استراتژی پیرامونی اسرائیل: اسرار عملیات مشترک موساد، ساواک، سرویس های اطلاعاتی ترکیه و اتیوپی در خاورمیانه و آفریقا

مشخصات کتاب

سرشناسه : تقی پور، محمدتقی، 1339-

عنوان و نام پدیدآور : استراتژی پیرامونی اسرائیل: اسرار عملیات مشترک موساد، ساواک، سرویس های اطلاعاتی ترکیه و اتیوپی در خاورمیانه و آفریقا/ محمدتقی تقی پور.

مشخصات نشر : تهران: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، 1383.

مشخصات ظاهری : 629 ص.:نقشه (یک نقشه رنگی تاشده).

شابک : 50000ریال(گالینگور)،40000(شومیز)

یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: Mohammad Taghi Taghipour. Israel periphery strategy.

یادداشت : کتابنامه: ص. [603] - 609؛ همچنین به صورت زیرنویس

موضوع : سازمان اطلاعاتی.

موضوع : سازمان اطلاعاتی -- اسرائیل.

موضوع : موساد، Israel. Mosad.

موضوع : اسرائیل -- روابط خارجی.

شناسه افزوده : موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

رده بندی کنگره : JF1525/س 2ت 7

رده بندی دیویی : 327/12

شماره کتابشناسی ملی : م 83-2169

ص: 1

اشاره

ص: 2

فهرست مندرجات

مقدمه··· 11

سرآغاز··· 29

موساد و ساواک

پیدایش، ساختار، وظایف و اهداف··· 35

اهمیت و ضرورت··· 37

پیدایش موساد··· 37

اهداف··· 43

وعدت (کمیته سران سرویس ها)··· 43

کارکنان سرویس اطلاعاتی اسرائیل··· 45

وظایف و مأموریت··· 45

ساختار··· 46

پایگاه ها و حوزه های عملیاتی··· 47

معیارهای حرفه ای··· 49

آشنایی با رؤسای موساد··· 51

رویون شیلوا··· 52

ص:3

ایسر هارل··· 53

مه یر آمیت··· 54

زوی زامیر (ضمیر)··· 55

اسحاق هوفی (خوفی)··· 56

ناهوم ادمونی··· 57

نخست وزیران اسرائیل··· 57

دیوید بن گوریون··· 57

موشه شارت··· 58

دیوید بن گوریون··· 58

لوی اشکول··· 58

گلدا مایر··· 58

اسحاق رابین··· 58

مناخیم بگین··· 59

مناخیم بگین و اسحاق شامیر··· 59

اسحاق شامیر و شیمون پرز··· 59

اسحاق شامیر··· 59

اسحاق رابین و شیمون پرز··· 60

بنیامین نتانیاهو··· 60

ایهود باراک··· 60

آریل شارون··· 60

رؤسای جمهور اسرائیل··· 60

حییم وایزمن··· 60

اسحاق بن زوی··· 61

زالمان [سلیمان] شازار··· 61

افرائیم کاتزیر··· 61

اسحاق ناوون··· 61

ص: 4

حییم هرتزوگ··· 61

عزر وایزمن··· 62

موسی قصاب (موشه کاتساف)··· 62

تأسیس ساواک··· 63

ساختار تشکیلاتی··· 66

ارکان ساواک··· 67

سازمان اطلاعات خارجی (اداره کل دوم و هفتم) ساواک··· 68

سازمان امنیت داخلی (یا اداره کل سوم) ساواک··· 70

سازمان ضدجاسوسی (یا اداره کل هشتم) ساواک··· 71

ادوار تاریخی··· 73

آشنایی با رؤسای ساواک··· 74

تیمور بختیار··· 74

حسن پاکروان··· 75

نعمت اله نصیری··· 76

ناصر مقدم··· 78

علی معتضد··· 79

پیمان اطلاعاتی سه جانبه

اسرائیل، ترکیه و ایران شاهنشاهی··· 81

موقعیت ایران و ترکیه··· 83

یهودی های ترکیه··· 87

همکاری اطلاعاتی سه جانبه··· 93

کمیته ها، شوراها و سمینارهای اطلاعاتی سه جانبه··· 99

مباحث، دستور کار و شرکت کنندگان در اجلاس های سه جانبه··· 111

گزارش های ساواک در اجلاس سه جانبه··· 143

در حاشیه··· 167

ص: 5

اجلاس اطلاعاتی سه جانبه

گزارش ها و قطعنامه ها··· 173

پیشینه ها و زمینه های تاریخی··· 175

سقوط امپراتوری عثمانی··· 176

توطئه یهود در تلاشی امپراتوری عثمانی··· 184

گزارش ها و قطعنامه ها··· 189

دوره اول (دهه چهل ش)··· 190

دوره دوم (دهه پنجاه ش)··· 231

پیمان اطلاعاتی سه جانبه

اتیوپی، اسرائیل و ایران شاهنشاهی··· 281

موقعیت، اهمیت و جایگاه اتیوپی

در استراتژی پیرامونی اسرائیل··· 283

حضور آمریکا زمینه ساز نفوذ اسرائیل··· 289

گسترش نفوذ اسرائیل در اتیوپی··· 289

اریتره··· 294

همکاری اطلاعاتی

اتیوپی، اسرائیل و ساواک··· 299

عملیّات پنهان

اسرار همکاری موساد، سیا، ساواک و کُردهای عراق··· 341

عملیات پنهان··· 343

سرّی ترین مسأله خاورمیانه··· 345

پیشمرگه ها و ملامصطفی بارزانی··· 347

ص: 6

ایران حلقه ارتباط··· 351

آمریکا آتش افروز اصلی··· 355

پیشینه نفوذ و حضور اسرائیلی ها··· 359

به کام اسرائیل··· 365

عملیات مشترک··· 371

تسلیح و تعلیم کُردها··· 395

پس از قرارداد 1975 الجزایر··· 407

محدوده استراتژیک اسرائیل

جغرافیای پیرامونی··· 423

لبنان··· 429

عراق··· 435

طرح سلطنت ملک حسین در عراق··· 445

قدرت یابی صدام تحت نظارت موساد··· 450

مصر··· 459

یهودی ها در مصر··· 462

جایگاه مصر در استراتژی پیرامونی··· 467

واسطه گری محمدرضا پهلوی در سازش مصر و اسرائیل··· 475

عربستان··· 487

اردن··· 491

سوریه··· 497

عمان··· 503

یمن··· 505

لیبی··· 507

فلسطینی ها··· 509

پاکستان··· 515

ص: 7

چین··· 519

سنگاپور··· 521

دکترین فراپیرامونی موساد در آفریقا

سابقه و گستره حضور اسرائیلی ها در آفریقا··· 527

اوگاندا··· 531

رویداد تاریخی فرودگاه انتبه··· 532

جیبوتی··· 539

سومالی··· 547

کنیا··· 551

آمریکای لاتین··· 553

ضمائم

ضمیمه یک··· 557

پروژه گل یا بمب اتم··· 557

ضمیمه دو··· 561

نهضت اسلامی مردم ایران··· 561

ضمیمه سه··· 569

مواضع مشترک شاه ایران و اسرائیل··· 569

ضمیمه چهار··· 573

محمدرضا شاه؛ واسطه و میانجی اسرائیل··· 573

ضمیمه پنج··· 577

اعتراض موساد به قطعنامه ضدنژادپرستی و رأی ایران··· 577

ضمیمه شش··· 579

همکاری اقتصادی و فنی··· 579

ضمیمه هفت··· 583

ص: 8

گزارشی درباره موقعیت نمایندگی اسرائیل در ایران··· 583

ضمیمه هشت··· 589

سفر یک گروه اطلاعاتی - نظامی از ایران به اسرائیل··· 589

ضمیمه نه··· 591

معرفی نماینده جدید موساد در تهران··· 591

ضمیمه ده··· 593

نامه رئیس قبلی موساد به رئیس ساواک··· 593

ضمیمه یازده··· 595

نامه نمایندگی ساواک مستقر در اسرائیل··· 595

ضمیمه دوازده··· 597

تشکر موساد از ساواک به دلیل حراست از اداره آژانس یهود··· 597

ضمیمه سیزده··· 599

تشکر و دعای رئیس موساد!··· 599

ضمیمه چهارده··· 601

رایزنی رئیس موساد در تهران··· 601

کتابنامه··· 603

فهرست اعلام (اشخاص)··· 611

نقشه ··· 631

ص: 9

ص: 10

مقدمه

کتاب حاضر، دستاورد کوششی مستمر در بازبینی و بازخوانی اسرار تکاپوی اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل در بسیاری از کشورهای حوزه مدیترانه، منطقه خاورمیانه و به بیانی درست تر و جامع تر، قاره آسیا و آفریقاست.

مباحث مختلف این کتاب، مستند به ده ها منبع یهودی - اسرائیلی و غربی است؛ به گونه ای که گزارش ها، اطلاعات و اعترافات سَرجاسوسان صهیونیست و کهنه کاران عرصه های اطلاعاتی و سیاسی غرب با محتوای آن پیوند خورده است. مع الوصف، اعتبار، اتقان و ارزش

داده ها، متکی به اسناد و مدارک طبقه بندی شده سازمان اطلاعات و امنیت کشور در دوران

سلطنت پهلوی، با نام مخفف و مشهور ساواک است، که اساسا این اثر، حول محور آنها نگارش یافته است. اسنادی که با بیش از سی یا چهل سال قدمت، برای اولین بار از پَسِ پرده

تاریخ بیرون آمده اند تا درباره یکی از مسایل بسیار مهم منطقه خاورمیانه و بلکه جهان، با نسل امروز، بی پرده و صریح سخن بگویند.

قلمرو جغرافیایی این اثر، منحصر به تعدادی از کشورهای حاشیه یا پیرامون سرزمین فلسطین که امروز در تاریخ پردازی غربی و صهیونی، آن را اسرائیل می نامند، نیست؛ اما به نظر می رسد، عنوان استراتژی پیرامونی برای کتاب، به دلیل سابقه ذهنی و آشنایی کارشناسان، صاحبان نظر و بسیاری از مخاطبان با موضوع، قابلیت آن را دارد، اسرار عملیات پنهان و

فراپیرامونی صهیونیسم را نیز پوشش دهد.

عصر ما و نسل ما، آگاهی و آشنایی با اسرار ناگفته و پنهان تاریخ معاصر را، مرهون نهضتی به پرچمداری بزرگمردی از سلاله پاکان و صالحان روی زمین است. نهضتی که

ص: 11

پایگاه توطئه جهانی را در این سرزمین برچید و طومار سردمداران جهانی و محلی فتنه را درهم پیچید. به اعتراف برخی کهنه کاران عرصه سیاست، از پیامدهای این نهضت، سقوط کانون موفقیت آمیز سیاست حاشیه ای(1) بود.

این کانون متشکل از چند سرویس جاسوسی و اطلاعاتی با همراهی و هدایت موساد، در خدمت دکترین حاشیه ای یا همان استراتژی پیرامونی اسرائیل بود. شاه ایران به دنبال انقلابی مردمی سرنگون شد، و این، بیش از هر چیز ضربه ای بود که بر پیکر آمریکا و سپس اسرائیل

وارد آمد.(2) سقوط سلطنت و پیروزی انقلاب، برای جامعه اطلاعاتی صهیونیسم و غرب، بسیار غیرمنتظره، ناگوار و تکان دهنده بود. رئیس سیا در آن دوران، با اشاره به ناتوانی و عجز این سازمان مخوف جاسوسی و اطلاعاتی، در پیش بینی سقوط پایگاه غرب و صهیونیسم در ایران، اعتراف کرده است:

«روز 11 نوامبر 1978 [20 آبان 1357] پاکتی از کاخ سفید به اداره مرکزی سیا رسید که روی آن نوشته بود: فقط توسط رئیس سیا گشوده شود. و موقعی که پاکت را باز کردم، یک یادداشت کوتاه از پرزیدنت کارتر در آن دیدم که به خط خودش چنین نوشته بود:

به: سایروس، زبیک، استان

من از کیفیت کار سیستم اطلاعات سیاسی خودمان رضایت ندارم. مسائل دوباره بررسی شود و هر چه زودتر راجع به مقدورات و توانایی های ما در مهمترین منطقه جهان گزارش بدهید. پس

از مشورت بین خودتان نیز روش هایی پیدا کنید که بتوانید ضمن افزودن به توانایی خویش،

اطلاعات سیاسی و آگاهی های لازم را در اختیار من نیز قرار دهید.

جیمی کارتر»

رئیس جمهور گرچه علاوه بر من، در یادداشت خود وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی را هم مخاطب قرار داده بود، ولی واقعیت امر این بود که پرزیدنت کارتر با ارسال چنین

یادداشتی می خواست تلویحا به من بفهماند که از گزارش ها و تحلیل های سیا درباره اوضاع

ایران به هیچ وجه رضایت ندارد.

یادداشت پرزیدنت کارتر در حکم ضربه ای سخت بود که بر ارکان سیا وارد می آمد. [این

ص: 12


1- . یان بلک و بنی موریس، جنگ های نهانی اسرائیل، ترجمه جمشید زنگنه، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول 1372، ص 403.
2- . همان منبع.

در حالی بود که] حدود یک هفته قبل از آن، رئیس جمهور ضمن یک گفت وگوی خصوصی با من، کارهایم را مورد ستایش قرار داده و گفته بود که میل دارد ریاست سیا تا مدت های مدید همچنان در دست من [استانسفیلد ترنر] باشد.(1)

ترنر نه فقط به اطلاعات و تحلیل مأموران و جاسوسان کهنه کار سیا بیش از اندازه اطمینان و تکیه داشت، بلکه پایه قدرت شاه و سلطنت پهلوی را متکی بر ارتش و ساواک ارزیابی کرده

بود که هر دو کاملاً مورد حمایت آمریکا و اسرائیل بودند.

آنچه سیا طی پاییز 1978 [1357] در ایران می دید فقط شاهی بود که علی رغم وجود گروه های مخالف، هنوز کنترل کامل او را بر ارتش نیرومند، قوای پلیس و سرویس مخفی اطلاعاتی (ساواک) نمی شد مورد تردید قرار داد.(2)

این بود که سقوط نظام شاهنشاهی، طبق اعتراف آگاهان در غرب، سرویس های اطلاعاتی غرب و اسرائیل و فراتر از همه آنها، سرویس اطلاعاتی صهیونیسم جهانی را دچار شوک و پریشانی بی اندازه(3) نمود.

ناتوانی و ضعف سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی صهیونیسم و غرب، در درک و تشخیص پیروزی قریب الوقوع انقلاب اسلامی و سقوط سلطنت تا آن اندازه بود که حدود چند ماه قبل از این رویداد بزرگ تاریخی، ده ها فروند جنگنده اف 14 به ایران تحویل داده

بودند. به نوشته آری بن منشه نویسنده یهودی در این باره: اسرائیل سریعا با فرمانده نیروی هوایی ایران وارد همکاری شده، او را در قاچاق 48 فروند هواپیمای اف -14 به پایگاهی در

شمال [صحرای] سینا یاری کرد. این هواپیماها بعدا به تایوان فروخته شد... دولت کارتر که از حوادث جاری در ایران بی اطلاعات بود این هواپیماها را در سپتامبر 1978 [بین شهریور و مهر 1357 ]به شاه ایران اهداء کرده بود.(4)

ص: 13


1- . استانسفیلد ترنر [رئیس سازمان سیا در زمان ریاست جمهوری کارتر] پنهان کاری و دمکراسی، ترجمه دکتر حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، چاپ چهارم، 1370، ص 178.
2- . همان، منبع، ص 182.
3- . یان بلک و بنی موریس، ص 407.
4- . آری بن منشه، راوی: انیس منصور، مترجم محمدحسین زوارکعبه، نشریه مصری الاهرام، 16 ژوئن 1993، شماره 38908. یادآوری این نکته ضرور است که به فاصله خروج شاه از ایران در تاریخ 26 دی ماه 1357 و بازگشت امام خمینی از پاریس به تهران، در تاریخ 12 بهمن 1357، یعنی در خلال این مدت 16 روزه، صهیونیست ها دست به این اقدام و عملیات زدند.

این اقدام اسرائیل، آن هم در آستانه پیروزی انقلاب، از عمق نفوذ و حضور صهیونیست ها در دستگاه حکومتی، اعم از کشوری و لشکری حکایت می کند.(1)

بی تردید، مهمترین بخش حضور و نفوذ اسرائیلی ها در ایران عصر پهلوی، عملیات اطلاعاتی و جاسوسی موساد در این سرزمین بود که با همکاری و همپیمانی تشکیلاتی ساواک اجرا و انجام می شد.

به گواهی اسناد، مدارک و منابع موجود از آن دوران، پیمان همکاری اطلاعاتی و جاسوسی موساد و ساواک نه تنها دستاورد قابل قبولی برای ایران آن عصر نداشت،(2) بلکه مغایر با منافع ملی کشور بود. از سوی دیگر، این همکاری سازمانی، برای طرف اسرائیلی،

کاملاً با معنی، هدفمند و استراتژیک بود. مع الوصف یک سلسله عوامل داخلی و نیز خارجی،

سیستم سلطنتی حاکم بر ایران را موظف و متعهد به این همکاری می نمود که نفوذ یهودی ها

و صهیونیست ها در ارکان حکومتی ایران و وابستگی دستگاه سلطنت به غرب، به ویژه ایالات متحده آمریکا، از آن جمله به حساب می آید.

از دیدگاه اسرائیلی ها، پیمان اطلاعاتی دوجانبه موساد و ساواک موسوم به طرح کریستال برای تأمین اهداف از پیش تعیین شده صهیونیستی در منطقه، کافی و قانع کننده نبود؛ لذا،

برای تکمیل و تحکیم حلقه ها و افزایش کمربند اطلاعاتی مورد نظر در منطقه، پیمان اطلاعاتی سه جانبه، متشکل از موساد، ساواک و سرویس اطلاعاتی ترکیه را نیز به آن اضافه

کردند.

بر اساس گزارش طبقه بندی شده سرویس های اطلاعاتی آمریکا، و در رأس آنها سیا، درباره اهداف و ماهیت پیمان اطلاعاتی سه جانبه؛ اسرائیل طی سال ها کوشید، حلقه محاصره

اعراب را از طریق ایجاد ارتباط با کشورهای غیرعرب مسلمان در خاورمیانه، بشکند. در اواخر سال 1958 [1337] یک سازمان اطلاعاتی رسمی سه جانبه، شامل موساد، سرویس امنیت ملی ترکیه (TNSS) و سازمان اطلاعات و امنیت ایران (ساواک) تشکیل شد که آن را

ص: 14


1- . برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ابعاد، عوامل و زمینه های حضور و نفوذ یهودی ها و صهیونیست ها در ایران و گستره آن؛ مراجعه شود به: سازمان های یهودی و صهیونیستی در ایران، مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، چاپ اول 1379.
2- . درباره پیمان همکاری ساواک و موساد و نتایج آن برای طرفین، مراجعه شود به: عبدالرحمن احمدی، ساواک و دستگاه اطلاعاتی اسرائیل، مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، چاپ اول 1381.

نیزه سه سر(1) نامیدند.

بر اساس توافقات، این سازمان چیزی علاوه بر روابط دوجانبه [موساد] با هریک از این سرویس ها بود. تشکیلات نیزه سه سر علاوه بر تداوم مبادلات اطلاعاتی، جلساتی نیز هر نیم

سال، در سطح رؤسای سرویس ها داشت.

مبانی کلی اصل توافق با ترک ها، علاوه بر تصویب قانونی روابط اطلاعاتی بین اسرائیل و ترکیه، تأکید نموده که موساد، اطلاعاتی از فعالیت های عمال شوروی در ترکیه، و کسانی که علیه آن کشور در سراسر خاورمیانه عمل می کنند را در اختیار سرویس ترکیه قرار دهد. در

مقابل، ترک ها موافقت نمودند که هر گونه اطلاعاتی از مقاصد سیاسی کشورهای عربی را که

بر امنیت اسرائیل تأثیر دارد و نیز فعالیت ها و مشخصات عمال مصری علیه اسرائیل را در

اختیار اسرائیلی ها قرار دهند. همچنین اسرائیل تعلیمات تکنیکی و ضدجاسوسی سرویس اطلاعاتی ترکیه را به عهده گرفت. هدف اصلی روابط اسرائیل با ایران، ایجاد و توسعه سیاست های ضد عربی و موافق اسرائیل، در تصمیمات مقامات ایرانی بود. از اواخر 1950 به

بعد، در طی سال ها، موساد در عملیات مشترک با ساواک همکاری داشته است. موساد با همکاری ساواک کُردهای عراق را [علیه دولت مرکزی بغداد] حمایت کرده است. اسرائیل

مرتبا گزارش هایی درباره فعالیت های مصر و کشورهای عربی، تحولات و حوادث عراق و فعالیت های کمونیست ها که اثراتی بر ایران داشت، به ساواک منتقل کرده است.(2)

از نظر صهیونیست ها، پیمان اطلاعاتی سه جانبه مزبور نیز تمامی اهداف اسرائیل را تأمین نمی کرد؛ لذا در کنار آنها، سازمان مشترک اطلاعاتی دیگری، متشکل از موساد، ساواک

و سرویس اطلاعاتی اتیوپی تشکیل دادند که نام رمز آن عقاب بود. هر یک از این پیمان ها،

دارای آئین نامه های داخلی و شرح وظایف جداگانه بودند، و حوزه های عملیاتی معین در جغرافیای پیرامون خود داشتند.

نکته اساسی قابل اشاره در این باره، پرسش پیرامون دستاورد پیمان های اطلاعاتی چند جانبه و عملکرد سرویس های اطلاعاتی مزبور از یک سو و انگیزه و اهداف طرف اسرائیلی، از سوی دیگر است. به بیان دیگر، موساد از طریق پیمان های اطلاعاتی مورد اشاره، چه هدفی

ص: 15


1- . Trident
2- . اسناد لانه جاسوسی، ج 11، دانشجویان پیرو خط امام، صص 61-62.

را تعقیب می کرد؟

رهبران و تئوریسین های صهیونیست، از دهه های اول قرن نوزده تا پایان نیمه اول قرن بیستم (تا سال 1948م/ 1327ش) یعنی قبل از اعلام تأسیس اسرائیل در سرزمین فلسطین، استراتژی اسکان را راهبرد نهایی صهیونیسم و یهود قلمداد و در سایه آن حرکت می کردند.

اساس ادعاها و شعارهای صهیونیستی در آن دوران، این بود که هیچ کجای جهان برای یهود امن نیست و یهودی ها در همه نقاط دنیا تحت آزار و اذیت قرار دارند. بر مبنای این

فرضیه، اسکان یهودی ها در سرزمینی واحد و استقرار دولت یهودی در آن، تنها راه نجات یهود و حل مسأله آنتی سمیتیسم یا یهودآزاری و یهودستیزی در جهان بود. برای اثبات این

فرضیه، اقداماتی مشکوک و رمزآلود، در عرصه جهانی، حتی علیه یهود انجام گرفت. اما استراتژی اسکان تحقق نیافت؛ زیرا افکار عمومی همراهی چندانی نشان نداد و عامه یهود نیز

به دلیل موقعیت مطلوب و مناسب در بسیاری از نقاط جهان، از جمله اروپا و آمریکا، تمایل و رغبت کافی و لازم به سمت این استراتژی نداشت.(1)

در آن برهه تاریخی، تاکتیک و شگرد استراتژیست های صهیونی بر این فرضیه استوار بود که با دمیدن بر تنور یهودستیزی، آن را روشن و شعله ور نگه دارند. جنگ جهانی دوم

وسیله بسیار مطلوب و مؤثری برای این مقصود بود. در این جنگ، زمینه و شرایط مورد نظر

فراهم شد. افسانه کشتار شش میلیون یهودی یا هولوکاست(2)، به عنوان یک واقعیت در اذهان عموم جا داده شد. وجدان عمومی در جهان غرب بر آرامگاه بی جَسدِ منتسب به یهود مویه کرد و لزوم اسکان بازماندگان(!) در یک سرزمین را پذیرفت و با مسأله آنها همراهی و همدردی کرد. بسیاری از عوام یهود این افسانه را باور کردند و چاره را در گریز و رفتن به سرزمین موعود صهیونیسم دیدند.

به این ترتیب در ماه مه سال 1948م/ اردیبهشت 1327ش، استراتژی ایجاد و استقرار دولت یهود در فلسطین تحقق یافت و اسرائیل به بهای کشتار و آوارگی بیش از یک میلیون

ص: 16


1- . درباره ماهیت و ماجرای پَس پرده آنتی سمیتیسم یا یهودآزاری، مراجعه شود به: علیرضا سلطانشاهی، واقعیت یهودستیزی، پژوهه صهیونیست کتاب دوم مرکز مطالعات فلسطین، چاپ اول 1381، صص 131 تا 229.
2- . برای کسب اطلاعات بیشتر درباره افسانه قتل عام یهود یا هولوکاست در جنگ جهانی دوم، ماهیت و مسایل پشت پرده آن، مراجعه شود به: روبر فوریسون، اتاق های گاز در جنگ جهانی دوم واقعیت یا افسانه؟ ترجمه دکتر ابوالفرید ضیاءالدینی، مؤسسه فرهنگی پژوهشی ضیاءاندیشه، چاپ اول 1381. نیز، زین العابدین صدیق (ابومحی الدین)، افسانه قتل عام یهود در جنگ جهانی دوم، نشر هلال، چاپ اول 1372.

فلسطینی و انهدام بیش از پانصد شهر و آبادی صاحبان و ساکنان آن، در سرزمین فلسطین، اعلام موجودیت کرد.

استراتژیست های صهیونی و پایه گذاران اسرائیل، فرضیه آنتی سمیتیسم را حربه ای کارا و مؤثر یافتند. آنها بلافاصله اعلام کردند که در محاصره دریای اعراب و مسلمانان قرار

گرفته اند و موجودیت آنها در معرض تهدید و خطر است.

تأمین امنیت جامعه یهودی در فلسطین، توجیه و پوشش مناسب برای شعار دفاع از امنیت بود. افسانه هولوکاست هنوز در اذهان زنده بود و آنها هر تجاوز و تهاجمی به سرزمین ها و کشورهای اطراف را به بهانه دفاع از امنیت خود و عدم وقوع هولوکاست دیگر،

مجاز می شمردند و حتی جامعه جهانی را نیز توجیه و با خود همراه می ساختند.

به گفته یک نویسنده جهان عرب: استراتژی اسرائیل در آغاز تنها یک سلسله آرزوهای نهفته در نفوس یهود بود که از حالات درونی و شرایط زندگی آنها [... ]حکایت می کرد؛ اما به آرامی مبدل به یک عقیده شد و سپس صورت استراتژی و تاکتیک را به خود گرفت. سؤالی که در این راستا مطرح می شود این است که آیا استراتژی اسرائیل به همان صورتی که در کنفرانس بال(1) بود، باقی مانده و یا آنکه به منظور انطباق با شرایط جدید، تغییر و تحولاتی در آن صورت پذیرفته است؟ در پاسخ باید گفت که استراتژی اسرائیل هیچگونه تغییر نپذیرفته

و کماکان در پی ایجاد دولت اسرائیل در سرزمین تاریخی مورد ادعای رهبران آن، از نیل تا

فرات و سپس سیادت کامل بر تمام جهان است. اهداف این استراتژی در توسعه طلبی، تسلط و سیطره، گسترش نفوذ و تحقق آمال اسرائیلی ها خلاصه می شود.(2)

رهبران صهیونیست در مسیر پیشبرد این استراتژی، همواره چند اصل را مد نظر داشته و در دستور کار خود قرار داده اند:

1- اصل غافلگیری 2- اصل انتقال جنگ به داخل سرزمین دشمن 3- اصل ابتکار عمل.

به نوشته دکتر غازی اسماعیل ربابعه استاد بخش علوم سیاسی دانشگاه اردن، اصل غافلگیری در بیشتر جنگ ها، سهم عمده ای در استراتژی اسرائیل داشته و در همه درگیری ها

ص: 17


1- . اولین کنگره جهانی صهیونیسم در سال 1897م، در شهر بال سوئیس، به ریاست تئودور هرتصل برگزار شد. در این کنگره سازمان جهانی صهیونیسم پایه گذاری و اهداف و استراتژی صهیونیسم تبیین و تصویب گردید.
2- . دکتر غازی اسماعیل ربابعه، استراتژی اسرائیل، ترجمه محمدرضا فاطمی، نشر سفیر، چاپ اول، 1368، صص 216-217.

از این اصل استفاده شده است. اسرائیل با شروع هر جنگ، آن را به داخل خاک دشمن منتقل کرده است. دلیل اصلی این اقدام، عدم وجود عمق کافی در سرزمین [فلسطین] اسرائیل است.

شعار اسرائیل در اصلِ ابتکار عمل این است که اولین ضربه را تو وارد کن تا کمترین خسارت متوجه تو شود.(1)

بر اساس تئوری صهیونیستی، امنیت دولت و جامعه اسرائیلی در فلسطین، ایجاب می کند و اجازه می دهد که اسرائیلی ها به هر اقدام بازدارنده ولو در سرزمین دشمن، دست بزنند. این امنیت، داشتن هر گونه سلاح و تجهیزات جنگی را، حتی اگر غیرمتعارف باشد برای جامعه اسرائیلی مجاز می شمرد. از سوی دیگر، برعکس، به خاطر امنیت جامعه اسرائیلی، کشورهای پیرامونی به داشتن تجهیزات و امکانات پیشرفته که موجب افزایش قدرت آنها شود، مجاز نیستند.

این فرضیه، بر قوم گرایی، توسعه طلبی و برتری جویی، یعنی، عصاره تعالیم و آموزه های صهیونی استوار است که رهبران و سران اولیه اسرائیل از آن به عنوان، دکترین حاشیه ای، یا

استراتژی پیرامونی یاد کرده اند. یعنی مجاز بودن هر گونه دست اندازی نظامی، سیاسی و اطلاعاتی در داخل کشورها و سرزمین های همجوار فلسطین از سوی جامعه اسرائیلی، برای دفاع و حراست از موجودیت آن. صهیونیست ها به اقتضای منافع خود، قلمرو کشورهای پیرامونی را به گونه ای تعریف کرده اند که ممکن است، نه یک یا چند کشور، بلکه یک قاره را نیز دربر گیرد.

در سال 1956م/ 1335ش، اسرائیل با همکاری مشترک و رسمی فرانسه و انگلستان، تهاجم نظامی گسترده ای از زمین، دریا و هوا علیه مصر آغاز کرد. آنها ملی شدن کانال سوئز از سوی جمال عبدالناصر رئیس جمهور وقت آن کشور و تأمین امنیت و منافع اقتصادی اسرائیل را بهانه ای برای انهدام تأسیسات اقتصادی، نظامی و مراکز و مؤسسات استراتژیک

مصر اعلام کردند.

در سال 1967م/ 1346ش، بهانه های مشابه اسرائیل، موجب تهاجم نظامی علیه مصر و سوریه شد. رژیم صهیونیستی فرضیه دفاع از امنیت اسرائیل را، توجیه مناسبی برای اشغال

کرانه غربی رود اردن، نوار غزه، صحرای سینا و بلندی های جولان (متعلق به سوریه)،

ص: 18


1- . همان منبع، ص 217.

ارزیابی کرد و این شعار صهیونیستی در جامعه اسرائیل سر داده شد که برای دفاع از خود، جنگ را به خانه دشمن ببر و اولین ضربه را تو وارد کن.

اسرائیل با همین انگیزه و استراتژی، اما با شعار پوششی امنیت الجلیل، در سال 1982م/ 1361ش، تهاجم وحشیانه ای را به لبنان آغاز و تا دروازه های شهر بیروت پیشروی کرد. در

این تجاوز سفاکانه، هزاران لبنانی و فلسطینی به خاک و خون کشیده شدند که کشتار معروف

صبرا و شتیلا هنوز در اذهان جهانیان زنده است.

طبق اعتراف لنی برنر یهودی؛ در این مسأله تردیدی نیست که وقوع حادثه ترور شلومو آگروف(1) سفیر اسرائیل در لندن (در روز سوم ژوئن 1982) صرفا دستاویزی برای اسرائیل بود تا به بهانه سرکوب اعضای ساف نقشه خود را در حمله به لبنان جامعه عمل بپوشاند. در

حالی که بعدا معلوم شد- بر خلاف اظهار نظر دولت بگین(2)، ترور سفیر اسرائیل را اعضای ساف انجام نداده بودند [...].

دیوید شیپلر (خبرنگار نیویورک تایمز در اسرائیل) بعد از واقعه [تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان و] قتل عام بیروت طی مقاله ای نوشت:

«... اسرائیلی ها طرح اولیه حمله به لبنان را در بهار سال 1981 و با این انگیزه آماده کرده بودند که: با تقویت موضع گروه های دست راستی [مسیحیان مارونی و فالانژیست ها ]طرفدار اسرائیل در لبنان، جلوی شکست قریب الوقوع آنها را بگیرند... ولی چون بعدا در ماه ژوئیه 1981

ص: 19


1- . در این تاریخ Shlomo Agrov بر اثر انفجار بمب که در سفارت اسرائیل در لندن کار گذاشته شده بود، مجروح شد.
2- . مناخیم بگین در سال 1913 در برست لیتوفسک لهستان که امروز در جمهوری روسیه سفید بیلوروسی قرار دارد، متولد شد. در سال 1929 به جنبش یهودی بیتار پیوست و در سال 1939 به سمت معاون عملیاتی این جنبش در لهستان انتخاب شد و در همان سال با یکی از دختران یهودی عضو بیتار به نام الیزا آرنولد ازدواج کرد. بگین در سال 1942 به فلسطین وارد شد و به سازمان تروریستی هاگانا پیوست. او در سال 1943 رهبری هاگانا و به قولی دیگر، در سال 1944 فرماندهی ایرگون را به عهده گرفت. وی در کشتار معروف دهکده دیریاسین در سال 1948 که با همکاری دو گروه تروریستی ایرگون و هاگانا انجام گرفت، فرمانده ایرگون بود، همان گونه که در زمان تهاجم نظامی اسرائیل به لبنان، در قتل عام اردوگاه فلسطینی صبرا و شتیلا در سال 1982 به عنوان نخست وزیر نقش اصلی را به عهده داشت. بگین طی سال های 1949 تا 1984 به عنوان نماینده در کِنِست پارلمان اسرائیل حضور داشت و در سال 1967 عضو دولت ائتلافی لوی اشکول بود. او در سال 1977 به عنوان نخست وزیر برگزیده شد و تا سال 1983 در این سمت باقی بود. در سال 1978 توافقنامه کمپ دیوید را که به وساطت جیمی کارتر بین مصر و اسرائیل منعقد شده بود، امضا و در سال 1979 جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. بگین در سال 1983 از سمت نخست وزیری استعفا داد و چندی بعد دچار بیماری روانی شد و در همان حال، در سال 1993 مُرد.

آمریکایی ها توانستند ساف را وادار به پذیرش آتش بس کنند، قاعدتا اسرائیلی ها نیز می بایست دیگر بهانه ای برای حمله به لبنان نداشته باشند و طرح خود را کنار بگذارند. لیکن ژنرال

شارون برای اجرای طرح پافشاری کرد، و به خصوص طی گفت وگوهای مکرر با دیپلمات های خارجی - بویژه آمریکایی ها- بر این نکته تأکید داشت که: لازم است اسرائیل حتما قبل از

انتخاب رئیس جمهور لبنان در ماه سپتامبر 1982، به لبنان حمله کند.(1)

بنابراین، جنایت وحشتناکی را که رژیم صهیونیستی علیه مردم بی دفاع لبنان، به خصوص فلسطینی ها و در اردوگاه صبرا و شتیلا در سال 1982م/ 1361ش، مرتکب شد، صرفا در راستای استراتژی پیرامونی اسرائیل و با هدف استقرار حاکمیت یک دولت و سیستم دست نشانده اسرائیلی در سرزمین لبنان بود.»(2)

به اعتراف شیمون شیفر کارشناس مشهور اسرائیلی و مفسر رادیو اسرائیل؛ سفر مخفیانه شارون به لبنان در روز 12 ژانویه سال 1982 و ملاقات محرمانه او با خانواده جمیل (پیر و بشیر) و برخی دیگر از رهبران مارونی لبنان و زمینه سازی رژیم صهیونیستی برای لشکرکشی به آن سرزمین با هدف استقرار یک حاکمیت مارونی طرفدار و همپیمان اسرائیل در آن کشور، سرانجام در ماه ژوئن 1982 به ثمر نشست و ارتش اسرائیل با همکاری نیروهای فالانژیست لبنان تا دیوارهای بیروت در مرکز لبنان پیشروی کرد و جنایات وحشتناکی را در آن سرزمین مرتکب شد، که کشتار بی رحمانه هزاران فلسطینی بی گناه در اردوگاه صبرا و شتیلا تنها یک نمونه از آن است. اما نکته قابل توجه در این باره اهداف

اسرائیل بود که حتی برای جامعه داخلی صهیونیست ها در فلسطین اشغالی نیز کتمان می شد.

این عملیات که نام رمز اصلی آن اورانیوم بود به دستور مناخیم بگین نخست وزیر وقت

اسرائیل به امنیت الجلیل تغییر پیدا کرد.

سربازان ارتش اسرائیل در جریان محاصره بیروت غربی از شخص رافائل ایتان رئیس

ستاد مشترک ارتش، تفسیر دیگری از حقایق و ماجرای پشت پرده جنگ لبنان شنیدند. رافائل ایتان یکی از ابعاد واقعی جنگ امنیت الجلیل را برای سربازان خود فاش کرد و گفت ما برای

ص: 20


1- . لنی برنر، مشت آهنین، ترجمه دکتر حسین ابوترابیان، مؤسسه انتشارات اطلاعات، چاپ سوم، 1374، صص 285-286.
2- . در این باره همچنین مراجعه شود به: جرج بال، خطا و خیانت در لبنان، ترجمه دکتر حسین ابوترابیان، مؤسسه اطلاعات، چاپ اول 1365.

ارض اسرائیل نبرد می کنیم.(1) یعنی ما در تعقیب استراتژی اسرائیل بزرگ هستیم.

اندیشه پردازان اسرائیلی، مجهز کردن اسرائیل به سلاح های اتمی را سیاستی مبتنی بر قدرت بازدارندگی و تأمین امنیت در چارچوب و مسیر استراتژی پیرامونی صهیونیسم در منطقه ارزیابی و تفسیر کرده اند.

تصمیم اسرائیل (یعنی تصمیم بن گوریون) دایر بر ساختن راکتور هسته ای در دیمونا در صحرای نقب و پذیرش کمک فرانسویان برای انجام این کار نقطه عطف مهمی در تاریخ برنامه های هسته ای اسرائیل بود. در پی تأسیس کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل، در سال 1952

آمریکا به اسرائیل کمک کرده بود تا یک راکتور کوچک 5000 کیلوواتی در نحل سورِق در نزدیکی مدیترانه بسازد. پروژه سورق بخشی از برنامه اتم برای صلح دولت آیزنهاور بود.(2)

یک سال پس از تأسیس اسرائیل مقدمات انجام برنامه های هسته ای فراهم شد [... ]در سال 1949 در مؤسسه وایزمن در تل آویو، بخش تحقیقات ایزوتوپی دایر شد.

به یاری یهودیانی که در اروپا و آمریکا تحصیل کرده بودند و کمک های مالی یهودیان آن دو قاره، شالوده برنامه هسته ای اسرائیل ریخته شد [...] در سال 1949 بن گوریون(3) [نخست وزیر] و وزارت دفاع اسرائیل از فرانسه تقاضای کمک کردند. فرانسه تقاضای اسرائیل را پذیرفت.(4)

به نوشته آونرکهن یهودی؛ تنها راه حل مشکل امنیت اسرائیل برخورداری از یک نیروی

ص: 21


1- . ن.ک: شیمون شیفر، توپ برفی، ترجمه محمود شمس، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ اول 1368.
2- . استیون گرین، جانبداری روابط سرّی آمریکا و اسرائیل ترجمه سهیل روحانی، چاپ و نشر بنیاد، چاپ اول، 1368، ص 178.
3- . دیوید بن گوریون با نام اصلی دیوید گروئن، در سال 1886م، در شهر روسی پلانسک Plonskنزدیک ورشو، که اکنون بخشی از لهستان است متولد و در سال 1906 وارد فلسطین شد. بن گوریون یکی از بنیانگذاران «پوالای صهیون» Poalei Zion ، یعنی حزب سوسیال دمکرات یهود یا «کارگران صهیون» بود. نخستین برنامه این حزب، انعکاس صهیونیستی از مانیفست کمونیست بود. نامبرده یک ماتریالیست متعصب بود؛ اما صهیونیسم را به عنوان مذهب خود پذیرفته بود. او با تأسیس گردان ویژه یهود، در جنگ جهانی اول درکنار متفقین در این جنگ شرکت کرد. طی سال های 1920 تا 1935 دبیر کل هیستادروت اتحادیه کارگران یهود و نیز از مؤسسین شاخص حزب چپگرای ماپام بود. از سال 1935 تا 1948 رهبری و ریاست هیأت اجرایی آژانس یهود را به عهده داشت. بن گوریون پس از تأسیس اسرائیل، اولین نخست وزیر و وزیر دفاع این رژیم بود. در سال 1953 از تمام سمت های خود استعفا داد و در کیبوتص (مزرعه اشتراکی) «سده پوکر» در نقب اقامت گزید. در سال 1955 مجددا به سمت وزیر دفاع و سپس نخست وزیر منصوب و اسرائیل را در جنگ سوئز در سال 1956 رهبری کرد. در سال 1963 مجددا استعفای خود را اعلام کرد و به کیبوتص مذکور بازگشت. دیوید بن گوریون در سال 1973 درگذشت.
4- . همان منبع، صص 175-176.

بازدارنده قوی بود. از اواسط دهه 1950، بن گوریون این هدف خود را از دو طریق دنبال کرد. اول، از طریق اتحاد با یک یا چند قدرت غربی، که رسما تمامیت ارضی اسرائیل را تضمین کنند؛ دوم، از راه تعیین یک گزینه هسته ای - تسلیحاتی. بن گوریون در مورد اینکه اسرائیل به سلاح های کشتار جمعی نیاز دارد تردیدی نداشت. ... از آنجا که بقای اسرائیل در معرض خطر بود، او نمی توانست از توسعه این گونه قابلیت ها صرف نظر کند.

بن گوریون تأکید می کرد که اسرائیل باید امنیت خود را بر اساس علم و تکنولوژی، تنها عرصه هایی که در آنها اسرائیل می تواند به دشمنان عمدتا عرب خود، برتری قابل توجهی داشته باشد، بنا کند.

شرایط ژئوپولیتیکی اسرائیل، اساس بدبینی استراتژیکی بن گوریون را تشکیل می داد.(1)

بعضی نویسندگان غربی معتقدند استراتژی پیرامونی اسرائیل بر ارکان نظامی، اطلاعاتی و دیپلماسی استوار بوده است:

بین سال های 1956 تا 1966 اسرائیل توانایی های نظامی خود را به طور اساسی افزایش داد و حتی دکترین میلیتاریزه کردن نیروهای مسلح خود را طبق پیشرفته ترین سلاح های موجود در جهان مورد بررسی قرار داد.(2)

اسرائیل همچنین ناچار شد تا سیستم دفاع منطقه ای خود را توسعه دهد و در این رابطه متکی به کلنی هایی گردد که همگی مسلح بوده و حتی توانایی استراتژیک و نظامی آنان به

گونه ای باشد که قادر به تعرض و نفوذ در مناطق همجوار و عملیات ایذایی شوند. رسیدن به

اهداف فوق مستلزم هزینه های نظامی بسیار گزاف و اولویت دادن به بودجه نظامی بود. از

طرفی اسرائیل ناچار بود در میان کشورهای کوچک و در حال توسعه که دارای حق رأی در سازمان ملل بودند، دوستانی پیدا کند تا با توجه به سیاست های نظامی گرانه خود در عرصه

بین المللی منزوی نشود. البته آشکار بود که اگر اسرائیل فقط بر استراتژی دفاعی خود تکیه

کند، در آن صورت خود را پیوسته آماج حملات اعراب قرار خواهد داد. اسرائیل می بایستی

ص: 22


1- . آونر کوهن، اسرائیل و سلاح های هسته ای، ترجمه رضا سعیدمحمدی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، چاپ اول، 1381، صص 14 و 15.
2- . ریچی اون دیل، ریشه های جنگ های اعراب و اسرائیل، ترجمه ارسطو آذری، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ اول 1376، ص 296.

همیشه ابتکار عمل را در هر حالتی در دست داشته باشد.(1)

ساموئل کاتز یهودی افسر سابق واحد اطلاعات نظامی و از مأموران اطلاعاتی کهنه کار اسرائیل، در کتاب جاسوسان خط آتش که در نوشتن آن از پشتیبانی اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نیز برخوردار بوده، ماهیت استراتژی پیرامونی را چنین کالبدشکافی و ارزیابی

کرده است:

سال ها بود اسرائیل برای رویارویی با یک جنگ تمام عیار با همه ملت های عرب - از مراکش در غرب تا عربستان سعودی و عراق در شرق - آماده می شد. برای کسب توانایی جهت ایستادگی در این جنگ، اسرائیل استراتژی خاصی پدید آورده بود که می شد آن را دفاع از پیرامون نامید. بر اساس این استراتژی، اسرائیل با دولت ها و ملت های غیرعرب و غیرمسلمان در خاورمیانه اتحادهایی پدید می آورد.(2)

شیمون پرز نخست وزیر اسبق و یکی از سران و رهبران اسرائیل در تفسیر و توجیه استراتژی رژیم صهیونیستی می نویسد:

«در طول نیم قرن، رهبران اسرائیل پیوسته در نگرانی از یک تهاجم قریب الوقوع به سر برده اند.»(3)

پرز با این مقدمه چنین نتیجه می گیرد که، اسرائیل نیازمند عمق استراتژیک است.(4)

آبا اِبان، این شخصیت سیاسی و تئوریسین قدیمی صهیونیست، علی رغم توجیهات سیاسی و تبلیغاتی مبتنی بر تأمین امنیت اسرائیل، درباره انگیزه و هدف جنگ 1956 و تجاوز

به مصر، چنین اعتراف می کند:

«سرسختی و پایداری اسرائیل زیادتر از دیگران، بیشتر برای تأمین امنیت و آسایش خاطر از

جانب صحرای سینا و غزه و نیز به دست آوردن پلی برای دسترسی به دریای مشرق و آزادی کشتی رانی می بود.»(5)

با این همه، راهبرد نهایی را آبا اِبان چنین تبیین می کند:

ص:23


1- . همان منبع، ص 297.
2- . ساموئل کاتز، جاسوسان خط آتش، ترجمه محسن اشرفی، مؤسسه اطلاعات، چاپ اول 1375، ص 333.
3- . شیمون پرز، خاورمیانه جدید، مترجم عربی: محمود حلمی عبدالحافظ، ترجمه فارسی عدنان قارونی، مرکز مطالعات و پژوهش های راهبردی آسیا، چاپ اول 1376، ص 22.
4- . همان منبع، ص 229.
5- . آبا اِبان، قوم من، ترجمه نعمت اله شکیب اصفهانی، چاپخانه بانک ملی، 1351، ص 698.

«اسرائیل خود را قسمتی از دنیای مدیترانه ای با احساس روحیه یهودی های مغرب زمین می داند و در اصل اسرائیل همان اسرائیل قدیمی باقی خواهد ماند و لاغیر.

[...] در این حقیقت شک و تردید نیست که این منطقه به طور مطلق متعلق به قوم یهود می باشد.»(1)

تئوری پردازان صهیونیست و بنیانگذاران اسرائیل، در تبیین مبانی تئوریک و نظری استراتژی رژیم صهیونیستی، همواره به تعالیم و آموزه های صهیونی برگرفته از عهد عتیق

متوسل شده اند.(2)

دیوید بن گوریون اولین نخست وزیر اسرائیل گفته بود:

وجود اسرائیل برای همه یهودیان جهان حیاتی است.(3)

به نوشته اسرائیل شاهاک:

«توجیهات سیاست اسرائیل را عموما به اصول ایمان یهودی ارجاع می دهند. یا در مورد لاییک ها به حقوق تاریخی. در سال 1956، برای آغاز جنگ سوئز، بن گوریون این آدم بی خدا و سربلند از بی تفاوتی خویش نسبت به فرامین مذهب یهود، در روز سوم کشمکش [جنگ ]در برابر کِنِست [پارلمان اسرائیل ]اعلام کرد که دلیل راستین، هدف راستین این است که سلطنت داود و سلیمان در مرزهای توراتی آن از نو مستقر گردد. با این سخنان اعضای کِنِست، تقریبا

همگی، به صورت خودجوش به پا خاستند و سرود ملی اسرائیل را سر دادند.»(4)

یک مقام بلندپایه اسرائیلی نیز اضافه کرده است: خداوند شش میلیون یهودی را در آمریکا ساکن ساخته است. ما حق داریم که از تأثیر و نفوذ آنها در آمریکا بهره بریم تا به بقا و رشد خود کمک کنیم.(5) چرا که به گفته موشه شارت(6) در کنگره جهانی یهود؛ اسرائیل ملک

ص: 24


1- . همان منبع، ص 293.
2- . برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره؛ ن. ک: گیدیون آران، بنیادگرایی صهیونیستی یهود، ترجمه احمد تدین، نشر هرمس، چاپ اول 1378.
3- . الفرد. م. لیلیانتال، ارتباط صهیونیستی، مترجم سیدابوالقاسم حسینی ژرفا، مرکز نشر آثار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول، پاییز 1379، ص 424.
4- . اسرائیل شاهاک، تاریخ یهود- مذهب یهود بار سنگین سه هزاره ترجمه دکتر مجید شریف، انتشارات چاپخش، چاپ اول 1376، صص 44، 45.
5- . الفرد. م. لیلیانتال، ص 465.
6- . موشه شرتوک معروف به موشه شارت در سال 1894 در روسیه به دنیا آمد. سال ها در آژانس یهود به عنوان منشی و نیز رئیس اداره سیاسی و عضو کمیته اجرایی فعالیت کرد. او نماینده اعزامی آژانس یهود و بعدها دولت اسرائیل در سازمان ملل و فرستاده رژیم صهیونیستی در بعضی مأموریت های خارجی بود. شارت از سال 1948 تا 1956 سمت وزیر امور خارجه را دارا بود و در دوره های اول تا پنجم کِنِست پارلمان اسرائیل سمت نمایندگی داشت. در سال 1953 تا 1954 رئیس دولت موقت و در سال های 1954 تا 1955 نخست وزیر بود. موشه شارت در سال 1969 درگذشت.

مشترک همه ملت یهود است؛ یعنی سرزمین یهودیان همه جای دنیاست.

دکترین تئودور هرتصل بنیانگذار اولین کنگره صهیونیستی، برای استقرار دولت یهود در سرزمین فلسطین عبارت بود از ریشه کن سازی عرب ها و کوچاندنشان به هر شیوه ممکن.(1)

اما موشه دایان پس از جنگ شش روزه سال 1967 (1346) از گسترش دکترین هرتصل، یعنی سیاست توسعه طلبانه اسرائیل پرده برداشت و گفت:

پدران ما به مرزهای شناخته شده در طرح تقسیم فلسطین دست یافتند. نسل ما نیز به مرزهای سال 1948 (1327) رسید و اکنون نسل جنگ شش روزه به سرزمین سوئز و اردن و بلندی های جولان [در سوریه] دست پیدا کرده است. این پایان راه نیست. پس از طرح های کنونی آتش بس، طرح های نوینی پیش روی ماست که تا آن سوی اردن و شاید تا لبنان و میانه

سوریه دامن گسترد.(2)

پاره ای اشخاص و محافل اسرائیلی، توسعه دکترین هرتصل را بر اساس ایجاد نظم جغرافیایی سیاسی جدید پیرامون اسرائیل(3) [سرزمین های حاشیه فلسطین ]تفسیر کرده اند.

نشریه کیوونیم(4)، ارگان سازمان جهانی صهیونیسم در سال 1980م/ 1359ش، در مقاله ای تحت عنوان استراتژی اسرائیل در دهه 1980 نوشت: [...] اهداف درازمدت اسرائیل باید تمام خاورمیانه را دربر گیرد. در جبهه غربی نیز تهاجم مجدد به صحرای سینا و تقسیم مصر به

مناطق چندگانه جغرافیایی، استراتژی اسرائیل در دهه 1980 است.(5)

اما هنری فورد آمریکایی در سال 1921، از راز بزرگتری پرده برداشته بود:

فلسطین مرکز زمین خوانده شده است. قدرتی که بر فلسطین حاکم است بر دنیا حکم می راند. اگر چه حق حاکمیت بریتانیا ظاهرا شامل حال این کشور نمی شود، ولی تسلط بر

ص: 25


1- . همان منبع، ص 139.
2- . همان منبع، ص 131.
3- . ن. ک: دیوید هرست، تفنگ و شاخه زیتون، مترجم رحیم قاسمیان، چاپ و نشر بنیاد، چاپ اول 1370، ص 471.
4- . Kivunim
5- . همان منبع، ص 471-472. نیز، روژه گارودی، پرونده اسرائیل و صهیونیسم سیاسی، ترجمه دکتر نسرین حکمی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول 1374.

آب های مجاور و بر مصر، ایران و هند، کلید قدرت بریتانیاست. [... ]فلسطین کلید استراتژی نظامی و تجارت جهانی است. این سرزمین در نتیجه یک معامله جنگی به یهود واگذار شد.(1)

آنچه قطعی است، امروز، استراتژی جنگی منطقه و بلکه جهان در فلسطین کلید می خورد. به گفته خانم کاندولیزا رایس مشاور امنیتی جرج بوش رئیس جمهور کنونی آمریکا: امنیت اسرائیل کلید امنیت جهان است.

آیا معنی این عبارت جز این است که پشتوانه قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی اسرائیل، سیطره جهانی یهود در دنیای کنونی است؟

آن گونه که هنری فورد نوشته است:

حکومت جهانی یهود در وضعی نیست که ارتش و نیروی دریایی دائمی داشته باشد، سایر کشورها اینها را برایش تأمین می کنند. برای نمونه ناوگان بریتانیا بود که اجازه نداد بر سر راه پیشرفت اقتصاد جهانی یهود، یا بخشی از آن که به دریا مربوط می شد، مانعی ایجاد شود.

در مقابل، حکومت جهانی یهود حاکمیت سیاسی و منطقه ای بی دردسر و توأم با آرامشی را برای بریتانیا تضمین نمود. سپس نیویورک جانشین لندن شد. جریان آهسته مهاجرت یهودیان در قرن نوزدهم، بعد از جنگ جهانی اول، به صورت سیلی عظیم شتاب پیدا کرد و ایالات متحده را به مقر قدرت و نفوذ یهود تبدیل نمود.

آمریکا با ناوگان، ارتش و اتباعش به عنوان فرمانروای جهان جایگزین بریتانیا شد. معنای این سخن صرفا آن است که یهودیت از امپراتوری بریتانیا به قاره آمریکا نقل مکان کرد.(2)

پاریس نخستین مقر آن بود ولی اکنون از اهمیت این شهر کاسته شده است. پیش از سال 1914، لندن اولین و نیویورک دومین پایتخت آن بود. امروز نیویورک جای لندن را گرفته است.(3)

در این واقعیت نمی توان تردید کرد که رویدادهای عمده منطقه خاورمیانه و بلکه جهان، در سده اخیر، نیز، تحولات و حوادث سال های اخیر در جهان اسلام، حول محور فلسطین بوده است و آنچه غاصبان این سرزمین، تحت پوشش عباراتی چون سیاست محیطی، دکترین

ص: 26


1- . هنری فورد، یهود بین الملل، ترجمه علی آرش، مؤسسه فرهنگی پژوهشی ضیاءاندیشه، سال 1382، صص 167-168.
2- . همان منبع، ص 262.
3- . همان منبع، ص 262.

حاشیه ای، دیپلماسی پنهان، عملیات مخفی و یا استراتژی پیرامونی از آن یاد می کنند، بخشی از راهبرد جهانی آنهاست که دارای عقبه پشتیبان، به گستره مغرب زمین، یعنی از اروپا تا آمریکاست.

بنابراین، تلاش آمریکایی ها در خلال پنج دهه اخیر، به منظور ایجاد و استقرار اسرائیل بزرگ(1) از این زاویه قابل ارزیابی و تحلیل است. به طوری که ریچارد نیکسون نوشته است:

«تعهد ما به بقا و امنیت اسرائیل ریشه دار است. ما متحدانی بر اساس نوشته ای رسمی نیستیم؛

بلکه چیزی قویتر ما را به هم پیوند داده است [...]. تعهد ما به اسرائیل از میراث جنگ جهانی دوم و منافع اخلاقی و ایدئولوژیکی ما [... ]سرچشمه می گیرد. هیچ رئیس جمهور و یا کنگره آمریکا، هرگز اجازه نخواهد داد که کشور اسرائیل نابود شود... تعهد ما به اسرائیل موجب شده تا بهای گرانی [... ]بپردازیم.»(2)

ارتباط، عوامل پیوند و همکاری مستمر و سرّی سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) و انگلستان (اینتلیجنس سرویس - ام.آی.پنج و ام.آی.شش) با سرویس اطلاعاتی اسرائیل (موساد)، طی چند دهه اخیر، در ایران، کشورهای اسلامی منطقه و در کل جهان نیز از این

دیدگاه قابل بازخوانی و بررسی است.

صرف نظر از ارتباط و همکاری سازمانی سرویس های اطلاعاتی آمریکا و انگلستان با اسرائیل، این واقعیت را نمی توان فراموش کرد که موساد تمام و همه آنچه که از آن به سرویس اطلاعاتی صهیونیست ها(3) یاد می شود، نیست.

در واقع باید سرویس اطلاعاتی صهیونیست ها را شبکه ای نامریی دانست که بر فراز و در قلب مُعظم ترین سرویس های جاسوسی غرب (به ویژه آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان) شبکه های خود را تنیده است و مستقل از این سرویس ها خط مشی صهیونیسم را دنبال می کند.(4) بنابراین، نه فقط موساد را باید مولود این شبکه نامریی دانست بلکه ارتباط و

ص: 27


1- . ن.ک: نعام چامسکی، مثلث سرنوشت ساز، ترجمه عزت اللّه شهیدا، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، چاپ اول 1369، ص 5 و 28.
2- . ریچارد نیکسون، فرصت را از دست ندهید، ترجمه محمود حدادی، انتشارات اطلاعات، چاپ اول 1371، صص 216 و 215.
3- . ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد دوم، جستارهایی از تاریخ معاصر ایران پیوست ویراستار، مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، چاپ سوم، پاییز 1370، ص 121.
4- . همان منبع، ص 121.

همکاری سرویس اطلاعاتی اسرائیل (موساد) را با سرویس های جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا و انگلستان، از این زاویه، نگاه و بررسی کرد. بر این اساس، چندان بی ربط نیست که گفته شود، سازمان های اطلاعاتی دولت های قدرتمند غربی، برای اسرائیل، در مسیر تعقیب

استراتژی این رژیم در خاورمیانه تا آفریقا و بلکه در بسیاری از نقاط جهان، به مثابه چشم و گوش عمل کرده اند.(1)

ص: 28


1- . پیتر رایت کارمند ارشد ضدجاسوسی سرویس اطلاعاتی سرّی بریتانیا ام آی 5 با انتشار کتابی در سال 1987، به گوشه هایی از این روابط و نیز نقش لرد ویکتور روچیلد از سران یهود بین الملل در این باره اشاره کرده است. جهت کسب اطلاعات بیشتر مراجعه شود به: پیتر رایت، شناسایی و شکار جاسوس، ترجمه محسن اشرفی، مؤسسه انتشارات اطلاعات، چاپ هفتم 1372.

سرآغاز

از آنجا که اعلام تأسیس اسرائیل در سرزمین فلسطین، هیچ گونه مبنای حقوقی و مشروعیت جمعیتی، تاریخی و جغرافیایی نداشت، لذا سران و رهبران و بانیان آن، از همان

ابتدا، موجودیت این دولت را در تهدید تلقی می کردند. سران و رهبران اسرائیلی با این ادعا که از سوی کشورهای عربی و اسلامی همجوار، در معرض تهدید قرار دارند، بقا و امنیت خود را دست آویز و توجیهی برای هرگونه تجاوز، توسعه طلبی، سرکوب و تهدید دیگران قرار دادند. آن ها با این تبلیغات که اسرائیل یک جامعه جدید و کوچک در محاصره دریای

اعراب و مسلمانان است، هرگونه اقدام و رفتار را برای خود مجاز و مشروع قلمداد کردند.

اهرم هایی که اسرائیل از طریق نفوذ و حضور یهودی ها در ارکان قدرت در حوزه های اقتصادی و سیاسی غرب در دست داشت از یک سو و فضای مصنوعی، روانی و تبلیغاتی ساخته و پرداخته پس از جنگ جهانی دوم، از سوی دیگر، شرایط را برای همه گونه دست اندازی، تجاوز و اقدام اسرائیلی ها در سرزمین فلسطین و بلکه سرزمین های پیرامونی

آن مهیا ساخته بود. موضوع انزوا و عدم امنیت اسرائیل در میان کشورها و ملت های منطقه، از نظر صهیونیست ها، توجیه مناسبی برای بهره گیری از همه اهرم های موجود در عرصه جهانی و منطقه ای، با هدف ادعایی حفظ بقا و موجودیت اسرائیل بود. درحالی که در پَسِ

پرده این توجیهات و تبلیغات، استراتژی گسترش مرزها، توسعه سرزمینی و استقرار اسرائیل بزرگ تعقیب و دنبال می شد. با همه وابستگی هایی که اسرائیل به دنیای خارج، به خصوص قدرت مالی و نفوذ سیاسی یهودی ها در جهان داشت و حتی تأسیس و بقای خود را مدیون آن بود، مع الوصف، به شرایط و موقعیتی احساس نیاز می کرد که در مواقع منازعه و

ص: 29

یا در مسیر تعقیب استراتژی پنهان، متکی به خود باشد. این، سیاست و استراتژی اعلام شده از سوی دیوید بن گوریون، اولین نخست وزیر اسرائیل، مبنی بر ایجاد کشوری قوی و قدرتمند بود که قدرت و عظمتش رو به فزونی و قلمرواش رو به گسترش و متکی به خود باشد.

جایگاه حقوقی، جمعیتی و ماهیت اسرائیل، موجب آن بود که بسیاری از رهبران صهیونیسم بر این تئوری پافشاری کنند که اسرائیلی ها با جهانی از دشمنان غیریهودی مواجه اند. این تئوری، طی 55 سال گذشته همواره شالوده سیاست تهاجمی، نظامی، دیپلماسی، اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی را تشکیل داده و پوشش مناسبی برای هرگونه موضع گیری و عملیات تهاجمی اسرائیلی بوده است. این استراتژی غیرقابل تغییر و

عجین با سرشت و ماهیت اسرائیل، همان است که بسیاری از رهبران اسرائیل، از بن گوریون، لوی اشکول(1)، گلدا مایر(2)، مناخیم بگین و آریل شارون، در مقاطع مختلف تاریخی و با عبارات

ص: 30


1- . لوی اشکول در سال 1895 در اوکراین متولد شد. در سال 1914 به فلسطین رفت و در سال 1918 داوطلبانه به سپاه یهود در ارتش انگلستان پیوست. اشکول را از پایه گذاران سازمان هیستادروت اتحادیه کارگران یهود نامیده اند. در اواخر دهه 1930 تا اوایل دهه 1940 عضو رهبری گروه تروریستی هاگانا بود. او در اولین تقابل اعراب و اسرائیل در سال 1948 معاون بن گوریون در وزارت دفاع و مسؤول تدارکات جنگ و اداره هزینه های آن بود. در سال 1948 به عنوان عضو هیأت اجرایی آژانس یهود انتخاب شد و ریاست بخش شهرک های یهودی نشین در آن سازمان را تا سال 1963 به عهده داشت. وی را از شاخص ترین طراحان ایجاد شهرک های یهودی نشین در فلسطین اشغالی به شمار آورده اند. در اوایل دهه 1950 یکی از رهبران حزب ماپای بود و در سال 1951 به نمایندگی کِنِست انتخاب شد و تا سال 1969 این سمت را به عهده داشت. به علاوه در سال های 1951 و 1952 وزیر کشاورزی و توسعه و از سال 1952 تا 1963 وزیر دارایی بود. لوی اشکول طی سال های 1963 تا 1969 نخست وزیر اسرائیل و از سال 1963 تا 1967 به طور همزمان، سمت وزارت دفاع را نیز عهده دار بود. او در سال 1969 در پی یک حمله قلبی درگذشت. (شریده، اسماعیل عبداللهی و مهدی زیبایی، برآورد استراتژیک اسرائیل، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر، تهران، چاپ اول 1381. نیز؛ کاکبورن).
2- . گلدامایر با نام اصلی گلدامایرسون در سال 1898 در کیف روسیه به دنیا آمد. پدرش نجار فقیری بود که در سال 1906 خانواده خود را به آمریکا برد. گلدامایر در سال 1915 به حزب پوالای صهیون، سوسیال دمکرات یهود یا کارگران صهیون پیوست. در سال 1921 به همراه همسرش موریس مه یر به فلسطین رفت و بعدها عضو فعال هیستادروت (اتحادیه کارگران یهود) و نیز حزب چپگرای ماپای شد. در سال 1936 رئیس اداره سیاسی هیستادروت و در سال 1946 برای مدتی رئیس دایره سیاسی آژانس یهود بود. پس از تأسیس اسرائیل به عنوان سفیر به شوروی رفت و در سال 1949 به نمایندگی کِنِست انتخاب شد. وی در این سال وزیر کار نیز بود. او تا سال 1974 سمت نمایندگی کِنِست را عهده دار بود. در سال 1956 به جای موشه شارت به سمت وزیر امور خارجه منصوب شد و تا سال 1966 به مدت ده سال این پست را در اختیار داشت. گلدامایر در سال 1966 از هیأت دولت استعفا داد و دبیر کل حزب کارگر شد. پس از استعفای لوی اشکول در سال 1969، او به سمت نخست وزیری دست یافت. در جنگ چهارم اعراب و اسرائیل در سال 1973، به عنوان نخست وزیر این جنگ را رهبری کرد و در سال 1974، پیامدهای جنگ مزبور او را ناگزیر به استعفا کرد. گلدامایر در سال 1974 از ریاست حزب کارگر و نمایندگی پارلمان کنار رفت و در دسامبر 1978 در بیت المقدس درگذشت.

گوناگون بدان تصریح و تأکید کرده اند. رهبران اسرائیل هیچ گاه فراموش نکرده اند که مشکلات امنیتی رژیم صهیونیستی را، پوشش و بهانه ای در مسیر تعقیب استراتژی اصلی خود قرار دهند.(1)

آریل شارون وزیر جنگ اسرائیل در دسامبر 1981م، در یک کنفرانس بین المللی، پیرامون مسایل امنیتی و اقتصادی اسرائیل که از سوی مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه تل آویو برگزار شده بود، به صراحت گفت:

مهمترین مشکلات امنیتی در دهه هشتاد- آن طور که من می بینم - به مخاطرات خارجی مربوط می شود که سلامت و حقوق حاکمیت اسرائیل را تهدید خواهد کرد. این مخاطرات دو منبع دارد:

1- رویارویی عربی

2- توسعه طلبی شوروی متکی بر رویارویی عربی که شوروی ابزار سیاسی و نظامی در اختیار آن می گذارد [...].

سوای محدوده سنتی سیاست رویارویی که اسرائیل را احاطه کرده، برای مقابله با این مخاطرات ضروری است که مصلحت امنیت استراتژیک اسرائیل در دو زمینه جغرافیایی دیگر که تأثیر امنیتی دارند، توسعه یابد. زمینه نخست در رابطه با کشورهای عربی خارجی است که قدرت نظامی فزاینده آن ها، بُعد خطرناکی به تهدید مستقیم موجود علیه اسرائیل، چه از

طریق ارسال نیروهای ویژه به منطقه رویارویی و چه حتی از طریق اجرای عملیات هوایی و دریایی مستقیما از سوی این کشورها علیه خطوط مواصلاتی هوایی و دریایی اسرائیل می دهد. زمینه دوم در رابطه با کشورهای خارجی است که موقعیت و گرایش سیاسی - استراتژیک آن ها ممکن است تأثیر خطرناکی روی امنیت ملی اسرائیل داشته باشد.(2)

آریل شارون با این شگرد تبلیغاتی - سیاسی و توجیهات امنیتی، برای موجه و منطقی جلوه دادن استراتژی توسعه طلبانه اسرائیل چنین نتیجه گیری می کند:

ص:31


1- . ر.ک.: افرایم اینبار، خطوط برجسته تفکر استراتژیک نوین اسرائیل، مترجم میرسعید مهاجرانی، مندرج در: سیاست دفاعی، شماره 2، بهار 1376، پژوهشکده علوم دفاعی دانشگاه امام حسین ع.
2- . روزنامه اسرائیلی معاریو، 18/12/1981، مشکلات استراتژیک اسرائیل در دهه هشتاد؛ استراتژی صهیونیسم در منطقه عربی و کشورهای همجوار آن، مؤسسه الارض، ویژه مطالعات فلسطینی، انتشارات بین الملل اسلامی، سال 1363، ص 301.

ضروری است مصلحت استراتژیک و امنیتی اسرائیل تا آن سوی کشورهای عربی موجود در خاورمیانه و در سواحل مدیترانه و دریای سرخ فراتر رفته و در دهه هشتاد، شامل کشورهایی از قبیل ترکیه و ایران و پاکستان و مناطق خلیج فارس و آفریقا، به ویژه کشورهای آفریقای شمالی و مرکزی شود.(1)

آریل شارون، چندی بعد، نه تنها بر این استراتژی خطرناک صهیونیستی مهر تأیید و تأکید زد، بلکه اجرا و تعقیب آن را با اهداف سوق الجیشی و منافع امنیتی اسرائیل گره زد.

او در مصاحبه ای با اوریانا فالاچی خبرنگار معروف ایتالیایی با گستاخی تمام در صدد توجیه استراتژی توسعه طلبانه اسرائیل در این زمینه برآمد:

اوریانا فالاچی: ژنرال شارون! بعضی وقت ها من دچار شک می شوم. دچار این شک که انگیزه شما ناشی از یک جاه طلبی وسیع است و از حفظ امنیت و قدرت دفاعی اسرائیل فراتر می رود.

این را می گویم چون نطق شما در کنفرانس انجمن تحقیقات استراتژیک را که در دسامبر گذشته

(1981) در تل آویو برپا شد به خاطر دارم. نطقی که به توصیف حیطه منافع سوق الجیشی اسرائیل پرداختید. شما اعلام کردید که این منافع تنها شامل کشورهای عرب خاورمیانه و حوزه دریای مدیترانه و بحر احمر نمی شود و بلکه به سبب مسایل امنیتی، کشورهایی نظیر ترکیه،

ایران، پاکستان و مناطقی مثل خلیج فارس، آفریقا و همچنین شمال و مرکز آفریقا را دربر

می گیرد. این سخنان وحشتناک است.(2)

علت و بهانه انتخاب این راه از سوی صهیونیسم عنوان می کند و گستاخانه چنین پاسخ می دهد:

شارون: بسیار خوب. می بینم که درس خود را به خوبی مرور کرده اید. الان جوابتان را می دهم. اسرائیل کشور بسیار خاصی است. علل این خاص بودن در مفهوم واژه های مورد تعقیب و آزاد

بودن خلاصه شده است. ما باید با مسائل کلی امنیت خود مقابله کنیم. این مسائل سه حیطه

هستند. نخست در حیطه تروریسم فلسطینیان. دوم مقابله با کشورهای عربی که اکنون ما را

تهدید می کنند. حیطه سوم مشمول توسعه طلبی شوروی است. مسأله این است که چگونه ما در

ص: 32


1- . همان منبع، صص 301-302.
2- . اوریانا فالاچی، در گفت وگو با آریل شارون، وزیر جنگ اسرائیل، نشریه آبزرور، 1982؛ مندرج در کتاب السلام مع المحتلین، واقعیة ام انتحار؟؛ محمدتقی تقی پور، ترجمه عبدالکریم محمود، معاونیة العلاقات الدولیة فی منظمه الاعلام الاسلامی، 1993م/1414ه، ص 60.

این سه حیطه از حق موجودیت خود دفاع کنیم، بدون آنکه تبدیل به پروس خاورمیانه شویم؟(1)

رهبران اسرائیلی، همواره تحت پوشش این قبیل توجیهات و تبلیغات، توسعه طلبی ها و استراتژی پنهان خود را در زمینه های مختلف، اشغال سرزمین های اسلامی و عربی، عملیات

خزنده جاسوسی و اطلاعاتی، به پیش برده و در عین حال خود را در حاشیه امن قرار داده اند.

تلاش و اشتیاق فراوان برای برقراری ارتباط سیاسی و اطلاعاتی با ایران دوره پهلوی و نیز

کشور ترکیه و بعضی دیگر دولت های پیرامونی، تا اتیوپی در شمال آفریقا، از ابتدای تأسیس

رژیم صهیونیستی در دستور برنامه های سران و رهبران اسرائیل و صهیونیسم قرار داشت. آنچه بن گوریون(2) در ذهن داشت یک استراتژی پیرامونی بود و جوهره و اساس آن امر ساده ای به شمار می رفت؛ کشورهای عربی که اسرائیل را احاطه کرده بودند، به صورت دشمن باقی می ماندند؛ اما به هر حال در پیرامون جهان عرب، کشورهایی وجود داشتند که دعوای مستقیمی با اسرائیل نداشتند؛ دلایلی برای ترس از تحرکات کمونیستی برایشان وجود داشت، و از متحدین

ثابت قدم ایالات متحده به شمار می رفتند. متحدین بالقوه ای که بن گوریون در ذهن داشت ترک ها و ایرانیان بودند که از نظر موقعیت جغرافیایی برای محاصره و در تنگنا گذاشتن سوریه و عراق وضعیتی ایده آل داشتند. امپراتوری باستانی اتیوپی نیز که در آفریقا هم مرز کشورهای عرب بود، چنین حالتی داشت.(3) ارتباط مورد نظر که به تدریج همکاری گسترده و عمیق اطلاعاتی اسرائیل با کشورهای مذکور را به دنبال داشت، در نهایت منجر به ایجاد ایستگاه اطلاعاتی و جاسوسی سرویس اطلاعاتی اسرائیل در داخل این کشورها گردید. به گونه ای که رژیم صهیونیستی با

استقرار ده ها پایگاه و صدها مأمور و جاسوس کارکشته و کارآزموده صهیونیست در ایران دوره

پهلوی، کشور ترکیه و تا برخی ممالک آفریقایی، مطامع خود را در کشورهای پیرامونی به دلخواه

تعقیب می کرد، بدون آنکه هیچ هزینه ای به لحاظ سیاسی از بابت آن ها متحمل شود.

ص: 33


1- . همان منبع، ص 61.
2- . در بسیاری از منابع تاریخی و سیاسی، دیوید بن گوریون اولین نخست وزیر اسرائیل بانی و مبتکر استراتژی پیرامونی یا دکترین حاشیه ای قلمداد شده است؛ اما بر اساس مندرجات اسناد اسرائیلی و اذعان بعضی تاریخ نگاران یهودی و صهیونیست، رویون شیلوا Reuven Shiloah اولین رئیس موساد، طراح اصلی استراتژی Peripheralبود که آن را به بن گوریون ارایه داد. این شخص در بخش رؤسای موساد معرفی شده است. همان گونه که در همین کتاب نیز مشاهده می شود، این اسم در بعضی ترجمه های فارسی رویون و در برخی دیگر ریون نوشته شده است.
3- . اندرو و لسلی کاکبورن، ارتباط خطرناک، ترجمه محسن اشرفی، انتشارات اطلاعات، چاپ اول 1371، ص 159.

ص: 34

موساد و ساواک: پیدایش، ساختار، وظایف و اهداف

اشاره

ص: 35

ص: 36

اهمیت و ضرورت

ارتباط و همکاری ساواک و موساد در مسیر پیشبرد استراتژی پیرامونی اسرائیل کاملاً اساسی و استراتژیک بود. به علاوه، در چارچوب پیمان اطلاعاتی سه جانبه ایران، اسرائیل و ترکیه موسوم به نیزه سه سر؛ یا اتیوپی، ایران و اسرائیل با رمز عقاب، در همه اینها، ساواک و موساد نقش و مأموریت کلیدی و محوری را به عهده داشتند. در مقایسه بین دو سرویس اطلاعاتی موساد و ساواک، با توجه به پیشینه همکاری، عملکرد و نیز اسناد و مدارک موجود،

به جرأت می توان گفت سرویس اطلاعاتی صهیونیست ها، همواره حرف اول را می زد. صرف نظر از اینکه، در قلمرو همکاری های اطلاعاتی دوجانبه و یا سه جانبه، همیشه استراتژی اسرائیل موضوع و مسأله محوری، و حاصل این همکاری ها نیز به نفع صهیونیست ها بود.

بنابراین، نظر به اهمیت، جایگاه و موقعیت موساد و ساواک در همکاری های اطلاعاتی چندجانبه، ضروری است با هدف تنویر افکار خوانندگان، درباره ماهیت، اهداف، ساختار تشکیلاتی، پیدایش و پیشینه این دو سازمان مخوف اطلاعاتی و جاسوسی، اطلاعاتی، ولو در

حد اجمال ارایه شود. به علاوه این اطلاعات دستمایه ای است که زمینه های ذهنی مخاطب را

برای درک و تفسیر بهتر و آسانتر مباحث آتی هموار و او را در تبیین و تجزیه و تحلیل مسایل

مورد نظر یاری خواهد کرد.

پیدایش موساد

در ماه مه سال 1948م/ اردیبهشت 1327ش، سرانجام پس از یک و نیم قرن تلاش گسترده

ص: 37

و همه جانبه رهبران و کانون های یهودی و صهیونیستی، اعلامیه تأسیس دولت اسرائیل در سرزمین فلسطین صادر و آمال و وعده های پیشقراولان صهیونیسم تحقق پیدا کرد.

نویسندگان آمریکایی کتاب ارتباط خطرناک، با اشاره به نمای ساختمان بدون علامت، مخفی و سرّی موساد در خیابان خَدَردَفَنا(1) در فلسطین، نقش جامعه اطلاعاتی یهودی ها را در پیدایش اسرائیل اساسی دانسته و معتقدند؛ موفقیت کامل اسرائیلی ها در پدید آوردن دولتی

یهودی در فلسطین، تا حد زیادی مدیون اطلاعاتی بوده که امروز آن را عملیات پنهان می خوانند.(2) تلاش های اطلاعاتی همه جانبه یهودی ها و پشتیبانی سرّی و پنهانی آمریکا، دو عامل و عنصر کلیدی در این حرکت بودند که این هر دو مورد، وابسته به یهودیانی بود که

متعلق به خارج از اسرائیل بودند.(3) در قلب این تکاپوی اطلاعاتی سازمانی سرّی قرار داشت که شای(4) خوانده می شد.(5)

پس از تأسیس دولت اسرائیل، چون اولویت ها و مأموریت های اطلاعاتی جامعه صهیونیستی عوض شد و تغییر کرد، دیوید بن گوریون اولین نخست وزیر اسرائیل، شای را منحل و به جای آن سه سازمان اطلاعاتی جداگانه ایجاد کرد. سرویس اطلاعات نظامی که اساسا برای مقابله با ارتش های عرب ایجاد شده بود و تحت کنترل وزارت دفاع قرار داشت.

سرویس اطلاعات خارجی که گاریل (گورییل)(6) کهنه کار آن را ریاست و اداره می کرد، بخشی از وزارت خارجه بود. بخش امور یهودیان که تحت عنوان شین بت(7) تجدید سازمان شده بود، توسط یک روس لاغراندام به نام ایسر هارل(8) ریاست می شد و مسؤولیت اطلاعات و امنیت داخلی را به عهده داشت.(9)

در سال 1951 و به دنبال یک سری درگیری های داخلی، تشکیلات اطلاعاتی اسرائیل دوباره دستخوش تحول شد. به جای بخش خارجی که قسمتی از وزارت امور خارجه به

ص: 38


1- . Hadar Dafna
2- . کاکبورن، ص 58.
3- . همان منبع، ص 59.
4- . Shai
5- . همان منبع، ص 58.
6- . Guriel
7- . Shin- Beth
8- . Isser Harel
9- . همان منبع، ص 60.

حساب می آمد، آژانس جدیدی ایجاد شد که زیر نظر مستقیم نخست وزیر قرار می گرفت. این آژانس همان موساد بود که بعدا به صورت سازمانی افسانه ای درآمد. مسؤولیت آن را به عهده شیلوا(1) گذاشتند.(2)

ساموئل کاتز به عنوان یک کهنه کار اسرائیلی، که اثرش را با هماهنگی محافل رسمی و دولتی اسرائیل به رشته تحریر درآورده، می نویسد: آژانس یهود که در سال 1940 به خاطر

بخش های مخفیانه عملیاتی اش بیشتر به یک وزارت دفاع شبیه بود تا یک تشکیلات سیاسی دوران قبل از استقلال [زمان تأسیس اسرائیل در سال 1948م/ 1327ش]، همراه با حمایت کامل فرماندهی عالی [گروه شبه نظامی و تروریستی] هاگانا سرویس اطلاعاتی ملی را تشکیل داد تا نیازهای وضعیت جدید را برآورده سازد. این سرویس جدید اطلاعات ملی، نام مشهور

شای را روی خود گذاشت.

بسیاری از محققین صلاحیت دار اسرائیلی خلق این سازمان را به عنوان بسته شدن نطفه واقعی واحد اطلاعات نظامی در نظر می گیرند. این در حالی است که برخی دیگر اعتقاد دارند، هسته تشکیل یک واحد اطلاعات نظامی یهودی از سال 1909 در فلسطین وجود داشته است. این همان زمانی بود که گروه [یهودی و تروریستی] مسلح هاشومر روستائیان

عرب [فلسطینی ]دهکده های مجاور را تحت نظر می گرفت. در ماه ژوئن 1940، شای یک واحد ویژه عربی بنیان گذاشت. این واحد که فرماندهی آن با عزرا دانین بود، جمع آوری و تحلیل اطلاعات را در مورد قابلیت های نظامی اعراب و مقاصد آنها به طور منظم انجام می داد.(3)

ساموئل کاتز نقش انگلستان و سرویس جاسوسی آن را در شکل گیری و پیدایش شای، اساسی و جدی می داند:

سازمان جدید شای روابط نزدیکی با سرویس اطلاعاتی انگلستان برقرار و در واقع تلاش کرد، شیوه و سازمان خود را طبق آنچه در ام.آی.4، یعنی اطلاعات نظامی انگلستان؛ ام.آی.5 یعنی سرویس ضد اطلاعات انگلستان؛ و ام.آی.6 یعنی سرویس جاسوسی خارجی انگلستان، وجود داشت، تنظیم کند. در چند سالِ قبل از جنگ جهانی دوم، سرویس های

ص: 39


1- . Reuven Shiloah
2- . همان منبع، صص 61-62.
3- . ساموئل کاتز، صص 36-37.

اطلاعاتی انگلستان در جریان شکل گیری گروه های اطلاعات نظامی، به شای کمک کردند. رابطه آنها از زمانی آغاز شد که در سال 1936 در فلسطین شورش هایی(1) به پا شد و هاگانا و واحدهای اطلاعاتی انگلستان برای سرکوب اعراب طغیانگر(2) با یکدیگر همراه شدند.(3)

به نوشته استوارت استیون انگلیسی: علاوه بر هاگانا، سازمان دیگری به نام شروت اییدیئوت وجود داشت که مأمور جمع آوری اطلاعات بود. بعدها این سازمان به نام شای نامیده شد.(4)

این نویسنده در صفحات دیگر کتاب، شای را اداره اطلاعات هاگانا قلمداد کرده که با نام پوششی مؤسسه کمک به قهرمانان فعالیت می کرد.(5) او از تشکیل جلسه ای خبر داده که بنا به دستور دیوید بن گوریون لیدر سیاسی هاگانا و نخست وزیر اسرائیل، در همان ایام اول پس از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی، با هدف ایجاد تغییرات و تجدید ساختار تشکیلات اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل تشکیل شده بود:

ایسر بئری یکی از فرماندهان برجسته شای که اتفاقا ریاست اولین جلسه را به عهده داشت، به حاضرین گفت که نخست وزیر از او خواسته است در ساختمان شای تغییراتی بدهد. پیشنهاد شده است که سه اداره تشکیل شود: سازمان اطلاعات و ضداطلاعاتی ارتش (به نام اختصاری آمون) تحت ریاست ایسر بئری، سازمان اطلاعات و ضداطلاعاتی سیاسی (با نام اختصاری موساد) مأمور جمع آوری اطلاعات از کلیه نقاط دنیا به ریاست بوریس گورییل و بالاخره اداره سوم (شین بت با نام اختصاری شروت هابیتاهون) با مأموریت داخلی به ریاست ایسر هارل.(6)

گزارش مشترک و طبقه بندی شده سرویس های اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا، متشکل از مدیریت عملیات ضداطلاعاتی (DOCS)، سازمان مرکزی اطلاعات (CIA) و سازمان

ص: 40


1- . قیام و مبارزه معروف شهید عزالدین قسام و یاران او علیه اشغالگران و سپس شهادت آنها در جنگل های یَعبُد و به دنبال آن خیزش گسترده مردم فلسطین که به مدت شش ماه تداوم داشت.
2- . مقصود مبارزان و مردم به پا خاسته فلسطین در مقابل اشغالگران یهودی و انگلیسی است.
3- . ساموئل کاتز، ص 37.
4- . استوارت استیون، نخبه جاسوسان اسرائیل، ترجمه م. دانشمند، شرکت انتشاراتی پاژنگ، تهران، چاپ اول، زمستان 1371.
5- . همان منبع، ص 43.
6- . همان منبع، صص 43-44.

اطلاعاتی دفاع [سازمان اطلاعات ارتش آمریکا] (DIA)، درباره پیشینه و پیدایش سرویس اطلاعات سرّی اسرائیل، معروف به موساد، بسیار حائز اهمیت است:

در سال 1948، هنگامی که قیمومت انگلستان پایان یافت، جمعیت یهودی فلسطین، اسرائیل را تأسیس نمود. در میان سازمان های دولتی که ایجاد شدند، واحد اطلاعاتی و امنیتی

نیز وجود داشت که به سرویس اخبار (اطلاعات) شای معروف بود. این سازمان بازوی اطلاعاتی نیروی مقاومت زیرزمینی صهیونیست ها [گروه تروریستی یهودی هاگانا] بود که در زمان قیمومت انگلستان، با تأسیس آژانس یهود [سخنوت] در سال 1929، در کنگره

[جهانی ]صهیونیست ها در زوریخ سوئیس، دست به عملیاتی در مقیاس جهانی زد. در آن زمان آژانس یهود متشکل از صهیونیست ها و غیرصهیونیست ها، با شرکت و حضور فعالانه و گسترده آمریکائیان بود. [...].

این آژانس به عنوان پوششی برای شای به کار می رفت و عملیات مخفی خود را در اروپای غربی و ایالات متحده گسترش داد.

از سال 1923 تا 1948، اهداف شای عبارت بود از:

پیشبرد امر تأسیس یک دولت مستقل اسرائیلی، نفوذ در تأسیسات و تشکیلات قیمومتی انگلستان...، جمع آوری اخبار و اطلاعات سیاسی جهت بهره گیری در تبلیغات صهیونیستی، نفوذ در احزاب و گروه های عرب و ضدصهیونیستی در فلسطین و کشورهای مجاور...، حفظ امنیت قاچاق اسلحه و برنامه مهاجرت غیرقانونی [یهودی ها به فلسطین] و... .

شای از بخش های زیر تشکیل یافته بود:

اطلاعات سیاسی، امنیت داخلی و ضدجاسوسی، اطلاعات نظامی، شاخه پلیسی اطلاعات نظامی و بالاخره اطلاعات و امنیت دریایی [...].

در آوریل سال 1951، نخست وزیر [دیوید بن گوریون] و کابینه اش...، به علت درگیری های داخلی و عدم هماهنگی زیرمجموعه های شای شدیدا احساس خطر کرده و نسبت به دوباره سازی کامل ساختار اساسی و جامعه امنیت و اطلاعات اسرائیل تصمیم گرفتند.

این مأموریت به عهده مردی به نام ریون شیلوا گذارده شد. شیلوا رئیس این مرجع که کمیته سران سرویس ها یا وعدت نام گرفته بود، سرویس اطلاعات و امنیت دریایی و واحد

ص: 41

نوبنیاد اطلاعات هوایی را در اطلاعات نظامی ادغام نمود. سرویس اطلاعات سیاسی را از وزارت خارجه جدا و مستقل نمود و در شکل سرویس اطلاعات سرّی (موساد) دوباره سازی کرد.

سرویس امنیت داخلی و ضدجاسوسی (شین بت)، غیر از تغییرات داخلی همچنان دست نخورده باقی ماند [...].

سرویس های امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل، این ساختار را نسبتا بدون تغییر، در طی جنگ های اعراب و اسرائیل در اکتبر و نوامبر 1956، جنگ شش روزه در ژوئن 1967 و جنگ یوم کیپور [جنگ رمضان] در اکتبر 1973، حفظ کردند. در اوایل 1963، درست قبل از بازنشستگی و کناره گیری، بن گوریون، کمیته ای را برای بررسی اوضاع تعیین و انتخاب نمود.(1) او نگران آن بود که تأسیسات و تشکیلات امنیتی و اطلاعاتی که به سبب نقش او به عنوان نخست وزیر و وزیر دفاع، معمولاً رضایت بخش عمل می نمود، با کناره گیری وی، رو

به زوال رود. [...].

در ژوئیه 1963، کمیته گزارش خود را تسلیم نخست وزیر جدید، لوی اشکول(2) نمود. از جمله تغییرات بر اساس توصیه کمیته جابجایی اختیار و مسؤولیت شین بت از وزیر دفاع به

نخست وزیر، جامه عمل پوشانده شد.

در فاصله کوتاه بین سپتامبر 1965 تا ژوئیه 1966، ایسر هارل رئیس قبلی «وعدت» و رئیس موساد به عنوان مشاور اشکول نخست وزیر در مسایل امنیتی و اطلاعاتی انجام وظیفه نمود [...].

به دنبال شکست و افت اطلاعاتی عنوان شده در جنگ یوم کیپور [رمضان]، دولت اسرائیل کمیسیون آگرانت را برای تحقیق مسایلی که مرتبط به عملیات جنگی و عملکرد سرویس های امنیتی و اطلاعاتی بود تعیین کرد. کمیسیون در گزارش کوتاه و مقدماتی خود در آوریل 1974، پیشنهاد تقویت و فعال نمودن پست مشاورت مخصوص نخست وزیر را در امور امنیت و اطلاعات مطرح نمود [...].

از سال 1974 تا 1976، توصیه های گزارش مقدماتی کمیسیون آگرانت اعمال شد.

ص: 42


1- . بن گوریون طی این سال ها همزمان با پست نخست وزیری سمت وزیر دفاع را نیز عهده دار بود.
2- . Levi Eshkol

نخست وزیر ارتشبد مخصوص رهاوم زیوی(1) را به عنوان مشاور مخصوص خود برگزید.[...]. در اکتبر 1976، زیوی از این پست استعفا داد و سرتیپ بازنشسته، و رئیس قبلی اطلاعات نظامی یهوشافت هرکابی(2) جانشین وی شد.(3)

اهداف

بر اساس اسناد و اطلاعات طبقه بندی شده سرویس های اطلاعاتی، امنیتی و جاسوسی آمریکا، اهداف و مقاصد اساسی سرویس های اطلاعات و امنیت اسرائیل عبارتند از:

1- کشورهای عربی؛ توانایی و قدرت آنها، مقاصد و نظریاتشان درباره اسرائیل، روابط آنها با شوروی و سایر قدرت ها، تأسیسات رسمی و نمایندگان آنها در سرتاسر جهان، رهبران، سیاست های داخلی و سیاست های بین اعراب، خصوصیات اجتماعی و نظامی، آمادگی نظامی و دیگر امورات جنگی [آنها].

2- جمع آوری اطلاعات درباره سیاست های سرّی ایالات متحده و یا تصمیمات آن [...].

3- جمع آوری اطلاعات علمی در آمریکا و سایر کشورهای پیشرفته.

4- تصمیمات و سیاست های دولت شوروی و کشورهای اروپای شرقی در قبال اسرائیل و مسائل و مشکلات مهاجرت یهودی ها از این مناطق.

5- نظارت و تعقیب همه فعالیت های ضدصهیونیستی در سراسر جهان.

6- جمع آوری اطلاعات سیاسی و اقتصادی در همه مناطق مورد توجه و علاقه خود، نظیر آفریقا.(4)

وعدت (کمیته سران سرویس ها)

مرجع اصلی اطلاعات و امنیت اسرائیل، [با نام عبری] وعدت راشه ای هاشروتیم (کمیته سران سرویس ها) است که معمولاً به نام «وعدت» شناخته می شود. وعدت فعالیت ها و عملیات اعضای خویش را هماهنگ می سازد. موساد لتافکدیم میوچادیم (سرویس اطلاعات

ص: 43


1- 1. Rahavam Zeevi
2- . Yehoshafat Harkabi
3- . اسناد لانه جاسوسی، شماره 11، صص 17 تا 22.
4- . همان منبع، صص 16-17.

سرّی)، با اسم معمول و شناخته شده موساد، مسؤولیت عملیات خارجی را عهده دار و تحت نظر و تابع نخست وزیر است.

شروت بیتاچون کلالی (امنیت داخلی و ضدجاسوسی) معروف به شین بت، مسؤول کلیه امور امنیتی و تحت نظر مستقیم نخست وزیر است.

اگاف مودین (اطلاعات نظامی) مسؤولیت اصلی اطلاعات استراتژیکی نظامی و اطلاعات ارتباطاتی را عهده دار است و تحت فرماندهی رئیس ستاد ارتش قرار دارد.

بر این اساس؛ تشکیلات مرکزی جامعه اطلاعات و امنیت اسرائیل وعدت نام دارد که وظیفه اصلی و اولیه آن هماهنگی کلیه فعالیت های امنیتی و اطلاعاتی در داخل و خارج اسرائیل است. وعدت متشکل از اعضا، سرویس ها و عناصر زیر است:

1) رئیس موساد، 2) رئیس اطلاعات نظامی، 3) رئیس شین بت، 4) رئیس کل بازرسی، 5) مدیر کل وزارت امور خارجه، 6) رئیس مرکز تحقیقات و طرح ریزی وزارت امور خارجه، 7) مشاورین سیاسی، نظامی، اطلاعاتی و ضدتروریستی نخست وزیر.(1)

... رئیس موساد ریاست وعدت را به عهده دارد و به همین میزان به طور مستقیم در برابر نخست وزیر مسؤول است. اعضا و عناصر وعدت از موقعیت و مقام نسبتا مساوی و برابر برخوردار هستند.

رئیس موساد که سمت ریاست وعدت را نیز به عهده دارد، به عنوان مقام عالی رتبه، از یک نوع برتری در برابر بقیه اعضای وعدت برخوردار است و به همین علت عنوان «میمون»(2) را به همراه دارد [...]. هر چند که در واقعیت، رئیس اطلاعات نظامی، هم اکنون ریاست موساد را از جهت قدرت و اهمیت تحت الشعاع قرار داده است. این موضوع ناشی از ادامه اعتماد و تکیه اسرائیل به قوای نظامی و ارتش در حفظ بقای ملی و حراست از موجودیت جامعه اسرائیلی است.

موساد مسؤول جمع آوری اطلاعات خارجی و نیز اداره و اجرای برنامه های عملیات مخفی در خارج از اسرائیل است.

شین بت مسؤول ضداطلاعات و امنیت داخلی است.(3)

ص: 44


1- . همان منبع، ص 24.
2- . Memune
3- . همان منبع، صص 24 تا 26.

کارکنان سرویس اطلاعاتی اسرائیل

آمار و اطلاعات طبقه بندی شده آمریکا درباره آمار و ارقام کارکنان سرویس اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل، حاکی است: حدود 1500 تا 2000 نفر پرسنل(1) در موساد مشغول خدمت بوده که 500 نفر از آنان دارای درجه افسری هستند. شین بت حدود 1000 پرسنل دارد که 550 نفر از آنان درجات نظامی دارند. در سرویس اطلاعات نظامی حدود 7000 پرسنل [بیش از سه برابر موساد] فعالیت دارند که 450 نفر آنان افسر و بقیه به عنوان شاغل و کارمند غیرنظامی رده بندی شده اند. تعداد کارکنان رسمی مرکز تحقیقات و طرح ریزی سیاسی وزارت امور خارجه بین 75 تا 100 نفر، افراد پلیس 12000 نفر و گارد مرزی 6000 نفر هستند. این آمار،

کارکنان و پرسنل غیررسمی و نیز مأموران و نیروهای جذب شده غیرکادر این سرویس ها را شامل نمی شود.(2)

وظایف و مأموریت

بر اساس گزارش سرّی سرویس های آمریکایی؛ موساد مسؤول جمع آوری اطلاعات خارجی، عملیات سیاسی و فعالیت های ضدتروریستی است. در انجام مأموریت جمع آوری اطلاعات صحیح و مثبت، وظیفه اصلی موساد در اجرای عملیات انسانی، علیه کشورهای عرب، مقامات و نمایندگان رسمی و تأسیسات آنها در سراسر جهان تنظیم شده است.

خصوصا در اروپای غربی و ایالات متحده، در هر نقطه که منافع ملی اعراب، با منافع اسرائیل در خاورمیانه، اصطکاک پیدا کند، موساد به جمع آوری اطلاعات در زمینه آمادگی،

وضعیت روحی و روانی، تسلیحات، تجهیزات و چگونگی اداره و رهبری هر یک از ارتش های عرب که در صورت بروز جنگ می تواند وارد کارزار علیه اسرائیل شود، می پردازد. [...].

از سوی دیگر، موساد مسؤول تحریکات کاملاً حساب شده، آزردگی ها و مزاحمت هایی

برای ایجاد فضای عدم اعتماد متقابل در میان اعراب نیز می باشد. [... ]ردیابی و خنثی سازی

ص:45


1- . این آمار طبقه بندی شده، در مارس 1979م/ اسفند 1357 از سوی سرویس های اطلاعاتی آمریکا به همراه سیا، تهیه و گزارش شده است.
2- . همان منبع، ص 27.

تبلیغات منفی اعراب [علیه اسرائیل] از دیگر وظایف آن است.

لبنان در واقع به سبب جمعیت های مختلف مسیحی [مارونی ها]، دروز(1) و مسلمانان

جاذبترین کشور برای طرح های اطلاعاتی است. اسرائیلی ها در لبنان دارای تشکیلات مخفی

بوده و عملیاتی را در این کشور همسایه شمالی انجام می دهند [...].

موساد علاوه بر اجرای عملیات علیه اعراب، نیز در کشورهای اروپای شرقی و غربی جمع آوری می کند.

کوشش های موساد در جمع آوری اطلاعات، به خصوص در شوروی، ایالات متحده و سازمان ملل متحد- که تصمیمات و خط مشی آن می تواند بر اسرائیل و اهداف صهیونیسم تأثیر و انعکاس داشته باشد- متمرکز شده است.(2)

برای موساد، هدف های اسرائیل در کشورهای غربی به همان میزان که درباره بلوک شرق یادآوری شد از اهمیت مساوی برخوردار است. موساد، اطلاعاتی در قبال سیاست های کشورهای غربی، واتیکان و سازمان ملل متحد، درباره خاورمیانه جمع آوری می کند. تلاش در افزایش معاملات تسلیحاتی که به نفع نیروهای ارتش اسرائیل است و کسب اطلاعات برای بهره برداری در جهت خاموش نمودن دستجات ضداسرائیلی در جهان غرب به عهده موساد است.(3)

ساختار

گزارش طبقه بندی شده سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا) و دیگر سرویس های امنیتی ایالات متحده، در خصوص ساختار و نظام سرویس اطلاعاتی موساد، حکایت از آن دارد که این سازمان از هشت اداره تشکیل شده است:

1- طرح ریزی عملیاتی و هماهنگی. 2- جمع آوری. 3- عملیات سیاسی و روابط وابسته. 4- پرسنلی، مالی، لجستیکی و امنیت. 5- آموزش و تعلیمات. 6- تحقیقات. 7- عملیات تکنیکی. 8- تکنولوژی.(4)

ص: 46


1- . Druze
2- . همان منبع، ص 40-41.
3- . همان منبع، ص 42.
4- . همان منبع، ص 42.

در غیبت رئیس موساد مدیر اداره طرح ریزی عملیاتی و هماهنگی به عنوان رئیس عمل می کند. در حالی که در سال های قبل، در این گونه شرایط، رئیس اداره جمع آوری به عنوان

رئیس موساد انجام وظیفه می کرد.

اداره جمع آوری مسؤول اجرای عملیات مخفی خارجی و ایجاد مقدمات، تهیه و تولید گزارش از منابع مخفی است. این اداره بزرگترین واحد موساد است.

ادارات منطقه ای تحت کنترل اداره جمع آوری و اداره عملیات سیاسی و روابط وابسته عبارتند از:

1- آمریکای مرکزی 2- آمریکای جنوبی 3- اروپای شرقی و شوروی 4- آفریقا، آسیا و اقیانوسیه 6- حوزه مدیترانه و خاورمیانه 7- اروپا 8- آمریکای شمالی.(1)

این تقسیم بندی نشان از گستره فعالیت های مخفی و عملیاتی موساد در جهان امروز دارد.

پایگاه ها و حوزه های عملیاتی

عملیات خارجی موساد به دو طبقه اصلی تقسیم می شود:

طبقه اول در خاورمیانه، به عنوان خط اول دفاعی و طبقه دوم در قسمت ها و مناطق دیگر جهان است.(2) مقر موساد در خارج از منطقه عربی خاورمیانه، اکثرا تحت پوشش های دیپلماتیک، در داخل سفارت خانه ها و کنسول گری های اسرائیل است [...].

موساد در ایالات متحده آمریکا، اکثر پایتخت های اروپایی، ترکیه و مراکز استراتژیک در آمریکای لاتین، آفریقا و خاور دور پایگاه هایی دارد. در ایران در دوران سلطنت پهلوی نیز این پایگاه ها مستقر بودند [...].

پایگاه موساد، با دو بخش جداگانه در یک پایگاه، در بعضی کشورها وجود دارد، که یکی برای جمع آوری مخفی به طور یکجانبه و دیگر برای روابط وابسته اطلاعاتی با سرویس های

خارجی است. برای مثال در حال حاضر، اسرائیل در پاریس، دارای یک سفارتخانه، یک کنسولگری و یک هیأت از وزارت دفاع است. تحت پوشش سفارت، موساد یک مدیریت

ص: 47


1- . همان منبع، صص 42 و 43.
2- . همان منبع، ص 44.

جمع آوری کنترل منطقه ای و یک مدیریت عملیات سیاسی و روابط وابسته مربوط به کنترل های منطقه ای دارد.

مجموعه مستقر در پاریس، در طی سال ها، نقطه اتکاء فعالیت های اطلاعاتی اسرائیل در قاره اروپا بوده است.

در سوئیس نیز اسرائیل دارای یک سفارت در برن و یک سرکنسولی در زوریخ است که پوشش لازم را برای افسران اداره جمع آوری که در عملیات یکجانبه دخالت دارند، به وجود

می آورند. این تأسیسات دیپلماتیک روابط نزدیکی با کشور سوئیس در سطح داخلی نیز برقرار کرده و در زمینه عملیات آشکار، نظیر امنیت فیزیکی مقامات اسرائیلی و تأسیسات

تجاری در این کشور و حفاظت اعضا و کادرهای اسرائیلی همکاری می کند. همچنین همکاری نزدیکی بین اسرائیل و سوئیس در زمینه های علمی و تکنیکی، مرتبط با عملیات اطلاعاتی و امنیتی برقرار است. مقامات سوئیسی سفرهای متعدد به اسرائیل داشته اند و اسرائیلی ها نیز به طور مداوم به سوئیس رفت و آمد می کنند.(1)

موساد با همکاری شین بت (سرویس امنیت داخلی و ضدجاسوسی اسرائیل) آموزش های تکنیکی را به سرویس های اطلاعات و امنیت ترکیه و غنا تعلیم می دهد. مبادله

تجهیزات و اطلاعات تکنیکی با سرویس های اطلاعات و امنیت ژاپن نیز برقرار شده است.(2)

در حال حاضر موساد با همکاری شین بت روابط وابسته ای با سرویس های اطلاعاتی و امنیتی بیگانه از طریق عضویت در گروه کیلووات حفظ کرده است. این گروه تشکیلاتی است که با مسایل تروریسم عرب سروکار دارد و مشتمل بر کشورهای آلمان [غربی سابق]، بلژیک، ایتالیا، انگلستان، لوگزامبورگ، هلند، سوئیس، دانمارک، کانادا، فرانسه، ایرلند، سوئد، نروژ و اسرائیل است.(3)

علی رغم قطع روابط دیپلماتیک بین اسرائیل و بسیاری از کشورهای افریقایی، اسرائیل هنوز روابط وابسته خوب اطلاعاتی را با تعدادی از سرویس های آفریقایی حفظ کرده است. اسرائیل با سرویس کنیا روابط دارد. در آفریقای مرکزی، اسرائیل هنوز در زئیر فعال است. در غرب آفریقا، اسرائیل سرویس امنیت و پلیس لیبریا را آموزش می دهد. اسرائیل همچنین در

ص: 48


1- . همان منبع، ص 46-47.
2- . همان منبع، ص 60.
3- . همان منبع، ص 61.

تأسیس سرویس اطلاعات نظامی غنا همکاری داشته است. در آفریقای جنوبی، اسرائیل روابطی با سرویس های اطلاعات و امنیت آفریقای جنوبی دارد.

اسرائیل در طی سال ها، در آمریکای لاتین بسیار فعال بوده است. یکی از بزرگترین موفقیت های اطلاعاتی، دستگیری آدولف آیشمن از رهبران سابق نازی در آرژانتین بود.

اخیرا اکثر فعالیت های روابط وابسته در آمریکای لاتین در مسایل آموزشی و عملیاتی ضدتروریستی متمرکز شده است. برای مثال کنسولگری اسرائیل در ریودوژانیرو پوشش های لازمه را برای پایگاه منطقه ای موساد فراهم آورده است، که کشورهای، برزیل،

آرژانتین، شیلی و اروگوئه را شامل می شود. افسران اطلاعاتی این مرکز برای تعلیم سرویس

اطلاعاتی آرژانتین به بوینس آیرس می روند [...].

اسرائیل روابط وابسته ای با سرویس های امنیتی مکزیک، نیکاراگوئه، کاستاریکا، پاناما، جمهوری دومینیکن، ونزوئلا، کلمبیا، اکوادور و پرو نیز برقرار کرده است [...]. اسرائیل مدت زمانی در آسیای شرقی فعالیت می نمود. آنها آموزش اطلاعاتی را در اختیار دولت جمهوری

چین (ملی) [تایوان] قرار می دادند و روابط وابسته ای با آنان داشتند. اسرائیل با ژاپن، تایلند، اندونزی، و سرویس های کره جنوبی نیز روابط اطلاعاتی دارد.

بزرگترین مرکز منطقه ای موساد در آسیای شرقی در سنگاپور است. رئیس پایگاه موساد، به طور مکرر در سرتاسر این منطقه رفت و آمد داشته و با سرویس های کشورهای مجاور در حال معامله و عقد قرارداد بوده است. اندونزی به عنوان یک کشور مسلمان، روابط دیپلماتیک رسمی با اسرائیل ندارد. بنابراین روابط دوجانبه موساد- اندونزی خیلی محافظه کارانه است. نمایندگان موساد در سنگاپور مورد تأیید و تصویب سرویس اندونزی هستند. همچنین افسران موساد در جاکارتا نیز تحت پوشش های تجاری فعالیت می کنند.(1)

معیارهای حرفه ای

سرویس های جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا درباره کارکنان، مأموران و کادرهای سرویس های اطلاعاتی اسرائیل، چهار شاخص و ویژگی را تحت عنوان معیارهای حرفه ای

ص: 49


1- . همان منبع، صص 63-64. اطلاعات و آمار مورد استفاده در این قسمت، تماما بر اساس گزارش های طبقه بندی شده سرّی سازمان سیا و دیگر سرویس های اطلاعاتی، جاسوسی و امنیتی ایالات متحده است.

ارزیابی کرده و برشمرده اند:

1- درستی و تمامیت: رؤسا و کارمندان عالی رتبه جامعه امنیت و اطلاعات اسرائیل دارای عالی ترین معیارهای حرفه ای در درستی و امانت داری [در قبال آرمان و اهداف

اسرائیل ]بوده و این گونه استانداردها را بر اعضای زیرمجموعه خود اعمال می دارند [...].

2- کارایی: سرویس های امنیت و اطلاعات اسرائیل از بهترین نوع خود در جهان می باشند. پرسنل ماهر و تکنیک های پیچیده، این سرویس را از تأثیر فوق العاده ای برخوردار کرده است... تشکیلات این جامعه از آغاز تأسیس اسرائیل، در جذب مجموعه تیمی توانا، تحصیلکرده و باسواد از اروپا و خاورمیانه کاملاً موفق بوده است... برای مثال پرسنل گارد کَهَنه کاملاً به چهار یا پنج زبان خارجی مسلط هستند [...].

این سرویس ها توانایی برجسته ای در زمینه های تشکیلاتی، و ضدجاسوسی و ارزیابی اطلاعاتی که از محافل یهود و دیگر منابع خود در سراسر جهان به دست می آورند، دارند [...].

3- امنیت: طبق گزارش های واصله، درجه امنیت فیزیکی مقرهای فرماندهی و ادارات مرکزی امنیت و اطلاعات نظامی و غیرنظامی در تل آویو بسیار عالی و بالاست. دو سرویس موساد و اطلاعات نظامی در ابتدا در یک مجموعه نظامی عظیم در قلب شهر قرار داشت. ساختمان ها توسط گاردهای ارتش و موانع سیم خاردار محکمی حفاظت می شود. اطلاعات نظامی در همین محل باقی مانده ولی موساد هم اکنون بخشی از یک ساختمان چند طبقه که دارای دفاتر تجارتی است را در آن سوی خیابان این مجموعه نظامی اشغال کرده است. شین بت که قبلاً در چند ساختمان در شهر یافا مستقر بود در ژوئن 1970 به مکان جدیدی در شمال تل آویو انتقال یافت.

حدود 1000 نفر افسر کادر موساد و شین بت [دوره آموزشی] بازرسی کامل و طولانی

امنیتی را گذرانده اند [...].(1)

ص: 50


1- . در این بخش به چگونگی آموزش کادرهای اطلاعاتی و کارکرد حفاظتی و حراستی این سرویس ها به طور نسبتا مبسوط اشاره شده است.

4- روش های اخلاقی و انضباطی: موساد و شین بت جزء ساختمان سرویس های غیرنظامی اسرائیل هستند و نظامیان باید به وسیله امتحانات سرویس های غیرنظامی پذیرفته شوند. کسانی که دارای درجه دانشگاهی و در سنین 20 تا 30 سالگی باشند ترجیح داده می شوند.

پرسنل امنیت و اطلاعات که نمی خواهند و یا نمی توانند خود را با زندگی بسته ای که مقررات امنیتی و ضروریات و خواص عملیاتی آن را محدود می کند، وفق و عادت دهند، برکنار شده و یا در صورتی که عملکردشان، سرویس یا کشور را به خطر اندازد، به سختی تنبیه می شوند.(1)

آشنایی با رؤسای موساد

طبق اطلاعات و اسناد موجود، از ابتدای تأسیس موساد تا سال 1952، رویون شیلوا ریاست این سازمان را به عهده داشت. شیلوا در زمان اعلام موجودیت اسرائیل، مشاور ارشد دیوید بن گوریون نخست وزیر وقت آن رژیم و از یاران قدیمی او در گروه شبه نظامی و تروریستی هاگانا و سازمان اطلاعاتی شای بود.

در سال 1952، بن گوریون، ایسر هارل(2) یکی از کهنه کاران جامعه اطلاعاتی یهود را به جای شیلوا به سمت ریاست موساد منصوب کرد. ایسر هارل تا سال 1963 این سمت را به عهده داشت. در این سال مه یر یا مایر آمیت(3) جانشین هارل به عنوان رئیس موساد شد. آمیت نیز در سال 1967 از مقام ریاست موساد برکنار شد و جای خود را به زوی زامیر(4) داد. نامبرده تا سال 1973 در این سمت باقی ماند و از این سال فردی به نام هوفی(5) به ریاست موساد برگزیده شد. ژنرال هوفی تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی در این سمت باقی بود و با رئیس ساواک،

ص: 51


1- . همان منبع، صص 32-38.
2- . در برخی منابع فارسی، از جمله اسناد ساواک، نام ایسر هارل Isser Harel به شکل های مختلف، از جمله ایزر و آیزر نیز نوشته شده است.
3- . این اسم نیز در متون و منابع فارسی به اشکال مختلف آمده است؛ مثل؛ مایر آمیت Meir Amitمه یر آمیت، مئیر آمیت.
4- . زوی زامیر Zamir، تسوی زمیر، ضمیر و... شکل های مختلفی است که در اسناد ساواک و دیگر منابع فارسی آمده است. البته در بیشتر اسناد و گزارش های ساواک به صورت ضمیر نوشته شده است.
5- . در بسیاری از گزارش و اسناد ساواک به جای هوفی، خوفی آمده است.

همتای ایرانی خود ارتباط داشت.

رویون شیلوا

رویون شیلوا Reuven Shiloah به عنوان اولین رئیس موساد و حتی بنیانگذار آن، پس از تأسیس این سازمان اطلاعاتی، معرفی شده است. او مشاور ارشد دیوید بن گوریون یکی از سران گروه شبه نظامی و تروریستی هاگانا و اولین نخست وزیر رژیم اسرائیل بود. برخی نویسندگان غربی نقش و نفوذ او را در سرنوشت دولت تازه تأسیس اسرائیل بسیار عظیم تصویر کرده و مدعی اند که اکثر کتاب ها و منابع تاریخی او را فراموش کرده اند. شیلوا از بنیانگذاران سازمان اطلاعاتی گروه های تروریستی یهود تحت عنوان شای در سال های دهه 1930 قلمداد شده است. بعضی منابع او را از یهودی های عراقی تبار دانسته و نوشته اند که وی در طول جنگ جهانی دوم تیپی از سربازان یهود تشکیل داد و به عنوان جزیی از ارتش انگلستان در نبرد شرکت کرده بود تا برای دولت آینده صهیونیستی کادر نظامی تربیت کرده

باشد. طبق گفته بعضی مأموران سازمان سیا، واحد تحت امر شیلوا در مسیر مهاجرت

یهودی ها به فلسطین به مثابه ایستگاهی بسیار مهم به حساب می آمدند و در امر انتقال یهود

نقش خیلی مهم به عهده داشتند.

رویون شیلوا در خلال جنگ جهانی دوم با سرویس های اطلاعاتی متفقین در قاهره ارتباط داشت و برای پیشبرد برخی عملیات خود در اروپای اشغالی با آنان همکاری می کرد.

به نوشته برخی منابع غربی، شیلوا امور اطلاعاتی را نه فقط روشی برای گردآوری اطلاعات منفی، بلکه به عنوان وسیله ای جهت ایجاد پیوندهای سرّی بین اسرائیل و دیگر کشورها می دید. گفته می شود که شیلوا در خلال جنگ اول اعراب و اسرائیل در سال 1948م/ 1327 با ملک عبداللّه شاه اردن توافق سرّی به عمل آورده بود تا در قبال دریافت امتیازاتی با اسرائیل همکاری کند. منابع اسرائیلی با استناد به این موضوع نوشته اند که شیلوا در یکی از عملیات های مخفی آشکار نشده، اما مهم برای اسرائیل نقش اساسی بازی کرده است.

شیلوا در سال 1951، پس از برخی اصلاحات و تغییرات در ساختار سرویس های اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل، از سوی نخست وزیر بن گوریون عهده دار مسؤولیت موساد شد.

شیلوا در سال 1952 از سوی بن گوریون برکنار شد و در پاییز سال 1953 با سمت وزیر

ص: 52

مختار سفارت اسرائیل به واشنگتن رفت. وی تا این تاریخ، در همکاری با آژانس یهود به منظور انتقال یهودی های برخی مناطق جهان، به ویژه کشورهای اروپای شرقی به فلسطین، نقش بسیار مهمی ایفا کرد.(1)

ایسر هارل

پس از شیلوا، ایسر هارل Isser Harel که هم در پیدایش دولت اسرائیل و نیز ایجاد سرویس اطلاعاتی آن نقش مهمی داشت، در سال 1952 به سمت ریاست موساد منصوب شد.

ایسر هارل قبل از اعلام موجودیت اسرائیل در سال 1948م/ 1327ش، بخش امور یهودی ها در سازمان شای را اداره می کرد. اما پس از تجدید سازمان اطلاعاتی یهود از سوی بن گوریون نخست وزیر وقت اسرائیل در همان سال های اولیه، وی به سمت رئیس سرویس امنیت داخلی یا شین بت منصوب شد.

گفته می شود که هارل در یک خانواده ثروتمند روس متولد شده و در سال 1930 با اوراق جعلی و به طور قاچاق به فلسطین وارد شده بود. او پس از اینکه ثروت خانواده اش در اثر

انقلاب اکتبر سال 1917 شوروی، ملی شد، دیدگاه ها و نظریات سوسیالیستی خود را تغییر داد. مع الوصف پس از ورود به فلسطین، دوره ای را در مزارع اشتراکی معروف به کیبوتص یهودی ها مشغول به کار شد و سپس به کار بسته بندی پرتقال روی آورد. او از این طریق توانست به یکی از نوکیسه های شمال تل آویو (یافا) تبدیل شود. اما ورود و استخدام او در سازمان نظامی و تروریستی هاگانا مسیر زندگی اش را به کلی تغییر داد. به طوری که یکی از یاران نزدیک بن گوریون شد.

نزدیکی هارل به بن گوریون در حدی بود که او را به عنوان رئیس شین بت و سپس در سال 1952 به جای شیلوا به سمت رئیس موساد منصوب کرد. او حدود یازده سال بر موساد ریاست کرد. و در سال 1963 از این سمت کنار رفت. یادآوری می شود که در جنگ سال 1956، معروف به جنگ سوئز که فرانسه و انگلستان و اسرائیل به طور مشترک به مصر یورش نظامی بردند، ایسر هارل در این رویداد تاریخی نقش حساسی در هماهنگی با سرویس اطلاعاتی انگلستان و فرانسه به عهده داشت.

ص: 53


1- . ن.ک: کاکبورن؛ یان بلک و بن موریس؛ اسناد لانه جاسوسی شماره 11؛ استوارت استیون و ساموئل کاتز.

به علاوه نقش ایسر هارل در مقام ریاست موساد، در همکاری نزدیک با آژانس یهود به منظور انتقال یهودی های اطراف جهان به فلسطین حائز اهمیت فراوان بوده است.(1)

منابع اسرائیلی و شماری از پژوهشگران و مورخان غربی، نقش ایسر هارل را در پیشبرد

استراتژی پیرامونی اسرائیل، از منطقه خاورمیانه تا شمال آفریقا قابل توجه دانسته و ارزیابی

کرده اند. وی در این سال ها ارتباط تنگاتنگی با ساواک ایران برقرار کرده بود. اولین تماس ها با تیمور بختیار نخستین رئیس ساواک بود که بعدها در زمان پاکروان و نصیری گسترش و افزایش

یافت. به هر روی، در منابع مختلف، از هارل نیز، چون شیلوا به عنوان سرجاسوس کهنه کار موساد یاد شده است.

در زمان ریاست او بر موساد، آدولف آیشمن یکی از رهبران حزب نازی آلمان از سوی جاسوسان و مأموران اطلاعاتی آنها ربوده و به فلسطین منتقل و در سال 1962 اعدام شد.

هارل، پس از بن گوریون، مدتی در زمان نخست وزیری لِوی اشکول مشاور اطلاعاتی او بود. طبق اسناد موجود وی طی سال های 1969 تا 1973 عضو کِنِست (پارلمان) اسرائیل بود.(2)

مه یر آمیت

مه یر آمیت Meir Amit که در اسناد و منابع فارسی به شکل های مختلفی، از جمله مئیر آمیت، مه یر آمیت، مه ئیر آمیت و... نوشته شده، در سال 1963 به ریاست موساد منصوب شد و تا سال 1968 در این سمت باقی بود.

او در سال 1921 در شهر تیبریاس واقع در کرانه دریای جلیله متولد شد. در سال 1948 به سازمان تروریستی هاگانا پیوست و در جنگ اول اعراب و اسرائیل مشارکت فعال داشت. در سال 1950 از دانشگاه کلمبیا فارغ التحصیل و در سال 1951 به عنوان رئیس بخش عملیاتی ستاد کل ارتش منصوب شد. در سال 1954 به فرماندهی شاخه عملیاتی رسید و در عملیات پنهانی جنگ سال 1956 (سوئز) نقش عمده ای داشت. او در این جنگ، در واقع فرمانده دوم ستاد ارتش و در طول نبرد صحرای سینا دستیار اول موشه دایان بود. موفقیت های او در این جنگ باعث شد تا فرماندهی جنوبی ارتش اسرائیل به او واگذار شود.

ص: 54


1- . ن. ک: کاکبورن؛ یان بلک و بنی موریس؛ اسناد لانه جاسوسی، شماره 11؛ محمد شریده، رهبران اسرائیل، ترجمه بیژن اسدی و مسعود رحیمی، انتشارات کویر، چاپ اول 1378؛ استوارت استیون.
2- . ن. ک: کاکبورن؛ یان بلک و بنی موریس؛ اسناد لانه جاسوسی، شماره 11؛ محمد شریده، استوارت استیون.

مه یر آمیت در ژانویه 1962 به ریاست واحد اطلاعات نظامی منصوب شد. یک روز پس از استعفای هارل رئیس موساد، بن گوریون با پذیرش این استعفا، مه یر آمیت را به سمت رئیس موساد منصوب کرد. از جمله حوادث تاریخی دوران ریاست آمیت بر موساد، جنگ سال 1967 و اشغال بلندی های جولان سوریه، کرانه غربی رود اردن، نوار غزه و صحرای سینا از

سوی اسرائیل است که نقش آمیت در آنها قابل توجه بود.

رویداد دیگر ربودن یک میگ 21 روسی متعلق به عراق در زمان ریاست آمیت در موساد بود. وی از طریق همکاری و هماهنگی موساد با سازمان سیا و سرویس اطلاعاتی ترکیه، در اوت 1966 توانست از طریق مأموران اطلاعاتی خود در عراق یک خلبان غیرمسلمان عراقی را جذب و او را به اسرائیل فرار دهد. گفتنی است که یک گروه از فانتوم های آمریکا این

هواپیما را از مرز ترکیه تا فرودگاه سرّی سیا در خاک این کشور تحت حمایت قرار دادند.

هواپیما پس از سوخت گیری، مجددا با اسکورت فانتوم های آمریکایی به سمت مدیترانه پرواز کرد و به سوی اسرائیل هدایت شد. بر اساس گفته های منابع اسرائیلی و غربی، آمیتپس از ورود به موساد به عنوان رئیس، برخی هواداران و نزدیکان رئیس قبلی موساد، یعنی ایسر هارل را برکنار و یا تعویض و سیستم قدیمی موساد را مدرنیزه کرد. این موضوع

خشم هارل را برانگیخت به گونه ای که از طریق افراد نزدیک خود سعی در کارشکنی و اخلال

در کار آمیت می کرد. گفته می شود در زمان ریاست آمیت ارتباط موساد با سازمان سیا و دیگر سرویس های اطلاعاتی و دولت آمریکا بیش از پیش افزایش یافت. خود آمیت اغلب به واشنگتن می رفت.(1)

زوی زامیر (ضمیر)

زوی زامیر Zamir که در اسناد و ترجمه های فارسی به صورت «ضمیر»، «زمیر»، «تسوی زامیر» و... نوشته شده، یکی دیگر از رؤسای موساد است که پس از برکناری مه یر آمیت در سال 1968، به این مقام منصوب شد.

او در سال 1924 در لهستان متولد و در همان سال، به همراه والدین خود به فلسطین منتقل شد. زامیر در سال 1942 به صفوف گروه شبه نظامی و تروریستی پالماخ پیوست و در سال

ص: 55


1- . ن. ک: استوارت استیون، ساموئل کاتز، کاکبون؛ یان بلک و بنی موریس.

1944 فرمانده لشکر شد. در جنگ سال 1948 اعراب و اسرائیل، در سمت فرماندهی گردان، به طور فعال در درگیری ها شرکت داشت. در سال 1950 به سمت مربی افسرانی که برای ارتقاء به درجات بالا در نظر گرفته می شدند تعیین گردید. در سال 1953 در دوره آموزشی

افسران ارشد که در انگلستان برگزار شد شرکت داشت. پس از مراجعت از انگلستان به مدیریت دانشکده پیاده نظام رسید و در سال 1956 با ترفیع درجه به وزارت دفاع منتقل و

بعدها فرمانده تیپ شد. در سال 1962 برای مدتی کوتاه فرماندهی ارتش جنوب را عهده دار

شد. در ژوئیه 1966 به سمت رایزن نظامی اسرائیل به لندن اعزام شد و در سال 1968 به سمت

ریاست موساد منصوب گردید و تا سال 1973، یعنی مدتی پس از جنگ اکتبر (معروف به رمضان، یا به قول اسرائیلی ها یوم کیپور) ریاست موساد را به عهده داشت.(1)

اسحاق هوفی (خوفی)

ژنرال اسحاق هوفی Hofi که در اسناد و ترجمه های فارسی به صورت خوفی ذکر شده، پس از زوی زامیر، در سال 1973 به ریاست موساد منصوب شد.

اسحاق هوفی تا سپتامبر سال 1982 یعنی زمان حمله اسرائیل به لبنان و تجاوز به آن کشور رئیس موساد بود، لیکن در آن زمان تعویض شد و به جای او ژنرال ناهوم ادمونی به ریاست این سازمان اطلاعاتی منصوب شد. زمانی که هوفی به ریاست موساد دست یافت، همتای ایرانی او نصیری بود که سمت ریاست ساواک را به عهده داشت. هوفی تا زمان سقوط رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی، در آن ایامی که ناصر مقدم رئیس ساواک بود، همچنان به روابط گرم اطلاعاتی ساواک و موساد تداوم می بخشید و آن را تقویت می کرد.

هوفی در زمان جنگ 1973 سمت فرماندهی جبهه شمال را عهده دار بود. حمله به فرودگاه انتبه در اوگاندا در ژوئن سال 1976 و کشتار هواپیماربایان فلسطینی از اقدامات

معروف اسحاق هوفی در زمان ریاست بر موساد بود. در حمله اسرائیل به راکتور اوسیراک عراق در ژوئن سال 1981، هوفی به عنوان رئیس موساد، نقش اساسی و کلیدی به عهده داشت.

ص: 56


1- . ن. ک: استوارت اسیتون؛ ساموئل کاتز؛ یان بلک و بنی موریس؛ کاکبورن.

ناهوم ادمونی

ناهوم ادمونی Nachum Admoni چند روز پیش از کشتار صبرا و شتیلا در سپتامبر 1982، درست در زمانی که تجاوز اسرائیل به سرزمین لبنان شروع شده بود، به جای ژنرال اسحاق هوفی، رئیس موساد شد. طبق مدارک موجود او تا سال 1989م/ 1368ش، همواره این سمت را به عهده داشت و پس از او سایرت ماتکال به سمت ریاست موساد انتخاب و منصوب شد. ادمونی در سال 1929 در بیت المقدس به دنیا آمد. پدر و مادر او از یهودی های لهستانی بودند. او در جنگ سال 1948 در شای و شعبه اطلاعاتی ارتش خدمت کرد و در سال 1949 با درجه ستوان یکمی مرخص شد. ادمونی رشته روابط بین الملل را در دانشگاه کالیفرنیا- برکلی - گذراند و در سال 1954 به فلسطین بازگشت و همراه دیگران، چون دیوید کیمخی

(کیمچی) به کار آموزش روابط بین الملل در آموزشگاه سازمان های اطلاعاتی اسرائیل پرداخت. گفته می شود زمانی که اتیوپی نقش کلیدی در دکترین حاشیه ای موساد داشت، ادمونی در نخستین مأموریت خود به آدیس آبابا رفت. وی اواسط دهه 1960 در اوج روابط استراتژیکی فرانسه و اسرائیل در پاریس بود. ناهوم ادمونی دورانی نیز در واشنگتن خدمت کرد و از نزدیک با سازمان سیا کار کرد و در سال 1976 به سمت معاون هوفی رئیس موساد رسید. طبق مندرجات منابع مختلف، ادمونی در سال 1989م، بازنشسته شد و از ریاست موساد کنار رفت و به جای او سایرت ماتکال(1) به ریاست موساد منصوب شد.(2)

نخست وزیران اسرائیل

اشاره

- دولت اسرائیل از ماه مه سال 1948م/ اردیبهشت 1327، تاکنون (سال 2003م/ 1382)، حدود 28 دوره کابینه عوض کرده است.

دیوید بن گوریون

- از آغاز تشکیل رژیم صهیونیستی در تاریخ مذکور، تا پایان سال 1953، دیوید بن گوریون، حدود شش سال نخست وزیر دولت اسرائیل بود.

ص: 57


1- . Sayeret Matkal
2- . ن. ک: یان بلک و بنی موریس؛ احمدی، اسناد و گزارشهای ساواک.

موشه شارت

- از آغاز سال 1954 تا اوایل نوامبر 1955 موشه شارت سمت نخست وزیری را به عهده داشت.

دیوید بن گوریون

- از اوایل نوامبر 1955 تا ژوئیه 1963، به طور مجدد، این سمت به مدت قریب نُه سال به عهده بن گوریون قرار گرفت. بن گوریون تقابل اول اعراب و اسرائیل در سال 1948 و نیز جنگ سوئز در سال 1956 را به عنوان نخست وزیر رهبری کرد.

لوی اشکول

لوی اشکول از ژوئیه 1963 تا مارس 1969، نزدیک به هفت سال، پست نخست وزیری را در اختیار داشت. جنگ سال 1967 در زمان نخست وزیری او به وقوع پیوست.

گلدا مایر

- گلدا مایر، چهارمین نخست وزیر بود که در پانزدهمین کابینه دولت اسرائیل به این سمت دست یافت. او از مارس 1969 تا اوایل ژوئیه 1974، قریب پنج سال نخست وزیر رژیم صهیونیستی بود. جنگ رمضان در سال 1973 در زمان نخست وزیری او روی داد.

اسحاق رابین

- اسحاق رابین(1) نخست وزیر بعدی اسرائیل بود که در اوایل ژوئیه 1974 به این سمت

ص: 58


1- . اسحاق رابین در اول مارس 1922 در بیت المقدس متولد شد. پدرش آمریکایی و اوکراینی الاصل و مادرش روسی تبار بود. پدر اسحاق رابین از بنیانگذاران جنبش کارگران یهود در فلسطین و مادرش روزا کهن مدت چند سال نماینده شورای کارگران تل آویو بود. از از یک مدرسه شبانه روزی کشاورزی به نام کالج کادوری فارغ التحصیل شد. در سال 1340 یک جایزه بورس تحصیلی از کمیسر عالی انگلستان در فلسطین دریافت کرد و در همین سال از سوی ایگال آلون فرمانده وقت پالماخ گروه تهاجم هاگانا، سزمان تروریستی و زیرزمینی یهود استخدام و به این سازمان ملحق شد و بعدها افسر اجرایی ستاد آلون و سپس رئیس پالماخ شد. در طول جنگ جهانی دوم، تحت لشکر انگلستان در مناطق فرانسه (ویشی)، لبنان و سوریه در جنگ شرکت کرد. در سال 1948 در اولین تقابل اعراب و اسرائیل فرمانده یک تیپ بود که مأموریت آن حفاظت از جاده منتهی به بیت المقدس بود. اسحاق رابین پس از حضور در کالج ستاد کمبریج انگلستان در سال های 1952-1953، به عنوان رئیس اداره آموزش نظامی منصوب و در سال 1956 تا 1959 فرمانده منطقه شمالی و سپس رئیس عملیات ستاد کل شد. در سال 1960 یک دوره دو ماهه آموزشی برای آشنایی با سلاح های مدرن را در تگزاس گذراند و پس از آن به سمت قائم مقام رئیس ستاد ارتش منصوب شد. در سال 1964 به ریاست ستاد نیروی دفاعی اسرائیل رسید و در سال 1967 در زمان جنگ ژوئن، وزیر دفاع بود. از ژانویه 1968 تا 1973 سفیر اسرائیل در آمریکا و از سال 1974 نماینده کِنِست پارلمان اسرائیل بود. در دولت گلدا مایر وزیر کار شد و در ژوئن 1974 به نخست وزیری رسید و تا سال 1977 این سمت را به عهده داشت تا مناخیم بگین به عنوان نخست وزیر بر سر کار آمد. البته در سال 1977 به دلیل رسوایی ناشی از کشف حساب همسر اسحاق رابین در یکی از بانک های آمریکا که امری غیرقانونی در دولت اسرائیل محسوب می شد، از سمت خود استعفا داد. رابین در سال های 1984 تا 1990 وزیر دفاع بود که سیاست «مشت آهنین» و شکستن استخوان را در انتفاضه اول علیه فلسطینی ها در دستور برنامه خود قرار داد. اسحاق رابین در سال 1992 با پیروزی حزب کارگر مجددا به نخست وزیری رسید و در سال 1993 پیمان صلح موسوم به قرارداد اُسلو را با یاسر عرفات امضا و در سال 1994 جایزه صلح نوبل را به طور مشترک، با یاسر عرفات و شیمون پرز دریافت کرد. او در چهارم نوامبر 1995، در سن 73 سالگی، در تل آویو به دست یک دانشجوی یهودی ترور شد.

برگزیده شد و تا سال 1977، به مدت حدود چهار سال در این مقام باقی ماند.

مناخیم بگین

- مناخیم بگین در ژوئیه 1977، به عنوان نخست وزیر آغاز به کار کرد و تا اوت 1981، در این سمت باقی بود. مناخیم بگین اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی از حزب لیکود بود. زیرا از ابتدای تشکیل دولت صهیونیستی تا ژوئیه 1977، حدود سی سال این پست در اختیار

حزب چپگرای ماپای یا کارگر بود.

مناخیم بگین و اسحاق شامیر

- از اوت 1981 تا سپتامبر 1984، طی مدت حدود سه سال، در کابینه بیستم و بیست ویکم، مناخیم بگین و اسحاق شامیر پُست نخست وزیری را عهده دار بودند.

اسحاق شامیر و شیمون پرز

- طی سپتامبر 1984 تا دسامبر 1988، یعنی کابینه ائتلافی بیست ودوم، اسحاق شامیر و شیمون پرز سمت نخست وزیری را به عهده داشتند.

اسحاق شامیر

ص: 59

- اسحاق شامیر از دسامبر 1988 تا ژوئیه 1992 نیز سمت نخست وزیری را در دست داشت.

اسحاق رابین و شیمون پرز

- از ژوئیه 1992 تا ماه مه 1996، در بیست و پنجمین کابینه دولت صهیونیستی، اسحاق رابین و شیمون پرز، از حزب کارگر سمت نخست وزیری را عهده دار بودند.

بنیامین نتانیاهو

- بنیامین نتانیاهو، از حزب لیکود طی ماه مه 1996 تا ماه مه 1999 نخست وزیر کابینه بیست و ششم اسرائیل بود.

ایهود باراک

از ماه مه 1999 تا اوایل فوریه 2001، ایهود باراک از حزب کارگر پست نخست وزیری را در اختیار داشت.

آریل شارون

- آغاز انتفاضه مسجدالاقصی در سپتامبر سال 2000م/ مهر 1379، کابینه بیست و هفتم اسرائیل و نخست وزیری باراک را با تهدید و سپس شکست مواجه کرد.

آریل شارون در 6 فوریه سال 2001م، فعالیت خود را به عنوان نخست وزیر در کابینه بیست و

هشتم آغاز کرد و همچنان (آذر 1382ش/ دسامبر 2003م) این پست را در دست دارد.

رؤسای جمهور اسرائیل

اشاره

از سال 1948ش، تاکنون (دسامبر 2003 م / آذر 1382 ش) هشت نفر پست ریاست جمهوری اسرائیل را به دست گرفته اند که به ترتیب عبارتند از:

حییم وایزمن

ص: 60

- حییم وایزمن در سال 1948 ریاست دولت موقت را به عهده گرفت و در فوریه 1949 از سوی کِنِست به عنوان اولین رئیس جمهور اسرائیل انتخاب شد. او در دسامبر 1951 برای دومین بار به این سمت برگزیده شد، لیکن در نوامبر 1952 درگذشت.

اسحاق بن زوی

- دومین رئیس جمهور اسرائیل اسحاق بن زوی بود که از سال 1952 تا 1963 به مدت یازده سال این سمت را در اختیار داشت.

زالمان [سلیمان] شازار

- زالمان [سلیمان] شازار سومین رئیس جمهور اسرائیل در ماه مه سال 1963 به این سمت انتخاب شد و تا سال 1973، حدود ده سال در این سمت باقی ماند.

افرائیم کاتزیر

- افرائیم کاتزیر از سال 1973 تا 1978، چهارمین نفر بود که پست ریاست جمهوری اسرائیل را عهده دار بود.

اسحاق ناوون

- پنجمین رئیس جمهور اسرائیل اسحاق ناوون بود که از ماه مه 1978 تا 1983 در این سمت باقی بود.

حییم هرتزوگ

- حییم هرتزوگ،(1) ششمین رئیس جمهور اسرائیل بود که طی سال های 1983 تا 1993 به

ص: 61


1- . حییم هرتزوگ در سال 1918 در بلفاست واقع در ایرلند شمالی متولد شد. پدرش خاخام بزرگ یهودی های ایرلند بود. در سال 1935 به فلسطین رفت. رشته حقوق را در دانشگاه های لندن و کمبریج خواند. او در دوران تحصیل، ریاست سازمان دانشجویان انگلیسی و ایرلندی را به عهده داشت. در جنگ جهانی دوم داوطلبانه به ارتش انگلستان پیوست و پس از جنگ به فلسطین بازگشت و در سال های 1947 و 1948 مسؤول بخش امنیت آژانس یهود بود. در اولین تقابل اعراب و اسرائیل در سال 1948 به عنوان افسر عملیات یکی از تیپ ها در منطقه قدس فعالیت می کرد. هرتزوگ طی سال های 1948 تا 1950 رئیس اداره اطلاعات ارتش و از سال 1950 تا 1954 وابسته نظامی اسرائیل در واشنگتن بود. او از سال 1954 تا 1957 رئیس ستاد منطقه نظامی قدس، از سال 1957 تا 1959 رئیس ستاد منطقه نظامی جنوب و از سال 1959 تا 1962 رئیس اداره اطلاعات نظامی ارتش بود. نامبرده از سال 1962 تا 1972 ریاست صنایع نظامی اسرائیل و در جنگ 1967 مدیریت جنگ روانی در ارتش رژیم صهیونیستی را به عهده داشت. او اولین فرماندار نظامی کرانه باختری رود اردن پس از اشغال این سرزمین بود. هرتزوگ از سال 1975 تا 1978 رئیس هیأت نمایندگی اسرائیل در سازمان ملل و از سال 1981 تا 1983 نماینده کِنِست و از ماه مه 1983 تا ماه مه 1993 رئیس جمهور اسرائیل بود. شریده؛ عبداللهی و زیبایی.

مدت ده سال، این پست را به عهده داشت.

عزر وایزمن

- هفتمین نفر، عزر وایزمن برادرزاده حییم وایزمن اولین رئیس جمهور اسرائیل، بود که از سال 1993 تا سال 2000 سمت رئیس جمهوری رژیم صهیونیستی را به عهده داشت.

موسی قصّاب (موشه کاتساف)

- موسی قصاب یا موشه کاتساف هشتمین رئیس جمهور اسرائیل است که در سال 2000 به این سمت انتخاب و تاکنون در این مسؤولیت باقی مانده است. نامبرده در سال 1945م/ 1324ش،

در شهر یزد، در ایران متولد و در سال 1951م/ 1330ش، به همراه خانواده اش عازم فلسطین شد.(1)

ص: 62


1- . درباره نخست وزیران و رؤسای جمهور اسرائیل؛ ن.ک: محمد شریده، عبداللهی، زیبایی، کاکبورن، ساموئل کاتز؛ لنی برنر، صبری جریس و احمد خلیفه.

تأسیس ساواک

اشاره

درباره فلسفه تأسیس ساواک و چگونگی پیدایش این سازمان، اظهارات و اطلاعات گوناگونی تاکنون ارایه شده است که صرف نظر از بعضی جزئیات، در مجموع و در کلیات همسو و هماهنگ و یا نزدیک به هم به نظر می رسند.

ویلیام سولیوان آخرین سفیر آمریکا در ایران عصر پهلوی، در این باره نوشته است:

در سال 1957 سازمان سیا طرح و چارچوب تشکیلاتی یک سازمان جدید اطلاعاتی را به شاه داد و خود در تأسیس و سازمان دادن آن مشارکت کرد. این تشکیلات که به نام سازمان

اطلاعات و امنیت کشور نامیده می شد به زودی به نام مخفف آن یعنی «ساواک» شهرت یافت.

مأموران ساواک ابتدا دوره های تعلیماتی خود را در آمریکا می دیدند ولی بعدها اسرائیل هم به یکی از مراکز تعلیماتی ساواک تبدیل شد. تعلیماتی که در آمریکا و اسرائیل به مأموران

ساواک داده می شد، علاوه بر آموزش های عمومی پلیسی و اطلاعاتی، تعلیمات ویژه مبارزه

با روش های جاسوسی روس ها و کشف رمزهای پیچیده جاسوسی آنها را شامل می شد.(1)

به نوشته ارتشبد فردوست: پس از 28 مرداد 1332، که آمریکایی ها با قدرت تمام وارد صحنه شدند و تصمیم گرفتند که ایران را به عنوان پایگاه اصلی خود در منطقه حفظ کنند، در درجه اول به ایجاد دستگاه ضداطلاعات ارتش و تقویت آن و در درجه دوم به تأسیس سازمان امنیت کشور (ساواک) پرداختند.

طبیعی بود که اگر ایران می بایست پایگاه اصلی آمریکا در منطقه باشد، به یک سیستم

ص: 63


1- . ویلیام سولیوان و سرآنتونی پارسونز، خاطرات دو سفیر، ترجمه محمود طلوعی، انتشارات علم، چاپ اول، 1372، ص 95.

اطلاعاتی و امنیتی قوی نیاز داشت؛(1) تا هر گونه موانع داخلی و خارجی را که سدّی در برابر اهدافشان باشد از سر راه بردارد. بر این اساس، فلسفه و انگیزه ایجاد ساواک، خود توجیه گر

جنایات وحشتناک این سازمان علیه مردم ایران از یک سو و خیانت های آشکار آن در همکاری و همراهی با آمریکا و متحد استراتژیک آن، یعنی اسرائیل بود که کاملاً مغایر و بلکه متضاد با منافع ملی کشور و مردم مسلمان ایران و نیز جهان اسلام بود.

به اعتراف نویسندگان غربی، ساواک بزرگترین دستگاه سرکوب و کشتار مردم مسلمان بود: ساواک به مراتب مهمترین و کارآمدترین جزء دستگاه سرکوب بود. با این که پرسنل آن

در آغاز عمدتا از نیروهای مسلح و پلیس برکشیده شده بودند، به زودی روش های عضوگیری نیرومندی برقرار کرد. ... چون سطح آموزش و توانایی های فنی آن افزایش یافت، قدرت آن روز به روز بیشتر بر توانایی اش در استفاده از فنون جدید اطلاعاتی از قبیل مراقبت الکترونیک، پرونده های زندگی نگاشتی کامپیوتری، روش های تحلیلی پیشرفته و عملیات پیچیده تحریک و تبلیغ متکی شد. با این همه، ساواک با شکنجه و اعدام روزمره مخالفان شاه و آفریدن جوّ همه جا حاضرِ ترس و ارعاب در میان مخالفان، تصویر بسیار ددمنشانه ای از خود حفظ کرد (و حتی ایجاد کرد).(2)

نویسنده در مورد آمار و ارقام مأموران و حقوق بگیران ساواک می نویسد:

تعداد پرسنل تمام وقت ساواک از تقریبا 2000-2400 نفر در اوایل 1960 [1339 ش ]به 7000-10000 نفر در اواخر 1970 [1349] افزایش یافت. به علاوه، ساواک تعداد زیادی خبرچین و گردن کلفت پاره وقت داشت که در اواخر [دهه ]1970 شاید به 20000-30000 نفر می رسیدند.(3)

اما شاه با نفی و رد هر گونه شکنجه زندانیان سیاسی، مدعی شده بود که حتی یک نفر در زندان ها به دست ساواک به قتل نرسیده است:

با تأکید می گویم که با آنان [زندانیان سیاسی] خیلی خوب رفتار می شد و هرگز به هیچ

ص: 64


1- . خاطرات ارتشبد حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، مؤسسه اطلاعات و پژوهشهای سیاسی، چاپ سوم، 1370، ص 382.
2- . مارک. ج. گازیوروسکی، سیاست خارجی آمریکا و شاه، ترجمه فریدون فاطمی، نشر مرکز، تهران چاپ اول، 1371، ص 258.
3- . همان منبع، ص 258.

وجه به آزار آنها نمی پرداختند. کسی نمی تواند از یک مرد سیاسی نام ببرد که به وسیله ساواک

از میان برداشته شده باشد.(1)

علی رغم چنین ادعایی از سوی شاه، مارگارت لاینگ، تعداد اعدام های سیاسی در ایران در دهه 1970، طی مقطع سه سال را بیش از 250 نفر و به علاوه 90 مورد قتل در اثر تیراندازی های رو در رو به افراد، اعلام کرده و معتقد است که سازمان عفو بین الملل بیش از این رقم آمار ارایه داده است.(2)

او ساواک را خشن ترین پلیس مخفی جهان دانسته و می افزاید ساواک در سال 1953 (1332)، پس از کودتای دکتر مصدق، فرار شاه و ضدکودتای 28 مرداد آمریکا در ایران، تأسیس یافت و با کمک سازمان «سی.آی.ای» ایالات متحد و سازمان جاسوسی و ضدجاسوسی «موساد» اسرائیل، اکنون قوی ترین و کارآترین سازمان های دنیاست که در آن محال است دستوری صادر شود و به نحوی در سراسر دنیا اجرا نگردد (قتل بختیار در کوهستان های عراق مثال بدی نیست). یک متخصص انگلیسی در این رشته می گوید:

آنها در نهایت درجه مؤثر و کاربر هستند و مطمئنا خشن ترین پلیس مخفی جهان.(3)

محمدرضا پهلوی در کتاب پاسخ به تاریخ بدون اشاره به نقش اسرائیلی ها و مأموران موساد در ساواک، بختیار را مسبب و عامل همکاری سیا با ساواک، آن هم در حد مشاوره قلمداد و از سوی دیگر، به طور تلویحی او را مسبب جنایات ساواک معرفی کرده و درباره عاقبت اولین رئیس ساواک چنین می گوید:

این سازمان در سال 1953 به ژنرال بختیار سپرده شد و او سازمان سیا را برای مشاوره به کار گرفت. در نتیجه بسیاری از افسران ساواک برای کسب تعلیمات سیا به لانگلی رفتند و

بعضی نیز به دیگر کشورهای غربی اعزام شدند تا شیوه هایی را که در آنجا به کار می رفت فرا گیرند.

ژنرال بختیار تا سال 1962 این سمت را داشت و در آن تاریخ ناگزیر شدم این آدم حریص و جاه طلب را کنار بگذارم. وی برای رسیدن به مقاصد خویش روش های غیرقابل تحملی را به کار می برد. او تبعید شد و برای دسیسه کاری به بیروت رفت؛ چند سال بعد هم در عراق

ص: 65


1- . محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، ترجمه محمدحسین ابوترابیان، ناشر، مترجم، تهران، چاپ اول 1371، ص 342.
2- . مارگارت لاینگ، مصاحبه با شاه، ترجمه اردشیر روشنگر، نشر البرز، تهران، چاپ دوم 1371، ص 299.
3- . همان منبع، صص 290-291.

ترور شد.(1)

علی ایحال، آن گونه که نویسندگان و تحلیل گران غربی به صراحت اشاره کرده اند؛ ساواک مسؤولیت امنیت خارجی و داخلی رژیم را برعهده داشت و معروف بود که نقش گوش و چشم شاه را ایفا می کند.(2) ماروین زونیس، ضمن تصریح به این موضوع، در عین حال معتقد است که؛ در تحلیل نهایی این تیمسار فردوست بود که چشم و گوش شاه محسوب می شد نه ساواک یا سازمان اطلاعات ارتش.(3)

بر این اساس، اطلاعاتی که فردوست از نهانخانه دربار و ساواک ارایه می دهد به واقعیت بسیار نزدیکتر از بسیاری نوشته های تاریخی و خاطره نگاری هاست.

ساختار تشکیلاتی

ارتشبد حسین فردوست درباره پیشینه و نمودار تشکیلاتی سازمان ساواک چنین می نویسد:

در سال 1340 از سوی محمدرضا مأمور تجدید سازمان و راه اندازی سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) شدم [...]. در نخستین قدم، شناخت سازمانی که مأمور راه اندازی آن بودم ضرورت داشت. وضع سازمان را مطالعه کردم وبا تک تک مدیران کل بحث نمودم. بدین ترتیب، مشخص شد که از سال 1335، ساواک توسط 10 مستشار آمریکایی طبق قواره سازمان خودشان سازماندهی شده است. با این تفاوت که چون فعالیت خارجی ایران ناچیز است، مانند سیا بدان سازمان مستقلی نداده و این وظایف را به همراه وظایف امنیتی درون

یک سازمان گنجانیده و نام آن را سازمان اطلاعات و امنیت کشور گذارده اند. همان طور که

قبلاً گفته ام، اطلاعات در مفهوم بین المللی آن به معنای اطلاعات خارجی است. بنابراین

ساواک دو وظیفه اطلاعاتی (خارجی) و امنیتی (داخلی) را به عهده داشت و تلفیقی بود از دو سازمان «سیا» و F.B.I؛ بدین ترتیب که ادارات کل سوم و هشتم وظایف F.B.Iو ادارات کل دوم و هفتم وظایف سیا را انجام می دادند. چارتی که توسط هیأت مستشاری آمریکا از سال 1335 پیاده شده بود به شرح زیر بود:

ص: 66


1- . محمدرضا پهلوی، ص 338.
2- . ماروین زونیس، شکست شاهانه، ترجمه عباس مخبر، طرح نو، تهران، چاپ اول 1370، صص 165.
3- . همان منبع، ص 254.

1- رئیس ساواک؛

2- معاون یکم (عملیاتی)؛

3- معاون دوم (اداری)؛

4- اداره کل یکم (امور اداری)؛

5- اداره کل دوم (کسب اطلاعات خارجی)؛

6- اداره کل سوم (امنیت کشور)؛

7- اداره کل چهارم (حفاظت پرسنل و اسناد و اماکن)؛

8- اداره کل پنجم (امور فنی)؛

9- اداره کل ششم (امور مالی)؛

10- اداره کل هفتم (بررسی اطلاعات خارجی)؛

11- اداره کل هشتم (ضدجاسوسی).(1)

بر اساس مندرجات اسناد سال 1352 ساواک (معاونت بررسی های استراتژیک)، نمودار تشکیلات حوزه ریاست ساواک شامل بخش ها و واحدهای زیر بود:

1- دفتر ریاست ساواک 2- دفتر قائم مقام ساواک 3- صندوق ویژه مشاوران رئیس ساواک 5- کنترلی 6- بازرسی کل 7- دبیرخانه شورای امنیت ملی 8- پیمان ها(2)

ارکان ساواک

بر اساس شرح وظایف، مأموریت و عملکرد ساواک و به علاوه آن گونه که از اسناد و اطلاعات به جا مانده از آن دوران، به ویژه اظهارات و اعترافات افراد بسیار مطلع و نزدیک به آن تشکیلات، از جمله حسین فردوست برداشت می شود؛ بعضی ادارات کل و سازمان های زیرمجموعه ساواک، در مقایسه با بقیه، نقش و مأموریت اصلی و عمده را به عهده داشتند. از میان این مجموعه ها، می توان به سازمان اطلاعات خارجی یا اداره های کل دوم و هفتم ساواک، سازمان امنیت داخلی یا اداره کل سوم ساواک و سازمان ضدجاسوسی یعنی اداره کل هشتم ساواک اشاره کرد. با توجه به جایگاه و مأموریت و نقش این سازمان ها و ادارات کل،

ص: 67


1- . خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، صص 408-409.
2- . تقی نجاری راد، ساواک و نقش آن در تحولات داخلی رژیم شاه، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول 1378، ص 53. به نقل از اسناد معاونت بررسی های استراتژیک ساواک.

شرح اجمالی درباره ساختار و عملکرد و وظایف آنها خالی از فایده نیست.

سازمان اطلاعات خارجی (اداره کل دوم و هفتم) ساواک

ارتشبد سابق، فردوست به عنوان مطلع ترین فرد نسبت به سرویس اطلاعاتی ایران و اسرار درون گروهی آن، درباره سازمان اطلاعات خارجی، متشکل از اداره کل دوم و هفتم ساواک چنین گفته است:

در دورانی که در ساواک بودم [سال های 1340 تا 1350]، سازمان اطلاعات خارجی

ساواک یک رئیس داشت که سرلشکر علی معتضد بود. او در زمانی تا 3 معاون داشت که به تدریج حذف شدند. دو اداره کل دوم و هفتم تحت امر رئیس اطلاعات خارجی بود. این سازمانی بود که مستشاران امریکایی طبق الگوی سیا به سازمان اطلاعات خارجی ساواک دادند و بعدا در گفتگو با عضو بلندپایه سازمان امنیت اسرائیل متوجه شدم که با سازمان

اطلاعات اسرائیل نیز تطابق دارد. با این تفاوت که در انگلستان و آمریکا، سازمان اطلاعات

(خارجی) مستقل است و جدا از سازمان امنیت عمل می کند و در اسرائیل سازمان اطلاعات هر چند جدا از سازمان امنیت است، ولی مستقل نیست و تابع ستاد ارتش می باشد زیرا اسرائیلی ها خود را در شرایط جنگ می دانند و طبعا هدف اصلی آنها اطلاعات نظامی است [...].

در ساواک، آمریکایی ها سازمان اطلاعات (خارجی) را به صورت دو اداره کل (دوم و هفتم) در کنار سازمان امنیت (داخلی) جای دادند، با این منظور که ایران به کسب اطلاعات

خارجی گسترده نیاز ندارد و برای ایجاد هماهنگی میان این دو اداره کل در رأس آن یک رئیس اطلاعات خارجی قرار دادند، که عنوان رسمی او معاونت اطلاعات خارجی ریاست ساواک بود.

اداره کل دوم: اداره کل دوم ساواک، اداره کل کسب اطلاعات خارجی بود، که پس از کسب اطلاعات آن را برای بررسی به اداره کل هفتم ارسال می داشت. مدیر کل آن منصور قدر بود که در سال 1346 به عنوان سفیر به اردن رفت و معاون او سرتیپ فرازیان مدیر کل شد. فرازیان بر

کار خود تسلطی نداشت ولی فرد آرامی بود و لذا توانست اداره کل دوم را به نحو منظمی اداره

کند. قبلاً توضیح دادم که آموزش اداره کل دوم توسط استادان اسرائیلی، بخصوص رئیس

ص: 68

پایگاه برون مرزی اسرائیل در خوزستان، صورت گرفت و آنها نقش اساسی در ارتقاء کیفیت این اداره کل داشتند.

اداره کل دوم از دو طریق کسب اطلاعات می کرد: اول، از طریق پایگاه های برون مرزی. لذا در کلیه ساواک های مرزی شعبه برون مرزی وجود داشت و علیرغم ضعف آنها، به هر حال توانسته بود شبکه هایی در مرزهای عراق و افغانستان ایجاد کند و اطلاعاتی کسب نماید. در واقع امکانات برون مرزی ایران (در رابطه با کشورهای عربی) عمدتا توسط پایگاه های برون مرزی اسرائیل جذب شد و آنها بعدا هدایت کلیه این شبکه عظیم را به تل آویو منتقل کردند و چیزی نصیب ساواک نشد. دومین طریق کسب اطلاعات اداره کل دوم روش ایجاد پایگاه در کشور هدف بود و در واقع بیشتر اطلاعات از این طریق کسب می شد، بدان معنا که اداره کل دوم از طریق وزارت خارجه افرادی را با سمت دبیر سفارت به سفارتخانه های ایران در منطقه اعزام می داشت. این افراد آموزش دیده با شرکت در دعوت های سفارتخانه ها و شرکت در مراسم و پیدا کردن دوستان همتای خود در سایر سفارت خانه های منطقه و مسافرت به شهرهای مختلف و مشاهده وضع مردم و مطالعه روزنامه ها و ارسال یک نسخه به مرکز و غیره از طرق علنی می توانستند تقریبا 90% نیازهای

اطلاعاتی اداره کل دوم را تأمین کنند. اگر گفته استاد اینتلیجنس سرویس را بپذیریم که سیا 95% اطلاعات خود را از منابع علنی کسب می کند و تنها 5% اطلاعات آن اطلاعات طبقه بندی شده

کشورهای هدف است، در مورد اداره کل دوم طبعا حتی نمی توانست یک درصد اطلاعات خود را از طریق اطلاعات طبقه بندی شده تأمین کند. لذا می توان گفت که بیش از 99% اطلاعات اداره کل دوم اطلاعات علنی بود که از طریق کارمندان ساواک مستقر در کشورهای

هدف کسب می شد. مع هذا، زمانی که اطلاعات فوق از طریق بولتن اداره کل هفتم به دفتر ویژه اطلاعات منعکس می شد و با اطلاعات ارسالی اداره دوم ارتش درباره کشورهای هدف تلفیق می شد، تصویر نسبتا جامعی از کشورهای منطقه به دست می آمد [...].

اداره کل هفتم: اداره کل هفتم ساواک مسئول بررسی اطلاعات (خارجی) ارسالی از اداره کل دوم بود و ریاست آن با سرتیپ کاوه بود که بر کار خود تسلط کامل داشت. از آنجا که وظایف اداره کل هفتم ارتباط مستقیم با وظایف اداره کل دوم داشت، لذا سازمان آن نیز منطبق

با سازمان اداره کل دوم بود. برای مثال، اگر در اداره کل دوم بخش یک مسؤول جمع آوری

ص: 69

اطلاعات از عراق بود، در اداره کل هفتم نیز بخش یک مسئول بررسی اطلاعات جمع آوری شده از عراق بود. تنها در اداره کل دوم اداره برون مرزی بود که طبعا اداره کل هفتم فاقد آن بود.

اداره کل هفتم با بررسی اطلاعات واصله از اداره کل دوم و نیز بررسی کتب و مجلات و روزنامه های مربوط به کشورهای هدف و نیز اخبار رادیویی روزانه واصله از وزارت اطلاعات سابق، به خوبی می توانست ماهیانه یک بولتن راجع به هر کشور هدف تنظیم کند و

وضع کشور مربوطه در آن ماه را ترسیم نماید [...].

کشورهای هدف در اداره کل هفتم ساواک و اداره دوم ارتش از نظر اهمیت دارای درجه بندی بود: کشورهای همسایه در درجه اول، کشورهای منطقه در درجه دوم و سایر کشورهای هدف در درجه سوم اهمیت قرار داشت. وزارت خارجه نیز موظف بود کلیه اطلاعاتی را که از سفارتخانه ها دریافت می داشت و برای درج در بولتن مفید تشخیص می داد، به اداره کل هفتم ساواک و اداره دوم ارتش منعکس کند.(1)

سازمان امنیت داخلی (یا اداره کل سوم) ساواک

دقیق ترین و صحیح ترین اطلاعات درباره سازمان امنیت داخلی یا اداره کل سوم ساواک، همان است که فردوست در بازجویی های خود نوشته است:

در ساواک، امنیت داخلی کشور به عهده اداره کل سوم بود. اداره کل سوم مهمترین اداره کل عملیاتی ساواک بود و گسترده ترین تشکیلات را داشت و زیر نظر ساواک اداره می شد. وظیفه اصلی اداره کل سوم، اطلاعات و عملیات ضدبراندازی بود که این وظیفه به اضافه وظیفه ضدجاسوسی در آمریکا وظایف F.B.I و در انگلستان وظایف MI-5 را تشکیل می دهد. باید اضافه کنم که به علت اهمیت این اداره کل، در مواردی عملیات خارج از کشور را نیز به عهده می گرفت، که معروفترین نمونه آن عملیات ترور تیمور بختیار بود.

برای ارتقاء این اداره کل به سطح مورد نظر محمدرضا از انگلستان و آمریکا درخواست استاد ضدبراندازی کردم. صلاحشان نبود که بفرستند و می خواستند که ساواک وابسته و متکی به اسرائیل باشد. از نیمرودی خواسته شد و برجسته ترین متخصص ضدبراندازی اسرائیل را به تهران اعزام داشت. او همان فردی است که کرارا درباره اش نوشته ام و به

ص: 70


1- . خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، صص 460 تا 462.

معاونت سازمان امنیت اسرائیل رسید و این اطلاع را نیمرودی نیز تأیید کرد. دوره آموزش او 3 ماه بود و در این 3 ماه استعداد فوق العاده او برای رسیدن به عالی ترین مقامات اطلاعاتی و امنیتی برایم کاملاً مشهود بود. در کلاس او حدود 30 نفر آموزش داده شدند.(1)

سازمان ضدجاسوسی (یا اداره کل هشتم) ساواک

سازمان ضدجاسوسی ساواک، اداره کل هشتم نام داشت که از آغاز تأسیس ساواک توسط آمریکایی ها ایجاد شد و بر اساس چارت خود آنها با دقت سازمان یافت. اداره کل هشتم از

اهداف اصلی غرب در ساواک بود و در طول موجودیت ساواک رئیس MI-6سفارت انگلستان و رئیس «سیا»ی سفارت آمریکا به طور منظم با آن ارتباط داشتند و اطلاعات مفید

را دریافت می کردند. در زمان من [1340 تا 1350 که فردوست قائم مقام ساواک بود.] مدیر کل هشتم ساواک سرتیپ هاشمی بود که در کار خود تسلطی نداشت ولی معاون او، قاجار، فرد مسلطی بود که رئیس ضداطلاعات ارتش شد و در درجه سرلشکری خود را بازنشسته کرد و به آمریکا رفت. اداره کل هشتم ساواک در مرکز مستقیما عمل می کرد و در درون برخی ساواک ها [ادارات ساواک در شهرها و مراکز استان ها] که اهداف ضدجاسوسی وجود داشت یک سازمان ضدجاسوسی ایجاد کرده بود.

فعالیت های اداره کل هشتم با هدف کنترل عناصر اطلاعاتی اتحاد جماهیر شوروی سابق به شرح زیر بود:

1- شناسایی پرسنل اطلاعاتی و مأمورین سفارتخانه های هدف.

2- کنترل ورود و خروج اعضاء سفارتخانه های هدف و مراجعه کنندگان.

3- تعقیب و مراقبت اعضاء مورد نظر سفارت یا مراجعه کننده.

4- تماس با افراد ملاقات شده و شناسایی و اجرای عملیات ویژه روی آنها.

5- شناسایی افراد ایرانی شاغل در سفارتخانه های هدف و استفاده از آنها.

6- ارتباط با کارمندان اطلاعاتی سفارتخانه های دوست.(2)

ص: 71


1- . همان منبع، صص 462-463.
2- . همان منبع، صص 456 تا 458.

ص: 72

ادوار تاریخی

حسین فردوست برای ساواک چهار دوره را ذکر کرده است که عبارتند از:

اولین دوره از تأسیس رسمی ساواک در اسفند 1335 تا برکناری تیمور بختیار در اسفند 1339 است.(1)

ساواک در دوران بختیار، تنها یک چارت روی کاغذ بود و پرسنل آن از 150 نفر تجاوز نمی کرد. ساواک در واقع بختیار بود و علوی کیا [معاون وی] و دو برادر امجدی (سرلشکر امجدی و سرتیپ مصطفی امجدی مدیر کل سوم). کل این تشکیلات بازیچه امجدی ها بود، که به نفع بختیار کار می کردند و بودجه هنگفت ساواک که 80%آن را به عنوان هزینه سرّی بی حساب و کتاب کرده بود، به شدت حیف و میل می شد.(2)

دومین دوره ساواک با ریاست پاکروان و در واقع با ورود من [فردوست] به ساواک آغاز می شود. در این زمان هدف محمدرضا اولاً تصفیه ساواک از هواداران تیمور بختیار و تبدیل آن به یک سازمان صددرصد وفادار و ثانیا تبدیل ساواک به یک سازمان منظم است که بتواند

از سلطنت او حفاظت کند. در این دوره به تدریج دوستان سابق بختیار مانند امجدی و زیبایی از ساواک کنار گذارده می شوند، هیأت مستشاری آمریکا، که نقش ریاست واقعی ساواک را بازی می کرد، محترمانه از ساواک مرخص می شود و به جای آن مربیان و اساتید اسرائیلی با

علاقه وارد صحنه می شوند و بالاخره پاکروان نیز به عنوان یک رئیس بی علاقه و ضعیف برکنار می گردد و نصیری، افسر وفادار به محمدرضا، جای او را می گیرد. در این دوره، ساواک

ص: 73


1- . همان منبع، صص 423-424.
2- . همان منبع، ص 423.

به سازمانی مقتدر با حدود 5000 پرسنل تبدیل می شود. لذا این دوره را که تا فروردین 1350

ادامه دارد، باید دوره سازماندهی و آموزش ساواک نامید.

سومین دوره ساواک با خروج من [فردوست] و مقدم در فروردین 1350 از ساواک آغاز می شود و سازمانی که توسط ما ساخته شد، دربست در اختیار نصیری، معتضد، ثابتی قرار می گیرد. این دوره، دوره هجوم و قدرت ساواک است و این سازمان به مرکز همه بند و بست های سیاسی تبدیل می شود و به اوج شهرت و بدنامی می رسد. چهارمین دوره ساواک، که دوره زوال و سقوط سازمان است، ماه های آخر سلطنت محمدرضا را دربر می گیرد و با برکناری نصیری و معتضد و ریاست مقدم آغاز می شود و سرانجام با انقلاب 22 بهمن حیات حدود 22 ساله این سازمان پایان می یابد.(1)

آشنایی با رؤسای ساواک

رؤسای ساواک به دلیل برخورداری از اختیارات و امتیازات ویژه در نظام شاهنشاهی، نقش بسیار مهمی را در پَسِ پرده بازی می کردند. دلیل عمده انتخاب و انتصاب این افراد به سمت ریاست ساواک، وابستگی ها و ارتباطاتی بود که با محافل آمریکا و انگلیس، به ویژه سرویس های

اطلاعاتی آنها داشتند. بدون شک، عملکرد رؤسای ساواک در پَسِ پرده تاریخ معاصر ایران از اهمیت فراوان برخوردار است. بنابراین شناخت اجمالی درباره این اشخاص دستمایه ارزشمند

برای آن دسته از مخاطبان است که برای آشنایی با دستگاه مخوف ساواک کنجکاو هستند.

تیمور بختیار

سپهبد تیمور بختیار فرزند فتحعلی در سال (1292 یا 1293) شمسی در اصفهان به دنیا آمد. دوره ابتدایی را در اصفهان و تحصیلات متوسطه را در تهران به پایان رسانید. در سال

1309 به بیروت رفت و در یک مدرسه لائیک به تحصیل پرداخت. در سال 1311 عازم فرانسه شد و در مدرسه نظامی «سن سیر» مشغول تحصیل گردید. وی در اواخر سال 1314 به تهران بازگشت و در فروردین 1315 با درجه ستوان دومی به خدمت ارتش درآمد و تا سال 1324 در واحدهای مختلف ارتش خدمت می کرد. بختیار فردی مستبد، خونریز و جاه طلب

ص: 74


1- . همان منبع، ص 424.

بود که علنا به فسق و فجور می پرداخت و با سوار کردن فواحش در کنار خود، با اسکورت به میان جمعیت می آمد. پس از کودتای 28 مرداد 1332 فرماندار نظامی تهران و حومه گردید و

با تأسیس ساواک در دی ماه 1335 به ریاست آن سازمان منصوب و به پدر ساواک معروف شد. او به دلیل قدرت طلبی بیش از حد، مورد غضب محمدرضا شاه واقع شد و پس از درگیری آشکار و رقابت جاه طلبانه با دکتر امینی در بهمن 1340 به طور غیررسمی به اروپا تبعید گردید. در مهرماه 1341 به دستور شاه، از ارتش بازنشسته شد و از آن پس مخالفت وی با شاه شدت گرفت. پس از چند سال اقامت در فرانسه و سوئیس، به لبنان رفت و در سال 1347 به جرم

قاچاق اسلحه در لبنان بازداشت شد. در اردیبهشت 1348 به دعوت رژیم بعث به عراق رفت و در شهریور همان سال پس از مصادره اموالش در ایران که بنا به ارزیابیهای رسمی در آن زمان به بیش از چهار میلیارد بالغ می گردید، توسط دادگاه ارتش غیابا به اعدام محکوم گردید. او در عراق از امکانات رژیم بعثی برخوردار بود و در بغداد تعدادی افسر فراری و بازنشسته را دور هم جمع و با دکتر رادمنش دبیرکل حزب توده روابطی ایجاد کرد. بختیار پس از ورود به عراق، تلاش زیادی کرد تا به جمع اطرافیان حضرت امام خمینی (سلام اللّه علیه) نفوذ و با ایشان ارتباط برقرار کند. دستیار اصلی بختیار برای سوءاستفاده از روحانیون و ایجاد انحراف در نهضت امام، موسی موسوی اصفهانی (آیه اللّه زاده اصفهانی) بود. حضرت امام هرگونه دیدار و گفتگو با او را قاطعانه رد می کرد و دیگران را نیز از هرگونه همکاری و ارتباط با او بر حذر می داشت. ایشان با صراحت اظهار می داشت : با آنکه تا دودمان پهلوی در ایران بر سر کار است ملت ما روی

خوش نخواهد دید، لیکن اگر بنا باشد روزی بختیار در ایران زمام امور را به دست گیرد، وظیفه همه مسلمین است که با او مبارزه کنند و از رسیدن او به قدرت جلوگیری نمایند. او به موازات

فعالیت علیه شاه، با گروههای مسلح مستقر در خاک عراق نیز روابطی برقرار کرده بود. به همین دلیل ساواک تصمیم به حذف او گرفت و سرانجام، تیمور بختیار در مردادماه 1349 توسط یکی از اطرافیانش که رئیس شبکه مخفی حزب توده و مأمور ساواک بود، به قتل رسید.

حسن پاکروان

حسن پاکروان در سال 1290 در تهران به دنیا آمد. پدر او، فتح اللّه پاکروان، از دولتمردان رضاخانی بود که در زمان فاجعه قتل عام مسجد گوهرشاد استانداری خراسان را به عهده

ص: 75

داشت. حسن پاکروان تحصیلات نظامی خود را در دانشگاه های پواتیه و فونتن بلو فرانسه به پایان رسانید و در سال 1312 به ایران بازگشت و مدت ها به عنوان مربی دانشکده افسری اشتغال داشت. در سال های 1320-1322 افسر ستاد ارتش، و در سال های 1323-1324 فرمانده پادگان بوشهر و افسر انتظامات بنادر جنوب بود. پاکروان در سالهای 1325-1327

افسر رکن دوم ستاد ارتش گردید و در سال های 1328-1329 به عنوان وابسته نظامی به پاکستان رفت. پس از بازگشت به ایران مدتی ریاست رکن دوم ستاد ارتش را به عهده داشت و مجددا در سالهای 1333-1334 به عنوان وابسته نظامی به هند رفت. با تأسیس ساواک در اسفند 1335، پاکروان معاون ساواک گردید و در اسفند 1339 با برکناری سپهبد تیمور بختیار به ریاست ساواک رسید. درباره دوران ریاست پاکروان بر ساواک ارتشبد فردوست در

خاطرات خود سخن گفته است. سرلشکر حسن پاکروان تا سال 1343 ریاست ساواک را به عهده داشت و سپس جای خود را به نصیری داد و به عنوان وزیر اطلاعات وارد نخستین کابینه هویدا شد (1343-1345). پاکروان از شهریور 1345 تا مهر 1348 سفیر ایران در پاکستان بود و در این تاریخ به عنوان سفیر به فرانسه اعزام شد و تا آبان 1352 در پاریس

مستقر بود. در بازگشت به ایران، از سال 1352 توسط ارتشبد فردوست در بازرسی شاهنشاهی به کار گرفته شد و در مهر ماه 1356 به عنوان مشاور و سرپرست امور مالی وزارت دربار منصوب گردید.

سرلشکر حسن پاکروان پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران دستگیر و در تاریخ 22/1/1358 به همراه جمعی از بلندپایگان رژیم پهلوی به اعدام محکوم شد.(1)

فاطمه پاکروان، همسر سرلشکر حسن پاکروان در خاطرات خود، روز دستگیری شوهرش را 27 بهمن 1357 ذکر کرده است.(2)

نعمت اله نصیری

ارتشبد نعمت اللّه نصیری [،] فرزند شادروان محمد نصیری (عمیدالممالک) [، ]در مرداد ماه سال 1289 شمسی در شهرستان سمنان متولد شده اند و پس از طی تحصیلات مقدماتی و

ص: 76


1- . ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد دوم، صص 448-449.
2- . خاطرات فاطمه پاکروان، ترجمه اسماعیل سلامی، انتشارات مهراندیش، تهران، چاپ اول، 1378، ص 101.

عادی و گذراندن دانشکده افسری در سال 1313 به درجه افسری مفتخر گردیدند. ایشان پس از فارغ التحصیلی از دانشکده افسری و خدمت بر مشاغل مختلف نظامی از جمله فرمانده دسته مسلسل سنگین، فرمانده دسته و گروهان دانشکده افسری، معاون دانشکده تکمیلی، فرمانده گردان 2 هنگ 18 کرمان، فرمانده گردان مستقل سیرجان، فرمانده گردان پیاده دانشکده افسری، فرمانده دوره تکمیلی و معاون رسته پیاده دانشکده افسری، رئیس ستاد دژبان مرکز، فرمانده دانشکده پیاده در سال 1329 ابتدا به فرماندهی هنگ پیاده پهلوی و

سپس با درجه سرهنگی به فرماندهی گارد شاهنشاهی منصوب گردیدند. در تاریخ 22 مرداد سال 32 با سمت فرمانده گارد شاهنشاهی در اجرای اوامر اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر در رامسر مأمور ابلاغ فرامین ملوکانه مبنی بر انفصال مصدق از نخست وزیری و انتصاب سرلشکر زاهدی به جای وی گردیدند و پس از ورود به تهران ابتدا فرمان انتصاب سرلشکر زاهدی و سپس فرمان عزل مصدق را به آنان ابلاغ فرمودند [،] لیکن در مراجعت از منزل مصدق وسیله سرتیپ ریاحی رئیس ستاد وقت ارتش توقیف و زندانی شدند. چند روز بعد در قیام ملی 28 مرداد که زندان مذکور توسط قیام کنندگان اشغال و زندانیان آزاد گردیدند، ایشان پس از خروج از زندان و هم چنین آزاد کردن عده ای از افراد گارد شاهنشاهی

از زندان پاسگاه نظامی شرق تهران [،] به اتفاق افراد خود در حمله به منزل مصدق که منجر به

اشغال منزل وی و فرار مصدق گردید شرکت نمودند. در سال 1337 به درجه سرلشکری مفتخر و در مهر ماه سال 1339 به سمت معاونت ژنرال آجودانی و در آذر ماه همان سال به سمت ریاست شهربانی کل کشور منصوب گردیدند. در مرداد ماه سال 1341 به درجه سپهبدی ارتقاء و از آن پس به ترتیب در خرداد ماه سال 1342 به سمت فرماندار نظامی تهران و حومه و در بهمن ماه سال 1343 به سمت معاونت نخست وزیر و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور منصوب گردیدند. در تاریخ 12 مهر ماه سال 1350 به فرمان مطاع مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه

بزرگ ارتشتاران به درجه ارتشبدی مفتخر گردیدند. در پایان این بیوگرافی، لیست طویلی از 60 قلم نشان های داخلی و خارجی نصیری مندرج است.

با اوج گیری امواج انقلاب اسلامی، نعمت اللّه نصیری به علت منفوریت شدید در جامعه در تیر ماه 1357 از ریاست ساواک برکنار و به عنوان سفیر به پاکستان اعزام شد. رژیم پهلوی در عقب نشینی گام به گام خود در برابر انقلاب، نصیری را به تهران فرا خواند و در 16 آبان 1357

ص: 77

او را محترمانه بازداشت کرد. نصیری در 22 بهمن 1357 توسط مردم اسیر شد و در 27 بهمن 1357 به حکم دادگاه انقلاب اسلامی تیرباران گردید.(1)

ناصر مقدم

ناصر مقدم در سال 1350 رئیس اداره دوم ارتش شد و از نیمه دوم خرداد سال 1342 توسط فردوست به ساواک وارد و مدیر کل دوم آن سازمان شد.

مقدم در سال 1350 به همراه فردوست از ساواک بیرون رفت و تا درجه سپهبدی پیش رفت. به گفته فردوست، مقدم بر خلاف مدیر کل قبلی (امجدی)، تلاش می کرد که محمدرضا را از فعل و انفعالات روحانیت بی خبر نگذارد و علاوه بر گزارشات روزانه که از اداره کل

سوم و شهربانی به دفتر می رسید و مواضع ضدرژیم برخی روحانیون اطلاع داده می شد، اداره کل سوم هر سه ماه یک بار بولتنی از روحانیون مخالف سراسر کشور به دفتر می فرستاد

که در آن سخنان روحانیون مخالف علیه رژیم و عکس العمل ساواک درج می شد و موارد مهم از طریق دفتر به اطلاع محمدرضا می رسید. در خوش خدمتی او به شاه نوشته اند که؛ در ماه های آخر عمر رژیم شاه، پس از سقوط دولت نظامی ارتشبد ازهاری که یک مهره کاملاً آمریکایی بود، امید شاه به یأس تبدیل شد و مدت ها دنبال نخست وزیر گشت، که یکی از دلال های نخست وزیریابی، ناصر مقدم بود که هر دری را زد قبول نکردند. به نوشته محمدرضا پهلوی، ناصر مقدم رئیس ساواک وسیله ملاقات کریم سنجابی با شاه شد تا با پیشنهاد او پست نخست وزیری را بپذیرد. مقدم حتی برای ملاقات مهدی بازرگان و شاه نیز تلاش هایی به عمل آورد که از سوی بازرگان مورد قبول واقع نشد.

به هر روی ناصر مقدم تا آخرین روز عمر رژیم شاه، همواره به سلطنت پهلوی و شخص محمدرضا شدیدا وفادار بود. به نوشته ویراستار کتاب خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، در نخستین روزهای پیروزی انقلاب دولت لیبرال قصد داشت که ساواک منحله را بازسازی کند. مهدی بازرگان، سپهبد ناصر مقدم و ارتشبد حسین فردوست را برای تصدی مقامات عالی اطلاعاتی کشور در نظر داشت [...]. بعدها حجت الاسلام خلخالی در مصاحبه ای با روزنامه کیهان شرح داد که دستگیری ناصر مقدم علی رغم تمایل بازرگان صورت گرفت و

ص: 78


1- . ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد دوم، صص 508-509.

مهندس بازرگان در بیت امام (ره) به مشاجره با آقای خلخالی پرداخت و گفت که حکم ریاست مقدم بر اداره دوم ارتش را صادر کرده است و خواستار آزادی او شد.(1)

علی معتضد

سرلشکر علی معتضد از ابتدای تأسیس ساواک فعالیت خود را در این سازمان آغاز کرد و 21 فروردین 1350، یک روز پس از رفتن ارتشبد فردوست از ساواک، با حفظ سمت، قائم مقام ساواک شد. سمت دیگر او در ساواک ریاست سازمان اطلاعات خارجی بود که دو اداره کل دوم و هفتم ساواک تحت امر او بودند.

معتضد مهره انگلیس بود و با مأموران انگلیسی از جمله شاپور جی در ارتباط بود.

ارتشبد فردوست در خاطرات خود به توجه ویژه رئیس MI-6 به سرلشکر معتضد در سال

1349، اشاره کرده و معتقد است که از همان زمان وی از سوی آمریکا و انگلیس برای سمت قائم مقامی ساواک، کاندید شده بود. به گفته فردوست، یعقوب نیمرودی جاسوس کهنه کار

اسرائیل با سرلشکر علی معتضد روابط بسیار حسنه و نزدیک داشت و حتی مبالغ قابل توجهی به صورت رشوه به او پرداخت می کرد. معتضد در ماه های آخر سلطنت پهلوی از ساواک برکنار و به عنوان سفیر ایران در سوریه منصوب شد.(2)

ص: 79


1- . خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، صص 387، 423، 429، 463، 517، 567، 570، 578، 590-591، 607، 628.
2- . ن. ک: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، صص 460، 427، 288، 296، 346، 428، 367.

ص: 80

پیمان اطلاعاتی سه جانبه

اسرائیل، ترکیه و ایران شاهنشاهی

ص: 81

ص: 82

موقعیت ایران و ترکیه

بعضی نویسندگان و روزنامه نگاران نسبتا مشهور آمریکایی، با اشاره به جایگاه و اهمیت بعضی کشورهای منطقه در استراتژی پیرامونی اسرائیل، به طور تلویحی، یکی از دلایل و انگیزه های رژیم صهیونیستی در برقراری روابط نزدیک سیاسی و اطلاعاتی و نیز نفوذ و حضور در بعضی کشورها، به ویژه، ایران و ترکیه را، اهرم و ابزار مهم برای تعقیب اهداف

مورد نظر ارزیابی کرده اند:

اسرائیل حتی از دورانی که بن گوریون [اولین نخست وزیر آن رژیم ]استراتژی پیرامونی خود را طرح می کرد، برخی از کشورهای منطقه را وزنه ای ضروری برای مقابله با اعراب می دانست.(1)

موقعیت ایران و ترکیه، هم به لحاظ جغرافیایی و ژئوپولیتیکی، سیاسی و هم فرهنگی، بستر مطلوب و مناسبی برای صهیونیست ها بود. بعضی نویسندگان آمریکایی و انگلیسی این موضوع را به طور اساسی مورد بررسی قرار داده اند:

اهمیت استراتژیک و نظامی دریاهای منطقه بسیار زیاد است. دریاهای مدیترانه، بحر احمر و خلیج (فارس) کانون رقابت ها چه در سطح ابرقدرت ها و چه در سطح محلی هستند و نقش کلیدی قدرت دریایی در این گونه رقابت ها مشخص است. 22 دولتی که منطقه را تشکیل می دهند، نسبت به مداخله خارجی به شدت آسیب پذیرند و این به علت تفاوت در ایدئولوژی و موقعیت های ژئوپولیتیک آن هاست. بنابراین، بر سر دسترسی به پایگاه ها، لنگرگاه و بازارها به منظور فروش تسلیحات رقابت سختی در جریان است. دولت های

ص: 83


1- . کاکبورن، ص 501.

اسرائیل، مصر، ترکیه و ایران که در حال توسعه قدرت دریایی خود هستند، در سال های اخیر تجهیزات زیادی در خصوص نیروهای دریایی و کشتی تهیه کرده اند. در زمان شاه، ایران قصد داشت یکی از مدرنترین نیروهای دریایی جهان را ایجاد کند که شامل یک ناوگان عظیم

هاورکرافت هم می شد. در ضمن، ناوگان صیادی و تجاری محلی هم به طور قابل ملاحظه ای در دهه اخیر رشد کرده است.

پنج آبراه استراتژیک خاورمیانه بدون تردید در میان حساس ترین گذرگاه های دریایی جهان قرار دارند. آن ها نه تنها استراتژی دریایی، بلکه وقایع سیاسی دولت های ساحلی را نیز تحت تأثیر قرار می دهند.(1)

بنابراین، چندان اتفاقی و بدون محاسبه نبود که رهبران اسرائیل، بلافاصله پس از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی، به ویژه دو کشور ایران و ترکیه را به عنوان بستر مناسب و مطلوب برای تعقیب استراتژی خود، تحت نفوذ درآوردند؛ به گونه ای که پس از برقراری ارتباط و انعقاد قراردادهای مختلف نظامی، اطلاعاتی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی، آن دو،

تحت انقیاد اسرائیل درآمدند.

نشریه اسرائیلی هارتص در همان زمان در این باره نوشت:

شاه [ایران] دومین زمامدار یک کشور اسلامی، پس از ترکیه بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت.(2)

به هر روی، اهمیت استراتژیک این دو کشور برای اسرائیل، امری پنهان نبود.

اهمیت استراتژیک ترکیه را می توان از چند جهت مورد بررسی قرار داد:

الف - ترکیه به عنوان پلی بین دو قاره اروپا و آسیا واقع شده است و اروپا را به منطقه استراتژیک خاورمیانه متصل می کند.

ب - وجود نفت در منطقه خاورمیانه و بحران های متعدد، شرایطی را ایجاد کرده که بر اهمیت ترکیه [...] افزوده است.

ج - موقعیت جغرافیایی ترکیه به نحوی است که دریای سیاه را از طریق تنگه های بسفر و داردانل و دریای مرمره به دریای اژه و مدیترانه وصل می نماید. ترکیه به عنوان ترانزیت

ص: 84


1- . آلاسدایر درایسدل و جرالداچ. بلیک، جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا، ترجمه درّه میرحیدر، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، چاپ چهارم 1374، ص 154.
2- . نشریه اسرائیلی هارتص، مورخ 25/3/1352ش/1971م.

کالاهای مصرفی اروپا به کشورهای خاورمیانه نیز نقش مهمی را ایفا می نماید. عضویت ترکیه در ناتو [... ]نیز یکی دیگر از عوامل اهمیت این کشور در منطقه است.

د- ترکیه در حال حاضر در میان مناطق بحرانی قفقاز و آسیای مرکزی، عراق و اکراد و کشورهای اروپای شرقی قرار گرفته است [...].

ترکیه از لحاظ جغرافیایی موقعیت ممتازی را جهت دسترسی کشورهای غربی به کشورهای مشترک المنافع فراهم نموده است [...].

ترکیه دارای منابع طبیعی و معدنی غنی می باشد که تاکنون از آن ها بهره برداری کافی به عمل نیامده است. مواد معدنی که در ترکیه تولید می شوند عبارتند از: آهن، سرب، قلع، جیوه،

کُرُم، منگنز، سولفور، مواد سوختنی، ذغال سنگ و لیگنیت.(1)

به طوری که گفته می شود، حدود 25 هزار یهودی در ترکیه سکونت دارند که در بسیاری از فعالیت اقتصادی و تجاری و حوزه های تولیدی، بانکی و صنعتی آن کشور سهم و نقش اساسی به عهده دارند.

آگاهان سیاسی و مورخان را عقیده بر این است که یهودی های ترکیه در برقراری ارتباط سیاسی و اطلاعاتی آن کشور با اسرائیل، نقش بسیار اساسی داشته اند؛ به گونه ای که ترکیه از اولین کشورهای منطقه بود که رژیم صهیونیستی را در مارس 1949م/ فروردین 1328ش، به رسمیت شناخت، بلافاصله پس از این رویداد، با کمک یهودیان ذی نفوذ ساکن در ترکیه و همکاری مشترک آن کشور با اسرائیل، تلاش برای انتقال شماری از یهودیان آن سامان به فلسطین آغاز شد.

در فوریه 1958/ زمستان 1336، بن گوریون نخست وزیر وقت اسرائیل، طی نامه ای به محمدرضاشاه و

امپراتور اتیوپی، موازنه جدید قدرت در منطقه (وحدت مصر و سوریه در همان زمان و کودتای عراق در ژوئیه آن سال)، را مورد بررسی قرار داد و خطراتی که اردن و سایر کشورهای طرفدار غرب منطقه را تهدید می کرد، برشمرد. او همکاری اسرائیل و ایران

را (که پیش از شروع شده بود) مورد ستایش قرار داد و خواستار گسترش آن شد. شاه در پاسخ

موافقت کامل خود را با نظرات بن گوریون اعلام داشت و دستور داد چارچوب همکاری با

ص: 85


1- . صابر قاسمی، ترکیه، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ اول، 1374، ص 24.

اسرائیل به ویژه در زمینه مبادله اطلاعات گسترش داده شود.(1)

شاه در پاسخ به نخست وزیر اسرائیل نوشت که خاطره سیاسی کوروش (هخامنشی) را در قبال ملت یهود گرامی می دارد و مایل است که طبق سنت باستانی این روش را ادامه دهد.(2)

در 28 آگوست 1958/ شهریور 1337، بن گوریون نخست وزیر وقت اسرائیل، محرمانه به ترکیه رفت و با عدنان مندرس نخست وزیر وقت ترکیه مذاکراتی انجام داد که طی آن توافق

شد یک پیمان سیاسی - اقتصادی در چارچوب تکمیل حلقه های «پیمان سوار» که شامل ایران و اتیوپی و نیز اسرائیل؛ با تأیید آمریکا بود،... ایجاد شود.(3)

آباابان یکی از تئورسین های صهیونیست و وزیر امور خارجه اسبق رژیم صهیونیستی در کتاب صدای اسرائیل که در سال 1959 در لندن منتشر شد چنین نوشت:

مبادله روابط میان ترکیه و اسرائیل صحت منطق اسرائیل است که خود را دارای هویتی خاورمیانه ای می داند. اسرائیل ترکیه را بازار مهمی برای فروش کالاهای صنعتی و منبع حیاتی دریافت مواد غذایی و مواد خام یافت و این نهایتا به این معناست که منفذ دیگری برای اسرائیل

به منظور نزدیک شدن به پایان محاصره اقتصادی عربی گشوده شده است.(4)

روابط ترکیه و اسرائیل در سال 1961/1340، به سطح سفارت ارتقا یافت.

ص: 86


1- . عبدالرضا هوشنگ مهدوی، ص 286.
2- . علی اکبر ولایتی، ایران و تحولات فلسطین، مرکز چاپ و نشر وزارت امور خارجه، چاپ اول، 1380، ص 97.
3- . استراتژی صهیونیسم در منطقه عربی، ص 234.
4- 1. Abba Eban, Voice of Israel, London, Faber and Faber, 1959. به نقل از: استراتژی صهیونیسم در منطقه عربی، ص 233.

یهودی های ترکیه

به هر روی، نفوذ و نقش یهودی های ترکیه در ایجاد رابطه سیاسی، اطلاعاتی، اقتصادی و نظامی این کشور با اسرائیل و نیز تشدید و تداوم آن، بسیار اساسی، حائز اهمیت، غیرقابل

کتمان و در عین حال دارای قدمت و سابقه تاریخی است.(1)

البته، بر طبق بعضی نوشته ها و اسناد، پس از تأسیس اسرائیل در سال 1948م/ 1327ش، یهودی های ترکیه، به ویژه طبقه های متوسط و فقیر آنها، به فلسطین اشغالی منتقل شدند.

به طوری که از مجموع 80 هزار یهودی ترکیه در سال 1927م/ 1306ش، در اواخر دهه چهل میلادی (پس از حدود بیست سال)، بیش از 30 هزار نفر باقی نماند.(2)

یهودی های ثروتمند و سرمایه دار ترکیه به دلیل نفوذ و ارتباط گسترده با محافل سیاسی، قانونگذاری و تصمیم گیری، عامل بسیار مهم و مؤثری در همگرایی ترکیه با رژیم صهیونیستی، در منطقه، بوده اند.

درباره جایگاه و سابقه فعالیت ثروتمندان یهودی ترکیه، به طوری که نوشته اند؛ در سال 1839 با آغاز عصر سازماندهی در دولت ترکیه (امپراتوری عثمانی)، ابراهام دوکاموندو

رهبری یهودیان ترکیه را به عهده گرفت. وی به مثابه روچیلد شرق(3) و از بانکداران بسیار

ص: 87


1- . در کتاب حاضر، در فصل اجلاس اطلاعاتی سه جانبه گزارش ها و قطعنامه ها، اطلاعات مستندی در این باره ارایه شده است.
2- . فصلنامه خاورمیانه، مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه، سال اول، شماره 1، تابستان 1373. به نقل از: شؤون ترکیه، مرکز الدراسات الاستراتیجیة و البحوث و التوثیق، تشرین الثانی، 1992، ص 45-55.
3- . سرمایه دار بزرگ اروپا.

ثروتمند بود و کوشید تا موقعیت همکیشان خود را... تقویت کند.(1)

پس از تأسیس دولت اسرائیل و دقیقا در سال های 1950 تا 1980، یهودیان ترک خود را آماده می کردند تا در هر لحظه ساک خود را بر دوش بیندازند و به اسرائیل مهاجرت کنند. از این رو آنها در این مدت به سرمایه گذاری های مهم دست نزدند. با این همه در دهه هفتاد، 80 درصد صنعت نساجی ترکیه متعلق به آنها بود. مالیات موجودیت [مالیاتی که مقدار آن بر اساس مذهب افراد وصول می شد. برای مسلمانان 5 درصد و برای یهودی ها 10 درصد] موجب شد که بیشتر آنها در بخش های منقول سرمایه گذاری کنند. اما برخی یهودیان همچنان در بسیاری از صنایع و مؤسسات و بخش ها پیشاهنگ بودند.

یکی از این افراد برنارد ناحوم بود که کار خود را در سال 1944 در گروه صنعتی «کُچ» آغاز کرد و پیشگام صنعت اتومبیل سازی در ترکیه بود. همچنین آلبرت پیلین که در سال 1956

شرکتی به نام «شیمیاتک» را تأسیس کرد، پیشگام صنایع شیمیایی در این کشور بود. بخش آگهی و تبلیغات نیز توسط ایسادور بروخ پایه گذاری شد. وی نخستن شرکت تبلیغاتی را که یک فرانسوی در سال 1908 در ترکیه تأسیس کرده بود، خرید این شرکت سال ها تنها شرکت تبلیغاتی این کشور بود و تاکنون نیز تأثیر آن به روشنی دیده می شود.

همچنین ایلی آگیمن که پدر تبلیغات ترکیه شمرده می شود روش های نوین تبلیغاتی را وارد این کشور کرده است و شرکت «مناآژانس» را در اختیار دارد که مادر شرکت های تبلیغاتی محسوب می شود. برادران ویتالی و آلبرت هکو نیز مؤسسه پوشاک هکو را تأسیس کردند. [...]. جاک امبریگر نیز 80 درصد از بازار داخلی تیغ پرما - شارپ را در اختیار دارد که تولیدات آن به سراسر جهان صادر می شود.

یک یهودی ترک در مورد وضع کنونی طایفه یهودیان ترکیه می گوید که تعداد یهودیان این کشور 20 هزار نفر تخمین زده می شود و در میان آنها 2 هزار نفر ثروتمند وجود دارد که با ثروتمندان اروپا برابری می کنند. همچنین افزون بر نام هایی مانند: جاک کیمخی و اسحاق

التون و ویتالی هکو که برای افکار عمومی ترکیه کاملاً شناخته شده هستند؛ شمار بیشتری نیز

به صورت ناشناخته سرگرم فعالیت اند.

سایر افراد به طبقه متوسط وابسته اند و در تجارت، چاپ، وکالت، داروفروشی و

ص:88


1- . همان منبع.

حرفه های مشابه فعالیت دارند. و بیشتر آنها در مناطق گرت تپه و کرتولاش و شیشلی و گزتپه

از شهر استانبول ساکن هستند. [...] در دهه هشتاد قرن حاضر، بازرگانان و صاحبان صنایع یهودی [ترکیه] که در سال های پیش می کوشیدند تا ناشناخته بمانند، در پی مطرح کردن خود برآمدند. در این زمینه می توان از اسحاق التون و عزیز کارح، بنیانگذار گروه صنعتی «آلارگو» و جاک کیمخی مؤسس گروه صنعتی «پروفیلو» نام برد. اسحاق التون با مطرح ساختن خود به عنوان یک سوسیال دموکرات چهره ای غیرعادی از یک بازرگان عمده ترسیم کرد و با این کار

توانست نقش میانجی را در بسیاری از روابط بین المللی ترکیه ایفا کند. عزیز کارح هم با مناصبی که در ده ها جمعیت و سازمان به عهده داشت و نوشتن مطالبی برای رسانه های گروهی ترکیه، به داشتن مواضع روشن و برخورد مطلوب با مطبوعات شناخته شد.

جاک کیمخی مرکز توسعه اقتصادی را پایه گذاری کرد. این مرکز یکی از مؤثرترین سازمان های ترک طرفدار جامعه اروپاست. جوی کیمخی پسر جاک کیمخی نیز موفقیت های

مشابهی در انجمن های گوناگون داشته است. همچنین خانواده کیمخی در تأسیس «مرکز تکنولوژی ترکیه نقش داشته است.

یهودی های ترکیه در دهه هشتاد علاوه بر فعالیت های اجتماعی در زمینه های اقتصادی تحرک چشمگیری - به تعبیر اسحاق التون - از خود نشان دادند؛ زیرا آنان در این دهه، با رها کردن تردیدهای خود، به سرمایه گذاری های غیرمنقول روی آوردند.(1)

ثروتمندان و سرمایه داران یهودی ترکیه، تاکنون به خوبی نقش خود را در این زمینه ایفا کرده اند. یهودی هایی که پس از تأسیس اسرائیل در ترکیه باقی ماندند و به سرمایه گذاری

صنعتی روی آوردند، در سال 1942 در صنعت پارچه و کائوچو و جوراب های گرانقیمت، حریر، چتر، چکمه و دباغی حضور گسترده ای داشتند.

پس از جنگ جهانی دوم، یک شرکت کشتیرانی در استانبول و 12 کارخانه حریربافی در بورسا به یهودیان تعلق داشت. همه این شرکت ها به اتحادیه جهانی یهود [آلیانس ]متکی بودند.

از دیگر سرمایه داران بزرگ و ذی نفوذ امروز ترکیه، از جمله می توان به اسامی زیر اشاره

کرد که نقش مهمی در روابط ترکیه و اسرائیل دارند:

ص: 89


1- . همان منبع.

1- ایرول آق صوی، از سرمایه داران بزرگ و صاحب چند بانک در فرانسه و ایالات متحده است. معروفیت او بیشتر به سبب پشتیبانی روچیلد، سرمایه دار یهودی اروپا از نامبرده و نیز شرکت در فعالیت های صهیونیستی است.

2- شرکت پروفیلو؛ این شرکت متعلق به جاک کیمخی، رئیس مرکز یهودی سال 2000 است.

3- خانواده جیهان کماندریت؛ خانواده ای یهودی که در سوئیس بسر می برد و صاحب شرکت گروندیک است. جوی کیمخی (پسر کیمخی) که با این خانواده روابط صمیمانه دارد، خود به تنهایی دارای شش شرکت دیگر است.

4- احمد منیر ایرتیکون؛ از حمایت یک گروه مالی یهودی برخوردار است که صاحب مؤسسات تولیدات تلویزیونی، موسیقی و سینمایی در ایالات متحده است.

این افراد عضو هیأت مدیره و سهامدار شبکه تلویزیونی Show T.V. بوده و با محافل مالی یهودیت جهان مرتبط هستند. ایرول آق صوی مهمترین عضو این گروه است.

به گفته یک منبع نزدیک به شورای امنیت ملی ترکیه، شبکه تلویزیونی T.V. Showپس از جنگ خلیج فارس (1990) با تلاش های گسترده آمریکا و محافل مالی یهود برای فعالیت های تبلیغاتی ترکیه ایجاد شده است.(1)

در کنار سرمایه داران بزرگ یهودی ترکیه و یا خارجی، رژیم صهیونیستی نیز میلیاردها دلار در این کشور سرمایه گذاری کرده است.

ایناس گرسین مشاور امور اقتصادی آریل شارون نخست وزیر اسرائیل، چندی پیش [1380ش] در گفت وگو با روزنامه سیاست آزاد ترکیه که به زبان ترکی در برلین آلمان منتشر می شود، گفت: اسرائیل به وسیله شرکت ها و مؤسسات موجود در ترکیه یک میلیارد دلار در

پروژه آب رسانی در جنوب شرقی این کشور سرمایه گذاری کرده است.

گواند یران رئیس کمیته کار ترکیه - اسرائیل در مرداد ماه سال 1380ش، اعتراف کرد که اسرائیل در دو سال آینده شش پروژه کشاورزی و آب رسانی در ترکیه اجرا خواهد کرد. 67 شرکت و مؤسسه اسرائیلی از سال 1374، در پروژه جنوب شرقی ترکیه، موسوم به پروژه

جنگل فعالیت خود را آغاز و حتی اقدام به خرید زمین های کنار ساحل رودخانه منوگات

ص: 90


1- . همان منبع.

کرده اند. اسرائیلی ها در نظر دارند برای تأمین آب مورد نیاز شهرک های یهودی نشین، آب رودخانه منوگات ترکیه را خریداری کنند.(1)

به عقیده آگاهان سیاسی و پژوهشگران و کارشناسان روابط ترکیه و اسرائیل، موقعیت طلایی اسرائیلی ها در ترکیه موجب تحکیم ارتباط و همکاری اطلاعاتی، امنیتی و نظامی آنکارا با رژیم صهیونیستی، طی چند دهه اخیر، به ویژه در دوران کنونی، بوده است.

این کارشناسان و متخصصان، توافقنامه امنیتی و اطلاعاتی میان آنکارا و تل آویو در 23 فوریه 1996/ بهمن ماه 1374 را نیز از این زاویه بررسی و آن را در راستای استراتژی صهیونیسم در منطقه ارزیابی و از ترکیه به عنوان یک ایستگاه برای اهداف صهیونیستی یاد

کرده اند.

نشریه عربی زبان الحیات چاپ لندن در آن زمان نوشت:

این توافقنامه پیشرفتی اسرائیلی به سوی نظم نوین خاورمیانه ای به شمار می رود. نظمی که واشنگتن تلاش می کند دورنمای آن را مشخص کند و ستون و پایه های اقتصادی و امنیتی آن را بنا نهد.(2)

نشریه انگلیسی زبان میدل ایست چاپ لندن درباره این توافقنامه اطلاعاتی - امنیتی نوشت:

بنا به گفته سویک بیر - جانشین فرماندهی ستاد ارتش ترکیه - توافقنامه همکاری اطلاعاتی بین ترکیه و اسرائیل به آی.دی.اف (نیروهای دفاعی اسرائیل) و قوای امنیتی اسرائیل [سرویس جاسوسی موساد ]اجازه خواهد داد با استفاده از قلمرو ترکیه درباره ایران و سوریه به استراق سمع بپردازد و اطلاعات الکترونیکی جمع آوری کند. این مقام ترک در مؤسسه تحقیقاتی واشنگتن گفت: هدف اولیه اسرائیل، سوریه بود و بعد ایران. علاوه بر همکاری اطلاعاتی،

نیروهای دفاعی اسرائیل در آموزش و تجهیز سربازان ترکیه، مستقر در مرزهای جنوب شرقی،

یعنی مرزهای عراق، ایران و سوریه، به ترکیه کمک خواهد کرد. به نوشته روزنامه «هآرتص» که

در تل آویو منتشر می شود در توافقنامه همکاری بین نیروهای اسرائیل و ترکیه قید شده است که در سال، هشت بار هواپیماهای نظامی هر دو طرف، توأمان در فرودگاه های کشور دیگر اسکان

ص: 91


1- . روزنامه جمهوری اسلامی، مورخ 21/5/1380، ص آخر.
2- . محمد نورالدین کارشناس امور ترکیه از لبنان، الحیات، ترجمه محمدرضا آصفی، چاپ لندن، 25 آوریل 1996/ اردیبهشت 1375.

یابند، خدمه هواپیمایی با هم مبادله کنند و تمرینات مشترک انجام دهند. طبق نظر این روزنامه

اسرائیلی، ترکیه و اسرائیل همچنین توافق کرده اند، یک نهاد مشترک برای ارزیابی استراتژیک و تحقیقات ایجاد کنند. در مرحله بعدی اردن هم به این نهاد خواهد پیوست. روزنامه هآرتص نتیجه گیری می کند؛ یک توافقنامه در زمینه همکاری دریایی نیز به امضا رسیده است و نیروی دریایی ترکیه و اسرائیل در مدیترانه، تمرینات مشترک انجام خواهند داد.(1)

کارشناسان، این همکاری ها را در راستا و امتداد همکاری و ارتباط پیشین موساد و سرویس اطلاعاتی ترکیه و ساواک، تحت نام «نیزه سه سر» ارزیابی کرده و معتقدند که پس از

سقوط نظام شاهنشاهی در ایران و حذف ساواک، اسرائیلی ها به منظور جبران این نقیصه؛ در

مسیر استراتژی پیرامونی اسرائیل، میزان نقش و همکاری ترکیه را در این زمینه تشدید و

تقویت و نیز توسعه و افزایش داده اند.

ص: 92


1- . پیتر فویبرید، میدل ایست، ترجمه صابر قلی زاده، چاپ انگلستان، ژوئن 1996/ خرداد 1375. مندرج در بررسی مطبوعات جهان، مرداد ماه 1375، شماره 231، اداره کل مطبوعات و رسانه های خارجی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

همکاری اطلاعاتی سه جانبه

به هر روی، بسط حضور و نفوذ اشخاص و گروه های سیاسی و یا کانون ها و سرویس های اطلاعاتی اسرائیل در ترکیه و ایران، چه از طریق برقراری روابط بین دولت ها و چه از طریق بهره گیری از حضور یهودی های مقیم آن دو کشور، در مجموع زمینه ها و شرایط

را برای اجرای اهداف و برنامه های منطقه ای صهیونیسم در این دو کشور فراهم ساخت. رژیم صهیونیستی، همزمان با این تمهیدات، طرح همکاری سه جانبه سرویس های اطلاعاتی اسرائیل، ترکیه و ایران پهلوی را به طور جدی در دستور فعالیت های خود قرار داد. تا آنجا که توانست بر اساس یک پروتکل رسمی و در عین حال سرّی، با انعقاد چنین پیمانی،

تلاش های اطلاعاتی سه دولت مزبور را، در چهارچوب اهداف اسرائیل، مبنی بر تعقیب استراتژی پیرامونی آن رژیم در حوزه های جغرافیایی خاورمیانه عربی تا آفریقا، سازماندهی

و متمرکز کرده و به خدمت گیرد.

بر اساس این پیمان سه جانبه، سرویس های اطلاعاتی ایران پهلوی و ترکیه موظف و متعهد شده بودند بر مبنای یک سری قواعد، اصول و مقررات تعیین شده در قالب طرح های مورد نظر و دیکته شده اسرائیل، همه توان و تلاش های جاسوسی و اطلاعاتی خود را علیه کشورهای اسلامی و عربی منطقه و علیه آرمان مسلمانان، و به خصوص فلسطین به کار گیرند. این پیمان دو کشور ایران شاهنشاهی و ترکیه را موظف و متعهد می ساخت تا بر مبنای

قراردادهای سه جانبه مورد اشاره (که در واقع صهیونیست ها آن ها را طراحی و تدوین می کردند) با اخلال، تحریک قبایل، گروه ها، و طوایف محلی و از طریق مأموران و عوامل

خود، هرگونه اغتشاش و ناآرامی اجتماعی و سیاسی را در داخل کشورهای اسلامی و عربی

ص: 93

به نفع اسرائیل دامن بزنند. صهیونیست ها با بزرگ نمایی خطر شوروی و کمونیسم برای کشورهایی مثل ایران و ترکیه و حتی دیگر ممالک اسلامی، سرویس های اطلاعاتی ایران پهلوی و ترکیه را همراه با سرویس اطلاعاتی اسرائیل، وادار به دخالت های پنهان در امور

داخلی کشورهای مختلف عربی، از پاکستان تا عربستان، عراق، کویت، کشورهای حاشیه خلیج فارس، اردن، سوریه، مصر، سودان، اتیوپی، سومالی، کنیا، اوگاندا و بعضی دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه و حتی آفریقا می کردند. حضور و نفوذ این سرویس ها در میان کُردها که منطقه ای وسیع بین ایران، ترکیه، عراق، و سوریه زندگی می کنند در ردیف طرح های قدیمی اسرائیل بود که توانسته بود با کمک سرویس اطلاعاتی ترکیه و ایران شاهنشاهی، استراتژی خود را به آسانی در آن مناطق تعقیب کند. دو سرویس اطلاعاتی ایران

شاهنشاهی و ترکیه نیز بر طبق پیمان سه جانبه اطلاعاتی از هیچ گونه تلاش و کوششی در چهارچوب پروتکل های همکاری مورد اشاره در خدمت آرمان صهیونیسم کوتاهی نمی کردند. دو سرویس اطلاعاتی ایران شاهنشاهی و ترکیه، در برخی مواقع چنان در مسیر مطامع اسرائیل قرار می گرفتند که حتی مصلحت سیاسی و منافع ملی کشور خود را نیز زیر پا

می گذاشتند، و کشورها و دولت های اسلامی و عربی منطقه را وادار به عکس العمل می نمودند. اسناد به جا مانده از سازمان اطلاعات و امنیت کشور ایران شاهنشاهی، موسوم به ساواک درباره این همکاری سه جانبه، نشست ها، کنفرانس ها و گزارش های داخلی کمیته های آن، اطلاعات ذی قیمتی به خوانندگان ارایه می دهد. این اطلاعات اگرچه ممکن

است به لحاظ موضوعی، محتوایی و حتی تاریخی، از انسجام کافی برخوردار نباشد، لیکن به

دلیل بازگویی اسرار پَسِ پرده تاریخ معاصر در این حوزه، و افشای عملیات های رمزآلود

صهیونیست ها در جهان اسلام، به ویژه با خدمت گرفتن دولت های ترکیه و ایران پهلوی، بسیار جدید و قابل توجه است. به خصوص از این زاویه، که مخاطب به روشنی می بیند، سرویس های اطلاعاتی ایران پهلوی و ترکیه به مثابه شعبه ای از سرویس اطلاعاتی اسرائیلی ها در میان ممالک و ملت های اسلامی کاملاً در خدمت مطامع و آرمان صهیونیسم

جهانی عمل و اقدام کرده اند. البته این مباحث به معنای عدم سوءاستفاده و دخالت اسرائیل در مسایل داخلی خود این کشورها نیست. به بیان دیگر، علی رغم این همکاری اطلاعاتی سه جانبه، سرزمین و مردم ایران در دوره پهلوی و یا سرزمین و مردم ترکیه، در سایه این

ص: 94

همکاری ها و ارتباط های اطلاعاتی، در حاشیه امن قرار نمی گرفتند، بلکه صهیونیست ها اغراض خود را چه به طور مستقل و چه حتی با همکاری این دو سرویس، اما با ترفندها و توجیهات رمزآلود سیاسی و اطلاعاتی، در داخل این دو کشور نیز دنبال می کردند. برای مثال،

اعتراف یکی از سَر جاسوسان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی درباره دخالت پنهان صهیونیست ها و سرویس اطلاعاتی آن ها در ایران دوره شاهنشاهی خواندنی و تأمل برانگیز است.

یعقوب نیمرودی(1) از مأموران کارکشته سیاسی و اطلاعاتی صهیونیست ها، پس از سال ها فعالیت سیاسی، اقتصادی، جاسوسی و اطلاعاتی در ایران پهلوی، در گفت وگویی با یک روزنامه نگار اسرائیلی، درباره عمق و گستره جنایات و خیانت های صهیونیست ها در ایران

گفته است:

اگر یک روز به تو اجازه دهند که از کارهایی که ما در تهران انجام داده ایم، آگاه شوی، از آنچه می شنوی، وحشت خواهی کرد. حتی نمی توانی آن را تصور کنی.(2)

یک نشریه صهیونیستی نیز در سال 1356، درباره اهمیت پیمان اطلاعاتی سه جانبه، در مسیر تعقیب استراتژی پیرامونی اسرائیل نوشت:

روزی خواهد رسید که تاریخ سیاسی اسرائیل به رشته تحریر درآید. بدون اینکه اسرار و مطالب محرمانه در نوشتن آن مزاحمتی ایجاد نمایند و آن وقت معلوم خواهد شد که این (پیمان

ص:95


1- . یعقوب نیمرودی فرزند صیون، افسر پیشین سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل و از بنیانگذاران شبکه های جاسوسی موساد در ایران و عراق و شیخ نشین های خلیج فارس بود. او در سال 1936م، در یک خانواده یهودی عراقی در بیت المقدس به دنیا آمد. در سال های 1940-1947 به اتفاق اسحاق ناون دوست دوران کودکی اش و شخصیت بلندپایه بعدی در دولت اسرائیل، در سازمان «هاگانا» به فعالیت های تروریستی علیه مسلمانان فلسطین اشتغال داشت و در جوانی عضو شعبه عربی گروه تروریستی پالماخ شد. طبق اسناد موجود، ظاهرا نیمرودی برای نخستین بار در تاریخ 30/10/1334ش، از طریق مرز ترکیه وارد ایران شد و به طور رسمی متصدی معاونت «آژانس یهود» در تهران گردید. او با مجوز و تأیید محمدرضا پهلوی با ساواک رابطه برقرار کرد. یعقوب نیمرودی به عنوان رابط موساد «سرویس زیتون» با ساواک، تا سال 1348ش، نقش مهمی در تبدیل ساواک به زائده سازمان اطلاعاتی اسرائیل ایفا کرد. فعالیت های او در عرصه جاسوسی و اطلاعاتی محدود نبود. وی با هدایت لرد ویکتور روچیلد و در همکاری با شاپور ریپورتر مجری طرح های پیچیده ای در عرصه های فرهنگی و اقتصادی نیز بود. یعقوب نیمرودی تا آخرین ماه های سلطنت پهلوی با حمایت موساد محموله های سرّی خود را از مرزهای ایران عبور می داده است. طبق اسناد موجود، بخش عظیمی از این محموله ها، آثار باستانی و اشیاء عتیقه ای بوده است که توسط نیمرودی و سرویس جاسوسی اسرائیل از ایران به سرقت می رفت. خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، ج اول و نیز ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج دوم، صص 125-126. نیز سازمان های یهودی و صهیونیستی در ایران، صص 134-135.
2- . کاکبورن، ص 166.

پیرامونی) تا چه حد برای اسرائیل مفید بوده است.(1)

البته صهیونیست ها بخش عمده ای از نفوذ خود را در دستگاه سیاسی و اطلاعاتی بعضی کشورهای اسلامی، مرهون فضای سیاسی رعب آور و شرایط روانی منحصر به فردی می دانند که آن ها خود از طرق مختلف در میان سران و مقامات بلندپایه دستگاه های حکومتی

این کشورها به وجود می آوردند. و از این طریق آن ها را از جنبه سیاسی و روانی تحت انقیا

خود درمی آوردند. در این باره نوشته اند:

در چشم شاه، اسرائیل حتی می توانست چیز فوق العاده ارزشمندتری به دوستان خود بدهد: نفوذ جاری یهودیان در ایالات متحده و در واقع سراسر جهان.(2)

دیوید کیمچی (کیمخی)(3) [از مقامات بلندپایه سرویس اطلاعاتی اسرائیل ]به یاد می آورد که چگونه اگر مقاله ضدایرانی در یک روزنامه ایالات متحده و یا حتی اروپا چاپ می شد، شاه ما را فرا می خواند و می گفت، چطور می گذارید یک چنین کارهایی انجام دهند. ما بیهوده تلاش

می کردیم، ثابت کنیم بی گناهیم و اظهار می کردیم که همه مطبوعات جهان زیر کنترل ما نیست و آن طور که مردم فکر می کنند، اختیار بانک های دنیا را در دست نداریم.

حییم هرتزوگ که اینک [1991م/1380ش] رئیس جمهور اسرائیل است و قبلاً به عنوان رئیس اطلاعات نظامی [اسرائیل] با شاه سابق ایران برخوردهای زیادی داشته است، ادعا می کند که

ص: 96


1- . علی اکبر ولایتی، ص 102؛ به نقل از: روزنامه اومر، مورخ 8/10/2536[1356]، بایگانی وزارت امور خارجه، نمایندگی ایران در تل آویو، سال 1356-1357.
2- . کاکبورن.
3- . دیوید کیمچی یا کیمخی را یکی از ترس آورترین مأموران اطلاعاتی پرورش یافته در موساد به شمار آورده اند. او در دهه 1950 به موساد پیوست و در بخش آفریقایی این سازمان سرپرستی عملیات نفوذ به درون دولت های تازه استقلال یافته آفریقایی را به عهده داشت. از دیگر فعالیت های او تحریک کُردها برای قیام علیه دولت مرکزی عراق در دهه 1960 بود. او در آخرین دوران فعالیت خود در موساد، معاون این سازمان بود؛ اما به دلیل ناراحتی ناشی از عدم انتصابش به سمت ریاست سرویس اطلاعاتی مزبور، آن سازمان را ترک و به پست مدیرکلی در وزارت امور خارجه رضایت داد. کیمچی در سال 1985 فعالیت های دولتی را کنار گذاشت؛ لیکن در سال 1988، طی دو دوره ریاست جمهوری رونالد ریگان در آمریکا، نماینده اسرائیل در امور آمریکای مرکزی بود. گفته می شود نامبرده در سال های اخیر نمایندگی شائول نهمیا آیزنبرگ یکی از سرمایه داران مشهور اسرائیلی را به عهده داشته و به علاوه هنوز هم پست سفیر عمومی اسرائیل را یدک می کشد.

وی [شاه ایران]، هر فرد اسرائیلی را به مثابه رابطی با واشنگتن می پنداشت.(1)

این رعب و شرایط روانی حاکم بر شخص محمدرضاشاه یا رؤسای ساواک و حتی

دولتمداران و رؤسای مورد نظر در کشور ترکیه، روند امور را به نفع صهیونیست ها تغییر

می داد. زیرا این قبیل حکام و مقامات، در قبال خیانت ها و جنایت های اسرائیل و جاسوسان و مأموران صهیونیست در کشور و خانه خودشان، به طمع دستیابی به یک سری خواست های شخصی، سکوت پیشه می کردند و این خود چراغ سبزی بود که اسرائیلی ها را وادار می کرد تا

با گستاخی هرچه بیشتر مقامات، نهادها، وزارت خانه ها و سازمان زیرمجموعه آن ها را آن گونه که منافع صهیونیست ها اقتضا می کرد بدوشند.

ص: 97


1- . همان منبع، ص 164.

ص: 98

کمیته ها، شوراها و سمینارهای اطلاعاتی سه جانبه

پیمان سه جانبه سرویس های اطلاعاتی اسرائیل، ترکیه و ایران شاهنشاهی، از ساختار تشکیلاتی، شرح وظایف و برنامه هایی برخوردار بود که از پیش، طی نشست ها و توافق های

کارشناسی مقامات و مسؤولان سه سرویس مزبور طراحی و تدوین و تصویب شده بود.

بر این اساس، سرویس های سه گانه مورد اشاره دارای یک کمیته مخصوص متشکل از نمایندگان سه طرف بودند که نشست های آن، طبق جدول زمانی و برنامه خاص دنبال می شد. در کنار آن، شورا یا کنفرانس سه جانبه قرار داشت که آن هم بر اساس یک برنامه و بعضا به صورت فوق العاده برگزار و دستور کار و گزارش خود را به سران سه سرویس اعلام می کرد.

بالاترین مرحله این نشست ها، سمینار سه جانبه بود که از سوی نمایندگان ادارات رؤسای

سه سرویس و در رأس آن ها سران دستگاه اطلاعاتی اسرائیل، ترکیه و ایران شاهنشاهی قرار

داشتند. این سمینارها نیز طبق برنامه و زمان معین خود، بر اساس یک توافق قبلی هر شش ماه یک بار در نشست کمیته و یا شورای سه جانبه در کشور میزبان برگزار می شد. و طی آن رؤسای اصلی سرویس با ارائه نقطه نظرات یا گزارش ویژه سرویس دولت متبوع خود، به بررسی و بحث پیرامون دستور اصلی سمینار مبادرت می ورزیدند. هریک از این سمینارها، در نهایت گزارش دیگری که از سوی گروه سه جانبه که در واقع قطعنامه یا گزارش نهایی بود

ارایه می کرد.

اشاره به این نکات ضروری است که سرویس های سه گانه مورد اشاره، صندوق سپرده ای برای تسریع در روند مالی همکاری ها، برگزاری شوراها یا کنفرانس ها و برپایی کمیته ها و سمینارها و نیز انجام عملیات های جاسوسی و اطلاعاتی ویژه تدارک دیده بودند که هرکدام

ص: 99

از اعضا، مبالغی سپرده در آن واریز می کردند. میزان سپرده گذاری در این صندوق و هزینه و

بودجه این همکاری سه جانبه، سالانه مورد حسابرسی قرار می گرفت و سهم هریک مشخص می شد. موضوع دیگر اینکه، سرویس های سه گانه مزبور، دارای اسم رمز مشخص درون تشکیلاتی بودند. اسم رمز سرویس اسرائیل در این پیمان سه جانبه اطلاعاتی، «زیتون»، سرویس ترکیه «انجیر» و ساواک «جویز» بود. گفتنی است، سه سرویس، نام رمز عملیاتی را در دهمین کمیته هماهنگی، که یک روز قبل از برپایی شانزدهمین اجلاس شورای سه جانبه، در تاریخ 25 آبان 1345 در ترکیه تشکیل شده بود، تغییر دادند. در تغییرات

جدید،(1) نام رمز اسرائیلی ها پولاد یا فولاد، ایرانی ها پرچم و ترک ها طوفان بود. در اسناد و گزارش مربوط به روابط و همکاری های سه جانبه مزبور، به طور فراوان به این اسامی رمز

اشاره شده است.

جا دارد که خواننده، با به خاطر سپردن این اسامی در ذهن، در خلال مطالعات خود، در تشخیص نام دولت یا سرویس اطلاعاتی مورد نظر دچار خطا نشود. در تمامی این اسناد و گزارش ها، در هر کجا که به شهر زیتون یا سرویس زیتون اشاره شده، منظور اسرائیل و هر

کجا از سرویس یا شهر یا کشور انجیر یاد شده مقصود کشور ترکیه و نام رمز «جویز» نیز به

ساواک و ایران پهلوی اختصاص دارد.

اجلاس کمیته امنیت سه جانبه، به طور معمول قبل از برگزاری شورای سه جانبه برگزار می شد. بر این اساس کمیته مزبور که در 15 نوامبر 1966 برپا شد، مقدمه ای برای اجلاس

شورای سه جانبه بود که در روزهای آتی قرار بود در کشور ترکیه برگزار شود. گزارش صورت جلسه و مصوبات پیشنهادی کمیته مزبور برای ارایه شورا، خواندنی است:

شانزدهمین جلسه کمیته امنیت

گزارش و صورت جلسه پیشنهادی که توسط کمیته امنیت تسلیم شورا گردیده است.

اقدامات

1- کمیته پس از مطالعه گزارشات سه نمایندگی و بحث پیرامون موضوعات مختلف امنیتی نکات جالب توجه آنرا مورد مقایسه قرار داد.

ص: 100


1- . در فصل گزارش ها و قطعنامه ها، در گزارش دهمین جلسه کمیته هماهنگی سه جانبه، در این باره آمده است: کمیته هماهنگی موافقت نمود که اسامی پوشش سه سرویس به شرح زیر تغییر یابد: 1- اسرائیل STEEL [فولاد]؛ 2- ایران FLAG [پرچم]؛ 3- ترکیه STORM [طوفان].

2- کمیته تشخیص داد که نکات مختلف گزارشات ارائه شده وجوه مشترک قابل ملاحظه داشته و این امر نشانه آنستکه هر سه سرویس روی هدف واحد و مشترک کار می کنند و به همین دلیل

کار کمیته بسهولت به پایان رسید.

صورت جلسه پیشنهادی

3- موضوعات زیر برای جلسه آینده کمیته امنیت تعیین می گردد.

موضوعات ثابت:

الف - پیشرفتهای جاری فعالیتهای کمونیستی در کشورهای سه گانه.

ب - پیشرفتهای جاری در تکنیک های جاسوسی و جمع آوری اطلاعات عملیاتی در کشورهای هدف وسیله سرویسهای دشمن و اقدامات علیه آنها.

پ - تجدید نظر و مطالعه مجدد درباره سازمان و فعالیت سرویسهای اطلاعاتی عرب که دشمن کشورهای عضو می باشند.

نکاتی که باید مورد توجه قرار گیرد:

ت - هماهنگی فعالیتهای کمونیستهای کشورهای خاورمیانه و اثرات آن در کشورهای سه گانه با توجه به محل این فعالیتها و نحوه اقدام.

ث - روشهای استخدام مأمور بوسیله سرویسهای بلوک شرق در کشورهای سه گانه.

ج - مأمورین اعمال نفوذ.

چ - یکنواخت بودن تکنیک های جاسوسی سرویسهای دشمن.(1)

شانزدهمین اجلاس شورای سه جانبه، یعنی سرویس های اطلاعاتی ایران (پرچم)، ترکیه (طوفان) و اسرائیل (پولاد)، در کشور ترکیه (انجیر) در تاریخ 17 و 18 نوامبر 1966م/آبان 1345ش، برگزار شد. دستور جلسه، گزارش گردش کار، حوزه فعالیت هر کدام از سرویس های یاد شده، و تحلیل ها و پیش بینی های سیاسی و نیز بعضی اهداف و برنامه های

شورای سه جانبه در این گزارش قابل توجه است؛ به خصوص اینکه، در گزارش یاد شده حوزه استحفاظی تکاپوی جاسوسی و اطلاعاتی هریک از سرویس های جاسوسی سه گانه مشخص و تشریح شده است:

شانزدهمین اجلاسیه شورای سه جانبه

ص:101


1- . گزارش ساواک، طبقه بندی به کلی سری، درباره شانزدهمین جلسه کمیته امنیت، 15 نوامبر 1966م/آبان 1345ش.

(آنکارا 17-18 نوامبر 66)

1- نطق افتتاحیه توسط رؤسای سه سرویس

2- تصویب دستور جلسه

3- تعیین و انتخاب راپورتور

4- بررسی اوضاع منطقه و تبادل نظر درباره اوضاع بین المللی

5- گزارش گردش کار توسط دبیرکل سه جانبه

6- گزارش کمیته هماهنگ کننده توسط رئیس کمیته

7- بررسی اقداماتی که درباره تصمیمات پانزدهمین شورای سه جانبه و عناصر اصلی خبر صورت گرفته و تصمیماتی که بر اساس توصیه ها و عناصر اصلی خبر مزبور اتخاذ گردیده است.

8- مطالعه پیشنهادات واصله از کمیته های اطلاعات و امنیت

9- هرگونه پیشنهاد دیگر

10- تاریخ و محل انعقاد کنفرانس سه جانبه آینده

11- تصویب پیش نویس قطعنامه شورا

12- نطق اختتامیه

گزارش گردش کار وسیله دبیرکل کنفرانس سه جانبه [16 نوامبر 1966]

الف - مقدمه

خلاصه فعالیت هایی که از پانزدهمین جلسه شورای سه جانبه (از 10 ژوئن تا 15 نوامبر 1966) تا کنون توسط سه سرویس و دبیرخانه انجام شده بصورت گزارش گردش کار ذیلاً بعرض می رسد.

ب - فعالیت ها

1- جلسات سه ماهه کمیته هماهنگ کننده سه جانبه

1- نهمین جلسه

نهمین جلسه کمیته هماهنگ کننده سه جانبه در تاریخ 7 سپتامبر 1966 در شهر زیتون تشکیل شد.

در این جلسه مطالب ذیل مورد بحث و موافقت قرار گرفت:

ص:102

الف - رئیس جلسه اظهار داشت که متأسفانه اعضای سه سرویس طبقه برنامه ای که قبلاً بتوافق

رسیده بود گزارش گردش کار و سایر گزارش های نوبه ای خود را بموقع تسلیم دبیرخانه ننموده اند. ایشان عقیده داشتند که باید از این ببعد ترتیبی اتخاذ گردد تا گزارشات لازم و مدارک بموقع داده شود.

ب - طبق تصمیم پانزدهمین شورای سه جانبه کمیته هماهنگ کننده روشی را که جهت بررسی در مورد تصمیمات شورا باید دنبال شود مورد بحث قرار داد.

کمیته پیشنهاد کرد از نظر رعایت اصول حفاظتی و سایر ملاحظات در آینده توصیه های شورا و عناصر اصلی خبر بطور شفاهی بوسیله روسای سه سرویس در جلسات سری کنفرانس های سه جانبه مورد بحث قرار گیرد.

ج - با مطالعه سیاست های کشورهای هدف کمیته نکات مهم اوضاع منطقه را مورد بررسی قرار داد: کمیته تصمیم گرفت تا در جلساتی که بین کنفرانس ها تشکیل می شود فقط مطالب اساسی

و مهمی را که مربوط به اوضاع داخلی و خارجی کشورهای هدف می باشد بطریق ذیل توسط سه سرویس عرضه گردد.

سرویس جویز عراق - اردن و خلیج فارس

سرویس انجیر سوریه و لبنان

سرویس زیتون مصر- یمن و عربستان جنوبی

د- کمیته گزارش دبیرکل را در مورد تبادل اطلاعات مورد مطالعه قرار داد و پیشرفت های حاصله

در این مورد را یادآور شد.

ه- با ملاحظه گزارشات اطلاعاتی مورد تبادل کمیته تصمیم گرفت از سه سرویس عضو تقاضا نماید که از این تاریخ ببعد گزارشات اطلاعاتی خود را بنحوی شماره گزاری نمایند که بتوانند

آنرا بیکی از مواد مخصوص عناصر اصلی خبر که مورد توجه سه سرویس است عطف نمایند.

و- در ضمن کمیته عناصر اصلی خبر را نیز مورد بررسی قرار داده و سه موضوع پیشنهاد شده از

طرف سرویس جویز را به آن افزود.

2- دهمین جلسه

دهمین جلسه کمیته هماهنگ کننده سه جانبه در 16 نوامبر 1966 در شهر انجیر منعقد خواهد

ص:103

شد. جزئیات مربوط به دهمین جلسه کمیته هماهنگ کننده در این جلسه از طرف رئیس کمیته به

شورا تقدیم خواهد شد.

2- گزارشات دوماهه مربوط به پیش بینی حوادثی که در آینده در دنیای عرب روی خواهد داد

1- طبق دستور شورا در پانزدهمین جلسه منعقده دو گزارش دو ماهه از طرف دبیرخانه و بشرح ذیل در مورد پیش بینی حوادث دنیای عرب صادر شد:

الف - گزارش اول مورخ 28 اوت 1966 (شماره سند 80/SG)

ب - گزارش دوم مورخ 6 نوامبر 1966 (شماره سند 90/SG)

2- گرچه شورا تصمیم گرفته بود که گزارشات دو ماهه باید مشتمل بر خلاصه ای از حوادث دو ماه قبل نیز باشد معذلک هیچگونه خبری تا کنون در این مورد به دبیرخانه واصل نشده است.

در یکی از جلسات دبیرخانه که چندی پیش در تهران تشکیل شد این موضوع بین نمایندگان سه سرویس مطرح و چنین نتیجه گرفته شد که هدف اصلی از ارائه گزارش های دو ماهه در مورد حوادث آینده دنیای عرب آگاه ساختن سرویس های عضو و بهره برداری آنان از این وقایع تا

حدود امکان می باشد.

3- گزارشات سه ماهه مربوط به تبادل اطلاعات

1- به منظور آگاه ساختن کمیته هماهنگ کننده از اطلاعات مبادله شده و برای فراهم ساختن زمینه ای جهت انجام مذاکرات در جلسه کمیته اطلاعات دو گزارش سه ماهه ذیل در مورد تبادل اطلاعات ارائه شده:

الف - گزارش اول مورخ 5 سپتامبر 1966 (82/SG)

ب - گزارش دوم مورخ 7 نوامبر 1966 (91/SG)

2- گزارشات مذکور در فوق مربوط به اطلاعاتی می باشد که در فاصله اول مه 1966 تا 31 اکتبر

1966 مبادله گردیده اند.

4- سمینار سه جانبه

1- طبق دستور پانزدهمین جلسه شورا دبیرخانه برگزاری سمینار سه جانبه را از طریق سرویس انجیر ترتیب داد.

سمینار مزبور که درباره فعالیت های اخلالگرانه میان دانشجویان و کارگران خارج از کشور و

ص:104

اقدامات ضداخلالگرانه بود از تاریخ 5-7 سپتامبر 1966 در آنکارا منعقد گردید

2- پنج کارشناس به ترتیب از سرویس های جویز و انجیر و چهار کارشناس از سرویس زیتون در این سمینار شرکت داشتند.

3- همانطور که در گزارش سمینار قید گردید تبادل نظرهایی که بین کارشناسان سه سرویس صورت گرفت از هر نظر مفید و سودمند بود زیرا تصویر روشنی را از چگونگی و شدت فعالیت های جاسوسی و اخلالگرانه که توسط دانشجویان و کارگران در خارج از کشور اجرا می گردید و یا اینکه خود آنها هدف اینگونه فعالیتها قرار می گیرند مجسم می ساخت.

4- در روز آخر سمینار که رویهمرفته سه روز بطول انجامید کارشناسان پیشنهادات ذیل را به

سرویس های عضو ارائه دادند-

الف - سه سرویس باید توجه خاص بفعالیت های اخلالگرانه و جاسوسی که توسط دانشجویان و یا کارگران سه کشور اجرا می گردد و یا علیه خود آنها صورت می گیرد مبذول دارند.

ب - سه سرویس باید کوشش های لازم را بمنظور جمع آوری و تبادل اطلاعات در مورد دانشجویان و کارگران سه کشور مقیم در کشورهای خارجی معمول دارند

ج - با استفاده از چهارچوب قوانین و مقررات موجود لازم می باشد سه سرویس از کلیه اقدامات

فوری و ضروری جهت جلوگیری از هرگونه کمک عوامل محلی به دانشجویان و کارگران سه کشور که اکنون سرگرم فعالیت های جاسوسی و اخلالگرانه می باشند معمول دارند.

د- در چهارچوب قوانین و مقررات موجود سه سرویس عضو باید از انتشار و توزیع هرگونه نشریات تبلیغاتی که مخالف و مغایر منافع - مصالح و حیثیت سه کشور باشد جلوگیری بعمل

آورند.

ه- سه سرویس باید توجه مخصوصی به اعمال نفوذ و تحریکات دشمنان خارجی (از قبیل کشورهای کمونیستی - سازمان های جبهه ای - کشورها و سازمان های عربی و سایر سرویس های مخالف) مبذول دارند.

و- سه سرویس باید مقامات دولتی خود را از خطرات احتمالی جاسوسی و فعالیت های اخلالگرانه موجود بین دانشجویان و کارگران مقیم خارج کشور آگاه ساخته و آنان را قانع

سازند تا کلیه اقدامات لازم جهت مبارزه با اینگونه فعالیت ها را طرح ریزی و بمرحله اجرا

ص: 105

درآورند.

5- سخنرانی های سه جانبه

1- طبق دستور پانزدهمین شورای سه جانبه دبیرخانه جزئیات دو سخنرانی را که قرار بود اوایل

نوامبر 66 توسط یک سخنران از سرویس جویز درباره اهمیت بررسی عملیاتی از نقطه نظر استخدام مأمور در کشورهای هدف در کشورهای انجیر و زیتون ایراد کرد مورد بررسی قرار داد.

2- بعلل پیش بینی نشده ای سرویس جویز تقاضا نمود که سخنرانی مزبور بتعویق افتد و از پس

مشورت با سرویس های عضو دبیرخانه تصمیم گرفت پس از خاتمه جلسات کنفرانس سه جانبه تاریخ سخنرانی تعیین گردد.

6- اوضاع مالی

1- پس از خاتمه پانزدهمین شورای سه جانبه هریک از سه سرویس 93 دلار به دبیرکل پرداخت نمودند و بدین ترتیب بودجه دبیرخانه مجددا به حدنصاب خود یعنی 900 دلار رسید.

2- پس از خاتمه شورای سه جانبه دبیرکل دو بار به ترتیب به شهر زیتون (سپتامبر 66) جهت شرکت در نهمین جلسه کمیته هماهنگ کننده و به انجیر برای شرکت در جلسات سه جانبه مسافرت نمود.

3- بعلت تعویض دفتر کار دبیرکل در سفارتخانه تعمیراتی صورت گرفت. ضمنا دفتر جدید احتیاج به قفل رمز- لامپ فلورسنت و کرکره داشته و هزینه خرید آن از بودجه دبیرخانه کسر

گردیده است.

4- کلیه مخارج مسافرت ها و سایر هزینه ها با ذکر جزئیات در لیست پیوست الف قید گردیده است و اوضاع مالی را تا تاریخ 15 نوامبر/ 66 مشخص نموده است.

5- با ملاحظه لیست پیوست (الف) لازم است هریک از سه سرویس عضو مبلغ 243 دلار پرداخت نمایند تا بودجه بحد نصاب همیشگی خود یعنی 900 دلار برسد.

6- حقوق دربان دبیرکل که سرویس جویز از تاریخ اول ژانویه 1965 تا 31 در دسامبر 1965 هزینه پرداخت آنرا تقبل نموده بود بنا به پیشنهاد دبیرکل از 3000 ریال به 3500 ریال در سال 1966 افزایش یافت که از طرف سرویس جویز پرداخت می گردد. طبق روش موجود حقوق دربان در سفارت ها در هر سال بمیزان 500 ریال در ماه اضافه می گردد (مشروط بر اینکه حداکثر

حقوق بیش از 5000 ریال در ماه نگردد).

ص:106

7- با توجه به این روش درخواست می شود که حقوق دربان از آغاز سال 1967 از 3500 ریال به

4000 ریال افزایش یابد.(1)

یادآوری این موضوع خالی از فایده نیست که سمینارهای سه جانبه، به عنوان بالاترین مرحله نشست سران سرویس های اطلاعاتی ایران، اسرائیل و ترکیه محسوب و معمولاً هر شش ماه یک بار، به میزبانی یکی از دولت های مزبور برگزار می شد. مرحله قبل از آن، اجلاس شورای سه جانبه و کمیته سه جانبه بود که به طور معمول دو بار در سال برگزار می شدند. ساواک نیز برای تسهیل و تسریع فعالیت ها و وظایف خود در این پیمان سه جانبه،

با تشکیل کمیته های ویژه داخلی، سعی در ایفای مسؤولیت و نقش خویش می نمود. ریاست این کمیته های داخلی، بر اساس شرح وظایف ادارات کل ساواک به عهده مدیر کل مربوطه بود. هر کدام از این کمیته ها مأموریت اطلاعات مشخصی در داخل و خارج کشور به عهده داشتند. در یکی از گزارش های ساواک در این باره چنین می خوانیم:

منظور:

استحضار تیمسار ریاست ساواک و صدور اوامر.

با توجه به مصوبات قبلی در چهارچوب همکاریهای سه جانبه (ایران - ترکیه - اسرائیل) و سه گانه (ایران - اسرائیل - اتیوپی) کمیته های مشروحه زیر تحت نظر شورای سران سه سرویس

فعالیت می کنند.

1- سه جانبه (ایران - ترکیه - اسرائیل)

الف - کمیته امنیت:

هر ششماه یکبار همزمان با شورا تشکیل جلسه می دهد و وظیفه آن بررسی جنبشهای کمونیستی و براندازی در کشور عضو و تنظیم پیشنهاداتی بمنظور مقابله با این قبیل فعالیت ها

می باشد. ریاست هیئت نمایندگی ساواک در این کمیته با توجه به جنبه های امنیت داخلی آن

بعهده مدیرکل اداره هشتم بوده و هیئت نمایندگی مربوطه از ادارات کل سوم و هشتم انتخاب

می شده است.

ب - کمیته اطلاعات:

هر ششماه یکبار همزمان با شورا تشکیل جلسه می دهد و وظیفه آن بررسی اوضاع داخلی -

ص:107


1- . گزارش ساواک، درباره شانزدهمین اجلاسیه شورای سه جانبه، آبان 1345/نوامبر 1966.

سیاست خارجی - موقع نظامی و اقتصادی کشورهای عرب خاورمیانه بانضمام فعالیت های کمونیستی در این کشورها می باشد.

این کمیته نیز مانند کمیته امنیت گزارش خود را که مشتمل بر بررسی اوضاع بین المللی و منطقه ای و توصیه های مربوط به آن می باشد بعد از تصویب تقدیم شورای سران سه سرویس می نماید. با توجه به اینکه وظیفه کمیته اطلاعات منحصرا بررسی اوضاع منطقه می باشد از

این رو ریاست هیئت نمایندگی ساواک در اجلاسیه های آن بعهده مدیر کل اداره هفتم بوده

است.

پ - کمیته هم آهنگ کننده:

در سال چهار بار- دو بار همزمان با شورا و دوبار بطور انفرادی تشکیل جلسه می دهد و وظائف

آن عبارتست از:

- تهیه و تنظیم طرح های عملیات مشترک در کشورهای هدف بر مبنای پیشنهادات هریک از سه سرویس و تقدیم این طرح ها به شورای سران سه سرویس.

- اتخاذ تصمیم پیرامون تاریخ و موضوع سمینارهای سه جانبه که منحصرا جنبه آموزشی دارد و

هر ششماه یکبار با شرکت کارشناسان سه سرویس تشکیل جلسه می دهد.

- تصویب فهرست عناصر اصلی خبر جهت تقدیم به شورای سران سه سرویس.

- تصویب گزارشات دو کمیته امنیت و اطلاعات و تقدیم آن به شورای سران سه سرویس.(1)

رؤسای کمیته های سه گانه داخلی، برای تأمین نیازهای تشکیلاتی و اطلاعاتی خود، بخش هایی از امور را که جمع آوری اخبار اطلاعات پایه و موضوع بندی آن ها بود به ادارات

زیرمجموعه خود محول و واگذار می کردند. در یکی از دستورالعمل های اداره کل هفتم، خطاب به رؤسای ادارات 1 و 2 چنین آمده است:

یک نسخه در 4 برگ توصیه های کنفرانس سه جانبه اخیر به پیوست ارسال و بطوریکه حضورا بررسی و تذکر داده شد چون کنفرانس سه جانبه آینده که در اواسط اردیبهشت ماه 46 تشکیل

خواهد شد بایستی نتیجه اقدامات هر سرویس درباره این توصیه ها معلوم و توضیح داده شود

لذا شایسته است از هم اکنون اقدامات زیر در داخل آن اداره بعمل آید:

1- عین این سند که بکلی سری است نزد شخص شما نگاهداری و از انتشار آن به رده های پایین تر

ص:108


1- . گزارش ساواک؛ با طبقه بندی سری؛ بدون شماره و تاریخ.

خودداری شود.

2- مندرجات آن برحسب وظائف و مسئولیت بخشهای مربوطه بشکل چند گروه پرسش و یا دستورالعمل جدا شده به بخش های مربوطه ابلاغ شود.

3- هر بخش برای آن سری سئوالات و یا دستورالعمل ها فیش یا فیشهای مخصوص تهیه نماید و آن

سئوالات را در فیش وارد نماید.

4- مسئولین بررسی و روساء بخشها با توجه به کلیه اقداماتی که در زمینه این سئوالات و دستورالعملها (توصیه ها) بعمل می آید مانند:

- تصمیمات شاهنشاه آریامهر و فرمایشات و اوامر معظم له

- اقدامات دولت شاهنشاهی - دستگاههای تبلیغاتی (اعم از تبلیغات بر له کشورها و پایتختها و یا علیه آنان)

- مسافرتهای شخصیتهای خارجی به ایران و بالعکس

- عزیمت هیئتهای اقتصادی و فرهنگی و غیره به کشورهای خارج و بالعکس و هرگونه اقدامات دیگری که بطور مستقیم یا غیرمستقیم در اجرای توصیه های مندرجه در برگهای پیوست بعمل

می آید.

بتدریج فیشهای مربوطه را تکمیل نمایند تا هر موقع لازم شد بتوان از آنها استفاده و بهره برداری

نمود.

5- برای اطمینان از اجرای تدریجی دستور بالا و تطبیق یادداشتها با اطلاعات روز بازرسیهای

منظمی از کار مسئولین مربوطه بعمل آورده و آماده باشید که لااقل یک ماه قبل از تشکیل

کنفرانس بتوانید گزارش خواسته شده را تهیه نمائید.

مدیر کل اداره هفتم - سرتیپ کاوه(1)

سرویس های سه گانه نیز برای انجام مأموریت های محوله، وظایف مشخص در حوزه های استحفاظی از پیش تعیین شده به عهده داشتند. این سرویس ها حاصل فعالیت ها و

عملکردهای خود را نه فقط در سمینارها، شوراها و کمیته های سه جانبه ارایه، بلکه برای هر سرویس به طور جداگانه ارسال می کردند. اطلاعات مندرج در یکی از گزارش های ساواک

در این خصوص قابل توجه می نماید:

ص:109


1- . گزارش ساواک، با طبقه بندی به کلی سرّی، مورخ 24/9/[45]، بدون شماره.

گزارش میزان پوشانیدن فهرست نیازمندیهای اطلاعاتی توسط

سرویسهای سه جانبه

ارتباط به فهرست سرویس موضوع - کشور و منطقهارزیابیملاحظات

نیازمندیها اسرائیل -- اوضاع داخلی کشورهای عربی بویژهدارد مفید 1- گزارشهای هفتگی که توسط

مصر و سوریه. این سرویس ارسال می گردد

-- روابط نظامی - سیاسی و اقتصادی مفید برای سرویس ایران مفید بوده

شوروی با کشورهای عربی بویژه مصر- و همکاری موجب امتنان است

سوریه - عراق - جمهوری دمکراتیک مفید برای

خلق یمن - سومالی و لیبی. سابقه

-- روابط بین الاعراب مفید 2- ارسال اطلاعات بیشتری

-- فعالیت سازمانهای فلسطینی - روابط درباره اوضاع داخلی لیبی

آنها با یکدیگر و با شوروی مفید برای

موجب تشکر خواهد شد

-- فعالیتهای تروریستی و خرابکاری سابقه

فلسطینیها مفید 1- گزارشهای مربوط به اوضاع

-- اوضاع داخلی اتیوپی کلی خاورمیانه و روابط

ترکیه -- روابط کشورهای عربی با یکدیگردارد مفید برای بین الاعراب مفید برای سابقه

-- اوضاع داخلی کشورهای عربی بویژه سابقه

بوده و موجب امتنان است.

مصر- لیبی - سوریه و عراق. مفید برای 2- اگر ترتیباتی داده شود که

-- قبرس سابقه گزارش مبادلاتی این سرویس

-- سازمانهای فلسطینی و فعالیتهای مفید زودتر به ساواک برسد تا بشود

آنها. مفید برای بموقع از آنها بهره برداری نمود

سابقه موجب امتنان خواهد بود.(1)

ص: 110


1- . گزارش ساواک، بدون شماره و تاریخ.

مباحث، دستور کار و شرکت کنندگان در اجلاس های سه جانبه

از نکات بسیار قابل توجه اسناد به جا مانده از ساواک، اشاره به مباحث، و موضوعاتی است که در نشست های سه جانبه اطلاعاتی ایران، ترکیه و اسرائیل در دستور کار و فعالیت

شرکت کنندگان در سمینار، کمیته یا شورا قرار می گرفت. بخش قابل ملاحظه و جذاب دیگر اسناد طبقه بندی شده، اشاره به اسامی نمایندگان سه جانبه، در نشست های یاد شده در ادوار

مختلف است که در هیچ یک از منابع مطالعاتی و پژوهشی تاکنون به آن اشاره نشده است. علاوه بر این، در لابلای این اسناد موارد بسیار اساسی و حائز اهمیت در حوزه فعالیت های

اطلاعاتی سرویس های سه گانه به چشم می خورد که برای خوانندگان شگفتی ساز و بلکه حیرت آور می نماید. افشای اسرار گوناگون مربوط به همکاری سرویس های سه جانبه، از موارد برجسته ای است که به طور فراوان در اسناد ساواک خودنمایی می کند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که انتشار این اسناد، به معنای افشای توطئه های اطلاعاتی سرویس های

جاسوسی و امنیتی سه جانبه، علیه مسلمانان و کشورهای اسلامی، با هدف آشناسازی، پژوهشگران، تحلیل گران سیاسی، مورخان، به ویژه نسل جوان جامعه است. این افشاگری ها نه تنها عملکرد، ماهیت و اهداف سرویس های اطلاعاتی مورد نظر را به نسل حاضر و نسل های آینده نشان می دهد، بلکه پرده از اسراری برمی دارد که سرویس اطلاعاتی صهیونیستی آن را کاملاً مغایر مصالح و منافع خود در جهان معاصر می داند. زیرا صهیونیست ها و سرویس اطلاعاتی اسرائیل، شاید هیچ گاه به این موضوع، آن گونه که باید،

دقت و پیش بینی نکرده بودند که روزی این اسناد، از نهانخانه اسرار ساواک و از حوزه قدرت

و کنترل دولت شاهنشاهی، خارج و به دست کسانی خواهد افتاد که سال ها اسیر دسیسه و

ص: 111

توطئه آن ها قرار داشتند. اشاره به بخشی از این اسناد، صرفا به معنی آشنایی و آشناسازی با

تعدادی اسم و یا گردش کار و فعالیت سرویس های سه گانه ایران، اسرائیل و ترکیه نیست.

بلکه، بعضی فرازهای حساس لابلای این اسناد، پرده از عمق توطئه های خطرناکی برمی دارد که به جرأت می توان ادعا کرد که برای همیشه در هیچ یک از منابع منتشره از سوی دولت هایی

چون اسرائیل و ترکیه و یا توسط نویسندگان و مورخان آن ها، تدوین، تنظیم و عرضه نخواهد شد. گزارش به کلی سرّی اداره کل هفتم ساواک درباره اسامی هیأت نمایندگی ترکیه،

اسرائیل و ایران جهت شرکت در سمینار سه جانبه مهر ماه 1344ش/اکتبر 1965م، که در تهران برگزار شد بسیار خواندنی است. به علاوه در این گزارش، به موضوع اصل اجلاس، یعنی بررسی جنبه های حفاظتی عملیات جاسوسی از سوی سرویس های اطلاعاتی سه گانه یاد شده در جهان اسلام و در میان ملت های مسلمان اشاره شده که در جای خود تکان دهنده

است:

بازگشت بنامه شماره 38603/301 مورخ 6/8/44

به پیوست یک نسخه از ترجمه مذاکرات مورد عطف (در چهار صفحه) جهت استفاده آن اداره کل ایفاد می گردد.

مدیر کل اداره هفتم. سرتیپ کاوه(1)

دومین سمینار سه جانبه پیرامون جنبه های حفاظتی عملیات جاسوسی در 20 و 21 اکتبر 1965 در تهران تشکیل گردید. شرکت کنندگان عبارت بودند:

هیئت نمایندگی ترکیه:

سرهنگ ه- بوگاتو

آقای ا- موتلور

آقای ف - ایلکی

آقای ن - ارال

هیئت نمایندگی اسرائیل:

آقای یو- یاگیل

آقای ا- ران

ص: 112


1- . گزارش ساواک؛ مورخ 17/8/44؛ شماره 1397/745.

آقای ا- سیوان

آقای م - اورون

آقای م - پاز

آقای ا- الدار

هیئت نمایندگی ایران:

سرهنگ ع - شائق

سرهنگ ی - لیقوانی

آقای ه- شیخ الاسلامی

آقای ن - رزم آرا

آقای م - هدایتی

آقای ا- وحدانی

آقای ب - ثابتی

آقای ی - ضیاءابراهیمی

بواسطه اهمیت و دامنه وسیع عملیاتی که افسر مسئول انجام می دهد و همچنین نقش وی در عملیات برای رسیدن بهدف مورد نظر توصیه شد که یک واحد ویژه حفاظتی تشکیل گردد.

هیئتهای نمایندگی با بررسی پرونده های سمینار گذشته تصمیماتی را که در آن زمان اتخاذ شده و بقرار زیر است تائید می نمایند:

با در نظر گرفتن اهمیت حفاظت عملیاتی و اینکه چگونه چنین واحدی باید کاملاً با نیازمندیهای هریک از کشورها مطابقت داشته باشد پیشنهاد می شود که چنین واحدی عملیات

زیر را انجام دهد:

الف - بررسی خبرهای جمع آوری شده پیرامون قدرت - نقاط ضعف و شگرد کار دشمن.

ب - در نظر گرفتن یک مشاور عملیاتی بمنظور دنبال کردن پیشرفت عملیات پایگاه و دادن نظریه

در تمام موارد مربوط به حفاظت عملیات بدرخواست افسر عملیاتی (باید توجه شود که کار این مشاور محدود بدادن نظریات است ولی برای افسر عملیاتی که مسئول مستقیم می باشد الزام آور نمی باشد).

1) وظایف واحد حفاظت عملیاتی.

ص: 113

واحد حفاظت عملیاتی وظایف زیر را انجام خواهد داد:

الف - وظیفه بررسی:

عبارت است از مطالعه فعالیتهای ضداطلاعاتی دشمن شامل:

1) هدایت فعالیت نمایندگیها در مورد جمع آوری اخبار درباره حریف

2) استفاده از منابع آشکار

3) توزیع گزارشهای بررسی و نتایجی که بخشهای مربوطه درباره عملیات گذشته و کارهای ضدجاسوسی دشمن بدست آورده اند.

ب - وظیفه مشاوره.

بدرخواست افسران عملیاتی (رهبران عملیات) یا دستور رئیس قسمت جمع آوری افسر حفاظتی در موارد زیر کمک می نماید:

1) عملیاتی که در جریان است.

2) عملیاتی که بتازگی طرح ریزی شده

3) جلوگیری از انجام کارها بطور یکنواخت و مکرر شدن کارها

پ - برحسب دستور رئیس جمع آوری کمیته مشترکی شامل یک افسر ضدجاسوسی یک افسر عملیاتی یک بازجو و یک افسر حفاظتی تشکیل می شود تا در موارد زیر که مربوط به اطلاعات مثبت است رسیدگی نمایند.

1) مأموران دوبل

2) فراریها و معاودین

3) افرادی که داوطلبانه اطلاعاتی در اختیار می گذارند یا جاسوسانی که بعلت ناراحتی روحی

اطلاعات خود را ارائه می دهند.

ت - وظیفه گسترش روح حفاظتی:

2) روشها و وسائل.

الف - بوسیله همکاری دائمی بین: واحد حفاظتی - واحد ضدجاسوسی و واحد جمع آوری.

ب - مجهز نمودن واحد حفاظتی به آخرین اطلاعات روز درباره روش و وسائلی که وسیله دستگاه ضد اطلاعاتی دشمن بکار می رود.

ت - نگهداری پرونده های مأموران بطرز مرتب بطوریکه آخرین اطلاعات در مورد وسائل فنی -

ص: 114

روشهای عملیاتی - طرز آشنائی مأمور با افسران دستگاه و همچنین وسائل ارتباطی در آن منعکس باشد.

ث - بالا بردن اطلاعات حفاظتی کارمندان

3) سازمان.

الف - افسران خوش سابقه ای که دارای تجربه عملیاتی باشند بعنوان عضو واحد حفاظت عملیاتی انتخاب می شوند.

ب - محل واحد حفاظت عملیاتی هر سرویس با توجه بسازمان سرویس مربوطه تعیین می گردد ولی بهتر است واحد حفاظت عملیاتی در قسمت اطلاعات مثبت منظور گردد.

سمینار پیشنهاد می کند که سرویس های سه گانه هرگونه اطلاعاتی که پیرامون شیوه کار دشمن بدست می آورند مبادله نمایند.

اشاره به شیوه ها و شگردهای مخصوص سرویس های اطلاعاتی یاد شده در انجام فعالیت های جاسوسی، عملیات های حفاظتی و ضدجاسوسی و چگونگی مبادله اطلاعات جمع آوری شده از سوی هر یک از سرویس ها به یکدیگر، از دیگر موارد خواندنی و حساس این سند است.

گزارش تکمیلی دیگر، نامه ها و اسناد اداره کل دوم ساواک درباره زمان، چگونگی ورود و اسامی هیأت های شرکت کننده در سمینار سه جانبه تهران در مهر سال 1344 است که مطالعه

آن ها خالی از فایده نیست:

مدیریت کل اداره یکم (تشریفات)

پیرو شماره 46767/232-14/7/44

تاریخ دقیق ورود هیئت اعزامی زیتون و تعداد آنها بشرح زیر اعلام گردیده است[. ]هیئت مزبور در تاریخ 19 اکتبر 65 (27/7/44) ساعت 10:21 وسیله هواپیمای ارفرانس پرواز 188

بتهران وارد و در تاریخ 25 اکتبر (3/8/44) بکشور خود مراجعت می نمایند. ضمنا سه تن از

اعضاء سرویس دوستان باسامی زیر در سمینار شرکت خواهند نمود و احتمال دارد یکنفر دیگر

نیز بتعداد آنان اضافه شود:

1) آقای سیوان

سمت

رئیس اداره عملیات حفاظتی

2) آقای پاز

سمت

رئیس ضدجاسوسی

ص: 115

3) آقای الدار سمت

رئیس قسمت ضدجاسوسی

اسامی و سمت هیئت چهار نفری ترک نیز بشرح زیر می باشد:

1) سرهنگ بوگاتور

سمت

رئیس اداره حفاظت عملیات

2) آقای ارگون

سمت

کارمند قسمت ضدجاسوسی

3) آقای ایلکاس

سمت

کارمند قسمت حفاظت عملیات

4) آقای اورال

سمت

کارمند قسمت حفاظت عملیات

مراتب جهت اطلاع بآن اداره کل اعلام می گردد.

مدیرکل اداره دوم - شائق(1)

بر اساس اسناد و مدارک موجود، ظاهرا اولین سمینار سه جانبه اطلاعاتی ایران، اسرائیل و ترکیه در اردیبهشت سال 1344 در کشور ترکیه برگزار شده بود. طبق مندرجات یکی از اسناد بکلی سری ساواک، موضوع این سمینار، حفاظت عملیات در سرویس های اطلاعات مثبت بود که از سوی ایران یک نفر و از سوی سرویس های اطلاعاتی ترکیه و اسرائیل به ترتیب 7 و 5 نفر به اسامی ذیل در آن شرکت داشتند:

تاریخ شروع سمینار: 26 آوریل 1965

تاریخ خاتمه سمینار: 28 آوریل 1965

موضوع سمینار: حفاظت عملیات در سرویسهای اطلاعات مثبت

نمایندگان شرکت کننده:

ایران - یکنفر- موسوی

اسرائیل - پنج نفر:

1) آقای LEVEN [لِوِن] نماینده اسرائیل در سنتو(!)

2) آقای ASHDUT [اشدوت]

3) آقای KRON [کرون]

4) آقای HERAN [هِران]

5) آقای KAMUS [کاموز]

ترکیه - هفت نفر:

ص: 116


1- . گزارش ساواک: مورخ 18/7/44: شماره 46783/132.

1) سرهنگ سلیم بیگ - اویاد. رئیس سرویس اطلاعات مثبت ترکیه و رئیس سمینار.

2) آقای سومان

3) آقای فای

4) آقای آکانتا

5) یکنفر سروان

6) سه نفر شرکت کننده دیگر که کمتر در بحث شرکت داشتند.(1)

گزارش دیگر ساواک درباره موضوع و قطعنامه سمینار مزبور است که به همراه آن، اداره کل دوم، نظریه پیشنهادی خود را درباره ایجاد هیأت تحقیق درباره شگرد و روش کار دشمن، ضرورت مبادله اطلاعاتی سه سرویس، لزوم برخورداری از تجربه و اطلاعات کافی از سوی مسؤولین حفاظت اطلاعات و نیز ضرورت تعیین فردی به عنوان مشاور حفاظت عملیات از سوی ادارات ذی ربط، به مقامات بالا، ارایه کرده است:

بعرض می رساند:

طبق گزارش نماینده ساواک موضوع سمینار آوریل 65 منعقده در آنکارا (حفاظت عملیات جاسوسی) بوده است[.] در سمینار مزبور درباره چگونگی جلوگیری از افشاء عملیات جاسوسی و همچنین پیرامون خنثی نمودن عملیات ضدجاسوسی دشمن بحث گردیده و در قطعنامه پایان سمینار لزوم ایجاد یک واحد حفاظت عملیات جاسوسی که بتواند با رؤسای عملیات مشورت نماید پیشنهاد گردیده و مورد تصویب هیئتهای سه گانه قرار گرفته است.

در گزارش مزبور بطور وضوح روشن نگردیده که واحد حفاظت عملیات جاسوسی روی عملیات جاسوسی کشورهای بیگانه در داخل کشور عمل خواهد نمود و یا اینکه واحد مزبور مربوط به عملیات جاسوسی در کشورهای هدف نیز اقداماتی می نماید. با توجه باینکه نماینده

ترک مثالهائی از دستگیری جاسوسان ترک در سوریه را بمیان آورده تصور می رود این واحد در کلیه امور عملیاتی چه در داخل کشور و چه در خارج دخالت نموده و در مواقع مقتضی و لازم

توصیه هائی به آنان خواهد نمود. در قطعنامه اضافه گردیده موارد عملیاتی که (case) برای

سرویسها پیش می آید بین سه سرویس مبادله گردد که مورد بررسی قرار گرفته و از نکات مهم

آنها بهره برداری شود.

ص: 117


1- . سند ساواک؛ مورخ 15/2/1344، طبقه بندی به کلی سری.

نظریه:

1) ایجاد هیئت تحقیق شگرد و روش کار دشمن در هریک از ادارات اعم از خارجی و داخلی تحت عنوان قسمت بررسی حفاظت عملیات نافع است که اطلاعات لازم را بموقع در اختیار رهبر عملیات قرار دهند.

2) بنا به مقتضایت هر بخش در هریک از ادارات عملیاتی یک نفر بعنوان مشاور حفاظت عملیات بخش تعیین و زیر نظر هیئت رئیسه اداره کل مربوطه انجام وظیفه نماید. افراد مزبور

مسئول زیر نظر گرفتن عملیات - بررسی موارد و توجه دادن رهبران عملیاتی به نکات حفاظتی

می باشد [باشند].

3) مسئولین حفاظت عملیات که در هریک از ادارات تعیین می شوند بایستی در امور عملیاتی اطلاعاتی کافی داشته و با تجربیات خود بتوانند به بهترین وجه از عهده وظائف محوله برآیند.

4) مبادله موارد عملیاتی (case) بین سه سرویس از هر لحاظ سودمند و قابل بهره برداری است و با تغییر نام رهبران عملیات و مأمورین می توان آنها را مبادله نمود.

اداره کل دوم(1)

یکی دیگر از سمینارهای سه جانبه در آخر اردیبهشت سال 1345 در تل آویو (فلسطین اشغالی) و به میزبانی طرف اسرائیلی برگزار شد. اداره کل هفتم ساواک، طی نامه ای به اداره کل دوم، انتخاب افراد ایرانی شرکت کننده در اجلاس مزبور را به عهده آن تشکیلات دانسته و

افزوده است:

موضوع سمینار سه جانبه

بدینوسیله مراتب زیر درباره سمینار آینده سه جانبه برای اطلاع آن اداره کل اعلام می گردد:

1- موضوع:

"Briefing and Debriefing of Positive Intelligence Sources"

2- تاریخ: 16 تا 20 (و احتمالاً 22) مه/ 1966

3- محل: تل آویو

4- تعداد شرکت کنندگان: سه تا پنج نفر

بفرموده تیمسار ریاست سازمان اطلاعات خارجی مسئولیت انتخاب کارمندان واجد صلاحیت

ص: 118


1- . گزارش ساواک؛ 3/3/1344، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

و آماده نمودن آنان از هر جهت برای شرکت در سمینار مزبور بآن اداره کل محول گردیده است.

بدیهی است هرگونه اطلاعات تکمیلی دیگری که در این زمینه برسد بلافاصله بآن اداره - کل اعلام خواهد گردید.

خواهشمند است اسامی کارمندان انتخاب شده و آمادگی آنان را برای اطلاع نماینده سرویس زیتون به این اداره کل اعلام دارند.

مدیر کل اداره هفتم - سرتیپ کاوه(1)

پنجمین سمینار سه جانبه اطلاعاتی ایران، ترکیه و اسرائیل در تاریخ 14 تا 19 شهریور سال 1345، مقارن با 5 تا 10 سپتامبر 1966 در آنکارا پایتخت ترکیه برگزار شد.

سمینار ششم سه جانبه، از تاریخ 11 آوریل 1967م/22 فروردین 1346ش، به مدت سه روز در تهران برگزار شد.(2)

اداره کل دوم ساواک، طی نامه ای به مدیر کل اداره هفتم، درباره محورها و موضوعات سمینار ششم، پیشنهاد[هایی ارایه کرده] که اطلاعات تکمیلی آن به شرح ذیل است:

مدیریت کل اداره هفتم

بازگشت بشماره 2775/705-16/9/45

با توجه بنامه شماره بازگشتی فوق با در نظر گرفتن مطالبی که در سمینارهای گذشته مطرح شده

بود از طرف این اداره کل سه موضوع بشرح زیر انتخاب گردید:

1) تغذیه مأمور دوبل و بهره برداری از آن (با همکاری اداره کل هشتم).

1) Supplying double agents and their complete exploitation

2) منابع گمراه کننده و شناسائی آنها.

2) Deceptive sources and their reconnaisance

3) مخبرین و تأثیر آنها در عملیات جاسوسی.

3) Informants and their effects on operation of espionage

که مراتب بعرض تیمسار ریاست سازمان اطلاعات خارجی رسید پی نوشت فرمودند:

ص: 119


1- . گزارش ساواک؛ مورخ 8/2/45؛ شماره 1955/745.
2- . گزارش اداره کل هفتم ساواک، مورخ 4/11/1345، شماره 29380/705، با طبقه بندی به کلی سرّی.

1) هر سه موضوع جالب است و حق است با انتخاب یکی در این سمینار دو موضوع دیگر در سمینارهای آینده نیز مورد بحث قرار گیرد.

2) اگر قرار است تمایل بیشتر سرویس ساواک را هم در نامه خود بدو سرویس دیگر بدهید دو موضوع دوم و سوم را معرفی نمائید.

ضمنا چون آقای لباف کارمند این اداره کل بمنظور شرکت در کنفرانس سه جانبه گذشته مطالبی تحت عنوان نقش بررسی اطلاعات عملیاتی از نقطه نظر استخدام در کشور هدف تهیه نموده است که با توجه به مذاکرات شفاهی با آن مدیریت کل بعلت فقدان مترجم شایسته جهت ترجمه مطالب اعزام مشارالیه مقدور نبود، لذا از نظر آنکه تلاش نامبرده در جمع آوری اطلاعات مربوطه بموضوع فوق هدر نرفته باشد و برای این اداره کل از هر نظر آمادگی ارائه

اینموضوع وجود دارد چنانچه مورد تأیید آن اداره کل باشد مراتب بعرض تیمسار ریاست سازمان اطلاعات خارجی رسانده شده که پس از حصول موافقت معظم له این موضوع نیز بمواد مندرج فوق اضافه و در سمینار آینده از طرف نماینده ساواک انتخاب گردد.

از طرف مدیر کل اداره دوم. فرازیان(1)

مقامات ساواک، طبق روال همیشگی، قبل از برگزاری کنفرانس های سه جانبه، با نمایندگان سرویس اطلاعاتی اسرائیل، مستقر در تهران، مبادله اطلاعات می کردند. در یکی

از اسناد ساواک در این باره آمده است:

مدیریت کل اداره هفتم

در مذاکراتیکه در تاریخ 15/1/46 در حضور تیمسار ریاست سازمان اطلاعات خارجی و با شرکت نمایندگان دوستان زیتون بعمل آمد، نامبردگان تقاضا داشتند که موضوع مبادله اطلاعات

با سرویس مزبور در برنامه کنفرانس سه جانبه که قریبا تشکیل خواهد شد منظور گردد تا درباره

نحوه و کیفیت تبادل بوضع بهتر و مطلوبتر بررسی و اتخاذ تصمیم بعمل آید.

مدیر کل اداره دوم. فرازیان(2)

در کنار سمینارهای سه جانبه که هر شش ماه یک بار به میزبانی یکی از دولت های ایران، ترکیه و اسرائیل برگزار می شد، نشست های شورای سه جانبه و نیز کمیته های ویژه اطلاعات

ص: 120


1- . گزارش ساواک؛ مورخ 28/9/45؛ شماره 12836/214.
2- . گزارش ساواک؛ مورخ 17/1/46؛ شماره 8021/214.

و امنیت سه گانه نیز از پیش تشکیل می شد و اخبار و اطلاعات و موارد مورد نیاز را بررسی و سپس زمینه برگزاری اجلاس کنفرانس نهایی را آماده و فراهم می کردند. در یکی از گزارش های ساواک، در خصوص عزیمت شرکت کنندگان ایرانی به شهر «پولاد» یا «فولاد» [اسرائیل] جهت شرکت در کمیته های اطلاعاتی و امنیتی سه جانبه، به ساعات و ایام پرواز و اسامی اعضا تیم اعزامی چنین اشاره شده است:

موضوع گزارش

1- در جلسه هفتگی سه جانبه روز 30/1/46 دبیرکل سه جانبه صورت جلسات اجلاسیه شورا- کمیته هماهنگ کننده - کمیته اطلاعات و کمیته امنیت سه جانبه را ارائه نمود که عینا جهت

تصویب تقدیم می گردد.

2- در این جلسه دبیرکل اظهار نمود که رئیس سرویس (طوفان) پیشنهاد نمود که در شورا فقط رئیس سرویس میهماندار نطقی در مورد اوضاع بین المللی ایراد نماید و لزومی ندارد روسای

دو سرویس دیگر در این مورد سخنرانی نمایند و فقط کافی است نظرات خود را در مورد نطق

مطرح نمایند.

3- نماینده سرویس (پولاد) نیز اظهار نمود در صورت تصویب پس از خاتمه اجلاسیه کمیته های اطلاعات و امنیت دو روز برنامه بازدید برای شرکت کنندگان ترتیب داده شود.

4- در مورد عزیمت شرکت کنندگان به شهر (پولاد) برای شرکت در کمیته های اطلاعات و امنیت سه جانبه (از روز 18/2/46) دو پرواز بشرح زیر:

- روز یکشنبه 17/2/46 پرواز با شرکت الال [العال]

- روز جمعه 15/2/46 پرواز با شرکت ایرفرانس 1245

مقرر فرمایند شرکت کنندگان در کنفرانس با کدام پرواز عزیمت نمایند تا مراتب به نماینده مربوطه ابلاغ شود.

5- نماینده سرویس (پولاد) درخواست نمود تاریخ و شماره پرواز عزیمت تیمسار ریاست ساواک و تیمسار ریاست سازمان اطلاعات خارجی نیز باو داده شود.

پرواز روز قبل و روز شروع کمیته هماهنگی بشرح زیر است:

- چهارشنبه 19/2/46 BOAC 50:5 صبح ایرفرانس 50:10 شب

- چهارشنبه 20/2/46 الال [العال] 6 صبح BOAC 30:10 صبح

ص: 121

6- یک برگ لیست اسامی شرکت کنندگان (پولاد) و (طوفان) در کنفرانس سه جانبه آینده به پیوست تقدیم می گردد.

مقرر فرمایند نظریه عالی را در مورد بالا ابلاغ دارند.

اداره کل هفتم

PARTICIPANTS AT THE FORTHCOMING TRI-

DENT MEETING

STEEL DELEGATION

1. General M. Amit [آمیت]

2. Mr. N. Kennen [کِنن]

3. Col. S. Gazit [گازیت]

4. Mr. E. Gavrieli [آگاوریل]

5. Mr. E. Halevy [هالِوی]

6. Mr. Z. Alon [آلون]

7. Col. G. Navon [ناوون]

8. Mr. P. Korem [کورِم]

9. Mr. A. Leven [لِوِن]

10. Mr. D. Karon [کارون]

STORM DELEGATION

COUNCIL

Gen. Dogu [دوگو]

COORDINATION BOARD

Gen. Akyol [آکیول]

INTEL. COMMITTEE

Gen. Akyol [آکیول]

Col. Uslu [اوزلو]

Col. Kelicen [کِلیکان]

ص: 122

Mr. Barlas [بارلاز]

SEC. COMMITTEE

Mr. Cebe [کِبه]

Mr. Kurali [کورالی]

Mr. Bora [بورا]

Interpreters

Mr. Köyagasiogla [کویاکاسیوگلا]

Mr. Barbarosoglu [بارباروسوگلو]

Miss Güngör(1) [گونگور]

گزارش دیگر اداره کل هفتم ساواک در خصوص مسافرت اعضای سرویس اطلاعاتی ایران و نیز رئیس ساواک و رئیس سازمان اطلاعات خارجی برای شرکت در سمینار سه جانبه به میزبانی اسرائیل به شرح ذیل است:

بازگشت بشماره 8114/214-9/2/46

بدینوسیله اعلام می گردد که تیمسار ریاست ساواک و تیمسار ریاست سازمان اطلاعات خارجی در ساعت 30:10 چهارشنبه 20/2/46 با پرواز 771 شرکت هواپیمایی B.O.A.C بکشور زیتون مسافرت خواهند فرمود.

خواهشمند است دستور فرمایند مراتب را به نمایندگی آن اداره کل در کشور مزبور اعلام دارند.

مدیر کل اداره هفتم - سرتیپ کاوه(2)

یادآوری این نکته ضرور است که شرکت رئیس ساواک و نیز رئیس سازمان اطلاعات خارجی ایران برای شرکت در نشست ها و سمینارهای خارج از کشور، به خصوص اسرائیل، منوط به کسب مجوز از شخص محمدرضا پهلوی بود. گزارش های ساواک در این باره کاملاً واضح و گویاست:

گزارش

ص: 123


1- . گزارش اداره کل هفتم ساواک، با طبقه بندی سری، بدون شماره و تاریخ.
2- . گزارش ساواک؛ مورخ 11/2/46؛ شماره 5034/705.

کنفرانس سه جانبه سرویس های ایران - ترکیه - اسرائیل از 18/2/46 در تل اویو شروع و تاریخ تشکیل شورای سه جانبه (با شرکت روساء سه سرویس معروضه) از 21/2/46 در برنامه منظور و مدت مسافرت یک هفته پیشنهاد شده است.

با عرض اینکه رئیس جمهوری رومانی در 23/2/46 وارد خواهد شد تصویب عزیمت چاکر در 20/2/46 بماموریت معروضه:

منوط باراده سنیه شاهانه است.(1)

از شرف عرض گذشت. تصویب فرمودند که طبق معمول شرکت نمایم.

مندرجات اسناد ساواک نشان می دهد که اعضا و کارشناسان دبیرخانه سه جانبه، متشکل از نمایندگان سرویس های اطلاعاتی ایران، ترکیه و اسرائیل، حتی به طور هفتگی جلسات مستمر داشتند و مسایل پیرامون سمینارها را مورد بحث و بررسی قرار می دادند و موضوعات و مباحث پیشنهادی درباره دستور کار اجلاس را که هر شش ماه یک بار برگزار می شد به سران و رؤسای سرویس های سه گانه اطلاعاتی ارایه می کردند. یکی از اسناد اداره

کل هفتم ساواک درباره محور پیشنهادی دبیرخانه سه جانبه و گفت وگوهای مربوط به چگونگی تعیین و انتخاب نمایندگان شرکت کننده در اجلاس هفتم سه جانبه، به میزبانی پولاد (اسرائیل)، چنین اشاره شده است:

ساعت 13 روز 1/7/46 ملاقات هفتگی دبیرخانه سه جانبه با شرکت رئیس بخش پیمانهای این اداره کل و نمایندگان سرویسهای پولاد و طوفان تشکیل شد. نکات مهم بشرح زیر بعرض می رسد.

1- در مورد تهیه گزارش دور افق موافقت شد که این گزارش باید فقط شامل نکات مهم تحولات شش ماهه گذشته خاورمیانه باشد بدون اینکه بهریک از کشورها جداگانه اشاره شود.

2- در مورد سمینار سه جانبه که قرار است در شهر پولاد تشکیل شود نماینده پولاد اظهار نمود

که سرویس متبوعه او پیشنهاد می کند که در صورت موافقت دو سرویس دیگر موضوع سمینار مشخصات بخصوص یک مأمور عرب باشد و قرار شد بعدا موافقت و یا عدم موافقت ساواک در اینمورد به نماینده سرویس پولاد اعلام شود.

3- نمایند پولاد ضمن مطرح ساختن موضوع سمینار اظهار نمود که نظر سرویس متبوعه او

ص: 124


1- . سند ساواک، سازمان اطلاعات خارجی، مورخ اردیبهشت 1346.

اینست که نمایندگان شرکت کننده سمینار از رده بالا انتخاب شوند که بتوانند تجربیات خود را

بازگو کرده و سمینار با موفقیت بیشتری برگزار شود. در جواب بنامبرده گفته شد که نمایندگان

شرکت کننده از طرف ساواک در سمینارها اصولاً از کارمندان باتجربه بوده و همگی در کار

خود وارد می باشند و موضوع اعزام نمایندگان رده بالا روشن نیست و توضیحات بیشتری در

اینمورد لازم است. پس از این اظهارات نماینده سرویس پولاد حرف خود را اصلاح نموده و

اضافه کرد که مقصود او نمایندگان باتجربه می باشد.

اداره کل هفتم(1)

بر اساس اسناد موجود، موضوع هشتمین سمینار مورد اشاره، «چهارچوب ضداطلاعات» بود. مطالب مورد بحث و نیز اسامی نمایندگان سرویس های سه گانه اسرائیل، ایران و ترکیه در سمینار مزبور، در گزارش اداره کل هفتم ساواک به شرح ذیل آمده است:

بنابر تصویب قبلی هشتمین سمینار سه جانبه پیرامون آموزش مأمورین در چهارچوب ضداطلاعات از تاریخ 19/6/47 الی 23/6/47 در آنکارا با شرکت نمایندگان ساواک و سرویسهای ترکیه و اسرائیل تشکیل گردید.

آقای علی محیط از این اداره کل - آقای هوشنگ قاجار از اداره کل هشتم - آقای حمید امیدی تبریزی از اداره کل سوم و آقای عنایت اله جبل عاملی از اداره کل آموزش نمایندگی ساواک را در سمینار بعهده داشتند.

طبق اظهار نماینده این اداره کل سمینار مزبور از نقطه نظر آموزش بسیار مفید بوده و نمایندگان

شرکت کننده به مقیاس قابل توجهی در جریان روش کار سرویسهای ترکیه و اسرائیل در زمینه اداره منابع و منابع دوبل قرار گرفتند. مطالب مشروحه زیر در سمینار بطور اجمال مورد بحث قرار گرفت.

1- شرایط و مشخصات ضروری منابع و منابع دوبل.

2- رعایت اصول حیطه بندی و حد لزوم باطلاع در مورد اداره منابع.

3- آموزش مأمورین قبل از شروع عملیات و در جریان عملیات.

4- آزمایشات حفاظتی مأموران و منابع.

5- روابط بین رهبر عملیاتی و منبع.

ص: 125


1- . گزارش ساواک؛ 2/7/1346، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

پذیرائی سرویس ترکیه از نمایندگان اعزامی ساواک فوق العاده شایان توجه بوده و از هیچ کوششی در این باره فروگذار نشده است.

بعد از خاتمه سمینار نمایندگان ساواک برای یک گردش تفریحی سه روز به شهر استانبول برده شدند. دو نفر از نمایندگان اعزامی (آقای هوشنگ قاجار و عنایت اله جبل عاملی) طبق تصویب از چهار روز مرخصی در استانبول استفاده می کنند و طی این مدت بنابر اصرار سرویس ترکیه میهمان سرویس مزبور خواهند بود.

اسامی شرکت کنندگان تیم های ترکیه و اسرائیل بقرار زیر است:

الف: ترکیه

- سرهنگ فخرالدین اورتالای (رئیس جلسه)

- سرهنگ مته

- آقای اوزکایا

- خانم گونگور

- آقای فریسن

ب. اسرائیل

- آقای شومرون

رئیس جلسه

- آقای اوتایاکر

- آقای مارتین

- آقای اورن

- آقای اربل

(رابط سرویس اسرائیل در ترکیه)

در جریان کنفرانس قطعنامه ای که محتوی مطالب مورد بحث سمینار بود بتصویب نمایندگان شرکت کننده سه سرویس رسید. این قطعنامه که بیشتر حاوی نظرات نمایندگان اعزامی ساواک

در مورد اداره منابع می باشد.

اداره کل هفتم(1)

نهمین سمینار سه جانبه اطلاعاتی در تاریخ 29/10/1347 به مدت سه روز در تهران و به

ص: 126


1- . گزارش ساواک؛ مورخ 26/6/1347، با طبقه بندی سری.

میزبانی ساواک، حول محور ارتباطات مأمور در چهارچوب اطلاعات مثبت برپا شد. از سوی اداره کل هفتم ساواک، اسامی نمایندگان سه سرویس اطلاعاتی مورد نظر، به شماره ذیل گزارش شده است:

بنابر تصویب تیمسار ریاست ساواک نهمین سمینار سه جانبه با شرکت نمایندگان سه سرویس ایران - ترکیه و اسرائیل از تاریخ 29/10/47 بمدت سه روز در محل باشگاه ساواک در زعفرانیه

تشکیل شد. موضوع مورد بحث در سمینار ارتباط مأمور در چهارچوب اطلاعات مثبت بود.

بخش پیمانهای اداره کل هفتم مسئولیت کارهای اداری و دبیرخانه سمینار را بعهده داشت و امور حرفه ای و فنی آن بعهده اداره کل دوم و نمایندگان ادارات کل هشتم و آموزش بود.

نمایندگان شرکت کننده سه سرویس بقرار زیر بودند:

الف - ایران:

آقای مجید شاملو رئیس جلسه اداره کل دوم

آقای هوشنگ قاجار عضو اداره کل هشتم

آقای همایون منصور عضو اداره کل دوم

آقای حسین بی آزاران عضو اداره کل آموزش

آقای مجید رفیع زاده عضو اداره کل دوم

آقای کمال طیاران عضو اداره کل آموزش

آقای عباس نمازی عضو اداره کل دوم

ب - ترکیه:

آقای احمد ارسوی رئیس هیئت مدیر کل جمع آوری

آقای ارگول اریشن عضو رهبرعملیات اداره ضدجاسوسی

آقای الهان

عضو

رئیس اداره برون مرزی

آقای فهمی اوکوموش عضو رهبر عملیات برون مرزی

آقای عبداله توروس عضو رهبر عملیات برون مرزی

پ - اسرائیل:

آقای آوارهان روم رئیس هیئت رئیس اداره ارتباطات پنهانی

در کشورهای خارجی

ص: 127

آقای موشه راز عضو معاون رابط اسرائیل در تهران

آقای جوهانا مانور عضو رهبر عملیات ضدجاسوسی

سروان ژوزف لندمن عضو رئیس اداره برون مرزی در

ارتش اسرائیل

کارشناسان سه سرویس ظرف سه روز بطور مشروح پیرامون موضوع ارتباطات مأمور با یکدیگر تبادل نظر نموده و نمایندگان هر سرویس واقعه ای را در زمینه موضوع مورد بحث که

برای سرویسهای متبوعه آنان اتفاق افتاده بود شرح دادند.

نمایندگان شرکت کننده از ادارات کل دوم و هشتم ساواک هریک واقعه ای را در مورد ارتباطات مأمور بیان کردند که مورد توجه شرکت کنندگان دو سرویس دیگر قرار گرفت. اداره کل دوم

جریان کار سمینار و مطالبی را که مورد بحث قرار گرفته است بعرض خواهد رساند.

بعد از خاتمه سمینار بنابر تصویب قبلی تیمسار ریاست ساواک شرکت کنندگان دو سرویس باتفاق راهنمایانی که از طرف ساواک تعیین شده بودند با هواپیما عازم اصفهان شدند و از آثار تاریخی این شهر بازدید بعمل آوردند.

قبلاً قرار بود که شرکت کنندگان از شیراز نیز دیدن نمایند اما بعلت ریزش برف سنگین فرودگاه

اصفهان بسته شد و شرکت کنندگان مجبور شدند با اتومبیل بتهران مراجعت نمایند. نامبردگان روز 4/11/47 به کشورهای متبوعه خود مراجعت نمودند.

اداره کل هفتم(1)

دهمین سمینار سرویس اطلاعاتی سه جانبه ایران، ترکیه و اسرائیل با میزبانی «انار یا پولاد» «زیتون» (اسرائیل) در مهر ماه سال 1348 حول موضوع آینده اطلاعات مثبت در چهارچوب امور عملیاتی برگزار شد. اداره کل هفتم ساواک در خصوص موضوع پیشنهادی سمینار دهم، مراتب را به مقامات بالاتر چنین گزارش داده است:

درباره دهمین سمینار سه جانبه

1- طبق تصویب شورای سه جانبه سمینار سه جانبه با شرکت کارشناسان سه سرویس طی ماه سپتامبر آینده در شهر پولاد [اسرائیل ]برگزار خواهد شد.

2- دبیر کل سه جانبه اطلاع داده که بنابر پیشنهاد سرویس پولاد موضوع مورد بحث در سمینار

ص: 128


1- . گزارش ساواک؛ بهمن 1347، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

آینده اطلاعات عملیاتی OPERATIONAL INTELLIGENCE خواهد بود. نامبرده ضمنا درخواست نموده که نظر سرویس پرچم [ایران] در مورد موضوع پیشنهادی سرویس پولاد قبل از 29 تیر ماه/48 اعلام گردد.

3- با توجه باینکه موضوع نامبرده بالا مربوط به اطلاعات مثبت می باشد مراتب به اداره کل دوم منعکس و نظر آن اداره کل در مورد موضوع پیشنهادی استفسار گردید.

4- اداره کل دوم در تاریخ 22/4/48 اعلام نمود که انتخاب موضوع اطلاعات عملیاتی برای سمینار آینده قابل توجه بوده و کارمندان آن اداره کل برای شرکت در سمینار بموقع آمادگی

خواهند داشت.

با توجه بمراتب مشروحه بالا مقرر فرمایند نظر عالی را در مورد انتخاب موضوع نامبرده بالا

برای دهمین سمینار سه جانبه امر بابلاغ فرمایند.

اداره کل هفتم(1)

یازدهمین سمینار اطلاعاتی سه جانبه ایران (پرچم)، اسرائیل (پولاد) و ترکیه (انجیر) در اواسط فروردین سال 1349 در ترکیه برگزار شد. در این سمینار موضوع اصلی، مقررات حفاظتی و سازمان های هماهنگی بود که مباحث ارایه شده از سوی نمایندگان اطلاعاتی ترکیه و اسرائیل، مأموران و شرکت کنندگان ایرانی را کاملاً تحت تأثیر قرار داده بود. گزارش سری اداره کل هفتم ساواک در این باره چنین است:

درباره سمینار سه جانبه

1- بنابر تصویب قبلی یازدهمین سمینار سه جانبه از تاریخ 12 الی 14 فروردین/ 49 با شرکت

کارشناسان سه سرویس ایران - ترکیه و اسرائیل در آنکارا تشکیل شد. از ساواک نمایندگان

ادارات کل دوم - سوم - چهارم (مدیر کل مربوطه)- هفتم - هشتم - آموزش (مدیر کل مربوطه) در سمینار شرکت نمودند. از سرویس ترکیه مدیر کل ضدجاسوسی و از سرویس اسرائیل مدیر کل آموزش ریاست هیئت های متبوعه را بعهده داشتند.

2- موضوع مورد بحث در سمینار طبق توافق سه سرویس مقررات حفاظتی و سازمانهای هماهنگی بود و هریک از هیئت های شرکت کننده مشروحا پیرامون اجرای مقررات حفاظتی و شیوه های هماهنگی در امر حفاظت توضیح دادند. یازدهمین سمینار سه جانبه از نقطه نظر

ص: 129


1- . گزارش ساواک؛ تیر ماه 1348، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

بهره برداری حفاظتی و آموزش و همچنین آگاهی از سازمانهای حفاظتی در کشورهای ترکیه و اسرائیل فوق العاده مورد توجه شرکت کنندگان ساواک قرار گرفت (مطالب مطروحه در سمینار

و نتایج حاصله وسیله ادارات کل چهارم و آموزش جداگانه بعرض خواهد رسید).

3- نمایندگان ساواک در فرودگاه آنکارا بوسیله مدیر کل ضدجاسوسی سرویس ترکیه مورد استقبال قرار گرفتند. سرویس ترکیه از هیئت شرکت کننده ساواک در جریان سمینار و طی سفر

تفریحی باستانبول و بورسا بنحو شایسته ای پذیرائی نمود و معاون این سرویس یک ضیافت کوکتیل بافتخار هیئت های شرکت کننده ترتیب داد.

آقای امیر شیلاتی سفیر شاهنشاه آریامهر در ترکیه نیز یک میهمانی به ناهار بافتخار هیئت نمایندگی ساواک ترتیب داد که در آن رئیس سرویس ترکیه باتفاق معاونان خود و تعدادی از

اعضاء ارشد این سرویس شرکت نمودند.

4- بعد از خاتمه سمینار بنابر تصویب قبلی، هیئت های شرکت کننده از دو سرویس ایران و اسرائیل بوسیله اتوبوس مخصوص باستانبول برده شدند و بعد از یک اقامت دو روزه از طریق

شهر بورسا به آنکارا مراجعت کردند و هیئت ساواک عصر همانروز (18/1/49) شهر آنکارا را

بمقصد تهران ترک نمود. مراتب جهت استحضار گزارش می شود.

اداره کل هفتم(1)

دوازدهمین سمینار سه جانبه اطلاعاتی ایران، ترکیه و اسرائیل در آذر ماه سال 1349 در تهران برگزار شد.

اداره کل هفتم ساواک، طی گزارشی به ریاست آن سازمان، پیشنهاد آن تشکیلات و دیگر ادارات کل را در خصوص موضوعات سمینار چنین ارایه کرده است:

درباره سمینار سه جانبه

منظور

استحضار تیمسار ریاست ساواک و صدور اوامر.

پیشینه

بنابر تصویب رؤسای سرویسهای سه جانبه دوازدهمین سمینار سه جانبه در چهارچوب ضدجاسوسی ظرف هفته آخر نوامبر (2 تا 9 آذر ماه 49) در تهران برگزار خواهد شد. طبق

ص: 130


1- . گزارش ساواک، مورخ 20/1/49، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

روش سرویس میزبان باید سه موضوع در چهارچوب اصلی سمینار به دو سرویس دیگر پیشنهاد نماید تا دو سرویس ضمن تبادل نظر با یکدیگر و همچنین با ساواک یک موضوع برای

بحث در سمینار انتخاب نمایند.

اقدامات انجام شده

1- مراتب بهمین ترتیب باداره کل هشتم منعکس شد و اداره کل نامبرده سه موضوع مشروحه زیر را در چهارچوب ضدجاسوسی پیشنهاد نمود:

الف - حفاظت عملیات

ب - نشان کردن و استخدام افراد خارجی در هدفهای مورد نظر.

پ - نحوه بهره برداری از پست های مراقب ثابت.

2- سه موضوع نامبرده بالا در اختیار رابطین سرویسهای مربوطه قرار گرفت و اکنون اطلاع حاصل شده که دو سرویس متفقا حفاظت عملیات را بعنوان موضوع سمینار آینده انتخاب کرده اند. اداره کل هشتم نیز با طرح موضوع حفاظت عملیات در سمینار موافقت دارد.

در صورت تصویب مقرر فرمایند نمایندگان ادارات کل هشتم - سوم - دوم و آموزش در سمینار مورد نظر شرکت کرده و سایر اقدامات لازم جهت پذیرائی از میهمانان دو سرویس طبق روش انجام شود.

اداره کل هفتم(1)

سیزدهمین سمینار سه جانبه اطلاعاتی، در خرداد ماه سال 1350 در فلسطین اشغالی و به میزبانی رژیم صهیونیستی برگزار شد. موضوع این سمینار، عملیات اطلاعاتی از طریق کشورهای ثالث بود که اداره کل هفتم ساواک طی نامه ای به اداره تشریفات و اداره پیمان ها،

ضمن اشاره به آن و نیز تعداد نفرات شرکت کننده در اجلاس مزبور، نوشته است:

سمینار سه جانبه

1- بنابر تصویب رؤسای سه سرویس ایران - ترکیه و اسرائیل سمینار سه جانبه آینده پیرامون

موضوع عملیات اطلاعاتی از طریق کشورهای ثالث در کشور اسرائیل برگزار خواهد شد. طبق اطلاع واصله از رابط سرویس اسرائیل در تهران سمینار مورد نظر از تاریخ 17 تا 22 خرداد ماه تشکیل خواهد گردید.

ص: 131


1- . گزارش ساواک، 20/8/49، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

2- معمولاً از هر سرویس چهار یا پنج نفر نماینده در سمینار سه جانبه شرکت می کنند.

3- با توجه به سوابق موجود در آخرین سمینار سه جانبه که درباره مباحث مربوط به اطلاعات

مثبت تشکیل گردید از ساواک نمایندگان ادارات کل دوم - سوم - هشتم و آموزش در سمینار

شرکت کردند.

4- با در نظر گرفتن اینکه سمینار نامبرده بالا جنبه آموزشی دارد خواهشمند است دستور فرمائید

مراتب بعرض برسد تا در مورد شرکت نماینده اداره کل آموزش و سایر ادارات کل ذینفع اوامر

مقتضی صادر و نتیجه ضمن معرفی اسامی شرکت کنندگان به این اداره کل اعلام گردد تا در

اختیار سرویس میزبان گذارده شود.

مدیر کل اداره هفتم - کاوه(1)

یادآوری این نکته ضروری است که نشست های کمیته های تخصصی سه جانبه و نیز شورای سه جانبه سرویس های اطلاعاتی ایران، ترکیه و اسرائیل همزمان و یا قبل از برگزاری

سمینارهای سه جانبه، به طور فعال، با تشکیل جلسه، مسایل مختلف پیرامون سمینار را مورد

بحث و بررسی قرار می دادند.

اداره کل هفتم ساواک طی گزارشی ضمن اشاره به پیشنهاد و تقاضای مدیر کل اداره دوم، مبنی بر تعویق تاریخ برگزاری سمینار سیزدهم، موافقت خود را با آن اعلام کرده و چنین

نوشته است:

درباره سمینار سه جانبه

منظور

استحضار تیمسار قائم مقام ریاست ساواک و صدور اوامر.

پیشینه

1- بنابر تصویب آخرین شورای سه جانبه که در تاریخ 23 اردیبهشت ماه50 در تهران برگزار شد مقرر گردید سمینار سه جانبه پیرامون موضوع (عملیات اطلاعاتی از طریق کشورهای ثالث) از 17 تا 21 اردیبهشت [خرداد ]ماه 50 در کشور اسرائیل برگزار شود.

2- در تاریخ 28/2/50 مراتب باداره کل یکم منعکس و درخواست شد که ادارات کل شرکت کننده در سمینار را تعیین و اسامی شرکت کنندگان را باین اداره کل اعلام نمایند.

ص: 132


1- . گزارش ساواک؛ مورخ 28/2/50؛ شماره 4640/705.

3- در تاریخ 8/3/50 اداره کل یکم اعلام داشت که مراتب بعرض رسید مقرر فرمودند مدیر کل آموزش استاد متخصص مربوطه را به مدیر کل هفتم معرفی که در جلسات شرکت نماید و حداکثر استفاده آموزشی باید برده شود درباره سایرین (ادارات کل دوم - سوم - هشتم) لیست با نظر مدیر کل مربوطه تهیه و بعرض تیمسار ریاست ساواک برسد.

4- نظر باینکه موضوع سمینار با وظایف اداره کل دوم ارتباط پیدا می کند و با توجه به اینکه

طبق معمول هریک از سه سرویس شرکت کننده گزارشی پیرامون موضوع سمینار تهیه و درباره آن در سمینار بحث می کنند از این رو در روز 9/3/50 بوسیله اینجانب از مدیر کل اداره دوم درخواست شد که گزارش مورد نظر را تهیه و بعد از تصویب و ترجمه بزبان انگلیسی آنرا به

این اداره کل ارسال دارند تا ترتیب طرح آن در سمینار داده شود. مدیر کل اداره دوم پیشنهاد

کردند با توجه به کمی وقت سمینار بین یکماه تا 40 روز به تعویق انداخته شود.

پیشنهاد اداره کل هفتم

با توجه به درگیریهای ساواک در تاریخ پیشنهادی مدیر کل اداره دوم (کمیته ضدبراندازی 10

تیر ماه 50 در کشور ترکیه - کمیته هماهنگ کننده 2-9 مرداد ماه 50 در کشور اسرائیل) در

صورت تصویب مقرر فرمایند ضمن تماس با رابطین سرویسهای ترکیه و اسرائیل در تهران ترتیبی داده شود که سمینار از اول تیر ماه 50 ببعد برگزار گردد.

اداره کل هفتم(1)

چهاردهمین سمینار سه جانبه اطلاعاتی ایران (پرچم)، اسرائیل (فولاد) و ترکیه (طوفان) در فوریه سال 1972م/26/11/2350ش، در کشور ترکیه برگزار شد. گزارش اداره کل هشتم به ریاست ساواک چنین است:

شهر طوفان

فوریه 15/16/17 [26 تا 28 بهمن]

سال 1972 [1350]

خلاصه کار چهاردهمین سمینار سه جانبه

کلی

چهاردهمین سمینار سه جانبه در روزهای 15 و 16 و 17 فوریه با شرکت نمایندگان

ص:133


1- . گزارش ساواک؛ بدون تاریخ و شماره. این نامه ظاهرا در روزهای آخر اردیبهشت سال 1350 ارایه شده است.

سه سرویس بشرح زیر در کشور طوفان تشکیل و بموضوع سمینار «تاکتیکهای تحقیقات عملیاتی» پرداخت.

پرچم [ایران]

1- آقای عباس وحدانی نماینده اعزامی اداره کل هشتم

رئیس گروه اعزامی

2- آقای جهانگیری

نماینده اعزامی اداره کل هشتم

3- آقای شعیب صمیمی نماینده اعزامی اداره کل سوم

4- آقای بهمن سهام نماینده اعزامی اداره کل دوم

5- آقای ایران نژاد

نماینده اعزامی اداره کل آموزش

پس از اینکه ژنرال ارگان طی بیاناتی ورود نمایندگان را خوش آمد گفتند ریاست جلسات نیز به

همکاریهای لازم اشاره و سمینار وارد کار شد.

بحث های سمینار

نمایندگان سرویسهای مربوطه درباره موضوع مورد بحث نظرات خود را ارائه نمود و تحلیل نهائی نتایج ذیل اخذ و باین صورت توافق بعمل آمد:

الف. تحقیقات عملیاتی با شناسائی حریف وسیله ضداطلاعات شروع شده و با نحوه اقداماتی که ضداطلاعات علیه حریف اتخاذ می کند پایان می یابد. شیوه هائی که در این راه بکار می رود

در مراحل مختلف تحقیقات عملیاتی مشخص می گردد که با توجه به اخبار مکتسبه و نحوه اقدام نهائی بدین ترتیب استخدام خنثی کردن و دستگیری انجام می شود.

ب. شیوه های تحقیقات عملیاتی در کلیه موارد بصورت متحدالشکل بکار نمی روند بلکه به کاربرد آنها با توجه به موارد زیر انجام می گیرند.

1- حریف

2- قریب الوقوع بودن خطر احتمالی

3- موضوع تحقیق

4- وسایل و امکانات و مقدورات

5- شرایط و مدت زمان لازم

پ. پیشنهاد شد که یک واحد بررسی عملیاتی در ضداطلاعات بوجود آید تا با بعهده گرفتن

ص:134

برخی وظایف تحقیقات عملیاتی را کمک نماید.

نمایندگان شرکت کننده در این سمینار به این نتیجه رسیدند که بحث های مذکور سازنده و پرثمر بوده است.(1)

همان گونه که پیش از این ذکر شد، سرویس های سه گانه ایران، اسرائیل و ترکیه، در کنار سمینارهای سه جانبه که به طور معمول هر شش یک بار به میزبانی یکی از طرف ها برگزار می شد، نشست های دیگر کارشناسی و تخصصی و یا اجرایی و تشکیلاتی داشتند که در گزارش های ساواک از آن نشست ها تحت عنوان شورا یا کنفرانس یاد شده است. کمیته های تخصصی اطلاعات و امنیت و...، نیز در کنار دیگر نشست ها از سوی کارشناسان و مأموران سه سرویس برپا می شد که فعالیت عمده آن ها پیرامون سمینار اصلی و درباره چگونگی برگزاری، شرکت کنندگان، محل و زمان برپایی و مباحث آن بود. شورا یا کنفرانس مورد اشاره تا پایان اردیبهشت ماه سال 1351، بیست و شش دوره از سوی طرف های یاد شده برپا

گردید. اداره کل دوم ساواک در نامه دیگری خطاب به مدیریت کل اداره هشتم، ضمن اشاره به

دستور کمیته امنیت بیست و ششمین کنفرانس سه جانبه، ضمن درخواست تهیه گزارش طرف ایرانی از سوی آن تشکیلات، تقاضا کرده است تا اسامی افراد ایرانی شرکت کننده در

آن کنفرانس اعلام شود:

بیست و ششمین کنفرانس سه جانبه از تاریخ 18 الی 21 اردیبهشت ماه 51 در باکالا برگزار خواهد شد. خواهشمند است دستور فرمائید با توجه بموارد مندرج در دستور جلسه کمیته امنیت بشرح زیر:

1- تحولات جاری در شیوه های جاسوسی و جمع آوری اطلاعات عملیاتی بوسیله سرویس های دشمن در کشورهای سه جانبه و همچنین اقدامات متقابل علیه اینگونه فعالیتها.

2- بررسی سازمان و فعالیت های سرویسهای عرب هدف.

موضوع ویژه

3- کنترل و اقدامات حفاظتی که بوسیله سازمان R.I.S در مورد اتباع شوروی مقیم خارج اعمال

می شود.

ص:135


1- . گزارش دو صفحه ای ساواک، بدون شماره و تاریخ، با طبقه بندی سری. به نظر می رسد، این گزارش طی روزهای آخر بهمن 1350 تهیه شده است.

گزارشات لازم را تهیه و پس از تصویب حداکثر تا تاریخ 20 فروردینماه 51 باین اداره کل (بخش مستقل پیمانها) ارسال دارند. ضمنا اسامی شرکت کنندگان آن اداره کل در کنفرانس را

نیز اعلام دارند.

مدیر کل اداره هفتم - کاوه(1)

اداره کل هفتم ساواک، همچنین برای کسب اطمینان نسبت به شرکت رؤسای سرویس های اطلاعاتی ترکیه و اسرائیل در شورا یا کنفرانس سه جانبه، طی نامه ای به نمایندگی ساواک، درخواست نموده تا از سرویس های مورد اشاره در این باره استعلام شود.

پاسخ مثبت استعلام مزبور، به رئیس ساواک چنین گزارش شده است:

استحضار ریاست ساواک.

پیشینه

با توجه باینکه برخی اوقات رؤسای سرویسهای ترکیه و اسرائیل بعلت گرفتاریهای شغلی از شرکت در کنفرانسهای سه جانبه معذرت خواسته اند لذا از این رو در تاریخ 14/1/51 طی تلگرامی از رئیس نمایندگی ساواک در ترکیه سئوال شد که از رئیس سرویس آن کشور استفسار

نمایند که آیا در شورای سه جانبه آینده که در روزهای 20 و 21 اردیبهشت ماه 51 در اسرائیل

برگزار می گردد شرکت خواهند کرد یا خیر؟ اینک رئیس نمایندگی ساواک در ترکیه طی تلگرامی اعلام نموده است که:

از رئیس سرویس ترکیه مراتب سئوال شد اظهار کردند که با اینکه خیلی گرفتار هستند معهذا در

نظر دارند که به اسرائیل مسافرت و جناب ریاست ساواک را در آن کشور زیارت نمایند و باحتمال زیاد در کنفرانس مورد نظر شرکت خواهند کرد.

اداره کل هفتم(2)

پانزدهمین سمینار سه جانبه اطلاعاتی ایران، ترکیه و اسرائیل، طبق توافق و برنامه قبلی، قرار بود در هفته اول شهریور سال 1351 در تهران برگزار شود.

اداره کل دوم ساواک، طی یک یادداشت اداری و داخلی، خطاب به اداره های بررسی یک

و دو، به شرح ذیل، ارایه اسناد مورد نیاز را، درخواست نموده است:

ص:136


1- . گزارش ساواک؛ مورخ 8/1/51؛ شماره 4502/705.
2- . گزارش ساواک؛ مورخ 19/1/51، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

کنفرانس سه جانبه

مقتضی است اسناد مشروحه زیر برای کنفرانس سه جانبه تهیه و بعد از تصویب حداکثر تا تاریخ 25 فروردینماه 51 در اختیار بخش مستقل پیمانها گذارده شود:

1- گزارش تحلیلی و بررسی شده درباره کشورهای عراق - کویت - عربستان سعودی و منطقه خلیج فارس با در نظر گرفتن اوضاع داخلی - سیاست خارجی - موقع نظامی و اقتصادی این کشورها. ضمنا در مقدمه گزارش نامبرده به ترتیب درباره فعالیت های بلوک شرق در منطقه و روابط بین الاعراب نیز اظهار نظر شود.

2- سخنرانی افتتاحیه ریاست ساواک در جلسه شورا.

3- ضمنا فهرست عناصر اصلی خبر (E.E.I) را نیز با آخرین تحولات منطقه تطبیق دهید.

مدیر کل اداره هفتم - کاوه(1)

مدیر کل اداره دوم ساواک، طی نامه ای به مدیریت کل اداره هفتم (پیمان ها) ضمن ارایه موضوعات پیشنهادی برای سمینار سه جانبه پانزدهم، به علت استفاده کارکنان آن دستگاه از

مرخصی تابستانی، تقاضا کرده است تا جهت تهیه گزارش طرف ایرانی و ارایه آن به سمینار،

مدت دو ماه به آن ها مهلت داده شود:

بازگشت به 4666/705-24/3/51

موضوعات مشروحه زیر جهت طرح در سمینار سه جانبه آینده از طرف این اداره کل تعیین و پیشنهاد می گردد:

1- بررسی مشکلات قطع تماس با منابع.

2- کنترل و حفاظت رهبران عملیات در برابر ضداطلاعات حریف در کشور هدف و کشور پایگاه.

3- ناقل ها و اهمیت آن در حفاظت عملیات.

لذا پس از آنکه یکی از سه موضوع فوق الذکر از طرف دو سرویس مورد تأیید قرار گرفت از طرف این اداره کل شرح لازم به منظور توجیه شرکت کنندگان دو سرویس درباره موضوع انتخابی تهیه و در اختیار قرار گذارده خواهد شد.

ضمنا نظر باینکه تهیه مدارک لازم جهت شرکت در سمینار مزبور لااقل دو ماه وقت لازم

ص:137


1- . گزارش ساواک؛ فروردین 1351، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

خواهد داشت و بعلت فصل تابستان اغلب کارمندان از مرخصی سالیانه استفاده می نمایند علیهذا شرکت این اداره کل در تاریخ یاد شده در بازگشتی فوق غیرمقدور می باشد بنابراین

خواهشمند است دستور فرمائید ترتیبی اتخاذ گردد که از تاریخ اعلام توافق سه سرویس در

زمینه انتخاب موضوع مورد بحث در سمینار تا تاریخ شروع سمینار حداقل مدت دو ماه به این

اداره کل فرصت داده شود.

مدیر کل اداره دوم - فرازیان(1)

زمان برگزاری سمینار پانزدهم سرویس های اطلاعاتی سه جانبه را هفته اول مهر ماه سال 1351 تعیین و اعلام کردند. نامه اداره پیمان ها به رئیس ساواک چنین است:

منظور

استحضار تیمسار ریاست ساواک و صدور اوامر.

1- بنابر تصویب تیمسار ریاست ساواک پانزدهمین سمینار سه جانبه از تاریخ 4 الی 6 مهر ماه

51 در تهران برگزار خواهد شد.

2- در تاریخ 21/6/51 رابط سرویس اسرائیل طی نامه ای اطلاع داده که رئیس هیئت نمایندگی سرویس متبوعه اش در سمینار (آقای کهن) در روز پنجشنبه 30 شهریور ماه (5 روز قبل از تشکیل سمینار) وارد تهران خواهد شد و نامبرده درخواست دارد که طی این مدت:

الف - با مدیر کل اداره دوم و کارمندان برجسته آن اداره کل در روز اول مهر ماه ملاقات نماید.

ب - در روزهای دوم و سوم مهر ماه باتفاق آقای بارزلای (معاون رابط سرویس اسرائیل) از آبادان بازدید نموده و در این مسافرت آقای نجومی را ملاقات نماید.

مقرر فرمایند اوامر عالی را در مورد مفاد نامه رابط سرویس اسرائیل ابلاغ فرمایند تا در صورت

تصویب مراتب جهت انجام پیش بینی های لازم به تشریفات ساواک منعکس گردد.

پیمانها(2)

سمینار شانزدهم سرویس های سه گانه ایران، اسرائیل و ترکیه، در اواسط فروردین سال 1352 به میزبانی رژیم صهیونیستی برگزار شد. اسرائیلی ها طبق روال همیشگی خود، این بار

نیز چندین موضوع را طی طرح پیشنهادی به رؤسای سرویس های اطلاعاتی ایران و ترکیه

ص:138


1- . گزارش ساواک؛ مورخ 28/3/51؛ شماره 3008/201.
2- . گزارش ساواک؛ شهریور 1351، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

ارایه کردند تا از میان آن ها، یک موضوع را به طور مشترک انتخاب کنند که پس از تأیید

اسرائیلی ها، در دستور کار سمینار آتی قرار گیرد.

نامه رئیس سازمان اطلاعات خارجی، سرلشگر معتضد به اداره پیمان ها و نیز مدیریت کل اداره آموزش در این باره چنین است:

سازمان اطلاعات خارجی (پیمانها) 1001پ

مدیریت کل اداره آموزش

سمینار سه جانبه

1- بنابر پیشنهاد سرویس اسرائیل و تصویب تیمسار ریاست ساواک سمینار سه جانبه در حدود نیمه فروردینماه 52 در کشور اسرائیل برگزار خواهد شد.

2- طبق معمول سرویس اسرائیل بعنوان سرویس میزبان سه موضوع در چهارچوب امنیت داخلی جهت سمینار پیشنهاد داده تا سرویسهای ایران و ترکیه متفقا یکی از موضوعات را انتخاب و بعنوان سوژه سمینار به سرویس اسرائیل اعلام نمایند. موضوعات پیشنهادی سرویس

اسرائیل بقرار زیر می باشد:

1) سرویسهای اطلاعاتی عرب و مناسبات آنها با تروریستها- و سازمانهای افراطی.

2) بررسی مأمور از نقطه نظر شرایط یا قابلیت دسترسی او.

3) عامل طغیان و چپ افراطی.

3- در مورد موضوع انتخابی جهت سمینار آینده مراتب ضمن انعکاس نظر آن اداره کل طی گزارشی بعرض تیمسار قائم مقام ساواک رسید مقرر فرمودند موضوع سوم از سه موضوع پیشنهادی سرویس اسرائیل (عامل طغیان و چپ افراطی) بعنوان سوژه مورد بحث در سمینار سه جانبه انتخاب شود. دلایل مربوط بانتخاب موضوع یاد شده بالا با توجه به اوامری که صادر فرموده اند طی جلسه ای به اطلاع آن مدیریت کل خواهد رسید.

4- ضمنا در درجه دوم تقدم موضوع یکم از سه موضوع پیشنهادی سرویس اسرائیل را تعیین فرمودند که در اجرای اوامر معظم له ترتیبی داده خواهد شد که این موضوع در سمینارهای آینده مطرح و مورد بحث قرار گیرد.

5- مقرر فرمودند یکنفر از آن اداره کل در سمینار شرکت نماید.

6- در مورد کارمند شرکت کننده از طرف آن اداره کل در سمینار مقرر فرمودند با ستاد یکم

ص:139

مسائل مربوط به کمونیزم تعیین و معرفی گردد.

علیهذا خواهشمند است دستور فرمایند ضمن تماس با ادارات کل سوم و هشتم در مورد تهیه گزارش سمینار اقدام لازم معمول و ضمنا یکنفر کارمند شرکت کننده از طرف آن اداره کل در

سمینار را به نام به این سازمان معرفی نمایند.

رئیس سازمان اطلاعات خارجی. سرلشگر معتضد(1)

همان طور که پیش از این اشاره شد، کمیته های چندگانه اطلاعاتی، امنیتی و کمیته هماهنگی سرویس های سه گانه، نشست های دوره ای، به میزبانی هر سه سرویس اطلاعاتی برپا می کردند و در آن مباحثی را که مورد نیاز برای طرح در سمینار سه جانبه بود، مورد

بررسی و ارزیابی و گفت وگو قرار می دادند. گفتنی است که تصمیمات و مصوبات نهایی این

کمیته ها، قبل از طرح در سمینار سه جانبه که هر شش ماه یک بار برگزار می شد، در کنفرانس ها و یا شوراهای سه جانبه مطرح و مورد بحث و بررسی قرار می گرفت:

با توجه به قطعنامه شورای سه جانبه قرار بود موضوع استفاده از تسهیلات دیپلماتیک بوسیله

کشورهای عرب در جهت مقاصد براندازی و پیدا کردن طرق تعقیب و مقابله با هرگونه سوءاستفاده از مصونیت دیپلماتیک در کمیته هماهنگ کننده سه جانبه مطرح و مورد بحث قرار

گیرد. مراتب با توجه به نظر آن مدیریت کل بعرض تیمسار ریاست ساواک رسید تصویب فرمودند که با توجه به جنبه حرفه ای و فنی موضوع کمیته امنیت آینده که در 24 اردیبهشت ماه 52 در کشور ترکیه تشکیل می گردد آنرا مورد بحث قرار دهد. با توجه باینکه در اجرای اوامر

مراتب بهمین ترتیب به دو سرویس دیگر پیشنهاد خواهد شد خواهشمند است دستور فرمائید پیش بینی های لازم را جهت طرح موضوع در کنفرانس سه جانبه آینده معمول دارند.

رئیس سازمان اطلاعات خارجی. سرلشگر معتضد(2)

پاکروان، مشاور حوزه ریاست ساواک، در شهریور سال 1353 طی یادداشتی، ضمن اشاره به برگزاری کنفرانس سه جانبه، در تهران، موضوعات در نظر گرفته شده برای طرح در اجلاس مذکور را ارایه و محور پیشنهادی برای سخنرانی رئیس ساواک در کنفرانس مزبور را

چنین آورده است:

ص:140


1- . گزارش ساواک؛ مورخ 29/11/51؛ شماره 5259/1001پ.
2- . گزارش ساواک؛ مورخ 10/11/51؛ شماره 5222/1001پ.

یادداشت اداری

بدستور تیمسار مدیریت کل با توجه به اینکه کنفرانس سه جانبه در آینده نزدیک تشکیل خواهد شد خواهشمند است دستور فرمایند گزارشات درباره مطالب ذیل تهیه و تا تاریخ 12/7/53 ماشین شده جهت تصویب در اختیار اینجانب قرار دهند.

الف - گزارشات بررسی شده با در نظر گرفتن اوضاع داخلی - سیاست خارجی - موقعیت نظامی و اقتصادی کشورهای[:]

1- عراق

2- کویت

3- امارات عربی متحده

4- قطر

5- عمان

6- عربستان سعودی

7- مقدمه درباره فعالیت کشورهای کمونیست در منطقه و روابط بین الاعراب

ب - 1- رئوس مطالب برای سخنرانی دور افق تیمسار ریاست ساواک (تا تاریخ 20/7/53)

2- پیشنهادات درباره تغییر فهرست نیازمندیهای اطلاعاتی

پ - پیشنهادات درباره تغییر عناصر اصلی خبر

ث - گزارش مبادله اخبار بین سه سرویسهای سه جانبه تا تاریخ 15/7/53 با توجه به فهرست نیازمندیهای اطلاعاتی و میزان پوشش آن

ج - گزارش درباره اینکه تا تاریخ 15/7/53 تا چه میزان عناصر اصلی اخبار وسیله سه سرویس از

نظر اطلاعات پوشانده شده است.

مشاور- پاکروان(1)

گزارش دیگر ساواک حاکی است که سمینار مورخ بهمن ماه 1354 سرویس سه جانبه اطلاعاتی در تهران و در هفته اول ماه به میزبانی ساواک برگزار شده بود. به نظر می رسد، این نشست، بیست و یکمین سمینار سه جانبه سرویس های اطلاعاتی ایران، ترکیه و اسرائیل

بوده است:

ص:


1- . گزارش ساواک؛ مورخ 30/6/53، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

پیرو شماره 2800/1001پ -11/10/54

طبق اطلاع واصله 2 نفر نمایندگان سرویس اسرائیل بمنظور شرکت در سمینار سه جانبه در تاریخ 3/11/54 با پرواز شماره 563 العال بتهران وارد خواهند شد. ضمنا برابر اعلام رابط

سرویس مذکور نمایندگان سرویس اسرائیل تمایل دارند در تاریخ شنبه 4/11/54 قبل از تشکیل

سمینار بسواحل دریای خزر مسافرت نمایند. متمنی است دستور فرمائید در اینمورد اقدام لازم

معمول دارند.

حوزه تیمسار ریاست ساواک - محیط(1)

ص: 142


1- . گزارش ساواک؛ مورخ 25/10/54؛ شماره 9212/1001پ.

گزارش های ساواک در اجلاس سه جانبه

آن گونه که اسناد موجود گواهی می دهند، در نشست های مربوط به کنفرانس یا شورای اطلاعاتی سه جانبه و نیز در بعضی سمینارها، رؤسای سرویس های اطلاعاتی ایران، اسرائیل

و ترکیه، موظف به ارایه گزارش به عنوان نطق افتتاحیه بودند. علاوه بر این دستور کار،

هریک از سرویس های سه گانه نیز گزارش نسبتا مبسوطی به عنوان حاصل نقطه نظرات، دیدگاه ها و دستاوردهای اطلاعاتی خود پیرامون مسایل منطقه خاورمیانه جمع آوری، تدوین و به اجلاس ارایه می کردند. برای نمونه، گزارش و یا نطق رئیس سرویس اطلاعاتی ایران، در شانزدهمین نشست شورای سه جانبه که در کشور ترکیه برگزار شده بود، حاوی اطلاعاتی درباره مسایل منطقه، کشور سوریه و روابط شوروی با بعضی دولت های عربی است که در بخشی از آن چنین آمده است:

آقای رئیس ژنرال آمیت، همکاران و دوستان گرامی

بسیار خوشحالم که امروز مجددا دوستان ترک و اسرائیل خود را در این جلسه که بمناسبت افتتاح شانزدهمین شورای سه جانبه تشکیل گردیده است ملاقات می کنم. جلسه امروز بما فرصت خواهد داد تا درباره مسائل منطقه ئی با یکدیگر گفتگو نمائیم. این مذاکرات خصوصا

برای ما حائز اهمیت خاص می باشد، زیرا همانطور که همگی شاهد بوده ایم در شش ماه اخیر

تغییرات و تحولات اساسی و قابل توجهی در خاورمیانه رخ داده است. در ظرف این مدت کشورهای باصطلاح انقلابی عرب که تاکنون از یک نوع سیاست تدافعی پیروی می نمودند اینک روش های تجاوزکارانه ئی را در پیش گرفته اند. همانطور که می دانیم برقراری صلح و آرامش منطقه که ظاهرا هدف کنفرانس سران عرب بود بتدریج جای خود را بتحولات جدیدی

ص: 143

داده است. ضعف کنونی رژیم سوریه به کشورهای باصطلاح انقلابی عرب فرصت مناسبی داده تا نیروهای تهاجمی و مخرب خود را در پایگاههای این کشور تقویت نمایند.

در فاصله این مدت عاملی که بیشتر باعث تشکل کشورهای باصطلاح انقلابی عرب شده سیاست قاطع دولت شوروی و حضور بیشتر وی در منطقه و عدم تعقیب یک سیاست مثبت از طرف دول غربی بوده است.

علاوه بر اعطای کمک های قابل ملاحظه نظامی به کشورهای مذکور در فوق دولت شوروی سیاست معتدل قبلی خود را در منطقه کنار گذاشته و حملات تبلیغاتی و تهدیدات سیاسی دامنه داری را علیه مخالفین کشورهای باصطلاح انقلابی عرب شروع نموده است.

تغییر سیاست شوروی از نظر ما حائز کمال اهمیت بوده و وظیفه ما را برای تأمین استقرار صلح مشکل تر می سازد.

در خاتمه مطالب مختصر خود آرزومندم که مذاکرات مؤثر و مفیدی در این شورا صورت گرفته و نتایج مثبتی عاید سرویسهای سه جانبه ما گردد.

آقای رئیس با اغتنام از این فرصت اجازه می خواهم از طرف خود و هیئت نمایندگی ایران از مهمان نوازی گرم دوستان ترک خود صمیمانه تشکر نمایم.(1)

رئیس سرویس اطلاعاتی ایران، با استفاده از فرصت به دست آمده در بخش پایانی اجلاس شورای سه جانبه اطلاعاتی دوره شانزدهم، ضمن اظهار خرسندی از نحوه تبادل اطلاعات در این نشست با هدف مبارزه علیه دشمنان مشترک چنین گفت:

آقای رئیس - ژنرال امیت- همکاران و دوستان ارجمند

اکنون که شانزدهمین اجلاسیه شورای سه جانبه در شرف پایان است مایلم ضمن اظهار تشکر از جانب خود و اعضاء هیئت ایران مراتب خوشنودی خود را نیز از شرکت در این مذاکرات سودبخش و مفید ابراز دارم.

این جلسات نه تنها از نظر تبادل اطلاعات درباره اوضاع سیاسی منطقه مفید می باشد بلکه از

جهت تهیه مقدمات لازم برای مبارزه علیه دشمنان مشترک ما نیز اهمیت بسزائی دارد. اطمینان

دارم که ما با استفاده از روح همکاری و تفاهم مشترک موجود بین سه سرویس در آینده خواهیم

توانست گامهای سریعتری در اجرای مقاصد خود برداریم.

ص: 144


1- . گزارش ساواک؛ بدون شماره و تاریخ، با طبقه بندی سری.

در خاتمه لازم می دانم از همکاریهای صمیمانه دبیرخانه و فعالیت مجدانه گزارش دهندگان و

همچنین از مهمان نوازی و پذیرائی بسیار گرم دوستان ترک که وسایل رفاه ما را به بهترین وجهی در این مدت فراهم ساخته اند تشکر نمایم.(1)

علاوه بر رئیس ساواک، سرلشگر معتضد، رئیس اطلاعات خارجی نیز در نشست های کمیته های سه جانبه و یا شورا، در زمانی که ریاست هیأت ایرانی شرکت کننده در اجلاس را

به عهده می گرفت، چنین گزارش هایی ارایه می کرد. سخنرانی نامبرده در کمیته هماهنگی سه جانبه که در ترکیه و در تاریخ 17 آذر ماه برگزار شده بود، نمونه ای از موارد مزبور است. نامبرده ضمن ابراز نگرانی از حضور شوروی در بعضی کشورهای عربی و نیز در اقیانوس هند، به ارزیابی وضعیت و موقعیت بعضی ممالک عربی و سازمان های فلسطینی و میزان تأثیر مرگ جمال عبدالناصر رئیس جمهور وقت مصر بر آن ها، مبادرت ورزید.

رئیس سازمان اطلاعات خارجی ایران شاهنشاهی در سخنرانی افتتاحیه کمیته هماهنگی، پس از اشاره به مسایلی درباره عراق، کردها و حضور کارشناسان شوروی در کشور یمن گزارش خود را به اتمام رساند:

نطق تیمسار سرلشگر معتضد در کمیته هماهنگ کننده سه جانبه (آنکارا 17 آذر ماه 1349)

برای من مایه مسرت خاطر است که یکبار دیگر کمیته هماهنگ کننده سه جانبه در پایتخت زیبای کشور ترکیه تشکیل می شود. مانند همیشه سرویس ترکیه ترتیبات برگزاری این کنفرانس

را با دقت و توجه فراوان انجام داده و لازم می دانم در این مورد مراتب سپاسگزاری خود را اعلام دارم.

خوشوقتی من از شرکت در این جلسه دو چندان است چون فرصتی است تا با معاون جدید سرویس ترکیه آشنا شوم. مایلم از صمیم قلب به ژنرال آکگون بخاطر سمت جدیدشان تبریک گفته و ملحق شدن ایشان را به خانواده سه جانبه خوش آمد بگویم. اطمینان دارم با وجود ایشان در میان ما همکاریهای سه سرویس در زمینه های مختلف بمقیاس وسیع گذشته ادامه خواهد یافت.

آقایان - علیرغم مذاکراتی که میان شرق و غرب در سطوح مختلف و در زمینه مسائل گوناگون ادامه دارد عدم توافق طرفین درباره دو مسئله مهم خاورمیانه و ویتنام همچنان بچشم می خورد.

ص: 145


1- . سند ساواک، بدون تاریخ و شماره، با طبقه بندی سری.

اگرچه این عدم توافق بدون شک اثرات منفی در محیط مذاکرات دو بلوک خواهد داشت لکن ادامه این مذاکرات نشانه آن است که طرفین به اهمیت و لزوم حفظ تفاهم بین المللی و جلوگیری از تشدید جنگ سرد واقف می باشند.

دسترسی شوروی به پایگاه SOCOTA در اقیانوس هند و جزیره PRIM در تنگه باب المندب امکانات بیشتری برای فعالیت های نفوذی شوروی در حوزه اقیانوس هند و خلیج فارس فراهم

ساخته است و با اینکه بسته ماندن کانال سوئز هنوز اثرات منفی در امکانات نفوذی شوروی در این منطقه دارد معذلک افزایش نفوذ شوروی در مصر و سودان و جمهوری خلق یمن جنوبی تا حد زیادی این اثرات را خنثی نموده است و قرائن این امر را بطور خلاصه بشرح زیر می توان

ذکر کرد:

افزایش تسلط شوروی بر امور نظامی و سیاسی مصر- دریافت سلاح و تجهیزات نظامی شوروی از طرف سودان (بویژه در نیروی هوائی) و استفاده شوروی از تسهیلات بندری پورت سودان - افزایش تسلط کارشناسان شوروی در امور نظامی و سیاسی جمهوری خلق یمن جنوبی و استفاده شوروی از پایگاه عدن برای سوختگیری کشتی ها و هدایت فعالیت های نفوذی خود برای رخنه در خلیج فارس از این کشور.

ادامه حضور شوروی در مدیترانه کماکان نشانه توجه شوروی به این منطقه حساس است که از نظر سیاسی و نظامی حائز اهمیت می باشد و این امر امکانات شوروی را جهت تثبیت موقعیت

نفوذی خود در کشورهای عربی مجاور این منطقه افزایش می دهد. با آنکه تمدید آتش بس در

منطقه خاورمیانه روزنه امیدی جهت ادامه مأموریت یارینگ بوجود آورده است معذلک عوامل

نگران کننده ای در عمق مسائل سیاسی منطقه به چشم می خورد که ادامه این وضع را برای مدت

نامحدودی بعید می نماید.

آقایان - مرگ ناصر با توجه به موقعیت خاص وی در جهان عرب و وقایع خونین سپتامبر گذشته در اردن موجب تغییراتی در خاورمیانه عربی شده است که ممکن است در آینده دگرگونیهای دیگری را بدنبال داشته باشد که اثرات قطعی آن بطور دقیق هنوز قابل پیش بینی نیست. این

تحولات مسائلی را نظیر مطالب زیر بوجود می آورد که مثلاً:

- آیا می توان انتظار پیدا شدن جانشینی همطراز ناصر در جهان عرب را داشت؟

- آیا مرگ ناصر تا چه حد زمینه را برای گسترش فعالیت و نفوذ حزب بعث فراهم نموده است؟

ص: 146

- آیا شکست نظامی سازمانهای فلسطینی در نتیجه حوادث اخیر اردن آنطوریکه انتظار می رفت

موقعیت سیاسی این سازمانها را نیز تضعیف کرده است یا اثرات معکوس در این زمینه به جای

گذارده است؟

- آیا با وقایع اخیر سوریه و عضویت این کشور در فدراسیون در حال تشکیل مصر- سودان و لیبی و- ابراز تمایل غیررسمی اردن به پیوستن بآن موجبات تشکیل یک قطب سیاسی مقتدر برهبری مصر فراهم خواهد شد؟ و در صورت تحقق این امر فدراسیون مزبور تا چه حد در حل مسائل مبتلا به اعراب تأثیر خواهد داشت و آیا اصولاً دوام و ثباتی خواهد یافت؟

- آیا مبارزات داخلی زمامداران بعثی عراق را باید خاتمه یافته دانست و آیا مسئله کُرد را در این کشور می توان حل شده تلقی نمود؟ و بسیاری سؤالات دیگر.

که اگرچه با وقت کمی که این کمیته در اختیار دارد شاید نتوان عمیقا به بررسی این مسائل

پرداخت لیکن امیدوارم هنگام تشکیل شورای سه جانبه آینده در تهران گذشت زمان از یک طرف پاره ای از این مسائل را جواب داده باشد و هم با فرصت بیشتری مسائل منطقه را مورد

بررسی قرار دهیم.

اکنون از معاونان سرویسهای ترکیه و اسرائیل درخواست می کنم که در صورت تمایل نطقهای افتتاحیه خود را ایراد بفرمایند. متشکرم.(1)

نمونه دیگر در این باره، سخنرانی رئیس ساواک در بیست و ششمین نشست شورای سه جانبه سرویس های اطلاعاتی ایران، اسرائیل و ترکیه است که در سال 1351، در تل آویو

برپا شده بود. او پس از اشاره به پاره ای تحولات بین المللی، افزایش قدرت چین و نفوذ آن کشور در سراسر جهان و به خصوص آسیا و آفریقا، به نفوذ شوروی در بعضی کشورهای عربی پرداخت. او در ادامه پس از اشاره به اوضاع سیاسی خاورمیانه خواستار تحلیل و تجزیه مسایل حساس منطقه و پیش بینی حوادث آینده شد:

نطق افتتاحیه ریاست ساواک در بیست و ششمین شورای سه جانبه تل آویو- 20- 21 اردیبهشت ماه 51

ژنرال ضمیر- ژنرال ارسین- نمایندگان محترم - دوستان

بسیار خوشوقتم که یکبار دیگر فرصتی دست داد تا در شهر زیبای تل آویو بدور هم جمع شویم

ص: 147


1- . سند ساواک، مربوط به نطق سرلشگر معتضد در اجلاس سه جانبه ترکیه، 17 آذر 1349.

و پیرامون آخرین تحولات منطقه مورد علاقه خود به تبادل نظر بپردازیم.

با استفاده از این فرصت مایلم خاطرنشان سازم که جهان وارد مرحله جدیدی از سیر تحولات خود گردیده است، چه مسافرت نیکسون به چین انجام گرفته و اثرات این دیدار نیز تا حدودی

روشن گردیده است. چین امروز بصورت یک قدرت بزرگ شناخته شده بمنظور مستحکم ساختن پایه های نفوذ خود دست بفعالیت وسیعی در سراسر کشورهای جهان و بخصوص آسیا و افریقا زده است. اگرچه دنباله این تحولات را بایستی در نتایج مسافرت آینده نیکسون

بشوروی جستجو نمود ولی بایستی توجه داشت که از هم اکنون فعالیت هائی بصورت رقابت شدید بین شوروی و چین در صحنه سیاست جهان آغاز گردیده و در حقیقت مسافرت و مذاکرات نیکسون با مقامات چین نتوانسته است از میزان بحران بین المللی بکاهد، زیرا دولت

شوروی اهمیت مسافرت نیکسون به چین را در مطالبی احساس می نماید که در اعلامیه مشترک

درج نگردیده است و به همین علت نیز از هم اکنون شوروی با توجه به موقعیت نفوذی خود در

کشورهای منطقه دست به اقدامات وسیع سیاسی زده تا پیشگیری لازم را در برابر اقدامات تهاجمی سیاسی چین بعمل آورد.

ادامه بحران خاورمیانه عربی که عامل بزرگی در فراهم نمودن زمینه برای نفوذ شوروی محسوب می گردد همچنان مورد بهره برداری دقیق و حساب شده آن کشور قرار دارد و باید بارزترین اقدام اخیر شوروی را در زمینه بسط نفوذ خود در منطقه امضاء پیمان دوستی با عراق دانست چه این پیمان توجه خاص شوروی را بایجاد پایگاه مهم دیگری در خاورمیانه بخوبی نشان می دهد و از این پس آن کشور قادر خواهد بود که هدف قدیمی خود را که دست یافتن به

خلیج فارس و شبه جزیره عربستان است به مرحله عمل نزدیک تر نماید و از طرف دیگر این پیمان باعث تقویت رژیم بعثی عراق در جهان عرب خواهد شد و این کشور را به صورت پایگاه فعالتری جهت ادامه فعالیت های خرابکارانه علیه کشورهای منطقه درخواهد آورد. شک

نیست که تحکیم موقعیت نفوذی شوروی در عراق موقعیت غرب در شرق مدیترانه - امنیت خلیج فارس و منطقه سنتو را مورد تهدید قرار خواهد داد و بدون شک بادامه بحران در منطقه

عربی خاورمیانه که گاه گاه امیدواری ناپایداری برای تخفیف آن بوجود می آید کمک خواهد

کرد. در اینجا بیمورد نمی دانم که اضافه نمایم روش شوروی از زمان خاتمه جنگ دوم جهانی

آن بوده است که تحت پوشش سیاست مسالمت آمیز خود و با اعطای کمک های اقتصادی و

ص: 148

نظامی جای پای محکمی در کشورها ایجاد نماید و متأسفانه این روش از طرف شوروی مقارن با دورانی بوده است که انگلستان بمنظور صرفه جوئی بیشتر در هزینه های خارجی خود از یکسو و آمریکا نیز بعلل درگیری در خاور دور از سوی دیگر اقدام مؤثری در جلوگیری از تهاجم سیاسی بشوروی بعمل نمی آورند.

خاورمیانه و بخصوص منطقه خلیج فارس نیز همچنان صحنه حساس رقابت قدرتهای سیاسی مختلف می باشد. پس از تشکیل امارات متحده عرب در منطقه رقابت های سیاسی و سنتی در بین امارات جلب توجه نموده و فعالیت های عوامل خرابکار که از جانب دولت بعثی عراق حمایت می گردند به چشم می خورد و وابستگی های مستقیمی بین این گروهها و شوروی مشاهده می گردد.

دولت چین نیز با توجه به روابطی که با جمهوری دمکراتیک خلق یمن و کویت برقرار نموده سعی دارد تا نفوذ سیاسی خود را در منطقه توسعه دهد و در این زمینه نیز اقداماتی از قبیل

اعزام نمایندگان سیار بامارات متحده عربی بعمل آورده است. با تشدید فعالیتهای چین می توان

انتظار داشت که شوروی نیز دامنه فعالیتهای نفوذی خود را وسعت داده و تلاش بیشتری بعمل

آورد تا از یکسو یک سد ممانعتی بین کشورهای خاورمیانه و چین بوجود آورده و از سوی دیگر مواضع نفوذی خود را در برابر غرب تحکیم نماید. بهمین جهت تهاجم سیاسی شوروی را در خاورمیانه تنها با تحکیم موقع این کشور در عراق نباید خاتمه یافته تلقی نمود.

آقایان با توجه بمراتب گفته شده وظیفه دقیق و حساس این جلسات حکم می کند که رویدادهای مهم و مؤثر منطقه را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و تصویر روشن و گویائی از وضع موجود و حوادث احتمالی آینده ترسیم و راههای مقابله با آنها را پیشنهاد نماید.

بار دیگر مسرت و خشنودی خود را از دیدار دوستان عزیز و نمایندگان و همکاران محترم اعلام داشته و امیدوارم بتوانیم نتایج ارزنده و قابل توجهی از این جلسات بدست آوریم.

متشکرم(1)

گزارش رئیس ساواک به سی امین کنفرانس سه جانبه اطلاعاتی که در تهران برپا شده بود یکی دیگر از سخنرانی های طرف ایرانی در نشست اطلاعاتی سه جانبه ایران، اسرائیل و

ص: 149


1- . سند ساواک؛ مربوط به سخنرانی رئیس ساواک در بیست و ششمین شورای سه جانبه، 20-21 اردیبهشت 1351، تل آویو.

ترکیه است:

سخنرانی افتتاحیه تیمسار ریاست ساواک در سی امین کنفرانس سه جانبه - تهران

ژنرال گورکوچ- ژنرال خوفی- نمایندگان و همکاران محترم

بسیار مسرورم که ورود دوستان و همکاران محترم را به تهران خوش آمد بگویم و خوشوقتی خود را از اینکه سی امین کنفرانس سه جانبه بار دیگر این فرصت پرارزش را برای تجمع ما و بحث و تبادل نظر پیرامون رویدادها و تحولات منطقه فراهم آورده ابراز می دارم.

همکاران عزیز

در طول مدتی که از آخرین ملاقات ما می گذرد رویدادهای مهمی در منطقه حساس خاورمیانه و سایر نقاط جهان رخ داده است که مهمترین آنها تلاش ناموفق وزیر امور خارجه آمریکا برای

اجرای سیاست گام به گام تغییرات در گروه بندیهای سیاسی کشورهای عرب و کوشش آنها برای همبستگی بیشتر- اثرات سیاست شوروی در منطقه - افزایش فعالیت تروریستهای فلسطینی و بین المللی بوده است که بعدا به تفصیل در این زمینه ها صحبت خواهد شد.

امیدوارم با استفاده کامل از این فرصت و تجزیه و تحلیل حوادث و رویدادهای منطقه بتوانیم تصویر واضحتری از وضع موجود و تحولات آینده ترسیم نمائیم و بر اساس این برآوردها توصیه های لازم را برای مقابله با هر نوع تحول و رویداد ناخوشایند و کمک برفع بحران تهیه نمائیم.

بار دیگر مسرت خود را از تجدید دیدار دوستان و همکاران محترم در تهران ابراز می دارم و اوقات خوشی را در طی مدت کوتاهی که در تهران هستید برای شما آرزو می کنم.

اینک با خوشوقتی کامل سی امین کنفرانس سه جانبه را افتتاح کرده و برای آن نتایج درخشانی را آرزو می کنم.(1)

متشکرم

علاوه بر نطق رئیس ساواک، گزارش مبسوطی نیز از سوی سرویس اطلاعاتی ایران شاهنشاهی به سی امین کنفرانس سه جانبه تهران ارایه شد. در این گزارش با اشاره به شیوه های فعالیت های جاسوسی و اطلاعاتی شوروی در کشورهای منطقه، از جمله ایران و نقش آن ها در تقویت تحرکات کمونیستی تصریح و تأکید شده است. در گزارش مزبور با

ص: 150


1- . سند ساواک، سخنرانی رئیس این سازمان در سی امین کنفرانس سه جانبه، تهران، بدون تاریخ و شماره.

شرح شگردهای اطلاعاتی جاسوسان شوروی در ایران و نحوه فعالیت های سیاسی و اطلاعاتی آن ها در این کشور، نسبت به اهداف سرویس جاسوسی و اطلاعاتی آن کشور در ایران، ابراز نگرانی شده است:

گزارش ایران - سی امین کنفرانس سه جانبه - تهران

تحولات جاری در شیوه های جاسوسی و جمع آوری اطلاعات عملیاتی دشمن و اقدامات متقابل علیه اینگونه فعالیتها

سرویس های اطلاعاتی بلوک شرق در ایران بخصوص شوروی متناوبا در شیوه های جاسوسی خود در ایران تغییراتی را بوجود می آورند البته این تغییرات بمنزله ایجاد تحولات کلی در شیوه های گذشته نیست بلکه در این مورد می توان گفت که سرویس اطلاعاتی مزبور کیفیت و

کمیت فعالیتهای پنهانی و یا آشکار خود را با کیفیت و میزان روابط سیاسی و نحوه اقدامات

ضداطلاعاتی و مراقبتی واحدهای مربوطه هماهنگ می نماید. کمااینکه طی یکسال گذشته که خط مشی سیاسی ایران در زمینه های مختلف مورد پسند باطنی مقامات شوروی نبوده فعالیتهای

اطلاعاتی آنها برای جمع آوری اطلاعات مورد نظر جنبه پنهانی تر به خود گرفته و شورویها

سعی می نمایند ضمن پنهانکاری عملیات خود از ایجاد سوءتفاهمات سیاسی جلوگیری نمایند.

موضوع مهم دیگری که در زمینه جمع آوری اطلاعات توسط افسران اطلاعاتی شوروی تحولی بشمار می رود انتقال فعالیتهای افسران اطلاعاتی به شهرستانها و مناطق مرزی است. قرائنی

وجود دارد که تعدادی از افسران اطلاعاتی شوروی برخلاف مقررات مسافرتهای پیش بینی نشده ای را بدون اطلاع وزارت امور خارجه ایران انجام می دهند و یا افسران اطلاعاتی سرویس مزبور مستقر در بعضی از شهرستانهای ایران بمانند اصفهان یا رشت متناوبا بتهران

مسافرت می نمایند که این امر از دید ضدجاسوسی پنهان نبوده و اینگونه مسافرتهای شورویها شیوه جدیدی در ایران برای تماس با منابع و جمع آوری اطلاعات مورد نیاز عملیاتی محسوب

می شود. در ضمن چند سالی بود که از افسران اطلاعاتی شوروی قرینه ای مبنی بر شرکت آنان

در شناسائی افراد محلی متمایل به شورویها مشاهده نمی شد در حالیکه اخیرا تعدادی از آنها

برای شناسائی ایرانیان چپ گرا و ارتباط دادن آنان با سازمانهای مخالف رژیم مستقر در خارج از کشور اقداماتی را انجام می دهند.

با توجه به مطالب فوق موارد مشروح زیر تا حدی بیانگر تحولات جاری افسران اطلاعاتی

ص: 151

شوروی در زمینه جمع آوری اطلاعات مورد احتیاج می باشد.

1- شیوه جمع آوری اطلاعات عملیاتی از سازمانهای سیاسی

سرویس اطلاعاتی شوروی برای جمع آوری اطلاعات عملیاتی کوشش می نماید از کلیه امکانات استفاده نماید. سازمانهائی نظیر ارتش - وزارت امور خارجه - ساواک از هدفهای مورد نظر شوروی می باشند. در گذشته ملاحظه می شد که سرویس اطلاعاتی شوروی برای جمع آوری اطلاعات نظامی از افسران وابسته به گروه جی. آر. یو استفاده می کرد ولی اکنون می توان گفت که گروههای کی. جی. بی و جی. آر. یو در جستجوی هر نوع اطلاعات عملیاتی می باشند.

شیوه جدید سرویس اطلاعاتی شوروی جهت نفوذ در ارتش نشان کردن و استخدام افراد مورد نظر در تمام سطوح ارتش می باشد در حالیکه در گذشته فقط بافسران توجه زیاد مبذول می داشتند حال آنکه اکنون مشاهده می شود که حتی کوشش می شود از سربازان نیز استفاده

اطلاعاتی نمایند.

در زمینه جمع آوری اطلاعات نظامی استنباط ما اینست که سرویس مزبور با توجه به خط مشی شوروی در کشورهای عربی خاورمیانه بخصوص توسعه روابط آن کشور با عراق از اطلاعات جمع آوری شده نظامی به نفع عراق استفاده می کند و این قبیل اخبار و اطلاعات بین دو سرویس کشور مزبور مبادله می گردد.

در زمینه نفوذ در ارتش سرویس ضدجاسوسی اخیرا موفق گردید که از طریق بررسی حرکات یکی از افسران اطلاعاتی شوروی تماسهای او را با یکی از افسران ارتش کشف نماید که تشریح این کیس نشان می دهد که سرویس مزبور تا چه حد برای جمع آوری اطلاعات مورد نظر

و بخصوص رهبری منابع ارزنده در جمع آوری اطلاعات شیوه های جدید را بکار می برد. در زمینه نفوذ در وزارت امور خارجه سرویس اطلاعاتی شوروی قبلاً سعی می کرد که برای جمع آوری اطلاعات مورد نظر از طریق نشان کردن مستقیم افراد در وزارت امور خارجه اقدامات خود را دنبال نماید ولی اکنون سرویس مزبور سعی دارد که با آلوده نمودن کارمندان

وزارت امور خارجه در کشورهای خارج بخصوص شوروی بعضی از آنها را از طریق تهدید وادار به همکاری نماید که در این مورد نیز قرائن بسیار جالبی وجود دارد[.] شیوه دیگری که اخیرا از طرف سرویس اطلاعات شوروی مشاهده گردیده انتخاب تعدادی از دانشجویان

ص: 152

ایرانی مقیم خارج می باشد که آنها را بطرف نمایندگیهای ایران راهنمائی می نماید که با کارمندان نمایندگیها روابط دوستانه ایجاد کرده و ضمن جمع آوری اطلاعات مورد نظر شرایط

را برای استخدام در وزارت امور خارجه یا سایر سازمانها آماده نمایند که در اینمورد نیز

قرینه ای از طرف سرویس اطلاعاتی آلمان شرقی مشاهده شد که بطور خلاصه تشریح می گردد.

2- نحوه جمع آوری اطلاعات اقتصادی

در شیوه جمع آوری اطلاعات اقتصادی توسط افسران اطلاعات شوروی تغییر ایجاد نشده است ولی با توجه به پیشرفتهای اقتصادی ایران و زمینه مساعد برای معاملات بازرگانی باعث

گردیده که افسران اطلاعاتی عضو جی. آر. یو که عموما در اداره بازرگانی شوروی بکار اشتغال دارند از طریق ایجاد روابط دوستی با بازرگانان و آلوده نمودن تعدادی از آنها و افراد واسطه از کیفیت فعالیتهای اقتصادی ایران بااطلاع شوند. از طرفی نفوذ در شرکتهای بازرگانی خصوصی

که وسیله سرمایه گذاریهای خارجی اداره می شود از هدفهای افسران اطلاعاتی شوروی می باشد و در این زمینه طی سال گذشته بارها مشاهده شد که تعدادی از افسران اطلاعاتی

مزبور برای جمع آوری اطلاعات عملیاتی از طریق این شرکتها که تجهیزات نظامی ارتش را تأمین می نمایند فعالیتهای پیگیری داشته اند.

3- نحوه جمع آوری اطلاعات در زمینه های براندازی و خرابکاری

طی چند سال گذشته قرائن مهمی که نشان دهنده تمایل افسران اطلاعاتی شوروی به شرکت در فعالیتهای حزبی و براندازی باشد مشاهده نشده بود ولی اخیرا افسران اطلاعاتی شوروی ضمن تماس با افرادیکه دارای عقاید کمونیستی و متمایل به چپ می باشند درباره قشرهای ناراضی و مخالف رژیم تحقیق و در صدد شناسائی افراد خرابکار و تماس با آنان برآمده اند و حتی مشاهده گردیده که یکی از افسران فعال سفارت شوروی برای تماس با افراد ایرانی متمایل بشوروی اقداماتی را آغاز نموده و طی آن نشریات و آدرس مکاتباتی حزب منحله توده

(یکی از احزاب غیرقانونی) را برای اتباع ایرانی ارسال و راهنمائی نموده بود که با توجه به آدرس داده شده با حزب منحله توده ارتباط برقرار نماید.

علاوه بر نکات فوق قرائن دیگری مبنی بر نزدیکی افسران اطلاعاتی شوروی به دانشجویان و جوانان ایران مشاهده گردیده و سرویس ضدجاسوسی را هوشیار کرده که در مورد اقدامات افسران اطلاعاتی مزبور در این زمینه توجه بیشتری مبذول نماید. علیهذا سرویس مزبور کوشش

ص: 153

می نماید که از مسافرت کارآموزان ایرانی به شوروی و سایر کشورهای اقمار از طریق محرک یابی از تعدادی از آنها برای انجام فعالیتهای حزبی جلب همکاری نماید. از طرفی ایجاد

تسهیلات بسیار از طرف سفارت شوروی برای مسافرت دانشجویان ایرانی به شوروی جهت ادامه تحصیلات عالیه از قرائن دیگری است که سرویس اطلاعاتی شوروی برای جمع آوری اطلاعات عملیاتی و پیاده کردن طرحهای ایدئولوژیک خود اقداماتی را از طریق افسران اطلاعاتی خود آغاز کرده است که در مورد آغاز این اقدامات قرائن بسیاری طی یکسال گذشته

دیده شده است.

جمع آوری اطلاعات عملیاتی توسط افسران اطلاعاتی شوروی

اخیرا قرائن متعددی مبنی بر تلاش افسران اطلاعاتی شوروی در زمینه جمع آوری اطلاعات عملیاتی در موارد مختلف بخصوص مدارک هویت و شناسائی بدست آمده و افسران اطلاعاتی شوروی ضمن تماس با منابع و افراد مورد اعتماد خود مبادرت به جمع آوری مدارک هویت نظیر شناسنامه - گذرنامه - دیپلم سفید دکترای دانشگاه - گواهی فوت - لیست افراد گمشده در ایران در سالهای مختلف. قباله سفید ازدواج. قانون ازدواج و طلاق قانون حمایت خانواده -

دفتر ثبت وقایع ازدواج و غیره نموده اند اگرچه کلیه سرویسهای اطلاعاتی یکنوع مدارک عملیاتی جمع آوری می نمایند ولی تلاش شورویها در این باره بیش از حد بوده و از طرفی

تحصیل این قبیل مدارک در کشور شاهنشاهی ایران سهل می باشد و پیش بینی می شود که امکان

دارد سرویس اطلاعاتی شوروی از اینگونه مدارک بتعداد زیادی تهیه نموده و در آینده نزدیک

و یا در موقعیتهای مناسب با استفاده از آن عده زیادی از ایرانیان مقیم شوروی را که به تابعیت آن کشور درآمده اند و یا از ایرانیان مقیم کشورهای هدف را جهت انجام مقاصد جاسوسی براندازی و خرابکاری بایران سوق دهند.

نکته دیگری که جلب توجه نموده جمع آوری اطلاعات عملیاتی توسط افسران اطلاعاتی شوروی در زمینه های صنعتی و فنی است و غالبا مشاهده می شود که افسران اطلاعاتی شوروی

بخصوص اعضاء جی. آر. یو در ایران تلاشهائی در مورد جمع آوری اطلاعاتی نظیر مشخصات رادارهای مورد استفاده ارتش. مشخصات دستگاههای مخابراتی مکروویو. مشخصات هواپیماهای جدید خریداری شده ارتش. نمونه های فنی سیمهای مورد استفاده در هواپیماهای

جت. پوشش اسفالت و پوشش آشیانه فرودگاههای نظامی - کاتالوگ های مربوطه. دستگاههای

ص: 154

اطفاء حریق در فرودگاهها و مراکز حساس - تعداد واگنهای راه آهن و مشخصات ریلهای موجود در ایران - مشخصات دستگاههای مخابراتی فروخته شده بسازمانهای انتظامی و غیره نموده اند و حتی مشاهده شده که برای جمع آوری اینگونه اطلاعات عملیاتی مبالغ هنگفتی

صرف کرده اند و با توجه به اینکه روابط نزدیکی بین مقامات شوروی و سفارت عراق در تهران

وجود دارد استنباط می گردد که افسران اطلاعاتی شوروی اینگونه اطلاعات عملیاتی را جهت

تغذیه مقامات عراقی جمع آوری می نمایند.(1)

سخنرانی رئیس ساواک در کنفرانس سه جانبه دیگر که در سال 1354 در تهران برپا شد، از بعضی جنبه ها قابل توجه و حائز اهمیت است. این سخنرانی حول محور نقش شوروی در خاورمیانه، اوضاع حاکم بر جهان عرب، تحرکات سازمان های فلسطینی، اوضاع شبه قاره هند، شرق آفریقا، توافق ایران و عراق، مسأله کُردها در عراق ارائه شد. محور سخنرانی

مزبور، بر اساس گزارش ساواک به شرح ذیل است:

رئوس مطالب نطق تیمسار ریاست ساواک در کنفرانس سه جانبه - تهران

- نقش و موقعیت شوروی در تلاشهای مربوط به حل بحران خاورمیانه پس از شکست طرح گام به گام آمریکا.

- توسعه روشهای میانه روی در بین دول عربی و مساعد شدن زمینه همبستگی بیشتر اعراب.

- محدود شدن فعالیتهای دست چپی در امارات خلیج فارس.

- افزایش فعالیت های تروریست های فلسطینی و بین المللی بعنوان عاملی در جهت تهدید صلح

در خاورمیانه، جهان.

- ادامه تشنج موجود بین افغانستان و پاکستان بعنوان زمینه مناسبی برای بهره برداری شوروی

بمنظور نفوذ در این منطقه. (بطور کلی و سربسته اشاره شد که امیدهایی برای حل اختلاف آنها وجود دارد).

- فعالیتهای نفوذی شوروی در اقیانوس هند- شرق افریقا و حوزه باب المندب[.]

- پیدایش روزنه امیدوار کننده ای برای حل مسئله قبرس و دریای اژه (آرزوی حل این اختلاف

و بالنتیجه کمک به برقراری صلح و آرامش در منطقه)[.]

- مقرر فرمودند در باب توافق اخیر بین ایران و عراق بطور کلی و در حدود مطالبی که منتشر

ص:155


1- . گزارش ساواک به سی امین کنفرانس سه جانبه اطلاعاتی، تهران، بدون شماره و تاریخ، با طبقه بندی سری.

شد و هم چنین اظهارات ملامصطفی توضیحاتی داده شد.

- با توجه به اینکه انتظار می رود شوروی با برخی از کشورهای عرب منطقه روابط سیاسی برقرار نماید با این ترتیب دست عوامل شوروی برای نفوذ در منطقه بازتر خواهد شد.

با توجه به ادامه جلسه (در 20/3/54) متن سخنرانی تهیه و ارائه شد که برای تصویب بعرض برسد.(1)

متن کامل و مشروح سخنرانی رئیس ساواک در کنفرانس سه جانبه اطلاعاتی در تهران، در سال 1354، به شرح ذیل است:

سخنرانی دورافق تیمسار ریاست ساواک کنفرانس سه جانبه - تهران

ژنرال گورگوچ- ژنرال خوفی- همکاران عزیز

در مدتی که از آخرین ملاقات ما می گذرد منطقه بحرانی خاورمیانه تحت تأثیر رقابتهای شرق و غرب و پیدا شدن عوامل جدیدی در جهت گیریهای سیاسی، با تحولاتی مواجه بوده است. تحرک اولیه ای که در صحنه سیاسی منطقه در جهت استقرار صلح بوجود آمده بود اینک جای خود را به دوره ای از رکود فعالیتهای سیاسی داده و در نتیجه بحران همچنان بعنوان یک کانون خطر، آرامش منطقه را تهدید می کند.

در تشریح این نظر باید اشاره نمایم که پس از جنگ اکتبر 1973 عوامل جدیدی در جهت گیریهای سیاسی منطقه ظاهر گردید. از یکطرف افزایش فوق العاده درآمد کشورهای عربی نیاز و اتکاء آنها را به شوروی برای تأمین نیازمندیهای اقتصادی و نظامی و فنی کاهش

داد و از سوی دیگر گسترش روشهای سیاسی معتدل و همبستگی نسبی اعراب شرایط نامساعدی در برابر سیاست نفوذی شوروی ایجاد کردند.

بموازات این رویدادها به غیبت چند ساله آمریکا در برخی از کشورهای عربی از جمله مصر پایان داده شد و سرانجام بدنبال قبول طرح گام به گام آمریکا از جانب اعراب و اسرائیل[،]

شوروی از داشتن نقش فعالی در سیاست منطقه محروم گردید و بهمین علت مسکو کوشش نمود تا از موفقیت مأموریت وزیر امور خارجه آمریکا جلوگیری نماید. برای انجام این منظور با

حمایت از سوریه و تقویت بنیه نظامی آن با سلاحهای پیشرفته و پشتیبانی از خواسته های

ص:156


1- . گزارش ساواک، درباره محور سخنرانی رئیس آن سازمان در کنفرانس سه جانبه تهران، نیمه اول سال 1354، با طبقه بندی سری.

فلسطینی ها، ضمن کارشکنی و مخالفت با طرح گام به گام کیسینجر زمینه مناسبی برای اعمال

نظرات سیاسی خود و شرکت در تلاشهای مربوط به حل بحران منطقه بدست آورد و فعالیتهای دیپلماتیک خود را از طریق تماس با کشورهای مصر- سوریه - اردن - عراق و همچنین یاسرعرفات ادامه داد تا زمینه را برای موفقیت کنفرانس صلح ژنو بصورتی که مسکو خواهان

آنست هموار نماید.

بموازات این کوششها با توجه به فعالیتهائی که برای افتتاح مجدد کانال سوئز بعمل می آید شورویها از مدتی قبل کوشش کرده اند که موفقیت خود را در دهانه باب المندب مستحکم سازند. انعقاد قرارداد دوستی با سومالی و بخشودگی قسمت قابل توجهی از بدهیهای جمهوری دمکراتیک خلق یمن و سومالی از جمله امتیازات کم سابقه ای بود که شورویها داده اند، نشانه اهمیت فوق العاده ای است که مسکو به این منطقه می دهد. گفته می شود که شوروی علاوه بر اقداماتی که در جهت توسعه بنادر بربرا- کیسمایو و مگادیشو بعمل آورده

است اخیرا مشغول ساختمان یک پایگاه دریائی و تأسیسات رادار در منطقه دماغه شیامبون (واقع در نزدیکی مرز کنیا) می باشد. همچنین گزارشهائی در مورد ایجاد یک پایگاه موشکی در بندر بربرا با موشکهای (scud-B)sc-1e با برد تقریبی 300 کیلومتر و ssn-5 با بردی در حدود یکهزار کیلومتر توسط شورویها واصل شده است.

بطور کلی هدف عمده شوروی در اقیانوس هند نظیر سایر نقاط جهان توسعه نفوذ خود و تضعیف نفوذ غرب بویژه آمریکا است ولی در عین حال مایل به برخورد با ایالات متحده آمریکا و تهدید سیاست فعلی تشنج زدائی با واشنگتن (detent) نمی باشد.

مسکو بعنوان یک ابرقدرت علاقمند است که قدرت خود را به کشورهای این منطقه نشان دهد. برای انجام این منظور می کوشد از ناراحتیهای داخلی و اختلافات نژادی و زبانی و مشکلات

اقتصادی و مالی کشورهای ساحلی اقیانوس هند بهره برداری نموده و توانائی خود را به داشتن

نقش فعالی در مسائل جهانی به کشورهای کوچک نشان دهد.

شوروی با توسعه حضور خود در اقیانوس هند مایل است این نکته را ثابت کند که نیروی دریائی آن کشور از حالت یک نیروی دفاعی بصورت یک قدرت عظیم جهانی تبدیل شده و کشورهای غیرمتعهد را متقاعد سازد که قدرت نظامی آن کشور یک واقعیت انکارناپذیر است،

در عین حال رفت و آمد کشتیهای شوروی به بنادر این منطقه موجب دلگرمی عوامل خرابکار

ص:157

از نزدیک بودن حضور نظامی شوروی است. شوروی در صحنه سیاست بین المللی با توجه به ضعفی که اروپا دارد، در رویاروئی با ایالات متحده آمریکا می کوشد که از هر لحاظ نقش یک ابرقدرت را ایفا کند، از اینرو مایل است در مناطقی که آمریکا به فعالیت پرداخته حداقل

بصورت ناظر حضور داشته باشد.

در حال حاضر شوروی کوشش می کند از طریق روابط دوستانه و وابستگی های اقتصادی و نظامی با کشورهای اقیانوس هند نفوذ خود را در این کشورها گسترش دهد و با توجه به اینکه

تاکنون نتوانسته در منطقه اقیانوس هند پایگاههای هوائی و دریائی تحصیل کند، لذا در جهت

تضعیف نفوذ آمریکا، کشورهای ساحلی را به اتخاذ سیاست بیطرفی و شرکت در پیمان پیشنهادی امنیت دستجمعی آسیا دعوت می کند. لذا بنظر می رسد که منافع شوروی در اقیانوس

هند در جهت تأمین راههای دریائی نبوده بلکه بیشتر معطوف به سواحل کشورهائی است که شوروی به سیاست عدم تعهد آنها و دور کردن این کشورها از غرب و جمهوری خلق چین اهمیت می دهد.

با توضیحاتی که داده شد بنظر می رسد که میزان گسترش قدرت دریائی شوروی در اقیانوس هند بستگی به عوامل زیر دارد:

- میزان گسترش قدرت دریائی آمریکا

- حدود توانائی شوروی در توسعه قدرت دریائی خویش در اقیانوس هند

- افتتاح مجدد کانال سوئز

در بررسی تحولات منطقه مایلم به این نکته اشاره نمایم که از جمله نتایج توقف مأموریت وزیر

امور خارجه آمریکا در حل بحران خاورمیانه، نظریه ایجاد یک جبهه متحد عربی و بهره برداری

سیاسی از نفت از جانب اعراب را تقویت نموده است. لذا مشاهده می شود که اقداماتی بمنظور

حل اختلافات برخی از کشورهای عربی بعمل آمده و رهبران عرب دست به کوششهائی جهت حفظ همبستگی خود زده اند تا با بسیج کلیه امکانات خود در آستانه کنفرانس صلح ژنو و ایراد

فشار به آمریکا و غرب، اسرائیل را برای برگشت به مرزهای قبل از ژوئن 1967 آماده سازند.

علیرغم مشکلاتی که در راه نتیجه بخش بودن کنفرانس صلح ژنو وجود دارد اعراب تاکنون از روشهای سیاسی معتدل پیروی کرده اند تا افکار عمومی جهان بویژه کشورهای غربی را بعنوان

پشتوانه ای برای پیروزی خود در کنفرانس ژنو بسوی خود جلب نمایند.

ص:157

در تحت این شرایط مشاهده می شود که از سطح فعالیتهای عناصر چپ گرا در خلیج فارس کاسته شده است. فعالیت چریکهای ظفار بسبب کمک کشورهای دوست به عمان تا حد زیادی محدود شده و با اقداماتی که بعمل آمده است موقع این عناصر در کویت - بحرین و امارات

عربی متحده تضعیف گردیده است. شاید روی همین اصل است که اخیرا شورویها که همواره مترصد تحکیم موقع نفوذی خود در خلیج فارس بوده اند به کوششهای خود برای برقراری روابط سیاسی با برخی از کشورهای عربی خلیج فارس افزوده و انتظار می رود که تا حدی نیز

موفق شوند. بدیهی است در صورت برقراری روابط با این کشورها عوامل شوروی برای نفوذ و حمایت از عناصربرانداز و تروریست امکانات بیشتری خواهند داشت.

آقایان محترم، از جریانات ناگواری که در چند ماه اخیر گذشته است چنین استنباط می شود که فعالیت تروریست های فلسطینی و بین المللی نه تنها برای خاورمیانه بلکه در سطح جهانی

بعنوان یک عامل تهدید بشمار می رود زیرا بطور کلی عناصر و سازمانهای تروریستی بدون آنکه در اهداف و مقاصد آنها وجوه اشتراکی وجود داشته باشد معهذا کیفیت مشابه عملیاتی که بآن مبادرت می کنند آنها را در یک صف قرار داده و به یاری و کمک یکدیگر وادار می کند که شواهد و نمونه های آنرا در همکاری تروریستهای غیرعرب با تروریستهای فلسطینی دیده ایم.

در شرایط فعلی سازمانهای افراطی فلسطین که مخالف حل مسالمت آمیز اختلافات اعراب و اسرائیل می باشند و محیط امن و حاکی از تفاهم و سازش را در منطقه مانع فعالیتهای خود

می دانند با حمایت و پشتیبانی برخی از کشورهای افراطی عرب مانند لیبی و کشورهای کمونیست اقداماتی جهت برافروختن جنگ مجدد در خاورمیانه بعمل می آورند و با عملیات تروریستی می کوشند از ایجاد یک محیط آرام برای انجام مذاکرات صلح جلوگیری نمایند.

بطور کلی در نتیجه گیری از آنچه که گفته شد و بمنظور ترسیم اوضاع سیاسی منطقه می توان گفت در کنار شرایط مساعدی که برای توسعه نفوذ کشورهای کمونیست در شرق آفریقا و حوزه باب المندب و همچنین منطقه خاورمیانه نظیر:

- شکست مأموریت وزیر امور خارجه آمریکا

- فعالیت عوامل تروریست

- تشنج موجود بین افغانستان و پاکستان

بعنوان زمینه مناسبی برای بهره برداریهای شوروی بمنظور نفوذ در این منطقه وجود دارد

ص:159

تحولات امیدوار کننده ای نیز در راه ثبات و آرامش منطقه بچشم می خورد.

بدنبال مسافرت رئیس جمهوری افغانستان به تهران اینک امیدهائی برای حل اختلاف دو کشور همسایه بوجود آمده است.

از سوی دیگر حل مسئله کُرد و توافق عراق و دولت شاهنشاهی به آن کشور امکان داده است تا

از سیاستی که بیشتر مبتنی بر مصالح ملی خود باشد پیروی کند و از وابستگی آن به مسکو کاسته شود.

بموجب این توافق اختلافات چندین ساله دو کشور بر سر مسئله شط العرب و مرزهای خشکی طبق موازین بین المللی حل و فصل شده و امنیت مرزهای مشترک تضمین گردیده است. اکنون در پرتو این قرارداد رژیم عراق قادر خواهد بود به مشکلات اقتصادی خویش سر و سامان داده

و تلاشهای خود را به اوضاع داخلی متوجه نماید.

تحول خوشایند دیگری که در جهت آرامش منطقه ایجاد شده پیدایش روزنه امیدوار کننده ای برای حل مسئله قبرس و دریای اژه است.

ما اخبار امیدوار کننده ای را که درباره تمایل دولت ترکیه و یونان به انجام مذاکرات و رفع

اختلافات خود در قبرس و دریای اژه منتشر می شود با مسرت پیروی نموده و امیدواریم که حل این اختلافات با حسن نیتی که از جانب دولت برادر ما، ترکیه نشان داده می شود موجب برقراری آرامش در این منطقه مهم سوق الجیشی شده و به صلح جهانی کمک کند.

متشکرم

موضوع مبادله اطلاعات بین سه سرویس اطلاعاتی ایران، ترکیه و اسرائیل به صورت دوره ای و بر مبنای توافق قبلی همواره عملی بود. در یکی از گزارش های ساواک، اطلاعات

ارایه شده مورد نظر، طی یک دوره، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است:

کنفرانس سه جانبه

1- گزارشهای ارسالی ساواک به دو سرویس:

45 درصد از اطلاعات ارسالی ساواک به دو سرویس اسرائیل و ترکیه کاملاً با عناصر اصلی خبر

منطبق بوده و سایر گزارشها قابل توجه و مهم تشخیص داده شده است.

2- گزارشهای ارسالی سرویس ترکیه به ساواک:

در این مدت فقط سه گزارش به ساواک واصل شده است که دو تای آنها از منابع آشکار و

ص:160

سومی در مورد ذخائر نفتی کرکوک بوده است که تا حدودی با عناصر اصلی خبر انطباق داشته

است.

3- گزارشهای ارسالی سرویس اسرائیل به ساواک:

40 درصد از اطلاعات ارسالی این سرویس به ساواک کاملاً منطبق با عناصر اصلی خبر بوده و بطور کلی گزارشهای این سرویس مفید و قابل بهره برداری می باشد.

ضمنا در مورد تغییر عناصر اصلی خبر پیشنهادی ارائه نمی گردد.

سخنان رئیس ساواک در یکی از نشست های شورای سه جانبه، که احتمالاً در سال 1352 برپا شده به نقش شوروی و چین در معادلات بین المللی اشاره شده است. در این سخنرانی، از حضور و نفوذ چین و نیز شوروی در منطقه از جمله عراق، اظهار نگرانی شده است. نکته قابل توجه در متن سخنرانی تشابه عمده این سخنان، به ویژه بخش پایانی آن با نطق رئیس

ساواک در بیست و ششمین اجلاس شورای سه جانبه تل آویو، در اردیبهشت سال 1351 است. محور سخنرانی رئیس ساواک به شرح ذیل است:

گزارش هایی نیز که از سوی سرویس اطلاعاتی ایران به نشست های مختلف سرویس های سه گانه ارایه می شد، از جنبه های گوناگون نیازمند مطالعه و بررسی است. در

یکی از این گزارش ها با اشاره به لزوم جمع آوری اطلاعات فرامرزی و مجهز شدن به وسایل

پیشرفته علمی و فنی در امر کسب اخبار اطلاعاتی به نقش و اهمیت پایگاه ها و ایستگاه های

اطلاعاتی در کشورهای هدف، یعنی ممالک عربی اشاره شده است. در این گزارش ضمن یادآوری موانع موجود بر سر راه فعالیت ایستگاه های مورد نظر، به اماکن، منابع و نشانگاه های مناسب در کشورهای مختلف برای کسب اطلاعات و انجام فعالیت های جاسوسی نیز اشاره شده است. نکته قابل توجه دیگر در این گزارش، اعتراف ساواک به استفاده از امکانات و پوشش های سیاسی و دیپلماتیک در کشورهای اسلامی و عربی، در جهت اهداف اطلاعاتی و جاسوسی قابل مشاهده است. این گزارش خوش خدمتی ساواک به سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را به گونه ای مستند برملا می کند:

همکاران محترم و دوستان

از طرف هیئت نمایندگی ساواک از انتخاب موضوع (جمع آوری اخبار پنهانی از طریق کشور

ثالث) که برای طرح و بحث در این سمینار و تبادل نظر و ارائه تجارب هر سه سرویس بسیار

ص:161

مفید و جالب توجه می باشد و همچنین از گزارش سرویس اسرائیل که مبتنی بر تشریح اهمیت

نقش کشور ثالث در زمینه جمع آوری پنهانی بوده و راه را برای بررسیهای بیشتر همکاران

هموار کرده است قبلاً تشکر و قدردانی می نماید.

بنظر نمایندگی ساواک با توجه به این واقعیت که جمع آوری پنهانی مرزی نمی شناسد و در شرایطی که گسترش وسائل علمی و فنی و مخابراتی در دنیای امروز به پاره ای از سرویسهای

اطلاعاتی اجازه می دهد که بتوانند از آسمانها و ارتفاعات بسیار زیاد از فراز کشور هدف در چهارچوب اطلاعات مثبت اخبار پنهانی را جمع آوری و مورد استفاده قرار دهند و متقابلاً

عوامل ضداطلاعات حریف نیز می توانند با مجهز شدن بوسائل علمی و فنی مدرن بهتر و آسانتر وجود ایستگاههای قانونی، غیرقانونی را در کشور هدف شناسائی نمایند، اهمیت استفاده از کشور پایگاه چه از نظر تشدید حفاظت عملیات و احتراز از آسیب پذیری و چه از

نظر استفاده از امکانات بیشتر برای دسترسی و نفوذ به کشور هدف بیش از پیش آشکار می گردد، و به همین جهت ایستگاههای مستقر در کشور پایگاه که اکثرا بعنوان عامل کمک کننده

به ایستگاه مستقر در کشور هدف شناخته می شود در شرایطی که امکان فعالیت در کشور هدف

محدود گردد چنانچه مقتضیات کشور پایگاه اجازه دهد ایستگاه مستقر در کشور پایگاه مستقلاً

بصورت یک عامل اصلی در زمینه جمع آوری پنهانی از کشور هدف درخواهد آمد شرایطی که فعالیت ایستگاههای قانونی و غیرقانونی را در کشور هدف محدود و دشوار می سازد و طبعا

گرایش و تمایل ستاد را به انتخاب کشور پایگاه افزایش می دهد عبارتست از:

1- اختلال در مناسبات کشور هدف و کشور خودی بنحوی از انحاء که آثار آن در پیدا شدن سوءظن

مقامات امنیتی و تشدید فعالیت ضداطلاعات کشور هدف باشد.

2- قطع روابط بین کشور هدف و کشور خودی که مستلزم برچیده شدن سفارتخانه و کنسولگریها و

سایر مؤسسات وابسته به کشور خودی در کشور هدف باشد.

3- ایجاد موانع برای اقامت و فعالیت بخشهای خصوصی وابسته به کشور خودی در کشور هدف.

4- اجرای برنامه تصفیه و اخراجهای دسته جمعی اتباع کشور خودی از کشور هدف.

5- دوره محدودی که پس از افشاء شبکه اطلاعاتی کشور خودی بوسیله ضداطلاعات کشور هدف عملیات ضدجاسوسی برای شناسائی عناصر کشور خودی تشدید می گردد و در نتیجه موقتا

دسترسی به نشانگاهها و عملیات را دشوار می سازد.

ص:162

6- محدودیت و مشکلاتی که برای حفظ ارتباطات بین ایستگاه مستقر در کشور هدف و ستاد که بمنظور دریافت و بهره برداری بموقع از محصول فعالیت ایستگاه ضرورت دارد.

شرایطی که کشور پایگاه را برای استقرار ایستگاه جهت انجام جمع آوری پنهانی از کشور هدف مناسب می سازد عبارتست از:

1- وجود مناسبات حسنه و علائق سیاسی و اقتصادی در روابط کشور پایگاه و کشور هدف.

2- وجود روابط سیاسی در مناسبات کشور خودی و کشور پایگاه.

3- شرایط و مقتضیات مناسب جغرافیائی کشور پایگاه از نظر دسترسی به کشور هدف.

4- مساعد بودن شرایط عملیاتی در کشور هدف از طریق کشور پایگاه.

5- اقامت تعداد زیادی از اتباع کشور هدف و همچنین وجود نشانگاههای مناسب در کشور پایگاه

برای استخدام منابع کشور هدف.

6- فراهم بودن امکانات برای دسترسی به منابع آشکار کشور هدف.

بدیهی است استفاده از پاره ای از کشورهای بیطرف هرچند که از نظر موقعیت جغرافیائی با کشور هدف هم مرز نبوده و حتی فاصله نسبتا زیادی داشته باشد بمنظور استفاده بعنوان کشور

پایگاه مفید بوده و مخصوصا در مواردیکه خطر آسیب پذیری ایستگاههای قانونی و غیرقانونی

را در کشور هدف تهدید می نماید استقرار ایستگاه در کشور بیطرف بنحوی که رئیس ایستگاه

در کشور پایگاه بیطرف و شبکه جمع آوری پنهانی در کشور هدف انجام وظیفه نماید مفید خواهد بود مخصوصا استفاده دول بزرگ در جنگ بین المللی دوم از کشورهای سویس و اسپانی [اسپانیا] و سوئد نمونه چشمگیری از این بهره برداری از کشور پایگاه بیطرف بوده است.

نشانگاههای مناسبی که موجبات امکان دسترسی و نفوذ در کشور پایگاه را فراهم می سازد عبارتست از:

1- وجود سفارتخانه و کارمندان کادر سیاسی و کادر محلی کشور هدف در کشور پایگاه.

2- کادر دفتر وابستگی نظامی کشور هدف و کارمندان محلی آن.

3- مؤسسات فرهنگی، اقتصادی از قبیل انجمنهای روابط دوستی کشور خودی با کشور هدف.

4- اتباع کشور هدف از قبیل بیماران، مهندسین، کارگران، اقلیتهای کشور هدف مقیم کشور پایگاه.

5- مؤسسات بازرگانی و بانکی (اعم از دولتی یا بخشهای خصوصی)

6- دانشگاه و مدارس عالی و افرادی که برای طی دوره بورسهای مختلف در کشور پایگاه توقف

ص:163

می نمایند.

7- گردشگاهها و مراکزی که برای گذرانیدن تعطیلات مورد استفاده قرار می گیرد.

8- هتلها و میهمانسراها و اجتماعات.

9- روزنامه نویسان و مخبرین (انجمن خبرنگاران خارجی)

10- قهوه خانه ها و کافه رستورانهای وابسته به اتباع کشور هدف که معمولاً محل اجتماع افراد کشور هدف است.

ضمنا استقرار در کشور پایگاه مناسب این مزیت را خواهد داشت که رئیس نمایندگی صرف نظر از اجرای طرح جمع آوری اخبار پنهانی از کشور هدف قادر خواهد بود بطور جنبی نیز از

کشور پایگاه برای دسترسی به کشور هدف دیگر و یا انجام پاره[ای] از عملیات یا ارتباطات با منابع موجود در سایر کشورها از نشانگاهها و امکانات کشور پایگاه استفاده نماید و از این نظر کشور پایگاه خوب کشوری است که صرفنظر از وجود نشانگاههای متعدد و مفید واجد شرایط لازم برای حفظ ارتباط با منابع و انجام عملیات جنبی باشد و معمولاً در این قبیل موارد رئیس ایستگاه قانونی در کشور پایگاه می تواند علاوه بر رهبر عملیاتی که از نظر سازمانی برای انجام طرحهای مربوطه به جمع آوری اخبار پنهانی در کشور هدف در اختیار دارد یک نفر رهبر عملیات ویژه نیز برای اجرای پاره ای طرحها و انجام عملیات جنبی مربوط به کشورهای دیگر

در اختیار داشته باشد و در موارد ضروری می توان از شرایط کشور پایگاه بمنظور اعزام عناصری از ستاد جهت پاره ای آموزشهای اطلاعاتی و عملیاتی و فنی به منابع و عوامل مربوطه

استفاده نمود.

محاسنی که کشور پایگاه برای انجام جمع آوری پنهانی از کشور هدف دارد عبارتست از:

1- تأمین حفاظت بیشتر عملیات با مقایسه به خطر آسیب پذیری در کشور هدف.

2- آزادی عمل بیشتر برای مراجعه به نشانگاههای کشور پایگاه.

3- ملاقات با منابع و شرکت در جلسات توجیه و بهره کشی بمنظور بالا بردن کیفیت و کمیت اخبار

استحصالی از منابع.

4- استفاده از شرایط کشور پایگاه برای تهیه پوشش منابع مخصوصا پوشش مأمور منفرد مجهز به

بیسیم جهت اعزام به کشور هدف.

5- استفاده از آدرسهای واسطه.

ص:164

6- استفاده از کشور پایگاه به منظور انجام جنگهای روانی.

7- در موارد استثنائی و وجود توافق با سرویس کشور پایگاه بهره برداری از همکاریهای حفاظتی و عملیاتی سرویس کشور پایگاه.

8- چنانچه روابط بین کشور خودی و پایگاه تیره گردد عوامل فعال در شبکه جمع آوری می توانند

کماکان بصورت یک ایستگاه غیرقانونی بفعالیت خود ادامه دهند.

با آنکه ایستگاههای قانونی در کشور پایگاه از لحاظ استفاده از مصونیت سیاسی و مزایای دیپلماتیک برای رئیس و کارمندان نمایندگی و هم چنین برخورداری از سیستم ارتباطی سفارت

و بیسیم و پیک سیاسی زمینه را برای پیشرفت کار و حفظ ارتباط سریع و مطمئن با کشور خودی بخوبی فراهم می سازد معذلک باید قبول کرد که کشور پایگاه از نظر جمع آوری اخبار

پنهانی دارای معایب و نقاط ضعفی است که اهم آن عبارتست از:

1- استخدام منابع در هدفهای حفاظت شده دشوارتر و یا لااقل مستلزم صرف وقت و انرژی بیشتری

خواهد بود.

2- اداره مأموران و کنترل آنان در کشور پایگاه بعلت فاصله زمانی که در ملاقات با آنان پیدا می شود نسبت به کشور هدف دشوارتر می گردد.

3- بعلت کندی ارتباطات (وجود واسطه در فاصله ارتباطات بی سیم از مبدأ کشور هدف به کشور

پایگاه و سپس کشور خودی) اخبار پنهانی دیرتر به ستاد واصل می گردد و روی هم رفته مدار

عملیاتی با کندی جریان می یابد.

4- عوامل کشور خودی در ایستگاههای قانونی و غیرقانونی کشور پایگاه عملاً با دو حریف ضداطلاعات روبرو خواهند بود.

5- خطر دوبل شدن به همان اندازه که از طرف ضداطلاعات کشور هدف مأموران را تهدید می نماید از طرف کشور پایگاه نیز تهدید می شود.

6- در صورتی که سرویس کشور پایگاه دوست باشد افشاء عملیات موجب سلب اعتماد سرویس دوست و احتمالاً بروز عوارضی در مناسبات دو کشور خواهد بود.

با توجه به توصیفی که از موقعیت و شرایط کشور پایگاه و هم چنین محاسن و معایب آن بعمل آمد و با در نظر گرفتن اهمیت نقش نشانگاهها در کشور پایگاه این اصل مورد قبول قرار

می گیرد که در کشور پایگاه نشان کنندگان نقش اساسی را در استخدام منابع بعهده دارند و هر

ص:165

قدر تعداد نشان کنندگان فعال و صلاحیت دار در کشور پایگاه بیشتر باشند امید استخدام منابع مفید برای ایستگاه قانونی و غیرقانونی بیشتر می گردد به همین جهت معمولاً ایستگاههای کشور پایگاه دو دسته نشان کننده در اختیار می گیرند.

یک دسته نشان کنندگان حرفه ای و فعال که با پوشش های مختلف از قبیل دانشجو[، ]نماینده بازرگانی و خبرنگار و غیره مستقیما با سوژه های مورد نظر از اتباع کشور هدف تماس می گیرند

و امکانات آنان را برای معرفی به ایستگاه بررسی و ارزیابی می نمایند و دسته دوم نشان

کنندگان غیرحرفه ای و عادی که مانند صاحب یک قهوه خانه، مسئول پذیرائی در یک مسافرخانه یا میهمانسرا که در محل اجتماع و تردد اتباع کشور هدف با آنان روزانه بطور

دوستانه حشر و نشر می نماید و ضمن اینکه از مسموعات و مشهودات آنان درباره کشور هدف

ایستگاه را تغذیه می نمایند چنانچه احیانا به سوژه مناسبی برای نفوذ در کشور هدف برخورد

نمایند می توانند مقدمات اولیه استخدام آنان را برای پایگاه فراهم سازند.

علاوه بر نشان کنندگان فوق الذکر به تجربه ثابت گردیده است که بطور کلی در کشور پایگاه رهبران عملیات با استفاده از پوشش سیاسی می توانند در نشان کردن سوژه های مناسب در نشانگاههائی که متناسب با پوشش آنان باشد اقدام نمایند.

بطور کلی کشور پایگاه بعلت شرایطی که قبلاً بآن اشاره شد در مواردی که فعالیت در کشور هدف بعللی مواجه با اشکال گردد مؤثرترین طریق برای نفوذ در کشور هدف می باشد و چون مخاطرات آسیب پذیری استفاده از این سیستم جمع آوری پنهانی بمراتب کمتر از فعالیت در

کشور هدف می باشد هرچند که پیشرفت کار با کندی انجام شود معذلک بعلت بالا بودن درصد

ایمنی عملیات و مخصوصا جمع آوری پنهانی از کشورهای بلوک شرق این روش در استفاده از کشور پایگاه قبل از همه مصداق دارد.

ص: 166

در حاشیه

اطلاعات به جا مانده از ساواک، درباره روابط و همکاری سرویس های سه گانه ایران، ترکیه و اسرائیل، بعضی رویدادهای جنبی و حاشیه ای را بازگویی می کند که برای علاقه مندان، مطالعه آن ها خالی از فایده نیست. در یکی از اسناد ساواک به پیشنهاد نماینده

سرویس اطلاعاتی ترکیه، مبنی بر عدم ضرورت سخنرانی رؤسای هر سه سرویس در اجلاس شورای سه جانبه، به مخالفت طرف ایرانی با آن اشاره شده است.

اداره کل هفتم ساواک درباره طرح نماینده سرویس اطلاعاتی ترکیه (طوفان) چنین گزارش داده است:

موضوع کنفرانس سه جانبه

در جلسات گذشته شورای سه جانبه معمول بود که هریک از رؤسای سه سرویس یک سخنرانی درباره اوضاع بین المللی و تأثیر آن در منطقه مورد نظر ایراد می نمودند.

اینک نماینده سرویس طوفان از طرف رئیس سرویس خود پیشنهاد می نماید که در جلسه آینده شورای سه جانبه فقط رئیس سرویس مهماندار این نطق را ایراد نماید و لزومی ندارد روساء دو سرویس دیگر در این مورد سخنرانی نمایند و فقط کافی است نظرات خود را درباره سخنرانی

رئیس سرویس مهماندار مطرح نمایند.

مقرر فرمایند نظریه عالی را در اینمورد ابلاغ دارند.

اداره کل هفتم(1)

ص: 167


1- . گزارش ساواک، بدون شماره و تاریخ، با طبقه بندی سری.

رئیس ساواک در پاسخ به نامه اداره کل هفتم، مخالفت خود را چنین اعلام کرده است:

[...] همان طور که در گزارش دیگر هم اشاره نمودم پیشنهاد ایشان عملی نیست.(1)

ادارات کل، نمایندگان ادارات ذی ربط و برخی مسؤولان و رؤسای ساواک، طبق معمول قبل از برپایی سمینارها، یا شوراهای سه جانبه اطلاعاتی، با تشکیل کمیسیون ویژه داخلی،

مسایل مربوط به اجلاس را مورد بحث و بررسی قرار می دادند. این مسایل شامل موضوعات پیشنهادی برای دستور کار سمینار،، اسامی افراد و تعداد نفرات شرکت کننده سرویس های اطلاعاتی سه گانه، تهیه متن سخنرانی رئیس هیأت ایرانی و نیز متن گزارش سرویس ایرانی

برای اجلاس و همچنین زمان و مکان برپایی نشست بود. گزارش رئیس سازمان اطلاعات خارجی ایران درباره تشکیل یکی از کمیسیون های داخلی ساواک در این باره چنین است:

گزارش درباره: سمینار سه جانبه

در اجرای اوامر تیمسار قائم مقام ریاست ساواک کمیسیونی درباره سمینار سه جانبه با شرکت

مدیران کل ادارات دوم - هفتم - هشتم - آموزش و معاون اداره کل سوم در دفتر اینجانب تشکیل

و تصمیمات مشروحه زیر اتخاذ گردید:

1- ادارات کل دوم - سوم - هشتم و آموزش بترتیب یکنفر- دو نفر- دو نفر و یکنفر را جهت شرکت در سمینار مورد نظر هرچه زودتر باداره کل هفتم معرفی نمایند.

2- مسئولیت توجیه هیئت شرکت کننده در سمینار بعهده مدیریت کل اداره هشتم بوده و مدارک تهیه

شده وسیله ادارات کل نامبرده بالا بوسیله ایشان مورد بررسی قرار گرفته و بعد از ایجاد

هماهنگی و تلفیق با یکدیگر گزارش واحدی جهت طرح در سمینار تنظیم خواهد گردید. این گزارش بایستی ضمن اشاره به بعضی نکات نظری مبتنی بر مباحث تجربی و عملی باشد. پس از آنکه گزارش مورد نظر در داخل هیئت شرکت کننده مورد بررسی قرار گرفت این گزارش در

کمیسیونی که مجددا در محل کار اینجانب تشکیل خواهد شد مطرح و دستورات لازم به هیئت شرکت کننده داده خواهد شد.

3- پس از آنکه اسامی شرکت کنندگان اعلام شد فرد شایسته و حائز شرایطی از بین آنها بعنوان

رئیس هیئت تعیین خواهد شد که از نظر انضباطی - تشریفاتی و اداره امور کنفرانس از تاریخ

عزیمت تا مراجعت مسئولیت های مربوطه را بعهده داشته باشد.

ص: 168


1- . پی نوشت همان گزارش.

4- چون مقرر بود که شرکت کنندگان از بین کسانی انتخاب شوند که به موضوع مورد بحث در سمینار تسلط کافی داشته باشند و تصادفا با توجه به اسامی شرکت کنندگان که شفاها اعلام

شده شخصی که بزبان انگلیسی مسلط باشد در بین این افراد وجود ندارد و ضمنا لازم است یکنفر که به این زبان احاطه داشته باشد بمنظور ترجمه حضوری همراه هیئت اعزام شود در

صورت تصویب یک مترجم نیز در معیت هیئت شرکت کننده اعزام خواهد شد. با احتساب شش نفر نمایندگان ادارات کل نامبرده بالا و اضافه کردن یکنفر مترجم تعداد شرکت کنندگان

ساواک در سمینار سه جانبه به 7 نفر خواهد رسید. اگرچه در مورد تعداد شرکت کنندگان از هر سرویس در سمینار محدودیتی نیست ولی با در نظر گرفتن اینکه طبق سوابق موجود در گذشته

همیشه هریک از سرویسهای سه جانبه حداکثر 5 نفر برای شرکت در سمینار اعزام داشته در صورت تصویب تعداد شرکت کنندگان ساواک نیز جمعا به 5 نفر تقلیل داده شود.

رئیس سازمان اطلاعات خارجی(1)

سفر خانواده ها و به خصوص همسران مقامات و رؤسای سرویس های اطلاعاتی، به ویژه سازمان اطلاعات اسرائیل به تهران، جهت دیدار از مناطق و اماکن تاریخی، از دیگر اطلاعات

حاشیه ای است که مطالعه آن ها خالی از فایده نیست. گزارش ساواک در خصوص سفر همسران ژنرال ضمیر رئیس و ادمونی معاون سرویس اطلاعاتی اسرائیل به تهران در تیر ماه سال 1352، یک نمونه از این قبیل اطلاعات و اخبار است. همان طور که در اسناد ساواک نیز

موجود است، بعضی از این افراد در تهران دوستان و آشنایان ویژه ای برای خود داشتند:

اظهارات رابط سرویس اسرائیل

منظور: استحضار تیمسار ریاست ساواک و صدور اوامر

در روز 23/3/52 رابط سرویس اسرائیل اظهار داشت:

1- خانم ژنرال ضمیر در روز 12 تیر ماه 52 وارد تهران خواهد شد.

2- سرویس اسرائیل پیشنهاد می کند که خانم ضمیر در روزهای 13 الی 18 تیر ماه 52 از اصفهان - شیراز و خارک دیدن نماید.

3- ژنرال ضمیر در تاریخ 17 تیر ماه 52 وارد تهران خواهد شد و تا تاریخ 20 تیر ماه در کنفرانس سه گانه شرکت کرده و سپس باتفاق همسرش از شمال ایران دیدن خواهند کرد.

ص: 169


1- . گزارش ساواک، بدون شماره و تاریخ، با طبقه بندی سری.

4- آقای ادمونی معاون سرویس اسرائیل و همسرش در تاریخ 17 تیر ماه وارد تهران خواهند شد. همسر آقای ادمونی در روزهای 17-18 و 19 تیر ماه بطور خصوصی از آشنایانش در تهران دیدن خواهد کرد و بعد از خاتمه کنفرانس سه گانه در روز 21 تیر ماه باتفاق شوهرش از اصفهان - شیراز و خارک دیدن خواهند کرد.

با شرح مراتب بالا در صورت تصویب مقرر فرمایند مراتب بمنظور پیش بینی های لازم به تشریفات ساواک اعلام شود.

پیمانها(1)

گزارش دیگر ساواک در همین خصوص چنین است:

رئیس سازمان امنیت اسرائیل اظهار داشته است در موقعیکه کنفرانس سه جانبه در تهران منعقد شود قصد دارد به اتفاق همسرش بایران عزیمت نماید و از شهر یزد دیدن کند.

پی نوشت تیمسار ریاست سازمان اطلاعات خارجی

به بخش پیمانها اطلاع داده شود که بموقع بعرض برسد و در صورت تصویب دعوتنامه بموقع ارسال گردد. 20/1/52

علیهذا در اجرای اوامر بموقع اقدام فرمایند.(2)

از سوی دیگر همسران و خانواده های رؤسا و مقامات ساواک نیز بی نصیب از این میهمانی و سفرها نبودند. آن ها نیز هر از چندی، از سوی طرف اسرائیل برای دیدار فلسطین اشغالی دعوت می شدند. ناوت یکی از مقامات سرویس اطلاعاتی اسرائیل طی نامه ای به رئیس سازمان اطلاعات خارجی ایران از طرف ژنرال ضمیر رئیس سرویس اطلاعاتی اسرائیل از نامبرده و همسرش دعوت به عمل آورده تا میهمان اسرائیلی ها باشند:

ژنرال معتضد عزیز

ژنرال ضمیر باینجانب دستور داده اند که از طرف ایشان و خانم ضمیر از خانم معتضد بگرمی دعوت نمایم در معیت جنابعالی در ماه آینده از کشور ما بازدید نمایند.

ژنرال و بانو ضمیر خوشحال خواهند بود که از جنابعالی و سرکار خانم بعنوان میهمانان خود پذیرائی بنمایند.

ص: 170


1- . گزارش ساواک، بدون شماره و تاریخ، با طبقه بندی سری. این گزارش در خرداد 1352 تهیه شده است.
2- . گزارش ساواک، مورخ 21/1/52؛ شماره 29/232، با طبقه بندی خیلی محرمانه.

امیدوارم که این دعوت مورد قبول قرار گیرد.

دوستدار- ناوت(1)

ناوت طی نامه به نصیری رئیس ساواک، در تاریخ 10 آوریل 1972/ فروردین 1351، از طرف ژنرال ضمیر رئیس سرویس اطلاعاتی اسرائیل، از او و همسرش نیز جهت بازدید از فلسطین اشغالی دعوت به عمل می آورد:

10 آوریل 1972

عالیجناب تیمسار نصیری

تیمسار عزیز

ژنرال ضمیر بمن دستور داده اند که از طرف ایشان و بانو ضمیر از سرکار خانم نصیری صمیمانه دعوت شود که در سفر ماه آینده شما، به کشور ما تشریف بیاورند.

برای بانو و ژنرال ضمیر پذیرائی از سرکار خانم نصیری و تیمسار مایه بسی خوشوقتی خواهد بود.

از صمیم قلب امیدوارم که این دعوت مورد قبول واقع شود.

ارادتمند ناوت(2)

معتضد، رئیس سازمان اطلاعات خارجی ایران، طی گزارشی به نصیری رئیس ساواک، در خصوص دعوت اسرائیلی ها از همسرش، این گونه کسب تکلیف می کند:

درباره دعوت از خانم معتضد

منظور

استحضار ریاست ساواک و صدور اوامر.

رئیس سرویس اسرائیل ژنرال ضمیر و بانو از خانم رئیس سازمان اطلاعات خارجی دعوت نموده اند در ماه آینده که مصادف با برگزاری کنفرانس سه جانبه در اسرائیل می باشد بعنوان

میهمان از آن کشور بازدید نمایند.

دعوتنامه مذکور بوسیله نماینده سرویس اسرائیل در تهران ارسال گردیده که اصل و ترجمه آن به پیوست تقدیم می گردد.

مقرر فرمایند اوامر عالی را در مورد دعوت رئیس سرویس اسرائیل ابلاغ فرمایند تا بهمان ترتیب عمل شود.

ص: 171


1- . سند ساواک، مورخ 21/1/1351، با طبقه بندی سری.
2- . سند ساواک، ترجمه نامه ناوت، مورخ 20/1/1351، بدون شماره و مهر طبقه بندی.

سازمان اطلاعات خارجی(1)

پس از انجام سفر مورد اشاره، نصیری رئیس ساواک، طی نامه ای به ژنرال ضمیر رئیس سرویس اطلاعاتی اسرائیل، از او و همسرش ایزابل راد، به دلیل پذیرایی و میهمان نوازی گرم! آن ها سپاسگزاری کرده است:

بعنوان: ژنرال ضمیر

تاریخ: 7 خرداد ماه 51

ژنرال ضمیر عزیز

اکنون که خانم نصیری بازدید خاطره انگیز خود را از کشور زیبای شما به پایان رسانده و مراجعت نموده اند در مورد محبت ها و توجه شخص آنجناب و خانم ضمیر در مدت اقامتشان در کشور اسرائیل مطالب ستایش آمیزی بمن ابراز داشتند. میهمان نوازی بسیار گرمی را که

سرویس شما در مورد ایشان معمول داشته و ترتیبات دقیقی که برای آسایش خانم نصیری و همچنین معالجات پزشکی ایشان معمول گردیده طبق اظهار خود ایشان فوق العاده عالی بوده

است. ایشان اظهار می دارند که در تمام مدت اقامتشان محبت و توجه کلیه کسانیکه با بازدید

ایشان سروکار داشتند بویژه خانم ایزابل بنحوی بود که ایشان خود را در خانه خویش احساس می کردند از اینرو خانم نصیری محبت ها و توجه قابل ستایش خانم ایزابل را در انجام وظایفش

فراموش نخواهند کرد.

با این ترتیب بر خود لازم می دانم که تشکرات قلبی خویش را برای محبت هائیکه بدستور آنجناب در مورد خانم نصیری معمول گردیده ابراز دارم. لازم می دانم از خانم ایزابل نیز که از هیچ تلاشی برای اینکه بازدید خانم نصیری لذت بخش و خاطره انگیز باشد دریغ ننموده سپاسگزاری نمایم. به امید دیدار.

دوستدار- ارتشبد نصیری(2)

ص: 172


1- . گزارش ساواک؛ مورخ 26/1/51؛ شماره 4520/705.
2- . سند ساواک؛ مورخ 7 خرداد 1351، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

اجلاس اطلاعاتی سه جانبه

گزارش ها و قطعنامه

ص: 173

ص: 174

پیشینه ها و زمینه های تاریخی

اسناد موجود ساواک، درباره قطعنامه ها، مصوبات، گزارش ها و مصوبات نشست های اطلاعاتی سه جانبه ایران، ترکیه و اسرائیل در سطح سمینار و یا شورا، حاوی اطلاعات تکان

دهنده ای است. این اطلاعات نه فقط از ماهیت و اهداف پیمان سه جانبه اطلاعاتی پرده برمی دارد؛ بلکه شیوه ها، راه کارها و راهبرد همکاری سرویس های اطلاعاتی ایران و ترکیه با اسرائیل را علیه ملت ها و کشورهای اسلامی منطقه به خوبی نشان می دهد.

از آنجا که ایران و ترکیه به عنوان دو کشور اسلامی که اکثریت قریب به اتفاق مردم آن مسلمان بوده و هستند، لذا پیوند عمیق و همسویی بسیار نزدیک سرویس های اطلاعاتی رژیم های حاکم بر این دو کشور با صهیونیست ها بسیار شگفت انگیز می نماید. این اسناد به خوبی نشان می دهند که همکاری های اطلاعاتی سه جانبه، با همه جوانب و حواشی آن، تماما

در خدمت آرمان و مطامع اسرائیلی ها و کاملاً در چهارچوب استراتژی پیرامونی صهیونیسم

در منطقه بوده است. صرف نظر از ماهیت و سرسپردگی و وابستگی ایران شاهنشاهی و دولت های ترکیه و نیز نفوذ همه جانبه ای که کانون ها و سازمان های صهیونیستی در این دو کشور داشتند، باز هم خدمتگزاری بی چون چرای سرویس های امنیتی و اطلاعاتی این دو کشور، به اسرائیل، برای هر خواننده ای، پرسش های فراوان به همراه دارد. زیرا صرف نظر از اشتراک منافع این دولت ها، حضور و نفوذ صهیونیست ها در مراکز حساس سیاسی، اقتصادی و تصمیم گیری آن ها، و به علاوه وابستگی آنان به اردوگاه نظام سلطه، باز هم

نمی تواند دلیل کامل برای آن باشد که یک حکومت همه منافع و امنیت ملی خود را در خدمت

برنامه ها، آرمان، اهداف و استراتژی توسعه طلبانه صهیونیسم قرار دهد و پا به پای رژیم

ص: 175

صهیونیستی، علیه یکایک کشورهای اسلامی و بلکه ملت های مسلمان توطئه کند. خیانت ها، جنایت ها و توطئه هایی که اسرائیلی ها در دوران گذشته، با همکاری همه جانبه و پوشش دستگاه اطلاعاتی و امنیتی ترکیه و رژیم پهلوی، علیه کشورهای اسلامی و ملت های مسلمان

در خاورمیانه انجام داده اند، به خوبی نشان می دهد که صهیونیست ها، قبل از برقراری روابط

با رژیم پهلوی و دولت ترکیه و حتی پیش از تأسیس رژیم صهیونیستی در سال 1327ش/1948م، در فلسطین، پایگاه عمیق در این دو کشور مستقر کرده بودند.

این پایگاه های پنهان صهیونیسم در ایران و ترکیه بود که توانست، پس از تأسیس اسرائیل، با بهره گیری از همه امکانات و نفوذ و اهرم های خویش، ضمن برقراری روابط بین

سه دولت مزبور، ایران شاهنشاهی و ترکیه را با همه ادعاهای ملی گرایانه در خدمت آرمان

صهیونیسم و استراتژی پیرامونی اسرائیل قرار دهد. برای خوانندگان کنجکاو، این سؤال ها

خودنمایی می کنند که پایگاه های پنهان صهیونیسم در ایران و ترکیه از چه زمان و دوره ای و چگونه به طور جدی استقرار یافتند و موقعیت خود را تحکیم و تثبیت کردند. برای پاسخ به

این سؤال ها، ناگزیر باید به سراغ اعتراف های رمزآلود و اسرارآمیز برخی نویسندگان و

محققان غرب و بلکه خود یهودی ها و صهیونیست ها رفت.

سقوط امپراتوری عثمانی

برنارد لوئیس یک نویسنده متعصب یهودی است. او سقوط اندلس تحت فرمانروایی مسلمین را، به دست مسیحیان، به معنی نابودی آخرین پایگاه مسلمانان در اروپا و بلکه غرب

قلمداد می کند. او می نویسد:

با فتح غرناطه توسط مسیحیان، مبارزات طولانی مسیحیان برای بازیابی و فتح مجدد غرب اروپا خاتمه پذیرفت و راه را برای ضدحمله گسترده اروپایی ها هموار کرد. [...] در سنه 1492 [م]، تمامی سرزمین های شبه جزیره ایبریا تحت حکومت مسیحیان درآمد. [...] از دیدگاه فرمانروایان مسیحی و همچنین، چند سال بعد، پرتغالی ها، این جابجایی ها بخش ضروری از

فرایند فتح مجدد و ضدحمله به شمار می آمد [...] اخراج مسلمانان [از آن سامان ]که تکلیفی به مراتب سنگین تر و مشکل تر و حتی خطرناک تر بود، زمان بیشتری به طول انجامید. توسعه اروپا

از دو طرف همزمان به وقوع پیوست، و در هر دو مورد هدف اصلی برچیدن سیطره مسلمانان

ص: 176

بود که طی قرن ها ادامه یافته بود [...]. در غرب نیز مسیحیان موفق شدند به استیلای مورها (مسلمانان) طی هشت قرن گذشته و بتدریج حتی به حضور آنها خاتمه دهند. در شرق و همینطور در غرب اروپا، مسیحیان در حیات دوباره خود نبرد را تا اردوگاه دشمن کشاندند.

روس ها در شرق تاتارها را تا زادگاهشان تعقیب کردند. در غرب، اسپانیایی ها و پرتغالی ها به همراهی مردم ممالک ساحلی دیگر، مورها را تا خاک آفریقا و آسیا تعقیب کردند.(1)

برنارد لوئیس، با اعتراف به عظمت و اقتدار مسلمین و قدمت تمدن اسلام در جهان می نویسد:

تمدن اسلامی، برخلاف تمدنهای مشابه دیگر، اولین تمدنی است که می توان نام جهانی روی آن گذاشت، زیرا در سه قاره دنیا مردم مختلف و فرهنگها و نژادهای مختلف را دربر می گرفت.

اسلام، از آن جهت که سالیان دراز در اسپانیا و جنوب ایتالیا از یک طرف، و در روسیه و بالکان از طرف دیگر، به شکوفایی رسیده بود، اروپایی محسوب می شد؛ و بدیهی است؛ که آسیایی و

در عین حال افریقایی هم بود. تمدن اسلامی نژادی های مختلف را از سیاه و سفید، سرخپوست و زردپوست را یکجا دربر می گرفت؛ و از نظر جغرافیایی مرزهای آن از جنوب اروپا تا قلب

افریقا و در آسیا تا ماورای سرحدات هند و چین توسعه یافته بود.(2)

چنین قدرتی در دوران معاصر، خطری برای آن ها بود که در پَسِ پرده دنیای غرب مسیحی، سلطه اقتصادی و سپس سیطره سیاسی پیدا کرده بودند. واقعیت پنهان و اسرارآمیزی که برنارد لوئیس یهودی از افشای آن خودداری می کند. برنارد لوئیس این واقعیت را بازنمی گوید که غرب مسیحی را چه کسانی تحریک و وادار کردند تا علیه دنیای

پهناور اسلام و تمدن اسلامی جنگ ها و تهاجم ناخواسته ای را آغاز کند. او برای تحریف این واقعیت بزرگ، اما اسرارآمیز تاریخی، چنین می نویسد:

جنگ جهانی اول اوج عقب نشینی اسلام در برابر پیشروی غرب بود.(3)

او نمی گوید که چه کسانی و چه جریانی و با چه اهدافی غرب را در تهاجم به جهان اسلام

ص: 177


1- . برنارد لوئیس، برخورد فرهنگها، ترجمه بهمن دخت اویسی، نشر فرزان با همکاری مرکز گفت وگوی تمدنها، چاپ اول، 1380، ص 1 و 2.
2- . همان منبع، ص 9.
3- . برنارد لوئیس، خاورمیانه دو هزار سال تاریخ از ظهور مسیحیت تا امروز، ترجمه حسن کامشاد، نشر نی، چاپ اول، 1381، تهران، ص 354.

تحریک و پشتیبانی و بلکه هدایت و رهبری کردند. مع الوصف خالی از فایده نیست تا نظرات و دیدگاه های او درباره چگونگی تهاجم غربی ها در دوران معاصر به دنیای اسلام و تحمیل

شرایط جدید به مسلمانان در منطقه خاورمیانه مورد مطالعه قرار گیرد. تلاشی امپراتوری

عثمانی تلاش جدیدی از سوی صهیونیست ها در دنیای اسلام بود که تحت پوشش و نام و امکانات غرب آغاز شد. این تلاش ها بود که موجب استقرار پایگاه پنهان و بی نام و نشان

صهیونیسم در ممالک اسلامی شد. برنارد لوئیس نویسنده یهودی، آغاز این تلاش ها را چنین شرح می دهد:

انقلاب مشروطه عثمانی در سال 1908 میلادی در شرایط بهتری شروع شد و این نهضت در آن زمان طلیعه ظهور عصر جدیدی می نمود [...].

مسیحیان عثمانی و قدرت های اروپایی از انقلاب ترکان جوان استقبال کردند و آن را گام بزرگی به جلو خواندند، اما در عین حال اجازه ندادند انقلاب در برنامه های دیگر آنان دخالت کند. این ها این انقلاب را فرصتی مغتنم شمردند. اتریش - مجارستان، بی درنگ سرزمین بوسنی

و هرزگوین را به خود ملحق کرد، بلغارستان اعلام استقلال کرد، و جزیره کرت که پس از جنگ

ترک ها و یونانی ها، در سال 1896، در داخل امپراتوری (عثمانی) خودمختاری یافته بود، به یونان پیوست. یک شورش ضدانقلابی [برای تجدید قدرت سلطان عبدالحمید] در 1909 پس از زدوخوردهای خونین سرکوب شد.

حمله ایتالیا به طرابلس غرب، در سپتامبر 1911، آغازگر رشته جنگ های جدید بود. در این هنگام تقریبا تمامی آفریقای شمالی ساحلی از مصر تا مراکش تحت سلطه انگلیس یا فرانسه

بود. فقط دو منطقه از متصرفات عثمانی، سیرنائیک و طرابلس غرب، در دست آن کشور باقی بود. ایتالیا که دیر به قافله پیوسته از جهانگشایی امپریالیستی عقب مانده بود، در صدد شد در تملکات مرد بیمار [امپراتور عثمانی] جای پایی برای خود دست و پا کند، و با توافق قبلی قدرت های اروپایی، به حمله نظامی و دریایی پرداخت. پیشرفت ایتالیایی ها در شمال آفریقا با مقاومت شدید و غیرمنتظر عثمانی و مبارزات محلی روبه رو گردید، ولی عثمانیان در اکتبر

همان سال دست از مقاومت کشیدند، زیرا که تهدید نزدیک تر و خطرناک تری به سراغشان آمد.

جنگ سخت بالکان در 17 اکتبر 1912 شروع و در 30 مه 1913 تمام شد. متحدان بالکان - بلغارستان و صربستان و یونان - سرزمین های پهناوری از عثمانی گرفتند و آلبانی را به فهرست

ص: 178

دولت های مستقل افزودند. [...].

جنگ جهانی اول آخرین جنگی بود که امپراتوری عثمانی به عنوان یک قدرت بزرگ در میان قدرت های بزرگ دیگر جنگید [...].

ابتدا کار نسبتا بر وفق مراد ترک ها [عثمانی] بود. عثمانی در دسامبر 1914، در شرق آسیای صغیر دست به حمله زد [...]. در جبهه جنوب، در ابتدای سال 1915، قوای عثمانی مستقر در

فلسطین از صحرای سینا گذشته و در مصر اشغالی بریتانیا به ترعه سوئز حمله بردند. ولی عمر این موفقیت ها کوتاه بود. [زیرا ]روس ها در شرق با تمام قوا حمله متقابل کردند [...]. در جنوب انگلیسی ها تهاجم ترک ها [عثمانی ها] به ترعه سوئز را پس زدند. در این میان انگلستان لشکری از هند به خلیج فارس فرستاده بود. در 22 نوامبر 1914، سپاهیان انگلیس بندر بصره را که در آن موقع متعلق به عثمانی بود اشغال کردند. هدف فوری انگلیسی ها محافظت لوله نفتی بود که از ایران می آمد، ولی این موفقیت اولیه آن ها را به فکر فزون طلبی و نقشه های دیگر انداخت. در خلال سال 1915، نیروهای انگلیسی به تصرف نقاطی در ساحل دو رود دجله و فرات پرداختند

و رو به شمال به سوی بغداد پیش رفتند [...].

در فوریه 1915، انگلیسی ها در حول و حوش داردانل دست به عملیات دریایی زدند، جزیره لمنوس را اشغال کردند، و آنجا را پایگاه خود ساختند. در طول بهار و تابستان آن سال،

سربازان انگلیسی و استرالیایی، در تلاشی بزرگ برای درهم شکستن استحکامات دفاعی عثمانی در بغازها (داردانل و بوسفور) و پیوستن به روس ها در دریای سیاه، در چند نقطه

شبه جزیره گالیپولی پیاده شدند.

در اواخر سال 1915 و اوایل سال 1916، ورق تا اندازه ای دوباره به نفع عثمانی برگشت. روس ها از وان بیرون رفتند [اخراج شدند]، انگلیسی ها در عراق شکست خوردند و تسلیم شدند، و قوای سلطان [عبدالحمید] بار دیگر به ترعه سوئز حمله کرد. در ابتدای سال 1916، انگلیسی ها و استرالیایی ها، پس از زدوخورد شدید و تلفات سنگین، از کالیپولی عقب نشستند

و بغازها [تنگه های داردانل و بوسفور] را به حال خود گذاشتند. اما قدرت برتر متفقین در درازمدت فایق آمد [...].(1)

مهاجمان به دنیای اسلام و محرکان و مشوقان پسِ پرده آن ها، همزمان با تهاجم و

ص: 179


1- . همان منبع، صص 342، 351، 352.

لشکرکشی نظامی، جبهه دیگری را و آن هم در داخل جامعه اسلامی، برای تسریع در فروپاشی آن بوجود آوردند. تحریک دسته ها و گروهایی از مسلمانان، به رهبری بعضی شیوخ و رهبران قدرت طلب و فزون خواه، از جمله خاندان شریف حسین و نیز تحریک بعضی گروه های ارمنی، بخشی از این جبهه جدید بود که خود آن ها در این باره چنین اعتراف

کرده اند:

در طول این کشمکش ها و هرج و مرج ها، اکثریت بزرگ اتباع امپراتوری عثمانی، صرف نظر از هویت قومی و مذهبی، وفادار باقی ماندند، به استثنای دو مورد: یکی ارمنی های آسیای صغیر

(آناتولی) و دیگری اعراب حجاز در شبه جزیره عربستان [...]. رهبران ملی گرای عرب و ارمنی جنگ را فرصتی می دیدند برای برانداختن سلطه عثمانی و تحقق دادن استقلال ملی. و روشن

بود که این کار را تنها می توان با کمک قدرت های اروپایی، اینک دشمن سلطان به انجام رساند. روس ها در 1914 چهار واحد بزرگ داوطلب ارمنی تشکیل دادند و در سال 1915 سه واحد دیگر به آنها افزودند. [علاوه بر این ]دسته های چریک های ارمنی در قسمت های مختلف مملکت فعال بودند و جمعیت ارمنی در چندین نقطه، به ویژه در شهر وان در آسیای صغیر شرقی و شهر زیتون در کیلیکیه، دست به شورش مسلحانه زدند.(1)

شورش اعراب از موضع، موقع، نقشه و پشتیبانی بهتری برخوردار بود. ارمنی ها در قلب ترکیه در آسیای صغیر در میان جمعیتی اکثر مسلمان قرار گرفته بودند، حال آنکه قیام عرب در حجاز

عربستان، در ایالتی نیمه خودمختار، تحت حکومت موروثی شریف حسین عرب، در سرزمین یکسره مسلمان و عرب، شامل مکه و مدینه، مقدس ترین دو شهر اسلام، اتفاق افتاد. مزیت دیگر قیام عرب، علاوه بر دور بودن از مراکز قدرت عثمانیان، دسترسی آسان انگلیسی های

مستقر در مصر بدانجا بود. شورشیان عرب هم برای انگلستان بی فایده نبودند [...].(2)

برنارد لوئیس درباره اهمیت این جبهه جدید چنین می نویسد:

ورود چند هزار سرباز غیرمنظم بادیه نشین به مخاصمات ارتش های عظیم منظم، شاید بی اهمیت می نمود ولی اهمیت اخلاقی لشکری عرب در ستیز با ترکان، و از آن بیش تر، اهمیت

تبری جستن و محکوم کردن سلطان عثمانی و جهاد او از طرف حاکم حرمین الشریفین،

ص: 180


1- . همان منبع، ص 352.
2- . همان منبع، ص 353.

بی نهایت زیاد بود و برای انگلیسی ها، و ضمنا فرانسوی ها، در اِعمال اقتدار بر اتباع مسلمان شان ارزشی ویژه داشت. ضمنا زمان شورش اعراب نیز مساعدتر و مقارن با عقب نشینی کلی قوای عثمانی از تمامی ایالات عربی بود. [...]

در اواخر 1916، نیروهای انگلیسی از مصر به داخل فلسطینِ عثمانی پیش راندند، و لشکر انگلیسی دیگری همزمان در عراق پیاده شد و پیشروی متوقف شده به شمال را ادامه داد. با فرا رسیدن بهار 1917، سپاهیان انگلیسی بغداد را در عراق و غزه را در فلسطین اشغال کرده بودند.

در دسامبر 1917 بیت المقدس و در اکتبر 1918 دمشق را گرفتند.(1)

این نویسنده یهودی، به طور تلویحی، هدف تهاجم نظامی مزبور به دنیای اسلام را از بین بردن نظام قبلی مبتنی بر مواضع و دیدگاه های معارض با صهیونیسم و روی کار آوردن نظم

نوین سازِگار با صهیونیسم در خاورمیانه اسلامی دانسته و می نویسد:

دوره مورد بحث با فروپاشی یا، دقیق تر بگوییم، با درهم شکستن نظم کهن که، خوب یا بد، چهار قرن یا بیش تر در قسمت اعظم خاورمیانه دوام آورد، شروع شد. عثمانی ها، بر پایه کار پیشینیان شان، ساختار و نظامی سیاسی بنا نهادند که هم دوام آورد و هم کار می کرد. و نیز فرهنگی سیاسی به وجود آوردند که خوب فهمیده می شد و در آن هر گروه، در واقع هر فرد،

موقع خود، قدرت و حد خود را می شناخت و از همه مهم تر می دانست که از او چه انتظار می رود، به او چه تعلق می گیرد، به کی چی باید بپردازد. نظام عثمانی البته به روز بد افتاده بود، ولی با وجود همه مشکلاتش، کماکان کار می کرد. اتباع مسیحی اش اکثرا دیگر به آن وفادار

نبودند و قبولش نداشتند، اما بیش تر جمعیت مسلمان هنوز حکومت را مشروع می دانستند. نظم

عثمانی، در دهه های آخر عمرش، نشانه هایی از بهبود و حتی پیشرفت از خود بروز داد. ورود

عثمانی به جنگ جهانی اول، به هرحال، راه هرگونه تحول را بست، دولت را فروپاشید، سرزمین های عثمانی را از هم پراکند و فاتحه امپراتوری را خواند.(2)

او در ادامه، درباره دستاورد ناشی از توطئه چندجانبه صهیونیست ها، علیه جهان اسلام و حاصل جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، با نخوت و غرور می نویسد:

وقتی دود جنگ و غبار دیپلماسی جنگ جهانی اول از چهره خاورمیانه فرونشست، معلوم شد

ص: 181


1- . همان منبع، ص 354.
2- . همان منبع، صص 354-355.

که تغییرهای مهمی روی داده است.(1)

به این ترتیب، جهان اسلام چند پارچه و دچار تفرقه و تشتّت شد و هر بخشی را یکی از مهاجمان به چنگال گرفت. اشغالگرانِ سرزمین های پهناورِ اسلامی، برای تقسیم غنایم در

کنار هم گرد آمدند و تصمیم گرفتند.

بریتانیا و فرانسه هلال خصیب را به بخش هایی تقسیم کردند، ولی نه چون سابق به شکل مستعمره و تحت الحمایه، بلکه به صورت کشورهای جدید، با مرزها و نام های جدید، که با

تصویب جامعه ملل تحت اداره و قیمومت خود نگاه داشتند تا آماده استقلال شوند. فرانسه و انگلستان نظام هایی به الگوی حکومت های خود در این کشور جدید بنیان نهادند. بازوی شرقی

این سرزمین ها- ابتدا موسوم به بین النهرین و سپس عراق - مملکتی سلطنتی تحت قیمومت بریتانیا شد، ملک فیصل، پسر شریف حسین، در آن جا به تخت نشست. بازوی غربی، سابقا به

اسمِ عام سوریه و شامات، یا شرق طالع (لوان)، نیز قسمت شد، بخش مرکزی و شمالی به فرانسه، و بخش جنوبی، با نام فلسطین، به انگلیس سپرده شد. هر دو دولتِ قیم سپس قلمرو

خود را به بخش های کوچک تر تقسیم کردند. فرانسوی ها، پس از آزمایش هایی چند، دو جمهوری به وجود آوردند، یکی را لبنان خواندند، دیگری نام قدیم سوریه را نگه داشت. انگلیسی ها هم به همین ترتیب ناحیه خود را دو قسمت کردند: در بخش شرقی یک امیرنشین عرب تشکیل دادند، آن را ماوراء اردن نامیدند و حکومتش را به عبداللّه، پسر دیگر شریف مکه، بخشیدند؛ و بخش غربی، یعنی فلسطینِ کوچک تر شده، را تحت اداره و نظارت مستقیم خود گرفتند.

گردش امور در عربستان بسیار متفاوت بود. گذشته از مستعمره و تحت الحمایه عدنِ بریتانیا در جنوب غرب و شیخ نشین های خلیج فارس، که اکثر آن ها از دیرباز به درجات مختلف از انگلستان فرمان می بردند، بخش بزرگی از شبه جزیره عربستان عملاً مستقل بود. مهم ترین

رویداد این جا رونق مجدد مکتب وهابی و موفقیت آل سعود تعمیم دهنده آن آیین بود. به هنگام

شروع جنگ در 1914، رئیس وقت خاندان، عبدالعزیز ابن سعود، حکومت خود را به بیش تر عربستان شرقی بسط داده بود و با انگلیسی ها که در مقابله با ترکان به حمایت شان نیاز داشت وارد روابط حسنه شده بود. پس از جنگ نیز ابن سعود به فتوحات خود ادامه داد، سرزمین های

ص: 182


1- . همان منبع، ص 355.

دیگری در شمال و جنوب شبه جزیره به دست آورد و فرمانروایان پیشین این نواحی را برکنار یا اخراج کرد.

ابن سعود علاقه امپراتوری بریتانیا را به عربستان شرقی و جنوب شرقی خوب می دانست، از این رو علیه امارات و شیخ نشین های شرقی اقدامی نکرد، و کوشش خود را تماما در عربستان

غربی و جنوب غربی، تنها دو رقیب باقی مانده جدی، متمرکز ساخت. یکی از این رقبا مملکت

حجاز- زیر فرمان حسین شریف مکه، قهرمان قیام اعراب بر ضد ترک ها- بود؛ دیگری امام نشین

یمن در گوشه جنوب غربی شبه جزیره عربستان.(1)

و این ها همه با هدایت پَسِ پرده ای ها و با استراتژی از پیش طراحی شده به پیش می رفت.

آن ها، پس از اجرای بخش اول سناریوی خویش، پس از جنگ جهانی اول، ساختار جدیدی را برای ایران رقم زدند و در ترکیه نیز طرح سیاسی، فرهنگی و اداری نوینی هماهنگ و همسو طراحی کردند و به معرض اجرا گذاشتند. به طوری که برنارد لوئیس یهودی می نویسد:

امپراتوری عثمانی شکست خورده بود، پایتختش اشغال شده بود، دشمنان ظفرمند سرگرم تقسیم سرزمین هایش میان خود و وابستگان شان بودند، کشور سُست و ناتوان افتاده بود. ایران،

با وجود اعلام بی طرفی، میدان کارزار دولت های متخاصم شده بود و نیروهای خارجی - ترک ها، روس ها، آلمانی ها، انگلیسی ها- آن چنان در خاک کشور عمل می کردند که گویی دولت

مستقلِ ایرانی وجود ندارد. بیم آن می رفت که این دو هم به سرنوشت دیگر ممالک آسیایی و افریقایی - که مقهور قدرت فزاینده غرب شدند- گرفتار آیند.

در حقیقت هر دو کشور، هریک به طریقی، از این سرنوشت رست. تحول در 1919 هنگامی شروع شد که یک افسر ترک به نام مصطفی کمال، بعدا ملقب به آتاتورک، در قلب آسیای صغیر

نهضت مقاومتی [... ]تشکیل داد و آن را رهبری کرد. [... ]سلطنت را منحل و اعلام جمهوری نمود. جمهوری ترکیه، تحت پیشوایی آتاتورک، برنامه وسیع و جامعی از نوسازی و جدا کردن

دین از دولت - امری بی سابقه در جهان اسلام - انجام داد.

ایران در همین سال، 1919 میلادی، شاهد عقد قراردادی بود که، ضمن به رسمیت شناختن استقلال و تمامیت خاک کشور، عملاً مقدمات استیلای بریتانیا را فراهم می آورد. مجلس ایران

ص: 183


1- . همان منبع، ص 356.

که برای تصویب قرارداد فرا خوانده شده بود، قرارداد را رد کرد و پدیدار شدن سر و کله سپاهیان روس در شمال ایران - این بار در کسوت بلشویکی - وضعیت را پیچیده تر ساخت. پس

از دورانی هرج و مرج، افسری از فوج قزاق، به نام رضاخان، در حوت 1299 زمام امور را به

دست گرفت، دولتی تقریبا دیکتاتوری پایه نهاد.(1)

توطئه یهود در تلاشی امپراتوری عثمانی

برنارد لوئیس یهودی همه این حوادث را عادی و روند آن را طبیعی قلمداد می کند. او به نقش یهودی های مخفی یا «دونمه»(2) در فروپاشی امپراتوری عثمانی هیچ اشاره ای نمی کند.(3) این جماعت در ظاهر مسلمان بودند و ادعای مسلمانی می کردند و نام مسلمانی داشتند؛ اما در پنهان یهودی و پایبند به اصول و آیین یهود بودند. دونمه ها به دلیل رفتار دوگانه و منافقانه و اهداف کاملاً پنهان خود در ارکان قدرت سیاسی و تصمیم گیری امپراتوری عثمانی نفوذ عمیق و گسترده ای داشتند و امور را در مسیر مطامع خود هدایت و پیش می بردند. جز خیانت

غیرقابل کتمان دونمه ها، توطئه برخی سران و سرمایه داران ذی نفوذ و کانون های یهودی

اروپا نیز نقش و تأثیر اساسی در تلاشی امپراتوری عثمانی داشت که برنارد لوئیس به آنها

اشاره نکرده است. طبق اسناد موجود؛ جنبش صهیونیسم پس از شکل گیری در اولین کنگره جهانی صهیونیسم در سال 1897م در شهر بال سوئیس، تلاش کرد، سلطان عبدالحمید امپراتور عثمانی را نسبت به اسکان یهودی ها در فلسطین راضی نماید. لیکن عدم موافقت مکرر سلطان عثمانی با این پیشنهاد و طرح رهبران صهیونیست، آنها را کاملاً مأیوس و ناامید

ساخت. بنابراین دشمنی و خصومت خود را با او کاملاً آشکار و تشدید کردند.

در فاصله زمانی که جنبش صهیونیسم دشمنی خود را با دولت عثمانی آشکار می کرد، یهودی های ساکن امپراتوری عثمانی، نارضایتی خود را از سلطان عبدالحمید آشکار کردند. آنها از هرگونه خلل و کاستی در دولت عثمانی به سود خود بهره برداری می کردند.

صهیونیسم جهانی، همگام با بعضی کشورهای اروپایی و نیز با هماهنگی یهودی های دونمه

ص:184


1- . همان منبع، ص 357.
2- . Donme
3- . برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره، مراجعه شود به: علیرضا سلطانشاهی، پان ترکیسم و یهود. پژوهه صهیونیست، به کوشش محمد احمدی، مؤسسه فرهنگی پژوهشی ضیاء اندیشه، چاپ اول 1376، صص 280 تا 283.

به این واقعیت پی برده بودند که (امپراتوری) سلطان عبدالحمید ضرورتا مضمحل خواهد شد. زیرا تحقق اهداف صهیونیست ها در فلسطین تا زمانی که سلطان عبدالحمید قدرت را در دست داشت امکان پذیر نبود. این در زمانی بود که کشورهای اروپایی نیز (تحت تأثیر و

نفوذ صهیونیست ها و به دلیل ترس از قدرت بزرگ عثمانی) تقسیم امپراتوری عثمانی را، البته برای دستیابی بر آن اراضی و ایجاد تشکیلات مستقل و خودمختار برای اقلیت های یهودی، ارمنی، یونانی و بعضی اقلیت های دیگر که به طور طبیعی تکوین آنها جز به خواست

اروپاییان شکل نمی گرفت، امری اجتناب ناپذیر می دانستند.(1)

به علاوه صهیونیست ها، پایه گذار جنبش ملی گرایی ترک و انقلاب ترکان جوان در سال 1908م/ 1277ش، امپراتوری عثمانی بودند. بعد از انقلاب 1908 و خلع سلطان در سال 1909م/ 1278ش، سیاست عثمانی برای مدتی در برابر فلسطین و کشورهای عربی دگرگون شد و موج مهاجرت یهودی ها (به فلسطین) رو به افزایش گذاشت؛ در حالی که حکومت عثمانی در دوران سلطان عبدالحمید، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از اسکان یهودی ها

در سرزمین های مقدس به کار می گرفت... سیاست عبدالحمید دوم در قبال متحدین و صهیونیست ها و کشورهای اروپایی منجر به توافق این عناصر در برپایی انقلاب 1908 شد. افسران عضو اتحاد و ترقی از طریق لژهای فراماسونری این امکان را یافتند که بر فعالیت های

خود بیفزایند. زیرا وجود لژهای فراماسونری در سالانیک (سالونیک) که یکی از ولایت های

سه گانه ای بود که تحت نظارت بین المللی قرار داشت، حمایت بین المللی را نسبت به خود

تضمین می کرد. بنابراین، انقلاب اتحاد و ترقی، قبل از اینکه انقلابی ترکی و یا عثمانی باشد، یهودی بین المللی است. زیرا کمیته جمعیت در سالانیک (سالونیک) زیر نظر فراماسونری بین المللی و با تأیید یهود و یهودیان دونمه شکل گرفت و عناصر یهودی مثل: قاره صوه، سالم، سامسون، فارجی، مازلیاح، جاوید و بالجی نقش اساسی در تنظیم این کمیته و پیروزی انقلاب ایفا کردند.(2)

به طوری که نوشته اند؛ یهودی ها در جنبش «اتحاد ترک» نقش مهم ایفا کردند، به طوری که

ص:185


1- . حسن خلاق، نقش یهود و قدرت های بین المللی در خلع سلطان عبدالحمید از سلطنت، برگردان حجت اللّه جودکی- احمد درویش، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، چاپ اول 1380، ص 33-34.
2- . حسن خلاق، صص 134-135. نیز مراجعه شود به پژوهه صهیونیست، مقاله پان ترکیسم و یهود، نوشته علیرضا سلطانشاهی، صص 296 و 297.

پس از سال 1908، در این جنبش افراد غیرمسلمان یا غیرترک، جز یهودیان، وجود نداشتند.

یهودی ها در نهضت ترک های جوان در سالونیک نقش مؤثری برعهده داشتند که از میان آنها

می توان از، آلبرت فوالیون گاتنیو، اشیر سالم، آبراهام گالانت، امانوئل قره سو (صو) نام برد.(1)

از جمله اسناد معتبر در این باره؛ نامه سلطان عبدالحمید است که به محمود ابوالشامات

ارسال شده است. سلطان در این نامه تأکید و تصریح کرده که چون پیشنهاد 150 میلیون لیره طلا (رشوه) را در مقابل ایجاد وطن قومی برای یهودی ها رد کرد، از سلطنت خلع شده است.(2)

در بخشی از نامه امپراتور عثمانی چنین آمده است:

این نامه را به شیخ طریقت بزرگ شاذلیه، به حیاتبخش روح، به شیخ زمانه محمود افندی ابی الشامات، تقدیم می کنم و دستان مبارکش را می بوسم و از او التماس دعا دارم. [... ]اینجانب به خاطر فشارهای جمعیت اتحاد و ترقی موسوم به «ژون ترک» [ترکان جوان] و تهدیدهای آنها، بالاجبار و از سر ناچاری، خلافت اسلامی را رها کردم. این جمعیت به کرّات اصرار

کردند و فشار آوردند که با تأسیس وطن قومی برای یهودیان در سرزمین مقدس - فلسطین - موافقت نمایم. علیرغم پافشاری آنان من این پیشنهاد را قاطعانه رد کردم. اینان سرانجام مبلغ 150 میلیون لیره طلای انگلیس به من عرضه کردند که این پیشنهاد را نیز قاطعانه نپذیرفتم و در پاسخ آنان جواب صریح ذیل را دادم: اگر شما- علاوه بر این 150 لیره طلای انگلیس - دنیا را پر از طلا می کردید و به من می دادید، به طور قطع هرگز این پیشنهاد شما را نمی پذیرفتم. اینجانب به ملت اسلام و امت محمد[ص ]بالغ بر سی سال است که خدمت می کنم و هرگز پرونده آبا و اجداد مسلمان خود- شاهان و خلفای عثمانی - را سیاه نمی کنم. بنابراین پیشنهاد شما را اکیدا رد می کنم.

اینان پس از جواب قاطعانه من، بر خلع اینجانب اتفاق کردند و به من ابلاغ نمودند که عنقریب مرا به سالانیک تبعید می کنند. پیشنهاد اخیر را پذیرا و خداوند متعال را سپاس گفتم. او را

شکرگزارم، چرا که امپراتوری عثمانی و جهان اسلام را به این ننگ ابدی برآمده از پیشنهادشان

ص:186


1- . فصلنامه خاورمیانه، مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه، سال اول، شماره 1، تابستان 1371، به نقل از: شؤون ترکیة، مرکز الدراسات الاستراتیجیة و البحوث و التوثیق، تشرین الثانی/ نوفبر 1992، ص 45.
2- . حسن خلاق، ص 135.

مبنی بر ایجاد دولتی یهودی در سرزمین های مقدس فلسطین، نیالودم [...].(1)

این نامه سند متقنی است که نه فقط نقش یهودی ها و کانون های ساخته و پرداخته صهیونیست ها را در تلاشی امپراتوری عثمانی و اشغال فلسطین افشا می کند؛ بلکه تحریف تاریخ از سوی تاریخ پردازان و تئوریسن های صهیونی، چون، برنارد لوئیس را نیز یادآوری و تأکید می کند.

بسیاری از نویسندگان و محققان، ترویج باستانگرایی در ایران دوره پهلوی و ملی گرایی ترک در امپراتوری عثمانی و بعدها ترکیه را دارای منشاء یهودی و صهیونیستی دانسته اند. به عقیده این محققان، بیشتر حرکت های ملی گرایانه در خاورمیانه با این ادعا آغاز شد که ملل موجود در این منطقه، قبل از ظهور اسلام یا گرویدن به آن، از تمدن والایی برخوردار بوده اند. به این ترتیب با بستن پلی از حال به گذشته قبل از اسلام، در صدد برمی آیند تا حضور و قدرت اسلامی را کم فروغ جلوه دهند.(2)

به هر حال تلاش گسترده و همه جانبه ای از سوی محافل یهودی و صهیونیستی و یا ایادی آنها، برای القاء این اندیشه صورت می گرفت که بین آیین و آداب ایرانیان و ترکان با یهود

وجوه اشتراک و یا پیوند کهن وجود دارد. بر این اساس ترویج یهودگرایی(3) در ترکیه(4) و نیز ایران، بخشی از تلاش های فکری و فرهنگی صهیونی به منظور نزدیک ساختن و ایجاد ارتباط بین دو ملت ایران و ترکیه با جامعه یهودی و صهیونیستی مستقر در سرزمین فلسطین

از یکسو و جدا ساختن آنها از مردم مسلمان و عرب منطقه از سوی دیگر بود. این اقدامات

کاملاً سازگار و منطبق با «استراتژی پیرامونی» اسرائیل در انعقاد پیمان سه جانبه ایران،

اسرائیل و ترکیه در دوره پهلوی بود که به طور مشخص و روشن، در حوزه های اطلاعاتی و جاسوسی بیش از همه عینیت پیدا کرد.

بنابراین، به جرأت می توان در این باره قضاوت کرد که، آنچه ایران شاهنشاهی و ترکیه را

به هم نزدیک و همسو نمود تا با سازگاری و همکاری تمام، در کنار صهیونیست ها، جبهه

ص:187


1- . همان منبع، صص 152-153. متن نامه سلطان عبدالحمید به زبان ترکی عثمانی و نیز متن ترجمه عربی آن، در صفحات 153 تا 156.
2- . علیرضا سلطانشاهی، پان ترکیسم و یهود، کتاب پژوهه صهیونیست، ص 275.
3- . ن.ک: همان منبع صص 272 تا 278 و نیز 279 تا 283.
4- . ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد دوم، پاورقی صص 127-128.

واحدی را علیه مسلمانان و ممالک اسلامی منطقه تشکیل بدهند، ریشه در تحولات و تغییراتی داشت که در بالا به آن اشاره شد. همکاری اطلاعاتی و امنیتی و جاسوسی سرویس های اطلاعاتی ایران شاهنشاهی، ترکیه و اسرائیل در مسیر استراتژی توسعه طلبانه

صهیونیسم در منطقه، اگرچه در ساختار سیاسی نهادهای حکومتی آن دو دولت و نیز ابعاد نفوذ و حضور یهودی ها و صهیونیست ها در آن دو داشت، اما زمینه ساز همه اینها رویدادهایی بود که پیش از آن، با برنامه ریزی و طراحی پنهان، به وقوع پیوسته بود. آن

رویدادها بودند که قبل از حضور و نفوذ آشکار کانون ها و اشخاص یهودی و صهیونیستی، موجب استقرار و ایجاد پایگاه های پنهان آن ها در عالم اسلام، به ویژه در ایران و ترکیه شده بودند.

بر این اساس، مطالعه، بررسی، تحقیق و قضاوت درباره ماهیت، ابعاد و عمق ارتباط و همکاری سرویس های اطلاعاتی ایران شاهنشاهی، ترکیه و اسرائیل در مسیر استراتژی صهیونیسم در منطقه، ضروری است، تا از این زاویه، مورد ارزیابی و بازنگری قرار گیرد.

ص: 188

گزارش ها و قطعنامه ها

(1)

اسناد و مدارک سری و پنهان به جا مانده از آن دوران، زمانی جذاب تر و شگفت انگیزتر جلوه می کنند که از زاویه نگاه مزبور، مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند. یعنی تکاپوی پنهان دو سرویس اطلاعاتی ایران و ترکیه، اگرچه در ظاهر، همطراز و همردیف سرویس اطلاعاتی اسرائیل، اما در واقع تحت فرمان و هدایت دستگاه جاسوسی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و بلکه صهیونیسم جهانی و در خدمت آرمان و استراتژی آن ها، مورد توجه قرار گیرند. پیمان

همکاری سرویس های اطلاعاتی اسرائیل، ترکیه و ایران شاهنشاهی، تقریبا از دهه چهل شمسی یا دهه شصت میلادی آغاز و در آخرین سال های دهه پنجاه شمسی یا دهه هفتاد میلادی، در قرن حاضر، با سقوط نظام شاهنشاهی ایران خاتمه یافت. بر این اساس، بررسی و

شرح این گزارش ها و قطعنامه ها و مصوبات کمیته ها، شوراها و سمینارهای اطلاعاتی سه جانبه مزبور، در این نوشتار، به دو بخش؛ یعنی، دوره اول (دهه چهل شمسی) و دوره دوم

(دهه پنجاه شمسی) تقسیم شده است.

ص: 189


1- . در این گزارش ها و قطعنامه ها، کلیه کشورهای عربی و اسلامی منطقه خاورمیانه تا شمال و غرب آفریقا، به عنوان هدف، مشمول پیمان همکاری اطلاعاتی سه جانبه اسرائیل، ترکیه و ایران شاهنشاهی محسوب و در قلمرو استراتژیک صهیونیستی ارزیابی شده و در چارچوب استراتژی پیرامونی اسرائیل قرار گرفته اند. این کشورها که اوضاع و تحولات داخلی و نیز روابط و مناسبات خارجی آنها، همواره در گزارش ها و قطعنامه های نشست های اطلاعاتی سه جانبه، مورد بحث و بررسی قرار گرفته، عبارتند از: اردن، لبنان، عراق، سوریه، عربستان سعودی، کویت، قطر، بحرین، امارات متحده عربی، یمن شمالی و جنوبی، عمان، فلسطینی ها، پاکستان، افغانستان، تونس، الجزایر، لیبی، مغرب (مراکش)، سودان.

دوره اول (دهه چهل ش)

شانزدهمین کنفرانس یا شورای سه جانبه سرویس های اطلاعاتی ایران و ترکیه و اسرائیل در آبان ماه سال 1345 در آنکارا، حول محور پنج دستور برگزار شد. در یکی از گزارش های

ساواک، به این دستورها چنین اشاره شده است:

گزارش

شانزدهمین کنفرانس سه جانبه سرویسهای (ایران - ترکیه - اسرائیل) از تاریخ 23 تا 27 آبانماه 1345 در آنکارا تشکیل و پس از تبادل اطلاعات و بررسی اوضاع بین المللی و تأثیر آن در

منطقه خاورمیانه و خطراتی که این منطقه را تهدید می نماید از طرف شورای سه جانبه تصمیماتی بمنظور جلوگیری از آن خطرات و مقابله با فعالیتهای مخرب کمونیسم و عملیات اخلالگرانه ناصر اتخاذ گردید که صورت جلسه آن بشرح زیر و به پیوست تقدیم می گردد:

1- گزارش کمیته امنیت

2- گزارش کمیته هماهنگ کننده

3- توصیه ها

4- تصمیمات اجرائی

5- عناصر اصلی خبر(1)

کنفرانس شانزدهم سرویس های اطلاعاتی سه گانه، در ابتدا، گزارشی پیرامون اوضاع سیاسی خاورمیانه تا شمال آفریقا منتشر نمود. در این گزارش با اشاره به بسط نفوذ شوروی

کمونیستی در کشورهای عربی و حتی کمک آن ها به سازمان آزادی بخش فلسطین و نیز توافق نظامی مصر و سوریه و مبادله سفیر بین سوریه و عراق ابراز نگرانی شده است:

اوضاع بین المللی و تأثیر آن در منطقه خاورمیانه در ششماه گذشته

ظرف مدت شش ماهی که پس از پانزدهمین کنفرانس سه جانبه سپری شده است مهمترین تحولی که در سیاست جهانی به چشم می خورد تشدید اختلافات بین روسیه شوروی و چنین کمونیست و اقدام آنان در متشکل کردن جبهه های طرفدار خود بمنظور تحکیم موقعیت و ازدیاد نفوذ در منطقه خاورمیانه و افریقا می باشد.

ص: 190


1- . گزارش ساواک، بدون شماره و تاریخ، با طبقه بندی سری. این گزارش ظاهرا در اواخر آبان یا اوایل آذر سال 1345 تهیه شده است.

اقداماتی که از طرف کشورهای فوق الذکر در این زمینه بعمل آمده است هریک بنوبه خود اثر مستقیم و یا غیرمستقیمی در وضع موجود و تعادل قوا در منطقه حساس خاورمیانه داشته است.

این اقدامات از دو طریق صورت گرفته است: یکی از راه نزدیکی و تماس با احزاب منطقه و

دیگری سعی در همکاری و همگامی با اقدامات سازمانها و حکومتهای کشورهای باصطلاح انقلابی.

دولت چین کمونیست طی این مدت سعی نمود تا پیروان خود را در احزاب زیرزمینی کمونیست (طرفدار پکن) کشورهای خاورمیانه متشکل سازد. در اجرای این منظور باشاره و توصیه چین کمونیست کنگره هائی از احزاب کمونیست طرفدار پکن در خاورمیانه در بصره و شتورا تشکیل گردید. منظور از تشکیل این کنگره مطالعه در امر ایجاد یک کمیته واحد از

احزاب کمونیست طرفدار پکن در منطقه خاورمیانه و متحد نمودن روشها و هماهنگ کردن مبارزات آنها علیه احزاب کمونیست طرفدار شوروی - دولت شوروی و بلوک غرب و نفوذ آن در منطقه بود. ضمنا قرار است در آغاز سال 1967 کنگره بین المللی احزاب کمونیست طرفدار

چین کمونیست در پکن تشکیل گردد. از طرف دیگر چین کمونیست با پشتیبانی از سازمانهای آزادیبخش فلسطین و الفتح و دادن کمکهای مادی و فنی مانند آموزش افراد این سازمانها در

چین بمنظور آماده نمودن آنان برای جنگهای پارتیزانی و مجهز کردن آنان بسلاحهای مدرن

جنگی - تشکیل گارد سرخ و الهام دادن بکشورهای باصطلاح انقلابی مانند سوریه در این مورد

سعی نمود روش افراطی خود را در منطقه انتشار دهد. ولی بطور کلی چین کمونیست نتوانسته

است روش خود را بدولتهای باصطلاح انقلابی منطقه بقبولاند و موفق نگردید از اِعمال سیاست افراطی خود که مورد پسند رهبران کشورهای خاورمیانه قرار نگرفته است نتیجه مطلوبی بدست آورد.

دولت اتحاد جماهیر شوروی در ششماهه گذشته مقاصد خود را در منطقه چه در مسائل ایدئولوژیکی و چه در مسائل سیاسی با نرمش توأم با قدرت به پیش برده است. بدین معنی که

باحزاب کمونیست طرفدار مسکو در خاورمیانه توصیه نموده است تا شدیدا با احزاب کمونیست طرفدار پکن وارد مبارزه شده و مانع بسط نفوذ آنان در منطقه گردند و ضمنا توصیه

نموده است که بمنظور همکاری با سایر احزاب ملی در کشورهای خاورمیانه و تشکیل یک جبهه مقتدر در داخل کشورهای باصطلاح انقلابی منطقه در مسائل ایدئولوژیکی تعصب بخرج

ص: 191

نداده و تا حد امکان از جنبه های مثبت احزاب ملی برای ایجاد این نوع همکاری استفاده نمایند. در تعقیب این روش بود که نمایندگانی از اتحاد سوسیالیست عرب مصر به مسکو رفته

و مذاکرات و مباحثات ایدئولوژیکی بین آنان و حزب کمونیست شوروی بعمل آمد. بازدید نمایندگان سازمان جوانان شوروی وابسته بحزب کمونیست آن کشور از قاهره - انجام مذاکرات

بین احزاب بعث - اتحاد سوسیالیست عرب و جبهه آزادیبخش ملی الجزایر بمنظور ایجاد همبستگی بین احزاب ملی و حزب کمونیست از یک طرف و بین خود احزاب ملی از طرف دیگر شواهد دیگری از این امر می باشند.

ضمنا دولت شوروی، که تاکنون بطور جدی و مؤثر کمکی بسازمان آزادیبخش فلسطین نمی نمود بدنبال شکست مقررات و تصمیمات کنفرانسهای سران عرب و بمنظور مقابله بانفوذ

پکن در این سازمان و همچنین حفظ ماهیت انقلابی سازمان مذکور در مقابل امتناع کشورهای

ضدانقلابی عرب از ادامه کمک بآن، تصمیم گرفت که بطور مؤثری بآن سازمان کمک نماید.

از طرف دیگر دولت شوروی در شش ماهه اخیر اقدامات دامنه داری بمنظور ایجاد تفاهم بیشتر بین کشورهای باصطلاح انقلابی منطقه خاورمیانه بعمل آورده و می توان گفت که نتایج مثبتی

در این زمینه بدست آورده است.

انعقاد قرارداد نظامی مصر و سوریه و مبادله سفیر بین سوریه و عراق شواهدی از این امر می باشند. همچنین دولت شوروی بمنظور تحکیم موقعیت کشورهای باصطلاح انقلابی منطقه و تقویت روحیه آنها اسلحه و مهمات قابل توجهی باین کشورها سرازیر نموده و با استقرار یک

ناوگان جنگی مجهز بسلاحهای اتمی در مدیترانه و بازدید آن از اسکندریه عملاً پشتیبانی خود را از اینگونه رژیمها ثابت نمود. ضمنا بمنظور حفظ رژیم متزلزل سوریه تهدید کرد که هرگونه

تجاوز به آن کشور از طرف شوروی بدون پاسخ نخواهد ماند و بالاخره اخیرا با استفاده از حق وتو با قطعنامه ای که از طرف دولتین آمریکا و انگلستان علیه تجاوز سوریه به اسرائیل تسلیم شورای امنیت سازمان ملل متحد شده بود مخالفت کرد.

اقدام دیگر دولت شوروی بمنظور بسط نفوذ خود در منطقه خاورمیانه در شش ماهه اخیر سعی آن دولت به منظور تسلط بر دروازه های بحر احمر و خارج ساختن آن از تسلط غرب می باشد

بدین منظور به کشور سومالی در مورد آزاد ساختن سومالی فرانسه که موقعیت استراتژیکی بسزائی در دریای احمر دارد کمکهای اقتصادی و نظامی قابل توجهی می نماید.

ص: 192

در منطقه شرقی باب المندب نیز دولت شوروی از راه کمک بدولت مصر برای دست اندازی به منطقه یمن و عدن در راه هدف خود یعنی کنترل دهانه جنوبی بحر احمر گامهای بلندی برداشته

است. بموازات فعالیتهای بلوک شرق در منطقه خاورمیانه فعالیتهای کشورهای انقلابی منطقه خاورمیانه برهبری مصر با حرارت بیشتر و روشهای جدیدی در صحنه سیاست کشورهای عربی منطقه ظاهر گردیده است. دولت مصر و متفقین عرب او دستگاههای تبلیغاتی خود را بمنظور مبارزه دامنه داری علیه کشورهای باصطلاح ضدانقلابی بسیج نموده و از این راه کوشش می نمایند افکار عمومی توده جهان عرب را علیه رهبران به ادعای آنان مرتجع آن کشورها تحریک نمایند.

دولت مصر به منظور بهره برداری کامل از حملات تبلیغاتی خود که نمی تواند بتنهائی کافی برای رسیدن بهدف او باشد سعی دارد با برقراری ارتباط مستقیم با احزاب زیرزمینی و دستجات ناراحت در کشورهای ضدانقلابی و تأسیس سلولهای حزبی توده های مردم را توجیه و سیاست مصر را به آنان تفهیم نمایند. ضمنا با تقویت و تجهیز نیروی نظامی خود بمنظور آنکه بتواند در مواقع ضروری و احتیاج بدرخواست کمک گروههای باصطلاح انقلابی پاسخ مثبت دهد بسیاست خارجی خود روح تهاجمی تازه ای بخشیده و کوشش می کند از این راه زیربنای جامعه های کشورهای مخالف را از ریشه و بن زیر و رو و دگرگون سازد. در اجرای این سیاست جدید است که دولت مصر از سازمان آزادیبخش فلسطین و مبارزه او با رژیم اردن پشتیبانی نموده و به تأسیس

سلولهای جدیدی از جنبش حرکه القومیون العرب (جنبش ناسیونالیست عرب) در منطقه خلیج فارس - عربستان سعودی و فدراسیون جنوب عربی و تشدید فعالیت این جنبش در منطقه کمک می کند. اثرات مثبت این سیاست ناصر به صورت به تعویق انداختن کنفرانس سران عرب، توفیق

در برکناری بزاز در عراق و انعقاد پیمان دفاعی با سوریه ظاهر گردیده است.

در اینجا باید گفته شود که ظرف ششماه اخیر ناصر نتوانست از کنفرانس کشورهای غیرمتعهد و

کنفرانس وحدت افریقائی که همواره بعنوان یک میدان تبلیغاتی و بالا بردن پرستیژ جهانی خود از آن بهره برداری می کرد نتیجه ای گرفته و استفاده هائی را که تاکنون با های و هوی و جنجال از این کنفرانس می برد بدست آورد.

نتیجه:

ظرف ششماه گذشته همکاری و همفکری دستگاههای تبلیغاتی و بطور کلی سیاست خارجی

ص: 193

کشورهای انقلابی برهبری مصر و بلوک شرق بخصوص شوروی بیش از پیش مشهود گردیده است.

این هماهنگی بدو صورت: حمله بسیاست استثماری بلوک غرب و حمله بروش ارتجاعی رهبران کشورهای باصطلاح ضدانقلابی منطقه تجلی نموده است.

این نوع همکاری و همفکری بین کشورهای باصطلاح انقلابی خاورمیانه و کشورهای کمونیستی باعث بروز بحران ناامنی و تشنجاتی در منطقه گردیده که باید با هشیاری و واقع بینی

هرچه تمامتر در نظر گرفته شده و برای جلوگیری از خطرات احتمالی آن پیش بینی ها و تدابیر

لازم اتخاذ گردد.(1)

شانزدهمین شورای سه جانبه سرویس های اطلاعاتی ایران، اسرائیل و ترکیه، پس از پایان اجلاس (17-18 نوامبر 1966م/26-27 آبان 1345ش) با صدور یک قطعنامه شش ماده ای به کار خود پایان داد. در این قطعنامه نه فقط، از بسط حضور و نفوذ و روابط میان

شوروی و چین با کشورهای عربی اظهار نگرانی شده، بلکه شرکت کنندگان، از همکاری و روابط حسنه بعضی محافل و دولت های عربی نیز ابراز ناراحتی و نارضایتی کرده اند. محورهای اصلی قطعنامه مزبور به شرح ذیل است:

قطعنامه شانزدهمین شورای سه جانبه

الف - مقدمه:

1- شانزدهمین شورای سه جانبه از تاریخ 18-17 نوامبر 1966 در شهر STORMتشکیل گردید.

رؤسای سه سرویس درباره تحولات عمده خاورمیانه بویژه وقایع مهم بین المللی بحث و گفتگو

نموده به تجزیه روزافزون دنیای عرب به دو قطب مخالف و تهاجم شوروی در منطقه در زمینه های سیاسی - نظامی و اقتصادی توجه خاص مبذول داشتند:

تحولات سوریه و نقش مهمی که تغییرات مزبور در دنیای داخلی عرب و در اجرای طرح بزرگ شوروی در منطقه ایفاء می کند مورد بررسی دقیق قرار گرفت.

2- در مورد جنبه های مختلف سیاست و فعالیت مصر در سوریه، عراق عربستان جنوبی و بویژه توسعه و تحولات نظامی مصر با در نظر گرفتن هدف های شوروی در منطقه تبادل نظر و گفتگو

ص: 194


1- . گزارش ساوک، درباره گزارش منتشر شده در شانزدهمین کنفرانس سرویس های اطلاعاتی سه گانه، با طبقه بندی سری.

بعمل آمد.

3- به فعالیتهای چین کمونیست در منطقه اشاره شده و اهمیت چنین اقداماتی در صحنه خاورمیانه و سایر نقاط دنیا مورد ارزیابی قرار گرفت.

4- وضع داخلی مصر گرایش آن به سیاست چپی و ارتباط این مسئله با نفوذ شوروی در منطقه و خطر تأثیر این تمایلات در تشدید سیاست افراطی در سراسر منطقه مورد توجه قرار گرفت.

5- رؤسای سه سرویس بار دیگر آگاهی خود از وحدت مقاصد و منافع موجود در مذاکرات اعلام داشته و آن را نتیجه حسن تفاهم و همکاری دامنه داری که از ابتدا بین سه سرویس موجود بود بشمار آوردند.

6- پس از آن شورا گزارش مربوط به کمیته هماهنگ کننده، کمیته اطلاعات، کمیته امنیت، گزارش گردش کار دبیر کل - عناصر اصلی خبر E.E.Iو بویژه ارزیابی - توصیه ها و تصمیمات اجرائی ذیل را تصویب نمود.(1)

در شانزدهمین اجلاس سه جانبه، 37 محور و موضوع مربوط به مسایل اعراب و منطقه، تحرکات کشورهای کمونیستی مثل شوروی و چین در خاورمیانه و نیز اوضاع داخلی پاره ای از کشورهای عربی مورد توجه قرار گرفت. در گزارش به کلی سری ساواک در این باره چنین می خوانیم:

شانزدهمین اجلاسیه کنفرانس سه جانبه از تاریخ 23 تا 27 آبانماه 1345 در آنکارا تشکیل گردید که قطعنامه گزارشهای مربوط به آن بدینوسیله و بشرح زیر تقدیم می گردد:

1- مقدمه

2- بررسی اوضاع سیاسی منطقه

3- توصیه ها

4- تصمیمات اجرائی

5- تشکیلات

6- عناصر اصلی خبر

7- گزارش کمیته هماهنگ کننده

8- گزارش کمیته امنیت

ص: 195


1- . گزارش ساواک، 18 نوامبر 1966م/27 آبان 1345، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

الف - امور بین الاعراب:

1- تجدید احتمالی فعالیتهای اخلالگرانه ناصر در جهان عرب.

2- سازمان و فعالیتهای سرویسهای اطلاعاتی مصر و دیگر کشورهای متخاصم.

3- عواملی که ممکنست باعث تضعیف یا تقویت تز وحدت اعراب در منطقه شده و نقشی که بوسیله ملک فیصل- حزب بعث و پرزیدنت بورقیبه در این زمینه ایفا می گردد.

4- آینده کنفرانس سران عرب و اثرات و عواقب تهدیدات عربستان سعودی در مورد عدم رعایت تعهداتی که از طرف کنفرانس سران عرب بکشور مزبور تحمیل شده است بویژه پس از تضعیف موجودیت کنفرانس سران.

5- کوششهائیکه بمنظور وحدت عراق و مصر بعمل می آید بویژه با توجه به فعالیتهای خرابکارانه

ناصر برای ساقط نمودن رژیم فعلی عراق.

6- بهبود روابط سوریه و مصر با توجه به کوششهائی که از طرف دولت شوروی در این زمینه بعمل

آمده است و امکان وحدت بین دو کشور و تمایلات مشترک بسیاست افراطی.

7- فعالیتهای مصر- عراق - کویت و عربستان سعودی در منطقه خلیج فارس - بویژه اقداماتی که از طریق جامعه عرب بعمل می آید- حقیقت خطر حمله قوای مصر به خاک عربستان.

8- الف) جنبشهای تروریستی در دنیای عرب و فعالیتهای آنان علیه رژیمهای دوست و میانه رو در منطقه بویژه خطری که متوجه رژیم ملک ادریس در لیبی می باشد.

ب) سازمان الفتح و فعالیتهای آن در منطقه - تمایل دولت سوریه برای پشتیبانی از سازمان مزبور و فعالیتهای آن.

9- فرماندهی مشترک عرب - طرحها- سازمان - فعالیتها و اثرات تحولات اخیر کنفرانس سران در

انجام وظایف فرماندهی و اثرات آن در روابط بین کشورهای عربی از یکطرف و روابط کشورهای مزبور با دول همسایه از طرف دیگر.

10- فعالیتها و آرایش نظامی ارتشهای عرب علیه یک یا چند کشور منطقه (با توجه به فرماندهی

مشترک عرب).

11- مسئله یمن و آینده مذاکرات صلح درباره این کشور- اوضاع یمن و استراتژی جدید مصر در این کشور.

12- واکنش کشورهای عربی درباره فعالیتهای ملک فیصل برای جلب نظرات اعراب و جهان اسلام.

ص: 196

13- نتایج حاصله از کوششهائی که جهت ایجاد بازار مشترک اعراب بعمل آمده است.

14- فعالیتهای پنهانی و خرابکارانه مصر- عراق - سوریه نسبت به خوزستان و حاتای.

15- واکنش جهان عرب نسبت به پیشنهادات پرزیدنت بورقیبه درباره اختلافات اعراب و اسرائیل.

16- فعالیت سازمان آزادی بخش فلسطین در زمینه های سیاسی و نظامی بویژه مساعی سازمان مزبور در زمینه فعالیت اخلالگرانه علیه رژیم اردن هاشمی.

17- هرگونه فعالیتهای اخلالگرانه ای که بوسیله عوامل دیگر بویژه سوریه و گروههای وابسته به کشور مزبور بعمل می آید.

ب - فعالیتهای بلوک کمونیست:

18- نهضت کمونیسم در جهان عرب بویژه با توجه به تمایلات فعلی کشورهای کمونیست بمنظور ایجاد همکاری نزدیک تر با احزاب سوسیالیست عرب. موافقتنامه سری بین عراق و اتحاد شوروی پس از مسافرت نخست وزیر سابق عراق (البزاز) به مسکو.

19- موافقتنامه های سری بین:

(1) مصر و اتحاد شوروی پس از مسافرت اخیر نخست وزیر شوروی به قاهره.

(2) سوریه و اتحاد شوروی پس از مسافرت اخیر یوسف زعین بمسکو.

20- فعالیتهای نیروی دریائی شوروی در مدیترانه و استفاده کشتیهای شوروی از بنادر کشورهای

عربی.

21- فعالیتهای چین کمونیست در خاورمیانه و افریقا

22- فعالیتهای سیاسی مصر در صحنه بین المللی از طرف کشورهای اتحاد جماهیر شوروی و چین کمونیست و یا با همکاری آنها.

23- اثرات همکاریهای احزاب کمونیست طرفدار چین و طرفدار شوروی با نهضت سوسیالیست عرب مصر و حمایت آنان از تز وحدت اعراب.

24- حمایت و کمک چین کمونیست به سازمان آزادیبخش فلسطین و الفتح - و کوششهای سازمان آزادیبخش فلسطین بمنظور برقراری رابطه با اتحاد شوروی.

پ - فعالیتهای مخصوص کشورهای عربی:

25- حدود و جهات فعالیتهای اخلالگرانه مصر در منطقه.

26- گسترش نظامی مصر.

ص: 197

الف - توسعه سلاحهای معمولی و گسترش نیروهای مسلح معمولی.

ب - توسعه سلاحهای جدید از قبیل موشک و سلاحهای اتمی و بیولوژیکی و شیمیائی.

27- فعالیتهای مصر در دو قاره افریقا و آسیا.

28- تمایلات و نظرات دولت مصر نسبت به سازمان همبستگی ملل افریقا و آسیا و امریکای لاتین.

29- میزان اعتبار و حیثیت ناصر در کشورهای عربی پس از مسافرت اخیر نخست وزیر شوروی به مصر.

30- توجه به روابط موجود بین شوروی - ناصر و ماکاریوس در مسئله قبرس و جمع آوری اخبار مربوط به مذاکرات مذکور و فوق.

31- ثبات رژیم ناصر- فعالیتهای داخلی و خارجی گروههای ضدناصری بمنظور ساقط نمودن رژیم فعلی مصر.

32- تحولات سیاسی در فدراسیون جنوب عربی با توجه به فعالیتهای طرفداران ناصر و حزب بعث.

33- تحولات داخلی و انعکاس آن در سیاست خارجی سوریه.

34- اوضاع فعلی اردن با توجه به روابط ناصر و ملک حسین و خطرات مترتبه بر آن و همچنین روابط ملک فیصل با ملک حسین.

35- روابط مصر- عراق - سوریه و الجزیره.

36- دورنمای آینده رژیم عارف با در نظر گرفتن تحولات و تغییرات حاصله پس از سقوط بزاز.

37- آینده رژیم عبدالرحمن عارف در عراق و امکان ادامه حکومت ناجی طالب در کشور مزبور.(1)

یک روز قبل از برپایی شانزدهمین اجلاس شورای سه جانبه، کمیته هماهنگی سه جانبه در تاریخ 25 آبان 1345 در یکی از شهرهای ترکیه برگزار شد. در این کمیته موضوع روند تشکیل اجلاس، گزارش دبیرکل شورا، چگونگی مبادله گزارش های اطلاعاتی، کیفیت و کمیت و اهمیت گزارش ها و سازمان اجرایی، مورد بحث قرار گرفت. این کمیته با ارایه یک

متن توصیه نامه، حاوی بیست ماده به همراه تصمیمات اجرایی، در پنج محور به کار خود خاتمه داد. در این گزارش، جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر به عنوان خطر برای جهان عرب و حتی آفریقا معرفی و تأکید شده که سرویس های اطلاعاتی سه جانبه باید ضمن دامن

ص: 198


1- . گزارش ساواک، آبان 1345 نوامبر 1966، با طبقه بندی به کلی سری.

زدن به اختلاف میان ناصر و کشورهای آفریقایی و عربی؛ حضور اسرائیل و ترکیه و ایران را در آن ممالک گسترش و افزایش دهند. گزارش ساواک با طبقه بندی به کلی سری در این خصوص، چنین است:

گزارش دهمین جلسه کمیته هماهنگی سه جانبه

الف - مقدمه:

1- دهمین جلسه کمیته هماهنگی سه جانبه در تاریخ 16 نوامبر 1966 در شهر STROM [STORM]تشکیل گردید.

2- نمایندگان سه سرویس شرکت کننده عبارت بودند از:

نماینده رئیس سرویس ]ایران = پرچمFLAG [ (رئیس)

نماینده رئیس سرویس ]اسرائیل = فولادSTEEL [

کفیل نماینده رئیس سرویس ]ترکیه= طوفان= STROM [STORM

(دبیرکل)

ب - جریان تشکیل جلسه:

3- کفیل رئیس سرویس STORM از طرف سرویس میزبان از شرکت کنندگان در جلسه تشکر نمود و از رئیس کمیته تقاضا نمود که کار خود را شروع نماید.

4- رئیس ابتدا نکاتی از ساعات تشکیل جلسه یادآوری کرد و سپس باطلاع رسانید که تجزیه و تحلیل امور سیاسی و گزارشاتی که به کمیته سه جانبه پیشنهاد گردیده مورد تصویب واقع شده

است. وی همچنین خاطرنشان ساخت که تصمیم گرفته شده که فقط سرویس میزبان گزارش خود را در کمیته اطلاعات شفاها عنوان نماید.

5- در مورد سخنرانان اظهار داشت که ناطقین سرویس FLAGنمی توانند برنامه خود را در موقع تعیین شده اجرا نمایند لذا پس از شانزدهمین جلسه شورای سه جانبه مبادرت به این امر خواهند کرد. وی سپس از نماینده رئیس سرویس STEEL درخواست نمود که نطق افتتاحیه خود را شروع نماید.

6- نماینده سرویس STEEL مراتب خرسندی خود را از شرکت در کنفرانس سه جانبه ابراز داشت و اضافه نمود که وی هیچگاه تاکنون برای شرکت در کنفرانسهای سه جانبه به شهر STROM

[STORM]نیامده است نامبرده همچنین پیشنهادات رئیس جلسه را در دائر بر اینکه ناطقین

ص: 199

نظرات خود را شفاها ابراز دارند تأیید نمود و اضافه کرد که این مطلبی است که اخیرا از آن مطلع شده است.

ج - گزارش دبیرکل و مباحثات مربوطه:

7- دبیرکل گزارش اقدامات خود را که برای شورای سه جانبه آماده کرده بود در جلسه قرائت کرد.

8- کمیته بند (2) گزارش مزبور را با تذکرات اعضاء کمیته مورد بررسی قرار داد و تصمیم گرفته شد که بشورا توصیه گردد در مورد روش جمع آوری اطلاعات و ارزیابی گزارشات مبادلاتی بشرح

زیر تجدید نظر گردد.

(الف) عناصر اصلی خبر طرح اساسی جمع آوری اطلاعات را تشکیل می دهد.

(ب) هر سه ماه یکبار گزارش درباره میزان مبادله اطلاعات (برای اجرای صحیح عناصر اصلی خبر) مبادله گردد.

(ج) در صورتی که اتفاق مهمی در منطقه استحفاظی یکی از سه سرویس واقع شود می توان از دبیرکل تقاضا کرد که از سایر سرویسها در مورد جمع آوری اخبار واقعه مزبور اقدام نماید.

9- کمیته سپس بند 4 گزارش سمینار مربوط به عملیات خرابکارانه در بین کارگران و دانشجویان

مقیم خارج و عملیات متقابلی که در سپتامبر 1966 در شهر STROM [STORM] انجام گرفت مورد بحث قرار داد.

10- کمیته هماهنگی تصمیم گرفت که به شورا توصیه نماید که برآوردهای سمینار را مورد تصویب

قرار دهد و در مورد اجرای آن نکات زیر را پیشنهاد کرد.

(الف) اطلاعات عمومی که درباره اقدامات تخریبی دانشجویان اخذ می گردد بر اساس دو جانبه مبادله شود.

(ب) هرگونه اطلاعات عمومی و همکاریهای مشترک در زمینه های فوق بایستی بر اساس دو جانبه اقدام شود.

11- کمیته سپس گزارش امور مالی دبیرکل را مورد بحث قرار داد و جزئیات آن تصویب گردید.

د- مبادله گزارشات اطلاعاتی:

12- کمیته هماهنگی گزارشات سه جانبه دبیرکل را در زمینه مبادله گزارشات اطلاعاتی مورد رسیدگی قرار داد.

13- کمیته تصمیم گرفت که در آینده کمیته اطلاعات گزارشات سه ماهه دبیر کل را مورد بررسی

ص: 200

قرار دهد و نظرات خود را در این زمینه طی گزارشی به کمیته هماهنگی تسلیم نماید که پس از بررسی با تذکرات لازم به شورا احاله گردد.

14- کمیته اطلاعات بطور مشخص به نکات زیر رسیدگی خواهد کرد:

(الف) گزارشات مربوط به عناصر اصلی خبر در چه زمینه است؟

(ب) اقدامات مربوط به عناصر اصلی خبر بر چه مبنائی تنظیم شده است؟

(ج) کیفیت و کمیت و اهمیت گزارشات.

15- گزارشات سه ماهه در فواصل جلسات سه جانبه بوسیله کمیته هماهنگی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

ه- سازمان:

16- کمیته هماهنگی به شورا توصیه می نماید که در آینده جلسات مربوط به سه جانبه در فواصل

بین تشکیل کمیته ها و انعقاد شورا تشکیل گردد.

17- کمیته هماهنگی موافقت نمود که اسامی پوشش سه سرویس بشرح زیر تغییر یابد:

]پرچمGEVIZ

FLAG [

]طوفان] = [STORM] STROM INGIR

]فولادZEYTIN

STEEL [

که قبول و اجرای آن بدبیرخانه ارجاع گردید.

در پایان کنفرانسها اسناد مربوط به جلسات کنفرانس سه جانبه باید تحت حفاظت قرار گیرد.

توصیه ها

1- کشورهای سه جانبه باید از ثبات کشورهای مستقل منطقه که با ناصر و طرحهای وی مخالفت اصولی دارند پشتیبانی نمایند.

2- کشورهای سه جانبه باید از وجود یک رژیم واقعا مستقل در عراق که نگذارد خاک آن کشور وسیله گسترش سیاستهای خارجی و اجرای طرحهائی با هدف مخالفت با کشورهای همجوار قرار گیرد حمایت نمایند.

3- با آنکه ملک حسین ظاهرا از خطرات ناصریسم آگاه می باشد کشورهای سه جانبه باید از استقلال اردن حمایت کنند و از هر فرصتی استفاده شود تا ملک حسین را از خطرات ناشیه از درگیری بیشتر با ناصر و همچنین تهدیدات سوریه و سازمان آزادیبخش فلسطین و یا هرگونه عناصر

ص: 201

مخرب دیگر برحذر دارند.

4- کشورهای سه جانبه باید از ملک فیصل و ایدئولوژی پان اسلامیسم وی و هرگونه فعالیت ضدناصری دیگر او پشتیبانی نمایند.

5- با توجه به امکانات و ابتکارات اخیر باید سعی شود همکاری بیشتری بین کشورها و رهبران

ضدناصری منطقه که مخالف تسلط وی بر جامعه عرب هستند برقرار گردیده و ضمنا کوشش شود که مخالفین ناصر در کنفرانس سران عرب تقویت گردند. ضمنا هرگونه اقدامی جهت افزایش تعداد و تقویت رهبران دول مذکور باید مورد استقبال و پشتیبانی قرار گیرد.

6- با توجه به فعالیتهای تهاجمی اخیر ناصر سرویسهای سه جانبه باید از انعقاد پیمانهائی بین کشورهای ضدناصری در دنیای عرب پشتیبانی نمایند.

7- کشورهای سه جانبه باید علیه افکار توسعه نظامی کشورهای عربی که مورد تشویق و پشتیبانی

کنفرانس سران می باشد اقدام نمایند.

8- سه سرویس موظفند از عواملی که در یمن خواهان استقلال حقیقی کشور می باشند پشتیبانی نموده با توجه به تصمیم مصر مبنی بر نگاهداری قوای خود حداقل تا سال 1968 در یمن]،] سه کشور باید سعی نماید که حداکثر بهره برداری را از این موقعیت بعمل آورند.

9- با توجه به تخلیه قریب الوقوع عدن و عربستان جنوبی از طرف انگلستان باید منتهای سعی بعمل آید تا از ورود ناصریها به منطقه جلوگیری شود. فعالیتهای ناصری در خلیج فارس باید مخصوصا مورد توجه قرار گیرد.

10- با توجه به فعالیتهای اخلالگرانه و مستمر ناصر و ناصریها در منطقه خلیج فارس و امکان

توسعه فعالیتهای مزبور قبل از تخلیه عدن از طرف انگلستان در 1968 سرویسهای سه جانبه

باید دولتهای دوست را از این فعالیتها آگاه ساخته و به آنها توصیه نمایند که با توسل به هرگونه اقدام ممکنه از فعالیتهای مزبور جلوگیری نمایند.

11- با توجه به تشدید کوشش روزافزون ناصر جهت تسلط بر شبه جزیره عربستان و خلیج فارس سرویسهای سه جانبه تصمیم گرفتند که توجه مخصوص به این منطقه مبذول دارند.

12- با توجه به اینکه امکان دارد مصر قوای خود را در یمن به مدتی طولانی مستقر نماید سرویسهای سه جانبه باید تبلیغات دامنه داری علیه آن بعمل آورده و آن را بعنوان نمونه ای از امپریالیسم مصری که باید خود را از خطر آن برحذر داشت به جهانیان بشناسانند.

ص: 202

13- چون رقابت بین چین کمونیست و شوروی و بویژه تشدید فعالیت چین کمونیست در منطقه ممکن است بر توسعه فعالیتهای هر دو کشور مزبور در خاورمیانه و افریقا منجر گردد لذا

کشورهای سه جانبه باید توجه و مراقبت دائمی در این مورد مبذول دارند.

14- شورا افزایش نیروی دریائی شوروی را در منطقه مدیترانه بخصوص با توجه باین مسئله که امکان دارد کشور مزبور بصورت یک عامل اغتشاشی مقتدر در صحنه دریائی جلوه گر شود مورد بررسی قرار داد و تصمیم گرفت موضوع مذکور را دقیقا مورد مطالعه قرار دهد. شورا

ضمنا تصمیم گرفت که اعزام کشتی های شوروی به بنادر کشورهای مصر- الجزایر و دیگر کشورها را بدقت بررسی نماید.

15- سرویسهای سه جانبه از تمایلات استقلال طلبانه قانونی کشورهای افریقائی حمایت نموده و با توجه به فعالیتهای اخلالگرانه چین - شوروی و مصر و اقدامات آنها در کشورهای مزبور- سرویسهای سه جانبه پیشنهاد می نمایند که کشورهای مزبور فعالیتهای خود را در افریقا افزایش

داده و روابط دوستانه تری با کشورهای مستقل افریقا برقرار نمایند.

16- با توجه به فعالیتهای اخلالگرانه گروههائی از قبیل شقیری - الفتح سرویسهای سه جانبه از اقداماتی که علیه آنها بعمل می آید پشتیبانی نمایند.

17- با توجه به بهره برداری مستمر ناصر از قضیه قبرس سرویسهای سه جانبه باید بدولتهای متبوع

خود توصیه نمایند که فعالیتهای مزبور را باطلاع دول دوست برساند.

18- با توجه به اختلافات ناصر با کشورهای شمال افریقا بویژه پس از سقوط بن بلا باید منتهای

کوشش بعمل آید تا اختلافات مزبور را توسعه داده و از آنها بهره برداری نمود و ضمنا گرایشهای همبستگی را تقویت کرد.

19- با توجه به استفاده ناصر از کنفرانس سران عرب بعنوان وسیله ای برای افزایش نیروهای نظامی

کلیه کشورهای عرب و توسعه اقدامات سیاسی داخلی در بعضی از کشورهای عرب خاورمیانه مانند سوریه و عراق باید کوشش شود که از چنین بهره برداری و استفاده ای جلوگیری بعمل آید.

20- با توجه به بهره برداری ناصر از اختلافات بین بلوک سرویسهای سه جانبه باید نظرات خود را در این مورد باطلاع دول متبوعه برسانند.

تصمیمات اجرائی

1- شورای سه جانبه، گزارش کمیته هماهنگ کننده، توصیه ها و گزارش دبیرکل به شورا را با

ص: 203

تغییراتی چند به تصویب رسانده و تصمیم گرفت مدارک مزبور را به صورت پیوست های «ب» و «ج» به قطعنامه مزبور ضمیمه نماید.

2- شورا تصمیم گرفت کمیته هماهنگ کننده به وظایف خود تحت ریاست رئیس سرویس Flag [ایران] ادامه دهد.

3- شورا تصمیم گرفت تا شروع کنفرانس سه جانبه آینده کمیته هماهنگ کننده دوبار تشکیل جلسه

دهد. این جلسات یکبار در شهر Flag ]ایران] و سپس در فاصله بین جلسات کمیته ها و هفدهمین شورای سه جانبه تشکیل خواهد شد.

4- شورا تصمیم گرفت که سرویسها پانزده روز قبل از شروع کنفرانس گزارشهای مربوط را به محل

تشکیل کنفرانس ارسال دارند.

5- شورا طرح فعالیتهای سه سرویس را در ششماهه جاری مورد تصویب قرار داد. این اقدامات شامل اعزام سخنران جهت ایراد یک سخنرانی درباره اطلاعات مثبت از شهر Flag [ایران] به Storm ]ترکیه] و Steel ]اسرائیل] می باشد که از این به بعد دیگر ادامه نخواهد یافت - شورا ضمنا تصمیم گرفت که سمیناری درباره اطلاعات مثبت در شهر Flagتشکیل گردد.(1)

در سند سرّی دیگری از ساواک گزارش محتوایی ارایه شده به یکی از نشست های سه جانبه سرویس های اطلاعاتی ترکیه، ایران و اسرائیل خودنمایی می کند. در این گزارش

مسایل مربوط به حوزه خلیج فارس و کشورهای، کویت، امارات متحده عربی، بحرین، قطر، عمان، مصر، لبنان، سوریه، اردن، جمهوری عربی یمن، جمهوری دمکراتیک خلق یمن، الجزایر، لیبی، مغرب سودان، افغانستان و نیز مسایل مربوط به سازمان آزادی بخش فلسطین

مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نسبت به افزایش و گسترش حضور شوروی در آن کشورها ابراز نگرانی شده است. در این گزارش درباره اوضاع داخلی هریک از کشورهای یاد شده اطلاعات و اخباری ارایه شده است. این موضوع نشان از گستره و ابعاد جغرافیایی

فعالیت سه سرویس اطلاعاتی یاد شده از یک سو و دامنه استراتژی پیرامون صهیونیسم از سوی دیگر دارد.

خلیج فارس

کویت

ص: 204


1- . گزارش ساواک، 16 نوامبر 1966م/25 آبان 1345، بدون شماره، با طبقه بندی به کلی سری.

نقش فلسطینی ها در بحران داخلی لبنان موجب نگرانی دولت کویت نسبت به فلسطینی های مقیم آن کشور شده است. این امر ممکن است باعث شود که کویتی ها محدودیت های بیشتری برای آنها فراهم آورند.

با وجود امضای قرارداد خرید سلاح بین کویت و شوروی هیچگونه تائیدی بر تحویل اسلحه شوروی به کویت در دست نیست. بنظر می رسد که منظور کویت از امضاء قرارداد یک هدف سیاسی بوده که از شوروی برای کاهش فشار استفاده کند.

امارات عربی متحده

اوضاع داخلی این کشور آرام بوده و شیخ زاید کوشش نمود اساس دولت مرکزی را تقویت نموده و وحدت نیروهای دفاعی امارات عضو را عملی کند.

بحرین

اقدامات شدید دولت و همچنین کاهش حمایت آشکار عراق از عوامل چپ گرا موجب گردید که اوضاع داخلی بحرین با آرامش نسبی مواجه گردد.

قطر

شیخ خلیفه از موقعیت مستحکمی برخوردار بوده و روابط آن با امارات خلیج فارس توسعه بیشتری یافته است.

عمان

پس از سرکوبی شورش ظفار گروهی از شورشیان که به یمن جنوبی رفته اند احتمالاً مشغول دیدن آموزش و تجدید سازمان وسیله کارشناسان کوبائی هستند که جزئیات آن در دست نیست.

گزارشهائی در دست است که شورشیان ممکن است به عمان رخنه نمایند تا فعالیتهای اخلالگری را در موقع مناسب مجددا آغاز کنند.

مصر

مشخصات سیاست خارجی مصر در مدت تحت بررسی عبارت بود از:

الف - ادامه رقابت با سوریه

ب - افزایش گرایش به غرب

پ - کوشش جهت کسب کمکهای اقتصادی از کشورهای عربی و غرب

ص: 205

ت - لغو قرارداد دوستی با شوروی

ث - کوشش به منظور جدا کردن سازمان آزادیبخش فلسطین از سوریه.

در صحنه خاورمیانه موقعیت مصر در زمینه تنظیم استراتژی اعراب علیه اسرائیل تضعیف گردیده است.

به نظر می رسد که مصر کاملاً امید خود را در زمینه کنار آمدن مسکو با قاهره در آینده از دست نداده است.

رژیم مصر به سبب نارسائیهای اقتصادی و اجتماعی آن کشور با انتقادهائی روبرو شده است. بنظر می رسد که دولت مصر توانائی لازم را برای اقدامات قاطع در جهت بهبود اوضاع ندارد و با اینکه نشانه هائی از ناآرامی در داخل مصر وجود دارد و از محبوبیت سادات کاسته شده ولی خطر عمیقی برای رژیم وی وجود ندارد.

لبنان

انتخاب الیاس سرکیس بریاست جمهوری ممکن است قدمی برای سازش کلی بین گروههای متخاصم باشد ولی بسبب نفرت قابل توجه و متقابل بین این گروهها که بسبب جنگ طولانی بوجود آمده و همچنین سخت تر شدن سیاست طرفهای ذینفع و از بین رفتن زیربنای اقتصادی و

سیاسی در این کشور بهبود اوضاع نیاز به زمان طولانی خواهد داشت.

چون گروههای درگیر توانائی حل بحران را ندارند همین امر ممکن است قدرتهای خارجی را وادار به دخالت در بحران لبنان بنماید.

فلسطینی ها حضور خود را در لبنان ظاهرا برای حفظ آتش بس توجیه می کنند ولی در واقع یک عامل برهم زننده موازنه بین اقلیتها می باشند.

شورویها بوسیله حزب کمونیست لبنان و سازمانهای فلسطینی مارکسیستی در بحران لبنان فعالیت داشته ولی از درگیری مستقیم و فعال در اوضاع داخلی لبنان احتراز جسته اند. سوریه

ممکن است به بهانه درگیری در بحران لبنان مأموریت نیروهای صلح سازمان ملل متحد را تمدید کند ولی بحران لبنان که همچنان لاینحل باقی مانده ممکن است عواقب وخیمی در منطقه دربر داشته باشد.

سوریه

اگرچه سوریه با میانجیگری در لبنان در ابتدا توانست موقعیت سیاسی خود را در جهان عرب

ص: 206

بهبود بخشد ولی اکنون در بحران داخلی لبنان با بن بست مواجه شده است. پس از محروم شدن شوروی از استفاده از بندر اسکندریه، سوریه تسهیلاتی در بنادر خود برای واحدهای نیروی

دریائی شوروی تأمین نموده است. اینطور بنظر می رسد که شرایط مساعد برای نفوذ شوروی در سوریه ادامه خواهد یافت.

اگرچه روابط سوریه با سازمان آزادیبخش فلسطین در زمینه میزان دخالت دمشق در لبنان - روابط آن با اردن و تماسهای سوریه و آمریکا سرد شده ولی سوریه برای تحکیم وضع خود بعنوان یک رهبر ناسیونالسیم عرب به سازمان آزادیبخش فلسطین احتیاج دارد. از سوی دیگر

نیز یاسرعرفات به سوریه به عنوان یک پایگاه و قدرت حامی نیازمند است. در نتیجه به نظر

نمی رسد که این دو کاملاً در جهت مخالف یکدیگر قرار گیرند.

رژیم حافظ اسد در حفظ ثبات و استحکام خود موفق بوده است. در عین حال مخالفتهائی در جناح افراطی حزب بعث علیه حافظ اسد بسبب توجه بیشتر این کشور به غرب، سردی روابط با سازمان آزادیبخش فلسطین و گروههای چپ رو در لبنان مشاهده گردیده است.

قدرت نیروی نظامی سوریه با افزایش تحویل سلاحهای پیشرفته روسی و کمک کارشناسان شوروی و بعضی از کشورهای کمونیست افزایش یافته است.

عراق

در مدت تحت بررسی[،] آرامش نسبی اوضاع داخلی عراق معلول مراقبت دولت و حزب بعث بوده است. با اینکه ناراحتی هائی در روابط بین دولت و حزب کمونیست بوجود آمد ولی کمونیستها حداقل بطور ظاهر به همکاری خود با رژیم بعث ادامه دادند. افزایش قدرت جبهه

امتناع بسبب مخالفت عراق با سوریه بوده و به نظر نمی رسد که در خط مشی عراق در این زمینه

احتمالاً تغییر حاصل شود. با وجود پاره ای کوششها برای نزدیکی با غرب بویژه فرانسه، هنوز عراق دارای روابط نزدیکی با مسکو است و از کمکهای نظامی آن کشور بهره مند می باشد.

اردن

همکاری اردن با سوریه در زمینه نظامی - سیاسی و اقتصادی توسعه یافت ولی این همکاریها به مرحله ای نرسیده که آزادی عمل اردن را محدود کند و هر دو طرف از این امر آگاه هستند که منافع آنها قابل تطبیق نیست.

توجه ملک حسین به سوی شوروی برای گرفتن سلاح از آن کشور فقط یک سیاست تاکتیکی

ص: 207

است.

تشکیل پارلمان و بهبود نسبی اوضاع اقتصادی به استحکام رژیم ملک حسین کمک کرده است.

سازمان آزادیبخش فلسطین

این سازمان بطور کامل در بحران داخلی لبنان درگیر شده لذا امکان هر نوع فعالیت دیگر آن در

منطقه کاهش یافته است.

سوریه و سازمان آزادیبخش فلسطین هرکدام روشهای جداگانه ای در لبنان اتخاذ نموده اند که موجب بروز اختلاف آشکاری بین آنها شده و در نتیجه موقعیت این سازمان بویژه موقعیت عرفات تضعیف گردیده است.

عرفات که در مورد از دست دادن استقلال عمل خود در برابر سوریه نگران می باشد و همچنین از نزدیکی سوریه به اردن بیمناک است با وجود کوشش مصر برای نزدیکی به سازمان آزادیبخش فلسطین معتقد است که موقعیت سازمان مذکور بستگی به تفاهم و توافق با سوریه

دارد.

عربستان سعودی

عربستان سعودی به کوششهای خود برای افزایش نفوذ خود در جهان عرب ادامه داد و روابط این کشور با عراق و جمهوری دمکراتیک خلق یمن بهبود یافته است. پس از مرگ فیصل اداره امور کشور بصورت دستجمعی درآمده و سیاست ریاض قاطعیت گذشته خود را از دست داده است.

ریاض سعی می کند از درگیری زیاد در سیاست خارجی خود بویژه در مسئله فلسطین اجتناب کند. در صورت تسلط فلسطینی ها بر اردن، عربستان سعودی با یک رژیم افراطی در همسایگی

خود بجای رژیم معتدل ملک حسین مواجه خواهد شد.

کوشش عربستان سعودی برای تسلط بر مناطق مورد اختلاف در مرز بین عمان و جمهوری دمکراتیک خلق یمن بغیر از ایجاد یک منطقه بیطرف بین دو کشور دسترسی عربستان را به اقیانوس هند بطور مستقیم تأمین می کند و در نتیجه نیاز آن کشور به خطوط دریائی خلیج فارس کمتر خواهد شد.

جمهوری عربی یمن

رژیم الحمدی به کوششهای خود برای تحکیم موقعیت خود ادامه داد و مخالفت های داخلی

ص: 208

محدود بوده و حمایت عربستان سعودی از قبایل مخالف کاسته شد. روابط یمن با عربستان سعودی همچنان حسنه بوده و این کشور توانست مناسبات خود را با مصر و اردن و شیخ نشینهای خلیج فارس بهبود بیشتری بخشد و کوشید با انجام مانور بین قدرتهای بزرگ شرق و غرب کمکهای اقتصادی و نظامی بدست آورد.

جمهوری دمکراتیک خلق یمن

رژیم جبهه ملی بسبب تفاهم عبدالفتاح اسماعیل دبیرکل جبهه طرفدار مسکو و سالم ربیع علی میانه رو موفق به حفظ ثبات خود گردید.

با وجود عادی شدن روابط جمهوری دمکراتیک خلق یمن و عربستان سعودی معهذا آن کشور به مناسبات نزدیک خود با کشورهای کمونیست ادامه داد.

برخی از گزارشهای واصله حاکیست که تعداد کارشناسان کوبائی در این کشور پس از جنگ آنگولا افزایش یافته است. میزان افزایش حضور کوبائیها بایستی مورد توجه و بررسی دقیق

قرار گیرد.

تونس

این کشور به سیاست سنتی طرفداری از غرب ادامه داده ولی در عین حال سعی می کند روابطی نیز با شرق داشته باشد. در حال حاضر این کشور درگیر مبارزه با لیبی که از طرف قذافی آغاز گردیده می باشد.

الجزایر

مهمترین مسئله سیاست خارجی این کشور موضوع صحرای سابق اسپانیا بوده است. میانجیگری اعراب در حل مسئله صحرا بین الجزایر و مغرب نتیجه ای نداشت. اگرچه الجزایر از حمایت لیبی بویژه در زمینه مسئله صحرا برخوردار گردیده ولی هر دو کشور در صحنه سیاست

بین المللی و بین الاعراب در انزوا قرار داشته اند. جمهوری دمکراتیک عربی صحرا که وسیله

پولیساریو پایه گذاری شده بود با وجود کوششهای الجزایر و لیبی نتوانست از حمایت سیاسی

اعراب برخوردار شود.

لیبی

قذافی کوشش نموده که موقعیت رژیم خود را مستحکم سازد ولی مخالفت قابل توجهی از جانب دانشجویان و سایر محافل وجود دارد.

ص: 209

قذافی بمنظور کسب حیثیت سیاسی سعی نموده با کشورهای آفریقائی روابط خود را توسعه دهد. نزدیکی بومدین و قذافی دارای ثباتی نیست و ممکن است این روابط در آینده بسبب شخصیت ملون المزاج قذافی از بین برود. در این مدت روابط نزدیک شوروی و لیبی ادامه یافت و مسکو نیز کوشش می نماید که موجبات نارضائی قذافی را فراهم نیاورد.

مغرب

مسئله صحرا نقش مهمی را در تحکیم رژیم پادشاهی این کشور داشته است. ولی در صورتی که ملک حسن نتواند در تحقق خواسته های ملی موفق شود مخالفت با رژیم وی افزایش خواهد یافت.

سودان

نمیری همچنان از حمایت ارتش برخوردار است و موفق گردیده که عناصر مخالف را سرکوب نماید.

سیاست خارجی سودان تغییری نکرده و بر اساس گرفتن کمکهای اقتصادی و جلوگیری از حمایتهای خارجی به شورشیان جنوب آن کشور قرار داد.

افغانستان

با وجود برکناری تعدادی از عناصر چپ گرا توسط داود و همچنین توجه به غرب برای دریافت کمکهای اقتصادی نفوذ شوروی در این کشور در حال توسعه است.

عدم ثبات سیاسی در افغانستان و همچنین ابهام وضع آینده رهبری این کشور بعلت بیماری و یا برکناری داود ایجاب می کند که بررسی دقیقتری نسبت به اوضاع داخلی این کشور بعمل آید.

پیشنهادات

کمیته اطلاعات پیشنهادات زیر را به چهل و دومین کمیته هماهنگ کننده جهت بررسی تقدیم می نماید.

الف - هر سه سرویس در آینده باید گزارشهائی در مورد اوضاع کلی خاورمیانه شامل نکات زیر تهیه نمایند:

(1) تجزیه و تحلیل فعالیت ابرقدرتها در منطقه با توجه خاص به فعالیت شوروی و کشورهای کمونیست.

(2) روابط بین الاعراب.

ص: 210

(3) تحولات در شرق آفریقا و اثرات آن در منطقه خاورمیانه.

ب - کلیه گزارشها باید شامل خلاصه نتایج باشد.

پ - اهمیت وصول گزارشهای سرویسهای سه گانه در موعد مقرر مجددا تأکید می شود. در شرایط فوق العاده که ارسال بموقع گزارشات میسر نمی شود پیشنهاد می شود که یک روز اضافی (طبق تشخیص هریک از سرویسها) بمدتی که برای کار کمیته اطلاعات جهت مطالعه گزارشات قبل از تشکیل جلسه کمیته در نظر گرفته شود.

ت - برای نمره گذاری گزارشها پیشنهاد می شود که سیستم معمول نمره گذاری پاراگراف ها مورد استفاده قرار گیرد. سرلوحه ها شماره گزاری نمی شود.(1)

گزارش دیگر از اجلاس سه جانبه، مربوط به سال 1349، درباره اوضاع داخلی و سیاست خارجی کشور اردن و روابط آن با عراق، مصر و سوریه است. در این گزارش آمده است:

اردن

1- مقدمه

ادامه زدوخوردهای پراکنده میان نیروهای انتظامی و سازمانهای فلسطینی در عمان و شهرهای شمالی اردن - تغییر دو کابینه و روی کار آمدن دولت دست راستی وصفی التل- انعقاد قراردادهائی در زمینه برقراری آرامش میان دولت و سازمانها مهمترین وقایع داخلی اردن طی

سه ماه گذشته بوده است.

در زمینه امور خارجی روابط اردن با سوریه همچنان غیردوستانه و روابط اردن با عراق احتیاط آمیز بود و شایع گردید که تعدادی از نیروهای عراقی خاک این کشور را ترک کرده اند.

2- اوضاع داخلی

الف - موقعیت رژیم

موافقتنامه های مورخ 5/7/49 و 21/7/1349 و ضمیمه آن که در تاریخ 2/8/1349 با میانجیگری رهبران دول عربی بین سازمانهای فلسطینی و دولت اردن بامضاء رسید هنوز نتوانسته است بطور کامل صلح و ثباتی را که مورد نظر رهبران دول عضو کمیته صلح بوده به اردن بازگرداند.

وقوع برخوردهای پراکنده در عمان و در اطراف شهرهای شمالی میان ارتش و سازمانهای فلسطینی ادامه داشته است.

ص: 211


1- . گزارش ساواک، بدون شماره و تاریخ، با طبقه بندی سری.

یکی از علل کم توجهی سازمانهای فلسطینی بمواد موافقتنامه های منعقده در حقیقت ضعیف بودن ضمانت اجرائی آنها می باشد باین معنی که در موافقتنامه اصلی اشاره شده که در صورت

نقض مواد موافقتنامه از جانب هریک از طرفین، کشورهای عربی نسبت به مجازات طرف خاطی با اتخاذ تصمیمات دستجمعی اقدام خواهند کرد در حالیکه لبه تیز این تهدید در حقیقت

تنها متوجه اردن است که دارای روابط رسمی با کشورهای عربی می باشد نه سازمانهای فلسطینی که تابع مقررات و روابط خاصی با کشورهای عربی نیستند. از طرف دیگر اجرای کامل مواد این قرارداد شامل مواردی است که حق حاکمیت رژیم اردن را محدود می سازد و از

جمله این موارد شناسائی دستگاه رهبری سازمانها در سطحی همطراز دولت - شناسائی موجودیت پایگاههای چریکی در شمال اردن - تأسیس دفاتری از طرف سازمانها در عمان و سایر شهرها و شناسائی عمان بعنوان مقر اصلی کمیته مرکزی سازمانهای فلسطینی انتشار بدون

سانسور روزنامه الفتح و بالاخره دخالت بعضی از دول عربی در مسائل مربوط به امور داخلی

را می توان نام برد که موجب نارضائی و عصبانیت شخصیتهای اردنی و مقامات نظامی آن کشور بوده و فرماندهان ارتش باطنا حاضر نیستند پیروزی نسبی خود را در جنگ داخلی 9 روزه اخیر که بقیمت انهدام قسمت مهمی از پایتخت و شهرهای شمالی بدست آمده بسادگی از

دست بدهند.

بطور کلی در حال حاضر با وضع موجود هریک از طرفین متخاصم سعی می کنند ضمن آمادگی و تجهیز مقدورات و نیروهای خود به موادی از موافقتنامه که به نفع آنها می باشد جامه عمل بپوشانند تا در آینده در مقابل اقدامات ناگهانی طرف دیگر غافلگیر نشوند.(1)

ب - موقعیت کابینه

کابینه محلل احمد طوفان که اضطرارا پس از کناره گیری سرتیپ محمدداود و کابینه جنگی وی در طی جنگ 9 روزه تشکیل گردیده به فرمان ملک حسین در 6/8/1349 کنار رفت و وصفی التل عنصری که وفاداری خود را در طول خدمات سیاسی به ملک حسین ثابت نموده و فردی قاطع - مبتکر و دست راستی می باشد مأمور تشکیل کابینه شد. روی کار آمدن چنین عنصری با توجه به

ص: 212


1- . این گزارش بعد از حادثه معروف به «سپتامبر سیاه» تهیه شده است. در هفده سپتامبر سال 1970م، حکومت پادشاهی ملک حسین هزاران نفر فلسطینی را در این کشور به خاک و خون کشید. در این درگیری خونین، بعضی دولت های عربی از فلسطینیان حمایت به عمل آوردند؛ اما رژیم های وابسته مثل ایران شاهنشاهی و...، از کشتار مردم فلسطین توسط ارتش اردن جانبداری و فلسطینی ها را محکوم کردند.

اشتهار وی به مخالفت با فعالیت سازمانهای فلسطینی ضمن اینکه ظاهرا نشانه تسلط ملک بر اوضاع داخلی می باشد حاکی از تصمیم ایشان بایستادگی در قبال افزون طلبی فلسطینیها و

اعمال حق حاکمیت بر کشور است. روی همین جهات انتظار می رود چنین کابینه ای نتواند مورد قبول باطنی سازمانهای فلسطینی که خواهان روی کار آمدن یک کابینه ملی می باشند و

همچنین رهبران دول افراطی عرب قرار گیرد.

کابینه جدید موظف شده است که ضمن اجرای موافقتنامه های منعقده با فلسطینیها در راه آزاد کردن سرزمینهای اشغالی فعالیت کند- وحدت ملی را در کشور تحقق بخشد- خرابیها را ترمیم

کند- ارتش را تقویت و ادارات دولتی را از افراد سست عنصر و نالایق تصفیه کند.

3- سیاست خارجی

الف - روابط با سوریه

در روابط غیردوستانه اردن و سوریه با توجه به شرکت سوریه در جنگ داخلی اردن و انهدام تیپ زرهی سوریه و از دست دادن تعدادی تانک تغییری حاصل نگردیده است.

طی این مدت سوریها تبلیغات شدید خود را از طریق برنامه های رادیوئی سازمانهای فلسطینی از دمشق ادامه دادند. مقامات بعثی سوریه از این بابت که با دخالت نظامی در وقایع جنگ 9 روزه اردن نه تنها نتوانسته اند به اهداف خود برسند بلکه این امر موجب بروز اختلافات

شدیدی در داخل هیئت حاکمه سوریه و تزلزل رژیم آن کشور شده سخت عصبانی بوده و بدون توجه به قراردادهائی که میان سازمانهای فلسطینی و دولت اردن امضاء شده هنوز به

تبلیغات و تحریکات خود علیه رژیم اردن در مرزهای دو کشور ادامه می دهند و متقابلاً ارتش

اردن نیز سعی دارد با پیشروی در طول خط مرزی اردن سوریه روابط فلسطینی های مقیم شهرهای شمالی را با مرز سوریه و نیروهای آن کشور که در نوار مرزی متمرکز شده اند قطع و به این طریق به اخلالگری سوریه در اردن خاتمه بخشد. انتظار می رود با روی کار آمدن حافظ

اسد در سوریه و پیام تبریک پشتیبانی که از جانب دولت اردن برای وی ارسال شده روابط خصمانه دو کشور تا حدی در آینده تعدیل گردد.

ب - روابط با عراق

روابط مقامات اردنی با عراق در این مدت احتیاط آمیز بود ملک حسین ضمن آنکه از ادامه استقرار نیروهای عراقی در اردن نگران بوده و مطمئن نیست که اگر برخورد دیگری بین ارتش

ص: 213

و سازمانهای فلسطینی رخ دهد این بار نیز نیروهای عراقی دخالت نکنند معذالک از این که صریحا خروج نیروهای عراق را بخواهد بعلت بیم از عکس العمل های این درخواست تاکنون از این عمل خودداری و سعی کرده است غیرمستقیم بدولت عراق تفهیم نماید[.] اکنون که فرماندهی جبهه شرق منحل شده بایستی نیروهای آن کشور خاک اردن را ترک نموده و یا تحت

فرماندهی ملک حسین قرار گیرند.

پ - روابط با مصر

بدنبال درگذشت ناصر[،] ملک حسین کوشش کرده است که توجه و حسن نیت زمامداران جدید مصر [رژیم سادات] را مانند گذشته نسبت به اردن حفظ نماید و بدین منظور از تشکیل کابینه جدید وصفی التل یک هیئت اردنی که سلیمان نابلسی (نخست وزیر اسبق) و عاکف الفائز (وزیر اسبق کشور) در آن عضویت داشتند عازم قاهره شد تا با زمامداران جدید مصر مذاکره کرده و سوءظنی را که مقامات مصری نسبت به اهداف دولت جدید اردن ابراز کرده بودند برطرف و روابط دو کشور را مانند گذشته حفظ نمایند. این هیئت تا حدی در انجام مأموریت

خود موفق شده و آثار بهبودی در روابط اردن با هیئت حاکمه جدید مصر مشهود گردیده است

و انتظار می رود در مسافرت ملک حسین به مصر که قرار است در آینده نزدیک عملی گردد در روابط دو کشور بهبودی بیشتری حاصل گردد.

روابط اردن و سوریه

روی کار آمدن حکومت جدید در سوریه و خارج شدن عامل اصلی دخالت نظامی سوریه در اردن (یوسف زعین) از صحنه سیاسی آن کشور باعث شد که در روابط غیردوستانه اردن و سوریه تعدیلی حاصل گردد.

با توجه به آنکه ملک حسین طی تبریکی که پس از کودتای اخیر سوریه برای ژنرال حافظ اسد فرستاده همکاری دو کشور را در مسائل مبتلا به جهان عرب خواستار و سپس دولت اردن تقاضای همکاری با سوریه در کادر فدراسیون در حال تشکیل مصر- سودان - لیبی و سوریه را

نموده است انتظار می رود روابط دو کشور رو به بهبود رود کمااینکه از هم اکنون حملات

تبلیغاتی سوریه به اردن قطع شده و احتمال می رود نیروهای سوریه که نزدیک مرز اردن متمرکز

شده اند از آن محل عقب نشینی کنند.

البته با توجه به خط مشی سوریه مبنی بر حمایت از سازمانهای فلسطینی که به صورت اجباری

ص: 214

و تحمیلی درآمده است نباید انتظار داشت که روابط صمیمانه ای در آینده نزدیک میان دو کشور

برقرار گردد مگر آنکه در فدراسیون در حال تشکیل اردن نیز پذیرفته شده و همکاری عملی این کشورها با یکدیگر سبب شود که اختلافات و دشمنی های گذشته از یاد برود و با توجه به اختلافات اصولی کشورهای انقلابی عرب با رژیم اردن پذیرفته شدن عملی اردن در این فدراسیون بعید به نظر می رسد.(1)

در ارتباط با کشور کویت نیز گزارش مشابه دیگری تهیه شده است. در این گزارش اوضاع داخلی، سیاست خارجی، و روابط کویتی ها با گروه های فلسطینی و بعضی کشورهای عربی مورد بررسی قرار گرفته است:

کویت

1- مقدمه

مبارزه دولت کویت با فعالیتهای دست چپی و تلاش برای از بین بردن عوامل نارضائی مردم مهمترین مظاهر سیاست داخلی آن کشور بوده است. در زمینه سیاست خارجی دولت اصل رعایت موازنه بین قطبهای مؤثر در جهان عرب را همچنان ادامه داد و قصد دارد اصلاحات داخلی را وسیله ای برای بدست آوردن موقعیت محکمتر خارجی مورد بهره برداری قرار دهد.

2- اوضاع داخلی

افزایش فعالیتهای دست چپی بویژه در میان دانشجویان و کارگران و نارضائی مردم از قدرت انحصاری خاندان حاکم و طرز کار سازمانهای دولتی مشکلات امنیتی مهمی برای رژیم ایجاد

کرده است. فعالیت عناصر دست چپی بیشتر در پوشش سازمانهای فلسطینی انجام می شود و این یک روش مؤثری است زیرا علاوه بر اینکه وجود تعداد قابل توجهی از فلسطینیها در کویت زمینه مناسبتری را برای چنین فعالیتی فراهم ساخته است، دولت کویت بعلت روش مساعدی که نسبت به جنبش مقاومت فلسطینی دارد در خنثی کردن این قبیل فعالیتهای دست چپی (در پوشش سازمانهای فلسطینی) آزادی عمل خود را محدود نموده است و چنانچه عکس العمل حادی نسبت به این فعالیتها نشان دهد به مخالفت با جنبش مقاومت فلسطینی متهم

شده و در نتیجه موقعیت آن در داخل و در جهان عرب تضعیف خواهد گردید.

ص: 215


1- . گزارش ساواک، بدون شماره و تاریخ، با طبقه بندی سری. این گزارش احتمالاً در بهمن ماه 1349 تهیه و تدوین شده است.

مشکل عمده اینست که نارضائی عمومی مردم از رژیم فعلی قدرت یک اقدام قاطع را بمنظور سرکوب کردن عناصر دست چپی از دولت سلب نموده است زیرا چنین وضعی به کاهش بیشتر نفوذ منجر خواهد شد.

مجموع عوامل بالا دولت را بر آن داشت که روشی متناسب با واقعیتهای موجود انتخاب کند که خطوط اساسی آن در نطق مورخ 24 ژوئن 70 ولیعهد و نخست وزیر بیان شد. هرچند در این نطق بطور آشکار یا ضمنی از طرز حکومت و اوضاع داخلی کویت انتقاد شده و نطق از این جهت منعکس کننده بسیاری از نظر مردم است ولی انجام وعده های اصلاحی ولیعهد و نخست وزیر کار آسانی نیست زیرا این امر مستلزم ایجاد تغییرات اساسی در نحوه اجرای انتخابات آینده (ژانویه 71) و ترکیب عناصر کابینه می باشد.

قوانین انتخاباتی فعلی مانع از آنست که مردم بویژه جوانان در انتخاب نمایندگان نقش مؤثری داشته باشند و از طرف دیگر شرایط نمایندگی در آنچنان سطح پائینی قرار دارد که باعث می شود اکثریت مجلس همواره از عناصر نالایقی تشکیل گردد و در نتیجه قدرت عمل معدودی

از عناصر اصلاح طلب و پیشرو که احتمالاً انتخاب گردند تحت الشعاع نفوذ اکثریت قرار گیرد.

یکی از مهمترین هدفهای برنامه اصلاحی ولیعهد و نخست وزیر جلب موافقت مخالفین معتدل برای شرکت در دولت است، زیرا وجود عناصر اصلاح طلب در دستگاه اجرائی دولت شرط اساسی انجام هرگونه اصلاحاتی است. لیکن چنین عناصری حاضر نیستند بدون ایجاد دگرگونیهای عمیقی در سیستم حکومت در کابینه شرکت جویند.

با توجه به مراتب بالا و اینکه اجرای برنامه اصلاحی دولت مستلزم عقب نشینی هیئت حاکمه از

برخی مواضع قدرت خود و از دست دادن آنها می باشد، بنظر نمی رسد وعده های اصلاحی دولت اجرا شود و آنچه که انجام خواهد شد در چهارچوب مقتضیات ادامه حکومت مؤثر خاندان فعلی (که خود نقاط ضعف عمده ای دارد) خواهد بود.

حداقل تأثیر نطق ولیعهد و نخست وزیر آنست که تعهدی برای دولت در انجام اصلاحات ایجاد کرده است. مهمترین مظهر جدی بودن دولت در اجرای برنامه اصلاحی خود، روشی است که برای تأمین آزادی انتخابات آینده اتخاذ خواهد شد. زیرا مجلس فعلی از نظر وابستگی

طبقاتی و فکری اعضاء آن قادر نیست برنامه اصلاحی دولت را بخوبی درک و موجبات اجرای آن را فراهم سازد و از طرف دیگر اجرای انتخابات بطور آزاد مهمترین شرطی است که

ص: 216

مخالفین معتدل و بانفوذ برای همکاری با دولت قائل شده اند.

3- سیاست خارجی

در مدت تحت بررسی، خط مشی اصلی دولت که عبارت از حفظ موازنه در روابط خود با قدرتهای افراطی و میانه رو جهان عرب می باشد همچنان دنبال شد و منطقه خلیج فارس صحنه ایست که روش سیاسی کویت در آن بخوبی متجلی شده است.

این کشور همواره نسبت به هدفها و فعالیتهای عراق بدبین بوده است بویژه آنکه رژیم فعلی آن

کشور نیز هدف الحاق کویت به عراق را همچنان دنبال می کند و برای این منظور به تقویت و گسترش فعالیتهای بعثی در کویت می پردازد تا بدینوسیله موجبات برانداختن رژیم حاکم را

فراهم سازد. گذشته از مخالفت دولت با طرح پیشنهادی عراق در مورد تشکیل پیمان دفاعی از

کشورهای عرب منطقه خلیج فارس، کویت همیشه روش محتاطانه ای نسبت به عراق داشته و هدف اصلی آن اجتناب از برخورد قاطعی با این کشور بوده است. کویت باین دلیل با طرح عراق مخالفت کرد که مطمئن بود هیچ کشور ذینفع عرب حاضر به قبول آن نخواهد شد و از سوی دیگر شرکت کویت در یک پیمان دفاعی با عراق اساس سیاست خارجی آن کشور را بکلی دگرگون می ساخت.

روش کویت در مورد عراق و تلاش آن کشور برای نفوذ در امارات خلیج فارس مهمترین موارد اختلاف کویت با عربستان سعودی است. زیرا هدف عمده عربستان سعودی آنستکه عراق را از صحنه سیاست خلیج فارس دور نگهدارد و لذا هرگونه اعتدالی را که در روش کویت نسبت به عراق پدید آید با بدبینی تلقی می کند. به همین دلیل پیشنهاد کویت در مورد

تشکیل کنفرانس سه جانبه ای را با شرکت عراق رد کرد زیرا معتقد بود که این پیشنهاد نشانه

عدم صمیمت کویت و راهی برای وارد شدن عراق بعنوان یک عامل مؤثر در سیاست منطقه است.

کویت از موقعیت بسیار خوبی برای نفوذ در امارات خلیج فارس برخوردار است زیرا تنها قدرت محلی است که هیچگونه اختلاف ارضی یا سیاسی با آنها ندارد و به همین دلیل تلاش آن برای بسط روابط سیاسی - فرهنگی و اقتصادی با امارات موفقیت آمیز بوده است. توسعه این روابط خود مورد اختلاف دیگری بین کویت و عربستان سعودی است زیرا این کشور امارات را

منطقه نفوذ طبیعی خود می داند و قصد دارد پس از خروج نیروهای انگلیس، ضمن اعمال

ص: 217

حاکمیت خود بر مناطقی مانند بریمی نفوذ خود را در امارات مستقر سازد و طبیعی است که در این مورد برخوردی با نفوذ قوی کویت خواهد داشت.

احتمال تجدید نظر در سیاست انگلستان نسبت به خروج نظامی از خلیج فارس کویت را در وضع حساسی قرار داد زیرا با توجه به خطراتیکه از جانب عراق آن را تهدید می کند، کویت

مایل است از پشتیبانی عملی یک قدرت جهانی برخوردار باشد و لذا از ادامه حضور نظامی انگلستان (حتی بصورت جزئی آن) استقبال می نماید. لیکن با توجه به مخالفت سایر قدرتهای

ساحلی با سیاست دولت محافظه کار انگلیس و لزوم رعایت افکار عمومی در جهان عرب ناگزیر سیاست اعلام شده خود را بر مبنای لزوم خروج نیروهای انگلیس استوار ساخته است.

بحران اخیر اردن باعث شد که تأثیر اوضاع داخلی کویت در سیاست خارجی آن بار دیگر متجلی شود. با آنکه همبستگی سیاسی کویت با رژیم میانه رو اردن امریست اجتناب ناپذیر و منطقی، معذالک و تحت تأثیر نفوذ فلسطینیها در جامعه کویت و با توجه به بهره برداری سیاسی

که دولت از این موضوع در جهان عرب می نماید کویت کمکهای مالی خود را به اردن موقتا متوقف ساخت و به این ترتیب در صف سازمانهای فلسطینی قرار گرفت.(1)

4- نتیجه

تلاش کویت برای حفظ موقعیت خود در جهان عرب و ادامه موفقیت آمیز سیاست موازنه ایجاب می نمود که رژیم از وضع داخلی مستحکمی برخوردار شود و لذا برنامه اصلاحی دولت

را می توان بعنوان اولین گام در این راه تلقی کرد. چنانچه شرایط لازم برای موفقیت این برنامه فراهم شود امکان تحقق هدفهای نزدیک آن وجود خواهد داشت. لیکن اختلالی که مرگ ناصر در ترکیب و موازنه قدرتها در منطقه خاورمیانه بوجود آورد تأثیر مهمی در سیاست داخلی و خارجی آینده کویت خواهد داشت. با توجه به اینکه خط مشی مصر و مآلاً تأثیر آن در جهان

عرب هنوز روشن نشده است پیش بینی روش سیاسی کلی کویت در آینده نسبتا دور فعلاً امکان پذیر نیست.(2)

گزارش دیگر درباره اوضاع داخلی، روابط خارجی و مسایل مربوط به امارات متحده

ص: 218


1- . بعد از حادثه سپتامبر سیاه سال 1970 در اردن، دولت کویت ضمن تقبیح کشتار فلسطینی ها به دست ارتش اردن، از فلسطینیان حمایت کرد.
2- . گزارش ساواک، بدون شماره، این گزارش ظاهرا در بهمن ماه سال 1349 تهیه و تدوین شده است؛ با طبقه بندی سری.

عربی است. در این گزارش با ابراز نگرانی از فعالیت گروه های مخالف در امارات عربی، نسبت به خروج انگلیسی ها از این مناطق اظهار ناراحتی شده است. در خاتمه گزارش، به موضوعات درون تشکیلاتی شورای سه گانه و کنفرانس معاونان سرویس های اطلاعاتی ایران، ترکیه و اسرائیل اشاره شده است:

امارات خلیج فارس

1- مقدمه

شکست تلاش امارات برای تشکیل اتحادیه و خطرات ناشی از فعالیت گروههای برانداز عمده مسائل داخلی این منطقه بوده است. در زمینه سیاست خارجی تغییر دولت در انگلستان و احتمال ماندن نیروهای نظامی این کشور در خلیج فارس و همچنین فعالیتهای نفوذی کشورهای ذینفع مورد توجه بود.

2- اوضاع داخلی

الف - اتحادیه امارات

نتایج اجلاسیه نواب حکام امارات خلیج فارس و شورایعالی اتحادیه امارات مسائل مربوط به پیشرفت امر تشکیل اتحادیه را [با ]مشکلات زیادی روبرو ساخت. با آنکه حل مسئله بحرین یکی از موانع مهم ایجاد اتحادیه را از بین برد لیکن آزادی عملی که بحرین بدست آورد به آن امکان داد که در صدد بهره برداری از موقعیت برتر اجتماعی و فرهنگی خود بمنظور تحصیل

امتیازاتی در چهارچوب اتحادیه برآید و از این راه اتحادیه را با بن بست مواجه ساخت. با توجه به مخالفت سایر امارات با خواستهای بحرین، اتحادیه هم اکنون با مشکلی مواجه است که تا آنجائیکه مربوط به روش بحرین است تنها راه حل آن تشکیل اتحادیه[ای] از امارات هفتگانه و قطر و استقلال بحرین می باشد.

از نظر ابوظبی که با تهدید عربستان سعودی مواجه است تشکیل هرچه زودتر اتحادیه و بدست گرفتن رهبری آن ضروری است و بدین لحاظ ایجاد آن را با شرکت هر مجموعه ای از امارات لازم می داند. لذا تلاش نمود طرح خود را در مورد ایجاد کشور متحدی از امارات هفتگانه و اتحاد بحرین و قطر با آن اجرا کند. از آنجائی که این طرح موقع دبی و قطر را تضعیف می نمود

و مهمتر از آن برخلاف روش انگلستان بود ابوظبی نتوانست در اجرای آن موفق شود. مشکل عمده در راه تشکیل اتحادیه تنها مسئله تسلط جوئی امارات بزرگتر نیست بلکه استقلال طلبی

ص: 219

امارات کوچکتر بویژه رأس الخیمه امکان اجرای طرحهای مناسب دیگری را نیز در موقعیت فعلی غیرممکن ساخته است.

صرف نظر از اختلاف امارات در مورد نحوه تشکیل اتحادیه و شرایط سیاسی لازم (مانند حل اختلاف مرزی ابوظبی و عربستان سعودی) برای این امر، تغییر دولت در انگلستان و عدم تعیین

قطعی خط مشی آینده دولت جدید پیرامون نحوه خروج نظامی از خلیج فارس حالت انتظاری در امارات بمنظور روشن شدن مسائل بالا ایجاد نموده است که این امر ضمن آنکه به تشدید

اختلافات بین امارات کمک می کند مانع از تلاش مؤثری در جهت حل مسائل مربوط به اتحادیه می باشد.

ب - فعالیت گروههای برانداز

فعالیتهای براندازی در امارات خلیج فارس تحت تأثیر زمینه های مساعد اجتماعی و سیاسی افزایش یافت. مجموعه ای از عوامل مانند فعالیتهای نفوذی عراق و یمن جنوبی - ائتلاف گروههای سیاسی کوچک با یکدیگر و موفقیت گروههای برانداز عمان در بسط نفوذ خود به داخل امارات در ایجاد چنین وضعی مؤثر بوده است.

روش این گروهها بطور کلی آنست که فعلاً و تا خروج نظامی انگلیس از منطقه و تکمیل آمادگی خود دست به اقدام براندازی حادی نزنند بلکه تلاش خود را صرف نفوذ در سازمانهای

نظامی و طبقات مختلف مردم نمایند. با توجه به کشف یک سازمان نظامی برانداز در بحرین و دستگیری عده ای از عناصر آن می توان گفت که تلاش نفوذی گروههای برانداز در نیروهای بحرین (و بنابر قرائنی در امارات) علیرغم کلیه اقدامات حفاظتی معمول با موفقیت توأم بوده است و لذا بعید بنظر می رسد ضربتی که به آنها وارد شده تأثیر عمیقی در تجدید فعالیتهای آنان داشته باشد. خطر فعالیتهای براندازی تنها از جانب گروههای سیاسی افراطی سرچشمه نمی گیرد بلکه اختلافات موجود در برخی از هیئتهای حاکمه (مثلاً در شارجه) به قدرتهای

خارجی و داخلی ذینفع امکان اعمال نفوذ برای تأمین هدفهای خود را می دهد.

3- سیاست خارجی

روی کار آمدن حزب محافظه کار در انگلستان و اعلام آمادگی محتاطانه این کشور برای تجدید نظر در طرح خروج نیروهای انگلیسی از خلیج فارس امید امارات را به ادامه حمایت انگلستان

از آنها افزایش داد. امارات حضور نظامی این کشور را به شکل فعلی آن یا حداقل ادامه نقش

ص: 220

فعال افسران انگلیسی در اداره امور دفاعی امارات (مانند استفاده از نیروی پیشاهنگان عمان

متصالح بعنوان هسته اصلی نیروی دفاعی اتحادیه امارات) ترجیح می دهند.

به دلایل مختلف امیدواری امارات به ادامه حیات نظامی مستقیم انگلیس از آنها چندان موجه

نیست، زیرا عواملی که دولت کارگری انگلیس را به عقب نشینی نظامی از منطقه تشویق کرد

(یعنی توجه به مسائل اروپائی - اجتناب از برخورد با ناسیونالیسم عرب در حال رشد در منطقه -

کاستن تعهدات خارجی بمنظور بهبود وضع اقتصادی) هنوز هم در تعیین خطوط اصلی سیاست دولت محافظه کار مؤثر است. از طرف دیگر قدرتهای منطقه ای بطور مطلق یا احتیاط آمیزی با ادامه حضور انگلیس در خلیج فارس مخالفند. با توجه به اینکه تأمین ثبات

منطقه مهمترین هدف این کشور است و تغییر اساسی سیاست آن باحتمال زیاد منطقه را دچار

ناامنی خواهد نمود، انتظار می رود دولت محافظه کار ناگزیر از ادامه سیاست تعدیل یافته دولت کارگری شود. بدین معنی که ضمن تخلیه پایگاههای بحرین و شارجه، از طریق بازدیدهای منظم ناوگان دریائی از بنادر خلیج فارس آثاری از آمادگی نظامی خود در منطقه بر جای بگذارد.

تجدید ادعای عربستان سعودی بر منطقه بریمی و قسمتی از مرزهای جنوبی و غربی ابوظبی عامل اختلاف و ناامنی دیگری را در منطقه ایجاد نمود. از نظر ابوظبی و بنحوی امارات دیگر

تسلط عربستان سعودی بر مناطق مورد ادعای خود آنان را در وضع نامناسبی قرار داده و همبستگی سیاسی آنها را با مشکلاتی مواجه خواهد ساخت. زیرا هدف عمده عربستان سعودی دست یافتن به منطقه مهم بریمی و قطع پیوستگی جغرافیائی ابوظبی و قطر از طریق تسلط بر

قسمتهای شمال غربی ابوظبی و گسترش مرزهای خود به ساحل خلیج فارس است. اختلاف عربستان سعودی و ابوظبی در این مورد نگرانیهائی را در سایر امارات و بویژه قطر موجب شد بطوری که علیرغم تمایل خود به تشکیل اتحادیه ترجیح می دهند قبلاً این اختلاف حل شود تا مجبور نگردند مآلاً در صف ابوظبی و علیه عربستان سعودی قرار گیرند.

علیرغم اینکه مسئله بریمی برای عربستان سعودی جنبه حیثیتی دارد و به همین دلیل شرایط سختی برای حل این مسئله قائل شده، فشار انگلستان و تأثیر این مسئله در آینده سیاسی منطقه

ممکنست عربستان سعودی و ابوظبی را به قبول راه حلهای میانه ای (مثلاً بیطرف ساختن مناطق

مورد اختلاف و بویژه بریمی) وادار سازد.

ص: 221

روابط امارات با کویت همچنان خوب بوده است و این کشور از موقع ممتازی برخوردار می باشد، بسط روابط سیاسی - اقتصادی و فرهنگی امارات با کویت امکانات بیشتری در مورد

ایفای نقش مؤثر در آینده سیاسی امارات در اختیار آن کشور گذارده است.

تلاش نفوذی عراق در امارات ادامه دارد و با آنکه سیر صعودی آن در بحرین دچار وقفه شده نمی توان موفقیت این کشور را در ایجاد گروههای بعثی مؤثر طرفدار خود در بحرین و ابوظبی

نادیده گرفت. از سوی دیگر و علیرغم برخی عوامل منفی، عراق توانست زمینه نفوذ مناسبی در عده ای از امارات بویژه رأس الخیمه و عجمان بدست آورد.

تغییر سلطان عمان امکانات مناسبی را از نظر تأمین ثبات منطقه و بسط روابط آن کشور با امارات فراهم نمود. لیکن با توجه به مشکلات متعدد داخلی عمان و نگرانی امارات از تأثیر

منفی قدرت انسانی و اقتصادی بالقوه آن کشور در موجودیت آنها، بعید به نظر می رسد در

آینده قابل پیش بینی اقداماتی به منظور شرکت عمان در اتحادیه امارات بعمل آید. لیکن

می توان انتظار داشت که روابط دوجانبه بین عمان و امارات بویژه ابوظبی که اشتراک منافع

مهمی با یکدیگر دارند توسعه یابد.

4- نتیجه

با آنکه احتمال خروج نظامی انگلیس از خلیج فارس افزایش یافته و امارات از این نظر در مقابل مسئولیت خطیر حفظ امنیت خود قرار گرفته اند، معذالک اختلاف محلی آنها از این طرف

و ادعاهای ارضی برخی قدرتهای ساحلی از طرف دیگر موانع مهمی در راه تشکیل امارات ایجاد کرده است. خطر فوری که امارات را تهدید می کند فعالیتهای براندازی گروههای سیاسی

است که عقب افتادگی سیاسی و اجتماعی جوامع امارات و فعالیتهای نفوذی کشورهای افراطی

گسترش نفوذ آنها را امکان پذیر ساخته است. [با ]خروج نظامی انگلیس بدون آنکه ترتیبات امنیت دسته جمعی در منطقه بوجود آید و اقدامات مؤثری بمنظور شرکت مردم در حکومت معمول گردد، موجودیت رژیمهای حاکم در امارات را مورد مخاطره جدی قرار خواهد داد.(1)

در پایان این گزارش به استخدام یک نفر اَمربَر برای امور دبیرخانه شورای معاونان سرویس های سه گانه و تعیین بودجه آن اشاره شده است:

در صورت تصویب درباره هر نوع کار دیگر پیرامون بودجه دبیرخانه سه گانه مذاکره بفرمائید

ص: 222


1- . همان گزارش.

چون در جریان مذاکرات سران سه سرویس در این باره صحبتی نشده است - بطور اصولی دبیرکل سه گانه باید در شوراهای سه گانه و کنفرانس معاونان سه گانه شرکت نماید و ضمنا لازم است همانطور که در همکاری سه جانبه مرسوم است یکنفر امربر نیز جهت انجام امور دبیرخانه

استخدام نماید. پیشنهاد می شود حدنصاب بودجه دبیرخانه سه گانه بمیزان 1500 دلار تعیین

گردد که با این ترتیب حق السهم هر سرویس 500 دلار می شود.(1)

اداره کل هفتم ساواک، طی نامه ای درباره زمان تشکیل سمینار سه جانبه سرویس های اطلاعاتی ایران، اسرائیل و ترکیه، که در خرداد ماه سال 1350 به میزبانی اسرائیل برگزار شد، گزارش مربوط به اجلاس سه جانبه را ارایه کرده است.

در این گزارش به اوضاع داخلی کشور عراق، موقعیت رژیم وقت آن کشور، چگونگی فعالیت احزاب در عراق، سیاست خارجی و روابط آن کشور با بلوک شرق، روابط با کشورهای عربی چون مصر و سوریه، به شرح ذیل اشاره شده است:

گزارش درباره سمینار سه جانبه

منظور

استحضار تیمسار ریاست ساواک و صدور اوامر.

پیشینه

بنابر تصویب بیست و پنجمین کمیته همآهنگ کننده سه جانبه قرار است سیزدهمین سمینار سه جانبه در چهارچوب اطلاعات مثبت در تاریخی بین 10-16 اسفند ماه 49 در اسرائیل برگزار

شود.

اینک دبیرکل سه جانبه طی نامه ای به سه سرویس اطلاع داده که چون لازم است سمینارهای سه جانبه بعد از شورای سه جانبه برگزار شوند از این رو پیشنهاد می شود که سمینار آینده به جای اسفند ماه 49 در تاریخی بین 11 خرداد الی 9 تیر ماه 1350 تشکیل گردد.

نظریه اداره کل هفتم

نظر به اینکه این اداره کل طی اسفند ماه 49 برای کنفرانس ضداخلالگری سنتو درگیری دارد در صورت تصویب مقرر فرمایند ضمن استقبال از پیشنهاد دبیرکل سه جانبه بنامبرده گفته شود که

ص: 223


1- . گزارش ساواک. از اجلاس سه جانبه، بدون شماره و تاریخ، ظاهرا در سال 1349 تهیه و تدوین شده است؛ با طبقه بندی سری.

ساواک مایل است سمینار سه جانبه از تاریخ 15 تا 18 خرداد ماه 1350 برگزار شود.

اداره کل هفتم

عراق

1- اوضاع داخلی

الف - موقعیت رژیم

طی سه ماه اخیر کادر رهبری بعث حاکم همچنان درگیر رقابت و مبارزات داخلی بود که نتیجه آن با برکناری حردان تکریتی و چند تن دیگر از فرماندهان نظامی عراق ظاهر گردید.

گروه افراطی بعث حاکم که همواره مترصد فرصتی برای طرد عناصر معتدل از رأس هیئت حاکمه بودند ظرف این مدت از تهییج افکار عمومی ملت عرب و فلسطینیها بعلت عدم شرکت نیروهای عراق علیه نیروهای اردن بنفع فدائیان فلسطین استفاده کرده و سعی نمودند ضمن

تضعیف موقعیت عناصر معتدل گناه و قصور و سستی ارتش عراق را به گردن حردان تکریتی و طرفداران وی اندازند و با این اقدام از گسترش نارضائی ها بخصوص در میان اعضاء کمیته

بین الاعراب حزب بعث جلوگیری نمایند و پس از آن در صدد برآمدند با اقدامات ظاهرا اصلاح طلبانه از نارضائی های داخلی جلوگیری کنند.

پایان دادن بوضع فوق العاده پس از قریب یازده سال از برقراری آن - آزادی عده ای از زندانیان

سیاسی - تقلیل بعضی از عوارض و مالیاتها در اجرای چنین سیاستی بوده است.

ب - فعالیت احزاب

ادامه شدت عمل بعثی ها طی سه ماه گذشته گرچه امکانات براندازی احزاب و دستجات مخالف را ضعیف نموده و مقامات بعثی با دقت مراقب فعالیت دستجات و احزاب مخالف بودند معذالک ظرف همین مدت سستی عراق در جنگهای اردن و تردید آن کشور برای نبرد با نیروهای اردن به نفع سازمان های فلسطینی(1) به گروههای مخالف امکان داد تا به سیاست رژیم حمله کرده و علیه آن تبلیغ کنند از جمله این دستجات حزب کمونیست بود که طی اعلامیه ای

روش دو پهلوی بعثیها را در مورد سازمانهای فلسطینی مورد حمله قرار داد و روزنامه التاخی

ارگان حزب دمکرات کردستان نیز ادامه حکومت نظامیان و وجود حکومت دیکتاتوری در

ص: 224


1- . مقصود، درگیری نیروهای ارتش اردن با فلسطینیان و واقعه کشتار مردم فلسطین در 17 سپتامبر 1970م، از سوی ارتش اردن است.

عراق را تخطئه کرد.

دستجات ناسیونالیست عرب (قومی) نیز پس از مرگ ناصر در پوشش عزاداری و سوگواری برای ناصر تظاهراتی براه انداختند لیکن رهبران بعثی که نگران این تظاهرات بودند با شدت از ادامه آن جلوگیری کردند و با اعلام کشف یک توطئه از طرف افسران قومی عده زیادی از آنها

را بازداشت و از ادامه فعالیتشان جلوگیری نمودند.

2- سیاست خارجی

الف - روابط با بلوک شرق

تا قبل از اعلان طرح راجرز روابط عراق با شوروی همچنان رو به توسعه بود. مخالفت عراق با

طرح راجرز (در اوائل مرداد ماه 1349) در حالیکه شوروی یکی از موافقین اساسی آن بود موجبات بروز اختلافاتی را بین شوروی و عراق فراهم ساخت و باعث شد که برای مدت محدودی روابط دو کشور بسردی گراید.

شوروی که نگران اخلالگری عراق در طرح صلح راجرز بود به منظور خنثی نمودن مخالفت عراق با طرح مزبور و یا لااقل کاهش آن موضوع تقاضای وصول دیون بتعویق افتاده عراق بشوروی را مطرح ساخته و با این فشار موفق شد دولت عراق را مجبور سازد که فعالیتهای خود را در مخالفت با طرح راجرز از حدود گفتار رادیوئی و تبلیغاتی خارج ننماید چنین سیاستی مانع از بروز یک بحران احتمالی در روابط بین دو کشور گردید و موجب شد که مجددا

همکاریهای دو کشور در زمینه های مختلف منجمله نظامی - اقتصادی ادامه یابد.

ب - روابط با کشورهای عربی

(1) با مصر

مخالفت عراق با طرح راجرز روابط تیره مصر و عراق را علنی نمود و حملات تبلیغاتی طرفین در روابط دو کشور ایجاد بحران نمود. لیکن مرگ ناصر برای رهبران بعثی عراق که مایل بودند

با التیام روابط خود با مصر از انزوای سیاسی خارج شوند فرصتی فراهم ساخت تا با شرکت در تشییع جنازه ناصر و ارسال پیامهای تسلیت آمیز در این زمینه روابط عراق را با مصر التیام

بخشیده و خود را از حلقه فشار انزوای سیاسی در میان کشورهای عربی اندکی نجات بخشند در حال حاضر حملات تبلیغاتی دو کشور علیه یکدیگر قطع گردیده و اقداماتی در زمینه بهبود

روابط از طرف مقامات دو کشور بعمل آمده است.

ص: 225

(2) روابط با سوریه

هماهنگی مشترک عراق و سوریه در مخالفت با طرح راجرز تحولات حاصله در ارکان رهبری سوریه - برکناری حردان تکریتی که ظاهرا مخالف همکاری با سوریه بود در نظر مقامات بعثی

عراق در زمینه هائی بود که امید می رفت روابط خصمانه دو کشور را بهبود بخشد و مقامات

بعثی که خود را بیش از پیش در جهان عرب تنها و منزوی حس می کردند علاقمند به چنین بهبودی در روابط عراق و سوریه بودند لیکن ادامه سیاستهای ناپخته و محیلانه رژیم بعثی عراق و علاقمندی سوریه برای نزدیکی به مصر چنین امیدی را در حال حاضر کاهش داده است و قرینه آن حملات اخیر روزنامه الثوره و البعث سوریه به دولت عراق به مناسبت سالروز سقوط

حزب بعث در عراق در سال 1963 بوده است روزنامه مذکور ضمن حمله به بعث عراق برقراری و ادامه آن حکومت را نتیجه تبانی امپریالیستها و مرتجعین دانسته اند.(1)

همان گونه که پیش از این ذکر شد، سرویس های سه گانه ایران، اسرائیل و ترکیه، طبق پیمان سه جانبه اطلاعاتی در مواقع مقرر یا مقتضی، هریک گزارش هایی درباره اخبار و اطلاعات جمع آوری شده از طرف خود تدوین و به سمع و نظر طرف دیگر می رساندند و با هم مبادله می کردند. آنچه از این گزارش ها مستفاد می گردد، این است که طرف اسرائیلی،

همواره در ارایه گزارش ها و مبادله آن با سرویس اطلاعاتی ایران و یا ترکیه مرموزانه برخورد و عمل می کرد. به بیان دیگر آن ها با ارایه اخبار و اطلاعات کهنه و یا رسانه ای، بخش عمده و قابل توجهی از گزارش خود را با آن تکمیل و پر می کردند. البته این مسأله موضوعی نبود که رؤسا و مقامات سرویس اطلاعاتی ایران و یا ترکیه نسبت به آن غافل و یا بی توجه و ناآگاه

باشند. لیکن کاری از پیش نمی بردند و یا نمی توانستند اقدامی به عمل آورند. البته این حرکت و شیوه اسرائیلی ها به معنی آن نبود که طرف ایرانی و یا ترک نیز مقابله به مثل کند. بلکه به عکس آن ها همیشه بر اثبات خلوص و صداقت خود در قبال اسرائیلی ها، از هیچ گونه خوش خدمتی دریغ نمی ورزیدند. گزارش بخش تبادل اطلاعات ساواک در خصوص مبادله اطلاعات، طی یک دوره شش ماهه، از 12 اردیبهشت سال 1349 تا 9 آذر 1349ش/ اول مه 1970 تا 30 نوامبر 1970م، به شرح ذیل است:

ص: 226


1- . گزارش ساواک، بدون شماره، این گزارش ظاهرا بین بهمن تا اسفند 1349 تهیه و تدوین شده است، با طبقه بندی سری.

به پیوست ارزیابی گزارشات مبادله شده بین سه سرویس (فولاد- طوفان - پرچم) از تاریخ اول

ماه مه الی 20 نوامبر 1970 از عرض می گذرد تا در صورت تصویب جهت اقدام لازم در اختیار

بخش پیمانها قرار گیرد.

بخش تبادل اطلاعات - ایوب غمامی

مبادله اطلاعات سه جانبه از اول ماه مه 1970 الی 30 نوامبر 1970

در مدت شش ماه و نیم فوق الذکر گزارشات خبری بین سه سرویس دوست مبادله گردیده و آمار گزارشات ارسالی هر سرویس به دو سرویس دیگر به قرار زیر بوده است:

کمیت

1- اطلاعیه های صادره سرویس فولاد 580 فقره

2- اطلاعیه های صادره سرویس طوفان 176 فقره

3- اطلاعیه های صادره سرویس پرچم 193 فقره

کیفیت

الف - سرویس فولاد:

سرویس فولاد اطلاعاتی درباره کشورهای عربی و روابط این کشورها با یکدیگر و همچنین با بلوک شرق به دو سرویس دیگر ارسال نموده که اهم آنها به شرح زیر می باشد:

(روابط عراق با شوروی - کمک مالی کویت و آلمان شرقی بعراق - بازدید هیئت عراقی از سوریه - روابط اقتصادی و بازرگانی عراق با لیبی - قراردادهای هوائی جدید بین اردن و

شوروی - روابط اردن با سازمانهای فلسطینی - دولت جدید اردن - روابط لبنان با سازمانهای

فلسطینی - فعالیت کمونیستها در لبنان - روابط سوریه با کویت - وضع داخلی سوریه - قراردادهای اقتصادی سوریه با لیبی - اوضاع داخلی مصر- قراردادهای بازرگانی مصر با سودان - بازدید هیئت اقتصادی مصری از مراکش - بازدید هیئت نظامی یمن از عراق - کمکهای

لیبی به یمن - کمکهای اقتصادی چین سرخ و کره شمالی به سودان).

ب - سرویس طوفان:

این سرویس اطلاعاتی در مورد کشورهای عربی و روابط آنها با یکدیگر و همچنین با بلوک شرق به دو سرویس دیگر ارسال داشته که مهمترین آنها عبارتند از:

(ورود کارشناسان نظامی شوروی، آلمان شرقی و بلغارستان به بندر لاذقیه - انتصابات حزب

ص: 227

بعث سوریه - دستگیری کمونیستهای سوری - کمک نظامی سوریه به کماندوهای مقیم اردن - فعالیتهای مصر در لبنان - نقل و انتقالات نظامی عراق - اختلاف در حزب بعث عراق - انتصابات

در نیروی هوائی عراق - فعالیتهای عراق در امارات خلیج فارس - زدوخوردهای اردن - روابط

سودان با چین کمونیست).

پ - سرویس پرچم:

این سرویس اطلاعاتی در مورد کشورهای عربی و روابط آنها با یکدیگر و همچنین با شیخ نشینها به دو سرویس دیگر ارسال داشته که اهم آنها بشرح زیر بوده است:

(ورود کشتی های روسی آلمان شرقی و چکسلواکی به بندر بصره - فعالیتهای اطلاعاتی عراق و کویت - وضع نیروهای عراقی مستقر در اردن - مذاکرات کمیته مشترک دولت اردن و سازمانهای

فلسطینی - بازداشت عده ای از اعضاء حزب کمونیست سوریه - کمک چین کمونیست به جمهوری یمن - نقل و انتقالات ارتش کویت - مخالفت شارجه با پیشنهاد دولت عراق - اعزام

چریکهای فلسطینی به دوبی).

ارزیابی اطلاعیه های واصله از سرویس فولاد

گزارشهای این سرویس در مورد امور نظامی و اقتصادی سوریه و لبنان قابل بهره برداری و مفید برای سابقه بوده و تعدادی از گزارشات از منابع آشکار بوده است. گزارشات سرویس فولاد

درباره اوضاع داخلی مصر عموما آشکار و گزارشات در مورد کشورهای یمن و یمن جنوبی و سودان اغلب مفید برای سابقه بوده است. تعدادی از گزارشات مربوط به اردن و عراق مفید

برای سابقه و تعداد دیگر کهنه و از منابع آشکار بوده است. گزارش های خبری این سرویس در زمینه نفوذ شوروی در خاورمیانه مفید بوده و گزارشات مربوط به اکراد تعدادی مفید برای سابقه و تعداد دیگر کهنه بوده است.

ارزیابی اطلاعات واصله از سرویس طوفان

گزارشهای نظامی این سرویس در مورد کشور سوریه بعلت عدم تقاطع خبری غیرقابل قضاوت بوده و در سایر موارد تعدادی قابل بهره برداری و مفید برای سابقه و تعدادی نیز آشکار بوده است. گزارشات این منبع درباره عراق قابل توجه و تعدادی مفید برای سابقه و غیرقابل قضاوت بوده. گزارشات در مورد اردن مفید برای سابقه و تعدادی دیگر غیرقابل قضاوت بوده

ص: 228

است. گزارشات در مورد مصر تعدادی مفید برای سابقه و تعدادی دیگر ناقص می باشند.(1)

مبادله اطلاعات بین سرویس های اطلاعاتی مورد نظر در پاره ای اوقات، شفاهی و حضوری و یا بین دو سرویس به تنهایی انجام می گرفت. مذاکرات رئیس ساواک با معاون سرویس اطلاعاتی ترکیه، در بهمن ماه سال 1350، نمونه ای در این باره است. متن رسمی این

مذاکره به شرح ذیل گزارش شده است:

مذاکرات ریاست ساواک با آقای ارگون معاون سرویس ترکیه (سه شنبه 19 بهمن ماه 50)

بعد از تعارفات

آقای ارگون: من حامل سلامهای مخصوص ژنرال ارسین و کلیه اعضاء سرویس ترکیه برای تیمسار هستم.

ریاست ساواک: متشکرم. اخبار خوبی در مورد فعالیتهای قاطع شما علیه خرابکاران شنیده ام.

آقای ارگون: از نظر تیمسار ممنونم.

ریاست ساواک: ما هم این مشکل را داشته و اکنون هم داریم. متأسفانه با دستگیری چند نفر کار

تمام نمی شود چون باید جلوی سرچشمه را گرفت منبع این فعالیتها در کشورهای افراطی عربی

است که به وسیله کمونیستها هدایت می شود. متأسفانه باید ضرر ناشی از همسایگان بد را

تحمل کرد.

آقای ارگون: با نظر تیمسار موافقم و خوشبختم که کشور ما در کنار ایران قرار گرفته است.

ریاست ساواک: همه چیزمان مشترک است. منافع. دوستان - دشمنان و مشکلات ما حالت یکسانی دارند.

آقای ارگون: البته شخصیت تیمسار در نزدیکی دو سرویس و دو کشور فوق العاده مؤثر بوده است. مشکلی است که باید بعرض تیمسار برسانم. سفارتخانه های خارجی در ترکیه از ما سئوال می کنند که آیا بین ایران - ترکیه و اسرائیل همکاری وجود دارد؟ می گویند رئیس سازمان سیا بعد از مسافرت به اسرائیل به ترکیه هم سفر کرده است.

ریاست ساواک: این شخص به ایران هم آمد.

آقای ارگون: اتفاقا نکته همین جا است کسانی که از ما در این مورد سئوال می کنند اسمی از سفر رئیس سازمان سیا به ایران نمی بریم.

ص:230


1- . گزارش ساواک، مورخ 7/9/1349، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

ریاست ساواک: بهتر است به سفارتخانه های خارجی بگوئید [بین] تمام سرویسهای اطلاعاتی دنیا حتی سرویس های دشمن نوعی همکاری اطلاعاتی وجود دارد. و همکاری سرویسهای ایران و ترکیه امری کاملاً طبیعی است.

آقای ارگون: البته همکاری دو سرویس ایران و ترکیه به هیچ وجه غیرطبیعی نیست اما مقامات خارجی در مورد همکاری با سرویس اسرائیل سئوال می کنند. معتقدم یک طرح حفاظتی تهیه و

به شورا پیشنهاد شود.

ریاست ساواک: این طرح به وسیله دبیرخانه سه جانبه تهیه و به سرویسهای مربوطه پیشنهاد شده است.

آقای ارگون: هنوز این طرح بدست ما نرسیده البته من مایلم بررسی راجع به این طرح یا هر طرح مشابه دیگری را در دستور جلسه سه جانبه بگنجانم.

ریاست ساواک: با نظر شما موافقم.(1)

ص: 230


1- . گزارش ساواک، بهمن ماه 1350، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

دوره دوم (دهه پنجاه ش)

بیست و ششمین کنفرانس سه جانبه اطلاعاتی سرویس های ایران، ترکیه و اسرائیل در تاریخ 18 تا 21 اردیبهشت 1351 در شهر باکالا در فلسطین اشغالی برگزار شد. نمایندگی ساواک در تل آویو، خلاصه گزارش کمیته ویژه آن کنفرانس را به شرح ذیل برای مرکز ارسال

کرده است:

اسرائیل 20 اردیبهشت ماه 51

خلاصه گزارش کمیته ویژه بیست وششمین کنفرانس سه جانبه

الف - مقدمه

1- با توجه به عدم شرکت رؤسای سرویسهای ایران و ترکیه در بیست و ششمین شورای سه جانبه بعلت درگیری های اداری، سرویس اسرائیل پیشنهاد نمود که کمیته ویژه ای تشکیل شده و توصیه های کمیته اطلاعات و کمیته امنیت را مورد بررسی قرار داده و جهت تصویب تقدیم رؤسای سرویسهای سه جانبه بنماید. این پیشنهاد سرویس اسرائیل و همچنین دستور جلسه تنظیمی باتفاق آراء مورد قبول واقع شد.

2- ریاست هیئت های شرکت کننده در کمیته ویژه بعهده نامبردگان زیر بود:

(الف) معاون سرویس اسرائیل - رئیس جلسه

(ب) معاون سرویس ایران.

(پ) جانشین معاون سرویس ترکیه.

(ت) دبیرکل سه جانبه.

ب - مذاکرات

ص: 231

3- معاون سرویس اسرائیل به اعضای کمیته خوش آمد گفت و معاون سرویس ایران و جانشین معاون سرویس ترکیه از میهمان نوازی گرم سرویس اسرائیل اظهار تشکر کردند.

4- کمیته ویژه گزارش های کمیته اطلاعات و کمیته امنیت را مورد بررسی قرار داد. کمیته ویژه

همچنین تصمیم گرفت که گزارش گردش کار دبیرکل و گزارش کمیته هماهنگ کننده را جهت تصویب تقدیم رؤسای سرویسهای سه جانبه بنماید.

5- یکی از اعضای سرویس اسرائیل جریان تلاش برای دزدیدن یک هواپیما را جهت شرکت کنندگان تشریح کرد. واقعه دزدی هواپیما که در جریان برگزاری کنفرانس سه جانبه بوقوع

پیوست مورد توجه اعضای کمیته ویژه قرار گرفت.

(توضیح: این واقعه بوسیله رئیس کمیته امنیت از سرویس اسرائیل تشریح شد و طی آن جریان عملیات کماندوهای ارتش اسرائیل در مورد نجات مسافران هواپیمای شرکت هواپیمائی سابنا

که در 19/2/51 بوسیله چهار نفر چریک عرب دزدیده شد توصیف گردید).

6- بر مبنای پیشنهاد سرویس اسرائیل کمیته ویژه تصمیم گرفت پیشنهادی تقدیم رؤسای سرویسهای

سه جانبه بنماید و طی آن تقاضا کند که در صورت تصویب تشکیل شورای سه جانبه در آینده

منوط بحضور حداقل دو رئیس سرویس باشد.

پ - امور اداری

7- رؤسای هیئت های ترکیه و اسرائیل ضمن اظهار تشکر دعوت رئیس هیئت نمایندگی ایران را جهت برگزاری بیست و هفتمین شورای سه جانبه در ایران در تاریخ 24 و 25 آبانماه 51 پذیرفتند. بدین ترتیب کمیته های اطلاعات و امنیت در روزهای 22 و 23 آبانماه 51 و کمیته

هماهنگ کننده در بعدازظهر روز 23 آبانماه تشکیل جلسه خواهد داد. این تاریخ ها باید بتصویب رؤسای سرویس های سه جانبه برسد.(1)

گزارش دیگر، مربوط به گردش کار دبیرکل اجلاس سه جانبه (20 اردیبهشت 1351) است. در این گزارش به مباحث بیست و نهمین کمیته هماهنگ کننده سه جانبه (فوریه 1972م/بهمن 1350) تهران و مباحث چهاردهمین سمینار سه جانبه ترکیه (فوریه 1972م/بهمن 1350) و دستور جلسه، اشاره شده است:

گزارش گردش کار دبیرکل سه جانبه (20 اردیبهشت ماه 51)

ص: 232


1- . گزارش ساواک، 20/2/1351، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

1- ذیلاً خلاصه فعالیت های سرویسهای سه جانبه و دبیرخانه از تاریخ بیست و پنجمین شورای سه جانبه ببعد (ترکیه - 11-8 نوامبر 1972)(1) شرح داده می شود.

2- قسمتهائی از این گزارش در گزارش گردش کار که تقدیم بیست و نهمین کمیته هماهنگ کننده (8 فوریه 1972) گردید ذکر گردیده است.

فعالیتها

1- بیست و نهمین کمیته هماهنگ کننده

الف - بیست و نهمین کمیته هماهنگ کننده در تاریخ 8 فوریه 1972 در تهران برگزار گردید.

ب - کمیته هماهنگ کننده موضوعات زیر را مورد بررسی و تصویب قرار داد:

(1) کمیته گزارش گردش کار دبیر کل را تصویب کرد.

(2) کمیته گزارش مبادله اخبار را تصویب نمود. ضمنا کمیته مذاکراتی پیرامون فرم مبادله اخبار

بعمل آورد و تصمیم گرفت بمنظور اخذ نتایج عملی لازم است که گزارشهای مبادله اخبار بنحوی مشروح و صریح تهیه گردد. دبیرخانه باید فرم گزارشات مبادله اخبار را تهیه و تقدیم کمیته هماهنگ کننده بنماید. پیرو این تصمیم کمیته، دبیرخانه فرم مورد نظر را تهیه

کرده و آن را به اجلاسیه سی ام کمیته هماهنگ کننده تقدیم نمود.

(3) کمیته فهرست عناصر اصلی خبر را مورد بررسی قرار داد و اصلاحات لازم را در آن منظور نمود.

(4) ضمنا کمیته حوادث مهم کشورهای هدف را مورد بررسی قرار داد.

2- سمینارها

الف - چهاردهمین سمینار سه جانبه از 15 تا 17 فوریه 1972 در آنکارا پیرامون موضوع تاکتیک های

تحقیقات عملیاتی برگزار شد. سمینار مورد نظر ثمربخش و مفید بود.

ب - پانزدهمین سمینار سه جانبه قرار است ظرف هفته آخر اوت یا هفته اول سپتامبر 1972 در تهران برگزار شود. بنابر روش معمول سرویس ایران سه موضوع در چهارچوب اطلاعات مثبت پیشنهاد کرده و بعد از اینکه موضوع سمینار مورد موافقت بقیه سرویسها قرار گرفت سرویس

میزبان شرحی پیرامون موضوع انتخاب شده تهیه کرده و آن را به منظور توزیع در میان

ص: 233


1- . این تاریخ احتمالاً اشتباه است. زیرا بیست و ششمین کنفرانس سه جانبه در اردیبهشت سال 1351 در فلسطین اشغالی برپا شده بود. بنابراین چگونه بیست و پنجمین شورای سه جانبه در 8 تا 11 نوامبر 1972م/آبان 1351 برگزار شده است؟

سرویس های سه جانبه در اختیار دبیرکل خواهد گذاشت. بدینوسیله مذاکرات معموله در چهارچوب معینی دنبال خواهد شد.

3- گزارشهای مبادله اخبار

الف - پیرو تصمیم بیست و نهمین کمیته هماهنگ کننده دبیرخانه فرم مشترکی را به منظور تهیه گزارشات مبادله اخبار تهیه کرده و آن را به اجلاسیه سی ام کمیته هماهنگ کننده تقدیم نمود.

ب - دبیرخانه همچنین یک گزارش مبادله اخبار طبق روش قدیم تهیه کرد و بمنظور مطلع ساختن کمیته هماهنگ کننده از جریان مبادله اخبار و ایجاد مبنائی جهت مذاکرات در کمیته اطلاعات

گزارش مزبور را در اختیار کمیته های نامبرده گذاشت.

4- دستور جلسه کنفرانس سه جانبه

دبیرخانه دستور جلسه بیست و ششمین شورای سه جانبه و اجلاسیه سی ام کمیته هماهنگ کننده و بیست و ششمین کمیته اطلاعات و امنیت را تهیه و تقدیم نموده است.

5- اوضاع مالی

الف - گزارش اوضاع مالی دبیرخانه بضمیمه این گزارش تقدیم می گردد.

ب - از هریک از سرویسهای سه جانبه درخواست می شود که مبلغ 25/314 دلار به دبیرخانه پرداخت نمایند تا بودجه آن به منظور تأمین احتیاجات ششماه آینده به حد نصاب 900 دلار

برسد.(1)

اجلاس شورای سه جانبه سرویس های اطلاعاتی ایران، ترکیه و اسرائیل در اردیبهشت ماه سال 1351، گزارش مفصل و مبسوطی درباره اوضاع داخلی و خارجی کشورهای اسلامی و عربی منتشر نمود. این گزارش شامل اخبار و اطلاعاتی از یک دوره شش ماهه، پیرامون اوضاع داخلی و سیاست خارجی کشورهایی مثل عراق، اردن، سوریه، لبنان، کویت، امارات متحده عربی، بحرین (به خصوص گروه های معارض داخلی این کشور)، قطر، جمهوری عربی یمن، مصر، جمهوری دموکراتیک یمن، سودان و عربستان سعودی بود. متن گزارش مزبور به این شرح است:

عراق

اوضاع داخلی

ص: 234


1- . گزارش ساواک، 20 اردیبهشت 1351، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

1- رژیم بعثی عراق طی 6 ماه اخیر توانست از طریق شدت عمل و اختناق به حکومت خود ادامه دهد و با گسترش نفوذ در ارتش و سازمانهای دولتی و اجتماعی خطر فعالیتهای براندازی را

کاهش دهد.

2- اختلافات داخلی در کادر حزب بعث میان جناحهای نظامی و غیرنظامی کاهش یافت و جناح غیرنظامی برهبری صدام حسین تکریتی بنحو محسوسی قدرت را بدست گرفت.

3- روابط میان دولت واکراد که به سبب عدم اجرای مواد موافقتنامه 11 مارس روبه تیرگی می رفت

با دخالت و توصیه شوروی نسبتا بهبود یافته است.

4- تلاش دولت در جهت تشکیل یک جبهه ملی با شرکت احزاب باصطلاح پیشرو همچنان ادامه یافت و دولت موفق شد نظر کمونیستها را با وعده و وعید جهت همکاری با بعث جلب نماید.

سیاست خارجی

1- در این مدت دولت عراق سعی کرد با انجام مانورهای مختلف از انزوای سیاسی خارج شود و به همین جهت پس از استقرار نیروهای شاهنشاهی در جزایر دهانه تنگه هرمز دست به تبلیغات وسیعی تحت عنوان دفاع از عربیت خلیج فارس علیه ایران زد و تلاش نمود که دول عربی را در این زمینه با خود همگام نماید لیکن این تلاش و سپس پیشنهاد وحدت با مصر با شکست مواجه شد و دولت عراق کماکان در حال انزوای سیاسی باقی ماند.

2- انعقاد قرارداد دوستی 15 ساله میان شوروی و عراق که به موجب آن وابستگی همه جانبه عراق به شوروی تثبیت خواهد گردید بزرگترین تحولی بود که در روابط این کشور با شوروی حاصل شد و موجب می گردد که فعالیتهای نفوذی شوروی در منطقه خلیج فارس و منطقه خاورمیانه عربی از طریق پایگاه عراق بیش از پیش افزایش یابد.

انعقاد این قرارداد در حقیقت عکس العمل شکست رژیم عراق در تلاشهائی بوده است که بمنظور خروج از انزوای سیاسی معمول می داشت.

3- ظرف این مدت روش خصمانه عراق نسبت به ایران پس از قطع روابط سیاسی از طریق تبلیغات - خرابکاری های مرزی و اخراج ایرانیان مقیم عراق بنهایت شدت رسید و روابط دو کشور را در آستانه بحران قرار داد.

اردن

اوضاع داخلی

ص: 235

1- طی ششماه اخیر رژیم اردن بر اوضاع داخلی مسلط بوده و خطرات عمده ای از ناحیه سازمانهای فلسطینی رژیم را تهدید نکرد لکن فعالیتهای پراکنده سازمانهای فلسطینی بصورت مختلف خرابکاری در داخل و ترور افراد در خارج از اردن تجلی نمود.

دولت اردن با دریافت کمکهای مالی و نظامی بیشتر از امریکا توانسته است بطور نسبی بر مشکلات اقتصادی کشور فائق آید و با ادامه تسلط دولت بر اوضاع در حال حاضر رژیم اردن

با یک تهدید جدی روبرو نیست.

2- با قتل وصفی التل در قاهره توسط عناصر فلسطینی رژیم اردن یکی از شخصیتهای مقتدر خود را از دست داد و بدنبال این واقعه احمد اللوزی توانست با ادامه راه نخست وزیر مقتول تسلط رژیم را بر اوضاع داخلی با استفاده از حمایت ارتش کماکان حفظ نماید.

سیاست خارجی

1- اعلام طرح ملک حسین در مورد ایجاد حکومت متحده پادشاهی عرب مرکب از دو ساحل رودخانه اردن با مخالفت شدید مصر- عراق - لیبی و سوریه مواجه گردید و منجر به قطع روابط میان مصر و اردن گردید. ولی دولت مصر در اقدام خود از همگامی سایر دول در تأسی بوی محروم ماند.

2- در روابط حسنه میان اردن و عربستان سعودی تغییری بوجود نیامد، کمک های مالی عربستان سعودی باین کشور همچنان ادامه یافت.

3- ملک حسین در مسافرت خود بامریکا موفق به جلب کمکهای ارزنده ای از جهات تسلیحاتی و اقتصادی گردید و نتیجتا نگرانی رژیم را پس از قطع کمکهای مالی لیبی و کویت کاهش داد.

سوریه

اوضاع داخلی

1- طی 6 ماه اخیر اوضاع داخلی سوریه از یک آرامش نسبی برخوردار و دولت همچنان بر اوضاع

مسلط بود. رژیم بعثی سوریه به منظور جلب همکاری سایر دستجات سیاسی نظیر- کمونیستها و سوسیالیستها جبهه ای بنام «جبهه ملی پیشرو» تشکیل داده و بدینترتیب فعالیتهای این

دستجات زیر نظر دولت قرار گرفته است.

2- در تغییرات کابینه حافظ اسد موفق شد سرلشگر مصطفی طلاس (رئیس سابق ستاد ارتش) را وارد

ص: 236

کابینه نموده (به سمت وزیر دفاع) و سرتیپ یوسف شکور یکی از افراد مورد اعتماد خود را بریاست ستاد ارتش منصوب نماید و به این طریق توانست قدرت عملی مصطفی طلاس را که اختلافاتی با وی دارد در ارتش کاهش دهد.

سیاست خارجی

1- در چهارچوب اتحاد جماهیر عرب دولت سوریه روابط خود را با دو عضو دیگر اتحاد به حال عادی حفظ نموده است.

2- در روابط سوریه با کشورهای میانه رو عرب نظیر عربستان سعودی و کویت بهبودی حاصل گردیده است. مسافرت وزیر دفاع عربستان سعودی به دمشق و بازدید حافظ اسد از کویت قرائنی در این زمینه محسوب می گردد.

3- روابط سوریه با شوروی و بلوک شرق همچنان حسنه بوده و کمکهای نظامی شوروی باین کشور کماکان ادامه داشته است.

4- دولت سوریه که در اواسط تابستان سال گذشته بمنظور اعتراض به روش دولت اردن نسبت به فلسطینیها(1) روابط خود را با آن کشور قطع و مرزهای خود را با اردن بسته بود در اواخر اسفند ماه موافقت نمود که مجددا محصول فسفات اردن از طریق سوریه به خارج صادر گردد.

لبنان

اوضاع داخلی

1- در مدت تحت بررسی[،] اوضاع داخلی لبنان با عدم آرامش نسبی مواجه بوده است. حملات سازمانهای فلسطینی از خاک لبنان باسرائیل و همچنین حملات تلافی جویانه نیروهای اسرائیل

به جنوب لبنان موجب شد تظاهراتی له و علیه آزادی فعالیت فلسطینیها در لبنان برپا گردد.

2- انتخابات لبنان نیز مسئله ای بود که به ناآرامی اوضاع داخلی کمک کرد و برخورد دستجات

مختلف در پاره ای موارد منجر به جرح و قتل افراد شد نتایج انتخابات نشان می دهد که در

مجلس آینده تغییرات مهمی از لحاظ موازنه قدرت میان گروههای سیاسی نسبت به گذشته حاصل نگردیده و گروههای دست راستی کماکان اکثریت را در دست دارند.

سیاست خارجی

1- روابط لبنان با کشورهای میانه رو عرب همچنان حسنه بود و مقامات این کشور کوشیدند که

ص: 237


1- . منظور فاجعه کشتار فلسطینیان از سوی ارتش اردن در سال 1970م، معروف به «سپتامبر سیاه» است.

مناسبات خود را با سوریه نیز بهبود بخشند و با دو عضو دیگر اتحاد جماهیر عرب نیز روابط حسنه خود را حفظ نمودند.

2- در چهارچوب سیاست خارجی دولت لبنان همچنان از خط مشی تمایل به غرب پیروی کرد در حالی که روابطش با کشورهای بلوک شرق کماکان حسنه بود و باین ترتیب دولت لبنان سعی می کند همچنان موازنه سیاست خود را میان دو بلوک جهانی حفظ نماید.

کویت

اوضاع داخلی

1- اوضاع داخلی کویت طی 6 ماه اخیر با آرامش نسبی مواجه بود و گذشته از انفجارهای کوچکی

در تأسیسات نفتی آن کشور واقعه مهمی که مخل امنیت داخلی باشد مشاهده نشد.

2- گروه ملی در مجلس کویت که می رفت نقش فعالی را بعهده گیرد با اقدام بموقع دولت از طریق

تطمیع و تهدید اعضای آن نتوانست موفقیتی کسب نماید.

بطور کلی دولت کویت با دادن آزادی نسبی به فعالیتهای گروههای سیاسی کوشیده است که از فعالیتهای حاد و زیرزمینی آنان علیه رژیم جلوگیری نماید.

سیاست خارجی

1- در این مدت دولت کویت کوشش نمود که به خط مشی اصلی سیاسی خود یعنی موازنه میان قدرتهای افراطی و میانه رو جهان عرب ادامه دهد. در این زمینه در حالی که در مقابل استقرار

واحدهای مسلح شاهنشاهی ایران در جزایر دهانه تنگه هرمز ظاهرا عکس العمل شدیدی نشان داد لکن باقدامی که موجب تشدید تیرگی روابط با ایران باشد دست نزد.

2- دولت کویت برای تحکیم موقع خود در قبال رژیم بعثی عراق سعی کرد بسوی قدرتهای رقیب بعث در جهان عرب بویژه مصر و سوریه روی آورد. مسافرت انورالسادات و حافظ اسد به کویت نمونه ای از این سیاست بوده است.

کویت می کوشد با استفاده از جلب دوستی سوریه و مصر بعنوان قدرتهای تعدیل کننده در برابر بعث عراق استفاده نماید.

3- روابط کویت با شوروی و سایر دول کمونیستی در سطح فعلی همچنان عادی باقی ماند لکن همکاریهای اقتصادی میان کویت و این کشورها رونق بیشتری گرفت از آن جمله چین مقادیری

کود شیمیایی از کویت خریداری نمود.

ص: 238

امارات خلیج فارس

الف - امارات متحده عرب

اوضاع داخلی

1- مهمترین رویداد سیاسی این منطقه اعلام موجودیت اتحادیه ای مرکب از شش امارات بود که

حاکم ابوظبی نقش فعالی را در تحقق آن عهده دار است.

از جمله اولین اقدامات دولت تشکیل کابینه تدوین قانون اساسی و تشکیل مجلس ملی بوده است.

2- رأس الخیمه که در ابتدا بعلت مخالفت با امتیازات ویژه دوبی و ابوظبی (حق وتو) و عدم

موفقیت در دریافت سهم مخصوصی از عواید نفت امارات ثروتمند عضویت اتحادیه را نپذیرفته بود با استقرار نیروهای شاهنشاهی در جزایر تنب[،] شرط الحاق خود را به اتحادیه[،] اخراج ایرانیان و قطع روابط سیاسی و اقتصادی امارات با ایران اعلام داشت و بدنبال آن سعی کرد از طریق انجام کودتائی در شارجه به آرزوی قدیمی خود که وحدت سرزمین شارجه و رأس الخیمه می باشد جامه عمل پوشاند و اگرچه در این راه از پشتیبانی و حمایت عراق برخوردار بود لکن موفقیتی کسب ننمود و درنتیجه با صرفنظر کردن از شرایط قبلی خود بعضویت اتحادیه درآمد.

سیاست خارجی

1- عربستان بسبب اختلافاتی که بر سر واحه بریمی و منطقه الزراره واقع در جنوب ابوظبی با این شیخ نشین دارد از شناسائی امارات متحده عرب خودداری نموده است زیرا برای عربستان سعودی تحمل ابوظبی مقتدری که رهبری سایر امارات را بعهده داشته باشد دشوار می باشد روی همین اصل کوشش می کند که با نزدیکی به بحرین و عمان و قطر جبهه ای در برابر امارات

متحده عرب تشکیل دهد.

2- حل مسئله رأس الخیمه بدولت امارات متحده عرب فرصت داد تا در جلب حمایت دول عربی اقدام نماید به همین منظور شیخ زاید مسافرتی به لیبی و سودان و سوریه نمود.

3- بدنبال تشکیل اتحاد امارات هیئتی از شوروی از آن کشور دیدن کرد و هر دو کشور موافقت خود را با استقرار روابط سیاسی اعلام داشتند. این امر موجب نگرانی مقامات عربستان سعودی -

کویت و عده ای از حکام عضو اتحاد را فراهم ساخته و روی همین اساس دولت اتحاد با توجه

ص: 239

به حساسیت موضوع تاکنون در مقابل درخواستهای شوروی برای تبادل سفیر سکوت کرده است.

ب - بحرین

اوضاع داخلی

طی شش ماه گذشته اوضاع داخلی بحرین بعلت اعتصابات و تظاهرات کارگران ناآرام بود. علت این اعتصابات عدم تدوین قانون اساسی - پایین بودن دستمزدها و بالا بودن سطح قیمتها

بوده است و جبهه ملی با شعار تشکیل سندیکای کارگران در این تظاهرات شرکت داشت. دولت بحرین سرانجام با دادن وعده و استفاده از نیروهای انتظامی توانست از توسعه دامنه

تظاهرات جلوگیری و سرانجام آن را آرام نماید.

سیاست خارجی

روابط بحرین و کویت همچنان حسنه بود و خلبانان کویتی اجازه یافتند که از پایگاه هوائی محرق بمنظورهای آموزشی استفاده نمایند.

روابط بحرین با عربستان سعودی و مصر نیز از کیفیت دوستانه ای برخوردار است ولی روابط بحرین با دولت عراق بسبب حمایتی که رژیم بعثی عراق از گروههای برانداز و بعثیهای بحرینی معمول می دارد با سردی مواجه بود و کشف اسلحه قاچاق در جامه دان مستشار سفارت

عراق در بحرین نگرانی مقامات بحرینی را از فعالیت آن کشور افزایش داده است.

پ - فعالیت گروههای برانداز در ششماه

1- در مدت تحت بررسی[،] گروههای برانداز به بالا بردن آمادگی خود برای انجام فعالیتهای وسیع در آینده ادامه دادند. دو گروه فعال و دست چپی عمانی یعنی «جبهه آزادیبخش خلق خلیج عربی اشغال شده» و «جبهه آزادیبخش دمکراتیک ملی عمان و خلیج عربی» در فوریه 1972 با

یکدیگر ائتلاف نمودند و جبهه واحدی بنام «جبهه آزادیبخش خلق عمان و خلیج عربی» تشکیل دادند. این ائتلاف را می توان در شرایط فعلی در فعالیتهای آنها مؤثر دانست زیرا از اواخر 1970 تماسها و همکاریهائی میان دو جبهه وجود داشته است.

2- فعالیتهای جبهه آزادیبخش خلق خلیج عربی اشغال شده در امارات خلیج فارس در جهت تثبیت

موقع نفوذی در نیروهای مسلح و پلیس امارات متمرکز بوده است.

3- بنظر می رسد که در شاخه های جبهه در منطقه امارات گروهی تحت رهبری عثمان عمر مبارک

ص: 240

بوجود آمده باشد. که گفته می شود این گروه روابط خود را با عراق و جمهوری دمکراتیک خلق یمن مستقلاً حفظ نموده است.

4- دولت عراق همچنان به آماده ساختن عناصر وابسته به گروههای برانداز منطقه بویژه حزب کار

عرب ادامه داده و در زمینه گسترش شبکه های حزب بعث در سراسر منطقه فعالیت محسوسی داشته است.

5- جبهه آزادیبخش ملی در بحرین که خواهان تشکیل سازمان سندیکائی کارگران است در تظاهرات و اعتصابات 7 مارس 1972 احتمالاً بطور فعالانه شرکت داشته و حمل شعارهائی در

زمینه تشکیل اتحادیه کارگران از طرف اعتصاب کنندگان قرینه ای بر این امر است.

قطر در ششماه اخیر

اوضاع داخلی

در چهارچوب اوضاع داخلی قطر مهمترین مسئله پس از اعلام استقلال آن شیخ نشین علنی شدن اختلافات خانوادگی میان اعضاء هیئت حاکمه قطر بود و شیخ خلیفه ولیعهد قطر خود را وارث حقی می دانست که در سال 1960 از وی سلب شده بود در فوریه 1972 با استفاده از غیبت امیر قطر با یک کودتای بدون خونریزی قدرت را بدست گرفت و دست باقدامات تحبیب آمیز از قبیل اضافه کردن 20 درصد بحقوق کارمندان دولت و افراد ارتش زده و همچنین

فرمانده و رئیس انگلیسی پلیس را از کار برکنار کرد و فرزندش را بوزارت دفاع منصوب نمود.

اکنون نیز بر اوضاع مسلط می باشد.

سیاست خارجی

1- روابط قطر بدنبال کودتا با دوبی رو بسردی رفت و علت این سردی روابط وابستگی خانوادگی

امیر مخلوع قطر با حاکم دوبی می باشد.

2- بدنبال کودتا در قطر مقامات عربستان سعودی با استقرار واحدهائی در مرز خود با قطر تلویحا

قصد خود را به حمایت از رژیم شیخ خلیفه در برابر تحریکات احتمالی شیخ دوبی و امیر مخلوع نشان داده اند و ملک فیصل طی پیامی که برای شیخ خلیفه امیر جدید قطر ارسال داشت اشاره نمود که چنانچه اقدامی علیه این کشور از طرف سایر کشورها صورت گیرد عربستان سعودی ناچار از مداخله نظامی خواهد شد.

ص: 241

جمهوری عربی یمن در 6 ماه

اوضاع داخلی

1- بدنبال سقوط کابینه حسن العمری مجددا محسن العینی دولت جدیدی تشکیل داد و در طول این مدت مشکلات گذشته نظیر:

1- بحران اقتصادی ناشی از کسر بودجه

2- قروض خارجی

3- اختلاف دولت یمن با عشایر موافق و مخالف

همچنان در برابر کابینه محسن العینی نیز قرار داشته است.

سیاست خارجی

1- روابط سیاسی این کشور با دول میانه رو عرب همچنان حسنه بوده است.

2- مناسبات این کشور با جمهوری دموکراتیک خلق یمن بشدت تیره شد و در آستانه بحران قرار

گرفت و تا جائیکه هر دو کشور به استقرار نیروهای خود در مرز مشترک اقدام نمودند. علت

عمده این تیرگی فعالیت جبهه وحدت ملی (مخالف رژیم عدن) که از جانب عربستان سعودی حمایت می شود بوده است.

3- تیرگی روابط این کشور با شوروی بدنبال مسافرت هیئت یمنی بریاست قاضی الایریانی جای خود را به روابط بهتری داد و از طرف شوروی نیز قول اعطای کمکهای اقتصادی به دولت یمن داده شد.

مصر

اوضاع داخلی

1- در 6 ماه گذشته اوضاع داخلی مصر مواجه با ناآرامیهای نسبی بوده است و این امر ناشی از

اعتصابات کارگران کارخانجات حلوان و دانشجویان بوده است و ادامه روش نه صلح و نه جنگ موجب افزایش نارضائیهائی در ارتش و گروههای سیاسی گردید.

2- بدنبال تصویب قانون اساسی جدید و افزایش اختیارات ریاست جمهوری و همچنین تشکیل دولت جدید بریاست دکتر عزیز صدقی[، ]انورالسادات توانست در تصفیه مخالفان خود از سازمانهای اداری و حزب اتحاد سوسیالیست عرب گام مؤثری بردارد یکی از هدفهای کابینه دکتر عزیز صدقی بهبود شرایط اقتصادی بوده است ولی با توجه به افزایش انتقادات از سیاست اقتصادی وی می توان گفت که این کابینه در وصول به هدفهای خود کامیاب نبوده است و به

ص: 242

همین دلیل شایعاتی در مورد کنار رفتن عزیز صدقی شنیده شده است.

سیاست خارجی

1- در مدت تحت بررسی روابط مصر با عربستان سعودی همچنان حسنه بوده است و کوششهائی در جهت بهبود روابط با الجزایر از طرف مقامات نامبرده بعمل آمده است. بطور کلی روابط

مصر با کشورهای میانه روی عرب نظیر عربستان سعودی و کویت از بهبودی محسوسی برخوردار بوده است.

2- روابط مصر با عراق حالت سردی خود را حفظ نمود. دولت عراق کوشیده است با پیشنهاد وحدت با مصر و همچنین پرداخت مبلغی به مصر به عنوان آمادگی جهت جنگ اعراب و اسرائیل تمایل خود را به بهبود روابط فیمابین نشان دهد.

3- در چهارچوب اتحاد جماهیر عرب مصر همچنان حالت رهبری خود را حفظ نمود ولی دول عضو تکروی هائی در روشهای سیاسی خود نشان داده اند که با توجه به تضاد موجود در زیربنای سیاسی کشورهای عضو اتحاد یک نتیجه طبیعی بشمار می رود که نمونه های آن عدم هماهنگی سه کشور در برابر اردن - عراق و بحران خاورمیانه عربی بوده است.

4- شوروی و مصر همچنان روابط ظاهرا حسنه خود را حفظ نموده اند ولی انورالسادات نتوانست که آن کشور را به حمایت جدی تری از اعراب بویژه مصر در برابر اسرائیل وادار سازد. تنها

موفقیتی که می توان در این زمینه به حساب دولت مصر گذارد لحن اعلامیه مشترک صادره در

پایان دیدار انورالسادات از مسکو بود ولی هنوز درباره نتیجه این موفقیت و بویژه تسلیح مصر از طرف شوروی با سلاحهای تهاجمی نمی توان اظهار نظر کرد.

جمهوری دموکراتیک خلق یمن

اوضاع داخلی

1- طی 6 ماه در وضع داخلی این کشور تغییر عمده ای بوجود نیامده است و مبارزه بر سر کسب

قدرت همچنان بین گروه عبدالوهاب اسمعیل طرفدار شوروی و گروه سالم ربیع علی طرفدار پکن ادامه یافت. گروه سالم ربیع علی طی این مدت همچنان از موقعیت بهتری در جبهه ملی (حزب

حاکم) برخوردار بوده است.

2- در سطح فعالیت گروههای شورشی که از جانب عربستان سعودی حمایت می شوند و دارای پایگاههائی در جمهوری یمن می باشند کاهش محسوسی حاصل گردیده و علت این امر

ص: 243

ضربات مؤثری بوده که از جانب نیروهای ارتش جمهوری خلق یمن بر آنان وارد شده است.

سیاست خارجی

1- روابط حکومت عدن با عربستان سعودی و جمهوری خلق یمن طی این مدت تیره بوده و در مقابل مناسبات این کشور با عراق از بهبودی قابل ملاحظه ای برخوردار بوده است. تعلیم

خلبانان این کشور در عراق - اعزام آموزگاران و کارشناسان نظامی عراقی به عدن نمونه هائی از نحوه روابط دو کشور بوده است.

2- روابط رژیم عدن بعلت تمایلات دست چپی آن با بلوک شرق بویژه شوروی و چین حسنه بوده و

از طرف کشورهای بلوک شرق کمکهای نظامی دریافت نموده است.

سودان در 6 ماه

اوضاع داخلی

1- مهمترین مسئله در اوضاع داخلی سودان توافق دولت مرکزی با شورشیان جنوب آن کشور بود.

این امر اگرچه دولت سودان را از یک قسمت از مشکلات داخلی رهائی داد لکن در مقابل به

سبب دو دستگی هائی در هیئت رهبری کشور گردید و سرلشگر خالد حسین عباس وزیر دفاع بعلت همین اختلافات از سمت خود کناره گیری کرد و به قاهره رفت.

2- دولت سودان با غیرقانونی اعلام داشتن کلیه احزاب سیاسی و تحبیب عناصر دست راستی زمینه

را برای تشکیل حزب اتحاد سوسیالیست سودان فراهم ساخت که تشکیلات آن نظیر اتحاد سوسیالیست عرب مصر می باشد. هدف از این اقدام در کنترل گرفتن فعالیتهای سیاسی در کشور بوده است.

سیاست خارجی

1- روابط سودان و اتحاد جماهیر عرب نسبتا حسنه بوده است و با وجود آنکه جعفر نمیری قبلاً اعلام داشته بود که در اواخر سال 1971 به اتحاد جماهیر عرب خواهد پیوست لکن تاکنون نه

تنها این تصمیم خود را عملی نکرده بلکه در مقابل آن سکوت نموده است.

2- روابط سودان با کشورهای میانه روی عرب بهبود یافت و در مقدمه آن می توان توسعه روابط با عربستان سعودی - کویت و دولت امارات متحده عرب را نام برد.

3- روابط سودان با بلوک شرق در کیفیت گذشته خود همچنان ادامه یافت و تنها تحول حاصله توسعه مناسبات با رومانی است که نمونه آن مسافرت رئیس جمهوری رومانی به خرطوم

ص: 244

[خارطوم] و موافقت با پرداخت 75 میلیون دلار کمک اقتصادی به سودان می باشد.

عربستان سعودی

اوضاع داخلی

1- اختلافات و رقابت های افراد خانواده سلطنتی برای جانشینی ملک فیصل همچنان در خفا ادامه داشته ولی تأثیری در اوضاع داخلی بر جای نگذارده است.

سیاست خارجی

1- مناسبات عربستان سعودی با بلوک غرب همچنان حسنه است و روابط این کشور با مصر و سودان و سوریه همچنان در کیفیت دوستانه باقی ماند ولی مناسبات عربستان سعودی با عراق و جمهوری عربی یمن تیره است.

2- با مسافرت سلطان عمان به ریاض روابط طرفین بهبودی بیشتری یافته ولی بعلت اختلافات ارضی با ابوظبی بر سر دوحه بوریمی و منطقه الزراره واقع در جنوب این امارات از شناسائی

اتحاد امارات خودداری نموده است.(1)

همچنین، در سال 1351، پانزدهمین سمینار سه جانبه اطلاعاتی و نیز بیست و هفتمین کنفرانس یا شورای سه جانبه در تهران برگزار شد. در نشست اخیر، تیمسار معتضد رئیس

سازمان اطلاعات خارجی ایران، ضمن شرکت در شورای معاونان سرویس های سه گانه، سخنانی درباره اوضاع منطقه و پاره ای کشورهای عربی و نیز نفوذ شوروی در خاورمیانه و

حتی سومالی، ارایه کرد. متن گزارش ساواک در این باره چنین است:

نطق دورافق تیمسار ریاست سازمان اطلاعات خارجی در شورای معاونان سرویسهای سه گانه

همکاران محترم، بسیار خوشوقتم که فرصتی فراهم شده است یکبار دیگر همکاران عزیز را ملاقات نموده و پیرامون مسائل مهم منطقه گفتگو و تبادل نظر نمایم.

اکنون که گردهم آمده ایم با آنکه جهان عرب پس از پایان یافتن درگیری امریکا در ویتنام در انتظار ابتکار جدیدی برای حل بحران خاورمیانه از جانب این کشور می باشد بحران در این

منطقه همچنان بعنوان یک کانون خطر جلب توجه می نماید. در چنین شرایطی مصر تلاش می کند که با مستحکم نمودن موقعیت رهبری خویش در دنیای عرب [(]موقعیتی که البته نسبت به گذشته بسیار تغییر کرده[)] بتواند با استفاده از قدرت کلی اعراب برای رسیدن به صلحی که

ص: 245


1- . گزارش ساواک، اردیبهشت 1351، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

متضمن منافع کشورهای عربی باشد از موضع قدرت با امریکا وارد گفتگو شود.

تشکیل فرماندهی مشترک نظامی کشورهای عربی اگرچه اثر فوری و قابل توجهی در تقویت قدرت جنگی اعراب نخواهد داشت ولی موجبات نزدیکی اردن را به مصر و سوریه فراهم آورده است و همچنین این امر که نمایشی از جنگ طلبی رژیم سادات محسوب می شود برای دولت مصر زمینه مساعدی جهت تخفیف فشارهای داخلی که نتیجه ادامه حالت نه جنگ و نه صلح است بوجود می آورد.

مسئله مهم دیگری که به موازات بحران خاورمیانه جلب توجه می کند فعالیتهای نفوذی شوروی در منطقه است.

دولت شوروی در حالیکه هنوز از تلاش بمنظور تجدید موقعیت نفوذی خود در مصر منصرف نشده به کوشش و تلاش برای تحکیم موقع خویش در عراق و سوریه افزوده و موفقیتهائی نیز

در جهت وابستگی این کشورها به خود بدست آورده است. بدین معنی که شوروی توانسته است با اعزام کارشناسان نظامی و فنی بعراق در زمینه آموزشهای نظامی و همکاری در بهره برداری از نفت رمیله و منطقه ملی شده کرکوک در دو رکن اساسی عراق یعنی ارتش و صنعت نفت این کشور به میزان بیشتری رخنه نماید.

در سوریه نیز شاهد اعطای کمکهای قابل توجه نظامی و اعزام کارشناسان جدید از طرف شوروی هستیم که خود مبین افزایش تلاش نفوذی شوروی در این کشور و در سواحل مدیترانه می باشد.

در ترسیم موقع نفوذی شوروی در خاورمیانه بایستی به فعالیتهای این کشور در جنوب غربی شبه جزیره عربستان نیز توجه نمود. شوروی با نفوذ در جمهوری دموکراتیک خلق یمن ضمن حمایت از جنبشهای افراطی و گروههای برانداز علاوه بر اینکه در صدد کسب نفوذ در دهانه

خلیج فارس می باشد از این کشور بعنوان پایگاهی برای حمایت از جنبشهای مخرب در شرق افریقا (مانند جبهه آزادیبخش اریتره) نیز استفاده می کند تا زمینه را برای تحقق مقاصد اصلی خویش در غرب اقیانوس هند یعنی تسلط بر سواحل شرقی افریقا عملی نماید.

در حال حاضر در منطقه حساس بحر احمر و شرق افریقا شاهد یک رقابت نفوذی بین چین و شوروی هستیم. چین با استفاده از شکست شوروی در سودان گامهای مؤثری در جهت توسعه نفوذ خود در این کشور برداشته است و در حال حاضر در حدود یکهزار کارشناس چینی در

ص: 246

طرحهای عمرانی سودان مشغول بکار هستند و علاوه بر آن چین تأمین هزینه برخی از این طرحها را که بالغ بر چهل و دو میلیون لیره استرلینگ می باشد بعهده گرفته است. بعلاوه رژه تانکها و هواپیماهای ساخت چین در سالروز استقلال سودان نمایانگر آنست که این کشور از

طرف چین با تجهیزات فنی نظامی مجهز گردیده است.

در سومالی که بعلت موقعیت استراتژیک آن در اقیانوس هند پایگاه مهمی بشمار می رود شورویها با توجه به هدفهائی که در شرق افریقا تا اقیانوس هند دارند تلاش پیگیری جهت

توسعه نفوذ خود بعمل می آورند بطوری که در حال حاضر ارتش این کشور از نظر اسلحه - کارشناس و تجهیزات نظامی بطور کامل تحت تسلط شوروی است. فعالیت قابل توجه شوروی در توسعه بنادر سومالی ماهیت هدفهای این کشور را بخوبی نشان می دهد. این حقیقت که قایقهای ماهیگیری شوروی با تجهیزات کاملاً مدرن را می توان بعنوان عامل مؤثری در پشتیبانی

قدرت ناوگان شوروی در اقیانوس هند بحساب آورد تلاش شوروی را در توسعه تسهیلات بندری سومالی توجیه می کند و علاوه بر این باید توجه داشت که شوروی از سومالی بعنوان

پایگاهی جهت کمک به عناصر برانداز جبهه آزادیبخش اریتره استفاده می نماید.

آقایان[!] تصویری که به سبب احتراز از طولانی شدن کلام بطور کلی ترسیم گردید ما را متوجه خطر نفوذ بلوک شرق و عوامل تهدید کننده دیگر برای ثبات و امنیت خاورمیانه و بحر احمر

می نماید و اطمینان دارم که همکاری سه سرویس برای بررسی تاکتیکهای نفوذی این کشورها

می تواند اثرات ثمربخشی در جهت پیش بینی خطرات و تعیین راههای جلوگیری از آن و بعبارت بهتر تأمین آرامش منطقه داشته باشد.(1)

همان گونه که پیش از این اشاره شد، همکاری سرویس های اطلاعاتی ترکیه، اسرائیل و ایران شاهنشاهی، در زمینه تبادل گزارش های اطلاعاتی، در کنار دیگر فعالیت ها، همواره

ادامه داشت. در گزارش بخش تبادل اطلاعات ساواک، در سال 1352، آمده است:

کنفرانس سه جانبه

گزارش

منظور: استحضار تیمسار مدیریت کل

در اجرای اوامر نسبت به مطالعه و بررسی میزان پوشانیده شدن، عناصر اصلی خبر وسیله سه

ص: 247


1- . گزارش ساواک، مورخ 23/11/1351، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

سرویس همکار (ایران - اسرائیل و ترکیه) اقدام گردید و نتیجه بشرح زیر بعرض می رسد:

1- گزارشهای ارسالی ساواک بدو سرویس:

45 درصد از اطلاعات ارسالی ساواک بدو سرویس اسرائیل و ترکیه کاملاً با عناصر اصلی خبر منطبق بوده و سایر گزارشها قابل توجه و مهم تشخیص داده شده است.

2- گزارشهای ارسالی سرویس ترکیه به ساواک:

در این مدت فقط سه گزارش به ساواک و اصل شده است که دوتای آنها از منابع آشکار و سومی در مورد ذخائر نفتی کرکوک بوده است که تا حدودی با عناصر اصلی خبر انطباق داشته

است.

3- گزارشهای ارسالی سرویس اسرائیل به ساواک:

40 درصد از اطلاعات ارسالی این سرویس به ساواک کاملاً منطبق با عناصر اصلی خبر بوده و بطور کلی گزارشهای این سرویس مفید و قابل بهره برداری می باشد.

ضمنا در مورد تغییر عناصر اصلی خبر پیشنهادی ارائه نمی گردد.

بخش تبادل اطلاعات - ایوب غمامی(1)

در گزارشی که از سوی کمیته اطلاعات سه جانبه به شورای سه جانبه (احتمالاً سال 1351) ارایه شده، ضمن ابراز نگرانی در خصوص حضور و نفوذ شوروی در بعضی کشورهای عربی، به دسته بندی های سیاسی جهان عرب اشاره گردیده است. در این گزارش، اخبار و تحولات داخلی و روابط خارجی کشورهایی چون عراق، سوریه، مصر، لیبی، جمهوری دمکراتیک خلق یمن و نیز سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) مورد بررسی قرار گرفته است. در خاتمه گزارش، تحت عنوان؛ نتیجه گیری و پیشنهاد، اهداف شوروی در زمینه پیشگیری از بسط نفوذ آمریکا و چین و نیز حمایت کرملین از بعضی گروه های سیاسی در کشورهای عربی مورد اشاره قرار گرفته است. گزارش مورد نظر، طبق روایت اسناد ساواک به این شرح است:

خلاصه اهم نکات گزارش کمیته اطلاعات

به شورای سه جانبه

نفوذ شوروی و کشورهای کمونیست در دول عربی

ص: 248


1- . گزارش ساواک، مورخ 1/6/1352، بدون شماره، با طبقه بندی سری.

- در سیاست دوربرد شوروی مبنی بر توسعه و تقویت جاپاهای نفوذی در منطقه تغییری حاصل نشده است.

- شورویها برای توسعه نفوذ خود از طریق اعطای کمکهای نظامی و اقتصادی و بهره برداری از

اختلافات محلی و همچنین خرابکاری از طریق کشورهای ملهم از کمونیزم فعالیت می نماید.

- تقدم هدفهای شوروی بر مبنای سیاست دوربرد و طرح ریزیهای استراتژیکی، جغرافیائی قرار

دارد.

- مسائل اروپا- تشنج زدائی با آمریکا و روابط با جمهوری خلق چین بر مسائل خاورمیانه پیشی

گرفته است.

- ادامه حالت نه جنگ و نه صلح در منطقه خاورمیانه که شورویها خواهان آن هستند به توسعه نفوذ مسکو در منطقه کمک می کند.

- اگرچه پاره ای از رهبران کشورهای عربی متوجه شده اند که اسلحه شوروی موجب استقرار صلح

در منطقه نمی شود ولی ارسال تجهیزات نظامی از جانب شوروی به کشورهای عربی هنوز در توسعه آن کشور در منطقه مؤثر است.

- در حال حاضر پاره ای از رهبران کشورهای عربی می کوشند که از روابط فعلی خود با دو ابرقدرت بهره برداری کنند. این امر به پایداری نفوذ شوروی در منطقه کمک می نماید.

- منافع شوروی در مناطق مجاور خاورمیانه به نسبت افزایش نیروی دریائی آن در اقیانوس هند زیاد شده و اینک شوروی بصورت یک قدرت دریائی بزرگ درآمده است.

- شوروی به توجه خود به عدن و بربرا و دیگر بنادر دریای سرخ و اقیانوس هند بعنوان جای پای اولیه ای برای توسعه نفوذ خود در منطقه ادامه داده است.

- روابط شوروی و سازمان آزادیبخش فلسطین به شوروی امکان می دهد که از وصول به یک راه حل سیاسی در منطقه جلوگیری شود.

- اختلافات اعراب و سازمان آزادیبخش فلسطین در جهت منافع شوروی قرار دارد با وجود اختلاف نظرهائی که بین مسکو و سازمان مذکور در مورد کنفرانس صلح ژنو به چشم می خورد

معهذا تفاهم کلی بین طرفین هنوز برقرار است.

- چینی ها همچنان به کوششهای خود برای بهره برداری از شکستهای شوروی به منظور نفوذ در منطقه بویژه شرق آفریقا ادامه داده ولی محدود بودن امکانات فعلی آن به این کشور اجازه

ص: 249

نمی دهد که جایگزین نفوذ شوروی گردد.

کشورهای عرب

- به نظر می رسد که بیش از هر وقت دیگر اعراب برای همبستگی و یا لااقل حصول توافق تمایل

نشان می دهند.

- نقش عربستان سعودی پس از مرگ فیصل همچنان ادامه یافته و اخیرا بومدین کوشش نموده بین

رهبران عرب میانجیگری نماید، معهذا اختلاف نظر و برخورد منافع مانع همبستگی اعراب شده

است.

- دسته بندی جهان عرب که زمانی در قالب محافظه کار- مترقی - چپ گرا و میانه رو شناخته شده بود تغییر نموده و بصورت جبهه های مخالفین و طرفداران راه حل سیاسی در مناقشه اعراب و اسرائیل درآمده است.

- دولت مصر با وجود گرفتاریهای سیاسی و اقتصادی تلاش می کند که با حفظ نقش اصلی خود در

میان اعراب امتیازاتی از اسرائیل بگیرد.

سادات واقف است که دانش و تکنولوژی و کمکهای اقتصادی غرب راه حل مشکلات داخلی او می باشد. ضمنا سادات امیدوار است ایالات متحده مساعی خود را برای پیدا کردن راه حل

سیاسی [(که شورویها قادر نیستند)] به کار خواهد برد.

- نیاز مصر به کمکهای اقتصادی کشورهای عربی صادر کننده نفت تا حدودی استقلال عمل سادات

را محدود می کند با وجود این مصر بعنوان مهمترین کشور عربی مورد توجه شوروی بوده و بعید بنظر می رسد روسها به آسانی از جای پای خود در این کشور صرفنظر نمایند. احتمال دارد روسها تلاش نمایند رژیم سادات را ساقط نمایند. با وجود اینکه عوامل چپی اغلب ملهم از

شوروی بودند بعید به نظر می رسید که شورویها مستقیما در تشکل تظاهراتی که دانشجویان،

کارگران و محصلین در طول سال گذشته برپا نموده بودند دخالت داشته باشند.

- تحریکات لیبی و فشاری که از طرف نیروهای مسلح مصر برای ایفای نقش بیشتری در سیاست مصر وجود دارد سادات را نگران ساخته است.

سوریه

- ثبات فعلی سوریه برای مدتی نسبتا طولانی حتمی است اما شاید رقابتهای موجود در درون حزب

بعث تاحدودی آن را متزلزل کرده باشد.

ص: 250

- با وجود گشایشی که در روابط سوریه و غرب بوجود آمده معهذا حافظ اسد برای تأمین سلاحهای مورد نیاز نیروهای مسلح سوریه متکی به شوروی می باشند.

عراق

- درآمد نفت و سازش با ایران این امکان را برای رهبران عراق فراهم نموده که راه تازه ای در پیش گیرند.

اختلاف عراق با سوریه ظاهرا بر سر آب رودخانه فرات است ولی در واقع ریشه های آنرا باید در رقابت ایندو کشور در بدست آوردن فرماندهی حزب بعث جستجو کرد.

- عراق در زمینه داخلی با مشکلاتی روبرو است از جمله مهمترین آن مسئله عشایر شیعه (که در منطقه فرات مرکزی اقامت دارند) و مسائل لاینحل اقتصادی و اجتماعی موجود می باشد.

- صدام حسین بعنوان یکنفر پراگماتیست می کوشد موقعیت خود را مستحکم کند. این امر ممکن است که در آینده او را دوباره به چپ گرائی بکشاند.

لیبی

- تحولات اخیر نشان داده است که اصول و عقاید مذهبی قذافی عاملی برای سد کردن تلاشهای

نفوذی شوروی نیست.

خرید اسلحه از شوروی به روسها اجازه خواهد داد که علیرغم کنترل شدید لیبی از طریق اعزام کارشناسان و کارمندان فنی و معلمین در این کشور نفوذ نمایند.

- وابستگی لیبی در زمینه نظامی به شوروی در آینده تشدید خواهد شد.

- رفتار رهبری لیبی همچنان غیرقابل پیش بینی است معهذا به نظر می رسد که اگر روابط لیبی با کشورهای عربی نزدیکتر شود از میزان وابستگی این کشور به شوروی کاسته خواهد شد.

جمهوری دمکراتیک خلق یمن

- سیاست افراطی و نظامی گرایانه یمن سبب تیرگی روابط یمن با همسایگانش را فراهم نموده

است، معهذا اخیرا تعدیلی در سیاست افراطی این کشور مشاهده می شود.

- وابستگی یمن به شوروی همچنان ادامه داشته و کمکهای مالی امارات عربی متحده و سایر کشورهای عربی (شاید بعلت ناچیز بودن آنها) تغییری در وضعیت یمن ایجاد نکرده است.

- این کشور به حمایت خود از شورشیان ظفار ادامه داده اما از شدت آن کاسته شده است.

سازمان آزادیبخش فلسطین

ص: 251

- موضوع نمایندگی سازمان آزادیبخش فلسطین در کنفرانس ژنو زمینه اختلافی بین شوروی - سوریه - اردن - مصر و سایر کشورهای عربی است.

بنظر می رسد وحدت فکری در داخل سازمان آزادیبخش فلسطین و گروهائی که از آن منشعب شده اند وجود ندارد و همین وضعیت در مسئله تشکیل دولت فلسطین در تبعید نیز به چشم می خورد. این امر یکی از موانع استقرار وضع در منطقه است.

نتیجه و پیشنهادات

بر اساس ارزیابی مطالب فوق نتایج زیر اخذ و پیشنهاداتی برای تبادل اطلاعات مطرح گردید:

- سرویسهای سه جانبه فعالیت های شوروی و بلوک شرق در خاورمیانه را بعنوان بخشی از تلاشهای شوروی در راه اجرای هدفهای استراتژیک جهانی در قالب سیاست جغرافیائی سیاسی می دانند.

- خاورمیانه که بعنوان پلی بر سر راه مدیترانه - اقیانوس هند و خاور دور قرار گرفته و اهمیت استراتژیکی و اقتصادی دارد پس از باز گشوده شدن آبراه سوئز اهمیت بیشتری پیدا خواهد

کرد.

- هدف شوروی این است که از نفوذ چین و ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپای غربی در این

منطقه جلوگیری نماید.

- با وجودیکه مصر از نظر نفوذی برای شوروی اهمیت دارد ولی تلاشهای این کشور در مصر با

شکست روبرو شد و موجب گردید که شوروی تلاشهای خود را متوجه سوریه - عراق - لیبی و سومالی و جمهوری دمکراتیک خلق یمن کند و از طرفی روابطش را با سازمان آزادیبخش فلسطین بهتر نماید.

- شورویها می کوشند با عربستان سعودی روابط سیاسی برقرار نمایند.

با توجه بمراتب فوق سرویسهای سه جانبه لازم می دانند که دائما سیاست جهانی را در ارتباط

با خاورمیانه و عواملی که در آن مؤثر است مورد مطالعه قرار دهند.

- طرح سیاسی گام به گام برای پیدا کردن راهی برای مسئله خاورمیانه به تعویق افتاده اما تمایل برای ادامه مذاکرات کیسینجر همچنان در میان کشورهای علاقمند ادامه دارد.

- اتحاد شوروی در آغاز یکی از جدی ترین طرفداران فکر از سر گرفته شدن کنفرانس ژنو بود اما در حال حاضر موافقت نموده قبل از تشکیل آن اقدامات دامنه دار دیگری انجام گیرد.

ص: 252

- روابط بین الاعراب از نقطه نظر پیدایش گرایشهای مخالف در درون اعراب و توانائی و هدفهای

کشورهای عربی باید مورد توجه قرار گیرد.

- اختلافات موجود بین حزب بعث سوریه، و عراق حائز اهمیت بوده و ممکن است به میزان چشمگیری تحولات منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

- روشهای افراطی سازمانهای فلسطینی که از تروریزم بین المللی حمایت می کنند باید بعنوان یک خطر جدی و جهانی مورد توجه قرار داد.

- احتمال دارد با بهبود روابط غرب و شوروی فعالیتهای براندازی در خاورمیانه شدت یابد.

گرایشهای احتمالی که باید مورد توجه قرار گیرد:

1- نفوذ شوروی در لیبی - سومالی - سوریه و سایر کشورهای منطقه

2- درگیری مستقیم و غیرمستقیم شوروی در حمایت از گروهها و سازمانهای برانداز در منطقه خلیج

فارس.

3- فعالیتهای دریائی شوروی در دریای سرخ - اقیانوس هند و خلیج فارس خصوصا پس از گشایش آبراه سوئز.

با توجه به اهمیت بحرین بعنوان مرکزی برای فعالیت گروههای چپ گرا و استفاده از آن بعنوان

پل نفوذی شوروی در منطقه، سرویس ایران پیشنهاد نموده درباره بحرین برای جلسات آینده

کنفرانس گزارشی تهیه شود.

بخش تبادل اطلاعات، طی یک یادداشت اداری، در تاریخ 24/4/1354، خطاب به اداره های بررسی یکم، دوم و سوم، ضمن ارایه فهرست نیازمندی های اطلاعاتی سه جانبه، طی 58 بند، مسایل مختلف منطقه را از مصر، سوریه، عراق، عربستان، یمن، کویت، شیخ نشین های خلیج فارس تا لیبی، سودان، سومالی و حتی گروه های فلسطینی مورد بحث و بررسی قرار داده است.

در این گزارش از نفوذ و فعالیت کشورهای کمونیستی، مثل شوروی، آلمان شرقی، چین، کوبا و... در جهان عرب اظهار نگرانی شده است.

بخش تبادل اطلاعات در این یادداشت تقاضا کرده است که فهرست و مفاد مندرج در گزارش برای کنفرانس سه جانبه آینده، که احتمالاً منظور، سی و یکمین شورای سه جانبه است، مورد بهره برداری قرار گیرد. در این گزارش چنین آمده است:

ص: 253

یادداشت اداری

چهار نسخه ترجمه فهرست نیازمندیهای اطلاعاتی سه جانبه به پیوست ارسال خواهشمند است دستور فرمائید این فهرست در تعیین میزان پوشش نیازمندیها وسیله سرویسهای (ت - ک) برای

کنفرانس سه جانبه آینده مورد استفاده قرار گیرد.

بخش تبادل اطلاعات

فهرست نیازمندیهای اطلاعاتی

الف - موضوعات بااهمیت

1- فعالیتهای کشورهای عربی درباره خلیج فارس - مداخله سایر کشورها و کوشش آنها جهت رخنه در منطقه - فعالیتها و هماهنگیهای مشترک بلوک شرق و کمونیستهای محلی و سایر چپی ها جهت رخنه به منطقه.

2- رخنه کمونیزم در خاورمیانه - فعالیتهای شوروی - آلمان شرقی چین کمونیست کوبا و سایر

کشورهای کمونیستی در جمهوری خلق دموکراتیک یمن[،] شیخ نشینهای خلیج فارس -

مصر- سوریه - عراق - سودان - لیبی - سومالی - توسعه کمکهای نظامی و اقتصادی به این کشورها و عواقب آن.

3- حضور نظامی و دریائی شوروی و مقاصد این کشور و مناطق دریای مدیترانه دریای سرخ - خلیج عدن - خلیج فارس و اقیانوس هند- گسترش واحدهای نظامی - هوائی - دریائی و زمینی شوروی در این مناطق.

4- تحولات داخلی در مصر- سوریه - عراق - سودان - جمهوری دموکراتیک خلق یمن - عربستان سعودی - لیبی و سایر کشورهای عربی با توجه خاص به نهضت های کمونیستی و یا چپ جدید و سازمانهای زیرزمینی.

5- همکاری بین سازمانهای اخلالگر فلسطینی و سازمانها و نهضت های مشابه و همچنین با دولتهای کشورهای دنیا و با یکدیگر و سایر سازمانهای اخلالگر و افراطی که در کشورهای

ایران و ترکیه فعالیت می کنند.

6- فعالیتهای سیاسی در خاورمیانه جهت کوشش دریافتن راه حل برای اختلافات اسرائیل و اعراب با توجه به طرح تشکیل مجدد کنفرانس ژنو.

7- تجدید سازمان نظامی - گسترش نیروها و تجدید سلاح کشورهای عربی بخصوص مصر-

ص: 254

سوریه - اردن و عراق.

8- نیازمندیهای اطلاعات نظامی درباره کشورهای عربی - قدرت - ترکیب لجستیک - سلاح پیچیده و مدرن و غیره.

ب - امور بین الاعراب

9- فعالیتها و همکاریهای مشترک کشورهای عربی جهت تشکیل جبهه شرق.

10- الف - نهضت های اخلالگرانه مخالف در دنیای عرب و فعالیتهای آنها علیه رژیم های معتدل

در منطقه مانند عربستان سعودی - اردن - لبنان و عمان.

ب - سیاست اعراب نسبت به سازمانهای فلسطینی و سایر نهضت های اخلالگرانه و فعالیت آنها علیه کشورهای ایران و اسرائیل و ترکیه و بخصوص خلیج فارس بعنوان یک پایگاه و منطقه عبور و ترانزیت جهت انجام این فعالیتها.

پ - فعالیتهای سیاسی سازمانهای فلسطینی در آینده نزدیک بخصوص با توجه به تشکیل مجدد کنفرانس ژنو- روش سازمان آزادیبخش فلسطین نسبت به آن - نظرات آنها درباره تشکیل یک دولت فلسطینی.

ت - فعالیتهای سازمانهای فلسطینی و سایر سازمانهای اخلالگری در اردن - سوریه - لیبی -

لبنان - عراق - جمهوری دموکراتیک خلق یمن و سایر کشورهای عربی.

ث - پشتیبانی مالی اعراب از فلسطینیها و سازمانهای اخلالگری دنیا و یا سازمانهای تروریستی.

11- تقویت و گسترش نظامی که سایر کشورهای منطقه را مورد تهدید قرار می دهد.

الف - آمادگی جنگی و هدف های مصر- سوریه - اردن و عراق - همکاری نظامی بین کشورهای عربی درگیر در بحران.

ب - فعالیتهای سازمانهای فلسطینی در زمینه های سیاسی تروریستی اخلالگری و نظامی.

12- عوامل قطب بندی و مبارزه جهت تسلط بر جهان عرب.

13- میزان همکاری بین کشورهای عربی در زمینه های.

الف - نظامی

ب - مالی مانند ادامه و اختصاص دادن وجه جهت مقاصد نظامی.

پ - تحولات در جهت اتحاد کشورهای عربی.

14- استفاده از سلاح نفت و پول وسیله کشورهای عربی - امکانات راههای اقدام و عواقب.

ص: 255

15- فعالیتهای اعراب در کشورهای افریقائی با استفاده از راههای سیاسی اقتصادی و آموزش و کمکهای فنی.

پ - خلیج فارس - جمهوری عربی یمن - جمهوری دموکراتیک یمن و شاخ افریقا

16- تحولات داخلی و خارجی سیاسی

17- روابط بین جمهوری عربی یمن و شوروی و بلوک شرق

18- روابط جمهوری دموکراتیک خلق یمن با کشورهای عضو بلوک کمونیست (شامل چین) و معاملات سلاح.

19- روش قدرتهای غربی در مقابل تحولات در جمهوری دموکراتیک خلق یمن در منطقه خلیج فارس و در قسمتهای جنوبی دریای سرخ بخصوص با توجه به رخنه شوروی در سومالی.

20- فعالیتهای اخلالگرانه علیه خلیج فارس و عمان که از طریق جمهوری دموکراتیک خلق یمن هدایت می شوند. همکاری در این مورد با سایر کشورهای عربی و کمونیستی.

21- فعالیتهای خرابکارانه که از طریق جمهوری دموکراتیک خلق یمن علیه هدفهای دریائی در دریای سرخ، باب المندب - خلیج عدن و خلیج فارس هدایت می شود. همکاری با سازمانهای فلسطینی و سایر سازمانهای اخلالگر در این نوع فعالیتها.

22- تحولات سیاسی داخلی در امیرنشینهای منطقه خلیج فارس.

23- سیاست خارجی امارات متحده عربی و دولتهای امیرنشین خلیج فارس روابط با سایر کشورهای عربی - رخنه و نفوذ کمونیستها.

ت - فعالیت بلوک کمونیست

24- نهضت کمونیست در دنیای عرب با توجه به کوششهای مداوم شوروی برای حفظ و توسعه نفوذ خود در منطقه.

25- قراردادهای سری دوجانبه که شامل هماهنگی نظامی پیرو کنفرانسها و یا ملاقاتها بین کمونیستها و رهبران مصری - سوری - عراقی - الجزایری - لیبی - جمهوری دمکراتیک خلق یمن

و سومالی می گردد.

26- فعالیتهای سیاسی کشورهای عربی در صحنه بین المللی به نفع و یا از طرف شوروی و چین کمونیست.

27- فعالیتهای چین کمونیست در خاورمیانه و افریقای شرقی.

ص: 256

28- اثرات همکاریهای احزاب عرب - طرفداری شوروی و یا چین با نهضت های سوسیالیستی عرب.

29- پشتیبانی و کمک شوروی و چین کمونیست به سازمان آزادیبخش فلسطین و سازمانهای انفرادی فلسطینی.

30- فعالیتهای شوروی بمنظور تشکیل زیربنای سیاسی و اقتصادی جهت حضور طولانی در منطقه.

31- منافع سوق الجیشی - حضور و فعالیتهای شوروی در دریای سرخ - مخصوصا در سودان و یمن جنوبی - سومالی و حبشه.

32- مقاصد و فعالیتهای شوروی در خلیج فارس و کوشش شوروی برای بهبود روابط با عربستان سعودی.

33- علاقه شوروی به نفت خلیج فارس مخصوصا توسعه منافع نفتی در عراق خریداری نفت عراق و حمل آن به کشورهای کمونیستی.

34- مقاصد و فعالیتهای شوروی بمنظور محدود کردن عملیات کمپانی های نفتی دول غرب در عراق و در خلیج فارس.

35- فعالیتهای نظامی شوروی و گسترش آن در مدیترانه - دریای سرخ و خلیج فارس و همچنین در مناطق اقیانوس هند و گسترش واحدهای شوروی در کشورهای عربی. استفاده احتمالی از اطلاعات الکترونیکی - جنگهای الکترونیکی، پایگاههای هوائی و دریائی شوروی در کشورهای عربی مخصوصا در مصر- عراق سوریه و لیبی همچنین جمهوری خلق دمکراتیک یمن و سومالی.

36- فعالیتهای سیاسی کشورهای بلوک شرق در خاورمیانه.

37- الف - روابط شوروی و کشورهای بلوک شرق با اردن.

ث - توسعه روابط شوروی با اردن و لبنان.

ج - فعالیتهای مخصوص کشورهای عربی

مصر

38- سازمان و فعالیتهای مصر و سرویسهای اطلاعاتی مخاصم.

39- تجدید سازمان قوای نظامی و تسلیحات مصر.

ص: 257

الف - گسترش سلاحهای غیراتمی و توسعه نیروهای مسلح مخصوصا نیروهای هوائی و زرهی.

ب - توسعه سلاحهای تاکتیکی و موشکها- اتمی - شیمیائی و میکروبی توجه و کوشش مخصوص در توسعه و استفاده از گازهای سمی.

40- فعالیتهای مصر در جهان افریقائی آسیائی.

41- سیاست ثبات مصر در قبال سازمان همبستگی مردم آسیائی، افریقا و امریکای لاتین.

42- ثبات رژیم سادات فعالیتهای داخلی و خارجی علیه رژیم دستجات داخل رژیم. تجدید فعالیتهای زیرزمینی.

43- مشکلات اقتصادی مصر.

سوریه

44- تحولات داخلی سوریه.

الف - خط مشی و ثبات رژیم اسد

ب - گسترش نیروهای سوریه: ایجاد تشکیلات جدید- خرید سلاح تغییرات در تشکیلات سوریه و نتایج سیاسی آن.

پ - فعالیتهای سوریه بعنوان مرکز فعالیتهای براندازی و تروریسم.

ت - مشکلات اقتصادی سوریه.

ث - توسعه روابط سوریه و سازمان آزادیبخش فلسطین با توجه به پیشنهاد ایجاد فرماندهی سیاسی و نظامی مشترک.

عراق

الف - موقعیت رژیم بعث در عراق و روابط عراق با رژیم بعث در سوریه.

ب - فعالیتهای گروههای دیگر سیاسی عراقی مخصوصا گروههای مخالف رژیم.

پ - آرایش ارتش عراق - سطح آموزش و نقل و انتقالات نیروی عراقی بطرف سوریه و اردن.

فعالیتهای نفوذی عراق در شیخ نشین های خلیج فارس همچنین کمکهای این کشور به سازمانهای برانداز در منطقه.

اردن

46- اوضاع داخلی در اردن و تهدیدهائی که کشور پادشاهی اردن با آن مواجه است.

عربستان سعودی

ص: 258

47- الف - مسیر و تحولات داخلی - ثبات رژیم - گروههای داخل در خانواده سلطنتی و سازمانهای دولتی - گروههای مخالف.

ب - تقویت نیروهای مسلح - معاملات خرید اسلحه - اکتساب وسائل و جنگ افزارهای نظامی.

پ - روابط خارجی با دیگر کشورهای عربی و کشورهای ابرقدرت.

ت - فعالیتهای عربستان سعودی در منطقه دریای سرخ و شیخ نشینهای خلیج فارس - کمک به کشورهای عربی در حال جنگ - همکاری با دیگر کشورهای عربی در نقاط جنوبی شبه جزیره عربی.

سودان

48- اوضاع سیاسی داخلی

الف - ثبات رژیم در کشور.

ب - فعالیتهای عناصر و گروههای مخالف رژیم.

پ - خط مشی ارتش در قبال کمونیستها و مخالفین.

ت - حزب کمونیست در سودان - موقعیت آن - فعالیتها و تماسهای آن با شوروی.

ث - توسعه روابط حکومت مرکزی با قبایل جنوبی.

49- نیروهای مسلح

الف - آرایش جنگی - نیروی هوائی نیروی دریائی نیروی زمینی.

ب - احتمال استفاده پایگاههای هوائی سودان بوسیله مصر.

پ - توسعه پایگاههای هوائی و بنادر نظامی.

ت - استفاده از امکانات دریائی سودان بوسیله کشورهای کمونیستی.

50- روابط خارجی

الف - روابط سودان با کشورهای عربی بخصوص مصر و لیبی.

ب - کمک سودان به جبهه اخلالگر در شرق افریقا بخصوص به ELF .

ث - روابط سودان با سومالی - حبشه - اوگاندا.

51- رخنه کمونیستها

فعالیتهای سیاسی و نظامی شوروی - چین کمونیست و دیگر کشورهای کمونیستی جهت نفوذ در نیروهای مسلح - احزاب و گروههای سیاسی و بخش اقتصادی.

ص: 259

52- خط مشی سودان در قبال کشورهای بلوک غرب - بخصوص امریکا انگلستان و آلمان غربی.

لبنان.

53- اوضاع داخلی لبنان.

54- نفوذ شوروی در لبنان.

55- روابط با سوریه و سازمانهای فلسطینی.

لیبی.

الف - اوضاع داخلی - ثبات رژیم - روابط در داخل شورای فرماندهی انقلاب روابط شورای فرماندهی انقلاب با نیروهای مسلح.

ب - حمایت لیبی از سازمانهای فلسطینی و پشتیبانی از شورشیان ظفار (مستقیم و یا غیرمستقیم

بوسیله جمهوری دموکراتیک خلق یمن).

پ - روابط بین لیبی و شوروی بخصوص در زمینه نظامی - معاملات اسلحه و موافقت های سری.

ت - فعالیتهای براندازی بوسیله لیبی علیه موقعیت کشورهای عربی طرفدار غرب در دنیای افریقائی - آسیائی و بخصوص کشورهای عربی.

ج - تأثیر فعالیتهای ابرقدرتها.

57- فعالیتهای پشت پرده کشورهای بلوک غرب