پژوهش نامه تربیت دینی فرزندان

مشخصات کتاب

سرشناسه : حسینی نژاد، سیدمجتبی، 1359-، گردآورنده

عنوان و نام پديدآور : پژوهشنامه تربیت دینی فرزندان: نقش مادر در عفت دختران، نقش مادر در تربیت دینی فرزندان.../گردآورنده سیدمجتبی حسینی نژاد.

مشخصات نشر : قم: اثر قلم، 1400.

مشخصات ظاهری : 169 ص.

شابک : 400000 ریال:978-622-7581-32-4

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

یادداشت : کتابنامه: 163 - 164؛ همچنین به صورت زیرنویس.

عنوان دیگر : نقش مادر در عفت دختران، نقش مادر در تربیت دینی فرزندان... .

موضوع : تربیت خانوادگی -- جنبه های مذهبی -- اسلام

*Domestic education -- Religious aspects -- Islam

مادران و دختران -- جنبه های مذهبی -- اسلام

Mothers and daughters -- Religious aspects -- Islam

خانواده ها -- جنبه های مذهبی -- اسلام

Families -- Religious aspects -- Islam

تربیت اخلاقی-- جنبه های مذهبی -- اسلام

Moral education-- Religious aspects -- Islam

رده بندی کنگره : BP253/4

رده بندی دیویی : 297/644

شماره کتابشناسی ملی : 7590245

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فاپا

ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری

گردآورنده:

سید مجتبی حسینی نژاد

مراکز پخش:

09124516242 - 09127538161

ص: 1

جلد 1

اشاره

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ اَلْرَحیمْ

ص: 2

پژوهشنامه تربیت دینی فرزندان

نقش والدین در تربیت دینی فرزندان

·نقش مادر در عفت دختران

·نقش مادر در تربیت دینی فرزندان

·نقش والدین در تربیت دینی فرزندان

·عفت مادر و تربیت فرزندان

·نقش پدر در تربیت دینی فرزندان

·معرفی کتاب

گردآورنده:

سید مجتبی حسینی نژاد

ص: 3

ص: 4

امام خمینی (ره):

علم یک حقیقت غیر متناهی است، و انسان اگر در تمام عمر هم تحصیل علم را بکند باز به آخر نرسانده است و لهذا سزاوار است که انسان در تمام مراحل عمر مشغول تحصیل علم باشد.

(صحیفه امام خمینی، جلد 16 ، صفحه496)

عکس

مقام معظم رهبری، حضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مد ظله العالی):امام خمینی (ره):

مقام معظم رهبری، حضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مد ظله العالی):كشور ما بدون حركت در جاده ى گسترش دانش و گسترش پژوهش، امكان ندارد بتواند به نقطه ى مطلوب خودش دست پيدا بكند؛ مخصوص كشور ما هم نيست. كليد، دانش و پژوهش است.

(سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای)

(https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3393)

ص: 5

ص: 6

فهرست مطالب

سخن اول. 11

نقش مادر در عفت دختران 13

مقدمه. 14

موضوع شناسی نقش مادر در عفت دختران. 15

نقش مادران در عفاف دختران. 18

گفتار اول: زمینه سازی مادر در ایجاد و حفظ عفت دختر. 18

الف - نقش مادر در عفت دختر قبل از تولد. 18

ب) نقش مادر در عفّت دختر بعد از تولّد. 22

گفتار دوم: تقویت عوامل مثبت در عفت.. 35

الف) محیط داخل خانواده 38

ب) محیط بیرون خانواده 44

ج) الگوسازی مناسب.. 47

گفتار سوّم: راه کار در از بین بردن عوامل منفی در عفّت.. 50

الف) راه کار محیط داخل خانواده 51

ب) محیط بیرون خانواده 55

ج) مبارزه با الگو برداری نامناسب.. 59

نتیجه. 64

راهکارها و پیشنهادات.. 66

فهرست منابع. 69

ص: 7

نقش والدین در تربیت دینی فرزندان.. 73

مقدمه. 74

موضوع شناسی نقش والدین در تربیت دینی فرزندان. 75

تبیین نقش پدر و مادر در انتقال ارزش های دینی به فرزندان. 79

زمینه سازی برای انتقال ارزش های دینی به فرزندان. 79

1. عوامل زمینه ساز پیش از تولد. 79

1-1- انتخاب همسر. 79

1-2- آداب مباشرت.. 81

1-3- تأثیر معنوی یا تأثیر در روح و روان فرزند. 81

1-4- تأثیر در صحت و سلامتی جسمی فرزند. 83

2. عوامل زمینه ساز پس از تولد. 84

2-1- گزینش نام شایسته. 84

2-2- آموزش فرزند. 85

2-3- تعلیم قرآن. 86

2-4- آموزش نماز 87

2-5- دعا برای نیک بختی کودک.. 88

2-6- عادت دادن فرزندان به دعا و ذکر. 90

تبیین بررسی نقش والدین در انتقال هنجار های اخلاقی. 91

اهمیت تربیت اخلاقی. 91

عامل بودن والدین. 92

موعظه و راهنمایی. 93

زمینه سازی برای حفظ عفت و نجابت و پرهیز از گناه 94

راستی و صداقت.. 95

ص: 8

رفق و مدارا در تربیت.. 96

آثار تربیتی رفق و مدارا 98

تبیین نقش پدر و مادر در انتقال ارزش های اجتماعی به فرزندان. 99

اهمیت تربیت اجتماعی. 99

نقش پدر در تربیت اجتماعی. 100

مسئولیت پذیری. 101

آموزش مهارت مسئولیت پذیری. 102

تهیه رزق حلال. 104

تبیین نقش والدین در انتقال هنجارهای عاطفی به فرزندان. 106

1. توجه به نیازهای اساسی کودک.. 106

1-1- محبت و عشق ورزیدن. 107

1-2- تکریم و احترام کودک.. 109

1-3- تقویت عزت نفس.. 112

1-4- تقویت ارتباط کلامی. 114

1-5- هدیه دادن. 115

1-6- تشویق و تحسین. 116

نتیجه گیری. 117

فهرست منابع. 119

عفت مادر و تربیت فرزندان 123

مقدمه. 124

مفهوم شناسی. 126

نقش مادر در ایجاد و حفظ عفت.. 131

گفتار اول: مادر بعنوان عامل مؤثر در ایجاد عفت و مراقبت از عفت.. 131

ص: 9

نقش مادر در ایجاد عفت.. 132

1. قبل از تولد. 132

2. زمان بارداری.. 135

3. بعد از تولد. 137

4. كودكی. 137

5. نوجوانی. 138

6. جوانی. 141

نقش مادر در عفت دختر جوان. 142

1. بالا بردن سطح آگاهی جوان. 142

2. الگو سازی مناسب.. 143

الف. خانواده (مادر). 143

ب. معلم. 145

گفتار دوم: توصیه های اسلام به مادران در مورد عفت.. 147

1. ازدواج. 148

2. مربي دختران. 149

3. تفهیمها 150

4. تعدیلها و تحملها 154

نتیجه گیری. 157

فهرست منابع. 163

معرفی کتاب.. 165

ص: 10

سخن اول

«ن والقلم و ما یسطرون؛(1) ن و قسم به قلم و آنچه خواهد نگاشت.» هم چنان که در نخستین ارتباط وحیانی با رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سخن از قلم به میان می آورد: «الذی علم بالقلم؛ آن که ]نوشتن[ به قلم آموخت.»

نوشتار یکی از مهم ترین راه های گسترش معرفت و پرورش فضیلت شناخت می شود و نگارش از کارآمدترین شیوه های تعمیق فرهنگ ناب دینی به شمار می آیدواگر بنا باشد برای انتقال اندیشه از شیوه های هنری کمک گرفت، قلم و نوشته اولین نقش را به عهده دارد که می تواند به عنوان رابط صاحب فکر، باب گفت وگو را با مخاطبان خود باز کند .

اگر قرآن به قلم سوگند یاد می کند از این روست که قلم رازدار بشر و خزانه دار دانش ها و جمع آوری کننده تجربیات قرن ها و دوران هاست و این امری بسیار پرارزش و محترم است. قلم و آنچه به وسیله آن به رشته تحریر درمی آید در واقع همان چیزی است که سرچشمه پیدایش تمام تمدن های انسانی، و تکامل دانش ها و بیداری اندیشه ها به شمار می آید؛ چرا که قلم و نوشته از عظیم ترین نعمت های الهی است که خدای تعالی بشر را به آن هدایت کرده و به وسیله آن حوادث غایب از انظار و معانی نهفته در درون دلها را ضبط می کند و انسان به وسیله قلم و نوشتن می تواند هر حادثه ای را که در پس پرده مرور زمان و بعد مکان قرار گرفته، نزد خود حاضر سازد.

ارزش هر قلم به پیام آن است و عظمت هر نوشته به محتوایش. دین مبین اسلام برای قلم و نوشتن ارزش خاصی قائل شده است. گاه در کلام امام علی (علیه السلام) می خوانیم که به فرموده امام علی علیه السلام الانسان بعقله; (2) «انسان به عقل خود

ص: 11


1- . سوره قلم،آیات 1و2.
2- . الآمدی، عبدالواحد، غررالحکم، حدیث 230 .

انسان است .» و باز می فرمایند: اصل الانسان لبه; (1)«اصل انسان خرد او است .» و گاه از زبان رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می شنویم که سه صداست که حجاب ها را پاره می کند و به پیشگاه باعظمت خدا می رسد(2) و یکی از آنها صدای گردش قلم دانشمندان به هنگام نوشتن است.

در نخستین ارتباط وحیانی آخرین رسول خدا با مبدأ هستی در غار حرا، سخن از قلم است و نوشتن و تعلیم، خداوند خود را این گونه معرفی می کند: «الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛(3) آن که با قلم آموخت.» خداوند به قلم سوگند می خورد، زیرا قلم نشانه آگاهی و تفکر می باشد، قرآن متفکرین را دوست داد، قلم وسیله انتقال علم است به همین خاطر قرآن برای قلم ارزش والایی قایل است.

آموزش و پژوهش بدون هم نیز مفهومی ندارد لذا باید این دو حوزه باهم دیده شوند.هیچ آموزشی نیست که به پژوهش مطلوب نینجامد و هیچ پژوهشی هم نیست که بستر آن را آموزش شکل نداده باشد.

با توجه به پنج کتاب منتشره از خود و خانواده و دیدن پژوهشنامه موسسه دارالثقلین امام عصر روحی فداه جرقه ذهنی برای جمع کردن این آثار به صورت مقاله و پژوهشنامه تداعی ذهن شد که هم اکنون پیش روی شماست.

از خداوند توفیق بیش از پیش در این راه خواهانم.

سیدمجتبی حسینی نژاد

دی ماه 1399

ص: 12


1- . الفتال النیسابوری، روضة الواعظین، ص 8; شیخ صدوق، الامالی، ص 312; علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 1، ص 82 .
2- . تفسير نمونه، ج 24، ص 377، الشهاب فی الحکم و الاداب، صفحه 22.
3- . سوره علق،آیه 4

نقش مادر در عفت دختران

سیدمجتبی حسینی نژاد(1)

چکیده

انسان قبل از تعلیم و تعلم و آموختن علم و حکمت باید به تزکیه و تربیت بپردازد زیرا بدون تزکیه، تعلم علم و حکمت ممکن است حجاب اکبری شود به جای نور چراکه گفته اند: العلم نور

علاوه بر اینکه بدون تزکیه، تعلیم هم سودی ندارد. تا نفس آدمی تربیت نشود و پاک نگردد، تعلیم هر چقدر دقیق و مفید باشد در تعلّم کارساز نخواهد بود.

لذا این بحث نیز تربیتی است اما با موضوع و بعد خاص یعنی عفت، آنهم در جنس خاص یعنی دختر؛ زیرا بر اثر تجاربی که از گذشته تا به حال به دست آمده، میتوان به این نتیجه رسید که عفت دختر اهمیت بیشتری دارد زیرا وقتی وی عفت خویش را حفظ کند، در حقیقت اول از همه خود و در درجه ی بعد جامعه را مصون نگهداشته و هم الگوی مناسبی برای فرزندان خود است و آنها را همانند خود عفیف بار می آورد.

در این میان کسی که بیشترین نقش را در عفت فرزند دختر میتواند داشته باشد، مادر است. زیرا او این دختر را در رحم خود حمل میکند، دختر از خون و شیر مادر تغذیه میکند، از دست مادر غذا میخورد، او را در بسیاری از موارد الگوی خود میداند و با مادر راحت تر مسائل خود را مطرح میکند.

واژگان کلیدینقش،مادر،دختر،عفت.

ص: 13


1- . استاد و محقق حوزه علمیه، سطح 3 حوزه علمیه valayat@gmail.com

مقدمه

«مادر» شکل دهنده ی شخصیت کودک و حتی سازنده ی آن است. کار او ظریف و حساس است و با یک نوازش مادرانه دل پررنج کودک را تسکین میدهد و با یک زمزمه و رفتار کوچک خود، انسان می پرورد.

طفل و علی الخصوص دختر خود را از عالم ناپاکیها، دورویی ها و حسدها دور میدارد، در او خیرخواهی و خیراندیشی نسبت به دیگران و شاکله ی وجودی او «حجاب و عفاف» را به وجود می آورد.

حجاب و عفاف همواره به عنوان دو ارزش در جامعة بشری و به ویژه جوامع اسلامی مطرح است. این دو واژه در کنار هم به کار برده میشوند و در نگاه اول به نظر می آید هر دو به یک معنا باشد. اما با جستجو در متون دینی به تفاوت آنها پی می بریم. در قرآن کریم خداوند متعال عفت را از صفات مؤمنین شمرده و چهار بار از ریشه ی عفاف استفاده شده است.

لکن یکی از دغدغه های اصلی والدین تربیت فرزندان به خصوص فرزند دختر است.

و در تربیت آنچه بیش از همه نمود دارد، عفت میباشد که خود مفهوم گسترده ای دارد و همة ابعاد تربیت را تحت تأثیر خود قرار میدهد. عفت یعنی: «خودنگهداری در قلمرو شهوات و خواسته های نفسانی»(1) در اینجا مادر که از جنس دختر است نقش تربیتی اش موثرتر می باشد.

ص: 14


1- . پرسمان حجاب، ص 30.

موضوع شناسی نقش مادر در عفت دختران

1- نقش

جمع این کلمه «نقوش»(1) است و این واژه در مواقع مختلفی مثل شکل و «صورت کسی یا چیزی را کشیدن»(2)

استفاده میشود.

معنی لغوی: واژه ی «نقش» در معنی متعدد و زیادی به کار رفته است از جمله «تصویر، نگاش، خلقت، لیاقت،(3)

رنگ آمیزی کردن(4) و...»

معنی اصطلاحی: در توضیح و تفسیر این کلمه باید گفت که این واژه مهمترین و اصلیترین زمانی به کار میرود که اثر و نشانی روی زمین یا چیزی گذاشته شده و باقی مانده باشد. (5)

2- مادر

کسی است که امر پرورش فرزندان را در دوران حمل و بعد از آن بر عهده دارد.

معنی لغوی: واژه ی «مادر» در واقع ترجمه ی «امّ» است که «والده» باشد. (6)

البته «مام و ماما و مار» هم گفته شده است. (7)

معنی اصطلاحی: کلمه ی «مادر» مفهوم گسترده ای دارد و وصف ناشدنی

ص: 15


1- . فرهنگ عمید، ص 1066.
2- . همان.
3- . لغت نامه دهخدا، ش مسلسل 134 حرف ن ج 46 صص 696 الی 698.
4- . فرهنگ عمید (شماره 1).
5- . فرهنگ عمید، ص 698.
6- . لغت نامه دهخدا، شماره مسلسل 195، شماره حرفم (بخش ن) ج 40 ص 20.
7- . فرهنگ عمید، ص 914.

است ولی آنچه در کتب لغت به صورت معنای قالبی آمده این است که «مادر یعنی زنی که فرزند دارد(1)، زنی که یک یا چند بچه به دنیا آورده باشد».(2)

اما مراد ما در این پژوهش از واژه «مادر» یعنی؛ کسی که پرورش فرزند را به عهده دارد چه در دوران حمل یا بعد حمل تا شامل زنی که فرزند را به دنیا نیاورده و تنها در تربیت او نقش دارد بشود.

3- دختر

معنی لغوی: واژه دختر در مقابل مفاهیم بسیاری قرار دارد مثل: «ابنه، بنت، ولیدة، شعرة، نافجة(3)، دوشیزه، دخت و دخ هم گویند».(4)

معنی اصطلاحی: دختر در مقابل پسر است که فرزند نرّینه ی آدمی است(5) به تعبیر دیگر دختر فرزند مادینه انسان است و زنی است که مرد ندیده و باکره است. (6)

4- عفت

جمع آن «اعفّه و اعفّا» میباشد. (7) و به شخصی که این صفت را دارد عفیف میگویند.(8)

ص: 16


1- . عمید، حسن: همان.
2- . دهخدا، علی اکبر: همان.
3- . لغت نامه دهخدا. ش مسلسل 68، حرف د، ج 22، ص 282
4- . فرهنگ عمید، ص 466.
5- . همان.
6- . فرهنگ فارسی معین،ج 2، ص 1498.
7- . المعجم الوسیط، ج 2، ص 611
8- . فرهنگ لغات قران، ص 362

معنی لغوی: واژه عفّت، مفهوم وسیعی دارد؛ هیچ واژه ی دیگر نمیتواند در مقابل آن قرار گیرد که هم سنگ آن باشد ولی از باب نمونه، چند واژه که در راستای معنای کلمه ی «عفّت» هستند آورده میشود از جمله:

«پرهیزکاری(1)، پارسایی و پاکدامنی»(2)

این واژه هنگامی به کار میرود که انسان از محرّمات مخصوصاً شهوات حرام احتراز کند(3)

و از آنچه جایز و نیکو نباشد خواه، در گفتار و خواه در کردار، امتناع ورزد. (4)

معنی اصطلاحی؛ بهترین توضیح و تفسیری که دربارة این واژه میتوان گفت: این است که:

«حاصل شدن حالتی برای نفس و جان آدمی است که به وسیله ی آن از غلبه و تسلط شهوت جلوگیری میشود(5) به خصوص شهوت جنسی و امور مالی»

چنانکه در اخبار هم بیشتر به خودداری از شهوات مربوط به فرج و شکماطلاق میشود. (6)

امام باقر علیه السلام فرمود:

ص: 17


1- . فرهنگ فارسی معین، ج 2، ص 1498
2- . همان.
3- . همان ص 2319
4- . همان، ج 32، ص 331
5- . ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قران کریم مترجم: سید غلامرضا خسروی حسینی، ج2، ص618.
6- . معارف و معاریف،ج 4، ص 1568

«ما عبدالله بشیءٍ افضل من عفه بطن و فرج»(1)

یعنی: عفّت بطن و فرج نزد خداوند از هر عبادتی بالاتر است.

در آیات قرآن کلمه «عفّت» به کار برده نشده ولی مشتقات آن یعنی؛ «تعفّف و یستعفف» آمده که در جای خودش - فصول بعدی - به آن پرداخته می شود.

نقش مادران در عفاف دختران

گفتار اول: زمینه سازی مادر در ایجاد و حفظ عفت دختر

الف - نقش مادر در عفت دختر قبل از تولد

بعد از آن که مادر، چارچوب عفت و عوامل مؤثر بر آن را شناخت نوبت به آن می رسد که آن ها را عملی سازد. نحوه عملی سازی نیز نیاز به آگاهی های لازم و صحیح دارد و گرنه بدون آن یا راه برایش مشکل می شود یا حتی به بیراهه می رود. آن چه که یک مادر در ایفاء نقش خود در این مسیر باید بداند این است که شکل گیری عفت یک دختر نیازمند مراحلی است که در نگاه اول به خود او برمی گردد و همواره باید در این راه مراقب او بود و عوامل مثبت و منفی عفّت را تقویت کرد و عوامل منفی را از او دور سازد چه در محیط داخل خانواده و چه محیط بیرون؛به این ترتیب نقش مادری خود را در زمینه عفت دخترش انجام داده است. لذا در این فصل به هر سه مرحله ی ایجاد، تقویت، زائل کردن عوامل منفی عفت پرداخته می شود.

ص: 18


1- . اصول کافی، مترجم: آیة الله محمد باقر کمره ای، ج 4، ص 240

زمینه سازی، ایجاد عفت

آن چه که قبل از هر موردی لازم است یک مادر بداند، این است که از نحوه زمینه سازی عفّت در دخترش آگاهی یابد. بعد از آن کار راحت تر می شود چون وقتی این آگاهی را پیدا کرد و عفّت را به خوبی در فرزندش ایجاد کرد، تقویت عوامل مثبت و زائل کردن عوامل منفی در عفّت آسان تر می شود. حال یک مادر اگر بخواهد این زمینه سازی به نحو احسن انجام گیرد باید هم قبل از تولّد و هم بعد از آن، بدان اهمیت دهد.

قبل از تولّد

یکی از مراحل بسیار مهّم تربیت، دوران زندگی پدر و مادر قبل از ازداوج است؛ گر چه هنوز ازدواج نکرده اند اما در آینده نزدیک مسئولیت پدری و مادری را می پذیرند. حال باید به مسائلی توجه کرد که نقش سرنوشت سازی در آینده کودکان دارند از قبیل:

1 - سیستم فکری زن و مرد (ایمان و عقیده)

2 - شخصیت فردی و اجتماعی

3 - باورهای دینی و سیاسی

4 - سمبل ها و الگوهای اجتماعی

5 - علم و آگاهی و شناخت لازم در امور تربیتی

6 - حالات روانی و اخلاقی و میزان تعهّد و مسئولیت پذیریبرای تحقق معیارهای صحیح تربیت و ازدواج، از پدر و مادر باید شروع کرد و لیاقت ها و شایستگی های آن ها را باید در نظر گرفت.

ایمان و عقیده و ارزش های اخلاقی پدر و مادر در رأس همه مسائل قرار

ص: 19

دارد.(1)

یکی دیگر از مراحل مقدماتی تربیت توجه و دقت مادران در هنگام بارداری است. در دوره حساس بارداری، 9 ماه رابطه مخصوص بین مادر و فرزند برقرار است. همان گونه که کودک از تنفّس مادر، غذای مادر استفاده می کند، حالات روانی و اخلاقی مادر نیز در کودک اثر می گذارد. تأثیر خوبی و بدی، زشتی و زیبایی مادر از نظر جسم و روح قابل ملاحظه است. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

«سعادت و شقاوت هر کس از زمانی شروع می شود که در رحم مادر زندگی می کند.(2)

امام صادق (علیه السلام)نیز فرمود:

«غذای کودک از آن چه می خورد و می آشامد تأمین می گردد(3)»

از این رو درباره غذای روحی و جسمی مادر سفارشات زیادی شده است که زن باردار هر غذائی نخورد و از غذای حرام یا شبهه ناک پرهیز نماید.(4)

طفل در رحم مادر تحت تأثیر دو دسته عوامل است: عوامل مادی ومعنوی

عوامل مادی: منظور از آن تغذیه مادر، داروها، امراض میکروبی یا ویروسی، فشار خون مادر، سن مادر، فشار رحم، حجم رحم، نوع خون و از

ص: 20


1- . مسئولیت تربیت، صص 34 - 35.
2- . بحار الانوار، مترجم، جمعی از محففان، ج 5، ص 157.
3- . بحار الانوار، ج 10، ص 150.
4- . مسئولیت تربیت، صص 39 - 40.

این قبیل است. بررسی ها نشان داده است نوع غذائی که زن در دوران حمل مصرف می کند در جنین اثر می گذارد. و بدین نظر حتّی در روایات اسلامی از نوع غذای حامله نام برده اند.

سوء تغذیه مادر در دوران حمل ممکن است زخم های دیر پا در کودک ایجاد کند و حتّی افراط در مصرف ادویه تند ممکن است موجب اگزما در طفل شود. الکل و مرفین و سایر مواد مخدر در خون و در نتیجه در جنین مؤثر است.

عوامل معنوی: منظور از آن اضطراب ها، اندیشه های صواب و ناصواب، غم ها و شادی ها، هیجانات شدید، خشم ها، بدبینی ها، فریب ها و... است که در جنین مؤثر می باشد.(1)

این چنین است که دین اسلام با برنامه ریزی های دقیق و صحیحی برای عفیف شدن یک انسان دارد حتّی قبل از این که اصلاً پدر و مادری داشته باشد و هم چنین قبل از انعقاد نطفه، این باریک بینی دین ماست.

وقتی چنین دستورها یی داده شده، مسئولیت زن به عنوان یک مادر سنگین تر می شود. بنابراین عرایض فهمیده می شود دوره ی قبل از تولّد، از حساسیت بسیار زیادی برخوردار است و هم چون خشت اوّل ساختمان خواهد بود که اگر کج نهاده شود، ساختمان را دچار آسیب جدی می کند و اصلاح چنینساختمانی، بسیار طاقت فرسا و مشقت بار است، اگر نگوئیم ناشدنی و چه بسا غیرقابل تحمّل خواهد بود؛ مثل این که فرزند کور یا لال یا... به دنیا بیاید.

ص: 21


1- . نقش مادر در تربیت، ص 64.
ب) نقش مادر در عفّت دختر بعد از تولّد

مناسب تر آن است برای نتیجه گیری بهتر، این بحث در 3 قسمت مجزّا یعنی دوران کودکی، نوجوانی و جوانی مورد بررسی قرار گیرد:

کودکی

یکی از عوامل مؤثر در زمینه سازی عفت در کودکان هنگام تولّد و بعد از آن، تغذیه حلال است چه در مراحل شیر دهی و چه بعد از آن.(1)

یکی دیگر از نکاتی که باید در این زمینه سازی مورد توجّه قرار بگیرد، اهمیت به آموزش اخلاق در فرزندان است. از لحاظ روان شناسی ثابت شده است که رشد اخلاقی از کودکی آغاز می شود، پس باید آموزش اخلاقی از این دوران آغاز گردد.(2) شاید دلیلش این باشد که شاکله ی وجودی انسان و اساس خصوصیات اخلاقی وی از ابتدای کودکی به خصوص در سال های اولیه عمر پایه ریزی می شود و ویژگی های اخلاقی که در این دوران تحصیل می گردد، به طور ریشه دار و مستحکم و عمیق در روح کودک باقی مانده و بنای اصلی شخصیت و شاکله ی وجود او را تشکیل می دهد.(3)رشد شخصیت نیز از دو سالگی به بعد ملاحظه می شود. (4)

یکی از مسائل مهّم در زمینه رشد شخصیت، توجه به عزت نفس کودک است. اولیاء موظفند سجیّه عزّت نفس را که از تمایلات فطری بشر است، در

ص: 22


1- . سیری در مسائل خانواده، ص 79.
2- . بزرگسالان و جوان از نظر افکار و تمایلات ، ج 1، ص 120.
3- . راهنمای والدین و معلمان در تربیت و آموزش کودکان، ص 33.
4- . روان شناسی کودک، ص 105.

نهاد فرزندان شان پرورش دهند؛ باید با آنان طوری رفتار کنند که عزیز النفس بار بیایند و از تن دادن به ذلّت و خواری منزجّر باشند.(1) علاوه بر آن، خود نیز دارای شرافت اخلاقی باشند، از کارهای پست و سخنان موهوم بپرهیزد و عملاً شخصیت یک دیگر را محترم شمارند تا کودکان نیز این شرافت اخلاقی را یاد بگیرند که اگر این گونه نباشند، فرزندان نیز به فرومایگی عادت کرده و از ارتکاب کارهای پست اِبا ندارند.(2)

این مسئله برای دختران به دلیل عواطف سرشار آنان اهمیت بیش تری دارد.

در تربیت دختران، به خاطر نقش حساس آن ها در مسئولیت های خانوادگی و تأثیر آن ها در اجتماع باید مراقبت بیشتری نمود.

از موارد مهّم تربیتی دیگر در پرورش شخصیت کودکان، تکریم آن هاست. مقصود از تکریم کودک این است که والدین، فرزند خود را یک انسان واقعی به حساب بیاورند و او را مانند سایر انسان ها محترم بشمارند و او را با دید محبت بنگرند.(3)ناگفته نماند افراط و تفریط در تکریم کودک نیز مانند بی احترامی به کودک باعث سوء تربیت و فساد اخلاق است و سبب می شود که از خود راضی و پر توقّع بار بیاید.(4)

ص: 23


1- . جوان از نظر عقل و احساسات، ج 2، ص 283 و 284.
2- . همان، ج 1، ص 288.
3- . همان، ج 1، ص 120.
4- . روان شناس اجتماعی، ص 200.

همه صحبت هایی که تا الآن شد اعم از عزّت نفس دادن تکریم کودک، همگی به نوعی به جنبه روانی و شخصیت طفل بر می گردد که پشتوانه آن همان رشد اخلاقی است که در ابتداء بحث، صحبت شد. حال برای رشد اخلاقی بهتر آموزش هایی هم لازم است از جمله: آموزش های مذهبی، قبل از هر چیز باید در آن ها ایجاد علاقه و رغبت نسبت به مسائل دینی و مذهبی کرد و باید روش های متناسب با آن را به کار برد از قبیل:

1 - استفاده از عواطف کودکان برای ایجاد شور و شوق گرایش به مذهب

2 - استفاده از الگو

3 - قرار دادن کودکان در جوّ مذهبی و محیط معنوی

4 - پرسش و ایجاد سؤال در ذهن کودکان

5 - آموزش عملی دین و رفتارهای مذهبی کودکان

6 - افزایش تجارب موفقیت آمیز کودکان در رفتارهای دینی از طریق مثلاً تشویق های مناسب

7 - یادآوری نعمت های خداوند.(1)

بعد از آشنایی با روش های ایجاد علاقه و گرایش مذهب در کودکان، نوبت به انجام عملی آموزش های مذهبی و تربیت دینی می رسد. در اینمرحله، عادت دادن کودکان نقش مهمی را ایفا می کند. این که گفته اند:

«اَلعِلمُ فِی الصِّغرَ کَالَّنقشِ فِی الحَجَر»

اختصاص به علم ندارد بلکه باید گفته شود:

«اَلتَّربیةُ فِی الصِّغرَ کَالَّنقشِ فِی الحَجَر».(2)

ص: 24


1- . تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن، ج 1، صص 40 الی 52.
2- . کودک و نوجوان و جوان در آثار شهید مطهری به انجمن اولیاء و مربیان، ج 3، ص 40.

عادت از مسائل مهمّی است که از دیدگاه علم اخلاق و آموزش و پرورش مورد توجه بسیار بوده است. آن چه در علم اخلاق در تعریف خلق و ملکه و تعیین فضائل و رذائل گفته اند، به ارزش عادات بستگی کامل دارد.(1)

یکی از نکاتی که باید در آموزش های مذهبی بیش تر رعایت شود این است که؛ باید همراه با صبر و حوصله اما جدیّت و قاطعیت باشد.

مسائل دینی از آن جا که با قلب و روح انسان ارتباط دارند باید روش هایی در پیش گرفت که در دل کودکان و نوجوانان راه پیدا کند و مورد محبّت و دل بستگی آنان واقع شود و به ایمان قلبی تبدیل گردند.

به موازات آموزش تعایم دینی لازم است عواطف دینی نیز در آن ها رشد و گسترش یابد. شرکت در مراسم مذهبی در پرورش عواطف دینی بسیار موثّر است. علاوه بر آن در تربیت دینی باید توجّه کرد که دین منحصر به برخی واجبات عبادی نیست، فرزندان باید به راستگویی، امانتداری، وظیفه شناسی و... نیز بهاء دهند و آن ها را وظایف دینی خود بدانند.(2) یادگیری این آموزش ها در کودک هنگامی تسریع می شود که همه کسانی که با کودک سرو کار دارند،هماهنگ عمل کنند، این هماهنگی ابتدا، باید از درون خانواده و توسط پدر و مادر صورت گیرد.(3) زیرا در روان شناسی ثابت شده که در رشد اخلاقی که یکی از پایه های تقویت آن، همین آموزش ها و تربیت دینی است، معمولاً یک شیوه آموختن، تقلید و سرمشق گیری از بزرگ ترها، به ویژه والدین

ص: 25


1- . نقش آزادی در تربیت کودکان، ص 95.
2- . راهنمای پدران و مادران، ج 1، ص 128 الی 131.
3- . راهنمای والدین و معلمان در تربیت و آموزش کودکان، ص 35.

است. شیوه آموزش دیگر، آموزش های غیر مستقیم با تکیه بر داستان ها و مثل هاست.(1)

هنگام آموزش مذهبی کودک، گاهی اوقات از تشویق یا تنبیه نیز می توان استفاده کرد. تشویق یا تقویت در مواردی به کار می رود من جمله؛

1 - رفتارهای مطلوب موجود در کودک افزایش یابد.

2 - رفتارهای تازه و جدید را بیاموزد.

3 - رفتارهای نامطلوب را کاهش دهد.

تنبیه در مواردی به کار می رود که رفتاری ناپسند و بر خلاف مقررات است و مادر می خواهد آن را تضعیف و خاموش سازد این روش باید به طرز صحیح و بجا به کار رود تا موجب آرامش خاطر و تعادل کودک گردد.(2) تنبیه باعث نابودی رفتار تنبیه شده نمی شود بلکه تنها اثر آن این است که رفتار نامطلوب را موقّتاً واپس می زند ولی رفتار تقویت شده را نیرومند می سازد و به ایجاد رفتار تازه کمک می کند و خزانه رفتار فرد را غنی می سازد.(3)

لذا باید به تقویت، اهمیت بیش تری نسبت به تنبیه داد. تردیدی نیست که سهم عمده درانجام این وظایف مهم از آن مادر است. وجود مادر پاک نهاد، مادری که سرشت پاک زنانه خود را حفظ کرده، محیط خانه را گرم و فرزندان را از لحظات آغازین زندگی، با ارزش های عاطفی و دینی آشنا می سازد.(4)

ص: 26


1- . روان شناسی اجتماعی، ص 200.
2- . روان شناسی اجتماعی، ص 50.
3- . همان، ص 61.
4- . راهنمای پدران و مادران و شیوههای برخورد با نوجوانان، ص 145.

این چنین مادری فرزند دختر خود را تغذیه حلال می کند. از همان دوران کودکی به فکر رشد اخلاقی او از طریق آموزش های لازم است. مخصوصاً آموزش از طریق عمل کرد مثبت اخلاقی خودش که الگویی مناسب تر است.

در این میان فرزند دخترش را از آموزش های مذهبی به نحو صحیح نیز بهره مند می سازد تا وی رشد اخلاقی بهتری داشته باشد که نتیجه آن شکل گیری شخصیت و شاکله وجودی فرزند دلبندش براساس اخلاق است. بعد هم برای رشد شخصیت بهتر او سعی می کند با تکریم و عزت نفس دادن، زمینه پروش هر چه بیش تر آن را فراهم کند. مادر به این طریق دختری با شخصیت اخلاقی و به تعبیر دیگر با عفت تحویل جامعه می دهد که هرگز دست خوش فرومایگی و بی عفتی قرار نخواهد گرفت انشاء الله.

نوجوانی

نوجوانان دلی پاک و روحی پر شور دارند. آنان در حساس ترین و بحرانی ترین دوران زندگی خود به سر می برند و نیازمند هدایت، حمایت و همدلی اند. نوجوان نهال نورسیده ای است که برای رشد و بالندگی به باغبانی دل سوز و روشن بین نیاز دارد تا او را از آفت ها و حادثه ها در امان دارد. بها دادن به نوجوان و در تربیت و ارشاد آنان کوشیدن بی گمان یکی از نشانه های آشکاررشد فرهنگی یک جامعه است.(1) ایام کودکی در دوازده سالگی پایان می پذیرد و دوران تحوّل و انقلاب بلوغ و نوجوانی که دوره طوفانی و پرتشنجی است آغاز می شود که چهار سال طول می کشد و بعضی دانش مندان آن را ولادت

ص: 27


1- . راهنمای پدران و مادران، ص 9.

جدیدیه نامیده اند.(1)

این دوره مرحله انتقال از دوران کودکی به دوران بزرگ سالی است نوجوان از یک سو در حال هجرت از وابستگی های دوران کودکی است از سوی دیگر توانایی لازم را برای حل بسیاری از مسائل زندگی ندارد و همین نوسان فکری و روانی در او پریشانی و درماندگی ایجاد می کند و آرامش روحی او را می گیرد این دوره نه تنها انگیزه های غریزی و در رأس آن ها میل جنسی را در وجود نوجوان بیدار می کند بلکه گرایش های عاطفی و روانی او را نیز به ظهور می رساند.(2)

به طور کلی تحولات بلوغ دختران را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

1 - تحولات جسمانی: دگرگونی های بدنی در دوره بلوغ دختران بسیار زیاد است. هورمون هایی ترشح می شوند که باعث این تغییرات می شوند و در پی آن قاعدگی می آید.

2 - تحولات روانی: با شروع دوره بلوغ ترشح غدد و هورمون ها افزون بر اثر ظاهری در بدن اثرهایی بر روی احساس و انگیزه نوجوان می گذارد که یکی از این اثرها آشفتگی است.(3)

بزرگ ترین حامی و پناهگاه نوجوانان در این دوران بحرانی خانواده است. اگر خانواده نتواند این وظیفه را به درستی انجام دهد فرزندان از حوزه جاذبه خانواده خارج می شوند و در معرض جذب عوامل محیطی قرار می گیرند و راه انحراف را در پیش می گیرند اما زمانی که فرزندان با پیوندهای محکم به کانون

ص: 28


1- . جوان از نظر عقل و احساسات، همان، ج 1، ص 9.
2- . راهنمای پدران و مادران، ص 18.
3- . سن ازدواج دختران ، صص 149 - 153.

خانواده تعلق داشته باشند و جذب محیط گرم و روابط صمیمانه خانواده خویش باشند، از بسیاری آفت ها در امان هستند گفتگو کردن با آن ها در زمین های گوناگون بها دادن به نظر آن ها گذراندن اوقاتی به شوخی و تفریح با آن ها البته به تحو متعادل و مراعات اصول دیگر به برقراری روابط صمیمانه و بی تکلف به فرزندان کمک می کند. این روابط صمیمانه برای فرزند دختر از اهمّیّت بیش تری برخوردار است مخصوصاً وقتی از طرف مادر باشد، زمانی این روابط نتیجه بهتر می دهد که والدین با طرز فکر فرزندان خود که وابسته به فصل جدید بوده و یک نسل با آن ها فاصله دارند آشنا باشند و علاقه ها، حساسیت ها افکار و احساسات آن ها را بشناسند.(1)

قال علی (علیه السلام):

و اعرفَ النّاسِ بِالزَمانِ مَنْ لَم یَتَعَجّبْ مِنْ اَحْداثِهْ.(2)

یعنی داناترین مردم به مقتضیات زمان کسی است که از تحولات آن دچار آشفتگی نشود و خویشتن را نبازد.

لذا یک مادر خوب علاوه بر آگاهی به مقتضیات زمان باید ویژگی های دختر نوجوانش را نیز بشناسد که به طور خلاصه عبارتند از:1 - به همراه رشد سریع بدن و بیداری فطرت و غریزه، عواطف و احساسات هم به وجهی دیگر بیدار می شوند و شدت و جهت دیگری پیدا می کند.

2 - دختران خیلی زود اهل محبّت می شوند.

ص: 29


1- . راهنمای پدران و مادران و شیوههای برخورد با نوجوانان، صص 25 - 29.
2- . غررالحکم و درالکلم، همان، ص 209.

3 - در این سنین علائق و رغبت ها نسبت به جنس مخالف بیدار می شود.

4 - زیبایی در آن ها لذتی ایجاد می کند زیبا پسندی وی تنها در جنبه جسم نیست بلکه در جنبه کمالات هم مطرح است.

5 - به همان گونه که احساس غرور و تکبر دارند، احساس شرم و حیا هم دارند و این نعمتی بزرگ برای آن ها و عامل امنیت است.

6 - در دوستی ها چنان افراطی هستند که حتی سلیقه و عقیده و طرز لباس پوشیدن شان را با دوستان شان واحد می کنند و دوست دارند هویت شان را مشترک سازند.(1)

این ها گوشه ای از ویژگی های دختران نوجون بود، حال یکی از نکات بسیار مهم که در دوره نوجوانی وجود دارد و مادر در برخورد با دختر باید به آن توجه کند این است که محوری ترین انگیزش این دوره کوشش برای به دست آوردن استقلال است.

برای هدایت صحیح این حسّ باید مواردی را رعایت کرد از قبیل:

1 - باید آزادی های مشروع و معقول آن ها را محترم شمرد و زمینه برای دستیابی آن ها به زندگی مستقل فراهم کرد.

2 - در انتقاد نباید زیاده روی شود.3 - احساس شخصیت اخلاقی و عزت و کرامت نفس در او تقویت شود.

4 - مشورت کردن با نوجوان که نتیجه دیگر آن یاد دادن تصمیم گیری به وی می باشد.(2)

ص: 30


1- . دنیای نوجوانی دختران، انتشارات امیری، صص 63 - 67 و 82..
2- . راهنمای پدران و مادران و شیوههای برخورد با نوجوانان، صص 30 الی 41.

خلاصه این که یک مادر با آگاهی از تحولات جسمی و روانی و ویژگی های دوران نوجوانی دخترش و مقتضیات زمان و هم چنین با روابط صمیمانه به راحتی می تواند با تکیه بر همان آموزش های مذهبی و رشد اخلاقی که در قسمت قبل توضیح داده شد. دختر نوجوانش را عفیف سازد و در این مسیر نگه دارد.

جوانی

ایام پرشور و طوفان جوانی که گاهی به «مستی شباب» تعبیر شده، خیلی کوتاه مدت است. بعضی آن را 5 سال می دانند و می گویند دوران جوانی از 16 سالگی شروع و در 20 سالگی تمام می شود، بعضی حداکثر 10 سال و پایان آن را 25 سالگی می دانند.(1)

در این دوره نیز مادر باید با ویژگی های دختر جوانش آشنا باشد. مهم ترین ویژگی های این دوره از نظر اسلام عبارتند از:

1 - ضمیر بسیار پذیرا و مستعد: امام علی (علیه السلام)فرمود:

«إِنَّما القَلبُ الحَدَثِ کَالأرضِ الخالیَةِ ما اُلقىَ فی ها منشی ءٍ قَبِلَتهُ»(2)

قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذری است کهدر آن پاشیده شود.

2 - تنش های روانی شدید به دلیل فوران انگیزه های مختلف که باعث جذب سریع او حتی به عقاید باطل می گردد.(3)

ص: 31


1- . راهنمای پدران و مادران و شیوههای برخورد با نوجوانان، ج 1، ص 14.
2- . نهج البلاغه، (صبحی صالح) همان، ص 393.
3- . روان شناسی رشد 2، ص 1185.

3 - گرایش به دین و معنویت

4 - سرشار از نیروی جسمی

5 - برخورداری از استعدادها و توانایی های عقلی و ادراکی زیاد

6 - علم و دانش اندک

7 - حساسیت و زود رنجی

8 - زیبا خواهی و زیبا جویی

9 - استقلال خواهی و مشارکت جویی

10 - نرم دلی و انعطاف پذیری

11 - آرزومندی که نمونه بارز آن تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانگان است.(1)

یکی دیگر از چیزهای که مادر باید بداند این است که انقلاب صنعتی روی اخلاق و آداب مردم تأثیر عمیق گذارده و جوانان بیش تر از بزرگ سالان تحت تأثیر آن قرار گرفته اند قبح اعمال زشت از دست رفته بدبختانه دنیای امروز در اکثر موارد قبول و رد مردم را میزان شناخت خوب و بد های اخلاقی و اجتماعی می داند و این خود یکی از خطرناک ترین نقاط انحراف جهان کنونی است. این فکر نادرست بر اساس اخلاق نسبی پایه گذاری شده استمقصود از نسبیت اخلاق در غرب این است که خوبی و بدی در مورد اخلاق یک امر مطلق و ثابت نیست بلکه با اختلاف شرائط محیط و تفاوت زمان و مکان نیک و بدی های اخلاقی تغییر می کند.(2)نکته

قابل توجهی که اخلاق نسبی

ص: 32


1- . بررسی مسائل تربیتی جوانان در روایات، ص 27 الی 43.
2- .بزرگسالان و جوان از نظر افکار و تمایلات , ص 323- 327.

اسلام را از اخلاق نسبی دنیای امروز متمایز می سازد آن است که معیار خوب و بد اخلاق در اسلام، صلاح و فساد فردی و اجتماعی و تعالی و انحطاط بشر است و به مردم دستور داده شده در شرایط خاص، روش صحیح اخلاقی خود را به دلیل مصلحت فرد و اجتماع تغییر دهند ولی دنیای کنونی خوب و بد اخلاق را با قبول و ردّ مردم می سنجد و همین اختلاف بین نسبیّت اخلاق اسلام و دنیای حاضر، یکی از علل اختلاف در خانواده و اجتماع است. والدین اخلاق نیک و بد را با معیار صلاح و سعادت فرزندان می سنجند ولی فرزندان، اخلاق نیک و بد را با ردّ و قبول دنیای امروز اندازه گیری می کنند.(1)

راه حل این است که والدین در حفظ سنن و اصولی که به مصلحت قطعی جامعه و پایه ی اساس سعادت بشر است، با قاطعیت ایستادگی و پافشاری کنند ولی در اموری که سعادت اجتماع و فرد وابسته به آنها نیست, بی تفاوت باشد و برای نگهداری آنها تعصب از خود نشان ندهد(2)یعنی

در آداب و رسوم اجتماعی طبق مقتضیات زمان با فرزند خود بر خورد کنند و آسان بگیرند. اما نکته ای که به طور کلی یک مادر در هنگام بروز این اختلافات با دختر خود در هر مقطع سنی باید به آن توجه کند این است که اگر محتوایآموزه های تربیتی مجموعه ای از سلبها ممنوعیت ها بدون جایگزین مناسب باشد به تدریج متربی را از میدان به در می کند پس نباید از ارائه این جایگزین ها غافل بماند زیرا:

اولاً: ارائه جایگزین های دلنشین می تواند رغبت آفرین باشد.

ص: 33


1- . بزرگسالان و جوان از نظر افکار و تمایلات ، ج 1، صص 333 - 340.
2- . دنیا گریزی چرا، دین گرایی چه سان، ص 267.

ثانیاً: بسیاری از ممنوعیت های دینی لذایذ مادی است که مثلاً جوان به طور غریزی در پی آنهاست هدایت جوان باید با رائه طریق مناسب و جایگزین برای ارضاء همراه شود.

ثالثاً: ترک عادات غلط تنش آفرین است در صورتی می توان از این تنش های طاقت فرسا جلوگیری کرد که عادات، جایگزین حاصل شود.

رابعاً: منع ها غالباً دقّت آفرین است. اگر با ترک رفتارهای مضّر اوقات فرد خالی شود لازم است به وجهی نیکو پر شود و گرنه فرصت اضافی ممکن است برای فرد مشکلات جدیدی بیافریند.(1)

علاوه بر جایگزین مناسب اصول دیگری نیز در اصلاح بینش ها و رفتارهای ناپسند دختر وجود دارد که به طور خلاصه عبارتند از:

1 - تأمین منطقی و شروع نیازهای وی.

2 - هدایت و کنترل با کم ترین محدودیت

3 - ترغیب بر خویشتن داری و نظارت درونی

4 - گسترش فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر به ویژه درون خانواده

5 - آگاهی بخشی نسبت به رفتارهای ناصواب و پیامدهای سوء آن.

6 - هشدار دادن به فکر و حیله منحرفان7 - مثبت درمانی و برجسته ساختن ویژگی ها و رفتارهای پسندیده و عزت نفس دادن به او.

8 - استفاده از اصل تعامل در خطاهای جزئی تا حدی که منجر به تکرار آن نشود.

ص: 34


1- . دنیا گریزی.

9 - تقدم روش های غیر مستقیم بر مستقیم.(1)

در مجموع دوران کودکی نوجوانی و جوانی مشخص شد که آگاهی مادر از ویژگی های مختص هر دوره و هم چنین آگاهی از شیوه های صحیح تربیتی و آموزشی و اصلاح رفتارها همراه با روابط صمیمانه و نیز با خبر بودن از مقتضیات زمانی و اخلاق نسبی اسلامی باعث می شود که بتواند راحت تر و با مشکلات کمتری ریشه های عفت و اخلاق را در فرزند دخترش بارور سازد زیرا فطرت اولیه فرزند بر پایه طینتی پاک نهاده شده که نباید منحرف شود و بر عکس باید هر چه بیش تر بارو شود و به فعلیت برسد.

گفتار دوم: تقویت عوامل مثبت در عفت

اشاره

فرزندان و نو نهالان امروز را باید نیکو تربیت کرد، هم از آن بابت که چنین تربیتی حق و حقوق آن هاست و هم از آن جهت که اینان مردان یا زنان فردای جامعه ما هستند، ضمن گرداندن چرخ های جامعه می بایست به پرورش نسل های بعدی بپردازند. والدین می بایست فرزندان را مورد حمایت خود قرار داده و با بینش و دقت عوامل مثبت در عفت فرزندان را شناسایی کرد و موانعی که در سر راه رشد اوست از میان بردارد و عوامل پیش برنده و سازنده را در اختیارش قرار دهد.

تربیت صحیح را از همان دوران خردسالی باید بر کودک اعمال کرد و این خود مستلزم آگاهی از شیوه های درست آن است این خطاست که به گمان آگاهی از طی راه به دنبال کسب اطلاعات در این زمینه نرویم، بلکه باید در این راه آگاهانه پیش رویم در گفتار قبل 3 دورة کودکی، نوجوانی و جوانی مورد

ص: 35


1- . بررسی مسائل تربیتی جوانان در روایات،ص 267.

بحث و بررسی قرار داده شد. در این گفتار نیز بناست ابتدا دوره تربیتی اسلام بیان شود که توجه به آن ها برای مادر حائز اهمیت است.

فرایند تربیت در روایات به 3 مرحله تقسیم شده است:

1- در هفت سال نخست زندگی به علت رشد عواطف کودک باید احساسات و نیازهای او را درک کرد و به او آزادی و اختیار کافی داد تا به مراحل بالاتر رشد و شناخت عقلانی برسد. بازی های کودکانه او از بهترین اسباب آموزش می باشد. پیامبر فرمود:

«مَنْ کانَ عنده صبّیُ فلیتصآبَّ لَه»(1)

هر کس کودکی دارد باید با او کودکانه رفتار کند.

تعبیر پیامبر از این دوران چنین است طفل در هفت سال اول آقائی و سیادت دارد.(2)

هفت سال اول زندگی دوره ای است که در آن کودک از آموزش جدی و رسمی معاف است. در این دوره وی از آزادی عمل بیش تری برخوردار است و نباید تکلیف منظم و شاقی بر او تحمیل کرد؛ از این رو گفته می شود در این دوره تکلیف پذیر نیست.(3)

2 - در هفت سال دوم با در نظر گرفتن پیشرفت هایی که کودک از نظر شناختی عقلانی و جسمانی به دست آورده است آمادگی درک خوب و بد در او ایجاد شده است ولی هنوز صلاح و فساد را به درستی تشخیص نمی دهد؛ باید وظایفی را به او محول کرد تا با موضوعات و واقعیات زندگی در حد

ص: 36


1- . وسائل الشیعه، همان، ص 486.
2- . هدایه المله الی الاحکام الائمه، ص 195.
3- . راهنمای پدران و مادران، همان، ج دوم، ص 55.

درک و توان آشنا شود.(1)

به تعبیر پیامبر:

کودک در هفت سال دوم بنده و فرمانبردار پدر و مادر است.(2)

3 - هفت سال سوم که از 15 سالگی آغاز می شود، دوران بلوغ و جوانی است که اندام و افکار فرزند به کلی دگرگون می شود و تحولات چشم گیری در جسم و جانش پدید می آید. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این دروه را با کلمة وزیر تعبیر نموده است.(3) و با این تعبیر تشخص طلبی و استقلال جویی جوان را مورد توجه قرار داده و از طرف دیگر به پدر و مادر فهمانده که با جوان امروز همانند بچه ی دیروز رفتار نکنید او وزیر و مشاور شماست.(4) از کلمه ی وزیر در حدیث پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) محدودیت آزادی جوانان به خوبی استفاده می شود، زیرا وزارت به معنای یاری و معاونت است.

فرزند جوان گرچه با وزارت، شخصیتش مورد تکریم و احترام قرار می گیرد ولی نباید فراموش کند او وزیر پدر و مادر است و خود آزادی و استقلالکامل ندارد و تصمیم نهایی در انجام امور خانواده مربوط به والدین است.

بر خلاف دنیای غرب که جوان را کاملاً آزادی می دادند.(5)

حال که سه مرحله تربیتی از نظر اسلام با ویژگی های آن تبین شد، بهتر می توان فهمید که در هر مقطع سنی چگونه و چه کارهایی را برای تقویت و یا

ص: 37


1- . تقویت نظام خانواده و آسیبشناسی آن، صص 38 - 37.
2- . هدایه المله الی الاحکام الائمه، ص 195.
3- . هدایه المله الی الاحکام الائمه، ج 15، ص 203.
4- . بزرگسالان و جوان از نظر افکار و تمایلات ، ج 1، ص 41.
5- . همان، ص 44.

زائل کردن در زمینه عفت دختران باید انجام داد.

الف) محیط داخل خانواده

محیط، تمام عوامل خارجی است که از آغاز رشد، یعنی از آن لحظه ای که انسان به صورت نطفه ای در رحم قرار می گیرد و منعقد می شود، بر او اثر می گذارند. پس برای جنین نیز محیطی است و آن عبارت از حالات داخلی رحم از نظر حرارت و برودت و غیره است و نمو جنین تحت تأثیر این عوامل از خارج و عامل وراثت از داخل قرار دارد. به عبارت دیگر محیط عبارت از هر امری است که انسان را احاطه کرده است. بنابراین هر چه که انسان رشد می کند دایره محیط او وسعت می یابد. عوامل محیطی بسیار است و در تقسیم اولیه می توان به دو قسم عوامل انسانی و غیرانسانی تقسیم نمود:

محیط انسانی

منظور از محیط انسانی، کلیه افرادی هستند که فرد را مورد تربیت و احاطه قرار می دهند. از قبیل پدر، مادر، برادر و خواهر تا معلم و مدیر و رهبر و غیره... که این مبحث را تحت عنوان محیط داخل خانواده مورد بررسی قرار می دهیم.(1)خانواده اولین نهادی است که کودک با قدم گذاشتن در آن به اولین مدرسه و مهد اصلی تربیت خویش گام می نهد.(2)

مرحله کودکی که دوران نوزادی تا دوازده، سیزده سالگی را در بر می

ص: 38


1- . تعلیم و تربیت اسلامی، ص 56- 58.
2- .تقویت نظام خانواده و آسیبشناسی آن، ص 31.

گیرد، دوران وابستگی به خانواده مخصوصاً مادر است.(1) امروزه ما در خیابان و کوچه و بازار و گاهی در کنار یک مادر با حجاب، یک دختر بد حجاب را می بینیم، این پدیده به معنای این است که خانواده این دختر در انتقال فرهنگ حجاب به فرزندشان موفق نبوده اند.

و حال آن که خانواده به عنوان اولین محیط رشد و نمو فرزند در شکل گیری و تکوین عادات او تأثیر بسیار عمیقی دارد فرزندان نه تنها از طریق تشویق های کلامی و غیرکلامی بلکه از طریق الگوسازی نیز خود را با نقش های ایده آل خانواده هماهنگ می کنند. اگر در خانواده ای والدین، مخصوصاً مادر مقید به ارزش های اسلامی باشند و فرزندان خویش را تربیت و تشویق کنند پایه های مستحکمی برای تربیت دختران پی ریزی می کنند.(2)

محیط خانه شامل برادران و خواهران و احیاناً دیگران نیز می شود.(3)

پایه های اخلاق و سازندگی در زمینه شخصیت کودک در خانه گذارده و آغاز می گردد و در این زمینه مادر نقش اول را داراست زیرا با کودک، روابط متعددی از قبیل خشم و مهر، تنبیه و تشویق و... را دارد. کار مادر تنها ساختن شخصیتنیست بلکه ترمیم آن هم مد نظر است. برای ساختن شخصیت کودک باید او را شناخت که آن هم تعمق و دقت نیاز دارد. شناخت او از راه افعال، رفتار، بازی ها، گفتارها و روش های وی امکان پذیر است. نکته قابل توجه این است که تمام ابعاد شخصیت طفل متعادل و متوازن باید پرورش یابد جنبه های

ص: 39


1- . سیمای کودک و نوجوان و جوان در آثار استاد مطهری، ص 21.
2- . پرسمان حجاب، ص 129.
3- . تعلیم و تربیت اسلامی، ص 59.

شخصیتی شامل شخصیت؛ فردی، اجتماعی، عاطفی، فرهنگی، علمی، معاشرتی، دینی، مذهبی، سیاسی و... است.(1)

بعد از ایجاد شخصیت کودک نیز نکاتی در تثبیت آن باید مورد توجه قرار گیرد که به طور مجمل عبارتند از:

1 - کنترل درونی و معنوی از طریق محافظ قرار دادن هاله های دینی و اخلاقی که یکی از راه های تثبیت شخصیت است.

2 - ایجاد عادات خوب از راه تکرار هوشیارانه عمل، نه این که قالبی و بدون اندیشه باشد.(2)

یکی از مصداق های عادات خوب، عادت کردن کودک به انجام عبادات است که دانش مندان اسلامی با به کار بردن (عبادات تمرینی) اهمیّت تمرین را در انجام دادن تکالیف دینی در خصوص اطفال خاطر نشان ساخته اند.

اگر تمرین دینی کودکان از همان دوران کودکی که بیش تر در اختیار والدین و مربیان هستند آغاز شود. نتایج بسیار درخشانی به بار می آید.(3) که من جمله با عفت شدن فرزند دختر است.در همه مسیر ایجاد عادت ها و صفات حسنه و تربیت صحیح دختر برای این که فردی عفیف باشد، باید با تشویق مورد توجه قرار گیرد تا این حالت عفت تقویت شود، اما نکاتی هم باید در آن رعایت شود از قبیل:

1 - باید اخلاق و رفتار نیک وی مورد ستایش قرار گیرد نه خود او.

ص: 40


1- . نقش مادر در تربیت، همان، صص 119- 121.
2- . همان، ص 123.
3- . نسل نوخواسته، ص 167.

2 - تعریف و تمجید باید به صورت جزئی و به مقدار واقع و گاه گاه باشد نه به صورت کلی و بیش از مقدار واقعی و دائمی؛(1)

3 - از تشویق باید به عنوان کمک انگیزه در انجام کارهای شایسته استفاده کرد نه اصل انگیزه.

4 - رضایت و تشویق و پاداش خداوند باید به تدریج جایگزین رضایت و تشویق والدین شود، این معنای اخلاص است.(2)

5 - باید توجه داشت که طبق مقدار سن و درک فرد مورد تربیت و اوضاع و شرایط خاص زندگی ارزش و اهمیت کار او نوع تشویق و مقدار آن را باید انتخاب کرد.(3)

گه گاهی هم از نصیحت باید استفاده کرد ولی باید دانست که:

1 - لزوم آمادگی پند گیرنده و پند دهنده از مهم ترین ارکان پند است مثلاً نباید هیچ کدام خشم گین باشد.

2 - پند عملی: کودک و نوجوان بیش از آن که با گوش خود مطالب رافراگیرد با چشم و فهم خود آن ها را درک می کند و می آموزد.(4)

اما برای تقویت بهتر عادت های نیکو که منتهی به شخصیت عفیف کودک دختر می شود آموزش های مذهبی لازم است که در گفتار قبل نیز به عنوان عاملی برای رشد اخلاقی بهتر درباره ی آن بحث شد. این آموزش ها هم در

ص: 41


1- . اسلام تعلیم و تربیت، ج 2، صص 38- 40.
2- . عوامل انحراف انگیز در کودکان و نوجوانان، صص 23- 24.
3- .اسلام و تعلیم و تربیت، ج2، ص 137.
4- . عوامل انحراف انگیز در کودکان و نوجوانان، صص 25- 26.

ایجاد و هم در تقویت عفت مؤثرند پس باید مداومت بر آن ها شود. در این زمینه نیز مادر باید مواردی را رعایت کند مثلاً این که کودک از راه لمس و حواس ظاهری با جهان خارج ارتباط برقرار می کند. ایجاد ایمان در کودک نیز بر این اساس باید استوار باشد. مادر با زبان ساده می تواند به کودک تفهیم کند که خدا او را می بیند و هیچ از نظرش پنهان نیست تا نتیجه اش این شود که او آن چه که عنوان حلال دارد در زندگی خود مورد پذیرش قرار دهد و آن چه حرام و ممنوع است از زندگی طرد کند.

این آموزش ها باید از سنّی آغاز شود که هنوز ذهن او به عوامل آلوده محیط، انس نگرفته و برای درک حقایق، راستی و درستی آمادگی دارد.

این آموزش ها عملاً از طریق رفتار مادر و انجام برنامه های عبادتی او و نیز از راه ذکر داستان ها و بیان کیفیت آفرینش امکان پذیر است. یکی از نکات مهم در این آموزش ها، این است که تا قبل از حدود 7 سالگی دائماً از مهر و لطف و محبت خداوند و جنبه هایی که زائیده این احساس است بحث می شود. از حدود 7 سالگی کوشش بر این است که خوف خداوند در دل او انداخته شود و ضرورت مجازات برای گناه گوشزد شود و به او گفته شود که خداوند همان گونه که برای خوبان، مهر و عطاء دارد برای بدان، کیفر و عقوبت دارد.(1)

و اما مهم ترین آموزش های دینی و مذهبی دوران نوجوانی و جوانی که در قرآن و روایات به آن اشاره شده عبارتند از:

1 - باید و نبایدهای فقهی، حقوقی، واجبات و محرمات.

2 - آموزش مستحبّات و مکروهات همراه با رعایت اولیّت ها.

ص: 42


1- .نقش مادر در تربیت، ص 155 - 156.

3 - آموزش اصول تربیت دینی و دین مداری و پرهیز از افراط و تفریط.

4 - آموزش قرآن...

5 - آموزش معارف دینی که نتیجه اش خارج شدن تربیت دینی از حالت عادت انفعالی به عادت فعال و همراه با منطق و استدلال است.

6 - آموزش مفاهیم اخلاقی.(1)

مسئله مهمی که در همه این موارد و آموزش ها باید مد نظر قرار گیرد، نوع برخورد با دختران است که باید بر پایه مهر و محبت و صمیمیت باشد.(2)

علاوه بر این حتماً در دوران جوانی و نوجوانی توجه داشته باشد که فرزندش دوران کودکی را طی کرده و عاشق استقلال و تشخص است و اساس روابط در این سنین مخصوصاً از 7 سال سوم از روی تکریم و احترام به شخصیَت اوست. خلاصه باید با نرمی و انس موجباتی را فراهم آورد که دختر هویت شخصیتی خود را دریابد و حیات خود را به صورت انسانی سالم در آورد. بهدختران باید شرایط و موقعیت شان و ارزش عفّت را تفهیم کرد.(3)

یکی از مواردی که به حفظ عفّت دختران کمک می کند، تربیت مسائل زنانه است که تعبیر به تربیت جنسی می شود.

تربیت جنسی عبارت از دادن آگاهی درباره ی مسائل زناشویی و عشق و روابط با جنس مخالف و موافق نیست، بلکه غرض دادن اطلاعات و آگاهی هایی به آنان در رابطه با مسائل زنانه است مثل قاعدگی چرا که اصل بر کنترل

ص: 43


1- . بررسی مسائل تربیتی جوانان در روایات، صص 99 الی 104.
2- . دنیای نوجوانی دختران، ص 389.
3- . همان، ص 391- 404.

احساس و عواطف برای دچار شدن به بلوغ زودرس و دادن آگاهی هائی در زمینه رشد و شرایط آن هاست.(1)

این میل را می توان به آتشفشانی تشبیه کرد که از اعماق وجود انسان بر می خیزد و اگر به روشی صحیح کنترل و مهار نشود هر آن چه که بر سر راهش باشد از بین می برد.(2)

با توجه به آن چه گفته شد مادر باید در محیط درون خانواده به نقش الگویی خود و رشد همه ابعاد شخصیت کودک و اعمال روش های صحیح تربیتی و آموزش های مذهبی و اخلاقی او اهمیت دهد و محیط درون خانواده را هماهنگ سازد تا زمینه بهتر رشد اخلاقی دختر در محیط داخل فراهم شود.

ب) محیط بیرون خانواده

این محیط هم شامل محیط انسانی و هم غیر انسانی می باشد بر خلاف محیط خانواده که شامل افراد انسانی کردیم. محیط انسانی شامل رفاقت ها ودوستی هایی است که به صورت کلی در محیط بیرون خانواده، فرزندان و از جمله فرزند دختر با آن سر و کار دارد. محیط غیر انسانی کلیه عوامل غیرانسانی است که به گونه ای مستقیم یا غیرمستقیم در امر تربیت مؤثرند. در بین عواملی پدیده های غیرانسانی عوامل وجود دارد که نشأت یافته از انسانند مثل وسائل ارتباط جمعی و یا مجلات و روزنامه ها.

وسائل ارتباط جمعی: که به دو دسته جدید و قدیم قابل تقسیم اند. از وسائل جدید می توان رادیو، تلوزیون و فیلم و سینما را نام برد که نقشی

ص: 44


1- . اسلام و تعلیم و تربیت، ج2، صص 114-115.
2- . راهنمای پدارن و مادران، همان، ص 87.

حیرت انگیز در ایجاد تحول و تغییر در فرد دارند. تلویزیون و سینما برای کودک دنیای دیگری را غیر از محیط خانواده مأنوس می کند و او را در زندگی جهت می دهند. تحقیقات نشان داده شده که بسیاری از جرائم و جنایات و صلاح و سداء کودکان مربوط به این دو وسیله است. از وسائل قدیم می توان کتاب، روزنامه، مجله و نوشته ها را نام برد که تأثیر آن ها در برخی موارد کمتر از تأثیر وسایل جدید نیستند.(1)

اینترنت و فضای آن اگر چه در دسته جدید می گنجید لکن جداگانه نام بردیم که کنکاش خانواده و والدین در این مهم طلب می کرد.

محیط رفاقت و معاشرت: فرزندان بشر در تمام ادوار زندگی از ایام کودکی و جوانی تا روزگار کهولت و پیری همواره نیازمند رفاقت و دوستی دیگران هستند. همان طور که آدمی از داشتن رفیق موافق و دوست یک دل احساس مسرت می کند از نداشتن هم صحبت شایسته و مناسب آزرده خاطرمی شود.(2)

همسالان و دوستان از راه های خاصی در شکل گیری شخصیت، رفتار اجتماعی، ارزش ها و نگرش های یک دیگر دخالت دارند. هر چه مقدار دوستان بیش تر و روابط آن ها به فرزند نزدیک تر باشد تأثیر آن ها بیش تر می شود. بنابراین یک مادر باید در انتخاب دوستان مناسب به فرزند خود کمک کند تا علاوه بر تأمین نیاز او به دوستی به حفظ و تقویت عفت در بیرون از خانه، یاری رسانش باشد. در این بین باید نکاتی را هم مد نظر قرار دهد:

1 - نیاز دختر را به درستی درک و تأیید کند.

ص: 45


1- . تعلیم و تربیت اسلامی، ص 59.
2- . تعلیم و تربیت اسلامی، ص 63.

2 - راه هایی برای نزدیک شدن به دختر و دوستانش فراهم کند.

3 - وقتی دوستی او با دیگران مشکل و رنج آور می شود، از او حمایت کند.

4 - با دختر خود درباره ارزش دوستی با صراحت و صداقت گفتگو کند و از دوستی های سالم و تعهد او نسبت به دوستان قدیم و جدیدش حمایت کند.(1)

از موارد دیگری که به حفظ عفت دختر در بیرون کمک می کند، آگاهی دادن به اوست. دختر باید به ارزش وجودی خود آگاه شود. او باید بداند که از دیدگاه روان شناسی اجتماعی، کانون خانواده مهم ترین وسیله تحکیم توان و سلامت اخلاق و روان جامعه است و بیش ترین نقش در حفظ رابطه ای مقدس و صمیمی و وحدت میان اعضای خانواده نیز برعهد ه ی زن قرار داده شده چرا که وجود زن سرشار از عواطف انسانی است و تجلّی گاه این احساس، نقشمادری است.(2) و این مسیر نیست مگر با حفظ عفّت زن در مقابل هوس ها و گناهان از طرفی دیگر باید آگاهی های لازم درباره منحرفان و خطرات آن ها و چگونگی مقابله با آن ها و دوری جستن از عوامل و محیط های آلوده به گناه به وی داده شود.

لذا مادر باید نیاز به حمایت های اجتماعی و میل به دوستان و همسالان را که از نیازهای فطری فرزند دخترش است درک کند و آن ها را بر آورده سازد و تحت نظارت های مختلف خود قرار دهد. علاوه بر این که ارزش وجودی او و

ص: 46


1- . کلیدهای شناخت و رفتار با دخترها، مترجم: اکرم کرمی، صص 115- 117.
2- . روانشناسی زن، ص 79.

عفتش را برایش روشن می سازد در عین حال آگاهی های لازم را به او می دهد. به این طریق عفت دختر را در محیط بیرون از خانواده هم حفظ و هم تقویت می کند.

ج) الگوسازی مناسب

تأثیر شخصیت الگو در شکل گیری رفتار و منش کودکان و نوجوانان و تشکیل یا تثبیت شخصیت اخلاقی و اجتماعی آنان فوق العاده چشم گیر است. امام علی (علیه السلام)در ضمن حدیثی اهمیت نقش الگو را این چنین بیان می فرمایند:

پندی که هیچ گوشی آن را بیرون نمی افکند و هیچ نفعی با آن برابری نمی کند.(1)

روش یادگیری از الگو به طور غیرمستقیم و گاه از طریق مشاهده انجام می گیرد که از مؤثرترین و پایدارترین انواع یادگیری ها محسوب می شود و این یک امر طبیعی است که یکی از نیرومندترین غرایز بشری یعنی از غریزه تقلیدسرچشمه می گیرد.(2)

توان تقلید یک ویژگی فطری است. برخی برای فرایند تقلید سه مرحله قائل شده اند:

1 - مرحله محاکات: فرایند تقلید در مراحل اولیه یعنی نوزادی، امری غریزی و بدون توجّه و آگاهی تلقّی می شود.

2 - مرحله ای که با اندکی توجه و آگاهی همراه است: همانند تقلیدهای کودکان در 2 یا 3 سالگی.

ص: 47


1- .غرر الحکم و در الکلام، مترجم رجایی، سید مهدی، فصل نهم، شماره 162.
2- . اسلام و تعلیم و تربیت ، ج2، ص 98.

3 - فرد به مرحله ای می رسد که الگوگیری های او آگاهانه و توأم با انتخاب و گزینش است، همانند آن چه در سنین نوجوانی و جوانی روی می دهد که اگرچه اساس توان تقلید در این مرحله ذاتی است، اما انگیزة مؤثر در رفتار تقلیدی او آموخته و آگاهانه است و به دنبال تجزیه و تحلیل های ذهنی می رود. در واقع تقلید نوعی تطابق با محیط است نه رفتاری غریزی و نا آگاهانه و بی هدف بلکه رفتاری است که هم چون بسیاری از ادراکات از قبیل ادراک اصل علیّت نخست حالت ارتکازی و نیمه آگاهانه دارد و به مرور زمان رشد می کند و آگاهانه می شود.(1)

در راستای استفاده از الگوها برای تربیت باید به نکاتی چند توجه داشت.

الف: هر اندازه الگو محبوب تر باشد میزان تأثیر گذاریش بیش تر است.

ب: الگوهای غیرمستقیم تأثیر بیش تر دارد.

ج: الگو باید تجارت مذهبی را خوش آیند جلوه دهد مثلاً برای اولین نمازبرنامه ای بسیار آسان و لذت بخش طراحی کند.

د: مؤثرترین و عام ترین الگوها، والدین هستند. زیرا آن ها اولین و آشناترین چهره هایی هستند که کودک با آن ها برخورد می کند و نیازمندی هایش را تأمین می کند. لذا آن ها را بهترین و خیرخواه ترین اشخاص می داند که می تواند سرمشق خود قرار دهد. بعد از پدر و مادر، معلم جاذب ترین و با نفوذترین افراد مؤثر در کودک و نوجوان است چون با روح و جان آن ها سر و کار دارد.(2)

برای بررسی فرایند تقلید و همانندسازی مناسب تر است مقاطع سنّی به

ص: 48


1- . تقویت نظام خانواده و آسیبشناسی آن، صص 41- 44.
2- . اسلام و تعلیم و تربیت ، ج2، صص 100 - 103.

صورت تفکیکی بررسی شود:

کودکی: بعضی روان شناسان دوره کودکی را به 3 دوره ی مجزّا تقسیم کرده اند:

دوره اول: از تولد تا 3 سالگی دوره دوم: از 3 تا 7 سالگی دوره سوم: از 7 سالگی تا بلوغ

دوره اول: همانندسازی، در این هنگام به صورت محبّت و مهربانی از طرف پدر یا مادر می باشد.(1)

در این میان نقش مادر و جنبه الگویی او بسیار مهم است زیرا مادر بیش تر در کنار او و نخستین سرمشق وی می باشد.

دوره دوّم: در همانندسازی توجه به رشد فرا خود و وجدان کودک دارای اهمیّت است. علائم رشد فرا خود و وجدان در دوره دوم کودکی آشکار می گردد. کودک رفتار خود را با معیارهای والدینش همگام می سازد.دوره سوم: پایه و اساس معیارهای اخلاقی که قبل از ورود به دبستان بنا شده در دوره سوم کودکی با سرعت زیاد توسعه می یابد. این معیار، ابتدا به واسطه ترس از والدین یا جلب محبّت آن ها اجرا می گردد، تدریجاً جزء خصوصیت شخصیت کودک می گردد، چنان چه معیارهای اخلاقی در طفولیت به وجود نیایند در نوجوانی و بزرگ سالی، فرزند تابع تمایلات و غرایز خودش گردیده و از عهده ضبط رفتار خود بر نخواهد آمد.(2)

نوجوانی و جوانی: در سنین نوجوانی, اعتمادی که کودکان نسبت به

ص: 49


1- . روانشناسی کودک، ص 174.
2- . همان, صص 174- 247.

بزرگ ترها دارند؛ وجود ندارد و آن ها رفتارهای والدین را زیر ذرّه بین نقادی و کنجکاوی قرار می دهند و حتی شاید زیاده روی کنند و اگر تضاد بین رفتار و گفتار آن ها مشاهده کنند نسبت به توصیه های آن ها بی اعتماد می شوند.(1)

نکته قابل توجه این است که در معرفی الگوها باید دقت شود که مخصوصاً الگوهای دینی نباید به مثابه فوق بشر باشد بلکه باید بشر ما فوق تلقی شود. زیرا فوق بشر نمی تواند الگوی نیکویی برای آدمی باشد.

یکی از عوامل مهم مؤثر در این عرصه، مطالعه زندگی شخصیت های برجسته اسلامی مانند نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیه السلام)و علمای بزرگ است. همان طور که تحقیقات در خصوص کسانی که به اسلام و شیعه گرویده اند، این سخن را تأیید می کند. به هر حال روش الگویی، بهترین و مؤثرترین و طبیعی ترین وسیله برای انتقال ارزش های اخلاقی و فرهنگی در خانواده است.(2)طبق آن چه گفته شد یک مادر باید چه در مرحله ای که ویژگی فطری تقلید به صورت غریزی و نا آگاهانه است و چه آگاهانه، در همه این مراحل باید معیارها و اصول و ارزش های اخلاقی را به نحو احسن رعایت کند تا دخترش نیز به نحو مجسّم و عینی یاد گرفته و این ارزش ها در دختر فراهم شود.

گفتار سوّم: راه کار در از بین بردن عوامل منفی در عفّت

اشاره

همان طور که ایجاد و تقویت عفت در دختر، اهمیّت دارد نگه داری از آن نیز در مقابل طوفان حوادث اهمیّت زیادی دارد؛ چرا که ممکن است در مسیر

ص: 50


1- . راهنمای پدران و مادران و شیوههای برخورد با نوجوانان، ص 113.
2- . همان، ص 117.

آن بعضی انحرافات به صورت عمدی یا سهوی پیش آید. وظیفه مادر در وحله ی اول پیش گیری است، چرا که پیش گیری بهتر از درمان است. حال اگر این اتفّاق ناگوار افتاد و دختر در مسیر حفظ عفّتش مشکلاتی برایش پیش آمد مادر باید از علل و مسائل و راه هایی آگاه باشد تا به نحو احسن آن ها را درمان کند و نگذارد پیش روی کنند. بنابراین مادر نیاز به آگاهی های دارد که به طور مختصر و مفید بررسی می شود.

الف) راه کار محیط داخل خانواده

از روش های اصلاحی در تربیت، روش تذکّر و القاء است. اثر تذکر از سوی مادر بر کودک بیش تر است و موجب اصلاح یا لااقل مقدمه اصلاح است و اگر آن را نپذیرفت باید به صورت دیگری مثل داستان، قصّه گویی و یا حتّی تنبیه در آید.(1) البته در تذکر دادن هم باید نکاتی را رعایت کرد من جمله:

1 - تذکرات باید آرام و لطیف باشد نه توأم با خشونت.2 - گاهی باید توأم با امر و نهی باشد ولی بدون خرد کردن شخصیت او.

3 - تذکر باید با سطح فکر و رشد کودک مطابقت داشته باشد و گاهی باید از استدلالات کودکانه استفاده کرد.

4 - تذکّر مجدد و تکرار به شرطی که از حد اعتدال نگذرد و باعث سرخوردگی و تضعیف اعتماد به نفس فرزند نشود، ضروری است. البته علت تکرار اشتباه را هم باید جستجو کرد.

5 - تذکر و القاء گاهی باید قبل از وقوع یک عمل باشد و گرنه بعدها

ص: 51


1- . نقش مادر در تربیت، ص 169.

کمتر مؤثر واقع می شود.(1)

یکی از موارد مهّم در حفظ عفّت فرزند، مخصوصاً دختر توجه به غریزه جنسی و احتیاط های لازم در آن است که قبلاً نیز گفته شد. جلوگیری از تحریک و هیجان میل جنسی: اگر این میل در نوجوانی به هیجان آید جلوگیری از عواقب بعدی کاری بسیار دشوار است؛ از این رو برای این منظور محیط خانواده نباید چنان باشد که به این انگیزه نیرومند دامن بزند، یا آن را به هیجان در آورد. طرز لباس پوشیدن و آرایش مادر و خواهران نباید چنان باشد که زمینه انحراف را در پسران نوجوان و یا دختران فراهم آورد. معمولاً بیش تر مادران به این مهّم توجه نمی کنند.(2)

در این جا می بایست از خطا و اشتباه والدین در روابط خود یاد کرد گاهی در حضور کودک و به گونه ای بی پروا و با این تصور که او طفل است و از این موارد سر در نمی آورد، رفتارهای بد آموزی در نظر فرزندان نمود پیدا می کندکه به بیداری نابهنگام جنسی منجر می شود لذا باید از این رفتارها اجتناب کنند.(3)

مؤثرترین روش برای پیش گیری از کجروی های برخاسته از میل جنسی و سایر بزه کاری ها در سنین نوجوانی و جوانی، پرورش تقویت ایمان دینی است.(4)

حال اگر احیاناً فرزند به راه اشتباه رفت باید اقداماتی انجام داد از قبیل:

ص: 52


1- . همان، صص 171- 172.
2- . راهنمای پدران و مادران، ج اوّل، ص 89.
3- . خانواده و فرزندان، صص 175- 177.
4- . راهنمای پدران و مادران و شیوههای برخورد با نوجوانان،، صص 99- 101.

1 - دادن آگاهی لازم به فرد که دریابد در مسیر ناروا و لغزش قرار گرفته و افزایش بصیرت وی درباره محرک ها و عوامل انحراف.

2 - دادن تذکرات خیرخواهانه به صورت غیرمستقیم و گاهی اوقات مستقیم

3 - آموزش مذهب و تقویت نیروی ایمان و روشن کردن ارزش پاکی عفت.

4 - تغافل نسبت به مسئله به شرطی که برایش درس آموز باشد به ویژه وقتی شرمنده باشد.

5 - تأمین اوقات فراغت از طریق ایجاد سرگرمی هایی مثل فعالیت ورزشی.

6 - دادن عزت نفس به فرزند و تقویت حیای عاقلانه و احترام به شخصیت او به گونه ای که حاضر نشود خود را در معرض تحقیرها و تخفیف ها قرار دهد.(1)علاوه بر این ها، والدین باید علت لغزش فرزند خود را بیابند چه بسا علّت اصلی در نهایت ریشه در رفتار خود آن ها داشته باشد.(2) از علل دیگری که می تواند باعث لغزش دختر شود می توان موارد زیر را برشمرد.

1 - نامه های عاشقانه و مزاحمت های تلفنی.

2 - مطالعه کتاب و مجلات فاسد و گمراه کننده.(3)

ص: 53


1- .خانواده ومسائل جنسی در کودکان، صص 244- 246.
2- . راهنمای پدران و مادران و شیوههای برخورد با نوجوانان،، ص 101.
3- .برای ریحانه، صص 42- 46.

بیداری نا به هنگام غریزه جنسی.

4 - تأخیر امر ازدواج.(1)

5 - فیلم های مبتذل.

6 - اوقات فراغت.

7- موسیقی های مطرب؛ موسیقی های مبتذل که مناسب مجالس لهو و لعب است علاوه بر ضررهای معنوی و اخلاقی مانند؛ قرار گرفتن در مسیر شهوات و افکار شیطانی، مردن دل ها، محروم شدن از لذّت انس با خدا، پاره شدن پرده های عصمت، سبک شدن عقل، فراهم شدن زمینه گناه و استجابت نشدن دعا، بر جسم و اعصاب هم آثار سوئی دارد که امروزه از نظر علمی ثابت شده است.(2)

8 - تجدّد و نوطلبی: این گرچه یک امر طبیعی و فطری در جوانان است اما نباید به نام تجدّد، معیار خوبی و بدی را جدید و قدیمی بودن قرار دهند کهاین همان اخلاق نسبی غربی است، بر عکس باید بدانند این نوع گرایش در حد طبیعی خود باید در امور متغیّر زندگی باشد نه در امور ثابت و جاوید مثل احکام الهی.(3)

والدین هم باید مقتضیات زمان را در نظر بگیرند. امام علی (علیه السلام)در حدیثی می فرمایند:

آداب و رسوم زمان خودتان را با زور و فشار به فرزندان خویش

ص: 54


1- . خانواده و مسائل جنسی کودکان، ص 232.
2- . جوانان در طوفان غرائز، صص 71-73.
3- . همان، ص 34.

تحمیل نکیند زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.(1)

9 - اینترنت؛ مطالعات اخیر نشان می دهد که فعالیت نوجوانان ما روز به روز خصوصی تر می شود و پشت درهای بسته اتاق خواب به دور از جمع خانواده شکل می گیرد. روش استفاده از اینترنت به بافت خانوادگی استفاده کننده که به صورت مثبت یا منفی از اینترنت استفاده می کنند و هم میزان ارتباط و نظارت آن ها بستگی دارد. مادر هم باید به نحوه استفاده از اینترنت توسط دخترش و هم به مکانی که کامپیوتر در آن جا قرار می گیرد، توجه داشته باشد.(2)

شک نیست که در امر تربیت فرزندان، پدران و مادران هر دو وظیفه دارند. اما از جهات گوناگون وظیفه ی مادران سنگین تر و تعهّد و مسئولیت آن ها درباره دختران بیش تر است مادر باید بیدار و هوشیار باشد.

تربیت دختران به هنگامی امکان دارد که مادر شناخت نسبتاً جامعی درباره ی آن ها داشته باشد و این شناخت به هر میزان که وسیع تر و پر دامنه تر باشدتوفیق بیش تر است.(3) این شناخت در سایه ارتباط صمیمانه و هر چه نزدیک تر مادر با دختر پدید می آید.(4)

ب) محیط بیرون خانواده

طفل از زمان ولادت تا پایان ایام بلوغ دوران متعدّدی از زندگی خود را

ص: 55


1- . شرح نهج البلاغه، ج 20، کلمة 102، ص 267.
2- .کلیدهای شناخت و رفتار با دخترها، صص 48- 49.
3- . دنیای نوجوانی دختران، صص 367-377.
4- . کلیدهای شناخت و رفتار با دخترها، ص 76.

طی می کند و در خلال این مدّت طولانی ضمن این که قوای جسمی او نیرومند می گردد استعداد اجتماعی اش نیز تدریجاً فعلیّت می یابد و عامل بسیار مؤثّر در آن که شخصیّت کودک را هم به صفات خوب یا، بد اجتماعی متصّف می سازد، محیط تربیتی اوست. فرزندان بیش تر، صفات اجتماعی خود را از کسانی فرا می گیرند که از دوران کودکی تا ایّام جوانی در محیط های مختلف خانواده، آموزش گاه، کوی و برزن، به طور متناوب با آن ها در تماس و از رفتار و گفتارشان سرمشق گرفته اند.(1)

رشد و توسعه محیط اجتماعی در دوره سوم کودکی یعنی سن دبستان اهمیّت بسیار دارد. پس از ورود کودک به دبستان، همسالان تدریجاً در رشد و نمو شخصیّت او نقش مؤثّری دارند.(2) که در گفتار قبل نیز بدان اشاره شد.

در این دوره علاقه مندی پسرها به تلفیق شدن به گروه همسالان بیش تر از دخترهاست. دختران بیش تر تمایل دارند وابستگی های خانوادگی خود را حفظ کنند ولی در ضمن، علاقه مند به ایجاد روابط دو نفری هستند از همین رویاحساسات و عواطف دختران در روابطی که با یک دوست برقرار می سازند به مراتب شدیدتر از علائق پسرها در روابط بین خودشان می باشد.(3)

در دوره نوجوانی نیز از یک سوی عواطف نوجوان نسبت به دوران کودکی عمق بیش تری پیدا می کند و دوستی ها، عمیق و انتخابی می شوند و از سوی دیگر نوجوان در پی کسب استقلال از بزرگ سالان به گروه همسالان

ص: 56


1- . جوان از نظر عقل و احساسات، ج 2، ص 75.
2- . روانشناسی کودک، ص 248.
3- . همان، ص 247.

توجه پیدا می کند و اثرپذیری از آن ها به بیش ترین حدّ خود می رسد، بررسی های علمی نیز این مطلب را نشان می دهد.

به همین علّت خطر دوستی های نامناسب در این دوران بسیار بیش تر و عواقب وخمیم تری دارند. مراقبت خانواده در این دوران از اهمیّتی ویژه برخوردار است. والدین باید به نحوی متقاعدشان سازند که از مراقبت بی نیاز نیستند و این مراقبت ناشی از علاقه و مسئولیتی است که خانواده در برابر فرزندان دارد نه این که به آن ها بی اعتمادند.(1)

یکی دیگر از مواردی که پدر و مادر می توانند به کمک آن فرزند خود را از عوامل زائل کننده عفّت در محیط بیرون مصون نگه دارند، آگاهی و آموزش کنترل نگاه در فرزندان است زیرا اولین قدم اساسی و علمی در کنترل خواسته های نفسانی، مراقبت از نگاه و بی بندباری و دوری از صحنه های مهیّج است.

از عوامل بسیار مؤثّر دیگری که نقش مهمّی در تحریک فرزند مخصوصاً دختر به سوی گناه و بی عفّتی دارد نیروهای تخیّل و فکر است. این نیروی فطری در دوران جوانی و نوجوانی ممکن است تحت تأثیر و تسلط غریزهجنسی و وسوسه های شیطانی قرار بگیرد و فرد را به ایجاد روابط ناسالم بکشاند. باید به وی فهمانده شود تا آن جا که می تواند از یاد خدا غفلت نورزد و اوقات خود را با برنامه های سودمند مثل مطالعه و تحقیق، فعالیت های هنری و ورزش مناسب پر کند تا دیگر مجالی برای وسوسه های بی جا و تخیّل و توهم درباره ی صحنه های شهوت انگیز باقی نماند چرا که بیکاری منشاء همة انحرافات است.

ص: 57


1- . راهنمای پدران و مادران و شیوههای برخورد با نوجوانان، صص 95- 97.

مادر باید فرزند را آگاه سازد که در هر اقدام که خواهان انجام آن است باید ریشه تمایلات خود را بررسی کند.

اگر موافق عقل و قوانین شرع بود آن را دنبال کند وگرنه صرف نظر نماید. این مسأله برای دختر به خاطر احساسات و عواطف قوی او از اهمیّت بیش تری برخوردار است. از طرفی دیگر باید دختر را از شرکت در بعضی برنامه های تفریحی یا میهمانی هایی که او را اجباراً به رفت و آمد و برخورد با نامحرمان وادار می سازد، منع کرد زیرا این برخوردها اولین زمینه اختلال روحی و انحراف او را فراهم می سازد. (1)ممکن است زمینة روابط نامشروع با جنس مخالف و دوستی با آن ها را فراهم کند.

بنابراین مخصوصاً اگر فرزند دختر در سنین ازدواج باشد باید آگاه شود که معمولاً دوستی های قبل از ازدواج با جنس مخالف برای کامیابی های جنسی در اثر غلبه شهوات صورت می گیرد. در این جا مناسب است علل روابط دختر و پسر بیان شود که بدین شرح است:

1 - عدم ارضای غریزه جنسی به دلیل بالا رفتن سن ازدواج.

2 - احساس نیاز به محبّت به دلیل ارضا نشدن آن در خانواده.

3 - الگو گرفتن از فرهنگ بیگانه که طبق فرهنگ آن ها، این گونه روابط عامل رشد و نشانة کمال و شخصیت است.

در این زمان وظایف والدین عبارت است از:

1 - ارضای صحیح و مشروع این غریزه.

2 - تحکیم روابط خانوادگی و ایجاد فضای عاطفی مثبت؛

ص: 58


1- . جوانان و پرسشها و پاسخها، صص 325-330.

3 - گسترش روابط صمیمانه و دوستانه وی بین همسالان هم جنس که البته افرادی ارزش مند و با ایمان باشند.

4 - آگاه کردن آن ها به مسأله خود کنترلی از طریق کنترل حواس ظاهری و افکار و پر کردن اوقات فراغت برخورد روشن گرانه و مهرورزانه والدین به خصوص مادر در مورد دختر می تواند به تغییر رفتار آن ها بیانجامد.(1)

یکی از مواردی که درباره محیط بیرون مادر باید مد نظر قرار دهد این است که متأسفانه در جهان کنونی یعنی دنیای صنعت و ماشین روش های اجتماعی به سرعت عوض می شود در خلال این تحولات چه بسیار نارواها در نظر مردم روا می شود و رواها، ناروا می گردد. در چنین وضعی بیش تر جوانان دچار کشمکش های درونی می شوند و از تضّاد و ناسازگاری تربیت های خانوادگی با روش های نوین اجتماعی، ناراحت و نگران می گردند.(2)

در این موقع این مادر است که باید به کمک فرزند بشتابد و با آگاهی از مقتضیات زمان، خواسته های مثبت و به صلاح دختر خویش را جامه ی عملبپوشاند و خواسته های منفی و غیر صلاح آن ها را با روش منطقی رد نماید و راه حقّ را به وی نشان دهد.

ج) مبارزه با الگو برداری نامناسب

از ابتدای ولادت، تقلید شیوه ای برای تعدیل الگوهای رفتار اجتماعی کودک است. همه کودکان به ویژه کودکان با هوش تر، تلقین پذیرتر هستند و

ص: 59


1- . جوان از نظر عقل و احساسات ، ج 2، صص 77-78.
2- . همان، ص 82.

عاداتی را الگوگیری می کنند.(1) یکی از مهم ترین راه های الگو گیری فرزندان، وسایل ارتباط جمعی مخصوصاً تلویزیون است. میزان توجه و تقلید کودک از برنامه تلویزیون با رشد او تغییر می کند.(2)

این وسایل همانند مدرسه ایست که در تمام نقاط و در تمام زمان ها در دسترس است. نفوذ این وسایل ارتباطی از خانواده و مدرسه و همسالان هم بیش تر است؛ بنابراین امتیاز خاصّی دارند.

الگوهای تلویزیونی از طریق مجریان برنامه ها، گویندگان اخبار، فیلم و دیگر برنامه ها به جامعه ارائه می شود.

رفتارهای اجتماعی مطلوب از قبیل: همکاری، همدردی و ایثار و... هم چنین رفتارهای ضّد اجتماعی نظیر: پرخاش گری و جنایت همگی از طریق تلویزیون القاء می شود. یکی از عوامل موفقیت تلویزیون، سمعی و بصری بودن آن است و این بعد تلویزیون با سایر وسایل ارتباط جمعی تفاوت بسیار دارد.(3)

لازم به ذکر است که این حس الگوپذیری در دوره ی نوجوانی و جوانیبه اوج خود می رسد؛ زیرا یکی از ویژگی ها دوران جوانی حس الگوپذیری است و با نظر به فطری بودن حس کمال طلبی، جوانان برای تکوین شخصیت روحی و فکری و اجتماعی خویش همواره سعی می کنند افرادی را که از نظر مادی یا معنوی به کمال رسیده اند الگوی خویش قرار دهند.

دنیای غرب که به این خواسته و نیاز جوانان پی برده در اشاعه ی الگوهای

ص: 60


1- . روانشناسی رشد، ج2، ص 845.
2- . همان، ص 847.
3- . روانشناسی رشد، ج2، صص 931- 933.

کاذب و شخصیت های دروغین می کوشد تا جوانان را از هویّت انسانی جدا کند؛ به همین دلیل به معرفی هنرپیشه های فاسد سینما، ورزش کاران بی بندوبار، قهرمانان بی شخصّیت و خوانندگان پست می پردازد و آنان را الگو معرفی می کند. البته همه این ها در پرتو امور مقدّسی مانند ورزش و هنر، دفاع و نشاط روحی به خورد جوانان می دهند.

پس مهّم است که جوانان بدانند باید از فردی که در جامعه نمونه است و می خواهند او را الگوی خود قرار دهند، شناخت کافی داشته باشند، از الگوپذیری های جاهلانه برحذر باشند و به امید رسیدن به مقامات فردی یا اجتماعی، نباید اعمال و افکار نادرست شخصیت های معروف را سرمشق قرار دهند.(1) یکی از نکات قابل توجّه این است که: گسترش الگوهای غلط و رواج بینش ها و روش های نامناسب در ارتباط با زن در اغلب فرهنگ ها، بازنگری اساسی در زمینه پرورش روحیه ی سالم زنان در دختران را می طلبد.(2)

لذا خانواده ها به خصوص مادران در این زمینه باید دختران خود را با ارزش های وجودی خود و مواهبی که خداوند در درون آن ها به ودیعت نهادهآشنا سازند و از هرگونه برخوردی که به ایجاد عقده حقارت در آن ها بینجامد، خودداری کنند، آن ها باید احساس کرامت را درون دختران خود زنده و بیدار سازند تا آن ها به سادگی تسلیم روش های غلط که نتیجه ای جز تحقیر زن و از بین رفتن سرمایه های درونی او ندارد نشوند.

حیا یکی از عالی ترین ویژگی های اخلاقی زنان است که باید در همه

ص: 61


1- . جوانان در طوفان غرائز، ص 26.
2- . راهنمای پدران و مادران، جلد اول، همان، ص 78.

حالات و حرکات آن ها نمود داشته باشد و پرواضح است که دختران این درس را قبل از همه باید از مادران خود فرا گیرند.(1)

از آن چه در این فصل گفته شد این نتیجه را می توان گرفت که یک مادر برای عفّت فرزند دختر باید تا جایی که امکان دارد هم خودش پاک دامن باشد و هم همسر مناسبی از هر جهت خصوصاً از جهت ایمان و اخلاق برگزیند.

در قبل و حین بارداری مسائل تأثیرگذار در جنین را رعایت کند و بعد از تولّد هم غذای پاک و حلال به بچه بخوراند و نیازهای اقتصادی او را تا حد امکان تأمین کند و هم در جنبه معنوی باید به رشد اخلاقی دختر خود از دوران کودکی توجه کند و برای نتیجه گیری بهتر در مسیر این رشد، دختر را از آموزش های مذهبی و دینی بهره مند سازد؛ در سایة این تلاش ها شخصیت دخترش بر اساس، اخلاق مذهبی و با عفّت شکل می گیرد، البته باز در زمینه رشد شخصیت وی از توجّه کردن به وی عزّت نفس دادن و تکریم فرزند و در کنار آن از الگوی خوب بودن خود غافل نماند.

مادر باید ویژگی های روحی، روانی و جسمانی دختر خود را در مقاطع سنّی مختلف بداند و بر اساس آن تدبیر و چاره اندیشی کند؛ روابط صمیمانه بااو داشته باشد مقتضیات زمان را هم مد نظر قرار دهد در نتیجه مصلحت های فردی و اجتماعی را در تصمیم گیری خود اعمال نماید، لذا در آداب و رسوم معمول اجتماعی، سهل گیر و در اصول ثابت اسلام سخت گیری شود البته تا حد اعتدال و با شیوه های مناسب. او باید به روش های تربیت صحیح اسلامی آگاه باشد چه در جهت ایجاد معیارهای اخلاقی و دینی در فرزند و چه حفظ

ص: 62


1- .راهنمای پدران و مادران و شیوههای برخورد با نوجوانان، ص 80- 83.

و تقویت و هم چنین اصلاح آن ها مثل تذکر، نصیحت، تنبیه و تشویق و... که هر کدام را به جا و به اندازه باید استفاده کند. یک مادر خوب ویژگی های فطری فرزند را در نظر می گیرد مثل تقلید کردن، عزت نفس خواستن، حس دوست یابی و حمایت های اجتماعی که این امور در همه سنین وجود دارند و مثل حس کمال طلبی، خودنمایی یا استقلال طلبی و میل به جنس مخالف، غریزه جنسی و... که در سنین نوجوانی و جوانی وجود دارند.

مادر باید این ویژگی های فطری را در مسیر صحیح هدایت و رهبری همه جانبه کند و همه جوانب شخصیتی دختر و نیازهای او را به نحو متعادل و هماهنگ بر طرف سازد که در درجه اوّل رضایت خداوند متعال و در درجه بعدی رضایت فرزند و اجتماع را در پی دارد و نباید اجازه دهد این غرایز فطری دچار افراط و تفریط شوند و فرزند خویش را نیز آگاه سازد.

البته کنترل این غرایز و آموزش راه های صحیح به فرزند مخصوصاً دختر باید به نحو «درون فکنی» باشد.

که از طریق روابط صمیمانه الگوی جامع بودنن و فراهم کردن زمینه های مناسب و نمونه الگویی و هم چنین به کار بردن روش های آموزشی و تربیت صحیح به دست می آید تا فرزند دختر هم در حضور و هم در غیاب مادر،عفّت خود را حفظ کند. البته آگاهی های لازم هم باید به فرزندش بدهد مثل ارزش عفت و مضرات بی عفتی، عوامل انحرافی و نحوه مبارزه با آن ها، خود کنترلی و تقویت ایمان و...

در کنار مادر، پدر هم باید هم کاری و هم راهی و حمایت کند ولی مادر نقش اصلی را ایفا می کند.

ص: 63

نتیجه

بنا بر آن چه که در کلیّه فصول گذشت می توان این نتیجه را گرفت که مادر برای این که نقش و اثر ماندگاری در عفّت فرزند دوشیزه و باکره خود داشته باشد و خود نگه داری در مقابل گناهان را در او ایجاد کند مراحلی را باید طی کند که به ترتیب ذکر می شود.

البته باید دانست عفّت هم در مسائل مادی مثل نیازهای اقتصادی و هم غیرمادّی مثل امور جنسی مطرح است، و امّا مراحل عبارتند از:

1 - مرحله ی اول: مادر در درجه ی اول خودش باید عفیفه باشد و عفت در همه ابعاد آن یعنی: نگاه، کلام، حجاب و پوشش، اخلاق و رفتار در ظاهر و باطن او نمود داشته باشد. عوامل مؤثّر در عفّت مثل ایمان به خدا و معاد، عزّت نفس، خودکنترلی... و هم چنین عوامل مؤثّر در بی عفّتی مثل چشم چرانی، تهاجم فرهنگی، بیکاری و... را بشناسد و نسبت به تقویت یا زائل کردن آن ها تا جایی که می تواند بکوشد.

2 - مرحله ی دوّم: این مرحله انتخاب همسر عفیف است که در شکل گیری جنین نقش اساسی دارد و بعد از آن هم از حمایت های مادّی و معنوی او برخوردار می گردد.

3 - مرحله ی سوم: مرحله ی بارداری است که با رعایت تغذیه مناسب و پرهیز از داروهای غیر مجاز و اعتیاد و... که در سلامت جنین بسیار مهّم است و نیز حالات روحی نامناسب و تغذیه حرام و... را از خود دور سازد و در عوض حالات روحی مناسب را که همراه با معنویت است در خود ایجاد و تقویت نماید.

ص: 64

4 - مرحله ی چهارم: مرحله ی بعد از تولّد است. در این مرحله نیز هم بعد مادی و هم بعد معنوی عفت را باید در نظر گرفت زیرا یک انسان متشکل از جسم و روح است. در هر کدام که کوتاهی کند باعث می شود که انسان کاملی نباشد انسان کاملی که «خلیفه الله» است.

مادر اگر با تمام توان در عفت خود بکوشد و معیارهای اخلاقی و دینی را رعایت کند و خودش را مجسمة عفّت سازد و هم چنین تضاد بین گفتار و رفتارش نباشد، دختر نیز از او یاد می گیرد و او را اسوه ی خود قرار می دهد.

محیط بیرون از مواردی است که نباید از آن غفلت نمود چرا که محیط بیرون مثل مدرسه و دیگر محیط های اجتماعی بر فرزند مؤثّر هستند پس باید از تأثیر همسالان نیز غافل نباشد و او را هدایت کند.

همان طور که مادر در محیط خانه باید جو مناسب ایجاد کند. در محیط بیرون نیز اهتمام لازم را انجام دهد باشد که جامعه ای سالم و سعادتمند داشته باشیم. انشاء الله.

ص: 65

راهکارها و پیشنهادات

اقداماتی که مادر عفیف برای عفّت فرزند دختر بعد از تولّد می تواند انجام دهد عبارت است از:

الف: در بعد مادی: نیازهای اقتصادی او را اعم از غذا، مسکن، پوشاک و... تا حدّ امکان تأمین کند و به فکر سلامت جسم و تن او باشد.

ب: در بعد معنوی باید به فکر سلامتی روح او باشد. مادر باید بداند همان طور که در تعریف گفته شده، دختر تا موقعی که ازدواج نکرده و باکره است و تحت مسئولیت پدر و مادر می باشد، وظیفه ی حفظ عفّت او به دست آن هاست بعد از ازدواج، همسرش این مهّم را برعهده می گیرد، امّا به صورت نامحسوس باز هم مادر باید او را کنترل کند تا از جادّه عفت، منحرف نگردد.

نکته هایی که در بعد معنوی عفّت حائز اهمیت اند عبارتند از:

1 - مادر باید شیر و غذای حلال به او بخوراند که اثر وضعی دارد.

2 - عفت از نتایج و مظاهر ایمان و تقواست بنابراین، برای تقویت آن باید در درجه ی اول به تحکیم ایمان و تقویت باورهای دینی جامعه که در حکم و ریشه ی اخلاق و رفتار است توجه شود.

3 - در توسعه فرهنگ عفت عمومی لازم است به تحکیم ارزش ها و مفاهیم اخلاقی خاصی از قبیل؛ تقوا، عفت، حیا، غیرت که با عفت رابطه نزدیک و با واسطه دارند و از ثمرات ایمان محسوب می شوند و نیز به آموزش احکام شرعی مربوط به عفاف و آموزش صحیح رفتار زن و مرد با یک دیگر در جامعه و خانواده، توجه کافی مبذول شود.

4 - توضیح و تبیین دائمی فلسفه و فواید عفت در زندگی فردی و اجتماعی و بیان آثار و نتایج سوء عدم رعایت عفاف امری ضروری است.

ص: 66

5 - عفاف یکی امر تربیتی مرتبط با خانواده است، بنابراین تربیت خانوادگی در تثبیت فرهنگ عفاف در اندیشه و روح افراد نقش اصلی و عمده را ایفا می کند برای این که خانواده بتواند نقش تربیتی خود در زمینه عفت را در بین دختران به خوبی ایفا نماید لازم است دلایل عفت دختران به والدین آموزش داده شود. خوشبختانه کتاب هایی که در زمینه تربیتی و نقش مادران می باشد فراوان است البته علاوه بر خانواده نباید از نقش مؤثّر مدرسه و دانشگاه در مقوله عفت غفلت نمود.

6 - لازم است عموم افراد خصوصاً جوانان را از نقش عفاف در ایجاد هویت فرهنگی و ملی مستقل برای کشور و ملّت آگاه کرد و مقاصد دشمنان در ترویج فرهنگ بی عفتی را که خود یکی از راه های هجمه فرهنگی است با ذکر شواهد و نمونه تشریح نمود.

7 - در توسعه و ترویج عفاف باید بر فعالیت های فرهنگی، آموزشی و تبلیغی و ارشادی تأکید گردد و سعی شود فضای اجتماعی و فرهنگی جامعه و محیط به نحوی ساخته شود که افراد به صورت طبیعی در آن فضا به رعایت عفاف رغبت نمایند و بدان عادت کنند و از برخوردهای تند و خشونت آمیز که موجب بدبینی به اسلام می گردد، پرهیز شود.

8 - در توسعه و ترویج فرهنگ عفاف نباید تنها زنان مخاطب قرار گیرند و نقش و مسئولیت مردان فراموش شود، بلکه باید عفاف به عنوان امر مشترکی که به زن و مرد مربوط می شود، تبیین گردد.

9 - لازم است در انتخاب و معرفی اسوه ها و الگوها در جامعه به عفاف آنان به عنوان یک ارزش توجه کافی شود و در تبلیغات و در تجلیل از آثار ادبی و هنری زنان، شان و منزلت انسانی آنان و رعایت عفّت مورد توجه قرار گیرد و بدون تردید صدا و سیما به عنوان یک دانشگاه عمومی در این زمینه نقش بسیار

ص: 67

مهم تری دارد.

10 - تبلیغ عفاف باید چنان باشد که موجب بدآموزی نشود و در این زمینه باید مقتضیات سنی، روحی و فرهنگی مخاطبان مورد توجه قرار گیرد. مثلاً برای آموزش عفت به دختران خردسال از قالب های ادبی مثل داستان استفاده شود.

11 - در توسعه فرهنگ عفاف لازم است میان فعالیت های فرهنگی ارشادی و اجرایی، هم سویی و هماهنگی وجود داشته باشد و برنامه ها و اقدامات انجام شده به صورت مستمر مورد نظارت و ارزیابی و آسیب شناسی قرار گیرد.

12 - در تبلیغ و ترویج عفاف باید بیش تر بر جنبه های مثبت تکیه شود و شیوه های ارشادی دوستانه و مودّبانه به کار گرفته شود و واکنش در برابر عدم رعایت عفاف باید تابع مقررات و محدود به حدود قانون باشد.

13 - مدیران و مسئولان باید درباره ی مسئله عفاف از آگاهی و حساسیت لازم برخوردار باشند و مخصوصاً باید به آموزش صحیح مجریان تبلیغ و پاسداری از عفاف اولویت داده شود.

14 - در شهرسازی و معماری باید فرهنگ عفاف مدّ نظر قرار گیرد و محیط کار و نوع برنامه ها و استفاده از وسایل و امکانات به نحوی باشد که خود موجب اختلاط غیرضروری و نامناسب زن و مرد نشود.

15 - ضروری است به ریشه ها و زمینه های اجتماعی و اقتصادی ضعف عفاف از قبیل روحیه اشرافی گری و تجمل پرستی از یک سوء و فقر و استیصال مادی از سوی دیگر و نیز دشواری های موجود بر سر راه ازدواج شرعی و قانونی و تشکیل خانواده در مورد صیانت از عفت عمومی توجه ویژه کرد.

ص: 68

فهرست منابع

1 - قرآن کریم، ترجمه ی ناصر مکارم شیرازی.

2 - نهج البلاغه، ترجمه ی محمد دشتی.

الف) منابع عربی

1 - ابن ابی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه ابی الحدید، مترجم ابراهیم، محمد ابوالفضل، ناشر مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، چاپ اوّل، قم، 1404.

2-الشريف ابوالحسن محمد الرضي بن الحسن الموسوي، نهج البلاغه صبحی صالح، مركز البحوث الاسلاميه، چاپ اوّل، قم، 1374.

3-امینی، ابراهیم و دیگران، معجم الوسیط، ناصر خسرو، چاپ دوم، تهران، بی تا.

4- تمیمی، عامدی،عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و در الکلام، مترجم رجایی، سید مهدی، ناشر دار الکتاب الاسلامی، نوبت چاپ دوم، قم،1410 ق.

5- حرعاملی، شیخ محمد بن الحسن، هدایه المله الی الاحکام الائمه، مترجم آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش های اسلامی گروه حدیث، چاپ اول، مشهد، 1414 ق.

6-حرعاملی، شیخ محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مترجم موسسه آل البیت 7، ناشر موسسه آل البیت 7، چاپ اول، قمع 1409.

7-مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مترجم جمعی از محققان، ناشر دار التراث العربی، چاپ دوم، بیروت، 1403 ق.

ب) منابع فارسی

1 - استادان طرح جامع آموزش خانواده،خانواده و فرزندان : در دوره ابتدایی،ویراستار: احمد به پژوه،ناشر: انجمن اولیاء و مربیان،تهران،1383.

2-اسنایدرمن، نانسی و استریپ، پگ، کلیدهای شناخت و رفتار با دخترها، مترجم

ص: 69

اکرم کرمی، صابرین، چ 3، تهران،1386.

3-اکبری، محمود، برای ریحانه، گلستان ادب، چاپ 21، قم،1386.

4-امینی، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیت (2)، انجمن اولیاء و مربیان، چاپ اول، تهران، 1372.

5-بهشتی، احمد، نسل نو خاسته، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، قم، 1377.

6-بیابان گر، اسماعیل، راهنمای والدین و معلمان در تربیت و آموزش کودکان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ 6، تهران 1386.

7-بی ریا، ناصر و دیگران، روان شناسی رشد (2)، با نگرش به منابع اسلامی، دفتر هم کاری حوزه و دانشگاه چاپ اول، قم 1375.

8-پرفسور عباس شوشتری، مهرین، فرهنگ لغات قرآن، انتشارات دریا، چاپ سوم، تهران، بی تا.

9- حاجی ده آبادی، محمد علی و حسینی زاده، سیدعلی، بررسی مسائل تربیتی جوانان در روایات، پژوهشگاه قم و دانشگاه، چاپ سوم، قم، 1386.

10-حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، اسماعیلیان، چاپ اول، قم، 1369.

11-دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، بی چا، تهران، سال های 1361، 1352 و 1341.

12-دشتی، محمد، مسئولیت تربیت، بی نا، بی چا، بی جا، 1364.

13- راغب اصفهانی، ترجمه تحقیق مفردات الفاظ قرآن کریم، ترجمه سیدغلامرضا خسروی حسینی، انتشارات مرتضوی چاپ دوم، بی جا 1374.

14- رجالی تهرانی، علیرضا، سیمای کودک و نوجوان و جوان در آثار استاد

ص: 70

مطهری، انجمن اولیاء و مربیان، چاپ سوم تهران، 1383.

15- رجبیان، زهره و آیت اللهی، زهرا، گدازگر، مریم، سن ازدواج دختران، سفیر صبح، چاپ اول، تهران، 1380.

16- ساجدی، ابوالفضل، دنیا گریزی چرا؟ دین گرایی چه سان؟، موسسة پژوهشی و آموزشی امام خمینی 1، چاپ سوم، قم 1386.

17-سادات، محمدعلی، راهنمای پدران و مادران و شیوه های برخورد با نوجوانان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم، تهران، 1372.

18- سجادی، سید محمد کاظم، عوامل انحراف انگیز در کودکان و نوجوانان، انتشارات دانشجو، بی چا، بی جا، بی تا.

20- سهراب پور، همت، جوانان در طوفان غرائز، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، قم، 1379.

21-شکوهی یکتا، محسن، تعلیم و تربیت اسلامی، چاپ گلشن، تهران، 1378.

22-طاهری، حبیب الله، سیری در مسائل خانواده، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چاپ اول، تهران، 1381.

23-عظیمی، سیروس، روان شناسی کودک، کتابفروش دهخدا،چاپ دوم، بی جا، 1363.

24- عمید، حسن، فرهنگ عمید، سازمان انتشارات جاویدان،چاپ هفتم، بی جا، 1353.

25-فلسفی، محمد تقی، بزرگسالان و جوان از نظر افکار و تمایلات جلد 1، هیئت نشر فرهنگ اسلامی، بی چا، تهران، 1352.

26- فلسفی،محمد تقی، جوان از نظر عقل و احساسات جلد 2، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم، تهران 1382.

ص: 71

27- قائمی، علی، دنیای نوجوانی دختران، انتشارات امیری،چاپ دوم، بی جا،1373.

28- قائمی، علی،خانواده و مسائل جنسی کودکان، انجمن اولیاء و مربیان، چاپ دهم، تهران، 1376.

29- قائمی، علی، نقش مادر در تربیت، انتشارات امیری، چاپ سوم، تهران، 1363.

30- کارن هورنای،روان شناسی زن،مترجم محمدحسین سروری،ناشر دانژه،تهران،1389.

31- کریمی، یوسف، روان شناسی اجتماعی، نشر ارسباران، چاپ نهم، تهران، 1380.

32- کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، مترجم محمد باقر کمره ای، انتشارات اسوه، چاپ سوم،تهران، قم، 1375.

33- لقمانی، احمد، جوانان و پرسش ها و پاسخ ها، بهشت بینش، چاپ اول، قم، 1382.

34- مهدی زاده، حسین، پرسمان حجاب، انتشارات صهبای یقین، چاپ پنجم، قم، زمستان، 1388.

35- معاونت پژوهشی، گروه روان شناسی، تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، چاپ دوم،قم، 1386.

ص: 72

نقش والدین در تربیت دینی فرزندان

سیدمجتبی حسینی نژاد(1)

چکیده

خانواده یک واحد کوچک اجتماعی است که با پیمان زن و مرد آغاز می شود و با تولد فرزندان، توسعه و استحکام می یابد. بشر از آغاز، زندگی خانوادگی را به عنوان بهترین نوع زندگی برگزیده زیرا در خانواده است که والدین با بهره گیری از روش های صحیح و اطمینان بخش و با رعایت حقوقی که دین مبین اسلام فرموده، فرزندان خود را در تربیت یاری نموده تا فرزندانی شایسته و با ایمان به جامعه تحویل داده و آن ها را به سر منزل مقصود رسانند. در این تحقیق با استناد به آیات و سیره معصومان به برخی از حقوق فرزندان در والدین مورد بحث و بررسی قرار گرفته که از مجموع مباحث حاضر چنین نتیجه ای به دست آمد که والدین در انتقال ارزش های دینی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی به فرزندان نقش مهمی دارند. والدین با بهره گیری از این روش ها می توانند فرزندان خود را از انواع مفاسد اخلاقی، اجتماعی و... مصون دارند وزندگی شیرین و سالمی برای خود و فرزندان به ارمغان آورند. روش تحقیق در جمع آوری اطلاعات، توصیفی _ کتابخانه ای است.

واژگان کلیدی:

خانواده، سیره، تربیت، حقوق، فرزندان.

ص: 73


1- . استاد و محقق حوزه علمیه، سطح 3 حوزه علمیه valayat@gmail. (صلی الله علیه و آله و سلم)om

مقدمه

خانواده کوچک ترین اجتماع انسانی است که روابط اعضای آن در درجه نخست از پیوند عاطفی و خونی نشأت می گیرد و هر یک از اعضای خانواده نقشی دارند و بر اساس این نقش ها، تکالیف و حقوق خاصی برای هر یک از اعضا ایجاد می شود. نقش همسری، پدری، مادری و فرزندی نقش هایی هستند که در خانواده وجود دارند و وابستگی جدایی ناپذیری با یک دیگر دارند، اما در این بین، نقش پدر و مادر، نقش های مهم تری هستند، اجرای احکام حقوقی که بر عهده والدین است، حافظ نظم و استحکام و پایداری خانواده به عنوان جزئی از جامعه است و هم چنین شناخت احکام دینی، عاطفی، اجتماعی، و اخلاقی و عمل به آن ها، خانواده را سالم و بارور نگاه می دارد و در سایه باروری این نهال، نظم خانوادگی استوار می ماند. هرگاه زمینه های رشد دینی و اخلاقی فراهم شود به راحتی می توان فرزندان را به اجرای احکام حق، در همه مراحل وادار کرد و به طور کلی در همه مراحل تربیت باید به این نکته توجه داشت که بدون تزکیه نفس، نمی توان فرزندان را به اجرای حقایق، عمل به فرائض و رعایت حقوق واجب کرد. پس در وهله اول لازم است والدین خود عامل به رعایت ارزش های اسلامی باشند و در مرحله دوم فرزندان را در راه رسیدن به ارزش ها و کمال حقیقی یاری نمایند. برایرسیدن به این هدف متعالی لازم است، زمینه سازی دینی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی را فراهم کنند که به بخش ها و زیر فصل های انتخاب مناسب همسر، انتخاب نام نیک، آموزش تعالیم دینی مانند قرآن و نماز، تقویت عزت نفس و تکریم و احترام فرزند، موعظه و راهنمایی، رفق و مدارا در انجام فرائض دینی

ص: 74

توسط فرزندان، آموزش مهارت مسئولیت پذیری و ... تقسیم می شود. هدف این پژوهش، شناخت و بیان چگونگی نقش والدین در انتقال ارزش ها به فرزندان است و روش تحقیق در جمع آوری اطلاعات، توصیفی - کتابخانه ای است.

موضوع شناسی نقش والدین در تربیت دینی فرزندان

نقش

به معنای انتظاراتی است که شخص دارنده موقعیت و پایگاه اجتماعی باید آن را برآورده کند و به دو دسته محول ( واگذاری ) و محقق (اکتسابی) تقسیم می شود(1).

جایگاه

در لغت به معنای مقام و رتبه و در اصطلاح، هر نقطه و محلی که کسی یا چیزی در آن قرار می گیرد، جا و مکان(2).

شیوه

راه و روش؛ طریقه، سبک، حرکت کردن، رفتن(3).روش

راهی است که باید آن را برای حل کردن مسأله ای و نتیجه ای با ارزش پیمود(4).

ص: 75


1- . علی، باقی نصرآبادی، مبانی جامعه شناسی، چاپ اول، قم، یاقوت، 1382، 186.
2- . محمد، معین، فرهنگ فارسی، چاپ دوم، تهران، ثامن، 1386، 882.
3- . همان.
4- سووه توماس، فرهنگ، اصلاحات اجتماعی اقتصادی، م. آزاده، چاپ اول، تهران، انتشارات مازیار، 1354، ص254.

تأثیر

اثر گذاشتن در چیزی؛ اثر کردن، نفوذ، قدرت تأثیر گذاری(1).

وظایف

کاری که انسان مکلف به انجام دادن آن باشد، کار و خدمت(2).

حقوق

دانش شناسایی و بررسی قانون، مجموعه قوانین، قواعد و رسوم لازم الاجرایی که به منظور استقرار نظم در جوامع انسانی وضع یا شناخته شده است. علمی که از قواعد و مقررات حاکم بر روابط افراد، سازمان ها، جوامع و کشورها بحث می کند. علم شناسایی و بررسی قوانین و انطباق آن با مصادیق آن ها(3).

سیره

سیره در زبان عربی از ماده سیر است. سیر یعنی حرکت، رفتن، راه رفتن، سیر یعنی رفتن، رفتار، ولی سیره یعنی نوع و سبک رفتار، در منابع دینیاصطلاح سیره کاربرد زیادی دارد و آن چه معمولا در اصطلاح سیره مدنظر است، شناخت سبک رفتار بزرگان دین است(4).

ص: 76


1- . محمد، معین، فرهنگ فارسی، چاپ دوم، تهران، ثامن،1386، 752.
2- . همان، 3473.
3- . حسن، عمید، فرهنگ عمید، فرهنگ فارسی، چاپ دوم، تهران، نشر اشجع، 1390، 696.
4- . مرتضی، مطهری، سیری در سیره نبوی، چاپ پنجاهم، قم، صدرا، 1388، ص46_45

سنت

از دیدگاه لغت شناسی می توان گفت سیره و سنت در یک معنا آمده و آن عبارت است از روش و طریقه پیموده شده. تفاوتی که سیره و سنت در اصطلاح فقهی - اصولی وجود دارد این است که سنت، اعم از اقوال و افعال است؛ در حالی که سیره تنها بر افعال صدق می کند(1).

تربیت دینی

عبارت است از مجموعه اعمال عمدی و هدف دار، به منظور آموزش گزاره های معتبر یک دین به افراد دیگر، به نحوی که آن افراد در عمل و نظر به آن آموزه ها متعهد و پایبند گردند(2).

اخلاقیات

از منظر جامعه شناسی، اخلاق شامل هنجارهای مهمی است که جامعه نقض آن ها را ناپسند می شمارد. اندیشمندان اسلامی نیز تعاریفی از اخلاق ارائه کرده اند که کلیّت آن ها، اخلاق را هیئتی استوار و راسخ در نفس انسان ها می داند که کارها به آسانی و بدون نیاز به تفکّر و اندیشه از آن صادرمی شود(3).

ص: 77


1- . محمد بن مکرم، ابن منظور، لسان العرب.ذیل واژه سنن، چاپ سوم، بیروت، دار صادر، 1414ق.
2- 1. محمد، داوودی، زیر نظر علیرضا، اعرافی، تربیت دینی، ج2، چاپ دوم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ص26.
3- مصباح یزدی، 1388، 14

ارزش و هنجار

واژه ارزش در اصطلاح، عقیده یا باور نسبتاَ پایداری است که فرد با تکیه بر آن یک شیوه رفتاری خاصّ یا یک حالت غایی را که شخصی یا اجتماعی است به یک شیوه رفتاری خاصّ یا یک حالت غایی که نقطه مقابل حالت برگزیده قرار دارد، ترجیح می دهد(1)

.

خانواده

فیروزآبادی در تفسیر و تعریف خانواده در لغت می گوید: (خانواده سپر آهنین است و برای مرد، نیروی مطمئن(2)).

بنابراین مفهوم لغوی خانواده تنها در حوزه و قلمرو فرزندان و خانواده مرد نیست، بلکه شامل نزدیکان و خویشان او که با آن ها قدرتمند می شود، نیز هست(3).

در اصطلاح خانواده عبارت است از یک واحد اجتماعی ناشی از ازدواج یک زن و یک مرد که فرزندان پدید آمده از آن ها، آن را تشکیل می دهند. خانواده شامل مجموعه ای از افراد است که با هدف مشترک و منافع مشترک زیر سقفی گرد هم می آیند. اسلام خانواده را گروهی متشکل از افراد دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی می کند، که هسته اولیه آن را ازدواج مشروع زن و مردی تشکیل می دهد. نکاح، عقدی است که بر اساس آن رابطه

ص: 78


1- . فرامرز، رفیع پور، آنومی یا آشفتگی اجتماعی، تهران، سروش، 1378، 111.
2- . باقر، شریف قریشی، نظام خانواده در اسلام، به نقل از قاموس المحیط، ترجمه لطیف راشدی، چاپ سوم، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل،1386، 1.
3- . باقر، شریف قریشی، نظام خانواده در اسلام، به نقل از قاموس المحیط، ترجمه لطیف راشدی، چاپ سوم، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل،1386، 1.

زوجیت بین زن و مرد برقرار می شود و در پس آن، طرفین دارای وظایف و حقوق جدید می شوند. ارتباط خویشاوندی در سایه نکاح پدید می آید و اعضای آن دارای روابط قانونی، اخلاقی و عاطفی می گردند(1).

تبیین نقش پدر و مادر در انتقال ارزش های دینی به فرزندان

زمینه سازی برای انتقال ارزش های دینی به فرزندان

اشاره

کودک حساس ترین زمان رشد و تربیت خود را در خانواده می گذراند و زن و شوهر از ارکان خانواده به شمار می روند از این رو برای تربیت فرزندکه به نوعی انتقال ارزش ها به اوست باید به رعایت عوامل زمینه ساز آن اهتمام ویژه داشته باشند. عوامل زمینه ساز تربیت فرزند در سیره معصومین به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند که برخی جنبه پیشینی و برخی جنبه پسینی دارند، که زمینه های پسینی مربوط به بعد تولد مربوط است؛ ولی به دلیل اهمیت زمینه های پیشینی در ابتدای این فصل مورد بررسی قرار می گیرد.

1. عوامل زمینه ساز پیش از تولد

1-1- انتخاب همسر

در سیره معصومین هنگام آغاز تربیت فرزند، از زمان انتخاب همسر دانسته شده، با انتخاب همسر زمینه های مؤثر در تربیت فرزند صرف نظر از فطرت که اختیار آن به دست انسان نیست، شامل عوامل ارثی و محیطی است. با انتخاب همسر پرونده عوامل ارثی و بخش مهمی از عوامل محیطی بسته

ص: 79


1- علی، قائمی، نظام حیات خانواده در اسلام، چاپ نهم، تهران، نشر انجمن اولیاء و مربیان، 1384، 20.

می شود زیرا محیط تربیت را خانواده و اجتماع تشکیل می دهند در این میان مهم ترین نقش را خانواده ایفا می کنند. از این رو اگر همسران از لحاظ جسمی، سالم و از لحاظ روحی و معنوی، صالح و تربیت یافته باشند به جد می توان گفت بخش مهمی از تربیت فرزند سامان یافته و تضمین شده است(1).

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: « أنکحوا الاکفاء و أنکحوا منهم و اختاروا لنطفکم(2)». به هم شأن خود زن بدهید و از هم شأن خود زن بگیرید و برای نطفه های خود ( جایگاهی مناسب) انتخاب کنید.

انتخاب مناسب همسر در تربیت فرزند از این روست که با ایجاد تفاهم بین زن و شوهر و ثبات و آسایش خانواده، محیط امن و سالمی برای تربیت فرزند فراهم می آید، زیرا عدم تفاهم همسران و اختلاف و درگیری آن ها، موجب ایجاد اختلال در کانون تربیت شده و مهم ترین و اثر گذارترین عامل انحراف و انتقال نادرست یا انتقال ضد ارزش به فرزندان می شود(3). از دیگر ویژگی های که در سیره معصومین برای انتخاب همسر به توجه شده است رفتار نیکو و ادب همسر است. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند: « حسن الخلق برهان کرم الأعراق(4)» اخلاق نیک نشانه سرشت خانوادگی است.

ص: 80


1- سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ص45.
2- محمد، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج20، چاپ اول، قم، موسسه آل بیت،1409ق، ص48، ش2.
3- سیدعلی، حسینی زاده، همان، ص50.
4- . محمد، خوانساری، شرح غرر الحکم و درر الکلم، ج3، چاپ چهارم، تهران، نشر دانشگاه تهران، 1366ش، ص329.
1-2- آداب مباشرت

از دیگر اموری که رعایت آن ها زمینه مناسبی را برای انتقال ارزش ها به فرزند فراهم می کند مباشرت و روابط صحیح پدر و مادر با یک دیگر است، که شامل تأثیر معنوی در روح و روان فرزند و تأثیر در صحت و سلامتی جسمی فرزند می گردد. « آن چه از سیره معصومین در این باره آمده است شامل سفارش هایی است که پیامبر در زمینه زمان، مکان و حالت روحی حاکم بر همسران در زمان آمیزش فرموده است. حالات روحی و روانی انسان و حتی نوع غذای او به قدری در آسان سازی امر تربیت فرزند مؤثر است که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:« قبل از پیدایی تنها یادگار خود، به امر پروردگار چهل روز خلوت گزید و به روزه و عبادت پرداخت. در آخر هم از غذاهای بهشتی که جبرئیل برای او آورد، تناول کرد و نتیجه آن فرزندی که یازده امام معصوم علیه السلام از نسل او پدید آمدند(1)».

1-3- تأثیر معنوی یا تأثیر در روح و روان فرزند

رعایت آدابی چون ذکر نام و یاد خدا، با وضو و طهارت بودن و دعاکردن پیش از آمیزش، موجب جلوگیری از دخالت شیطان می شود. قرآن کریم پس از ذکر اینکه شیطان بر آدم سجده نکرد و از درگاه خدا رانده شد و فرصت طلبید(2)»، می فرماید: « و استَفزِز مِن اَستَطعتَ مِنهم بصَوتک و أجلِب علیهِم بخَیلِک و رِجلِک و شارَکهُم فی الأموالِ و الأولاد(3)». هرکدام از آن ها را که

ص: 81


1- سیدعلی، حسینی زاده،تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ص55-54
2- همان، ص56.
3- . اسراء،64

توانستی با صدایت تحریک کن و لشکر سواره و پیاده ات را بر آن ها گسیل دار و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی. در این آیه به شیطان اجازه شریک شدن در مال و فرزند انسان داده شده است. مسئله شرکت در اموال روشن است اما چگونه شیطان در فرزندان انسان شریک می شود؟ در تفسیر این آیه از امام صادق علیه السلام نقل شده است: هنگام آمیزش و تشکیل نطفه اگر نام خدا برده شود شیطان دور می شود ولی اگر نام خدا برده نشود شیطان داخل می شود و عمل از ناحیه شیطان و فاعل به طور مشترک واقع می شود(1). مسئله دیگری که باید به آن توجه داشت رعایت تقوا و ترک محرمات توسط پدر و مادر و پرهیز از غذای حرم در به وجود آمدن نطفه است. اگر لقمه ناپاک و حرام در گوشت و خون والدین نفوذ کند و از طریق آمیزش به فرزند انتقال یابد، موجودی با امراض و ناپاکی شکل می گیرد که پالایش و تهذیب نفس او پس از تولد بسیار مشکل است(2). امام صادق علیه اسلام در این باره می فرماید: « ما کان مِن مالٍ حرام فهو شزکُ الشیطان(3)» یعنی آن نطفه ای که از مال حرام به وجود می آید شیطان در آن شریک است. پیامبر صلی الله علیه و آله در روایتی می فرمایند: «الشقی مَن شقی فی بطنِ اُمِّه و السعید مَن سعیدَ فی بطنِ اُمِّه(4)». انسان بدبخت در شکم مادرش بدبخت است و انسان خوشبخت، در شکم مادرش

ص: 82


1- . سیدعلی، حسینی زاده، همان.
2- . جمال، فرزند وحی،طاهره حیدر نژاد،"مراحل تربیت از دیدگاه قرآن وسنت وعلم روانشناسی"، فصل نامه تخصصی تفسیرعلوم قرآن وحدیث،چاپ پنجم، نشر حسنا، قم،شماره هفدهم،1392،ص108_107.
3- . علی بن ابراهیم، قمی، تفسیرقمی، ج2، قم، دارالکتاب، 1404ق، ص22.
4- . محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، ج5، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1403ق، ص9.

خوشبخت است. باتوجه به آن چه گفته شد می توان به این نتیجه رسید که دوران حمل برای طفل سرنوشت ساز است و مادر باید توجه داشته باشد که تمام روحیات وی در بچه ای که در شکم دارد اثر می گذارد و باید بکوشد بهترین شرایط را در این مرحله به کار گیرد(1).

1-4- تأثیر در صحت و سلامتی جسمی فرزند

طبق سیره معصومین رفتار و آداب مباشرت والدین هنگام انعقاد نطفه بر سلامتی و چهره ظاهری فرزند هم اثر گذار است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در پاسخ به زنی که به عدالت خداوند اعتراض داشت، به تأثیر رفتار پدر در جسم فرزند نیز اشاره می کند، پیامبر صلی علیه و آله پس از لحظه ای تأمل فرمود: « آیا شوهرت هنگام مباشرت با تو شراب خورده بود؟ زن عرض کرد آری ای رسول خدا، حضرت فرمود: پس در این صورت کسی جز خودت را ملامت مکن(2)». در روایتی دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله در وصیت خود به حضرت علی علیه السلام می فرماید: « یاعلی، در اول، وسط و آخر ماه با همسرت هم بستر نشو، زیرا احتمال جنون، جذام و فساد عقل او و فرزندش را در این روزها زیادتر است(3)».

ص: 83


1- سیدعلی، حسینی زاده،تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ص56.
2- . محمدعلی،کریمی نیا، الگوهای تربیت اجتماعی، ص37.
3- طبرسی، مکارم الاخلاق، چاپ چهارم، قم، شریف رضی، 1370ش.

2. عوامل زمینه ساز پس از تولد

2-1- گزینش نام شایسته

انسان به مقتضای فطرت از نام زیبا و خوش معنا لذت می برد و وقتی مورد خطاب قرار می گیرد، احساس شخصیت و سربلندی می کند ولی اگر نام زشت و بد معنایی داشته باشد موجب آزار روانی او شده و هرگاه مورد خطاب قرار گیرد، احساس شکست و سرشکستگی خواهد کرد. او یک عمر با نام خود در اجتماع زندگی می کند و همه جا با آن مورد خطاب قرار می گیرد، از این رو لازم است نام انسان محبوب، زیبا، پرمعنا و شایسته باشد(1). معصومین بر همه فرزندان خود نام هایی با معانی عالی می نهادند و همواره سعی می کردند جامعه و محیط از نام های نیکو و با معنا بهره مند و از نام های بی معنا و زشت خالی باشد(2).

اما نام چه تأثیری می تواند در انتقال ارزش ها به فرزندان داشته باشد؟ نام نیک از چند جهت در انسان تأثیر می گذارد:

1. تأثیر در رفتار دیگران؛ نام هر انسانی نمادی از او و بیانگر هویت و شخصیت او برای دیگران است. اگر یک ایرانی با یک خارجی برخورد کند، همین که نام خود را برای او بگوید، ملیت او برای فرد خارجی روشن می شود. مخاطب، هویت فرد را به همراه نام و مفهوم آن می شناسد و بر طبق آن رفتار می کند.

ص: 84


1- . امیرملک، محمودی، راهنمای خانواده، چاپ بیست و سوم، قم، نشر شهاب الدین، 1386، ص172.
2- سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1388،ص70.

2. اثر تلقینی؛ نام انسان برچسبی است که از آغاز تا پایان عمر و حتی در قیامت همراه انسان است و اثر تلقینی دارد، زیرا همه افرادی که با انسان سر و کار دارند او را بدین نام می خوانند و توقع دارند که او مطابق نام خویش عمل کند(1).

3. اثر انگیزشی؛ انسان به طور ناخود آگاه می خواهد با بزرگانی که نام او از آن ها گرفته شده است همانند شود و خود را مشابه آن سازد بنابراین می کوشد، چنان رفتار کند که آنان رفتار کرده اند(2).

2-2- آموزش فرزند

با رشد جسمانی کودک لازم است، آموزش های دینی نسبت به فهم و درک آنان، گذشته از این که فرزندان را با مبدأ حقیقی آفرینش مرتبط می سازد، در آنان روحیه اعتماد به نفس و نیروی استقامت و پایداری در مقابل مشکلات کمرشکن زندگی نیز ایجاد خواهد کرد(3). امام صادق علیه السلام زمان شروع تربیت دینی و آموزش احکام شرعی از هفت سالگی می داند و می فرماید: « در هفت سالگی بر والدین لازم است حلال و حرام را به کودکان بیاموزند(4)». فرزندان در آستانه نوجوانی و دوران بلوغ تمایل به مذهب پیدا کرده و زمینه ای مساعد برای آموزش احکام و اعتقادات دینی دارند(5). روزی حضرت رسول

ص: 85


1- سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1388، ص71.
2- .همان، ص72.
3- . عبدالکریم، پاک نیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان،قم، نشر کمال الملک،1382،ص28.
4- . محمدبن یعقوب، کلینی، ج5، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، بی تا، ص202.
5- . عبدالکریم، پاک نیا، همان.

صلی الله علیه و آله نگاهش به بعضی از کودکان افتاد، آن گاه فرمود: « وای بر فرزندان آخر الزمان از بی توجهی پدرانشان، گفتند: یا رسول الله از طرف پدران کافر؟ فرمودند: نه، بلکه از طرف والدین مؤمن آنان؛ که واجبات احکام دین شان را به آنان یاد نمی دهند و هرگاه فرزندان به تعلیم دین بپردازند، مانع می شوند این گونه والدین به مبلغ اندکی از متاع دنیا راضی می شوند که فرزندانشان برای آنان کسب می کنند، من از آنان بیزارم و آنان از من(1)». طبق آن چه گفته شد آموزش ارزش ها به فرزندان جایگاه پر اهمیتی دارد و والدین در این مورد لازم است اهتمام ویژه داشته باشند والدینی که فرزندان را به حال خود رها کرده و ارزش ها را به آن ها انتقال نمی دهند نباید توقع داشتن فرزند صالح و سالمی از نظر روحی و روانی داشته باشند(2).

2-3- تعلیم قرآن

قرآن کلام الهی و جلوه ای از قدرت و علم و حکمت پروردگار است و آیات نورانی آن نشانگر عظمت خداوند متعال می باشد و برنامه زندگی یک مسلمان و معارف آن گنجینه ای بی پایان است. بر این اساس لازم است که والدین مسلمان، فرزند خود را با معارف حیات بخش و انسان ساز این عهد نامه و حیانی آشنا سازند و آیات و مفاهیم آن را به صورت اندیشه های پویا در اذهان فرزندانشان در آورند. بنابراین اگر والدین این حق مسلم فرزند را رعایت نمایند، آنان در آینده فرزندانی پاکیزه، همدل، متفکر، و آینده نگر خواهند شد. جامعه ای که افراد معمولی و کارگزاران حکومتی آن از چنین

ص: 86


1- میرزا حسین، نوری، مستدرک الوسائل، ج15، چاپ اول، بیروت- لبنان، موسسه آل البیت، 1408 ق، ص164.
2- . عبدالکریم، پاک نیا، همان، ص34.

نسلی تشکیل یابند، در تمام زمینه ها موفق خواهند بود. چرا که ترقی و توسعه و استقلال یک جامعه در گرو داشتن افرادی تربیت یافته در مکتب قرآن است(1). علی علیه السلام در این باره به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: « و اِن ابتدئک بتعلیم کتاب الله(2)». و این که نخست تو را کتاب خدا بیاموزم. اهمیت آموزش قرآن به کودکان و فرزندان به گونه ای است که معصومین آن را از حقوق فرزند و والدین شمرده اند(3).

2-4- آموزش نماز

سن شروع نماز به کودکان بر اساس سیره معصومین هفت سالگی است(4)، امام صادق علیه السلام به یکی از یاران خود فرمود: « ما بچه هایمان را از پنج سالگی به نماز امر می کنیم؛ شما فرزندانتان را از هفت سالگی امر به نماز کنید(5)». معصومین در آموزش نماز به کودکان توانایی و ظرفیت آن ها را در نظر می گرفتند؛ از این رو در آموزش نماز و عادت دادن کودکان به نماز بر آنان سخت نمی گرفتند و رعایت بسیاری از آداب و مستحبات نماز را از آن ها نمی خواستند و به طور کلی روش معصومین روش عملی بود؛ یعنی خود آنان به صورت عملی نماز می خواندند تا دیگران شیوه نماز خواندن را بیاموزند(6).

ص: 87


1- عبدالکریم، پاک نیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان، قم، نشر کمال الملک،1382، ص34.
2- . نهج البلاغه، نامه31.
3- . سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1388، ص75.
4- . محمد، داوودی، زیرنظر علیرضا، اعرافی، تربیت دینی، ج2، چاپ چهارم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1387، ص125.
5- . گلچین صدوق، گزیده من لایحضره الفقیه، ج1، چاپ اول، فیض کاشانی،1276ش، ص149.
6- محمد، داوودی، همان، ص126.

به طور کلی در انجام فرایض دینی مانند نماز آن چه مهم است، نحوه آموزش ماست. مهم ترین نکته ای که لازم است فرزندان بدانند این است که این نماز خواندن برای خودشان چه سودی دارد. فرزندان باید به این آگاهی و باور برسند که اگر دستورات دینی را اجرا کنند و به آن ها احترام بگذارند، به چه آرامش روحی و ذهنی می رسند، اگر نماز بخوانند چه حالتی دارند و اگر نخوانند چگونه اند و به طور کلی حضور در یک حال و هوای معنوی تا چه حد در تأمین و تعمیق بهداشت روانی به آن ها کمک می کند و این فقط به سود خود فرد است، والدینی که اصرار دارند فرزندانشان نماز را اول وقت و با دقت و حوصله بخوانند در حالی که فرزندان آن ها هنوز به سن تکلیف نرسیده اند باید توجه داشته باشند که وظیفه آن هاست که فضای خانه را ملکوتی کنند؛

همین که فرزند می بیند پدر و مادر نماز می خوانند کار بسیار مهمی صورت گرفته است(1). اگر فرزندان در سنی هستند که می توانند مطالعه کنند، کتاب در مورد نماز به آن ها معرفی کند و آن ها را همراهی کنند، در ضمن باید به این نکته هم توجه داشت که اگر والدین اصرار و سخت گیری زیادی در این امور دینی داشته باشند نتیجه عکس می دهد(2).

2-5- دعا برای نیک بختی کودک

افزون بر رعایت حقوق مادی و معنوی فرزندان، یکی دیگر از مهم ترین وظایف والدین، دعا برای نیک بختی و سعادت فرزندان است(3). شایسته است

ص: 88


1- . سیما، فردوسی، کلیدهای تربیت کودکان، چاپ ششم، تهران، نشر سابرین، 1388، ص 92.
2- . همان. ص93.
3- . عبدالکریم، پاک نیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان،قم، نشر کمال الملک،1382، ص15.

والدین بر این امر مهم توجه خاصی داشته باشند و در شرایط مساعد روحی و فرصت های ویژه به فرزندان خود دعا کنند. از مطالعه شرح حال برخی از بزرگان چنین به دست می آید که رمز موفقیت آن ها مرهون دعای پدر و مادرشان بوده است(1). امام سجاد در رساله حقوق خویش، وظیفه والدین را در این مورد این گونه بیان می کند. « حق فرزندت به تو آن است که بدانی وجود او بخشی از وجود توست و نیکی و بدی های او در این دنیا وابسته به تو است، باید بدانی که تو در مقام سرپرستی او مسئول هستی که وی را با ادب و تربیت صحیح پرورش دهی و او را به پروردگارش راهنمایی کنی و در اطاعت و فرمانبرداری حضرت حق یاری اش دهی، پدری باش که به وظیفه خود آشنا و به مسئولیت خود آگاه است؛ پدری که می داند اگر نسبت به او نیکی کند اجر و پاداش خواهد داشت و اگر درباره او بدی کند مستحق مجازات و کیفر خواهد بود(2)». به طور کلی دعا برای سلامتی و رستگاری کودک، در هر لحظه و مرحله ای از تربیت او مؤثر است، دعا برای فرزند صرف نظر از تأثیرات روحی، معنوی و جسمی، تأثیرات روانی و تلقینی نیز دارد؛ زیرا وقتی فرزند با والدینی رو به روست که باور به خدا و استمداد از او را هر دم زمزمه می کنند او نیز بدان سو کشیده خواهد شد. دعا در سیره معصومین از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ حتی هنگامی که انسان تصمیم بر امر ازدواج می گیرد، بر دعا کردن برای برخورداری از فرزند صالح تأکید شده است(3). امام صادق علیه

ص: 89


1- . همان، ص17.
2- . محمد بن علی، ابن بابویه، ج2، چاپ دوم، قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، 1413ق، ص662.
3- سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1388، ص67.

السلام می فرماید: وقتی قصد ازدواج کردید، چنین دعا کنید، «اللهم و اقدر لی مِنها ولداً طیباً تجعلهُ خلفاً صالحاً فی حیاتی و بَعد موتی(1)». خدایا از آن ها (زنان) برای من فرزندی پاک، مقدر کن و او را جانشین صالحی برایم در زندگانی و پس از مرگم قرار ده.

2-6- عادت دادن فرزندان به دعا و ذکر

معصومان فرزند خود را به دعا و ذکر عادت می دادند، از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «پدرم ما را جمع می کرد و امر می کردند ذکر خدا بگوییم تا خورشید طلوع کند(2)». همچنین زید پسر امام زین العابدین علیه السلام می گویند: « امام زین العابدین علیه السلام در شب نیمه شعبان همه ما را جمع می کرد شب را به سه قسمت تقسیم می کرد، پس در قسمت آن را با ما نماز می خواند؛ آن گاه دعا کرده و ما آمین می گفتیم؛ سپس استغفار می کرد و ما هم استغفار می کردیم و از خدا طلب بهشت می کردیم تا فجر طلوع کند(3)».

ص: 90


1- . محمد، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج20، چاپ اول، قم، موسسه آل البیت، 1409ق، ص113، ش1.
2- محمد بن یعقوب، کلینی، الکافی، ج4، چاپ اول، قم، دارالحیث، 1439ق، ص366.
3- محمد باقر، مجلسی، بحارالانوار، ج80، چاپ دوم، بیروت، داراحیاء الترث العربی، 1403ق، ص115، ش32.

تبیین بررسی نقش والدین در انتقال هنجار های اخلاقی

اهمیت تربیت اخلاقی

علم اخلاق که در آن بحث از فضایل و رذایل اخلاقی می شود، هدفش رساندن آدمی به کمالات و کسب فضائل اربعه « عفت، شجاعت، حکمت و عدالت است(1)». پیامبر گرامی اسلام هدف خود را در بعثت، اتمام بزرگی های اخلاقی دانسته و می فرماید: « انَّما بعثت لأَتَمَم مکارمُ الاخلاق(2)». به همین دلیل والدین باید فرزندانی خوش اخلاق پرورش دهند زیرا این اخلاق است که رمز تداوم و حیات ملّت هاست. برای اخلاقی بودن فرزندان باید به آن ها مبارزه با نفس اماره را آموخت که امر به بدی ها می کند. اخلاق نیک دوستی ها را تسری و توسعه می دهد، آرامش درونی فرد را بالا می برد، روحیا ت اجتماعی را امیت می بخشد و تعرضات آدمیان را نسبت به یک دیگر کنترل می کند، پس انسان، بدون برخورداری از تربیت اخلاقی درنده خوست و آن گاه رنگ آدمی به خود می گیرد که با اخلاقیات بر خلق و خوی خود غلبه کند. فرزندان با فراگیری اخلاقیات به وجدانی بسیار دست می یابند و هرگاه عمل خلاف اخلاقی مرتکب شدند، به فریاد وجدان گوش می سپارند و در صدد جبران بر می آیند(3). بدین ترتیب، اخلاق و تربیت اخلاقی مورد تأکید دیانت، فلسفه،

ص: 91


1- محسن، ایمانی، " جایگاه و نقش پدر و مادر در تربیت فرزند"، پیوند، چاپ اینترنتی نور مگز، خرداد1389، ش368، ص20.
2- حسن بن فضل، طبرسی، مکارم الاخلاق، چاپ چهارم، قم، الشریف الرضی، 1412ق، 1370ش، ص8.
3- محسن، ایمانی، همان.

ادبیات و همه انسان های شایسته است از این رو نباید به فراموشی سپرده شود(1).

عامل بودن والدین

والدین اگر خواستار مصلح بودن هستند ابتدا خود باید صالح باشند و به صلاحیت های اخلاقی و زینت های رفتاری آراسته باشند. به طور کلی این یک قانون است که « نمی شود غلط زندگی کرد و درست تربیت نمود(2)». الگو های رفتاری فرزندان باید انسان های والایی باشند که شخصیت ایشان آمیزه ای از صداقت، خلوص، صفا، محبت، عطوفت، ایثار، گذشت، منطق و استواری و اعتماد به نفس باشد. زمانی که فرزندان در جریان زندگی و کنار هم بودن ها، نشست و برخاست ها و گفت و شنود ها با افرادی که به عنوان الگو و مروج خوبی ها و نیکی ها هستند مواجه می شوند، ویژگی های آن ها را در شرایط سهل و دشوار می آزمایند و اخلاص، درستی، محبت و صداقت شخصیت پدر و مادر خود را باور می کنند و اگر والدین حقیقتاً اهل عمل و صادق باشند از هوای دل مرید آن ها می شوند و با همه وجود ایشان همانند سازی کرده، سعی می کنند به گونه ای بیاندیشند که آن ها دوست دارند و به صورتی رفتار کنند که خوشایند آنان باشد(3).

ص: 92


1- همان.
2- امیرملک، محمودی، راهنمای خانواده، چاپ بیست و سوم، قم، نشر شهاب الدین، 1386، ص31.
3- همان.

موعظه و راهنمایی

از مهم ترین حقوق فرزندان راهنمایی آنان توسط والدین است. از آن جایی که نوجوان در مراحل اولیه زندگی راه پر فراز و نشیبی در پیش دارد و راهزنان زیادی در کمین او نشسته اند والدینی که راه زندگی را پیموده اند و سرد وگرم روزگار را چشیده اند و تجاربی در این زمینه اندوخته اند لازم است در این زمینه با نصیحت ها و راهنمایی های خود فرزندانشان را از پیمودن در راه خطا و انحراف منع کنند(1).

به همین جهت خداوند متعال در قرآن کریم نصیحت های یک پدر مهربان و فرزانه را به فرزندش نقل کرده و آن را بعنوان اسوه و الگو برای فرزندان و والدین معرفی می کند(2) . لقمان به فرزندش درحالی که او را موعظه می کرد، گفت:« پسرم! چیزی را همتای خداوند قرار مده که شرک ظلم بزرگی است.پسرم اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی(کارنیک یابد) باشد و در دل سنگی یا درگوشه ای از آسمان ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را در قیامت برای حساب می آورد و خداوند دقیق و آگاه است. پسرم نماز را به پا دار وامر به معروف ونهی از منکر کن و در برابر مصائبی که به تو می رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است(3)». امیر المؤمنین نیز در سفارشی راه گشا فرزندش امام مجتبی(علیه السلام) را راهنمایی کرده و او را در پیمودن راه صحیح زندگی یاری می کند و می فرماید: « ای فرزند عزیزم! تو را به رعایت تقوا سفارش می کنم و این که پیوسته در فرمان خدا باشی و دلت را با یاد خدا

ص: 93


1- . عبدالکریم، پاک نیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان، قم، نشر کمال الملک،1382،ص 37.
2- . همان.
3- . سوره لقمان،آیات19-13.

زنده کنی و به ریسمان او چنگ زنی، چه وسیله ای مطمئن تر از رابطه تو با خداست؟ اگر سر رشته آن را در دست گیری. دلت را با موعظه و پند های نیکو زنده کن، هوای نفس را با بی اعتنایی به حرام بمیران، جان خود را با یقین به ارزش های الهی نیرومند ساز و با یاد مرگ خودت را آرام کن, با بررسی تحولات ناگوار دنیا به او آگاهی بخش و از دگرگونی روزگار و زشتی های گردش شب و روز او را بترسان، تاریخ گذشتگان را بنما، در دیار و آثار ویران شده رفتگان بگرد و بیندیش آنان چه کرده اند؟ از کجا کوچ کرده و در کجا فرود آمده اند؟(1)».

زمینه سازی برای حفظ عفت و نجابت و پرهیز از گناه

یکی از مسائل تربیتی مهم در دوره جوانی از نظر تعالیم اسلامی پرهیز از گناهان و حفظ عفت و نجابت است. در عین حال، در این تعالیم بر تشکیل خانواده و روابط زناشویی سالم نیز تأکید شده و راه حل مهم برای جلوگیری از انحرافات و انتقال بخش مهمی از ارزش های اخلاقی به فرزندان را فراهم آوردن امکانات برای ازدواج آن ها دانسته اند. در این دوران اگر والدین بتوانند نیازهای جوان را به موقع شناسایی کنند و به آن پاسخ دهند می توانند در جریان تربیت آن ها مداخله مؤثری داشته باشند(2).

ص: 94


1- . محمد، دشتی، نهج البلاغه، نامه31، ص370.
2- . جمال، فرزند وحی،طاهره حیدر نژاد،"مراحل تربیت از دیدگاه قرآن وسنت وعلم روانشناسی"، فصل نامه تخصصی تفسیرعلوم قرآن وحدیث،چاپ پنجم، نشر حسنا، قم،شماره هفدهم،1392،ص116.

راستی و صداقت

یکی از روش های مهم در تربیت راستگویی و صداقت در رفتار وگفتار با کودک و پرهیز از دروغ ، تزویر و حیله است. کودک هم راستی و صداقت را خوب درک می کند هم دروغ وحیله و تزویر را. کسانی که گمان می کنند کودک این مسائل را درک نمی کند و آن ها بدون ایجاد درد سر برخود و فرزندانشان، تنها با دادن وعده ای دروغین، به خواسته خویش و صلاح فرزندانشان دست یافته اند در اشتباه اند، والدین با این کار بزرگ ترین مشکل را برای خود و فرزند آفریده اند، زیرا فرزند از همان سنین کودکی بی صداقتی والدین را درک کرده و این الگویی برای آینده او خواهد بود(1).

بی صداقتی با کودک از سه جهت آثار ضد تربیتی دارد :

1.والدین الگویی عملی برای کودکان محسوب می شوند وکودکان در رفتار های خلاف و انحرافی از بزرگتر ها تقلید می کنند و صداقت نداشتن والدین درس عملی برای فرزندان است که آثار آن از درس گفتاری بسیار بیشتر است(2).

2.والدین از این طریق اعتماد فرزندان خود را از دست می دهند، فرزندی که با بی صداقتی والدین مواجه می شود به حرف و قول آن ها اعتمادی نخواهد داشت و با دیده تردید به آنها می نگرد و کارهای تربیتی در او بی اثر خواهد بود(3).

ص: 95


1- . سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1388،ص149
2- . همان، ص150
3- . همان.

3.والدین از این طریق به شخصیت کودک لطمه می زنند، کودکی که با بی صداقتی، تزویر و دروغ با او رفتار شده، احساس می کند ارزش او همان است؛ زیرا اگر ارزش، احترام و شخصیت داشت این گونه با او برخورد نمی شد(1).

رفق و مدارا در تربیت

معصومان (علیهم السلام) به آثار و پیامد های تربیتی اختلاف سنی افراد توجهی خاص داشتند؛ آنان در تربیت دینی ، میان کودکان و بزرگسالان تفاوت قائل می شوند و از هریک انتظارات خاصی داشتند(2)؛ امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید :« ماکودکانمان را در هفت سالگی به روزه گرفتن، به اندازه ای که توان آن را دارند،تا نصف روز، بیشتر یا کمتر دستور می دهیم، هرگاه تشنگی و گرسنگی بر آنها غلبه کرد افطار می کنند تا به روزه عادت کنند و توان روزه داری بیابند؛ شما کودکانتان را در نه سالگی به روزه گرفتن، به هر اندازه که می توانند امر کنید، هرگاه تشنگی بر آنها غلبه کرد افطار کنند.(3)»

در مقابل، معصومان از بزگسالان انتظارات بیشتری داشته اند؛ از کسی که عمرش را در اسلام گذرانده است، انتظار داشتند اعمال خود را با رعایت تمام یا اکثر مستحبات انجام دهند(4). اخلاق در والدین ایجاب می کند توقع انتظاراتی که از جوانان هست از کودکان نباشد، کودکان هنوز به آن حد از رشد جسمانی

ص: 96


1- همان.
2- محمد، داوودی، زیر نظر علیرضا، اعرافی، تربیت دینی، ج2، چاپ دوم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ص253.
3- محمد بن علی، ابن بابویه، ترجمه من لا یحضره الفقیه، ج1، چاپ اول، تهران، نشر صدوق، 1367ش، ص426.
4- محمد، داوودی،همان، ص253.

نرسیده اند که بتوانند از عهده کار هایی که بزرگسالان انجام می دهند بر آیند؛ شاید برای یک بزرگسال خواندن نماز در پنج وقت مشکل نباشد، اما برای یک کودک ده ساله خواندن نماز در پنج وقت مشکل باشد و چه بسا فراموش کند نماز عصر یا عشاء را بخواند؛ کودکان و نوجونان، به خلاف بزرگسال، هنوز چنان که باید با آداب و معارف و احکام اسلام آشنا نشده و به همین سبب، آمادگی روحی و جسمی برای انجام کامل آن ها را پیدا نکرده است(1). به سخن دیگر، انجام وظایف دینی مانند انجام فعالیت های ورزشی است؛ کسی که سابقه ای طولانی در فوتبال یا وزنه برداری وارد می تواند مدت زمان طولانی تری فوتبال بازی کند مسیر بیشتری را بدود و وزنه سنگین تری را بردارد؛ در حالی که فرد تازه کار از عهده آن کارها بر نمی آید و باید به تدریج این توانایی را در خود ایجاد کند؛ حال اگر فرد تازه کار درصدد بر آید آن کارها را انجام دهد، چه بسا دچار مشکلاتی نیز بشود(2). اعمال و وظایف دینی نیز دقیقاً از همین قاعده پیروی میکنند؛ از این رو نباید از یک کودک همان انتظار را داشت که از یک فرد سالخورده، این کار نه تنها در اخلاق روا نیست، بلکه اگر کودک مجبور شود آن انتظارات را برآورد، چه بسا آثار نامطلوبی نیز در او بر جای بگذارد(3).

ص: 97


1- . همان، ص254.
2- . همان.
3- . همان، ص255.

آثار تربیتی رفق و مدارا

- رفق و مدارا با فرزندان موجب جذب آنان به والدین و شخصیت و منش و آرا و عقاید آن ها می گردد.

- رفق و مدارا با فرزندان موجب می شود آنان آموزه ها و مفاهیم دینی را به بهترین وجه درک و جذب کنند و به تدریج به مدارج بالای ایمان و کمال برسند، بدون آن که از اعمال دینی خسته یا دلزده شوند(1). پیامبر صلی الله علیه و آله در توصیه ای به حضرت علی علیه السلام می فرماید: « عبادت خداوند را برای خودت ناخوشایند مکن؛ که زیاده رو و افراط کار نه مرکب خود را سالم می گذارد و نه راه را طی می کند(2)».

این روایت بیان می کند که رعایت نکردن رفق و مدارا در مقام تربیت، حتی اگر در مورد خود فرد باشد، موجب می شود خود از عبادت و سایر اعمال دینی خسته و در نتیجه متنفر گردد و بدین سبب از طیّ مسیر کمال بازماند(3)، چه رسد به این که از کودکان و نوجوانان که در ابتدای راه هستند این انتظارات وجود داشته باشد.

ص: 98


1- . محمد، داوودی، زیر نظر علیرضا، اعرافی، تربیت دینی، ج2، چاپ دوم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ص259.
2- . محمد بن یعقوب، کلینی، اصول کافی، ترجمه کسره ای، ج4، چاپ سوم، قم، نشر اسوه، 1375ش، ص265.
3- . محمد، داوودی، همان، ص260.

تبیین نقش پدر و مادر در انتقال ارزش های اجتماعی به فرزندان

اهمیت تربیت اجتماعی

تربیت اجتماعی یکی از جنبه های مهم تربیت است که بزرگان دین برای بالندگی و تعالی ان همت گمارده اند. رساله حقوق حضرت سجاد علیه السلام حاوی دستورها و توصیه های فراوان در خصوص نحوه برقراری روابط اجتماعی با علمای دین، همسایگان، همسر و دیگر مسلمانان است. که رعایت این حقوق ابتدا باید توسط والدین انجام شود تا آن ها بتوانند آن را به فرزندان انتقال دهند. آیات قرآن کریم نیز بر امر اجتماع و فعالیت های اجتماعی تأکیدات فراوان دارد، چنان که بیشتر آیات قرآن دارای جنبه اجتماعی است تا جنبه فردی(1). قرآن بر پیوند های اجتماعی میان مسلمانان و برقراری ارتباط میان آنان توصیه کرده است. وی می فرماید: « و اعتَصِمُوا بِحَبلِ الله جَميعَاً وَ لا تَفَرّقُوا(2)». یعنی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید. اگر همین باور در فضای خانواده پدید آید، اعضای آن را همواره در کنار یک دیگر نگاه می دارد و زن و شوهر نیز به سوی جدایی نمی روند(3). اگر خانواده از یک دیگر دور شوند زمینه زوال، ناکارآمدی و سقوط خانواده را فراهم کرده اند، حال آن که با هم بودن در کنار هم، از دستان پر از رحمت و برکت خداوند بهره می گیرند. در چنین شرایطی، زن و شوهر، به عنوان دو هم پرواز، در آسمان

ص: 99


1- . محسن، ایمانی، " جایگاه و نقش پدر و مادر در تربیت فرزند"، پیوند، خرداد1391، ش371-369، 1389، ص2.
2- . آل عمران،103.
3- محسن، ایمانی، همان مقاله، ص2.

معنویت وکمال اوج می گیرند و با دست در دست فرزندان خویش نهادن و در پرتو معنویت الهی، آنان را نیز به کمال رسانند(1).

نقش پدر در تربیت اجتماعی

والدین نقش اساسی در تربیت اجتماعی فرزندان ایفا می کنند در این میان پدر ها نقش بیشتر نسبت به مادر دارند، آن ها ضمن حضور در جامعه می توانند با هنجارها و آداب و رسوم اجتماعی آشنایی بیشتری حاصل کنند و در پرتو این شناخت و بصیرت، در جهت اجتماعی کردن بهتر فرزندان خویش گام بردارند و ضمن آموختن آداب و رسوم اجتماعی آنان را با هنجار ها و ارزش ها آشنا کنند. آموختن مهارت های اجتماعی نیز وظیفه دیگری است که به دلایل ذکر شده عمدتا بر عهده پدر است و مادر نیز نقش یاور و همکار را دراین زمینه بر عهده دارد. پدر می تواند زمینه رفت و آمدها را با خانواده های اقوام و خویشاوندان فراهم کند و با انجام دید و بازدید، اعضای خانواده خود را از مواهب مربوط به صله ارحام برخوردار نموده، بدین ترتیب بر رشد اجتماعی فرزندان خویش بیافزاید. آموختن مهارت های اجتماعی مانند مشورت با دیگران، توان متقاعد ساختن آن ها، همکاری، سازگاری، توافق، برقراری روابط همدلانه و مؤثر بین فردی و... به فرزندان امری ضروری است(2)، چرا که برخورداری از مهارت های اجتماعی مانع انزوای فردی می گردد و به رشد بیشتر فرزند کمک کرده، سطح رضایت وی از زندگانی را بالاتر می برد.

ص: 100


1- همان، ص3.
2- . همان.

پس زمانی می توان یک فرد را فردی اجتماعی نامید که از روابط اجتماعی، دلیل و ضرورت آن مطلع باشد. خود را با رعایت موازین اجتماعی و هنجار های حاکم بر جامعه ملتزم بداند و ضمن اهمیت دادن به ارزش های اجتماعی و پای بندی به آن ها، بتواند مدافع ارزش های اجتماعی و هنجارهای حاکم برآن باشد(1).

پدر با حفظ وحدت در فضای خانواده، فرزند خود را برای یک پارچگی و انسجام اجتماعی آماده می کند این در حالی است که پدران مبتلا به حالت انزوا طلبی، اهل معاشرت نیکو با همسرانشان نیستند و گاه عملکرد آن ها چیزی جز بریدن افراد خانواده از یک دیگر و جدا زیستن در عین بودن در یک خانه و خانواده اثر دیگری ندارد. اما پدرانی که با همسران خود بر اساس دستورات خدای تعالی معاشرت نیکو دارند و با آن ها صمیمی اند، همه اعضای خانواده بسان پروانه بر گرد وجودشان جمع می شوند زیرا روابط نیکوی میان همسران است که به فرزندان تسرّی می یابد و مجموعه از افراد صمیمی گرد هم می آیند بدین ترتیب فرزندان خانواده فرایند رشد و بالندگی اجتماعی را به خوبی پشت سر گذاشته و افرادی اجتماعی خواهند شد(2).

مسئولیت پذیری

یکی از مهارت های اجتماعی که فرزندان باید از سنین کودکی از آن برخوردار باشند، احساس مسئولیت است که بر والدین لازم است ان را از

ص: 101


1- محسن، ایمانی، " جایگاه و نقش پدر و مادر در تربیت فرزند"، پیوند، خرداد1391، ش371-369، ص3.
2- . همان، ص4.

سنین خردسالی به فرزندان آموزش دهند. به طور کلی ابتدا والدین خود باید افرادی مسئولیت پذیر باشند تا در وهله بعد بتوانند با استفاده از روش های گونان و عملی و مفید این مهارت اجتماعی را به فرزندان آموزش دهند. برای ایجاد مسئولیت پذیری در فرزندان روش های بسیاری وجود دارد که در این تحقیق به چند مورد از آن اشاره و شرح داده می شود.

آموزش مهارت مسئولیت پذیری

والدین در ابتدا باید از موارد بسیار کوچک و ابتدایی شروع کنند. فرزند از همان کودکی باید مسئولیت نگه داری و مراقبت از وسایل شخصی خود را بر عهده بگیرد و در این میان طبق مسئولیتی که بر عهده گرفته باید خود پاسخ گو باشد به طور مثال: باید تکالیف دروس را خود انجام دهد و اگر انجام نداد مسئولیت پاسخ گویی به آموزگار با خودش است(1).

- مسئولیت ها باید در حیطه توانایی فرزند باشد، نباید از او انتظار داشت که کاری انجام دهد که از توانش خارج است، به طور کلی والدین باید به سن و جنس فرزند خود و هم چنین شرایط زندگی او توجه داشته باشند(2)

- دیدگاه و نظر والدین درباره مسئولیت پذیری باید به صورت مشخص برای فرزندان توضیح داده شود(3).

- یکی از مهم ترین اقدامات برای مسئولیت پذیری فرزندان این است که

ص: 102


1- . سیما، فردوسی، کلیدهای تربیت کودکان، چاپ ششم، تهران، نشر سابرین، 1388، ص 103.
2- . سیما، فردوسی، کلیدهای تربیت کودکان، چاپ ششم، تهران، نشر سابرین، 1388، ص 103.
3- میشله، بوربا، کتاب جامع تربیت کودک، ترجمه محمد، بهشتیان، ج2، چاپ اول، تهران، بهشتیان، 1389، ص93.

وظایفی توسط والدین به آن ها محول شود و از آن ها خواسته شود که این وظایف را انجام دهند. یکی از راه ها این است که ابتدا والدین همه کار هایی را که می خواهند به فرزندشان محول کنند را یادداشت کرده و پیامد های انجام ندادن هر یک از وظایف را نیز تعیین کنند(1).

- والدین باید به فرزندان یاد دهند که چگونه تصمیمات مسئولانه بگیرند: بخش مهمی از مسئولیت این است که کودک بتواند تصمیم بگیرد و مسئولیت تصمیماتش را بپذیرد.

- برای داشتن انتخاب صحیح و فکر کردن درباره عواقب هر تصمیمی باید به فرزندان یاد داده شود که قبل از هر انتخابی از خود بپرسند اگر من الآن این کار را انجام دهم آیا فردا هم در نظر من انجام این کار صحیح است؟ هفته آینده چطور؟ به طور کلی باید این قانون به فرزند آموزش داده شود: « هر انتخابی که ممکن است بعداً به خاطر آن پشیمان شوی را حذف کن»(2).

- باید به فرزندان آموزش داده شود که مزایا و معایب انتخاب خود را یادداشت کند تا ببیند تعداد کدامیک بیشتر است و بر اساس آن تصمیم گیری کنند.

- والدین نباید از این نکته غافل شوند که نباید به جای فرزندان مسئولیت های آن ها را انجام دهند زیرا فرزندان بی مسئولیت معمولاً تلاش می کنند با عذرخواهی، دروغ گفتن، توجیه و...، بی مسئولیتی را از سر خود باز کنند، بنابراین آن ها باید بدانند اگر مسئولیتی که بر عهده آن هاست انجام نشود با

ص: 103


1- همان، ص94.
2- همان، ص95.

عذر خواهی حل نمی شود و باید به دنبال راهی برای جبران باشند(1).

- اگر او علی رقم روش های فوق باز هم بی مسئولیتیش را ادامه داد، باید پیامدی برای این رفتارش تعیین شود فرزندان باید یاد بگیرند که هر عملی پیامدی دارد و باید عواقب بی مسئولیتی را تحمل کنند(2).

به طور مثال: والدین به فرزندشان گفته اند وقتی تلوزیون نگاه می کند غذا نخورد چون اتاق را کثیف میکند، در صورتی می تواند این کار را انجام دهد که پس از غذا خوردن آن جا را مرتب کند(3).

برای انجام این روش ها توسط والدین به بهترین وجه و شکل ممکن لازم است آن ها با یک دیگر هماهنگ باشند بدین ترتیب دستوراتی که از طرف مادر صادر می شود و یا روش هایی که از طرف پدر به کار گرفته می شود توسط سایر افراد خانواده تأیید شود(4).

تهیه رزق حلال

پدر گذشته از این که می بایست نیاز های روحی همسر و فرزندان را تأمین نماید، باید با تهیه رزق حلال و توسعه در زندگی برای رشد سالم و صحیح جسمی فرزندان زمینه سازی نماید. همان طور که در فصل اول به آن اشاره شد فرزندان قبل از این که به این عالم قدم بگذارند اثر غذا در روح و

ص: 104


1- همان، ص96.
2- . همان، ص97.
3- میشله، بوربا، کتاب جامع تربیت کودک، ترجمه محمد، بهشتیان، ج2، چاپ اول، تهران، بهشتیان، 1389، ص97.
4- امیرملک، محمودی، راهنمای خانواده، چاپ بیست و سوم، قم، نشر شهاب الدین، 1386، ص183.

جسم آن ها امری سلیم و تردید ناپذیر است و در طول تربیت هم باید کاملا مراعات شود. تهیه رزق حلال خواص متعددی دارد که یکی از آن ها به وجود آمدن زمینه رشد فضایل اخلاقی و خصال پسندیده در فرزند است(1). از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام غذایی که مصرف می شود علاوه بر آثار طبیعی که در جسم می گذارد، آثار دیگری هم در روح و روان و شخصیت معنوی ما ایجاد می کند، این نوع آثار را آزمایش های مادی و تجربه های علمی و عینی نمی تواند به اثبات برساند اما در منظر قرآن و اهل بیت علیهم السلام امری کاملا واضح و پذیرفته شده است(2).

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: « عبادت خداوند هفتاد جزء است و بهترین آن ها طلب روزی حلال است(3)». همچنین امام باقر علیه السلام به کسانی که تلاش می کنند سفره منازل خود را با روزی حلال بیارایند مژده می دهد که « لقی الله عزوجل: یوم القیامة وجهه مثل القمر لیلة البدر(4)». آنان در روز قیامت با سیمای نورانی، همانند شب چهارده، با خداوند ملاقات خواهند کرد. توسعه در امر معاش بر هر پدری لازم است تا علاوه بر این که از راه حلال معاش خانواده اش را تأمین کند در صورت امکان به فرزندانش سخت نگیرد و معاش آنان توسعه دهد. امام صادق علیه السلام در

ص: 105


1- عبدالکریم، پاک نیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان،قم، نشر کمال الملک،1382، ص22.
2- همان.
3- حسین، بروجردی، منابع فقه شیعه، ترجمه جامع الاحادیث، ج22، چاپ اول، تهران، نشر فرهنگ سبز، 1386ق، ص77.
4- محمد بن یعقوب، کلینی، الکافی، ج5، چاپ چهارم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407ق، ص78.

این باره می فرماید: « هر میوه ای که همه مردم از آن می خورند لازم است یک شخص مسلمان برای خانواده اش تهیه کند و خوراکی هایی را که مخصوص ایام عید است و در غیر ایام عید به آن ها نمی رساند در روز های شادی و عید به آنان برساند(1).

تبیین نقش والدین در انتقال هنجارهای عاطفی به فرزندان

1. توجه به نیازهای اساسی کودک

اشاره

در دایره امکان، بی نیازی راه ندارد. فلسفه می گوید: امکان، مساوی با نیاز است؛ یعنی نیاز، از ممکنات جدا شدنی نیست. ممکنات، نخست، محتاج به اصل وجود اند و پس از آن، نیازمند استقرار وجود و نیازهای فراوان دیگری برای ادامه حیات خود و یا بهتر زیستن دارند، اما درجه نیازهای موجودات متفاوت و مختلف است، در این میان نیازمند ترین انسان ها کودکان اند که به تنهایی حتی قادر به تغذیه خود نیستند. بر والدین در رفع نیازهای مادی کودکان سعی و تلاش بیشتری دارند، اما نیازهای روحی و روانی معنوی وجود دارد که از نیازهای مادی با اهمیت تر است(2). لذا در این فصل تلاش شده برخی از این نیازها که توجه به آن ها می توانند عامل مهمی برای انتقال ارزش های عاطفی به فرزندان باشد بیان شود.

ص: 106


1- عبدالکریم، پاک نیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان،قم، نشر کمال الملک،1382، ص23.
2- سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1388، ص83.
1-1- محبت و عشق ورزیدن

بی شک یکی از اساسی ترین نیازهای انسان پس از نیازهای زیستی، نیاز به محبت است؛ به گونه ای که اگر این نیاز کودک برآورده شود، کودک تا حد بسیاری در برابر نیازهای زیستی مقاومت کرده، آن را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. لازم است والدین به این نیاز فرزند توجه خاص داشته باشند و بدانند پاسخ گویی صحیح به این نیاز فرزند، اساس و پایه تربیت او را تشکیل می دهد؛ زیرا ارضای این نیاز، موجب آرامش روانی، امنیت خاطر، اعتماد به نفس و اعتماد به والدین و حتی سلامتی جسمی او می شود و ارضا نشدن آن باعث فروپاشی آرامش روحی و روانی، بی اعتمادی به خود و دیگران، احساس عجز و حقارت، بیماری های جسمی و روانی متعدد و انحرافات اجتماعی بسیاری خواهد شد(1).

امام صادق علیه السلام می فرماید: « موسی از خدا پرسید: خدایا! برترین اعمال نزد تو کدام است؟ خداوند فرمود: دوست داشتن کودکان، زیرا من آن ها را بر فطرت توحید خود آفریدم و اگر آن ها را بمیرانم همه آن ها را به رحمت خود، به بهشت وارد می کنم(2)».

برخی از آثاری که محبت کافی به کودک می تواند در برداشته باشد به این شرح است:

1. رفع و ارضای نیاز طبیعی؛ پاسخ گویی به نیاز های عاطفی کودک افزون بر آن که او را از عوارض ناشی از ارضا نشدن آن مصون می دارد، او را

ص: 107


1- . همان، ص84.
2- طبرسی، مکارم الاخلاق، چاپ چهارم، قم، شریف رضی، 1370ش، ص237.

در حالت اعتدال روحی- روانی قرار خواهد داد. اما اگر این نیاز فرزند ارضا نشود مشکلات بسیاری خواهد آورد(1).

2. اعتماد به نفس؛ از دیگر آثار محبت به فرزند و از عوامل موفقیت فرد در زندگی فردی و اجتماعی، اعتماد به نفس است؛ زیرا با محبت به فرزند، وی احساس ارزشمندی می کند در مقابل اگر به او محبت نشود، گرچه در زندگی موفق هم باشد، احساس بی ارزشی و خود کم بینی کرده و به خود و دیگران بی اعتماد خواهد شد(2).

3. یادگیری شیوه محبت به دیگران؛ کودکی که مورد محبت واقع نشود، علاوه بر این که دچار اختلافات جسمی، روحی و روانی خواهد شد، در یادگیری محبت نیز دچار مشکل می شود و در آینده در محبت به فرزندان دیگر ناتوان خواهد بود.

4. جلب اعتماد فرزند به والدین: با محبت به کودک می توان علاقه او را به محبت کننده جلب کرد. در نتیجه این علاقه، فرزند به والدین محبت و اعتماد پیدا کرده و از آن ها حرف شنوی خواهند شد، همچنین از این طریق زمینه نربیت های بعدی نیز فراهم خواهد شد؛ زیرا انسان ها به ویژه کودکان در قبال شخصی که به آن ها محبت می کند احساس احترام دارند و محبت کننده به خود را دوست داشته و مطیع فرمان او هستند(3).

ص: 108


1- . سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1388، ص89.
2- سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ص89.
3- 2. همان.
1-2- تکریم و احترام کودک

انسان، گل سرسبد موجودات است و اسلام، همواره حریم او را محترم شمرده است. این حرمت، صرف نظر از ویژگی های هر امت و گروه برای تمامی انسان ها وجود دارد و جنسیت، قومیت، نژاد، سن و حتی ایمان در آن دخالت ندارد. بدون در نظر گرفتن ملاک های ثانوی، کودک و بزرگسال با هم مساوی و از کرامت یکسان برخوردارند. از این رو باید از احترام یکسان بدون در نظر گرفتن دیگر ملاک ها نیز برخوردار باشند. از این رو اسلام حتی برای جنینی که در رحم مادر است و هنوز دیده به جهان نگشوده نیز احترام و کرامت قائل است چنان که حتّی از ارث سهم می برد و اگر هم سقط شد، مانند دیگر انسان ها باید غسل و کفن شده و به خاک سپرده شود و حتی اگر کسی باعث قتل او در رحم مادر شده، باید به ولی او دیه بپردازد؛ این برخورد، با انسان ها در اسلام نشانه تساوی آن ها در کرامت است(1). از سوی دیگر کودکان بر فطرت الهی آفریده شده اند و این فطرت گرچه هنوز به فضایل مزیّن نشده، به خبائث نیز آلوده نیست، پس، از این حیث نیز کودکان دارای کرامت اند و شاید کرامتی بیش از برخی بزرگسالان دارند؛ پس احترامی بیشتر را نیز می طلبند(2). اکثر کودکان، خود را چنان می شناسند که دیگران در رفتار خود با آن ها می نمایانند و بر طبق این شناخت از خود، عمل می کنند و اگر چنین نکنند دچار تضاد درونی، اضطراب و دلهره می شوند(3).

ص: 109


1- همان، ص102.
2- همان، ص103.
3- . همان، ص104.

آثار تربیتی احترام کودک

1. انسان دارای حب ذات است و هر انسانی خود را دوست دارد و در جهت حفظ حرمت خود می کوشد و موقعیتی که در آن احساس بی حرمتی کند، پرهیز کرده، با آن به مقابله بر می خیزد(1). امام صادق علیه السلام می فرماید: « طبعت القلوب علی حبّ مَن أحسن علیها و بُغض مَن اساء الیها(2)». قلب های (انسان ها) بر دوستی با کسی که با آن ها نیکی کند و دشمنی با کسی که به آن ها بدی کند سرشته شده است(3).

بنابراین اگر کودک از والدین خود احساس بی احترامی کند سخنان و تعلیمات آن ها، نه تنها بر او اثر تربیتی نخواهد داشت، بلکه اثر معکوس و ضد تربیتی نیز به بار خواهد آورد زیرا ممکن است بغض آن ها را در سینه داشته و پذیرای حرف آن ها نباشد.

2. احترام به کودک در خود پنداره او تأثیری ژرف بر جای می گذارد و این تأثیر در رفتار شخص بروز می یابد؛ زیرا رفتار انسان ها بر اساس شناختی است که از فرد دارند و این شناخت از خود، به طور معمول از طریق نگاه دیگران به انسان حاصل می شود(4).

ص: 110


1- . سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1388، ص103.
2- . محمد، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج20، چاپ اول، قم، موسسه آل البیت، 1409ق، ص184، ش4.
3- . سیدعلی، حسینی زاده، همان، ص103.
4- . همان.

شیوه های تکریم و احترام فرزند

رعایت هر اصلی مستلزم انجام شیوه ها و راهکار هایی است، تکریم و احترام فرزند که اهمیت آن در انتقال ارزش های عاطفی به فرزند بازگو شد هم شیوه های زیادی دارد که در این تحقیق به چند مورد از آن ها اشاره می شود.

برخاستن و استقبال از فرزند به هنگام ورود او به مجلس، سلام کردن، اجازه خواستن از کودکان برای گذشت از حقوقشان، پذیرش دعوت و دعوت از آن ها برای میهمانی، جای دادن آن ها در صفوف نماز جماعت، شرکت دادن آن ها در جلسه دعا برای آمین گفتن، شخصیت دادن به آن ها؛ یکی از شیوه هایی که به وسیله آن ائمه به فرزندان خود شخصیت می دادند این بود که برخی کسانی را که سؤال داشتند، برای دریافت پاسخ به فرزندان خود ارجاع می دادند و این کار هم تمرینی بود برای فرزندان در شکوفایی استعدادها و هم معرفی آن ها به دیگران(1).

عدم افراط در تکریم فرزند

البته در محبت و تکریم فرزند نباید افراط کرد، زیرا در این صورت نه تنها نمی توان نتیجه صحیح تربیتی گرفت، بلکه شخصیت فرزند، در اثر زیاده روی والدین در ابراز محبت های نابجا لطمه جبران ناپذیری خواهد خورد. چرا که این فرزند از خود راضی و از جامعه توقعات و انتظارات زیادی خواهد داشت و در صورت بی اعتنایی دیگران به این خواسته های بی مورد، فرزند نازپرورده

ص: 111


1- . همان، تلخیص شده از ص 107-112.

و از زندگی بیزار و مأیوس شده و دچار عقده حقارت خواهد شد(1).

1-3- تقویت عزت نفس

بسیاری از مشکلات نسل جدید و جوانان از نداشتن روحیه اعتماد به نفس و خودباوری ریشه می گیرد. ترس از ورود به اجتماع و اظهار اندیشه ها، عدم پذیرش مسئولیت ها و بسیاری از ناکامی ها و عدم موفقیت ها، از جمله عوارض حقارت و نداشتن عزت نفس است. بنابراین تقویت شخصیت فرزندان موجب به وجود آمدن بسترهای مناسب برای ایجاد خصلت های نیکو و صفات ستوده خواهد شد. تکریم شخصیت فرزند و احترام به او یکی از مهم ترین راه های تقویت عزت نفس در آنان است که قبلا توضیح آن آورده شد(2). از منظر امام علی علیه السلام: « فرزند همانند گل ظریف است و روحیه ای لطیف و حساس دارد ( معاشرت با وی باید حساب شده و از روی احترام باشد(3))». حال اگر والدین در دوران شکل گیری شخصیت فرزند، با او با بی احترامی، تحقیر، سرکوفت و سرزنش برخورد کنند، شخصیت فرزند به صورت شخصیتی ذلیل، حقیر، وابسته و منفی شکل خواهد گرفت و اگر با احترام و بزرگداشت با او برخورد کنند، شخصیت او به صورت شخصیتی عزیز، مستقل و مثبت رقم خواهد خورد و در خود به دیده احترام خواهد نگریست و در نتیجه رفتار او، رفتاری سالم و بهنجار خواهد بود(4). امیر

ص: 112


1- . عبدالکریم، پاک نیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان،قم، نشر کمال الملک،1382، ص20.
2- همان، ص18.
3- . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج20، چاپ اول، مکتب آیت المرعشی النجفی، 1404ق، ص342.
4- . سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1388، ص104.

المؤمنین علی علیه السلام در این باره می فرماید: « من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیة(1)». کسی که از احترام نفس برخوردار باشد شخصیت خود را با گناه، بی ارزش نمی کند. یا امام سجاد علیه السلام می فرماید: « من کرمت علیه نفس هانت علیه الدنیا(2)». کسی که از احترام نفس، برخوردار باشد، دنیا نزد او بی ارزش می شود. عزت نفس یک ارزش به شمار می آید و برای ایجاد این ارزش در کودکان باید به صورت عملی آن را به ایشان آموخت و ایجاد چنین ارزشی، میسر نیست مگر این که والدین به او احترام بگذارند و حقوق او را رعایت کنند. چرا که تحقیر شخصیت کودک؛ آثار تربیتی بسیاری را متوجه شخصیت فرزند می کند و هرگز نمی توان از کودکی که همواره به او بی احترامی شده، انتظار نیکی داشت(3).

فرزندانی که به طور واقعی عشق و محبت می بینند، ناخودآگاه درک می کنند که به آن ها ارج گذاشته شده است. احساس ارزشمند بودن برای سلامت روانی ضروری و پایه عزت نفس در کودکان است. این کیفیت نتیجه مستقیم عشق پدر و مادر به فرزند است. فرزندان به این اهمیت نمی دهند که والدین چقدر آگاهی دارند بلکه برایشان مهم است که چقدر به آن ها توجه می شود(4).

ص: 113


1- . میرزا حسین، نوری، مستدرک الوسائل، ج11، چاپ اول، بیروت- لبنان، مؤسسه آل البیت،؛ 1408ق، ص 339، ش13208-14.
2- حسن بن علی، ابن شعبه حرانی، تحف العقول، چاپ دوم، قم، جامعه مدرسن، 1363ق، ص278.
3- . سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1388، ص105.
4- . امیرملک، محمودی، راهنمای خانواده، چاپ بیست و سوم، قم، نشر شهاب الدین، 1386، ص198-199.
1-4- تقویت ارتباط کلامی

عموم مردم به ویژه کودکان و نوجوانان به ارتباط کلامی بسیار حساس هستند. لحن و صوت والدین در ارتباط کلامی باید دارای بار عاطفی مثبت باشد، والدین می توانند با سخنان نرم، نیکو و محبت آمیز از مشکلات روحی و ناهنجاری های کودکان و نوجوانان بکاهند و رنج های درونی انان را آرامش بخشند. بسیاری از تندخوئی ها، خشونت ها، لجبازی ها و زورگویی ها را می توان با ارتباط کلامی صحیح و نیکو حل نمود(1). نمونه هایی از ارتباط کلامی سرور و سالار آزادگان امام حسین علیه السلام با فرزند در حساس ترین روزهای زندگی: در هنگام گفتگو با دخترش سکینه و خواهران، برای تسکین آلام روحی وی فرمود: « یا نور عینی! چگونه تسلیم مرگ نباشد کسی که یاوری ندارد(2)». و همچنین در موقع خداحافظی با فرزندان و خواهران، امام سجاد علیه السلام را به آغوش کشیده و با این کلمات دلنشین او را یاری دادند، « پسرم تو پاکیزه ترین فرزندان من هستی و بهترین خاندان من می باشی و تو از طرف من سرپرست این زنان و کودکان خواهی بود(3)». سخنان محبت آمیز و دلربا تا عمق جان مخاطب تأثیر می گذارد و با ایجاد محبت بیشتر در قلب وی او را به سوی گوینده جذب می کند. والدینی که در به کارگیری الفاظ و عبارات خود، کمال ادب و عفت را رعایت کنند، در منظر فرزندان

ص: 114


1- . عبدالکریم، پاک نیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان،قم، نشر کمال الملک،1382، ص29.
2- . محمد، محمودی شهری، موسوعه امام حسین، فی الکتاب و السنه و التاریخ، به ترجمه عبدالهادی، مسعودی، قم، دارالحدیث، 1389، ص490.
3- . همان، ص486.

عزیز و مکرم بوده و دیگران نیز به آنان با دیده احترام می نگرند. در حقیقت رعایت ادب، عفت و داشتن صمیمیت در گفتار ناشی از کرامت نفس گوینده است و در تحکیم روابط گوینده و مخاطب تأثیر فراوان دارد(1).

1-5- هدیه دادن

یکی دیگر از راه های جذب فرزندان که انتقال ارزش های عاطفی را به آن ها تسهیل می کند دادن هدیه به آن هاست. هدیه دادن علاوه بر این که عشق و محبت هدیه شونده را به انسان زیاد می کند و موجب استحکام ارتباط قلبی می شود، نشانه احترام به شخصیت طرف مقابل است و هدیه شونده از این که مورد توجه و عنایت قرار گرفته، احساس لذت و نشاط می کند. والدین برای تقویت ارتباط صمیمانه با فرزندان می توانند با اهدای هدیه مناسبی در وجود آنان نفوذ کرده و خصلت های ستوده و نیک را در آنان ایجاد کنند(2). طبق فرموده پیامبر صلی الله علیه و آله: « بهتر است در دادن هدیه، فرزندان دختر را مقدم بدارد، زیرا هرکس دختر خود را خوشحال نماید همانند این است که یک انسان ارزشمندی را از بند رهانیده است و هرکس به پسرش چشم روشنی داده است و او را شاد کند در ردیف بهشتیان خواهد بود(3)». هدیه، دل ها را پر از صفا و صمیمیت کرده و غبار کدورت را از دل ها می زداید به ویژه آن که تقدیم هدیه در مناسبت های خاصی باشد که خاطرات خوش آن روز با شادمانی تحفه عجین گردیده و تأثیر نشاط آور آن را چندین

ص: 115


1- . عبدالکریم، پاک نیا، همان.
2- عبدالکریم، پاک نیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان،قم، نشر کمال الملک،1382، ص24.
3- محمد، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج21، چاپ اول، قم، موسسه آل البیت، 1409ق، ص514.

برابر می کند(1). البته تأثیر و لذت هدیه و بخشش به فرزندان زمانی بیشتر می شود که بدون درخواست قبلی انجام گیرد، تا ضمن حفظ شخصیت و کرامت، روحیه خودباوری و اعتماد به نفس در آنان تقویت می شود(2).

1-6- تشویق و تحسین

یکی دیگر از روش هایی که در سیره معصومین در تربیت فرزند از آن بهره گرفته می شود روش تشویق و تحسین است(3). از این رو علی علیه السلام در نامه به مالک اشتر می فرماید: « مبادا نکوکار و بدکار در دیده ات برابر آید که آن رغبت نیکوکار را در نیکی کم می کند و بدکار را به بدی وادار می نماید(4)».

به طورکلی در سیره معصومین تشویق، بیشتر به صورت تشویق های معنوی و یا تحسین بوده است و کمتر از تشویق و پاداش مادی استفاده شده است(5). والدین باید سعی کنند بر کوشش ها و موفقیت فرزندان تمرکز داشته باشند نه بر ضعفیات آن ها. والدین با تشویق باعث می شوند تا فرزندان از لحاظ روحی و روانی و معنوی رشد کنند و زندگی متعادلی داشته باشند(6).

ص: 116


1- عبدالکریم، پاک نیا، همان.
2- همان، ص25.
3- سیدعلی، حسینی زاده، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1388، ص153.
4- ترجمه جعفر، شهیدی، نهج البلاغه، چاپ چهاردهم، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی،1378ش، ص328.
5- . سیدعلی، حسینی زاده، همان، ص154.
6- . امیرملک، محمودی، راهنمای خانواده، چاپ بیست و سوم، قم، نشر شهاب الدین، 1386، ص207-205.

نتیجه گیری

شالوده هر جامعه، خانواده ها هستند و در واقع، هسته اولیه تشکیل جوامع نیز محسوب می شوند. نیرو های حرکت دهنده هر جامعه در خانواده ها متولد شده و رشد می یابند. روابط اولیه افراد در خانواده، زمینه ساز نوع فعالیت های آینده آنان در در ابعاد مختلف دینی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی است. تجارب افراد در خانواده می تواند سال ها آن ها را تحت تأثیر قرار دهد. به طور کلی خانواده سالم، خانواده ای که با تربیت افراد موفق و کوشا و تحویل ان ها به جامعه در رشد و تعالی آن مؤثر باشند.با توجه به این نکته و سایر مباحثی که تاکنون بیان شد، نقش والدین در انتقال ارزش ها به فرزندان روشن می شود. از فصل انتقال ارزش های دینی نتیجه گرفته می شود که اصل ازدواج در درجه اول بیشترین تأثیر را در تربیت فرزند دارد و به تبع آن آموزش های مختلفی که باید به فرزندان داده شود، از فصل انتقال ارزش های عاطفی نتیجه گرفته می شود والدین برای پرورش فرزندانی با عزت نفس و مقاوم در برابر مشکلات لازم است به نیاز های اساسی کودک خود مانند تکریم و احترام و تقویت عزت نفس در او توجه و اهتمام ویژه داشته باشند، از فصل انتقال ارزش های اجتماعی به این رسیده که در درجه اول باید فرزندانی مسئولیت پذیر پرورش داد تا بتوانند در آینده نقش هایی که بر عهده آن ها گذاشته می شود را به بهترین شکل ممکن انجام دهند و از زیر بار آن ها شانه خالی نکنند و در فصل آخر که انتقال ارزش های اخلاقی است که مهم ترین مسئله در تربیت و پرورش اخلاقی کودک، عامل بودن والدین است و در مراحل بعد راستی و

ص: 117

صداقت و فراهم کردن موقعیت ازدواج برای فرزندان، تبیین و مورد بررسی قرار می گیرد. در این راستا در عصر کنونی دو رسالت، ضروری به نظر می رسد: در مرتبه اول تقویت نهاد خانواده و در مرتبه دوم، کمک به اصلاح روابط اعضای خانواده با یک دیگر و افزایش کارآیی و تعالی اخلاقی خانواده ها، که علاوه بر اهتمام خود والدین به این رسالت، اهتمام و توجه نهاد آموزش و پرورش و نقش پر رنگ رسانه ها را نیز می طلبد.

ص: 118

فهرست منابع

* قرآن کریم، ترجمه مهدی الهی قمشه ای ،

* سید رضی ، نهج البلاغه،

1. ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، به تحقیق غفاری، علی اکبر، ج1و2، چاپ دوم، قم، دفتر انتشارات اسلامی ، وابسته به جامعه مدرسین قم، 1413ق.

2. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، به تحقیق غفاری، علی اکبر، چاپ دوم، قم، جامعه مدرسین،1404ق.

3. ابن منظور محمد بن مکرم، ، لسان العرب.ذیل واژه سنن، چاپ سوم، بیروت، دار صادر، 1414ق.

4. بروجردی، حسین، منابع فقه شیعه، ترجمه جامع الاحادیث، به تحقیق جمعی از فضلاء، ج22، چاپ اول، تهران، نشر فرهنگ سبز، 1386ق.

5. باقی نصرآبادی، علی، مبانی جامعه شناسی، چاپ اول، قم، یاقوت، 1382.

6. بوربا، میشله، کتاب جامع تربیت کودک، به ترجمه بهشتیان، محمد، ج2، چاپ اول، تهران، نشر فرهنگ سبز،1389.

7. پاک نیا، عبدالکریم، حقوق متقابل والدین و فرزندان، قم، نشر کمال الملک، 1382.

8. حسینی زاده، سیدعلی، تربیت فرزند، ج1، چاپ هفتم، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388.

9. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، به تحقیق مؤسسه آل البیت، ج20و21، چاپ اول، قم، مؤسسه آل البیت، 1409ق.

ص: 119

10. خوانساری، محمد، شرح غرر الحکم و درر الکلم، به تحقیق حسینی ارموی محدث، جلال الدین، ج3، چاپ چهارم، تهران، نشر دانشگاه تهران، 1366ش.

11. داوودی، محمد، تربیت دینی، زیر نظر اعرافی، علیرضا، ج2، چاپ چهارم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388.

12. رفیع پور، فرامرز، آنومی یا آشفتگی اجتماعی، تهران، سروش، 1378.

13. سووه توماس، فرهنگ، اصلاحات اجتماعی اقتصادی، م. آزاده، چاپ اول، تهران، انتشارات مازیار، 1354.

14. شریف قریشی، باقر، نظام خانواده در اسلام، به نقل از قاموس المحیط، ترجمه لطیف راشدی، چاپ سوم، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل،1386.

15. شیخ صدوق، گزیده من لایحضره الفقیه، ج1، چاپ اول، فیض کاشانی،1276ش.

16. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، چاپ چهارم، قم، الشریف الرضی، 1412ق/ 1370ش.

17. عمید، حسن، فرهنگ عمید، فرهنگ فارسی، چاپ دوم، تهران، نشر اشجع، 1390.

18. فردوسی، سیما،کلید های تربیت کودکان، چاپ ششم، تهران، نشر صابرین، 1388.

19. قائمی،علی، نظام حیات خانواده در اسلام، چاپ نهم، تهران، نشر انجمن اولیاء و مربیان، 1384.

20. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج2، قم، دارالکتاب، 1404ق.

21. کلینی، محمد بن یعقوب، گزیده الکافی، ترجمه بهبودی، محمد باقر، ج5، چاپ اول، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، بی تا.

_______________، اصول کافی، ترجمه کسره ای، ج4، چاپ سوم،

ص: 120

قم، نشر اسوه، 1375ش.

23. محمودی، امیر ملک، راهنمای خانواده، چاپ بیست و سوم، قم، شهاب الدین، 1386.

24. معین، محمد، فرهنگ فارسی، چاپ دوم، تهران، ثامن، 1386.

25. مطهری، مرتضی، سیری در سیره نبوی، چاپ پنجاهم، قم، صدرا، 1388.

26. محمودی شهری، محمد، موسوعه امام حسین، فی الکتاب و السنه و التاریخ، به ترجمه عبدالهادی، مسعودی، قم، دارالحدیث، 1389.

27. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج5 و80، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.

28. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، به تحقیق گروه پژوهش مؤسسه آل البیت، ج11و15، چاپ اول، بیروت_ لبنان، مرسسه آل البیت، 1408ق.

29. ایمانی، محسن، "نقش پدر در تربیت فرزندان"، مجلات تخصصی نور، پیوند، خرداد1389.

30. فرزند وحی، جمال، حیدر نژاد، طاهره، " مراحل تربیت از دیدگاه قرآن و سنت و علم روانشناسی، فصل نامه تخصصی قرآن و حدیث، چاپ پنجم، قم، نشر حسنا، 1392.

ص: 121

ص: 122

عفت مادر و تربیت فرزندان

کبری کریمی(1)

چکیده

مادر به عنوان محور اصلی زندگی دختر، عمده ترین نقش را درباره ی او ایفا می كند در همه ی فرهنگ ها مادر نخستین كسی است كه دختر از او سرمشق می گیرد و از او نخستین اثرات ذهنی را كسب می كند. برای دختر، مادر همه چیز است كه موجبات آرامش و رفاه نسبی او می شود و به دلیل همانند بودنش می تواند نفوذ بیشتری بروی داشته باشد و مادر، آموزنده ی درس عفت و تقوا، عبادت و خلوص، پاكی و خداترسی برای دخترش می باشد نقش الگوئی او برای دخترش آن چنان است كه آثار نیك رفتار برای مادام العمر در ذهن او باقی می ماند. در او خیرخواهی و خیراندیشی نسبت به دیگران و شاكله و جودی او از هر جهت بوجود می آورد.

بر این اساس كه تصویر شد «نقش عفت مادر» در تربیت دختر اگر با معیارهای تقوا و فضیلت همراه باشد نقطه حیاتی و مركزی جامعه آینده كلید می خورد.

واژگان کلیدی:

نقش، عفت، تربیت فرزندان

ص: 123


1- . استاد و محقق حوزه علمیه، اتمام سطح 2 حوزه علمیه karimekarimi26@gmail. (صلی الله علیه و آله و سلم)om

مقدمه

برای پرورش فرزندان صالح و شایسته به خصوص دختر در درجه اول، پرورش دهنده و مربی او، باید از خصوصیات ویژه ای برخوردار باشد تا از آغوش پاك و از محیط سالم زندگی برخوردار باشند و این گلهای قشنگ و آراسته و امیدبخش (فرزندان) برای جامعه پرورانده شوند.

هدف اصلی این تحقیق، اگاهی از نقش عفت مادر در تربیت دختر، از دیدگاه اسلام، روان شناسی و علوم تربیتی است و این كه مادران عفیفه تا چه اندازه در تربیت دختران اثر گذارند و چگونه می توانند از دختران خود، مادرانی شایسته را پرورش و تحویل جامعه دهند.

بی تردید، اگر مادران به نقش مهم خود در تربیت فرزندان به ویژه دختران آگاه باشند و از شیوه های سازنده در این زمینه بهره گیرند می توانند افرادی شایسته و مفید را تعلیم و تربیت كنند.

طبیعی است با تحقق بخشیدن به عفت دختران، بسیاری از مشكلات اجتماعی كه امروزه تا حد زیادی وبال جوامع شده است، رفع خواهد شد؛ زیرا بیشتر ناهنجاری ها و نابسامانی های اجتماعی در جهان كنونی ناشی از بی توجهی مادران به وظایف خود و آشنا نبودن آنان با روش درست تربیت فرزندان است. لذا از مهم ترین ضروریاتی كه در این تحقیق به آنها می پردازد عبارتند از:

1 - شناخت مادران نسبت به مسئله عفاف

2 - آگاهی مادران از تفاوت بین حجاب و عفاف

3 - پرداختن به موضوع عفت به طور مستقل

4 - پی بردن به ابعاد عفت

ص: 124

موارد یاد شده از ضرورت های این تحقیق است.

حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه ی بشرى و بویژه جوامع اسلامى مطرح بوده و هست. این دو واژه در کنار هم به کار برده مى شوند و در نگاه اول به نظر می آید هر دو به یک معنا باشند. اما با جستجو در متون دینى به تفاوت آن ها پی می بریم. در قرآن كریم خداوند متعال عفت را از صفات مؤمنین شمرده و چهار بار از ریشه ی عفاف استفاده شده است.

درباره ی موضوع «نقش عفت مادر در تربیت دختر» مستقلاً كتابی نگاشته نشده است. لیكن تألیفاتی از واژگان كلیدی آن یعنی نقش، مادر، تربیت - برای دختران و غیره نگاشته شده كه در این كتاب ها به موضوع عفت به طور كلی پرداخته اند و در خصوص نقش عفت مادر در تربیت دختر به صورت مختصر و گذرا صحبتی به میان آورده اند.

یكی از دغدغه های اصلی والدین تربیت فرزندان به خصوص دختران است.

و در تربیت آنچه بیش از همه نمود دارد، عفت می باشد كه خود مفهوم گسترده ای دارد و همه ابعاد تربیت را تحت تأثیر خود قرار می دهد. عفت یعنی «خود نگهداری در قلمرو شهوات و خواسته های نفسانی»(1)

در این جا مادر كه از جنس دختر است نقش تربیتی اش مؤثرتر می باشد. به همین خاطر باید به نحوه ی نقش آفرینی عفت خود در زمینه ی تربیت دخترش آگاهی بیشتر پیدا كند كه یكی از راه های آن مطالعه و آگاهی از رهنمودهای دینی است.

ص: 125


1- . حسین، مهدی زاده، پرسمان حجاب، انتشارات صهبای یقین، چاپ پنجم، قم، 1388، ص 30.

مفهوم شناسی

برای اینكه دید خواننده نسبت به واژه ها و كلمات موضوع روشن تر و وسیع تر گردد باید هر واژه را در معنای لغوی و اصطلاحی تعریف و توضیح و تفسیر كرد در معنای لغوی، واژه هایی كه می توانند به جای كلمه مورد نظر بكار روند، می آید و در معنای اصطلاحی به توضیح و تفسیر بیشتر واژه ی مورد نظر پرداخته می شود در این گفتار، واژه های كلیدی موجود در موضوع بررسی می شود كه به ترتیب عبارتند از: «نقش - عفت مادر - تربیت - فرزند»

1 - نقش

لغوی: واژه «نقش» در معنای متعدد و زیادی به كار رفته است از جمله «رنگ آمیزی كردن(1)، تصویر، نگارش، خلقت، لیاقت(2) و ...»

اصطلاحی: واژه «نقش» توضیح و تفسیر آن در مواقع مختلفی استفاده می شود مثل «شكل و صورت كسی یا چیزی را كشیدن(3)» اما مهمترین و اصلی ترین زمانی كه این واژه به كار می رود هنگامی است كه اثر و نشانی روی زمین یا چیزی گذاشته شده و باقی مانده باشد.(4) جمع این كلمه نیز نقوش است. در تحقیق مورد نظر مراد از «نقش» معنای اخیر است یعنی «اثر و نشانی روی زمین یا چیزی گذاشته شده و باقی مانده باشد.» (5)

ص: 126


1- . حسن، عمید، فرهنگ عمید، انتشارات امیركبیر، چاپ 27، تهران، 1384، ج دوم، ص 1915
2- . علی اکبر، دهخدا، لغت نامه دهخدا، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، بی چا، تهران، 1352، شماره مسلسل 134، حرف (ن)، ج 46، صص 696 الی 698
3- . حسن، عمید، همان، ص 1915
4- . علی اکبر، دهخدا، همان، ص 698
5- . حسن، عمید، فرهنگ عمید، انتشارات امیركبیر، چاپ 27، تهران، 1384، ج دوم، ص 1915

2 - عفت

لغوی: پارسائی، نهفتگی، پاکدامنی، خویشتن داری

اصطلاحی: عفت عبارت از: «ترک شهوات پست و پاکی جسد»(1)

3. مفهوم شناسی حجاب

کاربرد کلمه حجاب درباره پوشش زن اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه «ستر» که به معنی پوشش است به کار می رفت. حجاب به معنای پرده، چادر، روپوش، روبندوآنچه با آن چیزی را بپوشانند و چیزی که مانع بین دو چیز دیگر باشد، آمده است. مقصود از حجاب اسلامی آن نوع پوششی است که بر اساس دستور قران کریم، زیبائیهای بدن زن را بپوشاند، خداوند در قران خطاب به زنان مسلمان می فرماید:

«لا یبدین زینتهن»(2)

زینت هایشان را آشکار نسازند.

برخی مفسران مصداق زینت را در این آیه شریفه، بدن زن می دانند. در اینجاذکر نکته ای ضروری خواهد بودوآن اینکه هنگامی که ازحجاب سخن به میان می آید، بی درنگ پوشش ونوع آن به ذهن می رسد و کمتر به حقیقت و روح حجاب و ریشه ها و مراحل شکوفائی آن پرداخته می شود. این در حالی است که برای یافتن راهکارهای مناسب و ترویج فرهنگ حجاب باید به

ص: 127


1- . علی اکبر، دهخدا، لغت نامه دهخدا، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، بی جا، تهران، 1352، شماره مسلسل 195، شماره حرف (م)، بخش اول، ج 40، ص 20
2- . نور/34

لایه های زیرین آن هم چون حیاورزی و عفت گرایی نیز توجه کرد.(1)

رابطه عفاف وحجاب

عفاف بدون رعایت پوشش قابل تصور نیست. نمی توان به زن یا مردی عفیف گفت، در حالی که بدون پوشش یا با پوشش نامناسب در انظار عمومی ظاهر می شود. گرچه تفاوتهای رفتاری انسانی ریشه در تفاوت خلقت و فطرت، گرایش ها و منش ها دارد، در اسلام از نشانه های برجسته عفاف می توان به پوشش اسلامی (حجاب) اشاره کرد. شهید مطهری: در ذیل آیه 61 سوره نور چنین می نویسد: از جمله «ان یستعففن خیر لهن» می توان یک قانون علی را استنباط کرد و آن این است که از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف وستر (پوشش) را مراعات کندپسندیده تر است. میان حجاب وعفاف نیز ارتباط وجود دارد. عفت، حالتی نفسانی و درونی است که نمودها و جلوه های گوناگونی در نگاه، گفتار، راه رفتن و ...دارد. حجاب در حقیقت همان نمود و ظهور عفاف، در چگونگی و مقدار پوشش است. ازسوی دیگر، میان این دو واژه رابطه معنائی نیز وجود دارد.

حجاب در لغت به معنای پوشش، پرده و مانع است. به نگهبان، حاجب می گویند؛ چون مانع ورودبیگانگان در حریم و محیط خاص می گردد. بنابراین، حجاب و پوشش زن به منزله حاجب ومانعی در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند ازسوی دیگر، مفهوم «منع وامتناع» در ریشه لغوی عفت نیز وجود دارد.(2)

ص: 128


1- . اعظم، وفائی، صدف عفاف، انتشارات کانون اندیشه جوان، چاپ اول، تهران،1390، ص 19
2- . اعظم، وفائی،، صدف عفاف، انتشارات کانون اندیشه جوان، چاپ اول، تهران،1390، ص 19

بنابراین می توان گفت دو واژه «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک اند.

تفاوتی که میان منع وبازداری حجاب و عفت است، تفاوت میان ظاهر وباطن است؛ یعنی منع وبازداری در حجاب مربوط به حفظ ظاهر است، ولی منع و بازداری که در معنای عفت اخذ شده مربوط به باطن و درون است؛ چرا که عفت حالتی درونی است باتوجه به اینکه تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر یکی از ویژگیهای عمومی انسان است، معمولاً میان حجاب و پوشش ظاهری با عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر وتاثر متقابل وجود دارد. بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر وبهتر باشد، در تقویت و پرورش روحیه باطنی و درونی عفت، تاثیر بیشتری دارد؛ وبالعکس، هرچه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد، حجاب و پوشش ظاهری بیشتر وبهتر می گردد بر این اساس، این دو معمولابا هم رابطه تنگاتنگی پیدا می کنند. به عبارت دیگر، درون پاک بیرونی پاک می پروراند و هرگز قلب پاک موجب باور شدن میوه ناپاک بی حجابی نخواهد شد و آیه قران به خوبی به این مطلب اشاره کرده و می فرماید:

«وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا»

زمین پاکیزه گیاهش به فرمان پروردگار می روید؛ اما سرزمین های بد طینت (وشوره زار) جز گیاه ناچیز و بی ارزش، از آن نمی روید.(1)

4 - مادر

لغوی: واژه «مادر» در واقع ترجمه «امّ» است كه «والده» باشد. البته «مام و

ص: 129


1- . اعراف 58

ماما و مار هم گفته شده است.»(1)

اصطلاحی: كلمه «مادر» مفهوم گسترده ای دارد و وصف ناشدنی است ولی آنچه كه در كتب لغت به صورت معنای قالبی آمده این است كه ««مادر» زنی كه فرزند دارد، زنی كه یك یا چند بچه به دنیا آورده باشد.» اما مراد ما در این تحقیق از واژه «مادر» یعنی؛ كسی كه پرورش فرزند را به عهده دارد چه در دوران حمل یا بعد از حمل تا شامل زنی كه فرزند را به دنیا نیاورده و تنها در تربیت او نقش دارد نیز بشود.(2)

5 - تربیت

لغوی: «تربیت مصدر باب تفعیل از ماده (ربی - یربو)، رشد دادن - پروردن، آموختن، پروردن كودك تا بالغ شود.»

اصطلاحی: «تربیت ادب و اخلاق به کسی یاد دادن یا فراهم کردن زمینه رشد یا شکوفائی استعدادها و به رساندن قوای نهفته یک موجود به فعلیت»(3)

6 - فرزندان

لغوی: واژه فرزند پسر یا دختر هر مرد یا زنی نسبت به خود او

اصطلاحی: «فرزند نرینه و مادیّنه انسان است».

ص: 130


1- . علی اکبر، دهخدا، لغت نامه دهخدا، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، بی چا، تهران،1352، شماره مسلسل 195، شماره حرف (م) بخش اول، ج 40، ص 20
2- . حسن، عمید، فرهنگ فارسی عمید، انتشارات امیركبیر، چاپ 27، تهران، 1384، ج دوم، ج 2، ص 1526
3- . محمد، معین، فرهنگ فارسی معین، انتشارات امیزکبیر، چاپ 16، تهران،1384، ج 1، ص 559 2. حسن، عمید، فرهنگ فارسی عمید، همان، ص 559

نقش مادر در ایجاد و حفظ عفت

گفتار اول: مادر بعنوان عامل مؤثر در ایجاد عفت و مراقبت از عفت

اشاره

مادر شدن تنها زائیدن فرزند و تأمین غذا و پذیرائی از کودک نیست. چه بسیار زنان که چنین وظیفه ایی را انجام می دهند ولی لایق عنوان مادری نیستند. مادر شدن پذیرش مسئولیت و توجه به جنبه های تربیت و اخلاق است، سلامت روح، آگاهی، احساسات رام، فضائل انسانی، تقوا، عفت، شرف و عاطفه، اخلاق خوش و قلب مهربان می باشد. و تازه با داشتن این خصائص باز هم نمی توان او را مادر خواند مگر آنگاه که این زمینه ها را بکار ببندد و کودک را رهبری و تربیت نماید.

مادر موجد تحول در جسم و روان کودک است. اوست كه با رفتار الگویی خود انسان می پروراند، طفل را از عالم ناپاکی ها، دوروئی ها، دور می دارد، در او مهر و صفا، خیرخواهی، خیراندیشی نسبت به دیگران بوجود می آورد.

مادر کودکی می سازد با شخصیت و بزرگ منش یا سرافکنده و زبون، پاک و با عفت یا آلوده و ناپسند. و در همه حال در تکون شخصیت طفل سهم او فوق العاده است.

در این فصل مادر به عنوان عامل مؤثر در ایجاد عفت و مراقبت از عفت، قبل از تولد، بعد از تولد، الگوسازی، تعامل مادر و دختر در عفت و توجه مادر به فرق عفت دختر و پسر و مراقبت های سازنده از قبیل: مراقبت اجتماعی، آمد و شد و خلوتها، در معاشرت ها، ابراز محبت، دقت در روابط خود و همسرش، تقویت ایمان و عقیده و توجه به تهاجم فرهنگی و در آخر توصیه های اسلام به

ص: 131

مادران در مورد عفت مورد بررسی قرار داده ایم.

نقش مادر در ایجاد عفت
1. قبل از تولد

یک روانشناس آمریکایی به نام «دکتر سیلوانوس استال» در یکی از کتاب های خود می گوید: از حکیمی پرسیدند: از چه زمانی تربیت را باید آغاز کرد؟

«حکیم در پاسخ گفت: از بیست سال قبل از تولد! و اگر به نتیجه لازم نرسیدید، معلوم می شود که باید زودتر از آن شروع می کردید.»

این سخن حکیمانه در خور توجه است و معنای آن حضور معنوی نسل پیشین در زندگی روانی نسل حاضر است. در آموزش های دینی ما نیز شواهدی وجود دارد كه انتقال زمینه های روحی و اخلاقی را از والدین به فرزندان تأیید می كند. تجربه های فراوان موجود نیز گواه بر این مساله هستند هر چند از لحاظ علمی نتوانسته اند حد و مرز آن را بدقت تعیین کنند؛ بنابراین کودکی که امروز بدنیا می آید، زمینه های گوناگون ارثی را با خود به همراه دارد.

بنابراین، در یك نظریه دقیق، تربیت کودک سال ها قبل از تولد طفل آغاز می شود و بذرهای اولیه شخصیت او را باید در وجود والدین به خصوص مادر جستجو کرد.(1)

اگر مادر عفیف باشد قطعاً دختری عفیف تربیت می كند و در صورتی هم اگر مادر بی عفت باشد، بچه از همان دامن مادر، منحرف بیرون می آید و چون

ص: 132


1- . محمدعلی، سادات، رهنمای پدران و مادران و شیوه های برخورد با كودكان، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ 18، تهران، 1387، ج دوم، ص 21.

دختران علاقه ی شدیدی به مادر دارند. بدون شك اولین الگوی تربیتی او مادر است.

در حقیقت مادر اصل، ریشه و سرچشمه وجود کودک است و کودک انعکاسی از واقعیات جسمی و روحی مادر و میوه ای از آن شجره مبارکه است. مدت اقامت نطفه در صلب پدر، بسیار اندک ولی در رحم مادر نزدیک به دویست وهفتاد روز مهمان است. آثار وجودی مادر از جسم و روان در وجود کودک ظهور می کند. بنابراین تمام یا اغلب گیرندگی و اثر پذیری او از مادر است و به همین دلیل است كه اسلام برای زن كه در آینده نقش مادر خواهد داشت اهمیت ویژه ای قائل شده است.

دختر قبل از اینکه ازدواج کند باید توجه داشته باشد كه در غذا، رفت و آمد، معاشرت، برخورد، تربیت، ادب و ایمان دقت نماید تا موجد و مولد نسلی پاک، سالم، باارزش و مؤدب به آداب باشد.(1)

امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود:

طوبي لِمَن كانَت اُمُّه عَفيفَة؛

خوشا به حال كسی كه مادرش عفیفه (پاكدامن) باشد.(2)

انعقاد نطفه:

اساسی ترین راهكار تربیت فرزند، پاك و طاهر بودن نطفه از حرام است.

ص: 133


1- . محمود، حسین پور علویه، نقش مادران در تربیت فرزندان، انتشارات جوانان موفق، چاپ اول، قم، 1388، ص 16
2- . محمدبن علی، ابن بابویه، علل الشرائع، مصحح ندارد، انتشارات كتابفروشی داوری، چاپ اول، قم، 1385 ش و 1966 م، ج 2، ص 564

لذا مهمترین مسئله ای كه باید پدر و مادر ملاحظه نمایند، رعایت در خوردن حلال و پرهیز از محرّمات است. کسانی که به ظواهر شرع احترام نگذاشته و مرتکب محرمات می شوند و در کسب و کار دقت لازم را انجام نمی دهند، و یا حقوق شرعی مثل خمس و زکات را پرداخت نمی نمایند، همچنین بهداشت و سلامت ظاهری را در خوردن و آشامیدن مراعات نمی کنند، اولین دسته ای هستند که باید پدر و مادر از لقمه ی آنها پرهیز کنند و مراقبت در این موارد، سود آن به خود ایشان بر می گردد. گرچه رعایت موارد مذکور، مشکل است و تا انسان شروع نکرده، شیطان روحیه ی انسان را تخریب می کند، ولی به مجرّد آنکه انسان بر خدا تکیه و توکّل کند قدرتش زیاد می شود و سخت ترین ها هم آسان می گردد. در هر حال تربیت فرزند صالح آسان نیست و گوهری است که آن را به هر کس نمی دهند.(1)

پس باید هنگام انعقاد نطفه همواره ذكر و یاد خداوند، پدر و مادر فرزند داشته باشند چرا كه اگر شیطان دخیل شد و شریك، هنگام منعقد شدن نطفه باعث می شود فرزند از دشمنان ائمه معصومین شود خلاصه اینكه برای تولد فرزندان مؤمن و مفید، طرفین باید در هنگام انعقاد نطفه دارای وضو و طهارت ظاهری و باطنی باشند چرا كه در این صورت است كه هیچ گاه وسوسه های شیطانی به این فرزند زیان نمی رساند.(2)

گرچه در اصل انعقاد نطفه از پدر است ولی ظرف و محل پرورش نطفه رحم مادر است. از روزهای اولیه انعقاد نطفه در رحم، زحمات و مشكلات

ص: 134


1- . محمود، حسین پور علویه، نقش مادران در تربیت فرزند، همان، ص 26
2- . همان، ص 28

مادر رسماً شروع می شود. بی میلی به غذا خوردن و گاه حالت تهوع، ضعف و حسّاس شدن روحیه و... از جمله این نشانه هاست از همین زمان اضطراب مادر شروع می شود. دایم در این فكر است كه چه كند فرزندش سالم باشد و سالم به دنیا بیاید.(1)

2. زمان بارداری

یكی دیگر از مراحل تربیت كه مادر باید دقت كافی را داشته باشد مرحله ی بارداری وی می باشد.

در این دوران علاوه بر بهداشت جسمانی به بهداشت روانی خود نیز توجه کند و از محیطی آرام و پر نشاط برخوردار گردد؛ زیرا تنشهای روانی و تألمات روحی تأثیری بد بر جنین می گذارد در این دوران وظیفه پدر حساس و خطیر است. او باید توجه داشته باشد که: مادرانی كه در ارتباط با همسران خود از جهت روحی و عاطفی ارضاء می شوند بهتر می توانند کودک خود را در لحظات اوّلیه زندگی اش از چشمه جوشان عواطف خود سیراب سازند و زمینه را برای پیدایش کودکان سالم و متعادل فراهم آورند.

در تعالیم دینی ما توصیه شده است که مادر در دوران بارداری مراقب شرایط روحی و معنوی حاکم بر خود باشد و از یاد خدا - که سرچشمه نور و صفاست - و تلاوت آیات قرآنی و انس با کلام الهی غفلت نکند؛ زیرا تقویت حالات روحانی در مادر علاوه بر تامین آرامش روحی و درونی، به القاء این نور معنوی در جنین نیز می انجامد و زمینه های روحانی را در او تقویت می کند؛ در این دوران مادر باید به بهداشت جسمی خود نیز اهمیت دهد تغذیه

ص: 135


1- . یدالله، نفری، زیباترین واژه هستی مادر، ناشر نفری، چاپ اول، قم، 1389، ص 14

صحیح و کافی، استفاده از هوای سالم، پرهیز از فعالیت شدید و خستگی زیاد، در سلامت جسمی و روانی کودک آثاری عمیق دارند.(1)

نکته مهم دیگر در تغذیه دوران بارداری، رعایت تنوع غذایی است بهترین راه، استفاده از مواد غذایی قابل دسترس در محل و سفره خانواده است. و البته باید توجه داشت که نیازهای غذایی در این دوران افزایش می یابد.

دوران بارداری

پس وضع تغذیه مادر در زمان بارداری، حتی در اخلاق و مقدار ضریب هوشی و استعداد کودک نیز تاثیر فراوان دارد؛ زیرا رشد اعصاب و مغز کودک از غذای مادر است، پس هر نوع غذای جسمی و روحی بر روی کودک اثر خواهد گذاشت. لذا اسلام برای این مسئله اهمیت خاصی قائل شده و سفارشهای فراوانی نموده است.

بر این اساس هر مادری باید توجه داشته باشد که دوران حمل برای طفل او سرنوشت ساز است و تمام روحیات وی روی فرزندی که در شکم دارد اثر می گذارد.

همچنین باید به نوع غذا و حلال بودن آن توجه خاصی داشته باشد، زیرا تاثیر بسیار زیادی بر روی اخلاق، رفتار و ایمان کودک می گذارد.(2)

ص: 136


1- . محمدعلی، سادات، راهنمای پدران و مادران، همان، ص 24
2- . میخبر، ریحانه بهشتی یا فرزند صالح، ناشر نورالزهراE، چاپ 23، قم 1385، ص 72
3. بعد از تولد

از نظر علمی رابطه مادر با طفل از سوئی رابطه رهبری و رهروی است قانون وراثت بسیاری از حالات كودك را به گونه ای ناخودآگاه ناشی از مادر می داند و در جنبه اجتماعی نیز گفته مادر و حالت مادر در مواجهه با یك امر برای كودك سند است. ترسش، مهرش، حیاتش، سخت سری و لجبازیش، خیرخواهی، و بدخواهیش، كینه توزی و حسادتش تا حدود زیادی در طفل مؤثر است. از مادر تنها نسل زشت یا زیبا باقی نمی ماند بلكه زشتی و زیبایی روان هم به مادر بستگی دارد. در اینجاست كه مادر باید بسیار محتاطانه در نقش رهبری خود عمل كند چرا كه نقص و یا سلامت شخصیت روانی كودك مخصوصاً در 6 سال اول زندگی بستگی به مهر مادر و یا محرومیت از آن دارد و ممكن است اثراتش تا پایان عمر باقی بماند. نتیجه اینكه مادر منشأ سعادت یا بدبختی فرزند است اگر او مریض باشد اعضای جامعه بیمارند و انحطاط و فساد همه جا را می گیرد و اگر او به معنای علمی كلمه در جنبه مادی و معنوی سالم باشد امید به سلامت جامعه بسیار است. تمدن حقیقی و كامل در دست مادران تربیت شده و عاقل است و تأثیرات همه از سوی آنها شروع می شود.(1)

4. كودكی

این دوره از آغاز تولد تا حدود 13 - 12 سالگی را دوران کودکی می نامند و این دوره از دو بخش عمده تشكیل می شود دوره قبل از دبستان و دوره ی دبستان.

در تعالیم اسلامی نیز مراحل كودكی را 7 سال اول که تقریباً مطابق با دوره

ص: 137


1- . علی، قائمی، نقش مادر در تربیت، همان، ص 33

قبل از دبستان است، دوره سیادت نامیده اند؛ و 7 سال دوم را دوره ی اطاعت یا دوره ی تأدیب و تعلیم نامگذاری کرده اند و بالاخره 7 سال سوم را دوره ی وزارت نام نهاده اند. دوره ی کودکی كه شامل 7 سال اول زندگی كودك است به مرحله های كوچكتر دیگر تقسیم می شود.

دو هفته اول را مرحله نوزادی، 2 یا 3 سال اول را مرحله طفولیت و 3 تا 7 سالگی را مرحله خردسالی نامیده اند. روانشناسان و دانشمندان تعلیم و تربیت از این دوره (كودكی) به دوره اساسی و پایه یاد می كنند. زیرا در این دوره و به ویژه در سال های نخستین آن شخصیت كودك شكل می گیرد و زمینه نگرش ها، عواطف، و الگوی رفتاری آینده او به وجود می آید. تحقیقات نشان داده است كه از 6 ماهگی تا 3 سالگی حضور مادر نه تنها در رشد عاطفی كودك بلكه در رشد عقلی و بدنی او تأثیری بسزا دارد. مادر برای كودك الگوی تدلیس و ریا و یا عفت و صداقت است اگر ناپاك باشد قطعاً آن حالت را به كودك منتقل خواهد كرد به همان گونه كه اگر پاك و عفیف باشد همان را به كودك خویش خواهد آموخت. به عقیده روانشناسان تقلید در كودك خردسال آنقدر قوی است كه هر عملی را مادر انجام دهد توسط كودك تكرار خواهد شد. این تأثیر بدان خاطر است كه كودك با مادر بیش از پدر مأنوس است.

5. نوجوانی

در اینجا نكته ای را نباید از نظر دور داشت وجود نسل نوجوان و فاصله ی میان والدین امری انكارناپذیر است سرعت تحولات اجتماعی فرهنگی در جهان تفاوت بین دو نسل را بسیار عمیق و چشمگیر می سازد در گذشته سرعت تحولات تا این اندازه زیاد و چشمگیر نبود زندگی انسان ها ساده و به

ص: 138

دور از پیچیدگی ها و اختلاف میان دو نسل در یك خانواده محسوس و عمیق نبود در زمان حاضر كه عصر سرعت نام گرفته است پیشرفت صنعت و تكنولوژی سبب شده است كه صحنه های زندگی پیوسته تغییر كند و مسائل جدیدی با خود به همراه آورد باید تلاش كنیم تا با گسترش دید فرهنگی خود قدرت همزبانی و همراهی و تفاهم با فرزندان خود را از دست ندهیم و نسبت به آنها غریبه و بیگانه نشویم.

در این مرحله نوجوانی با چالش های جدی رو به روست از یك سو تغییرات فیزیولوژیك بلوغ (شامل علایم ثانویه و به هم خوردن نظم پیشین هورمونی) ظاهر می شود و نوجوان را سردرگم خویش می كند كه این تغییرات را نوجوان هر روز در برابر آینه می بیند از سوی دیگر لیبیدو مجدداً بر دستگاه تناسلی متمركز می شود و نوجوان به جنس مخالف علاقه مند می شود انرژی جنسی نوجوان را تحت فشار قرار می دهد و او برای گریز از این فشار به ریاضت طلبی و عقلی سازی پناه می برد با ریاضت طلبی (سختگیری همه جانبه بر خود) نوجوان می كوشد تا از هجوم ناگهانی كشاننده جنسی ایمن شود.(1)

نوجوان به ناگاه تغییر می كند و بر خلاف سابق دیگر به آنچه بزرگسالان می گویند گردن نمی نهد او گاهی طرز راه رفتن خود را عوض می كند لهجه خود را تغییر می دهد رویایی و عشق طلب می شود نسبت به زیبایی ها با حساسیت می نگرد و اندك اندك قدم به دنیای درون خویش می گذارد افكار

ص: 139


1- . علی رضا، آقا یوسفی، روانشناسی عمومی، انتشارات دانشگاه پیام نور، چاپ اول، تهران، 1386، ص 380

وی بیشتر متوجه مسائلی می شود كه مربوط به زمان حال نیستند و با واقعیات همان لحظه تناسبی ندارند در خلال این تحول نوجوان به آرامی نسبت به قدرت فكر هوشیار می شود و در كمند ارزش های فردی خود می غلتد.

تحول روانی در دوره نوجوانی در وحله نخست رنگ جنسی و تناسلی دارد و در وحله ی دوم به شكل یك بحران نمایان می شوند و سرانجام به صورت یك دوره ی ساخته شدن و شكل گرفتن و آماده شدن در می آید.

البته نمی توان بی آنكه از شرایط اجتماعی و فرهنگی كه در آن نوجوان تحول می یابد نادیده گرفت.(1) بی شك، مادر در هفت سال دوم و سوم زندگی نیز (نوجوانی) نقش تربیتی قابل توجهی دارد و نباید نقش خود را تمام شده انگارد. چرا كه نقش مادر بیشتر جنبه هدایت گری و راهنمایی دارد كه در اینجا به صورت - اختصار بیان می كنیم - ضرورت استمرار از نقش های گذشته؛

دوره نوجوانی دوره استقلال خواهی فرزندان است؛ و آنها خود را مستقل از والدین می پندارندبا این حال نباید پدر و مادر این گونه فكر كنند و فرزندان را در این سن به حال خود رها كنند اگر مادر نسبت به رفتار و اندیشه های نوجوان بی توجه باشد و جنبه های روحی و جسمی فرزند را نادیده بگیرد به شخصیت نوجوان آسیب خواهد زد. ارتباط برقرار نكردن والدین با نوجوان به خصوص مادر موجب می شود كه وی به افراد دیگری مانند دوست و همسالان روی آورد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: َالمَرَءُ عَلی دینِ خَلیلهِ فَلیَنظُر اَحَدَ ُكم مَن

ص: 140


1- . مسعود، آذربایجانی و دیگران، روانشناسی عمومی، انتشارات زمزمه هدایت، چاپ ششم، قم، 1388، ص 92

یُخالِلِ(1)؛ آدمی بر آیین دوست خود است، پس هر یك از شما مواظب باشد كه با چه كسی دوستی می كند.

6. جوانی

این دوره از حدود 20 سالگى شروع مى شود اگر دوره نوجوانى در محیطى مناسب طى شده باشد، فرد به سطحى معقول و رضایت بخش از رشد یافتگى مى رسد. از نقطه نظر تحولى، یكى از امكاناتى كه در دوره نوجوانى گسترش مى یابد تعهدات - یعنى ظرفیت پیگیرى بى كم و كاست ارزشها، آرمانها و روابط پایدار - است. تعهد نسبت به خود، تمام تعهدات دیگر را تحت سیطره خویش قرار مى دهد. جوان در جستجوى یك ارزش است، ارزشى كه با شناخت واقع نگرانه، ظرفیتهایش، با سودمندى بالقوّه اش ارتباط دارد.

از دیدگاه (اریكسون) ویژگی اصلی جوانی عبارتند از: (در تحلیل روابط بین خود و جامعه، جوان در مقابل تغییرات سریع اجتماعی روابط قبلی خود را با اشخاص مورد بررسی مجدد و بازنگری قرار می دهد و با از نو مشخص ساختن آنها به گذشته فرهنگی خود توحید می بخشد.)(2)

ص: 141


1- . محمد، محمد ری شهری، منتخب میزان الحكمه، مترجم حمیدرضا شیخی و دیگران، انتشارات دارالحدیث، چاپ سوم، قم، 1383 = 1425 ق، صص 315 - 314
2- . مسعود، آذربایجانی و دیگران، روانشناسی عمومی، همان، صص 95 و 96
نقش مادر در عفت دختر جوان
اشاره

در هفت سال سوم زندگی (جوانی) كه دوره نتیجه گیری است وظیفه سنگین تر و ظریف تر است. آنها باید به گونه ای عمل كنند كه فرزندان در پایان این مدت افراد شایسته پرورده باشند و بتوانند در جامعه اسلامی خود را سرپا نگه دارند.

مادر می تواند دختر جوان خود را در جهت پرورش و هدایت بیشتر در زمینه عفت و پاكدامنی راهنمایی كند؛ از جمله:

1. بالا بردن سطح آگاهی جوان

دختران ما در این سن نیاز به آگاهی هایی در زمینه زندگی حال و آینده شان دارند كه باید از طریق مادران در اختیارشان گذاشته شود.(1)

از قبیل:

الف) آماده كردن او برای تشكیل خانواده. ب) آموزش مسائل زندگی. ج) اداره خانواده. د) هدف از ازدواج و انتخاب همسر. ه-) تربیت جنسی و آگاهی های جنسی و همچنین در انجام وظایف شخصی باید به جوانش اطلاعات بدهد.(2) اگر دختر عامل عفت باشد مسلماً در انتخاب همسر و زندگی زناشوئی دچار انحراف نمی شود و زندگی توأم با سعادتمندی خواهد داشت.

ص: 142


1- . علی، قائمی، اسلام و تربیت دختران، انتشارات امیری، چاپ یازدهم، تهران، 1386، ص 307
2- . همان، ص 30
2. الگو سازی مناسب
الف. خانواده (مادر)

مادران در حقیقت، الگوی فرزندان هستند و فرزند از مادر بیشترین الگو را می پذیرد. هر چند حس الگوپذیری فرزند از مادر، در دوران كودكی بسیار قوی است، ولی این الگوپذیری با افزایش سن كاهش می یابد. فرزند در دوره نوجوانی، هم زمان با الگوپذیری از مادر، از همسالان و دوستان نیز الگو می گیرد. حتی ممكن است نوجوان از همسالان و دوستان خود بیشتر از مادر اثر بپذیرد؛ زیرا الگوپذیری نوجوانان از هم دیگر، به دلیل هم سن و سال بودن آنان و اشتراكشان در عواطف و احساسات، قوی و عوامل مخالف آن ضعیف است. از این رو، تقویت روحیه الگوپذیری فرزند از مادر لازم و ضروری است. تشویق فرزند به پیروی از مادر و الگو گرفتن از رفتار وی، به روش های گوناگونی اجرا می گردد و شاید یكی از مؤثرترین روش ها، اشاره به آثار همراهی فرزند می باشد. بدین معنا كه نتایج مثبت هدایت های مادر و تأثیر سودمند دعاهایش در زندگی فرزند و نقش مادر در رسیدن فرد به موفقیت را به وی گوشزد كنیم.

یكی از بهترین شیوه ها در تربیت اخلاقی، روش الگویی و آموزش عملی است. در این روش والدین با رفتار و كردار خود فرزندان خویش را با اخلاق پسندیده آشنا می سازند و بذر ارزش های اخلاقی را در وجود آن ها پرورش می دهند كودكان به شدت تحت تأثیر رفتار والدین می باشند كه بر این اساس باید اولیا دقت لازم را داشته باشند كودكان با رشد سنی، نتیجه های نامترتب بر رفتارشان را به سرعت فرا می گیرند و این فراگیری نتیجه ی مرتبط آنی، سریع تر

ص: 143

از فراگیری نتیجه های بعدی می باشد. بر این اساس مسئولیت بزرگی از نظر آموزش فرزندان از نتیجه های دور و اصلی متوجه پدر و مادر است بسیاری از مشكلات تربیتی در سنین بزرگسالی از این جا ناشی می شود كه پدر و مادر در سنین خردسالی برای فرزندان خود وقت نمی گذارند و در تربیت درست فرزندان صبر و حوصله نمی كنند و ناملایمات رفتاری آن ها را با تدبیر و مدارا بر خود هموار نمی سازند، از این رو با بزرگ شدن فرزندان و درونی شدن عادت های ناپسند و تربیت های نادرست در آن ها، در تربیت اخلاقی دچار مشكل می شوند.

آشنا سازی فرزندان با اخلاق اسلامی و صفات انسانی و ایجاد عادت های پسندیده در آن ها از جمله وظایف والدین به ویژه مادران است، مادران باید تلاش كنند تا فرزندان با اعمال پسندیده و نتایج مثبت آن ها آشنا شوند. پدر و مادر باید از شكل گیری صفات رذیله در فرزند جلوگیری نمایند. كودك باید به گونه ای تربیت شود كه زمینه ی شكل گیری رذایل در او به حداقل برسد. والدین وظیفه دارند زمینه ی پیدایش صفات ناپسند و عادت های زشت را در فرزندان خود از بین ببرند. خودخواهی و خودپسندی، تكبر، بد اخلاقی، حسادت، بخل و مانند آن اخلاقیاتی هستند كه از آغاز كودكی باید با آنها مبارزه كرد با آموزش تقویت خود باوری در دانش آموزان توسط خانواده، آنان خود را باور می كنند و با اطمینان و اتكای به خود در مسئولیت های اجتماعی شركت می جویند مقدمه ی خود باوری، خویشتن شناسی است و خویشتن شناسی نردبان معرفت است. (1)

ص: 144


1- . محمد، احسانی، نقش مادران در تربیت دینی فرزندان، همان، (سایت مركز پژوهش های اسلامی صدا و سیما)
ب. معلم

بررسی و مطالعه در آیات قرآن این واقعیت را آشكار می سازد كه ارتباط مستقیمی بین تعلیم و تزكیه وجود دارد، هر كجا اشاره به تعلیم شده بلافاصله پس از آن سخن از تزكیه به میان آمده است:

«يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»(1)

«آیا ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاك كند؛ و به شما، كتاب و حكمت بیاموزد»

«يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ»(2)

آیات خدا را بر آنان بخواند و سپس آنان را تزكیه نماید.

چنین به نظر می رسد كه تعلیم مقدمه بر تزكیه است، اگر معلم در ضمن درس دادن كه بصورت مستقیم انجام می پذیرد، كمالات روحی و اخلاقی خود را در قالب افعال و كردار در ارتباط با شاگردان، ظهور و بروز می دهد و شاگرد نیز بدون اینكه خود توجه داشته باشد تحت تأثیر روحیات معلم قرار می گیرد.

بدیهی است وقتی شاگردی جذب کمالی از کمالات معلم شود، به سوی آن کمال و صاحب کمال کشانده خواهد شد و همین كشانده شدن، تزكیه و تربیت پذیری است و به اصطلاح روانشناسی این ارتباط را (همانندی) گویند یعنی «شاگرد» می كوشد همانند معلم شود؛

از این مقدمه بخوبی آشكار می گردد كه شاگردان بدون اختیار تحت تأثیر خلقی و رفتاری معلمان خود قرار می گیرند و بدان سمت كشانده می شوند.

به این نكته باید توجه داشته باشیم كه تغییرات اخلاقی، با گفتار و پند و

ص: 145


1- . سوره بقره آیه 151
2- . سوره آل عمران آیه 164

اندرز صورت نمی پذیرد بلكه كردار و رفتار انسانها است كه موجب دگرگونی در دیگران می گردد. در روایات اسلامی، روش تربیتی كه بدان تكیه شده «روش عملی» است نه «روش گفتاری» لذا امام جعفر صادق (علیه السلام) در فرازی می فرماید:

«كونوا دعاةً الناس بِاَعمالِكم و لا تَكونوا دعاةً الناس بِاَلسِنتكم»(1)

«مردم را با اعمال و رفتار خود به خوبیها دعوت نمایید و توجه داشته باشید که دعوت زبانی، فاقد ارزش و بها است». پس اخلاق و خوی معلم است كه انسان را می سازد.

روش الگویی كه معلم می تواند در شاگردان بكار گیرد می تواند بطور غیر مستقیم انجام گیرد و بزرگترین فایده ای كه این روش عاید می گردد حفظ شخصیت متربی است. زیرا در این روش سعی بر این است كه شاگرد به معلم نزدیك شود. اگر معلم خود از تهذیب نفس برخوردار باشد، در این صورت كمالات معنوی و روحی، خود عامل جذب بوده و شاگردان را به هدایت و ارشاد رهنمون خواهد كرد.(2)

معلم خود نقش الگو و اسوه را به عهده دارد، یعنی شاگرد دیدگاهش درباره معلم الگو و اسوه بودن است و بدون تردید هیچ الگو و اسوه ای منهای عفت نمی تواند عامل دگرگونی و تحول اخلاقی گردد و بقول سعدی رطب خورده منع رطب چون كند. اول باید به تقوای واقعی دست یافت، پس از آن

ص: 146


1- . عبداله بن جعفر، حمیری، قرب الاسناد (ط - الحدیثه)، مصحح مؤسسه آل البیت، انتشارات مؤسسه آل البیت، چاپ اول، قم 1413 ق، ج 1، ص 77
2- . مجید، رشید پور، آشنایی با تعلیم و تربیت اسلامی با تأكید بر روش ها، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، چاپ نهم، تهران، 1386، ص 53

باید به الگو و اسوه بودن پرداخت.

معلم با عفت، نشستن و سخن گفتن و كلاس رفتن و درس دادنش همه بر اساس تقوی است، لباس پوشیدن و غذا خوردن او، همه و همه از پرهیزگاری او نشأت می گیرد.(1)

پس مادران دقت كافی و وافی در نقش این الگو هم داشته باشند تا به نتیجه دلخواه و مطلوب خود دست یابند.

گفتار دوم: توصیه های اسلام به مادران در مورد عفت

اشاره

توجهی را كه اسلام به زنان و دختران معطوف داشته، در هیچ آیین و مكتبی سراغ نداریم و برای روشهای برخورد اسلام با زنان نظیری را نمی یابیم. زن را به همان گونه كه هست از حقوق و مزایایی برخوردار كرد و در عین حال به پدران توصیه كرد كه ضمن رعایت عدالت اگر قصد برتری دادن داشته باشند آن را برای دختران قائل گردند. با دقت در مضامین آیات و روایات در می یابیم كه اسلام در همه زمینه ها چه فردی و چه اجتماعی سفارش ها و توصیه هایی دارد و فواید و آثار آن و همچنین عواقب زیانبار آن را هم متذكر شده است در زمینه عفت دختران هم توصیه هایی به مادران دارد كه با توجه به آیات و احادیث الهی به بررسی آن می پردازیم. توصیه هایی در زمینه ازدواج، نقش مربی دختران، تفهیمها كه شامل انس دینی و معارف دینی و معرفت دینی و تعدیلها و تحملها، باشد كه مادران برای سعادت و خوشبختی فرزندانشان به خصوص دخترانشان پذیرای این توصیه ها باشند تا دخترانی عفیفه تحویل جامعه اسلامی بدهند. انشاء الله.

ص: 147


1- . مجید، رشید پور، معلم نمونه، همان، ص 53
1. ازدواج

یكی از زیباترین كانون هایی كه به حفظ نفس و مصونیت انسان در مقابل مفاسد و منكرات جنسی كمك می كند ازدواج است.

امام رضا (علیه السلام) درباره ضرورت و تسریع در ازدواج می فرماید:

نَزَلَ جَبرئيلُ عَلَيَ النَّبي (صلی الله علیه و آله و سلم) فَقالَ: يا مُحَمَّدُ اِنَّ رَبَّكَ يَقرِئُكَ السَّلامَ، وَ يَقُولُ: اِنَّ الابِكارَ مِن النِّساءِ بِمَنزِلَة الثَّمَرُ فَلا دَواءَ لَهُ اِلاّ اجتِناوُهَ لَهُنَّ اِلاَّ البُعولُ، وَ اِلاّ لَم يُؤمَن عَلَيهِنَّ الفتِنَةُ، فَصَعِدَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اَلمحِبَرَ فَجَمعَ النّاسَ ثُمَّ اَعلَمُهَم ما اَمَرَ اللهَ بِه.(1)

جبرئیل نزد پیامر آمد و گفت: ای محمد! پروردگارت تو را سلام می رساند و می فرماید: دوشیزگان همچون میوه ی روی درخت هستند. میوه چون برسد برای آن دارویی جز چیدن نباشد و گرنه آفتاب آن را فاسد و باد آن را خراب می كند، دوشیزگان نیز هر گاه به مرحله رشد زنان برسند، آنان را دارویی جز شوهر دادن نباشد و گرنه از گمراهی و فساد ایمن نخواهند بود. پس، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بر منبر رفت و مردم را جمع كرد و فرمان خداوند را به آگاهی آنان رساند.

به همین جهت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

إذا تَزَوَّجَ العَبدُ فَقَدِ استَكمَل نِصفَ الدّينِ، فَليَتَّقِ الله فِي النصِّفِ الباقي؛(2)

ص: 148


1- . محمد، محمد ری شهری، منتخب میزان الحكمه، مترجم حمیدرضا شیخی و دیگران، انتشارات دارالحدیث، چاپ سوم، قم، 1384، صص 253 - 252
2- . همان، صص 253 - 252

هر گاه كسی ازدواج كند، نصف دین را كامل كرده است و برای (حفظ) نصف دیگر باید تقوای خدا پیشه كند.

همچنین پیامبر خدا درباره اهمیت و محبوبیت ازدواج در نزد خداوند می فرماید:

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): ما بُنِیَ فِی الاسلامِ بَنَاءٌ اَحَبَّ اِلَی اللهِ وَ اَعزَّ مِنَ الزِّواج؛(1)

در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد، كه نزد خداوند محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد.

2. مربي دختران

«كَما أَرْسَلْنا فیكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ یَتْلُوا عَلَیْكُمْ آیاتِنا وَ یُزَكِّیكُمْ وَ یُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ یُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»(2)

«چنان كه رسول خود را فرستادیم كه آیات ما را بر شما تلاوت كند و نفوس شما را از پلیدی و آلودگی منزه گرداند و به شما تعلیم شریعت و حكمت دهد و به شما بیاموزد آن چه را كه نمی دانید.»

ارزش های وجودی انبیاء در كار تعلیم و تربیت انسان ها است. معلمی كار انبیاء است و معلم شغل و كار پیامبران را بعهده گرفته است. قوانین و برنامه های صحیح زیست و زندگی بشر بطور مستقیم و غیرمستقیم با تعلیم و تربیت صورت می پذیرد و انسان رشدو تكامل خویش را از راه آموزش و پرورش بدست می آورد و انسان از آغاز زندگی به شناخت خوبی ها و بدی ها بدون معلم نمی تواند راه پیدا كند، با آموزش و كمك انسان های دانا و فهمیده در

ص: 149


1- . همان
2- . بقره، 151

تمام شئون زندگی انتخاب خوبی ها و پرهیز از بدی ها برای او آسان خواهد شد.(1)

در مورد هدایت دختران به سوی رشد و حركت شاید هر مادری نتواند آن چه را كه لازم و ضروری آن هاست به آنان تفهیم كند، بنابراین به غیر از مادران، معلمان و مربیان نیز نقش هدایت دختران به سوی رشد و تكامل را بر عهده دارند.

معلم به شاگرد خود نفوذ و سیطره دارد بطوری كه نمونه این سلطه را از بین پدرها و كودكان نمی توان مشاهده كرد و بدیهی است هر قدر كمالات علمی و روحیات انسانی «معلم» گسترده تر باشد به همان نسبت نفوذ و سیطره اش عمیق تر خواهد بود.

3. تفهیمها

امام علی (علیه السلام) می فرماید:

«اَلنَّصیحةُ مِنَ الاخلاقِ؛ پندگویی از اخلاق نیكان است.(2)»

از وظایف مادران و مربیان دختر تفهیم اموری است كه او نیازمند به آگاهی از آن هاست.

آگاهی از مراحل و مراتب تربیت دینی كه به شرح زیر هستند:

الف) انس دینی ایجاد تعلّقات از طریق شرطی شدن اعمال و افعال مذهبی

ص: 150


1- . سید حسن، موسوی راد لاهیجی، پدر - مادر - معلم - مرا خوب تربیت كن، ناشر، امام شناسی و آثار الحجة، چاپ اول، بی جا، تابستان 1379، صص 112 و 114
2- . عبدالله بن جعفر، حمیری، قرب الاسناد، همان، ص 77

در مرحله انس دینی: مادران، باید چادر و یا مقنعه و روسری برای او (دختر) خود تهیه نمایند.

هیچ گاه در حضور او از پوشش خود گله نكرده مگر حدود آن را رعایت كنید. با نظر او برایش چادر، مقنعه یا روسری تهیه نمایید.

از دوره های مختلف (مانند جشن تولد) حداقل یك عكس با حجاب تهیه نمایید. عكس او با پوشش مناسب را در آلبوم گذاشته و یا قاب كرده و نصب نمایید. از علاقه او به پوشش در میان جمع صحبت نمایید و رضایتمندی خود را نیز اعلام نمایید.

چادر، مقنعه و روسری او را همواره تغییر نمایید و معطر كنید. با روحانی محل، اقوام متدین و... ارتباط بیشتری برقرار نمایید.

قال امام علی (علیه السلام):

جالِسِ العُلَماء يَزدَد عِلمُك، وَ يَحسُن اَدَبُك وَ تَزكُ نَفسُك؛

با دانشمندان بنشین تا بر دانشت افزوده گردد، تربیت و ادبت نیكو شود و روانت پاكیزه گردد.(1)

قال امام زَین العابِدین (علیه السلام):

مَجالسُ الصّالِحين داعِيةٌ اِلَي الصَّلاحِ؛

مجالس پاكان، فراخوان به سوی صلاح و پاكی است.(2)

ص: 151


1- . علی بن محمد، لیثی واسطی، عیون الحكم و المواعظ، مصحح حسینی بیرجندی، حسین، انتشارات دارالحدیث، چاپ اول، قم، 1376، ج 1، ص 223
2- . محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، مصحح جمعی از محققان، انتشارات دارالتراث العربی، چاپ دوم، بیروت، 1403، ج 57، ص 141

شعر و سرود مربوط به پوشش، عفت و حیا به او یاد دهید

برای اماكن و موقعیت های مختلف، پوشش مناسب آنان را در نظر بگیرید.

جشن تكلیف باشكوه بگیرید و اثرات آن را با هدایای سالانه تداوم ببخشید.

از او بخواهید خاطرات مربوط به عبادت، زیارت، مجالس و مراسم هایی كه شركت داشته است را بیان نماید.

در نمازهایتان و در زمان های مناسب و حضوری او را دعا كنید.

به حضور خانوادگی و یا گروه همسالان در مراسمهای مذهبی اهمیت دهید.

پس طبق فرموده امام علی (علیه السلام) :

صِيانَةُ المَرأة اَنعَمُ لِحالِها وَ أدوَمُ لِجَمالِها؛

صیانت زن او را شادابتر و زیبایی اش را پایدارتر می كند.(1)

ب) عادت دینی

ایجاد عادت مذهبی به کمک تکرار اعمال و احساس مسئولیت در عبادات.

با توجه به ایجاد تنوع در پوشش و علاقه مندی او، سعی كنید از محیط بیرون از خانه رعایت پوشش را آغاز نماید.

برای رفتن به بیرون از خانه، همراه با شادی و نشاط به او كمك كنید كه با پوشش مناسب حاضر شود.

اقامه نماز كه در ارتباط مستقیم با پوشش است را مورد تاكید قرار دهید.

ص: 152


1- . علی بن محمد، لیثی واسطی، عیون الحكم و المواعظ، همان، ص 303

«يا أَيّهَا النّبِيّ قُلْ ِلأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللّهُ غَفُورًا رَحيمًا»(1)

ای پیامبر به همسران و دخترانت و همه زنان مسلمان بگوی كه روسری ها را به خویش نزدیك سازند تا (به عفاف) شناخته شوند و مورد آزار اوباشان قرار نگیرند. خداوند آمرزنده و مهربان است.

عادت به نماز، عادت به پوشش را تسهیل می كند مراقب نماز او باشید.

«حافِظُوا عَلَى الصّلَواتِ وَ الصّلاةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلّهِ قانِتينَ»(2)

در انجام همه نمازها كوشا باشید.

به صورت منظم و متنوع در اماكن زیارتی حضور یافته و در مراسم ها و نمازهای جماعت او را شركت دهید.

ج) معرفت دینی

فهم و استنباط معارف دینی به كمك تفكر، تعقل، و تحلیل مسائل مذهبی.

در جمع های خانوادگی و یا دوستانه موضوع پوشش را مطرح نموده و بحث نمایید.

كتاب های مناسب سن او را تهیه نماید. و یا او را دركتابخانه ها عضو نمایید.

برای طرح پرسش های او فضای محبت آمیزی فراهم آورید.

او را با مراكز پاسخ به سئوالات، روحانیون، بانوان مبلغ و كتاب های پاسخ به پرسش ها آشنا نمایید.

ص: 153


1- . احزاب، آیه 59
2- . بقره آیه 238

«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاّ رِجالاً نُوحي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(1)

سوال بگیرید از اهل ذكر آنچه را نمی دانید.

حجاب و پوشش را با مفاهیم دیگر دین مطرح نمایید.

در مورد انواع پوشش و لزوم آن برای زنان و مردان، توضیح دهید.

باورهای غلط پیرامون حجاب و پوشش را برای او توضیح دهید تا رفع شود.

از ویژگی های انسان با حجاب با او گفتگو نمایید.

در مورد تاثیرات حفظ حجاب در دیگر ابعاد زندگی با او گفتگو نمایید.

او را با ادبیات مقوله حجاب و مفاهیم مرتبط با آن آشنا نمایید.(2)

[يا بَني آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباسًا يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشًا وَ لِباسُ التّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ](3)

ای فرزندان آدم، همانا بر شما جامه ای فرو فرستادیم كه شرمگاه شما را بپوشاند.

4. تعدیلها و تحملها

نقش الگوها و برخوردها در زندگی دختران بسیار مهم است. آنها حساسیتی عجیب نسبت به روابط مشترك والدین دارند. رعایت مرزها بین

ص: 154


1- . نحل آیه 43
2- . سی دی، نرم افزار حجاب
3- . اعراف آیه 26

والدین در روابط بطور شگفت آوری در آنان اثر می گذارد.(1)

و پدر و مادر مخصوصاً در رابطه با خود باید هشیار باشند كنترل غریزه و رعایت عفت برای دختران امری بسیار مهم است و در صورت عدم ازدواج باید عفت بورزند.(2)

كنترل اخلاقی عاملی برای جلوگیری از بسیاری از مفاسد است و در این امر محروم كردن مطرح نیست بلكه فرض ایجاد زمینه برای حفظ عفت و سعادت است. باید به آنها تفهیم كرد كه روابط نامشروع آتش عشقی را كه دائماً باید برافروخته باشد خاكستر می سازد.

خوشبختانه در دختران به مناسبت نوع آفرینش آنها و مخصوصاً در بعد حیات جنسی وضع به گونه ای است كه تحمل محرومیت و قدرت به تأخیر انداختن خواسته وجود دارد.

امام صادق علیه السلام می فرماید:

اِنَّ اللهَ جَعَلَ لِلمَرأةِ صَبرَ عَشرَةٍ؛(3)

خداوند برای زن صبر ده مرد را مقرر كرده است.

از آنچه در این فصل گفته شد، این نتیجه را می توان گرفت كه یك مادر برای عفت فرزند دختر باید تا جایی كه امكان دارد هم خودش عفیفه باشد و هم همسر مناسبی از هر جهت مخصوصاً از جهت ایمان و اخلاق برگزیند. در قبل و حین دوران بارداری مسائل مادی و معنوی تأثیرگذار در جنین را رعایت

ص: 155


1- . علی، قائمی، سازندگی و تربیت دختران، همان، صص 146 - 145
2- . نور، آیه 33
3- . محمدبن یعقوب بن اسحاق كلینی،، اصول كافی، مترجم غفاری علی اكبر و آخوندی محمد، انتشارات دارالكتب الاسلامیه، تهران، 1407 ق، ج 5، ص 338

كند و بعد از تولد هم در بعد مادی، غذای پاك و حلال به بچه بخوراند نیازهای اقتصادی او را تا حد امكان تأمین كند و هم در جنبه معنوی باید به رشد اخلاقی دختر خود از دوران كودكی توجه كند و برای نتیجه گیری بهتر در مسیر این رشد، دختر را از آموزش های مذهبی و دینی نیز بهره مند سازد، در سایه این تلاش ها شخصیت دخترش براساس اخلاقی مذهبی و با عفت شكل می گیرد؛ مادر باید ویژگی های روحی - روانی و جسمانی دختر خود را در مقاطع سنی مختلف بداند و بر اساس آن تدبیر و چاره اندیشی كند، روابط صمیمانه با او داشته باشد، مقتضیات زمان را هم در نظر قرار دهد در نتیجه مصلحتهای فردی و اجتماعی را در تصمیم گیری خود اعمال نماید؛ مادران باید خود الگوی مناسبی برای دخترانشان باشند و همچنین در انتخاب الگوهای مناسب اعم از معلم و معرفی الگوهای مناسب برای دخترانشان توجه كافی داشته باشند. در تعامل عفت بین خود و دختر دقت و آگاهی كامل از فرق عفت دختر و پسر را نیز داشته باشند. و اقدامات مربوط به حجاب و عفاف و مراقبت های از آن باید از ابتدای رشد و به برنامه تربیتی افراد در خانه و اجتماع توجه خاصی مبذول شود و روابط خانوادگی باید از روی ضابطه باشد و در پایان مادر باید توجه داشته باشد كه توجهی كه اسلام به زنان و دختران معطوف داشته، ما در هیچ آیین و مكتبی سراغ نداریم و برای روش ها و توصیه های اسلام نظیری نمی یابیم. توصیه هایی كه از بدو تولد تا پایان عمر فرد در نظر دارد، توصیه هایی كه برگرفته از كلام وحی و معصومین می باشد كه نقش بسزایی در عفت دختر می تواند داشته باشد البته ناگفته نماند در كنار مادر، پدر هم باید همكاری و همراهی و حمایت كند ولی مادر نقش اصلی را ایفا می كند.

ص: 156

نتیجه گیری

بنابر آن چه كه در كلیه ی فصول گذشت می توان این نتیجه را گرفت كه عفت مادر خود زیر بنای تربیت دخترش می باشد وبرای آنكه مادر نقش عفت را در فرزند خود ماندگار كند و خود نگه داری در مقابل گناهان را در او ایجاد كند، مراحلی را باید طی كند كه به ترتیب ذكر می شود.

البته باید دانست كه عفت هم در مسائل مادی مثل نیازهای اقتصادی و هم غیر مادی مثل امور جنسی مطرح است، و امّا مراحل عبارتند از:

1- مرحله اول: مادر در درجه اول باید خودش عفیفه باشد و عفت در همه ابعاد آن یعنی نگاه، كلام، حجاب و پوشش، اخلاق و رفتار در ظاهر و باطن او نمود داشته باشد. عوامل موثر در عفت مثل تقویت ایمان - شناخت خود - همنشینی با افراد با حیا - و... و همچنین عوامل موثر در بی عفتی كه در دنیا و آخرت دارای آثار سوء و منفی زیادی مثل اختلالات روانی، خشونت و آزار جنسی و... (آثار دنیوی) و آتش دوزخ و آویزان شدن با مو و چیدن گوشت بدن و... (آثار اخروی) را بشناسد و نسبت به تقویت و ذائل كردن آن ها تا جایی كه می تواند بكوشد.

2- مرحله دوم: این مرحله انتخاب همسر عفیف است كه در شكل گیری جنین نقشی اساسی دارد و بعد از آن هم از حمایت های مادی و معنوی او برخوردار می گردد.

3- مرحله سوم: مرحله بار داری است در این دوران علاوه بر بهداشت جسمانی به بهداشت روانی خود نیز باید توجه كند و از محیطی آرام و پر نشاط بر خوردار گردد. از بعد جسمانی مادر باید تغذیه صحیح و كافی و....

ص: 157

داشته باشد چرا كه سلامت جنین بسیار مهم است و در بعد روانی مادر می تواند با استفاده از تلاوت آیات قر آنی و انس با كلام الهی از نظر روحی خود را تقویت كند و القاء آرامش درونی داشته باشد بر این اساس هر مادری باید توجه داشته باشد كه دوران حمل برای طفل او سر نوشت ساز است و تمام روحیات وی روی فرزندی كه در شكم دارد اثر می گذارد و باید به نوع غذا و حلال بودن آن توجه خاصی داشته باشد.

4- مرحله چهارم: مرحله بعد از تولد است. در این مرحله نیز هم بعد مادی و هم بعد معنوی عفت را باید در نظر گرفت زیرا یك انسان متشكل از جسم و روح است در هر كدام كه كوتاهی صورت گیرد باعث می شود كه مادر نتواند دختری با عفت تربیت كند.

لذا اقداماتی كه مادر عفیف برای عفت فرزند دختر خود بعد از تولد می تواند انجام دهد عبارتست از:

الف) نقش مادر در انتقال میراث اجتماعی

كودك وقتی به دنیا می آید مغزش چون كاغذی سفید و ننوشته است، نخستین كلمات و حروف را مادر بر روی این صفحه می نویسد و اوست كه نقوش زشت و زیبا بر آن صفحه ترسیم می كند. اصول و قواعد زندگی را به كودك خود می آموزد طرز بر خورد و آداب و رسوم یاد می دهد و.... بنابر این مادر شالوده اساسی انتقال فرهنگ از سوی مادر است.

اوست كه بسیاری از اصالت ها و یا كجرویها را در ذهن طفل وارد می سازد و نقش اصلی را در انتقال میراث اجتماعی دارد.

ص: 158

ب) نقش مادر در تاثیرات اخلاقی

ازنظر علمی ملكات اخلاقی و چگونگی حیات مادر به وسیله خون و شیر به طفل منتقل می شود مادر می تواند آموزش اخلاق را از دو راه به دختر خود بیاموزد.

1- آموزش از طریق الگو 2- آموزش از راه عمل.

چون تماس كودك در سال های اولیه با مادر بیشتر است و او مستقیماً شاهد رفتار مادر و طرز عمل های اوست پس از او بیشتر تأثیر می گیرد پس می توان نتیجه گرفت اگر مادری دارای عفاف باشد و اخلاق ملكات فاضله داشته باشد فرزندی خوب تربیت می كند.

ج) نقش مادر در تأثیرات روانی

از نظر علمی رابطه مادر با طفل از سوئی رابطه رهبری و رهروی است. قانون وراثت بسیاری از حالات كودك را به گونه ای نا خود آگاه ناشی از مادر می داند. بنا بر این اگر مادری روحیه كینه توزی و حسادت یا خیر خواهی و... داشته باشد تا حدود زیادی بر طفل تأثیر می گذارد نتیجه این كه مادر منشأ سعادت یا بدبختی فرزند است؛ نقص و یا سلامت شخصیت روانی كودك مخصوصاً در 6 سال اول زندگی بستگی به مادر دارد.

نكته هایی كه یك مادر عفیف برای تربیت دختر خود باید در نظر داشته باشد عبارتند از:

1 - شیردادن فرزند مطابق دستورات اسلامی باشد

2 - دادن غذای حلال و ترك هرگونه غذای حرام به كودك

3 - نام نیكو گذاردن برروی كودك.

ص: 159

4 - تمرین و تشویق كودك به خوبی ها و منع تنبیه و مجازات های ناروا

5 - آموزش و تمرین در مسائل دینی و اخلاقی و عمل به دستورهای دینی

اگر آموزش مادر به فرزند در زمینه احكام و معارف دینی صحیح و آگاهانه باشد بسیاری از مشكلات دینی وی رفع می شود و والدین باید هماهنگ و هم فكر، باید ها و نباید های دینی را به كودك خود آموزش دهند.

6 - مادر باید از روش های تربیتی صحیح كه باعث ایجاد و حفظ و اصلاح عفت در فرزند دختر می شود آگاهی داشته باشد و بداند در كجا و به چه شیوه ای و تا چه میزان باید عمل و بر خورد كند و از حد افراط و تفریط نگذرد.

7 - مادر باید با توجه به آمادگی ذهنی و ادراكی فرزند به وی امر و نهی كنند و شیوه ی رفتار و گفتار مادر با توجه به سطح فكری فرزند باشد.

8 - فرزند خود را از عوامل مؤثر در عفت و بی عفتی و ارزش عفت و مضرّات بی عفتی آگاه سازد و او را یاری نماید.

9 - دراصلاح عفت او باید علت را جستجو كند و به شیوه های مناسب آن را رفع كند؛ البته به صورت كامل

10 - در همه روشهای تربیتی مثل نصیحت، تشویق و تنبیه، الگو برداری و... در تمام مراحل ایجاد، حفظ و اصلاح عفت دختر، نقش الگویی و رهبری مادر از همه مهم تر است مخصوصاً از این بابت كه هم جنس دختر است و فرزندان معمولاً سعی می كنند كه خود را با هم جنس خود هماهنگ سازند.

لذا مادر اگر با تمام توان در عفت خود بكوشد و معیار های اخلاقی و

ص: 160

دینی را رعایت كند و خودش را مجسمه عفت سازد و همچنین تضاد بین گفتار و رفتارش نباشد، دختر نیز از او یاد می گیرد و او را اسوه ی خود قرار می دهد.

اما مادر باید هوشیارانه و به طور غیر مستقیم راهنمای دختران خود باشند كه مبادا راه را به بیراهه بروند. پس تعامل مادر و دختر نقش بسزا و مؤثری در زمینه عفت دارد كه برای روابط نزدیك با دختر خود رعایت این اصول ضروری می باشد، از قبیل:

1 - مادران باید دخترانشان را درك كنند و به شخصیت او احترام بگذارند.

2 - هر روز با دخترانشان صحبت كنند.

3 - ایراد از او نگیرند.

4 - مرتب عشق و علاقه شان را به آنها نشان بدهند و بگویند چقدر دوستشان دارند متقابلاَ دختران نیز سعی می كنند مادران خود را درك كنند و مشكلات خود را براحتی با مادر خود در میان می گذرانند وبه این باور می رسند كه بهترین دوست در زندگیشان مادر است و هر نصیحت و تذكری كه از جانب مادر ارائه می شود از روی خیر خواهی می باشد علاوه بر مادر افراد دیگری هم هستند كه نقش الگویی برای عفاف دختران دارند كه به طور غیر مستقیم بركردار و رفتار آنان تاًثیر می گذارند از جمله این الگوها معلم است كه با اخلاق و كردار خود در ارتباط با شاگردان بدون این كه آن ها متوجه باشند تحت تاٌثیر افعال و كردار معلم قرار می گیرند و سعی در تقلید از معلم خود دارند و تلاش می كنند كه خود را شبیه او سازند اگر معلم با عفت، نشستن و سخن گفتن و كلاس رفتن و درس دادنش همه بر اساس تقوا باشد می تواند

ص: 161

الگوی خوبی برای دختران ما باشد و مادران باید دقت كافی و وافی در نقش این الگو برای فرزندان خود داشته باشند تا نتیجه ی دلخواه و مطلوب دست یابند در ضمن مادران از همكلاسی و همسالان فرزند خود نیز نباید غافل باشند به خصوص در دوران نوجوانی كه دوران تغییرات بحران برای دختران است. بنابر این با مراقبت از فرزند خود در روابط و برخوردها و جلوگیری از روابط آزاد با نا محرم و راهنمایی كردن فرزند خود در انتخاب دوست شایسته و اورا به موقع برای ازدواج آماده و به او محبت كرده و خود كنترلی را در او تقویت نمایدو همچنین آگاهیهای لازم در مورد خطرات احتمالی محیط اجتماعی را به دختر خود گوشزد نماید پس مادر باید در تمام زمینه ها چه فردی، چه خانوادگی و اجتماعی باید تمام سعی و تلاش خود را به كار گیرد اگر همه مادران جامعه ما به اهمیت عفاف در تربیت دختر خود پی ببرند در آینده مادرانی با عفاف در نتیجه جامعه ای سالم و سعادتمند خواهیم داشت.

ص: 162

فهرست منابع

1 - قرآن كریم؛ ترجمه ناصر مكارم شیرازی

2 - نهج البلاغه؛ ترجمه محمد دشتی

الف) منابع فارسی

1 - آقا یوسفی، علی رضا، روانشناسی عمومی، انتشارات دانشگاه پیام نور، چاپ اول، تهران، 1386

2 - آذربایجانی، مسعود و دیگران، روانشناسی عمومی، انتشارات زمزم هدایت، چاپ ششم، قم، 1388

3 - حسین پور علویه، محمود، نقش مادران در تربیت فرزند، انتشارات جوانان موفق، چاپ اول، قم، 1388

4 - دهخدا، علی اكبر، لغت نامه دهخدا، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، بی جا، تهران، 1352

18 - رشید پور، مجید، آشنایی با تعلیم و تربیت اسلامی با تأكید بر روش ها، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، چاپ نهم، تهران، 1386

19 - سادات، محمدعلی، رهنمای پدران و مادران و شیوه های برخورد با كودكان، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ 18، تهران، 1387

5 - عمید، حسن، فرهنگ عمید، انتشارات امیركبیر، چاپ 27، تهران، 1384

6 - قائمی، علی، اسلام و تربیت دختران، انتشارات امیری، چاپ یازدهم، تهران، 1386

7 - مهدی زاده، حسین، پرسمان حجاب، انتشارات صهبای یقین، چاپ پنجم، قم، 1388

8 - معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، انتشارات امیركبیر، چاپ 16، تهران، 1379

ص: 163

9 - محمدی ری شهری، محمد، منتخب میزان الحكمه، ترجمه حمیدرضا شیخی و دیگران، انتشارات دارالحدیث قم، 1425 ق = 1383

10 - میخبر، سیما، ریحانه بهشتی (فرزند صالح)، انتشارات نورالزهراE، چاپ بیست و سوم، قم، 1385

11 - موسوی راد لاهیجی، سید حسن، پدر - مادر - معلم - مرا خوب تربیت كن، ناشر، امام شناسی و آثار الحجة، چاپ اول، بی جا، تابستان 1379

12 - نفری، یدالله، زیباترین واژه هستی مادر، ناشر نفری، چاپ اول، قم، 1389

13 - وفائی، اعظم، صدف عفاف، انتشارات کانون اندیشه جوان، چاپ اول، تهران،1390

ب) منابع عربی

1 - ابن بابویه، محمدبن علی، الامالی شیخ صدوق، مصحح ندارد، ناشر كتابچی، چاپ ششم، تهران، 1376

2 - حمیری، عبداله بن جعفر، قرب الاسناد (ط - الحدیثه)، مصحح مؤسسه آل البیت، انتشارات مؤسسه آل البیت، چاپ اول، قم 1413 ق

3 - كلینی، محمد بن اسحاق، كافی، مصحح غفاری علی اكبر و آخوندی محمد، انتشارات دارالكتب الاسلامیه، تهران، 1407 ق

4 - لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحكم و المواعظ، مصحح حسینی بیرجندی، حسین، انتشارات دارالحدیث، چاپ اول، قم، 1376

5 - مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مترجم جمعی از محققان، ناشر دارالاحیاء التراث العربی، چاپ دوم، بیروت، 1403 ق.

سی دی ( (صلی الله علیه و آله و سلم)d)، نرم افزار حجاب.

ص: 164

معرفی کتاب

1. عنوان: نقش مادر در عفت دختران

توضیح: این کتاب در چهار فصل مفاهیم بنیادین، عفت از نگاه قرآن و احادیث و ابعاد و عوامل عفت و نفش مادران در عفاف دختران پرداخته است.

عکس

ص: 165

2. عنوان: نقش والدین در تربیت دینی فرزندان

موضوع: این کتاب در شش فصل کلیات تحقیق،مفهوم شناسی،تبیین نقش پدر و مادر در انتقال ارزش های دینی به فرزندان،بررسی نقش والدین در انتقال هنجارهای عاطفی به فرزندان،توضیح و شرح نقش پدر و مادر در انتقال ارزش های اجتماعی به فرزندان وبررسی نقش والدین در انتقال هنجارهایاخلاقی پرداخته است.

عکس

ص: 166

3. عنوان: نقش پدر در تربیت دینی فرزندان

موضوع: این کتاب در نه فصل به موضوعاتی چون پدر و فرزند از دیدگاه قران و احادیث، نقش پدر در تربیت فرزند، زمینه ها در ارتباط با وظایف تربیتی پدر و وظایف پدر در گونه های مختلف تربیت،نفش پدر در انتقال ارزش های اجتماعی به فرزندان،انتظارات فرزندان از پدران، نقش نماز وتربیت فرزندان و تعلیم قران و نقش پدر می پردازد.

عکس

ص: 167

4. عنوان: نقش مادر در تربیت دینی فرزندان

موضوع: این کتاب در شش فصل با موضوعاتی چون کلیات،مادر در قران و روایات،مادر در ادیان گذشته،مادر در اندیشه بزرگان دین،نقش مادر در تربیتدینی فرزندان پرداخته است.

عکس

ص: 168

5. عنوان: عفت مادر و تربیت فرزندان

موضوع: این کتاب در پنج فصل با موضوعاتی چون مفهوم شناسی،ضرورت عفت از منظرآیات وروایات،ابعاد و عوامل ایجاد و تقویت کننده عفت،آثار ومصادیق عفت،نقش مادر در ایجاد و حفظ عفت پرداخته است.

عکس

ص: 169

جلد 2

مشخصات کتاب

سرشناسه :حسینی نژاد، سیدمجتبی، 1359-

عنوان و نام پدیدآور :پژوهشنامه تربیت دینی فرزندان: نقش والدین در گرایش و تشویق فرزندان به نماز.../ گردآورنده سیدمجتبی حسینی نژاد.

مشخصات نشر :قم: اثر قلم،140 -

مشخصات ظاهری :ج.

شابک :ج.2978-622-5450-07-3 :

وضعیت فهرست نویسی :فاپا

یادداشت :فهرستنویسی بر اساس جلد دوم؛1401.

یادداشت :کتاب حاضر جلد دوم کتاب" پژوهشنامه تربیت دینی فرزندان: نقش مادر در عفت دختران، نقش مادر در تربیت دینی فرزندان..." در نظر گرفته شده است که در سال 1400 به صورت مستقل منتشر شده است.

عنوان دیگر :نقش والدین در گرایش و تشویق فرزندان به نماز...

عنوان دیگر :پژوهشنامه تربیت دینی فرزندان: نقش مادر در عفت دختران، نقش مادر در تربیت دینی فرزندان...

موضوع :تربیت خانوادگی -- جنبه های مذهبی -- اسلام *Domestic education -- Religious aspects -- Islam تربیت اخلاقی-- جنبه های مذهبی -- اسلام Moral education-- Religious aspects -- Islam خانواده ها -- جنبه های مذهبی -- اسلام Families -- Religious aspects -- Islam

رده بندی کنگره :BP253/4

رده بندی دیویی :297/644

شماره کتابشناسی ملی :9111875

ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری

اطلاعات رکورد کتابشناسی :فاپا

ص: 1

اشاره

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ اَلْرَحیمْ

ص: 2

پژوهشنامه تربیت دینی فرزندان (جلد دوم)

· نقش والدین در گرایش و تشویق فرزندان به نماز

· نقش والدین درگرایش و تشویق فرزندان به قرآن

· نقش پدر در غیرت دینی پسران

· داستان های پندآموز تربیت دینی فرزندان

· خیرگو ای زادگاه خوب من

· معرفی کتاب

گردآورنده:

سید مجتبی حسینی نژاد

ص: 3

ص: 4

امام خمینی (ره):

با اراده و عزم راسخ خود به طرف علم و عمل و كسب دانش و بینش حركت نمایید، كه زندگی زیر چتر علم و آگاهی آنقدر شیرین و انس با كتاب و قلم و اندوخته ها آنقدر خاطره آفرین و پایدار است كه همه تلخی ها و ناكامی های دیگر را از یاد می برد. بشریت با همه پیشرفت هایش در علوم و فنون هنوز در گهواره طفولیت دانش است، و تا رسیدن به بلوغ كامل راه طولانی در پیش است.

(صحیفه امام خمینی (ره)، جلد21، ص138)

عکس

مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای (مد ظله العالی):

هدف پژوهش دو چیز است: یکی رسیدن به مرجعیّت علمی و حضور در جمع سرآمدان علم و فنّاوری، دوّم حلّ مسائل کنونی و آینده ی کشور.

(https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=4209)

ص: 5

ص: 6

فهرست مطالب

سخن اول. 15

نقش والدین در گرایش و تشویق فرزندان به نماز / 17

چکیده 17

مقدمه. 18

مفهوم شناسی.. 19

- مفهوم نماز. 20

گفتار اول: عوامل تأثیر گذار در گرایش فرزندان به نماز. 21

مقدمه. 21

- فطرت... 21

- نقش خانواده در گرایش فرزندان به نماز. 22

- تأثیر دوستان و همسالان. 23

- نقش مدارس.... 24

- اقامه نماز توسط حاکم اسلامی در جامعه. 25

- نقش رسانه ملی.. 26

- نقش مسجد. 27

- داستانی شیرین و آموزنده برای ایجاد عشق به نماز در کودکان. 29

- توصیه های مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در رفتار با جوانان. 30

گفتار دوم: عوامل تأثیر گذار در عدم گرایش فرزندان به نماز. 31

مقدمه. 31

- علل مربوط به خانواده 31

- تعارض ها و اختلافات والدین.. 32

ص: 7

- سایر عوامل خانوادگی.. 33

- رفتار نامناسب برخی مبلغان دینی.. 37

- نقش رسانه ملی.. 37

- شیطان بزرگترین بازدارنده از نماز. 38

گفتار سوم: انواع روشهای ترغیب فرزندان به نماز. 39

مقدمه. 39

- روش آگاهی بخشی، مانند روش امر به معروف... 39

- روش عاطفی، همچون محبت و احسان. 40

- روش جلب، مانند احترام و تکریم. 41

- روش خیر خواهانه؛ همچون وصیّت و حکمت... 42

- روش اقناعی، همچون برهان و حجت... 44

- روش برانگیزاننده، مانند تشویق.. 45

- انواع تشویق.. 45

- شرایط و صفات کسی که مشوِّق نماز است... 47

- روش امید ساز، همچون وعده و بشارت... 48

- روش ترغیبی، همچون داستان گویی و ذکر صالحان. 50

- روش عنایت آمیز، مانند عبور کریمانه و مهلت دادن. 53

- روش تنبیهی، قهر و قطع محبت و تنبیه بدنی.. 54

- روش فعال بجای روش انفعالی.. 56

گفتار چهارم: اموری که والدین باید در خانه برای جذب فرزندان به نماز، به کار گیرند 58

مقدمه. 58

- گفتن اذان و اقامه در خانه. 60

- تنظیم برنامة خواب بچه ها 60

- صبر و حوصله والدین در سفارش فرزندان به نماز. 61

ص: 8

- آسان گیری در عبادت فرزندان. 62

- گرفتن جشن تکلیف.... 64

- همراه کردن القاآت سازنده و جهت دهنده در حین ترغیب به نماز. 65

گفتار پنجم: سفارش برخی بزرگان به نماز. 66

مقدمه. 66

- اهمیت نماز، در سخن امیر المؤمنین علی(علیه السلام) 66

- سفارش حضرت لقمان فرزند خود را به نماز. 67

- اهمیت نماز از دیدگاه امام خمینی(رحمة الله علیه) 68

- مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) و نماز. 68

نتیجه گیری.. 69

فهرست منابع. 70

نقش والدین در گرایش و تشویق فرزندان به قرآن / 75

چکیده 75

این حق چگونه ادا می شود؟. 78

مقدّمه. 78

اهمیت و ثواب آموزش قرآن به فرزندان. 79

آموزش قرآن به فرزند. 79

العلم فی الصغرکالنقش فی الحجر. 81

تعلیم قرآن و نقش مادر. 82

فواید خواندن قرآن در بارداری.. 83

تاثیر خواندن قرآن بر آرامش مادر باردار. 83

تاثیر تلاوت قرآن بر آرامش فرزند. 83

خوردن (میوه ها و غذاها) 84

از نظر روانی و عاطفه. 85

ص: 9

نقش خواندن قرآن در صبور شدن فرزند. 86

اثر خواندن قرآن در باهوش شدن فرزند. 87

سالم شدن فرزند با تلاوت قرآن در بارداری.. 87

دور شدن اغوائات شیطانی از کودک با تلاوت قرآن در دوران حاملگی.. 88

نقش قرآن در زیبا شدن کودک... 88

نقش خواندن قرآن در شادابی فرزند. 88

نورانیت فرزند با تلاوت قرآن کریم. 89

تاثیر تلاوت قرآن در دفع بلا از مادر و کودک... 89

نقش قرآن در صالح شدن فرزند. 89

تعلیم قران و نقش پدر. 90

شیوه های آموزش قرآن به کودکان. 91

آموزش قرآن از آموزش شعر مفید تر است... 93

روشهای علاقه مند کردن فرزندان به قرآن. 93

نقش والدین در گرایش و تشویق فرزندان به قرآن. 95

شیوه های آموزش قرآن به کودکان. 96

آموزش مسائل دینی به کودکان. 98

حقّ فرزند بر پدر. 98

نتیجه گیری.. 100

فهرست منابع. 102

نقش پدر در غیرت دینی پسران / 105

چکیده 105

مقدمه. 106

ریشه غیرت دینی.. 109

مفهوم شناسی.. 109

ص: 10

1- نقش.... 110

2.پدر. 110

3.غیرت... 111

منشأ غیرت... 114

فلسفه غیرت... 115

نمونه هایی از غیرت مندی.. 115

4.پسران. 117

نقش پدر در ایجاد و حفظ غیرت... 117

1- پایه های غیرت را از دوران جنینی در پسرتان، پی ریزی کنید. 118

2- از قدرت یادگیری پسرتان در دوران خردسالی، غافل نباشید. 118

3- مراقب نوع پوشش و رفتارهای خصوصی خود با همسرتان باشید. 119

1- مراقب تبلت هایی که به زور وارد خانه تان می شوند، باشید. 120

2- قهرمان های با غیرت را به پسرتان معرفی کنید. 121

3- از سنی به بعد باید مراقب همبازی های کودک خود باشید. 122

4- در قالب قصه، غیرت را در ذهن پسرتان جای دهید. 123

5- همبازی پسرتان شوید تا غیرت را در هنگام بازی به او آموزش دهید. 124

6- با جوایز ویژه، پسرتان را به یادگیری اشعار ارزشی ترغیب نمایید. 125

7- لباس هایی در شأن یک پسر مسلمان بر تن او کنید. 125

تربیت دینی فرزند. 127

تربیت اعتقادی.. 127

تربیت عبادی.. 128

تربیت اخلاقی.. 129

نتیجه گیری.. 130

فهرست منابع. 131

ص: 11

داستان های پندآموز تربیت دینی فرزندان / 135

چکیده 135

مقدمه. 136

قصه در لغت... 137

قصه در اصطلاح.. 138

اهمیت قصه و قصه گویی.. 140

انواع قصه ها 141

ویژگی قصه چیست؟. 143

معیارهای انتخاب قصه. 143

ارزش های تربیتی قصه و قصه گویی در تعلیم و تربیت کودک... 144

اهمیت قصه در تربیت کودک... 145

قصه در قرآن. 162

اهمیت قصه در قرآن. 163

ویژگی های قصه در قرآن. 164

شیوه ها و تکنیک های قصه پردازی در قرآن. 166

داستان های پندآموز تربیت دینی فرزندان. 169

نمونه داستان های پندآموز. 169

حکایت آن درخت... 169

نتیجه گیری.. 170

فهرست منابع. 173

خیرگو ای زادگاه خوب من / 177

جمعیت... 177

موقعیت... 177

وجه تسمیه. 177

ص: 12

چکیده 178

مقدمه. 178

شناسایی کلی شهر. 180

الف- شناسایی محیط جغرافیایی.. 180

ب- تاریخچه شهر. 184

سیمای شهر. 186

1- توزیع مراکز مسکونی، مزارع و اماکن عمومی ده 186

2- محله های شهر و مشخصات آن ها 187

قوم سادات... 187

3- راه های ارتباطی با محیط اطراف، شهر و روستاهای دیگر. 189

4- مسکن و تسهیلات زندگی.. 189

دورنمایی از مساکن قدیمی.. 189

جمعیت شناسی.. 190

تعریف جمعیت شناسی.. 190

الف- ساخت جمعیت... 191

ب- حرکت جمعیت... 203

تر کیب جامعه. 207

1- توزیع شغلی.. 207

2- روابط میان قشرها 209

3- روابط سالخوردگان و جوانان. 210

4- روابط با روستاهای اطراف... 210

آداب و رسوم و اعتقادات... 211

الف- اعتقادات... 211

1- اعتقادات خرافی.. 211

2- اعتقادات پراکنده 213

ص: 13

3- اعتقادات پزشکی.. 215

4- اعتقادات مذهبی.. 217

ب- ضرب المثل ها 218

ج- آداب و رسوم ازدواج.. 223

د- تولد نوزاد 229

ه- ختنه سوران. 231

و- مراسم حج و زیارت خانه خدا 232

ز- مراسم عید فطر. 233

ح- جشن پیروزی انقلاب اسلامی.. 233

ط- عزاداری ماه های محرم، صفر و رمضان. 234

ی- مرگ و مراسم آن. 236

ک- زبان و لهجه. 238

اوقات فراغت (تفریح ها و بازی ها) 238

سازمان ها و تأسیسات روستا 245

تعاون، همکاری و نوع معیشت... 253

نوع معیشت... 255

نتیجه گیری.. 257

پیشنهادات... 258

محدودیت های تحقیق.. 259

فهرست منابع. 260

معرفی کتاب / 263

ص: 14

سخن اول

یکی از اساسی ترین نیازها برای نیل به پیشرفت و توسعة همه جانبة یک کشور پژوهش است. و قدرت و استقلال هر کشوری بر پژوهش و تولید علم استوار است.

اگر پژوهشی صورت نگیرد، دانش بشری افزایش نخواهد یافت و دچار سکون و رکود خواهد شد. بدون انجام پژوهش، امور آموزشی نیز از پویایی و نشاط لازم برخوردار نخواهد بود. ازاین رو یکی از عوامل اساسی پیشرفت در کشورهای توسعه یافته، توجه خاص به امر پژوهش است. اصولاً پیشرفت و توسعه، ارتباط مستقیمی با تحقیقات علمی دارد و رشد و توسعة کشورهای پیشرفته در نتیجة سرمایه گذاری در بخش پژوهش است. حجم وسیع پژوهش های علمی در کشورهای توسعه یافتة صنعتی گویای این واقعیت است.

با توجه به پنج کتاب منتشره و دیدن پژوهشنامه موسسه دارالثقلین امام عصر روحی فداه ایده ذهنی برای جمع کردن این آثار به صورت مقاله و کتاب پژوهشنامه تداعی ذهن شد که بحمدالله جلد اول چاپ شد.

بعد از چاپ دیگر آثار هم اکنون مقاله این کتاب ها در قالب پژوهشنامه تربیت دینی فرزندان جلد دوم پیش روی شماست.

قابل ذکر است مقاله کتاب خیرگو ای زادگاه خوب من نیز در ذیل مقالات مستقل در این پژوهشنامه گنجاندم.

از خداوند توفیق بیش از پیش در این راه خواهانم.

سیدمجتبی حسینی نژاد

تیرماه 1400

ص: 15

ص: 16

نقش والدین در گرایش و تشویق فرزندان به نماز

سیدمجتبی حسینی نژاد(1)

از آنجا که نماز، نخستین واجب الهی و سفارش معصومین(علیهم السلام) و بزرگان دین است، همواره دغدغة والدین، بویژه والدین مذهبی، این بوده که چه عواملی می تواند در گرایش فرزندانشان به این فریضة مقدس الهی، مؤثر باشد، تا بتوانند با شناخت و آگاهی از آنها، در جلب و جذب فرزندان به نماز کمک گیرند.

چکیده

برای انسان همواره این پرسش مطرح بوده است که چگونه می تواند به زندگی خویش معنا بخشد، و این معنا جویی و معنا خواهی یکی از نیازهای بنیادی انسان است که چنانچه بدرستی هدایت شود به دین باوری و خدا پرستی می انجامد. از اینرو جایگاه دین و تربیت دینی در عصر جدید با توجه به چالش های نهفته در درون آن، از اهمیت ویژه ای برخوردار است، و پرورش حس دینی در نسلی که توان مقابله و کنار آمدن با تضادها و چالش های عصر جدید را داشته باشد مستلزم دگرگونی در روشهای تربیتی و در عین حال دگرگونی در مبانی و منابع آسیب شناختی تربیت دینی است.

مراحل کمال انسان، و فراهم نمودن زمینه های مناسب برای رشد و تکامل، یکی از بحثهای مهم روانی، علمی و تربیتی است. در مسائل تربیت اسلام، اجداد و نیاکان، خانواده، جامعه، دوران قبل از ازدواج پدر و مادر، دوران بارداری مادر، دوران کودکی و نوجوانی، معلم و استاد، دوستان و انتخاب و اختیار انسان، از آن گذشته

ص: 17


1- . استاد و محقق حوزه علمیه، سطح 3 حوزه علمیه valayat@gmail.com

های دور تا آینده ای بسیار مهم و سرنوشت ساز، همگی به عنوان مراحل کمال انسان مورد بررسی و دقت لازم قرار گرفته است.

باورهای مذهبی و گرایش عمیق تر به آموزه ها و تکالیف دینی، زمانی برای کودک معنی دار می شوند که با نیازهای واقعی و رویدادهای زندگی روزمرة او پیوند طبیعی و عمیق داشته باشند. و این وظیفة والدین است که با روشهای فعال، در پیوند میان نیازها و تکالیف دینی، فرصتهای مناسب و رخدادهای سازنده را شناسایی کرده و در سنین مناسب، بکار گیرند.

خانواده در انتقال باورهای مذهبی به کودکان، نقش تعیین کننده و تأثیر گذاری دارد. بنابراین یکی از رسالتهای ظریف و لطیف والدین در تربیت دینی فرزندان، بیدار سازی نیازهای فطری آنها از همان دوران کودکی می باشد، تا آنها انجام تکالیف مذهبی از جمله نماز را به عنوان یکی از نیازهای روانی و معنوی خود احساس کنند.

علاوه بر خانواده عوامل بسیار دیگری نیز در گرایشهای مذهبی فرزندان مؤثرند که از آن جمله می توان به دوستان، جامعه، رسانه و… اشاره کرد، که هریک به طور اجمال در این نوشتار مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

والدین اگر می خواهند فرزندانی نمونه ، پر نشاط ، معنوی و عاری از گناه داشته باشند ، باید شوق به اقامه نماز را در فرزندانشان نهادینه نمایند. همچنین به راهکارها و روشهای صحیح و اصولی تشویق فرزندان به نماز، که برگرفته از آیات قرآن و روایات معصومین(علیهم السلام) و سیرة ایشان و بزرگان و علمای بزرگ است پرداخته و آنها را سرلوحة خویش قرار دهند.

مقدمه

آدمی در دنیای امروز در جلوه نمایی آزمندیها و مطامع، محتاج فرصتی است که از برون خسته و افسرده اندکی گریخته و سری به درون متعالی خویش بزند. پرده های غفلت و عصیان را کنار زده چشمی به روشنایی باز کند ، و واسطه این کار جز

ص: 18

نماز نیست.

نماز عالی ترین و مؤثرترین ابزار تربیت و هدایت در انسان است که توجه به آن، سالم سازی فکری و روحی فرزندان را بدنبال دارد. نماز فریضه ای است که اساس فلسفه آن تربیت است و تأکید بر اقامه آن به صورت جماعت، نشان دهنده ی اجتماعی بودن این فریضه است. نماز از ملزومات تربیتی و هدایتی است که نقش مؤثری در سالم سازی فکری و روحی فرزندان دارد و رشد و اعتلای معنوی آن در محیط های مختلف بویژه در خانه و توسط والدین با توجه به تأثیر اقامه نماز محقق می شود.

براساس کتب نوشته شده، برخی از عوامل عدم گرایش فرزندان به نماز چنین است: بیان نامعقول از برخی مفاهیم دینی، عملی نشدن توصیه های والدین(تعارض بین گفتار و کردار والدین)،نبود برنامه ریزی درست فرهنگی برای تشویق فرزندان به نماز ،رفتار نامناسب برخی مبلغان دینی و… .

موفقیت در تأثیر تشویق فرزندان به نماز توسط والدین و جذب آنان به این امر مهم، توجه به روشهای مناسب، جذاب و اصولی تبلیغ و تشویق نماز، عدم اصرار بر تنبیه های سخت و ارایه ی الگوهای عملی در این خصوص است که این عوامل باید مورد توجه والدین گرامی قرار گیرد.

مفهوم شناسی

اشاره

- مفهوم تأثیر: اثر گذاشتن در چیزی؛ اثر کردن؛ نفوذ؛ قدرت تأثیرگذاری.(1)

- مفهوم تشویق: به شوق آوردن؛ آرزومند ساختن؛ راغب ساختن؛(2)کار کسی را ستودن و او را دلگرم کردن.(3)

ص: 19


1- . فرهنگ فارسی عمید؛ حسن عمید؛ ج 1.
2- . فرهنگ معین؛ محمد معین؛ ج1؛ فرهنگ عمید؛ ج1.
3- . همان.

- مفهوم والدین: پدر و مادر؛(1)

آدم(علیه السلام)؛(2) حامل و کسی که بچه ها را آشکار می کند؛(3)

- مفهوم گرایش: قصد و آهنگ؛ تمایل و میل؛ خواهش؛ سرپیچی و نافرمانی.(4)

- مفهوم فرزند: پسر یا دختر هر مرد یا زنی نسبت به خود او؛ کودکان؛(5)

زاده، چیزی که از دیگری تولید شده باشد؛(6) نسل، بچه هنگام تولد؛ بر دختر و پسر هر دو دلالت می کند.(7)

- مفهوم نماز

نماز در لغت: خدمت و بندگی؛ فرمانبرداری؛ رکوع و سجود؛ سر فرود آوردن برای تعظیم؛(8) نماز از طرف خدا رحمت است و از طرف ملائکه دعا و استغفار؛(9) عبادت مخصوص و واجب مسلمانان که به طور وجوب پنج بار در شبانه روز ادا می کنند.(10)

نماز در اصطلاح: عملی است عبادی که با کیفیت و آداب خاصی در مواقع معین برگزار می شود، که روح آن ارتباط با خدا و یاد و تسبیح اوست. نیایش و ستایشی

ص: 20


1- . فرهنگ معین؛ ج4؛ فرهنگ عمید؛ ج 2.
2- . مجمع البحرین؛ شیخ فخرالدین طریحی؛ ج3؛ص 164.
3- . لسان العرب؛ محمد بن مکرم ابن منظور؛ ج 2، ص 469؛ العین؛ محمد بن احمد فراهیدی؛ ج18؛ص71.
4- . فرهنگ معین؛ج3؛ فرهنگ عمید؛ ج 2.
5- . همان؛ ج2.
6- . فرهنگ معین ؛ج 2.
7- . لسان العرب؛ ج 3؛ ص 467؛ لغت نامه دهخدا؛ علی اکبر دهخدا؛ ج 11.
8- . لغت نامه دهخدا؛ ج 14.
9- . لسان العرب ؛ ج 14؛ص464.
10- . فرهنگ معین؛ ج4؛ فرهنگ عمید؛ ج2.

است با کیفیت و حالاتی خاص، از روی خضوع و خشوع که در ادیان مختلف به صورتهای متفاوتی انجام می شود. این عبادت در اسلام بر اساس تقسیم بندی به رکعتهاست و در هر رکعت به صورت یک واحد و در آن ذکر و عمل و آداب است. در شبانه روز پنج بار و در مجموع هفده رکعت است که دارای جنبة الزام و وجوب می باشد. محتوای نماز، ذکر خدا، تسبیح خدا، استعانت از خدا و… است.(1)

گفتار اول: عوامل تأثیر گذار در گرایش فرزندان به نماز

مقدمه

از آنجا که نماز، نخستین واجب الهی و سفارش معصومین(علیهم السلام) و بزرگان دین است، همواره دغدغة والدین، بویژه والدین مذهبی، این بوده که چه عواملی می تواند در گرایش فرزندانشان به این فریضة مقدس الهی، مؤثر باشد، تا بتوانند با شناخت و آگاهی از آنها، در جلب و جذب فرزندان به نماز کمک گیرند.

بنابراین آنچه در این فصل به آن خواهیم پرداخت، عوامل مؤثر در گرایش فرزندان به نماز می باشد.

- فطرت

اقامة نماز و با نماز زندگی کردن، نیاز فطری انسان است. زیرا نماز تمام خواسته های فطری را تأمین می کند و به استعداد حقیقت یابِ انسان توجه دارد و او را با خویش، با خدا و با کمال مطلق مربوط می کند.(2)

به همین دلیل کودکان تا زمانی که به دورة بزرگسالی منتقل نشده اند، بهترین و مساعدترین شرایط برای پرورش حس دینی، باورها و اعتقادات مذهبی از جمله گرایش به نماز را دارند؛

ص: 21


1- . نماز در سیمای خانواده؛ انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران؛ ص 240و241.
2- . نماز در قرآن؛ محمد اخوان؛ ص97.

چون میثاق کودکان با فطرت خویش، تازه تر و شفاف تر از دورة بزرگسالی است.(1)

در واقع روح عبادت در فطرت انسان نهفته است، و اگر درست رهبری شود، در آینده جایگاه «عرش الرحمن» می شود و گرنه به عبادت طاغوت و بت می گراید. مثل میل به غذا که در هر کودکی وجود دارد، اما اگر راهنمایی نشود، کودک خاک می خورد و از آن لذت هم می برد، بدون هدایت صحیح این گرایش فطری نیز، انسان به عشقهای زودگذر یا پرستش های بی محتوای انحرافی دچار می شود.(2)

- نقش خانواده در گرایش فرزندان به نماز

خانواده در انتقال باورهای مذهبی به کودکان، نقش تعیین کننده و تأثیر گذاری دارد. بنابراین یکی از رسالتهای ظریف و لطیف والدین در تربیت دینی فرزندان، بیدار سازی نیازهای فطری آنها از همان دوران کودکی می باشد، تا آنها انجام تکالیف مذهبی از جمله نماز را به عنوان یکی از نیازهای روانی و معنوی خود احساس کنند.(3)

همانطور که گفته شد باید تربیت، بویژه آموزش نماز، از دوران کودکی و بتدریج آغاز گردد؛ همچنان که راه و رسم تربیتی خاندان پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) در مورد فرزندانشان چنین بوده است. آن بزرگواران، نونهالان خویش را پیش از رسیدن به سن بلوغ، با نماز و آداب آن آشنا می کردند و با روشهای لطیف آموزش و تربیت، طعم شیرین عبادت و بندگی خدا را به آنان می چشاندند.(4)

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقش تربیتی خانواده در گرایش فرزند به نماز، به وضوح بیان شده است که فرموده اند:

ص: 22


1- . نکته های روانشناختی در تربیت دینی فرزندان؛ ص78.
2- . راز نماز؛ حجت الاسلام محسن قرائتی؛ ص16.
3- . نکته های روان شناختی در تربیت دینی فرزندان؛ ص53.
4- . رسالت و جایگاه نماز جمعه؛ سید رضا تقوی؛ ص49.

«هنگامی که کودک سه ساله شد جملة (لا اله الّا الله) را به او بیاموزید و از او بخواهید آنرا بازگو کند. وقتی که سن او از سه سالگی گذشت، به او گفته شود جملة(محمداً رسول الله(صل الله علیه و آله و سلم) ) را باز گو کند و هنگامی که چهار سالش گذشت به او گفتن(صل الله علی محمد و آل محمد) گفته شود جملة(محمداً رسول الله(صل الله علیه و آله و سلم) ) را باز گو کند و هنگامی که چهار سالش گذشت به او گفتن(صل الله علی محمد و آل محمد) را یاد داده و در پنج سالگی از دست چپ و راست او سؤال نمایید. آنگاه روبه قبله نشستن را یادش بدهید و از او بخواهید سجده نماید و هنگامی که هفت سالش کامل شد به او بگویید دست و صورتت را بشوی و نماز بخوان».(1)

آری خانواده مهمترین پایگاه گرایش فرزندان به نماز است؛ البته اگر این خانواده لبریز از ذکر و یاد و محبت خدا باشد و کودک از همان لحظة میلادش در خانواده ای که مشحون از ذکر خداست پرورش یابد، این کودک نه تنها هرگز از خدای متعال نمی گریزد، بلکه انس با خدا را در ذکر با خدا پیدا می کند.(2)

- تأثیر دوستان و همسالان

یکی از عوامل بسیار مهم و تأثیر گذار در تربیت انسان، دوستان و معاشران هستند. در دنیای امروز نمی توان درب منزل را بست، اما باید دقت داشت فرزندان با چه کسانی ارتباط دارند؟

بدون شک، عامل سازندة شخصیت انسان بعد از اراده و تصمیم او، امور مختلفی است که از أهم آنها، همنشین، دوست و معاشر است. چراکه انسان خواه ناخواه تأثیرپذیر است و بخش مهمی از افکار و صفات اخلاقی خود را از طریق دوستانش یاد می گیرد. گاهی نقش دوست در خوشبختی و بدبختی یک انسان از هر

ص: 23


1- . بحارالانوار؛ ج88؛ ص131.
2- . نماز در سیمای خانواده؛ ص103.

عاملی مهمتر می شود و او را تا سر حدّ فنا و نیستی می برد و گاه تا اوج افتخار می رساند.(1)

تأثیر پذیری از دوستان، در منطق دینی و اسلام امری پذیرفته شده می باشد، بطوریکه روایات فراوانی در امر انتخاب دوست مناسب از معصومین(علیهم السلام) نقل شده است. از آن جمله روایتی است از امام صادق(علیه السلام) که می فرمایند:

«خصلتان مَن کانتا فیه و الّا فأعزب، ثم أعزب، ثم أعزب. قیل و ما هما؟ قال الصلاة فی مواقیتها و المحافظة علیها و المواساة؛ هرکه دو خصلت در او بود، قابل معاشرت و دوستی است، وگرنه از او دوری کن، از او دوری کن، از او دوری کن. گفته شد آن دو خصلت چیست؟ فرمودند: یکی نماز را به وقتش خواندن و به آن مواظب بودن و دیگری همدردی».(2)

اینکه امام(علیه السلام) سه بار فرمودند دوری کنید، نشانة شدت تأثیر گذاری صفات اخلاقی افراد در یکدیگر است. در واقع مفهوم این کلام نورانی آن است که اگر با غیر دوستانی که بی توجه به نماز و عبادتند نشست و برخاست داشته باشید، آنان شما را از مسیر سعادت منحرف می سازند و اخلاقشان را در شما تسرّی می بخشند.(3)

- نقش مدارس

مدرسه مهمترین کانون تربیتی بعد از خانواده است. مدرسه پلی است که فرزندان را با جامعه مرتبط می کند و از آنها فردی مؤثر، فعال و مفید به حال جامعه می سازد.

نقش تربیتی مدرسه را می توان به عوامل متعددی تقسیم کرد که القای

ص: 24


1- . آثار تربیتی نماز؛ ص 138و139.
2- . بحارالانوار؛ ج71؛ ص391.
3- . نقش نماز در شخصیت جوانان؛ ص85.

ارزشهای معنوی و بیان امور عبادی از جمله نماز، می تواند از زمرة آنها باشد. با برگزاری فریضة الهی نماز به شکل جماعت در مدارس، زمینه ای فراهم می شود که فرزندان می توانند در یک فضای معنوی در کنار هم سن و سالن وهم کلاسی های خود، مشغول خواندن نماز شوند و این احساس نشاط بیشتری به آنها می دهد.(1)

اگر مدارس شرایط را برای نماز خواندن مساعد کنند و به همراه اجرای برنامه های آموزشی نماز، برنامة تشویق نمازخوانها را هم داشته باشند، تأثیر مدارس در گرایش فرزندان به نماز دو چندان خواهد شد. وقتی حضور در برنامة نماز، عملی مهم بشمار آید، و از این مسأله چنان با عظمت یاد شود، بچه ها خود اصرار خواهند داشت که در صف نمازخوانان حاضر شوند.(2)

- اقامه نماز توسط حاکم اسلامی در جامعه

«الَّذین إن مَکَّنّاهم فی الأرضِ أقاموا الصَّلاه وآتوا الزَّکواه و آمروا بالمعروف و نهوا عَن المُنکَر و لله عاقبةُ الاُمور؛ اگر در روی زمین به آنان تمکین دهیم، نماز را بپا داشته و زکات داده و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و عاقبت کارها به دست خداست».(3)

این آیة کریمه سرلوحة برخی کارهای مهم است، و وظایف اصلی زمامداران و حاکمان را بیان می کند، و اولین عملی که به عنوان وظیفة حاکمان اسلامی گوشزد می نماید، اقامة نماز است. جملة «اقاموا الصلاة» به معنای خواندن نماز نیست، زیرا مسلمان در هر شرایطی باید نمازش را بخواند، چه تمکُّن داشته باشد چه نداشته باشد؛ بلکه معنا این است که حاکم اسلامی باید در برپایی و ترویج نماز بکوشد و

ص: 25


1- . آثار تربیتی نماز؛ ص149و150.
2- . نماز در سیمای خانواده؛ ص172و173.
3- . حج؛ آیة41.

آنرا تبلیغ کند.(1) همانند پیشوایمان امیر المؤمنین علی(علیه السلام)، آنجا که در فرمان الهی- سیاسی شان به مالک اشتر می فرمایند:

«از مسائلی که به خدا اختصاص دارد و باید با اخلاص انجام دهی، انجام واجباتی است که ویژة پروردگار است. پس در بخشی از شب و روز، وجود خود را به خدا اختصاص ده… هنگامی که نماز به جماعت می خوانی، نه با طولانی کردن نماز، مردم را پراکنده ساز و نه آنکه آنرا تباه ساز».(2)

این سفارش امام علی(علیه السلام) اشاره به جایگاه مسؤلان حکومت دینی در قبال تشویق و ترغیب به اقامة نماز در جامعه دارد، و اینکه نظام اسلامی و حاکمان آن موظفند علماً و عملاً راهها و فرآیندهای مربوط به اقامة نماز را در جامعة اسلامی، در هر عصری بیابند و در جهت توفیق روز افزون و ترغیب به اقامة نماز قدم بردارند. تنها در جامعه ای که به سفارشات پیشوایان دین و قرآن عمل شود، ما شاهد فرزندانی تربیت یافته و تعلیم دیدة دینی خواهیم بود.(3)

- نقش رسانه ملی

بعد از خانواده، مدرسه و جامعه به عنوان عوامل تأثیر گذار در تربیت ذکر شده اند، اما نباید تصور شود که رسانة ملی نقش کمتری از آنها دارد؛ بلکه شاید بتوان گفت نقش آن بیشتر و پررنگ تر است. از جملة رسانه های ملی، صدا و سیما است که به عنوان بازوی قدرتمند و رسانه ای پرطرفدار، می تواند نقش بسیار سازنده ای در گرایش فرزندان به نماز داشته باشد.

مُسَلَّماً ساختن برنامه هایی که مفاهیم نماز و تأثیرات آن بر زندگی انسان را نشان می دهد، در این زمینه ها بسیار مفید و مثمر ثمر خواهد بود. پخش اذان با

ص: 26


1- . نماز در آینة وحی؛ غلامعلی نعیم آبادی؛ ص92.
2- . نهج البلاغه؛ نامة53.
3- . آثار تربیتی نماز؛ ص142.

صدایی گیرا و جذاب، ساختن سرودهای زیبا برای نماز و اذان و پخش آنها لحظاتی قبل از اذان، در جذب فرزندان به نماز مؤثر است. قطع برنامه های صدا و سیما موقع پخش اذان، فعالیت دیگری است در یادآوری وقت نماز و گرایش به آن.

برخی صاحب نظران معتقدند، امروزه پس از گسترش این ابزار، تلویزیون بصورت عضو بی بدیل جامعه و حتی خانواده ها در آمده است، به همین دلیل دربارة کارکرد این وسیله دیدگاههای متفاوتی داشته و تعریف واحدی از آن ندارند. اما با وجود همة این تفاوتها در تعریف، نمی توان نقش مهم و مؤثر رسانه ها را در شکل دادن ابعاد تربیتی جامعه، بخصوص مسائل مذهبی نادیده گرفت؛ زیرا اثر آن بسیار زیاد و فراگیر است.(1)

- نقش مسجد

- مسجد به عنوان کانون تربیت و ترغیب فرزندان به نماز: یکی از عوامل مؤثر در گرایش فرزندان به نماز، بدون شک مسجد است. مسجد عهده دار نقش مهمی در عرصه های عبادی، تربیتی، فرهنگی، سیاسی و نظامی است. از چهره های شاخص و تأثیر گذار مسجد، امام جماعت است که به عنوان یک راهنما نقش حساسی در هدایت فرزندان یک ملت ایفا می کند. وی به عنوان پرچمدار اسلام و مبلغ و ترویج دهندة احکام آن، همواره نقش بسزایی در گرایش و جذب همة اقشار و مخصوصاً نوجوانان و جوانان به نماز و دین دارد.(2)

- همراه بردن بچه ها به مسجد: قرآن کریم می فرماید:

«خُذوا زینَتَکُم عند کُلَّ مسجد؛ زینتهایتان را هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید»(3)

ص: 27


1- . همان؛ ص153و 154.
2- . همان؛ ص156و157.
3- . اعراف؛آیة31.

و از طرفی فرموده:

«المال و البَنون زینة الحیاةُ الدُنیا؛ مال و فرزند زینت زندگی دنیایی است».(1)

با توجه به این دو آیة شریفه، شاید بتوان گفت: که هرگاه به مسجد می روید فرزندان خود را به مسجد ببرید تا با محیط عبادت خو بگیرند و مقداری از مال خود را ببرید تا محرومان بهره ببرند.(2) در واقع وقتی والدین کودک را به مسجد می برند، او را با اجتماعی آشنا می سازند که آنان را هدفی مقدس جمع داشته است(نه مال و شهوت)؛ و همه برای سالم بودن و بهتر شدن و بندگی حق و کار خیر در آنجا گرد آمده اند. نظام نماز جماعت، احترام به بزرگتر به صورت علمی و عملی، و انضباطی است که در عمل دارند، همه آموزنده و تأثیر گذار در وجود فرزند خواهند بود. بنا به قولی مسجد روح دینی را از فردی که متدیِّن و مؤمن است به فردی که می خواهد متدیِّن شود منتقل می نماید.(3)

- نقش جذابیت و پاکیزگی فضای مساجد: برای اینکه مسجد در گرایش نوجوان و جوان به نماز مؤثر باشد، باید از همان سردر، تا درون مسجد، آراسته و پیراسته باشد. اگر جاذبه های هنری و علمی و تابلوها و نوشته های زیبا و جذاب در مسجد استفاده شود، تأثیر گذاری آن در جذب به نماز بیشتر خواهد بود.(4)

مسجد به عنوان یک سنگر دفاع از حریم دین مقدس اسلام، خود باید نمونه ای از به کارگیری علمی آموزشهای اسلامی باشد. پاکیزگی سنگر خداپرستان، موجب پاکیزگی جسم و روح نماز گزاران می شود و نوجوانان و جوانان را بسوی هدایت رهنمون می شود. چون ذات جوان و نوجوان، پاکیزگی را دوست دارد. وقتی کسانی که به مسجد

ص: 28


1- . کهف؛ آیة46.
2- . درسها و پیامهای نماز برای خانواده ها؛ جمشید احمدی؛ ص87.
3- . نماز در سیمای خانواده؛ ص210.
4- . درسها و پیامهای نماز برای خانواده ها؛ ص88.

می آیند، لباس تمیز و سفید و معطر را برای نماز خواندن انتخاب می کنند، از یک سو خوب خود را آمادة ملاقات با خدا کرده اند، و از سویی کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار می دهند و در آنها رغبت آمدن به مسجد و گرایش به نماز خواندن را زیاد می کنند.(1)

- داستانی شیرین و آموزنده برای ایجاد عشق به نماز در کودکان

روزی از سهل شوشتری که اهل کرامت بود پرسیدند: چگونه به این مقام رسیدی؟ ایشان پاسخ دادند: من در کودکی نزد دایی ام زندگی می کردم، وقتی هفت ساله بودم، یک نیمه شبی از خواب بیدار شدم برای قضای حاجت. وقتی که برگشتم بخوابم، دایی ام را دیدم که روبه قبله نشسته و عبایی به دوش کشیده، عمامه ای دور سرش پیچیده و مشغول نماز خواندن است. از حالت او خوشم آمد، کنارش نشستم تا نمازش تمام شد. آنگاه از من پرسید: پسر چرا نشسته ای؟ برو بخواب. گفتم از کار شما خوشم آمده و می خواهم پهلوی شما بنشینم. گفت: نه برو بخواب. رفتم و خوابیدم. شب بعد نیز این ماجرا تکرار شد و دایی ام به من گفت: برو بخواب. گفتم دوست دارم هرآنچه شما می گویید من هم تکرار کنم. دایی ام مرا روبه قبله نشانید و گفت: یک مرتبه بگو یا حاضر و یا ناظر، من هم تکرار کردم. سپس گفت: برای امشب کافی است، حالا برو بخواب. این کار چند شب تکرار شد و هر شب عبارت یا حاضر و یا ناظر را چند بار تکرار می کردم. کم کم وضو گرفتن را هم آموختم و پس از آنکه وضو می گرفتم، هفت مرتبه می گفتم: یا حاضر و یا ناظر. بالاخره کار به جایی رسید که من بدون اینکه نزد دایی ام بروم، خودم قبل از اذان صبح بیدار می شدم و پس از نماز تسبیح بدست می گرفتم و پیوسته آن اذکار را تکرار می کردم و از اینکار بی نهایت لذت می بردم. اکنون این رسیدن به این مقام را از لطف رفتار

ص: 29


1- . آثار تربیتی نماز؛ ص163و164.

دقیق و منصفانة دایی ام در آن دوران حساس زندگی می دانم.

این داستان حقیقی به ما می فهماند که طرز رفتار مناسب با فرزندان در هر دوره ای، بهترین عامل مؤثری است، برای آنکه فرزندانمان در آینده، شب زنده داران واقعی به حساب آیند و ذخیرة معنوی برای ما باشند.(1)

- توصیه های مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در رفتار با جوانان

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در رابطه با شیوه های رفتار با جوانان، توصیه های مهم فراوانی را بیان نموده اند که در قسمت پایانی این فصل، یک نمونه از آن توصیه ها را بیان می کنیم، به امید آنکه مسئولان و بویژه والدین به این توصیة حیات بخش جامة عمل بپوشانند.

بعد از انقلاب اسلامی ایران، بخصوص در چند سال اخیر، دشمنان اسلام و انقلاب، جوانان را مورد هجوم و شبهات قرار دادند و سعی کردند با شبهه افکنی اذهان پاک جوانان را نسبت به اسلام مخدوش نمایند، و این وظیفة ماست که باید آنان را نجات دهیم و آنها را با چشمه سار زلال و پاک اسلام ناب محمدی(صل الله علیه و آله و سلم) آشنا کنیم. مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) در بخشی از توصیه های ارزشمندشان در مورد حفظ جوانان در برابر شبهات می فرمایند:

«من یک بار عرض کردم که ما در برابر شبهات نباید همیشه به صورت تدافعی عمل کنیم؛ بنشینیم تا شبهه ای بیاید، خوب جاگیر بشود و اذهان را پر کند، بعد مردم زبان باز کنند و به ما بگویند که این شبهه وجود دارد، بعد ما تازه به فکر بیافتیم این شبهه را برطرف کنیم. اینکه درست نیست، باید زمینه های ایجاد شبهه را شناخت.

امروز، جوانهای ما احتیاج دارند که از لحاظ فکری دستگیری شوند، هم آن کسانی که در حال شبهه هستند، هم آن کسانی که شبهه در آنها کار گر شده و از حیطة اعتقاد صحیح خارج شده اند، می شود. هم کسانی که جزو معتقدان و متعبدانند، که

ص: 30


1- . https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=26691.

در اینها باید فکر را عمق داد و شبهه را از آنها زدود. امروز حرفهای غلط نسبت به مبانی اسلامی و علمی دینی به صورت عامیانه اما در قالبهای آرایش شده و در قالب فکر نو ادا می شود که باید با آن برخورد علمی شود. امروز باید با شبهات ذهنی جوانان، برخوردی متفکرانه و کارشناسانه بشود، زیرا دشمن درصدد شبهه پراکنی است و در نقطه مقابل برای مجاهدت علیه دشمن اسلام لازم است، کارشناسان دین و مبلغان اسلامی با بیان حجت و منطق درست و محکم به تشریح افکار اسلامی و تبیین مواضع اسلامی بپردازند و این کار را به عنوان وظیفه ای بسیار مهم و خطیر در نظر بگیرند».(1)

گفتار دوم: عوامل تأثیر گذار در عدم گرایش فرزندان به نماز

مقدمه

چرا در میان فرزندانمان برخی از آنان بویژه جوانان، آنچنان که باید به نماز اهمیت نمی دهند و یا اینکه چرا بعضی از آنها ارتباط چندانی با نماز ندارند و یا عده ای در حالیکه از خانواده های مذهبی و مسلمان هستند نماز نمی خوانند.

اینها سؤالاتی است که همواره ذهن اکثر والدین متعبِّد و دیندار را به خود مشغول می کند و ما بنا داریم در این فصل، علل و عوامل آنرا تا حد امکان.

- علل مربوط به خانواده

- بی توجهی والدین نسبت به نماز فرزندان: بی توجه بودن یا کم توجهی والدین نسبت به فرزندان در محیط خانه، و سطحی نگری آنان و یا احیاناً بی مبالاتی اعضای خانواده نسبت به مسائل شرعی و دینی، خصوصاً نماز، تأثیر بسزایی در تربیت فرزندان بجای می گذارد. به عنوان مثال: فرزند اگر در خانه ای رشد نماید که درآن خانه کسی به نماز اهمیت ندهد و یا در قبال مسائل دینی خود را مسئول

ص: 31


1- . شیوه های رفتار با جوانان از منظر ولایت؛ ص83-85.

ندانند، و یا خود اهل نماز باشند ولی فرزند را تشویق به نماز ننمایند، قطعاً فرزند آن خانواده، اهل نماز نخواهد شد؛ البته شاید در آینده بر اثر عوامل دیگر به نماز روی آورد که این احتمال ضعیفی است.

برخی والدین هستند که اصلاً به نماز اهمیت نمی دهند و طبعاً فرزندانشان از آنان تقلید می کنند. گروهی دیگر از والدین هم هستند که خود دیندار و اهل عبادتند ولیکن نسبت به فرزندان خود در این امر هیچ ارزشی نمی نهند؛ نماز خود را می خوانند و روزه شان را می گیرند، اما اینکه فرزندان به مسائل دینی پای بند باشند یا نه برای آنها یکسان است.(1) رسول گرامی اسلام(صل الله علیه و آله و سلم) دربارة چنین سرپرستانی فرموده اند:

«وای بر فرزندان آخر الزمان از پدرانشان؛ عرض شد یا رسول الله (صل الله علیه و آله و سلم)، از پدران مشرک آنها؟ فرمودند: نه، بلکه مسلمانشان که هیچ چیز از فرائض دینی را به آنها نمی آموزند و اگر خود فرزندان پاره ای از مسائل دینی را فرا گیرند، آنها را از این وظیفه باز می دارند و تنها به درآمد کم آنها قانع اند. من از آنان بیزارم و آنان از من بیزارند».(2)

- تعارض ها و اختلافات والدین

الف) تعارض دینی والدین: وجود تعارض در بین والدین، بویژه تعارض در باورها و عملکرد آنها، مانع استحکام ارزشها و هویت دینی در فرزندان می شود.(3) تفاوت مراتب ایمانی و برداشتها از دین، که گاهی در اثر شناخت ناکافی زن و شوهر در ابتدای زندگی زناشویی دیده می شود، پس از مدتی با درک تفاوتهای عقیدتی،

ص: 32


1- . نقش نماز در شخصیت جوانان؛ ص52و53.
2- . مستدرک الوسائل؛ محدث نوری؛ ج15؛ ص164.
3- . نکته های روان شناختی در تربیت دینی فرزندان؛ ص80.

باعث ناسازگاری و کشمکش های رفتاری بین والدین می شود(1)،

که در نتیجه موجب اختلاف والدین در تشویق فرزندان به مسائل دینی می گردد، چراکه هر یک می خواهند اعتقادات خود را به فرزند تحمیل کنند و این منجر به تزلزل اعتقادی کودک و گریز او از دین و مسائل دینی از جمله نماز می گردد.

ب) تعارض میان گفتار و کردار والدین: ما همواره به کودک و نوجوان می گوییم نماز بازارندة انسان از زشتی و گناه است. در حالی که او در حاشیة زندگی خویش، بسیاری از نماز گزاران گناهکار را می بیند، رفتار بد والدین را می بیند، در وقت نماز والدین را می بیند که نمازشان از خضوع ظاهری نیز بی بهره است. این تعارض و دوگانگی، شعلة تردید را در جان کودک می افروزد که نماز قربانی بی تردید آن است.(2)

توصیه های اخلاقی و دینی والدین در فرزند مؤثر واقع نمی شود، اگر بین آنچه قصد می شود با آنچه که در عمل از خود نشان می دهند، یگانگی و یکپارچگی حاکم نباشد. زیرا عمل همان نصیحت است و پند و اندرز همان کردار، بنابراین اگر گفتار و کردار والدین با یکدیگر وحدت نداشته باشد، مرز میان نصیحت و عمل، وسیع می شود و دیگر در چنین خانواده ای تکالیف دینی از جمله نماز به سهولت از جانب فرزندان انجام نمی گیرد.(3)

- سایر عوامل خانوادگی

علاوه بر عوامل خانوادگی که در مباحث قبلی بیان شد، عوامل متعدد دیگری را که مربوط به خانواده و تأثیر آن در عدم گرایش فرزندان می باشد، در این نوشتار به صورت اجمالی بیان می کنیم، که عبارتند از:

ص: 33


1- . در آمدی بر نظام خانواده در اسلام؛ ص226.
2- . درسها و پیامهای نماز برای خانواده ها؛ ص73.
3- . نکته های روان شناختی در تربیت دینی فرزندان؛ ص86.

- عدم ایجاد عادت به نماز خواندن در فرزندان، از دوران خردسالی، به این حساب که هنوز وقت نماز او نشده است.

- عدم دعوت او به نماز، و کار و برنامة او را در اختیار خود او قرار دادن.

- دعوت کودک به نماز از روی خشونت و قهر و عقده سازی و آزرده ساختن او.

- سلب اعتماد او از افراد مذهبی خانواده، و احساس ریاکاری در والدین و یا تقدس خشک و تحجُّر در آنان.

- آلودگی در غذای خانواده از نظر طیِّب بودن، که رابطه ای مستقیم بین غذای پاک و عبادت وجود دارد.

- احساس این مسئله که والدین او ستمکارند و عبادتشان بی حاصل است.(1)

- ترجیح دادن خواب شیرین صبح، به شیرینی نماز صبح توسط والدین.

- انتظار والدین از فرزندان خود در خردسالی برای بجا آوردن نماز صحیح و کامل.

- بی توجهی والدین به زمان و لباس نماز فرزندان.

- محروم کردن فرزندان از نماز جماعت و مسجد.

- مشغول شدن والدین به کارهای جانبی، در هنگام اول وقت نماز.(2)

- علل مربوط به خود فرزندان: در این زمینه نیز عوامل مؤثر بسیاری در عدم گرایش فرزندان به نماز وجود دارد، که شناخته ترین آنها عبارتند از:

- جهل از اهمیت مسأله: عدم درک تعلیم مذهبی و ارزش آن، ناآشنایی به وظیفه و تکلیف، از مهمترین عوامل گرایش به نماز می باشد.

- غرور و تکبر: اثبات وجود، و نشان دادن اینکه کسی است و میتواند یاغی و

ص: 34


1- . هدایت نوجوان به سوی نماز؛ ص26و27.
2- . توشه ای از خرمن نماز؛ ص348.

عاصی باشد.(1) این صفت، ناشی از غرور جوانی، تکبر و بزرگ منشی برخی افراد است؛ و هرگاه این صفت در کسی پا بگیرد او را به مهلکه های بزرگی می کشاند و فرد چنین می پندارد که اگر در مقابل خدای خود سجده کند کوچک می گردد.

- تنبلی و سستی: غالباً این خصلت در نوجوانان و جوانان وجود دارد که به آسانی تن به فعالیت نمی دهند مگر در اموری که بیشتر جنبة احساسی و هیجانی داشته باشد و یا در اموری که با انگیزه و شناخت قبلی همراه باشد. فردی که چند سال است به سن تکلیف رسیده ولی تا آنزمان نماز نخوانده، برایش سخت است که در هوای سرد زمستان، آستین بالا بزند و با آب خنک وضو بگیرد، به همین دلیل گاهی از نماز خواندن طفره می رود.

- مزاحم دانستن نماز برای کارهای شخصی: برخی افراد چون در وقت نماز مشغول به کار هستند، فرصت خواندن نماز در اول وقت را از دست می دهند، و تدریجاً بعد از استراحت، چون دوباره مشغول کار می شوند، اقامة نماز را مانعی برای انجام کارهای خود می دانند.

- تسویف (واگذاری امور به آینده): برخی فرزندان وقتی به سن تکلیف می رسند، با اینکه عمل به احکام دینی بر آنها واجب شده، اما با این توجیهات که ما هنوز جوانیم و اول عمر ما است و بهانه هایی از این قبیل، اعمال دینی را ترک می کنند و می گویند بعداً قضای آنرا بجا می آورم، غافل از اینکه عمر در دست خداست.(2)

- عدم آگاهی و بینش کافی از فلسفه و معانی نماز: نماز تجسم باوری از نیازهای درونی انسان است. بنابراین انجام این فریضه، مبتنی بر درک صحیح از اسرار و فلسفة آن است. وقتی فرزند ما از جایگاه نماز در زندگی اش آگاهی کافی نداشته

ص: 35


1- . هدایت نوجوان بسوی نماز؛ ص26.
2- . نقش نماز در شخصیت جوانان؛ ص55-59.

باشد، طبعاً نسبت به این عبادت، بی انگیزه خواهد بود؛ چون نمی داند چرا باید نماز بخواند و این گفتگوهای مکرر در او چه تأثیری می گذارد.

- گناه آلودگی: فساد اخلاقی، دنیا زدگی و گناه آلودگی اگر در کسی باشد، در چنان تاریکی به سر می برد که زیباییها و لذتهای معنوی عبادت از ذائقة او رخت بر می بندد.(1) تأثیر این عوامل را می توان در سخن امیر المؤمنین علی(علیه السلام) به خوبی درک کرد که فرموده اند:

«کیف یجد لذة العباد مَن لا یصوم عن الهوی؛ چگونه ممکن است لذت عبادت را درک کند، آن کس که از هواها خودداری نمی کند».(2)

- نقش دوستان و همسالان: همانطور که در فصل پیش اشاره شد، دوستان نقش بسیار مهمی در شکل دهی شخصیت انسانی دارند. به همان اندازه که دوستان خوب و شایسته در سوق دادن انسان بسوی سعادت و کمال مؤثرند، همان اندازه نیز دوستان ناشایست در انحراف آدمی به سمت ناهنجاریهای اخلاقی مؤثرند. چه بسا نوجوانان و جوانانی که در مسائل دینی علاقمند و به دینداری خود راغبند ولیکن در محیط های مختلف از قبیل محله ای که در آن زندگی می کنند، یا محیط کار و تحصیل که در آن ساعاتی از عمر را سپری می کنند، با افرادی آشنا می شوند که بتدریج او را در دام بی دینی و لاابالی گری گرفتار می سازند.(3) نقش دوست به حدی است که گاهی می تواند اندیشه ای را واژگون سازد و در دین و اعتقاد فرد رخنه کند، چراکه اکثر افراد، دوست خود را الگو و سرمشق خود قرار می دهند.(4)

ص: 36


1- . پرستش آگاهانه؛ محمد رضا رضوانطلب؛ ص205و206.
2- . غررالحکم و دررالکلم؛ ص562.
3- . نقش نماز در شخصیت جوانان؛ ص56.
4- . هدایت نوجوان بسوی نماز؛ ص28.
- رفتار نامناسب برخی مبلغان دینی

گاهی جوانان و نوجوانان به خاطر دوستی و صمیمیت و ارتباط نزدیکی که با طلاب و روحانیون پیدا می کنند، از آن روحانی رفتاری را مشاهده می کنند و یا سخنانی می شنوند که موجب سستی آنها در دین می شود. به عنوان مثال: اگر جوانی مشاهده نماید که یک روحانی در محفلی نشسته و مشغول صحبت کردن است و توجهی به نماز اول وقت ندارد و یا در رفتار با کسی تندی می کند، این اعمال تأثیر منفی اش را بر روحیة او باقی می گذارد و با خود می گوید: اگر واقعاً نماز در اول وقت آن همه فضیلت دارد پس چرا یک روحانی به عنوان مبلغ دین به آن توجه ندارد.(1)

بنابراین مبلغین باید در رفتار خود با دیگران خصوصاً جوانان و نوجوانان، ظرافت و دقت بیشتری را بکار گیرند.

- نقش رسانه ملی

وسایل ارتباط جمعی علاوه بر محاسنی که دارد، می تواند معایب بسیاری هم داشته باشد، چراکه با یک هجوم پرقدرت و فراوان، والدین را از فرزندان جدا کرده؛ یعنی در حین اینکه والدین در خانه اند و فرزندان هم در خانه، اما انسی با هم ندارند. اگر فرض کنیم که برنامة تلویزیونی صد درصد هم مفید باشد، اما انس با پدر و مادر و مهمان و بزرگترها را بکلی از میان می برد و روز جمعه ای هم که پدر در منزل است و می تواند یک لبخند و صمیمیت با بچه اش داشته باشد، مانع این انس می شود. وقتی والدین تا دیروقت بیدارند، و فرزند هم بیدار می ماند، بنابراین او دیگر نمی تواند سحر برخیزد و نماز صبح بخواند و باید او را با سختی بیدار کنند، و شاید خود والدین هم دیر بیدار شوند و گاهی هم خواب بمانند.(2)

ص: 37


1- . نقش نماز در شخصیت جوانان؛ ص61.
2- . نماز در سیمای خانواده؛ص99و100.
- شیطان بزرگترین بازدارنده از نماز

مبارزة شیطان با نماز با اشکال و روشهای مختلفی می باشد، که از جملة آنها شراب و قمار است، بطوری که در قرآن کریم نیز این مطلب آمده است:

«إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِۖ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ؛ شیطان قصد دارد که به وسیلة شراب و قمار، میان شما عداوت و کینه برانگیزد و شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد، پس آیا شما دوری می کنید».(1)

طبق این آیة شریفه، شیطان علاوه بر اینکه به واسطة شراب و قمار، دشمنی، خشم و کینه را در جامعه ایجاد می نماید، اثر مخرب تری هم دارد و آن بازداری از یاد خدا و نماز است. آن نمازی که به عنوان نیاز فرد و جامعه مطرح است و بدون آن انسان به سعادت نمی رسد، شراب و قمار مانع آن می گردد. زیرا کسی که با پیمانه پیمان بست، با خدا نمی تواند پیمانی داشته باشد.(2)

اما آنچه روشن است، منظور از شیطان در این آیه، تنها آن موجودی که بر آدم(علیه السلام) سجده نکرد، نمی باشد؛ بلکه شامل همة قدرتهایی که انسان را از مسیر حق منحرف می کند می شود، و این شیاطین همواره با هر کار اساسی که انسان در مسیر حق انجام می دهد متناسب ا آن با سلاح خاصی به مقابله بر می خیزند.

از آنجا که ابزار اصلاح گاهی همیشگی و گاهی موقت است، ابزار فساد نیز گاهی دائمی و گاهی موقت است، و چون نماز از ابزارهای همیشگی صلاح و رستگاری است، شیطان برای مقابله با یاد خدا و نماز، از سلاحهایی که همیشه

ص: 38


1- . مائده؛ آیة91.
2- . نماز زیباترین الگوی پرستش؛ 86و87.

کاربرد دارند، یعنی میگساری و قمار استفاده می کند.(1)

گفتار سوم: انواع روشهای ترغیب فرزندان به نماز

مقدمه

اقامة نماز و احکام و آثار گوناکون آن، فراوان در قرآن کریم ذکر شده است، و منظور از تعبیر «اقامه» در تمامی آیات این است که، تنها خودتان نماز خوان نباشید، بلکه چنان کنید که آیین نماز در جامعة انسانی برپا شود.

از آنجا که والدین، نقش اول مربی تربیتی فرزند را دارا هستند، لازم است روشهایی را برای ترغیب فرزندان به نماز بکار گیرند که نه تنها عبادت آنها از روی تقلید نباشد، بلکه عبادتی همراه با تفکر و آگاهی و عشق باشد. یعنی همان عبادتی که انسان را از منکر باز می دارد. والدین باید توجه داشته باشند که تنها با روشهای سازنده و برخورداری از اطلاعات فراوان دینی است که می توانند انگیزة عبادت را در فرزندانشان به وجود آورند تا آنها خود در پی عبادت بروند. بنابراین آنچه در این فصل ارائه می گردد، روشهای تشویق فرزندان به نماز، توسط والدین گرامی است که حدالامکان آنها را بیان می نماییم، به امید آنکه مفید و مثمر ثمر واقع گردد.

- روش آگاهی بخشی، مانند روش امر به معروف

احیای فرهنگ نماز در خانواده در قالب امر به معروف، امری است که در چند آیة قرآن به آن اشاره شده است؛ ازجمله آیة شریفه ای که خداوند متعال در آن حضرت اسماعیل(علیه السلام) را معرفی می کند و می فرماید:

«و کان یأمُر أهله بالصلوة و الزکوة و کان عند ربّه مرضیّا؛ او(حضرت اسماعیل) خانواده اش را به نماز و زکات دستور می داد و خدایش از او راضی بود».(2)

ص: 39


1- . نماز در آینة وحی؛ ص74.
2- . مریم؛ آیة55.

از سخن قرآن کریم و ماهیت امر به معروف آشکار می شود که محور و سرپرست خانواده این حق و ولایت را از سوی خداوند دارد تا افراد خانواده را به نمازگزاری وادارد، و این نشان از اهمیت فوق العادة نماز دارد.(1)

از جملة «کان یأمر» نیز استنباط می شود که حضرت اسماعیل(علیه السلام) در فرمان دادن خانواده اش به نماز استمرار داشته است. این روش یک روش اساسی در تشویق و ترغیب فرزندان به نماز است چراکه خداوند متعال در همین آیة شریفه آنرا به عنوان یک رفتار پسندیده برای حضرت اسماعیل (علیه السلام) نقل می فرمایند. همچنین از جملة «و کان عند ربه مرضیا» استفاده می شود که، امر کردن فرزندان به نماز توسط حضرت اسماعیل (علیه السلام)، با روش پسندیده و مناسب روحیة آنان انجام می شده، نه آنطوری که برخی والدین با روشهای غلط و تذکرات ناپسند و با عصبانیت و توهین و تحقیر انجام می دهند.(2)

- روش عاطفی، همچون محبت و احسان

ایجاد انگیزة نماز خواندن باید از همان دوران کودکی با کلمات محبت آمیز آغاز شود. این روش نیز به زیبایی در قرآن مجید بیان شده است؛ آنجا که لقمان حکیم به فرزندش می فرماید:

«یا بُنَیَّ أقم الصلوة؛ پسرم نماز را برپادار».(3)

در این آیة شریفه لقمان حکیم صریحاً فرزندش را سفارش به نماز نموده است، اما نکتة حائز اهمیت در این آیه، بکار بردن لفظ «یا بُنَیَّ» است که به صورت اسم تصغیر آمده و حکایت از محبت و دلسوزی دارد، نه تحقیر و کوچک شمردن.(4)

ص: 40


1- . نماز در قرآن؛ سید ابراهیم سید علوی؛ ص72.
2- . آثار تربیتی نماز؛ ص98و99.
3- . لقمان؛ آیة17.
4- . تفسیر مجمع البیان؛ فضل بن حسن طبرسی؛ ص319.

محبت از مهمترین نیازهای فرزندان است. از قدیم گفته اند: از محبت خارها گل می شوند؛ والدین باید هر انتظار و توقعی که از فرزند خود دارند، از طریق اظهار محبت بدست آورند. مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در این رابطه می فرمایند:

«امروز بچه های شما به یک کوره محبت احتیاج دارند و آن کانون خانواده است… بهترین پدرها آنهایی هستند که با پسر و دختر خود رفیقند، هم بزرگتری، ارشاد، راهنمایی و محبتِ کارگشای پدری را دارند هم همدلی یک رفیق».(1)

در حقیقت، سفارش و نصیحت به فرزندان اگر همراه با محبت و مهربانی و دلسوزی باشد، پذیرش بهتر و همراه با اطاعت خواهد بود. اما اگر با سرزنش و تَحکَُم یا زور همراه باشد، فرزندان را به جبهه گیری و مقاومت واخواهد داشت و نتیجة مطلوب نیز حاصل نخواهد شد.(2)

- روش جلب، مانند احترام و تکریم

فرزندان ما در هر سنّی که باشند برای شخصیت خود احترام قائلند. دوست دارند به شخصیت آنان توجه شود و مورد احترام قرار گیرند. از اینرو سزاوار است پدر و مادر به این گرایش فطری، توجه نمایند و روحیة کودکان را با عزت نفس و اعتماد به نفس تربیت و تحکیم کنند. روح کودک چون گل، بسیار ظریف و حساس است و ممکن است با کوچکترین حرکت ناهنجار پژمرده شود. برخی از والدین به غلط تصور می کنند که چون پدر و مادر شده اند پس حق هرگونه إعمال نظر جابرانه و سلطه جویانه را بر فرزندان خود دارند و می توانند با آنها به هرگونه ای که بخواهند رفتار کنند، در صورتی که در این میان، حد و مرزهای باریکی نهفته است و موازین شرعی و تربیتی و اخلاقی دقیقی وجود دارد.

ص: 41


1- . https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21429
2- . آثار تربیتی نماز؛ ص100و101.

یک نمونه از جاهایی که باید به شخصیت کودک احترام گذاشت و نقش بسیار مهمی در تشویق و جلب او به نماز دارد، زمان برگزاری نماز جماعت است. اگر هنگام حضور کودک در صف نماز جماعت، والدین یا هر کس دیگر با عصبانیت با آنان رفتار کنند، و کودکان را از صف جماعت خارج نمایند، این برخورد غلط که از سر ناآگاهی است، روحیة مذهبی کودک را تضعیف می کند و در نتیجه او را نسبت به اعمال مذهبی و مراکز عبادی از جمله نماز بی رغبت می سازد.(1) اهمیت این مسأله به حدّی است که وقتی جابربن عبدالله انصاری از امام باقر(علیه السلام) دربارة کودکانی که در نماز جماعت شرکت می کردند پرسید، آن حضرت فرمودند:

«آنان را در نماز به صفهای آخر واپس نرانید، بلکه با ایستادن بزرگترها در میانشان جدایی افکنید».(2)

- روش خیر خواهانه؛ همچون وصیّت و حکمت

روشن است آخرین سخن انسان- که از آن به وصیّتنامه تعبیر می شود- بسیار مورد توجه و اهمیت است و غالباً عموم مردم نسبت به وصیّتنامه و محتضری که در حال وصیّت کردن است عنایشهات داشته و اهمیت می دهند. در سفارشهای دینی تأکید شده که انسان در وصیّتنامة خود به مطالب با اهمیت، بویژه مطالبی که مربوط به آخرت انسان است توصیه نمایند.(3)

نماز هم یکی از مسائلی است که هم به دنیا و هم به آخرت انسان مربوط است، بطوریکه در قرآن کریم چهار بار امر و وصیّت به نماز شده است؛ از جمله آیة:

«وَ جعلنی مبارکاً أین ما کُنت و أوصانی بالصلوة و الزکوة ما دُمت حیّا؛ و مرا هر

ص: 42


1- . حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت (علیه السلام) ؛ ص105-107.
2- . اصول کافی؛ ثقة الاسلام کلینی؛ ج3؛ ص409.
3- . نماز در آینة وحی؛ ص62و63.

کجا باشم برکت داده، و تا زنده ام مرا به نماز و زکات سفارش کرده است».(1)

نکتة مورد نظر ما در این آیة کریمه این است که، اولین برنامة عملی که حضرت عیسی(علیه السلام) در گهواره برای کسانی که سخن او را می شنوند بیان می کند، وصیّت الهی نسبت به نماز است، که نشان از اهمیت این روش می دهد. و در ادامه میفرماید «مادمت حیا»، یعنی این سفارش و وصیّت، دوام داشته و همیشگی باشد.(2)

وصیّت به نماز خواندن، در سیرة معصومین(علیهمالسلام) از مهمترین مسائل بوده و همواره در سفارشهای آن عزیزان به چشم می خورد. به عنوان نمونه، امام علی(علیه السلام) در یکی از مشهورترین وصیّتنامه های خویش به امام حسن مجتبی(علیه السلام) می فرمایند:

«والله والله فی الصلاة فإنَّها عمود دینکم؛ خدا را درباره نماز سفارش می کنم، زیرا نماز ستون دین شماست»(3)

و یا آنجا که در روایات متواتر آمده است که آخرین جملة امام صادق(علیه السلام) در لحظات پایانی عمر شریفشان، توصیه به نماز بوده است که فرموده اند:

«إنَّ شفاعتنا لا تنال مستخفَّاً بالصلوة؛ همانا شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد».(4)

بنابراین، والدین عزیز باید به این روش که طریق قرآن و سنت است، توجه کاملی داشته و آنرا بکار گیرند. براستی چرا باید تمامی دلهره و نگرانی های آنها برای مسائل مادی باشد؟ آیا بهتر نیست در وصیّتنامه های خود نیز بنویسند: دخترم،

ص: 43


1- . مریم؛آیة31.
2- . نماز در آینة وحی؛ ص44.
3- . نهج البلاغه؛ نامة47.
4- . بحارالانوار؛ ج47؛ ص2.

پسرم، من آنچه دارم از برکت مسجد و نماز است، اگر می خواهید از شما راضی باشم و روحم شاد باشد، سعی کنید نمازتان را در اول وقت بخوانید.(1)

- روش اقناعی، همچون برهان و حجت

این روش بیشتر در سن یازده سالگی و شانزده سالگی که مصادف با دورة نوجوانی است و نوجوان احکام دینی را از روی الگو برداری و برهان عقلانی می پذیرد، کاربرد دارد. در این دوره، نوجوان مفاهیم دین و اعمال مذهبی از جمله نماز را با استدلال شخصی و از روی عقلانیت می پذیرد.(2)

نوجوانی سن مباحث بی پایان فلسفی، دینی، سیاسی و ادبی است. نوجوان در این دوره آمرانه استدلال و اثبات می کند. آراء و همه نو هستند و به آن آراء چنان دلبستگی دارد که کاشفی به کشف خود. با این حال، نوجوان در عین جدیدین بودن، نپخته و خام است و از استحکام خوبی برخوردار نیست، اما این تحول درونی، آغازی برای سازندگی و رشد اوست.(3)

نوجوان در این دوره تمایل بیشتری به مذهب پیدا می کند بویژه اگر در خانواده ای متدیّن باشد این احساس در او شدیدتر می شود.(4) از اینرو این دوره، از نظر تربیت دینی و رعایت اصول اقناع سازی، بسیار مهم است. و اگر زمینه های مساعد تربیتی فراهم باشد و از آن مهمتر، عوامل آسیب زای تربیت دینی از صحنه و محیط خانوادگی و اجتماعی حذف شود، با سهولت و تمامیت شاهد شکوفایی حس دینی به زیباترین وجه خواهیم بود.(5)

ص: 44


1- . نماز زیباترین الگوی پرستش؛ ص100.
2- . نکته های روان شناختی در تربیت دینی فرزندان؛ ص46و47.
3- . هدایت نوجوان بسوی نماز؛ ص14و15.
4- . آثار تربیتی نماز؛ ص41.
5- . نکته های روان شناختی در تربیت دینی فرزندان؛ ص47.
- روش برانگیزاننده، مانند تشویق

تشویق از مسائل بسیار مهم تربیت اسلامی و از بهترین شیوه های تربیت کودک بشمار می آید. فرزندان از تحسین و تشویق لذت می برند و این از تمایلات فطری آنان است که باید به بهترین شیوه برای گرایش دادن آنها به فعالیتهای ارزشمند استفاده کرد.(1)

فرزندان در مقابل هر عمل نیکی که انجام می دهند انتظار پاداشی را دارند، و والدین باید این انتظار آنها را به بهترین شکل پاسخ دهند.(2)

با توجه به اهمیت روش تشویق، در این قسمت از نوشتار با بیان نکاتی دربارة تشویق، انواع تشویق و شرایط مشوِّق، این بحث را بطور مفصل تری بررسی می نماییم.

- انواع تشویق

تشویق فرزندان به سه صورت انجام می گیرد:

1- توجه عاطفی؛ نگاه محبت آمیز، لبخند و هرگونه احساس تأیید و ملاطفت از طرف والدین در تشویق کودک در او نقش مؤثری دارند. این امور جنبة غیر کلامی دارند و نوعی رابطة واقعی و حقیقی بین کودک و والدین ایجاد می کنند و در این حالت است که کودک به تکرار رفتار مورد نظر تمایل پیدا می کند.

2- تشویق زبانی؛ تعریف و تمجید، تشکر و قدر دانی زبانی، ابزار ساده و کم هزینه ای است که می تواند کودک را به رفتارهای مناسب سوق دهد.

3- تشویق عملی؛ دادن جایزه، هدیه و مانند آن، بردن به گردش و تفریح، اجازة بازی یا بیرون رفتن با دوستان، از موارد تشویق عملی است که به مقتضای سن کودک می توان آنها را بکار بست.

- نکاتی که دربارة تشویق باید در نظر گرفت: والدین گرامی باید در نظر داشته

ص: 45


1- . حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت (علیه السلام)؛ ص131.
2- . نماز در سیمای خانواده؛ ص231.

باشند، برای آنکه تشویقهای آنها مفید واقع شود، یکسری نکات را رعایت نمایند؛ از جمله اینکه:

1- تشویق برای برانگیختن و تقویت است و نباید خودش بصورت هدف درآید و همة فکر و همت کودک را مشغول کند.

2- تشویق نباید حالت رشوه پیدا کند، به این صورت که چیزی را به کودک بدهیم تا کار مورد نظر را انجام دهد، بلکه پس از انجام عمل او را تشویق کنیم و علت تشویق را نیز برای کودک روشن نماییم. مثلاً: نگوییم اگر نماز بخوانی، فلان مبلغ پول به تو می دهم، بلکه اولاً: کودک باید خواندن نماز را مانند دیگران وظیفة خود بداند و ثانیاً: تشویق ما از او به عنوان ابراز رضایت از انجام وظیفه اش باشد.(1)

3- تشویقها نباید مکرر باشند، زیرا ارزش واقعی خود را از دست می دهند. همچنین تشویق نباید بی اندازه زیاد باشد، بگونه ای که اگر کودک عملی مهمتر و ارزنده تر انجام داد دیگر لغتی برای وصف رضایت بسیار خود از آن عمل نداشته باشیم.

4- تشویق باید تأیید درونی طفل را در پی داشته باشد، بگونه ای که خود را واقعاً مستحق آن بداند، نه اینکه وسیله ای برای دلخوش کردن لحظه ایِ او نباشد.

5- موقعیت مناسب تشویق نیز اهمیت بسزایی دارد، بخصوص اگر بخواهیم از این طریق عمل و رفتار نیکی به کودک بیاموزیم.

6- تشویق باید واجد ضوابط و حدود باشد، یعنی اینکه نباید فرد برای هر عملی تشویق شود، بلکه شایسته است که رفتارهای خاص و برجستة او مورد ستایش قرار گیرد.

7- باید توجه داشت که زمینه ای برای طفل به وجود آورد که از آن احساس

ص: 46


1- . در آمدی بر نظام خانواده در اسلام؛ ص137و138.

غرور کندو به ادامة عملش بپردازد، نه به گونهای که اتکای طفل به تشویق باشد، یعنی هرگاه که تأییدش کردند فعالیتش را ادامه دهد و هرگاه از تشویق خودداری نمودند، او هم عمل را ترک کند.(1)

- شرایط و صفات کسی که مشوِّق نماز است

کسی که کودکان را به خواندن نماز تشویق می کند، پدر باشد یا مادر یا هر کسی که می خواهد متولّی امر دین و اجرای نماز فرزندان باشد، باید واجد صفات و شرایطی باشد که أهم آنها عبارتند از:

1- آگاهی و معرفت؛ دامنة آگاهی یک مربی در این زمینه، وسیع و گسترده است و شامل: آگاهی دربارة مذهب و مبدأ، آگاهی دربارة کودک و شرایط ذهنی، روانی، علائق او و…، آگاهی دربارة وظایف انسان نسبت به خود، خدا و …، آگاهی دربارة شرایط و جوّ جامعه ای که در آن زندگی می کند و کلاً هر آگاهی دیگری که برای گذراندن زندگی متعارف در این سرا و سعادت فرزند در آن سرا ضروری است.

2- ایمان و باور داشت؛ مربی باید مؤمن به آن چیزی باشد که دیگران را بدان دعوت می کند و دل او به آنچه می گوید باید آرام باشد. دعوت و تشویق هنگامی مؤثر است که نشأت گرفته از درون باشد و این نیاز به باوری راستین و عمیق دارد و نیز ایمانی لازم است که آدمی را به تقوا بکشاند.

آری هنگامی که ایمان در اعضا و جوارح نفوذ کند می تواند پرتوافکن و نور دهنده باشد و کودک و بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد.

3- عمل و کار؛ از عمل سخن است نه از فعل، چراکه فعل بر کار آسان و دشوار هر دو اطلاق می شود، ولی عمل عبارت است از آن فعلی که در آن سختی و

ص: 47


1- . نماز در سیمای خانواده؛ ص231-233.

دشواری باشد. و اسلام هم دین عمل است. در اغلب آیات قرآن، پس از کلمة ایمان، لغت عمل را می بینیم، آنچنان که ایمان بدون عمل، و دعوت بدون عمل را کاری بیهوده و بی حاصل می داند.

کودک پیش از آنکه مطلبی را از راه سخن بیاموزد، از راه عمل خواهد آموخت و الگو و اسوه برای او کارسازتر است. به عنوان مثال: والدینی که می خواهند فرزندانشان را به نماز خواندن تشویق کنند، خود ایشان باید به هنگام نماز، همة کارهای خود را تعطیل کنند و با شنیدن اذان، آمادة نماز خواندن شوند. اینگونه رفتار عبادی اگر مکرر گردد زمینه ساز آموزش عملی دین خواهد شد و در جان و فکر کودک چنان رسوخ کند که بیرون رفتنی نباشد.

4- اخلاق و انس؛ برای اینکه د کودک نفوذ کنیم، اخلاق خوش، مأنوس شدن با او و رفتاری جلب کننده شرط لازم است. برای آنکه کودک از عمل کسی درس بگیرد، لازم است آن شخص بگونه ای عمل کند که طفل وی را دوست بدارد و از مصاحبت با او احساس غرور و لذت کند. زبان خوش، برخورد خوب، در برگرفتن کودک و کشیدن دست بر سر او به هنگام بیدار کردنش برای نماز صبح در این راه فوق العاده مؤثر است. مجموعة این شرایط است که زمینه را برای مذهبی کردن و نماز خوان ساختن کودک فراهم می آورد.(1)

- روش امید ساز، همچون وعده و بشارت

در مورد این روش، ابتدا به قرآن کریم که راهگشای تمامی انسانهاست رجوع می کنیم، تا ببینیم این کتاب عزیز چه تعلیماتی را فراروی ما قرار داده است؛ یکی از صدها آیه ای که به شخص نمازگزار وعده می دهد و ما می توانیم آنرا فرا گرفته و برای فرزندانمان تبیین کنیم، آیة شریفة:

ص: 48


1- . همان؛ ص157-160.

«اُتلُ ما اُحی إلیک مِن الکتاب و أقم الصلوة إنَّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر و الله یعلم ما یصنعون؛ ای رسول ما، آنچه را که از کتاب آسمانی قرآن بر تو وحی شد بر خلق تلاوت کن و نماز را بجای آر، که همانا نماز از هر کار زشت و منکر باز می دارد و همانا ذکر خدا بزرگتر است و خدا به هرچه انجام می دهد آگاه است».(1)

آنچه در این آیه مهم است، وعده به این دو مطلب است: یکی اینکه نماز مهمترین وسیلة یاد خداست و دوم اینکه از آثار مهم نماز جلوگیری از فحشا و منکر است؛ و این از دقت در فرازهای اذان روشن می شود، آنجا که چندین بار دعوت به فلاح ونیز بهترین اعمال می کند.(2) حقیقت امر هم همین است، نماز آیتی امید بخش است و برترین چهره های قیامت هم نمازگزاران حقیقی اند.(3)

با توجه به مطالب فوق، و دانستن اینکه انسان موجودی است که با این دنیای مادی و ظاهری سیراب و اقناع نمی شود و به هر چیزی رو می کند چراکه خود را غریب و تنها احساس می کند، و تا وقتی که به آن چیز نرسیده گمان می کند که او آرزوهایش را برآورده می کند، اما وقتی به آن رسید دچار یأس می شود. والدین باید تصویر سراب گونة جهان را برای فرزندانشان ترسیم کنند و به آنها بگویند در این دنیا مادام که دل شما متوجه خدا نشد به هر چیزی که روی آورید ناکام می مانید.(4)

با توجه به روایات می توان فهمید، یکی از روشهای ائمه(علیه السلام) در تشویق مردم به نماز، استفاده از روش وعده و بشارت بوده است، بطوریکه در روایتی آمده است: روزی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) از یاران و حاضران در

ص: 49


1- . عنکبوت؛ آیة45.
2- . نماز در آیینة وحی؛ ص110.
3- . نماز در سیمای خانواده؛ ص257.
4- . درسها و پیامهای نماز برای خانواده ها؛ ص33.

مجلس پرسیدند: به نظر شما کدام آیه از قرآن امیدوار کننده تر است؟ هر کدام از حاضرین آیه ای را ذکر کردند، اما امام در پایان نظرات همة افراد فرمودند: از رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم) شنیدم که امیدوار کننده ترین آیات این آیه است(1):

«و أقم الصلوة طرفی النَّهار و زلفا مِن اللیل إنَّ الحسنات یذهبن السَّیئات ذلک لذکری للذاکرین؛ و نماز را در اول و آخر روز بپادارید و هم در تاریکی شب، که حسنات و نیکوکاریهای شما، سیئات و بدیهایتان را محو می کند و این یادی است برای یادآورندگان».(2)

این روایت یکی از هزاران روایاتی است که به نمازگزاران امید و بشارت زندگی سعادتمند را در سایة نماز خواندن می دهد، و والدین می توانند با نقل چنین روایاتی فرزندان را به نماز ترغیب نمایند.

- روش ترغیبی، همچون داستان گویی و ذکر صالحان

یکی از آسان ترین روشهای تشویق فرزندان به نماز توسط والدین، بیان داستانهای نماز بزرگان دین و انسانهای الهی است. داستان گویی از زمانهای دور، همیشه مورد توجه کودکان و حتی بزرگسالان بوده و هست؛ و اگر داستان پُرمغز، غنی و مطابق با حقیقت باشد، بیشترین تأثیر را در روح و روان انسان می گذارد؛ چون با بازگویی جایگاه و اهمیت نماز در زندگی صالحان، فرزندان می فهمند که انسانهای وارسته و نامی جهان اسلام، چقدر به این امر الهی اهتمام داشته اند و تا چه حدّی نماز در زندی دنیویشان تجلی داشته است.

یکی از مؤثرترین داستانهای حقیقی در روح و جان هر مسلمان و بلکه هر انسان آزاده ای، داستان کربلا و قیام عاشورا است. از آنجا که کربلا و روز عاشورا، قرآنی است به تصویر کشیده شده، بنا داریم در این قسمت از نوشتار، داستان نماز

ص: 50


1- . تفسیر نمونه؛ آیة الله مکارم شیرازی؛ ج9؛ ص235.
2- . هود؛ آیة 114.

روز عاشورا را به عنوان پیشکش بیان کنیم، به امید آنکه خواندن آن، به پدران و مادران متعهد، در تشویق فرزندانشان بسوی فریضة جانبخش نماز کمک نماید.

«آفتاب، راست ایستاده بود که راست ترین قامت ها به نماز شکسته ایستادند. خورشید اذان می گفت. آسمان قامت می بست. غبار برخاسته سرِ خضوع داشت. شمشیرها شیهه نمی زدند و اسبان شیهه زن، گوش افراشته و خاموش به دستهای افراشته برای تکبیر، چشم دوخته بودند. خشکیده ترین لبها دلنشین ترین ترنُّم را به گوش تشنة ریگزاران تفتیده می بخشید. هیچکس خودش نبود، در سرزمین بی خویشی، سرزمین خویشاوندی با دوست، سرزمین نیاز و سرزمین نماز، فرشتگان گردن کشیده بودند تا خوب ترین انسان، زیباترین نماز و برگزیده ترین نمازگزاران را ببینند. نسیم داغ بوی تازة خون می آورد، سکوت آنقدر به گوشها فرصت می داد تا سیلی موج را بر ساحل فرات احساس کنند؛ تشنه کامان اما در التهاب و عطش دیگری می سوختند، حریق بزرگ عشق، دامن دلها را گرفته بود و تا لبها بالا می آمد؛ و اگر جز این، زمزمه های سوزناک و آتشگون در این لحظه ها چه تفسیری؟

امام عاشورا تکبیر نماز را گفت و دستهایی که دمی پیش نوازشگر شمشیر بود در رهاترین حالت از سفر آسمان برگشت و در آرامش داغ صحرا قرار گرفت. اینک رکوع فرصت کم کردن فاصله با دوست، قنوت، فرصت در دست نهادن هستی و به دست تقدیم کردن؛ سجود، تمرین بر خاک افتادن بود و سلام آمادگی برای ورود به دار سلام، دار سلام محبوب.

در خیمه تب و تاب دیگری بود، اشک برگونة سوختة کودکان سجده می کرد. پیشانی سینه ها در جستجوی خنکای خاک و کاهش عطش، بر خاک نهاده می شد و مادر در جزر و مد گهواره، زمزمة نافرجام خویش را به امید آرامش کودک تشنه، با آه و اشک همساز می کرد.

میدان گُر گرفته بود. دو شعله تا کرانه هایی دور دامن می کشید؛ شعلة آفتاب و

ص: 51

شعلة عشقی متبلور در زمزمه های آخرین صحابة نماز. پیش روی صف نماز گروهی به پاسداری جان نمازگزاران صف کشیده بودند، چشم در چشم دشمن، با سینه هایی که به پیشواز تیر و نیزه و شمشیر می رفت. هنوز جزر و مد قامت ها به پایان نرسیده بود که صفیر تیرها، موج در هوا افکنده و پاسداران پیشتاز چونان مرغکان خونین پر، با پر و بالی از تیر بر خاک داغ و خارستان تفتیده به سجده افتادند.

سعید و هانی دو یار پاکباز و هم پرواز، مسیر تیرها را پی می گرفتند و مگر مقصد نخستین همة تیراندازها امام نبود؟ اگر مقصد، تیر چشم امام بود، چشم می گشودند و اگر قلب امام، قلب خویش را هم تپش با نبض لرزان هوا در تیررس قرار می دادند. نماز به پایان رسید و قربانیان نماز در لحظة شکوهمند پرواز، چشم بر امام عاشورا داشتند تا به نوازش، سرهایشان را بر دامن گیرد، را دامن گیرد و در آخرین لحظه ها از دامان او به فراخنای بی مرز ملکوت پر گشایند.

اینک سعید سر بردامان امام داشت با بدنی که چوبة تیرهای نشسته بر آن، میان بدن و زمین فاصله انداخته بود. دست مهربان امام میان موی خیس و خون آلود سعید دوید. سعید آرام و نرم، تمام توان خویش را به لبها رسانی و در پرسشی شکوهمند از امام خویش پرسید: آیا به عهد خویش وفا کرده ام؟ تبسمی دلپذیر بر لبان امام نشست و سپس امتزاج دو لبخند و پرواز روحی دو نمازگزار که وسعت بهشت را پوشاند و هفت آسمان را از هیاهوی بالهایش لبریز کرد.

سیمای نمازگزاران گل انداخته بود. شوق لطیفی در آوندها می دوید. پرواز ساده تر شد بود، عشق با قلبها همسایه تر و بهشت در همین نزدیکی، بی تاب وصل یاران. صدایی عجیب کربلا را پر کرده بود. اینک جبرئیل میان زمین و آسمان پر می زد و در صف حسین(علیه السلام) و صحابه اش می سرود: «أشهد أنَّکَ قد أقمت الصلاة …؛ همه گواهند که تو نماز را بپا داشتی و خویش را برای پاسداری نماز به

ص: 52

دشت تشنه بخشیدی.

ای روح نماز، ای تمامیت نیایش و نیاز، بی تو هیچ پیشانی، آشنای خاک نمی شد، هیچ لبی به زمزمة عاشقانه نمی ایستاد و هیچ قامتی اقامة راستی و درستی نمی کرد. اگر نماز تو در اذان تیر باران نبود. امروز طنین اذان، آسمان دلها را صیقل نمی داد و آغوش باز محراب، میان و ملکوت پل نمی بست. ای برپا کننده عاشقانه ترین نماز در عطش و آتش و شرارت و شماتت، نگاه مهربانیت را دمی دلهایمان بخش تا نمازی از آنگونه که خواندی آشنای زندگیمان شود».(1)

- روش عنایت آمیز، مانند عبور کریمانه و مهلت دادن

والدین باید بدانند که طرح درست و به موقع مفاهیم دینی از جمله نماز، و فرصت دادن به کودک برای درک آن، بیش از انتقال مستقیم اطلاعات، موجب پرورش حس دینی و گرایش و جذب فرزند آنها به امور مذهبی می شود.(2) چراکه فرزندان ما در دوران کودکی، بسیاری از حالات و رفتار و معنی عبارات ما را نمی فهمند. بنابراین والدین هنگامی که به همراه خردسالان نماز می خوانند باید بگونه ای عمل کنند که کودک احساس جبر و خستگی و دلزدگی نداشته باشد.

کودک مکن در سنین خردسالی در وسط نماز به دنبال شیء جاذبی بدود، یا پرنده ای و حیوانی نظر او را جلب کند و او به دنبالش روان شود. طبیعی است که در چنین صورتی نماز او باطل می شود، اما والدین نباید پس از نماز، وی را مورد بازخواست قرار دهند، بلکه بعدها در فرصتی مناسب به صورت دوستانه و حتی با خنده و شادی به او تفهیم کنند که اشتباه کرده و نمازش باطل شده است.(3)

والدین برای تشویق فرزندان به نماز وظیفه دارند از اقدام به جریحه دار کردن

ص: 53


1- . نماز در سیمای خانواده؛ ص136-139.
2- . نکته های روان شناختی در تربیت دینی فرزندان؛ ص87.
3- . نماز در سیمای خانواده؛ ص165.

عواطف، مثل افشاگری، رسوا کردن، تحقیر وتخطئه و نیشخندها بخصوص در مقابل دیگران بپرهیزند.(1)

- روش تنبیهی، قهر و قطع محبت و تنبیه بدنی

روشهای تنبیهی باید زمانی بکار برده شوند که کودک بخواهد تنها مجری نظرهای خود باشد، که در اینصورت والدین باید إعمال قدرت کنند- ابتدا بطور مستقیم و پس از آن بصورت غیر مستقیم نقش پند گویی و تذکر و تسلط و اقتدار خود را حفظ نمایند- در روایات اسلامی برای کودکان متمرّد از دستورات والدین سخن از تنبیه به میان آمده است، اما اغلب به معنای لغوی آن، یعنی آگاه کردن. تنبیه لازم نیست همیشه زبانی و بدنی باشد، بلکه گاهی یک نگاه ملامت بار، بی اعتنایی و… می تواند برای طفل سازنده باشد.(2)

تنبیه به صورتهای گوناگون انجام می گیرد و منحصر به کتک زدن نیست. یکی از روشهای مناسب تنبیهی، که از درسهای تربیت اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) است، قهر کردن با کودک می باشد. این عمل در روحیة کودک تأثیر بسزایی دارد و کودک احساس می کند با قهر کردن مادر یا پدر از او، گویی تمام درها به رویش بسته می شود، در نتیجه هیچ راهی جز اطاعت از والدین نمی بیند.(3)

از روشهای دیگر تنبیه، جریمه کردن، توبیخ و بی اعتنایی است که هریک روش مناسبی برای تشویق فرزند به عمل نیک به حساب می آیند. مثلاً در جریمه، نگذاریم کودک برنامة تلویزیونی مورد علاقه اش را تماشا کند، یا با دوستان بازی کند. البته محروم کردن یا قهر، باید به گونه ای باشد که کودک تصور نکند پدر و مادر بکلی او را طرد کرده یا دوستش ندارند. از اینرو باید در مدت زمان مناسبی إعمال شوند، تا کودک آسیب

ص: 54


1- . هدایت نوجوان بسوی نماز؛ ص53.
2- . نماز در سیمای خانواده؛ ص233و234.
3- . حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت (علیه السلام)؛ ص143.

جدی نبیند، هر چند از لحاظ عاطفی تحت فشار قرار گیرد.(1)

اما تنبیه بدنی، آخرین مرحله ای است که در روایات در رابطه با نماز به چشم می خورد، که آن هم بخاطر سستی کودک در امر نماز است. اما باید دید تنبیه بدنی در چه مواردی جایز و در چه موردی ممنوع است؛ و این امر در توصیه های رهبران الهی به وضوح آمده است و هر پدر و مادر مسلمانی وظیفه دارد قبل از اقدام به تنبیه فرزند خود، این توصیه های ارزشمند را مطالعه کند.

اما آنچه مربوط به استفاده از روش تنبیه بدنی برای تشویق فرزند به نماز است و در روایات نیز آمده، این است که: نباید فرزند را قبل از ده سالگی برای نماز کتک زد. از جمله روایتی که می توان به آن اشاره کرد روایتی است از رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) که فرموده اند:

«أدب صغار اهل بیتک بلسانک علی الصلاة و الطهور، فإذا بَلَغُوا عشر سنین فأضرب و لاتجاوز ثلاثاً؛ فرزندان خردسالتان را با زبان بر نماز و وضو انس و عادت دهید، و آنگاه که به ده سالگی رسیدند آنها را بخاطر سستی و سهل انگاری در نماز بزنید ولی از سه ضربه فراتر نرود».(2)

همانطور که از این روایت فهمیده می شود، در واداشتن کودکان به نماز خواندن، که از تأدیب زبانی آغاز می شود و در نهایت به تنبیه عملی می انجامد، والدین گرامی باید به این نکته توجه داشته باشند، که در سنین پایین تنها باید تشویق، نرمی و مهربانی، فرزندان خود را به نماز وادارند، و برآنان سخت نگیرند که یکباره از نماز بریده و از آن منزجر شوند، اما هرچه سن آنها بالاتر می رود، قدری لحن آمرانه بخود بگیرند و بطور کلی در زدن فرزندان بدلیل کوتاهی در نماز- بویژه در سنین کمتر از ده سالگی- با احتیاط و دوراندیشی بیشتر عمل کنند و یقین داشته باشند که

ص: 55


1- . در آمدی بر نظام خانواده در اسلام؛ ص141.
2- . مجموعة ورام؛ ورام بن ابی فارس؛ ج2؛ ص155.

راههای تربیتی بهتر و مؤثرتری هم هست که می توانند با کسب آگاهی بیشتر و مطالعة کتابهای تربیتی و گفتگو با فرزندان و مشاوره با مربیان و آگاهان در امر تربیت و همچنین تأمل و تفکر شایسته به آنها پی ببرند. والدین باید به یاد داشته باشند که، استمداد از خدای متعال در این میان نقش بسزایی دارد.(1)

- روش فعال بجای روش انفعالی

یکی از روشهای مؤثر برای اینکه والدین بتوانند از همان ابتدا فرزندان خود را با آداب صحیح نماز خواندن آشنا کنند این است که، والدین روشهای آموزش نماز و شیوه های برخورد را با فرزندان بگونه ای انتخاب کنند که آنها به طرز فعال و از روی میل و اختیار خود، به فلسفه، شرایط و آداب نماز پی ببرند. بهترین شیوه در این مورد، بکار گیری روش اکتشافی و فعال است که به کودکان و نوجوانان فرصت می دهد تا آنها خود شخصاً در بنا کردن مفاهیم و تکوین تدریجی ارزشهای دینی مشارکت نمایند.

در این روش بجای برخورد مستقیم و تحمیل توصیه ها و اندرزهای تربیتی، سعی می شود با طرح موضوع به شکل سؤالی، پاسخ مناسب از طرف مخاطب داده شود. مدل زیر یک مثال عملی برای استفاده از روش فعال بجای روش انفعالی در برخورد فرزندان، در ارتباط با اقامة نماز می باشد:

بجای گفتن: می توان گفت:

- این طرز نماز خواندن غلط است. - طرز درست نماز خواندن چگونه است؟

- زود باش وقت نماز دیر شد. - فکر می کنی الان وقت چیست؟

- صد بار گفته ام که نمازت را به موقع بخوان. - من در مورد چه چیزی بارها به تو تذکر داده ام؟

ص: 56


1- . حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت (علیه السلام) ؛ ص222-224.

- یادت باشد صبح زود بیدار شوی که نمازت - فردا صبح باید چه ساعتی بیدار شوی؟ یا: اولین کاری که صبح قضا نشود زود باید انجام دهی چیست؟

- اینقدر نمازت را با سرعت نخوان. - چگونه می توانی نمازت را با آرامش بخوانی؟

- ثواب خواندن نماز در مسجد خیلی بیشتر است. - خواندن نماز در کجا ثواب بیشتری دارد؟

- این طرز نماز خواندن را خدا قبول نمی کند. - فکر می کنی خداوند کدام نوع نماز را بیشتر قبول می کند؟

- این وضویی که گرفتی باطل است، زود باش - طرز صحیح وضو گرفتن چگونه است؟ می توانی یکبار برای من دوباره وضو بگیر. انجام دهی؟

- اگر نمازت را به موقع بخوانی جایزه می گیری. - هرگاه نمازت را به موقع می خوانی چه احساسی داری؟

- اگر نمازت را ترک کنی خداوند نیز از تو قهر - اگر نمازت را ترک کنی چه اتفاقی می افتد؟

- کسی نماز می خواند نباید گناهی انجام دهد، یا - کسی که اهل نماز است باید از چه کارهایی دوری کند؟

کارهای زشت انجام دهد.

در واقع روش فعال در تربیت دینی بگونه ای است که:

1- قدرت انتخاب به مخاطب می دهد تا با موضوع یادگیری و آموزش مورد نظر درگیر شود.

2- فرصت کشف و یادگیری شخصی بجای تحمیل و انتقال یک سویه به فرد داده می شود.

3- «چگونه» یادگیری مفاهیم دینی بیش از «چه چیز» یادگرفتن و یا چه اندازه

ص: 57

یادگرفتن مهم است.

4- «تعامل» و ارتباط دو جانبه بجای «تحکم» و ارتباط یک طرفه انجام می گیرد.

5- درک متقابل، احترام متقابل و ارتباط دو سویه از جانب والدین بویژه برای فرزندان نوجوان در فرآیند تربیت دینی مورد توجه قرار می گیرد.(1)

گفتار چهارم: اموری که والدین باید در خانه برای جذب فرزندان به نماز، به کار گیرند

مقدمه

خانه و خانواده، اولین مکان تربیتی فرزندان هستند و بیشترین تأثیر را در امر تربیت ایفا می کنند؛ چراکه فرزندان بیشتر عمر خود را در آن به سر می برند. بنابراین لازم است این محیط دارای شرایطی باشد که در جذب فرزندان به نماز، بیشترین تأثیر را می گذارند، و این شرایط را باید والدین عزیز فراهم نمایند. مهمترین اموری که والدین باید در خانه بکار گیرند، عبارتند از :

- آماده سازی جوّ خانه: در مورد آماده سازی جوّ خانه برای واداشتن کودک به نماز، اموری را که باید رعایت کرد از این قبیل هستند:

1- دقایقی قبل از نماز، والدین آمادة تطهیر شوند و وضو بگیرند؛

2- با شنیدن صدای اذان، والدین، رو به قبله بنشینند و ذکر اذان را زمزمه کنند، حتی از فرزندانشان بخواهند او هم اذان بگوید؛

3- دعوت از فرزندان برای نماز با خوشرویی، که وقت نماز است، زمان سخن گفتن با خداست، بیایید آماده شوید که نماز بخوانیم؛

4- تهیه کردن مهری قشنگ، تسبیحی زیبا و جانماز برای فرزندان؛

5- تهیة لباس زیبا برای پسران و چادر نمازی قشنگ برای دختران؛

ص: 58


1- . نکته های روان شناختی در تربیت دینی فرزندان؛ ص95-99.

6- تسریع در آمادگی برای نماز، بگونه ای که کودک احساس مسئولیت والدین را در مورد آن دریابد و ببیند که آنها چگونه همة کارهای خود را بخاطر نماز رها کرده و آمادة انجام فریضه شده اند.

7- بیدار کردن کودک هنگام صبح برای اجرای برنامة نماز، که بر طبق دستور صریح اسلام بر عهدة پدر است. او باید خود زودتر از اعضای خانواده بیدار شود و فرزندان خود را با صدای خوب، گرم و دلپذیر بیدار کند، به این صورت: علی جان من، فاطمه جان من، برخیز وقت نماز است… و آنقدر صدا کند تا آنها هشیار شوند و پس از هشیار شدن، آنان را به خود رها کند و خود بدنبال وضو و تطهیر برود. پس از بازگشت اگر بچه ها را در حال خواب دید، مجدداً با همان صدا و نوازش، آنها را صدا کند تا هشیار شوند. و وقتی که جواب دادند آنها را به خود رها کند و خود بالای سر آنها با صدای بلند نماز را شروع کند؛ پس از نماز اگر باز هم آنها در خواب بودند، به سر وقتشان برود، با صدای دلپذیر، با کشیدن دست بر سر و روی آنها، با نوازش بدنی، گاهی هم تحت شوخی با بچه ها به صورت بغل کردن و وایستادن آنها بیدارشان کند، به دستشویی راهنماییشان نماید و حتی صورتشان را بشوید تا کاملاً هشیار و آمادة نماز شوند.

در همه حال باید سعی کرد خاطرة بیدار کردن برای نماز را برای بچه ها دلپذیر ساخت، بگونه ای که از آن صحنه ها خاطرة تلخی در ذهن نداشته باشند. اگر این کار تنها به مدت یک هفته بطور منظم تعقیب شود، بصورت عادتی مناسب در آنان باقی خواهد ماند و یا از آن احساس سنگینی نخواهند داشت.(1)

ص: 59


1- . نماز در سیمای خانواده؛ ص167و168.
- گفتن اذان و اقامه در خانه

اذان سرودی است آسمانی و شعاری موزون، کوتاه، پر محتوا و سازنده که در بردارندة اساسی ترین پایه های پایه های اعتقادی و جهت گیری عملی مسلمانان است؛ اذان صدایی است که به آسمانیان می رسد و شیطانها را به فرار وا میدارد. در احادیث اشاره شده در خانه هایتان اذان بگویید تا شیطان طرد شود و فرزندانتان با این نغمة ملکوتی آشنا شوند. والدین باید سعی کنند بچه ها را به اذان گفتن تشویق کنند و روحیة حق گویی را در آنان پرورش دهند؛(1)

و در این مورد باید به مولا و سرورمان امام حسین(علیه السلام) اقتدا نمایند، آنجا که ایشان در نیمروز گرم عاشورا و در بحبوحة جنگ، به فرزند جوان خود فرمودند:

«اذان و اقامه بگو، پس اذان و اقامه گفتند و آن حضرت قیام فرمودند و نماز را در میدان نبرد اقامه کردند». و این اهمیت و ضرورت تکرار اذان و اقامه را از بدو تولد تا واپسین لحظه های نشان می دهد.(2)

البته کسی که اذان را می گوید باید دارای صفات خاصی باشد. در متن اسلام آمده است که مستحب است مؤذن «صیِّت» یعنی خوش صدا باشد، زیرا طبع آدمی اینطور است که وقتی اذان را از یک خوش صدا می شنود، جملات آن، جور دیگری بر قلبش اثر می گذارد و اثر پذیری سریع تر است.(3)

- تنظیم برنامة خواب بچه ها

در روایات آمده است، رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم) در تفسیر آیة:

« فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ؛ پس از آنان،

ص: 60


1- . درسها و پیامهای نماز برای خانواده ها؛ ص62.
2- . نماز شناسی؛ حسن راشدی؛ ج1؛ ص149.
3- . پرستش آگاهانه؛ ص96.

جانشینانی بجای ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوسها پیروی کردند».(1)

فرمودند:

« بعد از من مردمانی می آیند که اسیر شهواتند، نماز جماعت را ترک می کنند، شبها دیر می خوابند و نماز صبحشان از دست می رود».(2)

با توجه به فرمودة رسول گرامی اسلام(صل الله علیه و آله و سلم) ، پی می بریم که والدینی که در اندیشة روح و روان و آیندة فرزند خویش هستند، باید زمان خواب بچه ها را طوری تنظیم کنند که با شادابی بتوانند نماز و مراسم دینی را انجام دهند.(3)

- صبر و حوصله والدین در سفارش فرزندان به نماز

بسیاری از خانواده ها می گویند از بس بچه ها را به نماز سفارش کردیم خسته شدیم. در پاسخ به آنها باید گفت: مسائل حیاتی را باید مستمراً و با زبانهای گوناگون و متنوع و شیوه های مختلف مطرح کرد. چطور ما از توصیه در مورد غذا هیچگاه خسته نمی شویم و حیات بچه ها را با غذا و هوا مرتبط می دانیم؟ باید باور کنیم غذای روحی بچه ها و اکسیژن جان آنان و خوشبختی دنیا و آخرتشان به رابطة آنها با آفریدگار مهربان بستگی دارد، چس با دلسوزی بدنبال راههای جدید، بیانهای جذاب و ابتکار در طرح مسئله باشیم.(4)

خداوند متعال در قرآن عزیز می فرمایند:

«وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها؛ ای پیامبر7 خانواده ات را به نماز سفارش کن و بر انجام آن شکیبا باش…».(5)

ص: 61


1- . مریم؛ آیة59.
2- . وسایل الشیعه؛ شیخ محمد بن حسن حر عاملی؛ ج15؛ ص343.
3- . درسها و پیامهای نماز برای خانواده ها؛ ص66.
4- . همان؛ ص64و 65.
5- . طه؛ آیة132.

و ما اگر به عنوان مسلمان حقیقی، پیامبر عظیم الشّأن اسلام(صل الله علیه و آله و سلم) را بهترین الگوی خویش می دانیم، پس باید با صبوری زیبا در برابر نافرمانی و ناسازگاری های اولیة فرزندان در تن ندادن آنها به تکالیف دینی، و با تفکر و تأمل برای کشف راههای مناسب و شیوه های مؤثر در برخورد با اینگونه مشکلات، راه را در هموار کردن پیدایش حس دینی آنها باز کنیم.(1)

روایات در رابطه با صبر و حوصله بسیار است که از آن جمله روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که شنیدنی و بسیار آموزنده است. آن حضرت می فرمایند:

«روزی پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) در حال نماز خواندن بود و امام حسین(علیه السلام) (که هنوز بخوبی زبانش باز نشده بود) در کنار حضرتش ایستاده بودند. پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) برای شروع نماز، تکبیرة الاحرام گفتند، امام حسین(علیه السلام) نیز سعی کردند که الله اکبر بگویند اما نتوانستند. پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) دوباره تکبیر گفتند و امام تلاش می کردند که الله اکبر بگویند اما باز نتوانستند. پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) تا هفت بار گفتن تکبیرة الاحرام را تکرار کردند، تا اینکه در تکبیر هفتم زبان امام حسین(علیه السلام) باز شد و تکبیرة الاحرام درست ادا کردند. امام صادق(علیه السلام) در پایان فرمودند: از این رو بود که هفت تکبیر سنت شد».(2)

- آسان گیری در عبادت فرزندان

یکی از نکات مهم در تشویق فرزندان به نماز، آسان گیری و سهولت در برنامة عبادی آنان است، و اگر این موضوع رعایت نشود، برنامة تربیتی موفق نخواهد بود.

ص: 62


1- . نکته های روان شناختی در تربیت دینی فرزندان؛ ص70.
2- . وسایل الشیعه؛ ج6؛ ص20.

سیرة ائمه (علیهم السلام) ائمه (علیهم السلام) هم ابتدا بر آسان گیری بوده است. به عنوان نمونه آنان به فرزندانشان دستور می دادند نماز مغرب و عشاء و نیز ظهر و عصر را با هم بخوانند، با اینکه بزرگسالان این نمازها را در چهار وقت جداگانه می خواندند.(1) بین شیعه و اهل سنت در جمع کردن نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء، اختلاف نظر است. اما فقهای شیعه متفقاً جمع بین این نمازها را جایز می دانند، هر چند برای اقامة نماز در پنج وقت، فضیلت بیشتر قائلند.

ائمه (علیهم السلام) برای اینکه کودکان نسبت به نماز علاقة بیشتری نشان دهند و از سوی دیگر فشار نیز بر آنها وارد نشود، فرمودند:

«کودکان را مقیّد به پنج وقت نکنید و اگر خواستند نمازهای مغرب و عشاء را یکباره نخوانند، بگذارید چنین کنند، چون امکان دارد در فاصلة بین نماز مغرب و عشاء خوابشان برده ناچار باشید که آنها را از خواب بیدار کنید تا مجدداً نماز بخوانند و این امر برای کودکان سخت است. لذا جمع خواندن دو نماز برای آنها بهتر است تا اینکه بخوابند و نماز عشاء را نخوانند».(2)

بنابراین این نکته ای مهم است که در سالهای اول و مخصوصاً در دوران خردسالی، در نماز بگونه ای عمل کنیم که کودک احساس جبر و خستگی نداشته باشد. نماز را برای او امری سنگین و کسل کننده نسازیم. به مصلحت اوست که نمازها با ذکرهای طولانی و رکوع و سجود خسته کننده نباشد. حتی مستحب است بخاطر چند کودکی که با ما به نماز ایستاده اند آن را سریع تر بخوانیم و از برخی کارهای مستحبی صرف نظر کنیم. والدینی که اصرار دارند حتی از روی جبر و اکراه، بدون توجه به حال و روحیة کودک، او را نماز خوان بار آورند، ناخودآگاه لامذهب های آینده و افرادی عقده ای را می پرورانند. چنین افرادی در نخستین فرصتی که به

ص: 63


1- . آثار تربتی نماز؛ ص131.
2- . نماز در آینة وحی؛ ص59.

قدرت و استقلالی دست یابند ترک دین و عبادت خواهند گفت، و شاهد . نمونه در این زمینه کم نیست.(1)

- گرفتن جشن تکلیف

از بهترین و شیرین ترین دورانی که بر فرزندان می گذرد، دوران بالغ شدن آنهاست. بچه ها در این مرحله احساس می کنند که شور و نشاط عظیمی در روحشان دمیده می شود و گویی به جهان تازه ای گام می نهند. آنان با تحولاتی که در روح و جسم خود می یابند به خدا توجه می کنند که بر آنان منَّت نهاده و آنان را در آستانة شکوفایی و رشد و بالندگی و حرکت بسوی کمال لایتناهی و تقرب به درگاه مقدس خود دعوت کرده است.

مراسم جشن تکلیف، پاسخ مثبت و مؤثری است به حالات و عواطف درونی نوجوانان. این مراسم بر شخصیت پاک و پر انرژی نوجوانان صحّه می گذارد و آنان را در قبول مسئولیتهای دینی و انسانی، مستعد و پر توانتر می سازد. بنابراین والدین گرامی باید خدا را بر این عطیّه و احسان بی منّت شکر نموده آن روز را جشن بگیرند. شایسته است که این جشن بخوبی برگزار گردد و مجالس عمومی و خصوصی برای آن تشکیل شود و پدر یا بزرگ خاندان، دربارة عظمت تکلیف و مکلف شدن و مسائل مربوط به آن سخن بگوید.

چه نیکوست آن هدیه ها و دسته گلها که در مراسم جشن تولد آورده می شود، برای جشن تکلیف باشد و چه خوب است که هدیه ها، کتاب و نوارهای سودمند باشد. اگر به نوجوانی که به سن تکلیف رسیده بیان شود که از این لحظه خداوند به تو توجه و لطف ویژه ای دارد، و بر اثر لیاقتی که در وجود تو نهفته است این مسئولیت سنگین را بر دوشت نهاده و درهای کمال و ترقی و در نتیجه شاهراه

ص: 64


1- . توشه ای از خرمن نماز؛ ص347.

بهشت جاودان را به رویت باز کرده است، او متحول خواهد شد.(1)

در گذشته نیز برخی از علمای بزرگ بر این روش اهتمام داشته و دوران بلوغ و تکلیف را برای نوجوانان خود جشن می گرفتند و در این جشن بزرگان را نیز دعوت می نمودند. به عنوان نمونه، سید بن طاووس(رضی الله عنه) که یکی از برجسته ترین علمای قرن ششم هجری می باشد و توفیق تشرف به خدمت حضرت ولیِّ عصر (ارواحنا له الفداه) را داشته، دربارة دوران بلوغ فرزندش خطاب به وی چنین می فرماید:

«اگر من با عنایاتی که خداوند مرحمت فرموده زنده بمانم، روز تشرف تو به سن تکلیف را عید قرار می دهم و صد و پنجاه دینار صدقه خواهم داد».(2)

- همراه کردن القاآت سازنده و جهت دهنده در حین ترغیب به نماز

یکی از مسائل مهم در ترغیب فرزندان به نماز این است که والدین هنگام اقامة نماز با کودکان، آموزش نماز را با القاآت سازنده و جهت دهنده همراه کنند، تا تأثیر بیشتری در ذهن و روح کودک داشته باشد؛ این القاآت در دو جنبه مورد توجه قرار می گیرد:

1- جنبة اثباتی؛ بطوریکه باید به همراه نماز، دائماً به کودک القاء شود، مانند:

- چون بچة نماز خوانی هستی، خدا تو را بیشتر دوست دارد؛

- من که پدر یا مادر تو هستم تو را بخاطر نماز خیلی بیشتر از وقتی که نماز نمی خوانی دوست می دارم؛

- فرزندم نماز خوان است، و خدا نماز خوان را به بهشت می برد؛

- خدا از آدم نماز خوان راضی است، من هم از تو راضی هستم؛

- حتی اشکالی ندارد که در مواردی در حضور مهمانان از فرزندان خود تعریف

ص: 65


1- . حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت (علیه السلام)؛ ص293و294.
2- . شیوه های رفتار با جوانان از منظر ولایت؛ ص 17.

کنیم، که: پسرم الحمدلله بزرگ شده و نماز می خواند؛ دخترم، بزرگ و فهمیده شده به همین علت نماز می خواند.

2- جنبة نفی؛ که در القاآت مربوط به نفی، مصداقهای گوناگون: «إنَّ الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر…»را به او تفهیم می کنیم. مثلاً متذکر می شویم که:

- تو آدم نماز خوانی هستی، دروغ گفتن از تو بعید است؛

- از تو که آدم نماز خوانی هستی انتظار ندارم که پدر یا مادرت را اذیت کنی؛

- آدم نماز خوان که تنبل نمی شود؛

- آدم نماز خوان که حرف بد نمی زند، کار بد نمی کند و… .

والدین باید توجه داشته باشند که این القاآت، بصورت مکرر و مداوم و برای موارد خاص، بیشتر مورد اتکا باشد. البته ذکر فضایل نماز، یاد آوری نقش آن در سازندگیها و رشد جنبه های اخلاقی و انسانی بر اثر آن، خود در این راه مؤثر است و والدین و مربیان این مسأله را همه گاه باید متذکر شوند.(1)

گفتار پنجم: سفارش برخی بزرگان به نماز

مقدمه

از آن جهت که نماز ستون دین و معراج مؤمنین است، و حتی در ادیان قبل از اسلام هم وجود داشته، از دیر باز سفارشهای زیادی در مورد آن شده است. به همین جهت بنا داریم در این فصل از بخش پایانی تحقیق، به برخی از این سفارشات وارده از بزرگان بپردازیم. به امید آنکه همگی، این سفارشات راهگشا را فراگرفته و در تمامی عرصه های زندگی به آنها عمل نماییم.

- اهمیت نماز، در سخن امیر المؤمنین علی(علیه السلام)

«مردم، خواندن و اقامة نماز را برعهده گیرید، و آن را حفظ کنید؛ زیاد نماز

ص: 66


1- . نماز در سیمای خانواده؛ ص174و175.

بخوانید و با نماز، خود را به خدا نزدیک کنید، چراکه خداوند متعال فرموده اند:(نماز دستوری است که در وقتهای خاص بر مؤمنان واجب گردیده است)(1) آیا به پاسخ دوزخیان گوش فرا نمی دهید. آن هنگام که از آنها پرسیدند:(چه چیز شما را به دوزخ کشانده است؟ گفتند: ما از نماز گزاران نبودیم).(2)

همانا نماز، گناهان را چونان برگهای پاییزی فرو می ریزد، و غل و زنجیر گناهان را از گردنها می گشاید. همانا کسانی از مؤمنان، حق نماز را شناختند که زیور دنیا از نماز بازشان ندارد، و روشنایی چشمشان، یعنی اموال و فرزندان، مانع نمازشان نشود.

خدای سبحان می فرمایند: (مردانی هستند که تجارت و خرید و فروش، آنان را ازیاد خدا، و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمی دارد)(3) پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) پس از بشارت به بهشت، خود را در نماز خواندن به زحمت می انداخت، زیرا خدا وند به او فرمود: (خانوادة خویش را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شکیبا باش).(4)

پس پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) پی در پی خانوادة خود را به نماز فرمان می داد، و خود نیز در انجام آن شکیبا بود».(5)

- سفارش حضرت لقمان فرزند خود را به نماز

لقمان حکیم در سفارش هایش دربارة نماز به فرزندش می گوید:

«فرزندم. نماز بسیار بخوان. هرگز نماز را از اول وقت به تأخیر مینداز و دِین خدا را نسبت به اول وقت نماز ،فوراً ادا کن. نماز را با جماعت بخوان، هرچند

ص: 67


1- . نساء؛ آیة103.
2- . مدثر؛آیة42.
3- . نور؛ آیة37.
4- . طه؛ آیة132.
5- . نهج البلاغه؛ خطبة 199؛ ص299.

در سخت ترین حالات و شرایط باشی».(1)

- اهمیت نماز از دیدگاه امام خمینی(رحمة الله علیه)

امام خمینی(رحمة الله علیه) آن معمار کبیر انقلاب اسلامی و عارف فرزانه، در مورد جایگاه نماز می فرمایند:

«نگویید که ما انقلاب کردیم، حالا باید هی فریاد بزنیم. خیر، نماز بخوانید،(نماز) از همة فریادها بالاتر است.» و در جای دیگر فرموده اند: «خدای تعالی دوست دارد که وقت ذکر او، بنده منقطع بسوی او باشد و متضرع و خالص باشد؛ پس سزاوار است نمازگزار، کارهایی که ثواب نماز را کم می کند بجا نیاورد و کارهایی که ثواب نماز را زیاد می کند بجا آورد»؛ ایشان فرموده اند: «نماز جمعه در رأس همة امور است، و از بزرگترین عنایات حق تعالی بر جمهوری اسلامی ایران است. یکی از برکات این نهضت و انقلاب، همین اقامة نماز جمعه هاست».(2)

- مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) و نماز

«هیچ وسیله ای مستحکم تر و دائمی تر از نماز برای ارتباط میان انسان با خدا نیست؛ مبتدی ترین انسانها رابطة خود با خدا را به وسیلة نماز آغاز می کنند و برجسته ترین اولیاء خدا نیز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در نماز می جوید. این گنجینة ذکر و راز را هرگز پایانی نیست و هرکه با او بیشتر آشنا شود، جلوه و درخشش بیشتری می یابد؛ نماز در همة حالات، حتی در میدان نبرد و در سخت ترین آزمایشهای زندگی، اولویت خود را از دست نمی دهد.

انسان همیشه به نماز محتاج است و در عرصه های خطر، محتاج تر».(3)

ص: 68


1- . توشه ای از خرمن نماز؛ ص 416.
2- . توشه ای از خرمن نماز ؛ ص182.
3- . https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=2499.

نتیجه گیری

نتیجه ای که از مباحث این فصل می توان گرفت این است که، برای گرایش و عدم گرایش فرزندان به نماز عوامل متعددی مؤثر است؛ خانواده، عالم نبودن به محتوای نماز، آشنا نبودن به اسرار و فلسفة نماز، عوامل اجتماعی همچون دوستان، رسانه ها و عوامل بسیار دیگری که هریک به سهم خود می توانند فرزندان را به انجام این فریضة الهی ترغیب و یا بی میل نمایند. اما اگر هریک از مسئولان تربیتی فرزند، از والدین گرفته تا معلمان، دوستان و مبلغان، محیط سالم و معنوی را برای او فراهم نمایند، قطعاً فرزندان در مسیر درست هدایت خواهند یافت، و نه تنها از عبادت گریزان نمی شوند بلکه با تمام وجود خود خالق هستی را ستایش می کنند.

برای آنکه تشویقهای والدین در گرایش فرزندان به نماز، مؤثر واقع گردد، لازم است که والدین گرامی از روشهای مناسب دعوت و جذب بهره گیرند، و علاوه برآن، شرایط جذب را نیز در منزل فراهم نمایند. چراکه بکاربردن روشها به تنهایی و بدون همکاری اعضای خانواده و بویژه والدین باهم و بدون کمک گرفتن از معارف اسلامی و سفارشهای بزرگان دین، تأثیر چندانی نخواهد گذاشت.

از این رو به والدین و مشوقین نماز توصیه می شود تمامی جوانب ترغیب و جذب را رعایت نموده و عالماً و عملاً به آنها بپردازند.

ص: 69

فهرست منابع

قرآن کریم.

نهج البلاغه.

عربی

1.اصول کافی؛ ثقة الاسلام کلینی؛ دارالکتب الاسلامیه؛ تهران؛ چاپ چهارم؛ سال1365.

2. العین؛ محمد بن احمد فراهیدی؛ مؤسسة النشر الاسلامی؛ قم؛ سال1372.

3.المفردات فی غریب القرآن،حسین بن محمدراغب اصفهانی،ناشر: دفتر نشر الكتاب ،قم، 1404ق.

4. المیزان ، سید محمد حسین طباطبائی، ،ناشر اسماعیلیان، دار الكتب الاسلامیه،تهران،1375.

5. انوار التنزیل بیضاوی،، عبدالله بن عمر بیضاوی،ناشر دار إحیاء التراث العربی، بیروت – لبنان، 1418 ق یا 1998 م.

6.بحار الانوار؛ محمد تقی مجلسی؛ انتشارات اسلامیه؛ تهران؛ بی چا؛ بی تا.

7.تفسیر البرهان،سید هاشم الحسینی البحرانی،مؤسسة البعثة، مرکز الطباعة و النشر،قم،1415ق.

8. تفسیرعلی بن ابراهیم القمی[چاپ سنگی] ،علی بن ابراهیم قمی٬ مصحح: محمد رضا المستوفی٬ محمد كاظم الرّشتی ؛ كاتب: احمد التّفرشی .، مؤسسه دار الكتاب، قم ٬ 1313ق.

9. تفسیر مجمع البیان؛ فضل بن حسن طبرسی؛ انتشارات نوروحی؛ قم؛ چاپ اول؛ سال1388.

ص: 70

10.علل الشرایع و الاحكام،أبو جعفر محمد بن علی بن بابویه القمی المعروف بالشیخ الصدوق، ناشر مكتبه الحیدریه، قم،1383، = 1425ق

11.غررالحکم و دررالکلم؛ عبدالواحد الآمری التیمیمی؛ دارالکتب الاسلامیه؛ چاپ دوم؛ سال1427(ه.ق).

12.فروع كافی،محمد بن یعقوب کلینی،ناشرقدس،قم،1388.

13.كنزالدقائق،محمد بن محمدرضا قمی مشهدی،ناشر وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی، مؤسسة الطبع و النشر،تهران، 1367 ش یا 1990 م.

14.لسان العرب؛ محمد بن مکرم ابن منظور؛ دار الإحیاء ترث عربی؛ بیروت؛ سال1413(ه.ق)

15.مجموعة ورام؛ ورام ابن ابی فارس؛ انتشارات مکتب الفقیه؛ بی چا؛ بی تا.

16.مجمع البیان؛ شیخ فخر الدین طریحی؛ مکتب نشر الثقافة الاسلامیه؛ سال1376.

17.مستدرک الوسایل؛ محدث نوری؛ مؤسسة آل البیت (علیهم السلام)؛ قم؛ چاپ اول؛ سال1408(ه.ق).

18. محجة البیضاء،محمد بن شاه مرتضى فیض كاشانى، ناشر: جماعة المدرسین بقم، موسسه النشر الاسلامی،قم،1417 ق.

19. مستدرک الوسائل،حسین بن محمدتقی نوری،ناشر موسسه آل البیت (علیه السلام)، الاحیاآ التراث،قم،1360ق.

20. میزان الحکمه ، محمد محمدی ری شهری،ترجمه حمیدرضا شیخی ؛ مقابله و تصحیح علی حچیمی ... [و دیگران] ، موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث،قم،1386.

19.وسایل الشیعه؛ شیخ محمد بن حسن حر عاملی؛ مؤسسة آل البیت(علیه السلام) لإحیاء التراث؛ بیروت- لبنان؛ چاپ سوم؛ سال1429(ه.ق).

20.وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة،شیخ محمد بن حسن حر عاملیدار احیاء التراث العربی، بیروت،1367.

ص: 71

فارسی

1.آشنایی با قرآن،،مرتضی مطهری ،ناشرصدرا،تهران،1358.

2. آثار تربیتی نماز؛ سید محمد زکی دوغان(حسینی)؛ ستاد اقامة نماز؛ چاپ دوم؛ سال1390.

3. انسان کامل؛ شهید مرتضی مطهری؛ انتشارات صدرا؛ چاپ یازدهم؛ دی ماه 1373.

4. پرستش آگاهانه؛ محمد رضا رضوانطلب؛ ستاد اقامة نماز؛ چاپ دوم؛ سال1375.

5. تفسیر نمونه؛ آیة الله مکارم شیرازی؛؛ دارالکتب الاسلامیه؛ چاپ بیست و هفتم؛ سال1386.

6. تعلیم و تربیت در اسلام؛ شهید مرتضی مطهری؛ انتشارات الزهراء(سلام الله علیها) تهران؛ سال1362.

7. تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاههای امام خمینی(ره)؛ محمد رضا شرفی؛ مؤسسة تحقیقات و نشر معارف اهل بیت(علیهم السلام)؛ تهران؛ سال1379.

8. توشه ای از خرمن نماز؛ اصغر محمدی همدانی؛ مؤسسة عالی آموزش و پژوهش مدیریت؛ چاپ اول؛ سال1386.

9. جامع السعادات،محمد مهدی النراقی،ناشرنشر اسماعیلیان،تهران،1428 ه-.

10.جوان در کلام نور؛ مرتضی روحانی؛ مؤسسة عالی آموزش و پژوهش امام خمینی(ره)؛ چاپ اول؛ سال1381.

11. حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت(علیهم السلام)؛ محمد جواد طبسی؛ دفتر تبلیغات اسلامی قم؛ چاپ اول؛ سال1374.

12. در آمدی بر نظام خانواده در اسلام؛ محمد رضا سالاری فر؛ نشر هاجر؛ چاپ سوم؛ سال1388.

13. درسها و پیامهای نماز برای خانواده ها؛ جمشید احمدی؛ ستاد اقامة نماز؛ چاپ چهارم؛ سال1390.

ص: 72

14. راز نماز؛ محسن قرائتی؛ مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن؛ چاپ بیست و یکم؛ سال1391.

15. رسالت و جایگاه نماز جمعه؛ سید رضا تقوی؛ نور الائمه(علیهم السلام)؛ تهران؛ چاپ دوم؛ سال1385.

16. شیوه های رفتار با جوانان از منظر ولایت؛ احمد طهماسبی؛ انتشارات یاقوت؛ چاپ هشتم؛ سال1385.

17. صحیفة نور؛ مجموعة سخنرانیهای امام خمینی(ره)؛ سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی؛ تهران؛ چاپ دوم؛ سال1370.

18. فرهنگ فارسی عمید؛ حسن عمید؛ انتشارات اشجع؛ چاپ دوم؛ سال1390.

19. فرهنگ فارسی معین؛ محمد معین؛ انتشارات امیر کبیر؛ چاپ چهارم؛ سال1360.

20. لغت نامة دهخدا؛ علی اکبر دهخدا؛ انتشارات دانشگاه تهران؛ چاپ دوم؛سال1377.

21.مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسی، ترجمه و نگارش از احمد بهشتی ؛ تصحیح و تنظیم موسوی دامغانی،ناشر فراهانی ، تهران،1352.

22.مفاتیح الجنان؛ حاج شیخ عباس قمی؛ ناشر فیض کاشانی؛ چاپ بیست و نهم؛ سال1386.

23.مسئولیت تربیت؛ محمد دشتی؛ نشر امام علی(علیه السلام)؛ چاپ اول؛ سال1364.

24.نماز شناسی؛ حسن راشدی ستاد اقامة نماز؛ چاپ یازدهم؛ سال1385.

25.نماز در سیمای خانواده؛ انجمن اولیاء و مربیان؛ جمهوری اسلامی ایران؛ تهران چاپ اول؛ سال1376.

26.نکته های روان شناختی در تربیت دینی فرزندان؛ عبد العظیم کریمی؛ ستاد اقامة نماز؛ چاپ هفتم؛ سال1390.

ص: 73

27.نقش نماز در شخصیت جوانان؛ مصطفی خلیلی؛ نشر زائر؛ قم؛ چاپ پنجم؛ سال 1387.

28.نماز در آینة وحی؛ غلامعلی نعیم آبادی؛ چاپ دوم؛ سال1378.

29.نماز زیباترین الگوی پرستش؛ غلامعلی نعیم آبادی؛ ستاد اقامة نماز؛ چاپ دوم؛ سال1379.

30.نماز در قرآن؛ سید ابراهیم سید علوی؛ طلوع آزادی؛ چاپ اول؛ سال1377.

31.نظام خانواده در اسلام؛ حسین انصاریان؛ نشر ام ابیها(سلام الله علیها)؛ قم؛ سال1377.

32.نهج الفصاحه ،ابوالقاسم پاینده،،ناشرسازمان انتشارات جاویدان،تهران،1324 ش.

33.هدایت نوجوان بسوی نماز؛ علی قائمی؛ ستاد اقامة نماز؛ چاپ ششم؛ سال1373.

ص: 74

نقش والدین در گرایش و تشویق فرزندان به قرآن

اشاره

سیدمجتبی حسینی نژاد(1)

چکیده

خانواده یکی از ارکان اساسی رشد و تعالی به شعار میرود. اهمیت خانواده در اسلام بسیار بالاست و نقش آن در هدایت و سازماندهی افراد خانواده، از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. پایه های این کانون بر بالندگی و سلامتی پدر و مادر استوار بوده و هردو به منزله ناخدایی برای هدایت این کشتی به حساب می آیند.پدر و مادر اصلی ترین تشکیل دهنده خانواده بوده و ستون خانه بر شانه های آنها استوار می باشد.

آموزش دادن قرآن کریم و احکام اسلامی به فرزندان توسط والدین و بزرگ ترهای خانواده به اندازه ای اهمیت دارد که در روایات و احادیث به عنوان یکی از حقوق فرزندان بر والدین از آن یاد شده است. به عبارت دیگر یکی از وظایف پدرها و مادرها در قبال فرزندان خود این است که آن ها را با قرآن کریم آشنا کنند و آداب اسلامی را به آن ها آموزش بدهند؛ آموزشی که نه تنها در دنیا وجب سعادت فرزندان و سرفرازی والدین خواهد شد، بلکه در آخرت و زندگی باقی که نیاز انسان به خیرات بیشتر از هر زمانی است، با پاداش فراوان و خیر بسیار برای فرزند و والدین همراه خواهد بود.

اهمیت آموزش خواندن قرآن به فرزندان به قدری است که حتی نقل شده که شخصی به نام عبدالرحمن سلمی، روزی خواندن سوره حمد را به یکی از فرزندان

ص: 75


1- . استاد و محقق حوزه علمیه، سطح 3 حوزه علمیه valayat@gmail.com

امام حسین علیه السلام آموزش داد. وقتی آن کودک به نزد پدر بزرگوار خود رفت و سوره حمد را برای ایشان خواند، امام حسین% هزار دینار و هزار خلعت به عبدالرحمن به عنوان پاداش دادند و دهان او را پر از مروارید کردند. گروهی از مردمی که شاهد پاداش عبدالرحمن بودند، به این کار امام حسین% خرده گرفته و اعتراض کردند که چرا امام این اندازه به او پاداش داده اند. اما ایشان فرمودند: «این پاداش کجا و پاداش او برای تعلیم دادن سوره حمد کجا؟»(1) این حدیث مهم نشان می دهد که والدین هر اندازه که برای یادگیری قرآن و احکام اسلامی فرزند خود هزینه کنند، برای آن ها مفید خواهد بود و نباید در این زمینه دریغی داشته باشند. چون با این کار، فرزند آن ها به خیری دست پیدا می کند و باقیات صالحات برای خود آن ها هم خواهد بود.

تأکید و تصریح و وصیت حضرت امیرالمؤمنین% به قرآن در کتاب شریف نهج البلاغه بیانگر آن است که پدرها و مادرهای مسلمان با هیچ عنوان و هیچ بهانه ای نباید از آموزش قرآن کریم و همچنین احکام و امور اسلامی به فرزندان خود، غفلت کنند. این موضوع مطلبی است که حتی رسول خدا7 هم به آن اشاره و تأکید داشته اند.

نمونه آن مطلبی است که در کتاب حلیه الاولیا( نوشته شده، چنانکه شخصی به نام ابورافع که یکی از یاران و اصحاب پیغمبر اسلام7 بوده، تعریف کرده که روزی آن حضرت به من فرمودند: «برای روز قیامت چه کاری کرده ای؟» من در جواب عرض کردم: «آیا برای آن روز باید پس انداز کنم؟» ایشان فرمودند: «بله، چقدر پول داری؟» گفتم: «40 هزار دینار دارم و همه را برای خداوند متعال می دهم.» نبی مکرم اسلام7 فرمودند: «مقداری را ببخش و مقداری را نگه دار و به فرزندانت

ص: 76


1- . میزان الحکمه، ج13، ص505.

رسیدگی کن.»

سؤال کردم: «آیا همان طور که ما بر فرزندان خود حق داریم، آن ها هم بر ما حق دارند؟» آن حضرت در جواب فرمودند: «بله. حق فرزند بر پدر این است که قرآن را به او آموزش بدهد.»(1)

اجر و پاداش بسیار زیادی که اتفاقاً بخش هایی از آن از سوی همان فرزندی به پدر و مادر داده می شود که به او قرآن را آموزش داده اند. باقیات صالحات نمونه ای از این پاداش است. یعنی زمانی که والدین از دنیا بروند و به رسیدن خیری از سوی دنیا امیدوار و محتاج باشند، قرآن خواندن همان فرزند و یا انجام کارهای خیر از سوی او، به عنوان پاداشی برای آن ها خواهد بود.

اهمیت آموزش خواندن قرآن به فرزندان به قدری است که حتی نقل شده که شخصی به نام عبدالرحمن سلمی، روزی خواندن سوره حمد را به یکی از فرزندان امام حسین% آموزش داد. وقتی آن کودک به نزد پدر بزرگوار خود رفت و سوره حمد را برای ایشان خواند، امام حسین% هزار دینار و هزار خلعت به عبدالرحمن به عنوان پاداش دادند و دهان او را پر از مروارید کردند.

گروهی از مردمی که شاهد پاداش عبدالرحمن بودند، به این کار امام حسین خرده گرفته و اعتراض کردند که چرا امام این اندازه به او پاداش داده اند. اما ایشان فرمودند: «این پاداش کجا و پاداش او برای تعلیم دادن سوره حمد کجا؟»

این حدیث مهم نشان می دهد که والدین هر اندازه که برای یادگیری قرآن و احکام اسلامی فرزند خود هزینه کنند، برای آن ها مفید خواهد بود و نباید در این زمینه دریغی داشته باشند. چون با این کار، فرزند آن ها به خیری دست پیدا می کند و باقیات صالحات برای خود آن ها هم خواهد بود.(2)

ص: 77


1- . میزان الحکمه، ج13، ص505.
2- . المناقب، جلد4، صفحه66.

در همین زمینه در کتاب الکافی نوشته شده است که امام صادق% در پاسخ به سؤال فضل بن ابی قره در خصوص اینکه بعضی از مردم می گویند درآمد معلم قرآن حرام است، فرمودند: «دروغ می گویند. آن ها دشمن خدا هستند و با این بهانه ها می خواهند قرآن تعلیم داده نشود. اگر کسی مبلغی هم اندازه دیه فرزندش به معلم قرآن بدهد، برای معلم حلال است.»(1)

سؤالی که شاید برای عده ای ایجاد شود، این است که آیا والدین می توانند به جای اینکه خودشان به فرزند خود قرآن را آموزش بدهند، آن ها را به مراکز آموزش قرآن بفرستند؟ آیا با این کار، حق خود را نسبت به فرزندشان ادا کرده اند؟

این حق چگونه ادا می شود؟

در هر حال ائمه اطهار(، پدران و مادران را برای انجام این وظیفه بسیار مهم تشویق کرده و اجر و پاداش معنوی خدا را در برابر این عمل یادآور شده اند. تا اندازه ای که امام حسن عسکری% فرموده اند: «خداوند پاداش زیادی به پدر و مادر عنایت می کند، اما آن ها با شگفتی سؤال می کنند پروردگارا! این همه لطف و تفضل درباره ما به چه دلیل است؟ اعمال ما شایسته چنین پاداشی نبوده! در جواب به آن ها گفته می شود: این همه عنایت و نعمت پاداش شماست که به فرزند خود کتاب خدا (قرآن) آموخته اید و او را در آئین اسلام بصیر و بینا تربیت کرده اید.»

مقدّمه

قرآن کریم، قانون الهی و هدیه ای آسمانی به جهانیان است. تنها کتاب حقیقى هدایت، برای تمام مردم، در همه ی زمان ها است. مرور زمان، جز بر تازگی و طراوتش نمی افزاید.

ص: 78


1- . الكافی (ط - الإسلامیة)، ج 5، ص121.

اهمیت و ثواب آموزش قرآن به فرزندان

یکی از نعمت های خدای سبحان فرزندان پاک و معصوم هستند که خداوند به بشر عنایت کرده است.کودکان زمینه تربیتی بالایی دارند و هر آنچه به آنها آموزش دهیم فرا می گیرند.

یکی از راه های سپاسگزاری و شکرگزاری از خداوند برای این نعمت های با صفا تربیت درست ایشان است.یکی از مواردی که در مورد فرزندان به ما توصیه شده است آموزش قرآن کریم به آنها است.

آموزش قرآن به فرزند

بیان دین به زبان روز برای عموم مردم یکی از مشکلات جامعه امروزی است، تا همه برداشت صحیح و جامعی از مسائل دینی داشته باشند.تشویق والدین بر آموزش و یادگیری کودکان به مسایل دینی و قرآن می تواند تاثیر شگرفی بر زندگی آنها داشته باشد.

تلاوت قرآن در خانه بر سایر افراد خانواده اثر دارد، پدر و مادری که خواندن قرآن جزو برنامه زندگی آنان است فرزندانشان نیز به فراگیری و خواندن قرآن علاقه مند می شوند و این خود یکی از راه های تعلیم قرآن به فرزندان است، زیرا کودک و نوجوان به طور عمده تحت تأثیر سخنان والدین، معلمان و دوستان است و این تأثیرپذیری در کودکی بیشتر از پدر و مادر است.

پرداختن به موضوع تحقیق با وجود گستردگی علوم و معارف، یکی از کارهای دشوار علمی به حساب می آید.ولی با این همه نگرشی بنیادین به آنچه در جامعه می گذرد، ما را با واقعیت هایی آشنا می سازد که پرداختن به آنها لازم و ضروری است شاید در نگاه اول، این بینش اساسی نبوده ولی غور و تفحص در این مبانی، دریچه های فراوانی از مجهولات و گاهی غفلت ها را یادآوری می سازد که بازگشایی بابی در این موضوع می تواند روش های دینی و عملی فراوانی را پیش روی خوانندگان

ص: 79

عزیز قرار دهد.

ممکن است موضوع تحقیقی در بسیاری از موارد به علت پدید آمدن عوامل و حوادث اجتماعی و یا با شنیدن اخبار وحشتناک در مورد فرزندان ما صورت گیرد. و بعضاً جرقه ذهنی در موضوعی خاص به خاطر شدت علاقه به آن مدتی آدمی را با کتاب و قلم مشغول سازد آنچه در این بحث بیشتر دنبال آن خواهیم بود پرداختن به تشویق والدین و نقش متقابل پدر و مادر در خصوص تعلیم و آموزش فرآن این کتاب آسمانی بشریت خواهد بود. همانگونه که می دانیم بشر امروزی در آستانه شروع هزاره سوم درگیر بزرگترین بحرانها شده است او در بحران به دنیا آمده، و زندگی می کند تجزیه و پراکنده می شود و بحرانی به بحران دیگر نقل مکان می کند.

بسیاری از جوامع نیز بحران های خود را به کشورهای دیگر صادر می کنند.

گاهی مراجعات مردم برای بیان دردهای زندگی، نویسنده را در تنگنای فکری قرار می دهد و او را دنبال پیدا کردن راه حل علمی برای این موضوع رهنمون مطالعه و تحقیق می نماید تا با جمع آوری معلومات و یافته های خویش، بتواند گره های تربیتی را که به دلیل ریشه دار بودن آنها وقت و زمان زیادی را معطوف خویش می نمایند باز کند و والدین سردرگم در مسائل تربیتی فرزندان را از پیله های ندانم کاری که به دور خویش تنیده اند رها سازد.

البته والدین در هر کجای این کره خاکی که بوده هرگونه بینش و ایدئولوژی مکتبی که باشند، خواستار تربیت کودکانی صالح و نیکو هستند. و بی شک اولین هدف و آرمان آنها تربیت اصولی و دینی فرزندان است که با چارچوب فرهنگ خانواده و اجتماع سازگار بوده و پاسخگوی نیازهای والدین و فرزندان باشد.

اهمیت مسئله تعلیم و تربیت در ارتباط تنگاتنگ با خوشبختی و شقاوت اخروی انسان است بنابراین دانستن روش های صحیح تعلیم و تربیت از نیازهای اساسی والدین شمار می آید تربیت صحیح و سالم و بخش تا حد زیادی در اختیار

ص: 80

پدر و مادر می باشد و باید از همان ابتدای کودکی حتی قبل از تولد به این مهم توجه داشته و نهایت کوشش و تلاش خویش را در جهت تربیت اولاد صالح معطوف دارند.

اما مطلبی که یادآوری آن لازم به نظر می رسد ،ناآگاهی و ندانستن راه های درست به کارگیری آداب تعلیم و تربیت در میان بسیاری از والدین می باشد اگر با اصول کلیدی تربیت آشنا باشیم، بی شک در بن بست های تربیتی گرفتار نخواهیم شد. ولی با این همه عدم آشنایی پدر و مادر در مواقعی بسیار سبب پدید آمدن حوادثی می گردد که روحیه لطیف فرزندان و آرامش ذهنی و روحی آنها را در اثر آب و نگرانی فرو برده و بی مهری و کمبود محبت را در آسمان آبی دلهای پاک و پرامید آنان،آوار می سازد و درخت باصفای زندگانی آنها را با طوفانهای خشم و کینه می لرزاند و در این صورت است که دیگر اجازه روشن شدن ارتباط با خانواده را سلب می کند و این همه ناشی از برخورد غیرمنطقی در پیشامدهای بوجود آمده نماند که عواقب این برخوردها می تواند آبیاری کننده ریشه های درخت کینه و ناسازگاری فرزندان باشد.

هرگز گمان نکنید که مسئولیت شما اداره زندگی مادی و مراقبت های جسمی کودک است. بلکه مهمتر و بالاتر از مسئله جسم،تربیت و تامین نیازهای روحی و روانی کودک بوده که اساس شخصیت و حقیقت انسانی نیز در همین روح نهفته است. حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

العلم فی الصغرکالنقش فی الحجر

العلم فی الصغرکالنقش فی الحجر(1)

آنچه در کودکی آموخته می شود همانند نقشی است که بر روی سنگ، حک و ترسیم شود این کتاب شامل موارد تربیتی والدین و وتشویق فرزندان به سمت آموزش و تعلیم قرآن می باشد و سعی بر آن گردیده تا با قلمی شیوا در صفحه کتاب

ص: 81


1- . بحار الأنوار: 1/224/13 .

به رقص در آوریم و با آهنگ صفا و صمیمیت خاطرات تلخ گذشته را سوزانده و سرود شادی و نشاط را دوباره زمزمه نمایید.حق آموزش و تعلیم قرآن به فرزندان به عنوان حقی از طرف فرزند بر عهده والدین مطرح است. این حق به ویژه در مورد پدران مصداق دارد و در احادیث به طور ویژه از پدران یاد شده که در قبال فرزندان خود وظیفه دارند به آن ها قرآن و احکام اسلامی را آموزش بدهند.

یکی از احادیث معتبر و مهمی که به این حق فرزند که بر عهده پدرش قرار داده شده اشاره می کند، حدیثی به نقل از حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام است که فرموده اند: «حق فرزند بر پدر این است که نام نیکو بر او بگذارد، نیکو تربیتش کند و به او قرآن را بیاموزد.»(1) حتی آن حضرت در وصیت نامه ای که خطاب به فرزند ارشد خود، امام حسن مجتبی علیه السلام، نوشته و ثبت کرده اند، به این نکته اشاره دقیقی دارند. این مطلب در کتاب شریف نهج البلاغه هم درج شده است، مبنی بر اینکه آن حضرت فرموده اند: «چنین دیدم که قبل از هر چیز، کتاب خداوند عزوجل و تفسیر و تأویل آن و شرایع و احکام اسلامی و حلال و حرام آن را به تو آموزش دهم و جز این به چیزی نپردازم.» (2)

تعلیم قرآن و نقش مادر

قرآن ، معجزه پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و آخرین کتاب آسمانی است که از طرف خدای متعال برای هدایت بشر نازل شده است.

پر واضح است که هدف از نزول قرآن ، عمل به دستورات آن است اما در عین حال، خواندن و تلاوت قرآن هم اثرات خاصی دارد و حتی نگاه کردن به آیات قرآن هم دارای فایده است.

ص: 82


1- . نهج البلاغه، حکمت 399.
2- . نهج البلاغه، کتاب 31.

از این رو نقش پر رنگ مادر در خصوص انس با قرآن و انتقال این حس به فرزند یا فرزندان نباید غفلت شود.

فواید خواندن قرآن در بارداری

ببینیم اثرات ، خواص و فواید تلاوت قرآن در دوران بارداری بر مادر و جنین چیست؟

خواندن قرآن در تمام طول دوران زندگی امری شایسته است و به خصوص آن که به دستورات و رهنمودهای این کتاب آسمانی هم عمل شود.

یکی از مراحل زندگی ، مرحله بارداری در خانم ها می باشد.

تاثیر خواندن قرآن بر آرامش مادر باردار

یکی از مسائل بسیار مهم در طی دوران بارداری ، آرامش مادر باردار می باشد.

آرامش مادر باردار نه تنها برای خود مادر مهم است بلکه تاثیر مستقیمی بر آرامش و سلامتی جنین هم دارد.

تلاوت قرآن در بارداری نقش موثری بر آرامش مادر باردار دارد و خدای متعال هم در قرآن کریم بر آرامش قلب ها با یاد خدا اشاره نموده و می فرمایند: بدانید که قلب ها فقط با یاد خدا آرامش می یابند.(1)

تاثیر تلاوت قرآن بر آرامش فرزند

شاید شما هم در اطراف خود کودکانی را دیده باشید که از یک آرامش خاصی برخوردار هستند.

البته آرامش در کودکان به هیچ وجه به معنای کسلی یا تنبلی یا ناراحتی های جسمی و روحی نیست بلکه کودکان آرام در کنار تمام فعالیت های طبیعی خود از یک حس آرامش خاصی برخوردار هستند و حرکات ناخوشایند و ناموزون از آن ها

ص: 83


1- . سوره رعد، آیه 28.

سر نمی زند. علل و عوامل مختلفی در طی دوران بارداری و آبستنی بر آرامش جنین تاثیر دارد و یکی از عوامل بسیار مهم و تاثیرگذار بر آرامش روحی جنین ، تلاوت قرآن در دوران بارداری است.

مادران باردار در صورتی که خودشان قادر به تلاوت قرآن باشند می توانند قرآن را بخوانند و اگر به دلایلی چنین امکانی برای خودشان وجود نداشته باشد می توانند نوار قرآن بگذارند یا در محیط هایی بروند که قرآن تلاوت می شود. با تلاوت قرآن در بارداری ، شما مادر محترم، یک حس آرامش معنوی و خدایی به فرزند خود هدیه داده اید.

خوردن (میوه ها و غذاها)

اما از نظر تغذیه به مواردی در روایات ما به آن اشاره شده است که به برخی از آنها فهرست وار اشاره می کنیم که می توانید مفصل تر آن را در کتابهایی که در این رابطه نوشته شده است ملاحظه فرمائید.

فی روایه: عن الحسن بن علی (علیه السلام) قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):

اطعموا حبالاکم اللبان فان الصّبی اذا غذّی فی بطن امر باللبان اشتد قلبه و زید فی عقله، فان یک ذکراً کان شجاعآً و ان ولدت أنثی عظمت عجیزتها بذلک عند زوجها.

در روایت دیگری از امام صادق (علیه السلام) منقول است که فرمود:

زن حامله «به» بخورد تا فرزندش خوشبوتر و رنگ فرزند صافتر باشد.یا خوردن گلابی سفارش شده است.

در روایتی آمده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

زنی که تازه وضع حمل کرده خرما بخورد تا فرزندش بردبار شود.

خوردن ماهی، کرفس، لوبیا در تقویت نور چشم بچه و جنین تأثیر زیادی دارد.

که حتی خوردن ماهی، در رنگ فرزند تأثیر مستقیم دارد، خوردن میوه ها

ص: 84

مخصوصاً سیب درختی هم بسیار مفید می باشد.

اما آنچه «خواندنی» است و تأثیر مثبت بر جنین دارد قرآن خواندن تأثیر فراونی در روحیات فرزند می گذارد.

لازم به ذکر است که مداومت بر خواندن ادعیه ای هم که مأثور از اهل بیت (علیه السلام) می باشد همچنان که در روح و جان انسان و مادر تأثیر دارد. بر جنین و فرزند هم تأثیر دارد.

از نظر روانی و عاطفه

اگر مادر در دوران بارداری از آرامش روحی و روانی برخوردار باشد و بتواند در همه مراحل بارداری خود را در شرائط مثبت روحی قرار دهد به گونه ای که هیجاناتی و استرسهایی که موجب افسردگی و ملال آوری می شود بپرهیزد یقیناً فرزند او هم از نظر روحی و روانی دچار مشکل و ناملایمات نخواهد شد.

اما بالعکس مادرانی که در دوران بارداری نتوانند در شرایط مطلوب روحی باشند فرزندان آن ها هم از این مشکل بی نصیب نخواهند ماند.

پس در نتیجه فاکتورهای متعددی وجود دارد که اگر در کنار هم قرار گیرند و هم راه هم باشند و به آنها در عرض هم نگاه شود فرزند انسان در خیلی از موارد آنگونه که انسان انتظار دارد خواهد بود.

در پایان چند کتاب را به عنوان کمک برای بالا بردن اطلاعات شما معرفی می نمائیم:

در کتاب ریحانه بهشتی یا فرزند صالح، توصیه های عبادی و خوراکی را در ایام بارداری به طور مفصل ذکر کرده است که برای نمونه یک مورد را ذکر می کنم.

در ماه اول: در روزهای پنج شنبه و جمعه خواندن سوره یس و الصافات سفارش شده که آنها را به بخواند و به بدهد، صبح ها کمی سیب شیرین بخورد، روزهای جمعه قبل از صبحانه انار شیرین بخورد، قبل از طلوع کمی از تربت

ص: 85

سیدالشهداء بخورد، در نمازهای یومیه قبل از نماز حتماً اذان و اقامه را بگوید و دست روی شکم خود بکشد، هر روز دو عدد خرما را سوره قدر بر آنها بخواند و ناشتا بخورد.

برای هر ماه اعمال و مطالبی را ذکر کرده است که برای اطلاعات بیشتر به آن کتاب مراجعه نمائید.

البته عمده روایات این مبحث را مرحوم مجلسی در بحارالانوار ج101 ص 77، ابواب اولاد و احکام آنها آورده است. اما خوردنی ها هم مانند گلابی سیب، خرما، کاسنی، خربزه، انار، انجیر، کندور توصیه شده است.

امام حسن (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کنند که حضرت فرمودند:

غذای زنان باردار شیر باشد چون بچه اگر در شکم مادر از شیر تغذیه کند قلبش محکم و عقلش زیاد می شود و اگر بچه پسر باشد شجاع می شود و اگر دختر باشد زنانه آن به گونه ای می شود که نزد شوهر خود عزیز می شود.

نقش خواندن قرآن در صبور شدن فرزند

صبر یکی از خصلت های خوب و پسندیده انسانی است که خدای متعال هم آن را دوست دارد و در قرآن کریم می فرماید که خدا با صبرکنندگان (صابران) است.

صبر یکی از خصلت های انسانی است که در موفقیت مادی و معنوی انسان نقش اساسی دارد.

خواندن قرآن در دوران بارداری توسط مادر باردار تاثیر زیادی در صبور شدن فرزند دارد.

یکی از سوره های قرآن که تلاوت آن برای صبور و بردبار شدن فرزند بسیار موثر است، سوره والعصر می باشد. مادران باردار می توانند این سوره را به دفعات زیاد در دوران بارداری بخوانند و نیز بر شکم بدمند. ضمنا می توانند هنگام تلاوت

ص: 86

این سوره، دست خود را بر روی شکم خود قرار دهند.

اثر خواندن قرآن در باهوش شدن فرزند

هوش و ذکاوت یکی از سرمایه های ارزشمندی است که خدای متعال در وجود ما انسان ها قرار داده است.

انسان به وسیله هوش و ذکاوت خویش است که می تواند در زندگی مادی و معنوی خود موفق باشد.

یکی از عوامل مهم تاثیر گذار در هوش و فراست کودکان ، خواندن قرآن در دوران جنینی آنان در زمان بارداری مادر است.

در واقع تلاوت قرآن نقش بسیار ارزشمندی در عاقل شدن فرزند دارد و در قرآن کریم هم بر مساله تعقل در آفرینش و کارهای خدای متعال تاکید فراوان شده است.

اگر خواهان فرزند باهوش و با فراست و عاقل هستیم ، تلاوت قرآن در دوران بارداری را فراموش نکنیم.

سالم شدن فرزند با تلاوت قرآن در بارداری

جنین موجود در شکم مادر در طی دوران بارداری ممکن است به علل مختلفی دچار آسیب شود.

از آن جایی که همه چیز دوران بارداری نمی تواند تحت کنترل و اختیار ما باشد به همین سبب توکل بر خدای قادر متعال و کسب رضایت او می تواند از ایجاد یا تاثیر بسیاری از عوامل مضر سلامتی جنین در دوران بارداری جلوگیری نماید.

خدای متعال در قرآن کریم می فرمایند: او کسی است که شما را هر طور که بخواهد در رحم های مادران صورت گری می کند. وقتی که ما در جهت کسب رضا و خشنودی خدای متعال قدم برداریم مطمئنا خدای متعال هم فرزندی سالم به

ص: 87

ما امانت خواهد داد و کمک خواهد کرد تا عوامل مخل سلامتی جنین کمتر شده یا از بین بروند.

یکی از مصادیق اطاعت از خدا و کسب خشنودی او همین تلاوت قرآن کریم است.

علاوه بر آن، هر سوره از قرآن خاصیتی دارد که مطمئنا از این جهت هم خواندن قرآن بر سلامتی جنین مؤثر است.

دور شدن اغوائات شیطانی از کودک با تلاوت قرآن در دوران حاملگی

اغوائات شیطانی یکی از مسائلی است که از نظر روحی می تواند موجب ناراحتی کودک شود یا حتی بعدها در زمان بزرگسالی ممکن است سبب بروز برخی مشکلات روحی در شخص گردد. قرآن کلام خداست و کلام خدا نور است و هر جا که نور وارد شود تاریکی از بین می رود. با تلاوت قرآن در دوران بارداری، فرزند خود را در تحت تشعشعات نورانی کلام خدا قرار دهیم تا شیاطین نتوانند در روح او نفوذ کرده و موجب ناراحتی شوند. کودکی که از همان ایام جنینی با آیات الهی انس بگیرد مطمئنا تا حد خیلی زیادی از تاریکی های شیطانی در امان خواهد بود.

نقش قرآن در زیبا شدن کودک

اگر خواهان فرزندی زیبا هستید یکی از راه های آن تلاوت سوره یوسف بر سیب سرخ و خوردن آن توسط مادر باردار در ماه هشتم بارداری می باشد.

نقش خواندن قرآن در شادابی فرزند

تلاوت قرآن اثر بسیار زیادی بر شادی روح انسان دارد و شادی روح انسان بر شادابی شخص مؤثر است. اگر می خواهیم فرزندانمان شاداب شوند قرائت قرآن در دوران حاملگی را فراموش نکنیم.

ص: 88

نورانیت فرزند با تلاوت قرآن کریم

آیات قرآن ، کلام خدا و کلام خدا هم نور است و تلاوت قرآن در زمان بارداری خانم ، بر نورانیت قلب و چهره کودک تاثیر فوق العاده ای دارد.

تاثیر تلاوت قرآن در دفع بلا از مادر و کودک

مادر و جنین موجود در شکم او در طی دوران بارداری ممکن است با انواع بلایا و گرفتاری ها مواجه شوند که خواندن قرآن در دوران حاملگی می تواند تاثیر به سزائی در دفع یا کاهش این بلایا داشته باشد زیرا برخی از سوره های قرآن خاصیت دفع بلا را دارند. مثلا اتفاق افتاده است که مادری به دلیل ترس از رعد و برق ، جنین خود را سقط کرده است و یا مسائل دیگری که ممکن است پیش بیاید. تلاوت قرآن در زمان حاملگی می تواند در دفع بلا از مادر و جنین موثر باشد.

نقش قرآن در صالح شدن فرزند

اگر می خواهیم فرزندانمان صالح شوند یکی از عوامل صالح شدن فرزندان ، قرائت قرآن در دوران بارداری است تا طفل از همان ایام جنینی با آیات الهی خو گرفته و کلام الهی در روح و جان او قرار بگیرد تا انشاء ا… انوار نورانی کلام خدا سبب شود فرزندانمان راه صلاح و رستگاری در پیش گیرند و از بندگان صالح خدا گردند.

این ها از جمله تاثیرات خواندن و تلاوت قرآن در دوران بارداری و حاملگی می باشد که مطمئنا ما از بیان همه تاثیرات خواندن قرآن در این دوران عاجز هستیم و این چند نمونه ذکر شد تا آشنایی باشد و راهی باشد برای رسیدن به خدای متعال و دانستن قطره ای از اسرار کتاب خدا ، قرآن مجید. امیدواریم انشاء ا… خدای متعال به حرمت قرآن مجید ، فرزندانی سالم، صالح، شاداب و عاقل و دانا را نصیب همه بفرماید.

ص: 89

تعلیم قران و نقش پدر

فرزندان ما بر گردن ما حقوقی دارند که برای آشنا کردن آنها با مهم ترین حقشان باید آن را «بلند» در حضورشان بخوانیم.

تلاوت قرآن در خانه در سایر افراد خانواده اثر دارد، پدر و مادری که خواندن قرآن جزو برنامه زندگی آنان است فرزندانشان نیز به فراگیری و خواندن قرآن علاقه مند می شوند و این خود یکی از راه های تعلیم قرآن به فرزندان است، زیرا کودک و نوجوان به طور عمده تحت تأثیر سخنان والدین، معلمان و دوستان است و این تأثیرپذیری در کودکی بیشتر از پدر و مادر علی الخصوص پدر است.

اما انچه در حیطه به عنوان وظیفه پدر است:

نخست: پدر باید نامی برای فرزندش برگزیند كه در جامعه ی اسلامی زینت او باشد و فرزندش بدان نام مفتخر باشد.

نامی كه نشان از بندگی خدا داشته باشد؛ مانند: عبدالله و نام های برگزیدگان الهی علیهم السلام كه عابدترین بندگان خداوندند.

دوّم: چگونگی برقراری ارتباط او را با خدا و امام زمانش و خلق خدا بر پایه ی آموزش های دینی تعلیم دهد.

به عبارت دیگر او را مۆدّب به آداب الهی پرورش داده و پیامبر گرانقدر اسلام را در بندگی خدا اسوه ی نیكوی او معرّفی كند.

پیامبری كه حضرت باقر علیه السلام در معرّفی اش فرمودند:

«انّ اللهَ اَدَّبَ نبیَّهُ صلی الله علیه و له عَلَی مَحَبَّتِهِ فَقالَ : اِنَّكَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظیمٍ... خداوند پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) را بر محبّت و دوستی خود ادب آموخت. سپس فرمود: همانا تو خُلق عظیمی - دین بزرگی - را دارا هستی...».(1)

سوّم: اگر بپذیریم كه باید قرآن را به او بیاموزد، ناگزیر باید همان قرآنی را كه از

ص: 90


1- . الاختصاص"، "شیخ مفید"، ص 330.

خاندان رسالت علیهم السلام آموخته است به فرزندش تعلیم دهد: خواندنش را، ترجمه اش را و تفسیرش را.(1)

یکی از حقوق فرزندان، تعلیم قرآن به آنهاست؛ امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) در این باره می فرماید: فرزند را بر پدر حقی است و پدر را بر فرزند حقی، حق پدر بر فرزند آن است که فرزند در هر چیز جز نافرمانی خدای سبحان او را فرمان برد و حق فرزند بر پدر آن است که او را نام نیکو نهد و نیکو تربیت کند و قرآنش تعلیم دهد.(2)

این تعلیم قرآن می تواند توسط خود پدر به طور مستقیم صورت گیرد و یا اینکه برای فرزندش معلم قرآن بگیرد که در این رابطه اکثر مسلمین غافل بوده و پدران به این حق عمل نمی کنند.

در روایتی است که اگر معلمی به کودکی «بسم الله الرحمن الرحیم» یاد دهد خداوند آن کودک و آن معلم و پدرو مادر کودک را از دوزخ نجات می دهد.(3)

پدر و مادری که در خانه با صدای بلند قرآن می خوانند اثر تربیتی در روح و جان فرزندانشان می گذارد و آنان را به قرآن علاقمند می کنند.

شیوه های آموزش قرآن به کودکان

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

هیچ مردی فرزند خود را قرآن نیاموزد مگر این که خداوند پدر و مادر کودک را در روز قیامت تاج پادشاهی عطا کند و دو لباس بهشتی به آنان بپوشاند که هرگز مردم مانند آن را ندیده باشند.(4)

یکی از روش های تربیت فرزندان، تشویق به قرائت قرآن است.

ص: 91


1- . تفسیر القمی"، ج 1، ص 30
2- . نقش پدر در تربیت دینی فرزندان ص138.
3- . تفسیر منهج الصادقین ذیل یه اول حمد
4- . وسائل الشیعه، ج 4، ص 825

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: محبت پیامبرتان، محبت اهل بیت و قرآن.(1)

برای این که فرزندتان با قرآن آشنا شود:

1. از شیوه همانند سازی استفاده کنید، یعنی در عمل به قرآن اهمیت قائل شوید و تلاوت قرآن را در برنامه خود قرار دهید و با آهنگ آن را بخوانید. اگر ممکن است آهنگ دلنشین و جذاب قرآن را در منزل طنین اندازید تا گوش فرزندتان با آهنگ قرآن انس پیدا کند و فضای خانه از بوی عطر قرآن، معطر گردد.

2. نوارهای ترتیل و تکرار آیات قرآن را که به صورت سی دی ارائه است، تهیه نمایید.

3. ایشان را پس از رسیدن به سنین بالاتر به مراکز آموزش قرآن معرفی نمایید تا با روش صحیح و منطقی فرزندتان را تعلیم دهند. در مراحل مختلف از تشویق دریغ نورزید.(2)

4. کتاب هایی را که در رابطه با روش آموزش قرآن و حفظ آن چاپ شده مطالعه فرمایید که به بعضی از آن ها اشاره می کنیم:

- کتاب جرعه ملکوت

- حفظ قرآن در پنج مرحله

- بهترین روش حفظ قرآن

- حافظان نور (که جامعه القرآن الکریم آن ها را منتشر نموده است)

یکی دیگر از نکاتی که در آموزش قرآن در دوران کودکی باید مورد تامل قرار گیرد توجه به ویژگی های کودک و استفاده از قالب های مورد علاقه کودک نظیر

ص: 92


1- . کنز العمال، ج 16، ص 456
2- . نقش پدر در تربیت دینی فرزندان ص140

بازی، کاردستی، شعر و قصه و .... در آموزش است.

آموزش قرآن از آموزش شعر مفید تر است

آموزش قرآن از آموزش شعر مفید تر است(1)

حضرت علی (علیه السلام) در جایی به پدر فرزدق، شاعر معروف که فرزند خود را جهت تشویق به خاطر فرا گیری شعر و کلام عرب به خدمت حضرت آورده بود فرمودند: "اگر به او قرآن یاد می دادی برایش بهتر بود."

در جای دیگر خطاب به امام حسن(علیه السلام) می فرماید: در اولین قدم برای تربیت تو، از تعلیم كتاب خدا و تأویل آن شروع كردم ..

ائمه معصومین (علیه السلام) پدران و مادران را برای انجام این مهم، فراوان تشویق كرده و اجر و پاداش معنوی خداوند را در قبال این عمل یادآور شده اند.

امام حسن عسكری (علیه السلام) فرمودند: خداوند به پدر و مادر پاداش فراوانی را عنایت می كند. آنان با شگفتی سۆال می كنند: پروردگارا! این همه تفضل دربارة ما در قبال چیست؟ اعمال ما شایستة چنین پاداشی نبوده است!

در جواب آنها گفته می شود: هذه بتعلیم كما ولد كما القرآن و تبصیر كما آیه بدین الاسلام. ” این همه عنایت و نعمت، پاداش شماست كه به فرزند خود كتاب خدا، قرآن را آموختید و او را در دین اسلام بصیر و بینا تربیت كردید.(2)

روشهای علاقه مند کردن فرزندان به قرآن

دیگران را در اطلاعاتی که از قرآن به دست میآورید، سهیم کنید.

شما از مطالبی که درباره قرآن میخوانید، چیزهایی را میآموزید. پس چرا آن را با خانواده خود در میان نگذارید؟ نکته ای کوتاه از یک آیه، داستانی قرآنی که خیلی به آن علاقه مندید یا خبر یا مطلبی جدید از قرآن که اخیراً مطرح شده است، میتواند

ص: 93


1- . نقش پدر در تربیت دینی فرزندان ص141
2- . جمعی از استادان، ص 182

جرقه یک گفت وگوی دوست داشتنی درباره قرآن باشد.(1)

بعضی از بچه ها بیشتر به هدف جلب توجه بزرگترها و اطرافیان، قرآن میخوانند و گاهی از اینکه میتوان با هدف کسب معنویت، اخلاق و ... نیز تلاوت کرد، بی خبرند. گرچه از قرآن در کلاسها اطلاعاتی به دست میآورند، اما اگر آنها را به حال خود بگذاریم، قرآن را انتخاب نمی کنند.

بزرگسالان بیشتر به هدف کسب ثواب، تلاوت میکنند. هر چند این کار فی نفسه مطلوب است اما شایسته است به نیت آموختن پیامی اخلاقی یا ... از نامه خداوند، به مطالعه آن بپردازند و تدبر نمایند.

اگر پیام هایی و مطالبی را که از مطالعه قرآن به دست می آورید با فرزندانتان در میان بگذارید، میتوانید آنها را برای خواندن قرآن به قصد درک پیامهای خداوند آماده کنید. با این کار به بچه می فهمانید که به پیامهای قرآن علاقه دارید و دوست دارید آنها نیز به آن علاقه مند شوند. وقتی بچه ها میبینند که چگونه از پیامهای قرآنی که به دست آورده اید، لذت می برید و استفاده میکنید، دیگر کمتر از تلاوت به قصد درک پیام خدا می گریزند.

حتی میتوانید فرزندانتان را تشویق کنید پیامهایی که از تلاوت قرآن به دست میآورند را با شما در میان بگذارند. میتوانید بپرسید: در فلان آیه یا فلان سوره چه چیزی نوشته شده است؟ اما جالبتر از آن است که بپرسید: امروز در کلاس قرآن چه چیزی یاد گرفتی؟(2)

ص: 94


1- . نقش پدر در تربیت دینی فرزندان ص143
2- . مجله نسیم وحی دی 1386، شماره 10

نقش والدین در گرایش و تشویق فرزندان به قرآن

یکی از روش های تربیت فرزندان، تشویق به قرائت قرآن است.

فرزندان ما بر گردن ما حقوقی دارند که برای آشنا کردن آنها با مهم ترین حقشان باید آن را «بلند» در حضورشان بخوانیم.

تلاوت قرآن در خانه در سایر افراد خانواده اثر دارد، پدر و مادری که خواندن قرآن جزو برنامه زندگی آنان است فرزندانشان نیز به فراگیری و خواندن قرآن علاقه مند می شوند و این خود یکی از راه های تعلیم قرآن به فرزندان است، زیرا کودک و نوجوان به طور عمده تحت تأثیر سخنان والدین، معلمان و دوستان است و این تأثیرپذیری در کودکی بیشتر از پدر و مادر است.

به این داستان بنگرید تا ببینید نخستین معلم «محمد حسین طباطبایی» پدیده قرنی عصر حاضر کیست؟

«مادر سید محمد حسین(علم الهدی) معمولاً او را با خود به جلسات حفظی که اداره برگزار می کرد می برد، در سن 2٫5 سالگی پدرش دریافت که علم الهدی با خود آیاتی از قرآن را زمزمه می کند، لذا با فراست دریافت که او استعداد و آمادگی لازم برای حفظ قرآن را دارد و زمزمه آیاتی از جزء 30 به خاطر حضور او در جلسات حفظ قرآن به همراه مادرش بوده، آیاتی را که شاگردان حفظ کرده و در جلسه تحویل می دادند شنیده و حفظ کرده است.

پس به صورت منسجم حفظ قرآن را با او شروع کرد و نتیجه ای بسیار عالی از موقع شناسی خود در استعدادیابی کودکش به دست آورد که اکنون اثرات آن در داخل و خارج کشور باعث رونق بخشیدن به محافل حفظ قرآن شده است، بنابراین محیط را برای کودک قرآنی کنید و منتظر باشید او پیشقدم شود».

یکی از حقوق فرزندان، تعلیم قرآن به آنهاست؛ امیرالمۆمنین علی(علیه السلام) در این باره می فرماید: فرزند را بر پدر حقی است و پدر را بر فرزند حقی، حق پدر

ص: 95

بر فرزند آن است که فرزند در هر چیز جز نافرمانی خدای سبحان او را فرمان برد و حق فرزند بر پدر آن است که او را نام نیکو نهد و نیکو تربیت کند و قرآنش تعلیم دهد.

این تعلیم قرآن می تواند توسط خود پدر به طور مستقیم صورت گیرد و یا اینکه برای فرزندش معلم قرآن بگیرد که در این رابطه اکثر مسلمین غافل بوده و پدران به این حق عمل نمی کنند.

در روایتی است که اگر معلمی به کودکی بسم الله الرحمن الرحیم یاد دهد خداوند آن کودک و آن معلم و پدرو مادر کودک را از دوزخ نجات می دهد.(1)

پدر و مادری که در خانه با صدای بلند قرآن می خوانند اثر تربیتی در روح و جان فرزندانشان می گذارد و آنان را به قرآن علاقمند می کنند.

شیوه های آموزش قرآن به کودکان

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: “هیچ مردی فرزند خود را قرآن نیاموزد مگر این که خداوند پدر و مادر کودک را در روز قیامت تاج پادشاهی عطا کند و دو لباس بهشتی به آنان بپوشاند که هرگز مردم مانند آن را ندیده باشند”(2).

یکی از روش های تربیت فرزندان، تشویق به قرائت قرآن است.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید: “فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: محبت پیامبرتان، محبت اهل بیت و قرآن”.(3)

برای این که فرزندتان با قرآن آشنا شود:

1) از شیوه همانند سازی استفاده کنید، یعنی در عمل به قرآن اهمیت قائل شوید و تلاوت قرآن را در برنامه خود قرار دهید و با آهنگ آن را بخوانید. اگر

ص: 96


1- . تفسیر منهج الصادقین ذیل یه اول حمد
2- . وسائل الشیعه، ج 4، ص 825
3- . کنز العمال، ج 16، ص 456

ممکن است آهنگ دلنشین و جذاب قرآن را در منزل طنین اندازید تا گوش فرزندتان با آهنگ قرآن انس پیدا کند و فضای خانه از بوی عطر قرآن، معطر گردد.

2) نوارهای ترتیل و تکرار آیات قرآن را که به صورت سی دی ارائه است، تهیه نمایید.

3) ایشان را پس از رسیدن به سنین بالاتر به مراکز آموزش قرآن معرفی نمایید تا با روش صحیح و منطقی فرزندتان را تعلیم دهند. در مراحل مختلف از تشویق دریغ نورزید.

4) کتاب هایی را که در رابطه با روش آموزش قرآن و حفظ آن چاپ شده مطالعه فرمایید که به بعضی از آن ها اشاره می کنیم:

- کتاب جرعه ملکوت

- حفظ قرآن در پنج مرحله

- بهترین روش حفظ قرآن

حافظان نور (که جامعه القرآن الکریم آن ها را منتشر نموده است)

یکی دیگر از نکاتی که در آموزش قرآن در دوران کودکی باید مورد تامل قرار گیرد توجه به ویژگی های کودک و استفاده از قالب های مورد علاقه کودک نظیر بازی، کاردستی، شعر و قصه و …. در آموزش است.

ص: 97

آموزش مسائل دینی به کودکان

یکی از حقوق فرزندان، تعلیم قرآن به آنهاست.

آموزش قرآن از آموزش شعر مفید تر است

حضرت علی (علیه السلام) در جایی به پدر فرزدق، شاعر معروف که فرزند خود را جهت تشویق به خاطر فرا گیری شعر و کلام عرب به خدمت حضرت آورده بود فرمودند: “اگر به او قرآن یاد می دادی برایش بهتر بود.”(1)

در جای دیگر خطاب به امام حسن (علیه السلام) می فرماید: در اولین قدم برای تربیت تو، از تعلیم کتاب خدا و تأویل آن شروع کردم ..

ائمه معصومین (علیه السلام) پدران و مادران را برای انجام این مهم، فراوان تشویق کرده و اجر و پاداش معنوی خداوند را در قبال این عمل یادآور شده اند.

امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمودند: خداوند به پدر و مادر پاداش فراوانی را عنایت می کند. آنان با شگفتی سۆال می کنند: پروردگارا! این همه تفضل درباره ما در قبال چیست؟ اعمال ما شایسته چنین پاداشی نبوده است!

در جواب آنها گفته می شود: هذه بتعلیم کما ولد کما القرآن و تبصیر کما آیه بدین الاسلام. ” این همه عنایت و نعمت، پاداش شماست که به فرزند خود کتاب خدا، قرآن را آموختید و او را در دین اسلام بصیر و بینا تربیت کردید.(2)

حقّ فرزند بر پدر

ما به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

نخست: پدر باید نامی برای فرزندش برگزیند که در جامعه ی اسلامی زینت او باشد و فرزندش بدان نام مفتخر باشد.

نامی که نشان از بندگی خدا داشته باشد؛ مانند: عبدالله و نام های برگزیدگان

ص: 98


1- . کنز العمال، ج 16، ص 456
2- . جمعی از استادان، ص 182

الهی علیهم السلام که عابدترین بندگان خداوندند.

دوّم: چگونگی برقراری ارتباط او را با خدا و امام زمانش و خلق خدا بر پایه ی آموزش های دینی تعلیم دهد.

به عبارت دیگر او را مؤدّب به آداب الهی پرورش داده و پیامبر گرانقدر اسلام را در بندگی خدا اسوه ی نیکوی او معرّفی کند.

پیامبری که حضرت باقر علیه السلام در معرّفی اش فرمودند: «انّ اللهَ اَدَّبَ نبیَّهُ صلی الله علیه و له عَلَی مَحَبَّتِهِ فَقالَ : اِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظیمٍ… - خداوند پیامبرش صلی الله علیه و آله را بر محبّت و دوستی خود ادب آموخت. سپس فرمود: همانا تو خُلق عظیمی - دین بزرگی - را دارا هستی…».(1)

سوّم: اگر بپذیریم که باید قرآن را به او بیاموزد، ناگزیر باید همان قرآنی را که از خاندان رسالت علیهم السلام آموخته است به فرزندش تعلیم دهد: خواندنش را، ترجمه اش را و تفسیرش را.

ص: 99


1- . “الاختصاص”، “شیخ مفید”، ص 330

نتیجه گیری

امید است موارد ساده ی زیر بتواند به حل مشکل و تقویت مهارت های دانش آموزان در تلاوت قرآن کمک کند:

1- فرزند خود را به مطالعه ی روزانه ی قرآن عادت دهید. شاید این امکان صبح هنگام به علّت خواب آلودگی بچه ها فراهم نباشد؛ اما می توانید موقع اذان مغرب فرزند خود را ترغیب نمایید که به همراه شما وضو گرفته، نماز بخواند و پس از ادای نماز، از روی عبارت های قرآنی کتاب خود، به عنوان فریضه ای که موجب خشنودی خدای مهربان است، بخواند.

به فرزندانتان اجازه دهید که شاهد عبادت های شما باشند و سعی کنید الگوی مناسبی برای فرزندانتان باشید؛ زیرا بچه ها بیش از اینکه از کلام ما تأثیر بپذیرند، از رفتار ما می آموزند.

تمرین با این شیوه در ابتدای امر ممکن است برای والدین و فرزندان با مشکلاتی به همراه می باشد و حتی شاید با مقاومت فرزندتان روبه رو شوید؛ اما پس از گذشت مدتی کوتاه باعث پیشرفت های چشمگیری در فرزند شما خواهد شد و این توانایی را در آنان ایجاد می کند تا آیات جدید قرآنی را نیز به سهولت قرائت کنند.

فراموش نکنید که:

2- معانی آیات را برای فرزند خود بیان کنید تا فرزند شما بتواند با آیات الهی ارتباط روحی برقرار کند. یکی از دلایل بی میلی کودکان نسبت به تلاوت قرآن این است که کودکان ما به دلیل بیگانه بودن زبان عربی، آیات نورانی را جملاتی بی معنا تلقی کرده، نمی توانند از معنی، بهره کافی برخوردار گردند و این وظیفه ی ماست که با بیان معانی بلند آیات، آنان را از این چشمه ی جوشان سیراب نماییم.

ص: 100

3- به جنبه های التذاذی استماع صوت خوش قرآن توجه کنید. سعی کنید حتی الامکان عبارت ها را با صوت و آهنگ دلنشین تلاوت کنید تا فرزندتان از شنیدن آیات قرآن لذّت ببرد.

4- سعی کنید برای کودکان خود از داستان های قرآنی تعریف کنید. تعریف داستان های قرآنی - قبل از خواب - برای شما و کودکتان خوابی آرام و احساسی شیرین و خاطراتی به یاد ماندنی به همراه خواهد داشت .

5-کودکان را با آداب قرائت قرآن مانند پاکی و پاکیزگی، با وضو بودن، آداب نشستن، گوش دادن به هنگام شنیدن آیات قرآن و... آشنا سازید و آنان را نسبت به رعایت این آداب ترغیب نمایید.

6- به هنگام تمرین آیات در منزل، از خواندن آیات توسط شما و تکرار توسط دانش آموز اجتناب کنید. شیوه ی کار باید به گونه ای باشد که دانش آموز خود سعی در اکتشاف شکل صحیح قرائت داشته باشد و شما به عنوان راهنما فقط توجه فرزند خود را به حرکت حرفی که اشتباه تلفظ کرده معطوف نمایید تا در تلاش های بعدی به شکل تلفظ صحیح کلمه برسد.

تمرین با این شیوه در ابتدای امر ممکن است برای والدین و فرزندان با مشکلاتی همراه باشد و حتی شاید با مقاومت فرزندتان روبه رو شوید؛ اما پس از گذشت مدتی کوتاه باعث پیشرفت های چشمگیری در فرزند شما خواهد شد و این توانایی را در آنان ایجاد می کند تا آیات جدید قرآنی را نیز به سهولت قرائت کنند.

7- رفع برخی از اشکالات به تمرین بیشتر و مرور زمان نیاز دارد. از این رو ، نباید انتظار داشته باشید که همه ی اشکالات بلافاصله برطرف شود.(1)

ص: 101


1- . مجلات رشد معلم ،فاطمه خاج، آموزگار پایه سوم دبستان خاکره یک، آموزش و پرورش ناحیه یک شیراز.

فهرست منابع

قرآن کریم

نهج البلاغه

عربی

1. التذکار فی افضل الذکار، محمدبن احمدقرطبی،ناشرمحمد امین الخانجی ،مصر،1315 = .ق 1355 .

2. الاختصاص، شیخ مفید،ناشر جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه،قم،1416ق.= 1374.

3. المیزان فی تفسیر القرآن، المیزان فی تفسیر القرآن.

4. امالی، شیخ صدوق،ناشرمؤسسة الاعلمی،قم،بی تا.

5. بحارالانوار، محمدباقر المجلسی،ناشردار الکتب الاسلامیه،تهران،1362- 1374.

6. تفسیر القمی، علی بن ابراهیم قمی،ناشرمؤسسه دار الكتاب،قم،1313ق.

7. سنن، احمد بن علی نسائی،ناشربیت الأفكار الدولیة،عربستان،بی تا.

8. جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ابی جعفر محمد بن جریر الطبری،ناشردار الاعلام، عمان، 2002م

9. صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل بخاری،ناشرلجنة إحیاء کتب السنة،مصر،1410 ق یا 1990 م

10. صحیح مسلم، مسلم بن حجاج نیشابوری،ناشردارالطباعه العامره،ترکیه، 1329-1334ق

11. کنزالعمّال،علاءالدین علی المتقی بن حسام الدین الهندی،ناشرموسسه الرساله،بیروت،1413ق.= 1993م.= 1372.

ص: 102

12. کافی،ثقة الاسلام أبی جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق الكلینی،دار الكتب الاسلامیة،تهران،بهار 1367

13. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری ،ناشر مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث،بیروت، 1408ق.

14. میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری،ناشردرالحدیث،قم،1384ش

15. وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی،ناشرآل البیت،بیروت،سال 1414ق

فارسی

1. ارزش والدین و تربیت فرزند،مهدی دانشمند،ناشریاس نبی،تبریر،1380

2. تفسیر منهج الصادقین، ملا فتح الله کاشی،با مقدمه و پاورقی ابوالحسن شعرانی، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران، اسلامیه، 1378ش.

3. جایگاه زبان گفتاری و زبان نوشتاری در آموزش زبان، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم،(نه مقاله) / 179-182، مشهد،آستان قدس رضوی،خرداد 1364 ه-.ش.

4. زبان شناسی و آموزش زبان های بیگانه، ترجمه حسین مریدی،(هفت مقاله)/74 - 76.

5. فصلنامه مشکوة، مدیرمسوول سیدمحمود مرویان حسینی،بنیاد پژوهشهای اسلامی،ش 87/46 - 47.

6. قرآن از دیدگاه 114 دانشمند،محمدمهدی علیقلی،ناشرسینا،قم، 1375

7. مبانی روانشناسی تربیت، سیداحمد هاشمیان،ناشرکتابسرای تندیس،تهران،1384

8. مجله نسیم وحی، سید محمد مهدی طباطبایی، جامعۀ القران الکریم، دی 1386، شماره 10.

9. مجلات رشد معلم، دفتر انتشارات و فناوری آموزشی،تهران جمع آوری مطالب مرتبط با محتوا توسط فاطمه خاج، آموزگار پایه سوم دبستان خاکره یک، آموزش و پرورش ناحیه یک شیراز.

ص: 103

10. معارف و معاریف، سیدمصطفی حسینی دشتی،ناشرآرایه،تهران،1385

11. نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده،ناشرانصاریان،قم، 1383.

12. نگاهی دوباره به سیمای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، نگاهی دوباره به سیمای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

13. نقش پدر در تربیت دینی فرزند، سیدمجتبی حسینی نژاد،ناشراثرقلم،قم،1399

سایت

1. سایت پرسمان، https://www.porseman.com

2. سایت نی نی سرا،http://ninisara.com

3. وبلاگ روانشناسی بزنگان،bazangansycho.blogfa.com.

ص: 104

نقش پدر در غیرت دینی پسران

اشاره

سیدمجتبی حسینی نژاد(1)

چکیده

حضرت علی(علیه السلام) خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرموده اند: … فرزندم؛ از دوران کودکی تو استفاده نمودم و خیلی زود در پرورش تو قیام کردم پیش از آن که دلِ تربیت پذیرت سخت شود و مطالب گوناگون، عقلت را اشغال نماید.

در سال های اخیر همزمان با دغدغه هایی که برای حجاب دختران به وجود آمده است، نگرانی هایی مبنی بر کمرنگ شدن غیرت مردان در جامعه اسلامی مان به وجود آمده است. وجود غیرت دینی در پسران، عاملی اساسی برای عفیف بودن و تشکیل زندگی مشترک است که در سعادت دنیا و آخرت آنان می تواند بسیار اثرگذار باشد. در حدیثی از رسول خدا صلوات الله علیه می خوانیم: هنگامی که زنی آرایش کرده و معطر از خانه خارج شود و شوهرش نیز به این کار راضی باشد به ازای هر قدمی که بر می دارد خانه ای در آتش برای شوهرش بنا می شود.(2)

بدیهی است که ضعیف شدن حیا در زنان با سست شدن غیرت در مردان رابطه مستقیم دارد، از این رو توجه به تربیت پسران بر مبنای غیرت و مردانگی

ص: 105


1- . استاد و محقق حوزه علمیه، سطح 3 حوزه علمیه valayat@gmail.com
2- . بحار الانوار،ج 153،ص 249/ جامع الاخبار، ص 108)

در کنار تربیت دختران با حیا، بیش از پیش ضروری به نظر می رسد. در این نوشتار سعی شده است نکات و راهکارهای عملی برای تربیت پسران بر مبنای غیرت مردانگی، به والدین ارائه شود.

با پیشرفت تکنولوژی باید آموزش، بصیرت و آگاهی از وسایل ارتباط جمعی نیز انجام گیرد و این مهم با همراهی و دوستی خانواده ها با فرزندان را لازم دارد.

پدران و مادران می توانند با آموزش درست ارزشهای اخلاقی را به فرزندان انتقال دهند.تعلیم غیرت به پسران و عفت به دختران از بزرگ ترین وظایف خانواده ها در بحث تربیت واخلاق است.

بنابراین اگر پدری می خواهد فرزندانی با غیرت تربیت کند باید بداند که چگونه می تواند نقش غیرت را در آنها درونی کند.به عبارت دیگر باید به ابعاد غیرت واقف باشد که چگونه و با چه روش تعلیمی می تواند به فرزندان خود اثرات مثبت غیرت و خطرات بی غیرتی که ضرر زننده بنیاد خانواده است را آموزش دهد و این گوهر گرانبها را در وجودشان به ودیعه گذارد.آنچه به نظر می رسد و می تواند تا حدودی به این سوالات پاسخ دهد از قبیل:غیرت پدر،کنترل شهوت،تاصیر دوستان و همکلاسی ها،الگوبرداری از شخصیت مهم در اسلام، آگاهی در روابط آنان و بسیاری موارد دیگر.

هدف اصلی این مقاله،آگاهی از غیرت دینی و نفش پدر از دیدگاه اسلام،روان شناسی و علوم تربیتی است و اینکه پدران تا چه اندازه می توانند در تربیت پسران به ویژه در باب غیرت دینی موثر باشند.

مقدمه

همه ی کارشناسان خانواده بر این باورند که رفتارهای والدین اثر مستقیم بر تربیت کودک می گذارد. کودک عیناً همه ی رفتارهای والدین و اطرافیان نزدیک

ص: 106

را یاد می گیرد و به همان شکل انجام می دهد. به دلیل این ویژگی فطری که در کودکان وجود دارد، یک روش مؤثر برای آموزش دادن به کودک این است که پدر و مادر برای کودک خود تأتر بازی کنند، بدین معنی که برای آموزش دادن یک رفتار خاص به او، بدون اینکه مستقیم و بصورت زبانی به او آموزش بدهند، با هماهنگی یکدیگر آن رفتار را طوری انجام دهند که کودک شاهد آن باشد و در قالب گفتگوهایی که با هم دارند، آموزش های لازم را به او بدهند.

غیرت از جمله صفات مردانه محسوب می شود، لذا ارتباط های بیشتر پدر با پسر سبب می شود ناخودآگاه پسر صفات مردانه را از پدر یاد بگیرد.

پدر خانواده می تواند گاهی به کودک پسر مسئولیت هایی بدهد که او را نسبت به داشتن صفات مردانه ترغیب نماید، برای مثال در موقعیت هایی خاص به او بگوید که “وقتی من نیستم شما باید مراقب خواهر کوچکتر خود و یا مادر خود باشی.” همچنین گاهی پدر در مقابل کودک خود، حجاب مادر را ستایش کند و از روی محبت نشان دهد که حجاب مادر چقدر برایش مهم است.

یک پدر می تواند با کمی دقت و مطالعه در این خصوص، غیرت مردانه را به دور از افراط و تفریط و مناسب با درک و فهم کودک، در او پرورش دهد. در عین حال اجازه دهد تا کودک بچگی کرده و دوران کودکی خود را با آرامش و لذت سپری نماید.

امروزه شاهدیم که بسیاری از والدین از اینکه فرزند پسر یا دخترشان رفتارهای نامتعارف و دور از اخلاق از خود بروز می دهد، رنج می برند. در واقع ریشه بسیاری از این نا هنجاری ها در تربیت نادرست خود والدین وجود دارد، که در آموزش نکات مربوط به حیا، عفاف، غیرت و مردانگی سهل انگاری کرده اند. امید است والدین با یک بازنگری مجدد و دلسوزانه در روش های تربیتی خود و از آن مهم تر با رعایت دقیق تر حریم محرم و نامحرم توسط خود، بتوانند

ص: 107

دخترانی با حیا و پسرانی با غیرت تربیت نمایند.

برای پرورش فرزندان صالح و شایسته به خصوص پسردر درجه اول، پرورش دهنده و مربی او، باید از خصوصیات ویژه ای برخوردار باشد تا از آغوش پاك و از محیط سالم زندگی برخوردار باشند و این گلهای قشنگ و آراسته و امیدبخش (فرزندان) برای جامعه پرورانده شوند.

هدف اصلی این کتاب، اگاهی از نقش غیرت در تربیت پسر، از دیدگاه اسلام، روان شناسی و علوم تربیتی است و این كه پدران تا چه اندازه در تربیت پسران اثر گذارند و چگونه می توانند از پسران خود، پدرانی شایسته را پرورش و تحویل جامعه دهند.

بی تردید، اگر پدران به نقش مهم خود در تربیت فرزندان به ویژه پسران آگاه باشند و از شیوه های سازنده در این زمینه بهره گیرند می توانند افرادی شایسته و مفید را تعلیم و تربیت كنند.

طبیعی است با تحقق بخشیدن به غیرت پسران، بسیاری از مشكلات اجتماعی كه امروزه تا حد زیادی وبال جوامع شده است، رفع خواهد شد؛ زیرا بیشتر ناهنجاری ها و نابسامانی های اجتماعی در جهان كنونی ناشی از بی توجهی پسران به وظایف خود و آشنا نبودن آنان با روش درست تربیت فرزندان است. لذا از مهم ترین ضروریاتی كه در این کتاب به آنها می پردازد عبارتند از:

1- شناخت پدران نسبت به مسئله غیرت :

2- آگاهی پدران از تفاوت بین غیرت و تعصب

3- پرداختن به موضوع غیرت به طور مستقل

4- پی بردن به ابعاد غیرت

موارد یاد شده از ضرورت های این کتاب است.

ص: 108

ریشه غیرت دینی

حسّاسیت افراد به عقیده و مکتب مورد علاقه خود امری اجتناب ناپذیر است و هر چه اعتقاد افراد به دین و مکتب خود بیشتر و عمیق تر باشد، حسّاسیت دینی آنان نیز بیشتر خواهد بود و کسانی که اهل تساهل و مداهنه هستند، به لحاظ این که وابستگی چندانی به فکر و اعتقاد خود ندارند، حسّاسیتی از خود در برابر دشمنان دین نشان نمی دهند و نیز آنان که بصیرت دینی ندارند، نمی توانند برای همیشه غیرت دینی داشته باشند؛ چنین افرادی با اوّلین شبهه، انگیزه جانبداری خود را از دست می دهند. از این رو، در قرآن و روایات اسلامی اهمیت ویژه ای به شناخت و بینش مؤمنان داده شده است.

اگر پدری می خواهد صدقه جاریه و باقیات صالحات برای خود تدارک ببیند، باید به تربیت دینی فرزندش اقدام کند تا هم در دنیا و آخرت از برکات فرزند صالح بهره مند شود و هم به دستور خداوند و تکلیف الهی اش عمل کرده باشد.

مفهوم شناسی

اشاره

برای اینكه دید خواننده نسبت به واژه ها و كلمات موضوع روشن تر و وسیع تر گردد باید هر واژه را در معنای لغوی و اصطلاحی تعریف و توضیح و تفسیر كرد در معنای لغوی، واژه هایی كه می توانند به جای كلمه مورد نظر بكار روند، می آید و در معنای اصطلاحی به توضیح و تفسیر بیشتر واژه ی مورد نظر پرداخته می شود در این گفتار، واژه های كلیدی موجود در موضوع بررسی می شود كه به ترتیب عبارتند از:

«نقش، پدر، غیرت، فرزند»

ص: 109

1- نقش

لغوی:

واژه «نقش» در معنای متعدد و زیادی به كار رفته است از جمله «رنگ آمیزی كردن(1)،

تصویر، نگارش، خلقت، لیاقت(2) و ...»

اصطلاحی:

واژه «نقش» توضیح و تفسیر آن در مواقع مختلفی استفاده می شود مثل «شكل و صورت كسی یا چیزی را كشیدن » اما مهمترین و اصلی ترین زمانی كه این واژه به كار می رود هنگامی است كه اثر و نشانی روی زمین یا چیزی گذاشته شده و باقی مانده باشد.

جمع این كلمه نیز «نقوش است.(3) در تحقیق مورد نظر مراد از «نقش» معنای اخیر است یعنی «اثر و نشانی روی زمین یا چیزی گذاشته شده و باقی مانده باشد.»

2.پدر

لغوی:

(پَ یا پِ دَ) (اِ.) 1- جاندار نر (به ویژه انسان ) که دارای فرزند است. 2- مجازاً بنیانگذار، پدید آورندة چیزی تازه ، مثل پدر شعر نو. 3 - عنوان احترام آمیز و مهرآمیز برای مردان سالخورده . 4 - بابا، باب ، واله . ؛ ~صلواتی نوعی تحسین و تمجید که غالباً برای طعنه زدن به کار برند.؛ ~ سوختگی موذی گری، زیرکی و پنهان کاری توأم با بدجنسی . ؛ ~کشتگی داشتن : کنایه از: دشمنی

ص: 110


1- . عمید، حسن، فرهنگ عمید، انتشارات امیركبیر، چاپ 27، تهران، 1384، ج دوم، ص 1915
2- . دهخدا، علی اكبر، لغت نامه دهخدا، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، بی چا، تهران، 1352، شماره مسلسل 134، حرف (ن)، ج46، صص 696 الی 698
3- . عمید، حسن، همان

دیرینه و سخت داشتن . ؛ ~ سگ الف - دشنامی است برای کسان که پدرش را تا حد سگ پایین می آورند و حقیر نشان می دهند. ب - چیز بسیار بد.(1)

اصطلاحی:

پدر یا بابا یکی از نسبت های خانوادگی است و به والد طبیعی یا اجتماعی مرد گفته می شود و از دید زیست شناختی، اجتماعی، فرهنگی، و مذهبی می تواند تعریف های گوناگونی داشته باشد.از دید اجتماعی پدر به مردی که نقش اجتماعی پدری را انجام دهد نیز گفته می شود. امروزه پژوهش های بسیاری درباره اهمیت نقش پدری در رشد روانی و اجتماعی فرزندان انجام شده است. همچنین در گذشته به مرشدانی که می توانستند مریدی را تا مقام حقیقت برسانند بابا می گفتند.(2)

3.غیرت
اشاره

غیرت در لغت و اصطلاح اخلاق عبارت است از حالت دگرگونی نفسانی یک مرد از اینکه ببیند یا متوجه شود که نوامیس خانوادگی او مثل مادر؛خواهر؛همسر و دختر او یا نوانیس دیگران در معرض بهره وری حرام قرار گیرد.این دگرگونی نفسانی یا جنبه پیشگیری دارد یا جنبه رفعی و نتیجه آن اقدامات پیشگیرانه یا رفعی است مثل جلوگیری از نشست و برخاست و رفت آمد با افراد نامحرم خصوصا"افراد بیتقوا و لاابالی. این امر در روایات درخصوص غیرت به همسر بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است.بعضی تعصب دفاع از دین و مال و تربیت اولاد را نیز از موارد و انواع غیرت شمرده اند. درحالی که در اصطلاح وکاربرد مردم و دین غیرت در مورد تعصب و دفاع از ناموس بکار رفته است.ازسوی دیگر غیرتی که مورد سفارش قرار گرفته برای مرد است اما غیرت

ص: 111


1- . فرهنگ فارسی معین، https://www.vajehyab.com/moein
2- . ویکی پدیا

زن مذموم است. زیرا اکثر غیرت زن حسادت درمورد حلال است و آن وجود همسر دیگری برای شوهر میباشد. و حال آنکه غیرت در مورد بهره بری ناموسی از راه حرام است نه از راه حلال ولی زن برای حرام بودن غیرت نشان نمی دهد بلکه از وجود زن دیگر چه حلال و چه حرام برای شوهر ناراحت است. و چه بسا از تماس حرام شوهرش با زن دیگر ناراحت نمی شود بر خلاف زمانی که شوهرش بخواهد یک همسر دیگر اختیار کند. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرموده اند «غیرت جز برای مردان نیست ا ما زنها پس همانا غیرت از ناحیه آنها حسادت است و غیرت برای مردان است وبرای همین ( که غیرت برای مرد است نه زن )خداوند برای زنها جز شوهرانشان را حرام کرده و برای مردان چهار همسر را حلال کرده ودر کنار آنها سه زن دیگر را برای مرد »(1)

حضرت امام علی (علیه السلام) می فرمایند « غیرت زن کفر آور و غیرت مرد نشانه ایمان اوست»(2)

زن مؤمن ار خود غیرت نشان نمی دهد بلکه زنهای کافر و منکر از خود غیرت نشان می دهند.از این رو امام محمد باقر (علیه السلام) فرموده اند «انما تغار المنکرات منهن فاماالمؤمنات فلا»(3)

از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرموده اند: غیرت زنان حسد است و حسد اصل کفر است زیرا زنها هنگامی که غیرت بورزند خشمگین می شوند و هنگامی که خشمگین شدند کافر می شوند مگرآنها که زنهای مسلمه باشند »(4)

روایت شده که یک روز زنی عریان نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و در جلوی ایشان ایستاد و گفت یا رسول خدا من کار بد کرده ام پس من را (از گناه با مجازات) پاک کن وبدنبال او مردی آمد که لباسی بدستش بود که آن را بر روی

ص: 112


1- . وسایل الشیعه ، ج 14 ص 107
2- . نهج البلاغه ، حکمت ، ص 124
3- . وسایل الشیعه ، ج 14 ،ص 108
4- . همان ، ص 110

زن انداخت ؛ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند جریان چیست؟ گفت این همسر من است ای رسول خدا من با کنیز خود خلوت کرده بودم پس ساخت زنم آنچه میبینی. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : اورا نزد خودت بگیر ؛سپس فرمودند : همانا زنی که غیرت می ورزد نمی بیند بالای وادی را از پایین وادی.(1)

این نوع حساسیت در بین بعضی حیوانات نیز وجود دارد. عمار می گوید در خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مسجد کوفه نشسته بودم هیچ کس آنجا حضور نداشت جز من ناگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام)فرمودند: راست می گوید راست می گوید من متوجه چپ وراست شدم کسی را ندیدم ؛در شگفت شدم که مولایم با که حرف می زند امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: تعجب کردی من با که حرف می زنم؟ گفتم آری فرمودند: سرت را بلند کن سربلند کردم چشمم به دو کبوتر افتاد که با هم به زبان خود گفتوگو می کردند. فرمودند: عمار می دانی این دو با هم چه می گویند؟ گفتم نه به جان شما ،فرمودند کبوتر ماده به نر می گوید تو با دیگری پیوسته ای و از من کناره گرفته ای . کبوتر نر قسم می خورد نه من چنین کاری را نکرده ام ، ولی ماده باور نمی کند کبوتر نر به او گفت قسم به جان این آقا که در مسجد نشسته، من با دیگری پیوسته ام ودیگری را به جای تو بر نگزیده ام. باز ماده می خواست قبول نکند، من به او گفتم راست می گوید تصدیقش بکن. عمار می گوید: گفتم آقا من خیال می کردم جز سلیمان کس دیگری زبان حیوانات را نمی داند. فرمودند عمار: به خدا قسم سلیمان بن داوود از خدا به وسیله اهل بیت خواست تا زبان پرندگان را به او آموختند.(2)

بله اگر زن بخطر تماس شوهر با نامحرم از خود غیرت نشان دهد پسندیده است. واین نوع غیرت ناشی از حب و عشق است همانطور که گاهی در مورد ازدواج حلال از روی

ص: 113


1- . همان
2- . بحار الانوار ، ج 42 ، ص 56 به نقل آداب زندگی، ج 1

حسادت نیست بلکه از روی حب است. در روایتی نقل شده که به امام گفته شد: گاهی زن بر مرد غیرت می ورزد و او را اذیت می کند فرمودند: «این ناشی از حب است».(1)

منشأ غیرت

غیرت از صفات فطری و ذاتی است و بطور شدید یا ضعیف در انسان و حیوان وجود دارد.

بعضی حیوانات بر غیرتمندی بر حیوانات دیگر برترند وبعضی در بی غیرتی مشهورند. مطابق روایات پنج خصلت ارخصلت های خوب انسان که در خروس سفید موجود است عبارتند از: «شناخت وقتهای نماز، سخاوت، شجاعت، کثرت و ... .» در میان حیوانات خوک ها در بی غیرتی مشهورند و هیچگونه حیاء و ادب زناشویی ندارد.(2)

صفت غیرت به صورت اکتسلبی نیز قابل تشدید یا تضعیف است. هر چه انسان بیشتر با تمایلات نفسانی و خواسته های شهوانی وریشه های حرص و آز و ... را در وجودش بخشکاند و به تمام انسان درست گردد غیورتر می شود و حتی به ناموس دیگران چون ناموس خود می نگرد و در مورد آنها هم حساسیت به خرج می دهد . اما بی تقوی کسی است که پا در مسیر انحراف گذارد ، بی غیرت نیز می گردد و از بی عفتی خود و نوامیس خود رنجی نمی برد.(3)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: « الغیره من الیمان ،غیرت از ایمن است»(4) یعنی جزیی از ایمان است . پس انسان برای مؤمن بودن باید غیرت

ص: 114


1- . وسایل الشیعه ، ج 14 ، ص 11
2- . سفینه البحار، باب غیر به نقل آنچه باید یک زن بداند_ ص320
3- . آنچه یک زن باید بداند ،ص320
4- . سفینه البحار،باب غیر به نقل آنچه باید یک زن بداند_ ص315

بورزد. گوش کردن موسیقی در ضعف غیرت بسیر مؤثر است. حضرت امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: « شیطانی است به نام قفندر که هر گاه در منزل مردی چهل روز عود (و دیگر وسایل ساز و آواز) نواخته شود و مردم به آنجا رفت و آمد کنند آن شیطان هر یک از اعضای خود را روی عضو مشابه صاحبخانه قرار داده و سپس در آن عضو به نوعی می دمد که بعد از آن غیرتش از بین رفته و حتی اگر در مقابلش با همسرش زن کنند ناراحت نمی شود ،فلا یغار بعدها حتی تؤتی نساؤه فلا یغار»(1)

فلسفه غیرت

حس غیرت در انسان به مانند پاسبانی است که باعث می شود نسلها با هم مختلط نشوند و نظام خانواده از هم نگسلد، احساس غیرت چون حس علاقه به فرزند است که اگر این علاقه نمی بود کسی به تناسل و حفظ نسل دست نمی زد و اگر غیرت هم نبود هرج و مرج در روابط بین زنان و مردان پیش می آمد ونسبت هیچکس مشخص نمی شد.(2)

نمونه هایی از غیرت مندی

در اینجا برای نمونه بعضی از موارد غیرتمندی که در روایات دینی آمده است را مورد توجه قرار می دهیم. جلوگیری از رفتن مکرر آنها به بازار برای خرید های که مرد نیز می تواند انجام دهد یا آنکه می توانند با هم برای خرید بروند. از حضرت امام علی (علیه السلام) نقل شده که فرموده اند:«ای اهل عراق خبر شده ام که همانا زنان شما در راه( بازار) به مردان می خورند چرا حیا نمی کنید خدا لعنت کند کسی که غیرت از خود نشان ندهد،... اما تستحون لعن الله من لا یغار»(3)

ص: 115


1- . وسایل الشیعه ،ج 12، ص 232
2- . آنچه یک زن باید بداند ،ص 313
3- . وسایل الشیعه ،ج14،ص 174

و در جای دیگر فرموده اند:« اما تستحون ولاتغارون... چرا حیا نمی کنید و غیرت از خود نشان نمی دهید زنان شما به سوی بازارها خارج می شوند و مزاحم می شوند با انسان های بی بند وبار».(1)

مواظبت از حجاب و آرایش زن در مقابل نامحرم از اهم اموری است که در مورد آن مرد باید از خود غیرت نشان دهد. از حضرت امام علی (علیه السلام) روایت شده که فرموده اند: « زن دلبر است هر که او را گرفت باید بپوشاندش»(2) از حضرت امام علی (علیه السلام) نقل شده که فرموده اند: کسی که اطاعت کند زنش را خداوند او را واژگون از جانب صورت وارد دوزخ گرداند. شخصی پرسید این چه نوع اطاعتی است؟ فرمودند: زن از او می خواهد که با لباس نازک به مراکز پر جمعیت مانند حمامها و عروسیها و مجالس ترحیم برود و شوهرش تقاضای او را اجابت می کند و از سخن او اطاعت می کند.(3)

از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرموده اند : « هر زنی که آرایش کرده وعطر زده از در خانه خارج شود و شوهرش هم به آن راضی باشد خدا در مقابل هر قدمی که زن بر می دارد برای شوهرش خانه ای در آتش دوزخ بنا خواهد کرد».(4) از حضرت امام علی (علیه السلام) نقل شده که فرموده اند: هرکس در چهار چیز از زن خود اطاعت کند خداوند او را با بینی در آتش دوزخ می افکند یک از آن چهار چیز پوشیدن لباس نازک بر تن زن است.(5)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند : ای مردم سراویلات (شلوارهای پوشانده پاها) برگیرید که پوشاننده ترین لباس شما است و بوسیله آن زنهای خود را هنگام بیرون آمدن از خانه حفظ کنید.(6)

حضرت

ص: 116


1- . همان
2- . مستدرک الوسایل ، ج 14، ص 255 ، به نقل اخلاق خانوده، ص 165
3- . بحار الانوار ، ج 103 ،ص 243 ، به نقل اصل اخلاقی اشتهاردی ،ص 112
4- . بحار الانوار ، ج 103 ،ص 249، به نقل احکام خانواده موگهی ، ص 156
5- . بحار الانوار ، ج 103 ،ص 242، به نقل احکام خانواده موگهی ، ص7 15
6- . میزان الحکمه ، ج 2 ، ص 252 ،اصل اخلاقی، ص 309

امام علی (علیه السلام) می فرمایند:« در پرده حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند زیرا سخت گیری در پوشش عامل سلامت و استواری آنان است»(1) از آوردن نامحرم به خانه و رفت و آمد مردان نا محرم به منزل باید خودداری کرد از این رو ارتباط با مردان محرم زن سزاوار تر است البته در این مورد در خصوص افراد غیر اعتماد باید حساسیت بیشتری از خود نشان داد. حضرت امام علی (علیه السلام) می فرمایند:« بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آوری و اگر بتوانی به گونه ای زندگی کنی که غیر تو را نشناسند چنین کاری را انجام بده»(2) در جلو گیری از تهیج شهوت زن در جایگاه های عمومی باید اقدام نمود حضرت امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«زنها را بر زینهارسوار نکنیدکه غریزه جسی شان تهییج تحریک می شود»(3)

4.پسران

واژه پسر دربرابر واژه دختر به کار می رود.به انسان مذکر در سنین پایین پسر گفته می شود. البته به مذکری که ازدواج نکرده باشد نیز پسر گفته می شود. همچنین به فرزند مذکر نیز پسر گفته می شود حتی اگر ازدواج کرده و متأهل باشد.(4) واژه پسران جمع پسر است.

نقش پدر در ایجاد و حفظ غیرت

اشاره

تربیت دینی یکی از گونه های تربیت است که در گونه های دیگر تربیت نیز نقش دارد. پدر به عنوان مدیر خانواده، نقش مهمی در تربیت فرزندان دارد که این نقش در تربیت دینی پررنگ تر است. با ما همراه باشید تا با نقش پدر در

ص: 117


1- . نهج البلاغه ، نامه 31 ، بند 16
2- . همان ، بند 17
3- . مکارم اخلاق ، ص 231 ، به نقل احکام خانوده موگوهی ، ص 156
4- . ویکی پدیا

تربیت دینی فرزندان بیشتر آشنا شوید.

برخی به منظور تربیت دینی فرزندان، به گونه ای رفتار می کند که دین در کام فرزندانشان تلخ می گردد.

1- پایه های غیرت را از دوران جنینی در پسرتان، پی ریزی کنید

در مورد شروع زمان تربیت فرزند نظرهای مختلفی مطرح است، برخی سن 6 سالگی را برای شروع تربیت مناسب می دانند و برخی بیشتر، اما در این بین با توجه به روایات و آموزه های اسلام مبنی بر اثرپذیری جنین، برخی کارشناسان مذهبی بهترین زمان شروع تربیت فرزند را از دوران بارداری می دانند، زیرا معتقدند در این دوران و بعد از آن در دوره نوزادی و شیرخوارگی می توان طینت فرزند را با انجام یک سری اعمال و داشتن ملاحظاتی در اعمال خود، بخوبی و در مسیر بندگی پرورش داد.مواردی مانند شیر دادن به فرزند با وضو، شرکت نکردن در مجلس گناه ، مراعات های اخلاقی والدین در خانواده و موارد دیگری که در مقاله ای با عنوان “نوزادانی که با حیا می شوند” ارائه شده است. بدیهی است برای تربیت پسری با غیرت لازم است ابتدا زمینه دل و ذهن او پذیرای مفاهیم دینی و اخلاقی باشد، چرا که “غیرت” چیزی جدا از ایمان و اخلاق نیست.

2- از قدرت یادگیری پسرتان در دوران خردسالی، غافل نباشید

آنچه که در دوران کودکی به فرزند خود آموزش می دهید، نسبت به آموزش های سال های بعد، در طول دوران زندگی او پایدارتر خواهد بود و این آموزه ها ،کمتر دچار تزلزل و دگرگونی خواهد شد. متأسفانه برخی از والدین پسر خود را تا دوران نوجوانی رها می کنند و بعد از آن بدون آنکه در کودکی غیرت ورزیدن را به او آموزش داده باشند، توقع دارند که فرزندشان، پسری عفیف و با غیرت باشد.

ص: 118

حضرت علی(علیه السلام) خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرموده اند: قلب کودک نورس مانند زمین خالی از بذر و گیاه است، هر تخمی که در آن افشانده شود به خوبی می پذیرد و در خود می پرورد. فرزندم؛ از دوران کودکی تو استفاده نمودم و خیلی زود در پرورش تو قیام کردم پیش از آن که دلِ تربیت پذیرت سخت شود و مطالب گوناگون، عقلت را اشغال نماید.(1)

بنابراین لازم است از دوران کودکی مفاهیم دینی و ارزشی را به کودک خود آموزش دهید تا بنیان های فکری او از ابتدا به درستی شکل بگیرد.

3- مراقب نوع پوشش و رفتارهای خصوصی خود با همسرتان باشید

بهتر است از حدود 2سالگی در نوع پوشش خود در خانه دقت کنید. مادران بهتر است لباس های خیلی باز استفاده نکنند، درست است که کودک دو ساله متوجه تفاوت های جنسیتی نمی شود اما از آنجا که پوشیده بودن را به عنوان یک ارزش باید درک کند، لازم است در محیط خانه و از طرف والدین حد معقولی از پوشش را ببیند. علاوه بر اینکه با رعایت پوشش مناسب توسط والدین، کودک خردسال زودتر از سن خود، متوجه جنبه های متفاوت جسمانی زن و مرد نخواهد شد.

همچنین والدین باید بیش از پیش مراقب رفتار زناشویی خود در مقابل فرزندان باشند و نیز در رفتار با محارم و نامحرمان در داخل و بیرون از منزل بیشتر مراعات کنند. حتی فیلم هایی که می بینند بصورت مستقیم بر حیا و غیرت کودک تأثیر می گذارد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

ص: 119


1- . نهج البلاغه، نامه امام علی (علیه السلام) به امام حسن مجتبی (علیه السلام)

«اگر مردی با زنش بیامیزد و در خانه، کودکی بیدار باشد و آن دو را ببیند و یا صدای نفس زدنشان را بشنود، آن کودک هرگز رستگار نخواهد شد.»(1)

احادیثی از این دست نشان می دهد روابط همسران در خانواده تا چه حد بر سلامت اخلاقی کودکان تأثیرگزار است که متأسفانه برخی والدین با سهل انگاری در رعایت این حریم ها، آسیب های جبران ناپذیری را به فرزند خود وارد می کنند. بسیاری از مطالعات نیز نشان می دهد ریشه ی انحرافات جنسی افراد ناشی از عدم آگاهی والدین بوده است.

برای یک کودک هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که والدین با او همبازی شوند. در چنین شرایطی آنچه که شما به کودکتان آموزش می دهید بر جان و قلب او می نشیند و به راحتی از بین نمی رود.

در قسمت قبل به 7 مورد از نکاتی که می توان در تربیت پسران بر مبنای غیرت، به کار برد اشاره کردیم. در این مقاله در ادامه ی نکات قبلی به مواردی خواهیم پرداخت که در ارتباط با بازی های کودکان می توان بکار برد تا به تدریج صفت غیرت را در فرزندان پسر پرورش دهیم.

1- مراقب تبلت هایی که به زور وارد خانه تان می شوند، باشید

با توجه به ورود موبایل های اندروید و تبلت ها به عرصه زندگی امروز، شاید کمتر پدر و مادری بتواند فرزند خود را از این ابزارها دور نگه دارد. بسیاری از والدین در سال های اولیه زندگی فرزند، موبایل و تبلت را از او دور نگه می دارند، اما در سال های بعد با رواج این وسیله در دست کودکان دیگر، به سختی می توان این گرایش کودک را کنترل کرد. حتی برخی کودکان 4ساله می توانند به تنهایی از اینترنت بازی های رایانه ای را دانلود کرده و بعد از نصب مشغول بازی شوند.

ص: 120


1- . اسلام و روان شناسی، ص100

بنابراین به طور کامل نمی توان کودک را از تبلت و بازی های رایانه ای دور نگه داشت، لذا والدین باید راه های دیگری را برای مدیریت فرزند خود در استفاده از بازی ها بکار ببرند و بازی های مناسب را خود پیدا کرده و با زمان بندی مشخص که کودک نیز آن را درک کند، در اختیار او قرار دهند.

برای مثال در صورتی که فرزندتان را نمی توانید از بازی با تبلت دور نکه دارید، می توانید در طول روز یک ربع ساعت را برای او تعیین کنید و بازی مناسب با سن او را در اختیارش قرار دهید. سعی کنید از موضع خود کوتاه نیایید و بازی با تبلت را منوط به داشتن زمان بندی و برنامه ریزی نمایید. البته لازم به ذکر است که حتماً باید سرگرمی های دیگری را همیشه برای کودکتان آماده داشته باشید تا جایگزین زمان های استفاده از تبلت شود.

2- قهرمان های با غیرت را به پسرتان معرفی کنید

واضح است که بازی های کودکان چه اندازه بر شکل گیری شخصیت آنان تأثیرگزار خواهد بود، نکته ای که دشمنان اسلام و انسانیت با علم به این موضوع تمام تلاش خود را برای به کنترل درآوردن ذهن نوجوانان و جوانان یک کشور، در قالب بازی های رایانه ای و اسباب بازی ها بکار گرفته اند. آنچه که ناخودآگاه در نتیجه این تولیدات غربی بر فکر و روح فرزندان ما سایه می افکند، این است که جنس قهرمان های کودک را بر مبنای سوپرمن های غربی قرار می دهد، هویتی که به شدت با مفهوم غیرت اسلامی و دینی در تضاد است.

علاوه بر داستان های این انیمیشن ها و بازی ها که فرهنگ غربی را به کودک القا می کنند، ظاهر شخصیت ها و قهرمان های آن ها نیز حائز اهمیت است. همیشه در کنار قهرمان داستان، یک زن با پوشش و ظاهر نامناسب وجود دارد، که علاوه بر آموزش های نادرست در ارتباط با جنس مخالف، غیرت را در پسران از بین می برد.

ص: 121

در مقابل این کارتون ها و بازی های کامپیوتری حتماً باید در قالب های مختلف از جمله اسباب بازی،کتاب، لوازم التحریر و محیط های مذهبی، دائماً قهرمان ها و اسطوره های اسلامی و ملی را به کودک ارائه کرد تا ذهن او از این شخصیت ها خالی نباشد. پدر و مادر می بایست در مورد این اسطوره ها و قهرمانان با زبانی کودکانه با پسر خود صحبت کنند و ویژگی های یک قهرمان واقعی که همان داشتن غیرت دینی و اخلاقی است را با کلماتی زیبا به پسر خود آموزش دهند.

اگر کودک بازی نامناسبی را در تبلت خود دارد، باید والدین طوری آن بازی را حذف کنند که برای کودک جلب توجه نکند، برای مثال بازی که در آن کاراکتر دختر پوشش مناسب ندارد را باید طوری حذف کنید که پسر شما متوجه نشود دلیل اصلی حذف بازی جیست، تا بر روی آن دقیق و حساس نشود. دیدن هر روزه تصاویر نامناسب به تدریج اثرات منفی خود را خواهد گذاشت و قبح رفتارهای خلاف شرع را در نظر کودک خواهد ریخت.(1)

3- از سنی به بعد باید مراقب همبازی های کودک خود باشید

جنسیت همبازی خیلی مهم است. شاید در گذشته و زمان کودکی ما این مسئله چندان مهم به نظر نمی رسید و پسرها و دخترها تا 9سالگی هم با یکدیگر بازی می کردند و مشکلی به وجود نمی آمد. اما امروزه همزمان با از بین رفتن بسیاری از حریم ها در روابط زن و مرد، کودکان نیز بسیار هشیارتر و حساس تر به تفاوت های جنسیتی زن و مرد شده اند. لذا مانند گذشته نمی توان نسبت به همبازی های فرزندان بی تفاوت بود.

لازم است در این مورد با توجه به حسایست فرزند خود و حساسیت

ص: 122


1- . سایت زن امروزی، https://www.zanemroozi.com به نقل از باحجاب

همبازی او نسبت به مسائل جنسی تصمیم بگیرید. باید این مدیریت را بصورت نا محسوس انجام بدهید، برای مثال اگر می بینید کودکی در خانواده ای تربیت شده که حریم محرم و نامحرم را رعایت نمی کنند و کودک آن ها زودتر از سن خود درباره مسائل جنسی صحبت می کند، ضروری است که رفت و آمدهای خود را با این خانواده محدود کنید و بالعکس با خانواده هایی بیشتر رفت و آمد کنید که این حساسیت ها را در مورد فرزند خود رعایت می کنند.

4- در قالب قصه، غیرت را در ذهن پسرتان جای دهید

یکی از اثربخش ترین روش های تربیتی، قصه گویی است. در این روش ذهن کودک کاملاً در اختیار قصه گو است، بنابراین با بیان نکات آموزنده در قالب قصه می توان کودک را به تفکر کردن در آن مورد وادار کرد و با هدایت ذهن او، نتیجه تربیتی مطلوب را به دست آورد. کار تربیت کودک با این عمل (که برای کودک بسیار شیرین است) بسیار آسان می شود.

برای انتقال مفهوم غیرت، که شامل غیرت دینی، ملی و ناموسی می شود، حتماً از داستان های اهل بیت علیهم السلام و داستان رشادت های امام حسین و حضرت عباس علیهم السلام و کودکان کربلا استفاده نمایید.(1)

همچنین داستان هایی از نوجوانی و جوانی رسول خدا صلوات الله علیه و دیگر پیامبران الهی می تواند بسیار اثرگزار و هدایت گر باشد. قرآن کریم نیز بسیاری از مفاهیم و ارزش ها را در قالب داستان هایی از پیامبران و اقوام گذشته که به “قصص قرآنی” معروفند، برای انسان بیان فرموده است.

ص: 123


1- . سایت زن امروزی، https://www.zanemroozi.com به نقل از باحجاب

5- همبازی پسرتان شوید تا غیرت را در هنگام بازی به او آموزش دهید

فرزندان راه حل های مسائل و مشکلات زندگی را ناخودآگاه در بازی ها یاد می گیرند، پس چه بهتر که والدین گاهی همبازی کودک خود شوند تا در خلال بازی آنچه برای تربیت فرزند نیاز است را به او آموزش دهند. همبازی شدن با کودک علاوه بر اینکه فرصتی مغتنم برای آموزش وانتقال مفاهیم تربیتی به کودک است، سبب می شود با روحیات و علاقمندی های فرزندتان آشنا شوید. شاید در خارج از فضای بازی تا مدت ها متوجه علاقمندی ها و گرایش های فرزندتان نشوید. می توانید از این شناختی که پیدا می کنید راه های جدیدی را برای انتقال ارزش هایی مثل غیرت ورزیدن، پیدا کنید.

پیامبر اسلام (صلوات الله علیه) فرمودند: کسی که کودک دارد باید در پرورش وی، کودکانه رفتار کند. (وسائل الشیعه، ج 21، ص 486) پس در همبازی شدن با کودکتان مهمترین نکته این است که شما نیز یک کودک شوید، در اینصورت است که می توانید بسیاری مفاهیم را در حد فهم کودک در بازی به او انتقال دهید. برای مثال در بازی اجازه دهید او نقش پدر را بازی کند و شما نقش فرزند را بر عهده بگیرید و در این نقش سعی کنید ویژگی های یک فرزند خوب را به نمایش بگذارید.

همچنین در حال حاضر بازی های مذهبی هم در بازار وجود دارد که ممکن است برخی از آن ها که می توانند انتقال دهنده مفهوم غیرت به فرزندتان باشند به اندازه ی بازی های دیگر جذابیت نداشته باشند، در اینصورت شما با همبازی شدن با کودکتان، این ضعف بازی را پر می کنید زیرا برای یک کودک هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که والدین با او همبازی شوند. در چنین شرایطی آنچه که شما به کودکتان آموزش می دهید بر جان و قلب او می نشیند و به راحتی از بین نمی رود.

ص: 124

6- با جوایز ویژه، پسرتان را به یادگیری اشعار ارزشی ترغیب نمایید

راهکارهایی عملی : شما می توانید از 2 سالگی علاوه بر سوره های کوچک قرآن، شعرهای کودکانه را نیز به پسرتان آموزش دهید، همواره تلاش کنید شعرها و سرودهایی که القا کننده صفات نیک اخلاقی و ارزشی هستند، بیابید و به کودکتان آموزش بدهید. مفاهیمی مانند غیرت که شامل غیرت دینی و ملی نیز می شود را می توانید به راحتی به کمک اشعار و نقاشی های کودکانه به فرزندتان آموزش دهید. برای یادگیری این سرودها جوایزی ویژه در نظر بگیرید که محبوب پسرتان باشد.

7- لباس هایی در شأن یک پسر مسلمان بر تن او کنید

راهکارهایی عملی : هیچ گاه نسبت به طرح و آرم لباس های فرزندتان بی تفاوت نباشید. همانطور که هجمه های سنگینی برای تغییر فرهنگ و سبک زندگی اسلامی از طریق مد و لباس وجود دارد، این هجمه در مورد لباس های کودکان بسیار شدیدتر است، در حالی که گاهی از نظر والدین پنهان می ماند. شخصیت های کارتونی و متن های انگلیسی که بر روی لباس های کودکان به ویژه پسرها طراحی می شوند، اغلب شامل مفاهیمی بر خلاف دین و ملیت هستند. شاید چند جمله ی انگلیسی حتی درباره طبیعت بر روی لباس کودک چندان اهمیت نداشته باشد، اما کودکان خردسال در سنینی هستند که از کوچکترین نشانه ای در اطراف خود در حال یادگیری هستند، لذا با دیدن دائمی این علائم در کودکی، به تدریج در بزرگسالی حساسیت خود را نسبت به ارحجیت فرهنگ ایرانی به فرهنگ غربی از دست می دهند و حتی در مواردی می توان گفت فرهنگ غربی را با ارزش تر و غنی تر از فرهنگ خود می پندارند.لذا شایسته است والدین نسبت به طرح لباس های کودکان بی تفاوت نباشند زیرا لازمه غیور بودن این است که هر فردی نسبت به ملیت خود و

ص: 125

ارزش های جامعه ی خود نیز غیور باشد.(1)

در پایان لازم به ذکر است والدین باید در تربیت فرزند به ویژه در آموزش مفاهیم دینی و ارزشی جانب اخلاق و مدارا را رعایت نمایند و همواره با صبر و حوصله با کودک خود رفتار نمایند. بدیهی است چنانچه پدر و مادر در تربیت دینی فرزند با تندی و بی حوصلگی رفتار نمایند، نه تنها کودکان از یادگیری سرباز می زنند بلکه در نوجوانی و جوانی از این مفاهیم دل زده خواهند شد. همچنین بر اساس روایات اهل بیت علیهم السلام محبت کردن کودکان نه تنها ضروری بلکه حیاتی است و حتی عامل سعادت و نجات خود والدین خواهد بود. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: خداوند متعال به مردی که بیشتر به فرزندش محبت کند، رحم می کند.(2)

برای نهادبنه کردن غیرت در پسران ناگزیریم از بیان مبحث تربیت دینی در این خصوص مواردی در ذیل می آید:

ص: 126


1- . سایت زن امروزی، https://www.zanemroozi.com به نقل از باحجاب
2- . تاریخ یعقوبی، ج 3، ص 53

تربیت دینی فرزند

اگر پدری می خواهد صدقه جاریه و باقیات صالحات برای خود تدارک ببیند، باید به تربیت دینی فرزندش اقدام کند تا هم در دنیا و آخرت از برکات فرزند صالح بهره مند شود و هم به دستور قرآن کریم و تکلیف الهی اش عمل کرده باشد؛ زیرا قرآن کریم می فرماید: «ای کسانی که ایمان آوردید، خود و خانواده تان را از آتش دوزخ نگاه دارید.»پاین آیه نورانی، مسئولیت سنگین تربیت دینی اعضای خانواده را بر دوش سرپرست خانواده می نهد. علامه مجلسی در شرح این آیه، به چهار وظیفه مهم اشاره می کند که به وسیله آن، حفظ خانواده از آتش دوزخ امکان پذیر می شود:

1. دعوت به فرمان برداری از دستورهای خداوند متعالی؛

2. آموزش واجبات الهی که بخشی از آن در رساله های عملیه و بخشی دیگر در کتاب های اخلاقی آمده است؛

3. بازداشتن از زشتی ها و گناهان، و برچیدن زمینه گناه از محیط خانه؛

4. تشویق و ترغیب خانواده به همه کارهای پسندیده. به کارگیری این چهار حقیقت، تحقق این آیه نورانی است.

با توجه به ساختار دین، که از سه بخش اعتقادی، احکام و اخلاق تشکیل شده، تربیت دینی در سه حوزه قابل پیگیری و برنامه ریزی است:

تربیت اعتقادی

تربیت اعتقادی از دو جنبه مهم و ضروری است: نخست اینکه دین داری انسان، به باورها و اعتقادهای او بستگی دارد و دوم اینکه باورهای اعتقادی، پایه و اساس در بخش دیگر است؛ چنان که در روایات آمده است: «ایمان، انسان را به کارهای نیکو هدایت می کند».تا زمانی که انسان به یگانگی خدا و رسالت پیامبر باور نداشته باشد، نمی تواند به دستورهای آنها عمل کند و تا زمانی که به

ص: 127

معاد، بهشت و دوزخ ایمان نداشته باشد و برای خود، زندگی دیگری پس از زندگی چند روزه دنیا نشناسد، زندگی دنیایی خود را به گونه ای دیگر رسم خواهد کرد. بنابراین، تربیت اعتقادی، بسیار مهم و ضروری است؛ از این رو، در قرآن کریم می بینیم که لقمان به تربیت اعتقادی فرزندش مبادرت کرده، می فرماید: «فرزندم، به خدا شرک نورز که شرک، ظلم بزرگی (به خداوند) است».

بنابراین، یکی از وظیفه های مهم پدر این است که برای ایجاد و تقویت باورهای دینی صحیح در فرزندش، متناسب با سطح رشد عقلی و شناختی او برنامه داشته باشد و از سوی دیگر، با چشمانی تیز و دقیق از سنگرهای اعتقادی خانواده خود محافظت کند تا فاسدان، اندیشه و اعتقاد خانواده و فرزندانش را به تباهی نکشند.(1)

تربیت عبادی

همان گونه که عمل صالح بدون باور و ایمان تحقق نمی یابد، ایمان نیز بدون عمل صالح پذیرفته نیست؛ چنان که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ایمان بدون عمل پذیرفته نیست».عمل صالح، پیروی از دستورهای خدا، انجام واجبات و ترک محرمات است و این یعنی عبادت و بندگی در برابر خدا، پس بخش دیگر تربیت دینی آن است که انسان در عمل نیز زندگی خود را بر اساس دستورهای الهی تنظیم کند و عبودیت و بندگی را آن گونه که شایسته است، به جا آورد. پدر در این زمینه نقشی بسیار پررنگ و مهم دارد. اگر پدر، روح عبادت، بندگی و تسلیم در برابر دستورهای الهی را در خود تقویت کند و آن را در عرصه خانه و زندگی به نمایش گذارد، می تواند امید داشته باشد که خانواده و فرزندانی مؤمن و باتقوا خواهد داشت. همان گونه که در ابتدای این

ص: 128


1- . سایت راسخونhttps://rasekhoon.net/ به نقل ازکتاب «همه صفحه پر از بابا (نقش پدری) ،عباس آینه چی

نوشتار گفته شد، نقش الگویی پدر آن چنان قوی است که فرزندان همان گونه خواهند شد که پدر رفتار می کند، نه آنگونه که می گوید.

تربیت اخلاقی

دین نورانی اسلام، دینی جامع است که برای تمام شئون زندگی انسان، برنامه و دستور دارد تا انسان با عمل بدانها، از یک زندگی سالم و سعادتمند دنیوی و اخروی بهره مند شود. یکی از جنبه های انسان، اخلاق است که اخلاق فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی و... را دربر می گیرد. پدر در این زمینه نیز می تواند با رشد اخلاقی خود، به تربیت اخلاقی فرزندانش کمک کند.

پدر گرامی، با توجه به اهمیت و ضرورت تربیت دینی، لازم است به کتاب های مفصل در این زمینه مراجعه کرده، آگاهی تان را ارتقا دهید تا با توجه به اصول تربیتی و بهره گیری از روش های مناسب و اثربخش، به این امر مهم اقدام کنید؛ زیرا گاهی، برخی به منظور تربیت دینی فرزندان، به گونه ای رفتار می کنند که دین را در کام فرزندانشان تلخ، و آنها را از دین گریزان می کنند. از این رو، حساسیت موضوع به اندازه ای است که هر پدر دلسوز و مهربانی را بر آن می دارد که با مطالعه و آگاهی لازم، به تربیت دینی فرزندش اقدام کند.(1)

ص: 129


1- . سایت راسخون ،https://rasekhoon.net/ به نقل ازکتاب «همه صفحه پر از بابا (نقش پدری)، عباس آینه چی

نتیجه گیری

یکی از کمالات والای انسانی که اسباب آن را خدای متعال در وجود آدمی تعبیه کرده «غیرت» است. غیرت از خودپرستی ناشی نمی شود بلکه احساس خاصی است که خداوند برای حمایت از حریم زندگی خانوادگی ایجاد کرده است. در مرد، تمایل به عفاف و پاکی زن وجود دارد، همچنان که در خود زن نیز تمایل خاصی به عفاف وجود دارد. حسی که در مرد نسبت به همنوعان وجود دارد غیرت نامیده می شود. حسادت و غیرت دو صفت کاملا متفاوتاند. ریشه حسادت، خودخواهی و از غرایز و احساسات شخصی است اما غیرت یک حس اجتماعی است و فایده و هدفش متوجه دیگران است. غیرت در آموزههای ناب اسلامی از چنان اهمیت و ظرافتی برخوردار است که همواره به عنوان شاخصه بارز اهل ایمان و سرمایه انسانی معرفی شده است. وجود غیرت در جامعه انسانی تا آنجا ضروری و حیاتی است که شارع مقدس اسلام در تشریع احکام نیز به آن عنایت داشته است. پژوهش حاضر قصد دارد به بررسی مقوله غیرت و کارکردهای آن در آموزه های دینی که در تعیین سرنوشت دنیا و آخرت آدمی تاثیر به سزایی دارد، بپردازد.

غیرت شامل مواردی همچون غیرت انسانی، غیرت دینی و غیرت ناموسی است و کارکردهای گوناگونی دارد که می توان به کارکردهای اخلاقی غیرت (عزتنفس، ترویج مروت و جوانمردی) و کارکردهای اجتماعی غیرت (حفظ خانواده، ترویج عفاف و جلوگیری از بی بندوباری) و نیز کارکردهای سیاسی غیرت (حفظ ارزشهای انقلاب، ترویج فرهنگ مبارزه با استکبار، ترویج فرهنگ ظلم ستیزی و یاری مظلوم) اشاره نمود.

ص: 130

فهرست منابع

* قرآن کریم

* نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، قم، مؤسسه امیرالمؤمنین، 1378

عربی

1. الکافى، محمد بن یعقوب کلینى، دار الحدیث،قم، 1430 ه-.ق

2. الأمالی، الشیخ الصدوق، واحد تحقیقات اسلامی بنیاد بعثت،تهران،بی تا

3. الأمالی، الشیخ المفید، کنگره شیخ مفید،قم،1413ق

4.المحاسن، احمد بن محمد البرقی، ناشردار الکتب الإسلامیة،تهران،1371

5. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی،بیروت، 1405ه.ق

6. تاریخ یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، واضح یعقوبی، نجف 1358

7. تحف العقول، ابن شُعبه حَرّانی محدث شیعی، چاپ علی اکبر غفاری، قم، 1363ش.

8. تحریر الوسیله، امام خمینی،دارالعلم،قم،1379ش

9.سفینه البحار،مرحوم شیخ عباس قمی،فراهانی،تهران،1402ه.ق.

10. جامع السعادات،مهدی نراقی، ج 1، ص 301، اعلمی، بیروت، چاپ چهارم، بی تا.

11.شیخ عباس قمى، سفینة البحار، دار الاسوہ، قم،1344ه

12. غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحدبن محمد آمدی، دار الکتاب الاسلامی، قم، بی تا

13. فروع كافی،محمد بن یعقوب كلینی،با تصحیح محمد آخوندی، دارالكتب الاسلامیه، 1350 ه ش

ص: 131

14. کنزالعمال، المتقی الهندی، مؤسسة الرسالة،بیروت، 1401ه-/1981م

15. مستدرک الوسایل، حسین بن محمد تقى نوری ،تحقیق: مؤسسه آل البیت، قم، آل البیت، 14ه . ق

16. مکارم اخلاق،حسن بن فضل طبرسی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، بی تا

17.مرآت العقول، العلامة المجلسی ، دار الكتب الإسلامیّة،مصر، 1404 ه-.ق

18. میزان الحکمه،محمد محمدی ری شهری،درالحدیث،قم،1384ش

19. نفس المهموم،شیخ عباس قمى،دارالمحجه البیضاء،تهران،بی تا ،

20.وسایل الشیعه، محمد بن حسن حر عاملی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1412 ه . ق.

فارسی

1. آداب زندگی، علی محمد عبداللهی،برکت کوثر،همدان،1392

2.آنچه باید یک زن بداند، نویسنده اسدالله محمدی نیا، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، قم،1371

3. احکام خانواده،عبدالرحیم موگهی،شفق،قم،1376

3. اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، 1377 ش، چاپ اول، ج 3، ص 433.

4. اصل اخلاقی، محمد محمدی اشتهاردی، آستان قدس رضوی، شرکت به نشر،مشهد، 1397.

5. ترجمه تفسیر المیزان،محمدحسین طباطبایی،مترجم محمدباقر موسوی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی،قم،1378ش

6. سیرى در نهج البلاغه، مرتضى مطهرى،نشر صدرا،تهران،1398

7. ترگل، عماد داوری، انتشارات اعتلای وطن،قم،1399

ص: 132

8. روان شناسی تربیت نوجوان در سیره معصومین، اکبرشعبانی، مبین اندیشه، تهران، 1393

9. شرح غررالحكم، عبدالواحدبن محمد تمیمی آمدی،شرح جمال الدین محمد خوانساری، انتشارات دانشگاه تهران، 1346

10. مجموعه آثار؛ مطهری، نشر صدرا،تهران،1398

11. مسئله حجاب، استاد مطهرى رحمه الله، نشر صدرا،تهران،1398

12. مردان مریخی، زنان ونوسی، جان گری، شیرمحمدی،تهران،1393

9. نهج الفصاحه، مجموع سخنان و خطبه های رسول اکرم، گردآورنده ابوالقاسم پاینده، تصحیح و تنظیم عبدالرسول پیمانی و محمدامین شریعتی، اصفهان، خاتم الانبیاء، 1383.

مقاله

1. اسلام و روان شناسی، مقاله

2. معارفی از کیهان،علی پوریا، مقاله

سایت

1. سایت پرسمان،https://www.porseman.com

2. سایت زن امروزی، https://www.zanemroozi.comبه نقل از باحجاب

3. پایگاه اطلاع رسانی حوزه https://hawzah.net

4. سایت راسخونhttps://rasekhoon.net/ به نقل ازکتاب «همه صفحه پر از بابا (نقش پدری) ،عباس آینه چی

5. فرهنگ فارسی معین،https://www.vajehyab.com/moein

6. ویکی پدیا

7. ویکی فقه، بحث غیرت.

ص: 133

ص: 134

داستان های پندآموز تربیت دینی فرزندان

اشاره

سیدمجتبی حسینی نژاد(1)

چکیده

داستان و قصه، در عرصه فرهنگ و انتقال مفاهیم انسانی قدمتی کهن دارد و سازگارترین فرم کلام با ذهن بشر است. از همین روی دامنه مخاطبانش وسیع تر و قدرت نفوذش بیشتر است. گرچه زبان اصلی قرآن، زبان دین و هدایت معنوی است، اما این کتاب آسمانی در کامل ترین وجه خود از شیوه داستان سرایی برای ابلاغ پیام خویش بهره برده است.

در مباحث تربیتی، پرداختن به حکایات و داستان گیرایی بیشتری دارد.

خانواده و والدین عزیز باید بدانند که دشمن بر روی نوجوان و جوان ما کار می کند، زیرا ریشه و خمیر مایه اجتماع را، این گروه سنی از اجتماع تشکیل می دهند.

لذا با این هدف کتاب داستان های پندآموز تربیت دینی فرزندان تالیف شد.

بدون تردید طبع انسان، به شنیدن و خواندن سرگذشت ها و داستان ها، رغبت و میل فراوان دارد و مقصود اصلی ما از فراهم نمودن این داستان ها، بیان مطالب گوناگون دینی، تربیتی، اخلاقی، حکیمانه، پندآموز و پرمایه در قالب داستان بوده، تا با این روش، عبرت های دینی تربیتی را، برای دلهای آماده و به خصوص بر دلهای پر دغدغه والدین در جهت تربیت فرزندان عرضه نماییم.

ص: 135


1- . استاد و محقق حوزه علمیه، سطح 3 حوزه علمیه valayat@gmail.com

از آنجایی که مقاله در آوردن کتاب داستان های پندآموز تربیت دینی فرزندان به ذکر داستان و حکایات متعدد پرداخته به چرایی پرداختن داستان با استفاده از مقاله و ویرایشی چند از مقالاتی در این زمینه کمک گرفته شد.

آفرینش داستان و قصه پاسخ بة یکی از نیازهای روحی انسان است و تا انسان، این موجود پیچیده به حیات خود ادامه دهد، هنر دیرپای داستان وقصه گویی نیز زنده خواهد بود و همچون رودی حیات بخش در بستر زندگی بشر جریان خواهد داشت. قرآن که معجزة پیامبر اسلام و آخرین و درعین حال کامل ترین کتاب آسمانی است سرشار از قصه است که از سرگذشت پیامبران و اقوام پیشین و به زبان داستان و قصه برای مسلمانان نقل شده است. در این مقاله سعی بر آن است تا ابتدا معنای لغوی و اصطلاحی قصه، اهمیت، انواع، ویژگی ها و ارزش های تربیتی قصه موردبررسی قرار گیرد، سپس جایگاه، اهمیت و ویژگی های داستان و قصه در مباحث تربیتی از جمله قرآن موردبررسی قرار می گیرد و در نهایت به شیوه ها و تکنیک های قصه پردازی پرداخته می شود. در خانواده فرزندان به اقتضای نزدیکی به فطرت پاک الهی، از شنیدن قصه لذت می برند و به طور غیرمستقیم، جوهر وجودی اشان شکل می گیرد. ازآنجاکه قرآن «احسن القصص» است، و در مباحث دینی چنانچه قصه های آن به نحو مقتضی و متناسب با سن کودک بیان شود، موجب علاقه مندی نسل جدید به قرآن و مباحث دینی و تربیتی خواهد شد، چراکه در دل قصه های قرآنی و مباحث تربیتی برشی از زندگی واقعی انسان در لحظه های خاص تاریخ نقش بسته است.

مقدمه

قرآن كریم به عنوان آخرین كتاب الهی كه از سرچشمه وحی الهام گرفته، گنجینه ای منحصربه فرد و در میان همه كتب الهی بی رقیب است. با توجّه به اینكه عامّه مردم، كمتر می توانند از قرآن كریم و مفاهیم آموزنده آن مستقیماً استفاده

ص: 136

كنند، قرآن كریم با عباراتی ساده و قابل فهم برای عموم مردم به بیان سرگذشت پیشینیان پرداخته و با اشاره به علّت هلاكت یا سعادت آنان، نیل به هدف مقدّس، یعنی عبرت گرفتن از سرگذشت گذشتگان را آسان تر نموده است.

قصّه و داستان گویی مهم ترین وسیله و ابزار كتب آسمانی برای تبشیر و انذار بوده است. بدون تردید، طبع انسان به شنیدن و خواندن سرگذشت ها و قصّه ها، رغبت و میل فراوان دارد و قرآن كریم، اولین كتابی است كه نقل داستان های و سرگذشت های واقعی پیشینیان را در راه تربیت و ارشاد مردم به كار گرفته و از این میل و رغبت طبیعی، در راه هدایت آنها بهره برداری كرده است.(1)

قرآن كریم همواره به عنوان چراغ روشنایی بخش راه سعادت بشری، نویدبخش بوده است و از راه های مختلف همچون: انذار، بشارت، وعده، وعید، تمثیل، توصیف، إخبار، حكایت و بیان قصّه، در پی این بوده است كه قاطبه انسان ها را به سوی راه سعادت ابدی هدایت كند. تاریخ و نقل سرگذشت پیشینیان و ذكر عاقبت آنها و ذكر علّت گرفتاری ها و شقاوت، یا راحتی و سعادت آنها، تأثیر به سزایی در چگونگی طی این راه دارند. در دل قصه های قرآنی برشی از زندگی واقعی انسان در لحظه های خاص تاریخ نقش بسته است.

قصه در لغت

واژة «قصه» مصدر عربی از ماده قَصَصَ، یُقصُصُ و به معنی دنبال کردن اثر و ردپای کسی یا حیوانی آمده است. معانی ثانوی دیگری چون: بیان کردن، گفتن، داستان سرایی، نقل کردن نیز در فرهنگ ها یاد شده است.

از میان معانی واژة قصه، شاید بهترین معنی که با اصل کار قصه گویی مطابقت دارد و با نظریه های قصه شناسان نیز هماهنگ است، همان معنی دنبال

ص: 137


1- . سایت شهر مجازی قرآن کریم، 1389

کردن است. دنبال کردن در معنای مجازی، نه به طور حقیقی، مثل دنبال کردن رد پای یک آهو یا یک دزد، بلکه دنبال کردن مجازی حوادث و ماجراهایی است که برای یک شخصیت یا شخصیت های داستان رخ می دهد.(1)

شنونده به هنگام توجه به وقایع قصه در هر شرایط سنی و علمی – فرهنگی که باشد، آنچه او را برمی انگیزاند تا حوادث قصه را دنبال کند، همانا حس کنجکاوی و ولع به این است تا بداند که سرانجام قهرمان داستان و نتیجه ماجراها به کجا خواهد کشید؛ یعنی شنونده دائماً از خود یا از راوی می پرسد: بعد چه؟ (and then)، در زبان عربی قَصَصَ دقیقاً با این اصطلاح لاتین تناسب معنایی و کاربردی دارد.(2) قصه، به طور اجمال، پیگیری و ردیابی آثار گذشته و گذشتگان است. همان گونه که چند جای قرآن، گذشته از بحث قصه، از خود واژه قصه به معنای» پیگیری و ردیابی آثار گذشته استفاده شده است.(3)

قصه در اصطلاح

در زمان حال، اصطلاح قصه به معنای عام در بیشتر متون ادبی بر آنچه در ادبیات قدیم آمده است، مانند افسانه، حکایت و سرگذشت اطلاق می شود.(4) قصه قالبی از انواع ادب شفاهی (عامیانه، فرهنگ مردم) است که ساختاری ساده و ابتدایی دارد و حوادث آن حول یک ماجرای ساده دور می زند، اصل قصه روایت سادة آن ماجراست. وجه تمایز قصه با حکایت در دو نکته است: حکایت در زمان و روزگاری مشخص اتفاق افتاده است، ولی قصه مقید به برش زمان نیست، دیگر آنکه حکایت حتماً متضمن یک پیام اخلاقی یا نکته ای اجتماعی است که

ص: 138


1- . پشت دار، 1390.
2- . رهبر، 1389
3- . حسینی و محدثی، 1381
4- . میر صادقی، 1377

قصه ممکن است حامل چنین پیامی باشد و ممکن است صرفاً به قصد سرگرمی گقته می شود.(1) معنای اصطلاحی دیگر قصه این است که در آن تأکید بر حوادث خارق العاده بیشتر از تحول و تکوین آدم ها و شخصیت ها است.

قصه و قصه گویی امروزه علاوه بر روشی برای سرگرمی و تفریح، شیوه ای برای آموزش و یادگیری کودکان است و از آن در کلاس های آموزشی و اتاق های بازی و خواب کودکان استفاده می شود.(2)

قصه گویی، عبارت است از: هنر یا حرفه نقل داستان به صورت شعر یا نثر که شخص قصه گو آن را در برابر شنوندة زنده اجرا می کند. داستان هایی که نقل می شود، می تواند به صورت گفت و گو، ترانه، آواز با موسیقی یا بدون آن، با تصویر و سایر ابزارها همراه باشد. ممکن است از منابع شفاهی، چاپی یا ضبط مکانیکی استفاده شود و یکی از اهداف آن بایستی سرگرمی باشد. در روزگاران کهن، تاریخ سنت ها، مذهب، آداب قهرمانی ها و غرور قومی به وسیله قصه گوها از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد.(3)

قصه گویی در کشور ما سابقه ای بس دیرینه و قدیمی دارد، اما نفوذ عوامل و وسایل ارتباط جمعی و علاوه بر آن مسائل خاص حوزه های شهرنشینی، موجب شده تا نقش قصه گویی در طول دوران و به ویژه در نظام های آموزشی کم رنگ شود. همچنین به قصه گویی هنوز به عنوان یک فن نگاه نمی شود و در نظام آموزش وپرورش جایگاه شایسته ای برای قصه گویی به چشم نمی خورد. بسیاری از علاقه مندان به این فن، به تجارب خود متکی هستند و کمتر با روش های علمی و اصول قابل قبول این فن آشنایی دارند.

ص: 139


1- . پشت دار، 1390
2- . ندافی قلعه شیری، 1388
3- . حجازی، 1384

اهمیت قصه و قصه گویی

اشاره

قصه و قصه گویی، خود قصة آشنای همة انسان ها در همة روزگاران و جامعه هاست. انسان ها در سفر، غم و شادی، تنهایی و خلوت و در جمع و حتی در گیرودار جنگ و بحرآنها ی زندگی با قصه همراه و مأنوس بوده اند، همین است که قصه را همزاد انسان دانسته اند و نخستین قصه ها را به نخستین روزهای زندگی انسان در زمین بازگردانده اند.

قصه تنها، فاتح دنیای کودکان نیست، بلکه بزرگ سالان نیز لحظة شنیدن قصه، درست مثل کودکان، با قصه جاری و همراه می شوند و صمیمیت و صفای کودکانه می یابند. نوشته اند که مصریان قدیم همراه با بزرگان و به ویژه فرعونیان، قصه گویی دفن می کردند تا برای او قصه بگویند و غم تنهایی و غربت را در قبر فراموش کنند. پادشاهان ایرانی، قصه گویانی داشته اند. شهرزاد قصه گو در هزار و یک شب نمونه ای از این قصه گویان است. در هفت پیکر نظامی دختران افسانه گو، بهرام گور را به قصه های خویش میهمان می کنند. نقش قصه در تربیت انسان تا بدان جا است ها ست که کتاب های آسمانی با شیوه ای خاص داستان هایی را برای تذکر، هدایت و ارشاد مطرح کرده اند. تورات، انجیل و قرآن سرشار از داستان های انبیاء، اقوام و تمدن هایی است که آمده اند و رفته اند و زندگی آنها چراغ راه دیگر انسان ها شده است.

شاید نخستین قصه، قصه آدم و حوا باشد که با فریب شیطان، از بهشت خدا رانده شدند. شاید حضرت آدم ژ (علیه السلام) به عنوان اولین قصه گو، بارها قصه رانده شدن خویش از بهشت را برای فرزندانش تعریف کرده باشد تا عبرت بگیرند و فریب نخورند.(1)

آفرینش قصه پاسخ بةکی از نیازهای روحی انسان است و تا

ص: 140


1- . رحمان دوست، 1377.

انسان، این موجود پیچیده به حیات خود ادامه دهد، هنر دیرپای قصه گویی نیز زنده خواهد بود و همچون رودی حیات بخش در بستر زندگی بشر جریان خواهد داشت(1) مسلماً علاقه به قصه را خداوند مهربان در نهاد انسان نهاده است، زیرا خداوند از زیر و بم آفریدة خود دقیقاً آگاه است و در تمام کتاب های آسمانی به زبان قصه با انسان سخن گفته است.

قرآن آخرین کتاب آسمانی مملو از قصه ها و تمثیل هایی است که لباس سخن حقّ پوشیده اند و ماجرای اقوام و مردم گذشته را برای مسلمانان و مخاطبانش نقل می کند تا عبرت حاصل آید و تجربه تلخ گذشتگان طغیان گر و عاصی، دوباره تکرار نشود.

انواع قصه ها

در مورد انواع قصه ها، شش گونه قابل تصور است: تاریخی، واقعی، تمثیلی، اسطوره ای، نمادین و غیبی.

1. قصه تاریخی؛ قصه ای است که محتوا و ماجرای آن در یکی از هنگامه های تاریخ محقق شده باشد. قصه تاریخی، بیانی تاریخی و دقیق دارد و به ذکر جزئیات می پردازد.

2. قصه واقعی؛ قصه ای است که در وقتی از اوقات روزگار محقق شده، اما دارای بیان ریز جزئیات نیست و ماجرای تحقق یافته در ظرف زمانی را بازگو می کند (که ما معتقدیم قصه های قرآن از این نوع هستند).

3. قصه تمثیلی؛ برای آوردن ضرب المثل از قصه تمثیلی می توان یاد کرد که تخیلات یک نویسنده، به آن افزوده می شود و رنگ و لعاب به خود می گیرد تا مَثَل خود را عرضه کند و مخاطب نتیجه اخلاقی بگیرد.

ص: 141


1- . حنیف، 1384.

4. قصه اسطوره ای؛ فرق قصه اسطوره ای با تمثیلی این است که اسطوره ای یک دروغ محض و یک تخیل کاملاً ناب است. باید توجه داشت که این اسطوره با اسطوره ای مثل شخصیت اسطوره ای – که در کتب جدید نوشته شده، مثل فلان نماد و فلان پهلوان - فرق دارد و نباید در اینجا مشتبه شود.

اگر بخواهیم مثالی برای قصه اسطوره ای بیاوریم، می توانیم به شاهنامه فردوسی اشاره کنیم که قهرمانان قصه اش واقعیت خارجی نداشته و به معنی مطلق، تخیل بوده اند. اسطوره بر سبیل تمثیل نیست و تحققش بسیار دور از ذهن است.

5. قصه نمادین و سمبلیک؛ قصه رمزی و سمبلیک به قصه ای گفته می شود که مبتنی بر عناصر نمادی باشد مثل فلان رنگ و فلان حیوان که در فرهنگ های مختلف، نمادی از مظاهر مختلف است؛ و قصه ای که مبتنی بر چنین عناصری باشد، قصه نمادین نامیده می شود.

6. قصه غیبی؛ به قصه ای گفته می شود که محتوا و ماجرایش در جهان شهود تحقق پیدا نکرده است و مربوط به عالم غیب است. در مباحث مختلف و مفصلی که شده، برخی خواسته اند تمام این انواع شش گانه را به قصه های قرآن نسبت دهند.

با اندک تأملی در قصه های قرآن در می یابیم که این دسته بندی ها برای قصه های قرآن باطل است و در قرآن فقط قصه های واقعی داریم ولاغیر! حتی قصه تاریخی هم در قرآن نیست از گونه های قصه فقط می توان قصه واقعی را برای قرآن تصور نمود.(1)

ص: 142


1- . حسینی و محدثی، 1381
ویژگی قصه چیست؟

قصه اگر به مثابة یک اثر هنری تلقی شود (که چنین است) باید مانند هر اثر هنری دیگر سه ویژگی زیر را دارا باشد:

الف) باید نوآوری داشته باشد. در قصه باید نسبت به نوع معمول و پیش پا افتاده، بدعت و نوآوری وجود داشته باشد که همگان قادر به آن نباشند (و همان گونه که می دانید تحدی در همه جای قرآن و حتی قصه هایش وجود دارد.)

ب) زیبایی ساختاری داشته باشد؛ یعنی از حیث جمالی باید زیبا باشد.

ج) از لحاظ نحوه بیان، قدرتمند باشد، یعنی قدرت تعبیر و نحوه بیانش به گونه ای باشد که بتواند از دیگر تعبیرهای هنری ممتاز شود.

این سخن که در قصه های قرآن هر سه ویژگی فوق وجود دارد، ادعای درستی است، چراکه از نوآوری و زیبایی ساختاری و قدرت تعبیر برخوردار است.(1)

معیارهای انتخاب قصه

داستان، محور یک تجربه اصیل قصه گویی است، چراکه بدون داستان، قصه گویی وجود ندارد؛ همچنین آماده کردن داستان نیز مقوله دیگری است که قصه گو باید به آن توجه خاصی داشته باشد. منبعی که قصه گو برای انتخاب کردن داستان در اختیار دارد، پهنه ادبیات شفاهی و مکتوب جهان است. او باید به جمع آوری قصه هایی متناسب باشخصیت و سبک خاص خود بپردازد و برای انتخاب قصه به سؤالات زیر جواب دهد:

1. آیا داستان، قصه گو را برمی انگیزاند؟

2. آیا دوست دارد دیگران را در آن سهیم کند؟

ص: 143


1- . حسینی و محدثی، 1381

3. آیا او می تواند از عهده گفتن این داستان برآید؟

4. فضا و محتوای داستان با شخصیت قصه گو متناسب است؟

5. آیا این قصه برای گفتن مناسب است یا خواندن آن برای بچه ها بهتر است؟

6. آیا این قصه با گروه سنی شنوندگان متناسب است؟

7. آیا طول قصه برای شنوندگان مناسب است؟

8. آیا برای خردسالان طولانی و یا برای بزرگ سالان کوتاه نیست؟(1)

ارزش های تربیتی قصه و قصه گویی در تعلیم و تربیت کودک

اشاره

ارزش های تربیتی قصه گویی را می توان چنین خلاصه کرد:

1. پرورش قدرت بیان و تکلم؛

2. سرگرمی؛

3. افزایش تجارب کودک؛

4. پرورش ذوق هنری؛

5. آشنایی با مشکلات و حل آنها؛

6. افزایش معلومات و توسعه اطلاعات عمومی؛

7. پرورش عزت نفس، جرئت ورزی و شهامت؛

8. انتقال فرهنگ (آشنایی با فرهنگ بومی و پایبندی به آن)؛

9. ایجاد روحیه دوستی(جعفری مفرد طاهری، 1387)؛

10. پرورش تخیل و تفکر کودک (صباغیان، 1386)؛

11. تلطیف عواطف و احساسات؛

12. شناخت بیشتر محیط؛

ص: 144


1- . ناظمی، 1385.

13. گسترش گنجینه لغات؛

14. تعلیم ارزش های اخلاقی (حنیف، 1383)؛

15. تحریک قوة ابتکار و ابداع در کودکان؛

16. ایجاد عشق و علاقه به ادبیات در کودکان؛

17. رشد اعتمادبه نفس کودک و علاقه مند ساختن او به آزادی و عدالت اجتماعی؛

18. برآوردن نیازهای عاطفی کودک و آماده ساختن او برای دریافت پیام های اخلاقی و انسانی و شهروندی خوب بودن؛

19. آشنایی با صفات پسندیده و بیزاری از کارهای ناپسند(پشت دار، 1376)

اهمیت قصه در تربیت کودک

افلاطون در کتاب جمهوریت این چنین به بیان اهمیت قصه برای کودکان می پردازد:

باید پرستاران و مادران را وادار کنیم که فقط حکایت هایی را که پذیرفته ایم، برای کودکان نقل کنند و متوجه باشند که پرورشی که روح اطفال به وسیله حکایات حاصل می کند، به مراتب بیش از تربیتی است که جسم آنها به وسیله ورزش پیدا می کند.(1)

قصه و قصه گویی پدیده ای است که قدمت آن به قدمت پیدایش زبان و گویایی آدمیزاد است. آن چنان که تقریباً هیچ قوم و ملت کهنی را نمی توان یافت که دارای قصه ها و حکایت های مذهبی، حماسی، اجتماعی و امثال آن نباشد. در همه قرون گذشته قصةک نوع وسیله برای ارضای نیازهای روانی کودکان، نوجوانان و حتی بزرگ سالان بوده است . به طورکلی قصه بیش از سایر وسایل

ص: 145


1- . رحمان دوست، 1377.

تربیتی در رفتار کودک مؤثر است، به شرط آنکه درست و دقیق انتخاب شود. قصه می تواند ریشه بسیاری از انحرافات را در کودکان و نوجوانان بخشکاند و تأثیرات عمده تربیتی بر آنها داشته باشد. بچه ها می توانند با خواندن و شنیدن قصه ها به سرمایه های تمدن و میراث فرهنگی خود دست یابند، با آداب و سنن جامعه خویش و جامعه جهانی آشنا شوند و خود را برای زندگی آینده آماده تر سازند.

قصه ها از دیرباز در انتقال ارزش ها و مفاهیم تربیتی به کودکان و نوجوانان مؤثر بوده است؛ به این دلیل که قصه هیچ گاه تاریخ مصرفی ندارد و تاریخ انقضایی را در برنمی گیرد. از قید زمان ها رهاست و حتی در شرایط بد اقتصادی جوامع؛ قصه ها فراموش نشده اند.

درست است که وقتی قصه می گوییم بچه ها در سکوتی کامل گوش فرا می دهند؛ اما این سکوت، فریاد هم ذات پنداری است. کودک با شروع قصه شروع در درون خودش بازیگری به تمام عیار می شود که همراه با شخصیت های قصه رفتار می کند. در تمام حوادث جریان دارد، خود را جای قهرمان می گذارد، گریه می کند، می جنگد، می خندد، دنبال آرمآنها و اهدافش می شود؛ کودک به مثابه کارگردان قهاری می شود کةک تنه حوادث و شخصیت ها را می سازد و درواقع تجسم و تصور خلاق قصه را کارگردانی می کند. کودک در جریان قصه همراه با شخصیت ها و قهرمان قصه تصمیم می گیرد. از کوچک ترین فرصتی که برایش پیش آمده دریغ نمی کند؛ ارزش وقت را می شناسد. به همراه قهرمان قصه تلاش می کند و برای رسیدن به هدفی که مطرح است پا به پای او حرکت می کند و سر همه صحنه ها حاضر می شود و از اینجاست که همة تجارب قصه را در گنجینة ذهنش می ریزد و در زمان ها ی مناسب از این ذخیره ذهنی استفاده می کند و این همان تأثیر جادوی قصه است.

در تمام طول قصه؛ کودک و نوجوان تماشاگر دنیای زیبایی است که قصه گو

ص: 146

برایش به تصویر می کشد. کودک قصه را می شنود نه حسرت قهرمان را می خورد و نه حسادت برایش اتفاق می افتد؛ بلکةک رابطه صمیمی بین قصه و مخاطب ایجاد می شود. کودک همه چیز را درک می کند؛ و پا به پای قهرمان قصه می تواند بر مشکلات فائق آید. کودکان با هم ذات پنداری در قصه ها می توانند تمام چیزهای نداشتة خود اعم از عروسک و خوردنی یا لباس گرم و یا شخصیت های نداشته شان، مثل مادر، پدر یا مادر بزرگ و ...، را تجربه کنند و با آنها انس بگیرند. یا حتی حقوقی که متعلق به کودک بوده ولی از او دریغ شده است را می تواند در قصه بیابد. قصه به کودک فرصت می دهد که تمام امیال و محتویات ناخودآگاه خود را تعبیر نماید و محیط زندگی را بشناسد، در واقع دوره کودکی زیربنای محکمی است که اگر در بنای آن دقت نشود تا ثریا می رود دیوار کج.

قصه به کودک می آموزد که چه طور به تنهایی می تواند شخصیتش رشد کند و به کمال برسد و درواقع بحر آنها یی مثل بحران عاطفی یا استقلال طلبی یا اجتماعی و حتی فرهنگی را پشت سر بگذراند و از لای گل ولای خود را بیرون بکشد و اضطراب های درونی اش را در قصه تخلیه کند و پایان خوش قصه خیال آسوده ای به او می بخشد. نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که هر موقع کودکان ما از چیزی ترسیده اند و با خود کشمکش داشته اند، پدر و مادر آن را نادیده گرفته اند. ولی قصه ها به راحتی این ترس ها و اضطراب های کودکان و نوجوانان را جدی می گیرند و مستقیم درباره شان صحبت می کنند، ترس از مرگ، ترس از جدایی، ترس از سرزنش و...، و وقتی قصه با این جمله پایان می یابد که آنها تا سالیان سال با هم به خوبی و خوشی زندگی کرده اند، این ترس از بین می رود و کودکان دیگر فریب نمی خورند.

قصه ها هر دو عنصر شکوفایی شخصیت کودک یعنی عقل و احساس را تحت تأثیر قرار می دهند. در درون قصه ها اگر به خاطر سرزمینی جنگیده شده،

ص: 147

احترام به مالکیت دیگران را بیان کرده و اگر شخصیت قصه از وسیله ای استفاده ای کرده، روح ابتکار و نوجویی را در کودک تقویت کرده است. قصه ها درست اندیشیدن و فکر کردن را یاد داده اند.

قصه ها قوانین اخلاقی، شیوه تبعیت از احکام اخلاقی، شکل دهی فعالانه به خویش و غایات اخلاقی را در ناخودآگاه کودک می ریزند و جهان بینی ارائه می کنند که در آن مخاطب کودک و نوجوان به سمت تعالی روح حرکت می کند و این حرکت در گرو ارزش های اخلاقی است که کودک از قصه برداشت می کند. به عنوان مثال اگر در قصه ای کودک اسباب بازی موردعلاقه اش را به کودک دیگری می بخشد که اسباب بازی ندارد، دیگر نیازی به معرفی ارزش بخشیدن نیست. همچنین ارزش آزادی را وقتی کودک می فهمد که ببیند حیوانی در قصه اسیر شده باشد. کودک در قصه بارها و بارها، شاهد همکاری و همدلی و مهربانی حیوانات بوده و این را به راحتی درک کرده است. از جمله ارزش های اخلاقی دیگری که کودک در میان قصه ها پیدا می کند، می توان به مسئولیت پذیری، وفای به عهد، قانع بودن، فداکاری، امید، شجاعت، عشق به پدر و مادر و ائمه، عدالت و انصاف، روح انسان دوستی و نوع پروری، عزت نفس، انسانیت، حقیقت و فروتنی اشاره کرد. کودک همچنین پی به ارزش نادانی و دانایی می برد و یاد می گیرد شتاب زده عمل نکند. در مجموع، قصه خود به تنهایی دارای سلامت ذوق در قرون مختلف بوده و این سلامت ذوق، ارزش های اخلاقی، دینی و اجتماعی پرباری داشته که به سلامت جامعه کمک بسیار مؤثری کرده است.

مردم به کمک قصه ها، تاریخ خود را می آموزند و با اسطوره اقوام خود آشنا می شوند و به میراث ارزش ها و آداب ورسوم دست پیدا می کنند. به عنوان مثال، قصه های شاهنامه فردوسی، سراسر تاریخ دلاوری ها و جنگاوری های یک ملت و

ص: 148

دفاع از مام میهن بوده است. قصه ها انعکاسی از زندگی در کوه و دشت و مناطق جغرافیایی و دوره های مختلف بوده اند، دورانی که عوامل طبیعی جغرافیایی مثل سیل، زلزله و یا عوامل انسانی، مثل زورگویی پادشاهان و ...، همراه بوده است، اگر این قصه ها نبودند از کجا ارزش و لیاقت حاکمان مختلف و سلسله های گوناگون و آنچه که بر مردم آن روزگار گذشته مشخص می شده است. باید گفت که قصه ها سرشار از تاریخ، سنت ها، مذهب، آداب و قهرمانی ها هستند. در قصه های مذهبی بچه ها با فرهنگ ملی و دینی کشور خود آشنا می شوند؛ مگر نه اینکه فلسفه عید قربان و غدیر، لیله المبیت و...، واقعیاتی بوده که به صورت قصه سینه به سینه نقل شده است. قصه های تولد و شهادت و زندگی ائمه، همه و همه باعث انتقال ارزش های اسلامی است.

باید توجه داشت که كودكان در دنیای قصه ها زندگی می كنند. آنها با قصه بازی می كنند، بیدار می شوند، می خوابند و حتی در عالم خواب نیز قصه ها را دنبال می كنند. این دل بستگی به حدی است كه حتی شلوغ ترین بچه ها با آرامش به قصه گوش می سپارند؛ بچه ها همچنین از شنیدن قصه ها چیزهای بسیاری می آموزند(1) كه شاید در شرایط دیگر، هرگز رغبتی بةادگیری آن نشان نمی دادند؛ علاوه بر این، قصه گویی، ساده ترین، ارزان ترین و مؤثرترین ابزاری است كه امكان اجرای آن برای همه، حتی خانواده ها وجود دارد؛ چراکه به هیچ گونه وسیله و مقدماتی نیاز ندارد.(2)

به این ترتیب، قصه گویی از یک سو نقش مهمی در زندگی كودك دارد و از سوی دیگر، ابزاری در دسترس و بدون هزینه است؛ از این رو استفاده از آن در رشد و تربیت كودكان در عین مؤثر بودن، ساده و مقرون به صرفه است. با این

ص: 149


1- . رحماندوست، 1377.
2- . پلویسكی، 1372.

وجود، واقعیت نشان می دهد كه امروزه در اكثر موارد از این ابزار تربیتی غفلت شده است.

به ویژه در مدارس، بیشتر معلمان، قصه گویی را برای خود ننگ و حقارت و برای دانش آموزان اتلاف وقت می دانند و از فواید و ارزش های تربیتی فراوان آن غافل هستند(1)؛

از این رو به قصه گویی به عنوان یك شیوة و یك ابزار برای تحقق اهداف مدرسه نگریسته نمی شود؛ حتی در خانواده ها كه احتمال استفاده از قصه گویی بیشتر است، در غالب موارد از آن تنها برای خواباندن كودكان كوچك تر استفاده می شود. در مورد كودكان بزرگ تر تصور بر آن است كه چون خودشان قادر به مطالعه هستند، قصه گویی برای آنها ضرورتی ندارد؛ این در حالی است كه شنیدن قصه از زبان قصه گو دارای تأثیراتی است كه هرگز از طریق مطالعه به دست نمی آید.

در پایان باید گفت؛ علی رغم مسائل فوق، به نظر می آید علاقة فطری نوع بشر به شنیدن قصه و تجربه های موفق جهانی در استفادة تربیتی از قصه گویی(2)،

سرانجام بر كار مربیان، و همة كسانی كه به نحوی با رشد و پرورش كودكان درگیرند، تأثیر بگذارد و قصه گویی به عنوان فعالیتی محوری در تعلیم و تربیت كودكان مورد استفاده قرار گیرند: از این رو به منظور كمك به تسریع این امر و علمی تر نمودن فعالیت های مبتنی بر قصه گویی، فراهم آوردن مبانی نظری قصه گویی امری ضروری به نظر می آید و اولین مبنای نظری، توجیه فلسفة قصه گویی برای كودكان است كه می تواند در تشویق و ترغیب افراد به روی آوردن به این امر اثرگذار باشد.

بررسی فلسفة قصه گویی به معنای كشف خاستگاه های این امر در نهاد

ص: 150


1- . شعاری نژاد، 1384
2- . زایپس، 1380

بشری است؛ به عبارت دیگر، پرسش این است كه چه ویژگی های در انسان (به ویژه كودك) وجود داشته و دارد كه چرایی روی آوردن وی به قصه گویی را توجیه می كند. در پاسخ به این سؤال سه عامل اساسی قابل بررسی هستند كه به شرح زیر است.

1. پیوند با فطرت بشری: اولین و مهم ترین عاملی كه می توان از آن به عنوان فلسفة روی آوردن بشر به قصه گویی نام برد، ذاتی بودن گرایش به این امر در وجود نوع بشر است. از این رو در ابتدا، قصه گویی به عنوان پاسخی به نیاز روحی مشترك همة افراد بشری در همة زمان ها و مکان ها، موردبررسی قرار می گیرد. در این ارتباط، قدمت و استمرار قصه گویی دو مفهوم كلیدی هستند؛ از یک سو، قصه گویی به عنوان كهن ترین شكل ادبیات، قدمتی به درازی عمر كلام و پیشینه ای پیوسته به تاریخ پیدایش بشر دارد. حتی هزاران سال پیش كه خواندن و نوشتن و صنعت چاپ هنوز رواج نیافته بود، قصه گویی در جوامع كوچك و بزرگ وجود داشت و جزئی از زندگی بشر به حساب می آمد كه مورد علاقة همگان بود(1).

از سوی دیگر، قصه گویی تا زمانی كه انسان به حیات خویش ادامه می دهد، استمرار خواهد داشت و همچون رودی حیات بخش در بستر زندگی به پیش خواهد رفت. حتی پیشرفت های تكنولوژیكی نه تنها نمی توانند مانعی در برابر جریان این رود باشند، بلكه خود عاملی در جهت تغییر و تنوع شیوه های قصه گویی هستند(2)؛ به عبارت دیگر، تكنولوژی به جای مقابله با قصه گویی، خود به صورت ابزاری در جهت خدمت به گسترش و رواج هر چه بیشتر آن درآمده است؛ به این ترتیب، امروزه با آنكه رسانه های جمعی تا دورافتاده ترین نقاط را تحت پوشش خود قرار داده اند، هنوز هم قصه گوها در همة جوامع كار خود را

ص: 151


1- . غنی، 1378 و زایپس، 1380
2- . تاج آبادی و رنجبری، 1389

ادامه می دهند. حتی در جوامعی كه از صنعت چاپ و شگفتی های عصر الكترونیك بهره می گیرند، این شكل كهن ادبیات شفاهی، به عنوان بخش مهمی از جامعه رواج دارد.(1)

قدمت و استمرار قصه گویی، نشانگر پیوند آن با فطرت بشری است؛ از این رو می توان از قصه گویی به عنوان تمایلی ذاتی(2) و پاسخی به نیازهای روحی(3)

و فطری مشترك در همة افراد سخن گفت كه علاقه به آن از سوی خداوند در نهاد انسان ها نهاده شده است.(4)

نكتة قابل توجه آنکه پیوند فطری انسان با قصه گویی باعث می شود بسیاری از قصه گویان توانا بتوانند مخاطبان سایر فرهنگ ها و زبآنها را چنان تحت تأثیر قرار دهند كه حتی اگر معانی واژگانی ترجمه نشود، روح و مفهوم قصه دریافت و مخاطبان حظ و لذت كافی ببرند. علت این امر آن است كه وجوه مشترك احساس بشری در قصه ها و با قصه گویان عجین شده و تنها پیرایه های زبانی و تفاوت های اقلیمی، زیستی و اندیشه ای بستر قصه متفاوت است. قصه، زبان مشترك انسان ها است كه اگرچه با الفباهای مختلف بیان می شود، دریافت های حسی مشابهی را موجب می شود؛(5) این دریافت ها بیش از هر چیز مرهون بیان قصه گو و انتقال حس قصه به مخاطب توسط قابلیت های نهفته در قصه گویی است. وگرنه قصه تا وقتی بر زبان قصه گوی ماهر جاری نشود، نمی تواند بر افرادی كه با زبان دیگری تكلم می كنند، تأثیر بگذارد.

تا اینجا معلوم شد كه قصه گویی نیازی ذاتی و علاقه ای فطری در وجود بشر

ص: 152


1- . چمبرز، 1380.
2- . غنی، 1378
3- . تاج آبادی و رنجبری، 1389
4- . رحماندوست، 1377
5- . شكرانه، 1385 و میرشفیعی، 1385

است كه هرگز از زندگی وی حذف نشده و همواره با او بوده است؛ از این رو فطری بودن گرایش به شنیدن قصه از زبان قصه گو مبنایی ترین فلسفة قصه گویی است. بر اساس همین فلسفه است كه قصه گویی از قدیم به عنوان عاملی برای سرگرمی و كسب لذت مورد استفاده قرار می گرفته است.

به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، یكی از هدف های قصه گویی حتماً باید سرگرمی باشد.(1)

این سرگرمی از طریق لذت طبیعی موجود در قصه كه ناشی از تعقیب و كشف ماجراهای ناشناخته و مجهول است(2) و با بیان جذاب قصه گو ملموس تر می شود، به وجود می آید.

حال باید دید پیوند فطری انسان با قصه گویی، چگونه فلسفة قصه گویی برای كودكان را توجیه می كند. در این زمینه باید گفت: چون كودكان به فطرت نزدیك ترند و روحیة انعطاف پذیرتر و ضمیر بی آلایش تری دارند، بیش از بزرگ ترها به قصه گویی علاقه مندند، از آن لذت می برند و تأثیر می پذیرند؛ از این رو گفتن قصه های خوب برای آنها می تواند تأثیرات تربیتی مثبتی بر منش و كنش شان بگذارد(3) و عاملی برای رشد فكری و تعالی روحی آنان باشد.(4)

2. كشف مفهوم جهان و تعیین هویت خود: انسان همیشه به دنبال آن بوده و هست كه معنای جهانی را كه در آن زندگی می كند بیابد و در پناه آن به هویتش تعین بخشد. این امر، یكی از مهم ترین عوامل جذب وی به قصه گویی است؛ از این رو كشف مفهوم جهان و شكل گیری هویت دومین فلسفة قصه گویی است كه در ادامه بدان پرداخته می شود.

ص: 153


1- . پلووسكی، 1364
2- . رحماندوست، 1377
3- . رحمان دوست، 1377
4- . غنی، 1378

به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران قصه گویی در طی قرن های طولانی، بهترین راه بیان آرزوها، تشریح اشارات و معانی، انتقال ارزش های اخلاقی و معنوی به نسل آتی، انتقال سینه به سینة سنت ها و آداب ورسوم بوده است و می تواند با نمایش خلق وخو و ارزش های معنوی متفاوت دیگران، قدرت تحمل آراء مخالف را افزایش دهد؛(1)

از این رو قصه گویی، بهترین راه برای بیان چگونه زیستن در این جهان و فرصتی برای ایجاد تغییر در دیدگاه افراد نسبت به واقعیت است كه با استفاده از آن می توان مخاطبان را در شناخت حقیقت، شیوه های درست زندگی، اخلاقیات و روش های دستیابی به كمال و موفقیت یاری كرد(2) تا از این طریق موفق به كشف معنا و مفهوم جهان خویش شوند. این امر به ویژه در مورد كودكان كه تازه به گسترش روابط با جهان هستی پرداخته اند و طالب شناخت هر چه بیشتر آن هستند از اهمیت بیشتری برخوردار است.

از سوی دیگر، بخش عمده ای از هویت افراد در سنین كودكی شكل می گیرد. این امر با كشف مفهوم صحیح از جهان، كه در پناه قصه گویی به دست می آید تا حدود زیادی تسهیل می شود. علاوه بر آن، الگو گیری از شخصیت های قصه ای كه از زبان قصه گو بیان می شود نیز می تواند در شكل گرفتن هویت كودك مؤثر باشد.

توضیح آنکه در هر قصه، حركات و گفتار شخصیت ها، نمودار موضع و موقعیت آنها است(3)

و قصه گو با حالات و بیان خاص خود به این حركات و گفتارها زندگی و پویایی می بخشد. به نحوی كه كودكان تحت تأثیر او می توانند روح زندگی را در كالبد شخصیت ها احساس كنند. همین امر باعث می شود منش

ص: 154


1- . پلویسكی، 1372
2- . یوسفی یوله و دلاور و یوسفی یوله، 1387
3- . رحماندوست، 1377

و كردارهای مثبتشان را فرا گیرند و هویت خویش را با الگوپذیری از آنها پایه ریزی نمایند.

به طورکلی، اسرار نظام آفرینش، ارزش ها و باورهای هر ملت در هنر آن ملت تجلی می یابد و قصه گویی نیز یكی از نمودهای آن است. قصه گو با هوشیار و متنبه ساختن افراد به آنها كمك می كند تا خود را بسازند و ابهامات و پیچیدگی های زندگی شان را حل كنند؛ بنابراین انتخاب به جا و درست قصه ها [و بیان پخته و صحیح آنها] می تواند تأثیرات تربیتی مثبتی بر منش و كنش كودكان كه روحیة انعطاف پذیرتر و ضمیر بی آلایش تری دارند، بگذارد(1)

این امر از طریق كشف مفهوم جهان و تعیین هویت خویش تسهیل می شود.

بر اساس فلسفة اخیر، می توان از طریق قصه گویی به تسهیل رشد كودك و آموزش عمیق و پایدار ارزش ها به او پرداخت. در مورد تسهیل رشد باید گفت: در هر برنامة قصه گویی، حتی اگر محتوای قصه فراموش شود، می توان از طریق درگیر ساختن تجارب و هیجان های كودك، به رشد و یادگیری وی كمك كرد.(2) به هر حال تا وقتی كودك به مفهومی از جهان و خویشتن دست نیابد، تربیت وی به طور كامل اتفاق نخواهد افتاد؛ زیرا این مفاهیم دارای نقشی مبنایی هستند و همة ابعاد رشد و تربیتی فرد در چهارچوب آن اتفاق می افتد.

همچنین قصه گو در صورت آشنا بودن با دنیای كودكان و پذیرش منطق آنها، بیش از هر معلم دیگری می تواند با بهره گیری از فنون قصه گویی، بذر همة ارزش های مذهبی، اخلاقی و انسانی را در ضمیر مخاطبان خود بكارد و مطمئن باشد آنچه با قلم مؤثر هنر بر صفحة حساس دل كودك حك شده است، در

ص: 155


1- . بیدمشكی، 1385 و آلجفر و بازلی، 2004
2- . سلیمی، 1388

بزرگ سالی حتی با حربة عقل و علم و تجربه هم زدودنی نیست. (1)

به این ترتیب، قصه گویی به انسان فرصت می دهد ارزش مداری، دوستی مداری، خوبی مداری و خدمت مداری را به عنوان واژگان ثابت قصه ها درك كند و در هراس ها و حیرت هایش برای حفظ خویش به این مدارهای ثابت چنگ بزند.(2)

نتیجه آنکه كشف مفهوم جهان و تعیین هویت خویش در لابه لای واژه های قصه گو، فلسفة دیگری برای قصه گویی است كه بر مبنای آن می توان به تسهیل رشد و آموزش ارزش ها به كودك پرداخت.

نقش اساسی قصه گویی در مفهوم یابی جهان و خود، به علت غیرمستقیم و میانبر بودن تأثیر قصه بر كودكان، افزایش می یابد؛ از این رو در ادامه، به بررسی چگونگی این تأثیر به عنوان سومین فلسفة قصه گویی پرداخته خواهد شد.

3. تأثیر سریع و غیرمستقیم: یكی دیگر از عواملی كه چرایی قصه گویی برای كودكان را توجیه می كند، این است كه قصه گو به طور غیرمستقیم مخاطبان خو را تحت تأثیر قرار می دهد و از این رو به سرعت باعث ایجاد تغییراتی در آنها می شود. حال باید دید این امر چه دلایلی دارد. اولین دلیل همان است كه به عنوان اولین و مبنایی ترین فلسفة قصه گویی بدان اشاره شد. ذهن انسان، آمادگی زیادی برای دریافت قصه دارد(3)

و قرابت قصه گویی با طبیعت كودك، موضوع را برای او جالب و دوست داشتنی می كند و از طریق تحریك عواطف و امیال طبیعی اش باعث ایجاد رغبت در او می شود؛(4)

این رغبت، سرعت یادگیری را افزایش می دهد.

ص: 156


1- . رحماندوست، 1369: 23-24
2- . شكرانه، 1385
3- . بنس، 2008
4- . غنی، 1378

دلیل دیگر در تأثیرگذاری سریع و غیرمستقیم قصه گویی، عامل تطابق یابی ناخودآگاه است. در هر قصه گویی دو ساختار (روساخت و ژرف ساخت) وجود دارد كه در دو سطح متفاوت بر خواننده تأثیر می گذارد. روساخت همان جملات، صداها و توالی عبارات است كه مخاطب هنگام قصه گویی می شنود؛ از این رو تنها در سطحی ظاهری، خودآگاه كودك را اشغال می كند. ژرف ساخت، فراهم كنندة عناصری است كه كودك را در سطحی ناخودآگاه اما ژرف، به درك معانی عمیق تر می رساند. (1)

این امر از طریق تأثیر لحن و بیان و سایر مهارت های قصه گو در جذب مخاطبان، انجام می گیرد. نكتة مهم در این زمینه آن است كه آنچه در سطح ظاهری اتفاق می افتد ممكن است به زودی فراموش شود؛ اما تطابق یابی ناخودآگاه، چون به طور غیرمستقیم انجام می گیرد، تأثیر بیشتر و پایدارتری به جا می گذارد.

سومین دلیل در موضوع مورد بحث، زبان خاص مورد استفاده در قصه گویی است. قصه گو از یک سو از عبارات خشك، جامد و غیرطبیعی پرهیز می كند(2) و از سوی دیگر عموماً در هاله ای از ابهام و با زبانی نمادین سخن می گوید، از این رو زبان او جذابیت زیادی دارد(3)

كه به تأثیرگذاری غیرمستقیم و میانبر منجر می شود. این تأثیر سریع و غیرمستقیم، می تواند قصه گویی را به ابزاری تربیتی و آموزشی تبدیل كند. به این ترتیب، قصه گوها با بیان شیرین و جذاب خود اصول تربیتی را به طور غیرمستقیم به كودكان انتقال می دهند و از این راه ضمن پربار نمودن اوقات فراغت آنها، ذوق ادبی و زیبایی شناختی و قوة تخیل و ابتكارشان را وسعت می دهند. تجربیات گران بهایی كه كودكان از این راه كسب می كنند و در

ص: 157


1- . سلیمی، 1388
2- . شعاری نژاد،1384
3- . بیدمشكی، 1385

زندگی عملی به كار می بندند، هرگز از راه آموزش مستقیم، به دست نخواهد آمد؛(1)

از این رو تأثیر سریع و غیرمستقیم قصه، سومین عاملی است كه انسان را به قصه گویی، به ویژه برای كودكان وامی دارد.

تا اینجا معلوم شد كه پیوند قصه گویی با فطرت بشری، امكان كشف مفهوم جهان و تعیین هویت خود در پرتوی قصه گویی و تأثیرگذاری سریع و غیرمستقیم آن مهم ترین فلسفة قصه گویی برای كودكان است. حتی اگر بشر هرگز به این جنبه ها توجه نكرده باشد، باز هم تحت تأثیر آنها به قصه گویی پرداخته است.

اما نكتة دیگری كه وجود دارد این است كه هیچ یك از این موارد، صرفاً در قصه گویی محدود نمی شوند. كودك ممكن است بر اساس گرایش ذاتی خویش، به «مطالعة» یك قصه (به جای گوش سپردن به آن) بپردازد و تحت تأثیر غیرمستقیم و سریع آن، جهان و هویت خویش را معنا بخشد؛ از این رو ممكن است در نگاه اول چنین به نظر آید كه موارد فوق به تنهایی و به طور كامل نمی توانند توجیه گر فلسفة قصه گویی برای كودكان باشند؛ اما تعمق بیشتر بر این مسئله، نشان می دهد كه از یک سو، موارد فوق بیشتر با قصه گویی قرابت دارند تا مطالعة قصه توسط فرد و از این رو تلقی كردن آنها به عنوان فلسفة قصه گویی به واقعیت نزدیك تر است. از سوی دیگر، در قصه گویی نكات دیگری نیز وجود دارد كه بحث پیرامون آن می تواند به افزایش درك فلسفة قصه گویی (به جای مطالعة قصه) كمك كند.

در توضیح بیشتر باید گفت: اگر مطالعة قصه می توانست جایگزین شنیدن قصه از زبان قصه گو شود، پیدایش خط و صنعت چاپ، قصه گویی را از سكه می انداخت؛ اما این امكانات، انسان را از شنیدن قصه و رودررو قرار گرفتن با

ص: 158


1- . بیدمشكی، 1385

قصه گو بی نیاز نكرد.(1) علت این امر، تأثیرگذاری بیشتر بازگویی قصه های قوی و هنرمندانه بر مخاطبین است. حالات و بیان هنرمندانة قصه گو(2)

باعث می شود فرد نسبت به وقتی خود به مطالعه می پردازد اثرپذیری غنی تر و ماندگارتری داشته باشد. چراکه كلمات زنده می توانند آفریننده باشند، بر روی احساسات تأثیر بگذارند، تصوراتی را خلق كنند و موجب شادی و سرور در شنوندگان شوند. (3)

به این ترتیب، نیمی از زیبایی و روایی قصه برای كودكان مرهون مهارت و طرز بیان قصه گو است. نفس گرم قصه گو و بیان شیرینش به منزلة روح قصه است و قصه بدون آن سرد و بی لطف به نظر می رسد.(4)

این جنبه از قصه گویی به ویژه برای گروه سنی كودك از چنان اهمیتی برخوردار است كه می توان گفت: حتی وقتی خود كودك قادر به خواندن باشد، قصه گویی برای او توصیه می شود؛ چراکه كودك از این طریق زیبایی تصاویر و كلمات و عبارات هنری را بهتر احساس می كند و این درك و احساس هنری اهمیت زیادی در سازندگی و تكامل ذوق و سلیقة او دارد؛(5)

علاوه بر این، وجود ارتباط دوسویه در برنامة قصه گویی فلسفة دیگری است كه باعث رجحان شنیدن قصه بر مطالعة آن می شود. قصه گویی، رویدادی انسانی و دوجانبه است كه بزرگ سال (قصه گو) و كودك به طور یكسان در آن شركت می كنند.(6) این امر از منفعل بودن كودك در جریان قصه گویی جلوگیری می كند و به او امكان دخالت و اعتراض می دهد. به نحوی كه كودك به خود اجازه می دهد در بین قصه گویی،

ص: 159


1- . رحماندوست، 1377
2- . غنی، 1378
3- . چمبرز، 1380
4- . بیدمشكی، 1385
5- . شعاری نژاد، 1384
6- . بتلهایم، ترجمة بهروز نیا، 1384

با طرح خاطره و پرسش، خود را مطرح سازد و یا اطلاعاتش را كامل كند، از سر مجهولات نگذرد و ناپیدایی های قصه را بفهمد.

در نتیجة این امر، كودك با اشتیاق بیشتری در قصه گویی شركت می كند، وجود «خویش» را بهتر درك می نماید، به پرورش استعدادها و قدرت تخیل و خلاقیت خویش می پردازد،(1)

مهارت های زبانی، اجتماعی، هوشی و علمی خویش را افزایش می دهد و از مزایای پیوند عاطفی نزدیك با افراد بزرگ سال برخوردار می شود.(2)

به این ترتیب، امكان معنایابی جهان و تعیین هویت خویش و تأثیرپذیری سریع و غیرمستقیم نیز بیشتر می شود. همة این موارد به علت وجود ارتباط دو سویه به دست می آید؛ از این رو مطالعة قصه توسط خود كودك نمی تواند فراهم كنندة آن باشد.

نكتة قابل توجه دیگر آنکه گسترش میدان خیال كودك و پرورش ذهن و هوشیاری وی كةكی از قابلیت های مهم قصه است(3) از طریق قصه گویی به نحو چشم گیری افزایش می یابد؛ چراکه قصه گو می تواند با خنثی كردن ضمیر هوشیار شنونده، آن را آشفته و مختل ساخته دریچه های خیال پروری اش را بگشاید و از این طریق به ناخودآگاه فرد راةابد.(4) اهمیت این امر با یادآوری این نكته بیشتر معلوم می شود كه نفوذ به ناخودآگاه در تأثیرگذاری غیرمستقیم و سریع بر كودك نقش اساسی دارد.

در ضمن، قصه گویی علاوه بر نقشی كه در پرورش خیال كودك دارد، به او جسارت و جرئت بیان آزادانة تخیل را نیز می بخشد. این كار به مرورزمان به ذهن

ص: 160


1- . افروز، خانبانی، جمشیدیان، 1385
2- . بیدمشكی، 1385
3- . غنی، 1378
4- . صدرزاده، 1389

او ساختار و نظم می دهد و موجب می شود در برخورد با مسائل، تفكری تحلیلی داشته باشد. (1)

در نتیجه می تواند به طور آگاهانه تر و علمی تر به معنایی برای خود و جهان اطرافش دست یابد.

گذشته از همة اینها، حتی اگر آنچه به عنوان فلسفة قصه گویی بررسی شد، بتواند توجیه گر فلسفة مطالعة قصه هم باشد، در سنین كودكی، قصه گویی بهترین و اثربخش ترین مسیر رسیدن به مرحلة مطالعه است. در توضیح بیشتر این مطلب باید گفت قصه گویی محركی قوی در افزایش سطح کتاب خوانی كودكان و گسترش حوزة مطالعة آنها است؛ چراکه قصه گویی فاصلة میان قدرت خواندن كودك و قدرت درك او را از بین می برد، گنجینة لغاتش را افزایش می دهد، او را با قسمتی از ادبیات كه با آن بیگانه و یا نسبت به آن بی علاقه بوده آشنا و مأنوس می سازد و مانع از آن می شود كه کندخوانی، كودك را نسبت به كتاب بی علاقه كند.(2)

كودكان با شنیدن هر چه بیشتر قصه ها علاقه مندی شان به مطالعه بیشتر می شود؛ به نحوی كه حتی تمایل دارند قصه هایی را كه شنیده اند خود نیز بخوانند.(3) به این ترتیب، باوجود آنکه فلسفة قصه گویی برای كودك تا حدودی با فلسفة مطالعة قصه توسط خود او هم پوشی دارد، در یك بررسی عمیق تر می توان دریافت كه قصه گویی برای كودكان دارای ویژگی ها و آثاری است كه قرابت هر چه بیشتر آن با فلسفة مذكور را توجیه می كند؛ از این رو پیوند قصه گویی با فطرت بشری، امكان كشف مفهوم جهان و تعیین هویت خود در پرتو قصه گویی و تأثیرگذاری سریع و غیرمستقیم آن در درجة اول به عنوان فلسفة «قصه گویی» شناخته می شود. در كشور ما به رغم وجود گنجینه های علم و معرفت و

ص: 161


1- . تولایی، 1385
2- . رحماندوست، 1377
3- . غنی، 1378

داستان های و افسانه های زیبا و آموزنده، اولیا و مربیان بیشترین وقت خود را به مسائل آموزشی كودكان اختصاص می دهند و دانش آموزان نیز در خانه و مدرسه بیشتر اوقات خود را صرف یادگیری های غیر فعال كرده و از سختی، خشكی دروس، اضطراب امتحان و نمره رنج می برند. بدین ترتیب اغلب اولیا و مربیان از هدف اصلی تعلیم و تربیت كه پرورش انسان های خلاق، مبتكر و كارآمد است، باز می مانند.

قصه در قرآن

اشاره

قرآن که معجزة پیامبر اسلام و آخرین و در عین حال کامل ترین کتاب آسمانی است، سرشار از داستان های و تمثیل هایی است که از سرگذشت پیامبران و اقوام پیشین و به زبان قصه برای مسلمانان نقل شده و شاید یکی از دلایل گرایش اعراب به اسلام نیز نقل همین داستان های به صورت پندآموز بوده است.(1)

قصه در قرآن عبارت است از روایت و نقل وقایع و حوادث واقعی و تاریخی که از روی علم و با هدف و پیامی مشخص پیگیری می شود. قرآن هنری ترین کتاب است؛ تمام واژگانش سنجیده و حساب شده در کنار هم نهاده شده اند، تصویر در اوج است، نثر آهنگ ویژة خودش را دارد و قصه های قرآن نیز با شیوه ای تازه ارائه شده اند. مهم ترین نکته ای که هرگز نباید از نظر دور داشت، این است که قرآن، کتاب قصه نیست، قصه ابزاری جهت عینی کردن مفاهیم قرآنی است و کتاب آسمانی ما در عصری که ادبیات داستانی شفاهی بود، به این مهم پرداخت و در بهترین شکل و شیوه آن را ارائه داد.

قرآن، عناصری را در قصه به کار گرفته است که بشر در قرن حاضر با پیشرفت علوم و به ویژه داستان نویسی نوین به آنها دست یافته است و حتی

ص: 162


1- . رحماندوست، 1372

مسلمانان از آنها غفلت کردند و می کنند و هنوز داستان را ره آورد غرب می دانند و بعضی آن را سبک می شمارند، آنچه مسلم است، این است که قصه قرآنی شکل و محتوای زیبا و برازنده دارد. قرآن، از قصه به عنوان بهترین وسیله آموزشی استفاده کرده و به آن برتری بخشیده است.

شخصیت های داستان های قرآن، انسان هستند و موضوعات آنها نیز به زندگی انسان مرتبط است. قصه ها و تمثیل های دل نشین قرآن با مضمون های اخلاقی، انسانی و تاریخی، همگان را به عبرت گیری و یادگیری مسائل دعوت می کند.(1)

حضرت علی (علیه السلام) در این باره می فرماید: قرآن را یاد بگیرید که زیباترین گفتارهاست و در آن غور کنید که بهار دل هاست و از نورش شفا بگیرید که شفای قلب هاست و خوب بخوانید که پرفایده ترین قصه هاست.(2)

و قرآن قصه را ابزاری در خدمت اهداف خود می داند، قصه ظرف، پیمانه و شکل است و مهم تر از آن، محتوا و معنا و اندیشه است.

اهمیت قصه در قرآن

قصه از مفاهیمی است که در قرآن از اهمیت خاصی برخوردار است. اختصاص بخش عظیمی از آیات الهی به قصص، نشانه های آشکار این امر به شمار می آید؛ چنان که پروردگار عالمیان قصه ها را برای جامعه انسانی نوعی عطیهء الهی می داند که در آن خبرهای گذشته و سرگذشت انبیاء و امت های پیشین نقش بسته است، به انسان آگاهی می بخشد، نشان از رستگاری بشر و دلایل روشن انبیاء در برابر جبهه باطل می دهد، آدمی را به اندیشه و تفکر فرامی خواند تا با تعمق در سرنوشت گذشتگان و پیشینیان با خردورزی عبرت

ص: 163


1- . سلطانی، 1385
2- . نهج البلاغه، خطبه 108

گیرد و آموزه های خود را در ترسیم راه صحیح زندگی به کار بندد. سرانجام نیز خداوند تأکید می ورزد که قصه ها راست و درست هستند و نقل قصص موجب اطمینان قلب پیامبر و مؤمنین گردیده و آنان را قویدل و در راه خود راسخ و سخت می سازد؛ ازاین رو قصه ها در قرآن از مقام رفیعی برخوردارند. در حقیقت پروردگار بر این زبان، بیان و قالب مؤثر انتقال مقصود صحه گذارده و آن را برای طرح معارف زلال و حکمت های رسای آفرینش انتخاب نموده است؛ چنان که تاریخ بشر نیز نشان داده قصه در عرصة تمدن بشری نقش ویژه ای داشته است. داستان ها همواره زبان گویای آدمی در انتقال تجارب تمدن ها و امت ها، تبیین آرمان ها و اندیشه ها و طرح مفاهیم بلند ذهن کاوشگر و پویشگر انسانی بوده اند؛ بنابراین بدیهی است از این نقش و تأثیر در متن وحی بهره گرفته شود و در راستای اهداف والای آگاهی، هدایت و تربیت فرد و جامعه انسانی موردنظر قرار گیرد.(1)

ویژگی های قصه در قرآن

اشاره

قصه در قرآن با قصه به مفهوم عام آن در عرصة ادبیات و فرهنگ بشر متفاوت است؛ زیرا قرآن از فرهنگ ویژه ای سرچشمه می گیرد. جان مایة این فرهنگ، طرح معارف الهی و حقایق جهان آفرینش است. این ویژگی قرآن سبب شده که هرچه در آن یافت شود با فرهنگ و روح کلی حاکم بر این کتاب آسمانی سنجیده شود؛ ازاین رو اهل نظر و مفسرین قرآنی آگاهانه تأکید می ورزند که واژگان، اصطلاحات و موضوعات طرح شده در بطن وحی را بایست منطبق با فرهنگ قرآنی تفسیر و تأویل نمود. قصه نیز از این امر مستثنا نیست و شناخت و تبیین آن را باید در چهارچوب روح حاکم بر قرآن پیگیری نمود. بدیهی است در

ص: 164


1- . ملبوبی، 1378

این صورت بر دقت برداشت و تطبیق با حقیقت امر و ارادة الهی افزوده خواهد شد.

با تکیه بر این نظر کاوش در وحی الهی به خوبی دریافت می شود که قصه از منظر قرآنی دارای ویژگی ها و معیارهای زیر است:

1. تکیه بر نقل سرگذشت ها، حوادث و رویدادهای گذشته؛

2. حق، واقع و صادق بودن محتوا؛

3. پیام روشن و تکیه بر اهداف محوری عبرت و برانگیختن تفکر؛

4. دربرداشتن عناصر قصه و قابلیت اطلاق بر مفهوم و معنای قصه.

همچنین قصه های قرآنی فاقد جنبه های زیر است؛

1. دربرنگرفتن افسانه ها و اساطیر؛

2. فقدان تخیل؛

3. غیرواقعی بودن.

ویژگی های فوق نشان می دهد که مفهوم و ماهیت قصه های قرآنی با قصه های رایج در ادبیات و فرهنگ بشری تفاوت های چشمگیری دارد. قصه در ادبیات انسانی دامنة گسترده ای دارد و شمول آن جنبه های گوناگونی چون خاطره، سرگذشت، شرح حال، مثل و تمثیل، اساطیر و افسانه ها، حکایت و انواع داستان های کوتاه و بلند را دربرمی گیرد.

به این ترتیب ماهیت قصة قرآنی با قصه های متداول در ادبیات گذشته و حال متفاوت است و دامنة آن بخش هایی را دربرمی گیرد. حال آنکه گسترة قصه و داستان رایج در ادبیات محدود به رئالیسم در مفهوم قرآنی نیست، از عنصر تخیل بهره می برد و تخیل در صحنه پردازی، طرح و توطئه، توصیف، شخصیت، زمان و مکان داستان نقشی اساسی دارد؛ هرچند منشأ آن می تواند «واقع» باشد و از نوعی «رئالیسم» و «واقع گرایی» سرچشمه می گیرد.

ص: 165

این تفاوت در جنبه های شمول و دامنة مفهوم قصه و ماهیت آن وجود دارد. بر این اساس هرگونه تفسیر و تحلیل قصص قرآن بایست مبتنی بر این تفاوت باشد و در قالب فرهنگ و روح کلی قرآنی شکل گیرد.

نکتة دیگری که ضرورت دارد به آن توجه شود این است که قرآن بیشتر در مقام «قصه گویی» است و نه «قصه نویسی». ازآنجاکه قصه گویی با قصه نویسی تفاوت دارد، بایست در قضاوت نسبت به قصص از زاویه دید قصه گویی نگریست. مؤید این امر نظر مفسرین و دانشمندان علوم قرآنی در باب «وجوه و نظائر» الفاظ قرآن است که الفاظی همچون«فاقصص» در «فَاقصُصِ القَصَصَ»(1) را به معنی «فاقراء» یعنی «بخوان» و «برگو» آورده اند و یا «یقصّون» در «یَقُصُّونَ عَلَیکُم آیاتی»(2) را به معنی «یقرؤون» یعنی «می خوانند و بازگو می کنند» گرفته اند. این موارد نشانگر قصه گویی در قرآن می باشند که در مقام بررسی روش شناسی قصه در قرآن باید به آن توجه نمود.

شیوه ها و تکنیک های قصه پردازی در قرآن

قصه های قرآن از دیدگاه ادبی «واقع گرا» یا «رئال» به شمار می آیند؛ زیرا خصیصة اصلی این قصص آن است که «حق» بوده اند و «واقع» شده اند.

«نَحنُ نَقُصُّ عَلَیکَ نَبَأَهُم بِالحَقِّ؛ ما خبرشان را به راستی حکایت می کنیم...»(3)

«اِنَّ هذا لَهُوَ القَصَصُ الحَقُّ؛ همانا این داستانی است راست و درست».(4)

حقیقی بودن و واقعیت داشتن ویژگی آشکار قصه در قرآن است. مفهوم حقیقت و واقعیت در قصة قرآنی قرابت نزدیکی با مفهوم حقیقت و واقعیت در

ص: 166


1- . اعراف، 176.
2- . سوره اعراف، 35.
3- . سوره کهف، 62.
4- . سوره آْل عمران، 62.

فلسفه اسلامی دارند. از دیدگاه فلسفه اسلامی «حقیقت» مفهومی است که در خارج مصداق واقعی دارد و «واقعیت» همان نفس الامر و واقع است. از این دیدگاه واقعیات دو گونه می باشند، واقعیات موقتی و واقعیات ثابت و دائمی. ازاین رو حقایق نیز دو گونه اند:

1. حقایقی که مربوط به علوم اعتباری و اعتباریات هستند. به طور نمونه می توان به قوانین اجتماعی اشاره کرد که مصداق عینی و خارجی ندارند و تابع اعتبار قانون گزاران و غیره است. این گونه قوانین برای مدتی محدود یک حقیقت اجتماعی شناخته می شوند و با تغییر شرایط، آن حقیقت هم از بین می رود؛ زیرا بر پایة واقعیاتی موقتی بنا شده اند. این حقایق احتمالی، نسبی و موقتی بوده و به نظر برخی از لحاظ فلسفی حقیقت به شمار نمی آیند.

2. حقایقی که مربوط به واقعیات ثابت و یقینی هستند. چنین حقایقی اختصاص به زمان معینی ندارد؛ زیرا در اینجا اگرچه حقایق مربوط به واقعیات متغیر باشند، ولی مطابقت حقیقت با واقعیت خود که مربوط به یک لحظه از زمان است، ابدی بوده و اختصاص به زمان خاصی ندارد، مثل اینکه بگوییم «پیامبر سال عام الفیل متولد شده است». با اینکه این حقیقت مربوط به سال عام الفیل و یک قطعه از زمان است، اما همیشه و به طور دائم صادق است و با واقع خود مطابقت دارد، یعنی در همة زمان ها صادق است که تولد پیامبر در سال عام الفیل بوده است.

این مفهوم از «حقیقت» و «واقعیت» بر حقایق و واقعیات قرآنی صادق است. برمبنای این نگرش حقایقی چون ارسال پیامبران و انبیاء، وجود اقوام مختلفی چون عاد، ثمود و ...، و وقوع حوادث و رویدادهایی چون خلقت انسان، طوفان نوح، آتش و ابراهیم، یونس و ماهی، موسی و فرعون، تولد شگفت انگیز مسیح، ماجراهای قوم صالح و عذاب های واقع شده بر اقوام عصیانگر در دوره های پیشین

ص: 167

واقعیت داشته اند و قصص قرآن از این حقایق سخن می گویند. در دل قصه های قرآنی برشی از زندگی واقعی انسان در لحظه های خاص تاریخ نقش بسته است. به نظر ما چون این حقایق بر پایة واقعیات قطعی و یقینی هستند، همواره صادق هستند و تابع برداشت یا تخیل و ذهنیت ناقل یا نویسنده نخواهد بود که در این صورت ماهیت قصه های قرآنی مخدوش می شود؛ بنابراین: رئالیسم در قصه های قرآن به معنای نقل و روایت واقعیات قطعی و یقینی و ترسیم برشی از یک مقطع زندگی انسان در بستر تاریخ و زمانی که اتفاق افتاده، است.

پس منظور از «واقع گرایی» و «رئالیسم» قرآنی، رئالیسم مصطلح در ادبیات داستانی نیست و این دو با یکدیگر تفاوت گوهری دارند. رئالیسم ادبی مکتبی است که در آن داستان نویس برای آفرینش قصه از شخصیت ها، فضاها، توصیف ها، گفت وگوها، حوادث، گره افکنی ها و سایر عناصر داستانی به شکلی استفاده می کند که بر اساس برداشت خارجی و به اتکای نمونه ای بیرونی و واقعی باشد؛ به عبارت دیگر داستان و قصه در تخیل او زاده می شوند، اما داستان یا اجزاء آن در خارج و جهان عینی یا زندگی واقعی نمونه دارد. در این سبک نویسنده از خارج عکس برداری نمی کند، بلکه داستان تابع شخصیت فکری و ذهنی نویسنده است و «خارج» و «واقع» نقشی قطعی در سیر و منطق داستان ندارند. ذهن نویسندةا قصه پرداز طبق «خارج» و «زمینه های عینی و واقعی» صحنه ها و سایر عناصر داستانی را ترسیم نموده و به تصویر می کشد.

اما رئالیسم قرآنی بر پایة واقعیت های خارجی استوار است.

قرآن از واقع گزارش می نماید و داستان های قرآنی گزارش صدق و راست وقایع و رویدادهایی هستند که در زمان و روزگاری عینا «واقع» شده اند.(1)

ص: 168


1- . ملبوبی، 1378

داستان های پندآموز تربیت دینی فرزندان

بعد از چاپ و انتشار چند تالیف در مباحث تربیت دینی فرزندان و والدین و دیدن و جستجوی منابع مختلف، داستان های نغز و پر ملات در این موضوع تصمیم بر آن گرفته شد تا قدمی کوچک در عرصه تربیت دینی به عموم جامعه، خاصه پدران و مادران برداشته باشیم.

نمونه داستان های پندآموز

حکایت آن درخت

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند... ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.

عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست... ابلیس در این میان گفت:«دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»؛ عابد با خود گفت :« راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.

بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت. روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت:«کجا؟» عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛ گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتوانی کند» در جنگ آمدند. ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست! عابد گفت: « دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو

ص: 169

پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟»

ابلیس گفت:« آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی»(1)

نتیجه گیری

قصه و داستان از برجسته ترین و پرجاذبه ترین انواع هنر، برای کودکان محسوب می شود. كودكان در دنیای قصه بازی می کنند، با قصه ها می خوابند، بیدار می شوند و زندگی می کنند. شلوغ ترین بچه ها با آرامش به قصه ها گوش می دهند، از قصه ها می آموزند و عبرت می گیرند و حتی در عالم خواب نیز قصه ها را دنبال می کنند. اگر قصه گو با دنیای بچه ها آشنا باشد و منطق آنها را بپذیرد، می تواند با بهره گیری از فنون قصه گویی، بذر تمام ارزش های بزرگ و كوچك اخلاقی و انسانی را در كودكان بكارد. چقدر خوب بود اگر در خانه و مدرسه برای پرورش نیكوتر، حتی آموزش بهتر درس ها به فن قصه گویی توجه بیشتری می شد و آموزش قصه گویی به مدرّسان و معلمان جزء برنامه های اصلی تربیت معلم قرار می گرفت. داستان و قصه همچنین نقش بسیار مهمی در تكوین شخصیت كودك دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، كودك به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هایی هستند كه هستة مركزی بسیاری از قصه ها و داستان های را تشكیل می دهند.

پرورش حس زیبایی شناسی در كودك، متوجه ساختن كودك به دنیایی كه

ص: 170


1- . کیمیای سعادت، ص 757

اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفید در كودك، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت كودك، هدف های اصلی طرح قصه های خوب برای كودكان است. استفاده از این قالب هنری با انتشار کتاب ها و مجلات متنوع، قصه گویی و یا قصه خوانی برنامه ها و فیلم های داستانی تلویزیونی و یا برنامه های رادیویی انجام می پذیرد. قصه و داستان، نظر به نقش برجسته ای که دارد، بخش عمده ای از ادبیات کودکان و نوجوانان را به خود اختصاص داده و از مباحث عمده آن به شمار می رود.(1)

انسان به گونه ای خلق شده است که به قصه و داستان علاقة ذاتی دارد؛ ازاین رو، آخرین کتاب الهی که برای بشریت تا روز قیامت بوده، مملو از قصص گذشتگان است. بزرگان تعلیم و تربیت به تقلید از «رب العالمین» حقایق زندگی را به صورت قصه و داستان به نسل آینده انتقال داده است. کودک به اقتضای نزدیکی به فطرت پاک الهی، از شنیدن قصه لذت می برد و به طور غیرمستقیم، جوهر وجودش شکل می گیرد. از آنجا که قرآن «احسن القصص» است، چنانچه قصه های آن به نحو مقتضی و متناسب با سن کودک بیان شود، موجب علاقه مندی او به قرآن خواهد شد.(2)

قرآن درباره هدف و اهمیت قصه های خود دو تعبیر جالب توجه دارد:

الف) «فاقصص القصص لعلّهم یتفكرون؛ قصه ها را برایشان بازگو كن شاید بیندیشند.»(3)

ب) «لقد كان فی قَصَصِهِم عِبرَةُ لاُولِی الاَلبابِ ما كان حدیثاً یُفتَری ولكن تَصدیقَ الَّذی بَینَ یَدَیهِ و تَفصیلَ كُلِ شَی ءِ و هُدَی و رَحمَةَ لِقَومِ یُومِنونَ؛ یعنی

ص: 171


1- . دهستانی اردکانی، 1387.
2- . سرشور خراسانی، 1388.
3- . یوره اعراف، 176.

همانا در قصه های ایشان صاحبان خرد را عبرت و پندپذیری است. این سخنی كه به دروغ بافته شده باشد، نیست، بلكه تصدیق آن معارفی است كه پیش از آن (قرآن) بوده است و تفصیل هر چیز و هدایت و رحمت است برای گروه مؤمنان.»(1)

در قسم سوم داستان های می توان به داستان آدم، سجده ملائك و تمرّد شیطان اشاره كرد كه برخی از مفسران آن را بیان نمادین حقایق دانسته اند؛ البته روشن است كه اینجا سخن از خیال پردازی نیست، بلكه منظور بیان هنرمندانه و سمبلیك معارف و حقایق هستی است.(2)

در نهایت اینکه قصه گویی به عنوان مهم ترین و در دسترس ترین ابزار آموزش غیرمستقیم کودکان محسوب می شود. اگر نوجوآنها و جوآنها یی شایسته و وارسته می خواهیم، باید از همان کودکی برای رشد و تعالی آنها سرمایه گذاری کنیم و هیچ سرمایه ای بهتر و سودمندتر از انتقال مفاهیم صحیح تربیتی از طریق قصه های خوب و آموزنده نخواهد بود.(3)

ص: 172


1- . سوره یوسف، 111.
2- . مدنی بجستانی، 1388.
3- . روزنامه خراسان شمالی، 1389.

فهرست منابع

قرآن

نهج البلاغه

1. افروز، غلامعلی و خانبانی؛ مهدی و جمشیدیان، رسول، نقش قصه گویی در پرورش و تقویت فرهنگ ملی- مذهبی؛ یزد: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، 1385.

2. بتلهایم، برونو؛ كودكان به قصه نیاز دارند؛ ترجمه كمال بهروزنیا، تهران: افكار، 1384.

3. برزگر،راضیه، نقش قصه های قرآنی در تعلیم و تربیت نسل جدید، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی razieh.barzegar@gmail.com

4. بیدمشكی، مریم؛ نقش قصه و تأثیرات تربیتی آن بر كودكان؛ یزد: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، 1385.

5. پشت دار، علی محمد؛ قصه گویی و نمایش خلاق؛ تهران: دانشگاه پیام نور، 1376.

6. پشت دار، علی محمد؛ سنگری، محمدرضا؛ قصه گویی و نمایش خلاق؛ تهران: دانشگاه پیام نور، 1390.

7. پلووسكی، آن؛ دنیای قصه گویی؛ ترجمه محمدابراهیم اقلیدی، تهران: سروش، 1364.

8. پلویسكی، آنا؛ قصه گویی در خانه و خانواده؛ ترجمه مصطفی رحماندوست، چاپ اول، تهران: مدرسه، 1372.

9. تاج آبادی، رضا؛ رنجبری، صفرعلی؛ سیری در هنر قصه گویی و شیوه های روایت قصه؛ یزد: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، 1389.

ص: 173

10. جعفری مفرد طاهری، محمد مهدی؛ بررسی تأثیر قصه گویی بر آموزش مهارت های اجتماعی کودکان شش ساله پسر شهر کاشان؛ پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی، 1387.

11. چمبرز، دیوئی؛ قصه گویی و نمایش خلاق؛ ترجمه ثریا قزل ایاغ، تهران: مركز نشر دانشگاهی، 1380.

12. حجازی، بنفشه؛ ادبیات کودکان و نوجوانان؛ چاپ هشتم، تهران: روشنگران و مطالعات زنان، 1384.

13. حسینی، سید ابوالقاسم، مهدی، محدثی؛ مبانی هنری قصه های قرآن؛ مجله گلستان قرآن، شماره 1381،127، صص، 30

14. حسینی نژاد،سیدمجتبی،داستان های پندآموز تربیت دینی فرزندان، قم، انتشارات اثر قلم، 1400

15. حنیف، محمد؛ فایده های قصه گویی؛ کتاب ماه کودک و نوجوان، 1383.

16. دهستانی اردکانی، نرگس؛ بررسی تأثیر آموزش مفاهیم علوم تجربی (سالم و قوی شوید، جانوان، گیاهان) با روش قصه گویی بر میزان یادگیری دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی منطقه 2 شهر تهران؛ پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی، 1387.

17. رحمان دوست، مصطفی؛ ادبیات کودکان و نوجوانان؛ کاردانی تربیت معلم، 1372.

18. رحماندوست، مصطفی؛ قصه گویی، اهمیت و راه و رسم آن؛ تهران: رشد، 1377.

19. روزنامه خراسان شمالی؛ قصه گویی در دسترس ترین ابزار آموزش کودک است؛ شماره 608، ص. 2، 1389.

20. رهبر، امیر؛ بررسی تأثیر برنامه درسی تلفیقی و غیر تلیفیقی بر یادگیری

ص: 174

دانش آموزان پایة سوم ابتدایی در درس علوم تجربی با روش قصه گویی تلفنی؛ پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی، 1389.

21. زایپس، جك؛ هنر قصه گویی خلاق؛ ترجمه مینو پرنیانی، تهران: رشد، 1380.

22. سرشور خراسانی، غلام عباس؛ کودک و داستان های؛ رشد آموزش پیش دبستانی، دورة اول، شمارة 1، 1388.

23. سلطانی، مریم؛ اثربخشی روش قصه گویی به صورت گروهی در افزایش عزت نفس دانش آموزان دختر پایة دوم ابتدایی؛ پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی، 1385.

24. شعاری نژاد، علی اكبر؛ ادبیات كودكان؛ تهران: اطلاعات، 1384.

25. شكرانه، اسدالله؛ آدم های بی ساعت؛ یزد: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، 1385.

26. صباغیان، حمید؛ تأثیر قصه گویی بر میزان پرخاشگری کودکان دختر و پسر اول و دوم ابتدایی شهرستان مهریز؛ پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی، 1386.

27. صدر زاده، ماندانا؛ نقش قصه های تمثیلی در تعلیم و تربیت، فصلنامه پژوهش های زبان و ادبیات تطبیقی؛ دوره اول، شماره اول، 1389.

28. غنی، رضا؛ اصول و قواعد قصه گویی؛ (جزوه)، اصفهان: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، 1387.

29. مدنی بجستانی، محمود؛ قصه در قرآن؛ قابل دسترس در سایت تبیان به آدرس: 1388. http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=102729 تاریخ دستیابی: 29/09/1390

ص: 175

30. مقاله علت پرداختن به قصه گویی در قرآن (1389) قابل دسترس در سایت شهر مجازی قرآن کریم به آدرس:

: http://quranct.ir/index.aspx?siteid=41pageid=6354، تاریخ دستیابی: 29/09/1390

31. ملبوبی، محمد تقی؛ روان شناسی قصه در قرآن؛ کتاب ماه مهر، شماره 12، صص. 24 – 29، 1378.

32. میر صادقی، جمال؛ واژه نامة هنر داستان نویسی؛ تهران: کتاب مهناز، 1377.

33. میر شفیعی، عالمه؛ نقش قصه ها در تبادل تجربیات بشری و انتقال فرهنگ ها؛ یزد: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، 1385.

34. ناظمی، یحیی؛ ادبیات کودکان؛ چاپ اول، تهران: چاپار، 1385.

35. ندافی قلعه شیری، احمد؛ بررسی تأثیر قصه گویی برخی مفاهیم شهروندی کودکان شش سالة پسر شهر مشهد؛ پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی، 1388.

36. یوسفی یوله، معصومه؛ دلاور، علی و یوسفی یوله؛ مجید؛ تأثیر قصه درمانی بر كاهش نشانه های اختلال های اضطراب دانش آموزان مضطرب پایة چهارم، فصلنامه پژوهش در حیطه كودكان استثنایی؛ سال هشتم، شماره سوم، ص294-281، 1387.

37. Al-Jafar. Ali and Buzzelli. Cary. A. (2004). The Art Of storytelling for Cross Cultural understanding. International Journal of Early Childhood, Volume 36, Number 1, Pages 35-48

38. Lndiana. A. (2008). Better Way To Educate Through storytelling. Available in:www.storyteller.net.

ص: 176

خیرگو ای زادگاه خوب من

اشاره

سیدمجتبی حسینی نژاد(1)

خیرگو شهری در شهرستان لامرد استان فارس است.

جمعیت

جمعیت این شهر بر اساس آخرین آمار سرشماری سال 95 برابر 1،821 تن(523خانوار) بوده است.

موقعیت

این شهر در فاصله 350 کیلومتری شهر شیراز، 33 کیلومتری شهرستان لامرد و 26٫5 کیلومتری شهر علامرودشت قرار دارد.

وجه تسمیه

نام این شهر برگرفته از درختچه استبرق است که در زبان محلی به خرگ مشهور می باشد. در سال های اخیر به خیرگو تغییر نام داده شده است.

این شهر در 53ْ15 طول جغرافیایی و 27ْ30 عرض جغرافیایی واقع است و در 397 کیلومتری شیراز قرار دارد.(2)

ص: 177


1- . استاد و محقق حوزه علمیه، سطح 3 حوزه علمیه valayat@gmail.com
2- . ویکی پدیا؛ https://fa.wikipedia.org

چکیده

با توجه به اینکه تمام نقاط ایران و خصوصیات مختلف مربوط به آن، هنوز مورد بررسی محققان واقع نشده و کتابی جامع هم، در آن مورد نوشته نشده است البته به صورت پراکنده، در برهه ای از زمان، برای مقاصد گوناگون، مورد توجه قرار گرفته است، وظیفه هر پژوهشگری است که به نوبه خود با تحقیق و کاوش پیگیر، گوشه های ناشناخته فرهنگ عامه این سرزمین را، معرفی کند تا بدین وسیله، غنا و عظمت فرهنگ ایرانی را، متبلور سازد.

پر واضح است که فرهنگ مردم به فرد و گروه های خاص، تکیه نمی کند. فرهنگ عامه مردم ریشه از گذشته های دور دارد و مجموعه ای از تجربیات و تفکرات بشر، طی اعصار و قرون گذشته است و هویت و موجودیت یک جامعه، در آداب و رسوم، عقاید، سنت ها و.. . آن را متجلی می کند.

لذا در این مقاله به بررسی مونوگرافی شهر خیرگو از بخش خیرگو، شهرستان لامرد می پردازیم، تا اطلاعاتی را در زمینه های برگزاری مراسم های محلی، گویش ها وآداب ورسوم را به اطلاع علاقه مندان برسانیم. زیرا ارزش بخشیدن به فرهنگ مردم هر منطقه، در واقع ارج نهادن، به هویت و شخصیت مردم آن منطقه است. همانطور که مشهود است، جدایی مردم از فرهنگ خویش، امری اجتناب ناپذیر است و در یک کلام فرهنگ است، که آنها را می سازد و زمینه پیشرفت را برای آنها، فراهم می سازد.

مقدمه

«یا أیُّها النّاسُ إنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَر وأُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أتْقکُمْ إنَّ الله عَلیمٌ خَبیرٌ؛ ألا ای مردم، ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را تیره تیره و قبیله قبیله قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، به

ص: 178

راستی که گرامی ترین شما نزد خدا، با تقوا ترین شماست، همانا خداوند دانا و آگاه است »

اگر نیم نگاهی به مناطق مختلف کشور عزیزمان بیاندازیم وبه صورت اجمالی در آن نظر بیفکنیم، در خواهیم یافت که همانطوری که خالق بی همتا، انسان ها را به یک شکل نیافریده، فرهنگ ها، عقاید و آداب و رسوم و.. . محل های مختلف، نیز با هم متفاوت است. زیبایی در آن است که، تصور نماییم همه فرهنگ ها ریشه در یک محفل دارند ولی گلبرگ ها و رنگ های متفاوت را نمایان می کنند و در یک جمله بگوییم، زیبایی هر چیزی به متنوع بودن آن است. پس بهتر آن است که، ریشه را، تا ابد محفوظ نگه داریم و در شکوفایی گلبرگ های آن بکوشیم.

آشنایی هر چند مختصر، از یک سرزمین و شناخت آداب و رسوم، آثار و عقاید و.. . آن محل و معرفی آن به نسل جوان، یکی از راه های حفظ و نگهداری آن و شناخت نقاط مثبت و بعضاً منفی و در حد لزوم، جهت صحیح دادن به آن است و راهی است برای، مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانگان.

از آنجایی که شهر خیرگو، به عنوان یکی از شهرهای نسبتاً محروم و تا حدی ناشناخته باقی مانده است، بر آنیم که با بررسی ویژگی های تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی این شهر، گامی هر چند کوچک، در جهت حفظ، احیاء، اشاعه این میراث فرهنگی اصیل و معرفی آن به نسل جوان و توجه دادن برنامه ریزان اقتصادی، که برای رسیدن به عدالت اجتماعی، شهرهای محروم را در وحله اول، وجهه همت خویش قرار دهند. چون شهرهای ما می توانند نقش سازندگی را، به صورت بهتری هویدا کنند.

ص: 179

شناسایی کلی شهر

الف- شناسایی محیط جغرافیایی

1- موقعیت جغرافیایی: شهر خیر گو از بخش خیرگو شهرستان لامرد از جنوبی ترین نقطه استان فارس، می باشد. این روستا در 53ْ15 طول جغرافیایی و 27ْ30 عرض جغرافیایی واقع است و در 397 کیلومتری شیراز قرار دارد.

2- حدود و وسعت: روستای خیر گو با مساحتی در حدود 3000 کیلومتر مربع، در شمال شهرستان لامرد، قرار دارد و از شمال به بخش خنج لارستان، از جنوب به وراوی از توابع لامرد، از شرق به چاه ورز از بخش مرکزی لامرد و از غرب به مرکز بخش، شهر علامرودشت محدود می شود. شهرخیر گو از بخش خیرگو و از شهرستان لامرد 33 کیلومتر، فاصله دارد و فاصله آن تا دریا، حدود 30 کیلومتر است.

«بر اساس تقسیمات کشوری سال 1399 دهستان خیرگو به عنوان بخش خیرگو، شناخته شده است و این بخش 24 روستا را شامل می شود که عبارتند از: اندر، کمالی، روگیر تاج امیری، حاج محمد تقی، روگیر قلعه حاجی، روگیر حسنی، گرازی، شاه بهرام(شاوران)، نورالدینی، تمرویه، برکه ملا،شرف آباد، علی محسنی، مرادا، قلعه محمدعلیا، چاه رمضان، خیرگو، قلعه سهراب، چهارطاق، کتک، مهرآباد است و دو دهستان کمالی به عنوان مرکز دهستان و خیرگو با محور مرکزیت چهارطاق(مرکز دهستان چهارطاق) تعیین می شود.

همچنین مزارع و مکان و امام زاده هایی همچون امامزاده شاه سیف اله،امامزاده شاه خراسان،قلعه محمد طاهری در تقسیمات در جلسه مورخ 1370.3.29 با توجه به اختیار تفویضی هیأت وزیران (موضوع تصویب نامه شماره.93808ت 907 مورخ 1368.10.24)، بنا به پیشنهاد شماره 17549.1.4.42

ص: 180

مورخ 1369.12.20 وزارت کشور و به استناد ماده (13) قانون "تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری" مصوب 1362 تصویب نمودند.

3- ناهمواری ها: رشته کوههای زاگرس که از جنوب سیمینه رود آغاز می شود و تا نزدیکی تنگه هرمز ادامه می یابد، با جهت شمال غربی به جنوب شرقی، این منطقه را نیزدر بر می گیرد.

«رشته کوه علامرودشت به صورت رشته ای موازی، به طول 124 کیلومتر و به عرض 4 تا 8 کیلومتر از روستای سلوان در غرب لامرد آغاز شده و به سوی جنوب شرقی تا روستای پاقلات (اشکنان) ادامه می یابد. ارتفاع آن در بلند ترین نقطه 1430 متر است. این رشته کوه، لامرد را به دو بخش جدا، تقسیم می کند. به این ترتیب، وضعیت طبیعی این آبادی، به صورت جلگه ای و کوهستانی می باشد.»

4- اقلیم آب و هوا: «از نظر اقلیمی، بر اساس اقلیم نمای کوپن، در گروه اقلیمی خشک قرار می گیرد. به علت کاهش ارتفاع و عرض جغرافیایی و نحوه توجیه کوهها، میزان بارندگی، کم است و جزء مناطق کم بارش، می باشد. در زمستان هوا معتدل، و در تابستان ها، هوا بسیار گرم است. اما معدل حداکثر دما، 2/42 درجه سانتی گراد در تیرماه و معدل حداقل دما، 7/5 درجه سانتیگراد در دی ماه بوده است. میزان متوسط بارندگی نیز،در حدود 200-100 میلی لیتر، درسال می باشد.»

در فصول مختلف سال، بادهایی می وزد که اهالی، نام هایی به زبان محلی، بر آن گزارده اند که به شرح آنها می پردازیم.

1- باد گَدُم: این باد از طرف شمال، در اواخر بهار و بیشتر در فصل تابستان می وزد و در آن فصل، باعث طوفانی شدن هوا (اَخَلوکْ) و باران تابستانی

ص: 181

(خَمینَه) می شود.

2- باد کُوْش: این باد از طرف شرق و بیشتر در فصل زمستان و پاییز می وزد و نشانه بارندگی است.

3- باد شَمال: این باد از طرف غرب، در فصل زمستان و تابستان می وزد و در فصل زمستان نشانه پایان بارندگی است.

4- باد قِبله: این باد از طرف جنوب، در فصل زمستان و تابستان می وزد و در فصل زمستان نشانه پایان بارندگی است.

5- جنس خاک: خاک این منطقه با توجه به آب و هوای آن، وضعیتی مخصوص به خود دارد. بدین صورت که خصوصاً، در تابستان که دمای هوا، افزایش پیدا می کند این افزایش، به نسبت بر روی خاک نیز تأثیر دارد. خاکی که مقداری نمک در آن است. نمی تواند چندان استفاده ای داشته باشد. اما به هر صورت، نمی تواند از کشاورزی مردم در این منطقه، جلوگیری کند. نوع خاک به صورتی است که آبهای باران که در سالیان سال، در سفره های زیر زمینی تشکیل شده شور هستند اما شوری آنها زیاد نمی باشد.

6- منابع آب: آب در این منطقه به دو دسته، آب مشروب و آب غیر مشروب تقسیم می شود.

1. آب مشروب: این آب، از طریق آب انبارها تهیه می شود. بدین صورت که در فصل زمستان آبهای باران در محلی جمع شده (آب انبار) و مورد استفاده در فصول بعدی نیز می باشد.

افرادی در این روستا، آب را از آب انبارها به وسیله ماشین پمپ هایی، خارج کرده و با دریافت مبلغی (معمولاً 2000 تومان) به فروش می رسانند. البته این آبها، از آب انبارهای مناطق دورتر و پاکیزه تر، تهیه می شود. بعضی از افراد

ص: 182

این روستا، به ناچار از آب انبارهای نزدیک محل سکونت خود، استفاده می کنند. لازم به ذکر است که از طرف بهداشت هر از دو یا سه ماه، آب ها کلر زنی شده و مورد بررسی قرار می گیرد با این وجود چون این آب انبارها سر باز هستند، بسیاری از مواد زائد را در خود، جای می دهند.

2- آب غیر مشروب: برای مصارف ظرفشویی، حمام و.. . هر خانوار در حیاط منزل خود چاهی به عمق 20-12 متر حفر کرده و آب، به وسیله دینام به محل هایی که در سر در خانه ها، برای این کار ساخته شده یا به منبع آهنی که در دیگر نقاط ساختمان وجود دارد منتقل و سپس به لوله های آب منتقل شده و مورد استفاده قرار می گیرد. نا گفته نماند که این آب ها شور می باشد.

چشمه ای به نام کَذاب(او کزو)، در جنوب شهر خیرگو می باشد که آب آن نیز، شور می باشد. در فصل زمستان، پرآب و در فصل تابستان، آب کمی دارد.

7- پوشش گیاهی: با توجه به نوع آب و هوای این منطقه، پوشش گیاهی بیشتر به صورت درختان گز، نخل کُنار و استپ است. با این وجود، در کوه های اطراف این منطقه، گیاهان دارویی مانند آویشن، بابونه و همچنین اسفند نیز مشاهده می شود.

8- حیوانات(اهلی و وحشی): در این منطقه نیز، مانند دیگر مناطق کشورمان حیواناتی مشاهده می شود که آنها را تقسیم بندی نموده و در زیر به آنها اشاره می کنیم:

1- حشرات: زنبور عسل، پشه، مگس، عنکبوت، مورچه و.. ..

2- خزندگان: قورباغه، موش، مارمولک، مار، عقرب، ه