سرشناسه : علم الهدی، م.ب.
عنوان و نام پديدآور : کمال هستی در عصر طلائی ظهور/ تالیف م.ب. علم الهدی؛ ترجمه و تنظیم جلال برنجیان.
مشخصات نشر : تهران: میقات، 1378.
مشخصات ظاهری : 160 ص.
شابک : 5000 ریال 964-6934-01-3 : ؛ 6500 ریال(چاپ دوم)
وضعیت فهرست نویسی : برون سپاری.
يادداشت : چاپ دوم: 1379.
يادداشت : عنوان روی جلد: کمال هستی در عصر ظهور.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
عنوان روی جلد : کمال هستی در عصر ظهور.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، 255ق. - -- غیبت
موضوع : مهدویت-- انتظار
شناسه افزوده : برنجیان، جلال، 1333 -، مترجم
رده بندی کنگره : BP224/4/ع 84ک 8 1378
رده بندی دیویی : 297/462
شماره کتابشناسی ملی : م 78-14138
ص: 1
﴿قَالَ رَسُولُ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم:
لَمّا عُرِجَ بي إِلَى السَّماءِ السَّابِعَةِ وَ مِنْهَا إِلَى سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى، وَ مِنَ السِّدْرَةِ إِلى حُجُبِ النُّورِ، نادانى رَبّي جَلَّ جَلالُهُ: يَا مُحَمَّدُ أَنْتَ عَبْدي وَ أَنَا رَبُّكَ، فَلَى فَاخْضَعْ، وَ اِيَّايَ فَاعْبُدْ، وَ عَلَيَّ فَتَوَكَّلْ، وَ بي فَثِقْ، فَإِنِّي قَدْ رَضِيتُ بِكَ عَبْداً وَ حَبيباً وَ رَسُولاً وَ نَبِيّا وَ بِأَخِيكَ عَلِىٍّ خَليفَةً وَ بَاباً، فَهُوَ حُجَّتى عَلَى عِبَادِى، وَ إِمَامٌ لِخَلْقَی، بِهِ يُعْرَفُ أَوْلِيانى مِنْ اَعْدانى، وَ بِهِ يُمَيَّزُ حِزْبُ الشَّيْطَانِ مِنْ حِزْبى، وَ بِهِ يُقامُ دینی، وَ تُحْفَظُ حُدُودي، وَ تُنْفَذُ أَحْکامِي، وَ بِكَ وَ بِهِ وَ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ أَرْحَمُ عِبادِي وَ إِمَائِي، وَ بِالْقَائِمِ مِنْكُمْ اَعْمُرُ أَرْضَى بِتَسْبِيحي وَ تَقْديسي وَ تَهْليلى و تَكْبيرى وَ تَمْجيدى، وَ بِهِ أُطَهِّرُو الْأَرْضَ مِنْ أَعْدائِي، وَ أُورِثُهَا أَوْلِيائی، وَ بِهِ أَجْعَلُ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِيَ السُّفْلَى، وَكَلِمَتِيَ الْعُلْيَا، وَ بِهِ أُحْيِي عِبَادِي وَ بِلادِي بِعِلْمِي، وَ لَهُ أَظْهِرُ الْكُنُوزَ وَالدَّخَائِرَ بِمَشِيَّتي، وَ إِيَّاهُ اُظْهِرُ عَلَى الْأَسْرارِ وَ الضَّائِرِ بِإِزادَتي، وَاَمُدُّهُ بِمَلائِكَتِي لِتُؤَيِّدَهُ عَلَىٰ إِنْفَاذِ أَمْرِى وَ إِعْلَانِ دینې؛ ذَلِكَ وَلِیّي حَقّاً وَ مَهْدِيُّ عِبَادِي صِدْقاً﴾
(بحارالانوار 341/18-342 نقل از امالی صدوق)
ص: 2
رسول خدا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم فرمودند:
وقتی مرا به آسمان هفتم، و از آن جا به سدرة المنتهی، و از سدرة المنتهی به حجاب های نور بالا بردند، خدایم جلَّ جلاله به من ندا داد: ای محمّد! تو بنده من هستی و من خدای توام. پس تنها برای من خضوع کن، و تنها مرا عبادت نما، و تنها بر من توکّل کن، و تنها به من اطمینان داشته باش. زیرا که من از تو، به عنوان بنده و محبوب و رسول و نبی راضی شدم، و برادرت علی را به عنوان خلیفه و باب پسندیدم، که او حجّت من بر بندگانم و امام برای مخلوقات من است. به سبب او- و تنها به سبب او- دوستانم از دشمنانم شناخته شوند. و تنها به سبب او، حزب شیطان از حزب من تمیز داده شود. و تنها به سبب او دین من برپاگردد، و حدود من محفوظ ماند، و احکام من اجرا گردد.
و به سبب تو، و به سبب او، و به سبب امامان از فرزندانش (تنها به سبب شما) بر بندگان خود از مرد و زن رحم می کنم.
و به سبب قائم از شما، زمین خود را با تسبیح، تقدیس، تهلیل، تکبیر و تمجید خود آباد سازم، و به سبب او زمین را از دشمنانم پاک سازم، و آن را به دوستانم به ارث رسانم، و به سبب او، سخن و حکم کسانی را که به من کفر ورزیدند، فرو دست قرار دهم، و سخن خود را فرا دست گردانم.
و به سبب او، بندگانم و شهرهایم را به علمم زندگی بخشم. و برای او گنج ها و ذخائر را به مشیّت خود ظاهر سازم. و اسرار و ضمائر را- به اراده خود- تنها برای او ظاهر سازم. و او را با ملائکة خود امداد دهم، تا او را در جهت اجرای امر من و آشکار ساختن دینم تأیید کنند.
او، حقّاً ولیّ من است و براستی «مهديِّ» بندگان من است.
ص: 3
سلطان سرير ارتضى عالم
بر ما سَبَق و مَا مَضَى
راضی به قدر و قضا ابوالحسن
علىّ بن موسى الرّضا
عليه آلافُ التّحيّة و الثّناء
ص: 4
کمال هستی
در عصر طلائی ظهور
تأليف:
م. ب. علم الهدى
ترجمه و تنظیم:
دکتر جلال برنجیان
ص: 5
فهرست نویسی پیش از انتشار (فیپا)
علم الهدى، م. ب.
کمال هستی در عصر طلایی ظهور/ تأليف م. ب. علم الهدى، ترجمه و تنظیم دکتر جلال برنجیان. - تهران: میقات، 1378.
154ص. شابک: 3-01- 6934-3964-01-6934-964 :ISBN
1. حجة بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، امام دوازدهم، 255ق. - - جنبه های قرآنی. 2. مهدویت- انتظار. 3. مهدویت- ظهور. الف. برنجیان، جلال، مترجم. ب. عنوان
8 ک 8 ع 3/ 263 BP
297/772
کمال هستی در عصر طلائی ظهور
مؤلف: م. ب. علم الهدى
مترجم: دکتر جلال برنجیان
لیتوگرافی: سپند
چاپ و صحافی: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
تاریخ و نوبت چاپ: اوّل؛ 1378
ISBN: 964-6934-01-3
ویراستار دیجیتال: لیلا کریمی
ص: 6
* سخن مترجم...9
1- وارستگی ها و صلاحیت های رهبر الهی...16
2- آمادگی شرایط اجتماعی...22
3- سخنی با فرزانگان...27
* طلیعه...35
* هدف آفرینش...41
بخش اوّل: کمال زمین از جهت رویش گیاه و نزول باران...49
بخش دوم: قرار گرفتن زمین در اختیار افراد برای کار...57
بخش سوم: ظاهر شدن معادن، گنج ها، کنز، جمع اموال، تقسیم
اموال عمومی به تساوی...61
بخش چهارم: وسعت بلاد و نورانی شدن زمین...69
بخش پنجم: صلح بهائم و سباع و اطاعت آن ها از مؤمنین...75
بخش ششم: جوانی اصحاب امام علیه السلام...81
بخش هفتم: طولانی شدن عمر افراد و ازدیاد نسل...83
بخش هشتم: زوال فقر از جامعه...87
بخش نهم: زوال امراض بدنی و برومند شدن ابدان و ارواح...95
ص: 7
بخش دهم: زوال کینه از دل ها و تکامل اخلاق و ایمان...103
بخش یازدهم: تکامل عقول و گسترش علم...109
بخش دوازدهم: نابودی دشمنان خدا و اجتماع بر بندگی خدا...119
بخش سیزدهم: ارتباط امام عصر علیه السلام با غیب و حکم به واقع...135
بخش چهاردهم: استقرار عدالت و امنیّت...143
بخش پانزدهم: نابودی شیطان...151
* سخن آخر...155
ص: 8
تکامل و تعالی انسان ها به عوامل فراوانی بستگی دارد که از آن جمله، وجود مربيِّ دانا و توانا و دلسوز به حال انسان، همراهِ جامعه ای سالم را می توان نام برد، که در پناه آن انسان ها به کمال مطلوب دست یابند. ولی تاریخ نشان می دهد که اکثر تمدن های بشری، به خاطر عدم برخورداری از عوامل رشد و نقایصی در توان ادارة جامعه به افول گراییده است. این نقصان ها نوعاً به خاطر عدم واجدیت های لازم برای ادارة صحیح و متعادل جامعه، یا کمبود معنویّات و عدم توجّه به مبدا فیّاض، یا نقصان نیروهای پروا پیشه و وارسته که هوس ها و خواسته های شخصی خود را بر منافع عموم مردم ترجیح ندهند، یا عدم امکانات اجتماعی و ناتوانی های مالی، یا عدم ایجاد عدالت اجتماعی و عدم میل بشر به رشد و ترقّی بوده است. تمدن هائی که مسلمین نیز تا قرن هفتم و هشتم هجری در جهان بر پا کرده اند، به خاطر عدم واجدیّت های لازمه برای برپائی یک حکومت صالح، چون دیگر حکومت ها دوران اقتدار آن ها هم به اتمام رسید و دولتشان سقوط کرد. حتّی سفرای الهی نیز گرچه در جنبة هدایت خلق موفّقیت های فراوانی بدست آوردند و ارزش های الهی را به گوش مردم رسانیدند، ولی به خاطر فراهم نبودن شرایط لازم وهمراهی نکردن امّت، توفیق برپائیِ جامعه ای وارسته به صورت پایدار را بدست نیاوردند، زیرا جامعة صالح، آن جامعه ای است که مردم خود گناه نکنند و در برپائی عدالت اجتماعی همراه سفرای الهی شوند. قرآن کریم می فرماید:
ص: 9
﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الكِتابَ وَ الْميِزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ﴾ (1)
به تحقیق فرستادگان خود را با نشانه های روشن فرستادیم و با ایشان کتاب و میزان فرود آوردیم تا آن که مردم اقامة قسط و داد کنند.
انبیاء مردم را فرا خواندند که خود در سایة تعالیم الهی، به اقامة قسط و داد قیام کنند، و بر هم ستم و عدوان نکنند، و در سایة این تعالیم، هم خود و هم دیگران به آسایش و امنیّت زندگی کنند، و به حقوق یکدیگر تجاوز نکنند. ولی هواپرستان از بشر، برای برتری جویی و استکبار، سخنان انبیاء را تکذیب کردند و بر علیه آنان قیام نمودند. و آن منادیان الهی را- که بدون هیچ گونه چشمداشت و طمع- تنها جهت ترقّی و تعالی بشر اقدام کرده بودند، در نهایت مظلومیت طرد کردند. ارّه بر فرق حضرت زکرّیا نهادند، حضرت یحیی را در نهایت مظلومیّت کشتند، ارمیای نبی را در قفس شیران افکندند، اصحاب رسّ (2) هفتاد پیغمبر خدا را ناجوانمردانه کشتند، به خاطر چند روز غیبت حضرت موسی علیه السلام بنی اسرائیل- به دنبال شیطنت سامری- بر حضرت هارون وصی حضرت موسی هجوم بردند و بنای قتل او را گذاشتند، و یهودیان تصمیم بر اعدام حضرت مسیح گرفتند. در دورۀ اسلام، نبی مکرّم حضرت محمّد بن عبدالله صلی الله علیه و آله پس از بیست و سه سال تلاش و هدایت، ستیز با دشمنان خدا، استقرار کلمة توحید در جزيرة العرب، نصب امیرالمؤمنین به عنوان خلیفۀ الهی و جانشین به حقّ خود و ارجاع خلق بر درِ خانه اهل البیت، چون از این جهان رحلت فرمود، فرصت طلبان حقّ تنها
ص: 10
فرزند او فاطمة زهرا را غصب کردند، بازوی او را خَسْتند، پهلویش را شکستند. همسر او- همان خلیفة خدا در زمین، امیرالمؤمنين، يعسوب الدّين، امام المتّقين و قائد الغر المحجّلین را ریسمان برگردنش افکندند، به زور به مسجد بردند، تیغ بر سرش قرار دادند، در سایة تیغ از او بیعت خواستند، و اميرالمؤمنين سكوت کرد، زیرا عدالت و آئین تنها در سایة شمشیر مستقرّ نمی شود، بلکه شمشیر وسیلهٔ دفاع از حقّ است نه عامل استقرار حقّ؛ و حکومت صالح جهانی اسلام نیز تنها در پناه شمشیر فراهم نمی آید، بلکه باید عموم مردم جهان پس از واخوردگی از تمامی ادّعاهای دروغین مدّعیان کاذب، رو به سوی حضرت حقّ کنند و از صمیم جان خواستار حقّ گردند، و امیال و هوس های حیوانی را در راه نیل به کمال انسانی فدا کنند.
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک *** چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
ولی با وجود تمام مخالفت های خلق با سفرای الهی، خداوند متعال از نظر اتمام حجّت، در میان تمام خلائق فرستادگان خود را قرار داده، تا اگر مردم بخواهند رو به سوی حقّ آورند، آنان راهنمایان بشر شوند و دستگیر آنان گردند. خدای منّان در قرآن می فرماید:
﴿وَ لَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴾ (1)
ما سخن (تکوینی یعنی حجج و فرستادگان خود) را پیوسته داشتیم، شاید که ایشان تذکّر گیرند.
پس از درگذشت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله جماعتی فرصت طلب از روش پیشینیان پیروی کردند، به دلیل بد سرشتی و یا پیروی از خواسته ای حیوانی، با تمام سفارش های آن حضرت در مورد تمسّک به قرآن و عترت مخالفت کردند، و شمشیرهای بُرّان برگردن اوصیای او قرار دادند، و جملگی
ص: 11
اوصیای او را- یا به شمشیر و یا به سمّ به قتل رسانیدند، شمشیر بر فرق مبارک علی مرتضی علیه السلام زدند و پرچم هدایت الهی را سرنگون کردند. ولی خدا به لطف بی کران خود آیندگان را مخذول نداشت و ولایت الهی را به وجود امام مجتبی علیه السلام اقامه فرمود. امّا آن بزرگوار را با سمّ شهید کردند و پیکر مطهّر آن حضرت را در میان تابوت تیر باران کردند. باز خدا این عنایت را به وجود گرانقدر حضرت حسین بن علی علیهما السلام امتداد داد. دگر بار جمع کثیری از مسلمین- که تعداد آن ها را تا پانصد هزار نفر هم گفته اند- به بهانه های کودکانه، آن حضرت را محاصره کردند، و او را همراه اتقیا از فرزندان علی مرتضی و امام مجتبی و جناب جعفر طیّار و جناب عقیل، در نهایت جنایت به قتل رسانیدند، و- برای اوّلین بار در تاریخ بشریّت- خاندان پیغمبری را به عنوان اسیر جنگی به اسارت بردند. خدا به قدرت خود، حضرت سیّد الساجدين علیه السلام را در چنگال آن دژخیمان سالم نگهداشت، تا دگر بار آیندگان را بر حقّ متعال کلامی نماند. امّا آن حضرت را هم با سمّ شهید کردند، خداوند این نعمت را از بشر سلب نکرد و به وجود حضرت باقر علیه السلام حجّت الهیّه را اقامه فرمود. اما آن حضرت را هم به شهادت رسانیدند. خدا لطف خویش را بر بشر اتمام کرد. در حالی که می دانست این بشر به راه نمی آید، جز افرادی اقلّ و محدود، باز وصایت الهیّه را به وجود حضرت صادق علیه السلام یاداشت. ولی آن حضرت به دست منصور دوانقی به شهادت رسید. خدای متعال این نعمت را به کلّی سلب نکرد و به وجود ذی جود حضرت کاظم علیه السلام این عطیّة عُظمی و این موهبت عُلیا را ادامه داد. ولی آن حضرت، مقدار زیادی از عمر شریف خود را در زندان هارونی سپری کرد و سرانجام به سمّ آن پلید به تبار پاک خود ملحق شد. برای آن که خدا، صفتِ بی کرانِ لطف عمیم خود را آشکار فرماید، امامت الهی را به وجود حضرت رضا علیه السلام اقامه کرد. گر چه مأمون عبّاسی در ظاهر آن حضرت را ولایتعهد خواند، امّا سرانجام آن حضرت را شهید کرد. خداوند این نعمت را سلب نکرد، و به وجود گرانقدر حضرت محمّد بن علی جواد آل
ص: 12
محمّد بشر را مشمول عنایت دیگری قرار داد، ستمگران دائرة ظلم و ستم را بر خاندان پیغمبر گسترش دادند. مردم نیز با سکوت و همراهی، ستمِ آن ستمگران را تأیید کردند، اهل البیت را از زندگی در مدینة رسول محروم نمودند، حضرت جواد را در پایتخت تحت نظر گرفتند و بالاخره آن حضرت را هم شهید کردند. دگر بار فضل الهی از جوشش باز نماند، و خدا این نعمت را به وجود حضرت هادی سلام الله علیه امتداد داد. ولی با انتقال پایتخت از بغداد به سامرّا، آن حضرت را در پایتخت عبّاسی تحت نظر گرفتند، و در لحظه ورود به سامرّا ایشان را در «دارُ الصَّغالِیک» (گدا خانه) نگهداشتند، و سرانجام پس از آزارهای فراوان، آن حضرت را به شهادت رسانیدند. خدای متعال بشریّت را مورد عذاب بی کران خود قرار نداد، گرچه جا داشت که همة بشر جز آل الله علیهم السلام- را در پی شهادت زهرای اطهر و همسر گرامی او و اطائب از فرزندانش علیهم السلام- به عذاب های آسمانی، خَسْف های زمینی، طوفان ها هلاک کننده، بارش سنگ های آسمانی، غرق کردن در دریاها و زلزله های عمومی و... نابود کند. امّا باز به برکت پیغمبر اسلام- که نبیّ رحمت است و به خاطر گرانقدر آن حضرت، امّت آن پیغمبر، امّت مرحومه می باشد- ، این عنایت را به وجود حضرت عسکری سلام الله علیه به نهایت رسانید، و آن حضرت را برای منصب امامت و ولایت اقامه فرمود. امّا حضرتش را در ابتدای جوانی به شهادت رسانیدند، و نسبت به این همه لطف بیکران خدای متعال، نهایت ناسپاسی را بجای آوردند. خدای بزرگ برای آن که نعمتش را از بشریت تا دامنة قیامت سلب نکرده باشد، این نعمت را به وجود مسعود حضرت بقیّة الله الاعظم حجّة بن الحسن علیهما السلام علال اتمام کرد. البتّه دست ستمگران را از آن جناب کوتاه فرمود، ولی اخیار و پاکان را از فیض حجّت خود محروم نکرد. و راه توبه و بازگشت را بر بشر مفتوح داشت که اگر بخواهند، به سوی حق روی آورند، از تمامی جنایات تاریخی خود دست بردارند، آمادگی برای اقامة آخرین سفیر الهی را در محضر حقّ- به صدق و راستی، نه سخن گزاف و
ص: 13
دروغ- اثبات کنند، ظهور منجیِ الهی را درخواست کنند، خود را برای پرواپیشگی آماده کنند تا بارِ آن جامعۀ صالح را به دوش کِشند، و خود گرفتار ظاهر فریبیِ نفاق پیشگان نشوند. در این صورت، خدا آن حضرت را ظاهر فرماید و بشریّت را از این گرفتاری و تباهی برهاند و طومار ظلم و ستم را در هم پیچد. ولی اگر راه پیشینیان را پیش گیرند، بشر از حضور فعّال آن حضرت در محرومیّت باقی بماند، تا آن زمان که از نسلِ پاکان، یارانِ حضرت بقیّة الله الاعظم به وجود آیند و آن حضرت را اقامه کنند. خدای متعال وعده فرموده که این کار صورت می پذیرد و آن حجّت الهی روزی ظاهر می شود. خدا در قرآن می فرماید:
﴿وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي أَرْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا﴾ (1) .
خداوند به آنانی از شما که ایمان آورده اند و نیکوئی ها را بجای می آورند، وعده فرموده است که ایشان را در زمین، جانشینان (خویش) قرار دهد، هم چنان که پیشینیان از ایشان را جانشین گردانید و آیینی که برای ایشان پسندیده است، ریشه دار و پایدار سازد. پس از (دورانِ) ترس ایشان، آرامش و امنیّت را برایشان بر قرار سازد (تا) مرا بپرستند و برای من چیزی را شریک و انباز قرار ندهند.
باری، تمدن صالح و پایدارِ آیندة جهان، زمانی آشکار می شود که بشریّت پس از تجربة تمام راه ها و روش های مختلف از ادّعاهای واهی مکاتب
ص: 14
گوناگون به ستوه آید، و از صمیم جان باور کند که این مکاتب و راه و روش ها هرگز نمی توانند سعادت مطلوب را برای جوامع بشری به ارمغان آورند، و از سویدای جان آمادة حکومت حضرت مهدی علیه السلام شود. قیام آن بزرگوار، به اجازة پروردگار، زمانی آشکار می شود که بشر آمادة پذیرش آیین حق گردند و شیعیان این خاندان آمادۀ یاری حضرتش شوند. زیرا بخش عمدة حکومت آل محمّد علیهم السلام بر دوش مردمان است و باید گروهی آمادة اقامة آن حضرت گردند. امیرالمؤمنین علیه السلام در ضمن خطبة شقشقیّه می فرمایند:
﴿أَمَا وَ الَّذِى فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَءَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ التَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَنْ لَا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ الظالِمٍ وَ لَا سَغَبِ الْمَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا على غارِبِها وَلَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِها.﴾
آگاه باشید! سوگند به خدائی که میان دانه را شکافت و انسان را آفرید، اگر نبود اجتماع مردم (در آستانة) من، و قیام حجّت خدا (که) در صورت وجود یاور (لازم است)، و اگر نبود عهد الهی که خدای تعالی از دانایان گرفته تا بر سیری ظالم و گرسنه ماندن مظلوم راضی نشوند، هر آینه ریسمان و مهار شتر خلافت را بر کوهان آن می انداختم، و آخر خلافت را به کاسهٔ نخست آن آب می دادم.
باری حجج الهی بدون خواست مردمان اقدام به قیام نمی کنند، چون آئین اسلام در واقع حکومت بر دل هاست، و حکومت بر تن ها به دنبال آن تحقّق می پذیرد. و آن اسلام در روز واپسین مقبول است که سایه بر جان افکنده باشد نه سایه بر تن، و در خلوتکدة دل مورد پذیرش قرار گرفته باشد نه بر لقلقلة زبان. خدای متعال در قرآن کریم می فرماید:
ص: 15
﴿لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ (1) ﴾
هیچ اکراه (و فشار روحی) در پذیرش دین نیست.
خدای متعال در پی رهنمود خلق و قرار دادن حجج خود در میان ایشان، به مردم آزادی و اختیار داده است که به حُسن اختیار خود، از صمیم جان به سوی خدا آیند، چنان که می فرماید: ﴿إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً﴾ (2) «ما راه هدایت را بر بشر نشان دادیم، خواه شاکر باشد و راه جوید و خواه کفران کند و به راه نیاید».
حکومت آل محمّد علیهم السلام هم وسیلة تحقّق آرمان های پیغمبر اسلام و خواست الهی است، و این مهّم جز با رضامندی عموم خلق اقامه نمی شود. آن حکومت موعود و آن جامعة مسعود، در تحت لوای آخرین وصی پیغمبر اسلام بر پا می شود، چرا که خدا آن حضرت را برای این مهمّ اقامه فرموده، قدرت و مُکنت لازم را به او ارزانی کرده، خلق را به پیروی از او فراخوانده و ابزار لازم برای این کمال مطلوب را به آن حضرت اعطاء کرده که در زیر به برخی از آن ها اشاره می شود:
الف- عصمت: خدای متعال، راهنمائی بشر را بر عهدة بندة صالح خود حضرت حجة بن الحسن علیهما السلام قرار داده است. او یگانه انسانی است که امروز خدای متعال، معصوم بودن او را امضا فرموده است. اوست که از هر پستی و آلودگی، اشتباه کاری و خطا برکنار است، و هیچ پلیدی و ناپاکی در او یافت نمی شود. خدای متعال دربارۀ او و پدران گرامی اش و ناموس کبریا، صدیقة کبری، فاطمة زهرا علیهم السلام فرموده است:
ص: 16
﴿إنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾ (1)
همانا خدا چنین خواسته است که تمامی ناپاکی ها را از شما اهل بیت بزداید و شما را از همۀ پلیدی ها پاک نماید.
حضرت رضا علیه السلام در دعائی که به یونس بن عبد الرحمن تعلیم فرمودند، در فرازهائی از آن دربارۀ حضرت مهدی علیه السلام می فرمایند:
﴿فَإِنَّهُ عَبْدُكَ الَّذِي اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ وَ أَصْطَفَيْتَهُ عَلَى غَيْبِكَ وَ عَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ بَرَّأْتَهُ مِنَ الْعُيُوبِ وَ طَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَ سَلَّمْتَهُ مِنَ الدَّنَسِ. اللَّهُمَّ فَإِنَّا نَشْهَدُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يَوْمَ حُلُولِ الطَّامَّةِ أَنَّهُ لَمْ يُذْنِبُ ذَنْباً وَ لا أَتَى حُوباً وَ لَمْ يَرْتَكِبْ مَعْصِيَةً وَ لَمْ يُضَيِّعْ لَكَ طَاعَةً وَ لَمْ يَهْتِك لَكَ حُرْمَةً وَ لَمْ يُبَدِّلْ لَكَ فَرِيضَةً وَ لَمْ يُغَيِّرْ لَكَ شَرِيعَةً﴾ (2) .
خدایا همانا او (مهدی موعود) بندة توست که او را برای خودت خالص فرموده ای، و بر غیب و پنهانی خویش برگزیده ای، و او را از هر گناه دور داشته ای، و از هر عیب و نقصی در امان قرار داده ای، و از هر پلیدی پاکش فرموده ای، و از هر آلودگی سالم داشته ای. خدایا ما در روز قیامت و همان روز حادثة شگفت، شهادت می دهیم که همانا او (حجة بن الحسن) هیچ گناهی مرتکب نشده و خطائی را بجا نیاورده و هیچ طاعت و
ص: 17
فرمانبرداری را ضایع و نابود نکرده و هیچ حرامی را مرتکب نشده و هیچ فریضه ای را واژگون نکرده و هیچ آیین و شریعت را تبدیل ننموده است.
او عصارة انسانیّت و خلاصة فضیلت است. امیر مؤمنان علیه السلام در وصف امام قائم علیه السلام می فرمایند:
او هوای نفس را مطیع و تابع هدایت می کند، آن گاه که مردم هدایت را معطوف هوی و هوس نمایند و رأی و نظر را تابع قرآن می گرداند، در حالی که مردم، قرآن را تابع هوای نفس قرار دهند (1) .
خُلق و خوی او چون خُلق و خوی پیامبر صلی الله علیه و آله است و واجد همان والائی ها و بزرگواری های رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشد؛ همان پیامبرِ رحمتی که دامنۀ عطوفتش به همه جا کشیده و موافق و مخالف در برابر خُلق نیکوی او سر تسلیم فرود آورده اند.
امیرمؤمنان علیه السلام نگاهی به امام حسین علیه السلام افکند و فرمود:
خداوند از صلب و نسل او مردی را می آفریند که همنام پیامبر شماست و در خلقت و خوی شبیه اوست... با خروج او ساکنان آسمان ها خوشحال می شوند (2) .
او زهدی چون زهد امیر المؤمنين علیه السلام دارد. امام صادق علیه السلام فرمودند:
وقتی قائم ما اهل بیت بپاخیزد، لباس های علی علیه السلام را به تن
ص: 18
می کند و روش او را پیش می گیرد (1) .
صبر و شکیبائی و تحمّل سختی و بردباری، یکی از عوامل مهّم در پیشبرد اهداف الهی است. سفرای الهی با سلاح صبر و شکیب، به آرمان های الهی خود جامة عمل پوشانیده اند. امام مهدی علیه السلام نیز الگوی شکیبائی است. در لوحه ای که از جانب خدا در ولادت امام حسین علیه السلام بر حضرت زهرا علیها السلام نازل شد در ویژگی امام مهدی علیه السلام دارد:
در او کمال موسی و نورانیّت عیسی و صبر و شکیبائی ایّوب وجود دارد (2) .
دامنة مهمان نوازی او، مهمان نوازی ابراهیم خلیل را به یاد می آورد. شریف و وضیع، غنیّ و فقیر، دانا و نادان، بزرگ و کوچک بر سرِ خوان احسان او یکسان می نشینند. سیّد بن طاووس می گوید: پس از خواندن زیارت امام زمان در روز جمعه بگویید:
﴿نَزِيْلُكَ حَيْثُ مَا أَتَّجَهَتْ رِكابي *** وَ ضَيْفُكَ حَيْثُ كُنْتُ مِنَ الْبِلادِ﴾ (3)
هر جا که فرود آیم و راحله ام به هر سو که روان شود، بر تو وارد می شوم و در هر کجای از شهرها باشم، میهمان تو هستم.
خلاصه حضرت مهدی علیه السلام، هم از نظر سجایای انسانی و والائی شخصیت، و هم از نظر دانش و بینش، آن چنان والا گهر است که نمونه اش را
ص: 19
جز در میان خاندان معصوم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و نمی توان جست، اوست که خدای متعال صلاحیّت رهبری او را تأیید فرموده است، و بیان کرده است که از او جز نیکوئی به افراد نمی رسد. خدای متعال در قرآن می فرماید:
﴿بقِيَّةُ اللهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾ (1)
بازماندة خدا (مهدی) برای شما (مطلق) نیکوئی است اگر در زمرة مؤمنان باشید.
یکی دیگر از ویژگی های مهمّ در وجود رهبران الهی، بزرگواری و قدر شناسی آنان می باشد. حضرت مهدی علیه السلام- به عنوان وارث انبیا- برخوردار از صفات و سجایای بلند انسانی است که به نمونه ای در زیر اشاره می کنیم:
امام صادق علیه السلام فرمودند:
اوّلین کاری که مهدی علیه السلام انجام می دهد این است که در عالم ندا می کند: «توجّه کنید هر کس بر عهدة یکی از شیعیان ما قرضی داشته باشد آن را بگوید»، تا این که دانة سیر و خردل را هم به صاحبان آن ها برساند، چه رسد به طلاها و نقره ها و املاک زیاد که همه را ادا کند (2) .
اوّلین کاری که آن حضرت در زمان ظهور انجام می دهد، بر آوردن تمام دیون شیعیان از آغاز امامت امیرمؤمنان علیه السلام تا هنگامة ظهورش می باشد. یعنی یاد انسان هائی را فراموش نمی کند که در طول اعصار و قرون، دل در گرو حضرتش داشته اند و در آرزوی دولت آل محمّد علیهم السلام بوده اند.
باری او در فضیلت ها و والائی ها بی همتاست و امروز صدر کائنات است و انسانی کامل و برخوردار از همۀ ویژگی های نیکان؛ و خلاصه «آن چه خوبان
ص: 20
همه دارند او تنها دارد».
ب- دانش: از نظر دانش و بینش، باید گفت که آن حضرت، امروز همتای جدّش علی بن ابیطالب علیه السلام است و دانش های عَلّوی در سینة او موج می زند. دانش او در فهم بشر مرز و اندازه ای ندارد.
در این جا به نقل حدیثی بسنده می کنیم و گستردة این سخن را به بخش مربوطه در متن کتاب ارجاع می دهیم.
امام موسی کاظم علیه السلام و دربارۀ علم آل محمد علیهم السلام فرمودند:
دانش ما امامان بر سه گونه است:
علم به گذشته، علم به حال و علم به آینده. امّا دانش نسبت به گذشته، همان است که (از جانب خدای متعال) برای ما تفسیر شده است. و امّا علم به حال که به وسیله کتاب ها (و نوشته های پیشین که از پیامبر اسلام و حضرت زهرا و... به ما رسیده است) به دست می آید. و امّا علم به آینده که آن به وسیلهٔ الهام در دل و یا به صورت سخن گفتن (فرشته) در گوش امام می باشد. و این برترین دانش ماست. و هرگز پیامبری پس از پیامبر ما نخواهد بود (1) .
آن حضرت، گنجینة دانش الهی در زمین است و تمام علوم پیامبران گذشته به آن حضرت ارث رسیده است. او به زوایای این جهانِ گسترده آگاهی دارد، راه های آسمان را به گونه ای می شناسد که دانشمندان امروز، حتّی نسبت به راه های زمینی آن چنان آگاهی ندارند. او دستی بر تمام گیتی دارد و با ساکنان دیگر عوالم چنان سخن می گوید که ما با زمینیان سخن می گوییم.
ج- قدرت غیبی: برای پیشبرد اهداف معنوی و تحقّق بخشی حکومت
ص: 21
عدل الهی، دست غیبی لازم است هم چنان که تمام انبیا در کنار واجدیّت های انسانی، قدرت های الهی نیز داشته اند، و با برخورداری از آن قدرت ها بر دشمنان حقّ پیروز شده اند. چیرگی حضرت نوح بر کافران، غلبۀ حضرت ابراهیم بر آتش نمرودیان، نجات بنی اسرائیل به دست حضرت موسی از ستم فرعونیان و... جملگی به مددهای غیبی و توانایی های الهی آنان بوده است. امام زمان علیه السلام نیز واجد تمام توانایی ها و معجزات و بيّنات انبیا است. امام صادق علیه السلام فرمودند:
هیچ معجزه ای از معجزات انبیا و اوصیا نیست، مگر این که خداوند تبارک و تعالی مانند آن را به دست قائم علیه السلام ظاهر می گرداند تا بر دشمنان اتمام حجّت کند (1) .
الف- نيروهای کارآزموده و بی آلایش: یاران حضرت مهدی علیه السلام- همان هائی که حکومت جهانی حضرتش را به دوش خواهند کشید- بزرگوارانی هستند که بسان آنان در تاریخ بشر، کم پیدا شده است. آنان افراد والاگهری می باشند که از همۀ ویژگی های نیکو بهره ای دارند.
امیرمؤمنان علیه السلام دربارة یاران امام زمان علیه السلام می فرماید:
آن ها قومی هستند که با صبر و شکیبائی خود، بر خدا منّت نمی نهند و جانبازیِ خود را در راه حقّ بزرگ نمی شمارند. هنگامی که حادثه ای روی دهد و زمینة یأس پیش آید، دیده هایشان را از برق شمشیر جلوه می دهند، و به فرمان
ص: 22
امامشان به پروردگار خود تقرّب می جویند. آن ها همگی شیرهای ژیانی هستند که از جنگل های خود بیرون آمده اند. اگر اراده کنند که کوه ها را از جای خود برکَنند، بی تردید انجام می دهند. آن ها به حقیقتِ توحید خدا راه یافته اند. برای آن ها در دل شب، از ترس خدا، ناله هائی است چون نالة مادران داغ پسر دیده، شب زنده داران در دل شب و روزه داران در طول روز هستند. گوئی اخلاق و آداب آن ها یکی است. دل های آن ها بر محبّت و شفقت و خیر خواهی گرد آمده است (1) .
حضرت صادق علیه السلام در توصیف ایشان می فرماید:
... مردانی هستند که دل های آن ها چون قطعه های آهن است که هرگز شک و تردید در آن ها راه ندارد. آن ها در اعتقاد خود نسبت به خدا از سنگ سخت تر هستند. اگر به کوه ها هجوم ببرند، آن ها را از پای در می آورند، با پرچم های خود به هیچ کشوری روی نمی آورند، مگر این که آن را فتح می کنند. بر فراز اسب های نجیب خود، دست بر زین اسب امام علیه السلام می کشند و تبرّک می جویند. آن ها به هنگام نبرد، پروانه وار شمع وجود امام علیه السلام را در میان گرفته، محافظت می کنند. و هر چه حضرتش اراده کند آن را بر می آورند. مردان شب زنده داری هستند که شب ها نمی خوابند و زمزمة نمازشان چون نغمة زنبوران از کندو به گوش می رسد. شب ها را با شب زنده داری سپری می کنند و بر فراز اسب ها خدا را تسبیح می گویند. آن ها در
ص: 23
برابر فرمان امامشان، از بندۀ مطیع نسبت به مولایش، مطیع تر هستند. گوئی دل های آن ها مشعلی نورانی است و آن ها از ترس پروردگار خود نِگَران هستند...
شعار آن ها «يا لَثاراتِ الْحُسَيْنِ» (ای خونخواهان حسینی) است. رُعب و وحشت آن ها مسافت یک ماه جلوتر از خودشان پیش می رود و آن ها فوج فوج به سوی مولا (ی خود) حرکت می کنند. خداوند به وسیلهٔ آن ها امام حقّ را یاری می فرماید (1) .
و نیز امیرمؤمنان علیه السلام و در ضمن حدیث طولانی در وصف بیعت یاران حضرت مهدی علیه السلام چنین می فرمایند:
... با او بیعت می کنند که هرگز:
دزدی نکنند،
زنا نکنند،
مسلمانی را دشنام ندهند،
خون کسی را به ناحقّ نریزند،
به آبروی کسی لطمه نزنند،
به خانة کسی هجوم نبرند،
کسی را به ناحقّ نزنند،
طلا، نقره، گندم و جو ذخیره نکنند، مال یتیم را نخورند،
در مورد چیزی که یقین ندارند، گواهی ندهند،
مسجدی را خراب نکند،
ص: 24
مشروب (مست کننده) نخورند،
حریر و خز نپوشند،
در برابر سیم و زر، سر فرود نیاورند،
راه را بر کسی نبندند،
راه را ناامن نکنند،
گردِ همجنس بازی نگردند،
خوراکی را از گندم و جو انبار نکنند،
به کم قناعت کنند،
طرفدار پاکی باشند،
از پلیدی گریزان باشند،
به نیکی فرمان دهند،
از زشتی ها باز دارند،
جامه های خشن بپوشند،
خاک را متّکای خود سازند،
در راه خدا حقِّ جهاد را ادا کنند، و...
امام مهدی علیه السلام نیز در حقّ خود تعهّد می کند که:
از راه آن ها برود،
جامه ای مثل جامه آن ها بپوشد،
مرکبی همانند مرکب آن ها سوار شود،
آن چنان که آن ها می خواهند باشد،
به کم راضی و قانع شود،
زمین را به یاری خدا پر از عدالت کند آن چنان که پر از ستم شده است،
ص: 25
خدا را آن چنان که شایسته است بپرسند.
برای خود دربان و نگهبان اختیار نکند و... (1)
خلاصه یاران مهدی علیه السلام انسان های والاتباری هستند که نمونة آن ها در میان گذشتگان بسیار اندک، و در میان آیندگان نادر و کمیاب می باشد. اینان هستند که بار مسؤولیّت حکومت واحد جهانی را در سرتاسر گیتی بر دوش می کشند و منادیان جهانیان به سوی آیین اسلام و مذهب بر حقّ تشیّع هستند.
ب- امکانات و توانایی های مالی: یکی از مشکلات مهمّ هر نظام اجتماعی، ناتوانی های مالی آن است. در حکومت امام زمان علیه السلام خدای متعال گنجینه های پنهانی خویش را در اختیار آن حضرت قرار می دهد و در دوران حکومت این امام مشکلی به نام مشکل اقتصادی مطرح نخواهد بود. امام صادق علیه السلام در ترسیم اوضاع مالی آن دوران در ضمن حدیثی می فرمایند:
چون قائم ما به پا خیزد... زمین گنج های خود را آشکار می سازد، به گونه ای که (این گنج ها) بر سطح آن دیده می شود. چون فردی از شما برای ادای زکات خود، در صدد یافتن شخصی (نیازمند) بر می آید، کسی را نمی یابد که آن (مال) را بپذیرد. مردم به فضل الهی از آن چه به ایشان روزی می فرماید، بی نیاز می شوند (2) .
ج- همگامی مردم با حضرتش: تمدن جهانی حضرت مهدی علیه السلام پس از شکست همة روش ها و مکتب ها و تمام داعیان اصلاحگری ها بر سرکار خواهد آمد. مردمان در می یابند که این مکاتب، هرگز نمی توانند سعادت مطلوب را برای بشر به ارمغان آورند، و تمدّن حاکم بر جهان، از عهدة حلّ نیازهای
ص: 26
واقعی بشریّت بر نمی آید. لذا از جان و دل به حکومت آل محمّد علیهم السلام روی می آورند. آن حکومت، بر اساس نیازهای فطری بشر ترسیم می شود، خواسته ای دیرینة انسان ها را برآورده می کند، یاد خدا را در دل ها زنده می کند، در سایة ایمان به حقّ قلب ها آرامش می یابد، آسودگی بر روان بشریّت سایه می افکند، اضطراب ها از بشر رخت بر می بندد. دیگر نه مشکل اقتصادی مطرح است و نه ترس از بیدادگریِ بیدادگران، نه مشکل جا و مکان وجود دارد و نه مشکل بیماری و درماندگی. این عوامل، یک ثبات اجتماعی را به همراه می آورد. و عموم مردم که با مشکلات طاقت فرسای قبل از ظهور درگیر بوده اند، در مدینة فاضلة اسلام آرام می گیرند، و تمامی بیدادگران و اخلالگران و فساد انگیزان نابود می شوند. پیامبر اسلام صلى الله عليه و سلم فرمودند:
شما را به مهدی بشارت می دهم که در امّت من برانگیخته می شود... زمین را از عدل و داد پر می کند چنان که از ستم و بیداد پر شده باشد، ساکنان آسمان و زمین از او خشنود می شوند (1) .
ازعوامل مؤثرّ در ظهور حضرت بقیّة الله الاعظم به دو نکته می توان اشاره کرد:
1- یکی آمادگی مردم جهان برای قیام آن حضرت
2- در خواست از خدای متعال برای آشکار شدن آن حضرت
لذا بر تمامی فرزانگان و صاحبان قلم و کلام، بایسته است که در راه آشنا کردن جهانیان با این حقیقت، گام های استوار بردارند، خلق خفتة جهان را با
ص: 27
این حقیقت آشنا کنند، در میان ملّت های مختلف، منادی آئین بر حقّ اسلام و تحقق بخش آرمان جهانی او باشند، با مقالاتی علمی و در قالبی نیکو و آمیخته با شیرینی محبّت و لطف، مردم را با این سفر کردة تنها آشنا کنند، خلق را به سوی او متوجّه نمایند، زنگارهای اوهام را از اندیشة مردم بردارند، با منطق علمی در جهت حلّ شبهات جوانان و قشر اندیشمند برآیند، و با غبار گیری از صفحة جان انسان های مستعد، زمینة ظهور آن حضرت را فراهم کنند. رسول خدا در ضمن خطبة خود در غدیر خم فرمودند:
﴿... مَعاشِرَ النَّاسِ إِنَّهُ آخِرُ مَقَامٍ أَقُومُهُ فِي هَذَا المَشْهَدِ فَاسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا وَ انْقَادُوا أَمْرَ رَبِّكُمْ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ مَوْلاكُمْ وَ إِلَهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ دُونِهِ مُحَمَّدٌ وَلِيُّكُمُ الْقَائِمُ المُخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِي عَلِيٌّ وَلِيُّكُمْ وَ إِمَامُكُمْ بِأَمْرِ رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْإِمَامَةُ فِي ذُرِّيَّتِي مِنْ وُلْدِهِ إِلَى يَوْمِ تَلْقُونَ اللَّهَ وَ رَسُولُه... مَعَاشِرَ النّاسِ ذُرِّيَّةُ كُلِّ نَبِيٍّ مِنْ صُلْبِهِ وَ ذُرِّيَّتِي مِنْ صُلْبِ عَلِىٍّ... مَعَاشِرَ النَّاسِ «آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ النِّورِ الِّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ» «مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهَا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِها» (1) . مَعَاشِرَ النّاسِ اَلنُّورُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيَّ مَسْلُوکُ، ثُمَّ فِي عَلِيٍّ، ثُمَّ فِي النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقَائِمِ الْمَهْدِىِّ، الَّذي يَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا... وَ قَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرْتُ بِتَبْلِيغِهِ حُجَّةً عَلَى كُلِّ حَاضِرٍ وَ غَائِبٍ، وَ عَلى كُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ يَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْ لَمْ يُولَدْ، فَلْيُبَلِّغُ الْحاضِرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ، إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ﴾ (الى آخره) (2)
ص: 28
... ای گروه مردم همانا این آخرین جایگاهی است که در این محل اقامت می کنم، پس گوش دهید و فرمان برید و فرمان پروردگارتان را منقاد باشید. همانا خدای عزّ و جلّ او مولای شماست و معبود شماست، سپس بعد از او، محمّد سرپرست شماست که بپا خواسته و خطاب کنندة برای شماست، پس از من علیّ سرپرست شماست و امام شما به فرمان پروردگار شماست، سپس امامت در فرزندان من از نسل فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسول او را ملاقات می کنید... ای گروه مردم فرزندان (پیغمبران و اوصیای) هر پیغمبر از نسل خود آن پیغمبر است، ولی فرزندان من (امامان) از نسل علی است. ای گروه مردم «به خدا و رسول او و نوری که با او فرود آمده ایمان بیاورید، پیش از آن که به گونه های شما (از اثر ضلالت) خطّ محو و خذلان کشیم پس آن (گونه ها) را به پشتشان برگردانیم». ای گروه مردم همانا نور از جانب خدا در من قرار داشت، پس از من در علی است، سپس در نسل اوست، تا این که به قائم مهدی برسد که او هر حقّ الهی را می ستاند و هر حقّی که از آنِ ما بوده است... پس من آن چه را که به تبلیغ آن امر شده بودم، رسانیدم. و این مطلب، حجّت بر هر حاضر و غائبی است و حجّت بر تمام مردم است، چه در این جا حاضر بوده و چه حاضرنبوده، و چه زاده شده و چه هنوز زاده نشده باشد. و باید که این را تمام حاضران به غائبان و پدران به فرزندان خود تا روز قیامت، اعلام نمایند...
چنان که ملاحظه می شود، این وظیفه ای است که پیغمبر اسلام در آخرین
ص: 29
روزهای دوران حیات خود، در بزرگ ترین اجتماع عصر خویش، بر عهدة هر عالمی نهاده، و بدین گونه حجّت الهی را بر همگان تمام کرده است. و هر که از این مهمّ سر باز زند، مشمول لعن و خذلان الهی خواهد بود، و حقیقتِ انسانیِ او مسخ خواهد شد.
وظیفۀ دومی که بر عهدۀ همۀ عالمان و فرزانگان است، اهتمام هرچه بیش تر آن ها در جهت ارجاع مسلمانان و مؤمنان به آئین الهی و شیعیان حضرت مرتضی علیه السلام به آستانة لطف الهی، و درخواست از خدای متعال در جهت آشکار کردن آن حضرت می باشد. باید همۀ دلسوزان بر آئین مصطفوی، در مسیر دعای بر فرج آل محمّد علیهم السلام و تحقّق بخشیِ آرمان انبیا و اولیا قدم های اساسی بردارند و در این مسیر کوتاهی نکنند، و همگان را نیز با خود همراه کنند. این کار، موجب رضایت حضرت رسول خدا و امیرمؤمنان و ائمة طاهرین علیهم السلام می شود. و بدین وسیله نامشان در زمرة منادیان الهی ثبت شده و سعادت دنیا و آخرت را برای خود فراهم می آورند. و این همان وظیفه ای است که بر عهدة عالمان و فقیهان و آگاهان مسلمان قرار دارد.
سعید بن جُبیر از حضرت سيّد الساجدين على بن الحسین علیهما السلام نقل می کند که ایشان از پدر گرامی خود امام حسین و ایشان از امیرالمؤمنین و آن حضرت از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می فرمایند که پیغمبر خدا فرمودند:
چون مرگ یوسف علیه السّلام نزدیک شد، شیعیان و خاندان خود را جمع کرد، حمد و ثنای الهی بجا آورد، سپس آن ها را از سختی آینده بر ایشان خبر داد، و گفت: در این سختی، مردان را می کشند و شکم زنانِ باردار را می درند و کودکان را سر می برند، تا خدا حقّ را در قائم از فرزندان لاوی بن یعقوب ظاهر کند و او مردی گندمگون و بلند قامت است. حضرت يوسف علیه السلام، صفات او را بر شمرد سفارش کرد که به این
ص: 30
وصیّت من متمسّک باشید. دورة غیبت و سختی بنی اسرائیل فرا رسید و مدّت چهار صد سال در انتظار قیام قائم به سر بردند، تا آن گاه که مژده تولّد او را دریافتند و نشانه های ظهورش را دیدند. گرفتاری سخت تر شد و با سنگ به آن ها حمله شد. و فقیهِ دانشمندی که (بنی اسرائیل) به احادیث اوآرامش می گرفتند، تحت تعقیب قرار گرفت و پنهان شد و آن ها را واگذاشت. به او گفتند: ما در هنگام سختی به گفته های تو دلخوش بودیم. آن ها را در یک بیابانی برد و نشست، و حدیث قائم و اوصاف و مژده نزدیک بودن ظهور او را می گفت. شب مهتابی بود، و در همین میان، موسی علیه السلام بر آن ها وارد شد. در این وقت، تازه جوانی بود و از خانة فرعون بیرون آمده و گردش می کرد. از میان موکب خود کناره گرفت و سوار براستر بود و طیلسان خزی به دوش داشت و نزد آن ها آمد.
چون آن دانشمند او را دید، از صفات او وی را شناخت، برخاست، خود را به پای او انداخت و بوسه زد و گفت: ستایش خدا را که نَمُردم تا ترا دیدم. چون پیروانش چنین دیدند، دانستند که او ناجی آن ها است، همه به شکرانة خدای عزّ و جلّ بر زمین افتادند. موسی جز این کلمه نگفت که امیدوارم خدای عزّ و جلّ فرج شما را زود برساند. سپس غائب شد و به شهر مدین رفت و نزد شعیب مدّت ها ماند.
این غیبت دوّم برای آن ها سخت تر از اولی بود، و پنجاه و چند سال طول کشید، و گرفتاری آن ها سخت شد و آن فقیهِ دانشمند هم پنهان شد. - کسی را- خدمت او فرستادند و گفتند که ما بر
ص: 31
پنهانی تو نمی توانیم صبر کنیم. - آن فقیهِ دانشمند- به بیابانی رفت و آن ها را خواست، با گفته های خود ایشان را خوشدل ساخت و به آن ها اعلام کرد که خدای عزّ و جلّ به او الهام فرموده که بعد از چهل سال فرج ارزانی کند.
همه گفتند: «الحمدلِله».
خدا به او وحی کرد که به آن ها بگو چون «الحمدلِله» گفتند، به سی سال تخفیف دادم.
گفتند: هر نعمتی از خداست.
خدا به او وحی کرد که به آن ها بگو: آن را تا بیست سال تخفیف دادم.
گفتند: جز خدا کسی خیری را نیاورده.
خدا به او وحی کرد که: آن را تا ده سال کم کردم.
گفتند: جلوی بدی را جز خدا نگیرد.
به او خطاب رسید که به آنان بگو: از جای خود حرکت نکنید، اکنون اجازة فرج شما را دادم.
در این میانه، موسی علیه السلام نمودار شد. سوار بر الاغی بود و آن دانشمند خواست که شیعه را بدان چه دربارة او بشارت داده شده اند، آگاه کند- و وظایف شیعه را نسبت او بگوید-. موسی آمد تا در نزد آن ها توقّف کرد و بر آن ها سلام داد. آن دانشمند به او گفت: نام تو چیست؟
گفت: موسی.
گفت: فرزند که؟
گفت: فرزند عمران.
ص: 32
گفت: او فرزند کیست؟
گفت: فرزند فاهت بن لاوی بن یعقوب.
گفت: برای چه آمده ای؟
گفت: به رسالت از جانب خدا آمده ام.
پس دانشمند برخواست و دست او را بوسید. سپس (موسی) در بین ایشان نشست و آن ها را خوشدل کرد و دستورات خود را به آن ها داد و آن ها را متفرّق ساخت و از این هنگام تا غرق فرعون و فرج آن ها چهل سال طول کشید (1) .
عالمان و فرزانگانِ شیعه نیز باید بدین مهمّ اقدام کنند، خلق را با مهدی آل محمّد علیهم السلام آشنا کنند، قلب شیعه را به وجودِ او محکم نمایند، اوصاف و فضائل او را بازگویند، همۀ شیعه را بیدار کنند که فرج و گشایش جهانیان به دست مبارک حجّة بن الحسن العسكرى قرار دارد و آن بزرگوار دورة دوّم غیبت خود را سپری می کند و برای انجام این مهّم آمادگی کافی را دارد، شیعه را به درگاه خدا ارجاع دهند تا در آستانۀ الهی عجز و ناله کنند و فرج قائم آل محمّد را درخواست کنند. در این صورت، خدای متعال حضرت بقیّة الله را آشکار می کند، وگرنه در همان زمانی که در علم الهی گذشته، آن حضرت را آشکار خواهد فرمود.
به همین مناسبت بود که دعوت نویسنده را در جهت ترجمه و تنظیم این کتاب را پذیرا شدیم. گرچه خود را صالح بر این کار نمی دانیم، امّا ران ملخی است تحفة درویش، و متاعی است اندک بر آستان عزیزِ مصرِ وجود. بدان امید که تمامیِ صاحبان قلم و کلام و جملگی عالمان و فقیهان و همة اندیشمندان و روشن بینان جامعة شیعه بدین مهّم اقدام کنند، هر یک در
ص: 33
فراخور توان وسِعۀ دانش و حدود امکانات خود بدین مهمّ دست یازند، همة باورمندان ولایت امیرالمؤمنین را به سوی این سفر کردة هزار و صد و شصت و اندی ساله بخوانند، دل شیعه را در گرفتاری ها به او محکم نمایند و همه را به دعای بر فَرّج او دعوت کنند. باشد که خدای متعال بر مردم این عصر و زمان منّت گذارد و شیعۀ امروز را در تاریخ مفتخر کند، و آن عدالت موعود را در سایة قیام شکوهمند حضرت بقیة الله الاعظم در جهان حاکم فرماید و بشریّت را از این تنگنا برهاند.
ای حلقة زلف تو پُر شکن *** وی نرگس مست تو صف شکن
ای چشم تو چون آهوی خُتا *** وی خال تو چون نافهُ خُتن
ماه از رخ تو یافته بها *** مشک از خط تو یافته ثمن
صد يوسف دل کرده ای اسیر *** و افکنده ای اندر چَه ذقن
چاکر به درت پُور آبْتین *** سائل ز کَفَت سيف ذو اليزن
ای قبلة اقبال جمله خلق *** وی کعبة آمال مرد و زن
در محفل توحید روی تو *** باشد به مثل شمع انجمن
بنگر یکی ز لطف سوی ما *** ای حجّت حق پور بوالحسن
جلال برنجیان
خرداد ماه سال 1378
ص: 34
﴿بِسْمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيم
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا صَالِحَ الْمَهْدِي أَدْرِكْني
اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَأَهْلَهُ﴾
سپاس و ستایشِ بی پایان، آفرینندة یکتا و پدیدآورنده دانا و توانائی را سزد که جهان را به پا داشت و سفرة نعمت خویش را با مواهب بی شمار، پهن فرمود. و حمد و ثنا برای ذات یکتا و بی همتا و حکیم لا یزالی باد که انسان را به موهبت ﴿لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ﴾ (1)
مفتخر کرد و او را برترین مصنوع قرار داد، و با لطف و مرحمت خود، از او بر سر سفرة آفرینش به بهترین وجه پذیرائی نمود و بر این همه نعمت بر او منّت ننهاد. خدایی که تنها به آفرینش او بسنده نکرد، بلکه بد و عقل را ارزانی کرد، و با منوّر نمودنِ روح او به نور علم و عقل انسان را بر همۀ پدیده ها مزیّت و برتری بخشید. و به این هم بسنده نکرد، بلکه برای رشد و ترقّی و تکامل و نیل او به سعادت دنيوى و أخروى و كمال مادّى و معنوی و بهره وری صحیح از این نعمت های ارزانی شده، انسان های کامل و الگوهای فضیلت و
ص: 35
پیشوایان معصوم و راهنمایان دلسوز را، پی در پی به سوی انسان ها ارسال داشت، تا ایشان را از اسارت غرائز و شهوت های حیوانی و ناپاکی های اخلاقی و زشتی های عملی و کژاندیشی های اعتقادی و بینش های غلط فرهنگی و انحرافات اقتصادی برهانند، و خلاصه بشر را از آن چه مانع رشد و کمال است نجات دهند و به اوج مرتبة ﴿يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًاً﴾ (1) برسانند.
و سلام و صلوات بی شمار، بر کامل ترین و برترین سفیر الهی حضرت خاتم الانبیاء محمّد بن عبد الله صلی الله علیه و آله و بر جانشینان گرامی و اوصیاء گرانقدر و اهل بیت پاکیزة او باد، که در راه تحقّق این آرمان مقدّس، از هیچ رنج و محنت و بلا و مصیبت و زحمت و مشقّت نهراسیدند، و بهترین مصداق برای آیة شریفۀ ﴿الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ﴾ (2) بودند، تا آن جا که از همه چیز خود در این مسیر گذشتند.
و عذاب و لعنت نامحدود خدا بر آنانی که در مقابل صراط مستقیم نبوّت محمّدیّه و ولایت مطلقة علویّه، راه های انحرافی پدید آوردند، و دست خلایق را از ریسمان محکم و حبل متین و عروة الوثقى جدا کردند، و با دور کردن خلق از انوار پر فروغ ائمّه هدی صلی الله علیه و آله بشریّت را به ظلمت و تاریکی گرفتار کردند، و همهٔ سرمایه های خدا داد را به یغما بردند، و مسیر جهان را دگرگون ساختند. و چه زیبا قرآن می فرماید: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَةَ
ص: 36
اللهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها﴾ (1) . آری، آنان که پیامبر خدا را آزردند ﴿إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ في الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهِيناً﴾ (2) ایشان شقاوت ابدی و عذاب سرمدی و نفرت خالق و خلق را برای خود با این ظلم بزرگ فراهم ساختند و بار سنگین انحراف دیگران را نیز به دوش خود گرفتند ﴿لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ القِيَامَةِ وَ مِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا سَاءَ مَا يَزِرُونَ﴾ (3) .
ولی انسان های نادان و پلید که از دانش و پاکیزگی روی برگردانیده و طالب جهالت و ناپاکی دیگران بوده اند، با تمام تلاش خود، نتوانسته جلوی ارادة خدای توانا در جهت تحقّق هدایت بشر و جریان مشیّت خدا بر مسیر تکامل انسان های بیدار و مصمّم بگیرند، و این جهان را که در واقع جایگاهی برای هدایت بشراست، از مربّیان معصوم و دلسوز خالی کنند.
و با تمام مخالفت های مردمان بی خرد و ناپاک در جهت اضمحلال ارزش های انسانی و فراموش شدن حقایق الهی، روزی خواهد آمد که زمین از لوث وجود آنان پاک می شود و فراعنه و نمرودیان تاریخ- به ویژه آنانی که خانة وحی را به آتش کشیدند و حریم محور انوار الهیّه فاطمة زهرا علیها السلام را شکستند- به سزای کارهای ناشایستشان برسند.
باری اگر انسان سرگشته و خسته بداند که راه مستقیم کجاست
ص: 37
و راهنمای حقیقی کیست و چگونه با آرامش در سایة فرمانبری او به مقصد نهایی می رسد؛ و اگر انسان تشنه بداند که آب شیرین و زلال در دست کیست و در کدام نقطه است؛ و اگر دانشمندان و نوابغ بدانند که معمّاهای لاینحلّ علمی در فنون و علوم مختلف و تمام حقایق جهان هستی در سایه تعالیم عالیه معلّم دانا و معصوم حلّ و روشن خواهد شد؛ و اگر ما بدانیم که با حکومت پیشوای الهی، اوضاع جهان چگونه خواهد بود، و در سایة حکومت اوهمۀ مشکلات بر طرف می شود و نابسامانی های فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و خلاصه تمام مشکلات مادی و معنوی بسامان می رسد و همۀ مواهب طبیعی در خدمت انسان ها قرار می گیرد و همۀ افراد بشر یکدل در مسیر عدالت و کمال به حرکت می افتند، بطور طبیعی حالت انتظار برای ما و همه افراد پیدا می شود، دست دعا به سوی خدا برداشته و تحقّق چنین روزی را از او خواستار خواهیم شد، و از اعماق جان و سویدای دل با قلبی شیدا و سوزان و چشمی گریان، با الحاح و تضرّع می گوییم: ﴿اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى وَلِيِّ أَمْرِكَ الْقَائِمِ الْمُوَمَّلِ وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَر... مَكِّنْ لَهُ دِينَهُ الَّذِي أَرْتَضَيْتَهُ لَهُ﴾ (1)
اکنون می توان یافت که چرا امام باقرعلیه السلام هنگام برشمردن پایه های اسلام و آیین خود و پدران گرامی و بزرگوارش می فرماید:
1- شهادت و اقرار به توحيد ﴿لا اله الّا الله﴾.
2- شهادت به رسالت پیغمبر اسلام ﴿محمّد رَسول الله﴾.
ص: 38
3- اقرار و اعتراف به آن چه پیغمبر صلی الله علیه و آله را از نزد خدا آورده است.
4- اقرار و اعتراف به ولایت اولیای خدا و ائمّة هدى علیهم السلام.
5- بیزاری از دشمنان ایشان.
6- تسلیم در مقابل فرامین آنان.
7- کوشش در زمینة عمل به وظایف دینی.
8- ورع و پرهیز از گناهان.
9- انتظار قائم آل محمّد علیهم السلام (1) .
لذا انتظار حکومت قطب عالم امکان و عصارة خلقت، یکی از پایه های اسلام و از ارکان آیین اهل بیت می باشد.
و به خوبی سّر این مطلب واضح می شود که چرا امام نهم جواد الائمّه علیه السلام در قنوت نماز خود برای فرج آن حضرت دعا می کند (2) .
و نیز امام یازدهم حضرت ابا محمّد حسن عسکری علیه السلام هم خود برای فرج حضرت بقیّة الله دعا می کند، و هم مردمان ستمدیده و به ستوه آمده از ظلم ظالمان را بدان فرمان می دهد (3) .
امید آن که مطالعة و دقت در مطالب کتاب، حالت انتظار را در قلب خوانندگان عزیز زیاد تر گرداند، و شوق بر پائی حکومت امام زمان حجّة بن الحسن العسکری علیهما السلام را در روان آنان افزون کند و در دعای بر فرج آن حضرت کوشاتر گرداند.
مِنَ الله التوفيق وعَليه التكلان
م. ب. علم الهدى
ص: 39
ص: 40
ذات مقدّس پروردگار، حکیم است و از انجام کارهای لغو و بیهوده، منزّه و بریّ است، و آفرینش موجودات را بر اساس حکمتی مهمّ قرار داده است. این هدف به خدای باری تعالی برنمی گردد، زیرا خدای متعال ناقص نیست تا بخواهد با آفرینش بشر به کمالی دست یابد، بلکه این هدف به موجودات و کمال آن ها برمی گردد.
امير المؤمنین علیه السلام می فرمایند:
﴿أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَضَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ﴾ (1) .
امّا بعد (از ستایش خدا و و ثنای بر رسول او) پس همانا خدای متعال خلایق را آفرید. و در هنگامی که ایشان را آفرید، ازاطاعت و فرمانبریِ ایشان بی نیاز و از نافرمانیِ ایشان در امان
ص: 41
بود. زیرا سرپیچی کسی که او را عصیان کند، به او زیانی نمی زند. و اطاعتِ مطیع به او بهره ای نمی رساند.
و نیز آن حضرت علیه السلام در ضمن یک خطبه طولانی در باب توحيد حقّ متعال می فرماید:
﴿لَمْ يَتَكَاءَدْهُ صُنْعُ شَيْءٍ مِنْهَا إِذْ صَنَعَهُ، وَ لَمْ يَؤُدُهُ مِنْهَا خَلْقُ مَا بَرَأَهُ وَ خَلَقَهُ، وَ لَمْ يُكَوِّنْها لِتَشْدِيدِ سُلْطَانٍ، وَ لَا لِخَوْفٍ مِنْ زَوَالٍ وَ نُقصانٍ، وَ لَا لِلْإِسْتِعَانَةِ بِهَا عَلَى نِدٍّ مُكَاثِرٍ، وَ لا لِلْإِحْتِرَازِ بِها مِنْ ضِدٍّ مُثاوِرٍ، وَ لا لِلاِزْدِيَادِ بِها فِي مُلْكِهِ، وَ لا لِمَكَاثَرَةِ شَرِيکٍ فِي شِرْكِهِ، وَ لَا لِوَحْشَةٍ كَانَتْ مِنْهَا فَأَرَادَ أَنْ يَسْتَأْنِسَ إِلَيْها، ثُمَّ هُوَ يُفْنِيها بَعْدَ تَكْوِينِها، لَا لِسَأَمٍ دَخَلَ عَلَيْهِ فِي تَصْرِيفِهَا وَ تَدْبِيرِها، وَ لَا لِرَاحَةٍ وَاصِلَةٍ إِلَيْهِ، وَ لا لِثِقْلِ شَيْءٍ مِنْهَا عَلَيْهِ، لَا يَمُلُّهُ طُولُ بَقَائِهَا فَيَدْعُوهُ إِلَى سُرْعَةِ إِفْنَائِهَا، لَكِنَّهُ سُبْحَانَهُ دَبَّرَها بِلُطْفِهِ وَ أَمْسَكَهَا بِأَمْرِهِ وَ أَتْقَنَهَا بِقُدْرَتِهِ، ثُمَّ يُعِيدُهَا بَعْدَ الْفَنَاءِ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَيْهَا، وَ لَا أَسْتِعَانَةٍ بِشَيْءٍ مِنْهَا، عَلَيْها وَ لا لِانْصِرَافٍ مِنْ حَالِ وَحْشَةٍ إِلَى حَالِ أَسْتِينَاسٍ، وَ لا مِنْ حَالِ جَهْلٍ وَ عَمَيً إِلَى حَالِ عِلْمٍ وَ الْتِمَاسٍ، وَ لا مِنْ فَقْرٍ وَ حَاجَةٍ إِلَى غِنِىً وَ كَثْرَةٍ، وَ لَا مِنْ ذُلٍّ وَضَعَةٍ إِلَى عِزٍّ وَ قُدْرِةٍ﴾ (1) .
ایجاد کردن هیچ یک از مخلوقات، هنگام آفرینش بر او دشوار نبود. و آفریدن آن چه آورد و آفرید، او را خسته و وامانده
ص: 42
نساخت. و اشیا را هستی نداد برای استوار کردن سلطنت، و نه برای ترس از نیست شدن و گم گشتن، و نه برای کمک خواستن از آن ها بر همتائی که پیشی گیرد، و نه برای دوری گزیدن از دشمنی که (براو) هجوم آورد، و نه برای زیاده کردن درپادشاهیِ خود، و نه برای غلبه یافتن و فخر کردن شریکی درانبازی با او، و نه وحشت و ترسی که داشته و خواسته با آن ها أُنس گیرد.
پس اشیا را بعد از آفریدن آن ها نابود می گرداند، نه از جهت دلتنگی که در تغییر آن ها از حالی به حالی و تدبیر امور آن ها به او عارض شده باشد، و نه به سبب این که آسایش و آسودگی به او رو آورد، و نه از جهت آن که چیزی از آن ها بر او گران آید، طول کشیدن هستی آن ها او را ملول نکرده تا وادارش نماید که به تندی آن ها را نیست سازد.
لیکن خداوند سبحان نظم اشیا را روی لطف و مهربانی اش قرار داد، و به امر و فرمان خود نگاهشان داشت، و به قدرت و توانائی خود استوارشان گردانید.
پس آن ها را بعد از نابود شدن باز می گرداند، بی آن که نیازی به آن ها داشته باشد، و بی کمک گرفتن به یکی از آن ها بر آن ها، و نه از جهت بازگشتن از حال وحشت و ترس به حال أُنس، و نه از جهت رجوع از نادانی و کوری و گمراهی به دانش طلبیدن، و نه از جهت درویشی و نیازمندی به توانگری و دارائی، و نه از جهت زبونی و پستی به ارجمندی و توانائی.
خدای متعال تمام موجودات را براساس لطف بی کران خود
ص: 43
جهت نیل به کمال آفرید. البته کمال هر موجودی به گونه ای ویژة و خاصّ خود اوست.
بر حسب آن چه از آیات به دست می آید، آفرینش دیگر موجودات برای بهره وری انسان است. قرآن می فرماید:
﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً﴾ (1)
اوست کسی که آن چه در زمین است، همه را برای شما آفرید.
و لذا در عرف بشر، اگر گوسفندی بمیرد و کسی از گوشت او بهره مند نشود، آن گوسفند به کمال مطلوب نرسیده است. و اگر میوه ای مأکول انسان نگردد، آن میوه در سیر کمالی خود حرکت نکرده است. کمال نباتات و حیوانات دراین است که مورد استفادة انسان قرار گیرند.
خدای متعال در قرآن مجید می فرماید که آن چه در زمین وجود دارد همه را در تسخیر انسان قرار داده است.
﴿أَلَمْ تَرَأَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ﴾ (2)
آیا نمی بینی که خدا آن چه در زمین است، (همه) را مسخّر شما گردانید.
و نیز می فرماید:
﴿أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ﴾ (3)
ص: 44
آیا نمی بینید که خدا آن چه در آسمان و آن چه در زمین است، (همه) را مسخّر شما گردانید.
و باز می فرماید:
﴿وَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ﴾ (1)
و آن چه در آسمان و آن چه در زمین است. همۀ آن را مسخّر شما اولین گردانید.
کمال انسان در این است که موجودات، مسخّرِ ارادة او گردد و اراده اش نافذ در پدیده های عالم باشد، و او نیز ارادة خود را در مسیر ارادة خدای متعال قرار دهد، و آن چه حضرت حقّ از بشر خواسته آن را انجام دهد، و هرچه که او نهی فرموده از آن سر باز زند. والّا نیروی اَتُم که در اختیار بشر قرار گرفته، اگر در مسیر رضایت خدا به کار آید، کمال بشر است، امّا اگر به صورت بمب های نسل برانداز بر روی مردم مظلوم و بی پناه ریخته شود، و يا حيات وحش در خطر افتد، و یا موجب نابودی مراتع و جنگل ها گردد، این نیروی مسخّرِ بشر، نه تنها به کمال خود نرسیده، بلکه در مسیر قهقرا حرکت کرده است. پس کمال هر موجودی در این است که استعدادهای نهفتة در او آشکار شود، این نیروها در مسیر رشد و تعالی خلایق قرار گیرد، آسایش و آرامش عمومی را به همراه آورد، تمامی موجودات- نه تنها انسان ها، بلکه حیوانات و
ص: 45
نباتات نیز- در سایۀ این تسخیر، زندگی با آرامش داشته باشند، و در سیر واقعی خود در این عالم به تکامل مطلوب نایل شوند. و این کار، تنها در عصر حکومت امام عصر علیه السلام صورت می پذیرد، و موجودات به کمال مطلوب در آفرینش دست می یابند. زیرا رشد و کمال، عواملی می خواهد که آن عوامل، بطور کامل در هیچ دوره ای- حتّی در عصر انبیای عظام- جمع نبوده است. زیرا ستمگران بر انبیا و اوصیای انبیا چیره شدند، و مانع انجام اهداف عالیة آنان گردیدند، حیات هستی را در معرض مخاطره قرار دادند، فساد را در برّ و بحر گستردند، و مسیر هستی را از سیر کمالی خود منحرف کردند. به ویژه در عصر اسلام، که با غصب خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام، بیچارگی و درماندگی را از صدر اسلام تا به امروز رقم زدند، و حکم نابودی بشریّت را تا به امروز صادر کردند، و باب رحمت الهی را- که قرار بود از آستانة اهل البیت به جهانیان برسد- مسدود کردند. اینان احکام خدا را که در کتاب خود برای احیای بشر صادر شده بود، واژگونه در جهان جلوه دادند. تنها گروهی اندک به لطف الهی بر آستانة اهل البیت راه یافتند، و در زمرة شیعیان و دوستان این خاندان قرار گرفتند. جز آن ها دیگر خلایق از لطف عمیم الهی محروم شدند. چه نسل ها که نابود شد، چه ناموس ها که به باد رفت، چه خون ها که به ناحقّ ریخته شد، و چه مال ها که تلف شد. ولی خدای متعال، به لطف بیکران خود، آخرین خلیفة خود را در پردة غیبت مستور داشت، و او را برای اقامة حکومت الهیّه ذخیره فرمود و در کتاب مقدّس
ص: 46
خود قرآن مجید، به همگان وعده داد که:
﴿وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي أَرْتَضَى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً﴾ (1) .
خداوند به آنانی از شما که ایمان آورده اند و نیکوئی ها را بجای می آورند، وعده فرموده است که ایشان را در زمین جانشینان (خویش) قرار دهد- هم چنان که پیشینیان از ایشان را جانشین گردانید- و آیینی که برای ایشان پسندیده است، ریشه دار و پایدار سازد. پس از [دورانِ] ترس ایشان، آرامش و امنیّت را برایشان بر قرار سازد [تا] مرا بپرستند و برای من چیزی را شریک و انباز قرار ندهند.
یوسفِ گم گشته باز آید به کنعان غم مخور *** کلبة احزان شود روزی گلستان غم مخور
آری، بنا به نصوص آیات و روایات، در عصر حکومت پر بركت بقية الله الاعظم است که تمام موجودات عالم خلقت به کمال می رسند، بر تمام روی زمین گیاه می روید، آسمان درِ نهایت رحمت، باران فرو می ریزد، معادن و کُنوز ظاهر می شوند، بلاد وسعت پیدا می کند، زمین نور باران می شود، حیوانات با یکدیگر صلح می کنند و در تحت فرمانروایی انسان ها خواهند بود،
ص: 47
حیوانات برای انسان ها خطرناک نخواهند بود، دانش و بینش رشد می یابد، عبودیّت نفس به اتمام می رسد، ظلم و ستم برچیده می شود، اموال در مسیر حقّ قرار می گیرند، عمرها طولانی می شود، امراض جسمی و روحی زایل می شود، بت و بت پرستی برچیده می گردد، حقایق پنهان در سطر به سطر قرآن و کلمه به کلمۀ آن آشکار می شود. خلاصه، تمام استعدادهای بدنی و روحانی انسان به فعلیّت می رسد و در مسیر عبادت و بندگی قرار می گیرد. و اگر یک انسان، استعداد نیل به کمالات علمی در فنون مختلفه را داشته باشد، به آن ها می رسد. بنابراین حکومت امام عصر علیه السلام تحوّل اساسی و عمیق از نقص به کمال برای ما سوی الله است.
برای بررسی این موضوع ناگزیریم در چند بخش به آیات و احادیث اشاره کنیم.
ص: 48
کمال زمین از جهت رویش گیاه و نزول باران
نزول بركات خدا بر بشر، به عوامل گوناگونی بستگی دارد که یکی از عوامل مهمّ آن، بندگی و درستکاری بشر است. خدای متعال می فرماید: ﴿وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ﴾ (1)
اگر اهل شهرها ایمان بیاورند و پروا پیشه کنند، ما برکاتی ازآسمان و زمین را بر ایشان می گشاییم. ولیکن آنان (حقایق ایمانی را) دروغ انگاشتند، پس ما ایشان را، به دلیل کارهائی که کردند (به سختی و عذاب) گرفتیم.
بشر گناه می کند و فرامین خدا را زیر پا می گذارد. لذا حضرت حق، نِعَمت های خویش را از بشر به خاطر گناهان ایشان سلب
ص: 49
می کند. و بالاترین گناه، انکار خدای متعال و تکذیب انبیا و اوصیای انبیا است. تنها در دوران حضرت بقيّة الله الاعظم است که دَرِ این گناهان بسته می شود، بشر رو به صلاح می آورد و گوش به فرمان حجّت خدا می دهد و در مسیر بندگی خدا- آن چنان که خدا خواسته- می افتد. و لذا از برکات خالق منّان در حیات دنیوی بهره مند می شود، و برکات آسمانی و نعمت های زمینی بر او نازل می گردد.
در ضمن حديث الاربعمائة از اميرالمؤمنین علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿بِنا يَفْتَحُ اللهُ وَ بِنا يَحْتِمُ اللَّهُ، وَ بِنا يَمْحُو مَا يَشَاءُ وَ بِنَا يُثْبِتُ، وَ بِنَا يَدْفَعُ اللهُ الزَّمَانَ الكَلَبَ وَ بِنا يُنَزِّلُ الْغَيْثَ، فَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللهِ الْغَرُورُ مَا أَنْزَلَتِ السَّمَاءُ قَطْرَةً مِنْ مَاءٍ مُنْذُ حَبَسَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ. وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنا لَأَنْزَلَتِ السَّماءُ قَطْرَها وَ لَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ نَبَاتَها وَ لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ وَ أَصْطَلَحَتِ السِّباعُ وَ الْبَهَائِمُ حَتَّى تَمْشِيَ الْمَرْأَةُ بَيْنَ الْعِرَاقِ إِلَى الشّامِ لَا تَضَعُ قَدَمَيْهَا إِلَّا عَلَى النَّبَاتِ وَ إِلَى رَأْسِهَا زَبِّيلُهَا لَا يُهَيِّجُهَا سَبْعٌ وَ لا تَخافُهُ﴾ (1) .
ص: 50
خداوند دین را به وسیلهٔ ما گشود و هم به وسیلۀ ما ختم می کند. به وسیلۀ ما خدا آن چه را بخواهد محو می کند و هرچه خواهد باقی می گذارد. و به وسیلهٔ ما سختی زمانه را بر طرف می سازد و باران به سبب ما فرو می فرستد. پس فریبنده ای شما را نسبت به خدا نفریبد. که آسمان باران خود را فرود نمی آورد از آن گاه که خدای عزّوجلّ آن را باز دارد. و اگر قائم ما قیام کند، آسمان باران خود را فرو می ریزد و زمین نباتات خود را بیرون می دهد و کینه ها از دل بندگان خدا زایل می شود و درندگان و حیوانات (اهلی) با هم صلح می کنند (و حیوانات اهلی از درندگان نمی گریزند)، تا جائی که زنی که می خواهد راه عراق و شام را بپیماید، همه جا قدم بر روی سبزه و گیاهان می گذارد و زینت های خود را بر سر دارد (و کسی طمع به آن نمی کند)، و نه درنده ای به او حمله می آورد و نه او را درندگان به وحشت می آورند.
و نیز از حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿... فَكَذَلِكَ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ رَجُلاً فِي آخِرِ الزَّمَانِ وَ كَلَبٍ (1) مِنَ الدَّهْرِ وَ جَهْلٍ مِنَ النَّاسِ يُؤَيِّدُهُ اللهُ بِمَلائِكَتِهِ وَ يَعْصِمُ أَنْصَارَهُ وَ يَنْصُرُهُ بِآيَاتِهِ وَ يُظْهِرُهُ عَلَى الْأَرْضِ، حَتَّى يُدِينُوا طَوْعاً وَ كَرْهاً. يَملَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً وَ نُوراً وَ بُرهاناً﴾.
﴿يَدِينُ لَهُ عَرْضُ الْبِلادِ وَ طُولُها حَتّى لَا يَبْقی كَافِرُ إِلّا آمَنَ وَ
ص: 51
لَا طَالِحٌ إِلَّا صَلَحَ﴾.
﴿وَ تَصْطَلِحُ فِي مُلْكِهِ السِّبَاعُ وَ تُخْرِجُ الْأَرْضُ نَبَتَهَا وَ تُنْزِلُ السَّماءُ بَرَكَتَها وَ تَظْهَرُ لَهُ الْكُنُوزُ...﴾ (1)
... و (اوضاع) این چنین خواهد بود، تا آن که خدا در آخر الزمان و دوران شدّت روزگار و عصر نادانی مردمان، مردی را برانگیزد، و او را به فرشتگان خود یاری فرماید، و یاران او را (از خطا) نگاه دارد، و او را به نشانه های خود یاری دهد، و او را بر تمام زمین چیره فرماید، تا این که (مردم) از روی میل و (یا ظالمان) از روی اکراه دین را بپذیرند. زمین را از عدل و داد و نور و برهان پر کند، شرق و غرب زمین از آیین او پیروی کنند، تا آن که کافری باقی نماند مگر این که ایمان آورد، و گناهکار و پلیدی نماند مگر این که صالح شود. در حکومت او درندگان با هم صلح می کنند و زمین نباتات خود را خارج می کند و آسمان برکات خود را می بارد و (زمین) گنج های خود را آشکار می کند.
و نیز در روایت دیگری راوی از امام معصوم علیه السلام نقل می کند:
﴿إِذَا قَامَ الْقَائِمُ حَكَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَ فِي أَيَّامِهِ الْجَوْرُ وَ أَمِنَتْ بِهِ السُّبُلُ، وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ بَرَكَاتِهَا وَ رَدَّ كُلَّ حَقٍّ إِلَى أَهْلِهِ. وَ لَمْ يَبْقَ أَهْلُ دِينٍ حَتَّى يَظْهَرُوا الْإِسْلَامَ وَ يَعْتَرِفُوا بِالْإِيمانِ. أَمَا سَمِعْتَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَقُولُ: ﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ﴾ (2) وَ
ص: 52
حَكَمَ بَيْنَ النَّاسِ بِحُكْمِ دَاوُدَ وَ حُكْم مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله، فَحِينَئِذٍ تَظْهَرُ الْأَرضُ كُنُوزَهَا وَ تُبْدِي بَرَكَاتِهَا. وَ لَا يَجِدُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ يَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لا لِبِرِّهِ، لِشُمُولِ الْغِنى جميع المُؤْمِنِينَ﴾.
﴿ثُمَّ قَالَ: إِنَّ دَوْلَتَنَا آخِرُ الدُّوَلِ. وَ لَمْ يَبْقَ أَهْلُ بَيْتٍ لَهُمْ دَوْلَةٌ إِلَّا مَلِكُوا قَبْلَنَا، لِئَلَّا يَقُولُوا إِذَا رَأَوْا سِيرَتَنَا: إِذَا مَلِكْنَا سِرْنَا بِهِ مِثْلَ سِيرَةِ هُؤُلاءِ. وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ تَعَالَى﴾: ﴿وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾ (1).
زمانی که قائم قیام نمود، به عدالت حکم می کند. و در روزگار او ظلم و ستم از میان می رود، و راه ها امن می شود. و در این هنگام، زمین برکات خود را بیرون می دهد و هر حقّی به صاحب حق داده می شود. و پیروان هیچ دینی باقی نمی مانند، مگر این که اظهار مسلمانی می کنند و با ایمان شناخته می شوند. نشنیده ای که خداوند می فرماید: ﴿و برای او است آن چه در آسمان و زمین است که به میل و اکراه تسلیم می شوند، و به سوی ما باز می گردند﴾ و میان مردم به حکم داوود و حکم محمّد حکومت می کند. و در این هنگام، زمین گنج های خود را ظاهر می کند و برکاتش را آشکار می سازد. و مردی از شما جائی برای صدقات خود و انفاق های خویش پیدا نمی کند، به خاطر همگانی شدنِ بی نیازی میان مؤمنان.
سپس حضرت فرمود: دولت ما آخرین دولت هاست، و هیچ
ص: 53
خاندانی باقی نمی ماند که برای آنان دولت و سلطنتی باشد مگر این که پیش از ما به سلطنت می رسند، تا هنگامی که ما بر سر کار آمدیم و روش دولت ما را دیدند، نگویند: اگر ما به سلطنت می رسیدیم مانند ایشان عمل می کردیم. و این است (معنی) سخن خدا که می فرماید: ﴿سرانجامِ کار، از آنِ پرواپیشگان است﴾.
در روایت دیگری حضرت باقرعلیه السلام فرمودند:
﴿يُقاتِلُونَ وَ اللهِ حَتَّى يُوَجَّدَ اللَّهُ وَ لَا يُشْرَكَ بِهِ شَيْءٌ، وَ حَتَّى يَخْرُجَ الْعَجُوزُ الضَّعِيفَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ تُرِيدُ الْمَغْرِبَ، وَ لا يَنْهاها أَحَدٌ، وَ يُخْرِجَ اللَّهُ مِنَ الْأَرْضِ بَذْرَهَا وَ يَنْزِلَ مِنَ السَّماءِ قَطْرَها...﴾ (1)
به خدا سوگند (یاران مهدی) می جنگند، تا آن جا که خدا به یکتائی شمرده شود و کسی به او شرک نورزد، و تا آن که پیرزنی ناتوان از مشرق به قصد مغرب خارج می شود و کسی جلوی او را نمی گیرد، و خدا از زمین بذرها را بیرون می آورد و از آسمان باران آن را فرو می فرستد...
این موضوع به قدری مسلّم و قطعی است که خدای متعال در دیگر کتب آسمانی نیز این موضوع را بیان فرموده است.
سیّد بن طاووس در کتاب «سعد السّعود» گوید که من در صحف ادریس نبیّ صلی الله علیه و آله یافتم (که نوشته بود):
ص: 54
﴿... وَ أُنْزِلُ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ، وَ تَزْهَرُ الْأَرْضُ بِحُسْنِ نَبَاتِهَا وَ تَخْرُجُ كُلَّ ثِمَارِهَا وَ أَنْوَاعَ طِيبِها﴾ (1) .
... و برکات از آسمان و زمین فرو می ریزم، و زمین با گیاهان و سبزة خود نزهت می گیرد، و (هر درختِ ثمر دار و عطر آگینی) میوه های خود و بوهای خوش خود را بیرون می دهد.
دیگر نه طبیعت سرکشی خواهد کرد، نه زلزله ای خانه برانداز بپا می شود، نه سیل های مهیب جاری می گردد، نه آسمان تازیانة کوبندة طوفان خویش را بر خانه ها خواهد کوفت، نه دریاها طغیان می کند، و نه آتشفشان ها بپا می گردد. زیرا دوران عصیان سپری شده، زمان طغیان گذشته و عصر تاریک غیبت به اتمام رسیده است. باران می بارد امّا به نرمش، باد می وزد امّا به آرامش، و زمین می گردد امّا به آسایش. در تمامی گیتی، طراوت و لطافت پدید می آید، و ظهور لطافت صنع الهی در آن عصر خواهد بود. طراوت گل ها، لطافت باران، ظرافت پرندگان و زیبائی آسمان، در آن عصر به کمال خود می رسد. به هر کجا که انسان پای نهد، جز سبزی و نرمی و لطافت و ظرافت نخواهد دید.
ص: 55
ص: 56
قرار گرفتن زمین در اختیار افراد برای کار
خداوند متعال، زمین را برای آن آفریده که بشر روی آن کار کند و از استعدادِ رویش زمین استفاده نماید، با بهره گیری از منابع طبیعی و امداد از تأییدات الهی به عمران و آبادانی زمین بپردازد، و در محیط طبیعت- آن سان که خدا خواسته است- به کار و تلاش پردازد. آن گاه در سایة این کوشش، خود نیز از مواهب الهی بیش تر بهره مند گردد. این بدان معنی نیست که خدای متعال در این کار خود عاجز از این اقدامات باشد، بلکه بنا بر اصل اختیار و آزمایش، چنین بنا گذاشته است که نظم بخشی از طبیعت را برعهدۀ انسان بگذارد، تا در این راستا انسان ها نیز آزموده شوند. و اگر ازمسیر رضایت حق سر باز زدند، بیچارگی و بدبختی را خود برای خود رقم زنند.
خداوند در قرآن می فرماید:
﴿وَ إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ
ص: 57
مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ﴾ (1)
و برادر ایشان صالح را به سوی قوم ثمود به رسالت فرستادیم. (صالح به قوم خود) گفت: ای قومِ من خدا را بپرستید، برای شما معبودی جز او نیست، اوست که شما را از زمین آفرید و برای عمارت و آباد کردن زمین برگماشت، پس شما از خدای خود آمرزش بطلبید و به درگاه او پناه برید و از لغزش و گناهان توبه کنید که البتّه خدای من نزدیک است و اجابت کنندة (دعاها) است.
ولی تاریخ نشان می دهد که افساد بشر در طبیعت بیش ازاصلاح بوده، و چون اقدامات بشر، نوعاً تهی از دو اصل "دانش" و "انصاف" می باشد، لذا اقدامات آبادانی، یا بر اثر بی دانشی و عدم احاطة کامل، یا فسادش بیش از صلاح شده است و یا منافع شخصی و اغراض گروهی، مسیر طبیعت را در جهتِ بهره وری گروهی اندک، سوق داده و بسیاری از انسان ها را از حق حیات طبیعی محروم نموده است.
در دوران پر برکت حضرت مهدی علیه السلام است که تمام زمین به حکم یک شهر خواهد شد، و از ساختمان هایِ به هم پیوسته برخوردار می شود، و زمین برای عمران و آبادانی در دست بندگان صالح خدا قرار می گیرد. چنان آبادانی در زمین پدید می آید که با نیازهای واقعی بشر مطابقت داشته، و حقوق واقعی بشر در این
ص: 58
عمران نادیده نماند. از عماراتی که آسایش همسایگان را به خطر اندازد، خبری نخواهد بود. و از بزرگراه هائی که موجب ملالت اطرافیان آن مسیرها گردد، نشانی نمی توان جست. حتی ناودان های خانه هائی که بر گذرگاه های عمومی می ریزند، مسدود می گردد. فاضلاب های شهری، حیات مردمِ کم توان را به خطر نخواهد انداخت. از صداهای مهیب جت ها و هواپیماهای غول پیکر که خواب و آسایش را از اطرافیان فرودگاه سلب می کنند، نشانی نخواهد بود. دیگرازدودهای تولید شده از خودروها که آسایش شهروندان را به خطر افکند، خبری نخواهد بود. راه های سراسری میان کشورها کشیده می شود. تمامی دشت های خشک وبی آب و علف سر سبز خواهد شد. کویرهای تفتیده به جنگل های سر سبز و با درختانی انبوه بدل می گردند. چشمه های خوشگوار در تمامی زمین جاری می گردد، رودها و آبشارها پر آب خواهند شد. سرزمین های کم آب با باران های آسمانی و رودهای زمینی آبیاری می شوند. نه از گرماهای سختِ غیر قابل تحمّل، خبری هست و نه از سرمای جان سوز.
ابی خالد کابلی گوید: حضرت باقرعلیه السلام فرمودند:
﴿وَجَدْنَا فِي كِتَابِ عَلِىٍّ علیه السلام ﴿إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾ . فَمَنْ أَخَذَ أَرْضاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَعَمَرَها فَلْيُؤَدِّ خَرَاجَهَا إِلَى الْإِمَامِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، وَ لَهُ مَا أَكَلَ مِنْهَا حَتّى يَظْهَرَ الْقَائِمُ علیه السلام مِنْ أَهْلِ بَيْتِي بِالسَّيْفِ، فَيَحْوِيها وَ يَخْرُجُهُمْ عَنْهَا كَمَا حَوَاهَا رَسُولُ
ص: 59
اللهِ صلی الله علیه و آله إِلَّا مَا كَانَ فِي أَيْدِي شِيعَتِنَا فَإِنَّهُ يُقَاطِعُهُمْ عَلَى مَا فِي أَيْدِيهِمْ وَ يَتْرُكُ الْأَرْضَ فِي أَيْدِيهِمْ﴾ (1) .
در کتاب علی علیه السلام یافتیم (که نوشته بود) ﴿همانا زمین از آنِ خداست، آن را به هر که از بندگانش که بخواهد به ارث خواهد داد، و سرانجامِ کار، از آنِ پرواپیشگان است﴾ . هر یک از مسلمانان زمینی را بگیرد که آن را آباد کند، باید خراج آن را به امام از اهل بیت من بدهد. و بر اوست آن چه را که از (منافع) آن زمین می خورد. تا آن که قائم علیه السلام از ما اهل بیت به شمشیر قیام کند و بر زمین چیره شود. پس آن زمین ها را در اختیارمی گیرد و ایشان را از آن زمین ها اخراج می نماید، چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن ها را در اختیار گرفت، مگر آن زمین هائی که در دست شیعیان ما باشد. پس او آن زمین ها را در میان ایشان تقسیم می کند و زمین در اختیار شیعیان ما قرار خواهد گرفت.
چه خوش زمان وصال و چه خوش زمان ظهور *** چه خوش صلای عدالت، چه خوش کرشمة نور
﴿اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ﴾
«خدایا در فرج او شتاب کن و امر قیامش را آسان نما و راه او را گشاده گردان».
زود درآ و شبستان ما منوّر کن *** هوای مجلس روحانیان معطّر کن
ستارة شب هجران نمی فشاند نور *** به بام قصر برآ و چراغ مَه بر کُن
ص: 60
ظاهر شدن معادن، گنج ها، جمع اموال، تقسیم اموال عمومی و بیت المال به تساوی
در دوران دولت آل محمّد علیهم السلام تمامیِ عوامل فساد آفرین و ستمگر را حضرت بقيّة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه از میان می برد؛ نه کسی بر زمینی ها می تواند ستم کند، نه فردی حقّ ظلم بر پرندگان را دارد، نه به شخصی اجازة آزار درندگان بیابان داده می شود و نه گروهی می توانند حیات موجودات دریایی را در معرض مخاطره قراردهند. جملگیِ کائنات به سرور می آیند، همگان شادان می شوند، مردمان خوشدل و خندان می گردند، حتّى موجودات وحش نیز در سایة حکومت عدل گسترش به آرامش و آسایش دست می یابند.
خوشا به حال آن مردمانی که آن دوران را درک کنند، و در آن زمان، در کنار عصارة هستی حضرت مهدی علیه السلام عدالت اجتماعی اسلام را ببینند. در دوران قیام شکوهمند مهدی آل محمد علیهم السلام
ص: 61
راه ها امن می گردد و دزدی و تباهی از میان می رود. نه کمبود وجود دارد که کسی دست به دزدی بیالاید، نه قوانین دست و پاگیر در امر ازدواج باقی می ماند که موجب بی عفتّی شود، نه از عوامل پرخاشگری اثری می ماند که افراد ناخواسته بر هم درشتی کنند. نه پدر و مادر را حقّ گزاف گوئی بر فرزندان خواهد بود و نه کودکان را اجازة مخالفت با پدران و مادران. نه شوهر بر زن خویش درشتی می کند و نه زن مخالفت امر شوهر. دامنة الفت بدان جا می رسد که گویا همسایگان اعضای یک خانواده هستند. در کشور مهدی آل محمّد شهروندان از همدیگر و مردم از حکمفرمایان و حکمرانان از مردم در امان خواهند بود.
از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده که گوید: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمودند:
﴿إِنَّ ذَا الْقَرْنَيْنِ كَانَ عَبْداً صالِحاً، جَعَلَهُ اللهُ حُجَّةً عَلى عِبَادِهِ، فَدَعا قَوْمَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ أَمَرَهُمْ بِتَقْوَاهُ، فَضَرَبُوهُ عَلَى قَرْنِهِ، فَغَابَ مِنْهُمْ زَماناً حَتَّى قِيلَ مَاتَ، أَوْهَلَكَ بِأَيِّ وَادٍ سَلَكَ، ثُمَّ ظَهَرَ وَ رَجَعَ إِلَى قَوْمِهِ، فَضَرَبُوهُ عَلَى قَرْنِهِ﴾ .
﴿أَلَا وَ فِيكُمْ مَنْ هُوَ عَلَى سُنَّتِهِ، وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ مَكَّنَ لَهُ فِي الْأَرْضِ وَ آتَاهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً وَ بَلَغَ الْمُشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ﴾ .
﴿وَ إِنَّ اللَّهَ سَيَجْرِي سُنَّتَهُ فِي الْقَائِمِ مِنْ وُلْدِي وَ يَبْلُغُهُ شَرْقَ الْأَرْضِ وَ غَرْبَهَا، حَتَّى لَا يَبْقی سَهْلٌ وَ لَا مَوْضِعٌ مِنْ
ص: 62
سَهْلٍ وَ لا جَبَلٍ وَ طَئَهُ ذُوالْقَرْنَيْنِ إِلّا وَطَئَهُ، وَ يَظْهَرُ اللهُ لَهُ كُنُوزَ الْأَرْضِ وَ مَعَادِنَها، وَ يَنْصُرُهُ بِالرُّعْبِ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً﴾ (1) .
همانا ذوالقرنين بندة صالحی بود. خدای عزّوجلّ او را حجّت بر بندگانش قرار داد. قوم خود را به سوی خدای عزّوجلّ فرا خواند و ایشان را به پرواپیشگی از او فرمان داد. آن ها بر فرق او زدند. پس او از میان ایشان روزگاری پنهان شد تا آن که گفتند: او مرده است یا هلاک شده و به کدام سرزمین رفته است. سپس آشکار شد و به سوی قوم خویش برگشت. پس بر فرق او کوبیدند.
و همانا در میان شما کسی هست که بر روش او می باشد. و همانا خدای عزّوجلّ زمین را در تمکین او قرار داد و به او از هر چیزی اسبابی عطا فرمود، و او به مشرق و مغرب دست یافت. و همانا خدا به زودی روش او را در قائم از فرزندان من جاری می سازد، و او را به شرق و غرب می رساند، تا آن که دشتی و موضع از دشتی و نه کوهی باقی نماند که ذوالقرنین بدان رسیده باشد، مگر این که او نیز بدان جا پای نهد. و خدا گنج های زمین و معادن آن را برای او آشکار می کند، و او را به ترسیدن (دشمنان از او) یاری می کند. او زمین را از عدل و داد پر می کند. هم چنان که از ستم و بیداد پر شده باشد.
از مفضّل بن عمر روایت شده که گفت: از حضرت صادق علیه السلام
ص: 63
شنیدم که می فرمود:
﴿إِنَّ قائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا، وَ اسْتَغْنَى الْعِبَادُ مِنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ، وَ ذَهَبَتِ الظُلْمَةُ... وَ تُظهِرُ الْأَرْضُ كُنُوزَهَا حَتَّى تَرَاهَا النَّاسُ عَلَى وَجْهِهَا، وَ يَطْلُبَ الرَّجُلُ مِنْكُمْ مَنْ يَصِلُهُ بِمَالِهِ وَ يَأْخُذُ مِنْ زَكَاتِهِ، لَا يُوجَدُ أَحَدٌ يَقْبِلُ أَحَدٌ يَقْبِلُ مِنْهُ ذَلِكَ، أَسْتَغْنَى النّاسُ بِما رَزَقَهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ﴾ (1) .
چون قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگارش روشن گردد، و مردم از نور خورشید بی نیاز گردند... و زمین گنج های خود را آشکار می کند به طوری که مردم آن ها را روی سطح زمین می بینند. و مردی از شما فرد مستمندی را می جوید که به او انفاق کند و زکات مال را از او بپذیرد، ولی کسی را پیدا نمی کند که آن مال را از او بگیرد، زیرا مردم به آن چه خدا به آنان از فضل خود ارزانی می کند، بی نیاز شده اند.
طبیعی است که بی نیازیِ مردم از نور خورشید در عصر ظهور، به معنی زوال خورشید و فواید آن نیست، هم چنان که امروزه با کشف برق و بهره وری مردم از روشنائی چراغ ها در شب، از نور ماه در شب ها بی نیاز شده اند. امّا این بی نیازی از نور مهتاب در شب ها، به معنی بطلان فواید ماه نمی شود، بلکه این بی نیازی تنها در جهت نور ماه برای روشنائی می باشد.
از حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام نقل شده که فرمودند:
ص: 64
﴿... فَكَذَلِكَ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ رَجُلاً فِي آخِرِ الزَّمَانِ... وَ تُخْرِجُ الْأَرْضُ نَبَتَها وَ تُنْزِلُ السَّماءُ بَرَكَتَهَا وَ تَظْهَرُ لَهُ الْكُنُوزُ...﴾ (1)
... و (اوضاع) این چنین خواهد بود تا آن که خدا در آخرالزمان، مردی را برانگیزد... و زمین نباتات خود را خارج تانی می کند و آسمان برکات خود را می بارد و (زمین) گنج های خود را آشکار می کند.
از جابر از حضرت ابا جعفر امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَيْتِ، قَسَّمَ بِالسَّوِيَّةِ وَ عَدَلَ فِي الرَّعِيَّةِ، فَمَنْ أَطَاعَهُ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ. وَ إنَّما سُمِّيَ الْمَهْدِيُّ لِأَنَّهُ يُهْدِى إِلَى أَمْرٍ خَفِیٍّ. وَ يَسْتَخْرِجُ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ كُتُبِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ غَارٍ بِأَنْطَاكِيَّةِ. وَ يَحْكُمُ بَيْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ، بِالتَّوْرَاةِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْإِنْجِيلِ بِالْإِنْجِيلِ، وَ بَيْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ، وَ بَيْنَ أَهْلَ الْقُرْآنِ بِالْقُرْآنِ. وَ يُجْمَعُ إِلَيْهِ أَمْوَالُ الدُّنْيا مِنْ بَطْنِ الْأَرْضِ وَ ظَهْرِها، فَيَقُولُ لِلنَّاسِ: تَعَالَوْا إِلَى مَا قَطَعْتُمْ فِيهِ الْأَرْحَامَ وَ سَفَكْتُمْ فِيهِ الدِّمَاءَ الْحَرَامَ وَ رَكِبْتُمْ فِيهِ مَا حَرَّمَ اللهُ عَزَّوجَلَّ، فَيُعْطِي شَيْئاً لَمْ يُعْطِهِ أَحَدٌ كَانَ قَبْلَهُ. وَ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً وَ نُوراً، كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً وَ شَرّاً﴾ (2) .
هرگاه قائم ما اهل بیت قیام کند، اموال را به مساوات تقسیم
ص: 65
می کند، و در میان مردمان عدالت را برقرار می دارد. پس هر که او را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده، و هر که او را عصیان کند خدا را عصیان نموده است. و همانا او «مهدی» نامیده شده، زیرا به امور پنهان هدایت می شود. و تورات و دیگر کتاب های خدای عزّوجلّ را از غاری در انطاکیّه خارج می کند. و میان اهل تورات، به تورات و میان اهل انجیل، به انجیل و میان اهل زبور به زبور، و میان اهل قرآن به قرآن حکم می کند. اموال دنیا از درون زمین و از برون آن برای او جمع می شود. آن گاه به مردم می گوید: بیایید به سوی چیزی (اموال) که به خاطر آن قطع ارحام کردید و خون ها را به حرام ریختید، و به خاطر آن، حرام های خدای عزّوجلّ را مرتکب شدید. و او (اموال) را چنان می بخشد که کسی قبل از او نبخشیده باشد. و زمین را از عدل و داد و نور پر می کند، چنان که از ظلم و بیداد و پلیدی پر شده باشد.
و باز از جابر از حضرت ابا جعفرامام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿أَوَّلُ مَا يَبْدَءُ الْقَائِمُ علیه السلام بِأَنْطَاكِيَّةِ فَيَسْتَخْرِجُ مِنْهَا التَّوْرَاةَ... و يُعْطِي النَّاسَ عَطَايَا مَرَّتَيْنِ فِي السَّنَةِ وَ يَرْزُقُهُمْ فِي الشَّهْرِ رِزْقَيْنِ وَ يَسْوِى بَيْنَ النّاسِ... وَ يُجْمَعُ إِلَيْهِ أَمْوَالُ أَهْلِ الدُّنْيَا كُلُّهَا مِنْ بَطْنِ الْأَرْضِ وَ ظَهْرِهَا، فَيُقَالُ لِلنَّاسِ: تَعَالَوْا إِلَى مَا قَطَعْتُمْ فِيهِ الْأَرْحَامَ وَ سَفَكْتُمْ فِيهِ الدَّمَ الْحَرَامَ وَ رَكِبْتُمْ فِيهِ الْمَحارِمَ، فَيُعْطِي عَطَاءً لَمْ يُعْطِهِ
ص: 66
أَحَدٌ قَبْلَهُ﴾ (1) .
اول کاری که قائم علیه السلام می کند در انطاکیه است. پس تورات را از آن جا خارج می کند... و به مردم در سال دو بار انعام می فرماید و درهر ماه دو بار ارزاق را ارزانی می کند و میان مردم مساوات را برقرار می دارد... و اموال دنیا از درون زمین و از برون آن برای او جمع می شود. پس به مردم گفته می شود: بیایید به سوی چیزی که به خاطر آن قطع ارحام کردید و خون ها را به حرام ریختید و به خاطر آن حرام های خدای عزّوجلّ را مرتکب شدید. و او (اموال را) چنان می بخشد که کسی قبل از او نبخشیده باشد.
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: ﴿مُوَسَّعٌ عَلَى شِيْعَتِنَا أَنْ يُنْفِقُوا مِمَّا فِي أَيْدِيهِمْ بِالْمَعْرُوفِ. فَإِذَا قَامَ قَائِمُنا حُرِّمَ عَلَى كُلِّ ذِي كَنْرٍ كَنْزُهُ، حَتَّى يَأْتُوهُ بِهِ وَ يَسْتَعِينُ بِهِ﴾ (2) .
(الآن) بر شیعیان ما توسعة (درحکم) داده شده است که از آن چه در دستشان است، به نیکی اعطا کنند. پس هرگاه که قائم ما قیام کند، بر هر صاحب گنجی گنج او حرام می شود ، تا آن که آن گنج را به سوی آن حضرت ببرد، و به وسیلة آن، حضرتش را یاری کند.
راوی از امام معصوم علیهم السلام نقل می کند:
ص: 67
﴿إذا قامَ القائِمُ حَکَمَ بِالعَدلِ، وَارتَفَعَ فی أیّامِهِ الجَورُ... وَ حَکَمَ بَینَ النّاسِ بِحُکمِ داودَ وَ حُکمِ مُحَمَّدٍ صل الله علیه و آله فَحِینَئِذٍ تُظهِرُالأَرضُ کُنوزَها وتُبدی بَرَکاتِها...﴾ (1)
زمانی که قائم قیام کند به عدالت حکم می کند، و در روزگارظلم و ستم از میان می رود و میان مردم به حکم داوود و حکم محمّد صلی الله علیه و آله حکومت می کند. و در این هنگام، زمین گنج های خود را ظاهر می کند و برکاتش را آشکار می سازد...
خداوند چنین مقدّر داشته است که آن بهشت زمینی را در دوران مسرّت آفرین آخرین خلیفه اش حضرت مهدی علیه السلام آشکار فرماید تا بویِ گل و سنبل تمام فضا را عطرآگین کند، و درختان سربر فلک کشیده، سایة خویش را بر زمین بگستراننده و آهوان و پرندگان در بیشه زارانش به جست و خیز و پرواز پردازند، تا همگان توان خلیفه الهی را در زمین مشاهده کنند.
ای عید من، ای بهار روحانی *** ای ماه من، ای نگار بی همتا
نوروز تویی و نوبهاران تو *** کز طلعت تو جوان شود دنیا
چون از خم زلف، چهره بنمایی *** خورشید برآید از شب یلدا
بگشای کمرکه تا کمربندد *** در خدمت تو در آسمان جوزا
فلاک مطیع تو به یک فرمان *** آفاق مسخّرت به یک ایما
شخص تو جهان پیر بُرنا کرد *** از دانش پیرو طالع بُرنا
ص: 68
وسعت بلاد و نورانی شدن زمین
با خدای متعال، این جهان را- با این گستردگی و بزرگی- فقط برای نمایش نیافریده است. و این همه سیّارات و منظومه ها و نیّرات را عبث خلق نفرموده، و این زمین پهناور- با این امکانات- را تنها برای بهره وری جانوران و حشرات و گیاهان وحشی خلق نفرموده است. آفریدگار مهربان، وعده فرموده که این طبیعتِ سرکش را در اختیار بشر قرار دهد، و خلایق را از منافع آن ها بهره مند فرماید. کویرهای تفتیده و صحراهای پهناور خشک و بیابان های انباشته از رمل های روان را، روزی به گلستان هایِ پر طراوت تبدیل خواهد کرد. و این هستی را در پناه ولیّ خود حضرت بقيّة الله الاعظم به چنان جهان زیبا و تبدیل می فرماید که مردگان در آن عصر، آرزوی زندگانی دنیائی را خواهند نمود. در آن روز، تمام گریختگان از دایرة تنگ این جهان، چنان زمین و آسمان را پهناور و پر نعمت خواهند دید که دگر بار میل به باز
ص: 69
گشت به این جهان را می کنند، نه کسانی که در عذاب الهی معذّب هستند، بلکه آنانی که در نعمت های خداوندی متلذّذ می باشند. امیرالمؤمنین علیه السلام در فرازی از خطبة خود می فرمایند:
﴿وَ لَتَعْطِفَنَّ عَلَيْنَا الدُّنْيا بَعْدَ شِماسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا. وَ تَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ: ﴿وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةٌ وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ﴾ (1) ﴾ .
دنیا دگر بار- پس از سرپیچیِ آن- به سوی ما روی می آورد به سانِ ماده شتر بدخوئی که فرزندان را می گزد، اما به سوی فرزندش روی می آورد. سپس حضرت در ادامة این خطبه (این آیه را تلاوت کردند که خدای متعال می فرماید): «و ما چنین اراده کردیم که بر ناتوان شدگان زمین منّت گذاریم وایشان را امامان قرار دهیم و ایشان را وارثان (زمین) کنیم».
جهان همیشه به کام ظالمان نخواهد ماند، زمین چنین تنگ و تاریک نخواهد بود، خوبان همیشه مطرود نخواهند ماند، و پاکان همیشه تنها و بی کس نخواهند بود.
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید *** که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
از مفضّل بن عمر روایت شده که گفت: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
ص: 70
﴿إِنَّ قَائِمَنْا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا. وَاسْتَغْنَى الْعِبَادُ مِنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ... وَ يُبْني في ظَهْرِ الْكُوفَةِ مَسْجِداً لَهُ أَلْفُ بَابٍ، وَيَتَّصِلُ بُيُوتُ الْكُوفَةِ بِنَهْرِ كَرْبَلا وَ بِالْحِيرَةِ، حَتّى يَخْرُجَ الرَّجُلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَلى بَغْلَةٍ سَفْوَاءٍ (1) يُرِيدُ الْجُمُعَةَ فَلَا يُدْرِكُها﴾ (2) .
چون قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگارش روشن گردد و مردم از نور خورشید بی نیاز گردند... و در پشت کوفه (نجف) مسجدی را بنا می کند که هزار در خواهد داشت. و خانه های کوفه به نهر کربلا و به حیره متصّل می شود، تا این که مرد در روز جمعه با استری کوچک و تندرو به قصد نماز جمعه خارج می شود، ولی به نماز نمی رسد.
* ابو بصیر در ضمن حدیثی گوید:
﴿إِذا قَامَ الْقَائِمُ دَخَلَ الْكُوفَةَ. وَ أَمَرَ بِهَدْمِ الْمَسَاجِدِ الْأَرْبَعَةِ، حَتّى يَبْلُغَ أَسْاسَهَا. وَ يُصَيِّرُها عَرِيشاً كَعَرِيشِ مُوسى. وَ يَكُونَ المَسَاجِدُ كُلُّهَا جَمّاءً لَا شَرَفَ لَهَا، كَمَا كَانَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وآله و سلم وَ يُوَسِّعُ الْطَّرِيقَ الْأَعْظَمَ فَيَصِيرَ سِتِّينَ ذِراعاً وَ يَهْدِمُ كُلَّ مَسْجِدٍ عَلَى الطَّرِيقِ...﴾ (3)
هنگامی که قائم ما قیام کرد، چهار مسجد را در کوفه منهدم می کند. و هیچ مسجد مُشرفی را نمی گذارد، جز این که کنگره
ص: 71
و إشراف آن را خراب می کند، و به حال ساده و بدون إشراف می گذارد، هم چنان که در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله چنان بود. شاهراه بزرگ را توسعه می دهد که عرض آن هفتاد ذراع می گردد. و هر مسجدی را که در راه عمومی واقع است، خراب می کند...
و نیز از مفضّل بن عمر روایت شده که گفت: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
﴿إذا قامَ قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله بَني فِي ظَهْرِ الْكُوفَةِ مَسْجِداً لَهُ أَلْفُ بَابٍ وَ اتَّصَلَتْ بُيُوتُ الْكُوفَةِ بِنَهْرِ كَرْبَلاءِ﴾ (1) .
هنگامی که قائم آل محمّد قیام کرد، در پشت کوفه (نجف اشرف) مسجدی را بنا می کند که هزار در خواهد داشت و خانه های کوفه به رُود کربلا متّصل می شود.
هم چنین از مفضّل بن عمر روایت شده که گفت: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
﴿إِنَّ قائِمَنْا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها، وَ اسْتَغْنَى الْعِبادُ مِنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ، وَ ذَهَبَتِ الْظُّلْمَةُ...﴾ (2)
چون قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگارش روشن گردد، و مردم از نور خورشید بی نیاز گردند، و تاریکی زایل می شود...
از حضرت امام حسن مجنبی علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿... فَكَذَلِكَ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ رَجُلاً فِي آخِرِ الزَّمَانِ وَ كَلَبٍ
ص: 72
مِنَ الدَّهْرِ وَ جَهْلٍ مِنَ النّاسِ، يُؤَيَّدُهُ اللهُ بِمَلائِكَتِهِ وَ يَعْصِمُ أَنْضَارَهُ وَ يَنْصُرُهُ بِآيَاتِهِ، وَ يُظْهِرُهُ عَلَى الْأَرْضِ حَتّى يُدِينُوا طَوْعاً وَ كَرْهاً يَمَلَأُ الأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً و نُوراً وَ بُرْهَاناً يُدِينُ لَهُ عَرْضَ الْبِلادِ وَ طُولِها حَتّى لَا يَبْقی كَافِرٌ إِلّا آمَنَ...﴾ (1)
... و (اوضاع) این چنین خواهد بود تا آن که خدا در آخر الزمان و دوران شدّت از روزگار و عصر نادانی مردمان، مردی را برانگیزد و او را به فرشتگان خود یاری فرماید و یاران او را (از خطا) نگاه دارد و او را به نشانه های خود یاری دهد و او را بر تمام زمین چیره فرماید تا این که (مردم) از روی میل و (یا ظالمان از روی) اکراه دین را بپذیرند. زمین را از عدل و داد و نور و برهان پُر کند، شرق و غرب زمین از آیین او پیروی کنند تا آن که کافر باقی نماند مگر این که ایمان آورد...
و نیز از جابر از حضرت ابا جعفر امام باقرعلیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَيْتِ قَسَّمَ بِالسَّوِيَّةِ وَعَدَلَ فِي الرَّعِيَّةِ... وَ يَملَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً وَ نُوراً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً وَ شَرّاً﴾ (2) .
هرگاه قائم ما اهل بیت قیام کند اموال را به مساوات تقسیم می کند و در میان مردمان عدالت را برقرار می دارد... و زمین را
ص: 73
ازعدل و داد و نور پرمی کند چنان که از ستم و بیداد و پلیدی پرشده باشد.
دوران حکومت مهدی علیه السلام آن چنان پر نور و سرور است که امام مجتبی علیه السلام به نقل از امیرمؤمنان صلوات الله علیه فرمودند:
خوشا به حال آن که روزگار او را دریابد و کلامش را بشنود (1) .
معلقات سبعهٔ بابل در عهد باستان بر شهرهای کشور حضرت مهدی علیه السلام رشک خواهد برد و بهشت شدّاد در آن عصر چون روستایی کوچکی در برابر شهری بزرگ خواهد شد.
نَفَس باد صبا مشک فشان خواهد شد *** عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
ص: 74
صلح بهائم و سِباع و اطاعت آن ها از مؤمنین
در دوران حکومت مهدی آل محمّد صلی الله علیه و آله و تمامیِ عوامل فساد آفرین و ستمگر از میان می رود؛ نه کسی بر زمینی ها می تواند ستم کند، نه فردی حقّ ظلم بر پرندگان را دارد، نه به شخصی اجازة آزار درندگان بیابان داده می شود، و نه گروهی می توانند حیات موجودات دریایی را در معرض مخاطره قرار دهند. در آن دوران همگان شادان می شوند، مردمان خوشدل و خندان می گردند، حتّى موجوداتِ وحشی نیز در سایة حکومت عدل گسترِ حضرتش به آرامش و آسایش دست می یابند. گرگ و میش در کنار هم می زیند، و حیوانات رام بشرمی گردند، و مارها وعقرب ها به کودکان خُرد سال نیز ستم نمی کنند.
از جابر از حضرت ابا جعفر امام باقرعلیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿كَأَنّي بِأَصْحَابِ الْقَائِمِ وَ قَدْ أَحَاطُوا بِمَا بَيْنَ الْخَافِقَيْنِ، لَيْسَ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا وَ هُوَ مُطِيعٌ لَهُمْ، حَتّى سِبَاعُ الْأَرْضِ وَ سِبَاعُ
ص: 75
الطَّيْرِ تَطْلُبُ رِضَاهُمْ فِي كُلِّ شَيْءٍ، حَتَّى يَفْخَرَ الْأَرْضُ، عَلَى الْأَرْضِ وَ تَقُولُ: مَرَّ بِيَ الْيَوْمَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ الْقائِمِ﴾.
گویا که من اصحاب قائم را می بینم که بر آن چه در شرق و غرب است احاطه نموده اند. و چیزی از اشیا نیست مگر این که مطیع ایشان است. حتّی درندگان زمین و پرندگان وحشی، خشنودی ایشان را در هر چیزی می طلبند، تا این که زمینی بر زمین دیگر مباهات می کند که امروز مردی از اصحاب قائم بر من عبور کرد.
در کتاب الاربعمائة از امیرالمؤمنين علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنا لَأَنْزَلَتِ السَّماءُ قَطَرَهَا وَ لَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ نَبَاتَها وَ لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ وَ أصْطَلَحَتِ السِّباعُ وَ الْبَهَائِمُ حَتّى تَمْشِيَ المَرْأَةُ بَيْنَ الْعِرَاقِ إِلَى الشّامِ لَا تَضَعُ قَدَمَيْهَا إِلَّا عَلَى الْنَبَاتِ وَ إِلَى رَأْسِهَا زَبِّيلُها لَا يُهيِّجُهَا سَبْعٌ وَ لَا تَخافُهُ﴾ (1) .
و اگر قائم ما قیام کند آسمان باران خود را فرو می ریزد و زمین نباتات خود را می رویاند و کینه ها از دل بندگان خدا زایل می شود و درندگان و حیوانات (اهلی) با هم صلح می کنند (و حیوانات اهلی از درندگان نمی گریزند) تا جائی که زنی که می خواهد راه عراق و شام را بپیماید همه جا قدم بر روی سبزه و گیاهان می گذارد و در حالی که زینت های خود را بر سر دارد
ص: 76
(کسی طمع به آن نمی کند) و نه درنده ای به او حمله می آورد و نه او را درندگان به وحشت می آورند.
و نیز از حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿... فَكَذَلِكَ حَتّى يَبْعَثَ اللَّهُ رَجُلاً فِي آخِرِ الزَّمَانِ وَ كَلَبٍ مِنَ الدَّهْرِ وَ جَهْلٍ مِنَ النّاسِ... حَتّى لَا يَبْقی كَافِرٌ إِلَّا آمَنَ وَ لا طَالِحٌ إِلَّا صَلَحَ وَ تَصْطَلِحُ فِي مُلْكِهِ السِّباعُ...﴾ (1)
... و (اوضاع) این چنین خواهد بود تا آن که خدا در آخر الزمان و دوران شدّت از روزگار و عصر نادانی مردمان، مردی را برانگیزد... تا آن که کافر باقی نماند مگر این که ایمان آورد و گناهکار و فرد پلید نماند مگر این که صالح شود. در حکومت او درندگان با هم صلح می کنند و زمین نباتات خود را خارج می کند و آسمان برکات خود را می بارد و (زمین) گنج های خود را آشکار می کند...
و این از بشارت های الهی در میان تمام امم است که حیات و آرامش واقعی در عصر طلائی ظهور آخرین خلیفة پیغمبر خاتم در آخرالزمان به وقوع می پیوندد. سیّد بن طاووس در کتاب «سعد السّعود» گوید که من در صحف ادریس نبیّ علیه السلام یافتم (که نوشته بود):
﴿... وَ أُلْقِي في تِلْكَ الزَّمَانِ الْأَمَانَةُ عَلَى الْأَرْضِ، فَلَا يَضُرُّ شَيْءٌ شَيْئاً وَ لَا يَخَافُ شَيْءٌ مِنْ شَيْءٍ، ثُمَّ تَكُونُ الْهَوَامُّ وَ
ص: 77
الْمَواشِي بَيْنَ النّاسِ، فَلَا يُؤْذِى بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ أَنْزَعُ حُمَّةَ كُلِّ ذِي حُمَّةٍ مِنَ الهَوامِّ وَغَيْرِها، وَ أَذْهَبُ سُمَّ كُلِّ مَا يَلْدَعُ، وَ أَنْزَلُ بَرَكَاتٌ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ...﴾ (1)
... در آن زمان امانتداری را در روی زمین بر قرار می سازم. پس هیچ چیز به چیز دیگر زیان نمی رساند و هیچ چیز از چیز دیگر نمی ترسد. و خزندگان و چهارپایان در میان مردم می گردند و هیچ یک به دیگری زبان نمی رساند. و حرارت (تب آفرینی) را از هر حرارت آفرین (و تب زای) از گزندگان و غیر ایشان را از میان می برم. و اثر سمّ حیوانات نیشدار را بدون اثر می گذارم. و برکات از آسمان و زمین فرود می آید...
این موضوع در ادوار پیشین، سابقه کوچکی دارد. مثلاً در دوران حضرت نوح علی نبیّنا و آله و علیه السّلام در زمانی که سوار کشتی بودند، حیوانات در کنار هم در صلح و آرامش زیستند. علامّة مجلسی در بحارالانوار، ضمن خبری گوید:
آن گاه که (خدای متعال) نوح را امر کرد که از هر جفت (حیوانات) دو تا را با خود حمل کند. نوح عرض کرد: من با (وجود) شیر و گاو چه کنم؟ و با (وجود) بزغاله وگرگ چه کنم؟ و با (وجود) کبوتر و گربه چه کنم؟
(خدای متعال) فرمود: چه کسی دشمنی را در میان این حيوانات افکنده است؟
(نوح) عرض کرد: تو، ای پروردگار من.
ص: 78
(خدای تعالی) فرمود: پس من میان ایشان الفت و دوستی می افکنم، تا با هم دشمنی و ضدّیّت نکنند (1) .
لذا این کار برای خدای متعال آسان است که در دوران ظهور حضرت بقيّة الله الاعظم، ميان تمام حیوانات در سراسر گیتی الفت افکند.
آن چنان که از بعضی نصوص روائی بر می آید، این گونه عداوت و دشمنی که میان حیوانات وجود دارد، ذاتی آن ها نبوده، بلکه بعداً در آن ها پیدا شده، و منشاء آن عصیان و تباهی بنی آدم بوده است. صدوق در کتاب علل الشرايع خود به اسناد از حمّاد بن عثمان از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند:
﴿كَانَتِ الْوُحُوشُ وَالطَّيْرُ وَ السِّباعُ وَ كُلُّ شَيْءٍ خَلَقَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ مُختلِطاً بَعْضُهُ بِبَعْضٍ. فَلَمّا قَتَلَ ابْنُ آدَمَ أَخَاهُ، نَفَرَتْ وَ فَزَعَتْ، فَذَهَبَ كُلُّ شَيْءٍ إِلَى شَكْلِهِ﴾ (2) .
حیوانات و پرندگان و درندگان و هر چیزی که خدای عزّوجلّ آفریده، گروهی از آنان با گروه دیگر آمیخته بودند. زمانی که فرزند آدم (قابیل) برادر خودش (هابیل) را کشت، اینان متنفّر شدند و زاری کردند. پس هر چیزی به سوی مشابه خود رفت.
چون دگر بار تباهی ها در زمان ظهور حضرت بقيّة الله الاعظم اتمام می یابد، و قصاص تمام خون های بناحق ریخته شده، اخذ می شود و آثار پلیدِ اعمال زشتِ بشر از سراسر گیتی محو
ص: 79
می گردد، لذا دگر بارگیتی به آرامش نخستین خود باز می گردد و گرگ و میش در کنار هم خواهند زیست.
ص: 80
جوانیِ اصحاب امام علیه السلام
خدای متعال طرح نوی جهان را به دست توانای حضرت بقيّة الله الاعظم در سراسر گیتی بپا می دارد. و بار این مسؤولیّت را بر دوش جوانانی سعادتمند قرار می دهد که به یاری کردن حجّت خدا ممتاز گشته اند، زیرا قدرت تحّول پذیریِ جوانان بیش تر از پیران، و فرمانبریِ آنان نسبت به فرامین الهی افزون تر، و پای بندیِ ایشان به متاع اندک دنیا کم تر است.
از حکیم بن سعد از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿أَصْحَابُ الْمَهْدِىِّ شَبَابٌ لَا كُهُولَ فِيهِمْ إِلَّا مِثْلَ كَحْلِ الْعَيْنِ وَ الْمِلْحِ فِي الزّادِ وَ أَقَلُّ الزَّادِ الْمِلْحُ﴾ (1) .
یاران مهدی، همه جوان هستند. و در میان آنان پیری نیست، مگر به اندازۀ سرمة در چشم و نمک در توشه و کم ترین توشه، نمک است.
آن پیرِ کهن هزار و صد و شصت و اندی ساله در طلعت نو و
ص: 81
چهره ای جوان ظهور می کند، و گِرْد وجود او را جوانان می گیرند، و دنیای پیر فرسوده را جوان می کنند.
ای چرخ کهن به طلعت نو *** از روی تو خور گرفته پر تو
بندی به کمند تو مِجَرَّه (1) *** نعلی ز سمند تو مه نو
ای بندة درگه تو شاهان *** وی چاکر درگه تو خسرو
چرخ ار نه به کام تو زند دور *** گامی بزن و به بام او شو
ص: 82
طولانی شدن عمر افراد و ازدیاد نسل
از آرزوهای دیرینة بشر در تمام ادوار، دستیابی به عمری طولانی، و حیاتی همراه با سلامتِ مزاج و فراخیِ روزی بر روی این کرة خاک است. و از موضوع های مهمّ تحقیقاتیِ دانشمندان زیست شناس و امور درمان، افزایش عمر طبیعی انسان می باشد. مراکز تحقیقاتی فراوانی در سرتاسر جهان، به این مهّم پرداخته اند که با کشف داروها و اختراع وسایل و دستگاه های پیشرفته در جهت جراحی و درمان بیماران و... عمر طبیعی انسان را بالا برند. گرچه اینان در کاهش میزان مرگ و میرهای ناشی از عدم رعایت بهداشت و کنترل بیماری های همه گیر موفّقیّت هائی به دست آورده اند؛ امّا هنوز نتوانسته اند عمر طبیعی بشر را افزایش به سزائی بدهند. از سوی دیگر با توسعة هر چه بیش تر تمّدن فساد زای امروزی و گسترش صنایع شیمیایی، ضایعات ناشی از این صنایع در محیط زیست افزایش می یابد، و حیاتِ انسان و حیات
ص: 83
وحش را تهدید می کند. پیدایش بیماری های نو به نو، گسترش آلودگی محیط زیست، افزایش ضایعات رادیواکتیو و تشعشعات مضرّ و زباله های اورانیوم، حیاتِ محدود را برای انسان ها در معرض تهدید جدّی قرار داده است. و با ارتکاب مفاسد اخلاقی توسط مردم، زمینۀ پیدایش میکرب ها و باکتری های مُهلک در جهان روز افزون می شود که گزارش های مستند پزشکی، نمایانگرِ این موضوع می باشد. از سوی دیگر، روال حاکم بر جهان در قرون اخیر این نکته را نشان می دهد که افزایش عمر و سلامتِ زیست، ارتباط مستقیم با سیاست های حاکم بر جهان دارد. و اضطرابات فزاینده در جوامع کنونی و اختلالات شایان توجّه در مسیر اصلاحات جهانی، این مهمّ را هر چه بیش تر آشکار می کند که سلامت و رفاه در سایة یک حکومت واحد جهانی امکان پذیر است که ادارۀ آن را انسان های صالح به عهده گرفته باشند. و این مهمّ، جز در سایة حکومت حضرت بقيّة الله الاعظم متحقّق نخواهد شد. در دوران حکومت حضرت مهدی علیه السلام است که آلودگی زدوده شده و فساد و فساد آفرینی برچیده می شود، چه فسادهای شخصی، چه تباهی های اجتماعی و چه آلودگی محیط زیست. خدای متعال به برکت آن حضرت و دم مسیحایی او، بیماران را شفا می بخشد، مرض های صعب العلاج را درمان می کند، و عمر طولانی نصیب بشر سازد، به گونه ای که فرد، هزار فرزند خویش را در حیات دنیوی خود می بیند، خواه فرزندان شخصی و خواه نوادگان او.
ص: 84
از مفضّل بن عمر روایت شده که گفت: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
﴿إِنَّ قَائِمَنْا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِرَبِّها... وَ يُعَمَّرُ الرَّجُلُ في مُلْكِهِ حَتَّى يُولَدَ لَهُ أَلْفُ ذَكَرٍ...﴾ (1)
چون قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگارش روشن گردد... و عمر انسان درآن زمان، آن چنان طولانی شود که هزار پسر برای او زاده شود...
ص: 85
ص: 86
قرآن کریم، یکی از عوامل اصلیِ فقر و ناداریِ مردمان را کفران نعمت ها و ناسپاسیِ بشر نسبت به عنایات خدای متعال می داند، چنان که می فرماید:
﴿هوَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُهَا رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللهِ فَأَذَاقَهَا اللهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ﴾ (1)
خدا قریه ای را مثال می زند که در امان و اطمینان بودند، روزی ایشان هر روز از همه جا می رسید. پس به نعمت های خدا کفر ورزیدند، پس خدا لباس گرسنگی و ترس را بر تن ایشان کرد، به جزای آن چه که (خود) ساخته بودند.
باید خاطر نشان کرد که نعمت های خدای متعال، تنها نعمت مادّی نیست، بلکه نعمت های معنوی و روحانی به درجاتی از
ص: 87
نعمت های مادّی مهم تر هستند. از مصادیق بارز نعمت های معنوی، حجت های الهی و سفرای حقّ (پیامبران و امامان علیهم السلام) می باشند. چنان که در ذیل آیة ﴿ثُمَّ لَتُسْتَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ﴾ (1) «سپس روزی که ایشان از نعمت ها سؤال می شوند». روایات فراوانی از لسان وحی رسیده است که منظور از نعمت در این آیه، ولایت علی بن ابیطالب است، همان ولایتی که پیغمبر خدا در روز غدیر خم، امیرالمؤمنین، و فرزندان معصوم او را تا دامنة قیامت به مقام ولایت و امامت نصب فرمود. لذا کفران این نعمت، مسلمانان را از قرون نخست دچار تنگناهای گوناگون کرد. حضرت زهرا علیها السلام در خطبه ای که به مناسبت ملاقات زنان مدینه از آن بزرگوار در بستر بیماری ایراد کردند، می فرمایند:
﴿أَمَا لَعَمْرِي لَقَدْ لَقَحَتْ، فَنَظِرَةٌ رَيْثَما تُنْتِجُ ثُمَّ احْتَلِبُوا مِلأَ الْقَعْبِ دَماً عَبِيطاً وَ ذُعَافاً مُبِيداً ﴿هُنَالِكَ يَخْسَرُ المُبْطِلُونَ﴾ وَ يَعْرِفُ التّالِوُنَ. غِبَّ مَا أَسَّسَ الْأَوَّلُونَ ثُمَّ طِيبُوا عَنْ دُنْيَاكُمْ أَنْفُساً وَ اطْمَئِنُّوا لِلْفِتْنَةِ جَاشَاً وَ أَبْشِرُوا بَسَيْفٍ صَارِمٍ وَ سَطْوَةٍ مُعْتَدٍ عَاشِمٍ وَ بِهَرَجٍ شَامِلٍ وَ اسْتِبْدَادٍ مِنَ الظّالِمِينَ يَدَعُ فَيْئَكُمْ زَهِيداً وَ جَمعَكُمْ حَصِيداً فَيا حَسْرَةً لَكُمْ وَأَنى بِكُمْ وَ قَدْ عَمِيَتْ عَلَيْكُمْ...﴾ (2)
بدانید به جان خودم سوگند، شترِ خلافت باردار شده، منتظر باشید چندان نمی گذرد که نوزاد خود را به دنیا می آورد. سپس
ص: 88
به جای کاسة شیر، کاسه های پر از خون تازه و سمّ کشنده را بدوشید «و آن زمان است که طرفداران باطل گرفتار خسران می شوند». آری سرانجام دنباله روها عاقبت کاری را که پیشوایانشان پایه گذاری کردند، خواهند فهمید. از این پس به دنیای خود دل خوش کنید، ولی برای امتحان و فتنة پراضطراب اطمینان داشته باشید که در انتظار شماست. و بشارت باد بر شما به شمشیرهای برنده و سلطة تجاوزگران ستمگر و خونخوار، و زمام گسستگیِ جامعه و حکومتی مستبدّ از ناحیة ظالمان، حکومتی که ثروت های شما را بر باد می دهد و جمعیّت شما را درو می کند! افسوس بر شما! و چه راه نجاتی برای شماست، در حالی که حقیقت بر شما مخفی مانده؟!
و این گرفتاری هم چنان پاگیر مردم خواهد بود، تا دیگر بار حجّت خدا اقامه شود، مردم به سوی او رو آورند، از کرده های خود و گذشتگان خود توبه کنند، و امر را به آل محمّد علیهم السلام واگذارند. آن گاه که مهدی آل محمّد علیه السلام بر منصب حکومت تکیه زند، از فقر نشانه ای نخواهد بود، نه این که عدّه ای سیر بخوابند و در کنارشان انسان هایی فراوان به گرسنگی شب و روز را سپری کنند، نه از احتکار خبری خواهد بود و نه از جنایات اقتصادی، نه زورگوییِ اقتصادی خواهد بود و نه انحصارِ تولید، زیرا در آن عصر طلائی همگان از همة نعمت های الهی بهره مند خواهند بود.
شکوفایی اقتصادی در دوران حکومت امام مهدی علیه السلام به گونه ای است که در گذشتة تاریخ بی سابقه بوده است. تمام قوای
ص: 89
زمینی و آسمانی، دست، دست بر دست هم می دهند دهند تا تمامی ذخایر هستی را آشکار کنند، و قدرت لایزال الهی را در گستردگی نعمت و بخشش بر همگان بنمایاند، میان مُلک و ملکوت هماهنگی پیدا می شود و زمینی ها در همان مسیری قدم می زنند که آسمانی ها در آن اقدام می نمایند و تمام عالمیان همه در یک جهت قرار می گیرند و آن جهت بندگی خداست. و لذا مواهب مادی و معنوی نیز به برکت این گونه بندگی در تحت ولايت حجت خدا حضرت بقیة الله بر بشر فرو می ریزد.
از مفضّل بن عمر روایت شده که گفت: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
﴿إِنَّ قائِمَنا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِرَبِّهَا وَ... يَطْلُبُ الرَّجُلٌ مِنْكُمْ مَنْ يَصِلُهُ بِمَالِهِ وَ يَأْخُذُ مِنْ زَكَاتِهِ لا يُوجَدُ أَحَدٌ يَقْبَلُ مِنْهُ ذَلِكَ، أَسْتَغْنَى النَّاسُ بِمَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ﴾ (1) .
چون قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگارش روشن گردد... و مردی از شما فرد مستمندی را می جوید که به او انفاق کند و زکات مال را از او بپذیرد، ولی کسی را پیدا نمی کند که آن مال را از او بگیرد، زیرا مردم به سبب آن چه خدا به آنان از فضل خود ارزانی می کند، بی نیاز شده اند.
از حضرت امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند :
﴿يُقاتِلُونَ وَ اللهِ حَتَّى يُوَحَّدَ اللَّهُ وَ لَا يُشْرَكَ بِهِ شَيْءٌ... وَ
ص: 90
يَخرِجُ النَّاسُ خَزاجَهُمْ عَلَى رِقَابِهِمْ إِلَى الْمَهْدِیِّ وَيُوَسَّعُ عَلى شِيعَتِنا...﴾ (1)
به خدا سوگند، سپاهیان مهدی آن قدر می ستیزند تا آن که خدا به یکتائی پرستیده شود و برای او شرک آورده نشود... و مردم خراج خود را بر دوش خود به سوی مهدی می برند و به شیعیان ما توسعة (در حکم) داده می شود...
باز از حضرت امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿إِذَا ظَهَرَ الْقَائِمُ وَ دَخَلَ الْكُوفَةَ، بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ ظَهْرِ الْكُوفَةِ سَبْعِينَ أَلْفَ صِدِّيقَ، فَيَكُونُونَ فِي أَصْحَابِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ يَرُدُّ السَّوَادَ إِلَى أَهْلِهِ، هُمْ أَهْلُهُ. وَ يُعْطِي النَّاسَ عَطَايَا مَرَّتَيْنِ فِي السَّنَةِ، وَ يَرْزُقُهُمْ فِي الشَّهْرِ رِزْقَيْنِ. وَ يَسْوِى بَيْنَ النّاسِ حَتَّى لَا تَرَى مُحْتَاجاً إِلَى الزَّكَاةِ. وَ يَجِيءُ أَصْحَابُ الزَّكُوةِ بِزَكَاتِهِمْ إِلَى الْمحاوِيجِ مِنْ شِيعَتِهِ، فَلَا يَقْبَلُونَها فَيَقِرُونَهَا (2) وَ يَدُورُونَ فِي دُورِهِمْ، فَيَخْرُجُونَ إِلَيْهِمْ، فَيَقُولُونَ: لَا حَاجَةَ لَنَا فِي دَرَاهِمِكُمْ﴾ (3) .
هرگاه قائم آشکار شود و داخل شهر کوفه گردد، خدای متعال از منطقة نجف هفتاد هزار صدّیق را آشکار می کند. پس ایشان در زمرۀ اصحاب و یاران او خواهند بود و شهرها به اهالی (واقعی) شهرها باز می گردد و ایشان اهل آن هستند. به
ص: 91
مردمان عطایا در سال دو بار ارزانی می کند. و در هر ماه، دو نوبت مایحتاج عمومی را میان ایشان تقسیم می کند. و میان مردم مساوات را بر قرار می کند، تا حدّی که محتاج به زکات دیده نمی شود. و مردمان زکات خود را پیش شیعیان می آورند، ولی ایشان آن را نمی پذیرند. و زکات داران، زکات ها را در میان کیسه ها قرار می دهند، و در جاهای مختلف می گردند و پیش افراد می برند، ولی ایشان می گویند: ما نیازی به پول های نقرة شما نداریم. شما نداریم.
راوی از امام معصوم نقل می کند:
﴿إِذَا قَامَ الْقَائِمُ، حَكَمَ بِالْعَدْلِ وَارْتَفَعَ فِي أَيَّامِهِ الْجَوْرُ.... فَحِينَئِذٍ تُظْهِرُ الْأَرْضُ كُنُوزَهَا وَ تُبْدِي بَرَكَاتِهَا، وَ لا يَجِدُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ يَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لَا لِبِرِّهِ، لِشُمُولِ الْغِنى جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ﴾ (1) .
زمانی که قائم قیام نمود، به عدالت حکم می کند و در روزگار او ظلم و ستم از میان می رود... و در این هنگام زمین برکات خود را بیرون می دهد و مردی از شما در آن هنگام جائی را برای صرف صدقات و انفاق های خود نمی یابد به خاطر همگانی شدن بی نیازی در میان مؤمنان.
چنین نیست که همیشه توانگری، طغیان و سرپیچی از فرمان خدا را همراه داشته باشد و همواره ثروتِ فراوان پلیدی را به ارمغان آورد و قدرت، در هر حال، فساد آفرین باشد. آری، اگر
ص: 92
ثروت در دست فردی پلید قرار گیرد، نابکار قدرت را به دست آورد و منقطع از خدا شود و حقایق معنوی و سجایای اخلاقی را به زمین نهد، در آن فساد می آفریند. در منطق قرآن، استغنای از خدا موجب طغیان دانسته شده، نه نَفْس دارائی. «استغناء» یعنی این که: فرد گمان کند که همۀ آن چه در دست اوست، تمام را خود- بدون مدد غیر- به دست آورده، چنان که قارون (1) چنین گمان داشت. وقتی که گروهی از قوم قارون به او گفتند که در زمین فساد نکن که خدا فسادگران را دوست نمی دارد، قارون در جواب گفت: این ثروت ها را با علم و دانش خود به دست آورده ام. قرآن کریم چنین نقل می فرماید:
﴿إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَ آتَيْنَهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوا بِالْعُصْبَةِ أُوْلِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ... لا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ قَالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدي...﴾ (2)
همانا قارون از قوم موسی بود که بر ایشان ستم کرد. و ما به او گنج هائی ارزانی کردیم به صورتی که بر دوش بردن کلیدهای آن- گنج ها- مردان قوی را خسته می کرد. آن گاه که قوم او به او گفتند... در زمین فساد جویی مکن که خدا فساد گران را دوست نمی دارد، گفت: من، منحصراً به سبب دانش خود، به
ص: 93
این اموال دست یافته ام...
همواره چنین نیست که ثروت فساد آورد. در تاریخ گذشته خدای متعال قدرت و مکنت هائی را در اختیار بندگان صالح خود قرار داده، و آنان تمام آن نعمت ها را در مسیر صلاح و خیر عمومی صرف کرده اند، هم چون حکومت طالوت بر جالوت و مکنت ذوالقرنین بر سراسر گیتی و مکنت سلیمان در منطقة عربی.
خدای متعال، اصحاب و یاران و شیعیان حضرت بقیّة الله علیه السلام را- در کنف حمایت خویش- از اشتباه کاری باز می دارد، و ایشان را به سعادت های خود مفتخر می کند، تا با دستیابی به حکومت در سراسر گیتی، ظلم و عدوان نکنند.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
﴿يُقاتِلُونَ وَ اللهِ حَتَّى يُوَحَّدَ اللَّهُ وَ لَا يُشْرَكَ بِهِ شَيْءٌ... وَ يُوَسَّعُ عَلَى شِيعَتِنَا وَ لَوْ لا مَا يُدْرِكُهُمْ مِنَ السَّعَادَةِ لَبَغوْا...﴾ (1) .
به خدا سوگند، سپاهیان مهدی آن قدر می ستیزند تا آن که خدا به یکتائی پرستیده شود و برای او شرک آورده نشود... و مردم خراج خود را بر دوش خود به سوی مهدی می برند و به شیعیان ما توسعة (در حکم) داده می شود. و اگر ایشان را سعادت نصیب نشود، هر آینه ستم می کنند...
ص: 94
زوال امراض بدنی و برومند شدن ابدان و ارواح
خدای متعال، نظام جهان را به گونه ای قرار داده که اگر بشر در مسیر معیّن شده توسط انبیای عظام قدم برندارد، و به فرایض الهی- که بخشی از آن فراهم کنندة سلامت جسمی انسان هاست- عمل نکند، تازیانة قهر الهی آنان را در برابر اعمال زشتشان می گیرد، و گرفتار بلیّات و مشکلات و امراض و ناتوانی ها می کند. در لسان شرع رسیده است که: «صُومُوا تَصِحُّوا» (1) روزه بگیرید تا سلامت شوید.
انبیا بشر را از نوشیدن مسکرات و خوردن گوشت های حرام باز داشته اند. و ایشان را به صلة ارحام فرا خوانده اند، که هم موجب افزایش قدرت مادّی و توانائیِ اجتماعی می شود، و هم سلامتی و طول عمر را به همراه می آورد. انبیا بشر را به سوی خدا دعوت کرده اند، زیرا یاد خدا درمان همۀ اضطراب ها است. خدای متعال
ص: 95
می فرماید:
﴿أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾ (1) .
همانا به یاد خدا دل ها آرام می گیرد.
خدای متعال توسّط انبیا عظام و اوصیای، ایشان بشر را به معنویّات فرا خوانده، تا در سایة انجام فرایض و عمل به این دستورات، آسایش جسم و جان و سلامت تن و روان برای بشر- به دلیل فراهم گردد. ولی بشر روی خواسته ای حیوانی و دنائت اندیشه- به فرامین الهی گوش فرا نداده، و دَرِ بی بند و باری را به روی خود گشوده است که ثمرة آن مرگ های ناگهانی، بلاهای جسمی و روحی، ضعف های بنیه و ناتوانی ها و... می باشد. امّا در تحت حکومت حقّ و لوای حضرت بقيّة الله الاعظم عجل الله فرجه، فرامین خدا اجرا می شود. و بشر- پس از هزاران سال زمام گسیختگی- دوباره به سوی خدا روی می آورد و طوق بندگی نفْس را که از زمان عصیان ابلیس برگردن موجودات مختار افتاده، بر زمین می نهد. و بجای عبادت نفس، خدا را عبادت می کند. و یکی از ثمرات این عبادت خالصانه، سلامت جسم و روان است، که این موضوع در جامعة معنوی زمان ظهور امام زمان علیه السلام صورت می پذیرد.
از حضرت علی بن الحسين امام سجاد علیه السلام نقل شده که آن حضرت فرمودند:
ص: 96
﴿إِذَا قَامَ قَائِمُنا أَذْهَبَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَنْ شِيعَتِنَا الْعَاهَةَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كَزُبُرِ الْحَدِيدِ، وَ جَعَلَ قُوَّةَ الرَّجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلاً، وَ يَكُونُونَ حُكّامَ الْأَرْضِ وَ سَنامَها﴾ (1) .
هرگاه قائم ما قیام کند، خداوند عزّوجلّ از شیعیان ما بیماری را بر طرف می سازد، و دل های آنان را هم چون پاره های آهن می گرداند، و به هر مردی از آن ها نیروی چهل مرد می دهد، و آن ها حاکمان زمین و رؤسای اجتماع خواهند شد.
و از حضرت امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿حَدِيثُنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ، لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيُّ مُرْسَلٌ أَوْ مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ أَوْ مَدِينَةٌ حَصِينَةُ، فَإِذَا وَقَعَ أَمْرُنَا وَ جَاءَ مَهْدِيُّنَا، كَانَ الرَّجُلُ مِنْ شِيعَتِنَا أَجْرَى مِنْ لَيْثٍ وَ أَمْضَى مِنْ سَنَانٍ، يَطَأُ عَدُوَّنَا بِرِجْلَيْهِ وَ يَضْرِبُهُ بِكَفَّيْهِ. وَ ذَلِكَ عِنْدَ نُزُولِ رَحْمَةِ اللهِ وَ فَرَجِهِ عَلَى الْعِبادِ﴾ (2) .
همانا حدیث ما دشوار دشواری پذیر است. و کسی آن را محمد المتحمّل نمی شود، جز فرشتة مقرّب یا پیغمبر فرستاده شده یا مؤمنی که دل او به ایمان آزموده شده باشد یا شهری که دژ و بارو داشته باشد. پس هر گاه که مهدی ما بیاید، هر مرد از شیعیان ما، از شیر دلیرتر و از نیزه چابک تر است. دشمنان ما را زیر پای خود خُرد می کند و با کف دست به او ضربت می زند.
ص: 97
و این در هنگامِ نزول رحمت خدا و گشایش او برای بندگار است.
ابو بصیر گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود:
﴿مَا كَانَ يَقُولُ لُوطُ علیه السلام: ﴿لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إلى رُكْنٍ شَدِيدٍ﴾ (1) إِلَّا تَمَنِّياً لِقُوَّةِ الْقَائِمِ علیه السلام. وَ لا ذَكَرَ إِلَّا شِدَّةَ أَصْحَابِهِ. فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ يُعْطَى قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلاً، وَ إِنَّ قَلْبَهُ لَأَشدُّ مِنَ الْحَدِيدِ. وَ لَوْ مَرُّوا بِجِبَالِ الْحَدِيدِ لَقَطَعُوها، لا يَكُفُّونَ سُيُوفَهُمْ حَتّى يَرْضَى اللهُ عَزَّوَجَلَّ﴾ (2) .
لوط پیغمبر این سخن را که «اگر برای من قدرتی بود و یا اگر می توانستم به سوی رکن شدید چنگ زنم»، نفرمود، مگر این که آرزو می کرد قدرت قائم علیه السلام را داشته باشد، و یا شدّت اصحاب او را واجد گردد. پس به مردی از اصحاب آن حضرت قدرت چهل مرد ارزانی می شود. و قلب او از آهن شدیدتر خواهد بود. و اگر ایشان بر کوه های آهن عبور کنند، آن کوه ها را قطع می کنند. و شمشیرها را به زمین نمی نهند، تا این که خدای عزّوجلّ خشنود گردد.
هم چنین از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ علیه السلام وَأَصْحَابِهِ فِي نَجَفِ الْكُوفَةِ، كَأَنَّ عَلى رُوُسِهِمُ الطَّيْرُ، قَدْ فُنِيَتْ أَزْوَادُهُمْ وَ خُلِقَتْ ثِيَابُهُمْ،
ص: 98
قَدْ أَثَرَ السُّجُودُ بِجِباهِهِمْ، لُيُوثُ بِالنَّهَارِ، رُهْبَانُ بِاللَّيْلِ، كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبُرَ الْحَدِيدِ، يُعْطَى الرَّجُلُ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلاً، لا يَقْتُلُ أَحَداً مِنْهُمْ إِلَّا كَافِرٌ أَوْ مُنَافِقٌ. وَ قَدْ وَ صَفَهُم اللهُ تَعَالَى بِالتَّوَسُّم فِي كِتَابِهِ الْعَزِيزِ بِقَوْلِهِ: ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ (1)﴾ (2) ﴾ .
گویا من به سوی قائم علیه السلام و اصحاب او می نگرم که در نجف کوفه هستند. (از ژولیدگی) گویا بر سر ایشان پرنده ای است. به تحقیق توشه های ایشان نابود شده و لباس های ایشان کهنه، و بر پیشانی ایشان آثار سجود ظاهر است. شیران روز و زاهدان شب هستند. گویا قلب های ایشان از پاره های آهن است و به هر مردی از ایشان قدرت چهل مرد ارزانی می شود. کسی یکی از ایشان را نمی کشد، مگر این که کافر یا منافق باشد. و خدای متعال، ایشان را به نشانه داری (در پیشانی) در کتاب گرانقدر خویش توصیف کرده است (که می فرماید): «همان در این نشانه هائی برای نشانه داران (در پیشانی) می باشد».
عبدالملک بن اعین گوید:
﴿قُمْتُ مِنْ عِنْدِ أَبي جَعْفَرٍ فَاعْتَمَدْتُ عَلَى يَدَیِّ، فَبَكَيْتُ وَ قُلْتُ: كُنْتُ أَرْجُو أَنْ أَدْرَكَ الْأَمْرَ وَ بي قُوَّةٌ. فَقَالَ: أَمَا تَرْضَوْنَ أَنَّ أَعْدَائَكُمْ يَقْتُلُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً، وَ أَنْتُمْ آمِنُونَ في بُيُوتِكُمْ. إِنَّهُ لَوْ كَانَ ذَلِكَ أُعْطَى الرَّجُلُ
ص: 99
مِنْكُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلاً، وَ جُعِلَ قُلُوبُكُمْ كَزُبُرِ الْحَدِيدِ. لَوْ نَذَفْتُمْ بِهَا الْجِبالَ فَلَقَتْها، وَ أَنْتُمْ قُوَّامُ الْأَرْضِ وَ خُزّانُها﴾ (1) .
از نزد حضرت باقر علیه السلام برخواستم، پس به دستان خود تکیه کردم و گریستم، و گفتم: من امیدوار بودم که امر (شما را) درک کنم در حالی که توانائی (جسمی) داشته باشم. آن حضرت فرمودند: آیا خشنود نیستید که دشمنان شما یکدیگر را می کشند، در حالی که شما در خانه های خود در امنیّت هستید؟ همانا اگر آن (امر) برپا شود، به هر مردی از شما قدرت چهل مرد داده می شود، و قلب های شما چون پاره های آهن می گردد که اگر به آن (قلب ها) بر کوه ها بکوبید، تکه تکه می شوند. و شما به پادارندگانِ زمین و گنجینه دارانِ آن خواهید بود.
جابر گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
﴿إِنَّ اللهَ نَزَعَ الْخَوْفَ مِنْ قُلُوبِ شِيعَتِنَا وَ أَسْكَنَهُ قُلُوبَ أَعْدَائِنَا. فَوَاحِدُهُمْ أَمْضَى مِنْ سَنَانٍ وَ أَجْرَى مِنْ لَيْث، يَطْعَنُ عَدُّوهُ بِرُمْحِهِ وَ يَضْرِبُهُ بِسَيْفِهِ وَ يَدُوسُهُ بِقَدَمِهِ﴾ (2) .
همانا خداوند (درزمان قیام قائم ما) ترس را از دل های شیعیان ما زایل می کند، و در دل دشمنان ما می افکند. پس هر یک از آن ها، از نیزه چابک تر و از شیر دلیر تر هستند، به طوری که دشمن ما را به نیزه خود می زنند و به شمشیر خود مضروب
ص: 100
می کنند، و زیر پاهای خود، آن ها را له می کنند.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
﴿يَكُونُ شِيعَتُنا في دَوْلَةِ الْقَائِمِ علیه السلام سَنَامَ الْأَرْضِ وَ حُكامَها يُعْطى كُلُّ رَجُلٍ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلاً﴾ (1) .
در دولت قائم علیه السلام شیعیان ما ارکان زمین و حاکمان آن خواهند بود. به هر یک از ایشان، قدرت چهل مرد داده می شود.
و نیز امام باقر علیه السلام فرمودند:
﴿أُلْقِي الرُّعْبُ فِي قُلُوبِ شِيعَتِنَا مِنْ عَدُوِّنَا، فَإِذَا وَقَعَ أَمْرُنَا وَ خَرَجَ مَهْدِيُّنَا، كَانَ أَحَدُهُمْ أَجْرَى مِنَ اللَّيْثِ وَ أَمْضَى مِنَ السَّنَانِ، يَطَأُ عَدُوَّنَا بِقَدَمَيْهِ وَ يَقْتُلُهُ بِكَفَّيْهِ﴾ (2) .
در دل های شیعیان ما ترس از دشمنان ما افکنده شده است. پس هرگاه امر ما واقع شود و مهدی ما خروج کند، هر یک از ایشان از شیر دلیر تر و از نیزه چابک تر خواهد بود، که دشمنان ما را زیر پای خود خُرد می کند و با کف دست، او را به قتل خواهد رسانید.
جریر از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت از پدرشان از حضرت علی بن الحسین امام سجاد علیهم السلام نقل فرمودند که آن حضرت فرموده اند:
ص: 101
﴿إِذَا قَامَ الْقَائِمُ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْ كُلُّ مُؤمِنٍ الْعاهَةَ وَرَدَّ إِلَيْهِ قُوَّتَهُ﴾ (1) .
هرگاه قائم قیام کند خداوند عزّوجلّ از هر مؤمنی بیماری را بر طرف می کند، و دوباره نیروی او را به او باز می گرداند.
از حضرت امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿مَنْ أَدرَکَّ قَائِمَ أَهْلِ بَيْتي مِنْ ذِي عَاهَةٍ بَرَئَ، وَ مِنْ ذِي ضَعْفٍ قَوِیَّ﴾ (2) .
هر کس قائم ما اهل بیت را درک کند، اگر بیماری داشته باشد، بهبودی می یابد. و چنان چه ضعیف باشد، نیرومند می گردد.
ص: 102
زوال کینه از دل ها و تکامل اخلاق و ایمان
یکی از آثار حضور فعّال سفرای الهی، زنده شدن سجایای انسانی در میان خلایق است. زیرا تأثیر مشاهدة حسّی به درجاتی بیش تر از شهود عقلی است. و انبیا تنها به گفتن حقایق بسنده نکرده اند، بلکه با فعل خود، افراد را به انجام فرایض و ملکات اخلاقی و ایمانی فرا خوانده اند. عظمت داستان کربلای حضرت سيّد الشهدا علیه السلام، تنها در مسیر دفاع از حقّ نیست، بلکه یک مکتب زندة اخلاقی است که حضرتش در طول مسیر حرکت به کربلا و در سرزمین کربلا، آن ها را آشکار فرمود. درس گذشت را با پذیرش توبة جناب حرّ بن یزید ریاحی آموخت، درس ایثار را در آب نخوردنِ خود به انسان ها نشان داد، درس غیرت را با نفرستادن زنان به میدان آشکار کرد، با اجازة برگشت به اصحاب و خانواده، حقیقت ایمان و واجدیّت راهبری الهی را نشان داد، با اجازة میدان رفتن فرزند دلبند خود پیش از همه، هوی و هوس را در
ص: 103
روان پاک خود نمایان کرد و حقیقت عصمت را بر جهانیان علنی فرمود، با حضور در کنار پیکر پاکِ غلامِ سیاه- هم چون حضورش در کنار بدنِ فرزند دلبند خود علی اکبر- حقیقت برابریِ اهل ایمان را آشکار کرد، با خطبه های غرّا و دعوت مردم به پرواپیشگی از خدا و ترس از عقاب او، حقیقتِ دعوت انبیا را آشکار کرد، با برپائی نماز در آن صحنة خطرناک، حقیقت اقامة نماز را به جهانیان آموخت، و با قرآن خواندن بر سر نیزه، تفاوت قیام خود را با تمام قیام های پرخاشگرانه آشکار فرمود.
باری با خانه نشینی حجج الهی، بشریّت نعمت های فراوانی از دست داد که از آن جمله، فقدانِ الگوی عملی در حقایق عقلی و فکری بود. در دوران حاکمیّت آل الله علیهم السلام و حکومت بقيّة الله عجل الله تعالی فرجه، دیگر بار خُلق و خوی محمّدی در میان خلایق آشکار می شود، و نمونة تمام عیار احمدی صلی الله علیه و آله در جهان نمایان می گردد. به برکت او، کینه ها از دل ها رخت بر می بندد، رأفت و شفقت جای آن را می گیرد، اخلاقیات در میان مردمان زنده می شود، روح ایمان در جامعه بارور می گردد، و دیگر بار نمونة تمام عیار برادری و الفتی که انبیا خلق را به آن دعوت کرده اند، ایجاد می شود. به گونه ای که مسیحیان جز در زمان عیسای مسیح، چون آن را ندیده، و جهانیان- جز در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله- نمونة آن را مشاهده نکرده باشند.
از امام باقرعلیه السلام نقل شده که فرمودند:
ص: 104
﴿... إِذَا قَامَ الْقَائِمُ جَائَتِ الْمُزَامَلَةُ (1) وَ يَأْتِي الرَّجُلُ إِلَى كِيسِ أَخِيهِ فَيَأْخُذُ حَاجَتَهُ لَا يَمْنَعُهُ﴾ (2) .
... آن گاه که قائم قیام کند، رفاقت و دوستی خاصّی پیدا می شود. و مرد به سوی کیسه و جیب برادر (ایمانی) اش می رود، و از آن نیاز خود را بر می دارد و (برادر دینی اش) او را منع نمی کند.
در حدیث جامع الاربعمائة از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿... وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنا، لَأَنْزَلَتِ السَّماءُ قَطْرَهَا وَ لَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ نَباتَها وَ لَذَهَبَتِ الشَّحْناءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ...﴾ (3) .
... و اگر قائم ما قیام کند، آسمان باران خود را فرو می ریزد و زمین نباتات خود را بیرون می دهد، و کینه ها از دل بندگان خدا زایل می شود...
ابو خالد کابلی نقل می کند که از حضرت باقرعلیه السلام فرمودند:
﴿إِذَا قَامَ قَائِمُنا وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رُؤُسِ الْعِبَادِ، فَجَمَعَ بِهِ عُقُولُهُمْ وَ أَكْمَلَ بِهِ أَخْلاقُهُمْ﴾ (4) .
هرگاه قائم قیام نمود، دست خود را روی سر مردم می گذارد، و بدان وسیله عقل های آنان جمع می شود، و اخلاقشان کامل می گردد.
ص: 105
زید زرّاد گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم:
﴿تَخْشَى أَنْ لَا نَكُونَ مُؤْمِنِينَ. قَالَ وَ لِمَ ذَاكَ؟! فَقُلْتُ: وَ ذَلِكَ إِنّا لَا نَجِدُ فِينَا مَنْ يَكُونُ أَخُوهُ عِنْدَهُ آثَرَ مِنْ دِرْهَمِهِ وَ دِيْنَارِهِ، وَ نَجِدُ الدِّينارَ وَ الدِّرْهَمَ آثَرَ عِنْدَنَا مِنْ أَخٍ قَدْ جَمَعَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُ مُوَالاةُ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ علیه السلام. قَالَ: كَلّا إِنَّكُمْ مُؤْمِنُونَ وَ لكِنْ لَا تَكْلِمِلُونَ إِيْمَانَكُمْ حَتّى يَخْرُجَ قائِمُنا. فَعِنْدَها يَجْمَعُ اللَّهُ أَحْلَامَكُمْ، فَتَكُونُونَ مُؤْمِنِينَ كَامِلِينَ. وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ فِي الْأَرْضِ مُؤْمِنُونَ كَامِلُونَ، إِذاً لَرَفَعْنَا اللَّهُ إِلَيْهِ وَ أَنْكَرْتُمُ الْأَرْضَ وَ أَنْكَرْتُمُ السَّماءَ. بَلْ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، إِنَّ فِي الْأَرْضِ فِي أَطْرَافِهَا مُؤْمِنِينَ، مَا قَدْرُ الدُّنْيا كُلِّها عِنْدَهُمْ تَعْدِلُ جَنَاحَ بَعُوضَةٍ، وَ لَوْ أَنَّ الدُّنْيا يُجْمَعُ مَا فِيها وَ عَلَيْهَا ذَهَبَةُ حَمْراءُ عَلَى عُنُقِ أَحَدِهِمْ، ثُمَّ سَقَطَ عَنْ عُنُقِهِ، مَا شَعَرَ بِهَا أَيُّ شَيْءٍ كَانَ عَلَى عُنُقِهِ وَ لا أَيُّ شَيْءٍ سَقَطَ مِنْها، لِهَوَانِها عَلَيْهِمْ﴾ (1) .
ما می ترسیم که مؤمن نباشیم. آن حضرت فرمود: چرا چنین می گویید؟! عرض کردم: زیرا ما در میان خود، کسی را نمی بینیم که برادر ایمانی اش برای او از پول نقره و طلایش ارزشمندتر باشد. ما طلا و نقره را از برادر ایمانی خود بیش تر دوست می داریم، با این که میان ما و میان او ولایت امير المؤمنین علیه السلام مشترک است. آن حضرت فرمودند: چنین نیست، شما مؤمن هستید. ولی ایمان شما کامل نیست، تا این
ص: 106
که قائم ما خروج کند و خدا حلم های (عقل های) شما را گرد آورد. پس مؤمن کامل گردید و اگر مؤمنان کامل در زمین نمی بودند، هر آینه خدا ما را به سوی خود بالا می برد، و شما انکار آسمان و انکار زمین می کردید (1) . بلکه سوگند به خدائی که جانم در دست قدرت اوست، همانا در زمین و در اطراف آن مؤمنانی هستند که ارزش دنیا در نزد آنان به قدر بال پشه ای است. و اگر دنیا و آن چه در داخل آن و آن چه روی آن است، از طلای سرخ جمع شود و برگردن یکی از ایشان آویخته شود، سپس از گردن او فرو افتد، نمی فهمد که چه چیزی بر گردن او بوده است و برای چه چیز از گردن او افتاده است. (این موضوع) به خاطر کم ارزشیِ دنیا آن برای ایشان است.
این همان وعدة الهی است که خدا در میان خلایق توسط انبیا و اوصیای انبیاء علیهم السلام الاعلام فرموده است که در دوران مهدی آل محمّد صلی الله علیه و آله و حقیقت آیین احمدی آشکار می شود، و کمالات به نهایت می رسد. سیّد بن طاووس در کتاب «سعد السّعود» گوید که من در صحف ادریس نبیّ علیه السلام یافتم (که نوشته بود):
﴿وَ أُلْقِي الرَّأْفَةَ وَ الرَّحْمَةَ بَيْنَهُمْ فَيَتَوَاسَوْنَ وَ يَقْتَسِمُونَ بِالسَّوِيَّةِ، فَيَسْتَغْنِي الْفَقِيرُ وَ لا يَعْلُو بَعْضُهُمْ بَعْضاً، وَ يَرْحَمُ الكَبِيرُ الصَّغِيرَ وَ يُوَقِّرُ الصَّغِيرُ الْكَبِيرَ، وَ يَدِينُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ وَ يَحْكُمُونَ...﴾ (2)
ص: 107
... رأفت و ترحّم را در دل آن ها جای می دهم، به طوری که مواسات و برادری میان آن ها برقرار گردد، و آن چه دارند، به طور مساوی میان خود قسمت کنند. فقرا بی نیاز می شوند، و کسی بر دیگری برتری ندارد. و بزرگ بر کوچک ترحّم می کند و کوچک بزرگ را احترام می کند. و همه به دین حقّ متدیّن می شوند، و طبق دستورات آن رفتار می کنند و حکم می نمایند...
ص: 108
تکامل عقول و گسترش علم
خدای متعال در دولت حقّۀ آل محمّد صلی الله علیه و آله و دریاهای بیکران از دانش های درونی و فطری را به روی بشر باز خواهد فرمود، و انسان ها، به مقاماتی بالا و والا نائل خواهند شد.
از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿إِذَا قَامَ قَائِمُنا وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلَى رُؤُوسِ الْعِبَادِ، فَجَمَعَ بِها عُقُولُهُمْ وَ كَمُلَتْ بِها أَحْلامُهُمْ﴾ (1) .
هرگاه قائم ما قیام نمود، دست خود را روی سر مردم می گذارد و بدان وسیله عقل های آنان جمع می شود، و افکارشان کامل می گردد.
در عصر طلائی ظهور، از نظر ارتباطات صوتی و تصویری در جهان، تغییرات خاصّی صورت می پذیرد. در آن دوران، نه تنها
ص: 109
شیعیان تصویر آن حضرت را ملاحظه می کنند، بلکه یاران آن حضرت- در هر جای عالم که باشند- همان بدن مبارک حضرتش را می بینند. و همان بهره ای را که اطرافیان از او می برند، افراد در دور دست نیز همان بهره را خواهند برد.
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿إِنَّ قَائِمَنْا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ لِشِيعَتِنَا فِي أَسْماعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ، حَتَّى لا يَكُونَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقَائِمِ بَرِيدٌ، يُكَلِّمُهُمْ، فَيَسْمَعُونَ وَ يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ وَهُوَ فِي مَكَانِهِ﴾ (1) .
قائم ما آن گاه که قیام کند، خداوند چندان نیرو به گوش ها و دیدگان شیعیان ما می دهد که میان آن ها و قائم ما، پیک و بَرِید (2) نخواهد بود. پس قائم ما با آن ها صحبت می کند و آن ها هم صدای او را می شنوند و به وی نگاه می کنند، در حالی که او در محل خودش می باشد.
این مطلب فقط اختصاص به شخص حضرت بقیّة الله الاعظم علیه السلام ندارد، بلکه مؤمنان نیز در هر جای عالم که باشند، یکدیگر را می بینند. نه این که از راه انتقال تصویر، یکدیگر را ملاحظه کنند، بلکه گویا که در کنار هم نشسته و با هم سخن می گویند.
ابن مسکان گوید: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:
ص: 110
﴿إِنَّ الْمُؤْمِنَ فِي زَمَانِ الْقَائِمِ وَهُوَ بِالْمَشْرِقِ، لَيَرَى أَخَاهُ الَّذِي فِي الْمَغْرِبِ. وَ كَذَا الَّذِي فِي الْمَغْرِبِ يَرَى أَخَاهُ الَّذِي فِي الْمَشْرِقِ﴾ (1) .
در زمان دولت قائم، یک فرد با ایمان که در مشرق باشد، برادرش را در مغرب می بیند. و آن کس که در مغرب است، برادرش را که در مشرق می باشد، می بیند.
آن چه از دانش در عصر همۀ پیامبران- حتّی در عصر اسلام توسّط پیغمبر اسلام و اوصیای گرامی اش علیهم السلام- آشکار شده، تنها دو حرف از دانش است. در دوران حکومت حضرت مهدی علیه السلام بیست و پنج حرف دیگر- از بیست و هفت حرف دانش- آشکار خواهد شد که در گذشتة تاریخ سابقه نداشته است. و آن حضرت، از نوامیس طبیعی، چیزهایی را ظاهر می فرماید که اصلاً در اندیشة بشر جای ندارد.
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿الْعِلْمُ سَبْعَةُ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً. فَجَمِيعُ مَا جَائَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ. فَلَمْ يَعْرِفِ النّاسُ حَتَّى الْيَوْمَ غَيْرَ الْحَرْفَيْنِ. فَإِذَا قَامَ قَائِمُنا أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ الْعِشْرِينَ حَرْفاً، فَبَثَّهَا فِي النّاسِ وَ ضَمَّ إِلَيْهَا الْحَرْفَيْنِ، حَتَّى يَبَثَّهَا سَبْعَةَ وَعِشْرِينَ حَرْفاً﴾ (2) .
علم، بیست و هفت حرف است. تمام آن چه پیغمبران آورده اند،
ص: 111
دو حرف است. و مردم هم تاکنون بیش از آن دو حرف را ندانسته اند. پس زمانی که قائم ما قیام می کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون می آورد، و آن را در میان مردم منتشر می سازد، و آن دو حرف را هم به آن ها ضمیمه می نماید، تا آن که بیست و هفت حرف (علم) را منتشر می کند.
آن حضرت، تمام دشواری های دانش های آشکار شده توسط انبیا و اوصیای انبیا را حلّ و آسان می کند، و گره از روی همة پنهانی های علمی و مجهولات بر می دارد. امیرالمؤمنین علیه السلام در ضمن سفارش هائی به جناب کمیل بن زیاد نخعی می فرمایند:
﴿... يا کُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ... وَ ما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ أَنَا أَفْتَحُهُ. وَ مَا مِنْ سِرٍّ إِلَّا وَ الْقَائِمُ عَلَيْهِ السَّلامُ يَخْتِمُهُ﴾ (1) .
... ای کمیل بن زیاد... و هیچ علمی نیست مگر این که من آن را می گشایم. و هیچ سرّی نیست مگر آن که قائم علیه السلام آن را پایان می دهد.
یاران آن حضرت، در مسجد کوفه خیمه ها می زنند، و حقایق قرآن را- آن چنان که نازل شده است- برای مردمان بیان می کنند. در آن دوران دیگر از اختلاف نظرها خبری نیست، و دیگر جایی برای تناقض گویان نخواهد بود. همه یک گونه سخن می گویند و همه به ژرفای حقایق اسلامی- بدون حیرت و جهل- راه می یابند. جاهلانِ دانش نما بر همگان آشکار می گردند، و باتلاق های بِرْکه
ص: 112
نما رسوا می شوند. از سرچشمة زلال حقایق، رودهایی پاکیزه به کشتزارهای جانِ انسان ها جاری می گردد، و از اقیانوس موّاج حقايقِ علوی، برکه هایِ خوشگوار دانش در اختیار جهانیان قرار می گیرد.
جابر از امام باقر علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود:
﴿إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام ضَرَبَ فَسَاطِيطَ لِمَنْ يُعَلِّمُ النّاسَ الْقُرْآنَ عَلَى مَا أَنْزَلَ اللهُ جَلَّ جَلالُهُ، فَأَصْعَبُ ما يَكُونُ عَلَى مَنْ حَفِظَهُ الْيَوْمَ لِأَنَّهُ يُخَالِفُ فِيهِ التَّأْلِيفَ﴾ (1) .
هرگاه قائم آل محمّد قیام کند، خیمه هائی نصب می کند برای کسانی که قرآن را- همان طور که نازل شده- به مردم تعلیم کنند. در آن روز، مشکل ترین کارها برای حافظانِ قرآن است، زیرا آن را (از نظر جمع آوری و ترتیب)، مخالف وضع فعلی می بینند.
حبّة العرنی گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
﴿كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى شِيعَتِنَا بِمَسْجِدِ الْكُوفَةِ، وَ قَدْ ضَرَبُوا الْفَساطِيط يُعَلِّمُونَ النَّاسَ الْقُرْآنَ كَمَا أُنْزِلُ. أَمَا إِنَّ قَائِمَنا إِذا قَامَ كَسَّرَهُ وَ سَوّى قِبْلَتَهُ﴾ (2) .
گوئی شیعیانم را می نگرم که در مسجد کوفه خیمه ها زده اند، و قرآن را- آن چنان که نازل شده است- به مردم می آموزند. وقتی قائم ما قیام کند، (دیواره های) آن مسجد را خراب می کند
ص: 113
و قبلة آن را راست می گرداند.
و از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿كَأَنّی بِشِيعَةِ عَلِیٍّ فِي أَيْدِيهِمُ الْمَثانِيَ يُعَلِّمُونَ النّاسَ﴾ (1) .
گویا من شیعیان علی علیه السلام را می بینم که در دست ایشان مثانی (قرآن) است و مردم را (قرآن) می آموزند.
ابن نباته گوید: شنیدم که علی علیه السلام می فرمود:
﴿كَأَنّي بِالْعَجَمِ فَسَاطِيطُهُمْ في مَسْجِدِ الْكُوفَةِ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ الْقُرْآنَ كَما أُنْزِلُ (الى آخره) ﴾ (2) .
گویا که من غیرعرب ها را می بینم که خیمه های ایشان در مسجد کوفه است، و به مردم قرآن را- آن چنان که نازل شده- می آموزند.
سطح دانش عمومی آن چنان بالا می رود که بانوان در منازل خود، به کتاب خدا و سنّت پیامبر حکم می کنند. چنان که حمران از امام باقر علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود:
﴿كَأَنَّني بِدِينِكُمْ هَذَا لَا يَزَالُ مُوَلِّياً يَفْحَصُ بِدَمِهِ. ثُمَّ لَا يَرُدُّهُ عَلَيْكُمْ إِلَّا رَجُلٌ مِنّا أَهْلِ الْبَيْتِ... وَ تُؤْتُونَ الْحِكْمَةَ فِي زمَانِهِ، حَتّى أَنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِي فِي بَيْتِهَا بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله﴾ (3) .
گویا دین شما را می بینم که آغشته به خون می گردد (از بس که
ص: 114
دشمنان دانا و دوستان نادان به آن ضربت می زنند) و کسی را نمی بینم که آن را به حال نخست برگرداند، مگر مردی از ما اهل بیت... و در زمان او چنان (به بشر) حکمت (و دانِش بی آلایش) ارزانی می شود که زنان در خانة خود به کتاب خدا و سنتّ و روش پیغمبر حکم می کنند.
محمد بن جعفر از پدر گرامی خود علیهم السلام نقل کرده که آن حضرت فرمود:
﴿إِذَا قَامَ الْقَائِمُ (بَعَثَ) في أَقَالِيمِ الْأَرْضِ، في كُلِّ إِقْلِيمٍ رَجُلاً يَقُولُ عَهْدَكَ (في) كَفِّكَ. فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْكَ مَا لَا تَفْهَمُهُ وَ لا تَعْرِفُ الْقَضَاءَ فِيهِ، فَانْظُرْ إِلَى كَفِّكَ وَ أَعْمَلْ بِما فِيها...﴾ (1) .
هرگاه قائم علیه السلام قیام کند، در سراسر زمین، در هر سرزمینی مردی را می فرستد و به او می گوید: فرمان تو در کف دست توست. پس هرگاه چیزی بر تو وارد شد که آن را نمی فهمیدی و حکم قضاوتی را در آن نمی دانستی، پس به کف دست خود بنگر و بدان چه در آن است عمل کن...
خلاصة کلام آن که خدای متعال به دست توانای حضرت مهدی علیه السلام تمام زمین را از علم و دانش آکنده می کند، و در کنار امنیّت و عدالت، علم و دانش نیز عالَم گیر می شود.
اصبغ بن نباته گوید: روزی امیر المؤمنین علیه السلام به سوی ما خارج
ص: 115
شد در حالی که دست فرزندش امام حسن علیه السلام به دست او بود و برای ما حدیثی از پیغمبر صلی الله علیه و آله دربارۀ خود نقل فرمود و سپس به معرفی امامان بعد از خود فرمود، تا آن جا که فرمود:
﴿... وَ مِنْ بَعْدِ الْحُسَيْنِ تِسْعَةً مِنْ صُلْبِهِ... تاسِعُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِي يَمْلَاءُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ الْأَرْضَ نُوراً بَعْدَ ظُلْمَتِها وَ عَدْلاً بَعْدَ جَوْرِها وَ عِلْماً بَعْدَ جَهْلِها ( الى آخره ) ﴾ (1) .
... و پس از حسین، نُه نفر از فرزندان او خواهند بود... نهمین آن ها قائم است که خدای عزوجلّ به وسیلة او زمین را از نورآکنده می کند، پس از تاریکی آن. و از داد پر می کند، پس از ستم آن. و از دانش مالامال می کند، پس از جهل آن.
در دوران حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه، به دست ملکوتی آن حضرت، عقل ها کامل می شود و مردمان از نعمت كمال عقل بهره مند می شوند. از آن جا که عقل، وسیلة کشف خوبی از بدی و زشت از زیبا است، لذا با کمال عقل، افراد بشر، از پلیدی دوری می جویند و به خوبی ها نایل می شوند. و با تکامل عقل، انسان ها به همۀ کمالات می رسند. در روایات مأثوره از لسان وحی علیهم السلام آثار کمال عقل به گستردگی طرح شده که ما در نوشتة دیگر، آن ها را بررسی نموده ایم. و در این جا به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
1- کمال انسان (2) .
ص: 116
2- کمال ایمان و پیدایش صفات نیکو و تلاش در زمینة عمل به وظایف بندگی (1) .
3- ترس از خدا و اطاعت مطلق از حضرتش (2) .
4- پاکیزگی اعمال (3) .
5- به دست آوردن یقین، قناعت، صبر و شکر (4) .
6- آرامش روح و سلامت دین و نیل به غنی (5) .
7- محبوبیّت نزد خدای متعال (6) .
8- مصونیّت از هلاکت و نابودی (7) .
9- تحصیل رضای الهی (8) .
10- مبرّی بودن از آزار دیگران (9) .
و این ها گوشه ای از آثار تکامل عقل است که جملگی آن ها در دوران حضرت بقيّة الله الاعظم علیه السلام او در میان خلایق آشکار می شود.
ص: 117
ص: 118
نابودی دشمنان خدا و اجتماع خلق بر بندگی خدا
هزاران سال است که بشر به خاطر زیر پا نهادن سخن انبیا، فطرتِ خدا پرستیِ خویش را با زنگارهای جهل و گناه پوشانیده است. به جای بندگی در بارگاه قدس الهی، سر تسلیم در برابر پلیدان فرود آورده است. به جای رو نهادن به باب عطوفت و مهر الهی، دست طمع در برابر هر آزمندی دراز کرده، و به جای شنیدن سخنِ جانْ فزایِ خدای منّان، طوق عبودیّت خویش را به دست هر تبهکاری داده است. ندای پر از مهر و شفقت خدا را زیر پا نهاده و دعوت شیاطین را لبیک گفته است. به جای آن که تذكّرات سفرای الهی را پذیرا شود، تیغ بُرّان بر گردن آن سفیران نهاده، و یا آنان را تکذیب کرده و صفحة تاریخ را به خون پاک پیغمبران و اوصیای ایشان و یاران با وفایشان آلوده است. این شیوة زشت را آیندگان از گذشتگان به ارث برده اند، تا آن جا که تیغ برّان خود را در میان خاندان برگزیدۀ پیغمبران و آقای رسولان قرار
ص: 119
دادند، تمام فشارهای خود را متوجّه ایشان کردند. چه بسیار از آن پاکان که کشته شدند، و چه بسیار که به دار آویخته شدند، و چه بسیار که از خانه و کاشانة خود تبعید شدند. «فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ وَ سُبِيَ مَنْ سُبِيَ وَ أُقْصِيَ مَنْ أُقْصِيَ» (1) . در مسجد کوفه تیغ بر فرق امیرالمؤمنین علیه السلام نهادند، و پیکر پاک حضرت مجتبی علیه السلام را به روی تختة تابوت در کنار قبر جدّش پیغمبر صلی الله علیه و آله تیر باران کردند، و بدن پاک حضرت سیّدالشهدا علیه السلام و یاران با وفای او را به خاطر جلب رضایت پیشتاز جانیان «یزید» قطعه قطعه نمودند.
- چرا؟!
چون این پاکان و سُلاله پاکان، بشر را به یگانه پرستی فرا می خواندند و از بندگی نَفْس باز می داشتند. و بسی جای شگفتی است که چگونه بشر، مصلحان را به مفسدان فروخته، پاکان را فدای فاسدان کرده، و بجای بندگی در درگاه خدای متعال- که بی نیاز از کُرنش بشر است- دست بیعت و بندگی به انسان های پلیدی داده، که منافع آنان در گرو این بندگی هاست؟!
بشر به خاطر سرپیچی از ندای وجدان و گوش ندادن به فرمان عقل، گردابی مهیب برای زندگی دنیوی خویش فراهم آورده، و دنیا و آخرت خویش را تباه کرده است، و این سرنوشت هرکجرو خیره سر می باشد!! ولی خدای متعال وعده فرموده که در آیندة جهان، بشرّیت دوباره به سوی حضرت حق روی آورند ندای عقل و وجدان را به گوش جان بشنوند، و با سفرای الهی هم
ص: 120
جهت شوند، چنان که فرموده است:
﴿إِنَّ الْأَرْضَ لِلّهِ يُورثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾ (1)
همانا زمین از آن خداست. و آن را به آن دسته از بندگانش که می خواهد، به ارث می دهد.
خداوند چنین اراده فرموده که آیندة زمین در اختیار بندگان خدا باشد، آیین محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله آیین جهانیان گردد، راه و روش حضرت علی مرتضی علیه السلام و مسیر همة بندگان خدا شود، فرامین امامان پاک از نسل فاطمه زهرا علیهم السلام دستورالعمل همگان قرار گیرد، و نوای ﴿أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّهِ﴾ در كنار ﴿أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ محمّداً رَسُولُ اللهِ﴾ بر فراز کعبه و تمام مأذنه های جهان طنین انداز شود، چون لازمۀ اصلاح زمین، همراهی شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیغمبر اکرم با قبول ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام می باشد.
علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود در ذیل آیه ﴿وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها﴾ (2) گويد:
﴿إِصْلاحِهَا بِرَسُولِ اللَّهِ وَ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، فَأَفْسَدُوها حِينَ تَرَكُوا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام﴾ (3) .
اصلاح زمین به رسول خدا و امیر المؤمنین شد. آن گاه (مردم)
ص: 121
زمین را فاسد کردند، آن گاه که امیرالمؤمنین را ترک کردند.
رفاعه گوید: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:
﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً﴾ (1) ﴿قَالَ: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ لا يَبْقَى أَرْضُ إِلَّا نُودِيَ فِيهَا شَهَادَةُ أَنْ لا إلهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله﴾ (2) .
﴿و برای او آن چه در آسمان و زمین است به میل و اکراه تسلیم می شود﴾ فرمودند: هنگامی که قائم ما قیام کرد، جانی در روی زمین باقی نمی ماند، مگر این که در آن جا صدای شهادت به ﴿لا إِلَهَ إِلَّا الله﴾ و ﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ﴾ بلند می شود.
دیگر دوران آیین های باطل و ادیان منسوخ به پایان می رسد، و یک آیین برگیتی حکمفرما خواهد بود، همه بر یک روش سلوک می کنند، و دنبال یک مذهب خواهند بود. و آن مذهب حقّة اثنی عشریّه است.
ابی بُکَیْر گوید:
﴿سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ ﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً﴾، قَالَ: أُنْزِلَتْ فِي الْقَائِمِ علیه السلام إِذَا خَرَجَ بِالْيَهُودِ وَ النَّصَارَى وَ الصّابِئِينَ وَ الزّنَادِقَةِ وَ أَهْلِ الرَّدَّةِ وَالْكُفَّارِ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَغَرْبِهَا. فَعَرَضَ عَلَيْهِمُ الْإِسْلَامَ، فَمَنْ أَسْلَمَ طَوْعاً أَمَرَهُ بِالصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ مَا يُؤْمَرُ بِهِ الْمُسْلِمَ وَ يَجِبُ لِلهِ عَلَيْهِ. وَ مَنْ لَمْ
ص: 122
يُسْلِمْ ضَرَبَ عُنُقَهُ، حَتَّى لا يَبْقی فِي الْمَشَارِقِ و الْمَغَارِبِ أَحَدٌ، إِلَّا وَحَّدَ اللهَ﴾ (1) .
از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام التفسیر این آیه ﴿و برای او آن چه در آسمان و زمین است به میل و اکراه تسلیم می شود﴾ سؤال کردم. حضرت فرمود: این آیه دربارۀ قائم نازل شده است. هنگامی که علیه یهود و نصاری و صابئین و مادی ها و برگشتگان از اسلام و کفّار در شرق و غرب کرهٔ زمین قیام کند و اسلام را پیشنهاد می نماید، هر کس از روی میل پذیرفت، دستور می دهد که نماز بخواند و زکات بدهد و آن چه هر مسلمانی مأمور به انجام آن است، بر وی نیز واجب می کند. و هر کس مسلمان نشد، گردنش را می زند، تا آن که در شرق و غرب عالَم، احدی نماند مگر این که خدا را به یگانگی بپرستد.
هشام جوالیقی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت در وصف گروهی از اصحاب حضرت بقیّة الله الاعظم علیه السلام فرمودند:
﴿... لا يَأْتُونَ عَلَى أَهْلِ دِينِ إِلَّا دَعَوْهُمْ إِلَى اللَّهِ وِ إِلَى الْإِسْلامِ وَ إِلَى الْإِقْرَارِ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. وَ مَنْ لَمْ يُقِرَّ بِإِسْلامِ وَ لَمْ يُسَلِّمْ، قَتَلُوهُ، حَتّى لَا يَبْقَى فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ... أَحَدٌ إِلَّا أَقَرَّ﴾ (2) .
... به اهل دیانتی نمی رسند، مگر این که ایشان را به سوی خدا و به سوی تسلیم حقّ متعال شدن و اقرار به (نبوّت) محمّد صلی الله علیه و آله
ص: 123
دعوت می کنند. و کسی که به یکتاپرستی اقرار نکند و اسلام نیاورد، او را می کشند، تا آن که در مشرق و مغرب کسی نماند مگر این که اقرار نماید.
حضرت مهدی علیه السلام به مردم جهان را با خدا آشنا می کند، یاد خدا را در دل ها زنده می نماید، مردم را خدا ترس می کند، سجایای اخلاقی را در میان جوامع گسترش می دهد، دروغگویان و ریا کارها و تزویرگران را رسوا می کند، و خواری و زبونی را برای آنان به ارمغان می آورد، در حالی که هزاران سال است این جانیان، ذلّت را برگردن بندگان خدا قرار داده اند و پاکان را ذلیل و پلیدان را عزیز کرده اند. حضرت بقيّة الله الاعظم علیه السلام عقل ها را کمال می بخشد. آن گاه- با بیداریِ نور عقل- انسان ها بدی را از خوبی باز می شناسند و به گرد زشتی نمی گردند. عصر حکومت حضرت مهدی علیه السلام دوران کمال انسانی و عصر رهاییِ انسان ها از بندهای عبودیّت نفس و اطاعت پلیدان است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
﴿لَمَّا عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ... فَنُودِيتُ: يَا مُحَمَّدُ! هؤُلاءِ أَوْلِيَانِي وَأَحِبّانِي وَ أَصْفِيَائِي وَ حُجَجي بَعْدَكَ عَلَى بَرِيَّتِي، وَ هُمْ أَوْصِيَاتُكَ وَ خُلَفَاتُكَ وَ خَيْرُ خَلْقٍ بَعْدَكَ. وَ عِزَّتِي وَ جَلالي لأظْهِرَنَّ بِهِمْ دِينِي، وَ لَأُعْلِيَنَّ بِهِمْ كَلِمَتِي، وَ لأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَانِي، وَ لَأُمْلِكُنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّيَاحَ، وَ لأذلِّلَنَّ لَهُ السَّحَابَ الصِّعَابَ، وَ لَأَرْقِيَنَّهُ فِي الْأَسْبَابِ، وَ
ص: 124
لأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدي وَ لَأَمُدَّنَّهُ بِمَلَائِكَنِي حَتَّى يُعْلِنَ دَعْوَتِي وَ يَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلَى تَوْحِيدي، ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لأُدِلَّنَّ الْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ﴾ (1) .
وقتی مرا به آسمان بالا بردند... پس ندا داده شدم که: ای محمّد! اینان دوستان من و برگزیدگان من و حجتّ های من بعد از تو بر بندگان من می باشند. و جانشینان و خلفا و بهترینِ بندگانم بعد از تو هستند. به گرانقدری و بلندای مقامم سوگند که دینِ خود را به وسیلهٔ آن ها بر اوهام بشر چیره می کنم، و کلمهٔ خود را به وسیلة آن ها بلند دارم، و به وسیلة آخرینِ آن ها زمین خود را از دشمنانم پاک می سازم، و سلطنت شرق و غرب را به او می دهم، و بادها را در اختیار او می گذارم، و ابرهای سخت را برای او رام می گردانم، و در راه های آسمان او را بالا می برم، و با لشکر خود او را یاری می دهم، و به وسیلة فرشتگانم او را کمک می کنم، تا آن که دعوت مرا آشکار کند و بندگان را بر عقیدة به توحید من گرد آورد. آن گاه سلطنت او را طولانی می گردانم، و روزگار دولت او را در میان دوستانم تا روز قیامت امتداد می دهم.
از حضرت امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند :
﴿... فَإِذَا وَقَعَ أَمْرُنَا وَ جَاءَ مَهْدِيُّنَا، كَانَ الرَّجُلُ مِنْ شِيعَتِنَا أَجْرَى مِنْ لَيْثٍ وَ أَمْضَى مِنْ سَنَانٍ، يَطَأُ عَدُوَّنا بِرِجْلَيْهِ وَ يَضْرِبُهُ بِكَفَّيْهِ. وَ ذَلِكَ عِنْدَ نُزُولِ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ
ص: 125
فَرَجِهِ عَلَى الْعِبَادِ﴾ (1) .
... پس هر گاه که امر ما فرا رسد و مهدی ما بیاید، یک مرد از شیعیان ما، از شیر دلیرتر و از نیزه چابک تر است. دشمنان ما را زیر پای خود خُرد می کند و با کف دست به او ضربت می زند. و این در هنگام نزول رحمت خدا و گشایش او برای بندگان است.
ابو بصیر گوید: درباره سخن خدای متعال که می فرماید:
﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾ (2)
اوست کسی که فرستادۀ خود را به هدایت و دین حق فرستاد، تا آن که او را بر تمامی دین ها چیره کند، و اگر چه مشرکان را ناخوش آید.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
﴿وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِيلُهَا بَعْدُ. وَ لَا يَنْزِلُ تَأْوِيلُها حَتَّى يَخْرُجَ الْقَائِمُ علیه السلام. فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ، لَمْ يَبْقَ كَافِرُ بِاللهِ الْعَظِيمِ وَ لا مُشْرِكْ بِالْإِمَامِ إِلَّا كَرِهَ خُرُوجَهُ، حَتّى لَوْ كَانَ كَافِرٌ أَوْ مُشْرِكٌ فِي بَطْنِ صَخْرَةٍ، لَقَالَتْ: يَا مُؤْمِنُ فِي بَطْنِي كَافِرٌ فَأَکْسِرْني وَ اقْتُلْهُ﴾ (3) .
به خدا سوگند که هنوز تأویل این آیه نازل نشده و نازل نخواهد
ص: 126
شد، تا آن که قائم علیه السلام قیام کند. پس هرگاه که قائم قیام کند، کافر به خدای بزرگ و مشرک به امام باقی نمی ماند، مگر این که قیام او را ناخوش دارد. تا آن که اگر کافر یا مشرکی در میان صخره ای باشد، آن صخره، ندا بر می آورد که: ای مؤمن در میان من کافری است، مرا خُرد کن و آن کافر را نابود نما.
دامنۀ شرک به تمام انواع آن از زمین برچیده می شود که یکی از مصاديق مهمّ آن، کنار گذاردن حجّت معصوم الهی و دیگری را به جای آن برگزیدن است. پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و در ضمن خبرهایی که از آزار و اذیّت شدن ذرّیه خود پس از رحلت حضرتش داده، فرمودند:
﴿أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ إِنَّ ذَلِكَ يَزُولُ إِذَا قَامَ قَائِمُهُمْ وَ عَلَتْ كَلِمَتُهُمْ وَ اجْتَمَعَتِ الْأُمَّةُ عَلَى مَحَبَّتِهِمْ (الى آخره) ﴾ (1) .
جبرئیل به من خبر داد که این (آزارها) هنگامی زایل می شود که قائم ایشان قیام کند، و (در آن زمان) نام و آوازة ایشان بلندی می گیرد، و امّت بر محبّت ایشان هم پیمان خواهند شد.
جابر گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
﴿إِنَّ اللَّهَ نَزَعَ الْخَوْفَ مِنْ قُلُوبِ شِيعَتِنَا وَ أَسْكَنَهُ قُلُوبَ أَعْدَائِنَا. فَوَاحِدُهُمْ أَمْضَى مِنْ سَنَانٍ وَ أَجْرَى مِنْ لَيْثٍ. يَطْعَنُ عَدُوُّهُ بِرُمْحِهِ وَ يَضْرِبُهُ بِسَيْفِهِ وَ يَدُوسُهُ بِقَدَمِهِ﴾ (2) .
همانا خداوند (هنگام قیام قائم ما) ترس را از دل های شیعیان ما
ص: 127
زایل می کند و در دل دشمنان ما می افکند. پس هر یک از آن ها از نیزه چابک تر و از شیر دلیر تر هستند، به طوری که دشمن ما را به نیزة خود می زنند و به شمشیر خود مضروب می سازند، و زیر پای خود آن ها را لِه می کنند.
راوی از امام معصوم علیه السلام نقل می کند که فرمودند:
﴿إِذَا قَامَ الْقَائِمُ حَكَمَ بِالْعَدْلِ، وَ ارْتَفَعَ فِي أَيَّامِهِ الْجَوْرُ وَ أَمِنَتْ بِهِ السُّبُلُ وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ بَرَكَاتِها، وَ رَدَّ كلَّ حَقٍّ إلَى أَهْلِهِ، وَ لَمْ يَبْقَ أَهْلُ دِينٍ حَتّى يُظهِرُوا الْإِسْلامَ وَ يَعْتَرِفُوا بِالْإِيمَانِ. أَمَا سَمِعْتَ اللهَ سُبْحَانَهُ يَقُولُ: ﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ﴾ وَ حَكَمَ بَيْنَ النّاسِ بِحُكْمِ دَاوُدَ وَ حُكْمِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله. فَحِينَئِذٍ تُظْهِرُ الْأَرْضُ كُنُوزَهَا وَ تُبْدِي بَرَكاتِها، وَ لا يَجِدُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ يَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لا لِبِرِّهِ لِشُمُولِ الْغِنَى جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ دَوْلَتَنا آخِرُ الدُّوَلِ. وَ لَمْ يَبْقَ أَهْلُ بَيْتٍ لَهُمْ دَوْلَةُ إِلّا مَلَكُوا قَبْلَنَا، لِئَلّاً يَقُولُوا إِذَا رَأَوْا سِيرَتَنَا إِذَا مَلَكْنَا سِرْنا بِهِ مِثْلَ سِيرَةِ هؤلاءِ. وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ تَعَالَى: ﴿وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾ (1) ﴾ .
زمانی که قائم قیام نمود، به عدالت حکم می کند. و در روزگار او ظلم و ستم از میان می رود، و راه ها امن می شود. و در این هنگام، زمین برکات خود را بیرون می دهد، و هر حقّی را به صاحب حق می دهد، و پیروان هیچ دینی باقی نمی مانند، مگر
ص: 128
این که اظهار مسلمانی می کنند و با ایمان شناخته می شوند. آیا نشنیده ای که خداوند می فرماید ﴿و برای او آن چه در آسمان و زمین است، به میل و اکراه تسلیم می شود و به سوی ما باز می گردند﴾ میان مردم به حکم داوود علیه السلام و حکم محمّد صلی الله علیه و آله حکومت می کند. و در این هنگام، زمین گنج های خود را ظاهر می کند و برکاتش را آشکار می سازد. و مردی از شما جائی برای صدقات و انفاق های خود پیدا نمی کند، به خاطر همگانی شدن بی نیازی میان مؤمنان.
و سپس حضرت فرمود: دولت ما آخرین دولت هاست، و هیچ خاندانی باقی نمی ماند که برای آنان دولت و سلطنتی باشد، مگر این که پیش از ما به سلطنت می رسد، تا هنگامی که ما بر سر کار آمدیم و روش دولت ما را دیدند، نگویند: اگر ما به سلطنت می رسیدیم مانند ایشان عمل می کردیم. و این است (معنی) سخن خدا که می فرماید: ﴿فرجامِ کار از آن پرواپیشگان است﴾ .
در دوران قیام قائم آل محمّد علیه السلام دیگر با کفّار مدارا نخواهد شد. زیرا دوران مدارای با کفّار، عصر پیش از ظهور است. و چون آن حضرت آشکار شود، کافران یا باید آیین حق را بپذیرند یا با ایشان می ستیزد. و حتّی- چنان که پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله از کفار جزیه می پذیرفتند- جزیه نمی پذیرد. چون خدا اراده فرموده به دست آن حضرت زمین را از کفر پاک کند، و در روی زمین کافری باقی نماند.
ص: 129
از حضرت امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى الْكُوفَةِ، فَيَبْعَثُ الثَّلاثَ مِائَةَ وَ الْبضْعَةَ عَشَرَ وَ جُلاً إِلَى الْآفَاقِ كُلِّهَا، فَيَمْسَحُ بَيْنَ أَكْتافِهِمْ وَعَلى صُدُورِهِمْ، فَلا يَتَعایُونَ فِي قَضاءٍ، وَ لا تَبْقى أَرْضُ إِلّا نُودِيَ فِيها شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله رَسُولُ اللهِ، وَ هُوَ قَوْلُهُ: ﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهَ يُرْجَعُونَ﴾ وَ لا يَقْبِلُ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ الْجِزْيَةَ كَمَا قَبِلَهَا رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ: ﴿وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةُ وَ يَكُونُ الِّدينُ كُلُّهُ لِلّهِ﴾ (1) ﴾ .
﴿قالَ أَبُو جَعْفَرٍ صلی الله علیه و آله: يُقَاتِلُونَ وَ اللَّهِ حَتَّى يُوَجَّدَ اللهُ وَ لا يُشْرَكَ بِهِ شَيْءٌ﴾ (2) .
سپس به سوی کوفه باز می گردد، سیصد و اندی مرد را به سوی شرق و غرب گسیل می دارد، میان شانه ها و بر سینه های ایشان دست می کشد. آن گاه در قضاوت درمانده نمی شوند. و زمینی باقی نمی ماند مگر این که در آن شهادت داده می شود که: «معبودی جر خدا نیست و او را به یکتائی بر می شمرم و برای او شریکی نیست و محمّد صلى الله عليه و آله و سلم فرستادة خداست». و این معنای سخن خداست که فرمود: «و برای او هر که در آسمان ها و زمین است، از روی خواست و کراهت، اسلام می آورد و به سوی او
ص: 130
باز می گردند». و او جزیه (از کفّار) نمی پذیرد، آن چنان که پیش از آن رسول خدا جزیه پذیرفت. و این سخن خداست که فرمود: «با ایشان بستیزید، تا این که فتنه ای نماند و تمامی دین برای خدا شود».
امام باقرعلیه السلام فرمودند: به خدا سوگند، سپاهیان مهدی آن قدر می ستیزند، تا آن که خدا به یکتائی پرستیده شود و برای او شرک آورده نشود.
محمد بن مسلم گفت:
قُلْتُ لأَبي جَعْفَرٍ علیه السلام: قَوْلُ اللهِ عَزَّ ذِكْرُهُ ﴿وَ قَاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونُ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ﴾
﴿قَالَ: لَمْ يَجِيءْ تَأْوِيلُ هَذِهِ الْآيَةِ بَعْدُ. إِنَّ رَسُولَ اللَّهَ صلی الله علیه و آله وَ رَخَّصَ لَهُمْ لِحَاجَةِ أَصْحَابِهِ. فَلَوْ قَدْ جَاءَ تَأْوِيلُهَا لَمْ يَقْبَلْ مِنْهُمْ. وَ لكِنَّهُمْ يَقْتُلُونَ حَتّى يُوَحَّدَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ حَتّى لا يَكُونَ شِرْكُ﴾ (1) .
به امام باقرعلیه السلام گفتم: سخن خدای- عزّ ذکره- چیست که می فرماید: «با ایشان بستیزید تا این که فتنه ای نماند و تمامی دین برای خدا شود».
فرمود: هنوز تأویل این آیه نیامده است. همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله به ایشان به خاطر نیاز یارانش رخصت داد. پس اگر تأویل این آیه بیاید، از ایشان پذیرفته نمی شود. و لیکن با ایشان می ستیزند، تا آن که خدای عزّوجلّ به یکتائی پرستیده
ص: 131
شود و تا این که شرک باقی نماند.
علی بن ابی بصیر گفت:
﴿قَالَ أَبُو جَعْفَرٍعلیه السلام، وَ أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: إِنَّكُمْ أَهْلُ بَيْتِ رَحْمَةٍ اخْتَصَّكُمُ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِهَا. فَقَالَ لَهُ: كَذلِكَ وَ الْحَمْدُ لِلهِ. لا نُدْخِلُ أَحَداً فِي ضَلالَةٍ وَ لَا تُخْرِجُهُ مِنْ هُدًى. إِنَّ الدُّنْيا لَا تَذْهَبُ حَتّى يَبْعَثَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ رَجُلاً مِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ يَعْمَلَ بِكِتَابِ اللهِ، لَا يَرى مُنْكَراً إِلّا أَنْكَرَهُ﴾ (1) .
مردی خدمت حضرت باقرعلیه السلام رسید و عرض کرد: شما اهل بیت رحمتی هستید که خداوند شما را به این منقبت مخصوص داشته است. حضرت فرمودند: چنین است و خدا را شکر می گوییم. زیرا ما هیچ کس را به گمراهی نینداخته ایم و هیچ کس را از راه هدایت بیرون نبرده ایم. دنیا به آخر نمی رسد، مگر این که خدای عزّوجلّ مردی از ما اهل بیت را بر می انگیزد که مطابق کتاب خدا عمل می کند، و کار زشتی را نمی بیند، مگر این که آن را تقبیح نماید.
از حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿... فَكَذلِكَ حَتّى يَبْعَثَ اللَّهُ رَجُلاً فِي آخِرِ الزَّمانِ وَ كَلَبٍ مِنَ الدَّهْرِ وَ جَهْلٍ مِنَ النّاسِ... لَا يَبْقى كَافِرُ إِلّا آمَنَ وَ لا طَالِحٌ إِلّا صَلَحَ...﴾ (2)
ص: 132
... و (اوضاع) این چنین خواهد بود، تا آن که خدا در آخر الزمان و دوران شدّت روزگار و عصر نادانی مردمان، مردی را برانگیزد... تا آن که کافری باقی نماند مگر این که ایمان آورد، و گناهکار و پلیدی نماند مگر این که صالح شود...
بدان امید که هر چه زودتر نوای قدسی آن حضرت از کنار خانة کعبه- همان معبد ابراهیمی- بلند شود. و ندای ﴿يَا أَهْلَ الْعالَمِ أَنَا بَقيَّةُ اللهِ﴾ از کنار کعبه در سراسر گیتی طنین انداز شود، تا جهانیان بدانند منشور جهانی انبیا دعوت به توحید است، و آیینِ بحقِّ اسلام، بر محور توحید و یگانه پرستی می گردد، و امام شیعیان خود بندة راستین خداست، و قیام خود را از کنار همان خانه ای آغاز می کند که نبی مکرّم اسلام اعلام منشور توحید و یگانه پرستی خود را از کنار آن آغاز کرد. همان خانه ای که جا به جای آن، دانه های اشک پیامبران و صالحان و امامان پاک از سلالة ابراهیم را- که از ترس خدا و امید به مهر خالق منّان ریخته- در دل خود جا داده است. همان خانه ای که بخش بخش اضلاع آن، شاهد صدای حزینِ مولای سفر کردة شیعیان است که در سرتاسر دوران طولانی غیبت، دست التجا به سوی خدا دراز کرده و خدا را در کنار این خانه خوانده و ظهور و فرج خویش را از خدا خواسته است. همان خانه ای که شاهدِ دعای شبانة آن عزیز بوده که خدا را قسم داده و گشایش کار شیعیان خود را درخواست کرده است. و همان خانه ای که در کنار آن، پس از قرن ها، صلای مظلوميّت جدّ گرامش حضرت اباعبدالله علیه السلام را سر می دهد، و ندای مظلومیّت حضرتش را بر جهانیان اعلام می دارد.
ص: 133
ص: 134
ارتباط امام عصر علیه السلام با عالم غیب و حکم به واقع
برای پیشبرد اهداف معنوی و تحقّقْ بخشیِ حکومت عدل الهی، دست غیبی لازم است. تمام انبیا، در کنار واجدیّت های انسانی و قدرت های الهی، ارتباط با عالم غیب نیز داشته اند و با برخورداری از آن قدرت ها و علوم، بر اهریمنیان پیروز شده اند. چیرگیِ حضرت نوح بر کافران، غلبۀ حضرت ابراهیم بر آتش نمرودیان، نجات بنی اسرائیل به دست حضرت موسی از ستم فرعونیان و... جملگی گواهی از این ارتباطات می دهد. در نظر مردم، رهسپار شدن ایشان همراه حضرت موسی- با زن و فرزند و وسایل زندگی- به طرف دریای نیل، کاری ظاهراً نادرست به نظر می رسید. و لذا بنی اسرائیل گفتند که فرعونیان با کم ترین زحمت به ایشان می رسند و همه را دستگیر می کنند. بدین مناسبت بر حضرت موسی علیه السلام اعتراض کردند و کار او را نادرست خواندند. امّا حضرت موسی به الهام الهی می دانست که تنها راه نجات در کنار رود نیل است، و خدا بنی اسرائیل را از دریای نیل عبور
ص: 135
می دهد و فرعون و فرعونیان را غرق می فرماید.
حضرت بقیّة الله علیه السلام نیز واجد تمام توانایی ها و معجزات و بیّنات انبیاست، و با عالم غیب ارتباط دارد. فرشتگان الهی حقایق و واقعیات را به آن حضرت الهام می کنند، و از سوی خدای منّان، این بزرگوار مشمول عنایات ویژه ای می گردد. زیرا دامنة اقدامات آن حضرت به گسترۀ همۀ تاریخ است. و کارهائی را که انبیا در دوران حیات خود موفّق به انجام کامل آن نشدند، آن حضرت باید یک تنه در جهان پیاده کند. لذا تمامی نیروهای غیبی در اختیار آن حضرت قرار می گیرد.
عبدالله بن عجلان از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمودند:
﴿إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ- عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ- حَكَمَ بَيْنَ النّاسِ بِحُكْمِ داوُدَ لَا يَحتاجُ إِلى بَيِّنَةٍ، يُلْهِمُهُ اللهُ فَيَحْكُمُ بِعِلْمِهِ﴾ (1) .
آن گاه که قائم آل محمّد- که بر او و ایشان سلام باد- قیام کند، در میان مردم به حکم داوود حکم خواهد نمود. و محتاج بیّنه و گواه نخواهد بود. خدا به او الهام می فرماید و او به علم خود عمل می کند.
جابر گوید: از حضرت ابو جعفر امام باقرعلیه السلام فرمودند:
﴿یَمْلِكُ الْقَائِمُ علیه السلام ثَلَاثَمِأَةِ سَنَةٍ وَ يَزْدادُ تِسْعاً... وَ تَطْوِي لَهُ الْأَرْضُ وَ يُوحِى اللهُ فَيَعْمَلُ بِالْوَحْیِ بِأَمْرِ اللهِ...﴾ (2) .
ص: 136
قائم علیه السلام 309 سال حکومت می کند... و زمین برای او در نور دیده می شود و خدا به او وحی می کند. پس به فرمان خدا به وحی الهی عمل می نماید.
البته وحی شدن به آن حضرت، به معنیِ وحیِ نبوّت نمی باشد، بلکه در موضوعات و ابتلائات، به آن بزرگوار، از سوى غيب الهاماتی می شود. چنان که ابو الجارود گوید:
﴿قُلْتُ لِأَبي جَعْفِرٍ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ، أَخْبِرْنِي عَنْ صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ. قَالَ: يُمْسِي مِنْ أَخْوَفِ النّاسِ وَ يُصْبِحُ مِنْ آمَنِ النّاسِ، يُوحَى إِلَيْهِ هَذَا الْأَمْرُ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ، قَالَ: قُلْتُ: يُوحَى إِلَيْهِ يَا أَبَا جَعْفَرٍعلیه السلام؟ قَالَ: يَا أَبَاجَارُود إِنَّهُ لَيْسَ وَحْيٌ نُبُوَّةٍ، وَ لكِنَّهُ يُوحِي إِلَيْهِ كَوَحْيِهِ إِلَى مَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ وَ إِلَى أُمِّ مُوسَى وَ إِلَى النَّحْلِ. يَا أَبَاجارُود، وَ إِنَّ قَائِمَ آلِ مُحَمَّدٍ أَكْرَمُ عِنْدَ اللهِ مِنْ مَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ وَأُمِّ مُوسى وَ النَّحْلِ﴾ (1) .
به امام باقرعلیه السلام عرض کردم: قربان شما شوم، به من از صاحب این امر خبر دهید. فرمود: شب می کند در حالی که از نا امن ترینِ مردم باشد. و صبح می کند در حالی که از امان یافته ترین ایشان باشد. و این امر شب و روز به او وحی می شود. گوید: عرض کردم: ای امام باقر به او وحی می شود؟! فرمود: ای ابا جارود! آن وحی نبوت نیست، بلکه خدا به او وحی می کند، هم چنان که به مریم دخترعمران و مادر موسی
ص: 137
وحی کرد و هم چنان که به زنبور عسل وحی می کند. ای ابا جارود! او همانا قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله در نزد خدا گرامی تر از مریم دختر عمران و مادر موسی و زنبور عسل است.
شیوة حکومت آن حضرت نیز، با تمامی حکومت های جهان تفاوت دارد. در میان سفرای الهی، تنها نمونه های اندکی از نوع حکومت آل محمّد صلی الله علیه و آله و وجود دارد که یکی حکم نمودن آن حضرت به باطن است. در محاکم دوران حضرت بقیّة الله الاعظم علیه السلام از پرونده و پرونده سازی خبری نیست. بلکه حقایق واقعی جهان را خدا به حضرت بقيّة الله الاعظم الهام می کند، گرچه جنایت پیشگان تمام اسناد و شهود را از میان برده، و از خود نشانی باقی نگذاشته باشند.
حریز: گفت از حضرت صادق علیه السلام را شنیدم که می فرمود:
﴿لَنْ تَذْهَبَ الدُّنْيا حَتّى يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ يَحْكُمُ بِحُكْمِ دَاوُدَ وَ آلِ داوُدَ لَا يَسْأَلُ النّاسَ بَيِّنَةً﴾ (1) .
دنیا تمام نمی شود، تا آن که مردی از ما اهل بیت خروج کند که به حکم داوود و خاندان داوود حکومت نماید، و از مردم بیّنه نطلبد.
ابان گفت: از حضرت صادق علیه السلام را شنیدم که می فرمود:
﴿لا يَذْهَبُ الدُّنْيا حَتّى يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنّي يَحْكُمُ بِحُكُومَةِ آلِ داوُدَ، لَا يَسْأَلُ عَنْ بَيِّنَةٍ يُعْطِي كُلَّ نَفْسٍ حُكْمَها﴾ (2) .
ص: 138
دنیا به اتمام نمی رسد، این که مردی از ما خروج می کند که به فرمان خاندان داوود حکومت می کند و از کسی بیّنه نمی طلبد و به هر کس حکم واقعی او را عطا می کند.
ابی عبیدة نقل می کند که حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
﴿إِذا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ حَكَمَ بِحُكْمِ دَاوُدَ وَ سُلَيْمانَ، لا يَسْأَلُ النّاسَ بَيْنَةً﴾ (1) .
هرگاه قائم ما قیام کند، به فرمان داوود و سلیمان علیهما السلام حکومت می کند و از مردم بیّنه نمی طلبد.
حسن بن طریف گوید:
﴿كَتَبْتُ إِلى أَبي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَسْأَلُهُ عَنِ الْقَائِمِ إِذَا قَامَ بِمَ يَقْضِي بَيْنَ النّاسِ؟ ... فَجَاءَ الْجَوَابُ: سَأَلْتَ عَنِ الْإِمَامِ. فَإِذَا قَامَ يَقْضِي بَيْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ كَقَضَاءِ دَاوُدَ عَلَيْهِ السَّلَامُ لَا يَسْأَلُ الْبَيِّنَةَ (الخبر) ﴾ (2)
به حضرت ابا محمد امام حسن عسکری علیه السلام نامه نوشتم و از ایشان در بارۀ قائم سؤال کردم که هرگاه قیام کند، چگونه میان مردم قضاوت می کند... پس جواب (نامه به من) رسید که: از امام سؤال کردی. پس هرگاه قیام کند، در میان مردم به علم خودش قضاوت می کند، به سان قضاوت داوود علیه السلام، که (ازافراد) بیّنه نمی خواست.
عبدالله بن عجلان گوید: از حضرت صادق علیه السلام فرمود:
ص: 139
﴿إِذا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام حَكَمَ بَيْنَ النّاسِ بِحُكْمِ داوُدَ، لَا يَحتاجُ إلَى بَيِّنَةٍ، يُلْهِمُهُ اللهُ تَعَالَى فَيَحْكُمُ بِعِلْمِهِ وَ يُخبِرُ كُلَّ قَوْمٍ بِمَا اسْتَبْطَنُوهُ وَ يَعْرِفُ وَلِيَّهُ مِنْ عَدُوِّهِ بِالتَّوَسُّمِ، قَالَ اللهُ سُبْحَانَهُ: ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ وَ إِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ (1) ﴾ ﴾ (2) .
هرگاه قائم آل محمّد علیهم السلام و قیام کند، میان مردم به حکم داوود حکومت می کند و محتاج بیّنه نیست، خدا به او الهام می کند، پس او به علم خود حکم می نماید. و به هر قومی از آن چه اندوخته اند، خبر می دهد. و به چهره، دوست خود را از دشمن می شناسد. خدای سبحان فرموده: «و همانا در آن، نشانه ای برای سیما شناسان است. و همانا آن راه به پا داشته است».
خدای متعال، حتّی یاران امام زمان علیه السلام را هم به امدادهای غیبی خود یاری می کند، و تمام هستی را در مسیرِ برپائیِ حکومت حقّه الهیّه با ایشان همراه می کند. سنگ و خاشاک، در و دیوار، باد و نسیم، همه در خدمت حضرت بقيّة الله الاعظم و یاران گرامی او قرار می گیرند، زیرا که:
توحید گوی او نه بنی آدمند و بس *** هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد
امروز، نه تنها بندگان صالح خدا از عصیان بنی آدم رنج می برند، بلکه تمام موجودات- حتّی زمین خشکِ به ظاهر بی
ص: 140
روح هم- از گناهی که بر پشت او توسط آدمیزادگان انجام می شود رنج می برند. اساساً در منطق قرآن، همة موجودات- اعم از انسان و حیوان و نبات و جماد- تسبیح خدا کنند، و در مسیر بندگی خدا حرکت می نمایند. از این نظر، در دوران حکومت امام زمان علیه السلام تمام هستی به خدمت او کمر می بندند.
حضرت امام باقرعلیه السلام فرمودند:
﴿... ثُمَّ إِنَّ اللهَ تَعالى يَمْنَحُ الْقَائِمَ وَ أَصْحَابَهُ أَكْتافَهُمْ، فَيَقْتُلُونَهُمْ حَتّى يُفْنُوهُمْ، حَتّى إِنَّ الرَّجُلَ يَخْتَفي فِي الشَّجَرَةِ وَ الْحَجَرَةِ، فَتَقُولُ الشَّجَرَةُ وَ الْحَجَرَةُ: يَا مُؤْمِنُ! هذا رَجُلٌ كَافِرٌ، فَاقْتُلْهُ. فَيَقْتُلُه...﴾ (1) .
... سپس خدای متعال، گردن های آنان را به قائم و یارانش عطا می کند. پس ایشان با آنان کارزار می کنند، تا آن که ایشان را نابود می نمایند، تا آن جا که مردی در میان درخت و صخره پنهان می شود. پس درخت و صخره می گویند که: ای مؤمن! این مرد کافر است، پس او را نابود کن. آن گاه فرمود مؤمن او را نابود می کند...
ابا بصیر گوید: درباره گفتة خدای متعال که می فرماید:
﴿هُوَالَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ کُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾
اوست کسی که فرستادة خود را به هدایت و دین حق فرستاد،
ص: 141
تا آن که او را بر تمامی دین ها چیره کند، و اگر چه مشرکان را ناخوش آید.
امام صادق علیه السلام پس فرمود:
﴿وَ اللهِ مَا نَزَلَ تَأْوِيلُها بَعْدُ. وَ لا يَنْزِلُ تَأْوِيلُها حَتّى يَخْرُجَ الْقَائِمُ علیه السلام فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ، لَمْ يَبْقَ كَافِرُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ وَ لا مُشْرِكْ بِالْإِمَامِ، إِلّا كَرِهَ خُرُوجَهُ. حَتّى لَوْ كَانَ كَافِرٌ أَوْ مُشْرِكٌ فِي بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ: يَا مُؤْمِنُ فِي بَطْني كافِرٌ فَأَكْسِرْنِي وَ اقْتُلُهُ﴾ (1) .
به خدا سوگند که هنوز تأویل این آیه نازل نشده است. و نازل نخواهد شد تا آن که قائم علیه السلام قیام کند. پس هرگاه که قائم قیام کند، کافر به خدای بزرگ و مشرک به امام علیه السلام باقی نمی ماند، مگر این که قیام او را ناخوش دارد، تا آن که اگر کافر یا مشرکی در میان صخره ای باشد، آن صخره ندا بر می آورد که: ای مؤمن در میان من کافری است. مرا خُرد کن و آن کافر را نابود نما.
ص: 142
استقرار عدالت و امنیّت
عصر حکومت حضرت بقیّة الله الاعظم دوران اتمام ستمگری است؛ نه که بر انسان ها ستم نمی شود، بلکه هیچ کس اجازة آزار درندگان بیابان و پرندگان در هوا را نخواهد داشت، حتی حیات موجودات دریایی نیز در معرض مخاطره قرار نمی گیرد. در روزگار رهائی، گسترۀ عدالت تا بدان جاست که حتّی حیوانات وحشی نیز در سایة حکومت عدل گستر مهدی آل محمّد در آرامش و آسایش خواهند زیست.
راه ها امن می گردد و دزدی و تباهی از میان می رود. نه کمبود وجود دارد که کسی دست به دزدی بیالاید، نه قوانین دست و پاگیر در امر ازدواج باقی می ماند که موجب بی عفتّی شود، نه از عوامل پرخاشگری اثری می ماند که افراد ناخواسته بر هم درشتی کنند. نه پدر و مادر را حقّ گزاف گوئی بر فرزندان خواهد بود و نه کودکان را اجازة مخالفت با پدران و مادران. نه شوهر بر زن
ص: 143
خویش درشتی می کند و نه زن مخالفت امر شوهر. دامنة الفت بدان جا می رسد که گویا همسایگان اعضای یک خانواده هستند. در کشور مهدی آل محمّد شهروندان از همدیگر و مردم از حکمفرمایان و حکمرانان از مردم در امان خواهند بود.
از حضرت امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿لا دِينَ لِمَنْ لا وَرَعَ لَهُ وَ لا إِيمَانَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَهُ، إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ أَعْمَلُكُمْ بِالتَّقِيَّةِ قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنا فَمَنْ تَرَكَها قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنا فَلَيْسَ مِنّا. فَقِيلَ لَهُ: يَابنَ رَسُولِ اللهِ! وَ مَنِ الْقائِمُ مِنْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ؟ قَالَ: الرّابِعُ مِنْ وُلدي، إِبْنُ سَيِّدَةِ الْإِمَاءِ، يُطَهِّرُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ كُلِّ جَوْرٍ، وَ يُقَدِّسُّها مِنْ كُلِّ ظُلْمِ. وَ هُوَ الَّذِي يَشُکُّ النّاسُ فِي وِلَادَتِهِ. وَ هُوَ صَاحِبُ الْغَيْبَةِ قَبْلَ خُرُوجِهِ، فَإِذَا خَرَجَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ وَضَعَ مِيزَانَ الْعَدْلِ بَيْنَ النّاسِ فَلا يَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَداً...﴾ (1) .
کسی که ورع ندارد دین ندارد. و کسی که تقیّه نکند ایمان ندارد. همانا گرامی ترین شما در نزد خدا، عمل کننده ترین شما به تقیّه، قبل از قیام قائم ماست. و هر که قبل از قیام قائم ما تقیّه را ترک کند، از ما نیست. گفته شد: ای پسر رسول خدا! قائم شما اهل بیت کیست؟ فرمود: چهارمین فرزند من، فرزند بانوی کنیزان است. خدا به وجود او زمین را از ستم پاک می کند و از هر بیداد منزّه می دارد. و او همان کسی است که مردم در
ص: 144
ولادت او شک می کنند. و او دارای غیبتی قبل از قیامش می باشد، هرگاه خروج کند، زمین به نور پروردگارش روشن می شود و ترازوی عدالت میان مردم بر قرار می گردد. پس کسی به کسی ستم نخواهد کرد.
دامنة عدالت تا حدّی است که در اعمال عبادی نیز باید مردم عدالت را رعایت کنند، و برهم عدوان نکنند. از نظر عقل و نقل، اقامة واجبات بر مستحبّات مقدّم است. و اگر میان اقامة واجب و مستحب تعارضی رخ دهد، تقدّم با واجبات است. لذا باید حجّاج بيت الله الحرام، راه حجّ را برای کسانی که حجّ واجب بر گردن دارند، باز کنند. و حقّ تقدّم با کسی است که حجّ واجب به گردن دارد.
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:
﴿اَوَّلُ مَا يُظْهِرُ الْقَائِمُ مِنَ الْعَدْلِ أَنْ يُنادِيَ مُنَادِيهِ أَنْ يَسْلِمَ صَاحِبُ النّافِلَةِ لِصاحِبِ الْفَرِيضَةِ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ وَ الطَّوافَ﴾ (1) .
اوّل چیزی را که قائم از عدالت آشکار می کند، آن است که منادی او ندا می دهد که صاحبان (حجّ و طواف) استحبابی، حجر الاسود و طواف را برای صاحبان (حجّ) واجب واگذارند.
حتّى مراكز عبادی نیز نباید مردم را بیازارند. چون عبادتی که موجب آزار مردم شود نقض غرض است. بندگی خدا در صورتی
ص: 145
شکل می گیرد که ابزار آزار را برای مردم فراهم نکند. چه بسیار مردمانی هستند که به عنوان عبادت، موجبات آزار مردم را فراهم می کنند. در عصر حضرت مهدی علیه السلام علیه السلام مقدّس ترین مراکز اسلامی که خانة خداست، هم نباید موجب آزار مردم را فراهم کند. حتّی نباید مساجد نیز بر خانه های مردم اشراف داشته باشند.
از حضرت امام باقر علیه السلام در ضمن یک حدیث طولانی نقل شده که فرمودند:
﴿إِذَا قَامَ الْقَائِمُ سَارَ إِلَى الْكُوفَةِ، فَهَدَمَ بِها أَرْبَعَةَ مَسَاجِدَ. وَ لَمْ يَبْقَ مَسْجِدٌ عَلَى الْأَرْضِ لَهُ شَرَفٌ إِلّا هَدَمَهَا وَ جَعَلَهَا جَمّاءَ. وَ وَسَّعَ الطَّرِيِقَ الْأَعْظَمَ. وَ كَسَرَ كُلَّ جَنَاحٍ خَارِجٍ عَنِ الطَّرِيقِ. وَ أَبْطَلَ الْكَنَفَ وَ الْمَيْازِيبَ إِلَى الطُّرُقاتِ...﴾ (1) .
هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه منهدم می کند. و هیچ مسجدِ مُشرفی را نمی گذارد، جز این که کنگره و إشراف آن را خراب می کند، و به حال ساده و بدون إشراف می گذارد (هم چنان که در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چنان بود).
شاهراه بزرگ را توسعه می دهد و هر گوشه ای را که مانع راه های عمومی شود (و در مسیرهای عمومی واقع است)، خراب می کند. و ایوان ها و ناودان هائی را که در مسیرهای عمومی واقع شده، خراب کرده و آن (ناودان ها) را کور می کند...
در آن دوران، سبزی ها و میوه ها آن چنان زمین را می پوشاند که
ص: 146
دیگر احتکار و اندوختن معنا ندارد، و همگان از این نعمت هایِ خداداد، به وفور بهره مند می شوند.
در کتاب الاربعمائة از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده که فرمودند:
﴿وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنا... لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ، وَ أصْطَلَحَتِ السِّباعُ وَ الْبَهَائِمُ، حَتّى تَمشِيَ المَرْأَةُ بَيْنَ الْعِرَاقِ إِلَى الشّامِ، لَا تَضَعُ قَدَمَيْهَا إِلّا عَلَى الْنَباتِ، وَ إلى رَأْسِهَا زَبِّيلُها لا يُهَیِّجُها سَبعٌ وَ لا تَخَافُهُ﴾ (1) .
اگر قائم ما قیام کند... کینه ها از دل بندگان خدا زایل می شود، و درندگان و حیوانات (اهلی) با هم صلح می کنند (و حیوانات اهلی از درندگان نمی گریزند)، تا جائی که زنی که می خواهد راه عراق تا شام را بپیماید، همه جا قدم بر روی سبزه و گیاهان می گذارد، و زینت های خود را بر سر دارد (و کسی طمع به آن نمی کند). نه درنده ای به او حمله می آورد، و نه او را درندگان به وحشت می آورند.
به کارگیری کلمۀ زن به جای مرد، در این حدیث، دلالت ویژه ای دارد. زیرا خطرات وارده بر زنان بیش از مردان است. امّا در عصر امام مهدی علیه السلام و دیگر هیچ خطری متوجّه افراد نخواهد شد. و چنان امنیّتی در جهان حاکم می شود که حتّی زنان در مسافرتی- تنها و بدون همراه، خواه آشنا و خواه نا آشنا- با مشکلی مواجه نخواهند شد. از بیان مسافت میان عراق و شام هم نکته ای زیبا دستگیر می شود، چون در عصر امیرمؤمنان علیه السلام
ص: 147
آشفته ترین منطقه در کشور آن حضرت، منطقة بین عراق و شام بوده است، زیرا معاوية بن ابی سفیان در آن حدود، جنایات فراوانی مرتکب می شد، اشرار او در آن منطقه هجوم می آوردند، جان و مال مردم را به تاراج می دادند، خون های مسلمانان را به ناحق می ریختند و به ناموس مسلمانان هجوم می آورند، که تفصیل این مطالب در کتب مستند تاریخی چون «الغارات» و دیگر کتب مندرج است. امیرالمؤمنین علیه السلام در ترسیم امنیّت دوران ظهور برای مردمان عصر خویش، به آشفته ترین منطقة آن زمان اشاره می کنند. یعنی آشفته ترین منطقه زمین، منطقة امن و امان خواهد شد و دیگر جایی آشفته نخواهد ماند که برای انسان ها خطر و ناامنی بیافریند. هم چنین حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام با ذکر مثال از منطقة خشک و بی آب و علف غرب عراق، عمومیّت سبزی و خرّمی جهان را بیان فرموده اند، یعنی تمامی زمین سبز و خرم می گردد، درختان پر میوه می شوند، روئیدنی ها از زمین می رویند، چهارپایان و درندگان به آرامش در کنار هم می زیند. گویی که بهشت زمینی آشکار می شود و وزش بادهای عنایت الهی، تمامی زمین را زنده می کند، نه غم است و نه اندوه، نه ناامنی است و نه کمبود، و نه تباهی است و نه پلیدی.
حضرت باقرعلیه السلام فرمود:
﴿يُقَاتِلُونَ وَ اللهِ حَتَّى يُوَحدَ اللهُ وَ لَا يُشْرَكَ بِهِ شَيْءٌ، وَ حَتّى یَخْرُجَ الْعَجُوزُ الضَّعِيفَةُ مِنَ المَشْرِقِ تُرِيدُ المَغْرِب وَ لا يَنْهاها أَحَدٌ، وَ يَخْرُجُ اللَّهُ مِنَ الْأَرْضِ بَذْرَهَا. وَ يَنْزِلُ
ص: 148
مِنَ السَّماءِ قَطْرُها...﴾ (1) .
به خدا سوگند، سپاهیان مهدی آن قدر می ستیزند تا آن که خدا به یکتائی پرستیده شود و برای او شرک آورده نشود، تا آن جا که پیر زنی ناتوان از مشرق به قصد مغرب خارج می شود، و کسی مانع او نمی شود. و خدا بذرهای زمین را خارج می کند. و آسمان باران خود را می بارد...
راوی از امام معصوم علیه السلام نقل می کند:
﴿إِذَا قَامَ الْقَائِمُ حَكَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَ فِي أَيّامِهِ الْجَوْرُ وَ أَمِنَتْ بِهِ السُّبُلُ...﴾ (2)
زمانی که قائم قیام نماید، به عدالت حکم می کند. و در روزگار او ظلم و ستم از میان می رود و راه ها امن می شود...
سیّد بن طاووس در کتاب «سعد السعود» گوید: من در صحف ادریس نبیّ علیه السلام یافتم (که خدای تعالی می فرماید):
﴿... و ألْقِي في تِلْكَ الزَّمَانِ الْأَمَانَةُ عَلَى الْأَرْضِ، فَلَا يَضُرُّ شَيْءٌ شَيْئاً وَ لَا يَخَافُ شَيْءٌ مِنْ شَيْءٍ، ثُمَّ تَكُونُ الْهَوَامُّ وَ الْمَوْاشِي بَيْنَ النَّاسِ فَلا يُؤْذِى بَعْضُهُمْ بَعْضاً...﴾ (3) .
... در آن زمان، امانتداری را در روی زمین برقرار سازم، که هرگز چیزی چیزی را تلف نمی کند، و کسی از چیزی نمی ترسد. سپس جانورانِ زهردار و چهارپایان در میان مردم می گردند، ولی هیچ یک به دیگری زیان نمی رسانند...
ص: 149
ص: 150
نابودی شیطان
بزرگ ترین عامل فتنه انگیزی در جهان، ابلیس لعین است. اوست که در جا به جای تاریخِ بشر ظاهر شده، و مردمان را از راه خدا بیرون برده است. در کنار قابیل علیه هابیل به ستیز برخواسته، و در کنار جملگی کافران و ظالمان عليه حقّ و عدالت برخواسته است. با همدستیِ سامری، بنی اسرائیل را از راه به در کرده و همراه یهودیان شده و قصد جانِ حضرت مسیح علیه السلام را برداشته. همراه پولس شده و در تحریف آیین حضرت عیسی علیه السلام همراهی کرده، و در صحنۀ ليلة المبيت در کنار کفّار مکّه، به صورت شیخ نَجْدی ظاهر شده و کفّار را در جهت قتل پیغمبر اسلام علیه السلام راهنمایی کرده است. در جنگ بدر و أُحد در میان سپاهیان کفّار قرار گرفته و آنان را بر جنگ با پیغمبر اسلام تحریک کرده. در صحنة غدیر خم آشکار شده و جماعتی را به شیطنت واداشته. در ماجرای سقیفه، اولیّن فردی بوده که در شکل مردی
ص: 151
متدّبن و ظاهر الصّلاح آشکار شده و به خلیفه دست بیعت داده، و خلاصه در تمامیِ صحنه های کفر و الحاد حضور یافته، و خلایق را به تبهکاری کشانیده است. با وجود این عامل خطرناک، اصلاحات جهانی امکان پذیر نمی باشد. از اقدامات مهمّ دوران حضرت بقیّة الله الاعظم علیه السلام آن است که به حیات این دشمنِ خدا، خاتمه داده می شود.
اسحاق بن عمّار گفت:
سَأَلْتُهُ عَنْ إِنْظَارِ اللَّهِ تَعَالَى إِبْلِيسَ وَقْتاً مَعْلُوماً ذَكَرَهُ فِي كِتَابِهِ، فَقَالَ: ﴿فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ﴾ (1) .
﴿قَالَ: الْوَقْتُ الْمَعْلُومُ يَوْمُ قِيَامِ الْقَائِمِ، فَإِذَا بَعَثَهُ اللَّهُ كَانَ فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ وَ جَاءَ إِبْلِيسُ حَتَّى يَجْثُوَ عَلَى رِكْبَتَيْهِ. فَيَقُولُ: يَا وَيْلَاهُ مِنْ هَذِهِ الْيَوْمِ! فَيَأْخُذُ بِنَاصِيَتِهِ، فَيَضْرِبُ عُنُقَهُ فَذَلِكَ: ﴿يَوْمُ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ﴾ (2) ﴾
از آن حضرت پرسیدم: این که خداوند به شیطان تا وقت معلوم مهلت می دهد که در کتاب خود می فرماید ﴿تو از مهلت دادگان تاروز وقت معلوم هستی﴾ این وقت معلوم، چه زمانی خواهد بود؟
فرمود: روز قیام قائم ماست. وقتی خداوند او را برانگیزد، در مسجد کوفه است. در آن وقت، شیطان- در حالی که با
ص: 152
زانوهای خود راه می رود- به آن جا می آید و می گوید: ای وای از خطر امروز، آن حضرت پیشانی او را می گیرد و گردنش را می زند، آن زمان، روز وقت معلوم است که (مهلت شیطان به پایان می رسد).
این موضوع، نه تنها در اسلام مطرح شده، بلکه انبیای قبل نیز امّت خود را به نابودیِ شیطان در حیات دنیا خبر داده اند. سیّد بن طاووس قدس الله روحه در کتاب «سعد السّعود» گوید که من در صحف ادریس نبیّ علیه السلام یافتم که در بیان سؤال ابلیس و جواب خدای متعال به او (نوشته بود که ابلیس) گفت: ﴿ای پروردگار من، مرا تا روز قیامت مهلت بده﴾ خداوند فرمود:
﴿لا، وَ لَكِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ. فَإِنَّهُ يَوْمٌ قَضَيْتُ وَ حَتَمْتُ أَنْ أُطَهِّرَ الْأَرْضَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ مِنَ الْكُفْرِ وَ الشِّرْکِ وَ الْمَعَاصِي... ذَلِكَ وَقْتُ حَجَبْتُهُ فِي عِلْمٍ غَيْبيِ، وَ لا بُدَّ أَنَّهُ وَاقِعُ أَبِيدُكَ يَوْمَئِذٍ وَ خَيْلَكَ وَ رَجِلَكَ وَ جُنُودَكَ أَجْمَعِينَ، فَاذْهَبْ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ﴾ (1) .
خير. تو از مهلت یافتگان تا روز معلوم هستی. پس آن روز، روزی است که حکم نمودم و حتم داشتم که در آن روز، زمین را از آلودگی کفر و شرک و گناهان پاک گردانم... آن روز وقتی است که- آن را در علم غیب خودم پنهان کرده ام، و ناچار به وقوع می پیوندد. در آن روز تو و تمام سپاه ر سواره و پیادگان و
ص: 153
لشکریانت را نابود می گردانم، پس برو که تو تا روز وقت معلوم، مهلت داده شده ای.
البته باید توجّه داشت که گرچه شیطان نابود می گردد ، ولی مردم، هم چنان قدرت بر ارتکاب گناه دارند، و تمایلات انسانی در ایشان باقی می ماند، و لذا تكلیف وجود خواهد داشت. لذا با تكامل عقلی انسان ها و هدایت امام معصوم علیه السلام، زمینة آلودگی برچیده می شود.
ص: 154
خدای متعال، سرانجامِ این جهان را چنان مقدّر کرده که در عصر حکومت پر برکت بقیة الله الاعظم علیه السلام، موجودات عالم خلقت به کمال مطلوب دست یابند. یعنی:
در سرتاسر زمین گیاه می روید،
آسمان در نهایت رحمت می بارد،
معادن و گنج ها آشکار می شوند،
شهرها وسعت پیدا می کند،
مرزهای میان سرزمین ها برداشته می شود،
راه ها گسترش می یابد،
خرابی ها اصلاح می گردد،
زمین، نور باران می شود،
راه های آسمان گشوده می شود،
سفرهای فضائی همگانی می گردد،
میان انسان و طبیعت آشتی برقرار می شود،
گرگ و میش با یکدیگر می چرند،
ص: 155
حيوانات وحشی و موذی برای انسان ها خطری نخواهند داشت،
پاکان عزیز می شوند،
نابکاران خوار می گردند،
عدالت بر جهان سایه می گسترد،
فقر و فلاکت از گیتی رخت بر می بندد،
بی خانمانی اتمام می یابد،
گرسنگی از سراسر جهان برچیده می شود،
زنان و کودکانِ بی سرپرست، تحت ادارة دولت حضرت بقيّة الله عجل الله تعالی فرجه قرار می گیرند،
امراض و بیماری ها بهبود می یابد،
فحشا از گیتی برچیده می شود،
عفت و پاکدامنی همه گیر می شود،
به جای صفیر ابلیس، از همه جا نوای قدسیان برمی خیزد، به جای باده گساری، مردمان از سبوی ایمان سرمست می شوند،
به جای حرام خواری، از غذاهای لذیذ بهره می برند،
به جای نَجِس نوشی، آب های خوشگوار می نوشند،
حقایق کتمان شده در تاریخ آشکار می گردد،
گرگانِ میش نما رسوا می شوند،
حقوق بر باد رفتة خلق، از جانیان باز ستانده می شود، قصاصِ خون های به ناحق ریخته، گرفته می شود،
ص: 156
قصاصِ خون پاک محسنِ زهرای اطهر علیها السلام گرفته می شود، خونِ مطهّر علی اصغر قصاص می شود،
خونِ پاکِ شهیدان کربلا قصاص می شود،
حقايق بيكران قرآن آشکار می گردد،
دانش و بینش در جهان افزوده می شود،
استعدادهای نهفتة جسمی و روحی انسان ها آشکار می گردد، به جای بردگی در برابر فرعونان، جای خود را به کرنش بر آستانة خدای جهانیان می دهد،
بتکده ها به خانه های توحید مبدّل می شوند،
و لذّتِ بندگیِ خدا در کام جان مردمان می نشیند.
بنابراین حکومت امام عصر علیه السلام زمانِ تحوّل اساسی و عمیق از نقص به کمال برای ما سوی الله است.
﴿اللهُمَّ ارْزُقْنا رُؤْيَتَهُ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَ أَجْعَلْنا مِن أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ خَوَاصِّ شِيعَتِهِ، وَ مِنَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ جُمْلَةِ أَوْلِيَائِكَ، وَ لَا تَحْرِمْنَا صُحْبَتَهُ بِحَقِّ آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ﴾.
***
15 شعبان المعظّم 1409 هجری قمری مطابق با 3 فروردین 1368 هجری شمسی روز پنجشنبه ساعت 3/5 بعد از ظهر. از درگاه احدیّت خواستارم مرا از جملة خدمتگزاران واقعی و ناشرین آثار اجداد گرامش قرار داده و از راه فضل و منّت با عدم قابلیّت، دیدارش را روزی فرماید و امرِ
ص: 157
ظهور و فَرَجش را اصلاح فرماید، و این روسیاهِ بر اثر گناه را، سگِ ریسمان به گردنِ درب خانۀ حضرتش قرار دهد، که او خود، شاهد و گواه بر قلب من است که با این منصب اگر پذیرایم باشد، مفتخرم و به بهای هستیِ خود، آن را خریدارم.
مشهد مقدّس
م- ب- علم الهدی
ص: 158
لقای مزکی
فؤاد کرمانی
حمد سزاوار آن خدای توانا *** کامده حمدش و رای مدرک دانا
ذات و صفاتش و رای عرصه چونست *** جلّ عن الكيف شانه و تعالى
کیست ولیّ خدا سَمِىّ محمّد *** مخفی و نورش برون ز پرده اِخفا
جلوه او برتر از غیاب و حضوراست *** نور خدا هر کجا تویی بود آن جا
شمس رخش در سحاب غفلت خلق است *** گنج تولاش در طلسم تبرّا
پرده نشین پرده دار خالق و مخلوق *** کرده زهر پرده پشت پرده تجلّی
ماه جمالی که مشرقش رخ احمد *** زهره جبینی که مطلعش دل زهرا
نور حسینی نژاد و بدر حسن روی *** مظهر اسماء حق که آمده حسنی
مشرق والشمس و شمس مغرب و الليل *** نيّر و النّجم و ماه مطلع طاها
آن که به ذیلش کلیم کرده توسل *** و آن که خلیلش زده است دم ز تولا
آن که ندانم به روزگار ظهورش *** محشر صغریست یا قیامت کبری
بحر عمل، موج علم، کشتی حکمت *** گوهر دریای زهد و جوهر تقوی
نور سما، انار ارض، نیّر گیتی *** روح فلک، قلب مُلّک، مالک اشیا
ص: 159
چشمه پر نور چار جدول جنّت *** میوه کافور پنج شاخه طوبی
کشتی فرخنده سیر، "سبعه ابحر" *** کوکب تابنده برج "عشره اثنا"
ای علوی سیرت ای جمال مقدس *** ای نبوی صورت ای لقای مزکی
ای به بلای تو مبتلا شده ایوب *** ای ز فراق تو خون گریسته یحیی
منتظرانیم یوم نصر ظهورت *** بر فرج ای دوست بعد شدت اعدا
کاین شب یلدای عسر ما به سر آید *** جلوه کند روز پسر با رخ ابهی
پر شود از عدل و داد عرصه گیتی *** گرگ و غنم بی شبان چرند به صحرا
رو به لطافت نهد جهان ز کثافت *** آیت علیا شوند طینت سفلی
جلوه کند آفتاب و سایه نماند *** خانه منور شود چو دامن صحرا
راست شود کار روزگار به تدریج *** حکمت یزدان چنین نموده تقاضا
بارخدایا به نور شمس نبوت *** آن که ظهور تو راست مقطع و مبدا
بار خدایا به ماه برج ولایت *** مظهر اسمت على عالى اعلى
بار خدایا به آن مجلی اعظم *** بار خدایا به این تجلی اسنی
بار خدایا به حق تسعه انوار *** بار خدایا به نور خمسه اسما
دولت اسلام را به ملت اسلام *** آیه کبری ببخش و غایت قصوی
ص: 160