَ عَنْ عَلِيَّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدِ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم جَاءَتِ التَّعْزِيَةُ أَتَاهُمْ آتِ يَسْمَعُونَ حِسَّهُ وَ لا يَرَوْنَ شَخْصَهُ. فَقَالَ:
السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ (كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ)، فِي اللَّهِ عَزَاءٌ مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَخَلَفٌ مِنْ كُلِّ هَالِكِ وَ دَرَتْ لِمَا فَاتَ، فَبِاللهِ فَتِقُوا وَإِيَّاهُ فَارْجُوا فَإِنَّ الْمَحْرُومَ مَنْ حُرمَ الثَّوَابَ وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ.
7- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ * مِثْلَهُ وَ زَادَ فِیهِ.
قُلْتُ: مَنْ كَانَ فِي الْبَيْتِ.
قَالَ: عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ علیهم السلام.
آن ها گفتند ما صدا را شنیدیم، ولی کسی را ندیدیم.
6- نظیر همین روایت را زید شحّام از امام صادق علیه السلام نقل می کند.
7- ابو جارود نیز همین روایت را از امام باقر علیه السلام نقل می کند و می افزاید: از حضرتش پرسیدم در خانه چه کسانی بودند؟
فرمود: علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام.
ص: 498
8- عَنْهُ عَنْ سَلَمَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْأَرْمَنِيَّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم أَتَاهُمْ آتٍ فَوَقَفَ بِبَابِ الْبَيْتِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ.
ثُمَّ قَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا آلَ مُحَمَّدٍ! (كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ)، فِي اللَّهِ خَلَفٌ مِنْ كُلِّ هَالِكِ، وَ عَزَاءٌ مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ، وَ دَرَكَ لِمَا فَاتَ، فَبِاللَّهِ فَتَّقُوا وَ عَلَيْهِ فَتَوَكَّلُوا، وَبِنَصْرِهِ لَكُمْ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ فَارْضَوْا، فَإِنَّمَا الْمُصَابُ مَنْ حُرِمَ الثَّوَابَ، وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ.
وَ لَمْ يَرَوْا أَحَداً فَقالَ بَعْضُ مَنْ فِي الْبَيْتِ: هَذَا مَلَكَ مِنَ السَّمَاءِ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلْ إِلَيْكُمْ لِيُعَذِّيَكُمْ.
وَقَالَ بَعْضُهُمْ: هَذَا الْخَضِرُ علیه السلام جَاءَكُمْ يُعَزِّيكُمْ بِنَبِيِّكُمْ صلى الله عليه واله وسلم.
8- عبدالله بن ولید گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هنگامی که پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم از دنیا رفت کسی آمد و کنار در ایستاد و بر اهل خانه سلام کرد آن گاه گفت:
سلام بر شما ای خاندان محمّد! «هرجانی چشندۀ مرگ است، و فقط در روز قیامت اجر شما کامل داده خواهد شد پس هرکه در آن روز از آتش دور شده و به بهشت راه يابد، البته رستگار شده است و زندگانی دنیا کالای فریبنده است» خداوند برای هر نابود شونده ای جایگزین، برای هر مصیبتی، تسلای خاطر و برای از دست رفته تلافی قرار داده است. پس به خدا اعتماد کنید و بر او توکل نمایید و به هنگام مصیبت به یاری او خوشنود شوید، چرا که مصیبت زده کسی است که از پاداش محروم شود. سلام بر شما و رحمت و برکات خدا بر شما باد.
آن ها کسی را ندیدند یکی از اهل خانه گفت: این فرشته آسمانی است که خداوند متعال فرستاده است تا برای شما تسلیت گوید.
دیگری گفت: این خضر پیامبر علیه السلام است، اینک آمده تا فقدان پیامبرتان را به شما تعزیت گوید.
ص: 499
(82)
بَابُ الصَّبْرِ وَ الْجَزَعِ وَ الِاسْتِرْجَاعِ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ جَمِيعاً عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ؟ مَا الْجَزَعُ؟
قَالَ: أَشَدُّ الْجَزَع الصُّرَاحُ بِالْوَيْلِ وَ الْعَوِيلِ وَ لَطْمُ الْوَجْهِ وَ الصَّدْرِ وَ جَنُّ الشَّعْرِ النَواصِي وَمَنَ أَقَامَ التَّوَاحَةَ فَقَدْ تَرَكَ الصَّبْرَ، وَأَخَذَ فِي غَيْرِ طَرِيقِهِ، وَ مَنْ صَبَرَ وَ اسْتَرْجَعَ وَ حَمِدَ اللَّهَ فَقَدْ رَضِيَ بِمَا صَنَعَ اللهُ وَوَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللهِ، وَ مَنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ جَرَى عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ هُوَ ذَمِيمٌ وَ أَحْبَطَ اللَّهُ تَعَالَى اَجرَهُ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ جَعْفَر علیه السلام مِثْلَهُ.
1- جابر گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم بی تابی و جزع چیست؟
فرمود: شدیدترین جزع و بی تابی فریاد کردن به واویلا، گریه بلند، سیلی به صورت زدن سینه زدن و کندن موی سر است. هرکس به نوحه گری بپردازد، صبر را ترک نموده و راه بی صبری و ناشکیبایی را پیموده است و هرکس شکیبایی کند (و إِنَّا لَلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجعون) بگوید و خدای متعال را حمد و سپاس گوید، به آن چه که خداوند انجام داده، راضی شده و اجر او بر خداوند لازم است و هرکه چنین نکند قضای الهی بر او جاری
شده و او مذموم و مورد نکوهش است و خدای تعالی اجر او را باطل خواهد فرمود.
2- جابر نیز همین روایت را به سند دیگر از امام باقر علیه السلام نقل می کند.
ص: 500
3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْمِيثَمِيِّ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ الصَّبْرَ وَ الْبَلَاءَ يَسْتَبِقَانِ إِلَى الْمُؤْمِنِ فَيَأْتِيهِ الْبَلاءُ وَ هُوَ صَبُورٌ، وَإِنَّ الْجَزَعَ الْبَلاء يَسْتَبقَانِ إلَى الْكَافِر فَيَأْتِيهِ الْبَلاءُ وَ هُوَ جَزُوع.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:
ضَرْبُ الْمُسْلِمِ يَدَهُ عَلَى فَخِذِهِ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ إِحْبَاطُ لِأَجْرِهِ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
مَا مِنْ عَبْدٍ يُصَابُ بِمُصِيبَةٍ فَيَسْتَرْجِعُ عِنْدَ ذِكْرِهِ الْمُصِيبَةَ وَ يَصْبِرُ حِينَ تَفْجَاهُ إِلَّا غَفَرَ اللهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ، وَكُلَّمَا ذَكَرَ مُصِيبَتَهُ فَاسْتَرْجَعَ عِنْدَ ذِكْرِ الْمُصِيبَةِ غَفَرَ اللهُ لَهُ كُلَّ ذَنْبِ اكْتَسَبَ فِيما بَيْنَهُمَا.
3- ربعی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
همانا صبر و بلا برای رسیدن به مؤمن بر یکدیگر پیشی می گیرند. بلا بر او می رسد درحالی که او صبور و شکیبا است و بی تابی و بلا برای رسیدن به کافر بر یکدیگر پیشی می جویند و بلا درحالی به کافر می رسد که او بی تابی می کند.
4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: مسلمانی که به هنگام مصیبت دست خود را بر ران خود بزند، اجرش از میان می رود.
5- معروف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
هر بنده ای که به مصیبتی دچار شود و به هنگام یاد آوری مصیبت بگوید: (إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إلَيْهِ رَاجِعونَ) و در وقتی که گرفتاری به او روی می آورد صبر و شکیبایی پیشه کند، خداوند همه گناهان گذشته او را بیامرزد و هرگاه در آینده مصیبت خود را به یاد آورد و در آن هنگام بگوید: (إِنّا للهِ َو إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ) خداوند هر گناهی را که در فاصله میان استرجاع پیشین تا این استرجاع مرتکب شده می آمرزد.
ص: 501
6- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ رَزِينٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَنْ ذَكَرَ مُصِيبَتَهُ وَ لَوْ بَعْدَ حين فَقَالَ: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ أَجِرْنِي عَلَى مُصِيبَتِي وَ أَخْلِفْ عَلَيَّ أَفْضَلَ مِنْهَا» كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ مَا كَانَ عِنْدَ أَوَّلِ صَدْمَةٍ.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
يَا إِسْحَاقُ! لا تَعُدَّنَّ مُصِيبَةٌ أُعْطِيتَ عَلَيْهَا الصَّبْرَ وَ اسْتَوْجَبْتَ عَلَيْهَا مِنَ اللَّهِ الثَّوَابَ، إِنَّمَا الْمُصِيبَةُ الَّتِي يُحْرَمُ صَاحِبُهَا أَجْرَهَا وَ ثَوَابَهَا إِذَا لَمْ يَصْبِرْ عِنْدَ نُزُولِهَا.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ امْرَأَةِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لا يَنْبَغِي الصِّيَاحُ عَلَى الْمَيِّتِ وَ لَا شَقُّ الثِّيَابِ.
6- داوود بن رزین گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکس مصیبت خود را به یاد آورد و در آن هنگام - اگرچه بعد از مدتی باشد - بگوید:
(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون والحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العالمين. اللهم آجرني على مصيبتي واخلف عليّ أفضل منها)؛ «حمدو سپاس خداوندی را سزاست که پروردگار جهانیان است، بارخدایا! مرا در مصیبتم اجر و مزد عنایت کن و برای من بهتر از آن جایگزین فرما».
پاداش و اجر او همانند ابتدای مصیبت و هنگام شدت آن است.
7- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
ای اسحاق! آن مصیبتی را که در آن صبر و شکیبایی به تو داده شده و به سبب آن از جانب خداوند متعال مستحق پاداش شده ای مصیبت مشمار، بلکه مصیبت آن است که صاحب آن به هنگام نزولش شکیبایی نکند و از پاداشش محروم شود.
8- همسر حسن صیقل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: گریه بلند و دریدن جامه بر میت جایز نیست.
ص: 502
9 - سَهْل عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْر عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ: قالَ:
ضَرْبُ الرَّجُلِ يَدَهُ عَلَى فَخِذِهِ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ احْبَاطُ الأَجره.
10 - سَهْل عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ فُضَيْلِ بْنِ مُيَسْرٍ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلامفَجَاءَ رَجُلٌ فَشَكَا إِلَيْهِ مُصِيبَةٌ أُصِيبٌ بِهَا.
فَقالَ لَهُ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَمَا إِنَّكَ إِنْ تَصْبِرْ تُؤْجَرْ وَ إِلَّا تَصْبِرْ يَمْضِ عَلَيْكَ قَدَرُ اللَّهِ الَّذِي قَدَّرَ عَلَيْكَ وَ أَنْتَ مَأْزُورٌ.
11- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى قَالَ: أَتَيْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَعُودُ ابْنَا لَهُ فَوَجَدْتُهُ عَلَى الْبَابِ، فَإِذَا هُوَ مُهْتَمِّ حَزِينٌ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! كَيْفَ الصَّبِيُّ؟
فَقَالَ: وَ اللَّهِ! إِنَّهُ لِمَا بِهِ.
9- موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:
فردی که به هنگام مصیبت دست خود را بر رانش بزند، اجرش از میان می رود.
10- فضيل بن میسر گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودیم مردی آمد و از مصیبتی که به او رسیده بود شکایت کرد.
امام صادق علیه السلام فرمود: اگر تو بر این مصیبت صبر کنی پاداش می بری و اگر صبر نکنی تقدیر خداوند- که مقدّر شده - بر تو وارد می شود و تو گناهکار شمرده می شوی.
11- قتیبه اعشی گوید: خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم تا از فرزندش عیادت کنم حضرت را بر در خانه یافتم که اندوهناک و غمگین بود. گفتم: قربانت گردم! حال کودک چگونه است؟
فرمود: به خدا سوگند که او در حال احتضار است.
ص: 503
ثُمَّ دَخَلَ فَمَكَثَ سَاعَةٌ ثُمَّ خَرَجَ إِلَيْنَا وَ قَدْ أَسْفَرَ وَجْهُهُ وَ ذَهَبَ التَّغَيَّرُ وَ الْحُزْنُ. قَالَ: فَطَمِعْتُ أَنْ يَكُونَ قَدْ صَلَحَ الصَّبِيُّ، فَقُلْتُ: كَيْفَ الصَّبِيُّ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟
فَقَالَ: وَ قَدْ مَضَى لِسَبِيلِهِ.
فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَا لَقَدْ كُنْتَ وَ هُوَ حَيٌّ مُهْتَماً حَزِينَاً، وَ قَدْ رَأَيْتُ حَالَكَ السَّاعَةَ وَ قَدْ مَاتَ غَيْرَ تِلْكَ الْحَالِ، فَكَيْفَ هَذَا؟
فَقالَ: إِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّمَا نَجْزَعُ قَبْلَ الْمُصِيبَةِ، فَإِذَا وَقَعَ أَمْرُ اللَّهِ رَضِينَا بِقَضَائِهِ وَسَلَّمْنَا لِأَمْرِهِ.
12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
لا يَصْلُحُ الصِّيَاحُ عَلَى الْمَيِّتِ، وَ لا يَنْبَغِي وَ لَكِنَّ النَّاسَ لَا يَعْرِفُونَهُ، وَ الصَّبْرُ خیرُ.
سپس وارد خانه شد و پس از ساعتی بیرون آمد و درحالی که روی او بر افروخته و آثار اندوه و دگرگونی از او بر طرف شده بود من گمان کردم که حال کودک بهبود یافته است. گفتم: قربانت گردم! کودک چه شد؟
فرمود: به راه خود رفت و وفات یافت.
گفتم: قربانت شوم! چرا وقتی که او زنده بود شما اندوهناک و غمگین بودید، ولی اکنون که او وفات یافته چرا غمگین نیستید؟
فرمود: ما اهل بیت پیش از وقوع مصیبت بی تابی و زاری می کنیم ولی چون امر خدا تحقق یافت به قضای الهی رضا می دهیم و به فرمان او گردن می نهیم.
12- جراح مدائنی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
گریه بلند بر میت شایسته و جایز نیست، ولی مردم نمی دانند درحالی که صبر و شکیبایی بهتر است.
ص: 504
13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ عَلَاءِ بْنِ كَامِل قَالَ: كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فَصَرَحَتْ صَارِخَةٌ مِنَ الدَّارِ، فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اللهِ لا ثُمَّ جَلَسَ فَاسْتَرْجَعَ وَ عَادَ فِي حَدِيثِهِ حَتَّى فَرَغَ مِنْهُ.
ثُمَّ قَالَ: إِنَّا لَنحِبُّ أَنْ تُعَافَى فِي أَنْفُسِنَا وَأَوْلَادِنَا، وَأَمْوَالِنَا فَإِذَا وَقَعَ الْقَضَاءُ فَلَيْسَ لَنَا أَنْ نُحِبَّ مَا لَمْ يُحِبَّ اللَّهُ لَنَا.
14- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: كَانَ قَوْمٌ أَتَوْا أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام فَوَافَقُوا صَبِيَّاً لَهُ مَرِيضاً، فَرَأَوْا مِنْهُ اهْتِمَاماً وَ غَماً وَ جَعَلَ لا يَقِرُّ.
قَالَ: فَقَالُوا: وَاللَّهِ لَئِنْ أَصَابَهُ شَيْءٌ إِنَّا لَتَتَخَوْفُ أَنْ نَرَى مِنْهُ مَا نَكْرَهُ.
قَالَ: فَمَا لَبِثُوا أَنْ سَمِعُوا الصِّيَاحَ عَلَيْهِ، فَإِذَا هُوَ قَدْ خَرَجَ عَلَيْهِمْ مُنْبَسِطَ الْوَجْهِ فِي غَيْرِ الْحَالِ الَّتِي كَانَ عَلَيْهَا.
13- علاء بن کامل گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودم که ناگاه زنی از اندرون خانه فریادی زد. امام صادق علیه السلام برخاست، سپس نشست (و إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ) گفت و به سخن خویش ادامه داد تا این که سخنش پایان یافت. سپس فرمود:
ما دوست داریم که جان فرزندان و اموالمان سلامت باشند ولی چون قضای الهی تحقق یابد در شأن ما نیست که چیزی را دوست بداریم که خداوند برای ما نمی خواهد.
14- یکی از اصحاب ما گوید:
گروهی خدمت امام باقر علیه السلام شرف یاب شدند، از قضا فرزند امام علیه السلام بیمار بود و آثار حزن و اندوه بر چهره اش نشسته بود آنها با خود گفتند به خدا سوگند! می ترسیم که اگر مصیبتی به او برسد چیز ناخوشایندی از او مشاهده کنیم.
اندک زمانی گذشت تا این که صدای گریه و ناله بر آن کودک را شنیدند، ناگاه امام علیه السلام را دیدند که با چهره گشاده از اندرون آمد و دیگر اندوهگین نبود.
ص: 505
فَقَالُوا لَهُ: جَعَلَنَا اللهُ فِدَاكَ! لَقَدْ كُنَّا نَخَافُ مِمَّا نَرَى مِنْكَ أَنْ لَوْ وَقَعَ أَنْ نَرَى مِنْكَ مَا يَغُمُنَا.
فَقَالَ لَهُمْ: إِنَّا لَنَحِبُّ أَن تُعَافَى فِيمَنْ تُحِبُّ، فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ الله سَلَّمْنَا فيما أَحَب.
(83)
بَابُ ثَوَابِ التَّعْزِيَةِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانِ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
كَانَ فِيما نَاجَى بِهِ مُوسَى علیه السلام رَبَّهُ قَالَ: يَا رَبِّ مَا لِمَنْ عَزَّى التَّكْلَى.
قَالَ: أَظله في ظلّى يَوْمَ لا ظل إلا ظلي.
از این رو گفتند: قربانت گردیم! حالتی در شما مشاهده کردیم که ترسیدیم عملی از شما سر زند که ما را محزون و غمگین سازد.
امام علیه السلام فرمود: ما دوست داریم به هرکس علاقه مندیم در سلامت باشد، ولی چون امر قطعی خداوند فرا رسد و او چیزی برای ما بخواهد بدان گردن می نهیم.
1- ابو جارود گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
از جمله مناجات های موسی علیه السلام با پروردگارش این بود که گفت: پروردگارا! برای کسی که فرزند از دست داده ای را دلداری دهد چه پاداشی است؟
فرمود: در روزی که هیچ پناهی - جز پناه من - نیست او را در پناه خود می گیرم.
ص: 506
2- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَ-نِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجَوْزِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم: مَنْ عَزَّى حَزِينَاً كُسِيَ فِي الْمَوْقِفِ حُلَّةٌ يُحْبَى بِهَا.
3- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعُمَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أبيه علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:
مَنْ عَزَّى التكلَى أَظَلَّهُ اللهُ فِي ظِلْ عَرْشِهِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
مَنْ عَزَّى مُصَابَاً كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ مِنْ غَيْرِ أَن يَنتَقِصَ مِنْ أَجْرِ الْمُصَابِ شَيْءٌ
2- اسماعیل جوزی گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
هرکه محزونی را دلداری دهد در روز محشر از لباس اهدایی به تن او می پوشانند.
3- عيسى بن عبدالله از اجدادش نقل می کند که امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
هرکس فرزند از دست داده ای را دلداری دهد، خداوند او را در روزی که جز پناه او هیچ پناهی نیست در سایهٔ عرش خود پناه دهد.
4- وهب گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
هرکه مصیبت زده ای را دلداری دهد همانند پاداش مصیبت زده را دارد، بی آن که از پاداش او کاسته شود.
ص: 507
(84)
بَابٌ فِي السَّلْوَةِ.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
إِنَّ الْمَيِّتَ إِذَا مَاتَ بَعَثَ اللَّهُ مَلَكاً إِلَى أَوْجَعِ أَهْلِهِ فَمَسَحَ عَلَى قَلْبِهِ فَأَنْسَاهُ لَوْعَةَ الْحُزْنِ، وَ لَوْ لا ذَلِكَ لَمْ تُعْمَرِ الدُّنْيَا.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى تَطَوَّلَ عَلَى عِبَادِهِ بِثَلَاثٍ:
أَلْقَى عَلَيْهِمُ الرِّيحَ بَعْدَ الرُّوحِ، وَ لَوْ لا ذَلِكَ مَا دَفَنَ حَمِيمٌ حَمِيماً.
وَأَلْقَى عَلَيْهِمُ السَّلْوَةَ، وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَانْقَطَعَ النَّسْلُ.
1- مهران بن محمد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هنگامی که شخصی از دنیا می رود، خداوند فرشته ای را نزد اندوهگین ترین فرد از نزدیکانش می فرستد و آن فرشته دستی بر قلب او می کشد و او سوز و گداز آن اندوه را فراموش می کند و اگر چنین نبود هرگز دنیا آباد نمی شد.
2- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند تبارک و تعالی بر بندگان خود با سه چیز تفضّل نموده است:
بوی بد را پس از خروج روح از بدن بر جسم مقرّر ساخته است. اگر چنین نبود هیچ خویشی خویشاوندی را دفن نمی کرد.
آرامش و صبر را پس از مصیبت عطا فرمود اگر چنین نبود نسل بشر منقطع می گشت.
ص: 508
وَأَلْقَى عَلَى هَذِهِ الْحَبَّةِ الدَّابَّةَ، وَلَوْ لا ذَلِكَ لَكَنَزَهَا مُلُوكُهُمْ كَمَا يَكْنِزُونَ الذَّهَب وَالْفِضَّة.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام يَقُول:
إِذَا مَاتَ الْمَيِّتُ بَعَثَ اللَّهُ مَلَكاً إِلَى أَوْجَعِ أَهْلِهِ، فَمَسَحَ عَلَى قَلْبِهِ فَأَنْسَاهُ لَوْعَةً الْحُزْنِ، وَلَوْ لا ذَلِكَ لَمْ تُعْمر الدُّنْيَا.
(85)
بَابُ زِيَارَةِ الْقُبُور.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي وَ جَمِيلَ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي زِيَارَةِ الْقُبُورِ قَالَ:
إِنَّهُمْ يَأْنَسُونَ بِكُمْ، فَإِذَا غِبْتُمْ عَنْهُمُ اسْتَوْحَشُوا.
و کرم را بر دانه هایی - مثل جو، گندم و.... - گماشت تا آن ها را پس از مدتی فاسد سازند. اگر چنین نبود مالکانش آن ها را می اندوختند؛ هم چنان که طلا و نقره را می اندوزند.
3- مهران بن محمد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هنگامی که شخصی از دنیا می رود، خداوند فرشته ای را نزد اندوهگین ترین فرد از نزدیکانش می فرستد و آن فرشته دستی بر قلب او می کشد و او سوز و گداز آن اندوه را فراموش می کند و اگر چنین نبود، هرگز دنیا آباد نمی شد.
1- حفص و جمیل گویند: امام صادق علیه السلام درباره زیارت قبور فرمود:
همانا اهل قبور با شما انس می گیرند و چون غایب شدید احساس تنهایی می کنند.
ص: 509
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ وَ بِنَاءِ الْمَسَاجِدِ فِيهَا.
فَقالَ: أَمَّا زِيَارَةُ الْقُبُورِ فَلَا بَأْسَ بِهَا، وَلَا تُبْنَى عِنْدَهَا الْمَسَاجِدُ.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
عَاشَتْ فَاطِمَةُ علیه السلام بَعْدَ أَبِيهَا خَمْسَةٌ وَسَبْعِينَ يَوْماً لَمْ تُرَ كَاشِرَةٌ وَلَا ضَاحِكَةٌ تَأْتِي قُبُورَ الشُّهَدَاءِ فِي كُلِّ جُمْعَةٍ مَرَّتَيْنِ الْإِثْنَيْنَ وَ الْخَمِيسَ فَتَقُولُ: هَاهُنَا كَانَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم هَاهُنَا كَانَ الْمُشْرِكُونَ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الْمُؤْمِنُ يَعْلَمُ بِمَنْ يَزُورُ قَبْرَهُ؟
قالَ: نَعَمْ، وَلا يَزالُ مُسْتَأْنِساً بِهِ مَا دَامَ عِنْدَ قَبْرِهِ، فَإِذَا قَامَ وَانْصَرَفَ مِنْ قَبْرِهِ دَخَلَهُ مِنِ انْصِرَافِهِ عَنْ قَبْرِهِ وَحْشَةٌ.
2- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام درباره زیارت قبور و ساختن مساجد در قبرستان پرسیدم؟
فرمود: زیارت قبور اشکالی ندارد ولی نباید در آن جا مسجد ساخت.
3- هشام بن سالم گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود حضرت فاطمه علیها السلام پس از پدر بزرگوارش هفتاد و پنج روز در دنیا زندگی کرد، در این مدت هرگز متبسّم و خندان دیده نشد آن حضرت هفته ای دو مرتبه - روزهای دوشنبه و پنجشنبه - به زیارت قبور شهدا (در قبرستان احد) می رفت و می فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم این جا بود و مشرکان آن جا بودند.
4- اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: آیا مؤمن می داند چه کسی قبر او را زیارت می کند؟
فرمود: آری و تا زمانی که در کنار قبر اوست با او انس می گیرد و چون برمی خیزد و می رود، احساس تنهایی می کند.
ص: 510
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: كَيْفَ التَّسْلِيمُ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ؟
فَقَالَ: نَعَمْ، تَقُولُ: «السَّلَامُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطَ وَ نَحْنُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ».
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ قَالَ: مَرَرْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام بِالْبَقِيعِ، فَمَرَرْنَا بِقَبْرِ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ مِنَ الشَّيعَةِ.
قَالَ: فَوَقَفَ عَلَيْهِ علیه السلام فَقَالَ: «اللَّهُمَّ ارْحَمْ غُرْبَتَهُ، وَ صِلْ وَحْدَتَهُ، وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ، وَأَسْكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا يَسْتَغْنِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاكَ، وَ أَلْحِقْهُ بِمَنْ كَانَ يَتَوَلَّاهُ».
5- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم چگونه می توان بر اهل قبور سلام داد؟
فرمود: آری، می گویی:
«السلام على أهل الديار مِنَ المُسْلَمينَ وَالمُؤمنين، أنتم لنا فرط ونحن إنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لاحِقُونَ».
6- عمرو بن ابی مقدام گوید: همراه امام باقر علیه السلام از قبرستان بقیع می گذشتیم، به قبر یکی از شیعیان کوفه رسیدیم. امام علیه السلام ایستاد و فرمود:
«اللَّهُمْ أَرْحَمْ غُرْبَتُهُ، وَ صِلْ وَحْدَتَهُ، وَ آنِش وَحْشَتَهُ، وَ أَسكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا يَسْتَعْنِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ وَ أَلْحِقْهُ بمن كان يَتَولّاهُ».
ص: 511
7- أبو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: تَقُولُ:
«السَّلَامُ عَلَيْكُمْ مِنْ دِيَارِ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ، وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ».
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام: كَيْفَ التَّسْلِيمُ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ؟
قَالَ: تَقُولُ: «السَّلَامُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُؤْمِنِينَ رَحِمَ اللهُ الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنَّا وَ الْمُسْتَأْخِرِينَ وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ».
9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ قَالَ:
كُنتُ بِفَيْدَ فَمَشَيْتَ مَعَ عَلِيَّ بْنِ بِلَالٍ إِلَى قَبْرِ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ.
7- منصور بن حازم گوید: حضرتش فرمود: به هنگام زیارت قبور می گویی:
«السَّلَامُ عَلَيْكُمْ مِنْ دِيَارِ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ، وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ»؛ «سلام بر شما از جانب مؤمنانی که در خانه های خود ساکنند و ما نیز به خواست خدا به شما خواهیم پیوست.
8- جراح مدائنی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: سلام بر اهل قبور چگونه است؟
فرمود: می گویی: «السَّلامُ على أهل الدّيارِ مِنَ المُسْلَمينَ وَالمُؤمِنينَ رَحِمَ اللَّهُ المُستَقْدِمِينَ مِنَّا وَ المُسْتَأْخِرِينَ وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ الله بِكُمْ لاحِقُونَ»؛ «سلام بر مسلمانان و مؤمنان ساکن این خانه ها، خداوند رحمت کند آن ها را که پیش از ما رفته اند و کسانی که پس از آنان رفته اند و ما به خواست خدا به شما خواهیم پیوست».
9- محمد بن احمد گوید:
در فید بودم که به همراه علی بن بلال بر سر قبر محمد بن اسماعيل بن بزيع رفتیم.
ص: 512
فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ بِلَالٍ: قَالَ لِي صَاحِبُ هَذَا الْقَبْرِ: عَنِ الرَّضَا علیه السلام قَالَ.
مَنْ أَتَى قَبْرَ أَخِيهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَ قَرَأَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ أَمِنَ يَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ أَوْ يَوْمَ الْفَزَعِ.
10- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام وَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْأَصَمَّ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:
زُورُوا مَوْتَاكُمْ، فَإِنَّهُمْ يَفْرَحُونَ بِزِيَارَتِكُمْ، وَليَطلبْ أَحَدُكُمْ حَاجَتَهُ عِنْدَ قَبْرٍ أبِيهِ وَ عِنْدَ قَبْرِ أُمِّهِ بِمَا يَدْعُو لَهُمَا.
علی بن بلال گفت صاحب این قبر از امام رضا علیه السلام برای من روایت کرده که آن حضرت فرمود:
هرکس بر سر قبر برادر مؤمن خود رود و دست خود را بر قبر گذارد و هفت مرتبه سوره قدر را بخواند در روز اضطراب یا روز قیامت بزرگ ایمن خواهد بود.
10- مفضّل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
مردگان خود را زیارت کنید، زیرا آنها به زیارت شما خوشحال می شوند و هرکدام از شما در کنار قبر پدر یا مادر خود همزمان با دعایی که بر ایشان می کند، حاجت خود را نیز بخواهد.
ص: 513
(86)
بَابُ أَنَّ الْمَيِّتَ يَزُورُ أَهْلَهُ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَزُورُ أَهْلَهُ فَيَرَى مَا يُحِبُّ وَيُسْتَرُ عَنْهُ مَا يَكْرَهُ، وَإِنَّ الْكَافِرَ لَيَزُورُ أَهْلَهُ فَيَرَى مَا يَكْرَهُ وَ يُسْتَرُ عَنْهُ مَا يُحِبُّ.
قَالَ: وَ مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ كُلَّ جُمْعَةٍ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ عَلَى قَدْرٍ عَمَلِهِ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَا مِنْ مُؤْمِنٍ وَ لا كَافِرٍ إِلَّا وَ هُوَ يَأْتِي أَهْلَهُ عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ، فَإِذَا رَأَى أَهْلَهُ يَعْمَلُونَ بِالصَّالِحَاتِ حَمِدَ الله عَلَى ذَلِكَ، وَإِذَا رَأَى الْكَافِرُ أَهْلَهُ يَعْمَلُونَ بِالصَّالِحَاتِ كَانَتْ عَلَيْهِ حَسْرَةٌ.
1- حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
همانا مؤمن به زیارت خانواده خود می آید آن چه را که دوست دارد می بیند و آن چه را که دوست نمی دارد از او پنهان می شود و کافر (نیز) به دیدار خانواده اش می آید، پس آن چه را که خوش ندارد می بیند و آن چه را که دوست دارد از او پنهان می شود.
حضرتش فرمود: برخی از آنان در هر جمعه و برخی به اندازهٔ عمل خویش به زیارت خانواده هایشان می آیند.
2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هر مؤمن و کافری به هنگام زوال خورشید به زیارت اقوام خود می آید. پس اگر مؤمن خانواده خود را ببیند که عمل صالح انجام می دهند خدا را حمد می گوید، و هرگاه کافر ببیند که خانواده اش عمل صالح انجام می دهند حسرت می خورد.
ص: 514
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَيِّتِ يَزُورُ أَهْلَهُ.
قالَ: نَعَمْ.
فَقُلْتُ: فِي كَمْ يَزُورُ؟
قَالَ: فِي الْجُمْعَةِ وَ فِي الشَّهْرِ وَ فِي السَّنَةِ عَلَى قَدْرِ مَنْزِلَتِهِ.
فَقُلْتُ: فِي أَيِّ صُورَةٍ يَأْتِيهِمْ؟
قَالَ: فِي صُورَةٍ طَائِرٍ لَطِيفٍ يَسْقُطُ عَلَى جُدُرِهِمْ وَ يُشْرِفُ عَلَيْهِمْ، فَإِنْ رَآهُمْ بِخَيْرٍ فَرِحَ، وَإِنْ رَآهُمْ بِشَرِ وَ حَاجَةٍ حَزِنَ وَ اغْتَمَّ.
4- عَنْهُ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ دُرُسْتَ الْوَاسِطِي عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الْمُؤْمِنُ يَزُورُ أَهْلَهُ؟
فَقالَ: نَعَمْ، يَسْتَأْذِنُ رَبَّهُ، فَيَأْذَنُ لَهُ فَيَبْعَثُ مَعَهُ مَلَكَيْنِ، فَيَأْتِيهِمْ فِي بَعْضِ صُوَرِ الطَّيْرِ يَقَعُ فِي دَارِهِ يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ وَيَسْمَعُ كَلَامَهُمْ.
3- اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: که آیا میت به زیارت و دیدار خانواده خود می آید؟
فرمود: آری.
گفتم: چه وقت؟
فرمود: در هفتهف ماه و سال، به اندازه مرتبه ای که دارد.
گفتم: به چه شکلی به دیدار آنان می آید؟
فرمود: به شکل پرنده ای لطیف، بر دیوار خانه آنان می نشیند و مشرف بر آن ها می شود اگر ایشان را در حال انجام خیر ببیند خوشحال می شود و اگر آنان را در حال انجام شرّ و یا محتاج ببیند، محزون و غمگین می گردد.
4- عبد الرحیم قصیر (که یکی از راویان امام باقر یا امام صادق علیهما السلام بوده) گوید: به امام علیه السلام گفتم: آیا مؤمن به زیارت خانواده و اقوام خود می آید؟
فرمود: آری. از پروردگار خود اجازه می گیرد. خداوند اجازه می دهد و دو فرشته را به همراه او می فرستد و او به صورت پرنده ای به خانه خود می آید به آنان می نگرد و سخنان آن ها را می شنود.
ص: 515
5- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام: يَزُورُ الْمُؤْمِنُ أَهْلَهُ؟
فَقالَ: نَعَمْ.
فَقُلْتُ: فِي كَمْ؟
قَالَ: عَلَى قَدْرِ فَضَائِلِهِمْ، مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ فِي كُلِّ يَوْمٍ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ فِي كُلِّ يَوْمَيْنِ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ فِي كُل ثَلَاثَةِ أَيَّام.
قَالَ: ثُمَّ رَأَيْتُ فِي مَجْرَى كَلَامِهِ أَنَّهُ يَقُولُ: أَدْنَاهُمْ مَنْزِلَةٌ يَزُورُ كُلَّ جُمْعَةٍ.
قَالَ: قُلْتُ: فِي أَيُّ سَاعَةٍ؟
قَالَ: عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ وَ مِثْلِ ذَلِكَ.
قَالَ: قُلْتُ: فِي أَي صُورَةٍ؟
قَالَ: فِى صُورَةِ الْعُصْفُورِ، أَوْ أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ، فَيَبْعَثُ اللَّهُ تَعَالَى مَعَهُ مَلَكاً مَا يَسُرُّهُ وَ يَسْتُرُ عَنْهُ مَا يَكْرَهُ فَيَرَى مَا يَسُرُّهُ، وَ يَرْجِعُ إِلَى قُرَّةِ عَيْنٍ.
5- اسحاق بن عمار گوید: به امام کاظم علیه السلام گفتم: آیا مؤمن خانواده خود را زیارت می نماید؟
فرمود: آری.
گفتم چقدر؟
فرمود: به مقدار مقام و منزلتش. بعضی هر روز به دیدار می آیند و کسانی هستند که هردو روز یک بار و بعضی دیگر هر سه روز یک بار.
اسحاق گوید: من از طرز گفتار آن حضرت چنین فهمیدم که می فرماید: پایین ترین فرد از نظر منزلت هفته ای یک بار خویشان خود را زیارت می کند.
گفتم: در چه ساعتی به زیارت می آیند؟
فرمود: هنگام زوال خورشید و مانند آن.
اسحاق گوید: گفتم: در چه صورتی؟
فرمود: در صورت گنجشک یا پرنده ای کوچک تر از آن. خداوند فرشته ای را به همراه او می فرستد که آن چه او را خوشحال می سازد به او نشان دهد و آن چه را که دوست نمی دارد از او بپوشاند. او حالاتی از آن ها می بیند که او را شادمان می کند و با چشم روشنی باز می گردد.
ص: 516
(87)
بَابٌ أَنَّ الْمَيِّتَ يُمَثَّلُ لَهُ مَالُهُ وَ وَلَدُهُ وَ عَمَلُهُ قَبْلَ مَوْتِهِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيَّ جَمِيعاً عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى عَنْ سُوَيْدِ بْن غَفَلَةَ قَالَ: قَالَ أميرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:
إِنَّ ابْنَ آدَمَ إِذَا كَانَ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنْ أَيَّام الدُّنْيَا وَأَوَّلِ يَوْمٍ مِنْ أَيَّام الآخِرَةِ مثل لَهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ وَ عَمَلُهُ فَيَلْتَفِتُ إِلَى مَالِهِ، فَيَقُولُ: وَ اللَّهِ! إِنِّي كُنْتُ عَلَيْكَ حَرِيصاً شَحِيحاً فَمَا لِي عِنْدَكَ؟
فَيَقُولُ: خُذْ مِنِّي كَفَتكَ.
1- سوید بن غفله :گوید امیر مؤمنان علی - صلوات الله عليه - فرمود:
در آخرین روز از روزهای دنیا و نخستین روز از روزهای جهان آخرت برای بنی آدم، مال، فرزندان و عملش ممثّل می شوند پس به مال خود رو می آورد و می گوید: به خدا سوگند که من دربارۀ تو حریص بودم و بخل می ورزیدم، اکنون تو برای من چه آورده ای؟
مال می گوید: کفن خود را از من بر گیر.
ص: 517
قَالَ: فَيَلْتَفِتُ إِلَى وَلَدِهِ فَيَقُولُ: وَ اللهِ إِنِّي كُنتُ لَكُمْ مُحِبّاً وَ إِنِّي كُنْتُ عَلَيْكُمْ مُحَامِيَا فَمَا ذَا لِي عِنْدَكُمْ؟
فَيَقُولُونَ: نُؤَدِّيكَ إِلَى حُفْرَتِكَ نُوَارِيكَ فِيهَا.
قَالَ: فَيَلْتَفِتُ إِلَى عَمَلِهِ.
فَيَقُولُ: وَ اللَّهِ! إِنِّي كُنْتُ فِيكَ لَزَاهِداً وَ إِنْ كُنْتَ عَلَيَّ لَتَقِيلاً فَمَا ذَا عِنْدَكَ؟
فَيَقُولُ: أَنَا قَرِينُكَ فِي قَبْرِكَ وَ يَوْمٍ نَشْرِكَ حَتَّى أُعْرَضَ أَنَا وَ أَنْتَ عَلَى رَبِّكَ.
قَالَ: فَإِنْ كَانَ لِلَّهِ وَلِيّاً أَتَاهُ أَطْيَبُ النَّاسِ ريحاً، وَأَحْسَنُهُمْ مَنْظَراً، وَ أَحْسَنُهُمْ رِيَاشاً.
فَقَالَ: أَبْشِرْ بِرَوْحِ وَ رَيْحَانٍ وَ جَنَّةِ نَعِيمٍ وَ مَقْدَمُكَ خَيْرُ مَقْدَمٍ.
فَيَقُولُ لَهُ: مَنْ أَنْتَ؟
آن گاه رو به فرزندان خود می کند و می گوید: به خدا سوگند که من شما را دوست می داشتم و از شما حمایت می کردم حال چه کاری برای من می توانید انجام دهید؟
می گویند: تو را به سوی گورت می بریم و در آن پنهان می سازیم.
سپس به سوی عملش روی می آورد و می گوید: به خدا سوگند که من نسبت به تو بی رغبت بودم و تو بر من سنگین بودی، تو برای من چه داری؟
می گوید: من در قبر و روزی که زنده شوی همراه تو هستم تا وقتی که من و تو بر پروردگارت عرضه شویم.
حضرتش در ادامه فرمود: اگر او ولی و دوست خدا باشد خوشبوترین نیکوترین و خوش پوش ترین مردم نزد او می آید و می گوید: مژده باد به تو راحتی عطر و بهشت با نعمت. آمدن تو بهترین آمدن است.
مؤمن به او می گوید: تو کیستی؟
ص: 518
فَيَقُولُ: أَنَا عَمَلُكَ الصَّالِحُ ارْتَحِلْ مِنَ الدُّنْيَا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِنَّهُ لَيَعْرِفُ غَاسِلَهُ وَ يُنَاشِدُ حَامِلَهُ أَنْ يُعَجِّلَهُ.
فَإِذَا أُدْخِلَ قَبْرَهُ أَتَاهُ مَلَكَ الْقَبْرِ يَجُرَّانِ أَشْعَارَهُمَا وَ يَخُدَّانِ الْأَرْضَ بِأَقْدَامِهِمَا أَصْوَاتُهُمَا كَالرَّعْدِ الْقَاصِفِ وَ أَبْصَارُهُمَا كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ، فَيَقُولَانِ لَهُ: مَنْ رَبُّكَ؟ وَ مَا دِينُكَ؟ وَ مَنْ نَبِيُّكَ؟
فَيَقُولُ: اللَّهُ رَبِّي، وَ دِينِي الْإِسْلَامُ، وَ نَبِيِّي مُحَمَّدٌ صلی الله علیه واله وسلم.
فَيَقُولَان لَهُ: ثَبَّتَكَ اللهُ فِيما تُحِبُّ وَ تَرْضَى، وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ: (يُثَبِّتُ اللَّهِ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الآخِرَةِ).
ثُمَّ يَفْسَحَانِ لَهُ فِي قَبْرِهِ مَدْ بَصَرِهِ، ثُمَّ يَفْتَحَانِ لَهُ بَاباً إِلَى الْجَنَّةِ.
او می گوید: من عمل صالح تو هستم! از دنیا به سوی بهشت کوچ کن.
مؤمن غسل دهنده خود را می شناسد و به حمل کنندۀ خود سوگند می دهد که در بردن او شتاب کند.
آن گاه که او در قبرش قرار داده شود دو فرشته نزد او می آیند که موهای بلند خود را می کشند و با قدم های خود زمین را می شکافند، آوازشان هم چون رعد غرنده و چشمانشان مانند برق خیره کننده است، به او می گویند: پروردگار تو کیست؟ دین تو چیست؟ و پیامبر تو کیست؟
می گوید: الله پروردگار من، اسلام دین من و محمد صلی الله علیه واله وسلم پیامبر من است.
به او می گویند: خداوند تو را به آن چه که دوست می داری و خوشنود می گردی ثابت و استوار گرداند و این همان قول خداوند متعال است که می فرماید: «خداوند کسانی را که ایمان آورده اند با گفتار ثابت در دنیا و جهان آخرت ثابت و استوار می گرداند».
تا جایی که چشم او کار می کند قبرش را وسعت داده و برای او دری به سوی بهشت می گشایند.
ص: 519
ثُمَّ يَقُولَانِ لَهُ: لَمْ قَرِيرَ الْعَيْنِ نَوْمَ الشَّابُ النَّاعِم فَإِنَّ اللهَ يَقُولُ: (أَصْحَابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلاً).
قَالَ: وَإِنْ كَانَ لِرَبِّهِ عَدُوّاً، فَإِنَّهُ يَأْتِيهِ أَقْبَحُ مَنْ خَلَقَ اللهُ زِيَّاً وَ رُؤْيَا وَ أَلتَنْهُ رِيحاً، فَيَقُولُ لَهُ: أَبْشِرْ بِنُزُلٍ مِنْ حَمِيمٍ وَ تَصْلِيَةِ جَحِيمِ، وَ إِنَّهُ لَيَعْرِفُ غَاسِلَهُ وَ يُنَاشِدُ حَمَلَتَهُ أَنْ يَحْبِسُوهُ.
فَإِذَا أُدْخِلَ الْقَبْرَ أَتَاهُ مُمْتَحِنَا الْقَبْرِ فَأَلْقَيَا عَنْهُ أَكْفَانَهُ، ثُمَّ يَقُولَانِ لَهُ: مَنْ رَبُّكَ؟ وَ مَا دِينُكَ؟ وَ مَنْ نَبِيُّكَ؟
فَيَقُولُ: لَا أَدْرِي.
فَيَقُولَان: لا دَرَيْتَ وَلا هَدَيْتَ.
فَيَضْرِبَانِ يَافُوحَهُ بِمِرْزَيَةٍ مَعَهُمَا ضَرْبَةٌ مَا خَلَقَ اللهُ مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا وَ تَذْعَرُ لَهَا مَا خَلَا الثَّقَلَيْنِ.
آن گاه به او می گویند: با روشنی چشم بخواب، هم چون خواب جوان نیکو حال، به راستی که خداوند متعال می فرماید: «اهل بهشت در چنین روزی در بهترین قرارگاه و نیکوترین آسایشگاه خواهند بود».
حضرتش فرمود: اگر (میت) دشمن پروردگار باشد، زشت ترین مخلوق خدا از نظر لباس و صورت و بدبوترین آنها به نزد او می آید و به او می گوید: مژده باد تو را به آب جوشان و وارد شدن در دوزخ، او نیز غسل دهندۀ خود را می شناسد و به بردارندگان خود سوگند می دهد که او را باز دارند و شتاب نکنند و چون او را وارد قبر نمایند، دو امتحان کننده به قبر او در آیند و کفن های او را کنار زنند و به او گویند پروردگار تو کیست؟ دین تو چیست؟ و پیامبر تو کیست؟ می گوید: نمی دانم.
پس آن ها گویند: ندانستی و هدایت نیافتی.
آن اه با عصای آهنین ضربه ای به جلوی سر او می زنند که همۀ آفریدگان - مگر جن و انس (که آن را نمی شنوند) - از اثر آن ضربه به وحشت می افتند.
ص: 520
ثُمَّ يَفْتَحَانِ لَهُ بَاباً إِلَى النَّارِ، ثُمَّ يَقُولَانِ لَهُ: نَمْ بِشَرِّ حَالٍ فِيهِ مِنَ الضَّيْقِ مِثْلُ مَا فِيهِ الْقَنَا مِنَ الرُّجٌ حَتَّى إِنَّ دِمَاغَهُ لَيَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ ظُفْرِهِ وَ لَحْمِهِ وَ يُسَلِّطُ اللَّهُ عَلَيْهِ حَيَّاتِ الْأَرْضِ وَ عَقَارِبَهَا وَ هَوَامَّهَا فَتَنْهَشُهُ حَتَّى يَبْعَثَهُ اللهُ مِنْ قَبْرِهِ، وَإِنَّهُ لَيَتَمَنَّى قِيَامَ السَّاعَةِ فِيما هُوَ فِيهِ مِنَ الشَّرِّ.
وَ قَالَ جَابِرٌ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه واله وسلم:
إِنِّي كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَى الْإِبِلِ وَ الْغَنَمِ وَ أَنَا أَرْعَاهَا وَ لَيْسَ مِنْ نَبِيَّ إِلَّا وَ قَدْ رَعَى الْغَنَمَ، وَ كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهَا قَبْلَ النُّبُوَّةِ وَ هِيَ مُتَمَكِّنةٌ في الْمَكِينَةِ مَا حَوْلَهَا شَيْءٌ يُهَيِّجُهَا حَتَّى تَذْعَرَ فَتَطِيرَ فَأَقُولُ: مَا هَذَا؟ وَأَعْجَبُ حَتَّى حَدَّثَنِي جَبْرَئِيلُ علیه السلام أَنَّ الْكَافِرَ يُضْرَبُ ضَرْبَةٌ مَا خَلَقَ اللَّهُ شَيْئاً إِلَّا سَمِعَهَا وَيَذْعَرُ لَهَا إِلَّا الثَّقَلَيْنِ.
فَقُلْتُ: ذَلِكَ لِضَرْبَةِ الْكَافِرِ، فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ.
آن گاه برای او دری به سوی دوزخ می گشایند به او گویند در بدترین حال از تنگی قبر بخواب قبر او در تنگی به سان جایی است که نیزه ها پیرامون او را فراگرفته اند تا جایی که مغز سر او از میان ناخن و گوشتش خارج شود و خداوند مارها، عقرب ها و حشرات زمین را بر او مسلط می گرداند او را نیش می زنند تا روزی که خداوند او را از قبرش بر می انگیزاند و او به سبب عذاب و شکنجه ای که می بیند آرزو می نماید که قیامت برپا شود.
جابر گوید: امام باقر علیه السلام می فرماید: پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
من پیش از نبوّتم چوپانی می کردم - که هر پیامبری چوپانی نموده است - به شتران و گوسفندان نظر می کردم که به آرامی مشغول چرا بودند و چیزی در اطراف آن ها نبود که آنها را به حرکت وا دارد. ناگاه می ترسیدند و رم می کردند.
می گفتم: این چیست و در شگفت بودم تا این که جبرئیل علیه السلام به من گفت: هنگامی که کافری در قبر مورد ضرب قرار می گیرد همه مخلوقات خداوند که این صدا را می شنوند به وحشت می افتند - جز جن و انس -.
گفتم: این وحشت، از زدن کافر است، به خداوند از عذاب قبر پناه می بریم.
ص: 521
2- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام، وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:
إِذَا حُمِلَ عَدُوٌّ اللَّهِ إِلَى قَبْرِهِ نَادَى حَمَلَتَهُ: أَلا تَسْمَعُونَ يَا إِخْوَتَاهُ أَنِّي أَشْكُو إِلَيْكُمْ مَا وَقَعَ فِيهِ أَخُوكُمُ الشَّقِيُّ، أَنَّ عَدُوَّ اللَّهِ خَدَعَنِي فَأَوْرَدَنِي ثُمَّ لَمْ يُصْدِرْنِي وَ أَقْسَمَ لِى أَنَّهُ نَاصِحٌ لِى فَغَشْنِي وَأَشْكُو إِلَيْكُمْ دُنْيَا غَرَّتْنِي حَتَّى إِذَا اطْمَأْنَنْتُ إِلَيْهَا صَرَعَتْنِي، وَ أَشْكُو إِلَيْكُمْ أَخِلاءَ الْهَوَى مَنَّوْنِي، ثُمَّ تَبَرَّءُوا مِنِّي وَ خَذَلُونِي.
وَأَشْكُو إِلَيْكُمْ أَوْلَاداً حَمَيْتُ عَنْهُمْ وَآثَرْتُهُمْ عَلَى نَفْسِي، فَأَكَلُوا مَالِي وَ أَسْلَمُونِي وَ أَشْكُو إِلَيْكُمْ مَالاً مَنَعْتُ مِنْهُ حَقَّ اللهِ، فَكَانَ وَبَالُهُ عَلَيَّ وَ كَانَ نَفْعُهُ لِغَيْرِي وَ أَشْكُو إِلَيْكُمْ دَاراً أَنْفَقْتُ عَلَيْهَا حَرِيبَتِي وَ صَارَ سَاكِنُهَا غَيْرِي.
2- جابر بن عبدالله گوید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
چون دشمن خدا به سوی قبرش برده می شود بر حمل کنندگان خود ندا می کند: آیا نمی شنوید؟ ای برادرانم! من به شما از آن چیزی که برادر بدبخت شما در آن افتاده است شکوه می کنم همانا دشمن خداوند (یعنی شیطان) مرا فریب داد و وارد (گناه و موارد آن کرد) و از آن خارج نساخت و برایم سوگند یاد کرد که خیر خواه من است، اما خیانت کرد. به شما شکایت دارم از دنیایی که مرا فریب داد تا جایی که به او اطمینان کردم و او مرا بر زمین زد، به شما شکایت دارم از دوستانی که به خاطر هوای نفس با ایشان بودم به من انعام کردند ولی پس از آن از من دوری کرده و مرا خوار نمودند.
به شما شکایت دارم از فرزندانی که حمایتشان کردم و آنها را بر خود مقدم داشتم ولی آنها مال مرا خوردند و مرا واگذاردند، به شما شکایت دارم از مالی که حق خدا را از آن ندادم و اکنون گناه آن بر من و سود آن برای دیگری است، به شما شکایت دارم از خانه ای که اندوخته خود را برای ساختن آن مصرف کردم و اکنون کسانی غیر از من ساکن آن هستند.
ص: 522
وَ أَشْكُو إِلَيْكُمْ طُولَ النَّوَاءِ فِي قَبْرِي يُنَادِي أَنَا بَيْتُ الدود أنا بَيْتُ الظُّلمة و الْوَحْشَةِ وَالضَّيْقِ.
يَا إِخْوَتَاهُ فَاحْبِسُونِي مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاحْذَرُوا مِثْلَ مَا لَقِيتُ، فَإِنِّي قَدْ بُشِّرْتُ بالنار و بالذل والصَّغَارِ وَغَضَب الْعَزيزِ الْجَبَّارِ.
وَا حَسْرَتَاهُ عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللهِ، وَ يَا طُولَ عَوْلَتَاهُ فَمَا لِي مِنْ شَفِيع يُطَاعُ وَلَا صَدِيقٍ يَرْحَمُنِي، فَلَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام مِثْلَهُ وَ زَادَ فِيهِ:
فَمَا يَفْتُرُ يُنَادِي حَتَّى يُدْخَلَ قَبْرَهُ، فَإِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ رُدَّتِ الرُّوحُ فِي جَسَدِهِ وَجَاءَهُ مَلَكَا الْقَبْرِ فَامْتَحَنَاهُ.
قَالَ: وَكَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام يَبْكِي إِذَا ذَكَرَ هَذَا الْحَدِيثَ.
به شما شکایت دارم از بسیار ماندن در قبری که ندا سر می دهد: من خانه کرم، خانه تاریک، تنگ و تنهایی هستم.
ای برادران من! الحظاتی که می توانید مرا نگاه دارید و بترسید از آن چه که من به آن رسیدم به راستی که من با آتش و خواری همیشگی و خشم و غضب پروردگار مژده داده شده ام.
اندوه و پشیمانی بر من که در اطاعت خداوند کوتاهی کردم و وای از بسیار ماندنم در دوزخ مرا هیچ شفیعی نیست که شفاعتش قبول شود نه دوستی که بر من رحم کند و اگر مرا بازگشتی به دنیا بود، از مؤمنان می شدم.
3- نظیر همین روایت را جابر از امام باقر علیه السلام نقل می کند و در آن می افزاید:
هم چنان فریاد می زند تا این که وارد قبر می شود و چون وارد قبر خود می شود روح به او باز گردانده می شود و دو فرشته به قبرش می آیند و او را امتحان می کنند.
جابر گوید: هرگاه امام باقر علیه السلام به یاد این حدیث می افتاد، گریه می کرد.
ص: 523
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام:
مَا نَدْرِي كَيْفَ نَصْنَعُ بِالنَّاسِ إِنْ حَدَّثْنَاهُمْ بِمَا سَمِعْنَا مِنْ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم ضحِكُوا، وَإِن سَكَتْنَا لَمْ يَسَعْنَا.
قَالَ: فَقَالَ ضَمْرَةُ بْنُ مَعْبَدٍ: حَدِّثْنَا.
فَقالَ: هَلْ تَدْرُونَ مَا يَقُولُ عَدُوٌّ اللَّهِ إِذَا حُمِلَ عَلَى سَرِيرِهِ؟
قَالَ: فَقُلْنَا: لا.
قَالَ: فَإِنَّهُ يَقُولُ لِحَمَلَتِهِ: أَلا تَسْمَعُونَ أَنِّي أَشْكُو إِلَيْكُمْ عَدُوَّ اللَّهِ خَدَعَنِي وَ أَوْ رَدَنِي ثُمَّ لَمْ يُصْدِرْنِي وَأَشْكُو إِلَيْكُمْ إِخْوَانًا وَاخَيْتُهُمْ فَخَذَلُونِي وَأَشْكُو إِلَيْكُمْ أَوْلَاداً حَامَيْتُ عَنْهُمْ فَخَذَلُونِي وَأَشْكُو إِلَيْكُمْ دَاراً أَنْفَقْتُ فِيهَا حَرِيبَتِي فَصَارَ سكانها غَيْرِي، فَارْفَقُوا بي وَتَسْتَعْجِلُوا.
4- جابر گوید: امام سجادعلیه السلام فرمود:
نمی دانیم با مردم چه کنیم؟ اگر به آنان از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم حدیث نقل کنیم، می خندند و اگر ساکت بمانیم بر ما جایز نیست.
جابر گوید: ضمرة بن معبد گفت: برای ما حدیث بفرمایید.
آن حضرت فرمود: آیا می دانید هنگامی که جنازه دشمن خدا برداشته می شود چه می گوید؟
گفتیم: نه.
فرمود: او به حمل کنندگان خود می گوید: آیا نمی شنوید که من به شما از دشمن خدا (شیطان) شکوه دارم که مرا فریب داد و مرا در گناه و نافرمانی وارد کرد و از آن خارج نساخت.
و شکایت دارم از برادرانی که با ایشان برادری کردم ولی مرا واگذاردند.
و شکایت دارم از فرزندانی که از ایشان حمایت کردم ولی مرا رها کردند.
و شکایت دارم از خانه ای که اندوخته خود را صرف آن کردم، ولی دیگری در آن مسکن گزید پس با من مدارا کنید و شتاب روا مدارید.
ص: 524
قَالَ: فَقَالَ ضَمْرَةُ: يَا أَبَا الْحَسَنِ إِنْ كَانَ هَذَا يَتَكَلَّمُ بِهَذَا الكلام يُوشِكُ أَن يَيب عَلَى أَعْنَاقِ الَّذِينَ يَحْمِلُونَهُ.
قَالَ: فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام: اَللَّهُمَّ إِنْ كَانَ ضَمْرَةُ هَزِئَ مِنْ حَدِيثِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم فَخُذْهُ أَخْذَةَ أَسَفٍ.
قَالَ: فَمَكَثَ أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ مَاتَ فَحَضَرَهُ مَوْلًى لَهُ.
قَالَ: فَلَمَّا دُفِنَ أَتَى عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام، فَجَلَسَ إِلَيْهِ. فَقَالَ لَهُ: مِنْ أَيْنَ جِئْتَ يَا فلان؟
قَالَ: مِنْ جِنَازَةِ ضَمْرَةَ فَوَضَعْتُ وَجْهِي عَلَيْهِ حِينَ سُويَ عَلَيْهِ، فَسَمِعْتُ صَوْتَهُ - وَ اللهِ أَعْرِفُهُ كَمَا كُنْتُ أَعْرِفُهُ وَ هُوَ حَيٍّ - يَقُولُ: وَيْلَكَ يَا ضَمْرَةَ بْنَ مَعْبَدٍ الْيَوْمَ خَذَلَكَ كُلُّ خَلِيلٍ وَ صَارَ مَصِيرُكَ إِلَى الْجَحِيم فِيهَا مَسْكَنكَ وَمَبِيتُكَ وَ الْمَقِيلُ.
قَالَ: فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام: أَسْأَلُ اللهَ الْعَافِيَةَ، هَذَا جَزَاءُ مَنْ يَهْزَأُ مِنْ حَدِيثِ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم.
ضمره (به استهزا) گفت: ای ابا الحسن! اگر این شخص که چنین سخن می گوید، بیم آن می رود که بر گُرده بردارندگان خود بجهد؟!
امام سجاد علیه السلام فرمود: بار خدایا! اگر ضمره حدیث رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم را استهزا کرد، جان او را با خشم و غضب بگیر. جابر گوید: ضمره چهل روز درنگ کرد سپس مُرد، دوست او به هنگام دفنش حاضر بود و هنگامی که دفن شد نزد امام سجاد علیه السلام آمد و نشست. حضرت به او فرمود: فلانی از کجا آمده ای؟
گفت: از سر جنازه ضمره، وقتی که خاک بر او هموار شد صورت خود را بر قبر او گذاردم و صدای او را شنیدم - به خدا سوگند آن صدا را شناختم، هم چنان چه در زمان حیاتش می شناختم - که می گفت: وای بر تو ای ضمره بن معبد، دوستانت تو را واگذاردند و بازگشت تو به سوی آتش دوزخ است که مسکن تو و جای خواب شب و روزت در آن جا خواهد بود.
امام سجاد علیه السلام فرمود: از خداوند عافیت می طلبم این سزای کسی است که حدیث رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم را استهزا کند.
ص: 525
(88)
بَابُ الْمَسْأَلَةِ فِي الْقَبْرِ وَ مَنْ يُسْأَلُ وَ مَنْ لَا يُسْأَلُ.
1- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بَكْرِ الْحَضْرَمِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام:
لا يُسْأَلُ فِي الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الإِيمَانَ مَحْضَاً، أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضَاً وَالآخَرُونَ يُلْهَوْنَ عَنْهُمْ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّمَا يُسْأَلُ فِي قَبْرِهِ مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضَاً، وَ الْكُفْرَ مَحْضَاً، وَأَمَّا مَا سِوَى ذَلِكَ فَيُلْهَى عَنْهُمْ.
1- ابوبکر حضر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
فقط کسی که ایمان خالص و یا کفر خالص داشته باشد مورد پرسش واقع می شود و دیگران را به حال خود واگذارند.
2- عبدالله بن سنان نیز مضمون همین حدیث را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.
ص: 526
3- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّمَا يُسْأَلُ فِي قَبْرِهِ مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضَاً، وَ الْكُفْرَ مَحْضَاً، وَأَمَّا مَا سِوَى ذَلِكَ فَيُلْهَى عَنْهُ .
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ مُسْلِمٍ قَالَ و عَبْدِ الله علیه السلام :
لا يُسْأَلُ فِي الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضَاً، أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضَاً.
5- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام : يُسْأَلُ وَهُوَ مَضْغُوطٌ.
3- ابن بکیر نیز مضمون همین حدیث را از امام باقر علیه السلام نقل می کند.
4- محمد بن مسلم نیز مضمون همین حدیث را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.
5- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
گاهی میت در حالی مورد پرسش قرار می گیرد که قبر او را فشار می دهد.
ص: 527
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَيُفْلِتُ مِنْ ضَعْطَةِ الْقَبْرِ أَحَدٌ؟
قَالَ: فَقَالَ: نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهَا مَا أَقَلَّ مَنْ يُفْلِتُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ ؟! إِنَّ رُقَيَّةَ لَمَّا قَتَلَهَا عُثْمَانُ وَقَفَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى قَبْرِهَا، فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَدَمَعَتْ عَيْنَاهُ وَ قَالَ لِلنَّاسِ: إِنِّي ذَكَرْتُ هَذِهِ وَ مَا لَقِيَتْ فَرَقَقْتُ لَهَا وَ اسْتَوْهَبْتُهَا مِنْ ضَمَّةِ الْقَبْرِ.
قَالَ: فَقَالَ: اللَّهُم هَبْ لِي رُقَيَّةَ مِنْ ضَمَّةِ الْقَبْرِ فَوَهَبَهَا اللهُ لَهُ.
قَالَ: وَ إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم خَرَجَ فِي جِنَازَةِ سَعْدٍ وَ قَدْ شَيَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ، فَرَفَعَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ. ثُمَّ قَالَ: مِثْلُ سَعْدٍ يُضَمُّ؟
6- أبو بصیر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا کسی از فشار قبر رها می شود؟
فرمود: از آن به خدا پناه می بریم چه اندکند کسانی که از فشار قبر رها می شوند؟! هنگامی که رقیه (دختر پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم) را عثمان کشت، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در کنار قبرش ایستاد و سرخود را به آسمان بلند کرد و درحالی که از چشمان مبارکش اشک جاری بود به مردم فرمود: من به یاد این دختر افتادم و به خاطر آزاری که (از شوهرش) به او رسید بر او رقت می کنم و اشک می ریزم و بخشش او را از فشار قبر خواستارم.
سپس خطاب به خداوند عرضه داشت: بار خدایا! رقیه را به خاطر من از فشار قبر ببخش.
سپس پس خداوند رقیه را به خاطر پیامبر بخشید.
حضرتش فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم با جنازه سعد بن معاذ همراه شد، درحالی که هفتاد هزار فرشته او را تشییع می کردند.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم سر خود را به آسمان بلند کرد سپس فرمود: آیا فردی هم چو سعد فشار قبر خواهد داشت؟!
ص: 528
قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّا نُحَدِّثُ أَنَّهُ كَانَ يَسْتَخِفُ بِالْبَوْلِ.
فَقالَ: مَعَاذَ اللَّهِ، إِنَّمَا كَانَ مِنْ زَعَارَةٍ فِي خُلْقِهِ عَلَى أَهْلِهِ.
قَالَ: فَقَالَتْ أُمُّ سَعْدٍ: هَنِيئًا لَكَ يَا سَعْدُ!
قَالَ: فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا أُمَّ سَعْدِ! لَا تَحْتِمِي عَلَى اللَّهِ.
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَشِيرِ الدَّهَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
یجیُء الْمَلَكَانِ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ إِلَى الْمَيِّتِ حِينَ يُدْفَنُ أَصْوَاتُهُمَا كَالرَّعْدِ الْقَاصِفِ وَأَبْصَارُهُمَا كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ يَخُطَّانِ الْأَرْضَ بِأَنْيَابِهِمَا وَ يَطَنَانِ فِي شُعُورِهِمَا فَيَسْأَلان الْمَيِّتَ مَنْ رَبُّكَ؟ وَ مَا دِينُكَ؟
قَالَ: فَإِذَا كَانَ مُؤْمِناً قَالَ: اللَّهُ رَبِّي، وَ دِينِيَ الْإِسْلَامُ.
ابو بصیر گوید عرض کردم قربانت گردم به ما گفته اند که او از نجاست بول به قدر لازم اجتناب نمی کرد.
فرمود: به خدا پناه می برم (نه) بلکه او به خاطر کج خلقی که با خانواده اش داشت به فشار قبر مبتلا شد.
حضرتش فرمود: مادر سعد در آن حال گفت: ای سعد! بر تو گوارا باد!.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به او فرمود: ای مادر سعد! بر خدا (فشار قبر سعد را) واجب مگردان.
8- بشیر دهان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
وقتی که میت دفن می شود دو فرشته منکر و نکیر نزد او می آیند. صدای ایشان مانند رعد غرّنده و چشمانشان همانند برق خیره کننده است. زمین را با دندان های خود می شکافند و بر موهای خود قدم می گذارند و از میت میپ رسند پرودگار تو کیست؟ دین تو چیست؟
اگر مؤمن باشد می گوید: الله پروردگار من است و اسلام دین من است.
ص: 529
فَيَقُولَانِ لَهُ: مَا تَقُولُ فِى هَذَا الرَّجُلِ الَّذِي خَرَجَ بَيْنَ ظَهْرَاتَيْكُمْ؟
فَيَقُولُ: أَعَنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم تَسْأَلَانِي؟
فَيَقُولَانِ لَهُ: تَشْهَدُ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.
فَيَقُولُ: أَشْهَدُ أَنَّهُ رَسُولُ الله.
فَيَقُولان له: لم نؤمةٌ لا حُلُمَ فِيهَا.
وَ يُفْسَحُ لَهُ فِي قَبْرِهِ تِسْعَةَ أَذْرُعٍ وَيُفْتَحُ لَهُ بَاب إِلَى الْجَنَّةِ وَيَرَى مَقْعَدَهُ فِيهَا.
وَ إِذَا كَانَ الرَّجُلُ كَافِراً دَخَلَا عَلَيْهِ وَ أُقِيمَ الشَّيْطَانُ بَيْنَ يَدَيْهِ عَيْنَاهُ مِنْ نُحَاسٍ فَيَقُولَانِ لَهُ: مَنْ رَبُّكَ؟ وَ مَا دِينُكَ؟ وَ مَا تَقُولُ فِي هَذَا الرَّجُلِ الَّذِي قَدْ خَرَجَ مِنْ بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ؟
فَيَقُولُ: أَدْري.
به او می گویند: چه می گویی درباره این مردی که از بین پیشینیان شما بیرون آمد ادعای نبوّت کرد؟
می گوید: آیا از محمد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم از من می پرسید؟
می گویند: آیا گواهی می دهی که او رسول خداست؟
می گوید: گواهی می دهم که او رسول خداست.
پس به او می گویند: بخواب به خوابی که تا روز رستاخیز نعمت آن بریده نخواهد شد.
آن گاه قبر او نه ذراع فراخ می شود و دری از آن به سوی بهشت باز می شود و جای خود را در آن می بیند.
اما اگر آن شخص کافر باشد، آن دو فرشته بر او وارد می شوند و شیطان در مقابل او واداشته می شود که دو چشم او از مس گداخته است پس به او می گویند پروردگار تو کیست؟ دین تو چیست؟ و چه می گویی درباره این مردی که از بین پیشینیان شما بیرون آمد و ادعای نبوّت کرد؟
می گوید: نمی دانم.
ص: 530
فَيُخَلِّيَانِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الشَّيْطَانِ فَيُسَلِّطْ عَلَيْهِ فِي قَبْرِهِ تِسْعَةٌ وَ تِسْعِينَ تِنِّينَا، لَوْ أَنَّ ينيناً واحداً مِنْهَا نَفَخَ فِي الْأَرْضِ مَا أَثْبَتَتْ شَجَراً أبداً، وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى النَّارِ، وَيَرَى مَقْعَدَهُ فِيهَا.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيُّ قَالَ: قُلْتُ لأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: أَصْلَحَكَ اللَّهُ مَنِ الْمَسْئُولُونَ فِي قُبُورِهِمْ؟
قَالَ: مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ وَ مَنْ مَحَضَ الْكُفْرَ.
قَالَ: قُلْتُ: فَبَقِيَّةُ هَذَا الْخَلْقِ؟
قَالَ: يُلْهَى وَاللهِ عَنْهُمْ مَا يُعْبَأُ بهم.
قَالَ: قُلْتُ: وَ عَمَّ يُسْأَلُونَ؟
پس او را با شیطان وا می گذارند و نودو نه مار بزرگ بر او مسلط می شوند که اگر یکی از آن مارها در زمین بدمد هیچ گیاهی در زمین نمی روید و از قبر او دری به سوی دوزخ گشوده می شود که جای خود را در آن می بیند.
8- ابو بكر حضر می گوید: خدمت امام باقر علیه السلام عرض کردم: خداوند کارهای شما را اصلاح کند از چه کسانی در قبر سؤال می شود؟
فرمود: کسی که ایمان خالص و کسی که کفر خالص داشته باشد.
گفتم: پس باقی این مردم چه؟
فرمود: به خدا سوگند که آنها به حال خود وا گذاشته می شوند و نسبت به آنان اعتنایی نمی شود.
گفتم: از چیزی پرسیده می شود؟
ص: 531
قَالَ: عَنِ الْحُجَّةِ الْقَائِمَةِ بَيْنَ أَظْهَرَكُمْ، فَيُقَالُ لِلْمُؤْمِنِ: مَا تَقُولُ فِي فُلَانِ بْن فُلَانِ؟
فَيَقُولُ: ذَاكَ إِمَامِي.
فَيُقَالُ: نَمْ أَنَامَ اللَّهُ عَيْنَكَ.
وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ مِنَ الْجَنَّةِ فَمَا يَزَالُ يُنْحِفُهُ مِنْ رَوْحِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
وَ يُقَالُ لِلْكَافِرِ: مَا تَقُولُ فِي فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ؟
قَالَ: فَيَقُولُ: قَدْ سَمِعْتُ بِهِ وَ مَا أَدْرِي مَا هُوَ؟
فَيُقَالُ لَهُ: لا دَرَيْتَ.
قَالَ: وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ مِنَ النَّارِ، فَلَا يَزَالُ يُنْحِفُهُ مِنْ حَرِّهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ الْأَشْعَثِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: يُسْأَلُ الرَّجُلُ فِي قَبْرِهِ، فَإِذَا أَثْبَتَ فُسِحَ لَهُ فِي قَبْرِهِ سَبْعَةَ أَذْرُعٍ وَ فُتِحَ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّةِ، وَ قِيلَ لَهُ: نَمْ نَوْمَةَ الْعَرُوسِ قَرِيرَ الْعَيْنِ.
فرمود: از حجت (یعنی از امام به حق) که در بین شما پا برجا است. پس به مؤمن گفته می شود چه می گویی درباره فلانی پسر فلانی (علی بن ابی طالب علیه السلام)؟
می گویید او امام من است.
به او گفته می شود بخواب که خداوند چشم تو را بخواباند.
برای او دری از بهشت گشوده می شود که همیشه آرامش و راحتی بهشت را تا روز قیامت به او هدیه می دهد.
و به کافر گفته می شود چه می گویی درباره فلانی پسر فلانی؟
می گوید: دربارۀ او چیزهایی شنیده ام اما نمی دانم که او کیست؟
به او گفته می شود و هرگز نخواهی دانست.
سپس دری از دوزخ برایش گشوده می شود که همواره تا روز قیامت از گرمی آتش به او ارمغان می دهد.
9- جمیل از عمرو بن اشعث روایت می کند که گوید از امام صادق علیه السلام شنید که می فرمود:
از میت در قبر سؤال می شود اگر او (امام خود) را خوب شناخت، قبر او هفت ذراع فراخ می شود و برای او دری به سوی بهشت گشوده می شود و به او گفته می شود بخواب هم چو عروسی که با چشم روشنی می خوابد.
ص: 532
10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
إِذَا وُضِعَ الرَّجُلُ فِي قَبْرِهِ أَتَاهُ مَلَكَانِ مَلكَ عَنْ يَمِينِهِ وَ مَلَكَ عَنْ يَسَارِهِ وَ أُقِيمَ و الشَّيْطَانُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ عَيْنَاهُ مِنْ نُحَاسٍ، فَيُقَالُ لَهُ: كَيْفَ تَقُولُ فِي الرَّجُلِ الَّذِي كَانَ بَيْنَ ظَهرَاتَيْكُمْ؟
قَالَ: فَيَفْرَحُ لَهُ فَرْعَةً، فَيَقُولُ إِذَا كَانَ مُؤْمِنَا: أَ عَنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم تَسْأَلَاتِي؟
فَيَقُولَانِ لَهُ: نَمْ نَوْمَةٌ لا حُلُمَ فِيهَا، وَ يُفْسَحُ لَهُ فِي قَبْرِهِ تِسْعَةُ أَذْرُعٍ وَ يَرَى مَقْعَدَهُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ: (ثَبِّتُ اللَّهِ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ).
وَإِذَا كَانَ كَافِرًا قَالَا لَهُ مَنْ هَذَا الرَّجُلُ الَّذِي خَرَجَ بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ؟
فَيَقُولُ: لَا أَدْرِي.
فَيُخَلِّيَان بَيْنَهُ وَبَيْنَ الشَّيْطَانِ.
10- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
هرگاه میت در قبر گذارده شود دو فرشته - یکی از سمت راست و دیگری از جانب چپش - نزد او می آیند و شیطان در مقابل دو چشم او واداشته می شود که دیدگانش از مس گداخته است به او گفته می شود چه می گویی درباره آن مردی از بین پیشینیان شما بیرون آمد (و ادعای نبوّت کرد)؟
او وحشت زده می شود اگر مؤمن باشد می گوید: آیا از محمّد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم از من می پرسید؟
به او می گویند: بخواب به خوابی که نعمت آن بریده شدنی نیست و قبر او نه ذراع گشاده می شود و جای خود را در بهشت می بیند و این همان گفتار خداوند متعال است که (يثبت الله الّذين آمَنوا بالقَولِ الثَّابِتِ فِي الحياةِ الدُّنيا و في الآخره).
و اگر آن شخص کافر باشد به او می گویند این مرد کیست که از بین پیشینیان شما (به پیامبری) بیرون آمد؟
می گوید: نمیدانم پس او را با شیطان وا می گذارند.
ص: 533
11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَالَ:
يُقَالُ لِلْمُؤْمِنِ فِي قَبْرِهِ: مَنْ رَبُّكَ؟
قَالَ: فَيَقُولُ: الله.
فَيُقَالُ لَهُ: مَا دِينُكَ؟
فَيَقُولُ: الإسْلامُ.
فَيُقَالُ لَهُ: مَنْ نَبِيُّكَ؟
فَيَقُولُ: مُحَمَّدٌ.
فَيُقَالُ: مَنْ إِمَامُكَ؟
فَيَقُولُ: فُلَانٌ.
فَيُقَالُ: كَيْفَ عَلِمْتَ بِذَلِكَ؟
فَيَقُولُ أَمْرٌ: هَدَانِي اللهُ لَهُ وَثَبتني عَلَيْهِ.
11- راوی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:
به شخص مؤمن در قبرش گفته می شود پروردگار تو کیست؟
می گوید: الله.
به او گفته می شود: دین تو چیست؟
می گوید: اسلام.
به او گفته می شود: پیامبر تو کیست؟
می گوید: محمد صلی الله علیه واله وسلم.
به او گفته می شود: امام تو کیست؟
می گوید: فلانی (علی علیه السلام).
به او گفته می شود چگونه آن را دانستی؟
می گوید: موضوعی است که خداوند مرا به آن هدایت فرمود و بر آن ثابت گردانید.
ص: 534
فَيُقَالُ لَهُ: نَمْ نَوْمَةٌ لَا حُلُمَ فِيهَا نَوْمَةَ الْعَرُوسِ.
ثُمَّ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّةِ، فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْ رَوْحِهَا وَ رَيْحَانِهَا.
فَيَقُولُ: يَا رَبِّ عَجُلْ قِيَامَ السَّاعَةِ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى أَهْلِي وَ مَالِي.
وَ يُقَالُ لِلْكَافِرِ: مَنْ رَبُّكَ؟
فَيَقُولُ: الله.
فَيُقَالُ: مَنْ نَبِيُّكَ؟
فَيَقُولُ: مُحَمَّدٌ.
فَيُقَالُ: مَا دِينُكَ؟
فَيَقُولُ: الْإِسْلامُ.
فَيُقَالُ: مِنْ أَيْنَ عَلِمْتَ ذَلِكَ؟
فَيَقُولُ: سَمِعْتُ النَّاسَ يَقُولُونَ فَقُلْتُهُ.
پس به او گفته می شود بخواب به آن خوابی که نعمت آن بریده نمی شود؛ هم چون خوابیدن عروس.
سپس برای او دری از بهشت باز می شود که از آن رفاه و بوی خوش به او می رسد. پس می گوید: ای پروردگار من! در برپا داشتن قیامت شتاب کن تا شاید من به سوی خانواده خود و آن چه برایم مهیا شده بازگردم.
و به کافر گفته می شود: پروردگار تو کیست؟
می گوید: الله.
گفته می شود دین تو چیست؟
می گوید: اسلام
پس گفته می شود از کجا آن را دانستی؟
پاسخ می دهد از مردم شنیدم که چنین می گویند من نیز آن را گفتم.
ص: 535
فَيَضْرِبَائِهِ بِمِرْزَبَةٍ لَوِ اجْتَمَعَ عَلَيْهَا الثَّقَلانِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ لَمْ يُطِيقُوهَا.
قَالَ: فَيَذُوبُ كَمَا يَذُوبُ الرَّصَاصُ، ثُمَّ يُعِيدَانِ فِيهِ الرُّوحَ فَيُوضَعُ قَلْبُهُ بَيْنَ لَوْحَيْن مِنْ نَارِ، فَيَقُولُ: يَا رَبِّ أَخْرْ قِيَامَ السَّاعَةِ.
12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أُخْرِجَ مِنْ بَيْتِهِ شَيَّعَتْهُ الْمَلَائِكَةُ إِلَى قَبْرِهِ يَزْدَحِمُونَ عَلَيْهِ حَتَّى إِذَا انْتَهَى بِهِ إِلَى قَبْرِهِ.
قَالَتْ لَهُ الْأَرْضُ : مَرْحَباً بِكَ وَ أَهْلاً أَمَا وَاللهِ لَقَدْ كُنْتُ أُحِبُّ أَنْ يَمْشِيَ عَلَيَّ مِثْلُكَ لَتَرَيَنَّ مَا أَصْنَعُ بِكَ فَتَوَسَّعُ لَهُ مَدَّ بَصَرِهِ وَ يَدْخُلُ عَلَيْهِ فِي قَبْرِهِ مَلَكَا الْقَبْرِ وَهُمَا فَعِيدَا الْقَبْرِ مُنْكَرُ وَ نَكِيرٌ فَيُلْقِيَانِ فِيهِ الرُّوحَ إِلَى حَفْوَيْهِ فَيُقْعِدَانِهِ وَ يَسْأَلَانِهِ.
فَيَقُولَانِ لَهُ: مَنْ رَبُّكَ؟
بر او با گرزی آهنین ضربه ای می زنند که اگر جن و انس جمع شوند، طاقت ضربه آن را نخواهند داشت پس بدن او آب می شود همان طوری که سرب آب می شود. سپس روح او را باز می گردانند و قلب او میان دو صفحه آتشین گذاشته می شود. او می گوید پروردگارا! برپایی رستاخیز را به تأخیر انداز.
12- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هنگامی که جنازه مؤمن از خانه اش بیرون آورده می شود فرشتگان بسیاری او را تا قبرش تشییع می کنند و هنگامی که او را به قبرش می رسانند زمین به او می گوید: خوش آمدی آفرین بر تو به خدا سوگند که من دوست می داشتم کسی همانند تو بر روی من راه برود و خواهی دید که با تو چگونه رفتار خواهم کرد.
پس به اندازه ای که چشم او کار می کند قبرش فراخ می شود و دو فرشته - که همان دو همنشین قبر، منکر و نکیر - هستند بر او وارد می شوند و روح او را تا کمرش باز می گردانند و می نشانند و از او می پرسند و می گویند: پروردگار تو کیست؟
ص: 536
فيَقُولُ: الله
فَيَقُولَانِ: مَا دِينُكَ؟
فَيَقُولُ: الْإِسْلَامُ
فَيَقُولَان وَ مَنْ نَبِيِّكَ؟
فَيَقُولُ: مُحَمَّدٌ.
فَيَقُولَانِ: وَ مَنْ إِمَامُكَ؟
فَيَقُولُ: فُلَانٌ.
قَالَ: فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ: صَدَقَ عَبْدِي افْرُشُوا لَهُ فِي قَبْرِهِ مِنَ الْجَنَّةِ، وَ افْتَحُوا لَهُ فِي قَبْرِهِ بَاباً إِلَى الْجَنَّةِ، وَ أَلْبِسُوهُ مِنْ ثِيَابِ الْجَنَّةِ حَتَّى يَأْتِيَنَا وَ مَا عِنْدَنَا خَيْرٌ لَهُ.
ثُمَّ يُقَالُ لَهُ: لَمْ نَوْمَةً عَرُوسِ، لَمْ نَوْمَةً لَا حُلُمَ فِيهَا.
می گوید: الله.
می گویند: دین تو چیست؟
می گوید: اسلام.
می گویند: پیامبر تو کیست؟
می گوید: محمد صلی الله علیه واله وسلم.
می گویند: امام تو کیست؟
می گوید: فلانی
سپس منادی از آسمان ندا می کند بندهٔ من راست گفت: قبر او را از فرش های بهشتی بگسترانید و برای او دری به سوی بهشت باز کنید و از لباس های بهشتی بر او بپوشانید تا نزد ما آید؛ زیرا آن چه که در نزد ماست برای او بهتر است.
سپس به او گفته می شود: بخواب هم چون خواب عروس آن خوابی که نعمت آن پایان یافتنی نیست.
ص: 537
قَالَ: وَ إِنْ كَانَ كَافِراً خَرَجَتِ الْمَلَائِكَةُ تُشَيِّعُهُ إِلَى قَبْرِهِ تَلْعَنُونَهُ حَتَّى إِذَا انْتَهَى بِهِ إِلَى قَبْرِهِ.
قَالَتْ لَهُ الْأَرْضُ: لا مَرْحَباً بِكَ، وَلا أَهْلاً أَمَا وَ اللهِ لَقَدْ كُنْتُ أَبْغِضُ أَنْ يَمْشِيَ عَلَيَّ مِثْلُكَ لا جَرَمَ لَتَرَيَنَّ مَا أَصْنَعُ بِكَ الْيَوْمَ فَتَضِيقُ عَلَيْهِ حَتَّى تَلْتَقِيَ جَوَانِحُهُ.
قَالَ: ثُمَّ يَدْخُلُ عَلَيْهِ مَلَكَا الْقَبْرِ وَ هُمَا قَعِيدَا الْقَبْرِ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ.
قَالَ أَبُو بَصِيرٍ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَدْخُلَانِ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ الْكَافِرِ فِي صُورَةِ وَاحِدَةٍ؟
فَقالَ: لا.
قَالَ: فَيُقْعِدَانِهِ وَ يُلْقِيَانِ فِيهِ الرُّوحَ إِلَى حَقْوَيْهِ فَيَقُولَانِ لَهُ: مَنْ رَبُّكَ؟
فَيَتَلَجْلَجُ وَ يَقُولُ: قَدْ سَمِعْتُ النَّاسَ يَقُولُونَ.
فَيَقُولَانِ لَهُ: لا دَرَيْتَ.
وَ يَقُولَانِ لَهُ: مَا دِينُكَ؟
و اگر میت کافر باشد فرشتگان بیرون می آیند و او را تا قبرش تشییع و لعن می کنند، هنگامی که به قبرش می رسانند زمین به او می گوید: خوش نیامدی که به خدا سوگند! دشمن می داشتم کسی همانند تو بر روی من راه برود و خواهی دید که امروز با تو چگونه رفتار خواهم کرد.
آن چنان قبر را بر او تنگ می کند که استخوان های سینه اش به یکدیگر می رسند. آن گاه دو فرشته که همان دو همنشین قبر، منکر و نکیرند بر او وارد می شوند.
ابو بصیر به امام علیه السلام عرض کرد: قربانت گردم! آیا آن دو فرشته بر مؤمن و کافر به یک صورت وارد می شوند؟
فرمود: نه،
سپس فرمود: آن گاه میّت کافر را می نشانند و روح او را تا کمرش باز می گردانند و به او می گویند پروردگار تو کیست؟
به لکنت زبان می افتد و می گوید: از مردم شنیده ام که یک چیزی می گویند.
به او می گویند: و تو هرگز نخواهی دانست.
از او می پرسند دین تو چیست؟
ص: 538
فَيَتَلَجْلَجُ.
فَيَقُولَانِ لَهُ: لا دَرَيْتَ.
وَ يَقُولَانِ لَهُ: مَنْ نَبِيُّكَ؟
فَيَقُولُ: قَدْ سَمِعْتُ النَّاسَ يَقُولُونَ.
فَيَقُولَانِ لَهُ: لَا دَرَيْتَ، وَ يُسْأَلُ عَنْ إِمَامٍ زَمَانِهِ.
قَالَ: فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ: كَذَبَ عَبْدِي افْرُشُوا لَهُ فِي قَبْرِهِ مِنَ النَّارِ، وَالْبِسُوهُ مِنْ ثِيَابِ النَّارِ، وَ افْتَحُوا لَهُ بَاباً إِلَى النَّارِ حَتَّى يَأْتِيَنَا وَ مَا عِنْدَنَا شَرٌّ لَهُ.
فَيَضْرِبَانِهِ بِمِرْزَبَةٍ ثَلَاثَ ضَرَبَاتٍ لَيْسَ مِنْهَا ضَرْبَةً إِلَّا يَتَطَايَرُ قَبْرُهُ نَاراً، لَوْ ضُرِبَ بِتِلْكَ الْمِرْزَبَةِ جِبَالُ تِهَامَةَ لَكَانَتْ رَمِيماً.
وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: وَيُسَلِّط اللهُ عَلَيْهِ فِي قَبْرِهِ الْحَيَّاتِ تَنْهَشُهُ نَهْشَاً، وَ الشَّيْطَانَ يَعُمُّهُ غَماً.
به لکنت زبان می افتد و به او می گویند هرگز نخواهی دانست.
از او می پرسند: پیامبر تو کیست؟
پاسخ می دهد: از مردم چیزی شنیدم که می گویند.
به او می گویند تو نخواهی دانست.
و هم چنین از امام زمانش از او می پرسند.
سپس امام علیه السلام فرمود: منادی از آسمان ندا می کند بندهٔ من دروغ گفت. از آتش بر قبر او بگسترانید و از جامه های آتشین بر او بپوشانید و برای او دری به سوی آتش بگشایید تا این که نزد ما آید و آن چه در نزد ماست برای او بدتر است.
پس با گرزی آهنین سه ضربه به او می زنند که در هر ضربه قبر او را آتش فرا می گیرد که اگر با آن به کوه های مکه بزنند آن را تبدیل به تلی از خاک خواهد کرد.
امام صادق علیه السلام در ادامه فرمود: خداوند در قبرش مارها را بر او مسلط می کند که او را نیش می زنند و شیطان را بر او مسلط می کند که او را سخت غمگین می سازد.
ص: 539
قَالَ: وَ يَسْمَعُ عَذَابَهُ مَنْ خَلَقَ اللهُ إِلَّا الْجِنَّ وَالْإِنْسَ.
قَالَ: وَإِنَّهُ لَيَسْمَعُ خَفْقَ نِعَالِهِمْ وَ نَقْضَ أَيْدِيهِمْ وَهُوَ قَوْلُ اللهِ: (يُثَبِّتُ اللهِ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللَّهِ الظَّالِمِينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهِ مَا يَشَاءُ).
13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ كُولُومٍ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ قَبْرَهُ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَنْ يَمِينِهِ وَ الزَّكَاةَ عَنْ يَسَارِهِ وَ الْبِرُّ يُطِلُّ عَلَيْهِ وَ يَتَنَحَّى الصَّبْرُ نَاحِيَةٌ، وَ إِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ يَلِيَانِ مُسَاءَلَتَهُ.
قَالَ: الصَّبْرُ لِلصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ دُونَكُمَا صَاحِبَكُمْ، فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ.
فرمود: و صدای شکنجه شدن او را همه آفریدگان خدا - جز انسان ها و پریان - می شنوند.
سپس امام علیه السلام ادامه داد و فرمود: به راستی که مؤمن صدای نعلین تشییع کنندگان و افشاندن خاک های دستشان را می شنود و این همان قول خداوند متعال است که می فرماید:
«خداوند آن هایی را که ایمان آورده اند در دنیا و جهان آخرت به آن گفتاری را که ثابت و پا برجاست ثابت و استوار دارد و خداوند ستمگران را گمراه می کند و آن چه را که می خواهد انجام می دهد».
13- ابو سعید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هنگامی که مؤمن داخل قبرش می شود نماز طرف راست او، زکات جانب چپ او، احسان و نیکی بر بالای سرش و صبر در طرفی دور از آنها قرار می گیرند چون دو فرشته ای که متصدی پرسش از او هستند بر او وارد شوند صبر به نماز و زکات گوید: مواظب رفیق خود باشید اگر درمانده شدید، من حاضرم که به کمک بیایم.
ص: 540
14- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْخُرَاسَانِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام:
إِذَا وُضِعَ الْمَيِّتُ فِي قَبْرِهِ مُثْلَ لَهُ شَخْصُ. فَقَالَ لَهُ: يَا هَذَا كُنَّا ثَلَاثَةٌ كَانَ رِزْقُكَ فَانْقَطَعَ بِانْقِطَاعِ أَجَلِكَ، وَكَانَ أَهْلُكَ فَخَلَّفُوكَ وَ انْصَرَفُوا عَنْكَ، وَكُنْتُ عَمَلَكَ فَبَقِيتُ مَعَكَ أَمَا إِنِّي كُنْتُ أَهْوَنَ الثَّلَاثَةِ عَلَيْكَ.
15- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
يُسْأَلُ الْمَيِّتُ فِي قَبْرِهِ عَنْ خَمْسٍ، عَنْ صَلَاتِهِ وَ زَكَاتِهِ وَ حَجِّهِ وَ صِيَامِهِ وَوَلَايَتِهِ إِيَّانَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَتَقُولُ الْوَلَايَةُ مِنْ جَانِبِ الْقَبْرِ لِلْأَرْبَعِ : مَا دَخَلَ فِيكُنَّ مِنْ نَقْصٍ فَعَلَيَّ تَمَامُهُ.
16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَصْلُوبِ يُعَذِّبُ عَذَابَ الْقَبْرِ؟
قَالَ: فَقالَ: نَعَمْ، إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ الْهَوَاءَ أَنْ يَضْغَطَهُ.
14- احمد خراسانی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه میت را در قبر گذاردند شخصی برای او ممثل شود و به او گوید: ای فلانی! ما سه رفیق بودیم یکی رزق و روزی بود که با تمام شدن مدت عمرت، روزیت نیز تمام شد، دیگری خانواده تو بودند که تو را و گذارده بازگشتند و من عمل تو هستم که با تو مانده ام و آگاه باش که من از آن دو بر تو رفیق تر بودم.
15- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
از میت در قبرش از پنج چیز سؤال می شود: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت و دوستی او نسبت به ما اهل بیت. ولایت از گوشۀ قبر به آن چهار چیز می گوید: هر نقصانی را که در شما وجود دارد، تمام خواهم کرد.
16- یونس (از راویان امام کاظم و امام رضا علیهما السلام) گوید:
از امام علیه السلام درباره به دار آویخته شده پرسیدم که آیا به عذاب قبر دچار می شود؟
فرمود: آری، خداوند متعال به هوا فرمان می دهد تا او را فشار دهد.
ص: 541
17- وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الْمَصْلُوبِ يُصِيبُهُ عَذَابٌ القبر؟
فَقالَ: إِنَّ رَبِّ الْأَرْضِ هُوَ رَبُّ الْهَوَاءِ، فَيُوحى الله إلَى الْهَوَاءِ، فَيَضْغَطُهُ ضَعْطَةٌ أَشَدَّ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ.
18- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:
لَمَّا مَاتَتْ رُقَيَّةُ ابْنَةُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: الْحَقِي بِسَلَفِنَا الصَّالِحِ عثمان بن مَطْعُونٍ وَأَصْحَابِهِ.
قَالَ: وَ فَاطِمَةُ علیها السلام عَلَى شَفِيرِ الْقَبْرِ تَنْحَدِرُ دُمُوعُهَا فِي الْقَبْرِ، وَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم يَتَلَقَّاهُ بِثَوْبِهِ قَائِماً يَدْعُو قَالَ: إِنِّي لَأَعْرِفُ ضَعْفَهَا، وَ سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ يُجِيرَهَا مِنْ ضَمَّةِ الْقَبْرِ.
17- در روایت دیگری آمده است از امام صادق علیه السلام درباره به دار آویخته شده سؤال شد که فشار قبرش چگونه است؟
فرمود: همانا پروردگار زمین، پروردگار هوا نیز هست خداوند متعال به هوا وحی می کند و هوا او را آن چنان فشار می دهد که از فشار قبر سخت تر است.
18- ابو بصیر از امام (باقر یا صادق علیهما السلام) روایت کرده که حضرتش فرمود:
هنگامی که رقیه دختر رسول الله صلى الله عليه واله وسلم وفات یافت رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: به گذشتگان صالحمان، عثمان بن مظعون و یاران او ملحق شو.
حضرت فاطمه علیها السلام نیز در کنار قبر بود و اشک هایش بر روی قبر فرو می ریخت.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم اشک های او را با لباس خود پاک می کرد و درحالی که ایستاده بود، دعا می کرد و می فرمود: من از ناتوانی رقیه آگاهم و از خداوند خواسته ام که او را از فشار قبر در امان دارد.
ص: 542
(89)
بَابُ مَا يَنْطِقُ بِهِ مَوْضِعُ الْقَبْرِ.
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَا مِنْ موضع قَبْرِ إِلَّا وَ هُوَ يَنطِقُ كُلُّ يَوْمٍ ثَلاثَ مَرَّاتٍ أَنَا بَيْتُ التَّرَابِ، أَنَا بَيْتُ الْبَلَاءِ، أَنَا بَيْتُ الدُّودِ.
قَالَ: فَإِذَا دَخَلَهُ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ، قَالَ: مَرْحَباً وَ أَهْلاً أَمَا وَ اللَّهِ! لَقَدْ كُنْتُ أُحِبُّكَ، وَ أَنْتَ تَمْشِي عَلَى ظَهْرِي فَكَيْفَ إِذَا دَخَلْتَ بَطْنِي فَسَتَرَى ذَلِكَ.
قَالَ: فَيُفْسَحُ لَهُ مَدَّ الْبَصَرِ، وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ يَرَى مَقْعَدَهُ مِنَ الْجَنَّةِ، قَالَ: وَ يَخْرُجُ مِنْ ذَلِكَ رَجُلٌ لَمْ تَرَ عَيْنَاهُ شَيْئاً قَط أَحْسَنَ مِنْهُ.
1- سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هیچ قبری نیست مگر آن که هر روز سه مرتبه سخن می گوید: من خانه خاکم، من خانه بلا و محنتم، من خانه کرم هایم.
هرگاه بندۀ مؤمن داخل آن شود گوید: خوش آمدی به خدا سوگند! من تو را درحالی که بر من راه می رفتی دوست می داشتم و اکنون که وارد من شدی، خواهی دید که دوستی من چگونه خواهد بود.
سپس قبر به اندازه ای که چشم کار می کند وسیع می شود و برای بنده مؤمن دری باز می شود که جای خود را در بهشت می بیند و از آن مردی خارج می شود که هرگز چشمانش کسی را به زیبایی او ندیده است.
ص: 543
فَيَقُولُ: يَا عَبْدَ اللهِ! مَا رَأَيْتُ شَيْئاً قَطُّ أَحْسَنَ مِنْكَ.
فَيَقُولُ: أَنَا رَأَيْكَ الْحَسَنُ الَّذِي كُنْتَ عَلَيْهِ وَ عَمَلُكَ الصَّالِحُ الَّذِي كُنْتَ تَعْمَلُهُ.
قَالَ: ثُمَّ تُؤْخَذُ رُوحُهُ فَتُوضَعُ فِي الْجَنَّةِ حَيْثُ رَأَى مَنْزِلَهُ.
ثُمَّ يُقَالُ لَهُ: نَمْ قَرِيرَ الْعَيْنِ.
فَلَا يَزَالُ نَفْحَةٌ مِنَ الْجَنَّةِ تُصِيبُ جَسَدَهُ يَجِدُ لَذَّتَهَا وَ طِيبَهَا حَتَّى يُبْعَثَ.
قَالَ: وَ إِذَا دَخَلَ الْكَافِرُ قَالَ: لا مَرْحَباً بِكَ وَ لا أَهْلاً أَمَا وَ اللَّهِ! لَقَدْ كُنْتُ أُبْغِضُكَ وَ أَنْتَ تَمْشِي عَلَى ظَهْرِي، فَكَيْفَ إِذَا دَخَلْتَ بَطْنِي سَتَرَى ذَلِكَ.
قَالَ: فَتَضُمُ عَلَيْهِ فَتَجْعَلُهُ رَمِيماً وَ يُعَادُ كَمَا كَانَ وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى النَّارِ، فَيَرَى مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ.
ثُمَّ قَالَ: ثُمَّ إِنَّهُ يَخْرُجُ مِنْهُ رَجُل أَقْبَحُ مَنْ رأى قط.
به او می گوید: ای بنده خدا! من تا به حال کسی زیباتر از تو ندیده ام.
می گوید: من آن عقیده نیکوی تو هستم که بر آن بودی و همان عمل صالحت که آن را انجام داده ای.
سپس روح او گرفته می شود و در منزلش بهشت که آن را دیده، گذارده می شود و به او گفته می شود بخواب با چشم روشن.
و همواره از نسیم بهشت به بدن او می وزد و لذت و بوی خوش آن را احساس می کند تا روزی که برانگیخته شود.
و چون کافر داخل قبر شود زمین گوید: خوش نیامدی! به خدا سوگند! آن گاه که بر روی من راه می رفتی تو را دشمن می داشتم و اکنون که بر من داخل شدی خواهی دید که آن دشمنی چگونه خواهد بود.
آن چنان زمین بر او تنگ می شود که او را خاکستر می کند سپس به صورت اوّل بازگردانده می شود و برای او دری به سوی آتش باز می شود که جای خود را در آن می بیند و از آن در مردی خارج می شود که هرگز به زشتی او کسی را ندیده است.
ص: 544
قَالَ: فَيَقُولُ: يَا عَبْدَ اللهِ! مَنْ أَنتَ مَا رَأَيْتُ شَيْئاً أَقْبَحَ مِنك.
قَالَ: فَيَقُولُ: أَنَا عَمَلُكَ السَّيِّئ الَّذِي كُنْتَ تَعْمَلُهُ وَرَأَيْكَ الْخَيتُ.
قَالَ: ثُمَّ تُؤْخَذُ رُوحُهُ فَتُوضَعُ حَيْثُ رَأَى مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ، ثُمَّ لَمْ تَزَلْ نَفْحَةٌ مِنَ النَّارِ تُصِيبُ جَسَدَهُ فَيَجِدُ أَلَمَهَا وَ حَرَّهَا فِي جَسَدِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُ وَ يُسَلِّطُ اللَّهُ عَلَى رُوحِهِ تِسْعَةً وَ تِسْعِينَ تِنِّيناً تَنْهَشُهُ لَيْسَ فِيهَا تِنينٌ يَنْفُخُ عَلَى ظَهْرِ الْأَرْضِ فَتُنْبِتَ شَيْئاً.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إنَّ لِلْقَبْرِ كَلَاماً في كُلِّ يَوْمٍ يَقُولُ: أَنَا بَيْتُ الْغُرْبَةِ، أَنَا بَيْتُ الْوَحْشَةِ، أَنَا بَيْتُ الدُّودِ، أَنَا الْقَبْرُ، أَنَا رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّارِ.
به او می گوید: ای بنده خدا تو کیستی که من کسی را به زشتی تو ندیده ام؟!
می گوید: من عمل بد تو هستم که انجام دادی و همان عقیده باطل تو هستم.
سپس روح او گرفته می شود و در جایگاهش در آتش - که آن را دیده - گذارده می شود و پس از آن همیشه دمی از آتش به بدن او می خورد که درد و حرارت آن را احساس می کند تا روزی که بر انگیخته می شود و خداوند نودو نه مار بزرگ را بر او مسلط می کنند که او را نیش می زنند که اگر هر ماری از آنها بر زمین بدمد، زمین نمی تواند چیزی را برویاند.
2- بشیر دهان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
همانا برای قبر در هر روز گفتاری است که می گوید: من خانه غربتم، من خانه ترس و وحشتم، من خانه کرم هایم، من قبرم، من سبزه زاری از سبزه زارهای بهشت یا گودالی از گودال های آتشم.
ص: 545
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: إِنِّي سَمِعْتُكَ وَ أَنْتَ تَقُولُ: كُلُّ شِيعَتِنَا فِي الْجَنَّةِ عَلَى مَا كَانَ فِيهِمْ.
قَالَ: صَدَقْتُكَ كُلُّهُمْ وَ اللَّهِ! فِي الْجَنَّةِ.
قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ الذُّنُوبَ كَثِيرَةٌ كِبَارٌ.
فَقالَ: أَمَّا فِي الْقِيَامَةِ فَكُلُّكُمْ فِي الْجَنَّةِ بِشَفَاعَةِ النَّبِيِّ الْمُطَاعِ، أَوْ وَصِيِّ النَّبِيِّ وَلَكِنِّى وَ اللهِ! أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمْ فِي الْبَرْزَخ.
قُلْتُ: وَ مَا الْبَرْزَخُ؟
قَالَ: القَبْرُ مُنْذُ حِينِ مَوْتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
3- عمرو بن یزید گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من روزی از شما شنیدم که فرمودید شیعیان ما همه در بهشتند هر گناهی که داشته باشند؟!
فرمود: به تو راست گفتم. به خدا سوگند! همه آن ها در بهشتند.
گفتم: قربانت گردم! اگر گناهان آنها بسیار و کبیره باشد چه؟
فرمود: در روز قیامت همۀ شما به شفاعت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم یا وصیش در بهشت خواهید بود.
ولی من از برزخ برای شما بیم دارم.
گفتم: برزخ چیست؟
فرمود: در قبر از هنگام مرگ تا روز قیامت.
ص: 546
(90)
بَابٌ فِي أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ.
1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْمُرْتَجِلِ بْنِ معْمَرٍ عَنْ ذَرِيحَ الْمُحَارِبِي عَنْ عُبَادَةَ الْأَسَدِي عَنْ حَبَّةَ الْعَرَنِي قَالَ:
خَرَجْتُ مَعَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِلَى الظَّهْرِ، فَوَقَفَ بِوَادِي السَّلَامِ كَأَنَّهُ مُخَاطِبٌ لِأَقْوَامٍ فَقُمْتُ بِقِيَامِهِ حَتَّى أَعْيَيْتُ ثُمَّ جَلَسْتُ حَتَّى مَلِلْتُ ثُمَّ قُمْتُ حَتَّى نَالَنِي مِثْلُ مَا نَالُنِي أَوَّلاً، ثُمَّ جَلَسْتُ حَتَّى مَلِلْتُ ثُمَّ قُمْتُ وَ جَمَعْتُ رِدَانِي فَقُلْتُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! إِنِّي قَدْ أَشْفَقْتُ عَلَيْكَ مِنْ طُولِ الْقِيَامِ فَرَاحَةَ سَاعَةٍ، ثُمَّ طَرَحْتُ الرَّدَاءَ لِيَجْلِسَ عَلَيْهِ.
فَقَالَ لِي: يَا حَبَّةُ! إِن هُوَ إِلَّا مُحادثة مؤمن أو مُؤانَسَتُه.
قَالَ: قُلْتُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! وَإِنَّهُمْ لَكَذَلِكَ؟
1- حبّه عرنی گوید: همراه امیر مؤمنان علی علیه السلام به پشت کوفه رفتیم. حضرتش در وادى السلام ایستاد گویا گروهی را مورد خطاب قرار داد من نیز با آن حضرت ایستادم تا خسته شدم، سپس نشستم تا باز ایستادم و دوباره حالت پیشین به من دست داد نشستم تا آن که خسته شدم سپس برخاستم و ردای خود را برچیدم و گفتم: ای امیر مؤمنان! من از طول قیام شما برای شما ناراحت شده ام، ساعتی استراحت کنید.
من ردای خود را پهن کردم تا حضرتش بر آن بنشیند.
به من فرمود: ای حبه! این طول قیام برای سخن گفتن و انس با بنده ای مؤمن بود.
گفتم: ای امیر مؤمنان! آیا می توان با آنها سخن گفت؟
ص: 547
قالَ: نَعَمْ، وَلَوْ كُشِفَ لَكَ لَرَأَيْتَهُمْ حَلَقاً حَلَقاً مُحْتَبِينَ يَتَحَادَثُونَ.
فَقُلْتُ: أَجْسَامٌ أَمْ أَرْوَاحُ؟
فَقَالَ: أَرْوَاحَ، وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَمُوتُ فِي بُقْعَةٍ مِنْ بِقَاعِ الْأَرْضِ إِلَّا قِيلَ لِرُوجِهِ: الْحَقِي بِوَادِي السَّلام، وَإِنَّهَا لَبْقْعَةٌ مِنْ جَنَّةِ عَدْنٍ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ أَحْمَدَ بْن عُمَرَ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّ أَخِي بِبَغْدَادَ وَ أَخَافُ أَنْ يَمُوتَ بِهَا.
فَقَالَ: مَا تُبَالِي حَيْتُما مَاتَ أَمَا إِنَّهُ لا يَبْقَى مُؤْمِنٌ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا إِلَّا حَشَرَ اللَّهُ رُوحَهُ إِلَى وَادِي السَّلَامِ.
قُلْتُ لَهُ: وَ أَيْنَ وَادِي السَّلَامِ؟
قَالَ: ظَهْرُ الْكُوفَةِ أَمَا إِنِّي كَأَنِّي بِهِمْ حَلَقٌ حَلَقٌ قُعُودٌ يَتَحَدِّثُونَ.
فرمود: آری، و اگر برای تو پرده برداشته می شد آنها را می دیدی که حلقه وار (نشسته و) لباس هایی را به خود پیچیده و با یکدیگر سخن می گویند.
گفتم: آن ها جسمند یا روح؟
فرمود: روحند و هر مؤمنی که در جایی از زمین بمیرد به روح او گفته می شود: به وادی السلام ملحق شو! به راستی که این جا قطعه ای از بهشت است.
2- راوی :گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: برادرم در بغداد است، می ترسم در آن جا بمیرد.
فرمود: چه مشکلی است هرجا که بمیرد به راستی که هیچ مؤمنی که در مشرق زمین و غرب آن نمی ماند، مگر آن که خداوند روح او را در وادی السلام محشور سازد.
گفتم: وادی السلام در کجاست؟
فرمود: در پشت کوفه، آگاه باش! گویا آنها را می بینم که حلقه وار نشسته اند و با یکدیگر سخن می گویند.
ص: 548
(91)
بَابُ آخَرُ فِي أَرْوَاحَ الْمُؤْمِنِينَ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَادِ الْحَنَّاطِ عَنْ بِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَرْوُونَ أَنَّ أَرْوَاحَ الْمُؤْمِنِينَ فِي حواصل طيور خُضْر حَوْلَ الْعَرْشِ.
فَقَالَ: لا، الْمُؤْمِنُ أَكْرَمُ عَلَى اللهِ مِنْ أَن يَجْعَلَ رُوحَهُ فِي حَوْصَلَةِ طَيْرٍ، وَ لَكِنْ فِي أَبْدَانِ كَأَبْدَائِهِمْ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:
إِنَّ أَرْوَاحَ الْمُؤْمِنِينَ لَفِي شَجَرَةٍ مِنَ الْجَنَّةِ يَأْكُلُونَ مِنْ طَعَامِهَا وَ يَشْرَبُونَ مِنْ شَرَابِهَا وَ يَقُولُونَ: رَبَّنَا أَقِمِ السَّاعَةَ لَنَا وَ أَنْجِزْ لَنَا مَا وَعَدْتَنَا وَأَلْحِقْ آخِرَنَا بِأَوَّلِنَا.
1- ابو ولاد حناط گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم! مردم روایت می کنند که ارواح مؤمنان در چینه دان های پرندگانی سبز رنگ در اطراف عرش قرار دارند!
فرمود: چنین نیست، مؤمن برای خداوند گرامی تر از این است که روح او را در چینه دان پرنده ای قرار دهد، لکن در بدن هایی همانند بدن های خودشان قرار دارند.
2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
به راستی که ارواح مؤمنان در درختی از بهشت قرار دارند که از خوراک آن می خورند و از آشامیدنی آن می نوشند و می گویند: پرودگار! قیامت را برای ما برپا کن و به آن چه به ما وعده داده ای و فاکن و آیندگان ما را به پیشینیان ما ملحق ساز.
ص: 549
3- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ الْأَرْوَاحَ فِي صِفَةِ الْأَجْسَادِ فِي شَجَرَةٍ فِي الْجَنَّةِ تَعَارَفُ وَ تَسَاءَلُ، فَإِذَا قَدِمَتِ الرُّوحُ عَلَى الْأَرْوَاحِ يَقُولُ: دَعُوهَا، فَإِنَّهَا قَدْ أَفْلَتَتْ مِنْ هَ-وْلٍ عَظِيمٍ ثُمَّ يَسْأَلُونَهَا مَا فَعَلَ فُلَانٌ وَ مَا فَعَلَ فُلانٌ، فَإِنْ قَالَتْ لَهُمْ تَرَكْتُهُ حَيَّا ارْتَجَوْهُ، وَ إِنْ قَالَتْ لَهُمْ: قَدْ هَلَكَ، قَالُوا: قَدْ هَوَى هَوَى.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ.
فَقالَ: فِي حُجُرَاتٍ فِي الْجَنَّةِ يَأْكُلُونَ مِنْ طَعَامِهَا وَ يَشْرَبُونَ مِنْ شَرَابِهَا وَيَقُولُونَ: رَبَّنَا! أَقِمِ السَّاعَةَ لَنَا وَ أَنْجِزْ لَنَا مَا وَعَدْتَنَا وَ أَلْحِقْ آخِرَنَا بِأَوَّلِنَا.
3- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
به راستی که ارواح در شکل بدن، داخل درختی در بهشت قرار دارند که یکدیگر را می شناسند و از هم سؤال می کنند و هرگاه روحی بر آنها وارد می شود، می گویند او را واگذارید که از هول و ترسی بزرگ رها شده است.
سپس از او می پرسند فلانی چه کرد؟ و فلانی چه انجام داد؟
اگر به آنها بگوید او را درحالی که زنده بود ترک کردم به آمدن او امیدوار می شوند ولی اگر به ایشان بگوید: او مرده است.
می گویند: در چاه برهوت افتاده است (چون اگر از سعادتمندان بود به ما ملحق می شد).
4- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد ارواح مؤمنان پرسیدم.
فرمود: آنان در غرفه های بهشتی هستند از غذای بهشتی می خورند و از آشامیدنی آن می نوشند و می گویند: پروردگارا قیامت را برای ما برپا کن و به وعده ای که به ما داده ای وفا کن و آیندگان ما را به پیشینیان ما ملحق ساز.
ص: 550
5- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا مَاتَ الْمَيِّتُ اجْتَمَعُوا عِنْدَهُ يَسْأَلُونَهُ عَمَّنْ مَضَى وَ عَمَّنْ بَقِيَ، فَإِنْ كَانَ مَاتَ وَ لَمْ يَرِدْ عَلَيْهِمْ، قَالُوا: قَدْ هَوَى هَوَى، وَ يَقُولُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ دَعُوهُ حَتَّى يَسْكُنَ مِمَّا مَرَّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقالَ:
مَا يَقُولُ النَّاسُ فِي أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ؟
فَقُلْتُ: يَقُولُونَ: تَكُونُ فِي حَوَاصِلِ طُيُورٍ خُضْرٍ فِي قَنَادِيلَ تَحْتَ الْعَرْشِ.
5- یونس بن یعقوب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه شخصی بمیرد ارواح مؤمنان نزد او جمع شده از او درباره کسانی که وفات یافته اند و کسانی که مانده اند می پرسند پس اگر کسی وفات یافته و بر ایشان وارد نشده باشد می گویند: در چاه برهوت افتاده است.
و برخی از آنها به برخی دیگر می گوید: او را واگذارید تا از اضطراب جان کندن آرام شود.
6 - يونس بن ظبیان گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که فرمود:
مردم دربارۀ ارواح مؤمنان چه می گویند؟
گفتم: می گویند در چینه دان های مرغ هایی سبز رنگ در قندیل هایی در پایین عرش هستند!
ص: 551
فَقالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: سُبْحَانَ اللهِ الْمُؤْمِنُ أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ مِنْ أَنْ يَجْعَلَ رُوحَهُ فِي حَوْصَلَةِ طَيْرٍ. يَا يُونُسُ! إِذَا كَانَ ذَلِكَ أَتَاهُ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه واله وسلم وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ علیه السلام وَ الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ، فَإِذَا قَبَضَهُ اللهُ صَيَّرَ تِلْكَ الرُّوحَ فِي قَالَبٍ كَقَالَبِهِ فِي الدُّنْيَا، فَيَأْكُلُونَ وَ يَشْرَبُونَ فَإِذَا قَدِمَ عَلَيْهِمُ الْقَادِمُ عَرَفُوهُ بِتِلْكَ الصُّورَةِ الَّتِي كَانَتْ فِي الدُّنْيَا.
7- مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: إِنَّا نَتَحَدَّثُ عَنْ أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ أَنَّهَا فِي حَوَاصِلِ طُيُورٍ خُضْرٍ تَرْعَى فِي الْجَنَّةِ، وَ تَأْوِي إِلَى قَنَادِيلَ تَحْتَ الْعَرْشِ.
فَقالَ: لا، إِذَا مَا هِيَ فِي حَوَاصِلِ طَيْرٍ.
قُلْتُ: فَأَيْنَ هِيَ؟
قَالَ: فِي رَوْضَةٍ كَهَيْئَةِ الْأَجْسَادِ فِي الْجَنَّةِ.
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند پاک و منزه است مؤمن نزد خدا گرامی تر از آن است که روح او را در چینه دان مرغی قرار دهد. ای یونس! چون زمان مرگ مؤمن فرا رسد محمد صلی الله علیه واله وسلم، علی، فاطمه، حسن، حسین علیهم السلام و فرشتگان مقرب نزد او آیند و هرگاه خدای روح او را بگیرد آن را در قالبی همانند قالب دنیایی او قرار دهد که در آن قالب بخورند و بیاشامند که هرگاه شخص جدیدی بر ایشان وارد شود او را به همان صورت دنیایی او بشناسند.
7- ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: دربارۀ ارواح مؤمنان می گویند که در چینه دان های پرندگانی سبز رنگ قرار دارند و در بهشت می چرند و در قندیل هایی در پایین عرش مأوی دارند!
فرمود: چنین نیست آنها در چینه دان های پرندگان نیستند.
گفتم: پس در کجا هستند؟
فرمود: به صورت بدن هایشان (یعنی در قالب مثالی) و در سبزه زاری در بهشت قرار دارند).
ص: 552
(92)
بَابٌ فِي أَرْوَاحِ الْكُفَّار.ِ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَرْوَاحِ الْمُشْرِكِينَ.
فَقالَ: فِي النَّارِ يُعَذِّبُونَ، يَقُولُونَ رَبَّنَا لا تُقِمْ لَنَا السَّاعَةَ وَ لا تُنْجِرْ لَنَا مَا وَعَدْتَنَا، وَ لَا تُلْحِقْ آخِرَنَا بِأَوَّلِنَا.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُثَنَّى عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ أَرْوَاحَ الْكُفَّارِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا يَقُولُونَ: رَبَّنَا لَا تُقِمْ لَنَا السَّاعَةَ، وَ لا تُنْجِرْ لَنَا مَا وَعَدْتَنَا، وَ لَا تُلْحِقْ آخِرَنَا بِأَوَّلِنَا.
1- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام درباره ارواح مشرکان پرسیدم؟
فرمود: آنها در آتش عذاب می شوند و می گویند: پروردگارا برای ما قیامت را بر پا مکن و به آن چه ما را وعده داده ای انجام نده و آیندگان ما را به پیشینیان ما ملحق مساز.
2- نظیر این روایت را ابو بصیر با سند دیگری از امام صادق علیه السلام نقل می کند.
ص: 553
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بِإِسْنَادٍ لَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: شرير في النَّارِ بَرَهُوتُ الَّذِي فِيهِ أَرْوَاحُ الكفار.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ جعفربن مُحَمَّدِ الْأَشْعَرِي عَنِ الْفَدَّاح عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ:
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: شَرُّ مَاءٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مَاءُ بَرَهُوتَ، وَ هُوَ الَّذِي بِحَضْرَمَوْتَ تَردُهُ هَامُ الْكُفَّار.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:
شَرُّ الْيَهُودِ يَهُودُ بَيْسَانَ وَ شَرُّ النَّصَارَى نَصَارَى نَجْرَانَ وَ خَيْرٌ مَاءٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مَاءُ زَمْزَمَ، وَ شَرٌّ مَاءٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مَاءُ بَرَهُوتَ، وَ هُوَ وَادٍ بِحَضْرَمَوْتَ يَرِدُ عَلَيْهِ هَامُ الْكُفَّارِ وَصَدَاهُمْ.
3- محمد بن احمد با سند خود گوید امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
بدترین چاه در آتش چاه برهوت است که ارواح کفار در آن قرار می یابند.
4- قداح از امام صادق علیه السلام از نیاکان بزرگوارش علیهم السلام نقل می کند که حضرتش فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
بدترین آب در روی زمین، آب برهوت در منطقه حضرموت است که بزرگان کفار بر آن وارد می شوند.
5- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
بدترین یهودیان، یهودیان بیسان (1) و بدترین مسیحیان، مسیحیان نجرانند و بهترین آب روی زمین، آب زمزم و بدترین آب، آن آب برهوت، بیابانی در حضرموت است که بزرگان کفار بر آن وارد می شوند.
ص: 554
(93)
بَابُ جَنَّةِ الدُّنْيَا.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ ضَرَيْسِ الْكُنَاسِي قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السلام: أَنَّ النَّاسَ يَذْكُرُونَ أَنَّ فَرَاتَنَا يَخْرُجُ مِنَ الْجَنَّةِ فَكَيْفَ هُوَ وَ هُوَ يُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرَب وَ تُصَبُّ فِيهِ الْعُيُونُ وَالْأَوْدِيَةُ؟
قَالَ: فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام - وَ أَنَا أَسْمَعُ -.
إِنَّ لِلَّهِ جَنَّةٌ خَلَقَهَا اللهُ فِي الْمَغْرِبِ وَ مَاءَ فُرَاتِكُمْ يَخْرُجُ مِنْهَا وَإِلَيْهَا تَخْرُجُ أَرْوَاحُ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ حُفَرِهِمْ عِنْدَ كُلُّ مَسَاءٍ فَتَسْقُطُ عَلَى شِمَارِهَا وَ تَأْكُلُ مِنْهَا وَ تَتَنَعَّمُ فِيهَا وَ تَتَلَاقَى وَ تَتَعَارَفُ، فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ هَاجَتْ مِنَ الْجَنَّةِ، فَكَانَتْ فِي الْهَوَاءِ فِيمَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ تَطِيرُ ذَاهِبَةً وَ جَائِيَةً وَ تَعْهَدُ حُفَرَهَا إِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ وَ تَتَلاقَى فِى الْهَوَاءِ وَ تَتَعَارَفُ.
1- ضریس کناسی گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم نظر شما در این باره چیست که مردم می گویند آب فرات از بهشت بیرون می آید چگونه چنین است درحالی که آن از مغرب سرچشمه می گیرد و چشمه ها و رودخانه هایی در آن سرازیر می شوند؟!
امام باقر علیه السلام فرمود: همانا برای خداوند بهشتی است که آن را در مغرب آفریده و آب فرات شما از آن بهشت بیرون می آید و ارواح مؤمنان در هر شبانگاه از قبرهای خود بیرون می آیند، از میوه های آن میخورند در آن بهشت می،آسایند یکدیگر را ملاقات می کنند و همدیگر را می شناسند و چون صبح می شود حرکت می کنند و در فضای میان آسمان و زمین می باشند و پرواز کنان به سوی آن بهشت باز می گردند و چون آفتاب طلوع می کند به قبرهای خود باز می گردند و در فضای بالای قبرها نیز یکدیگر را ملاقات می کنند و همدیگر را می شناسند.
ص: 555
قَالَ: وَ إِنَّ لِلهِ نَاراً فِي الْمَشْرِقِ خَلَقَهَا لِيُسْكِنَهَا أَرْوَاحَ الْكُفَّارِ، وَ يَأْكُلُونَ مِنْ زَقُومِهَا وَ يَشْرَبُونَ مِنْ حَمِيمِهَا لَيْلَهُمْ، فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ هَاجَتْ إِلَى وَادٍ بِالْيَمَنِ يُقَالُ لَهُ: «بَرَهُوتُ، أَشَدُّ حَرَّاً مِنْ نِيرَانِ الدُّنْيَا كَانُوا فِيهَا يَتَلَاقَوْنَ وَ يَتَعَارَفُونَ، فَإِذَا كَانَ الْمَسَاءُ عَادُوا إِلَى النَّارِ، فَهُمْ كَذَلِكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. قَالَ: قُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللهُ فَمَا حَالُ الْمُوَسِّدِينَ الْمُقِرِّينَ بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه واله وسلم مِنَ الْمُسْلِمِينَ الْمُذْنِبِينَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ لَيْسَ لَهُمْ إِمَامٌ وَ لَا يَعْرِفُونَ وَلَا يَتَكُمْ؟
فَقالَ: أَمَّا هَؤُلَاءِ، فَإِنَّهُمْ فِي حُفْرَتِهِمْ لا يَخْرُجُونَ مِنْهَا، فَمَنْ كَانَ مِنْهُمْ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ وَ لَمْ يُظْهِرْ مِنْهُ عَدَاوَةٌ، فَإِنَّهُ يُخَدُّ لَهُ خَدٌ إِلَى الْجَنَّةِ الَّتِي خَلَقَهَا اللَّهُ فِي الْمَغْرِبِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْهَا الرُّوحُ فِي حُفْرَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَيَلْقَى اللَّهَ فَيُحَاسِبُهُ بِحَسَنَاتِهِ وَ سَيِّئَاتِهِ، فَإِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَ إِمَّا إِلَى النَّارِ فَهَؤُلَاءِ مَوْقُوفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ.
حضرتش فرمود: همانا برای خداوند دوزخی است در مشرق که آن را آفریده تا ارواح کفار را در آن جای دهد و آنها در تمام شب از زقوم آن می خورند، از آب سوزان آن می آشامند و چون صبح می شود به سوی بیابانی در یمن به نام «برهوت» که حرارتش از آتش دنیا بیش تر است می روند و در آن جا یکدیگر را ملاقات می کنند و همدیگر را می شناسند و چون شب فرا می رسد به سوی آن آتش باز می گردند، و آنها تا روز قیامت چنین خواهند بود.
گفتم: خداوند کارهای شما را اصلاح نماید حال یکتا پرستانی که نبوت محمد صلی الله علیه واله وسلم را پذیرفته اند ولی گناه کارند و می میرند همان هایی که امامی ندارند و ولایت شما را نیز نمی شناسند چگونه خواهد بود؟
فرمود: آن ها در قبرهای خود می مانند و از آن خارج نمی شوند و هرکدام از آنها که عمل صالح دارد و اظهار دشمنی نسبت به ما اهل بیت علیهم السلام نکرده برای او روزنه ای به سوی آن بهشتی - که خداوند آن را در مغرب آفریده - باز می شود که تا روز قیامت، نسیمی از آن بر قبرش وارد می شود. سپس او خداوند را ملاقات می کند و اعمال خوب و بدش را محاسبه می نمایند یا به سوی بهشت و یا به سوی دوزخ می برند پس عاقبت این ها، بستگی به فرمان و خواست خداوند دارد.
ص: 556
قَالَ: وَكَذَلِكَ يَفْعَلُ الله بِالْمُسْتَضْعَفِينَ وَاللهِ وَ الْأَطْفَالِ وَأَوْلَادِ الْمُسْلِمِينَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ.
فَأَمَّا النُّصَّابُ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ، فَإِنَّهُمْ يُخَدُّ لَهُمْ خَدٌ إِلَى النَّارِ الَّتِي خَلَقَهَا اللَّهُ فِي الْمَشْرِقِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِمْ مِنْهَا الهَبُ والشَّرَرُ والخَانُ وَ فَوْرَةُ الْحَمِيمِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ مَصِيرُهُمْ إِلَى الْحَمِيمِ، ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ، ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ: أَيْنَمَا كُنتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ؟ أَيْنَ إِمَامَكُمُ الَّذِي اتَّخَذْتُمُوهُ دُونَ الْإِمَامِ الَّذِي جَعَلَهُ اللَّهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً؟
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُيَسْرِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ جَنَّةِ آدَمَ علیه السلام. فَقَالَ: جَنَّةٌ مِنْ جِنَانِ الدُّنْيَا تَطْلُعُ فِيهَا الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ، وَ لَوْ كَانَتْ مِنْ جِنَانِ الْآخِرَةِ مَا خَرَجَ مِنْهَا أَبَداً.
حضرتش فرمود: خداوند با مستضعفان، ابلهان کودکان و فرزندان مسلمانان که به حدّ بلوغ نرسیده و مرده اند نیز چنین رفتار می کند.
و برای دشمنان اهل بیت از اهل قبله، روزنه ای به سوی آتشی که آن را در مشرق آفریده باز می کنند و تا روز قیامت از آن زبانه و شراره و دود و جوشش آب سوزان نصیبشان می شود و بازگشت آن ها به سوی آب سوزان است، سپس در در آتش انداخته می شوند و آنگاه به ایشان گفته می شود کجاست آن چه که غیر از خدا می خوانید؟ کجاست آن امامی که او را امام خود قرار دادید غیر از آن امامی، که خداوند او را برای مردم امام قرار داد؟
2- حسین بن میسر گوید: از امام صادق علیه السلام درباره بهشت آدم علیه السلام پرسیدم؟
فرمود: بهشتی از بهشت های دنیاست که خورشید و ماه در آن طلوع می کند و اگر از بهشت های جهان آخرت بود، هرگز آدم از آن خارج نمی شد.
ص: 557
(94)
بَابُ الْأَطْفَالِ.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ هَلْ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنِ الْأَطْفَالِ؟
فَقَالَ: قَدْ سُئِلَ.
فَقالَ: اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا عَامِلِينَ.
ثُمَّ قالَ: يَا زُرَارَةُ! هَلْ تَدْرِي قَوْلَهُ: «اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا عَامِلِينَ»؟
قُلْتُ: لا .
قَالَ: لِلَّهِ فِيهِمُ الْمَشِيئَةُ، إِنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ جَمَعَ اللهُ الْأَطْفَالَ وَ الَّذِي مَاتَ مِنَ النَّاسِ فِى الْفَتْرَةِ وَ الشَّيْخ الكَبِيرَ الَّذِي أَدْرَكَ النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم وَهُوَ لا يَعْقِلُ و الْأَصَمَّ وَ الْأَبْكَمَ الذِي لا يَعْقِلُ وَ المَجْنُونَ، وَ الْأَبْلَةَ الَّذِي يَعْقِلُ وَكُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ يَحْتَجُ عَلَى اللَّهِ -
1- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: آیا از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم درباره سرنوشت کودکان سؤال شده است؟
فرمود: سؤال شده و ایشان در پاسخ فرمودند: خداوند به کارهای آنان (اگر بالغ می شدند) انجام می داده اند آگاه تر است.
آن گاه حضرتش فرمود: ای زراره! آیا معنای این سخن را که حضرتش فرمود: می دانی؟
گفتم: نه.
فرمود: مشیّت خداوند درباره ایشان چنین است که چون روز رستاخیز فرا رسد خداوند متعال کودکان، کسانی را که در زمان فترت (یعنی در فاصله زمانی دو پیامبر از دنیا رفته اند)، پیران سالخورده ای که درحال خرفتی و بی خردی که پیامبر صلى الله عليه واله وسلم را درک کرده اند کَران، گنگان، لالها، دیوانگان و ابلهانی - که چیزی نمی فهمند - را گرد آورده و هرکدام از آنها با خداوند متعال احتجاج می نمایند.
ص: 558
فَيَبْعَثُ اللهُ إِلَيْهِمْ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَيُؤَجِّجُ لَهُمْ نَاراً ثُمَّ يَبْعَثُ اللَّهُ إِلَيْهِمْ مَلَكاً، فَيَقُولُ لَهُمْ: إِنَّ رَبَّكُمْ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَيْبُوا فِيهَا فَمَنْ دَخَلَهَا كَانَتْ عَلَيْهِ بَرْداً وَ سَلَاماً، وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا دَخَلَ النَّارَ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ رَفَعُوهُ أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الأطفال.
فَقالَ: إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ جَمَعَهُمُ اللهُ وَ أَحْجَ لَهُمْ نَاراً وَ أَمَرَهُمْ أَنْ يَطْرَحُوا أَنْفُسَهُمْ فِيهَا فَمَنْ كَانَ فِي عِلْمِ اللهِ أَنَّهُ سَعِيدٌ رَمَى بِنَفْسِهِ فِيهَا وَ كَانَتْ عَلَيْهِ بَرْداً وَ سَلَاماً، وَ مَنْ كَانَ فِي عِلْمِهِ أَنَّهُ شَقِيٌّ امْتَنَعَ فَيَأْمُرُ اللَّهُ بِهِمْ إِلَى النَّارِ، فَيَقُولُونَ: يَا رَبَّنَا تَأْمُرُ بِنَا إِلَى النَّارِ وَ لَمْ تُجْرِ عَلَيْنَا الْقَلَمَ.
آن گاه خداوند فرشته ای از فرشتگان را به سوی ایشان گسیل دارد که آتشی برای امتحان آنها برافروزد سپس فرشته ای دیگر به سوی ایشان فرستد و گوید: پروردگار شما امر فرموده که خود را در آتش افکنید.
پس هرکس در آتش داخل شود، آتش بر وی سرد و سلامت شود و به بهشت راه می یابد و هرکه نافرمانی کند به سوی آتش دوزخ رهسپار خواهد شد.
2- در روایت مرفوعه ای آمده است از حضرتش درباره سرنوشت کودکان پس از مرگ پرسیدند؟
فرمود: چون روز قیامت شود خداوند آنها را گرد آورده و برای امتحان آن ها آتشی افروزد و به آن ها فرمان دهد که خود را در آتش اندازند، پس هر که در فرمان خدا باشد از اهل سعادت است خود را در آتش می اندازند و آن بر او سرد و سلامت می شود و هرکه در فرمان خدا نباشد، از اهل شقاوت است سر پیچی می کند و خداوند آنها را به داخل شدن در آتش فرمان می دهد.
آنها می گویند: پروردگارا! فرمان می دهی که ما خود را به آتش بیفکنیم درحالی که در دنیا قلم تکلیف را از ما برداشته بودی؟!
ص: 559
فَيَقُولُ: الْجَبَّارُ قَدْ أَمَرْتُكُمْ مُشَافَهَةً فَلَمْ تُطِيعُونِي فَكَيْفَ وَ لَوْ أَرْسَلْتُ رُسُلِي بِالْغَيْبِ إِلَيْكُمْ؟
وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ أَمَّا أَطْفَالُ الْمُؤْمِنِينَ فَيَلْحَقُونَ بِآبَائِهِمْ وَأَوْلَادُ الْمُشْرِكِينَ يَلْحَقُونَ بِآبَائِهِمْ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ: (بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ).
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام الْوِلْدَانِ.
فَقالَ: سُئِلَ رَسُولُ الله صلی الله علیه واله وسلم عَن الْوِلْدَانِ والأطفال.
فَقالَ: اللهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا عَامِلِينَ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةً قَالَ: قلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: مَا تَقُولُ فِي الأَطْفَالِ الَّذِينَ مَاتُوا قَبْلَ أَن يَبْلُغُوا؟
خداوند جبار فرماید: به شما به صراحت و رو در رو فرمان دادم، ولی نافرمانی نمودید، پس چگونه اگر رسولان خود را با وجود پنهانی می فرستادم به من ایمان می آوردید؟!
در حدیث دیگری امام علیه السلام فرمود:
کودکان مؤمنان به پدران خود و فرزندان مشرکان نیز به پدران خود ملحق خواهند شد این است معنای گفتار خداوند متعال که می فرماید: «فرزندان مؤمنان را به آنها ملحق خواهیم کرد».
3- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام در مورد سرنوشت فرزندان پس از مرگ پرسیدم.
فرمود: از پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم در مورد سرنوشت فرزندان و کودکان پس از مرگ سؤال شد.
حضرتش فرمود: خداوند به کارهای آنان آگاه تر است.
4- زراره گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: چه می فرمایید درباره کودکانی که پیش از بلوغ می میرند؟
ص: 560
فَقالَ: سُئِلَ عَنْهُمْ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَقَالَ:
اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا عَامِلِينَ. ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيَّ، فَقَالَ: يَا زُرَارَةُ! هَلْ تَدْرِي مَا عَنَى بِذَلِكَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم.
قَالَ: قُلْتُ: لَا.
فَقالَ: إِنَّمَا عَلَى كُفُّوا عَنْهُمْ وَ لا تَقُولُوا فِيهِمْ شَيْئاً وَ رُدُّوا عِلْمَهُمْ إِلَى اللَّهِ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللهِ: (وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتُهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ).
قَالَ: فَقَالَ: قَصَرَتِ الْأَبْنَاءُ عَنْ عَمَلِ الآبَاءِ فَأَلْحَقُوا الْأَبْنَاءَ بِالْآبَاءِ لِتَقَرَّ بِذَلِكَ أَعْيُنُهُمْ.
فرمود: این پرسش از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم شد ایشان در پاسخ فرمود: خداوند به کارهای آنان آگاه تر است.
سپس حضرتش رو به من نمود و فرمود: ای زراره! آیا می دانی منظور رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم از این سخن چیست؟
گفتم: نه.
فرمود: منظور رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم این بود که خود را از اظهار نظر درباره آنها باز دارید و درباره آنها چیزی مگویید و علم آنها را به خداوند باز گردانید.
5- ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السلام درباره کلام خداوند متعال که می فرماید:
«و کسانی که ایمان آورده اند و فرزندانشان در اعتقاد از آنان پیروی نموده اند آن فرزندان را به آنها ملحق خواهیم کرد».
فرمود: رفتار فرزندان از اعمال پدران کوتاه آمد پس عمل فرزندان را به اعمال پدران ملحق خواهند ساخت تا دیده پدران روشن گردد.
ص: 561
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَنَّهُ سُئِلَ عَمَّنْ مَاتَ فِي الْفَتْرَةِ، وَ عَمَّنْ لَمْ يُدْرِكِ الْحِنْتَ وَالْمَعْتُوهِ؟
فَقالَ: يَحْتَجُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ يَرْفَعُ لَهُمْ نَاراً فَيَقُولُ لَهُمْ: ادْخُلُوهَا، فَمَنْ دَخَلَهَا كَانَتْ عَلَيْهِ بَرْداً وَ سَلَاماً، وَ مَنْ أَبَى، قَالَ: هَا أَنْتُمْ قَدْ أَمَرْتُكُمْ فَعَصَيْتُمُونِي.
7- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: ثَلَاثَةٌ يُحْتَجُ عَلَيْهِمُ الْأَبْكَمُ وَ الطِّفْلُ، وَ مَنْ مَاتَ فِي الْفَتْرَةِ فَتَرْفَعُ لَهُمْ نَارٌ فَيُقَالُ لَهُمْ: ادْخُلُوهَا فَمَنْ دَخَلَهَا كَانَتْ عَلَيْهِ بَرْداً وَ سَلَاماً، وَمَنْ أَبَي، قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: هَذَا قَدْ أَمَرْتُكُمْ فَعَصَيْتُمُونِي.
6- هشام گوید: از امام صادق علیه السلام درباره سرنوشت پس از مرگ کسی که در دوران فترت دو پیامبر از دنیا رفته کسی که گناه و فرمانبرداری را درک نکرده و کسی که کم خرد است پرسیدم؟
فرمود: خداوند با ایشان احتجاج می نماید و برای امتحان آنها آتشی بیفروزد و به آنان امر فرماید: به آن داخل شوید!
پس هرکه به آتش داخل شود، آتش بر او سرد و سلامت گردد، و هر که امتناع ورزد، خداوند فرماید اینک من به شما فرمان دادم و شما نافرمانی نمودید.
7- با همین سند آمده است حضرتش فرمود:
سه گروهند که بر آنان احتجاج می شود: 1 - کسی که لال است. 2- کودک 3- کسی که در دوران فترت دو پیامبر از دنیا رفته است.
ص: 562
(95)
بَابُ النَّوَادِر.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أبِي عَبْدِالله علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجُنُبِ يُغَسْلُ الْمَيْتَ، أَوْ مَنْ غَسَّلَ مَيْنَا لَهُ أَن يَأْتِيَ أَهْلَهُ ثُمَّ يَغْتَسِلُ؟
فَقالَ: سَوَاءٌ لا بَأْسَ بِذَلِكَ إِذَا كَانَ جُنُباً غَسَلَ يَدَهُ وَ تَوَضَّأَ وَ غَسَّلَ الْمَيِّتَ، فَإِنْ غَسَّلَ ميْناً ثُمَّ تَوَضَّأَ ثُمَّ أَتَى أَهْلَهُ يُجْزِتُهُ غُسْل وَاحِدٌ لَهُمَا.
2- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْمَيِّتَ إِذَا حَضَرَهُ الْمَوْتُ أَوْثَقَهُ مَلَكَ الْمَوْتِ، وَ لَوْ لَا ذَلِكَ مَا اسْتَقَرَّ.
1- شهاب بن عبد ربه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا جنب می تواند میت را غسل دهد؟ و آیا کسی که میتی را غسل داده می تواند با همسر خود نزدیکی کند سپس غسل کند؟
فرمود: اشکالی ندارد هرگاه جنب بود دست خود را بشوید و وضو بسازد، سپس میت را غسل دهد، پس اگر میت را غسل داده، سپس وضو گرفت و با همسر خود نزدیکی کرد برای هردو یک غسل کافی است.
2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
همانا هنگامی که مرگ انسان فرا می رسد، ملک الموت او را محکم می بندد و اگر چنین نبود او آرام نمی گرفت.
ص: 563
3- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْهُذَلِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ خَالِدٍ الْقَطَّانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورِ الصَّيْقَل عَنْ أَبِيهِ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام وَجْداً وَجَدْتُهُ عَلَى ابْنِ لِي هَلَكَ حَتَّى خِفْتُ عَلَى عَقْلِي.
فَقالَ: إِذَا أَصَابَكَ مِنْ هَذَا شَيْءٌ فَأَفِضُ مِنْ دُمُوعِكَ، فَإِنَّهُ يَسْكُنُ عَنْكَ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ قَالَ:
لَمَّا مَاتَ ذَرُ بْنُ أَبِي ذَرٍ مَسَحَ أَبُو ذَرَ الْقَبْرَ بِيَدِهِ.
ثُمَّ قَالَ:
رَحِمَكَ اللهُ يَا ذَرا وَ اللَّهِ، إِنْ كُنْتَ بِي بَاراً وَ لَقَدْ قُبِضْتَ وَإِنِّي عَنْكَ لَرَاضِ. أَمَا وَ اللهِ! مَا بِي فَقْدُكَ وَ مَا عَلَيَّ مِنْ غَضَاضَةٍ وَ مَا لِى إِلَى أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ مِنْ حَاجَةٍ، وَ لَوْ لا هَوْلُ الْمُطَّلَع لَسَرْنِي أَنْ أَكُونَ مَكَانَكَ، وَلَقَدْ شَغَلَنِي الْحُزْنُ لَكَ عَنِ الْحُزْنِ عَلَيْكَ. وَ اللهِ! مَا بَكَيْتُ لَكَ، وَ لَكِنْ بَكَيْتُ عَلَيْكَ، فَلَيْتَ شِعْرِي مَا ذَا قُلْتَ وَ مَا ذَا قِيلَ لَكَ.
3- منصور صیقل گوید: به امام صادق علیه السلام از حزن و اندوهی که به خاطر از دست دادن فرزندم به من دست داده بود تا جایی که ترسیدم دچار جنون شوم، شکوه کردم.
فرمود: هرگاه از چنین مصیبتی چیزی به تو رسید گریه کن که گریه غم و اندوه تو را آرامش خواهد بخشید.
4- علی بن ابراهیم در حدیث مرفوعه ای گوید: هنگامی که در فرزند ابوذر از دنیا رفت ابوذر دست خود را بر قبرش کشید و گفت:
ای ذر! خدا تو را رحمت کند به خدا سوگند که تو برای من بسیار نیک رفتار و نیکو کار بودی و وفات کردی درحالی که از تو خشنود بودم به خدا سوگند! که از دست رفتن تو برای من نقصانی نیاورد و مرا از آن باکی نیست و مرا به هیچ کس جز خدا نیازی نیست و اگر هول عالم پس از مرگ و نقطه شروع قیامت و رسیدگی به حساب ها نبود، بی تردید بسیار شادمان می شدم که به جای تو باشم و به راستی که اندوه من از این است که با آن چه که تو در پیش داری چه خواهی کرد و این باعث شده که از جداییمان غمگین نباشم به خدا سوگند برای دوری از تو گریه نمی کنم ولی بر حال تو می گریم که عاقبتت چه خواهد شد. ای کاش می دانستم که تو چه می گویی و به تو چه می گویند.
ص: 564
ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ وَهَبْتُ لَهُ مَا افْتَرَضْتَ عَلَيْهِ مِنْ حَفِّيِ، فَهَبْ لَهُ مَا افْتَرَضْتَ عَلَيْهِ مِنْ حَقَّكَ، فَأَنتَ أَحَقُّ بِالْجُودِ مِنّى.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ:
لَمَّا قُبِضَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام أَمَرَ أَبُو عَبْدِ اللهِ بِالسِّرَاحِ فِي الْبَيْتِ الَّذِي كَانَ يَسْكُنُهُ حَتَّى قُبِضَ أَبو عَبْدِاللهِ علیه السلام، ثُمَّ أَمَرَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام بمثل ذلِكَ فِي بَيْتِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام حَتَّى خَرَجَ بِهِ إِلَى الْعِرَاقِ، ثُمَّ لَا أَدْرِي مَا كَانَ.
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَوَّلِ مَنْ جُعِلَ لَهُ النَّعْشُ.
فَقالَ: فَاطِمَةُ علیها السلام.
سپس گفت: بار خدایا! من آن حقوقی را که از برای من واجب ساخته بودی به او بخشیدم، پس تو نیز حقوق خود را که بر او واجب گردانیده ای تا به جای آورد اگر کوتاهی کرده است ببخش که تو به جود و بخشایش از من شایسته تری.
5- عده ای از اصحاب ما گویند: وقتی امام باقر علیه السلام به شهادت رسید، امام صادق علیه السلام امر فرمود: در آن خانه ای که حضرتش سکنی داشت چراغی روشن باشد و تا هنگامی که امام صادق علیه السلام وفات یافت چراغ روشن بود پس از آن امام کاظم علیه السلام نیز در خانه پدرشان همان دستور را فرمود تا زمانی که به عراق تبعید شد و پس از آن نمید انم که چراغ چه شد.
6- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: نخستین کسی که برای حمل جسدش، سریر و تابوت ساخته شد که بود؟
فرمود: حضرت فاطمه علیها السلام.
ص: 565
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْن صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْمَيِّتِ يَبْلَى جَسَدُهُ؟
قالَ: نَعَمْ، حَتَّى لا يَبْقَى لَهُ لَحْم وَلا عَظْمٌ إِلَّا طينتُهُ الَّتِي خُلِقَ مِنْهَا، فَإِنَّهَا تُبْلَى تَبْقَى فِى الْقَبْرِ مُسْتَدِيرَةً حَتَّى يُخْلَقَ مِنْهَا كَمَا خُلِقَ أَوَّلَ مَرَّةٍ.
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةَ الْخَوْلَانِي وَ هُوَ يَزِيدُ بْنُ خَلِيفَةَ الْحَارِثِيُّ قَالَ: سَأَلَ عِيسَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام وَأَنَا حَاضِرٌ. فَقَالَ: تَخْرُجُ النِّسَاءُ إِلَى الْجَنَازَةِ؟
وَ كَانَ مُتَّكِئِاً فَاسْتَوَى جَالِساً، ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الْفَاسِقَ - عَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ - آوَى عَمَّهُ الْمُغِيرَةَ بْنَ أَبِي الْعَاصِ، وَكَانَ مِمَّنْ هَدَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم دَمَهُ. فَقَالَ لِابْنَةِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: لَا تُخْبِرِي أَبَاكِ بِمَكَانِهِ، كَأَنَّهُ لَا يُوقِنُ أَنَّ الْوَحْيَ يَأْتِي مُحَمَّداً.
7- عمار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند: آیا جسد میت می پوسد؟
فرمود: آری، تا جایی که بر آن گوشت و استخوان نماند، مگر آن سرشتی که شخص از آن آفریده شده که آن از بین نمی رود و در قبر به اشکال گوناگون می ماند تا این که شخص مرده هم چنان که نخستین بار از آن آفریده شده مجدداً از آن خلق شود.
8- یزید بن خلیفه حارثی گوید: من حاضر بودم که عیسی بن عبدالله از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا زنان می توانند به تشییع جنازه بروند؟
حضرت درحالی که تکیه داده بود راست شد و نشست، سپس فرمود: همان فاسق (یعنی عثمان) که لعنت خدا بر او باد، عمویش مغيرة بن ابی عاص را - که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم خون او را مباح کرده بود - در خانه خود پناه داد.
عثمان به دختر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم (که زن او بود) گفت: پدرت را از مکان عمویم آگاه مکن گویا او یقین نداشت که بر آن حضرت وحی می شود!
ص: 566
فَقَالَتْ: مَا كُنْتُ لِأَكْتُمَ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليهواله وسلم عَدُوَّهُ.
فَجَعَلَهُ بَيْنَ مِشْجَبِ لَهُ وَ لَحَفَهُ بِقَطِيفَةٍ. فَأَتَى رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم الْوَحْيُ فَأَخْبَرَهُ بِمَكَانِهِ، فَبَعَثَ إِلَيْهِ عَلِيّاً علیه السلام وَ قَالَ: اشْتَمِلْ عَلَى سَيْفِكَ انْتِ بَيْتَ ابْنَةِ ابْنِ عَمَّكَ، فَإِنْ ظَفِرْتَ بِالْمُغِيرَةِ فَاقْتُلْهُ.
فَأَتَى الْبَيْتَ فَجَالَ فِيهِ فَلَمْ يَظْفَرْبِهِ فَرَجَعَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم فَأَخْبَرَهُ.
فَقالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَمْ أَرَهُ.
فَقالَ: إِنَّ الْوَحْيَ قَدْ أَتَانِي، فَأَخْبَرَنِي أَنَّهُ فِي الْمِشْجَبِ، وَ دَخَلَ عُثْمَانُ بَعْدَ خُرُوجِ عَلِي علیه السلام فَأَخَذَ بِيَدِ عَمِّهِ فَأَتَى بِهِ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم فَلَمَّا رَآهُ أَكَبَّ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَلْتَفِتْ إِلَيْهِ وَ كَانَ نَبِيُّ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم حَيْبًا كَرِيماً.
فَقالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! هَذَا عَمِّي، هَذَا الْمُغِيرَةُ بْنُ أَبِي الْعَاصِ وَفَدَ وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ آمَتْنَهُ.
همسرش گفت: من دشمن رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را از او مخفی نمی دارم.
عثمان او (عمویش) را در دار چوبی پنهان کرد و با پارچه ای آن را پوشانید به رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وحی شد و از مکان او با خبر گردید حضرتش، علی علیه السلام را به سوی او فرستاد و فرمود: شمشیر خود را زیر لباست پنهان کن و به خانه دختر پسر عمویت برو و اگر بر مغیره دست یافتی او را بکش.
على علیه السلام به آن جا رفت جست و جو کرد و او را نیافت نزد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بازگشت و جریان را خبر داد و گفت: ای رسول خدا! او را ندیدم.
فرمود: به من وحی شد که او در میان دار چوبی پنهان شده است، پس از خارج شدن علی علیه السلام عثمان دست عموی خود را گرفت و او را نزد پیامبر آورد.
هنگامی که آن حضرت او را دید سر مبارک را در پیش افکند و به او توجه ننمود، برای این که آن حضرت بسیار با حیا و کریم بود.
عثمان گفت: ای رسول خدا! این عموی من مغيرة بن عاص است، سوگند به آن خدایی که تو را به حق فرستاده است او را مؤمن کرده ام.
ص: 567
قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: وَكَذَبَ، وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ مَا آمَنَهُ.
فَأَعَادَهَا ثَلاثاً وَ أَعَادَهَا أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام ثَلاثاً أَنِّى آمَنْهُ؟ إِلَّا أَنَّهُ يَأْتِيهِ عَنْ يَمِينِهِ ثُمَّ يَأْتِيهِ عَنْ يَسَارِهِ، فَلَمَّا كَانَ فِي الرَّابِعَةِ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيْهِ.
فَقَالَ لَهُ: قَدْ جَعَلْتُ لَكَ ثَلَاثَاً، فَإِنْ قَدَرْتُ عَلَيْهِ بَعْدَ ثَالِثَةٍ قَتَلْتُهُ.
فَلَمَّا أَدْبَرَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: اللَّهُمُ الْعَنِ الْمُغِيرَةَ بْنَ أَبِي الْعَاصِ وَ الْعَنْ مَنْ يُؤْوِيهِ وَ الْعَنْ مَنْ يَحْمِلُهُ وَ الْعَنْ مَنْ يُطْعِمُهُ وَ الْعَنْ مَنْ يَسْقِيهِ وَ الْعَنْ مَنْ يُجَهْرُهُ وَالْعَنْ مَنْ يُعْطِيهِ سِقَاءً أَوْ حِذَاءً أَوْ رِشَاءٌ أَوْ وِعَاءً.
وَ هُوَ يَعُدُّهُنَّ بِيَمِينِهِ. وَ انْطَلَقَ بِهِ عُثْمَانُ فَآوَاهُ وَ أَطْعَمَهُ وَ سَقَاهُ وَ حَمَلَهُ وَ جَهَّزَهُ حَتَّى فَعَلَ جَمِيعَ مَا لَعَنَ عَلَيْهِ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم مَنْ يَفْعَلُهُ بِهِ.
امام صادق علیه السلام فرمود: دروغ گفت: سوگند به آن خدایی که او را به حق فرستاده است! او ایمان نیاورده بود.
عثمان این سخن را سه بار تکرار کرد، امام صادق علیه السلام سه بار تکرار کرد و فرمود: کجا و کی ایمان آورده بود؟! بلکه او از راست و چپ حضرتش می آمد و التماس می کرد. در مرتبه چهارم رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم سر مبارک را بلند کرد و به او فرمود: سه روز به تو مهلت دادم و اگر پس از سه روز او را بیابم خواهم کشت.
وقتی که عثمان رفت، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: بار خدایا! مغیره را لعنت کن و لعنت کن کسی که او را جای می دهد کسی که او را بر می دارد کسی که به او می خوراند و کسی که به او می نوشاند و لعنت کن کسی را که او را آماده می سازد و لعنت کن کسی را که به او مشکی یا کفشی یا ریسمانی یا ظرفی می دهد.
و پیامبر صلى الله عليه واله وسلم آنها را با دست راست خود می شمرد. پس عثمان، مغیره را برد و جای داد، خورانید، نوشانید، او را برداشت و آماده ساخت و همه مواردی را که پیامبر صلى الله عليه واله وسلم انجام دهنده آن را لعنت فرموده بود انجام داد.
ص: 568
ثُمَّ أَخْرَجَهُ فِي الْيَوْمِ الرَّابِع يَسُوقُهُ، فَلَمْ يَخْرُجْ مِنْ أَبْيَاتِ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْطَبَ اللهُ رَاحِلَتَهُ وَ نُقِبَ حِذَاهُ وَ وَرِمَتْ قَدَمَاهُ، فَاسْتَعَانَ بِيَدَيْهِ وَ رُكْبَتَيْهِ وَ أَنْقَلَهُ جَهَازُهُ حَتَّى وَجَسَ بِهِ، فَأَتَى شَجَرَةٌ فَاسْتَظَلَّ بِهَا لَوْ أَتَاهَا بَعْضُكُمْ مَا أَبْهَرَهُ ذَلِكَ.
فَأَتَى رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم الْوَحْيُ فَأَخْبَرَهُ بِذَلِكَ.
فَدَعَا عَلِيّاً علیه السلام فَقالَ: خُذْ سَيْفَكَ وَ انْطَلِقْ أَنْتَ وَ عَمَّارٌ وَ ثَالِثُ لَهُمْ فَأْتِ الْمُغِيرَةَ بْنَ أَبِي الْعَاصِ تَحْتَ شَجَرَةِ كَذَا وَكَذَا.
فَأَتَاهُ عَلِيٌّ علیه السلام فَقَتَلَهُ، فَضَرَبَ عُثْمَانُ، بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ قَالَ: أَنْتِ أَخْبَرْتِ أَبَاكِ بِمَكَانِهِ.
فَبَعَثَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم تَشْكُو مَا لَقِيَتْ.
فَأَرْسَلَ إِلَيْهَا رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: أَقْنَيْ حَيَاءَكِ مَا أَقْبَحَ بِالْمَرْأَةِ ذَاتِ حَسَبٍ وَ دِينِ فِي كُلِّ يَوْمٍ تَشْكُو زَوْجَهَا.
عثمان روز چهارم او بیرون آورد و امر کرد که با شتاب فرار کند. هنوز از خانه های مدینه خارج نشده بود که خداوند مرکب او را هلاک کرد و کفش او سوراخ شد و پاهایش تورم کرد او از دو دست و دو زانوی خود برای راه رفتن کمک گرفت، ولی اثاثیه اش بر او سنگینی می کرد تا این که بر جان خود ترسید و به زیر سایه درختی پناه برد درحالی که اگر کسی از شما تا آن جا می آمد، به سختی نمی افتاد.
به رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وحی شد و از مکان او خبر دار گردید علی علیه السلام را خواست و فرمود: شمشیر خود را بردار و به همراه عمّار و شخص دیگری روانه شو و نزد مغیره برو که در زیر درختی چنین و چنان پناه گرفته است.
علی علیه السلام رفت و او را کشت. عثمان دختر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را زد و گفت: تو پدرت را از مکان عمویم آگاه ساخته ای.
او کسی را نزد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرستاد و از عثمان شکایت کرد.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به او پیغام داد: حیای خود را نگاه دار، برای زنی که دارای شرف و دین باشد زیبنده نیست هر روز از شوهر خود شکایت کند.
ص: 569
فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ مَرَّاتٍ ، كُلَّ ذَلِكَ يَقُولُ لَهَا ذَلِكَ.
فَلَمَّا كَانَ فِي الرَّابِعَةِ دَعَا عَلِيّاً علیه السلام وَ قَالَ: خُذْ سَيْفَكَ وَ اشْتَمِلْ عَلَيْهِ ثُمَّ انْتِ بَيْتَ ابْنَةِ ابْنِ عَمَّكَ فَخُذْ بِيَدِهَا، فَإِنْ حَالَ بَيْنَكَ وَبَيْنَهَا أَحَدٌ فَاحْطِمْهُ بِالسَّيْفِ.
وَ أَقْبَلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم كَالْوَالِهِ مِنْ مَنْزِلِهِ إِلَى دَارِ عُثْمَانَ، فَأَخْرَجَ عَلِيٌّ علیه السلام ابْنَةَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم، فَلَمَّا نَظَرَتْ إِلَيْهِ رَفَعَتْ صَوْتَهَا بِالْبُكَاءِ، وَ اسْتَعْبَرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَبَكَى، ثُمَّ أَدْخَلَهَا مَنْزِلَهُ وَكَشَفَتْ عَنْ ظَهْرِهَا.
فَلَمَّا أَنْ رَأَى مَا بِظَهْرِهَا قَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ: مَا لَهُ قَتَلَكِ؟! قَتَلَهُ اللَّهُ.
وَ كَانَ ذَلِكَ يَوْمَ الْأَحَدِ وَ بَاتَ عُثْمَانُ مُلْتَحِفاً بِجَارِيَتِهَا، فَمَكَثَ الْإِثْنَيْنَ وَالثَّلَاثَاءَ وَ مَاتَتْ فِي الْيَوْمِ الرَّابِعِ.
فَلَمَّا حَضَرَ أَنْ يَخْرُجَ بِهَا أَمَرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَاطِمَةَ علیها السلام فَخَرَجَتْ علیها السلام وَ نِسَاءُ الْمُؤْمِنِينَ مَعَهَا، وَ خَرَجَ عُثْمَانُ يُشَيِّعُ جَنَازَتَهَا.
چند بار برای رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پیغام فرستاد و در هر بار آن حضرت سخن خود را تکرارکرد و در بار چهارم علی علیه السلام را خواست و فرمود: شمشیر خود را بگیر و آن را زیر لباس خود پنهان کن و به خانه دختر پسر عمویت برو و او را بیاور و اگر کسی میان تو و او مانع شد او را با شمشیر به قتل برسان.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم مانند شخص حیران از خانه خود به سوی خانه عثمان روی آورد.
على علیه السلام دختر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را بیرون آورد و چون دختر نگاهش به پدر افتاد با صدای بلند گریه کرد و رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نیز اشکش جاری شد، او را به منزل خود برد.
دختر در آن جا پشت خود را باز کرد و آن حضرت اثر ضربات عثمان را دید و سه بار فرمود: برای چه تو را کشت؟! خدا او را بکشد.
این جریان در روز یکشنبه روی داد و عثمان در زیر لحاف با کنیز خود به سر می برد(!!) دختر پیامبر روز دوشنبه و سه شنبه زنده بود و روز چهارم وفات یافت و چون جنازه را برای خاک سپاری بیرون آوردند، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به حضرت فاطمه علیها السلام امر فرمود و آن حضرت با زنان مؤمن به همراه جنازه خارج شدند و عثمان نیز برای تشییع جنازه حاضر شد (!!).
ص: 570
فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ: مَنْ أَطَافَ الْبَارِحَةَ بِأَهْلِهِ - أَوْ بِفَتَاتِهِ - فَلَا يَتْبَعَنَّ جَنَازَتَهَا.
قَالَ ذَلِكَ ثَلَاثَاً، فَلَمْ يَنْصَرِفْ فَلَمَّا كَانَ فِي الرَّابِعَةِ قَالَ: لَيَنْصَرِفَنَّ أَوْ لَأُسَمِّيَنَّ باشمه؟
فَأَقْبَلَ عُثْمَانُ مُتَوَكَّناً عَلَى مَوْلًى لَهُ مُمْسِكاً بِبَطْنِهِ. فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي أَشْتَكِي بَطْنِي، فَإِنْ رَأَيْتَ أَنْ تَأْذَنَ لِي أَنْصَرِفُ.
قَالَ: انْصَرِفْ.
وَ خَرَجَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام وَ نِسَاءُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهَاجِرِينَ فَصَلَّيْنَ عَلَى الْجِنَازَةِ.
9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا أَعَدَّ الرَّجُلُ كَفَنَهُ فَهُوَ مَأْجُورٌ كُلَّمَا نَظَرَ إِلَيْهِ.
هنگامی که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم او را دید، سه بار فرمود: هر که شب گذشته با همسر - یا کنیز - خود نزدیکی کرده با جنازه همراهی نکند.
و چون بار چهارم شد فرمود: آیا باز می گردد، یا حتماً او را نام ببرم؟
عثمان به رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم روی آورد و درحالی که به غلام خود تکیه کرده و دست خود را بر شکم نهاده بود گفت: ای رسول خدا! من از شکم خود در آزارم اگر ممکن است مرا رخصت دهید که باز گردم (!!)
فرمود: باز گرد.
حضرت فاطمه علیها السلام و زن های مؤمن و مهاجرین جسد دختر پیامبر را تشییع کردند و بر آن نماز گزاردند.
9- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه کسی کفن خود را مهیا سازد هر بار که به آن نظر کند، پاداش گیرد.
ص: 571
10- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ أَنْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام اشْتَكَى عَيْنَهُ، فَعَادَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم، فَإِذَا هُوَ يَصِيحُ.
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم: جَزَعاً أَمْ وَجعاً؟
فَقالَ: يَا رَسُولَ الله! ما وَجعْتُ وَجعاً قط أشد منه.
فَقَالَ: يَا عَلِيُّ! إِنَّ مَلَكَ الْمَوْتِ إِذَا نَزَلَ لِقَبْضِ رُوحِ الْكَافِرِ نَزَلَ مَعَهُ سَفُودٌ مِنْ نَارٍ فَيَنْزِعُ رُوحَهُ بِهِ، فَتَصِيحُ جَهَنَّمُ.
فَاسْتَوَى عَلِيٌّ جَالِساً فَقالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! أَعِدْ عَلَيَّ حَدِيثَكَ فَلَقَدْ أَنْسَانِي وَجَعِي مَا قُلْتَ
ثُمَّ قَالَ: هَلْ يُصِيبُ ذَلِكَ أَحَداً مِنْ أُمَّتِكَ؟
قالَ: نَعَمْ حَاكِمٌ جَائِرٌ، وَ آكِلُ مَالِ الْيَتِيم ظُلْماً، وَ شَاهِدُ زُور.
10- با همین اسناد آمده است امیر مؤمنان علی علیه السلام به چشم دردی مبتلا شد، پیامبر صلى الله عليه واله وسلم از او عیادت کرد و علی علیه السلام ناله می کرد.
پیامبر صلى الله عليه واله وسلم به او فرمود: آیا از بی تابی است یا از شدت درد؟
گفت: ای رسول خدا! تا کنون به دردی سخت تر از این مبتلا نشده ام.
پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: ای علی! چون ملک الموت برای گرفتن روح کافر فرود آید با او سیخی آتشین است و روح او را با آن سیخ می گیرد که بر اثر آن، دوزخ صیحه می زند.
علی علیه السلام برخاست و نشست و گفت: ای رسول خدا! فرمایش خود را تکرار کنید که آن چه گفتید درد مرا از یادم برد.
سپس گفت: آیا کسی از اُمّت تو به چنین جان کندن مبتلا می شود؟
فرمود: آری، فرمانروای ستمگر، خورنده مال یتیم و کسی که به دروغ شهادت می دهد (این گونه جان می دهند).
ص: 572
11- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم.
مُسْتَرِيحٌ وَ مُسْتَرَاحٌ مِنْهُ، أَمَّا الْمُسْتَرِيحُ فَالْعَبْدُ الصَّالِحُ اسْتَرَاحَ مِنْ غَمُ الدُّنْيَا، وَ مَا كَانَ فِيهِ مِنَ الْعِبَادَةِ إِلَى الرَّاحَةِ وَ نَعِيمِ الآخِرَةِ. وَأَمَّا الْمُسْتَرَاحُ مِنْهُ فَالْفَاجِرُ يَسْتَرِيحُ مِنْهُ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ يَحْفَظَانِ عَلَيْهِ وَ خَادِمُهُ وَأَهْلُهُ، وَالْأَرْضُ الَّتِي كَانَ يَمْشِي عَلَيْهَا.
12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا أَعَدَّ الرَّجُلُ كَفَنَهُ فَهُوَ مَأْجُورٌ كُلَّمَا نَظَرَ إِلَيْهِ.
13- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ رِئَابٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الأَوَّلَ علیه السلام يَقُولُ:
11- با همین سند آمده است: امام صادق علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: (جان کندن بر دو قسم است) یکی آن که راحت می شود و دیگری کسی که از او راحت می شوند.
اما آن که راحت می شود بندۀ صالحی است که از اندوه دنیا و عبادت بسیار راحت می شود و به سوی راحتی و نعمت در آخرت رهسپار می گردد.
و اما کسی که از او راحت می شوند شخص گناهکاری است که دو فرشته نگهبان او، خدمتکار و خانواده اش و زمینی که بر روی آن راه می رفته است از دست او راحت می شوند.
12- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه کسی کفن خود را مهیا سازد هر بار که به آن نظر کند، پاداش گیرد.
13- على بن رئاب گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود: -
ص: 573
إِذَا مَاتَ الْمُؤْمِنُ بَكَتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ وَ بِقَاعُ الْأَرْضِ الَّتِي كَانَ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَيْهَا وَ أَبْوَابُ السَّمَاءِ الَّتِي كَانَ يُصْعَدُ أَعْمَالُهُ فِيهَا، وَ تُلِمَ تُلْمَةٌ فِي الْإِسْلَامِ لا يَسُدُّهَا شَيْءٌ، لِأَنَّ الْمُؤْمِنِينَ حُصُونُ الْإِسْلَامِ كَحُصُونِ سُورِ الْمَدِينَةِ لَهَا.
14- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِذَا حَضَرَ الْمَيِّتَ أَرْبَعُونَ رَجُلاً فَقَالُوا: اللهم إنَّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً.
قَالَ اللهُ: قَدْ قَبِلْتُ شَهَادَتَكُمْ، وَ غَفَرْتُ لَهُ مَا عَلِمْتُ مِمَّا لَا تَعْلَمُونَ.
15- سَهْل عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَامِرِ بْنِ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:
كَانَ عَلَى قَبْرِ إِبْرَاهِيمَ ابْنِ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم عَدْقٌ يُظِلُّهُ مِنَ الشَّمْسِ، يَدُورُ حَيْثُ دَارَتِ الشَّمْسُ فَلَمَّا يَبِسَ الْعَذْقُ دَرَسَ الْقَبْرُ فَلَمْ يُعْلَمْ مَكَانُهُ.
هنگامی که مؤمن بمیرد فرشتگان و قطعه هایی از زمین که در آن عبادت می کرده و درهای آسمانی - که اعمالش از آن بالا می رفته - بر او گریه کنند و در اسلام رخنه ای افتد که چیزی آن را پر نکند؛ زیرا مؤمنان - همانند دژهای اطراف شهر - دژهای اسلام هستند.
14- عمرو بن یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر نزد میّت چهل تن حاضر شوند و بگویند بارخدایا ما جز خوبی از او چیزی ندیده ایم.
خداوند متعال فرماید: شهادت شما را پذیرفتم و آن گناهانی را هم که شما نمی دانید آمرزیدم.
15- عامر بن عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
بر مزار ابراهیم فرزند رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نهال خرمایی روییده بود که هر سو که آفتاب می رفت سایه می افکند. هنگامی که آن نهال خشکید، اثر آن قبر نیز از بین رفت و معلوم نیست که قبر در کدام مکان بوده است.
ص: 574
16- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
كَانَ الْبَرَاءُ بْنُ مَعْرُورِ الْمِيمِيُّ الْأَنْصَارِيُّ بِالْمَدِينَةِ، وَكَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم بِمَكَّةَ وَإِنَّهُ حَضَرَهُ الْمَوْتُ وَكَانَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم وَ الْمُسْلِمُونَ يُصَلُّونَ إِلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ، فَأَوْصَى الْبَرَاءُ إِذَا دُفِنَ أَنْ يَجْعَلَ وَجْهَهُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم إِلَى الْقِبْلَةِ، فَجَرَتْ بِهِ السُّنَّةُ وَ أَنَّهُ أَوْصَى بثلث مَالِهِ، فَنَزَلَ بِهِ الْكِتَابُ وَجَرَتْ بهِ السُّنَّة.
17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
جَاءَ جَبْرَئِيلُ إِلَى النَّبِيِّ صلی الله علیه واله وسلم. فَقالَ: يَا مُحَمَّدُ عِشْ مَا شِئْتَ، فَإِنَّكَ مَيِّتٌ، وَ أَحْبِبْ مَنْ شِئْتَ، فَإِنَّكَ مُفَارِقُهُ، وَ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ لَا قِيهِ.
16- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
براء بن معرور تمیمی انصاری در مدینه بود و رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم در مکه هنگام وفات براء فرا رسید در آن زمان رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و مسلمانان به طرف بیت المقدس نماز می گزاردند. براء بن معرور وصیت کرد که روی او را به طرف پیامبر و به سمت قبله قرار دهند. پس سنت اسلام نیز بر همین وجه مقرر شد. وی دربارۀ ثلث مال خود وصیت کرد، پس دستور قرآن نیز بر این عمل نازل شد و سنّت نیز بر همین روش جریان یافت
17- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
جبرئیل خدمت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم آمد و گفت: ای محمد! تو هرگونه که می خواهی زندگی کن، ولی سرانجام خواهی مرد و هر کس را که می خواهی دوست بدار ولی سرانجام از او جدا خواهی شد و هرکاری را که می خواهی انجام ده که سرانجام آن را ملاقات خواهی کرد.
ص: 575
18- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَيُّوبَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: حَدِّثْنِي مَا أَنْتَفِعُ بِهِ.
فَقَالَ: يَا أَبَا عُبَيْدَةَ أَكْبَرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ، فَإِنَّهُ لَمْ يُكْثِرُ ذِكْرَهُ إِلسَانُ إِلَّا زَهِدَ فِي الدُّنْيَا.
19- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَيْمَنَ عَنْ دَاوُدَ الْأَبْزَارِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: مُنَادٍ يُنَادِي فِي كُلِّ يَوْمٍ: ابْنَ آدَمَ لِدْ لِلْمَوْتِ، وَ اجْمَعْ لِلْفَنَاءِ، وَ ابْنِ لِلْخَرَابِ.
20- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام الْوَسْوَاسَ.
فَقالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ اذْكُرْ تَقَطَّعَ أَوْصَالِكَ فِي قَبْرِكَ، وَ رُجُوعَ أَحْبَابِكَ عَنْكَ إِذَا دَفَنُوكَ فِي حُفْرَتِكَ، وَ خُرُوجَ بَنَاتِ الْمَاءِ مِنْ مَنْخِرَيْكَ، وَ أَكْلَ الدُّودِ لَحْمَكَ، فَإِنَّ ذَلِكَ يُسَلِّى عَنْكَ مَا أَنْتَ فِيهِ.
قَالَ أَبُو بَصِيرٍ: فَوَ اللهِ! مَا ذَكَرْتُهُ إِلَّا سَلّى عَنِّى مَا أَنَا فِيهِ مِنْ هَمُ الدُّنْيَا.
18- ابو عبیده گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم: حدیثی به من بفرما که از آن سود برم.
فرمود: ای ابا عبیده! مرگ را بسیار یاد کن؛ زیرا هر انسانی که مرگ را بسیار یاد کند به دنیا بی رغبت شود.
19- داوود ابزاری گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
ندا کننده ای هر روز فریاد می زند: ای آدمیزاد! برای مرگ متولد شو، برای نابودی گردآور و برای خراب شدن بساز.
20- ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السلام از وسوسه هم و غم دنیا شکایت کردم.
فرمود: ای ابا محمد! پاره پاره شدن پیوندهای خود را در قبرت بازگشت که دوستانت پس از دفن کردنت بیرون آمدن کرم های دماغ از دو سوراخ بینی و خوردن کرم ها گوشت تنت را یاد کن، زیرا که این عمل از آن چه که در آن افتادی آرامش بخشد و تسلای خاطر گردد.
ابو بصیر گوید: به خدا سوگند! هرگاه این سخن را به یاد آوردم غم و اندوهی که از دنیا داشتم فراموش کردم و تسلای خاطرم شد.
ص: 576
21- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ مَوْلَى أَبَانِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَعْلَمُ مَلَكُ الْمَوْتِ بِقَبْضِ مَنْ يَقْبِضُ؟
قَالَ: لا، إِنَّمَا هِيَ صِكَادٌ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ: اقْبِضْ نَفْسَ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ.
22- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: قَالَ أبو عبدالله علیه السلام:
مَا مِنْ أَهْلِ بَيْتِ شَعْرِ وَ لا وَبَرٍ إِلَّا وَ مَلَكُ الْمَوْتِ يَتَصَفَّحُهُمْ فِي كُلِّ يَوْمٍ خَمْسَ مَرَّات.
23- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
مَنْ كَانَ مَعَهُ كَفَتُهُ فِي بَيْتِهِ لَمْ يُكتبُ مِنَ الْغَافِلِينَ، وَكَانَ مَأْجُوراً كُلما نظر إليه. نَظَرَ إِلَيْهِ.
21- اسباط بن سالم گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم آیا ملک الموت می داند که روح چه کسی را باید بگیرد؟
فرمود: نه بلکه نوشته ای است که از آسمان فرود می آید که روح فلانی پسر فلانی را بگیر.
22- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هیچ اهل خانه مویین و یا پشمینه ای نیست مگر این که ملک الموت هر روز پنج مرتبه به آنان نظر می کند.
23- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکس کفن خود را در خانه داشته باشد از بی خبران نوشته نشود و هرگاه که به آن بنگرد، پاداش گیرد.
ص: 577
24- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَامِ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنْ مَلَكِ الْمَوْتِ يُقَالُ: الْأَرْضُ بَيْنَ يَدَيْهِ كَالْقَصْعَةِ يَمُدُّ يَدَهُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ؟
قالَ: نَعَمْ.
25- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ قَالَ: حَدَّثَنِي يَعْقُوبُ الْأَحْمَرُ قَالَ: دَخَلْنَا عَلَى أبي عَبْدِاللهِ علیه السلام نُعَرِّيهِ بِإِسْمَاعِيلَ.
فَتَرَحْمَ عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللهَ نَعَى إِلَى نَبِيِّهِ صلی الله علیه واله وسلم نَفْسَهُ. فَقَالَ: (إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ ميتُونَ) وَ قَالَ: (كُل نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ).
ثُمَّ أَنشَأَ يُحَدِّثُ فَقَالَ: إِنَّهُ يَمُوتُ أَهْلُ الْأَرْضِ حَتَّى لا يَبْقَى أَحَدٌ، ثُمَّ يَمُوتُ أَهْلُ السَّمَاءِ حَتَّى لا يَبْقَى أَحَدٌ إِلَّا مَلَكَ الْمَوْتِ وَ حَمَلَةُ الْعَرْشِ وَ جَبْرَئِيلُ وَمِيكَائِيلُ علیهما السلام.
24- زید شحّام گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ ملک الموت سؤال شد که می گویند: زمین در پیش او همانند کاسه ای است که به هر جای آن که می خواهد دست خود را دراز می کند.
فرمود: آری، چنین است.
25- يعقوب احمر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام شرف یاب شدیم تا به حضرتش در وفات فرزندش اسماعیل تسلیت گوییم.
امام صادق علیه السلام برای او طلب رحمت کرد و فرمود: همانا خدای متعال خبر وفات پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را به او داد و فرمود: «تو خواهی مرد و آنان می میرند» و فرمود: «هر نفسی طعم مرگ را خواهند چشید».
آنگاه حضرتش آغاز به سخن کرد و فرمود: همانا اهل زمین می میرند و کسی از آنان نمی ماند، سپس اهل آسمان نیز می میرند تا این که از آنان کسی نمی ماند، مگر ملک الموت، حاملان عرش، جبرئیل و میکائیل علیهم السلام.
ص: 578
قَالَ: فَيَجِيءُ مَلَكَ الْمَوْتِ علیه السلام حَتَّى يَقُومَ بَيْنَ يَدَيِ اللهِ فَيُقَالُ لَهُ: مَنْ بَقِيَ؟ وَ هُوَ أَعْلَمُ.
فَيَقُولُ: يَا رَبِّ لَمْ يَبْقَ إِلَّا مَلَك الْمَوْتِ وَ حَمَلَةُ الْعَرْشِ وَ جَبْرَئِيلُ وَمِيكَائِيلُ علیهما السلام.
فَيُقَالُ لَهُ: قُلْ لِجَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ: فَلْيَمُوتًا.
فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ: يَا رَبِّ رَسُولَيْكَ وَ أَمِينَيْكَ.
فَيَقُولُ: إِنِّي قَدْ قَضَيْتُ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ فِيهَا الرُّوحُ الْمَوْتَ.
ثُمَّ يَجِيءُ مَلَكُ الْمَوْتِ حَتَّى يَقِفَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ فَيُقَالُ لَهُ: مَنْ بَقِيَ، وَ هُوَ أَعْلَمُ.
فَيَقُولُ: يَا رَبِّ! لَمْ يَبْقَ إِلَّا مَلَكَ الْمَوْتِ وَ حَمَلَةُ الْعَرْشِ.
فَيَقُولُ: قُلْ لِحَمَلَةِ الْعَرْشِ: فَلْيَمُوتُوا.
قَالَ: ثُمَّ يَجِيءُ كَثِيباً حَزِينَاً لا يَرْفَعُ طَرْفَهُ، فَيُقَالُ: مَنْ بَقِيَ.
ملک الموت می آید و در پیشگاه خداوند متعال می ایستد، به او گفته می شود: چه کسی مانده است؟ و خداوند داناتر است.
می گوید: پروردگارا! کسی جز ملک الموت، حاملان عرش الهی، جبرئیل و میکائیل نمانده است.
به او گفته می شود: به جبرئیل و میکائیل بگو تا بمیرند.
در این هنگام فرشتگان می گویند: پرودگار! اینان دو رسول و دو امین تو هستند!
می فرماید: همانا من برای هر کسی که روح دارد، مرگ را مقدر کرده ام.
ملک الموت می آید و در پیشگاه خداوند متعال می ایستد؛ به او گفته می شود آیا سپس کسی مانده است؟ - و خداوند داناتر است -.
می گوید: کسی جز ملک الموت و حاملان عرش نمانده است.
می فرماید: حاملان عرش را نیز بگو تا بمیرند.
سپس می آید درحالی که اندوهناک و غمگین است و چشم خود را بالا نمی کند، به او گفته می شود چه کسی مانده است؟
ص: 579
فَيَقُولُ: يَا رَبِّ لَمْ يَبْقَ إِلَّا مَلَك الْمَوْتِ.
فَيُقَالُ لَهُ: مُتْ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ!
فَيَمُوتُ، ثُمَّ يَأْخُذُ الْأَرْضَ بِيَمِينِهِ وَ السَّمَاوَاتِ بِيَمِينِهِ وَ يَقُولُ: أَيْنَ الَّذِينَ كَانُوا يَدْعُونَ مَعِي شَرِيكاً؟ أَيْنَ الَّذِينَ كَانُوا يَجْعَلُونَ مَعِي إِلَهَا آخَرَ؟
26- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُفَضْلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.
أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ علیه السلام أَنَّ مَلَكاً مِنْ مَلَائِكَةِ اللهِ كَانَتْ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ مَنْزِلَةٌ عَظِيمَةٌ، فَتُعَتِّبَ عَلَيْهِ فَأُهْبِطَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ.
فَأَتَى إِدْرِيسَ علیه السلام، فَقالَ: إِنَّ لَكَ مِنَ اللَّهِ مَنْزِلَةٌ فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ.
فَصَلَّى ثَلَاثَ لَيَالٍ لا يَفْتُرُ وَ صَامَ أَيَّامَهَا لا يُفْطِرُ، ثُمَّ طَلَبَ إِلَى اللهِ تَعَالَى فِي السَّحَرِ فِي الْمَلَكِ.
می گوید: پروردگارا! کسی جز ملک الموت نمانده است.
پس به او نیز گفته می شود: ای ملک الموت! بمیر.
او می میرد: سپس خداوند زمین و آسمان ها را به دست قدرت خود می گیرد و می فرماید: کجا هستند آن کسانی که با من دیگری را به عنوان شریک می خواندند؟! کجا هستند آن کسانی که با من معبود دیگری را خدای خود قرار می دادند؟!
26- جابر گوید: امام باقر علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
جبرئیل به من خبر داد که یکی از فرشتگان در پیشگاه خداوند متعال مرتبه ای بزرگ داشت و خداوند بر وی خشم گرفت و او را از آسمان بر زمین هبوط داد.
او نزد ادریس علیه السلام آمد و گفت: تو را نزد خداوند مرتبه ای است برای من در پیشگاه او شفاعت کن.
ادریس علیه السلام سه شب نماز گزارد و روزها - بی آن که افطار کند - روزه می گرفت - بی آن که سستی ورزد - آن گاه سحرگاهان حاجت خود را دربارۀ آن فرشته از خدا درخواست کرد.
ص: 580
فَقالَ الْمَلَك: إِنَّكَ قَدْ أُعْطِيتَ سُؤلَك وَ قَدْ أُطْلِقَ لِي جَنَاحِي، وَأَنَا أُحِبُّ أَنْ أُكَافِيَكَ فَاطْلُبْ إِلَيَّ حَاجَةً.
فَقالَ: تُرِينِي مَلَكَ الْمَوْتِ لَعَلِّي آنسُ بِهِ، فَإِنَّهُ لَيْسَ يَهْتِتُنِي مَعَ ذِكْرِهِ شَيْءٌ فَبَسَطَ جَنَاحَهُ.
ثُمَّ قَالَ: ارْكَبْ.
فَصَعِدَ بِهِ يَطْلُبُ مَلَكَ الْمَوْتِ فِي السَّمَاءِ الدُّنْيَا.
فَقِيلَ لَهُ: اصْعَدْ، فَاسْتَقْبَلَهُ بَيْنَ السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ وَ الْخَامِسَةِ.
فَقالَ الْمَلَكُ: يَا مَلَكَ الْمَوْتِ مَا لِي أَرَاكَ قَاطِبَاً؟
قَالَ: الْعَجَبُ إِنِّي تَحْتَ ظِلُّ الْعَرْشِ حَيْثُ أُمِرْتُ أَنْ أَقْبِضَ رُوحَ آدَمِيَ بَيْنَ السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ وَالْخَامِسَةِ.
فَسَمِعَ إِدْرِيسُ علیه السلام فَامْتَعَضَ، فَخَرَّ مِنْ جَنَاحَ الْمَلَكِ فَقُبِضَ رُوحُهُ مَكَانَهُ وَ قَالَ: (وَ رَفَعْنَاهُ مَكاناً عَلَيَّا).
فرشته گفت: درخواست تو داده شد و بال های من گشوده گشت، دوست دارم کار تو را تلافی کنم حاجتی از من بخواه.
ادریس علیه السلام گفت: ملک الموت را به من نشان ده تا شاید با او انس گیرم؛ زیرا با یاد او چیزی برای من گوارا نیست.
فرشته بال خود را پهن کرد و به او گفت: سوار شو.
پس او را در پی ملک الموت در آسمان دنیا برد.
به او گفته شد: بالا برو، تا این که در آسمان چهارم و پنجم با ملک الموت رو به رو شد.
فرشته گفت: ای ملک الموت! چه شده که تو را عبوس و ترش رو می بینم؟!
گفت: در شگفت از این که من در زیر عرش مأمور شده ام که جان کسی را بگیرم که میان آسمان چهارم و پنجم است.
چون ادریس این سخن را شنید، خشمگین شد و از بال آن فرشته افتاد و روح او را در همان مکان گرفت که خداوند متعال فرمود: «و ما او را به جایگاه والایی بالا بردیم».
ص: 581
27- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ أَبِي يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي شَيْبَةَ الزُّهْرِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم:
الْمَوْتَ الْمَوْتَ أَلَا وَ لابُدَّ مِنَ الْمَوْتِ جَاءَ الْمَوْتُ بِمَا فِيهِ جَاءَ بِالرَّوْحِ وَ الرَّاحَةِ وَ الْكَرَّةِ الْمُبَارَكَةِ إِلَى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ لِأَهْلِ دَارِ الْخُلُودِ الَّذِينَ كَانَ لَهَا سَعْيُهُمْ وَ فِيهَا رَغْبَتُهُمْ، وَجَاءَ الْمَوْتُ بِمَا فِيهِ بِالشَّقْوَةِ وَ النَّدَامَةِ وَ بِالْكَرَةِ الْخَاسِرَةِ إِلَى نَارِ حَامِيَةٍ لِأَهْلِ دَارِ الْغُرُورِ الَّذِينَ كَانَ لَهَا سَعْيُهُمْ وَ فِيهَا رَغْبَتُهُمْ .
ثُمَّ قَالَ: وَ قَالَ: إِذَا اسْتَحَقَّتْ وَلَايَةُ اللهِ وَ السَّعَادَةُ جَاءَ الْأَجَلُ بَيْنَ الْعَيْنَيْنِ وَ ذَهَبَ الْأَمَلُ وَرَاءَ الظَّهْرِ، وَ إِذَا اسْتَحَقَّتْ وَلَايَةُ الشَّيْطَانِ وَ الشَّقَاوَةُ جَاءَ الْأَمَلُ بَيْنَ الْعَيْنَيْن وَ ذَهَبَ الْأَجَلُ وَرَاءَ الظَّهر.
قَالَ: وَ سُئِلَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم أَيُّ الْمُؤْمِنِينَ أَكْبَسُ؟
فَقالَ: أَكْثَرُهُمْ ذِكْراً لِلْمَوْتِ، وَأَشَدُّهُمْ لَهُ اسْتِعْدَاداً.
27- ابن ابی شیبه گوید: امام باقر علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
یاد کنید مرگ را! یاد کنید مرگ را! آگاه باشید که چاره ای جز مرگ نیست، مرگ آمد با آن چه در آن بود نیسم و راحتی را آورد بازگشتی مبارک به سوی بهشت بلند مرتبه برای اهل سرای جاودانی کسانی که برای آن سرا کوشیدند و به آن سرا رغبت داشتند و مرگ آمد با آن چه که در آن بود از بدبختی پشیمانی و بازگشتی زیان بار به سوی آتشی در نهایت گرمی برای اهل سرای فریبنده، کسانی که برای دنیا کوشیدند و به آن رغبت داشتند.
آن گاه حضرتش فرمود: پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
اگر کسی مستحق دوستی خداوند و نیک بختی باشد مرگ در میان دو چشم او آید آرزو در پشت سر او قرار می گیرد و اگر مستحق دوستی شیطان و بدبختی باشد، آرزو در میان دو چشم او آید و مرگ در پشت سر او قرار گیرد.
فرمود: هم چنین از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم سؤال شد کدام یک از مؤمنان زیرک ترند؟
فرمود: کسانی که بیش تر مرگ را یاد کنند و آمادگی ایشان برای آن شدیدتر است.
ص: 582
28- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام يَقُولُ:
عَجَبْ كُلُّ الْعَجَبِ لِمَنْ أَنْكَرَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى مَنْ يَمُوتُ كُلَّ يَوْمٍ وَ وَلَيْلَةٍ، وَ الْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَب لِمَنْ أَلكَرَ النشأة الأُخْرَى، وَ هُوَ يَرَى النَّشْأَةَ الأُولَى.
29- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ عَجْلَانَ أبِي صَالِحٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
يَا أَبَا صَالِحٍ إِذَا أَنْتَ حَمَلْتَ جَنَازَةً، فَكُنْ كَأَنَّكَ أَنْتَ الْمَحْمُولُ وَ كَأَنَّكَ سَأَلْتَ رَبَّكَ الرُّجُوعَ إِلَى الدُّنْيَا، فَفَعَل فَانْظُرْ مَا ذَا تَسْتَأْنف؟
قَالَ: ثُمَّ قَالَ: عَجَبٌ لِقَوْمٍ حُبِسَ أَوَّلُهُمْ عَنْ آخِرِهِمْ، ثُمَّ نُودِيَ فِيهِمُ الرَّحِيلُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ.
30- عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:
28- ابو حمزه گوید: از امام سجاد علیه السلام شنیدم که می فرمود:
در شگفتم به تمام شگفتی، از کسی که مرگ را انکار می کند درحالی که روز و شب کسانی را می بیند که می میرند و در شگفتم به تمام شگفتی از کسی که جهان آخرت را انکار می کند درحالی که دنیا را می بیند.
29- عجلان ابو صالح گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: ای ابا صالح! هرگاه جنازه ای را برداشتی آن چنان باش که گویا تو خود آن جنازه ای و از پروردگارت درخواست بازگشت به دنیا نموده ای و او نیز به تو پاسخ داده است. پس بنگر که چگونه عمل خود را از سر می گیری.
سپس فرمود: در شگفتم از گروهی که مرده های آنها از زنده هایشان منع شده اند. آن گاه در میان زنده ها ندا داده شود که کوچ کنید و آنان به بازی مشغولند.
30- اسماعیل بن ابی زیاد گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: -
ص: 583
ما أَنْزَلَ الْمَوْتَ حَقٌّ مَنْزِلَيْهِ مَنْ عَدَّ غَداً مِنْ أَجَلِهِ.
قَالَ: وَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: مَا أَطَالَ عَبْد الأَمَل إِلَّا أَسَاءَ الْعَمَل.
وَكَانَ يَقُولُ: لَوْ رَأَى الْعَبْدُ أَجَلَهُ وَ سُرْعَتَهُ إِلَيْهِ لَأَبْغَضَ الْعَمَلَ مِنْ طَلَبِ الدُّنْيَا.
31- مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ لَحْظَةِ مَلَكِ الْمَوْتِ.
قَالَ: أَمَا رَأَيْتَ النَّاسَ يَكُونُونَ جُلُوسًاً فَتَعْتَرِيهِمُ السَّكْتَةُ فَمَا يَتَكَلَّمُ أَحَدٌ مِنْهُمْ، فَتِلْكَ لَحْظَةُ مَلَكِ الْمَوْتِ حَيْثُ يَلْحَظُهُمْ.
32- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: ﴿وَ قِيلَ مَنْ رَاقٍ * وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِرْاقُ).
کسی که فردا را از عمر خود به حساب آورد جایگاه حقیقی مرگ را نشناخته است.
حضرتش فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
هر بنده ای که آرزوی خود را طولانی سازد، عمل و کردار را تباه کند.
حضرتش همواره می فرمود: هر بنده ای که اجل خود و شتاب آن را به سوی خویش ببیند کار کردن برای طلب دنیا را دشمن می دارد.
31- جابر گوید: از امام باقر علیه السلام درباره لحظه نگاه ملک الموت پرسیدم؟
فرمود: آیا ندیده ای که مردم در محفلی نشسته اند ناگاه سکوت آنان را فرا می گیرد و هیچ یک از آنها سخن نمی گوید آن سکوت، لحظه نگاه ملک الموت است آن جایی که آنها را زیر نظر دارد.
32- جابر گوید: از امام باقر علیه السلام در مورد گفتار خدای تعالی پرسیدم که می فرماید:
(وَ قِيْلَ مَنْ رَاقَ، وَ ظَنَّ أَنَّهُ الفِراق).
ص: 584
قَالَ: فَإِنَّ ذَلِكَ ابْنُ آدَمَ إِذَا حَلَّ بِهِ الْمَوْتُ قَالَ هَلْ مِنْ طَبيب ؟ إِنَّهُ الْفِرَاقُ، أَيْقَنَ بمُفَارَقَةِ الأحبة.
قَالَ: وَ الْتَفَّتِ الشاقُ بِالسَّاقِ الْتَفَّتِ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ، (ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ).
قَالَ: الْمَصِيرُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ.
33- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْمِيثَمِي عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: قَوْلُ اللهِ: (إِنَّمَا نَعْدُّ لَهُمْ عَدًّا).
قَالَ: مَا هُوَ عِنْدَكَ؟
قُلْتُ: عَدَدُ الْأَيَّامِ.
قَالَ: إِنَّ الآبَاءَ وَ الْأُمَّهَاتِ يُحْصُونَ ذَلِكَ، لَا، وَ لَكِنَّهُ عَدَدُ الْأَنْفَاسِ.
فرمود: به راستی آن فرزند آدم است که هرگاه مرگ او فرا رسد، گوید: آیا طبیبی هست؟ به راستی که آن چه به من عارض شده جدایی است او به جدایی از دوستان یقین می کند.
فرمود: «پا روی پای دیگر پیچد» یعنی دنیا و آخرت را به هم پیچیده.
(ثم إلى ربّك يومئذ المساق) فرمود: یعنی بازگشت به سوی پروردگار جهانیان است.
33- عبد الاعلی :گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: منظور از گفتار خداوند متعال که می فرماید: (إِنَّمَا نَعْدُّ لَهُمْ عَدا) چیست؟
فرمود: نظر تو درباره آن چیست؟
گفتم: منظور شمار روزهاست.
فرمود: بی تردید که پدران و مادران آن را می شمارند، نه، بلکه منظور شمار نفس های عمر آنان است.
ص: 585
34- عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
الْحَيَاةُ وَ الْمَوْتُ خَلْقَانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ، فَإِذَا جَاءَ الْمَوْتُ فَدَخَلَ فِي الْإِنْسَانِ لَمْ يَدْخُلْ فِي شَيْءٍ إِلَّا وَ قَدْ خَرَجَتْ مِنْهُ الْحَيَاةُ.
35- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُكَيْنٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَقُولُ: اسْتَأْثَرَ اللهُ بِفَلَانٍ.
فَقالَ: ذَا مَكْرُوهُ.
فَقِيلَ: فُلَانٌ يَجُودُ بِنَفْسِهِ.
فَقالَ: لا بَأْسَ، أَمَا تَرَاهُ يَفْتَحُ فَاهُ عِنْدَ مَوْتِهِ مَرَّتَيْن أَوْ ثَلَاثَةٌ، فَذَلِكَ حِينَ يَجُودُ بِهَا لِمَا يَرَى مِنْ ثَوَابِ اللَّهِ وَ قَدْ كَانَ بِهَذَا ضَنِيناً.
36- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدالله علیه السلام قال:
34- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
زندگانی و مرگ دو مخلوق از مخلوقات خدا هستند پس هرگاه مرگ آید و وارد آدمی شود، در هیچ عضوی از اعضای او داخل نشود مگر آن که زندگانی را از آن عضو خارج سازد.
35- محمد بن سکین گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال شد: مردی که می گوید خداوند جان فلانی ستاند.
فرمود: این خوب نیست.
گفته شد: اگر بگوید فلانی جان خود را بخشید چه؟
فرمود: اشکالی ندارد، آیا نمی بینی او را که به هنگام مرگ دو یا سه بار دهان خود را می گشاید و آن در وقتی است که جان خود را به خاطر دیدن ثواب خداوند متعال می بخشد و درحالی که پیش از این نسبت به بخشیدن آن بخیل بود.
36- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -
ص: 586
إِنَّ قَوْماً فيما مَضَى قَالُوا لِنَبِي لَهُمْ: ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يَرْفَعُ عَنَّا الْمَوْتَ.
فَدَعَا لَهُمْ فَرَفَعَ اللهُ عَنْهُمُ الْمَوْتَ فَكَثُرُوا حَتَّى ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْمَنَازِلُ وَ كَثُرَ النَّسْلُ وَيُصْبِحُ الرَّجُلُ يُطْعِمُ أَبَاهُ وَ جَدَّهُ وَ أُمَّهُ وَ جَدَّ جَدِّهِ وَ يُوَفِّيهِمْ وَيَتَعَاهَدُهُمْ فَشَغَلُوا عَنْ طَلَبِ الْمَعَاشِ.
فَقَالُوا: سَلْ لَنَا رَبَّكَ أَنْ يَرُدُّنَا إِلَى حَالِنَا الَّتِي كُنَّا عَلَيْهَا.
فَسَأَلَ نَبِيُّهُمْ رَبَّهُ فَرَدَّهُمْ إِلَى حَالِهِمْ.
33- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رَبِيعِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سُلَيْمَ الْعَامِرِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ علیه السلام جَاءَ إِلَى قَبْرِ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا علیه السلام، وَ كَانَ سَأَلَ رَبَّهُ أَنْ يُحْيِيَهُ لَهُ، فَدَعَاهُ فَأَجَابَهُ وَ خَرَجَ إِلَيْهِ مِنَ الْقَبْرِ، فَقَالَ: لَهُ مَا تُرِيدُ مِنِّي؟
گروهی از پیشینیان به پیامبرشان گفتند: از پروردگار خود بخواه که مرگ را از ما بر دارد.
او دعا کرد و خداوند مرگ را از ایشان برداشت: پس آنها به حدی زیاد شدند که خانه ها برایشان تنگ شد و اولاد آنها بسیار گشت. تا جایی که شخصی به پدر پدر بزرگ مادر و مادربزرگ خود خوراک می داد آنان را تر و خشک می کرد و متکفل همه امور آنان بود و بدین سبب از کسب معاش بازماندند.
آنان به پیامبر خود گفتند: از پروردگار خود بخواه که ما را به همان حالت پیشین خود باز گرداند.
او نیز از پروردگار خود خواست، پس خداوند آنها را به حالت پیشین بازگردانید.
37- عبد الله بن سلیم عامری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
عيسى بن مريم علیه السلام كنار قبر يحيى بن زکریا علیه السلام آمد و از پروردگار خود درخواست کرد تا او را برایش زنده کند.
دعایش مستجاب شد و یحیی از قبر خارج گشت و به عیسی علیه السلام گفت: از من چه می خواهی؟
ص: 587
فَقالَ لَهُ: أُرِيدُ أن تُونِسَنِى كَمَا كُنتَ فِي الدُّنْيَا.
فَقَالَ لَهُ: يَا عِيسَى مَا سَكَنَتْ عَنِّى حَرَارَةُ الْمَوْتِ، وَأَنْتَ تُرِيدُ أَنْ تُعِيدَنِي إِلَى الدُّنْيَا وَتَعُودَ عَلَى حَرَارَةُ الْمَوْتِ فَتَرَكَهُ فَعَادَ إِلَى قَبْرِهِ.
38- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ يَزِيدَ الْكَنَاسِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
إِنَّ فِتْيَةٌ مِنْ أَوْلَادِ مُلُوكِ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانُوا مُتَعَبِّدِينَ، وَ كَانَتِ الْعِبَادَةُ فِي أَوْلَادِ مُلُوكِ بَنِي إِسْرَائِيلَ، وَ إِنَّهُمْ خَرَجُوا يَسِيرُونَ فِي الْبِلَادِ لِيَعْتَبِرُوا، فَمَرُّوا بِقَبْرٍ عَلَى ظَهْرِ الطَّرِيقِ قَدْ سَفَى عَلَيْهِ السَّافِي لَيْسَ يُبَيَّنُ مِنْهُ إِلَّا رَسْمُهُ.
فَقَالُوا: لَوْ دَعَوْنَا اللَّهَ السَّاعَةَ فَيَنْشُرُ لَنَا صَاحِبَ هَذَا الْقَبْرِ فَسَاءَلْنَاهُ كَيْفَ وَجَدَ طَعْمَ الْمَوْتِ.
گفت: می خواهم همان طوری که در دنیا مونس من بودی، اکنون نیز مونسم باشی.
گفت: ای عیسی! هنوز حرارت مرگ از من تسکین نیافته و تو می خواهی که مرا به دنیا باز گردانی و دوباره حرارت مرگ به سوی من باز گردد؟!
پس او را واگذاشت و به سوی قبر خویش بازگشت.
38- یزید کناسی گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
جوانانی از فرزندان پادشاهان بنی اسرائیل که مؤمن و متعبّد بودند و عبادت آنان رسمی بود؛ از شهر خود خارج شدند و برای پند و عبرت، شهرها را سیر کردند آنها در پشت جاده از کنار قبری گذشتند که باد، خاک ها را بر روی آن انباشته بود و جز علامت آن چیزی آشکار نبود.
گفتند: کاش در این ساعت دعا می کردیم و خداوند صاحب این قبر را برای ما زنده می کرد و از او سؤال می نمودیم که مزۀ مرگ را چگونه یافته است.
ص: 588
فَدَعَوُا اللَّهَ، وَكَانَ دُعَاؤُهُمُ الَّذِي دَعَوُا اللَّهَ بِهِ:
أَنْتَ إِلَهُنَا يَا رَبَّنَا لَيْسَ لَنَا إِلَهُ غَيْرُكَ وَ الْبَدِيعُ الدَّائِمُ غَيْرُ الْغَافِلِ وَ الْحَيُّ الَّذِي لا يَمُوتُ، لَكَ فِي كُلِّ يَوْمٍ شَأْنٌ تَعْلَمُ كُلَّ شَيْءٍ بِغَيْرِ تَعْلِيمٍ، أَنْشُرْ لَنَا هَذَا الْمَيِّتَ بِقُدْرَتِكَ.
قَالَ: فَخَرَجَ مِنْ ذَلِكَ الْقَبْرِ رَجُلٌ أَبْيَضُ الرَّأْسِ وَ اللَّحْيَةِ يَنْفُضُ رَأْسَهُ مِنَ التُّرَابِ فَزِعاً شَاخِصاً بَصَرَهُ إِلَى السَّمَاءِ.
فَقَالَ لَهُمْ: مَا يُوقِفُكُمْ عَلَى قَبْرِي؟
فَقَالُوا: دَعَوْنَاكَ لِنَسْأَلَكَ كَيْفَ وَجَدْتَ طَعْمَ الْمَوْتِ؟
فَقالَ لَهُمْ: لَقَدْ سَكَنْتُ فِي قَبْرِي تِسْعَةٌ وَ تِسْعِينَ سَنَةٌ مَا ذَهَبَ عَنِّي أَلَمُ الْمَوْتِ وَ كَرْبُهُ، وَ لا خَرَجَ مَرَارَةُ طَعْمِ الْمَوْتِ مِنْ حَلْقِي.
فَقَالُوا لَهُ: مِتَّ يَوْمَ مِتَّ وَ أَنْتَ عَلَى مَا نَرَى أَبْيَضُ الرَّأْسِ وَ اللَّحْيَةِ.
قَالَ: لا، وَ لَكِنْ لَمَّا سَمِعْتُ الصَّيْحَةَ اخْرُجُ اجْتَمَعَتْ تُرْبَةُ عِظَامِي إِلَى رُوحِي فَبَقِيَتْ فِيهِ، فَخَرَجْتُ فَزِعاً شَاخِصاً بَصَرِي مُهْطِعاً إِلَى صَوْتِ الدَّاعِي، فَابْيَضَّ لِذَلِكَ رَأْسِي وَ لِحْيَتِي.
دعا کردند و دعای آنان این گونه بود:
ای پروردگار ما! تو معبود مایی، ما جز تو معبودی نداریم تو آن پدید آورنده ای که غفلت در تو راه ندارد و آن زنده ای که هیچ گاه مرگ سراغش راه نیابد، برای تو هر روز کاری (بزرگ) است و هر چیز را بدون تعلیم می دانی با قدرت خود این میت را برای ما زنده گردان.
حضرتش فرمود: از آن قبر مردی که موی سر و ریش او سفید بود، بیرون آمد، او موهای سر خود را از خاک قبر تکان می داد و مضطرب بود و چشم خود را به سوی آسمان دوخته بود رو به آنان کرد و گفت: چه چیزی شما را در کنار قبر من متوقف ساخته است؟
گفتند: خواستیم از تو بپرسیم مزه مرگ را چگونه یافتی؟
گفت: نود و نه سال است که در قبر خود آرمیده ام و هنوز درد مرگ و سختی فراموش نکرده ام و هنوز مزه آن از گلویم بیرون نرفته است.
گفتند: آیا از روزی که مرده ای این گونه سر و ریش تو سفید بود؟
گفت: نه، ولی هنگامی که فریادی را شنیدم که بیرون بیا، تمام اجزای بدنم در روحم جمع شد و در آن ماند چون خارج شدم به خاطر آن فریاد مضطرب گشته، چشم خود را به بالا دوخته و هراسان بودم و به همین سبب موی و ریش من سفید گشت.
ص: 589
39- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النبی صلى الله عليه واله وسلم:
مِنْ أَشْرَاطِ السَّاعَةِ أَنْ يَفْشُوَ الْفَالِجُ، وَ مَوْتُ الْفَجْأَةِ.
40- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ رَفَعَهُ قَالَ: جَاءَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِلَى الْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ يُعَرِّيهِ بِأَحْ لَهُ يُقَالُ لَهُ: عَبْدُ الرَّحْمَانِ.
فَقَالَ لَهُ: أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: إِنْ جَزِعْتَ فَحَقَّ الرَّحِمَ أَتَيْتَ وَ إِنْ صَبَرْتَ فَحَقَّ اللَّهِ أَدَّيْتَ، عَلَى أَنَّكَ إِنْ صَبَرْتَ جَرَى عَلَيْكَ الْقَضَاءُ وَأَنْتَ مَحْمُودٌ، وَإِنْ جَزِعْتَ جَرَى عَلَيْكَ الْقَضَاءُ وَ أَنْتَ مَذْمُومٌ.
فَقالَ لَهُ الْأَشْعَتُ: (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ).
فَقالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: تَدْرِي مَا تَأْوِيلُهَا.
فَقَالَ الْأَشْعَثُ: لَا، أَنْتَ غَايَةُ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَاهُ.
39- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
از نشانه های قیامت این است که بیماری، رعشه و لرزه (سکته ناقص) و مرگ ناگهانی آشکار می گردد.
40- صالح بن ابی حمّاد در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام نزد اشعث بن قیسآمد تا او را در مرگ برادرش عبد الرحمان تسلیت گوید.
حضرتش به او فرمود: اگر بی تابی کنی حق رحم را ادا کرده ای و اگر صبر کنی حق خدا را ادا کرده ای با وجود این اگر صبر کنی حکم الهی بر تو جاری شده و تو ستایش خواهی شد، و اگر بی تابی کنی حکم الهی بر تو جاری شده است و تو سرزنش می شوی.
اشعث :گفت: (إِنَّا لِلَّهِ وَ أَنَّا إِلَيْهِ راجِعونَ).
امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: آیا می دانی معنای این چیست؟
اشعث گفت: نه، شما پایان دانش و منتهای آن هستی.
ص: 590
فَقَالَ لَهُ: أَمَّا قَوْلُكَ إِنَّا لِلَّهِ فَإِقْرَارٌ مِنْكَ بِالْمُلْكِ، وَأَمَّا قَوْلُكَ: «إِلَيْهِ رَاجِعُون) فَإِقْرَارٌ مِنْكَ بِالْهَلَاكِ.
41- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى يَرْفَعُهُ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ: دَعَا نَبِيٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ عَلَى قَوْمِهِ، فَقِيلَ لَهُ: أُسَلِّطْ عَلَيْهِمْ عَدُوَّهُمْ.
فَقالَ: لا.
فَقِيلَ لَهُ: فَالْجُوعَ؟
فَقالَ: لا.
فَقِيلَ لَهُ: مَا تُرِيدُ؟
فَقالَ: مَوْتٌ دَفِيقٌ يَحْزُنُ الْقَلْبَ وَيُقِلُ الْعَدَدَ، فَأُرْسِلَ إِلَيْهِمُ الطَّاعُونُ.
42- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ رَفَعَهُ قَالَ: كَانَ عَبْدِاللهِ علیه السلام يَقُولُ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ:
حضرتش فرمود: این که می گویی: (إِنَّا لِلهِ) اقرار به ملک خدا می کنی و این که می گویی: (الَيْهِ رَاجِعُون) اقراری از جانب تو به هلاکت است.
41- محمد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود:
پیامبری از پیامبران بر قوم خود نفرین کرد.
از جانب خدای تعالی به او گفته شد: آیا دشمن آنها را برایشان مسلط کنم؟
گفت نه.
گفته شد: پس گرسنگی را؟
گفت: نه.
به او گفته شد: پس چه می خواهی؟
گفت: مرگی سریع برای آنان می خواهم که دل را اندوهگین و از جمعیت بکاهد.
خداوند بیماری طاعون را به سوی آنان فرستاد.
42- علی بن اسباط در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام را رسم چنین بود که به هنگام مصیبت می فرمود: -
ص: 591
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَجْعَلْ مُصِيبَتِي فِي دِينِي، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَوْ شَاءَ أَنْ يَجْعَلَ مُصِيبَتِي أَعْظَمَ مِمَّا كَانَتْ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى الْأَمْرِ الَّذِي شَاءَ أَنْ يَكُونَ فَكَانَ».
43- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام الْفَرَّاءِ قَالَ: إِنَّ أَبَا جَعْفَرِ أَنْقَلَعَ ضِرْسٌ مِنْ أَضْرَاسِهِ، فَوَضَعَهُ فِي كَفِّهِ . ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُلِلَّهِ .
ثُمَّ قَالَ: يَا جَعْفَرًا إِذَا أَنَا مِتُّ وَ دَفَتْتَنِي فَادْفِنُهُ مَعِي.
ثُمَّ مَكَثَ بَعْدَ حِينٍ ثُمَّ انْقَلَعَ أَيْضاً آخَرُ، فَوَضَعَهُ عَلَى كَفِّهِ .
ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ، يَا جَعْفَرُ! إِذَا مِتُّ فَادْفِنُهُ مَعِي.
44- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدِ الْأَزْدِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
(إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ، فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ...) إِلَى قَوْلِهِ: (تَعْمَلُونَ).
«الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَمْ يَجْعَلْ مصيبتي في ديني وَ الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي لَوْ شَاءَ أَنْ يَجْعَلَ مصيبتي أعظم ممَّا كَانَتْ، وَ الحَمْدُ لِلَّهِ على الأمر الذي شاءَ أنْ يَكونَ فَكَانَ»؛ «حمد و ستایش خداوندی را سزاست که مصیبت مرا در دینم قرار نداد حمد و سپاس خداوندی را سزا است که اگر می خواست می توانست مصیبتم را از آن چه که هست بزرگتر قرار دهد و حمد و سپاس خداوند را که بر کاری که خواست بشود، پس شد».
43- عبد الحمید فرّاء گوید: یکی از دندان های امام باقر علیه السلام کنده شد، حضرتش آن را در دست خود گرفت و فرمود: الحمدلله.
سپس (به امام صادق علیه السلام) فرمود: ای جعفر! هنگامی که وفات یافتم و مرا دفن نمودی آن را نیز با من دفن کن.
پس زمانی گذشت، باز دندان دیگری از حضرت افتاد آن را نیز بر دست خود گرفت و فرمود: الحمدلله، ای جعفر! چون وفات یافتم آن را با من دفن کن.
44- بكر بن محمد ازدی گوید: امام صادق علیه السلام در مورد گفتار خدای تعالی که می فرماید: «همانا آن مرگی که از آن می گریزید شما را ملاقات می کند...» فرمود: -
ص: 592
قَالَ: تَعُدُّ السِّنِينَ ثُمَّ تَعُدُّ الشُّهُورَ ثُمَّ تَعُدُّ الأَيامَ ثُمَّ تَعُدُّ السَّاعَاتِ، ثُمَّ تَعُدُّ النَّفَسَ (فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَ لَا يَسْتَقْدِمُونَ).
45- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:
سَمِعَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم امْرَأَةٌ حِينَ مَاتَ عُثْمَانُ بْنُ مَطْعُونٍ وَهِيَ تَقُولُ: هَنِيئاً لَكَ يَا أَبَا السَّائِبِ الْجَنَّةُ.
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم: وَ مَا عِلْمُكِ حَسْبُكِ أَنْ تَقُولِي؟ كَانَ يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ.
فَلَمَّا مَاتَ إِبْرَاهِيمُ ابْنُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم هَمَلَتْ عَيْنُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم بِالدُّمُوع .
ثم قالَ النَّبِيُّ تَدْمَعُ العَيْن وَيَحْزَنُ الْقَلْبُ وَ لا تَقُولُ مَا يُسْخِطُ الرَّبِّ وَإِنَّا بِكَ يَا إِبْرَاهِيمَ! لَمَحْزُونُونَ.
ثم رأى النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم في قَبْرِهِ خَلَلاً فَسَوَّاهُ بِيَدِهِ.
سال ها را می شمارد، سپس ماه ها را و پس از آن روزها و ساعت ها را و در پایان نفس ها را می شمارد. «پس هرگاه اجل آنان فرا رسد نه ساعتی تأخیر دارد و نه ساعتی پیش افتد».
45- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
پیامبر صلى الله عليه واله وسلم به هنگام مرگ عثمان بن مظعون شنید که زنی می گفت: ای ابا سائب بهشت بر تو گوارا باد!
پیامبر صلى الله عليه واله وسلم فرمود: تو از کجا می دانی که او بهشت خواهد رفت؟! همین اندازه کافی است که بگویی او خداوند متعال و رسول او را دوست می داشت.
هنگامی که ابراهیم فرزند رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وفات یافت از چشمان آن حضرت اشک جاری شد، سپس فرمود: از چشمم اشک جاری می گردد و دلم محزون می شود، ولی آن چیزی که پروردگار را خشمگین می کند نمی گوییم و ای ابراهیم! ما در فقدان تو اندوهگینیم.
آن گاه پیامبر گرامی صلى الله عليه واله وسلم بر قبر او رخنه ای دید، آن را با دست مبارک خود هموار کرد.
ص: 593
ثُمَّ قَالَ: إِذَا عَمِلَ أَحَدُكُمْ عَمَلاً فَلْيَقِين.
ثُمَّ قَالَ: الْحَقِّ بِسَلَفِكَ الصَّالِحِ عُثْمَانَ بْنِ مَطْعُونَ.
46- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبَ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام رَجُلٌ يَشْكُو إِلَيْهِ مُصَابَهُ بِوَلَدٍ لَهُ، وَ شِدَّةَ مَا يَدْخُلُهُ.
فَقالَ: وَكَتَبَ علیه السلام إِلَيْهِ: أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ يَخْتَارُ مِنْ مَالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ أنفسَهُ لِيَأْجُرَهُ عَلَى ذَلِكَ؟!
هَذَا آخِرُ كِتَابِ الْجَنَائِزِ مِنْ كِتَابِ «الْكَافِي» لِأَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِي رحمه الله.
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ، وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ، وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الصَّلَاةِ.
سپس فرمود: هرگاه کسی از شما کاری را انجام می دهد، باید آن را محکم کند.
آن گاه فرمود: به پیش رو، و به صالح پیشین خود، عثمان بن مظعون ملحق شو.
46- علی بن مهزیار گوید: مردی به امام جواد علیه السلام نامه ای نوشت و از مصیبت فرزندش و سختی آن شکایت کرد.
حضرتش در پاسخ نوشت: آیا نمی دانی که خداوند از مال و فرزند مؤمن، بهترین آن را می گیرد تا بدین سبب او را پاداش دهد؟!
پایان کتاب احکام مردگان از کتاب «کافی» تأليف ابو جعفر محمد بن يعقوب کلینی رحمه الله.
والحمد لله وحده و صلى الله على محمد و آله أجمعين.
و در پی آن، کتاب نماز خواهد آمد.
ص: 594
سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.
عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی
عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.
مشخصات نشر: قم: قدس،1391.
مشخصات ظاهری: 10ج.
شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8
يادداشت: فارسی-عربی.
يادداشت:ج.1( چاپ سوم).
يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).
يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).
يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).
يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).
موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.
شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار
رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391
رده بندی دیویی: 297/212
شماره کتابشناسی ملی: 3166368
متن و ترجمه کتاب نفیس
فروع کافی
جلد دوم
تالیف محدّث عالی مقام ثقه الاسلام محمّد یعقوب کلینی رازی رحمة اللهُ
ترجمه: گروه مترجمان
اشراف و ویرایش: محمّد حسین رحیمیان
خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل اللهُ تعالی فرجه و الشریف)
ویراستار دیجیتالی: زینب رمضانی
ص: 1
سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.
عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی
عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.
مشخصات نشر: قم: قدس،1391.
مشخصات ظاهری: 10ج.
شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8
يادداشت: فارسی-عربی.
يادداشت:ج.1( چاپ سوم).
يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).
يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).
يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).
يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).
موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.
شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار
رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391
رده بندی دیویی: 297/212
شماره کتابشناسی ملی: 3166368
ص: 2
ص: 3
ص: 4
کتاب نماز (19_ 509)
بخش یکم
فضیلت نماز ... 21
بخش دوم
کسی که از نماز خود مواظبت کند ... 26
بخش سوّم
وجوب نماز ... 35
بخش چهارم
اوقات نماز ... 40
بخش پنجم
وقت نماز ظهر و عصر ... 44
بخش ششم
وقت نماز مغرب و عشا ... 49
بخش هفتم
وقت نماز صبح ... 57
بخش هشتم
تعیین وقت نماز ... 60
بخش نهم
جمع بین دو نماز ... 65
بخش دهم
نمازهایی که می توان در همۀ اوقات خواند ... 67
ص: 5
بخش یازدهم
خواندن نافله ... 69
بخش دوازدهم
کسی که بخوابد و نماز نخواند ... 73
بخش سیزدهم
بنای مسجد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله ... 83
بخش چهاردهم
وسیله حایل بین نمازگزار و رهگذر ... 86
بخش پانزدهم
زنی که در برابر مرد نماز می گزارد ... 89
بخش شانزدهم
خشوع در نماز و مکروه بودن بازی کردن ... 91
بخش هفدهم
گریع و دعا در نماز ... 96
بخش هیجدهم
آغاز اذان و اقامه ... 98
بخش نوزدهم
کلامی که به هنگام ورود و خرج در مسجد گفت ... 111
بخش بیستم
آغاز نماز، حدّ تکبیر ... 113
بخش بیست و یکم
قرائت قرآن ... 120
بخش بیست و دوم
سوره هایی که دارای سجده واجبند ... 130
بخش بیست و سوّم
قرائت و تسبیح در دو رکعت آخر ... 132
بخش بیست و چهارم
رکوع و تسبیح و دعای رکوع و ذکر پس از آن ... 133
ص: 6
بخش بیست و پنجم
سجده، تسبیح، دعای سجدۀ ... 137
بخش بیست و ششم
کمترین تسبیحی که در رکوع و سجود کفایت می کند ... 155
بخش بیست و هفتم
چیزهایی که می توان بر آن ها سجده کرد ... 158
بخش بیست و هشتم
نهادن پیشانی بر زمین ... 164
بخش بیست و نهم
ایستادن و نشستن در نماز ... 167
بخش سی ام
تشهّد در دو رکعت اوّل و رکعت چهارم و سلام دادن ... 173
بخش سی و یکم
قنوت در نماز واجب و نافله ... 177
بخش سی و دوم
دعا و تعقیب بعد از نماز ... 182
بخش سی و سوم
کسی که پیش از سلام حدثی از و سر زند ... 195
بخش سی و چهارم
سهو در آغاز نماز ... 196
بخش سی و پنجم
سهو در قرائت ... 197
بخش سی و ششم
سهو در رکوع ... 198
بخش سی و هفتم ...
سهو در سجود ... 200
ص: 7
بخش سی و هشتم
سهو در دو رکعت اول ... 201
بخش سی و نهم
سهو در نماز صبح، مغرب و جمعه ... 203
بخش چهلم
سهو در رکعت سوّم و چهارم ... 205
بخش چهل و یکم
کسی که رکعت چهار و پنجم شک کند ... 210
بخش چهل و دوم
کسی که در نماز سخن بگوید ... 212
بخش چهل و سوم
کسی که در همۀ نمازهایش شک می کند ... 218
بخش چهل و چهارم
چه مقدار از نماز سهوکننده پذیرفته می شود ... 231
بخش چهل و پنجم
باطل شدن نماز به وسیلۀ خنده ... 235
بخش چهل و ششم
سلام کردن بر نماز گزار و حکم عطسه در نماز ... 239
بخش چهل و هفتم
کشتن گزندگان در حال نماز ... 241
بخش چهل و هشتم
بنای مساجد و احکام آن ... 243
بخش چهل و نهم
فضیلت و برتری نماز جماعت ... 250
بخش پنجاهم
نماز پشت سر کسی که به او اقتدا نمی شود ... 255
ص: 8
بخش پنجاه و یکم
امام جماعتی که اقتدادی به او مکروه است ... 259
بخش پنجاه و دوم
مردی که به زنان پینمازی کند... 262
بخش پنجاه و سوّم
نماز در پت سر کسی که به او اقتداد می شود ... 263
بخش پنجاه و چهارم
کسی که برای گروهی بدون طهارت امامت نماید ... 265
بخش پنجاه و پنجم
شخصی که به تنهایی نماز می خواند ... 267
بخش پنجاه و ششم
شخضی که قسمی از نماز خود را با امام درک می نماید ... 271
بخش پنجاه و هفتم
شخصی که در اثنای نماز به صف جماعت می پیوندد ... 287
بخش پنجاه و هشتم
نماز در کعبه، بالای آن ... 283
بخش پنجاه و نهم
نماز خواندن در یک لباس ... 295
بخش شصتم
لباسی که نماز در آن مکروه و لباسی که مکروه نیست ... 302
بخش شصت و یک
حکم نماز در لباس نجس دانسته یا ندانسته ... 319
بخش شصت و دوّم
شخصی که در حال دهن بسته، با خضاب کرده نماز می گزارد ... 327
ص: 9
بخش شصت و سوّم
نماز کودکان ... 329
بخش شصت و چهارم
چگونگی نماز پیران و بیماران ... 331
بخش شصت و پنجم
نماز شخص بی هوش و بیمار ... 336
بخش شصت و ششم
فضیلت روز و شب جمعه ... 338
بخش شصت و هفتم
آرایش و آراستن در روز جمعه ... 345
بخش شصت و هشتم
وجوب نماز جمعه ... 349
بخش شصت و نهم
وقت نماز جمعه و وقت نماز عصر در روز جمعه ... 352
بخش هفتادم
مهیّا شدن امام جمعه برای نماز جمعه ... 354
بخش هفتاد و یکم
قرائت در نمازهای روز وشب جمعه ... 363
بخش هفتاد و دوم
قنوت در نماز جمعه و دعای آن... 366
بخش هفتاد و سوم
کسی که نماز جمعۀ به امام از او فوت شود ... 367
بخش هفتاد و چهارم
نافلۀ روز جمعه ... 368
بخش هفتاد و پنجم
احادیثی چند دربارۀ جمعه ... 369
ص: 10
بخش های مربوط به احکم نماز در سفر
بخش هفتاد و ششم
وقت نماز در سفر حکم جمع بین دو نماز ... 374
بخش هفتاد و هفتم
مقداد مسافتی که نماز در آن قصر می شود ... 377
بخش هفتاد و هشتم
کسی که می خواهد سفر کند... 380
بخش هفتاد و نهم
مسافری که به شهری می آید تا چند روز باید نماز را شکسته بخواند؟ ... 383
بخش هشتادم
نماز ناخدایان، چهارپاداران، شکارچیان ... 385
بخش هشتاد و یکم
مسافری که در نماز به شخص غیر مسافر اقتدا می کند ... 390
بخش هشتاد و دوم
نماز نافله در سفر ... 391
بخش هشتاد و سوّم
نماز در کشتی ... 395
بخش هشتاد و چهارم
نمازهای ناقله ... 397
بخش هشتاد و پنجم
تقدیم و تاخیر نمازهای نافله ... 415
بخش هشتاد و ششم
نماز خوف و ترس 424
بخش هشتاد و هفتم
نماز در هنگلم حملۀ دشمن ... 429
ص: 11
بخش هشتاد و هشتم
نماز عید فطر و عید قربان و خطبۀ آن ها ... 431
بخش هشتادو نهم
نماز طلب باران ... 436
بخش نودم
نماز گرفتت خورشید ماه ... 439
بخش نود و یکم
نماز تسبیح ... 444
بخش نود و دوم
نماز حضرت فاطمه علیها السَّلام و نماز ترغیب دیگری ... 449
بخش نود و سوّم
نماز استخاره ... 454
بخش نود و چهارم
نماز برای درخواست روزی ... 462
بخش نود و پنجم
نماز حاجت ... 468
بخش نود و ششم
نماز کسی که از چیزی بترسد ... 477
بخش نود و هفتم
نماز کسی که ارادۀ سفر دارد ... 478
بخش نود و هشتم
نماز شکر و سپاسگزاری ... 479
بخش نود و نهم
نماز کسی که بخواهد زن خود را به خانه آورد ... 480
بخش صدم
چند حدیث بی نظیر ... 482
بخش صد و یکم
مساجد کوفه ... 500
ص: 12
بخش صد و دوّم
فضیلت مسجد بزرگ کوفه ... 502
بخش صد و سوّم
فضیلت مسجد سهله ... 508
ص: 13
کتاب زکات
(511_678)
بخش یکم
وجوب زکات و حقوق واجب ... 513
بخش دوّم
عدم پرداخت زکات ... 529
بخش سوّم
علت وضع زکات ... 539
بخش چهارم
آن چه بر خدا و اهل بیت او به عنوان زکات مقرّر کرده اند ... 542
بخش پنجم
زکات حبوبات و غلّات ... 544
بخش ششم
سبزیجات و گیاهانی که زکات واجب ندارد ... 547
بخش هفتم
کترین نصاب زکات محصولات ... 550
بخش هشتم
زکات در خرما در یک سال یک مرتبه است ... 555
بخش نهم
زکات طلاو نقره ... 556
بخش دهم ...
زیور آلات، سکه های غیر رایج طلا، نقره و جواهرات زکات ندارد ... 561
ص: 14
بخش دوازدهم
زمان پرداخت زکات ... 571
بخش سیزدهم
شرط پرداخت زکات در ضمن معامله ... 576
بخش چهاردهم
حکم مالی که در دست صاحبش یک سال دست نخورده می ماند ... 577
بخش پانزدهم
مالی را انسان پس از پرداخت زکات آن استفاده می کند ... 584
بخش شانزدهم
حکم کسی که کالایی که می خرد و ضرر می کند و حکم مضاربه ... 585
بخش هفدهم
حیواناتی که زکاتشان واجب است و آن چه که واجب نیست ... 590
بخش هیجدهم
زکات شتر ... 595
بخش نوزدهم
زمات گاو ... 597
بخش بیستم
زکات گوسفند ... 598
بخش بیست و یکم
آدابی که مامور دریافت زکات باید مراعات کند ... 600
بخش بیست و دوّم
زکات مال یتیمان ... 602
بخش بیست و سوّم
زکات اموال برده، مکاتب و دیوانه ... 611
ص: 15
بخش بیست و چهارم
جکم آن چه که سلطان به عنوان خراج می گیرد ... 615
بخش بیست و پنجم
حکم کسی که مخارج خانواده بر عهدۀ اوست ... 617
بخش بیست و ششم
حکم شخصی که به گمان خود به تنگدستی زکات می پردازد ... 620
بخش بیست و هفتم
زکات فقط باید به اهل ولایت پرداخت شد ... 621
بخش بیست و هشتم
پرداخت زکات از جانب مرده ... 623
بخش بیست و نهم
کمترین و بیشترین مبلغ پرداختی از زکات ... 627
بخش سی ام
پرداخت هزینه خانواده ... 629
بخش سی و یکم
اولوّیت برخی از کسانی که زکات دریافت می کنند بر دیگران ... 631
بخش سی و دوّم
رجحان خویشاوندان در پرداخت زکات و ... 633
بخش سی و سوّم
چند حدیث نادر ... 636
بخش سی و چهارم
چند حدیث نادر ... 636
بخش سی و چهارم
حکم زکاتی که از شهری به شهر دیگر ارسال می شود ... 640
بخش سی و پنجم
حکم کسی که زکات را مامور می دهد ... 642
ص: 16
بخش سی و ششم
وقتی به کسی زکات پرداخت شد ... 647
بخش سی و هفتم
انسان از زکات حج انجام می دهد یا برده آزاد می کند ... 648
بخش سی و هشتم
قرض، به جای زکات است ... 651
بخش سی و نهم
قصاص زکات با قرض ... 653
بخش چهلم
حکم کسی که از پرداخت زکات فرار می کند ... 654
بخش چهل و یکم
کسی که از قیمت زکاتش می پردازد ... 655
بخش چهل و دوم
کسی که اخذ زکات بر او حلال است و کسی که حلال نیست و مال کمی دارد ... 656
بخش چهل و سوم
کسی که زکات بر او حلال است ... 657
بخش چهل و چهارم
(حصاد و جداد) خوشه چینی و برداشت محصول ... 666
بخش چهل و پنجم
زکات کسانی که باید جزیه دهند ... 668
بخش چهل و ششم
چند حدیث کمیاب ... 672
بخش چهل و هفتم
چند رواست نکته دار ... 676
ص: 17
ص: 18
کِتَابُ الصَّلاةِ
ص: 19
ص: 20
(1)بَابُ فَضلِ الصَّلاِةِ
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ مُصَنِّفُ هَذَا الْكِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ:
1 _ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن وَهْبٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ أَفْضَلِ مَا يَتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَى رَبِّهِمْ وَ أَحَبٌ ذَلِكَ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا هُوَ؟
فَقالَ: مَا أَعْلَمُ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ هَذِهِ الصَّلَاةِ. أَلَا تَرَى أَنَّ الْعَبْدَ الصَّالِحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ علیه السَّلام قَالَ : (وَ أَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا).
بخش یکم: فضیلت نماز
محمد بن یعقوب کلینی رحمة اللهُ نگارندۀ این کتاب گوید:
1 _ محمّد بن يحيى از احمد بن محمّد بن عیسی از حسن بن محبوب از معاوية بن وهب به من نقل کرد که معاوية بن وهب :گوید از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:
برترین چیزی که بندگان بدان وسیله به پروردگارشان تقرّب می جویند و نیز دوست داشتنی ترین آن ها نزد خداوند متعال چیست؟
فرمود: من چیزی را بعد از معرفت به خدا نمیشناسم که بهتر از نماز باشد. مگر نمی بینی که بندۀ صالح خدا، عیسی بن مریم علیه السَّلام گفته است: «و (پروردگارم) مرا تا زنده ام به نماز و زکات سفارش فرمود».
ص: 21
2 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَّام عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ الصَّلاةُ، وَهِيَ آخِرُ وَصَايَا الْأَنْبِيَاءِ علیه السَّلام فَمَا أَحْسَنَ الرَّجُلَ يَغْتَسِلُ أَوْ يَتَوَضَّأُ فَيُسْبِعُ الْوُضُوءَ، ثُمَّ يَتَنَحَّى حَيْثُ لَا يَرَاهُ أَنيس، فَيُشْرِفُ عَلَيْهِ وَ هُوَ رَاكِعٌ أَوْ سَاجِدٌ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا سَجَدَ فَأَطَالَ السُّجُودَ نَادَى إِبْلِيسُ: يَا وَيْلَاهُ أَطَاعَ وَ عَصَيْتُ وَ سَجَدَ وَ أَبَيْتُ.
3 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ الرِّضَا يَقُولُ:
أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ سَاجِدٌ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ: (وَ اسْجُدْ وَاقْتَرِبْ).
4 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْن خَلِيفَةً قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
2 _ زيد شحّام گوید: از امام صادق علیه السَّلام یا شنیدم که می فرمود:
محبوبترین اعمال نزد خداوند عزَّوجل نماز است، و آن آخرین سفارش پیامبران علیهم السَّلام است چقدر نیکوست مرد غسل کند، یا به طور تمام و کمال وضو بگیرد، آنگاه به گوشه ای رود؛ چنان که هیچ کسی او را نبینند، پس خداوند بر او نظر افکند، در حالی که او در رکوع و یا در سجود است. همانا بنده چون به سجده رود و آن را طولانی کند، ابلیس فریاد زند: وای بر من که او فرمانبرداری کرد و من نافرمانی کردم، او سجده نمود و من از سجده خودداری کردم.
3 _ وشّاء گوید: از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
نزدیکترین حالات بنده به خداوند عزَّوجل حالتی است که او در سجده است و دلیل آن، فرمایش خداوند عزَّوجل است که می فرماید: «سجده کن و تقرّب ياب.
4 _ یزید بن خلیفه گوید : از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
ص: 22
إِذَا قَامَ الْمُصَلِّي إِلَى الصَّلاَةِ نَزَلَتْ عَلَيْهِ الرَّحْمَةُ مِنْ أَعْنَانِ السَّمَاءِ إِلَى أَعْنَانِ الْأَرْضِ ، وَ حَفَّتْ بِهِ الْمَلَائِكَةُ ، وَنَادَاهُ مَلَكَ لَوْ يَعْلَمُ هَذَا الْمُصَلِّي مَا فِي الصَّلاةِ مَا انْفَتَلَ.
5 _ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله:
إِذَا قَامَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ فِى صَلَاتِهِ نَظَرَ اللهُ إِلَيْهِ _ أَوْ قَالَ أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ _ حَتَّى يَنْصَرِفَ، وَأَظَلَّتْهُ الرَّحْمَةُ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ إِلَى أُفُقِ السَّمَاءِ، وَ الْمَلَائِكَةُ تَحُفُهُ مِنْ حَوْلِهِ إِلَى أُفُقِ السَّمَاءِ، وَ وَكَّلَ اللهُ بِهِ مَلَكاً قَائِماً عَلَى رَأْسِهِ يَقُولُ لَهُ: أَيُّهَا الْمُصَلَّى! لَوْ تَعْلَمُ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ وَ مَنْ تُنَاجِي مَا الْتَفَتَّ وَ لَا زِلْتَ مِنْ مَوْضِعِكَ أَبَداً.
6_ أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرّضَا علیه السَّلام قَالَ:
الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِي.
چون نمازگزار به نماز ایستد، مهر و رحمت بر او از اطراف آسمان به سوی اطراف زمین فرود آید، فرشتگان او را احاطه کنند، و فرشته ای او را ندا کند: اگر این نمازگزار می دانست چه ارزش و مقامی در نماز است، آن را به پایان نمی برد.
5 _ ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:
هرگاه بنده مؤمن برای نمازش بر خیزد، خداوند به او نظر کند _ یا این که فرمود: خداوند به او روی آورد _ تا این که از نماز فارغ شود، و رحمت خداوند از بالای سر او تا کرانه های آسمان بر او سایه افکند، و فرشتگان، پیرامون او را تا کرانه های آسمان فراگیرند، و خداوند فرشته ای را بر بالای سر او بگمارد که ایستاده باشد و به او گوید: ای نمازگزار! اگر می دانستی چه کسی به تو نظر می کند و چه کسی را می خوانی، هرگز نمازت را به پایان نمی بردی و همیشه در جایگاه نماز می ماندی.
6 _ محمّد بن فضیل گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:
نماز وسیله تقرّب هر پرهیزکار است.
ص: 23
7 _ عَنْهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.
صَلاةٌ فَريضَةٌ خَيْرٌ مِنْ عِشْرِينَ حَجَّةً وَ حَجَّةٌ خَيْرٌ مِنْ بَيْتِ مَمْلُوءٍ ذَهَباً يُتَصَدَّقُ مِنْهُ حَتَّى يَفْنَى.
8 _ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:
مَرَّ بالنَّبِي صلَّی اللهُ علیه وآله رَجُلٌ وَ هُوَ يُعَالِجُ بَعْضَ حُجُرَاتِهِ.
فَقالَ: يَا رَسُولَ الله! أَلَا أَكْفِيكَ .
فَقالَ: شَأْنَكَ! فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: حَاجَتُكَ؟
قَالَ: الْجَنَّةُ.
فَأَطْرَقَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.
ثُمَّ قالَ: نَعَمْ، فَلَمّا وَلَّى قَالَ لَهُ: يَا عَبْدَ اللهِ! أَعِنَّا بِطُولِ السُّجُودِ.
7 _ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
یک نماز فریضه از انجام بیست حج بهتر است، و یک حج بهتر از خانه ای پر از طلا است که انسان آن را صدقه دهد تا چیزی از آن نماند.
8 _ عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
مردی از کنار پیامبر صلَّى اللهُ علیه وآله گذر می کرد، حضرتش یکی از اتاقهای خود را تعمیر می کرد.
آن مرد گفت: ای رسول خدا! آیا کمک نمی خواهید؟
فرمود: باشد! هنگامی که مرد از کار فارغ شد، پیامبر خدا صلَّى اللهُ علیه وآله به او فرمود: حاجت تو چیست؟
گفت: بهشت .
رسول خدا صلَّى اللهُ علیه وآله سر به زیر افکند، پس از لحظه ای فرمود: باشد. هنگامی که آن مرد پشت کرد که برود به او فرمود: ای بندۀ خدا! سجده ات را طولانی کن تا مرا در استجابت دعایم _ که بهشت را برای تو از خدا خواسته ام _ یاری کنی.
ص: 24
9 _ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:
مَثَلُ الصَّلاةِ مَثَلُ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ إِذَا ثَبَتَ العَمُودُ نَفَعَتِ الْأَطْنَابُ وَالْأَوْتَادُ وَ الْغِشَاءُ ، وَإِذَا انْكَسَرَ العَمُودُ لَمْ يَنْفَعْ طُتُبٌ وَلَا وَيْدٌ وَ لَا غِشَاءٌ.
10_ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِي عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ).
قَالَ: صَلاةُ الْمُؤْمِن بِاللَّيْلِ تَذْهَبُ بِمَا عَمِلَ مِنْ ذَنْبِ بِالنَّهَارِ.
11 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ قَبلَ اللهُ مِنْهُ صَلاَةً وَاحِدَةً لَمْ يُعَذِّبْهُ، وَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ حَسَنَةٌ لَمْ يُعَذِّبْهُ.
9 _ عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید: رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:
نماز همچون ستون خیمه است که هرگاه ستون پای بر جا و ثابت باشد، طناب ها، میخ ها و پردۀ خیمه فایده دارد، و هرگاه آن ستون بشکند، دیگر نه طناب، نه میخ و نه پردۀ خیمۀ هیچ کدام فایده ای ندارند.
10 _ راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد گفتار خداوند عزَّوجل که می فرماید: «البتّه حسنات و نیکوکاری ها، زشتکاری ها را محو می سازد» فرمود:
مراد از حسنات، نماز شب مؤمن است که گناهان روز را از بین می برد.
11 _ حفص بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
خداوند از هر فردی که یک نماز را بپذیرد، او را عذاب نخواهد فرمود، و خداوند از فردی که یک حسنه قبول فرماید، او را عذاب نخواهد کرد.
ص: 25
12 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْن يَعْلَمُ مَا يَقُولُ فِيهِمَا انْصَرَفَ وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللهِ ذَنْبٌ.
13 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:
الصَّلاةُ مِيزَانٌ، مَنْ وَفَّى اسْتَوْفَى.
(2) بَابُ مَنْ حَافَظَ عَلَى صَلَاتِهِ أَوْ ضَيَّعَهَا
1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:
كُنْتُ صَلَّيْتُ خَلْفَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام بِالْمُزْدَلِفَةِ. فَلَمَّا انْصَرَفَ الْتَفَتَ إِلَيَّ فَقالَ:
12 _ سیف گوید: کسی که از امام صادق علیه السَّلام شنیده بود به من گفت: آن حضرت می فرمود:
هر کس دو رکعت نماز به جای آورد و بداند که در آن دو رکعت چه می گوید، از نماز فارغ شود در حالی که میان او و خدایش گناهی نباشد.
13 _ سکونی گوی: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:
نماز همچون ترازوست، پس هر کس آن را تمام و کمال بپردازد و حق آن را به جای آورد ، به تمام و کمال پاداش دریافت خواهد کرد.
بخش دوم: کسی که از نماز خود مواظبت کند، یا این که آن را ضایع و تباه سازد
1 _ ابان بن تغلب گوید: در مزدلفه (مشعر الحرام) پشت سر امام صادق علیه السَّلام نماز به جای آوردم. وقتی حضرتش نماز را به پایان رساند، رو به من کرد و فرمود:
ص: 26
يَا أَبَانُ! الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ الْمَفْرُوضَاتُ مَنْ أَقَامَ حُدُودَهُنَّ وَ حَافَظَ عَلَى مَوَاقِيتِهِنَّ لَقِيَ الله يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَهُ عِنْدَهُ عَهْدٌ يُدْخِلُهُ بهِ الجَنَّةَ، وَ مَنْ لَمْ يُقِمْ حُدُودَهُنَّ وَلَمْ يُحَافِظٌ عَلَى مَوَاقِيتِهِنَّ لَقِيَ اللَّهَ وَ لَا عَهْدَ لَهُ، إِنْ شَاءَ عَذَّبَهُ وَإِنْ شَاءَ غَفَرَ لَهُ.
2 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:
صَلَّيْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ علیه السَّلام الْمَغْرِبَ بِالْمُزْدَلِفَةِ. فَلَمَّا انْصَرَفَ أَقَامَ الصَّلاةَ وَ صَلَّى الْعِشَاءَ الآخِرَةَ لَمْ يَرْكَعْ بَيْنَهُمَا. ثُمَّ صَلَّيْتُ مَعَهُ بَعْدَ ذَلِكَ بِسَنَةٍ، فَصَلَّى الْمَغْرِبَ ثُمَّ قَامَ فَتَنَفَّلَ بِأَرْبَعِ رَكَعَاتٍ ثُمَّ أَقَامَ فَصَلَّى الْعِشَاءَ الآخِرَةَ، ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى فَقالَ:
ای ابان! هر که حدود نمازهای پنجگانۀ واجب را بر پا دارد و مراقب اوقات آن ها باشد، در روز قیامت در حالی خداوند را ملاقات خواهد کرد، که برای او در پیشگاه خدا امان نامه ای خواهد بود که او را وارد بهشت کند، و کسی که حدود آن ها را بر پا ندارد و مراقب اوقات آن ها نباشد، خدای را در حالی ملاقات خواهد کرد که هیچ امان نامه ای نخواهد داشت و خداوند اگر خواهد او را عذاب کند و اگر خواهد بیامرزد.
2 _ ابان گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام نماز مغرب را در مزدلفه خواندم و چون نماز را تمام نمود، اقامه نماز را گفت و نماز عشا را خواند و مابین آن ها نماز دیگری نخواند.
سال دیگری با حضرتش نماز مغرب را خواند، حضرتش برخاست و چهار رکعت نماز مستحبی خواند، آن گاه اقامه نماز را گفت و نماز عشا را خواند، سپس رو به من کرد و فرمود:
ص: 27
يَا أَبَانُ! هَذِهِ الصَّلَوَاتُ الخَمْسُ المَفْرُوضَاتُ مَنْ أَقَامَهُنَّ وَ حَافَظَ عَلَى مَوَاقِيتِهِنَّ لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَهُ عِنْدَهُ عَهْدٌ يُدْخِلُهُ بِهِ الْجَنَّةَ، وَ مَنْ لَمْ يُصَلِّهِنَّ لِمَوَاقِيتِهِنَّ وَلَمْ يُحَافِظٌ عَلَيْهِنَّ فَذَاكَ إِلَيْهِ إِنْ شَاءَ غَفَرَ لَهُ وَإِن شَاءَ عَذَّبَهُ.
3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْن عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ يُونُسَ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قِيلَ لَهُ وَ أَنَا حَاضِرٌ: الرَّجُلُ يَكُونُ فِى صَلاتِهِ خَالِياً فَيَدْخُلُهُ الْعُجْبُ.
فَقالَ: إِذَا كَانَ أَوَّلَ صَلاتِهِ بنِيَّةٍ يُريدُ بهَا رَبَّهُ فَلا يَضُرُّهُ مَا دَخَلَهُ بَعْدَ ذَلِكَ فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ وَ لْيَخْسَا الشَّيْطَانَ.
4 _ جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:
ای ابان! هر که حدود نمازهای پنجگانۀ واجب را بر پا دارد و مراقب اوقات آن ها باشد، در روز قیامت در حالی خداوند را ملاقات خواهد کرد که برای او در پیشگاه خدا امان نامه ای خواهد بود که او را وارد بهشت کند، و کسی که حدود آن ها را بر پا ندارد و مراقب اوقات آن ها نباشد، خدای را در حالی ملاقات خواهد کرد که هیچ امان نامه ای نخواهد داشت و خداوند اگر خواهد او را عذاب کند و اگر خواهد بیامرزد.
3 _ يونس بن عمّار گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که به حضرتش گفته شد: شخصی در نماز است و ذهن او خالی از هر فکر است، ولی ناگاه عجب و خودپسندی او را فرامی گیرد.
فرمود: اگر از ابتدای نماز قصد تقرّب به پروردگار در نیت او بوده است چنین حالی به او ضرری نمی رساند، نماز خود را ادامه دهد و شیطان را از خود براند.
4 _ ابوبصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
ص: 28
كُلُّ سَهْرٍ فِي الصَّلاَةِ يُطْرَحُ مِنْهَا غَيْرَ أَنَّ اللهَ تَعَالَى يُتِمُّ بِالنَّوَافِل، إِنَّ أَوَّلَ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا، إِنَّ الصَّلَاةَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِي أَوَّلِ وَقْتِهَا رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَ هِيَ بَيْضَاءُ مُشْرِقَةٌ تَقُولُ: حَفِظْتَنِي حَفِظَكَ اللَّهُ.
وَإِذَا ارْتَفَعَتْ فِي غَيْر وَقْتِهَا بِغَيْر حُدُودِهَا رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَهِيَ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ تَقُولُ: ضَيَّعْتَنِي ضَيْعَكَ اللهُ.
5_ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ:
سَأَلْتُ عَبْداً صَالِحاً علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ سَاهُونَ).
قَالَ: هُوَ التَّضْبِيعُ.
هر غفلتی در نماز از ارزش آن می کاهد، ولی خداوند به وسیلۀ نمازهای نافله آن را تکمیل می کند.
همانا نخستین چیزی که بنده را به آن محاسبه می کنند، نماز است که اگر قبول شود، اعمال دیگر نیز قبول می شود.
به راستی که اگر نماز در اوّل وقت بالا رود، چون به صاحبش باز گردد، سفید و نورانی است، و می گوید: مرا حفظ کردی، خدا تو را، حفظ کند و اگر در غیر وقت و بدون رعایت حدودش خوانده شود. به صاحبش در حالی که، سیاه و تاریک است باز گردد و می گوید: مرا ضایع نمودی، خداوند تو را ضایع نماید.
5 _ محمّد بن فضیل گوید: از امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ گفتار خدای تعالی که می فرماید: «آنان که نسبت به نماز خود سهو کننده و غفلت ورزند» سؤال کردم.
فرمود: همان ضایع کردن نماز است.
ص: 29
6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: بَيْنَا رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله جَالِسٌ فِي الْمَسْجِدِ إِذْ دَخَلَ رَجُلٌ فَقَامَ يُصَلِّي فَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لَا سُجُودَهُ .
فَقالَ صلَّى اللهُ عليه وآله: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرَابِ لَئِنْ مَاتَ هَذَا وَ هَكَذَا صَلَاتُهُ لَيمُوتَنَّ عَلَى غَيْرِ ديني.
7 _ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:
لَا تَتَهَاوَنْ بِصَلَاتِكَ، فَإِنَّ النَّبِيَّ الله صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ عِنْدَ مَوْتِهِ: لَيْسَ مِنِّي مَنِ بِصَلَاتِهِ ، لَيْسَ مِنِّي مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً لَا يَرِدُ عَلَيَّ الْحَوْضَ لَا وَ اللَّهِ.
8 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله.
يَزَالُ الشَّيْطَانُ ذَعِراً مِنَ الْمُؤْمِنِ مَا حَافَظَ عَلَى الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ، فَإِذَا ضَيَّعَهُنَّ تَجَرَّأَ عَلَيْهِ فَأَدْخَلَهُ فِي الْعَظَائِم.
6 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
روزی رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله در مسجد نشسته بود که مردی وارد شد و مشغول نماز گشت در حالی که رکوع و سجود آن را درست به جای نمی آورد.
آن حضرت فرمود: آن مرد همانند کلاغ منقار زد. اگر او بمیرد و نمازش این گونه باشد، بر غیر دین من مرده است.
7 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
نماز خود را سبک مشمار، چرا که رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به هنگام وفات خویش فرمود: هر کس نماز خود را سبک شمارد، از من نیست و هر کس نوشابۀ مست کننده ای بنوشد، از من نیست و در کنار حوض کوثر بر من وارد نخواهد شد. هرگز! به خدا سوگند!
8 _ سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید: رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:
شیطان همیشه از مؤمن خائف و ترسناک است تا زمانی که به نمازهای پنجگانه خود مواظبت نماید. اگر آنها را ضایع کند، شیطان بر او دلیر شود و او را در گناهان کبیره داخل سازد.
ص: 30
9_ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْن يَحْيَى عَن الْعِيصِ بْن الْقَاسِم قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله الله علیه السَّلام:
وَ اللهِ! إِنَّهُ لَيَأْتِي عَلَى الرَّجُلِ خَمْسُونَ سَنَةً وَ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةٌ وَاحِدَةً، فَاَّیُّ شَيْءٍ أَشَدُّ مِنْ هَذَا.
وَ اللَّهِ! إِنَّكُمْ لَتَعْرِفُونَ مِنْ جِيرَانِكُمْ وَأَصْحَابِكُمْ مَنْ لَوْ كَانَ يُصَلِّي لِبَعْضِكُمْ مَا قَبِلَهَا مِنْهُ لِاسْتِخْفَافِهِ بِهَا إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَقْبَلُ إِلَّا الْحَسَنَ فَكَيْفَ يَقْبَلُ مَا تَسْتَخَفْ بِهِ.
10 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذًا قَامَ الْعَبْدُ فِي الصَّلَاةِ فَخَفَّفَ صَلاتَهُ قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ : أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِي كَأَنَّهُ يَرَى أَنْ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِيَدِ غَيْرِي أَمَا يَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِيَدِي.
9 _ عیص بن قاسم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
به خدا سوگند! بسا پنجاه سال از عمر کسی می گذرد و خداوند یک نماز از او قبول نمی کند. آیا چه چیزی از این بدتر است؟!
به خدا سوگند! شما از همسایگان و دوستان خود کسانی را می شناسید که اگر برای بعضی از شما نماز می خواند، به خاطر سبک شمردن آن، از او نمی پذیرفت. خداوند (عمل) خوب قبول نمی کند، پس چگونه می پذیرد عملی را که سبک شمرده شده باشد؟!
10 _ هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه بنده به نماز ایستد و نماز خود را سبک به جای آورد، خداوند تبارک و تعالی به فرشتگان خود می فرماید: آیا به بندۀ من نگاه نمی کنید؟! گویی او گمان می کند که بر آوردن حاجت های او به دست غیر من است، آیا او نمی داند که بر آوردن حاجت های او به دست من است؟!
ص: 31
11 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا مَا أَدَّى الرَّجُلُ صَلاَةً وَاحِدَةً تَامَّةٌ قُبِلَتْ جَمِيعُ صَلَاتِهِ، وَإِنْ كُنَّ غَيْرَ تَامَّاتِ وَإِنْ أَفْسَدَهَا كُلَّهَا لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ شَيْءٌ مِنْهَا وَ لَمْ يُحْسَبُ لَهُ نَافِلَةٌ وَ لَا فَرِيضَةٌ، وَإِنَّمَا تُقْبَلُ النَّافِلَةُ بَعْدَ قَبولِ الْفَريضَةِ وَإِذَا لَمْ يُؤَدُّ الرَّجُلُ الْفَريضَةَ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ النَّافِلَةُ، وَإِنَّمَا جُعِلَتِ النَّافِلَةُ لِيَتِمَّ بِهَا مَا أُفْسِدَ مِنَ الْفَرِيضَةِ.
12 _ وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ حَرِيزِ عَنِ الْفُضَيْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ).
قَالَ: هِيَ الْفَرِيضَةُ.
قُلْتُ: (الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ).
قَالَ: هي النَّافِلَةُ.
11 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه فردی یک نماز کامل به جای آورد، همۀ نمازهای او قبول می شود، اگر چه کامل نباشند، و اگر همۀ آن ها را تباه کند، چیزی از نمازهایش قبول نمی شود و هیچ نماز نافله و فریضه برای او منظور نمی گردد، و نماز نافله فقط بعد از پذیرفته شدن نماز فریضه پذیرفته می شود و اگر کسی فریضه را ادا نکند، نافله از او پذیرفته نمیشود؛ زیرا نافله فقط برای تکمیل فریضه ای است که تباه شده است.
12 _ فضیل گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد گفتار خداوند عزَّوجل که می فرماید: «کسانی که بر نمازهای خویش مراقب و مواظبند» پرسیدم.
فرمود: منظور از آن، نماز فریضه است.
گفتم: منظور از کسانی که بر نمازهای خود مداومت کنندگانند» چیست؟
فرمود: منظور نماز نافله است.
ص: 32
13 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ ربَ عَنْ دَاوُدَ بْن فَرْقَدٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: قَوْلُهُ تَعَالَى: ﴿إِنَّ الصَّلاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتاً).
قَالَ: كِتَاباً ثابتاً، وَ لَيْسَ إِنْ عَجِّلْتَ قَلِيلاً أَوْ أَخَّرْتَ قَلِيلاً بِالَّذِي يَضُرُّكَ مَا لَمْ تُضَيَّعْ تِلْكَ الْإِضَاعَةَ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ لِقَوْمٍ: (أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيَّا).
14 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
أَيُّمَا مُؤْمِنٍ حَافَظَ عَلَى الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَةِ فَصَلَّاهَا لِوَقْتِهَا فَلَيْسَ هَذَا مِنَ الَغافِلِینَ.
13 _ داوود بن فرقد گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: منظور از فرمایش خدای تعالی که می فرماید: «همانا نماز بر مؤمنان واجب و دارای اوقات معین است» چیست؟
فرمود: یعنی نوشته ای ثابت است و این طور نیست که اگر مقدار اندکی از وقت (فضیلت) آن را پیش و پس اندازی به تو ضرری رساند، تا زمانی که آن را ضایع نکرده باشی؛ زیرا خداوند عزَّوجل دربارۀ گروهی می فرماید: «نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند و به زودی که در وادی گمراهی خواهند افتاد.»
14 _ راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هر مؤمنی که از نمازهای فریضه خود مراقبت کند و آن ها را در وقت خود به جای آورد، از غافلان نخواهد بود.
ص: 33
15 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاج عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ علیه السَّلام: إِنَّهُ لَمَّا حَضَرَ أَبِي الْوَفَاةُ قَالَ لِي:
يَا بُنَيَّ! إِنَّهُ لَا يَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ.
16 _ مُحَمَّدٌ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ اَبِیهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:
لِكُلِّ شَيْءٍ وَجْهُ وَ وَجْهُ دِينِكُمُ الصَّلاةُ فَلا يَشِينَنَّ أَحَدُكُمْ وَجْهَ دِينِهِ، وَلِكُلِّ شَيْءٍ أَنْفُ، وَأَنْفُ الصَّلَاةِ التَّكْبِيرُ.
15 _ ابو بصیر گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:
هنگامی که وقت وفات پدرم فرا رسید. به من فرمود:
ای فرزندم! همانا شفاعت ما خاندان به کسی که نماز را سبک شمارد، نخواهد رسید.
16 _ سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش امام باقر علیه السَّلام نقل می کند که حضرتش می فرماید: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:
برای هر چیز چهره ای است و چهرۀ دین شما نماز است، و نباید کسی از شما چهرۀ دین خود را زشت نماید، و برای هر چیز بینی است و بینی نماز (یا ابتدای آن) تکبیر است.
ص: 34
(3) بَابُ فَرْضِ الصَّلَاةِ
1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلام عَمَّا فَرَضَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الصَّلاَةِ .
فَقالَ: خَمْسُ صَلَوَاتِ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ.
فَقُلْتُ: فَهَلْ سَمَّاهُنَّ وَ بَيْنَهُنَّ فِي كِتَابِهِ.
قَالَ: نَعَمْ، قَالَ اللهُ تَعَالَى لِنَبِيِّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله (أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ دُلُوكُهَا زَوَالُهَا) فَفِيما بَيْنَ دُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ أَرْبَعُ صَلَوَاتٍ سَمَّاهُنَّ اللَّهُ وَ بَيْنَهُنَّ وَ وَقَّتَهُنَّ وَغَسَقُ اللَّيْلِ هُوَ انْتِصَافُهُ .
بخش سوم: وجوب نماز
1 _ زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام درباۀ نمازهایی که خداوند عزَّوجل واجب فرموده پرسیدم.
فرمود: پنج نماز در شبانه روز واجب است.
گفتم: آیا در کتاب خود آن ها را نام برده و بیان فرموده است؟
فرمود: آری، خداوند تعالی به پیامبر خود صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: «نماز را از ابتدا دلوک و زوال خورشید تا انتهای تاریکی شب به پادار» و دلوک خورشید زوال آن است. پس فاصلۀ بین دلوکِ خورشید تا منتهای تاریکی شب، وقت چهار نماز است (نمازظهر، عصر، مغرب و عشا) که آن ها را نام برده و بیان فرموده و وقتشان را مقرر ساخته است و غسق شب، نیمۀ شب است.
ص: 35
ثُمَّ قَالَ: تَبَارَكَ وَتَعَالَى: (وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً) فَهَذِهِ الْخَامِسَةُ.
وَ قَالَ اللهُ تَعَالَى فِي ذَلِكَ : (أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ) وَ طَرَفَاهُ الْمَغْرِبُ وَ الْغَدَاةُ (وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ) وَ هِيَ صَلاةُ الْعِشَاءِ الآخِرَةِ.
وَ قَالَ تَعَالَى: ﴿حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطَى) وَ هِيَ صَلاَةُ الظُّهْرِ، وَ هِى أَوَّلُ صَلَاةٍ صَلاهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَ هِيَ وَسَطُ النَّهَارِ، وَوَسَطُ الصَّلاتَيْنِ بِالنَّهَارِ صَلَاةِ الْغَدَاةِ وَصَلَاةِ الْعَصْرِ.
وَ فِي بَعْضِ الْقِرَاءةِ: «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَ الصَّلَاةِ الْوُسْطَى صَلَاةِ الْعَصْرِ وَ قُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ».
سپس و خداوند تبارک و تعالی فرمود: «و نماز صبح را در طلیعهٔ صبحگاه به جای آور که نماز صبح مشهود و در دید فرشتگان شب و روز است» پس این هم پنجمین نماز.
و باز دربارۀ نماز و اوقات آن خدای تعالی فرموده است «نماز را در دو طرف روز به جای آور» و آن دو طرف، مغرب و صبح است و «در زمان نزدیکی از شب به روز» و مراد از آن نماز عشا است.
و باز فرموده است: «پیوسته بر نمازها و ترتیب، شرایط و آداب نمازهای پنجگانه _ به خصوص نماز میانی را _ مواظبت نمایید» و مراد از نماز میانی، نماز ظهر است و آن نخستین نمازی است که رسول خدای صلَّی اللهُ علیه وآله به جای آورد ، و نیز از آن جهت آن را میانی می نامند که میان دو نماز روز قرار دارد که عبارتند از نماز صبح و نماز عصر.
حضرتش فرمود: در بعضی از قرائت ها چنین خوانده شده است: «پیوسته مراقب نمازهای پنجگانه _ به خصوص نماز میانه _ یعنی ظهر و نماز عصر _ باشید و با فروتنی برای خداوند به پای ایستید».
ص: 36
قَالَ: وَ نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فِي سَفَرِهِ، فَقَنَتَ فِيهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَ تَرَكَهَا عَلَى حَالِهَا فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ وَأَضَافَ لِلْمُقِيمِ رَكْعَتَيْنِ وَ إِنَّمَا وُضِعَتِ الرَّكْعَتَانِ اللَّتَانِ أَضَافَهُمَا النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله يَوْمَ الْجُمُعَةِ لِلْمُقِيمِ، لِمَكَانِ الْخُطْبَتَيْنِ مَعَ الْإِمَامِ. فَمَنْ صَلَّى يَوْمَ الْجُمُعَةِ فِي غَيْرِ جَمَاعَةٍ فَلْيُصَلُّهَا أَرْبَعَ رَكَعَاتِ كَصَلاَةِ الظُّهْرِ فِى سَائِرِ الأَيَّام.
2 _ وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ الَّذِي فَرَضَ اللَّهُ عَلَى الْعِبَادِ مِنَ الصَّلَاةِ عَشْرَ رَكَعَاتٍ وَ فِيهِنَّ الْقِرَاءَةُ وَ لَيْسَ فِيهِنَّ وَهُمْ - يَعْنِي سَهْواً - فَزَادَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله سَبْعاً وَ فِيهِنَّ الْوَهْمُ، وَ لَيْسَ فِيهِنَّ قِرَاءَةٌ.
فرمود: این آیه در روز جمعه نازل شد و رسول خدا صلَّى الله عليه وآله در سفر بود و در آن نماز، قنوت خواند و آن را در سفر و حضر به همان حال خود گذاشت، ولی برای کسی که مقیم است و در سفر نیست دو رکعت دیگر افزود، و البتّه آن دو رکعت که پیامبر صلَّى الله عليه وآله برای مقیم در روز جمعه اضافه فرمود، به جای آن دو خطبه ای است که همراه با امام خوانده می شود. پس هر کس در روز جمعه بخواهد به تنهایی و در غیر جماعت آن را به جا آورد، باید چهار رکعت بخواند مانند نماز ظهر در سایر روزهای هفته.
2 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
نمازی که خداوند عزَّوجل بر بندگان واجب فرموده، ده رکعت است که در آن ها حمد خوانده می شود و و هم _ یعنی سهو _ در آن راه ندارد. پس رسول خدا صلَّى الله عليه وآله هفت رکعت دیگر بر آن ها افزود که در آن ها سهو هست و در آن ها قرائت نیست.
ص: 37
3 _ وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام:
فَرَضَ اللهُ الصَّلاةَ وَ سَنَّ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله عَشَرَةَ أَوْجُهِ: صَلَاةَ الْحَضَرِ وَ السَّفَرِ، وَ صَلَاةَ الْخَوْفِ عَلَى ثَلاثَةِ أَوْجُهِ، وَ صَلاةَ كُسُوفِ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، وَ صَلاةَ الْعِيدَيْن وَصَلاَةَ الِاسْتِسْقَاءِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى الْمَيِّتِ.
4 _ حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (إِنَّ الصَّلاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتا) أَيْ مَوْجُوباً.
5 _ حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْفَرْضِ فِي الصَّلاَةِ. فَقالَ: الْوَقْتُ وَ الطَّهُورُ وَ الْقِبْلَةُ وَ التَّوَجُهُ وَ الرُّكُوعُ وَ السُّجُودُ وَ الدُّعَاءُ.
قُلْتُ: مَا سِوَى ذَلِكَ.
قَالَ: سُنَّةٌ فِي فَرِيضَةٍ.
3 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
خداوند نماز را واجب ساخت، و رسول خدا صلَّى الله عليه وآله ده نوع نماز به سنّت گذارد: نماز حضر و سفر، نماز خوف - که بر سه وجه خوانده می شود - نماز گرفتن خورشید و ماه، نماز عید فطر و عید قربان، نماز در خواست باران، و نماز میّت.
4 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارهٔ فرمایش خدای تعالی که می فرماید: «همانا نماز بر مؤمنان نوشته ای است واجب و معیّن و دارای اوقات مشخص» فرمود: یعنی واجب شده است.
5 _ زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد واجبات نماز پرسیدم.
فرمود: وقت، طهارت، قبله، توجّه، رکوع، سجود و دعا ( یعنی قنوت).
پرسیدم: اعمال دیگر چه؟
فرمود: آن اعمال، مستحباتی هستند که در ضمن واجب آمده اند.
ص: 38
6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لِلصَّلَاةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ حَدٌ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: لِلصَّلَاةِ أَرْبَعَةُ آلَافِ بَابٍ.
7 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:
عَشْرُ رَكَعَاتٍ رَكْعَتَانِ مِنَ الظَّهْرِ وَ رَكْعَتَانِ مِنَ الْعَصْرِ وَ رَكْعَتَا الصُّبْحِ وَ رَكْعَتَا الْمَغْرِبِ وَ رَكْعَتَا الْعِشَاءِ الآخِرَةِ لَا يَجُوزُ الْوَهْمُ فِيهِنَّ ، وَ مَنْ وَهَمَ فِي شَيْءٍ مِنْهُنَّ اسْتَقْبَلَ الصَّلاَةَ اسْتِقْبَالاً، وَ هِيَ الصَّلاةُ الَّتِي فَرَضَهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ فِي الْقُرْآنِ وَ فَوَّضَ إِلَى مُحَمَّدٍ صلَّى الله عليه وآله فَزَادَ النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله فِي الصَّلَاةِ سَبْعَ رَكَعَاتٍ، وَ هِيَ سُنَّةٌ لَيْسَ فِيهَا قِرَاءَةٌ، إِنَّمَا هُوَ تَسْبِيحٌ وَ تَهْلِيلٌ وَ تَكْبِيرٌ وَ دُعَاءٌ، فَالْوَهُمُ إِنَّمَا يَكُونُ فِيهِنَّ، فَزَادَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فِي صَلَاةِ الْمُقِيمِ غَيْرِ الْمُسَافِرِ رَكْعَتَيْنِ فِي الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ الْعِشَاءِ الآخِرَةِ وَ رَكْعَةً فِي الْمَغْرِبِ لِلْمُقِيمِ وَ الْمُسَافِرِ.
6 _ حمّاد بن عیسی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
برای نماز چهار هزار حد و مرز است.
در روایت دیگری آمده است برای نماز چهار هزار باب (مسأله) است.
7 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ده رکعت نماز _ دو رکعت از ظهر، دو رکعت از عصر ، دو رکعت صبح، دو رکعت مغرب، و دو رکعت از عشا _ است که شکی در آنها روا نیست و هر کس در آن ها شک نمود، باید نماز را از سر گیرد، این رکعات، نمازی هستند که خداوند عزَّوجل در قرآن آن ها را بر مؤمنان واجب فرموده است.
آن گاه خداوند حکم آن ها را بر حضرت محمّد صلَّی اللهُ علیه وآله واگذارد، و حضرتش صلَّی اللهُ علیه وآله هفت رکعت بر نماز افزوده که سنّت است و در آن ها قرائت نیست، بلکه تسبیح، تهلیل، تکبیر و دعاست و شک در آن ها راه دارد. پس رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله برای مقیم ( یعنی غیر مسافر) دو رکعت در ظهر، عصر و عشا، و یک رکعت در مغرب برای مقیم و مسافر افزود.
ص: 39
8 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
الصَّلاةُ ثَلاثَةُ أَثْلَاثٍ: ثُلُثٌ طَهُورٌ، وَثُلُثٌ رُكُوعٌ، وَثُلُثٌ سُجُودٌ.
(4) بَابُ الْمَوَاقِيتِ أَوَّلِهَا وَ آخِرِهَا وَ أَفْضَلِهَا
1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: كُنْتُ قَاعِداً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَا وَ حُمْرَانُ بْنُ أَعْيَنَ. فَقَالَ لَهُ حُمْرَانُ: مَا تَقُولُ فيما يَقُولُ زُرَارَةُ وَ قَدْ خَالَفْتُهُ فِيهِ ؟
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: مَا هُوَ ؟
قَالَ: يَزْعُمُ أَنَّ مَوَاقِيتَ الصَّلاَةِ كَانَتْ مُفَوَّضَةٌ إلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله هُوَ الَّذِي وَضَعَهَا.
8 _ حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
نماز دارای سه ثلت است: یک ثلث آن، طهارت (وضو، غسل یا تیمم)، یک ثلث آن رکوع و یک ثلث دیگر، سجود است.
بخش چهارم: اوقات نماز و نخستین و آخرین وقت آن و نیز وقت فضیلت آن
1 _ زراره گوید: من و حمران بن اعین خدمت امام صادق علیه السَّلام بودیم که حمران به حضرتش عرض کرد: نظر شما دربارۀ سخن زراره که من با او مخالفت کرده ام، چیست؟
فرمود: نظر او چیست؟
گفت: گمان می کند که اوقات نماز به پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله واگذار شده و پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله آن ها را وضع کرده است.
ص: 40
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: فَمَا تَقُولُ أَنْتَ؟
قُلْتُ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السَّلام أَتَاهُ فِي الْيَوْمِ الْأَوَّلِ بِالْوَقْتِ الْأَوَّلِ، وَ فِي الْيَوْمِ بِالْوَقْتِ الْأَخِيرِ. ثُمَّ قَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: مَا بَيْنَهُمَا وَقْتُ .
فَقالَ: أَبُو عَبْدِ علیه السَّلام: يَا حُمْرَانُ! إِنَّ زُرَارَةَ يَقُولُ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السَّلام إِنَّمَا جَاءَ مُشِيراً عَلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَ صَدَقَ زُرَارَةُ، إِنَّمَا جَعَلَ اللهُ ذَلِكَ إِلَى مُحَمَّدٍ صلَّى الله عليه وآله فَوَضَعَهُ وَأَشَارَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام بِهِ عَلَيْهِ
2 _ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلَّانٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى؛ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ مِنَ الْأَشْيَاءِ أَشْيَاءَ مُوَسَّعَةٌ وَأَشْيَاءَ مُضَيَّقَةً، فَالصَّلاةُ مِمَّا وُسْعَ فِيهِ تُقَدِّمُ مَرَّةً وَتُؤَخَّرُ أُخْرَى، وَ الْجُمُعَةُ مِمَّا ضُيِّقَ فِيهَا، فَإِنَّ وَقْتَهَا يَوْمَ الْجُمُعَةِ سَاعَةُ تَزُولُ وَ وَقْتَ الْعَصْرِ فِيهَا وَقْتُ الظَّهْرِ فِي غَيْرِهَا.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: تو چه می گویی؟
عرض کردم: جبرئیل علیه السَّلام در روز اوّل، وقت اوّل و در روز آخر، وقت آخر را نزد او آورد، سپس جبرئیل علیه السَّلام گفت: میان آن دو وقت نماز است.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: ای حمران! زراره راست گفته است؛ زیرا خداوند آن را به پیامبر صلَّى الله عليه وآله واگذارد و او آن را وضع کرد و جبرئیل اوقات مورد خواست خداوند را بر او اشاره کرد (و حضرت طبق خواست خدا آن را تعیین نمود).
2 _ فضیل بن یسار گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
اعمالی هستند که (وقت آنها) وسیع و اعمالی هستند که (وقت آنها) تنگ است، و نماز از اعمالی است که (وقت آن) وسیع است. گاهی در وقت خود و گاهی به تأخیر می افتد، و وقت نماز جمعه تنگ است؛ زیرا وقت آن در روز جمعه همان هنگام زوال خورشید، و وقت نماز عصر در روز جمعه، همان وقت نماز ظهر در غیر جمعه است.
ص: 41
3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
لِكُلِّ صَلَاةٍ وَقْتَانِ وَ أَوَّلُ الْوَقْتِ أَفْضَلُهُ وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يَجْعَلَ آخِرَ الْوَقْتَيْن وَقْتاً إِلَّا فِي عُذْرِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ.
4 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ _ أَوِ ابْن وَهْبٍ _ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السَّلام:
لِكُلِّ صَلَاةٍ وَقْتان، أَوَّلُ الْوَقْتِ أَفْضَلُهما.
5 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنْ عُمَرَ بْن أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: أَصْلَحَكَ اللهُ وَقْتُ كُلَّ صَلَاةٍ أَوَّلُ الْوَقْتِ أَفْضَلُ أَوْ أَوْسَطُهُ أَوْ آخِرُهُ؟
فَقالَ: أَوَّلُهُ، إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَالَ: إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ مِنَ الْخَيْرِ مَا يُعَجِّلُ.
3 _ عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
برای هر نماز دو وقت است و نخستین وقت آن بهتر است، و کسی نباید که آخر وقت را وقت نماز قرار دهد، مگر آن که عذر موجّهی داشته باشد.
4 _ معاوية بن عمّار _ يا وهب _ گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
برای هر نماز دو وقت است، نخستین وقت، برترین وقت هاست.
5 _ زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: خداوند کارهای شما را اصلاح فرماید! آیا نخستین وقت نماز بهتر است، یا وسط و یا آخر آن؟
فرمود: نخستین آن، همانا رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: به راستی خدای عزَّوجل عمل نیکی را که زودتر انجام شود، دوست می دارد.
ص: 42
6 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ فَضْلَ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ عَلَى الآخِر كَفَضْل الآخِرَةِ عَلَى الدُّنْيَا.
7 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدِ الْأَزْدِيُّ قَالَ: قَالَ أبو عَبْد الله علیه السَّلام.
لَفَضْلُ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ عَلَى الْأَخِيرٍ خَيْرٌ لِلرَّجُل مِنْ وَلَدِهِ وَ مَالِهِ.
8 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيرِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:
اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلُ الْوَقْتِ أَبَداً أَفْضَلُ فَعَجِّلْ بِالْخَيْرِ مَا اسْتَطَعْتَ، وَأَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا دَاوَمَ الْعَبْدُ عَلَيْهِ وَإِنْ قَلَّ.
9 _ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السَّلام:
مَنِ اهْتَمَّ بِمَوَاقِيتِ الصَّلاةِ لَمْ يَسْتَكْمِلُ لَذَّةَ الدُّنْيَا.
6 _ قتیبه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
فضیلت اوّل وقت بر آخر آن، به سان فضیلت جهان آخرت بر دنیاست.
7 _ بکر بن محمد ازدی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
بی شک برتری و فضیلت اوّل وقت بر آخر وقت (برای ادای نماز) برای انسان از فرزندان و مالش بهتر است.
8 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
بدان که اوّل وقت همیشه بهتر است، پس بشتاب برای نیکی به اندازه ای که بتوانی، و دوستدارترین اعمال در نزد خداوند عزَّوجل آن است که بنده بر آن مداومت نماید، ولو اندک باشد.
9 _ منصور بن حازم _ یا راوی دیگری _ گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
امام علی بن الحسین علیه السَّلام فرموده است: هر کس بر اوقات نماز اهمیّت قائل شود، لذّت دنیا را به طور کامل درک نخواهد کرد.
ص: 43
(5) بَابُ وَقْتِ الظُّهْر وَ العَصْرِ
1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةً قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنَّ عُمَرَ بْنَ حَنْظَلَةَ أَتَانَا عَنْكَ بِوَقْتٍ.
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِذا لَا يَكْذِبُ عَلَيْنَا.
قُلْتُ: ذَكَرَ أَنَّكَ قُلْتَ: إِنَّ أَوَّلَ صَلاَةِ افْتَرَضَهَا اللهُ عَلَى نَبِيِّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله الظُّهْرُ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ) فَإِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ لَمْ يَمْنَعْكَ إِلَّا سُبْحَتُكَ، ثُمَّ لَا تَزَالُ فِي وَقْتِ إِلَى أَنْ يَصِيرَ الظُّلُّ قَامَةً وَهُوَ آخِرُ الْوَقْتِ، فَإِذَا صَارَ الظُّلُ قَامَةً دَخَلَ وَقْتُ الْعَصْرِ فَلَمْ يَزَلْ فِي وَقْتِ الْعَصْرِ حَتَّى يَصِيرَ الظِّلُّ قَامَتَيْنِ وَذَلِكَ الْمَسَاءُ
فَقالَ: صَدَقَ.
بخش پنجم: وقت نماز ظهر و عصر
1 _ يزيد بن خلیفه گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: عمر بن حنظله از جانب شما برای ما وقتی را (برای نماز) معیّن کرده است.
فرمود: او بر ما دروغ نمی بندد.
گفتم: او می گوید که شما فرموده اید: اوّلین نمازی را که خداوند بر پیامبرش صلَّی اللهُ علیه وآله واجب فرمود، نماز ظهر است که این معنای فرمایش خدای تعالی است که می فرماید: «برپا دارید نماز را در هنگام زوال خورشید» (1) و چون زوال آفتاب شد، چیزی جز (هشت رکعت) نافله مانع تو نیست، و پس از آن در وقت فضیلت ظهر هستی تا این که سایۀ به اندازۀ قامت (شاخص) برسد و آن، آخر وقت فضیلت ظهر است، و چون سایه قامت (شاخص) به اندازه خود شاخص شد، وقت عصر داخل می شود و پس از آن در وقت فضیلت عصر می باشی تا آن که سایه شاخص دو برابر آن شود و آن، آخر روز است.
امام علیه السَّلام در پاسخ فرمود: او راست گفته است.
ص: 44
2 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ إِلَّا أَنَّ بَيْنَ يَدَيْهَا سُبْحَةً، وَ ذَلِكَ إِلَيْكَ إِنْ شِئْتَ طَوَّلْتَ وَإِنْ شِئْتَ قَصَّرْتَ.
3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ ذَرِيحَ الْمُحَارِبِيُّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: مَتَى أَصَلَّى الظُّهْرَ؟
فَقالَ: صَلِّ الزَّوَالَ ثَمَانِيَةً ثُمَّ صَلِّ الظُّهْرَ ثُمَّ صَلِّ سُبْحَتَكَ طَالَتْ أَوْ قَصُرَتْ ثُمَّ صَلِّ الْعَصْرَ.
4 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ وَ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالُوا: كُنَّا نَقِيسُ الشَّمْسَ بِالْمَدِينَةِ بِالذَّرَاعِ.
2 _ عمر بن حنظله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هنگامی که زوال آفتاب شود (یعنی آفتاب از خط نصف النهار بگذرد) وقت نماز ظهر فرا می رسد، مگر وقت نافله که پیش از آن است، و این به اختیار توست که خواندن نافله را طولانی و یا کوتاه کنی
3 _ ذریح محاربی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: چه زمانی نماز ظهر را بخوانم؟
فرمود: به هنگام زوال، هشت رکعت به جای آور، سپس نماز ظهر را بخوان، و پس آن، نافلۀ خود را بخوان، خواه طولانی و خواه کوتاه، سپس نماز عصر را به جای آور.
4_ حارث بن مغیره، عمر بن حنظله و منصور بن حازم گویند: ما در مدینه آفتاب را با ذراع می سنجیدیم.
ص: 45
فَقالَ: أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَلَا أُنَبِّئُكُمْ بِأَبْيَنَ مِنْ هَذَا إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الظهرِ إِلَّا أَنَّ بَيْنَ يَدَيْهَا سُبْحَةً، وَ ذَلِكَ إِلَيْكَ إِنْ شِئْتَ طَوَّلْتَ وَإِنْ شِئْتَ قَصَّرْتَ.
وَ رَوَى سَعْدٌ عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ اللُّؤْلُوِيِّ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّضْرِيٌّ وَ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ مَنْصُورٍ مِثْلَهُ وَ فيه:
إِلَيْكَ فَإِنْ كُنْتَ خَفَّفْتَ سُبْحَتَكَ فَحِينَ تَفْرُغُ مِنْ سُبْحَتِكَ، وَإِنْ طَوَّلْتَ فَحِينَ تَفْرُغُ مِنْ سُبْحَتِكَ.
5 _ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاتَيْنِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: آیا شما را به واضح تر از این آگاه نسازم؟ هنگام زوال آفتاب، وقت نماز ظهر فرا می رسد و پیش از آن، وقت نافله است، و این به اختیار توست که اگر بخواهی نافله را طولانی انجام دهی و اگر بخواهی کوتاه.
همانند این روایت را منصور نقل کرده و افزوده: به اختیار توست. پس اگر نافلۀ خود را کوتاه انجام دادی، هر زمانی که از نافله فارغ می شوی وقت نماز داخل می شود، و اگر نافله را طولانی انجام دادی باز هم وقت نماز زمانی است که از نافله فارغ می شوی.
5 _ عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هنگامی که زوال آفتاب شد، وقت دو نماز (ظهر و عصر) فرا می رسد، جز آن که وقت یکی از آن دو، پیش از وقت دیگری است (یعنی نماز ظهر پیش از نماز عصر است).
ص: 46
وَ رَوَى سَعْدٌ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ وَ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِم وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ مِثْلَهُ، وَ فِيهِ:
دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ جَمِيعاً. وَ زَادَ ثُمَّ أَنْتَ فِي وَقْتٍ مِنْهُمَا جَمِيعاً حَتَّى تَغِيبَ الشَّمْسُ.
6 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ الْبَجَلِي عَنْ سَالِمٍ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلَهُ إِنْسَانٌ وَ أَنَا حَاضِرٌ. فَقَالَ: رُبَّمَا دَخَلْتُ الْمَسْجِدَ وَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا يُصَلُّونَ الْعَصْرَ، وَبَعْضُهُمْ يُصَلُّونَ الظُّهْرَ.
فَقالَ: أَنَا أَمَرْتُهُمْ بِهَذَا، لَوْ صَلَّوْا عَلَى وَقْتٍ وَاحِدٍ عُرِفُوا فَأُخِذَ بِرِقَابِهِمْ.
همانند این روایت را قاسم نقل کرده و در آن آمده است: وقت نماز ظهر و عصر با هم فرا می رسد. و این عبارت را نیز افزوده که: سپس تو در وقت هر دو نماز هستی تا این که خورشید پنهان شود.
6 _ سالم گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که کسی از امام علیه السَّلام پرسید: گاهی که وارد مسجد می شوم و می بینم اصحابمان نماز عصر را به جای می آورند و بعضی از آن ها نماز ظهر می خوانند!
فرمود: من خود ایشان را به این کار فرمان داده ام، چون اگر در یک وقت نماز بخوانند، تشیع آنان آشکار می شود و آنها را دستگیر می کنند.
ص: 47
7 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتَهُ عَمَّا جَاءَ فِي الْحَدِيثِ أَنْ صَلِّ الظُّهْرَ إِذَا كَانَتِ الشَّمْسُ قَامَةً وَ قَامَتَيْنِ وَ ذِرَاعاً وَذِرَاعَيْنِ وَ قَدَماً وَ قَدَمَيْنِ مِنْ هَذَا وَ مِنْ هَذَا؟ فَمَتَى هَذَا؟ وَكَيْفَ هَذَا وَ قَدْ يَكُونُ الظُّلَّ فِي بَعْضِ الْأَوْقَاتِ نِصْفَ قَدَم؟
قَالَ: إِنَّمَا قَالَ: ظلُّ الْقَامَةِ وَ لَمْ يَقُلْ: قَامَةُ الظُّلّ ، وَ ذَلِكَ أَنَّ ظِلَّ الْقَامَةِ يَخْتَلِفُ مَرَّةً يَكْثُرُ وَ مَرَّةً يَقِلُّ، وَ الْقَامَةُ قَامَةٌ أَبَداً لَا يَخْتَلِفُ .
ثُمَّ قَالَ: ذِرَاعٌ وَ ذِرَاعَانِ وَ قَدَمٌ وَ قَدَمَانِ، فَصَارَ ذِرَاعٌ وَ ذِرَاعَانِ تَفْسِيرَ الْقَامَةِ وَ الْقَامَتَيْنِ فِي الزَّمَانِ الَّذِي يَكُونُ فِيهِ ظِلُّ الْقَامَةِ ذِرَاعاً وَ ظِلُّ الْقَامَتَيْنِ ذِرَاعَيْنِ، فَيَكُونُ ظِلُّ الْقَامَةِ وَ الْقَامَتَيْنِ وَ الذَّرَاعِ وَ الذَّرَاعَيْنِ مُتَّفِقَيْنِ فِي كُلِّ زَمَانٍ مَعْرُوفَيْنِ مُفَسَّراً أَحَدُهُمَا بِالآخر مُسَدَّداً به.
فَإِذَا كَانَ الزَّمَانُ يَكُونُ فِيهِ ظِلُّ الْقَامَةِ ذِرَاعاً كَانَ الْوَقْتُ ذِرَاعاً مِنْ ظِلِّ الْقَامَةِ، وَ كَانَتِ الْقَامَةُ ذِرَاعاً مِنَ الظَّلِّ فَإِذَا كَانَ ظِلُّ الْقَامَةِ أَقَلَّ أَوْ أَكْثَرَ كَانَ الْوَقْتُ مَحْصُوراً بِالذَّرَاعِ وَالذَّرَاعَيْنِ، فَهَذَا تَفْسِيرُ الْقَامَةِ وَالْقَامَتَيْنِ وَالذَّرَاعِ وَالذَّرَاعَيْنِ.
7 _ راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد آن چیزی که در حدیث آمده پرسیدم که نماز ظهر را هنگامی که سایۀ شاخص یک قامت و دو قامت، یک ذراع و دو ذراع و یک قدم و دو قدم باشد بخوان که این (حکم اول) چیست؟ و آن (حکم دوم) چیست؟ چگونه چنین امری ممکن است در حالی که گاهی سایهٔ (شاخص ) نصف قدم می باشد؟
فرمود: در حدیث فقط فرموده سایۀ قامت (یعنی شاخص) و نفرموده: قامت (یعنی قد و اندازۀ) سایه؛ زیرا سایۀ قامت در هر فصلی متفاوت است. گاهی زیاد و گاهی کم می شود ،ولی قامت همیشه یک مقدار است و کم و زیاد نمی شود.
سپس فرمود: یک ذراع و دو ذراع و یک قدم و دو قدم. پس یک ذراع و دو ذراع تفسیر یک قامت و دو قامت است، در زمانی که سایۀ یک قامت، یک ذراع و سایۀ دو قامت، دو ذراع باشد، پس سایه یک قامت و دو قامت با سایۀ یک ذراع و دو ذراع در هر زمانی با یکدیگر ذراع باشد،پس متفقند و هر دو معلومند و هر کدام از آن دو به دیگری تعبیر شده و به آن استوار است.
پس هرگاه سایۀ شاخص یک ذراع شود، وقت زوال از سایۀ شاخص یک ذراع و شاخص نیز یک ذراع از سایه خواهد شد، و اگر سایۀ شاخص کمتر (از یک ذراع) و یا بیشتر باشد، وقت زوال محصور به یک ذراع و دو ذراع است. پس این تفسیر یک قامت و دو قامت و یک ذراع و دو ذراع است.
ص: 48
8 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ:
إِذَا صَلَّيْتَ الظُّهْرَ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الْعَصْرِ إِلَّا أَنَّ بَيْنَ يَدَيْهَا سُبْحَةٌ، فَذَلِكَ إِلَيْكَ إِنْ شِئْتَ طَوَّلْتَ وَ إنْ شِئْتَ قَصَّرْتَ.
(6) بَابُ وَقْتِ الْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ الْآخِرَةِ
1 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ، وَ تَدْرِي كَيْفَ ذَاكَ؟
قُلْتُ: لَا.
8 _ مسمع بن عبدالملک گوید: حضرتش فرمود:
هرگاه نماز ظهر را خواندی، وقت نماز عصر داخل شده است، جز این که پیش از آن، وقتی است مخصوص نافله، و آن هم به اختیار توست، اگر خواستی طولانی و اگر خواستی کوتاه بخوان.
بخش ششم: وقت نماز مغرب و عشا
1 _ یکی از اصحاب ما گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
وقت نماز مغرب هنگامی است که سرخی غروب از مشرق برود و آیا می دانی چگونه چنین می شود؟ و علتش چیست؟
گفتم نه.
ص: 49
قَالَ: لِأَنَّ الْمَشْرِقَ مُطِلٌ عَلَى الْمَغْرِبِ هَكَذَا وَ رَفَعَ يَمِينَهُ فَوْقَ يَسَارِهِ، فَإِذَا غَابَتْ هَاهُنَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَاهُنَا.
2 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
لا إِذَا غَابَتِ الْحُمَّرَةُ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ - يَعْنِي مِنَ الْمَشْرِقِ - فَقَدْ غَابَتِ الشَّمْسُ مِنْ شَرْقِ الْأَرْضِ وَغَرْبِهَا.
3 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ حِجَاباً مِنْ ظُلْمَةٍ مِمَّا يَلِي الْمَشْرِقَ وَ وَكَّلَ بِهِ مَلَكاً، فَإِذَا غَابَتِ الشَّمْسُ اغْتَرَفَ ذَلِكَ الْمَلَكُ غُرْفَةً بِيَدِهِ ثُمَّ اسْتَقْبَلَ بِهَا الْمَغْرِبَ يَتْبَعُ الشَّفَقَ وَ يُخْرِجُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ قَلِيلاً قَلِيلاً وَ يَمْضِي فَيُوَافِي الْمَغْرِبَ عِنْدَ سُقُوطِ الشَّفَقِ، فَيُسَرُّحُ [فِي] الظُّلْمَةِ ، ثُمَّ يَعُودُ إِلَى الْمَشْرِقِ، فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ نَشَرَ جَنَاحَيْهِ فَاسْتَاقَ الظُّلْمَةَ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَى الْمَغْرِبِ حَتَّى يُوَافِيَ بِهَا الْمَغْرِبَ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ.
فرمود: برای این که مشرق بر مغرب بدین گونه _ و دست راست خود را بر بالای دست چپ خویش برد _ مشرف است، چون خورشید از اینجا (که دست چپ است) غایب شود سرخی از اینجا (که دست راست است) برود.
2 _ برید بن معاویه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
اگر سرخی از این طرف _ یعنی از مشرق _ برود، پس خورشید از شرق و غرب زمین پنهان شده است.
3 _ ابو ولاد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
خداوند پرده ای از تاریکی در آنجایی که متّصل به مشرق است آفریده و فرشته ای را بر آن گمارده است، پس هرگاه خورشید پنهان شود، آن فرشته یک مشت از آن تاریکی را بر می گیرد و با آن به استقبال مغرب می رود و در حالی که از پیش شفق می رود و شفق کم کم از مقابل او خارج می شود و آن فرشته میرود تا این که هنگام فرو رفتن شفق به مغرب می رسد و در تاریکی سیر می کند، سپس به سوی مشرق باز می گردد، و چون فجر طلوع کرد آن فرشته دو بال خود را پهن می کند و تاریکی را از مشرق به سوی مغرب می راند تا این که به هنگام طلوع خورشید آن را به مغرب می رساند.
ص: 50
4 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
وَقْتُ سُقُوطِ الْقُرْصِ وَ وُجُوبِ الْإِفْطَارِ أَنْ تَقُومَ بِحِذَاءِ الْقِبْلَةِ وَ تَتَفَقَّدَ الْحُمْرَةَ الَّتِي تَرْتَفِعُ مِنَ الْمَشْرِقِ، فَإِذَا جَازَتْ قِمَّةَ الرَّأْسِ إِلَى نَاحِيَةِ الْمَغْرِبِ فَقَدْ وَجَبَ الْإِفْطَارُ وَ سَقَطَ الْقُرْصُ.
5 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أبو جعفر علیه السَّلام:
وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقُرْضُ، فَإِنْ رَأَيْتَ بَعْدَ ذَلِكَ وَ قَدْ صَلَّيْتَ فَأَعِدِ الصَّلاةَ وَ مَضَى صَوْمُكَ وَ تَكْفُ عَنِ الطَّعَامِ إِن كُنْتَ أَصَبْتَ مِنْهُ شَيْئاً.
6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةً قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ عُمَرَ بْنَ حَنْظَلَةَ أَتَانَا عَنْكَ بِوَقْتٍ.
4 _ راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
وقت غروب آفتاب و واجب شدن افطار (روزه دار) هنگامی است که چون مقابل قبله بایستی و سرخی را که از مشرق بلند می شود، جویا شوی، سرخی از بالای سر به سوی مغرب رود. در این هنگام افطار واجب شده و آفتاب فرو رفته است.
5 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
وقت مغرب زمانی است که قرص خورشید ناپدید شود، پس اگر بعد از نماز خواندن دوباره خورشید را دیدی باید دوباره نماز بخوانی، ولی اگر افطار کرده بودی، روزه ات صحیح است و اگر در حال افطار، خورشید را دیدی، باید از خوردن خودداری کنی.
6 _ یزید بن خلیفه گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: عمر بن حنظله از جانب شما وقت نماز را برای ما معیّن کرده است.
ص: 51
قَالَ: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذا لَا يَكْذِبُ عَلَيْنَا؟
قُلْتُ: قَالَ: وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقَرْصُ إِلَّا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله كَانَ إِذَا جَدَّ بِهِ السَّيْرُ أَخَّرَ الْمَغْرِبَ وَ يَجْمَعُ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ الْعِشَاءِ . فَقالَ: صَدَقَ وَ قَالَ: وَقْتُ الْعِشَاءِ حِينَ يَغِيبُ الشَّفَقُ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ، وَ وَقْتُ الْفَجْرِ حِينَ يَبْدُو حَتَّى يُضِيءَ.
7 _ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَغَابَ قُرْصُهَا.
8 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ.
امام صادق علیه السَّلام فرمود او بر ما دروغ نمی بندد.
گفتم: او می گوید: وقت نماز مغرب، وقتی است که قرص خورشید ناپدید شود، ولی هرگاه رسول خدا صلَّى الله عليه وآله در سفر برای رفتن شتاب داشت، نماز مغرب را به تأخیر می انداخت و آن را با نماز عشا جمع می کرد.
امام فرمود: راست گفته است.
آن گاه فرمود: وقت نماز عشا زمانی است که سرخی مغرب پنهان شود تا یک سوّم از شب، و وقت نماز صبح، وقتی است که فجر ظاهر شود تا هنگامی که خورشید طلوع کند.
7 _ عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هنگام نماز مغرب، وقتی است که خورشید غروب کند و قرص آن پنهان شود.
8 _ زید شحّام گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره وقت مغرب پرسیدم.
ص: 52
فَقالَ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السَّلام أَتَى النَّبِيَّ صلَّى الله عليه وآله لِكُلِّ صَلَاةٍ بِوَقْتَيْنِ غَيْرَ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ، فَإِنَّ وَقْتَهَا وَاحِدٌ وَ وَقْتَهَا وُجُوبُهَا.
9 _ وَ رَوَاهُ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْل قَالَا قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:
إِنَّ لِكُلِّ صَلَاةٍ وَقَتَيْنِ غَيْرَ الْمَغْرِبِ، فَإِنَّ وَقْتَهَا وَاحِدٌ وَ وَقْتَهَا وُجُوبُهَا وَ وَقْتَ فَوْتِهَا سُقُوطُ الشَّفَقِ.
وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّ لَهَا وَقُتَيْن آخِرُ وَقْتِهَا سُقُوطُ الشَّفَقِ.
وَلَيْسَ هَذَا مِمَّا يُخَالِفُ الْحَدِيثَ الْأَوَّلَ «إنَّ لَهَا وَقتاً واحداً» لأنَّ الشَّفَقَ هُوَ الْحُمْرَةُ، وَ لَيْسَ بَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ وَبَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّفَقِ إِلَّا شَيْءٌ يَسِيرٌ، وَ ذَلِكَ أَنَّ عَلَامَةَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ بُلُوغُ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ، وَلَيْسَ بَيْنَ بُلُوعَ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ وَ بَيْنَ غَيْبُوبَتِهَا إِلَّا قَدْرُ مَا يُصَلِّي الْإِنْسَانُ صَلَاةَ الْمَغْرِبِ وَ نَوَافِلَهَا إِذَا صَلَاهَا عَلَى تُؤَدَةٍ وَ سُكُونٍ، وَقَدْ تَفَفَّدْتُ ذَلِكَ غَيْرَ مَرَّةٍ، وَلِذَلِكَ صَارَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ ضَيِّقاً.
فرمود: جبرئیل علیه السَّلام برای پیامبر صلَّى الله عليه وآله برای هر نمازی دو وقت معیّن کرد، جز نماز مغرب که وقت آن یکی است، و وقت آن هنگام فرو رفتن خورشید است.
9 _ زراره و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
برای هر نمازی دو وقت است، جز نماز مغرب که وقت آن یکی است و وقت آن، هنگام فرو رفتن خورشید و وقت فوت آن، هنگام فرو رفتن سرخی است.
هم چنین روایت شده که نماز مغرب دارای دو وقت است و وقت آخر آن هنگام فرورفتن سرخی است.
[نگارنده گوید:] این حدیث با حدیث پیش _ که می گفت: مغرب یک وقت دارد _ مخالفتی ندارد؛ زیرا شفق، همان سرخی است و میان غایب شدن آفتاب و غایب شدن سرخی، زمان اندکی فاصله ،است چرا که علامت غایب شدن آفتاب این است که سرخی به قبله برسد و میان رسیدن سرخی به قبله و میان غایب شدن آن فاصله ای نیست مگر به اندازه ای که کسی نماز مغرب و نافله های آن را با تأنّی و به آرامی بخواند، و من بارها آن را ملاحظه کرده ام و به همین دلیل وقت نماز مغرب تنگ است.
ص: 53
10 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالِ قَالَ: سَأَلَ عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطِ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام وَ نَحْنُ نَسْمَعُ الشَّفَقُ الحُمْرَةُ أَوِ الْبَيَاضُ .
فَقالَ: الْحُمْرَةُ لَوْ كَانَ الْبَيَاضُ كَانَ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ.
11 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ تَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ عَلِي الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مَتَى تَجِبُ الْعَتَمَةُ ؟
قَالَ: إِذَا غَابَ الشَّفَقُ وَ الشَّفَقُ الْحُمْرَةُ.
فَقالَ عُبَيْدُ اللهِ: أَصْلَحَكَ اللهُ إِنَّهُ يَبْقَى بَعْدَ ذَهَابِ الحُمْرَةِ ضَوْءٌ شَدِيدٌ مُعْتَرِضٌ.
فَقالَ: أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ الشَّفَقَ إِنَّمَا هُوَ الحُمْرَةُ وَلَيْسَ الضَّوْءُ مِنَ الشَّفَقِ.
10 _ ابن فضّال گوید: ما در حضور امام رضا علیه السَّلام بودیم که علی بن اسباط پرسید: آیا شفق آن، سرخی است یا سفیدی؟
فرمود: سرخی است. اگر سفیدی بود تا یک سوم از شب به طول می کشید.
11_ عمران بن علی حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: نماز عشا چه وقت واجب می شود؟
فرمود: هرگاه شفق پنهان شد و شفق عبارت از سرخی است.
عبیدالله گفت: خداوند کار شما را اصلاح کند! پس از فرو رفتن سرخی در عرض افق روشنایی شدیدی می ماند.
فرمود: شفق همان سرخی است و آن روشنایی، از شفق نیست.
ص: 54
12 _ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاتَيْنِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ.
13 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله:
لَوْ لَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي لَأَخَّرْتُ الْعِشَاءَ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ.
وَ رُوِيَ أَيْضاً: إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ.
14 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:
وَقْتُ الْمَغْرِبِ فِي السَّفَرِ إِلَى رُبع اللَّيْلِ.
12 _ زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
چون آفتاب غروب کند، وقت دو نماز داخل شده است، جز این که یکی از آن دو، پیش از دیگری است (یعنی نماز مغرب قبل از عشا است).
13 _ ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام می فرماید: رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود:
اگر بر اُمّتم سخت نمی شد، نماز عشا را تا یک سوم از شب به تأخیر می انداختم.
هم چنین روایت شده: تا نصف شب (به تأخیر می انداختم).
14 _ عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
وقت نماز مغرب در سفر تا یک چهارم از شب ادامه دارد.
ص: 55
15 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَيْهِ الرَّجُلُ يَكُونُ فِي الدَّارِ تَمْنَعُهُ حِيطَانُهَا النَّظَرَ إِلَى حُمْرَةِ الْمَغْرِبِ وَ مَعْرِفَةَ مَغِيبِ الشَّفَقِ وَ وَقْتِ صَلاَةِ الْعِشَاءِ الآخِرَةِ مَتَى يُصَلِّيهَا؟ وَ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟
فَوَقَّعَ علیه السَّلام: يُصَلِّيهَا إِذَا كَانَ عَلَى هَذِهِ الصَّفَةِ عِنْدَ قَصْرَةِ النُّجُومِ وَ الْمَغْرِبَ عِنْدَ اشْتِبَاكِهَا وَ بَيَاضُ مَغِيبِ الشَّمْسِ قَصْرَةُ النُّجُومِ إِلَى بَيَانِهَا.
16 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَى الرَّضَا علیه السَّلام ذَكَرَ أَصْحَابُنَا أَنَّهُ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ إِذَا غَرَبَتْ دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ الْآخِرَةِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ وَ أَنَّ وَقْتَ الْمَغْرِبِ إِلَى رُبع اللَّيْلِ.
فَكَتَبَ: كَذَلِكَ الْوَقْتُ، غَيْرَ أَنَّ وَقْتَ الْمَغْرِبِ ضَيَّقٌ وَ آخِرُ وَقْتِهَا ذَهَابُ الْحُمْرَةِ وَ مَصِيرُهَا إِلَى الْبَيَاضِ فِي أُفُقِ الْمَغْرِبِ.
15 _ علی بن ریّان گوید: به امام علیه السَّلام نوشتم: مردی در خانه ای است که دیوارهای خانه مانع از دیدن سرخی مغرب هستند و او نمیتواند غایب شدن شفق و وقت نماز عشا را در یابد. او کی باید نماز بخواند؟ و چه باید بکند؟
امام علیه السَّلام نوشت: چون چنین حالتی دارد، هنگامی که ستارگان، آسمان را فرا گرفتند، نماز عشا را بخواند و نماز مغرب را به هنگام نمودار شدن بعضی از ستارگان بخواند، و نشانه سفیدی مغرب، نمودار شدن ستارگان تا آشکار شدن آن هاست.
16 _ اسماعیل بن مهران گوید: به امام رضا علیه السَّلام نوشتم: دوستان ما (در روایات خود از ائمه علیهم السَّلام) ذکر کرده اند: هرگاه زوال آفتاب شد، وقت نماز ظهر و عصر است، و هرگاه آفتاب غروب کند، وقت نماز مغرب و عشا فرا رسیده است، جز آن که یکی از آن دو پیش از دیگری است، چه در سفر باشد و چه در حضر، و به راستی که وقت مغرب تا یک چهارم از شب ادامه دارد.
امام علیه السَّلام نوشت: درست است، مگر مغرب که وقت آن تنگ است و وقت آخر آن، فرو رفتن سرخی و بازگشت آن به سفیدی، در اُفق مغرب است.
ص: 56
(7) بَابُ وَقْتِ الْفَجْرِ
1 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:
كَتَبَ أَبُو الْحَسَنِ بْنُ الْحُصَيْنِ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السَّلام مَعِي: جُعِلْتُ فِدَاكَ! قَدِ اخْتَلَفَتْ مُوَالُوكَ فِي صَلَاةِ الْفَجْرِ، فَمِنْهُمْ مَنْ يُصَلِّي إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ الْأَوَّلُ الْمُسْتَطِيلُ فِى السَّمَاءِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يُصَلِّى إِذَا اعْتَرَضَ فِي أَسْفَلِ الْأُفُقِ وَ اسْتَبَانَ وَ لَسْتُ أَعْرِفُ أَفْضَلَ الْوَقْتَيْنِ فَأَصَلِّي فِيهِ، فَإِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُعَلِّمَنِي أَفْضَلَ الْوَقْتَيْنِ وَ تَحَدَّهُ لِى وَ كَيْفَ أَصْنَعُ مَعَ الْقَمَرِ وَ الْفَجْرُ لَا يَتَبَيَّنُ مَعَهُ حَتَّى يَحْمَرُ وَ يُصْبحَ؟ وَ كَيْفَ أَصْنَعُ مَعَ الْغَيْمِ؟ وَ مَا حَدُّ ذَلِكَ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ فَعَلْتُ إِنْ شَاءَ اللهُ؟
بخش هفتم: وقت نماز صبح
1 _ علی بن مهزیار گوید: ابوالحسن بن حصین نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشت و آن را توسط من ارسال کرد، در آن نامه نوشت.
قربانت گردم! دوستان شما در وقت نماز صبح با یکدیگر اختلاف دارند. بعضی از آنان به هنگام طلوع فجر اول که در آسمان مانند عمود باریک و بلند است، نماز می خواند، و بعضی از آن ها وقتی که فجر در پایین افق پهن می شود و نمایان می گردد، نماز می خوانند و من نمی دانم کدام یک از این دو وقت بهتر است تا در آن نمازگزارم، اگر صلاح می دانید لطف بفرمایید و مرا از بهترین این دو وقت آگاه سازید و آن را برای من روشن کنید و بفرمایید هنگامی که شب مهتابی است، چگونه فجر را تشخیص دهم؟ زیرا با وجود ماه تشخيص فجر برایم امکان ندارد، مگر زمانی که افق سرخ شود و صبح گردد، و به هنگام ابری بودن هوا چه کنم؟ و در سفر و حضر تشخیص وقت فجر اوّل و دوّم چگونه است؟ ان شاء الله راهنمایی خواهید فرمود.
ص: 57
فَكَتَبَ علیه السَّلام بِخَطَّهِ وَ قَرَأْتُهُ: الْفَجْرُ _ يَرْحَمُكَ اللهُ _ هُوَ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ الْمُعْتَرِضُ لَيْسَ هُوَ الْأَبْيَضَ صُعَدَاءَ، فَلَا تُصَلِّ فِي سَفَرٍ وَ لَا حَضَرٍ حَتَّى تَتَبَيَّنَهُ، فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَجْعَلْ خَلْقَهُ فِى شُبْهَةٍ مِنْ هَذَا، فَقالَ: (كُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ)، فَالْخَيْطُ الْأَبْيَضُ هُوَ الْمُعْتَرِضُ الذِي يَحْرُمُ بِهِ الأَكْلُ وَالشُّرْبُ فِي الصَّوْم ، وَكَذَلِكَ هُوَ الَّذِي تُوجَبُ بِهِ الصَّلاةُ.
2 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَالِمِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَخْبِرْنِي بِأَفْضَلِ الْمَوَاقِيتِ فِي صَلاةِ الْفَجْرِ.
فَقالَ: مَعَ طُلُوعِ الْفَجْرِ، إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: ﴿وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً).
يَعْنِي: صَلاَةَ الْفَجْرِ تَشْهَدُهُ مَلاَئِكَةُ اللَّيْلِ وَ مَلاَئِكَةُ النَّهَارِ، فَإِذَا صَلَّى العَبْدُ الصُّبْحَ مَعَ طُلُوعِ الْفَجْرِ أُثْبِتَتْ لَهُ مَرَّتَيْنِ أَثْبَتَهَا مَلَائِكَةُ اللَّيْل وَ مَلائِكَةُ النَّهَارِ.
امام علیه السَّلام به خط مبارک خویش _ که خود خوانده ام _ نوشت:
خداوند به تو رحمت کند! فجر همان رشتهٔ سفید پهن است نه رشته عمود بالا رونده. پس در سفر و حضر نماز مخوان تا زمانی که آن فجر صادق برای تو آشکار شود؛ زیرا خداوند تبارک و تعالی مخلوق خود را در چنین موضوعی در شک قرار نداده و فرموده است: «بخورید و بیاشامید، تا روشنی سپیده به مانند رشته ای سپید در سراسر افق پدید آید، و از رشتۀ سیاه تاریکی باقیماندۀ شب جدا گردد» رشتۀ سفید، آن رشتۀ پهنی است که با پدیدار شدن آن، خوردن و آشامیدن در حال روزه حرام می شود و نیز با آن، نماز صبح واجب می شود.
2 _ اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مرا از بهترین اوقات نماز آگاه سازید.
فرمود: با طلوع فجر، خداوند عزَّوجل می فرماید: «نماز صبح را به جای آور که آن مشهود است» یعنی نماز صبح مشهود فرشتگان شب و روز است و هر دو در آن وقت حاضرند، و چون بنده نماز صبح خود را با طلوع فجر (یعنی در اوّل وقت آن) به جای آورد، پاداش آن را برایش دو بار می نویسند: یک بار فرشتگان شب، بار دیگر فرشتگان روز.
ص: 58
3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ:
الصُّبْحُ هُوَ الَّذِي إِذَا رَأَيْتَهُ مُعْتَرِضاً كَأَنَّهُ بَيَاضُ سُورَى.
4 _ عَلِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلامقَالَ: وَقْتُ الْفَجْرِ حِينَ يَبْدُو حَتَّى يُضِيءَ.
5 _ عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
وَقْتُ الْفَجْرِ حِينَ يَنْشَقُ الْفَجْرُ إِلَى أَنْ يَتَجَلَّلَ الصُّبْحُ السَّمَاءَ، وَ لَا يَنْبَغِي تَأْخِيرُ ذَلِكَ عَمْداً، لَكِنَّهُ وَقْتُ لِمَنْ شُغِلَ أَوْ نَسِيَ أَوْ نَامَ.
6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِي عَنْ سُلَيْمَانَ بْن حَفْصٍ الْمَرْوَزِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيٌّ علیه السَّلام قَالَ:
3 _ علی بن عطیه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
صبح صادق آن است که وقتی نگاه می کنی، عرض اُفق روشن شده باشد و روشنی آن همچون سفیدی رودخانه سورا (1) است.
4 _ یزید بن خلیفه گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:
وقت نماز صبح، وقتی است که فجر ظاهر شود تا هنگامی که خورشید طلوع کند.
5 _ حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
وقت نماز صبح از زمانی است که فجر شکافته شود تا هنگامی که روشنایی آسمان را فرا گیرد و شایسته نیست که کسی از روی عمد نماز صبح را به تأخیر اندازد، ولی تأخیر، برای کسی است که (به کاری ضروری) مشغول باشد، یا فراموش کند و یا بخوابد.
6 _ سلیمان بن حفص مروزی گوید: امام علی هادی علیه السَّلام فرمود:
ص: 59
إِذَا انْتَصَفَ اللَّيْلُ ظَهَرَ بَيَاضُ فِي وَسَطِ السَّمَاءِ شِبْهُ عَمُودٍ مِنْ حَدِيدٍ تُضِيءُ لَهُ الدُّنْيَا فَيَكُونُ سَاعَةً ثُمَّ يَذْهَبُ وَيُظْلِمُ فَإِذَا بَقِيَ ثُلُثُ اللَّيْلِ ظَهَرَ بَيَاضٌ مِنْ قِبَلِ المَشْرِقِ فَأَضَاءَتْ لَهُ الدُّنْيَا فَيَكُونُ سَاعَةً ثُمَّ يَذْهَبُ وَ هُوَ وَقْتُ صَلاةِ اللَّيْلِ، ثُمَّ يُظْلِمُ قَبْلَ الْفَجْرِ ثُمَّ يَطْلُعُ الْفَجْرُ الصَّادِقُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ.
قَالَ: وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يُصَلِّيَ صَلاَةَ اللَّيْلِ فِي نِصْفِ اللَّيْلِ فَذَلِكَ لَهُ.
(8) بَابُ وَقْتِ الصَّلاَةِ فِي يَوْمِ الْغَيْمِ وَ الرِّيحِ وَ مَنْ صَلَّى لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ
1 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلاَةِ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذَا لَمْ تُرَ الشَّمْسُ وَلَا الْقَمَرُ وَ لا النجوم.
قَالَ: اجْتَهِد رَأْيَكَ وَتَعَمَّدِ الْقِبْلَةَ جُهْدَكَ.
آن گاه که نیمه شب فرا رسد، در میان آسمان رشته سفیدی همانند ستون آهنی آشکار می شود که دنیا را روشن می کند و آن روشنایی یک ساعت دوام دارد، سپس می رود و دنیا تاریک می شود، و چون یک سوم از شب می ماند، از ناحیهٔ مشرق سفیدی آشکار می شود که زمین را روشن می کند و مدت آن یک ساعت است، سپس می رود و آن وقت هنگام نماز شب است. سپس پیش از طلوع فجر هوا تاریک می شود و آنگاه از طرف مشرق فجر صادق طلوع می کند.
حضرتش فرمود: هر که بخواهد نماز شب را در نیمۀ شب بخواند، جایز است.
بخش هشتم: تعیین وقت نماز در روز ابری و وزش باد و حکم کسی که به غیر قبله نماز خوانده است
1 _ سماعه گوید: از امام علیه السَّلام دربارۀ اوقات نماز در شب و روزی که نه خورشید دیده می شود، نه ماه و نه ستارگان، سؤال کردم.
فرمود: کوشش خود را به کار ببند و برای یافتن قبله نیز کوشش کن.
ص: 60
2 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْفَرَّاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا : رُبَّمَا اشْتَبَهَ الْوَقْتُ عَلَيْنَا فِي يَوْمِ الْغَيْم .
فَقالَ: تَعْرِفُ هَذِهِ الطُّيُورَ الَّتِي عِنْدَ كُمْ بِالْعِرَاقِ يُقَالُ لَهَا: الدِّيَكَةُ؟
قُلْتُ: نَعَمْ.
قَالَ: إِذَا ارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُهَا وَ تَجَاوَبَتْ فَقَدْ زَالَتِ الشَّمْسُ أَوْ قَالَ: فَصَلَّهْ.
3 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا صَلَّيْتَ وَأَنْتَ عَلَى غَيْرِ الْقِبْلَةِ فَاسْتَبَانَ لَكَ أَنَّكَ صَلَّيْتَ عَلَى غَيْرِ الْقِبْلَةِ وَأَنْتَ فِي وَقْتٍ فَأَعِدْ، فَإِنْ فَاتَكَ الْوَقْتُ فَلَا تُعِدْ.
4 _ وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ صَلَّى الْغَدَاةَ بِلَيْلِ غَرَّهُ مِنْ ذَلِكَ الْقَمَرُ وَنَامَ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَأُخْبِرَ أَنَّهُ صَلَّى بِلَيْلِ.
قَالَ: يُعِيدُ صَلَاتَهُ.
2 _ ابو عبدالله فرا گوید: مردی از شیعیان به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد: چه بسا اتّفاق می افتد که در روزهای ابری، وقت نماز برای ما مشتبه می شود.
فرمود: آیا پرندگانی را که خودتان در عراق دارید و به آن خروس می گویند، می شناسی؟
گفتم: آری.
فرمود: هرگاه آواز آن ها بلند شد و همگی به آواز در آمدند و به یکدیگر جواب دادند، زوال آفتاب شده است. یا این که فرمود: در آن وقت نماز بخوان.
3 _ عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه بر غیر قبله نماز گزاردی و بعد برای تو روشن شد که بر غیر قبله نماز گزارده ای، اگر در وقت نماز بودی، نماز را اعاده کن، ولی اگر وقت گذشته بود، اعاده لازم نیست.
4 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ مردی که در شب مهتابی به گمان این که صبح شده نماز می خواند، سپس می خوابد و آفتاب طلوع می کند و به او خبر می دهند که نماز خود را در شب خوانده است، فرمود:
باید نماز خود را اعاده کند.
ص: 61
5 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ النَّوْ فَلِيَّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ رَجُلٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنِّي رَجُلٌ مُؤَذِّنٌ، فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْغَيْمِ لَمْ أَعْرِفِ الْوَقْتَ .
فَقالَ: إِذَا صَاحَ الدِّيكُ ثَلاثَةَ أَصْوَاتٍ وَلَاءً فَقَدْ زَالَتِ الشَّمْسَ وَ قَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاة.
6 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ يَحْيَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ صَلَّى فِى غَيْر وَقْتِ فَلاَ صَلاةَ لَهُ.
7 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:
يُجْزِئُ التَّحَرِّي أَبَداً إِذَا لَمْ يُعْلَمْ أَيْنَ وَجْهُ الْقِبْلَةِ.
5 _ حسین بن مختار گوید: مردی به امام صادق علیه السَّلام عرضه داشت: من اذانگو هستم. هر وقت هوا ابری می شود، وقت را تشخیص نمی دهم، وظیفۀ من چیست؟
فرمود: هرگاه خروس سه مرتبه پی در پی بانگ برداشت، آفتاب از خط نصف النهار گذشته و وقت نماز ظهر شده است.
6 _ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس در خارج از وقت نماز گزارد، نمازش باطل است.
7 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه کسی نمی داند که قبله کدام طرف است، کوشش در تحصیل جهت آن، برای او کافی است.
ص: 62
8 _ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ فِي رَجُلٍ صَلَّى عَلَى غَيْرِ الْقِبْلَةِ فَيَعْلَمُ وَ هُوَ فِي الصَّلَاةِ قَبْلَ أَنْ يَفْرُغَ مِنْ صَلَاتِهِ. قَالَ:
إِنْ كَانَ مُتَوَجِّهاً فِيمَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَلْيُحَوِّلْ وَجْهَهُ إِلَى الْقِبْلَةِ سَاعَةَ يَعْلَمُ وَ إِنْ كَانَ مُتَوَجِّهاً إِلَى دُبُرِ الْقِبْلَةِ فَلْيَقْطَع الصَّلاةَ، ثُمَّ يُحَوِّلُ وَجْهَهُ إِلَى الْقِبْلَةِ ثُمَّ يَفْتَتِحُ الصَّلاةَ.
9 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ الرَّجُلُ يَكُونُ فِي قَفْرٍ مِنَ الْأَرْضِ فِي يَوْمِ غَيْمٍ فَيُصَلِّي لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ ثُمَّ يُصْحِي فَيَعْلَمُ أَنَّهُ صَلَّى لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟
قَالَ: إِنْ كَانَ فِي وَقْتِ فَلْيعِدْ صَلَاتَهُ وَ إِنْ كَانَ مَضَى الْوَقْتُ فَحَسْبُهُ اجْتِهَادُهُ.
8 _ عمار ساباطی :گوید امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که بر غیر قبله نماز گزارده و در حال نماز پیش از آن که فارغ شود، می فهمد که بر غیر قبله نماز گزارده است، فرمود:
اگر روی او متوجّه ما بین مشرق و مغرب باشد، بایستی صورت خود را در همان لحظه ای که متوجّه می شود، به سوی قبله بگرداند، ولی اگر پشت به قبله بود، باید نماز را رها کند و صورت خود را به سوی قبله بگرداند و نماز را از سر گیرد.
9 _ سليمان بن خالد گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مردی در بیابان بی آب و علف در روزی که هوا ابری است بر غیر قبله نماز می گزارد، سپس ابر برطرف می شود و می داند که بر غیر قبله نماز گزارده است، وظیفۀ او چیست؟
فرمود: اگر در وقت نماز است، آن را اعاده می کند، و اگر وقت گذشته است، کوشش او برای وی کفایت می کند.
ص: 63
10 _ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنْ قِبْلَةِ الْمُتَحَيِّرِ.
فَقالَ: يُصَلِّى حَيْثُ يَشَاءُ.
وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّهُ يُصَلِّي إِلَى أَرْبَعَ جَوَانِبَ.
11 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن الحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ
أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ رَبَاحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا صَلَّيْتَ وَ أَنْتَ تَرَى أَنَّكَ فِي وَقْتٍ وَ لَمْ يَدْخُلِ الْوَقْتُ فَدَخَلَ الْوَقْتُ وَأَنْتَ في الصَّلاةِ فَقَدْ أَجْرَأَتْ عَنْكَ.
12 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ هَلْ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يُصَلِّي إِلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ؟
قَالَ: نَعَمْ.
فَقُلْتُ: أَكَانَ يَجْعَلُ الْكَعْبَةَ خَلْفَ ظَهْرِهِ؟
10 _ زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ کسی که نمیداند قبله کدام سمت است، پرسیدم.
فرمود: به هر طرف که بخواهد می تواند، نماز بخواند.
هم چنین روایت شده است: به هر چهار جانب نماز بخواند.
11 _ اسماعیل بن رباح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه به گمان رسیدن وقت به نماز ایستادی، ولی وقت داخل نشده بود و در اثنای نماز، وقت داخل گشت، آن نماز از تو کفایت می کند.
12 _ حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به سوی بیت المقدس نماز می گزارد؟
فرمود: آری.
عرض کردم: آیا آن حضرت کعبه را پشت سر خود قرار میداد؟
ص: 64
فَقالَ: أَمَّا إِذَا كَانَ بِمَكَّةَ فَلَا، وَأَمَّا إِذَا هَاجَرَ إِلَى الْمَدِينَةِ فَنَعَمْ حَتَّى حُوِّلَ إِلَى الْكَعْبَةِ.
(9) بَابُ الْجَمْعِ بَيْنَ الصَّلَاتَيْنِ
1 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
صَلَّى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله بِالنَّاسِ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ حِينَ زَالَتِ الشَّمْسُ فِي جَمَاعَةٍ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ وَ صَلَّى بِهِمُ الْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ قَبْلَ سُقُوطِ الشَّفَقِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فِي جَمَاعَةٍ، وَ إِنَّمَا فَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله لِيَتَّسِعَ الْوَقْتُ عَلَى أُمَّتِهِ.
فرمود: تا زمانی که حضرتش در مکّه بود، چنین نمی کرد، ولی چون به مدینه هجرت فرمود، چنین کرد تا زمانی که روی آن حضرت به جانب کعبه گردانیده شد (یعنی قبله از بيت المقدس به سوی کعبه تغییر یافت).
بخش نهم: جمع بین دو نماز
1 _ زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نماز ظهر و عصر را هنگام زوال آفتاب، بدون علّت با مردم به جماعت خواند و نماز مغرب و عشا را نیز پیش از ناپدید شدن سرخی، بدون علّت با ایشان به جماعت به جای آورد، و این کار را رسول خدا صلَّى الله عليه وآله انجام داد تا اُمّت را در وسعت قرار دهد.
ص: 65
2 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانِ قَالَ:
شَهِدْتُ المَغْربَ لَيْلَةً مَطِيرَةٌ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فَحِينَ كَانَ قَريباً مِنَ الشَّفَقِ نَادَوْا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ، فَصَلُّوا المَغْرِبَ ثُمَّ أَمْهَلُوا بِالنَّاسِ حَتَّى صَلَّوْا رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ قَامَ الْمُنَادِي فِي مَكَانِهِ فِى الْمَسْجِدِ فَأَقَامَ الصَّلاةَ فَصَلُّوا العِشَاءَ ثُمَّ انْصَرَفَ النَّاسُ إِلَى مَنَازِلِهِمْ، فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ ذَلِكَ.
فَقالَ: نَعَمْ، قَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله عَمِلَ بِهَذَا.
3_ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَن الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
إِذَا جَمَعْتَ بَيْنَ الصَّلاتَيْنِ فَلا تَطوَّعَ بَيْنَهُمَا.
4 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ حَكِيمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام يَقُولُ: الْجَمْعُ بَيْنَ الصَّلاتَيْنِ إِذَا لَمْ يَكُنْ بَيْنَهُمَا تَطَوُّعٌ فَإِذَا كَانَ بَيْنَهُمَا تَطَوُّعٌ فَلَا جَمْعَ.
2 _ عبدالله بن سنان گوید: در یک شب بارانی برای نماز مغرب در مسجد رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله حاضر شدم. نزدیک به شفق بود که اذان گفتند و نماز برپا شد. نماز مغرب را خواندند، آن گاه به مردم مهلت دادند تا دو رکعت نافله را نیز خواندند، سپس مؤذّن برخاست و در همانجا قد «قامت الصلاة» گفت و مردم نماز عشا را به جای آوردند، سپس به خانه های خود باز گشتند.
از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ این ماجرا پرسیدم.
فرمود: آری، رسول خدا نیز چنین می کرد.
3 _ محمّد بن حکیم گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هرگاه بین دو نماز را جمع کردی (مثلاً نماز مغرب و عشا را با هم به جای آوردی) نافله ای در میان آن دو نخواهد بود.
4 _ محمد بن حکیم گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
جمع بین دو نماز آن وقتی است که نافله ای در بین آن دو نباشد و هرگاه بین آن دو نافله ای باشد، جمع نخواهد شد.
ص: 66
5 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي زَكَرِيَّا عَنْ أَبَانِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: صَلَّى بنَا أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ عِنْدَ مَا زَالَتِ الشَّمْسُ بِأَذَانِ وَإِقَامَتَيْنِ وَ قَالَ: إِنِّى عَلَى حَاجَةٍ فَتَنَفَّلُوا.
6 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَبَّاسِ النَّاقِدِ قَالَ: تَفَرَّقَ مَا كَانَ فِي يَدِي وَ تَفَرَّقَ عَنِّي حُرَفَائِي، فَشَكَوْتُ ذَلِكَ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ علیه السَّلام.
فَقالَ لِي: اجْمَعْ بَيْنَ الصَّلاتَيْنِ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ تَرَى مَا تُحِبُّ.
(10) بَابُ الصَّلَاةِ الَّتِي تُصَلَّى فِي كُلِّ وَقْتٍ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ هَاشِمٍ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
5 _ صفوان جمال گوید: امام صادق علیه السَّلام به هنگام زوال آفتاب، نماز ظهر و عصر را با ما به یک اذان و دو اقامه به جای آورد و فرمود:
من کاری فوری دارم، نافلهٔ خود را به جا آورید.
6 _ عبّاس ناقد گوید: تمام اموال و دارایی من از دستم رفت و شریکانم نیز از من جدا شدند. از حال خود به امام حسن عسکری علیه السَّلام شکوه کردم.
حضرتش به من فرمود: بین دو نماز ظهر و عصر را جمع کن، آنچه را دوست داری خواهی دید.
بخش دهم: نمازهایی که میتوان در همه اوقات خواند
1 _ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 67
خَمْسُ صَلَوَاتٍ تُصَلِّيهِنَّ فِي كُلِّ وَقْتِ صَلاةُ الْكُسُوفِ، وَ الصَّلَاةُ عَلَى الْمَيِّتِ وَصَلاةُ الْإِحْرَامِ، وَ الصَّلاةُ الَّتِي تَفُوتُ، وَ صَلاةُ الطَّوَافِ مِنَ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ، وَ بَعْدَ الْعَصْرِ إِلَى اللَّيْلِ.
2 _ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْن يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
خَمْسُ صَلَوَاتِ لَا تُتْرَكُ عَلَى كُلِّ حَالٍ: إِذَا طَفْتَ بِالْبَيْتِ، وَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تُحْرِمَ، وَصَلاةُ الكُسُوفِ، وَإِذَا نَسِيتَ فَصَلَّ إذَا ذَكَرْتَ، وَصَلاةُ الْجِنَازَةِ.
3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
أَرْبَعُ صَلَوَاتِ يُصَلِّيهِنَّ الرَّجُلُ فِي كُلِّ سَاعَةِ: صَلاةٌ فَاتَتْكَ فَمَتَى مَا ذَكَرْتَهَا أَدَّيْتَهَا، وَ صَلاةٌ رَكْعَتَى الطَّوَافِ الْفَرِيضَةِ، وَصَلاَةُ الْكُسُوفِ، وَ الصَّلَاةُ عَلَى الْمَيِّتِ. هَؤُلَاءِ تُصَلِّيهِنَّ فِي السَّاعَاتِ كُلِّهَا.
پنج نماز است که در هر ساعتی، یا هر موقع از شب و روز می توانی آن ها را بخوانی: نماز خورشید گرفتگی، نماز میّت، نماز احرام، نمازی که قضا شده است و نماز طواف که نماز طواف را از طلوع فجر تا دمیدن آفتاب و بعد از عصر تا شب می توان خواند.
2 _ معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
پنج نماز است که در هیچ حال ترک نمی شود: نماز طواف خانۀ خدا، نماز احرام، نماز كسوف، نمازی که فراموش کردی، و نماز میّت.
3 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
چهار نماز است که شخص در هر ساعتی می تواند آن ها را بخواند: نمازی که از دست داده ای، پس هرگاه به خاطرت رسید آن را به جا می آوری؛ دو رکعت نماز طواف واجب؛ نماز خورشید گرفتگی و نماز میّت، این نمازها را در هر ساعتی می توان خواند.
ص: 68
(11) بَابُ التَّطَوُّعِ فِي وَقْتِ الْفَرِيضَةِ وَ السَّاعَاتِ الَّتِي لَا يُصَلَّى فِيهَا
1 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ لِي: أَتَدْرِي لِمَ جُعِلَ الذُّرَاعُ وَ الذَّرَاعَانِ؟
قَالَ: قُلْتُ: لِمَ؟
قَالَ: لِمَكَانِ الْفَرِيضَةِ لَكَ أَنْ تَتَنَفَّلَ مِنْ زَوَالِ الشَّمْسِ إِلَى أَنْ يَبْلُغَ ذِرَاعًا فَإِذَا بَلَغَ ذِرَاعاً بَدَأْتَ بالفَريضَةِ وَتَرَكْتَ النَّافِلَةَ.
2 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن ابْن فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْن يَعْقُوبَ عَنْ مِنْهَالٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْوَقْتِ الَّذِي لَا يَنْبَغِي لِي [أَنْ يَتَنَفَّلَ] إِذَا جَاءَ الزَّوَالُ؟
قَالَ: ذِرَاعٌ إِلَى مِثْلِهِ.
بخش یازدهم: خواندن نماز نافله در وقت نماز فریضه و ساعاتی که در آن نماز نافله خوانده نمی شود
1 _ زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:
آیا می دانی برای چه از اوّل (از اوّل برای نافله) یک ذراع (و از اوّل وقت عصر برای نافله) دو زراع قرار داده شده است؟
گفتم: برای چه؟
فرمود: برای اهمیت دادن به نماز فریضه که تو می توانی نماز نافله را از زوال خورشید تا وقتی که به یک ذراع برسد، بخوانی و چون به یک ذراع رسید، نماز واجب را شروع و نماز نافله را رها کنی.
2 _ منهال گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: وقتی که به هنگام زوال شایسته نیست نماز نافله به جای آورم کدام وقت است؟
فرمود: از وقتی که سایۀ شاخص به یک ذراع برسد تا وقتی که سایه به اندازۀ خودش شود.
ص: 69
3 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَأْتِي الْمَسْجِدَ وَ قَدْ صَلَّى أَهْلُهُ أَيَبْتَدِئُ بِالْمَكْتُوبَةِ أَوْ يَتَطَوَّعُ؟
فَقالَ: إِنْ كَانَ فِي وَقْتٍ حَسَنِ فَلاَ بَأْسَ بِالتَّطَوُّع قَبْلَ الْفَرِيضَةِ، وَإِنْ كَانَ خَافَ الْفَوْتَ مِنْ أَجْلِ مَا مَضَى مِنَ الْوَقْتِ فَلْيَبْدَأْ بِالْفَرِيضَةِ، وَ هُوَ حَقُّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، ثُمَّ لْيَتَطَوَّعْ بِمَا شَاءَ أَلَا هُوَ مُوَسَّعٌ أَنْ يُصَلِّيَ الْإِنْسَانُ فِي أَوَّلِ دُخُولِ وَقْتِ الْفَرِيضَةِ النَّوَافِلَ إِلَّا أَن يَخَافَ فَوْتَ الْفَرِيضَةِ، وَ الْفَضْلُ إِذَا صَلَّى الْإِنْسَانُ وَحْدَهُ أَنْ يَبْدَأَ بِالْفَرِيضَةِ إِذَا دَخَلَ وَقْتُهَا لِيَكُونَ فَضْلُ أَوَّلِ الْوَقْتِ لِلْفَرِيضَةِ وَ لَيْسَ بِمَحْظُورٍ عَلَيْهِ أَن يُصَلِّيَ النَّوَافِلَ مِنْ أَوَّلِ الْوَقْتِ إِلَى قَرِيبٍ مِنْ آخِرِ الْوَقْتِ.
4 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ: أُصَلِّي فِي وَقْتِ فَرِيضَةٍ نَافِلَةٌ؟
قَالَ : نَعَمْ فِي أَوَّلِ الْوَقْتِ إِذَا كُنْتَ مَعَ إِمَامٍ تَفْتَدِي بِهِ فَإِذَا كُنْتَ وَحْدَكَ فَابْدَأ بِالْمَكْتُوبَةِ.
3 _ سماعه گوید: از حضرتش پرسیدم: مردی وارد مسجد می شود و اهل مسجد نماز خوانده اند، آیا می تواند شروع به نماز فریضه کند، یا باید نافله را به جای آورد؟
فرمود: اگر وقت خوب و وسعت داشته باشد. پس عیب ندارد که پیش از نماز واجب به نماز نافله مشغول شود و اگر بیم دارد که وقت از دست برود، در این صورت باید نافله را به تأخیر اندازد و نماز فریضه را آغاز نماید که آن حق خداوند عزَّوجل است. آن گاه نافله را هرچه خواست به جای آورد، و انسان می تواند در اوّل داخل شدن وقت نماز فریضه، نماز نافله را بخواند، مگر آن که بیم دارد نماز واجب از او فوت شود و هنگامی که انسان به تنهایی نماز می خواند، بهتر است که اگر وقت فریضه داخل شده، با نماز فریضه آغاز کند تا این که فضیلت اوّل وقت برای نماز فریضه باشد، و بر او ممنوع نیست که از اوّل وقت تا نزدیک به آخر وقت، نماز نافله بخواند.
4 _ اسحاق بن عمّار گوید: به امام علیه السَّلام عرض کردم آیا در وقت نماز فریضه می توانم، نماز نافله بخوانم؟
فرمود: آری، در اول وقت، در صورتی که بخواهی نماز خود را با جماعت بخوانی، ولی اگر خواستی خود به تنهایی نماز بخوانی، ابتدا به نماز واجب کن.
ص: 70
5 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذَا دَخَلَ وَقْتُ الْفَرِيضَةِ أَتَنَفَّلُ أَوْ أَبْدَأُ بِالْفَرِيضَةِ؟
فَقالَ: إِنَّ الْفَضْلَ أَنْ تَبْدَأَ بِالْفَرِيضَةِ وَ إِنَّمَا أُخَرَتِ الظُّهْرُ ذِرَاعاً مِنْ عِنْدِ الزَّوَالِ مِنْ أَجْلٍ صَلَاةِ الْأَوَّابِينَ.
6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذَا دَخَلَ وَقْتُ الْفَرِيضَةِ أَتَنَفَّلُ أَوْ أَبْدَأَ بِالْفَرِيضَةِ؟
قَالَ: إِنَّ الْفَضْلَ أَنْ تَبْدَأَ بِالْفَرِيضَةِ.
7 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا أَنَّهُمْ سَمِعُوا أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقُولُ.
كَانَ امير الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام لَا يُصَلِّى مِنَ النَّهَارِ حَتَّى تَزُولَ الشَّمْسُ، وَ لَا مِنَ اللَّيْل بَعْدَ مَا يُصَلِّي الْعِشَاءَ الآخِرَةَ حَتَّى يَنْتَصِفَ اللَّيْلُ.
5 _ محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: هرگاه وقت نماز فریضه فرارسید آیا می توانم نماز نافله بخوانم، یا ابتدا به نماز فریضه نمایم؟
فرمود: بهتر این است که ابتدا نماز فریضه را انجام دهی، و این که نماز ظهر (در غیر روز جمعه) یک ذراع از زوال تأخیر انداخته شده به خاطر نماز اوّابین (توبه کنندگان) است.
6 _ محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم هرگاه وقت نماز فریضه فرارسید، آیا می توانم نماز نافله بخوانم، یا نماز واجب را آغاز کنم؟
فرمود : بهتر آن است که نماز واجب را آغاز کنی.
7 _ عمر بن آذینه گوید: عدّه ای از یاران ما از امام باقر علیه السَّلام شنیدند که حضرتش فرمود:
امیر مؤمنان على صلوات الله عليه همواره در روز تا هنگام زوال آفتاب نماز نمی گزارد و شب را نیز بعد از نماز عشا تا نیمه شب نمازی به جای نمی آورد.
ص: 71
مَعْنَى هَذَا أَنَّهُ لَيْسَ وَقْتَ صَلاةِ فَرِيضَةٍ وَ لَا سُنَّةِ، لِأَنَّ الْأَوْقَاتَ كُلَّهَا قَدْ بَيَّنَها رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله فَأَمَّا الْقَضَاءُ قَضَاءُ الْفَرِيضَةِ وَ تَقْدِيمُ النَّوَافِل وَتَأْخِيرُهَا فَلا بَأْسَ.
8 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ : قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْحَدِيثُ الَّذِي رُوِيَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام : «أَنَّ الشَّمْسَ تَطْلُعُ بَيْنَ قَرْنَي الشَّيْطَانِ»
قَالَ: نَعَمْ، إِنَّ إِبْلِيسَ أَتَّخَذَ عَرْشاً بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ، فَإِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ وَ سَجَدَ فِي ذَلِكَ الْوَقْتِ النَّاسُ قَالَ إِبْلِيسُ لِشَيَاطِينِهِ: إِنَّ بَنِي آدَمَ يُصَلُّونَ لِي.
9 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَسْلَمَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي علیه السَّلام: أَكُونُ فِي السُّوقِ فَأَعْرِفُ الْوَقْتَ وَ يَضِيقُ عَلَيَّ أَنْ أَدْخُلَ فَأُصَلِّي.
قَالَ: إِنَّ الشَّيْطَانَ يُقَارِبُ الشَّمْسَ فِى ثَلاثَةِ أَحْوَالٍ: إِذَا ذَرَّتْ وَإِذَا كَبَّدَتْ، وَإِذَا غَرَبَتْ فَصَلِّ بَعْدَ الزَّوَالِ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يُرِيدُ أَنْ يُوقِعَكَ عَلَى حَدٍ يُقْطَعُ بِكَ دُونَهُ.
[نگارنده گوید:] معنای حدیث شریف این است که این دو وقت، نه وقت نماز فریضه است و نه وقت نماز مستحبی؛ زیرا رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله اوقات همۀ نمازها را بیان فرموده است و امّا نماز قضا _ قضای نماز فریضه _ و پیش انداختن نافله ها و به تأخیر انداختن آن ها اشکالی ندارد.
8 _ پدر علی بن ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید: مردی به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد حدیثی از امام باقر علیه السَّلام روایت شده که «خورشید میان دو شاخ شیطان طلوع می کند» (آيا صحيح است)؟
فرمود: آری، به راستی که ابلیس میان آسمان و زمین برای خود تختی دارد و چون آفتاب طلوع کند و در آن هنگام مردم سجده کنند، ابلیس به شیاطین خود گوید: فرزندان آدم برای من نماز می گزارند.
9 _ حسین بن اسلم گوید: به امام رضا علیه السَّلام عرضه داشتم: در بازار مشغول تجارتم و وقت نماز فرا می رسد، ولی بر من دشوار است که به اندرون (یا به جای نماز خود) روم و نماز بخوانم.
فرمود: همانا شیطان در سه وقت با آفتاب همراه می شود: به هنگام بر آمدن و بلند شدن آفتاب به هنگام رسیدن به نصف النهار، و هنگام غروب آن. پس تو نماز خود را پس از زوال آفتاب بخوان؛ زیرا شیطان می خواهد تو را به راهی وارد کند که از راه حق خارج شوی.
ص: 72
(12) بَابُ مَنْ نَامَ عَنِ الصَّلَاةِ أَوْ سَهَا عَنْهَا
1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا نَسِيتَ صَلاةٌ أَوْ صَلَّيْتَهَا بِغَيْرِ وُضُوءٍ وَ كَانَ عَلَيْكَ قَضَاءُ صَلَوَاتٍ فَابدَابِأَوْلِهِنَّ فَأَذَّنْ لَهَا وَأَقِمْ ثُمَّ صَلِّهَا ثُمَّ صَلِّ مَا بَعْدَهَا بِإِقَامَةٍ إِقَامَةٍ لِكُلِّ صَلَاةٍ.
وَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: وَإِن كُنتَ قَدْ صَلَّيْتَ الظُّهْرَ، وَقَدْ فَاتَتْكَ الغَدَاة فَذَكَرْتَهَا فَصَلِّ الْغَدَاةَ أَيَّ سَاعَةٍ ذَكَرْتَهَا وَ لَوْ بَعْدَ العَصْرِ وَ مَتَى مَا ذَكَرْتَ صَلاةٌ فَاتَتْكَ صَلَّيْتَهَا.
بخش دوازدهم: حکم کسی که بخوابد و نماز نخواند یا این که آن را فراموش نماید
1 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه نمازی را فراموش کردی، یا بدون وضو به جای آوردی و چند نماز قضا نیز بر گردن تو بود، پس اوّلین آن ها را شروع کن، و برایش اذان و اقامه بگو و آن را بخوان، و نمازهای بعدی را با اقامه بخوان، یعنی برای هر نماز یک اقامه.
زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
و اگر نماز ظهر را خوانده باشی و نماز صبح از تو فوت شده باشد و به یادت آمد که نماز صبح را نخوانده ای، هر وقت به یادت آمد، اگرچه بعد از نماز عصر باشد، آن را به جای آور، و هر زمانی که به خاطرت رسید، نمازی از تو فوت شده است، همان وقت آن را به جای آور.
ص: 73
وَقَالَ: إِنْ نَسِيتَ الظُّهْرَ حَتَّى صَلَّيْتَ العَصْرَ فَذَكَرْتَهَا وَأَنْتَ فِي الصَّلاةِ أَوْ بَعْدَ فَرَاغِكَ فَانْوِهَا الْأُولَى ثُمَّ صَلَّ الْعَصْرَ، فَإِنَّمَا هِيَ أَرْبَعٌ مَكَانَ أَرْبَعٍ، فَإِنْ ذَكَرْتَ أَنَّكَ لَمْ تُصَلِّ الأُولَى وَأَنْتَ فِي صَلاةِ الْعَصْرِ وَ قَدْ صَلَّيْتَ مِنْهَا رَكْعَتَيْنِ فَالْوِهَا الأُولَى ثُمَّ صَلَّ الرَّكْعَتَيْنِ الْبَاقِيَتَيْنِ وَ قُمْ فَصَلِّ الْعَصْرَ وَ إِنْ كُنْتَ قَدْ ذَكَرْتَ أَنَّكَ لَمْ تُصَلُّ الْعَصْرَ حَتَّى دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَ لَمْ تَخَفْ فَوْتَهَا فَصَلِّ الْعَصْرَ، ثُمَّ صَلِّ الْمَغْرِبَ.
وَإِنْ كُنْتَ قَدْ صَلَّيْتَ الْمَغْرِبَ، فَقُمْ فَصَلِّ العَصْرَ وَ إِنْ كُنْتَ قَدْ صَلَّيْتَ مِنَ الْمَغْرِبِ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ ذَكَرْتَ الْعَصْرَ فَانْوِهَا الْعَصْرَ، ثُمَّ قُمْ فَأُتِمَّهَا رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ سَلِّمْ ثُمَّ تُصَلِّي الْمَغْرِبَ.
فَإِنْ كُنْتَ قَدْ صَلَّيْتَ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ وَ نَسِيتَ الْمَغْرِبَ فَقُمْ فَصَلِّ الْمَغْرِبَ وَإِنْ كُنْتَ ذَكَرْتَهَا وَ قَدْ صَلَّيْتَ مِنَ الْعِشَاءِ الآخِرَةِ رَكْعَتَيْنِ أَوْ قُمْتَ فِي الثَّالِثَةِ فَانُوهَا المَغْرِبَ، ثُمَّ سَلَّمْ ثُمَّ قُمْ فَصَلِّ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ.
هم چنین فرمود: هرگاه نماز ظهر را فراموش کردی و نماز عصر را خوانده ای یا در حین نماز عصر به خاطرت رسید، نیّت خود را به ظهر برگردان و پس از آن نماز عصر را بخوان، زیرا این چهار رکعت به جای آن چهار رکعت محسوب می شود، و اگر به خاطرت رسید که نماز ظهر را به جای نیاورده ای در حالی که به نماز عصر مشغول هستی و دو رکعت از آن را خوانده ای نیت نماز ظهر کن، سپس دو رکعت مانده را بخوان و آن گاه برخیز و نماز عصر را به جای آور.
و اگر به یادت آمد که نماز عصر را نخوانده ای در حالی که وقت مغرب نیز فرا رسیده _ البته برای نماز مغرب وقت کافی باشد و از فوت آن بیم نداشتی _ نماز عصر را بخوان و پس از آن نماز مغرب را به جای آور.
و اگر مغرب را خوانده بودی، بر خیز و نماز عصر را به جای آور، و اگر از مغرب دو رکعت خوانده ای و نماز عصر به یاد تو آمد، پس به نماز عصر نیّت کن و برخیزد و رکعت دیگر نیز بخوان، سپس سلام بده، آنگاه نماز مغرب را به جای آور.
و اگر نماز عشا را خوانده ای، ولی مغرب را فراموش کرده ای، برخیز و نماز مغرب را بخوان، امّا اگر زمانی نماز مغرب به یاد تو بیاید که از نماز عشا دو رکعت خوانده ای ،یا برای رکعت سوم بر خاسته ای، نیت را به نماز مغرب برگردان و سلام بده، آن گاه برخیز و نماز عشا را به جای آور
ص: 74
وَإِن كُنْتَ قَدْ نَسِيتَ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ حَتَّى صَلَّيْتَ الْفَجْرَ فَصَلِّ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ وَ إِنْ كُنْتَ ذَكَرْتَهَا وَأَنْتَ فِي رَكْعَةِ الْأُولَى أَوْ فِي الثَّانِيَةِ مِنَ الْغَدَاةِ فَانْوِهَا الْعِشَاءَ ثُمَّ قُمْ فَصَلَّ الْغَدَاةَ وَأَذَّنْ وَأَقِمْ وَ إِنْ كَانَتِ الْمَغْرِبُ وَ الْعِشَاءُ الْآخِرَةُ قَدْ فَاتَنَاكَ جَمِيعاً فَابْدَأْ بِهِمَا قَبْلَ أَنْ تُصَلِّيَ الْغَدَاةَ ابْدَأْ بِالْمَغْرِبِ، ثُمَّ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ.
فَإِنْ خَشِيتَ أَنْ تَفُوتَكَ الْغَدَاةُ إِنْ بَدَأْتَ بِهِمَا فَابْدَأْ بِالْمَغْرِبِ ثُمَّ بِالْغَدَاةِ ثُمَّ صَلَّ الْعِشَاءَ، فَإِنْ خَشِيتَ أَنْ تَفُوتَكَ الْغَدَاةُ إِنْ بَدَأْتَ بِالْمَغْرِبِ فَصَلِّ الْغَدَاةَ ثُمَّ صَلَّ الْمَغْرَبَ وَالْعِشَاءَ ابْدَأْ بِأَوْلِهِمَا، لِأَنَّهُمَا جَمِيعاً فَضَاءٌ أَيُّهُمَا ذَكَرْتَ فَلَا تُصَلِّهِمَا إِلَّا بَعْدَ شُعَاعِ الشَّمْسِ.
قَالَ: قُلْتُ: لِمَ ذَاكَ؟
قَالَ: لِأَنَّكَ لَسْتَ تَخَافُ فَوْتَهَا.
و هرگاه نماز عشا را فراموش کردی و نماز صبح را خوانده ای، چون از نماز صبح فارغ شدی، نماز عشا را بخوان، اما اگر در رکعت اوّل یا در رکعت دوم نماز صبح، نماز عشا به یاد تو آمد، از همانجا نیّت عشا کن، سپس بر خیز و نماز صبح را به جای آور و اذان و اقامه نیز بگو.
و اگر نماز مغرب و عشا هر دو از تو فوت شد، پیش از آن که نماز صبح را بخوانی دو نماز را شروع کن، ابتدا نماز مغرب سپس نماز عشا و اگر بیم داشتی که نماز صبح از تو فوت می شود و نماز مغرب و عشا را شروع کرده بودی، ابتدا نماز مغرب را بخوان، سپس نماز صبح و پس از آن نماز عشا را.
داشتی که اگر نماز مغرب را شروع کنی نماز صبح از تو فوت شود، نماز صبح را بخوان، نماز مغرب و عشا را به جای آور، و نخستین آن دو را شروع کن، چون هر دو نماز قضا هستند، و هر کدام از نماز مغرب و عشا که به یاد تو آمد، آن ها را مخوان مگر بعد از شعاع آفتاب.
راوی گوید :پرسیدم: این تأخیر برای چیست؟
فرمود: برای این که از فوت آن ها بیمی نداری.
ص: 75
2 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُل نَسِيَ الظُّهْرَ حَتَّى دَخَلَ وَقْتُ الْعَصْر.
قَالَ: يَبْدَأُ بِالظُّهْرِ وَ كَذَلِكَ الصَّلَوَاتُ تَبْدَأُ بِالَّتِي نَسِيتَ إِلَّا أَنْ تَخَافَ أَنْ يَخْرُجَ وَقْتُ الصَّلاَةِ فَتَبْدَأُ بِالَّتِي أَنْتَ فِي وَقْتِهَا ثُمَّ تُصَلِّي الَّتِي نَسِيتَ.
3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى بِغَيْرِ طَهُورٍ أَوْ نَسِيَ صَلَوَاتٍ لَمْ يُصَلِّهَا أَوْ نَامَ عَنْهَا .
فَقالَ: يَقْضِيهَا إِذَا ذَكَرَهَا فِي أَيْ سَاعَةٍ ذَكَرَهَا مِنْ لَيْل أَوْ نَهَارِ، فَإِذَا دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاَةِ وَ لَمْ يُتِمَّ مَا قَدْ فَاتَهُ فَلْيَقْضِ مَا لَمْ يَتَخَوَّفْ أَنْ يَذْهَبَ وَقْتُ هَذِهِ الصَّلَاةِ الَّتِي قَدْ حَضَرَتْ وَ هَذِهِ أَحَقُّ بِوَقْتِهَا فَلْيُصَلِّهَا فَإِذَا قَضَاهَا فَلْيُصَلِّ مَا فَاتَهُ مِمَّا قَدْ مَضَى وَ لَا يَتَطَوَّعْ بِرَكْعَةٍ حَتَّى يَقْضِيَ الْفَرِيضَةَ كُلَّهَا.
2 _ ابوبصیر گوید: از حضرتش سؤال کردم: کسی که نماز ظهر را فراموش کرده تا این که وقت نماز عصر فرا رسیده است (چه وظیفه ای دارد؟).
فرمود: باید ابتدا نماز ظهر را بخواند، هم چنین است نمازهای دیگر، که باید ابتدا آن نمازی را که فراموش کرده ای به جای آوری، مگر آن که بترسی که وقت نمازی که در وقت آن هستی تمام شود و در این حالت، ابتدا باید نمازی را که در وقت آن هستی بخوانی و از آن، نمازی را که فراموش کرده ای بخوانی.
3 _ زراره گوید: از امام باقر علیه السّلام پرسیدند: کسی که بدون طهارت نماز می خواند، یا چند نماز را فراموش می کند و آن ها را به جای نمی آورد و یا خوابش می برد و آنها را نمی خواند (چه حکمی دارد؟).
فرمود: هر زمانی که به خاطرش برسد، باید در همان وقت _ از شب یا روز _ قضای آن را به جای آورد، امّا اگر وقت نماز همان روز فرا رسید و هنوز نماز قضای خود را تمام نکرده، تا زمانی که نمی ترسد وقت این نماز تمام شود، باید نماز قضا را به جای آورد. زیرا این نمازی که اکنون وقت آن فرا رسیده به وقت خود سزاوارتر است که ابتدا آن را به جای آورد، سپس بقیّه نمازهای قضای خود را بخواند، و تا زمانی که نماز قضا دارد، نباید حتی یک رکعت نماز نافله بخواند تا تمام نمازهای قضای خود را به جای آورد.
ص: 76
4 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا فَاتَتْكَ صَلاةٌ فَذَكَرْتَهَا فِي وَقْتِ أُخْرَى فَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّكَ إِذَا صَلَّيْتَ الَّتِي فَاتَتْكَ كُنْتَ مِنَ الْأُخْرَى فِي وَقْتٍ فَابْدَأْ بِالَّتِي فَاتَتْكَ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: (أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي).
وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّكَ إِذَا صَلَّيْتَ الَّتِي فَاتَتْكَ فَاتَتْكَ الَّتِي بَعْدَهَا فَابْدَأْ بِالَّتِي أَنْتَ فِي وَقْتِهَا فَصَلِّهَا، ثُمَّ أَقِمِ الْأُخْرَى.
5 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ صَلاَةً حَتَّى دَخَلَ وَقْتُ صَلَاةٍ أُخْرَى .
4 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه نمازی از تو فوت شد و در وقت نمازی دیگر به خاطرت رسید که آن نماز را نخوانده ای، پس اگر می دانی که هرگاه قضای نماز فوت شده را به جای آوری هنوز برای این نماز که در وقت آن هستی وقتی می ماند، ابتدا نماز قضای خود را به جای آور، زیرا که خداوند عزَّوجل می فرماید: «نماز را برای یاد من برپای دار» (1).
و هرگاه دانستی که اگر نماز قضا را به جای آوری، این نمازی را که در وقت آن هستی، از تو فوت می شود، ابتدا نمازی را که در وقت آن هستی، به جای آور، سپس نماز دیگر را به جای آور.
5 _ عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: فردی که نماز را فراموش می کند، وقت نمازی دیگر فرا می رسد (چه وظیفه ای دارد؟).
ص: 77
فَقالَ: إِذَا نَسِيَ الصَّلاَةَ أَوْ نَامَ عَنْهَا صَلَّى حِينَ يَذْكُرُهَا فَإِذَا ذَكَرَهَا وَ هُوَ فِي صَلَاةٍ بَدَأَ بِالَّتِي نَسِيَ وَ إِنْ ذَكَرَهَا مَعَ إِمَامٍ فِي صَلَاةِ الْمَغْرِبِ أَتَمَّهَا بِرَكْعَةٍ ثُمَّ صَلَّى الْمَغْرِبَ ثُمَّ صَلَّى الْعَتَمَةَ بَعْدَهَا، وَإِنْ كَانَ صَلَّى الْعَتَمَةَ وَحْدَهُ فَصَلَّى مِنْهَا رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ نَسِيَ الْمَغْرِبَ أَتَمَّهَا بِرَكْعَةٍ فَيَكُونُ صَلاةُ الْمَغْرِبِ ثَلَاثَ رَكَعَاتٍ ثُمَّ يُصَلَّى العَتَمَةَ بَعْدَ ذَلِكَ.
6 _ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ الظُّهْرَ حَتَّى غَرَبَتِ الشَّمْسُ وَقَدْ كَانَ صَلَّى الْعَصْرَ.
فَقالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام _ أَوْ كَانَ أَبِي علیه السَّلام _ يَقُولُ: إِنْ أَمْكَنَهُ أَنْ يُصَلِّيَهَا قَبْلَ أَنْ لا يَفُوتَهُ الْمَغْرِبُ بَدَأَ بِهَا وَإِلَّا صَلَّى الْمَغْرِبَ ثُمَّ صَلاهَا.
فرمود: هرگاه نماز را فراموش کرد، یا خوابش برد و آن را به جای نیاورد، هر وقت به یادش آمد، آن را به جای آورد. اگر هنگامی که مشغول نماز دیگری بود، به یادش آمد که نمازی از او فوت شده است، آن نماز فوت شده را شروع کند، و اگر در نماز جماعت بود و نماز مغرب می خواند و به یادش آمد (که نماز عصر را نخوانده) یک رکعت دیگر بخواند تا چهار رکعت شود)، سپس نماز مغرب و پس از آن نماز عشا را بخواند، و اگر به تنهایی مشغول به نماز عشا بود و دو رکعت از آن را خوانده بود و به خاطرش رسید که مغرب را نخوانده است یک رکعت دیگر بخواند تا سه رکعت نماز مغرب محسوب شود و پس از آن نماز عشا را به جای آورد.
6 _ صفوان بن یحیی گوید: از امام کاظم علیه السَّلام در مورد کسی پرسیدم که نماز ظهر را فراموش کرده و آفتاب نیز غروب نموده، ولی نماز عصر خویش را خوانده است.
فرمود: همواره امام باقر علیه السَّلام _ یا پدرم علیه السَّلام (1) _ فرموده است: اگر برای چنین کسی امکان دارد قضای نماز ظهر را پیش از آن که نماز مغرب فوت شود بخواند، وگرنه اوّل نماز مغرب را بخواند و بعد باید آن نماز را بخواند.
ص: 78
7 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَمَّ قَوْماً فِي الْعَصْرِ فَذَكَرَ وَ هُوَ يُصَلِّي أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ صَلَّى الْأُولَى.
قَالَ: فَلْيَجْعَلْهَا الْأُولَى الَّتِى فَاتَتْهُ وَلْيَسْتَأْنِفٌ بَعْدُ صَلَاةَ الْعَصْرِ وَ قَدْ مَضَى الْقَوْمُ بصَلاتِهِمْ.
8 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يُصَلِّيَ الصُّبْحَ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ.
7 _ حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که در نماز عصر، امام جماعت است و در حال نماز به خاطرش می رسد که نماز ظهر را نخوانده است، پرسیدم.
فرمود: باید آن را نماز ظهر خویش قرار دهد که از او فوت شده و پس از آن، نماز عصر را بخواند و مردم نیز نماز خود را خوانده اند. (ضرری به آنان وارد نیست).
8 _ سماعة بن مهران گوید: از امام (صادق علیه السَّلام یا امام کاظم علیه السَّلام) پرسیدم دربارۀ مردی که فراموش می کند نماز صبح را بخواند و آفتاب طلوع کند.
ص: 79
قَالَ: يُصَلِّيهَا حِينَ يَذْكُرُهَا فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله رَقَدَ عَنْ صَلَاةِ الْفَجْرِ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ ثُمَّ صَلاهَا حِينَ اسْتَيْقَظَ، وَ لَكِنَّهُ تَنَحَّى عَنْ مَكَانِهِ ذَلِكَ ثُمَّ صَلَّى.
فرمود: هر وقت به خاطرش رسید، آن را بخواند؛ زیرا رسول خدا صلَّى الله عليه وآله از نماز صبح خوابش برد و آفتاب طلوع کرد و پس از آن که بیدار شد، قضای آن را به جای آورد، ولی از آن مکان به مکان دیگر رفت، سپس آن را به جای آورد. (1)
ص: 80
9 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
نَامَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله عَنِ الصُّبْحِ، وَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَامَهُ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ عَلَيْهِ، وَ كَانَ ذَلِكَ رَحْمَةً مِنْ رَبُّكَ لِلنَّاسِ. أَلَا تَرَى لَوْ أَنَّ رَجُلاً نَامَ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ لَعَيَّرَهُ النَّاسُ وَ قَالُوا: لَا تَتَوَرَّعُ لِصَلَوَاتِكَ فَصَارَتْ أُسْوَةً وَ سُنَّةٌ.
فَإِن قَالَ رَجُلٌ لِرَجُل نِمْتَ عَن الصَّلاَةِ.
قَالَ: قَدْ نَامَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فَصَارَتْ أُسْوَةً وَ رَحْمَةٌ رَحِمَ اللهُ سُبْحَانَهُ بِهَا هَذِهِ الْأُمَّةَ.
10 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ تَبَارَكَ اسْمُهُ: (إِنَّ الصَّلاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً موقوتاً).
9 _ سعيد اعرج گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
روزی رسول خدا صلَّى الله عليه وآله خوابش برد و نماز صبح را نخواند و خداوند عزَّوجل رسول خود را به خواب برد تا آفتاب بر او طلوع کرد، این از رحمت او برای مردم بود. آیا نمی بینی که اگر مردی بخوابد و آفتاب طلوع کند، مردم او را سرزنش نموده می گویند: نسبت به نمازهای خود پرهیزکار نیستی؟ این قضا شدن نماز پیامبر صلَّى الله عليه وآله الگو و سنّتی شد که اگر کسی به دیگری بگوید: خوابت برد و نماز نخواندی، در پاسخ او گوید: رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نیز خوابش برد. پس این مهر و رحمتی از سوی خداوند سبحان برای این اُمّت است.
10 _ زراره و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام درباره فرمایش خدای والا نام که می فرماید: «همانا نماز بر مؤمنان نوشتهای معیّن و لازم است: فرمود:
ص: 81
قَالَ: يَعْنِي مَفْرُوضاً، وَ لَيْسَ يَعْنِي وَقْتَ فَوْتِهَا إِذَا جَازَ ذَلِكَ الْوَقْتُ ثُمَّ صَلَاهَا لَمْ تَكُنْ صَلاتُهُ هَذِهِ مُؤَدَّاةٌ ، وَ لَوْ كَانَ ذَلِكَ لَهَلَكَ سُلَيْمَانُ بْنُ دَاوُدَ علیه السَّلام حِينَ صَلَاهَا لغَيْر وَقْتِهَا، وَلَكِنَّهُ مَتَى مَا ذَكَرَهَا صَلاهَا.
قَالَ: ثُمَّ قَالَ: وَ مَتَى اسْتَيْقَنتَ أَوْ شَكَكْتَ فِي وَقْتِهَا أَنَّكَ لَمْ تُصَلِّهَا أَوْ فِي وَقْتِ فَوْتِهَا أَنَّكَ لَمْ تُصَلِّهَا صَلَّيْتَهَا، فَإِنْ شَكَكْتَ بَعْدَ مَا خَرَجَ وَقْتُ الْقَوْتِ فَقَدْ دَخَلَ حَائِلٌ، فَلاَ إِعَادَةَ عَلَيْكَ مِنْ شَكٍ حَتَّى تَسْتَيْقِنَ، فَإِنِ اسْتَيْقَنتَ فَعَلَيْكَ أَن تُصَلِّيَهَا فِي أَيِّ حَالٍ كُنْتَ.
11 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ نَامَ عَنِ الْعَتَمَةِ فَلَمْ يَقُمْ إِلَّا بَعْدَ انْتِصَافِ اللَّيْلِ.
قَالَ: يُصَلِّيهَا وَيُصْبحُ صَائِماً .
یعنی واجب شد. و منظور از موقوت، این نیست که اگر از آن وقت مقرّر بگذرد و فوت شود، دیگر نتوان آن را تدارک کرد و اگر پس از آن وقت آن را به جا آورند، دیگر قبول نباشد که اگر چنین بود به طور حتم می بایست سلیمان بن داوود علیه السَّلام هلاک می شد، چون او در غیر وقت، نماز را به جای آورد، ولی او چون به یادش آمد، آن را به جای آورد.
سپس فرمود: و هرگاه در وقت نماز یقین کردی، یا شک کردی که آن را به جا نیاورده ای و یا بعد از فوت وقت آن، یقین کردی که آن را نخوانده ای، باید آن را به جای آوری، ولی اگر پس از فوت وقت، شک کردی که آیا آن را به جا آورده ای یا نه، چون مانع (که همان خارج شدن از وقت نماز است) ایجاد شده اعاده بر تو لازم نیست، مگر آن که یقین کنی، و هرگاه یقین کردی در هر حال که باشی، بر تو لازم است آن را به جای آوری.
11 _ راوی گوید: امام صادق علیه السّلام دربارۀ کسی که بخوابد و نماز عشا را نخواند و از خواب برنخیزد مگر بعد از نیمه شب، فرمود:
باید آن نماز را قضا کند و آن روز را روزه بگیرد.
ص: 82
(13) بَابُ بِنَاءِ مَسْجِدِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله
1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ؛ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بن أَبِي نَصْرِ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله بَنَى مَسْجِدَهُ بِالسَّمِيطِ ، ثُمَّ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ كَثُرُوا فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ! لَوْ أَمَرْتَ بِالْمَسْجِدِ فَزِيدَ فِيهِ .
فَقالَ: نَعَمْ.
فَأَمَرَ بِهِ فَزِيدَ فِيهِ وَ بَنَاهُ بِالسَّعِيدَةِ، ثُمَّ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ كَثُرُوا فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ! لَوْ أَمَرْتَ بِالْمَسْجِدِ فَزِيدَ فِيهِ ؟
فَقالَ: نَعَمْ.
بخش سیزدهم: بنای مسجد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله
1 _ عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مسجد خود را با خشت پخته بنا کرد و چون مسلمانان زیاد شدند، گفتند: ای رسول خدا! آیا ممکن است دستور فرمایی مسجد را بزرگتر کنند؟
فرمود: آری.
آن گاه امر فرمود تا بنای آن را اضافه کردند و دیوار آن را با یک خشت و نیم بالا آورد، و چون باز هم مسلمانان زیاد شدند، آن ها خواستار توسعه مسجد شدند، و گفتند: ای رسول خدا! آیا ممکن است دستور فرمایی مسجد را توسعه دهند؟
فرمود: آری.
ص: 83
فَأَمَرَ بِهِ فَزِيدَ فِيهِ وَ بَنَى جِدَارَهُ بِالْأُنْثَى وَ الذَّكَرِ، ثُمَّ اشْتَدَّ عَلَيْهِمُ الْحَرُّ ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَوْ أَمَرْتَ بِالْمَسْجِدِ فَظُلَّلَ.
فَقالَ: نَعَمْ.
فَأَمَرَ بِهِ فَأُقِيمَتْ فِيهِ سَوَارٍ مِنْ جُذُوعِ النَّخْلِ ثُمَّ طُرِحَتْ عَلَيْهِ الْعَوَارِضُ وَ الْخَصَفُ وَ الْإِذْخِرُ، فَعَاشُوا فِيهِ حَتَّى أَصَابَتْهُمُ الْأَمْطَارُ فَجَعَلَ الْمَسْجِدُ يَكِفُ عَلَيْهِمْ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ! لَوْ أَمَرْتَ بالمَسْجِدِ فَطِّيِّنَ .
فَقالَ: لَهُمْ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: لَا ، عَرِيضٌ كَعَرِيشِ مُوسَى علیه السَّلام.
امر کرد تا مسجد را بزرگتر کنند و دیوار آن را با دو خشت به صورت نر و ماده بنا کرد، و چون گرما بر مردم شدت گرفت، گفتند: ای رسول خدا! آیا می شود دستور فرمایی برای مسجد سایه بانی درست کنند؟
فرمود: آری!
سپس امر فرمود تا در مسجد ستون هایی از تنه های درخت خرما بر پای داشتند و سقف آن را با بافته هایی از برگ درخت خرما و گیاه اذخر (1) پوشانیدند، و در آن به سر می بردند تا این که هنگام بارندگی شد و از سقف مسجد آب می چکید گفتند: ای رسول خدا! آیا می شود دستور دهی پشت بام مسجد راگل اندود کنند؟
رسول خدالله صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: نه، این خانه چوبی است مانند خانۀ چوبی موسی علیه السَّلام (که محل عبادت او بود).
ص: 84
فَلَمْ يَزَلْ كَذَلِكَ حَتَّى قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَ كَانَ جدَارُهُ قَبْلَ أَنْ يُظَلَّلَ قَامَةً، فَكَانَ إِذَا كَانَ الْفَيْءُ ذِرَاعاً وَ هُوَ قَدْرُ مَرْبِضِ عَنْزِ صَلَّى الظُّهْرَ وَإِذَا كَانَ ضِعْفَ ذَلِكَ صَلَّى الْعَصْرَ.
وَ قَالَ: السَّمِيطُ لَبِنَةٌ لَبِنَةٌ وَ السَّعِيدَةُ لَبِنَةٌ وَ نِصْفُ وَالذَّكَرُ وَ الْأُنْثَى لَبِنَتَانِ مُخَالِفَتَان.
2 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَسْجِدِ الَّذِي أُسْسَ عَلَى التَّقْوَى.
قَالَ: مَسْجِدُ قُبا.
3 _ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ أَكَيْلِ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَام :قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: كَمْ كَانَ مَسْجِدُ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله؟
قَالَ: كَانَ ثَلاثَةِ آلَافٍ وَسِيَّمائَةِ ذِرَاعٍ تَكْسِيراً.
مسجد به همان صورت بود تا این که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله رحلت فرمود، و پیش از آن که برای آن سایه بان بسازند، دیوار آن یک قامت بود، و عادت آن حضرت این بود که هرگاه سایۀ دیوار به قدر یک ذراع _ که به اندازه خوابگاه بُز ماده است _ می شد نماز ظهر را می خواند، و چون به قدر دو ذراع می شد، نماز عصر را به جا می آورد.
سپس امام صادق علیه السَّلام ادامه داد: سمیط یک خشت یک خشت قرار دادن است، و سعیده یک خشت و نیم، و نر و ماده، دو خشت مخالف یکدیگر قرار دادن است.
2 _ حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم مقصود از مسجدی که بر اساس تقوا و پرهیزکاری بنا نهاده شده، کدام مسجد است؟
فرمود: مسجد قُباست.
3 _ عبدالاعلی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم مساحت مسجد رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله چقدر بوده است؟
فرمود: سه هزار و ششصد ذراع مربع
ص: 85
(14) بَابُ مَا يَسْتَتِرُ بِهِ الْمُصَلِّي مِمَّنْ يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْن مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يَجْعَلُ الْعَنَزَةَ بَيْنَ يَدَيْهِ إِذَا صَلَّى.
2 _عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ طُولُ رَحْل رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله ذِرَاعاً، وَكَانَ إِذَا صَلَّى وَضَعَهُ بَيْنَ يَدَيْهِ يَسْتَتِرُ بِهِ مِمَّنْ يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ.
3 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ هَلْ يَقْطَعُ صَلَاتَهُ شَيْءٌ مِمَّا يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ .
بخش چهاردهم: وسیله حایل بین نمازگزار و رهگذر
1 _ معاوية بن وهب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
همواره رسول خدا صلَّى الله عليه وآله آن گاه که نماز می گزارد، نیزه ای کوچک در برابر خود قرار می داد.
2 _ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
بلندی پالان شتر رسول خدا صلى الله عليه وسلم ایک ذراع بود و هرگاه به نماز می ایستاد، آن را در برابر خود قرار میداد و میان خود و کسی که از برابرش می گذشت حایل می نمود.
3 _ ابن أبي يعفور گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا موجودی که از برابر نمازگزار می گذرد، آیا نماز او را قطع می کند؟
ص: 86
فَقالَ: لَا يَقْطَعُ صَلاَةَ الْمُؤْمِنِ شَيْءٌ، وَلَكِنِ ادْرَءُوا مَا اسْتَطَعْتُمْ.
وَ فِي رِوَايَةِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِى بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا يَقْطَعُ الصَّلاةَ شَيْءٌ لَا كَلْبٌ وَ لَا حِمَارٌ وَ لَا امْرَأَةٌ، وَ لَكِنِ اسْتَتِرُوا بِشَيْءٍ، فَإِنْ كَانَ بَيْنَ يَدَيْكَ قَدْرُ ذِرَاعَ رَافِعاً مِنَ الْأَرْضِ فَقَدِ اسْتَتَرْتَ.
قَالَ الْكُلَيْنِيُّ رحمة اللهُ: وَ الْفَضْلُ فِي هَذَا أَنْ تَسْتَتِرَ بِشَيْءٍ وَ تَضَعَ بَيْنَ يَدَيْكَ مَا تَتَّقِي بِهِ مِنَ الْمَارٌ، فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَلَيْسَ بِهِ بَأْسٌ لِأَنَّ الَّذِي يُصَلِّي لَهُ الْمُصَلِّي أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِمَّنْ يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ، وَلَكِنْ ذَلِكَ أَدَبُ الصَّلاَةِ وَ تَوْقِيرُهَا.
4 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:
دَخَلَ أَبُو حَنِيفَةَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ: رَأَيْتُ ابْنَكَ مُوسَى علیه السَّلام يُصَلِّي وَ النَّاسُ يَمُرُّونَ بَيْنَ يَدَيْهِ فَلاَ يَنْهَاهُمْ وَ فِيهِ مَا فِيهِ .
فرمود: هیچ چیز نماز مؤمن را قطع نمی کند، ولی تا میتوانید پیش روی خود را با فاصله انداختن چیزی حایل کنید.
در روایت ابن سکان آمده است: ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
اگر سگ یا الاغی در پیش نمازگزار باشد، نمازش باطل نمی شود و نیز اگر زنی از پیش نمازگزار مرد بگذرد، نمازش صحیح است و قطع نمی شود، ولی اگر در پیش وی زمین به قدر یک ذراع بلند باشد، میانشان فاصله افتاده (و این بهتر است).
کلینی رحمة اللهُ می گوید:
در این موارد خوب است که به هنگام نماز چیزی را در برابر خویش قرار دهی که تو را بپوشاند و از کسی که می گذرد، مخفی نماید، و اگر این کار را هم انجام ندهی، اشکالی ندارد؛ زیرا کسی که نمازگزار برای او نماز می خواند از کسی که در برابر او می گذرد، به او نزدیکتر است، ولی البتّه این استتار و پوشش، ادب نماز و تعظیم و بزرگداشت آن است.
4 _ محمّد بن مسلم گوید: ابوحنیفه خدمت امام صادق علیه السَّلام رسید و به آن حضرت گفت: فرزندت موسی علیه السَّلام را دیدم که نماز می گزارد و مردم از برابر او می گذشتند و او آن ها را از این کار باز نمی داشت و این کار از جانب او قصور و کوتاهی است.
ص: 87
فَقالَ: أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: ادْعُوا لِى مُوسَى.
فَدْعِيَ. فَقالَ لَهُ: يَا بُنَيَّ! إِنَّ أَبَا حَنِيفَةَ يَذْكُرُ أَنَّكَ كُنْتَ تُصَلِّي وَ النَّاسُ يَمُرُّونَ بَيْنَ يَدَيْكَ فَلَمْ تَنْههُمْ .
فَقَالَ: نَعَمْ يَا أَبَةٍ! إِنَّ الَّذِي كُنْتُ أُصَلِّي لَهُ كَانَ أَقْرَبَ إِلَيَّ مِنْهُمْ، يَقُولُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: (وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ).
قَالَ: فَضَمَّهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام إِلَى نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ: يَا بُنَيَّ! بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي! يَا مُوَدَّعَ الأشرار!
وَهَذَا تَأْدِيبٌ مِنْهُ علیه السَّلام لَا أَنَّهُ تَرَكَ الْفَضْلَ.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: موسی را نزد من فراخوانید.
وقتی آمد به او فرمود: ای فرزندم! ابو حنیفه می گوید: تو نماز می گزاردی و مردم از برابرت می گذشتند و تو آن ها را باز نمی داشتی.
عرضه داشت: آری، ای پدر! زیرا کسی که من برای او نماز می گزاردم، از مردم به من نزدیکتر بود؛ همچنان که خداوند عزَّوجل می فرماید: «و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم».
راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام او را به آغوش کشید سپس فرمود: ای فرزندم! پدر و مادرم به فدای تو باد! ای جایگاه امانت ها و رازهای الهی.
[نگارنده گوید]: این عمل امام کاظم علیه السَّلام برای تأدیب ابوحنیفه بود، نه این که آن حضرت به واقع استتار را که بهتر بود، ترک کرده است (1).
ص: 88
(15) بَابُ الْمَرْأَةِ تُصَلِّي بِحِيَالِ الرَّجُلِ وَ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ الْمَرْأَةُ بِحِيَالِهِ
1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْمَرْأَةِ تُصَلِّي إِلَى جَنْبِ الرَّجُلِ قَرِيباً مِنْهُ .
فَقالَ: إِذَا كَانَ بَيْنَهُمَا مَوْضِعُ رَحْل فَلا بَأْسَ.
2 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ الْمَرْأَةُ بحِذَاهُ يَمْنَةً أَوْ يَسْرَةً.
قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ إِذَا كَانَتْ لَا تُصَلِّي.
3 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلَ وَ الْمَرْأَةِ يُصَلِّيَانِ فِي وَقْتٍ وَاحِدِ الْمَرْأَةُ عَنْ يَمِينِ الرَّجُل بحِذَاهُ.
بخش پانزدهم: زنی که برابر مرد نماز می گزارد و مردی که نماز می گزارد و زن در برابر اوست
1 _ حریز گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره زنی که در کنار مرد و نزدیک او نماز می گزارد، فرمود:
اگر فاصلۀ میان آن ها به اندازۀ جای پالان شتر باشد، اشکالی ندارد.
2 _ عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که نماز می خواند و زنی در برابر و در سمت راست و یا چپ اوست پرسیدم.
فرمود: اگر آن زن، در حال نماز خواندن نباشد، اشکالی ندارد.
3 _ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام در این که آیا مرد و زن در یک زمان می توانند با هم نماز بخوانند به گونه ای که زن در سمت راست مرد و موازی او باشد؟
ص: 89
قَالَ: لَا ، إِلَّا أَنْ يَكُونَ بَيْنَهُمَا شِبْرٌ أَوْ ذِرَاعٌ.
4 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي زَاوِيَةِ الْحُجْرَةِ وَ امْرَأَتُهُ أَوِ ابْنَتُهُ تُصَلِّي بِحِذَاهُ فِي الزَّاوِيَةِ الْأُخْرَى
فَقالَ: لَا يَنْبَغِي لَهُ ذَلِكَ، فَإِنْ كَانَ بَيْنَهُمَا شِبْرٌ أَجْزَأَهُ.
قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَةِ يَتَزَامَلاَنِ فِي الْمَحْمِل يُصَلِّيَانِ جَمِيعاً. :فَقالَ: لَا، وَلَكِنْ يُصَلَّى الرَّجُلُ، فَإِذَا صَلَّى صَلَّتِ الْمَرْأَةُ.
5 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمانَ عَنْ إِدْرِيسَ بْن عَبْدِ اللهِ الْقَمَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُل يُصَلِّى وَبِحِيَالِهِ امْرَأَةٌ قَائِمَةٌ عَلَى فِرَاشِهَا جَنْبَتِهِ .
فَقالَ: إِنْ كَانَتْ قَاعِدَةً فَلا يَضُرُّهُ، وَ إِنْ كَانَتْ تُصَلِّي فَلَا.
فرمود: نه، مگر آن که میان آن ها به اندازۀ یک وجب، یا یک ذراع فاصله باشد.
4 _ محمد بن مسلم گوید: از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) پرسیدم: مردی که در گوشهٔ اتاق نماز می خواند و همسر یا دختر او نیز در گوشۀ دیگر،اتاق، موازی او نماز می خواند (چگونه است).
فرمود: این کار برای او شایسته نیست. پس اگر میان آن ها به اندازۀ یک وجب فاصله باشد، او را کفایت می کند.
محمّد بن مسلم گوید: از حضرتش پرسیدم: مرد و زنی که در یک کجاوه می باشند، آیا می توانند با هم نماز بخوانند؟
فرمود: نه، ولی ابتدا مرد نماز خود را بخواند و چون تمام کرد، آن گاه، زن نماز خود را به جای آورد.
5 _ ادریس بن عبدلله قمی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی نماز می گزارد، در حالی که زنی در کنار او ایستاده است، (چه حکمی دارد؟)
فرمود: اگر زن نشسته است ضرری به نماز نمی رساند، ولی اگر مشغول به نماز است، مرد نباید در چنین حالی نماز بخواند.
ص: 90
6 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يُصَلِّي وَ عَائِشَةُ نَائِمَةٌ مُعْتَرِضَةٌ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هِيَ لَا تُصَلِّي.
7 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ الْمَرْأَةُ تُصَلِّي بِحِذَاهُ أَوْ إِلَى جَانِبِهِ.
فَقالَ: إِذَا كَانَ سُجُودُهَا مَعَ رُكُوعِهِ فَلَا بَأْسَ.
(16) بَابُ الْخُشُوعِ فِي الصَّلَاةِ وَ كَرَاهِيَةِ الْعَبَثِ
1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
6 _ یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نماز می خواند در حالی که عایشه نماز نمی خواند و در برابر حضرتش به خواب رفته و بر روی زمین دراز کشیده بود
7 _ راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که نماز می خواند و زنی در برابر او _ یا در کنار او _ نماز می گزارد، فرمود:
در صورتی که سجدهٔ زن با رکوع مرد همراه باشد، اشکالی ندارد.
بخش شانزدهم: خشوع در نماز و مکروه بودن بازی کردن
1 _ زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 91
قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِذَا قُمْتَ فِي الصَّلاةِ فَعَلَيْكَ بِالْإِقْبَالِ عَلَى صَلَاتِكَ ، فَإِنَّمَا يُحْسَبُ لَكَ مِنْهَا مَا أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ وَ لَا تَعْبَثْ فِيهَا بِيَدِكَ وَ لَا بِرَأْسِكَ وَلَا بِلحْيَتِكَ، وَ لَا تُحَدِّثْ نَفْسَكَ وَ لَا تَتَثَاءَبْ وَ لَا تَتَمَطَّ وَ لَا تُكَفِّرْ، فَإِنَّمَا يَفْعَلُ ذَلِكَ الْمَجُوسُ، وَ لَا تَلَثَّمْ وَ لَا تَحْتَفِرْ وَ لَا تَفَرَّجْ كَمَا يَتَفَرَّجُ الْبَعِيرُ وَ لَا تُقْع عَلَى قَدَمَيْكَ، وَ لَا تَفْتَرِشْ ذِرَاعَيْكَ وَ لَا تُفَرْقِعْ أَصَابِعَكَ، فَإِنَّ ذَلِكَ كُلَّهُ نُقْصَانٌ مِنَ الصَّلَاةِ.
وَ لَا تَقُمْ إِلَى الصَّلاَةِ مُتَكَاسِلاً وَ لَا مُتَنَاعِساً وَ لَا مُتَشَاقِلاً، فَإِنَّهَا مِنْ خِلَالِ النِّفَاقِ، فَإِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ نَهَى الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَقُومُوا إِلَى الصَّلاَةِ وَ هُمْ سُكَارَى، يَعْنِي سُكْرَ النَّوْم وَقَالَ لِلْمُنَافِقِينَ: (وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ الله إِلَّا قَلِيلاً)
2 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِي الْحَسَنِ الْفَارِسِيُّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
هرگاه به نماز می ایستی، بر تو باد که با حضور قلب بدان متوجّه باشی؛ زیرا همان مقدار که بدان متوجّه باشی، برای تو منظور می گردد، و در هنگام نماز با دست، سر و محاسن خود بازی مکن، و با خود گفت و گو مکن، خمیازه مکش و دست بسته، یا دست به سینه نماز مگزار که این کار را مجوس انجام می دهند، و دهان بند مزن و بر سر دو پا منشین، و فراخ مشو، همچنان که شتر فراخ می شود، و سرین را بر دو قدم خویش مگذار، و دو بازوی خود را بر زمین مگستران، و انگشتانت را مشکن، زیرا همه اینها موجب کاستی نماز است.
و از روی کسالت، تنبلی، خواب آلودگی و سنگینی برای نماز بر مخیز؛ زیرا این امور از خصلت های نفاق است و خداوند سبحان مؤمنان را نهی فرموده از این که در حال مستی _ یعنی مستی خواب _ به نماز ایستند و دربارهٔ منافقان می فرماید«و هرگاه به نماز بر خیزند از روی کسالت و تنبلی بر می خیزند و عمل خود را به مردم می نمایانند و خدا را یاد نمی کنند مگر اندکی»
2 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 92
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: إِنَّ اللهَ كَرِهَ لَكُمْ أَيَّتُهَا الْأُمَّهُ أَرْبَعاً وَ عِشْرِينَ خَصْلَةٌ، وَ نَهَاكُمْ عَنْهَا كَرِهَ لَكُمُ الْعَبَثَ فِي الصَّلاةِ.
3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا كُنْتَ دَخَلْتَ فِي صَلَاتِكَ فَعَلَيْكَ بِالتَّخَشُّع وَ الْإِقْبَالِ عَلَى صَلَاتِكَ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: (الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ).
4 _ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ ؛ وَ أَبُو دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي جَهْمَةَ عَنْ جَهُم بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ أَبِيعلیه السَّلام يَقُولُ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا قَامَ فِي الصَّلَاةِ كَأَنَّهُ سَاقُ شَجَرَةٍ لَا يَتَحَرَّكُ مِنْهُ شَيْءٌ إِلَّا مَا حَرَّكَهُ الرِّيحُ مِنْهُ.
5 _ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: خداوند بیست و چهار خصلت را برای شما _ ای اُمت - ناخوش داشته و شما را از آن بازداشته که در نماز به خود مشغول باشید و با خود بازی کنید.
3 _ حلبی گوید: امام صادقعلیه السَّلام فرمود:
هرگاه شروع به نماز کردی، بر تو باد که با خشوع بوده و به آن متوجّه باشی، زیرا که خداوند عزَّوَجل می فرماید: «به تحقیق آن مؤمنانی رستگارند که در نماز خویش خاشع و فروتنند».
4 _ جهم بن حمید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پدر بزرگوارم می فرمود:
علی بن الحسين علیه السَّلام چنان بود که هرگاه به نماز می ایستاد، همانند تنۀ درختی بود که عضوی از او حرکت نمی کند، مگر آن چه باد به حرکت وا می دارد.
5 _ فضیل بن یسار :گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 93
كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا قَامَ فِي الصَّلَاةِ تَغَيَّرَ لَوْنُهُ، فَإِذَا سَجَدَ لَمْ يَرْفَعْ رَأْسَهُ حَتَّى يَرْفَضٌ عَرَقاً.
6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلامق َالَ:
إذَا اسْتَقْبَلْتَ الْقِبْلَةَ بِوَجْهِكَ فَلا تُقَلِّبْ وَجْهَكَ عَن الْقِبْلَةِ فَتَفْسُدَ صَلَاتُكَ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لِنَبيِّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فِى الْفَرِيضَةِ: (فَوَلٌ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام وَ حَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ) وَاخْشَعْ بِبَصَرِكَ وَ لَا تَرْفَعُهُ إِلَى السَّمَاءِ، وَ ليَكُنْ حِذَاءَ وَجْهِكَ فِي مَوْضِع سُجُودِكَ.
7 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْن عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الرُّجُلِ يَتَثَاءَبُ وَ يَتَمَطَى فِي الصَّلَاةِ.
قَالَ: هُوَ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ لَا يَمْلِكُهُ.
هرگاه علی بن الحسین علیه السَّلام به نماز می ایستاد رنگش تغییر می کرد و چون به سجده می رفت، سر خود را بر نمی داشت تا این که عرق از آن جاری می شد.
6 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه روی خود را به سوی قبله کردی، از آن روی مگردان که این کار، نمازت را تباه می سازد، همانا خداوند عزَّوجل دربارۀ نماز واجب به پیامبر خود صلَّی اللهُ علیه وآله و فرمود: «ای پیامبر! به هنگام نماز روی خود را به جانب مسجد الحرام بگردان و شما _ ای امت محمّد! _ هر جا که هستید روی خویش را بدان جانب کنید» و چشم خود را فروانداز و آن را به جانب آسمان بلند مکن و باید نظرت به پیش و به جایگاه سجود باشد.
7 _ فضيل بن یسار گوید: امام (باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام ) دربارۀ کسی که در حال نماز خمیازه می کشد، فرمود:
این کار از شیطان است و شیطان مالک مقدّمات آن نمی شود.
ص: 94
8 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ أَبِي الْوَلِيدِ قَالَ:
كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَسَأَلَهُ نَاجِيَةٌ أَبُو حَبِيبٍ، فَقَالَ لَهُ: جَعَلَنِي اللَّهُ فِدَاكَ ! إِنَّ لِي رَحْى أَطْحَنُ فِيهَا، فَرُبَّمَا قُمْتُ فِي سَاعَةٍ مِنَ اللَّيْلِ فَأَعْرِفُ مِنَ الرَّحَى أَنَّ الْغُلاَمَ قَدْ نَامَ فَأَضْرِبُ الْحَائِطَ لِأُوقِظَهُ.
قَالَ: نَعَمْ أَنْتَ فِي طَاعَةِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ تَطْلُبُ رِزْقَهُ.
9 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا قُمْتَ فِي الصَّلاَةِ فَلاَ تَعْبَتْ بِلِحْيَتِكَ وَ لَا بِرَأْسِكَ وَ لَا تَعْبَثْ بِالْحَصَى وَأَنْتَ تُصَلِّي إِلَّا أَنْ تُسَوَّيَ حَيْثُ تَسْجُدُ، فَإِنَّهُ لَا بَأْسَ.
8 _ ابو ولید گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام نشسته بودم که ناجیه ابو جبیب به حضرتش عرض کرد: خداوند مرا قربانت گرداند! من آسیایی دارم که در آن گندم آرد می کنم. گاهی در بعضی از ساعات شب (برای نماز) بر می خیزم و (در حال نماز) از صدای آسیا متوجّه می شوم که غلام خوابیده است. به دیوار می زنم تا او را بیدار کنم، آیا می توانم چنین کنم؟
فرمود: آری، تو در طاعت خدای عزَّوَجل در پی طلب روزی او هستی.
9 _ احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هنگامی که برای نماز بر خاستی با محاسن و سر خود بازی مکن و چون در نماز هستی با سنگ ریزه بازی مکن (چون در گذشته زمین برخی از مساجد سنگریزه بود ) مگر آن که بخواهی جای سجدۀ خود را هموار کنی که در این صورت اشکالی ندارد.
ص: 95
(17) بَابُ الْبُكَاءِ وَ الدُّعَاءِ فِي الصَّلَاةِ
1 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
يَنْبَغِي لِمَنْ يَقْرَأُ الْقُرْآنَ إِذَا مَرَّ بِآيَةٍ مِنَ الْقُرْآنِ فِيهَا مَسْأَلَةٌ أَوْ تَخْوِيفٌ أَنْ يَسْأَلَ اللَّهَ عِنْدَ ذَلِكَ خَيْرَ مَا يَرْجُو وَ يَسْأَلَهُ الْعَافِيَةَ مِنَ النَّارِ وَ مِنَ الْعَذَابِ.
2 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَعِيدٍ بَيَّاعِ السَّابِرِيٌّ قَالَ:
قُلْتُ لأَبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَ يَتَبَاكَى الرَّجُلُ فِي الصَّلَاةِ؟
فَقالَ: بَخْ بَخْ وَ لَوْ مِثْلَ رَأسِ الذِّبَابِ.
بخش هفدهم: گریه و دعا در نماز
1 _ سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
شایسته است کسی که قرآن می خواند، هرگاه به آیه ای می رسد که در آن آیه، سخن از درخواست یا و عیدی باشد از خداوند بهترین چیزی را که امید دارد بخواهد و از حضرتش درخواست عافیت از آتش و عذاب نماید.
2 _ سعید گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم آیا کسی می تواند در نماز حال گریه داشته باشد؟
فرمود به! به! اگر چه به اندازۀ سر مگسی اشک بریزد.
ص: 96
3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ مَعَ الْإِمَامِ فَيَمُرُّ بِالْمَسْأَلَةِ أَوْ بِآيَةٍ فِيهَا ذِكْرُ جَنَّةٍ أَوْ نَارٍ
قَالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ يَسْأَلَ عِنْدَ ذَلِكَ وَيَتَعَوَّذَ فِي الصَّلَاةِ مِنَ النَّارِ وَ يَسْأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ.
4 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَن ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ ذِكْرِ السُّورَةِ مِنَ الْكِتَابِ يَدْعُو بِهَا فِي الصَّلَاةِ مِثْلَ: (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).
فَقالَ: إِذَا كُنْتَ تَدْعُو بِهَا فَلَا بَأْسَ.
5 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
كُلُّ مَا كَلَّمْتَ اللَّهَ بِهِ فِي صَلَاةِ الْفَرِيضَةِ فَلَا بَأْسَ.
3 _ حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که با امام جماعت نماز می خواند و امام جماعت، آیه ای می خواند که در آن از خداوند چیزی خواسته شده، یا ذکری از بهشت و دوزخ آمده است (آیا می تواند از خدا درخواست کند یا به او پناه ببرد؟).
فرمود: اشکالی ندارد که در آنجا از خداوند مسألت کند و از آتش دوزخ به خداوند پناه جوید و از خداوند بهشت را در خواست نماید.
4 _ زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ سوره ای از قرآن مانند (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) که به عنوان دعا خوانده می شود، پرسیدم.
فرمود: اگر به عنوان دعا آن را بخوانی، اشکالی ندارد.
5 _ راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در نماز واجب، به هر کلامی که به واسطه آن با خداوند سخن گویی، ایرادی ندارد.
ص: 97
(18) بَابُ بَدْءِ الْأَذَانِ وَالْإِقَامَةِ وَفَضْلِهِمَا وَ ثَوَابِهِمَا
1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَالْفَضْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
لَمَّا أَسْرِيَ بِرَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله إِلَى السَّمَاءِ فَبَلَغَ الْبَيْتَ المَعْمُورَ وَ حَضَرَتِ الصَّلاةُ فَأَذَّنَ جَبْرَئِيلُ وَأَقَامَ فَتَقَدَّمَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وسلم وَصَفَّ الْمَلَائِكَةُ وَ النَّبِيُّونَ خَلْفَ مُحَمَّدٍ صلَّی اللهُ علیه وآله
2 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَمَّا هَبَطَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام بِالْأَذَانِ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله كَانَ رَأْسُهُ فِي حِجْرِ عَلِي علیه السَّلام فَأَذَن جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام وَأَقَامَ فَلَمَّا انْتَبَهَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَالَ: يَا عَلِيُّ ! سَمِعْتَ؟
بخش هیجدهم: آغاز اذان و اقامه و فضیلت و پاداش آن دو
1 _ زراره و فضل گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
صلى الله هنگامی که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به سوی آسمان به معراج رفت، چون به بیت المعمور رسید و وقت نماز فرارسید، جبرئیل اذان و اقامه گفت. پس رسول خدا صلَّى الله عليه وآله جلو ایستاد و فرشتگان و پیامبران در پشت سرش صف کشیدند.
2 _ منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هنگامی که جبرئیل علیه السَّلام از آسمان با اذان بر رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرود آمد، سر مبارک آن حضرت بر دامان علی علیه السَّلام بود. جبرئیل اذان و اقامه گفت، هنگامی که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله از خواب بیدار شد، فرمود: ای علی! آیا آن چه جبرئیل گفت، شنیدی؟
ص: 98
قَالَ: نَعَمْ
قَالَ: حَفِظْتَ؟
قَالَ: نَعَمْ.
قَالَ ادْعُ بِلاَلاً فَعَلَّمْهُ.
فَدَعَا عَلِيٌّ علیه السَّلام بلالاً فَعَلَّمَهُ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقُولُ:
الْأَذَانُ وَالْإِقَامَةُ خَمْسَةٌ وَ ثَلاثُونَ حَرْفاً فَعَدَّ ذَلِكَ بِيَدِهِ وَاحِداً، وَاحِداً الْأَذَانَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ حَرْفاً، وَ الْإِقَامَةَ سَبْعَةَ عَشَرَ حَرْفاً.
4 _ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
الْأَذَانُ مَثْنَى مَثْنَى وَ الْإِقَامَةُ مَثْنَى مَثْنَى.
علی علیه السَّلام پاسخ داد: آری.
فرمود: آیا حفظ کردی؟
عرضه داشت: آری.
فرمود: بلال را فرا خوان و اذان را به او بیاموز.
علی علیه السَّلام بلال را خواند و اذان را به او آموخت.
3 - اسماعيل جعفی گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
اذان و اقامه، سی و پنج حرف است، حضرتش آن را با دست مبارک خود یک به یک بر شمرد، اذان هجده و اقامه هفده حرف است.
4 - صفوان جمّال گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
اذان دو جمله، دو جمله است و اقامه نیز دو جمله دو جمله است.
ص: 99
5 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:
يَا زُرَارَةُ! تَفْتَتِحُ الْأَذَانَ بِأَرْبَعَ تَكْبِيرَاتٍ وَ تَخْتِمُهُ بِتَكْبِيرَتَيْنِ وَ تَهْلِيلَتَيْنِ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ الله علیه السَّلام عن التنويبِ فِي الأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ .
فَقَالَ: مَا نَعْرِفُهُ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام:
إِذَا أَذَّنْتَ فَأَفْصِحُ بِالْأَلِفِ وَ الْهَاءِ وَصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله كُلَّمَا ذَكَرْتَهُ أَوْ ذَكَرَهُ ذَاكِرٌ فِي أَذَانٍ وَ غَيْرِهِ.
5 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ای زراره! اذان را با چهار تکبیر شروع می کنی و آن را با دو تكبير و دو تهليل (لا اله الا الله) به پایان می بری.
6 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره تثویب (1) در اذان و اقامه پرسیدم فرمود: آن را (از اذان و اقامه) نمی دانیم.
7 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه مؤذّن شدی، الف و های آن را نیکو بیان کن و بر پیامبر صلوات فرست هرگاه که از آن حضرت نام می بری، یا گوینده ای از نام آن بزرگوار در اذان یا غیر اذان یاد می کند.
ص: 100
8 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: إِذَا أَذَنَّتَ وَ أَقَمْتَ صَلَّى خَلْفَكَ صَفَّانِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ إِذَا أَقَمْتَ صَلَّى خَلْفَكَ صَفِّ مِنَ الْمَلَائِكَةِ.
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ أَيُجْرَى أَذَانٌ وَاحِدٌ؟
قَالَ: إِنْ صَلَّيْتَ جَمَاعَةً لَمْ يُجْزِئُ إِلَّا أَذَانٌ وَإِقَامَةٌ، وَإِنْ كُنْتَ وَحْدَكَ تُبَادِرُ أَمْراً تَخَافُ أَنْ يَفُوتَكَ يُجْزِتُكَ إِقَامَةً إِلَّا الْفَجْرَ وَ الْمَغْرِبَ، فَإِنَّهُ يَنْبَغِي أَنْ تُؤَذِّنَ فِيهِمَا وَ تُقِيمَ مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ لَا يَقْصُرُ فِيهِمَا كَمَا يَقْصُرُ فِى سَائِرِ الصَّلَوَاتِ.
10 - أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَيَتَكَلَّمُ الرَّجُلُ فِي الْأَذَانِ؟
8 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
چون اذان و اقامه می گویی، دو صف از فرشتگان پشت سر تو به نماز می ایستند، و اگر فقط اقامه بگویی یک صف از فرشتگان پشت سر تو نماز می گزارند.
9 - ابو بصیر گوید از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) پرسیدم: آیا یک اذان کفایت می کند؟
فرمود: اگر نماز را با جماعت بخوانی، فقط یک اذان و یک اقامه، کفایت می کند، ولی اگر به صورت فرادی و تنهایی نماز می گزاری و کاری داری که می ترسی فوت شود، اقامه کفایت می کند، مگر در نماز صبح و مغرب که شایسته است در آن اذان و اقامه بگویی؛ چون این دو نماز مانند نمازهای دیگر قصر نمی شوند.
10 - عمرو بن ابی نصر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا انسان می تواند به هنگام اذان گفتن با دیگری سخن بگوید؟
ص: 101
قَالَ: لَا بَأْسَ.
قُلْتُ: فِي الْإِقَامَةِ.
قَالَ: لَا.
11 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيْ قَالَ: لَا بَأْسَ أَنْ يُؤَذِّنَ الرَّجُلُ مِنْ غَيْرِ وُضُوءٍ وَ لَا يُقِيمُ إِلَّا وَ هُوَ عَلَى وُضُوءٍ.
12 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَنْتَهِي إِلَى الْإِمَام حِينَ يُسَلِّمُ.
قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ الْأَذَانَ فَلْيَدْخُلْ مَعَهُمْ فِي أَذَانِهِمْ، فَإِنْ وَجَدَهُمْ قَدْ تَفَرَّقُوا أَعَادَ الْأَذَانَ.
13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سُئِلَ عَن الْأَذَانِ هَلْ يَجُوزُ أَن يَكُونَ مِنْ غَيْرِ عَارِف؟
فرمود: اشکالی ندارد.
گفتم: در اقامه چطور؟
فرمود: نه.
11 - حلبی (که از راویان امام صادق علیه السَّلام است) گوید:
اشکالی ندارد که کسی بدون وضو اذان بگوید، ولی اقامه را جز با وضو نگوید.
12 - ابوبصیر گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: کسی که در نماز جماعت به هنگام سلام دادن امام می رسد چه حکمی دارد؟
فرمود: بر او لازم نیست که اذان را اعاده کند، بلکه همان اذان آنان برای او نیز محسوب است ولی اگر دید که آن ها متفرق شده اند، باید اذان را اعاده کند.
13 - عمّار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد اذان سؤال شد که آیا از غیر شیعه صحيح است؟
ص: 102
قَالَ: لَا يَسْتَقِيمُ الْأَذَانُ وَ لَا يَجُوزُ أَنْ يُؤَذِّنَ بِهِ إِلَّا رَجُلٌ مُسْلِمٌ عَارِفٌ، فَإِنْ عَلِمَ الأَذَانَ فَأَذْنَ بِهِ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عَارِفاً لَمْ يُجْزِ أَذَانُهُ وَ لَا إِقَامَتُهُ وَ لَا يُقْتَدَى بِهِ.
وَ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يُؤَذِّنُ وَ يُقِيمُ لِيُصَلِّيَ وَحْدَهُ فَيَجِيءُ رَجُلٌ آخَرُ فَيَقُولُ لَهُ: نُصَلِّي جَمَاعَةً فَهَلْ يَجُوزُ أَنْ يُصَلِّيَا بِذَلِكَ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ؟
قَالَ: لَا ، وَلَكِنْ يُؤَذِّنُ وَ يُقِيمُ.
14 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِى الرَّجُل يَنْسَى الْأَذَانَ وَالْإِقَامَةُ حَتَّى يَدْخُلَ فِي الصَّلاةِ.
قَالَ: إِنْ كَانَ ذَكَرَ قَبْلَ أَنْ يَقْرَأَ فَلْيُصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله وَلْيُقِمْ وَإِنْ كَانَ قَدْ قَرَأَ فَلْيُتم صلاته.
15 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
فرمود: اذان جایز نمی باشد، مگر از کسی که مسلمان و عارف به امام علیه السَّلام باشد. پس اگر کسی اذان را بداند و بگوید، ولی عارف و شیعه نباشد، اذان و اقامۀ او درست نیست و به او نمی توان اقتدا کرد.
و از آن حضرت سؤال شد دربارۀ شخصی که اذان و اقامه می گوید تا به تنهایی نماز بخواند، سپس مرد دیگری می آید و به او می گوید: نمازمان را به جماعت بخوانیم آیا جایز است که آن دو با همان اذان و اقامه نماز بخوانند؟
فرمود: نه، بلکه اذان و اقامه دیگری باید بگوید.
14 - محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که اذان و اقامه را فراموش کرده و شروع به نماز می کند، فرمود:
اگر پیش از قرائت به یاد آورد، پس باید بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله صلوات فرستد و اقامه گوید، ولی اگر شروع به قرائت کرده، باید نمازش را تمام کند.
15 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 103
مَنْ سَهَا فِي الْأَذَانِ فَقَدَّمَ أَوْ أَخَّرَ عَادَ عَلَى الْأَوَّلِ الَّذِي أَخْرَهُ حَتَّى يَمْضِيَ عَلَى آخِرِه.
16 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ.
يُؤَذِّنُ الرَّجُلُ وَ هُوَ جَالِسٌ وَ لَا يُقِمْ إِلَّا وَهُوَ قَائِمٌ وَ تُؤَذِّنُ وَأَنْتَ رَاكِبٌ وَلَا تُقِمْ إِلَّا وَأَنْتَ عَلَى الْأَرْضِ.
17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: يُؤَذِّنُ الرَّجُلُ وَ هُوَ عَلَى غَيْر الْقِبْلَةِ.
قَالَ: إِذَا كَانَ التَّشَهدُ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ فَلا بَأْسَ.
18 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْمَرْأَةِ عَلَيْهَا أَذَانٌ وَإِقَامَةٌ؟
قَالَ: لَا.
هر کس در اذان شک کند، یا بخش های آن را پس و پیش بگوید، باید به همان بخش اوّل که آن را به تأخیر انداخته، باز گردد و اذان را تا آخر ادامه دهد.
16 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:
انسان می تواند در حال نشسته اذان بگوید، ولی نباید اقامه بگوید، مگر به حالت ایستاده، انسان می تواند در حالی که سواره است، اذان گوید، ولی اقامه را نگو، مگر در حالی که روی زمین هستی.
17 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم آیا کسی می تواند به غیر جهت قبله اذان بگوید؟
فرمود: اگر شهادتین آن رو به قبله باشد، اشکالی ندارد.
18 - جمیل بن دراج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا گفتن اذان و اقامه برای زن لازم است؟
فرمود: نه.
ص: 104
19 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ: إِقَامَةُ الْمَرْأَةِ أَنْ تُكَبِّرَ وَ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ.
20 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي هَارُونَ الْمَكْفُوفِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
يَا أَبَا هَارُونَ! الْإِقَامَةُ مِنَ الصَّلَاةِ فَإِذَا أَقَمْتَهُ فَلَا تَتَكَلَّمْ وَ لَا تُومِ بِيَدِكَ.
21 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا يُقِمْ أَحَدُكُمُ الصَّلاَةَ وَهُوَ مَاشٍ وَ لَا رَاكِبٌ وَ لَا مُضْطَجِعْ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَرِيضاً، وَ لْيَتَمَكَّنْ فِي الْإِقَامَةِ كَمَا يَتَمَكَّنُ فِي الصَّلَاةِ، فَإِنَّهُ إِذَا أَخَذَ فِي الْإِقَامَةِ فَهُوَ فِي الصَّلاةِ.
19 - ابو مریم انصاری گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
اقامۀ زن این است که تکبیر بگوید و بگوید: اشهد ان لا اله الا الله و أن محمّداً عبده و رسوله.
20 - ابو هارون مکفوف گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ای ابا هارون! اقامه از نماز است و هرگاه اقامه گفتی _ یا این که قد قامت الصلاة گفتی _ دیگر سخن مگو و با دست به چیزی اشاره مکن.
21 - سلیمان بن صالح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هیچ یک از شما در حال راه رفتن، سواره و خوابیده نباید اقامه بگوید، مگر آن که مریض باشد و باید بدن در حال گفتن اقامه آرام باشد؛ همچنان که در حال نماز آرام است؛ زیرا هرگاه اقامه شروع می شود گویی انسان در حال نماز است.
ص: 105
22 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُعَاذِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ لَا يَأْتَمُ بِصَاحِبِهِ وَ قَدْ بَقِيَ عَلَى الْإِمَامِ آيَةٌ، أَوْ آيَتَانِ فَخَشِيَ إِنْ هُوَ أَذَّنَ وَ أَقَامَ أَنْ يَرْكَعَ فَلْيَقُلْ: «قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلاةُ، اللهُ أَكْبَرُ، اللهُ أَكْبَرُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ» وَلْيَدْخُلْ فِي الصَّلَاةِ.
23 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ بْنِ عَلِيَّ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الأذان قَبْلَ الْفَجْر .
فَقالَ: إِذَا كَانَ فِي جَمَاعَةٍ فَلَا، وَإِذَا كَانَ وَحْدَهُ فَلَا بَأْسَ.
24 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:
الْقُعُودُ بَيْنَ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ فِي الصَّلاَةِ كُلُّهَا إِذَا لَمْ يَكُنْ قَبْلَ الْإِقَامَةِ صَلَاةٌ يُصَلِّيهَا.
22 - معاذ بن کثیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه کسی وارد مسجد شود و هنوز به امام جماعت اقتدا نکرده، و از قرائت امام یک - یا دو - آیه مانده باشد و بترسد که اگر اذان و اقامه بگوید، امام به رکوع می رود، بایستی فقط بگوید: «قد قامت الصلاة، قد قامت الصلاة، الله اكبر، الله اكبر، لا إله إلا الله» و شروع به نماز کند.
23 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ اذان پیش از طلوع فجر پرسیدم.
فرمود: چنین اذانی در نماز جماعت جایز نیست، ولی در نماز فرادی اشکالی ندارد.
24 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:
نشستن میان اذان و اقامه در همۀ نمازهاست، در صورتی که پیش از اقامه، نمازی به جا نیاورده باشد.
ص: 106
25 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ: أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام كَانَ يُؤَذِّنُ وَ يُقِيمُ غَيْرُهُ.
وَ قَالَ: كَانَ يُقِيمُ وَ قَدْ أَذَّنَ غَيْرُهُ.
26 - جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
الْأَذَانُ تَرْتِيلُ وَ الْإِقَامَةُ حَدْرٌ.
27 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ: ثَلاثَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى كُنْبَانِ الْمِسْكِ؛ أَحَدُهُمْ مُؤَذِّلٌ أَذْنَ احْتِسَاباً.
28 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْحَلَبِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
الْمُؤَذِّنُ يُغْفَرُ لَهُ مَدَى صَوْتِهِ وَ يَشْهَدُ لَهُ كُلَّ شَيْءٍ سَمِعَهُ.
25 - اسماعیل بن جابر گوید:
امام صادق علیه السَّلام اذان می گفت و کسی دیگر اقامه را می گفت.
وی ادامه داد و گفت: گاهی آن حضرت اقامه می گفت و کسی دیگر پیش از آن، اذان می گفت.
26 - حسن بن سری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
اذان باید به آرامی و تأنی باشد ولی اقامه، با شتاب.
27 - ابن ابی نجران در روایت مرفوعه ای گوید: امام علیه السَّلام فرمود:
سه نفرند که در روز قیامت بر بالای توده های مشکند: یکی از آن ها مؤذّنی است که برای پاداش جهان آخرت اذان گفته باشد.
28 - محمّد بن مروان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
مؤذّن آمرزیده می شود، به همان مقداری که صدایش به اطراف می رود، و هر چیزی که صدای او را می شنود به نفع او گواهی می دهد.
ص: 107
29 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله إِذَا سَمِعَ الْمُؤَذِّنَ يُؤَذِّنُ قَالَ مِثْلَ مَا يَقُولُهُ فِي كُلِّ شَيْءٍ.
30 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّضْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ سَمِعَ الْمُؤَذِّنَ يَقُولُ: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ».
فَقالَ: مُصَدِّقاً مُحْتَسِباً «وَ أَنَا أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله، وَ أَكْتَفِي بِهِمَا عَمَّنْ أَبَى وَ جَحَدَ وَ أُعِينُ بِهِمَا مَنْ أَقَرَّ، وَ شَهِدَ» كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ عَدَدُ مَنْ أَنْكَرَ وَ جَحَدَ وَ مِثْلُ عَدَدِ مَنْ أَفَرَّ وَ عَرَفَ.
31 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
29 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه رسول خدا صلّى الله عليه وآله صدای اذان را می شنید، هر جمله ای را که مؤذّن می گفت بازگو می فرمود.
30 - حارث نضری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس بشنود که مؤذّن می گوید «أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أنّ محمداً رسول الله» و او نيز از روی تصدیق و ثواب بگويد: «وأنا أشهد أن لا إله إلا الله وأشهد أن محمّداً رسول الله صلى الله عليه وآله و اكتفى بهما، عمّن أبى و جحد وأعين بهما من أقرّ و شهد» بهرۀ او از پاداش به تعداد همهٔ کسانی است که آن را انکار و رد کنند، و به شمار آنان که به این کلام اقرار می کنند و آن را می شناسند و شهادت می دهند.
31 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 108
كَانَ طُولُ حَائِطِ مَسْجِدِ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَامَةً ، فَكَانَ يَقُولُ صلَّى الله عليه وآله لِبِلَالٍ: إِذَا دَخَلَ الْوَقْتُ يَا بِلاَلُ! اعْلُ فَوْقَ الْجِدَارِ وَ ارْفَعْ صَوْتَكَ بِالْأَذَانِ، فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ وَكَّلَ بِالْأَذَانِ رِيحاً تَرْفَعُهُ إِلَى السَّمَاءِ، وَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ إِذَا سَمِعُوا الْأَذَانَ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ قَالُوا: هَذِهِ أَصْوَاتُ أُمَّةٍ مُحَمَّدِ صلَّى الله عليه وآله بتَوْحِيدِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِأُمَّةِ مُحَمَّد صلَّى الله عليه وآل حَتَّى يَفْرُغُوا مِنْ تِلْكَ الصَّلاةِ.
32 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَسَدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَقْطَانَ رَفَعَهُ إِلَيْهِمْ علیهم السَّلام قَالَ:
يَقُولُ الرَّجُلُ إِذَا فَرَغَ مِنَ الْأَذَانِ وَ جَلَسَ: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ قَلْبِي بَارَاً، وَ عَيْشِي قَارَاً، وَ رِزْقِي دَارَاً، وَ اجْعَلْ لِي عِنْدَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صلَّى الله عليه وآله قَرَاراً وَ مُسْتَقَرّاً».
بلندی دیوار مسجد رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به اندازه یک قامت انسان بود. هنگامی که وقت نماز فرا می رسید، آن حضرت به بلال می فرمود:
ای بلال! بر بالای دیوار رو و صدای خود را به اذان بلند کن؛ که خداوند بر اذان بادی گمارده است که آن را به سوی آسمان بالا برد.
و آن گاه که فرشتگان صدای اذان را از اهل زمین می شنوند، می گویند: این آواز اُمّت محمد صلَّى الله عليه وآله است که به توحید و یگانگی خداوند عزَّوجل دست برداشته اند. پس برای اُمّت محمد صلَّى الله عليه وآله طلب آمرزش می کنند تا از آن نماز فارغ شوند.
32 - جعفر بن محمّد بن يقظان در روایت مرفوعه ای از ائمّه معصومین علیهم السَّلام نقل می کن که حضرتش فرمود:
هرگاه کسی پس از اذان بنشیند و بگوید:
«بار خدایا! دل مرا فرمانبردار، زندگی مرا همیشگی قرار ده، به روزی من توسعه بده و برای من در نزد قبر پیامبرت صلى الله عليه وآله قراری همیشگی و دایم مقرّر فرما».
ص: 109
33 - عَلِيُّ بْنُ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي هِشَامُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ أَنَّهُ شَكَا إلى أبى الْحَسَن الرّضَا علیه السَّلام سُقْمَهُ، وَ أَنَّهُ لَا يُولَدُ لَهُ وَلَدٌ.
فَأَمَرَهُ أَنْ يَرْفَعَ صَوْتَهُ بِالْأَذَانِ فِي مَنْزِلِهِ.
قَالَ: فَفَعَلْتُ، فَأَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّي سُقْمِي وَ كَثُرَ وَلَدِي.
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ رَاشِدِ: وَ كُنْتُ دَائِمَ الْعِلَّةِ مَا أَنْفَكُ مِنْهَا فِي نَفْسِي وَ جَمَاعَةِ خَدَمي وَ عِيَالِي، فَلَمَّا سَمِعْتُ ذَلِكَ مِنْ هِشَامٍ عَمِلْتُ بِهِ، فَأَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّي وَ عَنْ عِيَالِي الْعِلَلَ.
34 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَوْ أَنْ مُؤَذِّناً أَعَادَ فِي الشَّهَادَةِ وَ فِي «حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ» أَوْ «حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ» الْمَرَّتَيْنِ وَ الثَّلاثَ، وَأَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ إِذَا كَانَ إِنَّمَا يُرِيدُ بِهِ جَمَاعَةَ الْقَوْمِ لِيَجْمَعَهُمْ لَمْ يَكُنْ بِهِ بَأْسٌ.
33 - محمد بن راشد گوید: هشام بن ابراهیم برای من نقل کرد که به امام رضا علیه السَّلام از بیماری خود و از این که دارای فرزند نمی شود، شکوه کرد.
حضرتش به او امر فرمود که در خانۀ خود صدایش را به اذان بلند نماید.
گوید: این کار را انجام دادم و خداوند بیماری را از بدنم بیرون برد و فرزندان بسیاری به من عنایت فرمود.
محمد بن راشد گوید: من نیز همیشه بیمار بودم، و هیچ گاه بیماری از من جدا نمی شد. همین طور عدّه ای از خدمتکارانم و خانواده ام پیوسته بیمار بودند.
وقتی این خبر را از هشام شنیدم، خود بدان عمل کردم و خداوند بیماری را از من و خانواده ام برطرف ساخت.
34 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
اگر مؤذّنی شهادتين و «حي على الصلاة » و يا « حي على الفلاح» را بازگوید و دو سه بار و بیشتر از آن تکرار کند. در صورتی که قصدش این باشد که مردم را جمع کند، اشکالی ندارد.
ص: 110
35 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ، عَنْ سُلَيْمَانَ الجَعْفَري قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
أَذَّنْ فِي بَيْتِكَ، فَإِنَّهُ يَطْرُدُ الشَّيْطَانَ وَيُسْتَحَبُّ مِنْ أَجْلِ الصِّبْيَانِ .
(19) بَابُ الْقَوْلِ عِنْدَ دُخُولِ الْمَسْجِدِ وَ الْخُرُوج مِنْهُ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ سَعِيدٍ الرَّاشِدِيْ عَنْ يُونُسَ عَنْهُمْ علیهم السَّلام قَالَ: قَالَ:
الْفَضْلُ فِي دُخُولِ الْمَسْجِدِ أَنْ تَبْدَأَ بِرِجْلِكَ الْيُمْنَى إِذَا دَخَلْتَ وَبِالْيُسْرَى إِذَا خَرَجْتَ.
2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إذَا دَخَلْتَ الْمَسْجِدَ فَصَلِّ عَلَى النَّبئ صلَّی اللهُ علیه وآله وَإِذَا خَرَجْتَ فَافْعَلْ ذَلِكَ.
35 - سلیمان جعفری (که از راویان امام کاظم و امام رضا علیهما السَّلام است گوید: از امام علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
در خانۀ خود اذان بگو؛ زیرا که اذان شیطان را می راند و به خاطر این که شیطان به کودکان ضرری نرساند، گفتن اذان در خانه مستحب و پسندیده است.
بخش نوزدهم: کلامی که باید به هنگام ورود و خروج در مسجد گفت
1 - يونس بن عبدالرحمان از ائمه علیهم السَّلام نقل کرده که حضرتش فرمود:
بهتر است به هنگام ورود به مسجد با پای راست وارد شوی و برای خارج شدن با پای چپ شروع کنی.
2 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه وارد مسجد شدی، بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله صلوات بفرست و به هنگام خروج نیز چنین کن.
ص: 111
3 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَا: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
إذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلاةِ فَقُلِ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُقَدِّمُ إِلَيْكَ مُحَمَّداً صلَّی اللهُ علیه وآله بَيْنَ يَدَيْ حَاجَتِي وَ أَتَوَجَّهُ بِهِ إِلَيْكَ فَاجْعَلْنِي بِهِ وَجِيهاً عِنْدَكَ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ اجْعَلْ صَلَاتِي بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذَنْبِي بِهِ مَغْفُوراً وَ دُعَائِي بِهِ مُسْتَجَابَا إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ».
4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَاشِمِي عَنْ أَبِي حَفْصِ الْعَطَّارِ شَيْخ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:
إِذَا صَلَّى أَحَدُكُمُ الْمَكْتُوبَةَ وَ خَرَجَ مِنَ الْمَسْجِدِ فَلْيَقِفْ بِبَابِ المَسْجِدِ ثُمَّ لْيَقُلِ: «اللَّهُمَّ دَعَوْتَنِي فَأَجَبْتُ دَعْوَتَكَ وَ صَلَّيْتُ مَكْتُوبَتَكَ وَ انْتَشَرْتُ فِي أَرْضِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي، فَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ الْعَمَلَ بِطَاعَتِكَ، وَ اجْتِنَابَ سَخَطِكَ، وَ الْكَفَافَ مِنَ الرِّزْقِ بِرَحْمَتِكَ».
3 - آبان و معاوية بن وهب گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هنگامی که به نماز برخاستی بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُقَدِّمُ إِلَيْكَ مُحَمَّداً صلَّی اللهُ علیه وآله لَّهُ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَتِي وَ أَتَوَجَّهُ بِهِ إِلَيْكَ فَاجْعَلْنِي بِهِ وَجِيهاً عِنْدَكَ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ اجْعَلْ صَلَاتِي بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذَنْبِي بِهِ مَغْفُوراً وَ دُعَائِي بِهِ مُسْتَجَابِاً، إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ».
4 - ابو حفص عطّار - پیرمردی از اهل مدینه - گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله: فرمود هرگاه یکی از شما نماز واجب می خواند و از مسجد خارج می شود، خوب است بر در مسجد بایستد و بگوید: «اللَّهُمَّ دَعَوْتَنِي فَأَجَبْتُ دَعْوَتَكَ وَ صَلَّيْتُ مَكْتُوبَتَكَ وَ انْتَشَرْتُ فِي أَرْضِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي، فَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ الْعَمَلَ بِطَاعَتِكَ، وَ اجْتِنَابَ سَخَطِكَ، وَ الْكَفَافَ مِنَ الرِّزْقِ بِرَحْمَتِكَ».
ص: 112
(20) بَابُ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ وَالْحَدِّ فِي التَّكْبِيرِ وَ مَا يُقَالُ عِنْدَ ذَلِكَ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:
تَرْفَعُ يَدَيْكَ فِي افْتِتَاحَ الصَّلَاةِ قُبَالَةَ وَجْهِكَ وَ لَا تَرْفَعْهُمَا كُلَّ ذَلِكَ.
2 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا قُمْتَ فِي الصَّلاةِ فَكَبِّرْتَ، فَارْفَعْ يَدَيْكَ وَ لَا تُجَاوِزْ بِكَفَّيْكَ أُذُنَيْكَ، أَيْ: حِيَالَ خَدِّيْكَ.
3 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
أَدْنَى مَا يُجْزِئُ مِنَ التَّكْبِيرِ فِي التَّوَجُهِ تَكْبِيرَةٌ وَاحِدَةٌ، وَ ثَلَاثُ تَكْبِيرَاتٍ أَحْسَنُ وَسَبْعٌ أَفْضَلُ.
بخش بیستم: آغاز نماز، حدّ تکبیر و آن چه که به هنگام تکبیر گفته می شود
1 - زراره گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) فرمود:
هنگام شروع نماز، دست های خود را تا رو به روی چهرۀ خود بالا ببر و آن ها را از برابر رویت بالاتر مبر.
2 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه به نماز ایستادی و تکبیر گفتی، دست هایت را بالا ببر و دو کف دست خود را از گوش هایت - یعنی از گونه هایت - بالاتر مبر.
3 - زراره گوید: حضرتش فرمود یک تکبیر برای شروع نماز کافی است و سه تکبیر نیکوتر و هفت تکبیر بهتر است.
ص: 113
4 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا كُنْتَ إِمَاماً أَجْزَأَتْكَ تَكْبِيرَةٌ وَاحِدَةٌ ، لأَنَّ مَعَكَ ذَا الْحَاجَةِ وَ الضَّعِيفَ وَالْكَبِيرَ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
التَّكْبِيرُ فِي صَلاَةِ الْفَرْضِ الْخَمْسِ الصَّلَوَاتِ خَمْسٌ وَتِسْعُونَ تَكْبِيرَةً مِنْهَا تَكْبِيرَاتُ الْقُنُوتِ خَمْسَةٌ.
6 - وَ رَوَاهُ أَيْضاً عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ:
وَ فَسَّرَهُنَّ فِي الظُّهْرِ إِحْدَى وَعِشْرِينَ تَكْبِيرَةً، وَ فِي الْعَصْرِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ تَكْبِيرَةً، وَ فِي الْمَغْرِبِ سِتَّ عَشْرَةَ تَكْبِيرَةً، وَ فِي الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ إِحْدَى وَعِشْرِينَ تَكْبِيرَةً، وَ فِي الْفَجْرِ إِحْدَى عَشْرَةَ تَكْبِيرَةً ، وَ خَمْسَ تَكْبِيرَاتِ الْقُنُوتِ فِي خَمْسِ صَلَوَاتٍ.
4 - معاوية بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رگاه امام جماعت بودی یک تکبیر برای نمازت کافی است؛ زیرا کسانی با تو نماز می خوانند کار دارند، و ضعیف و ناتوان و پیر هستند.
5 - معاوية به عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
تکبیر در نماز واجب _ نمازهای پنج گانۀ روزانه _ نود و پنج تکبیر است که پنج تکبیر از آن ها تکبیرهای قنوت های پنج گانه است.
6 - در روایت دیگری از عبدالله بن مغیره این گونه نقل شده است که حضرتش تکبیرها را چنین تفسیر کرده است:
در نماز ظهر بیست و یک تکبیر، در نماز عصر بیست و یک تکبیر، در نماز مغرب شانزده تکبیر، در نماز عشا بیست و یک تکبیر، و در نماز صبح یازده تکبیر، و پنج تکبیر در قنوت نمازهای پنج گانه.
ص: 114
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا افْتَتَحْتَ الصَّلاةَ فَارْفَعْ كَفَّيْكَ، ثُمَّ ابْسُطْهُمَا بَسْطاً، ثُمَّ كَبِّرْ ثَلَاثَ تَكْبِيرَاتٍ ثُمَّ قُل: «اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي، فَاغْفِرْ لِي ذَنْبِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».
ثُمَّ تُكَبِّرُ تَكْبِيرَتَيْنِ، ثُمَّ قُلْ: «لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ وَ الْخَيْرُ فِي يَدَيْكَ وَ الشَّرُّ لَيْسَ إِلَيْكَ وَ الْمَهْدِيُّ مَنْ هَدَيْتَ لَا مَلْجَأَ مِنْكَ إِلَّا إِلَيْكَ سُبْحَانَكَ وَحَنَانَيْكَ تَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ سُبْحَانَكَ رَبَّ الْبَيْتِ».
ثُمَّ تُكَبِّرُ تَكْبِيرَتَيْنِ، ثُمَّ تَقُولُ: «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ».
ثُمَّ تَعَوَّذْ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّحِيمِ، ثُمَّ اقْرَأْ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ.
7 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
چون نماز را شروع کردی، دستان خود را بالا ببر، سپس کف دستان خود را به طور کامل بازکن و سه بار تکبیر بگو و بعد این دعا را بخوان: «اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي ذَنْبِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».
آن گاه دو تکبیر بگو، سپس بخوان «لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ وَ الْخَيْرُ فِي يَدَيْكَ وَ الشَّرُّ لَيْسَ إِلَيْكَ وَ الْمَهْدِيُّ مَنْ هَدَيْتَ لَا مَلْجَأَ مِنْكَ إِلَّا إِلَيْكَ سُبْحَانَكَ وَ حَنَانَيْكَ تَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ سُبْحَانَكَ رَبَّ الْبَيْتِ».
سپس دو بار تکبیر بگو، آن گاه بگو: «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ».
سپس از شیطان رانده شده پناه ببر و سورۀ فاتحه را بخوان
ص: 115
8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَوْماً يَا حَمَّادُ! تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ؟
قَالَ: فَقُلْتُ: يَا سَيِّدِي أَنَا أَحْفَظُ كِتَابَ حَرِيزِ فِي الصَّلَاةِ.
فَقالَ : لَا عَلَيْكَ يَا حَمَّادُ! قَمْ فَصَلَ.
قَالَ: فَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَوَجِّهاً إِلَى الْقِبْلَةِ فَاسْتَفْتَحْتُ الصَّلاةَ فَرَكَعْتُ وَ سَجَدْتُ.
فَقالَ: يَا حَمَّادُ! لَا تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ مِنْكُمْ يَأْتِي عَلَيْهِ سِتُّونَ سَنَةٌ، أَوْ سَبْعُونَ سَنَةٌ فَلا يُقِيمُ صَلاةٌ وَاحِدَةً بِحُدُودِهَا تَامَّةً.
قَالَ حَمَّادٌ: فَأَصَابَنِي فِي نَفْسِي الذُّلُّ ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَعَلْمْنِي الصَّلَاةَ.
8 - حمّاد بن عیسی گوید: روزی امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: ای حمّاد! نماز را خوب بلدی؟
گفتم: ای سرورم! من کتاب حریز را که در بارۀ نماز است، حفظ نموده ام.
امام علیه السَّلام فرمود: اشکالی ندارد، ای حمّاد! برخیز و نماز بخوان.
حمّاد گوید: من در برابر آن حضرت برخاستم و رو به قبله نمودم و آغاز به نماز کردم و رکوع و سجود به جای آوردم.
پس از این که آن حضرت نماز مرا ملاحظه کرد، فرمود اى حمّاد! تو نماز خوب نخواندی، چقدر زشت است برای شیعه ای شصت _ یا هفتاد_ سال از عمر او بگذرد و یک نماز را با رعایت همۀ حدود آن به جا نیاورده باشد.
حمّاد گوید: از این سخن امام، احساس شرمندگی کردم و گفتم: فدایت گردم! نماز را به من بیاموز.
ص: 116
فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ مُنتَصِباً، فَأَرْسَلَ يَدَيْهِ جَمِيعاً عَلَى فَخِذَيْهِ قَدْ ضَمَّ أَصَابِعَهُ وَ قَرَّبَ بَيْنَ قَدَمَيْهِ حَتَّى كَانَ بَيْنَهُمَا قَدْرُ ثَلَاثِ أَصَابِعَ مُنْفَرِجَاتٍ وَ اسْتَقْبَلَ بِأَصَابِعِ رِجْلَيْهِ جَمِيعًا الْقِبْلَةَ لَمْ يُحَرِّفْهُمَا عَنِ الْقِبْلَةِ وَ قَالَ بِخُشُوعِ: «اللَّهُ أَكْبَرُ» ثُمَّ قَرَأَ الْحَمْدَ بِتَرْتِيلِ وَ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) .
ثُمَّ صَبَرَ هُنَيَّةً بِقَدْرِ مَا يَتَنَفَّسُ، وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ حِيَالَ وَجْهِهِ وَ قَالَ: «اللَّهُ أَكْبَرُ» وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ رَكَعَ وَ مَلَأَ كَفَّيْهِ مِنْ رُكْبَتَيْهِ مُنْفَرجَاتٍ وَ رَدَّ رُكْبَتَيْهِ إِلَى خَلْفِهِ حَتَّى اسْتَوَى ظَهْرُهُ حَتَّى لَوْ صُبَّ عَلَيْهِ قَطْرَةٌ مِنْ مَاءٍ أَوْ دُهْنِ لَمْ تَزُلْ لِاسْتِوَاءِ ظَهْرِهِ وَ مَدَّ عُنْقَهُ وَ غَمَّضَ عَيْنَيْهِ، ثُمَّ سَبَّحَ ثَلاثاً بِتَرْتِيلٍ فَقالَ: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ».
امام صادق علیه السَّلام برخاست و رو به قبله ایستاد و قامت خود را راست گرفت و دست های خود را به طور کامل بینداخت تا بر ران هایش قرار گرفت، و بعد انگشتان دست را به هم چسبانید، و دو پای خود را نزدیک به هم گذاشت، تا به اندازۀ سه انگشت باز میان دو پا فاصله ماند. آن گاه انگشتان پای را به طور کامل متوجّه قبله ساخت و پای را از قبله به چپ و راست منحرف نکرد و با حال خشوع گفت: «الله اکبر» سپس سورۀ حمد را به ترتیل قرائت فرمود، و به همین ترتیب سورۀ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) را خواند.
سپس به اندازۀ یک نفس کشیدن صبر کرد و در حالی که ایستاده بود، دست های خود را رو به روی صورت بلند کرد و گفت: «الله اکبر» و همچنان ایستاده بود. سپس به رکوع رفت و دست ها را چنان بر زانوان گذاشت که گودی دو کف دست را برجستگی زانوها پر کرد، و انگشتانش گشوده بود، و زانوان را با فشاری به عقب زد تا پشت مبارکش صاف و مسطح شد، چنان که اگر قطره ای آب، یا روغنی بر پشت آن حضرت می ریختند، از جای خود حرکت نمی کرد.
حضرتش گردنش را کشید و چشمانش را بست. سپس سه بار با ترتیل و آرامی و شمرده تسبیح فرمود و گفت: «سبحان ربی العظيم و بحمده».
ص: 117
ثُمَّ اسْتَوَى قَائِماً فَلَمَّا اسْتَمْكَنَ مِنَ الْقِيَامِ قَالَ: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» . ثُمَّ كَبَّرَ وَ هُوَ قَائِمٌ وَ رَفَعَ يَدَيْهِ حِيَالَ وَجْهِهِ ثُمَّ سَجَدَ وَبَسَطَ كَفَّيْهِ مَضْمُومَتَيِ الْأَصَابِعِ بَيْنَ يَدَيْ رُكْبَتَيْهِ حِيَالَ وَجْهِهِ. فَقالَ: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ» ثَلَاثَ مَرَّاتٍ .
وَ لَمْ يَضَعْ شَيْئاً مِنْ جَسَدِهِ عَلَى شَيْءٍ مِنْهُ وَ سَجَدَ عَلَى ثَمَانِيَةِ أَعْظُم الْكَفَّيْنِ وَ الرُّكْبَتَيْنِ وَأَنَامِلِ إِبْهَامَى الرَّجُلَيْنِ وَ الْجَبْهَةِ وَ الْأَنْفِ وَ قَالَ: سَبْعَةٌ مِنْهَا فَرْضٌ يُسْجَدُ عَلَيْهَا وَهِيَ الَّتِي ذَكَرَهَا اللَّهُ فِي كِتَابِهِ.
فَقالَ: (وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً) وَ هِيَ الْجَبْهَةُ وَ الْكَفَّانِ وَ الرُّكْبَتَانِ وَ الْإِبْهَامَانِ وَوَضْعُ الْأَنْفِ عَلَى الْأَرْضِ سُنَّةٌ.
و بعد حضرتش راست ایستاد، و چون به طور کامل به حالت ایستاده و مستقیم قرار گرفت، فرمود: «سمع الله لمن حمده».
آن گاه در حالی که ایستاده بود دست های خود را تا نزدیک صورت خویش بلند کرد و همزمان با این حرکت، فرمود: «الله اکبر».
و بعد به سجده رفت و دو کف دست خود را در حالی که انگشتانش به هم چسبیده بود، مقابل زانوان، نزدیک صورت خویش بلند کرد و سه بار فرمود: «سبحان ربي الأعلى وبحمده» و سجده را چنان به جا آورد که هیچ عضوی از اعضای خود را بر عضو دیگری تکیه نداد و هنگام سجده هشت موضع را بر زمین نهاده بود: دو کف دست، دو زانو، دو شست پا، پیشانی و بینی، و فرمود: هفت موضع از این اعضا، واجب است که با آن ها سجده شود و این اعضا همان است که خدا در کتاب خود ذکر کرده و فرموده: «و به راستی سجده گاه از آن خداوند است. پس هرگز با وجود خدا کسی را فرا نخوانید». سجده گاه ها عبارتند از: پیشانی، دو کف دست دو، زانو، دو شست پا. و بینی بر خاک نهادن سنّت است.
ص: 118
ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ السُّجُودِ، فَلَمَّا اسْتَوَى جَالِسًا قَالَ: «اللَّهُ أَكْبَرُ» ثُمَّ قَعَدَ عَلَى فَخِذِهِ الْأَيْسَرِ وَ قَدْ وَضَعَ ظَاهِرَ قَدَمِهِ الْأَيْمَنِ عَلَى بَطْنِ قَدَمِهِ الْأَيْسَر وَ قَالَ: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ».
ثُمَّ كَبَّرَ وَ هُوَ جَالِسٌ وَ سَجَدَ السَّجْدَةَ الثَّانِيَةَ وَ قَالَ كَمَا قَالَ فِي فِي الْأُولَى، وَ لَمْ يَضَعْ شَيْئاً مِنْ بَدَنِهِ عَلَى شَيْءٍ مِنْهُ فِي رُكُوعِ وَ لَا سُجُودٍ وَ كَانَ مُجَنِّحاً وَ لَمْ يَضَعْ ذِرَاعَيْهِ عَلَى الْأَرْضِ.
فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ عَلَى هَذَا وَ يَدَاهُ مَضْمُومنَا الْأَصَابِع وَ هُوَ جَالِسٌ فِي التَشَهدِ، فَلَمَّا فَرَغَ مِنَ التَّشَهُدِ سَلَّمَ. فَقَالَ: يَا حَمَّادُ! هَكَذَا صَلَّ.
سپس سر از سجده بر داشت و وقتی نشست فرمود: «الله اکبر».
آن گاه بر ران چپ خود نشست بدین شکل که پشت پای راستش را درون پای چپ _ یا کف پای چپ _ قرار داد، و در این حال فرمود: «استغفر الله ربی و أتوب إليه» و در همان حال که نشسته بود، فرمود: «الله اکبر» و به سجدۀ دوم رفت، و همان افعال و اقوالی را که در سجده های اول انجام داده بود به جای آورد و در رکوع و سجود هر عضوی از بدنش را بر عضوی دیگر نگذارد، بلکه به صورت بالوار بود بازوان خود را از دو طرف شانه گشوده و بالاتر از زمین نگه داشته و بر زمین نگذاشته بود.
به این ترتیب آن حضرت دو رکعت نماز خواند و انگشتان دو دستش به هم چسبیده بود و در حال تشهد نیز نشسته بود، و چون از تشهّد فارغ شد، سلام داد و بعد فرمود: ای حمّاد! این چنین نماز بخوان.
ص: 119
(21) بَابُ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذَا قُمْتُ لِلصَّلاةِ أَقْرَأُ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ﴾ فِي فَاتِحَةِ الْقُرْآنِ؟
قَالَ: نَعَمْ
قُلْتُ: فَإِذَا قَرَأْتُ فَاتِحَةَ الْقُرْآنِ أَقْرَأُ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ مَعَ السُّورَةِ؟
قَالَ: نَعَمْ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي عِمْرَانَ الْهَمْدَانِيُّ قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ ابْتَدَأَ بِ_ «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» فِي صَلَاتِهِ وَحْدَهُ فِي أُمَّ الْكِتَابِ، فَلَمَّا صَارَ إِلَى غَيْرِ أُمِّ الْكِتَابِ مِنَ السُّورَةِ تَرَكَهَا. فَقالَ الْعَبَّاسِيُّ: لَيْسَ بِذَلِكَ بَأْسٌ.
فَكَتَبَ بِخَطْهِ: يُعِيدُهَا مَرَّتَيْن عَلَى رَغْمَ أَنْفِهِ، يَعْنِي الْعَبَّاسِي.
بخش بیست و یکم: قرائت قرآن
1 - معاوية بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: هرگاه برای نماز بر خاستم، (بِسمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) را در سورۀ حمد بخوانم؟
فرمود: آری.
عرض کردم: چون حمد را خواندم، آیا با سوره نیز (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) را بخوانم؟
فرمود: آری.
2 - یحیی بن ابی عمران همدانی گوید: طی نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشتم: فدایت شوم! چه می فرمایید دربارۀ کسی که در نماز خود، فقط در سوره حمد ﴿بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم) می گوید و چون به سوره می رسد، آن را ترک می کند که عباسی (1) در این باره گفته است که اشکالی ندارد.
حضرت با خط مبارک خویش نوشت: بر خلاف سخن او، «بسم الله» در هر دو مورد خوانده شود.
ص: 120
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ عَبَّادِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَمْرِو بْنِ مُصْعَبِ عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَفَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
أَوَّلُ كُلِّ كِتَابٍ نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِ رَّحِيمٍ فَإِذَا قَرَأْتَ قَرَأْتَ (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) فَلَا تُبَالِي أَلَّا تَسْتَعِيدَ ، وَإِذَا قَرَأْتَ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) سَتَرَتْكَ فِيمَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: الْقِرَاءَةُ فِي الصَّلَاةِ فِيهَا شَيْءٌ مُوَقِّتُ؟
قَالَ: لَا ، إِلَّا الْجُمُعَةَ تَقْرَأُ فِيهَا الْجُمُعَةَ وَ الْمُنَافِقِينَ.
5 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا كُنْتَ خَلْفَ إِمَام فَقَرَأَ الْحَمْدَ وَ فَرَغَ مِنْ قِرَاءَتِهَا فَقُلْ أَنْتَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»، وَ لَا تَقُلْ: آمِينَ.
3 - فرات بن احنف گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
آغاز هر کتابی که از آسمان نازل شده (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ( است و چون «بسم الرحمان الرحیم» را خواندی، اگر استعاذه نکنی اشکالی ندارد، و هرگاه ﴿بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیم) را خواندی، از آن چه در میان آسمانها و زمین است تو را حفظ می کند.
4 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا در قرائت نمازهای یومیه سوره های معینی باید خوانده شود؟
فرمود: نه، مگر در نماز جمعه که در این نماز، باید سورۀ جمعه و منافقین خوانده شود.
5 - جمیل گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه پشت سر امام جماعت نماز می خوانی و امام، سورۀ حمد را می خواند و از قرائت آن فارغ می شود بگو: «الحمد لله ربّ العالمین» و «آمین» نگو.
ص: 121
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ وَ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:
لَا يُكْتَبُ مِنَ الْقِرَاءَةِ وَ الدُّعَاءِ إِلَّا مَا أَسْمَعَ نَفْسَهُ.
7 - أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ حَسَنٍ الصَّيْقَلِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَيُجْزِئُ عَنِّي أَنْ أَقْرَأُ فِي الفَرِيضَةِ فَاتِحَةً الْكِتَابِ وَحْدَهَا إذَا كُنْتُ مُسْتَعْجِلاً، أَوْ أَعْجَلَنِى شَيْءٌ .
فَقالَ: لَا بَأْسَ.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّال قَالَ:
صَلَّى بِنَا أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام الْمَغْرِبَ، فَقَرَأَ بِالْمُعَوَّذَتَيْنِ فِي الرَّكْعَتَيْنِ.
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
6 - زراره گوید: امام باقر ععلیه السَّلام فرمود:
از قرائت و دعا هیچ چیز به حساب شخص نگاشته نمی شود مگر آنچه که خود آن را بشنود.
7 - حسن صیقل گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم آیا کافی است که در نماز واجب در صورتی که عجله دارم یا کاری فوری برایم پیش آمده، فقط سورۀ حمد را بخوانم؟
فرمود: اشکالی ندارد.
8 - صفوان جمّال گوید: امام صادق علیه السَّلام نماز مغرب را با جماعت بر ما اقامه نمود و در دو رکعت (اوّل و دوم) معوذتین (یعنی سورۀ فلق و ناس) را خواند.
9 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 122
يَجُوزُ لِلْمَرِيضِ أَنْ يَقْرَأُ فِي الْفَرِيضَةِ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَحْدَهَا، وَ يَجُوزُ لِلصَّحِيحِ فِي قَضَاءِ صَلَاةِ التَّطَوُّعِ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ.
10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّمَا يُكْرَهُ أَنْ يُجْمَعَ بَيْنَ السُّورَتَيْنِ فِى الْفَرِيضَةِ، فَأَمَّا النَّافِلَةُ فَلَا بَأْسَ.
11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى بِإِسْنَادِ لَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
يُكْرَهُ أَنْ يُقْرَأَ قُلْ (هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) فِي نَفَسٍ وَاحِدٍ.
12 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.
لَا تَقْرَأْ فِي الْمَكْتُوبَةِ بِأَقَلَّ مِنْ سُورَةٍ وَ لَا بِأَكْثَرَ.
13 - أَبُو دَاوُدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
بیمار می تواند در نماز واجب، فقط سورۀ حمد را بخواند و برای غیر بیمار نیز جایز است که در قضای نمازهای نافلهٔ شبانه روز خود فقط سورۀ حمد را بخواند.
10 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
مکروه است که در نماز واجب، دو سوره با هم خوانده شود، اما در نماز نافله اشکالی ندارد.
11 - محمّد بن یحیی با اسناد خود گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
مکروه است که (قل هو الله احد) به یک نفس در نماز خوانده شود.
12 - منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در نماز واجب از یک سوره کمتر و یا بیشتر مخوان.
13 - صفوان جمّال گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
ص: 123
صَلاةُ الْأَوَّابِينَ الْخَمْسُونَ كُلُّهَا ب_ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).
14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي هَارُونَ الْمَكْفُوفِ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام - وَأَنَا حَاضِرٌ - كَمْ يُقْرَأُ فِي الزَّوَالِ؟
فَقَالَ: ثَمَانِينَ آيَةً.
فَخَرَجَ الرَّجُلُ فَقالَ: يَا أَبَا هَارُونَ هَلْ رَأَيْتَ شَيْخاً أَعْجَبَ مِنْ هَذَا الَّذِي سَأَلَنِي عَنْ شَيْءٍ فَأَخْبَرْتُهُ وَ لَمْ يَسْأَلْنِي عَنْ تَفْسِيرِهِ؛ هَذَا الَّذِي يَزْعُمُ أَهْلُ العِرَاقِ أَنَّهُ عَاقِلُهُمْ يَا أَبَا هَارُونَ إِنَّ الْحَمْدَ سَبْعُ آيَاتٍ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) ثَلَاتُ آيَاتٍ، فَهَذِهِ عَشْرُ آيَاتِ وَ الزَّوَالَ ثَمَانُ رَكَعَاتِ، فَهَذِهِ ثَمَانُونَ آيَةً.
15 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابِ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ هَلْ يَقْرَأُ الرَّجُلُ فِي صَلَاتِهِ وَ ثَوْبُهُ عَلَى فِيهِ؟
قَالَ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ إِذَا أَسْمَعَ أُذُنَيْهِ الْهَمْهَمَةً.
نماز توّابین (توبه کنندگان) پنجاه رکعت است که همۀ آن ها با (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) خوانده می شود.
14 - ابوهارون مکفوف گوید: در خدمت امام صادق علیه السَّلام حضور داشتم که شخصی از حضرتش پرسید: در نافلۀ ظهر چند آیه باید خواند؟
فرمود: هشتاد آیه.
مرد بیرون رفت. امام علیه السّلام فرمود: ای ابا هارون آیا پیر مردی عجیبتر از این شخص دیده ای؟ چیزی از من پرسید و به او پاسخ دادم، امّا تفسیر آن را از من نپرسید! مردم عراق گمان می کنند که او عاقلترین آن هاست.
ای ابا هارون به راستی که سورهٔ حمد هفت آیه و (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) سه آیه است که در مجموع ده آیه می شوند، و نافلهٔ ظهر هشت رکعت است. پس این هشتاد آیه شد.
15 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا کسی می تواند در حالی که لباسش روی دهانش را گرفته، نماز گزارد؟
فرمود: اشکالی ندارد، در صورتی که گوش هایش، صدایش را بشنوند.
ص: 124
16 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ ابِي حَمْزَةَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
يُجْزِئُكَ مِنَ الْقِرَاءَةِ مَعَهُمْ مِثْلُ حَدِيثِ النَّفْسِ.
17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
تَلْبيَةُ الأَخْرَس وَ تَشَهدُهُ وَ قِرَاءَتُهُ لِلْقُرْآنِ فِى الصَّلاةِ تَحْرِيكُ لِسَانِهِ وَ إِشَارَتُهُ بإصْبَعِهِ.
18 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ الْمَدَائِنِي عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الرَّجُلِ يَنْسَى حَرْفاً مِنَ الْقُرْآنِ فَيَذْكُرُ وَ هُوَ رَاكِعٌ هَلْ يَجُوزُ لَهُ أَنْ يَقْرَأُ فِي الرُّكُوع؟
قَالَ: لَا، وَ لَكِنْ إِذَا سَجَدَ فَلْيَقْرَأْ.
16 - راوی گوید: امام صادق فرمود:
هنگام نماز خواندن با آنها (سنّی ها) صدایت برای قرائت، به همان اندازه ای که خودت می شنوی، کافی است.
17 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
لبّیک گفتن شخص گنگ و لال، تشهد و قرآن خواندن او در نماز، حرکت دادن زبان و اشارۀ با انگشتان اوست.
18 - عمّار بن موسی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که حرفی از قرآن را (در قرائت نماز) فراموش می کند و در حال رکوع به یادش می آید، در این که آیا برای او جایز است که در رکوع آن را بخواند یا نه؟ فرمود:
نه ولی چون سجده رفت، آن را بخواند.
ص: 125
19 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُبْدُوسٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَاوِيَةَ عَنْ أَبِي عَلِيِّ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّكَ كَتَبْتَ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ الْفَرَج تُعَلِّمُهُ أَنَّ أَفْضَلَ مَا تَقْرَأْ فِى الْفَرَائِضِ ب_(إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ) وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وَإِنَّ صَدْرِي لَيَضِيقُ بِقِرَاءَتِهِمَا فِي الْفَجْرِ .
فقال علیه السَّلام: لا يَضِيقَنَّ صَدْرُكَ بهمَا، فَإِنَّ الْفَضْلَ _ وَ اللهِ _ فِيهِمَا.
20 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ:
صَلَّيْتُ خَلْفَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَيَّاماً فَكَانَ إِذَا كَانَتْ صَلَاةٌ لَا يُجْهَرُ فِيهَا جَهَرَ بِ_ (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) وَ كَانَ يَجْهَرُ فِي السُّورَتَيْنِ جَمِيعاً.
21 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بها).
قَالَ: الْمُخَافَتَةُ مَا دُونَ سَمْعِكَ ، وَ الْجَهْرُ أَنْ تَرْفَعَ صَوْتَكَ شَدِيداً.
19 - أبو على بن راشد گوید: به امام علی النقی علیه السَّلام عرض کردم: فدایت شوم! شما به محمّد بن فرج نوشته اید و به او تعلیم داده اید که بهترین سوره ای که در نمازهای واجب خوانده می شود، ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ﴾ و ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) است و سینۀ من به هنگام خواندن این دو سوره در نماز صبح تنگ می شود.
فرمود: سینۀ تو برای خواندن این دو سوره تنگ نشود؛ زیرا به خدا سوگند که فضیلت در این دو سوره است.
20 - صفوان جمّال گوید: مدّتی به امامت امام صادق علیه السَّلام نماز گزاردم حضرتش در نمازهایی که قرائت در آن ها آهسته است، در هر دو سوره ب_(ِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) را بلند می خواند.
21 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام دربارهٔ فرمایش خدای تعالی که می فرماید: «صدای خود را به نماز بلند نکن و آهسته هم نخوان» پرسیدم.
فرمود: آهسته آن است که خود نیز نشنوی، و بلند خواندن آن است که آواز خود را سخت بلند کنی.
ص: 126
22 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: حَدَّثَنِي مُعَاذُ بْنُ مُسْلِم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:
لَا تَدَعْ أَنْ تَقْرَأَ بِهِ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وَ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) فِي سَبْعِ مَوَاطِنَ: فِي الرَّكْعَتَيْنِ قَبْلَ الْفَجْرِ، وَ رَكْعَتَي الزَّوَالِ، وَ رَكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْمَغْرِبِ، وَ رَكْعَتَيْنِ مِنْ أَوَّلِ صَلاَةِ اللَّيْلِ، وَ رَكْعَتَي الْإِحْرَام وَ الْفَجْرِ إِذَا أَصْبَحْتَ بِهَا، وَ رَكْعَتَي الطَّوَافِ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: أَنَّهُ يُبْدَأُ فِي هَذَا كُلِّهِ ب_ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ بِ_ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) إِلَّا فِى الرَّكْعَتَيْنِ قَبْلَ الْفَجْرِ، فَإِنَّهُ يُبْدَأُ ب_ِ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) ثُمَّ يُقْرَأُ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ بِ- (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).
23 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَؤُمُ الْقَوْمَ فَيَغْلَطُ.
قَالَ: يَفْتَحُ عَلَيْهِ مَنْ خَلْفَهُ.
22 - معاذ بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در هفت موضع، خواندن قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ و ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) را ترک مکن: در دو رکعت نافلۀ صبح دو رکعت نافلۀ ظهر، دو رکعت نافلۀ مغرب، دو رکعت اوّل نماز شب، دو رکعت احرام، دو رکعت نافلۀ نماز صبح - اگر فجر را با آن دو آغاز کنی - و دو رکعت طواف.
و در روایت دیگری آمده: تمام نمازهای مذکور با (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) آغاز شود و در ركعت دوم (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) خوانده شود، مگر در دو رکعت نافلۀ صبح که با ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) آغاز گردد، سپس در رکعت دوم، ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) خواند شود.
23 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: کسی که بر گروهی امامت می کند و راه قرائت بر او بسته می شود (یعنی فراموش می کند یا به غلط می افتد چه وظیفه ای دارد؟).
فرمود: کسی که پشت سر اوست، باید راه را بر او بگشاید (یعنی به یاد او بیاورد و یا غلط او را اصلاح کند).
ص: 127
24 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي مَوْضِع ثُمَّ يُرِيدُ أَنْ يَتَقَدَّمَ.
قَالَ: يَكُفُ عَنِ الْقِرَاءَةِ فِي مَشْيِهِ حَتَّى يَتَقَدَّمَ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِي يُرِيدُ ثُمَّ يَقْرَأُ
25 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَن الْحُسَيْن بْن عُثمانَ عَنْ عَمْرُو بْن أَبِى نَصْرِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَقُومُ فِي الصَّلاةِ فَيُرِيدُ أَنْ يَقْرَأَ سُورَةً فَيَقْرَأُ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ).
فَقالَ: يُرْجَعُ مِنْ كُلِّ سُورَةٍ إِلَّا مِنْ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ مِنْ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ).
26 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ صَابِرٍ مَوْلَى بَسَّامِ قَالَ:
أَمَّنَا أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِى الصَّلاةِ الْمَغْرِبِ. فَقَرَأَ الْمُعَوَّذَتَيْن. ثُمَّ قَالَ: هُمَا مِنَ الْقُرْآنِ.
24 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که در مکانی نماز می خواند و می خواهد در همان حال نماز، اندکی به جلو حرکت کند، فرمود:
باید در هنگام راه رفتن از قرائت دست بکشد تا آنجا که می خواهد پیش برود، سپس قرائت را ادامه دهد.
25 - عمرو بن ابی نصر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم شخصی به نماز می ایستد و می خواهد سوره ای بخواند، ولی (از روی اشتباه) سورۀ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ و﴿قُلْ يَا الْكَافِرُونَ) را می خواند.
فرمود: از هر سوره ای که از روی اشتباه آن را شروع کرده، باید باز گردد، مگر سورۀ ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وَ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ).
26 - صابر گوید: نماز مغرب را به امامت امام صادق علیه السَّلام خواندیم، حضرتش دو سورۀ معوذتین (سورۀ فلق و ناس) را خواند،سپس فرمود:
این دو سوره ار سوره های قرآنند (1).
ص: 128
27 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُسْمِعَ مَنْ خَلْفَهُ وَ إِنْ كَثُرُوا؟
فَقالَ: لِيَقْرَأْ قِرَاءَةً وَسَطاً ، يَقُولُ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: ﴿وَ لَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِها).
28 - عَلِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الَّذِي لَا يَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ فِي صَلاتِهِ.
قَالَ لَا صَلاةَ لَهُ إِلَّا أَنْ يَبْدَأَ بِهَا فِى جَهْرٍ أَوْ إِخْفَاتٍ.
قُلْتُ: أَيُّهُمَا أَحَبُّ إِلَيْكَ إِذَا كَانَ خَائِفًا أَوْ مُسْتَعْجِلاً يَقْرَأُ بِسُورَةٍ أَوْ فَاتِحَةِ الْكِتَابِ ؟
قَالَ: فَاتِحَةَ الْكِتَابِ.
27 - عبدالله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا بر امام جماعت لازم است که صدای قرائت خود را به گوش کسانی که پشت سر او هستند برساند، گرچه بسیار باشند؟
فرمود: باید قرائت را با صدای متوسّط بخواند، زیرا خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «نمازت را بلند مخوان، و بسیار آهسته نیز خوان».
28 - محمّد بن مسلم گوید: از آن حضرت (امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام) پرسیدم: کسی که در نماز خود سوره حمد را نمی خواند (چه حکمی دارد؟)
فرمود: نمازی برای او نیست، مگر این که در نمازهای جهری و یا اخفاتی نماز را با سورۀ حمد شروع کند.
عرض کردم: به نظر شما اگر از چیزی بترسد، یا عجله داشته باشد، بهتر است کدام یک را بخواند حمد یا سورهای دیگر را؟
فرمود: سورۀ حمد را بخواند
ص: 129
(22) بَابُ عَزَائِمِ السُّجُودِ
1 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لا إذَا قَرَأْتَ شَيْئاً مِنَ الْعَزَائِمِ الَّتِي يُسْجَدُ فِيهَا فَلاَ تُكَبِّرْ قَبْلَ سُجُودِكَ، وَلَكِنْ تُكَبِّرُ حِينَ تَرْفَعُ رَأْسَكَ وَ الْعَزَائِمُ أَرْبَع حم السَّجْدَةُ، وَ تَنْزِيلٌ، وَ النَّجْمُ، وَ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ).
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ:
إِذَا قُرِئَ شَيْءٌ مِنَ الْعَزَائِمِ الْأَرْبَع فَسَمِعْتَهَا فَاسْجُدْ، وَإِنْ كُنْتَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ، وَإِنْ كُنْتَ جُنُباً، وَ إِنْ كَانَتِ الْمَرْأَةُ لَا تُصَلِّي، وَ سَائِرُ الْقُرْآنِ أَنْتَ فِيهِ بِالْخِيَارِ، إِنْ شِئْتَ سَجَدْتَ، وَإِنْ شِئْتَ لَمْ تَسْجُدْ.
بخش بیست و دوم: سوره هایی که دارای سجده واجب هستند
1 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه آیه ای را که سجده دارد، خواندی پیش از سجده تکبیر نگو، ولی هنگامی از سجده بر داشتی، تکبیر بگو، و سوره هایی که آیۀ سجده دارند، چهار سوره هستند: حم سجده، تنزيل (الم سجده)، نجم و «اقرأ باسم ربّك».
2 - ابو بصیر گوید: امام علیه السَّلام فرمود:
هرگاه آیه سجده داری از سوره های چهارگانه خوانده شود و آن را بشنوی، سجده کن گرچه وضو نداشته باشی، اگر چه جنب باشی و هم چنین است اگر زنی (به علت حیض یا نفاس) نماز نمی خواند، ولی آن آیه را بشنود، و در سوره های دیگر قرآن اختیار داری، اگر خواستی سجده کن و اگر نخواستی سجده نکن.
ص: 130
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ سَمِعَ السَّجْدَةَ تُقْرَأُ.
قَالَ: لَا يَسْجُدُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مُنْصِتاً لِقِرَاءَتِهِ مُسْتَمِعاً لَهَا، أَوْ يُصَلِّيَ بِصَلَاتِهِ، فَأَمَّا أَنْ يَكُونَ يُصَلِّي فِي نَاحِيَةٍ وَأَنْتَ تُصَلِّي فِي نَاحِيَةٍ أُخْرَى فَلاَ تَسْجُدْ لِمَا سَمِعْتَ.
4 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِنْ صَلَّيْتَ مَعَ قَوْمٍ فَقَرَأَ الْإِمَامُ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ أَوْ شَيْئاً مِنَ الْعَزَائِم وَ فَرَغَ مِنْ قِرَاءَتِهِ وَ لَمْ يَسْجُدْ فَأَوْم إيمَاءٌ، وَ الْحَائِضُ تَسْجُدُ إِذَا سَمِعَتِ السَّجْدَةَ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَن الرَّجُل يَقْرَأُ بِالسَّجْدَةِ فِي آخِرِ السُّورَةِ.
لا قَالَ: يَسْجُدُ ثُمَّ يَقُومُ فَيَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ ثُمَّ يَرْكَعُ وَ يَسْجُدُ.
3 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که آیۀ سجده را می شنود، پرسیدم.
فرمود: سجده لازم نیست، مگر این که در حال سکوت قرائت قاری را بشنود، یا این که با او (به جماعت) نماز می گزارد اما اگر قاری در گوشه ای نماز می خواند و تو در گوشه ای دیگر برای آن چه که شنیده ای، سجده لازم نیست.
4 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
اگر با گروهی نماز گزاردی و امام جماعت (اقْرَأْ بِاسْم رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ) یا آیه ای از سوره های سجده دار را خواند و از قرائت خود فارغ شد و سجده نکرد، پس تو با اشاره سجده کن، و زن حائض نیز هرگاه آيۀ سجده را بشنود ،باید سجده کند.
5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که آیۀ سجده را در آخر سوره می خواند، سؤال شد.
فرمود: به سجده می رود، سپس بر می خیزد و حمد را می خواند و پس از آن به رکوع می رود و سجده می کند.
ص: 131
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:
لَا تَقْرَأْ فِي الْمَكْتُوبَةِ بِشَيْءٍ مِنَ الْعَزَائِمِ، فَإِنَّ السُّجُودَ زِيَادَةٌ فِي الْمَكْتُوبَةِ .
(23) بَابُ الْقِرَاءَةِ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ وَ التَّسْبِيحَ فِيهِمَا
1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَن الْقِرَاءَةِ خَلْفَ الْإِمَام فِي الرَّكْعَتَيْنِ الأَخِيرَتَيْنِ .
فَقالَ: الْإِمَامُ يَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ مَنْ خَلْفَهُ يُسَبِّحُ، فَإِذَا كُنْتَ وَحْدَكَ فَاقْرَأْ فِيهِمَا، وَإِنْ شِئْتَ فَسَبِّحْ.
6 - زراره از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) روایت کرده که حضرتش فرمود:
در نمازهای واجب، هیچ یک از سوره هایی را که سجده دارند، مخوان؛ زیرا که سجده در نمازهای واجب باعث زیاد شدن (ارکان نماز) می شود.
بخش بیست و سوم: قرائت و تسبیح در دو رکعت آخر
1 - معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد قرائت پشت سر امام جماعت در دو رکعت آخر پرسیدم.
فرمود: باید امام جماعت سورۀ حمد را بخواند و کسی که پشت سر اوست، تسبیح بگوید، امّا اگر تنها و فرادا نماز بخوانی، در آن دو رکعت حمد را بخوان و اگر خواستی تسبیح بگو.
ص: 132
2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: مَا يُجْزِئُ مِنَ الْقَوْلِ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ.
قَالَ: أَنْ تَقُولَ: «سُبْحَانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ اللهُ أَكْبَرُ» وَ تُكَبِّرُ وَ تَرْكَعُ.
(24) بَابُ الرُّكُوعِ وَ مَا يُقَالُ فِيهِ مِنَ التَّسْبِيحِ وَالدُّعَاءِ فِيهِ وَإِذَا رَفَعَ الرَّأْسَ مِنْهُ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَرْكَعَ فَقُلْ وَأَنْتَ مُنْتَصِبٌ: «اللَّهُ أَكْبَرُ».
2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: در دو رکعت آخر چه ذکری کفایت می کند؟
فرمود: این که بگویی: «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله والله اكبر»، سپس تکبیر می گویی و به رکوع می روی.
بخش بیست و چهارم: رکوع و تسبیح و دعای رکوع و ذکر پس از آن
1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
چون خواستی به رکوع بروی، در حالی که راست ایستاده ای بگو: «الله اکبر».
ص: 133
ثُمَّ ارْكَعْ وَ قُلْ: «اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْتُ وَ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّي خَشَعَ لَكَ قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ مُنِّي وَ عِظَامِي وَ عَصَبِي وَ مَا أَقَلَّتْهُ قَدَمَايَ غَيْرَ مُسْتَنْكِفٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ وَ لَا مُسْتَحْسِ» سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ». ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فِي تَرْتِيل.
وَ تَصُفُ فِي رُكُوعِكَ بَيْنَ قَدَمَيْكَ تَجْعَلُ بَيْنَهُمَا قَدْرَ شِبْرٍ وَ تُمَكِّنُ رَاحَتَيْكَ مِنْ رُكْبَتَيْكَ وَتَضَعُ يَدَكَ الْيُمْنَى عَلَى رُكْبَتِكَ اليُمْنَى قَبْلَ اليُسْرَى وَ بَلع بأَطْرَافِ أَصَابِعِكَ عَيْنَ الرُّكْبَةِ وَ فَرِّجْ أَصَابِعَكَ إِذَا وَضَعْتَهَا عَلَى رُكْبَتَيْكَ وَأَقِمْ صُلْبَكَ وَ مُدَّ عُنقَكَ، وَ ليَكُنْ نَظَرُكَ بَيْنَ قَدَمَيْكَ.
ثُمَّ قُلْ: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ». وَأَنْتَ مُنْتَصِبٌ قَائِمُ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ أَهْلَ الْجَبَرُوتِ وَ الْكِبْرِيَاءِ وَ الْعَظَمَةُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» تَجْهَرُ بِهَا صَوْتَكَ، ثُمَّ تَرْفَعُ يَدَيْكَ بِالتَّكْبِيرِ وَ تَخِرُّ سَاجِداً.
سپس به رکوع برو و بگو: «اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْتُ وَ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّي خَشَعَ لَكَ قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ مُنِّي وَ عِظَامِي وَ عَصَبِي وَ مَا أَقَلَّتْهُ قَدَمَايَ غَيْرَ مُسْتَنْكِفٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ وَ لَا مُسْتَحْسِرٍ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ»
سپس سه مرتبه شمرده و با تأمّل می گویی «سبحان ربي العظيم و بحمده».
و میان دو قدم خود را در رکوع برابر کن و فاصلۀ میان آن ها را به اندازۀ یک وجب قرار ده و دو کف خود را بر زانوان خویش بگذار و دست راست پیش از دست چپ بر آن بگذار و اطراف انگشتان خود را به اطراف زانو برسان، و چون انگشتان خود را بر زانوان خود گذاری، آن ها را بازکن و پشت خود را راست گردان و گردن خویش را بِکش و باید نگاه و نظر تو در میان دو قدم تو باشد. سپس (در حالی که از رکوع بر می خیزی) بگو: «سمع الله لمن حمده» در حالی که راست ایستاده ای (می گویی: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ أَهْلَ الْجَبَرُوتِ وَ الْكِبْرِيَاءِ وَ الْعَظَمَةُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» که صدای خود را به هنگام گفتن آن، بلند می کنی، سپس دست های خود را به تکبیر بلند می نمایی و به سجده می افتی.
ص: 134
2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقُلْتُ: مَا يَقُولُ الرَّجُلُ خَلْفَ الْإِمَامِ إِذَا قَالَ: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» ؟
قَالَ: يَقُولُ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»، وَ يَخْفِضُ مِنْ صَوْتِهِ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أبُو جَعْفَر علیه السَّلام:
إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَرْكَعَ وَ تَسْجُدَ فَارْفَعْ يَدَيْكَ وَ كَبِّرْ ثُمَّ ارْكَعْ وَ اسْجُدْ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام مَنْ لَمْ يُقِمْ صُلْبَهُ فِي الصَّلَاةِ فَلَا صَلاةَ لَهُ.
2 - جميل بن درّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم وقتی امام جماعت می گوید: «سمع الله لمن حمده» مأمون باید چه بگوید؟
فرمود آهسته می گوید: «الحمد لله ربّ العالمين».
3 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه خواستی به رکوع بروی و سجده کنی، دست های خود را بلند کن و تکبیر بگو سپس رکوع و سجده کن.
4 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
امیرمؤمنان على صلوات الله عليه فرمود: هر کس در نماز پشت خود را راست نکند، او را نماز کاملی نیست.
ص: 135
5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ :
رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام يَرْكَعُ رُكُوعاً أَخْفَضَ مِنْ رُكُوعِ كُلِّ مَنْ رَأَيْتُهُ يَرْكَعُ، وَكَانَ إِذَا رَكَعَ جَنَّحَ بِيَدَيْهِ.
6 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ الرُّكُوعِ فَأَقِمْ صُلْبَكَ فَإِنَّهُ لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَا يُقِيمُ صُلْبَهُ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن السَّنْدِي بْنِ الرَّبيع عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي مَنْزِلِهِ بِالْمَدِينَةِ. فَقَالَ مُبْتَدِئاً:
مَنْ أَتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تَدْخُلُهُ وَحْشَةً فِى الْقَبْر.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ هِشَامٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يُجْزِى عَنِّي أَنْ أَقُولَ مَكَانَ التَّسْبِيحَ فِي الرُّكُوعِ و السُّجُودِ: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ» ؟
قَالَ: نَعَمْ.
5 - اسماعیل بن بزیع گوید:
ابا الحسن علیه السَّلام را دیدم که در رکوع از همه بیشتر خم می شد و عادت آن حضرت بود که هرگاه به رکوع می رفت، بر دو کف دست خود تکیه می کرد.
6 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
چون سر را از رکوع برداشتی، پشت خود را راست گردان؛ زیرا کسی که در این حال پشت خود را راست نكند، او را نمازی نیست.
7 - سعید بن جناح گوید: در مدینه در خانه امام باقر علیه السَّلام در خدمت آن حضرت بودم که ابتداء فرمود:
کسی که رکوع خود را کامل کند، در قبر وحشت و ترس بر او وارد نشود.
8 - هشام گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا کفایت می کند که در رکوع و سجود به جای تسبیح «لا اله الا الله و الله اکبر» بگویم؟
فرمود: آری.
ص: 136
9- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيّ بْن عُقْبَةَ قَالَ:
رَآنِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام بِالْمَدِينَةِ، وَ أَنَا أَصَلِّي وَأَنْكُسُ بِرَأْسِي وَأَتَمَدَّدُ فِي رُكُوعِي.
فَأَرْسَلَ إِلَيَّ : لَا تَفْعَلْ.
(25) بَابُ السُّجُودِ وَ التَّسْبِيحِ وَالدُّعَاءِ فِيهِ فِي الْفَرَائِضِ وَ النَّوَافِلِ وَ مَا يُقَالُ بَيْنَ السَّجْدَتَيْنِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا سَجَدْتَ فَكَبِّرْ وَ قُلِ: «اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَأَنْتَ رَبِّي سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ وَ شَقَّ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ».
9 - على بن عقبه گوید: امام کاظم علیه السَّلام مرا در مدینه دید که نماز می گزارم و سر خود را زیر می افکندم و در رکوع خود را می کشیدم.
آن حضرت برای من پیغام فرستاد که چنین مکن.
بخش بیست و پنجم: سجده، تسبیح، دعای سجدۀ نمازهای واجب و مستحب و آن چه میان دو سجده گفته می شود
1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه سجده کردی تکبیر بگو و این دعا را بخوان: «اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّي سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ وَ شَقَّ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ».
ص: 137
ثُمَّ قُلْ: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ»، ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.
فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ فَقُلْ بَيْنَ السَّجْدَتَيْن: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ أَجِرْنِي وَ ادْفَعْ عَنِّي إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ».
2 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَفْصِ الْأَعْوَرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام إِذَا سَجَدَ يَتَخَوَّى كَمَا يَتَخَوَّى الْبَعِيرُ الضَّامِرُ. يَعْنِي بُرُوكَهُ.
3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ:
رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلامِ إِذَا سَجَدَ يُحَرِّكُ ثَلَاثَ أَصَابِعَ مِنْ أَصَابِعِهِ وَاحِدَةً بَعْدَ وَاحِدَةٍ تَحْرِيكاً خَفِيفاً كَأَنَّهُ يَعُدُّ التَّسْبِيحَ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ.
سپس سه بار بگو: «سبحان ربی الاعلی و بحمده» و چون سر را از سجده برداشتی بگو:
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ أَجِرْنِي وَ ادْفَعْ عَنِّي إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ».
2 - حفص اعور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
حضرت علی صلوات الله علیه را رسم چنان بود که چون سجده می کرد، اعضای خود را از یکدیگر دور می داشت، همچنان که شتر لاغر به هنگام خوابیدن چنین می کند.
3 - محمد بن اسماعیل گوید: امام رضا علیه السَّلام را دیدم که هرگاه به سجده می رفت، سه انگشت از انگشتان خویش را یکی پس از دیگری، آهسته تکان می داد، گویی تسبیح را می شمرد، سپس سر از سجده بر می داشت.
ص: 138
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَر الأَحْوَلِ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ:
سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ يَقُولُ وَ هُوَ سَاجِدٌ: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ إِلَّا بَدَّلْتَ سَيِّئَاتِي حَسَنَاتٍ، وَ حَاسَبْتَنِي حِسَاباً يَسِيراً».
ثُمَّ قَالَ فِي الثَّانِيَةِ: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ إِلَّا كَفَيْتَنِي مَؤونَةَ الدُّنْيَا وَ كُلَّ هَوْلٍ دُونَ الْجَنَّةِ».
وَ قَالَ فِي الثَّالِثَةِ: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ لَمَّا غَفَرْتَ لِيَ الْكَثِيرَ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْقَلِيلَ وَ قَبِلْتَ مِنِّي عَمَلِيَ الْيَسِيرَ».
ثُمَّ قَالَ فِي الرَّابِعَةِ: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَدْخَلْتَنِي الْجَنَّةَ وَ جَعَلْتَنِي مِنْ سُكَّانِهَا وَ لَمَّا نَجَّيْتَنِي مِنْ سَفَعَاتِ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ».
4 - ابو عبیده حذّاء گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که در سجده (نخست) می فرمود:
«أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ إِلَّا بَدَّلْتَ سَيِّئَاتِي حَسَنَاتٍ، وَ حَاسَبْتَنِي حِسَاباً يَسِيراً».
سپس در سجدۀ دوم می فرمود: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ إِلَّا كَفَيْتَنِي مَؤونَةَ الدُّنْيَا وَ كُلَّ هَوْلِ دُونَ الْجَنَّةِ».
آن گاه در سجد سۀوم می فرمود: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ لَمَّا غَفَرْتَ لِيَ الْكَثِيرَ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْقَلِيلَ وَ قَبِلْتَ مِنِّي عَمَلِيَ الْيَسِيرَ».
سپس در سجده چهارم می فرمود: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَدْخَلْتَنِي الْجَنَّةَ وَجَعَلْتَنِي مِنْ سُكَانِهَا وَ لَمَّا نَجَّيْتَنِي مِنْ سَفَعَاتِ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ».
ص: 139
5 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سُلَيْمَانَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَذْكُرُ النَّبِيَّ صلّی اللهُ علیه وآله وَ هُوَ فِي الصَّلاةِ الْمَكْتُوبَةِ إِمَّا رَاكِعاً وَ إِمَّا سَاجِداً ، فَيُصَلِّى عَلَيْهِ وَ هُوَ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ ؟
فَقالَ: نَعَمْ، إِنَّ الصَّلاَةَ عَلَى نَبِيُّ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله كَهَيْئَةِ التَّكْبِيرِ وَ التَّسْبِيحَ وَ هِيَ عَشْرُ حَسَنَاتٍ يَبْتَدِرُهَا ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مَلَكًا أَيُّهُمْ يُبَلِّغُهَا إِيَّاهُ.
6 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَيَابَةَ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَدْعُو وَ أَنَا سَاجِدٌ؟
فَقالَ: نَعَمْ، فَادْعُ لِلدُّنْيَا وَالآخِرَةِ فَإِنَّهُ رَبُّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَادَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
5 - عبدالله بن سلیمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که در نماز واجب، پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله را یاد می کند و در حالی که در رکوع و یا سجده است، بر آن حضرت صلوات می فرستد که آیا چنین کاری جایز است؟
فرمود: آری، همانا صلوات بر پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله همانند تکبیر تسبیح است و آن ده حسنه دارد و هجده فرشته بر یکدیگر پیشی می گیرند تا آن صلوات را نزد پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله برسانند.
6 - عبدالرحمان بن سیابه گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا می توانم در حال سجده دعا بخوانم؟
فرمود: آری، برای دنیا و جهان آخرت دعا کن؛ زیرا که خداوند، پروردگار دنیا و جهان آخرت است.
7 - جمیل بن دراج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 140
أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنْ رَبِّهِ إِذَا دَعَا رَبَّهُ وَ هُوَ سَاجِدٌ، فَأَيُّ شَيْءٍ تَقُولُ إِذَا سَجَدْتَ؟
قُلْتُ: عَلمْنِي جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا أَقُولُ.
قَالَ: قُلْ: «يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ يَا مَلِكَ الْمُلُوكِ وَ يَا سَيِّدَ السَّادَاتِ وَ يَا جَبَّارَ الْجَبَابِرَةِ وَ يَا إِلَهَ الْآلِهَةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا.
ثُمَّ قُلْ: «فَإِنِّي عَبْدُكَ نَاصِيَتِي فِي قَبْضَتِكَ».
ثُمَّ ادْعُ بمَا شِئْتَ وَاسْأَلْهُ، فَإِنَّهُ جَوَادٌ وَ لَا يَتَعَاظَمُهُ شَيْءٌ.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:
صَلَّى بِنَا أَبُو بَصِيرٍ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ. فَقالَ وَ هُوَ سَاجِدٌ وَ قَدْ كَانَتْ ضَلَّتْ نَاقَةٌ لِجَمَّالِهِمْ: اللَّهُمَّ رُدَّ عَلَى فُلانٍ نَاقَتَهُ.
نزدیکترین حالات بنده به پروردگار هنگامی است که در سجده باشد و پروردگار خویش را بخواند تو در سجده چه می گویی؟
عرض کردم: فدایت شوم، مرا یاد دهید که چه بگویم.
فرمود: بگو: «يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ يَا مَلِكَ الْمُلُوكِ وَ يَا سَيِّدَ السَّادَاتِ وَ يَا جَبَّارَ الْجَبَابِرَةِ وَ يَا إِلَهَ الْآلِهَةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» و حاجت مرا روا کن.
سپس بگو: «فإني عبدك ناصيتي في قبضتك».
پس از آن برای هر چه می خواهی دعا کن و آن را از خداوند بخواه، زیرا که او بخشنده است و هیچ حاجتی را بزرگ نشمارد.
8 - محمد بن مسلم گوید: در راه مکّه ابو بصیر در نماز بر ما امامت کرد. شتری از ساربان گم شده بود. ابو بصیر در سجدۀ نماز گفت: «بار خدایا! شتر فلانی را به او باز گردان».
ص: 141
قَالَ مُحَمَّدٌ: فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَأَخْبَرْتُهُ.
قَالَ: وَ فَعَلَ ؟
قلْتُ: نَعَمْ
قَالَ: وَ فَعَلَ؟
قُلْتُ: نَعَمْ
قَالَ: فَسَكَتَ.
قُلْتُ: فَأُعِيدُ الصَّلاةَ؟
قَالَ: لَا.
9 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
من خدمت امام صادق علیه السَّلام شرفیاب شدم و جریان را باز گفتم.
فرمود: ابو بصیر چنین کرد؟!
گفتم: آری.
باز پرسید و چنین کرد؟!
گفتم: آری.
آن حضرت ساکت شد عرض کردم: آیا باید نماز را اعاده کنم؟
فرمود: نه.
9 - اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:
ص: 142
إِنِّي كُنْتُ أُمَهَّدُ لِأَبِي فِرَاشَهُ فَأَنْتَظِرُهُ حَتَّى يَأْتِيَ، فَإِذَا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ وَ نَامَ قُمْتُ إِلَى فِرَاشِي، وَ إِنَّهُ أَبْطَأَ عَلَيَّ ذَاتَ لَيْلَةٍ فَأَتَيْتُ الْمَسْجِدَ فِي طَلَبِهِ، وَ ذَلِكَ بَعْدَ مَا هَدَأَ النَّاسُ، فَإِذَا هُوَ فِي الْمَسْجِدِ سَاجِدٌ وَ لَيْسَ فِي الْمَسْجِدِ غَيْرُهُ، فَسَمِعْتُ حَنِينَهُ وَهُوَ يَقُولُ:
«سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي حَقَّاً حَقّاً سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً
اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضَاعِفْهُ لِي اللَّهُمَّ قِنِي عَذَابَكَ يَوْمَ تَبْعَثُ عِبَادَكَ وَ تُبْ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ».
10 - أَحْمَدُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي جَرِيرٍ الرَّوَّاسِي قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام وَ هُوَ يَقُولُ:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ» يُرَدِّدُهَا ».
بستر پدر بزرگوارم را می گسترانیدم و منتظر می شدم تا باز گردد، و چون آن حضرت باز گشت و در بستر خود می آرمید، من نیز به بستر خویش می رفتم تا این که شبی آمدنش شد دیر شد. به دنبالش به سوی مسجد شتافتم و این در زمانی بود که همه مردم در منزل خود استراحت می کردند آن حضرت را دیدم که در مسجد به سجده افتاده و جز او کسی در مسجد نبود و ناله اش را شنیدم در حالی که می گفت:
«سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي حَقًّا حَقًّا سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضَاعِفْهُ لِي اللَّهُمَّ قِنِي عَذَابَكَ يَوْمَ تَبْعَثُ عِبَادَكَ وَ تُبْ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ».
10 - ابوجرير رواسی گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ» و این دعا را تکرار می فرمود:
ص: 143
11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ قَالَ:
شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلامتَفَرُّقَ أَمْوَالِنَا وَ مَا دَخَلَ عَلَيْنَا .
فَقالَ: عَلَيْكَ بالدُّعَاءِ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ، فَإِنَّ أَقْرَبَ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ.
قَالَ: قُلْتُ: فَأَدْعُو فِي الْفَرِيضَةِ وَ أُسَمِّي حَاجَتِي؟
فَقَالَ: نَعَمْ، قَدْ فَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله فَدَعَا عَلَى قَوْمٍ بِأَسْمَائِهِمْ وَأَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ فَعَلَهُ عَلِيٌّ علیه السَّلام بَعْدَهُ.
12 - جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
11 - عبدالله بن هلال گوید: به امام صادق علیه السَّلام از پراکنده شدن و از بین رفتن اموالمان و سختی و شدّتی که بر ما وارد شده بود، شکایت کردم.
فرمود: بر تو باد به دعا کردن در حالی که در سجده ای، زیرا نزدیکترین حالات بنده به خداوند، سجده است.
عرض کردم: آیا در نماز واجب هم می توانم دعا کنم و حاجت خود را نام ببرم؟
فرمود: آری، رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله چنین کرد و گروهی را نفرین نمود و آن ها و پدرانشان را نام برد و علی علیه السَّلام نیز پس از آن حضرت چنین کرد.
12 - ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 144
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله عِنْدَ عَائِشَةَ ذَاتَ لَيْلَةٍ فَقَامَ يَتَنَفَّلُ، فَاسْتَيْقَظَتْ عَائِشَةُ فَضَرَبَتْ بِيَدِهَا فَلَمْ تَجِدْهُ ، فَظَنَّتْ أَنَّهُ قَدْ قَامَ إِلَى جَارِيَتِهَا، فَقَامَتْ تَطُوفُ عَلَيْهِ، فَوَطِئَتْ عُنقَهُ صلَّى الله عليه وآله وَهُوَ سَاجِدٌ بَاكِ يَقُولُ:
«سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي أَبُوءُ إِلَيْكَ بِالنِّعَمِ وَأَعْتَرِفُ لَكَ بِالذَّنْبِ الْعَظِيمِ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنْبَ الْعَظِيمَ إِلَّا أَنْتَ أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَأَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ نَقِمَتِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ لَا أَبْلُغُ مَدْحَكَ وَ الثَّنَاءَ عَلَيْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ».
فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ: يَا عَائِشَةُ! لَقَدْ أَوْ جَعْتِ عُنُقِي، أَيَّ شَيْءٍ خَشِيتِ أَنْ أَقُومَ إِلَى جَارِيَتِكِ؟
13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:
شبی رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نزد عایشه بود. حضرتش برای نافله خاست و عایشه از خواب بیدار شد به جای رسول خدا صلَّى الله عليه وآله دست زد و آن حضرت را نیافت. گمان کرد که آن حضرت نزد کنیز او رفته است. پس برخاست و به دنبالش گشت که پایش به گردن آن حضرت اصابت کرد. حضرتش در سجده گریان بود و می فرمود:
«سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي أَبُوءُ إِلَيْكَ بِالنِّعَمِ وَ أَعْتَرِفُ لَكَ بِالذَّنْبِ الْعَظِيمِ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذَّنْبَ العَظِيمَ إِلَّا أَنْتَ أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ نَقِمَتِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ لَا أَبْلُغُ مَدْحَكَ وَالثَّنَاءَ عَلَيْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ».
و چون فارغ شد، فرمود: ای عایشه! گردن مرا به درد آوردی! از چه چیزی ترسیدی؟ آیا از این که نزد کنیز تو بروم؟!
13 - ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 145
مَنْ قَالَ فِي رُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ وَ قِيَامِهِ: «صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِمِثْلِ الرُّكُوعِ وَالسُّجُودِ وَ الْقِيَامِ.
14 - عَلِيَّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَلِيَّ قَالَ:
رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ وَ قَدْ سَجَدَ بَعْدَ الصَّلاَةِ، فَبَسَطَ ذِرَاعَيْهِ عَلَى الْأَرْضِ وَأَلْصَقَ جُوجُوهُ بِالْأَرْضِ فِي دُعَائِهِ.
15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْن خَاقَانَ قَالَ:
رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ الثَّالِثَ علیه السَّلام سَجَدَ سَجْدَةَ الشُّكْرِ فَافْتَرَشَ ذِرَاعَيْهِ فَأَلْصَقَ جُوجُوهُ وَ بَطْنَهُ بالأَرْضِ، فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ .
فَقالَ: كَذَا نُحِبُّ.
16 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ: حَدَّثَنِي بَعْضُ أَصْحَابِنَا قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ علیه السَّلام إِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ مِنْ آخِرِ رَكْعَةِ الْوَتْرِ قَالَ:
هر کس در رکوع سجود و قیامش بگوید: «صلی الله على محمّد و آل محمّد» خداوند پاداشی مانند پاداش همان رکوع، سجود و قیام برای او بنویسد.
14 - جعفر بن علی گوید: امام کاظم را دیدم که بعد از نماز، سجده نمود و بازوان و سینۀ خویش را بر زمین پهن کرد و دعا نمود.
15 - عبدالرحمان بن خاقان گوید: امام هادی علیه السَّلام را دیدم که سجدۀ شکر به جای آورد و بازوان خود را گسترد و سینه و شکم خویش را بر زمین چسبانید. من از حضرتش دربارۀ آن حالت پرسیدم.
فرمود: ما چنین (سجده ای را) دوست می داریم.
16 - یکی از اصحاب ما گوید: رسم امام کاظم علیه السَّلام چنین بود که هرگاه سر از رکوع آخر نماز وتر بر می داشت، می گفت:
ص: 146
«هَذَا مَقَامُ مَنْ حَسَنَاتُهُ نِعْمَةٌ مِنْكَ وَ شُكْرُهُ ضَعِيفٌ وَ ذَنْبُهُ عَظِيمٌ وَ لَيْسَ لَهُ إِلَّا دَفْعُكَ وَ رَحْمَتُكَ، فَإِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ عَلَى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صلَّى الله عليه وآله: (كَانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ) طَالَ هُجُوعِي وَ قَلَّ قِيَامِي وَ هَذَا السَّحَرُ وَ أَنَا أَسْتَغْفِرُكَ لِذَنْبِي
اسْتِغْفَارَ مَنْ لَمْ يَجِدْ لِنَفْسِهِ ضَرّاً وَ لَا نَفْعاً وَ لَا مَوْتاً وَ لَا حَيَاةً وَ لَا نُشُوراً».
ثُمَّ يَخرُّ ساجداً علیه السَّلام.
17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السَّلام عَمَّا أَقُولُ فِي سَجْدَةِ الشُّكْرِ، فَقَدِ اخْتَلَفَ أَصْحَابُنَا فِيهِ.
فَقالَ: قُلْ وَأَنْتَ سَاجِدٌ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ وَ أَشْهِدُ مَلائِكَتَكَ وَأَنْبِيَاءَكَ وَ رُسُلَكَ وَ جَمِيعَ خَلْقِكَ أَنَّكَ اللَّهُ رَبِّي وَ الْإِسْلَامَ دِينِي وَ مُحَمَّداً نَبِيِّي وَ عَلِيّاً..» و سه مرتبه بگو: وَ فُلاناً وَ فُلاناً إِلَى آخِرِهِمْ أَئِمَّتِي بِهِمْ أَتَوَلَّى وَ مِنْ عَدُوِّهِمْ أَتَبَرَّةُ». «اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْشُدُكَ دَمَ الْمَظْلُومِ» - ثَلَاثَاً -
«هَذَا مَقَامُ مَنْ حَسَنَاتُهُ نِعْمَةٌ مِنْكَ وَ شُكْرُهُ ضَعِيفٌ وَ ذَنْبُهُ عَظِيمٌ وَ لَيْسَ لَهُ إِلَّا دَفْعُكَ وَ رَحْمَتُكَ، فَإِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ عَلَى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صلَّى الله عليه وآله: (كَانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ) طَالَ هُجُوعِي وَ قَلَّ قِيَامِي وَ هَذَا السَّحَرُ وَ أَنَا أَسْتَغْفِرُكَ لِذَنْبِي اسْتِغْفَارَ مَنْ لَمْ يَجِدْ لِنَفْسِهِ ضَرّاً وَ لَا نَفْعاً وَ لَا مَوْتاً وَ لَا حَيَاةً وَ لَا نُشُوراً».
سپس حضرتش به سجده می افتاد، درود خدا بر او باد.
17 -عبدالله بن جندب گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: در سجدۀ شکر چه بگویم؛ زیرا یاران ما در آن اختلاف نظر دارند؟
فرمود: در حالی که در سجده ای سه مرتبه بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ وَ أُشْهِدُ مَلَائِكَتَكَ وَ أَنْبِيَاءَكَ وَ رُسُلَكَ وَ جَمِيعَ خَلْقِكَ أَنَّكَ اللهُ رَبِّي وَ الْإِسْلامَ دِينِي وَ مُحَمَّداً نَبِيِّي وَ عَلِيّاً... وائمه علیهم السَّلام را تا آخرین فرد نام ببر و بگو «أَئِمَّتِي بِهِمْ أَتَوَلَّى وَ مِنْ عَدُوِّهِمْ أَتَبَرَّأُ».
وسه مرتبه بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْشُدُكَ دَمَ الْمَظْلُومِ».
ص: 147
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْشُدُكَ بِإِيوَائِكَ عَلَى نَفْسِكَ لِأَوْلِيَائِكَ لِتُطْفِرَنَّهُمْ بِعَدُوِّكَ وَ عَدُوِّهِمْ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفَظِينَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْيُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ» - ثَلَاثَاً - ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْمَنَ عَلَى الْأَرْضِ وَ تَقُولُ: «يَا كَهْفِي حِينَ تُعْيِينِي الْمَذَاهِبُ وَ تَضِيقُ عَلَيَّ الْأَرْضُ بِمَا رَحْبَتْ وَ يَا بَارِيُّ خَلْقِي رَحْمَةً بِي وَ قَدْ كَانَ عَنْ خَلْقِي غَنِيّاً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفَظِينَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ».
ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْسَرَ وَ تَقُولُ: «يَا مُذِلُّ كُلِّ جَبَّارٍ وَ يَا مُعِزُّ كُلِّ نَلِيلٍ قَدْ وَ عِزَّتِكَ بَلَغَ بِي مَجْهُودِي» - ثَلاثاً ..
ثُمَّ تَقُولُ: «يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا َكاشِفَ الْكُرَبِ الْعِظَامِ» - ثَلاثاً - ثُمَّ تَعُودُ لِلسُّجُودِ فَتَقُولُ مِائَةَ مَرَّةٍ: «شكراً شُكراً»، ثُمَّ تَسْأَلُ حَاجَتَكَ إِنْ شَاءَ اللهُ تَعَالَى.
18 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِي عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصٍ الْمَرْوَزِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي سَجْدَةِ الشُّكْرِ.
فَكَتَبَ إِلَى مِائَةَ مَرَّةٍ: «شكراً شكراً»، وَ إِنْ شِئْتَ: «عَفْواً عَفْواً».
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْشُدُكَ بِإِيوَائِكَ عَلَى نَفْسِكَ لِأَوْلِيَائِكَ لِتُظْفِرَنَّهُمْ بِعَدُوّكَ وَ عَدُوِّهِمْ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفَظِينَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ». اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْيُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ - سه مرتبه - سپس گونۀ راست خویش بر زمین گذار و بگو: «يَا كَهْفِي حِينَ تُعْيِينِي الْمَذَاهِبُ وَ تَضِيقُ عَلَيَّ الْأَرْضُ بِمَا رَحْبَتْ وَ يَا بَارِيَّ خَلْقِي رَحْمَةً بِي وَ قَدْ كَانَ عَنْ خَلْقِي غَنِيّاً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفَظِينَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ».
سپس گونۀ چپ خود را بر خاک می گذاری و سه مرتبه می گویی: «يَا مُذِلَّ كُلِّ جَبَّارٍ وَ يَا مُعِزَّ كُلٌّ ذَلِيلٍ قَدْ وَ عِزَّتِكَ بَلَغَ بِي مَجْهُودِي» سپس سه مرتبه می گویی: «يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا كَاشِفَ الْكُرَبِ الْعِظَامِ» .
آن گاه به سجده بازگشته و صد بار می گویی: «شكراً شكراً»، سپس حاجت خویش را می طلبی، ان شاء الله تعالى.
18 - سلیمان بن حفص مروزی گوید: به امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ سجده شکر نامه ای نوشتم.
حضرتش در پاسخ نوشت: صد بار «شكراً شكراً» و اگر خواستی «عفواً عفواً» بگو.
ص: 148
19 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ:
خَرَجْتُ مَعَ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ علیه السَّلام إِلَى بَعْضِ أَمْوَالِهِ، فَقَامَ إِلَى صَلَاةِ الظُّهْرِ، فَلَمَّا فَرَغَ خَرَّ لِلَّهِ سَاجِداً فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ بِصَوْتٍ حَزِينِ وَ تَغَرْغَرُ دُمُوعُهُ: «رَبِّ عَصَيْتُكَ بِلِسَانِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَخْرَسْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِبَصَرِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَكْمَهْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِسَمْعِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَصْمَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِيَدِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَكَنَّعْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِرِجْلِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَجَذَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِفَرْجِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَعَقَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِجَمِيعِ جَوَارِحِي الَّتِي أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَيَّ وَ لَيْسَ هَذَا جَزَاءَكَ مِنِّي».
قَالَ: ثُمَّ أَحْصَيْتُ لَهُ أَلْفَ مَرَّةٍ وَ هُوَ يَقُولُ: «الْعَفْوَ الْعَفْوَ».
قَالَ: ثُمَّ أَلْصَقَ خَدَّهُ الْأَيْمَنَ بِالْأَرْضِ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ بِصَوْتٍ حَزِينٍ: «بُؤْتُ إِلَيْكَ بِذَنْبِي عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي، فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ غَيْرُكَ يَا مَوْلَايَ» - ثَلاثَ مَرَّاتٍ -
19 - محمّد بن سلیمان از پدرش روایت کرده که گوید: با امام کاظم علیه السَّلام به یکی از باغ هایش رفتیم، هنگام ظهر برای نماز ظهر برخاست و چون فارغ شد در پیشگاه خداوند به سجده افتاد. شنیدم که با ناله ای اندوهگین و با اشکی که همراه با گرفتگی گلویش بود، عرضه می داشت: «رَبِّ عَصَيْتُكَ بِلِسَانِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَخْرَسْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِبَصَرِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَكْمَهْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِسَمْعِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَصْمَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِيَدِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَكَنَّعْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِرِجْلِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَجَذَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِفَرْجِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَعَقَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِجَمِيعِ جَوَارِحِي الَّتِي أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَيَّ وَ لَيْسَ هَذَا جَزَاءَكَ مِنِّي».
شمردم، حضرتش هزار مرتبه فرمود: «العفو العفو».
سپس گونۀ راست خود را بر زمین نهاد و شنیدم که با ناله ای اندوهگین سه مرتبه گفت «بُؤْتُ إِلَيْكَ بِذَنْبِي عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي، فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ غَيْرُكَ يَا مَوْلَايَ».
ص: 149
ثُمَّ أَلْصَقَ خَدَّهُ الأَيْسَرَ بالأَرْضِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: «ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَكَانَ وَاعْتَرَفَ» - ثَلاثَ مَرَّاتٍ - ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ.
20 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ يُونُسَ بْن عَمَّارٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ : جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا الَّذِي ظَهَرَ بِوَجْهِي يَزْعُمُ النَّاسُ أَنَّ اللهَ لَمْ يَبْتَل بِهِ عَبْداً لَهُ فِيهِ حَاجَةٌ.
فَقالَ: لَا ، قَدْ كَانَ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ مُكَنَّعَ الْأَصَابِعِ، فَكَانَ يَقُولُ هَكَذَا وَ يَمُدُّ يَدَهُ وَ يَقُولُ: (يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا المُرْسَلِينَ).
قَالَ: ثُمَّ قَالَ لِي: إِذَا كَانَ التَّلْتُ الْأَخِيرُ مِنَ اللَّيْلِ فِي أَوَّلِهِ فَتَوَضَّأُ ثُمَّ قُمْ إِلَى صَلاتِكَ الَّتِي تُصَلِّيهَا، فَإِذَا كُنْتَ فِي السَّجْدَةِ الْأَخِيرَةِ مِنَ الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ فَقُلْ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ: «يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا سَامِعَ الدَّعَوَاتِ يَا مُعْطِيَ الْخَيْرَاتِ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي مِنْ خَيْرِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ اصْرِفْ عَنِّي مِنْ
سپس گونۀ چپ خود را بر زمین گذارد و شنیدم که سه مرتبه که سه مرتبه گفت: «ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَكَانَ وَ اعْتَرَفَ»، سپس سر مبارکش را از زمین برداشت.
20 - يونس بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم فدایت شوم! این بیماری که در صورت من پیدا شده، مردم میپندارند که خدای هر که از بندگانش را که دوست دارد، بدان گرفتار نمی کند.
فرمود: نه، چنین نیست. مؤمن آل فرعون (1)، سرانگشتانش ریخته بود و چنین می کرد - و دستش را دراز می کرد - و می گفت: «ای قوم! از پیامبران پیروی کنید».
یونس گوید: سپس به من فرمود: چون یک سوم پایانی شب فرا رسید، در ساعت اوّل آن برخیز و وضو بساز و به نمازی که می خوانی بپرداز (مقصود نماز شب است). وقتی به سجده آخر از دو رکعت اول (از هشت رکعت نماز شب) رسیدی، در حال سجده بگو:
«يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا سَامِعَ الدَّعَوَاتِ يَا مُعْطِيَ الْخَيْرَاتِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي مِنْ خَيْرِ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ اصْرِفْ عَنِّي مِنْ
ص: 150
شَرِّ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ مَا أَنَا أَهْلُهُ وَ أَذْهِبْ عَنِّي هَذَا الْوَجَعَ وَ تُسَمِّيهِ، فَإِنَّهُ قَدْ غَاظَنِي وَ أَحْزَنَنِي». وَ أَلِحُ فِي الدُّعَاءِ.
قَالَ: فَفَعَلْتُ فَمَا وَصَلْتُ إِلَى الْكُوفَةِ حَتَّى أَذْهَبَ اللهُ عَنِّي كُلَّهُ.
21 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ الْبَرْقِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ رَجُل عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ يَقُولُ فِي سُجُودِهِ: «سَجَدَ وَجْهِيَ الْبَالِي لِوَجْهِكَ الْبَاقِي الدَّائِمِ الْعَظِيمِ سَجَدَ وَجْهِيَ الذُّلِيلُ لِوَجْهِكَ الْعَزِيزِ سَجَدَ وَجْهِيَ الْفَقِيرُ لِوَجْهِ رَبِّيَ الْغَنِيِّ الْكَرِيمِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ، رَبِّ أَسْتَغْفِرُكَ مِمَّا كَانَ وَ أَسْتَغْفِرُكَ مِمَّا يَكُونُ رَبِّ لَا تُجْهِدْ بَلَائِي، رَبِّ لَا تُشْمِتْ بِي أَعْدَائِي، رَبِّ لَا تُسِيٌّ قَضَائِي، رَبِّ إِنَّهُ لَا دَافِعَ وَ لَا مَانِعَ إِلَّا أَنْتَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ سَطَوَاتِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ جَمِيعِ غَضَبِكَ وَ سَخَطِكَ سُبْحَانَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ رَبُّ الْعَالَمِينَ».
شَرِّ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ مَا أَنَا أَهْلُهُ وَأَذْهِبْ عَنِّي هَذَا الْوَجَعَ وَ تُسَمِّيهِ، فَإِنَّهُ قَدْ غَاظَنِي وَ أَحْزَنَنِي»، و در دعا پافشاری کن.
یونس گوید: من طبق فرمایش مولایم انجام دادم، هنوز به کوفه نرسیده بودم که خداوند تمام آن بیماری را از من بر طرف فرمود.
21 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام این در سجدۀ خود می گفت:
«سَجَدَ وَجْهِيَ الْبَالِي لِوَجْهِكَ الْبَاقِي الدَّائِمِ الْعَظِيمِ سَجَدَ وَجْهِيَ الذُّلِيلُ لِوَجْهِكَ الْعَزِيزِ سَجَدَ وَجْهِيَ الْفَقِيرُ لِوَجْهِ رَبِّيَ الْغَنِيِّ الْكَرِيمِ الْعَلِيُّ الْعَظِيمِ، رَبِّ أَسْتَغْفِرُكَ مِمَّا كَانَ وَ أَسْتَغْفِرُكَ مِمَّا يَكُونُ رَبِّ لَا تُجْهِدْ بَلَائِي، رَبِّ لَا تُشْمِتْ بِي أَعْدَائِي، رَبِّ لَا تُسِيُّ قَضَائِي، رَبِّ إِنَّهُ لَا دَافِعَ وَ لَا مَانِعَ إِلَّا أَنْتَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَبَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ سَطَوَاتِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ جَمِيعِ غَضَبِكَ وَ سَخَطِكَ سُبْحَانَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ رَبُّ الْعَالَمِينَ».
ص: 151
وَكَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَقُولُ وَ هُوَ سَاجِدٌ:
ارْحَمْ ذُلِّي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَضَرُّعِي إِلَيْكَ وَ وَحْشَتِي مِنَ النَّاسِ وَ آنِسْنِي بِكَ يَا كَرِيمُ وَ كَانَ يَقُولُ أَيْضاً وَعَظْتَنِي فَلَمْ أَتَّعِظْ وَ زَجَرْتَنِي عَنْ مَحَارِمِكَ فَلَمْ أَنْزَجِرْ وَ عَمَّرْتَنِي أَيَادِيَكَ فَمَا شَكَرْتُ عَفْوَكَ عَفْوَكَ يَا كَرِيمُ أَسْأَلُكَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ أَسْأَلُكَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ».
وَ كَانَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام يَقُولُ وَ هُوَ سَاجِدٌ:
«لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ حَقًّا حَقَّا سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقَا يَا عَظِيمُ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضَاعِفْهُ لِي يَا كَرِيمُ يَا حَنَّانُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ جُرْمِي وَ تَقَبَّلْ عَمَلِي يَا كَرِيمُ يَا جَبَّارُ أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ أَخِيبَ أَوْ أَحْمِلَ ظُلْماً اللَّهُمَّ مِنْكَ النِّعْمَةُ وَ أَنْتَ تَرْزُقُ شُكْرَهَا وَ عَلَيْكَ يَكُونُ ثَوَابُ مَا تَفَضَّلْتَ بِهِ مِنْ ثَوَابِهَا بِفَضْلِ طَوْلِكَ وَ بِكَرِيمٍ عَائِدَتِكَ».
22 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ زِيَادِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام يَقُولُ فِي سُجُودِهِ:
امیر مؤمنان علی علیه السَّلام همواره در سجده می فرمود: «ارْحَمْ ذُلِّي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَضَرُّعِي إِلَيْكَ وَ وَحْشَتِي مِنَ النَّاسِ وَ آنِسْنِي بِكَ يَا كَرِيمُ وَكَانَ يَقُولُ أَيْضاً وَعَظْتَنِي فَلَمْ أَتَّعِظْ وَ زَجَرْتَنِي عَنْ مَحَارِمِكَ فَلَمْ أَنْزَجِرْ وَ عَمَّرْتَنِي أَيَادِيَكَ فَمَا شَكَرْتُ عَفْوَكَ عَفْوَكَ يَا كَرِيمُ أَسْأَلُكَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ أَسْأَلُكَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ».
و امام باقر علیه السَّلام در سجده می گفت: «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ حَقًّا حَقًّا سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً يَا عَظِيمٌ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضَاعِفَهُ لِي يَا كَرِيمُ يَا حَنَّانُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ جُرْمِي وَ تَقَبَّلْ عَمَلِي يَا كَرِيمُ يَا جَبَّارُ أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ أَخِيبَ أَوْ أَحْمِلَ ظُلْماً اللَّهُمَّ مِنْكَ النِّعْمَةُ وَ أَنْتَ تَرْزُقُ شُكْرَهَا وَ عَلَيْكَ يَكُونُ ثَوَابُ مَا تَفَضَّلْتَ بِهِ مِنْ ثَوَابِهَا بِفَضْلِ طَوْلِكَ وَ بِكَرِيمٍ عَائِدَتِكَ».
22 - زیاد بن مروان گوید: امام کاظم علیه السَّلام همواره در سجدۀ خود می گفت:
ص: 152
«أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ حَرُّهَا لَا يُطْفَأُ وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ جَدِيدُهَا لَا يَبْلَى وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ عَطْشَانُهَا لَا يَرْوَى وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ مَسْلُوبُهَا لَا يُكْسَى».
23 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِنَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا قَرَأَ أَحَدُكُمُ السَّجْدَةَ مِنَ الْعَزَائِم فَلْيَقُلْ فِي سُجُودِهِ: «سَجَدْتُ لَكَ تَعَبُّداً وَ رِقَاً لَا مُسْتَكْبِراً عَنْ عِبَادَتِكَ وَ لَا مُسْتَنْكِفاً وَ لَا مُتَعَظِّماً بَلْ أَنَا عَبْدٌ ذَلِيلٌ خَائِفٌ مُسْتَجِيرٌ».
24 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيٍّ بن الرَّيَّانِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: شَكَوْتُ إِلَيْهِ عِلَّةَ أَمِّ وَلَدٍ لِي أَخَذْتُهَا .
فَقالَ: قُلْ لَهَا: تَقُولُ فِي السُّجُودِ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ مَكْتُوبَةٍ: «يَا رَبِّي يَا سَيِّدِي صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَافِنِي مِنْ كَذَا وَ كَذَا فَبِهَا نَجَا جَعْفَرُ بْنُ سُلَيْمَانَ مِنَ النَّارِ».
قَالَ: فَعَرَضْتُ هَذَا الْحَدِيثَ عَلَى بَعْضٍ أَصْحَابِنَا.
فَقالَ: أَعْرِفُ فِيهِ: «يَا رَءُوفُ يَا رَحِيمُ يَا رَبِّي يَا سَيِّدِي افْعَلْ بِي...» كَذَا وَ كَذَا.
«أعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ حَرُّهَا لَا يُطْفَأُ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ جَدِيدُهَا لَا يَبْلَى وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ عَطْشَانُهَا لَا يَرْوَى وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ مَسْلُوبُهَا لَا يُكْسَى».
23 - ابو عبیده حذّا گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه یکی از شما از آیات سجده را تلاوت کرد، باید در سجدهٔ خود بگوید: «سَجَدْتُ لَكَ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لَا مُسْتَكْبِراً عَنْ عِبَادَتِكَ وَ لَا مُسْتَنْكِفاً وَ لَا مُتَعَظَّماً بَلْ أَنَا عَبْدُ ذَلِيلٌ خَائِفٌ مُسْتَجِيرٌ».
24 - علی بن ریان گوید: یکی از یاران ما گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام از بیماری کنیز خود شکایت کردم.
فرمود: به او بگو که بعد از هر نماز واجب در سجده بگوید: «يَا رَبِّي يَا سَيِّدِي صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَافِنِي مِنْ كَذَا وَ كَذَا فَبِهَا نَجَا جَعْفَرُ بْنُ سُلَيْمَانَ مِنَ النَّارِ».
و با همین دعا جعفر بن سلیمان از آتش نجات یافت.
راوی گوید: این حدیث را به یکی از یاران عرضه کردم.
او گفت: این را شنیده ام که در آن، این دعا نیز آمده است: «يَا رَءُوفُ يَا رَحِيمُ يَا رَبِّي سَيِّدِي افْعَلْ بِي...» و حاجت خود را بیان کند.
ص: 153
25 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ زِيَادِ الْقَنْدِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام: عَلَّمْنِي دُعَاءٌ ، فَإِنِّي قَدْ بُلِيتُ بِشَيْءٍ، وَكَانَ قَدْ حُبِسَ بِبَغْدَادَ حَيْثُ أَنهم بِأَمْوَالِهِمْ.
فَكَتَبَ إِلَيْهِ: إِذَا صَلَّيْتَ فَاطِلِ السُّجُودَ ثُمَّ قُلْ: «يَا أَحَدَ مَنْ لَا أَحَدَ لَهُ، حَتَّى تَنْقَطِعَ النَّفَسُ.
ثُمَّ قُلْ: «يَا مَنْ لَا يَزِيدُهُ كَثْرَةُ الدُّعَاءِ إِلَّا جُوداً وَ كَرَماً» حَتَّى تَنْقَطِعَ نَفَسُكَ.
ثُمَّ قُلْ: «يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ أَنْتَ أَنْتَ أَنْتَ الَّذِي انْقَطَعَ الرَّجَاءُ إِلَّا مِنْكَ يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ».
قَالَ زِيَادٌ: فَدَعَوْتُ بِهِ، فَفَرَّجَ اللَّهُ عَنِّي وَ خَلَّى سَبِيلِي.
25 - زیاد قندی گوید: طی نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشتم که دعایی به من بیاموزید، زیرا به بلایی گرفتار شده ام.
البته او به اتّهام برداشت از بیت المال در زندان بود.
آن حضرت برای او نوشت: چون نماز خواندی، سجدهٔ خود را طولانی کن سپس بگو: «يَا أَحَدَ مَنْ لَا أَحَدَلَهُ» تا این که نفس تو تمام شود. پس از آن بگو: «يَا مَنْ لَا يَزِيدُهُ كَثْرَةُ الدُّعَاءِ إِلَّا جُوداً وَ كَرَماً».
سپس بگو: «يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ أَنْتَ أَنْتَ أَنْتَ الَّذِي انْقَطَعَ الرَّجَاءُ إِلَّا مِنْكَ يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمٌ».
زیاد گوید: من آن دعا را خواندم، خداوند گره کار مرا گشود و از زندان رها شدم.
ص: 154
(26) بَابُ أَدْنَى مَا يُجْزِئُ مِنَ التَّسْبِيحَ فِي الرُّكُوعِ وَالسُّجُودِ وَ أَكْثَرِهِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيُّ قَالَ:
قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: تَدْرِي أَيُّ شَيْءٍ حَدُ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ؟
قُلْتُ: لَا.
قَالَ: تُسَبِّحُ فِي الرُّكُوعِ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ»، وَ فِي السُّجُودِ : «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ» ثَلَاثَ مَرَّاتٍ .
فَمَنْ نَقَصَ وَاحِدَةً نَقَصَ ثُلُثَ صَلاتِهِ ، وَ مَنْ نَقَصَ ثِنْتَيْنِ نَقَصَ ثُلُثَيْ صَلَاتِهِ ، وَ مَنْ لَمْ يُسَبِّحْ فَلَا صَلَاةَ لَهُ.
بخش بیست و ششم: کمترین تسبیحی که در رکوع و سجود کفایت می کند
1 - ابوبکر حضر می گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: آیا می دانی حد و اندازۀ رکوع و سجود چه قدر است؟
عرض کردم: نه.
فرمود: در رکوع سه مرتبه می گویی: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ» و در سجده سه مرتبه می گویی: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ».
پس هر کس یک تسبیح کم کند، یک سوم از ثواب نمازش را کم کرده و هر کس دو تسبیح کم کند، دو سوم از ثواب نماز را کم کرده است و هر کس تسبیح نگوید، نماز (کاملی) برای او نیست.
ص: 155
2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:
دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَهُوَ يُصَلِّي، فَعَدَدْتُ لَهُ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ سِتِّينَ تَسْبيحَةً.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَن ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ وَ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ قَالَا:
دَخَلْنَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ عِنْدَهُ قَوْمٌ فَصَلَّى بِهِمُ الْعَصْرَ وَقَدْ كُنَّا صَلَّيْنَا فَعَدَدْنَا لَهُ فِي رُكُوعِهِ «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيم» أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ أَوْ ثَلاثاً وَ ثَلاثِينَ مَرَّةً.
وَ قَالَ أَحَدُهُمَا فِي حَدِيثِهِ: «وَ بِحَمْدِهِ» فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ سَوَاءٌ هَذَا، لِأَنَّهُ عَلِمَ علیه السَّلام احْتِمَالَ الْقَوْمِ لِطُولِ رُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ، وَ ذَلِكَ أَنَّهُ رُوِيَ: «أَنَّ الْفَضْلَ لِلْإِمَامِ أَنْ يُخَفِّفَ وَيُصَلِّيَ بِأَضْعَفِ الْقَوْمِ».
2 - ابان بن تغلب گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدم، حضرتش نماز می گزارد. در رکوع و سجودش شمردم، شصت تسبیح گفت.
3 - حمزة بن حمران و حسن بن زیاد گویند: خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدیم و گروهی در نزد آن حضرت بودند.
حضرت با ایشان نماز عصر را به جای آورد، و ما نماز عصر خود را خوانده بودیم. شمردیم، حضرتش در رکوع خود سی و چهار، - یا سی و سه - مرتبه گفت: «سبحان ربی العظيم».
یکی از آن دو راوی در حدیث خود گوید: حضرتش »و بحمده» (یعنی «سبحان ربی العظيم و بحمده» و «سبحان ربی الاعلی و بحمده») را در رکوع و سجود به یک تعداد گفت؛ زیرا آن حضرت می دانست که این گروه توانایی طول رکوع و سجود را دارند، وگرنه روایت شده است که امام جماعت باید نماز خود را سبک کند و حال افراد ضعیف و ناتوان را مراعات نماید.
ص: 156
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: أَدْنَى مَا يُجْزِئُ الْمَرِيضَ مِنَ التَّسْبِيحَ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ.
قَالَ: تَسْبِيحَةٌ وَاحِدَةٌ.
5 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا مِنْ كَلِمَةٍ أَخَفَّ عَلَى اللَّسَانِ مِنْهَا وَ لَا أَبْلَغَ مِنْ «سُبْحَانَ اللَّهِ».
قَالَ: قُلْتُ: يُجْزِتُنِي فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ أنْ أقُولَ مَكَانَ التَّسْبِيحِ: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللهُ أَكْبَرُ» ؟
قَالَ: نَعَمْ، كُلُّ ذَا ذِكْرُ اللهِ.
قَالَ: قُلْتُ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ» قَدْ عَرَفْنَاهُمَا، فَمَا تَفْسِيرُ «سُبْحَانَ اللَّهِ»؟
قَالَ: أَنفَةٌ لِلَّهِ، أَ مَا تَرَى الرَّجُلَ إِذَا عَجِبَ مِنَ الشَّيْءِ قَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ ؟!
4 - معاوية بن عمار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: کمترین تعداد تسبیح در رکوع و سجود که برای شخص بیمار کفایت می کند، چه تعداد است؟
فرمود: یک تسبیح.
5 - هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هیچ کلمه ای بر زبان انسان، سبکتر و رساتر از «سبحان الله» نیست.
عرض کردم: آیا کفایت می کند که در رکوع و سجود به جای «سبحان الله» بگویم: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ»؟
فرمود: آری، همۀ آنها ذکر خداوند است.
گفتم: معنای «الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا الله را دانستیم، تفسیر «سُبْحَانَ اللهِ» چیست؟
فرمود: به معنای کمال تنزیه و پاک دانستن خداوند متعال از هر نقص و عیب است، نمی بینی هنگامی که شخصی از چیزی به شگفت می آید، می گوید: «سبحان الله»؟!
ص: 157
6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: إِنِّي إِمَامٌ مَسْجِدِ الْحَيَّ فَأَرْكَعُ بِهِمْ فَأَسْمَعُ خَفَقَانَ نِعَالِهِمْ وَ أَنَا رَاكِعٌ. فَقالَ: اصْبِرْ رُكُوعَكَ وَ مِثْلَ رُكُوعِكَ ، فَإِنِ انْقَطَعَ وَإِلَّا فَانْتَصِبْ قَائِماً.
(27) بَابُ مَا يُسْجَدُ عَلَيْهِ وَ مَا يُكْرَهُ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ :قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
لَا تَسْجُدْ إِلَّا عَلَى الْأَرْضِ ، أَوْ مَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ إِلَّا الْقُطْنَ وَ الْكَتَّانَ.
6 - یکی از یاران عبید گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: من امام مسجد قبیله ام هستم. هنگام نماز در حال رکوع، صدای پای اهل قبیله را می شنوم (که به نماز می آیند) در این حال باید چه کنم (صبر نمایم)؟
فرمود: به اندازۀ ذکر رکوع همیشگی صبر کن، اگر به نماز رسید، چه بهتر وگر نه بلند شو.
بخش بیست و هفتم: چیزهایی که می توان بر آن ها سجده کرد و چیزهایی که سجده بر آن ها مکروه است
1 - فضل بن عبدالملک گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
فقط بر زمین یا بر چیزی که از زمین روییده است - جز پنبه و کتان - سجده بکن.
ص: 158
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَسْجُدُ عَلَى الرِّفْتِ - يَعْنِي الْقِيرَ - ؟
فَقالَ: لَا ، وَ لَا عَلَى الثَّوْبِ الْكُرْسُفِ، وَ لَا عَلَى الصُّوفِ، وَ لَا عَلَى شَيْءٍ مِنَ الْحَيَوَانِ، وَ لَا عَلَى طَعَامٍ، وَ لَا عَلَى شَيْءٍ مِنْ ثِمَارِ الْأَرْضِ، وَ لَا عَلَى شَيْءٍ مِنَ الرِّيَاشِ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْجِرِّ يُوقَدُ عَلَيْهِ بِالْعَذِرَةِ وَعِظَامِ الْمَوْتَى ثُمَّ يُجَصِّصُ بِهِ الْمَسْجِدُ أَ يُسْجَدُ عَلَيْهِ؟
فَكَتَب علیه السَّلام إِلَى بِخَطَّهِ: إِنَّ الْمَاءَ وَ النَّارَ قَدْ طَهَّرَاهُ.
2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم آیا می توانم به قیر سجده کنم؟
فرمود: نه و بر لباس پنبه ای و پشمی، بر چیزی از حیوان، بر خوراکی، بر چیزی از میوه های زمین و بر لباس های فاخر و زینتی نمی توان سجده کرد.
3 - حسن بن محبوب گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: گچی که با نجاست آدمی استخوان مردگان پخته می شود و به آنها آلوده می گردد، آن گاه مسجد را با آن گچ کاری می کنند آیا بر آن می توان سجده کرد؟
آن حضرت علیه السَّلام با خط خویش در پاسخم نوشت: همانا آتش و آب آن را پاک کرده اند.
ص: 159
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام دَعَا أَبِي بِالْحُمْرَةِ.
فَأُبْطأَتْ عَلَيْهِ ، فَأَخَذَ كَفَاً مِنْ حَصًى، فَجَعَلَهُ عَلَى الْبِسَاطِ ثُمَّ سَجَدَ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:
لَا بَأْسَ بِالْقِيَامِ عَلَى الْمُصَلَّى مِنَ الشَّعْرِ وَ الصُّوفِ إِذَا كَانَ يَسْجُدُ عَلَى الْأَرْضِ، فَإِنْ كَانَ مِنْ نَبَاتِ الْأَرْضِ فَلَا بَأْسَ بِالْقِيَام عَلَيْهِ وَ السُّجُودِ عَلَيْهِ.
6 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:
لا تَسْجُدُ عَلَى الْقِيرِ، وَ لا عَلَى الصَّارُوج.
4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
پدرم سجّادۀ حصیری خواست. ولی دیر برایش آوردند، آن حضرت مشتی سنگریزه برگرفت و آن را بر فرش گذارد، سپس سجده کرد.
5 - فضیل بن یسار و برید بن معاویه از (امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) روایت می کنند که حضرتش فرمود:
ایستادن بر سجّاده ای که از مو و از پشم باشد، اشکالی ندارد، در صورتی که بر زمین سجده کند، و اگر سجّاده از گیاهان زمین باشد، ایستادن و سجده کردن بر آن ایرادی ندارد.
6 - عمرو بن سعید گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:
بر قیر و نوره سجده نکن.
ص: 160
7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ قَالَ:
كَتَبَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا إِلَيْهِ بِيَدِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُقْبَةَ يَسْأَلُهُ - يَعْنِي أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام- عَنِ الصَّلاَةِ عَلَى الْحُمْرَةِ الْمَدَنِيَّة.
فَكَتَب: صَلِّ فِيهَا مَا كَانَ مَعْمُولاً بخُيُوطَةٍ، وَ لَا تُصَلِّ عَلَى مَا كَانَ مَعْمُولاً بسُيُورَةٍ.
قَالَ: فَتَوَفَّفَ أَصْحَابُنَا، فَأَنْشَدْتُهُمْ بَيْتَ شِعْرِ لِتَأَبَّطَ شَرًا الْعَدْوَانِيِّ: كَأَنَّهَا خُيُوطَةُ مَارِي تُغَارُ وَ تُفْتَلُ.
وَمَارِيٌّ: كَانَ رَجُلاً حَبَّالاً، كَانَ يَعْمَلُ الْخُيُوط.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى بِإِسْنَادِهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام :
السُّجُودُ عَلَى الْأَرْضِ فَرِيضَةٌ وَ عَلَى الْحُمْرَةِ سُنَّةٌ.
9 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ يُونُسَ بْن يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا تَسْجُدُ عَلَى الذَّهَبِ وَ لَا عَلَى الْفِضَّةِ.
7 - على بن ریّان گوید: یکی از دوستان ما نامه ای به امام باقر علیه السَّلام نوشت و آن را به دست ابراهيم بن عقبه برای آن حضرت فرستاد. در آن نامه از نماز بر سجّادۀ مدنی پرسیده بود.
حضرت در پاسخ نوشت: در صورتی که با نخ بافته شده باشد، بر آن نماز بخوان، ولی اگر از پوست، بافته شده باشد بر آن نماز نخوان
گوید: بیشتر یاران ما در به کار بردن سجاده توقّف کردند، به سبب این که استعمال «خيوط و سیور» بدون حرف «تاء» می باشد من برای ایشان شعر تأبّط شرّاً عدوانی را خواندم که واژهٔ «خيوط» با «تاء» به کار رفته است. مضمون آن این است: «گویا آن ها ریسمان های ماری اند که سخت و محکم بافته می شود» و ماری مردی ریسمان فروش بود که کار او تافتن ریسمان ها بود.
8- محمّد بن يحيى با سند خود نقل کند و گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: سجده کردن بر زمین واجب است و بر سجّاده مستحب است.
9 - يونس بن یعقوب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: بر طلا و نقره سجده نکن.
ص: 161
10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَر عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِى علیه السَّلام قَالَ:
لَا يَسْجُدُ الرَّجُلُ عَلَّى شَيْءٍ لَيْسَ عَلَيْهِ سَائِرُ جَسَدِهِ.
11 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:
كَانَ أَبِي علیه السَّلام يُصَلِّي عَلَى الْحُمْرَةِ يَجْعَلُهَا عَلَى الطَّنْفِسَةِ، وَ يَسْجُدُ عَلَيْهَا، فَإِذَا لَمْ تَكُنْ خُمْرَةٌ جُعِلَ حَصًى عَلَى الطَّنْفِسَةِ حَيْثُ يَسْجُدُ.
12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يُسْجَدَ عَلَى قِرْطَاسٍ عَلَيْهِ كِتَابَةٌ.
13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِي النَّيْسَابُورِيٌّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي عَلَى الرَّطْبَةِ النَّابِتَةِ.
10 - غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام از امیرمؤمنان علی علیه السَّلام نقل می کند که حضرتش فرمود:
انسان نباید بر چیزی سجده کند که باقی بدنش بر آن نباشد (1).
11 - حمران از (امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) روایت کرده که فرمود:
پدر بزرگوارم بر روی سجّاده نماز می گزارد. سجاده را بر روی فرش پهن می کرد و بر آن سجده می کرد، و اگر سجاده نبود، در محل سجده، سنگریزه می نهاد.
12 - جمیل بن درّاج گوید:
امام صادق علیه السَّلام سجده کردن بر کاغذی را که بر آن چیزی نوشته باشد، مکروه می دانست.
13 - علی بن جعفر گوید: از برادر خود، امام کاظم علیه السَّلام: پرسیدم می توان بر گیاهی که تازه روییده، نماز گزارد؟
ص: 162
قَالَ: فَقَالَ: إِذَا أَلْصَقَ جَبْهَتَهُ بِالْأَرْضِ فَلَا بَأْسَ.
وَ عَنِ الْحَشِيشِ النَّابِتِ الثَّيْل وَهُوَ يُصِيبُ أَرْضاً جَدَداً.
قَالَ: لَا بَأْسَ.
14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا كَتَبَ إِلَى الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السَّلام يَسْأَلُهُ عَنِ الصَّلَاةِ عَلَى الزُّجَاجِ.
قَالَ: فَلَمَّا نَفَذَ كِتَابِي إِلَيْهِ تَفَكَّرْتُ وَ قُلْتُ: هُوَ مِمَّا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ وَ مَا كَانَ لِي أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْهُ.
قَالَ : فَكَتَبَ إِلَيَّ : لَا تُصَلِّ عَلَى الزُّجَاجِ ، وَ إِنْ حَدَّثَتْكَ نَفْسُكَ أَنَّهُ مِمَّا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ، وَ لَكِنَّهُ مِنَ الْمِلْحِ وَ الرَّمْلِ وَ هُمَا مَمْسُوخَانِ.
فرمود: چنانچه پیشانی به زمین بچسبد، اشکالی ندارد.
پرسیدم: آیا می توان بر علف و گیاه تازه یا چمن مرغزار نماز گزارد با وجود این که به زمین بدون آن نیز دسترسی داشت؟
فرمود: اشکالی ندارد.
14 - محمد بن حسین گوید: یکی از دوستان ما نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشت و از آن حضرت در مورد نماز بر شیشه پرسید. گوید: چون نامه ام به سوی آن حضرت فرستاده شد، با خود فکر کردم و گفتم: شیشه از چیزهایی است که از زمین است و حکم سنگ را دارد و سجده بر آن جایز است و لازم نبود از آن حضرت بپرسم.
حضرتش در پاسخ نامۀ من نوشت: بر شیشه نماز مگزار، گرچه پیش خود فکر کرده ای که از اجزای زمین است، چنین نیست، بلکه شیشه مانند نمک و ریگ است که مسخ شده و صورت اصلی خود را از دست داده اند.
ص: 163
(28) بَابُ وَضْعِ الْجَبْهَةِ عَلَى الْأَرْضِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
الْجَبْهَةُ كُلُّهَا مِنْ قُصَاصِ شَعْرِ الرَّأْسِ إِلَى الْحَاجِبَيْنِ مَوْضِعُ السُّجُودِ، فَأَيُّمَا سَقَطَ مِنْ ذَلِكَ إِلَى الْأَرْضِ أَجْزَاكَ مِقْدَارُ الدِّرْهَم وَ مِقْدَارُ طَرَفِ الْأَنْمُلَةِ. 2 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: أَخْبَرَنِي مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
لا صَلاةَ لِمَنْ لَمْ يُصِبْ أَنْفُهُ مَا يُصِيبُ جَبِينُهُ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
بخش بیست و هشتم: نهادن پیشانی بر زمین
1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
تمام پیشانی از رستنگاه موی سر تا دو ابرو، جای سجده است. پس هر قسمت از آن که با زمین برخورد کند، اگر به اندازۀ یک درهم یا به اندازه یک بند انگشت باشد، کافی است.
2 - عبدالله بن مغیره گوید: یکی از راویانی که از امام صادق علیه السَّلام شنیده بود به من گفت: آن حضرت فرموده است:
نماز (کامل) ندارد کسی که (به هنگام سجده) بینی اش به آنجا که پیشانی اش می رسد، نرسد.
3 - معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 164
إذَا وَضَعْتَ جَبْهَتَكَ عَلَى نَبَكَةٍ فَلا تَرْفَعْهَا، وَلَكِنْ جُرَّهَا عَلَى الْأَرْضِ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ مَوْضِع جَبْهَةِ السَّاجِدِ يَكُونُ أَرْفَعَ مِنْ قِيَامَةٍ.
لا قَالَ: لَا وَلَكِنْ يَكُونُ مُسْتَوِياً.
وَ فِي حَدِيثٍ أَخَرَ فِي السُّجُودِ عَلَى الْأَرْضِ الْمُرْتَفِعَةِ.
قَالَ: قَالَ: إِذَا كَانَ مَوْضِعُ جَبْهَتِكَ مُرْتَفِعاً عَنْ رِجْلَيْكَ قَدْرَ لَبِنَةٍ فَلَا بَأْسَ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مُصَادِفٍ قَالَ: خَرَجَ بِي دُمَّلٌ فَكُنْتُ أَسْجُدُ عَلَى جَانِبِ.
فَرَأَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَثَرَهُ. فَقَالَ: مَا هَذَا؟
فَقُلْتُ: لَا أَسْتَطِيعُ أَنْ أَسْجُدَ مِنْ أَجْلِ الدُّمَّلِ، فَإِنَّمَا أَسْجُدُ مُنْحَرِفاً.
هرگاه پیشانی خود را بر زمینی که بلند و مرتفع باشد نهادی، پیشانی را بلند مکن، بلکه آن را بر زمین بکش (تا به جایی که هموار باشد برسد).
4 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا می شود جای پیشانی سجده کننده از جای ایستادن او بلندتر باشد؟
فرمود: نه، باید برابر باشد.
و در روایت دیگر آمده است: از حضرتش در مورد سجده بر زمین بلند پرسیدند.
فرمود: هرگاه جای پیشانی تو به اندازۀ یک خشت از جای دو پای تو بلندتر باشد، اشکالی ندارد.
5 - مصادف گوید: بر پیشانی من دملی پدید آمد، از این رو بر یک سمتِ پیشانی سجده می کردم.
امام صادق علیه السَّلام مرا دید و فرمود: این چیست؟
گفتم: به خاطر دمل نمی توانم سجده کنم، ناچار چنین سجده می کنم.
ص: 165
فَقالَ لِي: لَا تَفْعَلْ وَ لَكِنِ احْفِرْ حُفَيْرَةً فَاجْعَلِ الدُّمَّلَ فِي الْحُفْرَةِ حَتَّى تَقَعَ جَبْهَتُكَ عَلَى الْأَرْضِ.
6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِ لَهُ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ لا عَمَّنْ بِجَبْهَتِهِ عِلَّةٌ لَا يَقْدِرُ عَلَى السُّجُودِ عَلَيْهَا.
قَالَ: يَضَعُ ذَقَنَهُ عَلَى الْأَرْضِ إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ : (يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّداً).
7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ:
رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام سَوَّى الْحَصَى حِينَ أَرَادَ السُّجُودَ.
8 - مُحَمَّدٌ عَنِ الْفَضْلِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَنْفُخُ فِي الصَّلاَةِ مَوْضِعَ جَبْهَتِهِ.
فَقالَ: لَا.
فرمود: چنین نکن، بلکه گودال کوچکی حفرکن و دمل را در آن قرار ده تا پیشانی ات به زمین برسد.
6 ۔ علی بن محمّد با سند خود گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که در پیشانی او عارضه ای است که نمی تواند بر آن آن سجده کند، پرسیدند.
فرمود: چانه خود را بر زمین بگذارد؛ زیرا خداوند عزَّوجل می فرماید: ﴿يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّداً).
7 - عبدالملک بن عمرو گوید: امام صادق علیه السَّلام را دیدم که به هنگام سجده، سنگریزه های سجده گاه را هموار می کرد.
8 - محمد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم آیا کسی می تواند در نماز، جای پیشانی خود را فوت کند؟
فرمود: نه.
ص: 166
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لا عَنِ الرَّجُلِ يَسْجُدُ وَعَلَيْهِ الْعِمَامَةُ لَا يُصِيبُ وَجْهُهُ الْأَرْضَ.
علیه السَّلام قَالَ: لَا يُجْزِتُهُ ذَلِكَ حَتَّى تَصِلَ جَبْهَتُهُ إِلَى الْأَرْضِ.
(29) بَابُ الْقِيَامِ وَالْقُعُودِ فِي الصَّلَاةِ
1 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا قُمْتَ فِي الصَّلَاةِ فَلَا تُلْصِقُ قَدَمَكَ بِالْأُخْرَى دَعْ بَيْنَهُمَا فَضْلاً إِصْبَعاً أَقَلُّ ذَلِكَ إِلَى شِبْرٍ أَكْثَرُهُ وَ اسْدِلْ مَنْكِبَيْكَ وَأَرْسِلْ يَدَيْكَ وَ لَا تُشَبِّكَ أَصَابِعَكَ
9 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی که سجده می کند و عمّامه به سر دارد و بدین سبب پیشانی او به زمین نمی رسد (چه حکمی دارد؟).
فرمود: تا پیشانی او به زمین نرسیده، سجدۀ او درست نیست.
بخش بیست و نهم: ایستادن و نشستن در نماز
1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
چون به نماز ایستادی پای خود را به پای دیگر نچسبان و کمترین فاصلۀ میان دو پا به اندازۀ یک انگشت و بیشترین آن به اندازۀ یک وجب است و کتف های خود را پایین بینداز و دست های خود را بیاویز و انگشتان خود را درهم مکن
ص: 167
وَلْتَكُونَا عَلَى فَخِذَيْكَ قُبَالَةَ رُكْبَتَيْكَ ، وَ ليَكُنْ نَظَرُكَ إِلَى مَوْضِع سُجُودِكَ.
فَإِذَا رَكَعْتَ فَصُفَّ فِي رُكُوعِكَ بَيْنَ قَدَمَيْكَ تَجْعَلُ بَيْنَهُمَا قَدْرَ شِبْرٍ وَ تُمَكِّنُ رَاحَتَيْكَ مِنْ رُكْبَتَيْكَ وَ تَضَعُ يَدَكَ الْيُمْنَى عَلَى رُكْبَتِكَ الْيُمْنَى قَبْلَ الْيُسْرَى وَ بَلِّغْ أَطْرَافَ أَصَابِعِكَ عَيْنَ الرُّكْبَةِ وَ فَرِّجْ أَصَابِعَكَ إِذَا وَضَعْتَهَا عَلَى رُكْبَتَيْكَ، فَإِذَا وَصَلَتْ أَطْرَافُ أَصَابِعِكَ فِى رُكُوعِكَ إِلَى رُكْبَتَيْكَ أَجْزَاكَ ذَلِكَ.
وَ أَحَبُّ إِلَيَّ أَنْ تُمَكِّنَ كَفَّيْكَ مِنْ رُكْبَتَيْكَ فَتَجْعَلَ أَصَابِعَكَ فِي عَيْنِ الرُّكْبَةِ وَ تُفَرِّجَ بَيْنَهُمَا وَأَقِمْ صُلْبَكَ وَ مُدَّ عُنُقَكَ وَ لْيَكُنْ نَظَرُكَ إِلَى مَا بَيْنَ قَدَمَيْكَ. فَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَسْجُدَ فَارْفَعْ يَدَيْكَ بِالتَّكْبِيرِ وَ خِرَّ سَاجِداً وَ ابْدَأْ بِيَدَيْكَ فَضَعْهُمَا عَلَى الْأَرْضِ قَبْلَ رُكْبَتَيْكَ تَضَعُهُمَا مَعاً وَ لَا تَفْتَرِشُ ذِرَاعَيْكَ افْتِرَاشَ السَّبُعُ ذِرَاعَيْهِ وَ لَا تَضَعَنَّ ذِرَاعَيْكَ عَلَى رُكْبَتَيْكَ.
و دستان خود را بر روی ران از جلو و امتداد زانوان قرار ده، و بایستی نگاهت سجده گاهت باشد.
آن گاه که رکوع کردی، میان دو قدم خود را برابر کن و فاصلهٔ میان آن ها را به اندازۀ یک وجب قرار ده، و دو کف دست خود را به زانوان متّصل نما، و دست خود را بر - پیش از زانوی چپ - زانوی راست گذار، و اطراف انگشتان خود را به اطراف زانوان برسان، و چون انگشتان خود را بر زانوان نهادی آن ها را باز کن، و چون اطراف انگشتان خود را در رکوع به زانوان خویش برسانی، برای تو کافی است.
نزد من بهتر این است که دو کف دست را بر دو زانوی خود بگذاری و انگشتان خود را به اطراف زانو برسانی و میان دو زانو را باز کنی، و پشت خود را راست گردانی و گردن خود را بکشی و نگاهت در میان دو قدمت باشد.
چون خواستی سجده کنیف دست های خود را به تکبیر بلندکن و سجده کنان بر زمین رو، و به دو دست خود شروع کن و آن ها را با هم پیش از زانو بر زمین گذار، و بازوان خود را مانند درندگان بر زمین نگستران، و دو بازوی خود را بر زانوان و ران خود مگذار.
ص: 168
وَ فَخِذَيْكَ، وَلَكِنْ تَجَنَّحْ بِمِرْفَقَيْكَ وَ لَا تُلْصِقُ كَفَّيْكَ بِرُكْبَتَيْكَ وَ لَا تُدْنِهِمَا مِنْ وَجْهِكَ بَيْنَ ذَلِكَ حِيَالَ مَنْكِبَيْكَ وَ لَا تَجْعَلْهُمَا بَيْنَ يَدَيْ رُكْبَتَيْكَ، وَلَكِنْ تُحَرِّفُهُمَا عَنْ ذَلِكَ شَيْئاً وَ ابْسُطْهُمَا عَلَى الْأَرْضِ بَسْطاً وَ اقْبِضْهُمَا إِلَيْكَ قَبْضاً .
وَإِنْ كَانَ تَحْتَهُمَا ثَوْبٌ فَلَا يَضُرُّكَ وَ إِنْ أَفْضَيْتَ بِهِمَا إِلَى الْأَرْضِ فَهُوَ أَفْضَلُ وَ لَا تُفَرِّجَنَّ بَيْنَ أَصَابِعِكَ فِي سُجُودِكَ وَ لَكِنْ ضُمَّهُنَّ جَمِيعاً.
قَالَ: وَإِذَا قَعَدْتَ فِي تَشَهُدِكَ فَأَلْصِقُ رُكْبَتَيْكَ بِالْأَرْضِ وَفَرِّجْ بَيْنَهُمَا شَيْئاً وَلْيَكُنْ ظَاهِرُ قَدَمِكَ الْيُسْرَى عَلَى الْأَرْضِ وَ ظَاهِرُ قَدَمِكَ الْيُمْنَى عَلَى بَاطِنِ قَدَمِكَ الْيُسْرَى وَأَلْيَنَاكَ عَلَى الْأَرْضِ وَ طَرَفُ إِبْهَامِكَ الْيُمْنَى عَلَى الْأَرْضِ.
وَإِيَّاكَ وَ الْقُعُودَ عَلَى قَدَمَيْكَ فَتَتَأَذًى بِذَلِكَ وَ لَا تَكُنْ قَاعِداً عَلَى الْأَرْضِ فتَكُونَ إِنَّمَا فَعَدَ بَعْضُكَ عَلَى بَعْضٍ فَلا تَصْبرَ لِلتَّشَهدِ وَ الدُّعَاءِ.
و لكن دو آرنج خود را گشاده دار و دو کف دست خود را به دو زانو نچسبان و آن ها را نزدیک صورت مگذار (بلکه) در جنب شانه هایت بگذار و آنها را در جلوی زانو مگذار، ولی آن ها را اندکی از این، عقب تر بیاور و کف دستان را بر زمین پهن کن و در حال سجده آنها را اندکی به خود نزدیک گردان.
و اگر در زیر دستان، جامه ای باشد، ضرری نمی رساند. ولی اگر دو دست را بر زمین رسانی بهتر است. در هنگام سجده انگشتان خود را باز مکن و آن ها را به یکدیگر بچسبان.
حضرتش فرمود: و چون برای تشهّد می نشینی، دو زانو را بر زمین بچسبان و میان آن ها را اندکی باز کن، ولی پشت پای چپت بر زمین باشد و پشت پای راستت بر درون پای چپت قرار بگیرد، و دو سرین تو و کنار انگشت شست پای راستت نیز بر زمین باشد.
بپرهیز از نشستن بر روی دو پای؛ زیرا اذیّت می شوی، و بر زمین نیز منشین و باید که بخشی از اعضای تو بر بخش دیگری باشد (یعنی دو سرین تو بر دو قدم تو باشد) که در غیر این صورت نمی توانی برای تشهّد و دعا صبر کنی.
ص: 169
2 - وَ بِهَذِهِ الْأَسَانِيدِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
2 - إِذَا قَامَتِ الْمَرْأَةُ فِي الصَّلاَةِ جَمَعَتْ بَيْنَ قَدَمَيْهَا وَ لَا تُفَرِّجُ بَيْنَهُمَا، وَتَضُمُّ يَدَيْهَا إِلَى صَدْرِهَا لِمَكَانِ ثَدْيَيْهَا، فَإِذَا رَكَعَتْ وَضَعَتْ يَدَيْهَا فَوْقَ رُكْبَتَيْهَا عَلَى فَخِذَيْهَا، لِئَلَّا تُطَأْطِئَ كَثِيراً فَتَرْتَفِعَ عَجِيزَتُهَا، فَإِذَا جَلَسَتْ فَعَلَى أَلْيَتَيْهَا لَيْسَ كَمَا يَقْعُدُ الرَّجُلُ.
وَإِذَا سَقَطَتْ لِلسُّجُودِ بَدَأَتْ بِالْقُعُودِ بِالرُّكْبَتَيْنِ قَبْلَ الْيَدَيْنِ، ثُمَّ تَسْجُدُ لَا طِئَةٌ بِالْأَرْضِ ، فَإِذَا كَانَتْ فِي جُلُوسِهَا ضَمَّتْ فَخِذَيْهَا وَ رَفَعَتْ رُكْبَتَيْهَا مِنَ الْأَرْضِ، وَ إِذَا نَهَضَتْ انْسَلَّتْ انْسِلَالاً لَا تَرْفَعُ عَجِيزَتَهَا أَوَّلاً.
3 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا تُفْعِ بَيْنَ السَّجْدَتَيْنِ إِفْعَاءً.
2 - زراره گوید: حضرتش فرمود: هنگامی که زن به نماز می ایستد، پایش را نزدیک یکدیگر گذارد و میان آن ها فاصله نیندازد و دستانش را بر سینۀ خود بر روی پستان هایش بچسباند، و چون به رکوع می رود، دست هایش را بالای زانوان، بر روی ران های خود گذارد تا زیاد خم نشود که نشیمنگاه او بالا بیاید، و چون خواست بنشیند، باید بر نشیمنگاه نشیند، ولی نه چنان که مردان می نشینند.
و چون به سجده می رود، باید در نشستن به دو زانو پیش از دو دست شروع کند، آن گاه به سجده رود به گونه ای که خود را به زمین بچسباند و به هنگام نشستن، رانهایش را به یکدیگر بچسباند و دو زانوی خود را از زمین بلند کند، و چون می خواهد بر خیزد، بدون آن که خم شود سرین خود را بلند کند و بر خیزد.
3 - ابو بصیر گوید :امام صادق علیه السَّلام فرمود : میان دو سجده، بر روی دو پنجۀ پا منشین.
ص: 170
4 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا سَجَدَتِ الْمَرْأَةُ بَسَطَتْ ذِرَاعَيْهَا.
5 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَلَّى أَبِي عُثمانَ عَنْ مُعَلَّى بْنِ حُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا هَوَى سَاجِداً انْكَبَّ وَ هُوَ يُكَبِّرُ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا سَجَدَ الرَّجُلُ ثُمَّ أَرَادَ أَنْ يَنْهَضَ فَلا يَعْجِنُ بِيَدَيْهِ فِي الْأَرْضِ، وَ لَكِنْ يَبْسُطُ كَفَّيْهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَضَعَ مَقْعَدَتَهُ عَلَى الْأَرْضِ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سَأَلْتَهُ عَنْ جُلُوسِ الْمَرْأَةِ فِي الصَّلاَةِ.
قَالَ: تَضُمُّ فَخِذَيْهَا.
4 - ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هنگامی که زن سجده می کند، باید دو بازوی خود را بر زمین پهن کند.
5 - معلّی بن خنیس گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که آن حضرت می فرمود:
علی بن الحسين علیه السَّلام همواره آن گاه که به سجده می رفت، تکبیر می گفت.
6 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه کسی به سجده می رود، چون بر می خیزد نباید به دستان خویش تکیه کند، ولی دو کف دست خود را بر زمین بگستراند، بدون آن که نشیمنگاه را بر زمین گذارد.
7 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از آن حضرت (امام صادق علیه السَّلام) در مورد چگونگی نشستن زن در نماز پرسیدم.
فرمود: باید دوران خود را به یکدیگر بچسباند.
ص: 171
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ:
الْمَرْأَةُ إِذَا سَجَدَتْ تَضَمَّمَتْ ، وَ الرَّجُلُ إِذَا سَجَدَ تَفَتَّحَ.
9 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: (فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ).
قَالَ: «النَّحْرُ»: الاعْتِدَالُ فِي الْقِيَامِ أَنْ يُقِيمَ صُلْبَهُ وَ نَحْرَهُ.
وَ قَالَ: لَا تُكَفِّرْ، فَإِنَّمَا يَصْنَعُ ذَلِكَ الْمَجُوسُ، وَ لَا تَلَكُمْ وَ لَا تَحْتَفِرْ، وَ لَا تُفْعِ عَلَى قَدَمَيْكَ، وَ لَا تَفْتَرِشُ ذِرَاعَيْكَ.
8 - یکی از اصحاب ما گوید: حضرتش فرمود :
هنگامی که زن سجده می کند، باید اعضای خود را به یکدیگر بچسباند و مرد به هنگام سجده باید اعضای خود را از یکدیگر باز نگاه دارد.
9 - راوی گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: منظور از گفتار خدا که می فرماید: «پس به پروردگارت نماز خوان و نحر کن» چیست؟
فرمود: منظور از «نحر»، اعتدال و راست شدن در هنگام ایستادن است که باید پشت خود را راست و مستقیم گیرد.
حضرتش فرمود: (در نماز) دست بر دست (یا دست بر سینه) مگذار؛ زیرا این، عملی است که مجوس انجام می دهند. دهان بند بر دهان خود مگذار، اعضای خود را به یکدیگر متّصل مکن، بر دو پاشنۀ پا منشین و بازوان خویش را بر زمین نگستران.
ص: 172
(30) بَابُ التَّشَهُدِ فِى الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ وَالرَّابِعَةِ وَالتَّسْلِيم
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عُثمانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلامعَن التَّشَهد.
فَقَالَ: لَوْ كَانَ كَمَا يَقُولُونَ وَاجِباً عَلَى النَّاسِ هَلَكُوا، إِنَّمَا كَانَ الْقَوْمُ يَقُولُونَ أَيْسَرَ مَا يَعْلَمُونَ إِذَا حَمِدْتَ اللهَ أَجْزَاً عَنْكَ.
2 - وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ بَكْرِ بْن حَبِيبٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: أَيَّ شَيْءٍ أَقُولُ فِي التَّشَهُدِ وَ الْقُنُوتِ؟
قَالَ: قُلْ بِأَحْسَنِ مَا عَلِمْتَ، فَإِنَّهُ لَوْ كَانَ مُوَقِّتاً لَهَلَكَ النَّاسُ.
بخش سی ام: تشهد در دو رکعت اوّل و رکعت چهارم و سلام دادن
1 - بكر بن حبیب گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد تشهّد پرسیدم.
فرمود: اگر آن چنان که مردم می گویند، بر مردم واجب بود، همه به هلاکت می افتادند، بلکه مردم باید آسان ترین آن چه را که می دانند بگویند و همین اندازه که خداوند را حمد و ثناگویی کفایت می کند.
2 - و در روایت دیگر، بکر بن حبیب گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: در تشهّد و قنوت چه بگویم؟
فرمود: بهترین چیزی را که می دانی بگو؛ زیرا اگر دعایی معیّن داشت مردم هلاک می شدند.
ص: 173
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ طَلْحَةَ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ كُلَيْبِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ أَدْنَى مَا يُجْزِئُ مِنَ التَّشَهُّدِ.
فَقالَ: الشَّهَادَتَانِ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْن شُعَيْب قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَقْرَأُ فِي التَشَهُدِ مَا طَابَ فَلِلَّهِ وَ مَا خَبُثَ فَلِغَيْرِهِ.
فَقالَ: هَكَذَا كَانَ يَقُولُ عَلِيٌّ علیه السَّلام.
5 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
يَنْبَغِي لِلْإِمَام أَنْ يُسْمِعَ مَنْ خَلْفَهُ التَّشَهدَ وَ لَا يُسْمِعُونَهُ هُمْ شَيْئاً.
3 - سورة بن کلیب گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم کمترین چیزی که در تشهّد باید گفت، چیست؟
فرمود: شهادتین.
4 - يعقوب بن شعیب گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: آیا در تشهّد بخوانم: «ما طاب فَللّه وما خبث فلغيره»؟
فرمود: علی علیه السَّلام نیز چنین می فرمود.
5 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
برای امام جماعت شایسته است که تشهد را به گوش مأمومین برساند، و مأمومین نباید چیزی را به گوش او برسانند.
ص: 174
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ الله علیه السَّلام:
كُلُّ مَا ذَكَرْتَ اللهَ بِهِ َو النَّبِي صلَّی اللهُ علیه وآله فَهُوَ مِنَ الصَّلاةِ وَإِنْ قُلْتَ: «السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ» فَقَدِ انْصَرَفْتَ.
7 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
إِذَا كُنْتَ فِي صَفْ فَسَلَّمْ تَسْلِيمَةً عَنْ يَمِينِكَ وَ تَسْلِيمَةٌ عَنْ يَسَارِكَ، لِأَنَّ عَنْ يَسَارِكَ مَنْ يُسَلَّمُ عَلَيْكَ، وَإِذَا كُنْتَ إِمَاماً فَسَلَّمْ تَسْلِيمَةً وَأَنْتَ مُسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةِ.
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ:
إِذَا انْصَرَفْتَ مِنَ الصَّلَاةِ فَانْصَرِفْ عَنْ يَمِينِكَ.
6 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:
هرچه (پس از تشهّد) خداوند و پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله را یاد کنی جزو نماز محسوب می شود، و چون گفتی: «السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ» از نماز خارج می شوی.
7 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
چون در میان صف نماز جماعت هستی، به سمت راست خود یک سلام گوی و یک سلام نیز به سمت چپ خود؛ زیرا که سمت چپت، کسی است که به تو سلام می کند، و اگر امام جماعت بودی در حالی که رو به قبله هستی، فقط یک سلام کافی است.
8 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: چون نماز را به پایان رساندی، از سمت راست خود به پایان ببر.
ص: 175
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَقُومُ فِي الصَّفِّ خَلْفَ الْإِمَامِ وَ لَيْسَ عَلَى يَسَارِهِ أَحَدٌ كَيْفَ يُسَلِّمُ.
قَالَ: يُسَلِّمُ وَاحِدَةً عَنْ يَمِينِهِ.
10 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِي قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
إِذَا قُمْتَ مِنَ الرَّكْعَةِ فَاعْتَمِدْ عَلَى كَفَّيْكَ وَ قُلْ : «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ» ، فَإِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام كَانَ يَفْعَلُ ذَلِكَ.
11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
إِذَا جَلَسْتَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ فَتَشَهَّدْتَ ثُمَّ قُمْتَ فَقُلْ: «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوتِهِ أَقُومُ وَاقْعُدُ».
9 - عنبسة بن مصعب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم کسی که در صف نماز جماعت پشت سر امام ایستاده و در سمت چپ او کسی نیست، چگونه باید سلام گوید؟
فرمود: یک سلام به سمت راست خود بگوید.
10 - ابو بکر حضرمی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه از رکعتی که تمام شده بر خاستی به دو کف دست خود تکیه کن و برخیز و بگو: «بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ»، زيرا علی علیه السَّلام این چنین می کرد.
11 - محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: هرگاه در دو رکعت آغازین نماز نشستی و تشهّد گفتی، سپس برخاستی بگو «بحَوْلِ اللهِ وَ قُوتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ».
ص: 176
(31) بَابُ الْقُنُوتِ فِى الْفَرِيضَةِ وَ النَّافِلَةِ وَ مَتَى هُوَ؟ وَ مَا يُجْزِي فِيهِ؟
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلام عَن الْقُنُوتِ فِى الصَّلَوَاتِ الخَمْسِ .
فَقالَ: اقْنُتْ فِيهِنَّ جَمِيعاً.
قَالَ: وَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام بَعْدَ ذَلِكَ عَن الْقُنوتِ .
فَقالَ لى: أمَّا مَا جَهَرْتَ فَلاَ تَشُك.
2 - أَحْمَدُ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ:
صَلَّيْتُ خَلْفَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَيَّاماً ، فَكَانَ يَقْنُتُ فِي كُلِّ صَلَاةٍ يَجْهَرُ فِيهَا وَ لَا يَجْهَرُ فِيهَا.
بخش سی و یکم: قنوت در نماز واجب و نافله ،قنوت در کجا لازم است؟ و در آن چه باید گفت؟
1 - محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد قنوت نمازهای پنجگانه پرسیدم.
فرمود: در تمام آن ها قنوت لازم است.
محمّد بن مسلم گوید: بعد از این، باز از امام صادق علیه السَّلام در مورد قنوت پرسیدم.
فرمود: در نمازهای جهری، تردیدی در لازم بودن آن نیست.
2 - صفوان جمال گوید: چند روزی پشت سر امام صادق علیه السَّلام نماز می خواندم، آن حضرت در هر نمازی قنوت می خواند، هم در نمازهایی که بلند می خواند و هم در نمازهایی آهسته می خواند.
ص: 177
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لا عَنِ الْقُنُوتِ .
فَقالَ: فِيَمَا يُجْهَرُ فِيهِ بِالْقِرَاءَةِ.
قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: إِنِّي سَأَلْتُ أَبَاكَ عَنْ ذَلِكَ، فَقالَ: فِي الْخَمْسِ كُلِّهَا .
فَقالَ: رَحِمَ اللهُ أَبِي! إِنَّ أَصْحَابَ أَبِي أَتَوْهُ فَسَأَلُوهُ فَأَخْبَرَهُمْ بِالْحَقِّ ثُمَّ أَتَوْنِي شكاكاً فَأَفْتَيْتُهُمْ بِالتَّقِيَّة.
4 - عَلِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْن عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن الْفُضَيْل عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
اقْنُتْ فِي كُلِّ رَكْعَتَيْنِ فَرِيضَةٍ أَوْ نَافِلَةٍ قَبْلَ الرُّكُوعِ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْقُنوتِ .
فَقالَ: فِي كُلِّ صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ وَ نَافِلَةٍ.
3 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد قنوت پرسیدم.
فرمود: قنوت را باید در نماز جهری خواند.
به آن حضرت عرض کردم: روزی از پدر شما (امام باقر علیه السَّلام) دربارۀ آن پرسیدم.
ایشان چنین فرمود: در تمام نمازهای پنجگانه باید قنوت خواند.
فرمود: خداوند پدرم را رحمت کند! اصحاب پدرم نزد حضرتش آمدند و در این مورد پرسیدند، آن حضرت آن چه را که حق و واقع بود، به آنان پاسخ داد، ولی من سؤال کنندگان را مشکوک یافتم و از روی تقیّه به آنان فتوی دادم.
4 - حارث بن مغیره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در هر نماز دو رکعتی - چه در نماز واجب و چه در نماز نافله - پیش از رکوع قنوت بخوان.
5 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام این در مورد قنوت پرسیدم.
فرمود: در هر نماز چه واجب و چه نافله - لازم است.
ص: 178
6 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ يُونُسَ عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ تَرَكَ الْقُنُوتَ رَغْبَةً عَنْهُ فَلاَ صَلاةَ لَهُ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
الْقُنُوتُ فِي كُلِّ صَلَاةٍ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ قَبْلَ الرُّكُوع.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْن بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْقُنوتِ وَ مَا يُقَالُ فِيهِ.
فَقالَ: مَا قَضَى اللهُ عَلَى لِسَانِكَ، وَ لَا أَعْلَمُ لَهُ شَيْئاً موقتاً .
9 - بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
الْقُنُوتُ فِي الْفَرِيضَةِ الدُّعَاءُ وَ فِي الْوَتْرِ الِاسْتِغْفَارُ.
6 - وهب بن عبدربه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر که قنوت را به خاطر بی رغبتی ترک کند، نمازی ندارد.
7 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
قنوت در هر نماز در رکعت دوم و پیش از رکوع است.
8- اسماعیل بن فضل گوید: از امام صادق در مورد قنوت و آنچه بایستی در آن خواند، پرسیدم
فرمود: هر چه که خداوند بر زبانت جاری کرد، بگو و برای آن چیز معیّنی را سراغ ندارم.
9 - عبدالرحمان بن ابی عبد الله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
قنوت در نماز واجب دعاست و در نماز وتر استغفار.
ص: 179
10 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: رَجُلٌ نَسِيَ الْقُنُوتَ فَذَكَرَهُ وَ هُوَ فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ.
فَقالَ: يَسْتَقْبلُ الْقِبْلَةَ ثُمَّ لْيَقُلْهُ.
ثُمَّ قَالَ: إِنِّي لَأَكْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَرْغَبَ عَنْ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله أَوْ يَدَعَهَا.
14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِم بن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ أَدْنَى الْقُنوتِ.
فَقالَ خَمْسُ تَسْبِيحَاتٍ.
12 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
يُجْزِئُكَ فِي الْقُنُوتِ: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَ عَافِنَا وَ اعْفُ عَنَّا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
10 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: شخصی قنوت را فراموش می کند و در بین راه به یادش می افتد (وظیفۀ او چیست؟).
فرمود: رو به قبله کند و آن را به جای آورد.
سپس فرمود: دوست ندارم کسی نسبت به سنّت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بی میل شود، یا آن را ترک کند.
11 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کمترین مقدار قنوت پرسیدم.
فرمود: پنج تسبیح است.
12 - سعد بن ابی خلف گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در قنوت کافی است که بخوانی:
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا وَ عَافِنَا وَ اعْفُ عَنَّا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»؛
«بار خدایا! ما را بیامرز، بر ما رحمت فرما، ما را سلامت دار و از ما، در دنیا و جهان آخرت در گذر؛ زیرا تو بر هر چیز توانایی».
ص: 180
13 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: مَا أَعْرِفُ قُنوتاً إِلَّا قَبْلَ الرُّكُوع.
14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي يَعْقُوبُ بْنُ يَقْطِين قَالَ:
سَأَلْتُ عَبْداً صَالِحاً لا عَن الْقُنُوتِ فِي الْوَتْرِ وَ الْفَجْرِ وَ مَا يُجْهَرُ فِيهِ قَبْلَ الرُّكُوعِ أَوْ بَعْدَهُ .
فَقالَ: قَبْلَ الرُّكُوعِ حِينَ تَفْرُغُ مِنْ قِرَاءَتِكَ.
15 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ زِيَادٍ الْقَنْدِيٌّ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ:
الْقُنُوتُ فِي كُلِّ صَلَاةٍ فِي الْفَرِيضَةِ وَ التَّطَوُّع.
13 - معاوية بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
من قنوتی را سراغ ندارم، مگر آن که پیش از رکوع باشد.
14 - يعقوب بن یقطین گوید: از عبد صالح علیه السَّلام در مورد قنوت در نماز وتر، نماز صبح و هر نماز جهری پرسیدم که آیا پیش از رکوع است، یا بعد از آن؟
فرمود: پیش از رکوع است، هنگامی که از قرائت فارغ می شوی.
15 - محمد بن مسلم گوید: امام علیه السَّلام فرمود:
قنوت در همۀ نمازهای واجب و نمازهای نافله وارد است.
ص: 181
(32) بَابُ التَّعْقِيبِ بَعْدَ الصَّلَاةِ وَالدُّعَاءِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا يَنْبَغِي لِلْإِمَامِ أَنْ يَنْتَقِلَ إِذَا سَلَّمَ حَتَّى يُتِمَّ مَنْ خَلْفَهُ الصَّلاةَ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَؤُمُّ فِي الصَّلاةِ هَلْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُعَقِّبَ بِأَصْحَابِهِ بَعْدَ التَّسلِيمِ ؟
فَقالَ: يُسَبِّحُ وَ يَذْهَبُ مَنْ شَاءَ لِحَاجَتِهِ وَ لَا يُعَقِّبُ رَجُلٌ لِتَعْقِيبِ الْإِمَام.
2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
بخش سی و دوم: دعا و تعقیب بعد از نماز
1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
برای امام جماعت شایسته نیست که چون سلام دهد از جای خود حرکت کند تا آن کسی که پشت سر اوست، نماز را تمام نماید.
حلبی گوید: از آن حضرت پرسید:م آیا برای پیشنماز شایسته است که یاران خود را امر به تعقیب نماز کند؟
فرمود: تسبیح بگوید و هر که خواست برود و لازم نیست مأموم، همانند امام تعقیبات را انجام دهد.
2 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 182
أَيُّمَا رَجُلٍ أَمْ قَوْماً فَعَلَيْهِ أَنْ يَقْعُدَ بَعْدَ التَّسْلِيم وَ لَا يَخْرُجَ مِنْ ذَلِكَ الْمَوْضِع حَتَّى يُتِمَّ الَّذِينَ خَلْفَهُ الَّذِينَ سُقُوا صَلاتَهُمْ ذَلِكَ عَلَى كُلِّ إِمَامٍ وَاجِبٌ إِذَا عَلِمَ أَنَّ فِيهِمْ مَسْبُوقاً، وَإِنْ عَلِمَ أَنْ لَيْسَ فِيهِمْ مَسْبُوقٌ بالصَّلاةِ فَلْيَذْهَب حَيْثُ شَاءَ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيٍّ بن حَدِيدٍ عَنْ مَنْصُورٍ بن يُونُسَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ صَلَّى صَلاةٌ فَرِيضَةً وَعَقَّبَ إِلَى أُخْرَى فَهُوَ ضَيْفُ اللَّهِ، وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُكْرِمَ ضَيْفَهُ.
4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْمُغِيرَةِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
إِنَّ فَضْلَ الدُّعَاءِ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ عَلَى الدُّعَاءِ بَعْدَ النَّافِلَةِ كَفَضْلِ الْفَرِيضَةِ عَلَى النافلة.
هر که بر گروهی در نماز، امامت می کند، بر او لازم است که پس از سلام بنشیند و از جای خود بر نخیزد تا کسانی که بعداً رسیده اند نماز خود را تمام نمایند، این کار برای هر پیشنمازی واجب است در صورتی که بداند کسانی هستند که پس از او رسیده اند، ولی اگر بداند که چنین کسانی در میان نمازگزاران نیستند، می تواند برخیزد و هر جا خواست برود.
3 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس نماز واجبی بخواند و تا وقت نماز بعدی تعقیب بخواند، مهمان خداست، و بر خداوند لازم است که مهمان خود را گرامی بدارد.
4 - حسن بن مغیره گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
فضیلت دعای پس از نماز واجب، بر دعای پس از نماز نافله، مانند فضیلت نماز واجب بر نافله است.
ص: 183
قَالَ: ثُمَّ قَالَ: ادْعُهُ وَ لَا تَقُلْ قَدْ فُرغَ مِنَ الْأَمْرِ، فَإِنَّ الدُّعَاءَ هُوَ الْعِبَادَةُ إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلٌ يَقُولُ: (إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ).
وَ قَالَ: (ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ).
وَ قَالَ: إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ فَمَجِدْهُ وَ احْمَدْهُ وَ سَبِّحْهُ وَ هَلَّلْهُ وَأَثْنِ عَلَيْهِ وَصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله ثُمَّ سَلْ تُعْطَ.
قَالَ:
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قالَ:
الدُّعَاءُ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّلَاةِ تَنَفُلاً.
6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.
مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ علیه السَّلام قَبْلَ أَنْ يَثْنِيَ رِجْلَيْهِ مِنْ صَلَاةِ الْفَرِيضَةِ غَفَرَ اللهُ لَهُ وَلْيَبْدَأَ بِالتَّكْبِيرِ.
راوی گوید: سپس حضرتش فرمود: دعا بخوان و نگو نماز پایان یافت، چرا که دعا، همان عبادت است، به راستی خداوند عزَّوجل می فرماید: «کسانی که از عبادت من استکبار می ورزند، به زودی با خواری وارد دوزخ خواهند شد».
و فرمود: «مرا بخوانید تا شما را استجابت نمایم».
و فرمود: هرگاه خواستی دعا کنی خدا را با عظمت یادکن و ستایش نما و او را تسبیح کن و تهلیل بگو و بر او ثناگو و بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله درود فرست، آنگاه حاجت خود را بخواه تا روا شود.
5 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
دعای پس از نماز واجب، بهتر از نماز نافله است.
6 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس خدا را با تسبیحات حضرت فاطمه زهرا علیها السَّلام تسبیح گوید، پیش از آن که از نماز واجب برخیزد، خداوند او را بیامرزد، و بایستی با تکبیر شروع کند.
ص: 184
7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النَّعْمَانِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ سَبَّحَ اللَّهَ فِي دُبُرِ الْفَرِيضَةِ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ علیه السَّلام الْمِائَةَ مَرَّةٍ وَأَتْبَعَهَا بِ_ «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» غَفَرَ اللَّهُ لَهُ.
8 ۔ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ قَالَ: دَخَلْتُ مَعَ أَبِي عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَسَأَلَهُ أَبِي عَنْ تَسْبِيحِ فَاطِمَةَ علیها السَّلام.
فَقالَ: «اللَّهُ أَكْبَرُ» حَتَّى أَحْصَاهَا أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ مَرَّةً .
ثُمَّ قَالَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ» حَتَّى بَلَغَ سَبْعاً وَ سِتِّينَ .
ثُمَّ قالَ: «سُبْحَانَ اللهِ» حَتَّى بَلَغَ مِائَةٌ يُحْصِيهَا بِيَدِهِ جُمْلَةٌ وَاحِدَةٌ.
9 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ صَفْوَانَ عَن ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
7 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس در پی هر نماز واجب خدا را با تسبیحات حضرت فاطمه زهرا علیها السَّلام _ که صد مرتبه است _ تسبیح گوید، سپس «لا اله الا الله» بگوید، خداوند او را بیامرزد.
8 - محمد بن عذافر گوید: همراه پدرم خدمت امام صادق علیه السَّلام شرفیاب شدم. پدرم از آن حضرت در مورد تسبیحات حضرت فاطمه علیها السَّلام پرسید.
فرمود: «الله اکبر» و سی و چهار مرتبه شمرد.
سپس فرمود: «الحمد لله» تا این که به شصت و هفت رسید (یعنی سی و سه مرتبه الحمد لله گفت) پس از آن فرمود: «سبحان الله» تا به صد رسید (یعنی آن را نیز سی و سه مرتبه گفت) و همۀ آن ها را به دست خود می شمرد.
9 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 185
فِي تَسْبِيح فَاطِمَةَ علیها السَّلام يُبْدَأُ بِالتَّكْبِيرِ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ، ثُمَّ التَّحْمِيدِ ثَلاثاً وَ ثَلَاثِينَ، ثُمَّ التَّسْبِيحَ ثَلاثاً وَثَلاثِينَ.
10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنِ الْخَيْبَرِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ تُوَيْرٍ وَ أَبِي سَلَمَةَ السَّرَّاج قَالَا: سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ هُوَ يَلْعَنُ فِي دُبُرِ كُلِّ مَكْتُوبَةٍ أَرْبَعَةٌ مِنَ الرِّجَالِ، وَ أَرْبَعاً مِنَ النِّسَاءِ فُلانٌ وَ فُلانٌ وَ فُلالٌ وَ مُعَاوِيَةُ، وَ يُسَمِّيهِمْ وَ فُلانه وفلانه و هند و أُمُّ الْحَكَم أُخْتُ مُعَاوِيَةَ.
11 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.
إِذَا شَكَكْتَ فِي تَسْبيح فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ علیه السَّلام فَأَعِدْ.
12 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْن يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَانَ يُسَبِّحُ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ هَا فَيَصِلُهُ وَ لَا يَقْطَعُهُ.
تسبیحات حضرت فاطمه علیها السَّلام با سی و چهار تکبیر شروع می شود، سپس سی و سه بار «الحمد الله»، و پس سی و سه بار «سبحان الله».
10 - حسين بن ثویر و ابوسلمه سراج گویند: از امام صادق علیه السَّلام شنیدیم که پس از هر نماز واجب، چهار نفر از مردان و چهار نفر از زنان را لعن می فرمود: فلان، فلان، فلان و معاویة و آن ها را نام می برد، و فلانه، فلانه، هند و امّ حکم خواهر معاويه.
11 - محمّد بن احمد در روایت مرفوعه ای می گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه در تسبیحات حضرت فاطمه علیها السَّلام شک کردی آن را اعاده کن.
12 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام به تسبیحات حضرت فاطمه علیها السَّلام تسبیح می گفت آن ها را به یکدیگر متّصل می خواند و در میانشان فاصله نمی انداخت.
ص: 186
13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي هَارُونَ الْمَكْفُوفِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
يَا أَبَا هَارُونَ! إِنَّا نَأْمُرُ صِبْيَانَنَا بِتَسْبِيحَ فَاطِمَةَ علیها السَّلام كَمَا نَأْمُرُهُمْ بِالصَّلَاةِ فَأَلْزِمْهُ، فَإِنَّهُ لَمْ يُلْزِمْهُ عَبْدٌ فَشَقِيَ.
14 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
مَا عُبِدَ اللهُ بِشَيْءٍ مِنَ التَحْمِيدِ أَفْضَلَ مِنْ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ وَ لَوْ كَانَ شَيْءٌ أَفْضَلَ مِنْهُ لَنَحَلَهُ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فَاطِمَةَ علیها السَّلام.
15 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْقَمَّاطِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
تَسْبِيحُ فَاطِمَةَ علیها السَّلام فِي كُلِّ يَوْمٍ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ صَلَاةِ أَلْفِ رَكْعَةٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ.
16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
13 - ابو هارون مکفوف گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ای ابا هارون! ما فرزندان خود را به تسبیح حضرت فاطمه علیها السَّلام فرمان می دهیم؛ همان گونه که آنان را به نماز فرمان می دهیم، و تو بر آن مداومت کن؛ زیرا بنده ای که به آن مداومت کند، شقی و بدبخت نخواهد شد.
14 - عقبه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
خداوند متعال با هیچ تسبیحی از حمد و ستایش عبادت نشده که از تسبیح حضرت فاطمه علیها السَّلام بهتر باشد؛ زیرا اگر چیزی بهتر از آن ،بود رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آن را به حضرت فاطمه علیها السَّلام اعطا می کرد.
15 - ابوخالد قمّاط گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
تسبیح حضرت فاطمه علیها السَّلام در هر روز پس از هر نماز، نزد من بهتر از هزار رکعت نماز در هر روز است.
16 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 187
أَقَلُّ مَا يُجْزِئُكَ مِنَ الدُّعَاءِ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ أَنْ تَقُولَ:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَافِيَتَكَ فِي أُمُورِي كُلِّهَا وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيَا وَ عَذَابِ الْآخِرَةِ».
17 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.
يُسْتَجَابُ الدُّعَاءُ فِي أَرْبَعَةِ مَوَاطِنَ فِي الْوَتْرِ وَ بَعْدَ الْفَجْرِ وَ بَعْدَ الظَّهْرِ وَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ.
18 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْوَاسِطِي قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
لَا تَدَعْ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ: «أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِاللَّهِ الْوَاحِدِ الصَّمَدِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ الْفَلَقِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ النَّاسِ حَتَّى تَخْتِمَهَا».
کمترین و کوتاهترین دعایی که کافی است پس از نماز واجب بخوانی این که بگویی:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٌ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَافِيَتَكَ فِي أُمُورِي كُلَّهَا وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيَا وَعَذَابِ الْآخِرَةِ».
17 - فضل بن عبدالملك گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
دعا در چهار موضع به اجابت می رسد: نماز وتر، بعد از سپیده دم، بعد از ظهر و بعد از مغرب.
18 - محمّد واسطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هیچ گاه پس از نماز این دعا را ترک مکن: «أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِاللَّهِ الْوَاحِدِ الصَّمَدِ» تا به پایان برسانی. «وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ الْفَلَقِ» تا به پایان برسانی. «وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ النَّاسِ» تا به پایان برسانی.
ص: 188
19 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أبو جعفر علیه السَّلام:
لَا تَنْسَوُا الْمُوجِبَتَيْنِ _ أَوْ قَالَ: عَلَيْكُمْ بِالْمُوجِبَتَيْنِ _ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ.
قُلْتُ: وَ مَا الْمُوجِبَتَانِ؟
قَالَ: تَسْأَلُ اللهَ الْجَنَّةَ وَتَعُوذُ باللهِ مِنَ النَّارِ.
20 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَأَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيٍّ بن بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصِ الْمَرْوَزِي قَالَ:
كَتَبَ إِلَى الرَّجُلُ صلَّى الله عليه وآله فِى سَجْدَةِ الشُّكْرِ مِائَةَ مَرَّةٍ «شَكْراً شُكراً، وَ إِنْ شِئْتَ «عَفْواً عَفْواً».
21 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَن عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ سَبَقَتْ أَصَابعُهُ لِسَانَهُ حُسِبَ لَهُ.
19 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
فراموش نکنید _ یا این که فرمود: بر شما باد _ پس از هر نماز آن دو چیزی را که موجب می شوند.
عرض کردم: آن دو چیز چیستند؟
فرمود: از خداوند بهشت را درخواست کنید و از آتش دوزخ به او پناه ببرید.
20 - سليمان بن حفص مروزی گوید: به امام کاظم علیه السَّلام درباره سجدۀ شکر نامه ای نوشتم.
حضرتش در پاسخ نوشت صد بار «شُكْراً شُكْراً» و اگر خواستی «عَفْواً عَفْواً» بگو.
21 - سماعة بن مهران گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
انگشتان هر فردی بر زبانش پیشی گیرد (یعنی آن تسبیح را به اشتباه بشمارد) آن تسبیح برای او حساب می شود.
ص: 189
22 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ دَاوُدَ الْعِجْلِى مَوْلَى أَبِي الْمَغْرَاءِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
ثَلَاثٌ أُعْطِينَ سَمْعَ الْخَلَائِقِ الْجَنَّةُ وَالنَّارُ وَ الْحُورُ الْعِينُ .
فَإِذَا صَلَّى الْعَبْدُ وَقَالَ: اللَّهُمَّ أَعْتِقْنِي مِنَ النَّارِ وَ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ وَ زَوَّجْنِي مِنَ الْحُورِ الْعِينِ.
قَالَتِ النَّارُ: يَا رَبِّ إِنَّ عَبْدَكَ قَدْ سَأَلَكَ أَن تُعْتِقَهُ مِنّى فَأَعْتِقَهُ.
وَ قَالَتِ الْجَنَّةُ: يَا رَبِّ! إِنَّ عَبْدَكَ قَدْ سَأَلَكَ إِيَّايَ فَأَسْكِنْهُ فِي.
وَ قَالَتِ الحُورُ الْعِينُ: يَا رَبِّ! إِنَّ عَبْدَكَ قَدْ خَطَبَنَا إِلَيْكَ فَزَوِّجْهُ مِنَّا.
فَإِنْ هُوَ انْصَرَفَ مِنْ صَلَاتِهِ وَ لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ شَيْئاً مِنْ هَذِهِ.
قُلْنَ الْحُورُ الْعِينُ: إِنَّ هَذَا الْعَبْدَ فِينَا لَزَاهِدٌ.
وَقَالَتِ الْجَنَّةُ : إِنَّ هَذَا الْعَبْدَ فِي لَزَاهِدٌ.
وَ قَالَتِ النَّارُ: إِنَّ هَذَا الْعَبْدَ فِي لَجَاهِلٌ.
22 - داوود عجلی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
سه چیز است که شنوایی آفریدگان به آنان عطا شده است (و آنان سخن آفریدگان را می شنوند): بهشت، آتش و حوریان بهشتی. هنگامی که بندۀ نمازگزار بگوید: «خدایا! مرا از آتش آزاد کن، وارد بهشت کن و حوریان بهشتی را به ازدواج من بیاور»؛
آتش گوید: پروردگارا! به راستی که بنده ات از تو خواست که او را از من آزاد کنی، پس او را آزاد فرما.
بهشت گوید: پروردگارا! به راستی که بنده ات از تو مرا در خواست نمود، پس او را در من ساکن گردان.
و حوریان بهشتی گویند: پروردگارا! بنده ات ما را از تو خواستگاری کرد، پس ما را به عقد او در آور.
ولی اگر از نماز خود فارغ شود و آن ها را در خواست نکند، حوریان بهشتی گویند: این بنده به ما رغبتی ندارد، بهشت گوید: این بنده به من میلی ندارد و آتش گوید: این بنده از من بی خبر است.
ص: 190
23 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
دُعَاءً يُدْعَى بِهِ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ تُصَلِّيهَا ، فَإِنْ كَانَ بِكَ دَاءٌ مِنْ سَقَم وَ وَجَع ، فَإِذَا قَضَيْتَ صَلَاتَكَ فَامْسَحْ بِيَدِكَ عَلَى مَوْضِع سُجُودِكَ مِنَ الْأَرْضِ، وَ ادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ، وَأَمِرُ بِيَدِكَ عَلَى مَوْضِع وَجَعِكَ سَبْعَ مَرَّاتٍ تَقُولُ:
«يَا مَنْ كَبَسَ الْأَرْضَ عَلَى الْمَاءِ وَ سَدَّ الْهَوَاءَ بِالسَّمَاءِ وَ اخْتَارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الْأَسْمَاءِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَكَذَا وَارْزُقْنِي كَذَا وَكَذَا وَ عَافِنِي مِنْ كَذَا وَكَذَا».
24 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ شَجَرَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ لا أَنَّهُ قَالَ:
تَمْسَحُ بِيَدِكَ الْيُمْنَى عَلَى جَبْهَتِكَ وَوَجْهِكَ فِي دُبُرِ الْمَغْرِبِ وَ الصَّلَوَاتِ وَ تَقُولُ:
23 - احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: از امام صادق علیه السَّلام ادعایی روایت شده که پس از هر نماز خوانده می شود. هرگاه از بیماری و دردی شکوه ای داری، چون نماز خود را تمام کردی، دست خود را بر سجده گاهت بکش و این دعا را هفت بار بخوان:
«يَا مَنْ كَبَسَ الْأَرْضَ عَلَى الْمَاءِ وَ سَدَّ الْهَوَاءَ بِالسَّمَاءِ وَ اخْتَارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الْأَسْمَاءِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَكَذَا وَ ارْزُقْنِي كَذَا وَكَذَا وَ عَافِنِي مِنْ كَذَا وَ كَذَا».
24 - محمّد بن مروان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
پس از نماز مغرب و همۀ نمازها دست راست خود را به پیشانی و روی خود می کشی و می گویی:
ص: 191
«بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ السُّقْمِ وَالْعُدْمِ وَ الصَّغَارِ وَ الذُّلِّ وَ الْفَوَاحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ».
25 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ الله علیه السَّلام عَنِ التَّسْبِيح.
فَقالَ: مَا عَلِمْتُ شَيْئاً مَوْقُوفاً غَيْرَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ بَعْدَ الْغَدَاةِ تَقُولُ:
«لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
وَلَكِنَّ الْإِنْسَانَ يُسَبِّحُ مَا شَاءَ تَطَوُّعاً.
26 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ الْقُمِّيِّ عَنْ إِدْرِيسَ أَخِيهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
«بِسْمِ اللهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمْ وَ الْحَزَنِ وَالسُّقْمِ وَالْعُدْمِ وَ الصَّغَارِ وَ الذُّلِّ وَالْفَوَاحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ».
25 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد تسبیح پرسیدم.
فرمود: من از تسبیح چیز مقرری جز تسبیح حضرت فاطمه صلوات الله عليها سراغ ندارم و این که ده بار پس از طلوع فجر بگویی: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
ولی انسان هر چه خواست می تواند تسبیح گوید.
26 - ادریس گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
ص: 192
إِذَا فَرَغْتَ مِنْ صَلاتِكَ فَقُلِ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَدِينُكَ بِطَاعَتِكَ وَ وَلَايَتِكَ وَ وَلَايَةِ رَسُولِكَ وَ وَلَايَةِ الأَئِمَّةِ علیهم السَّلام مِنْ أَوْلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ» وَ تُسَمِّيهِمْ.
ثُمَّ قُل: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَدِينُكَ بِطَاعَتِكَ وَ وَلَايَتِهِمْ وَ الرِّضَا بِمَا فَضَّلْتَهُمْ بِهِ غَيْرَ مُتَكَبِّرٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ عَلَى مَعْنَى مَا أَنْزَلْتَ فِي كِتَابِكَ عَلَى حُدُودِ مَا أَتَانَا فِيهِ وَ مَا لَمْ يَأْتِنَا مُؤْمِنٌ مُقِرٌّ مُسَلِّمُ بِذَلِكَ رَاضٍ بِمَا رَضِيتَ بِهِ يَا رَبِّ أُرِيدُ بِهِ وَجْهَكَ وَ الدَّارَ الآخِرَةَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ فِيهِ فَأَحْيِنِي مَا أَحْيَيْتَنِي عَلَى ذَلِكَ وَ أَمِثْنِي إِذَا أَمَتَّنِي عَلَى ذَلِكَ وَ ابْعَثْنِي إِذَا بَعَثْتَنِي عَلَى ذَلِكَ وَإِنْ كَانَ مِنِّي تَقْصِيرٌ فِيَمَا مَضَى فَإِنِّي أَتُوبُ إِلَيْكَ مِنْهُ وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ فِيمَا عِنْدَكَ، وَأَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي مِنْ مَعَاصِيكَ وَ لَا تَكِلَنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً مَا أَحْيَيْتَنِي لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمْتَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي بِطَاعَتِكَ حَتَّى تَتَوَفَّانِي عَلَيْهَا وَ أَنْتَ عَنِّي رَاضٍ وَ أَنْ تَخْتِمَ لِي بِالسَّعَادَةِ وَ لَا تُحَوِّلَنِي عَنْهَا أَبَداً وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِكَ».
هرگاه از نماز خود فارغ شدی، بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَدِينُكَ بِطَاعَتِكَ وَ وَلَايَتِكَ وَ وَلَايَةِ رَسُولِكَ وَ وَلَايَةِ الْأَئِمَّةِ علیهم السَّلام مِنْ أَوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ» و آنها را نام می بری.
بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَدِينُكَ بِطَاعَتِكَ وَ وَلَايَتِهِمْ وَ الرِّضَا بِمَا فَضَّلْتَهُمْ بِهِ غَيْرَ مُتَكَبِّرٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ عَلَى مَعْنَى مَا أَنْزَلْتَ فِي كِتَابِكَ عَلَى حُدُودِ مَا أَتَانَا فِيهِ وَ مَا لَمْ يَأْتِنَا مُؤْمِنٌ مُقِرٌّ مُسَلِّمٌ بِذَلِكَ رَاضٍ بِمَا رَضِيتَ بِهِ يَا رَبِّ أُرِيدُ بِهِ وَجْهَكَ وَ الدَّارَ الآخِرَةَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ فِيهِ فَأَحْيِنِي مَا أَحْيَيْتَنِي عَلَى ذَلِكَ وَ أَمِثْنِي إِذَا أَمَتَّنِي عَلَى ذَلِكَ وَ ابْعَثْنِي إِذَا بَعَثْتَنِي عَلَى ذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ مِنِّي تَقْصِيرٌ فِيَمَا مَضَى فَإِنِّي أَتُوبُ إِلَيْكَ مِنْهُ وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ فِيمَا عِنْدَكَ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي مِنْ مَعَاصِيكَ وَ لَا تَكِلَنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً مَا أَحْيَيْتَنِي لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمْتَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَأَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي بِطَاعَتِكَ حَتَّى تَتَوَفَّانِي عَلَيْهَا وَ أَنْتَ عَنِّي رَاضٍ وَ أَنْ تَخْتِمَ لِي بِالسَّعَادَةِ وَ لَا تُحَوِّلَنِي عَنْهَا أَبَداً وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِكَ».
ص: 193
27 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدٍ الْوَاسِطِيٌّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
لَا تَدَعْ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ:
«أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِاللَّهِ الْوَاحِدِ الصَّمَدِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ الْفَلَقِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ النَّاسِ حَتَّى تَخْتِمَهَا».
28 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبَ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ إِنْ رَأَيْتَ يَا سَيِّدِي أَنْ تُعَلِّمَنِي دُعَاءً أَدْعُو بِهِ فِي دُبُرِ لا صَلَوَاتِي يَجْمَعُ اللهُ لِي بِهِ خَيْرَ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ.
فَكَتَبَ علیه السَّلام تَقُولُ:
«أَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ عِزَّتِكَ الَّتِي لَا تُرَامُ وَ قُدْرَتِكَ الَّتِي لَا يَمْتَنِعُ مِنْهَا شَيْءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ وَ مِنْ شَرِّ الْأَوْجَاعِ كُلِّهَا»
27 - محمّد واسطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هیچ گاه پس از نماز این دعا را ترک مکن «أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِاللَّهِ الْوَاحِدِ الصَّمَدِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ الْفَلَقِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ النَّاسِ حَتَّى تَخْتِمَهَا».
28 - علی بن مهزیار گوید: محمّد بن ابراهیم در نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشت:
ای سرور من! دعایی به من تعلیم فرما که پس از همه نمازهایم بخوانم تا خداوند خیر دنیا و جهان آخرت را برای من جمع فرماید.
آن حضرت علیه السَّلام نوشت: بگو:
أعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ عِزَّتِكَ الَّتِي لا تُرَامُ وَ قُدْرَتِكَ الَّتِي لَا يَمْتَنِعُ مِنْهَا شَيْءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَ مِنْ شَرِّ الْأَوْجَاعِ كُلِّهَا».
ص: 194
(33) بَابُ مَنْ أَحْدَثَ قَبْلَ التَّسْلِيم
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى الْفَرِيضَةَ، فَلَمَّا فَرَغَ وَرَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ السَّجْدَةِ الثَّانِيَةِ مِنَ الرَّكْعَةِ الرَّابِعَةِ أَحْدَثَ.
فَقالَ: أَمَّا صَلَاتُهُ فَقَدْ مَضَتْ وَ بَقِيَ التَّشَهدُ، وَإِنَّمَا التَشَهدُ سُنَّةٌ فِي الصَّلاَةِ فَلْيَتَوَضَّأُ وَلْيَعُدْ إِلَى مَجْلِسِهِ أَوْ مَكَانٍ نَظِيفٍ فَيَتَشَهد.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةً عَنْ أبِي جَعْفَرِ فِي الرَّجُلِ يُحْدِثُ بَعْدَ مَا يَرْفَعُ رَأْسَهُ مِنَ السَّجْدَةِ الْأَخِيرَةِ قَبْلَ أَنْ يَتَشَهدَ قال:
بخش سی و سوم: کسی که پیش از سلام حدثی از او سر زند
1 - عبيد بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که نماز واجبی می خواند و هنگامی که سر خود را از سجدۀ دوم رکعت چهارم بر می دارد، حدثی از او سر می زند (چه وظیفه ای دارد؟)
فرمود: نماز چنین کسی تمام شده است، و تشهد باقی مانده سنّت است. پس بایستی وضو بگیرد و به جای خود یا مکانی دیگر _ که پاکیزه باشد _ بازگردد و تشهّد خود را بخواند.
2 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ شخصی که پس از آن که سر خود را از سجده آخر بر می دارد، پیش از خواندن تشهّد حدثی از او سر می زند، فرمود:
ص: 195
يَنْصَرِفُ فَيَتَوَضَّأُ فَإِنْ شَاءَ رَجَعَ إِلَى الْمَسْجِدِ وَإِنْ شَاءَ فَفِي بَيْتِهِ وَإِنْ شَاءَ حَيْثُ شَاءَ يَقْعُدُ فَيَتَشَهدُ ثُمَّ يُسَلِّمُ، وَإِنْ كَانَ الْحَدَثُ بَعْدَ التَّشَهدِ فَقَدْ مَضَتْ صَلاتُهُ.
(34) بَابُ السَّهْوِ فِي افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَنْسَى تَكْبِيرَةَ الِافْتِتَاحِ.
قَالَ: يُعِيدُ
2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنِ الْفَضْلِ بْن عَبْدِ الْمَلِكِ أَوِ ابْن أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ: فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي فَلَمْ يَفْتَتِحْ بِالتَّكْبِيرِ هَلْ تُجْزِئُهُ تَكْبِيرَةُ الرُّكُوعِ ؟
باید بر خیزد و وضو سازد. پس اگر خواست به مسجد بازگردد، یا در خانه و یا جایی دیگر بنشیند و تشهّد بخواند و سلام دهد، و اگر حدث بعد از تشهّد باشد، نمازش تمام شده و اشکالی بدان وارد نمی کند.
سی و چهارم: سهو در آغاز نماز
1 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد شخصی که تکبیرة الاحرام را فراموش کرده پرسیدم :فرمود باید نماز را اعاده کند.
2 - فضل یا ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السَّلام او دربارۀ کسی که نماز می خواند و بعد متوجّه می شود که تکبیرة الاحرام را نگفته است، پرسیدند که آیا آن تکبیری که با آن به رکوع می رود، او را کفایت می کند؟
ص: 196
قَالَ: لَا بَلْ يُعِيدُ صَلَاتَهُ إِذَا حَفِظَ أَنَّهُ لَمْ يُكَبَرْ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَن الرَّضَا علیه السَّلام قَالَ:
لا الْإِمَامُ يَحْمِلُ أَوْهَامَ مَنْ خَلْفَهُ إِلَّا تَكْبِيرَةَ الاِفْتِتَاح.
(35) بَابُ السَّهْوِ فِي الْقِرَاءَةِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ وَ الْقِرَاءَةُ سُنَّةٌ، فَمَنْ تَرَكَ الْقِرَاءَةَ مُتَعَمِّداً أَعَادَ الصَّلاَةَ، وَ مَنْ نَسِيَ الْقِرَاءَةَ فَقَدْ تَمَّتْ صَلَاتُهُ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ أَمَّ الْقُرْآنِ.
فرمود: نه. بلکه در صورتی که بداند تكبيرة الاحرام را نگفته است، باید نماز خود را اعاده کند.
3 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:
امام جماعت، همهٔ سهوهای مأمومین را بر طرف می کند مگر سهو در تکبیرة الاحرام را.
بخش سی و پنجم: سهو در قرائت
1 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) فرمود:
به راستی که خداوند، رکوع و سجود را واجب فرموده، ولی قرائت سنّت است. پس هر کس قرائت را از روی عمد ترک نماید، باید نمازش را اعاده کند و هر که قرائت را فراموش کند، نمازش تمام است و چیزی بر او واجب نیست.
2 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که سورۀ حمد را فراموش می کند، پرسیدم.
ص: 197
قَالَ: إِنْ كَانَ لَمْ يَرْكَعْ فَلْيعِدْ أُمَّ الْقُرْآنِ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي صَلَّيْتُ الْمَكْتُوبَةَ فَنَسِيتُ أَن أَقْرَأَ فِي صَلاتِي كُلِّهَا.
فَقالَ: أَلَيْسَ قَدْ أَتْمَمْتَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ؟
قُلْتُ: بَلَى.
قَالَ: قَدْ تَمَّتْ صَلاتُكَ إِذَا كَانَ نِسْيَاناً.
(36) بَابُ السَّهْوِ فِي الرُّكُوعِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَشْكُ وَ هُوَ قَائِمٌ لَا يَدْرِي رَكَعَ أَمْ لَمْ يَرْكَعْ؟
فرمود: اگر به رکوع نرفته، باید آن را بخواند.
3 - منصور بن حازم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم من نماز واجبی خواندم و در تمام آن قرائت را فراموش کردم.
فرمود: آیا رکوع و سجود آن را درست به جای نیاوردی؟
گفتم: آری، درست به جای آوردم.
فرمود: هرگاه قرائت را فراموش کنی و به جای نیاوری، نمازت درست است.
بخش سی و ششم: سهو در رکوع
1 - ابوبصیر :گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم کسی که در حال قیام است، شک می کند که آیا رکوع را به جا آورده یا نه؟ (حکمش چیست؟)
ص: 198
قَالَ: يَرْكَعُ وَ يَسْجُدُ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يَرْكَعَ حَتَّى يَسْجُدَ وَ يَقُومَ.
قَالَ: يَسْتَقْبلُ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ قَدْ زَادَ فِي الصَّلَاةِ الْمَكْتُوبَةِ رَكْعَةً لَمْ يَعْتَدَّ بِهَا وَ اسْتَقْبَلَ الصَّلاةَ اسْتِقْبَالاً إِذَا كَانَ قَدِ اسْتَيْقَنَ يَقِيناً.
فرمود: باید به رکوع برود، سپس سجده کند.
2 - رفاعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم کسی که رکوع را فراموش می کند و به سجده می رود و بر می خیزد (چه حکمی دارد؟)
فرمود: باید نماز از سر گیرد.
3 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه کسی یقین کند که در نماز واجب یک رکوع زیاد انجام داده است، نباید بدان اعتنا کند، ولی در صورتی که یقین کامل کند، باید نماز را از سر گیرد.
ص: 199
(37) بَابُ السَّهْوِ فِي السُّجُودِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ سَهَا فَلَمْ يَدْرِ سَجْدَةً سَجَدَ أَمْ ثِنْتَيْن.
لا قَالَ: يَسْجُدُ أُخْرَى وَ لَيْسَ عَلَيْهِ بَعْدَ انْقِضَاءِ الصَّلَاةِ سَجْدَنَا السَّهْوِ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ شَكٍّ فَلَمْ يَدْر سَجْدَةٌ سَجَدَ أَمْ سَجْدَتَيْن؟
قَالَ: يَسْجُدُ حَتَّى يَسْتَيْقِنَ أَنَّهُمَا سَجْدَتَان.
3 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ
بخش سی و هفتم: سهو در سجود
1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که سجده را فراموش می کند و نمی داند که آیا یک سجده به جا آورده یا دو سجده پرسیدند.
فرمود: باید سجدۀ دیگری به جا آورد و پس از تمام شدن نماز، سجدۀ سهو نیز بر او لازم نیست.
2 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که شک کند و نداند که آیا یک سجده به جا آورده یا دو سجده پرسیدم.
فرمود: باید به سجده رود، تا یقین نماید که دو سجده به جا آورده است.
3 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم
ص: 200
عَنْ رَجُلٍ صَلَّى رَكْعَةً ثُمَّ ذَكَرَ وَ هُوَ فِي الثَّانِيَةِ وَ هُوَ رَاكِعٌ أَنَّهُ تَرَكَ سَجْدَةً مِنَ الأولَى، فَقالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَن صلّی اللهُ علیه وآله يَقُولُ :
إِذَا تَرَكْتَ السَّجْدَةَ فِي الرَّكْعَةِ الأُولَى وَ لَمْ تَدْرِ وَاحِدَةً أَمْ ثِنْتَيْنِ اسْتَقْبَلْتَ الصَّلاَةَ حَتَّى يَصِحَ لَكَ أَنَّهُمَا اثْنَتَانِ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ الْخَزَّازِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ زَيْدِ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ شُبِّهَ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَدْرِ وَاحِدَةً سَجَدَ أَمْ ثِنْتَيْنِ.
قَالَ: فَلْيَسْجُدُ أُخْرَى.
(38) بَابُ السَّهْو فِي الرَّكْعَتَيْنِ الأَوَّلَتَيْنِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
شخصی یک رکعت از نماز را خوانده و در رکعت دوم در حال رکوع به خاطرش می رسد که یک سجده از رکعت اوّل را فراموش کرده است.
فرمود: امام کاظم علیه السَّلام می فرمود: هرگاه یک سجده از رکعت اول را ترک کردی و ندانستی که یک سجده به جای آورده ای یا دو سجده، نماز خود را از سرگیر تا برای تو یقین حاصل شود که دو سجده به جا آورده ای.
4 - زید شحّام گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد شخصی که بر او مشتبه می شود و نمی داند که آیا یک سجده به جا آورده یا دو سجده، فرمود:
بایستی یک سجدهٔ دیگر نیز به جا آورد.
بخش سی و هشتم: سهو در دو رکعت اول
1 - عنبسة بن مصعب گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:
ص: 201
إِذَا شَكَكْتَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ فَأَعِدْ.
2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ زُرْعَةَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ :
إِذَا سَهَا الرَّجُلُ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ مِنَ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ الْعَتَمَةِ وَ لَمْ يَدْراً وَاحِدَةً صَلَّى أَمْ ثِنْتَيْنِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ الصَّلَاةَ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ لَا يَدْري وَاحِدَةً صَلَّى أمْ ثِنْتَيْن.
قَالَ: يُعِيدُ.
قَالَ: قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ لَمْ يَدْرِ أَ ينتيْن صَلَّى أَمْ ثَلاثاً .
فَقالَ: إِنْ دَخَلَهُ الشَّكُ بَعْدَ دُخُولِهِ فِي الثَّالِثَةِ مَضَى فِي الثَّالِثَةِ ثُمَّ صَلَّى الْأُخْرَى وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ وَ يُسَلِّمُ.
هرگاه در دو رکعت اوّل شک نمودی، نماز را اعاده کن.
2 - سماعه (که از راویان امام صادق و امام کاظم علیهما السَّلام است) گوید: امام علیه السَّلام فرمود:
هرگاه کسی در دو رکعت اوّل نماز ظهر، عصر و عشا شک کند و نداند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، بر او واجب است که نماز را اعاده نماید.
3 - زراره گوید: به امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) عرض کردم: کسی که نمی داند آیا یک رکعت نماز خوانده است یا دو رکعت (چه حکمی دارد؟)
فرمود: باید نماز را اعاده کن.
گفتم: شخصی است که نمی داند دو رکعت به جا آورده یا سه رکعت (چه کند؟)
فرمود: اگر پس از آن که وارد رکعت سوم می شود شک بر او عارض شود، باید سه رکعت را تمام کند، سپس یک رکعت دیگر بخواند و چیز دیگر بر او لازم نیست و سلام دهد.
ص: 202
قُلْتُ: فَإِنَّهُ لَمْ يَدْرِ فِي ثِنْتَيْنِ هُوَ أَمْ فِي أَرْبَع.
قَالَ: يُسَلِّمُ وَ يَقُومُ فَيُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ يُسَلِّمْ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْوَشَّاءِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ الرضا علیه السَّلام:
الْإِعَادَةُ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الأَوَّلَتَيْنِ وَ السَّهْوَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ.
(39) بَابُ السَّهْوِ فِي الْفَجْرِ وَالْمَغْرِبِ وَ الْجُمُعَةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا شَكَكْتَ فِي الْمَغْرِبِ فَأَعِدْ، وَإِذَا شَكَكْتَ فِي الْفَجْرِ فَأَعِدْ.
گفتم: نمی داند در رکعت دوم است یا در رکعت چهارم.
فرمود: باید سلام دهد و بر خیزد، سپس دو رکعت نماز بخواند و سلام دهد و دیگر چیزی بر او لازم نیست.
4 - حسن بن علی و شّا گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:
اعادۀ نماز، در دو رکعت اوّل است، و شک در دو رکعت پایانی.
بخش سی و نهم: سهو در نمازهای صبح، مغرب و جمعه
1 - حفص بن بختری و راوی دیگر گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه در نماز مغرب شک کردی، آن را اعاده کن، و هرگاه در نماز صبح شک کردی، آن را اعاده کن.
ص: 203
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ لا عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَلَا يَدْرِي وَاحِدَةً صَلَّى أَمْ ثِنْتَيْنِ.
قَالَ: يَسْتَقْبِلُ حَتَّى يَسْتَيْقِنَ أَنَّهُ قَدْ أَتَمْ، وَ فِي الجُمُعَةِ وَ فِي الْمَغْرِبِ وَ فِي الصَّلاَةِ فِي السَّفَرِ.
3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ سَيْفِ بْن عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي قَالَ: صَلَّيْتُ بِأَصْحَابِي الْمَغْرِبَ، فَلَمَّا أَنْ صَلَّيْتُ رَكْعَتَيْنِ سَلَّمْتُ. فَقَالَ بَعْضُهُمْ: إِنَّمَا صَلَّيْتَ رَكْعَتَيْن.
فَأَعَدْتُ فَأَخَبَرْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.
فَقَالَ: لَعَلَّكَ أَعَدْتَ.
قُلْتُ: نَعَمْ.
قَالَ: فَضَحِكَ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا يُجْزِئُكَ أَنْ تَقُومَ فَتَرْكَعَ رَكْعَةً.
2 - محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد شخصی که نماز می خواند و نمی داند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت پرسیدم.
فرمود: باید نماز خود را از سر گیرد تا یقین کند که آن را کامل خوانده است، و در نماز جمعه، نماز مغرب و نماز در سفر نیز در چنین حالتی نماز را از سر گیرد.
3 - ابوبكر حضر می گوید: با دوستان خود نماز مغرب را (به جماعت) به جای آوردم و چون دو رکعت خواندم سلام دادم.
یکی از آنان گفت: نماز را دو رکعت خواندی. من نمازم را اعاده کردم. سپس جریان را برای امام صادق علیه السَّلام باز گفتم.
حضرتش فرمود: مگر نماز را اعاده کردی؟
عرض کردم: آری.
حضرتش خندید، سپس فرمود: برای تو کفایت می کرد که یک رکعت دیگر به جا می آوردی.
ص: 204
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَيْسَ فِي الْمَغْرِبِ وَ الْفَجْرِ سَهْرٌ.
(40) بَابُ السَّهْوِ فِي الثَّلَاثِ وَالْأَرْبَع
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى فَلَمْ يَدْرِأُ فِي الثَّالِثَةِ هُوَ أَمْ فِي الرَّابِعَةِ.
قَالَ: فَمَا ذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَيْهِ إِنْ رَأَى أَنَّهُ فِي الثَّالِثَةِ، وَ فِي قَلْبِهِ مِنَ الرَّابِعَةِ شَيْءٌ سَلَّمَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ نَفْسِهِ ثُمَّ يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِيهِمَا بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ.
4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در نماز مغرب و صبح، سهو (شک) وجود ندارد.
بخش چهلم: سهو در رکعت سوم و چهارم
1 - ابوبصیر (که از راویان امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام است) گوید: از امام علیه السَّلام در مورد شخصی که نماز می خواند، ولی نمی داند که آیا در رکعت سوم است در رکعت چهارم پرسیدم.
فرمود: بنا را بر طرفی که احتمال می دهد بگذارد، اگر احتمال می دهد که در رکعت سوم است و در دلش به چهار رکعت شک دارد، سلام دهد، سپس دو رکعت نماز (نشسته) به جا آورد که در آن دو رکعت سورۀ حمد می خواند.
ص: 205
2 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:
إِنِ اسْتَوَى وَهْمُهُ فِي الثَّلَاثِ وَ الْأَرْبَعَ سَلَّمَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ بفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَ هُوَ جَالِسٌ يَقْصِدُ فِي الْتَشَهدِ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَنْ لَمْ يَدْرِ فِي أَرْبَع هُوَ أَمْ فِي ثِنْتَيْنِ وَقَدْ أَحْرَزَ الثُّنْتَيْنِ.
قَالَ: يَرْكَعُ، رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ وَ هُوَ قَائِمٌ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَيَتَشَهدُ وَلَا شَيْءٍ عَلَيْهِ، وَ إِذَا لَمْ يَدْرِ فِي ثَلَاثٍ هُوَ أَوْ فِي أَرْبَعِ وَ قَدْ أَحْرَزَ الثَّلَاثَ قَامَ فَأَضَافَ إلَيْهَا أُخْرَى وَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ.
وَ لَا يَنْقُضُ الْيَقِينَ بِالشَّكُ وَ لَا يُدْخِلُ الشَّكَ فِى الْيَقِين، وَ لَا يَخْلِطُ أَحَدَهُمَا بِالآخَرِ ، وَ لَكِنَّهُ يَنْقُضُ الشَّكَ بِالْيَقِينِ، وَ يُتِمُّ عَلَى الْيَقِينِ فَيَبْنِي عَلَيْهِ، وَ لَا يَعْتَدُ بالشَّكُ فِى حَالٍ مِنَ الْحَالَاتِ.
2 - حسین بن ابی العلاء گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه احتمال نمازگزار در میان رکعت سه و چهار مساوی باشد، باید سلام دهد و دو رکعت نماز با چهار سجده و سورۀ حمد در حال نشسته بخواند و در تشهّد میانه روی کند (یعنی آن را نه طولانی و نه مختصر بخواند).
3 - زراره گوید: به امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) عرض کردم: کسی که نمی داند در رکعت چهارم است یا دوم، اما گمان او به رکعت دوم است، حکمش چیست؟
فرمود: دو رکعت نماز ایستاده با سورۀ حمد تنها با دو رکوع و چهار سجده به جا آورد، سپس تشهّد میخواند و دیگر چیزی بر او نیست.
و اگر نمی داند که آیا در رکعت سوم است یا چهارم، ولی گمان به سه رکعت دارد، بر می خیزد و یک رکعت دیگر بر آن می افزاید و دیگر چیزی بر او نیست و نباید این یقین خود را با شک باطل کند و شک را در یقین داخل کند و هیچ کدام را به یکدیگر نیامیزد؛ ولی با یقین، شک را باطل کند و نماز را با یقین تمام کند و بنا را بر آن گذارد و در هیچ حالی از حالات نباید به شک اعتنا نماید.
ص: 206
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ ابْنِ يَعْفُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ لَا يَدْرِي رَكْعَتَيْنِ صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً؟
قَالَ: يَتَشَهدُ وَيُسَلِّمُ ثُمَّ يَقُومُ فَيُصَلِّى رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ يَقْرَأُ فِيهِمَا بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ ثُمَّ يَتَشَهدُ وَيُسَلِّمُ، وَإِنْ كَانَ صَلَّى أَرْبَعاً كَانَتْ هَاتَانِ نَافِلَةٌ وَإِنْ كَانَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ كَانَتْ هَاتَانِ تَمَامَ الْأَرْبَعِ وَإِنْ تَكَلَّمَ فَلْيَسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهْوِ .
5 - حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:
إِنَّمَا السَّهْوَ مَا بَيْنَ الثَّلَاثِ وَالْأَرْبَعَ وَ فِي الاثْنَتَيْنِ وَ فِي الْأَرْبَعِ بِتِلْكَ الْمَنْزِلَةِ وَ مَنْ سَهَا وَ لَمْ يَدْرِ ثَلاثاً صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً وَ اعْتَدَلَ شَكُهُ، يَقُومُ فَيْنِمُ ثُمَّ يَجْلِسُ فَيَتَشَهدُ وَ يُسَلِّمُ وَ يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ وَ هُوَ جَالِسٌ، فَإِنْ كَانَ أَكْثَرُ وَهْمِهِ إِلَى الْأَرْبَع تَشَهَّدَ وَ سَلَّمَ ثُمَّ قَرَأَ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ رَكَعَ وَ سَجَدَ ثُمَّ قَرَأَ وَ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ وَ تَشَهدَ وَ سَلَّمَ، وَإِنْ كَانَ أَكْثَرُ وَهْمِهِ إِلَى الثَّنْتَيْن نَهَضَ فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ تَشَهَّدَ وَ سلّم.
4 - ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که نمی داند آیا دو رکعت به جای آورده یا چهار رکعت پرسیدم.
فرمود: باید تشهّد را بخواند و سلام دهد، سپس بر خیزد و دو رکعت نماز با حمد و چهار سجده به جا آورد و تشهّد را بخواند و سلام دهد.
حال اگر در واقع، نماز خود را چهار رکعت خوانده باشد آن دو رکعت برای او به عنوان نافله منظور می گردد و اگر در واقع، دو رکعت خوانده باشد، با این دو رکعت چهار رکعت می شود، و اگر در نماز سخنی گفته باشد، باید دو سجدۀ سهو به جا آورد.
5 - محمّد بن مسلم (که از راویان امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام) است گوید:
شک بین رکعت سوم و چهارم همانند شک بین رکعت دوم و چهارم است، و هرکه شک نداند که آیا سه رکعت خوانده یا چهار رکعت و شک او نسبت به هر طرف مساوی باشد، باید برخیزد نماز خود را تمام کند، سپس بنشیند و تشهّد را بخواند و سلام دهد و دو رکعت نماز نشسته با چهار سجده به جا آورد. اما اگر گمان او بیشتر به چهار رکعت مایل باشد، باید تشهّد را بخواند و سلام دهد، سپس سورۀ حمد را بخواند و به رکوع رود و دو سجده کند و پس از آن (حمد را) قرائت کند و دو سجده به جا آورد و تشهّد را بخواند و سلام دهد و اگر گمانش بیشتر به دو رکعت مایل باشد، باید بر خیزد و دو رکعت نماز به جا آورد و تشهّد را بخواند و سلام دهد.
ص: 207
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُل صَلَّى فَلَمْ يَدْراً ثنتين صَلَّى أمْ ثَلاثاً أَمْ أَرْبَعاً.
قَالَ: يَقُومُ فَيُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ مِنْ قِيَام وَ يُسَلَّمَ ثُمَّ يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ مِنْ جُلُوسٍ وَيُسَلَّمْ، فَإِنْ كَانَتْ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ كَانَتِ الرَّكْعَتَانِ نَافِلَةٌ وَإِلَّا تَمَّتِ الْأَرْبَعُ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَيَابَةَ وَ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إذَا لَمْ تَدْرِ ثَلاثاً صَلَّيْتَ أَوْ أَرْبَعاً وَ وَقَعَ رَأَيْكَ عَلَى الثَّلَاثِ فَابْن عَلَى الثَّلَاثِ، وَإِن وَقَعَ رَأْيْكَ عَلَى الْأَرْبَعِ فَسَلَّمْ وَ انْصَرِفْ وَ إِنِ اعْتَدَلَ وَهْمُكَ فَانْصَرِفْ وَ صَلَّ رَكْعَتَيْن وَأَنْتَ جَالِسٌ.
8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
6 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره شخصی که نماز می خواند و نمی داند که دو رکعت نماز خوانده است، یا سه و یا چهار رکعت، فرمود:
باید خیزد و دو رکعت نماز ایستاده به جا آورد و سلام دهد، سپس دو رکعت در حال نشسته بخواند. پس در این صورت اگر در واقع نماز خود را چهار رکعت خوانده باشد، این دو رکعت به عنوان نافله محسوب می شود، و گرنه چهار رکعت تمام می شود.
7 - عبد الرحمان بن سیابه و ابوالعباس گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه ندانستی که سه رکعت نماز خوانده ای یا چهار رکعت، ولی نظر به سه رکعت داشتی، بنا را بر سه بگذار، و اگر به چهار رکعت مایل بودی، سلام را بگو و از نماز فارغ شو، و اگر نظرت نسبت به هر دو طرف مساوی باشد، از نماز فارغ شو و دو رکعت نماز در حال نشسته بخوان.
8 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 208
إِذَا لَمْ تَدْرِ ثِنْتَيْنِ صَلَّيْتَ أَمْ أَرْبَعاً وَ لَمْ يَذْهَبْ وَهْمُكَ إِلَى شَيْءٍ فَتَشَهَّدْ وَ سَلَّمْ ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ تَقْرَأُ فِيهِمَا بِأُمِّ الْقُرْآنِ ثُمَّ تَشَهدُ وَ سَلَّمْ، فَإِنْ كُنْتَ إِنَّمَا صَلَّيْتَ رَكْعَتَيْنِ كَانَتَا هَاتَانِ تَمَامَ الْأَرْبَعِ، وَإِنْ كُنْتَ صَلَّيْتَ أَرْبَعاً كَانَتَا هَاتَانِ نَافِلَةٌ .
وَإِنْ كُنْتَ لَا تَدْرِي ثَلاثاً صَلَّيْتَ أَمْ أَرْبَعاً وَ لَمْ يَذْهَبْ وَهْمُكَ إِلَى شَيْءٍ فَسَلَّمْ ثُمَّ صَل رَكْعَتَيْن وَأَنْتَ جَالِسٌ تَقْرَأُ فِيهِمَا بِأُمِّ الْكِتَابِ، وَإِنْ ذَهَبَ وَهْمُكَ إِلَى الثَّلَاثِ فَقُمْ فَصَلِّ الرَّكْعَةَ الرَّابِعَةَ وَ لَا تَسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهو، فَإِنْ ذَهَبَ وَهُمُكَ إِلَى الْأَرْبَعِ فَتَشَهدُ وَ سَلَّمْ ثُمَّ اسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهْوِ.
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ فِي مَنْ لَا يَدْرِي أَثَلاثاً صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً وَوَهْمُهُ فِي ذَلِكَ سَوَاءٌ.
قَالَ: فَقَالَ: إِذَا اعْتَدَلَ الْوَهْمُ فِي الثَّلاثِ وَ الْأَرْبَعِ فَهُوَ بِالْخِيَارِ إِنْ شَاءَ صَلَّى رَكْعَةً وَهُوَ قَائِمٌ، وَ إِنْ شَاءَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ وَهُوَ جَالِسٌ.
هرگاه شک کردی که دو رکعت نماز خوانده ای یا چهار رکعت و گمان به هیچ طرف ندادی، پس تشهدّ بگو و سلام بده و بر خیز دو رکعت دیگر با دو رکوع و چهار سجود به جای آور و در آن ها سورۀ حمد را بخوان. سپس تشهد بگو و سلام بده. اگر در واقع دو رکعت نماز خوانده ای، با این دو رکعت چهار رکعت می شود، و اگر چهار رکعت خوانده ای، این دو رکعت، نافله محسوب خواهد شد.
و هرگاه شک کردی که سه رکعت نماز خوانده ای یا چهار رکعت و گمانت به جایی نرفت، سلام بده، سپس دو رکعت نماز در حال نشسته به جای آور و در آن ها سورۀ حمد را بخوان، و اگر گمانت به سه رکعت مایل بود، برخیز و رکعت چهارم را به جای آور و دیگر سجده سهو لازم نیست، ولی اگر گمان به چهار رکعت دادی، تشهّد بگو و سلام بده، سپس دو سجدۀ سهو به جای آور.
9 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که نمی داند سه رکعت نماز خوانده است یا چهار رکعت و نظرش به هر دو طرف مساوی است، فرمود:
اگر نظرش نسبت به سه و چهار رکعت مساوی باشد، به اختیار اوست اگر بخواهد می تواند یک رکعت ایستاده بخواند و اگر بخواهد می تواند دو رکعت به چهار سجده در حال نشسته به جا می آورد.
ص: 209
وَ قَالَ فِي رَجُلٍ لَمْ يَدْرِ أَ ثِنْتَيْنِ صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً وَ وَهْمُهُ يَذْهَبُ إِلَى الْأَرْبَعِ أَوْ إِلَى الرَّكْعَتَيْنِ .
فَقالَ: يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ.
وَ قَالَ: إِنْ ذَهَبَ وَهْمُكَ إِلَى رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعٍ فَهُوَ سَوَاءٌ وَ لَيْسَ الْوَهْمُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ مِثْلَهُ فِي الثَّلَاثِ وَ الْأَرْبَعِ.
(41) بَابُ مَنْ سَهَا فِي الْأَرْبَعِ وَالْخَمْسِ وَ لَمْ يَدْر زَادَ أَوْ نَقَصَ أَو اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ زَادَ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقُولُ:
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: إِذَا شَكٌّ أَحَدُكُمْ فِي صَلاتِهِ فَلَمْ يَدْرِ زَادَ أَمْ نَقَصَ فَلْيَسْجُدْ سَجْدَتَيْنِ وَ هُوَ جَالِسٌ. وَ سَمَّاهُمَا رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله الْمُرْغِمَتَيْنِ.
حضرتش دربارۀ کسی که دو رکعت خوانده یا چهار رکعت و نظرش به چهار رکعت یا به دو رکعت مایل باشد، فرمود:
باید دو رکعت نماز به چهار سجده به جا آورد.
و فرمود: اگر نظرت نسبت به دو و چهار رکعت مساوی باشد، حکمش یکی است و شک در اینجا مانند شک در رکعت سوم و چهارم نیست.
بخش چهل و یکم: کسی که در رکعت چهار و پنجم شک کند و نداند که بیشتر خوانده یا کمتر، یا یقین کند که بیشتر خوانده است
1 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که فرمود:
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود: هرگاه یکی از شما در نماز خود شک کرد و ندانست که بیشتر خوانده یا کمتر، باید دو سجدۀ سهو در حال نشسته به جا آورد. رسول خدا صلَّى الله عليه وآله این دو سجده را خوار کنندۀ شیطان نامیده است.
ص: 210
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرِ ابْنَيْ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
لا إِذَا اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ زَادَ فِي صَلَاتِهِ الْمَكْتُوبَةِ لَمْ يَعْتَدَّ بِهَا وَ اسْتَقْبَلَ صَلَاتَهُ اسْتِقْبَالاً إِذَا كَانَ قَدِ اسْتَيْقَنَ يَقِيناً.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لا إِذَا كُنْتَ لَا تَدْرِي أَرْبَعاً صَلَّيْتَ أَوْ خَمْساً فَاسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهْوِ بَعْدَ تَسْلِيمِكَ ثُمَّ سَلّمْ بَعْدَهُمَا.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ:
مَنْ حَفِظَ سَهْوَهُ وَ أَتَمَّهُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ سَجْدَنَا السَّهْوِ، إِنَّمَا السَّهْوُ عَلَى مَنْ لَمْ يَدْرِ زَادَ أَمْ نَقَصَ مِنْهَا.
2 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه کسی یقین کند که در نماز واجب یک رکوع زیاد انجام داده است، نباید بدان اعتنا کند ولی در صورتی که یقین کامل کند، باید نماز را از سر گیرد.
3 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه ندانستی که چهار رکعت خوانده ای یا پنج رکعت بعد از سلام دو سجده سهو به جای آور و پس از آن سلام گوی
4 - سماعه (ک از راویان امام صادق علیه السَّلام است) گوید: حضرتش فرمود:
هر کس متوجّه شود که در نماز، اشتباه می کرده و آن را تدارک و تصحیح کند، سجدۀ سهو بر او لازم نیست. سجده سهو بر کسی لازم است که نمی داند رکعتی زیاد انجام داده یا كم.
ص: 211
5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
مَنْ زَادَ فِي صَلَاتِهِ فَعَلَيْهِ الْإِعَادَةُ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا لَمْ تَدْرِ خَمْساً صَلَّيْتَ أَمْ أَرْبَعاً فَاسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهْوِ بَعْدَ تَسْلِيمِكَ وَ أَنْتَ جَالِسٌ ثُمَّ سَلّمْ بَعْدَهُمَا.
(42) بَابُ مَنْ تَكَلَّمَ فِي صَلاتِهِ، أو انْصَرَفَ قَبْلَ أَنْ يُتِمَّهَا، أَوْ يَقُومُ فِي مَوْضِعِ الْجُلُوسِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
5 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس در نماز خود رکعتی را زیاد انجام دهد، اعادۀ نماز بر او لازم است.
6 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه ندانستی که چهار رکعت خوانده ای یا پنج رکعت بعد از سلام، دو سجده سهو به جای آور و پس از آن سلام گوی.
بخش چهل و دوم: کسی که در نماز سخن بگوید، یا پیش از پایان آن ، سلام بدهد و یا بایستد در آنجا که باید بنشیند
1 - سماعة بن مهران گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 212
مَنْ حَفِظَ سَهْوَهُ فَأَتَمَّهُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ سَجْدَنَا السَّهْو، فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله صَلَّى بِالنَّاسِ الظَّهْرَ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ سَهَا فَسَلَّمَ.
فَقالَ لَهُ ذُو الشِّمَالَيْنِ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَنَزَلَ فِي الصَّلَاةِ شَيْءٌ؟
فَقالَ: وَ مَا ذَاكَ؟
قَالَ: إِنَّمَا صَلَّيْتَ رَكْعَتَيْن .
فَقالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: أَتَقُولُونَ مِثْلَ قَوْلِهِ؟
قَالُوا: نَعَمْ
فَقَامَ فَأَتَمَّ بِهِمُ الصَّلاةَ وَ سَجَدَ بِهِمْ سَجْدَتَي السَّهْرِ.
قَالَ: قُلْتُ: أَرَأَيْتَ مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ ظَنَّ أَنَّهُمَا أَرْبَعٌ فَسَلَّمَ وَانْصَرَفَ ثُمَّ ذَكَرَ بَعْدَ مَا ذَهَبَ أَنَّهُ إِنَّمَا صَلَّى رَكْعَتَيْن.
قَالَ: يَسْتَقْبِلُ الصَّلَاةَ مِنْ أَوَّلِهَا.
هر کس متوجّه اشتباهش شود و آن را تدارک کند، سجدۀ سهو بر او لازم نیست. رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نماز ظهر را با مردم دو رکعت به جا آورد و فراموش کرد و سلام داد. ذوالشمالین به آن حضرت گفت: ای رسول خدا! آیا در نماز حکم تازه ای نازل شده است؟
فرمود: چرا این سخن را می گویی؟
گفت: نماز را دو رکعت به جا آوردید.
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله (رو به یگران کرد) و فرمود آیا شما هم، چون او می گویید؟
گفتند: آری.
آن گاه رسول خدا صلَّى الله عليه وآله برخاست و نماز را با ایشان تمام کرد و دو سجدۀ سهو با آن ها به جا آورد.
راوی گوید: عرض کردم: چه می فرمایید دربارۀ شخصی که دو رکعت نماز می خواند و گمان می کند که چهار رکعت به جا آورده است و سلام می دهد و از نماز فارغ می شود و پس از آن که بلند می شود و می رود، به یادش می آید که دو رکعت خوانده است؟
فرمود: باید نماز را از سر گیرد.
ص: 213
قَالَ: قُلْتُ: فَمَا بَالُ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لَمْ يَسْتَقْبِلِ الصَّلاةَ وَإِنَّمَا أَتَمَّ بِهِمْ مَا بَقِيَ مِنْ صلاته ؟
فَقالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لَمْ يَبْرَحْ مِنْ مَجْلِسِهِ ، فَإِنْ كَانَ لَمْ يَبْرَحْ مِنْ مَجْلِسِهِ فَلْيُتِمَّ مَا نَقَصَ مِنْ صَلاتِهِ إِذَا كَانَ قَدْ حَفِظَ الرَّكْعَتَيْنِ. الْأَوَّلَتَيْن.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ فِي الرَّجُل يُصَلِّى رَكْعَتَيْنِ مِنَ الْمَكْتُوبَةِ ثُمَّ يَنْسَى فَيَقُومُ قَبْلَ أَنْ يَجْلِسَ بَيْنَهُمَا.
قَالَ: فَلْيَجْلِسْ مَا لَمْ يَرْكَعْ وَ قَدْ تَمَّتْ صَلَاتُهُ فَإِنْ لَمْ يَذْكُرْ حَتَّى يَرْكَعَ فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ، فَإِذَا سَلَّمَ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ وَ هُوَ جَالِسٌ.
3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِي عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام: أَسَلَّمَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْن؟
عرض کردم: پس چرا رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نماز را از سر نگرفت و بلکه ماندۀ آن را با آنان تمام کرد؟
فرمود: برای این که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله از مکان خود دور نشده بود، و اگر آن شخص هم از مکان خود دور نشده باشد، آن چه را که از نمازش کم کرده باید همان را تمام کند، در صورتی که دو رکعت اوّل را حفظ کرده باشد (1).
2 - فضيل بن يسار گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ شخصی که دو رکعت از نماز واجب را خوانده سپس فراموش می کند پیش از آن که (برای تشهّد) بنشیند بر می خیزد، فرمود:
تا زمانی که به رکوع نرفته، باید بنشیند (و تشهد را بخواند) و نماز او درست است، و اگر متوجّه نشد و به رکوع رفت، باید نماز را ادامه دهد و چون سلام داد، در حال نشسته دو سجدۀ سهو به جا آورد.
3 - حسن بن صدقه گوید: به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: آیا اتّفاق افتاده که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله در دو رکعت نخست (به اشتباه) سلام دهد؟
ص: 214
فَقالَ: نَعَمْ.
قُلْتُ: وَ حَالُهُ حَالُهُ؟
قَالَ: إِنَّمَا أَرَادَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُفَقِّهَهُمْ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُلِ يَتَكَلَّمُ نَاسِياً فِي الصَّلاةِ يَقُولُ: أَقِيمُوا صُفُوفَكُمْ.
فَقالَ: يُتِمُّ صَلاتَهُ ثُمَّ يَسْجُدُ سَجْدَتَيْن.
فَقُلْتُ: سَجْدَنَا السَّهْوِ قَبْلَ التَّسْلِيمَ هُمَا أَوْ بَعْدُ؟
قَالَ: بَعْدُ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
تَقُولُ فِي سَجْدَتَى السَّهْوِ: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».
فرمود: آری.
عرض کردم: آیا به اشتباه سلام داده در حالی که مرتبۀ نبوّت و عصمت را دارا بود؟
فرمود: خداوند عزَّوجل اراده فرمود که با این عمل مردم را در دینشان دانا کند.
4 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که از روی فراموشی در نماز سخن می گوید؛ (مثلاً) می گوید: صف های خود را مرتب کنید (چه حکمی دارد؟).
حضرت فرمود: نماز خود را تمام کند، سپس دو سجده سهو به جا آورد.
عرض کردم: آیا دو سجده پیش از سلام است یا پس از آن؟
فرمود: پس از سلام.
5 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در دو سجدۀ سهو می گویی «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» .
ص: 215
قَالَ الْحَلَبِيُّ: وَ سَمِعْتُهُ مَرَّةً أُخْرَى يَقُولُ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ».
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله ثُمَّ سَلَّمَ فِي رَكْعَتَيْنِ.
فَسَأَلَهُ مَنْ خَلْفَهُ: يَا رَسُولَ اللهِ! أَحَدَثَ فِي الصَّلَاةِ شَيْء؟
قَالَ: وَ مَا ذَلِكَ؟
قَالُوا: إِنَّمَا صَلَّيْتَ رَكْعَتَيْن.
فَقالَ: أَكَذَلِكَ يَا ذَا الْيَدَيْنِ؟ وَ كَانَ يُدْعَى ذَا الشِّمَالَيْنِ .
فَقالَ: نَعَمْ.
حلبی گوید: یک بار دیگر شنیدم که حضرتش می فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ».
6 - سعید اعرج گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نماز گزارد و در انتهای دو رکعت سلام داد. کسی که پشت سر آن حضرت بود، پرسید: ای رسول خدا! آیا در نماز حکم تازه ای نازل شده است؟
فرمود: مقصودت چیست؟
عرض کرد: نماز را دو رکعت به جا آوردید!
فرمود: ای ذوالیدین! آیا چنین است؟ و آن شخص که ذوالشمالین (1) خوانده می شد.
گفت: آری.
ص: 216
فَبَنَى عَلَى صَلَاتِهِ فَأَتَمَّ الصَّلاةَ أَرْبَعاً وَ قَالَ: إِنَّ اللهَ هُوَ الَّذِي أَنْسَاهُ رَحْمَةً لِلأُمة. أَلَا تَرَى لَوْ أَنَّ رَجُلاً صَنَعَ هَذَا لَعُيْرَ وَ قِيلَ: مَا تُقْبَلُ صَلَاتُكَ فَمَنْ دَخَلَ عَلَيْهِ الْيَوْمَ ذَاكَ قَالَ: قَدْ سَنَّ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله وَ صَارَتْ أُسْوَةٌ وَ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ لِمَكَانِ الْكَلَام.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْن أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
إِذَا قُمْتَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ وَ لَمْ تَتَشَهَّدْ فَذَكَرْتَ قَبْلَ أَنْ تَرْكَعَ فَاقْعُدْ فَتَشَهَّدْ، وَ إِنْ لَمْ تَذْكُرْ حَتَّى تَرْكَعَ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ كَمَا أَنْتَ، فَإِذَا انْصَرَفْتَ سَجَدْتَ سَجْدَتَيْنِ لَا رُكُوعَ فِيهِمَا ثُمَّ تَشَهَّدِ التَّشَهدَ الَّذِي فَاتَكَ.
8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
پس رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نماز خود را ادامه داد و چهار رکعت را تمام کرد.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: خداوند آن حضرت را از روی رحمت برای اُمّت دچار فراموشی ساخت (1)، مگر نمی بینی اگر کسی چنین کاری می کرد سرزنش می شد و به او می گفتند: نماز تو قبول نیست. امّا اگر امروز کسی دچار فراموشی گردد، گوید: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله این را سنّت قرار داد و او الگو و اسوۀ ماست و آن حضرت به خاطر سخن گفتن، دو سجدۀ سهو به جا آورد.
7 - علی بن حمزه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه در دو رکعت نخست نماز بر خاستی و تشهد را نخواندی و پیش از رکوع به یادت پس بنشین و تشهّد را بخوان، و اگر به یادت نیامد، تا این که به رکوع رفتی، همان طوری که هستی، نمازت را ادامه بده، و چون فارغ شدی، دو سجدۀ سهو به جا آور که رکوع در میان آن ها نباشد، سپس تشهّدی را که از تو فوت شده است بخوان.
8 - حلبی نیز نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل کرده است.
ص: 217
إِذَا قُمْتَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ مِنَ الظَّهْرِ أَوْ غَيْرِهِمَا وَ لَمْ تَتَشَهَّدْ فِيهِمَا فَذَكَرْتَ ذَلِكَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّالِثَةِ قَبْلَ أَنْ تَرْكَعَ فَاجْلِسْ فَتَشَهدُ وَ قُمْ فَاتِمَّ صَلَاتَكَ، فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَذْكُرْ حَتَّى تَرْكَعَ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ حَتَّى تَفْرُغَ فَإِذَا فَرَغْتَ فَاسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهْوِ بَعْدَ التَسْلِيم قَبْلَ أَن تَتَكَلَّم.
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَسْهُو فَيَقُومُ فِي حَالٍ قُعُودٍ أَوْ يَقْعُدُ فِي حَالِ قِيَام.
قَالَ: يَسْجُدُ سَجْدَتَيْنِ بَعْدَ التَّسْلِيم وَ هُمَا الْمُرْغِمَتَانِ تُرْغِمَانِ الشَّيْطَانَ.
(43) بَابُ مَنْ شَكَّ فِي صَلَاتِهِ كُلَّهَا وَ لَمْ يَدْرِ زَادَ أَوْ نَقَصَ وَ مَنْ كَثُرَ عَلَيْهِ السَّهْوُ وَ السَّهْوِ فِي النَّافِلَةِ وَ سَهْوِ الْإِمَامِ وَ مَنْ خَلْفَهُ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:
9 - معاوية بن عمّار گوید: از امام علیه السَّلام دربارۀ شخصی که فراموش می کند و در حالی که باید بنشیند، می ایستد و در جایی که باید بایستد، می نشیند پرسیدم.
فرمود: پس از سلام، دو سجدۀ سهو به جا آورد که آن دو سجده، بینی شیطان را به خاک می مالد و او را ذلیل می کند.
بخش چهل و سوم: کسی که در همه نمازهایش شک می کند و نمی داند که زیاد انجام داده ياكم، و کسی که سهو و فراموشی بر او زیاد می شود، و حکم شک در نماز نافله، و شک امام و مأموم
1 - صفوان :گوید امام ابو الحسن علیه السَّلام فرمود:
ص: 218
إِنْ كُنْتَ لَا تَدْرِي كَمْ صَلَّيْتَ وَ لَمْ يَقَعْ وَهْمُكَ عَلَى شَيْءٍ فَأَعِدِ الصَّلَاةَ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ أَبِي بَصِيرٍ قَالَا:
قُلْنَا لَهُ: الرَّجُلُ يَشُلُّ كَثِيراً فِي صَلَاتِهِ حَتَّى لَا يَدْرِيَ كَمْ صَلَّى وَ لَا مَا بَقِيَ عَلَيْهِ.
قَالَ: يُعِيدُ.
قُلْنَا لَهُ: فَإِنَّهُ يَكْتُرُ عَلَيْهِ ذَلِكَ كُلَّمَا عَادَ شَكٍّ.
قَالَ: يَمْضِي فِي شَكٍّهِ.
ثُمَّ قَالَ: لَا تُعَوِّدُوا الْخَبِيثَ مِنْ أَنْفُسِكُمْ بِنَقْضِ الصَّلَاةِ فَتَطْمِعُوهُ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ خَبِيثُ يَعْتَادُ لِمَا عُوَّدَ فَلْيَمْضِ أَحَدُكُمْ فِي الْوَهُم، وَ لَا يُكْثِرَنَّ نَقْضَ الصَّلاةِ، فَإِنَّهُ إِذَا فَعَلَ ذَلِكَ مَرَّاتٍ لَمْ يَعُدْ إلَيْهِ الشَّكُ.
قَالَ زُرَارَةُ: ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا يُرِيدُ الْخَبِيثُ أَنْ يُطَاعَ، فَإِذَا عُصِيَ لَمْ يَعُدْ إِلَى أَحَدِكُمْ.
هرگاه ندانستی که چند رکعت نماز خوانده ای و ذهن تو نیز بر هیچ طرفی مایل نشد، نماز خود را اعاده کن.
2 - زراره و ابوبصیر (که از راویان امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام هستند) گویند: به امام علیه السَّلام عرض کردیم: شخصی در نماز خود بسیار شک می کند تا جایی که نمی داند چند رکعت نماز خوانده و چند رکعت مانده است.
فرمود: باید نماز خود را اعاده کند.
عرض کردیم: شک او بسیار زیاد است و هرگاه اعاده کند باز هم شک می کند!
فرمود: نباید به شک خود اعتنا کند.
سپس فرمود: نگذارید پلید با شکستن نماز با شما خو گیرد تا در شما طمع کند، زیرا شیطان، پلید است و به این کار عادت می کند، هر کدام از شما به آن طرفی که ذهنش مایل شد، نماز را ادامه دهد و چون بارها چنین نماید (یعنی به شک اعتنا نکند) شک به او باز نخواهد گشت.
زراره گوید: سپس حضرتش فرمود: شیطان پلید فقط می خواهد که از او اطاعت شود و هرگاه مخالفت شد، دیگر به سوی شما باز نخواهد گشت.
ص: 219
3 - حَمَّادٌ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:
إِذَا شَكَكْتَ فَلَمْ تَدْرِأُ فِي ثَلَاثٍ أَنْتَ أَمْ فِي اثْنَتَيْنِ أَمْ فِي وَاحِدَةٍ أَمْ فِي أَرْبَعٍ، فَأَعِدْ وَ لَا تَمْض عَلَى الشَّكُ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: أَتَى رَجُلٌ النَّبِيَّ صلَّی اللهُ علیه وآله، فَقالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! أَشْكُو إِلَيْكَ مَا أَلْقَى مِنَ الْوَسْوَسَةِ فِي صَلاتِي حَتَّى لَا أَدْرِي مَا صَلَّيْتُ مِنْ زِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانِ .
فَقالَ: إِذَا دَخَلْتَ فِي صَلَاتِكَ فَاطْعُنْ فَخِذَكَ الْأَيْسَرَ بِإِصْبَعِكَ الْيُمْنَى الْمُسَبِّحَةِ، ثُمَّ قُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» فَإِنَّكَ تَنْحَرُهُ وَ تَطْرُدُهُ.
3 - ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه شک کردی و ندانستی که آیا در رکعت سوم هستی یا در رکعت دوم و یا در رکعت اوّل و یا در رکعت چهارم، نماز را اعاده کن و با شک، نماز را ادامه نده.
4 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
مردی خدمت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله شرفیاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا! از وسوسه ای که در نماز بدان گرفتار گشته ام به شما شکوه و شکایت می کنم. وسوسه تا آنجاست که بیشتر اوقات نمی دانم چند رکعت خوانده ام، زیاد خوانده ام یا کم؟
فرمود: هرگاه خواستی نماز بخوانی، نخست انگشت سبابۀ دست راست خود را بر ران چپ خود بگذار و فشار ده و بگو:
«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ أَعُوذُ بِاللهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» «به نام خدا و از خداوند و از نام او یاری می جویم، و به خداوند توکّل می کنم و به خدایی که شنوا است از شرّ شیطان رانده شده پناه می برم».
پس (چون این کلمات را بگویی) شیطان را رد می کنی و او را می رانی.
ص: 220
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِمَامِ يُصَلِّي بِأَرْبَعَةِ أَنْفُسٍ أَوْ خَمْسَةِ أَنْفُسٍ وَ يُسَبِّحُ اثْنَانِ عَلَى أَنَّهُمْ صَلَّوْا ثَلاثاً وَ يُسَبِّحُ ثَلاثَةٌ عَلَى أَنَّهُمْ صَلَّوْا أَرْبَعاً وَ يَقُولُ هَؤُلَاءِ قُومُوا وَ يَقُولُ هَؤُلَاءِ اقْعُدُوا وَ الْإِمَامُ مَائِلٌ مَعَ أَحَدِهِمَا، أَوْ مُعْتَدِلُ الْوَهُم فَمَا يَجِبُ عَلَيْهِ.
قَالَ: لَيْسَ عَلَى الْإِمَام سَهْوٌ إِذَا حَفِظَ عَلَيْهِ مَنْ خَلْفَهُ سَهْوَهُ بِإِيقَانِ مِنْهُمْ وَ لَيْسَ عَلَى مَنْ خَلْفَ الْإِمَام سَهْوَ إِذَا لَمْ يَسْهُ الْإِمَامُ وَ لَا سَهْوَ فِي سَهْرٍ وَ لَيْسَ فِي الْمَغْرِبِ وَ الْفَجْرِ سَهْوٌ وَ لَا فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ مِنْ كُلِّ صَلَاةٍ وَلَا فِي نَافِلَةٍ، فَإِذَا اخْتَلَفَ عَلَى الْإِمَامِ مَنْ خَلْفَهُ فَعَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ فِي الِاحْتِيَاطِ الْإِعَادَةُ وَ الْأَخْذُ بِالْجَزْمِ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ السَّهْو فِي النَّافِلَةِ.
5 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:
امامی که بر چهار یا پنج نفر نماز می خواند آن گاه شکی بروز می کند و دو تن از مأمومین به عنوان اشاره سه مرتبه «سبحان الله» می گویند، بدین معنا که امام سه رکعت نماز خوانده است، و سه نفر دیگر چهار بار «سبحان الله» می گویند، یعنی امام چهار رکعت خوانده است، دو نفر اوّل با ذکر تسبیح و اشاره می گویند: برخیزید (چون سه رکعت خوانده اید) و دستۀ دیگر به اشاره می گویند: بنشینید (که چهار رکعت تمام شده است)، و پیشنماز نظرش با یکی از این دو دسته موافق است، یا احتمال هر دو طرف نزد او مساوی است، در این صورت چه وظیفه ای دارند؟
فرمود: اگر همهٔ مأمومین یقین داشته باشند، یا گمان آنان بر یک طرف باشد، سهو امام اعتبار ندارد، و اگر امام خود یقین داشته باشد، سهو مأمومین بی اعتبار است و باید به اعتقاد امام عمل کنند، و سهو در سهو وجود ندارد و حکمی هم ندارد، و در نماز مغرب و نماز صبح شک یا سهو وجود ندارد و هم چنین در دو رکعت اوّل از هر نماز، شکی وجود ندارد. و هرگاه نظر امام و مأمومين مختلف باشد، بر ایشان است که رعایت احتیاط کرده و نماز را اعاده کنند و به مورد یقین عمل نمایند.
6 - محمد بن مسلم از (امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) روایت کرده و گوید: از آن حضرت در مورد شک در نافله پرسیدم.
ص: 221
فَقَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَيْسَ عَلَى الْإِمَامِ سَهْوٌ وَ لَا عَلَى مَنْ خَلْفَ الْإِمَامِ سَهْوٌ، وَ لَا عَلَى السَّهْوِ سَهْوٌ وَلَا عَلَى الْإِعَادَةِ إِعَادَةٌ.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا كَثُرَ عَلَيْكَ السَّهْمُ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ، فَإِنَّهُ يُوشِكُ أَنْ يَدَعَكَ إِنَّمَا هُوَ مِنَ الشَّيْطَان.
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ اللهِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ السَّهْوِ، فَإِنَّهُ يَكْثُرُ عَلَيَّ .
فرمود: چیزی بر نمازگزار لازم نیست. (یعنی بنا را به هر چه خواست می گذارد).
7 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
بر امام جماعت سهو وجود ندارد (1)، و کسی که پشت سر امام جماعت نماز می گزارد، سهوی بر او نیست (2)، و سهو بر سهو وجود ندارد، و بر اعاده نماز نیز اعاده ای نیست.
8 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه در نماز بسیار شک می کنی، نمازت را تمام کن که به زودی آن را نیز (شیطان) از دست تو برباید؛ زیرا که شک از شیطان است.
9 - عبیدالله حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ علاج شک پرسیدم، چون بسیار شک می کردم.
ص: 222
فَقالَ: أَدْرِجْ صَلاتَكَ إِدْرَاجاً.
قُلْتُ: فَأَيُّ شَيْءٍ الْإِدْرَاجُ؟
قَالَ: ثَلَاثُ تَسْبِيحَاتٍ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ.
وَ رَوَى أَنَّهُ إِذَا سَهَا فِي النَّافِلَةِ بَنَى عَلَى الْأَقل.
فَجَمِيعُ مَوَاضِع السَّهْوِ الَّتِي قَدْ ذَكَرْنَا فِيهَا الْأَثَرَ سَبْعَةَ عَشَرَ مَوْضِعاً سَبْعَةٌ مِنْهَا يَجِبُ عَلَى السَّاهِي فِيهَا إِعَادَةُ الصَّلاةِ :
الَّذِي يَنْسَى تَكْبِيرَةَ الِافْتِتَاحَ وَ لَا يَذْكُرُهَا حَتَّى يَرْكَعَ.
وَ الَّذِي يَنْسَى رُكُوعَهُ وَ سُجُودَهُ .
وَ الَّذِي لَا يَدْرِي رَكْعَةً صَلَّى أَمْ رَكْعَتَيْنِ.
وَ الَّذِي يَسْهُو فِي الْمَغْرِبِ وَ الْفَجْرِ.
الَّذِي يَزِيدُ فِي صَلَاتِهِ.
وَ الَّذِي لَا يَدْرِي زَادَ أَوْ نَقَصَ وَ لَا يَقَعُ وَهْمُهُ عَلَى شَيْءٍ .
فرمود: نماز خود را چند پایه کن.
عرض کردم: چند پایه کردن نماز چیست؟
فرمود: سه تسبیح در رکوع و سه تسبیح در سجود بگو.
و روایت شده: هرگاه نمازگزار در نماز نافله شک کرد، باید بنا را بر کمتر بگذارد. [نگارنده گوید:]
بنا بر بر آن چه که ذکر شد، تمام موارد سهو هفده مورد می شود که در هفت مورد آن بر شخص فراموش کننده، اعادۀ نماز واجب است:
1 - کسی که تکبیرة الاحرام را فراموش می کند و بعد از رکوع به یادش می آید.
2 - کسی که رکوع و سجود خود را فراموش می کند.
3- کسی که نمی داند یک رکعت خوانده است یا دو رکعت.
4 - کسی که در نماز مغرب و یا نماز صبح شک می کند.
5- کسی که (رکعتی را) در نماز خود زیاد می کند.
6- کسی که نمید اند رکعتی زیاد انجام داده است یا کم و ذهن او به هیچ طرفی نمی رود.
ص: 223
وَ الَّذِي يَنْصَرِفُ عَنِ الصَّلاَةِ بِكُلِّيَّتِهِ قَبْلَ أَن يُتمها.
وَ مِنْهَا مَوَاضِعُ لَا يَجِبُ فِيهَا إِعَادَةُ الصَّلاةِ وَ يَجِبُ فِيهَا سَجْدَنَا السَّهْو :
الَّذِي يَسْهُو فَيُسَلَّمْ فِي الرَّكْعَتَيْنِ ثُمَّ يَتَكَلَّمُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُحَوِّلَ وَجْهَهُ وَ يَنْصَرِفَ الْقِبْلَةِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُتِمَّ صَلاتَهُ ثُمَّ يَسْجُدَ سَجْدَتَي السَّهْوِ.
وَ الَّذِي يَنْسَى تَشَهدَهُ وَ لَا يَجْلِسُ فِى الرَّكْعَتَيْن وَفَاتَهُ ذَلِكَ حَتَّى يَرْكَعَ فِي الثَّالِثَةِ فَعَلَيْهِ سَجْدَنَا السَّهْوِ وَ قَضَاءُ تَشَهُدِهِ إِذَا فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ.
وَ الَّذِي لَا يَدْرِي أَرْبَعاً صَلَّى أَوْ خَمْساً عَلَيْهِ سَجْدَنَا السَّهْوِ.
وَ الَّذِي يَسْهُو فِي بَعْضِ صَلَاتِهِ فَيَتَكَلَّمُ بِكَلَامٍ لَا يَنْبَغِي لَهُ مِثْلِ أَمْرٍ وَ نَهْيِ مِنْ غَيْر تَعَمُّدٍ فَعَلَيْهِ سَجْدَنَا السَّهو.
فَهَذِهِ أَرْبَعَةُ مَوَاضِعَ يَجِبُ فِيهَا سَجْدَنَا السَّهْوِ .
7 - کسی که پیش از تمام کردن نماز، تمام بدن خود را از قبله بر گرداند.
و مواردی است که در آن ها اعادۀ نماز واجب نمی شود، بلکه دو سجدۀ سهو واجب است:
1 - کسی که فراموش می کند و انتهای دو رکعت سلام می دهد، سپس سخن می گوید، ولی روی خود را از قبله بر نمی گرداند، بر او لازم است که نماز خود را تمام کند، سپس دو سجدۀ سهو به جا آورد.
2 - کسی که تشهّد را فراموش می کند و در رکعت دوم نمی نشیند تا این که به رکوع رکعت سوم می رود، چون از نماز خود فارغ می شود، قضای تشهّد و دو سجدۀ سهو بر او واجب می شود.
3- کسی که نمی داند چهار رکعت خوانده است یا پنج رکعت. دو سجدۀ سهو بر او لازم می شود.
4 - کسی که در بخشی از نماز خود سهو می کند و بدون عمد به سخنی که شایستۀ او نیست - مانند امر و نهی نمودن - سخن می گوید؛ بر او دو سجدۀ سهو لازم می شود.
پس این، موارد چهارگانه ای بود که در آن ها سجدۀ سهو واجب می شود.
ص: 224
وَ مِنْهَا مَوَاضِعُ لَا يَجِبُ فِيهَا إِعَادَةُ الصَّلَاةِ وَ لَا سَجْدَنَا السَّهْوِ:
الَّذِي يُدْرِكُ سَهْوَهُ قَبْلَ أَنْ يَفُوتَهُ مِثْلُ الَّذِي يَحْتَاجُ أَنْ يَقُومَ فَيَجْلِسُ، أَوْ يَحْتَاجُ أَنْ يَجْلِسَ فَيَقُومُ ثُمَّ يَذْكُرُ ذَلِكَ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ فِي حَالَةٍ أُخْرَى فَيَقْضِيهِ لَا سَهْوَ عَلَيْهِ.
وَ الَّذِي يُسَلِّمُ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ ثُمَّ يَذْكُرُ فَيُتِمُّ قَبْلَ أَنْ يَتَكَلَّمَ فَلَا سَهْوَ عَلَيْهِ .
وَلَا سَهْوَ عَلَى الْإِمَامِ إِذَا حَفِظَ عَلَيْهِ مَنْ خَلْفَهُ .
وَلَا سَهْوَ عَلَى مَنْ خَلْفَ الْإِمَامِ .
وَ لَا سَهْوَ فِي سَهْرٍ .
وَ لَا سَهْوَ فِي نَافِلَةٍ، وَ لَا إِعَادَةَ فِي نَافِلة.
فَهَذِهِ سِتَّةُ مَوَاضِعَ لَا يَجِبُ فِيهَا إِعَادَةُ الصَّلَاةِ، وَ لَا سَجْدَنَا السَّهْوِ.
وَ أَمَّا الَّذِي يَشُلُّ فِي تَكْبِيرَةِ الِافْتِتَاحَ وَ لَا يَدْرِي كَبَّرَ أَمْ لَمْ يُكَبِّرْ، فَعَلَيْهِ أَنْ يُكَبَّرَ مَتَى مَا ذَكَرَ قَبْلَ أَنْ يَرْكَعَ ثُمَّ يَقْرَأُ ثُمَّ يَرْكَعَ.
و مواردی است که در آن ها نه اعادۀ نماز واجب است و نه سجدۀ سهو:
1۔ کسی که پیش از آن که فرصت را از دست بدهد، آن را تدارک می کند؛ مانند کسی که بر خیزد، می نشیند و یا می خواهد بنشیند و بر می خیزد و پیش از آن که وارد حالتی دیگر شود، به یادش می آید و آن را تلافی می کند و سهوی بر او نیست.
2 - کسی که در دو رکعت اوّل سلام می دهد، آن گاه به یادش می آید و پیش از سخن گفتن نماز را تمام می کند.
3 - بر امام جماعت سهوی نیست در صورتی که مأمومین یقین داشته باشند.
4 - بر کسی که پشت سر امام جماعت است، سهوی نیست.
5 - سهو در سهو نیست .
6 - در نماز نافله سهو و اعاده نیست.
پس این شش مورد از مواردی است که در آن ها اعادۀ نماز و دو سجدۀ سهو واجب نیست.
و امّا کسی که در تکبیرة الاحرام شک می کند و نمی داند که آن را گفته است یا نه، بر او واجب است که هرگاه تا پیش از رکوع به یادش بیاید، تكبيرة الاحرام را بگوید و حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود.
ص: 225
وَإِنْ شَكٍّ وَ هُوَ رَاكِعٌ فَلَمْ يَدْرِ كَبَّرَ أَوْ لَمْ يُكَبِّرْ تَكْبِيرَةَ الِافْتِتَاحِ مَضَى فِي صَلَاتِهِ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ.
فَإِنِ اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ لَمْ يُكَبِّرْ أَعَادَ الصَّلاةَ حِينَئِذٍ.
فَإِنْ شَكٌّ وَ هُوَ قَائِمٌ فَلَمْ يَدْرِ أَ رَكَعَ أَمْ لَمْ يَرْكَعْ فَلْيَرْكَعْ حَتَّى يَكُونَ عَلَى يَقِينِ مِنْ رُكُوعِهِ، فَإِنْ رَكَعَ ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ قَدْ كَانَ رَكَعَ فَلْيُرْسِلْ نَفْسَهُ إِلَى السُّجُودِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ مِنَ الرُّكُوعِ فِي الرُّكُوعِ، فَإِنْ مَضَى وَ رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ الرُّكُوعِ ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ قَدْ كَانَ رَكَعَ فَعَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ الصَّلاَةَ، لِأَنَّهُ قَدْ زَادَ فِي صَلَاتِهِ رَكْعَةً.
فَإِن سَجَدَ ثُمَّ شَكٌّ فَلَمْ يَدْرِأُ رَكَعَ أَمْ لَمْ يَرْكَعْ فَعَلَيْهِ أَنْ يَمْضِيَ فِي صَلَاتِهِ وَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ فِي شَكٍّهِ إِلَّا أَنْ يَسْتَيْقِنَ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ رَكَعَ فَإِنِ اسْتَيْقَنَ ذَلِكَ فَعَلَيْهِ أَنْ يَسْتَقْبِلَ الصَّلاةَ، فَإِنْ سَجَدَ وَ لَمْ يَدْرِأُ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ أَمْ سَجْدَةً فَعَلَيْهِ أَنْ يَسْجُدَ أُخْرَى حَتَّى يَكُونَ عَلَى يَقِينِ مِنَ السَّجْدَتَيْنِ.
امّا اگر در حالت رکوع شک کند که تکبیرة الاحرام را گفته است یا نه، باید نماز خود را ادامه دهد و چیزی بر او واجب نیست.
و اگر یقین کند که تکبیرة الاحرام را نگفته است، باید نماز خود را اعاده کند، و اگر در حالی که ایستاده، شک کند که آیا به رکوع رفته است، یا نه؟ باید به رکوع برود تا یقین کند.
امّا اگر در رکوع به یادش بیاید که پیشتر رکوع را انجام داده است بدون آن که سر از رکوع بر دارد، باید به سجده رود، ولی اگر پس از سر بر داشتن از رکوع متوجّه شود که قبلاً رکوع را انجام داده است، باید نماز خود را اعاده کند، زیرا یک رکعت زیاد انجام داده است.
هرگاه به سجده رود و شک کند و نداند که به رکوع رفته است یا نه، باید نماز خود را ادامه دهد و چیزی بر او واجب نیست، مگر آن که یقین کند که به رکوع نرفته است. پس اگر یقین کند، بر اوست که نماز را از سر گیرد، و اگر سجده کند و نداند که آیا دو سجده انجام داده است یا یک سجده، بر او لازم است که یک سجدۀ دیگر انجام دهد تا به دو سجده یقین کند.
ص: 226
فَإِنْ سَجَدَ ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ قَدْ كَانَ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ الصَّلاةَ، لِأَنَّهُ قَدْ زَادَ فِي صَلَاتِهِ سَجْدَةً، فَإِنْ شَكٍّ بَعْدَ مَا قَامَ فَلَمْ يَدْرِ أَ كَانَ سَجَدَ سَجْدَةً أَوْ سَجْدَتَيْن فَعَلَيْهِ أَنْ يَمْضِيَ فِي صَلَاتِهِ، وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ.
وَ إِنِ اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ لَمْ يَسْجُدْ إِلَّا وَاحِدَةً، فَعَلَيْهِ أَنْ يَنْحَطَّ فَيَسْجُدَ أُخْرَى، وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَإِنْ كَانَ قَدْ قَرَأَتُمْ ذَكَرَ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ سَجَدَ إِلَّا وَاحِدَةٌ، فَعَلَيْهِ أَنْ يَسْجُدَ أُخْرَى، ثُمَّ يَقُومَ فَيَقْرَأْ وَ يَرْكَعَ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَإِنْ رَكَعَ فَاسْتَيْقَنَ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ سَجَدَ إِلَّا سَجْدَةً أَوْ لَمْ يَسْجُدْ شَيْئاً فَعَلَيْهِ إِعَادَةُ الصَّلَاةِ.
امّا اگر سجده کند و پس از آن متوجّه شود که پیشتر دو سجده را انجام داده است، بر او لازم است که نماز را اعاده کند؛ زیرا در نماز، سجده ای را زیاد کرده است.
ولی اگر پس از برخاستن، شک کند و نداند که آیا یک سجده انجام داده است، یا دو سجده، بر او لازم است که نماز خود را ادامه دهد و دیگر چیزی بر او لازم نیست.
امّا اگر یقین کند که فقط یک سجده کرده است، باید فرود آید و سجدۀ دیگری انجام دهد و دیگر چیزی بر او لازم نیست، و اگر پس از قرائت متوجّه شود که فقط یک سجده انجام داده است، بر اوست که یک سجدۀ دیگر انجام دهد، سپس باید بر خیزد و حمد را قرائت کند و به رکوع برود و دیگر چیزی بر او واجب نیست.
امّا اگر به رکوع رود و یقین کند که فقط یک سجده، یا هر دو سجده را انجام نداده است، بر اوست که نماز خود را اعاده کند.
ص: 227
السَّهْوُ فِي التَّشَهدِ:
وَ إِنْ سَهَا فَقَامَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَشَهدَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ فَعَلَيْهِ أَنْ يَجْلِسَ وَيَتَشَهدَ مَا لَمْ يَرْكَعْ ثُمَّ يَقُومَ فَيَمْضِيَ فِي صَلَاتِهِ، وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَإِنْ كَانَ قَدْ رَكَعَ وَ عَلِمَ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ تَشَهَّدَ مَضَى فِي صَلَاتِهِ، فَإِذَا فَرَغَ مِنْهَا سَجَدَ سَجْدَتَي السَّهْوِ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ فِي حَالِ الشَّكُ شَيْءٌ مَا لَمْ يَسْتَيْقِنُ.
السَّهْوُ فِي اثْنَتَيْنِ وَأَرْبَعِ:
إِنْ شَكٌّ فَلَمْ يَدْرِ اثْنَتَيْنِ صَلَّى أَوْ أَرْبَعاً، فَإِنْ ذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَى الْأَرْبَعِ سَلَّمَ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَ إِنْ ذَهَبَ وَهُمُهُ إِلَى أَنَّهُ قَدْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ صَلَّى أُخْرَيَيْنِ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ
شک در تشهّد:
و اگر فراموش کند و پیش از آن که در انتهای دو رکعت، تشهد را بخواند بر خیزد، بر اوست که تا زمانی که به رکوع نرفته، بنشیند و تشهّد را بخواند، سپس برخیزد و نماز خود را ادامه دهد و دیگر چیزی بر او واجب نیست.
امّا اگر به رکوع رفته و بداند که تشهّد را نخوانده است، باید نمازش را ادامه دهد و چون از نماز فارغ شد، دو سجدۀ سهو به جا آورد و تا زمانی که یقین نکرده است، در حال شک چیزی بر او لازم نیست.
شک در میان رکعت دو و چهار:
اگر شک کند و نداند که دو رکعت خوانده است یا چهار رکعت، چنانچه ذهن او به طرف چهار رکعت مایل شود، باید سلام دهد و دیگر چیزی بر او واجب نیست، و اگر ذهنش به طرف دو رکعت مایل شود، باید دو رکعت دیگر بخواند و دیگر چیزی بر او واجب نیست.
ص: 228
فَإِنِ اسْتَوَى وَهْمُهُ سَلَّمَ ثُمَّ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ قَائِمَا بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ فَإِنْ كَانَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ كَانَتَا هَاتَانِ الرَّكْعَتَانِ تَمَامَ الْأَرْبَعَةِ وَ إِنْ كَانَ صَلَّى أَرْبَعاً كَانَتَا هَاتَانِ نَافِلَةٌ .
السَّهْوُ فِي اثْنَتَيْنِ وَ ثَلَاثِ:
فَإِنْ شَكَ فَلَمْ يَدْرِ أَ رَكْعَتَيْنِ صَلَّى أَمْ ثَلاثاً فَذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَى الرَّكْعَتَيْنِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُصَلِّيَ أُخْرَيَيْنِ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ وَإِنْ ذَهَبَ وَهُمُهُ إِلَى الثَّلَاثِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُصَلِّيَ رَكْعَةً وَاحِدَةً وَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ.
وَإِنِ اسْتَوَى وَهْمُهُ وَ هُوَ مُسْتَيْقِنٌ فِي الرَّكْعَتَيْنِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُصَلِّيَ رَكْعَةً وَهُوَ قَائِمٌ ثُمَّ يُسَلَّمَ وَيُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ وَ هُوَ قَاعِدٌ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَإِنْ كَانَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ فَالَّتِي قَامَ فِيهَا قَبْلَ تَسْلِيمِهِ تَمَامُ الْأَرْبَعَةِ وَ الرَّكْعَتَانِ اللَّتَانِ صَلَاهُمَا وَهُوَ قَاعِدٌ مَكَانَ رَكْعَةٍ وَ قَدْ تَمَّتْ صَلَاتُهُ.
امّا اگر هر دو طرف در نظر او مساوی باشد، باید سلام دهد، سپس دو رکعت نماز با حمد ایستاده بخواند.
پس چنانچه در واقع دو رکعت نماز خوانده باشد، با این دو رکعت چهار رکعت می شود، و اگر در واقع چهار رکعت خوانده باشد، این دو رکعت نافله محسوب خواهد شد.
شک میان رکعت دو و سه:
اگر شک کند و نداند که آیا دو رکعت نماز خوانده است یا سه رکعت و ذهن او به طرف دو رکعت مایل باشد، بر او لازم است که دو رکعت دیگر بخواند و دیگر چیزی بر او واجب نیست، و اگر ذهنش به سوی سه رکعت مایل شود، بر او لازم است که یک رکعت دیگر بخواند و دیگر چیزی بر او واجب نیست.
امّا اگر هر دو طرف در نظر او مساوی باشد و او به دو رکعت یقین دارد، بر اوست که در حالی که ایستاده است، یک رکعت به جا آورد و سلام دهد، سپس دو رکعت در حال نشسته به حمد تنها بخواند.
چنانچه در واقع دو رکعت نماز خوانده باشد، با این دو رکعت که در حال نشسته به جا آورده و به قدر یک رکعت ایستاده محسوب می شود چهار رکعت تمام می شود، و دو رکعتی که نشسته به جای یک رکعت خوانده به جای یک رکعت و نمازش تمام می شود.
ص: 229
وَ إِنْ كَانَ قَدْ صَلَّى ثَلاثاً فَالَّتِي قَامَ فِيهَا تَمَامُ الْأَرْبَعِ وَكَانَتِ الرَّكْعَتَانِ اللُّتَانِ صَلَّاهُمَا وَ هُوَ جَالِسٌ نَافِلَةً.
السَّهْوَ فِي ثَلَاثٍ وَأَرْبَعِ:
فَإِنْ شَكٍّ فَلَمْ يَدْرِ أَ ثَلاثاً صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً، فَإِنْ ذَهَبَ وَهُمُهُ إِلَى الثَّلَاثِ، فَعَلَيْهِ أَنْ يُصَلِّيَ أُخْرَى ثُمَّ يُسَلَّمَ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَإِنْ ذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَى الْأَرْبَعِ سَلَّمَ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ.
وَ إِنِ اسْتَوَى وَهُمُهُ فِي الثَّلاثِ وَ الْأَرْبَعِ سَلَّمَ عَلَى حَالِ شَكْهِ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ مِنْ جُلُوسٍ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ، فَإِنْ كَانَ صَلَّى ثَلاثاً كَانَتْ هَاتَانِ الرَّكْعَتَانِ بِرَكْعَةٍ تَمَامَ الْأَرْبَعِ، وَإِنْ كَانَ صَلَّى أَرْبَعاً كَانَتْ هَاتَانِ الرَّكْعَتَانِ نَافِلَةٌ لَهُ.
اگر سه رکعت خوانده باشد، آن ایستاده به جا آورده، چهار رکعت تمام می شود و دو رکعت نشسته محسوب می شوند.
شک میان رکعت سه و چهار:
اگر نمازگزار شک کند و نداند که سه رکعت خوانده است یا چهار رکعت، چنانچه ذهن او به سه رکعت مایل شود، بر او لازم است که یک رکعت دیگر بخواند، سپس سلام دهد و دیگر چیزی بر او واجب نیست، و اگر ذهن او به چهار رکعت مایل شود، باید سلام دهد و دیگر چیزی بر او واجب نیست، و اگر ذهنش به هر دو طرف مساوی باشد، باید بر همان شک خود سلام دهد و دو رکعت نماز در حال نشسته به حمد بخواند. چنانچه در واقع سه رکعت خوانده باشد با این دو رکعت نشسته که یک رکعت به حساب می آید، چهار رکعت تمام می شود، و اگر چهار رکعت خوانده باشد، این دو رکعت، نافله محسوب خواهد شد.
ص: 230
السَّهْوُ فِي أَرْبَعِ وَ خَمْسٍ:
فَإِن شَكٍّ فَلَمْ يَدْرِ أَرْبَعاً صَلَّى أَوْ خَمْساً، فَإِنْ ذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَى الْأَرْبَعِ سَلَّمَ وَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ ، وَ إِنْ ذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَى الْخَمْسِ أَعَادَ الصَّلاةَ، وَإِنِ اسْتَوَى وَهْمُهُ سَلَّمَ وَسَجَدَ سَجْدَتَي السَّهْوِ وَهُمَا الْمُرْغِمَتَانِ.
(44) بَابُ مَا يُقْبَلُ مِنْ صَلَاةِ السَّاهِي
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ عَمَّاراً السَّابَاطِيَّ رَوَى عَنْكَ رِوَايَةٌ.
شک میان رکعت چهار و پنج:
اگر شک کند و نداند که چهار رکعت خوانده است یا پنج رکعت، حال چنانچه ذهن او به چهار رکعت مایل است، باید سلام دهد و دیگر چیزی بر او واجب نیست، و اگر ذهنش به پنج رکعت مایل شود، باید نماز را اعاده کند.
امّا اگر ذهن او به هر دو طرف مساوی باشد، باید سلام دهد و دو سجدۀ سهو به جا آورد؛ زیرا سجدۀ سهو، بینی شیطان را به خاک می مالد.
بخش چهل و چهارم: آن چه از نماز سهوکننده پذیرفته می شود:
1 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: عمّار ساباطی حدیثی از شما روایت کرده است.
ص: 231
قَالَ: وَ مَا هِيَ؟
قُلْتُ: رَوَى: أَنَّ السُّنَّةَ فَرِيضَةٌ.
فَقالَ: أَيْنَ يَذْهَبُ؟ أَيْنَ يَذْهَبُ ؟ لَيْسَ هَكَذَا حَدَّثْتُهُ، إِنَّمَا قُلْتُ لَهُ: مَنْ صَلَّى فَأَقْبَلَ عَلَى صَلَاتِهِ لَمْ يُحَدِّثْ نَفْسَهُ فِيهَا أَوْ لَمْ يَسْهُ فِيهَا أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ مَا أَقْبَلَ عَلَيْهَا، فَرُبَّمَا رُفِعَ نِصْفُهَا أَوْ رُبُعُهَا أَوْ تُلْتُهَا أَوْ خُمُسُهَا، وَإِنَّمَا أَمَرْنَا بِالسُّنَّةِ لِيَكْمُلَ بِهَا مَا ذَهَبَ مِنَ الْمَكْتُوبَةِ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ الْعَبْدَ لَيُرْفَعُ لَهُ مِنْ صَلَاتِهِ نِصْفُهَا أَوْ تُلْتُهَا أَوْ رُبُعُهَا أَوْ خُمْسُهَا فَمَا يُرْفَعُ لَهُ إِلَّا مَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ بِقَلْبِهِ ، وَ إِنَّمَا أَمَرْنَا بِالنَّافِلَةِ لِيَتِمَّ لَهُمْ بِهَا مَا نَقَصُوا مِنَ الْفَرِيضَةِ.
فرمود: آن چیست؟
عرض کردم: روایت کرده که نماز نافله، واجب است.
فرمود: (عمّار) به کجا می رود؟ به کجا می رود؟ من چنین نگفته ام، بلکه گفته ام هر که نماز بخواند و در نماز خود متوجّه باشد و در دل خود سخن نگوید، یا در آن اشتباهی نکند به آن اندازه که به نماز روی آورده و ملازم آن شده، خداوند به او روی می آورد. پس چه بسا که نصف نمازش یا یک چهارم آن، یا یک سوم آن و یا یک پنجم آن قبول شود و به راستی که ما به نماز نافله مأمور شده ایم تا آن چه که از نماز واجب از دست می رود، با آن کامل شود.
2 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
از نماز بنده، نصف آن، یا یک سوم، یا یک چهارم و یا یک پنجم آن، قبول می شود. پس چیزی از آن قبول نمی شود مگر به اندازه ای که دل او به آن روی آورده، و ما به نماز نافله مأمور شده ایم تا نواقص نماز به واسطهٔ آن، کامل گردد.
ص: 232
3 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام- وَ أَنَا أَسْمَعُ -: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي كَثِيرُ السَّهْوِ فِي الصَّلَاةِ .
فَقالَ : وَهَلْ يَسْلَمُ مِنْهُ أَحَدٌ ؟
فَقُلْتُ: مَا أَظُنُّ أَحَداً أَكْثَرَ سَهْواً مِنِّي .
فَقالَ: لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! إِنَّ الْعَبْدَ يُرْفَعُ لَهُ قُلْتُ صَلَاتِهِ وَنِصْفُهَا وَثَلاثَةُ أَرْبَاعِهَا وَأَقَلُّ وَأَكْثَرُ عَلَى قَدْرِ سَهْوِهِ فِيهَا، لَكِنَّهُ يَتِمُّ لَهُ مِنَ النَّوَافِلِ.
قَالَ: فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ: مَا أَرَى النَّوَافِلَ يَنبَغِي أَنْ تُتْرَكَ عَلَى حَالٍ .
فَقالَ: أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَجَلْ لَا.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُمَا قَالَا:
3 - ابو بصیر گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام حضور داشتم که مردی گفت: فدایت شوم من در نماز بسیار اشتباه می کنم.
فرمود: آیا کسی هست که اشتباه نکند؟!
من عرض کردم: گمان نمی کنم کسی از من بیشتر اشتباه کند.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: ای ابا محمّد! همانا برای بنده یک سوم از نمازش، یا نصف آن، یا سه چهارم آن و کمتر و بیشتر، به میزان غفلتش، مورد قبول واقع می گردد، ولی به وسیلهٔ نافله نماز او کامل می شود.
راوی گوید: ابوبصیر به حضرت عرض کرد: به نظر من ترک نمازهای نافله نباید در هیچ حال سزاوار باشد.
فرمود: آری، ترک نوافل سزاوار نیست.
4 - فضيل بن یسار گوید: امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام فرمودند:
ص: 233
إِنَّمَا لَكَ مِنْ صَلاتِكَ مَا أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ مِنْهَا فَإِنْ أَوْهَمَهَا كُلَّهَا أَوْ غَفَلَ عَنْ أَدَائِهَا لُقَّتْ فَضُربَ بهَا وَجْهُ صَاحِبِهَا.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ فِي كِتَابِ حَرِيزِ أَنَّهُ قَالَ: إِنِّي نَسِيتُ أَنِّي فِي صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ حَتَّى رَكَعْتُ وَأَنَا أَنْوِيهَا تَطَوُّعاً.
قَالَ: فَقَالَ: هِيَ الَّتِي قُمْتَ فِيهَا إِنْ كُنْتَ قُمْتَ وَ أَنْتَ تَنْوِي فَرِيضَةً ثُمَّ دَخَلَكَ الشَّكُ فَأَنْتَ فِي الْفَرِيضَةِ وَإِنْ كُنْتَ دَخَلْتَ فِي نَافِلَةٍ فَنَوَيْتَهَا فَرِيضَةً فَأَنْتَ في النَّافِلَةِ، وَإِنْ كُنْتَ دَخَلْتَ فِى فَرِيضَةٍ ثُمَّ ذَكَرْتَ نَافِلَةٌ كَانَتْ عَلَيْكَ فَامْضِ فِي الْفَرِيضَةِ.
به همان قدری که در نماز بدان روی آوری و دلت متوجّه باشد، برای تو منظور می گردد.
پس اگر در تمام نماز، دل متوجّه نباشد و از به جا آوردن آن غافل باشد، آن نماز پیچیده شده و به صورت صاحبش زده می شود.
5 - عبدالله بن مغیره گوید: حریز در کتاب خود گفته است: من فراموش کردم که در نماز واجب هستم، تا این که به رکوع رفتم و همان طور به نیّت نافله بودم، تکلیف چیست؟
امام علیه السَّلام فرمود: آن نماز همان نماز واجب است؛ زیرا از اوّل نیّت تو بر فریضه بوده و پس از آن شک بر تو عارض شده است. پس تو در نماز فریضه بوده ای و هرگاه در نماز نافله باشی و در اثنای آن، نیّت نماز واجب کنی، تو در همان نافله ای، و همین طور اگر مشغول نماز واجب باشی و در اثنای آن، نیّت نافله نمایی، این همان نماز واجب است و به عنوان همان نماز واجب آن را تمام کن.
ص: 234
(45) بَابُ مَا يَقْطَعُ الصَّلَاةَ مِنَ الصَّحِكِ وَ الْحَدَثِ وَالْإِشَارَةِ وَالنِّسْيَانِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ
1 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الضَّحِكِ هَلْ يَقْطَعُ الصَّلاةَ؟
قَالَ أَمَّا التَّبَسُّمُ فَلاَ يَقْطَعُ الصَّلاةَ، وَأَمَّا الْقَهْقَهَةُ فَهِيَ تَقْطَعُ الصَّلاَةَ.
وَ رَوَاهُ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يُصِيبُهُ الرُّعَافُ وَهُوَ فِي الصَّلَاةِ .
فَقالَ: إِنْ قَدَرَ عَلَى مَاءٍ عِنْدَهُ يَمِيناً أَوْ شِمَالاً أَوْ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُوَ مُسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةِ فَلْيَغْسِلْهُ عَنْهُ ثُمَّ ليُصَلِّ مَا بَقِيَ مِنْ صَلاتِهِ، وَ إِنْ لَمْ يَقْدِرُ عَلَى مَاءٍ حَتَّى يَنْصَرِفَ بِوَجْهِهِ أَوْ يَتَكَلَّمَ فَقَدْ قَطَعَ صَلاتَهُ.
بخش چهل و پنجم: باطل شدن نماز به وسیلهٔ خنده، حدث، اشاره، فراموشی و موارد دیگر
1 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: آیا خنده نماز را باطل می کند؟
فرمود: تبسّم (لبخند زدن) نماز را باطل نمی کند، ولی قهقهه، آری.
این روایت را احمد بن محمّد نیز از عثمان بن عیسی از سماعه نقل کرده است.
2 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که مشغول نماز است و خون دماغ می شود (چه حکمی دارد؟).
فرمود: اگر از سمت راست یا چپ یا در مقابلش که روی او به قبله باشد می تواند آب تهیّه دارد، باید آن را بشوید و بقیّه نمازش را بخواند، امّا اگر نمی تواند آب تهیّۀ کند مگر آن که روی از قبله برگرداند، یا سخن بگوید، نمازش باطل شده است.
ص: 235
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُهُ الْغَمْرُ فِي بَطْنِهِ وَهُوَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَصْبِرَ عَلَيْهِ أَ يُصَلِّي عَلَى تِلْكَ الْحَالِ أَوْ لَا يُصَلِّي؟
قَالَ: فَقَالَ: إِنِ احْتَمَلَ الصَّبْرَ وَ لَمْ يَخَفْ إِعْجَالاً عَنِ الصَّلَاةِ فَلْيُصَلِّ وَ لْيَصْبِرْ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَأَبِي عَبْدِ اللهِ علیهما السَّلام أَنَّهُما كَانَا يَقُولان:
لَا يَقْطَعُ الصَّلاَةَ إِلَّا أَرْبَعَةُ: الخَلاء والبول والرِّيحُ والصَّوْتُ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي الرَّجُلِ يَمَسُّ أَنْفَهُ فِي الصَّلَاةِ، فَيَرَى دَماً كَيْفَ يَصْنَعُ ؟ أَ يَنْصَرِفُ ؟
فَقالَ: إِنْ كَانَ يَابِسَاً فَلْيَرْمِ بِهِ وَ لَا بَأْسَ.
3 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: هرگاه فردی احساس کند که دل پیچه دارد، ولی می تواند تحمّل کند، آیا میتواند با همان حال نماز بخواند؟
فرمود: اگر می تواند خویشتن داری کند و بیم آن نداشته باشد که موجب شتاب و تعجیل در نماز شود باید نماز بخواند و خودداری کند.
4 - ابوبکر حضر می گوید: امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام فرمودند:
نماز را قطع نمی کند مگر چهار چیز: به مستراح برای قضای حاجت رفتن، ادرار کردن، خروج باد و صدا.
5 - محمد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) درباره شخصی که در نماز، بینی خود را می مالد و خونی می بیند، در این که چه باید کند؟ آیا نماز را رها کند؟
فرمود: اگر خون خشک باشد، آن را بیندازد و نمازش ایرادی ندارد.
ص: 236
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
الْقَهْقَهَةُ لَا تَنْقُصُ الْوُضُوءَ وَتَنْقُضُ الصَّلاَةَ.
7 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ لَا : أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُل يُرِيدُ الْحَاجَةَ وَهُوَ فِى الصَّلاَةِ .
فَقالَ: يُومِنُ بِرَأْسِهِ وَ يُشِيرُ بِيَدِهِ وَ يُسَبِّحُ، وَ الْمَرْأَةُ إِذَا أَرَادَتِ الْحَاجَةَ وَهِيَ تُصَلِّي تُصَفِّقُ بِيَدِهَا.
8- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْأَصَمَّ عَنْ مِسْمَع أَبِي سَيَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
أنَّ النَّبِيَّ صلَّى الله عليه وآله سَمِعَ خَلْفَهُ فَرْقَعَةً فَرْفَعَ رَجُلٌ أَصَابِعَهُ فِي صَلَاتِهِ.
فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله: أَمَا إِنَّهُ حَقٌّهُ مِنْ صَلَاتِهِ.
6 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
قهقهه (خندۀ صدا دار) وضو را باطل نمی کند، ولی نماز را باطل می کند.
7 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که مشغول نماز باشد و کاری برایش پیش آید و بخواهد دیگری را آگاه کند فرمود:
با سر و دست اشاره کند و تسبیح گوید، و اگر زن در نماز کاری دارد، باید دست هایش را به هم زند.
8 - مسمع ابوسیّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
پیامبر صلَّى الله عليه وآله در نماز بود که پشت سر خود صدای شکستن انگشتان کسی را شنید که مردی در نماز خود انگشتان خویش را می شکاند، وقتی آن مرد رفت، پیامبر صلَّى الله عليه وآله فرمود: بهرۀ او از نمازش همان بود.
ص: 237
9 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ عَنِ الرَّجُلِ يَأْخُذُهُ الرُّعَافُ وَ الْقَيْءُ فِي الصَّلَاةِ كَيْفَ يَصْنَعُ؟
قَالَ: يَنْفَتِلُ فَيَغْسِلُ أَنْفَهُ وَ يَعُودُ فِي صَلَاتِهِ، فَإِنْ تَكَلَّمَ فَلْيُعِدْ صَلَاتَهُ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ وُضُوء.
10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ أَ يَقْطَعُ صَلَاتَهُ شَيْءٌ مِمَّا يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ؟
فَقالَ: لَا يَقْطَعُ صَلاَةَ الْمُسْلِم شَيْءٌ وَلَكِن أَدْرَأْ مَا اسْتَطَعْتَ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ رَعَفَ فَلَمْ يَرْقَ رُعَافُهُ حَتَّى دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ.
قَالَ: يَحْشُو أَنْفَهُ بِشَيْءٍ ثُمَّ يُصَلِّى وَ لَا يُطِيلُ إِنْ خَشِيَ أَن يَسْبِقَهُ الدَّمُ.
قَالَ: وَ قَالَ: إِذَا الْتَفَتْ فِي صَلَاةٍ مَكْتُوبَةٍ مِنْ غَيْرِ فَرَاغِ فَأَعِدِ الصَّلَاةَ إِذَا كَانَ الِالْتِفَاتُ فَاحِشَاً ، وَإِنْ كُنْتَ قَدْ تَشَهَّدْتَ فَلَا تُعِدْ.
9 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: کسی که در میان نماز از بینی او خون جاری می شود و یا استفراغ می کند، چه باید کند؟
فرمود: باید به مکانی رود و بینی خود را بشوید و به نماز باز گردد. پس اگر سخن بگوید، باید نماز خود را اعاده کند، ولی وضو بر او لازم نیست.
10 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا اگر کسی از پیش روی نمازگزار عبور کند، نمازش باطل می شود؟
فرمود: هیچ چیز نماز مسلمان را باطل نمی کند، ولی به اندازه ای که میتوانی پیش روی خویش حایلی قرار ده.
حلبی گوید: از حضرتش در مورد شخصی که از بینی او خون جاری می شود و جریان آن قطع نمی شود تا این که وقت نماز فرا می رسد، سؤال کردم.
فرمود: بینی خود را با چیزی پر می کند، سپس نماز می خواند و در صورتی که بترسد خون جاری شود، نماز را طولانی نکند.
راوی گوید: هم چنین فرمود: اگر پیش از تمام شدن نماز روی خود را بر گرداندی، در صورتی که زیاده از حد باشد، باید نماز را اعاده کنی، امّا اگر تشهّد را خوانده بودی، نماز را اعاده مکن.
ص: 238
11 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ أَبِي حَفْصٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.
أَنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام كَانَ يَقُولُ: لَا يَقْطَعُ الصَّلاَةَ الرُّعَافُ وَ لَا الْقَيْءُ وَ لَا الدَّمُ، فَمَنْ وَجَدَ أراً فَلْيَأْخُذْ بِيَدِ رَجُلٍ مِنَ الْقَوْمِ مِنَ الصَّفُ فَلْيُقَدِّمْهُ. يَعْنِي إِذَا كَانَ إِمَاماً.
12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَلْتَفِتُ فِي الصَّلاَةِ.
قَالَ: لا ، وَ لَا يَنْقُضُ أَصَابِعَهُ.
(46) بَابُ التَّسْلِيمِ عَلَى الْمُصَلِّي وَ الْعُطَاسِ فِي الصَّلَاةِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُسَلَّمُ عَلَيْهِ وَ هُوَ فِي الصَّلاَةِ.
11 - سلمه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على صلوات الله عليه فرمود:
خون بینی، استفراغ و خون دیگر نماز را باطل نمی کند. پس هر کس احساس ناراحتی و درد کند - در صورتی که خود او امام جماعت باشد - دست یکی از مأمومین را بگیرد و او را پیش بدارد.
12 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: آیا کسی در نماز می تواند روی خود را به سوی دیگر برگرداند؟
فرمود: نه و نباید انگشتان خود را بشکند.
بخش چهل و ششم: سلام کردن بر نمازگزار و حکم عطسه در نماز
1 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد شخصی که در حال نماز است و بر او سلام می کنند، سؤال کردم.
ص: 239
قَالَ: يَرُدُّ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ وَ لَا يَقُولُ: وَ عَلَيْكُمُ السَّلامُ، فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله كَانَ قَائِماً يُصَلِّي، فَمَرَّ بِهِ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ، فَسَلَّمَ عَلَيْهِ عَمَّارٌ، فَرَدَّ عَلَيْهِ النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله هَكَذَا.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا عَطَسَ الرَّجُلُ فِي صَلَاتِهِ، فَلْيَحْمَدِ الله.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُعَلَّى أَبِي عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: أَسْمَعُ العَطْسَةَ وَأَنَا فِي الصَّلاَةِ، فَأَحْمَدُ اللهَ وَأُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله؟
قَالَ: نَعَمْ، وَإِذَا عَطَسَ أَخُوكَ وَأَنْتَ فِي الصَّلاَةِ فَقُل: «الْحَمْدُ لِلَّهِ» وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ ، وَإِنْ كَانَ بَيْنَكَ وَبَيْنَ صَاحِبِكَ الْيَمُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ.
فرمود: باید در پاسخ آنان بگوید: سلام علیکم، نباید بگوید: وعلیکم السلام؛ زیرا رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در حال نماز بود که عمّار یاسر از کنار آن حضرت می گذشت و سلام کرد و رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله این گونه پاسخ داد.
2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه کسی در نماز خود عطسه می کند، بایستی خداوند را حمد و سپاس گوید.
3 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: گاهی در حال نماز می شنوم که کسی عطسه می کند و من خداوند را حمد و سپاس می گویم و بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله صلوات می فرستم.
آن حضرت فرمود: آری، خوب است و هرگاه برادر (دینی) تو عطسه کرد و تو در حال نماز بودی بگو: «الحمدالله، و بر پیامبر درود فرست و اگر میان تو و عطسه کننده دریایی فاصله بود، باز هم بر محمّد و خاندان او درود فرست.
ص: 240
(47) بَابُ الْمُصَلِّي يَعْرِضُ لَهُ شَيْءٌ مِنَ الْهَوَامِّ فَيَقْتُلُهُ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَكُونُ فِي الصَّلاةِ فَيَرَى الحَيَّةَ أو الْعَقْرَبَ يَقْتُلُهُمَا إِنْ أَذَيَاهُ؟
قَالَ: نَعَمْ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُل يَقْتُلُ الْبَقَةَ و البرغوث و القَمْلَةَ وَالذُّباتِ السلام الصَّلاَةِ أَيَنْقُضُ صَلَاتَهُ وَ وُضُوءَهُ؟
قَالَ: لَا.
بخش چهل و هفتم: کشتن گزندگان در حال نماز
1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر شخصی مشغول نماز باشد و مار، یا عقربی ببیند، اگر او را اذیّت کنند، می تواند آن ها را بکشد؟
فرمود: آری.
2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره شخصی که مشغول نماز است و پشه، کک، شپش و مگس را در آن حال می کشد، آیا نماز یا وضویش را باطل می سازد؟
فرمود: نه.
ص: 241
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يَكُونُ قَائِماً فِي الصَّلَاةِ الْفَرِيضَةِ فَيَنْسَى كِيسَهُ أَوْ مَتَاعاً يَتَخَوَّفُ ضَيْعَتَهُ، أَوْ هَلَاَكَهُ.
قَالَ: يَقْطَعُ صَلاتَهُ وَ يُحْرِزُ مَتَاعَهُ، ثُمَّ يَسْتَقْبِلُ الصَّلاةَ.
قُلْتُ: فَيَكُونُ فِى الْفَريضَةِ، فَتَفَلَّتُ عَلَيْهِ دَابَّةٌ أَوْ تَفَلَّتُ دَابَّتُهُ فَيَخَافُ أَنْ تَذْهَبَ أَوْ يُصِيبَ مِنْهَا عَنَتاً.
فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ يَقْطَعَ صَلَاتَهُ.
4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ عَنْ مُحَمَّدٍ قَالَ:
كَانَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام إِذَا وَجَدَ قَمْلَةٌ فِى الْمَسْجِدِ دَفَنَهَا فِي الْحَصَى.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
3 - سماعه گوید: از آن حضرت (یعنی امام صادق علیه السَّلام) پرسیدم: هرگاه شخصی که به نماز واجب ایستاده، به خاطرش برسد که کیسۀ خود را جایی گذاشته، یا کالایش را فراموش کرده است و می ترسد از بین برود، چه باید بکند؟
فرمود: نمازش را قطع کرده و کالای خود را بر دارد، سپس نماز خود را از سر گیرد.
راوی گوید: عرض کردم: انسان در حال خواندن نماز واجب است که چهار پای او را رم می کنند - یا خود چهار پارم می کند - و می ترسد که حیوان برود و نتواند پس از نماز به آن برسد، یا در گرفتنش دچار زحمت بسیار شود، باید چه کند؟
فرمود: اشکالی ندارد که نمازش را قطع کند.
4 - محمّد گوید: امام باقر علیه السَّلام را رسم چنان بود که چون در مسجد شیشی می دید، آن را در میان سنگریزه های مسجد پنهان می کرد.
5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 242
إِذَا كُنْتَ فِي صَلَاةِ الْفَرِيضَةِ فَرَأَيْتَ غُلاماً لَكَ قَدْ أَبَقَ أَوْ غَرِيماً لَكَ عَلَيْهِ مَالٌ أَوْ حَيَّةً تَخَافُهَا عَلَى نَفْسِكَ، فَاقْطَع الصَّلاةَ وَ اتَّبَع الْغُلاَمَ أَوْ غَرِيماً لَكَ وَاقْتُلِ الْحَيَّةَ .
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِنْ وَجَدْتَ قَمْلَةً وَ أَنْتَ تُصَلِّي فَادْفِتْهَا فِي الْحَصَى.
(48) بَابُ بِنَاءِ الْمَسَاجِدِ وَ مَا يُؤْخَذُ مِنْهَا وَ الْحَدَثِ فِيهَا مِنَ النَّوْمِ وَغَيْرِهِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَاء قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
مَنْ بَنَى مَسْجِداً بَنَى اللَّهُ لَهُ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ.
هرگاه در نماز واجب هستی و می بینی که غلامت گریخت، یا بدهکاری را می بینی که مالی از او طلب داری و یا ماری را می بینی که می ترسی به تو آسیب رساند، در این صورت، نماز را قطع کن و به دنبال غلامت، یا از پی بدهکارت برو و مار را بکش.
6 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه در حال نماز شیشی یافتی، آن را در میان سنگریزه ها پنهان کن.
بخش چهل و هشتم: بنای مساجد و احکام آن
1 - ابو عبیده حذّاء گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هر که مسجدی بسازد، خداوند برای او در بهشت خانه ای خواهد ساخت.
ص: 243
قَالَ أَبُو عُبَيْدَةَ فَمَرَّ بِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلا فِي طَرِيقِ مَكَّةَ وَ قَدْ سَوَّيْتُ بِأَحْجَارٍ مَسْجِداً فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ نَرْجُمو أَنْ يَكُونَ هَذَا مِنْ ذَلِكَ؟
فَقالَ: نَعَمْ.
2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمانَ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنِ الْمَسْجِدِ يَكُونُ فِي فَيُرِيدُ أَهْلُ الْبَيْتِ أَنْ يَتَوَسَّعُوا بِطَائِفَةٍ مِنْهُ ، أَوْ يُحَوِّلُوهُ إِلَى غَيْرِ مَكَانِهِ؟
قَالَ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَن الْمَكَانِ يَكُونُ خَبيثَاً ثُمَّ يُنَظَّفُ وَ يُجْعَلُ مَسْجِداً.
قَالَ: يُطْرَحُ عَلَيْهِ مِنَ التُّرَابِ حَتَّى يُوَارِيَهُ فَهُوَ أَطْهَرُ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْل بن شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَن الْعِيصِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْبِيَعِ وَ الْكَنَائِسِ هَلْ يَصْلُحُ نَقْضُهُمَا لِبِنَاءِ الْمَسَاجِدِ؟
فَقالَ: نَعَمْ.
و هم چنین ابو عبیده گوید: در راه مکّه به نیّت مسجد، مکانی سنگ چینی کرده بودم. امام صادق علیه السَّلام بر من گذشت. عرض کردم: فدایت شوم! امیدی هست که این مکان، مسجدی محسوب شود؟
فرمود: آری.
2 - ابو الجارود گوید: از امام باقر علیه السَّلام سؤال کردم: مسجدی در خانه واقع است. اهل خانه می خواهند با اضافۀ بخشی از خانه به مسجد، آن را توسعه دهند یا محل آن مسجد را از آنجا تغییر داده، به جای دیگر ببرند، آیا می توانند؟
فرمود: اشکال ندارد.
گفتم: آیا مکانی که مدّتی آبریزگاه بوده است، می توانند تمیز کنند و مسجد بسازند؟
فرمود: مقداری خاک بر آن بریزند که همه جای آن را فرا گیرد در این صورت، آن مکان پاکیزه تر است.
3 - عیص گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ عبادتخانه های یهودیان و مسیحیان (کنیسه ها و کلیساها) پرسیدم که می توان آن ها را خراب کرد و در جایشان مسجد ساخت؟
فرمود: آری.
ص: 244
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْمَسَاجِدِ الْمُظَلَّلَةِ أَ يُكْرَهُ الصَّلَاةُ فِيهَا؟
قَالَ: نَعَمْ، وَ لَكِنْ لَا يَضُرُّكُمُ الْيَوْمَ وَ لَوْ قَدْ كَانَ الْعَدْلُ لَرَأَيْتُمْ كَيْفَ يُصْنَعُ فِي ذَلِكَ.
قَالَ: وَسَأَلْتُهُ أَ يُعَلِّقُ الرَّجُلُ السَّلاَحَ فِي الْمَسْجِدِ؟
قَالَ: نَعَمْ، وَ أَمَّا فِي الْمَسْجِدِ الْأَكْبَرِ فَلَا، فَإِنَّ جَدِّي نَهَى رَجُلاً يَبْرِي مِشْقَصاً فِي الْمَسْجِدِ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله:
مَنْ سَمِعْتُمُوهُ يُنْشِدُ الشِّعْرَ فِي الْمَسَاجِدِ فَقُولُوا: فَضَّ اللَّهُ فَاكَ، إِنَّمَا نُصِبَتِ الْمَسَاجِدُ لِلْقُرْآنِ.
4 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال شد: آیا نماز خواندن در مساجدی که سقف دارند مکروه است؟
فرمود: آری، ولی امروز ضرری به حال شما ندارد، و اگر عدالتی برپا بود، (یعنی دوران شکوهمند ظهور حضرت قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریف می دیدید که دربارۀ آن چگونه رفتار می شد.
راوی گوید: هم چنین از آن حضرت پرسیدیم: آیا می توان سلاح جنگی را در مسجد آویخت؟
فرمود: آری، امّا در مسجد بزرگ، این کار را نکنید، زیرا جدّم (امام سجاد علیه السَّلام) مردی را که در مسجد تیر می تراشید، نهی فرمود.
5 - جعفر بن ابراهیم گوید: امام سجّاد علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:
هرگاه شنیدید که کسی در مسجد شعر می خواند بگویید: خداوند دهانت را بشکند!
مساجد تنها برای خواندن قرآن، ساخته شده اند.
ص: 245
6 - الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ الْعَلَوِيُّ عَنْ سَهْلِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعَلَوِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْعُرَنِي عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلَاةِ فِي الْمَسَاجِدِ الْمُصَوَّرَةِ .
فَقَالَ: أَكْرَهُ ذَلِكَ، وَلَكِنْ لَا يَضُرُّكُمْ ذَلِكَ الْيَوْمَ ، وَلَوْ قَدْ قَامَ الْعَدْلُ رَأَيْتُمْ كَيْفَ يُصْنَعُ فِي ذَلِكَ.
7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَعِ أَبِي سَيَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله عَن رَطَانَّةِ الْأَعَاجِمِ فِي الْمَسَاجِدِ.
8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:
نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله عَنْ سَلِّ السَّيْفِ فِي الْمَسْجِدِ وَ عَنْ بَرْيِ النَّبْلِ فِي الْمَسْجِدِ.
قَالَ: إِنَّمَا بُنِي لِغَيْرِ ذَلِكَ.
6 - عمرو بن جمیع گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد نماز خواندن در مساجدی که عکس و تصویر دارند، سؤال کردم:
فرمود: من آن را مکروه می دانم، ولی امروز ضرری به حال شما ندارد، ولی آن روز که عدالت برپا شود، خواهید دید که با آن ها چه خواهد شد.
7 - مسمع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نهی فرموده است که در مساجد به زبانی سخن گفته شود که دیگران متوجّه نشوند.
8 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از کشیدن شمشیر و از تراشیدن تیر در مسجد نهی کرد و فرمود: مسجد برای کاری جز این ساخته شده است.
ص: 246
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْوُضُوءِ فِي الْمَسْجِدِ.
فَكَرِهَهُ مِنَ الْغَائِطِ وَ الْبَوْلِ.
10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن النَّوْمِ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَسْجِدِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله.
قَالَ: نَعَمْ، فَأَيْنَ يَنَامُ النَّاسُ؟
11 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: مَا تَقُولُ فِي النَّوْمِ فِي الْمَسَاجِدِ؟
فَقالَ: لَا بَأْسَ بِهِ إِلَّا فِي الْمَسْجِدَيْنِ: مَسْجِدِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ.
قَالَ: وَكَانَ يَأْخُذُ بِيَدِي فِي بَعْضِ اللَّيْلِ فَيَنْتَحِي نَاحِيَةٌ ثُمَّ يَجْلِسُ فَيَتَحَدَّثُ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَرُبَّمَا نَامَ وَنِمْتُ، فَقُلْتُ لَهُ فِى ذَلِكَ .
فَقالَ: إِنَّمَا يُكْرَهُ أَنْ يَنَامَ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي كَانَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآلهفَأَمَّا النَّوْمُ فِى هَذَا الْمَوْضِع فَلَيْسَ بِهِ بَأْسٌ.
9 - رفاعة بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد شست و شو در مسجد سؤال کردم.
آن حضرت شست و شویی را که به سبب مدفوع و ادرار باشد، مکروه داشت.
10 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد خوابیدن در مسجد الحرام و مسجد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله سؤال کردم، آیا جایز است؟
فرمود: آری، پس مردم در کجا بخوابند؟!
11 - زرارة بن اعین گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: خوابیدن در مساجد چه حکمی دارد؟
فرمود: اشکالی ندارد، مگر در دو مسجد: مسجد النبي صلَّی اللهُ علیه وآله و مسجد الحرام.
زراره گوید: آن حضرت در بعضی از شب ها دست مرا می گرفت و به گوشه ای از مسجد می برد و می نشست و در مسجد الحرام سخن می گفت و گاهی حضرتش در آنجا می خوابید، من نیز می خوابیدم. من در مورد خوابیدن در آنجا از حضرتش پرسیدم.
فرمود: تا آن حدّی که در زمان رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مسجد بوده، خوابیدن کراهت دارد و اما در اینجا (چون بعداً توسعه داده شده است) اشکال ندارد.
ص: 247
12 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مِهْرَانَ الْكَرْخِيِّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَكُونُ فِي الْمَسْجِدِ فِي الصَّلَاةِ فَيُرِيدُ أَنْ يَبْزُقَ .
فَقَالَ: عَنْ يَسَارِهِ وَ إِنْ كَانَ فِي غَيْرِ صَلَاةٍ فَلاَ يَبْرُقُ حِذَاءَ الْقِبْلَةِ وَ يَبْرُقُ عَنْ يَمِينِهِ وَ يَسَارِهِ.
13 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:
رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرِ الثَّانِيَ لا يَنْقُلُ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فِيمَا بَيْنَ الرُّكْنِ الْيَمَانِيِّ وَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ لَمْ يَدْفِنَّهُ.
14 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي لَأَكْرَهُ الصَّلاةَ فِي مَسَاجِدِهِمْ.
12 - عبدالله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: کسی در مسجد مشغول نماز است و می خواهد در آن جا آب دهان بیندازد (چه حکمی دارد؟)
فرمود: باید در سمت چپ خود بیندازد، ولی اگر مشغول نماز نیست به جهت قبله نیندازد، بلکه به سمت راست و یا چپ خویش بیندازد.
13 - علی بن مهزیار گوید: امام جواد علیه السَّلام را دیدم که در مسجد الحرام، در بین رکن یمانی جر الاسود آب دهان مبارک خویش را بینداخت و آن را پنهان نکرد (1).
14 - راوی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: من نماز خواندن در مساجد آنان (اهل سنت) را دوست ندارم.
ص: 248
فَقالَ: لَا تَكْرَهُ فَمَا مِنْ مَسْجِدٍ بُنِيَ إِلَّا عَلَى قَبْرِ نَبِيَّ أَوْ وَصِيَّ نَبِيِّ قُتِلَ فَأَصَابَ تِلْكَ الْبُقْعَةَ رَشَّةٌ مِنْ دَمِهِ، فَأَحَبُ اللهُ أَن يُذْكَرَ فِيهَا، فَأَدْ فِيهَا الْفَرِيضَةَ وَالنَّوَافِلَ وَ اقْضِ فِيهَا مَا فَاتَكَ.
15 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدِ الشَّحَّامِ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَ أَنْتُمْ سُكَارى).
فَقالَ: سُكْرُ النوم.
16 - جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَيْسَ يُرَخْصُ فِي النَّوْمِ فِي شَيْءٍ مِنَ الصَّلاةِ.
فرمود: چنین مباش؛ زیرا هیچ مسجدی نیست مگر آن که بر قبر پیامبر، یا وصی پیامبری ساخته شده است که او در آنجا شهید شده و از خون او بر آن بقعه پاشیده شده است. خداوند دوست دارد که در آنجا یاد شود، پس نمازهای فریضه و نافلۀ خود را در آنجا به جای آور و آن چه از تو قضا شده در آنجا بخوان.
15. زید شحّام گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: خداوند عزّوجل می فرماید: «در حال مستی به نماز نزدیک نشوید»، مقصود از مستی چیست؟
فرمود: منظور مستی خواب است.
16 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
این گونه نیست به کسی که خوابیده، در نمازش رخصتی داده شود.
ص: 249
(49) بَابُ فَضْلِ الصَّلَاةِ فِي الْجَمَاعَةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةً قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا يَرْوِي النَّاسُ أَنَّ الصَّلَاةَ فِي جَمَاعَةٍ أَفْضَلُ مِنْ صَلَاةِ الرَّجُلِ وَحْدَهُ بِخَمْسٍ وَ عِشْرِينَ صَلَاةٌ.
فَقالَ: صَدَقُوا.
فَقُلْتُ : الرَّجُلاَن يَكُونَان جَمَاعَةٌ .
فَقالَ: نَعَمْ، وَ يَقُومُ الرَّجُلُ عَنْ يَمِينِ الْإِمَامِ.
2 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يُوسُفَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقُولُ:
بخش چهل و نهم: فضیلت و برتری نماز جماعت
1 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا آن چه را که مردم روایت می کنند که نماز انسان در حال جماعت، از بیست و پنج نمازی که به تنهایی بخواند، بهتر است، درست است؟
فرمود: راست گفته اند.
عرض کردم: آیا دو مرد که با هم نماز بخوانند، نماز جماعت خواهد بود؟
فرمود: آری، و یکی از آن دو، باید در طرف راست امام بایستد.
2 - يوسف گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
ص: 250
إِنَّ الْجُهَنِيَّ أَتَى النَّبِيَّ صلَّى الله عليه وآله فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنِّي أَكُونُ فِي الْبَادِيَةِ وَ مَعِي أَهْلِي وَ وُلْدِي وَ عِلْمَتِي، فَأَوَذْهُ وَ أُقِيمُ وَ أُصَلِّي بِهِمْ أَفَجَمَاعَةٌ نَحْنُ؟
فَقالَ: نَعَمْ .
فَقالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ الْعِلْمَةَ يَتْبَعُونَ قَطْرَ السَّحَابِ وَ أَبْقَى أَنَا وَأَهْلِي وَ وُلْدِي فَأُؤَذِّهُ وَأُقِيمُ وَأُصَلَّى بِهِمْ فَجَمَاعَةٌ نَحْنُ؟
فَقالَ: نَعَمْ.
فَقالَ: يَا رَسُولَ اللهِ فَإِنَّ وُلْدِي يَتَفَرَّقُونَ فِي الْمَاشِيَةِ، وَأَبْقَى أَنَا وَأَهْلِي فَأُؤَذِّنُ وَأُقِيمُ وَ أُصَلِّي بِهِمْ أَفَجَمَاعَةً أَنَا؟
فَقالَ: نَعَمْ .
فَقالَ: يَا رَسُولَ الله!ِ إِنَّ الْمَرْأَةَ تَذْهَبُ فِي مَصْلَحَتِهَا فَأَبْقَى أَنَا وَحْدِي فَأُؤَذِّرٌ وَأُقِيمُ فَأُصَلِّي أَفَجَمَاعَةٌ أَنَا؟
فَقالَ: نَعَمْ، الْمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَمَاعَةٌ.
جهنی خدمت پیامبر صلَّى الله عليه وآله شرف یاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا! من صحرانشینم و با همسر، فرزندان و غلامان خود به سر می برم. اذان و اقامه می گویم و با ایشان نماز می گزارم، آیا ما جماعت محسوب می شویم؟
فرمود: آری.
عرض کرد: ای رسول خدا! غلامان از پی آب باران می روند و من با زن و فرزندانم می مانم. اذان و اقامه می گویم و با آنان نماز می خوانم، آیا ما جماعت هستیم؟
فرمود: آری.
عرض کرد: ای رسول خدا! فرزندانم برای چرانیدن گوسفندان می روند و من با زنم می مانم. اذان و اقامه می گویم و با او نماز می گزارم، آیا ما هم جماعت محسوب می شویم؟
فرمود: آری.
عرض کرد: ای رسول خدا! گاهی همسرم در پی کاری می رود و من تنها می مانم. اذان و اقامه می گویم و نماز می خوانم، آیا من هم جماعت هستم؟
فرمود: آری. مؤمن خود به تنهایی جماعت است.
ص: 251
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ علیهما السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله:
مَنْ صَلَّى الْخَمْسَ فِي جَمَاعَةٍ فَظُنُّوا بِهِ خَيْراً.
4 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
أَمَا يَسْتَحْيِي الرَّجُلُ مِنْكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ الْجَارِيَةُ فَيِبيعَهَا فَتَقُولَ: لَمْ يَكُنْ يَحْضُرُ الصَّلاةَ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام ذَاتَ يَوْمٍ إِذْ جَاءَهُ رَجُلٌ فَدَخَلَ عَلَيْهِ فَقالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّى رَجُلٌ جَارٌ مَسْجِدٍ لِقَوْمِي، فَإِذَا أَنَا لَمْ أُصَلِّ مَعَهُمْ وَقَعُوا فِيَّ وَ قَالُوا: هُوَ هَكَذَا وَ هَكَذَا.
3 - سکونی گوید: امام صادقعلیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام نقل می کند که حضرتش فرمود: رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود:
هر کس نمازهای پنج گانه اش را با جماعت به جا آورد، به او گمان خوب داشته باشید.
4 - اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
آیا یکی از شما (شیعیان) شرم نمی کند که کنیزی داشته باشد و آن را بفروشد و بعدها آن کنیز بگوید: صاحب من به نماز جماعت حاضر نمی شد؟!
5 - زراره گوید: روزی در خدمت امام باقر علیه السَّلام نشسته بودم که ناگاه مردی وارد شد و به آن حضرت عرض کرد: قربانت گردم! من در همسایگی مسجد قبیله ام خانه دارم. اگر با آنان نماز نگزارم پشت سر من حرف می زنند و می گویند: او چنین و چنان است.
ص: 252
فَقالَ : أَمَا لَئِنْ قُلْتَ ذَاكَ لَقَدْ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: مَنْ سَمِعَ النِّدَاءَ فَلَمْ يُجِبْهُ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فَلا صَلاةَ لَهُ.
فَخَرَجَ الرَّجُلُ. فَقالَ لَهُ: لَا تَدَعَ الصَّلَاةَ مَعَهُمْ وَ خَلْفَ كُلِّ إِمَامٍ.
فَلَمَّا خَرَجَ قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ كَبُرَ عَلَيَّ قَوْلُكَ لِهَذَا الرَّجُلِ حِينَ اسْتَفْتَاكَ، فَإِنْ لَمْ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ.
قَالَ: فَضَحِكَ علیه السَّلام ثُمَّ قَالَ: مَا أَرَاكَ بَعْدُ إِلَّا هَاهُنَا يَا زُرَارَةً فَأَيَّةَ عِلَّةٍ تُرِيدُ أَعْظَمَ مِنْ أَنَّهُ لَا يَأْتَمُ بِهِ ؟
ثُمَّ قَالَ: يَا زُرَارَةُ! أَمَا تَرَانِي قُلْتُ: صَلُّوا فِي مَسَاجِدِكُمْ وَ صَلُّوا مَعَ أَئِمَّتِكُمْ؟!
6 - حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ قَالَا: قُلْنَا لَهُ: الصَّلَوَاتُ فِي جَمَاعَةٍ فَرِيضَةٌ هِيَ؟
فرمود: تو چنین می گویی در حالی که امیر مؤمنان على صلوات الله علیه فرموده است: هر کس صدای اذان را بشنود و بدون علّت به نماز حاضر نشود، نماز (کاملی ) برای او نیست.
مرد خارج شد، و آن حضرت به او فرمود: نماز گزاردن با آنان در پشت سر هر امام جماعتی را رها مکن.
چون مرد خارج شد، من عرض کردم قربانت گردم! فرمایش شما به این مرد بر من گران آمد! حال اگر آنان مؤمن (شیعه) نبودند چطور؟
راوی گوید: آن حضرت خندید و فرمود: ای زراره! دیگر جز این مورد این گونه نبینم، كدام علّت را می خواهی که بزرگتر از این باشد که به چنین امام جماعتی اقتدا نشود؟
سپس فرمود: ای زراره! آیا نمی بینی که در حدیث دیگری گفته ام: در مسجدهای خودتان نمازگزارید و با ائمّهۀجماعت خود نماز بخوانید.
6 - زراره و فضیل گویند: به امام علیه السَّلام عرض کردیم آیا نمازها را به جماعت خواندن واجب است؟
ص: 253
فَقالَ: الصَّلَوَاتُ فَرِيضَةٌ، وَ لَيْسَ الِاجْتِمَاعُ بِمَفْرُوضٍ فِي الصَّلَاةِ كُلِّهَا، وَ لَكِنَّهَا سُنَّةٌ، وَ مَنْ تَرَكَهَا رَغْبَةً عَنْهَا وَ عَنْ جَمَاعَةِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فَلَا صَلاةَ لَهُ.
7 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:
لا لِيَكُنِ الَّذِينَ يَلُونَ الْإِمَامَ أُولِي الْأَحْلَام مِنْكُمْ وَ النَّهَى، فَإِنْ نَسِيَ الْإِمَامُ أَوْ تَعَايَا قَوَّمُوهُ وَ أَفْضَلُ الصُّفُوفِ أَوَّلُهَا وَأَفْضَلُ أَوَّلِهَا مَا دَنَا مِنَ الْإِمَامِ، وَفَضْلُ صَلَاةِ الْجَمَاعَةِ عَلَى صَلاَةِ الرَّجُلِ فَذَّاً خَمْسٌ وَ عِشْرُونَ دَرَجَةً فِي الْجَنَّةِ.
8 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ قَالَ: قَالَ:
فَضْلُ مَيَامِنِ الصُّفُوفِ عَلَى مَيَاسِرِهَا كَفَضْل الْجَمَاعَةِ عَلَى صَلاةِ الْفَرْدِ.
9 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
فرمود: نمازها واجب هستند، ولی اجتماع در همۀ آن ها واجب نيست، لكن سنّت است و هر کس آن را به سبب روی گرداندن از آن، یا از روی بی علاقگی به جماعت مؤمنان بدون علّت ترک کند، نماز (کامل یا پذیرفته شده ای) برای او نیست.
7 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
کسانی که در نماز جماعت نزدیک به امام می ایستند، باید عاقل و خردمند باشند. تا اگر امام دچار سهوی شد، یا در موردی درماند، یا نتوانست آن چه را فراموش کرده به خاطر آورد، او را یاری کنند و با فضیلت ترین صف ها، صف اول است و با فضیلت ترین مکان ها در صف اوّل، جای کسی است که به امام نزدیکتر است، و فضیلت و برتری نماز جماعت از نماز فردی به میزان بیست و پنج درجه در بهشت است.
8 - سهل بن زیاد با سلسله سند خود گوید: امام علیه السَّلام فرمود:
فضیلت و برتری صف های راست جماعت، بر صفهای چپ، مانند فضیلت و برتری نماز جماعت بر نماز فردی است.
9 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 254
يُحسَبُ لَكَ إِذَا دَخَلْتَ مَعَهُمْ وَ إِنْ لَمْ تَقْتَدِ بِهِمْ مِثْلُ مَا يُحْسَبُ لَكَ إِذَا كُنْتَ مَعَ مَنْ تَفْتَدِي بِهِ.
(50) بَابُ الصَّلاَةِ خَلْفَ مَنْ لَا يُقْتَدَى بِهِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّال عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَكُونُ مَعَ الْإِمَامِ فَأَفْرُغُ مِنَ الْقِرَاءَةِ قَبْلَ أَنْ يَفْرُغَ.
قَالَ: أَبْق آيَةً وَ مَجدِ اللَّهَ وَ أَثْن عَلَيْهِ، فَإِذَا فَرَغَ فَاقْرَأ الآيَةَ وَ ارْكَعْ.
2 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلَاةِ خَلْفَ الْمُخَالِفِينَ.
هرگاه در نماز جماعت اهل سنّت داخل می شوی، اگرچه به ایشان اقتدا نمی کنی، برای تو پاداش کسی است که در جماعت، اقتدا کرده است.
بخش پنجاهم: نماز پشت سر کسی که به او اقتدا نمی شود
1 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم با امام جماعتی در حال نماز هستم، پیش از آن که او از قرائت فارغ شود، من فارغ می شوم.
فرمود: یک آیه باقی گذار و خدا را تمجید کن و ثناگوی و چون امام جماعت از قرائت فارغ شد، آن یک آیه را بخوان و به رکوع برو.
2 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد نماز در پشت مخالفان (مخالفان شیعیان) پرسیدم.
ص: 255
فَقالَ: مَا هُمْ عِنْدِي إِلَّا بِمَنْزِلَةِ الْجُدُرِ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَمَّنْ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
أُصَلَّى خَلْفَ مَنْ لَا أَقْتَدِي بِهِ، فَإِذَا فَرَغْتُ مِنْ قِرَاءَتِي وَ لَمْ يَفْرُغْ هُوَ.
قَالَ: فَسَبِّحْ حَتَّى يَفْرُغَ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا صَلَّيْتَ خَلْفَ إِمَامٍ لَا تَفْتَدِي بِهِ فَاقْرَأْ خَلْفَهُ سَمِعْتَ قِرَاءَتَهُ أَوْ لَمْ تَسْمَعْ.
5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَبِي عَلِيَّ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام : إِنَّ مَوَالِيَكَ قَدِ اخْتَلَفُوا فَأَصَلِّي خَلْفَهُمْ جَمِيعاً؟
فرمود: آنان در نظر من، همانند دیوار هستند (یعنی به نماز و قرائت آنان اعتنا نمی شود).
3 - اسحاق بن عمّار گوید: فردی از امام صادق علیه السَّلام پرسید: در پشت سر کسی که به او اقتدا نمی کنم، نماز می گزارم، از قرائت خود فارغ می شوم در حالی که او هنوز فارغ نشده است (باید چه کنم؟)
فرمود: تسبیح بگو تا این که از قرائت فارغ شود.
4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه پشت سر کسی که به او اقتدا نمی کنی، نمازگزاردی، خود برای نمازت قرائت کن، خواه قرائت او را بشنوی و خواه نشنوی.
5 - ابو علی بن راشد گوید: به امام جواد علیه السَّلام عرض کردم به راستی که دوستان شما با یکدیگر اختلاف نظر دارند، آیا در پشت همۀ آن ها می توانم نماز بگزارم؟
ص: 256
فَقالَ: لَا تُصَلُّ إِلَّا خَلْفَ مَنْ تَثِقُ بِدِينِهِ .
ثُمَّ قالَ: وَلِي مَوَالٍ.
فَقُلْتُ: أَصْحَابٌ
فَقالَ مُبَادِراً قَبْلَ أَنْ أَسْتَتِمَّ ذِكْرَهُمْ: لَا يَأْمُرُكَ عَلِيُّ بْنُ حَدِيدٍ بِهَذَا، أَوْ هَذَا مِمَّا يَأْمُرُكَ بِهِ عَلِيُّ بْنُ حَدِيدٍ ؟
فَقُلْتُ: نَعَمْ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : قُلْتُ لأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِنَّ أُناساً رَوَوْا عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ لا أَنَّهُ صَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ بَعْدَ الجُمُعَةِ لَمْ يَفْصِل بَيْنَهُنَّ بِتَسْلِيم.
فَقالَ: يَا زُرَارَهُ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام صَلَّى خَلْفَ فَاسِقِ، فَلَمَّا سَلَّمَ وَانْصَرَفَ قَامَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَصَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ لَمْ يَفْصِلْ بَيْنَهُنَّ بِتَسْلِيمٍ .
فرمود: نماز مخوان مگر در پشت سر کسی که به دین او اعتماد داشته باشی.
سپس فرمود: آیا برای من دوستانی است؟
عرض کردم شما را اصحابی است.
حضرتش پیش از آن که نام آن ها را بگویم، فرمود: نه، آیا علی بن حدید تو را به این فرمان داده است؟ یا این حکمی است که علی بن حدید تو را به آن فرمان داده است؟
عرض کردم: آری.
6 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: به راستی که مردم از امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه روایت کرده اند که آن حضرت بعد از نماز جمعه چهار رکعت نماز خواند که با سلام میان چهار رکعت فاصله قرار نداد؟
فرمود: ای زراره! امیر مؤمنان علی علیه السَّلام در پشت سر فاسقی نماز گزارد و چون سلام داد و تمام کرد، امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه برخاست و چهار رکعت نماز گزارد و با سلام میان آن ها فاصله قرار نداد.
ص: 257
فَقالَ: لَهُ رَجُلٌ إِلَى جَنْبِهِ يَا أَبَا الْحَسَنِ صَلَّيْتَ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ لَمْ تَفْصِلْ بَيْنَهُنَّ.
فَقالَ: إِنَّهَا أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ مُشَبُهَاتٍ.
وَ سَكَتَ فَوَ اللهِ! مَا عَقَلَ مَا قَالَ لَهُ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّا نُصَلِّي مَعَ هَؤُلَاءِ يَوْمَ الجُمُعَةِ وَ هُمْ يُصَلُّونَ فِي الْوَقْتِ فَكَيْفَ نَصْنَعُ؟
فَقالَ: صَلُّوا مَعَهُمْ.
فَخَرَجَ حُمْرَانُ إِلَى زُرَارَةً فَقالَ: لَهُ قَدْ أُمِرْنَا أَنْ تُصَلِّيَ مَعَهُمْ بِصَلَاتِهِمْ .
فَقالَ زُرَارَةُ: مَا يَكُونُ هَذَا إِلَّا بِتَأْوِيلِ .
فَقالَ لَهُ حُمْرَانُ: قُمْ حَتَّى تَسْمَعَ مِنْهُ.
شخصی که در کنارش بود به آن حضرت عرض کرد: ای اباالحسن! چهار رکعت نماز گزاردی و میان آن فاصله قرار ندادی؟
فرمود: همانا این چهار رکعت مشبّهاتند (1).
آن مرد ساکت شد. به خدا سوگند! ندانست که آن حضرت چه فرمود.
7 - حمران بن اعین گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: قربانت گردم! با این جماعت در روز جمعه نماز می گزاریم و آن ها در وقت (فضیلت ظهر روز جمعه که اوّل زوال است) نماز می گزارند، وظیفۀ ما چیست؟
فرمود: با آنان نماز بگزارید.
حمران نزد زراره رفت و به او گفت: به ما دستور داده شده است که با آنان نماز بگزاریم.
زراره گفت: به طور حتم این سخن تأویل دارد.
حمران به او گفت: بر خیز تا از خود آن حضرت بشنویم.
ص: 258
قَالَ: فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ. فَقالَ لَهُ زُرَارَةُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ حُمْرَانَ زَعَمَ أَنَّكَ أَمَرْتَنَا أَنْ نُصَلِّيَ مَعَهُمْ، فَأَنْكَرْتُ ذَلِكَ .
فَقَالَ لَنَا: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام يُصَلِّي مَعَهُمُ الرَّكْعَتَيْنِ، فَإِذَا فَرَعُوا قَامَ فَأَضَافَ إِلَيْهِمَا رَكْعَتَيْنِ.
(50) بَابُ مَنْ تُكْرَهُ الصَّلَاةُ خَلْفَهُ وَ الْعَبْدِ يَؤُمُ الْقَوْمَ وَ مَنْ أَحَقُّ أَنْ يُؤم
1 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
خَمْسَةٌ لَا يَؤُمُونَ النَّاسَ عَلَى كُلِّ حَالٍ : الْمَجْذُومُ وَالْأَبْرَصُ وَ الْمَجْنُونُ وَ وَلَدُ الزِّنَا وَ الْأَعْرَابِيُّ.
گوید: خدمت حضرتش شرف یاب شدیم، زراره به آن حضرت عرض کرد: قربانت گردم! حمران گمان می کند که شما امر فرموده اید که ما با آنان نماز بگزاریم. پس من آن را انکار کردم.
حضرتش به ما فرمود: امام سجّاد علیه السَّلام همواره با آنان (ائمّه جور) دو رکعت نماز می گزارد و چون آن ها فارغ می شدند، بر می خاست و دو رکعت به آن می افزود.
بخش پنجاه و یکم: امام جماعتی که اقتدای به او مکروه است، حکم بنده ای که امام جماعت گروهی شود و حکم کسی برای امامت جماعت شایسته تر است
1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
پنج تن هستند که در هر حالی نمی توانند امامت مردم را به عهده بگیرند: کسی که بیماری جذام داشته باشد، کسی که بیماری پیسی دارد، دیوانه، آن که از زنا متولّد شده و فرد بیابانی و بادیه نشین (بیسواد و بی فرهنگ).
ص: 259
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:
يَؤُمُ الْمُقَيَّدُ الْمُطْلَقِينَ وَ لَا يَؤُمُّ صَاحِبُ الْفَالِج الْأَصِحَاءَ، وَ لَا صَاحِبُ التَّيَمُّم وَلَا الْمُتَوَفِّينَ، وَ لَا يَؤُمُ الْأَعْمَى فِى الصَّحْرَاءِ إِلَّا أَنْ يُوَجَّهَ إِلَى الْقِبْلَةِ.
3 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ فِي رَجُلَيْنِ اخْتَلَفَا، فَقَالَ أَحَدُهُمَا: كُنْتُ إِمَامَكَ.
وَ قَالَ الآخَرُ: أَنَا كُنْتُ إِمَامَكَ .
فَقالَ: صَلاتُهُمَا تَامَّةٌ.
قُلْتُ: فَإِنْ قَالَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا كُنْتُ أَنْتَمَّ بِكَ.
قَالَ: صَلاتُهُمَا فَاسِدَةً وَلْيَسْتَأْنفا.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلامقَالَ: قُلْتُ لَهُ: الصَّلاَةُ خَلْفَ الْعَبْدِ .
2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه فرمود: کسی که گرفتار بند و زنجیر است نمی تواند برای آنان که آزادند پیش نمازی کند.
کسی که مبتلا به رعشه و سکتۀ ناقص است، نمی تواند برای افراد تندرست امامت نماید.
کسی که تیمّم گرفته بر کسانی که وضو دارند، نمی تواند امامت کند.
و شخصی که کور است نمی تواند در صحرا و بیابان پیشنمازی کند، مگر آن که روی او به سوی قبله برگردانده شود.
3- با همین سند نقل شده است: دو نفر با هم در نماز جماعت اختلاف کردند، یکی از آن دو به دیگری گفت: من امامت کردم، و دیگری نیز گفت: من امام تو بودم.
فرمود: نماز آن دو نفر صحیح است.
راوی گوید: عرض کردم: حال اگر یکی از آن دو به دیگری بگوید: من به تو اقتدا کرده ام، و دیگری نیز بگوید: من به تو اقتدا کرده ام (حکم نماز آن ها چگونه است؟)
فرمود: نماز هر دو باطل است و هر دو نفر باید نماز را دوباره بخوانند.
4 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: نماز خواندن در پشت سر بنده (چگونه است؟)
ص: 260
فَقالَ: لَا بَأْسَ بِهِ إِذَا كَانَ فَقِيهَا وَ لَمْ يَكُنْ هُنَاكَ أَفْقَهُ مِنْهُ.
قَالَ: قُلْتُ: أَصَلَّى خَلْفَ الْأَعْمَى؟
قَالَ: نَعَمْ ، إِذَا كَانَ لَهُ مَنْ يُسَدِّدُهُ وَ كَانَ أَفْضَلَهُمْ.
قَالَ: وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: لَا يُصَلِّيَنَّ أَحَدُكُمْ خَلْفَ الْمَجْذُومِ وَ الْأَبْرَصِ وَالْمَجْنُونِ وَ الْمَحْدُودِ وَ وَلَدِ الزَّنَا وَ الْأَعْرَابِيُّ لَا يَؤُمُّ الْمُهَاجِرِينَ.
5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِتَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْقَوْمِ مِنْ أَصْحَابِنَا يَجْتَمِعُونَ فَتَحْضُرُ الصَّلاةُ فَيَقُولُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ : تَقَدَّمْ يَا فَلَانُ!
فَقالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَالَ: يَتَقَدَّمُ الْقَوْمَ أَقْرَؤُهُمْ لِلْقُرْآنِ، فَإِنْ كَانُوا فِي الْقِرَاءَةِ سَوَاءٌ فَأَقْدَمُهُمْ هِجْرَةً، فَإِنْ كَانُوا فِى الْهَجْرَةِ سَوَاءٌ فَأَكْبَرُهُمْ سِنَا، فَإِنْ كَانُوا فِي السِّنِّ سَوَاءٌ فَلْيَؤُ مَّهُمْ أَعْلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ وَ أَفْقَهُهُمْ فِى الدِّينِ، وَ لَا يَتَقَدَّمَنَّ أَحَدُكُمْ الرَّجُلَ فِي مَنْزِلِهِ، وَلَا صَاحِبَ السُّلْطَانِ فِي سُلْطَانِهِ.
فرمود: در صورتی که به دین آگاه باشد و در آنجا کسی از او آگاهتر نباشد، اشکالی ندارد.
عرض کردم: آیا در پشت سر شخص کور می توانم نماز بگزارم؟
فرمود: آری، اگر کسی باشد که روی او را به سمت قبله نماید و او از آنان در دین آگاه تر باشد.
امام باقر علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:
نباید کسی از شما در پشت سر بیمار جذام، بیمار پیسی، دیوانه، کسی که حد بر جاری شده است و آن که از زنا متولّد شده، نماز گزارد و هم چنین کسی که بیابانی و بادیه نشین است نمی تواند بر مهاجران امامت نماید.
5 - ابوعبیده گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: گروهی از دوستان ما وقتی جمع می شوند به هنگام نماز یکی از آن ها می گوید: فلانی! جلو بایست(تا نماز جماعت بخوانیم).
فرمود: همانا رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: کسی بر مردم نماز می خواند که قرآن را بهتر بتواند قرائت کند. و اگر چند تن همه در قرائت مساوی باشند، هر کدام که زودتر هجرت کرده، امام شود، و اگر از حيث هجرت همه برابر بودند، پس سالمندترین آنان، و اگر در سن همه مساوی هستند، آن که داناترین آنان به سنّت و آگاه ترین آنان به مسایل دین است، امامت کند، نباید کسی از شما در منزل دیگری بر او امامت نماید و نباید بر صاحب سلطنت در دوران سلطنتش امامت کرد.
ص: 261
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا بَأْسَ بِالْغُلامِ الَّذِي لَمْ يَبْلُغَ الْحُلُمَ أَنْ يَؤُمَّ الْقَوْمَ وَأَنْ يُؤَذِّنَ.
(52) بَابُ الرَّجُلِ يَؤُمُّ النِّسَاءَ وَ الْمَرْأَةِ تَومُ النِّسَاءَ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَؤُمُ الْمَرْأَةَ فِي بَيْتِهِ.
فَقالَ: نَعَمْ، تَقُومُ وَرَاءَهُ.
2 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ سُلَيْمانَ بْنِ خَالِدٍ: قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ المَرْأَةِ تَؤُمُ النِّسَاءَ.
6 - غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
اشکالی ندارد نوجوانی که هنوز به حدّ بلوغ نرسیده، به گروهی پیشنمازی کند و اذان بگوید.
بخش پنجاه و دوم: مردی که به زنان پیشنمازی کند و زنی که برای زنان پیشنمازی نماید
1 - ابوالعبّاس گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا مرد می تواند در خانه اش برای زن امامت نماید؟
فرمود: آری می تواند، ولی زن باید در پشت سر او بایستد.
2 - سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد زنی که برای زنان امامت می کند، پرسیدم.
ص: 262
فَقالَ: إِذَا كُنَّ جَمِيعاً أَمَّتْهُنَّ فِي النَّافِلَةِ، فَأَمَّا الْمَكْتُوبَةُ فَلاَ وَ لَا تَقَدَّمُهُنَّ، وَلَكِنْ تَقُومُ وَسَطاً مِنْهُنَّ.
3- أَحْمَدُ عَن الْحُسَيْنِ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ أبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَؤُمُ النِّسَاءَ لَيْسَ مَعَهُنَّ رَجُلٌ فِي الْفَرِيضَةِ.
قَالَ: نَعَمْ، وَإِنْ كَانَ مَعَهُ صَبِيٌّ فَلْيَقُمْ إِلَى جَانِبِهِ.
(53)
بَابُ الصَّلَاةِ خَلْفَ مَنْ يُقْتَدَى بِهِ وَ الْقِرَاءَةِ خَلْفَهُ وَ صَمَانِهِ الصَّلَاةَ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلَاةِ خَلْفَ الْإِمَامِ أَقْرَأُ خَلْفَهُ؟
فرمود: هرگاه همه زن باشند، در نمازهای نافله (1) می تواند برای آنان امامت نماید، ولی در نماز واجب نمی تواند، و نباید پیشتر از زنان بایستد، بلکه باید در میان آنان بایستد.
3 - ابراهیم بن میمون گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که برای زنان پیشنمازی کند، در حالی که مرد دیگری در نماز فریضه با آنان همراه نباشد، فرمود:
آری، چنین نمازی جایز است، اگر همراه آن ،مرد پسر بچه ای باشد، باید در کنار امام بایستد.
بخش پنجاه و سوم: نماز در پشت سر کسی که به او اقتدا می شود، حکم قرائت در پشت سر او و ضامن بودن امام نماز مأمومین را
1 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد نماز در پشت سر امام جماعت پرسیدم که آیا در آن قرائت کنم یا نه؟
ص: 263
فَقالَ: أَمَّا الصَّلاةُ الَّتِي لَا يُجْهَرُ فِيهَا بِالْقِرَاءَةِ، فَإِنَّ ذَلِكَ جُعِلَ إِلَيْهِ فَلَا تَقْرَأْ خَلْفَهُ. وَأَمَّا الصَّلاةُ الَّتِي يُجْهَرُ فِيهَا، فَإِنَّمَا أُمِرَ بِالْجَهْرِ لِيُنْصِتَ مَنْ خَلْفَهُ، فَإِنْ سَمِعْتَ فَأَنْصِتْ وَإِنْ لَمْ تَسْمَعْ فَاقْرَأْ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إذَا صَلَّيْتَ خَلْفَ إِمَامٍ تَأْتَمُ بِهِ فَلَا تَقْرَأْ خَلْفَهُ سَمِعْتَ قِرَاءَتَهُ أَوْ لَمْ تَسْمَعْ إِلَّا أَنْ تَكُونَ صَلاةً يُجْهَرُ فِيهَا وَ لَمْ تَسْمَعْ فَاقْرَأْ.
3 -عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیها السَّلام قَالَ:
إذَا كُنْتَ خَلْفَ إِمَام تَأْتَمُ بِهِ فَأَنْصِتْ وَ سَبِّحْ فِي نَفْسِكَ.
4 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ قُتَيْبَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا كُنْتَ خَلْفَ إِمَامٍ تَرْتَضِي بِهِ فِي صَلَاةٍ يُجْهَرُ فِيهَا بِالْقِرَاءَةِ فَلَمْ تَسْمَعْ قِرَاءَتَهُ فَاقْرَأْ أَنْتَ لِنَفْسِكَ، وَإِن كُنْتَ تَسْمَعُ الْهَمْهَمَةَ فَلَا تَقْرَأُ.
فرمود: در نمازها، چون قرائت به عهده امام است، قرائت مکن، و امّا در نمازهایی که بلند خوانده نمی شود باید امام جماعت، بلند قرائت کند تا کسانی که پشت سر او هستند، ساکت باشند و قرائت را بشنوند. پس اگر قرائت را شنیدی ساکت باش و اگر نشنیدی، قرائت کن.
2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه پشت سر امامی که به او اقتدا کردهای نماز می خوانی، خود قرائت مکن، خواه قرائت امام را بشنوی یا نشنوی، مگر آن که نمازی باشد که باید بلند خوانده شود و صدای امام را نشنوی، در این صورت قرائت کن.
3 - زراره گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام ) فرمود:
هرگاه پشت سر امامی بودی که به او اقتدا کرده ای، ساکت باش و در دلت تسبیح بگو.
4 - قتیبه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه پشت سر امامی بودی که به امامت او راضی هستی و در نمازی است که باید بلند خوانده شود، اگر قرائت او را نمی شنوی، تو برای خودت قرائت کن، امّا اگر همهمۀ امام را می شنوی، قرائت مکن.
ص: 264
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیه السَّلام عَنِ الْإِمَامِ يَضْمَنُ صَلَاةَ الْقَوْمِ؟
قَالَ: لَا.
6 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَمُحَمَّدِ بْن مُسْلِم قَالا: قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:
كَانَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَقُولُ: مَنْ قَرَأَ خَلْفَ إِمَامٍ يَأْتَمَّ بِهِ فَمَاتَ بُعِثَ عَلَى غَيْرِ الْفِطْرَةِ.
(54) بَابُ الرَّجُلِ يُصَلِّي بِالْقَوْمِ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ طُهْرٍ أَوْ لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْن عِيسَى عَنْ حَرِيرُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ أَمَّ قَوْماً وَهُوَ عَلَى غَيْرِ طُهْرٍ فَأَعْلَمَهُمْ بَعْدَ مَا صَلَّوْا.
فَقالَ: يُعِيدُ هُوَ وَ لَا يُعِيدُونَ.
5 - زراره گوید: از امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام پرسیدم: آیا امام جماعت نماز مأمومین را ضامن است؟
فرمود: نه.
6 - زراره و محمّد بن مسلم گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
امیر مؤمنان على صلوات الله علیه همواره می فرمود: هر کس پشت سر امامی که به او اقتدا می کند، قرائت را خود بخواند، چون بمیرد، بر غیر فطرت اسلام مرده است (1).
بخش پنجاه و چهارم: کسی که برای گروهی بدون طهارت امامت نماید و یا به غیر قبله نماز بخواند
1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که برای گروهی بدون طهارت امامت نماید و بعد از نماز به آنان باز گوید (چه حکمی دارد؟).
فرمود: امام جماعت باید نمازش را اعاده کند، ولی مأمومین لازم نیست اعاده کنند.
ص: 265
2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام بخواند فِي الْأَعْمَى يَؤُمُ الْقَوْمَ وَهُوَ عَلَى غَيْر الْقِبْلَةِ.
قَالَ: يُعِيدُ وَ لَا يُعِيدُونَ، فَإِنَّهُمْ قَدْ تَحَرَّوا.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدِ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السَّلام عَنْ رَجُلٍ صَلَّى بِقَوْمٍ رَكْعَتَيْنِ فَأَخْبَرَهُمْ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ عَلَى وُضُوء.
قَالَ: يُتِمُّ الْقَوْمُ صَلاتَهُمْ، فَإِنَّهُ لَيْسَ عَلَى الإِمَام ضَمَانٌ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْمِ خَرَجُوا مِنْ خُرَاسَانَ أَوْ بَعْضِ الْجِبَالِ وَكَانَ يَؤُمُّهُمْ رَجُلٌ، فَلَمَّا صَارُوا إِلَى الْكُوفَةِ عَلِمُوا أَنَّهُ يَهُودِيٌّ.
قَالَ: لَا يُعِيدُونَ.
2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخص کوری که بر گروهی پیشنمازی نماید، در حالی که به غیر قبله باشد، فرمود:
خود آن شخص باید نماز را اعاده کند، امّا مأمومین اعاده نمی کنند؛ زیرا آنان وظیفه خود را (در شناسایی قبله) انجام داده اند.
3- زراره گوید: از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) پرسیدم: مردی که (به قصد نماز چهار رکعتی) دو رکعت نماز با مردم بخواند( و بعد از دو رکعت) به مردم اطّلاع دهد که وضو نداشته است (چه حکمی دارد؟).
فرمود: آن گروه باید نمازشان را تکمیل کنند که همانا ضمانتی بر عهدۀ امام نیست.
4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره گروهی که از خراسان یا از برخی از مناطق کوهستانی خارج شده بودند و مردی بر آنان امامت می کرد، وقتی به کوفه رسیدند، متوجّه شدند که آن شخص یهودی است، فرمود:
لازم نیست نماز را اعاده کنند.
ص: 266
(55) بَابُ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَحْدَهُ ثُمَّ يُعِيدُ فِي الْجَمَاعَةِ أَوْ يُصَلِّي بِقَوْمٍ وَ قَدْ كَانَ صَلَّى قَبْلَ ذَلِكَ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي الصَّلاَةَ وَحْدَهُ ثُمَّ يَجِدُ جَمَاعَةً.
قَالَ: يُصَلِّي مَعَهُمْ وَ يَجْعَلُهَا الْفَرِيضَةَ.
2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَصَلِّي ثُمَّ أَدْخُلُ الْمَسْجِدَ فَتَقَامُ الصَّلَاةُ وَ قَدْ صَلَّيْتُ.
فَقالَ: صَلِّ مَعَهُمْ يَخْتَارُ اللَّهُ أَحَبَّهُمَا إِلَيْهِ.
بخش پنجاه و پنجم
شخصی که به تنهایی نماز می خواند، سپس در نماز جماعت آن را اعاده می کند، یا برای گروهی نماز می خواند، با آن که پیشتر، نمازش را خوانده است
1 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که خود به تنهایی نماز می خواند، سپس به نماز جماعتی برمی خورد، فرمود:
می تواند با آنان نیز نماز بخواند و آن را نماز واجبش قرار دهد.
2 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: گاهی نماز می گزارم، سپس به مسجد می روم و در آن جا نماز جماعت برقرار است، در حالی که من نماز خود را خوانده ام.
فرمود: با آنان نماز بگزار، خداوند بهترین آن دو را بر می گزیند.
ص: 267
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْن خَالِدٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ دَخَلَ الْمَسْجِدَ وَ افْتَتَحَ الصَّلاةَ فَبَيْنَا هُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي إِذَا أَذَّنَ الْمُؤَذِّنُ وَأَقَامَ الصَّلاةَ.
قَالَ: فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ لْيَسْتَأْنِفِ الصَّلاَةَ مَعَ الْإِمَامِ، وَلْتَكُنِ الرَّكْعَتَانِ تَطَوُّعاً.
4 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! تَحْضُرُ صَلاةُ الظُّهْرِ فَلَا تَقْدِرُ أَنْ تَنْزِلُ فِي الْوَقْتِ حَتَّى يَنْزِلُوا وَ نَنْزِلَ مَعَهُمْ فَنُصَلِّيَ ثُمَّ يَقُومُونَ فَيُسْرِعُونَ فَتَقُومُ فَتُصَلِّي الْعَصْرَ وَنُرِيهِمْ كَأَنَّا نَرْكَعُ ثُمَّ يَنْزِلُونَ لِلْعَصْرِ فَيُقَدِّمُونًا فَنُصَلِّي بِهِمْ ؟
فَقالَ: صَل بهمْ، لَا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِمْ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام:
3 - سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که وارد مسجد می شود و نماز را شروع می کند. در این هنگام اذان می گویند و نماز جماعت برپا می شود (چه وظیفه ای دارد؟)
فرمود: می تواند دو رکعت نماز بخواند. آن گاه دوباره نمازش را به جماعت از سر گیرد، و آن دو رکعت پیشین نافله محسوب می شود.
4 - يعقوب بن یقطین گوید: به امام ابو الحسن علیه السَّلام عرض کردم: قربانت گردم! (در سفر با مخالفان) وقت نماز ظهر فرا می رسد و در وقت فضیلت آن نمی توانیم فرود آییم، تا زمانی که آنان فرود آیند و ما با آنان فرود می آییم، و نماز را می خوانیم، سپس آنان با شتاب بر می خیزند و ما نیز برمی خیزیم و نماز عصر را به جا میآوریم و به ایشان وانمود می کنیم که نافله را انجام می دهیم. آن گاه، آنان برای نماز عصر فرود می آیند و ما را پیش می دارند. آیا برای آن ها امامت کنیم؟
فرمود: برای آن ها امامت کن. خداوند بر آنان درود نفرستد!
5 - محمّد بن اسماعیل گوید: طی نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشتم:
ص: 268
أَنِّي أَحْضُرُ الْمَسَاجِدَ مَعَ جِيرَتِي وَ غَيْرِهِمْ فَيَأْمُرُونِّي بِالصَّلَاةِ بِهِمْ وَ قَدْ صَلَّيْتُ قَبْلَ أَنْ آتِيَهُمْ، وَ رُبَّمَا صَلَّى خَلْفِي مَنْ يَقْتَدِي بِصَلَاتِي وَ الْمُسْتَضْعَفُ وَ الْجَاهِلُ وَأَكْرَهُ أَنْ أَتَقَدَّمَ وَ قَدْ صَلَّيْتُ بِحَالِ مَنْ يُصَلِّي بِصَلَاتِي مِمَّنْ سَمَّيْتُ لَكَ فَمُرْنِي فِي ذَلِكَ بِأَمْرِكَ أَنْتَهِي إِلَيْهِ وَأَعْمَلُ بِهِ إِنْ شَاءَ اللهُ.
فَكَتَبَ علیه السَّلام: صَلَ بِهِمْ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ كَانَ كَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَانَ يُصَلِّي فَخَرَجَ الْإِمَامُ وَ قَدْ صَلَّى الرَّجُلُ رَكْعَةً مِنْ صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ .
گاهی با همسایگانم و افراد دیگری به مسجد می روم و از من می خواهند که برای آن ها امامت کنم، در حالی که پیشتر، نمازم را خوانده ام و گاهی در پشت سر من کسی (مؤمنی) است که نماز گزارده و مستضعف و جاهل است و من دوست ندارم که پیشنماز باشم در حالی که نمازم را خوانده ام، به خاطر کسانی که برایت نام بردم (یعنی مؤمنان) پس مرا به امر خویش راهنمایی کنید و - ان شاء الله - به آن عمل نمایم.
امام علیه السَّلام در پاسخ نوشت: با ایشان نماز بگزار.
6 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس با ایشان (یعنی عامه و از روی تقیّه) در صف اوّل نمازگزارد، همانند کسی است که پشت سر رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله نماز گزارده است.
7 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: شخصی نماز می گزارد، سپس امام جماعت حاضر می شود، در حالی که او یک رکعت از نماز واجب خود را خوانده است (چه وظیفه ای دارد؟)
ص: 269
فَقالَ: إِنْ كَانَ إِمَاماً عَدْلاً فَلْيُصَلِّ أُخْرَى وَيَنْصَرِفُ وَ يَجْعَلُهُمَا تَطَوُّعاً وَ لْيَدْخُلْ مَعَ الْإِمَامِ فِي صَلاتِهِ كَمَا هُوَ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ إِمَامٌ عَدْلٌ فَلْيَبْنِ عَلَى صَلَاتِهِ كَمَا هُوَ وَ يُصَلِّي رَكْعَةً أُخْرَى مَعَهُ يَجْلِسُ قَدْرَ مَا يَقُولُ: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ صلّی اللهُ علیه وآله». ثُمَّ لْيْتِمَّ صَلاتَهُ مَعَهُ عَلَى مَا اسْتَطَاعَ، فَإِنَّ التَّقِيَّةَ وَاسِعَةٌ وَ لَيْسَ شَيْءٌ مِنَ التَّقِيَّةِ إِلَّا وَصَاحِبُهَا مَأْجُورٌ عَلَيْهَا إِن شَاءَ اللهُ.
8 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَرْجَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ صَلَّى فِي مَنْزِلِهِ ثُمَّ أَتَى مَسْجِداً مِنْ مَسَاجِدِهِمْ فَصَلَّى مَعَهُمْ خَرَجَ بحَسَنَاتِهِمْ.
فرمود: اگر امام عادل باشد، یک رکعت دیگر بخواند و سلام دهد و آن را نافله قرار دهد و با آن پیشنماز به جماعت وارد شود، و اگر امام عادل نبود، نماز خود را ادامه دهد و یک رکعت دیگر با او به جا آورد و به اندازه ای که بگوید: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ صلّی اللهُ علیه وآله» بنشیند، آن گاه به اندازه ای که می تواند، نماز خود را با او تمام کند؛ زیرا باب تقیّه گسترده است و انسان هر مقدار از تقیّه انجام دهد، به همان مقدار - ان شاء الله - پاداش خواهد برد.
8 - حسین ارجانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس در خانه خود نمازگزارده سپس به مسجدی از مساجد ایشان (اهل عامّه) در آید و با آن ها (از روی تقیّه) نماز گزارد، وقتی از مسجد بیرون آید، همۀ حسنات آن ها به او نوشته شود.
ص: 270
(56) بَابُ الرَّجُلِ يُدْرِكُ مَعَ الْإِمَامِ بَعْضَ صَلَاتِهِ وَ يُحْدِثُ الْإِمَامُ فَيُقَدِّمُهُ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاج قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يُدْرِكُ الرَّكْعَةَ الثَّانِيَةَ مِنَ الصَّلاةِ مَعَ الْإِمَامِ، وَ هِيَ لَهُ الْأُولَى كَيْفَ يَصْنَعُ إِذَا جَلَسَ الْإِمَامُ.
قَالَ: يَتَجَافَى وَ لَا يَتَمَكَّنُ مِنَ الْقُعُودِ، فَإِذَا كَانَتِ الثَّالِثَةُ لِلْإِمَامِ وَ هِيَ لَهُ الثَّانِيَةُ فَلْيَلْبَتْ قَلِيلاً إِذَا قَامَ الْإِمَامُ بِقَدْرِ مَا يَتَشَهدُ ثُمَّ يَلْحَقُ بِالْإِمَامِ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الَّذِي يُدْرِكُ الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ مِنَ الصَّلَاةِ كَيْفَ يَصْنَعُ بِالْقِرَاءَةِ ؟
فَقالَ: اقْرَأْ فِيهِمَا، فَإِنَّهُمَا لَكَ الْأُولَيَانِ وَ لَا تَجْعَلْ أَوَّلَ صَلَاتِكَ آخِرَهَا.
بخش پنجاه و ششم: شخصی که قسمتی از نماز خود را با امام درک می نماید و برای امام عارضه ای رخ می دهد و او را به پیش می دارد
1 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی به رکعت دوم امام جماعت می رسد، در حالی که برای او رکعت اوّل است، وقتی امام می نشیند، وظیفۀ او چیست؟
فرمود: با فاصله ای از زمین بنشیند (1) و سنگینی خود را بر دو پاشنه کم می کند، چون سوم امام جماعت شود، رکعت دوم اوست. چون امام بر می خیزد به اندازه تشّهد اندکی درنگ می کند و تشهد را می خواند، سپس به امام ملحق می شود.
راوی گوید: هم چنین از آن حضرت پرسیدم: شخصی دو رکعت آخر را درک می کند، او با قرائت باید چه کند؟
فرمود: در آن دو رکعت قرائت کن؛ زیرا آن دو برای تو، دو رکعت اوّل محسوب می شوند و اوّل نماز خود را آخر آن قرار مده.
ص: 271
2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.
إِذًا لَمْ تُدْرِكْ تَكْبِيرَةَ الرُّكُوعِ فَلَا تَدْخُلْ فِي تِلْكَ الرَّكْعَةِ.
3 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْمِيثَمِي عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَا يَسْبِقُنِي الْإِمَامُ بِالرَّكْعَةِ فَتَكُونُ لِى وَاحِدَةٌ وَ لَهُ ثِنْتَانِ فَأَتَشَهدُ كُلِّمَا فَعَدْتُ؟
فَقالَ: نَعَمْ، فَإِنَّمَا التَّشَهُدُ بَرَكَةٌ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا سَبَقَكَ الْإِمَامُ بِرَكْعَةٍ فَأَدْرَكْتَ الْقِرَاءَةَ الْأَخِيرَةَ قَرَأْتَ فِي الثَّالِثَةِ مِنْ صَلَاتِهِ وَهِيَ ثِنْتَانِ لَكَ ، وَ إِنْ لَمْ تُدْرِكْ مَعَهُ إِلَّا رَكْعَةً وَاحِدَةً قَرَأْتَ فِيهَا وَ فِي الَّتِي تَلِيهَا وَ إِن سَبَقَكَ برَكْعَةٍ جَلَسْتَ فِى الثَّانِيَةِ لَكَ وَ الثَّالِثَةِ لَهُ حَتَّى تَعْتَدِلَ الصُّفُوفُ قِيَاماً.
2 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه به تکبیر رکوع نرسیدی، در آن رکعت داخل مشو.
3 - اسحاق بن یزید گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: قربانت گردم! امام یک رکعت از من پیش است و برای من رکعت اوّل و برای او رکعت دوم است، آیا اگر بنشینم باید تشهّد را بخوانم؟
فرمود: آری، زیرا تشهّد سبب برکت است.
4 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه امام، یک رکعت از تو جلوتر باشد و قرائت رکعت دوم را در می یابی، در رکعت سوم او _ که رکعت دوم توست _ قرائت کن (و حمد و سوره را بخوان) و اگر جماعت را، جز یک رکعت را درک نکردی در آن رکعت و در رکعت بعد از آن، قرائت کن، و اگر امام یک رکعت از تو جلوتر بود، در رکعت دوم خود - که رکعت سوم اوست - بنشین تا صفها راست شوند. (و تو تشهّد بخوان و زود ملحق شو).
ص: 272
قَالَ: وَ قَالَ: إِذَا وَجَدْتَ الْإِمَامَ سَاجِداً فَاثْبُتْ مَكَانَكَ حَتَّى يَرْفَعَ رَأْسَهُ، وَإِنْ كَانَ قَاعِداً فَعَدْتَ وَإِنْ كَانَ قَائِماً قُمْتَ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
لا إِذَا أَدْرَكْتَ الْإِمَامَ قَدْ رَكَعَ فَكَبِّرْتَ وَ رَكَعْتَ قَبْلَ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ فَقَدْ أَدْرَكْتَ الرَّكْعَةَ، فَإِنْ رَفَعَ الْإِمَامُ رَأْسَهُ قَبْلَ أَنْ تَرْكَعَ فَقَدْ فَاتَتْكَ الرَّكْعَةُ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْن خَالِدٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
فِي الرَّجُلِ إِذَا أَدْرَكَ الْإِمَامَ وَ هُوَ رَاكِعٌ فَكَبَّرَ وَ هُوَ مُقِيمٌ صُلْبَهُ ثُمَّ رَكَعَ قَبْلَ أَنْ يَرْفَعَ الْإِمَامُ رَأْسَهُ، فَقَدْ أَدْرَكَ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَأْتِي الْمَسْجِدَ وَ هُمْ فِي الصَّلَاةِ وَ قَدْ سَبَقَهُ الْإِمَامُ بِرَكْعَةٍ أَوْ أَكْثَرَ فَيَعْتَلُ الْإِمَامُ فَيَأْخُذُ بِيَدِهِ فَيَكُونُ أَدْنَى الْقَوْمِ إِلَيْهِ فَيُقَدِّمُهُ.
راوی گوید: هم چنین فرمود: هرگاه نماز امام جماعت را در سجده درک کردی، اندکی در جای خود درنگ کن تا امام سر از سجده بردارد، و اگر نشسته بود، می نشینی و اگر ایستاده بود، می ایستی.
5 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
چون به نماز جماعت برسی و امام در رکوع باشد، اگر پیش از آن که امام سر از رکوع بردارد، تکبیر بگویی و به رکوع بروی، آن رکعت را درک کرده ای، ولی اگر پیش از آن که به رکوع روی و امام سر از رکوع بردارد آن رکعت از تو فوت شده است.
6 - سلیمان بن خالد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
شخصی که به نماز جماعت می رسد و امام در رکوع است، پس تکبیرة الاحرام را بگوید در حالی که ایستاده است، آن گاه پیش از آن که امام سر از رکوع بر دارد به رکوع برود به آن رکعت از نماز رسیده است.
7 - معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: هرگاه فردی وارد مسجد شود که مردم در نماز جماعت باشند و امام یک رکعت، یا بیشتر از نماز را خوانده و از او جلو باشد، آن گاه امام را مشکلی پدید آید که نتواند نماز را ادامه دهد و چون او نزدیکتر از دیگران به امام است، امام دست او را بگیرد و او را برای امامت به جای خود پیش بدارد (چه حکمی دارد؟)
ص: 273
فَقالَ: يُتِمُّ صَلاَةَ الْقَوْمِ ثُمَّ يَجْلِسُ حَتَّى إِذَا فَرَغُوا مِنَ النَّشَهدِ، أَوْمَا إِلَيْهِمْ بِيَدِهِ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشِّمَالِ، فَكَانَ الَّذِي أَوْ مَا إِلَيْهِمْ بِيَدِهِ التَّسْلِيمَ وَ انْقِضَاءَ صَلَاتِهِمْ وَأَتَمَّ هُوَ مَا كَانَ فَاتَهُ أَوْ بَقِيَ عَلَيْهِ.
8 - عَنْهُ عَنِ الْفَضْلِ وَ عَلِيَّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرٌ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
.قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: رَجُلٌ دَخَلَ مَعَ قَوْمٍ فِي صَلَاتِهِمْ وَ هُوَ لَا يَنْوِيهَا صَلَاةٌ فَأَحْدَثَ إِمَامُهُمْ، فَأَخَذَ بِيَدِ ذَلِكَ الرَّجُلِ فَقَدَّمَهُ فَصَلَّى بِهِمْ أَيُجْزِتُهُمْ صَلَاتُهُمْ بصَلاتِهِ وَ هُوَ لَا يَنْويهَا صَلاةً؟
فَقالَ: لَا يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أنْ يَدْخُلَ مَعَ قَوْمٍ فِي صَلاتِهِمْ وَ هُوَ لَا يَنْوِيهَا صَلَاةٌ، بَلْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَنْوِيَهَا صَلَاةٌ، فَإِنْ كَانَ قَدْ صَلَّى فَإِنَّ لَهُ صَلاةً أُخْرَى وَإِلَّا فَلاَ يَدْخُلْ مَعَهُمْ قَدْ يُجْزِئُ عَنِ الْقَوْمِ صَلَاتُهُمْ وَإِنْ لَمْ يَنْوِهَا.
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُل أَمَّ قَوْماً فَصَلَّى بهمْ رَكْعَةً ثُمَّ مَاتَ.
فرمود" باید نماز را با مأمومین تمام کند، آن گاه بنشیند تا وقتی که آنان تشهّد گفته و از نماز فارغ شوند و با دست راست و چپ به مأمومین اشاره کند که نماز را سلام دهید، یا نماز شما تمام شده است (تا ایشان سلام را بگویند). آن گاه خود برخیزد و آن یک رکعت را که از او فوت شده، یا مانده است به جا آورد.
8 - زراره گوید: به امام باقر و عرض کردم: شخصی داخل در نماز گروهی شد و قصد نماز نداشت و امام آن قوم را مشکلی پیش آمد. از این رو، آن مرد را پیش انداخت و او با مردم نماز خواند، آیا نمازی که با او به جماعت خوانده اند، صحیح است در حالی که او قصد نماز نداشته است؟
فرمود: شایسته نیست کسی که قصد نماز ندارد، داخل در نماز جماعت شود، بلکه شایسته آن است که قصد نماز کند، اگرچه بیشتر نماز گزارده، که البتّه نماز دیگری برای او منظور می شود. در غیر این صورت، هرگز با ایشان داخل نماز نشود، ولی نماز آن جماعت درست است، هر چند امام قصد نماز نکرده باشد.
9 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که گروهی را امامت می کند و یک رکعت نیز با ایشان خوانده، آن گاه می میرد (نماز آن ها چه حکمی دارد؟)
ص: 274
قَالَ: يُقَدِّمُونَ رَجُلاً آخَرَ وَ يَعْتَدُونَ بالرَّكْعَةِ وَ يَطْرَحُونَ الْمَيِّتَ خَلْفَهُمْ وَيَغْتَسِلُ مَنْ مَسَّهُ.
10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:
قَالَ: أَيَّ شَيْءٍ يَقُولُ هَؤُلَاءِ فِي الرَّجُلِ الَّذِي يَفُوتُهُ مَعَ الْإِمَامِ رَكْعَتَانِ؟
قُلْتُ: يَقُولُونَ: يَقْرَأُ فِيهِمَا بِالْحَمْدِ وَ سُورَةٍ.
فَقالَ: هَذَا يُقَلِّبُ صَلاتَهُ يَجْعَلُ أَوْلَهَا آخِرَهَا.
قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ ؟
قَالَ: يَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ.
فرمود: باید شخص دیگری از مأمومین را پیش اندازند و بنا را بر آن رکعت خوانده شده، می گذارند و جنازۀ امام متوفّی را پشت سرشان قرار دهند، و هر که به جسد (هنگامی که سرد شده) دست بزند، باید غسل میت کند.
10 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
اینان (عامّه) در مورد کسی که در نماز جماعت به امام ملحق می شود در حالی که دو رکعت اوّل نماز او فوت شده باشد، چه می گویند؟
گفتم: آنان می گویند: در دو رکعتی که به امام رسیده، باید حمد و سوره را بخواند.
آن حضرت فرمود: چنین شخصی نمازش را وارونه ساخته و اوّل نماز را آخر آن قرار داده است.
گفتم: پس وظیفۀ او چیست؟
فرمود: در هر رکعت فقط سوره حمد را می خواند.
ص: 275
11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ: أَجِيءُ إِلَى الْإِمَامِ وَ قَدْ سَبَقَنِي بِرَكْعَةٍ فِي الْفَجْرِ فَلَمَّا سَلَّمَ وَقَعَ فِي قَلْبِي أَنِّي أَتْمَمْتُ فَلَمْ أَزَلْ ذَاكِراً لِلَّهِ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَلَمَّا طَلَعَتْ نَهَضْتُ، فَذَكَرْتُ أَنَّ الْإِمَامَ كَانَ سَبَقَنِي بِرَكْعَةٍ .
فَقَالَ: إِنْ كُنْتَ فِي مَقَامِكَ فَأَتِمَّ بِرَكْعَةٍ، وَإِنْ كُنْتَ قَدِ انْصَرَفْتَ فَعَلَيْكَ الْإِعَادَةُ.
12 - جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل صَلَّى مَعَ قَوْم وَ هُوَ يَرَى أَنَّهَا الْأُولَى وَكَانَتِ الْعَصْرَ.
قَالَ: فَلْيَجْعَلْهَا الْأُولَى وَلْيُصَلِّ الْعَصْرَ.
وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: فَإِنْ عَلِمَ أَنَّهُمْ فِي صَلاَةِ الْعَصْرِ وَ لَمْ يَكُنْ صَلَّى الْأُولَى فَلاَ يَدْخُلْ مَعَهُمْ.
11 - حسین بن ابی العلاء گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: به سوی امام جماعت می آیم، در حالی که امام در نماز صبح، یک رکعت از من پیش است و چون سلام می دهد، به دلم می افتد که نماز را تمام کرده ام و مشغول به ذکر میشوم تا این که آفتاب طلوع می کند و پس از طلوع، بر می خیزم به یادم می آید که امام یک رکعت پیش از من خوانده بود (حکمش چیست؟)
فرمود: اگر در جایگاه نماز بودی، با یک رکعت دیگر آن را تمام کن، و اگر در جای دیگری بودی (یعنی از حال نمازگزار خارج شده ای) بر تو لازم است آن را اعاده کنی.
12 - ابو بصیر گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم کسی با گروهی نماز می خواند و گمان می کند که نماز ظهر است (ونیّت نماز ظهر می کند)، در حالی که نماز عصر بوده است (وظیفۀ او چیست؟)
فرمود: آن را ظهر قرار می دهد، سپس نماز عصر را به جا می آورد.
در حدیث دیگر فرمود: اگر بداند که آن ها در نماز عصرند و او نماز ظهر را نخوانده باشد، نباید با آنان به نماز جماعت وارد شود.
ص: 276
13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیه السَّلام عَنْ إِمَامٍ أَمْ قَوْماً فَذَكَرَ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ عَلَى وُضُوءٍ فَانْصَرَفَ وَأَخَذَ بِيَدِ رَجُلٍ وَأَدْخَلَهُ فَقَدَّمَهُ وَ لَمْ يَعْلَم الَّذِي قُدَّمَ مَا صَلَّى الْقَوْمُ.
قَالَ: يُصَلِّي بِهِمْ ، فَإِنْ أَخْطَأَ سَبَّحَ الْقَوْمُ بِهِ وَ بَنَى عَلَى صَلَاةِ الَّذِي كَانَ قَبْلَهُ.
14 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ:
سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الَّذِي يَرْفَعُ رَأْسَهُ قَبْلَ الْإِمَامِ أَيَعُودُ فَيَرْكَعُ إِذَا أَبْطَاً الْإِمَامُ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ؟
قَالَ: لَا.
13 - زراره گوید: از امام (باقر - یا امام صادق علیهما السَّلام ) پرسیدم: پیشنمازی که به گروهی امامت کند، به یادش می آید که وضو ندارد و از نماز خارج می شود و دست مرد دیگری را می گیرد و او را به جای خود پیش می اندازد در حالی که این شخص نمی داند چقدر از نماز را خوانده اند ( تکلیف او چیست؟)
فرمود: با آنان نماز می گزارد و اگر اشتباه کند، آن گروه تسبیح بگویند تا او را متوجّه سازند و بنا را بر همان نماز قبلی می گذارد.
14 - غياث بن ابراهیم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیده شد: شخصی پیش از امام، سر از رکوع بر می دارد، آیا اگر امام دیرتر سر از رکوع بردارد، باید به رکوع باز گردد؟
فرمود: نه.
فروع کافی ج / 2
ص: 277
(57) بَابُ الرَّجُلِ يَخْطُو إلَى الصَّفَ أَوْ يَقُومُ خَلْفَ الصَّفُ وَحْدَهُ أَوْ يَكُونُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْإِمَامِ مَا لَا يَتَخَطَّى
1 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن وَهْبٍ قَالَ:
رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ دَخَلَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ فِي صَلَاةِ الْعَصْرِ فَلَمَّا كَانَ دُونَ الصُّفُوفِ رَكَعُوا فَرَكَعَ وَحْدَهُ وَ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ، ثُمَّ قَامَ فَمَضَى حَتَّى لَحِقَ الصُّفُوفَ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَتَأَخَّرُ وَ هُوَ فِي الصَّلاةِ؟
قَالَ: لَا.
بخش پنجاه و هفتم: شخصی که در اثنای نماز به صف جماعت می پیوندد، یا به تنهایی در پشت صف می ایستد، یا فاصلۀ میان او و امام چندان باشد که یک گام را پر نکند
1 - معاوية بن وهب علیه السَّلام گوید: امام صادق علیه السَّلام را دیدم که به هنگام نماز عصر وارد مسجد الحرام شد. وقتی نزدیک صفوف قرار گرفت، به رکوع رفتند و آن حضرت نیز به تنهایی به رکوع رفت و دو سجده را به جا آورد، سپس برخاست و به پیش رفت تا به صف ها رسید.
2 - محمّد بن مسلم (که از راویان امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام است) گوید: به امام علیه السَّلام عرض کردم: آیا شخص در حال نماز می تواند به عقب برگردد؟
فرمود: نه.
ص: 278
قُلْتُ: فَيَتَقَدِّمُ ؟
قَالَ: نَعَمْ مَا شَاءَ إِلَى الْقِبْلَةِ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ الرَّجُلِ يَأْتِي الصَّلَاةَ فَلَا يَجِدُ فِي الصَّفُ مَقَاماً أَيَقُومُ وَحْدَهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ صَلَاتِهِ؟
قَالَ: نَعَمْ، لَا بَأْسَ أَنْ يَقُومَ بِحِذَاءِ الإمام.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
لا إِنْ صَلَّى قَوْمٌ وَبَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْإِمَام مَا لَا يُتَخَطَّى فَلَيْسَ ذَلِكَ الْإِمَامُ لَهُمْ بِإِمَام وَأَيُّ صَفْ كَانَ أَهْلُهُ يُصَلُّونَ بِصَلَاةِ إِمَام وَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الصَّف الَّذِي يَتَقَدَّمُهُمْ قَدْرَ مَا لَا يَتَخَطَّى، فَلَيْسَ تِلْكَ لَهُمْ فَإِنْ كَانَ بَيْنَهُمْ سُتْرَةٌ أَوْ جِدَارٌ فَلَيْسَتْ تِلْكَ لَهُمْ بِصَلاةٍ إِلَّا مَنْ كَانَ مِنْ حِيَالِ الْبَابِ.
عرض کردم: آیا می تواند به پیش برود؟
فرمود: آری، تا آنجا که بخواهد به سوی قبله (می تواند به پیش رود).
3 - سعيد اعرج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که به نماز جماعت حاضر می شود، امّا در صف، جایی نمی یابد که بایستد، آیا میتواند به تنهایی بایستد تا از نماز خود فارغ شود؟
فرمود: آری، اشکالی ندارد که با امام برابر بایستد.
4 - زرارة گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
هرگاه گروهی نماز بخوانند و میان آنان و امام بیش از یک گام فاصله باشد، آن امام برای آنان امام جماعت نیست، و هر صف گروهی که با پیشنمازی نماز می خوانند و فاصلۀ میان آنان با نمازگزاران صف جلو بیش از یک گام باشد، آن نماز بر آن ها حساب نمی شود و اگر در میان آن ها، پرده - یا دیواری - باشد آن نماز برای آنان به حساب نمی آید مگر نماز کسی که محاذی در باشد.
ص: 279
قَالَ: وَ قَالَ: هَذِهِ الْمَقَاصِيرُ لَمْ يَكُنْ فِي زَمَانِ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ وَإِنَّمَا أَحْدَثَهَا الْجَبَّارُونَ ، لَيْسَتْ لِمَنْ صَلَّى خَلْفَهَا مُقْتَدِياً بِصَلَاةٍ مَنْ فِيهَا صَلاةٌ.
قَالَ: وَ قَالَ: أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ الصُّفُوفُ تَامَّةٌ مُتَوَاصِلَةٌ بَعْضُهَا إِلَى بَعْضٍ لَا يَكُونُ بَيْنَ صَفَّيْنِ مَا لَا يُتَخَطَّى يَكُونُ قَدْرُ ذَلِكَ مَسْقَطَ جَسَدِ الْإِنْسَانِ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا دَخَلْتَ الْمَسْجِدَ وَ الْإِمَامُ رَاكِعٌ فَظَنَنْتَ أَنَّكَ إِنْ مَشَيْتَ إِلَيْهِ يَرْفَعُ رَأْسَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُدْرِكَهُ فَكَبِّرْ وَ ارْكَعْ وَإِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ فَاسْجُدْ مَكَانَكَ، فَإِنْ قَامَ فَالْحَقِّ بِالصَّفِّ، وَإِنْ جَلَسَ فَاجْلِسْ مَكَانَكَ فَإِذَا قَامَ فَالْحَقِّ بِالصَّفِّ.
راوی گوید: آن حضرت افزود: این محراب های موجود( که امام در آن قرار گرفته و از نظر مأمومین دور و غیر قابل رؤیت می شود) در هیچ زمانی نبوده است و آن را ستمکاران احداث نموده اند و هر کسی به امامی اقتدا کند که در چنین محراب هایی باشد نمازش صحيح نیست.
راوی می گوید: هم چنین امام باقر علیه السَّلام فرمود:
شایسته است که صف ها جماعت کامل و بدون کاستی و متّصل به یکدیگر باشند، و در میان دو صف، چندان فاصله نباشد که بیش از یک گام شود و اندازۀ آن فاصله، مقداری است که جسد انسان را اشتغال می نماید.
5 - عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه داخل مسجد شدی و امام جماعت در رکوع بود و به نظرت رسید که اگر بخواهی به طرف او بر وی و اقتدا کنی، امام سر از رکوع برخواهد داشت، پس همانجا که هستی تكبيرة الاحرام را بگو و به رکوع برو و چون امام سر برداشت، همان جا سجده را به جا آور، و وقتی امام برخاست، آنگاه پیش برو و به صف ملحق شو، و اگر امام نشست، تو نیز همان جا بنشین و وقتی برخاست تو نیز بر خیز و به صف نمازگزاران ملحق شو.
ص: 280
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا أَرَى بِالصُّفُوفِ بَيْنَ الْأَسَاطِينِ بَأْساً.
7 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةً عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يُدْرِكُ الْإِمَامَ وَ هُوَ قَاعِدٌ يَتَشَهدُ وَ لَيْسَ خَلْفَهُ إِلَّا رَجُلٌ وَاحِدٌ عَنْ يَمِينِهِ.
قَالَ: لَا يَتَقَدَّمُ الْإِمَامَ وَ لَا يَتَأَخَّرُ الرَّجُلَ ، وَلَكِنْ يَقْعُدُ الَّذِي يَدْخُلُ مَعَهُ خَلْفَ الإمام، فَإِذَا سَلَّمَ الْإِمَامُ قَامَ الرَّجُلُ فَأَتَمَّ الصَّلاَةَ.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْهَاشِمِيٌّ رَفَعَهُ قَالَ:
رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يُصَلِّى بِقَوْمٍ وَهُوَ إِلَى زَاوِيَةٍ فِي بَيْتِهِ يَقْرَبُ الْحَائِةَ، وَ كُلُّهُمْ عَنْ يَمِينِهِ وَ لَيْسَ عَلَى يَسَارِهِ أحَدٌ.
6 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در مورد صف هایی که میان ستون ها قرار دارند، اشکالی نمی بینم.
7 - عمّار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی امام جماعت را به هنگام تشهّد درک می کند، ولی در سمت راست او فقط یک نفر نماز می خواند (چه وظیفه ای دارد؟)
حضرتش فرمود: او نباید از امام جماعت جلو بیفتد، و از آن مرد عقب نیفتد، بلکه با آن یک نفر بنشیند، وقتی امام سلام نماز را داد برخیزد و نماز را تمام کند.
8 - على بن ابراهیم هاشمی در روایت مرفوعه ای گوید:
امام صادق علیه السَّلام او را دیدم که با گروهی نماز می خواند، حضرتش در خانۀ خود نزدیک دیوار ایستاده بود و مأمومین همگی در سمت راست حضرتش بودند و کسی سمت چپش نبود.
ص: 281
9 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلامقَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي بِقَوْمٍ وَ هُمْ فِي مَوْضِعِ أَسْفَلَ مِنْ مَوْضِعِهِ الَّذِي يُصَلِّي فِیهِ.
فَقالَ: إِن كَانَ الْإِمَامُ عَلَى شِبْهِ الدُّكَّانِ ، أَوْ عَلَى مَوْضِع أَرْفَعَ مِنْ مَوْضِعِهِمْ لَمْ يَجُزْ صَلَاتُهُمْ، وَإِنْ كَانَ أَرْفَعَ مِنْهُمْ بِقَدْرِ إِصْبَعِ أَوْ أَكْثَرَ أَوْ أَقَلَّ إِذَا كَانَ الِارْتِفَاعُ بِبَطْنِ مَسِيل .
فَإِن كَانَ أَرْضاً مَبْسُوطَةً، أَوْ كَانَ فِي مَوْضِع مِنْهَا ارْتِفَاعٌ فَقَامَ الْإِمَامُ فِي الْمَوْضِعِ الْمُرْتَفِعِ وَ قَامَ مَنْ خَلْفَهُ أَسْفَلَ مِنْهُ وَ الْأَرْضُ مَبْسُوطَةٌ إِلَّا أَنَّهُمْ فِي مَوْضِعِ مُنْحَدِرٍ.
قَالَ: لَا بَأْسَ.
قَالَ: وَ سُئِلَ فَإِنْ قَامَ الْإِمَامُ أَسْفَلَ مِنْ مَوْضِعِ مَنْ يُصَلِّي خَلْفَهُ؟
9 - عمّار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی با گروهی نماز جماعت می خواند جایگاه مأمومین پایین تر از جایگاه امام است (آیا نماز آن ها صحیح است؟)
فرمود: اگر امام جماعت در جایگاهی همانند دکّان یا جایی بلندتر باشد، نماز مأمومین کفایت نمی کند و هر گاه به اندازه یک انگشت - یا بیشتر یا کمتر - بلندتر باشد، اگر ارتفاع در داخل سیل گاه باشد [ اشکال ندارد].
[پرسید:] و اگر در زمین هموار یا در جای بلندی و امام جماعت در جای بلندی بایستد و مأمومین در سطح پایین تر بایستند (چه حکمی دارد؟)
فرمود: اشکالی ندارد.
راوی گوید: پرسیدم: اگر امام در جایگاه پایین تر از مأمومین بایستد (چه حکمی دارد؟)
ص: 282
قَالَ: لَا بَأْسَ وَ قَالَ: إِنْ كَانَ رَجُلٌ فَوْقَ بَيْتِ أَوْ غَيْرِ ذَلِكَ دُكَّانَاً كَانَ أَوْ غَيْرَهُ وَكَانَ الْإِمَامُ يُصَلِّي عَلَى الْأَرْضِ أَسْفَلَ مِنْهُ جَازَ لِلرَّجُلَ أَنْ يُصَلِّيَ خَلْفَهُ وَ يَفْتَدِيَ بِصَلَاتِهِ، وَ إِنْ كَانَ أَرْفَعَ مِنْهُ بِشَيْءٍ كَثِيرٍ.
10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: ذَكَرَ الْحُسَيْنُ أَنَّهُ أَمَرَ مَنْ يَسْأَلُهُ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى إِلَى جَانِبِ رَجُلٍ فَقَامَ عَنْ يَسَارِهِ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ ثُمَّ عَلِمَ وَ هُوَ فِي صَلَاتِهِ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟
قَالَ: يُحَوِّلُهُ عَنْ يَمِينِهِ.
(58) بَابُ الصَّلَاةِ فِي الْكَعْبَةِ وَ فَوْقَهَا وَ فِي الْبِيَعِ وَ الْكَنَائِسِ وَالْمَوَاضِعِ الَّتِي تُكْرَهُ الصَّلَاةُ فِيهَا
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلَاةِ فِي الْبِيَعِ وَ الْكَنَائِسِ.
فرمود: اشکالی ندارد. و فرمود: اگر انسان بالای خانه یا جای دیگری _ دکان باشد یا غیر آن باشد _ و امام در جایگاه پایین تر از او نماز بخواند، جایز است انسان پشت سر او نماز بخواند و به او اقتدا کند، گرچه در جایگاه بلندتر از امام باشد.
10 - احمد بن محمّد گوید: حسین [بن یسار] به فردی دستور داد تا از حضرتش بپرسد: شخصی کنار فردی نماز می خواند و سمت چپ او می ایستد و بی آن که او بداند (به او اقتدا می کند) سپس او مطّلع می شود. او در حال نماز چه وظیفه ای دارد؟
سپس فرمود: باید او را به جانب راست خود هدایت کند.
بخش پنجاه و هشتم: نماز در کعبه بالای آن در کلیساها و کنیسه ها و مکان هایی که نماز در آنها کراهت دارد
1 - عبد الله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد نماز در کلیساها و کنیسه ها پرسیدم؟
ص: 283
فَقَالَ: رُشَّ وَ صَلِّ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ بُيُوتِ الْمَجُوسِ.
فَقالَ: رُشَّهَا وَصَلِّ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلاَةِ فِي أَعْطَانِ الْإِبِل.
فَقالَ: إِنْ تَخَوَّفْتَ الضَّيْعَةَ عَلَى مَتَاعِكَ فَاكْتُسْهُ وَ انْضِحْهُ، وَ لَا بَأْسَ بِالصَّلَاةِ فِي مَرَابِضِ الْغَنَم.
3 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
لَا تُصَلِّ فِي مَرَابِطِ الْخَيْلِ وَ الْبِغَالِ وَ الْحَمِيرِ.
4 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَمَّنْ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْمَسْجِدِ يَنزُّ حَائِطُ قِبْلَتِهِ مِنْ بَالُوعَةٍ يُبَالُ فِيهَا .
فرمود: آب بپاش و نماز بخوان.
راوی گوید: هم چنین از آن حضرت دربارۀ نماز در خانه های مجوس (زرتشتیان) پرسیدم؟
فرمود: در آنجا آب بپاش و نماز بخوان.
2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز در آغل شتران پرسیدم؟
فرمود: اگر ترسیدی (که اگر از کنار شتران دور شوی) کالایت از بین می رود، در این صورت آنجا را بروب و آبی بر آنجا بپاش و نماز بخوان، و نماز خواندن در آغل گوسفندان اشکال ندارد
3 - سماعه گوید: امام علیه السَّلام فرمود:
در جای بستن اسب، قاطر و الاغ نماز مگذار.
4 - محمّد بن ابی نصر از کسی که از امام صادق علیه السَّلام پرسیده، نقل می کند که حضرتش دربارۀ نماز خواندن در مسجدی که دیوار قبله آن از چاهی که در آن بول می کنند، مرطوب و خیس شده است، پرسید:
ص: 284
فَقالَ: إِنْ كَانَ نَزُّهُ مِنَ الْبَالُوعَةِ فَلَا تُصَلُّ فِيهِ، وَإِنْ كَانَ نَزُّهُ مِنْ غَيْرِ ذَلِكَ فَلَا بَأْسَ بِهِ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي مَرَابِضِ الْغَنَمِ .
فَقَالَ: صَلِّ فِيهَا وَ لَا تُصَلِّ فِي أَعْطَانِ الإبل إِلَّا أَن تَخَافَ عَلَى مَتَاعِكَ الضَّيْعَةَ فَاكْتُسْهُ وَ رُلَّهُ بِالْمَاء وَصَل فيه.
وَرُ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلاةِ فِي ظَهْرِ الطَّرِيقِ .
فَقالَ: لَا بَأْسَ أَنْ تُصَلِّيَ فِي الظُّوَاهِرِ الَّتِي بَيْنَ الْجَوَادٌ فَأَمَّا عَلَى الْجَوَادٌ فَلَا تُصَلُّ فِيهَا.
قَالَ: وَكُرِهَ الصَّلاةُ فِي السَّبَخَةِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَكَانًا لَيْنَا تَفَعُ عَلَيْهِ الْجَبْهَةُ مُسْتَوِيَةٌ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَن الصَّلاَةِ فِي البِيعَةِ .
فَقالَ: إذَا اسْتَقْبَلْتَ الْقِبْلَةَ فَلاَ بَأْسَ بِهِ.
فرمود: اگر خیسی آن، از چاه مستراح است، در آن مکان نماز نگزار، ولی اگر از چیز دیگری است، اشکال ندارد.
5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز خواندن در آغل گوسفندان پرسیدم؟
فرمود: در آنجا نماز بگزار، ولی در آغل شتران نماز مگزار، مگر آن که بترسی که کالایت از بین برود، که در این صورت، آنجا را بروب و آبی بر آن جا بریز و نماز بگزار.
و از آن حضرت درباره نماز خواندن بر روی بلندی هایی که در راه هاست پرسیدم؟
فرمود: ایرادی ندارد که بر روی بلندی های راه های اصلی نماز بخوانی، ولی در خود راه اصلی، نمی توان نماز گزارد.
سپس فرمود: هم چنین از حضرتش نماز در زمین شوره زار کراهت دارد، مگر در جای نرمی که جایگاه پیشانی هموار باشد.
راوی گوید: هم چنین از حضرتش دربارۀ نماز در معابد یهود و نصارا پرسیدم؟
فرمود: اگر رو به قبله باشی، اشکالی ندارد.
ص: 285
قَالَ وَ رَأَيْتُهُ فِي الْمَنَازِلِ الَّتِي فِي طَرِيقِ مَكَّةَ يَرْشُ أَحْيَانًا مَوْضِعَ جَبْهَتِهِ ثُمَّ يَسْجُدُ عَلَيْهِ رَطْباً كَمَا هُوَ وَ رُبَّمَا لَمْ يَرْشُ الذِي يَرَى أَنَّهُ طَيِّبٌ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَخُوضُ الْمَاءَ فَتُدْرِكُهُ الصَّلاَةُ .
فَقالَ: إِنْ كَانَ فِي حَرْبٍ، فَإِنَّهُ يُجْزِتُهُ الْإِيمَاءُ وَ إِنْ كَانَ تَاجِراً فَلْيَقُمْ وَ لَا يَدْخُلُهُ حَتَّى يُصَلِّيَ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ جَمِيلَةً عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا تُصَلِّ فِي بَيْتٍ فِيهِ مَجُوسِيٌّ ، وَ لَا بَأْسَ بِأَنْ تُصَلِّيَ وَ فِيهِ يَهُودِيٌّ أَوْ نَصْرَانِيٌّ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: إِنَّا كُنَّا فِي الْبَيْدَاءِ فِي آخِرِ اللَّيْلِ فَتَوَضَّاتُ وَاسْتَكْتُ وَأَنَا أَهُمُ بِالصَّلاةِ ثُمَّ كَأَنَّهُ دَخَلَ قَلْبِي شَيْءٌ فَهَلْ يُصَلَّى فِي الْبَيْدَاءِ فِي الْمَحْمِلِ؟
راوی می گوید: گاهی دیدم که امام صادق علیه السَّلام را در راه مکّه جایگاه سجده خود را آب می پاشید، و بعد بر موضع که هنوز رطوبت داشت، سجده می فرمود، و گاه نیز آب نمی پاشید، چون مشاهده می فرمود که آن موضع پاکیزه است.
راوی گوید: هم چنین از آن حضرت پرسیدم شخصی که در آب فرو می رود در حالی که وقت نماز او فرا می رسد (چه وظیفه ای دارد؟)
فرمود: اگر در حال جهاد باشد، نمازش به اشاره کفایت می کند، امّا اگر در حال تجارت باشد، بایستی در کنار ساحل بایستد و تا نماز خود را نخوانده است، وارد آب نشود.
6 - ابی اسامه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در خانه ای که در آن مجوسی باشد، نماز نخوان؛ ولی نماز خواندن در خانه ای که در آن یهودی، یا نصرانی است، اشکالی ندارد .
7 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: در پایان شب در صحرای بیداء (1) بودیم، وضو ساختم و مسواک زدم، قصد نماز نمودم، گویا در دلم خطور کرد که آیا می شود در بیداء و آن هم در کجاوه نماز گزارد؟
ص: 286
فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِي الْبَيْدَاءِ.
قُلْتُ وَأَيْنَ حَدُّ الْبَيْدَاءِ؟
فَقالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام إِذَا بَلَغَ ذَاتَ الْجَيْشِ جَدْ فِي السَّيْرِ ثُمَّ لَا يُصَلِّي حَتَّى يَأْتِيَ مُعَرَّسَ النَّبِيِّ .
قُلْتُ: وَأَيْنَ ذَاتُ الْجَيْشِ؟
فَقَالَ: دُونَ الْحَفِيرَةِ بِثَلَاثَةِ أَمْيَالٍ.
8 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْل قَالَ: قَالَ الرِّضَا علیه السَّلام:
كُلُّ طَرِيقِ يُوطَأُ وَ يُتَطَرَّقُ كَانَتْ فِيهِ جَادَّةٌ أَوْ لَمْ تَكُنْ لَا يَنْبَغِي الصَّلَاةُ فِيهِ.
قُلْتُ: فَأَيْنَ أُصَلِّي ؟
قَالَ: يَمْنَةً وَ يَسْرَةً.
فرمود: در بیداء نماز مگزار.
عرض کردم: حدود بیداء تا کجاست؟
فرمود: امام باقر علیه السَّلام را همیشه که آن گاه به ذات الجيش (1) می رسید، در رفتن شتاب می کرد، و نماز نمی خواند تا به معرّس النبی صلَّی اللهُ علیه وآله می رسید.
عرض کردم: ذات الجيش كجاست؟
فرمود: سه میل پایین تر از حفیره (2).
8 - محمد بن فضل گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:
هر راهی که مردم در آن رفت و آمد می کنند، خواه جاده اصلی باشد، یا نباشد، نماز خواندن در آن شایسته نیست.
راوی گوید: عرض کردم: پس کجا نماز بخوانم؟
فرمود: در سمت راست و چپ آن.
ص: 287
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ أَبِي الْحَسَن علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: تَحْضُرُ الصَّلاةُ وَالرَّجُلُ بِالْبَيْدَاءِ .
فَقالَ: يَتَنَحَّى عَنِ الْجَوَادٌ يَمْنَةً وَ يَسْرَةً وَ يُصَلِّى.
10 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:
الصَّلَاةُ تُكْرَهُ فِي ثَلاثَةِ مَوَاطِنَ مِنَ الطَّرِيقِ: الْبَيْدَاءِ وَ هِيَ ذَاتُ الْجَيْشِ وَ ذَاتِ الصَّلاصِلِ وَضَجْنَانَ.
قَالَ: وَقَالَ: لَا بَأْسَ أَنْ يُصَلَّى بَيْنَ الظَّوَاهِرِ، وَهِيَ الْجَوَادُ جَوَادُ الطَّرِيقِ وَ يُكْرَهُ أَنْ يُصَلَّى فِي الْجَوَادُ.
11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَن ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللهِ لا قَالَ:
لَا يُصَلَّى فِي وَادِي الشَّفْرَةِ.
9 - ایّوب بن نوح گوید: به امام هادی علیه السَّلام عرض کردم: وقت نماز فرا می رسد و شخص در بیداء است (چه کند؟)
فرمود: از میان جادّه به کناری می رود و در سمت راست و یا چپ آن، نماز می خواند.
10 - معاوية بن عمّار گوید: امام صادقعلیه السَّلام فرمود:
در سه جا از راه نماز ، کراهت دارد: بیداء که ذات الجيش است، ذات الصلاصل و ضجنان (که کوهی است در مکّه).
راوی گوید: هم چنین فرمود: در بلندیهایی که در میان بزرگراه ها یا راه های اصلی است؛ اشکالی ندارد که نماز خوانده شود، ولی نمازگزاردن در میان راه های اصلی مکروه است.
11 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
نمیتوان در وادی شقره نماز خواند.
ص: 288
12 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ ابْنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
عَشَرَةُ مَوَاضِعَ لَا يُصَلَّى فِيهَا الطِّينُ وَ الْمَاءُ وَ الْحَمَّامُ وَ الْقُبُورُ وَ مَسَانُ الطَّرِيقِ وَقُرَى النمْلِ وَ مَعَاطِنُ الْإِبِلِ ، وَ مَجْرَى الْمَاءِ وَ السَّبَحُ وَ التَّلْجُ.
13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ حَدّ الطِّين الَّذِي لَا يُسْجَدُ فِيهِ مَا هُوَ؟
قَالَ: إِذَا غَرقَ الْجَبْهَةُ وَ لَمْ تَثْبُتْ عَلَى الْأَرْضِ.
وَ عَن الرَّجُل يُصَلِّي بَيْنَ القَبُورِ.
قَالَ: لَا يَجُوزُ ذَلِكَ ، إِلَّا أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْقُبُورِ إِذَا صَلَّى عَشَرَةَ أَذْرُعٍ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ عَشَرَةَ أَذْرُعٍ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَشَرَةَ أَذْرُعٍ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَشَرَةَ أَذْرُعٍ عَنْ يَسَارِهِ ثُمَّ يُصَلِّي إِنْ شَاءَ.
12 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ده موضع است که نمی توان در آن نماز خواند: زمین گل آلود، جایی که آب وجود دارد، حمّام، گورستان، میان شاه راه، بر روی لانۀ مورچگان، خوابگاه شتران، محل جریان آب، شوره زار، و بر روی برف و یخ.
13 - عمّار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مقدار و چگونگی گلی که سجده بر آن نمی توان کرد، پرسیدم:
فرمود: هرگاه پیشانی در آن فرو رود و روی زمین بند نشود (نمی توان بر آن سجده کرد).
پرسیدم: آیا انسان می تواند در قبرستان نماز بخواند؟
فرمود: جایز نیست، مگر این که به هنگام نماز میان خود و قبرها از پیش رو، پشت سر، سمت راست و چپ، ده ذراع فاصله قرار دهد، سپس اگر خواست نماز بخواند.
ص: 289
14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ دَاوُدَ الصَّرْمِي قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام قُلْتُ: إِنِّي أَخْرُجُ فِي هَذَا الْوَجْهِ وَ رُبَّمَا لَمْ يَكُنْ مَوْضِعٌ أُصَلِّي فِيهِ مِنَ التَّلْجِ.
فَقالَ: إِنْ أَمْكَنَكَ أَنْ لَا تَسْجُدَ عَلَى الثَّلْجِ فَلاَ تَسْجُدْ، وَ إِنْ لَمْ يُمْكِنْكَ فَسَوِّهِ وَاسْجُدْ عَلَيْهِ.
وَ فِي حَدِيثٍ أَخَرَ: اسْجُدْ عَلَى ثَوْبِكَ.
15 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ بَيْنَ يَدَيْهِ مُصْحَفٌ مَفْتُوحٌ فِي قِبْلَتِهِ؟
قَالَ: لَا.
قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ فِي غِلَافٍ.
قَالَ: نَعَمْ.
14 - داوود صر می گوید: از امام هادی علیه السَّلام پرسیدم: گاهی من از کوفه بدین سوی بیرون می روم و چه بسا اتّفاق می افتد که جایی بدون برف پیدا نمی شود که در آن نماز بخوانم، در این حال چه باید بکنم؟
فرمود: اگر برایت امکان دارد که بر برف سجده نكنى حتّى المقدور سجده نکن، ولی اگر برایت امکان دیگری نیست و ناگزیر هستی، در این صورت همان زمین برفی را هموار ساز و روی آن سجده کن.
و در حدیث دیگری آمده است: بر لباست سجده کن.
15 - عمّار ساباطی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره شخصی که نماز می گزارد و در جهت قبله و رو به روی او قرآنی گشوده شده است.
فرمود: جایز نیست.
عرض کردم: اگر چه قرآن در جلد باشد می تواند؟
فرمود: آری.
ص: 290
وَ قَالَ: لَا يُصَلِّي الرَّجُلُ وَ فِي قِبْلَتِهِ نَارٌ أَوْ حَدِيدٌ.
وَ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَبَيْنَ يَدَيْهِ قِنْدِيلٌ مُعَلَّقٌ وَ فِيهِ نَارٌ إِلَّا أَنَّهُ بِحِيَالِهِ.
قَالَ: إِذَا ارْتَفَعَ كَانَ شَرّاً لَا يُصَلِّي بِحِيَالِهِ.
16 - مُحَمَّدٌ عَنِ الْعَمْرَكِيَّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ السَّرَاجُ مَوْضُوع بَيْنَ يَدَيْهِ فِى الْقِبْلَةِ .
فَقالَ: لَا يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَسْتَقْبِلَ النَّارَ.
وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّهُ لَا بَأْسَ بِهِ لِأَنَّ الَّذِي يُصَلِّي لَهُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ ذَلِكَ.
17 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِتَابٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَقومُ فِي الصَّلاَةِ فَأَرَى قُدَّامِي فِي الْقِبْلَةِ العَذِرَةَ .
فَقالَ: تَنَحٌ عَنْهَا مَا اسْتَطَعْتَ وَلَا تُصَلِّ عَلَى الْجَوَادٌ.
هم چنین فرمود: شخص در حالی که در جهت قبله و رو به روی او آتش یا آهن است، نباید نماز بخواند.
و نیز سؤال کردم از کسی که نماز می گزارد و در پیش او قندیلی آویخته شده که در آن آتش است و در برابر اوست؟
فرمود: اگر آن قندیل بالا باشد، بدتر است و در برابر آن نباید نماز بخواند.
16 - علی بن جعفر گوید: از برادر خود امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: شخصی نماز می خواند، در حالی که چراغی در برابر او در جهت قبله روشن است؟
فرمود: روا نیست رو به سوی آتش نماز بخواند.
هم چنین روایت شده است: چنین نمازی اشکالی ندارد، زیرا آن کسی (خدایی) که نماز را به خاطر او به جا می آورد، به او نزدیک تر از آن است.
17 - فضيل بن یسار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم می خواهم نماز بخوانم، می بینم در سمت قبله پیش رویم، مدفوع انسان است؟
فرمود: هر چه میتوانی از آن دور شو، و در شاه راه ها نماز نخوان.
ص: 291
18 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:
لَا تُصَلَّى الْمَكْتُوبَةُ فِي الْكَعْبَةِ.
وَ رُوِيَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ يُصَلَّى فِي أَرْبَعَ جَوَانِبِهَا إِذَا اضْطُرَّ إِلَى ذَلِكَ.
19 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ خَالِدٍ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
الرَّجُلُ يُصَلِّى عَلَى أَبِي قُبَيْسٍ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ.
فَقالَ: لَا بَأْسَ.
20 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السَّلام عَن التمَاثِيلَ فِي الْبَيْتِ .
فَقالَ: لَا بَأْسَ إِذَا كَانَتْ عَنْ يَمِينِكَ وَ عَنْ شِمَالِكَ وَ عَنْ خَلْفِكَ أَوْ تَحْتِ رِجْلَيْكَ وَ إِنْ كَانَتْ فِي الْقِبْلَةِ فَأَلْقِ عَلَيْهَا ثَوْباً.
18 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیه السَّلام) فرمود:
نماز واجب (شبانه روزی) را در داخل کعبه مخوان.
در حدیث دیگری روایت شده است: اگر کسی ناچار به این عمل شود، باید در چهار جانب آن نماز بگزارد.
19 - ابو اسماعیل گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا می توان بر بالای کوه ابو قبیس، رو به قبله نماز خواند؟
فرمود: اشکالی ندارد.
20 - محمد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام) دربارۀ عکس ها و تمثال هایی که در خانه است، پرسیدم؟
فرمود: در صورتی که در سمت راست، یا سمت چپ، یا پشت سر و یا زیر پایت باشد اشکالی ندارد، امّا اگر در سمت قبله باشد، پارچه ای روی آن بینداز.
ص: 292
21 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الرّضَا علیه السَّلام فِي الَّذِي تُدْرِكُهُ الصَّلاةُ وَهُوَ فَوْقَ الْكَعْبَة.
قَالَ: إِنْ قَامَ لَمْ يَكُنْ لَهُ قِبْلَةٌ وَ لَكِنَّهُ يَسْتَلْقِي عَلَى قَفَاهُ، وَ يَفْتَحُ عَيْنَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ يَعْقِدُ بِقَلْبِهِ الْقِبْلَةَ الَّتِي فِي السَّمَاءِ الْبَيْتَ الْمَعْمُورَ وَ يَقْرَأُ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ غَمَّضَ عَيْنَيْهِ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ مِنَ الرُّكُوعِ فَتَحَ عَيْنَيْهِ وَ السُّجُودُ عَلَى نَحْوِ ذلك.
22 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي التَّمْثَالِ يَكُونُ فِي الْبِسَاطِ فَتَقَعُ عَيْنُكَ عَلَيْهِ وَ أَنْتَ تُصَلِّي.
قَالَ: إِنْ كَانَ بِعَيْن وَاحِدَةٍ فَلا بَأسَ ، وَإِنْ كَانَ لَهُ عَيْنَانِ فَلاَ.
23 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيرٍ عَنْ زُرَارَةَ وَحَدِيدٍ قَالَا: قُلْنَا لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: السَّطْحُ يُصِيبُهُ الْبَوْلُ أَوْ يُبَالُ عَلَيْهِ أَيُصَلِّي فِي ذَلِكَ الْمَكَانِ؟
21 - عبد السلام بن صالح گوید: امام رضا علیه السَّلام درباره شخصی که به هنگام نماز بر بالای کعبه است، فرمود:
اگر بایستد، برای او قبله ای نخواهد بود، ولی او بر پشت می افتد و چشمان خود را به آسمان باز می کند و در دل خود، آن قبله ای را که در آسمان است و بیت المعمور نام دارد، نیت می نماید و قرائت می کند و چون بخواهد به رکوع برود، دو چشم خود را می بندد و هنگامی که می خواهد از رکوع سر بردارد، دو چشم خود را باز می کند و در سجده نیز همین عمل را انجام می دهد.
22 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره تصویر روی فرش که در هنگام نماز چشم به آن می افتد، فرمود:
اگر تصویر دارای یک چشم (نیم رخ) باشد اشکالی ندارد، ولی اگر دارای دو چشم (صورتی کامل) باشد، جایز نیست.
23 - زراره و حدید گویند: به امام صادق علیه السَّلام گفتیم: پشت بامی که در مسیر ادرار است یا بر بالای آن بول می کنند، آیا می توان روی آن نماز خواند؟
ص: 293
فَقالَ: إِنْ كَانَ تُصِيبُهُ الشَّمْسُ وَ الرِّيحُ وَكَانَ جَافًا فَلَا بَأْسَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ يُتَّخَذُ مَبَالاً.
24 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا يُصَلَّى فِي بَيْتٍ فِيهِ خَمْرٌ أَوْ مُسْكِرٌ.
25 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ نُعيْم قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ هَذِهِ الْمَنَازِلِ الَّتِى يَنْزِلُهَا النَّاسُ فِيهَا أَبْوَالُ الدَّوَابٌ وَ السِّرْجِينُ وَيَدْخُلُهَا الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى كَيْفَ يُصَلَّى فِيهَا؟
قَالَ: صَلِّ عَلَى ثَوْبِكَ.
26 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
فرمود: اگر آفتاب بر آن بتابد، یا باد بوزد و خشک باشد، اشکال ندارد، مگر آن که آن جا را مبال نمایند.
24 - عمّار ساباطی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در خانه ای که در آن شراب یا مواد مست کننده باشد، نمیتوان نماز خواند.
25 - عامر بن نعیم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم در مکان ها (و مهمان خانه ها) ی بین راه که مردم در آنجا منزل می کنند و در آن مکان ها بول و سرگین چهار پایان به چشم می خورد، و یهود و نصاری وارد آنها می شوند، چگونه می توان نماز خواند؟
فرمود: بر روی لباس خود نماز بخوان.
26 - عمرو بن خالد گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 294
قَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنَّا لَا نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ صُورَةُ إِنْسَانِ وَ لَا بَيْتاً يُبَالُ فِيهِ وَ لَا بَيْتاً فيه كَلْبٌ.
27 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله.
إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السَّلام أَتَانِي، فَقالَ: إِنَّا مَعْشَرَ الْمَلَائِكَةِ لَا نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ كَلْبٌ، وَ لَا تِمْثَالُ جَسَدِ، وَ لَا إِنَاء يُبَالُ فِيهِ.
(59) بَابُ الصَّلاةِ فِي ثَوْبِ وَاحِدٍ وَ الْمَرْأَةِ فِي كَمْ تُصَلِّي وَصَلَاةِ الْعُرَاةِ وَالتَّوَشُح
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ
جبرئيل علیه السَّلام عرض کرد: ای رسول خدا! ما فرشتگان در خانه ای که تصویر انسانی باشد، مکانی که در آن ادرار می کنند و خانه ای که در آن سگی باشد، داخل نمی شویم.
27 - محمد بن مروان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده است: جبرئیل نزد من آمد و گفت:
ما گروه فرشتگان، در خانه ای که در آن سگی باشد، یا در آن عکس انسان وظرف بول می باشد، وارد نمی شویم.
بخش پنجاه و نهم: نماز خواندن در یک لباس، تعداد لباس های زنان در نماز، نماز برهنگان و آویختن لباس برگردن
1 - محمّد بن مسلم گوید: (از امام باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام) پرسیدم:
ص: 295
عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي قَمِيصٍ وَاحِدٍ أَوْ فِي قَبَاءٍ طَاقٍ أَوْ فِي قَبَاءٍ مَحْشُوَ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ إِزَارٌ .
فَقالَ: إِذَا كَانَ عَلَيْهِ قَمِيصُ سَفِيقٌ أَوْ قَبَاءٌ لَيْسَ بِطَوِيلِ الْفُرَجِ فَلَا بَأْسَ بِهِ وَالثَّوْبُ الْوَاحِدُ يُتَوَضَّحُ بِهِ وَ سَرَاوِيلُ كُلُّ ذَلِكَ لَا بَأْسَ بِهِ.
وَ قَالَ: إِذَا لَبِسَ السَّرَاوِيلَ فَلْيَجْعَلْ عَلَى عَاتِقِهِ شَيْئاً وَ لَوْ حَبْلاً.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:
رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام صَلَّى فِي إِزَارٍ وَاحِدٍ لَيْسَ بِوَاسِعِ قَدْ عَقَدَهُ عَلَى عُنُقِهِ، فَقُلْتُ لَهُ: مَا تَرَى لِلرَّجُلِ يُصَلِّي فِي قَمِيصِ وَاحِدٍ .
فَقالَ: إِذَا كَانَ كَثِيفاً فَلَا بَأْسَ بِهِ ، وَ الْمَرْأَةُ تُصَلِّي فِي الدَّرْعِ وَ المِقْنَعَةِ إِذَا كَانَ الدَّرْعُ كَثِيفاً. يَعْنِي إِذَا كَانَ سَتِيراً.
مردی در یک پیراهن، یا در قبای بدون آستر، یا در قبای پنبه ای در حالی که لنگ نبسته نماز می خواند (چه حکمی دارد؟)
فرمود: اگر پیراهنش ضخیم باشد، یا قبایش زیاد پاره نباشد، اشکالی ندارد، و کسی که به هنگام نماز یک طرف لباسش را به گردن می آویزد و شلوار می پوشد، تمام آن ها اشکالی ندارد.
و فرمود هم چنین است کسی که به هنگام نماز هرگاه شلوار بپوشد، چیزی بر گردن خود بیندازد، اگر چه ریسمانی باشد.
2 - محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام را دیدیم که در یک لنگ نماز می گزارد، در حالی که آن لنگ فراخ نبود و آن را به گردن خود گره زده بود، به آن حضرت عرض کردم: نظر شما دربارۀ مردی که در یک پیراهن نماز می خواند، چیست؟
فرمود: اگر ضخیم باشد، اشکالی ندارد، امّا زن باید در پیراهن و مقنعه نماز بخواند، در صورتی که پیراهن ضخیم باشد و او را بپوشاند.
کتاب نماز
ص: 296
قُلْتُ: رَحِمَكَ اللهُ الأمةُ تُغَطِّي رَأْسَهَا إِذَا صَلَّتْ .
فَقَالَ: لَيْسَ عَلَى الْأَمَةِ قِنَاعٌ.
- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُل أَمَّ قَوْماً فِي قَمِيصِ لَيْسَ عَلَيْهِ رِدَاءٌ .
فَقالَ: لَا يَنْبَغِي إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَلَيْهِ رِدَاءٌ أَوْ عِمَامَةٌ يَرْتَدِي بِهَا.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:
إِيَّاكَ وَالْتِحَافَ الصَّمَّاءِ؟
قُلْتُ: وَ مَا الْتِحَافُ الصَّمَّاء؟
قَالَ: أَن تُدْخِلَ التَّوْبَ مِنْ تَحْتِ جَنَاحِكَ فَتَجْعَلَهُ عَلَى مَنْكِبٍ وَاحِدٍ.
عرض کردم: خداوند به شما رحمت کند! آیا کنیز باید به هنگام نماز سر خود را بپوشاند؟
فرمود: برای کنیز پوشش سر لازم نیست.
3 - سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که با یک پیراهن، بر گروهی امامت می کند، بی آن که ردایی داشته باشد، سؤال کردم؟
فرمود: شایسته نیست، مگر آن که بر او ردایی باشد، یا عمامه ای که آن را ردای خود قرار دهد.
4 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
مبادا رداء را بر خویشتن به گونه ای صمّاء بپیچی.
راوی گوید: عرض کردم: پیچیدن صمّاء چگونه است؟
فرمود: آن که رداء را از زیر بغل خود درآوری و بر یک دوش بیندازی.
ص: 297
5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُل يُصَلِّي فِي سَرَاوِيلَ لَيْسَ مَعَهُ غَيْرُهُ.
قَالَ: يَجْعَلُ التَّكْةَ عَلَى عَاتِقِهِ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيّ بْن حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلَ قَالَ: سَأَلَ مُرَازِمٌ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ أَنَا مَعَهُ حَاضِرٌ عَنِ الرَّجُلِ الْحَاضِرِ يُصَلِّي فِي إِزَارٍ مُرْتَدِياً بِهِ.
قَالَ: يَجْعَلُ عَلَى رَقَبَتِهِ مِنْدِيلاً، أَوْ عِمَامَةً يَتَرَدَّى بِهِ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا يَنْبَغِي أَنْ تَتَوَشَّحَ بِإِزَارٍ فَوْقَ الْقَمِيصِ وَ أَنْتَ تُصَلِّي، وَ لَا تَتَّزِرْ بِإِزَارٍ فَوْقَ الْقَمِيصِ إِذَا أَنْتَ صَلَّيْتَ، فَإِنَّهُ مِنْ زِيِّ الْجَاهِلِيَّةِ.
5 - علی بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که در شلواری نماز می گزارد و جز آن چیز دیگری به همراه ندارد، فرمود:
بند آن را بر دوش خود قرار دهد.
6 - جمیل گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام حضور داشتم که مرازم پرسید: آیا مرد در حضر می تواند لنگ به کمر بسته و نماز بخواند؟
فرمود: باید دستمالی بر گردن خود گذارد، یا عمامه ای داشته باشد که آن را ردای خویش قرار دهد.
7 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
شایسته نیست که در حال نماز از روی پیراهن، لنگی به خود بپیچی، یا در حال نماز،لنگی روی پیراهن ببندی، زیرا این کار از عادت دوران جاهلیّت است.
ص: 298
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زِيَادِ بْنِ سُوقَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
لَا بَأْسَ أَن يُصَلِّيَ أَحَدُكُمْ فِي التَّوْبِ الْوَاحِدِ وَإِزَارَهُ مُحَلَّلَةٌ ، إِنَّ دِينَ مُحَمَّدٍ حَنِيفٌ.
9 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ : حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ اللهِ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ مُتَّزِراً بِهِ.
قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ إِذَا رَفَعَهُ إِلَى النُّنْدُوَتَيْنِ.
10 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُصَلَّى فَيُدْخِلُ يَدَيْهِ تَحْتَ ثَوْبِهِ.
قَالَ: إِذَا كَانَ عَلَيْهِ ثَوْبٌ أَخَرُ إِزَارٌ أَوْ سَرَاوِيلُ فَلا بَأْسَ ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فَلَا يَجُوزُ لَهُ ذَلِكَ، وَإِنْ أَدْخَلَ يَداً وَاحِدَةً وَ لَمْ يُدْخِلَ الْأُخْرَى فَلَا بَأْسَ.
8 - زیاد بن سوقه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
اشکال ندارد که کسی از شما در یک لباس نمازگزارد که دکمه های آن باز است، همانا دین محمّد صلَّی اللهُ علیه وآله دین حنیف (کامل و آسان) است.
9 - رفاعه گوید: یکی از افرادی که از امام صادق علیه السَّلام شنیده بود به من گفت: آن حضرت دربارۀ مردی که لباسی را به صورت لنگ بر خود بسته و نماز می گزارد، فرمود:
اگر لباس سینه هایش را بپوشاند، اشکالی ندارد که آن را برای خود لنگ کرده است.
10 - عمّار ساباطی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که نماز می گزارد و دو دست خود را زیر لباس خود قرار می دهد، فرمود:
اگر لباسِ دیگر _ خواه لنگ و خواه شلوار _ برتن او باشد، اشکالی ندارد، امّا اگر لباسِ دیگر نداشته باشد، این کار برای او جایز نیست، ولی اگر فقط یک دست خود را به زیر پیراهن نموده، ایرادی ندارد؟
ص: 299
11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.
تُصَلِّي الْمَرْأَةُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابِ إِزَارٍ وَ دِرْعِ وَ خِمَارٍ وَ لَا يَضُرُّهَا بِأَنْ تُقَنِّعَ بِالْخِمَارِ، فَإِنْ لَمْ تَجِدْ فَتَوْبَيْنِ تَتْزِرُ بِأَحَدِهِمَا وَ تُقَنَّعُ بِالآخَرِ.
قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ دِرْعٌ وَ مِلْحَفَةٌ لَيْسَ عَلَيْهَا مِقْنَعَةٌ .
فَقَالَ: لَا بَأْسَ إِذَا تَقَنَّعَتْ بِالْمِلْحَفَةِ، فَإِنْ لَمْ تَكْفِهَا فَلْتَلْبَسْهَا طُولاً.
12 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لا لَا بَأْسَ بِأَنْ يُصَلِّيَ الرَّجُلُ وَ ثُوْبُهُ عَلَى ظَهْرِهِ وَ مَنْكِبَيْهِ فَيُسْبِلُهُ إِلَى الْأَرْضِ وَ لَا يَلْتَحِفُ بِهِ، وَ أَخْبَرَنِي مَنْ رَآهُ يَفْعَلُ ذلِكَ.
13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُلِ يَشْتَمِلُ فِي صَلَاةٍ بِثَوْبِ وَاحِدٍ.
11 - ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
زن باید در سه لباس نمازگزارد، لنگ، مقنعه و چادر، و ضرری ندارد که خود را با چادر بپوشاند، و اگر چادر نداشته باشد پس دو لباس تهیّه می کند، یکی را لنگ قرار داده و با دیگری خود را می پوشاند.
راوی گوید: عرض کردم: اگر پیراهن و چادر داشته باشد، ولی مقنعه نداشته باشد چه؟
فرمود: اشکالی ندارد، در صورتی که با همان چادر برای خویش مقنعه ای درست کند و خود را بپوشاند و اگر اندازه تن او نباشد، آن را از درازا بپوشد.
12 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
اشکالی ندارد که مرد نماز بخواند در حالی که لباسش بر پشت و دو شانه اوست و آن را به پایین بیاویزد و سینه خود را به آن نپوشاند.
(راوی گوید:) و شخصی برایم حکایت کرد که آن حضرت را به همین گونه در حال نماز دیده است.
13 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: مردی در حال نماز خود را با یک لباس می پوشاند.
ص: 300
قَالَ: لَا يَشْتَمِلُ بِثَوْبِ وَاحِدٍ، فَأَمَّا أَنْ يَتَوَشَّحَ فَيُغَطِّيَ مَنْكِبَيْهِ فَلَا بَأْسَ.
14 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا يَصْلُحُ لِلْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ أَنْ تَلْبَسَ مِنَ الْخُمُرِ وَ الدُّرُوعِ مَا لَا يُوَارِي شَيْئاً.
15 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَكُونُ فِي فَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ لَيْسَ عَلَيْهِ إِلَّا ثَوْبٌ وَاحِدٌ وَ أَجْنَبَ فِيهِ وَ لَيْسَ عِنْدَهُ مَاءٌ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟
قَالَ: يَتَيَمَّمُ وَ يُصَلِّي عُرْيَاناً قَاعِداً يُومِنُ إِيمَاءً.
16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ أبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: رَجُلٌ خَرَجَ مِنْ سَفِينَةٍ عُرْيَاناً، أَوْ سُلِبَ ثِيَابُهُ وَ لَمْ يَجِدْ شَيْئاً يُصَلِّي فِیهِ.
فرمود: نمی تواند با یک لباس خود را بپوشاند، امّا اگر لنگ، یا میان بند بزرگ را به خود بپیچد که دو شانه اش را بپوشاند، اشکال ندارد.
14 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
برای زن مسلمان خوب نیست که چادر یا پیراهنی بپوشد که بدنش را نپوشاند.
15 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که در صحرای وسیعی است و فقط یک لباس دارد که در آن جنب شده است و آب هم نیست، او باید چه کند؟
فرمود: تیمّم کند و برهنه و به صورت نشسته، نماز بخواند و (برای رکوع و سجود) اشاره کند.
16 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: مردی برهنه از کشتی خارج می شود، یا دزدان لباس او را می دزدند و چیزی نمی یابد که در آن نماز بخواند (چگونه نماز گزارد؟*)
ص: 301
فَقالَ: يُصَلِّي إِيمَاءً فَإِنْ كَانَتِ امْرَأَةٌ جَعَلَتْ يَدَهَا عَلَى فَرْجِهَا، وَإِنْ كَانَ رَجُلاً وَضَعَ يَدَهُ عَلَى سَوْأَتِهِ ثُمَّ يَجْلِسَانِ فَيُومِنَانِ إِيمَاءً، وَ لَا يَسْجُدَانِ وَ لَا يَرْكَعَانِ فَيَبْدُو مَا خَلْفَهُمَا، تَكُونُ صَلاتُهُمَا إِيمَاءً بِرُءُ وسِهِمَا.
قَالَ: وَ إِنْ كَانَا فِي مَاءٍ أَوْ بَحْرٍ لُجِّيَ لَمْ يَسْجُدَا عَلَيْهِ وَ مَوْضُوعٌ عَنْهُمَا التَّوَجُهُ فِيهِ يُومِنَانِ فِي ذَلِكَ إِيمَاءً رَفْعُهُمَا تَوَهُ وَوَضْعُهُمَا.
(60) بَابُ اللَّبَاسِ الَّذِي تُكْرَهُ الصَّلَاةُ فِيهِ وَ مَا لَا تُكْرَهُ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ قَالَ: سَأَلَ زُرَارَةُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الصَّلاَةِ فِي التَّعَالِبِ وَ الْفَنَكِ وَ السَّنْجَابِ وَغَيْرِهِ مِنَ الْوَبَرِ.
فرمود: باید با اشاره نماز گزارد و اگر زن باشد، دستش را بر شرمگاه خود بگذارد و اگر مرد است، دست خود را بر شرمگاهش بگذارد، چنین افرادی باید بنشینند و با اشاره نماز گزارند و نباید به رکوع و سجود بروند، که مبادا عورتشان از پشت نمایان گردد، بلکه نماز آنها اشاره با سر می باشد.
حضرتش فرمود: اگر آن ها داخل برکه، یا دریایی باشند که نمی توانند بر آب سجده کنند، توجه (یعنی اعتدال و برابر یکدیگر گذاردن اعضای بدن در حالت قیام) از آنان ساقط است (زیرا نشسته اند) و دست گذاردن آن ها و دست برداشتن آن ها از آن برای آنان توجّه محسوب می شود.
بخش شصتم: لباسی که نماز در آن مکروه و لباسی که مکروه نیست
1 - ابن بکیر گوید: زراره از امام صادق علیه السَّلام در مورد نماز در پوست روباه، دَلَه (1) ،سنجاب و غیر آن که پوست پشمی دارند، سؤال کرد؟
ص: 302
فَأَخْرَجَ كِتَاباً زَعَمَ أَنَّهُ إِمْلَاء رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: أَنَّ الصَّلَاةَ فِي وَبَرِ كُلِّ شَيْءٍ حَرَامٍ أَكْلُهُ، فَالصَّلاةُ فِي وَبَرِهِ وَ شَعْرِهِ وَ جِلْدِهِ وَ بَوْلِهِ وَ رَوْثِهِ وَ أَلْبَانِهِ وَ كُلِّ شَيْءٍ مِنْهُ فَاسِدَةٌ لَا تُقْبَلُ تِلْكَ الصَّلاةُ حَتَّى تُصَلِّيَ فِي غَيْرِهِ مِمَّا أَحَلَّ اللهُ أَكْلَهُ.
ثُمَّ قَالَ: يَا زُرَارَةُ! هَذَا عَنْ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فَاحْفَظْ ذَلِكَ يَا زُرَارَةُ! فَإِنْ كَانَ مِمَّا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ فَالصَّلاةُ فِي وَبَرِهِ وَ بَوْلِهِ، وَ شَعْرِهِ وَ رَوْثِهِ وَ أَلْبَانِهِ وَ كُلِّ شَيْءٍ مِنْهُ جَائِزَةٌ إِذَا عَلِمْتَ أَنَّهُ ذَكِيٌّ قَدْ ذَكَاهُ الذِّبْحُ ، فَإِنْ كَانَ غَيْرَ ذَلِكَ مِمَّا قَدْ نُهِيتَ عَنْ أَكْلِهِ وَ حَرُمَ عَلَيْكَ أَكْلُهُ فَالصَّلاةُ فِي كُلِّ شَيْءٍ مِنْهُ فَاسِدَةٌ ذَكَّاهُ الذَّبْحُ أَوْ لَمْ يُذَكِّهِ.
2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِسْحَاقَ الْعَلَوِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ عَيْثَمِ بْنِ أَسْلَمَ النَّجَاشِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: عَنِ الصَّلَاةِ فِي الْفِرَاءِ.
آن حضرت نوشته ای بیرون آورد که زراره فهمید که به املای رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله است. در آن نوشته شده بود:
همانا نماز در پشم، مو، پوست حیوان حرام گوشت و در لباسی که به ادرار و سرگین و شیر آن حیوان آلوده است، و هر چیز دیگر از حیوان حرام گوشت، باطل است و چنین نمازی قبول نمی شود، تا زمانی که در غیر آن از حیوان حلال گوشت، نماز بخواند.
سپس فرمود: ای زراره! این سخن از رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله است. آن را حفظ کن!
ای زراره! اگر لباس نمازگزار از حیوان حلال گوشت باشد، پس نماز در پشم و موی آن و لباسی که به ادرار و سرگین و شیر آن حیوان آلوده است و هر چیزی از آن، جایز است، در صورتی که ذبح شرعی شده باشد، اما اگر لباس نمازگزار از حیوان حرام گوشت باشد، نماز در هر چیزی از آن باطل است، خواه ذبح شرعی شده باشد و خواه نشده باشد.
2 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز در پوستین ها پرسیدم؟
ص: 303
قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْن علیه السَّلام رَجُلاً صَرِداً لَا تُدْفِتُهُ فِرَاءُ الْحِجَاز، لأنَّ دِبَاغَتَهَا بالْقَرَةِ، فَكَانَ يَبْعَثُ إِلَى الْعِرَاقِ فَيُؤْتَى مِمَّا قِبَلَهُمْ بِالْفَرْوِ فَيَلْبَسُهُ، فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلاةُ أَلْقَاهُ وَأَلْقَى الْقَمِيصَ الَّذِي تَحْتَهُ الَّذِي يَلِيهِ، فَكَانَ يُسْأَلُ عَنْ ذَلِكَ.
فَقالَ: إِنَّ أَهْلَ الْعِرَاقِ يَسْتَحِلُّونَ لِبَاسَ الْجُلُودِ الْمَيْتَةِ وَ يَزْعُمُونَ أَنَّ دِبَاغَهُ ذَكَاتُهُ.
3 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ لا علیه السَّلام وَ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ لِبَاسِ الْفِرَاءِ وَالصَّلاَةِ فِيهَا .
فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِيهَا إِلَّا فِيما كَانَ مِنْهُ ذَكِيّاً.
قَالَ: قُلْتُ: أَوَ لَيْسَ الذَّكِيُّ مِمَّا ذُكِّيَ بِالْحَدِيدِ؟
فَقالَ: بَلَى إِذَا كَانَ مِمَّا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ.
قُلْتُ: وَ مَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ مِنْ غَيْرِ الْغَنَم؟
فرمود: علی بن الحسين صلوات الله عليهما همواره در برابر سرما ناتوان و ضعیف بود و پوستین های حجاز به علّت این که با برگ گیاه سَلَم آن را دبّاغی می کنند، آن حضرت را گرم نمی کرد. از این رو، سفارش می داد تا از عراق، برایش پوستین می آوردند و چون هنگام نماز می شد، آن لباس و لباس زیرین آن را از تن در می آورد، از سبب آن سؤال کردند؟
فرمود: چون اهل عراق، لباس پوست مردار را حلال می شمارند، زیرا گمان می کنند پوست مردار با دبّاغی پاک می شود.
3 - علی بن ابی حمزه گوید: از امام صادق و امام کاظم علیهما السَّلام درباره نماز خواندن در پوستین ها پرسیدم؟
فرمود: در پوستین نماز مگزار، مگر آن که ذبح شرعی شده باشد.
عرض کردم: مگر ذبح شرعی، آن نیست که با آهن (چاقو یا کارد) ذبح شده باشد؟
فرمو: آری، در صورتی که حیوان حلال گوشت باشد.
عرض کردم: اگر حیوان حلال گوشت غیر از گوسفند باشد چه؟
ص: 304
قَالَ: لَا بَأْسَ بِالسِّنْجَاب فَإِنَّهُ دَابَّةٌ لَا تَأْكُلُ اللَّحْمَ وَ لَيْسَ هُوَ مِمَّا نَهَى عَنْهُ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله إِذْ نَهَى عَنْ كُلِّ ذِي نَابٍ وَ مِخْلَبٍ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
تُكْرَهُ الصَّلاةُ فِي الْفِرَاءِ إِلَّا مَا صُنِعَ فِي أَرْضِ الْحِجَازِ، أَوْ مِمَّا عُلِمَتْ مِنْهُ ذَكَاةٌ.
5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِسْحَاقَ الْعَلَوِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجّاج قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي أَدْخُلُ سُوقَ الْمُسْلِمِينَ - أُعْنِي هَذَا الْخَلْقَ الَّذِينَ يَدَّعُونَ الْإِسْلاَمَ - فَأَشْتَرِي مِنْهُمُ الْفِرَاءَ لِلتَّجَارَةِ، فَأَقُولُ لِصَاحِبِهَا: أَلَيْسَ هِيَ ذَكِيَّةٌ؟
فَيَقُولُ: بَلَى
فَهَلْ يَصْلُحُ لِي أَنْ أَبِيعَهَا عَلَى أَنَّهَا ذَكِيَّةٌ؟
فرمود: سنجاب، ایرادی ندارد؛ زیرا گوشت خوار نیست، و آن جا که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از خوردن گوشت هر حیوان صاحب نیش و چنگال نهی فرموده، سنجاب از آن ها نیست.
4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
نماز در هر پوستینی مکروه است، مگر پوستینی که در سرزمین حجاز درست شده باشد، و یا در سرزمینی که بدانی حیوان را به صورت شرعی ذبح می نمایند.
5 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: من وارد بازار مسلمان ها می شوم - منظورم همین مردمی هستند که مدّعی اسلام هستند - از آن ها برای تجارت، پوستین می خرم و به فروشنده می گویم: مگر این پوستین ها تذکیه شده نیستند؟
می گوید: آری. آیا برای من درست است که آن ها را به این شرط که تذکیه شده اند، بفروشم؟
ص: 305
فَقالَ: لَا، وَلَكِنْ لَا بَأْسَ أَنْ تَبِيعَهَا وَ تَقُولَ: قَدْ شَرَطَ لِيَ الَّذِي اشْتَرَيْتُهَا مِنْهُ أَنَّهَا ذَكَبَّةٌ.
قُلْتُ: وَ مَا أَفْسَدَ ذَلِكَ؟
قَالَ: اسْتِحْلالُ أَهْلِ الْعِرَاقِ لِلْمَيْتَةِ، وَ زَعَمُوا أَنَّ دِبَاغَ جِلْدِ الْمَيْتَةِ ذَكَاتُهُ، ثُمَّ لَمْ يَرْضَوْا أَنْ يَكْذِبُوا فِي ذَلِكَ إِلَّا عَلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! الْمَيْتَةُ يُنْتَفَعُ بِشَيْءٍ مِنْهَا؟
قَالَ: لَا.
قُلْتُ: بَلَغَنَا أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله مَرَّ بِشَاةٍ مَيْتَةٍ
فَقالَ: مَا كَانَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الشَّاةِ إِذْ لَمْ يَنْتَفِعُوا بِلَحْمِهَا أَنْ يَنْتَفِعُوا بِإِهَا بِهَا؟!
حضرت فرمود: نه! ولی اشکالی ندارد که آن ها را بفروشی و بگویی: آن کسی که من از او خریده ام، به من گفته است که تذکیه شده اند.
عرض کردم: چه چیزی آن را فاسد می کند؟
فرمود: حلال شمردن اهل عراق مردار را؛ زیرا آنان گمان می کنند که دبّاغی کردن پوست مردارد، همان تذکیه آن است، آنان راضی نشدند که در این امر، بر کسی - جز بر رسول خدا صلَّى الله عليه وآله دروغ ببندند.
6 - علی بن مغیره گوید: به امام صادق صلَّى الله عليه وآله عرض کردم: قربانت گردم! آیا می توان از عضوی از مردار، استفاده کرد؟
فرمود: نه.
عرض کردم: به ما روایت شده است که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله از کنار گوسفند مرده ای گذشت و فرمود: صاحبان این گوسفند را چه شده است آن گاه که از گوشت آن استفاده نکرده اند، ولی از پوست آن می توانسته اند، استفاده کنند؟!
ص: 306
قَالَ: تِلْكَ شَاةٌ لِسَوْدَةَ بِنْتِ زَمْعَةَ زَوْجِ النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله وَ كَانَتْ شَاةً مَهْزُولَةٌ لَا يُنْتَفَعُ بلَحْمِهَا فَتَرَكُوهَا حَتَّى مَاتَتْ .
فَقالَ: رَسُولُ اللهِ صلَّى الله علیه وآله مَا كَانَ عَلَى أَهْلِهَا إِذْ لَمْ يَنْتَفِعُوا بِلَحْمِهَا أَنْ يَنْتَفِعُوا بِإِهَابِهَا أَنْ تُذَكَّى.
7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْأَشْعَرِيٌّ قَالَ:
كَتَبَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا إِلَى أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السّلام مَا تَقُولُ فِي الْفَرْوِ يُشْتَرَى مِنَ السُّوق؟
فَقالَ: إِذَا كَانَ مَضْمُونَا فَلَا بَأْسَ.
8 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ رَجُلٍ سَأَلَ الْمَاضِي علیه السَّلام عَن الصَّلاةِ فِي التَّعَالِبِ فَنَهَى عَنِ الصَّلَاةِ فِيهَا وَ فِي النَّوْبِ الَّذِي لا يَلِيهَا فَلَمْ أَدْرِ أَيُّ التَّوْبَيْنِ الَّذِي يَلْصَقُ بِالْوَبَرِ، أَوِ الَّذِي يَلْصَقُ بِالْجِلْدِ؟
امام صادق علیه السَّلام فرمود: آن گوسفند متعلّق به سوده، دختر زمعه، همسر پیامبر صلَّى الله عليه وآله بود که به علّت لاغری ،گوشت آن مورد استفاده نبود و آن را رها کردند، تا این که مرد.
از این رو رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود: چه می شد که صاحبش در صورتی که از گوشتش استفاده نکرده، آن را سر می برید و از پوستش بهره میبرد؟!
7 - اشعری گوید: یکی از دوستان ما طی نامهای خدمت امام جواد علیه السَّلام نوشت: نظر شما در مورد پوستی که از بازار خریده می شود چیست؟
فرمود: اگر (تذکیه آن) تضمین شده باشد، اشکال ندارد.
8 - على بن مهزیار طی نامه ای به امام علیه السَّلام نوشت: شخصی که از امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ نماز در پوستین های روباه سؤال کرد و حضرت از نماز در آن ها نهی فرمود و در لباسی که زیر آن است، و من ندانستم مراد کدام یک از دو لباس است، آیا لباسی که به پشم متّصل است، یا آن که به پوست متّصل است؟
ص: 307
فَوَقَعَ علیه السَّلام بِخَطَّهِ: الَّذِي يَلْصَقُ بِالْجِلْدِ.
قَالَ: وَ ذَكَرَ أَبُو الْحَسَن علیه السَّلام أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ.
فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِى الثَّوْبِ الَّذِي فَوْقَهُ، وَ لَا فِي الَّذِي تَحْتَهُ.
9 - عَلِيُّ بْنُ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبَ إِلَيْهِ إِبْرَاهِيمُ بْنُ عُقْبَةَ:
عِنْدَنَا جَوَارِبُ وَ تِكَكَ تُعْمَلُ مِنْ وَبَرِ الْأَرَانِبِ فَهَلْ تَجُورُ الصَّلاةُ فِي وَبَرِ الْأَرَانِبِ مِنْ غَيْرِ ضَرُورَةٍ وَ لَا تَقِيَّةٍ.
فَكَتَبَ علیه السَّلام: لَا تَجُوزُ الصَّلَاةُ فِيهَا.
10 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ علیه السَّلام أَسْأَلُهُ هَلْ يُصَلَّى فِي فَلَنْسُوَةِ حَرِيرٍ مَحْضٍ أَوْ فَلَنْسُوَةِ دِيبَاجٍ.
فَكَتَبَ علیه السَّلام: لَا تَحِلُّ الصَّلَاةُ فِي حَرِيرِ مَحْضِ.
آن حضرت علیه السَّلام با خط مبارکش نوشت: آن لباسی که به پوست متّصل است.
راوی گوید: امام رضا علیه السَّلام نقل فرمود که این مسأله را از آن حضرت پرسید.
در پاسخ فرمود: در لباسی که روی پوستین است و لباسی که در زیر آن است نماز مگزار.
9 - على بن مهزیار گوید: ابراهیم بن عقبه طی نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشت: نزد ما، جوراب ها وبندهای شلواری است که که از پشم خرگوش بافته می شود. آیا نماز در پشم خرگوش بدون ضرورت و بدون تقیّه جایز است؟
حضرتش در پاسخ نوشت: نماز در آن جایز نیست.
10 - محمّد بن عبد الجبّار گوید: به امام حسن عسکری علیه السَّلام طی نامه ای نوشتم و پرسیدم: آیا با کلاهی که از ابریشم خالص، یا از دیبا است، می توان نماز خواند؟
آن حضرت علیه السَّلام در پاسخ نوشت: نماز در ابریشم خالص جایز نیست.
ص: 308
11 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ إِسْحَاقَ الْعَلَوِيٌّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِي عَنْ قُرَيْتٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنَ الْخَزَّازِينَ.
فَقالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَقُولُ فِى الصَّلاَةِ فِي الْخَزْ .
فَقالَ: لَا بَأْسَ بِالصَّلاَةِ فِيهِ .
فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّهُ مَيْتٌ وَهُوَ عِلاجِي وَأَنَا أَعْرِفُهُ.
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَنَا أَعْرَفُ بِهِ مِنْكَ .
فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ: إِنَّهُ عِلاجِي وَ لَيْسَ أَحَدٌ أَعْرَفَ بِهِ مِنِّي.
فَتَبَسَّمَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام ثُمَّ قَالَ لَهُ: أَتَقُولُ: إِنَّهُ دَابَّةٌ تَخْرُجُ مِنَ الْمَاءِ، أَوْ تُصَادُ مِنَ الْمَاءِ فَتُخْرَجُ فَإِذَا فُقِدَ الْمَاءُ مَاتَ.
فَقالَ الرَّجُلُ: صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَكَذَا هُوَ .
11 - ابن أبي يعفور گوید:خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که یکی از خز فروشان وارد شد و عرض کرد: قربانت گردم! نظر شما درباره نماز در پوست خز چیست؟
فرمود: نماز در آن اشکالی ندارد.
آن مرد عرض کرد: قربانت گردم! این پوست، مردار است و این حرفۀ من است که من به نیکی با آن آشناهستم.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: من دربارۀ آن از تو آگاه ترم.
خز فروش گفت: این حرفهٔ من است و کسی در این مورد از من آگاه تر نیست.
امام صادق علیه السَّلام تبسّم نمود، سپس فرمود: مگر این حیوان، همان حیوانی نیست که از آب می گیرند، یا از آب شکارش می کنند و چون به بیرون آب آورده می شود، می میرد؟
عرض کرد: راست فرمودید، قربانت گردم! همان حیوان است.
ص: 309
فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: فَإِنَّكَ تَقُولُ: إِنَّهُ دَابَّةٌ تَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ، وَ لَيْسَ هُوَ عَلَى حَدٌ الْحِيتَانِ، فَيَكُونَ ذَكَاتُهُ خُرُوجَهُ مِنَ الْمَاءِ .
فَقالَ الرَّجُلُ: إِي وَ اللَّهِ، هَكَذَا أَقُولُ .
فَقالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فَإِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَحَلَّهُ وَ جَعَلَ ذَكَاتَهُ مَوْتَهُ، كَمَا أَحَلَّ الْحِيتَانَ وَ جَعَلَ ذَكَاتَهَا مَوْتَهَا.
12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَعْدِ الْأَحْوَصِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن الرّضَا علیه السَّلام عَن الصَّلاةِ فِي جُلُودِ السباع.
فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِيهَا.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ هَلْ يُصَلِّي الرَّجُلُ فِي ثَوْبِ إِبْرِيسَم؟
فَقالَ: لَا.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: مگر منظور تو آن حیوانی نیست که بر چهار دست و پا راه می رود و مانند ماهی ها نیست که خارج شدنش از آب، تذکیه آن باشد؟
گفت: آری به خدا سوگند که منظورم همان حیوان است.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: همانا خداوند تبارک و تعالی آن را حلال کرده و تذکیۀ آن را مردنش قرار داده است، همان طوری که ماهی ها را حلال فرموده و تذکیۀ آن ها را مردنشان قرار داده است.
12 - اسماعیل بن سعد احوص گوید: از امام رضا علیه السَّلام در مورد نماز در پوست درندگان پرسیدم.
فرمود: در آن ها نماز مگزار.
راوی گوید: هم چنین از آن حضرت پرسیدم: آیا مرد می تواند در لباس ابریشم نماز بخواند؟
فرمود: نه.
ص: 310
13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيَّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أُكَيْلٍ الْمَيْرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ فِي السَّفَرِ وَ مَعَهُ السِّكِّينُ فِي خُفْهِ لَا يَسْتَغْنِي عَنْهَا أَوْ فِي سَرَاوِيلِهِ مَشْدُوداً وَ الْمِفْتَاحُ يَخَافُ عَلَيْهِ الضَّيْعَةَ، أَوْ فِي وَسَطِهِ الْمِنْطَقَةُ فِيهَا حَدِيدٌ.
قَالَ: لَا بَأْسَ بِالسِّكِّينِ وَ الْمِنْطَقَةِ لِلْمُسَافِرِ فِي وَقْتِ ضَرُورَةٍ، وَ كَذَلِكَ الْمِفْتَاحُ يَخَافُ عَلَيْهِ، أَوْ فِي النِّسْيَانِ، وَ لَا بَأْسَ بِالسَّيْفِ وَكَذَلِكَ آلَةُ السَّلاحَ فِي الْحَرْبِ، وَ فِي غَيْرِ ذَلِكَ لَا تَجُوزُ الصَّلاةُ فِي شَيْءٍ مِنَ الْحَدِيدِ، فَإِنَّهُ نَجَسٌ مَمْسُوحٌ.
14 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَبِي عَلِيِّ بْنِ رَاشِدِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: مَا تَقُولُ فِي الْفِرَاءِ أَيُّ شَيْءٍ يُصَلَّى فِيهِ؟
فَقَالَ: أَيُّ الْفِرَاءِ؟
قُلْتُ: الْفَنَكَ وَ السِّنْجَابَ وَ السَّمُورَ.
13 - موسى بن اکیل نمیری گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی در سفر و (در حال نماز) کاردی به همراه دارد که در کفش اوست و بدان نیاز دارد، یا آن را به شلوار خود بسته است، کلیدی همراه اوست که می ترسد، گم شود، یا کمربندی دارد که آهن در آن به کار رفته است (حکمش چیست؟)
فرمود: به همراه داشتن کارد و کمربند برای مسافر از روی ضرورت، یا کلیدی که از گم شدنش می ترسد، یا از روی فراموشی چنین چیزهایی همراه اوست، اشکال ندارد. هم چنین به همراه داشتن شمشیر و هر سلاح جنگی ایرادی ندارد، امّا در غیر این موارد، نماز خواندن با هر چیز آهنی (که به همراه نمازگزار باشد) جایز نیست؛ زیرا آهن نجس است که مسخ شده و از صورت اصلی خود بیرون آمده است.
14 - ابو على بن راشد گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: در مورد پوستین ها چه می فرمایید؟ در کدام یک از آن ها می توان نماز خواند؟
فرمود: مراد تو کدام یک از آن هاست؟
عرض کردم: پوست دله، سنجاب و سمور.
ص: 311
قَالَ: فَصَلِّ فِي الْفَنَكِ وَ السِّنْجَابِ فَأَمَّا السَّمُورُ فَلَا تُصَلِّ فِيهِ.
قُلْتُ: فَالتَّعَالِبُ نُصَلِّي فِيهَا؟
قَالَ: لَا ، وَلَكِنْ تَلْبَسُ بَعْدَ الصَّلاَةِ.
قُلْتُ: أَصَلِّي فِي الثَّوْبِ الَّذِي يَلِيهِ؟
قَالَ: لَا.
15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عِبْدِيلِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السِّمْطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
الرَّجُلُ إِذَا اتَّزَرَ بِثَوْبِ وَاحِدٍ إِلَى تُنْدُوَتِهِ صَلَّى فِيهِ.
قَالَ: وَ قَرَأْتُ فِي كِتَابٍ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام يَسْأَلُهُ عَنِ الْفَتَكِ يُصَلَّى فِيهِ.
فَكَتَبَ: لَا بَأْسَ بِهِ.
وَكَتَبَ يَسْأَلُهُ عَنْ جُلُودِ الْأَرَانِبِ.
فرمود: در پوستین دله و سنجاب نماز بگزار؛ ولی در پوستین سمور نماز نخوان.
گفتم: آیا در پوستین روباه می توانم نماز بگزارم؟
فرمود: نه، ولی بعد از نماز می توانی آن را بپوشی.
عرض کردم: آیا در لباسی که موقع پوشیدن با آن در تماس بوده می توانم، نماز بخوانم؟
فرمود: نه.
15 - سفیان بن سمط گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه مردی با یک پوشش، تا سینه خود را بپوشاند، می تواند در آن نماز بگزارد.
راوی گوید: من نامه محمّد بن ابراهیم به امام کاظم علیه السَّلام را خواندم در آن نامه از حضرتش پرسیده بود: آیا در پوستین دله می توان نماز خواند؟
امام علیه السَّلام در پاسخ نوشته بود: اشکالی ندارد.
هم چنین از آن حضرت طی نامه ای از پوستین خرگوش پرسید.
ص: 312
فَكَتَبَ علیه السَّلام: مَكْرُوهُ.
وَ كَتَبَ يَسْأَلُهُ عَنْ ثَوْبِ حَشْوُهُ قَرٌّ يُصَلَّى فِيهِ.
فَكَتَبَ: لَا بَأْسَ بِهِ.
16 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِسْحَاقَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُقَاتِلِ بْنِ مُقَاتِلِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَنِ الصَّلاةِ فِي السَّمُورِ وَ السِّنْجَابِ وَالثَّعْلَبِ
فَقالَ: لَا خَيْرَ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ مَا خَلاَ السِّنْجَابَ، فَإِنَّهُ دَابَّةٌ لَا تَأْكُلُ اللَّحْمَ.
17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يُصَلِّيَ وَ عَلَيْهِ ثَوْبٌ فِيهِ تَمَاثِيلُ.
18 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الطَّيْلَسَانُ يَعْمَلُهُ الْمَجُوسُ أَصَلَّى فِيهِ ؟
قَالَ: أَلَيْسَ يُغْسَلُ بِالْمَاءِ؟
حضرت علیه السَّلام در پاسخ نوشت: نماز در آن مکروه است.
هم چنین از آن حضرت پرسید: آیا در لباسی که درون آن از ابریشم است می توان نماز خواند؟
امام علیه السَّلام نوشت: ایرادی ندارد.
16 - مقاتل بن مقاتل گوید: از امام رضا علیه السَّلام دربارۀ نماز در پوست سمور، سنجاب و روباه پرسیدم.
فرمود: در آن ها خیری نیست، مگر سنجاب که حیوان گوشتخواری نیست.
17 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام از خوش نداشت در لباسی نماز بخواند که در آن تصویری نقش بسته است.
18 - ابو بصیر گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: آیا در طیلسانی (1) که مجوسان می دوزند می توانم نماز بخوانم؟
فرمود: آیا این لباس با آب شسته نمی شود؟
ص: 313
قُلْتُ: بَلَى.
قَالَ: لَا بَأسَ.
قُلْتُ : الثَّوْبُ الْجَدِيدُ يَعْمَلُهُ الْحَائِكَ أُصَلِّي فِيهِ؟
قَالَ: نَعَمْ.
19 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعِيصِ بن الْقَاسِم قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُل يُصَلِّي فِي ثَوْبِ الْمَرْأَةِ وَفِي إِزَارِهَا وَيَعْتَمُ بِخِمَارِهَا.
قَالَ: نَعَمْ إِذَا كَانَتْ مَأْمُونَةٌ.
20 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ اَیُّوبَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمانَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الدَّرَاهِم السُّودِ الَّتِي فِيهَا التمَاثِيلُ أَ يُصَلِّي الرَّجُلُ وَ هِيَ مَعَهُ؟
فَقالَ: لَا بَأْسَ إِذَا كَانَتْ مُوَارَاةٌ.
عرض کردم: آری.
فرمود: اشکالی ندارد.
پرسیدم: آیا با لباس نوی که بافنده می بافد، می توانم نماز بخوانم؟
فرمود: آری.
19 - عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا مرد می تواند در لباس زن و یا لنگ او نماز بخواند، یا مقنعه او را عمّامۀ خود سازد؟
فرمود: آری، اگر آن زن امین باشد (و از نجاسات اجتناب ورزد).
20 - حمّاد بن عثمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا انسان می تواند با همراه داشتن در هم هایی که در آن ها عکس اشکالی نقش بسته نماز گزارد؟
فرمود: اگر پوشیده باشند، اشکالی ندارد.
ص: 314
21 - وَ فِي رِوَايَةِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْهُ قَالَ: قَالَ:
لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ حِفْظِ بَضَائِعِهِمْ، فَإِنْ صَلَّى وَهِيَ مَعَهُ فَلْتَكُنْ مِنْ خَلْفِهِ، وَ لَا يَجْعَلْ شَيْئاً مِنْهَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْقِبْلَةِ.
22 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
تُكْرَهُ الصَّلاةُ فِي التَّوْبِ الْمَصْبُوعَ الْمُشْبَعِ الْمُقْدَمِ.
23 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
صَلِّ فِي مِنْدِيلِكَ الَّذِي تَتَمَنْدَلُ بِهِ، وَ لَا تُصَلِّ فِي مِنْدِيلٍ يَتَمَنْدَلُ بِهِ غَيْرُكَ.
24 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
لا تُصَلِّ فِيما شَفَّ أَوْ سُفْ يَعْنِي التَّوْبَ الْمُصَيْقَلَ.
وَ رُوِيَ لَا تُصَلِّ فِي ثَوْبٍ أَسْوَدَ ، فَأَمَّا الْخُفُّ أَوِ الْكِسَاءُ أَوِ الْعِمَامَةُ فَلَا بَأْسَ.
21 - و در روایت عبدالرّحمان بن حجّاج آمده است: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
مردم از حفظ و نگهداری سرمایه های خود ناگزیرند. پس آن گاه که می خواهند نماز بخوانند و آن را به همراه دارند، باید کاری کنند که در پشت ایشان قرار گیرد (یا به پشت خود ببندند) و نباید آن وسایل میان نمازگزار و قبله حایل شود.
22 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
خواندن نماز در لباسی که به رنگ سرخ سیر است، مکروه است.
23 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در حوله ای که بدن خود را با آن پاک می کنی، می توانی نماز بخوانی؛ ولی در حوله ای که دیگری بدن خود را با آن پاک می کند، نماز مخوان.
24 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در لباس نازک یا رنگارنگ و برّاق نماز مگزار.
وروایت شده است: در لباس سیاه نماز مگزار، امّا خواندن نماز با کفش (مخصوص عربی که انگشتان پا بیرون است) یا کساء یا عمّامه سیاه، اشکالی ندارد.
ص: 315
25 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ أَبِي يَزِيدَ الْقَسْمِيَّ - وَ قَسْمٌ حَيٌّ مِنَ الْيَمَنِ - بِالْبَصْرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرّضَا علیه السَّلام أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ جُلُودِ الدَّارِشِ الَّتِي يُتَّخَذُ مِنْهَا الْخِفَافُ.
قَالَ: فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِيهَا ، فَإِنَّهَا تُدْبَغُ بِخُرْءِ الْكِلاَبِ.
26 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْخَنِّ الْخَالِصِ أَنَّهُ لَا بَأْسَ بِهِ، فَأَمَّا الَّذِي يُخْلَطُ فِيهِ وَبَرُ الْأَرَانِبِ، أَوْ غَيْرُ ذَلِكَ مِمَّا يُشْبِهُ هَذَا فَلَا تُصَلِّ فِيهِ.
27 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَانَ يَكْرَهُ أَنْ يَلْبَسَ الْقَمِيصَ الْمَكْفُوفَ بِالدِّيبَاجُ وَ يَكْرَهُ لِبَاسَ الْحَرِيرِ وَلِبَاسَ الْوَشْي وَ يَكْرَهُ الْمِيثَرَةَ الْحَمْرَاءَ، فَإِنَّهَا مِيثَرَةُ إِبْلِيسَ.
25 - ابو یزید قسمی (قسم قبیله ای از مردم یمن است که در شهر بصره ساکن هستند) گوید: از امام رضا علیه السَّلام دربارۀ پوستین های دارش (1) که از آن کفش سازند پرسیدم.
فرمود: در آن پوستین ها نماز مگزار، چرا که با فضلهٔ سگ ها دبّاغی می شوند.
26 - احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام اما درباره نماز در پارچۀ ابریشم خالص فرمود:
اشکالی ندارد ولی در ابریشمی که مخلوط با پشم خرگوش یا چیزی مانند آن باشد، نمی توان نماز گزارد.
27 - جراح مدائنی گوید:
امام صادق علیه السَّلام داشت پیراهنی را که حاشیه دیبا داشت بپوشد، و لباس حریر و لباس نگارین را (نیز) مکروه می داشت، هم چنین زین سرخ رنگ را نیز مکروه می داشت؛ زیرا این نمد، زین ابلیس است.
ص: 316
28 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْخِفَافُ عِنْدَنَا فِي السُّوقِ نَشْتَرِيهَا فَمَا تَرَى فِي الصَّلَاةِ فِيهَا ؟
فَقالَ: صَلِّ فِيهَا حَتَّى يُقَالَ لَكَ: إِنَّهَا مَيْتَةٌ بعَيْنها.
29 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
يُكْرَهُ الصَّلاةُ إِلَّا فِي ثَلاثَةِ الْخُفِّ والعِمَامَةِ وَالْكِسَاء.
30 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَسِّن بْن أَحْمَدَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَصَلَّى فِي الْقَلَنْسُوَةِ السَّوْدَاءِ؟
فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِيهَا، فَإِنَّهَا لِبَاسُ أَهْلِ النَّارِ.
31 - عَلِيٌّ عَنْ سَهْلِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْن الْجَهُم قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: أَعْتَرِضُ السُّوقَ فَأَشْتَرِي خُفَا لَا أَدْرِي أَ ذَكِيٌّ هُوَ أَمْ لَا؟
قَالَ: صَلَّ فِيهِ.
28 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم در منطقۀ ما نوعی کفش در بازار است که ما آن ها را می خریم، نماز در آن ها را چگونه می بینید؟
فرمود: می توانی در آنها نماز بگزاری که تا وقتی که به تو گفته شود: آنها از پوست مردار است.
29 - احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
نماز در لباس سیاه مکروه است، مگر در سه چیز کفش، عمامه و عباء.
30 - راوی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: آیا میتوانم با کلاه سیاه نماز بخوانم؟
فرمود: با کلاه سیاه نماز مگزار که پوشش دوزخیان است.
31 - حسن بن جهم گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: وارد بازار می شوم و کفشی می خرم، نمی دانم که پوست آن تذکیه شده است یا نه؟
فرمود: با آن نماز بگزار.
ص: 317
قُلْتُ: فَالنَّعْلُ؟
قَالَ: مِثْلُ ذَلِكَ.
قُلْتُ: إِنِّي أَضِيقُ مِنْ هَذَا.
قَالَ: أَتَرْغَبُ عَمَّا كَانَ أَبُو الْحَسَن علیه السَّلام يَفْعَلُهُ.
32 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلاَةِ فِى جُرْمُوقٍ، وَأَتَيْتُهُ بِجُرْمُوقٍ فَبَعَثْتُ بِهِ إِلَيْهِ.
فَقالَ: يُصَلَّى فِيهِ.
33 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى وَ فِي كُمِّهِ طَيْرٌ.
قَالَ: إِنْ خَافَ الذَّهَابَ عَلَيْهِ فَلا بَأْسَ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْخَلاَخِلِ هَلْ يَصْلُحُ لِلنِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ لُبْسُهَا؟
فَقالَ: إِذَا كَانَتْ صَمَّاءَ فَلَا بَأْسَ، وَإِنْ كَانَتْ لَهَا صَوْتٌ فَلَا.
عرض کردم: نعلین چطور؟
فرمود: حکمش مانند آن است.
گفتم: نسبت به این حکم سینه ام تنگ می شود.
فرمود: آیا از آن چه که امام کاظم علیه السَّلام انجام می داد، دوری میکنی؟!
32 - ابراهيم بن مهزیار گوید: از امام علیه السَّلام درباره خواندن نماز در جرموق (که نوعی از موزه است) پرسیدم و پرسیدم و آن را برای آن حضرت فرستادم.
فرمود: می توان در آن نماز خواند.
33 - علّی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: کسی نماز می خواند پرنده ای در آستین یا جیب لباس خود دارد، حکمش چیست؟
فرمود: اگر می ترسد که رها شود و پرواز نماید، همراه داشتن آن اشکالی ندارد.
گوید: هم چنین از آن حضرت دربارۀ خلخال پرسیدم که آیا برای زنان و اطفال پوشیدن آن (در حال نماز) درست است؟
فرمود: اگر خلخال بی صدا باشد، اشکالی ندارد. امّا اگر صدا دار است، نمی تواند با آن نماز بخواند.
ص: 318
34 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْفَضْلِ الْمَدَائِنِي عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَا يُصَلِّ الرَّجُلُ وَ فِي تِكْتِهِ مِفْتَاحُ حَدِيدٍ.
35 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: لَا يُصَلِّ الرَّجُلُ وَ فِي يَدِهِ خَاتَمُ حَدِيدٍ.
وَ رُوِيَ: إِذَا كَانَ الْمِفْتَاحُ فِي غِلَافٍ فَلَا بَأْسَ.
(61) بَابُ الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي الثَّوْبِ وَ هُوَ غَيْرُ طَاهِرٍ عَالِماً أَوْ جَاهِلاً
1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِم قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ صَلَّى فِي ثَوْبِ رَجُلٍ أَيَّامًا ثُمَّ إِنَّ صَاحِبَ الثَّوْبِ أَخْبَرَهُ أَنَّهُ لَا يُصَلَّى فِيهِ.
قَالَ: لَا يُعِيدُ شَيْئاً مِنْ صَلاتِهِ.
34 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: شخص نباید در حالی که کلید آهنی در بند شلوار دارد، نماز بخواند.
35 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: انسان نباید در حالی که انگشتر آهنی به انگشت دارد، نماز بخواند.
و روایت شده است که اگر کلید در غلاف و پوششی باشد، اشکال ندارد.
1 - عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم شخصی در لباس دیگری چند روز نماز می خواند، سپس صاحب لباس به او خبر می دهد که در این لباس (به جهت نجس بودن) نمی توان نماز خواند.
فرمود: لازم نیست هیچ یک از نمازهای خود را اعاده کند.
ص: 319
قَالَ:
2 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ فِي ثَوْبِهِ عَذِرَةٌ مِنْ إِنْسَانٍ أَوْ سِنَّوْرٍ أَوْ كَلْبِ أَ يُعِيدُ صَلَاتَهُ ؟
فَقالَ: إِنْ كَانَ لَمْ يَعْلَمْ فَلَا يُعِيدُ.
3 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَوْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
لَا تُعَادُ الصَّلاةُ مِنْ دَمٍ لَمْ تُبْصِرْهُ غَيْرَ دَمِ الْحَيْضِ، فَإِنَّ قَلِيلَهُ وَ كَثِيرَهُ فِي الثَّوْبِ إِنْ رَآهُ أَوْ لَمْ يَرَهُ سَوَاءٌ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضٍ مَنْ رَوَاهُ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
2 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی نماز می خواند و لباس او آلوده به نجاست آدمی، گربه یا سگ بود، آیا باید نماز خود را اعاده کند؟
فرمود: اگر نمی دانسته، لازم نیست اعاده کند.
3 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام، یا امام باقر علیه السَّلام فرمود:
اعاده نماز برای خونی که به چشم نمی آید، لازم نیست، مگر خون حیض که کم و زیاد آن در لباس چه آن را ببیند یا نبیند یکسان است.
4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 320
إِذَا أَصَابَ ثَوْبَكَ خَمْرٌ أَوْ نَبِيدٌ مُسْكِرٌ فَاغْسِلُهُ إِنْ عَرَفْتَ مَوْضِعَهُ فَإِنْ لَمْ تَعْرِفْ مَوْضِعَهُ فَاغْسِلُهُ كُلَّهُ، وَ إِنْ صَلَّيْتَ فِيهِ فَأَعِدْ صَلاتَكَ.
5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ خَيْرَانَ الْخَادِمِ قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَى الرَّجُلِ علیه السَّلام أَسْأَلُهُ عَنِ التَّوْبِ يُصِيبُهُ الْخَمْرُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ أَ يُصَلَّى فِيهِ أَمْ لَا؟ فَإِنَّ أَصْحَابَنَا قَدِ اخْتَلَفُوا فِيهِ .
فَقالَ بَعْضُهُمْ: صَلِّ فِيهِ، فَإِنَّ اللهَ إِنَّمَا حَرَّمَ شُرْبَهَا.
وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: لَا تُصَلِّ فِيهِ.
فَكَتَب علیه السَّلام: تُصَلِّ فِيهِ فَإِنَّهُ رِجْسٌ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الَّذِي يُعِيرُ ثَوْبَهُ لِمَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَأْكُلُ الْجِرِّيَّ، أَوْ يَشْرَبُ الخَمْرَ فَيَرُدُّهُ أَ يُصَلِّى فِيهِ قَبْلَ أَنْ يَغْسِلَهُ.
قَالَ: لَا يُصَلِّ فِيهِ حَتَّى يَغْسِلَهُ؟
هرگاه خمر یا شراب مست کننده به لباس تو برسد، اگر جای آن را می دانی همان جا را بشوی، و در صورتی که جای آن را نمی دانی، تمام آن را بشوی، و اگر در آن نماز خوانده ای، نمازت را اعاده کن.
5 - خیران خادم (از اصحاب امام هادی علیه السَّلام) می گوید: به امام صلوات الله علیه طی نامه ای نوشتم و از آن حضرت سؤال کردم: آیا در لباسی که شراب یا گوشت خوک با آن برخورد می کند، می توان نماز خواند؟ زیرا یاران ما در این مسأله اختلاف نظر دارند. بعضی از آن ها گویند: می توان در این لباس نماز خواند، زیرا خداوند نوشیدن آن را احرام کرده است، و بعضی دیگر گویند: در آن نماز مگزار.
امام علیه السَّلام نوشت: در آن لباس نماز مگزار؛ زیرا آن لباس، نجس است.
راوی گوید: هم چنین از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: شخصی که لباس خود را به کسی عاریه می دهد و می داند که او ماهی جری (1) می خورد و شراب می نوشد، سپس لباس را به او بر می گرداند، آیا می تواند پیش از شستن، در آن لباس نماز بخواند؟
فرمود: نه، در آن لباس نماز نخواند، تا این که آن را بشوید.
ص: 321
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ صَلَّى فِي ثَوْبٍ فِيهِ جَنَابَةٌ لا رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ عَلِمَ بِهِ.
قَالَ: عَلَيْهِ أَنْ يَبْتَدِئَ الصَّلَاةَ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى وَ فِي ثَوْبِهِ جَنَابَةٌ أَوْ دَمٌ حَتَّى فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ ثُمَّ عَلِمَ.
قَالَ: قَدْ مَضَتْ صَلاتُهُ وَ لَا شَيْءٍ عَلَيْهِ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ سَيْفٍ عَنْ مَنْصُورِ الصَّيْقَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ بِاللَّيْلِ فَاغْتَسَلَ فَلَمَّا أَصْبَحَ نَظَرَ فَإِذَا فِي ثَوْبِهِ جَنَابَةٌ.
فَقالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَدَعْ شَيْئاً إِلَّا وَ لَهُ حَدٌ إِنْ كَانَ حِينَ قَامَ نَظَرَ فَلَمْ يَرَ شَيْئاً فَلَا إِعَادَةَ عَلَيْهِ، وَ إِنْ كَانَ حِينَ قَامَ لَمْ يَنْظُرْ فَعَلَيْهِ الْإِعَادَةُ.
6 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که دو رکعت نماز در لباسی می خواند که در آن جنب شده است، سپس متوجّه می شود، فرمود: باید نماز را از سر بگیرد.
راوی گوید: هم چنین از آن حضرت پرسیدم شخصی در لباس خود نماز می گزارد، در حالی که لباسش به منی یا خون آلوده بود و بعد از نماز متوجّه می شود (چه حکمی دارد؟)
فرمود: نماز او درست است و چیزی بر او لازم نیست.
7 - منصور صیقل گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مردی شب جنب می شود و غسل می کند، چون صبح می شود نگاه می کند و در لباس خود منی می بیند (وظیفه او چیست؟)
فرمود: حمد و سپاس خداوندی را سزاست که برای هر چیزی حدّی قرار داده است. اگر هنگامی که از خواب برخاسته به لباسش نگاه کرده و چیزی را ندیده است، اعادۀ نماز بر او لازم نیست. ولی اگر وقتی که از خواب برخاسته، به لباس خود نگاه نکرده باشد، اعاده نماز بر او لازم است.
ص: 322
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَرَى فِي ثَوْبِ أَخِيهِ دَماً وَهُوَ يُصَلَّى.
قَالَ: لَا يُؤْذِنُهُ حَتَّى يَنْصَرِفَ.
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَصَابَ ثَوْبَهُ جَنَابَةٌ أَوْ دَمٌ.
قَالَ: إِنْ كَانَ عَلِمَ أَنَّهُ أَصَابَ ثَوْبَهُ جَنَابَةٌ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ ثُمَّ صَلَّى فِيهِ وَ لَمْ يَغْسِلْهُ فَعَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ مَا صَلَّى وَ إِنْ كَانَ لَمْ يَعْلَمْ بِهِ فَلَيْسَ عَلَيْهِ إِعَادَةٌ، وَإِنْ كَانَ يَرَى أَنَّهُ أَصَابَهُ شَيْءٌ فَنَظَرَ فَلَمْ يَرَ شَيْئاً أَجْزَأَهُ أَنْ يَنْضَحَهُ بِالْمَاءِ.
10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن سِنَانِ عَن ابْن مُسْكَانَ قَالَ: بَعَثْتُ بِمَسْأَلَةٍ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مَعَ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قُلْتُ: سَلْهُ عَنِ الرَّجُلِ يَبُولُ فَيُصِيبُ فَخِذَهُ قَدْرُ نُكْتَةٍ مِنْ بَوْلِهِ، فَيُصَلِّي وَ يَذْكُرُ بَعْدَ ذَلِكَ أَنَّهُ لَمْ يَغْسِلْهَا.
8 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) پرسیدم: شخصی در لباس برادر (دینی) خود که در حال نماز است، خونی می بیند (وظیفه او چیست؟)
فرمود: نباید به او خبر دهد تا این که نمازش را تمام نماید.
9 - عبد الله بن سنان گوید: از امام صادقعلیه السَّلام در مورد شخصی که لباسش به منی یا خون آلوده است، پرسیدم.
فرمود: اگر پیش از نماز بداند که لباسش آلوده به منی است و آن را نشوید و در همان لباس نماز بخواند، بر او لازم است که نماز خود را اعاده کند، ولی اگر از آن خبر نداشته، اعاده نماز بر او لازم نیست.
هم چنین اگر گمان کند که لباسش به نجاستی آلوده است و چون نگاه کند، چیزی نبیند، همین که مقداری آب بر آن بریزد، او را کفایت می کند.
10 - ابن مسکان گوید: توسّط ابراهیم بن میمون مسأله ای را حضور امام صادق علیه السَّلام فرستادم و گفتم که از آن حضرت بپرس: شخصی به هنگام بول به اندازۀ نقطه ای رانش آلوده می شود و با آن حال نماز می خواند و بعد از نماز متوجّه می شود که آنجا را نشسته است (چه وظیفه ای دارد؟)
ص: 323
قَالَ: يَغْسِلُهَا وَ يُعِيدُ صَلاتَهُ.
11 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ فِي ثَوْبِهِ عَذِرَةٌ مِنْ إِنْسَانٍ أَوْ سِنَّوْرٍ أَوْ كَلْبٍ أَ يُعِيدُ صَلَاتَهُ ؟
فَقالَ: إِنْ كَانَ لَمْ يَعْلَمْ فَلا يُعِيدُ.
12 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
اغْسِلْ ثَوْبَكَ مِنْ بَوْلِ كُلِّ مَا لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ.
13 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ قَالَ :
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَقَيَّةُ فِي ثَوْبِهِ يَجُوزُ أَنْ يُصَلِّيَ فِيهِ وَ لَا يَغْسِلَهُ.
قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.
فرمود: باید آنجا را بشوید و نماز خود را اعاده کند.
11 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی با لباس آلوده به نجاست آدمی، گربه یا سگ نماز می خواند، آیا باید نمازش را اعاده کند؟
فرمود: اگر نمی دانسته، لازم نیست اعاده کند.
12 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: لباس خود را (برای نماز) از آلودگی بول هر حیوان حرام گوشت بشوی.
13 - عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی در لباس خود قی می کند، آیا می تواند نشسته با آن نماز بخواند؟
فرمود: اشکالی ندارد.
ص: 324
14 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِي وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:
قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُحَمَّدٍ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! رَوَى زُرَارَةً عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الْخَمْرِ يُصِيبُ ثَوْبَ الرَّجُل أَنَّهُمَا قَالَا: لَا بَأْسَ بِأَنْ يُصَلَّى فِيهِ إِنَّمَا حُرِّمَ شُرْبُهَا.
وَ رَوَى غَيْرُ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:
إِذَا أَصَابَ ثَوْبَكَ خَمْرٌ أَوْ نَبِيدٌ يَعْنِي الْمُسْكِرَ فَاغْسِلْهُ إِنْ عَرَفْتَ مَوْضِعَهُ، وَإِنْ لَمْ تَعْرِفُ مَوْضِعَهُ فَاغْسِلُهُ كُلَّهُ، وَ إِنْ صَلَّيْتَ فِيهِ فَأَعِدْ صَلَاتَكَ فَأَعْلِمْنِي مَا أَخُذُ بِهِ.
فَوَقَعَ بِخَطَّهِعلیه السَّلام : خُذْ بِقَوْلِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.
15 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَمِيلِ الْبَصْرِيُّ قَالَ:
14 - علی بن مهزیار گوید: در نامه ای که عبدالله بن محمد به امام ابی الحسن علیه السَّلام نوشته بود، این گونه خواندم: قربانت گردم! زراره از امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام روایت کرده که حضرتش فرمود: شخصی که لباسش آلوده به شراب است، می تواند در آن نماز بخواند؛ زیرا خداوند تنها نوشیدن آن را حرام فرموده است.
و فرد دیگری، غیر زراره از امام صادق علیه السَّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: هرگاه لباست آلوده به شراب یا نبیذ - یعنی مست کننده - باشد، در صورتی که جای آن را می دانی، آن را بشوی، و اگر جای آن را نمی دانی، تمام آن را بشوی، و چنانچه در آن لباس نماز گزارده ای، نماز خود را اعاده کن. حال، من به کدام دستور عمل کنم؟
آن حضرت به خطّ مبارک خود نوشت: طبق فرمایش امام صادق علیه السَّلام را انجام بده.
15 - ابو جمیل بصری گوید:
ص: 325
كُنْتُ مَعَ يُونُسَ بِبَغْدَادَ وَ أَنَا أَمْشِي مَعَهُ فِي السُّوقِ، فَفَتَحَ صَاحِبُ الْفَقَّاعِ فَقَاعَهُ فَقَفَرَ فَأَصَابَ ثَوْبَ يُونُسَ، فَرَأَيْتُهُ قَدِ اغْتَمَّ بِذَلِكَ حَتَّى زَالَتِ الشَّمْسُ.
فَقُلْتُ لَهُ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ! أَ لَا تُصَلِّي؟
قَالَ: فَقَالَ: لَيْسَ أُرِيدُ أَنْ أُصَلِّيَ حَتَّى أَرْجِعَ إِلَى الْبَيْتِ وَأَغْسِلَ هَذَا الْخَمْرَ مِنْ تَوْبِي.
فَقُلْتُ لَهُ: هَذَا رَأْيِّ رَأَيْتَهُ، أَوْ شَيْءٌ تَرْوِيهِ؟
فَقالَ : أَخْبَرَنِى هِشَامُ بْنُ الْحَكَم أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ لا عَن الْفَفَّاع .
فَقالَ: لَا تَشْرَبُهُ ، فَإِنَّهُ خَمْرٌ مَجْهولٌ، فَإِذَا أَصَابَ ثَوْبَكَ فَاغْسِلُهُ.
16 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْوَاسِطِي عَنْ قَاسِمِ الصَّيْقَل قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَى الرِّضَا علیه السَّلام أَنِّي أَعْمَلُ أَعْمَادَ السُّيُوفِ مِنْ جُلُودِ الحُمُرِ الْمَيْتَةِ، فَيُصِيبُ ثِيَابِي فَأُصَلِّي فِيهَا؟
فكتب علیه السَّلام إِلَيَّ : أَتَّخِذْ ثَوْباً لِصَلَاتِكَ.
با یونس (بن عبدالرحمان) در بازار بغداد راه می رفتم، آبجو فروشی در ظرف آبجو خود را گشود و مقداری از آن به لباس یونس رسید. یونس از این حادثه ناراحت و غمگین شد، تا این که ظهر فرا رسید.
به او گفتم: ای ابا محمّد! آیا نماز نمی خوانی؟
گفت: نمی خواهم نماز بخوانم تا به خانه برگردم و این آلودگی را از لباس خود شست وشو دهم.
به او گفتم: آیا این نظر خود توست، یا روایتی را نقل می کنی؟
گفت: هشام بن حکم به من خبر داده است که او از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ آبجو پرسیده است.
حضرتش فرمود: آن را نیاشام؛ زیرا آن شرابی است که مردم از شراب بودنش ناآگاه هستند. و هرگاه لباست آلوده به آن شد، آن را بشوی. 16 - قاسم صیقل گوید: طی نامه ای به امام رضا علیه السَّلام نوشتم: من از پوست الاغ های مرده غلاف شمشیر می سازم و لباسم آلوده می شود، آیا می توانم در آن لباس نماز بخوانم؟
آن حضرت علیه السَّلام برایم نوشت: برای نمازت لباس دیگری برگزین.
ص: 326
فَكَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السَّلام: كُنْتُ كَتَبْتُ إِلَى أَبِيكَ علیه السَّلام بِكَذَا وَ كَذَا فَصَعَّبَ عَلَى ذَلِكَ فَصِرْتُ أَعْمَلُهَا مِنْ جُلُودِ الحُمُر الوَحْشِيَّةِ الذَّكِيَّةِ.
فَكَتَبَ علیه السَّلام إِلَيَّ : كُلُّ أَعْمَالِ الْبِرِّ بِالصَّبْرِ _ يَرْحَمُكَ اللهُ !_ فَإِنْ كَانَ مَا تَعْمَلُ وَحْشِيّاً ذَكِيّاً فَلا بَأْسَ.
(62) بَابُ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ هُوَ مُتَلَثَّمَ أوْ مُخْتَضِبٌ أَوْ لَا يُخْرِجُ يَدَيْهِ مِنْ تَحْتِ النُّوْبِ فِي صَلَاتِهِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَ يُصَلَّى الرَّجُلُ وَ هُوَ مُتَلَدِّم؟
فَقالَ: أَمَّا عَلَى الْأَرْضِ فَلَا، وَأَمَّا عَلَى الدَّابَّةِ فَلَا بَأْسَ.
سپس خدمت امام جواد علیه السَّلام نوشتم: خدمت پدرت چنین و چنان نوشتم و کار بر من مشکل شد. اکنون آن را از پوست الاغ های وحشی _ که تذکیه شده اند _ می سازم.
آن حضرت علیه السَّلام برایم نوشت: خداوند تو را رحمت کند! اعمال نیک را به صبر واگذار ( یعنی اگر از پوست مردار است زحمت عوض کردن لباس را بر خود هموار نموده و شکیبا باش) امّا اگر آن چه را که می سازی از پوست تذکیه شده الاغ وحشی باشد، اشکالی ندارد.
بخش شصت و دوم: حكم شخصی که با دهان بند، یا خضاب کرده نماز می گزارد، یا در حال نماز دست خود را از زیر لباسش بیرون نمی آورد
1 - محمّد بن مسلم گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: آیا جایز است انسان در حالی که روی دهان خود را بسته است، نماز گزارد؟ فرمود: اگر روی زمین باشد، جایز نیست، ولی اگر سوار بر مرکب باشد، اشکالی ندارد.
ص: 327
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ عَلَيْهِ خِضَابُهُ.
قَالَ: لَا يُصَلِّي وَهُوَ عَلَيْهِ، وَ لَكِنْ يَنْزِعُهُ إِذَا أَرَادَ أَنْ يُصَلِّيَ.
قُلْتُ: إِنَّ حِنَّاهُ وَ خِرْقَتَهُ نَظِيفَةٌ .
فَقالَ: لَا يُصَلِّى وَ هُوَ عَلَيْهِ، وَ الْمَرْأَةُ أَيْضاً لَا تُصَلِّي وَ عَلَيْهَا خِضَابُهَا.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَدَخَلَ عَلَيْهِ عَبْدُ الْمَلِكِ الْقَمِّى .
فَقالَ: أَصْلَحَكَ اللهُ أَسْجُدُ وَ يَدِي فِي ثَوْبِي .
فَقالَ: إِنْ شِئْتَ.
:قَالَ ثُمَّ قَالَ: إِنِّي وَ اللهِ! مَا مِنْ هَذَا وَ شِبْهِهِ أَخَافُ عَلَيْكُمْ.
2 - ابوبكر حضر می گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی خضاب کرده و هنوز به خضاب آلوده است، آیا می تواند نماز بخواند؟ فرمود: نمی تواند با حالت خضاب نماز بخواند. ولی هرگاه بخواهد نماز بخواند، باید آن را از خود برطرف کند.
عرض کردم: اگر به حنا خضاب کرده باشد و پارچۀ آن پاک باشد چه وظیفه ای دارد؟
فرمود: در حالی که خضاب بر ،اوست، نمی تواند نماز بخواند. هم چنین است زن در حالی که خضاب بر اوست، نباید نماز بخواند.
3 - عبدالرّحمان بن حجّاج گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که عبدالملک قمی حضور آن حضرت شرف یاب شد و عرض کرد: خداوند کارهای شما را اصلاح فرماید! آیا میتوانم در حالی که دستم در جامه ام است، سجده کنم؟
فرمود: اگر بخواهی ایرادی ندارد.
راوی گوید: سپس آن حضرت فرمود: به خدا سوگند! من از این مسایل و مانند این بر شما نمی ترسم!
ص: 328
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ لا فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ هُوَ يُومِيُّ عَلَى دَابَّتِهِ.
قَالَ: يَكْشِفُ مَوْضِعَ السُّجُودِ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُصَادِفٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ صَلَّى فَرِيضَةٌ وَهُوَ مُعَفَّصُ الشَّعْرِ.
قَالَ: يُعِيدُ صَلَاتَهُ.
(63) بَابُ صَلَاةِ الصِّبْيَانِ وَ مَتَى يُؤْخَذُونَ بِهَا
1 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ أبيهِ علیه السَّلام قَالَ:
4 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره شخصی که با اشاره روی چهارپا نماز می خواند، پرسیدم.
فرمود: باید جایی برای سجدۀ خود (در همان بالا) فراهم کند.
5 - مصادف گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که با موهای بافته و جمع کردۀ خود نماز واجب را می خواند. فرمود:
باید نماز خود را اعاده کند.
بخش شصت و سوم: حکم نماز کودکان و آنان چه وقتی باید شروع به نماز خواندن کنند؟
1 - حلبی گوید: امام صادق از پدر بزرگوارش امام باقر علیه السَّلام روایت کرده که حضرتش فرمود:
ص: 329
إِنَّا نَأْمُرُ صِبْيَانَنَا بِالصَّلاَةِ إِذَا كَانُوا بَنِي خَمْسِ سِنِينَ، فَمُرُوا صِبْيَانَكُمْ بِالصَّلاةِ إِذَا كَانُوا بَنِي سَبْعَ سِنِينَ، وَ نَحْنُ نَأْمُرُ صِبْيَانَنَا بِالصَّوْمِ إِذَا كَانُوا بَنِي سَبْعِ سِنِينَ بِمَا أَطَاقُوا مِنْ صِيَامِ الْيَوْمِ إِنْ كَانَ إِلَى نِصْفِ النَّهَارِ أَوْ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ أَوْ أَقَلَ، فَإِذَا غَلَبَهُمْ الْعَطَشُ وَ الْغَرَثَ أَفْطَرُوا حَتَّى يَتَعَوَّدُوا الصَّوْمَ وَ يُطِيقُوهُ، فَمُرُوا صِبْيَانَكُمْ إِذَا كَانُوا بَنِي تِسْعَ سِنِينَ بِالصَّوْم مَا اسْتَطَاعُوا مِنْ صِيَامِ الْيَوْم ، فَإِذَا غَلَبَهُمُ الْعَطَشُ أَفْطَرُوا.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْن يَسَارٍ قَالَ:
كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام يَأْمُرُ الصِّبْيَانَ يَجْمَعُونَ بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ وَيَقُولُ: هُوَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ يَنَامُوا عَنْهَا.
3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الصَّبْيَانِ إِذَا صَفُوا فِي الصَّلاةِ الْمَكْتُوبَةِ.
قَالَ: لَا تُؤَخِّرُوهُمْ عَنِ الصَّلَاةِ الْمَكْتُوبَةِ وَ فَرَّقُوا بَيْنَهُمْ.
ما کودکان خود را در سن پنج سالگی به نماز فرا می خوانیم و شما کودکان خود را در هفت سالگی به نماز دستور دهید.
هم چنین ما کودکان خود را در هفت سالگی به گرفتن روزه امر می کنیم، همان مقداری که از یک روز می توانند روزه بگیرند، هر چند تا نصف روز یا بیشتر از آن و یا کمتر از آن باشد، و وقتی تشنگی بر آنان غلبه کرد، افطار کنند، تا به گرفتن روزه عادت کنند و توان گرفتن آن را بیابند. شما نیز فرزندان خود را هنگامی که نُه ساله شدند به گرفتن روزه و ادارید هر قدر از روزه را که می توانند، روزه بگیرند، و وقتی تشنگی بر آنان غلبه کرد، روزۀ خود را افطار نمایند.
2 - فضیل بن یسار گوید: علی بن الحسين صلوات الله عليهما به کودکان امر می کرد تا بین نماز مغرب و عشا را جمع کنند و می فرمود: این جمع، بهتر از آن است که بخوابند و نماز خود را نخوانند.
3 - جابر گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ کودکان آنگاه که در صف نماز جماعت می ایستند، سؤال کردم.
فرمود: آن ها را از نماز جماعت به صورت فریضه بازندارید، امّا در میان آنان فاصله قراردهید.
ص: 330
(64) بَابُ صَلَاةِ الشَّيْخ الْكَبِيرِ وَالْمَرِيضِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: أَ تُصَلَّى النَّوَافِلَ وَأَنْتَ قَاعِدٌ؟
فَقالَ: مَا أُصَلِّيهَا إِلَّا وَأَنَا قَاعِدٌ مُنْذُ حَمَلْتُ هَذَا اللحْمَ وَبَلَغْتُ هَذَا السِّنَّ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: إِنَّا نَتَحَدَّثُ نَقُولُ مَنْ صَلَّى وَهُوَ جَالِسٌ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ كَانَتْ صَلَاتُهُ رَكْعَتَيْنِ بِرَكْعَةٍ وَ سَجْدَتَيْنِ بِسَجْدَةٍ.
فَقالَ: لَيْسَ هُوَ هَكَذَا، هِيَ تَامَّةٌ لَكُمْ.
بخش شصت و چهارم: چگونگی نماز پیران و بیماران
1 - سدیر گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: آیا نمازهای نافله را در حال نشسته می توان خواند:
فرمود: از زمانی که فربه شده و به این سنّ رسیده ام، نمازهای نافله ها نشسته می خوانم.
2 - ابو بصیر گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: ما با یکدیگر گفت و گوی می کنیم و می گوییم: هر که بدون علّت، نشسته نماز خواند، هر دو رکعت نماز او یک رکعت و هر دو سجده او یک سجده به شمار می آید.
فرمود: چنین نیست، بلکه برای شما به صورت کامل محسوب می شود.
ص: 331
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مَا حَدُّ الْمَرِيضِ الَّذِي يُصَلِّى قَاعِداً؟
فَقالَ: إِنَّ الرَّجُلَ لَيُوعَكَ وَ يَحْرَجُ ، وَ لَكِنَّهُ هُوَ أَعْلَمُ بِنَفْسِهِ، وَ لَكِنْ إِذَا قَوِيَ فَلْيَقُمْ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل وَ الْمَرْأَةِ يَذْهَبُ بَصَرُهُ فَيَأْتِيهِ الْأَطِبَّاءُ فَيَقُولُونَ: نُدَاوِيكَ شَهْراً أَوْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً مُسْتَلْقِياً كَذَلِكَ يُصَلِّي.
فَرَخَّصَ فِي ذَلِكَ وَ قَالَ: (فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغ وَ لا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ.)
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرِيضِ إِذَا لَمْ يَسْتَطِعِ الْقِيَامَ وَ السُّجُودَ.
قَالَ: يُومِنُ بِرَأْسِهِ إِيمَاءً، وَأَنْ يَضَعَ جَبْهَتُهُ عَلَى الْأَرْضِ أَحَبُّ إِلَيَّ.
3 - جميل بن درّاج گوید: از امام صادق سؤال کردند: بیمار چند وقت می تواند نمازش را نشسته بخواند؟
فرمود: گاهی انسان اندک تبی می کند و احساس ناراحتی می نماید، ولی بیمار به حال خود داناتر است و اگر در اثنای نماز، نیرویی پیدا کرد، باید بر خیزد.
4 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مرد و زنی که بینایی چشم هایشان دچار مشکل شده و پزشکان می گویند: ما تو را درمان می کنیم، ولی باید یک ماه یا چهل شبانه روز بر پشت بخوابی. آیا این شخص می تواند همان طور که بر پشت خوابیده، نماز بخواند؟
امام علیه السَّلام رخصت داد و این آیه را تلاوت فرمود: «هر که ناگزیر شود، در حالی که ستمگر و تجاوز کننده نباشد، گناهی بر او نیست.»
5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام این در مورد بیماری که توانایی ایستادن و سجده کردن را ندارد، سؤال کردم.
فرمود: باید با سر خود اشاره کند و اگر پیشانی خود را بر زمین بگذارد، نزد من بهتر است.
ص: 332
6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ رَفَعَهُ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: الْمَرِيضُ يُومِنُ إِيمَاءً.
7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلام عَن الْمَبْطُون
فَقَالَ: يَبْنِي عَلَى صَلَاتِهِ.
8 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ الرَّجُلُ يُصَلِّي وَ هُوَ قَاعِدٌ فَيَقْرَأُ السُّورَةَ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَخْتِمَهَا قَامَ فَرَكَعَ بِآخِرِهَا.
قَالَ: صَلَاتُهُ صَلاةُ الْقَائِم.
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن الْمُغِيرَةِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن مَيْسَرَةَ : أَنَّ سِنَاناً سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَمُدُّ فِي الصَّلاَةِ إِحْدَى رِجْلَيْهِ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُوَ جَالِسٌ.
6 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
بیمار باید به اشاره سجده (یا رکوع) کند.
7 - محمّد مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد شخصی که مبتلا به اسهال است، سؤال کردم.
فرمود: باید نماز خود را ادامه دهد (یعنی در صورتی که در اثنای نماز این علّت بر او غالب شود، وضو می سازد و باز می گردد و نماز را از همان جا که قطع شده ادامه می دهد).
8 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: انسان در حال نشسته نماز می گزارد و سوره ای را می خواند، وقتی می خواهد سوره را تمام کند بر می خیزد و پس از تمام کردن سوره، به رکوع می رود.
فرمود: نماز او، نماز ایستاده است.
9 - معاوية بن ميسره گوید: سنان از امام صادق علیه السَّلام پرسید: شخصی در حال نشسته یکی از دو پایش را در حال نماز در پیش روی خود دراز می کند (آیا ایرادی دارد؟)
ص: 333
قَالَ: لَا بَأْسَ، وَلَا أَرَاهُ إِلَّا قَالَ فِي الْمُعْتَلُ وَ الْمَرِيضِ.
وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: يُصَلِّي مُتَرَبِّعاً وَ مَادًا رِجْلَيْهِ كُلٌّ ذَلِكَ وَاسِعٌ.
10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سُئِلَ عَن الْأَسِيرِ يَأْسِرُهُ الْمُشْرِكُونَ فَتَحْضُرُ الصَّلَاةُ وَ يَمْنَعُهُ الَّذِي أَسَرَهُ مِنْهَا.
قَالَ: يُومِنُ إِيمَاء.
11 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (الَّذِينَ يَذْكُرُونَ الله قياماً وَقُعُوداً وَ عَلى جُنُوبهم).
قَالَ: الصَّحِيحُ يُصَلِّي قَائِماً وَ قُعُوداً، الْمَرِيضُ يُصَلِّي جَالِسًا، (وَ عَلَىٰ جُنُوبِهِمْ) الَّذِي يَكُونُ أَضْعَفَ مِنَ الْمَرِيضِ الَّذِي يُصَلِّي جَالِساً.
12 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
فرمود: اشکالی ندارد. به نظرم این حکم را برای فرد معلول و بیمار فرموده است.
و در حدیث دیگری فرمود: می تواند نماز بخواند در حالی که چهار زانو است و یا دو پای خود را در از کرده است که همۀ این امور جایز است. 10 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیده شد: فردی در دست مشرکان اسیر است و وقت نماز فرا می رسد و مشرکان از خواندن نماز جلوگیری می کنند (چه وظیفه ای دارد؟)
فرمود: با اشاره نماز بگزارد.
11 - ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ گفتار خدای عزَّوجل که می فرماید: «کسانی که خدا را در حال ایستاده، نشسته و بر پهلوهایشان یاد می کنند» فرمود:
شخص سالم باید ایستاده و نشسته نماز بخواند، و شخص بیمار، باید نشسته نماز بخواند و کسانی که خداوند دربارۀ آنان فرموده «و بر پهلوهایشان» کسی است که از بیماری که نشسته نماز می گزارد، ناتوان تر است (و بر پهلو نماز می خواند).
12 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 334
يُصَلِّي المَرِيضُ قَاعِداً فَإِنْ لَمْ يَقْدِرُ صَلَّى مُسْتَلْقِياً يُكَبِّرُ ثُمَّ يَقْرَأُ فَإِذَا أَرَادَ الرُّكُوعَ غَمَّضَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ سَبْحَ ثُمَّ يَفْتَحُ عَيْنَيْهِ فَيَكُونُ فَتْحُ عَيْنَيْهِ رَفْعَ رَأْسِهِ مِنَ الرُّكُوعِ، فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَسْجُدَ غَمَّضَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ سَبَّحَ، فَإِذَا سَبَّحَ فَتَحَ عَيْنَيْهِ فَيَكُونُ فَتْحُ عَيْنَيْهِ رَفْعَ رَأْسِهِ مِنَ السُّجُودِ ثُمَّ يَتَشَهَدُ وَ يَنْصَرِفُ.
13 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَن الْمَرِيضِ أَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَقُومَ عَلَى فِرَاشِهِ وَ يَسْجُدَ عَلَى الْأَرْضِ؟
قَالَ: فَقَالَ: إِذَا كَانَ الْفِرَاشُ غَلِيظاً قَدْرَ آجُرَّةٍ أَوْ أَقَلَّ اسْتَقَامَ لَهُ أَنْ يَقُومَ عَلَيْهِ وَ يَسْجُدَ عَلَى الْأَرْضِ ، وَ إِنْ كَانَ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَلَا.
بیمار باید نشسته نماز بخواند، و اگر نتواند، دراز کشیده، نماز بخواند. به این شکل که تكبير الاحرام را بگوید، آن گاه به قرائت بپردازد، و هنگام رکوع چشمانش را بر هم گذاشته، آن گاه تسبیح رکوع را بگوید، و چون تسبیح گفت، چشم هایش را بگشاید. در این حال، گشودن چشمان به منزلۀ سر برداشتن از رکوع است، و چون می خواهد سجده کند، چشمانش را بر هم نهد و بعد تسبیح سجده را بگوید، و وقتی تسبیح گفت، چشم ها را بگشاید. در این صورت باز کردن چشمانش، به منزلۀ سر برداشتن از سجود است. آن گاه تشهّد می گوید و نمازش را تمام می کند.
13 - مصدّق بن صدقه گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: آیا بیمار می تواند در رختخواب خود برخیزد و بر زمین سجده نماید؟ فرمود: چنانچه ضخامت رختخواب به اندازۀ یک آجر یا کمتر باشد، ایرادی ندارد که بر آن برخیزد و بر زمین سجده کند، ولی اگر بیشتر از آن باشد، جایز نیست.
ص: 335
(65) بَابُ صَلَاةِ الْمُغْمَى عَلَيْهِ وَ الْمَرِيضِ الَّذِي تَفُوتُهُ الصَّلَاةُ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ مُرَازِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْمَرِيض لَا يَقْدِرُ عَلَى الصَّلاَةِ.
قَالَ: فَقَالَ: كُلُّ مَا غَلَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ فَاللَّهُ أَوْلَى بِالْعُذْرِ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونِ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْمَرِيضِ يَقْضِي الصَّلاةَ إِذَا أُغْمِيَ عَلَيْهِ.
فَقالَ: لَا.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْخَزَّازِ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أُغْمِيَ عَلَيْهِ أَيَّاماً لَمْ يُصَلِّ ثُمَّ أَفَاقَ أَيُصَلِّى مَا فَاتَهُ؟
قَالَ: لَا شَيْءٌ عَلَيْهِ.
بخش شصت و پنجم: حکم نماز شخص بی هوش و بیماری که نماز او فوت می شود
1 - مرازم گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد بیماری که توانایی نماز خواندن را ندارد سؤال کردم.
فرمود: هر فردی که خداوند حال او را به گونه ای می کند که دیگر نمی تواند نماز بخواند، خود از هر کس بهتر می داند که او معذور بوده و گناهی نداشته است.
2 - معمر بن عمر گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: آیا بیمار بی هوش باید نمازهایش را قضا کند؟
فرمود: نه.
3 - ابراهيم خزّاز گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که چند روز است بی هوش شده، اینک به هوش آمده است، آیا باید نمازهایش را قضا کند؟
فرمود: نه، چیزی بر عهدۀ او نیست.
ص: 336
4 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِنَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَن الْمَرِيضِ يُغْمَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُفِيقُ كَيْفَ يَقْضِي صَلَاتَهُ؟
قَالَ: يَقْضِى الصَّلاَةَ الَّتِى أَدْرَكَ وَقْتَهَا.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ مَرِضَ فَتَرَكَ النَّافِلَةَ.
فَقالَ: يَا مُحَمَّدً! لَيْسَتْ بِفَرِيضَةٍ إِنْ قَضَاهَا فَهُوَ خَيْرٌ يَفْعَلُهُ، وَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَلاَ شَيْءٍ عَلَيْهِ.
6 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ اجْتَمَعَ عَلَيْهِ صَلَاةُ السَّنَةِ مِنْ مَرَضٌ.
قَالَ: لَا يَقْضِي.
4 - ابو بصیر گوید: از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) سؤال کردم: بیماری که بی هوش می شود، سپس به هوش می آید، نماز خود را باید چگونه قضا کند؟
فرمود: باید نمازی را که وقتش را درک کرده است (یعنی در وقت آن به هوش آمده است) قضا کند.
5 - محمّد بن مسلم گوید: به آن حضرت علیه السَّلام عرض کردم: شخصی بیمار شده و نافله اش را ترک کرده، حکمش چیست؟
فرمود: ای محمّد! نافله، واجب نیست. اگر آن را قضا کند، کار نیکی است که انجام داده، و اگر قضا نکند بر او چیزی نیست.
6 - عیص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: شخصی که نماز سال بسیاری به خاطر بیماری از او فوت شده است (چه وظیفه ای دارد؟)
فرمود: قضای آن ها لازم نیست.
ص: 337
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي الْمُغْمَى عَلَيْهِ قَالَ:
مَا غَلَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ فَاللَّهُ أَوْلَى بِالْعُذْرِ.
(66) بَابُ فَضْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ لَيْلَتِهِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلام يَقُولُ:
مَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ بِيَوْمِ أَفْضَلَ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ.
2 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
7 - حفص بن بختری گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که حضرتش دربارۀ شخصی که در حالت بیهوشی به سر برده فرمود:
هر فردی که خداوند حال او را به گونه ای می کند که دیگر نمی تواند نماز بخواند، خداوند بهتر می داند که او معذور بوده و گناهی نداشته است.
بخش شصت و ششم: فضیلت روز و شب جمعه
1 - ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: آفتاب در هیچ روزی طلوع نکرده است که بهتر از روز جمعه باشد.
2 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر فرمود:
ص: 338
إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ نَزَلَ الْمَلاَئِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ مَعَهُمْ قَرَاطِيسُ مِنْ فِضَّةٍ وَأَقْلَامٌ مِنْ ذَهَبٍ فَيَجْلِسُونَ عَلَى أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ عَلَى كَرَاسِيَّ مِنْ نُورٍ فَيَكْتُبُونَ النَّاسَ عَلَى مَنَازِلِهِمُ الْأَوَّلَ وَالثَّانِيَ حَتَّى يَخْرُجَ الْإِمَامُ، فَإِذَا خَرَجَ الْإِمَامُ طَوَوْا صُحُفَهُمْ وَ لَا يَهْبِطُونَ فِي شَيْءٍ مِنَ الْأَيَّامِ إِلَّا فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ يَعْنِي الْمَلائِكَةَ الْمُقَرَّبِينَ.
3 - أَحْمَدُ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يَسْتَحِبُّ إِذَا دَخَلَ وَإِذَا خَرَجَ فِي الشَّتَاءِ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ فِي لَيْلَة الجُمُعَة.
وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ اللَّهَ اخْتَارَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ شَيْئًا، فَاخْتَارَ مِنَ الْأَيَّامِ يَوْمَ الجُمُعَة.
4 - وَ عَنْهُ عَنِ النَّضْرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
چون روز جمعه فرا رسد، فرشتگان مقرّب الهی به زمین فرود می آیند و همراه خود صحیفه های سیمین و زرّین می آورند و کنار در مسجد بر روی تخت هایی از نور می نشینند و نام مردم را بر اساس رتبه های آنان از اوّل، دوم و... به ترتیب می نویسند تا زمانی که امام جمعه نماز را به پایان رسانده و از مسجد خارج شود، و چون امام خارج شود، صحیفه های خود را می پیچند. اینان در هیچ روزی دیگر در ایّام هفته فرود نمی آیند مگر در روز جمعه .
3 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله چون اوایل زمستان هنگام شروع سرما داخل خانه می شد و در زمستان هنگام شروع گرما از خانه بیرون می آمد، دوست می داشت که این نقل مکان در شب جمعه باشد.
و امام صادق علیه السَّلام فرمود: همانا خداوند از هر چیز، چیزی را برگزید و از روزها، روز جمعه را برگزید.
4 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 339
السَّاعَةُ الَّتِي يُسْتَجَابُ فِيهَا الدُّعَاءُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ : مَا بَيْنَ فَرَاغِ الْإِمَامِ مِنَ الْخُطْبَةِ إِلَى أَنْ يَسْتَوِيَ النَّاسُ فِي الصُّفُوفِ، وَ سَاعَةً أُخْرَى مِنْ آخِرِ النَّهَارِ إِلَى غُرُوبِ الشَّمْسِ.
5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.
إِنَّ يَوْمَ الْجُمُعَةِ سَيْدُ الأَيَّامِ يُضَاعِفُ اللهَ فِيهِ الْحَسَنَاتِ وَ يَمْحُو فِيهِ السَّيِّئَاتِ وَ يَرْفَعُ فِيهِ الدَّرَجَاتِ، وَ يَسْتَجِيبُ فِيهِ الدَّعَوَاتِ، وَيَكْشِفُ فِيهِ الْكُرْبَاتِ، وَ يَقْضِى فِيهِ الْحَوَائِجَ الْعِظَامَ، وَهُوَ يَوْمُ الْمَزِيدِ لِلَّهِ فِيهِ عُتَقَاءُ وَ طُلَقَاءُ مِنَ النَّارِ مَا دَعَا بِهِ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ، وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّهُ وَ حُرْمَتَهُ إِلَّا كَانَ حَقًّا عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَجْعَلَهُ مِنْ عُتَقَائِهِ وَ طُلَقَائِهِ مِنَ النَّارِ، فَإِنْ مَاتَ فِي يَوْمِهِ وَ لَيْلَتِهِ مَاتَ شَهِيداً وَبُعِثَ آمِناً، وَ مَا اسْتَخَفْ أَحَدٌ بِحُرْمَتِهِ وَضَيَّعَ حَقَّهُ إِلَّا كَانَ حَقًّا عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُصْلِيَهُ نَارَ جَهَنَّمَ إِلَّا أَنْ يَتُوبَ.
ساعتی که در روز جمعه دعا در آن مستجاب می شود (دو ساعت است): یکی زمان پایان خطبه توسط امام جمعه تا وقتی که مردم در صفهای نماز بایستند و ساعت دیگر از آخر روز تا هنگام غروب آفتاب است.
5 - ابن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده است:
همانا روز جمعه، سَروَر روزهاست که خداوند در این روز، به پاداش اعمال بندگان می افزاید، گناهان را محو می کند، درجات را بالا می برد، دعاها را مستجاب می کند، اندوه ها را برطرف می سازد و حاجت های بزرگ را بر می آورد. این روز، روزی است که خداوند بر آزادگان و رهاشدگان از آتش دوزخ می افزاید. و هر فردی که در این روز با شناخت حقّ و حرمت دعا خدا، را فراخواند بر خداوند لازم است که او را از آزادگان و رها شدگان از آتش دوزخ قرار دهد، و اگر در روز و شب جمعه بمیرد، شهید مرده است و در روز رستاخیز از عذاب دوزخ ایمن محشور خواهد شد ، و هر که حرمت آن را سبک شمارد و حقوق آن را ضایع کند بر خداوند عَزَّوَجَل لازم است که او را در آتش اندازد، مگر آن که توبه کند.
ص: 340
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
إنَّ الجُمُعَةِ حَقّاً وَ حُرْمَةً فَإِيَّاكَ أَنْ تُضَيْعَ أَوْ تُقَصَّرَ فِي شَيْءٍ مِنْ عِبَادَةِ اللهِ، وَالتَّقَرُّبِ إِلَيْهِ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ وَ تَرْكِ الْمَحَارِمِ كُلِّهَا، فَإِنَّ اللَّهَ يُضَاعِفُ فِيهِ الْحَسَنَاتِ وَ يَمْحُو فِيهِ السَّيِّئَاتِ وَ يَرْفَعُ فِيهِ الدَّرَجَاتِ.
قَالَ: وَ ذَكَرَ أَنَّ يَوْمَهُ مِثْلُ لَيْلَتِهِ، فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُحْيها بالصَّلاَةِ وَالدُّعَاءِ فَافْعَلْ، فَإِنَّ رَبَّكَ يَنْزِلُ فِى أَوَّلِ لَيْلَةِ الجُمُعَةِ إلَى سَمَاءِ الدُّنْيَا فَيُضَاعِفُ فِيهِ الْحَسَنَات، وَيَمْحُو فيه السَّيِّئَاتِ، وَ إِنَّ اللهَ وَاسِعٌ كَريمٌ.
- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ لَهُ رَجُلٌ : كَيْفَ سُمِّيَتِ الجُمُعَةُ؟
6 - ابان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
همانا برای جمعه، حق و حرمتی است. پس، بر حذر باش از این که آن را ضایع کنی، یا در چیزی از عبادت خداوند و تقرّب و نزدیکی به او با عمل صالح و ترک همۀ گناهان کوتاهی کنی؛ زیرا خداوند در این روز، به پاداش اعمال می افزاید، گناهان را محو و نابود می کند و درجات را بالا می برد.
راوی گوید: هم چنین حضرتش یادآوری فرمود: فضیلت روز جمعه، به سان شب آن است و اگر بتوانی شب آن را با نماز و دعا زنده داری، چنین کن؛ زیرا که مشیت خداوندی در اوّل شب جمعه به آسمان دنیا فرود می آید و به پاداش اعمال را می افزاید، گناهان را در آن محو و نابود می سازد و به راستی خداوند عطا کنندۀ فراگیر کریم است.
7- ابو حمزه گوید: شخصی به امام باقر علیه السَّلام عرض کرد: چگونه این روز، جمعه نامیده شد؟
ص: 341
قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَمَعَ فِيهَا خَلْقَهُ لِوَلَايَةِ مُحَمَّدٍ وَ وَصِيَّهِ فِي الْمِيثَاقِ، فَسَمَّاهُ يَوْمَ الجُمُعَةِ، لِجَمْعِهِ فِيهِ خَلْقَهُ.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: سُئِلَ عَنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ لَيْلَتِهَا.
فَقالَ: لَيْلَتُهَا غَرَّاءُ، وَ يَوْمُهَا يَوْمٌ زَاهِرٌ ، وَ لَيْسَ عَلَى الْأَرْضِ يَوْمٌ تَغْرُبُ فِيهِ الشَّمْسُ أَكْثَرَ مُعَافًى مِنَ النَّارِ مِنْهُ، مَنْ مَاتَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَارفاً بحَقِّ أَهْل هَذَا الْبَيْتِ كَتَبَ اللهُ لَهُ بَرَاءَةٌ مِنَ النَّارِ، وَ بَرَاءَةً مِنَ الْعَذَابِ، وَ مَنْ مَاتَ لَيْلَةَ الجُمُعَةِ أُعْتَقَ مِنَ النَّارِ.
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
فَضَّلَ اللهُ الْجُمُعَةَ عَلَى غَيْرِهَا مِنَ الْأَيَّامِ ، وَ إِنَّ الْجِنَانَ لَتُرَخْرَفُ وَ تُزَيَّنُ يَوْمَ الجُمُعَةِ لِمَنْ أَتَاهَا، وَإِنَّكُمْ تَتَسَابَقُونَ إِلَى الْجَنَّةِ عَلَى قَدْرِ سَبْقِكُمْ إِلَى الْجُمُعَةِ، وَإِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ لَتُفَتَّحُ لِصُعُودِ أَعْمَالِ الْعِبَادِ.
فرمود: همانا خداوند عزَّوَجَل در روز پیمان همۀ مخلوقات را برای تصدیق ولایت حضرت محمد صلَّی اللهُ علیه وآله و وصی بزرگوارش صلوات الله علیه جمع کرد، و به خاطر همین جمع کردن مخلوقات در آن روز، آن را جمعه نامید.
8 - جابر گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ روز جمعه و شب آن سؤال کردند؟
فرمود: شب جمعه، شبی است نورانی و روز جمعه، روزی درخشان است و بر روی زمین، روزی نیست که آفتاب در آن غروب کند و بیش از جمعه انسان ها از آتش بخشوده شوند، و هر کس در روز جمعه وفات یابد در حالی که حقّ این اهل بیت اسلام علیهم السَّلام را بشناسد، خداوند برایش برائت از دوزخ خواهد نوشت، و هر کس در شب جمعه بمیرد، از آتش دوزخ آزاد خواهد شد.
9 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
خداوند روز جمعه را بر روزهای دیگر فضیلت و برتری بخشید، همانا بهشت در روز جمعه برای کسی که به نماز جمعه می آید، زینت و آراسته می شود، و شما به هر اندازه ای که برای نماز جمعه از یکدیگر پیشی می گیرید، همان اندازه در رسیدن به بهشت پیشی خواهید گرفت، و (در آن روز) درهای آسمان برای بالا رفتن اعمال بندگان گشوده می شود.
ص: 342
10 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللهِ).
قَالَ: اعْمَلُوا وَ عَجِّلُوا، فَإِنَّهُ يَوْمٌ مُضَيَّقٌ عَلَى الْمُسْلِمِينَ فِيهِ، وَ ثَوَابُ أَعْمَالِ الْمُسْلِمِينَ فِيهِ عَلَى قَدْرِ مَا ضُيِّقَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَسَنَةُ وَالسَّيِّئَةُ تُضَاعَفُ فِيهِ.
قَالَ: وَ قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام: و اللهِ! لَقَدْ بَلَغَنِى أَنَّ أَصْحَابَ النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله كَانُوا يَتَجَهَّرُونَ لِلْجُمُعَةِ يَوْمَ الْخَمِيسِ ، لأَنَّهُ يَوْمٌ مُضَيَّقٌ عَلَى الْمُسْلِمِينَ.
11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام- أَوْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام - قَالَ:
اللا مَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ بِيَوْمِ أَفْضَلَ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ، وَإِنَّ كَلَامَ الطَّيْرِ فِيهِ إِذَا الْتَقَى بَعْضُهَا بَعْضاً: سَلاَمٌ سَلامٌ، يَوْمٌ صَالِحٌ.
10 - جابر بن یزید گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند که می فرماید: «بشتابید به سوی ذکر خدا» پرسیدم. فرمود:
عمل کنید و شتاب نمایید؛ زیرا جمعه، روزی است که مسلمانان تنگ گرفته شده است، و پاداش اعمال مسلمانان در روز جمعه به اندازه ای که برایشان تنگ گرفته شده است، و پاداش کار خوب و بد در این روز چند برابر محسوب می شود.
راوی گوید: هم چنین حضرتش فرمود: به خدا سوگند! به من خبر رسیده که اصحاب پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله از روز پنجشنبه برای جمعه مهیّا می شدند؛ زیرا جمعه، روزی است که بر مسلمانان تنگ گرفته می شود.
11 - راوی گوید: امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام فرمود:
آفتاب در هیچ روزی طلوع نکرده است که بهتر از روز جمعه باشد.
همانا سخن پرندگان در این روز به هنگام دیدار با یکدیگر «سلام بر شما باد، سلام بر شما باد» است که روزی نیک است.
ص: 343
12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: السَّاعَةُ الَّتِي فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ الَّتِي لَا يَدْعُو فِيهَا مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ.
قَالَ: نَعَمْ، إِذَا خَرَجَ الْإِمَامُ.
قُلْتُ: إِنَّ الْإِمَامَ يُعَجِّلُ وَ يُؤَخِّرُ.
قَالَ: إذَا زَاغَتِ الشَّمْسُ.
13 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ عُمَرَ بْن يَزِيدَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
يَا عُمَرُ! إِنَّهُ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَلَائِكَةٌ بِعَدَدِ الذَّرِّ فِي أَيْدِيهِمْ أَقْلَامُ الذَّهَبِ وَ قَرَاطِيسُ الْفِضَّةِ لَا تَكْتُبُونَ إِلَى لَيْلَةِ السَّبْتِ إِلَّا الصَّلاةَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السَّلام فَأَكْثِرْ مِنْهَا.
وَ قَالَ: يَا عُمَرً! إِنَّ مِنَ السُّنَّةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ فِي كُلِّ يَوْم جُمُعَةٍ أَلْفَ مَرَّةٍ وَ فِي سَائِرِ الْأَيَّامِ مِائَةَ مَرَّةٍ.
12 - معاوية بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: آیا ساعتی در روز جمعه هست که مؤمن دعا نکند مگر آن که دعای او مستجاب شود؟
فرمود: آری، آن گاه که امام جمعه (از خانۀ خود به سوی مسجد) خارج می شود.
عرض کردم: امام جمعه گاهی زود و گاهی دیر خارج می شود.
فرمود: وقتی که ظهر شود.
13 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:
ای عمر! آن گاه که روز جمعه فرا رسد ، فرشتگان به شمار مورچگان از آسمان فرود می آیند و در دست های آنان قلمهای زرّین و کاغذهای سیمین است و تا شب شنبه چیزی جز صلوات بر محمّد و آل محمد - صلى الله علیه و علیهم - نمی نویسند. پس بسیار صلوات بفرست.
هم چنین فرمودا ی عمر! سنّت است که در روز جمعه بر محمّد و خاندان او هزار بار و در روزهای دیگر صد بار صلوات بفرستی
ص: 344
14 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَخِيهِ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: بَلَغَنِي أَنَّ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَقْصَرُ الْأَيَّام.
قَالَ: كَذَلِكَ هُوَ.
قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! كَيْفَ ذَاكَ؟
قَالَ: إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَجْمَعُ أَرْوَاحَ الْمُشْرِكِينَ تَحْتَ عَيْنِ الشَّمْسِ، فَإِذَا رَكَدَتِ الشَّمْسُ عَذَّبَ اللهُ أَرْوَاحَ الْمُشْرِكِينَ بِرُكُودِ الشَّمْسِ سَاعَةً، فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الجُمُعَةِ لَا يَكُونُ لِلشَّمْسِ رُكُودٌ رَفَعَ اللهُ عَنْهُمُ الْعَذَابَ لِفَضْلِ يَوْمٍ الْجُمُعَةِ، فَلاَ يَكُونُ لِلشَّمْسِ رُكُودُ.
(67) بَابُ التَّزَيُّن يَوْمَ الْجُمُعَةِ
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ هِشَامٍ ابْنِ الْحَكَم قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
14 - محمّد بن اسماعیل بن بزيع گوید: به امام رضا علیه السَّلام عرض کردم: به من رسیده است که روز جمعه، کوتاهترین روزهاست.
فرمود: همین طور است.
عرض کردم: قربانت گردم! چگونه؟
فرمود: خداوند تبارک و تعالی تمام ارواح شرک ورزان را در زیر چشمهٔ آفتاب می کند، هنگامی که آفتاب به نصف النهار برسد، به درنگ کردن آفتاب یک ساعت آن ارواح را عذاب می نماید، و چون روز جمعه شود، برای آفتاب درنگی نخواهد بود و به سبب فضیلت روز جمعه، عذاب را از آنان بر طرف می سازد، پس در این روز، برای آفتاب درنگی نخواهد بود.
بخش شصت و هفتم: آراستن در روز جمعه
1 - هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 345
لِيَتَزَيَّنْ أَحَدُكُمْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ يَغْتَسِلُ وَيَتَطَيَّبُ وَ يُسَرِّحُ لِحْيَتَهُ وَ يَلْبَسُ أَنْظَفَ ثِيَابِهِ وَلْيَتَهَيَّأ للجُمُعَةِ، وَ لْيَكُنْ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ السَّكِينَةُ وَ الْوَقَارُ، وَ لْيُحْسِنُ عِبَادَةَ رَبِّهِ، وَ لْيَفْعَلِ الْخَيْرَ مَا اسْتَطَاعَ فَإِنَّ اللهَ يَطَّلِعُ عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ لِيُضَاعِفَ الْحَسَنَاتِ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ عُمَرَ الْجُرْجَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
مَنْ أَخَذَ مِنْ شَارِبِهِ وَ قَلَّمَ مِنْ أَظْفَارِهِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ. ثُمَّ قَالَ: «بِسْمِ اللهِ عَلَى سُنَّةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ وَ كُلِّ فَلامَةٍ عِتْقَ رَقَبَةٍ، وَ لَمْ يَمْرَضٌ مَرَضاً يُصِيبُهُ إِلَّا مَرَضَ الْمَوْتِ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
هر کدام از شما بایستی در روز جمعه خود را بیاراید، غسل جمعه کند، بوی خوش استعمال نماید و محاسن را شانه زند، پاکیزه ترین لباس های خود را بر تن نماید و با چنین آراستگی خود را برای برگزاری نماز جمعه آماده سازد. باید در آن روز آرامش و متانت بر حرکات او، و اطمینان خاطر سکون بر اندیشه و روانش حکم فرما باشد و عبادت پرورودگارش را نیکو به جای آورد و تا آن جا که در توان دارد، اعمال خیر انجام دهد، چرا که خداوند نظر (لطف) خویش را بر زمینیان می افکند تا حسنات را دو چندان سازد.
2 - محمد بن علاء گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هر که در هر جمعه سبیل خویش را کوتاه کند و ناخن های خود را برگیرد، سپس بگوید: «بسم الله على سنّة محمّد و آل محمّد» خداوند به تعداد موها و ریزه های ناخن، برای او پاداش رهایی بنده را بنویسد و به هیچ بیماری، جز آن بیماری در آن از دنیا برود، مبتلا نمی شود.
3 - منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 346
الْغُسْلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فِي الْحَضَرِ، وَ عَلَى الرِّجَالِ فِي السَّفَرِ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْن عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:
لَا تَدَعَ الْغُسْلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، فَإِنَّهُ سُنَّةٌ وَ شَمَّ الطَّيبَ، وَ الْبَسْ صَالِحَ ثِيَابِكَ، وَلْيَكُنْ فَرَاغُكَ مِنَ الْغُسْلِ قَبْلَ الزَّوَالِ، فَإِذَا زَالَتْ فَقُمْ وَ عَلَيْكَ السَّكِينَةَ وَ الْوَقَارَ.
وَ قَالَ: الْغُسْلُ وَاجِبٌ يَوْمَ الْجُمُعَةِ.
5 - عَلِيٌّ عَنْ أَخِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ طَلْحَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
أَخْذُ الشَّارِبِ وَ الْأَطْفَارِ وَ غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخَطْمِي يَوْمَ الجُمُعَةِ يَنْفِي الْفَقْرَ وَيَزِيدُ فِي الرِّزْقِ.
غسل روز جمعه بر مردان و زنان در حضر و در سفر فقط بر مردان واجب است.
4 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
غسل روز جمعه را ترک مکن؛ زیرا سنّت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله است. در آن روز بوی خوش استشمام کن و بهترین لباس هایت را بپوش. بایستی پیش از ظهر غسل را به پایان برسانی، و چون ظهر فرا رسید (برای رفتن به نماز جمعه) برخیز و با آرامش، وقار و بردباری حرکت کن.
هم چنین فرمود: غسل روز جمعه واجب است.
5 - محمّد بن طلحه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
کوتاه کردن شارب و ناخن ها و شستن سر با (برگ یا گل) خطمی در روز جمعه، فقر و ناداری را برطرف و روزی را زیادی می نماید.
ص: 347
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ أَخَذَ مِنْ شَارِبِهِ وَ قَلَّمَ مِنْ أَظْفَارِهِ وَ غَسَلَ رَأْسَهُ بِالْخِطْمِي يَوْمَ الْجُمُعَةِ كَانَ كَمَنْ أَعْتَقَ نَسَمَةٌ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
أَخْذُ الشَّارِبِ وَالْأَطْفَارِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ.
8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ قَالَا: قُلْنَا لَهُ: أَ يُجْزِئُ إِذَا اغْتَسَلْتُ بَعْدَ الْفَجْرِ الجُمُعَةِ؟
قَالَ: نَعَمْ.
9 - حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
6 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس در روز جمعه شارب خود را کوتاه کند و ناخن های خود را برگیرد و سر خود را با خطمی شست و شو دهد، همانند کسی است که بنده آزاد کند.
7 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
کوتاه کردن شارب و ناخن ها از جمعه تا جمعه دیگر موجب ایمنی از بیماری جذام می شود.
8 - زراره و فضیل گویند به امام علیه السَّلام عرض کردیم: هر گاه بعد از طلوع فجر غسل کنم، آیا برای جمعه کفایت می کند؟
فرمود: آری.
9 - یکی از اصحاب ما گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 348
لَا بُدَّ مِنْ غُسْل يَوْم الْجُمُعَةِ فِي الْحَضَرِ وَ السَّفَرِ، فَمَنْ نَسِيَ فَلْيُعِدْ مِنَ الْغَدِ.
وَ رُوِيَ: فِيهِ رُخْصَةٌ لِلْعَلِيل.
10 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخَطْمِي فِي كُلِّ جُمُعَةٍ أَمَانٌ مِنَ الْبَرَصِ وَ الْجُنُونِ.
(68) بَابُ وُجُوبِ الْجُمُعَةِ وَ عَلَى كَمْ تَجِبُ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
غسل روز جمعه در سفر و حضر ضروری است، هر که فراموش کرد باید فردایش اعاده کند.
روایت شده است: برای بیمار از این غسل رخصتی داده شده است.
10 - ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
شستن سر با (برگ یا گل) خطمی موجب ایمنی از پیسی و دیوانگی است.
بخش شصت و هشتم: وجوب نماز جمعه و این که با چند نفر نماز جمعه واجب می شود؟
1 - ابو بصیر و محمّد بن مسلم گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 349
إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ فِى كُلِّ سَبْعَةِ أَيَّامٍ خَمْساً وَثَلاثِينَ صَلَاةٌ مِنْهَا صَلَاةٌ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلُّ مُسْلِمٍ أَنْ يَشْهَدَهَا إِلَّا خَمْسَةُ: المَرِيضَ وَ الْمَمْلُوكَ وَ الْمُسَافِرَ وَالْمَرْأَةَ وَالصَّبِيَّ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:
تَجِّبُ الْجُمُعَةُ عَلَى مَنْ كَانَ مِنْهَا عَلَى فَرْسَخَيْنِ.
3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنِ ابْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْجُمُعَةِ .
فَقالَ: تَجِبُ عَلَى مَنْ كَانَ مِنْهَا عَلَى رَأْسِ فَرْسَخَيْنِ، فَإِذَا زَادَ عَلَى ذَلِكَ فَلَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ.
4 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:
همانا خداوند عزَّوجل در هر هفت شبانه روز، سی و پنج نماز، واجب کرده است. از میان آن ها یک نماز است (جمعه) که بر هر مسلمانی واجب است که در هنگام برگزاری آن حضور داشته باشد، مگر پنج نفر (که از آنان ساقط شده است) بیمار، بنده، مسافر، زن و کودک.
2 - ابو بصیر و محمد بن مسلم گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
نماز جمعه بر هر کسی که تا دو فرسخی از محلّ اقامۀ نماز سکونت داشته باشد، واجب است.
3 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ وجوب نماز جمعه سؤال کردم.
فرمود: بر هر کسی که در دو فرسخی از محلّ اقامۀ نماز سکونت داشته باشد، واجب است، و اگر بیشتر از آن باشد، چیزی بر عهدۀ او نیست.
4 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 350
لَا تَكُونُ الْخُطْبَةُ وَالْجُمُعَةُ وَصَلاةُ رَكْعَتَيْنِ عَلَى أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةِ رَهْطِ الْإِمَامِ وَ أَرْبَعَةٍ.
5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ بْن عُثمانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
أدْنَى مَا يُجْزِئُ فِي الْجُمُعَةِ سَبْعَةٌ، أَوْ خَمْسَةٌ أَدْنَاهُ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:
فَرَضَ اللهُ عَلَى النَّاسِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ خَمْساً وَثَلاثِينَ صَلاةٌ مِنْهَا صَلاةٌ وَاحِدَةٌ فَرَضَهَا اللهُ فِي جَمَاعَةٍ وَهِيَ الجُمُعَةُ وَ وَضَعَهَا عَنْ تِسْعَةٍ عَنِ الصَّغِيرِ وَ الْكَبِيرِ وَ الْمَجْنُونِ وَ الْمُسَافِرِ وَ الْعَبْدِ وَ الْمَرْأَةِ وَ الْمَرِيضِ وَ الْأَعْمَى وَ مَنْ كَانَ عَلَى رَأْسِ فَرْسَخَيْنِ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
خطبه نماز جمعه و دو رکعت نماز بر کمتر از پنج نفر صحیح نیست که یکی از آن ها امام و چهار نفر دیگر مأموم باشند.
5 - ابو العباس گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
کمترین تعدادی که در نماز جمعه کفایت می کند، هفت - یا پنج - نفر است که این، کمترین آن است.
6 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
خداوند از هر جمعه تا جمعۀ دیگر، سی و پنج نماز بر مردم واجب فرموده است و از میان نمازها، تنها یک نماز است که خداوند واجب گردانیده که به جماعت برگزار می شود و آن، نماز جمعه است و آن را از نُه گروه ساقط فرموده که عبارتند از: کودک، سالخورده، ،دیوانه، مسافر ،بنده ،زن ،بیمار، نابینا و کسی که در دو فرسخی محل اقامۀ آن باشد.
7 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 351
يَكُونُ بَيْنَ الْجَمَاعَتَيْنِ ثَلَاثَةُ أَمْيَالٍ يَعْنِي لَا يَكُونُ جُمُعَةٌ إِلَّا فِيمَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ ثَلَاثَةِ أَمْيَالٍ وَلَيْسَ تَكُونُ جُمُعَةً إِلَّا بِخُطْبَةٍ .
قَالَ : فَإِذَا كَانَ بَيْنَ الْجَمَاعَتَيْنِ فِي الْجُمُعَةِ ثَلَاثَةُ أَمْيَالٍ، فَلَا بَأْسَ بِأَنْ يُجَمِّعَ هَؤُلَاءِ وَ يُجَمِّعَ هَؤُلَاءِ.
(69) بَابُ وَقْتِ صَلَاةِ الْجُمُعَةِ وَ وَقْتِ صَلَاةِ الْعَصْرِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيَّ وَمُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةً جَمِيعاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
وَقْتُ الظَّهْرِ يَوْمَ الجُمُعَةِ حِينَ تَزُولُ الشَّمْسُ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
میان دو نماز جمعه باید سه میل یک (فرسخ) فاصله باشد، یعنی نماز درست نیست مگر در مسافتی که میان دو نماز، سه میل فاصله باشد، و نماز جمعه جز با خطبه برگزار نمی شود.
حضرتش فرمود: پس بنابر این، اگر در میان دو جماعت در جمعه، سه ميل فاصله باشد، اشکالی ندارد که آن جماعت در نماز جمعۀ خود حضور یابند و جماعت دیگر نیز در نماز جمعۀ خود حاضر شوند.
بخش شصت و نهم: وقت نماز جمعه و وقت نماز عصر در روز جمعه
1 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: وقت ظهر در روز جمعه، هنگام زوال آفتاب است.
2 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 352
إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَابْدَأْ بِالْمَكْتُوبَةِ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السَّمْطِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ وَقْتِ صَلاَةِ العَصْر يَوْمَ الْجُمُعَةِ.
فَقالَ: فِي مِثْلِ وَقْتِ الظُّهْرِ فِي غَيْرِ يَوْمِ فِي غَيْرِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلاةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ .
فَقالَ: نَزَلَ بهَا جَبْرَئِيلُ مُضَيَّقَةً إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَصَلِّهَا.
قَالَ: قُلْتُ: إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ صَلَّيْتُ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ صَلَّيْتُهَا.
فَقالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَمَّا أَنَا إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ لَمْ أَبْدَأُ بِشَيْءٍ قَبْلَ الْمَكْتُوبَةِ.
قَالَ الْقَاسِمُ: وَكَانَ ابْنُ بُكَيْرِ يُصَلِّي الرَّكْعَتَيْنِ وَ هُوَ شَاكٌ فِي الزَّوَالِ، فَإِذَا اسْتَيْقَنَ الزَّوَالَ بَدَأَ بِالْمَكْتُوبَةِ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ.
هرگاه در روز جمعه، زوال آفتاب شد، نماز واجب را آغاز کن.
3 - سفیان بن سمط گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ وقت نماز عصر در روز جمعه سؤال کردم.
فرمود: همانند وقت نماز ظهر در روزهای دیگر است.
4 - محمّد بن ابی عمیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز روز جمعه پرسیدم.
فرمود : جبرئیل علیه السَّلام آن را فرود آورده است در حالی که وقت آن تنگ است، و چون زوال آفتاب شود، آن را به جا آور.
راوی گوید: عرض کردم: چون زوال آفتاب شود، دو رکعت نافله می خوانم، سپس آن را به جا می آورم.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: ولی من به هنگام زوال آفتاب، پیش از نماز واجب چیزی شروع نمی کنم.
قاسم گوید: ابن بکیر چون در زوال آفتاب شکّ داشت، دو رکعت نافله می گزارد و وقتی که در روز جمعه به زوال یقین می کرد، شروع به انجام فریضه می نمود.
ص: 353
(70) بَابُ تَهْيِئَةِ الإِمَام لِلْجُمُعَةِ وَ خُطْبَتِهِ وَالْإِنْصَاتِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَأَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.
يَنْبَغِي لِلإِمَام الَّذِي يَخْطُبُ النَّاسَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَنْ يَلْبَسَ عِمَامَةٌ فِي الشَّتَاءِ وَالصَّيْفِ وَ يَتَرَدَّى بِبُرْدِ يَمَنِي أَوْ عَدَنِي وَ يَخْطُبَ وَهُوَ قَائِمٌ يَحْمَدُ اللهَ وَ يُثْنِي عَلَيْهِ، ثُمَّ يُوصى بتَقْوَى اللهِ وَ يَقْرَأُ سُورَةٌ مِنَ الْقُرْآن صَغِيرَةً ثُمَّ يَجْلِسُ ، ثُمَّ يَقُومُ فَيَحْمَدُ اللَّهَ وَ يُثْنِي عَلَيْهِ وَ يُصَلِّي عَلَى مُحَمَّدٍ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ عَلَى أَئِمَّةِ المُسْلِمِينَ وَيَسْتَغْفِرُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَات.
فَإِذَا فَرَغَ مِنْ هَذَا أَقَامَ الْمُؤَذِّنُ فَصَلَّى بِالنَّاسِ رَكْعَتَيْن يَقْرَأُ فِي الْأُولَى بِسُورَةِ الْجُمُعَةِ، وَ فِي الثَّانِيَةِ بِسُورَةِ الْمُنَافِقِينَ.
بخش هفتادم: مهیا شدن امام جمعه برای نماز جمعه، خطبۀ جمعه و سکوت مردم برای شنیدن آن
1 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
شایسته است امام جمعه به هنگام ایراد خطبه در زمستان و تابستان عمامه بر سر نهد و برد یمنی یا عدنی را ردای خود سازد، و ایستاده خطبه بخواند، خدا را حمد و سپاس گوید و بر او ثنا گوید، سپس مردم را به تقوا و پرهیزگاری سفارش نماید و سورۀ کوچکی از قرآن کریم بخواند، آن گاه بنشیند، سپس بر خیزد و حمد خدا و ثنای او گوید و بر محمّد صلَّی اللهُ علیه وآله و بر پیشوایان مسلمانان درود فرستد و بر زن و مرد مؤمن طلب بخشش و آمرزش کند.
وقتی خطبه به پایان رسید، موذّن اقامه گوید، و امام جمعه با مردم دو رکعت نماز به جا می آورد که در رکعت نخست سورهۀ جمعه و در رکعت دوم سورۀ منافقین را بخواند.
ص: 354
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا خَطَبَ الْإِمَامُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَلاَ يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَتَكَلَّمَ حَتَّى يَفْرُغَ الْإِمَامُ مِنْ خُطْبَتِهِ، وَإِذَا فَرَغَ الْإِمَامُ مِنَ الْخُطْبَتَيْنِ تَكَلَّمَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَنْ تُقَامَ الصَّلاةُ، فَإِنْ سَمِعَ الْقِرَاءَةَ أَوْ لَمْ يَسْمَعْ أَجْزَأَهُ.
3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ خُطْبَةِ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَبْلَ الصَّلَاةِ أَوْ بَعْدُ؟
فَقالَ: قَبْلَ الصَّلاةِ، يَخْطُبُ ثُمَّ يُصَلِّي.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ
قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلاَةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ .
2 - محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
آن گاه که امام جمعه در روز جمعه خطبه می خواند، برای هیچ کس شایسته نیست که سخن بگوید، تا این که خطبۀ امام پایان پذیرد، وقتی دو خطبه پایان یافت، تا زمانی که اقامۀ نماز می شود، می توان سخن گفت و اگر مأموم در حال نماز، قرائت را بشنود یا نشنود، برای نمازگزار کفایت می کند.
3 - ابو مریم گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد خطبه رسول خدا صلَّی البهُ علیه وآله (در نماز جمعه) پرسیدم که آیا پیش از نماز بوده یا بعد آن؟
فرمود: حضرتش پیش از نماز خطبه می خواند، سپس نماز می گزارد.
4 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز روز جمعه سؤال کردم.
ص: 355
فَقالَ: أَمَّا مَعَ الْإِمَامِ فَرَكْعَتَانِ، وَ أَمَّا مَنْ يُصَلِّي وَحْدَهُ فَهِيَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ بِمَنْزِلَةِ الظُّهْرِ يَعْنِي إِذَا كَانَ إِمَامٌ يَخْطُبُ، فَأَمَّا إِذَا لَمْ يَكُنْ إِمَامٌ يَخْطُبُ فَهِيَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ وَإِن صَلَّوْا جَمَاعَةٌ.
ه - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَزَّازِ عَنْ حَفْصِ بْن غِيَاثٍ عَنْ جَعْفَر عَنْ أَبِيهِ علیه السَّلام قَالَ:
الأَذَارُ الثَّالِثُ يَوْمَ الجُمُعَةِ بدعَةٌ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي خُطْبَةِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ:
الْخُطْبَةُ الأُولَى: الْحَمْدُ لِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَ نَسْتَعِينُهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ وَنَسْتَهْدِيهِ وَ نَعُوذُ بِاللهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا مَنْ يَهْدِي اللهُ فَلا مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ.
فرمود: اگر نماز جمعه با امام جمعه اقامه شود، دو رکعت است؛ ولی اگر کسی به تنهایی نماز بخواند، همان نیز چهار رکعت به منزلۀ نماز ظهر است؛ یعنی اگر امامی باشد که خطبه بخواند (دو رکعت است)، ولی اگر امامی نباشد که خطبه بخواند، چهار رکعت است، هر چند که نماز را با جماعت به جا آورد.
5 - حفص بن غیاث گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش امام باقر علیه السَّلام نقل کرد که فرمود: اذان سوم در روز جمعه، بدعت است.
6 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام خطبۀ روز جمعه خطبۀ؛ نخست چنین بیان فرمود:
تمام ستایش ها از آن خداست که او را حمد و ثنا می گوییم و از او کمک خواسته و آمرزش می طلبیم و هدایت می خواهیم و از بدی های نفس و خطاهای اعمال به خداوند پناه می بریم. هر کسی را که خداوند هدایت فرماید گمراه کننده ای برایش نخواهد بود، و هر کسی را که گمراه فرماید، او را هدایت کننده ای نخواهد بود.
ص: 356
وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الْتَجَبَهُ لِوَلَايَتِهِ وَ اخْتَصَّهُ بِرِسَالَتِهِ وَ أَكْرَمَهُ بِالنُّبُوَّةِ أَمِيناً عَلَى غَيْبِهِ وَ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ وَصَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلام.
أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللهِ بِتَقْوَى اللهِ وَأَخَوِّفُكُمْ مِنْ عِقَابِهِ، فَإِنَّ اللهَ يُنْجِي مَنِ اتَّقَاهُ بمَفَازَتِهِمْ لَا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ويُكْرَمُ مَنْ خَافَهُ يَقِيهِمْ شَرَّ مَا خَافُوا وَ يُلَفِّيهِمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً وَ أُرَغْبُكُمْ فِي كَرَامَةِ اللَّهِ الدَّائِمَةِ، وَأُخَوَّفُكُمْ عِقَابَهُ الَّذِي لَا انْقِطَاعَ لَهُ وَ لَا نَجَاةَ لِمَنِ اسْتَوْجَبَهُ، فَلاَ تَغُرَّنَّكُمُ الدُّنْيَا وَ لَا تَرْكَنُوا إِلَيْهَا، فَإِنَّهَا دَارُ غُرُورٍ كَتَبَ اللهُ عَلَيْهَا وَعَلَى أَهْلِهَا الْفَناء.
فَتَزَوَّدُوا مِنْهَا الَّذِي أَكْرَمَكُمُ اللهُ بِهِ مِنَ التَّقْوَى وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ، فَإِنَّهُ لَا يَصِلُ إلَى اللهِ مِنْ أَعْمَالِ الْعِبَادِ إِلَّا مَا خَلَصَ مِنْهَا وَ لَا يَتَقَبَّلُ اللهُ إِلَّا مِنَ الْمُتَّقِينَ، وَقَدْ أَخْبَرَكُمُ اللهُ عَنْ مَنَازِلِ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً وَ عَنْ مَنَازِلِ مَنْ كَفَرَ وَ عَمِلَ فِي غَيْرِ سَبيلِهِ. وَ قَالَ:
شهادت می دهم که معبودی جز خدای یکتا نیست، بی شریک است، و گواهی می دهم که محمد صلّی اللهُ علیه وآله بنده و فرستادۀ اوست که او را برای ولایت خود برگزید، بر رسالت خود مخصوص ساخت (و سرفراز کرد) و با نبوّت گرامی داشت، در حالی که امین بر غیب او و رحمتی برای جهانیان بود و خداوند بر محمّد و خاندان او درود فرستد و برایشان سلام باد.
ای بندگان خدا! شما را به تقوای الهی سفارش می کنم و از عذاب او می ترسانم، زیرا خداوند نجات دهندۀ کسانی است که از او می ترسند، و هیچ چیز بدی به آنان نمی رسد و محزون نخواهند بود و کسی که از او می ترسد، او را گرامی می دارد، و از شرّ آن چه که می ترسند نگه می دارد و با گشاده رویی و خوشحالی، آنان را ملاقات می کند.
و شما را به گرامی بودن همیشگی نزد خدا فرا می خوانم و از آن عذابی که قطع نشدنی است؛ می ترسانم و کسی که مستحقّ آن شود، نجاتی نخواهد داشت.
پس مبادا دنیا شما را فریب دهد، خداوند بر دنیا و اهل او فنا و نابودی نوشته است. پس، از دنیا توشه بگیرید به آن چیزی که خداوند شما را به آن گرامی داشته که همان پرهیزگاری و عمل صالح است؛ زیرا چیزی از اعمال بندگان مقبول خداوند نمی شود مگر عملی که خالص و بی غش باشد. خداوند به جز از پرهیزکاران نمی پذیرد و به راستی که خداوند شما را از مقام و مرتبۀ کسانی که ایمان آورده و عمل نیک انجام داده اند و کسانی که کافر شده اند و به راه غیر خدا رفته اند، خبر داده. و فرموده است:
ص: 357
(ذلِكَ يَوْمٌ يَجمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلِ مَعْدُودٍ * يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَيٍّ وَسَعِيدٌ * فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ هُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ * خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَالُ لِمَا يُرِيدُ * وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ يَجْذُودٍ).
نَسْأَلُ اللهَ الَّذِي جَمَعَنَا لِهَذَا الْجَمْع أَنْ يُبَارِكَ لَنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا وَ أَنْ يَرْحَمَنَا جمِيعاً إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.
إِنَّ كِتَابَ اللهِ أَصْدَقُ الْحَدِيثِ وَأَحْسَنُ الْقِصَصِ، وَ قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ : (وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ).
فَاسْمَعُوا طَاعَةَ اللَّهِ وَ أَنْصِتُوا ابْتِغَاءَ رَحْمَتِهِ.
ثُمَّ اقْرَأْ سُورَةً مِنَ الْقُرْآنِ وَ ادْعُ رَبَّكَ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيَّ صلّى الله عليه وآله وَادْعُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ، ثُمَّ تَجْلِسُ قَدْرَ مَا تَمَكِّنُ هُنَيْهَةً ثُمَّ تَقُومُ فَتَقُولُ:
(ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلِ مَعْدُودٍ * يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفَسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَيٌّ وَسَعِيدٌ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَّهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ * خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَالَ لِمَا يُرِيدُ * وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُودٍ).
از آن خداوندی که ما را در این جهان گرد آورده است، می خواهم که این روزمان را بر ما مبارک گرداند و همۀ ما را ببخشد، زیرا او بر هر چیزی قادر و تواناست.
به راستی که کتاب خداوند (قرآن کریم) راست ترین سخن و بهترین نقل است و خداوند عزَّوَجَل فرموده است: «و چون قرآن خوانده شود (برای شنیدن آن) گوش باز دارید و خاموش باشید شاید که شما مورد رحمت قرار گیرید».
پس به فرمان خداگوش فرا دهید و ساکت باشید تا رحمت او را به دست آورید.
سپس سوره ای از قرآن قرائت کن و پروردگار خود را بخوان و بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله درود فرست و برای مؤمنان و مؤمنات دعا کن. آن گاه کمی می نشینی سپس برمی خیزی و می گویی:
ص: 358
الْحَمْدُ لِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَنَسْتَعِينُهُ وَ تَسْتَغْفِرُهُ وَنَسْتَهْدِيهِ وَ نُؤْمِنُ بِهِ وَ نَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَنَعُوذُ باللهِ مِنْ شُرُورٍ أَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا مَنْ يَهْدِي اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ، وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ.
وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَأَشْهَدُ أَنْ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ، وَ جَعَلَهُ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ بَشِيرًاً وَ نَذِيراً وَ دَاعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرَاجاً مُنِيراً، مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ رَشَدَ وَ مَنْ يَعْصِهِمَا فَقَدْ غَوَى.
أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ! بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي يَنْفَعُ بِطَاعَتِهِ مَنْ أَطَاعَهُ، وَ الَّذِي يَضُرُّ بِمَعْصِيَتِهِ، مَنْ عَصَاهُ الَّذِي إِلَيْهِ مَعَادُكُمْ وَ عَلَيْهِ حِسَابَكُمْ، فَإِنَّ التَّقْوَى وَصِيَّةُ اللهِ فِيكُمْ وَ فِي الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ، قَالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ:
تمام سپاس ها خدایی را سزاست که او را حمد و ثنا می گوییم، از او کمک خواسته و آمرزش می طلبیم، و هدایت می خواهیم و به او ایمان آورده، بر او توکّل می کنیم، و از بدی های نفس و خطاهای اعمالمان به خداوند پناه می بریم، و کسی را که خداوند هدایت فرماید گمراه کننده ای نباشد، کسی را که گمراه می کند، هدایت کننده ای نخواهد بود.
و شهادت می دهم که معبودی جز خداوند نیست، یکتا و بی شریک است، و شهادت می دهم که محمد صلَّی اللهُ علیه وآله بنده و فرستادۀ اوست که او را با هدایت و دینی حقّ فرستاده است تا بر همۀ ادیان چیره گرداند، هر چند که شرک ورزان خوش ندارند، و او را رحمت بر جهانیان قرار داد، در حالی که مژده دهنده به ثواب و ترساننده از عذاب بود، و مردم را به اجازه و رخصت خداوند به سوی او دعوت می کرد و چراغی تابان بود. هر کس از فرمان خدا و پیامبرش اطاعت کند ، راه یافته و هر که از فرمان ایشان سرپیچی کند، به راستی که گمراه شده است.
ای بندگان خدا! شما را به تقوای الهی سفارش می کنم؛ آن خداوندی که هر کس از او پیروی کند، به پیروی اش سود می برد، و هر کس نافرمانی کند، به نافرمانی اش زیان می بیند؛ آن خداوندی که بازگشت شما به سوی او و حسابرسی از شما به دست اوست؛ زیرا تقوا وصیّت و سفارش خداوند بر شما و بر کسانی است که پیش از شما بوده اند، و خداوند عزَّوَجل فرموده است:
ص: 359
(وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيداً).
انْتَفِعُوا بِمَوْعِظَةِ اللَّهِ وَ الْزَمُوا كِتَابَهُ، فَإِنَّهُ أَبْلَغُ الْمَوْعِظَةِ وَ خَيْرُ الْأُمُورِ فِي الْمَعَادِ عَاقِبَةً وَلَقَدِ اتَّخَذَ اللهُ الْحُجَّةَ فَلَا يَهْلِكُ مَنْ هَلَكَ إِلَّا عَنْ بَيِّنَةٍ، وَلَا يَحْيَى مَنْ حَيَّ إِلَّا عَنْ بَيِّنَةٍ وَ قَدْ بَلغَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله الَّذِي أُرْسِلَ بِهِ.
فَالْزَمُوا وَصِيَّتَهُ وَ مَا تَرَكَ فِيكُمْ مِنْ بَعْدِهِ مِنَ الثَّقَلَيْنِ كِتَابِ اللهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ اللَّذَيْنِ لَا يَضِلُّ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِمَا وَ لَا يَهْتَدِي مَنْ تَرَكَهُمَا.
اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ إِمَامٍ وَرَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.
ثُمَّ تَقُولُ: اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَصِيَّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.
(وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا الله وإنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِله ما في السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيدَاً).
از موعظۀ خداوند بهره برید و ملازم و همراه کتاب او باشید، زیرا دارای رساترین عظه و بهترین اُمور برای فرجام نیک در روز رستاخیز است، به طور حتم خداوند حجّتی گرفته است (یعنی راه حقّ و وجوب پیروی از امام معصوم علیه السَّلام را در هر زمانی برای مردم روشن ساخته است) پس کسی گمراه و هلاک نمی شود و در دوزخ قرار نمی گیرد مگر به برهانی آشکار، و کسی زنده نمی شود مگر آن که به برهان آشکار زنده شود، و به تحقیق آن چه که فرستاده شد، رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آن را برای مردم رسانید.
از این رو، وصیّت و سفارش او لازم دارید و از آن چه بعد از خود در میان شما گذارد، جدا نشوید. آن چیز بزرگ و گران بها که عبارتند از: کتاب خدا و اهل بیت او؛ کسانی که هر کس به آنان تمسّک جوید، گمراه نشود و هر که آن ها را ترک کند، هدایت نیابد.
بار خدایا! بر محمّد درود فرست که بنده و رسول تو و سرور رسولان و پیشوای پرهیزکاران و فرستادۀ پروردگار جهانیان است.
سپس می گویی: خداوندا! بر امیر مؤمنان که وصیّ و جانشین رسول پروردگار جهانیان است. درود فرست
ص: 360
ثُمَّ تُسَمِّي الْأَئِمَّةَ علیهم السَّلام حَتَّى تَنْتَهِيَ إِلَى صَاحِبِكَ.
ثُمَّ تَقُولُ: افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْراً عَزِيزاً ، اللَّهُمَّ أَظْهَرْ بِهِ دِينَكَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّكَ حَتَّى لَا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ. اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّبِهَا الْإِسْلَامَ وَأَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْفَادَةِ فِي سَبِيلِكَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ.
اللَّهُم مَا حَمَّلْتَنَا مِنَ الْحَقِّ فَعَرَّفْنَاهُ وَ مَا قَصُرْنَا عَنْهُ فَعَلْمْنَاهُ.
ثُمَّ يَدْعُو اللهَ عَلَى عَدُوِّهِ وَ يَسْأَلُ لِنَفْسِهِ وَ أَصْحَابِهِ، ثُمَّ يَرْفَعُونَ أَيْدِيَهُمْ فَيَسْأَلُونَ اللهَ حَوَائِجَهُمْ كُلَّهَا حَتَّى إِذَا فَرَغَ مِنْ ذَلِكَ قَالَ:
اللَّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنَا وَ يَكُونُ آخِرَ كَلامِهِ أَنْ يَقُولَ: (إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَ إِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ).
آن گاه ائمّه علیهم السَّلام را يکي از پس از دیگری نام می بری، تا به امام زمانت برسی.
سپس می گویی: و به آسانی جهان را به دست او فتح کن و او را نصرت کامل با عزّت و اقتدار بخش.
بار خدایا! به دست او دینت را و سنّت پیامبرت را آشکار ساز تا دیگر چیزی از حقّ و حقیقت از ترس احدی از خلق مخفی نماند.
خداوندا! ما به تو امید و اشتیاق داریم که دولت با کرامت آن امام زمان را به ظهور آوری و اسلام و اهلش را به او عزّت بخشی و نفاق و اهل نفاق را ذلیل و خوار گردانی، و ما را در آن دولت حقّه اهل دعوت به طاعت و از پیشوایان راه هدایت قرار دهی، و به واسطه آن بزرگوار به ما عزّت و کرامت دنیا و آخرت عطا فرمایی.
بار خدایا! حق را _ که ما را به عمل به آن فراخوانده ای _ به ما بشناسان، و آن چه را که نشناخته ایم، به مقام و معرفتش ما را دانا کن. سپس بر دشمن امام زمان نفرین کند و برای خود و یاران آن حضرت طلب حاجت نماید. آن گاه مردم دست های خود را بالا می برند و تمامی حوایج خود را از خداوند در خواست می کنند، و چون امام جمعه از آن فارغ شد می گوید:
بار خدایا! دعاهای ما را مستجاب کن _ و آخرین سخن او این باشد که بگوید که این آیه را بخواند): «همانا خداوند به عدالت و نیکوکاری و دادن حقّ خویشان فرمان می دهد و از فحشا و منکرات و ظلم و ستم شما را باز می دارد و شما را پند و موعظه می دهد؛ شاید که پند گیرید».
ص: 361
ثُمَّ يَقُولُ: اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ تَذَكَّرَ فَتَنْفَعُهُ الذِّكْرَى. ثُمَّ يَنْزِلُ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الجُمُعَة.
فَقالَ: بِأَذَانِ وَإِقَامَةٍ يَخْرُجُ الْإِمَامُ بَعْدَ الْأَذَانِ فَيَصْعَدُ الْمِنْبَرَ وَ يَخْطُبُ لَا يُصَلِّى النَّاسُ مَا دَامَ الْإِمَامُ عَلَى الْمِنْبَرِ، ثُمَّ يَقْعُدُ الْإِمَامُ عَلَى الْمِنْبَرِ قَدْرَ مَا يَقْرَأُ قُلْ (هُوَ الله أَحَدٌ) ثُمَّ يَقُومُ فَيَفْتَتِحُ خُطْبَتَهُ ثُمَّ يَنزِلُ فَيُصَلِّي بِالنَّاسِ ثُمَّ يَقْرَأُ بِهِمْ فِي الرَّكْعَةِ الأولى بالجُمُعَةِ وَ فِى الثَّانِيَةِ بِالْمُنَافِقِينَ.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ).
قَالَ: فِي الْعِيدَيْنِ وَ الْجُمُعَةِ.
سپس می گوید: خداوندا! ما را از کسانی قرار ده که تذکّر و یادآوری حقّ می کنند. و از آن بهره برده و سودمند می شوند. آن گاه از (منبر) فرود می آید.
7 - محمد بن مسلم گوید: از امام علیه السَّلام در مورد نماز جمعه پرسیدم.
فرمود: نماز جمعه با یک اذان و یک اقامه بر پا می شود که امام بعد از اذان خارج شده و بر فراز منبر می رود و خطبه می خواند، و تا زمانی که امام بر فراز منبر است، مردم نماز نمی خوانند. سپس امام به اندازه ای که سورۀ (قل هو الله أحد) را بخواند بر فراز منبر می نشیند. پس از آن بر می خیزد و خطبۀ (دوم) را آغاز می کند، آن گاه فرود می آید و با مردم نماز می گزارد و در رکعت نخست، سورۀ جمعه و در رکعت دوّم سوره منافقین را می خواند.
8 - ابن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خدا که می فرماید: «زینت خود را در هر مسجد برگیرید» فرمود: زینت در نماز عید فطر و قربان و نماز جمعه است.
ص: 362
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.
كُلُّ وَاعِظٍ قِبْلَةٌ يَعْنِي إِذَا خَطَبَ الْإِمَامُ النَّاسَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ يَنْبَغِي لِلنَّاسِ أَنْ يَسْتَقْبِلُوهُ.
(71) بَابُ الْقِرَاءَةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ لَيْلَتَهَا فِي الصَّلَوَاتِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صعلیه السَّلام قَالَ:
لَيْسَ فِي الْقِرَاءَةِ شَيْءٌ مُوَفَّتْ إِلَّا الْجُمُعَةِ تُقْرَأُ بِالْجُمُعَةِ وَ الْمُنَافِقِينَ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.
9 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده است: هر خطیبی برای مستمعین و شنوندگان قبله است؛ یعنی هنگامی که در روز جمعه، امام خطبه می خواند، شایسته است که مردم رو به سوی او کنند.
بخش هفتاد و یکم: قرائت در نمازهای روز و شب جمعه
1 - منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در قرائت نماز، سورۀ ویژه ای نیست مگر در (ظهر) جمعه که سورۀ جمعه و منافقین خوانده می شود.
2 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 363
اقْرَأْ فِي لَيْلَةِ الْجُمُعَةِ بِالْجُمُعَةِ وَ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى وَ فِي الْفَجْرِ بِسُورَةِ الجُمُعَةِ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وَ فِى الْجُمُعَةِ بِالْجُمُعَةِ وَ الْمُنَافِقِينَ.
3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: بِمَا أَقْرَأُ فِي صَلَاةِ الْفَجْرِ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ؟
فَقَالَ: اقْرَأْ فِي الْأُولَى بِسُورَةِ الْجُمُعَةِ وَ فِي الثَّانِيَةِ بِ- ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴾ ثُمَّ اقْنُتْ حَتَّى تَكُونَا سَوَاءٌ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ اللهَ أَكْرَمَ بِالْجُمُعَةِ الْمُؤْمِنِينَ، فَسَنَّهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله بِشَارَةٌ لَهُمْ وَ الْمُنَافِقِينَ، تَوْبِيخاً لِلْمُنَافِقِينَ وَ لَا يَنْبَغِى تَرْكُهَا فَمَنْ تَرَكَهَا مُتَعَمِّداً فَلا صَلاةَ لَهُ.
در شب جمعه، سورۀ (جمعه) و (سبّح اسم ربّك الأعلى)، و در نماز صبح سورۀ (جمعه) و (قل هو الله أحد)، و در ظهر جمعه، سورۀ (جمعه) و (منافقین) را بخوان.
3 - حسين بن ابی حمزه گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: در نماز صبح روز جمعه، چه سوره ای بخوانم؟
فرمود: در رکعت نخست، سورۀ (جمعه) و در رکعت دوم (قل هو الله أحد) را بخوان، سپس (به اندازۀ تفاوت دو سوره) قنوت بخوان تا دو رکعت برابر شوند.
4 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
خداوند مؤمنان را با سورۀ (جمعه) گرامی داشت و رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله برای مژده دادن به مؤمنان قرائتش را سنّت قرار داد، و هم چنین سورۀ (منافقین) را سرزنشی برای منافقان قرار داد و ترک آن سزاوار نیست و هر کس از روی عمد آن را ترک نماید، او را نماز (کاملی) نخواهد بود.
ص: 364
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْقِرَاءَةِ فِى الجُمُعَةِ إِذَا صَلَّيْتُ وَحْدِي أَرْبَعاً أَجْهَرُ بِالْقِرَاءَةِ .
فَقالَ: نَعَمْ، وَقَالَ اقْرَأْ بِسُورَةِ الْجُمُعَةِ وَ الْمُنَافِقِينَ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي الرَّجُل يُرِيدُ أَن يَقْرَأَ بِسُورَةِ الْجُمُعَةِ الجُمُعَةِ فَيَقْرَأُ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).
قَالَ : يَرْجِعُ إِلَى سُورَةِ الْجُمُعَةِ.
وَ رُوِيَ أَيْضاً: يُتِمُّهَا رَكْعَتَيْن ثُمَّ يَسْتَأْنِفُ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.
مَنْ صَلَّى الْجُمُعَةَ بِغَيْرِ الْجُمُعَةِ وَ الْمُنَافِقِينَ أَعَادَ الصَّلَاةَ فِي سَفَرٍ أَوْ حَضَرِ.
وَ رُوِيَ: لَا بَأْسَ فِي السَّفَر أَن يَقْرَأَ بِ- (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).
5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره قرائت در روز جمعه پرسیدم که هرگاه خود به تنهایی چهار رکعت نماز را می گزارم، آیا قرائت را بلند بخوانم؟
فرمود: آری.
هم چنین فرمود: در روز جمعه، سورۀ «جمعه» و «منافقین» را بخوان.
6 - محمّد بن مسلم :گوید از امام (صادق یا امام باقر علیهما السَّلام) پرسیدم: شخصی می خواهد در روز جمعه سورۀ «جمعه» بخواند، ولی از روی فراموشی و اشتباه سورۀ (قل هو الله أحد) را می خواند (چه وظیفه ای دارد؟)
فرمود: باید به سورۀ «جمعه» باز گردد.
و هم چنین روایت شده است: آن دو رکعت را به نیّت نماز نافله به شمار آورد و تمام نماید، سپس نماز را از سر گیرد.
7 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
که نماز ظهر روز جمعه را به غیر سورۀ «جمعه» و «منافقین» بخواند، باید نماز خود را اعاده کند؛ خواه در سفر باشد یا در حضر.
و روایت شده است: در سفر اشکالی ندارد که انسان سورۀ (قل هو الله أحد) را بخواند.
ص: 365
(72) بَابُ الْقُنُوتِ فِي صَلَاةِ الْجُمُعَةِ وَالدُّعَاءِ فِيهِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
الْقُنُوتُ قُنُوتُ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى بَعْدَ الْقِرَاءَةِ تَقُولُ فِي الْقُنُوتِ:
«لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا هَدَيْتَنَا بِهِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا أَكْرَمْتَنَا بِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنِ اخْتَرْتَهُ لِدِينِكَ وَ خَلَقْتَهُ لِجَنَّتِكَ اللَّهُمَّ لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ».
بخش هفتاد و دوم: قنوت در نماز جمعه و دعای آن
1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
جای قنوت _ در نماز جمعه _ در رکعت اوّلی بعد از قرائت است که در آن می گویی:
«لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَد الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا هَدَيْتَنَا بِهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا أَكْرَمْتَنَا بِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنِ اخْتَرْتَهُ لِدِينِكَ وَخَلَقْتَهُ لِجَنَّتِكَ اللَّهُمَّ لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ».
ص: 366
2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ يَقُولُ فِي قُنُوتِ الْجُمُعَةِ:
إِذَا كَانَ إِمَاماً قَنَتَ فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى وَ إِنْ كَانَ يُصَلِّي أَرْبَعاً فَفِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ قَبْلَ الرُّكُوع.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِى عَنْ عُمَرَ بْن حَنْظَلَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: الْقُنُوتُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ.
فَقالَ: أَنْتَ رَسُولِي إِلَيْهِمْ فِي هَذَا إِذَا صَلَّيْتُمْ فِي جَمَاعَةٍ فَفِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى وَإِذَا صَلَّيْتُمْ وَحْدَانَا فَفِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ قَبْلَ الرُّكُوعِ.
(73) بَابُ مَنْ فَاتَتْهُ الْجُمُعَةُ مَعَ الْإِمَامِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَمَّنْ لَمْ يُدْرِكِ الْخُطْبَةَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ.
2 - معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
در قنوت نماز جمعه اگر به امامت برگزار می شود، باید در رکعت اوّل قنوت بخواند، و اگر به صورت فرادی نماز را چهار رکعتی به جا می آورد، قنوت در رکعت دوّم، پیش از رکوع است.
3 - عمر بن حنظله گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: قنوت در روز جمعه چگونه است؟
فرمود: تو فرستادۀ من در بین شیعیان در این خصوص هستی. هر گاه نماز را (در روز جمعه) به جماعت گزاردید، قنوت در رکعت اوّل است، و اگر به تنهایی خواندید، در رکعت دوم پیش از رکوع است.
بخش هفتاد و سوم: کسی که نماز جمعه به صورت جماعت از او فوت شود
1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که در روز جمعه به خطبۀ نماز نمی رسد، پرسیدم.
ص: 367
قَالَ : يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ، فَإِنْ فَاتَتْهُ الصَّلاةُ فَلَمْ يُدْرِكْهَا فَلْيُصَلِّ أَرْبَعاً.
وَ قَالَ: إِذَا أَدْرَكْتَ الْإِمَامَ قَبْلَ أَنْ يَرْكَعَ الرَّكْعَةَ الْأَخِيرَةَ فَقَدْ أَدْرَكْتَ الصَّلَاةَ، وَإِنْ كُنْتَ أَدْرَكْتَهُ بَعْدَ مَا رَكَعَ فَهِيَ الظُّهْرُ أَرْبَع.
(74) بَابُ التَّطَوُّعِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَن علیه السَّلام:
الصَّلاَةُ النَّافِلَةُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ سِتُّ رَكَعَاتِ بُكْرَةً وَ سِتُّ رَكَعَاتٍ صَدْرَ النَّهَارِ وَ رَكْعَتَانِ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ ، ثُمَّ صَلَّ الْفَرِيضَةَ وَ صَلِّ بَعْدَهَا سِتٌ رَكَعَاتٍ.
2 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ مُرَادِ بْنِ خَارِجَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
فرمود: دو رکعت نماز بخواند، و اگر به نماز جمعه هم نرسید، پس چهار رکعت نماز به جا آورد.
هم چنین فرمود: هرگاه پیش از رکوع رکعت آخر به امام رسیدی، نمازت درست است، و اگر پس از رکوع رسیدی، این نماز، باید نماز ظهر محسوب شود که چهار رکعت است.
بخش هفتاد و چهارم: نافلۀ روز جمعه
1 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:
نماز نافله در روز جمعه، شش رکعت در بامداد، شش رکعت در اوّل روز، دو رکعت هنگام ظهر می باشد. سپس نماز واجب را بخوان و بعد از آن، شش رکعت دیگر به جا آور.
2 - مراد بن خارجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 368
أَمَّا أَنَا فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَكَانَتِ الشَّمْسُ مِنَ الْمَشْرِقِ بِمِقْدَارِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فِي وَقْتِ صَلاَةِ الْعَصْرِ صَلَّيْتُ سِتَّ رَكَعَاتٍ، فَإِذَا انْتَفَخَ النَّهَارُ صَلَّيْتُ سِتّا، فَإِذَا زَاغَتِ الشَّمْسُ أَوْ زَالَتْ صَلَّيْتُ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ صَلَّيْتُ الظُّهْرَ ثُمَّ صَلَّيْتُ بَعْدَهَا سِتّاً.
3 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ أَوْ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَجْلانَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:
إِذَا كُنْتَ شَاكَاً فِي الزَّوَالِ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ فَإِذَا اسْتَيْقَنتَ فَابْدَأَ بِالْفَرِيضَةِ.
(75) بَابُ نَوَادِرِ الْجُمُعَةِ
1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
تَقُولُ فِي آخِرِ سَجْدَةٍ مِنَ النَّوَافِلِ بَعْدَ الْمَغْرِبِ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ:
هرگاه روز جمعه فرا رسد من به هنگام ارتفاع آفتاب در سمت مشرق به اندازۀ ارتفاعش در سمت مغرب در وقت نماز عصر، شش رکعت نماز می خوانم و چون روز بلند شود، شش رکعت دیگر به جا می آورم، و هنگامی که آفتاب به سمت مغرب رود، یا از جانب مشرق زایل شود دو رکعت نماز می گزارم، سپس نماز ظهر را می خوانم و پس از انجام فریضه ظهر، شش رکعت دیگر به جا می آورم.
3- عبدالله بن عجلان گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
چون در زوال آفتاب شک کردی، دو رکعت نماز (نافله) بخوان و چون یقین به زوال کردی، نماز فریضه را آغاز کن
بخش هفتاد و پنجم: احادیثی نکته دار دربارۀ جمعه
1 - عبدالله بن سنان گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 369
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ اسْمِكَ الْعَظِيمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي ذَنْبِيَ الْعَظِيمَ» سَبْعاً.
2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الأَشْعَرِيٌّ عَنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله:
أَكْثِرُوا مِنَ الصَّلاَةِ عَلَيَّ فِي اللَّيْلَةِ الْغَرَّاءِ وَ الْيَوْمِ الْأَزْهَرِ لَيْلَةِ الجُمُعَةِ وَ يَوْم الجُمُعَةِ.
فَسُئِلَ إِلَى كَم الْكَثِيرُ؟
قَالَ: إِلَى مِائَةٍ وَ مَا زَادَتْ فَهُوَ أَفْضَلُ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيٍّ ابْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
مَا مِنْ شَيْءٍ يُعْبَدُ اللهُ بِهِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَحَبَّ إِلَى مِنَ الصَّلاَةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
در سجدۀ آخر نافله های بعد از نماز مغرب شب جمعه، هفت بار این دعا را بخوان:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ اسْمِكَ الْعَظِيمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي ذَنْبِيَ الْعَظِيمَ».
2 - قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده است: در شب نورانی و روز درخشان که همان شب و روز جمعه است، بر من صلوات بسیار بفرستید.
از آن حضرت پرسیدند: چقدر صلوات بفرستیم؟
فرمود : تا صد بار و هر چه بیشتر، بهتر
3 - مفضّل گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در روز جمعه چیزی نیست که خداوند با آن پرستش شود که از صلوات بر محمّد و آل محمد در نزد من محبوب تر باشد.
ص: 370
4 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ: إِذَا صَلَّيْتَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقُلِ:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَوْصِيَاءِ الْمَرْضِيِّينَ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَ بَارِكْ عَلَيْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِكَ وَ السَّلاَمُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ».
فَإِنَّهُ مَنْ قَالَهَا فِي دُبُرِ الْعَصْرِ كَتَبَ اللهُ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ، وَ مَحَا عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَيِّئَةٍ، وَ قَضَى لَهُ بِهَا مِائَةَ أَلْفِ حَاجَةٍ، وَ رَفَعَ لَهُ بهَا مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَة.
5 - وَ رُوِيَ: أَنَّ مَنْ قَالَهَا سَبْعَ مَرَّاتٍ رَدَّ اللهُ عَلَيْهِ مِنْ كُلِّ عَبْدِ حَسَنَةٌ وَكَانَ عَمَلُهُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ مَقْبُولاً وَ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ نُورٌ.
6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَمَّادِ بْن عُثمانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
يُسْتَحَبُّ أَنْ تَقْرَأْ فِي دُبُرِ الْغَدَاةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ الرَّحْمَنَ كُلَّهَا ثُمَّ تَقُولَ كُلَّمَا قُلْتَ: (فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ) : «لَا بِشَيْءٍ مِنْ آلَائِكَ رَبِّ أُكَذِّبُ».
4 - سهل بن زیاد در روایت مرفوعهای گوید: حضرتش فرمود:
چون روز جمعه، نماز گزاردی بگو: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَوْصِيَاءِ الْمَرْضِيِّينَ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَ بَارِكْ عَلَيْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِكَ وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ».
چرا که هر کس بعد از نماز عصر این دعا را بخواند، خداوند برای او صد هزار حسنه می نویسد، صد هزار گناه از نامۀ اعمال او پاک می نماید، صد هزار حاجت او را روا سازد وصد هزار درجه او را بالا می برد.
5 - روایت شده است هر کس این صلوات را هفت بار بخواند، خداوند از هر بنده ای حسنه ای به او باز می گرداند، و عمل او در آن روز مقبول و پذیرفته می شود و روز رستاخیز در حالی می آید که از میان دو چشم او نور می تابد.
6 - حمّاد بن عثمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
مستحب است که در روز جمعه پس از نماز صبح سوره «الرّحمان» را به طور کامل بخوانی و هر گاه این آیه را خواندی که (فبایّ آلاء ربّکما تکذّبان» می گویی: «لا بشيءٍ من آلائك ربّ أكذِّب».
ص: 371
7 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
مَنْ قَرَأَ الْكَهُفَ فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ كَانَتْ كَفَّارَةَ مَا بَيْنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ.
قَالَ: وَ رَوَى غَيْرُهُ أَيْضاً فِيمَنْ قَرَأَهَا يَوْمَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ الظُّهْر وَ الْعَصْرِ مِثْلَ ذَلِكَ.
8 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ:
كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام يُبَكَّرُ إِلَى الْمَسْجِدِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ حِينَ تَكُونُ الشَّمْسُ قَدْرَ رُمْحٍ، فَإِذَا كَانَ شَهْرُ رَمَضَانَ يَكُونُ قَبْلَ ذَلِكَ وَكَانَ يَقُولُ :
إِنَّ لِجُمَع شَهْرِ رَمَضَانَ عَلَى جُمَع سَائِرِ الشُّهُورِ فَضْلاً كَفَضْلِ شَهْرٍ رَمَضَانَ عَلَى سَائِرِ الشُّهُورِ.
7 - محمّد بن ابی حمزه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس در هر شب جمعه سورۀ «کهف» را بخواند، کفّارۀ گناهان او تا جمعۀ دیگر خواهد بود.
راوی گوید: هم چنین دیگری روایت کرده است:
هر کس در روز جمعه، بعد از نماز ظهر و عصر، سورۀ «کهف» را بخواند، همان ثواب را خواهد داشت.
8 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام همواره بامداد روز جمعه، آن گاه که شاخص آفتاب به اندازۀ نیزه ای می رسید، زود به مسجد می رفت و چون ماه رمضان می شد، پیش از آن وقت می آمد و می فرمود:
همانا جمعه های ماه رمضان بر جمعه های ماههای دیگر همانند ماه رمضان بر ماه های دیگر فضیلت و برتری دارد.
ص: 372
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ الْقَاسَانِي عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيٌّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ فِي رَجُلٍ أَدْرَكَ الْجُمُعَةَ وَ قَدِ ازْدَحَمَ النَّاسُ فَكَبَّرَ مَعَ الْإِمَامِ وَ رَكَعَ وَ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى السُّجُودِ وَقَامَ الْإِمَامُ وَ النَّاسُ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ وَ قَامَ هَذَا مَعَهُمْ فَرَكَعَ الْإِمَامُ وَ لَمْ يَقْدِرْ هَذَا عَلَى الرُّكُوعِ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ مِنَ الزِّحَامِ وَ قَدَرَ عَلَى السُّجُودِ كَيْفَ
يَصْنَعُ .
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَمَّا الرَّكْعَةُ الْأُولَى فَهِيَ إِلَى عِنْدِ الرُّكُوعِ تَامَّةٌ، فَلَمَّا لَمْ يَسْجُدْ لَهَا حَتَّى دَخَلَ فِى الثَّانِيَةِ لَمْ يَكُنْ لَهُ ذَلِكَ فَلَمَّا سَجَدَ فِي الثَّانِيَةِ إِنْ كَانَ نَوَى هَذِهِ السَّجْدَةَ الَّتِي هِيَ الرَّكْعَةُ الأُولَى فَقَدْ تَمَّتْ لَهُ الأُولَى، وَإِذَا سَلَّمَ الإِمَامُ قَامَ فَصَلَّى رَكْعَةً ثُمَّ يَسْجُدُ فِيهَا ثُمَّ يَتَشَهدُ وَ يُسَلِّمُ وَ إِنْ كَانَ لَمْ يَنْو أَن تَكُونَ تِلْكَ السَّجْدَةُ لِلرَّكْعَةِ الْأُولَى لَمْ تُجْزِ عَنْهُ الْأُولَى وَ لَا الثَّانِيَةُ.
9 - حفص بن غیاث گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که دربارۀ شخصی که نماز جمعه را با مردم بسیار انبوه درک می کند و او با امام تکبیر می گوید و به رکوع می رود، ولی به جهت ازدحام نتواند به سجده رود، و امام و مأمومین برخیزند و مشغول رکعت دوم نماز شوند و او نیز با آنان بایستد، سپس امام به رکوع رکعت دوم رود و این شخص به سبب ازدحام و انبوهی نمازگزاران نتواند به رکوع رود، ولی بتواند به سجده رود که در این صورت باید چه کند؟
فرمود: رکعت اوّل این شخص تا رکوع تمام بوده است و چون در رکعت اوّل به سجده نرفته، آن رکعت از نمازش ناقص مانده و تمام نشده است و هنگامی که به رکوع دوم امام رسیده و آن را به جا نیاورده، آن رکعت نیز تمام نیست. حال وقتی در رکعت دوم، سجده را به جا می آورد، اگر این سجده را برای رکعت اوّل قصد کند، یک رکعت از نمازش تمام می شود. در این صورت هنگامی که امام، نماز را سلام می دهد، او بر می خیزد و یک رکعت نماز می گزارد و سجده و تشهّد را به جا می آورد و سلام میدهد، و اگر آن سجده را قصد کند و نیت رکعت اوّل نکند، نه رکعت اوّل او درست و تمام است و نه رکعت دوم او.
ص: 373
10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ قَالَ: قِيلَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: يَزْعُمُ بَعْضُ النَّاسِ أن النُّورَةَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ مَكْرُوهَةٌ .
فَقالَ : لَيْسَ حَيْثُ ذَهَبَ ، أَيُّ طَهُورٍ أَطْهَرُ مِنَ النُّورَةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ؟
أَبْوَابُ السَّفَر
(76) بَابُ وَقْتِ الصَّلَاةِ فِي السَّفَرِ وَالْجَمْعِ بَيْنَ الصَّلاتَيْنِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: صَلَّيْتُ خَلْفَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عِنْدَ الزَّوَالِ فَقُلْتُ: بِأَبِي وَأَمِّي! وَقْتُ الْعَصْرِ ؟
فَقالَ: وَقْتُ مَا تَسْتَقِيلُ إِبلَكَ.
فَقُلْتُ: إِذَا كُنْتُ فِي غَيْرِ سَفَرٍ ؟
فَقالَ: عَلَى أَقَلَّ مِنْ قَدَمٍ ثُلُثَيْ قَدَمٍ وَقْتُ الْعَصْرِ.
10 - احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتند: بعضی از مردم گمان می کنند که استفاده از نوره در روز جمعه مکروه است.
فرمود: چنین نیست، کدام پاک کننده ای در روز جمعه پاک کننده تر از نوره است؟!
بخش های مربوط به احکام نماز در سفر
بخش هفتاد و ششم
وقت نماز در سفر و حکم جمع بین دو نماز
1 - صفوان جمّال گوید: هنگام زوال، پشت سر امام صادق علیه السَّلام نماز خواندم و عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت! وقت نماز عصر چه وقتی است؟
فرمود: وقتی که شترهای خود را از چراگاه به منزل می آوری.
عرض کردم: اگر در غیر سفر باشم چه؟
فرمود: یک قدم کمتر از دو سوم قدم وقت نماز عصر.
ص: 374
2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ مِسْمَع أَبِي سَيَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ وَقْتِ الظُّهْرِ فِي يَوْم الْجُمُعَةِ فِي السَّفَرِ.
فَقالَ: عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ، وَ ذَلِكَ وَقْتُهَا يَوْمَ الْجُمُعَةِ فِي غَيْرِ السَّفَرِ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله إِذَا كَانَ فِي سَفَرٍ أَوْ عَجَّلَتْ بِهِ حَاجَةٌ يَجْمَعُ بَيْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ وَ بَيْنَ المَغْرب وَ الْعِشَاء.
قَالَ: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: لَا بَأْسَ بِأَنْ تُعَجِّلَ عِشَاءَ الآخِرَةِ فِي السَّفَرِ قَبْلَ أَنْ يَغِيبَ الشَّفَقُ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: كُنْتُ أَنَا وَ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِنَا مُتَرَافِقِينَ فِيهِمْ مُيَسِّرٌ فِيمَا بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ فَارْتَحَلْنَا وَنَحْنُ نَشُكُ فِى الزَّوَالِ .
2 - مسمع ابو سیّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ وقت نماز ظهر روز جمعه در سفر سؤال کردم.
فرمود: هنگام زوال آفتاب و همان، وقت نماز ظهر روز جمعه، در غیر سفر است.
3 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: همواره رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آن گاه که در سفر بود، یا کاری ضروری داشت، نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را یکجا می خواند.
هم چنین فرمود: اشکالی ندارد که در سفر، نماز عشا را پیش از فرو رفتن سرخی مغرب به جا آوری.
4 - عبید بن زراره گوید: با چند تن از دوستان هم سفر بودم _ که از جمله آنان میسّر بود _ بین مکّه و مدینه بودیم که در زوال آفتاب شکّ کردیم.
ص: 375
فَقالَ بَعْضُنَا لِبَعْضٍ : فَامْشُوا بِنَا قَلِيلاً حَتَّى نَتَيَقَّنَ الزَّوَالَ ثُمَّ نُصَلِّي.
فَفَعَلْنَا فَمَا مَشَيْئًا إِلَّا قَلِيلاً حَتَّى عَرَضَ لَنَا قِطَارُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقُلْتُ: أَتَى الْقِطَارُ.
فَرَأَيْتُ مُحَمَّدَ بْنَ إِسْمَاعِيلَ ، فَقُلْتُ لَهُ: صَلَّيْتُمْ؟
فَقالَ لِي: أَمَرَنَا جَدِّي فَصَلَّيْنَا الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ جَمِيعاً، ثُمَّ ارْتَحَلْنَا فَذَهَبْتُ إِلَى أَصْحَابِي فَأَعْلَمْتُهُمْ ذَلِكَ.
5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عُمَرَ بْن يَزِيدَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.
وَقْتُ الْمَغْرِبِ فِي السَّفَرِ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ.
وَ رُوِيَ أَيْضاً: إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ.
بعضی گفتند: اندکی راه برویم تا به زوال یقین کنیم، سپس نماز خود را بخوانیم.
همین کار را کردیم، مقدار کمی راه رفتیم و به قافلهٔ امام صادق علیه السَّلام رسیدیم. با خود گفتم: نزد آن حضرت بروم که ناگاه محمّد بن اسماعیل را دیدم. به او گفتم: آیا شما نماز خوانده اید؟
گفت: جدّم (امام صادق علیه السَّلام) به ما امر فرموده که نماز ظهر و عصر را با هم به جا آوریم.
ما سپس کوچ کردیم. من نزد یاران خویش رفتم و آن سخن را به آنان باز گفتم.
5 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
وقت نماز مغرب در سفر تا یک سوم از شب است.
روایت شده است تا نصف شب نیز می توان خواند.
ص: 376
(77) بَابُ حَدٌ الْمَسِيرِ الَّذِي تُقْصَرُ فِيهِ الصَّلَاةُ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
التَّقْصِيرُ فِي بَرِيدٍ وَ الْبَرِيدُ أَرْبَعَةُ فَرَاسِخَ.
2 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَدْنَى مَا يَقْصُرُ فِيهِ الْمُسَافِرُ؟
فَقالَ: بَرِيدٌ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَزَّازِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: بَيْنَا نَحْنُ جُلُوسٌ وَأَبِي عِنْدَ وَالٍ لِبَنِي عَلَى الْمَدِينَةِ إِذْ جَاءَ أَبِي فَجَلَسَ ، فَقَالَ:
بخش هفتاد و هفتم: مقدار مسافتی که نماز در آن قصر می شود
1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: نماز در مسافت یک برید قصر است و برید چهار فرسخ است.
2 - ابو ایّوب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: کمترین مسافتی که مسافر نماز را در آن قصر می خواند، چه مقدار است؟
فرمود: یک برید.
3 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
(با جمعی) نشسته بودیم و پدرم (امام باقر علیه السَّلام) نزد حاکم اُموی مدینه بود، ناگاه پدرم آمد و نشست. آن گاه فرمود:
ص: 377
كُنْتُ عِنْدَ هَذَا قُبَيْلُ فَسَأَلَهُمْ عَن التَّقْصِيرِ .
فَقالَ: قَائِلٌ مِنْهُمْ فِي ثَلَاثٍ وَ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ : يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ، وَقَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ: رَوْحَةٍ .
فَسَأَلَنِي فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله لَمَّا نَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام بِالتَّقْصِيرِ.
قَالَ لَهُ النَّبِيُّ صلّی اللهُ علیه وآله: فِي كَمْ ذَاكَ؟
فَقالَ: فِي بَرِيدٍ.
قَالَ: وَ أَيُّ شَيْءٍ الْبَرِيدُ؟
قَالَ: مَا بَيْنَ ظِلْ عَيْر إِلَى فَيْءِ وَعَيْر.
قَالَ: ثُمَّ عَبَرْنَا زَمَانَا ثُمَّ رُوِيَ بَنُو أُمَيَّةٌ يَعْمَلُونَ أَعْلَاَماً عَلَى الطَّرِيقِ وَأَنَّهُمْ ذَكَرُوا مَا تَكَلَّمَ بِهِ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام فَذَرَعُوا مَا بَيْنَ ظِلَّ عَيْرِ إِلَى فَيْءِ وَعَيْرٍ ثُمَّ جَزَّوهُ إِلَى اثْنَيْ لَا عَشَرَ مِيلاً، فَكَانَ ثَلاثَةَ آلَافٍ وَ خَمْسَمِائَةِ ذِرَاعَ كُلُّ مِيل، فَوَضَعُوا الْأَعْلامَ فَلَمَّا ظَهَرَ بَنُو هَاشِمٍ غَيْرُوا أَمْرَ بَنِي أُمَيَّةَ غَيْرَةً لِأَنَّ الْحَدِيثَ هَاشِمِيٌّ فَوَضَعُوا إِلَى جَنْبِ كُلِّ عَلَم عَلَماً.
لحظاتی پیش نزد این حاکم بودم و (او از فقها) دربارهٔ حدّ قصر نماز سؤال کرد.
یکی از آن ها گفت: سه شب (سیر کردن) موجب قصر نماز است.
دیگری گفت: یک شبانه روز.
دیگری گفت: بعد از زوال تا هنگام شب.
وقتی حاکم از من پرسید، به او گفتم: هنگامی که جبرئیل علیه السَّلام بر رسول خدا صلّى الله عليه وآله نازل شد و حكم قصر نماز را آورد، پیامبر صلّى الله عليه وآله به او فرمود: در چه مسافتی باید نماز را قصر خواند؟
عرض کرد: فاصلۀ میان سایهٔ کوه عَيْر تا سایهٔ کوه وَعَيْر.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: سپس زمانی گذشت تا این که بنی امیّه مصلحت دیدند که بر سر راه مکّه علم هایی نصب کنند و آن چه را که امام باقر علیه السَّلام فرموده بود، به یاد آورند و و این فاصلۀ میان سایهٔ کوه عَيْر تا سایهٔ کوه وَ عَيْر را اندازه گیری کردند و آن را به دوازده میل بخش علامت گذاری نمودند که هر میل معادل سه هزار و پانصد ذراع بود، و نشانه هایی گذاردند، و هنگامی که بنی هاشم (بنی عباس) غالب شدند، کارهای بنی امیه را به جهت رشک تغییر دادند ، چرا که این حدیث (مقدار مسافت در قصر شدن نماز) هاشمی است. پس در کنار هر علم و نشانه ای از آن ها، علم و نشانه ای گذاردند.
ص: 378
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سُئِلَ عَنْ حَدٌ الْأَمْيَالِ الَّتِي يَجِبُ فِيهَا التَّقْصِيرُ .
لا فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله جَعَلَ حَدَّ الْأَمْيَالِ مِنْ ظِلٍّ عَيْرِ إِلَى ظِلِّ وُعَيْرِ وَ هُمَا جَبَلانِ بِالْمَدِينَةِ، فَإِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ وَقَعَ ظِلُّ عَيْرِ إِلَى ظِلِّ وَعَيْرٍ وَهُوَ الْمِيلُ الَّذِي وَضَعَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله عَلَيْهِ التَّقْصِيرَ.
5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ الْجَبَلِيِّ عَنْ صَبَّاحٍ الْحَذَّاءِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ قَوْمٍ خَرَجُوا فِي سَفَرٍ فَلَمَّا انْتَهَوْا إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِي يَجبُ عَلَيْهِمْ فِيهِ التَّفْصِيرُ قَصَّرُوا مِنَ الصَّلاةِ ، فَلَمَّا صَارُوا عَلَى فَرْسَخَيْنِ أَوْ عَلَى ثَلَاثَةِ فَرَاسِخَ أَوْ أَرْبَعَةٍ تَخَلَّفَ عَنْهُمْ رَجُلٌ لَا يَسْتَقِيمُ لَهُمْ سَفَرُهُمْ إِلَّا بِهِ فَأَقَامُوا يَنْتَظِرُونَ مَجِيئَهُ إِلَيْهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَقِيمُ لَهُمُ السَّفَرُ إِلَّا بِمَجِيثِهِ إِلَيْهِمْ، فَأَقَامُوا عَلَى ذَلِكَ أَيَّاماً لَا يَدْرُونَ هَلْ يَمْضُونَ فِي سَفَرِهِمْ أَوْ يَنْصَرِفُونَ هَلْ يَنْبَغِي لَهُمْ أَنْ يُتِمُّوا الصَّلاَةَ أَوْ يُقِيمُوا عَلَى تَقْصِيرِهِمْ؟
4 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام از حدّ و اندازۀ میل هایی که در آن قصر شدن نماز واجب می شود، سؤال کردند:
فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله حدّ میل ها را از سایهٔ کوه عَيْر تا سایهٔ کوه وَعَيْر - که دو کوه در مدینه اند- قرار داد و چون خورشید طلوع کند، سایه عَيْر بر زمین می افتد تا آن وقتی سایۀ وعیر بر زمین می افتد و این همان میلی است که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله قصر شدن نماز را بر آن بنا گذاشت، (که چهار فرسخ می شود).
5 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: گروهی عازم مسافرت شدند و چون به جایی رسیدند که نماز قصر بر آنان واجب می شود، نماز را شکسته خواندند و چون به دو - یا سه و یا چهار - فرسخی رسیدند، یکی از آنان از رفتن منصرف شد و بازگشت و سفر آن ها نیز جز با آمدن او صورت نمی پذیرد. مدّتی ماندند و انتظار آمدن او را کشیدند؛ زیرا سفرشان بدون آمدن او ممکن نبود. چند روزی ماندند و نمی دانستند که آیا سفر خود را ادامه می دهند، یا باز می گردند. آیا برای آنان سزاوار است که نماز خود را تمام بخوانند، یا این که باید همچنان نمازشان را قصر بخوانند؟
ص: 379
قَالَ: إِنْ كَانُوا بَلَغُوا مَسِيرَةَ أَرْبَعَةٍ فَرَاسِخَ فَلْيُقِيمُوا عَلَى تَفْصِيرِهِمْ أَقَامُوا أَمِ انْصَرَفُوا، وَإِنْ كَانُوا سَارُوا أَقَلَّ مِنْ أَرْبَعَةِ فَرَاسِخَ فَلْيُتِمُّوا الصَّلاةَ أَقَامُوا أَوِ انْصَرَفُوا، فَإِذَا مَضَوْا فَلْيُقَصِّرُوا.
(78) بَابُ مَنْ يُرِيدُ السَّفَرَ أَوْ يَقْدَمُ مِنْ سَفَرٍ مَتَى يَجِبُ عَلَيْهِ التَّقْصِيرُ أو التمَام؟
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يُرِيدُ السَّفَرَ مَتَى یُقَصِرُ؟
قَالَ: إِذَا تَوَارَى مِنَ الْبُيُوتِ.
قَالَ: قُلْتُ : الرَّجُلُ يُريدُ السَّفَرَ فَيَخْرُجُ حِينَ تَزُولُ الشَّمْسُ.
قَالَ: إِذَا خَرَجْتَ فَصَلَّ رَكْعَتَيْنِ.
وَ رَوَى الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ وَ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ مِثْلَهُ.
فرمود: نمازشان را همچنان قصر بخوانند چه منتظر بمانند و چه باز گردند، و اگر به کمتر از چهار فرسخ رسیده اند، نماز را تمام بخوانند، خواه منتظر بمانند و خواه باز گردند. ولی اگر بخواهند سفر خود را ادامه دهند، باید نماز را قصر بخوانند.
بخش هفتاد و هشتم: کسی که می خواهد سفر کند، یا از سفر باز می گردد چه هنگامی باید نماز را شکسته یا تمام بخواند؟
1 - محمد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم کسی که می خواهد مسافرت کند از چه زمانی باید نماز را قصر بخواند؟
فرمود: آن گاه که خانه ها پنهان شوند.
راوی گوید: به آن حضرت عرض کردم: هرگاه کسی ارادۀ سفر کند و بعد از زوال خورشید، از خانه بیرون رود وظیفۀ او چیست؟
فرمود: هر گاه به قصد سفر بیرون رفتی، نماز را دو رکعت بخوان.
ص: 380
2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ الرَّضَا علیه السَّلام يَقُولُ:
إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ وَأَنْتَ فِي الْمِصْرِ وَأَنْتَ تُرِيدُ السَّفَرَ فَأَتِمْ، فَإِذَا خَرَجْتَ بَعْدَ الزَّوَالِ قَصِّرِ الْعَصْرَ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ بَشِيرِ النَّبَّالِ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام حَتَّى أَتَيْنَا الشَّجَرَةَ .
فَقالَ: لي أبو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَا نَبالُ!
قُلْتُ: لَبَّيْكَ.
قَالَ: إِنَّهُ لَمْ يَجِبْ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ هَذَا الْعَسْكَرِ أَنْ يُصَلِّيَ أَرْبَعاً غَيْرِي وَ غَيْرُكَ، وَذَلِكَ أَنَّهُ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاَةِ قَبْلَ أَن نَخْرُجَ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُل يَدْخُلُ مِنْ سَفَرِهِ وَ قَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ.
قَالَ: يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ فَإِذَا خَرَجَ إِلَى سَفَرٍ وَ قَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاةِ فَلْيُصَلِّ أَرْبَعاً.
2 - حسن بن علی و شاء گوید: از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هر گاه زوال آفتاب شود و تو در شهر خود هستی و ارادۀ سفر داری نماز خود را تمام بخوان، و هرگاه بعد از زوال آفتاب خارج شدی، نماز عصر را شکسته بخوان.
3 - بشير نبّال گوید: با امام صادق علیه السَّلام حرکت کردیم تا این که تا به مسجد شجره رسیدیم. آن حضرت به من فرمود: ای نبّال!
عرض كردم: لبّيك.
:فرمود بر هیچ کدام از اهل این قافله نماز چهار رکعتی و تمام واجب نیست، مگر بر من و تو و این بدین خاطر است که پیش از آن که ما خارج شویم، وقت نماز داخل شده بود.
4 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که از سفر باز می گردد و وقت نماز فرا رسیده است، چه وظیفه ای دارد؟
فرمود: باید نماز را دو رکعت بخواند: و اگر اراده سفر دارد و وقت نماز نیز فرارسیده، باید نماز را چهار رکعت بخواند.
ص: 381
5 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَكُونُ مُسَافِراً ثُمَّ يَقْدَمُ فَيَدْخُلُ بُيُوتَ الْكُوفَةِ أَيْتِمُ الصَّلاَةَ أَمْ يَكُونُ مُقَصْراً حَتَّى يَدْخُلَ أَهْلَهُ؟
قَالَ: بَلْ يَكُونُ مُقَصِّراً حَتَّى يَدْخُلَ أَهْلَهُ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ صَلَّى وَ هُوَ مُسَافِرٌ فَأَتَمَّ الصَّلاةَ؟
قَالَ: إِنْ كَانَ فِي وَقْتِ فَلْيُعِدْ، وَإِنْ كَانَ الْوَقْتُ قَدْ مَضَى فَلَا.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ فَاتَتْهُ صَلاةٌ مِنْ صَلاَةِ السَّفَرِ فَذَكَرَهَا فِي الْحَضَرِ.
قَالَ: يَقْضِي مَا فَاتَهُ كَمَا فَاتَهُ إِنْ كَانَتْ صَلَاةَ السَّفَرِ أَدَّاهَا فِي الْحَضَرِ مِثْلَهَا، وَإِنْ كَانَتْ صَلاَةَ الْحَضَرِ فَلْيَقْضِ فِي السَّفَرِ صَلاَةَ الْحَضَرِ كَمَا فَاتَتْهُ.
5 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: هر گاه مسافری از سفر بیاید و داخل در محدودۀ خانه های کوفه شود، آیا باید نماز را تمام بخواند، یا هم چنان شکسته بخواند تا داخل خانه یا محلّۀ خویش شود؟
فرمود: البتّه باید نماز را شکسته بخواند تا زمانی که به خانۀ خود وارد شود.
6 - عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: کسی که در سفر، نماز را چهار رکعت خوانده است (اینک چه وظیفه ای دارد؟)
فرمود: اگر وقت داشته باشد، باید آن را اعاده کند، امّا اگر وقت گذشته باشد، اعاده لازم نیست.
7 زراره گوید: به امام علیه السَّلام گفتم: شخصی در سفر، نماز دو رکعتی از او فوت می شود و در حَضَر یادش می آید (وظیفۀ او چیست) فرمود: باید آن چه از او فوت شده، همان طوری که فوت شده، قضا کند، یعنی در حَضَر نماز فوت شدۀ در سفر را شکسته ادا کند و در سفر نماز فوت شدۀ در حَضَر را تمام به جا آورد.
ص: 382
8 _ عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ خَرَجَ فِي سَفَرٍ ثُمَّ تَبْدُو لَهُ الإِقَامَةُ وَهُوَ فِي صَلاتِهِ.
قَالَ: يُتِمُّ إِذَا بَدَتْ لَهُ الْإِقَامَةُ.
(79) بَابُ الْمُسَافِرِ يَقْدَمُ الْبَلْدَةَ كَمْ يُقَصِّرُ الصَّلاةَ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَ رَأَيْتَ مَنْ قَدِمَ بَلْدَةً إِلَى مَتَى يَنبَغِى لَهُ أَنْ يَكُونَ مُقَصْراً وَ مَتَى يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُتِمَّ؟
قَالَ: إِذَا دَخَلْتَ أَرْضاً فَأَيْقَنَتَ أَنَّ لَكَ بِهَا مُقَاماً عَشَرَةَ أَيَّامٍ فَأَتِمُ الصَّلاةَ، وَإِنْ لَمْ تَدْرِ مَا مُقَامُكَ بِهَا تَقُولُ: غَداً أَخْرُجُ ، أَوْ بَعْدَ غَدٍ، فَقَصْرْ مَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ أَنْ يَمْضِيَ شَهْرٌ، فَإِذَا تَمَّ لَكَ شَهْرٌ فَاتِمَ الصَّلاةَ، وَإِنْ أَرَدْتَ أَنْ تَخْرُجَ مِنْ سَاعَتِكَ.
8 - على بن یقطین گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم کسی که به سفر رفته در اثنای نماز پیشامد می کند که توقّف و اقامت نماید؟
فرمود: نماز را تمام می خواند.
بخش هفتاد و نهم: مسافری که به شهری می آید تا چند روز باید نماز را شکسته بخواند؟
1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: بفرمایید کسی که به شهری وارد می شود تا چه زمانی شایسته است که نماز خود را قصر و تا چه زمانی تمام بخواند؟
فرمود: هر گاه وارد سرزمینی شدی و یقین داشتی که ده روز می مانی، نماز خود را تمام به جای آور. امّا اگر نمی دانی که چند روز می مانی و می گویی که فردا می روم یا پس فردا، در چنین حالی تا یک ماه که چنین وضعی داری، نماز خود را شکسته بخوان، و چون یک ماه سپری شد، اگر چه یک ساعت دیگر خارج شوی، باید نماز را تمام بخوانی.
ص: 383
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْر قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ بِالْبَصْرَةِ وَ هُوَ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ لَهُ بِهَا دَارٌ وَ مَنْزِلٌ فَيَمُرُّ بِالْكُوفَةِ وَ إِنَّمَا هُوَ مُجْتَازُ لَا يُرِيدُ الْمُقَامَ إِلَّا بِقَدْرِ مَا يَتَجَهَّرُ يَوْماً أَوْ يَوْمَيْن.
قَالَ: يُقِيمُ فِي جَانِبِ الْمِصْرِ وَ يُقَصِّرُ.
قُلْتُ: فَإِن دَخَلَ أَهْلَهُ.
قَالَ: عَلَيْهِ التمَامُ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ قَالَ: سَأَلَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ أَنَا أَسْمَعُ عَنِ الْمُسَافِرِ إِذْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِإِقَامَةِ عَشَرَةِ أَيَّامٍ.
قَال: فَلْيُتِمَّ الصَّلاةَ وَإِنْ لَمْ يَدْرِ مَا يُقِيمُ يَوْماً أَوْ أَكْثَرَ فَلْيَعُد ثَلاثِينَ يَوْماً، ثُمَّ ليتم وَإِنْ كَانَ أَقَامَ يَوْماً أَوْ صَلاَةً وَاحِدَةً .
2 - عبدالله بن بکیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: یکی از مردم کوفه در بصره ساکن است وی در آن جا خانه و منزلی دارد، او از کوفه می گذرد و رهگذر است و نمی خواهد که در کوفه بماند و فقط برای تهیّۀ لوازم، یک - یا دو - روز می ماند، نماز خود را چگونه باید
بخواند؟
فرمود: در گوشه ای از شهر می ماند و نماز را شکسته میخواند.
عرض کردم اگر داخل خانه خویش گردد چه؟
فرمود: نماز را تمام بخواند.
3 - ابو ایّوب گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که محمّد بن مسلم از حضرتش دربارۀ مسافری که در قصد خود ارادۀ ماندن ده روز را داشته باشد، پرسید.
حضرت فرمود: باید نماز را تمام بخواند، امّا اگر نمی داند که چند روز می ماند، یک روز یا بیشتر تا سی روز بشمارد (و نماز خود را شکسته بخواند) و پس از آن، اگر چه یک روز و یا به اندازۀ یک نماز بماند، باید نماز را تمام به جا آورد.
ص: 384
فَقالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ: بَلَغَنِي أَنَّكَ قُلْتَ: خَمْساً .
فَقالَ: قَدْ قُلْتُ ذَاكَ.
قَالَ أَبُو أَيُّوبَ: فَقُلْتُ أَنَا جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَكُونُ أَقَلَّ مِنْ خَمْسٍ .
فَقالَ: لَا.
(80) بَابُ صَلَاةِ الْمَلَاحِينَ وَالْمُكَارِينَ وَأَصْحَابِ الصَّيْدِ وَ الرَّجُلِ يَخْرُجُ إِلَى ضَيْعَتِهِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:
أَرْبَعَةٌ قَدْ يَجِبُ عَلَيْهِمُ التمَامُ فِي السَّفَرِ كَانُوا أَوِ الْحَضَرِ الْمُكَارِي وَ الْكَرِيُّ وَالرَّاعِي وَ الِاشْتِقَالُ، لأنَّهُ عَمَلُهُمْ.
محمّد بن مسلم عرض کرد : به من خبر رسیده که شما فرموده اید: پنج روز؟
فرمود: آن را نیز گفته ام.
ابو ایّوب گوید: عرض کردم: قربانت گردم آیا در کمتر از پنج روز هم قصد اقامه محقّق می شود؟
فرمود: نه.
بخش هشتادم نماز ناخدایان، چهار پاداران، شکارچیان و کسی که برای سرکشی املاک و مزرعه های خود می رود
1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
چهار گروه هستند که بر آنان واجب است در سفر و حَضَر نماز را تمام بخوانند که عبارتند از: کسی که چارپایان خود را کرایه می دهد، کسی که خود را اجیر دیگری می سازد که پیامی به جایی ببرد، چوپان و پیک؛ زیرا سفر، کار و حرفۀ آنان است.
ص: 385
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:
لَيْسَ عَلَى الْمَلاحِينَ فِي سَفِينَتِهِمْ تَقْصِيرُ وَ لَا عَلَى الْمُكَارِي وَ الْجَمَّالِ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى الْمُكَارِي إِذَا جَدَّ بِهِ السَّيْرُ فَلْيُقَصِّرْ.
قَالَ: وَ مَعْنَى: «جَدَّ بِهِ السَّيْرُ» يَجْعَلُ مَنْزِلَيْنِ مَنْزِلاً.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ الرّضَا علیه السَّلام عَن الرَّجُلِ يَخْرُجُ إِلَى ضَيْعَتِهِ وَيُقِيمُ الْيَوْمَ وَ الْيَوْمَيْنِ وَ لا الثلاثَةَ أَيُقَصِّرُ أمْ يُتم؟
قَالَ: يُتِمُ الصَّلاَةَ كُلَّمَا أَتَى ضَيْعَةً مِنْ ضِيَاعِهِ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَصَيَّدُ الْيَوْمَ وَ الْيَوْمَيْنِ وَ الثَّلاثَةَ أَيَقْصُرُ الصَّلاةَ؟
2 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) فرمود:
ناخدا و خدمۀ کشتی که در کشتی خود در حال حرکت هستند، نباید نماز را قصر بخوانند، هم چنین است حکم چارپادار و شتربان.
در روایت دیگری آمده است: اگر چارپادار در رفتن شتاب کند، باید نماز را شکسته بخواند.
فرمود: معنای «با شتاب رفتن» این است که دو منزل را به مسافت یک منزل حرکت کند.
3 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: کسی که برای سرکشی املاک و مزرعه های خود می رود و یک- یا دو و یا سه - روز در آن جا می ماند، آیا نماز خود را باید شکسته بخواند؟
فرمود: هر گاه به ملکی از املاک و یا به مزرعه ای از مزرعه های خود برود، باید نماز را تمام به جا آورد.
4 - ابن بکیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که یک _ یا دو و یا سه _ روز برای شکار می رود، آیا نمازش را شکسته بخواند؟
ص: 386
قَالَ: لَا، إِلَّا أَنْ يُشَيِّعَ الرَّجُلُ أَخَاهُ فِي الدِّينِ وَ إِنَّ التَّصَيُّدَ مَسِيرٌ بَاطِلٌ لَا تُقْصَرُ الصَّلاةُ فِيهِ.
وَ قَالَ: يَقْصُرُ إِذَا شَيَّعَ أَخَاهُ.
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَسْبَاطِ مِثْلَهُ.
5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِي عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
الأَعْرَابُ لَا يُقَصِّرُونَ، وَ ذَلِكَ أَنَّ مَنَازِلَهُمْ مَعَهُمْ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْل بن شَاذَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عَبْدِ بْنِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَكُونُ لَهُ الصِّيَاعُ بَعْضُهَا قَرِيبٌ مِنْ بَعْضٍ يَخْرُجُ فَيُقِيمُ فِيهَا يُتِمُ أَوْ يُقَصِّرُ؟
قَالَ: يُتِمُّ.
فرمود: نه، مگر آن که برادر دینی خود را مشایعت و بدرقه کند؛ زیرا رفتن به شکار مسیر باطلی است که نماز در آن قصر نمی شود.
آورد.
هم چنین فرمود: هرگاه انسان برادر دینی خود را مشایعت کند، باید نماز را قصر به جا آورد.
5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
بادیه نشینان نباید نماز را شکسته بخوانند؛ برای این که خانه هایشان با آنان است.
6 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم : شخصی دارای املاک مزرعه هایی است که نزدیک یکدیگر هستند و بدان جا می رود و می ماند. آیا باید نماز را تمام بخواند؟
فرمود: باید تمام بخواند.
ص: 387
7 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَن الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِى قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغ وَ لا عَادٍ).
قَالَ: الْبَاغِي؛ بَاغِي الصَّيْدِ وَ الْعَادِي السَّارِقُ لَيْسَ لَهُمَا أَنْ يَأْكُلاَ الْمَيْتَةَ إِذَا اضْطُرًا إِلَيْهَا، هِيَ حَرَامٌ عَلَيْهِمَا لَيْسَ هِيَ عَلَيْهِمَا كَمَا هِيَ عَلَى الْمُسْلِمِينَ، وَلَيْسَ لَهُمَا أَنْ يُقَصِّرَا فِي الصَّلاةِ.
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَن ابْن فَضَّالِ عَن ابْنِ بُكَيْر عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَخْرُجُ إِلَى الصَّيْدِ أَيْقَصِّرُ أَمْ يُتِمُ؟
قَالَ: يُتِمُّ ، لِأَنَّهُ لَيْسَ بِمَسِيرِ حَقٍ.
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْمَلاحِينَ وَالأَعْرَابِ هَلْ عَلَيْهِمْ تَقْصِيرٌ؟
قَالَ: لَا ، بُيُوتُهُمْ مَعَهُمْ.
7 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند که می فرماید: «هر که ناگزیر شد بی آن ستمگر و تجاوزگر باشد» فرمود:
مراد از ستمگر، کسی است که برای تفریح _ نه برای کسب معاش _ به شکار می رود، و مراد از تجاوزگر، دزد است، که این دو اگر چه مضطرّ و ناچار شوند، خوردن گوشت میته برای آن ها حرام است، و حلیّت گوشت میته همچون دیگر مسلمانان، شامل این دو نمی شود، و هم چنین نمی توانند نماز خود را شکسته بخوانند.
8 - عبيد بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که به شکار می رود آیا نماز خود را شکسته یا تمام بخواند؟
فرمود: تمام بخواند. بدین دلیل که رفتن به شکار مسیر حق نیست.
9 - اسحاق بن عمار گوید: از امام علیه السَّلام در مورد ناخدایان و بادیه نشینان پرسیدم که آیا نمازشان باید شکسته باشد؟
فرمود: نه برای این که خانه هایشان، همراه آن ها است.
ص: 388
10 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ الْقُمِّيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَخْرُجُ إِلَى الصَّيْدِ مَسِيرَةَ يَوْمٍ أَوْ يَوْمَيْنِ يُقَصِّرُ أَوْ يُتِمُّ؟
فَقالَ: إِنْ خَرَجَ لِقُوتِهِ وَ قُوتِ عِبَالِهِ فَلْيُفْطِرْ وَلْيُقَصِّرْ، وَإِنْ خَرَجَ لِطَلَبِ الْفُضُولِ فَلَا وَ لَا كَرَامَةَ.
11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن جَعْفَرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَزَّكِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَيْهِ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ لِى جِمَالاً وَ لِي قُوَّامٌ عَلَيْهَا وَ قَدْ أَخْرُجُ فِيهَا إِلَى طَرِيقِ مَكَّةَ لِرَغْبَةٍ فِي الْحَجِّ، أَوْ فِي النَّدْرَةِ إِلَى بَعْضِ الْمَوَاضِعِ، فَهَلْ يَجِبُ عَلَيَّ التَّقْصِيرُ فِي الصَّلاَةِ وَالصِّيَام؟
فَوَقَّعَ علیه السَّلام: إِنْ كُنْتَ لَا تَلْزَمُهَا وَ لَا تَخْرُجُ مَعَهَا فِي كُلِّ سَفَرٍ إِلَّا إِلَى مَكَّةَ، فَعَلَيْكَ تَفْصِيرُ وَ فُطُورٌ.
10 - یکی از اصحاب ما گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: کسی که یک یا دو روز راه به شکار می رود، آیا نمازش را باید شکسته بخواند؟
فرمود: اگر برای به دست آوردن غذای خود و خانواده اش به شکار رفته، باید نماز را شکسته بخواند و روزه را افطار کند؛ اما اگر برای چیزی افزون بر این به شکار رفته، نمازش تمام است و خیری در آن نیست.
11 - محمد بن جزک گوید: به آن حضرت (امام هادی ) طی نامه ای نوشتم: قربانت گردم! مرا شترانی است و شتردارانی دارم که همراه شترانند و گاهی با شتران به سفر مکّه می روم به خاطر رغبت و میل فراوانی که به حجّ دارم و گاهی نیز به مکان های دیگر می روم. آیا نماز را باید قصر بخوانم و روزه را باید افطار نمایم؟
امام علیه السَّلام نوشت: اگر تو در همۀ سفرها همراه آن ها نیستی و با آن ها بیرون نمی روی مگر در سفر مکه؛ باید نماز را شکسته بخوانی و روزه را نیز افطار کنی.
ص: 389
(81) بَابُ الْمُسَافِرِ يَدْخُلُ فِي صَلَاةِ الْمُقِيمِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الْمُسَافِرِ يُصَلِّي خَلْفَ الْمُقِيمِ.
قَالَ: يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ يَمْضِي حَيْثُ شَاءَ.
2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْمُسَافِرِ يُصَلِّي مَعَ الْإِمَامِ فَيُدْرِكُ مِنَ الصَّلَاةِ رَكْعَتَيْنِ أَ يُجْزِئُ ذَلِكَ عَنْهُ ؟
فَقالَ: نَعَمْ.
بخش هشتاد و یکم: مسافری که در نماز به شخص غیر مسافر اقتدا می کند
1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مسافری که پشت سر شخص مقیم نماز می خواند، فرمود:
دو رکعت نماز می خواند، سپس می تواند هر جا که خواست برود.
2 - عمر بن يزيد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مسافری در نماز جماعت شرکت کند، آیا وقتی امام جماعتی به دو رکعت از نماز می رسد، برای او کفایت می کند؟
فرمود: آری.
ص: 390
(82) بَابُ التَّطَوُّع فِي السَّفَرِ
1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي السَّفَرِ.
قَالَ: رَكْعَتَيْنِ لَيْسَ قَبْلَهُمَا وَ لَا بَعْدَهُمَا شَيْءٌ إِلَّا أَنَّهُ يَنْبَغِي لِلْمُسَافِرِ أَنْ يُصَلِّيَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ وَ لْيَتَطَوَّعْ بِاللَّيْلِ مَا شَاءَ إِنْ كَانَ نَازِلاً، وَ إِنْ كَانَ رَاكِباً فَلْيُصَلِّ عَلَى دَابَّتِهِ وَ هُوَ رَاكِبٌ وَلْتَكُنْ صَلَاتُهُ إِيمَاءً وَ لْيَكُنْ رَأْسُهُ حَيْثُ يُرِيدُ السُّجُودَ أَخْفَضَ مِنْ رُكُوعِهِ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ بَعْدَ الْمَغْرِبِ لَا تَدَعْهُنَّ فِي حَضَرٍ وَ لَا سَفَرٍ.
بخش هشتاد و دوم: نماز نافله در سفر
1 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام در مورد نماز در سفر پرسیدم.
فرمود: دو رکعت است و پیش از آن دو رکعت و بعد از آن چیزی (از نافله) نیست، ولی برای مسافر شایسته است که پس از نماز مغرب چهار رکعت نماز به جا آورد و چون در منزلی (در میان راه) فرود آمد، هر قدر که بخواهد در شب می تواند نافله بخواند، و اگر سوار بر مرکب باشد، در حالت سواره نماز بخواند و نماز او باید به صورت اشاره باشد و هنگامی که به سجده می رود، سر او پایین تر از هنگام رکوع باشد.
2 - حارث بن مغیره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
چهار رکعت نماز پس از مغرب است که در هیچ حال - چه در حضر و چه در سفر - نباید ترک شوند.
ص: 391
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
الصَّلاةُ فِي السَّفَرِ رَكْعَتَانِ لَيْسَ قَبْلَهُمَا وَ لَا بَعْدَهُمَا شَيْءٌ إِلَّا الْمَغْرِبَ، فَإِنَّ بَعْدَهَا أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ لَا تَدَعْهُنَّ فِي حَضَرٍ وَ لَا سَفَرٍ، وَ لَيْسَ عَلَيْكَ قَضَاءُ صَلَاةِ النَّهَارِ، وَصَلِّ صَلاَةَ اللَّيْلِ وَ اقْضِهِ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ ذَرِيحٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فَاتَتْنِي صَلاةَ اللَّيْلِ فِي السَّفَرِ فَأَقْضِيهَا فِي النَّهَارِ؟
فَقالَ: نَعَمْ، إِنْ أَطَقْتَ ذَلِكَ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِي أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ صَلَاةِ النَّافِلَةِ عَلَى الْبَعِيرِ وَ الدَّابَّةِ.
فَقالَ: نَعَمْ، حَيْتُما كُنْتَ مُتَوَجِّهاً.
قَالَ: فَقُلْتُ: عَلَى الْبَعِير وَ الدَّابَّةِ؟
3 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
نماز در سفر دو رکعت است که پیش از آن ها و بعد از آن ها چیزی نیست، مگر نماز مغرب که بعد از آن چهار رکعت است و آن را چه در حضر و چه در سفر ترک مکن، و قضای نافله روز بر تو لازم نیست. امّا نماز نافلۀ شب را (در سفر) بخوان و قضای آن را به جا آور.
4 - ذریح گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: در سفری، نماز شب از من فوت شد آیا در روز قضای آن را به جا آورم؟
فرمود: آری، اگر توانایی آن را داشته باشی می توانی چنین کنی.
5 - ابن مسکان گوید: حلبی از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز نافله بر شتر و چارپا پرسید (که می توانم بخوانم؟)
حضرتش فرمود: آری، در هر جانب که رو کنی.
راوی گوید: عرض کردم: در حالی که بر شتر و چارپا باشم؟
ص: 392
قَالَ: نَعَمْ حَيْثَما كُنْتَ مُتَوَجِّهاً .
قُلْتُ: أَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ إِذَا أَرَدْتُ التَّكْبِيرَ.
قَالَ: لَا ، وَلَكِنْ تُكَبِّرُ حَيْتُما كُنْتَ مُتَوَجّهاً ، وَ كَذَلِكَ فَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:
خَرَجْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِيمَا بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ، فَكَانَ يَقُولُ: أَمَّا أَنْتُمْ فَشَبَابٌ تُؤَخِّرُونَ، وَ أَمَّا أَنَا فَشَيْخٌ أُعَجِّلُ فَكَانَ يُصَلِّي صَلاةَ اللَّيْلِ أَوَّلَ اللَّيْلِ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي عَلَى رَاحِلَتِهِ.
قَالَ: يُومِنُ إِيمَاءً يَجْعَلُ السُّجُودَ أَخْفَضَ مِنَ الرُّكُوع.
قُلْتُ: يُصَلِّى وَ هُوَ يَمْشِي.
قَالَ: نَعَمْ يُومِيُّ إِيمَاءً وَ لْيَجْعَلِ السُّجُودَ أخْفَضَ مِنَ الرُّكُوع.
فرمود: آری، هر سمتی که باشی متوجّه به آن سمت باش.
عرض کردم: آیا هرگاه بخواهم باید تکبیر بگویم، روی خود را به قبله بگردانم؟
فرمود: نه، به هر جانبی که هستی تکبیر بگو و رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نیز چنین می کرد.
6 - ابان بن تغلب گوید: در مسیر میان مکّه و مدینه با امام صادق علیه السَّلام همسفر بودم که حضرتش فرمود:
شما جوانید می توانید نماز شب را به تأخیر بیندازید و چون من سالمندم در انجام آن شتاب می کنم. به همین دلیل آن حضرت نماز شب را در اوّل شب به جا می آورد.
7 - يعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که بخواهد بر مرکب سواری خود نماز بخواند، پرسیدم.
فرمود: باید به اشاره نماز بخواند و برای سجود سرش را بایستی پایین تر از رکوع قرار دهد.
عرض کردم: آیا می تواند در حالی که راه می رود، نماز بخواند؟
فرمود: آری، باید ایماء و اشاره کند و سجود خود را پایین تر از رکوع قرار دهد.
ص: 393
8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُل يُصَلِّى التَّوَافِلَ فِي الْأَمْصَارِ وَ هُوَ عَلَى دَابَّتِهِ حَيْتُ تَوَجَّهَتْ بِهِ؟
فَقالَ: نَعَمْ، لَا بَأْسَ.
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ يَرَى بَأْساً أَنْ يُصَلِّيَ الْمَاشِي وَهُوَ يَمْشِي، وَ لَكِنْ لَا يَسُوقُ الْإِبِلَ.
10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ صَلَاةِ اللَّيْلِ وَ الْوَتْرِ فِي أَوَّلِ اللَّيْلِ فِي السَّفَرِ إِذَا تَخَوَّفْتُ الْبَرْدَ وَكَانَتْ عِلَّةٌ.
فَقالَ: لَا بَأْسَ أَنَا أَفْعَلُ ذَلِكَ.
8 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا انسان می تواند نمازهای نافله را بر روی چارپا در حین سفر و حرکت میان شهرهای مختلف بخواند و به هر جانب که چارپا رو می کند، روی او نیز به همان سمت باشد؟
فرمود: آری، اشکالی ندارد.
9 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام در این که شخص پیاده در حال راه رفتن نماز بخواند، اشکالی نمی دید، ولی نباید شتر براند.
10 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا می توانم در سفر نماز شب و نماز وتر را در صورتی که از سرما بترسم و یا عذری داشته باشم، در اوّل شب به جا آورم؟
فرمود: آری، من نیز چنین می کنم.
ص: 394
11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُقَاتِلِ بْنِ مُقَاتِلٍ عَنْ أَبِي الْحَارِثِ قَالَ : سَأَلْتُهُ - يَعْنِي الرَّضَا علیه السَّلام - عَنِ الْأَرْبَعِ رَكَعَاتٍ بَعْدَ الْمَغْرِبِ فِي السَّفَرِ يُعْجِلُنِي الْجَمَّالُ ، وَلَا يُمَكِّنِّي الصَّلَاةَ عَلَى الْأَرْضِ هَلْ أُصَلِّيهَا فِي الْمَحْمِلِ؟
فَقالَ: نَعَمْ، صَلِّهَا فِي الْمَحْمِلِ.
12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن ابْن أبي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:
صَلِّ رَكَعَتَيِ الْفَجْرِ فِي الْمَحْمِلِ.
(83) بَابُ الصَّلَاةِ فِي السَّفِينَةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يُسْأَلُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي السَّفِينَةِ فَيَقُولُ:
11 - ابو الحارث گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: آیا چهار رکعت بعد از نماز مغرب را _ در صورتی که شتردار شتاب دارد و نتوانم بر زمین نماز بگزارم _ می توانم در کجاوه به جا آورم؟
فرمود: آری، آن را در کجاوه به جا آور.
12 - صفوان گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:
دو رکعت (نافلۀ) نماز صبح را در کجاوه به جا آور.
بخش هشتاد و سوم: نماز در کشتی
1 - حمّاد بن عیسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام را شنیدم آنگاه که از چگونگی نماز در کشتی از آن حضرت پرسیدند، فرمود:
ص: 395
إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَخْرُجُوا إِلَى الْجَدَدِ فَاخْرُجُوا فَإِنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَصَلُّوا قِيَاماً، فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوا فَصَلُّوا قعوداً وَ تَحَرَّوُا الْقِبْلَةَ.
2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الصَّلَاةِ فِي السَّفِينَةِ.
فَقالَ: يَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ، فَإِذَا دَارَتْ وَ اسْتَطَاعَ أَنْ يَتَوَجَّهَ إِلَى الْقِبْلَةِ فَلْيَفْعَلْ وَإِلَّا فَلْيُصَلِّ حَيْثُ تَوَجَّهَتْ بِهِ.
قَالَ: فَإِنْ أَمْكَنَهُ الْقِيَامُ فَلْيُصَلِّ قَائِماً وَ إِلَّا فَلْيَقْعُدْ ثُمَّ لْيُصَلِّ.
3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلامفِي الرَّجُلِ يَكُونُ فِي السَّفِينَةِ فَلَا يَدْرِي أَيْنَ الْقِبْلَةُ.
قَالَ: يَتَحَرَّى، فَإِنْ لَمْ يَدْرِ صَلَّى نَحْوَ رَأْسِهَا.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ الْغَنَوِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي السَّفِينَةِ .
اگر بتوانید به ساحل بروید، چنین کنید، ولی اگر نتوانستید، در حالی که ایستاده اید، نماز بخوانید، و اگر در حال ایستاده هم نتوانستید، نشسته نماز را به جا آورید، و در به دست آوردن قبله کوشش نمایید.
2 - حمّاد بن عثمان گوید: از امام صادق اعلیه السَّلام از چگونگی نماز در کشتی پرسیدند. فرمود:
نماز گزار باید رو به قبله کند و هر گاه کشتی از جهت خود بگردد و روی او از قبله منحرف شود، چنان چه توانست جهت خود را رو به قبله کند، وگرنه به هر سمتی که کشتی می رود او نیز رو کند. و اگر می تواند نماز را ایستاده به جا آورد و گرنه باید بنشیند، سپس نماز بخواند.
فرمود:
3 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که در کشتی است و جهت قبله را نمی داند، فرمود:
برای پیدا کردن قبله تلاش می کند و اگر نتوانست به طرف دماغه و سر کشتی نماز بگزارد.
4 - هارون بن حمزه غنوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز در کشتی پرسیدم.
ص: 396
فَقالَ: إِذَا كَانَتْ مُحَمَّلَةً ثَقِيلَةً إِذَا قُمْتَ فِيهَا لَمْ تَحَرَّكْ فَصَلِّ قَائِماً، وَإِنْ كَانَتْ خَفِيفَةً تَكَفَّأُ فَصَل قَاعِداً.
5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي هَاشِمِ الْجَعْفَرِيٌّ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام فِي السَّفِينَةِ فِي دِجْلَةَ فَحَضَرَتِ الصَّلاَةُ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! نُصَلِّي فِي جَمَاعَةٍ؟
قَالَ: فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِي بَطْنِ وَادٍ جَمَاعَةٌ.
(84) بَابُ صَلَاةِ النَّوَافِلِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَأَنَا شَابٌ فَوَصَفَ لِيَ التَّطَوُّعَ وَ الصَّوْمَ فَرَأَى ثِقْلَ ذَلِكَ فِي وَجْهِي فَقَالَ لِي:
فرمود: اگر کشتی پربار و سنگین باشد، به گونه ای که وقتی در آن به نماز می ایستی، حرکت نکند و تو را تکان ندهد، ایستاده نماز بخوان و اگر سبک باشد و احتمال تکان دارد، نماز را نشسته به جا آور.
5 - ابو هاشم جعفری گوید: با امام هادی علیه السَّلام ما در کشتی در رود دجله همراه بودم، وقت نماز فرا رسید، عرض کردم: قربانت گردم! می شود نماز را به جماعت به جای آوریم؟
فرمود: در میان رودخانه نماز را به جماعت به جا نیاور
بخش هشتاد و چهارم: نمازهای نافله
1 - زراره گوید: در دوران جوانی خدمت امام باقر علیه السَّلام شرفیاب شدم. آن حضرت برای من نمازهای نافله و روزههای مستحب را بیان فرمود. سپس سنگینی انجام آن را در چهرۀ من مشاهده کرد، به من فرمود:
ص: 397
إِنَّ هَذَا لَيْسَ كَالْفَرِيضَةِ مَنْ تَرَكَهَا هَلَكَ ، إِنَّمَا هُوَ التَّطَوُّعُ إِنْ شُغِلْتَ عَنْهُ أَوْ تَرَكْتَهُ قَضَيْتَهُ، إِنَّهُمْ كَانُوا يَكْرَهُونَ أَنْ تُرْفَعَ أَعْمَالُهُمْ يَوْماً تاماً وَ يَوْماً ناقصاً، إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يَقُولُ: (الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ) وَ كَانُوا يَكْرَهُونَ أَنْ يُصَلُّوا حَتَّى يَزُولَ النَّهَارُ إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ إِذَا زَالَ النَّهَارُ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُدَيْنَةَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
الْفَرِيضَةُ وَ النَّافِلَهُ أَحَدٌ وَ خَمْسُونَ رَكْعَةً مِنْهَا رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْعَتَمَةِ جَالِساً تُعَدَّانِ بِرَكْعَةٍ وَ هُوَ قَائِمُ الْفَرِيضَةُ مِنْهَا سَبْعَةَ عَشَرَ رَكْعَةً وَ النَّافِلَةُ أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ رَكْعَةً.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ وَالْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ وَ بُكَيْرِ قَالُوا: سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يُصَلِّي مِنَ التَّطَوُّع مِثْلَي الْفَرِيضَةِ وَ يَصُومُ مِنَ التَّطَوُّعِ مِثْلَي الْفَرِيضَةِ.
این نماز مانند نماز فریضه نیست که اگر کسی آن را ترک کند، هلاک شود؛ زیرا که اینريال نماز نافله است و هرگاه کاری داشتی و نتوانستی آن را به جا آوری یا آن را ترک کردی، آن را قضا می کنی؛ زیرا مؤمنان همواره کراهت داشته اند که یک روز اعمالشان کامل بالا رود و روزی دیگر ناقص، چرا که خداوند عزَّوجل می فرماید: «کسانی که همواره در نماز هستند» و هم چنین خوش نمی داشتند که پیش از زوال، نماز نافله بخوانند؛ زیرا درهای آسمان به هنگام زوال آفتاب گشوده می شود.
2 - فضیل بن یسار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
نمازهای فریضه و نافله پنجاه و یک رکعت است. از این نوافل، دو رکعت نماز نشسته بعد از نماز عشا می باشد که یک رکعت ایستاده به حساب می آید. نمازهای فریضه، هفده رکعت و نافله سی و چهار رکعت است.
3 - فضيل بن يسار، فضل بن عبد الملك و بكير گویند: از امام صادق علیه السَّلام شنیدیم که می فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله را همواره نمازهای نافله را دو برابر فریضه می گزارد و روزۀ نافله را نیز دو برابر روزۀ فریضه می گرفت.
ص: 398
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ أَفْضَلِ مَا جَرَتْ بِهِ السُّنَّةُ مِنَ الصلاة؟
فَقَالَ: تَمَامُ الْخَمْسِينَ.
وَ رَوَى الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ مِثْلَهُ.
5 - مُحَمَّدٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ حَنَانٍ قَالَ: سَأَلَ عَمْرُو بْنُ حُرَيْثٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ أَنَا جَالِسٌ
فَقالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَخْبِرْنِي عَنْ صَلاةِ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.
فَقالَ: كَانَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله يُصَلِّي ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ الزَّوَالَ وَ أَرْبَعاً الْأُولَى وَ ثَمَانِيَ بَعْدَهَا وَأَرْبَعاً الْعَصْرَ وَثَلاثاً َالْمَغْرِبَ وَ أَرْبَعاً بَعْدَ المَغْرِبِ وَ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ أَرْبَعاً وَ ثَمَانِيَ صَلاَةَ اللَّيْلِ وَثَلاثاً الْوَتْرَ وَ رَكْعَتَيِ الْفَجْرِ وَ صَلَاةَ الْغَدَاةِ رَكْعَتَيْنِ.
4 - محمّد بن ابی عمید گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: بهترین نمازهایی که در سنّت آمده است کدام نماز است؟
فرمود: پنجاه رکعت نماز است.
5 - حنّان گوید: روزی در خدمت امام صادق علیه السَّلام حضور داشتم، عمرو بن حریث از حضرتش پرسید: قربانت گردم! مرا از چگونگی نماز رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله خبر دهید.
فرمود: پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله همواره هشت رکعت نافلۀ (نماز ظهر) زوال آفتاب، چهار رکعت فریضهٔ آن و پس از آن هشت رکعت نافلۀ (نماز عصر) بعد از فریضهٔ ظهر و چهار رکعت فریضۀ عصر، و سه رکعت نماز مغرب و چهار رکعت نافلۀ از آن، و چهار رکعت نماز عشا و هشت رکعت نافلۀ شب و سه رکعت نماز وتر، و دو رکعت نافلۀ صبح و دو رکعت فريضه صبح به جا می آورد.
ص: 399
قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ إِنْ كُنْتُ أَقْوَى عَلَى أَكْثَرَ مِنْ هَذَا يُعَذِّبُنِي اللهُ عَلَى كَثْرَةِ الصَّلاةِ.
فَقالَ: لَا ، وَلَكِنْ يُعَذِّبُ عَلَى تَرْكِ السُّنَّةِ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ الله علیه السَّلام هَلْ قَبْلَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ وَ بَعْدَهَا شَيْءٌ؟
قَالَ: لَا، غَيْرَ أَنِّى أَصَلَّى بَعْدَهَا رَكْعَتَيْنِ، وَ لَسْتُ أَحْسُبُهُمَا مِنْ صَلاَةِ اللَّيْلِ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَجَّاجِ الْخَشَّابِ عَنْ أَبِي الْفَوَارِسِ قَالَ:
نَهَانِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنْ أَتَكَلَّمَ بَيْنَ الْأَرْبَعَ رَكَعَاتِ الَّتِي بَعْدَ الْمَغْرِبِ.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام : إِنَّ أَصْحَابَنَا يَخْتَلِفُونَ فِي صَلَاةِ التَّطَوُّع ، بَعْضُهُمْ يُصَلِّي أَرْبَعاً وَ أَرْبَعِينَ، وَبَعْضُهُمْ يُصَلِّي خَمْسِينَ فَأَخْبِرْنِي بِالَّذِي تَعْمَل بِهِ أَنْتَ كَيْفَ هُوَ حَتَّى أَعْمَلَ بِمِثْلِهِ .
عرض کردم: قربانت گردم! در صورتی که توانایی انجام بیش از این (پنجاه رکعت) را داشته باشم، آیا اگر بیشتر بخوانم، خداوند برای این جهت مرا عذاب خواهد کرد؟
فرمود: نه، ولی به خاطر ترک سنّت عذاب می کند.
6 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا پیش از نماز عشا و بعد از آن، نافله ای هست؟
فرمود: نه، ولی من بعد از فریضهٔ عشا، دو رکعت نماز می خوانم و آن دو رکعت را جزو نماز شب حساب نمی کنم.
7 - ابو الفوارس گوید: امام صادق علیه السَّلام مرا از این که در میان چهار رکعت نافلۀ پس از مغرب سخن بگویم، نهی فرمود.
8 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: دوستان ما، در نماز نافله خلاف یکدیگر عمل می کنند. بعضی چهل و چهار رکعت و برخی دیگر پنجاه رکعت نماز می خواند. مرا از آن چه که خود به آن عمل می کنید، آگاه سازید تا من نیز همان گونه عمل کنم.
ص: 400
فَقالَ: أَصَلَّى وَاحِدَةً وَ خَمْسِينَ.
ثُمَّ قَالَ: أَمْسِكْ ، وَ عَقَدَ بِيَدِهِ الزَّوَالَ ثَمَانِيَةً وَ أَرْبَعاً بَعْدَ الظُّهْرِ وَ أَرْبَعاً قَبْلَ الْعَصْرِ وَ رَكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْمَغْرِبِ وَ رَكْعَتَيْنِ قَبْلَ عِشَاءِ الآخِرَةِ وَ رَكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْعِشَاءِ مِنْ قُعُودٍ تُعَدَّانِ بِرَكْعَةٍ مِنْ قِيَامِ وَ ثَمَانِيَ صَلاةَ اللَّيْلِ وَ الْوَتْرَ ثَلَاثًا وَ رَكْعَتَيِ الْفَجْرِ وَالْفَرَائِضَ سَبْعَ عَشْرَةَ فَذَلِكَ أَحَدٌ وَ خَمْسُونَ.
9 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ التَّطَوُّع بِالنَّهَارِ.
فَذَكَرَ أَنَّهُ يُصَلِّى ثَمَانَ رَكَعَاتٍ قَبْلَ الظُّهْرِ وَ ثَمَانٍ بَعْدَهَا.
10 - عَنْهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: صَلاةُ الزَّوَالِ، صَلاةُ الْأَوَّابِينَ.
فرمود: من پنجاه و یک رکعت نماز می خوانم.
سپس فرمود: حفظ کن _ و با دست مبارک شمرد _ نافلۀ ظهر هشت رکعت و چهار رکعت بعد از ظهر، چهار رکعت پیش از عصر، دو رکعت بعد از مغرب، دو رکعت پیش از عشا، دو رکعت پس از عشا به صورت نشسته _ که یک رکعت ایستاده محسوب می شود _ هشت ركعت نافلۀ شب، سه رکعت وتر، دو رکعت نافلۀ صبح و هفده رکعت فریضه که تمام آن ها پنجاه و یک رکعت است.
9 - حمّاد بن عثمان گوید: از امام علیه السَّلام درباره نماز نافلۀ روز پرسیدم.
حضرتش فرمود که هشت رکعت پیش از ظهر و هشت رکعت بعد از آن به جا می آورد.
10 - یحیی بن ابو علا گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
امیر مؤمنان على صلوات الله علیه فرمود: نماز نافلۀ زوال، نماز توبه کنندگان است.
ص: 401
11 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: (آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِداً وَ قَائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ).
قَالَ: يَعْنِي صَلاةَ اللَّيْل.
قَالَ:قُلْتُ لَهُ: وَ أَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى).
قَالَ: يَعْنِي تَطَوّع بِالنَّهَارِ.
قَالَ: قُلْتُ لَهُ: وَإِدْبَارَ النُّجُومِ .
قَالَ: رَكْعَتَانِ قَبْلَ الصُّبْح.
قُلْتُ: (وَأَدْبَارَ السُّجُودِ).
قَالَ: رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْمَغْرِبِ.
12 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:
11 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: مقصود خداوند از این آیه که می فرماید: «لحظه های شب را سجده کنان و ایستاده از جهان آخرت می هراسد و به رحمت پروردگارش امید دارد» چیست؟
فرمود: مقصود نماز شب است.
گوید: به آن حضرت عرض کردم: مقصود از «وطرف های روز، شاید خشنودگردی» چیست؟
فرمود: منظور نافلۀ روز است.
گوید: عرض کردم: مقصود از «رفتن ستارگان» چیست؟
فرمود: منظور، دو رکعت نافلۀ پیش از فریضهٔ صبح است.
عرض کردم: مقصود از «بعد از سجده ها» چیست؟
فرمود: منظور دو رکعت نافلهٔ بعد از فریضهٔ مغرب است.
12 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 402
اِذَا قُمْتَ باللَّيْلِ مِنْ مَنَامِكَ فَقُل: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَدَّ عَلَيَّ رُوحِي لِأَحْمَدَهُ وَ أَعْبُدَهُ».
فَإِذَا سَمِعْتَ صَوْتَ الدُّيُوكِ فَقُلْ: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».
فَإِذَا قُمْتَ فَانْظُرْ فِي آفَاقِ السَّمَاءِ وَ قُلِ: «اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَا يُوَارِي عَنْكَ لَيْلٌ سَاجٍ وَ لَا سَمَاءُ ذَاتُ أَبْرَاجِ وَ لَا أَرْضٌ ذَاتُ مِهَادٍ وَ لَا ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ وَ لَا بَحْرٌ لُجِّيٌّ تُدْلِجُ بَيْنَ يَدَيِ الْمُدْلِجِ مِنْ خَلْقِكَ، تَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورُ، غَارَتِ النُّجُومُ وَ نَامَتِ الْعُيُونُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذْكَ سِنَةٌ وَ لَا نَوْمٌ سُبْحَانَ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ إِلَهِ الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».
ثُمَّ اقْرَأ الْخَمْسَ الآيَاتِ مِنْ آخِر آلِ عِمْرَانَ: (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ... إِلَى قَوْلِهِ: إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الميعاد).
ثُمَّ اسْتَكْ وَ تَوَضَّأْ، فَإِذَا وَضَعْتَ يَدَكَ فِي الْمَاءِ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ».
هر گاه شب از خواب بر خاستی، بگو: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَدَّ عَلَيَّ رُوحِي لِأَحْمَدَهُ وَ أَعْبُدَهُ».
آن گاه که بانگ خروس را شنیدی بگو: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».
و چون برخاستی به اطراف آسمان نگاه کن و بگو: «اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَا يُوَارِي عَنْكَ لَيْلٌ سَاجٍ وَ لَا سَمَاءً ذَاتُ أَبْرَاجِ وَ لَا أَرْضٌ ذَاتُ مِهَادٍ وَ لَا ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ وَ لَا بَحْرٌ لُجَّيُّ تُدْلِجُ بَيْنَ يَدَيِ الْمُدْلِحِ مِنْ خَلْقِكَ، تَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورُ، غَارَتِ النُّجُومُ وَ نَامَتِ الْعُيُونُ وَأَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُكَ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ سُبْحَانَ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ إِلَهِ الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».
آن گاه پنج آیه آخر سورۀ آل عمران را از (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ... تا: إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ) بخوان. سپس مسواک بزن و وضو ساز، و چون دست خود را در آب نهادی بگو: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَاجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ».
ص: 403
فَإِذَا فَرَغْتَ فَقُلِ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».
فَإِذَا قُمْتَ إِلَى صَلَاتِكَ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ زُوَّارِ بَيْتِكَ وَ عُمَّارِ مَسَاجِدِكَ وَ افْتَحْ لِي بَابَ تَوْبَتِكَ وَأَغْلِقْ عَنِّي بَابَ مَعْصِيَتِكَ وَ كُلِّ مَعْصِيَةٍ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِمَّنْ يُنَاجِيهِ اللَّهُمَّ أَقْبِلْ عَلَيَّ بِوَجْهِكَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ».
ثُمَّ افْتَتِح الصَّلاَةَ بِالتَّكْبِير.
13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ كَانَ إِذَا صَلَّى الْعِشَاءَ الآخِرَةَ أَمَرَ بِوَضُوئِهِ وَ سِوَاكِهِ يُوضَعُ عِنْدَ رَأْسِهِ مُخَمَّراً فَيَرْقُدُ مَا شَاءَ اللهُ، ثُمَّ يَقُومُ فَيَسْتَاكُ وَيَتَوَضَّأُ وَ يُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ، ثُمَّ يَرْقُدُ ثُمَّ يَقُومُ فَيَسْتَاكُ وَيَتَوَضَّأُ وَ يُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ، ثُمَّ يَرْقُدُ حَتَّى إِذَا كَانَ فِي وَجْهِ الصُّبْحِ قَامَ فَأَوْتَرَ، ثُمَّ صَلَّى الرَّكْعَتَيْن .
و چون از وضو فارغ شدی بگو: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».
و چون برای نماز بر خاستی بگو: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ إِلَى اللهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ زُوَّارِ بَيْتِكَ وَ عُمَّارٍ مَسَاجِدِكَ وَ افْتَحْ لِي بَابَ تَوْبَتِكَ وَ أَغْلِقْ عَنِّي بَابَ مَعْصِيَتِكَ وَ كُلِّ مَعْصِيَةٍ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِمَّنْ يُنَاجِيهِ اللَّهُمَّ أَقْبِلْ عَلَيَّ بِوَجْهِكَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ».
آن گاه نماز را با تکبیر آغاز کن.
13 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله همواره آن گاه که نماز عشا را می خواند، امر می فرمود تا آب وضو و مسواک او را سرپوشیده بر بالین سرش بگذارند پس آن چه که خداوند می خواست می خوابید، آن گاه بر می خاست، مسواک می کرد، وضو می ساخت و چهار رکعت نماز می خواند، سپس می خوابید، آن گاه بر می خاست، مسواک می کرد، وضو میساخت و چهار رکعت نماز می خواند پس از آن می خوابید تا نزدیک صبح می شد و آن گاه بر می خاست و نماز وتر را به جای می آورد، سپس دو رکعت نافلۀ صبح را میخواند.
ص: 404
ثُمَّ قَالَ: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ .
قُلْتُ: مَتَى كَانَ يَقُومُ ؟
قَالَ: بَعْدَ ثُلُثِ اللَّيْل.
وَ قَالَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: يَكُونُ قِيَامُهُ وَ رُكُوعُهُ وَ سُجُودُهُ سَوَاءٌ، وَ يَسْتَالُ فِي كُلِّ مَرَّةٍ قَامَ مِنْ نَوْمِهِ وَ يَقْرَأُ الآيَاتِ مِنْ آلِ عِمْرَانَ: (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) ... إِلَى قَوْلِهِ (إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ).
14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يُصَلِّي مِنَ اللَّيْلِ ثَلاَثَ عَشْرَةَ رَكْعَةً مِنْهَا الْوَتْرُ وَ رَكْعَتَا الْفَجْرِ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ.
آن گاه فرمود: «به حقیقت برای شما در رفتار پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله الگوی نیکویی است».
عرض کردم: آن حضرت در چه وقت از شب برای عبادت برمی خاست؟
فرمود: بعد از سپری شدن یک سوم از شب.
در حدیث دیگری آمده است: حضرتش بعد از نیمه شب برای عبادت برمی خاست.
در روایت دیگری آمده است: زمان قیام و رکوع و سجودش با یکدیگر برابر بود، و در هر باری که بر می خاست، مسواک می زد و آیات سورۀ آل عمران را از (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ) ... تا (إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ) می خواند.
14 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآلع همواره در سفر و در حضر سیزده رکعت نماز در شب به جا آورد که از جملۀ آن ها سه رکعت نماز وتر و دو رکعت نافلۀ صبح بود.
ص: 405
15 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّصْرِيٌّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
صَلاةُ النَّهَارِ سِتْ عَشْرَةَ رَكْعَةً ثَمَانٌ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ وَ ثَمَانٌ بَعْدَ الظُّهْرِ وَأَرْبَعُ رَكَعَاتٍ بَعْدَ الْمَغْرِبِ.
يَا حَارِثُ! لَا تَدَعْهُنَّ فِي سَفَرٍ وَ لَا حَضَرٍ وَ رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ كَانَ أَبِي يُصَلِّيهِمَا وَهُوَ قَاعِدٌ وَأَنَا أَصَلِّيهِمَا وَأَنَا قَائِمٌ، وَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله يُصَلِّي ثَلَاثَ عَشْرَةَ رَكْعَةً مِنَ اللَّيْلِ.
16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ سَعْدِ الْأَحْوَصُ قَالَ: قُلْتُ لِلرّضَاء علیه السَّلام: كَم الصَّلاةُ مِنْ رَكْعَةٍ؟
فَقالَ: إِحْدَى وَخَمْسُونَ رَكْعَةً.
مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْن يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى مِثْلَهُ.
15 - حارث بن مغیره نصری گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
نافلۀ روز شانزده رکعت است: هشت رکعت هنگام زوال آفتاب، هشت رکعت بعد از فریضهٔ ظهر و چهار رکعت بعد از مغرب.
ای حارث! هیچ گاه _چه در سفر و چه در حضر _ این چهار رکعت نماز را ترک مکن! و دو رکعت بعد از فریضهٔ عشا را ترک مکن! پدرم آن دو رکعت را در حال نشسته به جا می آورد و من ایستاده می خوانم، و رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله را همواره در شب، سیزده رکعت نماز می گزارد.
16 - اسماعیل بن سعد احوص گوید: به امام رضا علیه السَّلام عرض کردم: نماز چند رکعت است؟
فرمود: پنجاه و یک رکعت.
ص: 406
17 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِى قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطناً وَ أَقْوَمُ قِيلاً).
لا قَالَ: يَعْنِي بِقَوْلِهِ: «وَ أَقْوَمُ قِيلاً» قِيَامَ الرَّجُلِ عَنْ فِرَاشِهِ يُرِيدُ بِهِ اللَّهَ لَا يُرِيدُ بِهِ غَيْرَهُ.
18 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
إِنَّ الْعَبْدَ يُوقَظُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنَ اللَّيْلِ، فَإِنْ لَمْ يَقُمْ أَتَاهُ الشَّيْطَانُ فَبَالَ فِي أُذُنِهِ.
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (كَانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ).
قَالَ: كَانُوا أَقَلَّ اللَّيَالِي تَفُوتُهُمْ لَا يَقُومُونَ فِيهَا.
19 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ أَنَّهُ سَمِعَ أبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
17 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ این آیه که خداوند عزَّوَجل می فرماید: (إنّ ناشئة الليل هي أشد وطئاً و أقوم قيلاً) فرمود:
مراد از «و أقوم قيلا» که به جز خدا دیگری را اراده ننماید. برخاستن انسان از بستر خواب است.
18 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
همانا بنده در شب، سه بار بیدار می شود و اگر برنخیزد، شیطان نزد او می آید و درگوش او ادرار می کند.
راوی گوید: هم چنین از آن حضرت در مورد گفتار خداوند عزَّوجل که می فرماید: (کانوا قليلاً من الليل ما يهجعون) سؤال کردم.
فرمود: شب های بسیار کمی بود که نماز شب از آنان فوت می شد و برنمی خاستند.
19 - عمر بن اُذینه گوید: عمر بن یزید از امام صادق علیه السَّلام شنیده است که حضرتش فرمود:
ص: 407
إِنَّ فِي اللَّيْلِ لَسَاعَةً مَا يُوَافِقُهَا عَبْدٌ مُسْلِمٌ يُصَلِّي وَ يَدْعُو اللهَ فِيهَا إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ.
قُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ! فَأَيُّ سَاعَةٍ هِيَ مِنَ اللَّيْلِ؟
قَالَ: إِذَا مَضَى نِصْفُ اللَّيْلِ فِي السُّدُسِ الْأَوَّلِ مِنَ النِّصْفِ الْبَاقِي.
20 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: إن رَجُلاً مِنْ مَوَالِيكَ مِنْ صُلَحَائِهِمْ شَكَا إِلَى مَا يَلْقَى مِنَ النَّوْم وَ قَالَ: إِنَّ إِنِّي أُرِيدُ الْقِيَامَ إِلَى الصَّلاَةِ بِاللَّيْلِ، فَيَغْلِبُنِي النَّوْمُ حَتَّى أَصْبِحَ، وَ رُبَّمَا قَضَيْتُ صَلاتِي الشَّهْرَ مُتَتَابِعاً وَ الشَّهْرَيْنِ أَصْبِرُ عَلَى ثِقَلِهِ.
فَقالَ: قُرَّةٌ عَيْنٍ لَهُ، وَ اللَّهِ!
قَالَ: وَ لَمْ يُرَخُضْ لَهُ فِي الصَّلاَةِ فِي أَوَّلِ اللَّيْلِ. وَ قَالَ: الْقَضَاءُ بِالنَّهَارِ أَفْضَلُ ؟
شب هنگام ساعتی است که هر بندهٔ مسلمانی که آن را درک کند و در آن ساعت نماز گزارد و خدا را فرا خواند و به درگاهش دعا کند، در تمام شب ها اجابت شود و دعایش مستجاب گردد.
عرض کردم: خدایت خیر دهد! بفرمایید آن، چه ساعتی از شب است؟
فرمود: هنگامی که شب از نیمه بگذرد، در یک ششم آغازین نیمۀ دوم شب.
20 - معاوية بن وهب گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: یکی از شیعیان شما _ که از صالحان است _ به من از خواب سنگینی که دارد، شکایت کرده می گوید: من قصد می کنم که برای نماز شب برخیزم، ولی خواب بر من غلبه می کند تا صبح می شود و چه بسیار اتّفاق می افتد که نماز یک ماه پی در پی، یا دو ماه را قضا می کنم که به سختی آن را تحمّل می کنم.
فرمود: به خدا سوگند! برای او چشم روشنی است.
راوی گوید: حضرت رخصت خواندن نماز شب در اوّل شب را به او نداد و فرمود: قضا کردن آن در روز بهتر است.
ص: 408
قُلْتُ: فَإِنَّ مِنْ نِسَائِنَا أَبْكَاراً الْجَارِيَةَ تُحِبُّ الْخَيْرَ وَأَهْلَهُ وَ تَحْرِصُ عَلَى الصَّلاةِ، فَيَغْلِبُهَا النَّوْمُ حَتَّى رُبَّمَا قَضَتْ وَ رُبَّمَا ضَعُفَتْ عَنْ قَضَائِهِ وَ هِيَ تَقْوَى عَلَيْهِ أَوَّلَ اللَّيْلِ، فَرَخَّصَ لَهُنَّ فِى الصَّلاَةِ أَوَّلَ اللَّيْلِ إِذَا ضَعُفْنَ وَ ضَيَّعْنَ الْقَضَاءَ.
21 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
مَا كَانَ يُحْمَدُ الرَّجُلُ أَنْ يَقُومَ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ فَيُصَلِّيَ صَلاتَهُ ضَرْبَةً وَاحِدَةً ثُمَّ يَنَامَ وَ يَذْهَبَ.
22 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يُصَلِّي الرَّكْعَتَيْنِ مِنَ الْوَتْرِ ثُمَّ يَقُومُ فَيَنْسَى النَّشَهدَ حَتَّى يَرْكَعَ وَ يَذْكُرُ وَ هُوَ رَاكِعٌ.
قَالَ: يَجْلِسُ مِنْ رُكُوعِهِ فَيَتَشَهدُ ثُمَّ يَقُومُ فَيُتِمُّ.
عرض کردم: یکی از دختران و دوشیزگان جوان ما که خیر و اهل آن را دوست دارد، برای خواندن نماز شب حریص است، ولی خواب بر او چیره می شود و چه بسا که نماز شب او قضا می شود و توانایی قضای آن را نیز ندارد، امّا توانایی این را دارد که در اوّل شب آن را به جا آورد.
امام علیه السَّلام آن دخترها به خاطر این که توانایی قضای آن را ندارند، رخصت داد و اجازه فرمود که در اوّل شب، نماز شب را بخوانند.
21 - ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
همواره شخصی که در آخر شب بر می خاست و نماز شب خود را یک باره می خواند، سپس می رفت و می خوابید مورد ستایش قرار نمی گرفت.
22 - حسن صیقل گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: شخصی دو رکعت نماز وتر اند، سپس بر می خیزد و تشهّد را فراموش می کند تا به رکوع می رود و در رکوع به یادش می آید (چه وظیفه ای دارد؟)
فرمود: باید بنشیند و تشهّد را بخواند، پس از آن برخیزد و ماندۀ رکوع و نماز خود را به جا آورد و نماز را به پایان برساند.
ص: 409
قَالَ: قُلْتُ: أَلَيْسَ قُلْتَ فِي الْفَرِيضَةِ إِذَا ذَكَرَهُ بَعْدَ مَا رَكَعَ مَضَى ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَتَي السَّهْوِ بَعْدَ مَا يَنْصَرِفُ وَ يَتَشَهدُ فِيهِمَا؟
قَالَ: لَيْسَ النَّافِلَةُ مِثْلَ الْفَريضَةِ.
23 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ وَ حَمَّادِ بْن عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلامعَنْ أَفْضَل سَاعَاتِ الْوَتْرِ.
فَقالَ: الْفَجْرُ أَوَّلُ ذَلِكَ.
24 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي سَارَةَ قَالَ : أَخْبَرَنِي أَبَانُ بْنُ تَغْلِبَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَيَّةَ سَاعَةٍ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله يُوتِرُ ؟
فَقالَ: عَلَى مِثْلِ مَغِيبِ الشَّمْسِ إِلَى صَلَاةِ الْمَغْرِبِ.
راوی گوید: عرض کردم: مگر در نماز فریضۀ نفرمودید که هر گاه بعد از رکوع به یاد آورد، باید نماز را ادامه دهد، سپس بعد از تمام شدن نماز دو سجدۀ سهو به جا آورد و تشهّد را بخواند؟
فرمود: نماز نافله همانند نماز فریضه نیست.
23 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام از بهترین ساعات خواندن نماز وتر سؤال کردم.
فرمود: طلوع فجر ( فجر كاذب) آغازین وقت فضیلت آن است.
24 - اسماعیل بن ابی ساره گوید: ابان بن تغلب به من :گفت به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: در چه ساعتی رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله سه رکعت نماز وتر را به جا می آورد؟
فرمود: (پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله وقت نماز وتر را) به اندازه فرو رفتن آفتاب تا پایان سه رکعت فریضۀ مغرب انتظار می کشید.
ص: 410
25 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: الرَّكْعَتَانِ اللَّتَانِ قَبْلَ الْغَدَاةِ أَيْنَ مَوْضِعُهُمَا ؟
فَقالَ: قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ، فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الْغَدَاةِ.
26 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلادِ قَالَ:
صَلَّيْتُ خَلْفَ الرِّضَا علیه السَّلام فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَام صَلاةَ اللَّيْلِ، فَلَمَّا فَرَغَ جَعَلَ مَكَانَ الشَّبْعَة سَجْدَةً.
27 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ الْكِنْدِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ - أَوْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانِ - قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي أَقُومُ آخِرَ اللَّيْلِ وَأَخَافُ الصُّبْحَ.
السلام قَالَ: اقْرَأ الْحَمْدَ وَ اعْجَلْ ! وَ اعْجَلْ !.
25 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: دو رکعت (نافلۀ) پیش از صبح را در چه وقت باید خواند؟
فرمود: وقت آن، پیش از طلوع فجر است، و چون فجر طلوع کند، وقت نماز صبح داخل شده است.
26 - ابراهیم بن ابی البلاد گوید: نماز شب را در پشت سر امام صادق علیه السَّلام (البته نه به جماعت) در مسجد الحرام به جا آوردم و چون حضرتش از نماز فارغ شد به جای آن که بر پهلو بخوابد، سجده کرد (زیرا مستحب است میان دو رکعت نافلۀ صبح و فریضه صبح با دراز کشیدن، یا به پهلو خوابیدن فاصله انداخت و می توان به جای آن سجده کرد، چنان که آن حضرت سجده کرده است).
27 - اسماعيل بن جابر _ یا عبدالله بن سنان _ گوید به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آخر شب بر می خیزم و می ترسم (پیش از پایان یافتن نماز شب و وتر) صبح شود.
فرمود: فقط سورۀ حمد را بخوان و شتاب کن! شتاب کن!
ص: 411
28 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَقُومُ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ وَ هُوَ يَخْشَىٰ أَنْ يَفْجَأَهُ الصُّبْحُ أَ يَبْدَأُ بِالْوَتْرِ أَوْ يُصَلِّي الصَّلاَةَ عَلَى وَجْهِهَا حَتَّى يَكُونَ الْوَتْرُ آخِرَ ذَلِكَ؟
قَالَ: بَلْ يَبْدَأُ بِالْوَتْرِ.
وَ قَالَ: أَنَا كُنْتُ فَاعِلاً ذَلِكَ.
29 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ حَفْصِ بْن سَالِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن التسليم فِي رَكْعَتَي الْوَتْرِ.
فَقالَ: نَعَمْ، وَإِنْ كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَاخْرُجْ وَ اقْضِهَا ثُمَّ عُدْ وَ ارْكَعْ رَكْعَةً.
30 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْوَتْرِ مَا يُقْرَأُ فِيهِنَّ جَمِيعاً.
28 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: کسی که آخر شب برمی خیزد و می ترسد که ناگاه صبح فرا رسد، آیا ابتدا سه رکعت نماز وتر را بخواند یا به ترتیب، اوّل نماز شب را به جا آورد یا به همان ترتیب نماز شب را بخواند تا آن که سه رکعت نماز وتر در آخر آن خوانده شود؟
فرمود: بلکه باید ابتدا، نماز وتر را بخواند.
سپس فرمود: من نیز چنین می نمایم.
29 - حفص بن سالم گوید: از امام صادق می ترسد که ناگاه در مورد سلام در دو رکعت نماز وتر پرسیدم (که آیا خوب است یا نه؟)
فرمود: آری، در صورتی که کاری داشته باشی، بیرون رو و کار خود را انجام ده، سپس باز گرد و یک رکعت دیگر را به جا آور.
30 - ابن سنان گوید: از امام صادق می ترسد که ناگاه از سه رکعت نماز وتر پرسیدم که چه سوره ای را باید در آن خواند؟
ص: 412
قَالَ: بِ- (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).
قُلْتُ: فِي ثَلاَثِهِنَّ.
قَالَ: نَعَمْ.
31 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْقُنُوتِ فِي الْوَتْرِ هَلْ فِيهِ شَيْءٌ مُوَفَّتٌ يُتَّبَعُ وَ يُقَالُ ؟
فَقالَ: لَا أَثْن عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبكَ الْعَظِيمِ.
ثُمَّ قَالَ: كُلِّ ذَنْبٍ عَظِيمٌ.
32 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّه علیه السَّلام:
الْقُنُوتُ فِى الْوَثر الِاسْتِغْفَارُ وَ فِى الْفَريضَةِ الدُّعَاءُ.
33 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورٍ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
اسْتَغْفِرِ اللَّهَ فِي الْوَتْرِ سَبْعِينَ مَرَّةٌ.
فرمود: سورۀ ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) را.
عرض کردم: در تمام سه رکعت؟
فرمود: آری.
31 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: آیا در قنوت نماز وتر دعایی معیّن هست که خوانده شود؟
فرمود: نه، خدای عزَّوَجل را ستایش کن، بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله درود فرست و از گناه بزرگ خود طلب آمرزش نما.
سپس فرمود و هر گناهی بزرگ است.
32 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
قنوت در نماز وتر استغفار، و در نماز فریضه، دعاست.
33 - منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در نماز وتر، هفتاد بار استغفار کن.
ص: 413
34 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ قَالَ:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبِ علیهما السَّلام فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! إِنِّي قَدْ حُرِمْتُ الصَّلاةَ بِاللَّيْل .
فَقالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: أَنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَيَّدَتْكَ ذُنُوبُكَ.
35 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:
فَرَأُتُ فِي كِتَابِ رَجُلٍ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّكْعَتَانِ اللَّتَانِ قَبْلَ صَلَاةِ الْفَجْرِ مِنْ صَلاَةِ اللَّيْلِ هِيَ أَمْ مِنْ صَلاَةِ النَّهَارِ وَ فِي أَيِّ وَقْتِ أُصَلِّيهَا؟
فَكَتَبَ بِخَطَّهِ: احْشُهَا فِي صَلَاةِ اللَّيْلِ حَشْواً.
34 - راوی گوید: شخصی خدمت امیر مؤمنان علی بن ابی طالب صلوات الله عليهما آمد و عرض کرد: ای امیر مؤمنان! من از نماز شب محروم شده ام.
امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود: تو شخصی هستی که گناهانت تو را به بند کشیده اند.
35 - علی بن مهزیار گوید: در نامۀ شخصی که به امام صادق علیه السَّلام (1) نوشته بود، این گونه خواندم:
آیا دو رکعت نافلهٔ پیش از نماز صبح، جزو نماز شب است یا جزو نماز روز و در چه وقتی باید آن ها را بخوانم؟
آن حضرت به خط مبارک خود نوشته بود: آن دو رکعت نماز را در نماز شب داخل نموده و از آن قرار ده.
ص: 414
(85) بَابُ تَقْدِيمِ النَّوَافِلِ وَتَأْخِيرِهَا وَ قَضَائِهَا وَصَلَاةِ الضُّحَى
1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْن مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ : سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بُرَيْدِ بْنِ ضَمْرَةَ اللَّيْثِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَشْتَغِلُ عَن الزَّوَالِ أَ يُعَجِّلُ مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ .
فَقالَ: نَعَمْ إِذَا عَلِمَ أَنَّهُ يَشْتَغِلُ فَيُعَجِّلُهَا فِي صَدْرِ النَّهَارِ كُلَّهَا.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْتقدیم مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ:
لَمَّا كَانَ يَوْمُ فَتْح مَكَّةَ ضُرِبَتْ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله خَيْمَةٌ سَوْدَاءُ مِنْ شَعْرِ بِالْأَبْطَح ثُمَّ أَفَاضَ عَلَيْهِ الْمَاءَ مِنْ جَفْنَةٍ يُرَى فِيهَا أَثَرُ الْعَجِينِ ثُمَّ تَحَرَّى الْقِبْلَةُ ضُحًى فَرَكَعَ ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ لَمْ يَرْكَعْهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَبْلَ ذَلِكَ وَ لَا بَعْدُ.
بخش هشتاد و پنجم: تقدیم و تأخیر نمازهای نافله و قضای آن ها و حکم نماز چاشتگاه
1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام سؤال کردم: شخصی که گرفتار کاری شود (و نتواند نافلۀ ظهر را در وقتش بخواند) آیا می تواند در آغاز روز زودتر آن را به جا آورد؟
فرمود: آری، اگر بداند که برای او کاری پیش خواهد آمد، می تواند زودتر تمام نافله ها را در آغاز روز بخواند.
2 - معاوية بن وهب گوید: امام علیه السَّلام فرمود:
در روز فتح مکّه برای رسول خدا صلَّى الله عليه وآله خیمه مویین سیاهی در ابطح برپا شد. آن حضرت با کاسه ای چوبین _ که اثر خمیر در آن دیده می که اثر خمیر در آن دیده می شد _ بر خود آب ریخت (و غسل کرد) آن گاه به هنگام چاشت، روی به جانب قبله کرد و هشت رکعت نماز به جای آورد که آن بزرگوار نه پیش از آن چنین نمازی را به جا آورده بود و نه پس از آن به جا آورد.
ص: 415
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: اقْضِ مَا فَاتَكَ مِنْ صَلَاةِ النَّهَارِ بِالنَّهَارِ وَ مَا فَاتَكَ مِنْ صَلَاةِ اللَّيْلِ بِاللَّيْلِ.
قُلْتُ: أَقْضِي وَتْرَيْنِ فِي لَيْلَةٍ ؟
فَقالَ: نَعَمْ، اقْضِ وَتْراً أَبَداً.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُرَازِمٍ قَالَ:
سَأَلَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَابِرٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقَالَ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ! إِنَّ عَلَيَّ نَوَافِلَ كَثِيرَةٌ فَكَيْفَ أَصْنَعُ ؟
فَقالَ: اقْضِهَا
فَقالَ لَهُ : إِنَّهَا أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ.
قَالَ: اقْضِهَا.
قُلْتُ: لَا أُحْصِيهَا.
قَالَ: تَوَخَّ
3 - معاوية بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
آن چه از نافلۀ روز از تو فوت شده، در روز قضا کن، و آن چه از نافلۀ شب از تو فوت شده، قضای آن را در شب به جا آور.
عرض کردم: آیا می توانم قضای دو نماز وتر را در یک شب به جا آورم؟
فرمود: آری، قضاکن آن را در حالی که همیشه و تر باشد.
4 - مرازم گوید: اسماعیل بن جابر به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد: خداوند شما را حفظ کند! بر ذمّۀ من نافله های بسیاری است، چه کنم؟
فرمود: قضای آن ها را به جا آور.
عرض کردم: بیش از شمارش است.
فرمود: قضای آن ها را به جا آور.
عرض کردم: شمارۀ آن ها را نمی دانم.
فرمود: سعی کن و عددی را در نظر بیاور
ص: 416
قَالَ مُرَازِمٌ: وَكُنْتُ مَرِضْتُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ لَمْ أَتَنفَّلْ فِيهَا.
قُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللهُ! وَ جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَرِضْتُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ لَمْ أُصَلَّ نَافِلَةٌ .
فَقالَ: لَيْسَ عَلَيْكَ قَضَاءُ، إِنَّ الْمَرِيضَ لَيْسَ كَالصَّحِيح، كُلُّ مَا غَلَبَ اللهُ عَلَيْهِ فَاللَّهُ أَوْلَى بِالْعُذْرِ فِيهِ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِي قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام:
أَفْضَلُ قَضَاءِ النَّوَافِل قَضَاءُ صَلاةِ اللَّيْلِ بِاللَّيْلِ، وَصَلاَةِ النَّهَارِ بِالنَّهَارِ.
قُلْتُ: فَيَكُونُ وَتُرَانِ فِي لَيْلَةٍ؟
قَالَ: لَا.
قُلْتُ: وَ لِمَ تَأْمُرُنِي أَنْ أُوتِرَ وَتْرَيْنِ فِي لَيْلَةٍ؟
فَقالَ علیه السَّلام: أَحَدُهُمَا قَضَاءُ.
مرازم گفت: من مدّت چهار ماه بیمار بودم و در این مدّت نماز نافله نخوانده بودم. عرض کردم: خداوند شما را نگهدارد! فدایت شوم! من چهار ماه بیمار شدم و نماز نافله نخواندم.
فرمود: قضا، بر تو لازم نیست؛ زیرا بیمار مانند شخص تندرست نیست، خداوند هر چه را که بر بنده چیره کرده و اختیار بنده را از آن سلب نموده، خود خداوند در آن سزاوارتر است که عذر او را بپذیرد.
5 - اسماعیل جعفی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
بهترین قضای نافله ها، قضای نافلۀ شب در شب و قضای نافلۀ روز در روز است.
عرض کردم: آیا دو نماز وتر را میتوان در یک شب خواند؟
فرمود: نه.
عرض کردم: پس چرا به من امر می کنید که دو نماز وتر را در یک شب به جا آورم؟
حضرتش فرمود: یکی از آن دو، قضاست.
ص: 417
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سُئِلَ أبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ فَاتَتْهُ صَلَاةُ النَّهَارِ مَتَى يَقْضِيهَا؟
قَالَ: مَتَى مَا شَاءَ إِنْ شَاءَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ وَإِنْ شَاءَ بَعْدَ الْعِشَاءِ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْن يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل تَفُوتُهُ صَلاةُ النَّهَارِ ؟
قَالَ: يُصَلِّيهَا إِنْ شَاءَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ وَإِنْ شَاءَ بَعْدَ الْعِشَاءِ
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْقَمِّيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْن عَمِيرَةَ رَفَعَهُ قَالَ:
مَرَّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام بِرَجُل يُصَلِّي الضُّحَى فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ فَغَمَزَ جَنْبَهُ بِالدِّرَّةِ وَ قَالَ: نَحَرْتَ صَلَاةَ الْأَوَّابِينَ نَحَرَكَ اللَّهُ.
قَالَ: فَأَتْرُكُهَا؟
قَالَ: فَقَالَ: (أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى * عَبْداً إِذَا صَلَّى).
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: وَ كَفَى بِإِنْكَارِ عَلِي علیه السَّلام نَهْياً.
6 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال شد: شخصی که نماز روز از او فوت شده، وقت باید آن را قضا نماید؟
فرمود: هر وقت که بخواهد. اگر خواست بعد از مغرب و اگر خواست بعد از عشا.
7 - نظیر همین روایت را محمّد بن مسلم نیز به صورت مرسل نقل می نماید.
8 - سيف بن عمیره در روایت مرفوعه ای گوید:
امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه از کنار مردی گذشت که در مسجد کوفه نماز چاشتگاه را می گزارد. حضرت با تازیانه به پهلوی او اشاره کرد و فرمود: نماز توبه کنندگان ( یعنی نافلۀ روز) را ضایع کردی، خداوند تو را ضایع کند.
آن مرد عرض کرد: آیا از این پس آن را رها کنم (و دیگر نماز چاشتگاه را نخوانم)؟
حضرت علی علیه السَّلام این آیه را قرائت فرمود: «آیا بنده ای را دیده ای که به هنگام نماز نهی می کند؟»
امام صادق علیه السَّلام فرمود: همین انکار امیر مؤمنان علی علیه السَّلام در نهی از نماز چاشتگاه، کافی است.
ص: 418
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهما السَّلام:
أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَالَ: صَلاةُ الضُّحَى بِدْعَةٌ.
10 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ سُلَيْمانَ بْن خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَضَاءِ الْوَتْرِ بَعْدَ الظُّهْرِ.
فَقالَ: اقْضِهِ وَتْراً أَبَداً، كَمَا فَاتَكَ.
قُلْتُ: وَتُرَانِ فِي لَيْلَةٍ؟
قَالَ: نَعَمْ، أَ لَيْسَ إِنَّمَا أَحَدُهُمَا قَضَاءُ؟
11 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي جَرِيرِ الْقَمِّي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقْضِي عِشْرِينَ وَتْراً فِي لَيْلَةٍ.
12 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
9 - فضیل گوید: از امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام روایت شده است که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:
نماز ضحی (چاشت - هنگامی است آفتاب در سطح زمین فراگیر شود) بدعت است.
10 - سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: آیا قضای نماز وتر را می توان بعد از ظهر انجام داد؟
فرمود: نماز وتر را همیشه قضا کن، آن سان که از تو فوت شده است.
عرض کردم: آیا دو نماز وتر را میتوان در یک شب خواند؟
فرمود: آری، مگر نه این که یکی از آن دو قضاست؟!
11 - ابو جریر قمی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
گاهی پدرم امام باقر علیه السَّلام تا بیست نماز وتر را در یک شب قضا می کرد.
12 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 419
إِذَا اجْتَمَعَ عَلَيْكَ وَتَرَانِ أَوْ ثَلاثَةٌ أَوْ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ، فَاقْضِ ذَلِكَ كَمَا فَاتَكَ تَفْصِلُ بَيْنَ كُلِّ وَتْرَيْن بِصَلاةٍ، لِأَنَّ الْوَتْرَ الآخِرُ لَا تُقَدِّمَنْ شَيْئاً قَبْلَ أَوَّلِهِ الْأَوَّلَ فَالْأَوَّلَ تَبْدَأُ إِذَا أَنْتَ قَضَيْتَ صَلَاةَ لَيْلَتِكَ ثُمَّ الْوَتْرَ.
قَالَ: وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: لَا يَكُونُ وَتُرَانِ فِي لَيْلَةٍ إِلَّا وَأَحَدُهُمَا قَضَاءً.
وَ قَالَ: إِنْ أَوْ تَرْتَ مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ وَ قُمْتَ فِي آخِرِ اللَّيْلِ فَوَتْرُكَ الْأَوَّلُ قَضَاءُ، وَمَا صَلَّيْتَ مِنْ صَلَاةٍ فِي لَيْلَتِكَ كُلِّهَا فَلْيَكُنْ قَضَاء إِلَى آخِرِ صَلَاتِكَ، فَإِنَّهَا لِلَيْلَتِكَ، وَلْيَكُنْ آخِرُ صَلاتِكَ الْوَتْرَ وَتْرَ لَيْلَتِكَ.
13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثمانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانِ قَالَ:
قُلْتُ لأبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ عَلَيْهِ مِنْ صَلاَةِ النَّوَافِلِ مَا لَا يَدْرِي مَا هُوَ مِنْ كَثْرَتِهِ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟
هرگاه دو، یا سه نماز وتر - و یا بیشتر - بر عهدۀ تو جمع شد، همان طوری که از تو فوت شده، آن ها را قضا کن و میان هر نماز وتری به یک نماز شب، فاصله بینداز؛ زیرا نماز وتر بعد از نماز شب را و مؤخّر از آن است، و چیزی را مقدّم مکن بر چیزی که بر حسب شروع مقدّم بر آن است.
نماز پیشین را قضا کن و پس از آن، نماز بعد از آن را، و هرگاه خواستی قضا کنی، ابتدا قضای نماز شب سپس قضای نماز وتر را به جا آور.
راوی گوید: هم چنین امام باقر علیه السَّلام فرمود:
دو نماز وتر در یک شب نمی شود، مگر آن که یکی از آن دو قضاست.
هم چنین حضرتش فرمود:
اگر در اوّل شب نماز وتر را خواندی و در پایان شب نیز بر خاستی، آن وتر اوّل، به جای قضا به شمار می آید و هر چه در آن شب (از اوّل شب تا پایان آن) نماز بگزاری، همۀ آن ها باید به عنوان قضا باشد و آخرین نمازی که به جا می آوری، نماز آن شب و آخرین نماز وتر تو نیز، نماز وتر آن شب خواهد بود.
13 - عبدالله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: شخصی نماز نافله های بسیاری از او قضا شده است، به گونه ای که شمار آن ها را نمی داند، چه باید بکند؟
ص: 420
قَالَ: فَلْيُصَلِّ حَتَّى لَا يَدْرِيَ كَمْ صَلَّى مِنْ كَثْرَتِهِ فَيَكُونَ قَدْ قَضَى بِقَدْرِ عِلْمِهِ.
قُلْتُ: فَإِنَّهُ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْقَضَاءِ مِنْ كَثْرَةِ شُغْلِهِ .
فَقالَ: إِنْ كَانَ شُغُلُهُ فِي طَلَبِ مَعِيشَةٍ لَا بُدَّ مِنْهَا أَوْ حَاجَةٍ لِأَحَ مُؤْمِنٍ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ ، وَ إِنْ كَانَ شُغُلُهُ لِدُنْيَا تَشَاغَلَ بِهَا عَن الصَّلاةِ، فَعَلَيْهِ الْقَضَاءُ، وَإِلَّا لَقِيَ اللَّهَ مُسْتَخِفّاً مُتَهَاوناً مُضَيْعاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.
قُلْتُ: فَإِنَّهُ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْقَضَاءِ فَهَلْ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَتَصَدَّقَ ؟
فَسَكَتَ مَلِيّاً، ثُمَّ قالَ: نَعَمْ، فَلْيَتَصَدَّقُ بِصَدَقَةٍ.
قُلْتُ: وَ مَا يَتَصَدَّقُ ؟
فَقالَ: بِقَدْرِ طَوْلِهِ وَأَدْنَى ذَلِكَ مُدٌّ لِكُلِّ مِسْكِينِ مَكَانَ كُلِّ صَلَاةٍ.
قُلْتُ: وَ كَمِ الصَّلاةُ الَّتِي تَجِبُ عَلَيْهِ فِيهَا مُدُّ لِكُلِّ مِسْكِينٍ؟
فرمود: باید چندان نماز بگزارد که از بسیاری آن ها نداند چقدر نماز خوانده است، تا مقداری که قضا کرده با آن چه در علم پیشینش بوده، برابر شود.
عرض کردم: او به خاطر زیادی اشتغال، نمی تواند همه را قضا نماید.
فرمود: اگر اشتغال او برای کسب روزی بوده که ناگزیر از انجام آن است، یا در جهت برآوردن حاجت برادر مؤمنی است، در این صورت قضای آن ها بر عهده او نیست، و اگر شغل او برای دنیاست و او را از ادای نافله باز داشته است، قضا بر عهدۀ اوست و گرنه روز قیامت در پیشگاه خداوند در حالی ظاهر می شود که نماز را کوچک شمرده، در انجام آن سستی ورزیده و سنّت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله را زیر پا نهاده و تباه ساخته است.
عرض کردم: به راستی او توانایی قضای آن ها را ندارد، آیا می تواند به جای آن صدقه دهد؟
حضرتش مدّتی طولانی خاموش ماند. آن گاه فرمود: آری، باید چیزی صدقه دهد.
عرض کردم: چقدر صدقه دهد؟
فرمود: به اندازۀ توانایی کمترین مقدار این است که به هر مسکینی یک مدّ طعام در ازای هر نمازی بدهد.
عرض کردم: یک مدّ در ازای چند نماز باشد؟
ص: 421
فَقالَ: لِكُلِّ رَكْعَتَيْنِ مِنْ صَلاَةِ اللَّيْلِ، وَ كُلِّ رَكْعَتَيْنِ مِنْ صَلَاةِ النَّهَارِ.
فَقُلْتُ: لَا يَقْدِرُ.
:فَقالَ: مُدُّ لِكُلِّ أَرْبَع رَكَعَاتٍ.
فَقُلْتُ: لَا يَقْدِرُ.
فَقالَ: مُدُّ لِكُلِّ صَلَاةِ اللَّيْلِ وَ مُدٌّ لِصَلاَةِ النَّهَارِ وَ الصَّلاةُ أَفْضَلُ وَالصَّلاةُ أَفْضَلُ.
14 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:
اعْلَمْ أَنَّ النَّافِلَةَ بِمَنْزِلَةِ الْهَدِيَّةِ مَتَى مَا أُتِيَ بِهَا قُبِلَتْ.
15 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السَّلامكَانَ إِذَا اهْتَمَّ تَرَكَ النَّافِلَةَ.
16 - وَ عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله:
إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً، فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَتَنفَّلُوا، وَإِذَا أَدْبَرَتْ فَعَلَيْكُمْ بِالْفَرِيضَةِ.
فرمود: در ازای هر دو رکعت از نماز شب یک مدّ، و برای هر دو رکعت از نماز روز هم یک مدّ.
گفتم: توان چنین صدقه ای را ندارد.
فرمود: در این صورت برای هر چهار رکعت یک مدّ (غذا) بدهد.
عرض کردم: باز هم نمی تواند.
فرمود: یک مد برای همۀ نمازهای شب یک مدّ برای تمام نوافل روز بدهد، امّا با این همه، نماز بهتر است، نماز بهتر است.
14 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هان بدان که نماز نافله، مانند هدیه است. هر وقت که انجام شود، مقبول است.
15 - عدّه ای از یاران ما می گویند: امام کاظم علیه السَّلام یا هر گاه کاری ضروری پیش می آمد، نماز نافله را ترک می کرد.
16 - علی بن معبد و راوی دیگری گویند: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) فرمود: پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:
همانا برای دل ها روی آوردنی و روی گردانیدنی است. پس هر گاه دلتان روی آورد، نماز نافله را به جا آوردید، و هر گاه روی گردانید، بر شما باد به انجام نماز فریضه.
ص: 422
17 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى بْنِ حَبِيبٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام يَكُونُ عَلَيَّ الصَّلَاةُ النَّافِلَةُ مَتَى أَقْضِيهَا؟
لا فكتب علیه السَّلام: أَيَّةَ سَاعَةٍ شِئْتَ مِنْ لَيْلٍ أَوْ نَهَارٍ.
18 - وَبِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ السَّرَّادِ قَالَ: سَأَلَ أَبُو كَهْمَسٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.
فَقالَ: يُصَلِّي الرَّجُلُ نَوَافِلَهُ فِي مَوْضِع أَوْ يُفَرِّقُهَا .
:فَقالَ: لَا، بَلْ يُفَرِّقُهَا هَاهُنَا وَ هَاهُنَا، فَإِنَّهَا تَشْهَدُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
19 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن الرَّيَّانِ قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: رَجُلٌ يَقْضِي شَيْئاً مِنْ صَلَاتِهِ الْخَمْسِينَ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، أَوْ فِي مَسْجِدِ الرَّسُولِ صلَّی اللهُ علیه وآله، أَوْ فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ أَتُحْسَبُ لَهُ الرَّكْعَةُ عَلَى تَضَاعُفِ مَا جَاءَ عَنْ آبَائِكَ علیهم السَّلام فِي هَذِهِ الْمَسَاجِدِ حَتَّى يُجْزِئَهُ إِذَا كَانَتْ عَلَيْهِ عَشَرَةُ آلَافِ رَكْعَةٍ أَنْ يُصَلِّيَ مِائَةَ رَكْعَةٍ أَوْ أَقَلَّ أَوْ أَكْثَرَ وَكَيْفَ يَكُونُ حَالُهُ؟
17 - محمّد بن یحیی بن حبیب گوید: طی نامهای خدمت امام رضا علیه السَّلام نوشتم: نماز نافله ای بر عهدۀ من می باشد، چه وقت قضای آن را به جا آورم؟
حضرتش علیه السَّلام نوشت: هر ساعتی از شب و روز که خواستی (به جای آور).
18 - عبدالله بن علی سرّاد گوید: ابو کهمس از امام صادق علیه السَّلام پرسید و به حضرتش عرض کرد: آیا انسان می تواند نافله های خود را در یک مکان، یا در مکان های مختلف بخواند؟
فرمود: نه، بلکه در مکان های مختلف (بخواند)، در این جا و آن جا بخواند؛ زیرا هر مکانی برای او در روز رستاخیز گواهی خواهد داد.
19 - محمّد بن ریان گوید: طی نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشتم: شخصی صلى الله نمازهای (نافله) از پنجاه رکعت خود را در مسجد الحرام یا در مسجد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله و مسجد کوفه به جا می آورد، آیا بر حسب آن چه از پدران گرامی شما علیهم السَّلام رسیده از فضیلت نماز در این مساجد _ که یک رکعت آن از نظر پاداش چند برابر می شود _ او را از قضای بقیّه نمازها بی نیاز می کند، که اگر ده هزار رکعت بر عهدۀ او باشد و او صد رکعت _ یا کمتر و یا بیشتر _ بخواند، به جای آن ده هزار رکعت حساب می شود و دیگر بر عهدۀ او چیزی نیست؟ آیا حال او چگونه خواهد بود؟
ص: 423
فَوَقَّعَ علیه السَّلام: يُحْسَبُ لَهُ بِالضّعْفِ، فَأَمَّا أَنْ يَكُونَ تَقْصِيراً مِنَ الصَّلاةِ بِحَالِهَا فَلاَ يَفْعَلُ هُوَ إِلَى الزِّيَادَةِ أَقْرَبُ مِنْهُ إِلَى النُّقْصَانِ.
2 - أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيٌّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ المُسْتَعْجِل مَا الَّذِي يُجْزِتُهُ فِي النَّافِلَةِ؟
قَالَ: ثَلاَتُ تَسْبِيحَاتٍ فِي الْقِرَاءَةِ وَ تَسْبِيحَةٌ فِي الرُّكُوعِ وَ تَسْبِيحَةٌ فِي السُّجُودِ.
(86) بَابُ صَلَاةِ الْخَوْفِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ صَلَاةِ الْخَوْفِ.
حضرتش علیه السَّلام نوشت: فزونی پاداش بر او نوشته می شود، ولی اگر آن گونه حساب کردن به سبب فضیلت آن مساجد، باعث کوتاه کردن و انداختن چیزی از نماز شود این کار را نکند، چون آن گونه مکان ها برای زیادی نماز نزدیک تر است تا به کمی آن.
20 - ابو حمزه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که (برای انجام کاری) شتاب دارد، در نماز نافله چه چیزی او را کفایت می کند؟
فرمود: سه تسبیح (سبحان الله) در قرائت، یک تسبیح در رکوع و یک تسبیح در سجده.
بخش هشتاد و ششم: نماز خوف و ترس
1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره کیفیّت نماز خوف پرسیدم.
ص: 424
قَالَ: يَقُومُ الْإِمَامُ وَ تَجِيءُ طَائِفَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَيَقُومُونَ خَلْفَهُ وَ طَائِفَةٌ بِإِزَاءِ الْعَدُوِّ فَيُصَلِّى بهِمُ الْإِمَامُ رَكْعَةً ثُمَّ يَقُومُ وَ يَقُومُونَ مَعَهُ فَيَمْثلُ قَائِماً و يُصَلُّونَ هُمُ الرَّكْعَةَ الثَّانِيَةَ. ثُمَّ يُسَلِّمُ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ ثُمَّ يَنْصَرِفُونَ فَيَقُومُونَ فِي مَقَام أَصْحَابِهِمْ وَ يَجِيءُ الآخَرُونَ فَيَقُومُونَ خَلْفَ الْإِمَامِ فَيُصَلِّي بِهِمُ الرَّكْعَةَ الثَّانِيَةَ ثُمَّ يَجْلِسُ الْإِمَامُ فَيَقُومُونَ هُمْ فَيُصَلُّونَ رَكْعَةً أُخْرَى ثُمَّ يُسَلَّمْ عَلَيْهِمْ فَيَنْصَرِفُونَ بتَسْلِيمِهِ.
قَالَ: وَ فِي الْمَغْرِبِ مِثْلُ ذَلِكَ يَقُومُ الْإِمَامُ وَ تَجِيءُ طَائِفَةٌ فَيَقُومُونَ خَلْفَهُ ثُمَّ يُصَلِّى بهِمْ رَكْعَةً ثُمَّ يَقُومُ وَ يَقُومُونَ فَيَمْثلُ الْإِمَامُ قَائِماً وَ يُصَلُّونَ الرَّكْعَتَيْنِ فَيَتَشَهدُونَ وَ يُسَلِّمُ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ ثُمَّ يَنْصَرِفُونَ فَيَقُومُونَ فِي مَوْقِفِ أَصْحَابِهِمْ وَ يَجِيءُ الْآخَرُونَ وَ يَقُومُونَ خَلْفَ الْإِمَامِ فَيُصَلِّي بِهِمْ رَكْعَةً يَقْرَأُ فِيهَا ثُمَّ يَجْلِسُ فَيَتَشَهدُ، ثُمَّ يَقُومُ وَ يَقُومُونَ مَعَهُ وَ يُصَلِّي بِهِمْ رَكْعَةً أُخْرَى ثُمَّ يَجْلِسُ وَ يَقُومُونَ هُمْ فَيُتِمُّونَ رَكْعَةً أُخْرَى ثُمَّ يُسَلِّمُ عَلَيْهِمْ.
فرمود: امام جماعت می ایستد و دسته ای از لشکر پشت سر او می ایستند و دسته ای دیگر در برابر دشمن می ایستند. امام، با ایشان یک رکعت می خواند، سپس بر می خیزد و آن ها نیز با او بر می خیزند و امام، هم چنان می ایستد و آن ها رکعت دوم خود را می خوانند و آن گاه عدّه ای از ایشان بر جمعی دیگر سلام می دهند و بعد از نماز، برای جایگزینی به سوی یاران خود می روند و به جای آنان، در مقابل دشمن قرار می گیرند و دستۀ دیگر می آیند و پشت سر امام جماعت می ایستند و رکعت دوم را با ایشان به جا می آورد، امام می نشیند و آن ها بر می خیزند و یک رکعت دیگر می خوانند، سپس امام جماعت سلام می دهد و با سلام دادن او آن ها به جای خود باز می گردند.
امام علیه السَّلام فرمود: نماز مغرب نیز همین طور است؛ امام جماعت می ایستد و دسته ای می آیند و پشت سر او می ایستند و یک رکعت با ایشان می گزارد و بر می خیزد و ایشان نیز بر می خیزند و او هم چنان می ایستد، آن ها دو رکعت دیگر می خوانند و تشهّد می گویند و از آن ها سلام می دهند و بعد از نماز برای جایگزینی به سوی یاران خود می روند، و دستۀ دیگری می آیند و پشت سر امام می ایستند و با ایشان نیز یک رکعت می خواند که در آن قرائت می کند و می نشیند و تشهّد می گوید، سپس بر می خیزد و آن ها نیز با او بر می خیزند و یک رکعت دیگر با آنان می گزارد و پس از آن می نشیند، و آن ها برمی خیزند و رکعت دیگر را تمام می کنند و آن گاه امام بر ایشان سلام می دهد.
ص: 425
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
صَلَّى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله بِأَصْحَابِهِ فِي غَزْوَةِ ذَاتِ الرِّقَاعِ صَلَاةَ الْخَوْفِ، فَفَرَّقَ أَصْحَابَهُ فِرْقَتَيْنِ أَقَامَ فِرْقَةً بِإِزَاءِ الْعَدُوِّ وَ فِرْقَةً خَلْفَهُ فَكَبَّرَ وَكَبِّرُوا فَقَرَأَ وَأَنْصَتُوا وَ رَكَعَ فَرَكَعُوا وَ سَجَدَ فَسَجَدُوا، ثُمَّ اسْتَتَمَّ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَائِماً وَصَلَّوْا لأَنفُسِهِمْ رَكْعَةً ثُمَّ سَلَّمَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ ثُمَّ خَرَجُوا إِلَى أَصْحَابِهِمْ، فَقَامُوا بِإِزَاءِ الْعَدُوِّ وَ جَاءَ أَصْحَابَهُمْ.
فَقَامُوا خَلْفَ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فَصَلَّى بِهِمْ رَكْعَةً ثُمَّ تَشَهدَ وَ سَلَّمَ عَلَيْهِمْ فَقَامُوا فَصَلَّوْا لأَنفُسِهِمْ رَكْعَةً ثُمَّ سَلَّمَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ.
3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يَقُولُ:
2 - عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در جنگ (غزوه) ذات الرّقاع (1) با اصحاب خود نماز خوف به جا آورد. آن نماز به این ترتیب بود که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله اصحابش را به دو دسته تقسیم فرمود. یک دسته را برای رویارویی با دشمن قرار داد، و دسته دیگر را به نماز در پشت سر خود نگه داشت.
آن گاه حضرتش تکبیر گفت و آن ها نیز تکبیر گفتند، و به قرائت پرداخت و آنان ساکت ماندند. پس به رکوع رفت و آنان نیز به رکوع رفتند، به سجده رفت و آنان نیز به سجده رفتند، آن گاه رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله برخاست، و مأمومین برای خود یک رکعت نماز گزاردند.
آن گاه عدّه ای از آنان سلام دادند و بعد از نماز، جهت جایگزینی به سوی یاران خود رفته و به جای آنان در مقابل دشمن قرار گرفتند. یاران دیگر آمدند و پشت سر رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به نماز ایستادند، و آن حضرت با آنان یک رکعت نماز گزارد، سپس تشهّد را خواند و سلام داد. بعد آنان برخاسته و (جداگانه) یک رکعت نماز به جا آوردند و سلام دادند.
3 - ابو بصیر گوید: از امام صادق صلَّی اللهُ علیه وآله شنیدم که می فرمود.
ص: 426
إِنْ كُنْتَ فِي أَرْضِ مَخَافَةٍ فَخَشِيتَ لِصاً أَوْ سَبْعاً فَصَلِّ عَلَى دَابَّتِكَ.
4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَسِيرِ يَأْسِرُهُ الْمُشْرِكُونَ فَتَحْضُرُهُ الصَّلَاةُ فَيَمْنَعُهُ الَّذِي أَسَرَهُ مِنْهَا.
قَالَ: يُومِنُ إِيمَاءً.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ:
سَأَلْتُهُ قُلْتُ: أَكُونُ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ فَتَنْزِلُ لِلصَّلاةِ فِي مَوَاضِعَ فِيهَا الْأَعْرَابُ أَنْصَلِّي الْمَكْتُوبَةَ عَلَى الْأَرْضِ ، فَنَقْرَأُ أُمَّ الْكِتَابِ وَحْدَهَا أَمْ نُصَلِّي عَلَى الرَّاحِلَةِ فَنَقْرَأْ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ السُّورَةَ ؟
فَقالَ: إِذَا خِفْتَ فَصَلَّ عَلَى الرَّاحِلَةِ الْمَكْتُوبَةَ وَ غَيْرَهَا وَإِذَا قَرَأْتَ الحَمْدَ وَسُورَةٌ أَحَبُّ إِلَيَّ وَ لَا أَرَى بِالَّذِي فَعَلْتَ بَأْساً.
اگر در سرزمینی قرار گرفتی که خوفناک بود و از دزد یا درندگان ترس داشتی بر روی چهار پایت نماز بخوان.
4 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: اسیری است که مشرکان و او را به اسارت گرفته اند و وقت نماز فرا می رسد و مشرکان از خواندن نماز جلوگیری می کنند (چه وظیفه ای دارد؟)
فرمود: با اشاره نماز بگزارد.
5 - محمّد بن اسماعیل گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: در مسیر راه مکّه، در برخی مکانهایی که عربهای بادیه نشین هستند، فرود می آییم (و می ترسیم که ما را غارت کنند) آیا نماز فریضه را بر روی زمین به یک حمد تنها بخوانیم، یا این که بر بالای مرکب سواری آن را با حمد و سوره به جای آوریم (کدام بهتر است)؟
فرمود: هرگاه ترسیدی، نماز فریضه و غیر فریضه را بر بالای مرکب سواری بگزار، و اگر حمد و سوره را بخوانی نزد من بهتر است و در آن چه که تو انجام داده ای، اشکالی نمی بینم.
ص: 427
6 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ : فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَاناً كَيْفَ يُصَلِّي؟
وَ مَا يَقُولُ إِذَا خَافَ مِنْ سَبْعِ ، أَوْلِضٌ كَيْفَ يُصَلِّي؟
قَالَ: يُكَبِّرُ وَ يُومِيُّ إِيمَاءً بِرَأْسِهِ.
(87) بَابُ صَلَاةِ الْمُطَارَدَةِ وَ الْمُوَاقَفَةِ وَ الْمُسَايَفَةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمِ الْقَمِّيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِر عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا جَالَتِ الْخَيْلُ تَضْطَرَبُ السُّيُوفُ أَجْزَاهُ تَكْبِيرَتَانِ، فَهَذَا تَفْصِيرُ آخَرُ.
2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ فُضَيْلِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ فِي صَلَاةِ الْخَوْفِ عِنْدَ الْمُطَارَدَةِ وَ الْمُنَاوَشَةِ:
6 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ آیۀ کریمه ای که خداوند عزّوجل می فرماید: (فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْباناً) سؤال کردم که چگونه شخص باید نماز بخواند، در صورتی که از درّنده یا دزد بترسد؟
فرمود: تکبیر گوید و با سر خود اشاره نماید.
بخش هشتاد و هفتم: نماز در هنگام حملۀ دشمن، مقابلۀ با او و جنگ تن به تن
1 - محمّد بن عذافر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر گاه سواران بر یکدیگر حمله کنند و شمشیرها به حرکت در آیند، برای نمازگزار، دو تکبیر کافی است و این، تقصیر (کوتاه شدن نماز) دیگری است.
2 - محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام در مورد نماز خوف به هنگام حملۀ دشمن و هنگامی که رزمندگان در کارزار به جنگ تن به تن بپردازند فرمود:
ص: 428
يُصَلِّي كُلُّ إِنْسَانِ مِنْهُمْ بِالْإِيمَاءِ حَيْثُ كَانَ وَجْهُهُ، وَإِنْ كَانَتِ الْمُسَايَفَةُ وَ الْمُعَانَقَةُ وَ تَلاَحُمُ الْقِتَالِ، فَإِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام صَلَّى لَيْلَةَ صِفِّينَ وَهِيَ لَيْلَةُ الْهَرِيرِ لَمْ تَكُنْ صَلاتُهُمُ الظُّهْرُ وَ الْعَصْرُ وَ الْمَغْرِبُ وَالْعِشَاءُ عِنْدَ وَقْتِ كُلُّ صَلَاةٍ إِلَّا التكْبِيرَ وَ التَّهْلِيلَ وَ التَّسْبِيحَ وَ التَّحْمِيدَ وَالدُّعَاءَ فَكَانَتْ تِلْكَ صَلاتَهُمْ لَمْ يَأْمُرْهُمْ بإعَادَةِ الصَّلاةِ.
3 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: سَمِعْتُ بَعْضَ أَصْحَابِنَا يَذْكُرُ: أَنَّ أَقَلَّ مَا يُجْزِئُ فِي حَدَّ الْمُسَايَفَةِ مِنَ التَّكْبِيرِ تَكْبِيرَتَانِ لِكُلِّ صَلَاةٍ إِلَّا الْمَغْرِبَ، فَإِنَّ لَهَا ثَلاثاً.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا).
قَالَ: فِي الرَّكْعَتَيْنِ تُنْقَصُ مِنْهُمَا وَاحِدَةٌ.
در نماز خوف به هنگام حملۀ دشمن و هنگامی که هر کدام از رزمندگان باید با اشاره به هر طرف که روی او باشد نماز بخواند، و اگر جنگ تن به تن باشد و دست به گریبان یکدیگر باشند و جنگ شدّت گیرد (به جای هر رکعت، ذکر یا تکبیری است،) زیرا امیر مؤمنان على علیه السَّلام در جنگ صفّین _ که شب هریر بود _ نماز ظهر، عصر، مغرب و عشای آنان تکبیر، تهليل، تسبیح، حمد و دعا بود و همین، نماز آنان بود و آن حضرت به سپاهیانش امر نفرمود که بعد از پایان جنگ، نماز خود را اعاده کنند.
3 - عبدالله بن مغیره گوید: از بعضی یاران شنیدم که (از امام علیه السَّلام) نقل می کرد:
کمترین مقدار تکبیر در هنگام شمشیر کشیدن و در آویختن در کار زار برای هر نماز دو تکبیر است، مگر نماز مغرب که آن سه تکبیر است.
4 - حریز گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارهۀ گفتار خداوند که می فرماید: ﴿فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا ) فرمود:
دو رکعت را (که خود کوتاه شدۀ چهار رکعت است) به یک رکعت کوتاه کنید.
ص: 429
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صَلَاةِ الْقِتَالِ.
فَقالَ: إِذَا الْتَقَوْا فَاقْتَتَلُوا، فَإِنَّ الصَّلاةَ حِينَئِذٍ التَّكْبِيرُ وَ إِنْ كَانُوا وُقُوفاً لَا يَقْدِرُونَ عَلَى الْجَمَاعَةِ فَالصَّلاةُ إِيمَاء.
6 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: أَرَأَيْتَ إِنْ لَمْ يَكُنِ الْمُوَاقِفُ عَلَى وُضُوءٍ كَيْفَ يَصْنَعُ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى النزول ؟
قَالَ: يَتَيَمَّمُ مِنْ لِبْدِهِ أَوْ سَرْجِهِ أَوْ مَعْرَفَةِ دَابَّتِهِ، فَإِنَّ فِيهَا غُبَارًا وَ يُصَلِّي وَ يَجْعَلُ السُّجُودَ أَخْفَضَ مِنَ الرُّكُوعِ وَ لَا يَدُورُ إِلَى الْقِبْلَةِ، وَلَكِنْ أَيْنَمَا دَارَتْ دَابَّتُهُ غَيْرَ أَنَّهُ يَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ بِأَوَّلِ تَكْبِيرَةٍ حِينَ يَتَوَجَّهُ.
5 - سماعه گوید: از آن حضرت (امام صادق علیه السَّلام) دربارهۀ چگونگی نماز به هنگام کارزار پرسیدم.
فرمود: وقتی دو سپاه در برابر هم قرار گیرند و به پیکار بپردازند، در چنین حالی نماز فقط تکبیر است، و چون با دشمن رو در رو بایستند و نتوانند نماز را به جماعت به جای آورند در این صورت نماز با اشاره انجام می شود.
6 - زراره گوید : به امام باقر علیه السَّلام گفتم: اگر کسی وضو نداشته و از بیم دشمن نتواند از چهار پایش فرود آید، باید چه کند؟
فرمود: بر نمد چهارپای خود، یا نمد زین، یا یال اسبش _ که همواره در آن غباری است تیمّم کرده و نماز میخواند، به گونه ای که سجده را فروتر از رکوع به جا آورده، و رو به قبله نمی گردد و به هر طرف که چهارپا می گردد، او بر می گردد و فقط هنگامی که متوجّه نماز می شود و شروع به نماز می کند رو به قبله تکبیره الاحرام می گوید.
ص: 430
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَن علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتَهُ عَنِ الرَّجُلِ يَلْقَى السَّبْعَ وَ قَدْ حَضَرَتِ الصَّلاةُ وَ لَا يَسْتَطِيعُ الْمَشْيَ مَخَافَةَ السَّبُعِ، فَإِنْ قَامَ يُصَلِّي خَافَ فِي رُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ السَّبُعَ وَ السَّبُعُ أَمَامَهُ عَلَى غَيْرِ الْقِبْلَةِ، فَإِنْ تَوَجَّهَ إِلَى الْقِبْلَةِ خَافَ أَنْ يَتِبَ عَلَيْهِ الْأَسَدُ كَيْفَ يَصْنَعُ؟
قَالَ: فَقالَ: يَسْتَقْبِلُ الْأَسَدَ وَ يُصَلِّي وَ يُومِنُ بِرَأْسِهِ إِيمَاءً وَ هُوَ قَائِمٌ، وَ إِنْ كَانَ الأَسَدُ عَلَى غَيْر الْقِبْلَةِ.
(88) بَابُ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ وَ الْخُطْبَةِ فِيهِمَا
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةً قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:
- على بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السَّلام سؤال کردم: کسی که با درنده ای رو به رو شود و وقت نماز فرارسد و او از ترس درنده نتواند حرکت کند و اگر برخیزد و نماز بخواند در رکوع و سجود خود از آن درنده می ترسد و آن درنده در مقابل او در جهتی غیر از قبله قرار گرفته است و اگر بخواهد روی خود را به جانب قبله کند، می ترسد که شیر حمله کند و بر او بجهد که او چه باید بکند؟
گوید: آن حضرت فرمودک رو به شیر درنده کرده و هم چنان ایستاده با اشارۀ سر خود، نماز گزارد، هر چند شیر درنده در جهتی غیر از قبله قرار گرفته باشد.
بخش هشتاد و هشتم: نماز عید فطر و عید قربان و خطبۀ آن ها
1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 431
لَيْسَ فِي يَوْمِ الْفِطْرِ وَ الْأَضْحَى أَذَانٌ وَ لَا إِقَامَةٌ ، أَذَانَهُمَا طُلُوعُ الشَّمْسِ إِذَا طَلَعَتْ خَرَجُوا وَ لَيْسَ قَبْلَهُمَا وَ لَا بَعْدَهُمَا صَلاةٌ وَ مَنْ لَمْ يُصَلِّ مَعَ إِمَامٍ فِي جَمَاعَةٍ ، فَلاَ صَلَاةَ لَهُ وَ لَا قَضَاءَ عَلَيْهِ.
2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:
لَا صَلاَةَ يَوْمَ الْفِطْرِ وَ الْأَضْحَى إِلَّا مَعَ إِمَامٍ.
3 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صَلاةِ العِيدَيْن.
فَقالَ: رَكْعَتَانِ لَيْسَ قَبْلَهُمَا وَ لَا بَعْدَهُمَا شَيْءٌ، وَ لَيْسَ فِيهِمَا أَذَانٌ وَ لَا إِقَامَةٌ يُكَبِّرُ فِيهِمَا اثْنَتَيْ عَشَرَ تَكْبِيرَةً يَبْدَأُ فَيُكَبِّرُ وَ يَفْتَتِحُ الصَّلاةَ ثُمَّ يَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ ثُمَّ يَقْرَأُ وَ الشَّمْسِ وَضُحَيهَا ثُمَّ يُكَبِّرُ خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ ثُمَّ يُكَبِّرُ وَ يَرْكَعُ فَيَكُونُ يَرْكَعُ بِالسَّابِعَةِ ثُمَّ يَسْجُدُ سَجْدَتَيْنِ، ثُمَّ يَقُومُ فَيَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ هَلْ أَتَيكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ ) ثُمَّ يُكَبِّرُ أَرْبَعَ تَكْبِيرَاتٍ وَيَسْجُدُ سَجْدَتَيْنِ وَ يَتَشَهَدُ وَ يُسَلِّمْ.
نماز عيد فطر و عید قربان اذان و اقامه ندارند. اذان آن ها طلوع خورشید است که هرگاه خورشید طلوع کند ، مردم خارج می شوند و پیش از آن دو و بعد از آن دو نمازی نیست و هر کس آن نمازها را با جماعت به جا نیاورد ، نماز (کاملی) بر عهدۀ او نیست و آن دو نماز قضا ندارند.
2 - معمر بن یحیی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
نماز روز عید فطر و عید قربان فقط با امام جماعت است.
3 - معاوية (بن عمّار) گوید: از امام علیه السَّلام دربارۀ نماز عید فطر و قربان پرسیدم.
فرمود: دو رکعت است. پیش از آن دو رکعت و بعد از آن دو چیزی (نافله ای) نیست. این دو نماز اذان و اقامه ندارند و نمازگزار، در آن دو رکعت دوازده تکبیر می گوید، با تکبیر نماز را شروع می کند، سپس سورۀ حمد و پس از آن سورۀ (والشمس و ضحيها) را می خواند، سپس پنج تکبیر می گوید. آن گاه تکبیر هفتم را گفته و به رکوع می رود، و پس از آن، دو سجده به جا می آورد. آن گاه بر می خیزد و سورۀ حمد و (هَلْ أَتَيكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ ) را می خواند، سپس چهار تکبیر می گوید و دو سجده انجام می دهد و تشهّد را می گوید و سلام می دهد.
ص: 432
قَالَ: وَ كَذَلِكَ صَنَعَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَ الْخُطْبَةُ بَعْدَ الصَّلاةِ، إِنَّمَا أَحْدَثَ الخُطْبَةَ قَبْلَ الصَّلاةِ عُثمانُ، وَإِذَا خَطَبَ الْإِمَامُ فَلْيَقْعُدْ بَيْنَ الْخُطْبَتَيْنِ قَلِيلاً وَ يَنبَغِي لِلإِمَام أَنْ يَلْبَسَ يَوْمَ الْعِيدَيْن بُرْداً وَ يَعْتَمَّ شَاتِياً كَانَ أَوْ قَائِظاً وَ يَخْرُجُ إِلَى الْبَرِّ حَيْثُ يَنْظُرُ إِلَى آفَاقِ السَّمَاءِ، وَ لَا يُصَلِّي عَلَى حَصِيرٍ وَ لَا يَسْجُدُ عَلَيْهِ، وَ قَدْ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يَخْرُجُ إِلَى الْبَقِيعِ فَيُصَلِّي بِالنَّاسِ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ لَيْثِ الْمُرَادِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ:
قِيلَ لِرَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يَوْمَ فِطْرٍ أَوْ يَوْمَ أَضْحَى : لَوْ صَلَّيْتَ فِي مَسْجِدِكَ؟
فَقالَ: إِنِّي لَأُحِبُّ أَنْ أَبْرُزَ إِلَى آفَاقِ السَّمَاءِ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ.
فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نیز چنین انجام می داد. خطبه این نماز بعد از نماز است و خطبه پیش از نماز را عثمان بدعت نهاد. هنگامی که امام خطبۀ (اوّل) را خواند، باید میان دو خطبه اندکی بنشیند. شایسته است امام در روز عید فطر و قربان ردا بپوشد، عمامه بر سر نهد _ چه زمستان باشد و چه تابستان_ و برای خواندن نماز به صحرا برود و کران تا کران آسمان را بنگرد و بر روی حصیر نماز نخواند و به آن سجده نکند. سنّت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله چنین بود که به سوی بقیع می رفت و در آن جا با مردم نماز می گزارد.
4 - لیث مرادی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
به رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله گفتند: ای کاش! در روز فطر، یا قربان در مسجد خود نماز می گزاردید؟
فرمود: من دوست می دارم که کران تا کران آسمان نمایان باشد.
5 - علی بن ابی حمزه گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز عید فطر و عید قربان فرمود:
ص: 433
قَالَ: يُكَبِّرُ ثُمَّ يَقْرَأُ ثُمَّ يُكَبِّرُ خَمْساً وَ يَقْنُتُ بَيْنَ كُلِّ تَكْبِيرَتَيْنِ ثُمَّ يُكَبِّرُ السَّابِعَةَ وَيَرْكَعُ بِهَا ثُمَّ يَسْجُدُ ثُمَّ يَقُومُ فِي الثَّانِيَةِ فَيَقْرَأُ ثُمَّ يُكَبِّرُ أَرْبَعاً فَيَقْتُتُ بَيْنَ كُلِّ تَكْبِيرَتَيْن ثُمَّ يُكَبِّرُ وَ يَرْكَعُ بِهَا.
6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ علیه السَّلام قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله أَن يُخْرَجَ السَّلاَحُ فِي الْعِيدَيْنِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَدُوٌّ حَاضِرٌ.
-7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
أُتِيَ أَبِي بِالْحُمْرَةِ يَوْمَ الْفِطْرِ فَأَمَرَ بِرَدُّهَا.
ثُمَّ قَالَ: هَذَا يَوْمٌ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يُحِبُّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى آفَاقِ السَّمَاءِ وَيَضَعَ وَجْهَهُ عَلَى الْأَرْضِ.
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَن الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْن عُثْمَانَ عَنْ سَلَمَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
نمازگزار، تکبیر می گوید، قرائت می کند ، سپس پنج تکبیر می گوید و میان هر دو تکبیر قنوت می خواند و آن گاه تکبیر هفتم را می گوید و به رکوع می رود و پس از آن سجده می کند، سپس برای رکعت دوم بر می خیزد، قرائت می کند و چهار تکبیر می گوید و در میان هر دو تکبیر قنوت می خواند و آن گاه تکبیر گفته و به رکوع می رود.
6 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نهی فرمود که در نماز عید فطر و عید قربان سلاح حمل شود، مگر آن که دشمن حضور داشته باشد.
7 - فضل بن یسار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در روز عید فطر برای پدر بزرگوارم سجادهۀ حصیری آورده شد، ولی حضرتش، دستور داد آن را برگردانند، سپس فرمود این روزی است که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله دوست می داشت به کران تاکران آسمان نگاه کند و پیشانی خود را بر زمین گذارد.
8 - سلمه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 434
اجْتَمَعَ عِيدَانِ عَلَى عَهْدِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَخَطَبَ النَّاسَ.
ثُمَّ قالَ: هَذَا يَوْمُ اجْتَمَعَ فِيهِ عِيدَانِ فَمَنْ أَحَبَّ أَنْ يَجْمَعَ مَعَنَا فَلْيَفْعَلْ وَ مَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَإِنَّ لَهُ رُحْصَةً يَعْنِي مَنْ كَانَ مُتَنَجِّياً.
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ فَاتَتْهُ رَكْعَةٌ مَعَ الْإِمَامِ مِنَ الصَّلاَةِ أَيَّامَ التَّشْرِيقِ.
قَالَ: يُتِمُّ الصَّلاةَ وَ يُكَبِّرُ.
10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
السُّنَّةُ عَلَى أَهْلِ الْأَمْصَارِ أَنْ يَبْرُزُوا مِنْ أَمْصَارِهِمْ فِي الْعِيدَيْنِ إِلَّا أَهْلَ مَكَّةَ، فَإِنَّهُمْ يُصَلُّونَ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَام.
11 - مُحَمَّدٌ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
در زمان امیر مؤمنان على صلوات الله علیه دو عید (روز جمعه و عید فطر یا قربان) در یک روز اتفاق افتاد، آن حضرت برای مردم خطبه خواند، سپس فرمود: امروز، روزی است که دو عید در آن شده است، هر کس دوست دارد که با ما در نماز جمعه نیز شرکت کند، چنین نماید و هر کس که نمی تواند برای او رخصت و اجازه هست. یعنی کسانی که خانه هایشان دور بود.
9 - محمّد بن مسلم گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: شخصی در ایّام تشریق (سه روز از ایّام حج که بعد از عید قربان است). یک رکعت از نماز او با امام فوت می شود (وظیفۀ او چیست؟)
فرمود: نماز را تمام می کند و تکبیر می گوید.
10 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
بر ساکنان و اهالی شهرها سنّت است که در روزهای عید قربان و عید فطر برای اقامۀ نماز عید از شهرها بیرون روند جز مردم مکّه، که نماز را در مسجدالحرام به جا می آورند.
11 - محمّد بن فضل هاشمی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 435
رَكْعَتَانِ مِنَ السُّنَّةِ لَيْسَ تُصَلِّيَانِ فِي مَوْضِع إِلَّا بِالْمَدِينَةِ.
قَالَ: يُصَلِّي فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فِي الْعِيدِ قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ إِلَى الْمُصَلَّى لَيْسَ ذَلِكَ إِلَّا بِالْمَدِينَةِ، لأن رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ علیه وآله فَعَلَهُ.
(89) بَابُ صَلَاةِ الِاسْتِسْقَاءِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سُلَيْمَانَ جَمِيعاً عَنْ مُرَّةَ مَوْلَى مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: صَاحَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ فِي الاسْتِسْقَاءِ. فَقالَ لِي: انْطَلِقُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَسَلْهُ مَا رَأَيْكَ، فَإِنَّ هَؤُلَاءِ قَدْ صَاحُوا إِلَيَّ فَأَتَمْتُهُ فَقُلْتُ لَهُ.
دو رکعت نماز سنّت است که در هیچ جا خوانده نمی شود مگر در مدینه.
فرمود: آن دو رکعت را در روز عید فطر و عید قربان در مسجد رسول خدا صلَّى الله عليه وآله پیش از رفتن به مصلّا می خوانند و مخصوص شهر مدینه است؛ زیرا رسول خدا صلَّى الله عليه وآله این دو رکعت را پیش از رفتن به مصلّا در مدینه به جا می آورد.
بخش هشتاد و نهم: نماز طلب باران
1 - مرّه - خدمتکار محمّد بن خالد، والی مدینه - گوید: مردم مدینه فریادکنان برای طلب باران نزد محمد بن خالد آمدند.
والی به من گفت: حضور امام صادق علیه السَّلام برو و از آن حضرت سؤال کن که نظر شما در این باره چیست؛ زیرا مردم فریادکنان به سوی من آمده اند.
من به خدمت آن حضرت رفتم و ماجرا را به عرض حضرتش رسانیدم.
ص: 436
فَقالَ لِي: قُلْ لَهُ: فَلْيَخْرُجُ.
قُلْتُ لَهُ: مَتَى يَخْرُجُ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟
قَالَ: يَوْمَ الِاثْنَيْنِ؟
قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ ؟
قَالَ: يُخْرِجُ الْمِنْبَرَ ثُمَّ يَخْرُجُ يَمْشِي كَمَا يَمْشِي يَوْمَ الْعِيدَيْنِ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ الْمُؤَذِّنُونَ فِي أَيْدِيهِمْ عَنَزُهُمْ حَتَّى إِذَا انْتَهَى إِلَى الْمُصَلَّى يُصَلِّى بِالنَّاسِ رَكْعَتَيْنِ بغَيْر أَذَانِ وَ لَا إقَامَةٍ ثُمَّ يَصْعَدُ الْمِنْبَرَ فَيَقْلِبُ رِدَاءَهُ فَيَجْعَلُ الَّذِي عَلَى يَمِينِهِ عَلَى يَسَارِهِ وَ الَّذِي عَلَى يَسَارِهِ، عَلَى يَمِينِهِ ثُمَّ يَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ فَيُكَبِّرُ اللهَ مِائَةَ تَكْبِيرَةٍ رَافِعاً بِهَا صَوْتَهُ ثُمَّ يَلْتَفِتُ إِلَى النَّاسِ عَنْ يَمِينِهِ فَيُسَبِّحُ اللَّهَ مِائَةَ تَسْبِيحَةٍ رَافِعاً بِهَا صَوْتَهُ ثُمَّ يَلْتَفِتُ إِلَى النَّاسِ عَنْ يَسَارِهِ فَيُهَلِّلُ اللهَ مِائَةَ تَهْلِيلَةٍ رَافِعَا بِهَا صَوْتَهُ ثُمَّ يَسْتَقْبِلُ النَّاسَ فَيَحْمَدُ اللهَ مِائَةَ تَحْمِيدَةٍ ثُمَّ يَرْفَعُ يَدَيْهِ فَيَدْعُو ثُمَّ يَدْعُونَ، فَإِنِّي لأَرْجُو أَنْ لَا يَخِيبُوا.
فرمود: به او بگو: از شهر خارج شود.
به آن حضرت عرض کردم: قربانت گردم! کی خارج شود؟
فرمود: روز دوشنبه.
عرض کردم: چه باید بکند؟
فرمود: منبر را به بیرون می فرستد، سپس خارج میشود آن سان که در نماز عیدین بیرون می رفت، مؤذّنان نیزه ها در دست پیشاپیش او حرکت کنند تا به مصلّا برسد. آن گاه دو رکعت نماز بدون اذان و اقامه با مردم به جا می آورد. بعد بر فراز منبر قرار گیرد و ردای خود را برگرداند به گونه ای که شانۀ راست ردا به شانۀ چپش قرار گیرد و شانهۀ چپش بر شانۀ راستش قرار گیرد. آن گاه رو به قبله نموده و با صدای بلند صدبار تکبیر بگوید. سپس از طرف راست خود رو به مردم نماید و با صدای بلند صد مرتبه «سبحان الله» بگوید، و آن گاه از سمت چپ خود رو به مردم کند و با صدای بلند صد مرتبه «لا إله إلا الله» بگوید، آنگاه رو به مردم کرده و صد مرتبه «الحمدالله» بگوید، سپس دست هایش را به طرف بالا برداشته دعا کند و مردم نیز دعا کنند. من امیدوارم که بی بهره و بی نصیب نخواهند شد.
ص: 437
قَالَ: فَفَعَلَ فَلَمَّا رَجَعْنَا جَاءَ المَطَرُ.
قَالُوا: هَذَا مِنْ تَعْلِيم جَعْفَر علیه السَّلام.
وَ فِي رِوَايَةِ يُونُسَ : فَمَا رَجَعْنَا حَتَّى أَهَمَّتْنَا أَنْفُسُنَا.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صَلَاةِ الِاسْتِسْقَاءِ . فَقالَ: مِثْلُ صَلاَةِ الْعِيدَيْن يَقْرَأُ فِيهَا وَ يُكَبِّرُ فِيهَا كَمَا يَقْرَأُ وَ يُكَبِّرُ فِيهَا يَخْرُجُ
الْإِمَامُ وَ يَبْرُزُ إِلَى مَكَانٍ نَظِيفٍ فِي سَكِينَةٍ وَ وَقَارٍ وَ خُشُوع و مَسْكَنَةٍ وَ يَبْرُزُ مَعَهُ النَّاسُ، فَيَحْمَدُ اللهَ وَيُمَجِّدُهُ وَ يُثْنِي عَلَيْهِ وَ يَجْتَهِدُ فِي الدُّعَاءِ وَ يُكْثِرُ مِنَ التَّسْبِيح و التهليل و التكبير و يُصَلِّى مِثْلَ صَلاةِ العِيدَيْن رَكْعَتَيْن فِي دُعَاءِ وَمَسْأَلَةٍ وَ اجْتِهَادٍ، فَإِذَا سَلَّمَ الْإِمَامُ قَلَبَ ثَوْبَهُ وَ جَعَلَ الْجَانِبَ الَّذِي عَلَى الْمَنْكِبِ الْأَيْمَنِ عَلَى الأَبْسَر وَ الَّذِي عَلَى الْأَيْسَرِ عَلَى الْأَيْمَنِ، فَإِنَّ النَّبِي صلَّی اللهُ علیه وآله كَذَلِكَ صَنَعَ .
مردم راوی گوید: والی دستور حضرتش را انجام داد، و چون از بیرون شهر بازگشتیم باران آمد.
مردم گفتند: این از آموزۀ امام صادق علیه السَّلام بوده است.
و در (پایان) روایت یونس چنین آمده است: هنوز به شهر باز نگشته بودیم که (از زیادی باران) بر جان خود ترسیدیم.
هشام بن حکم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ طلب نماز باران و کیفیّت آن پرسیدم.
فرمود: نماز طلب باران همانند نماز عید فطر و عید قربان است که نماز گزار در آن قرائت می کند و تکبیر می گوید؛ آن سان که در نماز عید قرائت می کند و تکبیر می گوید.
در این نماز امام جماعت، از خانه خارج می شود و در بیرون شهر در مکان پاکیزه ای با آرامش و وقار و فروتنی و شکستگی ظاهر می شود و مردم نیز با او بیرون می روند. آن گاه خداوند را حمد و سپاس گوید، تعظیم و ستایش نماید و در دعا می کوشد و بسیار تسبیح، تهلیل، تکبیر می گوید، و دو رکعت نماز مانند نماز عید با دعا و طلب حاجت و کوشش می گزارد، و چون امام سلام می دهد، لباس خود را بر می گرداند؛ به گونه ای که شانۀ راست ردای او به شانۀ چپش افتد و شانۀ چپ ردایش بر شانهٔ راستش قرار گیرد؛ زیرا پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله نیز این گونه عمل می نمود.
ص: 438
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ تَحْوِيلِ النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله رِدَاءَهُ إِذَا اسْتَسْقَى.
فَقالَ: عَلامَةٌ بَيْنَهُ وَبَيْنَ أَصْحَابِهِ يُحَوَّلُ الْجَدْبُ خِصْباً.
4 - وَ فِي رِوَايَةِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: يُكَبِّرُ فِي صَلاةِ الِاسْتِسْقَاءِ كَمَا يُكَبِّرُ فِي الْعِيدَيْنِ فِي الْأُولَى سَبْعاً وَ فِي الثَّانِيَةِ خَمْساً وَ يُصَلِّي قَبْلَ الْخُطْبَةِ وَ يَجْهَرُ بالْقِرَاءَةِ وَ يَسْتَسْقِي وَهُوَ قَاعِدُ.
(90) بَابُ صَلَاةِ الْكُسُوفِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام يَقُولُ:
إِنَّهُ لَمَّا قُبِضَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله جَرَتْ فِيهِ ثَلَاثُ سُنَنِ أَمَّا وَاحِدَةٌ، فَإِنَّهُ لَمَّا مَاتَ انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ .
فَقالَ النَّاسُ : انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ لِفَقْدِ ابْن رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله.
3 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: از امام صادق علیه السَّلام از علّت برگردانیدن رسول خدا صلَّى الله عليه وآله عبای خود را در هنگام نماز استسقاء پرسیدند.
فرمود: از این جهت که علامتی میان او و اصحابش باشد، که خشکسالی به فراخی و سرسبزی دگرگون شد.
4 - و در روایت ابن مغیره آمده است (امام علیه السَّلام فرمود): امام جماعت، در نماز استسقاء مانند نماز دو عید در رکعت اوّل هفت مرتبه و در رکعت دوم پنج مرتبه تکبیر می گوید و نماز را پیش از خطبه به جا می آورد و قرائت را بلند می خواند و در حالی که نشسته است، طلب باران می کند.
بخش نودم: نماز خورشید و ماه گرفتگی
1 - علی بن عبدالله گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هنگامی که ابراهیم، فرزند رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وفات یافت، سه سنّت در او جاری شد.
نخست آن که وقتی او وفات یافت، آفتاب گرفت.
مردم گفتند: آفتاب برای وفات فرزند رسول خدا صلَّى الله عليه وآله گرفته است!
ص: 439
فَصَعِدَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ.
ئثُمَّ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللهِ تَجْرِيَانِ بِأَمْرِهِ مُطِيعَانِ لَهُ لَا تَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَ لَا لِحَيَاتِهِ ، فَإِذَا انْكَسَفَتَا أَوْ وَاحِدَةٌ مِنْهُمَا فَصَلُّوا ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّى بِالنَّاسِ صَلاَةَ الْكُسُوف.
2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَا: سَأَلْنَا أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنْ صَلَاةِ الْكُسُوفِ كَمْ هِيَ رَكْعَةً وَ كَيْفَ نُصَلِّيهَا؟
فَقالَ: عَشْرُ رَكَعَاتٍ وَ أَرْبَعُ سَجَدَاتٍ تَفْتَتِحُ الصَّلاةَ بِتَكْبِيرَةٍ وَتَرْكَعُ بِتَكْبِيرَةٍ وَ تَرْفَعُ رَأْسَكَ بِتَكْبِيرَةِ إِلَّا فِي الْخَامِسَةِ الَّتِي تَسْجُدُ فِيهَا وَ تَقُولُ: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» وَ تَقْنُتُ فِي كُلِّ رَكْعَتَيْنِ قَبْلَ الرُّكُوعِ وَتُطِيلُ الْقُنُوتَ وَ الرُّكُوعَ عَلَى قَدْرِ الْقِرَاءَةِ وَ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ، فَإِنْ فَرَغْتَ قَبْلَ أَنْ يَنْجَلِيَ فَاقْعُدْ وَ ادْعُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى يَنْجَلِيَ وَإِنِ انْجَلَى قَبْلَ أَنْ تَفْرُغَ مِنْ صَلاتِكَ فَأَتِمَّ مَا بَقِيَ وَ تَجْهَرُ بِالْقِرَاءَةِ.
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله بالای منبر رفت و خدا را حمد و ثنا گفت، سپس فرمود: ای مردم! خورشید و ماه دو نشانه از نشانه های خدا هستند که به فرمان او در رفت و آمدند فرمان بردار او هستند که به مرگ و زندگی کسی گرفته نمی شوند و هرگاه هر دو، یا یکی از آن ها گرفته شود، نماز (آیات) بخوانید، سپس از منبر فرود آمد و با مردم نماز کسوف خواند.
2 - زراره و محمّد بن مسلم گویند: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ نماز کسوف پرسیدم که چند رکعت است؟ و چگونه آن را بخوانیم؟
فرمود: این نماز ده رکوع و چهار سجده دارد. نماز را با یک تکبیر شروع می کنی، با یک تکبیر به رکوع می روی و با یک تکبیر سر از رکوع بر می داری؛ مگر در رکوع پنجم که پس از به سجده می روی و می گویی: «سمع الله لمن حمده» و در هر دو رکوع پیش از رکوع قنوت می خوانی و قنوت (1) را به اندازۀ قرائت، رکوع و سجود طولانی کن، و اگر پیش از آن که خورشید _ یا ماه _ به طور کامل آشکار شود، نمازت به پایان رسید، بنشین و خدا را فراخوان تا آشکار شود و اگر پیش از پایان یافتن نماز آشکار شود، ماندۀ نمازت را تمام کن و قرائت را بلند بخوان.
ص: 440
قَالَ: قُلْتُ: كَيْفَ الْقِرَاءَةُ فِيهَا؟
فَقالَ: إِنْ قَرَأْتَ سُورَةً فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاقْرَأْ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ، وَإِنْ نَقَصْتَ مِنَ السُّورَةِ شَيْئاً فَاقْرَأْ مِنْ حَيْثُ نَقَصْتَ وَلَا تَقْرَأْ فَاتِحَةَ الْكِتَاب.
قَالَ: وَكَانَ يَسْتَحِبُّ أَنْ يَقْرَأُ فِيهَا بِالْكَهْفِ وَ الْحِجْرِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ إِمَاماً يَشُقُّ عَلَى مَنْ خَلْفَهُ، وَ إِن اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ صَلاتُكَ بَارزاً لَا يَجُنُّكَ بَيْتٌ فَافْعَلْ وَ صَلاةُ كُسُوفِ وَإِنِ الشَّمْسِ أَطْوَلُ مِنْ صَلاةِ كُسُوفِ الْقَمَرِ، وَ هُمَا سَوَاءٌ فِي الْقِرَاءَةِ وَ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ.
3 - حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَا: قُلْنَا لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: هَذِهِ - الرِّيَاحُ وَ الظُّلَمُ الَّتِي تَكُونُ هَلْ يُصَلَّى لَهَا .
فَقالَ: كُلُّ أَخَاوِيفِ السَّمَاءِ مِنْ ظُلْمَةٍ، أَوْ رِيحٍ أَوْ فَرَعِ فَصَلَّ لَهُ صَلَاةَ الْكُسُوفِ حَتَّى يَسْكُنَ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:
راوی گوید: عرض کردم قرائت در این نماز چگونه است؟ :
فرمود: اگر در هر رکعت یک سورۀ کامل بخوانی، سورۀ حمد را نیز بخوان، و اگر سوره را (تقسیم نمودی) و کم کردی از آن جا که کم کرده ای بخوان و سوره حمد را مخوان.
فرمود: مستحب است که در نماز کسوف سورۀ کهف و سورۀ حجر خوانده شود، مگر آن که نمازگزار امام جماعت باشد که قرائت آن دو سوره برای مأمومین سخت باشد، و چنان چه بتوانی نمازت را به صورت علنی بخوانی که خانه ای تو را نپوشاند، چنین بخوان و نماز خورشید گرفتگی از نماز ماه گرفتگی طولانی تر است؛ ولی هر دو نماز در قرائت، رکوع و سجود برابرند.
3 - زراره و محمّد بن مسلم گویند: به امام باقر علیه السَّلام گفتیم: آیا برای این تندبادهایی که می وزند و تاریکی هایی که پیش می آیند باید نماز خواند؟
فرمود: هر واقعه ترسناک آسمانی که از تاریکی یا از تندبادها باشد، برای آن باید نماز کسوف (آیات) خواند تا آرام گیرد.
4 - جمیل بن درّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 441
وَقْتُ صَلَاةِ الْكُسُوفِ فِي السَّاعَةِ الَّتِي تَنْكَسِفُ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ عِنْدَ غُرُوبِهَا.
قَالَ: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: هِيَ فَرِيضَةٌ.
5 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ صَلاةِ الْكُسُوفِ فِي وَقْتِ الْفَرِيضَةِ.
فَقالَ: ابْدَأُ بِالْفَرِيضَةِ.
فَقِيلَ لَهُ: فِي وَقْتِ صَلاَةِ اللَّيْل .
فَقالَ: صَلِّ صَلاَةَ الْكُسُوفِ قَبْلَ صَلاَةِ اللَّيْلِ.
6 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
وقت نماز کسوف از ساعتی است که خورشید گرفته می شود، خواه هنگام طلوع آفتاب باشد یا هنگام غروب آن.
راوی گوید: هم چنین حضرتش فرمود: نماز کسوف، واجب است.
5 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام ) در مورد نماز کسوف در وقت نماز فریضه پرسیدم.
فرمود: ابتدا! فریضه را به جا آور.
به آن حضرت گفته شد: اگر در وقت نماز شب باشد چه؟
فرمود: نماز کسوف را پیش از نماز شب بخوان.
6 - زراره و محمد بن مسلم گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 442
إِذَا الْكَسَفَتِ الشَّمْسُ كُلُّهَا وَ احْتَرَقَتْ وَ لَمْ تَعْلَمْ ثُمَّ عَلِمْتَ بَعْدَ ذَلِكَ فَعَلَيْكَ الْقَضَاءُ، وَإِنْ لَمْ تَحْتَرِقْ كُلُّهَا فَلَيْسَ عَلَيْكَ قَضَاءُ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى إِذَا عَلِمَ بِالْكُسُوفِ وَ نَسِيَ أَنْ يُصَلِّيَ فَعَلَيْهِ الْقَضَاءُ، وَإِنْ لَمْ يَعْلَمْ بِهِ فَلَا قَضَاءَ عَلَيْهِ هَذَا إِذَا لَمْ يَحْتَرِقْ كُلُّهُ.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ الْفَضْلِ الْوَاسِطِي قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَيْهِ : إِذَا الكَسَفَتِ الشَّمْسُ أَوِ الْقَمَرُ وَأَنَا رَاكِبٌ لَا أَقْدِرُ عَلَى النُّزُولِ.
قَالَ: فَكَتَبَ إِلَيَّ : صَلِّ عَلَى مَرْكَبِكَ الَّذِي أَنْتَ عَلَيْهِ.
اگر تمام قرص خورشید گرفته باشد و از این موضوع خبر نداشته باشی و پس از آن باخبر شوی، قضای نماز آیات بر عهدۀ توست و اگر تمام قرص نگرفته باشد (و آگاه شدی) قضای آن نماز لازم نیست.
در روایت دیگری آمده است: اگر کسی از کسوف آگاه باشد، ولی نماز را فراموش نماید، باید قضای نماز را بخواند، ولی اگر از کسوف آگاهی نداشته باشد، قضای آن لازم نیست، در صورتی که تمام قرص خورشید نگرفته باشد.
7 - على بن فضل واسطی گوید: طی نامه ای به آن حضرت (امام رضا علیه السَّلام) نوشتم و سؤال کردم: هر گاه خورشید، یا ماه بگیرد و من بر مرکب سواره باشم و نتوانم پیاده شوم چه باید بکنم؟
گوید: آن حضرت در پاسخ من نوشت: بر روی همان مرکبی که سوار هستی نماز بگزار.
ص: 443
(91) بَابُ صَلَاةِ التَّسْبِيحِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لِجَعْفَرِ: يَا جَعْفَرًا أَلَا أَمْنَحُكَ ؟ أَلَا أُعْطِيكَ ؟ أَ لَا أَحْبُوكَ ؟
فَقالَ لَهُ جَعْفَرٌ: بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ !
قَالَ: فَظَنَّ النَّاسُ أَنَّهُ يُعْطِيهِ ذَهَباً أَوْ فِضَّةٌ فَتَشَرَّفَ النَّاسُ لِذَلِكَ.
فَقالَ لَهُ: إِنِّى أُعْطِيكَ شَيْئاً إِنْ أَنْتَ صَنَعْتَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ كَانَ خَيْراً لَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا وَإِنْ صَنَعْتَهُ بَيْنَ يَوْمَيْنِ غُفِرَ لَكَ مَا بَيْنَهُمَا أَوْ كُلِّ جُمْعَةٍ أَوْ كُلَّ شَهْرٍ أَوْ كُلَّ سَنَةٍ غُفِرَ لَكَ مَا بَيْنَهُمَا .
بخش نود و یکم: نماز تسبیح (1)
1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به جعفر بن ابی طالب علیه السَّلام فرمود: ای جعفر! آیا چیزی به تو عطا نکنم؟ آیا عطیه ای به تو ندهم؟ آیا چیزی به تو نبخشم؟
جعفر به آن حضرت عرض کرد: بلی، ای رسول خدا!
مردم گمان کردند آن حضرت میخواهد طلا، یا نقره به او عطا کند، به همین دلیل برای تماشای آن گرد آمدند.
پیامبر صلَّى الله عليه وآله فرمود: من چیزی را به تو می بخشم که اگر هر روز آن را انجام دهی، برای تو از دنیا و آن چه در آن است، بهتر خواهد بود، و اگر آن را هر دو روز یک بار انجام دهی، هر گناهی بین این دو عمل مرتکب شده ای، بخشیده خواهد شد، و اگر در هر جمعه، یا در هر ماه و یا در هر سال یک بار این نماز را بخوانی هر گناهی میان آن ها مرتکب شده ای آمرزیده خواهد شد.
ص: 444
تُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ تَبْتَدِئُ فَتَقْرَأُ وَ تَقُولُ إِذَا فَرَغْتَ: «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا الله واللهُ أَكْبَرُ» تَقُولُ ذَلِكَ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً بَعْدَ الْقِرَاءَةِ، فَإِذَا رَكَعْتَ قُلْتَهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ الرُّكُوعِ قُلْتَهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ.
فَإِذَا سَجَدْتَ قُلْتَهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ السُّجُودِ فَقُلْ بَيْنَ السَّجْدَتَيْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ ، فَإِذَا سَجَدْتَ الثَّانِيَةَ فَقُلْ عَشْرَ مَرَّاتٍ ، فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ السَّجْدَةِ الثَّانِيَةِ قُلْتَ عَشْرَ مَرَّاتٍ، وَأَنْتَ قَاعِدٌ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ .
فَذَلِكَ خَمْسٌ وَ سَبْعُونَ تَسْبِيحَةً فِي كُلِّ رَكْعَةٍ ثَلَاثَمِانَةِ تَسْبِيحَةٍ فِي أَرْبَعِ رَكَعَاتٍ أَلْفَ وَ مِائَنَا تَسْبِيحَةٍ وَ تَهْلِيلَةٍ وَ تَكْبِيرَةٍ وَتَحْمِيدَةٍ إِنْ شِئْتَ صَلَّيْتَهَا بِالنَّهَارِ وَإِنْ شِئْتَ صَلَّيْتَهَا بِاللَّيْلِ.
(نماز بدین گونه است که) چهار رکعت نماز می گزاری. پس از پایان قرائت، پانزده مرتبه می گویی: «سُبْحَانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ اللهُ أَكْبَرُ» این ذکر را در رکوع ده مرتبه، هنگامی سر از رکوع بر می داری ده مرتبه، به هنگام سجده ده مرتبه، هنگامی که سر از سجده برداشتی در میان دو سجده ده مرتبه، و در سجدۀ دوم ده مرتبه و چون سر از سجده برداشتی در حالی که نشسته ای پیش از آن که برخیزی ده مرتبه بخوان.
پس در هر رکعت هفتاد و پنج تسبیح و در چهار رکعت سیصد تسبیح می شود که مجموع تسبیح، تهلیل تکبیر و تحمید هزار و دویست می شود و چنان چه بخواهی می توانی این چهار رکعت نماز را در روز بخوانی، یا اگر بخواهی می توانی آن را در شب به جا آوری.
ص: 445
وَ فِي رِوَايَةِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: تَقْرَأُ فِي الأُولَى (إِذا زُلْزِلَتْ) وَ فِي الثَّانِيَةِ (وَ الْعَادِيَاتِ) وَ فِي الثَّالِثَةِ (إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ) وَ فِي الرَّابِعَةِ بِ- (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).
قُلْتُ: فَمَا ثَوَابُهَا؟
قَالَ: لَوْ كَانَ عَلَيْهِ مِثْلُ رَمْلِ عَالِجٍ ذُنُوباً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ثُمَّ نَظَرَ إِلَيَّ.
فَقالَ: إِنَّمَا ذَلِكَ لَكَ وَلِأَصْحَابِكَ.
2 - وَ رُوِيَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْحَلَبِيِّ عَنْ ذَرِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
تُصَلِّيهَا بِاللَّيْلِ وَ تُصَلِّيهَا فِي السَّفَرِ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَ إِنْ شِئْتَ فَاجْعَلْهَا مِنْ نَوَافِلِكَ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَسِّنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَبَانِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
در روایت ابراهیم بن عبد الحمید آمده که گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:
در رکعت اوّل (بعد از حمد) سورۀ (اذا زلزلت) و در رکعت دوّم ( والعادیات)، و در ركعت سوم (إذا جاء نصر الله)، و در رکعت چهارم (قل هو الله أحد) را می خوانی.
عرض کردم: پاداش آن چیست؟
فرمود: اگر گناه او به اندازۀ ریگ های انباشته و متراکم باشد، خداوند همه را می آمرزد.
آنگاه حضرتش به من نگاه کرد و فرمود: آن پاداش فقط برای تو و دوستان تو (یعنی خاص شیعیان) است.
2 - ذریح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
نماز جعفر را می توانی در شب بخوانی، و در سفر هم در شب و هم در روز می توانی آن را به جا آوری، و اگر بخواهی آن را از نافله های خود قرار ده.
3 - ابان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
ص: 446
مَنْ كَانَ مُسْتَعْجِلاً يُصَلِّي صَلاةَ جَعْفَرٍ مُجَرَّدَةً ثُمَّ يَقْضِي التَّسْبِيحَ وَ هُوَ ذَاهِبٌ فِي حَوَائِجِهِ.
4 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَى الرَّجُلِ علیه السَّلام: مَا تَقُولُ فِي صَلَاةِ التَّسْبِيحَ فِي الْمَحْمِلِ؟
فَكَتَبَ علیه السَّلام: إِذَا كُنْتَ مُسَافِراً فَصَلَّ.
5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ: تَقُولُ فِي آخِرِ رَكْعَةٍ مِنْ صَلَاةِ جَعْفَرٍ علیه السَّلام:
«يَا مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْوَقَارَ يَا مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَكَرَّمَ بِهِ، يَا مَنْ لَا يَنْبَغِي التَّسْبِيحُ إِلَّا لَهُ، يَا مَنْ أَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عِلْمُهُ يَا ذَا النِّعْمَةِ وَالطَّوْلِ، يَا ذَا الْمَنِّ وَالْفَضْلِ يَا ذَا الْقُدْرَةِ وَالْكَرَمِ أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزَّ مِنْ عَرْشِكَ وَ بِمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْلَى وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي...» كَذَا وَكَذَا.
هر گاه کسی عجله داشته باشد، می تواند نماز جعفر را بدون تسبیح بخواند، سپس تسبیحات را در حالی که کارهای خود را انجام می دهد، قضا کند.
4 - علی بن سلیمان گوید: طی نامه ای خدمت امام (کاظم علیه السَّلام)نوشتم: نظر شما دربارهٔ انجام نماز تسبیح (جعفر ) در داخل کجاوه چیست؟
آن حضرت علیه السَّلام نوشت: هرگاه مسافر باشی، می توانی این نماز را داخل کجاوه به جا آوری .
5 - حسن بن محبوب گوید: امام علیه السَّلام فرمود: در سجدۀ آخر نماز جعفر علیه السَّلام این دعا را بخوان:
«يَا مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْوَقَارَ يَا مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَكَرَّمَ بِهِ، يَا مَنْ لَا يَنْبَغِي التَّسْبِيحُ إِلَّا لَهُ، يَا مَنْ أَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عِلْمُهُ يَا ذَا النِّعْمَةِ وَ الطَّوْلِ، يَا ذَا الْمَنِّ وَ الْفَضْلِ يَا ذَا الْقُدْرَةِ وَ الْكَرَمِ أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِنِّ مِنْ عَرْشِكَ وَ بِمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْلَى وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي... و حاجت خود را بیان کن.
ص: 447
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ ذَكَرَهُ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْمَدَائِنِي قَالَ:
قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَلَا أُعَلِّمُكَ شَيْئاً تَقُولُهُ فِي صَلَاةِ جَعْفَرٍ؟
فَقُلْتُ: بَلَى.
فَقالَ: إِذَا كُنْتَ فِي آخِرِ سَجْدَةٍ مِنَ الْأَرْبَعِ رَكَعَاتٍ، فَقُلْ إِذَا فَرَغْتَ مِنْ تَسْبِيحِكَ:
«سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْوَقَارَ سُبْحَانَ مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَكَرَّمَ بِهِ سُبْحَانَ مَنْ لَا يَنْبَغِي التَّسْبِيحُ إِلَّا لَهُ سُبْحَانَ مَنْ أَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عِلْمُهُ سُبْحَانَ ذِي الْمَنِّ وَالنِّعَمِ، سُبْحَانَ ذِالْقُدْرَةِ وَ الْكَرَمِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزَّ مِنْ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ اسْمِكَ الْأَعْظَمِ وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ الَّتِي تَمَّتْ صِدْقاً وَ عَدْلاً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ افْعَلْ بِي...» كَذَا وَكَذَا.
6 - ابو سعید مدائنی گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: آیا می خواهی چیزی یادت دهم که در نماز جعفر بخوانی؟
عرض کردم: آری.
فرمود: در سجدۀ آخر رکعت چهارم پس از پایان تسبیح بگو:
«سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْوَقَارَ سُبْحَانَ مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَكَرَّمَ بِهِ سُبْحَانَ مَنْ لَا يَنْبَغِي التَّسْبِيحُ إِلَّا لَهُ سُبْحَانَ مَنْ أَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عِلْمُهُ سُبْحَانَ ذِي الْمَنِّ وَ النِّعَمِ، سُبْحَانَ ذِي الْقُدْرَةِ وَ الْكَرَمِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزَّ مِنْ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ اسْمِكَ الْأَعْظَمِ وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ الَّتِي تَمَّتْ صدْقاً وَ عَدْلاً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ افْعَلْ بِي...» و حاجت خود را بیان کن.
ص: 448
7 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لأبي عَبْدِ الله علیه السَّلام:
مَنْ صَلَّى صَلاةَ جَعْفَرٍ كَتَبَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِنِ الْأَجْرِ مِثْلَ مَا قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لِلجَعْفَرِ؟
قَالَ: إي والله
(92) بَابُ صَلَاةِ فَاطِمَةَ وَ غَيْرِهَا مِنْ صَلَاةِ التَّرْغِيبِ
1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ: مَنْ صَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ بِمِانَتَيْ مَرَّةٍ قُلْ (هُوَ اللهُ أَحَدٌ) فِي كُلِّ رَكْعَةٍ خَمْسُونَ مَرَّةً لَمْ يَنْفَتِلْ وَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ ذَنْبٌ إِلَّا غُفِرَ لَهُ.
7 - اسحاق بن عمار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: هر کس نماز جعفر را بخواند، آیا همانند آن پاداشی را که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآلع به جعفر فرمود، برایش می نویسند؟
فرمود: آری، به خدا سوگند!
بخش نود و دوم: نماز حضرت فاطمه سلام الله علیها و نماز ترغیب
1 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هر کس چهار رکعت نماز با دویست مرتبه (قل هو الله أحد)؛ در هر رکعتی پنجاه مرتبه بخواند، هنوز نماز پایان نیافته، هر گناهی میان او و خداوند باشد، همه آمرزیده شود.
ص: 449
2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ صَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) خَمْسِينَ مَرَّةً لَمْ يَنْفَتِلْ وَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللَّهِ ذَنْبٌ.
3 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى بِإِسْنَادِهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ : قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ سِتِّينَ مَرَّةً انْفَتَلَ وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللهِ ذَنْبٌ.
- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ صَلَّى الْمَغْرِبَ وَ بَعْدَهَا أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ وَ لَمْ يَتَكَلَّمْ حَتَّى يُصَلِّيَ عَشْرَ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ بِالْحَمْدِ وَ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) كَانَتْ عِدْلَ عَشْرِ رِقَابٍ. 5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ كُرْدُوسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
2 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس چهار رکعت نماز گزارد و در هر رکعت آن، پنجاه مرتبه (قل هو بخواند، هنوز نماز پایان نیافته، بین او و خداوند هیچ گناهی نخواهد ماند.
3 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس دو رکعت نماز گزارد و در هر رکعت شصت بار سورۀ (قل هو الله أحد) را بخواند، در حالی از نماز فارغ شود که هیچ گناهی میان او و خداوند نماند.
4 - یکی از اصحاب ما گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:
هر کس نماز مغرب را به جا آورد و پس از آن چهار رکعت (نافله) گزارد و سخنی نگوید تا این که ده رکعت نماز بخواند، در هر رکعت حمد و سورۀ (قل هو الله أحد) را قرائت کند، پاداش آن برابر با آزاد کردن ده بنده است.
5 - محمّد بن كردوس گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 450
مَنْ تَطَهَّرَ ثُمَّ أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ بَاتَ وَ فِرَاشُهُ كَمَسْجِدِهِ، فَإِنْ قَامَ مِنَ اللَّيْلِ فَذَكَرَ اللَّهَ تَنَاثَرَتْ عَنْهُ خَطَايَاهُ فَإِنْ قَامَ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ فَتَطَهَّرَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ حَمِدَ اللهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ شَيْئًا إِلَّا أَعْطَاهُ إِمَّا أَنْ يُعْطِيَهُ الَّذِي يَسْأَلُهُ بِعَيْنِهِ، وَإِمَّا أَنْ يَدَّ خِرَ لَهُ مَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ مِنْهُ. يَدَّخِرَ
6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ بَعْضِهِمْ علیهم السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطناً وَ أَقْوَمُ قِيلاً) قَالَ :
کسی که وضو سازد و آن گاه به رختخواب خود رود، رختخواب او به سان سجده گاه اوست، و چون شب برخیزد و خدا را یاد کند، گناهان او بریزد، و هر گاه در آخر شب بر خیزد و وضو سازد و دو رکعت نماز گزارد و خدا را حمد گوید و او را ستایش نماید و بر پیامبر صلَّى الله عليه وآله درود فرستد، هر چه از خداوند درخواست کند به او عطا کند، که یا همان را به او عطا می کند، یا این که برای او آن چه را که برایش از آن بهتر است، ذخیره می کند.
6 ۔ علی بن محمّد با سلسله سند خود گوید: امام علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند عزَّوجل که می فرماید: (إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَأَقْوَمُ قِيلاً) فرمود:
ص: 451
هِيَ رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْمَغْرِبِ تَقْرَأُ فِي أَوَّلِ رَكْعَةٍ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَ عَشْرٍ مِنْ أَوَّلِ الْبَقَرَةِ وَ آيَةِ السُّحْرَةِ وَ مِنْ قَوْلِهِ (وَإِلهَكُمْ إِلَهُ وَاحِدٌ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) ... إِلَى قَوْلِهِ: (لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ) وَ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) وَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ آيَةَ الْكُرْسِيُّ وَ آخِرَ الْبَقَرَةِ مِنْ قَوْلِهِ: (وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ) إِلَى أَنْ تَخْتِمَ السُّورَةَ، وَ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ
أَحَدٌ) ثُمَّ ادْعُ بَعْدَ هَذَا بِمَا شِئْتَ.
قَالَ: وَ مَنْ وَاظَبَ عَلَيْهِ كُتِبَ لَهُ بِكُلِّ صَلاَةٍ سمائَةِ أَلْفِ حَجَّة.
7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
دو رکعت بعد از مغرب است که در رکعت اوّل سوۀ حمد، ده آیه از اوّل سورۀ بقره و آیۀ سخره (1) و آیه های شریفۀ (و إلهكُمْ إِلهُ وَاحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) تا آن جا که می فرماید: (لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ) (2) و پانزده مرتبه (قل هو الله أحد) را می خوانی، و در رکعت دوم سورۀ حمد، آیة الکرسی و آخر سورۀ بقره از فرمایش خداوند متعال (لِلهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ) ... تا آخر سوره و پانزده مرتبه قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) را می خوانی و پس از آن هر چه خواستی دعاکن.
امام علیه السَّلام فرمود: کسی که بر این نماز مواظبت کند (و همیشه آن را بخواند) به هر نمازی برای او پاداش ششصد هزار حجّ نوشته شود.
7 - علی بن محمّد در روایت مرفوعه ای :گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 452
إِذَا كَانَ النِّصْفُ مِنْ شَعْبَانَ فَصَلِّ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ تَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةِ الْحَمْدَ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) مِائَةَ مَرَّةٍ، فَإِذَا فَرَغْتَ فَقُل:
«اللَّهُمَّ إِنِّي إِلَيْكَ فَقِيرٌ وَ إِنِّي عَائِذْ بِكَ وَ مِنْكَ خَائِفٌ وَ بِكَ مُسْتَجِيرُ رَبِّ لَا تُبَدِّلِ اسْمِي رَبِّ لَا تُغَيِّرْ جِسْمِي رَبِّ لَا تُجْهِدْ بَلَائِي أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقَابِكَ وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذَابِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ وَ فَوْقَ مَا يَقُولُ الْقَائِلُونَ».
قَالَ: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ :
يَوْمُ سَبْعَةٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ رَجَبٍ نُبْنَ فِيهِ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله. مَنْ صَلَّى فِيهِ _ أَيَّ وَقْتِ شَاءَ _ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ رَكْعَةً يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ بِأُمِّ الْقُرْآنِ وَ سُورَةٍ مَا تَيَسَّرَ، فَإِذَا فَرَغَ وَ سَلَّمَ جَلَسَ مَكَانَهُ ثُمَّ قَرَأَ أُمَّ الْقُرْآنِ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ وَ الْمُعَوَّذَاتِ الثَّلاثَ كُلَّ وَاحِدَةٍ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ، فَإِذَا فَرَغَ وَ هُوَ فِي مَكَانِهِ قَالَ: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سُبْحَانَ اللهِ وَ لَا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللهِ» أَرْبَعَ مَرَّاتٍ.
هنگامی که شب نیمۀ شعبان فرا رسد ، چهار رکعت نماز بگزار و در هر رکعت یک مرتبه حمد و صد مرتبه (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) را بخوان و چون فارغ شدى بگو: «اللهم إنِّي إليك فقير و إِنِّي عائِذُ بِكَ وَ مِنْكَ خَائِفٌ وبِكَ مُستجِيرٌ، رَبِّ لا تُبدِّل اسْمى رَبِّ لا تُغيّر جِسْمی، رَبِّ لَا تَجْهَدْ بلائي أَعوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عقابِكَ ، وَ َأعوذُ بِرضاكَ مِنْ سخطك، وأعوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذابِكَ، و أعوذُبِكَ مِنْكَ، جَلَّ ثَنَاؤُكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلى نَفْسِكَ وَ فَوْق مَا يَقُول الْقَائلون».
راوی گوید: هم چنین امام صادق علیه السَّلام فرمود:
روز بیست و هفتم رجب، روزی است که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به پیامبری برگزیده شد. هر که در هر وقتی از آن روز که بخواهد دوازده رکعت نماز گزارد و در هر رکعتی حمد و هر سوره ای را که برای او ممکن باشد، بخواند و چون پایان یافت ،سلام دهد و در همان جا بنشیند و سورۀ حمد و (قل هو الله أحد )، (قل أعوذ بِرَبِّ الفَلق) و ( قل أعوذ بِرَبِّ الناس ، هر کدام را چهار مرتبه بخواند و چون فارغ شد، در همان مکان ، چهار مرتبه بگوید:
«لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سُبْحَانَ اللهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ».
ص: 453
ثُمَّ يَقُولُ: «الله اللهُ رَبِّي لَا أُشْرِكْ بِهِ شَيْئاً» أَرْبَعَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ يَدْعُو فَلَا يَدْعُو بِشَيْءٍ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ فِي كُلِّ حَاجَةٍ إِلَّا أَنْ يَدْعُوَ فِي جَائِحَةِ قَوْمٍ أَوْ قَطِيعَةِ رَحِمٍ.
(93) بَابُ صَلَاةِ الِاسْتِخَارَةِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِي عَنْ عَمْرِو بْنِ حُرَيْثٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
صَلِّ رَكْعَتَيْن وَ اسْتَخِرِ الله فَوَ اللهِ! مَا اسْتَخَارَ اللهَ مُسْلِمٌ إِلَّا خَارَ لَهُ الْبَتَّةَ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:
و پس از آن چهار بار بخواند: «اللهُ اللهُ رَبِّي لَا أُشْرِكْ بِهِ شَيْئاً» آن گاه دعا کند. پس برای هر چیزی دعا کند، دعای او مستجاب شود، مگر این که حاجت او نابودی قومی و گسستن پیوند خویشاوندی باشد.
بخش نود و سوم: نماز استخاره
1 - عمرو بن حریث گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
دو رکعت نماز بگزار و از خداوند استخاره (طلب خیر) کن. به خدا سوگند! هر مسلمانی که خیر خود را از خداوند بخواهد، به طور حتم خداوند به او خیر دهد.
2 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 454
كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا هَمَّ بِأَمْرِ حَجَ أَوْ عُمْرَةٍ أَوْ بَيْعِ أَوْ شِرَاءٍ أَوْ عِتْقٍ تَطَهَّرَ ثُمَّ صَلَّى رَكْعَتَي الِاسْتِخَارَةِ فَقَرَأَ فِيهِمَا بِسُورَةِ الْحَشْرِ وَ بِسُورَةِ الرَّحْمَانِ ثُمَّ يَقْرَأُ الْمُعَوَّذَتَيْنِ وَ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) إِذَا فَرَغَ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي دُبُرِ الرَّكْعَتَيْنِ، ثُمَّ يَقُولُ:
«اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ كَذَا وَكَذَا خَيْراً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ عَاجِلِ أَمْرِي وَ آجِلِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ يَسِّرْهُ لِي عَلَى أَحْسَنِ الْوُجُوهِ وَ أَجْمَلِهَا اللَّهُمَّ وَ إِنْ كَانَ كَذَا وَ كَذَا شَرّاً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ عَاجِلِ أَمْرِي وَ آجِلِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اصْرِفْهُ عَنِّي رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اعْزِمْ لِي عَلَى رُشْدِي وَ إِنْ كَرِهْتُ ذَلِكَ أَوْ أَبَتْهُ نَفْسِي».
3 - غَيْرُ وَاحِدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِيٌّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْهَاشِمِيٌّ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
على بن الحسین صلوات الله عليهما همواره و هرگاه ارادۀ کاری _ مانند حجّ، عمره، خرید و فروش و آزاد کردن بنده _ داشت، وضو می ساخت و دو رکعت نماز استخاره می گزارد و در آن دو رکعت (در رکعت اوّل) سورۀ حشر و (در رکعت دوم) سورۀ الرحمان می خواند، پس از پایان دو رکعت می نشست و سورۀ (قل أعوذ بربّ الفلق) ، (قل أعوذ بربّ الناس) و (قل هو الله أحد) را می خواند، سپس می گفت:
«اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ كَذَا وَ كَذَا خَيْراً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ عَاجِلِ أَمْرِي وَ آجِلِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ يَسِّرْهُ لِي عَلَى أَحْسَنِ الْوُجُوهِ وَ أَجْمَلِهَا اللَّهُمَّ وَ إِنْ كَانَ كَذَا وَكَذَا شَرّاً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ عَاجِلِ أَمْرِي وَ آجِلِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اصْرِفْهُ عَنِّي رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اعْزِمْ لِي عَلَى رُشْدِي وَ إِنْ كَرِهْتُ ذَلِكَ أَوْ أَبَتْهُ نَفْسِي».
3 - هارون بن خارجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 455
إِذَا أَرَدْتَ أَمْراً فَخُذْ سِتَّ رِقَاعِ فَاكْتُبْ فِي ثَلاَثٍ مِنْهَا: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ خِيَرَةً مِنْ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ افْعَلْهُ».
وَ فِي ثَلَاثٍ مِنْهَا: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ خِيَرَةً مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ لَا تَفْعَلْ» ثُمَّ ضَعْهَا تَحْتَ مُصَلاكَ، ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْن ، فَإِذَا فَرَغْتَ فَاسْجُدْ سَجْدَةً وَ قُلْ فِيهَا مِائَةَ مَرَّةٍ: «أَسْتَخِيرُ اللَّهَ بِرَحْمَتِهِ خِيَرَةً فِي عَافِيَةٍ».
ثُمَّ اسْتَوِ جَالِساً وَ قُل: «اللَّهُمَّ خِرْ لِي وَ اخْتَرْ لِي فِي جَمِيعِ أُمُورِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ» ثُمَّ اضْرِبْ بِيَدِكَ إِلَى الرِّقَاعِ فَشَوِّشْهَا وَ أَخْرِجْ وَاحِدَةً، فَإِنْ خَرَجَ ثَلَاثٌ مُتَوَالِيَاتٌ افْعَلْ فَافْعَلِ الْأَمْرَ الَّذِي تُرِيدُهُ وَ إِنْ خَرَجَ ثَلَاثٌ مُتَوَالِيَاتٌ لَا تَفْعَلْ فَلا تَفْعَلْهُ، وَإِنْ خَرَجَتْ وَاحِدَةٌ افْعَلْ وَ الأُخْرَى لَا تَفْعَلْ فَأَخْرِجْ مِنَ الرِّقَاعِ إِلَى خَمْسٍ فَانْظُرْ أَكْثَرَهَا فَاعْمَلْ بِهِ وَ دَعَ السَّادِسَةَ لَا تَحْتَاجُ إِلَيْهَا.
هرگاه تصمیم به کاری گرفتی، شش تکّه کاغذ بردار و در سه کاغذ آن بنویس: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ خِيَرَةً مِنْ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ افْعَلْهُ» و در سه کاغذ دیگر: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ خِيَرَةُ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ لَا تَفْعَلْ».
سپس آنها را در زیر مصلای خود قرار ده و دو رکعت نماز بگزار. پس از پایان نماز سر به سجده بگذار و صد مرتبه بگو: «أَسْتَخِيرُ اللَّهَ بِرَحْمَتِهِ خِيَرَةً فِي عَافِيَةٍ».
سپس بنشین و بگو: «اللَّهُمَّ خِرْ لِي وَ اخْتَرْ لِي فِي جَمِيعِ أُمُورِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ». آن گاه کاغذها را مخلوط کن و یکی یکی بیرون آور. پس هر گاه سه کاغذ پشت سر هم «افعل» بیرون آمد ، آن کار را انجام بده، و اگر سه کاغذ پشت سر هم «لاتفعل» بیرون آمد، آن کار را رهاکن، و اگر یکی «افعل» و دیگری «لاتفعل» بیرون آمد تا پنج کاغذ را بیرون آور و به بیشترین آن ها عمل کن و کاغذ ششم را واگذار؛ زیرا دیگر مورد نیاز تو نیست.
ص: 456
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ قَالَ: سَأَلَ الْحَسَنُ بْنُ الْجَهم أبا الحَسَن علیه السَّلام الابن أَسْبَاطِ.
فَقالَ: مَا تَرَى لَهُ وَ ابْنُ أَسْبَاطِ حَاضِرٌ وَ نَحْنُ جَمِيعاً يَرْكَبُ الْبَرَّأَوِ الْبَحْرَ إِلَى مِصْرَ فَأَخْبَرَهُ بِخَيْرٍ طَرِيقِ الْبَرِّ؟
فَقالَ: الْبَرُّ وَاثْتِ الْمَسْجِدَ فِي غَيْرِ وَقْتِ صَلاَةِ الْفَرِيضَةِ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ اسْتَخِرِ الله مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ انظُرْ أَيُّ شَيْءٍ يَقَعُ فِي قَلْبِكَ فَاعْمَلْ بهِ.
وَ قَالَ لَهُ: الْحَسَنُ الْبَرُ أَحَبُّ إِلَيَّ لَهُ.
قَالَ: وَ إِلَيَّ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ الْبَجَلِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ قَالَ:
قُلْتَ لِأَبِي الْحَسَنِ الرِّضَاء علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَرَى أَخُذُ بَرًا أَوْ بَحْراً، فَإِنَّ طَرِيقَنَا مَخُوفٌ شَدِيدُ الْخَطَر ؟!
4 - ابن فضّال گوید: با علی بن اسباط در حضور امام رضا علیه السَّلام بودیم، حسن بن جهم عرض کرد: نظر شما دربارۀ (مسافرت) علی بن اسباط چیست؟ از راه خشکی یا دریایی به سوی مصر حرکت کند و به آن حضرت از بهتر بودن راه خشکی خبر داد.
حضرتش فرمود: راه خشکی بهتر است، ولی تو در غیر وقت نماز فریضه به مسجد برو و دو رکعت نماز بگزار و صد مرتبه از خداوند طلب خیر کن (و بگو: استخير الله). ببین چه چیزی در دل تو می افتد، به همان عمل کن.
حسن به آن حضرت عرض کرد: راه خشکی نزد من بهتر است.
امام علیه السَّلام فرمود: نزد من نیز بهتر است.
5- علی بن اسباط گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: قربانت گردم! نظر شما (دربارۀ مسافرت) چیست؟ آیا از راه خشکی یا از راه دریایی روانه سفر شوم؛ زیرا راه ما ترسناک است و خطر بسیار دارد؟
ص: 457
فَقالَ: اخْرُجْ بَرّاً وَ لَا عَلَيْكَ أَنْ تَأْتِيَ مَسْجِدَ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله وَ تُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ فِي غَيْرِ وَقْتِ فَرِيضَةٍ ثُمَّ لَتَسْتَخِيرُ اللهَ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ مَرَّةً ثُمَّ تَنْظُرُ، فَإِنْ عَزَمَ اللَّهُ لَكَ عَلَى الْبَحْرِ فَقُلِ الَّذِي قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: (وَ قَالَ ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ بَجْرَاهَا وَ مُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ).
فَإِنِ اضْطَرَبَ بِكَ الْبَحْرُ فَاتَّكِ عَلَى جَانِبِكَ الْأَيْمَنِ وَ قُلْ:
«بِسْمِ اللهِ اسْكُنْ بِسَكِينَةِ اللهِ و قِرْ بِوَقَارِ اللهِ وَ اهْدَأُ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ».
قُلْنَا: أَصْلَحَكَ اللهُ! مَا السَّكِينَةُ رِيحُ تَخْرُجُ مِنَ الْجَنَّةِ لَهَا صُورَةٌ كَصُورَةِ الْإِنْسَانِ وَ رَائِحَةٌ طَيِّبَةٌ وَ هِيَ الَّتِي نَزَلَتْ عَلَى إِبْرَاهِيمَ فَأَقْبَلَتْ تَدُورُ حَوْلَ أَرْكَانِ الْبَيْتِ وَهُوَ يَضَعُ الْأَسَاطِينَ.
قِيلَ لَهُ: هِيَ مِنَ الَّتِي قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: (فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَىٰ وَآلُ هَارُونَ؟)
فرمود: از راه خشکی بیرون رو، و ایرادی ندارد که به مسجد رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بروی و دو رکعت نماز در غیر وقت نماز فریضه بگزاری، سپس صدو یک مرتبه از خداوند خیر خود را بخواهی (یعنی بگویی: استخير الله) پس از آن بیندیش اگر ارادۀ تو به راه دریایی تعلّق گرفت (از آن راه برو) و کلام خداوند عزَّوجل را (که به نوح علیه السَّلام در هنگام سوار شدن بر کشتی فرمود) بخوان: (و قال اركبوا فيها بسم الله مجريها ومرساها إنّ ربّي لغفور رحیم، و اگر تلاطم دریا تو را نگران و پریشان ساخت، بر جانب راست خود تکیه کن و این دعا را بخوان «بِسْمِ اللَّهِ اسْكُنْ بِسَكِينَةِ اللهِ و قِرْ بِوَقَارِ اللَّهِ وَ اهْدَأْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ».
عرض کردیم: خداوند کارهای شما را اصلاح فرماید! سکینه چیست؟
فرمود: نسیمی است که از بهشت می وزد، چهره ای مانند چهرۀ انسان دارد و دارای بوی خوشی است و این همان چیزی است که بر ابراهیم علیه السَّلام نازل شد و بر دور پایه های کعبه می گردید و ابراهیم ستون های آن را می گذاشت.
به آن حضرت عرض شد: آیا این سکینه از همان سکینه ای است که خداوند عزَّوَجل فرموده است: (فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَ آلُ هَارُونَ ؟
ص: 458
قَالَ : تِلْكَ السَّكِينَةُ فِي التَّابُوتِ وَكَانَتْ فِيهِ طَشْتُ تُغْسَلُ فِيهَا قُلُوبُ الْأَنْبِيَاءِ وَكَانَ التَّابُوتُ يَدُورُ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْنَا .
فَقَالَ: مَا تَابُوتُكُمْ؟
قُلْنَا: السلاح.
قَالَ: صَدَقْتُمْ هُوَ تَابُوتُكُمْ وَ إِنْ خَرَجْتَ بَرّاً فَقُلِ الَّذِي قَالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: (سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ) فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدِ يَقُولُهَا عِنْدَ رُكُوبِهِ فَيَقَعَ مِنْ بَعِيرٍ أَوْ دَابَّةٍ فَيُصِيبَهُ شَيْءٌ بِإِذْنِ اللَّهِ.
ثُمَّ قالَ: فَإِذَا خَرَجْتَ مِنْ مَنْزِلِكَ فَقُلْ:
«بِسْمِ اللَّهِ آمَنْتُ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»، فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَضْرِبُ وُجُوهَ الشَّيَاطِينِ وَ يَقُولُونَ، قَدْ سَمَّى اللَّهَ وَ آمَنَ بِاللَّهِ وَ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَالَ: لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
فرمود: آن سکینه در تابوت بود و در آن تشتی بود که دل های انبیا (به هنگام برانگیخته شدن) در آن شست و شو می شد. آن تابوت به همراه پیامبران می گردید (یعنی هر جا که آن ها بودند، تابوت نیز بود).
سپس حضرتش رو به ما کرد و فرمود: تابوت شما (شیعیان) چیست؟
عرض کردیم: سلاح (رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله).
فرمود: راست گفتید، این همان تابوت شماست، و هر گاه به راه خشکی رفتی، کلام خداوند عزّوجل را بخوان: «سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ).
به راستی هر بنده ای که به هنگام سوار شدن به مرکب این آیات را بخواند و از شتر یا چهار پا (و هر مرکب سواری) بر زمین افتد، هر چه به او برسد به اجازه و رخصت خداوند خواهد بود.
آن گاه فرمود: هرگاه از خانه ات گاه از خانه ات بیرون آمدی، بگو: «بِسْمِ اللهِ آمَنْتُ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ»؛ چرا که فرشتگان به صورت شیاطین می زنند و می گویند: او نام خدا را برد، به او ایمان آورد و بر او توکّل کرد و گفت: هیچ قوّت و نیرویی نیست مگر از جانب خداوند متعال.
ص: 459
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ مُرَازِمٍ قَالَ قَالَ : لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ شَيْئاً فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ لْيَحْمَدِ اللَّهَ وَلْيُثْنِ عَلَيْهِ وَلْيُصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ يَقُولُ: «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا الْأَمْرُ خَيْراً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ فَيَسِّرْهُ لِي وَ اقْدِرْهُ وَ إِنْ كَانَ غَيْرَ ذَلِكَ فَاصْرِفْهُ عَنِّي».
فَسَأَلْتُهُ أَيَّ شَيْءٍ أَقْرَأُ فِيهِمَا فَقالَ:
اقْرَأْ فِيهِمَا مَا شِئْتَ وَ إِنْ شِئْتَ قَرَأْتَ فِيهِمَا (وَقُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ وَ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ).
7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لا قُلْتُ لَهُ: رُبَّمَا أَرَدْتُ الْأَمْرَ يَفْرُقُ مِنِّي فَرِيقَانِ أَحَدُهُمَا يَأْمُرُنِي وَالآخَرُ يَنْهَانِي.
6 - مرازم گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:
هر گاه یکی از شما بخواهد کاری انجام دهد، باید دو رکعت نماز بگزارد ، آن گاه حمد و ثنای خداوند را به جا آورد و بر محمّد و اهل بیت او صلوات فرستد. سپس این دعا را بخواند: «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا الْأَمْرُ خَيْراً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ فَيَسِّرْهُ لِي وَ اقْدِرْهُ وَ إِنْ كَانَ غَيْرَ ذَلِكَ فَاصْرِفْهُ عَنِّي».
از آن حضرت پرسیدم: در آن دو رکعت کدام سوره را بخوانم؟
فرمود: هر سوره ای که می خواهی ،بخوان و اگر خواستی (قُلْ هُو الله أحد) و (قُلْ يَا أيها الكافرون) را بخوان.
7 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: گاهی تصمیم به انجام کاری دارم و در درون من دو فکر و دو رأی به وجود می آید که یک رأی مرا به انجام آن وامی دارد و رأى دیگر مرا از آن باز می دارد (چه تصمیم بگیرم؟)
ص: 460
قَالَ: فَقالَ: إِذَا كُنْتَ كَذَلِكَ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ اسْتَخِرِ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ مَرَّةً ثُمَّ انْظُرْ أَحْزَمَ الْأَمْرَيْنِ لَكَ فَافْعَلْهُ، فَإِنَّ الْخِيَرَةَ فِيهِ إِنْ شَاءَ اللهُ، وَلْتَكُنِ اسْتِخَارَتُكَ فِي عَافِيَةٍ، فَإِنَّهُ رُبَّمَا خِيرَ لِلرَّجُلِ فِي قَطع يَدِهِ وَ مَوْتِ وَلَدِهِ وَ ذَهَابِ مَالِهِ.
8 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْهُمْ علیهم السَّلام أَنَّهُ قَالَ لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ وَ قَدْ سَأَلَهُ عَنِ الْأَمْرِ يَمْضِي فِيهِ وَ لَا يَجِدُ أَحَداً يُشَاوِرُهُ فَكَيْفَ يَصْنَعُ ؟
قَالَ: شَاوِرْ رَبَّكَ.
قَالَ: فَقَالَ لَهُ: كَيْفَ؟
قَالَ لَهُ: انْوِ الْحَاجَةَ فِي نَفْسِكَ، ثُمَّ اكْتُبْ رُقْعَتَيْنِ فِي وَاحِدَةٍ «لا»، وَ فِي وَاحِدَةٍ نْعَمْ وَ اجْعَلْهُمَا فِي بُنْدُ فَتَيْن مِنْ طِين ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْن وَاجْعَلْهُمَا تَحْتَ ذَيْلِكَ وَقُل:
«يَا اللَّهُ إِنِّي أُشَاوِرُكَ فِي أَمْرِي هَذَا وَ أَنْتَ خَيْرُ مُسْتَشَارٍ وَ مُشِيرٍ فَأَشِرْ عَلَيَّ بِمَا فِيهِ صَلَاحٌ وَ حُسْنُ عَاقِبَةٍ». ثُمَّ أَدْخِلْ يَدَكَ، فَإِنْ كَانَ فِيهَا «نَعَمْ» فَافْعَلْ، وَإِنْ كَانَ فِيهَا «لَا» لَا تَفْعَلْ ، هَكَذَا شَاوِرْ رَبَّكَ.
حضرت فرمود: هر گاه چنین بودی، دو رکعت نماز بگزار و صد و یک بار از خداوند طلب خير كن (یعنی بگو: استخیر الله) سپس ببین کدام طرف به احتیاط نزدیک تر است، همان را انجام بده؛ زیرا خیر تو _ ان شاء الله _ در آن است، و بایستی خیر تو در عافیت باشد؛ زیرا بسا ممکن است خیر شخصی در بریدن دست، مردن فرزندش و از بین رفتن مالش باشد.
8- علی بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: یکی از ائمّه علیهم السَّلام به یکی از اصحاب خود که در مورد کار مهمّی کسی را نمی یافت با او مشورت کند، از حضرتش در این زمینه پرسید _ فرمود: با پروردگار خود مشورت کن.
عرض کرد: چگونه؟
فرمود: مطلب خود را در دلت نیّت کن و دو پارۀ کاغذ بردار و در یکی از آن ها بنویس: نه و در دیگری: آری آنها را در دو گلولهٔ گِلی بگذار،سپس دو رکعت نماز به جا آور و آن ها را در زیر دامن (لباس) خود قرار ده و بگو: «يَا اللهُ إِنِّي أُشَاوِرُكَ فِي أَمْرِي هَذَا وَ أَنْتَ خَيْرُ مُسْتَشَارٍ وَ مُشِيرٍ فَأَشِرْ عَلَيَّ بِمَا فِيهِ صَلَاحٌ وَ حُسْنُ عَاقِبَةٍ». آن گاه یکی از آن ها را بیرون آور، اگر در آن «آری» بود، آن کار را انجام بده و اگر «نه» بود آن کار را انجام مده. این گونه با پروردگار خود مشورت کن
ص: 461
(94)بَابُ الصَّلَاةِ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ الْحَلَبِيِّ قَالَ:
شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام الْفَاقَةَ وَ الْحُرْفَةَ فِي التِّجَارَةِ بَعْدَ يَسَارٍ قَدْ كَانَ فِيهِ مَا يَتَوَجَّهُ فِي حَاجَةٍ إِلَّا ضَاقَتْ عَلَيْهِ المَعِيشَةُ.
فَأَمَرَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنْ يَأْتِيَ مَقَامَ رَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله بَيْنَ الْقَبْرِ وَ الْمِنْبَرِ فَيُصَلِّيَ رَكْعَتَيْن وَيَقُولَ مِائَةَ مَرَّةٍ «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُوَّتِكَ وَقُدْرَتِكَ وَ بِعِزَّتِكَ وَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ أَنْ تُيَسِّرَ لِي مِنَ التِّجَارَةِ أَوْ سَعَهَا رِزْقاً وَ أَعَمَّهَا فَضْلاً وَ خَيْرَهَا عَاقِبَةً».
قَالَ الرَّجُلُ: فَفَعَلْتُ مَا أَمَرَنِي بِهِ فَمَا تَوَجَّهْتُ بَعْدَ ذَلِكَ فِي وَجْهِ إِلَّا رَزَقَنِيَ اللَّهُ.
بخش نود و چهارم: نماز برای درخواست روزی
1 - محمّد بن علی حلبی گوید: شخصی به امام صادق علیه السَّلام از نیازمندی و بی برکتی در سود تجارت شکوه کرد که وسعتی که در آن داشته اکنون کساد شده و به هیچ کاری رو نمی کند مگر آن که معاش بر او تنگ می شود.
امام صادق علیه السَّلام به او دستور داد که به حرم رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله شرفیاب شود و بین قبر و منبر دو رکعت نماز بگزارد و صد مرتبه بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُوَّتِكَ وَ قُدْرَتِكَ وَ بِعِزَّتِكَ وَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ أَنْ تُيَسِّرَ لِي مِنَ التِّجَارَةِ أَوْسَعَهَا رِزْقاً وَ أَعَمَّهَا فَضْلاً وَ خَيْرَهَا عَاقِبَةً».
آن شخص گوید: طبق دستور امام علیه السَّلام انجام دادم. پس از آن به هیچ راهی روی نیاوردم، مگر آن که خداوند به من رزق و روزی عنایت فرمود.
ص: 462
2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي دَاوُدَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله، فَقالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنِّي ذُو عِبَالٍ وَ عَلَيَّ دَيْنٌ وَ قَدِ اشْتَدَّتْ حَالِي فَعَلَّمْنِي دُعَاءُ إِذَا دَعَوْتُ بِهِ رَزَقَنِيَ اللَّهُ مَا أَقْضِي بِهِ دَيْنِي وَأَسْتَعِينُ بهِ عَلَى عِيَالِي.
فَقالَ: يَا عَبْدَ اللهِ! تَوَضَّأَ وَ أَسْبِعْ وُضُوءَكَ، ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ تُتِمُ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ فِيهِمَا. ثُمَّ قُلْ: «يَا مَاجِدُ يَا وَاحِدُ يَا كَرِيمُ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّكَ وَ رَبِّ كُلِّ شَيْءٍ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَسْأَلُكَ نَفْحَةً مِنْ نَفَحَاتِكَ وَ فَتْحاً يَسِيراً وَ رِزْقاً وَاسِعاً أَلمُ بِهِ شَعْنِي وَ أَقْضِي بِهِ دَيْنِي وَ أَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى عِيَالِي».
3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَبَّاحِ الْحَذَّاءِ عَنِ ابْنِ الطَّيَّارِ قَالَ:
قُلْتَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنَّهُ كَانَ فِي يَدِي شَيْءٌ تَفَرَّقَ وَ ضِقْتُ ضَيْقاً شَدِيداً.
2 - امام باقر علیه السَّلام فرمود:
شخصی خدمت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله رسید و عرض کرد: ای رسول خدا! من عيالمندم و بدهکارم و زندگی برای من سخت شده است، دعایی به من بیاموز که با آن به درگاه خداوند دعا کنم تا به من روزی دهد به مقداری که با آن بدهکاریم را ادا و مخارج خانواده ام را تأمین کنم.
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود : ای بندۀ خدا! وضوی خوب و کاملی بساز، سپس دو رکعت نماز بگزار و رکوع و سجودش را کامل به جای آور، پس از آن بگو: «يَا مَاجِدُ يَا وَاحِدُ يَا كَرِيمُ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللهِ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللهِ رَبِّكَ وَ رَبِّ كُلِّ شَيْءٍ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَسْأَلُكَ نَفْحَةً مِنْ نَفَحَاتِكَ وَ فَتْحاً يَسِيراً وَ رِزْقاً وَاسِعاً أَلُمَّ بِهِ شَعْنِي وَ أَقْضِي بِهِ دَيْنِي وَ أَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى عِيَالِي».
3 - ابن طیّار گوید: به امام صادق صلَّی اللهُ علیه وآله عرض کردم: در دست من اموالی بود که پراکنده شدند. اینک به شدّت تنگدست شده ام.
ص: 463
فَقالَ لِي: أَلَكَ حَانُوتٌ فِي السُّوقِ ؟
قُلْتُ: نَعَمْ وَقَدْ تَرَكْتُهُ .
فَقالَ: إِذَا رَجَعْتَ إِلَى الْكُوفَةِ فَاقْعُدْ فِي حَانُوتِكَ، وَ اكْنُسْهُ، فَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَخْرُجَ إِلَى سُوقِكَ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ أَوْ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ ثُمَّ قُلْ فِي دُبُرِ صَلَاتِكَ:
«تَوَجَّهْتُ بِلَا حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَ لَكِنْ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ إِلَّا بِكَ فَأَنْتَ حَوْلِي وَ مِنْكَ قُوَّتِي اللَّهُمَّ فَارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ رِزْقاً كَثِيراً طَيِّبَاً وَ أَنَا خَافِضْ فِي عَافِيَتِكَ فَإِنَّهُ لَا يَمْلِكُهَا أَحَدٌ غَيْرُكَ».
قَالَ: فَفَعَلْتُ ذَلِكَ، وَكُنْتُ أَخْرُجُ إِلَى دُكَّانِي حَتَّى خِفْتُ أَنْ يَأْخُذَنِي الْجَابِي بِأُجْرَةِ دُكَّانِي وَ مَا عِنْدِي شَيْءٌ.
قَالَ: فَجَاءَ جَالِبٌ بِمَتَاعٍ ، فَقالَ لِي : تُكْرِينِي نِصْفَ بَيْتِكَ ؟
فَأَكْرَيْتُهُ نِصْفَ بَيْتِي بِكِرَى الْبَيْتِ كُلِّهِ.
قَالَ: وَ عَرَضَ مَتَاعَهُ، فَأُعْطِيَ بِهِ شَيْئاً لَمْ يَبِعْهُ.
فرمود: آیا در بازار دکّان و مغازه ای داری؟
عرض کردم: آری، ولی آن را رها کرده ام.
فرمود: چون به کوفه بازگشتی، در مغازه خود بنشین و آن را جاروب کن، و چون خواستی به بازار بروی دو _ یا چهار _ رکعت نماز بگزار و پس نماز این دعا را بخوان:
«تَوَجَّهْتُ بِلَا حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَلَكِنْ بِحَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ الْحَوْلِ وَالْقُوَّةِ إِلَّا بِكَ فَأَنْتَ حَوْلِي وَ مِنْكَ قُوَّتِي اللَّهُمَّ فَارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ رِزْقاً كَثِيراً طَيِّباً وَ أَنَا خَافِضٌ فِي عَافِيَتِكَ فَإِنَّهُ لَا يَمْلِكُهَا أَحَدٌ غَيْرُكَ».
راوی گوید: دستور حضرتش را انجام دادم، گاه به مغازه خویش می رفتم، می ترسیدم مأمور مالیات سر رسد و از من مالیات مغازه را بخواهد و من چیزی نداشتم که به او بدهم.
روزی تاجری آمد که کالایی به همراه داشت، به من گفت: نصف این مغازه را به من اجاره بده.
من نصف مغازه را به اجاره کامل به او اجاره دادم، تاجر، کالای خود را در معرض مردم قرار داد و مقداری از آن را بابت اجارۀ خانه به من داد.
ص: 464
فَقُلْتُ لَهُ: هَلْ لَكَ إِلَيَّ خَيْرٌ تَبِيعُنِي عِدْلاً مِنْ مَتَاعِكَ هَذَا أَبِيعُهُ وَ اَخُذُ فَضْلَهُ وَ أَدْفَعُ إِلَيْكَ ثَمَنَهُ؟ قَالَ: وَ كَيْفَ لِي بِذَلِكَ؟
قَالَ: قُلْتُ: وَ لَكَ اللهُ عَلَيَّ بِذَلِكَ.
قَالَ: فَخُذْ عِدْلاً مِنْهَا فَأَخَذْتُهُ وَ رَقَمْتُهُ وَ جَاءَ بَرْدٌ شَدِيدٌ، فَبِعْتُ الْمَتَاعَ مِنْ يَوْمِي وَ دَفَعْتُ إِلَيْهِ الثَّمَنَ وَأَخَذْتُ الْفَضْلَ، فَمَا زِلْتُ أخُذُ عِدْلاً عِدْلاً فَأَبيعُهُ وَ اَخُذُ فَضْلَهُ وَأَرُدُّ عَلَيْهِ مِنْ رَأْسِ الْمَالِ حَتَّى رَكِبْتُ الدَّوَاب وَ اشْتَرَيْتُ الرَّقِيقَ وَبَنَيْتُ الدور.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ ابْنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَا وَلِيدُ! أَيْنَ حَانُوتُكَ مِنَ الْمَسْجِدِ؟
فَقُلْتُ: عَلَى بَابِهِ.
فَقالَ: إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَأْتِيَ حَانُونَكَ فَابْدَأْ بِالْمَسْجِدِ فَصَلِّ فِيهِ رَكْعَتَيْنِ أَوْ أَرْبَعاً ثُمَّ قُلْ.
به او گفتم: آیا میل داری که به من خیری برسانی و یک لنگه بار از این کالا را به من بفروشی تا آن را بفروشم و زیادی آن را بردارم و قیمت آن را به تو باز گردانم؟
گفت چه کسی کفیل و ضامن تو می شود؟
گفتم: خداوند ضامن و کفیل من است.
گفت: یک لنگه از آن را بردار.
من یک لنگه از بار را برداشتم و یادداشت کردم، سرمای شدیدی آمد، همان روز تمام آن کالا را فروختم و قیمت آن را به او دادم و زیادی آن را برداشتم. همین طور یکی پس از دیگری از آن لنگه بارها را بر می داشتم و می فروختم و سود آن را برداشته و قیمت سرمایهٔ را به او باز می گرداندمريا، تا این که سرمایه ای فراهم کردم و چهارپا خریدم و بر آن سوار شدم ، برده هایی خریداری کردم و خانه ها ساختم.
4 - ولید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ای ولید مغازه ات کدام قسمت مسجد (کوفه) است؟
عرض کردم: کنار درب مسجد است.
فرمود: هرگاه خواستی به مغازه ات بروی، ابتدا به مسجد برو و دو _ یا چهار _ رکعت نماز بگزار، سپس بگو:
ص: 465
«غَدَوْتُ بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ وَ غَدَوْتُ بِلا حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ بَلْ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ يَا رَبِّ. اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ أَلْتَمِسُ مِنْ فَضْلِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَيَسِّرْ لِي ذَلِكَ وَ أَنَا خَافِضُ فِي عَافِيَتِكَ».
5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَن الْبَرْقِى عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَطَّارِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ لِي: يَا فُلَانُ أَ مَا تَغْدُو فِي الْحَاجَةِ أَ مَا تَمُرُّ بِالْمَسْجِدِ الْأَعْظَمِ عِنْدَكُمْ بِالْكُوفَةِ؟
قلْتُ: بَلَى
قَالَ: فَصَلِّ فِيهِ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ قُلْ فِيهِنَّ:
«غَدَوْتُ بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ غَدَوْتُ بِغَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَ لَكِنْ بِحَوْلِكَ يَا رَبِّ وَقُوَّتِكَ أَسْأَلُكَ بَرَكَةَ هَذَا الْيَوْمِ وَ بَرَكَةَ أَهْلِهِ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنِي مِنْ فَضْلِكَ حَلَالًا طَيِّباً تَسُوقُهُ إِلَيَّ بِحَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ وَ أَنَا خَافِضُ فِي عَافِيَتِكَ».
6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ عَن الْحَسَنِ بْنِ عُرْوَةَ ابْنِ أُخْتِ شُعَيْبِ العَقَرْ قُوفِي عَنْ خَالِهِ شُعَيْبٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
«غَدَوْتُ بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ وَ غَدَوْتُ بِلا حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ بَلْ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ يَا رَبِّ. اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ أَلْتَمِسُ مِنْ فَضْلِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَيَسِّرْ لِي ذَلِكَ وَ أَنَا خَافِضٌ فِي عَافِيَتِكَ».
5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: ای فلانی آیا بامدادان به دنبال حاجت خود نمی روی؟ آیا از مسجد بزرگ کوفه _ که نزد شماست _ نمی گذری؟
عرض کردم: آری.
فرمود: پس در آن جا چهار رکعت نماز بگزار و بگو:
«غَدَوْتُ بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ غَدَوْتُ بِغَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَلَكِنْ بِحَوْلِكَ يَا رَبِّ وَ قُوَّتِكَ أَسْأَلُكَ بَرَكَةَ هَذَا الْيَوْمِ وَ بَرَكَةَ أَهْلِهِ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنِي مِنْ فَضْلِكَ حَلاَلاً طَيِّباً تَسُوقُهُ إِلَيَّ بِحَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ وَ أَنَا خَافِضٌ فِي عَافِيَتِكَ».
6 - شعیب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 466
مَنْ جَاعَ فَلْيَتَوَضَّأْ وَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ يَقُولُ: «يَا رَبِّ إِنِّي جَائِعٌ فَأَطْعِمْنِي»، فَإِنَّهُ يُطْعَمُ مِنْ سَاعَتِهِ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا غَدَوْتَ فِي حَاجَتِكَ بَعْدَ أَنْ تَجِبَ الصَّلاةُ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ، فَإِذَا فَرَغْتَ مِنَ التَّشَهُدِ قُلْتَ:
«اللَّهُمَّ إِنِّي غَدَوْتُ أَلْتَمِسُ مِنْ فَضْلِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَارْزُقْنِي رِزْقاً حَلَاَلاً طَيِّبَاً وَ أَعْطِنِي فِيَما رَزَقْتَنِي الْعَافِيَةَ».
تُعِيدُهَا ثَلاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ أُخْرَاوَيْنِ، فَإِذَا فَرَغْتَ مِنَ التَّشَهُدِ قُلْتَ:
«بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ غَدَوْتُ بِغَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَ لَكِنْ بِحَوْلِكَ يَا رَبِّ وَ قُوَّتِكَ وَ أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ الْحَوْلِ وَالْقُوَّةِ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بَرَكَةَ هَذَا الْيَوْمِ وَ بَرَكَةَ أَهْلِهِ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنِي مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً وَاسِعاً طَيِّباً حَلاَلاً تَسُوقُهُ إِلَيَّ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ، وَ أَنَا خَافِضُ فِي عَافِيَتِكَ». تَقُولُهَا ثَلَاثَاً.
هر که گرسنه شود و وضو بسازد و دو رکعت نماز بگزارد، سپس بگوید: «يَا رَبِّ إِنِّي جَائِعُ فَأَطْعِمْنِي» در همان ساعت به او طعام می رسد.
7 - ولید بن صبیح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
چون بامدادان بعد از انجام فریضهٔ صبح در پی حاجت خویش می روی، دو رکعت نماز بگزار و چون از تشهّد فارغ شدی، بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي غَدَوْتُ أَلْتَمِسُ مِنْ فَضْلِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَارْزُقْنِي رِزْقاً حَلالاً طَيِّباً وَ أَعْطِنِي فِيمَا رَزَقْتَنِي الْعَافِيَةَ».
این دعا را سه بار تکرار میک نی و پس از آن دو رکعت دیگر می خوانی و چون از تشهّد فارغ شدی، سه بار می گویی:
«بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ غَدَوْتُ بِغَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَلَكِنْ بِحَوْلِكَ يَا رَبِّ وَقُوَّتِكَ وَ أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بَرَكَةَ هَذَا الْيَوْمِ وَ بَرَكَةَ أَهْلِهِ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنِي مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً وَاسِعاً طَيِّباً حَلالَا تَسُوقُهُ إِلَيَّ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ، وَ أَنَا خَافِضُ فِي عَافِيَتِكَ».
ص: 467
(95) بَابُ صَلَاةِ الْحَوَائِجِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زِيَادِ الْقَنْدِي عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي اخْتَرَعْتُ دُعَاء.
قَالَ: دَعْنِي مِنِ اخْتِرَاعِكَ، إِذَا نَزَلَ بِكَ أَمْرٌ فَافْرَعْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله وَ صَلَّ رَكْعَتَيْنِ تُهْدِيهِمَا إِلَى رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله.
قُلْتُ: كَيْفَ أَصْنَعُ ؟
قَالَ: تَغْتَسِلُ وَ تُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ تَسْتَفْتِحُ بِهِمَا افْتِتَاحَ الْفَرِيضَةِ وَ تَشَهَّدُ تَشَهُدَ الْفَرِيضَةِ، فَإِذَا فَرَغْتَ مِنَ التَّشَهُدِ وَ سَلَّمْتَ قُلْتَ:
بخش نود و پنجم: نماز حاجت
1 - عبد الرحیم قصیر گوید: خدمت امام صادق علیه السّلام اشرف یاب شدم و عرض کردم: فدایتان گردم، من دعایی از خود ساخته ام.
فرمود: دعایت را رها کن هر گاه مشکلی برایت پیش آمد به رسول خدا صلّى الله عليه وآله پناه ببر. بدین صورت که دو رکعت نماز بگزار و آن را به پیشگاه رسول خدا صلّى الله عليه وآله هديه كن.
عرض کردم: چگونه این کار را انجام دهم؟
فرمود: نخست غسل می کنی، آن گاه دو رکعت نماز می خوانی، بدین گونه که تکبیرات افتتاح آن را همانند افتتاح نماز واجب می گویی، و همانند تشهّد نماز فریضه می خوانی، و چون از تشهّد فارغ گشتی و سلام نماز را گفتی، چنین دعا می کنی .
ص: 468
«اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْكَ السَّلَامُ وَ إِلَيْكَ يَرْجِعُ السَّلَامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَلَّغْ رُوحَ مُحَمَّدٍ مِنِّي السَّلَامَ وَ أَرْوَاحَ الْأَئِمَّةِ الصَّادِقِينَ سَلَامِي وَ ُارْدُدْ عَلَيَّ مِنْهُمُ السَّلَامَ وَ السَّلَامُ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ اللَّهُمَّ إِنَّ هَاتَيْنِ الرَّكْعَتَيْنِ هَدِيَّةٌ مِنِّي إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله فَأَثِبْنِي عَلَيْهِمَا مَا أَمَّلْتُ وَ رَجَوْتُ فِيكَ وَ فِي رَسُولِكَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ».
ثُمَّ تَخِرُّ سَاجِداً وَ تَقُولُ: «يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا حَيُّ لَا يَمُوتُ يَا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ» أَرْبَعِينَ مَرَّةً، ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْمَنَ فَتَقُولُهَا أَرْبَعِينَ مَرَّةً، ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْسَرَ فَتَقُولُهَا أَرْبَعِينَ مَرَّةً.
ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ وَ تَمُدُّ يَدَكَ وَ تَقُولُ أَرْبَعِينَ مَرَّةً، ثُمَّ تَرُدُّ يَدَكَ إِلَى رَقَبَتِكَ وَ تَلُوذُ بسَبَّابَتِكَ وَ تَقُولُ ذَلِكَ أَرْبَعِينَ مَرَّةً، ثُمَّ خُذْ لِحْيَتَكَ بَيَدِكَ الْيُسْرَى وَ ابْكِ أَوْ تَبَاكِ وَ قُل:
«يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللهِ أَشْكُو إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكَ حَاجَتِي وَ إِلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الرَّاشِدِينَ حَاجَتِي وَبِكُمْ أَتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ فِي حَاجَتِي».
«اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْكَ السَّلَامُ وَ إِلَيْكَ يَرْجِعُ السَّلاَمُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَلِّغْ رُوحَ مُحَمَّدٍ مِنِّي السَّلَامَ وَ أَرْوَاحَ الْأَئِمَّةِ الصَّادِقِينَ سَلَامِي وَ ارْدُدْ عَلَيَّ مِنْهُمُ السَّلَامَ وَ السَّلَامُ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ. اللَّهُمَّ إِنَّ هَاتَيْنِ الرَّكْعَتَيْنِ هَدِيَّةٌ مِنِّي إِلَى رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله فَأَثِبْنِي عَلَيْهِمَا مَا أَمَّلْتُ وَ رَجَوْتُ فِيكَ وَ فِي رَسُولِكَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ».
آن گاه به سجده می روی و چهل بار این دعا را می خوانی:
«يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا حَيُّ لَا يَمُوتُ يَا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرَامِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».
آن گاه گونه راستت را بر خاک می گذاری و چهل مرتبه دیگر همان دعا را تکرار می کنی، و بعد گونه چپت را بر خاک نهاده و همان دعا را چهل مرتبه دیگر می خوانی. آن گاه سر خود را بلند می کنی و دست هایت را بر می داری و باز همان دعا را چهل بار می خوانی.
آن گاه دست خود را بر گردنت نهاده و انگشت سبّابۀ خود را حرکت می دهی و چهل مرتبه همان دعا را می خوانی. سپس محاسنت را با دست چپ بگیر و گریه کن و اگر نتوانستی خود را به حال گریه بزن و این دعا را بخوان:
«يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللهِ أَشْكُو إِلَى اللهِ وَ إِلَيْكَ حَاجَتِي وَ إِلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الرَّاشِدِينَ حَاجَتِي وَ بِكُمْ أَتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ فِي حَاجَتِي».
ص: 469
ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ: «يَا اللهُ يَا اللَّهُ» حَتَّى يَنْقَطِعَ نَفَسُكَ «صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا».
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلَامُ: فَأَنَا الضَّامِنُ عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا يَبْرَحَ حَتَّى تُقْضَى حَاجَته.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ قَالَ فِي الرَّجُلِ يَحْزُنُهُ الْأَمْرُ أَوْ يُرِيدُ الْحَاجَةَ.
قَالَ: يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِي إِحْدَاهُمَا (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾ أَلْفَ مَرَّةٍ وَ فِي الْأُخْرَى مَرَّةً، ثُمَّ يَسْأَلُ حَاجَتَهُ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ دُوَيْلٍ عَنْ مُقَاتِلِ بْنِ مُقَاتِلٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا السَّلَامُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ عَلَّمْنِي دُعَاءً لِقَضَاءِ الْحَوَائِجِ .
آن گاه سر به سجده می گذاری و می گویی: «يَا اللهُ يَا اللهُ» _ آن قدر تکرار می کنی تا نفست تمام شود _ «صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا» (به جای چنین و چنان دعا و حاجتت را می گویی).
امام صادق علیه السَّلَامُ فرمود: من نزد خداوند عزّوجل ضامنم که چنین فردی از جای خود حرکت نکرده باشد مگر آن که حاجتش برآورده شود.
2 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلَامُ دربارۀ شخصی که مشکلی او را اندوهگین ساخته و یا حاجتی می خواهد، فرمود:
دو رکعت نماز میگ زارد؛ به این ترتیب که در رکعت اوّل (پس از حمد هزار بار سوره (قل هو الله أحد) را می خواند، و در رکعت دوم یک مرتبه همان سوره را می خواند، آن گاه حاجت خود را درخواست می نماید.
3 - مقاتل بن مقاتل گوید: به امام رضا علیه السَّلَامُ گفتم: قربانت گردم! دعایی برای برآورده شدن حوايج به من تعلیم فرمایید.
ص: 470
فَقَالَ: إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُهمَّةٌ فَاغْتَسِلُ وَالْبَسْ أَنْظَفَ ثِيَابِكَ وَ شَمَّ شَيْئاً مِنَ الطَّيبِ، ثُمَّ ابْرُزْ تَحْتَ السَّمَاءِ، فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ تَفْتَتِحُ الصَّلَاةَ فَتَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً، ثُمَّ تَرْكَعُ فَتَقْرَأْ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً ثُمَّ تُتِمُّهَا عَلَى مِثَالِ صَلاةِ التَّسْبِيح غَيْرَ أَنَّ الْقِرَاءَةَ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً، فَإِذَا سَلَّمْتَ فَاقْرَأْهَا خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً ثُمَّ تَسْجُدُ فَتَقُولُ فِي سُجُودِكَ.
«اللَّهُمَّ إِنَّ كُلَّ مَعْبُودٍ مِنْ لَدُنْ عَرْشِكَ إِلَى قَرَارٍ أَرْضِكَ فَهُوَ بَاطِلٌ سِوَاكَ، فَإِنَّكَ أَنْتَ اللهُ الْحَقُّ الْمُبِينُ اقْضِ لِي حَاجَةَ كَذَا وَ كَذَا السَّاعَةَ السَّاعَةَ». وَ تُلِحُ فِيمَا أَرَدْتَ.
4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَبِي عَلِيَّ الْخَرَّازِ قَالَ:
حَضَرْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلَامُ فَأَتَاهُ رَجُلٌ، فَقالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخِي بِهِ بَلِيَّةٌ أَسْتَحْيِي أَنْ أَذْكُرَهَا.
فرمود: هرگاه حاجت مهمّی داشتی، غسل کن و پاکیزه ترین لباس هایت را بپوش و بوی خوش کن، سپس به زیر آسمان برو و دو رکعت نماز بگزار. تکبیرة الاحرام را بگو، سپس حمد و (قل هو الله أحد) را پانزده مرتبه می خوانی. آن گاه به رکوع می روی و پانزده بار (قل هو الله أحد) را می خوانی ، و نماز را مانند نماز جعفر (که پیشتر گذشت) تمام می کنی. (فرقش با نماز جعفر این است که در آن تسبیح ده بار است)،و در این نماز قرائت سوره پانزده مرتبه، و چون نماز را سلام دادی، پانزده بار آن را بخوان. آن گاه به سجده می روی و در سجده می گویی.
«اللَّهُمَّ إِنَّ كُلَّ مَعْبُودٍ مِنْ لَدُنْ عَرْشِكَ إِلَى قَرَارِ أَرْضِكَ فَهُوَ بَاطِلُّ سِوَاكَ، فَإِنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ الْحَقُّ الْمُبِينُ اقْضِ لِي حَاجَةَ كَذَا وَ كَذَا السَّاعَةَ السَّاعَةَ».
4 - ابو علی خزّاز گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلَامُ شرف یاب شدم، مردی نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: قربانت گردم برادرم به بلایی دچار شده که شرم دارم آن را بیان کنم.
ص: 471
فَقالَ لَهُ: اسْتُرْ ذَلِكَ، وَ قُلْ لَهُ يَصُومُ يَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ وَ الْخَمِيسِ وَ الْجُمُعَةِ وَ يَخْرُجُ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ وَ يَلْبَسُ ثَوْبَيْنِ، إِمَّا جَدِيدَيْنِ وَإِمَّا غَسِيلَيْنِ حَيْثُ لَا يَرَاهُ أَحَدٌ، فَيُصَلِّي وَ يَكْشِفُ عَنْ رُكْبَتَيْهِ وَ يَتَمَطَّى بِرَاحَتَيْهِ الْأَرْضَ وَ جَنَبَيْهِ وَ يَقْرَأُ فِي صَلَاتِهِ الْكِتَابِ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ)عَشْرَ مَرَّاتٍ، فَإِذَا رَكَعَ قَرَأَ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) فَإِذَا سَجَدَ قَرَأَهَا عَشْراً، فَإِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ قَبْلَ أَنْ يَسْجُدَ قَرَأَهَا عِشْرِينَ مَرَّةٌ يُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ عَلَى مِثْلِ هَذَا فَإِذَا فَرَغَ مِنَ التَّشَهُدِ قَالَ:
«يَا مَعْرُوفاً بِالْمَعْرُوفِ يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ يَا آخِرَ الآخِرِينَ يَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِينِ، يَا رَازِقَ الْمَسَاكِينِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ إِنِّي اشْتَرَيْتُ نَفْسِي مِنْكَ بِثْلُثِ مَا أَمْلِكُ فَاصْرِفْ عَنِّي شَرَّ مَا ابْتُلِيتُ بِهِ، إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
5 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلَامُ يَقُولُ:
به او فرمود: آن را پنهان دار و بازگو مکن و به او بگو: روزهای چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه را روزه بگیرد و به هنگام زوال آفتاب بیرون رود و دو لباس نو یا شسته شده و پاکیزه بپوشد و در جایی که کسی او را نبیند زانوان خود را برهنه کند ،و دو کف دست خود را بر زمین زند و دو پهلوی خود را به زمین برساند، و در نماز خویش ده مرتبه حمد و( قُلْ هُوَ اللهُ أحَدٌ) را بخواند و چون به رکوع می رود، پانزده مرتبه (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) را بخواند، و چون به سجده می رود، ده مرتبه، و هنگامی که سر از سجده بر می دارد، پیش از آن که به سجده رود، بیست مرتبه آن را بخواند و چهار رکعت نماز این گونه به جا آورد و چون از تشهّد فارغ می شود، بگوید:
«يَا مَعْرُوفاً بِالْمَعْرُوفِ يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ يَا آخِرَ الْآخِرِينَ يَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِينِ، يَا رَازِقَ الْمَسَاكِينِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ إِنِّي اشْتَرَيْتُ نَفْسِي مِنْكَ بِثْلُثِ مَا أَمْلِكُ فَاصْرِفْ عَنِّي شَرَّ مَا ابْتُلِيتُ بِهِ، إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
5 - حسن بن صالح گوید: از امام صادق علیه السَّلَامُ شنیدم که می فرمود:
ص: 472
مَنْ تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ وَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ فَأَتَمَّ رُكُوعَهُمَا وَ سُجُودَهُمَا ثُمَّ جَلَسَ فَأَثْنَى عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَلَّى عَلَى رَسُولِ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله، ثُمَّ سَأَلَ الله حَاجَتَهُ، فَقَدْ طَلَبَ الْخَيْرَ فِى مَظَانِّهِ وَ مَنْ طَلَبَ الْخَيْرَ فِى مَظَانٌهِ لَمْ يَخِبْ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُثمانَ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاج عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ وَضَّاحِ وَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْأَرْقَطِ وَ أُمَّهُ أُمُّ سَلَمَةَ أُخْتُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلَامُ قَالَ:
مَرِضْتُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ مَرَضاً شَدِيداً حَتَّى ثَقُلْتُ وَ اجْتَمَعَتْ بَنُو هَاشِم لَيْلاً لِلْجَنَازَةِ وَ هُمْ يَرَوْنَ أَنِّي مَيِّتٌ.
فَجَزِعَتْ أُمِّي عَلَيَّ، فَقالَ لَهَا أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلَامُ خَالِي: اصْعَدِي إِلَى فَوْقِ الْبَيْتِ فَابْرُزِي إِلَى السَّمَاءِ وَ صَلِّي رَكْعَتَيْنِ فَإِذَا سَلَّمْتِ فَقُولِي: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ وَهَبْتَهُ لِي وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَسْتَوْهِبُكَهُ مُبْتَدِئَاً فَأَعِرْنِيهِ».
قَالَ: فَفَعَلَتْ، فَأَفَقْتُ وَ فَعَدْتُ وَ دَعَوْا بِسَحُورٍ لَهُمْ هَرِيسَةٍ، فَتَسَحْرُوا بِهَا وَ تَسَخَّرْتُ مَعَهُمْ.
هر كس وضو سازد و وضوی خود را نیکو انجام دهد و دو رکعت نماز گزارد و رکوع و سجود آن را به درستی انجام دهد، سپس بنشیند و خدا را ستایش کند و بر رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله درود فرستد، و آن گاه حاجت خود را بطلبد، به راستی که خیر خود را از جایی که گمان می رود خواسته و هر که خیر را از چنین جایی بخواهد، ناامید نمی شود.
6 - اسماعيل بن ارقط، خواهرزادۀ امام صادق گوید: در ماه رمضان سخت بیمار تا آن جا که شبی بر اثر شدّت بیماری بنی هاشم برای حمل جنازه ام حاضر شدند و ایشان می پنداشتند که من مُرده ام. مادرم بی تابی میکرد.
دایی ام امام صادق علیه السَّلَامُ به او فرمود: بر بالای بام خانه برو و در زیر آسمان دو رکعت نماز بگزار و چون سلام دادی بگو: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ وَهَبْتَهُ لِي وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً، اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَسْتَوْهِبُكَهُ مُبْتَدِئاً فَأَعِرْنِيهِ».
اسماعیل گوید: مادرم این کار را انجام داد، من بهبود یافته و برخاستم و نشستم. وقتی خانواده را برای خوردن سحری _ که هریسه (1) بود _فرا خواندند، آن ها سحری خوردند، من نیز با آنان غذا خوردم.
ص: 473
7 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ شُرَحْبِيلَ الْكِنْدِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلَامُ قَالَ:
إِذَا أَرَدْتَ أَمْراً تَسْأَلُهُ رَبَّكَ فَتَوَضَّأْ وَ أَحْسِنِ الْوُضُوءَ، ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ عَظْمِ اللَّهَ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلّى الله عليه وآله وَ قُلْ بَعْدَ التَّسْلِيم.
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ مَلِكٌ وَ أَنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ مُقْتَدِرُ وَ بِأَنَّكَ مَا تَشَاءُ مِنْ أَمْرٍ يَكُونُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ صلّى الله عليه وآله يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّكَ وَ رَبِّي لِيُنْجِحَ لِي طَلِبَتِي. اللَّهُمَّ بِنَبِيِّكَ أَنْجِحْ لِي طَلِبَتِي بِمُحَمَّدٍ».
ثُمَّ سَلْ حَاجَتَكَ.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلَامُ قَالَ فِي الْأَمْرِ يَطْلُبُهُ الطَّالِبُ مِنْ رَبِّهِ.
7 - شرحبیل کندی گوید: امام باقر علیه السَّلَامُ فرمود:
هرگاه خواستی چیزی از پروردگار خود بخواهی، وضو ساز و آن را نیکو انجام ده، سپس دو رکعت نماز بگزار و خداوند را به بزرگی یادکن و بر پیامبر صلّى الله عليه وآله درود فرست و پس از سلام نماز بگو:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ مَلِكٌ وَ أَنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ مُقْتَدِرُ وَ بِأَنَّكَ مَا تَشَاءُ مِنْ أَمْرٍ يَكُونُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِيَّ الرَّحْمَةِ صلَّى اللهُ عَليهِ وآله يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّكَ وَ رَبِّي لِيُنْجِحَ لِي طَلِبَتِي. اللَّهُمَّ بِنَبِيِّكَ أَنْجِحْ لِي طَلِبَتِي بِمُحَمَّدٍ».
سپس حاجت خویش را در خواست کن.
8 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلَامُ در مورد حاجتی که طالب حاجت از پروردگار خود طلب می کند، فرمود:
ص: 474
قَالَ: تَصَدَّقُ فِي يَوْمِكَ عَلَى سِتِّينَ مِسْكِيناً عَلَى كُلِّ مِسْكِينِ صَاعٌ بِصَاع النَّبِيِّ صلَّى اللهُ عَليهِ وآله، فَإِذَا كَانَ اللَّيْلُ اغْتَسَلْتَ فِي الثَّلُثِ الْبَاقِي وَلَبِسْتَ أَدْنَى مَا يَلْبَسُ مَنَ تَعُولُ مِنَ التِّيَابِ إِلَّا أَنَّ عَلَيْكَ فِي تِلْكَ الشَّيَابِ إِزَاراً ثُمَّ تُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ، فَإِذَا وَضَعْتَ جَبْهَتَكَ فِى الرَّكْعَةِ الأخير للسُّجُودِ هَلَّلْتَ اللهَ وَعَظَمْتَهُ وَ قَدَّسْتَهُ وَ مَجَّدْتَهُ وَ ذَكَرْتَ ذُنُوبَكَ فَأَقْرَرْتَ بِمَا تَعْرِفُ مِنْهَا مُسَمًّى، ثُمَّ رَفَعْتَ رَأْسَكَ ثُمَّ إِذَا وَضَعْتَ رأْسَكَ لِلسَّجْدَةِ الثَّانِيَةِ اسْتَخَرْتَ اللهَ مِائَةَ مَرَّةٍ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ».
ثُمَّ تَدْعُو اللَّهَ بِمَا شِئْتَ وَ تَسْأَلُهُ إِيَّاهُ وَ كُلَّمَا سَجَدْتَ فَأَفْضِ بِرُكْبَتَيْكَ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ تَرْفَعُ الْإِزَارَ حَتَّى تَكْشِفَهُمَا وَ اجْعَلِ الْإِزَارَ مِنْ خَلْفِكَ بَيْنَ أَلْيَتَيْكَ وَ بَاطِنِ ساقيك.
9 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عَليهِ وآله قَالَ:
در آن روز به شصت مستمند و بینوا صدقه بده، بدین گونه که به هر بینوایی یک صاع به اندازۀ صاع پیامبر صلَّى اللهُ عَليهِ وآله (1) صدقه بده، و چون شب فرا رسید، در یک سوم پایانی آن شب غسل می کنی و کم ارزش ترین لباسی را که خانواده ات به طور معمول می پوشند، می پوشی با این تفاوت که باید لنگی هم (با آن لباس به میان ببندی). آن گاه دو رکعت نماز می خوانی و چون در رکعت آخر پیشانی بر خاک نهادی، خداوند را به یگانگی یاد می کنی و تعظیم، تقديس، تمجید می نمایی و گناهانت را یادآور می شوی و آن چه را که به یاد داری یکایک نام می بری. سپس سر از سجده بر می داری، وقتی پیشانی بر خاک نهادی، در سجده دوم صد بار از خداوند برای خود طلب خیر می کنی، بدین گونه که می گویی: «اللَّهُمَّ أَسْتَخِيرُكَ» آن گاه خداوند را به آن چه که خواهی فرا می خوانی و از او درخواست می کنی، و هر بار که به سجده می روی زانوهایت را به زمین برسان و لنگ را از روی آن ها بردار تا شوند و آن را از پشت پا بین زانوها و داخل ساق هایت بینداز.
9 - حارث بن مغیره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 475
إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَتَوَضَّأْ وَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ احْمَدِ اللَّهَ وَأَثْنِ عَلَيْهِ وَ اذْكُرْ مِنَ الآيَةِ ثُمَّ ادْعُ تُجَبْ.
10 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا أَرَدْتَ حَاجَةٌ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ سَلْ تُعْطَهُ.
11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ جَمِيلِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَدَخَلَتْ عَلَيْهِ امْرَأَةٌ وَ ذَكَرَتْ أَنَّهَا تَرَكَتِ ابْنَهَا وَ قَدْ قَالَتْ ِبالْمِلْحَفَةِ عَلَى وَجهه ميتاً.
فَقالَ لَهَا: لَعَلَّهُ لَمْ يَمُتْ، فَقُومِي فَاذْهَبِى إِلَى بَيْتِكِ فَاغْتَسِلِي وَصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ ادْعِي وَ قُولِي: «يَا مَنْ وَهَبَهُ لِي وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً جَدِّدْ هِبَتَهُ لِي» ثُمَّ حَرِّكِيهِ وَ لَا تُخْبِرِي بِذَلِكِ أَحَداً.
قَالَتْ: فَفَعَلْتُ فَحَرَّكْتُهُ، فَإِذَا هُوَ قَدْ بَكَى.
هرگاه حاجتی داشتی ، وضو ساز و دو رکعت نماز بخوان، سپس خدا را حمدکن و او را ستایش نما و نشانه های او را به یاد آور و آن گاه دعا کن که به اجابت می رسد.
10 - حارث بن مغیره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هرگاه حاجتی داشتی، دو رکعت نماز بگزار و بر محمّد و آل او درود فرست و حاجت خود را بخواه که عطا خواهد شد.
11 - جمیل گوید: در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم ، زنی خدمت حضرتش شرف یاب شد و گفت که فرزند خود را در حالی ترک کرده که مرده و ملافه ای بر او کشیده است.
حضرتش فرمود: شاید نمرده باشد، برخیز و به خانه ات برو و غسل کن و دو رکعت نماز بخوان و دعا کن و بگو: «يَا مَنْ وَهَبَهُ لِي وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً جَدِّدْ هِبَتَهُ لِي».
سپس او را حرکت بده و کسی را از این ماجرا خبردار مکن
آن زن گوید: طبق دستور حضرتش انجام دادم و او را حرکت دادم که ناگاه به گریه در آمد.
ص: 476
(96) بَابُ صَلَاةِ مَنْ خَافَ مَكْرُوها
1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبٍ الْعَقَرْقُوفِي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام إِذَا هَالَهُ شَيْءٌ فَزِعَ إِلَى الصَّلاةِ، ثُمَّ تَلاَ هَذِهِ الآيَةَ: (وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ).
2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
اتَّخِذْ مَسْجِداً فِي بَيْتِكَ، فَإِذَا خِفْتَ شَيْئاً فَالْبَسْ ثَوْبَيْنِ غَلِيطَيْنِ مِنْ أَغْلَظِ ثِيَابِكَ وَ صَلِّ فِيهِمَا، ثُمَّ اجْتُ عَلَى رُكْبَتَيْكَ فَاصْرُ إِلَى اللهِ وَ سَلْهُ الْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ الَّذِي تَخَافُهُ، وَإِيَّاكَ أَنْ يَسْمَعَ اللَّهُ مِنْكَ كَلِمَةَ بَغْيِ، وَإِنْ أَعْجَبَتْكَ نَفْسَكَ وَ عَشِيرَتَكَ.
بخش نود و ششم: نماز کسی که از چیزی بترسد
1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
امير مؤمنان علی علیه السَّلام همواره و هر گاه چیزی او را می ترسانید، به نماز روی می آورد.
سپس این آیه را تلاوت می فرمود: (و استعينوا بالصبر والصّلاة).
2 - حریز گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در خانۀ خود مسجدی انتخاب کن و هر گاه از چیزی ترسیدی، دو لباس خشن از خشن ترین لباس هایت را بپوش و در آن دو لباس نماز بگزار، سپس به دو زانو بنشین و به سوی خداوند ناله و زاری کن و از او بهشت بخواه و به او از شرّ چیزی که از آن می ترسی پناه جوی و بپرهیز از این که خداوند کلمه ستمگرانه ای از تو بشنود، هر چند که مقام خود و خاندانت، تو را مغرور کرده باشد.
ص: 477
(97) بَابُ صَلَاةِ مَنْ أَرَادَ سَفَراً
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله:
مَا اسْتَخْلَفَ عَبْدٌ عَلَى أَهْلِهِ بِخِلَافَةٍ أَفْضَلَ مِنَ رَكْعَتَيْنِ يَرْكَعُهُمَا إِذَا أَرَادَ سَفَراً يَقُولُ:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ أَمَانَتِي وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِي» إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا سَأَلَ».
بخش نود و هفتم: نماز کسی که ارادۀ سفر دارد
1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:
هیچ بنده ای به هنگام مسافرت برای سرپرستی خانوادۀ خود جانشینی بهتر از آن به جای نگذاشته که دو رکعت نماز بگزارد و بگوید:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ أَمَانَتِي وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِي».
(و در این صورت) خداوند خواسته اش را، به او عطا فرماید.
ص: 478
(98) بَابُ صَلَاةِ الشَّكْرِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
قَالَ فِي صَلَاةِ الشُّكْرِ: إِذَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْكَ بِنِعْمَةٍ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ تَفْرَأُ فِي الْأُولَى بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وَ تَقْرَأُ فِى الثَّانِيَةِ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) وَ تَقُولُ فِى الرَّكْعَةِ الْأُولَى فِى رُكُوعِكَ وَ سُجُودِكَ : «الْحَمْدُ لِلَّهِ شُكراً شُكْراً وَ حَمْداً» وَ تَقُولُ فِى الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ فِى رُكُوعِكَ وَ سُجُودِكَ : «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَجَابَ دُعَائِي وَ أَعْطَانِي مَسْأَلَتِي».
بخش نود و هشتم: نماز شکر و سپاسگزاری
1 - هارون بن خارجه گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز شکر فرمود:
گاه خداوند نعمتی به تو عنایت کرد، دو رکعت نماز بگزار، بدین گونه که در رکعت اوّل حمد و (قل هو الله أحد) و در رکعت دوم حمد و (قل يا أيها الكافرون) را می خوانی.
و در رکعت اوّل در رکوع و سجود خود میگویی: «الْحَمْدُ لِلَّهِ شُكْراً شُكْراً وَ حَمْداً» و در رکعت دوم در رکوع و سجود خویش میگویی: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَجَابَ دُعَائِي وَ أَعْطَانِي مسألتي».
ص: 479
(99) بَابُ صَلَاةِ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَدْخُلَ بِأَهْلِهِ وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَتَزَوَّجَ
1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
سَمِعْتُ رَجُلاً وَ هُوَ يَقُولُ لأَبي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي رَجُلٌ قَدْ أَسْنَنْتُ وَ قَدْ تَزَوَّجْتُ امْرَأَةٌ بِكْراً صَغِيرَةً وَ لَمْ أَدْخُلْ بِهَا وَ أَنَا أَخَافُ إِذَا أَدْخُلُ بِهَا عَلَى فِرَاشِي أَنْ تَكْرَهَنِي لِخِضَابِي وَكِبَرِي .
فَقالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِذَا دَخَلْتَ فَمُرْهُمْ قَبْلَ أَنْ تَصِلَ إِلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مُتَوَضّنَةٌ ثُمَّ أَنْتَ لَا تَصِلُ إِلَيْهَا حَتَّى تَتَوَضَّأَ وَ تُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ مَجِّدِ اللَّهَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، ثُمَّ ادْعُ اللهَ وَ مُرْ مَنْ مَعَهَا أَنْ يُؤَمِّنُوا عَلَى دُعَائِكَ وَ قُل:
«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي إِنْفَهَا وَ وُدَّهَا وَ رِضَاهَا وَ رَضّنِي بِهَا ثُمَّ اجْمَعْ بَيْنَنَا بِأَحْسَنِ اجْتِمَاعِ وَ أَسَرٍّ اخْتِلافِ، فَإِنَّكَ تُحِبُّ الْحَلَالَ وَ تَكْرَهُ الْحَرَامَ».
بخش نود و نهم: نماز کسی که بخواهد عروسی کند و کسی که ارادۀ ازدواج دارد
1 - ابو بصیر گوید: (در خدمت) امام باقر علیه السَّلام (بودم که) شنیدم مردی به حضرتش عرض می کرد: قربانت گردم! مردی هستم که سنّی از من گذشته است و به تازگی دختر باکره ای را به عقد خویش در آورده ام و هنوز عروسی نکرده ام و می ترسم به هنگام عروسی به سبب پیری و خضاب کردن ریشم از من خوشش نیاید، چه باید بکنم؟
امام باقر علیه السَّلام فرمود: وقتی خواستی عروسی کنی، پیش از آن که همسرت نزد تو بیاید، به او دستور ده تا وضو سازد، خودت نیز پیش از رسیدن به او وضو می سازی و دو رکعت نماز می خوانی، سپس خداوند را به بزرگی یادکن و بر محمّد و آل او درود فرست، و آن گاه دعاکن و به کسانی که همراه او هستند فرمان ده تا آمین بگویند، و بگو: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي إِنْفَهَا وَ وُدَّهَا وَ رِضَاهَا وَ رَضّنِي بِهَا ثُمَّ اجْمَعْ بَيْنَنَا بِأَحْسَنِ اجْتِمَاعِ وَ أَسَرِّ اخْتِلَافٍ، فَإِنَّكَ تُحِبُّ الْحَلَالَ وَ تَكْرَهُ
ص: 480
ثُمَّ قَالَ: وَ اعْلَمْ أَنَّ الْإِلْفَ مِنَ اللهِ وَ الْفِرْكَ مِنَ الشَّيْطَانِ لِيُكَرَّهَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ.
2 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذَا تَزَوَّجَ أَحَدُ كُمْ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟
قُلْتُ: لَا أَدْرِي.
قَالَ: إِذَا هَمَّ بِذَلِكَ فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ يَحْمَدُ اللهَ ثُمَّ يَقُولُ:
اللَّهُمَّ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ فَقَدِّرْ لِي مِنَ النِّسَاءِ أَعَفَهُنَّ فَرْجاً وَأَحْفَظَهُنَّ لِي فِي نَفْسِهَا وَ فِي مَالِي وَ أَوْ سَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَكَةً، وَقَدْرْ لِي وَلَداً طَيِّباً تَجْعَلُهُ خَلَفاً صَالِحاً فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَمَاتِي.
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ أَرَادَ أَنْ يُحْبَلَ لَهُ فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ بَعْدَ الجُمُعَةِ يُطِيلُ فِيهِمَا الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ ثُمَّ يَقُولُ:
آن گاه امام علیه السَّلام فرمود: بدان که الفت میان مرد و زن از جانب خداست و دشمنی میان آن ها از شیطان است، تا آن چه را که خداوند حلال کرده ناخوش شمارند.
2 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: هرگاه یکی از شما تزویج کرد، چه می کند؟
گفتم نمی دانم.
فرمود: چون تصمیم به آن گرفت، باید دو رکعت نماز به جای آورد و خداوند را سپاس گوید، سپس بگوید:
اللَّهُمَّ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ فَقَدِّرْ لِي مِنَ النِّسَاءِ أَعَفَهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِي فِي نَفْسِهَا وَ فِي مَالِي وَ أَوْسَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَكَةً، وَ قَدِّرْ لِي وَلَداً طَيِّباً تَجْعَلُهُ خَلَفاً صَالِحاً فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَمَاتِي.
3 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر فرمود:
هر که می خواهد بچه دار شود، دو رکعت نماز بعد از (نماز روز) جمعه بخواند و رکوع و سجود آن را طولانی انجام دهد. آن گاه بگوید:
ص: 481
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا سَأَلَكَ بِهِ زَكَرِيَّا إِذْ قَالَ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ اللَّهُمَّ هَبْ لِي ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ بِاسْمِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا وَ فِي أَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ فِي رَحِمِهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ غُلاماً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ نَصِيباً وَ لَا شِرْكاً».
(100) بَابُ النَّوَادِرِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ مَا تَرْوِي هَذِهِ النَّاصِبَةُ؟
فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! فِيما ذَا؟
فَقالَ: فِي أَذَانِهِمْ وَ رُكُوعِهِمْ وَ سُجُودِهِمْ.
فَقُلْتُ: إِنَّهُمْ يَقُولُونَ: إِنَّ أَبَيَّ بْنَ كَعْبٍ رَآهُ فِي النَّوْمِ .
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا سَأَلَكَ بِهِ زَكَرِيَّا إِذْ قَالَ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ اللَّهُمَّ هَبْ لِي ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ بِاسْمِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا وَ فِي أَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ فِي رَحِمِهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ غُلاماً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ نَصِيباً وَ لَا شِرْكا».
بخش صدم: چند حدیث نکته دار
1 - عمر بن اذينه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود این ناصبی ها (دشمنان اهل بیت علیهم السَّلام) چه روایت می کنند؟
عرض کردم: قربانت گردم! در مورد چه چیزی؟
فرمود: در مورد اذان، رکوع و سجودشان.
عرض کردم: آن ها می گویند: ابیّ بن کعب آن ها را در خواب دیده است (یعنی پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله که در خواب او به اذان، رکوع و سجود حکم فرمود).
ص: 482
فَقالَ: كَذَبُوا، فَإِنَّ دِينَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعَزُّ مِنْ أَنْ يُرَى فِي النَّوْمِ.
قَالَ: فَقالَ لَهُ سَدِيرٌ الصَّيْرَفِيُّ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَأَحْدِتْ لَنَا مِنْ ذَلِكَ ذِكْراً .
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا عَرَجَ بِنَبِيِّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله إِلَى سَمَاوَاتِهِ السَّبْع أم أُولَاهُنَّ فَبَارَكَ عَلَيْهِ، وَ الثَّانِيَةَ عَلَّمَهُ فَرْضَهُ فَأَنْزَلَ اللهُ مَحْمِلاً مِنْ نُورٍ فِيهِ أَرْبَعُونَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ النُّورِ، كَانَتْ مُحْدِقَةً بِعَرْشِ اللهِ تَغْشَى أَبْصَارَ النَّاظِرِينَ أَمَّا وَاحِدٌ مِنْهَا فَأَصْفَرُ، فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ اصْفَرَّتِ الصُّفْرَةُ، وَ وَاحِدٌ مِنْهَا أَحْمَرُ، فَمِنْ أجل ذَلِكَ احْمَرَّتِ الحُمْرَةُ، وَ وَاحِدٌ مِنْهَا أَبْيَضُ، فَمِنْ أَجل ذَلِكَ ابْيَضُ الْبَيَاضُ، وَالْبَاقِي عَلَى سَائِرِ عَدَدِ الْخَلْقِ مِنَ النُّورِ وَ الْأَلْوَانِ، فِي ذَلِكَ الْمَحْمِلِ حَلَقٌ وَسَلاَسِلُ مِنْ فِضَّةٍ.
ثُمَّ عَرَجَ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ فَنَفَرَتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَى أَطْرَافِ السَّمَاءِ وَ خَرَّتْ سُجَّداً وَ قَالَتْ: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ مَا أَشْبَهَ هَذَا النُّورَ بِنُورِ رَبَّنَا .
آن حضرت فرمود: دروغ می گویند؛ زیرا دین خدا گرامی تر از آن است که در خواب دیده شود.
راوی گوید: سدیر صیرفی به آن حضرت عرض کرد: قربانت گردم! دربارهۀ آن برای ما سخنی بفرما.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: وقتی که خداوند عزّوجل پیامبر خود را به آسمان های هفتگانه برد، در نخستین معراج بر آن حضرت (به واسطۀ تعیین جانشینان و اوصیای گرامش علیهم السّلام ) برکت داد ، و در معراج دوم واجبات آن را به او تعلیم داد. خداوند، محملی از نور نازل فرمود که در آن چهل نوع از انواع و اقسام نور بود که پیرامون عرش خداوند را احاطه کرده بودند و دیدگان بینندگان با آن نوازش می شد. یکی از آن ها نور زرد بود و به همین دلیل رنگ زرد، زرد شد. دیگری سرخ بود و به همین سبب رنگ سرخ، سرخ شد، سومی سفید بود و به همین جهت رنگ سفید، سفید شد و بقیّه رنگ ها بر طبق انواع دیگر نورها، و آن رنگ ها در آن محمل مانند حلقه ها و زنجیرهای سیمین بودند.
آن حضرت به آسمان اوّل برده شد. فرشتگان در اطراف آسمان پراکنده شده و به سجده افتادند و گفتند: پاک و منزّه است خداوند! چقدر این نور (پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله) شبیه نور پروردگار ماست!
ص: 483
فَقالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ.
ثُمَّ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ اجْتَمَعَتِ الْمَلَائِكَةُ، فَسَلَّمَتْ عَلَى النَّبِيَّ صلَّى الله عليه وآله أَفْوَاجاً وَ قَالَتْ: يَا مُحَمَّد! كَيْفَ أَخُوكَ ؟ إِذَا نَزَلْتَ فَأَقْرِتْهُ السَّلاَمَ.
قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: أَفَتَعْرِفُونَهُ؟
قَالُوا: وَكَيْفَ لَا نَعْرِفُهُ؟ وَ قَدْ أُخِذَ مِيثَاقُكَ وَ مِيثَاقُهُ مِنَّا وَ مِيثَاقُ شِيعَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ عَلَيْنَا، وَإِنَّا لَتَتَصَفَّحُ وُجُوهَ شِيعَتِهِ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ خَمْساً _ يَعْنُونَ فِي كُلِّ وَقْتِ صَلَاةٍ _ وَ إِنَّا لَنُصَلِّي عَلَيْكَ وَ عَلَيْهِ.
قَالَ: ثُمَّ زَادَنِي رَبِّي أَرْبَعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ النُّورِ لَا يُشْبِهُ النُّورَ الْأَوَّلَ، وَ زَادَنِي حَلَقاً وَ سَلاَسِلَ وَ عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ الثَّانِيَةِ، فَلَمَّا قَرِبْتُ مِنْ بَابِ السَّمَاءِ الثَّانِيَةِ نَفَرَتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَى أَطْرَافِ السَّمَاءِ وَ خَرَّتْ سُجَّداً وَ قَالَتْ: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوح مَا أَشْبَهَ هَذَا النُّورَ بِنُورِ رَبَّنَا؟!
جبرئيل علیه السَّلام گفت: الله أكبر الله أكبر.
آن گاه درهای آسمان گشوده شد و فرشتگان گرد آمدند و گروه گروه بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله سلام می کردند و می گفتند: ای محمّد! برادرت (علی علیه السَّلام) چگونه است؟ چون به زمین بازگشتی سلام ما را به او برسان.
پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: آیا او را می شناسید؟
گفتند: چگونه او را نمی شناسیم؟ با این که برای تو، او و شیعیان او تا روز رستاخیز از ما پیمان گرفته شده است، ما هر روز پنج مرتبه _ در اوقات نماز _ به چهرۀ شیعیان می نگریم و بر تو و علی علیه السَّلام درود می فرستیم.
حضرتش فرمود: آن گاه خداوند چهل نور دیگر که هیچ نور دیگر، هیچ شباهتی به آن چهل نور نخستین نداشت، به من عطا فرمود و به همان مقدار نیز به حلقه ها و زنجیرها افزود، و مرا به آسمان دوم عروج داد. وقتی نزدیک دروازۀ آسمان شدم، فرشتگان به اطراف آسمان متفرّق شده و به سجده افتادند و گفتند: پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح القدس! چقدر این نور شبیه نور پروردگار ماست؟!
ص: 484
فَقالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ.
فَاجْتَمَعَتِ الْمَلَائِكَةُ وَ قَالَتْ: يَا جَبْرَئِيلُ ! مَنْ هَذَا مَعَكَ؟
قَالَ: هَذَا مُحَمَّدٌ صلَّی اللهُ علیه وآله.
قَالُوا: وَ قَدْ بُعِثَ؟
قَالَ نَعَمْ
قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: فَخَرَجُوا إِلَيَّ شِبْهَ الْمَعَانِيقِ فَسَلَّمُوا عَلَيَّ وَقَالُوا: أَقْرِيٌّ أَخَاكَ السَّلاَمَ قُلْتُ أَ تَعْرِفُونَهُ قَالُوا: وَكَيْفَ لَا نَعْرِفُهُ؟ وَ قَدْ أُخِذَ مِيثَاقُكَ وَ مِيثَاقَهُ وَ مِيثَاقُ شِيعَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ عَلَيْنَا، وَ إِنَّا لَنَتَصَفَّحُ وُجُوهَ شِيعَتِهِ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ خَمْساً _ يَعْنُونَ فِي كُلِّ وَقْتِ صَلاَةِ _.
قَالَ: ثُمَّ زَادَنِي رَبِّي أَرْبَعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ النُّورِ لَا تُشْبِهُ الْأَنْوَارَ الْأُولَى ثُمَّ عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ الثَّالِثَةِ فَنَفَرَتِ الْمَلَائِكَةُ وَ خَرَّتْ سُجَّداً وَ قَالَتْ: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَالرُّوح» مَا هَذَا النُّورُ الَّذِي يُشبهُ نُورَ رَبَّنَا؟
جبرئیل علیه السَّلام گفت: شهادت می دهم که هیچ معبودی جز خدا نیست، شهادت می دهم که هیچ معبودی جز خدا نیست.
شده و گفتند ای جبرئیل این شخص که همراه توست کیست؟
فرشتگان جمع گفت: محمد صلَّی اللهُ علیه وآله است.
گفتند: آیا به پیامبری مبعوث شده است؟
گفت آری.
پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: فرشتگان همانند کوه های ریگ به سوی من سرازیر شدند و بر من سلام کردند و گفتند: برادر خود را از جانب ما سلام برسان.
گفتم: آیا او را می شناسید؟
گفتند: چگونه او را نمی شناسیم در حالی که در مورد تو او و شیعیانش تا روز قیامت از ما پیمان گرفته شده است و ما، در هر شبانه روز پنج مرتبه _ به هنگام نماز _ به چهرۀ شیعیان او می نگریم.
پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: سپس خداوند چهل نوع دیگر از انواع نور به من عنایت فرمود که هیچ شباهتی به نورهای پیشین نداشتند. آن گاه مرا به آسمان سوم بردند. فرشتگان متفرّق شده و به سجده افتادند و گفتند: پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح القدس! این چه نوری است که مانند نور پروردگار ماست؟
ص: 485
فَقالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ.
فَاجْتَمَعَتِ الْمَلائِكَةُ وَ قَالَتْ: مَرْحَباً بِالْأَوَّلِ وَ مَرْحَباً بِالآخِرِ وَ مَرْحَباً بِالْحَاشِرِ وَمَرْحَباً بِالنَّاشِرِ مُحَمَّدٌ خَيْرُ النَّبِيِّينَ وَ عَلِيٌّ خَيْرُ الْوَصِيِّينَ.
قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: ثُمَّ سَلَّمُوا عَلَى وَ سَأَلُونِي عَنْ أَخِي.
قُلْتُ: هُوَ فِي الْأَرْضِ أَ فَتَعْرِفُونَهُ؟
قَالُوا: وَ كَيْفَ لَا نَعْرِفُهُ؟ وَ قَدْ نَحُجُّ الْبَيْتَ الْمَعْمُورَ كُلَّ سَنَةٍ، وَ عَلَيْهِ رَقٌ أَبْيَضُ فِيهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ وَ اسْمُ عَلِي وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ الْأَئِمَّةِ وَ شِيعَتِهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ إِنَّا لَنُبَارِكُ عَلَيْهِمْ كُلَّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ خَمْساً - يَعْنُونَ فِي وَقْتِ كُلِّ صَلَاةٍ - وَ يَمْسَحُونَ رُهُ وسَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ.
جبرئیل علیه السَّلام :گفت گواهی می دهم که محمد صلَّی اللهُ علیه وآله رسول خداست، گواهی می دهم که محمد صلَّی اللهُ علیه وآله رسول خداست.
پس فرشتگان جمع شده و گفتند: خوش آمدی ای اوّلین مخلوق و آخرین پیامبر و خوش آمدی ای جمع کنندۀ کمالات و ای نشر دهندۀ آن (در اوصیا و جانشینان خویش) محمد صلَّی اللهُ علیه وآله بهترین پیامبران و علی علیه السَّلام بهترین اوصیا و جانشینان است.
پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: آن گاه فرشتگان بر من سلام کرده و از حال برادرم ( علی علیه السَّلام) پرسیدند.
گفتم: او در زمین ،است، آیا او را می شناسید؟
گفتند: چگونه او را نمی شناسیم در حالی که هر سال حجّ بیت المعمور را به جا می آوریم و بر آن صحیفۀ سفیدی است که تا روز قیامت در آن، نام محمد، علی، حسن، حسین و أئمه علیهم السَّلام و شیعیان آن ها است و ما، در هر شبانه روز پنج بار _ به هنگام نماز _ بر آن ها برکت فرود می آوریم، و دست های خود را به سرهایشان می کشند.
ص: 486
قَالَ: ثُمَّ زَادَنِي رَبِّي أَرْبَعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ النُّورِ، لَا تُشْبِهُ تِلْكَ الْأَنْوَارَ الْأُولَى، ثُمَّ عَرَجَ بِي حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَى السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ، فَلَمْ تَقُلِ الْمَلَائِكَةُ شَيْئاً وَ سَمِعْتُ دَوِياً كَأَنَّهُ فِي الصُّدُورِ، فَاجْتَمَعَتِ الْمَلائِكَةُ فَفُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ خَرَجَتْ إِلَيَّ شِبْهَ الْمَعَانِيقِ .
فَقالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: «حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ، حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ، حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ، حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ».
فَقَالَتِ الْمَلائِكَةُ: صَوْتَانِ مَفْرُونَانِ مَعْرُوفَانِ.
فَقالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: «قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ».
فَقَالَتِ الْمَلَائِكَةُ: هِيَ لِشِيعَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
ثُمَّ اجْتَمَعَتِ الْمَلائِكَةُ وَ قَالَتْ: كَيْفَ تَرَكْتَ أَخَاكَ؟
فَقُلْتُ لَهُمْ: وَ تَعْرِفُونَهُ؟
پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: آن گاه پروردگارم چهل نوع دیگر از انواع نور به من عطا فرمود که هیچ شباهتی به نورهای پیشین نداشتند. از آن مرا به آسمان چهارم بردند و فرشتگان سخنی نمی گفتند و فقط صداهایی می شنیدم که گویی در سینه ها بود. فرشتگان گرد آمدند و درهای آسمان گشوده شد و مانند توده های ریگ به سوی من سرازیر شدند.
جبرئیل علیه السَّلام گفت: «حىّ على الصلاة، حیّ على الصلاة، حى على الفلاح، حىّ على الفلاح».
فرشتگان گفتند: دو صدای معروفند که به هم نزدیکند.
جبرئيل علیه السَّلام گفت: «قد قامت الصلاة، قد قامت الصلاة».
فرشتگان گفتند: این تا روز قیامت برای شیعیان اوست.
آن گاه فرشتگان جمع شده و گفتند: برادر خود را در چه حال گذاردی؟
به آن ها گفتم: او را می شناسید؟
ص: 487
قَالُوا نَعْرفُهُ وَ شِيعَتَهُ، وَ هُمْ نُورٌ حَوْلَ عَرْشِ اللهِ ، وَإِنَّ فِي الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ لَرَقّاً مِنْ نُورٍ فِيهِ كِتَابٌ مِنْ نُورٍ فِيهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِى وَ الْحَسَن وَالْحُسَيْن والأئمة علیهم السَّلام وَ شِيعَتِهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا يَزِيدُ فِيهِمْ رَجُلٌ وَ لَا يَنْقُصُ مِنْهُمْ رَجُلٌ وَإِنَّهُ لمِيثَاقُنَا وَإِنَّهُ لَيُقْرَأُ عَلَيْنَا كُلَّ يَوْم جُمُعَةٍ.
ثُمَّ قِيلَ لِي: ارْفَعْ رَأْسَكَ يَا مُحَمَّدً!
فَرَفَعْتُ رَأْسِي، فَإِذَا أَطْبَاقُ السَّمَاءِ قَدْ خُرِقَتْ وَ الْحُجُبُ قَدْ رُفِعَتْ.
ثُمَّ قَالَ لِي: طَاطِقْ رَأْسَكَ انْظُرْ مَا تَرَى؟
فَطَاطَأْتُ رَأْسِي، فَنَظَرْتُ إِلَى بَيْتٍ مِثْلِ بَيْتِكُمْ هَذَا وَ حَرَمٍ مِثْلِ حَرَمِ هَذَا الْبَيْتِ لَوْ أَلْقَيْتُ شَيْئاً مِنْ يَدِي لَمْ يَقَعْ إِلَّا عَلَيْهِ.
فَقِيلَ لِي: يَا مُحَمَّدُ! إِنَّ هَذَا الْحَرَمُ وَ أَنْتَ الْحَرَامُ وَ لِكُلِّ مِثْلِ مِثَالٌ.
ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيَّ: يَا مُحَمَّدً! ادْنُ مِنْ صَادٍ، فَاغْسِلْ مَسَاجِدَكَ وَ طَهَّرْهَا وَصَلِّ لِرَبِّكَ.
گفتند: او و شیعیانش را می شناسیم. آنها نورهایی در گرد عرش خدا هستند، و همانا در بیت المعمور صحیفه ای از نور است که در آن صحیفه، نوشته ای از نور می باشد و تا روز قیامت در آن نام محمّد، علی، حسن، حسین و ائمه علیهم السَّلام و شیعیان ایشان مکتوب است و شخصی از آن کم و زیاد نخواهد شد و آن نوشته پیمان ماست که در هر روز جمعه برای ما خوانده می شود.
آن گاه به من گفتند: ای محمّد! سر خود را بالا کن.
سر خود را بالا بردم، دیدم که همۀ طبقات آسمان ها شکافته شده و تمام حجاب ها برداشته شده است.
سپس به من گفت: سر خود را فرود آور و نگاه کن که چه می بینی؟
سر خود را فرود آوردم خانه ای مانند خانۀ شما و حرمی مانند حرم این خانه دیدم که اگر چیزی را از دست خود می افکندم، نمی افتاد مگر بر آن.
به من گفتند: ای محمد! این، حرم است و تویی محترم و برای هر چیز نمونه ای است.
آن گاه خداوند به سوی من وحی فرمود که ای محمّد! به چشمۀ صاد نزدیک شو و مواضع (هفت گانه) سجدۀ خود را بشوی و پاکیزه کن و برای پروردگار خویش نماز بخوان.
ص: 488
فَدَنَا رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله مِنْ صَادٍ ، وَ هُوَ مَاءٌ يَسِيلُ مِنْ سَاقِ الْعَرْشِ الْأَيْمَنِ، فَتَلَقَّى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله الْمَاءَ بِيَدِهِ الْيُمْنَى، فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ صَارَ الْوُضُوءُ بِالْيَمِينِ.
ثُمَّ أَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَنِ اغْسِلْ وَجْهَكَ، فَإِنَّكَ تَنْظُرُ إِلَى عَظَمَتِي، ثُمَّ اغْسِلْ ذِرَاعَيْكَ الْيُمْنَى وَ الْيُسْرَى، فَإِنَّكَ تَلَقَّى بِيَدِكَ كَلَامِي، ثُمَّ امْسَحْ رَأْسَكَ بِفَضْلِ مَا بَقِيَ فِي يَدَيْكَ مِنَ الْمَاءِ وَ رِجْلَيْكَ إِلَى كَعْبَيْكَ، فَإِنِّي أُبَارِكُ عَلَيْكَ وَ أُوطِئُكَ مَوْطِئاً لَمْ يَطَأَهُ أَحَدٌ غَيْرُكَ، فَهَذَا عِلَّةُ الْأَذَانِ وَ الْوُضُوءِ.
ثُمَّ أَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ: يَا مُحَمَّدُ! اسْتَقْبِلِ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ وَ كَبِّرْنِي عَلَى عَدَدِ حُجُبِي. فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ صَارَ التَّكْبِيرُ سَبْعاً، لِأَنَّ الْحُجُبَ سَبْعٌ، فَافْتَتِحْ عِنْدَ انْقِطَاع الْحُجُبِ فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ صَارَ الإِفْتِتَاحُ سُنَّةً وَ الْحُجُبُ مُتَطَابِقَةٌ بَيْنَهُنَّ بِحَارُ النُّورِ،
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به چشمۀ صاد که _ آبی است که از پایین عرش جاری می شود _ نزدیک شد و آن حضرت آب را با دست راست بر گرفت و به همین دلیل آب برداشتن برای وضو به دست راست سنّت شد.
پس از آن خدای عزّوجل وحی فرمود که صورت خود را بشوی؛ زیرا تو به بزرگی آثار قدرت نگاه می کنی، سپس دو دست راست و چپ خویش را شست و شو ده؛ زیرا که تو با دست خود کلام مرا بر می گیری، و آن گاه با تری ماندۀ در دو دستت، سر خود و دو پای خویش را تا برآمدگی پا مسح کن، که من برکتی را بر تو فرود می آورم و تو را به مقامی می رسانم که کسی جز تو به آن جا گام ننهاده است.
بنابر این، علّت و سبب اذان و وضو این است (نه آن چه که مخالفان می گویند).
سپس خداوند به آن حضرت وحی فرمود که ای محمّد! رو به حجر الأسودكن و مرا به عدد آسمان هایم به بزرگی یاد کن.
و به همین سبب، هفت تکبیر سنّت شد؛ زیرا که شمار آسمان ها هفت است. و پس از تمام شدن هفت تکبیر، تکبیر افتتاح را گوی، و به همین علّت تکبیر افتتاح سنّت شد، و آسمان ها به یکدیگر متّصلند و در میان آن ها دریاهای نور است،
ص: 489
وَ ذَلِكَ النُّورُ الَّذِي أَنْزَلَهُ اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ صلَّی اللهُ علیه وآله، فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ صَارَ الِافْتِتَاحُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، لافْتِتَاحِ الْحُجُبِ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ، فَصَارَ التَّكْبِيرُ سَبْعاً وَ الِافْتِتَاحُ ثَلاثاً، فَلَمَّا فَرَغَ مِنَ التَّكْبِيرِ وَ الِافْتِتَاحِ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ سَمَّ بِاسْمِي، فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ جُعِلَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ فِي أَوَّلِ السُّورَةِ.
أوحى اللهُ إِلَيْهِ أَنِ احْمَدْنِي، فَلَمَّا قَالَ: (الحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ).
قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله فِي نَفْسِهِ: «شُكْراً».
فَأَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ: قَطَعْتَ حَمْدِي، فَسَمٌ بِاسْمِي.
فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ جُعِلَ فِي الْحَمْدِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ مَرَّتَيْنِ، فَلَمَّا بَلَغَ (وَ لَا الضَّالِّينَ).
قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ شُكْراً».
فَأَوْ حَى اللَّهُ إِلَيْهِ: قَطَعْتَ ذِكْرِي فَسَمٌ بِاسْمِي.
فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ جُعِلَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ فِي أَوَّلِ السُّورَةِ.
ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ : اقْرَأْ يَا مُحَمَّدُا نِشَبَةَ رَبِّكَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ * اللهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ).
و این همان نوری است که خداوند (چهار بار، هم چنان که بیان شد) آن را بر محمد صلَّی اللهُ علیه وآله نازل فرمود، و به همین دلیل افتتاح سه مرتبه شد، برای این که سه بار درهای آسمان برای نازل شدن نور بر آن حضرت گشوده شد، پس تکبیر هفت بار و افتتاح سه بار تشریع شد، و چون از تکبیر و افتتاح فارغ شد، خداوند به آن حضرت وحی فرمود که مرا به نامم بخوان.
به همین سبب (بسم الله الرّحمن الرّحیم) در آغاز سوره قرار داده شد.
سپس وحی فرمود که مرا حمد و سپاس گوی، و چون آن حضرت گفت: (الحمد لله ربّ العالمین)، در دل خود گفت: «شكراً».
خداوند به آن حضرت وحی فرمود که حمد مرا بریدی پس مرا به نامم بخوان، و به همین سبب در سورۀ حمد، دوبار: (الرّحمان الرّحيم) قرار داده شد، و چون به (ولا الضّالین) رسید پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: «الحمد لله ربّ العالمين شكراً».
خداوند به او وحی فرمود که ذکر و یاد مرا بریدی. پس مرا به نامم بخوان، و به همین سبب (بسم الله الرّحمن الرحيم) در آغاز سوره نیز قرار داده شد.
آن گاه خداوند عزَّوجل وحی فرمود که ای محمّد! نسبت پروردگار تبارک و تعالی خود را (که سورۀ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ * اللهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ) است) بخوان.
ص: 490
ثُمَّ أَمْسَكَ عَنْهُ الْوَحْيَ فَقالَ: رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: «الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ».
فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ: (لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ).
أَمْسَكَ عَنْهُ الْوَحْيَ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله «كَذَلِكَ اللَّهُ، كَذَلِكَ اللَّهُ رَبُّنَا».
فَلَمَّا قَالَ ذَلِكَ، أَوْ حَى اللَّهُ إِلَيْهِ: ارْكَعْ لِرَبِّكَ يَا مُحَمَّدُ!
فَرَكَعَ، فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ وَ هُوَ رَاكِعٌ قُلْ: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ».
فَفَعَلَ ذَلِكَ ثَلاثاً، ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنِ ارْفَعْ رَأْسَكَ يَا مُحَمَّدً!
فَفَعَلَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فَقَامَ مُنتَصِباً، فَأَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَنِ اسْجُدْ لِرَبِّكَ يَا مُحَمَّدُ !
فَخَرَّ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله سَاجِداً ، فَأَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ قُلْ «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى» فَفَعَلَ ذَلِكَ ثَلاثاً.
ثُمَّ أَوْ حَى اللَّهُ إِلَيْهِ: اسْتَو جَالِساً يَا مُحَمَّدُ!
خداوند وحی را از او باز داشت تا این که آن سوره را تا پایان خواند، پس رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: «الواحد الأحد الصمد».
خداوند به او وحی فرمود: (لم یلد، و لم یولد، و لم يكن له كفواً أحد).
سپس وحی را از او باز داشت. رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: «كذلك الله كذلك الله ربّنا».
چون این کلام را گفت، خداوند به سوی او وحی فرمود که ای محمّد! برای پروردگار خویش رکوع کن.
وقتی رکوع کرد، در حال رکوع به او وحی فرمود که بگو: «سبحان ربّی العظيم» ، حضرتش سه بار آن را گفت.
سپس خداوند وحی فرمود که ای محمّد! سر خود را بلند کن!
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله راست ایستاد و خداوند به او وحی فرمود که ای محمّد! برای پروردگار خویش سجده کن.
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به سجده افتاد، و خداوند عزَّوجل به او وحی فرمود که بگو: «سبحان ربّی الأعلى» و آن را نیز سه بار گفت.
پس از آن خداوند به او وحی فرمود که ای محمّد! راست بنشین.
ص: 491
فَفَعَلَ، فَلَمَّا رَفَعَ رَأْسَهُ مِنْ سُجُودِهِ وَ اسْتَوَى جَالِسًا نَظَرَ إِلَى عَظَمَتِهِ تَجَلَّتْ لَهُ، فَخَرَّ سَاجِداً مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ لَا لِأَمْرِ أُمِرَ بِهِ، فَسَبَّحَ أَيْضاً ثَلَاثَاً.
فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ انْتَصِبْ قَائِماً ، فَفَعَلَ فَلَمْ يَرَ مَا كَانَ رَأَى مِنَ الْعَظَمَةِ. فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ صَارَتِ الصَّلَاةُ رَكْعَةً وَ سَجْدَتَيْن.
ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ: بِالْحَمْدِ لِلَّهِ.
فَقَرَأَهَا مِثْلَ مَا قَرَأَ أَوَّلاً ثُمَّ أَوْ حَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ اقْرَأْ (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ) فَإِنَّهَا نِسْبَتُكَ وَنِسْبَةُ أَهْلِ بَيْتِكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
وَ فَعَلَ فِي الرُّكُوعِ مِثْلُ مَا فَعَلَ فِي الْمَرَّةِ الأُولَى، ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَةً وَاحِدَةً فَلَمَّا رَفَعَ رَأْسَهُ تَجَلَّتْ لَهُ الْعَظَمَهُ فَخَرَّ سَاجِداً مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ لَا لِأَمْرِ أُمِرَ بِهِ فَسَبَّحَ أَيْضاً.
ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ ارْفَعْ رَأْسَكَ يَا مُحَمَّدً! ثَبَّتَكَ رَبُّكَ.
فَلَمَّا ذَهَبَ لِيَقُومَ قِيلَ: يَا مُحَمَّدُ! اجْلِسٌ.
او نیز چنین کرد، و چون سر از سجده برداشت و راست نشست، به عظمت پروردگار که_ برای او آشکار شد _ نظر کرد و باز از پیش خود _ نه به امر و فرمانی _ به سجده افتاد و سه بار تسبیح گفت.
پس خداوند به او وحی فرمود که راست بایست. چون چنین کرد، آن عظمت را ندید و به همین سبب در نماز (در هر رکعت) یک رکوع و دو سجده مقرّر شد.
آن گاه خدای عزَّوجل وحی فرمود که سورۀ حمد را بخوان!
حضرتش همان طوری که بار اوّل خوانده بود آن را خواند.
سپس وحی فرمود که سوره (انّا أنزلناه) را بخوان، زیرا این سوره نسبت تو و اهل بیت تو تا روز قیامت است (یعنی تشخیص امام حق از باطل به تصدیق مضمون این سوره می شود).
و در رکوع همان کاری انجام داد که بار اوّل انجام داده بود، و آن گاه یک سجده کرد و چون سر از سجده برداشت، همان عظمت برای او آشکار شد و باز از پیش خود _ نه به امری که به او شده باشد _ به سجده افتاد و تسبیح گفت.
سپس خداوند وحی فرمود که ای محمّد! سر خود را بالا کن، پروردگارت تو را ثابت قدم کرد.
چون خواست بر خیزد، گفته شد: ای محمّدّ! بنشین.
ص: 492
فَجَلَسَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ: يَا مُحَمَّدً! إِذَا مَا أَنْعَمْتُ عَلَيْكَ فَسَمْ بِاسْمِي، فَأَلْهِمَ أَنْ قَالَ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَالْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى كُلُّهَا لِلَّهِ».
ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ: يَا مُحَمَّدُ! صَلِّ عَلَى نَفْسِكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ.
فَقالَ: صَلَّى اللهُ عَلَى وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِي.
وَ قَدْ فَعَلَ ثُمَّ الْتَفَتَ ، فَإِذَا بِصُفُوفِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ النَّبِيِّينَ فَقِيلَ: يَا مُحَمَّدًا سَلّمْ عَلَيْهِمْ.
فَقالَ: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ».
فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنَّ السَّلاَمَ وَ التَّحِيَّةَ وَ الرَّحْمَةَ وَالْبَرَكَاتِ أَنْتَ وَ ذُرِّيَّتُكَ.
ثُمَّ أَوْحَى اللهُ إلَيْهِ أَنْ لَا يَلْتَفِتَ يَسَاراً وَ أَوَّلُ آيَةٍ سَمِعَهَا بَعْدَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وَ (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ) آيَةً أَصْحَابِ الْيَمِينِ وَ أَصْحَابِ الشِّمَالِ، فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَانَ السَّلامُ وَاحِدَةً تُجَاهَ الْقِبْلَةِ وَ مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَانَ التَّكْبِيرُ فِي السُّجُودِ شُكْراً.
حضرتش نشست. خداوند به او وحی فرمود که ای محمّد! هر گاه نعمتی به تو دادم، نام مرا بخوان، و به آن حضرت الهام شد تا این که گفت: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى كُلُّهَا لِلَّهِ».
آن گاه خداوند وحی فرمود که ای محمّد! بر خود و اهل بیت خود درود فرست.
پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله چنین کرد و گفت خداوند درود فرستد بر من و بر اهل بیت من.
این کار را انجام داد، سپس (به جانب راست خویش) نگاه کرد و صف هایی از فرشتگان ، پیامبران و رسولان را دید. به او گفته شد: ای محمّد! بر ایشان سلام کن.
فرمود: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» خداوند و حی فرمود که سلام، تحیت، رحمت و برکات، تو و ذریّه تو می باشند.
پس از آن وحی فرمود که به جانب چپ خویش نظر مکن، و نخستین آیه ای که بعد از (قل هو الله أحد) و (إنّا أنزلناه) شنيد، آیۀ اصحاب یمین و اصحاب شمال بود و به همین یک سلام به جانب قبله می باشد و تکبیر (بعد از سلام نماز) در سجده برای شکر آن نعمت است.
ص: 493
وَ قَوْلُهُ: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ»، لأنَّ النَّبِيَّ صلَّى الله عليه وآله سَمِعَ ضَجَّةَ الْمَلَائِكَةِ بِالتَّسْبِيحِ وَ التَّحْمِيدِ وَ التَّهْلِيل . فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ قَالَ «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» وَ مِنْ أَجْلِ صَارَتِ الرَّكْعَتَانِ الْأُولَيَانِ كُلَّمَا أَحْدَثَ فِيهِمَا حَدَثَا كَانَ عَلَى صَاحِبِهِمَا إِعَادَتُهُمَا.
فَهَذَا الْفَرْضُ الْأَوَّلُ . فِي صَلاَةِ الزَّوَالِ يَعْنِي صَلاَةَ الظَّهْرِ.
2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رَبِيعِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُسْلِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ الْعَامِرِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
لَمَّا عُرِجَ بِرَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله َزَلَ بِالصَّلاَةِ عَشْرَ رَكَعَاتٍ رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ.
فَلَمَّا وُلِدَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ علیها السَّلام زَادَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله سَبْعَ رَكَعَاتٍ شُكراً لِلَّهِ، فَأَجَازَ اللهُ لَهُ ذَلِكَ وَ تَرَكَ الْفَجْرَ لَمْ يَزِدْ فِيهَا لِضِيقِ وَقْتِهَا، لِأَنَّهُ تَحْضُرُهَا مَلَائِكَةُ اللَّيْلِ وَ مَلَائِكَةُ النَّهَارِ، فَلَمَّا أَمَرَهُ اللهُ بِالتَّقْصِيرِ فِي السَّفَرِ وَضَعَ عَنْ أُمَّتِهِ سِتَّ رَكَعَاتٍ وَ تَرَكَ الْمَغْرِبَ لَمْ يَنْقُصْ مِنْهَا شَيْئاً وَ إِنَّمَا يَجِبُ السَّهْوُ فِيمَا زَادَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَمَنْ شَكٍّ فِي أَصْلِ الْفَرْضِ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ اسْتَقْبَلَ صَلاتَهُ.
و این که پیامبر صلَّى الله عليه وآله فرمود: «سمع الله لمن حمده» چون آن حضرت ناله و فریاد فرشتگان را به گفتن «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله» شنیده بود، به همین دلیل فرمود: «سمع الله لمن حمده» و به همین جهت اگر در دو رکعت اوّل نماز مشکل (و شکّی) واقع شود، بر نمازگزار لازم است که آن را اعاده کند.
از این رو این نخستین فرض در نماز زوال بوده است. که مقصود آن حضرت نماز ظهر است.
2 - عبد الله بن سلیمان عامری گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
وقتی که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به معراج برده شد، ده رکعت نماز با خود آورد که هر نمازی دو رکعت بود، و چون حسن و حسین علیها السَّلام متولّد شدند، رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به شکرانه و سپاس خداوند، هفت رکعت بر آن ها افزود و خداوند نیز اجازه داد، و فقط نماز صبح را به حال خود گذارد و به علّت تنگی وقت آن، چیزی به آن اضافه نفرمود؛ زیرا فرشتگان شب و فرشتگان روز به هنگام فریضهٔ صبح حاضر می شوند، و هنگامی که خداوند به نماز قصر در سفر امر فرمود، شش رکعت را از امّت ساقط کرد و نماز مغرب را واگذارد و از آن چیزی کم نکرد. شکّ و سهو در آن چیزی است که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله افزوده است. پس کسی که در اصل فرض نماز _ که دو رکعت اوّل هر نماز است _ شکّ کند، باید نماز خود را از سر گیرد.
ص: 494
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ عَائِدٍ الْأَحْمَسِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَأَنا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْ صَلاةِ اللَّيْلِ فَقُلْتُ : السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ!
فَقالَ: وَ عَلَيْكَ السَّلاَمُ إِي وَ اللَّهِ! إِنَّا لَوُلْدُهُ وَ مَا نَحْنُ بِذَوِي قَرَابَتِهِ. ثَلَاثَ مَرَّاتٍ قَالَهَا.
ثُمَّ قَالَ مِنْ غَيْر أَنْ أَسْأَلَهُ: إِذَا لَقِيتَ اللهَ بِالصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ الْمَفْرُوضَاتِ لَمْ يَسْأَلُكَ عَمَّا سِوَى ذَلِكَ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاج عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ قَالَ: ذَكَرْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِنَا فَأَحْسَنْتَ عَلَيْهِ الثَّنَاءَ.
فَقَالَ لِي: كَيْفَ صَلاتُهُ؟
3 - عائذ احمسی گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدم می خواستم از آن حضرت دربارهۀ نماز شب بپرسم. عرض کردم سلام بر تو ای فرزند رسول خدا!
فرمود: و سلام بر تو باد، بلی به خدا سوگند! اما فرزندان او هستیم، خویشان او نیستیم.
حضرتش سه بار این سخن را تکرار فرمود. آن گاه پیش از آن که پرسشی کنم، فرمود: هنگامی که خدا را با نمازهای پنج گانه ملاقات کنی، خدای متعال از تو دربارۀ احکام دیگر سؤال نخواهد فرمود.
4 - هارون بن خارجه گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام در مورد یکی از دوستانم یاد کرده و خوبی های او را گفتم.
فرمود: نماز او چطور است؟
ص: 495
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سُئِلَ عَن الْخَمْسِينَ وَالْوَاحِدِ رَكْعَةٌ.
لا فَقالَ: إِنَّ سَاعَاتِ النَّهَارِ اثْنَتَا عَشْرَةَ سَاعَةً وَ سَاعَاتِ اللَّيْلِ اثْنَتَا عَشْرَةَ سَاعَةً وَمِنْ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ سَاعَةٌ ، وَ مِنْ غُرُوبِ الشَّمْسِ إِلَى غُرُوبِ الشَّفَقِ غَسَقٌ، وَلِكُلِّ سَاعَةٍ رَكْعَتَانِ وَ لِلْغَسَقِ رَكْعَةٌ.
6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ قَالَ قِيلَ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام لِمَ صَارَ الرَّجُلُ يَنْحَرِفُ فِي الصَّلاةِ إِلَى الْيَسَارِ.
فَقالَ: لِأَنَّ لِلكَعْبَةِ سِتَّةَ حُدُودٍ أَرْبَعَةٌ مِنْهَا عَنْ يَسَارِكَ، وَ اثْنَانِ مِنْهَا عَلَى يَمِينِكَ، فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ وَقَعَ التَّحْرِيفُ إِلَى الْيَسَارِ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: مَنْ تَنَفَّلَ مَا بَيْنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ خَمْسَمِائَةِ رَكْعَةٍ فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ مَا شَاءَ إِلَّا أَنْ يَتَمَنَّى مُحَرَّماً.
5 - فضل بن ابی قرّه در روایت مرفوعه ای گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ علت پنجاه و یک رکعت شدن نمازها پرسیدند.
فرمود ساعت های روز، دوازده ساعت و ساعت های شب نیز دوازده ساعت است ، و از طلوع فجر صادق تا طلوع آفتاب یک ساعت، و از غروب آفتاب تا غروب سرخی مغرب تاریکی اوّل شب است. پس برای هر ساعتی، دو رکعت نماز است و برای تاریکی اوّل شب نیز یک رکعت نماز است.
6 - علی بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتند: چرا انسان در نماز به جانب چپ منحرف می شود؟
فرمود: برای این که کعبه شش جهت دارد: چهار جهت آن در طرف چپ تو دو جهت آن در طرف راست توست و به همین سبب منحرف شدن به جانب چپ است.
7 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر که میان دو جمعه پانصد رکعت نماز نافله بخواند، هر چه بخواهد، نزد خداوند برای او مهیّا است، مگر آن که آرزوی چیزی حرام بنماید.
ص: 496
8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ الْعَبْدَ يَقُومُ فَيَقْضِي النَّافِلَةَ فَيُعَجِّبُ الرَّبُّ مَلائِكَتَهُ مِنْهُ فَيَقُولُ: يَا مَلاَئِكَتِي! عَبْدِي يَقْضِي مَا لَمْ أَفْتَرضْ عَلَيْهِ.
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
شَرَفُ الْمُؤْمِن صَلاتُهُ بِاللَّيْلِ، وَعِزُّ الْمُؤْمِن كَفَّهُ عَنْ أَعْرَاضِ النَّاسِ.
10 - أَبُو عَلى الأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
الصَّلاَةُ وُكُلَ بهَا مَلَكَ لَيْسَ لَهُ عَمَلٌ غَيْرُهَا، فَإِذَا فُرغَ مِنْهَا قَبَضَهَا ثُمَّ صَعِدَ بِهَا، فَإِنْ كَانَتْ مِمَّا تُقْبَلُ قُبِلَتْ وَ إِنْ كَانَتْ مِمَّا لَا تُقْبَلُ قِيلَ لَهُ: رُدَّهَا عَلَى عَبْدِي.
فَيَنْزِلُ بِهَا حَتَّى يَضْربَ بِهَا وَجْهَهُ ثُمَّ يَقُولُ: أَي لَكَ ! مَا يَزَالُ لَكَ عَمَلٌ يَعْنِينِي.
8 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
به راستی که وقتی بنده بر می خیزد و نماز نافلۀ خود را قضا می کند؛ پروردگار، فرشتگان خود را از عمل او به شگفت می آورد و می فرماید: ای فرشتگان من! بنده ام چیزی را قضا می کند که بر او فرض و واجب نکرده ام.
9 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
شرافت مؤمن نماز خواندن او به هنگام شب است و عزّت و شکوه او خودداری از (بین بردن) آبروی مردم است.
10 - هارون بن خارجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
فرشته ای بر نماز گماشته شده که کاری جز آن ندارد، و آن گاه که نماز گزار نمازش را به پایان رساند، فرشته نماز را بر می گیرد و به بالا می برد. اگر از اعمالی باشد که قبول می شود، پذیرفته خواهد شد، ولی اگر از اعمالی باشد که قبول نمی شود، به آن فرشته گفته می شود: آن را به بنده ام باز گردان.
فرشته آن را فرود می آورد تا این که آن را به صورت او می زند و می گوید: وای بر تو! همیشه عملی داری که مرا آزار می دهد.
ص: 497
11 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَوْصِنِي .
فَقالَ: لَا تَدَعَ الصَّلاَةَ مُتَعَمِّداً فَإِنَّ مَنْ تَرَكَهَا مُتَعَمِّداً فَقَدْ بَرِئَتْ مِنْهُ مِلَّةُ الْإِسْلَامِ.
12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (رَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللهِ).
قَالَ: صَلاةُ اللَّيْلِ.
13 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ بَعْضِ الطَّالِبِيِّينَ _ يُلَقَّبُ بِرَأْسِ الْمَدَرِي _ قَالَ: سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السَّلام يَقُولُ:
أَفْضَلُ مَوْضِعِ الْقَدَمَيْنِ لِلصَّلَاةِ النَّعْلاَنِ.
11 - قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
مردی خدمت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله شرف یاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا! مرا سفارشی بفرمایید.
فرمود: هیچ گاه نماز را از روی عمد ترک مکن؛ زیرا هر که نماز را از روی عمد ترک نماید دین اسلام از او دور می شود.
12 - محمّد بن علی بن ابی عبدالله گوید: امام کاظم علیه السَّلام در مورد تفسیر این آیه که خداوند عزَّوَجل می فرماید: (رهبانية ابتدعوها ما كتبناها عليهم الا ابتغاء رضوان الله) فرمود:
منظور از رهبانیّت و رضای خدای، نماز شب است.
13 - رأس المدری گوید: از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
بهترین جای دو قدم برای نماز، نعلین (عربی) است.
ص: 498
14 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لِجَبْرَئِيلَ علیه السَّلام: يَا جَبْرَئِيلُ ! أَيُّ الْبِقَاعِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
قَالَ: الْمَسَاجِدُ، وَ أَحَبُّ أَهْلِهَا إِلَى اللهِ أَوَّلُهُمْ دُخُولاً وَ آخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْهَا.
15 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَا مِنْ يَوْمِ سَحَابٍ يَخْفَى فِيهِ عَلَى النَّاسِ وَقْتُ الزَّوَالِ إِلَّا كَانَ مِنَ الْإِمَامِ لِلشَّمْسِ زَجْرَةٌ حَتَّى تَبْدُوَ فَيُحْتَجَّ عَلَى أَهْلِ كُلِّ قَرْيَةٍ مَنِ اهْتَمَّ بِصَلَاتِهِ وَ مَنْ ضَیَّعَهَا.
14 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به جبرئیل علیه السَّلام فرمود: ای جبرئیل! کدام مکان ها نزد خدا محبوب تر است؟
عرض کرد: مساجد و محبوب ترین اهل مساجد در پیش گاه خداوند، کسانی هستند که پیش از همه وارد آن می شوند و آخرین افرادی هستند که از آن خارج می شوند.
15 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هیچ روز ابری نیست که وقت زوال بر مردم مخفی می شود، مگر آن که برای امام معرفتی دقیق برای آفتاب است (که حتّی در روز ابری نیز به الهام الهی وقت زوال را می داند) تا آن که آفتاب ظاهر شود. پس امام بر اهل هر قریه ای (که امام در آن جاست) احتجاج می کند، خواه کسی که نماز خود را در وقت انجام داده باشد و خواه کسی که آن را ضایع کرده باشد.
ص: 499
(101) بَابُ مَسَاجِدِ الْكُوفَةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ أَوْ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
إنَّ ِبالْكُوفَةِ مَسَاجِدَ مَلْعُونَةٌ وَمَسَاجِدَ مُبَارَكَةً.
فَأَمَّا الْمُبَارَكَةُ، فَمَسْجِدُ غَنِي، وَ اللَّهِ! إِنَّ قِبْلَتَهُ لَقَاسِطَةٌ وَإِنَّ طِينَتَهُ لَطَيِّبَةٌ، وَ لَقَدْ وَضَعَهُ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ، وَ لَا تَذْهَبُ الدُّنْيَا حَتَّى تَفَجَّرَ مِنْهُ عَيْنَانِ وَ تَكُونَ عِنْدَهُ جَنَّتَانِ، وَأَهْلُهُ مَلْعُونُونَ وَ هُوَ مَسْلُوبٌ مِنْهُمْ.
وَ مَسْجِدُ بَنِي ظَفَرٍ وَ هُوَ مَسْجِدُ السَّهْلَةِ وَ مَسْجِدٌ بِالْخَمْرَاءِ، وَمَسْجِدُ جُعْفِي وَ لَيْسَ هُوَ الْيَوْمَ مَسْجِدَهُمْ. قَالَ: دَرَسَ .
بخش صد و یکم: مساجد کوفه
1 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
در کوفه مساجدی ملعون و مساجدی مبارک است.
مساجد مبارک عبارتند از: مسجد غنی. به خدا سوگند که قبلهٔ آن راست و برابر (کعبه) است و سرشت آن پاکیزه که مردی مؤمن آن را بنا کرده است، و دنیا به پایان نخواهد رسید تا این که دو چشمه از آن بجوشد و در کنار آن، دو باغ به وجود خواهد آمد ، و اهل آن مسجد ( که امروز در آن نماز می گزارند) ملعونند و شرف و مبارکی آن مسجد از آنان گرفته شده است.
مسجد بنی ظفر، که همان مسجد سهله است.
مسجدی که در خمراء (1) است.
مسجد جعفی (که جعفی طائفه ای از اهل یمن هستند که در کوفه ساکنند) و امروز دیگر مسجد آنان نیست. و آثار آن بر طرف شده است.
ص: 500
فَأَمَّا الْمَسَاجِدُ المَلْعُونَةُ، فَمَسْجِدُ ثَقِيفٍ وَ مَسْجِدُ الْأَشْعَثِ، وَمَسْجِدُ جَرِيرٍ وَ مَسْجِدُ سِمَاكٍ، وَمَسْجِدٌ بِالْخَمْرَاءِ بُنِي عَلَى قَبْرِ فِرْعَوْنِ مِنَ الْفَرَاعِنَةِ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ سَالِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
جُدِّدَتْ أَرْبَعَةُ مَسَاجِدَ بِالْكُوفَةِ فَرَحاً لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام: مَسْجِدُ الْأَشْعَثِ وَ مَسْجِدُ جَرير و مَسْجِدُ سِمَاكِ وَ مَسْجِدُ شَبَث بن ربعي.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْن يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابَنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام نَهَى بِالْكُوفَةِ عَنِ الصَّلاَةِ فِي خَمْسَةِ مَسَاجِدَ : مَسْجِدِ الْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسِ وَ مَسْجِدِ جَرِيرِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الْبَجَلِي وَ مَسْجِدِ سِمَاكِ بْنِ مَخْرَمَةَ وَ مَسْجِدِ شَبَتِ بْنِ رِبْعِي وَ مَسْجِدِ التَّيْمِ.
وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي بَصِيرٍ: مَسْجِدِ بَنِي السَّيدِ وَ مَسْجِدِ بَنِي عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دَارِمٍ وَ مَسْجِدِ عَنِي وَ مَسْجِدِ سِمَادٍ وَ مَسْجِدِ ثَقِيفٍ وَ مَسْجِدِ الْأَشْعَثِ .
و امّا مساجدی که ملعون هستند عبارتند از: مسجد ثقيف، مسجد اشعث، مسجد جریر، مسجد سماک، و مسجدی در خمراء، که بر قبر فرعونی بنا شده است.
2 - سالم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
به شکرانۀ شهادت و قتل امام حسین علیه السَّلام چهار مسجد در کوفه تجدید بنا شد: مسجد اشعث، مسجد جریر، مسجد سماک و مسجد شبث بن ربعي.
- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
امیرمؤمنان علی صلوات الله علیه از نماز خواندن در پنج مسجد کوفه نهی فرمود: مسجد اشعث بن قيس، مسجد جرير بن عبدالله بجلی، مسجد سماک بن مخرمه، مسجد شبث بن ربعی و مسجد تیم.
و در روایت ابوبصیر آمده است: مسجد بنی سید، مسجد بنی عبدالله بن دارم، مسجد غنی، مسجد سماک، مسجد ثقیف و مسجد اشعث.
ص: 501
(102) بَابُ فَضْلِ الْمَسْجِدِ الْأَعْظَمِ بِالْكُوفَةِ وَ فَضْلِ الصَّلَاةِ فِيهِ وَ الْمَوَاضِعِ الْمَحْبُوبَةِ فِيهِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الْخَزَّازِ عَنْ هَارُونَ بْن خَارِجَةً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
قَالَ لِي: يَا هَارُونَ بْنَ خَارِجَةً كَمْ بَيْنَكَ وَبَيْنَ مَسْجِدِ الْكُوفَةِ ؟ يَكُونُ مِيلاً؟
قُلْتُ: لَا.
قَالَ: فَتُصَلِّي فِيهِ الصَّلَوَاتِ كُلَّهَا؟
قُلْتُ: لَا.
فَقالَ: أَمَا لَوْ كُنْتُ بِحَضْرَتِهِ لَرَجَوْتُ أَلَّا تَفُوتَنِي فِيهِ صَلَاةٌ وَ تَدْرِي مَا فَضْلُ ذَلِكَ الْمَوْضِع مَا مِنْ عَبْدِ صَالِحٍ وَلَا نَبِي إِلَّا وَقَدْ صَلَّى فِي مَسْجِدِ كُوفَانَ حَتَّى إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لَمَّا أَسْرَى اللَّهُ بِهِ قَالَ لَهُ: جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: تَدْرِي أَيْنَ أَنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّاعَةَ؟ أَنْتَ مُقَابِلُ مَسْجِدِ كُوفَانَ.
بخش صد و دوم: فضیلت مسجد بزرگ کوفه، فضیلت نماز در آن و مکان های محبوبی که در آن مسجد است
1 - هارون بن خارجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ای هارون بن خارجه! میان تو و مسجد کوفه چه مقدار مسافت است؟ آیا یک میل می شود؟
عرض کردم: نه.
فرمود: آیا همۀ نمازهای خود را در آن جا می خوانی؟
عرض کردم: نه.
فرمود: اگر من نزدیک آن مسجد بودم، امید داشتم که یک نماز در آن، از من فوت نشود، آیا می دانی فضیلت آن مکان چقدر است؟ هیچ بندۀ صالحی و هیچ پیامبری نبوده است مگر آن که در مسجد کوفه نماز گزارده است، حتی رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در شبی که او را به معراج بردند، جبرئیل به آن حضرت عرض کرد: ای رسول خدا! آیا می دانی اکنون، در کجایی؟ اکنون مقابل مسجد کوفه هستی.
ص: 502
قَالَ: فَاسْتَأْذِنْ لِي رَبِّي حَتَّى آتِيَهُ فَأُصَلِّي فِيهِ رَكْعَتَيْنِ.
فَاسْتَأْذَنَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ، فَأَذِنَ لَهُ ، وَ إِنَّ مَيْمَنَتَهُ لَرَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، وَ إِنَّ وَسَطَهُ لَرَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، وَإِنَّ مُؤَخَّرَهُ لَرَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، وَإِنَّ الصَّلاَةَ الْمَكْتُوبَةَ فِيهِ لَتَعْدِلُ أَلْفَ صَلاةٍ، وَ إِنَّ النَّافِلَةَ فِيهِ لَتَعْدِلُ خَمْسَمِائَةِ صَلَاةٍ، وَإِنَّ الْجُلُوسَ فِيهِ بِغَيْرِ تِلاوَةٍ وَ لَا ذِكْرِ لَعِبَادَةٌ وَ لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِيهِ لَأَتَوْهُ وَ لَوْ حَبْوا. قَالَ سَهْلٌ: وَ رَوَى لِي غَيْرُ عَمْرٍو أَنَّ الصَّلاةَ فِيهِ لَتَعْدِلُ بِحَجَّةٍ وَ أَنَّ النَّافِلَةَ فِيهِ لَتَعْدِلُ بِعُمْرَةٍ.
2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يُوسُفَ يَعْقُوبَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ مِنْ وُلْدِ أَبِي فَاطِمَةَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ زَيْدٍ مَوْلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام وَ هُوَ فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ. فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ!
فرمود: از پروردگارم رخصت و اجازه بخواه تا بروم و در آن دو رکعت نماز بگزارم.
جبرئیل از خداوند عزَّوجل اجازه خواست و به او اجازه داد. به راستی که در جانب راست آن باغی از باغهای بهشت و در وسط و در پشت آن هر کدام گلشنی از گلشن های بهشت است.
و به راستی که نماز واجب در آن، برابر هزار رکعت نماز و نافله در آن برابر با پانصد رکعت نماز است و نشستن در آن مسجد، بدون تلاوت (قرآن) و ذکر عبادت است، و اگر مردم می دانستند که آن مکان دارای چه فضیلتی است به سوی آن به راه می افتادند، گرچه به صورت سینه خیز باشد.
سهل گوید: راوی دیگری غیر از عمر و برای من روایت کرد که نماز واجب در آن، برابر انجام یک حجّ و نماز نافله برابر انجام یک عمره است.
2- اسماعیل بن زید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
مردی خدمت امیر مؤمنان علی صلوات الله عليه آمد، آن حضرت در مسجد کوفه بود، عرض کرد: السّلام عليك يا امیرالمؤمنین و رحمة الله و بركاته.
ص: 503
فَرَدَّ عَلَيْهِ فَقَالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّى أَرَدْتُ المَسْجِدَ الأَقْصَى، فَأَرَدْتُ أَنْ أُسَلَّمَ عَلَيْكَ وَأَوَدْعَكَ.
فَقَالَ لَهُ: وَ أَيَّ شَيْءٍ أَرَدْتَ بِذَلِكَ؟
فَقالَ: الْفَضْلَ، جُعِلْتُ فِدَاكَ!
قَالَ: فَبِعْ رَاحِلَتَكَ وَ كُلْ زَادَكَ وَ صَلِّ فِي هَذَا الْمَسْجِدِ، فَإِنَّ الصَّلاَةَ الْمَكْتُوبَةَ فِيهِ حَجَّةٌ مَبْرُورَةٌ وَ النَّافِلَةَ عُمْرَةٌ مَبْرُورَةٌ ، وَ الْبَرَكَةَ فِيهِ عَلَى اثْنَيْ عَشَرَ مِيلاً يَمِينُهُ يُمْنٌ وَ يَسَارُهُ مَكْرٌ وَ فِي وَسَطِهِ عَيْنٌ مِنْ دُهْنِ وَ عَيْنٌ مِنْ لَبَنِ وَ عَيْنٌ مِنْ مَاءٍ شَرَابٍ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ عَيْنٌ مِنْ مَاءٍ طُهر لِلْمُؤْمِنِينَ .
مِنْهُ سَارَتْ سَفِينَةُ نُوحٍ، وَكَانَ فِيهِ نَسْرٌ وَ يَغُوتُ وَ يَعُوقُ وَ صَلَّى فِيهِ سَبْعُونَ نَبِيّاً وَ سَبْعُونَ وَصِيَّا أَنَا أَحَدُهُمْ _ وَ قَالَ بِيَدِهِ فِي صَدْرِهِ _ مَا دَعَا فِيهِ مَكْرُوبٌ بِمَسْأَلَةٍ فِي حَاجَةٍ مِنَ الْحَوَائِجِ إِلَّا أَجَابَهُ اللهُ، وَ فَرَّجَ عَنْهُ كُرْبَتَهُ.
حضرتش پاسخ فرمود. مرد عرض کرد: قربانت گردم! می خواستم به مسجد اقصی بروم، آمدم بر شما سلامی کرده و خداحافظی کنم. حضرتش به او فرمود: برای چه به آن جا می روی؟
عرض کرد: فدایت گردم! به خاطر فضیلت آن.
فرمود: مرکب خود را بفروش، توشۀ خود را بخور و در این مسجد کوفه نماز بخوان، زیرا نماز واجب در آن برابر یک حجّ پذیرفته شده و نماز نافله برابر یک عمره قبول شده است، و تا دوازده میل آن، دارای برکت است. سمت راست آن مبارک است و سمت چپ آن مکر (1)، و در وسط آن، چشمه ای از روغن، چشمه ای از شیر و چشمه ای از آب است که نوشیدنی مؤمنان است، و چشمه ای دیگر از آب برای پاکیزگی آنان. کشتی نوح علیه السَّلام از همان مسجد حرکت کرد، و در آن نسر، یغوث و یعوق بودند، و در آن جا هفتاد پیامبر و هفتاد و صی نماز گزارده اند و من یکی از آن ها هستم. _ و با دست مبارک به سینه اش اشاره فرمود _ هیچ اندوهگینی در آن جا حاجتی نطلبد، مگر آن که خداوند حاجت او را اجابت کند و اندوه او را برطرف سازد.
ص: 504
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
نِعْمَ الْمَسْجِدُ مَسْجِدُ الْكُوفَةِ صَلَّى فِيهِ ألْفُ نَبِي وَأَلْفُ وَصِي وَ مِنْهُ فَارَ التَّنُّورُ وَ فِيهِ تُجرَتِ السَّفِينَةُ، مَيْمَتَتُهُ رِضْوَانُ اللهِ وَوَسَطُهُ رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ وَ مَيْسَرَتُهُ مَكْرٌ.
فَقُلْتُ لِأَبِي بَصِيرٍ: مَا يَعْنِي بِقَوْلِهِ مَكْرٌ؟
قَالَ: يَعْنِي مَنَازِلَ السُّلْطَانِ، وَكَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَقُومُ عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ، ثُمَّ يَرْمِي بِسَهْمِهِ فَيَقَعُ فِي مَوْضِع التمَّارِينَ فَيَقُولُ: ذَاكَ مِنَ الْمَسْجِدِ، وَكَانَ يَقُولُ: قَدْ نُقِصَ مِنْ أَسَاسِ الْمَسْجِدِ مِثْلُ مَا نُقِصَ فِي تَرْبِيعِهِ.
4 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ شَجَرَةَ عَنْ بَعْضِ وُلْدِ مِيثَم قَالَ:
3 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
چه خوب مسجدی است مسجد کوفه! در آن جا هزار پیامبر و هزار وصی نماز خوانده اند، و از آن جا تنور (در زمان نوح علیه السَّلام ابتدای طوفان) فوران کرد و در همین مسجد، کشتی معروف نوح علیه السَّلام ساخته شد، و سمت راست آن رضا و خشنودی الهی است (جای گاه خانه امیر مؤمنان علی و فرزندان آن حضرت علیه السَّلام)، وسط آن روضه ای از روضه های بهشت و سمت چپ آن مکر قرار گرفته است.
راوی گوید: به ابو بصیر گفتم: مقصود آن حضرت از مکر چیست؟
گفت: خانه های سلطان و پادشاه است و امیر مؤمنان علی علیه السَّلام همواره کنار درِ مسجد می ایستاد و تیری رها می کرد که در محلّ خرما فروشان می افتاد.
سپس می فرمود: تا آن جا جزو مسجد است.
چنین می فرمود: از اساس و بنیان مسجد کم شده، آن سان که از چهار گوشه آن کم شده است.
4 - یکی از فرزندان میثم (تمّار) گوید:
ص: 505
كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يُصَلِّى إِلَى الْأَسْطُوَانَةِ السَّابِعَةِ مِمَّا يَلِي أَبْوَابَ عِنْدَةَ وَبَيْنَهُ وَبَيْنَ السَّابِعَةِ مِقْدَارُ مَمَرٌ عَنْزِ.
5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطِ قَالَ : وَ حَدَّثَنِي غَيْرُهُ:
أَنَّهُ كَانَ يَنْزِلُ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ سِتُّونَ أَلْفَ مَلَكٍ يُصَلُّونَ عِنْدَ السَّابِعَةِ، ثُمَّ لَا يَعُودُ مِنْهُمْ مَلَكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السَّمْطِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
إِذَا دَخَلْتَ مِنَ الْبَابِ الثَّانِي فِي مَيْمَنَةِ الْمَسْجِدِ فَعُدَّ خَمْسَ أَسَاطِينَ ثِنْتَيْنِ مِنْهَا الظُّلالِ وَ ثَلاثَةٌ فِي الصَّحْنِ، فَعِنْدَ الثَّالِثَةِ مُصَلَّى إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام وَهِيَ الْخَامِسَةُ مِنَ الْحَائِط.
قَالَ: فَلَمَّا كَانَ أَيَّامُ أَبِي الْعَبَّاسِ دَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ هِ مِنْ بَابِ الْفِيلِ فَتَيَاسَرَ حِينَ دَخَلَ مِنَ الْبَابِ فَصَلَّى عِنْدَ الْأَسْطُوَانَةِ الرَّابِعَةِ وَهِيَ بِحِذَاءِ الْخَامِسَةِ.
همواره امیر مؤمنان علی علیه السَّلام در نزدیکی ستون هفتم _ که نزدیک درهای کنده است _ نماز می گزارد، در حالی که فاصلهٔ میان آن حضرت و ستون هفتم به اندازه عبور یک بز بود.
5 - ابن اسباط :گوید فردی دیگری این گونه روایت کرد.
هر شب شصت هزار فرشته فرود می آیند و در کنار ستون هفتم نماز می گزارند و تا روز قیامت هیچ کدام از آن فرشتگان باز نمی گردند.
6 - سفیان بن سمط گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر گاه از در دوم در سمت راست مسجد وارد شدی، پنج ستون بشمار، دو ستون در سایه و سه ستون در حیاط مسجد، سومین ستون _ که پنجمین ستون از سمت راست مسجد است _ محل نماز ابراهیم علیه السَّلام است.
راوی گوید: در ایّام خلافت ابوالعباس (سفّاح، اوّلین خلیفۀ عباسی) امام صادق علیه السَّلام از باب الفيل وارد مسجد شد و به جانب چپ روانه گشت و در کنار چهارمین ستون_ که در برابر پنجمین ستون است _ نماز گزارد.
ص: 506
فَقُلْتُ: أَفَتِلْكَ أُسْطُوَانَةُ إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام؟
فَقالَ لِي: نَعَمْ.
7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
الْأَسْطُوَانَةُ السَّابِعَةُ مِمَّا يَلِي أَبْوَابَ كِنْدَةَ فِي الصَّحْنِ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام وَالْخَامِسَةُ مَقَامُ جَبْرَئِيلَ .
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ قَالَ: قَالَ مُعَاوِيَةُ بْنُ وَهْبٍ _ وَ أَخَذَ بِيَدِي _ وَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو حَمْزَةَ _ وَ أَخَذَ بِيَدِي _ قَالَ: وَ قَالَ لِي الْأَصْبَعُ بْنُ نُبَاتَةً، وَأَخَذَ بِيَدِي، فَأَرَانِي الأُسْطُوَانَةَ السَّابِعَةَ فَقالَ: هَذَا مَقَامُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صلّی اللهُ علیه وآله.
قَالَ: وَ كَانَ الحَسَنُ بْنُ عَلِي علیها السّلام يُصَلِّي عِنْدَ الْخَامِسَةِ، فَإِذَا غَابَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام صَلَّى فِيهَا الْحَسَنُ علیه السَّلام وَهِيَ مِنْ بَابِ عِنْدَةَ.
عرض کردم: آیا آن ستون، ستون ابراهیم علیه السَّلام است؟
فرمود: آری.
7 - ابن اسباط در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ستون هفتم که در نزدیکی درهای کنده در حیاط مسجد است، مقام ابراهیم علیه السَّلام و پنجمین ستون، مقام جبرئیل علیه السَّلام است.
8 - ابو اسماعیل سراج گوید: معاوية بن وهب دست مرا گرفت و گفت: ابو حمزه دست مرا گرفت و گفت: اصبغ بن نباته دست مرا گرفت و هفتمین ستون را به من نشان داد و گفت: این مقام امیر مؤمنان علی علیه السَّلام است.
راوی گوید: امام حسن مجتبی علیه السَّلام همواره در کنار پنجمین ستون نماز می گزارد، و هر گاه امیر مؤمنان علیه السَّلام حضور نداشت، در کنار هفتمین ستون _ که از در کنده است _ نماز می گزارد (یعنی میان این هفتمین ستون و دری که در کنار کوچه کنده است، شش ستون فاصله است).
ص: 507
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:
مَسْجِدُ كُوفَانَ رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، صَلَّى فِيهِ أَلْفُ نَبِيَّ وَ سَبْعُونَ نَبِيّاً وَ مَيْمَنَتُهُ رَحْمَةٌ وَ مَيْسَرَتُهُ مَكْرٌ، فِيهِ عَصَا مُوسَى وَ شَجَرَةُ يَقْطِينِ وَ خَاتَمُ سُلَيْمانَ، وَ مِنْهُ فَارَ التَّنُّورُ وَ نُجِرَتِ السَّفِينَةُ ، وَ هِيَ صُرَّةُ بَابِلَ وَ مَجْمَعُ الْأَنْبِيَاءِ علیهم السَّلام.
(103) بَابُ مَسْجِدِ السَّهْلَةِ
1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي دَاوُدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانٍ قَالَ: دَخَلْنَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَسَأَلَنَا أَ فِيكُمْ أَحَدٌ عِنْدَهُ عِلْمٌ عَمِّي زَيْدِ بْنِ عَلِيَّ ؟
9 - ابوعبیده گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
مسجد کوفه، باغی از باغ های بهشت است که در آن جا هزار و هفتاد پیامبر نماز خوانده اند. سمت راست آن رحمت، سمت چپ آن مکر است. عصای موسی علیه السَّلام، گیاه کدو (1) و انگشتر سلیمان علیه السَّلام در آن مسجد است. و از آن جا تنور (در زمان نوح علیه السَّلام یا ابتدای طوفان) فوران کرد و در همین مسجد کشتی معروف نوح علیه السَّلام ساخته شد و همان بلندترین مكان بابل و محلّ اجتماع پیامبران علیهم السَّلام بوده است.
بخش صد و سوم: فضیلت مسجد سهله
1 - عبدالله بن ابان گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدیم. حضرتش از ما علیه السَّلام پرسید: آیا در میان شما کسی هست که از عمویم زیدبن علی (که در کوفه کشته شد) خبری دهد؟
ص: 508
فَقالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ: أَنَا عِنْدِي عِلْمٌ مِنْ عِلْمٍ عَمِّكَ، كُنَّا عِنْدَهُ ذَاتَ لَيْلَةٍ فِي دَارِ مُعَاوِيَةَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَنْصَارِيِّ إِذْ قَالَ: انْطَلِقُوا بِنَا نُصَلِّي فِي مَسْجِدِ السَّهْلَةِ .
فَقالَ: أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ فَعَلَ.
فَقالَ: لَا جَاءَهُ أَمْرٌ فَشَغَلَهُ عَنِ الذَّهَابِ .
فَقالَ: أَمَا وَاللهِ! لَوْ أَعَاذَ اللَّهَ بِهِ حَوْلاً لَأَعَاذَهُ، أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ مَوْضِعُ بَيْتِ إِدْرِيسَ النَّبِيِّ علیه السَّلام. وَ الَّذِي كَانَ يَخِيطُ فِيهِ ، وَ مِنْهُ سَارَ إِبْرَاهِيمُ علیه السَّلام إِلَى الْيَمَنِ بِالْعَمَالِقَةِ ، وَ مِنْهُ سَارَ دَاوُدُ علیه السَّلام إِلَى جَالُوتَ وَ إِنَّ فِيهِ لَصَخْرَةً خَضْرَاءَ فِيهَا مِثَالُ كُلِّ نَبِي وَ مِنْ تَحْتِ تِلْكَ الصَّخْرَةِ أُخِذَتْ طِينَةُ كُلِّ نَبِي، وَإِنَّهُ لَمْنَاخُ الرَّاكِبِ.
قِيلَ : وَ مَن الرَّاكِبُ؟
قَالَ: الْخَضِرُ علیه السَّلام.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عُثْمَانَ عَنْ صَالِحِ بْنِ الْأَسْوَدِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ ذَكَرَ مَسْجِدَ السَّهْلَةِ فَقَالَ:
مردی عرض کرد: من خبری از عمویت دارم. شبی در خانه معاوية بن اسحاق انصاری در کنار او بودیم که به ما گفت: بیایید به مسجد سهله برویم و در آن جا نماز بگزاریم.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: آیا این کار را انجام داد؟
عرض کرد: نه، چون کاری پیش آمد و از رفتن باز ماند.
فرمود: به خدا سوگند اگر او برای مدّت یک سال به آن مسجد پناه برده بود، خداوند او را در پناه خود می گرفت. آیا نمی دانی که آنجا خانۀ ادریس پیامبر علیه السَّلام بوده است که در آن خیاطی می کرد، و از همان جا که ابراهیم علیه السَّلام به سوی عمالقه (که در یمن می زیستند و کافر بودند) خروج کرد و از آن جا داوود علیه السَّلام بر جالوت قیام کرد. در آن مسجد سنگ سبز رنگی است که صورت هر پیامبری بر آن نقش بسته است، و از زیر آن سنگ سرشت هر پیامبری برداشته شده است. این مسجد جای خوابانیدن شتر آن مرد سوار است.
پرسیدند: آن مرد سوار کیست؟
فرمود: خضر علیه السَّلام است.
2 - صالح بن ابی الأسود گوید: امام صادق علیه السَّلام سخن از مسجد سهله به میان آورد و فرمود:
ص: 509
أَمَا إِنَّهُ مَنْزِلُ صَاحِبِنَا إِذَا قَامَ بِأَهْلِهِ.
3 - عَنْهُ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ بَكْرِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَعِيدٍ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:
بِالْكُوفَةِ مَسْجِدٌ يُقَالُ لَهُ: مَسْجِدُ السَّهْلَةِ، لَوْ أَنَّ عَمِّي زَيْداً أَتَاهُ فَصَلَّى فِيهِ وَ اسْتَجَارَ اللهَ لَأَجَارَهُ عِشْرِينَ سَنَةٌ فِيهِ مُنَاخُ الرَّاكِبِ وَبَيْتُ إِدْرِيسَ النَّبِيِّ علیه السَّلام ، وَ مَا أَتَاهُ مَكْرُوبٌ قَطُّ، فَصَلَّى فِيهِ بَيْنَ الْعِشَاءَيْنِ وَ دَعَا اللَّهَ إِلَّا فَرَّجَ اللَّهُ كُرْبَتَهُ.
وَ رُوِيَ: أَنَّ مَسْجِدَ السَّهْلَةِ حَدُّهُ إِلَى الرَّوْحَاءِ.
هَذَا آخِرُ كِتَابِ الصَّلاةِ مِنْ كِتَابِ «الْكَافِي» لِلشَّيْخِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِي رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ، وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الزَّكَاةِ.
آن مسجد، جای فرود آمدن صاحب ما (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف) و خاندان اوست آن گاه که قیام کند.
3 - عبدالرحمان بن سعید خزّاز گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در کوفه مسجدی است که به آن مسجد سهله گویند. اگر عمویم زید به آن مسجد می آمد و نماز می گزارد و از خداوند پناه و امان می خواست، خداوند او را بیست سال در پناه خود میگرفت و امان می داد.
آن مسجد، جای خوابانیدن شتر آن سوار (خضر علیه السَّلام) و خانۀ ادریس پیامبر علیه السَّلام است.
هیچ اندوهگینی به آن مسجد نیاید که بین نماز مغرب و عشا نماز گزارد و خدا را فراخواند، مگر آن که خداوند اندوه او را بر طرف سازد.
و روایت شده است: حدّ مسجد سهله تا روحاء بوده است (1)
این پایان کتاب نماز از کتاب شریف «کافی » شیخ ابو جعفر محمّد بن يعقوب کلینی قدّس سره می باشد. کتاب بعدی، کتاب زکات است.
ص: 510
كِتَابُ الزَّكَاة
ص: 511
ص: 512
(1) بَابُ فَرْضِ الزَّكَاةِ وَ مَا يَجِبُ فِي الْمَالِ مِنَ الْحُقُوقِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ؛ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم أَنَّهُمَا قَالَا لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
رَأَيْتُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ) أَكُلُ هَؤُلاء يُعْطَى وَ إِنْ كَانَ لا يَعْرفُ ؟
فَقالَ: إِنَّ الْإِمَامَ يُعْطِي هَؤُلاءِ جَمِيعاً، لِأَنَّهُمْ يُقِرُّونَ لَهُ بِالطَّاعَةِ .
قالَ: قُلْتُ: فَإِنْ كَانُوا لَا يَعْرِفُونَ.
فَقالَ: يَا زُرَارَةُ! لَوْ كَانَ يُعْطِي مَنْ يَعْرِفُ دُونَ مَنْ لا يَعْرِفُ لَمْ يُوجَدْ لَهَا مَوْضِعٌ، وَإِنَّمَا يُعْطِي مَنْ لا يَعْرِفُ لِيَرْغَبَ فِي الدِّينِ فَيَثْبُتَ عَلَيْهِ، فَأَمَّا الْيَوْمَ فَلَا تُعْطِهَا أَنْتَ وَأَصْحَابُكَ إِلَّا مَنْ يَعْرِفُ، فَمَنْ وَجَدْتَ مِنْ هَؤُلاءِ الْمُسْلِمِينَ عَارِفاً فَأَعْطِهِ دُونَ النَّاسِ.
بخش یکم: وجوب زکات و حقوق واجب اموال
1 - زراره و محمد بن مسلم گویند: به امام صادق علیه السَّلام گفتیم: نظر شما در مورد این آیه شریفه که می فرماید: «زکات فقط از آن تنگدستان، مستمندان و مأموران آن و برای الفت دل ها و آزادی بردگان و مصرف در راه خدا، درماندگان در سفر می باشد، فرمان واجبی از جانب خداوند است» چیست؟ آیا باید به تمام این طبقات نامبرده زکات بپردازند، گرچه مقام شما را نمی شناسند؟
فرمود: ای زراره امام زمان همۀ این طبقات را بهره مند می سازد، زیرا به طاعت او التزام دارند.
گفتم: با آن که مقام او را به رسمیّت نمی شناسند؟
فرمود: اگر به شیعیان مُعترف بپردازد و از منکران امامت دریغ کند، زکات فریضه بی محل می ماند. باید به منکران امامت بدهد تا به اصل امامت دلگرم شوند و ثابت قدم بمانند. امّا امروز، تو و یارانت فقط کسانی را از زکات فریضه بهرهمند بسازید که عارف و آشنا باشند.
ص: 513
ثُمَّ قَالَ: سَهُمُ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ سَهُمُ الرَّقَابِ عَام وَ الْبَاقِي خَايٌّ .
قالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ يُوجَدُوا ؟
قالَ : لا تَكُونُ فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يُوجَدُ لَهَا أَهْلٌ .
قالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ تَسَعْهُمُ الصَّدَقَاتُ؟
فَقالَ: إِنَّ اللهَ فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِى مَالِ الْأَغْنِيَاءِ مَا يَسَعُهُمْ، وَلَوْ عَلِمَ أَنَّ ذَلِكَ لا يَسَعُهُمْ لَزَادَهُمْ إِنَّهُمْ لَمْ يُؤْتَوْا مِنْ قِبَلِ فَرِيضَةِ اللَّهِ، وَ لَكِنْ أُتُوا مِنْ مَنْعِ مَنْ مَنَعَهُمْ حَقَّهُمْ لا مِمَّا فَرَضَ اللهُ لَهُمْ، وَلَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوْا حُقُوقَهُمْ لَكَانُوا عَائِشِينَ بِخَيْرٍ.
2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
آن گاه حضرت فرمود: سهمی که برای اُلفت دل ها و آزادی بردگان معیّن گشته، مردم نامسلمان را نیز شامل می شود، اما سایر سهام نامبرده ویژۀ مسلمانان است.
گفتم: اگر سهام مسلمانان بی محل بماند و کسی یافت نشود تکلیف زکات فریضه چه می شود؟
فرمود: خداوند عزّوجل فریضه ای را بدون مورد و بدون مصرف واجب نمی کند.
گفتم: پس اگر سهام مسلمانان نارسا در آید و زکات فریضه جواب گوی مصارف آنان نباشد، تکلیف امام زمان چه خواهد بود؟
فرمود: خداوند عزّوجل زکات فریضه را در اموال دولتمندان به میزان حاجت مستمندان مقرّر کرد. اگر خدا می دانست که میزان فریضه، حاجت مستمندان را کفایت نمی کند، بر ر آن می افزود . این بی نوایی که در طبقات مستمندان می بینی از خیانت دولتمندان است که زکات فریضه را نمی پردازند نه از نارسایی میزان زکات. اگر مردم حق زکات را بپردازند، مستمندان از خیر دنیا بهره مند می شوند.
2 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 514
لَمَّا أُنْزِلَتْ آيَةُ الزَّكَاةِ: (خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا) وَأُنْزِلَتْ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَأَمَرَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله مُنَادِيَهُ فَنَادَى فِى النَّاسِ أَنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الزَّكَاةَ، كَمَا فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلاةَ.
فَفَرَضَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِمْ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ، وَ فَرَضَ الصَّدَقَةَ مِنَ الإِبل وَالْبَقَرِ وَ الْغَنَم وَ مِنَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التمْرِ وَ الرَّبِيبِ، فَنَادَى فِيهِمْ بِذَلِكَ فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ وَ عَفَا لَهُمْ عَمَّا سِوَى ذَلِك .
قالَ: ثُمَّ لَمْ يَفْرِضُ لِشَيْءٍ مِنْ أَمْوَالِهِمْ حَتَّى حَالَ عَلَيْهِمُ الْحَوْلُ مِنْ قَابِلِ فَصَامُوا وَ أَفْطَرُوا، فَأَمَرَ مُنَادِيَهُ فَنَادَى فِي الْمُسْلِمِينَ: أَيُّهَا الْمُسْلِمُونَ! زَكُوا أَمْوَالَكُمْ تُقْبَلْ صَلاتُكُمْ .
قالَ: ثُمَّ وَجْهَ عُمَّالَ الصَّدَقَةِ وَعُمَّالَ الطَّسُوقِ.
هنگامی این آیه در ماه مبارک رمضان نازل شد و به رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمان داد که: «از اموال مردم زکات فریضه دریافت کن که آنان را پاک و وارسته سازی». رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله ندا دهندۀ خود را فراخواند و فرمود تا در مجامع مردم فریاد زند: «ای مردم! خداوند زکات را مانند نماز، فرض و واجب کرد.
پس خداوند مقرّر کرد که از طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند، گندم، جو، خرما و کشمش، زکات بپردازند.
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرائض نُه گانه زکات را در ماه مبارک رمضان اعلام کرد و سایر خواسته ها را از پرداخت زکات فریضه معاف دانست.
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در آن سال، از اموال مردم چیزی نخواست و چون یک سال گذشت و سال بعد را روزه گرفتند و افطار کردند، رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله منادی خود را فراخواند تا در میان مردم فریاد بزند: ای مسلمانان اموال خود را با پرداخت زکات فریضه پیراسته سازید تا نماز شما مورد پذیرش قرار بگیرد.
حضرتش فرمود: در این هنگام رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مأمورین زکات را به مراتع و آبادی ها گسیل فرمود.
ص: 515
3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ شَيْئاً أَشَدَّ عَلَيْهِمْ مِنَ الزَّكَاةِ، وَ فِيهَا تَهْلِكُ عَامَّتُهُمْ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ وَ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ اللهَ جَلَّ وَ عَزَّ جَعَلَ لِلْفُقَرَاءِ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ مَا يَكْفِيهِمْ، وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَزَادَهُمْ، وَإِنَّمَا يُؤْتَوْنَ مِنْ مَنْع مَنْ مَنَعَهُمْ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ ععلیه السَّلام قَالَا:
فَرَضَ اللَّهُ الزَّكَاةَ مَعَ الصَّلاةِ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ مُبَارَكِ الْعَقَرْ قُوفِيَّ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَن علیه السَّلام:
3 - رفاعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
خداوند بر این اُمّت فریضه ای را سخت تر از زکات واجب نکرده است، و به خاطر همین حکم عموم آن ها هلاک خواهند شد.
4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: خداوند علیه السَّلام برای مستمندان، حقّی در اموال دولتمندان مقرّر کرد که نیاز آنان را برآورده سازد. اگر این حقِّ مقرّر، در حد کفایت نبود، بی تردید بر آن می افزود. تیره روزی مستمندان فقط از عدم پرداخت زکات دولتمندان است.
5 - محمد بن مسلم، ابو بصیر، برید و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
خداوند، زکات را در کنار نماز، فرض و واجب کرد.
6 - مبارک عقرقوفی گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:
ص: 516
إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَضَعَ الزَّكَاةَ قُوتاً لِلْفُقَرَاءِ وَ تَوْفِيراً لأَمْوَالِكُمْ.
7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلْ فَرَضَ الزَّكَاةَ كَمَا فَرَضَ الصَّلاةَ، وَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً حَمَلَ الزَّكَاةَ فَأَعْطَاهَا عَلانِيَةً لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ عَيْبٌ.
وَ ذَلِكَ أَنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ فِى أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ لِلْفُقَرَاءِ مَا يَكْتَفُونَ بِهِ الْفُقَرَاءُ، وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّ الَّذِي فَرَضَ لَهُمْ لا يَكْفِيهِمْ لَزَادَهُمْ، وَإِنَّمَا يُؤْتَى الْفُقَرَاءُ فِيما أُتُوا مِنْ مَنْع مَنْ مَنَعَهُمْ حُقُوقَهُمْ لا مِنَ الْفَرِيضَةِ.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
خداوند عزَّوجل زکات فریضه را مقرّر کرد تا زاد و توشه مستمندان و برکت اموال شما باشد.
7 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
خداوند علیه السَّلام زکات را فرض و لازم کرد، همان گونه که نماز را فرض و لازم کرد. اگر کسی زکات فریضه را بر دوش بگیرد تا به صورت آشکار به امام زمان بپردازد، عیب و ملامتی بر او وارد نیست، زیرا خداوند عزَّوجل در اموال دولتمندان نصابی مقرّر کرد که نیازمندان را کفایت کند و اگر می دانست که این نصاب مقرّر، در حد کفایت آنان نیست، بر آن می افزود. از این رو، بی نوایی مستمندان از عدم پرداخت زکات به وسیلۀ دولتمندان است نه از نارسایی میزان زکات.
8 - سماعة بن مهران گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 517
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ فَرِيضَةً لَا يُحْمَدُونَ إِلَّا بِأَدَائِهَا وَ هِيَ الزَّكَاةُ بِهَا حَقَنُوا دِمَاءَهُمْ وَ بِهَا سُمُّوا مُسْلِمِينَ، وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ فِى أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ حُقُوقاً غَيْرَ الزَّكَاةِ.
فَقالَ عَزَّ وَ جَلَّ: (وَ الَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ).
﴿وَ فَالْحَقُّ المَعْلُومُ مِنْ غَيْرِ الزَّكَاةِ وَ هُوَ شَيْءٌ يَفْرِضُهُ الرَّجُلُ عَلَى نَفْسِهِ فِي مَالِهِ يَجِبُ عَلَيْهِ أَنْ يَفْرِضَهُ عَلَى قَدْرِ طَاقَتِهِ وَ سَعَةِ مَالِهِ، فَيُؤَدِّي الَّذِي فَرَضَ عَلَى نَفْسِهِ إِنْ شَاءَ فِي كُلِّ يَوْمٍ، وَإِنْ شَاءَ فِي كُلِّ جُمْعَةٍ وَإِنْ شَاءَ فِي كُلِّ شَهْرٍ.
وَ قَدْ قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْضاً: (أَقْرَضُوا اللهَ قَرْضاً حَسَناً) وَ هَذَا غَيْرُ الزَّكَاةِ.
وَ قَدْ قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْضاً: (يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَ عَلَانِيَةً).
وَ الْمَاعُونَ أَيْضاً، وَ هُوَ الْقَرْضُ يُقْرِضُهُ وَ الْمَتَاعُ يُعِيرُهُ، وَ الْمَعْرُوفُ يَصْنَعُهُ، وَمِمَّا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْضاً فِي الْمَالِ مِنْ غَيْرِ الزَّكَاةِ، قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: (الَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ).
به راستی خداوند متعال برای فقیران در دارایی ثروتمندان حقّ واجبی قرار داده که فقط با پرداخت آن مورد ستایش قرار می گیرند و آن زکات است، که به وسیلۀ آن خونشان محفوظ و مسلمان نامیده می شوند؛ ولی خداوند متعال در دارایی ثروتمندان حقوقی دیگر _ جز زکات_ واجب نموده است، آن جا که می فرماید: «و کسانی که در اموالشان حقّ معّینی برای دریوزگان و محرومان اجتماع است».
بنابر این، حق معیّن غیر از زکات است و آن چیزی است که انسان بر خود لازم می نماید که از دارایی خود به اندازه توان و وسعت مالش به محرومان و فقیران جامعه به دلخواه خود هر روز ، هر هفته و هر ماه بپردازد.
خداوند عزَّوجل در آیه دیگری می فرماید: «به خداوند قرض نیکویی بدهند».
این غیر از زکات است. هم چنین خداوند عزَّوجل می فرماید: «آنان از آنچه خداوند به آنان روزی کرده در نهان و آشکار انفاق می کنند».
هم چنین است «ماعون» و آن پرداخت قرض، امانت دادن کالا و کار نیکی است که انسان در حق کسی انجام می دهد.
هم چنین از آنچه خداوند _ غیر از زکات _ فرض کرده است. در این آیه است که می فرماید: «کسانی پیوند می دهند به آنچه خداوند دستور به پیوند آن داده است».
ص: 518
وَ مَنْ أَدَّى مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ فَقَدْ قَضَى مَا عَلَيْهِ، وَأَدَّى شُكْرَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ فِي مَالِهِ إِذَا هُوَ حَمِدَهُ عَلَى مَا أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِ فِيهِ مِمَّا فَضَّلَهُ بِهِ مِنَ السَّعَةِ عَلَى غَيْرِهِ وَلِمَا وَفَّقَهُ لِأَدَاءِ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ.
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ مَعَنَا بَعْضُ أَصْحَابِ الْأَمْوَالِ فَذَكَرُوا الزَّكَاةَ.
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ الزَّكَاةَ لَيْسَ يُحْمَدُ بهَا صَاحِبُهَا، وَإِنَّمَا هُوَ شَيْءٌ ظَاهِرٌ، إِنَّمَا حَقَنَ بِهَا دَمَهُ وَ سُمِّيَ بِهَا مُسْلِماً ، وَ لَوْ لَمْ يُؤَدِّهَا لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلاةٌ، وَإِنَّ عَلَيْكُمْ فِي أَمْوَالِكُمْ غَيْرَ الزَّكَاةِ.
فَقُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللهُ! وَ مَا عَلَيْنَا فِي أَمْوَالِنَا غَيْرُ الزَّكَاةِ؟
و هرکه فرض خدا را ادا کند به واقع آنچه بر عهدۀ او بوده انجام داده است و نعمت هایی را که خداوند در اموالش بر او ارزانی داشته شکر و سپاس گزاری کرده است؛ آن گاه که خدا را در نعمت هایی که بر او ارزانی داشته، او را با وسعت روزی بر دیگران برتری داده و به ادای فرض خدا توفیق داده و از او یاری نموده؛ سپاس گفته است.
9 - ابو بصیر گوید: با عدّه ای از ثروتمندان در حضور امام صادق علیه السَّلام اشرف حضور داشتیم، سخن از زکات به میان آمد.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: پرداخت کنندۀ زکات مورد ستایش قرار نمی گیرد، چرا که حکم آشکاری است که با پرداخت آن خون او حفظ و مسلمان نامیده می شود و اگر کسی نپردازد، نماز از او پذیرفته نمی شود. همانا در دارایی شما حقوق دیگری غیر از زکات است.
عرض کردم: خداوند کارهای شما را اصلاح فرماید، جز زکات چه حقوقی در دارایی ماست؟
ص: 519
فَقالَ: سُبْحَانَ اللهِ! أَ مَا تَسْمَعُ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ: (وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَ الْحَرُومِ)؟
قالَ: قُلْتُ: مَا ذَا الْحَقُّ الْمَعْلُومُ الَّذِي عَلَيْنَا؟
قالَ: هُوَ الشَّيْءُ يَعْمَلُهُ الرَّجُلُ فِي مَالِهِ يُعْطِيهِ فِي الْيَوْمِ، أَوْ فِي الْجُمْعَةِ، أَوْ فِي الشَّهْرِ، قَلَّ أَوْ كَثُرَ غَيْرَ أَنَّهُ يَدُومُ عَلَيْهِ.
وَ قَوْلَهُ عَزَّ وَجَلَّ: ﴿وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ).
قالَ: هُوَ الْقَرْضُ يُقْرِضُهُ، وَ الْمَعْرُوفُ يَصْطَنِعُهُ ، وَ مَتَاعُ الْبَيْتِ يُعِيرُهُ، وَ مِنْهُ الزَّكَاةُ.
فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ لَنَا جِيرَانَا إِذَا أَعَرْنَاهُمْ مَتَاعاً كَسَرُوهُ وَأَفْسَدُوهُ فَعَلَيْنَا جُنَاحٌ إِنْ نَمْنَعْهُمْ؟
فَقالَ: لا، لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ إِنْ تَمْنَعُوهُمْ إِذَا كَانُوا كَذَلِكَ.
حضرتش با شگفتی فرمود: سبحان الله! مگر نشنیده ای که خداوند عزَّوجل در قرآنش می فرماید:
«وکسانی که در دارایی آنان حقّی معیّن برای دریوزگان و محرومان جامعه است».
عرض کردم: این حق معین چیست؟
فرمود: انسان از دارایی خود مقداری را در نظر می گیرد و هر روز یا هر هفته یا هر ماه به محرومان و فقرا می پردازد، کم باشد یا بیشتر، مهم آن است که ادامه داشته باشد.
و خداوند عزَّوجل می فرماید: «و از دادن ماعون خودداری می کنند».
حضرتش فرمود: منظور از «ماعون» همان قرضی است که می پردازند، کار نیکی است که انجام می دهند و وسایل زندگی است که عاریه می دهند و زکات از این است.
عرض کردم: ما همسایه هایی داریم که وقتی وسیله ای به آنان عاریه می دهیم می شکنند و خراب می کنند، در این صورت اگر از عاریه دادن خودداری کنیم، مرتکب گناه شده ایم؟
فرمود: اگر این گونه باشند و شما به آنها عاریه ندهید، گناهی بر شما نیست.
ص: 520
قالَ: قُلْتُ لَهُ: (وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً).
قالَ: لَيْسَ مِنَ الزَّكَاةِ.
قُلْتُ: قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ: (الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَاهُمْ بِاللَّيْل وَالنَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً).
قالَ: لَيْسَ مِنَ الزَّكَاةِ .
قالَ: فَقُلْتُ: قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: (إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاء فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ).
قالَ: لَيْسَ مِنَ الزَّكَاةِ، وَصِلَتُكَ قَرَابَتَكَ لَيْسَ مِنَ الزَّكَاةِ.
10 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (وَ الَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَ الْحَرُومِ) أَ هُوَ سِوَى الزَّكَاةِ؟
عرض کردم: این گفتار خدا نیز از موارد زکات است که می فرماید: «و به بی نوا، یتیم و اسیر با دوست داشتن آن غذا می دهند».
فرمود: این شامل زکات نمی شود.
عرض کردم: این آیه چطور که می فرماید: «کسانی که دارایی خود را شب هنگام و روز، در نهان و آشکار انفاق می کنند».
فرمود: شامل زکات نیست.
عرض کردم: این آیه چطور که می فرماید: «اگر صدقه هایتان را آشکارا بپردازید چه بهتر و اگر مخفیانه به فقرا بپردازید، این برای شما بهتر خواهد بود.
فرمود: این نیز شامل زکات نیست. هم چنین صله و پیوند خویشاوندی نیز از زکات به شمار نمی آید.
10 - اسماعیل بن جابر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: این حقّی که خداوند عزَّوجل یاد می کند و می فرماید: «... و کسانی که در اموالشان حقّی معیّن برای دریوزگان و محرومان اجتماع است». آیا این حق غیر از حق زکات است؟
ص: 521
فَقالَ: هُوَ الرَّجُلُ يُؤْتِيهِ اللهُ الثَّرْوَةَ مِنَ الْمَالِ فَيُخْرِجُ مِنْهُ الْأَلْفَ وَ الْأَلْفَيْنِ و الثلاثَةَ الآلاف و الأقل وَ الْأَكْثَرَ فَيَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ وَ يَحْمِلُ بِهِ الْكَلَّ عَنْ قَوْمِهِ. 11 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:
إِنَّ رَجُلاً جَاءَ إِلَى أَبِي عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (وَ الَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَ الْحَرُومِ) مَا هَذَا الْحَقُّ الْمَعْلُومُ؟
فَقالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام: الْحَقُّ الْمَعْلُومُ : الشَّيْءُ يُخْرِجُهُ الرَّجُلُ مِنْ مَالِهِ لَيْسَ مِنَ الزَّكَاةِ، وَ لا مِنَ الصَّدَقَةِ الْمَفْرُوضَتَيْن.
قالَ: فَإِذَا لَمْ يَكُنْ مِنَ الزَّكَاةِ وَ لا مِنَ الصَّدَقَةِ فَمَا هُوَ؟
فَقالَ: هُوَ الشَّيْءُ يُخْرِجُهُ الرَّجُلُ مِنْ مَالِهِ، إِنْ شَاءَ أَكْثَرَ وَ إِنْ شَاءَ أَقَلَّ عَلَى قَدْرِ مَا يَمْلِكُ.
فرمود: آری، این حقّی است که وقتی خداوند عزَّوجل به کسی ثروت و نعمت می بخشد، بر اوست که هزار درهم، دو هزار درهم، سه هزار درهم، کمتر و بیشتر، به حساب دریوزگان و محرومان اجتماع بگذارد و از همین حساب به زندگی خویشاوندان خود کمک کند و تاوان و غرامتی که بر عهدۀ فامیل و عشیرۀ او قرار می گیرد بپردازد.
11 - قاسم بن عبدالرحمان انصاری گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
مردی خدمت پدرم علی بن الحسین علیه السَّلام آمد و گفت: این حقی که خداوند عزَّوجل یاد کرده و می فرماید: «مگر نمازگزاران که در اموال آنان حقّی معیّن برای دریوزگان و محرومان است». چه حقّی است؟
پدرم علی بن الحسین علیه السَّلام به او فرمود: این حقِّ معلوم، یک حقّی است که انسان از مال خود جدا می کند. این حق، مربوط به زکات فریضه و صدقۀ فریضه نیست.
آن مرد گفتک پس این چه گونه حقّی است که از زکات و صَدَقات محسوب نمی شود؟
فرمود: این یک کار افتخاری است که انسان از ثروت خود، کم یا زیاد به حدّ توانش متعهد می شود.
ص: 522
فَقالَ لَهُ: الرَّجُلُ فَمَا يَصْنَعُ بِهِ؟
قالَ: يَصِلُ بِهِ رَحِماً، وَ يَقْرِي بِهِ ضَيْفاً، وَ يَحْمِلُ بِهِ كَلَا، أَوْ يَصِلُ بِهِ أَحَاً لَهُ فِي اللهِ، أَوْ لِنَائِبَةٍ تَنُوبُهُ.
فَقالَ الرَّجُلُ: اللهُ يَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَاتِهِ.
12 - وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَجَلَّ: (لِلسَّائِلِ وَ الْحَرُومِ).
قالَ: الْمَحْرُومُ الْمُحَارَفُ الَّذِي قَدْ حُرِمَ كَدَّ يَدِهِ فِي الشِّرَاءِ وَ الْبَيْعِ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُمَا قَالا:
المَحْرُومُ الرَّجُلُ الَّذِي لَيْسَ بِعَقْلِهِ بَأْسٌ، وَ لَمْ يُبْسَطْ لَهُ فِي الرِّزْقِ وَ هُوَ مُحَارَفٌ.
13 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَسَأَلَهُ رَجُلٌ فِي كَمْ تَجِبُ الزَّكَاةُ مِنَ الْمَالِ؟
فَقالَ لَهُ: الزَّكَاةُ الظَّاهِرَةُ أَمِ الْبَاطِنَةُ تُرِيدُ؟
آن مرد پرسید: مصرف این حق، در چه راهی است؟
فرمود: صِلۀ رحم پذیرایی از مهمان، برداشتن بارتاوان و غرامت از دوش مردم ناتوان، رسیدگی به حال برادران دینی و رفع گرفتاری ها و پیش آمدهای ناگوار.
آن مرد گفت: خدا خوب می داند که مقام رسالات خود را در کدام خانواده قرار دهد.
12 - صفوان جمّال گوید: امام صادق علیه السَّلام در تفسیر «سائل و محروم» فرمود:
محروم: صاحب حرفه است که تلاش او در خرید و فروش بی نتیجه می ماند.
در روایت دیگری آمده است: امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام فرمودند:
محروم صاحب حرفه خردمندی است که روزی او وسعت ندارد.
13 - مفضّل گوید: در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم که شخصی پرسید: به چه میزان از دارایی زکات تعلّق می گیرد؟
فرمود: منظور تو زکات ظاهری است یا باطنی؟
ص: 523
فَقالَ: أُريدُهُما جميعاً.
فَقالَ: أَمَّا الظَّاهِرَةُ، فَفِي كُلِّ أَلْفِ خَمْسَةٌ وَ عِشْرُونَ، وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَلا تَسْتَأْثِرُ عَلَى أَخِيكَ بِمَا هُوَ أَحْوَجُ إِلَيْهِ مِنْكَ.
14 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ عَامِرِ بْنِ جُذَاعَةَ قَالَ:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقالَ لَهُ: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ! قَرْضٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ.
فَقالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِلَى غَلَّةٍ تُدْرَكُ؟
فَقالَ الرَّجُلُ: لا ، وَ اللهِ ؟
قَالَ: فَإِلَى تِجَارَةٍ تُؤَبُّ؟
قالَ: لا ، وَ اللهِ.
قَالَ: فَإِلَى عُقْدَةٍ تُبَاعُ ؟
عرض کرد: هر دو مورد را می خواهم بدانم.
فرمود: زکات ظاهری در هر بیست و پنج هزار تعلّق می گیرد، ولی زکات باطنی آن است که برای برادر دینی خود آن چه را که نیازش از تو بیشتر است دریغ نورزی.
14 - عامر بن جذاعه گوید: مردی خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شد و گفت: ای ابا عبدالله به من قرض بدهید. هرگاه مالی به دست آوردم قرض خود را می پردازم.
حضرت فرمود: یعنی تا محصولت را جمع آوری کنی؟
آن مرد گفت: نه به خدا سوگند! محصولی ندارم.
حضرت فرمود: تا مال التجاره ات برسد؟
آن مرد گفت: نه به خدا سوگند! مال التجاره ندارم
حضرتش فرمود: تا ملک خود را بفروشی؟
ص: 524
فَقال: لا ، وَ اللهِ.
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فَأَنْتَ مِمَّنْ جَعَلَ اللهُ لَهُ فِي أَمْوَالِنَا حَقّاً.
ثُمَّ دَعَا بِكيس فِيهِ دَرَاهِمْ، فَأَدْخَلَ يَدَهُ فِيهِ فَنَاوَلَهُ مِنْهُ قَبْضَةً ثُمَّ قَالَ لَهُ: اتَّقِ الله و لا تُسْرِفْ وَ لا تَقْتُرْ، وَلَكِنْ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً ، إِنَّ التَّبْذِيرَ مِنَ الْإِسْرَافِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً).
الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبِ عَنْ سَعْدَانَ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَ ذَلِكَ.
15 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ سَابَاطَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام لِعَمَّارٍ السَّابَاطِيُّ: يَا عَمَّارًا أَنْتَ رَبُّ مَالٍ كَثِيرٍ ؟
قالَ: نَعَمْ، جُعِلْتُ فِدَاكَ .
قالَ: فَتُؤَدِّي مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْكَ مِنَ الزَّكَاةِ؟
آن مرد گفت: نه به خدا سوگند! ملکی ندارم.
حضرتش فرمود: پس تو از افرادی هستی که خداوند برای آنان حقّی در اموال ما مقرّر کرده است.
بعد کیسۀ پولی خواست، آوردند، و یک مشت سکّه به آن مرد داد و فرمود: ای مرد! تقوا پیشه کن اسراف مکن و خسّت مورز وحدّ وسط را از دست مده تا کارت قوام بگیرد. ریخت و پاش هم مکن که ریخت و پاش، عین اسراف است. خداوند عزَّوجل می فرماید: «ریخت و پاش مکن»
15 - یکی از اهالی ساباط گوید: امام صادق علیه السَّلام به عمّار ساباطی فرمود:
ای عمّار! آیا دارایی تو بسیار است؟
عرض کرد: آری قربانت گردم.
فرمود: آیا زکاتی را که خداوند بر تو واجب نموده، می پردازی؟
ص: 525
فَقالَ: نَعَمْ.
قالَ: فَتُخْرِجُ الْحَقَّ الْمَعْلُومَ مِنْ مَالِكَ؟
قالَ: نَعَمْ .
قالَ: فَتَصِلُ قَرَابَتَكَ؟
قالَ: نَعَمْ .
قالَ: وَ تَصِلُ إخْوَانَكَ؟
قالَ: نَعَمْ.
فَقالَ: يَا عَمَّارُ! إِنَّ الْمَالَ يَفْنَى وَ الْبَدَنَ يَبْلَى وَ الْعَمَلَ يَبْقَى، وَ الدَّيَّانَ حَيٌّ لا يَمُوتُ. يَا عَمَّارً! إِنَّهُ مَا قَدَّمْتَ فَلَنْ يَسْبقَكَ وَ مَا أَخَّرْتَ فَلَنْ يَلْحَفَكَ.
16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن مُسْكَانَ عَنْ أبِي بَصِير قالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ).
عرض کرد: آری.
فرمود: آیا حق معینی را از دارایی خود خارج می نمایی؟
عرض کرد: آری.
فرمود: آیا صله رحم و پیوند خویشاوندی داری؟
عرض کرد: آری.
:فرمود: آیا به برادران دینی خود نیز صله می دهی؟
عرض کرد: آری.
:فرمود: ای عمّار! به راستی که مال و دار ایی فنا می یابد، بدن می پوسد و عمل و کردار می ماند و خداوند حسابگر زنده ای است که هرگز نمی میرد. ای عمار! آن چه را که پیشتر فرستاده ای هرگز از تو پیشی نخواهد گرفت و آنچه به تأخیر انداختی هرگز به تو نخواهد پیوست.
16 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: معنای فقیر و مسکین در این آیه چیست که خداوند عزّوجل می فرماید: «زکات فریضه، ویژۀ فقرا و مساکین است.».
ص: 526
قالَ: الْفَقِيرُ الَّذِي لا يَسْأَلُ النَّاسَ وَ الْمِسْكِينُ أَجْهَدُ مِنْهُ وَ الْبَائِسُ أَجْهَدُهُمْ، فَكُلُّ مَا فَرَضَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ فَإِعْلاتُهُ أَفْضَلُ مِنْ إِسْرَارِهِ، وَكُلُّ مَا كَانَ تَطَوُّعاً فَإِسْرَارُهُ أَفْضَلُ مِنْ إِعْلانِهِ، وَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً يَحْمِلُ زَكَاةَ مَالِهِ عَلَى عَاتِقِهِ، فَقَسَمَهَا عَلانِيَةً كَانَ ذَلِكَ حَسَناً جَمِيلاً.
17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (وَ إِنْ تُخْفُوهَا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ).
فَقالَ: هِيَ سِوَى الزَّكَاةِ، إِنَّ الزَّكَاةَ عَلانِيَةٌ غَيْرُ سِرٍّ.
18 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الْفَقِيرِ وَ الْمِسْكِين.
فَقالَ: الْفَقِيرُ الَّذِي لا يَسْأَلُ، وَ الْمِسْكِينُ الَّذِي هُوَ أَجْهَدُ مِنْهُ الَّذِي يَسْأَلُ.
فرمود: فقیر، یعنی مستمندی که کار می کند و به دریوزگی نمی رود. مسکین، یعنی بیکار است و فقیر بی نواتر است. و فقیر بائس، از آن ها بی نواتر است که هرچه داشته از دست داده. هر فریضه ای که خداوند واجب می کند، آشکار آن بهتر از پنهان است و هر طاعتی که مردم با اختیار پیش قدم شوند؛ پنهان آن بهتر از آشکار است. اگر کسی زکات خود را بر دوش بگذارد و آشکارا میان حاجتمندان تقسیم کند، کار بسیار شایسته و خوبی کرده است.
17 - اسحاق بن عمار گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد این آیه پرسیدم که خداوند عزَّوجل می فرماید: «و اگر پنهان کنید و به فقرا و بینوایان برسانید، برای شما بهتر است».
فرمود: این آیه، شامل زکات فریضه نیست. زکات فریضه را باید آشکارا پرداخت شود.
18 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام) پرسیدم: فرق فقیر و مسکین چیست؟
فرمود: فقیر مستمندی که در حدّ ضرورت برگ و نوایی دارد و اجباری به دریوزگی ندارد. مسکین از بینوایی چاره ای جز دریوزگی ندارد.
ص: 527
19 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أبِي نَصْرِ قَالَ : ذَكَرْتُ لِلرِّضَا علیه السَّلام شَيْئاً.
فَقالَ: اصْبِرْ، فَإِنِّي أَرْجُو أَنْ يَصْنَعَ اللهُ لَكَ إِنْ شَاءَ اللهُ .
ثُمَّ قَالَ: فَوَ اللَّهِ! مَا أَخَّرَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِ مِنْ هَذِهِ الدُّنْيَا خَيْرٌ لَهُ مِمَّا عَجَّلَ لَهُ فِيهَا ثُمَّ صَغَرَ الدُّنْيَا وَ قَالَ: أَيُّ شَيْءٍ هِيَ ؟
ثُمَّ قَالَ: إِنَّ صَاحِبَ النِّعْمَةِ عَلَى خَطَرٍ ، إِنَّهُ يَجِبُ عَلَيْهِ حُقُوقُ اللَّهِ فِيهَا وَ اللَّهِ! إِنَّهُ لَتَكُونُ عَلَيَّ النَّعَمُ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا أَزَالُ مِنْهَا عَلَى وَجَلٍ - وَ حَرَّكَ يَدَهُ - حَتَّى أَخْرُجَ مِنَ الْحُقُوقِ الَّتِي تَجِبُ لِلَّهِ عَلَيَّ فِيهَا.
فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ أَنْتَ فِي قَدْرِكَ تَخَافُ هَذَا؟
قَالَ: نَعَمْ، فَأَحْمَدُ رَبِّي عَلَى مَا مَنَّ بِهِ عَلَيَّ.
19 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم دیر هنگامی است که از خداوند عزَّوجل حاجتی خواسته ام و هنوز دعایم به اجابت نرسیده است.
فرمود: صبر کن من امیدوارم که خداوند _ ان شاء الله _ حاجت تو را برآورده سازد.
آن گاه حضرتش فرمود: به خدا سوگند! نعمتی که خداوند دریغ می کند و برای آخرت انسان ذخیره می نماید، از نعمتی که در دنیا به او می دهد، بهتر است. مگر دنیا چه ارزشی دارد؟
سپس فرمود: صاحبان نعمت بر لب پرتگاه قرار می گیرند، زیرا در اثر نعمت، حقوقی بر انسان واجب می شود، که بسا در پرداخت آن کوتاهی شود. به خدا سوگند! من نسبت به نعمت های الهی همواره در هول و هراسم _ حضرت دستش را تکان داد _ تا موقعی که فرصت بیابم و حقوق الهی را بپردازم.
گفتم قربانت شوم! تو با این مقام و منزلت، تا حقوق الهی را نپردازی، در هول و هراسی؟
فرمود: آری. من باید خدا را سپاس بگویم که بر من منّت نهاد و نعمت ارزانی داشت.
ص: 528
(2) بَابُ مَنْعِ الزَّكَاةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (وَسَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ).
فَقالَ: يَا مُحَمَّدً! مَا مِنْ أَحَدٍ يَمْنَعُ مِنْ زَكَاةِ مَالِهِ شَيْئاً إِلَّا جَعَلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُعْبَاناً مِنْ نَارٍ مُطَوَّقاً فِي عُنُقِهِ يَنْهَشُ مِنْ لَحْمِهِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنَ الْحِسَابِ.
ثُمَّ قَالَ: هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (سَيُطَوْقُونَ مَا يَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ) يَعْنِي مَا بَخِلُوا بِهِ مِنَ الزَّكَاةِ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ يَرْفَعُهُ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
بخش دوم: عدم پرداخت زکات
1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند عزَّوجل پرسیدم که می فرماید: «به زودی آن چه را که در پرداخت آن بخل می ورزند در روز رستاخیز به گردن آن ها خواهند پیچید».
فرمود: ای محمّد! هر که چیزی از زکات دارایی خود را نپردازد، خداوند عزَّوجل آن را در روز رستاخیز اژدهایی آتشین قرار خواهد داد که بر گردن او می پیچد و از گوشت او نیش زند، تا از حساب رسی فارغ شود.
آن گاه فرمود: و این معنای گفتار خداوند عزَّوجل است که «به زودی آن چه را که در پرداخت آن بخل می ورزند در روز رستاخیز به گردن آن ها خواهند پیچید». یعنی از پرداخت زکات بخل می ورزیدند.
2 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 529
بَيْنَا رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فِي الْمَسْجِدِ، إِذْ قَالَ : قُمْ يَا فُلانُ! قُمْ يَا فُلانُ، قُمْ يَا فُلانُ! حَتَّى أَخْرَجَ خَمْسَةَ نَفَرِ.
فَقالَ: اخْرُجُوا مِنْ مَسْجِدِنَا لا تُصَلُّوا فِيهِ وَأَنْتُمْ لا تُرَكُونَ.
3 - يُونُسُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ مَنَعَ قِيرَاطَاً مِنَ الزَّكَاةِ فَلَيْسَ بِمُؤْمِنٍ وَ لا مُسْلِمِ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: (رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلى أَعْمَلُ صَالِحاً فيما تَرَكْتُ).
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: وَ لا تُقْبَلُ لَهُ صَلاةٌ.
4 - يُونُسُ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:
مَا مِنْ ذِي زَكَاةِ مَالٍ نَخْلِ أَوْ زَرْعٍ أَوْ كَرْم يَمْنَعُ زَكَاةَ مَالِهِ إِلَّا قَلَّدَهُ اللهُ تُرْبَةَ أَرْضِهِ يُطَوَّقُ بِهَا مِنْ سَبْع أَرَضِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در مسجد حضور داشت، به ناگاه فرمود: فلانی برخیز! فلانی برخیز! فلانی برخیز! حضرتش پنج تن را نام برد و فرمود: از مسجد ما بیرون روید، در آن نماز نگزارید، چرا که شما زکات اموالتان را نمی پردازید
3 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر که قیراطی از پرداخت زکات خودداری کند، نه مؤمن است نه مسلمان. و معنای گفتار خداوند عزَّوجل همان است که می فرماید: «پروردگارا! مرا باز گردان. شاید عمل شایسته ای انجام دهم چنانچه ترک کرده ام».
در روایت دیگری آمده است: نماز چنین فردی پذیرفته نمی شود.
4 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید:
پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: هر صاحب نخلستانی یا کشاورز یا باغبانی که انگور دارد و زکات مال خود را نمی پردازد،خداوند در روز رستاخیز خاک زمینش را از طبقه هفتم آن بر گردنش آویزان خواهد کرد.
5 - ابان بن تغلب گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:
ص: 530
دَمَانِ فِي الْإِسْلامِ حَلالٌ مِنَ اللهِ لا يَقْضِي فِيهِمَا أَحَدٌ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ، فَإِذَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ حَكَمَ فِيهِمَا بِحُكْمِ اللهِ لا يُرِيدُ عَلَيْهِمَا بَيْنَةُ الزَّانِي الْمُحْصَنُ يَرْجُمُهُ وَ مَانِعُ الزَّكَاةِ يَضْرِبُ عُنُقَهُ.
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام نَحْوَهُ.
6 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنِ ابْنِ بَقَاحٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ ثَابِتٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَا مِنْ رَجُلٍ أَدَّى الزَّكَاةَ فَنَقَصَتْ مِنْ مَالِهِ وَ لَا مَنْعَهَا أَحَدٌ فَزَادَتْ فِي مَالِهِ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
در اسلام دو نوع خون است که از جانب خداوند حلال است. کسی نمی تواند در آن دو مورد حکم کند تا آن خداوند قائم ما اهل بیت را بر انگیزد، آنگ اه که خداوند قائم با اهل بیت بر انگیخت، در آن دو مورد بدون بیّنه به حکم خدا داوری خواهد کرد: (یکی) زناکار همسرداری است که سنگسار خواهد شد. دیگری نپردازندۀ زکات است که گردنش زده خواهد شد.
6 - عمرو بن جمیع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر انسانی که زکات مال و دارایی خود را بپردازد و از پرداخت حق کسی خودداری نکند و از ثروتش کاسته شود؛ به ثروت و دارایی او افزوده خواهد شد.
زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
ص: 531
مَا مِنْ عَبْدٍ يَمْنَعُ دِرْهَماً فِي حَقًّهِ إِلَّا أَنْفَقَ اثْنَيْنِ فِي غَيْرِ حَقَّهِ، وَ مَا رَجُلٌ يَمْنَعُ حَقَّاً مِنْ مَالِهِ إِلَّا طَوَّقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ حَيَّةٌ مِنْ نَارٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَالٌ لا يُزَكَّى.
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام - یَعْنِي الْأَوَّلَ _ قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
مَنْ أَخْرَجَ زَكَاةَ مَالِهِ تَامَّةٌ فَوَضَعَهَا فِي مَوْضِعِهَا لَمْ يُسْأَلُ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَ مَالَهُ.
10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مِهْرَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (سَيْطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ).
هر کس یک در هم از حق زکات را نپردازد، دو در هم در راه ناحق تلف خواهد کرد. کسی که زکات فریضه را نپردازد، خداوند عزَّوجل در روز قیامت حلقۀ آتشینی چون مار، بر گردن او می پیچد.
8 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:
مال و دارایی که زکات آن پرداخت نشود، مورد لعنت است، مورد لعنت است.
9 - علی بن عقبه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هر که زکات مال و دارایی خود را به طور کامل بپردازد و در موارد آن مصرف کند، (روز رستاخیز) مورد بازجویی قرار نمی گیرد که از کجا مال و دارایی خود را به دست آورده است.
10 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند عزَّوجل پرسیدم که می فرماید: «به زودی آن چه را که در پرداخت آن بخل می ورزند در روز رستاخیز به گردن آن ها خواهد پیچید».
ص: 532
قَالَ: مَا مِنْ عَبْدٍ مَنَعَ مِنْ زَكَاةِ مَالِهِ شَيْئاً إِلَّا جَعَلَ اللهُ لَهُ ذَلِكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُعْبَاناً مِنْ نَارٍ، يُطَوَّقُ فِي عُنُقِهِ يَنْهَشُ مِنْ لَحْمِهِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنَ الْحِسَابِ، وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (سَيْطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ).
قالَ: مَا بَخِلُوا بِهِ مِنَ الزَّكَاةِ.
11 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بصیرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
مَنْ مَنَعَ الزَّكَاةَ سَأَلَ الرَّجْعَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحاً فِيمَا تَرَكْتُ).
12 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
فرمود: هر که چیزی از زکات دارایی خود را نپردازد، خداوند عزَّوجل آن را در روز رستاخیز اژدهایی آتشین قرار خواهد داد که بر گردن او می پیچد و از گوشت او نیش زند، تا از حساب رسی فارغ شود. و این معنای گفتار خداوند عزَّوجل است که «به زودی آن چه را که در پرداخت آن بخل می ورزند در روز رستاخیز به گردن آن ها خواهد پیچید».
فرمود: یعنی از پرداخت زکات بخل ورزیدند.
11 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هر کس زکات فریضه را نپردازد، به هنگام مرگ، آرزو می کند که او را باز گردانند تا خود را از عذاب دوزخ برهاند، دلیل آن، کلام خداوند متعال است که می فرماید: «پروردگارا مرا بازگردانید تا عمل صالحی را که ترک کرده ام به جا آورم».
12 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 533
صَلاةٌ مَكْتُوبَةٌ خَيْرٌ مِنْ عِشْرِينَ حَجَّةً ، وَ حَجَّةٌ خَيْرٌ مِنْ بَيْتٍ مَمْلُوءٍ ذَهَبَاً يُنْفِقُهُ فِي بِرٌ حَتَّى يَنْفَدَ.
قالَ: ثُمَّ قَالَ: وَلا أَفْلَحَ مَنْ ضَيَّعَ عِشْرِينَ بَيْتاً مِنْ ذَهَبٍ بِخَمْسَةٍ وَ عِشْرِينَ دِرْهَماً.
فَقُلْتُ: وَ مَا مَعْنَى خَمْسَةٍ وَ عِشْرِينَ دِرْهَماً؟
قالَ: مَنْ مَنَعَ الزَّكَاةَ وَقِفَتْ صَلاتُهُ حَتَّى يُزَكَّى.
13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَالٌ لا يُزَكَّى.
14 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ مَنَعَ قِيرَاطَاً مِنَ الزَّكَاةِ فَلْيَمُتْ إِنْ شَاءَ يَهُودِيًا أَوْ نَصْرَانِياً.
انجام نماز واجب بهتر از بیت حج است و انجام یک حج بهتر از خانۀ مملو از طلایی است که در راه نیکوکاری انفاق کنی تا پایان یابد.
آن گاه حضرتش فرمود: کسی که بیست خانه از طلا را به بیست و پنج درهم ساخت، رستگار نگشت.
عرض کردم: منظور از بیست و پنج درهم چیست؟
فرمود: هر که زکات مال خود را نپردازد، نمازش بازداشت می شود (و پذیرفته نمی شود) تا زکات مالش را بپردازد.
13 - مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: مال و دارایی که زکاتش پرداخت نشود مورد لعن است، مورد لعن است
14 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر که قیراطی از زکات مالش را نپردازد ، یهودی یا نصرانی خواهد مرد.
ص: 534
15 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْنُّعْمَانِ عَنْ إِسْحَاقَ قَالَ: حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
مَا ضَاعَ مَالٌ فِي بَرّ وَ لا بَحْرِ إِلَّا بِتَضْيِيعِ الزَّكَاةِ، وَ لا يُصَادُ مِنَ الطَّيْرِ إِلَّا مَا ضَيَّعَ تَسْبِيحَهُ.
16 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ اَيُّوبَ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ: مَانِعُ الزَّكَاةِ يُطَوَّقُ بِحَيَّةٍ فَرْعَاءَ وَ تَأْكُلُ مِنْ دِمَاغِهِ، وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ: (سَيُطَوَّقُونَ مَا يَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ).
17 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: وَجَدْنَا فِي كِتَابٍ عَلَيَّ علیه السَّلام قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:
إِذَا مُنِعَتِ الزَّكَاةُ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَكَاتِهَا.
15 - اسحاق گوید: راوی از امام صادق علیه السَّلام شنید که حضرتش می فرمود:
هیچ مال و دارایی در خشکی و دریا تباه نشد، مگر به تباه ساختن و نپرداختن زکات و هیچ پرنده ای شکار نمی شود، مگر پرنده ای که تسبیح خود را تباه سازد.
16 - ابو حمزه گوید: ایّوب بن راشد گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
که زکات مالش را نپردازد مار سمّی مهلکی به گردن او خواهد پیچید که از مغز سرش تغذیه کند، و این معنای آیه شریفه است که می فرماید: «به زودی آنچه را که در پرداخت آن بخل می ورزند در روز رستاخیز به گردنشان خواهد پیچید».
17 - ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
مادر کتاب حضرت علی علیه السَّلام یافتیم که آمده است: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: هر گاه زکات پرداخت نشود زمین برکاتش را باز خواهد داشت.
ص: 535
18 - أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ أَبِيهِ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سَالِمٍ مَوْلَى أَبَانِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يَقُولُ:
مَا مِنْ طَيْرِ يُصَادُ إِلَّا بِتَرْكِهِ التَّسْبِيحَ، وَ مَا مِنْ مَالٍ يُصَابُ إِلَّا بِتَرْكِ الزَّكَاةِ.
19 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
مَا مِنْ ذِي مَالٍ ذَهَبٍ أَوْ فِضَّةٍ يَمْنَعُ زَكَاةَ مَالِهِ إِلَّا حَبَسَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِقَاعِ قَرْقَرٍ، وَ سَلَّطَ عَلَيْهِ شُجَاعاً أَقْرَعَ يُرِيدُهُ وَ هُوَ يَحِيدُ عَنْهُ ، فَإِذَا رَأَى أَنَّهُ لا مَخْلَصَ لَهُ مِنْهُ أَمْكَنَهُ مِنْ يَدِهِ فَقَضِمَهَا كَمَا يُقْضَمُ الْفُجْلُ ثُمَّ يَصِيرُ طَوْقاً فِي عُنُقِهِ، وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ : (سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ).
18 - سالم گوید: از مام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
هیچ پرنده ای به دام صیّاد نمی افتد، جز با غفلت کردن از تسبیح خدا و هیچ مالی دچار آفت نمی شود، جز در اثر عدم پرداخت زکات.
19 - حریز گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر صاحب طلا و نقره ای که زکات مالش را نپردازد، خداوند متعال در روز رستاخیز او را در زمین هموار باز داشت خواهد کرد و ماری را بر او مسلّط خواهد نمود که از او فرار می کند، چون گریزی از دست او نیابد، او را همانند ترب به دست گرفته و به دندان خواهد گرفت، آن گاه گردنبندی به او خواهد بود و این همان گفتار خداوند عزَّوجل است که «به زودی به جهت بخل ورزی آن ها در روز رستاخیز از گردن های آن ها خواهد پیچید».
ص: 536
وَ مَا مِنْ ذِي مَالٍ إِبِلِ أَوْ غَنَم أَوْ بَقَرِ يَمْنَعُ زَكَاةَ مَالِهِ إِلَّا حَبَسَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِقَاعِ قَرْقَرٍ يَطَؤُهُ كُلُّ ذَاتِ ظُلْفٍ بِظِلْفِهَا وَ يَنْهَشُهُ كُلُّ ذَاتِ نَابٍ بِنَابِهَا، وَ مَا مِنْ ذِي مَالٍ نَخْلٍ أَوْ كَرْمٍ أَوْ زَرْعٍ يَمْنَعُ زَكَاتَهَا إِلَّا طَوْقَهُ اللَّهُ رَيْعَةَ أَرْضِهِ إِلَى سَبْعِ أَرَضِينَ إِلَى يَوْمٍ الْقِيَامَةِ.
20 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ أبيها علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:
مَا حَبَسَ عَبْدٌ زَكَاةً فَزَادَتْ فِي مَالِهِ.
21 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ مَنَعَ حَقًّا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْفَقَ فِي بَاطِلِ مِثْلَيْهِ.
22 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:
و هر شتردار یا گوسفنددار یا گاوداری که زکات مالش را نپردازد، خداوند در روز رستاخیز او را در زمین هموار بازداشت خواهد کرد که هر حیوان سم داری او را لگدمال نماید و هر خزندۀ نیشداری او را نیش بزند، و هر صاحب نخلستان، تاکستان و کشت زاری که زکاتش را نپردازد خداوند از اصل زمین آن تا زمین هفتم تا روز رستاخیز به گردن او خواهد پیچید
20 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام نقل می کند که حضرتش فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:
هر بنده ای که از پرداخت زکات خودداری کند، در مالش افزوده شود.
21 - هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس از پرداخت حق خدا دریغ کند، دو برابر آن را در راه باطل خرج خواهد کرد.
22 - ابو جارود گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
ص: 537
إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَبْعَثُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ نَاساً مِنْ قُبُورِهِمْ مَشْدُودَةً أَيْدِيهِمْ إِلَى أَعْنَاقِهِمْ لا يَسْتَطِيعُونَ أَنْ يَتَنَاوَلُوا بِهَا قِيسَ أَنْمُلَةٍ مَعَهُمْ مَلائِكَةٌ يُغَيِّرُونَهُمْ تَغييراً شَدِيداً يَقُولُونَ: هَؤُلاءِ الَّذِينَ مَنَعُوا خَيْراً قَلِيلاً مِنْ خَيْرٍ كَثِيرٍ، هَؤُلاءِ الَّذِينَ أَعْطَاهُمُ اللهُ فَمَنْعُوا حَقَّ الله فِى أَمْوَالِهِمْ.
23 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنْ مَعْرُوفِ بْن خَرَّبُوذَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَرَنَ الزَّكَاةَ بِالصَّلاةِ. فَقالَ: (أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ) فَمَنْ أَقَامَ الصَّلاةَ وَلَمْ يُؤْتِ الزَّكَاةَ لَمْ يُقِمِ الصَّلاةَ.
(3) بَابُ الْعِلَّةِ فِي وَضْعِ الزَّكَاةِ عَلَى مَا هِيَ لَمْ تُزَدْ وَ لَمْ تُنْقَصْ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:
به راستی در روز رستاخیز خداوند متعال گروهی از مردم را در حالی از قبرهایشان محشور می نماید که دستان آنها به گردن هایشان بسته شده است. آنان توان برداشتن به اندازه مورچه را ندارند، فرشتگانی آن ها را همراهی می کنند که به شدّت به آن ها عیب و خرده می گیرند و می گویند: اینان همان مانعان خیر اندک از خیر بسیار بودند، اینان افرادی بودند که خداوند به آن ها عطا فرمود، ولی آن ها از پرداخت حق خود در اموالشان خودداری کردند.
23 - معروف خرّ بود گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
خداوند متعال (در قرآن) زکات را قرین و همراه نماز قرار داد و فرمود: «نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید».
پس هر که نماز را برپا دارد و زکات را نپردازد، به واقع نماز را برپا نکرده است.
بخش سوم: علت وضع زکات بدون کم و زیادی
1 - حسن بن علی و شاء گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:
ص: 538
قِيلَ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: لِأَيِّ شَيْءٍ جَعَلَ اللهُ الزَّكَاةَ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ فِي كُلِّ أَلْفٍ وَ لَمْ يَجْعَلْهَا ثَلاثِينَ؟
فَقالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَهَا خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ أَخْرَجَ مِنْ أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ بِقَدْرِ مَا يَكْتَفِي بِهِ الْفُقَرَاءُ، وَ لَوْ أَخْرَجَ النَّاسُ زَكَاةَ أَمْوَالِهِمْ مَا احْتَاجَ أَحَدٌ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْمِيثَمِي عَنْ حَبِيبِ الْخَثْعَمِيُّ قَالَ:
كَتَبَ أَبُو جَعْفَرِ الْمَنْصُورُ إِلَى مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ وَ كَانَ عَامِلَهُ عَلَى الْمَدِينَةِ أَنْ يَسْأَلَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ عَنِ الْخَمْسَةِ فِي الزَّكَاةِ مِنَ الْمِائَتَيْنِ كَيْفَ صَارَتْ وَزْنَ سَبْعَةٍ وَ لَمْ يَكُنْ هَذَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله وَ أَمَرَهُ أَنْ يَسْأَلَ فِيمَنْ يَسْأَلُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الْحَسَنِ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ صلّى الله عليه وآله.
از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: چرا خداوند زکات را در هر هزار بیست و پنج قرار داد نه در سی؟
فرمود: خداوند متعال بیست و پنج قرار داد و از اموال ثروتمندان به اندازهۀ نیاز فقرا بیرون آورد، اگر مردم زکات دارایی خود را بپردازند، حتّی یک نیازمند پیدا نمی شود.
2 - حبیب خثعمی گوید: ابو جعفر منصور توسط والی خود در مدینه محمّد بن خالد خواست که از مردم مدینه دربارهٔ پنج در دویست زکات بپرسد که چگونه بروزن هفت شد در حالی که در زمان پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله چنین نبود، او دستور داد این سؤال را از عبدالله بن حسن و امام صادق صلّى الله عليه وآله نیز بپرسد.
ص: 539
قَالَ: فَسَأَلَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ، فَقالوا: أَدْرَكْنَا مَنْ كَانَ قَبْلَنَا عَلَى هَذَا.
فَبَعَثَ إِلَى عَبْدِ اللهِ بْنِ الْحَسَنِ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ صلّى الله عليه وآله.
فَسَأَلَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الْحَسَنِ ، فَقَالَ كَمَا قَالَ الْمُسْتَفْتَوْنَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ .
قالَ: فَقَالَ : مَا تَقُولُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ؟
فَقالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله جَعَلَ فِي كُلِّ أَرْبَعِينَ أُوقِيَّةٌ أُوقِيَّةٌ، فَإِذَا حَسَبْتَ ذَلِكَ كَانَ عَلَى وَزْنِ سَبْعَةٍ وَ قَدْ كَانَتْ وَزْنَ سِتَّةٍ وَكَانَتِ الدَّرَاهِمُ خَمْسَةَ دَوَانِيقَ.
قالَ حَبِيبٌ: فَحَسَبْنَاهُ فَوَجَدْنَاهُ كَمَا قَالَ فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ.
فَقالَ: مِنْ أَيْنَ أَخَذْتَ هَذَا؟
قالَ: قَرَأْتُ فِي كِتَابٍ أُمِّكَ فَاطِمَةَ علیها السَّلام.
قالَ: ثُمَّ انْصَرَفَ فَبَعَثَ إِلَيْهِ مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ : ابْعَثْ إِلَيَّ بِكِتَابٍ فَاطِمَةَ علیها السّلام.
فَأَرْسَلَ إِلَيْهِ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیها السّلام: إِنِّي إِنَّمَا أَخْبَرْتُكَ أَنِّي قَرَأْتُهُ وَ لَمْ أُخْبِرْكَ أَنَّهُ عِنْدِي.
قالَ حَبِيبٌ فَجَعَلَ مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ يَقُولُ لِي: مَا رَأَيْتُ مِثْلَ هَذَا قَط.
راوی گوید: حاکم از مردم مدینه پرسید، پاسخ دادند: پیش از ما نیز چنین بود. حاکم شخصی را نزد عبدالله بن حسن و امام صادق علیه السَّلام فرستاد تا از آن ها نیز این سؤال را بپرسد.
عبد الله بن حسن پاسخ داد، حکم همان است که اهل مدینه گفته اند.
مأمور به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد: نظر شما چیست؟ ای اباعبدالله!
امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در هر چهل اوقیه، یک اوقیه زکات قرار داد، وقتی آن را محاسبه کردند به وزن هفت درهم بود، البتّه پیشتر به وزن شش درهم بود و هر درهم پنج دانق بود.
حبیب گوید: ما محاسبه کردیم و همان گونه که حضرتش فرموده بود، یافتیم.
راوی گوید: عبدالله بن حسن نزد امام صادق علیه السَّلام آمد و گفت: این حکم را از کجا می گویی؟
فرمود: در کتاب مادرت حضرت فاطمه علیها السَّلام خواندم.
وقتى مأمور حاکم برگشت، محمّد بن خالد شخصی را فرستاد که کتاب فاطمه علیها السَّلام را به ما بدهید.
امام صادق علیه السَّلام پاسخ داد : من گفتم: این حکم را در کتاب فاطمه علیها السَّلام خوانده ام، نگفتم که آن کتاب نزد من است.
حبیب گوید: محمّد بن خالد همواره به من می گفت: هرگز چنین حکمی ندیده ام.
ص: 540
3 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ صَبَّاحٍ الْحَذَّاءِ عَنْ قُثَمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قالَ:
قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَخْبِرْنِي عَن الزَّكَاةِ كَيْفَ صَارَتْ مِنْ كُلِّ أَلْفِ خَمْسَةً وَ عِشْرِينَ لَمْ تَكُنْ أَقَلَّ أَوْ أَكْثَرَ مَا وَجْهَهَا؟
فَقالَ: إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْخَلْقَ كُلَّهُمْ، فَعَلِمَ صَغِيرَهُمْ وَكَبِيرَهُمْ وَ غَنِيَّهُمْ وَفَقِيرَهُمْ، فَجَعَلَ مِنْ كُلِّ أَلْفِ إِنْسَانٍ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ مِسْكِيناً، وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّ ذَلِكَ لا يَسَعُهُمْ لَزَادَهُمْ، لأَنَّهُ خَالِقُهُمْ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِهِمْ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدِ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ جَعْفَرِ الْأَحْوَلِ قَالَ:
سَأَلَنِي رَجُلٌ مِنَ الزَّنَادِقَةِ فَقَالَ: كَيْفَ صَارَتِ الزَّكَاةُ مِنْ كُلِّ أَلْفِ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ دِرْهَماً؟
فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّمَا ذَلِكَ مِثْلُ الصَّلاةِ ثَلاثٌ وَ ثِنْتَانِ وَ أَرْبَعٌ .
3 - قثم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: قربانت گردم! چگونه زکات از هر هزار، بیست و پنج مقرّر شد، نه کمتر و نه زیادتر؟ دلیلش چیست؟
فرمود: خداوند عزَّوجل همۀ مردم را آفرید و از کوچک و بزرگ و ثروتمند و فقیر آنان آگاهی داشت. از این رو برای هر هزار انسانی بیست و پنج مسکین قرار داد. اگر می دانست که این اندازه زکات کفایت نمی کند، به آن م، افزود چرا که او آفریدگار آن ها بود و از آنان آگاهی داشت.
4 - ابو جعفر احول گوید: یکی از زنادقه از من پرسید: چگونه زکات از هر هزار درهم، بیست و پنج درهم مقرر شد؟
گفتم: این حکم به سان حکم نماز است که سه، دو و چهار رکعت است.
ص: 541
قالَ: فَقَبِلَ مِنِّي، ثُمَّ لَقِيتُ بَعْدَ ذَلِكَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ.
فَقالَ: إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَسَبَ الْأَمْوَالَ وَ الْمَسَاكِينَ، فَوَجَدَ مَا يَكْفِيهِمْ مِنْ كُلِّ أَلْفِ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ، وَ لَوْ لَمْ يَكْفِهِمْ لَزَادَهُمْ.
قالَ: فَرَجَعْتُ إِلَيْهِ فَأَخْبَرْتُهُ.
فَقالَ: جَاءَتْ هَذِهِ الْمَسْأَلَةُ عَلَى الْإِبِل مِنَ الْحِجَازِ.
ثُمَّ قَالَ: لَوْ أَنِّي أَعْطَيْتُ أَحَداً طَاعَةً، لَأَعْطَيْتُ صَاحِبَ هَذَا الْكَلامِ.
(4) بَابُ مَا وَضَعَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الزَّكَاةَ عَلَيْهِ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ بَصِيرٍ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيُّ وَ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالا:
او از من پذیرفت. بعد از آن حضور امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدم و این سؤال را پرسیدم.
حضرتش فرمود: خداوند عزِّوَجل اموال و بی نوایان را محاسبه فرمود، و این گونه یافت که از هر هزار در هم بیست و پنج درهم کافی است و اگر کفایت نمی کرد، می افزود.
من نزد او رفتم و این پاسخ را دادم
گفت: این پاسخ به وسیله شتر از حجاز آمده است.
آن گاه گفت: اگر من از کسی فرمان ببرم، از صاحب این سخن فرمان خواهم برد.
بخش چهارم: آن چه پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به عنوان زکات مقرّر کرده اند
1 - زراره، محمّد بن مسلم، ابوبصیر، برید عجلی و فضیل بن یسار گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
ص: 542
فَرَضَ اللهُ الزَّكَاةَ مَعَ الصَّلاةِ فِي الْأَمْوَالِ، وَ سَنَّهَا رَسُولُ اللَّه صلَّی اللهُ علیه وآله فِي تِسْعَةِ أَشْيَاءَ، وَ عَفَا رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله عَمَّا سِوَاهُنَّ فِي الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التمْرِ وَ الزَّبِيبِ، وَ عَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَالَ:
وَضَعَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله الزَّكَاةَ عَلَى تِسْعَةِ أَشْيَاءَ الحِنْطَةِ وَ الشَّعِير والتمر وَ الرَّبِيبِ وَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَ الْإِيلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَم وَعَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ.
قالَ يُونُسُ: مَعْنَى قَوْلِهِ: «إِنَّ الزَّكَاةَ فِي تِسْعَةِ أَشْيَاءَ وَعَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ »، إنَّمَا كَانَ ذَلِكَ فِى أَوَّلِ النُّبُوَّةِ كَمَا كَانَتِ الصَّلاةُ رَكْعَتَيْن ثُمَّ زَادَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فِيهَا سَبْعَ رَكَعَاتٍ، وَكَذَلِكَ الزَّكَاةَ وَضَعَهَا وَ سَنَّهَا فِي أَوَّلِ نُبُوتِهِ عَلَى تِسْعَةِ أَشْيَاءَ، ثُمَّ وَضَعَهَا عَلَى جَمِيعِ الْحُبُوبِ.
خداوند زکات اموال را در کنار نماز، فرض و واجب کرد و رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله زکات را در نه ماده سنّت نهاد و از سایر مواد صرف نظر کرد. از این رو، زکات فریضه به طلا و نقره، شتر، گاو و گوسفند، گندم، جو، خرما و کشمش اختصاص یافت و سایر اموال از پرداخت زکات معاف گردید.
2 - ابوبکر حضر می گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله زکات را در نه ماده مقرّر کرد: گندم ،جو ،خرما ،کشمش، طلا، نقره، شتر گاو گوسفند، و سایر مواد را معاف داشت.
یونس گوید: این که در نه چیز زکات مقرّر شده و سایر مواد معاف شده اند؛ این امر در آغاز نبوّت بود، آن سان که نماز دو رکعت بود. سپس پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله هفت رکعت به آن افزود، زکات نیز همین گونه بود که در آغاز نبوّت در نه چیز مقرّر شده بود، آن گاه حضرتش در همۀ حبوبات قرار داد.
ص: 543
(5) بَابُ مَا يُزَكَّى مِنَ الْحُبُوبِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ علیه السَّلام عَنِ الْحُبُوبِ مَا يُزَكَّى مِنْهَا.
لا قالَ: الْبُرُّ وَ الشَّعِيرُ وَ الذَّرَةُ وَالدُّحْنُ وَ الْأَرُزُ وَ السُّلْتُ وَ الْعَدَسُ وَ السَّمْسِمُ ، كُلُّ هَذَا يُزَكَّى وَأَشْبَاهُهُ.
2 - حَرِيرٌ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ، وَ قَالَ: كُلُّ مَا كِيلَ بِالصَّاعِ فَبَلَغَ الْأَوْسَاقَ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ.
وَ قَالَ: جَعَلَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله الصَّدَقَةَ فِي كُلِّ شَيْءٍ أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ إِلَّا مَا كَانَ فِي الْخُضَرِ وَ الْبُقُولِ وَكُلِّ شَيْءٍ يَفْسُدُ مِنْ يَوْمِهِ.
بخش پنجم: زکات حبوبات و غلّات
1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام علیه السَّلام دربارۀ زکات حبوبات و غلّات پرسیدم.
فرمود: گندم، جو، ذرّت، ارزن، برنج، سلت (گونه ای از جو)، عدس و کنجد؛ زکات همهٔ این ها و مانند این ها پرداخت می شود.
2 - نظیر این روایت را زراره از امام صادق علیه السَّلام را نقل کرده و می افزاید که حضرتش فرمود:
هر چیزی که با صاع (1) پیمانه شود و به اندازۀ دوهزار و هفتصد رطل عراقی برسد، زکات دارد.
و فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در هر چیزی که از زمین می روید مگر آن که از سبزی جات و تره بار و هر چیزی که در همان روز و به سرعت فاسد می شود، زکات قرار داد.
ص: 544
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:
قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ پیمانه ای معادل چهار مد: جُعِلْتُ فِدَاكَ! رُوِيَ عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:
وَضَعَ رَسُولُ الله صلّی اللهُ علیه وآله الزَّكَاةَ عَلَى تِسْعَةِ أَشْيَاءَ الْحِنْطَةِ وَالشَّعِيرِ وَ التمر وَ الرَّبِيبِ وَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَ الْغَنَم وَ الْبَقَر و الإبل، وَعَفَا رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله عَمَّا سِوَى ذَلِكَ.
فَقَالَ لَهُ الْقَائِلُ: عِنْدَنَا شَيْءٌ كَثِيرٌ يَكُونُ أَضْعَافَ ذَلِكَ.
فَقالَ: وَ مَا هُوَ ؟
فَقالَ لَهُ: الْأَرُزُ.
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَقُولُ لَكَ : إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَضَعَ الزَّكَاةَ عَلَى تِسْعَةِ أَشْيَاءَ، وَعَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ وَتَقُولُ: عِنْدَنَا أَرُةٌ وَعِنْدَنَا ذُرَةٌ وَقَدْ كَانَتِ الدُّرَةُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ ِ صلَّى الله عليه وآله.
3 - علی بن مهزیار گوید: در نوشته عبدالله بن محمّد برای ابوالحسن علیه السَّلام خواندم این گونه آمده بود: فدایت شوم! از امام صادق علیه السَّلام روایت شده که فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بر نه چیز زکات قرار داد: گندم، جو، خرما، کشمش، طلا، نقره، گوسفند، گاو و شتر، و حضرتش دیگر چیزها را مشمول حكم زكات قرار نداد. شخصی به پدر بزرگوارتان امام صادق علیه السَّلام گفت: مواردی نزد ما هست که خیلی بیشتر از چیزهایی است که نام بردید
امام علیه السَّلام فرمود: چه چیزی؟
گفت: برنج.
امام علیه السَّلام فرمود: من به تو میگویم که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بر نه چیز زکات قرار داد و چیزها دیگر را بخشید، آن گاه تو می گویی: ما برنج داریم، ما ذرّت داریم، به راستی که در زمان رسول صلَّی اللهُ علیه وآله نیز ذرِت بود (حال آن که پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله بر ذرّت زکات قرار نداد)
ص: 545
فَوَقَّعَ علیه السَّلام: كَذَلِكَ هُوَ وَ الزَّكَاةَ عَلَى كُلِّ مَا كِيلَ بِالصَّاعِ .
وَكَتَبَ عَبْدُ اللَّهِ: وَ رَوَى غَيْرُ هَذَا الرَّجُلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الْحُبُوبِ.
فَقالَ: وَ مَا هِيَ؟
فَقالَ: السَّمْسِمُ وَ الْأَرْزُ وَ الدُّخْنُ، وَكُلُّ هَذَا غَلَّةٌ كَالْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ.
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فِي الْحُبُوبِ كُلِّهَا زَكَاة.
4 - وَ رَوَى أَيْضاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:
كُلِّ مَا دَخَلَ الْقَفِيزَ فَهُوَ يَجْرِي مَجْرَى الْحِنْطَةِ وَالشَّعِيرِ وَ التمْرِ وَ الرَّبِيبِ.
قالَ: فَأَخْبِرْنِي جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَلْ عَلَى هَذَا الْأَرْزُ وَ مَا أَشْبَهَهُ مِنَ الْحُبُوبِ الْحِمْصِ وَ الْعَدَسِ زَكَاةً؟
فَوَقَّعَ: صَدَقُوا الزَّكَاةُ فِي كُلِّ شَيْءٍ كِيلَ.
5 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَن علیه السَّلام: إِنَّ لَنَا رَطْبَةً وَ أَرُزْاً فَمَا الَّذِي عَلَيْنَا فِيهَا؟
پس امام علیه السَّلام سخن پدرشان را تأیید کرده و نوشته را امضاء فرمودند و در ادامه نوشتند:
زکات بر هر چیزی که با صاع، پیمانه شود واجب است.
عبدالله نوشت: شخصی غیر از این مرد روایت کرد که از امام صادق علیه السَّلام درباره حبوبات غلات پرسید.
فرمود: حبوبات غلات چیست؟
گفت: کنجد، برنج، و ارزن، همۀ این ها مانند گندم و جو از غلّات هستند.
امام صادق علیه السَّلام فرمود: در همۀ حبوبات غلّات زکات واجب است.
4 - هم چنین از امام صادق علیه السَّلام روایت شده که حضرتش فرمود:
هر چیزی که با قفیز (نوعی پیمانۀ عراقی است) پیمانه شود، داخل در حکم گندم، جو، خرما و کشمش است.
راوی گفت: فدایت شوم! به من خبر ده که آیا برنج و مانند آن مثل نخود و عدس نیز زکات دارد؟
امام علیه السَّلام مرقوم فرمود راست گفته اند، زکات در هر چیزی که پیمانه میشود واجب است.
5 - محمد بن اسماعیل گوید: به امام ابو الحسن علیه السَّلام گفتم: ما یونجه و برنج داریم. پس چیزی در آن ها برعهدۀ ماست؟
ص: 546
فَقالَ: علیه السَّلام أَمَّا الرَّطْبَةُ، فَلَيْسَ عَلَيْكَ فِيهَا شَيْءٌ، وَ أَمَّا الْأَرْزُ فَمَا سَقَتِ السَّمَاءُ بِالْعُشْرِ وَ مَا سُقِيَ بِالدَّلْوِ فَنِصْفُ الْعُشْرِ مِنْ كُلِّ مَا كِلْتَ بِالصَّاعِ، أَوْ قَالَ: وَ كِيلَ بِالْمِكْيَالِ.
6 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سَمَاعَةَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحَرْثِ مَا يُزَكَّى مِنْهُ؟
فَقالَ: الْبُرُّ وَ الشَّعِيرُ وَ الذَّرَةَ وَ الْأَرز والسُّلْتُ وَ الْعَدَسُ، كُلُّ هَذَا مِمَّا يُزَكَّى.
وَ قَالَ: كُلُّ مَا كِيلَ بِالصَّاعِ، فَبَلَغَ الْأَوْسَاقَ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ.
(6) بَابُ مَا لا يَجبُ فِيهِ الزَّكَاةُ مِمَّا تُنْبِتُ الأَرْضُ مِنَ الْخُضَرِ وَغَيْرِهَا
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
امام علیه السَّلام فرمود: امّا در یونجه چیزی بر عهدۀ شما نیست؛ ولی در برنج، آن چه که آسمان آن را آب داده (کشت دیمی) یک دهم هر پیمانه ای، که با صاع پیمانه و آنچه با سطل و به صورت دستی آب خورده، نصف یک دهم، زکات دارد.
یا این که فرمود: و هر چیزی که با پیمانه، پیمانه شود.
6 - ابو مریم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: چه چیزی از کشت زکات دارد؟
فرمود: گندم، جو، ذرّت، برنج، سلت (نوعی جو) و عدس همه این ها زکاتشان داده می شود. و فرمود: هر چیزی که با صاع پیمانه شود و به او ساق ( 2700 رطل عراقی ) برسد، زکات دارد.
بخش ششم: سبزیجات و گیاهانی که زکات واجب ندارند
1 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 547
لَيْسَ عَلَى الْبُقُولِ وَ لا عَلَى الْبِرِّيحَ وَأَشْبَاهِهِ زَكَاةٌ إِلَّا مَا اجْتَمَعَ عِنْدَكَ مِنْ غَلَّتِهِ فَبَقِيَ عِنْدَكَ سَنَةٌ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْخُضَرِ فِيهَا زَكَاةً وَإِنَّ بِيعَتْ بِالْمَالِ الْعَظِيم؟
فَقالَ: لا، حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: مَا فِي الْخُضَرِ؟
قَالَ: وَ مَا هِيَ؟
قُلْتُ: الْقَضْبُ وَالْبِطِّيخُ وَ مِثْلُهُ مِنَ الْخُضَرِ .
قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ إِلَّا أَنْ يُبَاعَ مِثْلُهُ بِمَالٍ، وَ يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ، فَفِيهِ الصَّدَقَةُ. وَ عَنِ الْغَضَاةِ مِنَ الْفِرْسِكِ وَ أَشْبَاهِهِ فِيهِ زَكَاةً ؟
محصول سبزی و خربزه و امثال آن زکات ندارد. اگر سبزیجات و تره بار فروخته شود و درآمد آن (طلا و نقره) یک سال ذخیره شود، در پایان سال، زکات آن واجب می گردد
2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدند: اگر میوۀ تازه فراوان باشد و به مبلغ گزافی فروخته شود، زکات دارد؟
فرمود: نه. (اگر تبدیل به طلا و نقره ای گردد) و و یک سال ذخیره شود، زکات خواهد داشت.
3 - حلبی می گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: حکم زکات در سبزیجات ( صیفی جات) چیست؟ فرمود: مانند چه؟
گفتم: چیزهایی که بریده می شوند و به صورت تازه و آبدار خورده می شوند (چیدنی ها، مثل سیب) و خربزه و مانند آن از سبزی جات (صیفی جات).
فرمود: اینها زکات ندارند، مگر آن که به مالی فروخته شوند و یک سال از آن بگذرد که در آن صورت زکات دارند.
از حضرتش درباره چیزهای تازه و آبدار مانند هلو و مانند آن پرسیدم که آیا آن ها زکات دارند؟
ص: 548
قال: لا.
قُلْتُ: فَثَمَنُهُ؟
قالَ: مَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ مِنْ ثَمَنِهِ فَزَكَّهِ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْأَشْنَانِ فِيهِ زَكَاةً؟
فَقالَ: لا.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ الْمُهْتَدِي قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْقُطْنِ وَ الزَّعْفَرَانِ عَلَيْهِمَا زَكَاةٌ؟
قَالَ: لا.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الْبُسْتَانِ تَكُونُ فِيهِ مِنَ الْثَمَارِ مَا لَوْ بِيعَ كَانَ مَالاً هَلْ فِيهِ صَدَقَةٌ؟
قال: لا.
فرمود: نه.
گفتم: اگر تبدیل به پول شد چه؟
فرمود: از پولش آن چه که سال به آن گذشته زکات بده.
4 - یونس گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: محصول چوبک زکات دارد؟
فرمود: نه.
5 - عبد العزیز گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: محصول پنبه و زعفران زکات دارد؟
فرمود: نه.
6 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام پرسیدم: محصول میوه اگر به قیمت زیادی فروخته شود، آیا زکات دارد؟
فرمودند: نه، زکات ندارد.
ص: 549
(7) بَابُ أَقَلِّ مَا يَجبُ فِيهِ الزَّكَاةُ مِنَ الْحَرْثِ
1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ - قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ الزَّكَاةِ فِي الرَّبِيبِ وَ الْعَمْرِ.
فَقالَ: فِي كُلِّ خَمْسَةِ أَوْسَاقٍ وَسْقٌ، وَ الْوَسْقُ سِتُّونَ صَاعاً، وَ الزَّكَاةُ فِيهِمَا سَوَاءٌ، فَأَمَّا الطَّعَامُ فَالْعُشْرُ فِيما سَقَتِ السَّمَاءُ، وَ أَمَّا مَا سُقِيَ بِالْغَرْبِ وَ الدَّوالِي، فَإِنَّمَا عَلَيْهِ نِصْفُ الْعُشْرِ.
2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ قَالا: ذَكَرْنَا لَهُ الْكُوفَةً وَ مَا وُضِعَ عَلَيْهَا مِنَ الْخَرَاجِ وَ مَا سَارَ فِيهَا أَهْلُ بَيْتِهِ.
بخش هفتم: کمترین نصاب زکات محصولات
1 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زکات کشمش و خرما از چه قرار است؟
فرمود: از پنج بار شتر، یک بار آن حق زکات است _ یک بار شتر را برابر با شصت من می باشد _ زکات کشمش و خرما از یک قرار است؛ اما گندم و جو، اگر با آب آسمان آبیاری شود، ده یک آن، حق زکات است و اگر با گردونه و سطل، آبیاری شود، بیست یک آن حقِّ زکات است.
2 - صفوان بن يحيى و احمد بن محمد بن ابی نصر گویند: به حضرتش در مورد مالیات کوفه و مردم آن سخن گفتیم.
ص: 550
فَقالَ: مَنْ أَسْلَمَ طَوْعاً تُرِكَتْ أَرْضُهُ فِي يَدِهِ، وَ أُخِذَ مِنْهُ الْعُشْرُ مِمَّا سَقَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَنْهَارُ وَنِصْفُ العُشْر مِمَّا كَانَ بِالرِّشَاءِ فِيمَا عَمَرُوهُ مِنْهَا، وَ مَا لَمْ يَعْمُرُوهُ مِنْهَا خَذَهُ الْإِمَامُ فَقَبَّلَهُ مِمَّنْ يَعْمُرُهُ وَ كَانَ لِلْمُسْلِمِينَ، وَ عَلَى الْمُتَقَدِّلِينَ فِي حِصَصِهِمُ الْعُشْرُ وَنِصْفُ العُشْرِ، وَلَيْسَ فِي أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةِ أَوْ سَاقٍ شَيْءٌ مِنَ الزَّكَاةِ.
وَ مَا أُخِذَ بالسَّيْفِ فَذَلِكَ إلَى الْإِمَام يُقَبِّلُهُ بِالَّذِي يَرَى، كَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللهِ صلُّى اللهُ عليه وآله بِخَيْبَرَ، قَبْلَ سَوَادَهَا وَ بَيَاضَهَا _ يَعْنِي أَرْضَهَا وَ نَخْلَهَا _ وَ النَّاسُ يَقُولُونَ: لا يَصْلُحُ قَالَةُ الْأَرْضِ وَ النَّخْل.
وَ قَدْ قَبْلَ رَسُولُ اللهِ صلُّى اللهُ عليه وآله خَيْبَرَ، وَ عَلَى الْمُتَقَدِّلِينَ سِوَى قَبَالَةِ الْأَرْضِ الْعُشْرُ وَ نِصْفُ الْعُشْرِ فِي حِصَصِهِمْ.
وَ قَالَ: إِنَّ أَهْلَ الطَّائِفِ أَسْلَمُوا وَ جَعَلُوا عَلَيْهِمُ الْعُشْرَ وَنِصْفَ الْعُشْرِ، وَإِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ دَخَلَهَا رَسُولُ اللهِ صلُّى اللهُ عليه وآله عَنْوَةً، فَكَانُوا أَسَرَاءَ فِي يَدِهِ فَأَعْتَقَهُمْ وَ قَالَ: اذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطَّلَقَاءُ.
فرمود: هر که با میل خود مسلمان شده، زمینش از آنِ خود اوست که اگر به صورت آبیاری می شود، یک دهم به عنوان مالیات گرفته می شود و اگر با سطل آبیاری می شود، نصف یک دهم. و این در صورتی است که زمین آباد باشد و اگر آباد نباشد، زمین از آن امام است و آن را از آبادگران می پذیرد و از آن مسلمانان است و پذیرندگان در سهم، یک دهم و نصف یک دهم خواهد بود. و زمانی که کمتر از پنج اوساق باشد، زکات ندارد.
و زمین هایی که با شمشیر گرفته شده از آنِ امام است. به هر که صلاح دانست می دهد. آن سان که پیامبر خدا صلُّى اللهُ عليه وآله در جنگ خیبر چنین کرد که سرزمین و نخلستان آن ها را پذیرفت و مردم می گفتند: پذیرفتن از زمین نخلستان شایسته نیست.
ولی پیامبر خدا صلُّى اللهُ عليه وآله از خیبر پذیرفت و و بر پذیرندگان علاوه بر پذیرش زمین، یک دهم و نصف یک دهم در اموال آن هاست.
حضرتش فرمود: هنگامی که مردم طائف مسلمان شدند، یک دهم و نصف یک دهم را به عنوان خراج قرار دادند.
و آنگاه که پیامبر خدا صلُّى اللهُ عليه وآله با قدرت وارد مکّه شد، مردم مکّه در دست حضرتش اسیر شدند، پیامبر خدا صلُّى اللهُ عليه وآله آن ها را آزاد کرد و فرمود : بروید که شما آزاد شدگانید.
ص: 551
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الصَّدَقَةِ فِيمَا سَقَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَنْهَارُ:
إِذَا كَانَ سَيْحاً أَوْ كَانَ بَعْلاَ الْعُشْرُ وَ مَا سَقَتِ السَّوَانِي وَ الدَّوَالِي أَوْ سُقِيَ بِالْغَرْبِ فَنِصْفُ العُشْرِ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أبى جَعْفَر علیه السَّلام أَنَّهُمَا قَالا لَهُ:
هَذِهِ الْأَرْضُ الَّتِي يُزَارِعُ أَهْلُهَا مَا تَرَى فِيهَا.
فَقالَ: كُلُّ أَرْضِ دَفَعَهَا إِلَيْكَ السُّلْطَانُ فَمَا حَرَّثْتَهُ فِيهَا، فَعَلَيْكَ فِيمَا أَخْرَجَ اللهُ مِنْهَا الَّذِي قَاطَعَكَ عَلَيْهِ، وَ لَيْسَ عَلَى جَمِيعِ مَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا الْعُشْرُ إِنَّمَا عَلَيْكَ الْعُشْرُ فِيما يَحْصُلُ فِي يَدِكَ بَعْدَ مُقَاسَمَتِهِ لَكَ.
3 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زکات زمین کشاورزی فرمود:
آن چه را که آسمان و نهرهای جاری آبیاری می کند، یا خودش از زمین آب می گیرد و احتیاجی به آبیاری ندارد یک دهم آن زکات دارد؛ و آن چه که با شتر و ظرف آبکشی یا با سطل بزرگ آبیاری می شود، نصف یک بیستم آن زکات دارد.
4 - ابو بصیر و محمّد بن مسلم گویند : به امام باقر علیه السَّلام گفتیم: در زمین های واگذاری، حقّ زکات از چه قرار است؟
فرمود: هر زمینی که از جانب حکومت به تو واگذار شود، بعد از آن که حق حکومت را بدهی، یک دهم آن حقِّ زکات است. این یک دهم پس از تقسیم آن از محصولی خارج می شود که به طور خالص به دست تو می آید.
ص: 552
5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَنْ أَقَلَّ مَا يَجِبُ فِيهِ الزَّكَاةُ مِنَ الْبُرْوَ الشَّعِيرِ وَ التمْرِ وَ الرَّبِيبِ.
فَقَالَ: خَمْسَةُ أَوْسَاقٍ بِوَسْقِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله.
فَقُلْتُ: كَم الْوَسْقُ؟
قَالَ: سِتُّونَ صَاعاً.
قُلْتُ: فَهَلْ عَلَى الْعِنَبِ زَكَاةً، أَوْ إِنَّمَا تَجِبُ عَلَيْهِ إِذَا صَيْرَهُ زَبِيباً؟
قالَ: نَعَمْ، إِذَا خَرَصَهُ أَخْرَجَ زَكَاتَهُ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :
فيما سَقَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَنْهَارُ، أَوْ كَانَ بَعْلاً العُشْرُ، وَأَمَّا مَا سَقَتِ السَّوَانِي وَالدَّوَالِي فَنِصْفُ العُشْرِ.
5 - سعد بن سعد اشعری گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: کمترین محصول گندم، جو، کشمش و خرما که زکات دارند، چه مقدار است؟
فرمود: کمترین نصاب آن با معیاری که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مقرر کرده بود، پنج بار شتر است.
پرسیدم با معیار رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله یک بار شتر، چقدر می شود؟
فرمود: شصت صاع.
گفتم: وقتی که محصول انگور به دست آید، باید زکات آن را بدهند؟ یا بعد از آن که به صورت کشمش در آید؟
فرمود: آری، موقعی که تخمین بزنند، می توانند زکات آن را بپردازند.
6 - معاوية بن شریح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
محصولی که با آب باران و رودخانه، یا به صورت دِیم به دست آید، ده یک آن حقِّ زکات است، و محصولی که با شتر، یا گاو آبکش آبیاری شود، بیست یک آن حق زکات است.
ص: 553
فَقُلْتُ لَهُ: فَالْأَرْضُ تَكُونُ عِنْدَنَا تُسْقَى بِالدَّوَالِي، ثُمَّ يَزِيدُ الْمَاءُ فَتُسْقَى سَيْحاً.
فَقالَ: وَإِنَّ ذَا لَيَكُونُ عِنْدَ كُمْ كَذَلِكَ؟
قُلْتُ: نَعَمْ .
قالَ : النِّصْفُ وَ النِّصْفُ نِصْفُ بِنِصْفِ الْعُشْرِ وَنِصْفُ بِالْعُشْرِ.
فَقُلْتُ: الْأَرْضُ تُسْقَى بِالدَّوَالِي، ثُمَّ يَزِيدُ الْمَاءُ فَتُسْقَى السَّفْيَةَ وَ السَّفْيَتَيْنِ سَيْحاً.
قالَ: وَ فِي كَمْ تُسْقَى السَّفْيَةَ وَالسَّفْيَتَيْن سَيْحاً؟
قُلْتُ: فِي ثَلَاثِينَ لَيْلَةً أَوْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قَدْ مَضَتْ قَبْلَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ سِتَّةَ أَشْهُرٍ سَبْعَةَ أَشْهُرٍ.
قالَ: نِصْفُ العُشْر.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن التمْرِ وَ الرَّبِيبِ مَا أَقَلُّ مَا تَجِبُ فِيهِ الزَّكَاةُ.
گفتم: زمینی که در اوائل کشت، با گاو آبکش آبیاری می شود و در پایان کشت با آب جاری آبیاری می گردد، حق زکات آن چگونه است؟ فرمود: در بلاد شما چنین اتفاقی رخ می دهد؟
گفتم: آری.
فرمود: حقِ زکات آن نصف و نصف است. از نصف محصول، یک دهم؛ و از نصف دیگر بیست دهم بپردازند.
گفتم: زمینی که با گاوِ آبکش آبیاری می شود، اگر با زیاد شدن آب، فرصتی پیش آید و یک نوبت یا دو نوبت با آب جاری آبیاری شود. حقِّ زکات آن از چه قرار است؟
فرمود: این یک نوبت و دو نوبت در چه فاصله زمانی صورت می گیرد؟
گفتم: با فاصلهٔ سی شب یا چهل شب، در حالی که شش _ یا هفت _ ماه با گاو آبکش آبیاری شده است.
فرمود: زکاتش همان بیست یک می باشد.
7 - محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کمترین محصول خرما و کشمش که حق زکات به آن تعلّق بگیرد، چه مقدار است؟
ص: 554
فَقَالَ: خَمْسَةُ أَوْ سَاقٍ وَ يُتْرَكُ مِعَى فَأْرَةٍ وَأُمُّ جُعْرُورٍ لَا يُزَكِّيَانِ وَإِنْ كَثُرَا وَ يُتْرَكُ لِلْحَارِسِ الْعَذْقُ وَ الْعَذْقَانِ وَ الْحَارِسُ يَكُونُ فِي النَّخْلِ يَنْظُرُهُ فَيُتْرَكُ ذَلِكَ لِعِيَالِهِ.
(8) بَابُ أَنَّ الصَّدَقَةَ فِي التَمْرِ مَرَّةً وَاحِدَةٌ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرِ عَنْ زُرَارَةً وَ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
أَيُّمَا رَجُلٍ كَانَ لَهُ حَرْثٌ أَوْ تَمْرَةٌ فَصَدَّقَهَا فَلَيْسَ عَلَيْهِ فِيهِ شَيْءٌ، وَإِنْ حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ عِنْدَهُ إِلَّا أَنْ يُحَوِّلَهُ ،مَالاً ، فَإِنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَحَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ عِنْدَهُ فَعَلَيْهِ أَنْ يُزَكِّيَهُ وَ إِلَّا فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ وَ إِنْ ثَبَتَ ذَلِكَ أَلْفَ عَامٍ إِذَا كَانَ بِعَيْنِهِ، فَإِنَّمَا عَلَيْهِ فِيهِ صَدَقَةُ الْعُشْرِ، فَإِذَا أَدَّاهَا مَرَّةً وَاحِدَةً فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ فِيهَا حَتَّى يُحَوِّلَهُ مَالاً وَ يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَهُوَ عِنْدَهُ.
فرمود: پنج بار شتر. البتّه خرمای آفت زده (روده موشی) و خرمای پشکلی را به حساب نمی آورند. گرچه فراوان باشد. برای نگهبان باغ هم باید یک شاخه و دو شاخه جدا شود که حق نظاره دارد تا برای عیالش ببرد.
بخش هشتم: زکات خرما در یک سال یک مرتبه است
1 - زراره و عبید گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس صاحب کِشت و زراعت باشد، یا صاحب خرما باشد و زکات محصول خود را بپردازد، دیگر هیچ گونه حَقَّی بر عهدهٔ او نیست، گرچه محصول او تا یک سال دیگر باقی بماند. فقط در صورتی که گندم و یا خرمای خود را بفروشد و طلا و نقرۀ آن، دست نخورده، یک سال ذخیره بماند، باید زکات آن نقره و طلا را بپردازد، وگرنه زکاتی بر عهدۀ او نیست، گرچه هزار سال بتواند محصول خود را سالم نگهدارد. حقّ زکاتِ محصول، فقط برای یک نوبت است که باید ده یک آن پرداخته شود، و اگر یک نوبت بپردازند، دیگر حقّی به آن محصول تعلّق نخواهد گرفت، مگر آن که محصول را بفروشد و طلا و نقرۀ آن یک سال، دست نخورده، ذخیره بماند.
ص: 555
(9) بَابُ زَكَاةِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:
فِي كُلِّ مِائَتَيْ دِرْهَم خَمْسَةُ دَرَاهِمَ مِنَ الْفِضَّةِ وَ إِنْ نَقَصَ فَلَيْسَ عَلَيْكَ زَكَاةٌ وَ مِنَ الذَّهَب مِنْ كُلِّ عِشْرِينَ دِينَاراً نِصْفُ دِينَارٍ وَ إِنْ نَقَصَ فَلَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ رِفَاعَةَ النَّخَّاسِ قَالَ:
سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَقالَ: إِنِّي رَجُلٌ صَائِعٌ أَعْمَلُ بِيَدِي، وَإِنَّهُ يَجْتَمِعُ عِنْدِيَ الْخَمْسَةُ وَ الْعَشَرَةُ فَفِيهَا زَكَاةٌ؟
فَقالَ: إِذَا اجْتَمَعَ مِانَتَا دِرْهَم فَحَالَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ فَإِنَّ عَلَيْهَا الزَّكَاةَ.
بخش نهم: زکات طلا و نقره
1 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر دویست درهم نقره، پنج درهم آن حق زکات است. کمتر از دویست درهم زکات ندارد و هر بیست دینار طلا، نیم دینار آن حق زکات است، کمتر از آن زکات ندارد.
2 - رفاعه گوید: شخصی از امام صادق علیه السَّلام پرسید: من زرگر و طلاساز هستم، گاهی موجودی نقره ام به پنج و یا ده درهم می رسد، آیا باید از این مبلغ زکات بپردازم؟
فرمود: هر گاه دویست در هم جمع شود و یک سال، دست نخورده، ذخیره بماند، حق زكات به آن تعلق میگیرد.
ص: 556
3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ وَ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهما السَّلام قَالَا:
لَيْسَ فِيما دُونَ الْعِشْرِينَ مِثْقَالاً مِنَ الذَّهَبِ شَيْءٌ، فَإِذَا كَمَلَتْ عِشْرِينَ مِثْقَالاً فَفِيهَا نِصْفُ مِثْقَالِ إِلَى أَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ فَإِذَا كَمَلَتْ أَرْبَعَةً وَ عِشْرِينَ فَفِيهَا ثَلاثَةُ أَخْمَاسِ دِينَارٍ إِلَى ثَمَانِيَةٍ وَ عِشْرِينَ، فَعَلَى هَذَا الْحِسَابِ كُلَّمَا زَادَ أَرْبَعَةٌ.
4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ ابْنِ عُيَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا جَازَتِ الزَّكَاةُ الْعِشْرِينَ دِينَاراً فَفِي كُلِّ أَرْبَعَةِ دَنَانِيرَ عُشْرُ دِينَارٍ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الذَّهَبِ كَمْ فِيهِ مِنَ الزَّكَاةِ؟
فَقالَ: إِذَا بَلَغَ قِيمَتُهُ مِائَتَيْ دِرْهَم فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ.
3 - عده ای از اصحاب ما گویند: امام باقر و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
کمتر از بیست مثقال طلا زکات ندارد؛ بیست مثقال کامل، نیم مثقال آن حقّ زکات است تا برسد به بیست و چهار مثقال؛ بیست و چهار مثقال کامل سه پنجم آن حق زکات است تا برسد به بیست و هشت مثقال. و بر طبق همین حساب هرگاه چهار دینار اضافه شود، حق زکات آن بر اساس یک چهلم بالا می رود.
4 - ابن عیینه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
اگر زکات مال از 20 دینار طلا گذشت، پس در هر 4 دینار، یک دهم دینار، زکات است.
5 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: در طلا چقدر زکات است؟
فرمود: اگر قیمت طلا 200 در هم شود، زکات دارد.
ص: 557
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام فِي كَمْ وَضَعَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله الزَّكَاةَ؟
فَقالَ: فِي كُلِّ مِائَتَيْ دِرْهَم خَمْسَةَ دَرَاهِمَ، فَإِنْ نَقَصَتْ فَلا زَكَاةَ فِيهَا، وَ فِي الذَّهَبِ فَفِي كُلِّ عِشْرِينَ دِينَاراً نِصْفُ دِينَارٍ، فَإِنْ نَقَصَتْ فَلَا زَكَاةَ فِيهَا.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ:
سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ مَا أَقَلُّ مَا يَكُونُ فِيهِ الزَّكَاةُ؟
قالَ: مِائَنَا دِرْهَم وَ عِدْلُهَا مِنَ الذَّهَبِ
قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَن النَّيْفِ وَالْخَمْسَةِ وَ الْعَشَرَةِ .
قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ حَتَّى يَبْلُغَ أَرْبَعِينَ فَيُعْطَى مِنْ كُلِّ أَرْبَعِينَ دِرْهَماً دِرْهَمْ.
6 - حسین بن بشار گوید: از ابوالحسن علیه السَّلام پرسیدم رسول خدا صلّى الله عليه وآله نصاب زکات را بر چه میزانی مقرر نمود؟
فرمود: هر دویست درهم نقره، پنج در هم آن حق زکات است، اگر کمتر باشد از پرداخت زکات معاف است. و در هر بیست دینار طلا، نیم دینار آن حق زکات است، اگر کمتر باشد، از پرداخت زکات معاف است.
7 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کمترین مقدار از طلا و نقره که زکات آن واجب می شود، سؤال شد؟
فرمود: 200 درهم نقره و معادل آن 20 دینار طلا
گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: اگر مقدار نقره به پنج و ده درهم و اندی برسد چه؟
فرمود: چیزی از زکات به آن تعلّق نمی گیرد تا این که به چهل درهم برسد که در این صورت از هر چهل در هم، یک درهم می پردازد.
ص: 558
8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: تِسْعُونَ وَ مِائَةُ دِرْهَم وَ تِسْعَةَ عَشَرَ دِينَاراً أَ عَلَيْهَا فِي الزَّكَاةِ شَيْءٌ؟
فَقالَ: إِذَا اجْتَمَعَ الذَّهَبُ وَالْفِضَّةُ فَبَلَغَ ذَلِكَ مِائَتَيْ دِرْهَم، فَفِيهَا الزَّكَاةُ، لِأَنَّ عَيْنَ الْمَالِ الدَّرَاهِمْ وَ كُلُّ مَا خَلا الدَّرَاهِمَ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ مَتَاعٍ فَهُوَ عَرْضٌ مَرْدُودٌ ذَلِكَ إلَى الدَّرَاهِم فِي الزَّكَاةِ وَ الدِّيَاتِ.
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ زَيْدٍ الصَّائِعَ قَالَ:
قُلْتُ لأَبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي كُنْتُ فِي قَرْيَةٍ مِنْ قُرَى خُرَاسَانَ يُقَالُ لَهَا بُخَارَى، فَرَأَيْتُ فِيهَا دَرَاهِمَ تُعْمَلُ ثُلُثٌ فِضَّةٌ وَ ثُلُثٌ مِرٌّ وَ ثُلُثٌ رَصَاصٌ، وَ كَانَتْ تَجُوزُ عِنْدَهُمْ وَ كُنْتُ أَعْمَلُهَا وَ أُنْفِقُهَا.
قَالَ: فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ إِذَا كَانَتْ تَجُوزُ عِنْدَهُمْ.
8 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: آیا 190 درهم نقره و 19 دینار طلا، زکات دارد؟
فرمود: اگر طلا و نقره جمع شدند و به مقدار 200 در هم نقره رسیدند، زکات دارد؛ زیرا مال در هم ها هستند، و هر گاه درهم های نقره از طلا یا کالایی خالی شدند، حکم آن در زکات و دیات به درهم های خالی از طلا و کالا بر می گردد.
9 - زید صائغ گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: من در روستایی از روستاهای خراسان بودم که به آن «بخارا» می گفتند، در آنجا سکّه های در همی را دیدم که از یک سوم نقره، یک سوم مس و یک سوم سرب می سازند و آن در هم ها نزد آن ها رایج بود و من هم با آن درهم ها داد و ستد می کردم و انفاق هم می نمودم، حکم آن چیست؟
امام صادق علیه السَّلام فرمود: اگر آن سکّه ها نزد آنها رایج بوده، اشکالی ندارد.
ص: 559
فَقُلتُ: أَرَأَيْتَ إِنْ حَالَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ وَهِيَ عِنْدِي وَ فِيهَا مَا يَجِبُ عَلَيَّ فِيهِ الزَّكَاةُ أُزَكِّيهَا؟
قالَ: نَعَمْ، إِنَّمَا هُوَ مَالُكَ.
قُلْتُ: فَإِنْ أَخْرَجْتُهَا إِلَى بَلْدَةٍ لا يُنْفَقُ فِيهَا مِثْلُهَا فَبَقِيَتْ عِنْدِي حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ أُزَكِّيهَا .
قالَ: إِنْ كُنْتَ تَعْرِفُ أَنَّ فِيهَا مِنَ الْفِضَّةِ الْخَالِصَةِ مَا يَجِبُ عَلَيْكَ فِيهَا الزَّكَاةُ فَزَكُ مَا كَانَ لَكَ فِيهَا مِنَ الْفِضَّةِ الْخَالِصَةِ وَ دَعْ مَا سِوَى ذَلِكَ مِنَ الْخَبِيثِ. قُلْتُ: وَإِن كُنتُ لا أَعْلَمُ مَا فِيهَا مِنَ الْفِضَّةِ الْخَالِصَةِ إِلَّا أَنِّي أَعْلَمُ أَنَّ فِيهَا مَا يَجِبُ فِيهِ الزَّكَاة.
قالَ: فَاسْبِكْهَا حَتَّى تَخْلُصَ الْفِضَّةُ وَ يَحْتَرِقَ الْخَبِيتُ، ثُمَّ يُزَكَّى مَا خَلَصَ مِنَ الْفِضَّةِ لِسَنَةٍ وَاحِدَةٍ.
گفتم: اگر از آن دو سکّه ها نزد من باشد و یک سال از آن گذشته باشد و در آن درهم ها درهمی باشد که زکات آن واجب شود، آیا باید زکات آن را بدهم؟
فرمودند: آری، زیرا مال توست.
گفتم: اگر آن در هم ها را به شهری دیگر ببرم که با آن ها در آن شهر داد وستد نمی شود و رایج نیست و نزد من بماند و سال بر آن بگذرد، آیا باید زکاتش را بدهم؟
فرمود: اگر می دانی که در آن ها نقرۀ خالصی است که به حدّ زکات می رسد، زکات نقره خالص آن در هم را بده و ناخالصی های آن را رها کن.
گفتم: اگر من نمی دانم چقدر در آن ها نقره به کار رفته، امّا می دانم که در آن چیزی به کار رفته که زکات در آن واجب است، در این صورت وظیفۀ من چیست؟
فرمود: آن در هم ها را ذوب کن تا نقرۀ آن خالص شود و از ناخالصی ها جدا شود، ونقرۀ خالصی که یک سال بر آن گذشته، زکات بده.
ص: 560
(10) بَابُ أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى الْحُلِيِّ وَ سَبَائِكِ الذَّهَب وَ نُقَرِ الْفِضَّةِ وَالْجَوْهَرِ زَكَاةً
1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُلِي فِيهِ زَكَاةً؟
قال: لا.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُلِيِّ فِيهِ زَكَاةً؟
قالَ: لا.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ عَنِ الْحُلِيِّ أَ يُزَكَّى؟
فَقَالَ: إِذا لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْءٌ.
بخش دهم: زیور آلات، سکه های غیر رایج طلا، نقره و جواهرات زکات ندارند
1 - محمّد حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زیور آلات زکات دارند؟
فرمود: نه.
2 - محمد حلبی نظیر این روایت را دوباره با سند دیگر از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.
یعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا آلات زینتی زکات دارند؟
فرمود: اگر از وسایل زینتی زکات بدهند، زینتی نمیماند.
ص: 561
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ سَأَلَهُ بَعْضُهُمْ عَنِ الْحُلِيِّ فِيهِ زَكَاةً؟
فَقَالَ: لا ، وَ لَوْ بَلَغَ مِائَةَ أَلْفٍ.
5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْمَالِ الَّذِي لا يُعْمَلُ به ولا يُقَلبُ.
قالَ: يَلْزَمُهُ الزَّكَاةُ فِي كُلِّ سَنَةٍ إِلَّا أَنْ يُسْبَكَ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
زَكَاةُ الْحُلِيِّ عَارِيَتُهُ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ:
4 - رفاعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که فردی از حضرتش پرسید: آیا زیور آلات طلا و نقره زکات دارند؟
فرمود: نه، گرچه معادل صد هزار درهم باشد، زکات ندارد.
5 - علی بن یقطین گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: اگر سکّه طلا و نقره از مبادلۀ بازار خارج شود و دست نخورده بماند، زکات دارد؟
فرمود: هر ساله زکات دارد، مگر این که سکّه را آب کنند و به صورت شمش درآورند.
6 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
زکات زیور آلات، همان عاریه دادن آن هاست.
7 - هارون بن خارجه گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:
ص: 562
إِنَّ أَخِي يُوسُفَ وُلّي لِهَؤُلاءِ الْقَوْمِ أَعْمَالاً أَصَابَ فِيهَا أَمْوَالَا كَثِيرَةٌ، وَإِنَّهُ جَعَلَ تِلْكَ الْأَمْوَالَ حُلِيّاً أَرَادَ أَنْ يَفِرَّبهَا مِنَ الزَّكَاةِ أَ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ؟
قالَ: لَيْسَ عَلَى الْحُلِى زَكَاةً وَ مَا أَدْخَلَ عَلَى نَفْسِهِ مِنَ النُّقْصَانِ فِي وَضْعِهِ وَ مَنْعِهِ نَفْسَهُ فَضْلُهُ أَكْثَرُ مِمَّا يَخَافُ مِنَ الزَّكَاةِ.
8 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّهُ يَجْتَمِعُ عِنْدِي الشَّيْءُ فَيَبْقَى نَحْواً مِنْ سَنَةٍ أَتُزَكِّيهِ؟
قَالَ: لا، كُلُّ مَا لَمْ يَحُلْ عَلَيْهِ عِنْدَكَ الْحَوْلُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ فِيهِ زَكَاةً، وَكُلُّ مَا لَمْ يَكُنْ ركَازاً فَلَيْسَ عَلَيْكَ فِيهِ شَيْءٌ .
قالَ: قُلْتُ: وَ مَا الرِّكَازُ؟
قالَ: الصَّامِتُ الْمَنْقُوشُ .
ثُمَّ قَالَ: إِذَا أَرَدْتَ ذَلِكَ فَاسْبِكْهُ، فَإِنَّهُ لَيْسَ فِي سَبَائِكِ الذَّهَبِ وَنِقَارِ الْفِضَّةِ شَيْءٌ مِنَ الزَّكَاةِ.
برادرم یوسف به سرپرستی کارهای حکومتی این گروه پرداخت و طلا و نقرۀ زیادی به دست آورد و برای فرار از پرداخت زکات سکّه های خود را به صورت آلات زینتی درآورده است. آیا باید زکات آن ها را بپردازد؟
فرمود: آلات زینتی زکات ندارد. ولی برادرت با خارج کردن سکّه ها از بازار تجارت و ماندن از سود کلان آن، به خسارتی دچار شده است که از خسارتی که از بیم زکات فریضه دچار شده به مراتب بیشتر است.
8 - على بن يقطين گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: گاهی مقداری نقدینه نزد من جمع می شود و در حدود یک سال، دست نخورده بر جا می ماند، آیا زکات دارد؟
فرمود: نه. آن نقدینه ای که یک سال نزد تو بر جا نمانده باشد، زکات ندارد. و هر چه رکاز نباشد زکات ندارد.
گفتم: رکاز چیست؟
فرمود: مسکوک رایج.
آن گاه فرمود: اگر خواستی از پرداخت زکات معاف بمانی، نقدینه ات را آب کن، زیرا شمش طلا و نقره زکات ندارد.
ص: 563
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا أَنَّهُ قَالَ:
لَيْسَ فِي التَّبْرِ زَكَاةً، إِنَّمَا هِيَ عَلَى الدَّنَانِيرِ وَالدَّرَاهِم.
10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
لَيْسَ فِي الْجَوْهَرِ وَ أَشْبَاهِهِ زَكَاةٌ وَإِنْ كَثُرَ.
(11) بَابُ زَكَاةِ الْمَالِ الْغَائِبِ وَالدَّيْنِ وَالْوَدِيعَةِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ سَدِيرِ الصَّيْرَفِيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام:
9 - یکی از اصحاب ما گوید: حضرتش فرمود:
گاه زکات ندارد، زکات فقط بر دینار و درهم تعلّق می گیرد.
10 - زراره و بکیر گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
جواهر قیمتی و سنگ های گرانبها زکات ندارند، گر چه مقدار آن بسیار باشد.
بخش یازدهم: زکات مال غایب، قرض و ودیعه
1 - سدیر صیرفی می گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:
ص: 564
مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ كَانَ لَهُ مَالٌ فَانْطَلَقَ بِهِ فَدَفَنَهُ فِي مَوْضِع فَلَمَّا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ ذَهَبَ لِيُخْرِجَهُ مِنْ مَوْضِعِهِ فَاحْتَفَرَ الْمَوْضِعَ الَّذِي ظَنَّ أَنَّ الْمَالَ فِيهِ مَدْفُونٌ، فَلَمْ يُصِبْهُ فَمَكَثَ بَعْدَ ذَلِكَ ثَلاثَ سِنِينَ، ثُمَّ إِنَّهُ احْتَفَرَ الْمَوْضِعَ الَّذِي مِنْ جَوَانِبِهِ كُلِّهِ فَوَقَعَ عَلَى الْمَالِ بِعَيْنِهِ كَيْفَ يُزَكِّيهِ؟
قالَ: يُزَكِّيهِ لِسَنَةٍ وَاحِدَةٍ، لِأَنَّهُ كَانَ غَائِباً عَنْهُ، وَإِنْ كَانَ احْتَبَسَهُ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَغِيبُ عَنْهُ مَالُهُ خَمْسَ سِنِينَ، ثُمَّ يَأْتِيهِ فَلا رَأْسُ الْمَالِ كَمْ يُزَكِّيهِ؟
قالَ: سَنَةٌ وَاحِدَةً.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
نظر شما در مورد شخصی که نقدینۀ خود را در محلی دفن می کند و بعد از یک سال به سراغ آن می رود، امّا هر چه می جوید، دفینه را پیدا نمی کند و بعد از سه سال که به فکر می افتد و جوانب آن محل را می کاود، دفینه خود می یابد، زکات این دفینه از چه قرار خواهد بود؟
فرمود: فقط زکات سال اول را می پردازد، زیرا دفینه از دسترس او خارج بوده است، گرچه در جایی دفن شده بود.
2 - رفاعة بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی پنج سال است که مالش را گم کرده و به آن دسترسی نداشته، سپس به آن دست یافته و از سرمایه سودی نبرده و زیان دیده چقدر باید زکات بدهد؟
فرمود: باید زکات یک سال را بپردازد.
3 _ عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 565
لَيْسَ فِي الدَّيْنِ زَكَاةً إِلَّا أَنْ يَكُونَ صَاحِبُ الدَّيْنِ هُوَ الَّذِي يُؤَخِّرُهُ، فَإِذَا كَانَ لَا يَقْدِرُ عَلَى أَخْذِهِ فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً حَتَّى يَقْبَضَهُ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ الدِّيْنُ عَلَى النَّاسِ يَحْتَبِسُ فِيهِ الزَّكَاةَ؟
قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ فِيهِ زَكَاةٌ حَتَّى يَقْبِضَهُ، فَإِذَا قَبَضَهُ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ، وَإِنْ هُوَ طَالَ حَبْسُهُ عَلَى النَّاسِ حَتَّى يَتِمَّ لِذَلِكَ سِنُونَ، فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةٌ حَتَّى يَخْرُجَ، فَإِذَا هُوَ خَرَجَ زَكَّاهُ لِعَامِهِ ذَلِكَ وَ إِنْ هُوَ كَانَ يَأْخُذُ مِنْهُ قَلِيلاً قَلِيلاً فَلْيُرَكَ مَا خَرَجَ مِنْهُ أَوَّلاً فَأَوَّلاً، فَإِنْ كَانَ مَتَاعُهُ وَ دَيْنُهُ وَ مَالُهُ فِي تِجَارَتِهِ الَّتِي يَتَقَلَّبُ فِيهَا يَوْماً بِيَوْمٍ يَأْخُذُ وَ يُعْطِي وَ يَبِيعُ وَ يَشْتَرِي، فَهُوَ يُشْبِهُ الْعَيْنَ فِي يَدِهِ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ، وَ لَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُغَيْرَ ذَلِكَ إِذَا كَانَ حَالُ مَتَاعِهِ وَ مَالِهِ عَلَى مَا وَصَفْتُ لَكَ فَيُؤَخِّرَ الزَّكَاةَ.
در قرض و بدهکاری زکاتی نیست؛ مگر آن که طلبکار خودش باعث تأخیر پرداخت بدهی شود، ولی اگر نتواند بدهی را پس بگیرد، زکاتی بر او نیست تا قرض خود را بستاند.
4 - سماعه گوید: از حضرتش پرسیدم: مردی که به مردم بدهکار است در عین حال از پرداخت زکات آن خودداری میکند چه حکمی دارد؟ فرمود: در آن مال بر عهده او زکاتی نیست تا این که آن مال را به دست آورد، وقتی به دست آورد، بایستی زکات آن را بپردازد. و اگر مدّت طولانی در دست مردم باشد و چند سال بگذرد، زکاتی بر او نیست تا این که به دست آورد، وقتی به دست آورد برای همان سال زکات آن را می پردازد و اگر اندک اندک از مردم بگیرد، بایستی همان اندازه که به دست می آورد، زکاتش را بپردازد و اگر کالا، بدهی و دارایی او سرمایهٔ تجارتی باشد که روز به روز در گردش است که روزانه می گیرد، می فروشد و می خرد، این همانند عین مالی است که در اختیار دارد، بایستی زکات آن را بپردازد و شایسته نیست این کالا و مال را از حالی که ذکر شد، تغییر دهد تا زکاتش را به تأخیر اندازد.
ص: 566
5 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
فِى رَجُل اسْتَقْرَضَ مَالاً فَحَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَ هُوَ عِنْدَهُ :
قالَ: إِنْ كَانَ الَّذِي أَقْرَضَهُ يُؤَدِّي زَكَاتَهُ، فَلا زَكَاةَ عَلَيْهِ، وَإِنْ كَانَ لَا يُؤَدِّي أَدَّى الْمُسْتَقْرِضُ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام:
رَجُلٌ دَفَعَ إِلَى رَجُلٍ مَالاً قَرْضاً عَلَى مَنْ زَكَاتُهُ عَلَى الْمُقْرِضِ أَوْ عَلَى الْمُقْتَرِضِ؟
قالَ : لا ، بَلْ زَكَاتُهَا إِنْ كَانَتْ مَوْضُوعَةً عِنْدَهُ حَوْلاً عَلَى الْمُقْتَرِضِ.
قالَ: قُلْتُ: فَلَيْسَ عَلَى الْمُقْرِضِ زَكَاتُهَا؟
5 - منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که پول و مالی را قرض گرفته و سال بر آن گذشته و آن مال نزد اوست، فرمود:
اگر بدهکار زکات آن مال را ادا می کند، دیگر بر او زکاتی نیست و اگر قرض دهنده ادا نمی کند بر عهدۀ قرض گیرنده است.
6 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: فردی به فرد دیگر قرض داده است، زکات مال بر عهدۀ کیست؟ قرض دهنده یا قرض گیرنده؟
فرمود: نه، اگر مال یک سال نزد قرض گیرنده باشد، زکاتش بر عهده اوست.
عرض کردم: بر عهده قرض دهنده، زکات تعلّق نمی گیرد؟
ص: 567
قالَ: لا، يُزَكَّى الْمَالُ مِنْ وَجْهَيْنِ فِي عَامٍ وَاحِدٍ، وَ لَيْسَ عَلَى الدَّافِعِ شَيْءٌ، لِأَنَّهُ لَيْسَ فِي يَدِهِ شَيْءٌ ، إِنَّمَا الْمَالُ فِي يَدِ الْآخِذِ فَمَنْ كَانَ الْمَالُ فِي يَدِهِ زَكَّاهُ .
قالَ: قُلْتُ: أَ فَيُزَكِّي مَالَ غَيْرِهِ مِنْ مَالِهِ؟
فَقالَ: إِنَّهُ مَالُهُ مَا دَامَ فِي يَدِهِ، وَ لَيْسَ ذَلِكَ الْمَالُ لِأَحَدٍ غَيْرِهِ.
ثُمَّ قَالَ: يَا زُرَارَةُ! أَ رَأَيْتَ وَضِيعَةَ ذَلِكَ الْمَالِ وَ رَبَّحَهُ لِمَنْ هُوَ؟ وَ عَلَى مَنْ؟
قُلْتُ: لِلْمُقْتَرضِ.
قالَ: فَلَهُ الْفَضْلُ وَ عَلَيْهِ النُّقْصَانُ، وَ لَهُ أَنْ يَنْكِحَ وَ يَلْبَسَ مِنْهُ وَ يَأْكُلَ مِنْهُ، وَلا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُزَكِّيَهُ بَلْ يُزَكِّيهِ، فَإِنَّهُ عَلَيْهِ.
-7- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثمانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ عَلَيْهِ دَيْنٌ وَ فِي يَدِهِ مَالٌ لِغَيْرِهِ هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةً.
فَقالَ: إِذَا كَانَ قَرْضاً فَحَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فَزَكَّاهُ.
فرمود: مال از دو جهت در یک سال زکات داده نمی شود و آن که مال را داده چیزی بر عهدۀ او نیست، چون در دست او چیزی نیست، بلکه مال فقط در دست گیرنده است. پس مال دست هر که باشد باید زکات آن را بپردازد.
گفتم: آیا می تواند زکات مال دیگری را از مال خودش بپردازد؟
فرمود: تا آن مال در اختیار اوست، زکات آن فقط بر عهدۀ اوست.
آن گاه فرمود: ای زراره! آیا می دانی که ضرر و زیان این مال از آنِ کیست؟
گفتم: بر عهده قرض گیرنده.
فرمود: فزونی و کاستی از آن اوست، او می تواند با آن ازدواج کند، از آن لباس بپوشد و از آن بخورد، ولی شایسته نیست زکاتش را بدهد بلکه زکاتش را می دهد، چرا که بر عهده اوست.
7 - عبدالرحمان بن ابو عبدالله گوید: به امام صادق گفتم: انسان مقداری قرض دارد، و مقداری هم از دیگران طلب دارد، آیا باید زکات بپردازد؟ فرمود: اگر مال دیگران به صورت قرض در اختیار او باشد و یک سال دست نخورده بماند باید زکات آن بپردازد.
ص: 568
8 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْن سَعْدٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ بَاعَ بَيْعاً إِلَى ثَلاثِ سِنِينَ مِنْ رَجُلٍ مَلِي بِحَقِّهِ وَمَالِهِ فِي ثِقَةٍ يُزَكِّي ذَلِكَ الْمَالَ فِي كُلِّ سَنَةٍ تَمُرُّ بِهِ أَوْ يُزَكِّيهِ إِذَا أَخَذَهُ؟
فَقَالَ: لَا، بَلْ يُزَكِّيهِ إِذَا أَخَذَهُ.
قُلْتُ لَهُ: لِكُمْ يُزَكِّيهِ؟
قالَ: قَالَ: لِثَلاثِ سِنِينَ.
9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْن عُثْمَانَ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ قَالَ:
سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السَّلام عَنْ رَجُلٍ عَلَيْهِ دَيْنٌ وَ فِي يَدِهِ مَالٌ وَفَى بِدَيْنِهِ وَ الْمَالُ لِغَيْرِهِ هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةٌ.
فَقالَ: إِذَا اسْتَقْرَضَ فَحَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فَزَكَاتُهُ عَلَيْهِ إِذَا كَانَ فِيهِ فَضْلٌ.
8 - عبد الحميد بن سعد می گوید: از امام کاظم دربارۀ مردی که کالایی را سه ساله به مرد مورد اعتماد ثروتمندی که به حق خود قانع است فروخته، آیا هر سالی که به آن مال می گذرد باید زکات آن را بدهد یا این که هر وقت آن را گرفت زکات آن را بدهد؟
فرمود: نه، بلکه هر وقت آن مال را گرفت زکات آن را پرداخت می کند.
گفتم: برای چند سال (به قیمت چند سال) پرداخت کند؟
فرمود: برای سه سال.
9 - راوی گوید: از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) پرسیدم: مردی که به عهده اش قرضی است و مالی که برای دیگری است در اختیار دارد و دینش را از آن مال ادا کرده آیا به او زکاتی تعلّق میگیرد؟
فرمود: اگر قرض کرده و یک سال بر آن گذشته، زکاتش بر عهده اوست. اگر در آن زیادی باشد.
ص: 569
10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لا إِنْ كَانَ عِنْدَكَ وَدِيعَةٌ تُحَرِّكُهَا فَعَلَيْكَ الزَّكَاةَ ، فَإِنْ لَمْ تُحَرِّكْهَا فَلَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ.
11 - غَيْرُ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَيْهِ أَسْأَلُهُ عَنْ رَجُلٍ عَلَيْهِ مَهْرُ امْرَأتِهِ لا تَطْلُبُهُ مِنْهُ إِمَّا لِرِفْقٍ بِزَوْجِهَا حَيَاءٌ ، فَمَكَثَ بِذَلِكَ عَلَى الرَّجُل عُمُرَهُ وَ عُمُرَهَا يَجِبُ عَلَيْهِ زَكَاةً ذَلِكَ الْمَهْرِ أَمْ لا؟
فَكَتَبَ : لا يَجبُ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ إلّا فِى مَالِهِ.
12 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
فِي الرَّجُلِ يَنْسَى أَوْ يُعِينُ فَلا يَزَالُ مَالُهُ دَيْنَا كَيْفَ يَصْنَعُ فِي زَكَاتِهِ؟
قالَ: يُزَكِّيهِ وَ لا يُزَكِّي مَا عَلَيْهِ مِنَ الدَّيْنِ ، إِنَّمَا الزَّكَاةُ عَلَى صَاحِبِ الْمَالِ.
10 - علی بن ابی حمزه گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:
اگر نزد تو ودیعه ای است و آن را به کار زدی، زکات آن با توست و اگر از آن استفاده نکردی چیزی از زکات بر تو نیست.
11 - على بن مهزیار گوید: طی نامه ای به امام علیه السَّلام نوشتم و از مردی که بر عهده او مهر زنش است، پرسیدم که آن زن یا برای مراعات حال شوهرش و یا از شرم و حیایش مهر خود را طلب نکرده است و سال ها این چنین گذشته، آیا به مرد زکات آن مهر واجب است یا نه؟
حضرتش نوشت: به او زکاتی واجب نیست مگر در اموال خودش.
12 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که کالایی را نسیه یا به صورت عينه (نوعی داد و ستد) می فروشد و از این جهت همیشه مالش به صورت دین است، دربارۀ زکات این گونه مال چه کند؟
فرمود: زکات آن مال را می دهد و آن چه را که به صورت قرض بر عهدۀ اوست، زکاتی ندارد. همانا زکات بر عهدهٔ صاحب مال است.
ص: 570
13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ جَعْفَرٍعلیه السَّلام وَ ضُرَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُمَا قَالَا:
أَيُّمَا رَجُل كَانَ لَهُ مَالٌ مَوضَوعٌ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ، فَإِنَّهُ يُزَكِّيهِ وَإِنْ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ الدَّيْنِ مِثْلُهُ وَأَكْثَرُ مِنْهُ فَلْيُرَكَ مَا فِي يَدِهِ.
(12) بَابُ أَوْقَاتِ الزَّكَاةِ
1 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ الْحَجَّاجِ الْكَرْخِي قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الزَّكَاةِ.
فَقالَ: انْظُرْ شَهْراً مِنَ السَّنَةِ فَانْوِ أَنْ تُؤَدِّيَ زَكَاتَكَ فِيهِ فَإِذَا دَخَلَ ذَلِكَ الشَّهْرُ فَانْظُرْ مَا نَضَّ _ يَعْنِي مَا حَصَلَ _ فِي يَدِكَ مِنْ مَالِكَ فَزَكَّهِ، فَإِذَا حَالَ الْحَوْلُ مِنَ الشَّهْرِ الَّذِي زَكَّيْتَ فِيهِ فَاسْتَقْبِلْ بِمِثْلِ مَا صَنَعْتَ لَيْسَ عَلَيْكَ أَكْثَرُ مِنْهُ.
13 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام و ضریس گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس نقدینه ای داشته باشد و یک سال دست نخورده بماند، باید زکات آن را بپردازد، گر چه به همان مقدار و یا بیشتر از آن، بدهکار باشد. دارد، باید زکاتش را بپردازد.
بخش دوازدهم: زمان پرداخت زکات
1 - خالد بن حجّاج کرخی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زکات پرسیدم.
فرمود: یک ماه را در سال در نظر بگیر و نیّت کن که زکاتت را در آن ماه بدهی؛ پس زمانی که آن ماه فرا رسید، ببین چه چیزی از اموال را در دست داری و به دست آورده ای، پس زکات آن را بپرداز. پس هر گاه که یک سال از ماهی که در آن ماه زکات داده ای، گذشت دوباره همان کار را در سال جدید انجام بده و بیش از این چیزی بر عهدۀ تو نیست.
ص: 571
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلامقَالَ: قُلْتُ لَهُ: هَلْ لِلزَّكَاةِ وَقْتُ مَعْلُومٌ تُعْطَى فِيهِ ؟
فَقالَ: إِنَّ ذَلِكَ لَيَخْتَلِفُ فِي إِصَابَةِ الرَّجُلِ الْمَالَ، وَأَمَّا الْفِطْرَةُ فَإِنَّهَا مَعْلُومَةٌ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
زَكَاتِي تَحِلُّ عَلَيَّ فِي شَهْرٍ أَ يَصْلُحُ لِي أَنْ أَحْبِسَ مِنْهَا شَيْئاً مَخَافَةَ أَنْ يَجِيتَنِي مَنْ يَسْأَلُنِي؟
فَقالَ: إِذَا حَالَ الْحَوْلُ فَأَخْرِجْهَا مِنْ مَالِكَ لا تَخْلُطْهَا بِشَيْءٍ، ثُمَّ أَعْطِهَا كَيْفَ شِئتَ .
قالَ: قُلْتُ: فَإِنْ أَنَا كَتَبْتُهَا وَأَثْبَتُهَا يَسْتَقِيمُ لِي ؟
قالَ : لا يَضُرُّكَ.
2 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: آیا برای پرداخت زکات زمان معینّی وجود دارد که در آن زمان پرداخت می شود؟
فرمود: زمان پرداخت زکات بستگی به زمان به دست آوردن مال دارد؛ ولی زمان پرداخت زکات فطره معلوم است.
3 - يونس بن یعقوب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: زکات اموال من، در ماه معیّنی واجب و تسجیل می شود که باید بپردازم. آیا می توانم بخشی را نپردازم و نزد خودم نگهدارم تا اگر بعدها صاحبان حاجت به سراغ من بیایند و مطالبه کنند، دست خالی نباشم؟
فرمود: موقعی که یک سال از مال تو بگذرد و وقت زکات برسد، زکات مالت را جداکن و مجزّا نگهدار، بعد از آن به هر صورت یک جا و یا پراکنده به هر کس بخواهی پرداخت کن.
گفتم: اگر عوض این زکات را محاسبه کنم و در دفتری بنویسم کار درستی کرده ام؟
فرمود: اشکالی ندارد.
ص: 572
4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُ عَنِ الرَّجُلِ تَحِلُّ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ فِي السَّنَةِ فِي ثَلَاثِ أَوْقَاتٍ أَ يُؤَخِّرُهَا حَتَّى يَدْفَعَهَا فِي وَقْتٍ وَاحِدٍ؟
فَقالَ: مَتَى حَلَّتْ أَخْرَجَهَا.
وَ عَن الزَّكَاةِ فِى الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِير و التمْرِ وَ الرَّبِيبِ مَتَى تَجِبُ عَلَى صَاحِبِهَا؟
قالَ: إِذَا مَا صَرَمَ، وَإِذَا مَا خَرَصَ .
5 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ عَنِ الْأَصْفَهَانِي قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
يَكُونُ لِي عَلَى الرَّجُلِ مَالٌ فَأَقْبِضُهُ مِنْهُ مَتَى أَزَكِّيهِ؟
قالَ: إِذَا قَبَضْتَهُ فَزَكَّهِ.
قُلْتُ: فَإِنِّي أَقْبِضُ بَعْضَهُ فِي صَدْرِ السَّنَةِ وَ بَعْضَهُ بَعْدَ ذَلِكَ.
قالَ: فَتَبَسَّمَ ثُمَّ قَالَ: مَا أَحْسَنَ مَا دَخَلْتَ فِيهَا؟
4 - سعد بن سعد اشعری گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: کسی که زکات اموالش در سه نوبت واجب و تسجیل می ،شود آیا می تواند پرداخت اول و دوم را تأخیر بیندازد و همه را در نوبت سوم بپردازد؟
فرمود: هر موقعی که حق زکات تسجیل شود، باید بپردازد.
گفتم: زکات گندم، جو، خرما و کشمش در چه وقتی تسجیل می شود؟
فرمود: موقعی که محصول را بچینند و تخمین بزنند.
5 - اصفهانی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: پولی را از کسی می خواهم، وقتی به دستم رسید چه وقت زکات آن را بدهم؟
فرمود: وقتی به دستت رسید، زکات آن را بده.
گفتم: مقداری از آن را در ابتدای سال و مقداری دیگر را بعد از آن می گیرم؟
حضرتش تبسّمی کرد و فرمود: چه خوب سؤالی کردی؟!
ص: 573
ثُمَّ قَالَ: مَا قَبَضْتَهُ مِنْهُ فِي السَّتَّةِ الأَشْهُرِ الْأُولَى فَرَكِّهِ لِسَنَتِهِ، وَ مَا قَبَضْتَهُ بَعْدُ فِي السَّتَّةِ الأَشْهُرِ الْأَخِيرَةِ فَاسْتَقْبِلْ بِهِ فِى السَّنَةِ الْمُسْتَقْبَلَةِ، وَ كَذَلِكَ إِذَا اسْتَفَدْتَ مَالاً مُنْقَطِعاً فِي السَّنَةِ كُلِّهَا، فَمَا اسْتَفَدْتَ مِنْهُ فِي أَوَّلِ السَّنَةِ إِلَى سِتَّةِ أَشْهُرٍ فَزَكَّهِ فِي عَامِكَ ذَلِكَ كُلِّهِ، وَ مَا اسْتَفَدْتَ بَعْدَ ذَلِكَ فَاسْتَقْبِلْ بِهِ السَّنَةَ الْمُسْتَقْبَلَةَ.
6 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَكُونُ نِصْفُ مَالِهِ عَيْناً وَنِصْفُهُ دَيْنَا فَتَحِلُّ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ؟
قالَ: يُزَكِّي الْعَيْنَ وَ يَدَعُ الدَّيْنَ.
قُلْتُ: فَإِنَّهُ اقْتَضَاهُ بَعْدَ سِتَّةِ أَشْهُرٍ.
قالَ: يُزَكِّيهِ حِينَ اقْتَضَاهُ.
قُلْتُ: فَإِنْ هُوَ حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَ حَلَّ الشَّهْرُ الَّذِي كَانَ يُزَكِّي فِيهِ وَ قَدْ أَتَى لِنصْفِ مَالِهِ سَنَةٌ وَلِنِصْفِهِ الآخَرِ سِتَّةُ أَشْهُرٍ .
آن گاه فرمود: آن چه را در شش ماه اوّل گرفتی زکات آن را برای سالی که آن شش ماه در آن است بده، و آن چه را در شش ماه آخر گرفتی آن را به سال آینده ملحق کن.
هم چنین اگر مالی را خرده خرده به دست آوردی، آن مقدار را که در شش ماهۀ اوّل سال استفاده برده ای در همان سال تمام زکاتش را پرداخت کن و آن چه را که پس از آن پس از 6 ماه نخست سال به دست آوردی به سال بعد ملحق کن. یعنی کسری سال را با سال بعد جبران کن.
6 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: شخصی نیمی از مالش عین نقدی است و نیمی دیگر از آن را قرض داده، آیا زکات به آن تعلّق می گیرد؟
:فرمود: زكات مال عین نقدی را می پردازد و بدهی را وامی گذارد.
گفتم: پس از شش ماه طلب قرض می کند و آن را در اختیار می گیرد، آن وقت چه؟
فرمود: هر گاه بدهیش را دریافت کرد، زکات آن را می دهد.
گفتم: اگر به آن مال یک سال گذشت و ماهی که در آن زکات پرداخت می کند، سر رسید چه؟ به این صورت که بر نیمی از مالش که عین نقدی است یک سال گذشت و بر نیمی دیگر که بدهی است شش ماه؟
ص: 574
قالَ: يُزَكِّي الَّذِي مَرَّتْ عَلَيْهِ سَنَةٌ وَ يَدَعُ الآخَرَ حَتَّى تَمُرَّ عَلَيْهِ سَنَتُهُ.
قُلْتُ: فَإِنِ اشْتَهَى أَنْ يُزَكِّيَ ذَلِكَ .
قالَ: مَا أَحْسَنَ ذَلِكَ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:
فِي الرَّجُلِ يُخْرِجُ زَكَاتَهُ فَيَقْسِمُ بَعْضَهَا وَيُبْقِي بَعْضَهَا يَلْتَمِسُ بِهَا الْمَوْضِعَ، فَيَكُونُ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ .
قالَ: لا بَأْسَ.
- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَكُونُ عِنْدَهُ الْمَالُ أَ يُزَكِّيهِ إِذَا مَضَى نِصْفُ السَّنَةِ؟
قالَ: لا، وَلَكِنْ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ، وَ يَحِلَّ عَلَيْهِ إِنَّهُ لَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يُصَلِّيَ صَلاةَ إِلَّا لِوَقْتِهَا وَكَذَلِكَ الزَّكَاةَ وَ لا يَصُومُ أَحَدٌ شَهْرَ رَمَضَانَ إِلَّا فِي شَهْرِهِ إِلَّا قَضَاءً، وَكُلُّ فَرِيضَةٍ إِنَّمَا تُؤَدَّى إِذَا حَلَّتْ.
فرمود: آن مالی را که یک سال بر آن گذشت، زکاتش را می پردازد و نیمی دیگر را وا می گذارد تا به آن نیز سال بگذرد و زکاتش را می دهد. گفتم: حال اگر دوست داشت زکات آن را هم بدهد چه؟
فرمود: این کار چه کار خوبی است!
7 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که زکات اموالش را جدا کند. قسمتی را بپردازد و قسمتی را نگه بدارد تا مستحق آن را بجوید و روی هم رفته پرداخت همۀ زکات تا سه ماه به طول انجامد، فرمود: اشکالی ندارد.
8 - عمر بن یزید گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی صاحب مال باشد، می تواند در نیمۀ سال مالی، زکات آن را بپردازد؟ فرمود: نه بلکه باید صبر کند تا سال مالی بگذرد و حق زکات مسجّل شود، آن گاه زکات را بپردازد. هیچ کس نمی تواند نماز فریضه بخواند مگر موقعی که وقت ادای آن برسد. زکات هم مانند نماز است. هیچ کس نمیتواند روزۀ ماه رمضان را پیش از وقت بگیرد، مگر این که روزۀ قضایی باشد. هر فریضه ای باید بعد از فرا رسیدن وقت آن ادا گردد.
ص: 575
9 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: أَ يُزَكِّي الرَّجُلُ مَالَهُ إِذَا مَضَى ثُلُثُ السَّنَةِ؟
قالَ: لا، أَ يُصَلِّى الْأُولَى قَبْلَ الزَّوَالِ؟
وَ قَدْ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّهُ يَجُوزُ إِذَا أَتَاهُ مَنْ يَصْلُحُ لَهُ الزَّكَاةَ أَنْ يُعَجِّلَ لَهُ قَبْلَ وَقْتِ الزَّكَاةِ إِلَّا أَنَّهُ يَضْمَنُهَا إِذَا جَاءَ وَقْتُ الزَّكَاةِ، وَقَدْ أَيْسَرَ الْمُعْطَى أَوِ ارْتَدَّ أَعَادَ الزَّكَاةَ.
(13) بَابٌ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
بَاعَ أَبِي أَرْضاً مِنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ بِمَالٍ فَاشْتَرَطَ فِي بَيْعِهِ أَنْ يُزَكِّيَ هَذَا الْمَالَ مِنْ عِنْدِهِ لِسِتٌ سِنِينَ.
9 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: بعد از آن که چهار ماه از اوّل سال مالی بگذرد، انسان می تواند زکات مالش را بدهد؟
فرمود: نه آیا انسان می تواند نماز ظهر را پیش از ظهر بخواند؟
هم چنین روایت شده است: هرگاه کسی که شایستگی دریافت زکات را دارد پیش از وقت پرداخت زکات بیاید، جایز است به او زکات داده شود با این شرط که او تا هنگام پرداخت زکات آن را ضمانت کند که اگر ثروتمند شود یا مرتد گردد زکات را باز پس دهد.
بخش سیزدهم: شرط پرداخت زکات در ضمن معامله
1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام فرمود:
پدرم امام باقر علیه السَّلام زمینی را از سلیمان بن عبدالملک خرید و در ضمن معامله شرط کرد که به مدّت شش سال زکات آن مال را پرداخت کند.
ص: 576
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
بَاعَ أَبِي مِنْ هِشَامِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ أَرْضاً لَهُ بِكَذَا وَ كَذَا أَلْفَ دِينَارٍ وَ اشْتَرَطَ عَلَيْهِ زَكَاةَ ذَلِكَ الْمَالِ عَشْرَ سِنِينَ، وَإِنَّمَا فَعَلَ ذَلِكَ، لأَنَّ هِشَاماً كَانَ هُوَ الْوَالِي.
(14) بَابُ الْمَالِ الَّذِي لا يَحُولُ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فِي يَدِ صَاحِبِهِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ ابْنِ عَمَّارٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَكُونُ لَهُ الْوُلْدُ فَيَغِيبُ بَعْضُ وُلْدِهِ فَلَا يَدْرِي أَيْنَ هُوَ، وَ مَاتَ الرَّجُلُ فَكَيْفَ يُصْنَعُ بِمِيرَاثِ الْغَائِبِ مِنْ أَبِيهِ؟
قَالَ: يُعْزَلُ حَتَّى يَجِيءَ.
2 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
پدرم امام باقر علیه السَّلام زمینی را از هشام بن عبدالملک به هزار دینار طلا خرید و شرط کرد که هشام به مدّت 10 سال زکات آن مال را بپردازد و ایشان این کار را به این جهت انجام داد که هشام والی بود.
بخش چهاردهم: حکم مالی که در دست صاحبش یک سال دست نخورده می ماند
1 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: پدری صاحب چند فرزند است. یکی از فرزندانش ناپدید می شود و از مکان او بی خبر می مانند، بعد پدر فوت می کند. با میراث آن فرزند غایب چه باید کرد؟
فرمود: میراث او را جدا می کنند و به کناری می گذارند تا باز گردد
ص: 577
قُلْتُ: فَعَلَى مَالِهِ زَكَاةٌ؟
فَقَالَ: لا، حَتَّى يَجِيءَ
قُلْتُ: فَإِذَا هُوَ جَاءَ أَ يُزَكِّيهِ؟
فَقَالَ : لا ، حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فِى يَدِهِ.
2 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُفِيدُ الْمَالَ؟
قالَ: لا يُزَكِّيهِ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ كَانَ لَهُ مَالٌ مَوْضُوعٌ حَتَّى إِذَا كَانَ قَرِيباً مِنْ رَأْسِ الْحَوْلِ أَنْفَقَهُ قَبْلَ أَنْ يَحُولَ عَلَيْهِ أَ عَلَيْهِ صَدَقَةٌ؟
قال: لا.
گفتم: به میراث او حق زکات تعلق می گیرد؟
فرمود: نه، زکاتی به میراث او تعلق نمی گیرد، مگر بعد از مراجعت.
فرمود: بعد از مراجعت باید زکات نقدینه اش را بدهد؟
گفتم: نه بعد از آن که یک سال در اختیار خودش بماند، باید زکات بدهد.
2 - محمّد حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر انسان نقدینه ای به دست آورد، باید زکات آن را بدهد؟
فرمود: نه، بعد از آن که یک سال در دست او بماند، باید زکات آن را بپردازد.
3 - عبد الله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی نقدینۀ خود را کنار بگذارد و چون به آخر سال نزدیک شود، آن را به کار اندازد، باز هم باید زکات آن را بدهد؟
فرمود: نه.
ص: 578
4 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لأبي جَعْفَرِ علیه السَّلام:
رَجُلٌ كَانَ عِنْدَهُ مِانَتَا دِرْهَم غَيْرَ دِرْهَم أَحَدَ عَشَرَ شَهْراً ثُمَّ أَصَابَ دِرْهَماً بَعْدَ ذَلِكَ فِي الشَّهر الثَّانِي عَشَرَ، فَكَمَلَتْ عِنْدَهُ مِانَتَا دِرْهَم أَعَلَيْهِ زَكَاتُهَا؟
قالَ: لا، حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ، وَهِيَ مِائَتَا دِرْهَمْ، فَإِنْ كَانَتْ مِائَةً وَ خَمْسِينَ دِرْهَماً فَأَصَابَ خَمْسِينَ بَعْدَ أَنْ يَمْضِيَ شَهْرٌ فَلا زَكَاةً عَلَيْهِ حَتَّى يَحُولَ عَلَى الْمِائَتَيْن الْحَوْلُ.
قُلْتُ: فَإِنْ كَانَتْ عِنْدَهُ مِانَتَا دِرْهَم غَيْرَ دِرْهَم فَمَضَى عَلَيْهَا أَيَّامٌ قَبْلَ أَنْ يَنْقَضِيَ الشَّهْرُ ثُمَّ أَصَابَ دِرْهَماً، فَأَتَى عَلَى الدَّرَاهِم مَعَ الدَّرْهَم حَوْلٌ أَعَلَيْهِ زَكَاةٌ؟
قالَ: نَعَمْ، وَإِنْ لَمْ يَمْضِ عَلَيْهَا جَمِيعاً الْحَوْلُ فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ فِيهَا.
قالَ: وَ قال زُرَارَةُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِم: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السَّلام:
أَيُّمَا رَجُلٍ كَانَ لَهُ مَالٌ وَ حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ، فَإِنَّهُ يُزَكِّيهِ.
4 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: اگر کسی صد و نود و نه درهم داشته باشد و یازده ماه، در دست او بماند و بعد در ماه دوازدهم، یک درهم به دست آورد و نصاب دویست درهم نقره کامل شود، آیا باید زکات آن را بپردازد؟
فرمود: نه بعد از آن که یک سال بر آن بگذرد و آن دویست درهم بشود، باید زکات آن را بپردازد، چنان که اگر صد و پنجاه در هم داشته باشد و پس از یک ماه پنجاه درهم دیگر به دست آورد، زکاتی به آن تعلق نمی گیرد، مگر بعد از آن که یک سال بر این دویست درهم بگذرد.
گفتم: اگر صد و نود و نه در هم داشته باشد و بعد از چند روز که هنوز ماه اوّل تمام نشده، یک در هم دیگر نیز به دست آورد و بعد، بر مجموع این دویست درهم یک سال بگذرد، آیا باید زکات آن را بپردازد؟
فرمود: آری، اگر بر تمام دویست درهم، یک سال نگذرد، زکات ندارد.
راوی گوید: زراره و محمّد بن مسلم گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر کس صاحب نقدینه باشد، و بر نقدینه او یک سال شرعی بگذرد، باید زکات آن را بپردازد.
ص: 579
قُلْتُ لَهُ: فَإِنْ هُوَ وَهَبَهُ قَبْلَ حَلِّهِ بِشَهْرٍ أَوْ بِيَوْمٍ.
قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ أَبَداً .
قالَ: وَ قال زُرَارَةُ: عَنْهُ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:
إِنَّمَا هَذَا بِمَنْزِلَةِ رَجُلٍ أَفْطَرَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ يَوْماً فِي إِقَامَتِهِ ثُمَّ خَرَجَ فِي آخِرِ النَّهَارِ فِي سَفَرٍ فَأَرَادَ بِسَفَرِهِ ذَلِكَ إِبْطَالَ الْكَفَّارَةِ الَّتِي وَجَبَتْ عَلَيْهِ.
وَقَالَ: إِنَّهُ حِينَ رَأَى الهلالَ الثَّانِيَ عَشَرَ وَجَبَتْ عَلَيْهِ الزَّكَاةَ وَلَكِنَّهُ لَوْ كَانَ وَهَبَهَا قَبْلَ ذَلِكَ لَجَازَ وَ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ شَيْءٌ بِمَنْزِلَةِ مَنْ خَرَجَ ثُمَّ أَفْطَرَ ، إِنَّمَا لا يَمْنَعُ مَا حَالَ عَلَيْهِ، فَأَمَّا مَا لَمْ يَحُلْ فَلَهُ مَنْعُهُ وَ لا يَحِلُّ لَهُ مَنْعُ مَالِ غَيْرِهِ فِيمَا قَدْ حَلَّ عَلَيْهِ .
گفتم: اگر نقدینۀ خود را یک ماه پیش از آخر سال، یا یک روز پیش آخر سال به دیگران ببخشد باز هم زکات دارد؟
فرمود: نه. ابداً زکات ندارد.
زراره گوید: حضرتش فرمود.
این مانند کسی است که صبح ماه مبارک رمضان روزۀ خود را افطار کند و در پایان روز به عزم سفر از شهر خارج شود تا کفارۀ روزه خواری خود را ابطال کند.
حضرتش فرمود: موقعی که صاحب نقدینه، هلال ماه دوازدهم را مشاهده کند، حق زکات در نقدینۀ او مسجّل می شود، و اگر پس از هلال ماه دوازدهم نقدینۀ خود را بخشیده باشد، اشکالی ندارد و زکاتی بر عهدۀ او مسجّل نمی گردد، مانند کسی که در ماه مبارک رمضان به قصد سفر از شهر خارج شود و بعد افطار کند. هیچ کس نمی تواند از زکات تسجیل شده فرار کند، امّا از زکات تسجیل نشده می تواند فرار کند.
ص: 580
قالَ زُرَارَةُ: وَ قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ كَانَتْ لَهُ مِانَتَا دِرْهَم فَوَهَبَهَا لِبَعْضٍ إِخْوَانِهِ أَوْ وُلْدِهِ أَوْ فِرَاراً بِهَا مِنَ الزَّكَاةِ فَعَلَ ذَلِكَ قَبْلَ حَلَّهَا بِشَهْر.
فَقالَ: إِذَا دَخَلَ الشَّهْرُ الثَّانِيَ عَشَرَ فَقَدْ حَالَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ وَ وَجَبَتْ عَلَيْهِ فِيهَا الزَّكَاةُ.
قُلْتُ لَهُ: فَإِنْ أَحْدَثَ فِيهَا قَبْلَ الْحَوْلِ.
قالَ: جَائِزٌ ذَلِكَ لَهُ.
قُلْتُ: إِنَّهُ فَرَّبهَا مِنَ الزَّكَاةِ.
قالَ: مَا أَدْخَلَ عَلَى نَفْسِهِ أَعْظَمُ مِمَّا مَنَعَ مِنْ زَكَاتِهَا.
فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّهُ يَقْدِرُ عَلَيْهَا .
فَقالَ: وَ مَا عِلْمُهُ أَنَّهُ يَقْدِرُ عَلَيْهَا وَ قَدْ خَرَجَتْ مِنْ مِلْكِهِ؟
قُلْتُ: فَإِنَّهُ دَفَعَهَا إِلَيْهِ عَلَى شَرْطٍ.
زراره گوید: به حضرتش گفتم: اگر کسی دویست در هم داشته باشد و یک ماه پیش از پایان سال، این دویست درهم را به یکی از برادران یا فرزندان یا خاندان خود ببخشاید، بدین منظور که از پرداخت زکات فرار کند، آیا از پرداخت زکات معاف می شود؟
فرمود: بعد از آن که ماه دوازدهم فرا رسد، سال زکات به آخر می رسد و حق زکات تسجیل می شود.
گفتم: پس اگر پیش از ماه دوازدهم، نقدینۀ خود را مبادله کند، اشکالی ندارد؟
فرمود: نه، این جایز است.
گفتم: اگر منظور او فرار از زکات باشد، باز هم اشکالی ندارد؟
فرمود: خسارتی که در اثر مبادله و بخشش به او وارد می شود، بیش از خسارتی است که از پرداخت زکات متحمّل می شود. پس منظور او فرار از زکات نخواهد بود.
گفتم: خسارتی به او وارد نمی شود، زیرا می تواند هبۀ خود را پس بگیرد.
حضرتش فرمود: از کجا می تواند چنین اطمینانی داشته باشد با آن که نقدینه را بخشیده است؟
گفتم: موقع هبه و بخشش شرط می کند که هرگاه بخواهد، هبه را فسخ کند و نقدینه اش را پس بگیرد.
ص: 581
فَقَالَ: إِنَّهُ إِذَا سَمَّاهَا هِبَةٌ جَازَتِ الْهَبَةُ وَسَقَطَ الشَّرْطُ وَ ضَمِنَ الزَّكَاةَ.
قُلْتُ لَهُ: وَ كَيْفَ يَسْقُطُ الشَّرْطُ وَ تَمْضِي الْهَبَةُ وَ يَضْمَنُ الزَّكَاةَ.
فَقالَ: هَذَا شَرْطٌ فَاسِدٌ، وَ الْهَبَةُ الْمَضْمُونَةُ مَاضِيَةٌ، وَ الزَّكَاةَ لَهُ لازِمَةٌ عُقُوبَةً لَهُ.
ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا ذَلِكَ لَهُ إِذَا اشْتَرَى بِهَا دَاراً أَوْ أَرْضاً أَوْ مَتَاعاً.
ثُمَّ قَالَ زُرَارَةُ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّ أَبَاكَ قَالَ لِي: مَنْ فَرَّبِهَا مِنَ الزَّكَاةِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُؤَدِّيَهَا.
قالَ: صَدَقَ أَبِي، عَلَيْهِ أَنْ يُؤَدِّيَ مَا وَجَبَ عَلَيْهِ، وَ مَا لَمْ يَجِبْ عَلَيْهِ فَلا شَيْءَ عَلَيْه فيه.
ثُمَّ قَالَ: أَ رَأَيْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً أُغْمِيَ عَلَيْهِ يَوْماً ثُمَّ مَاتَ فَذَهَبَتْ صَلاتُهُ أَكَانَ عَلَيْهِ وَ قَدْ مَاتَ أَنْ يُؤَدِّيَهَا؟
قُلْتُ: لا، إِلَّا أَنْ يَكُونَ أَفَاقَ مِنْ يَوْمِهِ .
فرمود: اگر نقدینه را بخشش کرده باشد، فسخ نمی شود، بلکه شرط فسخ فاسد و ساقط می گردد و حق زکات هم تسجیل می شود.
گفتم: چگونه شرط فسخ، ساقط می شود و هبه قطعی می گردد و حق زکات تسجیل می شود؟
فرمود: شرط پس گرفتن هبه، فاسد است، زیرا هبه برگشت ندارد. و پرداخت حق زکات به جهت عقوبت بر او لازم است.
آن گاه فرمود: اگر نقدینه را بدهد و در برابر آن، خانه یا عرصه، یا متاعی بخرد، مبادله جایز و قطعی می شود و از زکات فریضه معاف می گردد. آن گاه زراره گوید: من به حضرتش گفتم: پدر بزرگوارت امام باقر علیه السَّلام به من فرمود: هر کس به منظور فرار از زکات، نقدینۀ خود را مبادله کند، باید زکاتش را بپردازد.
فرمود: پدرم راست گفته است، باید زکاتش را بپردازد، ولی موقعی که تسجیل نشود، زکاتی وجود ندارد.
آن گاه حضرتش فرمود: مگر نمی دانی اگر کسی یک روز تمام بی هوش بیفتد و شبانگاه بمیرد، آیا باید نمازهای آن روزش را که نخوانده، قضا کنند؟
گفتم: نه، موقعی باید قضای نماز مرده را بخوانند که در آخر روز به هوش آمده باشد.
ص: 582
ثُمَّ قَالَ: لَوْ أَنَّ رَجُلاً مَرِضَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ ثُمَّ مَاتَ فِيهِ أَ كَانَ يُصَامُ عَنْهُ؟
قُلْتُ : لا .
قالَ: فَكَذَلِكَ الرَّجُلُ لا يُؤَدِّي عَنْ مَالِهِ إِلَّا مَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ وَرِثَ مَالاً وَ الرَّجُلُ غَائِبٌ هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةٌ؟
قالَ: لا، حَتَّى يَقْدَمَ.
قُلْتُ: أَ يُزَكِّيهِ حِينَ يَقْدَمُ؟
قالَ: لا ، حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَ هُوَ عِنْدَهُ.
فرمود: اگر کسی در ماه مبارک رمضان بیمار شود و در آخر همان ماه بمیرد، آیا باید قضای روزه اش را بگیرند؟
گفتم: نه.
فرمود: تکلیف این مرد هم، از این قرار است: زکات آن مالی را می پردازد که سال شرعی آن گذشته باشد و وجوب آن تسجیل شده باشد.
5 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی در سفر باشد و از پدرش میراث ببرد، آیا به نقدینه میراثش حق زکات تعلّق می گیرد؟
فرمود: نه، تا از سفر باز نیاید، نقدينۀ او زکات ندارد.
گفتم: موقع مراجعت زکات آن را بپردازد؟
فرمود: نه. تا نقدینه را تحویل نگیرد و یک سال دست نخورده بر آن نگذرد، زکات ندارد.
ص: 583
(15) بَابُ مَا يَسْتَفِيدُ الرَّجُلُ مِنَ الْمَالِ بَعْدَ أَنْ يُزَكِّيَ مَا عِنْدَهُ مِنَ الْمَالِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ شُعَيْبٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السَّلام:
كُلُّ شَيْءٍ جَرَّ عَلَيْكَ الْمَالَ فَزَكَّهِ، وَكُلُّ شَيْءٍ وَرِثْتَهُ أَوْ وُهِبَ لَكَ فَاسْتَقْبِلْ بِهِ.
2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ الحَمِيدِ بْنِ عَوَّاضٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
فِي الرَّجُل يَكُونُ عِنْدَهُ الْمَالُ فَيَحُولُ عَلَيْهِ الْحَوْلُ ثُمَّ يُصِيبُ مَالاً آخَرَ قَبْلَ أَنْ يَحُولَ عَلَى الْمَالِ الْحَوْلُ .
قالَ: إِذَا حَالَ عَلَى الْمَالِ الْأَوَّلِ الْحَوْلُ زَكَّاهُمَا جَمِيعاً .
بخش پانزدهم: مالی را انسان پس از پرداخت زکات آن استفاده می کند
1 - شعیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام فرمود:
هر چیزی که مالی را عاید تو کند، زکاتش را بده و هر چیزی را که به تو ارث رسید یا این که به تو بخشیده شد (هبه) مصرف کن (و زکاتی ندارد).
2 - عبدالحمید بن عوّاض گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که مالی دارد و سال به آن می گذرد، پس قبل از این که به آن مال اوّل سال بگذرد، مال دیگری را به دست می آورد؛ فرمود:
اگر به آن مال اوّلی سال گذشت، باید زکات هر دو مال را بدهد.
ص: 584
بَابُ الرَّجُلِ يَشْتَرِي الْمَتَاعَ فَيَكْسُدُ عَلَيْهِ وَ الْمُضَارَبَةِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.
فِي رَجُل اشْتَرَى مَتَاعاً فَكَسَدَ عَلَيْهِ مَتَاعُهُ وَ قَدْ كَانَ زَكَّى مَالَهُ قَبْلَ أَنْ يَشْتَرِيَ بِهِ هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةٌ أَوْ حَتَّى يَبِيعَهُ.
فَقَالَ: إِنْ كَانَ أَمْسَكَهُ لِيَلْتَمِسَ الْفَضْلَ عَلَى رَأْسِ الْمَالِ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُل اشْتَرَى مَتَاعاً وَ كَسَدَ عَلَيْهِ وَ قَدْ كَانَ زَكَّى مَالَهُ قَبْلَ أَنْ يَشْتَرِيَ الْمَتَاعَ مَتَى يُزَكِّيهِ؟
بخش شانزدهم: حکم کسی که کالایی را می خرد و ضرر می کند و حکم مضاربه
1 - ابو ربیع شامی می گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که کالایی را می خرد، ولی کالایش به فروش نمی رسد، حال آن که قبل از آن که آن کالا بخرد زکات مالش را پرداخت کرده، آیا لازم است زکات کالای کساد شده اش را پرداخت کند، یا این که فروش کالا، زکات آن را بدهد؟
فرمود: اگر آن کالا به خاطر سودش خوب است، بر آن زکات تعلق می گیرد.
2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی کالایی را می خرد، ولی کالایش به زودی به فروش نمی رسد _ البّته زکات مالی را که با آن کالا خریده، قبلاً پرداخت کرده است _ اکنون زکات چنین کالایی را کی پرداخت کند؟
ص: 585
فَقالَ: إِنْ كَانَ أَمْسَكَ مَتَاعَهُ يَبْتَغِي بِهِ رَأْسَ مَالِهِ فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً، وَإِنْ كَانَ حَبَسَهُ بَعْدَ مَا يَجِدُ رَأْسَ مَالِهِ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ بَعْدَ مَا أَمْسَكَهُ بَعْدَ رَأْسِ الْمَالِ .
قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُوضَعُ عِنْدَهُ الْأَمْوَالُ يَعْمَلُ بِهَا.
فَقالَ: إذَا حَالَ الْحَوْلُ فَلْيزكها.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَكُونُ عِنْدَهُ الْمَتَاعُ مَوْضُوعاً فَيَمْكُثُ عِنْدَهُ السَّنَةَ وَ السَّنَتَيْنِ أَوْ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ.
قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً حَتَّى يَبيعَهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ أُعْطِيَ بِهِ رَأْسَ مَالِهِ فَيَمْنَعَهُ مِنْ ذَلِكَ الْتمَاسُ الْفَضْلِ ، فَإِذَا هُوَ فَعَلَ ذَلِكَ وَجَبَتْ فِيهِ الزَّكَاةَ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ أُعْطِيَ بِهِ رَأْسَ مَالِهِ فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً حَتَّى يَبيعَهُ وَ إِنْ حَبَسَهُ بِمَا حَبَسَهُ فَإِذَا هُوَ بَاعَهُ فَإِنَّمَا عَلَيْهِ زَكَاةً سَنَةٍ وَاحِدَةٍ.
فرمود: اگر کالا را خریده که فقط به اندازه سرمایه به او برگردد، زکاتی به آن نیست و اگر چیزی فراتر از سرمایه اش کسب کرد و آن را نگه داشت، آن چیزی را که بیشتر از سرمایه به دست آورده باید زکاتش را پرداخت کند.
محمّد بن مسلم گوید: هم چنین از امام علیه السَّلام پرسیدم: اموالی در اختیار کسی قرار می گیرد تا با آن کار کند، (زکات آن چه می شود)؟
فرمود: اگر سال به آن گذشت، باید زکاتش را بپردازد.
3 - سماعه گوید: از حضرتش سؤال کردم: شخصی کالایی دارد که آن را کنار گذاشته به گونه ای که یک یا دو سال به آن می گذرد.
فرمود: زکاتی به آن تعلّق نمی گیرد تا این که آن را بفروشد، مگر آن که بتواند به وسیلۀ آن سرمایه اوّلیه خود را زنده کند؛ ولی برای این که قیمت آن بیشتر شود از فروش آن خودداری کند که در این صورت زکات به آن واجب می شود و امّا اگر چنین نباشد و سرمایه را برنگرداند، زکاتی به آن نیست و در هر صورت اگر آن را به هر دلیلی نگه داشت، هرگاه آن را فروخت فقط زکات یک سال بر آن خواهد بود.
ص: 586
4 - سَمَاعَةُ قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ مَعَهُ الْمَالُ مُضَارَبَةً هَلْ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ الْمَالِ زَكَاةٌ إِذَا كَانَ يَتَّجِرُ بِهِ؟
فَقالَ: يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَقُولَ لِأَصْحَابِ الْمَالِ زَكُوهُ، فَإِنْ قَالُوا: إِنَّا نُزَكِّيهِ، فَلَيْسَ عَلَيْهِ غَيْرُ ذَلِكَ، وَإِنْ هُمْ أَمَرُوهُ أَنْ يُزَكِّيَهُ فَلْيَفْعَلْ.
قُلْتُ: أَ رَأَيْتَ لَوْ قَالُوا: إِنَّا نُزَكِّيهِ وَ الرَّجُلُ يَعْلَمُ أَنَّهُمْ لا يُزَكُونَهُ.
فَقالَ: إِذَا هُمْ أَفَرُوا بِأَنَّهُمْ يُرَكُونَهُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ غَيْرُ ذَلِكَ، وَإِنْ هُمْ قَالُوا: إِنَّا لا تُزَكِّيهِ فَلا يَنْبَغِى لَهُ أَنْ يَقْبَلَ ذَلِكَ الْمَالَ، وَ لا يَعْمَلَ بِهِ حَتَّى يُزَكُوهُ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْهُ: إِلَّا أَنْ تَطِيبَ نَفْسُكَ أَنْ تُزَكَّيَهُ مِنْ رِبْحِكَ .
قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَرْبَحُ فِي السَّنَةِ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَم وَ سِيَّمَائَةٍ وَ سَبْعَمِائَةٍ هِيَ نَفَقَتُهُ وَ أَصْلُ الْمَالِ مُضَارَبَةٌ .
4 - سماعه می گوید: از حضرتش سؤال کردم: شخصی مال مضاربه ای در اختیار دارد، آیا اگر با آن مال، تجارت کرد، زکاتی به آن مال تعلّق می گیرد؟
فرمود: شایسته است که به صاحبان آن مال بگوید که زکات آن را بدهند.
اگر صاحبان مال گفتند: ما زکات آن را می دهیم، دیگر چیزی بر عهدۀ او نیست، و اگر صاحبان مال به او گفتند: تو خود زکات آن را بده؛ باید بدهد.
سماعة گوید: گفتم: اگر صاحبان مال گفتند: ما زکات آن را می دهیم؛ ولی آن شخص می داند که آن ها زکات را نخواهند داد، چه؟
فرمود: اگر صاحبان مال اقرار کنند که زکاتش را خواهند داد، چیزی دیگر بر عهده او نیست، ولی اگر صاحبان مال گفتند: ما زکاتش را نمی دهیم، شایسته نیست بر او که آن مال را برای مضاربه قبول کند و با آن کار کند، تا این که زکات آن را صاحبان مال بپردازند.
و در روایت دیگر، سماعه گوید: حضرتش فرمود: مگر راضی شوی که خودت از سودی که می بری، زکات پول خود را بدهی.
سماعه گوید: و از حضرتش پرسیدم: مردی در سال پانصد درهم نقره سود می کند و حال این که 600 و 700 درهم نقره هزینۀ زندگی اوست و اصل پولی را هم که با آن سود کرده، مضاربهای بوده است (زکات آن چه می شود؟)
ص: 587
قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ فِي الرِّبْحِ زَكَاةٌ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم أَنَّهُ قَالَ:
كُلِّ مَالٍ عَمِلْتَ بِهِ فَعَلَيْكَ فِيهِ الزَّكَاةُ إذَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ.
قالَ يُونُسُ : تَفْسِيرُ ذَلِكَ أَنَّهُ كُلُّ مَا عُمِلَ لِلتِّجَارَةِ مِنْ حَيَوَانِ وَ غَيْرِهِ فَعَلَيْهِ فِيهِ الزَّكَاةُ.
6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لأبي إبْرَاهِيمَ علیه السَّلام:
الرَّجُلُ يَشْتَرِي الْوَصِيفَةَ يُثَبِّتُهَا عِنْدَهُ لِتَزِيدَ وَ هُوَ يُرِيدُ بَيْعَهَا أَ عَلَى ثَمَنِهَا زَكَاةً؟
قالَ: لا، حَتَّى يَبيعَهَا.
قُلْتُ: فَإِذَا بَاعَهَا يُزَكِّي ثَمَنَهَا؟
قالَ: لا، حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَ هُوَ فِي يَدِهِ.
فرمود: در سودی که کرده است زکاتی نیست.
5 - محمّد بن مسلم گوید: حضرتش فرمود:
هر مالی را که به کار زده ای، اگر سال به آن بگذرد، زکات دارد.
یونس گوید: منظور این است که هر گاه کسی با حیوان یا غیر آن تجارت کرد، پس بر عهدۀ او در آن، زکات است.
6 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: شخصی کنیزی می خرد و آن را نگه می دارد تا رشد کند و بعد او را بفروشد، آیا به پولی که از فروش آن کنیز عایدش می شود زکات است؟
فرمود: نه، تا این که او را بفروشد.
گفتم: همین که او را فروخت باید زکاتش را بدهد؟
فرمود: نه، تا این که یک سال به آن بگذرد و آن پول هنوز در دست او باشد.
ص: 588
7 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ الْحَجَّاجِ الْكَرْخِي قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الزَّكَاةِ.
فَقالَ: مَا كَانَ مِنْ تِجَارَةٍ فِي يَدِكَ فِيهَا فَضْلُ لَيْسَ يَمْنَعُكَ مِنْ بَيْعِهَا إِلَّا لِتَزْدَادَ فَضْلاً عَلَى فَضْلِكَ فَزَكِّهِ، وَ مَا كَانَتْ مِنْ تِجَارَةٍ فِي يَدِكَ فِيهَا نُقْصَانٌ ، فَذَلِكَ شَيْءٌ آخَرُ.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لا تَأْخُذَتْ مَالاً مُضَارَبَةً إِلَّا مَالاً تُزَكِّيهِ أَوْ يُزَكِّيهِ صَاحِبُهُ.
وَ قَالَ: إِنْ كَانَ عِنْدَكَ مَتَاعٌ فِي الْبَيْتِ مَوْضُوعٌ فَأُعْطِيتَ بِهِ رَأْسَ مَالِكَ فَرَغِبْتَ عَنْهُ، فَعَلَيْكَ زَكَاتُهُ.
7 - خالد بن حجّاج کرخی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره زکات پرسیدم؟
فرمود: آن چه از تجارت در دست توست و در آن سود است، و چیزی تو را از فروختن آن باز نمی دارد مگر این که گران تر شود و سود بیشتری ببری، زکات آن را بده؛ امّا آن چه که از تجارت در اختیار داری و در آن ضرر و نقصان است، آن چیز دیگر است و حکمش فرق می کند.
8 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
مالی را برای مضاربه قبول مکن مگر این که یا خودت زکاتش را بدهی، یا صاحب آن مال زکاتش را بدهد.
فرمود: اگر در خانه کالایی داری که نگاه داشته ای. پس اگر به وسیلهۀ آن کالا سرمایه ات را دادی و دیگر از آن کالا روی گردان شده ای، پس زکات آن بر عهدۀ توست.
ص: 589
9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ قَالَ: سَأَلَهُ سَعِيدٌ الْأَعْرَجُ وَأَنَا أَسْمَعُ فَقَالَ:
إِنَّا نَكْبِسُ الزَّيْتَ وَ السَّمْنَ نَطْلُبُ بِهِ التِّجَارَةَ، فَرُبَّمَا مَكَثَ عِنْدَنَا السَّنَةَ وَ السَّنَتَيْنِ هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةٌ؟
قالَ: فَقالَ: إِنْ كُنْتَ تَرْبَحُ فِيهِ شَيْئاً أَوْ تَجِدُ رَأْسَ مَالِكَ فَعَلَيْكَ زَكَاتُهُ، وَإِنْ كُنْتَ إِنَّمَا تَرَبَّصُ بِهِ لأَنَّكَ لا تَجدُ إلّا وَضِيعَةً، فَلَيْسَ عَلَيْكَ زَكَاتُهُ حَتَّى يَصِيرَ ذَهَباً أَوْ فِضَّةٌ، فَإِذَا صَارَ ذَهَبَاً أَوْ فِضَّةٌ فَرَكِّهِ لِلسَّنَةِ الَّتِي اتَّجَرْتَ فِيهَا.
(17) بَابُ مَا يَجِبُ عَلَيْهِ الصَّدَقَةُ مِنَ الْحَيَوَانِ وَ مَا لَا يَجِبُ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَزُرَارَةَ عَنْهُمَا جَمِيعاً علیه السَّلام قَالا:
9 - اسماعيل بن عبدالخالق گوید: من در حضور امام علیه السَّلام بود، شنیدم که عبدالحمید اعرج از حضرتش امام صادق علیه السَّلام پرسید: ما روغن گیاهی و حیوانی را برای تجارت ذخیره می کنیم، و گاهی ممکن است آن روغن یک یا دو سال نزد ما بماند؛ آیا به آن زکاتی تعلّق می گیرد؟
فرمود: اگر از آن سودی می رسد یا این که سرمایه ای به تو بر می گردد، زکات آن بر عهدۀ توست، و امّا اگر تو آن را به این خاطر ذخیره کرده ای که جز خسارت و ضرر در آن نیست از این رو در انتظار هستی که در زمان مناسب آن را بفروشی، زکات آن بر تو واجب نیست تا این که به طلا و نقره تبدیل شود، پس اگر به طلا و نقره تبدیل شد، زکات آن سالی را که در آن سال تجارت کرده ای، پرداخت کن.
بخش هفدهم: حیواناتی که زکات واجب بر آنها تعلّق می گیرد
1 - محمد بن مسلم و زراره گویند: امام صادق و باقر علیهما السَّلام فرمودند:
ص: 590
وَضَعَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام عَلَى الْخَيْلِ الْعِتَاقِ الرَّاعِيَةِ فِي كُلِّ فَرَسٍ فِي كُلِّ عَامٍ دِينَارَيْنِ، وَ جَعَلَ عَلَى الْبَرَاذِينِ دِينَاراً.
2 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: هَلْ فِي الْبِغَالِ شَيْءٌ؟
فَقالَ: لا.
فَقُلْتُ : فَكَيْفَ صَارَ عَلَى الْخَيْلِ وَ لَمْ يَصِرْ عَلَى الْبِغَالِ؟
فَقالَ: لأَنَّ الْبِغَالَ لا تَلْقَحُ، وَالْخَيْلُ الإِناتُ يُنتَجْنَ ، وَ لَيْسَ عَلَى الْخَيْلِ الذُّكُورِ شَيْءٌ .
قالَ: فَقُلْتُ: فَمَا فِي الْحَمِير؟
فَقَالَ: لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ .
قالَ: قُلْتُ: هَلْ عَلَى الْفَرَسِ أَوِ الْبَعِيرِ يَكُونُ لِلرَّجُلِ يَرْكَبُهُمَا شَيْءٌ؟
امیرمؤمنان علی صلوات الله علیه بر گلّه اسب های اصیل و نجیب، بر هر اسبی در هر سال دو دینار طلا و بر غیر اصیل (اسب عجمی یا اسب تاتاری یا گونه ای که از اسب پایین تر که از الاغ قوی تر است) یک دینار طلا زکات قرار داد.
2 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: آیا بر استر زکاتی است؟
فرمود: نه.
گفتم: چگونه برگلۀ اسب ها زکات معیّن شد، ولی بر استر نه؟
فرمود: زیرا استرها آبستن نمی شون، ولی اسب های ماده کرّه به دنیا می آورند و تکثیر می شوند و بر این اساس بر اسب های نر زکاتی نیست.
گفتم: در الاغ چه؟
فرمود: در آن زکاتی نیست.
گفتم: آیا اسب یا شتری که انسان به آن سوار می شود، زکاتی هست؟
ص: 591
فَقالَ: لا، لَيْسَ عَلَى مَا يُعْلَفُ شَيْءٌ، إِنَّمَا الصَّدَقَةُ عَلَى السَّائِمَةِ الْمُرْسَلَةِ فِي مَرْجِهَا عَامَهَا الَّذِي يَقْتَنِيهَا فِيهِ الرَّجُلُ ، فَأَمَّا مَا سِوَى ذَلِكَ فَلَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَيْسَ عَلَى الرَّقِيقِ زَكَاةٌ إِلَّا رَقِيقٌ يُبْتَغَى بِهِ التِّجَارَةَ، فَإِنَّهُ مِنَ الْمَالِ الَّذِي يُزَكَّى.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُمَا سُئِلَا عَمَّا فِي الرَّقِيقِ.
فَقَالَ: أَلَيْسَ فِي الرَّأْسِ شَيْءٌ أَكْثَرُ مِنْ صَاعٍ مِنْ تَمْرِ إِذَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَلَيْسَ فِي ثَمَنِهِ شَيْءٌ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ.
5 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قُلْتُ بِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ لَمْ يُزَكُ إِبلَهُ أَوْ شَاتَهُ عَامَيْنِ فَبَاعَهَا عَلَى مَنِ اشْتَرَاهَا أَنْ يُزَكِّيَهَا لِمَا مَضَى؟
فرمود: نه، بر حیوانی که علف خوار است که صاحبش به او علف می دهد، زکاتی نیست. همانا زکات بر اسب و شتری است که در چراگاهش می چرد، در آغل علف داده نمی شود و انسان آن را به خود ذخیره می کند (تا از آن استفاده کند، نه تجارت نماید) ولی غیر این مواردی که ذکر شد، زکاتی نیست.
3 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
برای برده (غلام یا کنیز) زکاتی نیست، مگر برده ای که برای تجارت باشد که در آن صورت مال به حساب می آید و زکات آن پرداخت می شود.
4 - زراره و محمّد بن مسلم گویند: از امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام پرسیدیم: آیا برده زکات دارد؟
فرمود: برده زکات ندارد، جز زکات فطره، و اگر برده را بفروشند و در برابر آن نقدینۀ طلا و نقره دریافت کنند، این نقدینه هم زکات ندارد، مگر آن که یک سال نزد صاحب آن بماند.
5 - عبد الرحمان ابی عبدالله گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی دو سال زکات شتران یا گوسفندانش را نپرداخته باشد و بعد از دو سال آنها را بفروشد، آیا زکات عقب عهدۀ خریدار است؟
ص: 592
قالَ: نَعَمْ، تُؤْخَذُ مِنْهُ زَكَاتُهَا وَ يَتْبَعُ بِهَا الْبَائِعَ، أَوْ يُؤَدِّيَ زَكَاتَهَا الْبَائِعُ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام:
فِي الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ إِبِلٌ أَوْ بَقَرٌ أَوْ غَنَمْ أَوْ مَتَاعٌ فَيَحُولُ عَلَيْهَا الْحَوْلُ فَيَمُوتُ الْإِبِلُ وَ الْبَقَرُ وَالغَنَم وَيَحْتَرِقُ الْمَتَاعُ .
قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ:
كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام يَأْخُذُ مِنْ صِغَارِ الإِبل شَيْئاً حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَلا يَأْخُذُ مِنْ جِمَالِ الْعَمَلِ صَدَقَةٌ، وَكَأَنَّهُ لَمْ يَجِبْ أَنْ يُؤْخَذَ مِنَ الذُّكُورِ شَيْءٌ، لِأَنَّهُ ظَهْرٌ يُحْمَلُ عَلَيْهَا.
فرمود: آری. زکات رمه را از خریدار می گیرند و خریدار می تواند فروشنده را تعقیب کند و مبلغ پرداختی را مطالبه نماید یا خود خریدار حاضر شود و زکات رمه را بپردازد.
6 - ابن ابی عمیر از برخی از اصحاب ما نقل می کند و گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که شتر، گاو و گوسفند یا کالایی دیگر دارد و یک سال می گذرد. امّا آن شتر یا گاو یا گوسفند می میرند و آن کالا می سوزد و از بین می رود، فرمود.:
به چنین اموالی زکات تعلّق نمی گیرد.
7 - ابن ابی عمیر گوید:
علی علیه السَّلام از بچه شترها زکات نمی گرفت تا این سال به آن ها می گذشت و از شترهای نر کاری صدقه زکات نمی گرفت، و گویا ایشان واجب نمی دیدند که از شترهای نر چیزی گرفته شود، زیرا که آن ها پشتی بودند که به آن ها بار حمل می شد.
ص: 593
(18) بَابُ صَدَقَةِ الْإِبِلِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم وَ أَبِي بَصِيرٍ وَ بُرَيْدِ الْعِجْلِي وَ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالا فِي صَدَقَةِ الْإِبِلِ:
فِي كُلِّ خَمْسٍ شَاةٌ إِلَى أَنْ تَبْلُغَ خَمْساً وَ عِشْرِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ ذَلِكَ فَفِيهَا ابْنَةُ مَخَاضِ، ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ خَمْساً وَ ثَلاثِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ خَمْساً وَ ثَلاثِينَ فَفِيهَا ابْنَةُ لَبُونٍ، ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ خَمْساً وَ أَرْبَعِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ خَمْساً وَ أَرْبَعِينَ فَفِيهَا حِقَّةٌ طَرُوقَةُ الْفَحْلِ ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ سِتِّينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ سِتِّينَ فَفِيهَا جَذَعَةٌ.
بخش هیجدهم: زکات شتر
1 زراره، محمد بن مسلم، ابوبصیر، برید عجلی و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام در مورد زکات شتر فرمودند:
در هر پنج شتر، باید یک گوسفند به عنوان زکات پرداخت شود تا برسد به بیست و پنج شتر که زکات آن پنج گوسفند است و بعد از بیست و پنج شتر تا سی و پنج شتر، یک ماده شتر دو ساله، و بعد از سی و پنج شتر، تا چهل و پنج شتر، یک ماده شتر دو ساله، و بعد از سی و پنج شتر تا چهل و پنج شتر، یک ماده شتر سه ساله. و بعد از چهل و پنج شتر تا شصت شتر یک ماده شتر چهار ساله؛ و بعد از شصت شتر تا هفتاد و پنج شتر، یک ماده شتر پنج ساله به عنوان زکات پرداخت شود.
ص: 594
ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ خَمْساً وَ سَبْعِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ خَمْساً وَ سَبْعِينَ، فَفِيهَا ابْنَتَا لَبُونٍ ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ تِسْعِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ تِسْعِينَ فَفِيهَا حِقَّتَانِ طَرُوقَتَا الْفَحْلِ، ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ عِشْرِينَ وَ مِائَةٌ فَإِذَا بَلَغَتْ عِشْرِينَ وَ مِائَةً فَفِيهَا حِقَّتَانِ طَرُوقَتَا الْفَحْلِ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةٌ عَلَى عِشْرِينَ وَ مِائَةٍ فَفِي كُلِّ خَمْسِينَ حِقَّةٌ وَ فِي كُلِّ أَرْبَعِينَ ابْنَةُ لَبُونِ.
ثُمَّ تَرْجِعُ الْإِبِلُ عَلَى أَسْنَانِهَا، وَلَيْسَ عَلَى النَّيْفِ شَيْءٌ وَلَا عَلَى الْكُسُورِ شَيْءٌ وَ لَيْسَ عَلَى الْعَوَامِل شَيْءٍ إِنَّمَا ذَلِكَ عَلَى السَّائِمَةِ الرَّاعِيَةِ .
قالَ: قُلْتُ: مَا فِي الْبُخْتِ السَّائِمَةِ شَيْءٌ؟
قالَ: مِثْلُ مَا فِي الْإِبِلِ الْعَرَبِيَّةِ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
و بعد از هفتاد و پنج شتر، دو ماده شتر سه ساله و بعد از نود شتر تا صد و بیست شتر، دو ماده شتر چهار سالۀ آبستن؛ و بعد از صد و بیست شتر، هر چند که نفرات آن ها زیاد شود. بر اساس هر پنجاه شتر، یک ماده، شتر چهار ساله، و هر چهل شتر یک ماده شتر سه ساله بپردازند و در صورت لزوم، سن شترها را به قیاس بگیرند و کم و زیاد آن را باز گردانند، چند نفر بالاتر از نصاب و چند نفر کمتر از نصاب، زکات ندارد. شتر بارکش و شتر آبکش زکات ندارد. فقط شتری زکات دارد که در مرتع به چرا می رود.
گفتم: اگر شتر خراسانی در صحرا بچرد، زکات دارد؟
فرمود: شتر خراسانی هم مانند شتر عربی است.
2 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 595
فِي خَمْسِ قَلائِصَ شَاةٌ وَلَيْسَ فِيما دُونَ الْخَمْسِ شَيْءٌ وَ فِي عَشْرٍ شَاتَانِ وَ فِي خَمْسَ عَشْرَةَ ثَلاثُ شِيَاءٍ، وَ فِي عِشْرِينَ أَرْبَعٌ وَ فِي خَمْسٍ وَ عِشْرِينَ خَمْسٌ وَ فِي سِتَّةٍ وَ عِشْرِينَ بِنْتُ مَخَاضٍ إِلَى خَمْسٍ وَثَلاثِينَ.
وَ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَانِ: هَذَا فَرْقُ بَيْنَنَا وَبَيْنَ النَّاسِ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةٌ فَفِيهَا بِنْتُ لَبُونٍ إِلَى خَمْسٍ وَ أَرْبَعِينَ ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةٌ فَفِيهَا حِقَّةٌ إِلَى سِتِّينَ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةً فَفِيهَا جَذَعَةٌ إِلَى خَمْسٍ وَ سَبْعِينَ ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةً فَفِيهَا بِنْتَا لَبُونِ إِلَى تِسْعِينَ، فَإِذَا كَثُرَتِ الإِبلُ فَفِي كُلِّ خَمْسِينَ حِقَّةٌ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
لَيْسَ فِي صِغَارِ الْإِبِلِ شَيْءٍ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ مِنْ يَوْمِ تُنْتَجُ.
زکات پنج شتر، یک گوسفند است. کمتر از پنج شتر، زکات ندارد. ده شتر، دو گوسفند، پانزده شتر، سه گوسفند؛ بیست و پنج شتر، پنج گوسفند. از بیست و شش تا سی و پنج شتر، یک ماده شتر دو ساله، از سی و شش تا چهل و پنج شتر، یک ماده شتر سه ساله، از چهل و شش تا شصت شتر، یک ماده شتر چهار ساله.
و از شصت و یک تا هفتاد و پنج شتر، یک ماده شتر پنج ساله شتر، و از هفتاد و شش تا نود شتر، دو ماده شتر سه ساله. و موقعی که شمار شتر افزون شود، بابت هر پنجاه شتر یک ماده شتر چهار ساله به عنوان زکات بپردازند.
- زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
بچۀ شتر زکات ندارد، مگر موقعی که یک سال از ولادت آن بگذرد.
ص: 596
(19) بَاب [أسنان الإبل ]
أَسْنَانُ الْإِبِلِ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ تَطْرَحُهُ أُمُّهُ إِلَى تَمَامِ السَّنَةِ حُوَارٌ، فَإِذَا دَخَلَ فِي الثَّانِيَةِ سُمِّيَ ابْنَ مَخَاضِ، لأَنَّ أُمَّهُ قَدْ حَمَلَتْ، فَإِذَا دَخَلَتْ فِي السَّنَةِ الثَّالِثَةِ يُسَمَّى ابْنَ لَبُونٍ، وَ ذَلِكَ أَنَّ أُمَّهُ قَدْ وَضَعَتْ وَ صَارَ لَهَا لَبَنٌ.
فَإِذَا دَخَلَ فِي السَّنَةِ الرَّابِعَةِ يُسَمَّى الذَّكَرُ حِقَّاً وَ الْأُنْثَى حِقَّةً، لأَنَّهُ قَدِ اسْتَحَقَّ أَن يُحْمَلَ عَلَيْهِ، فَإِذَا دَخَلَ فِي السَّنَةِ الْخَامِسَةِ يُسَمَّى جَذَعاً، فَإِذَا دَخَلَ فِي السَّادِسَةِ يُسَمَّى ثَنِياً ، لأَنَّهُ قَدْ أَلْقَى ثَنِيَّتَهُ.
فَإِذَا دَخَلَ فِي السَّابِعَةِ أَلْقَى رَبَاعِيَتَهُ وَ يُسَمَّى رَبَاعِياً.
بخش نوزدهم (1) : [نامگذاری شتر از روی دندانهایش ]
شتر را از روزی که مادرش او را به دنیا می آورد تا یک سال تمام «حُوار» گویند. پس زمانی که وارد سال دوم زندگی شد نامش «ابن فحاض» می شود، زیرا مادرش باردار شده است (محاض درد زایمان است)، و زمانی که وارد سال سوم زندگی شد، نامش «ابن لبون» (فرزند ناقه شیرده) می شود، زیرا مادرش وضع حمل کرده و دارای شیر شده است.
و زمانی وارد سال چهارم شد، شتر نر را «حقّ» و ماده را «حقّه» گویند، زیرا استحقاق پیدا کرده که به او بار بنهند. وقتی وارد سال پنجم شد «جذع» نامیده می شود. وقتی وارد سال ششم شود «ثنیّ» نامیده می شود، زیرا دندانهای پیش خود را انداخته است.
زمانی که وارد سال هفتم می شود دندانهای رباعی خود را انداخته لذا «رباعّی» نامیده می شود (هر یک از دندان ها که میان دندان های پیش و نیش است).
ص: 597
فَإِذَا دَخَلَ فِى الثَّامِنَةِ أَلْقَى السِّنَّ الَّذِي بَعْدَ الرَّبَاعِيَةِ وَ سُمِّيَ سَدِيساً.
فَإِذَا دَخَلَ فِي التَّاسِعَةِ وَ طَرَحَ نَابَهُ سُمِّيَ بَازِلاً.
فَإِذَا دَخَلَ فِي الْعَاشِرَةِ فَهُوَ مُخْلِفٌ وَ لَيْسَ لَهُ بَعْدَ هَذَا اسْمٌ، وَ الْأَسْنَانُ الَّتِي تُؤْخَذُ مِنْهَا فِي الصَّدَقَةِ مِنْ بِنْتِ مَخَاضٍ إِلَى الْجَذَع.
(20) بَابُ صَدَقَةِ الْبَقَرِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ وَ أَبِي بَصِيرٍ وَ بُرَيْدِ الْعِجْلِي وَ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالا فِي الْبَقَرِ:
زمانی که وارد هشت سالگی می شود دندان بعد از رباعی را می اندازد و «سدیس» نامیده می شود. (سدیس، نام دندان هشت سالگی شتر است).
زمانی که وارد نه سالگی می شود و دندان نیش را می اندازد «بازل» نامیده می شود.
پس هر گاه که وارد ده سالگی شد آن را «مخلف» گویند و پس از آن دیگر اسمی ندارد. و سال هایی که در آن سن و سال زکات شتر گرفته می شود از سالی است که «بنت محاض» 2 سالگی تا «جذع» 5 سالگی است.
بخش بیستم: زکات گاو
1 - زراره محمّد بن مسلم، ابوبصیر برید عجلی و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام در مورد زکات گاو فرمودند:
ص: 598
فِي كُلِّ ثَلاثِينَ بَقَرَةً تَبِيعٌ حَوْلِيٌّ وَلَيْسَ فِي أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ شَيْءٌ وَ فِي أَرْبَعِينَ بَقَرَةً بَقَرَةٌ مُسِنَّةٌ، وَ لَيْسَ فِيمَا بَيْنَ الثَّلاثِينَ إِلَى الْأَرْبَعِينَ شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ أَرْبَعِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ أَرْبَعِينَ فَفِيهَا مُسِنَّةٌ وَ لَيْسَ فِيمَا بَيْنَ الْأَرْبَعِينَ إِلَى السِّتِّينَ شَيْءٌ، فَإِذَا بَلَغَتِ السِّتِّينَ فَفِيهَا تَبِيعَانِ إِلَى سَبْعِينَ فَإِذَا بَلَغَتْ سَبْعِينَ ، فَفِيهَا تَبِيعٌ وَ مُسِنَّةٌ إِلَى ثَمَانِينَ فَإِذَا بَلَغَتْ ثَمَانِينَ.
فَفِي كُلِّ أَرْبَعِينَ مُسِنَّةٌ إِلَى تِسْعِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ تِسْعِينَ فَفِيهَا ثَلاثُ تَبَائِعَ حَوْلِيَّاتٍ، فَإِذَا بَلَغَتْ عِشْرِينَ وَ مِائَةٌ، فَفِي كُلُّ أَرْبَعِينَ مُسِنَّةٌ.
ثُمَّ تَرْجِعُ الْبَقَرُ عَلَى أَسْنَانِهَا وَ لَيْسَ عَلَى النَّيْفِ شَيْءٌ، وَ لا عَلَى الْكُسُورِ شَيْءٌ وَ لا عَلَى الْعَوَامِلِ شَيْءٌ، إِنَّمَا الصَّدَقَةُ عَلَى السَّائِمَةِ الرَّاعِيَةِ. وَكُلُّ مَا لَمْ يَحُلْ عَلَيْهِ الْحَوْلُ عِنْدَ رَبِّهِ فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فَإِذَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَجَبَ عَلَيْهِ.
در هر سی رأس گاو، یک گوسالهٔ سیزده ماهه به عنوان زکات پرداخت می شود و کمتر از سی رأس گاو، زکات ندارد. چهل رأس گاو، یک گوسالۀ سه ساله زکات دارد. از سی رأس و نه رأس گاو، همان گوسالهٔ سیزده ماهه و از چهل رأس گاو تا پنجاه و نه رأس گاو، همان یک گوسالۀ سه ساله کافی است.
از رقم شصت تا شصت و نه، دو گوسالۀ سیزده ماهه و از رقم هفتاد تا هفتاد و نه، یک گوسالۀ سیزده ماهه و یک گوسالۀ سه ساله. و از رقم هشتاد تا هشتاد و نه، دو گوسالۀ سه ساله. و از رقم نود تا نود و نه، سه گوسالهٔ سیزده ماهه. و از رقم صد تا صدو نه، دو گوسالۀ سیزده ماهه و یک گوسالۀ سه ساله. و از رقم صدوده تا صد و نوزده، یک گوسالۀ ماهه و دو گوسالۀ سه ساله. و از رقم صدو بیست تا صدو بیست و نه، چهار گوسالۀ سه ساله.
هر چهل رأس گاو، یک گوسالۀ سه ساله و هر سی رأس گاو یک گوسالۀ سیزده ماهه، زکات دارد. و در صورت لزوم، سن گوساله ها را قیاس بگیرند و کم و زیاد آن را باز گردانند، چند رأس بالاتر از نصاب رأس زير نصاب زکات ندارد.
گاو بارکش و گاو آبکش و گاو شخمی زکات ندارد. فقط گاوی زکات دارد که در مراتع به چرا میر ود. هر گاوی که یک سال در ملک صاحبش نماند، زکات ندارد، هرگاوی که یک در ملک صاحبش بماند زکات دارد.
ص: 599
2 - زُرَارَةُ عَنْ أَبِي جَعْفَر لا قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فِي الْجَوَامِيسِ شَيْءٌ
قالَ: مِثْلُ مَا فِي الْبَقَرِ.
(21) بَابُ صَدَقَةِ الْغَنَمِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ وَ أَبِي بَصِيرٍ وَ بُرَيْدِ وَالْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَأَبِي عَبْدِ اللهِ علیهما السَّلام فِي الشَّاةِ.
علي الالم فِي كُلِّ أَرْبَعِينَ شَاءَ شَاءٌ، وَ لَيْسَ فِيما دُونَ الْأَرْبَعِينَ شَيْءٌ، ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ عِشْرِينَ وَ مِائَةً فَإِذَا بَلَغَتْ عِشْرِينَ وَ مِائَةٌ فَفِيهَا مِثْلُ ذَلِكَ شَاةٌ وَاحِدَةٌ، فَإِذَا زَادَتْ عَلَى مِائَةٍ وَ عِشْرِينَ فَفِيهَا شَاتَانِ وَ لَيْسَ فِيهَا أَكْثَرُ مِنْ شَاتَيْنِ حَتَّى تَبْلُغَ مِائَتَيْنِ.
2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم گاومیش، زکات دارد؟
فرمود: گاومیش همانند گاو زکات دارد.
بخش بیست و یکم: زکات گوسفند
1 - زراره، محمد بن مسلم، ابوبصیر و برید و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام در مورد زکات گوسفند فرمودند:
در هر چهل رأس گوسفند، باید یک گوسفند به عنوان زکات بپردازند. کمتر از چهل رأس گوسفند، زکات ندارد، و بیشتر از چهل رأس گوسفند تا برسد به صدو بیست رأس گوسفند، همان یک گوسفند کافی است. از صد و بیست و یک تا دویست رأس گوسفند، فقط دو رأس گوسفند به عنوان زکات می پردازند.
ص: 600
فَإِذَا بَلَغَتِ الْمِائَتَيْن فَفِيهَا مِثْلُ ذَلِكَ فَإِذَا زَادَتْ عَلَى الْمِائَتَيْنِ شَاةٌ وَاحِدَةً فَفِيهَا ثَلاثُ شِيَاءٍ، ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ حَتَّى تَبْلُغَ ثَلاثَمِائَةٍ، فَإِذَا بَلَغَتْ ثَلاثَمِانَةٍ فَفِيهَا مِثْلُ ذَلِكَ ثَلاثُ شِيَاءٍ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةً فَفِيهَا أَرْبَعُ شِيَاءٍ حَتَّى تَبْلُغَ أَرْبَعَمِائَةٍ فَإِذَا تَمَّتْ أَرْبَعُمِائَةٍ كَانَ عَلَى كُلِّ مِائَةٍ شَاةٌ وَ سَقَطَ الْأَمْرُ الْأَوَّلُ.
وَ لَيْسَ عَلَى مَا دُونَ الْمِائَةِ بَعْدَ ذَلِكَ شَيْءٌ، وَ لَيْسَ فِي النَّيِّفِ شَيْءٌ.
وَ قَالا: كُلُّ مَا لَمْ يَحُلْ عَلَيْهِ الْحَوْلُ عِنْدَ رَبِّهِ، فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ، فَإِذَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَجَبَ عَلَيْهِ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:
لا لَيْسَ فِي الْأَكِيلَةِ وَ لا فِي الرُّبى، وَ الرَّبَّى الَّتِي تُرَبَّى اثْنَيْنِ، وَ لا شَاةِ لَبَنِ، وَ لا فَحْلِ الْغَنَم صَدَقَةٌ.
و از دویست و یک رأس گوسفند تا سیصد رأس گوسفند، فقط سه رأس گوسفند و از سیصد و یک رأس گوسفند تا چهار صد رأس گوسفند فقط چهار رأس گوسفند و بعد به ترتیب، زکات هر صد رأس گوسفند، یک گوسفند است و دیگر به نصاب اوّل باز نمی گردد.
ارقام کمتر از صد و بیشتر از صد، زکات ندارد.
فرمودند: هر گوسفندی که یک سال در ملک صاحبش نماند، زکات ندارد. گوسفندی زکات دارد که یک سال در ملک صاحبش بماند.
2 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
حق زکات از نژاد تک و نمونه، مادر برّه، میش شیرده، قوچ تخم کشی پرداخت نمی شود.
ص: 601
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
لا تُؤْخَذُ أَكُولَةٌ، وَ الْأَكُولَةُ الْكَبِيرَةُ مِنَ الشَّاةِ تَكُونُ فِي الْغَنَم، وَلا وَالِدُهُ وَلا الْكَبْشُ الْفَحْلُ.
4 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
السَّخْلُ مَتَى تَجِبُ فِيهِ الصَّدَقَةُ؟
قالَ: إِذَا أَجْذَعَ.
(22) بَابُ أَدَبِ الْمُصَدِّقِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
3 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
گوسفند درشت اندام، گوسفند زائو، قوچ گلّه را به عنوان زکات نمی گیرند.
4 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم بره گوسفند، زکات دارد؟
فرمود: بعد از آن که یک ساله شود، زکات دارد.
بخش بیست و دوم: آدابی که مأمور دریافت زکات باید مراعات کند
1 - بريد بن معاویه گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
ص: 602
بَعَثَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام مُصَدِّقاً مِنَ الْكُوفَةِ إِلَى بَادِيَتِهَا.
فَقالَ لَهُ: يَا عَبْدَ اللهِ! انْطَلِقُ ، وَ عَلَيْكَ بِتَقْوَى اللهِ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ لا تُؤْثِرَنَّ دُنْيَاكَ عَلَى آخِرَتِكَ، وَكُنْ حَافِظاً لِمَا انْتَمَنْتُكَ عَلَيْهِ رَاعِياً لِحَقِّ اللَّهِ فِيهِ حَتَّى تَأْتِيَ نَادِيَ بَنِي فُلانٍ، فَإِذَا قَدِمْتَ فَانْزِلْ بِمَائِهِمْ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُخَالِطَ أَبْيَاتَهُمْ.
ثُمَّ امْضِ إِلَيْهِمْ بِسَكِينَةٍ وَ وَقَارِ حَتَّى تَقُومَ بَيْنَهُمْ وَ تُسَلَّمَ عَلَيْهِمْ ثُمَّ قُلْ لَهُمْ: يَا عِبَادَ اللَّهِ! أَرْسَلَنِي إِلَيْكُمْ وَلِيُّ اللَّهِ لأَخُذَ مِنْكُمْ حَقٌّ اللَّهِ فِي أَمْوَالِكُمْ، فَهَلْ لِلَّهِ فِي أَمْوَالِكُمْ مِنْ حَقِّ فَتُؤَدُّونَ إِلَى وَلِيْهِ؟
فَإِنْ قَالَ لَكَ قَائِلٌ: لا، فَلا تُرَاجِعْهُ، وَإِنْ أَنْعَمَ لَكَ مِنْهُمْ مُنْعِمْ فَانْطَلِقُ مَعَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُخِيفَهُ أَوْ تَعِدَهُ إِلَّا خَيْراً.
امیرمؤمنان علی علیه السَّلام مأمور زکاتی را از کوفه به بادیه ها و روستاهای اطراف کوفه گسیل داشت و به او فرمود:
ای بنده خدا! حرکت کن و بر تو باد به تقوای الهی، خدایی که یکتاست و شریکی برای او نیست، و دنیای خود را به جهان آخرتت ترجیح مده و آن چیزی را که تو را امین به آن قرار دادم، محافظت کن و نگاهبان باش. و حق خداوند را در آن رعایت بنما، تا به قبیلهٔ فلانی برسی، وقتی که به آنها رسیدی در کنار چاه و آبگیری آنها فرود آی بدون این که در میان خانه های آنها گشت بزنی آنگاه با آرامش و وقار به سوی آنها رو، تا در میان آن ها قرار بگیری، به آنها سلام کن.
آن گاه به آن ها بگو: ای بندگان خدا! دوست و ولی خداوند مرا به سوی شما گسیل داشته تا حق خداوند در دارایی هایتان را از شما اخذ کنم، آیا در اموال شما حقّی از خداوند هست تا آن را به ولیّ او بپردازید و ادا کنید؟
اگر کسی از آن ها گفت: نه، دوباره سخن خود را برای او تکرار مکن (و منصرف شو)، و اگر کسی از آن ها پاسخ داد: آری، پس با او برو، بی آن که او را بترسانی یا او را جز به خیر وعده دهی.
ص: 603
فَإِذَا أَتَيْتَ مَالَهُ فَلَا تَدْخُلْهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ، فَإِنَّ أَكْثَرَهُ لَهُ فَقُلْ: يَا عَبْدَ اللَّهِ! أَتَأْذَنُ لِي فِي دُخُولِ مَالِكَ.
فَإِنْ أَذِنَ لَكَ فَلا تَدْخُلْهُ دُخُولَ مُتَسَلَّطٍ عَلَيْهِ فِيهِ، وَ لا عُنْفِ بِهِ فَاصْدَعَ الْمَالَ صَدْعَيْنِ، ثُمَّ خَيْرُهُ، أَيَّ الصَّدْعَيْنِ شَاءَ، فَأَيَّهُمَا اخْتَارَ فَلَا تَعْرِضْ لَهُ، ثُمَّ اصْدَعِ الْبَاقِيَ صَدْعَيْنِ، ثُمَّ خَيْرُهُ فَأَيَّهُمَا اخْتَارَ فَلا تَعْرِضْ لَهُ، وَ لَا تَزَالُ كَذَلِكَ حَتَّى يَبْقَى مَا فِيهِ وَفَاءٌ لِحَقِّ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنْ مَالِهِ.
فَإِذَا بَقِيَ ذَلِكَ فَاقْبِضْ حَقَّ اللهِ مِنْهُ، وَ إِنِ اسْتَقَالَكَ فَأَقِلْهُ. ثُمَّ اخْلِطْهَا وَ اصْنَعْ مِثْلَ الَّذِي صَنَعْتَ أَوَّلاً حَتَّى تَأْخُذَ حَقٌّ اللهِ فِي مَالِهِ.
فَإِذَا قَبَضْتَهُ فَلا تُوَكُلْ بِهِ إِلَّا نَاصِحاً شَفِيقاً أميناً حَفِيظاً غَيْرَ مُعْنِفٍ لِشَيْءٍ مِنْهَا.
هنگامی که به اموال و دارایی او وارد شدی به آن ها دست مزن مگر به اذن و اجازۀ او، زیرا بیشتر آن مال، برای اوست. به او بگو: ای بندۀ خدا! آیا اجازه می دهی که به دارایی تو دست بزنم؟
اگر به تو اجازه داد، مانند انسانی که به او سلطۀ و قدرت دارد، وارد مشو، و با عنف و زور به او وارد مشو، پس مال او را به دو قسمت تقسیم کن، آن گاه به او اختیار بده که هر کدام از دو بخش را که خواست برگزیند و بردارد، و باقی مال را نیز دو قسم کن و دوباره اختیار را به او بده، پس هر بخش را که او برداشت متعرّض او مشو، و همین کار را ادامه بده تا آن جا که از مال او آن چه که در آن وفای به عهد حق الهی است (زکات دارد) بماند.
هنگامی که آن مقدار ماند، حق خداوند را از آن بردار و اگر خواست چیزی را از تو پس بگیرد، به او بازگردان، آن اموال و زکات را که از او گرفتی با هم در آمیز و همان کاری را که دربار اوّل انجام دادی، انجام بده (یعنی دوباره اموالش را به دو قسمت تقسیم کن...) تا حق خداوند را که در مال اوست بگیری.
پس وقتی گرفتی، کسی را بر آن وکیل قرار مده، مگر انسان خیر خواه دلسوز، امین و نگاهبان را که به چیزی از آن دست درازی نکند و آن را از بین نبرد.
ص: 604
ثُمَّ احْدُرْ كُلَّ مَا اجْتَمَعَ عِنْدَكَ مِنْ كُلِّ نَادٍ إِلَيْنَا نُصَيَّرْهُ حَيْثُ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
فَإِذَا انْحَدَرَ بِهَا رَسُولُكَ فَأَوْ عِنْ إِلَيْهِ أَنْ لا يَحُولَ بَيْنَ نَاقَةٍ وَبَيْنَ فَصِيلِهَا وَ لَا يُفَرِّقَ بَيْنَهُمَا وَ لا يَمْصُرَنَّ لَبَنَهَا فَيُضِرَّ ذَلِكَ بِفَصِيلِهَا وَ لا يَجْهَدَ بِهَا رُكُوباً وَ لْيَعْدِلْ بَيْنَهُنَّ ذَلِكَ وَ لْيُورِدْهُنَّ كُلَّ مَاءٍ يَمُرُّ بِهِ وَ لا يَعْدِلْ بِهِنَّ عَنْ نَبْتِ الْأَرْضِ إِلَى جَوَادٌ الطَّرِيقِ فِي السَّاعَةِ الَّتِي فِيهَا تُرِيحُ وَ تَعْبُقُ وَلْيَرْفُقُ بِهِنَّ جُهْدَهُ حَتَّى يَأْتِيَنَا بِإِذْنِ اللَّهِ سِحَاحاً سِمَاناً غَيْرَ مُتْعَبَاتٍ وَلا مُجْهَدَاتٍ.
فَيُقْسَمْنَ بِإِذْنِ اللهِ عَلَى كِتَابِ اللهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ عَلَى أَوْلِيَاءِ اللهِ، فَإِنَّ ذَلِكَ أَعْظَمُ لِأَجْرِكَ وَ أَقْرَبُ لِرُشْدِكَ يَنْظُرُ اللهُ إِلَيْهَا وَ إِلَيْكَ وَإِلَى جُهْدِكَ وَ نَصِيحَتِكَ لِمَنْ بَعَثَكَ وَبُعِثْتَ فِي حَاجَتِهِ.
فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَالَ: مَا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَى وَلِي لَهُ يَجْهَدُ نَفْسَهُ بِالطَّاعَةِ وَ النَّصِيحَةِ لَهُ وَ ِلإِمَامِهِ إِلَّا كَانَ مَعَنَا فِي الرَّفِيقِ الْأَعْلَى.
سپس اموال را از هر مکانی که نزد تو جمع شده است، به سوی ما بفرست تا ما نیز آن را به آن جایی که خداوند عزَّوجل امر فرموده بفرستیم.
و به فرستاده ات سفارش کن که بین بچه شتر و مادرش جدایی نیفکند و شیر ماده شتر را بیش از حد نگیرد که به بچه شتر شیرخوار ضرر برسد. و زیادی به آن ها بار ننهد و در این کار عدالت را بین آن ها رعایت کند و از هر آب گاهی که گذشتند آب را به آن ها عرضه کند (تا آب بیاشامند). و در ساعاتی که در آن استراحت می شود، از چریدن آن ها و استفاده آن ها از گیاهان زمین جلوگیری نشود، به این صورت که آن ها را به میان راه و شاهراه بیاورند که گیاهی ندارد.
و تا آنجا که می تواند با آن حیوان ها به مدارا رفتار کند تا این که چاق و فربه به ما برسند، نه خسته و کوفته. تا این که به اذن پروردگار و به طبق کتاب خداوند و سنت پیامبرش بین اولیای خداوند تقسیم شوند چرا که انجام این سفارشها موجب زیاد شدن اجر و پاداش تو خواهد شد و به هدایت تو نزدیکتر ،است در این صورت خداوند به تو و آن ها و به سعی و تلاش که کردی و خیرخواهی تو نسبت به کسی که تو را فرستاد و کسی که برای رفع حاجت او فرستاده شدی، نظر رحمت خواهد نمود. چرا که پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله فرمود:
خداوند به دوستش که با اطاعت و خیرخواهی برای خداوند و امامش تلاش می کند، نگاه رحمت نمی کند مگر آن که در رفیق اعلا با ما خواهد بود.
ص: 605
قالَ: ثُمَّ بَكَى أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.
ثُمَّ قَالَ: يَا بُرَيْدُا لا وَ اللهِ مَا بَقِيَتْ لِلهِ حُرْمَةً إِلَّا انْتُهِكَتْ، وَ لا عُمِلَ بِكِتَابِ اللهِ وَ لا سُنَّةِ نَبِيِّهِ فِي هَذَا الْعَالَمِ، وَ لا أُقِيمَ فِي هَذَا الْخَلْقِ حَدٌ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِ، وَ لا عُمِلَ بِشَيْءٍ مِنَ الْحَقِّ إِلَى يَوْمِ النَّاسِ هَذَا.
ثُمَّ قَالَ: أَمَا وَ اللهِ، لا تَذْهَبُ الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى يُحْيِيَ اللَّهُ الْمَوْتَى، وَ يُمِيتَ الأَحْيَاءَ، وَيَرُدَّ اللهُ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ، وَ يُقِيمَ دِينَهُ الَّذِي ارْتَضَاهُ لِنَفْسِهِ وَ نَبِيِّهِ، فَأَبْشِرُوا ثُمَّ أَبْشِرُوا ثُمَّ أَبْشِرُوا فَوَ اللَّهِ، مَا الْحَقُّ إِلَّا فِي أَيْدِيكُمْ.
2 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ أَيَجْمَعُ النَّاسَ الْمُصَدِّقُ أَمْ يَأْتِيهِمْ عَلَى مَنَاهِلِهِمْ؟
قالَ: لا، بَلْ يَأْتِيهِمْ عَلَى مَنَاهِلِهِمْ فَيُصَدِّقُهُمْ.
برید بن معاویه گوید: سپس امام صادق علیه السَّلام گریست، آن گاه فرمود:
ای بریدنه به خدا حرمت و حریمی برای خداوند باقی نماند مگر آن که شکسته شد و به کتاب خداوند و سنّت پیامبرش در این عالم عمل نشد و حدّی از حدود الهی به این جاری نشد از زمانی که آن امیرمؤمنان علی صلوات الله علیه به شهادت رسید. و تا مردم امروز به حق عمل نشد.
آن گاه فرمود: به خدا سوگند دنیا به پایان نمی رسد مگر آن که خداوند مردگان را زنده کند و زندگان را بمیراند و خداوند حق را به اهلش باز گرداند و آن آیینی را که مورد رضایت اوست و آن را برای خود و پیامبرش پسندیده، اقامه کند، پس بشارت باد، بشارت باد و بشارت باد شما را، به خدا قسم که حق، همان چیزی است که در دست شماست.
2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: مأمور زکات میتواند صاحبان دام را دعوت کند، یا باید به آبشخور دام ها برود؟
فرمود: نه، بلکه باید به آبشخور دام ها برود و زکات فریضه را دریافت کند.
ص: 606
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيَّ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ
لا تُبَاعُ الصَّدَقَةُ حَتَّى تُعْقَلَ.
4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرِ عَنْ أَبِيهِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام إِذَا بَعَثَ مُصَدِّقَهُ قَالَ لَهُ: إِذَا أَتَيْتَ عَلَى رَبِّ الْمَالِ فَقُلْ لَهُ: تَصَدَّقْ _ رَحِمَكَ اللهُ _ مِمَّا أَعْطَاكَ اللهُ، فَإِنْ وَلَّى عَنْكَ فَلا تُرَاجِعْهُ.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّدَقَةِ.
فَقالَ: إِنَّ ذَلِكَ لا يُقْبَلُ مِنْكَ.
فَقالَ: إِنِّي أَحَمِّلُ ذَلِكَ فِي مَالِي.
3 - غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام از علی علیه السَّلام نقل کرد که حضرتش فرمود:
مأمور زكات نمی تواند، شتر صدقه را بفروشد، مگر بعد از آن که زانوی شتر را ببندد.
4 - غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام نقل کرد که حضرتش فرمود:
على علیه السَّلام همواره به مأمور زکات سفارش می کرد: هر گاه بر صاحب دام وارد شدی، بگو: خدایت رحمت کند! زکات دام هایت را ادا کن. اگر صاحب دام، به راه خود رفت و چیزی نگفت؛ متعرّض مشو.
5 - عبدالر حمان بن حجّاج گوید: محمّد بن خالد از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ صدقه زکات پرسید؟
فرمود: آن از تو پذیرفته نمی شود.
محمد بن خالد گفت: من آن را از مال خودم می پردازم؟
ص: 607
فَقالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مُرْ مُصَدِّقَكَ أَنْ لا يَحْشُرَ مِنْ مَاءٍ إِلَى مَاءٍ وَ لَا يَجْمَعَ بَيْنَ الْمُتَفَرِّقِ وَ لَا يُفَرِّقَ بَيْنَ الْمُجْتَمِعِ، وَإِذَا دَخَلَ الْمَالَ فَلْيَقْسِمِ الْغَنَمَ نِصْفَيْنِ، ثُمَّ يُخَيَّرُ صَاحِبَهَا أَيَّ الْقِسْمَيْنِ شَاءَ، فَإِذَا اخْتَارَ فَلْيَدْفَعْهُ إِلَيْهِ.
فَإِن تَتَبَّعَتْ نَفْسُ صَاحِبِ الْغَنَمِ مِنَ النَّصْفِ الآخَرِ مِنْهَا شَاةً أَوْ شَاتَيْنِ أَوْ ثَلاثاً فَلْيَدْفَعْهَا إِلَيْهِ ثُمَّ لْيَأْخُذْ صَدَقَتَهُ، فَإِذَا أَخْرَجَهَا فَلْيَقْسِمْهَا فِيمَنْ يُرِيدُ، فَإِذَا قَامَتْ عَلَى ثَمَنٍ فَإِنْ أَرَادَهَا صَاحِبُهَا فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا وَإِنْ لَمْ يُرِدْهَا فَلْيَبِعْهَا.
6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن اللهِ علیه السَّلام عَمَّنْ يَلِى صَدَقَةَ الْعُشْرِ عَلَى مَنْ لا بَأْسَ بِهِ.
امام صادق علیه السَّلام: فرمود: به مأمور زکاتت دستور بده که از منزلگاهی به منزلگاه دیگر سرزده نرود و مردم پراکنده را جمع نکند و آن هایی را جمع نکند و آن هایی را که جمع هستند، پراکنده نسازد و از کارو زندگی بازشان ندارد (1) و اگر داخل مالی شد برای دریافت زکات آن دارایی را به دو بخش مساوی تقسیم کند و به صاحب آن مال اختیار دهد تا هر کدام از دو بخش را که خواست بپردازد، اگر قسمتی را انتخاب کرد، آن قسمت را به او بدهد، و اگر صاحب مال، در نصف دیگری که تو می خواهی برداری، چیزی را دید و خواست _ مثلاً یک یا دو سه گوسفند را _ زکات گیرنده آن گوسفندها را به او بدهد آنگاه زکات آن را بگیرد، وقتی که زکات آن مال ها را بیرون آورد، در بین کسانی که می خواهد و مستحق زکات هستند، تقسیم کند.
و اگر مأمور زکات بر کالایی نفیس و گرانبها دست یافت، اگر صاحبش آن را خواست، او به آن کالا سزاوارتر است، و اگر آن را نخواست، مأمور زکات آن را بفروشد و زکاتش را بردارد.
6 - علی بن یقطین گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: کسی که در مناطقی مأمور زکات می شود چه تکلیفی دارد؟
1 - در «مرآة العقول» احتمال دیگری نیز داده که مراد این است که بین زکات پراکنده را جمع نکند و آن ها را قاطی ننمایند تا مشخص شود چه مقدار زکات از چه کسی جمع شده است و زکاتی را که جمع شده از هم تمایز نکند؟
ص: 608
فَقالَ: إِنْ كَانَ ثِقَةٌ فَمُرْهُ يَضَعُهَا فِي مَوَاضِعِهَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ ثِقَةٌ فَخُذْهَا مِنْهُ وَضَعْهَا فِي مَوَاضِعِهَا.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُقَرْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَمْعَةَ بْنِ سُبَيْعِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ جَدٌ أَبِيهِ:
أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام كَتَبَ لَهُ فِي كِتَابِهِ الَّذِي كَتَبَ لَهُ بِخَطَّهِ حِينَ بَعَثَهُ عَلَى الصَّدَقَات:
مَنْ بَلَغَتْ عِنْدَهُ مِنَ الْإِبِلِ صَدَقَةُ الْجَذَعَةِ وَ لَيْسَتْ عِنْدَهُ جَذَعَةٌ وَ عِنْدَهُ حِقَّةٌ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ الْحِقَّةُ وَيَجْعَلُ مَعَهَا شَاتَيْنِ أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً، وَ مَنْ بَلَغَتْ عِنْدَهُ صَدَقَةُ الْحِقَّةِ وَ لَيْسَتْ عِنْدَهُ حِقَّةٌ وَ عِنْدَهُ جَذَعَةٌ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ الْجَذَعَةُ وَيُعْطِيهِ الْمُصَدِّقُ شَاتَيْنِ أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً، وَ مَنْ بَلَغَتْ صَدَقَتُهُ حِقَّةٌ وَلَيْسَتْ عِنْدَهُ حِقَّةٌ وَ عِنْدَهُ ابْنَةُ لَبُونٍ، فَإِنَّهُ يُقْبَلُ مِنْهُ ابْنَةُ لَبُونٍ وَ يُعْطِي مَعَهَا شَاتَيْنِ أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً.
فرمود: اگر مورد وثوق و اطمینان است، بگو زکات وصولی را به مستحق آن برساند و اگر مورد وثوق و اطمینان نیست، زکات وصولی را تحویل بگیر و شخصاً به مستحق آن آن برسان.
7 - محمد بن مقرن از اجدادش نقل می کند: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام به هنگام فرستادن جد پدری او برای جمع آوری زکات به دست خط خودش نامه ای این گونه مرقوم فرمود:
اگر به صاحب شترانی زکات جذعه (ماده شتری که چهار سالش تمام شده و وارد سال پنجم شده) واجب شد، ولی جذعه نداشت، و حقّة (ماده شتری که وارد سال چهارم زندگی شده) داشت، عامل دریافت زکات، حقّه را قبول می کند و کسی که باید زکات بدهد. ما به التفاوت را 2 گوسفند یا 20 درهم را می دهد. و اگر کسی باید زکات حقّه را بدهد، ولی حقّه ندارد و جذعه دارد، جذعه را می دهد. و عامل زکات نیز به جای آن، دو رأس گوسفند یا 20 درهم به او می دهد. و اگر کسی باید یک حقّه زکات بدهد، ولی حقّه ندارد و «ابنةلبون» (ماده شتری که وارد سال سوم زندگی شده) دارد، آن را می دهد و باید به عامل زکات دو رأس گوسفند یا 20 درهم ما به التفاوت بدهد.
ص: 609
وَ مَنْ بَلَغَتْ صَدَقَتُهُ ابْنَةَ لَبُونٍ وَ لَيْسَتْ عِنْدَهُ ابْنَةُ لَبُونٍ وَ عِنْدَهُ حِقَّةٌ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ الْحِقَّةُ، وَيُعْطِيهِ الْمُصَدِّقُ شَاتَيْن أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً، وَ مَنْ بَلَغَتْ صَدَقَتُهُ ابْنَةَ لَبُونٍ وَ لَيْسَتْ عِنْدَهُ ابْنَةُ لَبُونٍ وَ عِنْدَهُ ابْنَةُ مَخَاضِ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ ابْنَةٌ مَخَاضٍ وَ يُعْطِي مَعَهَا شَاتَيْنِ أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً، وَ مَنْ بَلَغَتْ صَدَقَتُهُ ابْنَةَ مَخَاضٍ وَ لَيْسَتْ عِنْدَهُ ابْنَةُ مَخَاضٍ وَ عِنْدَهُ ابْنَةُ لَبُونِ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ ابْنَةُ لَبُونِ وَ يُعْطِيهِ الْمُصَدِّقُ شَاتَيْنِ أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً، وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ ابْنَةُ مَخَاضٍ عَلَى وَجْهِهَا وَ عِنْدَهُ ابْنُ لَبُونٍ ذَكَرٌ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ ابْنُ لَبُونٍ، وَ لَيْسَ مَعَهُ شَيْءٌ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَيْءٌ إِلَّا أَرْبَعَةٌ مِنَ الْإِبِلِ وَ لَيْسَ لَهُ مَالٌ غَيْرُهَا فَلَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ رَبُّهَا، فَإِذَا بَلَغَ مَالُهُ خَمْساً مِنَ الْإِبِلِ فَفِيهَا شَاةٌ.
8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مَعْمَرٍ قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو الْحَسَنِ الْعُرَنِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُهَاجِرٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ ثَقِيفٍ قَالَ:
و اگر کسی زکات ابنةلبون به عهدۀ اوست، ولی ابنةلبون ندارد و حقّه دارد، حقّه را می دهد و عامل زکات نیز باید 2 رأس گوسفند یا 20 درهم به او ما به التفاوت بدهد. و کسی که زکاتش به حدّ ابنة لبون رسید ولی «ابنة مخاض»؛ (ماده شتری که وارد 2 سالگی شده) دارد، همان از او پذیرفته می شود و باید به عامل زکات 2 رأس گوسفند یا 20 درهم مابه التفاوت بدهد. و کسی که باید ابنة مخاض صدقه دهد، ولی ندارد و ابنةلبون دارد، همان را بدهد و به جای آن عامل زکات به او 2 رأس گوسفند یا 20 درهم نقره می دهد.
و کسی که باید ابنة لبون زکات بدهد، ولی ابنة لبون ندارد و به جای آن ابن لبون (شتر نری که وارد 3 سالگی شده) دارد، همان ابن لبون (نر) از او پذیرفته می شود و دیگر نباید چیزی به عامل زکات بدهد.
و کسی که جز 4 نفر شتر چیز دیگر ندارد و مال دیگری هم ندارد، چیزی از زکات بر عهدۀ او نیست و هرگاه شترانش به 5 نفر برسند، در آن صورت یک رأس گوسفند به عنوان زکات می پردازد.
مردی از تیرۀ ثقیف گوید:
ص: 610
اسْتَعْمَلَنِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیه السَّلام عَلَى بَانِقْيَا وَ سَوَادٍ مِنْ سَوَادِ الْكُوفَةِ فَقَالَ لِي وَ النَّاسُ حُضُورٌ:
انظُرْ خَرَاجَكَ فَجِدَّ فِيهِ وَ لا تَتْرُكُ مِنْهُ دِرْهَماً، فَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَتَوَجَّهَ إِلَى عَمَلِكَ فَمُرَّبي.
قَالَ: فَأَتَيْتُهُ فَقالَ لِي: إِنَّ الَّذِي سَمِعْتَ مِنِّي خُدْعَةٌ ، إِيَّاكَ أَنْ تَضْرِبَ مُسْلِماً أَوْ يَهُودِيًا أَوْ نَصْرَانِيَا فِي دِرْهَم خَرَاجٍ ، أَوْ تَبِيعَ دَابَّةَ عَمَلٍ فِي دِرْهَمٍ، فَإِنَّمَا أُمِرْنَا أَنْ تأْخُذَ مِنْهُمُ الْعَفْوَ.
(23) بَابُ زَكَاةِ مَالِ الْيَتِيمِ
- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَن ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي مَالِ الْيَتِيم عَلَيْهِ زَكَاةٌ؟
علی بن ابی طالب علیه السَّلام مرا مأمور دریافت زکات از منطقه «بانقیا» و باغستان های اطراف کوفه نمود و به من در حضور مردم فرمود: خراج (زکات) را خوب زیر نظر بگیر و در دریافت آن جدّیت به خرج بده و درهمی از آن را ترک مکن، و زمانی که خواستی راهی مأموریّت خود شوی به نزد من آی.
راوی گوید: وقتی خدمت حضرتش شرف یاب شدم به من فرمود:
آن چه که از من شنیدی بر سبیل خدعه و تقیه بود (برای این که مردم اهمیّت زکات را بدانند و آن را ادا کنند) پس مبادا برای دریافت در همی از زکات، مسلمان یا یهودی و یا مسیحی را بزنی و یا این که حیوانی را که برای کار در نظر گرفته شده بفروشی (و زکات آن را خارج کنی) ما فقط مأموریم که با گذشت و مهربانی ، حد وسط زکات را از آنان بگیریم.
بخش بیست و سوّم: زكات مال يتيمان
1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مال یتیم سؤال شد که آیا بر آن زکاتی تعلّق می گیرد؟
ص: 611
فَقالَ: إِذَا كَانَ مَوْضُوعاً فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً، وَإِذَا عَمِلْتَ بِهِ فَأَنْتَ لَهُ ضَامِنٌ وَ الرِّيحُ لِلْيَتِيم.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَأَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْعُطَارِدِ الْخَيَّاطِ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:مَالُ الْيَتِيم يَكُونُ عِنْدِي فَأَتَّجِرُ بِهِ.
فَقالَ: إِذَا حَرَّكْتَهُ فَعَلَيْكَ زَكَاتُهُ.
قالَ: قُلْتُ: فَإِنِّي أُحَرِّكُهُ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ وَ أَدَعُهُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ .
قالَ: عَلَيْكَ زَكَاتُهُ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: هَلْ عَلَى مَالِ الْيَتِيمِ زَكَاةٌ؟
قال: لا، إلا أَن يُتَّجَرَبِهِ أَوْ يُعْمَلَ بِهِ.
فرمود: اگر مال یتیم کنار گذاشته شده و با آن کار نمی شود، زکاتی بر آن نیست؛ ولی اگر با آن کار می کنی تو ضامن زکات آن هستی و سودش نیز از آنِ یتیم است.
2 - ابو العطارد خیاط گوید : به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اموال کودکی یتیم نزد من است (آیا زکات دارد؟)
:فرمود اگر آن را به کار ببندی زکاتش بر عهدۀ توست.
گفتم: هشت ماه با آن کار می کنم و چهار ماه کار نمی کنم؟
فرمود: زکاتش بر عهدۀ توست.
3 - محمد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا بر مال یتیم زکاتی تعلّق می گیرد؟
فرمود: نه مگر آن که با آن تجارت یا کار شود.
ص: 612
4 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
لَيْسَ عَلَى مَالِ الْيَتِيمِ زَكَاةٌ ، وَإِنْ بَلَغَ الْيَتِيمُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ لِمَا مَضَى زَكَاةٌ، وَ لا عَلَيْهِ فِيمَا بَقِيَ حَتَّى يُدْرِكَ ، فَإِذَا أَدْرَكَ فَإِنَّمَا عَلَيْهِ زَكَاةٌ وَاحِدَةٌ، ثُمَّ كَانَ عَلَيْهِ مِثْلُ مَا عَلَى غَيْرِهِ مِنَ النَّاسِ.
5 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَنَّهُمَا علیهما السَّلام قَالَا:
لَيْسَ عَلَى مَالِ الْيَتِيم فِي الدِّينِ وَ الْمَالِ الصَّامِتِ شَيْءٌ، فَأَمَّا الْغَلَاتُ فَعَلَيْهَا الصَّدَقَةُ وَاجبَةٌ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ سَعِيدٍ السَّمَّانِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
لَيْسَ فِي مَالِ الْيَتِيمِ زَكَاةً إِلَّا أَنْ يُتَّجَرَ بِهِ ، فَإِنِ اتَّجِرَ بِهِ فَالرِّبْحُ لِلْيَتِيمِ، فَإِنْ وُضِعَ فَعَلَى الَّذِي يَتَّجِرُ بِهِ.
4 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
بر مال یتیم زکاتی نیست و اگر زمانی یتیم به سن بلوغ رسید و از یتیم بودن خارج شد، نسبت به آن چه که گذشته زکاتی بر عهدۀ او نیست و نسبت به آنچه که باقی مانده نیز چیزی بر او نیست تا این که درک کند ( یعنی صاحب کشاورزی و میوه و کشت شود) پس زمانی که درک کرد، یک زکات بیشتر به او نیست، سپس حکمش (در زکات دادن) مانند افراد دیگر است.
5 - زراره و محمّد بن مسلم گویند: آن دو بزرگوار (امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام) فرمودند:
اموال یتیم، خواه به صورت قرض در اختیار کسی باشد و خواه در صندوق ذخیره باشد، زکات ندارد. ولی اگر مال یتیم، غلّات باشد، زکات دارد.
6 - سعید سمّان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
در مال یتیم زکاتی نیست مگر آن که با آن تجارت شود، پس اگر با آن تجارت شد و سود داد، سود آن برای یتیم است و اگر ضرر داد بر عهدۀ کسی است که با آن مال تجارت کرده است.
ص: 613
7 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يُونُسَ بْن يَعْقُوبَ قَالَ:
أَرْسَلْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَنَّ لِي إِخْوَةً صِغَاراً فَمَتَى تَجِبُ عَلَى أَمْوَالِهِمُ الزَّكَاةُ؟
قَالَ: إِذَا وَجَبَتْ عَلَيْهِمُ الصَّلاةُ وَجَبَتِ الزَّكَاةُ.
قُلْتُ: فَمَا لَمْ تَجِبْ عَلَيْهِمُ الصَّلاةُ؟
قالَ: إِذَا أُتُجِرَبِهِ فَزَكَّهِ
8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام أَسْأَلُهُ عَنِ الْوَصِيَّ أَ يُزَكِّي زَكَاةَ الْفِطْرَةِ عَنِ الْيَتَامَى إِذَا كَانَ لَهُمْ مَالٌ؟
قالَ: فَكَتَبَ علیه السَّلام: لا زَكَاةَ عَلَى يَتِيم.
7 - يونس بن یعقوب گوید: برای امام صادق علیه السَّلام نوشتم برادران صغیر دارم، کی بر دارایی آنان زکات واجب می شود؟
فرمود: هر گاه نماز به آنان واجب شد، زکات نیز واجب می شود.
گفتم: تا زمانی که نماز به آن ها واجب نشده چه؟
فرمود: اگر با آن اموال تجارت شده، زکات آن را بده.
8 - محمّد بن قاسم بن فضیل گوید: طی نامه ای به امام رضا علیه السَّلام نوشتم: سرپرست ایتام، باید زکات فطرۀ آنان را بپردازد؟
در پاسخ من نوشت: بر یتیم، زکات واجب نیست.
ص: 614
(24) بَابُ زَكَاةِ مَالِ الْمَمْلُوكِ وَ الْمُكَاتَب وَ الْمَجْنُون
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَيْسَ فِي مَالِ الْمَمْلُوكِ شَيْءٌ، وَ لَوْ كَانَ لَهُ أَلْفُ أَلْفٍ، وَ لَوِ احْتَاجَ لَمْ يُعْطَ مِنَ الزَّكَاةِ شَيْئاً.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ - عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: امْرَأَةٌ مِنْ أَهْلِنَا مُخْتَلِطَةٌ أَ عَلَيْهَا زَكَاةً؟
فَقالَ: إِنْ كَانَ عُمِلَ بِهِ فَعَلَيْهَا زَكَاةً، وَإِنْ لَمْ يُعْمَلْ بِهِ فَلَا.
بخش بیست و چهارم: زکات اموال برده، مکاتب (1) و دیوانه
1 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در اموال برده، زکاتی مقرّر نیست، گرچه یک میلیون داشته باشد، و اگر نیازمند و فقیر گردد، از حق زکات، چیزی به او پرداخت نمی شود.
2 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: زنی از فامیل ما دیوانه شده، آیا بر او زکات است؟
فرمود: اگر با اموال آن زن کار می شود، پس بر عهدۀ آن زن زکات است و گرنه، نه.
ص: 615
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَن امْرَأَةٍ مُصَابَةٍ وَ لَهَا مَالٌ فِي يَدِ أَخِيهَا هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةً؟
فَقالَ: إِنْ كَانَ أَخُوهَا يَتَّجِرُ بِهِ فَعَلَيْهِ زَكَاةٌ.
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ عَبْدِ صَالِحٍ علیه السَّلام مِثْلَهُ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لَيْسَ فِي مَالِ الْمُكَاتَبِ زَكَاةٌ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مَمْلُوكٌ فِي يَدِهِ مَالٌ أَ عَلَيْهِ زَكَاةً؟
3 - موسی بن بکر گوید: از ابا الحسن علیه السَّلام دربارۀ زنی که دیوانه شده و اموالش در دست برادرش است سؤال کردم که آیا به آن زکاتی تعلّق می گیرد؟
فرمود: اگر برادرش با آن مال تجارت می کند، آری.
4 - ابو البختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: در مال مکاتب زکاتی نیست.
5 - عبد الله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: بنده ای مالی در دست دارد؛ آیا به آن زکاتی تعلّق می گیرد؟
ص: 616
قالَ: لا .
قُلْتُ: وَ لا عَلَى سَيِّدِهِ؟
قالَ: لا، إِنَّهُ لَمْ يَصِلْ إِلَى سَيْدِهِ، وَ لَيْسَ هُوَ لِلْمَمْلُوكِ.
(25) بَابٌ فِيمَا يَأْخُذُ السُّلْطَانُ مِنَ الْخَرَاج
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ سُلَيْمانَ بْن خَالِدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
إِنَّ أَصْحَابَ أَبِي أَتَوْهُ فَسَأَلُوهُ عَمَّا يَأْخُذُ السُّلْطَانُ، فَرَقَّ لَهُمْ وَإِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ الزَّكَاةَ لا تَحِلُّ إِلا لِأَهْلِهَا، فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَحْتَسِبُوا بِهِ.
فَجَالَ فِكْرِي _ وَ اللَّهِ _ لَهُمْ فَقُلْتُ لَهُ: يَا أَبَةٍ! إِنَّهُمْ إِنْ سَمِعُوا إِذَا لَمْ يُزَكِّ أَحَدٌ.
فَقالَ: يَا بُنَيَّ! حَقٌّ أَحَبَّ اللَّهُ أَنْ يُظْهِرَهُ.
فرمود: نه.
گفتم: حتّی بر مولای او نیز زکاتی نیست؟
فرمود: نه زیرا آن مال به دست آقای آن بنده نرسیده و از طرفی از آنِ بنده نیز نیست.
بخش بیست و پنجم: حکم آن چه که سلطان به عنوان خراج می گیرد
1 - سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
یاران پدرم امام باقر علیه السَّلام خدمت حضرتش شرفیاب شده و دربارۀ آن چه که سلطان از آن ها به عنوان خراج می گیرد سؤال کردند. پدرم با آنان همدردی کرده و دلش به حالشان سوخت، زیرا می دانست که زکات جز برای اهلش حلال نیست. پس به آن ها دستور داد که به همان بسنده کنند (یعنی همان را به عنوان زکات حساب کنند و دیگر زکاتی به اهلش ندهند).
به خدا سوگند! این حکم فکر مرا مشغول کرد، به پدرم گفتم: پدر جان! اگر آن ها (سایر اصحاب) این حکم را بشنوند، دیگر احدی زکات نخواهد داد؟!
فرمود: پسرم! این حقی بود که خداوند دوست داشت که ظاهرش کند.
ص: 617
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْب قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن العُشُورِ الَّتِى تُؤْخَذُ مِنَ الرَّجُلِ أَ يَحْتَسِبُ بِهَا مِنْ زَكَاتِهِ؟
قالَ: نَعَمْ، إِنْ شَاءَ.
3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ بْن مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَرِثُ الْأَرْضَ أَوْ يَشْتَرِيهَا فَيُؤَدِّي خَرَاجَهَا إِلَى السُّلْطَانِ هَلْ عَلَيْهِ عُشْرٌ؟
قال: لا.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الزَّكَاةِ فَقَالَ:
2 - يعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ عشور (یک دهم اموال که سلطان به عنوان خراج و مالیات از رعیّت می گیرد و بیشتر از محصولات کشاورزی است) که از شخصی گرفته می شود سؤال کردم که آیا می تواند آن را به عنوان زکات حساب کند؟
فرمود: اگر بخواهد، آری.
3 - رفاعة بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که زمینی را به ارث می برد یا می خرد و خراج و مالیات آن را به سلطان می دهد، سؤال کردم که آیا یک دهم زکات برگردن اوست؟
فرمود: نه.
4 - عيص بن قاسم گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد زکات فرمود:
ص: 618
مَا أَخَذَ مِنْكُمْ بَنُو أُمَيَّةَ فَاحْتَسِبُوا بِهِ، وَ لا تُعْطُوهُمْ شَيْئاً مَا اسْتَطَعْتُمْ، فَإِنَّ الْمَالَ لا يَبْقَى عَلَى هَذَا أَنْ تُزَكِّيَهُ مَرَّتَيْنِ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَالِكِ عَنْ أَبِي قَتَادَةَ عَنْ سَهْلِ بْنِ الْيَسَعِ أَنَّهُ حَيْثُ أَنْشَأَ سَهْلَ آبَادَ وَ سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام عَمَّا يُخْرَجُ مِنْهَا مَا عَلَيْهِ.
فَقالَ: إِنْ كَانَ السُّلْطَانُ يَأْخُذُ خَرَاجَهَا فَلَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ، وَإِنْ لَمْ يَأْخُذِ السُّلْطَانُ مِنْهَا شَيْئاً فَعَلَيْكَ إِخْرَاجُ عُشْرِ مَا يَكُونُ فِيهَا.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ علیهم السَّلام قَالَ:
مَا أَخَذَهُ مِنْكَ الْعَاشِرُ فَطَرَحَهُ فِي كُوزَةٍ فَهُوَ مِنْ زَكَاتِكَ، وَ مَا لَمْ يَطْرَحْ فِي الْكُوزِ فَلا تَحْتَسِبْهُ مِنْ زَكَاتِكَ.
آن چه را که بنوامیّه از شما (به عنوان خراج و مالیات) گرفته اند، به همان بسنده کنید (به عنوان زکات حساب کنید) و دیگر تا آن جا که می توانید چیزی (به عنوان زکات) به آن ها ندهید، چرا که اگر زکات مال دو بار داده شود، چیزی ته آن) باقی نمی ماند.
5 - سهل بن یسع _ زمانی که داشت دهات سهل آباد را بنا می کرد _ از امام کاظم علیه السَّلام درباره خراج آن سؤال کرد که آیا چه چیزی (از زکات) به آن تعلّق می گیرد؟
فرمود: اگر سلطان خراج آن را از تو گرفته، چیزی به عهده تو نیست و اگر (به عنوان مالیات) از تو نگرفته، پس بر توست که ده یک آن را بدهی.
6 - سکونی گوید: امام صادق از پدران بزرگوارش علیهم السَّلام روایت میکند که حضرتش فرمود: آن چه را که خراج گیرنده از تو می گیرد و در کوزه می ریزد، پس همان را زکات حساب کن و اگر در کوزه نمی ریزد آن را از زکات حساب مکن.
ص: 619
(26) بَابُ الرَّجُلِ يُخَلِّفُ عِنْدَ أهْلِهِ مِنَ النَّفَقَةِ مَا يَكُونُ فِي مِثْلِهَا الزَّكَاةُ
1 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ خَلَّفَ عِنْدَ أَهْلِهِ نَفَقَةً أَلْفَيْنِ لِسَنَتَيْنِ عَلَيْهَا زَكَاةً؟
قالَ: إِنْ كَانَ شَاهِداً فَعَلَيْهِ زَكَاةً، وَإِنْ كَانَ غَائِباً فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً.
2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
فِي رَجُلٍ وَضَعَ لِعِبَالِهِ أَلْفَ دِرْهَم نَفَقَةٌ فَحَالَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ.
قالَ: إِنْ كَانَ مُقِيماً زَكَّاهُ، وَإِنْ كَانَ غَائِباً لَمْ يُزَكِّهِ.
بخش بیست و ششم: حکم کسی که مخارج خانواده بر عهدۀ اوست و همان مقدار نزد او زکات است
1 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: اگر کسی دو هزار درهم برای هزینۀ دو سال زندگی، به خانواده اش بسپارد،بعد از گذشت یک سال زکات دارد؟
فرمود: اگر او در کنار خانواده اش حاضر باشد، زکات دارد، اگر در سفر باشد، زکات ندارد.
2 - ابن ابی عمیر از یکی از اصحابش نقل می کند که امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که 1000 درهم نقره برای نفقه خانواده اش قرار می دهد و سال بر آن می گذرد، فرمود:
اگر آن مرد مقیم است (و با خانواده اش زندگی می کند و به مسافرت نرفته) زکات آن را می دهد و اگر غایب است، زکات آن را نمی دهد.
ص: 620
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يُخَلِّفُ لِأَهْلِهِ ثَلاثَةَ آلافِ دِرْهَم نَفَقَةً سَنَتَيْنِ عَلَيْهِ زَكَاةً؟
قالَ : إِنْ كَانَ شَاهِداً فَعَلَيْهَا زَكَاةً، وَإِنْ كَانَ غَائِباً فَلَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ.
(27) بَابُ الرَّجُلِ يُعْطِي مِنْ زَكَاةٍ مَنْ يَظُنُّ أَنَّهُ مُعْسِرُ ثُمَّ يَجِدُهُ مُوسِراً
1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
فِي رَجُل يُعْطِي زَكَاةَ مَالِهِ رَجُلاً وَ هُوَ يَرَى أَنَّهُ مُعْسِرٌ فَوَجَدَهُ مُوسِراً .
قالَ: لا يُجْزِئُ عَنْهُ.
3 - ابوبصیر :گوید به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی سه هزار درهم برای هزینۀ دو سال زندگی خانواده اش کنار بگذارد، آیا باید زکات آن را بپردازد؟
فرمود: اگر در وطن بماند و با خانواده اش زندگی کند، زکات دارد، و اگر به سفر برود، زکات ندارد.
بخش بیست و هفتم: حكم شخصی که به گمان خود به تنگدستی زکات می پردازد، آن گاه معلوم می شود که ثروتمند بود
1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که زکات مالش را به فردی که به پندارش تنگدست است می دهد، ولی بعداً می فهمد که ثروتمند بوده، فرمود:
از زکات کفایت نمی کند (باید زکات آن مال را به مستمند و فقیر مستحقّ زکات بدهد).
ص: 621
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنِ الْأَحْوَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
فِي رَجُلٍ عَجَلَ زَكَاةَ مَالِهِ ثُمَّ أَيْسَرَ الْمُعْطَى قَبْلَ رَأْسِ السَّنَةِ.
قالَ: يُعِيدُ الْمُعْطِي الزَّكَاةَ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَشْرَكَ بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ وَ الْفُقَرَاءِ فِي الْأَمْوَالِ، فَلَيْسَ لَهُمْ أَنْ يَصْرِفُوا إِلَى غَيْرِ شُرَكَائِهِمْ.
2 - احول گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر کسی زکات اموالش را پیش از وقت ، به مستحق فقیری بپردازد تا در پایان سال و موعد تسجیل، بابت زكات فريضه محسوب کند، ولی در آخر سال ببیند که آن فقیر، مستغنی و بی نیاز گشته تکلیف او چیست؟
فرمود: باید زکات اموالش را از سر بپردازد.
3 - ابی المغرا گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
خداوند تبارک و تعالی با مقررات زکات، بین ثروتمندان و مستمندان شرکتی مقرر کرده است، از این رو ، ثروتمندان نمیتوانند حق شرکت را به سوی دیگران سوق دهند.
ص: 622
(28) بَابُ الزَّكَاةِ لَا تُعْطَى غَيْرَ أَهْلِ الْوَلايَةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرِ وَ الْفُضَيْلِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُرَيْدِ الْعِجْلِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُمَا قَالا: فِي الرَّجُلِ يَكُونُ فِي بَعْضِ هَذِهِ الْأَهْوَاءِ الْحَرُورِيَّةِ وَ الْمُرْجِنَةِ وَ العُثمانِيَّةِ وَ الْقَدَرِيَّةِ، ثُمَّ يَتُوبُ وَ يَعْرِفُ هَذَا الْأَمْرَ وَ يُحْسِنُ رَأْيَهُ أَيُعِيدُ كُلَّ صَلَاةٍ صَلاهَا أَوْ صَوْمِ أَوْ زَكَاةٍ أَوْ حَجَ أَوْ لَيْسَ عَلَيْهِ إِعَادَةُ شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ؟
قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ إِعَادَةُ شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ غَيْرِ الزَّكَاةِ لَا بُدَّ أَنْ يُؤَدِّيَهَا، لِأَنَّهُ وَضَعَ الزَّكَاةَ فِى غَيْر مَوْضِعِهَا وَ إِنَّمَا مَوْضِعُها، أهْلُ الْوَلايَةِ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
بخش بیست و هشتم: زکات را فقط باید به اهل ولایت پرداخت...
1 - زراره، بکیر، فضیل، محمّد بن مسلم و برید عجلی گویند: به امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام گفتیم: اگر کسی به مذهب خوارج، مرجئه، عثمانیه، قدریّه ملحق شود و بعد توبه کند و امر امامت را با اعتقاد کامل بشناسد، آیا بعد از پذیرش ولایت، باید نمازها، روزه ها، زکات و حجّی که به جا آورده، همه را تجدید کند؟
فرمودند: هیچ یک از عبادت های گذشته را تجدید نمی کند مگر زکات فریضه که باید مجدداً پرداخت کند، زیرا زکات را به کسی پرداخته که اهلیّت آن را نداشته است. زکات فریضه فقط به اهل ولایت پرداخت می شود.
2 - عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
ص: 623
مَا مِنْ رَجُلٍ يَمْنَعُ دِرْهَماً مِنْ حَقِّ إِلَّا أَنْفَقَ اثْنَيْنِ فِي غَيْرِ حَقَّهِ وَ مَا مِنْ رَجُلٍ مَنَعَ حَقَّاً فِى مَالِهِ إِلَّا طَوَّقَهُ اللَّهُ بِهِ حَيَّةٌ مِنْ نَارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
قَالَ: قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ عَارِفٌ أَدَّى زَكَاتَهُ إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا زَمَاناً هَلْ عَلَيْهِ أَنْ يُؤَدِّيَهَا ثَانِياً إِلَى أَهْلِهَا إِذَا عَلِمَهُمْ؟
قالَ: نَعَمْ .
قالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ يَعْرِفُ لَهَا أَهْلاً فَلَمْ يُؤَدِّهَا أَوْ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّهَا عَلَيْهِ فَعَلِمَ بَعْدَ ذَلِكَ.
قالَ: يُؤَدِّيهَا إلَى أَهْلِهَا لِمَا مَضَى .
قالَ: قُلْتُ لَهُ: فَإِنَّهُ لَمْ يَعْلَمْ أَهْلَهَا فَدَفَعَهَا إِلَى مَنْ لَيْسَ هُوَ لَهَا بِأَهْلٍ، وَ قَدْ كَانَ طَلَبَ َو اجْتَهَدَ ثُمَّ عَلِمَ بَعْدَ ذَلِكَ سُوءَ مَا صَنَعَ.
قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يُؤَدِّيَهَا مَرَّةً أُخْرَى.
وَ عَنْ زُرَارَةَ مِثْلَهُ غَيْرَ أَنَّهُ قَالَ: إِن اجْتَهَدَ فَقَدْ بَرِئَ، وَإِنْ قَصَّرَ فِي الإِجْتِهَادِ فِي الطَّلَبِ فَلا.
هر کس یک درهم از حق زکات را نپردازد دو درهم را در راه ناحق تلف خواهد کرد. کسی که زکات فریضه را نپردازد، خداوند در روز رستاخیز حلقه آتشینی چون مار، بر گردن او می پیچد.
گفتم: اگر کسی از شیعیان و عارفان به شما، مدتها زکات اموالش را به سایرین پرداخته باشد، آیا باید زکات پرداخته را تجدید کند و به اهل ولایت بپردازد؟
فرمود: آری.
گفتم: اگر افراد ولایت را نشناخته باشد و در نتیجه زکات اموالش را نگه داشته باشد و یا از تعلّق زکات بی خبر بوده و اینک متوجّه شده باشد، تکلیف او چیست؟
فرمود: هم اینک زکات عقب افتاده را به افراد ولایی بپردازد.
گفتم: اگر به جست و جوی افراد ولایی برخاسته باشد، ولی چون افراد ولایی را نمی شناخته از روی اشتباه زکات خود را به سایرین پرداخته باشد، تکلیف او چیست؟
فرمود: اگر در جست و جوی افراد ولایی تلاش کرده لازم نیست که یک نوبت دیگر زکات بدهد، و اگر تلاش نکرده باید زکات اموالش را مجدداً بپردازد.
زراره نظیر این روایت را نقل می کند و می افزاید: حضرتش فرمود: اگر تلاش کرده، لازم نیست و اگر در تلاش در جست و جو کوتاهی کرده باید زکات را بپردازد.
ص: 624
3 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ الصَّدَقَةَ وَ الزَّكَاةَ لا يُحَابَى بِهَا قَرِيبٌ وَ لَمْ يُمْنَعْهَا بَعِيدٌ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح قَالَ:
قَالُ لِي شِهَابُ بْنُ عَبْدِ رَبِّهِ: أَقْرِئُ أَبَا عَبْدِ الله علیه السَّلام عَنِّي السَّلامَ وَأَعْلِمْهُ أَنَّهُ يُصِيبُنِي فَزَعٌ فِي مَنَامِي .
قالَ: فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ شِهَاباً يُقْرِئُكَ السَّلامَ وَ يَقُولُ لَكَ : إِنَّهُ يُصِيبُنِي فَزَعٌ فِي مَنَامِي .
قالَ: قُلْ لَهُ: فَلْيُزَكٌ مَالَهُ
قالَ: فَأَبْلَغْتُ شِهَاباً ذَلِكَ.
فَقالَ لِي: فَتُبْلِغُهُ عَنِّي؟
فَقُلْتُ : نَعَمْ.
3 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
در پرداخت زکات، نباید به انتظار خویشان و نزدیکان نشست و از بیگانگان دریغ کرد.
4 - ولید بن صبیح گوید: شهاب بن عبدربّه به من گفت: سلام مرا به امام صادق علیه السَّلام برسان و به ایشان بگو که من دچار پریشان خوابی و آشفته خوابی شده ام (و در خواب کابوس می بینم).
ولید گوید: به امام علیه السَّلام پیام شهاب را رساندم.
امام علیه السَّلام فرمود: به شهاب بگو که زکات مالش را بدهد.
ولید گوید: پیام امام علیه السَّلام را به شهاب رساندم.
شهاب گفت: آیا جواب مرا به امام علیه السَّلام می رسانی؟
گفتم: آری.
ص: 625
فَقالَ: قُلْ لَهُ: إِنَّ الصَّبْيَانَ - فَضْلاً عَنِ الرِّجَالِ - لَيَعْلَمُونَ أَنِّي أُزَكِّي مَالِي .
قالَ: فَأَبْلَغْتُهُ.
فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: قُلْ لَهُ: إِنَّكَ تُخْرِجُهَا وَ لَا تَضَعُهَا فِي مَوَاضِعِهَا.
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ: كَتَبَ إِلَيَّ أَبُو عَبْدِ الله علیه السَّلام:
أَنَّ كُلِّ عَمَلٍ عَمِلَهُ النَّاصِبُ فِي حَالِ ضَلَالِهِ أَوْ حَالِ نَصْبِهِ ثُمَّ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَرَّفَهُ هَذَا الْأَمْرَ، فَإِنَّهُ يُوجَرُ عَلَيْهِ وَيُكْتَبُ لَهُ إِلّا الزَّكَاةَ، فَإِنَّهُ يُعِيدُهَا، لأنَّهُ وَضَعَهَا فِي غَيْر مَوْضِعِهَا، وَإِنَّمَا مَوْضِعُهَا أَهْلُ الْوَلايَةِ، وَأَمَّا الصَّلاةُ وَ الصَّوْمُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ قَضَاؤُهُمَا.
6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَعْدِ الْأَشْعَرِيٌّ عَنِ الرَّضَا علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الزَّكَاةِ هَلْ تُوضَعُ فِيمَنْ لا يَعْرِفُ؟
قالَ: لا، وَلا زَكَاةُ الْفِطْرَةِ.
گفت: پس به امام علیه السَّلام بگو: بچّه ها _ چه رسد به مردها _ می دانند که من زکات مالم را می دهم.
ولید گوید: من پیام شهاب را به امام علیه السَّلام رساندم.
امام علیه السَّلام فرمود: به شهاب بگو: درست است که تو زکات مالت را می پردازی، ولی آن را به اهلش نمی پردازی.
5 - ابن اذینه گوید: امام صادق علیه السَّلام طی نامه ای به من نوشت:
هر عبادتی را ناصبی در حال ضلالت و گمراهی یا در حال عناد با مکتب حق به جا آورده باشند، بعد از شناخت و معرفت، به اجر و پاداش آن می رسد، جز زکات فریضه که باید مجدداً بپردازد، زیرا زکات فریضه را به نااهلان پرداخته است. اهل زکات، فقط عارفان به مقام ولایت می باشند. ولی نماز و روزه قضا ندارند.
6 - اسماعیل بن سعد اشعری گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: از زکات فریضه می توانم به افراد غیر ولایی بپردازم؟
فرمود: نه و نه از زکات فطره.
ص: 626
(29) بَابُ قَضَاءِ الزَّكَاةِ عَنِ الْمَيِّتِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبَّادِ بْنِ صُهَيْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
فِي رَجُلٍ فَرَّطَ فِي إِخْرَاجِ زَكَاتِهِ فِي حَيَاتِهِ، فَلَمَّا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ حَسَبَ جَمِيعَ مَا كَانَ فَرَّطَ فِيهِ مِمَّا لَزِمَهُ مِنَ الزَّكَاةِ، ثُمَّ أَوْصَى بِهِ أَنْ يُخْرَجَ ذَلِكَ فَيُدْفَعَ إِلَى مَنْ يَجبُ لَهُ .
قالَ: جَائِزٌ يُخْرَجُ ذَلِكَ مِنْ جَمِيعِ الْمَالِ ، إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ دَيْنٍ لَوْ كَانَ عَلَيْهِ لَيْسَ لِلْوَرَثَةِ شَيْءٌ حَتَّى يُؤَدُّوا مَا أَوْصَى بِهِ مِنَ الزَّكَاةِ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: رَجُلٌ لَمْ يُزَكٌ مَالَهُ فَأَخْرَجَ زَكَاتَهُ عِنْدَ مَوْتِهِ، فَأَدَّاهَا كَانَ ذَلِكَ يُجْزِئُ عَنْهُ؟
بخش بیست و نهم: پرداخت زکات از جانب مرده
1 - عباد بن صهیب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی در پرداخت زکات فریضه کوتاهی کرده باشد، آیا می تواند به هنگام مرگ، زکات عقب افتاده را محاسبه کند و به وصیّ خود دستور بدهد تا بدهی زکات را از ماترک او جدا کنند و به اهل آن برسانند؟
فرمود: آری، جایز است؛ زکاتهای عقب افتاده از مجموع اموال او خارج می گردد. زکات فریضه مانند قرض است که اگر مقروض باشد، باید از مجموع اموال او پرداخته شود. ورثه به اموال او حقّی ندارند، مگر موقعی که حق زکات را از ماترک او پرداخته باشند.
2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: کسی که در پرداخت زکات کوتاهی کرده باشد و در هنگام مرگ ، مقدار زکات را محاسبه کند و بپردازد، کفایت خواهد کرد؟
ص: 627
قالَ: نَعَمْ.
قُلْتُ: فَإِنْ أَوْصَى بِوَصِيَّةٍ مِنْ ثُلُثِهِ وَ لَمْ يَكُنْ زَكَّى أَيُجْزِئُ عَنْهُ مِنْ زَكَاتِهِ؟
قالَ: نَعَمْ، يُحْسَبُ لَهُ زَكَاةً وَ لا تَكُونُ لَهُ نَافِلَةٌ وَ عَلَيْهِ فَريضَةٌ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ شُعَيْبٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ عَلَى أَخِي زَكَاةً كَثِيرَةً فَأَقْضِيهَا أَوْ أُؤَدِّيهَا عَنْهُ.
فَقالَ لِي: وَ كَيْفَ لَكَ بِذَلِكَ؟
قُلْتُ: أَحْتَاطُ .
قالَ: نَعَمْ، إِذا تُفَرِّجَ عَنْهُ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ يَمُوتُ وَ عَلَيْهِ خَمْسُ مِائَةِ دِرْهَم مِنَ الزَّكَاةِ وَ عَلَيْهِ حَجَّةُ الْإِسْلامِ وَ تَرَكَ ثَلاثَمِائَةِ دِرْهَم فَأَوْصَى بِحَجَّةِ الْإِسْلامِ وَ أَنْ يُقْضَى عَنْهُ دَيْنُ الزَّكَاةِ.
قالَ: يُحَجِّ عَنْهُ مِنْ أَقْرَبِ مَا يَكُونُ وَ يُخْرَجُ الْبَقِيَّةُ فِي الزَّكَاةِ.
فرمود: آری، کفایت خواهد کرد.
گفتم: اگر وصیّت کند که قسمتی از ثلث اموالش را به فقرا بدهند، آیا در عوض زکات او محسوب خواهد شد؟
فرمود: آری، برای او زکات محسوب می شود و با وجود بدهکاری زکات واجب، پرداختی او را به حساب مستحبی نمی گذارند.
3 - شعیب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مقدار زیادی زکات فریضه بر عهدۀ برادرم باقی است. آیا میتوانم بدهی او را بپردازم؟ فرمود: چه گونه مقدار آن را مشخص می کنی؟
گفتم: احتیاط می کنم.
فرمود: آری این کار را بکن که او را از گرفتاری عذاب رها خواهی ساخت.
4 - معاوية بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی بمیرد و پانصد درهم زکات فریضه بر گردن او باشد و حج فریضه را هم به جا نیاورده باشد و با این که ماترک او سیصد درهم می شود، وصیّت کرده باشد تا به نیابت او حج بروند و بدهی زکات او را بپردازند. تکلیف چه خواهد بود؟
فرمود: از نزدیکترین میقات، برای او نایب بگیرند و بقیۀ ماترک را بابت زکات به مصرف برسانند.
ص: 628
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ:
قُلتُ لأبي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام:
رَجُلٌ مَاتَ وَ عَلَيْهِ زَكَاةً وَ أَوْصَى أَنْ تُقْضَى عَنْهُ الزَّكَاةَ وَ وُلْدُهُ مَحَاوِيجُ إِنْ دَفَعُوهَا أَضَرَّ ذَلِكَ بِهِمْ ضَرَراً شَدِيداً.
فَقالَ: يُخْرِجُونَهَا فَيَعُودُونَ بِهَا عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ يُخْرِجُونَ مِنْهَا شَيْئًا فَيُدْفَعُ إِلَى غَيْرِهِمْ.
(30) بَابُ أَقَلِّ مَا يُعْطَى مِنَ الزَّكَاةِ وَأَكْثَرَ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي وَلَادٍ الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
5 - على بن يقطين گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: پدر خانواده می میرد و مقداری حق زکات بر گردن او باقی است، وصیّت می کند که حق زکات را از اموال او بپردازند. امّا فرزندان او فقیر و محتاجند و اگر حق زکات را از ماترک پدر بپردازند، از نظر زندگی تحت فشار واقع می شوند، تکلیف آنان چیست؟
فرمود: حق زکات را از مال او خارج می کنند و به عنوان زکات بین خود تقسیم می کنند و قسمتی را به سایر فقرا می دهند.
بخش سی ام: کمترین و بیشترین مبلغ پرداختی از زکات
1 - ابو ولاد حنّاد گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
ص: 629
لا يُعْطَى أَحَدٌ مِنَ الزَّكَاةِ أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةِ دَرَاهِمَ وَ هُوَ أَقَلُ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الزَّكَاةِ فِي أَمْوَالِ الْمُسْلِمِينَ، فَلا يُعْطُوا أَحَداً مِنَ الزَّكَاةِ أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةِ دَرَاهِمَ فَصَاعِداً.
2 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُتْبَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: أُعْطِي الرَّجُلَ مِنَ الزَّكَاةِ ثَمَانِينَ دِرْهَماً ؟
قالَ: نَعَمْ وَزِدْهُ.
قُلْتُ : أُعْطِيهِ مِائَةً ؟
قالَ: نَعَمْ، وَأَغْنِهِ إنْ قَدَرْتَ أَن تُغْنِيَهُ.
3 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْن صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ كَمْ يُعْطَى الرَّجُلُ مِنَ الزَّكَاةِ؟
از بابت زکات فریضه به هیچ فقیری نباید کمتر از پنج در هم پرداخت شود. پنج درهم، کمترین مبلغی است که خداوند عزَّوجل به عنوان زکات فریضه مقرّر کرده است. از این رو به هیچ مستمندی کمتر از پنج درهم بابت زکات فریضه ندهید، بیشتر از پنج درهم مانعی ندارد.
2 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: بابت زکات می توانم، به یک نفر هشتاد درهم بدهم؟
فرمود: آری، و زیادتر بده.
گفتم: صددرهم بدهم؟
فرمود: آری و اگر می توانی چندان بده که او را بی نیاز کنی.
3 - عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال شد: انسان چقدر زکات بدهد؟
ص: 630
قالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِذَا أَعْطَيْتَ فَأَغْنِهِ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ غَزْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
تُعْطِيهِ مِنَ الزَّكَاةِ حَتَّى تُغْنِيَهُ.
(31) بَابُ أَنَّهُ يُعْطَى عِيَالُ الْمُؤْمِنِ مِنَ الزَّكَاةِ إِذَا كَانُوا صِغَاراً وَ يُقْضَى عَنِ الْمُؤْمِنِينَ الدُّيُونُ مِنَ الزَّكَاةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَمُوتُ وَيَتْرُكُ الْعِيَالَ أَ يُعْطَوْنَ مِنَ الزَّكَاةِ؟
قالَ: نَعَمْ، حَتَّى يَنْشَوْا وَ يَبْلُغُوا وَ يَسْأَلُوا مِنْ أَيْنَ كَانُوا يَعِيشُونَ إِذَا قُطِعَ ذَلِكَ عَنْهُمْ.
فَقُلتُ: إِنَّهُمْ لا يَعْرِفُونَ .
امام باقر علیه السَّلام فرمود: زمانی که زکات به فقیر می دهی، آنقدر بده که او را بی نیاز سازی.
4 - سعید بن غزوان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
از بابت زکات می توانی چندان بدهی که فقیر مستمند را مستغنی و بی نیاز کنی
بخش سی و یکم: پرداخت هزینه خانواده صغیر مؤمن و بدهی مؤمنان از زکات
1 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر یکی از شیعیان بمیرد و فرزندانی فقیر و مستمند باقی بگذارد، آیا می توان از زکات به آنان چیزی داد؟
فرمود: آری، تا موقعی که فرزندانش رشد کنند و به حدّ بلوغ برسند و بپرسند: تاکنون از چه راهی مخارج آنان تأمین بوده است؟
گفتم: فرزندان او شیعه نیستند که مقام امامت را بشناسند.
ص: 631
قالَ: يُحْفَظُ فِيهِمْ مَيْتُهُمْ وَ يُحَبَّبُ إِلَيْهِمْ دِينُ أَبِيهِمْ فَلَا يَلْبَثُوا أَنْ يَهْتَمُوا بِدِينِ أَبِيهِمْ، فَإِذَا بَلَغُوا وَعَدَلُوا إِلَى غَيْرِكُمْ فَلا تُعْطُوهُمْ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ عَارِفٍ فَاضِل تُوُفِّيَ وَ تَرَكَ عَلَيْهِ دَيْناً قَدِ ابْتُلِيَ بِهِ لَمْ يَكُنْ بِمُفْسِدِ وَ لا بِمُسْرِفِ وَ لا مَعْرُوفٍ بِالْمَسْأَلَةِ، هَلْ يُقْضَى عَنْهُ مِنَ الزَّكَاةِ الْأَلْفُ وَ الْأَلْفَان؟
قالَ: نَعَمْ
3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّي بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ
ذُرِّيَّةُ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ إِذَا مَاتَ يُعْطَوْنَ مِنَ الزَّكَاةِ وَ الْفِطْرَةِ كَمَا كَانَ يُعْطَى أَبُوهُمْ حَتَّى يَبْلُغُوا، فَإِذَا بَلَغُوا وَ عَرَفُوا مَا كَانَ أَبُوهُمْ يَعْرِفُ أَعْطُوا، وَإِنْ نَصَبُوا لَمْ يُعْطَوْا.
فرمود: با تأمین مخارج آنان، حق پدرشان رعایت می شود و مذهب پدرشان محبوب و متین جلوه گر می شود، و چه بسا دیری نپایند که به مذهب پدر اهتمام ورزند. اگر بعد از بلوغ شرعی به سایر مذاهب گرویدند، دیگر از بابت زکات به آنان چیزی مدهید.
2 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: به ابوالحسن امام کاظم علیه السَّلام گفتم: مردی شیعه و عارف و فاضل به رحمت خدا پیوسته و قرض کلانی به گردن او مانده؛ او اهل فساد و اسراف نبوده و گدایی نمی کرده، آیا می توانیم یک هزار و دو هزار، قرض او را از بابت زکات بپردازیم؟
فرمود: آری .
3 - ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
اگر مرد مسلمان (شیعه و موالی اهل بیت علیهم السَّلام) بمیرد، به فرزندانش از زکات و فطره پرداخت می شود؛ همان گونه که به پدرشان پرداخت می شد، تا این که بالغ شوند و بفهمند و بدانند آن چه را که پدرشان می دانست (از ولایت اهل بیت علیهم السَّلام) که باز پرداخت می شود، ولی اگر ناصبی شدند (ولایت اهل بیت علیهم السَّلام) را نپذیرفتند و دشمن اهل بیت و یاران ایشان شدند) دیگر زکات و فطره به آن ها تعلق نمیگ یرد و پرداخت نمی شود.
ص: 632
(32) بَابُ تَفْضِيلِ أَهْلِ الزَّكَاةِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ
1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عُتَيْبَةَ بن عَبْدِ اللهِ بْن عَجْلانَ السَّكُونِي قَالَ:
قُلْتُ لأَبي جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِنِّي رُبَّمَا قَسَمْتُ الشَّيْءَ بَيْنَ أَصْحَابِي أَصِلُهُمْ بِهِ فَكَيْفَ أُعْطِيهِم ؟
فَقالَ: أَعْطِهِمْ عَلَى الْهَجْرَةِ فِى الدِّين وَالْعَقْل وَ الْفِقْهِ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْل بن شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الزَّكَاةِ أَيُفَضَّلُ بَعْضُ مَنْ يُعْطَى مِمَّنْ لا يَسْأَلُ عَلَى غَيْرِهِ؟ قالَ: نَعَمْ، يُفَضَّلُ الَّذِي لَا يَسْأَلُ عَلَى الَّذِي يَسْأَلُ.
بخش سی و دوم: اولویّت برخی از زکات دریافت کنندگان بر دیگران
1 - عبد الله بن عجلان سکونی گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: گاهی من چیزی (پول، جنس ، طعام) را بین دوستان تقسیم می کنم و با این کار به آنها رسیدگی می نمایم، بفرمایید طبق چه ملاکی این را تقسیم بکنم؟
فرمود: به ایشان بر اساس هجرت در راه دین خداوند و نیز بر اساس عقل و فقه (علم حلال و حرام) عطا کن.
2 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از ابوالحسن امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ زکات سؤال کردم که (هنگام تقسیم و پرداخت آن) کسانی که درخواست دریافت زکات نکرده اند بر دیگران مقدم هستند؟
فرمود: آری، کسی که درخواست نکرده بر کسی که درخواست کرده مقدم است.
ص: 633
3 - عَلِيُّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
إِنَّ صَدَقَةَ الْخُفِّ وَ الظُّلْفِ تُدْفَعُ إِلَى المُتَجَمِّلِينَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، فَأَمَّا صَدَقَةٌ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَ مَا كِيلَ بِالْقَفِيزِ مِمَّا أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ فَلِلْفُقَرَاءِ الْمُدْ قَعِينَ.
قالَ ابْنُ سِنَانِ: قُلْتُ: وَ كَيْفَ صَارَ هَذَا كَذَا؟
فَقالَ: لِأَنَّ هَؤُلاءِ مُتَجَمَّلُونَ يَسْتَحْيُونَ مِنَ النَّاسِ فَيُدْفَعُ إِلَيْهِمْ أَجْمَلُ الْأَمْرَيْنِ عِنْدَ النَّاسِ وَكُلُّ صَدَقَةٌ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يُعْطِي الْأَلْفَ الدِّرْهَم مِنَ الزَّكَاةِ فَيَقْسِمُهَا فَيُحَدِّثُ نَفْسَهُ أَنْ يُعْطِيَ الرَّجُلَ مِنْهَا ثُمَّ يَبْدُو لَهُ وَ يَعْزِلُهُ وَيُعْطِي غَيْرَهُ؟
قالَ: لا بَأْسَ بِهِ.
3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
صدقۀ (زکات) شتر و گاو (چهارپایان) به آراستگان از مسلمانان پرداخت می شود و صدقه زکات طلا و نقره و هر آن چه که از زمین می روید و آن چه با قفیز (نوعی پیمانۀ عراقی) پیمانه می شود برای مستمندان و بیچارگان که دچار فقر شدید هستند در نظر گرفته می شود.
عبدالله گوید: گفتم: چگونه و به چه علّت این چنین می شود؟
فرمود: زیرا آراستگان آبرومندان از مردم خجالت و شرم دارند. پس زیباترین آن دو (زکات چهارپایان و زکات طلا و نقره و محصولات کشاورزی) در نزد مردم به آن ها پرداخت می شود، حال آن همه اینها صدقه (زکات) هستند.
4 - علی ابن ابی حمزه گوید: به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: به شخصی 1000 درهم زکات داده می شود تا آن ها را تقسیم کند، او در دل خود می گوید که مقداری از آن را به فلان شخصی بدهم، پس برای او روشن می شود که او مستحق زکات نیست. از دادن زکات به او منصرف شده و به کسی دیگر می دهد (حکم این مسئله چیست؟)
فرمود: اشکالی در آن نیست.
ص: 634
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
أُتِيَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله بِشَيْءٍ فَقَسَمَهُ فَلَمْ يَسَعْ أَهْلَ الصُّفَةِ جَمِيعاً فَخَصَّ بِهِ أُناساً مِنْهُمْ، فَخَافَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله أَنْ يَكُونَ قَدْ دَخَلَ قُلُوبَ الآخَرِينَ شَيْءٌ فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ.
فَقالَ: مَعْذِرَةٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَيْكُمْ _ يَا أَهْلَ الصُّفَةِ! _ إِنَّا أُوتِينَا بِشَيْءٍ فَأَرَدْنَا أَنْ نَقْسِمَهُ بَيْنَكُمْ، فَلَمْ يَسَعُكُمْ فَخَصَصْتُ بِهِ أُناساً مِنْكُمْ خَشِينَا جَزَعَهُمْ وَ هَلَعَهُمْ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن عُثْمَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَوْ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام.
فِي الرَّجُلِ يَأْخُذُ الشَّيْءَ لِلرَّجُلِ ثُمَّ يَبْدُو لَهُ فَيَجْعَلُهُ لِغَيْرِهِ.
قالَ: لا بَأْسَ.
5 - عنبسة بن مصعب گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
چیزی (مال، طعام، لباس...) برای پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله آورده شد، حضرتش آن ها را تقسیم کرد و به همۀ اهل صفه نرسید، بلکه به برخی از آن ها عنایت فرمود، پس نگران شد که دیگران به دل بگیرند و ناراحت شوند، از این رو به صفه رفت و به آنان فرمود: ای اهل صفّه! از خدا و شما عذر می خواهم، چیزی برای ما آوردند که باید تقسیم می شد، ولی به همه شما نمی رسید، از این رو به برخی از شما از آن دادم، زیرا از جزع، فزع و ناشکیبایی آن ها بیمناک بودیم.
6 - راوی گوید: امام صادق - یا امام کاظم علیه السَّلام - درباره شخصی که چیزی (از زکات) را برای شخصی در نظر می گیرد، ولی پس از آن برای او آشکار می شود (که به جهت فقیر نبودن، عدم ولایت و یا نصب عداوت و...) مستحق زکات نیست و آن چیز را برای شخصی دیگر قرار می دهد، فرمود:
اشکالی ندارد.
ص: 635
(33) بَابُ تَفْضِيلِ الْقَرَابَةِ فِي الزَّكَاةِ وَ مَنْ لا يَجُوزُ مِنْهُمْ أَنْ يُعْطَوْا مِنَ الزَّكَاةِ
1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُتْبَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: لِى قَرَابَةٌ أُنْفِقُ عَلَى بَعْضِهِمْ وَأَفَضَّلُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ، فَيَأْتِينِي إِيَّانُ الزَّكَاةِ أَفَأَعْطِيهِمْ مِنْهَا؟
قالَ: مُسْتَحِقُونَ لَهَا؟
قُلْتُ: نَعَمْ .
قالَ: هُمْ أَفْضَلُ مِنْ غَيْرِهِمْ أَعْطِهِمْ.
قُلْتُ: فَمَنْ ذَا الَّذِي يَلْزَمُنِي مِنْ ذَوِي قَرَابَتِي حَتَّى لا أَحْسُبَ الزَّكَاةَ عَلَيْهِمْ.
فَقَالَ: أَبُوكَ وَ أُمُّكَ؟
قُلْتُ: أَبِي وَأُمِّي.
قالَ: الْوَالِدَانِ وَالْوُلْدُ.
بخش سی و سوم: رجحان خویشاوندان در پرداخت زکات و ...
1 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم خویشانی دارم که به آنان کمک می کنم و برخی را بیشتر مورد توجّه قرار می دهم؛ اگر وقت زکات برسد، می توانم از بابت زکات به آنان بپردازم؟
فرمود: آیا مستحق زکات هستند؟
گفتم: آری.
فرمود: از بابت زکات به آنان نیز عطا کن. آنان از دیگران اولی ترند.
گفتم: پس کسانی هستند که خرجی آنان بر من واجب است و نمی توانم از بابت زکات چیزی به آنان بدهم؟
فرمود: پدرت و مادرت؟
گفتم: فقط پدرم و مادرم؟
فرمود: پدر و مادر و فرزندان.
ص: 636
2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُثَنَّى عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ وَأَنَا أَسْمَعُ قَالَ: أُعْطِي قَرَابَتِي زَكَاةَ مَالِي وَهُمْ لَا يَعْرِفُونَ . قالَ: فَقالَ: لا تُعْطِ الزَّكَاةَ إِلَّا مُسْلِماً وَ أَعْطِهِمْ مِنْ غَيْرِ ذَلِكَ.
ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَ تَرَوْنَ أَنَّمَا فِي الْمَالِ الزَّكَاةَ وَحْدَهَا مَا فَرَضَ اللَّهُ فِي الْمَالِ مِنْ غَيْرِ الزَّكَاةِ أَكْثَرُ تُعْطِي مِنْهُ الْقَرَابَةَ وَ الْمُعْتَرِضَ لَكَ مِمَّنْ يَسْأَلُكَ فَتُعْطِيهِ مَا لَمْ تَعْرِفْهُ بِالنَّصْبِ، فَإِذَا عَرَفْتَهُ بِالنَّصْبِ فَلا تُعْطِهِ إِلَّا أَنْ تَخَافَ لِسَانَهُ فَتَشْتَرِيَ دِينَكَ وَ عِرْضَكَ مِنْهُ.
3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ قَالَ:
سَأَلْتُ الرّضَا علیه السَّلام : عَنِ الرَّجُلِ لَهُ قَرَابَةٌ وَ مَوَالِي وَأَتْبَاعٌ يُحِبُّونَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام وَلَيْسَ يَعْرِفُونَ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ أَيُعْطَوْنَ مِنَ الزَّكَاةِ؟
قال: لا.
2 - ابوبصیر گوید: شخصی از حضرتش سؤال کرد _ در حالی که من می شنیدم _ و زکات مالم را به بستگانم می دهم، حال آن که آن ها نسبت به ولایت شما معرفت ندارند.
فرمود: زکات مالت را جز به مسلمان (که ولایت ما را پذیرفته) مده و به بستگانت دیگری غیر از زکات بده.
سپس امام صادق علیه السَّلام فرمود: مگر نمی بینید که فرض در مال فقط زکات است، بیشترین مورد را به خویشان و درخواست کنندگان پرداخت می شود پس به او تا زمانی که دشمنی با ما را از او نفهمیدی می دهی، پس اگر دشمنی او با ما را فهمیدی دیگر به او مده، مگر آن که از زبانش بترسی، که در آن صورت با آن (با مال زکات) دین و عرض و آبروی خود را می خری.
3 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: ممکن است که خویشان، وابستگان و خدمتکاران ما از دوستان امیر المؤمنین علیه السَّلام باشند، ولی امام زمان خود را نشناسند آیا زکات فریضه به آنان می رسد؟
فرمود: نه.
ص: 637
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
الرّجُلُ يَكُونُ لَهُ الزَّكَاةَ وَ لَهُ قَرَابَةٌ مُحْتَاجُونَ غَيْرُ عَارِفِينَ أَ يُعْطِيهِمْ مِنَ الزَّكَاةِ؟
فَقالَ: لا، وَ لا كَرَامَةَ، لا يَجْعَلُ الزَّكَاةَ وِقَايَةً لِمَالِهِ يُعْطِيهِمْ مِنْ غَيْرِ الزَّكَاةِ إِنْ أَرَادَ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
خَمْسَةٌ لا يُعْطَوْنَ مِنَ الزَّكَاةِ شَيْئاً : الْأَبُ وَ الْأُمُّ وَ الْوَلَدُ والمَمْلُوكُ والمَرْأَةُ، وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ عِيَالُه لازمُونَ لَهُ.
6 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: فِي الزَّكَاةِ يُعْطَى مِنْهَا الْأَخُ وَ الْأُخْتُ وَ العَمُ وَ العَمَّةُ وَالْخَالُ وَالْخَالَةُ وَلا يُعْطَى الْجَدُّ وَ لَا الْجَدَّةُ.
4 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: کسی که زکات فریضه برعهده دارد و خویشان فقیری دارد که امام خود را نمی شناسند، آیا می تواند از بابت زکات فریضه چیزی به آنان بدهد؟
فرمود: نه. و هیچ کرامتی ندارند. نمی تواند زکات فریضه را سپر اموال خود قرار دهد. گر دلش میخواهد از بابت دیگری به آنان انفاق کند.
5- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
پنج طایفه از زکات انسان سهمی نمی برند: پدر، مادر، فرزند، برده، همسر. اینان در زمرهٔ عیال انسانند و واجب النفقه محسوب می شوند.
6 - زید شحّام گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
از زکات به برادر، خواهر، عمو، دایی و خاله داده می شود، ولی به پدر بزرگ و مادر بزرگ داده نمی شود.
ص: 638
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ حَمْزَةَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام : رَجُلٌ مِنْ مَوَالِيكَ لَهُ قَرَابَةٌ كُلُّهُمْ يَقُولُ بِكَ وَ لَهُ زَكَاةً أَ يَجُوزُ لَهُ أَنْ يُعْطِيَهُمْ جَمِيعَ زَكَاتِهِ؟
قالَ: نَعَمْ.
8 - مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أبي الْحَسَن علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَضَعُ زَكَاتَهُ كُلَّهَا فِي أَهْلِ بَيْتِهِ وَ هُمْ يَتَوَلَّوْنَكَ؟
فَقالَ: نَعَمْ.
9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عِمْرَانَ الْقُمِّيُّ قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ علیه السَّلام : أَنَّ لِي وَلْدَاً رِجَالاً وَنِسَاءً أَ فَيَجُوزُ لِي أَنْ أُعْطِيَهُمْ مِنَ الزَّكَاةِ شَيْئاً؟
فَكَتَبَ علیه السَّلام: أَنَّ ذَلِكَ جَائِزٌ لَكُمْ.
7 - احمد بن حمزه گوید: به ابوالحسن الرضا علیه السَّلام گفتم: مردی از وابستگان شما، زکاتی بر عهده دارد: آیا می تواند به خویشان خود _ که همه از شیعیان شما هستند _ بپردازد؟
فرمود: آری.
- علی بن مهزیار گوید: از ابوالحسن علیه السَّلام کردم: شخصی زکات دارایی خود را برای خانواده اش که همگی از موالیان شما هستند قرار می دهد (می تواند؟)
فرمود: آری (اشکالی ندارد).
9 - اسماعيل بن عمران قمی گوید: برای امام هادی علیه السَّلام طی نامه ای نوشتم من فرزندان دختر و پسر دارم، آیا جایز است از زکات مقداری به آن ها بدهم؟
مرقوم فرمود: همانا این کار برای شما جایز است.
ص: 639
10 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْن جَزَّكِ قَالَ:
سَأَلْتُ الصَّادِقَا علیه السَّلام أَدْفَعُ عُشْرَ مَالِي إِلَى وُلْدِ ابْنَتِي ؟
قالَ: نَعَمْ، لا بَأْسَ.
(34) بَابٌ نَادِرٌ
1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْوَابِشِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلَهُ بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَى أَبَاهُ مِنَ الزَّكَاةِ زَكَاةِ مَالِهِ .
قالَ: اشْتَرَى خَيْرَ رَقَبَةٍ، لا بَأْسَ بذَلِكَ.
2 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:
10 - محمّد بن جزک گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا می توانم یک دهم مالم را (زکات) به فرزندان دخترم پرداخت کنم؟
فرمود: آری، اشکالی ندارد.
بخش سی و چهارم: چند حدیث نکته دار
1 - ابو محمّد وابشی گوید: یکی از اصحاب ما از امام صادق علیه السَّلام پرسید: شخصی از زکات اموال خود، پدرش را خریده است تا از قید بردگی رها شود، آیا این عمل صحیح است؟
فرمود: این مرد بهترین برده ای که ممکن بوده، خریداری کرده است اشکالی ندارد.
2 - اسحاق بن عمّار گوید:
ص: 640
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ عَلَى أَبِيهِ دَيْنٌ وَ لِأَبِيهِ مَتُونَةٌ أَ يُعْطِي أَبَاهُ مِنْ زَكَاتِهِ يَقْضِي دَيْنَهُ؟
قالَ: نَعَمْ، وَ مَنْ أَحَقُّ مِنْ أَبِيهِ ؟!
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ حَلَّتْ عَلَيْهِ الزَّكَاةَ وَ مَاتَ أَبُوهُ وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ أَ يُؤَدِّي زَكَاتَهُ فِي دَيْنِ أبِيهِ وَلِلْابْن مَالٌ كَثِيرٌ؟
فَقالَ: إِنْ كَانَ أَبُوهُ أَوْرَثَهُ مَالاً ثُمَّ ظَهَرَ عَلَيْهِ دَيْنٌ لَمْ يَعْلَمْ بِهِ يَوْمَئِذٍ، فَيَقْضِيَهُ عَنْهُ قَضَاهُ مِنْ جَمِيعِ المِيرَاثِ وَ لَمْ يَقْضِهِ مِنْ زَكَاتِهِ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ الميراث وَلَمْ يَقْضِهِ مِنْ زَكَاتِهِ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ أَوْرَثَهُ مَالاً لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ أَحَقُّ بِزَكَاتِهِ مِنْ دَيْنِ أبِيهِ، فَإِذَا أَدَّاهَا فِي دَيْنِ أَبِيهِ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ أَجْزَأَتْ عَنْهُ
از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: پدری قرض دارد و هزینۀ زندگی او به حدّی است که نمی تواند قرض خود را بپردازد. آیا پسرش می تواند قرض او را از زکات ادا کند؟
فرمود: آری می تواند، و چه کسی از پدر انسان شایسته تر است؟!
3 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مردی زکات فریضه بر عهده دارد، و پدرش که شده، قرضدار بوده، آیا می تواند زکات خود را بابت قرض پدر بپردازد با این که ثروت زیادی دارد؟
فرمود: اگر پدرش می راثی به جا نهاده و بعداً قرض او آشکار شده، نمی تواند از بابت زكات فریضه قرض او را بپردازد، بلکه باید قرض او را از مجموعۀ میراث او بپردازند. ولی اگر از پدرش میراثی به جا نمانده باشد، هیچ کس به زکات او شایسته تر از پدر نخواهد بود. اگر از راه زکات، قرض پدر را بپردازد، کفایت خواهد کرد.
ص: 641
(35) بَابُ الزَّكَاةِ تُبْعَثُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ أَوْ تُدْفَعُ إِلَى مَنْ يَقْسِمُهَا فَتَضِيعُ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
رَجُلٌ بَعَثَ بِزَكَاةِ مَالِهِ لِتُقْسَمَ فَضَاعَتْ هَلْ عَلَيْهِ ضَمَانُهَا حَتَّى تُقْسَمَ؟
فَقالَ: إِذَا وَجَدَ لَهَا مَوْضِعاً فَلَمْ يَدْفَعْهَا فَهُوَ لَهَا ضَامِنٌ حَتَّى يَدْفَعَهَا، وَإِنْ لَمْ يَجِدْ لَهَا مَنْ يَدْفَعُهَا إِلَيْهِ فَبَعَثَ بِهَا إِلَى أَهْلِهَا فَلَيْسَ عَلَيْهِ ضَمَانٌ، لِأَنَّهَا قَدْ خَرَجَتْ مِنْ يَدِهِ. وَ كَذَلِكَ الْوَصِيُّ الَّذِي يُوصَى إِلَيْهِ يَكُونُ ضَامِناً لِمَا دُفِعَ إِلَيْهِ إِذَا وَجَدَ رَبَّهُ الَّذِي أُمِرَ بِدَفْعِهِ إِلَيْهِ، فَإِنْ لَمْ يَجِدْ فَلَيْسَ عَلَيْهِ ضَمَانٌ.
بخش سی و پنجم: حکم زکاتی که از شهری به شهر دیگر ارسال می شود یا فردی تقسیم میکند و ضایع می گردد
1 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی زکات اموالش را به محلّ دیگری بفرستد تا به اشخاص معیّنی برسانند. ولی وجه زکات، در نیمۀ راه تلف شود، آیا ضمانت آن بر عهدۀ صاحب مال باقی است که باید مجدداً بپردازد؟
فرمود: اگر در محل خودش مستحقی بوده و زکات را به او نپرداخته، صاحب زکات ضمانت دارد و مجدداً باید بپردازد، ولی اگر مستحقی نبوده و از این جهت به محل دیگری فرستاده، ضمانت ندارد، زیرا صاحب مال، طبق وظیفۀ شرعی زکات خود را به محل دیگری فرستاده است؛ و آن کسی که از طرف صاحب زكات مأمور شده تا زکات را به اهل آن برساند اگر اشخاص مستحق را دیده و در پرداخت آن تأخیر کرده، ضمانت پرداخت زکات به عهدۀ او خواهد بود و اگر آن اشخاص را ندیده و در اثنای جست وجو، وجه زكات تلف شده، ضمانتی نخواهد داشت.
ص: 642
2 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا أَخْرَجَ الرَّجُلُ الزَّكَاةَ مِنْ مَالِهِ ثُمَّ سَمَّاهَا لِقَوْمٍ فَضَاعَتْ، أَوْ أَرْسَلَ بِهَا إِلَيْهِمْ فَضَاعَتْ فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ.
3 - حَرِيزٌ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:
إِذَا أَخْرَجَهَا مِنْ مَالِهِ فَذَهَبَتْ وَ لَمْ يُسَمَّهَا لِأَحَدٍ فَقَدْ بَرِئَ مِنْهَا.
- حَرِيزٌ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ بَعَثَ إِلَيْهِ أَخٌ لَهُ زَكَاتَهُ لِيَقْسِمَهَا فَضَاعَتْ.
فَقالَ: لَيْسَ عَلَى الرَّسُولِ وَ لا عَلَى الْمُؤَدِّى ضَمَانٌ.
قُلْتُ: فَإِنَّهُ لَمْ يَجِدْ لَهَا أَهْلاً فَفَسَدَتْ وَ تَغَيَّرَتْ أَ يَضْمَنُهَا؟
قالَ:لا، وَ لَكِنْ إِنْ عَرَفَ لَهَا أَهْلاً فَعَطِبَتْ ، أَوْ فَسَدَتْ فَهُوَ لَهَا ضَامِنٌ حَتَّى يُخْرِجَهَا.
2 - ابوبصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
اگر کسی حق زکات را از اموالش جدا کند و به نام اشخاص معیّنی کنار بگذارد و یا برای آنان ارسال کند، و بعداً تلف شود، ضمانتی بر عهدهٔ صاحب مال نخواهد بود.
3 - عبيد بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: بعد از آن که صاحب مال، حق زکات را جدا کند و کنار بگذارد، گرچه اشخاص معیّنی را نامزد نکند، باز هم از عهدۀ پرداخت زكات خارج شده و ضمانتی ندارد.
4 - زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی از جانب صاحب مال، مأمور شود که زکات او را تقسیم کند ولی وجه زکات در دست او تلف ،گردد، تکلیف او چیست؟
فرمود: مأمور و صاحب زکات، هیچ یک ضمانت ندارند.
گفتم اگر مستحقی نیابد و با گذشت زمان، گندم ها فاسد شوند، آیا ضمانت دارد؟
فرمود: نه. ولی اگر مستحق زکات را بشناسد و در پرداخت آن تأخیر کند و بعداً گوسفندان بمیرند و گندم ها فاسد بشوند، ضمانت دارد تا این که از عهدۀ آن برآید.
ص: 643
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَبْعَثُ بِزَكَاتِهِ فَتَسْرَقُ أَوْ تَضِيعُ .
قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ.
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِى الزَّكَاةِ يَبْعَثُ بِهَا الرَّجُلُ إِلَى بَلَدٍ غَيْر بَلَدِهِ .
قالَ: لا بَأْسَ أَنْ يَبْعَثَ الثُّلُثَ، أَوِ الرُّبعَ - شَكٌّ أَبُو أَحْمَدَ _.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:
فِي الرَّجُلِ يُعْطَى الزَّكَاةَ يَقْسِمُهَا أَلَّهُ أَنْ يُخْرِجَ الشَّيْء مِنْهَا مِنَ الْبَلْدَةِ الَّتِي هُوَ فِيهَا إِلَى غَيْرِهَا.
قالَ : لا بَأْسَ.
5 - بکیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: اگر انسان زکات اموالش را برای کسی بفرستد و در نیمۀ راه سرقت شود، یا گم شود، تکلیف او چیست؟
فرمود: چیزی بر عهده اوست.
6 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که زکات را می پردازد که تقسیم شود آیا می تواند بخشی از آن را از شهر خود به شهر دیگری ببرد؟
فرمود: اشکالی ندارد که یک سوم یا یک چهارم آن را _ تردید از ابو احمد است _ ( به شهر دیگری) ببرد.
7 - هشام بن حکم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی مأمور می شود که زکات دیگران را تقسیم کند، آیا می تواند قسمتی را به شهر دیگری ارسال کند؟
فرمود: مانعی ندارد.
ص: 644
8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عُتْبَةَ الْهَاشِمِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يَقْسِمُ صَدَقَةَ أَهْلِ الْبَوَادِي فِي أَهْلِ الْبَوَادِي، وَ صَدَقَةَ أَهْلِ الْحَضَرِ فِي أَهْلِ الْحَضَرِ ، وَ لا يَقْسِمُهَا بَيْنَهُمْ بِالسَّوِيَّةِ، إِنَّمَا يَقْسِمُهَا عَلَى قَدْرِ مَا يَحْضُرُهُ مِنْهُمْ، وَ مَا يَرَى لَيْسَ فِي ذَلِكَ شَيْءٌ مُوَفَّتٌ.
9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصِ قَالَ:
كُنَّا مَعَ أَبِي بَصِيرٍ فَأَتَاهُ عَمْرُو بْنُ إِلْيَاسَ فَقالَ لَهُ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! إِنَّ أَخِي بِحَلَبَ بَعَثَ إِلَيَّ بِمَالٍ مِنَ الزَّكَاةِ أَقْسِمُهُ بِالْكُوفَةِ، فَقُطِعَ عَلَيْهِ الطَّرِيقُ فَهَلْ عِنْدَكَ فِيهِ روَايَةٌ؟
فَقَالَ: نَعَمْ، سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ وَ لَمْ أَظُنَّ أَنَّ أَحَداً يَسْأَلُنِي عَنْهَا أبَداً.
8 - عبدالکریم هاشمی گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید: رسول خدا صلَّى الله عليه وآله زکات بادیه نشینان را میان فقرای بادیه نشین تقسیم می کرد و زکات شهرنشینان را میان فقرای شهرنشین تقسیم می کرد. رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله زکات را به سهام مساوی تقسیم نمی کرد، آن چه صلاح می دانست به هر طبقه ای که حاضر بودند می پرداخت؛ در تقسیم زکات، سهام ویژه ای برای طبقات مختلف مقرر نشده است.
9 - وهيب بن حفص گوید: در خدمت ابو بصیر بودیم، عمرو بن الیاس آمد و گفت: برادر که در شهر حلب تجارت می کند، مبلغی را از بابت زکات برای من فرستاده تا در شهر کوفه میان شیعیان تقسیم کنم، ولی راهزنان وجه زکات را ربوده اند، آیا نزد تو راجع به این مسأله روایتی هست؟
گفت: آری، من این مسأله را از امام باقر علیه السَّلام پرسیده ام، و گمان نمی کردم کسی مبتلا شود و از این مقوله سؤالی مطرح کند.
ص: 645
فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ الرَّجُلُ يَبْعَثُ بِزَكَاتِهِ مِنْ أَرْضِ إِلَى أَرْضِ فَيُقْطَعُ عَلَيْهِ الطَّريق
فَقالَ: قَدْ أَجْزَأَتْ عَنْهُ، وَلَوْ كُنْتُ أَنَا لَأَعَدْتُهَا.
10 - أَبُو عَلى الأَشْعَرِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لا تَحِلُّ صَدَقَةُ الْمُهَاجِرِينَ لِلْأَعْرَابِ، وَ لا صَدَقَةُ الْأَعْرَابِ لِلْمُهَاجِرِينَ.
11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ ضُرَيْسِ قَالَ: سَأَلَ الْمَدَائِنِيُّ أَبَا جَعْفَرِعلیه السَّلام قَالَ: إِنَّ لَنَا زَكَاةً نُخْرِجُهَا مِنْ أَمْوَالِنَا فَفِي مَنْ نَضَعُهَا؟
فَقالَ: فِي أَهْل وَلايَتِكَ.
فَقَالَ: إِنِّي فِي بِلادٍ لَيْسَ فِيهَا أَحَدٌ مِنْ أَوْلِيَائِكَ.
فَقالَ: ابْعَثْ بِهَا إِلَى بَلَدِهِمْ تُدْفَعُ إِلَيْهِمْ، وَ لَا تَدْفَعْهَا إِلَى قَوْمِ إِنْ دَعَوْتَهُمْ غَداً إِلَى أَمْرِكَ لَمْ يُجِيبُوكَ وَكَانَ - وَ اللَّهِ - الذِّبْحُ.
من به امام باقر علیه السَّلام گفتم: قربانت شوم! اگر کسی زکات اموالش را از شهری به شهر دیگری بفرستد و راهزنان راه را بر فرستاده بگیرند و مال زکات را ببرند، تکلیف صاحب زکات چه خواهد بود؟
فرمود: تکلیف زکات از عهدۀ او ساقط است. اگر من باشم، زکات اموالم را مجدداً می پردازم.
10 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
زكات مهاجرین شهر نشین برای مردم بادیه نشین روا نیست و زکات مردم بادیه نشین برای مهاجرین شهرنشین روا نخواهد بود.
11 - ضریس گوید: یک نفر از اهل مدائن به امام باقر علیه السَّلام گفت: مقداری زکات به اموال ما تعلّق می گیرد، موقعی که آن را جدا می کنیم، به چه افرادی تسلیم کنیم؟
فرمود: در میان شیعیانی که مانند خودت به ولایت معتقد باشند تقسیم کن.
آن مرد گفت: من در سرزمینی زندگی می کنم که غیر از ما، یک تن از اولیای شما زندگی نمی کند؟
فرمود: زکات اموالت را به شهر شیعیان ارسال کن تا در آنجا میان مستمندان شیعه تقسیم شود. زکات اموالت را به کسانی مده که اگر فردای آن روز، آنان را به مذهب خود، فراخوانی، اجابت نمی کنند، بلکه _ به خدا سوگند! _ چون از مذهبت باخبر شوند، سرت را نیز از تنت جدا می کنند.
ص: 646
(36) بَابُ الرَّجُلِ يُدْفَعُ إِلَيْهِ الشَّيْءُ يُفَرِّقُهُ وَ هُوَ مُحْتَاجُ إِلَيْهِ يَأْخُذُ لِنَفْسِهِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَعِيدِ بْن يَسَارٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يُعْطَى الزَّكَاةَ يَقْسِمُهَا فِي أَصْحَابِهِ أَيَأْخُذُ مِنْهَا شَيْئاً؟
قالَ: نَعَمْ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام :
فِي رَجُلٍ أُعْطِيَ مَالاً يُفَرِّقُهُ فِيمَنْ يَحِلُّ لَهُ أَلَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنْهُ شَيْئاً لِنَفْسِهِ وَإِنْ لَمْ یُسمَّ لَهُ؟
قالَ : يَأْخُذُ مِنْهُ لِنَفْسِهِ مِثْلَ مَا يُعْطِي غَيْرَهُ.
بخش سی و ششم: حکم مأمور پخش زکاتی که مستحق است، و برای خود بر می دارد
1 - سعید بن یسار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی را مأمور کنند تا وجه زکات را در میان یاران فقیرش تقسیم کند، آیا میتواند سهمی برای خودش بردارد؟
فرمود: آری.
2 - حسين بن عثمان گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: اگر وجه زکات را به کسی تسلیم کنند تا به افراد مستحق برساند، آیا می تواند سهمی برای خودش بردارد، با آن که نام خودش در میان نبوده است؟
فرمود: می تواند به اندازۀ سهم یک نفر برای خودش بردارد.
ص: 647
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَن الرَّجُل يُعْطِي الرَّجُلَ الدَّرَاهِمَ يَقْسِمُهَا وَيَضَعُهَا فِي مَوَاضِعِهَا وَ هُوَ مِمَّنْ يَحِلُّ لَهُ الصَّدَقَةُ .
قالَ: لا بَأْسَ أَنْ يَأْخُذَ لِنَفْسِهِ كَمَا يُعْطِي غَيْرَهُ .
قالَ: وَ لا يَجُوزُ لَهُ أَنْ يَأْخُذَ إِذَا أَمَرَهُ أَنْ يَضَعَهَا فِي مَوَاضِعَ مُسَمَّاةٍ إِلَّا بِإِذْنِهِ.
(37) بَابُ الرَّجُلُ إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْهِ الزَّكَاةُ فَهيَ كَسَبِيلِ مَالِهِ يَفْعَلُ بِهَا مَا يَشَاءُ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِذَا أَخَذَ الرَّجُلُ الزَّكَاةَ فَهِيَ كَمَالِهِ يَصْنَعُ بِهَا مَا يَشَاءُ .
- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السَّلام سؤال کردم: شخصی به شخص دیگری مقداری در هم می دهد تا آن ها را در جای خود تقسیم کند و خود مقسّم، مستحق زکات است (آیا می تواند برای خودش بردارد؟)
فرمود: مانعی ندارد به همان نسبت که به دیگران می دهد برای خودش نیز بردارد.
و نیز فرمود: و جایز نیست مقسّم از آن ها بردارد، اگر صاحب درهم ها به اوامر کرده باشد که آنها را در محل و مورد مخصوصی که با اسم مشخص کرده، تقسیم کند، مگر به اجازه صاحب در هم ها ( که در آن صورت می تواند بردارد).
بخش سی و هفتم: وقتی به کسی زکات پرداخت شد می تواند مثل مال خودش هر طور خواهد مصرف کند
1 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
بعد از آن که فقیر و مستمند، از بابت زکات فریضه، وجهی دریافت کند، آن زکات، ملک و مال او خواهد بود و می تواند مطابق میل و دلخواهش خرج کند.
ص: 648
قالَ: وَ قال: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ فَرِيضَةً لا يُحْمَدُونَ إِلَّا بِأَدَائِهَا وَهِيَ الزَّكَاةُ، فَإِذَا هِيَ وَصَلَتْ إِلَى الْفَقِيرِ فَهِيَ بِمَنْزِلَةِ مَالِهِ يَصْنَعُ بِهَا مَا يَشَاءُ.
فَقُلْتُ : يَتَزَوَّجُ بِهَا وَ يَحُجُّ مِنْهَا؟
قالَ: نَعَمْ، هِيَ مَالُهُ.
قُلْتُ: فَهَلْ يُؤْجَرُ الْفَقِيرُ إِذَا حَجَّ مِنَ الزَّكَاةِ كَمَا يُؤْجَرُ الْغَنِيُّ صَاحِبُ الْمَالِ ؟
قالَ: نَعَمْ.
2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام : إِنَّ شَيْخاً مِنْ أَصْحَابِنَا يُقَالُ لَهُ: عُمَرُ، سَأَلَ عِيسَى بْنَ أَعْيَنَ وَهُوَ مُحْتَاجٌ.
فَقالَ لَهُ عِيسَى بْنُ أَعْيَنَ أَمَا إِنَّ عِنْدِي مِنَ الزَّكَاةِ، وَلَكِنْ لا أُعْطِيكَ مِنْهَا.
فَقَالَ لَهُ: وَ لِمَ؟
حضرتش فرمود: خداوند عزَّوجل در اموال ثروتمندان برای مستمندان فرض و واجب کرده است. اگر ثروتمندان این حق مالی را که همان زکات است، به مستمندان نپردازند، مورد ستایش واقع نخواهند شد، و موقعی که حق زکات به دست مستمندان برسد، ملک و مال آنان خواهد بود و می توانند مانند ثروتمندان به میل خود خرج کنند.
گفتمک می تواند از راه زکات، زن بگیرد و به مکّه برود؟
فرمود: آری، مال خود اوست.
گفتم: اگر به حج برود، مثل ثروتمندان که به حج می روند، اجر و پاداش اخروی خواهد داشت؟
فرمود: آری.
2 - ابوبصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: پیرمردی از اصحاب ما که محتاج است به نام از عیسی بن اعین درخواست کمک کرد.
گفت: اتفاقاً وجهی از بابت زکات نزد من حاضر است، اما به تو نخواهم داد.
پیرمرد پرسید: چرا؟
ص: 649
فَقالَ: لِأَنِّى رَأَيْتُكَ اشْتَرَيْتَ لَحْماً وَ تَمْراً.
فَقالَ: إِنَّمَا رَبِحْتُ دِرْهَماً فَاشْتَرَيْتُ بِدَانِقَيْنِ لَحْماً وَ بِدَانِقَيْنِ تَمْراً ثُمَّ وَ رَجَعْتُ بِدَانِقَيْنِ لِحَاجَةٍ .
قالَ: فَوَضَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَدَهُ عَلَى جَبْهَتِهِ سَاعَةً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى نَظَرَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ ثُمَّ نَظَرَ فِي الْفُقَرَاءِ، فَجَعَلَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ مَا يَكْتَفُونَ بِهِ وَلَوْ لَمْ يَكْفِهِمْ لَزَادَهُمْ بَلْ يُعْطِيهِ مَا يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ وَ يَكْتَسِي وَ يَتَزَوَّجُ وَ يَتَصَدَّقُ وَ يَحُجُ.
3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ أَنَا جَالِسٌ فَقالَ: إِنِّي أُعْطَى مِنَ الزَّكَاةِ فَأَجْمَعُهُ حَتَّى أَحُجَّ بِهِ؟
قالَ: نَعَمْ، يَأْجُرُ اللَّهُ مَنْ يُعْطِيكَ.
گفت: زیرا من دیدم که تو هم گوشت خریدی و هم خرما خریدی
پیرمرد گفت: من یک درهم سود برده بودم، با دو دانگ آن گوشت خریدم و با دو دانگ دیگرش خرما خریدم و دو دانگ آن را برای حاجت دیگری به خانه بردم.
موقعی که من این گزارش را خدمت امام صادق علیه السَّلام عرض کردم، حضرتش دست خود را بر پیشانی نهاد و بعد از چند سر خود را بلند کرد و فرمود: خداوند تبارک و تعالی به اموال ثروتمندان نظری افکند، سپس به جمع فقرا و نیازمندان نظر کرد، و به اندازۀ حاجت نیازمندان در مال ثروتمندان حقّی معیّن نمود، این حق مالی، تمام حوائج نیازمندان را کفایت خواهد کرد، اگر در حدّ کفایت نبود، بر میزان زکات می افزود. باید به مستحق زکات، چندان بدهد که بخورد، بیاشامد، پوشاک خود را تهیّه کند، زن بگیرد، صدقه بدهد و حج برود.
3 - محمّد بن مسلم گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام نشسته بودم، مردی پرسید که من از بابت زکات، وجوهی دریافت می کنم، می توانم آن را جمع کنم و به حج بروم؟
فرمود: آری. خداوند به کسانی که زکات می دهند و تو را به فریضۀ حج موفق می کنند، اجر و پاداش بدهد.
ص: 650
(38) بَابُ الرَّجُلِ يَحُجُّ مِنَ الزَّكَاةِ أَوْ يُعْتِقُ
1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ - عَنْ إِسْمَاعِيلَ الشَّعِيرِي عَنِ الْحَكَم بن عُتَيْبَةَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ يُعْطِي الرَّجُلَ مِنْ زَكَاةِ مَالِهِ يَحُجُّ بِهَا؟
قالَ: مَالُ الزَّكَاةِ يُحَجُ بِهِ.
فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ أَعْطَى رَجُلاً مُسْلِماً.
فَقالَ: إِنْ كَانَ مُحْتَاجاً فَلْيُعْطِهِ لِحَاجَتِهِ وَفَقْرِهِ وَ لا يَقُولُ لَهُ: حُجَّ بِهَا يَصْنَعُ بِهَا بَعْدُ مَا يَشَاءُ.
2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَمْرٍو عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَجْتَمِعُ عِنْدَهُ مِنَ الزَّكَاةِ الْخَمْسُمِائَةِ وَ السِّتُّمَائَةِ يَشْتَرِي بِهَا نَسَمَةً وَ يُعْتِقُهَا.
بخش سی و هشتم: انسان از زکات حج انجام می دهد یا برده آزاد می کند
1 - حكيم بن عتیبه گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر انسان زکات اموالش را در اختیار کسی بگذارد و بگوید: با این نقدینه به حج برو، اشکالی دارد؟
فرمود: با زکات فریضه می توان به حج رفت؟
گفتم: زکات دهنده و گیرنده هر دو مسلمانند.
فرمود: اگر گیرندۀ وجه، نیازمند باشد، باید از بابت سهم فقرا و نیازمندان به او بپردازد و نگوید: با این نقدینه به حج برو. گیرنده می تواند مال زکات را به دلخواه خود خرج کند.
2 - ابوبصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر انسان زکات اموالش را جمع کند تا پانصد درهم و یا ششصد در هم فراهم شود و با آن مبلغ یک برده بخرد و آزاد کند، چه صورت دارد؟
ص: 651
فَقالَ: إِذا يَظْلِمَ قَوْماً آخَرينَ حُقُوقَهُمْ.
ثُمَّ مَكَثَ مَلِيّاً. ثُمَّ قالَ: إلَّا أَن يَكُونَ عَبْداً مُسْلِماً فِى ضَرُورَةٍ فَيَشْتَرِيَهُ وَ يُعْتِقَهُ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْن زُرَارَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَخْرَجَ زَكَاةَ مَالِهِ أَلْفَ دِرْهَم فَلَمْ يَجِدْ مَوْضِعاً يَدْفَعُ ذَلِكَ إِلَيْهِ فَنَظَرَ إِلَى مَمْلُوكٍ يُبَاعُ فِيمَنْ يُرِيدُهُ فَاشْتَرَاهُ بِتِلْكَ الْأَلْفِ الدِّرْهَم الَّتِي أَخْرَجَهَا مِنْ زَكَاتِهِ فَأَعْتَقَهُ هَلْ يَجُوزُ لَهُ ذَلِكَ؟
قالَ نَعَمْ لا بَأسَ بذَلِكَ.
قُلْتُ: فَإِنَّهُ لَمَّا أَنْ أُعْتِقَ وَصَارَ حُرِّاً أَنَّجَرَ وَ احْتَرَفَ وَأَصَابَ مَالًا ثُمَّ مَاتَ وَلَيْسَ لَهُ وَارِتٌ فَمَنْ يَرتُهُ إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ وَارِتٌ؟
قالَ: يَرتُهُ الْفُقَرَاءُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ يَسْتَحِقُونَ الزَّكَاةَ، لأَنَّهُ إِنَّمَا اشْتُريَ بِمَالِهِمْ.
فرمود: در این صورت به فقرا و بیکاران ستم کرده است.
حضرتش قدری تأمّل کرد، سپس فرمود: اگر بردۀ مسلمانی در فشار و سختی باشد، مانعی ندارد که از بابت زکات فریضه او را بخرند و آزاد کنند.
3 - عبيد بن زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: شخصی محاسبه می کند و هزار درهم زکات اموالش را جدا می کند، ولی مستحقی پیدا نمی کند که وجه زکات را در اختیار او بگذارد، بعداً برده ای را می بیند که در بازار مزایده می فروشند. با همان هزار درهم آن را می خرد و آزاد می کند. آیا کار او صحیح است؟
فرمود: آری، مانعی ندارد.
گفتم: آن بردۀ آزاد شده به کار و تجارت می پردازد و ثروتی به دست می آورد، و بعد می میرد، در حالی که وارث رسمی ندارد، چه کسی میتواند ارث او را تصاحب کند؟
فرمود: ارث او به فقرای مؤمن می رسد که مستحق زکات می باشند، زیرا این برده از مال فقرا خریداری شده است.
ص: 652
(39) بَابُ الْقَرْضِ أَنَّهُ حِمَى الزَّكَاةِ
1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ وَ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ السَّنْدِي عَنْ يُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
قَرْضُ الْمُؤْمِنِ غَنِيمَةٌ وَ تَعْجِيلُ أَجْرِ، إِنَّ أَيْسَرَ قَضَاكَ، وَإِنْ مَاتَ قَبْلَ ذَلِكَ احْتَسَبْتَ بِهِ مِنَ الزَّكَاةِ.
2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ فُضَيْلِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:
كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام يَقُولُ: قَرْضُ الْمَالِ حِمَى الزَّكَاةِ.
3 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:
مَنْ أَقْرَضَ رَجُلاً قَرْضاً إِلَى مَيْسَرَةٍ كَانَ مَالُهُ فِي زَكَاةٍ وَ كَانَ هُوَ فِي الصَّلَاةِ مَعَ الْمَلائِكَةِ حَتَّى يَقْضِيَهُ.
بخش سی و نهم: قرض، به جای زکات
1 - يونس بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
قرض دادن به افراد مؤمن، غنیمتی است کامل با اجر و پاداش شتابان، اگر گیرندۀ قرض به ثروت برسد، قرض تو را می پردازد، و اگر بمیرد، مبلغ قرض را از بابت زکات فریضه محسوب می کنی.
2 - موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود: علی علیه السَّلام همواره می فرمود:
قرض دادن اموال ، اعث می شود که از پرداخت زکات آن اموال جلوگیری نشود.
3 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:
کسی که به شخص قرض دهد و آسان بگیرد، مالش در زکات است و خودش در حال نمازگزاردن با فرشتگان است تا این که قرض گیرنده قرضش را ادا کند.
ص: 653
(40) بَابُ قِصَاصِ الزَّكَاةِ بِالدَّيْنِ
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السَّلام: عَنْ دَيْنِ لِي عَلَى قَوْمٍ قَدْ طَالَ حَبْسُهُ عِنْدَهُمْ لا يَقْدِرُونَ عَلَى قَضَائِهِ وَ هُمْ مُسْتَوْجِبُونَ لِلزَّكَاةِ هَلْ لِي أَنْ أَدَعَهُ وَ أَحْتَسِبَ بِهِ عَلَيْهِمْ مِنَ الزَّكَاةِ؟
قالَ: نَعَمْ.
2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ الدَّيْنُ عَلَى رَجُلٍ فَقِيرِ يُرِيدُ أَنْ يُعْطِيَهُ مِنَ الزَّكَاةِ؟
بخش چهلم: قصاص زکات با قرض
1 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: به ابوالحسن امام کاظم علیه السَّلام گفتم: بدهکاران من مدّت ها است که از پرداخت دین خود ناتوان مانده اند. در صورتی که مستحق زکات باشند، آیا می توانم بدهی خود را به آنان واگذار کنم و بابت زکات اموالم به حساب آورم؟
فرمود: آری.
2 - سماعه گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر انسان از مرد فقیری طلبکار باشد و بخواهد از بابت زکات فریضه، مبلغی به او بپردازد، و بدهی خود را وصول کند؟
ص: 654
فَقالَ: إِنْ كَانَ الْفَقِيرُ عِنْدَهُ وَفَاءً بِمَا كَانَ عَلَيْهِ مِنْ دَيْنِ مِنْ عَرْضٍ مِنْ دَارٍ أَوْ مَتَاعِ مِنْ مَتَاعِ الْبَيْتِ، أَوْ يُعَالِجُ عَمَلاً يَتَقَلَّبُ فِيهَا بِوَجْهِهِ فَهُوَ يَرْجُو أَنْ يَأْخُذَ مِنْهُ مَالَهُ عِنْدَهُ مِنْ دَيْنِهِ فَلا بَأْسَ أَنْ يُقَاصَّهُ بِمَا أَرَادَ أَنْ يُعْطِيَهُ مِنَ الزَّكَاةِ أَوْ يَحْتَسِبَ بِهَا، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ عِنْدَ الْفَقِيرِ وَفَاءٌ وَ لا يَرْجُو أَنْ يَأْخُذَ مِنْهُ شَيْئاً فَلْيُعْطِهِ مِنْ زَكَاتِهِ وَ لا يُقَاصَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الزَّكَاةِ.
(41) بَابُ مَنْ فَرَّ بِمَالِهِ مِنَ الزَّكَاةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:
قُلْتُ لأَبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ فَرَّ بِمَالِهِ مِنَ الزَّكَاةِ فَاشْتَرَى بِهِ أَرْضاً أَوْ دَاراً أَ عَلَيْهِ فِيهِ شَيْءٌ؟
فَقالَ : لا، وَ لَوْ جَعَلَهُ حُلِيّاً أَوْ نُقَراً فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ فِيهِ، وَ مَا مَنَعَ نَفْسَهُ مِنْ فَضْلِهِ أَكْثَرُ مِمَّا مَنَعَ مِنْ حَقٌّ اللهِ بِأَن يَكُونَ فِيهِ.
فرمود: اگر مرد فقیر به اندازۀ بدهی که بر عهده دارد، از مال دنیا بهره مند باشد که اجناسی برای فروش دارد ،خانه و اثاث منزل دارد یا صنعتی دارد که مشغول کار است امید می برد که بتواند طلب خود را وصول کند، در این صورت مانعی ندارد که بدهی خود را از حق زکاتی که همین مرد، در اموال او دارد، قصاص کند، بدهی خود را به او واگذار کند و از بابت زکات اموالش به حساب آورد. اما اگر مرد فقیر، از مال دنیا بی بهره است و امید نمی برد که بتواند بدهی خود را وصول کند، باید از زکات اموالش به او سهمی بدهد و از بابت زکات فریضه به حساب نیاورد.
بخش چهل و یکم: حکم کسی که از پرداخت زکات فرار می کند
1 - عمر بن یزید گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: شخصی به منظور فرار از زکات، نقدینۀ خود را داده و زمینی یا خانه ای خریداری کرده است. آیا حق زکات بر عهدۀ او می ماند؟
فرمود: نه. حتی اگر نقدینه را به صورت زیور آلات و یا شمش درآورد، باز هم زکات ندارد. امّا خسارتی که این مرد، از بابت تبدیل طلا و نقره متحمّل می شود، بیشتر از حق زکاتی است که به اموال او تعلّق می گیرد.
ص: 655
(42) بَابُ الرَّجُلِ يُعْطِي عَنْ زَكَاتِهِ الْعِوض
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيَّ قَالَ:
كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السَّلام: هَلْ يَجُوزُ أَن يُخْرَجَ عَمَّا يَجِبُ فِي الْحَرْثِ مِنَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَمَا يَجِبُ عَلَى الذَّهَبِ دَرَاهِمُ بِقِيمَةِ مَا يَسْوَى أَمْ لَا يَجُوزُ إِلَّا أَنْ يُخْرَجَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَا فِيهِ؟
فَأَجَابَ علیه السَّلام: أَيُّمَا تَيَسَّرَ يُخْرَجُ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُعْطِي عَنْ زَكَاتِهِ مِنَ الدَّرَاهِم دَنَانِيرَ وَ عَنِ الدَّنَانِيرِ دَرَاهِمَ بِالْقِيمَةِ أَ يَحِلُّ ذَلِكَ؟
قالَ لا بَأسَ بِهِ.
بخش چهل و دوم: کسی که از قیمت زکاتش می پردازد
1 - محمّد بن خالد برقی گوید: طی نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشتم: در محصول گندم و جو و یا در نقدینۀ طلا می توانیم حق زکات را قیمت بگذاریم و در برابر آن درهم بپردازیم؟ یا این که باید سهم زکات را از خود آن محصول و عین طلا خارج کنیم؟
حضرتش در پاسخ من نوشت: هر نوع که آسانتر باشد، حق زکات را خارج کنید.
2 - علی بن جعفر گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: کسی به جای درهم معادل آن را دینار طلا زکات می دهد و به جای دینار طلا معادل آن و به قیمت آن درهم نقره زکات می دهد آیا این کار حلال است؟
فرمودند: اشکالی در آن نیست.
ص: 656
3 - مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: يَشْتَرِي الرَّجُلُ مِنَ الزَّكَاةِ الثَّيَابَ وَ السَّوِيقَ وَ الدَّقِيقَ وَ الْبِطِّيخَ وَ الْعِنَبَ فَيَقْسِمُهُ .
قالَ: لا يُعْطِيهِمْ إِلَّا الدَّرَاهِمَ، كَمَا أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.
(43) بَابُ مَنْ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَأْخُذَ الزَّكَاةَ وَ مَنْ لا يَحِلُّ لَهُ وَ مَنْ لَهُ الْمَالُ الْقَلِيلُ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
يَأْخُذُ الزَّكَاةَ صَاحِبُ السَّبْعِمِائَةِ إِذَا لَمْ يَجِدْ غَيْرَهُ.
قُلْتُ: فَإِنَّ صَاحِبَ السَّبْعِمِائَةِ تَجِبُ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ؟
3 - سعيد بن عمرو گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: فردی با پول زکات، لباس و سویق (آرد سفید و الک شده گندم و جو) آرد، خربزه و انگور می خرد و آن را بین مستحقین زکات تقسیم می کند (حکمش چیست؟)
فرمود: آن گونه که خداوند تبارک و تعالی امر کرده، جز درهم به آن ها ندهد.
بخش چهل و سوم: کسی که اخذ زکات بر او حلال است و کسی که اخذ زکات بر او حلال نیست و کسی مال کمی دارد
1 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
انسان با موجودی هفتصد در هم میتواند زکات بگیرد؛ در صورتی که نتواند مال دیگری بدست آورد.
گفتم: با موجودی هفتصد درهم خودش باید زکات بدهد؟ چه گونه می تواند زکات بگیرد؟
ص: 657
قالَ: زَكَاتُهُ صَدَقَةٌ عَلَى عِبَالِهِ، وَ لا يَأْخُذُهَا إِلَّا أَنْ يَكُونَ إِذَا اعْتَمَدَ عَلَى السَّبْعِمِائَةِ أَنْفَدَهَا فِي أَقَلَّ مِنْ سَنَةٍ، فَهَذَا يَأْخُذُهَا وَ لَا تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِمَنْ كَانَ مُحْتَرِفاً وَ عِنْدَهُ مَا يَجِبُ فِيهِ الزَّكَاة.
2 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
إِنَّ الصَّدَقَةَ لا تَحِلُّ لِمحْتَرِفٍ وَ لا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيَ قَوِي فَتَنَزَّهُوا عَنْهَا.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بن عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا لَهُ ثَمَانُمِائَةِ دِرْهَم وَ هُوَ رَجُلٌ خَفَّافٌ، وَ لَهُ عِبَالٌ كَثِيرَةٌ أَلَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنَ الزَّكَاةِ؟
فَقالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! أَيَرْبَحُ فِي دَرَاهِمِهِ مَا يَقُوتُ بِهِ عِيَالَهُ وَ يَفْضُلُ ؟
قُلْتُ: نَعَمْ.
فرمود: با چنین موجودی ناچیز، اگر قرار باشد که زکات بدهد، باید زکات خود را به أهل و عیال منزل بدهد با هفتصد در هم، موقعی می تواند زکات بگیرد که اگر از پا بنشیند و موجودی خود را به مصرف برساند، پیش از گذشت یک سال، همه را تمام کند. ولی اگر کار و پیشه دارد که مخارج او را تأمین می کند و به اندازۀ نصاب زکات، موجودی دارد، نمی تواند زکات بگیرد.
2 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
پیشه وران و کارگران قوی بنیه، نمی توانند از بابت زکات فریضه حقّی دریافت کنند با داشتن پیشه و کار، قداست و عفّت خود را حفظ کنید و از گرفتن زکات خودداری نمایید.
3 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی از یاران و دوستان ما 800 درهم (نقره) دارد، در حالی که مردی بی چیز و تنگدست است و عیال زیادی دارد، آیا حق دارد که از زکات چیزی بگیرد؟
فرمودند: ای ابا محمّد! آیا از درهم هایی که دارد سودی می برد که به وسیلۀ آن، قوت عیالش را بدهد و چیزی هم زیاد بیاید؟
گفتم: آری.
ص: 658
قالَ: كَمْ يَفْضُلُ؟
قُلْتُ: لا أَدْري .
قالَ: إِنْ كَانَ يَفْضُلُ عَنِ الْقُوتِ مِقْدَارُ نِصْفِ الْقُوتِ فَلَا يَأْخُذِ الزَّكَاةَ، وَإِنْ كَانَ أَقَلَّ مِنْ نِصْفِ الْقُوتِ أَخَذَ الزَّكَاةَ.
قُلْتُ: فَعَلَيْهِ فِي مَالِهِ زَكَاةٌ تَلْزَمُهُ؟
قالَ: بَلَى.
قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ ؟
قالَ: يُوَسِّعُ بِهَا عَلَى عِيَالِهِ فِي طَعَامِهِمْ وَ شَرَابِهِمْ وَ كِسْوَتِهِمْ، وَ إِنْ بَقِيَ مِنْهَا شَيْءٌ يُنَاوِلُهُ غَيْرَهُمْ، وَ مَا أَخَذَ مِنَ الزَّكَاةِ فَضَّهُ عَلَى عِبَالِهِ حَتَّى يُلْحِقَهُمْ بِالنَّاسِ.
4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الزَّكَاةِ هَلْ تَصْلُحُ لِصَاحِبِ الدَّارِ وَ الْخَادِمِ؟
فرمود: چقدر زیاد می آید؟
گفتم نمی دانم.
فرمود: اگر از مقدار نصف قوت زیادی می آید، زکات نگیرد و اگر از نصف قوت کمتر است می تواند زکات بگیرد.
گفتم: آیا در اموالش زکاتی است که شما او را ملزم به پرداخت آن می کنید؟
فرمود: آری.
گفتم: چگونه زکاتش را پرداخت کند؟
فرمود: این گونه که در غذا و نوشیدنی و لباس زن و بچّه اش توسعه دهد و اگر چیزی زیاد آمد به دیگران بدهد و آن چه را که از زکات می گیرد به عیالش توزیع کند تا آن ها را به مردم ملحق کند.
4 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم کسی که خانه وبردۀ خدمتکار دارد، می تواند زکات بگیرد؟
ص: 659
فَقالَ: نَعَمْ، إِلَّا أَنْ تَكُونَ دَارُهُ دَارَ غَلَّةٍ فَيَخْرُجَ لَهُ مِنْ غَلَّتِهَا دَرَاهِمُ مَا يَكْفِيهِ لِنَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ، فَإِنْ لَمْ تَكُنِ الْغَلَّةُ تَكْفِيهِ لِنَفْسِهِ وَ عِبَالِهِ فِي طَعَامِهِمْ وَ كِسْوَتِهِمْ وَ حَاجَتِهِمْ مِنْ غَيْرِ إِسْرَافٍ، فَقَدْ حَلَّتْ لَهُ الزَّكَاةُ، فَإِنْ كَانَتْ غَلَّتْهَا تَكْفِيهِمْ فَلَا.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ أَبُوهُ أَوْ عَمُهُ أَوْ أَخُوهُ يَكْفِيهِ مَتُونَتَهُ أَيَأْخُذُ مِنَ الزَّكَاةِ فَيَتَوَسَّعَ بِهِ إِنْ كَانُوا لا يُوَسِّعُونَ عَلَيْهِ فِي كُلِّ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ؟
فَقالَ: لا بَأْسَ.
6 - صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَكُونُ لَهُ ثَلاتُمِائَةِ دِرْهَم أَوْ أَرْبَعُمِائَةِ دِرْهَم وَ لَهُ عِيَالٌ، وَ هُوَ يَحْتَرِفُ فَلا يُصِيبُ نَفَقَتَهُ فِيهَا أَيْكِبُّ فَيَأْكُلَهَا وَ لا يَأْخُذَ الزَّكَاةَ أَوْ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ؟
فرمود: آری، می تواند جز موقعی که خانۀ او در اجاره باشد و بتواند با مال الاجاره، زندگی خود و خانواده اش را تأمین کند. اگر درآمد خانه، نتواند نیاز او و خانواده اش را در حدّ اعتدال و بدون اسراف از حيث غذا و لباس و سایر حوائج زندگی اداره کند، زکات فریضه بر او حلال است و اگر درآمد خانه، بتواند همۀ نیازمندی های آنان را کفایت کند، زکات فریضه بر آنان حلال نیست.
5 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از ابوالحسن امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی تحت کفایت پدر یا عمو یا برادر خود باشد که حداقل مخارج او را تأمین کنند، آیا می تواند زکات بگیرد و به زندگی خود وسعت بدهد و به همۀ نیازمندی های زندگی برسد؟
فرمود: مانعی ندارد.
6 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که سیصد و یا چهارصد درهم سرمایه دارد و با آن کار می کند، ولی نمی تواند مخارج خود و خانواده اش را تأمین کند. آیا باید کسری هزینه را از سرمایۀ خود برداشت کند، یا این که زکات بگیرد و کسری هزینه را تکمیل کند؟
ص: 660
قالَ: لا، بَلْ يَنْظُرُ إِلَى فَضْلِهَا فَيَقُوتُ بهَا نَفْسَهُ، وَ مَنْ وَسِعَهُ ذَلِكَ مِنْ عِيَالِهِ وَيَأْخُذُ الْبَقِيَّةَ مِنَ الزَّكَاةِ وَ يَتَصَرَّفُ بِهَذِهِ لا يُنْفِقُهَا.
7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:
أَنَّهُمَا سُئِلاً عَن الرَّجُل لَهُ دَارٌ وَ خَادِمٌ أَوْ عَبْدٌ أَيَقْبَلُ الزَّكَاةَ؟
قالَ: نَعَمْ ، إِنَّ الدَّارَ وَالْخَادِمَ لَيْسَتَا بِمَالٍ.
8- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:
قُلْتُ لأبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ لَهُ ثَمَانُمِائَةِ دِرْهَم وَ لِابْن لَهُ مِائَنَا دِرْهَم وَ لَهُ عَشْرٌ مِنَ الْعِيَالِ وَ هُوَ يَقُوتُهُمْ فِيهَا قُوتاً شَدِيداً وَ لَيْسَ لَهُ حِرْفَةٌ بِيَدِهِ، وَ إِنَّمَا يَسْتَبْضِعُهَا فَتَغِيبُ عَنْهُ الأَشْهُرَ ثُمَّ يَأْكُلُ مِنْ فَضْلِهَا أَتَرَى لَهُ إِذَا حَضَرَتِ الزَّكَاةُ أَنْ يُخْرِجَهَا مِنْ مَالِهِ فَيَعُودَ بِهَا عَلَى عِيَالِهِ يُسْبِعُ عَلَيْهِمْ بِهَا النَّفَقَةَ؟
قالَ: نَعَمْ، وَلَكِنْ يُخْرِجُ مِنْهَا الشَّيْءَ الدِّرْهَم.
فرمود: نه. بلکه مخارج خود و برخی اعضای خانواده اش را از درآمد شخصی خود اداره کند و مخارج بقیّه عائله را از راه زکات تأمین کند؛ و با سرمایۀ خود، هر چه باشد، به کسب و کار خود بپردازد.
7 - راوی گوید: از امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام پرسیدند: کسی که خانه، نوکر و برده دارد، آیا می تواند زکات بگیرد؟
فرمودند: آری، خانه و نوکر که سرمایۀ زندگی نمی باشند.
8 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مردی 800 درهم نقره دارد و پسری هم دارد که 200 درهم نقره دارد و آن مرد ده نفر عیال دارد و به وسیلۀ آن 800 درهم به سختی خوراک آن ها را می دهد، و کاری هم ندارد که انجام دهد، بلکه آن 800 در هم را سرمایه می کند، به این صورت که چندین ماه آن 800 درهم را در اختیار ندارد و از زیادی سود آن می خورد، آیا درست است که اگر زکاتی به او تعلّق گرفت که بپردازد، از مالش خارج کند و به عیالش برگرداند و این گونه به نفقه و خرج زندگی زن و بچه اش توسعه دهد؟
فرمود: آری، ولی باید چیزی که خارج می کند در هم باشد.
ص: 661
9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَدْ تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِصَاحِبِ السَّبْعِمِائَةِ وَ تَحْرُمُ عَلَى صَاحِبِ الْخَمْسِينَ دِرْهَماً.
فَقُلْتُ لَهُ: وَ كَيْفَ يَكُونُ هَذَا؟
فَقالَ: إِذَا كَانَ صَاحِبُ السَّبْعِمِائَةِ لَهُ عِبَالٌ كَثِيرٌ، فَلَوْ قَسَمَهَا بَيْنَهُمْ لَمْ تَكْفِهِ فليعفٌ عَنْهَا نَفْسُهُ وَلْيَأْخُذْهَا لِعِبَالِهِ. وَأَمَّا صَاحِبُ الْخَمْسِينَ، فَإِنَّهُ يَحْرُمُ عَلَيْهِ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ هُوَ مُحْتَرفُ يَعْمَلُ بهَا وَهُوَ يُصِيبُ مِنْهَا مَا يَكْفِيهِ إِنْ شَاءَ اللهُ.
10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِيرٍ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ: إِنَّ لَنَا صَدِيقاً وَ هُوَ رَجُلٌ صَدُوقٌ يَدِينُ اللَّهَ بِمَا نَدِينُ بِهِ.
فَقالَ: مَنْ هَذَا يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الَّذِي تُزَكِّيهِ؟
فَقالَ: الْعَبَّاسُ بْنُ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح.
9 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: ممکن است با سرمایۀ هفتصد درهم، گرفتن زکات حلال باشد و با سرمایۀ پنجاه در هم گرفتن زکات حرام باشد.
:گفتم چه گونه ممکن است؟
فرمود: در صورتی که صاحب هفتصد درهم عائله زیادی داشته باشد، تا آن حدّ که اگر عایدی خود را بین عائله تقسیم کند، هزینۀ آنان را کفایت نکند. چنین شخصی برای مخارج شخص خودش از وجه زکات مصرف نکند، ولی برای عائله سنگین خود زکات بگیرد. ولی صاحب پنجاه درهم، در صورتی که تنها و بی عائله باشد و با کسب و کاری که دارد، بتواند مخارج خود را تأمین کند، نمی تواند زکات بگیرد.
10 - عبدالعزیز گوید: من و ابوبصیر خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدیم، ابوبصیر به امام علیه السَّلام عرض کرد: ما را دوستی است راستگو که به آن چه ما به آن متدین هستیم، متدیّن است.
امام علیه السَّلام فرمود: ای ابا محمّد! این کسی که از او تعریف می کنی کیست؟
ابوبصیر گفت: عبّاس بن وليد بن صبيح است.
ص: 662
فَقالَ: رَحِمَ اللهُ الْوَلِيدَ بْنَ صَبِيح ، مَا لَهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ!
قَالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! لَهُ دَارٌ تَسْوَى أَرْبَعَةَ آلافِ دِرْهَم وَ لَهُ جَارِيَةٌ وَ لَهُ غُلامٌ يَسْتَقِي عَلَى الْجَمَلِ كُلَّ يَوْمٍ مَا بَيْنَ الدَّرْهَمَيْنِ إِلَى الْأَرْبَعَةِ سِوَى عَلَفِ الْجَمَلِ، وَلَهُ عِيَالٌ أَلَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنَ الزَّكَاةِ؟
قالَ: نَعَمْ .
قالَ: وَ لَهُ هَذِهِ الْعُرُوضُ ؟
فَقالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! فَتَأْمُرُنِي أَنْ آمُرَهُ أَنْ يَبِيعَ دَارَهُ وَ هِيَ عِزُّهُ وَ مَسْقَطُ رَأْسِهِ، أَوْ يبيعَ جَارِيَتَهُ الَّتِي تَقِيهِ الْحَرَّ وَ الْبَرْدَ وَ تَصُوتُ وَجْهَهُ وَ وَجْهَ عِبَالِهِ، أَوْ آمُرَهُ أَنْ يَبِيعَ غُلامَهُ وَ جَمَلَهُ وَهُوَ مَعِيشَتُهُ وَ قُوتُهُ، بَلْ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ وَ هِيَ لَهُ حَلالٌ وَ لا يَبِيعُ دَارَهُ وَ لا غُلامَهُ وَ لا جَمَلَهُ.
امام علیه السَّلام فرمود: ای ابا محمد! خداوند پدر ولید بن صبیح را رحمت کند، چه مطلبی دربارۀ او می خواهی بگویی؟
ابوبصیر گفت: فدایت شوم! او، خانه ای دارد که به 4000 درهم می ارزد، کنیزی نیز دارد ، غلامی هم دارد که روزی بین 2 تا 4 درهم به شترش آب می دهد و این تازه به غیر از علف شتر است، و هم چنین عیال هم دارد، آیا حق دارد که از زکات چیزی بگیرد؟
فرمود: آری.
ابو بصیر گفت: با این که همۀ این چیزها را دارد؟
حضرت فرمود: ای ابا محمد! آیا توقع داری که به او امر کنم که خانه اش را که عزّت و محل تولدش هست بفروشد؟ یا این که کنیزش را که او را از سرما و گرما محافظت می کند و آبروی خودش و زن و بچه اش را نگه می دارد ،بفروشد، یا این که امر کنم که غلامش و شترش را که محل درآمد و قوت اوست بفروشد، (من چنین نمی کنم) بلکه او حق دارد که زکات بگیرد و زکات برای او حلال است، نباید خانه و غلام و شترش را بفروشد.
ص: 663
11 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَكُونُ لَهُ الدَّرَاهِمُ يَعْمَلُ بِهَا وَ قَدْ وَجَبَ عَلَيْهِ فِيهَا الزَّكَاةُ، وَيَكُونُ فَضْلُهُ الَّذِي يَكْسِبُ بِمَالِهِ كَفَافَ عِيَالِهِ لِطَعَامِهِمْ وَ كِسْوَتِهِمْ لا يَسَعُهُ لأدمِهِمْ، وَإِنَّمَا هُوَ مَا يَقُوتُهُمْ فِي الطَّعَام وَ الْكِسْوَةِ .
قالَ: فَلْيَنْظُرْ إِلَى زَكَاةِ مَالِهِ ذَلِكَ فَلْيُخْرِجُ مِنْهَا شَيْئاً قَلْ أَوْ كَثُرَ، فَيُعْطِيهِ بَعْضَ مَنْ تَحِلُّ لَهُ الزَّكَاةَ وَلْيَعُدْ بِمَا بَقِيَ مِنَ الزَّكَاةِ عَلَى عِبَالِهِ وَلْيَشْتَرِ بِذَلِكَ آدَامَهُمْ وَ مَا يُصْلِحُهُمْ مِنْ طَعَامِهِمْ مِنْ غَيْرِ إِسْرَافٍ، وَلا يَأْكُلْ هُوَ مِنْهُ، فَإِنَّهُ رُبَّ فَقِيرٍ أَسْرَفُ مِنْ غَنِي.
فَقُلْتُ: كَيْفَ يَكُونُ الْفَقِيرُ أَسْرَفَ مِنَ الْغَنِيُّ؟
فَقالَ: إِنَّ الْغَنِيَّ يُنْفِقُ مِمَّا أُوتِيَ، وَ الْفَقِيرَ يُنْفِقُ مِنْ غَيْرِ مَا أُوتِيَ.
11 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:
مردی مقداری در هم نقره دارد که با آن ها کار می کند در حالی که در آن درهم ها زکات بر عهده دارد، و درآمدی به وسیله اموالش در می آورد برای غذا و لباس زن و بچه اش کفایت می کند، ولی برای خودش غذای چرب و نرم کفایت نمی کند، بلکه از آن درآمد برای غذا و لباس معمولی آنها خرج می کند (حکم او چیست؟)
فرمود: نظر کنید به زکات مالش و مقداری از آن را _ کم باشد یا زیاد _ خارج کند و به برخی افراد که زکات برای آن ها حلال است بدهد و بقیّه زکات مالش را برای زن و بچه اش خرج کند و با آن برای آن ها خورش و غذای خوب بخرد و در این راه اسراف و زیاده روی نکند و خودش از آن خورش نخورد، زیرا که چه بسا فقیری که اسراف کارتر از غنی است.
گفتم: چگونه می شود که فقیری اسراف کارتر از غنی باشد؟
فرمود: همانا غنی، از آن چه که به او می رسد و مال اوست انفاق می کند و فقیر از آن چه که به او نمی رسد و مال او نیست، انفاق می کند.
ص: 664
12 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَرْوُونَ عَنِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله أَنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لغَنِى وَلا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيّ.
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: لا تَصْلُحُ لِغَنِي.
13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا يُعْطَى الْمُصَدِّقُ؟
قالَ: مَا يَرَى الْإِمَامُ، وَ لا يُقَدِّرُ لَهُ شَيْءٌ.
14 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: رَجُلٌ مُسْلِمٌ مَمْلُوكُ وَ مَوْلاهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ وَ لَهُ مَالٌ يُزَكِّيهِ وَ لِلْمَمْلُوكِ وَلَدٌ صَغِيرٌ حُرٌّاً يُجْزِئُ مَوْلاهُ أَنْ يُعْطِيَ ابْنَ عَبْدِهِ مِنَ الزَّكَاةِ؟
فَقالَ: لا بَأْسَ بِهِ.
12 - معاوية بن وهب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم روایت می کنند که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده است: «زکات فریضه برای ثروتمندان روا نیست و نه برای نیرومندان سالم» آیا این روایت صحیح است؟
فرمود: پرداخت زکات به ثروتمندان روا نیست.
13 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: به مصدّق (کسی که مأمور دریافت زکات است) چقدر باید پرداخته شود؟
فرمود: آن مقدار که امام برای او در نظر بگیرد و مقدار مشخص معیّنی ندارد.
14 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: به ابوالحسن امام کاظم علیه السَّلام گفتم: مرد ثروتمندی که برده مسلمانی دارد و آن بردۀ مسلمان فرزند خردسالی دارد که آزاد است. آیا این مرد میتواند از بابت زکات به آن کودک خردسال، خرجی بدهد؟
فرمود: مانعی ندارد.
ص: 665
15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ دَاوُدَ الصَّرْمِيُّ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ شَارِبِ الْخَمْر يُعْطَى مِنَ الزَّكَاةِ شَيْئاً؟
قال: لا.
(44) بَابُ مَنْ تَحِلُّ لَهُ الزَّكَاةُ فَيَمْتَنِعُ مِنْ أَخْذِهَا
1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالِ بْنِ خَاقَانَ قَالَ: سمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
تَارِكُ الزَّكَاةِ وَ قَدْ وَجَبَتْ لَهُ مِثْلُ مَانِعِهَا وَ قَدْ وَجَبَتْ عَلَيْهِ.
2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ - الْعَلَوِيٌّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
تاركُ الزَّكَاةِ وَقَدْ وَجَبَتْ لَهُ كَمَانِعِهَا وَ قَدْ وَجَبَتْ عَلَيْهِ.
15 - داوود صرمی گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: آیا به شراب خوار چیزی از زکات داده می شود؟
فرمود: نه.
بخش چهل و چهارم: کسی که زکات بر او حلال است، ولی از گرفتن آن خودداری می کند
1 - عبد الله بن هلال بن خاقان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
کسی که دریافت زکات برای او واجب (و مستحق دریافت زکات) است و نمی گیرد مانند کسی است که پرداخت زکات بر او واجب است و نمی دهد.
2 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
کسی که زکات حق اوست و نمی گیرد مانند کسی است که زکات بر او واجب است و نمی دهد (یعنی هر دو گنهکارند).
ص: 666
3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَر علیه السَّلام:
الرَّجُلُ مِنْ أَصْحَابِنَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَأْخُذَ مِنَ الزَّكَاةِ، فَأُعْطِيهِ مِنَ الزَّكَاةِ وَ لا أُسَمِّي لَهُ أَنَّهَا مِنَ الزَّكَاةِ.
فَقالَ: أَعْطِهِ، وَ لا تُسَمَّ لَهُ وَلا تُذِلُّ الْمُؤْمِنَ.
4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيرٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ قَالَ:
قُلْتُ لأبي جَعْفَرِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَكُونُ مُحْتَاجاً فَيُبْعَثُ إِلَيْهِ بِالصَّدَقَةِ فَلَا يَقْبَلُهَا عَلَى وَجْهِ الصَّدَقَةِ يَأْخُذُهُ مِنْ ذَلِكَ ذِمَامٌ وَ اسْتِحْيَاءٌ وَ الْقِبَاضُ أَ فَيُعْطِيهَا إِيَّاهُ عَلَى غَيْر ذَلِكَ الْوَجْهِ وَ هِيَ مِنَّا صَدَقَةٌ؟
فَقالَ: لا، إِذَا كَانَتْ زَكَاةً فَلَهُ أَنْ يَقْبَلَهَا فَإِنْ لَمْ يَقْبَلْهَا عَلَى وَجْهِ الزَّكَاةِ، فَلَا تُعْطِهَا إِيَّاهُ وَ مَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَسْتَحْيِيَ مِمَّا فَرَضَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ، إِنَّمَا هِيَ فَريضَةُ اللهِ لَهُ فَلا يَسْتَحْيِي مِنْهَا.
3 - ابوبصیر گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: کسی از یاران ما که ولایت شما را قبول دارد به خاطر تعفّف شرم دارد که زکات بگیرد، من به او زکات می دهم، ولی به او نم گویم که این زکات است (آیا اشکالی دارد؟)
فرمود: به او زکات بده و نگو که زکات است و مؤمن را ذلیل و خوار مکن.
4 - محمّد بن مسلم گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: مردی نیازمند و محتاج است، موقعی که از بابت زکات وجهی برای او می فرستند، با حالت استنکاف و شرمزدگی، چهره اش در هم می رود که او را تحقیر کرده اند. آیا صاحب زکات، می تواند با نام و عنوان دیگری وجه زکات را به او برساند؟
فرمود: نه. در صورتی که زکات باشد باید بپذیرد. اگر به عنوان زکات نپذیرد، از بابت زکات چیزی به او مده. شایسته نیست که انسان از فریضهٔ خدای عزَّوجل حیا کند. زکات فریضه، حقّی است که خدا برای او مقرّر کرده است، پس نباید از پذیرفتن حق مقرر الهی خودداری کنند.
ص: 667
(45) بَابُ الْحَصَادِ وَ الْجَدَادِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ شُرَيْحٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:
فِي الزَّرْع حَقَّانِ: حَقٌّ تُؤْخَذُ بِهِ، وَ حَقٌّ تُعْطِيهِ.
قُلْتُ: وَمَا الَّذِي أُوخَذُ بِهِ؟ وَمَا الَّذِي أُعْطِيهِ؟
قالَ: أَمَّا الَّذِي تُؤْخَذُ بِهِ؛ فَالْعُشْرُ وَنِصْفُ الْعُشْرِ. وَأَمَّا الَّذِي تُعْطِيهِ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ) يَعْنِي مِنْ حَصْدِكَ الشَّيْءَ بَعْدَ الشَّيْءِ، وَ لا أَعْلَمُهُ إِلَّا قَالَ: الضَّغْثَ، ثُمَّ الضَّغْثَ حَتَّى يَفْرُغَ.
2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ وَ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ). فقالوا جَمِيعاً: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام.
بخش چهل و پنجم: خوشه چینی و برداشت محصول
1 - معاوية بن شريح گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
در مزرعه و کشتزار، دو حق بر عهدۀ توست: حقّی که از تو می گیرند، حقّی که خود عطا خواهی کرد.
پرسیدم: کدام حق است که باید بگیرند؟ و کدام حقی است که خود باید بدهم؟
فرمود: حقّی که از تو می گیرند، ضریب ده یک و بیست یک محصول است. حقی که تو خواهی پرداخت، گفتار خدای عزَّوجل است که می فرماید: «حق برداشت را در روز چیدن محصول بپردازید» یعنی از خوشه های گندم و جو، یک مشت یک مشت به فقیران حاضر بدهید تا از برداشت محصول فارغ شوید.
2 - زراره، محمّد بن مسلم و ابوبصیر گویند: امام باقر علیه السَّلام در مورد معنای آیه شریفۀ «حق برداشت را در روز چیدن محصول بپردازید» فرمود:
ص: 668
هَذَا مِنَ الصَّدَقَةِ يُعْطِي الْمِسْكِينَ الْقَبْضَةَ بَعْدَ الْقَبْضَةِ، وَ مِنَ الْجَدَادِ الْحَفْنَةَ بَعْدَ الْحَفْنَةِ حَتَّى يَفْرُغَ وَ يُعْطِي الْحَارِسَ أَجْراً مَعْلُوماً، وَ يَتْرُكُ مِنَ النَّخْلِ مِعَى فَأْرَةٍ وَ جُعْرُورٍ وَ يُتْرَكُ لِلْحَارِسِ يَكُونُ فِي الْحَائِطِ الْعَذْقُ وَ الْعَذْقَانِ وَ الثَّلاثَةُ لِحِفْظِهِ إِيَّاهُ.
3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
لا تَصْرِمْ بِاللَّيْلِ وَ لا تَحْصُدْ بِاللَّيْلِ وَ لا تُضَحٌ بِاللَّيْلِ وَ لَا تَبْذُرْ بِاللَّيْلِ، فَإِنَّكَ إِنْ تَفْعَلْ لَمْ يَأْتِكَ الْقَانِعُ وَ الْمُعْتَرُّ.
فَقُلْتُ: مَا الْقَانِعُ وَ الْمُعْتَرُّ؟
این حق مالی نیز، جزو صدقات است که روز برداشت محصول، یک مشت یک مشت از خوشه های گندم و جو به فقرا و مساکین بدهند و از محصول میوه یک مشت یک مشت، تا موقعی که از جمع آوری آن فارغ شوند. برای نگهبان باغ و مزرعه همان حقّی که معیّن شده می پردازند، از میوه های فاسد و آفت زده چیزی نمی دهند برای باغبان، علاوه بر حق مقرر، یک شاخه، دو شاخه و سه شاخه جداکن تا برای خود بچیند، زیرا میوۀ باغ را از گزند آفات نگهبانی کرده است.
3 - ابو بصیر گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:
میوۀ باغت را شبانه مچین. کشت خود را شبانه جمع مکن، قربانیت را نیز شبانه مکش و شبانه بذر افشانی نکن وگرنه قانع و معتّری نخواهی یافت که فرمان خدا را اطاعت کنی.
پرسیدم: قانع و معتّر کدام است؟
ص: 669
قالَ: الْقَانِعُ الَّذِي يَقْنَعُ بمَا أَعْطَيْتَهُ، وَ المُعْتَرُ الَّذِي يَمُرُّ بِكَ فَيَسْأَلُكَ، وَإِنْ حَصَدْتَ باللَّيْل لَمْ يَأْتِكَ السُّؤالُ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ تَعَالَى: (وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ) عِنْدَ الْحَصَادِ يَعْنِي الْقَبْضَةَ بَعْدَ الْقَبْضَةِ إِذَا حَصَدْتَهُ، وَإِذَا خَرَجَ فَالْحَفْنَةَ بَعْدَ الْحَفْنَةِ، وَ كَذَلِكَ عِنْدَ الصِّرَامِ وَكَذَلِكَ عِنْدَ الْبَذْرِ وَ لا تَبْذُرْ بِاللَّيْلِ، لِأَنَّكَ تُعْطِي مِنَ الْبَذْرِ كَمَا تُعْطِي مِنَ الْحَصَادِ.
4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ).
قالَ: تُعْطِي الْمِسْكِينَ يَوْمَ حَصَادِكَ الضَّغْثَ ، ثُمَّ إِذَا وَقَعَ فِي الْبَيْدَرِ ثُمَّ إِذَا وَقَعَ فِي الصَّاعِ الْعُشْرُ وَنِصْفُ الْعُشْرِ.
5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ مُصَادِفٍ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي أَرْضِ لَهُ، وَ هُمْ يَصْرِمُونَ فَجَاءَ سَائِلٌ يَسْأَلُ، فَقُلتُ: اللهُ يَرْزُقُكَ.
فرمود: قانع کسی است که هر چه دریافت کند، تشکّر می کند. معتّر کسی است که به عنوان رهگذر می آید و با زبان حال، درخواست و مسألت دارد. اگر کشت خود را شبانه کنی، سائلی نخواهی یافت که فرمان خدا را دربارۀ او اطاعت کنی، آنجا که می فرماید: «حقّ برداشت را در روز چیدن محصول بپردازید»
یعنی در روز درو، یک مشت یک مشت از خوشه ها و چون از پوست جدا شود، یک مشت یک مشت از دانه ها به فقیران و مساکین بدهید، و به همین کیفیّت، موقع میوه چینی. تخم افشانی و زراعت را نیز شبانه انجام مده، چرا که باید یک مشت یک مشت از بذر زمین به گدایان و سائلان تقدیم کنی، همان طور که روز برداشت، از حاصل زمین می پردازی.
4 - ابو مریم گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خدا که می فرماید: «حق برداشت را در روز چیدن محصول بپردازید: فرمود:
در روز چیدن به مسکین یک خوشه می دهی. آن گاه که در خرمنگاه باشد و اگر هنگام پیمانه باشد یک دهم و نصف یک دهم را می دهی.
5 - مصادف گوید: به همراه امام صادق علیه السَّلام در باغ حضرتش بودم که کارگران مشغول چیدن میوه ها بودند، ناگاه سائلی آمد و درخواست کرد. من گفتم: خدا روزیت کند.
ص: 670
فَقالَ علیه السَّلام: مَهُ لَيْسَ ذَلِكَ لَكُمْ حَتَّى تُعْطُوا ثَلاثَةٌ، فَإِذَا أَعْطَيْتُمْ ثَلاثَةٌ فَإِنْ أَعْطَيْتُمْ فَلَكُمْ، وَإِنْ أَمْسَكْتُمْ فَلَكُمْ.
6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ : (وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَ لَا تُسْرِفُوا).
قالَ: كَانَ أَبِي علیه السَّلام يَقُولُ: مِنَ الْإِسْرَافِ فِي الْحَصَادِ وَ الْجَدَادِ أَنْ يَصَّدَّقَ الرَّجُلُ بِكَفِّيْهِ جَمِيعاً، وَ كَانَ أَبِي إِذَا حَضَرَ شَيْئاً مِنْ هَذَا فَرَأَى أَحَداً مِنْ غِلْمَانِهِ يَتَصَدَّقُ بِكَفَّيْهِ صَاحَ بِهِ: أَعْطِ بِيَدٍ وَاحِدَةٍ الْقَبْضَةَ بَعْدَ الْقَبْضَةِ، وَ الضَّعْثَ بَعْدَ الضَّغْثِ مِنَ السُّنبُلِ.
حضرتش فرمود: آرام باش! این برعهده شما نیست تا این که سه مرتبه به او میوه دهید، اگر چنین کردید، بقیّه از آن شماست و اگر دیگر ندادید باز از آن شماست.
6 - ابن ابی نصر گوید: از امام ابوالحسن علیه السَّلام دربارۀ آیه شریفه «حق برداشت را در روز چیدن محصول بپردازید» پرسیدم.
فرمود: پدر بزرگوارم همواره می فرمود: اسراف در هنگام برداشت آن است که انسان با دو دستش گندم و میوه بدهد. پدر بزرگوارم همواره به هنگام برداشت گندم وقتی می دید یکی از غلامانش با دو دستش گندم می داد، فریاد می زد: با یک دست یک مشت یک مشت بده و خوشه ای بعد از خوشه ای دیگر بده.
ص: 671
(46) بَابُ صَدَقَةِ أَهْلِ الْجِزْيَةِ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا حَدُّ الْجِزْيَةِ عَلَى أَهْلِ الْكِتَابِ؟ وَهَلْ عَلَيْهِمْ فِي ذَلِكَ شَيْءٌ مُوَظَّفٌ لا يَنْبَغِي أَنْ يَجُوزُوا إِلَى غَيْرِهِ؟
فَقالَ: ذَاكَ إلَى الْإِمَام أَنْ يَأْخُذَ مِنْ كُلِّ إِنْسَانِ مِنْهُمْ مَا شَاءَ عَلَى قَدْرِ مَالِهِ بِمَا يُطِيقُ ، إِنَّمَا هُمْ قَوْمٌ فَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْ أَنْ يُسْتَعْبَدُوا أَوْ يُقْتَلُوا، فَالْجِزْيَةُ تُؤْخَذُ مِنْهُمْ عَلَى قَدْرِ مَا يُطِيقُونَ لَهُ أَنْ يَأْخُذَهُمْ بِهِ حَتَّى يُسْلِمُوا، فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَالَ: (حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صَاغِرُونَ) وَ كَيْفَ يَكُونُ صَاغِراً وَ هُوَ لا يَكْتَرِثُ لِمَا يُؤْخَذُ مِنْهُ حَتَّى يَجدَ ذُلّاً لِمَا أُخِذَ مِنْهُ، فَيَأْلَمَ لِذَلِكَ فَيُسْلِمَ .
بخش چهل و ششم: زکات کسانی که باید جزیه دهند
1 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اهل کتاب چقدر باید جزیه (مالیاتی که اهل کتاب است) بدهند و آیا مقدار معینی مشخص شده که نباید از آن تجاوز بشود؟
فرمود: مقدار آن به نظر امام بستگی دارد، به این صورت که با توجّه به مقدار دارایی و توان آن ها هر چقدر را که صلاح بداند بگیرد، چرا که آن ها جان هایشان را فدا کردند تا به بردگی (غلامی و کنیزی) کشیده نشوند و نیز کشته نگردند، پس جزیه هم به اندازه وسعت و دارایی آن ها (که طاقت فرسا نباشد) از آن ها اخذ می شود تا این که مسلمان شوند (یا به صلح و آشتی با مسلمانان زندگی کنند) همانا که خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «تا به دست خود جزیه دهند و کوچک باشند» پس چگونه می تواند کوچک (و در مقابل جامعه مسلمان ذلیل) باشد در حالی که او ابایی ندارد تا آن چه را که از او گرفته می شود، بپردازد و در خود هم به جهت دادن جزیه احساس ذلت هم نمی کند و دردمند نمی شود (یعنی برای او مهم نیست که دارد جزیه می دهد و اصلا احساس کوچکی نمی کند) تا این که مسلمان شود (یعنی بر همان یهودیت و نصرانیتش می ماند و جزیه می دهد ).
ص: 672
قالَ: وَقَالَ ابْنُ مُسْلِمٍ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَ رَأَيْتَ مَا يَأْخُذُ هَؤُلاءِ مِنْ هَذَا الْخُمُسِ مِنْ أَرْضِ الْجِزْيَةِ وَ يَأْخُذُ مِنَ الدَّهَاقِينِ جِزْيَةَ رُؤوسِهِمْ أَمَا عَلَيْهِمْ فِي ذَلِكَ شَيْءٌ مُوَظَّفٌ؟
فَقالَ: كَانَ عَلَيْهِمْ مَا أَجَازُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ، وَ لَيْسَ لِلْإِمَامِ أَكْثَرُ مِنَ الْجِزْيَةِ، إِنْ شَاءَ الْإِمَامُ وَضَعَ ذَلِكَ عَلَى رُؤوسِهِمْ، وَ لَيْسَ عَلَى أَمْوَالِهِمْ شَيْءٌ، وَإِنْ شَاءَ فَعَلَى أَمْوَالِهِمْ وَ لَيْسَ عَلَى رُؤوسِهِمْ شَيْءٌ.
فَقُلْتُ: فَهَذَا الْحُمُسُ ؟
فَقالَ: إِنَّمَا هَذَا شَيْءٌ كَانَ صَالَحَهُمْ عَلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ عله وآله.
راوی گوید: و (محمّد) بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آن چه که این ها (نصارا) از این خمس زمین جزیه می گیرند، و جزیه ای که از مرکب های دهاقین گرفته می شود، آیا برای آن ها چیزی مشخص و مقرّری هست؟
فرمود: آن چه را که برای خود پسندیدند برای آن هاست، و به امام نیست که چیزی بیشتر از جزیه بگیرد، اگر امام بخواهد جزیه را به چهارپایان آن ها میبندد و دیگر بر اموالشان چیزی (جزیه ای) نیست و اگر بخواهد جزیه را به اموالشان می بندد و دیگر بر چهارپایانشان جزیه ای نیست.
گفتم: خمس چه می شود؟
فرمود: این چیزی است که پیامبر خدا صلَّی اللهُ عله وآله با آن ها مصالحه کرده است (آن ها دیگر خمس ندارند و فقط باید جزیه دهند).
ص: 673
2 - حَرِيزٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ أَهْلِ الذَّمَّةِ مَا ذَا عَلَيْهِمْ مِمَّا يَحْقُنُونَ بِهِ دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ؟
قالَ: الْخَرَاجُ ، فَإِنْ أُخِذَ مِنْ رُؤوسِهِمُ الْجِزْيَةُ فَلا سَبِيلَ عَلَى أَرْضِهِمْ، وَإِنْ أُخِذَ مِنْ أَرْضِهِمْ فَلَا سَبِيلَ عَلَى رُؤوسِهِمْ.
3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
جَرَتِ السُّنَّةُ أَنْ لا تُؤْخَذَ الْجِزْيَةُ مِنَ الْمَعْتُوهِ، وَ لا مِنَ المَغْلُوبِ عَلَى عَقْلِهِ.
4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِي عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْمَجُوسِ أَكَانَ لَهُمْ نَبِيٌّ؟
2 - محمّد بن مسلم گوید: از حضرتش پرسیدم: چه چیزی به اهل ذمّه (از جزیه) است که با آن خود و دارایی خود را حفظ کنند؟
فرمود: بر آن ها خراج (مالیات و جزیه) است که اگر از حیواناتشان گرفته شد، دیگر از زمین هایشان گرفته نمی شود و اگر از زمین هایشان خراج گرفته شد، دیگر از حیواناتشان گرفته نمی شود.
3 - طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
سنّت این چنین جاری شده است که از کسی که دچار نقص در عقل (سبک مغز و کودن) شده و کسی که دیوانه شده جزیه گرفته نشود.
4 - یکی از اصحاب ما گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مجوس ( زرتشتیان) سؤال شد، که آیا آن ها پیامبری داشتند؟
ص: 674
فَقَالَ: نَعَمْ، أَمَا بَلَغَكَ كِتَابُ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله إِلَى أَهْلِ مَكَّةَ أَنْ أَسْلِمُوا وَ إِلَّا نَابَذْتُكُمْ بِحَرْبٍ، فَكَتَبُوا إِلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله أَنْ خُذْ مِنَّا الْجِزْيَةَ وَ دَعْنَا عَلَى عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ.
فَكَتَبَ إِلَيْهِمُ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله: أَنِّي لَسْتُ أَخُذُ الْجِزْيَةَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ.
فَكَتَبُوا إِلَيْهِ يُرِيدُونَ بِذَلِكَ تَكْذِيبَهُ: زَعَمْتَ أَنَّكَ لَا تَأْخُذُ الجِزْيَةَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ، ثُمَّ أَخَذْتَ الْجِزْيَةَ مِنْ مَجُوسِ هَجَرَ.
فَكَتَبَ إِلَيْهِمُ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله: أَنَّ الْمَجُوسَ كَانَ لَهُمْ نَبِيٌّ فَقَتَلُوهُ وَكِتَابٌ أَحْرَقُوهُ، أَتَاهُمْ نَبِيُّهُمْ بِكِتَابِهِمْ فِي اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ جِلْدِ ثَوْرٍ.
امام علیه السَّلام فرمود: آری، مگر داستان نامه ای را که پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله برای اهل مکّه نوشت نمی دانی؟ پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله در آن نامه نوشت: ای اهل مکّه! یا مسلمان شوید و یا این که آماده جنگ باشید.
سران مکّه برای پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله نوشتند: از ما (مانند اهل کتاب) جزیه بگیر و ما را با بتهایمان رها کن (که آنه ا را بپرستیم).
پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله به آن ها نوشت: من جز از اهل کتاب جزیه نمی گیرم.
کافران مکّه برای پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله نوشتند _ و می خواستند با این کار پیامبر را دروغگو معرفی کنند _: تو خودت می گویی که جز از اهل کتاب جزیه نمی گیری، آن وقت از مجوس «هجر» (1) جزیه می گیری؟ (مگر آن ها کافر نیستند؟)
پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله برای آن ها نوشت: مجوس (زرتشتیان) را پیامبری بود که او را کشتند و کتابی داشت که آن را سوزاندند، پیامبرشان کتابشان را در دوازده هزار پوست گاو نر برای آن ها آورد.
ص: 675
5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ صَدَقَاتِ أَهْلِ الْجِزْيَةِ وَ مَا يُؤْخَذُ مِنْهُمْ مِنْ ثَمَنِ خُمُورِهِمْ وَ لَحْم خَنَازِيرِهِمْ وَ مَيِّتِهِمْ.
قالَ: عَلَيْهِمُ الْجِزْيَةُ فِي أَمْوَالِهِمْ، يُؤْخَذُ مِنْهُمْ مِنْ ثَمَنِ لَحْمِ الْخِنْزِيرِ أَوْ خَمْرٍ وَ كُلُّ مَا أُخِذُوا مِنْهُمْ مِنْ ذَلِكَ فَوزْرُ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ ثَمَنُهُ لِلْمُسْلِمِينَ حَلالٌ يَأْخُذُونَهُ فِي جِزْيتهم.
6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
إِنَّ أَرْضَ الجِزْيَةِ لا تَرْفَعُ عَنْهَا الْجِزْيَةُ، وَإِنَّمَا الْجِزْيَةُ عَطَاءُ الْمُهَاجِرِينَ وَالصَّدَقَةُ لِأَهْلِهَا الَّذِينَ سَمَّى اللَّهُ فِي كِتَابِهِ وَ لَيْسَ لَهُمْ مِنَ الْجِزْيَةِ شَيْءٌ .
5 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ آن چه که از اهل جزیه از درآمد خمر و گوشت خوک و مردارهایشان گرفته می شود سؤال کردم (که آیا این ها حلال اند)؟
فرمود: آن ها باید از اموالشان جزیه بدهند و این جزیه از پول گوشت خوک یا خمر و هر آن چه که از آن ها گرفته می شود، دریافت می شود. گناه این کارهایشان بر عهدۀ خودشان است و بهاء و بهره و پول آن برای مسلمانان است که حلال است و به عنوان جزیه گرفته می شود.
6 - ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
زمینی که باید جزیهٔ آن از طرف اهل کتاب پرداخت شود، جزیه اش هرگز رفع نمی شود (و باید جزیۀ آن را داد) و این بخششی برای مهاجران و صدقه برای اهل آن (اهل آن زمین) همان کسانی که خداوند از آن ها در قرآن کریم یاد کرده و چیزی از جزیه برای آن ها نیست.
ص: 676
ثُمَّ قَالَ مَا أَوْسَعَ اللهُ الْعَدْلَ!
ثُمَّ قالَ: إِنَّ النَّاسَ يَسْتَغْنُونَ إِذَا عُدِلَ بَيْنَهُمْ وَ تُنْزِلُ السَّمَاءُ رِزْقَهَا وَ تُخْرِجُ الْأَرْضُ بَرَكَتَهَا بِإِذْنِ اللهِ تَعَالَى.
7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام.
فِي أَهْلِ الْجِزْيَةِ يُؤْخَذُ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَ مَوَاشِيهِمْ شَيْءٌ سِوَى الْجِزْيَةِ؟
قال: لا.
(47) بَابٌ نَادِرٌ
1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
آن گاه امام علیه السَّلام فرمود: چقدر عدل الهی گسترده است!
سپس فرمود: اگر عدل و داد در بین مردم رواج یابد، بی نیاز می شوند، به اذن خداوند آسمان روزیش را فرود می آورد و زمین برکاتش را بیرون می ریزد.
7 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام سؤال شد که آیا از اموال و چهارپایان اهل جزیه، چیزی جز به عنوان جزیه گرفته می شود؟
فرمود: نه.
بخش چهل و هفتم: چند روایت نکته دار
1 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:
ص: 677
لا بَأْسَ بِالرَّجُلِ يَمُرُّ عَلَى الثَّمَرَةِ وَ يَأْكُلُ مِنْهَا وَ لَا يُفْسِدُ قَدْ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله أَنْ تُبْنَى الْحِيطَانُ بِالْمَدِينَةِ لِمَكَانِ الْمَارَّةِ .
قالَ: وَكَانَ إِذَا بَلَغَ نَخْلَةٌ أَمَرَ بِالْحِيطَانِ فَخُرِقَتْ لِمَكَانِ الْمَارَّةِ.
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام نَحْوَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ:
وَ لا يُفْسِدُ وَلا يَحْمِلُ.
2 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ أَوْ غَيْرِهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:
اشکالی ندارد که شخص، از کنار درختان میوه بگذرد و از آن بخورد و از بین نبرد، زیاده روی نکند و به راستی پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نهی فرمود که در مدینه دیوارها را در سر راه مردم بسازند.
حضرتش فرمود: پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله اگر هر گاه به یک درخت خرما می رسید امر می فرمود تا دیوارها را برای گذر مردم، سوراخ کنند که بتوانند از میوه ها استفاده کنند.
در روایت دیگری آمده است: از بین نبرند و با خود نبرند.
2 - راوی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم
ص: 678
قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! بَلَغَنِي أَنَّكَ كُنْتَ تَفْعَلُ فِي غَلَّةِ عَيْنِ زِيَادٍ شَيْئاً وَ أَنَا أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْكَ
فَقَالَ لِي: نَعَمْ، كُنْتُ أَمْرُ إِذَا أَدْرَكَتِ الْثَمَرَةُ أَنْ يُثْلَمَ فِي حِيطَانِهَا الظُّلَمُ لِيَدْخُلَ النَّاسُ وَ يَأْكُلُوا، وَ كُنْتُ آمُرُ فِي كُلِّ يَوْمٍ أَنْ يُوضَعَ عَشْرُ بُنَيَّاتٍ يَقْعُدُ عَلَى كُلِّ بُنَيَّةٍ عَشَرَةٌ كُلَّمَا أَكَلَ عَشَرَةٌ جَاءَ عَشَرَةً أُخْرَى يُلْقَى لِكُلِّ نَفْسٍ مِنْهُمْ مُدُّ مِنْ رُطَبٍ .
وَكُنْتُ آمُرُ ِلجِيرَانِ الضَّيْعَةِ كُلِّهِمُ الشَّيْخِ وَ العَجُوزِ وَ الصَّبِيِّ وَ الْمَرِيضِ وَ الْمَرْأَةِ وَ مَنْ لا يَقْدِرُ أَنْ يَجِيءَ فَيَأْكُلَ مِنْهَا لِكُلِّ إِنْسَانٍ مِنْهُمْ مُدِّ.
فدایت شوم! شنیده ام که شما با درآمد و عایدی و محصول زمین کشاورزی خود که در «عین زیاد» قرار داشت کارهایی می کردید و من دوست دارم از خود شما بشنوم.
امام علیه السَّلام به من فرمود: آری، زمانی که میوه ها می رسیدند به غلامانم امر می کردم که نردبان هایی را در دیوار باغ جاسازی کنند تا مردم بتوانند وارد باغ شده و از میوه های آن بخورند. و امر می کردم هر روز تخت هایی (بناهای کوچکی را برای نشستن) را _ که هر تخت ظرفیّت نشستن ده نفر را داشت _ در باغ قرار دهند، مردم ده نفر، ده نفر می آمدند و می نشستند و می خوردند.
و هر کسی که می آمد امر می کردم همسایگان باغستان _ از پیرمرد و پیرزن و کودک و مریض و زن و حتّی کسی که قادر به آمدن نبود _ به جای هر یک از آن ها یک مد خرما توسّط کسانی که آمده بودند، داده شود.
ص: 679
فَإِذَا كَانَ الْجَذَادُ أَوْفَيْتُ الْقُوَّامَ وَ الْوَكَلاءَ وَ الرِّجَالَ أُجْرَتَهُمْ وَ أَحْمِلُ الْبَاقِيَ إِلَى الْمَدِينَةِ فَفَرَّقْتُ فِي أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ وَ المُسْتَحِفِّينَ الرَّاحِلَتَيْنِ وَ الثَّلَاثَةَ وَ الْأَقَلَّ وَ الْأَكْثَرَ عَلَى قَدْرِ اسْتِحْقَاقِهِمْ، وَ حَصَلَ لِى بَعْدَ ذَلِكَ أَرْبَعُمِائَةِ دِينَارٍ، وَكَانَ غَلَّتُهَا أَرْبَعَةَ آلافِ دِينَارٍ.
3 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ آبِیهِ قَالَ:
كَانَ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله إِذَا بَلَغَتِ الثمَارُ أَمَرَ بِالْحِيطَان فَتُلِمَتْ.
تَمَّ الْمُجَلَّدُ الثَّالِثُ مِنْ هَذَا الطَّبْعِ، وَ يَلِيهِ الْمُجَلَّدُ الرَّابِعُ أَوَّلُهُ: أَبْوَابُ الصَّدَقَةِ.
و وقتی که وقت چیدن خرما می شد، اجرت دست اندرکاران و وکیلان و کارگران باغ را به طور کامل می دادم و آن چه که می ماند به مدینه می بردم و در میان خانواده های مستحق به اندازۀ 2 ،3 کمتر و بیشتر _ به اندازۀ استحقاقشان _ خرما تقسیم می کردم.
و بعد از همۀ اینها چهارصد دینار طلا عاید خودم می شد و این در حالی بود که درآمد کلی آن چهارهزار دینار طلا بود.
- قاسم جعفری گوید:
زمانی که میوه ها می رسیدند، همواره پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله امر میکرد تا دیوارهای باغ را سوراخ کنند. (تا مردم بیایند و استفاده کنند.)
پایان جلد سوم (متن عربی) از این چاپ، جلد چهارم متن عربی) با «ابواب صدقه » آغاز می شود.
ص: 680
سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.
عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی
عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.
مشخصات نشر: قم: قدس،1391.
مشخصات ظاهری: 10ج.
شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8
يادداشت: فارسی-عربی.
يادداشت:ج.1( چاپ سوم).
يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).
يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).
يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).
يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).
موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.
شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار
رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391
رده بندی دیویی: 297/212
شماره کتابشناسی ملی: 3166368
متن و ترجمه
کتاب نفیس
فروع کافی
جلد سوم
تألیف
محدّث عالی مقام ثقة الاسلام محمّد يعقوب کلینی رازی (رحمت الله)
ترجمه: گروه مترجمان
اشراف و ویرایش: محمد حسین رحیمیان
خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) شهرستان بروجن.
ویراستار دیجیتالی: فروغ محمدی.
ص: 1
ص: 2
ص: 3
ص: 4
پایان بخش کتاب زکات
(153 - 21)
بخش یکم
فضیلت صدقه ... 23
بخش دوم
صدقه بلا و گرفتاری را دفع می کند ... 28
بخش سوم
فضیلت صدقه پنهانی ... 35
بخش چهارم
صدقه در شب هنگام ... 37
بخش پنجم
صدقه موجب زیادی مال می شود ... 40
بخش ششم
صدقه بر خویشاوندان ... 42
بخش هفتم
هزینه زندگی خانواده و توسعه بر آنان ... 43
بخش هشتم
اهل نفقه ... 48
بخش نهم
صدقه بر ناشناس ... 49
بخش دهم
صدقه بر صحرانشینان ... 51
ص: 5
بخش یازدهم
كراهيت رد سائل ... 52
بخش دوازدهم
اندازه اعطای به سائل ... 54
بخش سیزدهم
دعای سائل ... 56
بخش چهاردهم
کسی صدقه را تقسیم می کند با صاحب فضیلت نیکی کردن صدقه شریک است ... 57
بخش پانزدهم
ایثار و از خود گذشتگی ... 59
بخش شانزدهم
کسی که بدون نیاز سؤال کند ... 61
بخش هفدهم
کراهت درخواست ... 62
بخش هیجدهم
منت نهادن ... 67
بخش نوزدهم
پرداخت پس از درخواست ... 68
بخش بیستم
احسان و نیکوکاری ... 74
بخش بیست و یکم
فضیلت نیکی کردن ... 76
بخش بیست و دوم
از فضیلت نیکی ... 81
بخش بیست و سوم
انجام کارهای نیک بلاها و گرفتاری های بد را برطرف می کند ... 82
بخش بیست و چهارم
نیکوکاران در دنیا همان نیکوکاران در جهان آخرتند ... 83
ص: 6
بخش بیست و پنجم
کار نیک کامل ... 85
بخش بیست و ششم
انجام کار نیک در جایگاه خود ... 86
بخش بیست و هفتم
آداب نیکوکاری ... 90
بخش بیست و هشتم
کفران احسان و نیکوکاری ... 91
بخش بیست و نهم
قرض دادن ... 92
بخش سی ام
مهلت دادن بر تنگ دست ... 95
بخش سی و یکم
حلال کردن میت ... 98
بخش سی و دوم
تحمل هزینه نعمت ... 100
بخش سی و سوم
نکوداشت نعمت ها ... 102
بخش سی و چهارم
شناخت جود و سخا ... 103
بخش سی و پنجم
انفاق نمودن ... 112
بخش سی و ششم
بخل ورزی و تنگ نظری ... 116
بخش سی و هفتم
چند حدیث نکته دار ... 120
بخش سی و هشتم
فضیلت اطعام غذا ... 129
ص: 7
بخش سی و نهم
فضیلت میانه روی ... 134
بخش چهلم
نکوهش اسراف و سختگیری ... 139
بخش چهل و یکم
نوشاندن آب ... 144
بخش چهل و دوم
صدقه وصله برای بنی هاشم و خدمتکاران آنان ... 147
بخش چهل و سوم
چند روایت نکنه دار ... 151
کتاب روزه
(414 - 155)
بخش یکم
روایاتی در فضیلت روز و روزه دار ... 157
بخش دوم
فضیلت ماه رمضان ... 163
بخش سوم
پاداش کسی که به روزه داری افطاری دهد ... 168
بخش چهارم
نهی از گفتن رمضان بدون کلمۀ ماه ... 171
بخش پنجم
آن چه به هنگام استقبال از ماه رمضان گفته می شود ... 172
بخش ششم
ماه ها و گواهی دادن بر آنها ... 182
بخش هفتم
چند روایت نکته دار ... 186
ص: 8
بخش هشتم
چند روایت نکته دار ... 186
بخش نهم
حکم روزی که مورد شک قرار می گیرد که آن از ماه رمضان است یا از شعبان ... 190
بخش دهم
اقسام روزه ... 195
بخش یازدهم
آداب روزه دار ... 201
بخش دوازدهم
روزه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ... 206
بخش سیزدهم
فضیلت روزۀ ماه شعبان و پیوند آن به ماه رمضان و روزۀ سه روز در هر ماه ... 211
بخش چهاردهم
استحباب سحری خوردن ... 217
بخش پانزدهم
دعای روزه دار به هنگام افطار ... 219
بخش شانزدهم
روزه وصال و روزه دهر ...220
بخش هفدهم
حکم کسی که با شک در طلوع فجر و یا بعد از طلوع آن بخورد و بنوشد ... 222
بخش هیجدهم
فجر چیست؟ کی فجر باز می شود؟ و کی خوردن غذا حرام می گردد؟ ... 225
بخش نوزدهم
حکم کسی که پنداشت شب فرا رسیده است پس هنوز شب نشده افطار نمود ... 228
بخش بیستم
هنگام افطار ... 230
ص: 9
بخش بیست و یکم
حکم کسی که در ماه رمضان از روی فراموشی غذا بخورد و بیاشامد ... 231
بخش بیست و ششم
حكم مضمضه و استنشاق برای روزه دار ... 244
بخش بیست و دوم
حکم کسی که در ماه رمضان از روی عمد بدون عذر افطار و یا جماع نماید ... 232
بخش بیست و سوم
حکم روزه داری که همسرش را می بوسد بوسه یا به او دست می زند ... 237
بخش بیست و چهارم
حکم کسی که در ماه رمضان و غیر آن جنب شود و غسل نکند تا صبح فرارسد یا حکم کسی که شب یا روز محتلم گردد ... 239
بخش بیست و پنجم
کراهیت فرورفتن روزه دار در آب ... 241
بخش بیست و ششم
حکم مضمضه و استنشاق برای روزه دار ... 244
بخش بیست و هفتم
حکم روزه داری که از روی عمد یا بدون اختیار استفراغ کند و یا چیزی از معده او بیرون می آید ... 245
بخش بیست و هشتم
حکم روزه داری که حجامت کرده و وارد حمام می شود ... 247
بخش بیست و نهم
حکم روزه داری که بر بینی و گوش او دارو ریخته می شود یا تنقیه می کند ... 249
بخش سی ام
حکم روزه داری که سرمه می کشد و برای چشمش دارو می ریزد ... 251
بخش سی و یکم
حکم مسواک زدن برای روزه دار ...253
ص: 10
بخش سی و دوم
حکم عطر زدن و بوییدن گل برای روزه دار ... 254
بخش سی و سوم
حکم جویدن هر نوع جویدنی برای روزه دار ... 257
بخش سی و چهارم
حکم روزه داری که غذای دیگ را می چشد و غذای جوجه را می جود ... 258
بخش سی و پنجم
حکم روزه داری که خلط را فرو می برد و کسی که مگس وارد گلویش می شود ... 260
بخش سی و ششم
حکم کسی که انگشتر، سنگ ریزه و هستۀ خرما می مکد ... 261
بخش سی و هفتم
پیرمرد و پیرزنی که توان روزه ندارند ... 262
بخش سی و هشتم
حکم زن باردار و شیردهی که از روزه گرفتن ناتوان می شوند ... 265
بخش سی و نهم
انسان در چه بیماری می تواند روزۀ خود را بخورد ... 257
بخش چهلم
حکم کسی که دو ماه رمضان پشت سر هم بر او بگذرد ... 269
بخش چهل و یکم
قضای ماه رمضان ... 271
بخش چهل و دوم
حکم کسی که با اراده روزه صبح می کند پس افطار می نماید و حکم کسی که با عدم اراده روز، صبح می کند پس روزه قضای ماه رمضان وغیر آن را می گیرد ... 273
ص: 11
بخش چهل و سوم
حکم کسی که روزه مستحبی می گیرد با آن که قضای ماه رمضان دارد ... 227
بخش چهل و چهارم
حکم کسی که می میرد و بر ذمه او روزه ماه رمضان و غیر آن وجود دارد ... 278
بخش چهل و پنجم
حکم روزۀ کودکان و کی آنها به سبب روزه مؤاخذه می شوند؟ ... 280
بخش چهل و ششم
حکم کسی که در ماه رمضان مسلمان شود ... 282
بخش های مربوط به سفر
(285-)
بخش چهل و هفتم
کراهت سفر در ماه رمضان ... 288
بخش چهل و هشتم
کراهت روزه در سفر ... 288
بخش چهل و نهم
حکم کسی که ندانسته در سفر روزه بگیرد ... 291
بخش پنجاهم
کسی که افطار و تقصیر در سفر بر او واجب نیست و کسی که این حکم بر او واجب است ... 293
بخش پنجاه و یکم
انجام روزه مستحبی در سفر و انجام آن پیش از سفر و قضای آن ... 296
بخش پنجاه و دوم
حکم کسی که در ماه رمضان قصد سفر دارد، یا از سفر بر می گردد ... 299
بخش پنجاه و سوم
حکم کسی که وارد شهری شد و تصمیم دارد در آن بماند یا چنین تصمیمی ندارد ... 303
ص: 12
بخش پنجاه و چهارم
حکم مردی که در سفر با همسر خود نزدیکی کند، یا در ماه رمضان از سفر برگردد ... 305
بخش پنجاه و پنجم
روزه حائض و مستحاضه ... 308
بخش پنجاه و ششم
حکم کسی که روزه دو ماه پشت سر هم بر او واجب شود، پس کاری پیشامد کند که از اتمام آن باز دارد ... 314
بخش پنجاه و هفتم
روزه کفاره سوگند ... 320
بخش پنجاه و هشتم
حکم کسی که بر خود روزۀ معینی را واجب نماید و کسی که نذر کرده به هنگام شکر روزه بدارد ... 321
بخش پنجاه و نهم
کفاره روزه (واجب) و فدیۀ آن ... 326
بخش شصتم
حكم تأخیر انداختن روزه سه روز در ماه به فصل زمستان ... 330
بخش شصت و یکم
روزۀ عرفه و عاشورا ... 331
بخش شصت و دوم
روزۀ عید فطر، قربان و ایام تشریق ... 336
بخش شصت و سوم
روزۀ ترغیب ... 337
بخش شصت و چهارم
فضیلت افطار نمودن در نزد برادر دینی به هنگام درخواست او ... 341
بخش شصت و پنجم
جواز روزۀ مستحبى فقط به اذن دیگری ... 344
ص: 13
بخش شصت و ششم
با آن چه افطار نمودن مستحب است ... 347
بخش شصت و هفتم
انجام غسل در ماه رمضان ... 349
بخش شصت و هشتم
انجام نمازهایی افزون بر ماه های دیگر در ماه رمضان ... 351
بخش شصت و نهم
شب قدر ... 355
بخش هفتادم
دعاهای وارده در دهۀ پایانی ماه رمضان ... 363
بخش هفتاد و یکم
تکبیر شب فطر و روز آن ... 376
بخش هفتاد و دوم
روز فطر ... 379
بخش هفتاد و سوم
اموری که پس از صحت رؤیت هلال و ثبوت عید فطر برای کسانی که روزه اند، واجب می شود ... 380
بخش هفتاد و چهارم
چند روایت نکته دار ... 381
بخش هفتاد و پنجم
زکات فطره ... 384
بخش هفتاد و ششم
اعتکاف ... 394
بخش هفتاد و هفتم
اعتکاف فقط با روزه صورت می پذیرد ... 396
بخش هفتاد و هشتم
مساجدی که اعتکاف در آنها انجام می شود ... 397
ص: 14
بخش هفتاد و نهم
کمترین زمان اعتکاف ... 399
بخش هشتادم
معتكف نباید جز به هنگام ناچاری از مسجد بیرون رود ... 401
بخش هشتاد و یکم
حکم معتکفی که بیمار می شود و زن معتکفی که حائض می گردد ... 403
بخش هشتاد و دوم
حکم معتکفی که با همسرش نزدیکی کند ... 404
بخش هشتاد و سوم
چند روایت نکته دار ... 405
کتاب حج
(652 - 415)
بخش یکم
آغاز پیدایش حجر الاسود و سبب دست ساییدن به آن ... 417
بخش دوم
آغاز خانۀ کعبه و طواف ... 423
بخش سوم
نخستین چیزی را که خداوند از زمین آفرید، مکان کعبه بود، چگونه آن مکان، نخستین آفریده گشت؟ ... 428
بخش چهارم
چگونگی حج آدم (علیه السلام) ... 432
بخش پنجم
علت حرم شدن مکه، چرا حرم به این مسافت شد؟ ... 444
بخش ششم
ابتلا و گرفتاری مردم و آزمودن آنان به کعبه ... 449
بخش هفتم
حج ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) و بنای خانه
ص: 15
كعبه، و والی کعبه پس از آنها ... 356
بخش هشتم
چگونگی حج پیامبران (علیهم السلام) ... 482
بخش نهم
ورود تبع و اصحاب فیل به مکه، حفر چاه زمزم توسط عبدالمطلب تخريب خانۀ کعبه توسط قریش، تجدید بنای آن، تخریب خانۀ کعبه توسط حجاج و تجدید بنای او ... 488
بخش دهم
گفتار خدای تعالی که می فرماید: «در آن آیه های روشن است» ... 505
بخش یازدهم
چند روایت نکته دار ... 508
بخش دوازدهم
آن گاه که خداوند آسمان ها و زمین را آفرید، مکه را با حرمت و احترام قرار داد ... 510
بخش سیزدهم
گفتار خدای تعالی که می فرماید: «کسی که وارد حرم شود ایمن خواهد بود»... 512
بخش چهاردهم
الحاد و جنایات در مکه ... 514
بخش پانزدهم
آشکار ساختن سلاح در مکه ... 517
بخش شانزدهم
پوشیدن جامه های کعبه ... 517
بخش هفدهم
کراهت برداشتن خاک و سنگریزۀ خانۀ كعبه ... 518
بخش هیجدهم
کراهت اقامت در مکه ... 520
بخش نوزدهم
حکم درخت حرم ... 521
ص: 16
بخش بیستم
جواز ذبح در حرم و چیزهایی بیرون بردنشان از حرم جایز است .... 523
بخش بیست و یکم
شکار حرم و وجوب كفارۀ آن ... 524
بخش بیست و دوم
حکم آن چه در حرم پیدا می شود ... 538
بخش بیست و سوم
فضیلت نگاه کردن به کعبه ...540
بخش بیست و چهارم
حکم کسی که بدهکار خود را در حرم ببیند ... 544
بخش بیست و پنجم
چیزی که به کعبه هدیه می شود ... 545
بخش بیست و ششم
گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «مقیمان در مکه و واردان از خارج یکسانند» ... 550
بخش بیست و هفتم
حج پیامبر (صلی الله علیه و آله) ... 551
بخش بیست و هشتم
فضیلت حج و عمره و پاداش آنها ... 569
بخش بیست و نهم
وجوب حج و عمره ... 598
بخش سی ام
استطاعت و توانایی بر انجام حج ... 602
بخش سی و یکم
حکم کسی که با توانایی انجام حج آن را به تأخیر می اندازد ... 606
بخش سی و دوم
حکم کسی که از مکه بیرون می شود و ارادۀ بازگشت به آن را ندارد ... 609
ص: 17
بخش سی و سوم
خیری در ترک حج نیست و هر کس موفق به انجام حج نشود به خاطر گناه است ... 610
بخش سی و چهارم
اگر مردم حج را ترک کنند، برای آنان عذاب نازل خواهد شد ... 611
بخش سی و پنجم
چند حدیث نکته دار ... 612
بخش سی و ششم
وادار کردن مردم بر انجام حج ... 613
بخش سی و هفتم
حکم کسی که توانایی انجام حج را ندارد و فرد دیگری را با پرداخت هزینه روانه حج کند ... 614
بخش سی و هشتم
انجام حجی که از حجة الاسلام کفایت می کند و حجی که کفایت نمی کند ... 616
بخش سی و نهم
حکم کسی که در مدت پنج سال حجّ نیاورد ... 626
بخش چهلم
حکم کسی که قرض می ستاند و به حج می رود ... 627
بخش چهل و یکم
زیادی از هزینۀ زندگی برای هزینۀ حج است ... 630
بخش چهل و دوم
استحباب آمادگی برای انجام حج ... 632
بخش چهل و سوم
حکم مردی که مسلمان می شود، پیش از آن که ختنه کند به حج می رزد ... 633
ص: 18
بخش چهل و چهارم
حکم زنی که همسرش او را از حَجّة الاسلام باز دارد ... 634
بخش چهل و پنجم
دعای هنگام خروج از خانه و فضیلت صدقه ... 636
بخش چهل و ششم
دعای هنگام خروج از خانه ... 638
بخش چهل و هفتم
توصیه به حاجیان ... 641
بخش چهل و هشتم
دعا در راه ... 645
ص: 19
ص: 20
تَيَمَّةُ كِتَابُ الزَّكَاةِ أَبْوَابُ الصَّدَقَةِ
پایان بخش کتاب زکات
بخش های مربوط به صدقه
ص: 21
ص: 22
1 - سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
صدقه مرگ بد را دفع می کند:
2 - راوی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:
نیکی و صدقه ناداری را از بین می برند و در عمر انسان می افزایند و نود نوع مرگ بد را دفع می کنند.
در روایت دیگر آمده است: نیکی و صدقه مرگ بد را از شیعیان من دفع می کنند.
ص: 23
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: لَأَنْ أَحُجَّ حَجَّةٌ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ رَقَبَةً وَ رَقَبَةٌ حَتَّى انْتَهَى إِلَى عَشَرَةٍ وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا حَتَّى انْتَهَى إِلَى سَبْعِينَ، وَ لَأَنْ أَعُولَ أَهْلَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ أُشْبِعَ جَوْعَتَهُمْ وَ أَكْسُوَ عَوْرَتَهُمْ وَ أَكُفَّ وُجُوهَهُمْ عَنِ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَحُجَّ حَجَّةً وَ حَجَّةً وَ حَجَّةٌ حَتَّى انْتَهَى إِلَى عَشْرِ وَ عَشْرِ وَ عَشْرِ وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا حَتَّى انْتَهَى إِلَى سَبْعِينَ.
4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عبد اللهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (لی الله علیه و آله):
مَنْ صَدَّقَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ.
5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
3- ابو بصیر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:
اگر یک حج انجام دهم نزد من محبوب تر است از این که بنده ای را آزاد کنم و بنده ای را. امام (علیه السلام) تا ده بنده را شمرد تا به هفتاد رسید (و فرمود: ) اگر سرپرستی خانواده ای از مسلمانان را به عهده بگیرم، گرسنگان آنها را سیر کنم، برهنگان آنها را بپوشانم و آبروی آنها را از مردم حفظ کنم، نزد من محبوب تر است
از این که یک حج انجام دهم، یک حج انجام دهم و یک حج انجام دهم، حضرت شمرد تا به عدد ده رسید و عدد ده را تکرار کرد تا به هفتاد حج رسید.
4 - سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هر که به جای گزینی و عوض صدقه تصدیق دارد از بخشش خودداری نمی کند.
5 - ابن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 24
دَاوُوا مَرْضَاكُمْ بِالصَّدَقَةِ، وَ ادْفَعُوا الْبَلَاءَ بِالدُّعَاءِ، وَ اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ، فَإِنَّهَا تُفَكُ مِنْ بَيْنِ لُحِيَّ سَبْعِمِائَةِ شَيْطَانٍ. وَ لَيْسَ شَيْءٌ أَثْقَلَ عَلَى الشَّيْطَانِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَى الْمُؤْمِنِ، وَ هِيَ تَقَعُ فِي يَدِ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ الْعَبْد.
6 - أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
أَرْضُ الْقِيَامَةِ نَارٌ مَا خَلَا ظِلَّ الْمُؤْمِن، فَإِنَّ صَدَقَتَهُ تُظِلُّهُ.
7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:
الصَّدَقَةُ بِالْيَدِ تَقِي مِيتَةَ السَّوْءِ، وَ تَدْفَعُ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ، وَ تُفَكُ عَنْ لحِيَّ سَبْعِينَ شَيْطَانَاً كُلُّهُمْ يَأْمُرُهُ أَنْ لا يَفْعَلَ.
بیمارانتان را با دادن صدقه درمان کنید، بلا را با دعا دفع کنید. با صدقه روزی را از خدا دریافت کنید. به راستی که صدقه چانۀ هفتصد شیطان را می بندد و هیچ چیزی بر شیطان سنگین تر از صدقه دادن بر مؤمن نیست و صدقه نخست در دست خدا قرار می گیرد پیش از این که به دست بنده برسد.
6 - عبد الرحمان بن زید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
زمین قیامت را آتش فرا گرفته است، مگر سایۀ مؤمن که بیرون از گرما است، زیرا صدقه ای که او داده بر او سایه می افکند.
7 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) می فرمود:
صدقه ای که انسان با دست خود بپردازد، او را از مرگ ناگوار باز می دارد و هفتاد گونه درد و رنج را از او دفع می کند. و انسان را از دام و وسوسۀ هفتاد شیطان رها می سازد که همۀ آنها دستور می دهند که در راه خدا انفاق نکند.
ص: 25
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:
كَانَ فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله) لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ): وَ أَمَّا الصَّدَقَةُ فَجُهْدَكَ جُهْدَكَ حَتَّى يُقَالَ: قَدْ أَسْرَفْتَ وَ لَمْ تُسْرِفْ.
9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
يُسْتَحَبُّ لِلْمَرِيضِ أَنْ يُعْطِيَ السَّائِلَ بِيَدِهِ، وَ يَأْمُرَ السَّائِلَ أَنْ يَدْعُوَ لَهُ.
10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:
أَخْبَرْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرَّضَا (علیه السلام) أَنِّي أُصِبْتُ بِابْنَيْنِ وَ بَقِيَ لِي بُنَيٌّ صَغِيرٌ.
فَقَالَ: تَصَدَّقْ عَنْهُ.
8- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
در وصیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به امیرمؤمنان علی (صلوات الله و سلامه علیه) آمده است: در مورد صدقه تا سر حد امکان و تمام کوشش خود را به کار ببند و تا آن حد تلاش کن که مردم بگویند: اسراف می کند. ولی در صدقه اسراف نیست.
9 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
کسی که بیمار باشد بهتر است که با دست خود به دریوزگان و سائلان انفاق کند و از آنان بخواهد تا برای او دعا کنند.
10 - عمر بن یزید گوید: خدمت امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: من دو فرزند داشتم که اکنون یک فرزند کوچکی برای من مانده است.
امام (علیه السلام) فرمود: از طرف او صدقه بده
ص: 26
ثُمَّ قَالَ حِينَ حَضَرَ قِيَامِي: مُرِ الصَّبِيَّ فَلْيَتَصَدَّقْ بِيَدِهِ بِالْكِسْرَةِ وَ الْقَبْضَةِ وَ الشَّيْءِ، وَإِنْ قَلَّ، فَإِنَّ كُلَّ شَيْءٍ يُرَادُ بِهِ اللَّهُ، وَإِنْ قَلَّ بَعْدَ أَنْ تَصْدُقَ النِّيَّةُ فِيهِ عَظِيمٌ، إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ».
وَ قَالَ: «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَک رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ * يَتِياً ذَا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْكِيناً ذَا مَتْرَبَةٍ» عَلِمَ اللَّهُ (عزوجل) أَنَّ كُلَّ أَحَدٍ لَا يَقْدِرُ عَلَى فَكُ رَقَبَةٍ، فَجَعَلَ إِطْعَامَ الْيَتِيمِ وَ الْمِسْكِينِ مِثْلَ ذَلِكَ، تَصَدَّقُ عَنْهُ.
11- غَيْرُ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): تَصَدَّ قُوا وَ لَوْ بِصَاعِ مِنْ تَمْرٍ، وَ لَوْ بِبَعْضِ صَاعِ، وَ لَوْ بِقَبْضَةٍ، وَ لَوْ بِبَعْضٍ قَبْضَةٍ، وَلَوْ بِتَمْرَةٍ، وَ لَوْ بِشِقٌ تُمْرَةٍ، فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَبِكَلِمَةٍ لَيِّنَةٍ، فَإِنَّ أَحَدَكُمْ لاقِ اللَّهَ فَقَائِلٌ لَهُ: أَ لَمْ أَفْعَلْ بِكَ ؟ أَ لَمْ أَجْعَلْكَ سَمِيعاً بَصِيراً؟ أَ لَمْ أَجْعَلْ لَكَ مَالاً وَ وَلَداً؟
هنگامی که می خواستم از خدمت امام مرخص شوم، امام (علیه السلام) فرمود: به بچه دستور بده که به دست خود تکه نانی یا یک مشت (گندم و ...) صدقه بدهد، اگر چه صدقه اندک باشد، زیرا که هر چه که هدف از آن خدا باشد، اگر چه کم باشد، بزرگ است، زیرا که خداوند می فرماید: «هر که به اندازه ذره کار خیر انجام دهد خیر آن را می بیند. و هر که به اندازه ذرۀ کار شر انجام دهد، آن را می بیند».
و خداوند می فرماید: «پس او از آن گردنۀ مهم نگذشت، و تو چه می دانی آن گردنه چیست؟ آزاد کردن برده ای، یا غذا دادن در روز گرسنگی به یتیمی از خویشاوندان، یا مستمند خاک نشینی». خداوند متعال می دانست که همه مردم قدرت آزاد کردن برده را ندارند. پس یتیم و مستمند را جای آن قرار داده است از عوض او صدقه بده. 11 - ابی جمیله گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
صدقه بدهید گرچه آن مال را که صدقه می دهید یک صاع (سه کیلو) خرما باشد، یا کمتر از صاع باشد، یا یک مشت خرما باشد، یا کمتر از آن یک مشت خرما باشد، یا کمتر از آن یک دانه خرما باشد، یا کمتر از آن پاره خرمایی باشد و هر که توان مالی ندارد با سخن ملایم با فقیر برخورد کند، زیرا که یکی از شماها روز قیامت خدا را ملاقات خواهد کرد. به او گفته خواهد شد: آیا دربارۀ تو کارهایی را انجام ندادم؟ آیا تو را گوش شنوا و چشم بینا قرار ندادم؟ آیا برای تو مال و فرزندی قرار ندادم؟
ص: 27
فَيَقُولُ: بَلَى.
فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: فَانْظُرْ مَا قَدَّمْتَ لِنَفْسِكَ؟
قَالَ: فَيَنْظُرُ قُدَّامَهُ وَ خَلْفَهُ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ فَلَا يَجِدُ شَيْئاً يَقِي بِهِ وَجْهَهُ مِنَ النَّارِ.
بَابُ أَنَّ الصَّدَقَةَ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ قَالَ:
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:
بَكَّرُوا بِالصَّدَقَةِ، وَ ارْغَبُوا فِيهَا. فَمَا مِنْ مُؤْمِن يَتَصَدَّقُ بِصَدَقَةٍ يُرِيدُ بِهَا مَا عِنْدَ اللَّهِ لِيَدْفَعَ اللَّهُ بِهَا عَنْهُ شَرَّ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ إِلَّا وَقَاهُ اللَّهُ شَرَّ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ.
عرض می کند: چرا.
خداوند متعال می فرماید: بنگر که برای خود چه چیزی فرستاده ای؟!
فرمود: بنده به پیشاپیش، پشت سر و طرف راست و چپ خود نگاه می کند، چیزی که او را از آتش نگاه دارد، نمی بیند.
1- ابو ولاد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
بامدادان صدقه دهید و میل به صدقه دادن داشته باشید. هر مؤمنی که صدقه بدهد و هدفش این باشد که خداوند به وسیله صدقه شر و بلاهای آسمانی آن روز از او برطرف کند، خداوند شر و بلاهای آسمانی آن روز از او بر طرف می نماید.
ص: 28
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَن آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
إِنَّ اللَّهَ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَدْفَعُ بِالصَّدَقَةِ الدَّاءَ وَالدُّبَيْلَةَ وَ الْحَرَقَ وَ الْغَرَقَ وَ الْهَدْمَ وَ الْجُنُونَ.
وَ عَدَّ (صلی الله علیه و آله) سَبْعِينَ بَاباً مِنَ السُّوءِ.
3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَسَدِيِّ عَنْ سَالِمِ بْنِ مُكْرَمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَالَ:
مَرَّ يَهُودِيُّ بِالنَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: السَّامُ عَلَيْكَ.
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) : عَلَيْكَ.
فَقَالَ أَصْحَابُهُ: إِنَّمَا سَلَّمَ عَلَيْكَ بِالْمَوْتِ.
قَالَ: الْمَوْتُ عَلَيْكَ.
قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله) : وَ كَذَلِكَ رَدَدْتُ.
2- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
به راستی خداوندی که جز او خدایی نیست، به وسیله صدقه، بیماری، طاعون، سوختن، غرق شدن، ویرانی، دیوانگی و هفتاد نوع بدی را دور می نماید.
3- سالم بن مکرم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
مردی یهودی از کنار پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) گذشت و گفت: سام بر تو.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: بر خودت باد.
یاران پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) عرض کردند: این یهودی با مرگ به شما سلام داد.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: من نیز همان گونه به او پاسخ دادم.
ص: 29
ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ هَذَا الْيَهُودِيَّ يَعَضُهُ أَسْوَدُ فِي قَفَاهُ فَيَقْتُلُهُ.
قَالَ: فَذَهَبَ الْيَهُودِيُّ، فَاحْتَطَبَ حَطَبَاً كَثِيراً فَاحْتَمَلَهُ ثُمَّ لَمْ يَلْبَثْ أَنِ انْصَرَفَ.
فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): ضَعْهُ.
فَوَضَعَ الْحَطَبَ، فَإِذَا أَسْوَدُ فِي جَوْفِ الْحَطَبِ عَاضٌ عَلَى عُودٍ، فَقَالَ: يَا يَهُودِيُّ! مَا عَمِلْتَ الْيَوْمَ؟
قَالَ: مَا عَمِلْتُ عَمَلاً إِلَّا حَطَبِي هَذَا احْتَمَلْتُهُ، فَجِئْتُ بِهِ وَ كَانَ مَعِي كَعْكَتَان، فَأَكَلْتُ وَاحِدَةً وَ تَصَدَّقْتُ بِوَاحِدَةٍ عَلَى مِسْكِينٍ.
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): بِهَا دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ.
وَ قَالَ: إِنَّ الصَّدَقَةَ تَدْفَعُ مِيتَةَ السَّوْءِ عَنِ الْإِنْسَانِ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَالَ:
قَالَ عَلِيٌّ (علیه السلام):
كَانُوا يَرَوْنَ أَنَّ الصَّدَقَةَ تُدْفَعُ بِهَا عَنْ الرَّجُلِ الظُّلُومِ.
آن گاه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: این مرد را مار سیاهی از پشت سرش نیش خواهد زد و کشته خواهد شد.
یهودی به طرف بیابان رفت، هیزم زیادی جمع کرد و زود برگشت، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هیزم ها را زمین بگذار.
او آن کار را انجام داد، ناگاه مار سیاهی در میان هیزم ها بر هیزمی چسبیده بود، مشاهده شد.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: امروز چه کاری انجام داده ای؟!
یهودی گفت: کار من همین جمع آوری هیزم بود که انجام دادم و همراهم دو عدد نان بود، یکی را خوردم و دیگری را بر بینوایی صدقه دادم.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند به وسیله این صدقه، بلا را از تو دفع کرده است.
حضرتش افزود صدقه مرگ بد را از انسان دفع می کند.
4- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
راه و روش گذشتگان این بود که صدقه را نجات دهنده از بسیاری از ستم ها می دانستند.
ص: 30
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عَمْرِو النَّخَعِيُّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
بَكُرُوا بِالصَّدَقَةِ، فَإِنَّ الْبَلَاءَ لَا يَتَخَطَّاهَا.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ:
إِنَّ الصَّدَقَةَ لَتَدْفَعُ سَبْعِينَ بَلِيَّةً مِنْ بَلَايَا الدُّنْيَا مَعَ مِيتَةِ السَّوْءِ، إِنَّ صَاحِبَهَا لَا يَمُوتُ مِيتَةَ السَّوْءِ أَبَداً مَعَ مَا يُدَّ خَرُ لِصَاحِبِهَا فِي الآخِرَةِ.
7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بِشْرِ بْنِ سَلَمَةَ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَالَ:
مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ حِينَ يُصْبِحُ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ ذَلِكَ الْيَوْمِ.
8- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ:
5- سلیمان ابن عمرو نخعی گوید: امام صادق ( علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
بامدادان صدقه دهید؛ چرا که بلا و گرفتاری از آن تجاوز نکند.
6- سدیر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:
همانا صدقه هفتاد نوع گرفتاری از گرفتاری های دنیا و مرگ بد را دفع می کند و دهندۀ صدقه هرگز گرفتار مرگ نمی گردد با پاداش هایی که برای او در جهان آخرت ذخیره می شود.
7- مسمع بن عبدالملک گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هر که صبح را با صدقه آغاز کند، خداوند شومی آن روز را از او برطرف می کند.
8- حسن بن جهم گوید:
ص: 31
قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) الإِسْمَاعِيلَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ ذَكَرَ لَهُ أَنَّ ابْنَهُ صَدَّقَ عَنْهُ قَالَ: إِنَّهُ رَجُلٌ.
قَالَ: فَمُرْهُ أَنْ يَتَصَدَّقَ وَ لَوْ بِالْكِسْرَةِ مِنَ الْخُبْزِ.
ثُمَّ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): إِنَّ رَجُلاً مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانَ لَهُ ابْنُ وَ كَانَ لَهُ مُحِبّاً، فاتِيَ فِي مَنَامِهِ، فَقِيلَ لَهُ: إِنَّ ابْنَكَ لَيْلَةَ يَدْخُلُ بِأَهْلِهِ يَمُوتُ.
قَالَ: فَلَمَّا كَانَ تِلْكَ اللَّيْلَةُ وَ بَنَى عَلَيْهِ أَبُوهُ تَوَقَّعَ أَبُوهُ ذَلِكَ فَأَصْبَحَ ابْنُهُ سَلِيماً، فَأَتَاهُ أَبُوهُ، فَقَالَ لَهُ: يَا بُنَيَّ! هَلْ عَمِلْتَ الْبَارِحَةَ شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ؟
قَالَ: لا، إِلَّا أَنَّ سَائِلاً أَتَى الْبَابَ وَقَدْ كَانُوا ادَّخَرُوا لِي طَعَامًا فَأَعْطَيْتُهُ السَّائِلَ.
فَقَالَ: بِهَذَا دَفَعَ اللَّهُ عَنْكَ.
9- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
امام کاظم (علیه السلام) به اسماعیل بن محمد که فرزندی داشت فرمود: تو از طرف او صدقه بده.
گفت: او مردی است.
فرمود: به او بگو: صدقه بدهد گرچه تکه نانی باشد.
حضرت فرمود: امام باقر (علیه السلام) فرمود: در بنی اسرائیل مردی پسری داشت که او را دوست می داشت، فردی در خواب به او گفت: پسرت در شب عروسیش خواهد مرد.
شب عروسی فرا رسید، پدرش منتظر حادثه بود که فرزندش سالم صبح را آغاز کرد و به نزد پدرش آمد.
گفت: فرزندم! آیا دیشب کار خیری انجام داده ای؟
گفت: نه، فقط سائلی پشت در آمد، برای من غذا نگاه داشته بودند، من آن غذا را به سائل دادم.
پدرش گفت: خداوند به وسیلۀ این صدقه بلا را از تو دفع کرد.
9- راوی گوید امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 32
كَانَ بَيْنِي وَبَيْنَ رَجُلٍ قِسْمَةُ أَرْضِ، وَ كَانَ الرَّجُلُ صَاحِبَ نُجُومِ، وَ كَانَ يَتَوَخَّى سَاعَةَ السُّعُودِ فَيَخْرُجُ فِيهَا وَ أَخْرُجُ أَنَا فِي سَاعَةِ النُّحُوسِ، فَاقْتَسَمْنَا فَخَرَجَ لِي خَيْرُ الْقِسْمَيْنِ. فَضَرَبَ الرَّجُلُ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى، ثُمَّ قَالَ: مَا رَأَيْتُ كَالْيَوْمِ قَطُّ؟
قُلْتُ: وَيْلَ الْآخَرِ وَ مَا ذَاكَ؟
قَالَ: إِنِّي صَاحِبُ نُجُومِ أَخْرَجْتُكَ فِي سَاعَةِ النُّحُوسِ وَ خَرَجْتُ أَنَا فِي سَاعَةِ السُّعُودِ، ثُمَّ قَسَمْنَا فَخَرَجَ لَكَ خَيْرُ الْقِسْمَيْنِ.
فَقُلْتُ: أَلا أُحَدِّثُكَ بِحَدِيثٍ حَدَّثَنِي بِهِ أَبِي (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَدْفَعَ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ يَوْمِهِ، فَلْيَفْتَتِحْ يَوْمَهُ بِصَدَقَةٍ يُذْهِبُ اللَّهُ بِهَا عَنْهُ نَحْسَ يَوْمِهِ، وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُذْهِبَ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ لَيْلَتِهِ فَلْيَفْتَتِحْ لَيْلَتَهُ بِصَدَقَةٍ، يَدْفَعُ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ لَيْلَتِهِ.
با مردی در قطعه زمینی شرکت داشتم. آن مرد ستاره شناس بود و منتظر بود که در ساعت نیکی خارج شود و من در ساعت بد خارج شوم، زمین را تقسیم کردیم. بهترین زمین به نام من درآمد، او از ناراحتی دست راست خود را بر پشت دست چپش زد و گفت: هرگز چنین روزی را ندیده بودم.
گفتم: وای بر تو! مگر چه شده است؟
گفت: من ستاره شناس هستم تو را در ساعت بد و خودم در ساعت خوب از منزل خارج شدیم و بعد از آن زمین را تقسیم کردیم، بهترین زمین به نام تو درآمد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: دوست داری حدیثی را برای تو بازگویم که پدرم برای من نقل کرده است؟ پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
«هر که دوست دارد خداوند نحوست و شومی روز او را بر طرف کند، آن روز را با صدقه آغاز کند که خداوند شومی و نحوست آن روز را برطرف می کند. هر که دوست دارد، خداوند نحوست و شومی شب او را برطرف کند، آن شب را با صدقه آغاز کند که خداوند نحوست آن شب را برطرف می کند».
ص: 33
فَقُلْتُ: وَ إِنِّي افْتَتَحْتُ خُرُوجِي بِصَدَقَةٍ، فَهَذَا خَيْرٌ لَكَ مِنْ عِلْمِ النُّجُومِ.
10- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
كَانَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ، فَوُلِدَ لَهُ غُلَامٌ.
وَ قِيلَ لَهُ: إِنَّهُ يَمُوتُ لَيْلَةَ عُرْسِهِ.
فَمَكَثَ الْغُلَامُ، فَلَمَّا كَانَ لَيْلَةُ عُرْسِهِ نَظَرَ إِلَى شَيْخِ كَبِيرٍ ضَعِيفٍ، فَرَحِمَهُ الْغُلَامُ فَدَعَاهُ فَأَطْعَمَهُ.
فَقَالَ لَهُ السَّائِلُ: أَحْيَيْتَنِي، أَحْيَاكَ اللَّهُ.
قَالَ: فَأَتَاهُ آتٍ فِي النَّوْمِ، فَقَالَ لَهُ: سَلِ ابْنَكَ مَا صَنَعَ ؟
فَسَأَلَهُ فَخَبَّرَهُ بِصَنِيعِهِ.
قَالَ: فَأَتَاهُ الْآتِي مَرَّةً أُخْرَى فِي النَّوْمِ فَقَالَ لَهُ: إِنَّ اللَّهَ أَحْيَا لَكَ ابْنَكَ بِمَا صَنَعَ بِالشَّيْخِ.
من وقتی بیرون آمدم خروجم را با صدقه آغاز کردم. پس دادن صدقه برای تو از ستاره شناسی بهتر است.
10- علی و شاء گوید: امام کاظم (علیه السلام) می فرماید:
در بنی اسرائیل مردی بود که فرزندی نداشت. فرزندی برای او متولد شد به او گفته شد: فرزند شما شب عروسی خواهد مرد.
زمانی آن فرزند زندگی کرد تا شب عروسی فرا رسید و چشم او به پیرمردی افتاد که ناتوان بود و او را مورد مهربانی قرار داد و غذایش داد.
آن مرد گفت: تو مرا زنده کردی، خداوند تو را زنده کند.
پس از آن فردی در خواب پدرش آمد و گفت: از فرزندت سؤال کن که چه کاری انجام داده است.
او سؤال کرد، جوان کاری را که انجام داده بود بیان کرد.
بار دیگر فردی در خواب او آمد و گفت: خداوند فرزند تو را به جهت کاری که در حق آن پیرمرد انجام داد زنده کرد.
ص: 34
11- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:
كُنْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) فِي مَسْجِدِ الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) فَسَقَطَ شُرْفَةٌ مِنْ شُرَفِ الْمَسْجِدِ، فَوَقَعَتْ عَلَى رَجُلٍ فَلَمْ تَضُرَّهُ وَ أَصَابَتْ رِجْلَهُ.
فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): سَلُوهُ أَيَّ شَيْءٍ عَمِلَ الْيَوْمَ؟
فَسَأَلُوهُ، فَقَالَ: خَرَجْتُ وَ فِي كُمِّي تَمْرٌ، فَمَرَرْتُ بِسَائِلٍ فَتَصَدَّقْتُ عَلَيْهِ بِتَمْرَةٍ.
فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): بِهَا دَفَعَ اللَّهُ عَنْكَ.
بَابُ فَضْل صَدَقَةِ السِّرِّ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
11- محمد بن مسلم گوید: با امام باقر (علیه السلام) در مسجد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم که بخشی از بالکن مسجد فرو ریخت و به پای مردی اصابت کرد، ولی هیچ آسیبی ندید.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: از او بپرسید که امروز چه کاری انجام داده است؟
وقتی پرسیدند گفت: هنگامی که از خانه بیرون آمدم، همراه من خرما بود و از نزد بینوایی گذرم افتاد، یک خرما به او صدقه دادم.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: خداوند به وسیله این صدقه بلا را از تو دفع کرده است.
1- ابن القدّاح گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
ص: 35
صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ.
2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مِرْدَاسٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيَّ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ الله ( علیه السلام):
يَا عَمَّارُ! الصَّدَقَةُ وَ اللَّهِ، فِي السِّرِّ أَفْضَلُ مِنَ السِّرِّ أَفْضَلُ مِنَ الصَّدَقَةِ فِي الْعَلَانِيَةِ، وَ كَذَلِكَ وَ اللَّهِ، الْعِبَادَةُ فِي السِّرِّ أَفْضَلُ مِنْهَا فِي الْعَلَانِيَةِ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ الْوَصَّافِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.
صدقه پنهانی خشم خداوند را خاموش می سازد.
2- عمار ساباطی گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: ای عمار! به خدا سوگند! صدقه پنهانی برتر از صدقه در آشکار است.
هم چنین به خدا سوگند! عبادت پنهانی برتر از عبادت آشکار است.
3- عبدالله و صافی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
صدقه پنهانی خشم خداوند تبارک و تعالی را خاموش می سازد.
ص: 36
بَابُ صَدَقَةِ اللَّيْلِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ:
كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِذَا أَعْتَمَ وَ ذَهَبَ مِنَ اللَّيْلِ شَطْرُهُ أَخَذَ جِرَاباً فِيهِ خُبْرٌ وَ لَحْمٌ وَ الدَّرَاهِمُ فَحَمَلَهُ عَلَى عُنُقِهِ، ثُمَّ ذَهَبَ بِهِ إِلَى أَهْلِ الْحَاجَةِ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ فَقَسَمَهُ فِيهِمْ وَ لا يَعْرِفُونَهُ، فَلَمَّا مَضَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَقَدُوا ذَلِكَ فَعَلِمُوا أَنَّهُ كَانَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام).
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
1- هشام بن سالم گوید: همواره امام صادق (علیه السلام) وقتی شب فرا می رسید و پاسی از آن می گذشت زنبیلی را بر می داشت و در آن نان، گوشت و پول می گذاشت و به پشت مبارک خود حمل می کرد و سراغ نیازمندان مردم مدینه می رفت و به صورت ناشناس در بین آنها تقسیم می کرد.
هنگامی که امام (علیه السلام) دار فانی را وداع گفت، دیگر کسی شب هنگام نیامد، بینوایان دانستند که او حضرت امام صادق (علیه السلام) بوده است.
2 - سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
ص: 37
إِذَا طَرَقَكُمْ سَائِلٌ ذَكَرٌ بِلَيْلِ فَلَا تَرُدُّوهُ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ حُنَيْسٍ قَالَ:
خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي لَيْلَةٍ قَدْ رُشَّتْ وَ هُوَ يُرِيدُ ظُلَّةَ بَنِي سَاعِدَةَ فَاتَّبَعْتُهُ فَإِذَا هُوَ قَدْ سَقَطَ مِنْهُ شَيْءٌ.
فَقَالَ: بِسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ رُدَّ عَلَيْنَا.
قَالَ: فَأَتَيْتُهُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ.
قَالَ: فَقَالَ: مُعَلَّى؟
قُلْتُ: نَعَمْ، جُعِلْتُ فِدَاكَ!
فَقَالَ لِي: الْتَمِسُ بِيَدِكَ، فَمَا وَ جَدْتَ مِنْ شَيْءٍ فَادْفَعْهُ إِلَيَّ.
فَإِذَا أَنَا بِخُبْزِ مُنتَشِرٍ كَثِيرٍ، فَجَعَلْتُ أَدْفَعُ إِلَيْهِ مَا وَجَدْتُ فَإِذَا أَنَا بِجِرَابٍ أَعْجِرُ عَنْ حَمْلِهِ مِنْ خَبْرٍ.
اگر شب هنگام سائل مردی درب منزل شما را کوبید، او را ناامید برمگردانید.
3- معلی بن خنیس گوید:
در یک شب بارانی امام صادق (علیه السلام) از منزل خارج شد و به طرف سایبان بنی ساعده می رفت، من در پی حضرتش به راه افتادم، ناگاه چیزی بر زمین افتاد، امام (علیه السلام) فرمود: به نام خدا، بار خدایا! آن ها را به من بازگردان.
من نزدیک رفتم و به امام (علیه السلام) سلام کردم.
امام (علیه السلام) فرمود: معلی هستی؟
عرض کردم: آری، فدایت گردم!
امام (علیه السلام) فرمود: با دست خود بگرد و هر چه پیدا کردی به من بده.
ناگاه دیدم قرص های نان پراکنده شده اند. من آنها را جمع می کردم و به حضرتش می دادم، دیدم زنبیل بزرگی پر از نان است که من توان حمل آن را ندارم.
ص: 38
فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَحْمِلُهُ عَلَى رَأْسِي ؟
فَقَالَ: لا، أَنَا أَوْلَى بِهِ مِنْكَ، وَ لَكِنِ امْضِ مَعِي.
قَالَ: فَأَتَيْنَا ظُلَّةَ بَنِي سَاعِدَةَ، فَإِذَا نَحْنُ بِقَوْمٍ نِيَامٍ فَجَعَلَ يَدُرُّ الرَّغِيفَ وَ الرَّغِيفَيْن حَتَّى أَتَى عَلَى آخِرِهِمْ.
ثُمَّ انْصَرَفْنَا فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَعْرِفُ هَؤُلَاءِ الْحَقَّ؟!
فَقَالَ: لَوْ عَرَفُوهُ لَوَاسَيْنَاهُمْ بِالدُّقَةِ - وَ الدُّقَةٌ هِيَ الْمِلْحُ - إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَخْلُقُ شَيْئاً إِلَّا وَ لَهُ خَازِنٌ يَخْرُنُهُ إِلَّا الصَّدَقَةَ، فَإِنَّ الرَّبِّ يَلِيهَا بِنَفْسِهِ.
وَ كَانَ أَبِي (علیه السلام) إِذَا تَصَدَّقَ بِشَيْءٍ وَ ضَعَهُ فِي يَدِ السَّائِلِ، ثُمَّ ارْتَدَّهُ مِنْهُ، فَقَبَّلَهُ وَ شَمَّهُ، ثُمَّ رَدَّهُ فِي يَدِ السَّائِلِ.
إِنَّ صَدَقَةَ اللَّيْلِ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ، وَ تَمْحُو الذَّنْبَ العَظِيمَ، وَ تُهَوِّلُ الْحِسَابَ، وَ صَدَقَةَ النَّهَارِ تُثْمِرُ الْمَالَ، وَ تَزِيدُ فِي الْعُمُرِ.
عرض کردم: جانم به قربانت! من آن را روی سرم حمل بکنم؟
امام (علیه السلام) فرمود: نه، من بر حمل آن از تو شایسته ترم، ولی تو همراه من بیا.
من همراه امام (علیه السلام) حرکت کردم، وقتی به سایبان بنی ساعده رسیدیم نیازمندانی را دیدم که همه در خواب بودند و امام (علیه السلام) زیر سر هر فرد، یک یا دو قرص نان می گذاشت، تا به آخرین نفر رسیدیم، آن گاه بازگشتیم.
من عرض کردم: جانم به قربانت! آیا این ها حق را می شناسند؟
امام (علیه السلام) فرمود: اگر حق را می شناختند در نمک غذا هم با آنها مواسات می کردیم. به راستی که خداوند متعال هر چیزی را که آفریده برای آن نگهدارنده ای قرار داده، مگر صدقه که پروردگار خود آن را می گیرد.
پدرم (علیه السلام) همواره وقتی صدقه ای می داد، آن را در دست سائل قرار می داد، آن گاه آن را از سائل می گرفت و می بوسید و بو می کرد دوباره در دست سائل قرار می داد.
آن گاه امام صادق (علیه السلام) فرمود: به راستی که صدقه در شب، خشم خدا را خاموش می کند و گناه بزرگ را نابود می کند و حساب روز قیامت را آسان می کند و صدقه در روز، مال را زیاد می کند و در عمر می افزاید.
ص: 39
إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ (علیه السلام) لَمَّا أَنْ مَرَّ عَلَى شَاطِئِ الْبَحْرِ رَمَى بِقُرْصٍ مِنْ قُوتِهِ فِي الْمَاءِ، فَقَالَ لَهُ بَعْضُ الْحَوَارِيِّينَ: يَا رُوحَ اللَّهِ وَ كَلِمَتَهُ! لِمَ فَعَلْتَ هَذَا وَإِنَّمَا هُوَ مِنْ قُوتِكَ؟ قَالَ: فَقَالَ: فَعَلْتُ هَذَا لِدَابَّةٍ تَأْكُلُهُ مِنْ دَوَابِّ الْمَاءِ، وَ ثَوَابُهُ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ.
بَابٌ فِي أَنَّ الصَّدَقَةَ تَزِيدُ فِي الْمَالِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
إِنَّ الصَّدَقَةَ تَقْضِي الدَّيْنَ، وَ تَخْلُفُ بِالْبَرَكَةِ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي الْجَهُمُ بْنُ الْحَكَمِ الْمَدَائِنِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): تَصَدَّ قُوا! فَإِنَّ الصَّدَقَةَ تَزِيدُ فِي الْمَالِ كَثْرَةً، وَ تَصَدَّقُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ!
به راستی که عیسی بن مریم (علیه السلام) هنگامی که از کنار دریایی می گذشت، قرص نانی را به دریا افکند.
یکی از یاران آن حضرت اعتراض کرد و گفت: ای روح الله و کلمۀ او! چرا چنین کردی؛ چرا که آن نان، غذای شما نبود؟!
حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود: این کار به خاطر حیوان دریایی انجام دادم که او بخورد و پاداش این کار نزد خداوند بزرگ است.
1- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
پرداخت صدقه موجب ادای قرض می شود و به مال برکت به جای می گذارد.
2- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
صدقه بدهید، زیرا که صدقه موجب زیادی مال می شود و صدقه بدهید تا این که مورد رحمت خداوند قرار بگیرید.
ص: 40
3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ وَهْبَانَ عَنْ عَمِّهِ هَارُونَ بْنِ عِيسَى قَالَ:
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ: يَا بُنَيَّ! كَمْ فَضَلَ مَعَكَ مِنْ تِلْكَ النَّفَقَةِ؟
قَالَ: أَرْبَعُونَ دِينَاراً.
قَالَ: اخْرُجْ فَتَصَدَّقْ بِهَا.
قَالَ: إِنَّهُ لَمْ يَبْقَ مَعِي غَيْرُهَا.
قَالَ: تَصَدَّقْ بِهَا، فَإِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يُخْلِفُهَا. أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ مِفْتَاحاً وَ مِفْتَاحُ الرِّزْقِ الصَّدَقَةُ، فَتَصَدَّقْ بِهَا.
فَفَعَلَ، فَمَا لَبِثَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَشَرَةَ أَيَّامٍ حَتَّى جَاءَهُ مِنْ مَوْضِع أَرْبَعَةُ آلَافِ دِينَارٍ، فَقَالَ: يَا بُنَيَّ! أَعْطَيْنَا لِلَّهِ أَرْبَعِينَ دِينَاراً، فَأَعْطَانَا اللَّهُ أَرْبَعَةَ آلَافٍ دِينَارٍ.
4- قَالَ: وَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ.
3- هارون بن عیسی (علیه السلام) گوید: امام صادق (علیه السلام) به فرزندش محمد فرمود: پسرم! از این هزینه زندگی نزد تو چقدر اضافه مانده است؟
عرض کرد: چهل دینار.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: آن را صدقه بده.
فرزند امام عرض کرد: اضافه فقط همین چهل دینار است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: چهل دینار را صدقه بده؛ زیرا که خداوند جایگزین می کند. آیا نمی دانی که هر چیزی را کلیدی است و کلید روزی صدقه است. آن را صدقه بده.
فرزند امام صدقه داد، هنوز ده روز نگذشته بود که از جایی مبلغ چهار هزار دینار به امام رسید. حضرتش فرمود: فرزندم! ما چهل دینار برای خداوند دادیم، خداوند چهار هزار دینار به ما عنایت فرمود.
4- موسی بن بکر گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
روزی را با صدقه دادن فرو ریزید.
ص: 41
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَا أَحْسَنَ عَبْدُ الصَّدَقَةَ فِي الدُّنْيَا إِلَّا أَحْسَنَ اللَّهُ الْخِلَافَةَ عَلَى وُلْدِهِ مِنْ بَعْدِهِ. وَ قَالَ: حُسْنُ الصَّدَقَةِ يَقْضِي الدَّيْنَ، وَ يَخْلُفُ عَلَى الْبَرَكَةِ.
بَابُ الصَّدَقَةِ عَلَى الْقَرَابَةِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَر (علیه السلام)ٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): مَنْ وَصَلَ قَرِيباً بِحَجَّةٍ أَوْ عُمْرَةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَجَّتَيْنِ وَ عُمْرَتَيْنِ، وَ كَذَلِكَ مَنْ حَمَلَ عَنْ حَمِيمٍ يُضَاعِفُ اللَّهُ لَهُ الْأَجْرَ ضِعْفَيْنِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): أَيُّ الصَّدَقَةِ أَفْضَلُ؟
5- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هر بنده ای که در دنیا صدقه را خوب پرداخت کند، خداوند جایگزین خوبی برای فرزندان او بعد از مرگش قرار خواهد داد.
حضرتش فرمود: نيكو صدقه دادن موجب ادای بدهکاری می شود و برکت را جایگزین می کند.
1- جابر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
هر کس یک حج، یا یک عمره از جانب فامیل خود به جا آورد و بدین وسیله صله رحم نماید، خداوند پاداش دو حج و دو عمره در نامۀ عمل او می نویسد. و هر کس بدهی خویشاوند خود را پرداخت نماید، خداوند دو برابر پاداش به خود او می دهد.
2- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) سؤال شد: برترین صدقه کدام است؟
ص: 42
قَالَ: عَلَى ذِي الرَّحِمِ الْكَاشِحَ.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ، وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ، وَ صِلَةُ الْإِخْوَانِ بِعِشْرِينَ، وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ.
بَابُ كِفَايَةِ الْعِيَالِ وَالتَّوَسُّع عَلَيْهِمْ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) قَالَ:
أَرْضَاكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَسْبَغُكُمْ عَلَى عِيَالِهِ.
2- وَ عَنْهُمَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام):
فرمود: صدقه بر خویشاوندی که کنیه توز و دشمن توست که در پنهانی دشمنی می کند.
3- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
پاداش صدقه ده برابر و پاداش قرض، هیجده برابر است و صله به برادران دینی بیست برابر و صلۀ رحم بیست چهار برابر است.
1- ابو حمزه ثمالی گوید: امام سجاد (علیه السلام) فرمود:
خشنودترین شما در پیشگاه خداوند کسی است که از نظر زندگی بر خانواده اش توسعه دهد.
2- محمد بن مسلم گوید: مردی به امام باقر (علیه السلام) گفت:
ص: 43
إِنَّ لِي ضَيْعَةٌ بِالْجَبَلِ أَسْتَغِلُهَا فِي كُلِّ سَنَةٍ ثَلَاثَ آلَافِ دِرْهَم، فَأُنْفِقُ عَلَى عِبَالِي مِنْهَا أَلْفَيْ دِرْهَم، وَ أَتَصَدَّقُ مِنْهَا بِأَلْفِ دِرْهَم فِي كُلِّ سَنَةٍ.
فَقَالَ أَبُو جَعْفَرِ (علیه السلام): إِنْ كَانَتِ الْأَلْفَانِ تَكْفِيهِمْ فِي جَمِيعِ مَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ لِسَنَتِهِمْ، فَقَدْ نَظَرْتَ لِنَفْسِكَ وَ وُفِّقْتَ لِرُشْدِكَ وَ أَجْرَيْتَ نَفْسَكَ فِي حَيَاتِكَ بِمَنْزِلَةِ مَا يُوصِي بِهِ الْحَيُّ عِنْدَ مَوْتِهِ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:
يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَى عِيَالِهِ كَيْلَا يَتَمَنَّوْا مَوْتَهُ، وَ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ: «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً».
قَالَ: الْأَسِيرُ عِيَالُ الرَّجُلِ، يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ إِذَا زِيدَ فِي الْأَعْمَةِ أَنْ يَزِيدَ أُسَرَاءَهُ السَّعَةِ عَلَيْهِمْ.
من در منطقه کوهستانی بوستانی دارم که هر ساله از اجاره آن سه هزار درهم عایدی دارم با دو هزار درهم آن مخارج خانواده ام را تأمین می کنم، و هزار درهم آن را در راه خدا صدقه می دهم.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: اگر دو هزار درهم تمام نیازمندی های خانواده ات را کفایت کند، بسیار خوب است. در این صورت سود خودت را حفظ کرده ای و به راه رشد و صلاح موفق گشته ای، دیگران به هنگام مرگ وصیت می کنند که زاد و توشه ای برای آخرتشان بفرستند. و تو خود زاد و توشۀ آخرت را از پیش فرستاده ای. 3- معمر بن خلاد گوید: امام ابو الحسن (علیه السلام) فرمود:
شایسته آن است که انسان بر هزینه خانواده و عیال خود وسعت و گشایش دهد تا مرگ او را تمنا نکنند.
آن گاه حضرتش این آیه را تلاوت کرد که خدا می فرماید: «غذای خود را به مسکین، یتیم و اسیر می خورانند، با آن که خود اشتهای وافری دارند».
حضرتش فرمود: خانواده و عیال انسان، اسیر انسان هستند، شایسته آن است که چون نعمت خدا بر کسی وافر شود، بر اسیران خانواده اش وسعت دهد و بر رفاهیت آنان بیفزاید.
ص: 44
ثُمَّ قَالَ: إِنَّ فُلاناً أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِنِعْمَةٍ، فَمَنَعَهَا أُسَرَاءَهُ وَ جَعَلَهَا عِنْدَ فُلَانٍ، فَذَهَبَ اللَّهُ بِهَا.
قَالَ مُعَمَّرٌ: وَ كَانَ فُلَانٌ حَاضِراً.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الرَّبِيعِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ :
الْيَدُ الْعُلْيَا خَيْرٌ مِنَ الْيَدِ السُّفْلَى وَ ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ: قَالَ:
صَاحِبُ النِّعْمَةِ يَجِبُ عَلَيْهِ التَّوْسِعَةُ عَنْ عِيَالِهِ.
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ، وَ الْمُنَافِقُ يَأْكُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ.
حضرتش فرمود:
خداوند بر فلانی (که در آن مجلس حاضر بود) نعمت عطا کرد، اما او خانواده اش را از فيض نعمت الهی محروم کرد و عطای الهی را نزد دیگران به امانت سپرد، و خداوند امانت او را تباه کرد.
4- ربیع بن یزید گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: دست دهنده والاتر از دست گیرنده است، اما از خاندانت، آغاز کن.
5- ابو نصر گوید: امام رضا (علیه السلام) فرمود:
کسی که دارای نعمت است، بر او واجب است که در هزینۀ زندگی بر خانواده اش توسعه بدهد.
6- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
مؤمن به اشتهای خانواده خود غذا می خورد و خانواده منافق به خواسته او غذا می خورند.
ص: 45
7- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ أَبِيهِ: أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) سُئِلَ أَكَانَ رَسُولُ الله (صلى الله عليه و آله) يَقُوتُ عِيَالَهُ قُوتاً مَعْرُوفاً؟
قَالَ: نَعَمْ، إِنَّ النَّفْسَ إِذَا عَرَفَتْ قُوتَهَا قَنِعَتْ بِهِ وَ نَبَتَ عَلَيْهِ اللَّحْمُ.
8- علي بن إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
كَفَى بِالْمَرْءِ إِثْمَا أَنْ يُضَيِّعَ مَنْ يَعُولُهُ.
9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي الْخَزْرَجِ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ غُرَابٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): مَلْعُودٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَى كَلَّهُ عَلَى النَّاسِ. مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ.
10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام):
7- علی بن اسباط گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد که آیا پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) غذای معروف برای خانوادۀ خود فراهم می کرد؟
فرمود: آری، زیرا هر گاه غذای نفس انسان آماده باشد، به آن غذا قانع می گردد و گوشت بدنش از آن می روید.
8- هشام بن سالم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ضایع کردن خانواده و عیال، بهترین گواه گناه انسان است.
9- علی بن غراب گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هر کس بار زندگی خود را بر دوش دیگران تحمیل کند، ملعون است، ملعون است. هر که خانوادۀ خود را ضایع و بینوا بگذارد، ملعون است، ملعون است.
10- ابو حمزه گوید: امام سجاد (علیه السلام) فرمود:
ص: 46
لَأَنْ أَدْخُلَ السُّوقَ وَ مَعِي دَرَاهِمُ أَبْتَاعُ بِهِ لِعِيَالِي لَحْماً وَ قَدْ قَرِمُوا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ نَسَمَةٌ.
11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) إِذَا أَصْبَحَ خَرَجَ غَادِياً فِي طَلَبِ الرِّزْقِ.
فَقِيلَ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! أَيْنَ تَذْهَبُ؟
فَقَالَ: أَتَصَدَّقُ لِعِيَالِي.
قِيلَ لَهُ: أَ تَتَصَدَّقُ؟
قَالَ: مَنْ طَلَبَ الْحَلَالَ فَهُوَ مِنَ اللَّهِ (عزوجل) صَدَقَةٌ عَلَيْهِ.
12- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَأْخُذُ بِأَدَبِ اللَّهِ (عزوجل) إِذَا وَسَّعَ عَلَيْهِ اتَّسَعَ، وَإِذَا أَمْسَكَ عَلَيْهِ أَمْسَكَ.
اگر وارد بازار شوم و همراه من پولی باشد که برای خانواده ام گوشت بخرم که بدان نیاز شدید دارند، برای من محبوب تر است که بنده ای آزاد کنم.
11- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
امام سجاد (علیه السلام) همواره اول صبح برای کار و زندگی از خانه بیرون می رفت.
مردی پرسید: در این صبح اول وقت کجا می روید؟
فرمود: می روم تا برای خانواده ام صدقه بگیرم.
آن مرد گفت: واقعاً برای صدقه می روید؟
فرمود: هر کس به جست و جو بر خیزد و روزی حلالی را تحصیل کند، چنان است که از خداوند (عزوجل) صدقه دریافت کرده باشد.
12- عمر بن یزید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
مؤمن ادب را از خداوند فرا می گیرد، اگر خداوند روزی او را زیاد کرد، او هم بر خانواده اش گشایش می دهد و اگر خداوند روزی او را تنگ گرفت، او نیز تنگ می گیرد.
ص: 47
13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ الْقَيِّمَ عَلَى عِيَالِهِ.
14- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يَاسِرِ الْخَادِم قَالَ: سَمِعْتُ الرَّضَا (علیه السلام) يَقُولُ: يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ قُوتِ عِبَالِهِ فِي الشَّتَاءِ، وَ يَزِيدَ فِي وَقُودِهِمْ.
بَابُ مَنْ يَلْزَمُ نَفَقَتُهُ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: مَنِ الَّذِي أَحْتَنُ عَلَيْهِ وَ تَلْزَمُنِي نَفَقَتُهُ؟
قَالَ: الْوَالِدَانِ وَ الْوَلَدُ وَ الزَّوْجَةُ.
13- معاذبن کثیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
از سعادت انسان است که خود شخصاً امور خانواده اش را اداره کند.
14- یاسر خادم گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
شایسته است که مؤمن در فصل زمستان از هزینۀ زندگی خانواده خود بکاهد و بر هزینه وسایل گرمازا بیفزاید.
1- حریز گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: غمگسار چه کسی باشم و مخارج چه کسی را به طور حتم بپردازم؟
فرمود: پدر و مادر، فرزند و همسر.
ص: 48
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
أُتِيَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) بِيَتِيمٍ، فَقَالَ: خُذُوا بِنَفَقَتِهِ أَقْرَبَ النَّاسِ مِنْهُ مِنَ الْعَشِيرَةِ كَمَا يَأْكُلُ مِيرَاثَهُ.
3- سَهْلِ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: مَنْ يَلْزَمُ الرَّجُلَ مِنْ قَرَابَتِهِ مِمَّنْ يُنْفِقُ عَلَيْهِ؟
قَالَ: الْوَالِدَانِ وَ الْوَلَدُ وَالزَّوْجَةُ.
بَابُ الصَّدَقَةِ عَلَى مَنْ لَا تَعْرِفُهُ
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ سَدِيرِ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَطْعِمُ سَائِلاً لا أَعْرِفُهُ مُسْلِماً.
2- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
کودک یتیمی را خدمت امیرمؤمنان على (صلوات الله عليه) آوردند، حضرتش فرمود: هزینۀ این کودک به عهدۀ نزدیکترین فامیل اوست، چنان که ارث او به نزدیکترین
فامیل او خواهد رسید.
3- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: نفقۀ چه کسانی از خویشاوندان بر انسان واجب است؟
فرمود: نفقۀ پدر و مادر، فرزند و همسر واجب است.
1- صیرفی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: فقیری را که نمیدانم مسلمان است می توان صدقه داد؟
ص: 49
فَقَالَ: نَعَمْ، أَعْطِ مَنْ لا تَعْرِفُهُ بِوَلايَةٍ وَ لا عَدَاوَةٍ لِلْحَقِّ، إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) وَ يَقُولُ: «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً» وَ لا تُطْعِمْ مَنْ نَصَبَ لِشَيْءٍ مِنَ الْحَقِّ، أَوْ دَعَا إِلَى شَيْءٍ مِنَ الْبَاطِلِ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النوفلي عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) أَنَّهُ سُبل عَنِ السَّائِلِ يَسْأَلُ وَلَا يُدْرَى مَا هُوَ؟
قَالَ: أَعْطِ مَنْ وَقَعَتْ لَهُ الرَّحْمَةُ فِي قَلْبِكَ.
وَ قَالَ: أَعْطِ دُونَ الدِّرْهَم.
قُلْتُ: أَكْثَرُ مَا يُعْطَى؟
قَالَ: أَرْبَعَةُ دَوَانِيقَ.
فرمود: آری، کسی را که نمی دانی دوست یا دشمن حق است، غذا بده، زیرا خداوند می فرماید: «و به مردم نیک بگویید» ولی هر که با حق در ستیز است، یا به طرف باطل فرا می خواند - گر چه اندک باشد - اطعامش نکن
2- فضل نوفلی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: سائلی که گدایی می کند و ناشناخته است آیا می توان چیزی به او داد؟
فرمود: هر که در قلب تو مورد رحمت قرار گرفت صدقه بده.
حضرتش فرمود: کمتر از یک درهم بده.
عرض کردم: بیشترین مقداری که می توان داد چقدر است؟
فرمودک چهار دانق.
ص: 50
بَابُ الصَّدَقَةِ عَلَى أَهْلِ الْبَوَادِي وَ أَهْلِ السَّوَادِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَن الصَّدَقَةِ عَلَى أَهْلِ الْبَوَادِي وَ السَّوَادِ.
فَقَالَ: تَصَدَّقْ عَلَى الصِّبْيَانِ وَ النِّسَاءِ وَ الزَّمْنَى وَ الضُّعَفَاءِ وَ الشُّيُوخِ.
وَ كَانَ يَنْهَى عَنْ أُولَئِكَ الْجُمَّانِينَ يَعْنِي أَصْحَابَ الشُّعُور.
2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ مِنْهَالٍ الْقَصَّابِ قَالَ: قَالَ أبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
أَعْطِ الْكَبِيرَ وَ الْكَبِيرَةَ وَ الصَّغِيرَ وَ الصَّغِيرَةَ، وَ مَنْ وَقَعَتْ لَهُ فِي قَلْبِكَ رَحْمَةٌ، وَ إِيَّاكَ وَ كُلَّ وَ قَالَ بِيَدِهِ وَ هَزَّهَا.
1- عمر بن یزید گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: صدقه دادن بر صحرانشینان و کسانی که در آبادی های بیابان زندگی می کنند (چه حکمی دارد؟)
فرمود: بر کودکان، و زنان، زمین گیران، ناتوانان و سالمندان صدقه بدهید.
امام (علیه السلام) از صدقه دادن بر کسانی که موهای سرشان بلند بود، نهی می فرمود.
2- منهال قصاب گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
به پیرمرد، پیرزن، پسربچه و دختر بچه و هر که در دلت مورد رحمت قرار گرفت، صدقه بده و دوری کن از صدقه دادن به هر که از دشمنان ماست.
امام (علیه السلام) به دست مبارک خود اشاره کرد و آن را حرکت داد (کنایه از این که به چنین فردی از مخالفان ما صدقه ندهيد).
ص: 51
3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي نَصْرِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنَّ أَهْلَ السَّوَادِ يَقْتَحِمُونَ عَلَيْنَا وَ فِيهِمُ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى وَ الْمَجُوسُ، فَنَتَصَدَّقُ عَلَيْهِمْ؟
فَقَالَ: نَعَمْ.
بَابُ كَرَاهِيَةِ رَبِّ السَّائِلِ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيُّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
لا تَقْطَعُوا عَلَى السَّائِلِ مَسْأَلَتَهُ، فَلَوْلا أَنَّ الْمَسَاكِينَ يَكْذِبُونَ مَا أَفْلَحَ مَنْ رَدَّهُمْ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): أَعْطِ السَّائِلَ، وَ لَوْ كَانَ عَلَى ظَهْرِ فَرَسٍ.
3- ابو نصر گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: صحرانشینان برای گرفتن صدقه به ما هجوم می آورند، در بین آن ها یهودی، مسیحی و مجوس است، آیا می توان بر آنها صدقه داد؟
فرمود: آری.
1- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
درخواست دریوزگان را قطع نکنید، زیرا اگر دریوزگان دروغ نمی گفتند، هر که آنها را رد می کرد، رستگار نمی شد.
2- محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:
به گدای دریوزه چیزی عطا کن، گر چه سوار اسبی باشد.
ص: 52
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ الْوَصَّافِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: كَانَ فِيمَا نَاجَى اللَّهُ (عزوجل) بِهِ مُوسَى (علیه السلام) قَالَ: يَا مُوسَى! أَكْرِمِ السَّائِلَ بِبَذْلٍ يَسِيرٍ أَوْ بِرَةٍ جَمِيلٍ، لِأَنَّهُ يَأْتِيكَ مَنْ لَيْسَ بِإِنْسِ وَ لا جَانٌ مَلَائِكَةٌ مِنْ مَلَائِكَةِ الرَّحْمَانِ يَبْلُونَكَ فِيمَا خَوَّلْتُكَ وَ يَسْأَلُونَكَ عَمَّا نَوَّلْتُكَ، فَانْظُرْ كَيْفَ أَنْتَ صَانِعُ يَا ابْنَ عِمْرَانَ؟
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ غَالِبِ الْأَسَدِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ قَالَ: حَضَرْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) يَوْماً حِينَ صَلَّى الْغَدَاةَ فَإِذَا سَائِلٌ بِالْبَابِ.
فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام): أَعْطُوا السَّائِلَ وَ لَا تَرُدُّوا سَائِلاً.
5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَيْمَنَ بْنِ مُحْرِزِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (عليه السلام) قَالَ: قَالَ:
3- و صافی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: در مناجات حضرت موسی (علیه السلام) با خداوند متعال آمده است: خطاب رسید: ای موسی! گدای دریوزه را یا با بخشش اندک یا با رد زیبا و محترمانه گرامی بدار. چرا که کسی نزد تو می آید، نه انسان است نه پری، بلکه فرشته ای از فرشتگان خدای رحمان است، در آنچه به تو عنایت کرده ام تو را می آزماید و از آن چه به تو ارزانی داشته ام، درخواست می کند. ای پسر عمران! بنگر که چگونه با او رفتار می نمایی؟!
4- سعید بن مسیب گوید: روزی بامدادان به هنگام نماز صبح خدمت امام سجاد (علیه السلام) حضور داشتم که سائلی در زد.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: چیزی به سائل بدهید و سائل را دست خالی رد نکنید.
5- زید شحّام گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 53
مَا مَنَعَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) سَائِلاً قَطُّ إِنْ كَانَ عِنْدَهُ أَعْطَى وَ إِلَّا قَالَ: يَأْتِي اللَّهُ بِهِ.
6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهُم عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
لا تَرُدُّوا السَّائِلَ وَ لَوْ بِظُلْفٍ مُحْتَرِقٍ.
بَابُ قَدْرِ مَا يُعْطَى السَّائِلَ
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح قَالَ:
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَجَاءَهُ سَائِلٌ، فَأَعْطَاهُ، ثُمَّ جَاءَهُ آخَرُ فَأَعْطَاهُ، ثُمَّ جَاءَهُ آخَرُ فَأَعْطَاهُ ثُمَّ جَاءَهُ آخَرُ.
فَقَالَ: يَسَعُ اللَّهُ عَلَيْكَ.
هرگز پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) سائلی را رد نفرمود، اگر چیزی نزدش بود به او عطا می کرد و گر نه می فرمود: خداوند به تو احسان کند.
6- حفص بن عمر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
سائل فقیر را رد نکنید، گرچه به دادن پوست سوختۀ گوسفند باشد.
1- وليد بن صبیح گوید: در خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم که فقیری آمد. امام (علیه السلام) چیزی به او داد. دوباره شخص دیگری آمد. امام (علیه السلام) چیزی به او داد. دوباره شخص دیگری آمد. امام (علیه السلام) چیزی به او داد. باز شخص دیگری آمد و امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند برای تو گشایش بدهد.
ص: 54
ثُمَّ قَالَ: إِنَّ رَجُلاً لَوْ كَانَ لَهُ مَالٌ يَبْلُغُ ثَلَاثِينَ أَوْ أَرْبَعِينَ أَلْفَ دِرْهَم ثُمَّ شَاءَ أَنْ لَا يَبْقَى مِنْهَا إِلَّا وَضَعَهَا فِي حَقِّ لَفَعَلَ فَيَبْقَى لا مَالَ لَهُ فَيَكُونُ مِنَ الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ يُرَدُّ دُعَاؤُهُمْ. قُلْتُ: مَنْ هُمْ؟
قَالَ: أَحَدُهُمْ رَجُلٌ كَانَ لَهُ مَالٌ فَأَنْفَقَهُ فِي غَيْرِ وَجْهِهِ، ثُمَّ قَالَ: يَا رَبِّ! ارْزُقْنِي.
فَقَالَ لَهُ: أَلَمْ أَجْعَلْ لَكَ سَبِيلاً إِلَى طَلَبِ الرِّزْقِ؟
2- وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ فِي السُّؤَالِ:
أَطْعِمُوا ثَلَاثَةٌ إِنْ شِئْتُمْ أَنْ تَزْدَادُوا فَازْدَادُوا وَ إِلَّا فَقَدْ أَدَّيْتُمْ حَقٌّ يَوْمِكُمْ.
آن گاه امام (علیه السلام) فرمود: اگر مردی دارای مالی باشد مقدار آن به سی یا چهل هزار درهم برسد، اگر بخواهد چیزی از آن مال نماند مگر این که در راه حق مصرف کند و چیزی از آن برای خودش نماند، همۀ آن را مصرف کند. پس جزو آن سه نفری خواهد بود که دعای آنها قبول نمی شود.
عرض کردم: آنها کدام افراد هستند؟
فرمود: یکی از آنها کسی است که مال داشته باشد و آن را در غیر جایش مصرف کند.
آن گاه گوید: خدایا! برای من روزی بده.
خداوند به او می فرماید: آیا ما برای تو راهی جهت طلب روزی قرار ندادیم؟
2- ابو حمزه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
اگر فقیری در خواست کرد، تا سه مرتبه به او اطعام نمایید و اگر از سه مرتبه بیشتر طعام دادید، اشکال ندارد و اگر نه حق یک روز را انجام دادید.
ص: 55
بَابُ دُعَاءِ السَّائِلِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ وَ غَيْرِهِ عَنْ زِيَادِ الْقَنْدِيِّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ قَالَ:
إِذَا أَعْطَيْتُمُوهُمْ فَلَقَّنُوهُمُ الدُّعَاءَ، فَإِنَّهُ يُسْتَجَابُ الدُّعَاءُ لَهُمْ فِيكُمْ وَ لا يُسْتَجَابُ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهُم عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:
لا تُحَقِّرُوا دَعْوَةَ أَحَدٍ، فَإِنَّهُ يُسْتَجَابُ لِلْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِي فِيكُمْ، وَ لَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ.
1- راوی گوید: حضرتش فرمود:
آن گاه که به فقیر چیزی می دهید و ادار نمایید که دعا کند، زیرا دعای آنها دربارۀ شما قبول است، اگر چه دعای آنها در حق خودشان قبول نیست.
2- حسن بن جهم گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
دعا هیچ کس را کوچک نشمارید گرچه فقیر یهودی و مسیحی باشد، دعای آنها دربارۀ شما قبول است ولی در حق خودشان قبول نیست.
ص: 56
بَابُ أَنَّ الَّذِي يَقْسِمُ الصَّدَقَةَ شَرِيكُ صَاحِبِهَا فِي الْأَجْرِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ رَزِينٍ قَالَ:
دَفَعَ إِلَيَّ شِهَابُ بْنُ عَبْدِ رَبِّهِ دَرَاهِمَ مِنَ الزَّكَاةِ أَقْسِمُهَا فَأَتَيْتُهُ يَوْماً فَسَأَلَنِي هَلْ قَسَمْتَهَا؟
فَقُلْتُ: لا.
فَأَسْمَعَنِي كَلَاماً فِيهِ بَعْضُ الْغِلْظَةِ، فَطَرَحْتُ مَا كَانَ بَقِيَ مَعِي مِنَ الدَّرَاهِم وَ قُمْتُ مُغْضَباً.
فَقَالَ لِي: ارْجِعْ حَتَّى أَحَدَّثَكَ بِشَيْءٍ سَمِعْتُهُ مِنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیهما السلام).
فَرَجَعْتُ فَقَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنِّي إِذَا وَجَدْتَ زَكَاتِي أَخْرَجْتُهَا فَأَدْفَعُ مِنْهَا إِلَى مَنْ أَثِقُ بِهِ يَقْسِمُهَا؟
1- صالح بن و زین گوید: شهاب بن عبد ربه چند درهم از زکات به من داد که تقسیم کنم، روزی نزد او رفتم، گفت: آیا درهم ها را تقسیم کردی؟
گفتم: نه.
او سخنان تندی به من گفت، من درهم هایی را که پیش من بود برگرداندم و با خشم بر خاستم .
او گفت: برگرد تا سخنی را که از امام صادق (علیه السلام) شنیده ام، به تو بازگویم.
من برگشتم، شهاب گفت: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: اگر زکات مال خود را جدا کردم آیا می توانم قسمتی از آن را به فرد مورد اطمینان بدهم که تقسیم کند؟
ص: 57
قَالَ: نَعَمْ، للَا بَأْسَ بِذَلِكَ أَمَا إِنَّهُ أَحَدُ الْمُعْطِينَ.
قَالَ صَالِحٌ: فَأَخَذْتُ الدَّرَاهِمَ حَيْثُ سَمِعْتُ الْحَدِيثَ فَقَسَمْتُهَا.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي نَهْشَلٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
لَوْ جَرَى الْمَعْرُوفُ عَلَى ثَمَانِينَ كَفَاً لَأُجِرُوا كُلُّهُمْ فِيهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُنْقَصَ صَاحِبُهُ مِنْ أَجْرِهِ شَيْئاً.
3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه اسلام) فِي الرَّجُلِ يُعْطَى الدَّرَاهِمَ يَقْسِمُهَا. قَالَ:
يَجْرِي لَهُ مَا يَجْرِي لِلْمُعْطِي وَ لا يُنْقَصُ الْمُعْطِي، مِنْ أَجْرِهِ شَيْئاً.
فرمود: آری، این کار اشکال ندارد، و آن کسی که زکاة را تقسیم می کند او هم از زکاة دهندگان شمرده می شود.
صالح می گوید: من وقتی این حدیث را شنیدم، درهم ها را پس گرفتم و تقسیم کردم.
2- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اگر کار خوب به دست هشتاد نفر انجام بگیرد، همه آن ها پاداش دارند بدون این که از پاداش صاحب مال کاسته شود.
جميل بن دراج گوید: امام صادق (علیه السلام) او در مورد کسی واسطه شود تا زکات دیگران را بین فقرا و مستمندان تقسیم کند، فرمود:
واسطۀ تقسیم، به پاداشی می رسد که صاحب زکات خواهد رسید، بدون این که اجر و پاداش صاحب مال نقصان یابد.
ص: 58
بَابُ الْإِيثَارِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ لَيْسَ عِنْدَهُ إِلَّا قُوتُ يَوْمِهِ أَيَعْطِفُ مَنْ عِنْدَهُ قُوتُ يَوْمِهِ عَلَى مَنْ لَيْسَ عِنْدَهُ شَيْءٌ وَ يَعْطِفُ مَنْ عِنْدَهُ قُوتُ شَهْرٍ عَلَى مَنْ دُونَهُ وَ السَّنَةُ عَلَى نَحْوِ ذَلِكَ أَمْ ذَلِكَ كُلُّهُ الْكَفَافُ الَّذِي لا يُلَامُ عَلَيْهِ.
فَقَالَ: هُوَ أَمْرٌ إِنَّ أَفْضَلَكُمْ فِيهِ أَحْرَصُكُمْ عَلَى الرَّغْبَةِ وَ الْأَثَرَةِ عَلَى نَفْسِهِ، فَإِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «وَ يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» وَ الْأَمْرُ الْآخَرُ لَا يُلَامُ عَلَى الْكَفَافِ، وَ الْيَدُ الْعُلْيَا خَيْرٌ مِنَ الْيَدِ السُّفْلَى، وَ ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ.
1- سماعه گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: کسی که قوت روزانه دارد، باید با کسی که قوت لایموت ندارد، مواسات کند؟ کسی که مخارج یک ماه خود را دارد، باید با فقیرتر از خود مواسات کند؟ کسی که هزینۀ یک سال خود را در حد کفاف دارد، باید با کسی که هزینۀ یک سال خود را ندارد، مواسات کند؟ یا نه اگر مواسات نكند، ملامتی بر او نیست، زیرا از سر حد کفاف خود افزون نداشته است؟
فرمود: هر دو راه بهتر است. البته برترین فرد کسی است که در کار نیک راغب و کوشا باشد و دیگران را بر خود برگزیند، چرا که خداوند می فرماید: «دیگران را بر خود مقدم می دارند، با آن که خود محتاج و بی نوایند» کسی که از حد کفاف خود افزون ندارد، مورد ملامت نخواهد بود، دست دهنده والاتر از دست گیرنده است. اما از خاندانت، آغاز کن.
ص: 59
2- قَالَ: وَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ صَالِحٍ عَنْ بُنْدَارَ بْنِ مُحَمَّدٍ الطَّبَرِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُوَيْدٍ السَّائِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: أَوْ صِنِي.
فَقَالَ: آمُرُكَ بِتَقْوَى اللَّهِ. ثُمَّ سَكَتَ، فَشَكَوْتُ إِلَيْهِ قِلَّةَ ذَاتِ يَدِي وَ قُلْتُ: وَ اللَّهِ، لَقَدْ عَرِيتُ حَتَّى بَلَغَ مِنْ عُرْيَتِي أَنَّ أَبَا فُلَانٍ نَزَعَ ثَوْبَيْنِ كَانَا عَلَيْهِ وَ كَسَانِيهِمَا.
فَقَالَ: صُمْ وَ تَصَدَّقُ!
قُلْتُ: أَتَصَدَّقُ مِمَّا وَ صَلَنِي بِهِ إِخْوَانِي، وَ إِنْ كَانَ قَلِيلاً؟
قَالَ: تَصَدَّقْ بِمَا رَزَقَكَ اللَّهُ، وَ لَوْ أَثَرْتَ عَلَى نَفْسِكَ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: أَيُّ الصَّدَقَةِ أَفْضَلُ؟
قَالَ: جُهْدُ الْمُقِلُ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ (عزوجل): «وَ يُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» تَرَى هَاهُنَا فَضْلاً.
2- علی بن سوید سائی گوید: به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: به من سفارشی بفرمایید.
فرمود: تو را به تقوای خدا سفارش می کنم.
آن گاه امام سکوت کرد. من به حضرتش از ناداری و تنگ دستی شکایت کردم و عرض کردم: به خدا سوگند! آن چنان برهنه شدم که جریان به ابا فلان رسید و او دو دست لباس که پوشیده بود از تنش بیرون کرد و به من پوشانید.
فرمود: روزه بگیر و صدقه بده!
عرض کردم: از آن مالی که برادرانم به من داده اند، صدقه بدهم، گرچه اندک باشد؟
فرمود: از آن چه خداوند به تو روزی کرده است، صدقه بده، اگر چه دیگران را بر خودت مقدم بداری.
3- ابو بصیر گوید: به امام (باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام)) عرض کردم: کدامین صدقه با فضیلت تر است.
فرمود: صدقه و کوشش کسی که مال اندکی دارد، مگر نشنیده ای که خداوند می فرماید: «و آنها را بر خود مقدم می دارند، هر چند خودشان بسیار نیازمندند» آیا این جا فضیلتی می بینی؟
ص: 60
بَابُ مَنْ سَأَلَ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام):
ضَمِنْتُ عَلَى رَبِّي أَنَّهُ لا يَسْأَلُ أَحَدٌ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ إِلَّا اضْطَرَّتْهُ الْمَسْأَلَةُ يَوْماً إِلَى أَنْ يَسْأَلَ مِنْ حَاجَةٍ.
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ):
اتَّبِعُوا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَإِنَّهُ قَالَ: مَنْ فَتَحَ عَلَى نَفْسِهِ بَابَ مَسْأَلَةٍ، فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ بَابَ فَقْرِ.
1- مالک بن عطیه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امام سجاد (علیه السلام) فرمود:
از جانب پروردگارم ضمانت کند که فردی که بدون نیاز سؤال کند خداوند او را ناچار نماید که روزی از روی نیاز گدایی کند.
2- محمد بن مسلم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت امیر مؤمنان على (علیه السلام) فرمود:
از سخن پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) پیروی کنید؛ زیرا که آن حضرت فرمود:
هر که بر خود دری از سؤال را باز کند، خداوند بر او دری از فقر و نیاز را باز خواهد کرد.
ص: 61
3 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ حُصَيْنِ السَّكُونِي قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
مَا مِنْ عَبْدٍ يَسْأَلُ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ فَيَمُوتُ حَتَّى يُحْوِجَهُ اللَّهُ إِلَيْهَا وَ يُثَبِّتَ اللَّهُ لَهُ بِهَا النَّارَ.
بَابُ كَرَاهِيَةِ الْمَسْأَلَة
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ حَمَّادٍ عَمَّنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عیه السلام) يَقُولُ:
إِيَّاكُمْ وَ سُؤَالَ النَّاسِ، فَإِنَّهُ ذُلُّ فِي الدُّنْيَا، وَ فَقْرٌ تُعَجِّلُونَهُ، وَ حِسَابٌ طَوِيلٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام):
3- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر بنده ای که بدون نیاز سؤال کند، نمی میرد مگر این که خداوند او را نیازمند کند و آتش بر او نوشته می شود.
1- راوی گوید امام صادق (علیه السلام) فرمود:
از سؤال کردن از مردم دوری کنید؛ زیرا که آن، موجب خواری در دنیا، ناداری با شتاب و صاحب حساب طولانی در روز قیامت است.
2- محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ص: 62
يَا مُحَمَّدُ! لَوْ يَعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِي الْمَسْأَلَةِ مَا سَأَلَ أَحَدٌ أَحَداً وَ لَوْ يَعْلَمُ الْمُعْطِي مَا فِي الْعَطِيَّةِ مَا رَدَّ أَحَدٌ أَحَداً.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
الْأَيْدِي ثَلَاثٌ: يَدُ اللَّهِ الْعُلْيَا وَ يَدُ الْمُعْطِي الَّتِي تَلِيهَا وَ يَدُ الْمُعْطَى أَسْفَلُ الْأَيْدِي. فَاسْتَعِفُوا عَنِ السُّؤَالِ مَا اسْتَطَعْتُمْ إِنَّ الْأَرْزَاقَ دُونَهَا حُجُبٌ. فَمَنْ شَاءَ قَنَى حَيَاءَهُ وَ أَخَذَ رِزْقَهُ وَ مَنْ شَاءَ هَتَكَ الْحِجَابَ وَأَخَذَ رِزْقَهُ.
وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ! لَأَنْ يَأْخُذَ أَحَدُكُمْ حَبْلاً ثُمَّ يَدْخُلَ عَرْضَ هَذَا الْوَادِي فَيَحْتَطِبَ حَتَّى لا يَلْتَقِيَ طَرَفَاهُ ثُمَّ يَدْخُلَ بِهِ السُّوقَ فَيَبِيعَهُ بِمُدٌ مِنْ تَمْرِ وَ يَأْخُذَ ثُلُثَهُ وَ يَتَصَدَّقَ بِثْلُتَيْهِ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَسْأَلَ النَّاسَ أَعْطَوْهُ أَوْ حَرَمُوهُ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ دَاوُدَ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
ای محمد! اگر گدای دریوزه بداند چه نکبتی در گدایی نهفته است، دست خود را پیش کسی دراز نمی کند. اگر بخشندۀ باعطا بداند چه سعادتی در عطا و بخشش نهفته است، هیچ گاه کسی را محروم نخواهد ساخت.
3- احمد بن نضر در حدیث مرفوعه ای گوید: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
دست ها سه گونه اند: دست خدا که بالا قرار دارد و فروتر از آن دست کسی است که صدقه می دهد و بعد از آن دست کسی که صدقه می گیرد.
پس تا می توانید از در خواست امتناع ورزید، زیرا که بر روزی ها پرده ای است و هر که خواست حيا کند روزی خود را می گیرد و هر که حیا نداشت پرده را پاره می کند و روزی خود را می گیرد.
به آن خدایی که جانم در دست قدرت اوست سوگند! اگر یکی از شما طنابی به دست گیرد و در این بیابان بپیماید و هیزم جمع کند تا آن که این طرف طناب را به آن طرفش نرسد و آن گاه وارد بازار شود و آن را در مقابل یک مد از خرما بفروشد و یک سوم آن را برای خود بردارد و دو سوم آن را صدقه بدهد، بهتر است از آن مردم سؤال کند. معلوم نیست که چیزی به او بدهند یا محرومش سازند.
4- ابراهیم بن عثمان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
ص: 63
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَحَبَّ شَيْئاً لِنَفْسِهِ وَ أَبْغَضَهُ لِخَلْقِهِ، أَبْغَضَ لِخَلْقِهِ الْمَسْأَلَةَ وَ أَحَبَّ لِنَفْسِهِ أَنْ يُسْأَلَ وَ لَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ (عزوجل) مِنْ أَنْ يُسْأَلَ، فَلَا يَسْتَحْيِي أَحَدُكُمْ أَنْ يَسْأَلَ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ وَ لَوْ بِشِسْعِ نَعْلٍ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
جَاءَتْ فَخِذْ مِنَ الْأَنْصَارِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَسَلَّمُوا عَلَيْهِ فَرَدَّ (علیهم السلام).
فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَنَا إِلَيْكَ حَاجَةٌ.
فَقَالَ: هَاتُوا حَاجَتَكُمْ.
قَالُوا: إِنَّهَا حَاجَةٌ عَظِيمَةٌ.
فَقَالَ: هَاتُوهَا مَا هِيَ؟
قَالُوا : تَضْمَنُ لَنَا عَلَى رَبِّكَ الْجَنَّةَ؟
خداوند تبارک و تعالی، صفتی را بر خود محبوب و بر آفریدگانش مبغوض داشته است؛ گدایی و دریوزگی را در برابر خود، محبوب می شمارد و در برابر دیگران مبغوض می دارد.
هیچ عبادتی به درگاه خدا بالاتر از این نیست که دست طلب بردارند و از پیشگاه او مسألت نمایند. مبادا کسی از گدایی درگاه خدا شرم کند، گرچه به خاطر یک بند کفش باشد.
5- ابی بصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: گروهی از انصار خدمت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) رسیدند، سلام عرض کردند و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) جواب فرمود.
عرض کردند: ای رسول خدا! ما به شما حاجتی داریم.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: بگویید حاجت شما چیست؟
عرض کردند: حاجت بزرگی است.
فرمود: بگویید چیست؟
عرض کردند: حاجت ما این است که از جانب خدا بهشت را بر ما ضمانت کنید.
ص: 64
قَالَ: فَنَكَسَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) رَأْسَهُ، ثُمَّ نَكَتَ فِي الْأَرْضِ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ، فَقَالَ:
أَفْعَلُ ذَلِكَ بِكُمْ عَلَى أَنْ لَا تَسْأَلُوا أَحَداً شَيْئاً؟
قَالَ: فَكَانَ الرَّجُلُ مِنْهُمْ يَكُونُ فِي السَّفَرِ فَيَسْقُطُ سَوْطُهُ فَيَكْرَهُ أَنْ يَقُولَ لِإِنْسَانٍ: نَاوِلْنِيهِ، فِرَاراً مِنَ الْمَسْأَلَةِ، فَيَنْزِلُ فَيَأْخُذُهُ، وَ يَكُونُ عَلَى الْمَائِدَةِ، فَيَكُونُ بَعْضُ الْجُلَسَاءِ أَقْرَبَ إِلَى الْمَاءِ مِنْهُ فَلَا يَقُولُ: نَاوِلْنِي حَتَّى يَقُومُ فَيَشْرَبُ.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
رَحِمَ اللهُ عَبْداً عَفَّ وَ تَعَفَّفَ، وَ كَفَّ عَنِ الْمَسْأَلَةِ، فَإِنَّهُ يَتَعَجَّلُ الدَّنِيَّةَ فِي الدُّنْيَا، وَ لَا يُغْنِي النَّاسُ عَنْهُ شَيْئاً.
قَالَ: ثُمَّ تَمَثَّلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) بِبَيْتِ حَاتِم:
إِذَا مَا عَرَفْتُ الْيَأْسَ أَلْفَيْتُهُ الْغِنَى إِذَا عَرَفَتْهُ النَّفْسُ وَ الطَّمَعُ الْفَقْرُ
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) سر مبارک را به زیر انداخت و بعد از آن با تازیانه ای که در دست داشت، زمین را خط کشی نمود (که این نشانه غم و فکر است) بعد از آن سر مبارک را بلند کرد و فرمود: من این کار را برای شما انجام می دهم به شرط این که شما نیز از هیچ کس سؤال نکنید.
راوی می گوید: این گروه از انصار طوری زندگی می کردند که اگر در مسافرت تازیانه یکی از آنها از دستش بر زمین می افتاد، دوست نداشت کسی که کنار او بود به او بگوید: تازیانه را به من بده، چرا که از سؤال کردن می ترسید و خودش پیاده شده و تازیانه را می گرفت و اگر یکی از آنها بر سفرۀ غذا می نشست و بعضی از همنشینان او نزدیک آب بودند، به او نمی گفت: به من آب بده و خودش بلند می شد و آب می خورد.
6- حسین ابن ابی العلا گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
خداوند رحمت کند بنده ای را که عفت داشته باشد و خود را به صورت آدم های با عفت درآورد و از سؤال کردن خود را نگهدارد، زیرا که سؤال کردن پستی در دنیا را نزدیک می کند، مردم او را از هیچ چیزی بی نیاز نمی کنند.
آن گاه امام (علیه السلام) به شعر حاتم مثال زد و فرمود: اگر انسان حقیقت ناامیدی از مردم را درک کند ناامیدی را ثروت می یابد و اگر انسان آن را درک کند و طمع داشته باشد؛ همان ناداری است.
ص: 65
7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ قَيْسِ بْنِ رُمَّانَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَذَ كَرْتُ لَهُ بَعْضَ حَالِي.
فَقَالَ: يَا جَارِيَةُ! هَاتِ ذَلِكَ الْكِيسَ هَذِهِ أَرْبَعُمِائَةِ دِينَارٍ وَصَلَنِي بِهَا أَبُو جَعْفَرٍ فَخُذْهَا وَ تَفَرَّجُ بِهَا.
قَالَ: فَقُلْتُ: لَا وَ اللَّهِ، جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا هَذَا دَهْرِي، وَلَكِنْ أَحْبَبْتُ أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لِي.
قَالَ: فَقَالَ: إِنِّي سَأَفْعَلُ، وَلَكِنْ إِيَّاكَ أَنْ تُخْبِرَ النَّاسَ بِكُلِّ حَالِكَ فَتَهُونَ عَلَيْهِمْ.
8- وَ رُوِيَ عَنْ لُقْمَانَ أَنَّهُ قَالَ لِابْنِهِ:
يَا بُنَيَّ! ذُقْتُ الصَّبْرَ وَأَكَلْتُ لِحَاءَ الشَّجَرِ فَلَمْ أَجِدْ شَيْئًا هُوَ أَمَرُّ مِنَ الْفَقْرِ، فَإِنْ بُلِيتَ بِهِ يَوْماً وَ لا تُظهِرِ النَّاسَ عَلَيْهِ فَيَسْتَهِينُوكَ، وَ لا يَنْفَعُوكَ بِشَيْءٍ، ارْجِعْ إِلَى الَّذِي ابْتَلَاكَ بِهِ فَهُوَ أَقْدَرُ عَلَى فَرَجِكَ وَ سَلْهُ مَنْ ذَا الَّذِي سَأَلَهُ، فَلَمْ يُعْطِهِ أَوْ وَثِقَ بِهِ فَلَمْ يُنْجِهِ.
7- مفضل بن قیس گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم و از پریشانی روزگارم نالیدم.
حضرتش به خادم خود فریاد زد که آن کیسه را بیاور. و آن کیسه را به من داد و فرمود: در این کیسه چهارصد دینار طلا است که ابو جعفر خلیفۀ عباسی به من داده است. با این پول ها به زندگی خود سرو سامان بده.
گفتم: نه به خدا سوگند! قربانت شوم! من برای جلب کمک، حال و روز خود را برملا نکردم. دوست داشتم که برای من دعا کنید.
فرمود: به زودی برایت دعا خواهم کرد، ولی مبادا مردم را از پریشان حالی خود باخبر سازی که در چشم آنان خوار و بی مقدار می شوی.
8- راوی گوید: لقمان به فرزندش گفت: ای پسرم! صبر را چشیدم و پوست درخت را خوردم چیزی تلخ تر از ناداری نیافتم و اگر روزی به ناداری آزمایش شدی، مردم را از آن آگاه نکن که تو را سبک می شمارند و هیچ منفعتی به تو نمی رسانند. به سوی کسی برگرد که او برگشایش کار تو قدرت دارد و از کسی سئوال کن هر که از او سئوال نمود رد نکرد و هر که به او اطمینان پیدا کرد، نجات داد.
ص: 66
بَابُ الْمَنِّ
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى عَنْ غِيَاثٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَرِهَ لِي سِتَّ خِصَالٍ وَ كَرِهْتُهَا لِلْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِي وَ أَتْبَاعِهِمْ مِنْ بَعْدِي مِنْهَا الْمَنُّ بَعْدَ الصَّدَقَةِ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الْمَنُ يَهْدِمُ الصَّنِيعَةَ.
1- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
خداوند تبارک و تعالی برای من شش صفت را کراهت داشتند و من نیز آنها را برای جانشینان از فرزندانم و پیروان آنها مکروه می دارم که یکی از آنها منت نهادن بعد از صدقه است.
2- احمد بن ابی عبدالله در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
منت نهادن پاداش صدقه و نیکی را نابود می سازد.
ص: 67
بَابُ مَنْ أَعْطَى بَعْدَ الْمَسْأَلَة
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِالله (علیه السلام):
أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) بَعَثَ إِلَى رَجُلٍ بِخَمْسَةِ أَوْسَاقٍ مِنْ تَمْرِ الْبَغَيْبِغَةِ، وَ كَانَ الرَّجُلُ مِمَّنْ يَرْجُو نَوَافِلَهُ وَ يُؤَمِّلُ نَائِلَهُ وَرِفْدَهُ، وَ كَانَ لَا يَسْأَلُ عَلِيّاً (علیه السلام) وَ لَا غَيْرَهُ شَيْئاً.
فَقَالَ رَجُلٌ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): وَ اللَّهِ، مَا سَأَلَكَ فُلَانٌ وَ لَقَدْ كَانَ يُجْزِنُهُ مِنَ الْخَمْسَةِ الْأَوْسَاقِ وَسْقٌ وَاحِدٌ.
فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): لا كَثَّرَ اللَّهُ فِي الْمُؤْمِنِينَ ضَرْبَكَ أُعْطِي أَنَا وَ تَبْخَلُ أَنْتَ لِلَّهِ، أَنْتَ إِذَا أَنَا لَمْ أَعْطِ الَّذِي يَرْجُونِي إِلَّا مِنْ بَعْدِ الْمَسْأَلَةِ ثُمَّ أُعْطِيهِ بَعْدَ الْمَسْأَلَةِ.
1- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) به مردی پنج وسق خرمای منطقه «بغيبغه» را فرستاد و آن مرد کسی بود که امیدش به فضل و تفضلات خداوند بود و به او امید داشت که او را ناامید نمی کرد و میهمان های خود را پذیرایی می کرد، نه از حضرت علی (علیه السلام) و نه از غیر آن حضرت چیزی را سؤال نمی کرد.
مردی که خدمت امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نشسته بود. گفت: این مرد چیزی از شما سؤال نمی کند که یک وسق خرما برای او کافی بود، چرا پنج وسق خرما برای او فرستادی؟
امير مؤمنان على (علیه السلام) فرمود: خداوند امثال تو را میان مؤمنان زیاد نکند! من می بخشم تو بخل می ورزی! انصاف بده! اگر من چیزی ندهم به کسی که به من امید دارد مگر بعد از سؤال کردن آن، که بعد از سؤال کردن به او می دهم.
ص: 68
فَلَمْ أُعْطِهِ ثَمَنَ مَا أَخَذْتُ مِنْهُ، وَ ذَلِكَ لِأَنِّي عَرَّضْتُهُ أَنْ يَبْذُلَ لِي وَجْهَهُ الَّذِي يُعَفِّرُهُ فِي التُّرَابِ لِرَبِّي وَ رَبِّهِ عِنْدَ تَعَبدِهِ لَهُ وَ طَلَبِ حَوَائِجِهِ إِلَيْهِ، فَمَنْ فَعَلَ هَذَا بِأَخِيهِ الْمُسْلِم وَ قَدْ عَرَفَ أَنَّهُ مَوْضِعٌ لِصِلَتِهِ وَ مَعْرُوفِهِ فَلَمْ يُصَدِّقِ اللَّهَ (عزوجل) فِي دُعَائِهِ لَهُ حَيْثُ يَتَمَنَّى لَهُ الْجَنَّةَ بِلِسَانِهِ وَ يَبْخَلُ عَلَيْهِ بِالْحُطَامِ مِنْ مَالِهِ، وَ ذَلِكَ أَنَّ الْعَبْدَ قَدْ يَقُولُ فِى دُعَائِهِ: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ، فَإِذَا دَعَا لَهُمْ بِالْمَغْفِرَةِ فَقَدْ طَلَبَ لَهُمُ الْجَنَّةَ فَمَا أَنْصَفَ مَنْ فَعَلَ هَذَا بِالْقَوْلِ وَ لَمْ يُحَقِّقْهُ بِالْفِعْلِ.
2- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ نُوحٍ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الدُّهْلِي رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:
در واقع قیمت آن چیزی است که ما از او گرفته ایم و آن آبروی اوست که او بخشش کرده است، صورتی که برای خدای من و خود بر خاک قرار می دهد و زمانی که خدا را عبادت می کند و از او طلب حاجت نماید و هر که با برادر مؤمن این گونه رفتار کند در حالی که می داند که او مورد احسان و خوبی است؛ پس او خدای متعال گوارا در دعایش تصدیق نکرده است زیرا که از خدا برای برادر مسلمان به زبان خودش آرزوی بهشت می کند و اما به او به چیزی که ارزش ندارد از مال خودش، بخل می ورزد، زیرا که این بنده در دعایش این گونه می گوید: خداوندا! مردان مؤمن و زن های مؤمن را بیامرز.
وقتی که برای آنها دعا می کند در واقع برای آنها به آمرزش طلب کرده است و برای آنها بهشت را درخواست کرده است. پس انصاف نکرده است کسی که این کار را با زبان خود انجام می دهد و با عمل خود این کار را به وجود نمی آورد.
2- احمد بن نوح در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 69
المَعْرُوفُ ابْتِدَاء وَ أَمَّا مَنْ أَعْطَيْتَهُ بَعْدَ الْمَسْأَلَةِ، فَإِنَّمَا كَافَيْتَهُ بِمَا بَذَلَ لَكَ مِنْ وَجْهِهِ يَبِيتُ لَيْلَتَهُ أَرِقاً مُتَمَلْمِلاً يَمْثْلُ بَيْنَ الرَّجَاءِ وَ الْيَأْسِ لا يَدْرِي أَيْنَ يَتَوَجَّهُ لِحَاجَتِهِ ثُمَّ يَعْزِمُ بِالْقَصْدِ لَهَا، فَيَأْتِيكَ وَ قَلْبُهُ يَرْجُفُ وَ فَرَائِصُهُ تَرْعُدُ قَدْ تَرَى دَمَهُ فِي وَجْهِهِ لَا يَدْرِي أَ يَرْجِعُ بِكَأْبَةٍ أَمْ بِفَرَح.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَنْدَلٍ عَنْ يَاسِرٍ عَنِ الْيَسَعِ بْنِ حَمْزَةَ قَالَ: كُنتُ فِي مَجْلِسِ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) أحَدِّتُهُ، وَ قَدِ اجْتَمَعَ إِلَيْهِ خَلْقٌ كَثِيرٌ يَسْأَلُونَهُ عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ، إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ طُوَالٌ آدَمُ فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! رَجُلٌ مِنْ مُحِبِّيكَ وَ مُحِبِّي آبَائِكَ وَ أَجْدَادِكَ (علیهما السلام) مَصْدَرِي مِنَ الْحَجِّ وَ قَدِ افْتَقَدْتُ نَفَقَتِي وَ مَا مَعِي مَا أَبْلُغُ مَرْحَلَةً فَإِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُنْهِضَنِي إِلَى بَلَدِي وَ لِلَّهِ عَلَيَّ نِعْمَةٌ فَإِذَا بَلَغْتُ بَلَدِي تَصَدَّقْتُ بِالَّذِي تُوَلِّينِي عَنْكَ فَلَسْتُ مَوْضِعَ صَدَقَةٍ.
فَقَالَ لَهُ: اجْلِسْ رَحِمَكَ اللَّهُ!
معروف آن است که اوّل پرداخت نمایی و اگر چیزی را بعد از سؤال کردن بدهی، همان عوض آبروی اوست او که شب بیدار بوده و از این پهلو به آن پهلو به خود می پیچیده و بین امید و ترس بوده و نمی دانسته که کجا دنبال حاجتش برود تا این که تصمیم گرفت و اراده کرد که پیش تو بیاید در حالی که قلب او می تپید و از ترس پوست بدن او می لرزید، و خون او را در صورت او می دیدی و او نمی دانست که آیا ناامید و محزون یا خوش حال بر می گردد.
3- يسع بن حمزة گوید: در حضور امام رضا (علیه السلام) بودم و با حضرتش گفت و گو می کردم و اطراف امام، جمعیت زیادی از مردم بودند که از حلال و حرام سؤال می کردند. ناگاه شخص گندمگون قد بلندی خدمت امام شرفیاب شد و گفت: درود بر تو ای فرزند رسول خدا! مردی از دوستان تو، پدر تو و اجداد تو هستم که از حج بر می گردم و دارایی خودم را گم کرده ام، چیزی ندارم که مرا به وطنم برسانم. اگر خواستید به من کمک کنید که به وطنم برگردم. زندگی من خوب است، وقتی که آنجا رسیدم مال شما را صدقه می دهم، زیرا که من مستحق صدقه نیستم.
حضرتش فرمود: بنشین! خدا تو را رحمت کند
ص: 70
وَ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ يُحَدِّثُهُمْ حَتَّى تَفَرَّقُوا وَ بَقِيَ هُوَ وَ سُلَيْمَانُ الْجَعْفَرِيُّ وَ خَيْثَمَةً وَ أَنَا، فَقَالَ: أَتَأْذَنُونَ لِي فِي الدُّخُولِ؟
فَقَالَ لَهُ سُلَيْمَانُ: قَدَّمَ اللَّهُ أَمْرَكَ.
فَقَامَ فَدَخَلَ الْحُجْرَةَ وَ بَقِيَ سَاعَةٌ ثُمَّ خَرَجَ وَ رَدَّ الْبَابَ وَأَخْرَجَ يَدَهُ مِنْ أَعْلَى الْبَابِ، وَ قَالَ: أَيْنَ الْخُرَاسَانِيُّ؟
فَقَالَ: هَا أَنَا ذَا.
فَقَالَ: خُذْ هَذِهِ الْمِائَتَيْ دِينَارٍ، وَ اسْتَعِنْ بِهَا فِي مَثُونَتِكَ وَ نَفَقَتِكَ وَ تَبَرَّكْ بِهَا وَ لَا تَصَدَّقُ بِهَا عَنِّي، وَ اخْرُجْ فَلَا أَرَاكَ وَ لَا تَرَانِي.
ثُمَّ خَرَجَ فَقَالَ لَهُ سُلَيْمَانُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! لَقَدْ أَجْزَلْتَ وَ رَحِمْتَ فَلِمَا ذَا سَتَرْتَ وَجْهَكَ عَنْهُ؟
آن گاه حضرتش توجهی به مردم کرده و با آنان حرف می زد، تا این که همه مردم رفتند.
من با سلیمان جعفری و خیثمه ماندیم و امام (علیه السلام) فرمود: اجازه می دهید که من به اندرون بروم؟
سلیمان عرض کرد: بفرمایید.
امام (علیه السلام) داخل حجره شد و ساعتی در حجره بود و بعد از آن خارج شد و در را بست و دست خود را از بالای در بیرون کرد و فرمود: خراسانی کجاست؟
آن مرد عرض کرد: من اینجا هستم.
فرمود: این دویست دینار را بگیر در هزینه و زندگی خود خرج کن و تبرک بجوی و از جانب من صدقه نده و برو که من تو را نبینم و تو مرا نبینی.
آن مرد رفت. سلیمان عرض کرد: جانم به قربان شما! بخشش کردی به آن مرد و او را مورد رحمت قرار دادی، چرا صورت خود را از او پوشانیدی؟
ص: 71
فَقَالَ: مَخَافَةَ أَنْ أَرَى ذُلَّ السُّؤَالِ فِي وَجْهِهِ، لِقَضَائِي حَاجَتَهُ. أَمَا سَمِعْتَ حَدِيثَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ يَعْدِلُ سَبْعِينَ حَجَّةٌ، وَ الْمُذِيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَ الْمُسْتَتِرُ بِهَا مَغْفُورٌ لَهُ؟ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ الْأُوَلِ: مَتَى آتِهِ يَوْماً لِأَطْلُبَ حَاجَةً رَجَعْتُ إِلَى أَهْلِي وَ وَجْهِي بِمَائِهِ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بِإِسْنَادٍ ذَكَرَهُ عَنِ الْحَارِثِ الْهَمْدَانِي قَالَ: سَامَرْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) فَقُلْتُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! عَرَضَتْ لِي حَاجَةٌ.
قَالَ: فَرَأَيْتَنِي لَهَا أَهْلاً.
قُلْتُ: نَعَمْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ!
قَالَ: جَزَاكَ اللَّهُ عَنِّي خَيْراً.
امام فرمود: از ترس این که خواری سؤال را به جهت برآوردن نیاز او در صورتش نبینم.
آیا حدیث پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) را نشنیده ای که فرمود: انجام کار خوبی در پنهانی مساوی است با هفتاد حج و کسی که گناه را آشکار کند، پیش خدا ذلیل است.
و کسی که حسنه را پنهانی بدهد مورد مغفرت خدا قرار می گیرد. آیا قول پیشینیان را نشنیده ای که گفت: زمانی که به خاطر نیازی از نزد آن شخص کریم نزد خانواده ام برگشتم در حالی که آبرویم محفوظ بود.
4- حارث همدانی گوید: آهسته خدمت امیر مؤمنان علی (علیه السلام) عرض کردم: ای امیر مؤمنان! برای من گرفتاری پیش آمده است.
امام فرمود: مرا اهل آن دانستی که حاجت تو را برآورده کنم؟
عرض کردم: آری ای امیرمؤمنان!
حضرت فرمود: خداوند تو را از جانب من پاداش خیر بدهد.
ص: 72
ثُمَّ قَامَ إِلَى السِّرَاجِ فَأَغْشَاهَا وَ جَلَسَ، ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا أَغْشَيْتُ السِّرَاجَ لِئَلَّا أَرَى ذُلَّ حَاجَتِكَ فِي وَجْهَكِ فَتَكَلَّمْ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) يَقُولُ: الْحَوَائِجُ أَمَانَةٌ مِنَ اللَّهِ فِي صُدُورِ الْعِبَادِ، فَمَنْ كَتَمَهَا كُتِبَتْ لَهُ عِبَادَةٌ، وَ مَنْ أَفْشَاهَا كَانَ حَقًّا عَلَى مَنْ سَمِعَهَا أَنْ يَعْنِيَهُ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْأَصْبَعَ عَنْ بُنْدَارَ بْنِ عَاصِمٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)قَالَ: قَالَ:
مَا تُوَسَّلَ إِلَيَّ أَحَدٌ بِوَسِيلَةٍ وَ لا تَذَرِّعَ بِذَرِيعَةٍ أَقْرَبَ لَهُ إِلَى مَا يُرِيدُهُ مِنِّي مِنْ رَجُلٍ سَلَفَ إِلَيْهِ مِنِّي يَدٌ أَتْبَعْتُهَا أُخْتَهَا وَ أَحْسَنْتُ رَبَّهَا، فَإِنِّي رَأَيْتُ مَنْعَ الْأَوَاخِرِ يَقْطَعُ لِسَانَ شُكْرِ الْأَوَائِلِ، وَ لا سَخَتْ نَفْسِي بِرَدِّ بِكْرِ الْحَوَائِجِ وَ قَدْ قَالَ الشَّاعِرُ:
وَ إِذَا بُلِيتَ بِبَذْلِ وَ جْهَكَ سَائِلاً *** فَابْذُلْهُ لِلْمُتَكَرِّم الْمِفْضَالِ
إِنَّ الْجَوَادَ إِذَا حَبَاكَ بِمَوْعِدٍ *** أَعْطَاكَهُ سَلِساً بِغَيْرِ مِطَالٍ
وَ إِذَا السُّؤَالُ مَعَ النَّوَالِ قَرَنْتَهُ *** رَجَحَ السُّؤَالُ وَ خَفَّ كُلُّ نَوَالٍ
آن گاه حضرتش به سمت چراغ رفت و نور آن را کم کرد و نشست فرمود: نور چراغ را کم کردم مبادا این که خواری نیاز تو را در صورتت ببینم، حرف بزن، زیرا که من از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود: «حاجت ها امانت است از جانب خدا در سینه های بنده های خدا و هر که پنهان نگه دارد آن امانت را برای او عبادت نوشته شود و هر که آشکار کند آن امانت را بر خدا سزاوار است که هر که آن امانت را بشنود او را کفایت کند».
5- بندار بن عاصم در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هیچ کس به من به وسیله ای متوسل نشد و به اسبابی که نزدیک باشد به آن به من چنگ نزد که از من می خواست از مردی که سبقت بگیرد از من، دستی که پیروی کند دست اوّل را و نمو و رشد آن را نیکو کند (یعنی هیچ دستی بر دست من در بخشش و هدايا مقدم نیست) زیرا که من دیدم محروم کردن دیگران سبب قطع سپاس آن ها می شود و هرگز بخشش من حاجت های تازه را، رد نکرده است و شاعر می گوید:
زمانی که نیاز پیدا کردی آبروی خود را بخشش کنی در سؤال کردن پس آبروی خود را بخشش کن نزد اهل کرم و کسی که بسیار بخشش کننده است، زیرا که بخشش کننده اگر شب ها وعدۀ بخشش دهد آسان و بدون تلف کردن وقت عطا می نماید و زمانی که سؤال با بخشش اهل آن همراه شود، سؤال برتری دارد و بخشش سبک می شود.
ص: 73
بَابُ الْمَعْرُوفِ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ الْجُعْفِی قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
إِنَّ مِنْ بَقَاءِ الْمُسْلِمِينَ وَ بَقَاءِ الْإِسْلَام أَنْ تَصِيرَ الْأَمْوَالُ عِنْدَ مَنْ يَعْرِفُ فِيهَا الْحَقَّ وَ يَصْنَعُ فِيهَا الْمَعْرُوفَ، فَإِنَّ مِنْ فَنَاءِ الْإِسْلَامِ وَ فَنَاءِ الْمُسْلِمِينَ أَنْ تَصِيرَ الْأَمْوَالُ فِي أَيْدِي مَنْ لا يَعْرِفُ فِيهَا الْحَقَّ وَ لَا يَصْنَعُ فِيهَا الْمَعْرُوفَ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ دَاوُدَ الرَّفِّيِّ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام):
إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) جَعَلَ لِلْمَعْرُوفِ أَهْلاً مِنْ خَلْقِهِ حَبَّبَ إِلَيْهِمْ فَعَالَهُ وَ وَجَّهَ لِطُلَّابِ الْمَعْرُوفِ الطَّلَبَ إِلَيْهِمْ، وَ يَسَّرَ لَهُمْ قَضَاءَهُ كَمَا يَسَّرَ الْغَيْثَ لِلْأَرْضِ الْمُجْدِبَةِ لِيُحْيِيَهَا وَ يُحْيِيَ بِهِ أَهْلَهَا.
1- اسماعیل بن جعفی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اگر ثروت و دولت در کف حق شناسان افتد و آنان که حق نعمت الهی را بدانند و در کار نیک و احسان به خلق کوشا باشند، مایهٔ بقای اسلام و مسلمانان خواهد بود. و اگر ثروت و دولت در کف حق ناشناسان افتد، آنان که حق نعمت الهی را در نیابند و در احسان و نیکوکاری به خلق کوشا نباشند موجب فنای اسلام و مسلمانان خواهد گشت.
2- ابو حمزه ثمالی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:
خداوند برای معروف از بندگان خود افرادی را شایسته این کار قرار داده است و کار خیر را دوست آنها قرار داده است و کسانی را که طالب خیر هستند، متوجه آنها گردانیده است و بر آنها برآوردن کارهای آنها را آسان کرده آن سان که باران را برای زمین خشک آسان کرده است که به وسیله باران آن زمین خشک و ساکنان آن زمین زنده می شوند.
ص: 74
وَ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِلْمَعْرُوفِ أَعْدَاءً مِنْ خَلْقِهِ بَغَضَ إِلَيْهِمُ الْمَعْرُوفَ، وَ بَغْضَ إِلَيْهِمْ فَعَالَهُ وَ حَظَرَ عَلَى طُلَّابِ الْمَعْرُوفِ الطَّلَبَ إِلَيْهِمْ، وَ حَظَرَ عَلَيْهِمْ قَضَاءَهُ كَمَا يُحَرِّمُ الْغَيْثَ عَلَى الْأَرْضِ الْمُجْدِبَةِ لِيَهْلِكَهَا وَ يُهْلِكَ أَهْلَهَا وَ مَا يَعْفُو اللَّهُ أَكْثَرُ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ (علیه السلام) يَقُولُ:
إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَى اللَّهِ لَمَنْ حَبَّبَ إِلَيْهِ الْمَعْرُوفَ وَ حَبَّبَ إِلَيْهِ فَعَالَهُ.
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّفِّيِّ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) مِثْلَهُ.
و به راستی که خداوند برای معروف، دشمنانی از بندگان خود قرار داده و معروف را مبغوض آنها ساخته و همچنین کار معروف را بر آنها مبغوض کرده و بر کسانی که طالب معروف اند منع کرده که از آن ها طلب معروف کنند و آن بندگانی که معروف را دشمن دارند از برآوردن نیاز نیازمندان محروم کرده است، همان طوری که زمین خشک را از بارش باران، محروم ساخته است تا این که زمین و ساکنان آن در اثر خشکی و هلاک شوند و آن چه که خداوند مورد گذشت خویش قرار می دهد بیش از آن است (که مورد غضب خدا قرار می گیرد).
3- ابوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
به راستی که محبوبترین بنده از بندگان خدا کسی است که کار معروف در نزد او محبوب او باشد و هم چنین انجام دادن معروف برای او محبوب باشد.
ص: 75
بَابُ فَضْلِ الْمَعْرُوفِ
1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
كُلُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ، وَ أَفْضَلُ الصَّدَقَةِ صَدَقَةٌ عَنْ ظَهْرِ غِنِّى وَ ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ وَ اليدُ الْعُلْيَا خَيْرٌ مِنَ الْيَدِ السُّفْلَى، وَ لا يَلُومُ اللَّهُ عَلَى الْكَفَافِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
كُلُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي يَقْضَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
1- عبد الأ على گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
احسان و نیکوکاری در شمار صدقه است. برترین صدقه و احسان، صدقه به هنگام ثروتمندی است. اما از خانواده ات آغاز کن. دست دهنده والاتر از دست گیرنده است.
خداوند تو را ملامت نمی کند که چرا از حد کفاف خود ایثار و انفاق نکردی.
2- معاوية بن وهب گوید: امام صادق (علیه السلام) می فرماید: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
هرگونه احسان و نیکوکاری در شمار صدقه است.
3- ابو یقظان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 76
رَأَيْتُ الْمَعْرُوفَ كَاسْمِهِ وَ لَيْسَ شَيْءٌ أَفْضَلَ مِنَ الْمَعْرُوفِ إِلَّا ثَوَابُهُ وَ ذَلِكَ يُرَادُ مِنْهُ، وَ لَيْسَ كُلُّ مَنْ يُحِبُّ أَنْ يَصْنَعَ الْمَعْرُوفَ إِلَى النَّاسِ يَصْنَعُهُ وَ لَيْسَ كُلُّ مَنْ يَرْغَبُ فِيهِ يَقْدِرُ عَلَيْهِ وَ لا كُلُّ مَنْ يَقْدِرُ عَلَيْهِ يُؤْذَنُ لَهُ فِيهِ، فَإِذَا اجْتَمَعَتِ الرَّغْبَةُ وَ الْقُدْرَةُ وَ الْإِذْنُ فَهُنَالِكَ تَمَّتِ السَّعَادَةُ لِلطَّالِبِ وَ الْمَطْلُوبِ إِلَيْهِ.
وَ رَوَاهُ أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مِثْلَهُ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
كُلَّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ، وَ الدَّالُ عَلَى الْخَيْرِ كَفَاعِلِهِ، وَ اللَّهُ (عزوجل) يُحِبُّ إِغَاثَةَ اللَّهْفَانِ.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
احسان و نیکوکاری را همانند نامش نیکو دیدم و نیکوتر از احسان، پاداشی است که خدا برای احسان منظور کرده است. چه بسیارند که احسان به خلق را دوست دارند، اما در عمل قاصر و ناتوانند. چه بسیارند که مشتاق احسانند اما توان مالی ندارند. چه بسیارند که توان مالی دارند، اما رخصت و فرصت نمی یابند. موقعی که اشتیاق و توان و رخصت همه جمع گردند سعادت برای خواهان و خواهنده کامل می شود.
4- ابن قداح گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوار خود (علیهم السلام) نقل می فرماید که پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
هر معروفی صدقه است، راهنمایی کننده بر خیر به سان کسی است آن خیر را انجام داده است و خداوند فریاد رسی مظلومان را دوست دارد.
5- عمر بن یزید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 77
الْمَعْرُوفُ شَيْءٌ سِوَى الزَّكَاةِ فَتَقَرَّبُوا إِلَى اللَّهِ (عزوجل) بِالْبِرِّ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ.
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) قَالَ:
اصْنَعِ الْمَعْرُوفَ إِلَى مَنْ هُوَ أَهْلُهُ وَ إِلَى مَنْ لَيْسَ مِنْ أَهْلِهِ، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ هُوَ مِنْ أَهْلِهِ فَكُنْ أَنْتَ مِنْ أَهْلِهِ.
7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ سَابَاطَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِعَمَّارٍ:
يَا عَمَّارُ! أَنْتَ رَبُّ مَالٍ كَثِيرٍ.
قَالَ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ!
قَالَ: فَتُؤَدِّي مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْكَ مِنَ الزَّكَاةِ؟
قَالَ: نَعَمْ.
قَالَ: فَتُخْرِجُ الْمَعْلُومَ مِنْ مَالِكَ.
احسان و نیکی، از محدودۀ زکات فریضه خارج است. با احسان و صلۀ رحم به خداوند (عزوجل) تقرب بجویید.
6- جمیل بن دراج گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
کار معروف را برای همه - اهل معروف باشد یا نباشد - انجام بده، زیرا اگر او اهل معروف نیست، تو اهل معروف باش.
راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) به عمّار فرمود: ای عمار! تو مال فراوان داری؟
عرض کرد: آری جانم به قربانت!
فرمود: آن چه که خدا بر تو از زکات واجب کرده است، می پردازی؟
عرض کرد: آری.
فرمود: مالی که معلوم است می پردازی؟
ص: 78
قَالَ: نَعَمْ.
قَالَ: فَتَصِلُ قَرَابَتَكَ؟
قَالَ: نَعَمْ.
قَالَ: فَتَصِلُ إِخْوَانَكَ؟
قَالَ: نَعَمْ.
فَقَالَ: يَا عَمَّارُ! إِنَّ الْمَالَ يَفْنَى وَ الْبَدَنَ يَبْلَى وَ الْعَمَلَ يَبْقَى وَ الدَّيَّانُ حَيٌّ لا يَمُوتُ.
يَا عَمَّارُ! إِنَّهُ مَا قَدَّمْتَ فَلَنْ يَسْبقَكَ وَ مَا أَخَّرْتَ فَلَنْ يَلْحَقَكَ.
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ حَدِيدِ بْنِ حَكِيمٍ أَوْ مُرَازِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
أَيُّمَا مُؤْمِنٍ أَوْصَلَ إِلَى أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ مَعْرُوفاً، فَقَدْ أَوْصَلَ ذَلِكَ إِلَى رَسُولِ الله (صلى الله عليه و آله).
عرض کرد: آری.
فرمود: صلۀ رحم انجام می دهی؟
عرض کرد: آری.
فرمود: به دوستانت هم کمک می کنی؟
عرض کرد: آری.
فرمود: ای عمار! به راستی که مال از بین می رود، بدن فرسوده می شود و کار می ماند و خدایی که پاداش می دهد زنده است، نمی میرد. ای عمار! هر چه از مال بر خودت مقدم داشته ای هرگز از تو سبقت نمی گیرد و آنچه که از مالت به تأخیر انداختی، هرگز به تو نمی پیوندد.
مرازم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هر کس به برادر ایمانی خود احسان کند در واقع به رسول خدا صلى الله عليه وسلم احسان کرده است.
ص: 79
9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله (علیه السلام):
اصْنَعُوا الْمَعْرُوفَ إِلَى كُلِّ أَحَدٍ فَإِنْ كَانَ أَهْلَهُ وَ إِلَّا فَأَنْتَ أَهْلُهُ.
10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:
إِنَّ أَعْرَابِيَّاً مِنْ بَنِي تَمِيمٍ أَتَى النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) فَقَالَ: أَوْ صِنِي.
فَكَانَ فِيمَا أَوْصَاهُ بِهِ أَنْ قَالَ: يَا فُلَانُ! لا تَزْهَدَنَّ فِي الْمَعْرُوفِ عِنْدَ أَهْلِهِ.
11- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِي جَعْفَر (علیه السلام)ِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ المَعْرُوفُ وَ أَهْلُهُ، وَ أَوَّلُ مَنْ يَرِدُ عَلَيَّ الْحَوْضَ.
12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
9- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
با هر کسی که باشد راه احسان بپویید، اگر او شایستۀ احسان نباشد، تو شایستگی خود را برای فیض و احسان به خلق نمایان و آشکار کن.
10- ابوبصیر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:
مردی از اعراب بنی تمیم خدمت پیامبر (صلى الله عليه و آله) شرفیاب شد و گفت: به من سفارشی بفرمایید!
پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) در جمله سفارشات خود فرمود: فلانی! مبادا دربارۀ شایستگان و نجیب زادگان از نیکی و احسان دریغ ورزی.
11- عبیدالله بن ولید گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
اهل احسان پیشاپیش دیگران وارد بهشت می شوند، و همان ها پیش از دیگران بر کنار حوض کوثر به من ملحق می شوند.
12- سيف بن عميرة گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 80
أَجِيرُوا لِأَهْلِ المَعْرُوفِ عَثَرَاتِهِمْ وَ اغْفِرُوهَا لَهُمْ، فَإِنَّ كَفَّ اللَّهِ تَعَالَى عَلَيْهِمْ هَكَذَا - وَ أَوْ مَا بِيَدِهِ كَأَنَّهُ يُظِلُّ بِهَا شَيْئاً _.
بَابُ مِنْهُ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِ) يَقُولُ:
مَنْ صَنَعَ بِمِثْلِ مَا صُنِعَ إِلَيْهِ فَإِنَّمَا كَافَأَهُ وَ مَنْ أَضْعَفَهُ كَانَ شَكُوراً، وَ مَنْ شَكَرَ كَانَ كَرِيماً، وَ مَنْ عَلِمَ أَنَّ مَا صَنَعَ إِنَّمَا صَنَعَ إِلَى نَفْسِهِ لَمْ يَسْتَبْطِ النَّاسَ فِي شُكْرِهِمْ وَ لَمْ يَسْتَزِدْهُمْ فِي مَوَدَّتِهِمْ، فَلَا تَلْتَمِسُ مِنْ غَيْرِكَ شُكْرَ مَا أَتَيْتَ إِلَى نَفْسِكَ وَ وَ قَيْتَ بِهِ عِرْضَكَ.
لغزش های اهل معروف را ببخشید، زیرا که دست خدا بالای آنهاست.
و امام (علیه السلام) به دست خود اشاره فرمود گویا که دست خود را سایبان چیزی قرار داده بود.
1- زراره گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرمود:
هر که کاری را در مقابل کاری انجام دهد، در واقع عوض آن کار را انجام داده است و هر که دو برابر آن کار را انجام دهد، او سپاسگزار است و هر که سپاسگزار باشد کریم و بزرگوار است و هر که بداند که اگر کاری را برای مردم انجام می دهد در واقع برای خود انجام می دهد، دیگر از مردم توقع سپاس، آرزوی دوستی خود و سپاسگزاری ندارد که با آن کار آبروی خودت را نگه داشته ای.
ص: 81
وَ اعْلَمْ أَنَّ الطَّالِبَ إِلَيْكَ الْحَاجَةَ لَمْ يُكْرِمْ وَ جْهَهُ عَنْ وَ جْهِكَ، فَأَكْرِمْ وَ جْهَكَ عَنْ رَدِّهِ.
بَابُ أَنَّ صَنَائِعَ الْمَعْرُوفِ تَدْفَعُ مَصَارِعَ السُّوءِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ:
صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ تَقِي مَصَارِعَ السُّوءِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
إِنَّ الْبَرَكَةَ أَسْرَعُ إِلَى الْبَيْتِ الَّذِي يُمْتَارُ مِنْهُ المَعْرُوفُ مِنَ الشَّفْرَةِ فِي سَنَامِ الْبَعِيرِ، أَوْ مِنَ السَّيْلِ إِلَى مُنْتَهَاهُ.
و بدان! کسی که به تو نیاز دارد آبروی او از آبروی تو کمتر نیست. پس آبروی خود را حفظ کن و او را ناامید نگردان.
1- عبدالله بن میمون قداح گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود:
کارهای نیک، انسان را از مرگ بد نگه می دارند.
2- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
به راستی که برکت در خانه ای که معروف از آن خانه جاری است از علف به دندان شتر - یا از سیل به انتهای آن - نزدیکتر است.
ص: 82
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ (علیه السلام) يَقُولُ:
إِنَّ صَنَائِعَ الْمَعْرُوفِ تَدْفَعُ مَصَارِعَ السُّوءِ.
بَابُ أَنَّ أَهْلَ الْمَعْرُوفِ فِي الدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الْآخِرَةِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زَكَرِيَّا الْمُؤْمِنِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ أَوْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
قَالَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): يَا رَسُولَ اللَّهِ! فِدَاكَ آبَاؤُنَا وَ أُمَّهَاتُنَا! إِنَّ أَصْحَابَ الْمَعْرُوفِ فِي الدُّنْيَا عُرِفُوا بِمَعْرُوفِهِمْ فَبِمَ يُعْرَفُونَ فِي الْآخِرَةِ؟
فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِذَا أَدْخَلَ أَهْلَ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ أَمَرَ رِيحاً عَبِقَةٌ طَيِّبَةٌ فَلَزِقَتْ بِأَهْلِ الْمَعْرُوفِ، فَلَا يَمُرُّ أَحَدٌ مِنْهُمْ بِمَلَإٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ إِلَّا وَ جَدُوا رِيحَهُ فَقَالُوا: هَذَا مِنْ أَهْلِ الْمَعْرُوفِ.
3- عبدالله بن سلیمان گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
کارهای نیک پرتگاه های بدفرجام را دفع می کنند.
1- قتيبة الاعشی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
یاران پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) عرض کردند: ای رسول خدا! پدران و مادران ما به فدای شما باد! مردمان معروف در دنیا به سبب کارهای خوبی که انجام می دهند شناخته شده اند، آنها در جهان آخرت به چه شناخته می شوند؟
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: به راستی که خداوند متعال هنگامی که بهشتیان را وارد بهشت کند دستور می دهد که نسیم خوش بویی از نیکوکاران می وزد و بهشتیان که این نسیم خوش بو را می فهمند می گویند: این نسیم خوش بو از نیکوکاران است.
ص: 83
2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الْآخِرَةِ. يُقَالُ لَهُمْ: إِنَّ ذُنُوبَكُمْ قَدْ غُفِرَتْ لَكُمْ فَهَبُوا حَسَنَاتِكُمْ لِمَنْ شِئْتُمْ.
3- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ الْوَصَّافِيٌّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
أَهْلَ الْمَعْرُوفِ فِي الدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الْآخِرَةِ، وَ أَهْلُ الْمُنْكَرِ فِي الدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ الْمُنْكَرِ فِي الْآخِرَةِ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
إِنَّ لِلْجَنَّةِ بَاباً يُقَالُ لَهُ: الْمَعْرُوفُ، لا يَدْخُلُهُ إِلَّا أَهْلُ الْمَعْرُوفِ. وَ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ في الدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الْآخِرَةِ.
2- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
کسانی که در دنیا نیکوکارند، همان نیکوکاران در عالم آخرت هستند. برای آنها گفته می شود: گناهان شما بخشیده شد. پس شما کارهای خوبتان را به هر که می خواهید ببخشید.
3- عبدالله بن ولید و صافی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسانی که در دنیا نیکوکار هستند همان نیکوکاران در عالم آخرت هستند و کسانی که در دنیا بدکارند همان افراد بدکار در عالم آخرت هستند.
4- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
برای بهشت، دری است که احسان نامیده می شود. از این در فقط کسانی وارد بهشت می شوند که اهل احسان و نیکی بوده اند، آنان که در دنیا اهل احسان هستند در جهان آخرت نیز با همین نام و نشان معروف خواهند بود.
ص: 84
بَابُ تَمَامِ الْمَعْرُوفِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ حَاتِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
رَأَيْتُ المَعْرُوفُ لا يَصْلُحُ إِلَّا بِثَلَاثِ خِصَالٍ: تَصْغِيرِهِ وَ تَسْتِيرِهِ وَ تَعْجِيلِهِ، فَإِنَّكَ إِذَا صَغَرْتَهُ عَظَّمْتَهُ عِنْدَ مَنْ تَصْنَعُهُ إِلَيْهِ، وَ إِذَا سَتَرْتَهُ تَمَّمْتَهُ، وَ إِذَا عَجَّلْتَهُ هَنَّأْتَهُ، وَ إِنْ كَانَ غَيْرُ ذَلِكَ سَخَّفْتَهُ وَ نَكَدْتَهُ.
2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
لِكُلِّ شَيْءٍ ثَمَرَةٌ، وَ ثَمَرَةُ الْمَعْرُوفِ تَعْجِيلُ السَّرَاحِ.
1- حاتم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
معروف فقط با سه چیز اصلاح می شود:
1- کوچک شمردن آن 2- پنهان نمودن آن 3- با شتاب انجام دادن آن
اگر معروف را کوچک شمردی پس کسی را که معروف را درباره اش انجام می دهی بزرگ شمرده ای و اگر معروف را پنهان انجام دادی آن را به اتمام رسانده ای و اگر آن را با شتاب انجام دادی آن را گوارا کرده ای و اگر این کار را انجام ندادی پس معروف را پست کردی.
2- حمران گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:
برای هر چیز میوه ای است و میوۀ معروف با شتاب و آسان انجام دادن آن است.
ص: 85
بَابُ وَضْعَ الْمَعْرُوفِ مَوْضِعَهُ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ:
يَا مُفَضَّلُ! إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ أَ شَقِيٌّ الرَّجُلُ أَمْ سَعِيدٌ فَانْظُرْ سَيْبَهُ وَ مَعْرُوفَهُ إِلَى مَنْ يَصْنَعُهُ، فَإِنْ كَانَ يَصْنَعُهُ إِلَى مَنْ هُوَ أَهْلُهُ فَاعْلَمْ أَنَّهُ إِلَى خَيْرٍ، وَ إِنْ كَانَ يَصْنَعُهُ إِلَى غَيْرِ أَهْلِهِ، فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُفَضَّل بْن عُمَرَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
يَا مُفَضَّلُ! إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ إِلَى خَيْرٍ يَصِيرُ الرَّجُلُ أَمْ إِلَى شَرِّ انْظُرْ أَيْنَ يَضَعُ مَعْرُوفَهُ، فَإِنْ كَانَ يَضَعُ مَعْرُوفَهُ عِنْدَ أَهْلِهِ. فَاعْلَمْ أَنَّهُ يَصِيرُ إِلَى خَيْرٍ، وَ إِنْ كَانَ يَضَعُ مَعْرُوفَهُ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ، فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ.
1- سيف بن عمیره گوید: امام صادق (علیه السلام) برای مفضّل بن عمر فرمود: ای مفضّل! اگر می خواهی بدانی بدبخت یا نیک بخت کیست به کارهای خوبی که انجام می دهد بنگر، اگر هدايا و معروفش را به اهل آن می دهد بدان که در او خیر هست و اگر آن را به غیر اهل آن می دهد بدان که او پیش خدا خیر و خوبی ندارد.
2- نظیر این روایت را محمّد بن سنان از مفضّل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که حضرتش در پایان آن فرمود:
پس بدان که در جهان آخرت برای چنین فردی بهره ای نیست.
ص: 86
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَمْرِو بْنِ سُلَيْمَانَ الْبَجَلِي عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ شُعَيْبِ بْنِ مِيثَم التَّمَّارِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْمَدَائِنِي عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي مِخْنَفِ الْأَزْدِيُّ قَالَ: أَتَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) رَهْطُ مِنَ الشَّيعَةِ، فَقَالُوا: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! لَوْ أَخْرَجْتَ هَذِهِ الْأَمْوَالَ فَفَرَّقْتَهَا فِى هَؤُلاءِ الرُّؤَسَاءِ وَ الْأَشْرَافِ وَ فَضَّلْتَهُمْ عَلَيْنَا حَتَّى إِذَا اسْتَوْسَقَتِ الْأُمُورُ عُدْتَ إِلَى أَفْضَلِ مَا عَوَّدَكَ اللَّهُ مِنَ الْقَسْمِ بِالسَّوِيَّةِ، وَ الْعَدْلِ فِي الرَّعِيَّةِ.
فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): أَ تَأْمُرُونِّي وَ يْحَكُمْ! أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ مِنْ أَهْلِ الْإِسْلَامِ. لا وَ اللَّهِ، لَا يَكُونُ ذَلِكَ مَا سَمَرَ السَّمِيرُ وَ مَا رَأَيْتُ فِي السَّمَاءِ نَجْماً.
وَ اللَّهِ، لَوْ كَانَتْ أَمْوَالُهُمْ مَالِي لَسَاوَيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا هِيَ أَمْوَالُهُمْ.
3- راوی گوید: گروهی از شیعیان خدمت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) شرفیاب شدند و عرض کردند: ای امیرمؤمنان! اگر این اموال در میان بزرگان و اشراف تقسیم می کردی و آن ها را بر ما برتری می دادی تا کارهای حکومت شما محکم می شد و وضع شما بهتر می شد از تقسیم این اموال به مساوات و عدالت در میان همۀ مردم بهتر بود.
امام (علیه السلام) فرمود: وای بر شما! دستور می دهید حکومتی را که از طرف مسلمانان به من سپرده شده است با ستم و تجاوز یاری کنم؟ نه، سوگند به خدا این کار را نخواهم کرد اگر چه زمان بسیار طول بکشد و در آسمان ستاره ای نبینم.
به خدا سوگند! اگر اموال مسلمانان، مال خودم بود به مساوات بين آنها قسمت می کردم. چگونه بین آنان به مساوات قسمت نکنم در حالی که مال خود آنهاست؟
ص: 87
قَالَ: ثُمَّ أَزَمَ سَاكِنَا طَوِيلاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ: مَنْ كَانَ فِيكُمْ لَهُ مَالٌ فَإِيَّاهُ وَ الْفَسَادَ، فَإِنَّ إِعْطَاءَهُ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرَافٌ وَ هُوَ يَرْفَعُ ذِكْرَ صَاحِبِهِ فِي النَّاسِ وَ يَضَعُهُ عِنْدَ اللَّهِ وَ لَمْ يَضَعَ امْرُؤٌ مَالَهُ فِي غَيْرِ حَقَّهِ وَ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ إِلَّا حَرَمَهُ اللَّهُ شُكْرَهُمْ، وَ كَانَ لِغَيْرِهِ وَ دُّهُمْ، فَإِنْ بَقِيَ مَعَهُ مِنْهُمْ بَقِيَّةٌ مِمَّنْ يُظْهِرُ الشُّكْرَ لَهُ وَ يُرِيهِ النُّصْحَ، فَإِنَّمَا ذَلِكَ مَلَقٌ مِنْهُ وَ كَذِبٌ فَإِنْ زَلَّتْ بِصَاحِبِهِمُ النَّعْلُ ثُمَّ احْتَاجَ إِلَى مَعُونَتِهِمْ وَ مُكَافَاتِهِمْ فَأَلْأَمُ خَلِيلٍ وَ شَرٌّ خَدِينٍ وَ لَمْ يَضَعِ امْرُؤٌ مَالَهُ فِي غَيْرِ حَقِّهِ وَ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ إِلَّا لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنَ الْحَقِّ فِيمَا أُتِيَ إِلَّا مَحْمَدَةُ اللُّنَامِ وَ تَنَاءُ الْأَشْرَارِ مَا دَامَ عَلَيْهِ مُنْعِماً مُفْضِلاً وَ مَقَالَةُ الْجَاهِلِ مَا أَجْوَدَهُ وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ بَخِيلٌ.
فَأَيُّ حَظٍّ أَبْوَرُ وَ أَخْسَرُ مِنْ هَذَا الْحَقِّ وَ أَيُّ فَائِدَةِ مَعْرُوفٍ أَقَلُّ مِنْ هَذَا المَعْرُوفِ ؟
فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ لَهُ مَالٌ فَلْيَصِلْ بِهِ الْقَرَابَةَ وَ لْيُحْسِنْ مِنْهُ الضَّيَافَةَ وَ لْيَفكَ بِهِ الْعَانِيَ وَ الْأَسِيرَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ، فَإِنَّ الْفَوْزَ بِهَذِهِ الْخِصَالِ مَكَارِمُ الدُّنْيَا وَ شَرَفُ الْآخِرَةِ.
آن گاه امام (علیه السلام) مدت طولانی سکوت کرد و بعد از آن سر را بلند کرده و فرمود: هر که از هر که از شما مال دارد از فساد دوری کند و اگر آن را در غیر جایش مصرف کند تبذیر و اسراف کرده است و اسراف و تبذیر اسم صاحب مال را در بین مردم بالا می برد، ولی پیش خداوند کوچک می کند و هر مردی که مال خود را در غیر حق آن و در نزد غیر اهل آن قرار دهد خداوند او را از سپاس مردم محروم می کند و دوستی مردم را برای غیر صاحب مال قرار می دهد و اگر عده ای برای او اظهار سپاس می کنند او را نصیحت می نمایند فقط برای چاپلوسی و دروغی است که آنان انجام می دهند و اگر روزگاری او را فقیر و نیازمند کرد و نیاز به کمک آنان داشت، آنها بدترین دوستان او خواهند بود، و هر مردی که مال خود را در غیر جایش و در غیر اهلش قرار دهد هیچ بهره ای از آن مال نخواهد برد مگر این انسان های پست و شرور تا زمانی که آنان در نعمت زیاد از جانب این شخص هستند او را مدح و ثنا گویند. این شخص در نزد جاهلان اهل جود و بخشش و در نزد خدا از بخیلان است.
پس چه بهره ای نابود کننده تر و زیان بار از این مال است؟ و چه فایده ای کمتری از این بخشش خود برده است؟
هر که از شما ثروت و مال دارد به خویشاوندان خود صلۀ رحم کند مهمان نوازی نماید، اسیران را آزاد کند و به راه ماندگان کمک کند؛ زیرا که سعادت و خوشبختی و بزرگواری دنیا و شرافت آخرت به این صفات پسندیده است.
ص: 88
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:
لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَخَذُوا مَا أَمَرَهُمُ اللَّهُ (عزوجل) بِهِ فَأَنْفَقُوهُ فِيمَا نَهَاهُمُ اللَّهُ عَنْهُ مَا قَبِلَهُ مِنْهُمْ، وَ لَوْ أَخَذُوا مَا نَهَاهُمُ اللَّهُ عَنْهُ فَأَنْفَقُوهُ فِيمَا أَمَرَهُمُ اللَّهُ بِهِ مَا قَبِلَهُ مِنْهُمْ حَتَّى يَأْخُذُوهُ مِنْ حَقِّ وَ يُنْفِقُوهُ فِي حَقٍ.
5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ ضُرَيْسٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
إِنَّمَا أَعْطَاكُمُ اللَّهُ هَذِهِ الْفُضُولَ مِنَ الْأَمْوَالِ لِتُوَجِّهُوهَا حَيْثُ وَ جَّهَهَا اللَّهُ وَ لَمْ يُعْطِكُمُوهَا لِتَكْنِزُوهَا.
4- اسماعیل بن جابر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اگر مردم از فرمان خداوند اطاعت می کردند کسی که مال خود را در جایی که خدا از آن نهی کرده است بخشش می کرد نمی پذیرفتند و اگر مردم از آنچه خداوند از آن نهی کرده است خودداری می کردند، در آن جایی که خدا امر کرده است انفاق می کردند و آن انفاق را که از حق نبود قبول نمی کردند و در حق انفاق می کردند.
5- ضریس گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
به راستی که خداوند ثروت بسیاری به شما داده است که آن را در آن جایی که خدا دستور داده است مصرف کنید و این ثروت را نداده است که شما ذخیره اش کنید.
ص: 89
بَابٌ فِي آدَابِ الْمَعْرُوفِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْن مَنْصُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
لا تَدْخُلْ لِأَخِيكَ فِي أَمْرٍ مَضَرَّتُهُ عَلَيْكَ أَعْظَمُ مِنْ مَنْفَعَتِهِ لَهُ.
قَالَ ابْنُ سِنَانٍ: يَكُونُ عَلَى الرَّجُل دَيْنٌ كَثِيرٌ وَ لَكَ مَالٌ فَتُؤَدِّي عَنْهُ فَيَذْهَبُ مَالُكَ وَ لا تَكُونُ قَضَيْتَ عَنْهُ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَمَّنْ سَمِعَ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) يَقُولُ:
لا تَبْذُلْ لِإِخْوَانِكَ مِنْ نَفْسِكَ مَا ضَرُّهُ عَلَيْكَ أَكْثَرُ مِنْ مَنْفَعَتِهِ لَهُمْ.
1- ابن منصور گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
برادر دینی خود را وادار به کاری نکن که برای تو ضرر آن بیشتر تو از نفع آن باشد.
ابن سنان گوید: معنای حدیث چنین است:
مردی که قرض زیاد دارد و تو ثروتمند هستی و از جانب او پرداخت نمایی و مال تو از بین رفته با این که قرض او را نداده ای.
2- راوی گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
از جانب خود برای برادر دینیت مالی را که ضرر آن مال بر تو بیش از نفع آن برای برادرت باشد، بخشش نکن.
ص: 90
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْجُرْجَانِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) نَهُ قَالَ:
لا تُوجِبْ عَلَى نَفْسِكَ الْحُقُوقَ، وَ اصْبِرْ عَلَى النَّوَائِبِ، وَ لا تَدْخُلْ فِي شَيْءٍ مَضَرَّتُهُ عَلَيْكَ أَعْظَمُ مِنْ مَنْفَعَتِهِ لِأَخِيكَ.
بَابُ مَنْ كَفَرَ الْمَعْرُوفَ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْبَغْدَادِيِّ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
قَالَ: لَعَنَ اللَّهُ قَاطِعِي سُبُلِ الْمَعْرُوفِ.
قِيلَ: وَ مَا قَاطِعُو سُبُل الْمَعْرُوفِ؟
قَالَ: الرَّجُلُ يُصْنَعُ إِلَيْهِ الْمَعْرُوفُ فَيَكْفُرُهُ فَيَمْتَنِعُ صَاحِبُهُ مِنْ أَنْ يَصْنَعَ ذَلِكَ إِلَى
3- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
بر ضرر خودت حقوقی را لازم نکن، در مصیبت ها صبر کن و کاری که ضرر آن بر تو بزرگتر از منفعت آن به برادر توست انجام نده.
1- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
خداوند کسی را که راه معروف را قطع می کند از رحمت خود دور کرده است.
گفته شد: چه کسی راه معروف را قطع می کند؟
فرمود: مردی که دربارۀ او معروف انجام داده می شود و او کفران می کند و این کار او سبب می شود که صاحب معروف دیگر آن معروف را درباره غیر آن مرد انجام ندهد.
ص: 91
2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ سَيْفِ بْن عَمِيرَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
مَا أَقَلَّ مَنْ شَكَرَ الْمَعْرُوفَ!
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
مَنْ أُتِيَ إِلَيْهِ مَعْرُوفٌ فَلْيُكَافِى بِهِ، فَإِنْ عَجَزَ فَلْيُثْنِ عَلَيْهِ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَقَدْ كَفَرَ النِّعْمَةَ.
بَابُ الْقَرْضِ
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:
2- سيف بن عمیره گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: سپاسگزاران معروف چقدر اندک هستند!
3- سکونی گویدک امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
هر که دربارۀ او کار معروفی انجام گرفت، باید آن را جبران کند و اگر قدرت ندارد، ستایش کند و اگر ستایش نکرد، کفران نعمت کرده است.
1- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 92
مَكْتُوبٌ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: بِخَمْسَةَ عَشَرَ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عبد الله (علیه السلام):
مَا مِنْ مُؤْمِنٍ أَقْرَضَ مُؤْمِناً يَلْتَمِسُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ إِلَّا حَسَبَ اللَّهُ لَهُ أَجْرَهُ بِحِسَابٍ الصَّدَقَةِ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْهِ مَالُهُ.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ».
قَالَ: يَعْنِي بِالْمَعْرُوفِ الْقَرْضَ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُقْبَةَ بْن خَالِدٍ قَالَ:
بر در بهشت نوشته شده است پاداش صدقه ده برابر و پاداش قرض هیجده برابر است.
و در روایت دیگری آمده است: پانزده برابر.
2- فضیل بن یسار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هر مؤمنی که به قصد کسب خشنودی خدا به مؤمنی وام بدهد، خداوند پاداش آن وام را به حساب صدقه برای او محسوب میکند تا وقتی که مالش به او باز گردد.
3- ابراهيم بن عبدالحمید گوید: امام صادق (علیه السلام) درباره گفتار خدای تعالی که می فرماید:
«خیری در بیشتر نجواهای آنان نیست مگر کسی که به صدقه یا کار نیکی بین مردم امر کند» فرمود:
معروف و کار نیک همان وام دادن است.
4- عقبة بن خالد گوید:
ص: 93
دَخَلْتُ أَنَا وَ الْمُعَلَّى وَ عُثْمَانُ بْنُ عِمْرَانَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام).
فَلَمَّا رَآنَا قَالَ: مَرْحَباً مَرْحَباً بِكُمْ وُجُوهٌ تُحِبُّنَا وَ نُحِبُّهَا جَعَلَكُمُ اللَّهُ مَعَنَا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ.
فَقَالَ لَهُ عُثْمَانُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ!
فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): نَعَمْ، مَهْ!
قَالَ: إِنِّي رَجُلٌ مُوسِرٌ.
فَقَالَ لَهُ: بَارَكَ اللَّهُ لَكَ فِي يَسَارِكَ.
قَالَ: وَ يَجِيءُ الرَّجُلُ فَيَسْأَلُنِي الشَّيْءَ وَ لَيْسَ هُوَ إِيَّانُ زَكَاتِي.
فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الْقَرْضُ عِنْدَنَا بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ، وَ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ، وَ مَا ذَا عَلَيْكَ إِذَا كُنْتَ كَمَا تَقُولُ مُوسِراً أَعْطَيْتَهُ، فَإِذَا كَانَ إِيَّانُ زَكَاتِكَ احْتَسَبْتَ بِهَا مِنَ الزَّكَاةِ.
يَا عُثْمَانُ! لا تَرُدَّهُ، فَإِنَّ رَدَّهُ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ.
من، معلی و عثمان بن عمران به خدمت امام صادق (علیه السام) شرفیاب شدیم، وقتی حضرتش ما را دید فرمود:
آفرین بر شما! آفرین بر شما! چهره هایی که ما را دوست می دارد. ما هم آنها را دوست می داریم، خدا شما را در دنیا و جهان آخرت با ما قرار دهد.
عثمان گفت: قربانت گردم!
امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: آری، چه می خواهی؟
گفت: من مرد متمکن هستم.
حضرت به او فرمود: خدا تمکن تو را مبارک گرداند.
گفت: گاهی مردی می آید و چیزی از من می خواهد و هنوز موقع پرداخت زکاتم نشده است.
امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: پاداش قرض نزد ما هیجده برابر و صدقه ده برابر است، چه ایرادی دارد که همین که گفتی متمکن هستی با او عطا کنی پس چون موقع زکاتت رسید آن را از زکات محسوب کنی. ای عثمان! او را رد نکن، زیرا رد کردن سائل نزد خدا گناه بزرگی است.
ص: 94
يَا عُثْمَانُ! إِنَّكَ لَوْ عَلِمْتَ مَا مَنْزِلَةُ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَبِّهِ مَا تَوَانَيْتَ فِي حَاجَتِهِ. وَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَى مُؤْمِن سُرُوراً فَقَدْ أَدْخَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ يَدْفَعُ الْجُنُونَ وَ الْجُذَامَ وَ الْبَرَصَ.
5- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ السَّنْدِي عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: قَرْضُ الْمُؤْمِنِ غَنِيمَةٌ، وَ تَعْجِيلُ خَيْرٍ إِنْ أَيْسَرَ أَدَّاهُ، وَ إِنْ مَاتَ احْتُسِبَ مِنَ الزَّكَاةِ.
1- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر که بخواهد که خدا در روزی که هیچ سایه ای جز سایه او نیست، بر او سایه افکند - حضرتش این جمله را سه بار تکرار کرد و هیبت حضرت مانع از آن شد که بپرسند - پس فرمود:
بایستی تنگدستی را مهلت دهد یا چیزی از حق خود را به او واگذارد.
ص: 95
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَالَ - فِي يَوْمٍ حَارٌ وَ حَتَّى كَفَّهُ -:
مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَسْتَظِلَّ مِنْ فَوْرِ جَهَنَّمَ - قَالَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ -.
فَقَالَ النَّاسُ فِي كُلِّ مَرَّةٍ: نَحْنُ يَا رَسُولَ اللَّهِ!
فَقَالَ: مَنْ أَنْظَرَ غَرِيماً أَوْ تَرَكَ الْمُعْسِرَ.
ثُمَّ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): قَالَ لِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ كَعْبِ بْنِ مَالِكِ: إِنَّ أَبِي أَخْبَرَنِي أَنَّهُ غَرِيماً لَهُ فِي الْمَسْجِدِ، فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَدَخَلَ بَيْتَهُ وَ نَحْنُ جَالِسَانِ، ثُمَّ خَرَجَ فِي الْهَاجِرَةِ فَكَشَفَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) سِتْرَهُ وَ قَالَ: يَا كَعْبُ! مَا زِلْتُمَا جَالِسَيْنِ.
قَالَ: نَعَمْ بِأَبِي وَ أُمِّي.
قَالَ: فَأَشَارَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِكَفِّهِ خُذِ النَّصْفَ.
قَالَ: فَقُلْتُ: بِأَبِي وَأُمِّي!
2- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز گرمی که به دست خود حنا زده بود سه مرتبه فرمود: هر که دوست دارد از حرارت دوزخ پناه گیرد.
مردم هر بار گفتند: ما رسول خدا؟
پس فرمود: هر که به بدهکار مهلت دهد، یا تنگ دست را رها کند.
بعد از آن امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: عبدالله بن کعب بن مالک به من گفت: پدرم به من خبر داد: کسی که به او بدهکار بود در مسجد او را گرفته بود. پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده وارد خانه خود شد و ما نشسته بودیم، بعد در شدت گرما بیرون آمد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خانه را کنار زد و فرمود: ای کعب همین طور نشسته اید؟
گفت: آری، پدر و مادرم فدایت!
گوید: پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به دست خود اشاره کرد و فرمود: نصف را بگیری.
گوید: گفتم: پدر و مادرم قربانت!
ص: 96
ثُمَّ قَالَ: أَتْبَعْهُ بِبَقِيَّةِ حَقَّكَ.
قَالَ: فَأَخَذْتُ النَّصْفَ وَ وَضَعْتُ لَهُ النَّصْفَ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
خَلُوا سَبِيلَ الْمُعْسِرِ كَمَا خَلَّاهُ اللَّهُ (عزوجل).
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
صَعِدَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی اللهُ علیه و آله) الْمِنْبَرَ ذَاتَ يَوْم فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى أَنْبِيَائِهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ).
ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! لِيُبَلِّغ الشَّاهِدُ مِنْكُمُ الْغَائِبَ. أَلَا وَ مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِراً كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ (عزوجل) فِي كُلِّ يَوْمٍ صَدَقَةٌ بِمِثْلِ مَالِهِ حَتَّى يَسْتَوْفِيَهُ.
ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): وَ إِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ، وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُعْسِرٌ، فَتَصَدَّقُوا عَلَيْهِ بِمَالِكُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ.
بعد فرمود: بدنبال او برای بقیه حقت برو.
گوید: نصف را دریافت کردم و بقیه را رها نمودم بخشیدم.
3- يعقوب بن سالم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: تنگدست را رها کنید آن سان که خداوند (عزوجل) رهایش کرده است.
4- یحیی بن عبدالله گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر فراز منبر قرار گرفت پس خدا را حمد و ثنا گفت، و بر پیامبرانش (صلی الله علیه و آله) درود فرستاد آن گاه فرمود:
ای مردم! حاضران به غایبان ابلاغ کنند که:
هان که هر کس تنگدستی را مهلت دهد در هر روز برای او صدقه ای برابر با اصل مالش بر عهده خداوند (عزوجل) است تا مال خود را دریافت کند.
بعد امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اگر تنگدست باشد پس مهلت دادن تا روز رفاه است و اگر ببخشید بر شما بهتر است، اگر بدانید که او تنگدست است. پس مال خود را ببخشید بر شما بهتر است.
ص: 97
بَابُ تَحْلِيل الْمَيِّتِ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ حُنَيْسٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عبد الله (علیه السلام):
إِنَّ لِعَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَيَابَةَ دَيْناً عَلَى رَجُلٍ قَدْ مَاتَ وَ قَدْ كَلَّمْنَاهُ أَنْ يُحَلَّلَهُ.
فَأَبَى فَقَالَ: وَ يْحَهُ أَ مَا يَعْلَمُ أَنَّ لَهُ بِكُلِّ دِرْهَم عَشَرَةً إِذَا حَلَّلَهُ، فَإِذَا لَمْ يُحَلَّلْهُ فَإِنَّمَا لَهُ دِرْهَمْ بَدَلَ دِرْهَم.
2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ مُعَتِّبٍ قَالَ:
1- حسن بن خنیس گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: عبدالله بن سیابه از مردی طلبکار است که او وفات یافته است و ما با او گفت و گو کردیم که او را حلال کند، ولی نپذیرفت.
امام (علیه السلام) فرمود: وای بر او! آیا نمی داند که چون او را حلال کند در برابر درهمی، پاداش ده درهم به او داده می شود، و اگر او را حلال نکند در همی به جای درهمی است که نصیب او خواهد شد؟!
2- معتب گوید:
ص: 98
دَخَلَ مُحَمَّدُ بْنُ بِشْرِ الْوَشَاءُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَسْأَلُهُ أَنْ يُكَلِّمَ شِهَاباً أَنْ يُخَفِّفَ عَنْهُ حَتَّى يَنْقَضِيَ الْمَوْسِمُ، وَ كَانَ لَهُ عَلَيْهِ أَلْفُ دِينَارِ، فَأَرْسَلَ إِلَيْهِ فَأَتَاهُ. فَقَالَ لَهُ: قَدْ عَرَفْتَ حَالَ مُحَمَّدٍ وَ انْقِطَاعَهُ إِلَيْنَا وَ قَدْ ذَكَرَ أَنَّ لَكَ عَلَيْهِ أَلْفَ دِينَارٍ لَمْ تَذْهَبْ فِي بَطْنٍ وَ لا فَرْجِ وَ إِنَّمَا ذَهَبَتْ دَيْناً عَلَى الرِّجَالِ وَ وَضَائِعَ وَ ضَعَهَا، وَ أَنَا أُحِبُّ أَنْ تَجْعَلَهُ فِي حِلٍ.
فَقَالَ: لَعَلَّكَ مِمَّنْ يَزْعُمُ أَنَّهُ يُقْبَضُ مِنْ حَسَنَاتِهِ فَتُعْطَاهَا.
فَقَالَ: كَذَلِكَ فِي أَيْدِينَا.
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): اللَّهُ أَكْرَمُ وَ أَعْدَلُ مِنْ أَنْ يَتَقَرَّبَ إِلَيْهِ عَبْدُهُ فَيَقُومَ فِي اللَّيْلَةِ الْقَرَّةِ، أَوْ يَصُومَ فِي الْيَوْمِ الْحَارِّ، أَوْ يَطُوفَ بِهَذَا الْبَيْتِ ثُمَّ يَسْلُبُهُ ذَلِكَ فَيُعْطَاهُ، وَ لَكِنْ لِلَّهِ فَضْلُ كَثِيرٌ يُكَافِي الْمُؤْمِنَ.
فَقَالَ: فَهُوَ فِي حِلٍ.
محمد بن بشر و شاء به خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شد که حضرتش با شهاب صحبت فرماید که به او مهلت دهد تا موسم حج را تمام نماید و بر او هزار دینار بدهکار بود.
حضرت کسی را نزد او فرستاد و شهاب آمد، به او فرمود: از حال محمد و از ما بودنش را می دانی، گفته شده: تو از او هزار دینار طلبکار هستی که آن را نخورده و نکاح نکرده است جز این که طلبی بود که برای مردم قرض داده و یا ضرر کرده است. من دوست دارم که او را حلال کنی.
گفت: شاید شما از کسانی هستی که گمان می کند از حسنات او گرفته و به او می دهند.
فرمود: آری، ما چنین می دانیم.
پس امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند کریم تر و عادل تر از آن است که بنده ای به او تقرب بجوید و در شب سرد برای عبادت بر خیزد، یا در روز گرم روزه بدارد، یا طواف این خانه کند، سپس این اعمال را از او گرفته به او بدهد، ولی برای خدا فضل زیادی است که عمل مؤمن را جبران می کند.
شهاب گفت: پس بر او حلال است.
ص: 99
بَابُ مَنُّونَةِ النِّعَمِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ مَوْلَى طِرْبَالٍ عَنْ حَدِيدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ اشْتَدَّتْ مَنُونَةُ النَّاسِ عَلَيْهِ. فَاسْتَدِيمُوا النِّعْمَةَ بِاحْتِمَالِ الْمَثُونَةِ، وَ لا تُعَرِّضُوهَا لِلزَّوَالِ، فَقَلَّ مَنْ زَالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ فَكَادَتْ أَنْ تَعُودَ إِلَيْهِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِي عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْمَدَنِيَّ مَوْلَى هَاشِمٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ:
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
1- حدید بن حکیم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
به هر که نعمت خدا بزرگ شود تکالیف معاش مردم بر او سخت تر می شود. پس نعمت را به وسیله تحمل تكاليف معاش مردم دوام ببخشید و آن را در معرض زوال قرار ندهید، زیرا کمتر کسی است که چون نعمت از او زایل شود امید بازگشت آن به او باشد.
2- ابراهیم بن محمد: گوید امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 100
مَا مِنْ عَبْدٍ تَظَاهَرَتْ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ نِعْمَةً إِلَّا اشْتَدَّتْ مَنُونَةُ النَّاسِ عَلَيْهِ، فَمَنْ لَمْ يَقُمْ لِلنَّاسِ بِحَوَائِجِهِمْ فَقَدْ عَرَّضَ النِّعْمَةَ لِلزَّوَالِ.
قَالَ: فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَنْ يَقْدِرُ أَنْ يَقُومَ لِهَذَا الْخَلْقِ بِحَوَائِجِهِمْ؟
فَقَالَ: إِنَّمَا النَّاسُ فِي هَذَا الْمَوْضِع - وَ اللَّهِ - الْمُؤْمِنُونَ.
3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدَانَ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَبَانِ بْن تَغْلِبَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِحُسَيْنِ الصَّحَافِ:
يَا حُسَيْنُ! مَا ظَاهَرَ اللهُ عَلَى عَبْدِ النّعَمَ حَتَّى ظَاهَرَ عَلَيْهِ مَثُونَةَ النَّاسِ. فَمَنْ صَبَرَ لَهُمْ وَ قَامَ بِشَأْنِهِمْ زَادَهُ اللَّهُ فِي نِعَمِهِ عَلَيْهِ عِنْدَهُمْ، وَ مَنْ لَمْ يَصْبِرْ لَهُمْ وَ لَمْ يَقُمْ شأْنِهِمْ أَزَالَ اللَّهُ (علیه السلام) عَنْهُ تِلْكَ النِّعْمَةَ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) قَالَ: مَنْ عَظُمَتْ عَلَيْهِ النَّعْمَةُ اشْتَدَّتْ مَتُونَةُ النَّاسِ عَلَيْهِ، فَإِنْ هُوَ قَامَ بِمَثُونَتِهِمْ اجْتَلَبَ زِيَادَةَ النِّعْمَةِ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ، وَ إِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَقَدْ عَرَّضَ النِّعْمَةَ لِزَوَالِهَا.
هیچ بنده ای نیست که از جانب خدا نعمت بر او پیاپی شود مگر این که تکالیف معاش مردم بر او سخت تر می شود، هر که به احتیاجات مردم اقدام نکرد. پس نعمت را رو به زوال نموده است.
راوی گوید: گفتم: قربانت گردم! چه کسی می تواند به این همه احتياجات مردم رسیدگی کند؟
فرمود: به خدا سوگند! مراد از مردم در اینجا فقط مؤمنان هستند.
3- ابان بن تغلب گوید: امام صادق (علیه السلام) به حسین صحاف فرمود:
ای حسین! خداوند بر بنده ای نعمت را آشکار نکرد تا احتیاجات مردم را به او اظهار فرمود. پس هر که بر آنها شکیبایی نمود و به انجام کار آنها اقدام کرد، خداوند نعمت هایش را در نزد آنها زیاد نماید، و هر که شکیبایی نکرد و به انجام کار آنها اقدام نکرد، خداوند (عزوجل) آن نعمت را از او بگیرد.
4- نظیر این روایت را مسعدة بن صدقه نیز از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است.
ص: 101
بَابُ حُسْنِ جِوَارِ النِّعَمِ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَرَفَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام):
يَا ابْنَ عَرَفَةَ! إِنَّ النِّعَمَ كَالْإِبِلِ المُعْتَقَلَةِ فِي عَطَيْهَا عَلَى الْقَوْمِ مَا أَحْسَنُوا جوَارَهَا، فَإِذَا أَسَاءُ وا مُعَامَلَتَهَا وَ إِنَالَتَهَا نَفَرَتْ عَنْهُمْ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:
أَحْسِنُوا جِوَارَ النَّعَمِ.
قُلْتُ: وَ مَا حُسْنُ جِوَارِ النِّعَم؟
قَالَ: الشُّكْرُ لِمَنْ أَنْعَمَ بِهَا وَ أَدَاءُ حُقُوقِهَا.
1- محمد بن عرفه گوید: امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ای فرزند عرفه! نعمت ها بر مردم همانند شترهای نگاهداری شده در خوابگاهشان هستند، مادامی که با آنها نیکو رفتار کنند. اگر با آنها بدرفتاری کنند از آنها رم خواهند کرد.
2- محمد بن عجلان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
با نعمت ها نیکو رفتار کنید.
گفتم: نیکو داشت نعمت ها چیست؟
فرمود: سپاسگزاری از کسی که نعمت داده است و ادای حقوق آنها.
ص: 102
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:
أَحْسِنُوا جِوَارَ نِعَمَ اللَّهِ وَ احْذَرُوا أَنْ تَنْتَقِلَ عَنْكُمْ إِلَى غَيْرِكُمْ. أَمَا إِنَّهَا لَمْ تَنْتَقِلْ عَنْ أَحَدٍ قَطُّ فَكَادَتْ أَنْ تَرْجِعَ إِلَيْهِ.
قَالَ: وَ كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) يَقُولُ: قُلْ مَا أَدْبَرَ شَيْءٌ فَأَقْبَلَ.
بَابُ مَعْرِفَةِ الْجُودِ وَ السَّخَاءِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْجَهْمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْن سُلَيْمَانَ قَالَ:
سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ وَ هُوَ فِي الطَّوَافِ، فَقَالَ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنِ الْجَوَادِ.
فَقَالَ: إِنَّ لِكَلَامِكَ وَجْهَيْنِ!
3- زید شحام گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
با نعمت ها نیکو رفتار کنید، و از انتقال آن از شما به سوی دیگران حذر کنید. آگاه باشید که هرگز نعمت از کسی انتقال نمی یابد که امید بازگشت آن به سوی او باشد.
حضرتش فرمود: على (علیه السلام) همواره می فرمود: کم اتفاق افتاده است چون چیزی رفت، برگردد.
1- احمد بن سلیمان گوید: امام کاظم (علیه السلام) در حال طواف بود. مردی پرسید: مرا از معنای جواد آگاه کن؟
فرمود: سخن تو دو گونه است:
ص: 103
فَإِنْ كُنْتَ تَسْأَلُ عَنِ الْمَخْلُوقِ، فَإِنَّ الْجَوَادَ الَّذِي يُؤَدِّي مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ.
وَ إِنْ كُنْتَ تَسْأَلُ عَنِ الْخَالِقِ فَهُوَ الْجَوَادُ، إِنْ أَعْطَى وَ هُوَ الْجَوَادُ إِنْ مَنَعَ، لِأَنَّهُ إِنْ أَعْطَاكَ أَعْطَاكَ مَا لَيْسَ لَكَ، وَ إِنْ مَنَعَكَ مَنْعَكَ مَا لَيْسَ لَكَ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا حَدُّ السَّخَاءِ؟
فَقَالَ: تُخْرِجُ مِنْ مَالِكَ الْحَقَّ الَّذِي أَوْجَبَهُ اللَّهُ عَلَيْكَ فَتَضَعُهُ فِي مَوْضِعِهِ.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةً عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَالَ:
السَّخِيُّ مُحَبَّبٌ فِي السَّمَاوَاتِ مُحَبَّ فِي الْأَرْضِ، خُلِقَ مِنْ طِينَةٍ عَذْبَةٍ، وَ خُلِقَ مَاءُ عَيْنَيْهِ مِنْ مَاءِ الْكَوْثَرِ.
وَ الْبَخِيلُ مُبَغَضٌ فِي السَّمَاوَاتِ، مُبَغَضٌ فِي الْأَرْضِ، خُلِقَ مِنْ طِيئَةٍ سَبِخَةٍ، وَ خُلِقَ مَاءُ عَيْنَيْهِ مِنْ مَاءِ الْعَوْسَجِ.
اگر از مخلوق می پرسی که جواد آن است که آن چه خدا واجب فرموده به جا آورد و اگر از خالق می پرسی که او جواد است اگر عطا نماید و اگر مانع شود باز او جواد است، زیرا اگر بر تو عطا نمود چیزی را عطا کرده که مال تو نیست و اگر از تو چیزی را منع نمود، چیزی را مانع شده که مال تو نبوده است.
2- یکی از اصحاب ما گوید: از امام صادق علیه السلام) پرسیدم: اندازه سخاوتمندی چیست؟ فرمود: حقی را که خداوند در مال تو واجب نموده است بیرون کرده و در جایگاه خود مصرف کنی.
3- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (عیه السلام) از نیاکان خود (علیهم السلام) نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
سخاوتمند محبوب آسمان ها و زمین است. سرشت او از گل شیرین و گوارا آفریده شده و آب چشمان او از آب کوثر است و بخیل مبغوض آسمان ها و زمین است، سرشت او از گِل شوره و آب چشمان او از آب خار است.
ص: 104
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مَهْدِي عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) قَالَ:
السَّخِيُّ الْحَسَنُ الْخُلُقِ فِي كَنَفِ اللَّهِ لا يَسْتَخْلِي اللَّهُ مِنْهُ حَتَّى يُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ، وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ (عزوجل) نَبِيّاً وَ لا وَصِيّاً إِلَّا سَخِيّاً، وَ مَا كَانَ أَحَدٌ مِنَ الصَّالِحِينَ إِلَّا سَخِيّا، وَ مَا زَالَ أَبِي يُوصِينِي بِالسَّخَاءِ حَتَّى مَضَى.
وَ قَالَ: مَنْ أَخْرَجَ مِنْ مَالِهِ الزَّكَاةَ تَامَّةٌ فَوَضَعَهَا فِي مَوْضِعِهَا لَمْ يُسْأَلْ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبْتَ مَالَكَ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
أَتَى رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ فْدٌ مِنَ الْيَمَنِ وَ فِيهِمْ رَجُلٌ كَانَ أَعْظَمَهُمْ كَلَاماً وَ أَشَدَّهُمْ اسْتِقْصَاءً فِي مُحَاجَّةِ النَّبِيِّ الله (صلی الله علیه و آله).
4- مهدی گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
سخی خوش اخلاق در پناه خداست، خدا او را رها نمی کند تا او را وارد بهشت نماید و خداوند هیچ پیامبر و وصیی را برنینگیخت مگر سخی و هیچ یک از صالحین نبودند مگر سخی. پدرم همیشه مرا به سخاوت سفارش می فرمود تا درگذشت.
حضرتش فرمود: هر که زکات مال خود را به طور کامل پرداخت کند و در جایگاه خود قرار دهد پرسید نمی شود که از کجا مال خود را به دست آورده ای.
5- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
گروهی از مردم یمن پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند، در میان آنها مرد سخنوری بود که بیشتر از آنها با پیامبر بحث می نمود.
ص: 105
فَغَضِبَ النَّبِيُّ (صلى الله عليه و آله) حَتَّى الْتَوَى عِرْقُ الْغَضَبِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ تَرَبَّدَ وَجْهُهُ وَ أَطْرَقَ إِلَى الْأَرْضِ، فَأَتَاهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) فَقَالَ: رَبُّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ: هَذَا رَجُلٌ سَخِيٌّ يُطْعِمُ الطَّعَامَ.
فَسَكَنَ عَنِ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله) الْغَضَبُ وَ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ لَهُ: لَوْ لَا أَنَّ جَبْرَئِيلَ أَخْبَرَنِي عَنِ اللَّهِ (عزوجل) وَ أَنَّكَ سَخِيٌّ تُطْعِمُ الطَّعَامَ لَشَرَدْتُ بِكَ وَ جَعَلْتُكَ حَدِيثًا لِمَنْ خَلْفَكَ.
فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ: وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيُحِبُّ السَّحَاءَ؟
فَقَالَ: نَعَمْ، فَقَالَ: إِنِّي أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ. وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ! لَا رَدَدْتُ مِنْ مَالِي أَحَداً.
6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
پیامبر (صلی الله علیه و آله) خشمگین شد به گونه ای که از غضب از رگ میان دو چشم حضرتش هویدا شد. رویش متغیّر گشت و سربه زیر افکند.
پس جبرئیل آمد و گفت: پروردگارت سلام می رساند و به تو می گوید: این مرد سخی است و به مردم غذا می دهد.
خشم پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرو نشست و سر بلند کرد و به او فرمود: اگر نبود که جبرئیل از جانب خداوند (عزوجل) خبر می داد که تو سخی هستی و اطعام می کنی تو را طرد می کردم و تو را عبرت بر مردم قرار می دادم.
آن مرد گفت: پروردگارت سخاوت را دوست می دارد؟
فرمود: آری.
گفت: گواهی می دهم که معبودی جز خدا نیست و تو فرستاده او هستی و سوگند به آن که تو را به حق بر انگیخت! کسی را از مال خود محروم نکردم.
6- زید شحام گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 106
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) كَانَ أَبَا أَضْيَافٍ فَكَانَ إِذَا لَمْ يَكُونُوا عِنْدَهُ خَرَجَ يَطْلُبُهُمْ وَ أَغْلَقَ بَابَهُ وَ أَخَذَ الْمَفَاتِيحَ يَطْلُبُ الْأَضْيَافَ وَ إِنَّهُ رَجَعَ إِلَى دَارِهِ فَإِذَا هُوَ بِرَجُلٍ أَوْ شِبْهِ رَجُلٍ فِي الدَّارِ.
فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ! بِإِذْنِ مَنْ دَخَلْتَ هَذِهِ الدَّارَ؟
قَالَ: دَخَلْتُهَا بِإِذْنِ رَبِّهَا - يُرَدِّدُ ذَلِكَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ -.
فَعَرَفَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) أَنَّهُ جَبْرَئِيلُ، فَحَمِدَ اللَّهَ، ثُمَّ قَالَ: أَرْسَلَنِي رَبُّكَ إِلَى عَبْدٍ مِنْ عَبِيدِهِ يَتَّخِذُهُ خَلِيلاً.
قَالَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام): فَأَعْلِمْنِي مَنْ هُوَ أَخْدُمْهُ حَتَّى أَمُوتَ؟
قَالَ: فَأَنْتَ هُوَ.
قَالَ: وَ مِمَّ ذَلِكَ؟
قَالَ: لِأَنَّكَ لَمْ تَسْأَلْ أَحَداً شَيْئاً قَطُّ وَ لَمْ تُسْأَلْ شَيْئًا قَطُّ فَقُلْتَ: لا.
ابراهیم (علیه السلام) میهمان دوست بود و عادت او چنین بود که اگر میهمان نداشت بیرون می رفت و در جست و جوی میهمان می گشت. روزی درب را بست و کلید را برداشت و در جست و جوی میهمان می گشت. چون به خانه اش برگشت، ناگاه در خانه مردی - یا شبه مردی - را دید. فرمود: ای بندۀ خدا! با اجازه چه کسی وارد این خانه شدی؟
او سه مرتبه گفت: با اجازه صاحب آن.
ابراهیم (علیه السلام) دانست که او جبرئیل است. پس خدا را شکر نمود.
او گفت: پروردگارت مرا به سوی بنده ای فرستاده که او را به عنوان دوست برگزیند.
ابراهیم (علیه السلام) فرمود: او را بر من بشناسان، او کیست تا موقع مرگم به او خدمت کنم؟
گفت: آن تویی.
فرمود: چرا؟
گفت: زیرا تو هرگز از کسی چیزی نخواستی و هرگز چیزی از تو خواسته نشد که بگویی: نه.
ص: 107
7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
أَتَى رَجُلٌ النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَيُّ النَّاسِ أَفْضَلُهُمْ إِيمَاناً؟
قَالَ: أَبْسَطُهُمْ كَفَّاً.
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَيُّوبَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر (علیه السلام)ٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
يُؤْتَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِرَجُلٍ فَيُقَالُ: احْتَجَّ .
فَيَقُولُ: يَا رَبِّ! خَلَقْتَنِي وَ هَدَيْتَنِي فَأَوْسَعْتَ عَلَيَّ فَلَمْ أَزَلْ أُوسِعُ عَلَى خَلْقِكَ وَ أُيَسِّرُ عَلَيْهِمْ لِكَيْ تَنْشُرَ عَلَيَّ هَذَا الْيَوْمَ رَحْمَتَكَ وَ تُيَسِّرَهُ.
فَيَقُولُ: الرَّبُّ جَلَّ ثَنَاؤُهُ وَ تَعَالَى ذِكْرُهُ: صَدَقَ عَبْدِي، أَدْخِلُوهُ الْجَنَّةَ.
9- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) يَقُولُ:
7- ابو عبدالرحمان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
مردی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: ای رسول خدا! کدام مردم از جهت ایمان بهتر هستند؟
فرمود: دست و دل بازترین آنها.
8- ابو حمزه گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
روز قیامت مردی آورده می شود و گفته می شود: دلیل بیاور.
می گوید: ای پروردگار من! مرا آفریدی و هدایتم نمودی و به من تمكن دادی و من هم همیشه بر آفریدگانت تمکن دادم و مشکلاتشان را بر طرف نمودم تا رحمت خود را در این روز بر من بگسترانی و آسانش نمایی.
پس پروردگار - که بلند است ثنای او و عالی است یاد او - می فرماید: بنده ام راست گفت، او را وارد بهشت نمایید.
9- حسن بن و شاء گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
ص: 108
السَّخِيُّ قَرِيبٌ مِنَ اللَّهِ، قَرِيبٌ مِنَ الْجَنَّةِ، قَرِيبٌ مِنَ النَّاسِ.
وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: السَّحَاءُ شَجَرَةٌ فِي الْجَنَّةِ مَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ.
10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يَاسِرِ الْخَادِم عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ:
السَّخِيُّ يَأْكُلُ طَعَامَ النَّاسِ لِيَأْكُلُوا مِنْ طَعَامِهِ، وَ الْبَخِيلُ لَا يَأْكُلُ مِنْ طَعَامٍ النَّاسِ لِئَلَّا يَأْكُلُوا مِنْ طَعَامِهِ.
11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) الِابْنِهِ الْحَسَنِ (علیه السلام):
يَا بُنَيَّ! مَا السَّمَاحَةُ؟
قَالَ: الْبَذْلُ فِي الْيُسْرِ وَ الْعُسْرِ.
12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْن صَدَقَةَ قَالَ: قَالَ أَبو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِبَعْضِ جُلَسَائِهِ: أَلا أُخْبِرُكَ بِشَيْءٍ يُقَرِّبُ مِنَ اللَّهِ وَ يُقَرِّبُ مِنَ الْجَنَّةَ وَ يُبَاعِدُ مِنَ النَّارِ؟
سخی نزدیک به خدا، نزدیک به بهشت و نزدیک به مردم است.
و شنیدم که حضرتش می فرمود: سخاوت درختی در بهشت است. هر که به شاخه ای از شاخه های آن آویزان شد، وارد بهشت می شود.
10- یاسر خادم گوید: امام رضا (علیه السلام) فرمود: سخی از غذای مردم می خورد تا از غذای او بخورند و بخیل از غذای مردم نمی خورد تا از غذای او نخورند.
11- احمد بن ابی عبدالله در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان علی (علیه السلام) به فرزندش امام حسن (علیه السلام) فرمود:
ای پسرم! جوان مردی چیست؟
عرض کرد: بخشش در هنگام رفاه و تنگدستی است.
12- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) به برخی از همنشینان خود فرمود: آیا تو را از چیزی که به خدا و بهشت نزدیک کند و از آتش دور سازد، آگاه کنم؟
ص: 109
فَقَالَ: بَلَى.
فَقَالَ: عَلَيْكَ بِالسَّخَاءِ، فَإِنَّ اللهَ خَلَقَ خَلْقاً بِرَحْمَتِهِ لِرَحْمَتِهِ فَجَعَلَهُمْ لِلمَعْرُوفِ أَهْلاً وَ لِلْخَيْرِ مَوْضِعاً وَ لِلنَّاسِ وَ جْهاً يُسْعَى إِلَيْهِمْ لِكَيْ يُحْيُوهُمْ كَمَا يُحْيِي الْمَطَرُ الْأَرْضَ الْمُجْدِبَةَ. أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ الْآمِنُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ قَالَ:
أَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) وَ إِلَى مُوسَى (علیه اللام) أَنْ لَا تَقْتُلِ السَّامِرِيَّ، فَإِنَّهُ سَخِيٌّ.
14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
شَابٌ سَخِيٌّ مُرَهَّقٌ فِي الذُّنُوبِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ شَيْخِ عَابِدٍ بَخِيلٍ.
15- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه سلام) يَقُولُ:
گفت: آری.
فرمود: بر تو باد سخاوتمندی. پس همانا خدا خلقی را به رحمت خود آفرید و آنها را شایسته کارهای نیک و جایگاهی در خیر و وجهه ای در میان مردم قرار داد که برای مردم کوشش نماید، تا آنان را زنده نمایند هم چنانچه باران زمین مرده را زنده می کند. آنان همان مؤمنانی هستند که در روز قیامت در ایمنند.
13- علی بن ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید:
خداوند (عزوجل) به موسی (علیه السلام) وحی نمود که سامری گوساله پرست را نکش، زیرا او سخی است.
14- ابو جعفر مدائنی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
جوان سخاوتمند مفرط در گناهان، نزد خدا از پیر عابد بخیل محبوب تر است.
15- جميل بن دراج گویدک از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
ص: 110
خِيَارُكُمْ سُمَحَاؤُ كُمْ، وَ شِرَارُكُمْ بُخَلَاؤُ كُمْ، وَ مِنْ خَالِصِ الْإِيمَانِ الْبِرُّ بِالْإِخْوَانِ وَ السَّعْيُ فِي حَوَائِجِهِمْ، وَ إِنَّ الْبَارَّ بِالْإِخْوَانِ لَيُحِبُّهُ الرَّحْمَانُ وَ فِي ذَلِكَ مَرْغَمَةٌ لِلشَّيْطَانِ، وَ تَزَحْزُحَ عَنِ النِّيرَانِ، وَ دُخُولُ الْجِنَانِ.
يَا جَمِيلُ! أَخْبِرْ بِهَذَا غُرَرَ أَصْحَابِكَ!
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَنْ غُرَرُ أَصْحَابِي؟
قَالَ: هُمُ الْبَارُّونَ بِالْإِخْوَانِ فِي الْعُسْرِ وَ الْيُسْرِ.
ثُمَّ قَالَ: يَا جَمِيلُ! أَمَا إِنَّ صَاحِبَ الْكَثِيرِ يَهُونُ عَلَيْهِ ذَلِكَ وَ قَدْ مَدَحَ اللَّهُ (عزوجل) فِي ذَلِكَ صَاحِبَ الْقَلِيلِ فَقَالَ فِي كِتَابِهِ «يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».
بهترین شما سخاوتمندانتان و بدترین شما بخیلانتان هستند و از خالص بودن ایمان نیکی به برادران و کوشش در احتیاجات ایشان است و خدای رحمان شخص نیکوکار به برادران را دوست می دارد و این عمل موجب به خاک ساییدن بینی شیطان و دور شدن در آتش و وارد شدن در بهشت است.
ای جمیل! اینها را به بهترین اصحاب خود خبر ده!
گفتم: قربانت گردم! بهترین اصحابم کیانند؟
فرمود: همان نیکوکاران به برادران در سختی و رفاه.
آن گاه فرمود: ای جمیل! آگاه باش که این برای صاحب اموال بسیار آسان است و خداوند (عزوجل) صاحب مال اندک را ستوده، و در کتاب خود فرموده است: «دیگران را به خود ترجیح می دهند اگر چه خود گرفتار باشند کسانی که از بخل نفس خود خودداری نمایند همان رستگارانند».
ص: 111
بَابُ الْإِنْفَاقِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ الشَّمْسَ لَتَطْلُعُ وَ مَعَهَا أَرْبَعَةُ أَمْلَاكُ:
مَلَكٌ يُنَادِي: يَا صَاحِبَ الْخَيْر! أَتِمَّ وَ أَبْشِرْ.
و مَلَكَ يُنَادِي: يَا صَاحِبَ الشَّرًا! انْزِعُ وَ أَقْصِرْ.
وَ مَلَكَ يُنَادِي: أعْطِ مُنْفِقاً خَلَفاً، وَ آتِ مُمْسِكاً تَلَفاً.
وَ مَلَكَ يَنْضَحُهَا بِالْمَاءِ، وَ لَوْ لَا ذَلِكَ اشْتَعَلَتِ الْأَرْضُ.
2- أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَاهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِم».
1- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: آن گاه که خورشید طلوع می کند با آن چهار فرشته است:
فرشته ای ندا می کند: ای صاحب خیر! احسانت را کامل نما و بر تو مژده باد.
و فرشته ای دیگر ندا می کند: ای صاحب شر! دست بردار و کوته بیا.
و فرشته ای دیگر ندا می کندک خدایا! به انفاق کننده جاگزین کن و به باز دارنده از بین رفتن مالش را قرار ده.
و فرشته ای به آفتاب آب می پاشد و اگر این گونه نبود زمین شعله ور می شد.
2- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) درباره فرمایش خداوند (عزوجل) که می فرماید: «هم چنین خدا کردارهای حسرت انگیزشان را به آنان نشان می دهد».
ص: 112
قَالَ: هُوَ الرَّجُلُ يَدَعُ مَالَهُ لا يُنْفِقُهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ بُخْلاً ثُمَّ يَمُوتُ فَيَدَعُهُ لِمَنْ يَعْمَلُ فِيهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ، أَوْ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ، فَإِنْ عَمِلَ بِهِ فِي طَاعَةِ اللَّهِ رَآهُ فِي مِيزَانِ غَيْرِهِ فَرَآهُ حَسْرَةً وَ قَدْ كَانَ الْمَالُ لَهُ، وَ إِنْ كَانَ عَمِلَ بِهِ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ قَوَّاهُ بِذَلِكَ الْمَالِ حَتَّى عَمِلَ بِهِ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ (عزوجل).
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ رَاشِدٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (عليه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ سَخَتْ نَفْسُهُ بِالنَّفَقَةِ.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ مَنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) فِي كَلَامٍ لَهُ:
وَ مَنْ يَبْسُطُ يَدَهُ بِالْمَعْرُوفِ إِذَا وَ جَدَهُ يُخْلِفِ اللَّهُ لَهُ مَا أَنْفَقَ فِي دُنْيَاهُ وَ يُضَاعِفُ لَهُ فِي آخِرَتِهِ.
فرمود: او مردی است که مال خود را واگذاشته و در اطاعت خدا از جهت بخل انفاق نمی کند. سپس می میرد و آن را برای کسی که آن را در طاعت خدا یا در معصیت خدا انجام می دهد وامی گذارد. پس اگر آن را در طاعت خدا انجام داد، مال خود را در میزان عمل دیگری می بیند و با حسرت به آن می نگرد که مال اوست و اگر آن را در معصیت خدا انجام داد که با آن مال تقویت شده تا در معصیت خدا (عزوجل) انجام داده است.
3- سماعه گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
کسی که به جایگزین شدن مال یقین داشته باشد، دلش در انفاق سخاوتمند می شود.
4- راوی گوید: امام صادق (علیه السیلام) فرمود:
امیرمؤمنان علی (صلوات الله علیه) در ضمن سخنانش فرمود:
هر که به کارهای خیر راه یافت و در آن دستش را باز نمود، خداوند آن چه در دنیا انفاق نمود جایگزین کند و در جهان آخرت به آن می افزاید.
ص: 113
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قَرَأْتُ فِي كِتَابٍ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام):
يَا أَبَا جَعْفَرٍ! بَلَغَنِي أَنَّ الْمَوَالِيَ إِذَا رَكِبْتَ أَخْرَجُوكَ مِنَ الْبَابِ الصَّغِيرِ، فَإِنَّمَا ذَلِكَ مِنْ بُخْلِ مِنْهُمْ لِئَلَّا يَنَالَ مِنْكَ أَحَدٌ خَيْراً، وَ أَسْأَلُكَ بِحَقِّي عَلَيْكَ لَا يَكُنْ مَدْخَلُكَ وَ مَخْرَجُكَ إِلَّا مِنَ الْبَابِ الْكَبِيرِ، فَإِذَا رَكِبْتَ فَلْيَكُنْ مَعَكَ ذَهَبٌ وَ فِضَّةٌ ثُمَّ لا يَسْأَلُكَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا أَعْطَيْتَهُ، وَ مَنْ سَأَلَكَ مِنْ عُمُومَتِكَ أَنْ تَبَرَّهُ فَلَا تُعْطِهِ أَقَلَّ مِنْ خَمْسِينَ دِينَاراً وَ الْكَثِيرُ إِلَيْكَ.
وَ مَنْ سَأَلَكَ مِنْ عَمَّاتِكَ فَلَا تُعْطِهَا أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةٍ وَ عِشْرِينَ دِينَاراً، وَ الْكَثِيرُ إِلَيْكَ، إِنِّي إِنَّمَا أُرِيدُ بِذَلِكَ أَنْ يَرْفَعَكَ اللَّهُ. فَأَنْفِقْ وَ لَا تَخْشَ مِنْ ذِي الْعَرْشِ إِفْتَارًا.
6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ جَهْمِ بْنِ الْحَكَمِ الْمَدَائِنِيُّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
5- ابو نصر گوید: در نامه امام رضا (علیه السلام) به امام جواد (علیه السلام) خواندم که حضرتش نوشته بود:
ای ابوجعفر به من رسیده که چون سواره می شوی غلامان تو را از درب کوچک بیرون می برند به جهت بخل که دارند که کسی از تو چیزی دریافت نکند. از تو می خواهم به حقی که نسبت به تو دارم که ورود و خروج تو جز از درب بزرگ نباشد. چون سوار مرکب می شوی طلا و نقره همراه داشته باش که کسی از تو چیزی نخواهد مگر به او عطا نمایی و اگر از عموهایت چیزی از تو خواستند کمتر از پنجاه دینار ندهی و خواستی بیشتر بده و هر که از عمه هایت از تو خواست کمتر از بیست و پنج دینار ندهی و خواستی بیشتر بده که من می خواهم با این رفتار خدا تو را بلند نماید.
پس انفاق کن و از صاحب عرش - یعنی خدا - نترس که تو را تنگدست نماید.
6- اسماعیل بن ابی زیاد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 114
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): الْأَيْدِي ثَلَاثَةٌ: سَائِلَةٌ وَ مُنْفِقَةٌ وَ مُمْسِكَةٌ، وَ خَيْرُ الْأَيْدِي الْمُنْفِقَةُ.
7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَيْمَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ:
يَا حُسَيْنُ! أَنْفِقْ وَ أَيْقِنْ بِالْخَلَفِ مِنَ اللَّهِ، فَإِنَّهُ لَمْ يَبْخَلْ عَبْدٌ وَ لَا أُمَةٌ بِنَفَقَةٍ فِيمَا يُرْضِي اللَّهَ (عزوجل) وَ إِلَّا أَنْفَقَ أَضْعَافَهَا فِيمَا يُسْخِطُ اللَّهَ (عزوجل).
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) - أَوْ أَبِي جَعْفَر (علیه السلام) - قَالَ:
يُنْزِلُ اللهُ الْمَعُونَةَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْعَبْدِ بِقَدْرِ الْمَنُونَةِ، فَمَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ سَخَتْ نَفْسُهُ بِالنَّفَقَةِ.
9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا (علیه السلام) قَالَ:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: دست ها سه گونه اند: سؤال کننده، انفاق کننده و بازدارنده و بهترین دست ها انفاق کننده است.
7- حسین بن ایمن گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: ای حسین! انفاق کن و به جای گزینی از جانب خدا یقین داشته باش، زیرا هر بنده و کنیزی که در راه رضایت خداوند (عزوجل) از انفاق کردن بخل ورزد پیش از آن در راه خشم خدا (عزوجل) اتفاق خواهد کرد.
8- عمر بن اذینه در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) یا امام باقر (علیه السلام) فرمود:
خداوند هزینه را بر بنده به اندازه مخارج او از آسمان فرود می آورد. پس کسی که به جایگزینی یقین پیدا کند، دلش در انفاق سخاوتمند می شود.
9- صفوان بن یحیی گوید:
ص: 115
دَخَلَ عَلَيْهِ مَوْلًى لَهُ فَقَالَ لَهُ: هَلْ أَنْفَقْتَ الْيَوْمَ شَيْئاً؟
قَالَ: لا وَ اللَّهِ.
فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام): فَمِنْ أَيْنَ يُخْلِفُ اللَّهُ عَلَيْنَا؟ أَنْفِقْ وَ لَوْ دِرْهَماً وَ احِداً.
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ يَضْمَنُ أَرْبَعَةً بِأَرْبَعَةِ أَبْيَاتٍ فِى الْجَنَّةِ، أَنْفِقْ، وَ لَا تَخَفْ فَقْراً وَأَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ، وَ أَفْشِ السَّلَامَ فِي الْعَالَمِ، وَ اتْرُكِ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كُنْتَ مُحِقِّاً.
بَابُ الْبُخْلِ وَالشُّح
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةً عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ آبائه (علیهم السلام):
غلام امام رضا (علیه السلام) خدمت حضرتش شرف یاب شد، حضرت به او فرمود: آیا امروز چیزی انفاق نموده ای؟
گفت: نه، خدا سوگند!
امام رضا (علیه السلام) فرمود: پس از کجا خدا جایگزین بر ما کند؟ انفاق کن گر چه یک درهم باشد.
10- معاوية بن وهب گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
کیست که چهار چیز را به چهار خانه در بهشت ضمانت کند؟ و آن چهار چیز چنین است: انفاق کن و از فقر مترس، دربارۀ مردم از خود انصاف نما، در جهان سلام دادن را آشکار کن و مجادله را اگر چه بر حق باشی واگذار.
1- مسعده بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود:
ص: 116
أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) سَمِعَ رَجُلاً يَقُولُ: إِنَّ الشَّحِيحَ أَغْدَرُ مِنَ الظَّالِمِ.
فَقَالَ لَهُ: كَذَبْتَ، إِنَّ الظَّالِمَ قَدْ يَتُوبُ وَ يَسْتَغْفِرُ وَ يَرُدُّ الظُّلَامَةَ عَلَى أَهْلِهَا، وَ الشَّحِيحُ إِذَا شَحَّ مَنَعَ الزَّكَاةَ، وَ الصَّدَقَةَ وَ صِلَةَ الرَّحِمِ وَ قِرَى الضَّيْفِ وَ النَّفَقَةَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ أَبْوَابَ الْبِرِّ وَ حَرَامٌ عَلَى الْجَنَّةِ أَنْ يَدْخُلَهَا شَحِيحٌ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام):
إِذَا لَمْ يَكُنْ لِلَّهِ فِي عَبْدٍ حَاجَةٌ ابْتَلَاهُ بِالْبُخْلِ.
3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عَمَيْرٍ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) لِبَنِي سَلِمَةَ: يَا بَنِي سَلِمَةَ! مَنْ سَيِّدُ كُمْ؟
قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! سَيِّدُنَا رَجُلٌ فِيهِ بُخْلٌ.
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) شنید که مردی می گوید: بخیل عذر پذیرتر از ستمگر است.
حضرت به او فرمود: دروغ گفتی، همانا بسا ستمگری توبه و طلب مغفرت میکند و مظلمه بر صاحبش بر می گرداند، ولی تنگ نظر آن گاه که بخل می ورزد از زکات و صدقه و صله رحم و مهمان نوازی و انفاق در راه خدا و کارهای خیر باز می دارد و حرام است که بخيل وارد بهشت شود.
2- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرمؤمنان على (علیه السلام) فرمود:
هرگاه خداوند نسبت به بنده ای نظری نداشته باشد او را مبتلا به بخل می فرماید.
3- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) به بنی سلمه فرمود:
ای بنی سلمه! بزرگ شما کیست؟
گفتند: ای رسول خدا! بزرگ ما مرد بخیل است.
ص: 117
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): وَ أَيُّ دَاءٍ أَدْوَى مِنَ الْبُخْلِ؟!
ثُمَّ قَالَ: بَلْ سَيِّدُكُمْ الْأَبْيَضُ الْجَسَدِ الْبَرَاءُ بْنُ مَعْرُورٍ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْجَهُم عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) قَالَ:
الْبَخِيلُ مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أبيه (علیهما السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
مَا مَحَقَ الْإِسْلَامَ مَحْقَ الشَّرِّ شَيْء.
ثُمَّ قَالَ: إِنَّ لِهَذَا الشُّحُ دَبِيباً كَدَبِيبِ النَّمْلِ وَ شُعَباً كَشُعَبِ الشِّرَكِ.
وَ فِي نُسْخَةٍ: أُخْرَى الشَّوْكِ.
6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): فرمود: کدام بیماری بدتر از بخل است؟!
سپس فرمود: بلکه بزرگ شما فرد رو سفید براء بن معرور است.
4- احمد بن سلیمان گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
بخیل کسی است که از آن چه خدا واجب فرموده است، بخل ورزد.
5- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
هیچ چیز مانند تنگ نظری، اسلام شخص را تباه نمی سازد.
سپس فرمود: همانا این تنگ نظری حرکت ضعیف و نامحسوسی مانند حرکت مورچه و شاخه ای مانند شاخه های دام صیاد دارد.
6- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
ص: 118
لَيْسَ بِالْبَخِيلِ الَّذِي يُؤَدِّي الزَّكَاةَ الْمَفْرُوضَةَ فِي مَالِهِ وَ يُعْطِي الْبَائِنَةَ فِي قَوْمِهِ.
7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ قَالَ: قَالَ أَبو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): تَدْرِي مَا الشَّحِيحُ؟
قُلْتُ: هُوَ الْبَخِيلُ.
قَالَ: السُّحُ أَشَدُّ مِنَ الْبُخْلِ. إِنَّ الْبَخِيلَ يَبْخَلُ بِمَا فِي يَدِهِ، وَ الشَّحِيحُ يَشُحُ عَلَى مَا فِي أَيْدِي النَّاسِ وَ عَلَى مَا فِي يَدَيْهِ حَتَّى لا يَرَى مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ شَيْئًا إِلَّا تَمَنَّى أَنْ يَكُونَ لَهُ بِالْحِلِّ وَ الْحَرَامِ وَ لَا يَقْنَعُ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ.
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أبي جَعْفَر (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
لَيْسَ الْبَخِيلُ مَنْ أَدَّى الزَّكَاةَ الْمَفْرُوضَةً مِنْ مَالِهِ وَ أَعْطَى الْبَائِنَةَ فِي قَوْمِهِ. إِنَّمَا الْبَخِيلُ حَقُّ الْبَخِيل مَنْ لَمْ يُؤَدِّ الزَّكَاةَ الْمَفْرُوضَةَ مِنْ مَالِهِ، وَ لَمْ يُعْطِ الْبَائِنَةَ فِي قَوْمِهِ وَ هُوَ يُبَدِّرُ فِيمَا سِوَى ذَلِكَ.
کسی که زکات فریضه مال خود را بپردازد و دست عطایش در خویشان خود بگشاید، بخیل نیست.
7- فضل بن ابی قرّة گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: آیا می دانی شحیح کیست؟
گفتم: او بخیل است.
فرمود: شح شدیدتر از بخل است، زیرا بخیل نسبت به چیزی که در دست خود دارد بخل می ورزد، و شحیح هم بر آن چه در دست مردم است و هم به آن چه در دست خود او است، بخل می کند، به گونه ای که چیزی را در دست مردم نمی بیند مگر آن که آرزو می کند که آن چیز - چه از حلال و چه از حرام - متعلق به او باشد و به آن چه خدا به او داده است قانع نمی شود.
8- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
کسی که زکات واجب را از مال خود بپردازد، و دست عطایش را در خویشان خود بگشاید بخیل نیست، بلکه بخیل واقعی کسی است که زکات واجب را از مال خود نپردازد، و دست عطا در خویشان خود نداشته باشد در حالی که در موارد دیگر ول خرجی کند.
ص: 119
بَابُ النَّوَادِرِ
1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سُفْيَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ مَنْ سَأَلَ النَّاسَ عَاشَ وَ مَنْ سَكَتَ مَاتَ.
قُلْتُ: فَمَا أَصْنَعُ إِنْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ الزَّمَانَ؟
قَالَ: تُعِينُهُمْ بِمَا عِنْدَكَ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ فَتُجَاهِدُ.
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
أَفْضَلُ الصَّدَقَةِ صَدَقَةٌ عَنْ ظَهْرِ غِنِّى.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
1- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
زمانی بر مردم فرا خواهد رسید هر که از مردم سؤال کرد زنده میماماند و هر که ساکت ماند، می میرد.
گفتم: اگر آن زمان را یافتم چه کنم؟
فرمود: آنها را با آن چه داری، یاری کن و اگر نیافتی در رفع نیازهای آنها تلاش کن.
2- عبدالاعلی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
بهترین صدقه، صدقه از روی بی نیازی است.
3 - سکوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمود:
ص: 120
أَفْضَلُ الصَّدَقَةِ صَدَقَةٌ تَكُونُ عَنْ فَضْلِ الْكَفَّ.
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي قَوْلِ الله (عزوجل): «وَ أَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ».
قَالَ: هُوَ الزَّمِنُ الَّذِي لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَخْرُجَ لِزَمَانَتِهِ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَ اتَّقَ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَى».
بِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُعْطِى بِالْوَاحِدَةِ عَشَرَةٌ إِلَى مِائَةِ أَلْفِ فَمَا زَادَ «فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى».
قَالَ: لا يُرِيدُ شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ إِلَّا يَسَّرَهُ اللَّهُ لَهُ.
«وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى».
قَالَ: بَخِلَ بِمَا آتَاهُ اللَّهُ (عزوجل) «وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى» بِأَنَّ اللَّهَ يُعْطِي بِالْوَاحِدَةِ عَشَرَةً إِلَى مِائَةِ أَلْفٍ، فَمَا زَادَ.
برترین صدقه، صدقه از فزونی مال است.
4- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «فقیر شدید را اطعام کنید» فرمود:
منظور فرد زمین گیری است که به خاطر آن نتواند بیرون رود.
5- سعد بن طریف گوید: امام باقر (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «آن که صدقه داد و پرهیزکاری کرد به پاداش نیکو و تصدیق کرد، به این که خدای تعالی در برابر یکی، ده برابر تا صدهزار برابر و پیش از آن می دهد. پس او را متمکن می کنیم» فرمود:
آن شخصی هر کار خیری را اراده کند، خداوند آن را بر او آسان می کند.
«و اما آن که بخل ورزید و خود را بی نیاز دانست» فرمود: بخل ورزید به آن چه خداوند (عزوجل) به او داده «و پاداش نیکو را تکذیب نمود» به این که خدا در برابر یکی، ده برابر تا صدهزار برابر و بیشتر به او می دهد.
ص: 121
«فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى».
قَالَ: لا يُرِيدُ شَيْئاً مِنَ الشَّرِّ إِلَّا يَسَّرَهُ لَهُ.
«وَ مَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدُّى».
قَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ، مَا هُوَ تَرَدَّى فِي بِشْرٍ وَ لا مِنْ جَبَلٍ وَ لَا مِنْ حَائِطٍ، وَ لَكِنْ تَرَدَّى فِي نَارِ جَهَنَّمَ.
6- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زُرَارَةً عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي حَفْصَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: مَا مِنْ شَيْءٍ إِلَّا وَ قَدْ وَ كَّلْتُ بِهِ مَنْ يَقْبِضَهُ غَيْرِي إِلَّا الصَّدَقَةَ، فَإِنِّي أَتَلَقَّفُهَا بِيَدِي تَلَقُفاً حَتَّى إِنَّ الرَّجُلَ لَيَتَصَدَّقُ بِالتَّمْرَةِ أَوْ بِشِقٌ تَمْرَةٍ فَأُرَبِّيهَا لَهُ كَمَا يُرَبِّي الرَّجُلُ فَلُوَّهُ وَ فَصِيلَهُ، فَيَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ هُوَ مِثْلُ أُحُدٍ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَحَدٍ.
«پس او را در سختی قرار می دهیم» فرمود:
آن شخص چیزی از بدی را اراده نمی کند مگر آن را به او آسان می کند.
«و کفایت نمی کند از آن مال او چون فرو افتد» فرمود: آگاه باش! به خدا سوگند! این گونه نیست که او در چاه، یا از کوه و یا از دیوار سقوط کند، بلکه در آتش دوزخ فرو خواهد افتاد.
6- سالم بن ابی حفصه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
خدای تبارک و تعالی می فرماید: هیچ چیزی نیست مگر کسی را گماشته ام که آن را دریافت کند مگر صدقه که آن را خود به دست خودم به سرعت می گیرم تا جایی که مردی یک خرما و یا قسمتی از آن را صدقه می دهد، من آن را پرورش می دهم آن سان که مرد بچه شتر از شیر جدا شده خود را پرورش می دهد وقتی در روز قیامت می آید آن دانه خرما و پاره ای از آن همانند کوه احد یا بزرگتر از آن شده است.
ص: 122
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْعَزْرَمِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) وَ هُمَا جَالِسَانِ عَلَى الصَّفَا، فَسَأَلَهُمَا.
فَقَالَا: إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ إِلَّا فِي دَيْنٍ مُوجِعٍ، أَوْ غُرْمٍ مُفْظِعٍ، أَوْ فَقْرٍ مُدْقِعِ فَفِيكَ شَيْءٌ مِنْ هَذَا؟
قَالَ: نَعَمْ.
فَأَعْطَيَاهُ وَ قَدْ كَانَ الرَّجُلُ سَأَلَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ وَ عَبْدَ الرَّحْمَانِ بْنَ أَبِي بَكْرٍ فَأَعْطَيَاهُ وَ لَمْ يَسْأَلَاهُ عَنْ شَيْءٍ، فَرَجَعَ إِلَيْهِمَا فَقَالَ لَهُمَا: مَا لَكُمَا لَمْ تَسْأَلانِي عَمَّا سَأَلَنِي عَنْهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ (علیهما السلام) وَ أَخْبَرَهُمَا بِمَا قَالا.
فَقَالَا: إِنَّهُمَا غُذْيَا بِالْعِلْمِ غِذَاءٌ.
8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مِسْمَع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
7- عبدالرحمان عزر می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) در صفا نشسته بودند، مردی آمد و از آنها سؤال کرد. فرمودند: صدقه حلال نمی شود، مگر در بدهی دردآور، یا خسارتی که انسان را در سختی اندازد، یا فقری که به خاک اندازد، در تو چیزی از اینها هست؟
گفت: آری.
پس به او عطا کردند. آن مرد پیشتر از عبدالله بن عمر و عبد الرحمان ابی بکر نیز سؤال کرده بود که به او عطا نموده بودند، ولی چیزی از او نپرسیده بودند. آن مرد نزد آن دو برگشت و به آنها گفت: چرا شما از من در مورد آن چه امام حسن و امام حسين (علیهما السلام) پرسیدند، نپرسیدید؟ و سخن آن بزرگوران به آنها باز گفت. پاسخ دادند: آنان با علم و دانش پرورش یافته و تغذیه شده اند.
8- مسمع گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
ص: 123
لا تَسْأَلُوا أُمَّتِي فِي مَجَالِسِهَا فَتُبَخُلُوهَا.
9- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ ».
قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) إِذَا أَمَرَ بِالنَّخْلِ أَنْ يُزَكَّى يَجِيءُ قَوْمٌ بِأَلْوَانِ مِنْ تَمْرٍ وَ هُوَ مِنْ أَرْدَى التَّمْرِ يُؤَدُّونَهُ مِنْ زَكَاتِهِمْ تَمْراً يُقَالُ لَهُ: الْجُعْرُورُ وَ الْمِعَافَارَةُ قَلِيلَةَ الحَاءِ عَظِيمَةَ النَّوَى، وَ كَانَ بَعْضُهُمْ يَجِيءُ بِهَا عَنِ التَّمْرِ الْجَيَّدِ.
فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله): لا تَخْرُصُوا هَاتَيْنِ التَّمْرَتَيْنِ وَ لَا تَجِينُوا مِنْهَا بِشَيْءٍ، وَ فِي ذَلِكَ نَزَلَ: «وَ لَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ » وَ الْإِغْمَاضُ أَنْ تَأْخُذَ هَاتَيْنِ التَّمْرَتَيْنِ.
10- وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ».
در مجالس از امت من چیزی درخواست نکنید که آنها را به بخل نسبت دهید.
9- ابو بصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «ای کسانی که ایمان آوردند! از بخش های پاکیزۀ اموالی که به دست آورده اید و از آن چه برای شما از زمین بیرون آوردیم، انفاق کنید و برای انفاق به سراغ بخش های ناپاک نروید».
فرمود: هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امر می فرمود: که مسلمانان زکات خرما را بدهند عده ای خرماهای نامرغوب می آوردند و به عنوان زکات می دادند که نام آنها جعرور و معافارة بود. آنها خرمای کم گوشت و هسته درشت بودند و عده ای از آنها خرمای مرغوب می آوردند.
رسول خد (صلی الله علیه و آله) فرمودک این دو نوع خرما را تخمین نزنید و چیزی از آن را نیاورید. در این هنگام این آیه نازل شد «و برای انفاق به سراغ بخش های ناپاک نروید که خودتان حاضر به پذیرش آنها نیستید، مگر از روی اغماض و کراهت». اغماض این است که این دو رقم خرما را بگیرید.
10- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید «از بخش های پاکیزه اموالتان انفاق کنید» فرمود:
ص: 124
فَقَالَ: كَانَ الْقَوْمُ قَدْ كَسَبُوا مَكَاسِبَ سَوْءٍ فِي الْجَاهِلِيَّةِ. فَلَمَّا أَسْلَمُوا أَرَادُوا أَنْ يُخْرِجُوهَا مِنْ أَمْوَالِهِمْ لِيَتَصَدَّ قُوا بِهَا، فَأَبَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَّا أَنْ يُخْرِجُوا مِنْ أَطْيَبِ مَا كَسَبُوا.
11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ رَجُل عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ الله (صلى الله عليه و آله) فَقَالَ: إِنِّي شَيْخٌ كَثِيرُ الْعِيَالِ ضَعِيفُ الرُّكْنِ قَلِيلُ الشَّيْءِ، فَهَلْ مِنْ مَعُونَةٍ عَلَى زَمَانِي؟
فَنَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) إِلَى أَصْحَابِهِ وَ نَظَرَ إِلَيْهِ أَصْحَابُهُ وَ قَالَ: قَدْ أَسْمَعَنَا الْقَوْلَ وَ أَسْمَعَكُمْ.
فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: كُنْتُ مِثْلَكَ بِالْأَمْسِ، فَذَهَبَ بِهِ إِلَى مَنْزِلِهِ فَأَعْطَاهُ مِرْوَداً مِنْ تِبْرٍ وَكَانُوا يَتَبَايَعُونَ بِالتَّبْرِ وَ هُوَ الذَّهَبُ وَ الْفِضَّةُ.
فَقَالَ الشَّيْخُ: هَذَا كُلُّهُ.
عده ای در زمان جاهلیت کسب و کار بدی داشتند، چون اسلام آوردند و خواستند آنها را از اموال خود بیرون آوردند صدقه دادند. پس خدای تبارک و تعالی آنها را از این کار باز داشت مگر که از پاکیزه ترین اموال خود صدقه دهند.
11- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: مردی خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) شرفیاب شد و گفت: من پیر مرد بسیار عیالمند، کم درآمد و کم دارایی هستم، آیا می توانید مدتی به من کمکی کنید؟
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به اصحاب خود و آنها هم به حضرتش نگاه کردند. آن گاه فرمودک او سخن خود را بر ما و شما شنوایند.
مردی برخاست و گفت: من هم دیروز همانند تو بودم. او را به خانه اش برد و به او مشتی طلا و نقره بی سکه داد، آنان همین طور مشغول خرید و فروش بودند.
پیر مرد گفت: همه این ها مال من است؟
ص: 125
قَالَ: نَعَمْ.
فَقَالَ الشَّيْخُ: أَقْبِلْ تِبْرَكَ، فَإِنِّي لَسْتُ بِجِنِّي وَ لَا إِنْسِي، وَ لَكِنِّي رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ لأَبْلُوَكَ فَوَجَدْتُكَ شَاكِراً فَجَزَاكَ اللَّهُ خَيْراً.
12- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بِمِنِّى وَ بَيْنَ أَيْدِينَا عِنَبٌ نَأْكُلُهُ فَجَاءَ سَائِلٌ فَسَأَلَهُ فَأَمَرَ بِعُنْقُودٍ فَأَعْطَاهُ.
فَقَالَ السَّائِلُ: لا حَاجَةَ لِي فِي هَذَا، إِنْ كَانَ دِرْهَمْ.
قَالَ: يَسَعُ اللَّهُ عَلَيْكَ.
فَذَهَبَ ثُمَّ رَجَعَ فَقَالَ: رُدُّوا الْعُنْقُودَ.
فَقَالَ: يَسَعُ اللَّهُ لَكَ وَ لَمْ يُعْطِهِ شَيْئًا.
ثُمَّ جَاءَ سَائِلٌ آخَرُ، فَأَخَذَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) ثَلَاثَ حَبَّاتٍ عِنَبٍ فَنَاوَلَهَا إِيَّاهُ.
فَأَخَذَ السَّائِلُ مِنْ يَدِهِ ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الَّذِي رَزَقَنِي.
گفت: آری.
پیرمرد گفت: طلا و نقره خود را بگیر که من از جن و انس نیستم، ولی فرستاده ای از جانب خدا هستم تا تو را بیازمایم. پس تو را شکرگزار یافتم، خداوند به تو جزای خیر دهد.
12- مسمع بن عبدالملك گوید: در منا خدمت امام صادق (علیه السلام) بودیم. پیش روی ما انگور بود که می خوردیم، سائلی آمد و از حضرتش سؤال کرد.
آن حضرت امر فرمود که یک خوشه انگور به او دادم.
سائل گفتک احتیاج به این ندارم، اگر درهم باشد بدهید.
حضرت فرمودک خدا به تو وسعت دهد.
او رفت دوباره برگشت و گفت: انگور را بدهید.
حضرت فرمود: خدا به تو وسعت دهد.
و چیزی به او نداد، سپس سائل دیگری آمد، امام صادق (علیه السلام) سه دانه انگور گرفت و به او داد. سائل از دست حضرتش گرفت و گفت: الحمد لله رب العالمین که مرا روزی داد.
ص: 126
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَكَانَكَ! فَحَشَا مِلْءَ كَفَّيْهِ عِنَبَاً، فَنَاوَلَهَا إِيَّاهُ.
فَأَخَذَهَا السَّائِلُ مِنْ يَدِهِ، ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَكَانَكَ يَا غُلَامُ! أَيُّ شَيْءٍ مَعَكَ مِنَ الدَّرَاهِم.
فَإِذَا مَعَهُ نَحْو مِنْ عِشْرِينَ دِرْهَماً فِيمَا حَزَرْنَاهُ أَوْ نَحْوِهَا، فَنَاوَلَهَا إِيَّاهُ.
فَأَخَذَهَا ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْكَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ.
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَكَانَكَ! فَخَلَعَ قَمِيصاً كَانَ عَلَيْهِ، فَقَالَ: الْبَسْ هَذَا.
فَلَبِسَهُ ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي وَ سَتَرَنِي يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ! أَوْ قَالَ: جَزَاكَ اللَّهُ خَيْراً. لَمْ يَدْعُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِلَّا بِذَا، ثُمَّ انْصَرَفَ فَذَهَبَ.
قَالَ: فَظَنَنَّا أَنَّهُ لَوْ لَمْ يَدْعُ لَهُ لَمْ يَزَلْ يُعْطِيهِ، لِأَنَّهُ كُلَّمَا كَانَ يُعْطِيهِ حَمِدَ اللَّهَ أَعْطَاهُ.
13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
إِذَا ضَاقَ أَحَدُكُمْ فَلْيُعْلِمْ أَخَاهُ وَ لَا يُعِينُ عَلَى نَفْسِهِ.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: بایست! آن گاه دو کف خود را پر از انگور کرد و به او داد، باز سائل از دست حضرتش گرفت و گفت: الحمد لله رب العالمين.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: بایست! ( آن گاه رو به غلامش کرد و فرمود:) ای غلام! چند درهم نزد توست؟
او در حدود بیست درهم به او داد و او گرفت. باز گفت: الحمد لله هذا منك وحدك لاشريك لك.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: بایست! آن گاه پیراهن خود را که در تن داشت درآورد و فرمود: این را بپوش.
او پیراهن را پوشید، سپس گفت: الحمد لله آن که مرا پوشانید و مرا مستور فرمود. ای اباعبدالله! خدا به تو جزای خیر دهد.
همین دعا را در حق امام صادق (علیه السلام) کرد، سپس برگشت و رفت.
راوی گوید: ما گمان کردیم اگر او حضرت را دعا نمی کرد، حضرتش پیوسته به او عطا می فرمود، زیرا هر چه به او عطا می فرمود حمد خدا را می نمود باز به او عطا می فرمود.
13- حریز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هرگاه یکی از شما در تنگنا قرار گرفت برادر دینی خود را آگاه کند و بر خود سخت نگیرد.
ص: 127
14- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِي عَنْ مَعْمَرٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) فِي بَعْضِ خُطَبِهِ:
إِنَّ أَفْضَلَ الْفِعَالِ صِيَانَةُ الْعِرْضِ بِالْمَالِ.
15- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:
ثَلَاثَةٌ إِنْ يَعْلَمُهُنَّ الْمُؤْمِنُ كَانَتْ زِيَادَةٌ فِي عُمُرِهِ وَ بَقَاءَ النِّعْمَةِ عَلَيْهِ.
فَقُلْتُ: وَ مَا هُنَّ؟
قَالَ: تَطْوِيلُهُ فِي رُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ فِي صَلَاتِهِ، وَ تَطْوِيلُهُ لِجُلُوسِهِ عَلَى طَعَامِهِ إِذَا أَطْعَمَ عَلَى مَائِدَتِهِ، وَ اصْطِنَاعُهُ الْمَعْرُوفَ إِلَى أَهْلِهِ.
16- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
14- معمر در روایت مرفوعه ای گوید: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در بعضی از خطبه هایش فرمود:
بهترین کارها نگهداشتن آبرو با مال است.
15- زراره گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
سه چیز است که اگر مؤمن بداند باعث زیادی عمر و بقای نعمت بر او می شود.
گفتم: آنها کدامند؟
فرمود: طول دادن رکوع و سجود در نماز، طول دادن نشستن در کنار سفره غذا و نیکو کاری بر اهل آن.
16- سماعه گوید:
ص: 128
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قُلْتُ: قَوْمٌ عِنْدَهُمْ فَضُولٌ وَ بِإِخْوَانِهِمْ حَاجَةٌ شَدِيدَةٌ وَ لَيْسَ تَسَعُهُمُ الزَّكَاةُ أَ يَسَعُهُمْ أَنْ يَشْبَعُوا وَ يَجُوعَ إِخْوَانُهُمْ، فَإِنَّ الزَّمَانَ شَدِيدٌ؟ فَقَالَ: الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِم، لا يَظْلِمُهُ وَ لا يَخْذُلُهُ وَ لَا يَحْرِمُهُ، فَيَحِقُ عَلَى الْمُسْلِمِينَ الاجْتِهَادُ فِيهِ وَ التَّوَاصُلُ وَ التَّعَاوُنُ عَلَيْهِ وَ الْمُوَاسَاةُ لِأَهْلِ الْحَاجَةِ، وَ الْعَطْفُ مِنْكُمْ يَكُونُونَ عَلَى مَا أَمَرَ اللَّهُ فِيهِمْ «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» مُتَرَاحِمِينَ.
بَابُ فَضْلِ إِطْعَامِ الطَّعَامِ
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ وَ غَيْرِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:
مِنْ مُوجِبَاتِ مَغْفِرَةِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى إِطْعَامُ الطَّعَامِ.
از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: عده ای مال اضافی دارند و برادران دینی آنها در احتیاج شدید زندگی می کنند و زکات هم شامل آنها نمی شود، آیا جایز است که آنها سیر و برادرانشان گرسنه باشند؟ زیرا زندگی در این زمانه سخت شده است؟
فرمود: مسلمان برادر مسلمان است، او را ستم نمی کند و او را رها و محروم نمی سازد، مسلمانان باید برای رفع مشکل او تلاش کنند، به او کمک نمایند و با اهل حاجت مواسات نمایند و مهربانی از شما باشد که بر آن چه خدا امر فرموده که «ما بین خود مهربانند» به همدیگر رحم کنند.
1- موسی بن بکر گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
از سبب های آمرزش خدای تبارک و تعالی غذا دادن است.
ص: 129
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مِنَ الْإِيمَانِ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ إِطْعَامُ الطَّعَام.
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِي عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
خَيْرُكُمْ مَنْ أَطْعَمَ الطَّعَامَ، وَ أَفْشَى السَّلَامَ، وَ صَلَّى وَ النَّاسُ نِيَامٌ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) يَقُولُ:
إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ أُمِرْنَا أَنْ نُطْعِمَ الطَّعَامَ، وَ نُؤَدِّيَ فِي النَّاسِ الْبَائِنَةَ، وَ نُصَلِّيَ إِذَا نَامَ النَّاسُ.
5- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ فَيْضِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
الْمُنْجِيَاتُ إِطْعَامُ الطَّعَامِ، وَ إِفْشَاءُ السَّلَامِ، وَ الصَّلَاةُ بِاللَّيْلِ وَ النَّاسُ نِيَامٌ.
2- حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اخلاق نيكو و اطعام غذا از ایمان است.
3- عبدالله جعفری گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
بهترین شما کسی است که به مردم غذا دهد، آشکارا سلام نماید و نماز خواند در حالی که مردم در خوابند.
4- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: علی (علیه السلام) همواره می فرمود:
ما اهل بیت مأمور شدیم که به مردم غذا بخورانیم، به آنان عطیه ای عطا کنیم و نماز بخوانیم در حالی که مردم در خوابند.
5- فیض بن مختار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
نجات دهندگان انسان عبارتند از: خورانیدن طعام، افشای سلام و نماز خواندن در شب هنگام در حالی که مردم در خوابند.
ص: 130
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُحِبُّ إِهْرَاقَ الدِّمَاءِ، وَ إِطْعَامَ الطَّعَامِ.
7- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
مِنْ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ (عزوجل) إِشْبَاعُ جَوْعَةِ الْمُؤْمِنِ، أَوْ تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ، أَوْ قَضَاءُ دَيْنِهِ.
8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يُحِبُّ إِطْعَامَ الطَّعَامِ وَ إِرَاقَةَ الدِّمَاءِ.
9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
6- ابوبصیر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:
خدای تبارک و تعالی ریختن خون قربانی، و طعام دادن را دوست می دارد.
7- هشام بن حکم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
محبوب ترین اعمال نزد خداوند (عزوجل) سیر نمودن مؤمن گرسنه، یا زدودن غم و اندوه او یا پرداخت بدهی اوست.
8- زراره نیز نظیر این روایت را از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند.
9- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ص: 131
أُتِيَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) بِأَسَارَى فَقُدِّمَ رَجُلٌ مِنْهُمْ لِيُضْرَبَ عُنْقُهُ.
فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: أَخَّرْ هَذَا الْيَوْمَ يَا مُحَمَّدُ!
فَرَدَّهُ وَ أَخْرَجَ غَيْرَهُ حَتَّى كَانَ هُوَ آخِرَهُمْ، فَدَعَا بِهِ لِيُضْرَبَ عُنْقُهُ.
فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: يَا مُحَمَّدُ! رَبُّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ: إِنَّ أَسِيرَكَ هَذَا يُطْعِمُ الطَّعَامَ، وَ يُقْرِي الضَّيْفَ، وَ يَصْبِرُ عَلَى النَّائِبَةِ، وَ يَحْمِلُ الْحَمَالَاتِ.
فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَخْبَرَنِي فِيكَ مِنَ اللَّهِ (عزوجل) بِكَذَا وَ كَذَا وَ قَدْ أَعْتَقْتُكَ.
فَقَالَ لَهُ: إِنَّ رَبَّكَ لَيُحِبُّ هَذَا؟
فَقَالَ: نَعَمْ
فَقَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّكَ رَسُولُ اللهِ. وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ نَبِيّاً! لا رَدَدْتُ عَنْ مَالِي أَحَداً أَبَداً.
اسیرانی را نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آوردند، یکی از آنها را پیش آوردند که گردنش زده شود ناگاه جبرئیل گفت: ای محمد! حکم را امروز به تأخیر انداز. حضرتش حکم او را اجرا نکرد. پس دیگران را پیش آوردند تا او آخرین نفر شد. وقتی خواست گردنش زده شود.
جبرئیل به او گفت: ای محمد! پروردگارت به تو سلام رسانید و به تو امر می فرماید که این اسیر تو اطعام طعام می کند، به مهمان اکرام می نماید، و بر ناملایمات صبر می کند، بارهای مردم را بردوش می کشد.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: جبرئیل درباره تو از خداوند (عزوجل) چنین و چنان خبر می دهد و من تو را آزاد نمودم.
او به پیامبر (صلی الله علیه و آله): گفت به راستی پروردگار تو این کارها را دوست می دارد؟
فرمود: آری.
گفت: أشهد أن لا إله إلا الله و أنّك رسول الله. سوگند به آن که تو را به حق به پیامبری بر انگیخت! هرگز از مال خود کسی را رد ننموده ام.
ص: 132
10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ (علیهما السلام) أَنَّ النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) قَالَ:
الرِّزْقُ أَسْرَعُ إِلَى مَنْ يُطْعِمُ الطَّعَامَ مِنَ السِّكِّينِ فِي السَّنَامِ.
11- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْمُغِيرَةِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:
كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) يَقُولُ: مِنْ مُوجِبَاتِ مَغْفِرَةِ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِطْعَامُ الطَّعَام.
12- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ:
كَانَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَاء (علیه السلام) إِذَا أَكَلَ أُتِيَ بِصَحْفَةٍ فَتُوضَعُ بِقُرْبِ مَائِدَتِهِ فَيَعْمِدُ إِلَى لَا أَطْيَبِ الطَّعَامِ مِمَّا يُؤْتَى بِهِ، فَيَأْخُذُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ شَيْئًا، فَيَضَعُ فِي تِلْكَ الصَّحْفَةِ. ثُمَّ بِهَا لِلْمَسَاكِينِ، ثُمَّ يَتْلُو هَذِهِ الْآيَةَ «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ».
ثُمَّ يَقُولُ: عَلِمَ اللَّهُ (عزوجل) أَنَّهُ لَيْسَ كُلُّ إِنْسَانٍ يَقْدِرُ عَلَى عِتْقِ رَقَبَةٍ، فَجَعَلَ لَهُمُ السَّبِيلَ إِلَى الْجَنَّةِ.
10- عبدالله بن میمون گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوار خود (علیهما السلام) روایت نمود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:
کسی که اطعام طعام می کند، روزی او از فرو رفتن چاقو در کوهان شتر با نفوذتر است.
11- موسى بن بکر گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) همواره می فرمود: از سبب های آمرزش پروردگار متعال غذا دادن است. 12- معمر بن خلاد گوید: روش امام رضا (علیه السلام) این گونه بود آن گاه که غذا میل می فرمود کاسه بزرگی می آوردند و آن کنار سفره گذاشته می شد و از بهترین غذاها که به او آورده می شد، از هر کدام مقداری بر می داشت و در آن کاسۀ بزرگ می گذاشت، سپس می فرمود: آن را به بینوایان بدهید، سپس این آیه را تلاوت می فرمود: «پس او از آن گردنه مهم نگذشت».
آن گاه می فرمود: خداوند (عزوجل) دانست که هر کسی نمی تواند بنده آزاد کند. پس بر آنها راهی به سوی بهشت قرار داد (و به اطعام طعام دستور داد).
ص: 133
بَابُ فَضْلِ الْقَصْدِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:
قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام):
لِيُنْفِقِ الرَّجُلُ بِالْقَصْدِ وَ بُلْغَةِ الْكَفَافِ وَ يُقَدِّمُ مِنْهُ فَضْلاً لِآخِرَتِهِ، فَإِنَّ ذَلِكَ أَبْقَى لِلنِّعْمَةِ وَ أَقْرَبُ إِلَى الْمَزِيدِ مِنَ اللَّهِ (عزوجل) وَ أَنْفَعُ فِي الْعَافِيَةِ.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِيٌّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّفِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
إِنَّ الْقَصْدَ أَمْرٌ يُحِبُّهُ اللَّهُ (عزوجل). وَ إِنَّ السَّرَفَ أَمْرٌ يُبْغِضُهُ اللَّهُ حَتَّى طَرْحَكَ النَّوَاةَ، فَإِنَّهَا تَصْلُحُ لِلشَّيْءِ وَ حَتَّى صَبَّكَ فَضْلَ شَرَابِكَ.
1- یزیدبن معاویه گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: امام سجاد (صلوات الله عليه) فرمود:
انسان باید به اندازه کفاف هزینه کند و فزونی آن را به جهان آخرت پیش فرستد، زیرا همان باقی دارندۀ نعمت است و به فزونی از جانب خداوند (عزوجل) نزدیکتر است و برای عافیت سودمند است.
2- داوود رقّی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
میانه روی، کاری است که خداوند (عزوجل) آن را دوست دارد و اسراف، کاری است که خداوند آن را دشمن دارد، به گونه ای که به دور افکندن هستۀ خرما بینجامد، زیرا آن نیز مورد مصرف قرار می گیرد، همین طور است دور ریختن فزونی آب.
ص: 134
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ يَسْتَلُونَكَ مَا ذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ».
قَالَ: الْعَفْوُ الْوَسَطُ.
4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ):
الْقَصْدُ مَتْرَاةٌ وَالسَّرَفُ مَتْوَاةٌ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):
ثَلَاتٌ مُنْجِيَاتٌ: فَذَكَرَ الثَّالِثُ الْقَصْدُ فِي الْغِنَى وَ الْفَقْرِ.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانِ عَنْ مُدْرِكِ بْنِ أَبِي الْهَرْهَازِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَنْ لَا يَفْتَقِرَ.
3- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) در تفسیر گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید «از تو می پرسند که چه چیزی انفاق کنند؟ بگو: عفو را» می فرمود منظور از عفو، میانه است.
4- علی بن محمد در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان على (صلوات الله عليه) فرمود:
میانه روی ثروت آور و اسراف، از بین بردن آن است.
5- ابوحمزه گوید: امام سجاد (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
سه چیز نجات دهنده هستند؛ سومین آنها میانه روی در توانگری و فقر است.
6- مدرک بن ابی هزهاز گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
ضمانت می کنم برای کسی که میانه روی کند فقیر نشود.
ص: 135
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ وَ اقِدِ اللَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
لَوْ أَنَّ رَجُلاً أَنْفَقَ مَا فِي يَدَيْهِ فِي سَبِيلٍ مِنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَا كَانَ أَحْسَنَ وَ لَا وُفِّقَ.
أَلَيْسَ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى: «وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»، «وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» يَعْنِي الْمُقْتَصِدِينَ.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ أَبِيهِ عُبَيْدٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
يَا عُبَيْدُ! إِنَّ السَّرَفَ يُورِثُ الْفَقْرَ، وَ إِنَّ الْقَصْدَ يُورِثُ الْغِنَى.
9- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام):
مَا عَالَ امْرُؤٌ فِي اقْتِصَادٍ.
7- حماد بن واقد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اگر انسان تمام دارایی خود را در راهی از راه های خدا انفاق کند، کار نیکویی نکرده است و موفق نیست، آیا خدای تعالی نمی فرماید: «با دستانتان خود را به هلاکت نیندازید»، و نیکی کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد» یعنی: میانه روان را دوست می دارد.
8- عبید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ای عبید! همانا اسراف، فقر و ناداری و میانه روی، توانگری می آورد.
9- موسی بن بکر گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
هیچ انسانی در میانه روی و اقتصاد فقیر و نادار نشد.
ص: 136
10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ لَهُ:
إِنَّا نَكُونُ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ فَنُرِيدُ الْإِحْرَامَ فَنَطَّلِي وَ لَا تَكُونُ مَعَنَا نُخَالَةٌ نَتَدَلَّكُ بِهَا مِنَ النُّورَةِ فَنَتَدَلَّكَ بِالدَّقِيقِ وَ قَدْ دَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ مَا اللَّهُ أَعْلَمُ بِهِ.
فَقَالَ: أَمَخَافَةَ الْإِسْرَافِ؟
قُلْتُ: نَعَمْ.
فَقَالَ: لَيْسَ فِيمَا أَصْلَحَ الْبَدَنَ إِسْرَافٌ، إِنِّي رُبَّمَا أَمَرْتُ بِالنَّقِيِّ فَيُلَتُ بِالزَّيْتِ فَأَتَدَلَّكَ بِهِ. إِنَّمَا الْإِسْرَافُ فِيمَا أَفْسَدَ الْمَالَ وَ أَضَرَّ بِالْبَدَنِ.
قُلْتُ: فَمَا الْاِقْتَارُ؟
قَالَ: أَكْلُ الْخَبْزِ وَ الْمِلْحِ، وَ أَنْتَ تَقْدِرُ عَلَى غَيْرِهِ.
قُلْتُ: فَمَا الْقَصْدُ؟
قَالَ: الْخُبْرُ وَ اللَّحْمُ وَ اللَّبَنُ وَ الْخَلُّ وَ السَّمْنُ مَرَّةً هَذَا وَ مَرَّةً هَذَا.
10- عده ای از اصحاب اسحاق بن عبدالعزیز گویند: به امام صادق (علیه السلام) گفتیم: ما در راه مکه آن گاه که می خواستیم محرم شویم بر خود نوره کشیدیم، سبوسی نداشتیم که بعد از نوره بر بدن خود بمالیم. از این رو آرد بر تن خود مالیدیم، آن گاه خدای داند چقدر ناراحت شدیم.
حضرت فرمود: از ترس اسراف؟
گفتیم: آری.
فرمود: چیزی که موجب تندرستی بدن است، اسراف نیست. من گاهی می گویم که آرد پوست کنده را با روغن زیتون مخلوط نموده و آن را به تن خود می مالم، همانا اسراف در چیزی است که مال را از بین برده و بر بدن ضرر برساند.
گفتم: پس اقتار (و خسیسی) چیست؟
فرمود: خوردن نان با نمک در حالی که می توانی غیر آن را میل کنی؟
گفتم: پس میانه روی چیست؟
فرمود: استفاده از گوشت، شیر، سرکه و روغن، گاهی از آن و گاهی از این.
ص: 137
11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:
إِذَا جَادَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَيْكُمْ فَجُودُوا، وَ إِذَا أَمْسَكَ عَنْكُمْ فَأَمْسِكُوا، وَ لَا تُجَاوِدُوا اللَّهَ فَهُوَ الْأَجْوَدُ.
12- أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ الصَّيْرَفِيِّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):
مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ، وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ.
13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) يَقُولُ:
الرِّفْقُ نِصْفُ الْعَيْشِ، وَ مَا عَالَ امْرُؤٌ فِي اقْتِصَادِهِ.
11- رفاعه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هرگاه خدای تبارک و تعالی بر شما بخشید، شما نیز ببخشید و آن گاه که از شما باز داشت شما نیز باز دارید و از خداوند بخشنده تر نباشید که همو بخشنده است.
12- ابن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
هر که در زندگی خود میانه روی پیش گیرد، خدا به او روزی می دهد و هر که اسراف کند، خدا او را محروم می کند.
13- موسی بن بکر گوید: از امام کاظم (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
سازش و نرمی (با اطرافیان) نیمی از زندگی است و انسان با به کار بردن میانه روی فقیر و نادار نخواهد نشد.
ص: 138
بَابُ كَرَاهِيَةِ الشَّرَفِ وَالتَّقْتِير
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْن عَمْرُو الْأَحْوَلِ قَالَ: تَلَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) هَذِهِ الْآيَةَ: «وَ الَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوْاما».
قَالَ: فَأَخَذَ قَبْضَةً مِنْ حَصًى وَ قَبَضَهَا بِيَدِهِ، فَقَالَ: هَذَا الْإِقْتَارُ الَّذِي ذَكَرَهُ اللَّهُ كِتابه.
ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَةً أُخْرَى فَأَرْخَى كَفَّهُ كُلَّهَا، ثُمَّ قَالَ: هَذَا الْإِسْرَافُ.
ثُمَّ أَخَذَ قَبْضَةً أُخْرَى فَأَرْخَى بَعْضَهَا وَ أَمْسَكَ بَعْضَهَا وَ قَالَ: هَذَا الْقَوَامُ.
2- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ (علیه السلام) عَنِ النَّفَقَةِ عَلَى الْعِيَالِ.
فَقَالَ: مَا بَيْنَ الْمَكْرُوهَيْنِ: الْإِسْرَافِ وَ الْإِفْتَارِ.
1- احول گوید: امام صادق (علیه السلام) این آیه را خواند که «مؤمنان به هنگام انفاق اسراف نمی کنند و سختگیری هم نمی نمایند و ما بین این دو، حد اعتدالی دارند».
راوی گوید: حضرتش یک مشت سنگ ریزه برداشت و دست مبارک خود را مشت کرد و فرمود: این همان سختگیری است که خدا در کتاب خود فرموده است.
آن گاه یک مشت دیگر به دست گرفت، سپس دست خود را باز نمود و فرمود: این اسراف است.
سپس مشت دیگری سنگ ریزه برداشت و دست مبارک خود را باز نمود و یک مقدار نگه داشت و فرمود: این قوام و میانه روی است.
2- عبدالله بن ابان گوید: از امام کاظم (علیه السلام) در مورد هزینه خانواده پرسیدم.
فرمود: میان دو مکروه: اسراف و سختگیری است.
ص: 139
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ وَ يُوسُفَ بْنِ عُمَارَةَ قَالا: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
إِنَّ مَعَ الْإِسْرَافِ قِلَّةَ الْبَرَكَةِ.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:
رُبَّ فَقِيرٍ هُوَ أَسْرَفُ مِنَ الْغَنِي، إِنَّ الْغَنِي يُنْفِقُ مِمَّا أُوتِيَ، وَ الْفَقِيرَ يُنْفِقُ مِنْ غَيْرِ مَا أُوتِيَ.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْمُثَنَّى قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ المُسْرِفِينَ».
فَقَالَ: كَانَ فُلَانُ بْنُ فُلَانِ الْأَنْصَارِيُّ سَمَّاهُ، وَ كَانَ لَهُ حَرْثٌ وَ كَانَ إِذَا أَخَذَ يَتَصَدَّقُ بِهِ وَ يَبْقَى هُوَ وَ عِيَالُهُ بِغَيْرِ شَيْءٍ فَجَعَلَ اللَّهُ (عزوجل) ذَلِكَ سَرَفاً.
3- ابن ابی یعفور و یوسف بن عماره گویند: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
به راستی که با اسراف، کم برکتی است.
4- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ای بسا فقیری که او اسراف کننده تر از ثروتمند است، زیرا ثروتمند از آن چه دارد انفاق می کند، و فقیر از آن چه ندارد می دهد.
5- هشام بن مثنی گوید: مردی از امام صادق (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «حق آن را در روز درو بدهید و اسراف نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست نمی دارد» پرسید.
فرمود: فلان پسر فلانی انصاری - که حضرتش نام برده بود - زراعتی داشت و چون محصول خود را به دست می آورد آن را صدقه می داد و خود و خانواده اش بی چیز می ماندند. پس خداوند آن عمل را اسراف قرار داد.
ص: 140
6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ لَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً».
قَالَ: الْإِحْسَارُ: الْفَاقَةُ.
7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُوسَى بْن بَكْرٍ عَنْ عَجْلَانَ قَالَ:
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَجَاءَ سَائِلٌ فَقَامَ إِلَى مِكْتَلٍ فِيهِ تَمْرٌ فَمَلَأَ يَدَهُ فَنَاوَلَهُ.
ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَسَأَلَهُ فَقَامَ فَأَخَذَ بِيَدِهِ فَنَاوَلَهُ، ثُمَّ جَاءَ أَخَّرُ فَسَأَلَهُ فَقَامَ فَأَخَذَ بِيَدِهِ، فَنَاوَلَهُ، ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَسَأَلَهُ فَقَامَ فَأَخَذَ بِيَدِهِ فَنَاوَلَهُ، ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَقَالَ: اللَّهُ رَازِقُنَا وَ إِيَّاكَ.
ثُمَّ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ (صلى الله عليه و آله) كَانَ لا يَسْأَلُهُ أَحَدٌ مِنَ الدُّنْيَا شَيْئًا إِلَّا أَعْطَاهُ فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ امْرَأَةٌ ابْنَا لَهَا، فَقَالَتِ: انْطَلِقْ إِلَيْهِ فَاسْأَلْهُ، فَإِنْ قَالَ لَكَ: لَيْسَ عِنْدَنَا شَيْءٌ. فَقُلْ: أعْطِنِي قَمِيصَكَ.
6- عمر بن یزید گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «و دست های خود را بسته در گردنت قرار نده و آن را به طور کامل هم باز ندارد که ملامت شده و بی چیز بنشینی».
فرمود: احسار همان حاجتمندی است.
7- عجلان گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم که سائلی آمد. حضرت برخاست و در زنبیلی که در آن خرما بود، دست خود را پر کرد و به او داد. سپس سائل دیگری آمد و از او سؤال کرد. حضرتش برخاست و با دست مبارک خود خرما برداشت و به او داد. بعد از آن سائل دیگری آمد و از او سؤال کرد. باز حضرتش برخاست و با دست مبارک خود خرما برداشت و به او داد. باز سائل دیگری آمد و از او درخواست نمود. باز حضرتش برخاست و با دست خود خرما برداشت و به او داد.
آن گاه سائل دیگری آمد و درخواست کرد حضرت فرمود: خدا به ما و تو روزی ارزانی کند. آن گاه فرمود: شخصی هر چه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)سئوال می کرد، حضرتش به او عطا می فرمود. روزی زنی پسر خود را فرستاد و گفت: خدمت پیامبر برو و از او درخواست کن.
اگر به تو بگوید: نزد ما چیزی نیست، بگو: پیراهنت را عطا کن.
ص: 141
قَالَ: فَأَخَذَ قَمِيصَهُ فَرَمَى بِهِ إِلَيْهِ.
وَ فِي نُسْخَةٍ أُخْرَى: فَأَعْطَاهُ فَأَدَبَهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْقَصْدِ فَقَالَ: «وَ لَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْ