نامزد اصلح
دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد
آموزگار، محمد.
نامزد اصلح / مؤلف محمد آموزگار [برای] دفتر مطالعات و پژوهش های ٦٧ ص . - (انتشارات ثقلين ؛ ٥٩)
ISBN
٢ - ٢٥ - ٩٩٦٠ - ٩٦٤
مرکز رسیدگی به امور مساجد. - قم؛ تهران: مؤسسه فرهنگی ثقلین، 1388.
٦٧ ص. - (انتشارات ثقلين؛ ٥٩)
کتابنامه: ص ٦٧؛ همچنین به صورت زیر نویس.
1. ایران - انتخابات. 2. جنگ روانی. الف. دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد. ب. عنوان. JQ1789/1018 ٣٢٤/٩٥٥٠٨٤٤
ناشر: انتشارات ثقلین
مؤلف: محمد آموزگار (دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد)
صفحه بندي و ناظر چاپ: عباس رحيمي
ليتوگرافي و چاپ: چاپ نینوا - قم
قطع و تعداد صفحه: پالتوئي - ٦٧ صفحه
چاپ و تیراژ: چاپ اول - 5000 نسخه
تاریخ: اردیبهشت 1388
نشانی:
انتشارات ثقلین: قم - خیابان انقلاب - چهارراه سجادیه - کوچه شماره 33
پلاك 13 - تلفن 7734467 - دورنویس 7732864
مؤسسه فرهنگی ثقلین: تهران - تهرانپارس - بین فلکه دوم و سوم
خیابان 182 غربی - پلاک 6 - تلفن 77702312 - دورنویس 77881452
شماره شابك ٢ - ٢٥ - ٩٩٦٠ - ٩٦٤
خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) شهرستان بروجن.
ویراستار دیجیتالی: فروغ محمدی.
ص: 1
کلیه حقوق برای ناشر محفوظ است
پیش گفتار ... 7
مقدمه ... 11
فصل اوّل: تاریخچه جنگ روانی ... 13
تبلیغات ... 17
روانشناسي تبليغات ... 18
تاكتيك هاي تبليغاتي ... ١٩
مراحل پيروزي تبليغاتي ... 21
شیوه های جنگ روانی ... 22
اثرات جنگ روانی ... 28
وحشت ... 28
سر دردهاي تنش ... 29
واکنش های انجماد ... 29
تکان های شدید و لرز ... 29
افزایش فعالیت های اتونوميك ... 30
وقفه ي تنفسي ... 30
ضعف عصبي و عروقي ... 30
احساس ذهنی ترس ... 30
حالت اضطراب ... ٣١
اهداف جنگ روانی ... 31
فصل دوم: نامزد اصلح کیست؟... 35
وظیفه مردم در انتخابات ... 40
انگیزه افراد برای شرکت در انتخابات ... 41
انتخاب اصلح ... 42
ص: 2
خصوصیات اصلح به طور عام ... 42
خصوصیات اصلح به طور خاص ... 43
اصلح از دیدگاه قرآن و روایات ائمه: ... 43
اصلح از دیدگاه امام خمینی (قدس سره) ... 57
اصلح از دیدگاه مقام معظم رهبري ... 60
انتخاب اصلح در فضاي سالم تبليغاتي ... 64
منابع ... 67
انقلاب اسلامي ايران روايتي دو سويه از مشروعیت و مقبولیت را در گردونه نظام سياسي تعريف مي نماي_د ک_ه مشروعيت خاستگاهي الهي دارد و مقبولیت خاستگاهي عرفي و مردمي. در هم تنيدگي مشروعیت و مقبولیت و شیوه چینش طولي آن دو، نظام معنايي سياسي پيچيده و مترقي را فرآهم آورده است که در رأس آن ولایت فقیه قرار دارد که منشوري از دانايي و دينداري مي باشد مردم نیز صاحبان اصلی این نظام هستند که معرکه بازار سیاست را وا نهاده و با استمداد از دین آسماني اسلام، گامی بلند براي ترسيم چرخه «انسان کامل» و «مدين_ه فاضله» برداشته اند نظامی که در آن مناسبات قدرت و سیاست بازي تو در توي قدرت پرستان نیست بلکه به واقع خدمتي الهي تعبير مي شود تا رقابتي براي خدمت به خلق حاصل گردد که رضایت خلق منجر به رضایت خالق مي شود.
در چنین نظامي اهداف بس مقدس و بلندند و راه هاي رسيدن به اهداف نیز به همین سياق مشروعيتي انساني می یابند که انتخابات یکی از این راه هاست. انتخابات تجلی اراده مردم در عرصه عمومي است که این عرصه تنها با اراده مردم سامان می یابد. در اصل ششم قانون اساسي آمده است «در جمهوري اسلامي ايران؛ امور کشور باید به اتکاء آراء عمومي اداره شود...» از این روست که انتخابات از سويي حق مردم و از طرفي تكليف ال_ه_ي س_ت که باید آحاد شهروندان نظام اسلامي این تکلیف را به جاي آورند. امروز انقلاب اسلامي با شکوه تر از همیشه به راه خويش براي رسيدن به تمدن زرین اسلام در حرکت است و این مردم هستند که با حمایت و انتخاب خویش این اهداف را پی می گیرند. دشمنان نیز هر روز بیشتر از دیروز در تلاشند تا در مسیر این خیزش عظيم تاريخي مانعي بيافرینند اما مردم ما با الهام از آرمان های امام کبیر و تبعیت از رهبري فرزانه انقلاب این طریق مقدس را با شوري فرا تاریخی هر روز طوفنده تر از دیروز می پیمایند. کتاب پیشروي گامي کوچک از طرف دفتر مطالعات است تا در این حرکت بزرگ نقشي داشته باشد. کتاب حاضر مشتمل بر دو فصل است که در فصل اول ب_ه موضوع جنگ رواني، پيامدها و طرح هاي پيريزي شده توسط دشمن مي پردازد و چگونگي ايجاد شبهه و نهایتا
ص: 3
سلب قدرت تصميم گيري از مخاطب را بررسي مي کند و در فصل دوم که فراز اصلي كت_اب اس__ت ب_ه ب_ررس__ي نامزد اصلح از دیدگاه آیات و روایات و امام (قدس سره) و رهبري مي پردازد و خصوصیات یک نامزد را بررسي مي کند امید است که این تحقیق گامی در راستاي آرمان های اصیل انقلاب باشد در پایان از محقق ارجمند جناب حجت الاسلام والمسلمین محمد آموزگار نویسنده کتاب کمال تشکر و امتنان را داریم.
دفتر مطالعات و پژوهش های
مرکز رسیدگی به امور مساجد
قدرت هاي استعماري جهان براي دستيابي به اهداف پلید خود در به زانو درآوردن ملت ها و دولت هاي جهان جهت بهره کشي ظالمانه ي خود از هر طریق ممکن که لازم باشد استفاده مي نمایند. لذاست که به عنوان نمونه مي توان نحوه ي برخورد آنها را با ایران اسلامی مطرح نمود که در این برخورد علاوه بر بهره برداري از تمام روش هاي ممکن از جنگ رواني نيز به عنوان یک روش کارآمد و مهم در تحقق اهداف خود استفاده نمودند که این روش عمده ترین راه کاري است که استعمار در تهاجم خود همان طور که مقام معظم رهبري نيز به آن اشاره و تأکید نمودند از آن استفاده می نمایند که ابزار مورد استفاده در این جنگ عمدتا تبلیغات مي باشد که با استفاده از ابزار مختلف مثل نشریات، کتب، سخنراني و رسانه هاي گروهي اعم از داخلي و خارجي در رسيدن به اهداف خود تلاش مي کنند.
معذلك قدرت هاي استعماري يکي از اصولي که در برخوردهاي ظالمانه خود با دیگر کشورها به آن توجه کامل داشته و بهره ي لازم را مي برند، تبلیغات مي باشد تبلیغات در دنياي امروز يعني «كوشش كم و بيش سیستماتیک که هدف نهایی آن شکل و فرم دادن به عقائد، نگرش، و رفتار مردم در جهتي خاص که مورد نظر مبلغ است، مي باشد». پس در جنگ رواني اعتقاد بر این است که عقاید، احساسات گرایشات و تفکرات را تغییر دهیم که تغییر خود باعث تغییر در ساختار شخصيتي و رفتار فرد مي شود که این امر بر پايه ي تبليغات استوار است.
ولکن آن چه لازم به نظر مي رسد این است که خود و دیگران را در برابر هر هجوم تبليغاتي مسموم و مغرضانه ي دشمن استعمارگر واکسینه نماییم چرا که خواه ناخواه در مسیر این امواج مسموم قرار خواهیم گرفت
ص: 4
و راه واکسینه نمودن نگرش ها، عقاید و تفکرات، شناخت فرآیند تغییر نگرش، شناخت تبلیغات و اهداف آن و شناخت شيوه هاي جنگ رواني، آشنايي با اثرات جنگ روانی بر افراد یک جامعه و آشنايي با اين که رفتار متأثر از چه عوامل متعددي است خواهد بود.
در فرهنگ علوم سياسي کلیت «جنگ» را مبارزه مسلحانه بین کشورها یا مردم یک سرزمین براي رسيدن به هدف هاي سياسي و اقتصادي و... تعریف نموده اند با این تعبیر می توان جنگ ها را به جنگ عادلانه، جنگ تجاوز کارانه، استعمارگرانه، توسعه طلبانه و جنگ آزادي خواهانه طبقه بندي کرد.
در طول تاریخ ملت ها در برخوردهایی که با یکدیگر پیدا می نمودند همواره علاوه بر درگيرهاي مادي و از مسائل رواني براي تحت فشار در آوردن طرف مقابل استفاده می نمودند. لذاست که در زمان ظهور اسلام ک_ه منافع بسياري از ظالمان را به خطر انداخته بود از این شیوه توسط دشمنان اسلام، خصوصا منافقین استفاده به عمل مي آمد که در قرآن کریم نیز طبق آياتي به اذیت و آزار منافقین بر پیامبر اسلام و پیروان آن حضرت اشاره مي نمايد که مي فرمايد:
«وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ». (1)
«چون با اهل ایمان برخورند (منافقین) گویند ما ایمان آورده ایم و چون با شيطان هاي خود خلوت کنند گویند ما باطنا با شمائیم جز این که مؤمنان را استهزاء مي کنيم».
و در جاي ديگر مي فرمايد:
وَ لَا تَليسُوا الحَقَّ بالبَاطِلِ وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ». (2)
«حق را به باطل مپوشانید تا حقیقت را پنهان سازید و حال آن که به حقانیت آن واقفید».
و هم چنین در خصوص شایعه سازي دشمنان اسلام مي فرمايد:
«لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ المُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبهمْ مَرَضٌ وَ المُرْجِفُونَ فِي المَدِينَةِ لتُعْرِيَنَّكَ بهمْ ثُمَّ لا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلاً». (3)
اگر منافقین و آنها که در دلهايشان بيماري است و همچنین آنها که اخبار دروغ و شايعاتي بي اساس در مدینه پخش مي کنند دست از کار خود برندارند تو را بر ضد آنان مي شورانیم پس جز مدت کوتاهي
ص: 5
نمي توانند در کنار تو در شهر باشند».
همان طور که مشاهده می نمائید منافقان در زمان هاي بحراني فعال مي شوند و با پخش شایعات دلهره آور جامعه اسلامي را به اضطراب مي افکندند. اوج شیطنت آنها در جنگ ها بود پس دشمن را بزرگ جلوه مي دادند، خسارات ناشي از جنگ را بزرگ مي نمودند و... .
و در آياتي ديگر در مورد فتنه گري منافقان مي فرمايد:
«لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْعُونكُمُ الفِتْنة وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ». (1)
«اگر منافقان همراه شما به جنگ بیرون آمده بودند جز فساد (تردید و اضطراب) بر شما نمي افزودند و به سرعت در میان شما رخنه می کردند تا فتنه پدید آورند و در میان شما کسانی تأثیر پذیرند که به سخنان آنان گوش دل مي سپارند و خداوند به ستم گران آگاه است».
و هم چنین در ادامه آيه مي فرمايد: «لقدْ ابْتَغُوا الْفِتْنَة مِن قَبْلُ وَ قَلَبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّى جَاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ الله وَ هُمْ كَارِهُونَ». (2)
«منافقان پیش از این هم دنبال فتنه گري بودند و کارها را براي تو واژگون جلوه مي دادند تا آن که حق آمد و امر خدا آشکار شد و (شما پیروز شدید) در حالی که آنان ناخوش مي دانستند».
و بسياري از موارد دیگر که دشمنان اسلام در اثر گذاشتن بر مردم از آن استفاده مي کردند.
و اما در اواخر جنگ جهاني اول نیز تبلیغات به عنوان حربه اي روانشناسانه به خدمت استعمارگران درآمد هدف اساسي اين نوع تبلیغ استعمار فكري ملت هاي ستم ديده ي جهان در مسائل سياسي و اقتصادي، فرهنگي ب_وده است و در نتيجه براي توجیح این سیاست افکار عمومي کشورهاي خود و ديگر را نيز فريب داده ب_ه ب_ي_راه_ه کشاندند این امر طي جنگ جهاني دوم از چنان اهميتي برخوردار گشت که طرفین جنگ در به کار بردن آن براي رسيدن به هدف هاي خود به رقابت با یکدیگر برخاستند و این تلاش جنگ رواني و ي_ا جن_گ اعصاب نامیده شد. به این ترتیب بعد از این دوره اهمیت جنگ رواني به اندازه ي جنگ مسلحانه و حتي در مواردي بيش از آن گردید به طوري که جنگ مسلحانه در خدمت جنگ رواني در آمد. در جهان امروز جنگ رواني جزئي از فعالیت هاي سياسي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي کشور هاي استکباري است. که تحت پوشش سازمان هاي اطلاعاتي در سطح ملي و بين المللي داراي کار کردهاي گوناگون است. براي مثال بنگاه مرکزي اطلاعات امریکا (سیا) در حال حاضر با استفاده از شيوه هاي رواني کنترل افکار عمومی آمریکا و سایر نقاط جهان را در دست دارد که يکي از فعاليت هاي مهم سیا در کشورهاي مختلف تأثیر گذاشتن در به اختیار گرفتن مطبوع_ات ب_ه خصوص روزنامه مي باشد. در جریان مطبوعات داخلی کشورمان نیز، مقام رهبري «به پايگاه دشمن بودن آنها» اشاره نمودند و عملکرد آنها بدین صورت است که نظام استکباری با ایجاد روزنامه ها و يا نفوذ در روزنامه هاي
ص: 6
کشورهاي مزبور، اخبار را طوري منعکس مي کنند که هدفش بي اعتبار کردن دولت و ایجاد نفاق بین مردم و در نهایت رسیدن به اهداف طراحی شده خودشان مي باشد.
از آنجايي که اساس جنگ رواني برتبلیغات استوار است و این واژه در تعریف جنگ روان_ي ني_ز ب_ه ک_ار آم_ده است از این رو به بحث پیرامون مفهوم تبلیغات اشاره اي مي نمائيم. «تبلیغات» داراي ريشه لاتين بوده و معني آن پخش کردن، منتشر ساختن و چيزي را شناساندن است. امروزه تبلیغات به معنای تأثیر گذاري بر عقاید دیگران تعريف مي شود و هدف از آن فراهم ساختن موجبات پیوستن بیشترین شمار ممکن از افراد به یک ایدئولوژي يا نظام سیاسی یا یک حزب و جریان است و هم چنین واداشتن آنان به احراز تعهدي فعال مي باشد.
روانشناسي تبليغات، در پي تغيير نگرش و باورهاي افراد بوده؛ که مبلغ مي خواهد نگرش ها، باورها و افکار افراد را از آن خودش نمايد ولي آن چه که واقعا تغيير مي كند نگرش افراد است لذاست که مبلغ براي رسيدن به هدف باید مراحلي طي نماید که به آن اشاره مي گردد:
1- شناخت ماهیت انسان؛
2- ويژگي هاي شناختي افراد مورد نظر؛
3- ويژگي هاي عاطفي افراد مورد نظر؛
4- ويژگي هاي هيجاني؛
5- ساختار فردي افرادي که قرار است بر روي آنان تأثیر گذاشته شود؛
6- انگیزه افراد، وابستگي و دلبستگي آنها، اميال و آرزوهاي آنها؛
7- ساختار رفتار فرد؛
8- تغییر در نگرش، باور، ایدئولوژي و فلسفه فرد؛
9- و اگر توانستیم در نگرش فرد تغييري حاصل کنیم نتیجه این تغییر، تغییر رفتار فرد خواهد بود.
بهترین راه براي يافتن راهکارهاي تبليغاتي بررسي قواعدي است که مبلّغ هاي موفق از آنها استفاده مي نمايند که این قواعد عبارتند از:
1- در نظر داشتن مخاطب: باید در تبلیغات فرد یا طبقه خاصی را مورد خطاب قرار دهند و کلمات را متناسب با فهم و چهار چوب ذهني مخاطب به کار برند بر پايه ي اطلاعات لحظه به لحظه اي که در باره ي نگرش ه_اي گروه مخاطب دارند صحبت کنند نام رويه هايي را به کار ببرند که براي آنان آشناست و نزد آنان اعتبار دارد و
ص: 7
البته مبلغ براي يک چنين کاري خود سعي در آفریدن آنها را دارد يعني موضوعي را تحت عنوان یک رویه برجسته معرفی و از آن به عنوان یک ابزار استفاده می نماید.
2- ظاهرسازی: آنها براساس مصلحتي که مي پندارند خيلي از مسائل را رعايت مي نمايند که قلبا اعتقادي ب_ه آن ندارند مسائلی مثل این که از خصومت بپرهیزند، با دشمن همانند یک دوست برخورد شود از لجبازي، توهين و عيب جويي اجتناب کنید.
3- شایعه سازی: شایعه سازي و پراکندن آن در جامعه از ابزار مهم و کارآمد در امر جنگ رواني به شمار آم__ده است بدین صورت که شایعه اي مطرح می کنند و هم زمان به شایعه بودن آن نیز اعتراف می کنن_د ب_ا ای_ن ک_ار ضمن آن که خرسندي خود را حفظ کنند شایعه را مي پراکنند این شایعه به سرعت به عنوان یک حقیقت تکرار می شود بدون آن که مشخص شود شایعه است.
4- حمله به نقاط ضعف مخاطب: در هر عملکردی خواه ناخواه یک سری مسائل از نقصان برخوردار است یا به نظر اين چنين مي رسد و لکن دشمن از این فرصت استفاده لازم را نموده و سعي مي كند ناسازگاري ها و نارضايتي هاي ريشه دار را بزرگ نموده و از آنها بهره بگیرند و بر اشتباهات طرف مخاطب که قصد ضربه زدن به او را دارد، تأکید نماید و احساس گناه را در او برانگیزد.
5- زیرکی و فرصت طلبی: دشمن سعي مي کند با زیرکی از هر فرصتي استفاده کند موارد مدنظر خود را به افراد مخاطب تلقین نماید. لذا سعي مي کند جمله هاي کوتاه و جذاب به کار ببرد نگراني ها را بیشتر و بزرگتر نماید.
و اما دشمن در روش تبلیغي خود جهت غلبه بر طرف مقابل خود مراحلي را طي مي نماي_د ک_ه ب_دان اشاره مي گردد.
مرحله اول، خسته کردن: در این مرحله با تدابیری که می اندیشد سعي مي کند مردم را از مقاومت در برابر تهاجمات خسته کرده از ادامه مبارزه بيزار نمایند آنها را با توجه دادن به محرومیت ها، خرابي ها و خونريزي هاي حاصل از مبارزه ناراضي کنند.
مرحله دوّم، مأیوس کردن: در این مرحله با به اجرا در آوردن مراحلی که اول بدان اشاره شد تمام امیدها و آروزها را به یأس بدل خواهد کرد.
مرحله سوم، تغییر موضع: در این مرحله با توجه به تدابیری که اندیشیده اند و بدان توسل جسته اند که در مراحل قبل بدان اشاره نمودیم این گونه القاء مي کنند که آینده بهتر در شورش، تمرد و تغییر موضع دادن است تا از این مشکلاتي که از مقاومت و مبارزه حاصل شده بود خلاص شده و آرامش قابل توجهي در زن_دگ_ي ب_ه دست آید.
ص: 8
مرحله چهارم، ایجاد شک در حاکمان: در این مرحله مردم را نسبت به توانايي اهداف و عمل کرد حاکمان دچار شک و تردید نموده این باور را در اذهان بوجود می آورند که مسئول حاکم باعث همه ي اين بدبختي ها شده و برای این که از این مشکلات که بوجود آورده جلوگیری شود باید با تحت فشار قرار دادن حاکمان آنها را از موضع شان پایین آورده تسلیم خواسته هاي کشور یا گروه مخاصم نمایند.
در طول تاریخ همواره زماني که ملت یا کشوري آماج جنگ روانی قرار گرفته و دريافت فكري و ذهني آن مردم براي سوق يافتن به سوي اهداف مطلوب مورد نظر تحت تأثیر قرار مي گيرد، ایجاد کننده جنگ رواني موردنظر مي کوشد تا با فراهم آوردن جو آکنده از نابساماني شرايط بحراني را براي وارد آوردن ضربه به پیکر و ب_ه مصداق مثل معروف از آب گل آلود ماهي گرفتن عرصه را براي جولان و تاخت و تاز خویش مهیا سازد. در اين راستا يکي از مهمترین وظایف و مسئولیت ها به عهده بنگاه هاي سخن پراکني و مطبوعات است که مي کوشند با تأثير گذاري بر مردم و انحراف اذهان آنها از مشکلات و مسائل ناشي از سلطه ي امپریالیسم در کشورشان و پخش اخبار مغرضانه و جعل و تحریف هرچه بیشتر هر نوع تفکر سازنده را به بیراهه بکشانند و منافع و مطامع استعماري کشورهاي امپریالیستي را حفظ و یا توجیه کنند. بنگاه هاي سخن پراکني و مطبوعات براي رسيدن به این اهداف از شيوه هاي مختلف تبليغ سياسي مثل ايجاد جو کاذب از طریق پخش و نشر شایعات، دروغ پردازي، تحریف شعارها، محو چهره هاي انقلابي، ايجاد رقابت بین نهادها و شخصیت ها، دامن زدن به اختلافات دروني، کمک به ایجاد درگيري هاي داخلي يا فراهم آوردن زمينه هاي ذهني آن، استفاده مي کنند این شیوه ها معمولاً ب__ر تأثير گذاري بر نگرش افراد یک جامعه و تغییر آن در راستاي اهداف از پیش تعیین شده به کار مي رود که عبارتند از:
1- شایعه: شایعه عبارت است از ادعائي محض که جهت برانگیختن باور مخاطبین به کار مي رود و ده_ان ب_ه دهان افراد منتقل مي گردد و فاقد سند و مدرکی به عنوان پشتوانه مطمئن براي ارائه کردن است در دنياي امروز شايعه به وسيله اي در دست صاحبان قدرت جهت به راه انداختن جنگ رواني تبديل شده است. علل و عوامل مختلفي مثل اوضاع و احوال و موقعیت به شایعه کمک مي کند که عبارتند از:
1- اولین عامل که در ایجاد یک شایعه مؤثر مي باشد اهمیت آن مسئله خاص در جامعه مي باشد.
2- دیگر عاملي که در ایجاد شايعه مي تواند مؤثر باشد ابهامي اس_ت ک_ه در موض_وع م_ورد ن_ظ_ر وج_ود دارد. لذاست که این ابهام باعث مي شود تا ایجاد کنندگان جنگ رواني در جامعه از فرصت سوء استفاده کرده، از آن به عنوان یک ابزار استفاده نمایند.
تحقیقات مختلف اجتماعي نشان مي دهد که شایعه در هر زمان متناسب با شرایط حرکت جامعه و کنترل حرکت در جهت مطلوب در مسائل اجتماعي اقتصادي و سياسي استفاده مي شود. نامتعادل کردن فضاي يک
ص: 9
جامعه و ایجاد ناامني و هراس در آن، اولین و اصلی ترین عامل در جهت دهي و برنامه ريزي در راستاي اهداف از پیش تعیین شده است در چنین شرایطی شایعه سازان بر آنند انرژي و انديشه هاي جامعه را در دو جهت به سمت مسائل غیر ضروري سوق دهند.
اول آن که با ساخت و اعلام شایعه اذهان را متوجه آن نموده انرژی افراد جامعه را صرف پخش آن کنند.
دوم آن که مسئولین و دست اندرکاران جامعه را از کار اصلی با مشغول کردن به کارهاي فرعي بازدارند و آنها مجبور شوند تا در شناخت کانال ها و شبکه هاي پخش شایعه تلاش کرده و در جهت خنثي سازي آن بکوشند.
نکته اي که این جا به ذهن مي رسد این است که گاهي اصل پخش شایعه براي شايعه ساز بیشتر موردنظر است تا نتایج آن. يعني شايعه ساز ارزيابي مي کند تا ببيند ميزان موفقیتش از نظر تأثير گذاري چه شعاعي را در بر مي گيرد تا در فرازهاي حساس آينده بتواند برنام_ه خ_ود را ب_ه شکل منسجم تري در راستاي اهداف مهم عملي سازد. در واقع مي توان اهداف شایعه ساز در بخش اخبار کذب و شایعات بی اساس را در محورهاي زير خلاصه نمود.
الف) ايجاد بدبيني نسبت به نظام و مسئولین که یقینا نتيجه اي جز حاکم ساختن روحيه ي يأس و دلمردگي و خستگي رواني براي اقشار مردم نخواهد داشت.
ب) افزایش نگراني و اضطراب در مردم.
ج ترور شخصیت و لکه دار کردن قداست مسئولین نظام و ارزش هاي حاكم.
د) ایجاد فضاي ناسالم اجتماعي.
ح) ایجاد تقابل و صف بندي ميان قشرهاي مختلف مردم برای ایجاد اختلاف و از بین بردن وحدت و يگانگي که پیروزی هر ملتی در سایه آن تحقق خواهد یافت.
2- تحريف واقعيات: تحريف واقعیات به عنوان يکي از شيوه هاي جنگ رواني مي باشد، يعني انحراف اذهان عمومي از حق به باطل و دگرگون جلوه دادن مسائل به جهت خواسته هاي خود در واقع در تحریف واقعیات با عبارات به نوعي بازي مي شود که از پیام ها به گونه اي برداشت شود که آنها می خواهند نه آن طور که حقیقت دارد.
3- اغراق و مبالغه: يکي از روش هاي بسيار ساده و در عین حال مهم در جنگ رواني اغراق و مبالغه مي باشد که افراد یا گروه ها از این روش در دو جهت استفاده مي نمايند.
اول: نقاط ضعف و یا نواقصي که در جبهه مقابل وجود دارد را مورد توجه قرار داده آن را براي عموم بيش از اندازه بزرگ جلوه داده بر آن تأکید می نمایند.
دوم: موارد مثبتی را که خود دارا هستند، به جامعه ارزاني داشته هر چه بتوانند آن را در اذهان بزرگ نموده تا بتوانند از این طریق افراد را به سمت خود جذب نمایند.
4- تفرقه در خصوص این مسئله باید عرض شود که این روش تقریبا نتيجه روش هاي ديگري است که دشمن
ص: 10
در جنگ رواني در پي آن مي باشد با توجه به این مطلب می توان ادعا نمود که تفرقه در جنگ روانی از اهمیت و جايگاه خاصي برخوردار است چرا که تفرقه بزرگ ترین عامل گسيختگي هر نظام و باعث بدبختي و ب_ه ذلال_ت کشیده شدن هر ملت می باشد و در مقابل وحدت مي تواند مايه ي قوام و پيروزي و موفقیت هر نظام و هر امتي باشد.
لذاست که دشمن در جنگ روانی که به راه مي اندازد سعی در ایجاد اختلاف و تفرقه دارد تا به واسطه آن به اهداف پلید خود برسد.
5- فریب: در فریب یا استراتژي دروغ بزرگ، کوشش مي شود تا مخاطب مورد نظر به سمت يک فضاي ذهني متفاوت با واقعیات سوق داده شود. این فضاي رواني بايد به گونه اي براي گروه مورد نظر ساخته و پرداخته شود که بدون ابراز مقاومت در آن فضا قرار گرفته و مفاهیم و علائم مورد قبول و پذیرش او قرار گیرد بنابراین مجري طرح فریب در جنگ روانی تمام تلاش و کوشش خویش را به کار مي گيرد تا ذهن مخاطب را به نتیجه موردنظر خویش برساند. معمولاً در تاکتیک فریب از روش هاي زير استفاده مي گردد:
الف) بر چسب زدن؛
ب) تغيير موضع دادن براي انحراف افکار عمومي؛
ج) دو پهلو صحبت کردن براي سر درگمي افراد؛
د) استفاده از موقعیت و جایگاه خاص اجتماعي و سياسي براي قبولاندن نظر خاص مورد نظر خود.
6- ترور: دشمن با ترور یا تهدید سعی در برانگیختن ترس و هراس در مخاطب جهت تحت فشار قرار دادن وي براي اطاعت و تسلیم را مي نمايد.
ترور در جنگ رواني بر دو نوع ترور فيزيکي و ترور شخصیت تقسیم می شود که هر کدام از آنها در جایگاه خود نقش مؤثري را ايفا مي کند در هر صورت ترور نيز يکي از روش هايي است که دشمن بدان وسیله افکار عمومي را آن چنان که خود مي خواه_د ت_ح_ت ت_أث_ير ق_رار مي دهد هم چنان که در مملکت خود شاهد بهره برداري دشمن از هر دو نوع این روش بوده ایم.
زماني که فردي در موقعيتي قرار گرفته که آن را خطرناک و تهدید آمیز تلقي مي کند در جستجوي فرار و ي_ا برطرف کردن آن می باشد که در این راستا اقداماتی را نیز انجام خواهد داد این موقعیت را استرس یا فشار رواني می گویند.
هاني سيله تظاهر باليني وضعيت استرس را که سندرم سازگاري عمومي نام گذاري شده داراي سه مرحله مي داند:
الف) واكنش هشدار دهنده یا زنگ خطر؛
ب) مرحله مقاومت؛
ص: 11
ج) مرحله تحلیل و واماندگی.
در این مرحله است که فرد از حیث رواني و جسمي دچار مشکل شده رفتار او دچار اختلال و از حالت نرمال خارج مي گردد:
وحشت عبارت است از ترس بسیار شدید و بیمارگونه اي که اغلب با اختلال فکر و عدم کنترل اعمال و رفتار توأم بوده هشياري فرد دچار مشکل اساسي شده توان فرد را از بين مي برد.
این مشکل که براساس فشارهاي موجود که حاصل از جنگ روانی و آثار و تبعات آن بوده عضلات سر و پيشاني انقباض می گردد.
در این حالت فرد به صورت کاملاً بی حرکت نمایان شده و اگر این حالت طولاني شود بايد تحت درمان قرار گیرد چرا که این حالت در زمان طولاني مي تواند مخاطره آمیز و نوعي بيماري به حساب آید.
در این حالت فرد بدون فعالیت به طور انفعالي براي مدتي در وضعيت بي حرکت قرار گرفته دچار عارضه تنش هاي عضلاني شديد مي گردد.
این فعالیت ها اغلب به صورت زير ديده مي شود:
الف) عرق کردن زیاد؛
ب) بي اشتهايي و تهوع؛
ج) ناراحتي هاي شكمي و اسهال؛
د) تکرار ادرار.
ص: 12
در این حالت نفس بند آمده به صورت احساس فشار در قفسه سینه و گيجي تظاهر مي کند.
در این حالت خستگی شدید عارض مي شود که به صورت ضعف و سستي احساس مي گردد.
این ترس همیشه در همه افرادی که در معرض فشار رواني هستند بوجود مي آيد ولي در بعضي افراد تمام شخصیت را به مخاطره می اندازد.
شایع ترین واکنش فرد حالت اضطراب است که علائم آن مثل دلشوره، دلهره، تنش، لرزش، ترس، نگراني، گریه، افسردگی، احساس گناه و سرگیجه می باشد.
القاء غم: غم یک حالت رواني است که در اثر عدم تطابق انتظار فرد با جامعه، موقعیت و شرایط او بوج_ود آيد براي القاء غم سعي مي شود تصویر نامطلوب و نامتوازن نسبت به انتظارات موجود از موقعیت و شرایط ارائه شود. و متقابلاً آرزوها و ایده هاي فرد یا جامعه دور از دسترس قلمداد می گردد از نظر تبلیغات براي ايجاد جنگ رواني، بزرگنمايي نقاط ضعف و کوچک نمایی امکانات و دستاوردها يکي از روش هاي القاء غم و يأس مي باشد البته القاي غم بوسیله روش هاي ديگري نظير تغيير شرايط محيطي بوسیله کاهش عاطفه، زيبايي و تنوع و افزایش سوءظن و مسائل این چنيني مي تواند صورت پذيرد.
در این میان نقش وسایل ارتباط جمعي را نمي توان نادیده انگاشت که با در نظر گرفتن شرایط موجود و با تجزیه و تحلیل و توجه به جوانب مختلف مسائل شرایط را آن طور که برنامه ریز جنگ رواني تعيين کرده است تغییر داده و جامعه را آگاهانه و یا نا آگاهانه به سوي غم و اندوه پیش می برد و با پرورش نفرت و گسترش افسردگي و اشاعه ي نگراني، اضطراب، واهمه، ترس (ترس از مسائل مختلف مثل فقر، تورم، تهديدات خارجي و ...) روحیه جامعه را متزلزل می گردانند.
القاء يأس و ناامیدی: در شرایطی که فرد مصمم به تحقق شرایط مطلوب است اگر در کوشش خود به هر دليلي موفق نشود و این ناموفقیت تکرار شود باعث خواهد شد که فرد دچار یک بحران روحي شده که این بحران را حالت یأس یا ناامیدی می گویند که با درماندگي همراه خواهد بود.
در القاء يأس و نااميدي تصويري از عدم موفقیت فرد یا جامعه از تلاش ها و فعالیت هایش ارائه مي شود فرد و جامعه در جریان حرکت خود به سوي هدف ها و آرمان هایش در مقاطع گوناگون و به طور مکرر و پیوسته
ص: 13
احساس شکست نموده با از دست دادن اعتماد به نفس معتقد به ناتواني خود مي گردد و برای این که مردم یک کشور را به سوي يأس و نااميدي کشانید باید قبل از هر چیز مردم آن کشور را نسبت به مسائلي خسته و بیزار کرد و با تکرار محرومیت ها، خرابي ها، کمبودها، عقب ماندگي ها جنگ ها، ... و هم چنین با استفاده از عوامل اقتصادي، سياسي و رواني حالت سرخوردگي را در آنان بوجود آورد و سپس با در نظر گرفتن زمان مناسب این سرخوردگی را به نااميدي مبدل کرد.
ایجاد رعب و وحشت: ارعاب يکي از مهم ترین و قديمي ترين و مؤثرترين ابزار براي شکست روحي مي باش__د که با بهره گيري از وسایل ارتباط جمعي، جنگ و محاصره اقتصادي و تحریم سياسي صورت مي گيرد.
در جنگ رواني سعي مي شود که با تخریب فکري و رواني مردم و نيروهاي نظامي انگيزه مقاومت را در آنها از بین برده و در شرایط مختلف از روش هاي خاص خود استفاده مي شود گاهي از وسایل ارتباط جمعي مانند روزنامه، رادیو، تلویزیون، سینما، اعلامیه و... به عنوان وسیله اي براي ايجاد رعب و وحشت استفاده مي شود و بعضا به عمليات هاي نظامي نیز متوسل می گردند حکومت هاي استعماري از ايجاد دلهره و اضطراب و جنگ رواني استفاده ي زيادي نموده و براي تثبيت موقعيت خود و بهره برداري از نيروي انساني ناگزیرند روح شهادت طلبي و شجاعت را در مردم بمیرانند و تردید را بر ارواح آنان حاکم کنند لذاست که ملتي با قالب شدن ترس بر آنها از هرگونه جنبش و حرکت و هم چنین اعتراض عليه ناهنجاري ها ناتوان خواهد بود و در این صورت ملتی که توان اعتراض نداشته باشد مرده است.
تسلط بر ملت ها گاهي به صورت پنهانی انجام می گیرد که در این صورت بیشتر از وسایل ارتباط جمعي و وسائل رواني استفاده مي کنند و گاهي به صورت علني و آشکارا (اقدامات مادي و فيزيکي) ک_ه ب_ه_ره گيري از تسلیحات نظامي می باشد وسایل ارتباطی استکبار و وابستگان آنان در داخل نیز سعي مي کنند اولا خبرهاي تازه و جذاب را به کار گرفته ثانیا آنها را حقیقی جلوه داده ثالثا در زمان خاص از آنها براي ارعاب استفاده مي نمايند.
از ديدگاه قرآن و ائمه معصومين (عليهم السلام)
از دیدگاه امام خمینی (قدس سره)
از دیدگاه مقام معظم رهبری
در جامعه مردم سالار دیني، انسان مختار و در انتخاب روش زندگي آزاد است و سرنوشت او طبیعتا بای_د ب_ه دست خودش تعیین گردد.
ص: 14
با توجه به این که همه ي انسان ها باید بتوانند در امور مملکت خود که به سرنوشت آنها مربوط است دخالت داشته باشند و چون ممکن نیست که همه مردم مستقیما در امور دخالت نمایند، لذاست که تشکیل حکومت براي زندگي اجتماعي ضرورت پيدا مي کند.
پس مردم باید با رأي آزاد خود فرد یا افراد صالحی را انتخاب نموده تا به نمايندگي از آنها اداره امور جامعه را به دست بگیرند.
بنابراین مردم عزیز ما باید با دوري از هرگونه تبلیغات سوء و غوغا سالاري که مراکز تبليغاتي غربي و عوامل داخلي آنها به راه مي اندازند، در پاي صندوق هاي رأي حاضر شده و با انتخاب اصلح (ک_ه م_ا در ای_ن گفت_ار ب_ه بررسي خصوصیات آن می پردازیم) سرنوشت فردي و اجتماعي خود را براي رسيدن به سعادت ابدي رقم بزنند.
انتخابات تعیین کننده سرنوشت فردي و اجتماعي است:
انسان با توجه به اختیاری که خداوند متعال به او عنایت کرده است مي تواند سرنوشت فردي و اجتماعي خود را انتخاب کند و یا با نوع انتخاب خود سرنوشت خود را تغییر دهد.
«إنَّ الله لا يُغيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ». (1)
بدرستي که خداوند حال قومي را تغییر نمي دهد تا این که آنها خود حالشان را دگرگون سازند».
و این براساس سنت هايي است که خداوند متعال در عالم قرار داده و هیچ گونه تغییر و تبدیل نیز در آن راه ندارد و لذا انسان نتیجه کاري را که در دنیا انجام داده بصورت مادي و معنوي بطور قطع خواهد دید.
«فلن تَجِدَ لِسُنَّةِ الله تَبْدِيلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ الله تحويلاً». (2)
«هرگز در سنت خداوند دگرگوني و تغييري نيابي».
بنابراین انسان ها مي توانند با توجه به عملکرد مثبت یا منفي خود سعادت یا شقاوت را در زندگي براي خود رقم زده و از آن بهره برده و یا در آن گرفتار آیند.
«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ القُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لفتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنْ السَّمَاءِ وَ الأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخدْناهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ». (3)
«و اگر مردم شهرها ایمان می آوردند و پرهيزگاري مي نمودند قطعا مي گشودیم برایشان برکت هايي را از آسمان و زمین لیکن آنها تکذیب نمودند پس گرفتیمشان به کیفر آنچه بدست می آوردند».
با توجه به این مطالب بیان شده انتخابات می تواند به عنوان یک مصداق بارز و عيني تعيين کننده سرنوشت انسان بدست خودش باشد.
بر همین اساس در سیستم حکومتي كشورمان يعني جمهوري اسلامي ايران که حکومتي مردم سالار و مبتني ب_ر
ص: 15
تعالیم شرع مقدس اسلام مي باشد، انتخابات نقش بسیار مهمي در صحنه هاي سياسي کشور دارد و مي توان گفت تقريبا تمامی مسئولین کشوری از طریق انتخابات عمومی برگزیده می شوند. در اصل ششم قانون اساسي آمده است:
«در جمهوري اسلامی ایران امور کشور باید با اتکاء به آراء عمومی اداره شود».
در نظام اسلامي انتخابات تنها به عنوان یک حق براي مردم نیست بلکه به عنوان یک وظیفه و تکليف ديني و ملي همگاني بوده و بايد بدان توجه لازم را بنمایند و در تمام انتخاباتي که به هر منظور پيش مي آي__د ش_رکت کنند.
در حاکمیت الهي بعد از آن که مشروعیت را از آن شرع مقدس دانستیم، باید به این نکته نیز توجه لازم را بنمائیم که مقبولیت نظام که از سوي مردم و با رأي آنها ثابت می شود از اهمیت و جايگاه ويژه اي برخوردار است چرا که حاکمیت شرع و اجرای احکام و حدود آن منوط به رأی مردم و پذیرش آنهاست با توجه به ای__ن مطالب مي توان گفت نقش مردم در انتخابات بسیار مهم بوده از اهمیت بالايي برخوردار مي باشد.
بنیانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (قدس سره) در این خصوص مي فرمايند:
«امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مسامحه کنند در این امر، اهمال کنند، نروند رأي ندهند مسئولیت متوجه خود آنهاست عینا، و اگر بروند و در تشخیص مسامحه نکنند و اشخاص متعهد مسلّم کساني که براي کشور و اهالی کشور ارج قائل هستند کساني که نمي خواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد، این اشخاص را چنان چه تعیین کنند به تکلیف خودشان عمل کرده اند
و اگر چنان چه مسامحه در این امر کنند و آنها پیش ببرند و شما ساکت باشید تمام مسئولیت متوجه شماست». (1)
بنابراين مي توان گفت دشمن در انتخابات دو هدف عمده را دنبال مي نمايد:
اول این که با توجه به جنگ رواني که از طريق تبليغات به راه مي اندازد سعي کند تا مانع از حضور گسترده مردم در پای صندوق هاي رأي شود و بدین وسیله در اقتدار ملي خلل وارد کرده و نظام اسلامي را از پشتيباني نيروي عظيم مردمي بي بهره سازد. لذاست که مردم عزیز میهن اسلامي بايد با پی بردن به نيت پليد دشمن حضوري هرچه با شکوه تر مانند دیگر انتخابات داشته، مشتي بر دهان آنها بکوبد.
دوم این که دشمن در مرحله بعدي سعي مي کند مردم را در انتخاب خود دچار مشکل کرده تا مانع از انتخاب اصلح شود و لذا مردم عزیز در این مرحله نیز باید با هوشياري کامل اصلح را شناسايي کرده و با دادن رأي ب_ه اصلح او را در اصلاح جامعه اسلامی یاری رسانند.
با توجه به اهمیت موضوع سعي مي كنيم توضیح بیشتری پیرامون مطالب عنوان شده داشته باشیم.
ص: 16
امت اسلامی در انتخابات وظیفه حساسی دارند. لذاست که در این امر بايد سعي کنند فردي را که مي خواهن__د انتخاب کنند، فقط براي رضاي خدا و مصلحت امت اسلامي باشد و در انتخاب آنها هيچ گونه انگيزه اي غير از انتخاب اصلح که تنها راه حاکمیت صالحان است نداشته باشند.
بر همین اساس در انتخابي که صورت می گیرد باید افرادی را که می خواهند انتخاب کنند، کاملاً شناخته شده باشند و آنها را در دیانت و صداقت امتحان کرده باشند و میزان کارآئي آنها را براي کاري که انتخاب مي دانسته باشند.
1- تعصبات نژادي، محلي، قومي و قبيله اي؛
2- روابط دوستي و گروهي و حزبي؛
3- هواهاي نفساني و دنیاطلبي؛
4- مصلحت انديشي.
و آن چه باید انگیزه یک فرد مسلمان در انتخاب افراد باشد همان مصلحت انديشي و انتخاب اصلح است و هنگامي که به پاي صندوق هاي رأي مي روند باید خدا را در نظر داشته باشند و فقط براي رضاي خدا و مصلحت اسلام و کشور اسلامي شايسته ترین افراد را انتخاب کنند. و اگر غیر از این باشد يعني انتخابي را که انج_ام مي دهند براساس هواي نفس و تعصبات و گرایشات حزبي و گروهي باشد در پیش گاه خدا و رسول او مسئول بوده و خائن محسوب مي شوند. حضرت رسول اکرم (صلی الله عليه و آله) فرموده اند:
«هر کس خود را بر قومي مقدم بدارد (پيشوايي آنها را برعهده بگیرد) در حالي که بداند در ب_ي_ن آن مل_ت فاضل تر (و شایسته تر) از او (براي آن کار) وجود دارد، آن شخص به خدا و رسول و جمیع مسلمانان خیانت کرده است».
حضرت علي (عليه السلام): «هر که به کردار عده اي راضي باشد، مانند کسي است که همراه آنان کار را انجام داده باشد و هر کس به کردار باطلي دست زند او را دو گناه باشد، گناه انجام آن و گناه راضي بودن به آن».
اول، تخصص: يعني توانايي و كارايي لازم را براي کاري که انتخاب شده است، دارا باشد.
دوم، تعهد: به این معني که از تقواي بالايي برخوردار بوده تا نسبت به اسلام و کشور تعهد لازم را داشته باشد.
ص: 17
باید گفت که همراه داشتن هر دو مورد بالا، لازم و ضروري مي باشد، زیرا در غیر این صورت شخص مورد نظر، نخواهد توانست براي خدمت به اسلام و کشور مفید واقع گردد و شاید خسارات جبران ناپذيري وارد نماید.
1- سعه ی صدر: قال علي (عليه السلام):
«آلة الرِّيَاسَةِ سَعَة الصَّدْر». (1)
«ابزار ریاست سعه ي صدر است».
2- حلم: قال علي (عليه السلام):
«الْحِلْمُ رَأْسُ الرِّئَاسَةِ». (2)
«بردباري مهم ترین رکن ریاست است».
3- متانت: قال علي (عليه السلام):
«وَ لا تَكُنْ عِنْدَ النَّعْمَاءِ بَطِرا». (3)
«در هنگامي که نعمت ها به تو رو آورند، مغرور و خوشحال مشو».
4- استقامت: قرآن مجيد مي فرمايد:
التَّبْلُوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنْ الَّذِينَ أوتُوا الكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنْ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذيَّ كَثِيرًا وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور». (4)
«به طور مسلم در اموال و نفوس خود آزمایش می شوید، و از آن ها که پیش از شما کتاب [آسماني] داده شدند [يعني يهود و هم چنین] از آن ها که راه شرک پیش گرفتند، سخنان آزار دهنده و فراوان خواهید شنید، و اگر استقامت کنید و تقوا پیشه سازید، پس به درستي که آن از عزم امور است».
5- صبر حضرت علي (عليه السلام) مي فرمایند:
«الصَّبْرُ عَوْنٌ عَلَى كُلِّ أَمْرِ». (5)
«صبر و پايداري بر هر کاري یاور است».
6- تحمل افکار دیگران: قرآن مجید می فرماید:
ص: 18
«وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّة وَ احِدَةَ وَ لَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ». (1)
«و اگر پروردگارت مي خواست، همه ي مردم را امت واحد بدون هیچ گونه اختلاف قرار مي داد، ولي آن ها همواره مختلف اند».
7- هوشیاری: امیرالمؤمنين (عليه السلام) مي فرمايند:
«مِنْ أَمَارَاتِ الدَّوْلَةِ اليقظة [التيقظ] لِحَرَاسَةِ الْأُمُور». (2)
«از دلايل بقاي دولت بيداري آگاهي و هوشياري در حفظ و حراست امور مي باشد».
«مِنْ دَلائِل الدَّوْلَةِ قِلَة العقلة». (3)
«از دلایل موفقیت کم غفلتي است».
8- سعی و کوشش: امیرالمؤمنین علي (عليه السلام) مي فرمايند:
«مَا أَدْرَكَ المَجْدَ مَنْ قَاتَهُ الجِدَّ». (4)
«کسی که کوشش نکرد به مجد و عظمت نرسید».
9- پشت کار: حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند:
«قليلٌ يَدُومُ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ يَنقَطِعُ». (5)
[چیز] کمي که مداوم باشد، بهتر از زيادي است که تداوم ندارد».
10- شجاعت: امیرالمؤمنین (علیه السلام) در توصیف ارزش هاي اخلاقي «مالک اشتر» با توجه به انتصاب او ب_ه عن_وان فرماندار مردم مصر چنين مي فرمايند:
« أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَعَثْتُ إِلَيْكُمْ عَبْدا مِنْ عِبَادِ اللَّهِ لا يَنامُ أَيَّامَ الْخَوْفِ وَ لا يَنْكُلُ عَن الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ أَشَدَّ عَلَى الفُجَّارِ مِنْ حَريق النَّار». (6)
«اما بعد، يکي از بندگان خداوند را به سوي شما فرستادم که به هنگام خوف (مردم از جنگ) خ_واب ب_ه چ_ش_م راه نمی دهد، در ساعات ترس و وحشت از دشمن هراس نخواهد داشت و نسبت به بدکاران از شعله آتش سوزنده تر است».
11- سخنوری: اهمیت سخن گفتن به حدی است که امیرالمؤمنین علي (عليه السلام) مي فرمايند:
ص: 19
«ربِّ كَلامٍ انْقَدُ مِنْ سِهَامٍ». (1)
«چه بسیار سخناني که از تیر مؤثرترند».
«وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِّن لَّسَانِي يَفقهوا قولی» و گره از زبانم بگشا تا سخنان مرا بفهمند.
12- دشمن ستیزی: قرآن مجيد مي فرمايد:
«لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بالله وَ الْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ الله وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتهم». (2)
«قومي را نمي يابي که با داشتن ایمان به خدا و روز قیامت، با دشمنان خدا و رسولش دوستي کنند، هر چند پدران، فرزندان، برادران و یا خویشاوندان آنان باشند».
13- ایمان و عمل صالح: قرآن مجيد مي فرمايد:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَنُ وُدًا». (3)
«کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند، خداوند رحمان محبت آن ها را در دل ها مي افكند».
14- محبت داشتن: قرآن مجيد مي فرمايد:
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ». (4)
«رسولي از خود شما به سویتان آمد که رنج هاي شما بر او سخت، و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنين رئوف و مهربان است».
15- خوش اخلاقی: محبت و مهر پیامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) به حدي است که قرآن مجيد آن را منبعث از رحمت پروردگار به حساب آورده مي فرمايد:
«فبِمَا رَحْمَةٍ مِنْ الله لِنتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنتَ فظا غليظ القلب لانفضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ». (5)
«از پرتو رحمت الهي در برابر آن ها، نرم (و مهربان) شدي و اگر خشن و سنگ دل بودي، از اطراف تو پراکنده مي شدند، بنابراین آن ها را عفو کن و براي آن ها طلب آمرزش نما».
١6- تولی و تبری: عن رسول الله (صلي الله عليه وآله):
«الحُبُّ فِي اللهِ فريضة وَ البُعْضُ فِي اللَّهِ فَرِيضَة». (6)
«از پيامبر (صلي الله علیه و آله) نقل شده است دوستي در راه خدا و دشمني در راه خدا تکلیف است».
امام صادق (علیه السلام) مي فرمايد:
ص: 20
«كلّ من لم يحبّ على الدين و لم يبغض على الدين، فلا دين له».
«کسي که دوستی و دشمني بر دین نداشته باشد، دین ندارد».
17- مدارا: امیر المؤمنين (عليه السلام) فرمود:
«رَأْسُ السَّيَاسَةِ إِسْتِعْمَالُ الرِّقْق». (1)
«مهم ترین رکن سیاست به کارگيري رفق و مدارا است».
و در جايي ديگر آن حضرت مي فرمايد:
«ثمَرَةُ العَقْلِ مُدَارَاةُ النَّاسِ». (2)
«ثمره ي عقل مدارا کردن با مردم است».
«مُدَارَاة الرِّجَالِ مِنْ أَفْضَل الأَعْمَال». (3)
«مدارا کردن با مردم از بهترین اعمال است».
18- درخواست عمل در حد توان: امیرالمؤمنین علي (عليه السلام) مي فرمايد:
«إِذا أَرَدْتَ أَنْ تُطَاعَ فَاسْتَلْ مَا يُستَطاعُ». (4)
«اگر خواستی تو را اطاعت کنند، چيزي که مقدور باشد، طلب کن».
19- دوری از مخالفت: حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند:
«الخِلافُ يَهْدِمُ الرَّايَ». (5)
«مخالفت تصميم گيري را نابود مي را کند».
20- شدت عمل در مواقع لازم: حضرت علي (عليه السلام) مي فرمایند:
«وَ اخْلِطِ الشَّدَّةِ بِضِعْثٍ مِنَ اللَّين وَ ارْفُقُ مَا كَانَ الرِّفْقُ أَرْفقَ وَ اعْتَزِمُ بالشَّدَّةِ حِينَ لَا يُعْنِي عَنْكَ إِلَّا الشَّدَّةِ». (6)
«شدت و سخت گيري را، با کمي نرمش در هم آمیز، در آن جا که مدارا کردن بهتر است، مدارا کن! اما آن جايي که جز با شدت عمل، کار از پيش نمي رود، شدت را به کاربند».
21- پرهیز از جزیی نگری: امیرالمؤمنین علي (عليه السلام) مي فرمايند:
«إِنَّ رَأيَكَ لا يَتَّسِعُ لِكُلِّ شَيْءٍ فَفَرِّعْهُ لِلْمُهم». (7)
ص: 21
«رأي و فکر تو گنجایش همه چیز را ندارد، پس او را براي پرداختن به امور مهم آزاد گذار».
22- استفاده از فرصت ها: امام علي (عليه السلام) مي فرمايند:
«وَ لَا كُلُّ فُرْصَةٍ تُصَاب». (1)
«هر فرصتي باز نمي گردد».
در همین مورد امام حسن (عليه السلام) مي فرمایند:
«الفُرْصَة سَريعَة الْقَوْتِ بَطِيئَةُ الْعَوْدِ». (2)
«فرصت با سرعت از بين مي رود و به کندي باز مي گردد».
امام صادق (علیه السلام) از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل می کنند:
«إِيَّاكُمْ وَ التّسويفَ فِي الْعَمَلِ بَادِرُوا بِهِ إِذا امْكَنكُمْ». (3)
«برحذر باشید از عقب انداختن کارها، هنگامي که امکان؛ کاري؛ برایتان به وجود آمد، اقدام کنید».
23- پرهیز از لجاجت: حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند:
«التَّجَاجُ يُقسِدُ الرَّأْيَ». (4)
«لجاجت، فکر و اندیشه انسان را فاسد می کند».
و باز مي فرمايند:
«ليْسَ لِلْجُوج تَدْبير». (5)
«افراد لجوج عاقبت انديشي ندارند».
٢4- کنترل و نظارت: امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نامه ي خود به مالک اشتر می فرمایند:
«سپس با فرستادن مأموران مخفي، راست گو و با وفا، کارهاي آنان را زیر نظر بگیر، زيرا بازرسي مداوم پنهاني سبب مي شود که آنها به امانت داري و مدارا کردن با زیر دستان ترغیب شوند». (6)
در این مورد امام رضا (علیه السلام) فرموده اند:
«پیامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) همواره هنگامي که لشگریان را براي جنگ اعزام مي نمودند و به امی__ران اطمینان نداشتند، فردي مورد اعتماد به همراه او مي فرستادند که از او به آن حضرت خبر برساند». (7)
ص: 22
٢5- ارزیابی نیروها: حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند:
«آفة الأعْمَالَ عَجْرُ العُمَّال». (1)
«آفت و بلاي كارها ناتواني کارگزاران است».
٢6- تشویق نیکوکاران: از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل شده است:
«هرگز نباید افراد نیکوکار و بدکار در نظرت مساوی باشند، زیرا این کار سبب مي شود که افراد نیکوکار در نيكي هايشان بي رغبت شوند و بدکاران در عمل بدشان تشویق گردند، و هر کدام از این ها را مطابق کارش پاداش ده». (2)
27- تنبیه خطاکاران: اگر یکی از آن ها دست به خیانت زد و مأموران سري تو متفقا چنين گزارشي را دادند، به همین مقدار از شهادت قناعت کن و او را زیر تازيانه ي كيفر بگیرد و به مقدار خيانت_ي ک_ه انجام داده، او را کیفر نما، سپس وي را در مقام خواري و مذلّت بنشان و نشان خیانت را بر او بنه و گردن بند ننگ و تهمت را بر گردنش بیفکن و او را به جامعه معرفي کن. (3)
28- عفو و گذشت: قرآن مجید می فرماید:
«وَ مِنْهُمْ الَّذِينَ يُؤْدُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ ادْنُ قُلْ أَدْنُ خَيْر لَكُمْ». (4)
«از آن ها کسانی هستند که پیامبر را آزار مي دهند و مي گويند او خوش باور و گوشي اس_ت ب_گ_و خ_وش ب_اور بودن او به نفع شماست».
حضرت علي (عليه السلام) به مالک اشتر چنين مي فرمايند:
«گاه از آن ها لغزش و خطا سر مي زند، ناراحتي هايي به آنان عارض می گردد، به دست آنان عملاً یا به طور اشتباه کارهایی انجام مي شود در این مورد از عفو و گذشت خود آن مقدار به آن ها عطا کن، که دوست داري خداوند از عفوش به تو عنایت کند، زیرا تو مافوق آن ها و پیشوایت مافوق تو و خداوند ما فوق کسي است که تو را زمامدار قرار داده است». (5)
29- استفاده از تجربه: حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند:
«الْعَقْلُ غريزة يَزِيدُ بِالعِلمِ بِالتَّجَارُب». (6)
ص: 23
«عقل غریزه اي است که با علم و تجربه زیاد می شود».
آن حضرت در جاي ديگري مي فرمايند:
«کسي که کم تجربه بود فریب خورد و کسی که تجربه اش زیاد بود لغزش هایش کم گردید».
30- مشورت کردن: پیامبر (صلى الله علیه و آله) در موارد بسياري با اصحاب مشورت نموده و نظر آن ها را عمل مي نمايند:
«حَقٌّ عَلى العَاقِل أَن يَسْتَديمَ الاِسْتِرْشَادَ وَ يَتْرُكَ الإِسْتِبْدَادَ». (1)
«بر عاقل حق است که همواره از دیگران راهنمایی بخواهد و استبداد را ترک کند».
31- در نظر داشتن رضایت الهى: امير المؤمنين علي (عليه السلام) مي فرمايند:
«و هرگز خداوند را به خاطر رضایت احدی از مخلوقاتش به خشم نیاور، چرا که خداوند جاي همه کس را مي گيرد و كسي نمي تواند جاي خداوند را بگیرد». (2)
32- عدالت داشتن: امیر المؤمنين علي (عليه السلام) مي فرمايند:
«مَنْ عَدَلَ نَفِدُ حُكْمَهُ». (3)
«کسي که عادل باشد، حکمش نفوذ خواهد کرد».
33- رسیدگی به مشکلات: رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند:
«همانا خداوند بندگان را در مورد آبرویشان مورد سؤال قرار می دهد، همان گونه که در مورد اموالشان سؤال مي کند و مي فرمايد: اي بنده ي من! به تو نعمت آبرو دادم، پس آیا با این آبرو مظلومي را کمک کردي؟ و به فرياد غمگيني رسيدي؟». (4)
٣4- دوری از خائنین: امیرالمؤمنین علي (عليه السلام) مي فرمايند:
«مَنْ خَانَهُ وَزِيرُهُ فَسَدَ تَدْبِيرَهُ». (5)
«هیچ گاه خود را در زماني طولاني از رعیت پنهان مدار! چرا که دور بودن زمامداران از چشم رعایا، موجب نوعي محدوديت و بي اطلاعي نسبت به امور مملکت است، و این چهره پنهان داشتن زمامداران، آگاهي آن ها را از مسائل نهايي قطع می کند. در نتیجه بزرگ در نزد آنان کوچک، و کوچک بزرگ و کار نیک زشت و کار بد خوب و حق با باطل آمیخته می شود. اما اگر
ص: 24
مدير به شکلي دوستانه و مهر آمیز به محل کار افراد رفته، آن ها را جمع کند و ساعتي با آن ها نشسته، حرف ها و سخنانشان را بشنود، به حدی در روحیه کارکنان تأثیر مثبت مي گذارد و دوستي و صميميت بين آن ها حاکم می کند که قابل توصیف نیست». (1)
خدمت گذاری و مردمی بودن: حاکم باید مردمی باشد، خودتان را حاکم مردم ندانید، خدمت گذار بدانید.
تعهد به موازین و معیارهای اسلامی: باید مجریان امور در هر کجا هستند متعهد به اسلام باشند.
رسیدگی به امر متخلفین: در رسيدگي به امر متخلفین باید با کمال جدیت و قاطعیت عمل شود.
رعایت نظم و سلسله مراتب: امر خداست که باید نظم و سلسله مراتب را رعایت کنید.
تواضع در مقابل مردم: وقتي قدرت دستتان آمد بیشتر مواظب باشید که متواضع باشید.
عدم تضعیف یکدیگر: کارشکنی و تضعیف یکدیگر موجب انحطاط و سقوط مي شود.
پرهیز از قدرت طلبی: قدرت طلبی انسان را در دنیا و آخرت به تباهي مي کشاند.
خضوع در مقابل قانون: عمل نکردن به قانون خدا خلاف تعهد اسلامي است.
ارزش برای مردم: ما رهین منت این توده هاي بزرگوار و ایثارگر هستیم.
تزکیه: تزکیه نفس ضرورت زمامداري و تزکیه عامل طاغوت زدايي است.
رفتارهای اسلامی با زیردستان: جفای به زیر دست استکبار است.
رعایت عدالت: پاسدار عدالت باید خودش داراي عدالت باشد.
ساده زیستی: پیغمبر (صلى الله عليه و آله) وقتي که از دنیا رفت هیچ چیز نداشت.
اعتماد به نفس: تزلزل در تصمیم، کارها را شکست می دهد.
انجام تکلیف: همه ما مأمور به ادای تکلیف هستیم.
تقوى: تقوي براي مسئولین لازم است.
انتقادپذیری: انتقاد براي اصلاح امور لازم است.
ارائه کار به مردم: خدمتتان را به مردم بگویید.
حکومت بر قلوب: فتح قلوب بالاتر از فتح کشورها است.
صبر و استقامت: استقامت در کارها در رأس امور است.
حفظ آبروی نظام: حفظ حیثیت نظام به شماها بسته است.
اهمیت به بیت المال: بیت المال مسلمین را بزرگ بشمارید.
حفظ وحدت: اختلاف سلیقه خوب است ولي دشمني نبايد باشد.
ص: 25
پرهیز از کم کاری: اجرت کساني که کم کاري مي کنند حرام است.
خوش برخوردی: با خوش رویی و احترام کار مردم را انجام دهید.
جلب رضای الهی: باید تمام هم خود را براي رضاي خدا به کار گرفت.
اشاعه معنویت: تا معنویات محفوظ است جمهوري اسلامي محفوظ است.
اعتراف به اشتباه: اگر در مسئله اي اشتباه کردید صریحا بگویید اشتباه کردیم.
حسن انجام وظیفه: بهترین مأمور کسي است که مأموریت خودش را خوب عمل کند.
ایمان: مملکت ما نیاز به انسان مؤمن دارد، کسانی که ایمان ندارند نمي توانند به مردم خدمت کنند.
اصلح از دیدگاه مقام معظم رهبري (1)
مقام معظم رهبري با الگوبرداري از رهبري حضرت رسول اکرم (صلى الله عليه و آله) ويژگي هاي اصلح را اين چنين بيان مي فرمايند:
ارزش گرا در رفتار و گفتار: یک مسئول بايد سعي کند در رفتار و گفتار خود ارزش ها را ملاک عمل قرار دهد.
رعایت پیمان در همه حال با تمام افراد: وفاداری به پیمان ها باعث جلب اعتماد مردم و عمل به دستور شرع مقدس است.
تدبیر در اداره امور: یک مسئول بايد سعي کند در امور خود تدبیر نماید تا با سامان دادن به امور به اهداف تعیین شده دست یابد.
سرعت در عمل: یک مسئول بايد سعي کند تا در عمل خود سرعت داشته تا از فرصت ها استفاده لازم را ببرد.
درست عمل کردن: یک مسئول بايد سعي کند مسئولیت محوله خود را به درستی انجام داده و خود را از هرگونه ضعف و کاستي نگه دارد.
اثرگذاری با عمل: یک مسئول بايد سعي کند به گونه ای عمل کند که دیگران از او تأثیر بپذیرند و به حرف اکتفا نکند.
صداقت در عمل و گفتار با خودی ها: مسئول باید با افراد خودي از روي صداقت و صراحت برخورد نماید.
حضور فیزیکی در امور: یک مسئول باید خود عملاً در جریان امور قرار بگیرد و از نزدیک با مسائل آشنا باشد.
سیاست با دشمنان: یک مسئول باید با افراد غیر خودی و دشمنان با سیاست رفتار کرده و از حماقت دوري کند.
مدارا با افراد در موارد لازم: یک مسئول باید سعی کند در مواردي که لازم می آید با افراد مدارا نماید زیرا در غیر این صورت نمي تواند مشارکت داشته و کارها را به سامان برساند.
محکم کردن ارتباط با خداوند متعال: مسئول باید در عین قاطعیت در عمل، بر خداوند متعال توکل و تضرع داشته
ص: 26
باشد.
استفاده از نیروهای مادی و معنوی در مبارزات: یک مسئول باید سعی کند در مبارزات خود از تمام نیروها از مادي و معنوي بهره گيري کرده تا بتواند بر دشمن فائق آید.
دوری از ترس و تردید در مبارزات: یک مسئول بايد سعي کند در مبارزات خود تردید نکرده ترس را از خود دور نماید.
پناه گاه نیروهای خود در سختی ها: یک مسئول باید سعی کند در سختي هايي که پيش مي آي__د پناه گ_اه_ي ب_راي نيروهاي خود باشد تا به این وسیله آن ها نیز مقاوم گشته و به وظایف خود به خوبي عمل نمایند.
الگو بودن در کارها: مسئول باید در تمام کارها براي نيروها و زیر دستان خود به عنوان یک الگو مطرح باشد.
شاداب بودن: مسئول باید در تعاملات و برخوردهاي اجتماعي خود شاداب بوده و از خمودگي دوري گزيند.
وجود محبت و اعتقاد در بین مردم: مسئول باید به گونه اي عمل نماید که مردم دوستدار او بوده و به او اعتقاد داشته باشند تا همیشه از پشتوانه مردمي برخوردار باشد.
ادای حق زیردستان: یک مسئول بايد سعي کند حقوق زیر دستان خود را ادا کرده و این کار را بر خود وظیفه شرعي و الهي بداند.
جهت دار عمل کردن: یک مسئول بايد سعي کند به تمام اعمال و رفتار و گفتار خود جهت الهي بدهد و بايد قیامش قیام الله باشد.
محور وحدت بودن: یک مسئول باید سعی کند از هرگونه گرایش به جناح یا گروه خاصي دور بوده و محور وحدت دیگران قرار گیرد.
برنامه ریزی در انجام امور: یک مسئول بايد سعي کند در انجام امور خود برنامه ريزي داشته و از هر گونه هرج و مرج جلوگيري نماید، تا بتواند به اهداف تعیین شده دست یابد.
حراست از انحراف برنامه ها: یک مسئول بايد سعي کند بر برنامه هاي انجام شده براي دست يابي به اهداف تعيين شده نظارت و کنترل داشته باشد تا به موقع از هرگون_ه انحرافي جلوگيري نمايد.
روحیه سازندگی: یک مسئول بايد سعي کند روحیه سازندگي را در خود هر چه بیشتر پرورش داده تا هر روز پیشرفت کرده و موفقیت هاي بيشتري كسب نمايد.
تداوم در انجام برنامه ها: مسئول باید در انجام برنامه هایش تداوم داشته باشد زیرا کار مقطعی اگرچه با ارزش باشد کارایی نخواهد داشت.
داشتن علم و دانش و تخصص: یک مسئول باید سعي کند نسبت به مسئولیتی که به او محول مي شود، علم و آگاهی لازم را داشته باشد. تا کارها را به صورت تخصصي به انجام رساند.
روحیه خدمت گذاری: مسئول باید داراي روحیه خدمت گذاري بوده و خود را وقف مردم کند و این باید شعار
ص: 27
همیشه مسئولین باشد.
از جمله مسائل بسیار مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد مسئله تبلیغات و نحوه آن در انتخابات است که باید با روشي اسلامي و انساني انجام پذیرد. هدف اسلام در مسئله حکومت، حاکمیت یافتن صالحان است و مهم ترین وظیفه اي که در این رابطه امت اسلامي برعهده دارد «انتخاب اصلح» می باشد. بنابراین تبلیغات انتخاباتي باي_د ب_ه نحوی انجام پذیرد که نیروهای کاردان و مؤمن جذب صحنه ي انتخابات شده و مردم با دقت کافي بتوانند اصلح را تشخیص و انتخاب کنند.
معمولاً احزاب سیاسی در انتخابات، افرادي را به عنوان کانديداي مورد اعتماد معرفي مي کنند و براي آن ها تبليغ مي نمايند ولکن در جامعه اسلامی این طور به نظر مي رسد که احزاب باید در معرفي كانديداها صرفا صلاحیت فرد را در نظر بگیرند و اگر وابستگي او به حزب یا گروه در نظر باشد و او را به علت این وابستگي تبلیغ نمایند، و انتخاب کنند در صورتي که رقیب او که این وابستگي را نداشته و شایسته تر باشد، این عمل از مرز عدالت اسلامي خارج شده است، همانند همان شیوه حزب بازي غرب و تبلیغات به شيوه هايي که در غرب معمول است به این صورت که غالبا حقیقت را با شعارها و جوسازي ها سرپوش می گذراند و افراد با نفوذ که زر و زور بیشتری دارند، انتخاب مي شوند.
بهترین نوع تبلیغات این است که مراکز یا ستادهايي از افراد بي طرف تشکیل و شرایط برابر و سالمي را براي معرفي هر چه بیشتر کاندیداها فراهم نمایند تا آن ها نیز با ارائه دیدگاه هاي خود در خصوص اداره جامعه، مردم را با افکار و انديشه هاي خود آگاه سازند و یا این که همان مراکز یا مراکزی که مسئولیت و شايستگي نظارت دارند تبلیغات کاندیداها را کنترل نموده و در صورت تخلف آنها را از شمار نامزدهای انتخاباتي حذف نمایند. و هم چنین خود کاندیداها نیز باید از هرگونه عمل غیر اخلاقي و انساني مثل از بین بردن تبلیغات دیگران، به کارگيري افراد ذي نفوذ، استفاده از ابزارهاي جذاب پر هزینه، به کارگیری تاکتیک هاي روانشناسي و تقلب و.... خودداري نموده و در شرایط سالم به معرفی و دیدگاه ها و نظرات خود بپردازند.
ص: 28
1- جنگ روانی، دانشگاه امام حسین (علیه السلام).
2- جامعه شناسي جنگ، هوشنگ.
3- جنگ رواني، دفتر مرکز جهاد دانشگاهي، وي الف ي ب ي.
4- اثر تبلیغات بر احساسات، مهدي شهشهاني.
5- تبلیغات سياسي، هرمز مهرداد.
6- روان شناسي محيط، شهناز مرتضوي.
7- تبلیغات و مردم، حسن قباد.
8- روان شناسي اجتماعي، محمدعلي كاردان.
9- روان شناسي نظامي، سيدحسين سليمي.
10- هنر جنگ، حسن حبيبي.
11- مباني تبليغ، محمدحسن زورق.
12- تبلیغات و جنگ رواني، حسين حسيني.
13- روان شناسي تبلیغات، حميد رضا حاتمي.
١4- مقالات در مطبوعات روزنامه جمهوري اسلامي، احمدرضا حيدري.
15- امپریالیسم تبلیغ یا تبلیغات بین الملل، محمد سپهري.
ص: 29