مؤمن در هزار حدیث

مشخصات کتاب

سرشناسه : نجفی ، هادی ، 1342 -

عنوان قراردادی : الف حدیث فی المومن .فارسی

عنوان و نام پدیدآور : مومن در هزار حدیث/ تالیف هادی نجفی ؛ مترجم مصطفی اله دادی دستجردی.

مشخصات نشر : تهران: چتر دانش، 1400.

مشخصات ظاهری : 640 ص.

شابک : 1700000 ریال:978-600-410-489-0

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.

یادداشت : نمایه.

موضوع : مومنان -- احادیث *Believers -- Hadiths مومنان در قرآن *Believers in the Quran

شناسه افزوده : الله دادی دستجردی، مصطفی، 1360-، مترجم

رده بندی کنگره : BP141/5

رده بندی دیویی : 297/218

شماره کتابشناسی ملی : 7616606

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فاپا

خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ویراستار کتاب: خانم شهناز محققیان

ص: 1

اهداء

ص: 2

یا امیرالمؤمنین یا علی بن ابی طالب علیک صلوات المصلين

این نوشتار را با سخنی از تو شروع و به پایان می برم

نوشتارم که بضاعتی ناچیز است را به پیشگاه تو ای سیّد و مولا و امامم تقدیم می کنم.

این سرمایه ناچیز را بپذیر و برایم سنگ تمام بگذار و بر ما تصدق و بخشش کن که پاداش بخشندگان با خداوند است

مؤلف

امید که قبول افتد

ص: 3

﴿وَ مَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّلِحَتِ مِن ذَكَر أَوْ أُنثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَيكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا﴾

سوره نساء / 124

و کسانی از مردان یا زنان که بخشی از کارهای شایسته را انجام دهند در حالی که مؤمن باشند پس اینان وارد بهشت می شوند و به اندازه گودی پشت هسته خرما مورد ستم قرار نمی گیرند

ص: 4

بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحیمِ،

تقديم

به قلم آیة الله حاج شیخ

مهدی غیاث الدین نجفی قدس سره (1)

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على رسول الله محمّد المصطفى و آله الامجاد.

خداوند متعال در سوره حجرات می فرماید:

﴿قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَ لَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَينُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ إِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَلِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴾ (2)

بادیه نشینان :گفتند ما [ از عمق قلب] ایمان آوردیم بگو: ایمان نیاورده اید، بلکه بگویید اسلام آورده ایم؛ زیرا هنوز ایمان در دل هایتان وارد نشده است. و اگر خدا و پیامبرش را اطاعت ،کنید چیزی از اعمالتان را نمی کاهد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان .است

آیه شریفه به اجماع مفسران در مورد جمعی از طایفه «بنی اسد» نازل شده که در یکی از سالهای قحطی و خشکسالی وارد مدینه ،شدند اظهار اسلام کرده و شهادتین بر زبان جاری کردند اما قلباً و در باطن ایمان نداشتند و صرفاً به امید گرفتن کمک مالی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شهادتین بر زبان جاری کردند و به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند: «طوائف عرب بر مرکب ها سوار شدند و با تو پیکار کردند، ولی ما با زن و فرزندان نزد تو ،آمدیم و دست به جنگ نزدیم» و از این طریق می خواستند هم کمک دریافت کنند و هم بر پیامبر صلی الله علیه و آله منت بگذارند.

ابن عباس :گوید جمعی از طایفه «بنی اسد» در سال های قحطی و

ص: 5


1- شرح حال این رادمرد را می توانید در مقدمهٔ دو کتاب مطبوعش به نام های: «ادبیات ادب در صدر اسلام» به زبان فارسی و حواشى «تلخيص المفتاح» به زبان عربی و دو کتاب: قبیله عالمان دین ص 153-208 به زبان فارسی و طريق الوصول إلى أخبار آل الرسول صلی الله علیه و آله ص 14 - 30 به زبان عربی همه به قلم فرزندش مؤلف کتاب حاضر ببینید
2- سوره حجرات آیه 14

خشکسالی وارد مدینه شدند اظهار اسلام کردند و چون تعدادشان زیاد بود در شهر شلوغی ایجاد شد به نحوی که کوچه ها و راه ها از نجاسات و فضولات مرکب هایشان پر شده بود و به همین سبب نرخ ارزاق گران شد آنان پیوسته نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت و آمد داشتند و می :گفتند «طوائف عرب بر مرکب ها سوار شدند با تو پیکار ،کردند ولی ما با زن و فرزندان نزد تو ،آمدیم، و دست به جنگ نزدیم» و از این طریق می خواستند هم کمک و صدقه دریافت کنند و هم بر پیامبر صلی الله علیه و آله منت بگذارند که این آیه نازل شد.

هر چند شأن نزول آیه مذکور شد لکن از متن آیه تفاوت بین «اسلام» و «ایمان» مشخص می شود

اسلام اقرار به دو چیز است:

1- شهادت و اقرار به توحید و یگانگی خداوند

2- شهادت و اقرار به نبوت و پیامبری حضرت محمّد صلی الله علیه و آله

بر اسلام به این معنا آثار و نتایجی مترتب است که از جمله آن ها حرمت جان و مال حکم به طهارت و جواز ازدواج و حلال بودن ،ذبیحه جریان احکام ارث و نیز وجوب تجهیز و رعایت احکام کفن و دفن در مورد اوست.

اسلام با این دو اقرار که عملی زبانی و ظاهریست محقق می شود اما ،ایمان تصدیق و باور قلبی و اعتقاد راسخ بر شهادتین و دیگر باورهای دین اسلام می باشد پس باید گفت ایمان عملی قلبی و باطنی است.

انس بن مالک از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل نمود که می فرمود: «اسلام امری بیرونی است؛ ولی ،ایمان در دل است». سپس به سینه خود اشاره نمود.

بنابراین ممکن است که یک مسلمان نسبت به بعضی باورهایش در شک و شبهه باشد ولی انسان مؤمن دارای یقین است لذا رابطه این ،دو عموم و خصوص مطلق می شود؛ یعنی همه مؤمنان مسلمانند ولی هر مسلمانی لزوماً مؤمن نیست روایاتی بر این معنا وارد شده که ما به پنج مورد از صحاحش اشاره می کنیم.

1- صحيحة جميل بن دراج قال: سألت أبا عبد الله علیه السلام عن قول الله عز و جل: ﴿قَالَتِ

ص: 6

الأَعْرَابُ ءَامَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَ لَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ﴾ (1) فقال لي: أَلَا تَری أَنَّ الْإِیمانَ غَیْرَ الْإِسْلامَ. (2)

صحیحه جمیل بن دَرّاج :گوید از امام صادق علیه السلام درباره این سخن خداوند عز و جل: «بادیه نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو شما ایمان نیاورده اید؛ لیکن بگویید: اسلام آوردیم. و هنوز ایمان به دل های شما داخل نشده است» پرسیدم به من فرمود: آیا نمی بینی که ایمان غیر از اسلام است؟

2- حسنة أو معتبرة حُمْرَانَ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: اَلْإِسْلاَمُ لاَ یَشْرَکُ اَلْإِیمَانَ، وَ اَلْإِیمَانُ یَشْرَکُ اَلْإِسْلاَمَ، وَ هُمَا فِی اَلْقَوْلِ وَ اَلْفِعْلِ یَجْتَمِعَانِ، کَمَا صَارَتِ اَلْکَعْبَهُ فِی اَلْمَسْجِدِ، وَ اَلْمَسْجِدُ لَیْسَ فِی اَلْکَعْبَهِ، وَ کَذَلِکَ اَلْإِیمَانُ یَشْرَکُ اَلْإِسْلاَمَ وَ اَلْإِسْلاَمُ لاَ یَشْرَکُ اَلْإِیمَانَ، وَ قَدْ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿قالَتِ اَلْأَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمّا یَدْخُلِ اَلْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ﴾ فَقَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْدَقُ اَلْقَوْلِ... الحديث.(3)

روایت حسنه یا معتبره حمران بن اعین از امام باقر علیه السلام که فرمود: اسلام اشتراک با ایمان ندارد؛ امّا ،ایمان با اسلام اشتراک دارد و این دو در گفتار (شهادتین) و کردار، مشترک اند چنان که کعبه در مسجد [الحرام] است؛ ولی مسجد در کعبه نیست. همین سان ایمان با اسلام مشترک است؛ ولی ،اسلام با ایمان اشتراک ندارد خداوند عز و جل فرموده است: «بادیه نشینان :گفتند ما ایمان آوردیم بگو شما ایمان نیاورده اید؛ لیکن بگویید ما اسلام آوردیم. ایمان هنوز در دل های شما داخل نشده است» و سخن خداوند، راست ترین سخن است... حدیث

3- صحيحة سليمان بن خالد عن أبي جعفر علیه السلام قال : قَالَ أَبُو جَعْفَر عليه السلام : ﴿يَا سُلَيْمَانُ

ص: 7


1- سوره حجرات، آیه 14.
2- الكافي، ج 2، ص 24، ح 3.
3- الكافي، ج 2، ص 233، ح12

أَتَدْرِي مَنِ الْمُسْلِمُ ؟ قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ، أَنْتَ أَعْلَمُ . قَالَ : الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ و يَدِهِ . ثُمَّ قَالَ : و تَدْرِي مَنِ الْمُومِنُ ؟ قَالَ : قُلْتُ : أَنْتَ أَعْلَمُ . قَالَ : إِنَّ الْمُومِنَ مَنِ ائْتَمَنَهُ الْمُسْلِمُونَ عَلَى أَمْوَالِهِمْ و أَنْفُسِهِمْ ، والْمُسْلِمُ حَرَامٌ عَلَى الْمُسْلِمِ أَنْ يَظْلِمَهُ أَوْ يَخْذُلَهُ أَوْ يَدْفَعَهُ دَفْعَةً تُعَنِّتُهُ﴾ (1)

صحيحه سليمان بن خالد از امام باقر علیه السلام که فرمود می دانی مسلمان کیست؟ عرض کردم قربانت شما بهتر می دانید فرمود مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او آسوده و بی گزند باشند و سپس فرمود می دانی مؤمن کیست؟ عرض کردم شما .داناترید :فرمود مؤمن کسی است که مسلمان ها او را بر مال و جان خود امین دانند، و بر مسلمان حرامست که نسبت به مسلمان دیگر ستم کند یا او را تنها و بی یاور گذارد یا چنان از خود براند که رنجور شود.

می گویم: این روایت صحیح تفاوت اساسی بین اسلام و ایمان را بیان می کند

4- موثقة سَمَاعَهَ ، ﴿قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: أَخْبِرْنِی عَنِ اَلْإِسْلاَمِ وَ اَلْإِیمَانِ، أَ هُمَا مُخْتَلِفَانِ؟ فَقَالَ: إِنَّ اَلْإِیمَانَ یُشَارِکُ اَلْإِسْلاَمَ ، وَ اَلْإِسْلاَمُ لاَ یُشَارِکُ اَلْإِیمَانَ. فَقُلْتُ: فَصِفْهُمَا لِی، فَقَالَ: اَلْإِسْلاَمُ : شَهَادَهُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ، وَ اَلتَّصْدِیقُ بِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، بِهِ حُقِنَتِ اَلدِّمَاءُ، وَ عَلَیْهِ جَرَتِ اَلْمَنَاکِحُ وَ اَلْمَوَارِیثُ، وَ عَلَی ظَاهِرِهِ جَمَاعَهُ اَلنَّاسِ، وَ اَلْإِیمَانُ: اَلْهُدَی، وَ مَا یَثْبُتُ فِی اَلْقُلُوبِ مِنْ صِفَهِ اَلْإِسْلاَمِ ، وَ مَا ظَهَرَ مِنَ اَلْعَمَلِ [بِهِ] وَ اَلْإِیمَانُ أَرْفَعُ مِنَ اَلْإِسْلاَمِ بِدَرَجَهٍ. إِنَّ اَلْإِیمَانَ یُشَارِکُ اَلْإِسْلاَمَ فِی اَلظَّاهِرِ، وَ اَلْإِسْلاَمُ لاَ یُشَارِکُ اَلْإِیمَانَ فِی اَلْبَاطِنِ وَ إِنِ اِجْتَمَعَا فِی اَلْقَوْلِ وَ اَلصِّفَهِ﴾. (2)

سماعه گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا اسلام و ایمان دو چیز مختلفند؟ فرمود: ایمان در بردارنده اسلام است ولی اسلام حاوی ایمان نیست، عرض :کردم توضیح بفرمایید فرمود اسلام شهادت به یگانگی خدا و تصديق رسول خدا صلی الله علیه و آله است که به سبب آن خون ها از ریختن محفوظ ماند و زناشویی و میراث بر آن اجرا گردد و توده مردم طبق ظاهرش رفتار .کنند ولی ایمان هدایت است و آن چه که در دل ها از وصف

ص: 8


1- الكافي، ج 2، ص 26، ح 5.
2- الكافي، ج 2، ص 25، ح 1.

اسلام نقش می بندد و عمل به آن هویدا می گردد پس ایمان یک درجه از اسلام بالاتر است. ایمان با اسلام ظاهری ملازم ،است ولی اسلام با ایمان باطنی ملازم نیست هر چند آن دو از حیث تعریف و توصیف برابر باشند.

5- موثقة اُخرى لسماعة قال: ﴿سأَلْتُهُ عَنِ الاْءِیمَانِ وَالاْءِسْلاَمِ : قُلْتُ لَهُ : أَ فَرْقٌ بَیْنَ الاْءِسْلاَمِ وَالاْیمَانِ؟ ققَالَ : فَأَضْرِبُ لَکَ مَثَلَهُ. ققَالَ : قُلْتُ : أَوْرِدْ ذلِکَ ، قَالَ: مَثَلُ الْإِیمانِ وَالْإِسْلامِ مَثَلُ الْکَعْبَةِ الْحَرامِ مِنَ الْحَرَمِ، قَدْ یَکُونُ فی الْحَرَمِ وَ لَا یُکُونُ فی الْکَعْبَةِ، وَلَا یَکُونُ فی الْکَعْبَةِ حَتّی یَکُونُ فی الْحَرَمِ، وَ قَدْ یَکُونُ مُسْلِماً وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً حَتّی یَکُونَ مُسْلِماً. قَالَ : قُلْتُ : فَیُخْرِجُ مِنَ الاْءِیمَانِ شَیْءٌ؟ قَالَ : نَعَمْ. [قُلْتُ]: فَیُصَیِّرُهُ إِلی مَاذَا؟ قَالَ : إِلَی الاْءِسْلاَمِ أَوِ الْکُفْر﴾ (1)

موثقه دیگر سماعة بن مهران :گوید در مورد ایمان و اسلام از امام علیه السلام پرسیدم و عرض کردم: آیا ایمان و اسلام با هم فرق دارند؟ فرمود برایت مثلی بزنم؟ عرض کردم بفرمایید. فرمود مثل ایمان به ،اسلام همچون کعبه است به حرم. گاهی انسان در حرم هست، ولی در کعبه نیست، امّا نمی شود در کعبه باشد مگر این که در حرم هم باشد. بنابر این گاهی مسلمان هست ولی مؤمن نیست اما نمی شود مؤمن باشد مگر این که مسلمان هم باشد. عرض کردم چیزی او را از ایمان بیرون می برد؟ فرمود آری. عرض کردم: کجا برد؟ فرمود به سوی اسلام یا کفر

می گویم: اضمار در روایت به خاطر این که از جانب "سماعة بن مهران" است مشکلی بوجود نمی آورد و از موثقه بودن خارجش نمی کند.

از طرف دیگر یادآور می شویم که در روایات برای "ایمان" مفهوم دیگری نیز وارد شده و آن معرفت به ولایت و امامت امیرمؤمنان علی علیه السلام و اولاد معصومش می باشد که شرط صحت جمیع عبادات است و عبادت بدون پذیرش ولایت ائمه معصومین علیهم السلام و اعتقاد به امامتشان باطل بوده و این در نزد ما از ضروریات شمرده می.شود صاحب "وسائل" نوزده روایت تحت همین عنوان نقل می کند و در پایان

ص: 9


1- الكافي، ج 2، ص28، ح2.

آن می فرماید: «احادیث در این باره به طور جدّ فراوان است» (1).

و صاحب «مستدرک» آن ها را به شصت و شش حدیث می رساند. (2)

سپس صاحب «جامع أحاديث الشيعة» این احادیث را البته با حذف ،تعدادی به هفتاد و شش حدیث می رساند (3)

نتیجه این که این روایات برای ما تواتری اجمالی بلکه تواتری معنوی به ارمغان می آورد و به عنوان نمونه متن پنج مورد از صحاحش را ذکر می کنیم:

1- صحيحة محمّد بن مسلم قال : ﴿سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: کُلُّ مَنْ دَانَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِعِبَادَهٍ یُجْهِدُ فِیهَا نَفْسَهُ وَ لاَ إِمَامَ لَهُ مِنَ اَللَّهِ فَسَعْیُهُ غَیْرُ مَقْبُولٍ وَ هُوَ ضَالٌّ مُتَحَیِّرٌ وَ اَللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ- إِلَی أَنْ قَالَ- وَ إِنْ مَاتَ عَلَی هَذِهِ اَلْحَالِ مَاتَ مِیتَهَ کُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ اِعْلَمْ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ أَئِمَّهَ اَلْجَوْرِ وَ أَتْبَاعَهُمْ لَمَعْزُولُونَ عَنْ دِینِ اَللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا فَأَعْمَالُهُمُ اَلَّتِی یَعْمَلُونَهَا کَرَمادٍ اِشْتَدَّتْ بِهِ اَلرِّیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ لا یَقْدِرُونَ مِمّا کَسَبُوا عَلی شَیْءٍ ذلِکَ هُوَ اَلضَّلالُ اَلْبَعِید﴾ (4)

صحیحه محمّد بن مسلم :گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود: هر که خود را در عبادت خداوند عز و جل به رنج و زحمت ،افکند اما [ برای خود] امامی از جانب خدا نداشته باشد، کوشش او پذیرفته نمی شود و گمراه و سرگشته است و خداوند از کارهای او نفرت دارد... و چنان چه با این حال بمیرد مرگش با حالت کفر و نفاق می باشد، ای محمّد بن مسلم پیشوایان ستم و پیروان آن ها از دین خدا و از حق به دورند. کردارهایشان به خاکستری می ماند که بادی تند در روزی طوفانی بر آن بوزد از آن چه به دست آورده اند هیچ [بهره ای ] نمی توانند برد این است همان گمراهی دور و دراز.

2- صحيحة زرارة عن أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: ﴿بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ؛ عَلَى الصَّلَاةِ والزَّكَاةِ والْحَجِّ والصَّوْمِ والْوَلَايَةِ قَالَ زُرَارَةُ فَقُلْتُ وَ أَیُّ شَیْ ءٍ مِنْ ذَلِکَ أَفْضَلُ فَقَالَ الْوَلَایَةُ أَفْضَلُ فقالَ: الوَلایَهُ

ص: 10


1- وسائل الشيعة، ج 1، ص 125، چاپ آل البيت.
2- مستدرک الوسائل، ج 1، ص 149 چاپ آل البيت
3- جامع أحاديث الشيعة، ج 1، ص 426.
4- وسائل الشيعة، ج 1، ص118 ، ح 1 ، باب 29 از ابواب مقدمة العبادات

أَفْضَلُ، لِأَنَّهَا مِفْتَاحُهُنَّ وَالْوَالِي هُوَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِنَّ- إلى أن قال - ذُرْوَهُ الأمْرِ وَسَنَامُهُ وَ مِفتاحُهُ وَ بابُ الأشیاءِ وَ رِضا الرحمانِ الطاعهُ للإمامِ بعدَ معرفَتِهِ، . أما لَو أنَّ رَجُلاً قامَ لَیلَهُ و صامَ نَهارَهُ، و تَصَدَّقَ بِجَمیعِ مالِهِ، و حَجَّ جَمیعَ دَهرِهِ، و لَم یَعرِف وِلایَهَ وَلِیِّ اللّهِ فَیُوالِیَهُ، و یَکونَ جَمیعُ أعمالِهِ بِدَلالَتِهِ إلَیهِ، ما کانَ لَهُ عَلَی اللّهِ جَلَّ و عَزَّ حَقٌّ فی ثَوابِهِ،و لا کانَ مِن أهلِ الإِیمانِ﴾ (1)

صحیحه ،زراره از امام باقر علیه السلام که فرمود: اسلام بر پنج چیز استوار است: نماز ،زکات حج روزه و ولایت زراره می گوید پرسیدم: از میان آن ها کدام برتر است؟ :فرمود ولایت برتر است؛ زیرا ولایت کلید آن هاست و صاحب ولایت، راهنما به سوی آن ها باشد. بالاترین جایگاه دین و قلهٔ بلند آن و کلید آن و باب فهم هر چیز و رضای خدا، همانا اطاعت امام است پس از شناختن او . اگر شخصی شب زنده داری کند و روزش را روزه بگیرد و تمام مالش را صدقه دهد و تمام روزگارش را حج بگذارند، ولی ولایت ولی خدا را نشناسد که او را دوست داشته و اولی به تصرفش بداند و تمام اعمالش به راهنمایی آن امام به سوی خدا باشد حق درخواست پاداش از خداوند را ندارد و از اهل ایمان شمرده نمی شود

می گویم: البته صاحب وسايل حديث را تقطیع نموده و قطعه اوّل آن را در باب اوّل و قطعه دوم آن را در باب 29 از ابواب مقدمه عبادات قرار داده است.

3- صحيحة عبد الحميد بن أبي العلاء عن أبي عبد الله علیه السلام- في حديث - ﴿قال وَاللّهِ لَوْ أَنَّ إِبْلِیسَ سَجَدَ لِلّهِ بَعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَالتَّکَبُّرِ عُمُرَ الدُّنْیَا ، مَا نَفَعَهُ ذلِکَ وَ لاَ قَبِلَهُ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ مَا لَمْ یَسْجُدْ لآِدَمَ کَمَا أَمَرَهُ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ یَسْجُدَ لَهُ ، وَ کَذلِکَ هذِهِ الاْءُمَّةُ الْعَاصِیَةُ الْمَفْتُونَةُ بَعْدَ نَبِیِّهَا صلی الله علیه و آله ، وَ بَعْدَ تَرْکِهِمُ الاْءِمَامَ الَّذِی نَصَبَهُ نَبِیُّهُمْ صلی الله علیه و آله لَهُمْ، فَلَنْ یَقْبَلَ اللّهُ لَهُمْ عَمَلاً وَلَنْ یَرْفَعَ لَهُمْ حَسَنَةً حَتّی یَأْتُوا اللّهَ مِنْ حَیْثُ أَمَرَهُمْ ، وَ یَتَوَلَّوُا الاْءِمَامَ الَّذِی أُمِرُوا بِوَلاَیَتِهِ ، وَ یَدْخُلُوا مِنَ الْبَابِ الَّذِی فَتَحَهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ لَهُمْ﴾ (2)

ص: 11


1- وسائل الشيعة، ج 1، ص 13، ح 2 و ج 1، ص 119، ح 2.
2- وسائل الشيعة، ج 1، ص 119، ح 5.

صحيحه عبدالحميد بن ابوالعلاء ؛ از امام صادق علیه السلام که فرمود: ... می گوید: به خدا سوگند! اگر شیطان پس از آن نافرمانی و تکبّری که کرده به اندازه عمر دنیا برای خداوند سجده کند سودی برایش نخواهد داشت و خداوند نخواهد پذیرفت مگر این که طبق دستور الهی در برابر آدم سجده کند همین گونه است این امّت گنهکاری که پس از پیامبر دچار آزمایش شدند و امامی که پیامبرشان برای آن ها گمارده بود را رها کردند. پس خداوند تبارک و تعالی عملی از آن ها را نپذیرد و حسنه ای از آن ها را بالا نبرد تا از همان راهی به درگاهش روند که او مقرّر کرده و از همان امامی پیروی کنند که به پیروی از او مأمور شده اند و از همان دری که خدا و پیامبر به روی آن ها گشوده اند در آیند.

4- صحيحة جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ- في حديث - قال: ﴿مَنْ لاَ یَعْرِفِ اَللَّهَ وَ مَا یَعْرِفِ اَلْإِمَامَ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَیْتِ ، فَإِنَّمَا یَعْرِفُ وَ یَعْبُدُ غَیْرَ اَللَّهِ هَکَذَا وَ اَللَّهِ ضَلاَلاً﴾ (1)

صحیحه جابر از امام باقر علیه السلام که فرمود .... کسی که خداوند عز و جل و امام از ما اهل بیت را نشناسد غیر خدا را شناخته و عبادت کرده به خدا سوگند در این صورت گمراه است.

5- صحيحة مرازم عن الصادق جعفر بن محمّد علیهما السلام قال : ﴿قال رسول الله صلی الله علیه و اله مَا بَالُ أَقْوَامٍ مِنْ أُمَّتِي إِذَا ذُكِرَ عِنْدَهُمْ إِبْرَاهِيمُ وَ آلُ إِبْرَاهِيمَ اِسْتَبْشَرَتْ قُلُوبُهُمْ، وَ تَهَلَّلَتْ وُجُوهُهُمْ، وَ إِذَا ذُكِرْتُ وَ أَهْلَ بَيْتِي اِشْمَأَزَّتْقُلُوبُهُمْ، وَ كَلَحَتْ وُجُوهُهُمْ؟! وَاَلَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيًّا لَوْ أَنَّ رَجُلاً لَقِيَ اَللهَ بِعَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيًّا ثُمَّ لَمْ يَأْتِ بِوَلاَيَةِ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ مَا قَبِلَ اَللهُ مِنْهُ صَرْفاً وَ لَا عَدْلاً﴾ (2)

صحيحه مُرازم از امام صادق علیه السلام روایت کند که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چگونه است که برخی از امتم وقتی نام ابراهیم و آل ابراهیم علیهم السلام نزد آنان برده شود دل هایشان شاد

ص: 12


1- وسائل الشيعة، ج 1، ص 120 ، ح 6.
2- جامع أحاديث الشيعة، ج 1، ص 438، ح33.

و چهره هایشان از خوشحالی روشن می شود ولی همین که نام من و اهل بیتم برده می شود دل هایشان بیزار و رمیده و چهره هایشان در هم و گرفته می گردد؟! به آن خدایی که مرا حقیقتاً به پیامبری برانگیخته سوگند! اگر کسی با عمل هفتاد پیامبر خدا را دیدار کند و ولایت اولی الامر از ما اهل بیت را نداشته باشد خداوند هیچ عمل واجب و مستحب و کار نیکی را از وی نخواهد پذیرفت

می گویم: ایمان به این معنای دوم رجوع به ایمان به معنی نخستین دارد چنان چه برای اهلش ناپیدا نیست وانگهی ایمان به هر دو معنای مذکور مقول به تشکیک بوده و دارای درجات مختلف می باشد.

و اجمالاً ایمان در روایات اهل بیت علیهم السلام غالباً به معنای دوم و آمده است و مؤمن کسی است که ولایت اهل بیت علیهم السلام را پذیرفته و باور دارد و همچنین نشانه هایی دیگر نیز دارد.

علمای ما کتاب هایی پیرامون مؤمن و خصوصیات وی تألیف نموده اند و یکی از بهترین آن ها کتاب مؤمن در هزار حدیث از بهترین خلف صالح از بهترین ،گذشتگانش روشنی چشمم و فرزند نیکویم علّامه محقّق و مصنف پرکار حجة الاسلام حاج شیخ هادی نجفی است که از خداوند متعال موفقیت روزافزون و آینده ای روشنتر مسألت .دارم ایشان خیلی خوب و برتر از آن چه مورد نظر بوده در این میدان قلم زده که خدایش اجر دهد.

آن چه نوشته شد بنابر درخواست ایشان بوده و امید دارم در مظان استجابت دعا مرا حيّاً و میّتاً از دعای خیر بی نصیب نگذارید که ان شاء الله بنده نیز از دعای خیر فراموشش نخواهم نمود.

این مقدمه در روز سه شنبه بیستم جمادى الأخرى مصادف با ولادت باسعادت بانوی دو سرا فاطمه زهرا سلام الله علیها و خدا شفاعت او را در دنیا روزی ما گرداند در سال 1416 هجری قمری در اصفهان که خداوند از بلا محفوظش بدارد به قلم حقیر پایان یافت.

والحمد لله أوّلاً و آخراً و ظاهراً و باطناً

حاج شیخ مهدی غیاث الدین نجفی

ص: 13

الصدوق بسندٍ صحيح عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ﴿المُؤمنُ أعْظَمُ حُرمةً مِنَ الكَعْبَةِ﴾.

خصال، ج 1، ص 27؛ همین کتاب ح 485

امام صادق علیه السلام فرمود: حرمت مؤمن از کعبه بیشتر است.

ص: 14

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

تَمهُید

به قلم مؤلف

﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِينَ﴾

همه ستایش ها، ویژه خدا، مالک و مربّی جهانیان است.

﴿هُوَ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیمنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ﴾

اوست خدایی که جز او هیچ معبودی ،نیست همان فرمانروای پاک، سالم از هر عیب و نقص ایمنی ،بخش چیره و مسلط شکست ناپذیر جبران کننده شایسته بزرگی و عظمت است.

والصلاة والسلام على رسول الله مبلغ الإيمان و على أمير المؤمنين علي بن أبي طالب و أولاده أئمة المؤمنين.

از آن جا که دیدم روایات بسیاری پیرامون مؤمن و خصوصیات او وارد شده، دوست داشتم مستقلاً در موردش بنویسم لذا بعضی از آن ها را در کتاب "مؤمن در هزار حدیث" جمع آوری نمودم

البته قابل ذکر است علمای دیگری طاب ثراهم قبل از بنده کتاب هایی در این موضوع نگارش نموده اند که از جمله آن ها موارد زیر است:

1- حسين بن سعید ،اهوازی از ثقات اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السلام در کتاب مشهورش با نام "المؤمن".

2- ابوعبدالله حسین بن عبیدالله سعدی که کتاب هایی با احادیث صحیح تألیف نموده و از جمله آن ها کتاب "المؤمن والمسلم" است.

3- ابوجعفر محمّد بن حسن بن صفار قمی و متوفی در قم به سال 290ه با عنوان "المؤمن".

ص: 15

4- احمد بن محمّد بن حسين بن حسن بن دول قمی متوفی 350ه- در كتاب "المؤمن".

یادآور می شوم که از کتب مذکور فقط کتاب "حسین بن سعيد " اهوازی دستیابم بود.

روشم در این نوشتار

احادیث پیرامون یک موضوع را تحت یک عنوان طبق حروف الفبا قرار دادم و در هر عنوان غالباً از احادیثی که در کتاب کافی ثقة الاسلام کلینی سپس كتب شیخ صدوق سپس کتاب های شیخ مفید سپس شیخ طوسی و به همین ترتیب کتب کسانی که از نظر زمانی بعد از این بزرگواران تألیف شده استفاده نمودم چرا که در کتب اربعه به نحو جامعی به روایات پرداخته شده است.

بعد از آن ها اخباری که در کتب حسین بن سعید اهوازی و اسکافی و صفار و حمیری و محمّد بن اشعث در کتاب جعفریات و عیاشی در تفسیرش و علی بن ابراهیم قمی در تفسیر و کتب دیگرش جمع نموده آورده ام

نیز از جوامع حدیثی جدید و متأخر از جمله کتاب های وافی فیض کاشانی و بحار الأنوار شيخ الاسلام علّامه مجلسی و وسائل الشیعه شیخ حر عاملی، و مستدرک الوسائل میرزا حسین ،نوری و جامع أحاديث الشيعه تحت اشراف مرجع بزرگ آیة الله العظمی حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی قدس الله أسرارهم استفاده زیادی بردم

سند روایات را نیز ذکر کردم و از تقطیع احادیث دوری نمودم به خاطر این که در حذف سند و تقطیع حدیث اشکالاتی پیش می آید که می آید که بر محقق جستجوگر مخفی نیست سند روایات را بررسی نمودم و صحیح و موثق و معتبر را متذکر شدم در ذیل روایات لغات مشکل را شرح داده یا معانی لطیفش را به اندازه وسع خود توضیح دادم و العلم عند الله

از آن جا که روایات وارده در بعضی عناوین زیاد می باشد به ده مورد اکتفا شد. در پایان هر عنوان نیز خواننده را به روایات دیگری در آن موضوع با ذکر سند ارجاع داده ام و مصادر روایات را در ذیل صفحات ذکر نمودم.

قابل توجه این که روش من در جمع آوری احادیث به تنهایی و بدون استفاده از وسایل الکترونیکی مانند رایانه .است

ص: 16

سند مؤلف به روایات مذکوره

بر آن که می،داند پوشیده نیست احادیث را به طرق مختلف و معنعن از اساتید بزرگ به صاحبان کتاب ها نقل می کنم و اساتیدم و اجازاتشان را در کتاب "طريق الوصول إلى أخبار آل الرسول علیهم السلام آورده ام که نام برخی را یادآور می شوم:

1- مرجع فقيد فقيه اهل البيت علیهم السلام مرحوم آیة الله العظمی حاج سیّد محمّد رضا موسوی گلپایگانی قدس سره متوفی 1414 ق.

2- رجالي كبير و مرجع تقلید و فقیه مرحوم آية الله العظمی سیّد شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی طاب الله ثراه متوفی 1411ق.

3- مرجع تقلید فقيه آية الله العظمی مرحوم حاج شیخ محمّد علی اراکی قدس سره متوفى 1415ق.

4- رجالی محقّق و فقیه متضلّع و خبره آیة الله حاج شیخ محمّدتقی تستری (1) مد ظله العالی صاحب قاموس الرجال (2).

آیات عظام و فقهای کرام آقایان سادات گلپایگانی و مرعشی قدس سرهما از جدّمان علّامه آیة الله العظمی ابوالمجد شیخ محمّدرضا نجفی اصفهانی قدس سره متوفی 1362ق صاحب وقاية الأذهان و نقد فلسفه داروین از استادش محدّث نوری متوفی 1320 صاحب مستدرک الوسائل

(طریقی دیگر): و از مرحوم استاد اراکی از استاد بی نظیرشان حاج شیخ عباس قمی متوفی 1359 صاحب تألیفات گران سنگ و مشهور از استادش مرحوم محدّث نوری.

(طریقی دیگر): و از استاد تستری از استادش علّامه شیخ آغا بزرگ طهرانی متوفی 1389 صاحب الذريعه و طبقات أعلام الشیعه از محدث نوری

محدّث نوری از شیخ مرتضی انصاری از مولی احمد نراقی از سیّد مهدی طباطبایی بحر العلوم از ،بهبهانی از پدرش محمّد ،اکمل از علّامه محمّدباقر مجلسی از پدرش مولی محمّدتقی مجلسی از شیخ بهاءالدین ،عاملی از پدرش

ص: 17


1- ایشان از نوابغ روزگار و یگانه دوران خویش بود و در ذی الحجه سال 1415 وفات یافت.
2- شرح حال این بزرگان و اجازاتشان برای مؤلف در کتاب طريق الوصول إلى أخبار آل الرسول صلی الله علیه و آله آمده است.

شیخ حسین بن عبدالصمد از شیخ زین الدین شهید ،ثانی از شیخ علی بن عبد العالی ،میسی از همنام خویش شیخ علی بن عبدالعالى کرکی محقّق ثانی از علّامه ثقه بزرگوار شیخ علی بن هلال ،جزائری از شیخ احمد بن فهد حلّی، از شیخ علی بن خازن از شیخ شهید محمّد بن مکی معروف به شهید اول از فخرالدین ،محمّد از پدرش آیة الله علّامه حسن بن يوسف بن مطهر حلّی، از دایی خود ابوالقاسم جعفر بن حسن حلّى محقّق اوّل از شیخ حسن بن ،دربی از شیخ محمّد بن على بن شهر آشوب از جدش شهر آشوب از شیخ محمّد بن ابی الحسن طوسی شيخ الطائفه المُحِقَّة.

(طریقی دیگر): و از محقق اوّل از سیّد شمس الدین فخار بن معد موسوی از شیخ سدیدالدین شاذان بن جبرئیل قمی از عماد طبری از شیخ ابوعلی بن شیخ ،طوسی از پدرش شیخ الطائفه شیخ طوسی

شیخ طوسی از شیخ محمّد بن محمّد بن نعمان عکبری بغدادی ملقب به شیخ ،مفید از محمّد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، شیخ صدوق.

و طریق شیخ طوسی به محمّد بن يعقوب کلینی صحیح است، چرا که شیخ از شیخ مفید از جعفر بن محمّد بن قولویه از کلینی صاحب الكافي قدس سرهم نقل روایت می کند.

و ادامه سند از شیخ طوسی و شیخ صدوق و کلینی و دیگران تا ائمه معصومین علیهم السلام در متن کتاب مذکور است.

در پایان لازم به ذکر است که انسان مؤمن در روایات و آموزه های دینی ما به کسی گفته می شود که ولایت امیرمؤمنان علی بن ابی طالب و معصومین علیهم السلام را پذیرفته و در برابر امر آنان خاضع و فروتن گشته سر تسلیم فرود می آورد

خداوند متعال بنده و خواننده محترم را در زمره مؤمنانشان قرار دهد و زیارت و شفاعتشان را در دنیا و آخرت نصیبمان بفرمایید.

والحمد الله أوّلاً و آخراً و ظاهراً و باطناً، و صلى الله على محمّد و آله الطيبين الطاهرين المعصومين.

اول ربیع المولود 1415

اصفهان - هادی نجفی

ص: 18

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

پیشگفتار

به قلم مترجم

سپاس خداوندی را که ایمان و هدایت را به انسان ارزانی کرد و درود بر بنده برگزیده اش حضرت محمّد صلی الله علیه و آله که نجات بخش بشر از گمراهی و پوچی او و درود خداوند بر اهل بیت عصمت و درایت و لعن و نفرین همیشگی بر جملگی دشمنانشان باد

اما بعد؛ سخن پیرامون مؤمن سخن از رشد و کمال است سخن از استقامت و استواری است سخن از بندگی خدا و سرسپردگی بر آستان اوست سخن از انسانیت درخشان و فطرت و سرشت پاک است سخن از آشتی و دوستی و سخن از عطوفت و رحمت است و در یک جمله سخن پیرامون مؤمن سخن از خط رشید نبوی صلی الله علیه و اله و راه شادی آفرین و استوار ولایت علوی علیه السلام است.

سخن پیرامون مؤمن سخن از ترک بت ها و معبودهای دروغین و کفر به طاغوت و شیاطین فتنه گر است.

سخن از لگام زدن بر هوس ها و زبونی نفس اماره و فرمانروایی عقل در تمام حرکات و سکنات است.

سخن پیرامون مؤمن سخن از چیرگی حق بر باطل و پیروزی خداوند رحمان بر شیطان و غلبه خرد بر هوای نفس است؛ و در یک جمله پیروزی فضیلت بر رذیلت و چه پیروزی شکوهمندی .است

ص: 19

ایمان یعنی حیات

﴿اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا تُحْيِيكُمْ﴾ (1)

هنگامی که خدا و پیامبرش شما را به حقایقی که به شما [حیات معنوی و] زندگی [واقعی] می بخشد دعوت می کنند اجابت کنید.

مؤمن زنده است هرچند غبار مرگ او را پوشانده باشد و غیر او مرده است هر چند لباس زندگی بر تن کرده باشد

ایمان و باور مراتب و درجاتی دارد چنان چه برای کفر، منازل و درکاتی است. صعود از نردبان ایمان منوط به آراسته شدن به اخلاق الهی و تعالیم ثقلین علیهم السلام و پیراسته شدن از رذائل و نشانه های شیاطین جن و انس است - خداوند در دو سرا از آن پناهمان دهد - .

خواننده محترم آن چه پیش روی شماست ترجمه كتاب ألف حديث في المؤمن استاد معظم فقیه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام حضرت آیةالله آقای حاج شیخ هادی نجفی دامت تاییداته بوده که جلوه نورانی مؤمن شایسته و الگو را ترسیم می کند و در بردارنده یک هزار حدیث در دویست و بیست و چهار عنوان از سخنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می باشد که آن بزرگواران مظهر و مصداق حقیقی ایمان کامل اند.

از خداوند متعال عافیت و توفیق بر عمل خالصانه به باورها و رضای خود و اولیائش علیهم السلام و نیز حشر با آنان و زیارت و شفاعتشان در دنیا و آخرت را مسألت دارم.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العامين.

نهم ربيع المولود 1442

مصطفى اله دادی دستجردی

ص: 20


1- سوره انفال آیه 24

مؤمن در هزار حدیث

اشاره

ص: 21

ص: 22

1-آیا به این راضی باشم که مرا امیر مؤمنان خوانند؟

1/1 - الرضي رَفَعَهُ إلى أمير المؤمنين علي بن أبي طالب انّه قال:

﴿أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِيءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَلَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَاجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ فَوَاللَّهِ مَا كَنَزْتُ مِنْ دُنْيَاكُمْ تِبْراً وَلَا ادَّخَرْتُ مِنْ غَنَائِمِهَا وَفْراً وَلَا أَعْدَدْتُ لِبَالِي ثَوْبِي طِمْراً وَلَا حُزْتُ مِنْ أَرْضِهَا شِبْراً وَلَا أَخَذْتُ مِنْهُ إِلَّا كَقُوتِ أَتَانٍ دَبِرَةٍ وَ لَهِيَ فِي عَيْنِي أَوْهَى وَ أَوْهَنُ مِنْ عَفْصَةٍ مَقِرَةٍ. بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَيْرِ فَدَكٍ وَالنَّفْسُ مَظَانُّهَا فِي غَدٍ جَدَثٌ تَنْقَطِعُ فِي ظُلْمَتِهِ آثَارُهَا وَ تَغِيبُ أَخْبَارُهَا وَ حُفْرَةٌ لَوْ زِيدَ فِي فُسْحَتِهَا وَ أَوْسَعَتْ يَدَا حَافِرِهَا لَأَضْغَطَهَا الْحَجَرُ وَالْمَدَرُ وَ سَدَّ فُرَجَهَا التُّرَابُ الْمُتَرَاكِمُ وَ إِنَّمَا هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى لِتَأْتِيَ آمِنَةً يَوْمَ الْخَوْفِ الْأَكْبَرِ وَ تَثْبُتَ عَلَى جَوَانِبِ الْمَزْلَقِ وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَيْتُ الطَّرِيقَ إِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وَ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقَزِّ وَلَكِنْ هَيْهَاتَ أَنْ يَغْلِبَنِي هَوَايَ وَ يَقُودَنِي جَشَعِي إِلَى تَخَيُّرِ الْأَطْعِمَةِ- وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوْ الْيَمَامَةِ مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِي الْقُرْصِ وَلَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ- أَوْ أَبِيتَ مِبْطَاناً وَحَوْلِي بُطُونٌ غَرْثَى وَأَكْبَادٌ حَرَّى أَوْ أَكُونَ كَمَا قَالَ الْقَائِل

وَ حَسْبُكَ دَاءً أَنْ تَبِيتَ بِبِطْنَةٍ *** وَ حَوْلَکَ أَکْبَادٌ تَحِنُّ إِلَی اَلْقِدِّ

أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي بِأَنْ يُقَالَ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكُهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ أَوْ أَكُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِي جُشُوبَةِ الْعَيْشِ فَمَا خُلِقْتُ لِیَشْغَلَنِی أَکْلُ الطَّیِّبَاتِ، کَالْبَهِیمَهِ الْمَرْبُوطَهِ، هَمُّهَا عَلَفُهَا؛ أَوِ الْمُرْسَلَهِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا، تَکْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا، وَ تَلْهُو عَمَّا یُرَادُ بِهَا، أَوْ أُتْرَکَ سُدًی أَوْ

ص: 23

أُهْمَلَ عَابِثاً، أَوْ أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلَالَهِ، أَوْ أَعْتَسِفَ طَرِیقَ الْمَتَاهَهِ! وَ کَأَنِّی بِقَائِلِکُمْ یَقُولُ: إِذَا کَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ، فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ، وَ مُنَازَلَهِ الشُّجْعَانِ. أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَهَ الْبَرِّیَّهَ أَصْلَبُ عُوداً، وَالرَّوَاتِعَ الْخَضِرَهَ أَرَقُّ جُلُوداً، وَالنَّابِتَاتِ الْعِذْیَهَ أَقْوَی وَ قُوداً وَ أَبْطَأُ خُمُوداً. وَ أَنَا مِنْ رَسُولِ اللّهِ کَالضَّوْءِ مِنَ الضَّوْءِ، وَالذِّرَاعِ مِنَ الْعَضُدِ. وَاللّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَی قِتَالِی لَمَا وَلَّیْتُ عَنْهَا، وَلَوْ أَمْکَنَتِ الْفُرَصُ مِنْ رِقَابِهَا لَسَارَعْتُ إِلَیْهَا. وَ سَأَجْهَدُ فِی أَنْ أُطَهِّرَ الْأَرْضَ مِنْ هَذَا الشَّخْصِ الْمَعْکُوسِ، وَالْجِسْمِ الْمَرْکُوسِ، حَتَّی تَخْرُجَ الْمَدَرَهُ مِنْ بَیْنِ حَبِّ الْحَصِیدِ﴾. (1)

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: آگاه باش! هر پیروی را امامی است که از او پیروی می کند و از نور دانشش روشنی می گیرد آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده ،است بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید پس سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقره ای نیندوخته، و از غنیمت های آن چیزی ذخیره نکرده ام بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیفزودم، و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر !است آری از آن چه آسمان بر آن سایه افکنده فدک در دست ما بود که مردمی بر آن بخل ورزیده و مردمی دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند و بهترین داور خداست مرا با فدک و غیر فدک چه کار؟ در حالی که جایگاه فردای آدمی گور است که در تاریکی ،آن آثار انسان نابود و اخبارش پنهانی،گردد گودالی که هر چه بر وسعت آن بیفزایند و دست های گورکن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده و خاک انباشته رخنه هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکاری می پرورانم تا در روز قیامت که هراسناک ترین

ص: 24


1- نهج البلاغه ص 417 کتاب 45

روزهاست در امان و در لغزشگاه های آن ثابت قدم .باشد. من اگر می خواستم می توانستم از عسل ،پاک و از مغز ،گندم و بافته های ابریشم برای خود غذا و لباس فراهم آورم امّا هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مر وا دارد که طعام های لذیذ ،برگزینم در حالی که در «حجاز» یا «یمامه» کسی باشد که به قرص نانی نرسد و یا هرگز شکمی سیر ،نخورد یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر :گفت

این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابی / و در اطراف تو شکم هایی گرسنه و به پشت چسبیده باشند.

آیا به همین دلخوش باشم که مرا امیرالمؤمنین علیه السلام بخوانند و در تلخی های روزگار با مردم شریک نباشم؟ و در سختی های زندگی الگوی آنان نگردم؟ آفریده نشده ام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد چونان حیوان پرواری که تمام همّت او علف و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پرکردن شکم بوده و از آینده خود بی خبر .است آیا مرا بیهوده آفریدند؟ آیا مرا به بازی گرفته اند؟ آیا ریسمان گمراهی در دست گیرم؟ و یا در راه سرگردانی قدم بگذارم؟ گویا می شنوم که شخصی از شما می گوید «اگر غذای فرزند ابی طالب همین است، پس سستی او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است».

آگاه باشید درختان ،بیابانی چوبشان سخت تر و درختان کناره جویبار پوستشان نازک تر است درختان بیابانی که با باران سیراب می شوند آتش چوبشان شعله ورتر و پر دوام تر است من و رسول خدا صلی الله علیه و آله چونان روشنایی یک چراغیم یا چون آرنج به یک بازو پیوسته ایم، به خدا !سوگند اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند از آن روی بر نتابم و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه

ص: 25

می،شتابم و تلاش می کنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانه ها جدا گردد.

2-آیا مؤمنید؟

1/2- الصدوق، عن أبيه ، عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْأَدَمِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ الْعَطَّارِ قَالَ:﴿ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِنَّهُمْ یَقُولُونَ لَنَا أَمُؤْمِنُونَ أَنْتُمْ فَنَقُولُ نَعَمْ إن شاء الله فَیَقُولُونَ أَ لَیْسَ اَلْمُؤْمِنُونَ فِی اَلْجَنَّهِ؟ فَنَقُولُ بَلَی فَیَقُولُونَ أَ فَأَنْتُمْ فِی اَلْجَنَّهِ؟ فَإِذَا نَظَرْنَا إِلَی أَنْفُسِنَا ضَعُفْنَا وَ اِنْکَسَرْنَا عَنِ اَلْجَوَابِ قَالَ فَقَالَ إِذَا قَالُوا لَکُمْ أَ مُؤْمِنُونَ أَنْتُمْ فَقُولُوا نَعَمْ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ قَالَ قُلْتُ فَإِنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا اِسْتَثْنَیْتُمْ لِأَنَّکُمْ شُکَّاکٌ قَالَ فَقُولُوا لَهُمْ وَ اَللَّهِ مَا نَحْنُ بِشُکَّاکٍ وَ لَکِنِ اِسْتَثْنَیْنَا کَمَا قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿لَتَدْخُلُنَّ اَلْمَسْجِدَ اَلْحَرامَ إِنْ شاءَ اَللّهُ آمِنِینَ﴾ (1) وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَدْخُلُونَهُ أَوَّلاً وَ قَدْ سَمَّی اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلْمُؤْمِنِینَ بِالْعَمَلِ اَلصَّالِحِ «مُؤْمِنِینَ» وَ لَمْ یُسَمِّ مَنْ رَکِبَ اَلْکَبَائِرَ وَ مَا وَعَدَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِ اَلنَّارَ فِی قُرْآنٍ وَ لاَ أَثَرٍ وَ لاَ نُسَمِّیهِمْ بِالْإِیمَانِ بَعْدَ ذَلِکَ اَلْفِعْلِ﴾ (2)

حسن بن زیاد عطّار به امام صادق علیه السلام گفت: مردم به ما می گویند: آیا شما مؤمنید؟ و ما پاسخ می دهیم ،بلی، سپس می پرسند: آیا مؤمنان در بهشت نیستند؟ و ما پاسخ می دهیم ،بلی می گویند آیا شما الآن در بهشتید؟ و ما وقتی به خودمان نگاهی می اندازیم از پاسخ ناتوان و درمانده می شویم راوی می گوید: حضرت فرمود: هرگاه پرسیدند آیا شما مؤمنيد به آن ها بگوييد بلى إن شاء الله؛ عرض كردم: آن ها می گویند شما استثناء کردید چون در شک و تردیدید. حضرت فرمود به آن ها :بگویید به خدا قسم ما دچار شک نیستیم بلکه استثنا کردن ما مانند فرمایش

ص: 26


1- سوره فتح آیه 27
2- معاني الأخبار، ص 413، ح 105 و نقل عنه ذيلها في وسائل الشيعة، ج 11، ص 251 و ج 15، ص 317، چاپ آل البيت.

خداوند متعال است که فرمود: «و بیمی ندارید، وارد مسجدالحرام خواهید شد اگر خدا بخواهد» در حالی که می داند که آن ها نخست وارد مسجد الحرام می شوند. و خداوند مؤمنین را به خاطر عمل صالح مؤمن نامیده است و بر اهل گناهان کبیره و چیزهایی که خداوند در کتب آسمانی و اخبار وعده آتش داده است، نام مؤمن اطلاق نفرموده است و ما نیز اهل این گناهان ما نیز اهل این گناهان را بعد از ارتکاب آن مؤمن نمی شماریم.

می گویم: روایت از حیث سند صحیح است.

3-امتحان مؤمن [امتحان مؤمن به درجه ایمانش است]

1/3-محمّد بن يعقوب الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ اِبْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ أَشَدَّ اَلنَّاسِ بَلاَءً اَلْأَنْبِیَاءُ ثُمَّ اَلَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ اَلْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: سخت ترین بلاها و آزمایش ها را پیامبران از سر می گذرانند پس از آن ها جانشینان و پیروانشان و سپس به ترتیب کسانی که نزد خدا مقامی ارجمندتر دارند

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه است و البَلاء: آن چه از خیر و خوبی یا شرّ و بدی که برای آزمایش و امتحان به کار می رود ابزار و راه های آزمایش و امتحان مراد از "الاَمثل" برتر نزدیکتر به ،خیر بالاتر و سپس بالاترین در مراتب و ،منزلت شبیه ترین مردم در جایگاه و مقام آنان (پیامبران و جانشینان آن ها) و به جهت این که مؤمنان بسیار در معرض امتحان و آزمایش قرار می گیرند ابتلای آنان را در این عنوان قرار دادیم همان گونه که شیوه ما در این کتاب است.

ص: 27


1- الكافي، ج 2، ص 252، ح 1 و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 763.

2/4- الكليني، عن محمّد بن يحيى، عن احمد بن محمد بن عيسى، عن الحسن بن محبوب، عن عَبْدُ اَلرَّحْمَنِ بْنُ اَلْحَجَّاجِ قَالَ: ﴿ذُکِرَ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ اَلْبَلاَءُ وَ مَا یَخُصُّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ اَلْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ سُئِلَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَنْ أَشَدُّ اَلنَّاسِ بَلاَءً فِی اَلدُّنْیَا فَقَالَ اَلنَّبِیُّونَ ثُمَّ اَلْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ وَ یُبْتَلَی اَلْمُؤْمِنُ بَعْدَ ذَلِکَ عَلَی قَدْرِ إِیمَانِهِ وَ حُسْنِ أَعْمَالِهِ فَمَنْ صَحَّ إِیمَانُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ اِشْتَدَّ بَلاَؤُهُ وَ مَنْ سَخُفَ إِیمَانُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلاَؤُهُ﴾ (1)

نزد امام صادق علیه السلام، از بلا و خصوصیاتی که خداوند عز و جل به مؤمنان داده، یاد شد و آن حضرت فرمود: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: چه کسانی در دنیا بلای سخت تری دارند؟ فرمود ،پیغمبران و سپس هر کس که شبیه تر به آن هاست - به حسب درجه - و مؤمن هم به اندازه ایمان و خوش کرداری اش گرفتار می شود؛ هر کس ایمان صحیح تر و کردار بهتری دارد بلایش بیشتر است و هر کس ایمان کم تر و کردار سستی داشت، بلایش هم کم است.

روایت صحیحه است. و "سَخُفَ ایمانُه" یعنی ایمانش سست و متزلزل است.

3/5- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ، عَن سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السلام قال: ﴿إِنَّ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ عليه السلام: أَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً النَّبِيُّونَ ثُمَّ الْوَصِيُّونَ ثُمَّ الأَمْثَلُ فَالأَمْثَلُ، و إِنَّمَا يُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ عَلَى قَدْرِ أَعْمَالِه الْحَسَنَةِ، فَمَنْ صَحَّ دِينُه و حَسُنَ عَمَلُه اشْتَدَّ بَلَاؤُه، و ذَلِكَ أَنَّ الله عَزَّ و جَلَّ لَمْ يَجْعَلِ الدُّنْيَا ثَوَاباً لِمُؤْمِنٍ، و لَا عُقُوبَةً لِكَافِرٍ، و مَنْ سَخُفَ دِينُه و ضَعُفَ عَمَلُه قَلَّ بَلَاؤُه، و أَنَّ الْبَلَاءَ أَسْرَعُ إِلَى الْمُؤْمِنِ التَّقِيِّ مِنَ الْمَطَرِ إِلَى قَرَارِ الأَرْضِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود در کتاب علی علیه السلام آمده بلاکش ترین مردم، پیغمبران هستند سپس اوصیا و آن گاه هر کس که بیشتر به آن ها شبیه است به ترتیب؛ و مؤمن به اندازه کارهای نیکش بلا می بیند ،پس هر که دینش درست و کردارش نیکو باشد

ص: 28


1- الكافي، ج 2، ص 252، ح 2 و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص763.
2- الكافي، ج 2، ص 259، ح 29 و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 764.

بلایش سخت است؛ زیرا خداوند عز و جل دنیا را پاداش مؤمن و کیفر کافر قرار نداده است. و هر که دینش سست و کردارش ضعیف باشد بلایش اندک است و شتاب بلا به سوی مؤمن پرهیزگار بیشتر از شتاب باران به سوی زمین گود است.

می گویم: روایت از نظر سند موثّقه است و مراد از کتاب علی علیه السلام همان کتابی است که به املای رسول الله صلی الله علیه و آله و دستخط امیرمؤمنان علی علیه السلام است و نزد ائمه علیهم السلام محفوظ بوده که برای اصحاب خود می خواندند و به آن استناد می کردند. محدّث کاشانی در بیان مراد از سخن حضرت علیه السلام "و ذلك ان الله تعالی..." گفته: برای دفع این توهّم است که چون مؤمن نزد خداوند عزیز و گرامی است پس باید مبتلا به بلاها نشود یا بلایش کمتر از دیگران باشد و نیز توجیهی است بر این که چون جایگاه ثواب و پاداش او آخرت و دنیای واپسین است و نه این دنیای کنونی، لذا سزاوار است که برایش در این دنیا چیزی نباشد مگر آن که موجب پاداش اخروی گردد. و هر چه بلای دنیوی او بزرگ تر باشد اجر اخرویش بیشتر خواهد ،بود، پس می ارزد و سزاست که بلای او در دنیا شدیدتر و سخت تر باشد.

4/6- الكليني، عن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد بن عيسى، عن عليّ بن الحكم عن زكريا بن الحرّ عن جابر بن يزيد عن أبي جعفر علیه السلام قال : ﴿إِنَّمَا یُبْتَلَی اَلْمُؤْمِنُ فِی اَلدُّنْیَا عَلَی قَدْرِ دِینِهِ - أَوْ قَالَ - عَلَی حَسَبِ دِینِهِ﴾. (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: مؤمن در دنیا به اندازه دینداری اش مبتلا می شود. یا :فرمود بر حسب دینداری اش

5/7- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْمُثَنَّی اَلْحَضْرَمِیِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بُهْلُولِ بْنِ مُسْلِمٍ اَلْعَبْدِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُ بِمَنْزِلَهِ کِفَّهِ اَلْمِیزَانِ کُلَّمَا زِیدَ فِی إِیمَانِهِ زِیدَ فِی بَلاَئِهِ﴾. (2)

ص: 29


1- الكافي، ج 2، ص 253، ح 9 و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 764.
2- الكافي، ج 2، ص 253، ح 10 و نقل عنه في الوافي ، ج 5 ، ص 764

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن مانند کفّه ترازوست، هر چه بر ایمانش افزوده شود بلا و گرفتاری اش فزونی می گیرد.

6/8- أَبُو عَلِیٍّ مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ اَلْإِسْکَافِیُّ رَفَعَهُ إِلَی عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ، عَنْ أَبِی اَلْحَسَنِ مُوسَی عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿اَلْمُؤْمِنِ مَثَلُ کَفَّتَیِ اَلْمِیزَانِ کُلَّمَا زِیدَ فِی إِیمَانِهِ زِیدَ فِی بَلاَئِهِ﴾. (1)

امام کاظم علیه السلام فرمود: مثل مؤمن مانند دو کفّه ترازوست، هر چه بر ایمانش افزوده شود بلا و گرفتاری اش فزونی می.گیرد

7/9- اَلْإِسْکَافِیُّ رَفَعَهُ إِلَی أَبِی سَعِیدٍ اَلْخُدْرِیِّ: ﴿أَنَّهُ وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَیْهِ حُمَّی فَوَجَدَهَا مِنْ فَوْقِ اَللِّحَافِ فَقَالَ مَا أَشَدَّهَا عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ إِنَّا کَذَلِکَ یَشْتَدُّ عَلَیْنَا اَلْبَلاَءُ وَ یُضَعَّفُ لَنَا اَلْأَجْرُ قَالَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ أَیُّ اَلنَّاسِ أَشَدُّ اَلنَّاسِ بَلاَءً قَالَ اَلْأَنْبِیَاءُ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ ثُمَّ اَلصَّالِحُونَ إِنْ کَانَ أَحَدُهُمْ لَیُبْتَلَی بِالْفَقْرِ حَتَّی مَا یَجِدُ إِلاَّ اَلْعَبَاءَهَ إِنْ کَانَ أَحَدُهُمْ لَیُبْتَلَی بِالْقَمْلِ حَتَّی یَقْتُلَهُ وَ إِنْ کَانَ أَحَدُهُمْ لَیَفْرَحُ بِالْبَلاَءِ کَمَا یَفْرَحُ أَحَدُکُمْ بِالرَّخَاءِ﴾. (2)

ابو سعید خدری :گفت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را در حالی که تب دار بودند، عیادت کردم به گونه ای که وقتی دست روی لحاف آن حضرت گذاشتم حرارت تب را از روی آن احساس کردم عرض کردم یا رسول الله! چقدر تب شما شدید است؟! پیغمبر صلی الله علیه و آله: فرمود ،آری ما پیامبران این گونه ایم! گرفتاریمان دوچندان و پاداشمان هم دو چندان است پرسیدم: در میان ،مردم گرفتاری چه کسانی بیشتر از دیگران است؟ فرمود گرفتاری ،پیغمبران از همه بیشتر .است پرسیدم پس از پیغمبران گرفتاری چه کسانی بیشتر از دیگران است؟ فرمود گرفتاری مردم نیکوکار، از دیگران زیادتر است گرفتاری آنان به حدی است که اگر بینوا شوند، بینوایی و فقر

ص: 30


1- التمحيص، ص 31، ح 8.
2- التمحيص، ص 34، ح23.

آنان به جایی می رسد که به غیر از عبا پوشش دیگری نخواهند داشت و چه بسا مبتلا به شپس و حشرات گزنده شود تا جایی که سبب قتل او گردد ولی خرسندی آنان از بلا و ،گرفتاری مانند خرسندی ،شما از آسایش و راحتی است!

8/10- الصدوق، حَدَّثَنَا حَمْزَهُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ اَلْعَلَوِیُّ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْکُوفِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَیْدِ اَللَّهِ بْنِ حُمْدُونٍ عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ نُصَیْرٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ حُصَیْنٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : ﴿مَا زِلْتُ أَنَا وَ مَنْ کَانَ قَبْلِی مِنَ اَلنَّبِیِّینَ وَ اَلْمُؤْمِنِینَ مُبْتَلَیْنَ بِمَنْ یُؤْذِینَا وَ لَوْ کَانَ اَلْمُؤْمِنُ عَلَی رَأْسِ جَبَلٍ لَقَیَّضَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مَنْ یُؤْذِیهِ لِیَأْجُرَهُ عَلَی ذَلِکَ ﴾

﴿وَ قَالَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ مَا زِلْتُ مَظْلُوماً مُنْذُ وَلَدَتْنِی أُمِّی حَتَّی إِنْ کَانَ عَقِیلٌ لَیُصِیبُهُ رَمَدٌ فَیَقُولُ لاَ تَذُرُّونِی حَتَّی تَذُرُّوا عَلِیّاً فَیَذُرُّونِّی وَ مَا بِی مِنْ رَمَدٍ﴾ (1)

امام سجاد از پدرشان علیهما السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من و پیامبران قبلی و مؤمنان همواره گرفتار کسانی بوده ایم که به ما آزار و آسیب می رسانده اند، اگر مؤمن بر قلّه کوهی ،باشد خداوند کسی را بر او می گمارد که آزار و اذیتش کند تا بدان سبب به او مزد دهد.

و امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: من پیوسته از زمان تولد مظلوم بوده ام، به طوری که گاهی (برادرم) عقیل به درد چشم مبتلا می شد و می گفت: من می گفت نمی گذارم دوا به چشم من بریزید مگر این که نخست به چشم (برادرم) علی دارو بریزید با این که من مبتلا به درد چشم .نبودم

9/11 - المفيد، عن مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ طَاهِرٍ اَلْمُوسَوِیُّ عَنِ اِبْنِ عُقْدَهَ عَنْ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سُلَیْمَانَ اَلْقُمِّیِّ قَالَ: ﴿سَمِعْتُ أبَا عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ یَقُولُ: إنَّ

ص: 31


1- علل الشرائع، 44؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64، ص 228.

کَانَ اَلنَّبِیُّ مِنَ اَلْأَنْبِیَاءِ لَیُبْتَلَی بِالْعَطَشِ حَتَّی یَمُوتَ عَطَشاً وَ إِنْ کَانَ اَلنَّبِیُّ مِنَ اَلْأَنْبِیَاءِ لَیُبْتَلَی بِالْعَرَاءِ حَتَّی یَمُوتَ عُرْیَاناً وَ إِنْ کَانَ اَلنَّبِیُّ مِنَ اَلْأَنْبِیَاءِ لَیُبْتَلَی بِالسُّقْمِ وَ اَلْأَمْرَاضِ حَتَّی تُتْلِفَهُ وَ إِنْ کَانَ اَلنَّبِیُّ لَیَأْتِی قَوْمَهُ فَیَقُومُ فِیهِمْ یَأْمُرُهُمْ بِطَاعَهِ اَللَّهِ وَ یَدْعُوهُمْ إِلَی تَوْحِیدِ اَللَّهِ وَ مَا مَعَهُ مَبِیتُ لَیْلَهٍ فَمَا یَتْرُکُونَهُ یَفْرَغُ مِنْ کَلاَمِهِ وَ لاَ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْهِ حَتَّی یَقْتُلُوهُ وَ إِنَّمَا یَبْتَلِی اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عِبَادَهُ عَلَی قَدْرِ مَنَازِلِهِمْ عِنْدَهُ﴾ (1)

امام صادق فرمود علیه السلام اگر پیامبری با گرسنگی آزمایش شود، گرسنه می میرد اگر با تشنگی آزمایش شود تشنه می میرد اگر با برهنگی آزمایش شود برهنه می میرد و اگر یکی از پیامبران با بیماری آزمایش شود از بیماری تلف می شود. اگر پیامبری در میان قوم خود ظهور می کرد و آنان را به فرمانبری از خدا فرمان می داد و به یکتاپرستی فرا می خواند و سرپناهی که شب را در آن بگذراند نداشت پس نمی گذاشتند سخنش را تمام کند و حرف هایش را نشنیده او را می کشتند. نمی گذاشتند را راستی که خداوند تبارک و تعالی بندگان خود را به فراخور منزلتی که نزد او دارند مبتلا می.کند

محبوب خدا مبتلاست

1/12- مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ الْکُلَیْنِیِّ، عَن مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسی ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ ، عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ ، عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ ، عنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ عَظِيمَ الأَجْرِ لَمَعَ عَظِيمِ الْبَلاَءِ، وَ مَا أَحَبَّ اللهُ قَوْماً إِلاَّ ابْتَلاَهُمْ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: اجر بزرگ در برابر بلای بزرگ است و خداوند قومی را دوست نمی دارد مگر آن که مبتلا (به انواع بلا) می نماید.

ص: 32


1- الأمالي، ص 39 ، المجلس الخامس، رقم 6 و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64 ، ص 235.
2- الكافي، ج 2، ص 252، ح 3؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 765.

2/13- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنِ أحمد بن محمّد ِبْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ اَلْوَلِیدِ بْنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِیهِ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قال: ﴿إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلاَءِ غَتّاً وَ ثَجَّهُ بِالْبَلاَءِ ثَجّاً فَإِذَا دَعَاهُ قَالَ لَبَّیْکَ عَبْدِی لَئِنْ عَجَّلْتُ لَکَ مَا سَأَلْتَ إِنِّی عَلَی ذَلِکَ لَقَادِرٌ وَ لَکِنِ اِدَّخَرْتُ لَکَ فَمَا اِدَّخَرْتُ لَکَ خَیْرٌ لَکَ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: هرگاه خداوند تبارک و تعالی بنده ای را دوست داشته ،باشد او را در غرقاب بلا فرو می برد و باران بلا بر سر او فرو می ریزد و چون او خدا را بخواند می فرماید: لبّیک بنده من؛ اگر بخواهم خواسته ات را زود برآورده سازم می توانم اما آن را برای تو می اندوزم و آن چه برایت بیندوزم، تو را بهتر است.

می گویم: غتّه بالبلاء: او را در بلا فرو می برد وثجّه بالبلاء: و بلا را بر سر او فرو می ریزد

3/14- الكليني، عَن عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُبَیْدٍ ، عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ ، عنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ- وَ عِنْدَهُ سَدِیرٌ-: ﴿إِنَّ اللّهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلَاءِ غَتّاً ، وَ إِنَّا وَ إِیَّاکُمْ یَا سَدِیرُ ، لَنُصْبِحُ بِهِ وَ نُمْسِی﴾ (2)

امام صادق علیه السلام به سدیر صیرفی فرمود خداوند هرگاه بنده ای را دوست بدارد او را در بلا غوطه ور می سازد ای سدیر! ما و شما روز و شبمان را با بلا سپری می کنیم.

4/15- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی، عَن أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ بن عيسى، عَنِ ابْنِ مَحْبُوب، عَنْ زَیْدٍ الزَّرَّادِ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّهِ علیه السلام قال : قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ﴿إِنَّ عَظِیمَ الْبَلَاءِ یُکَافَأُ بِهِ عَظِیمُ الْجَزَاءِ ، فَإِذَا أَحَبَّ اللّهُ عَبْداً ابْتَلَاهُ بِعَظِیمِ الْبَلَاءِ ، فَمَنْ رَضِیَ فَلَهُ عِنْدَ اللّهِ الرِّضَا ، و مَنْ سَخِطَ الْبَلَاءَ فَلَهُ عِنْدَ اللّهِ السَّخَطُ

ص: 33


1- الكافي، ج 2، ص 253، ح 7؛ ونقل عنه في الوافي، ج 5، ص 765.
2- الكافي، ج 2، ص 253، ح 6؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 765.

البَلاءَ فَلَهُ عِندَ اللّه ِ السَّخَطُ﴾ (1)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بلای بزرگ پاداش بزرگ دارد، و چون خداوند بنده ای را دوست بدارد او را به بلای بزرگی گرفتار می کند و هر کس خشنود بود خدا او را می پسندد، و آن که ناخشنود شد، خدا بر او خشم می گیرد.

می گویم: روایت از نظر سند معتبره می باشد.

5/16- الكليني،عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ﴿إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَاداً فِی الْأَرْضِ مِنْ خَالِصِ عِبَادِهِ مَا یُنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ تُحْفَهً إِلَی الْأَرْضِ إِلَّا صَرَفَهَا عَنْهُمْ إِلَی غَیْرِهِمْ وَ لَا بَلِیَّهً إِلَّا صَرَفَهَا إِلَیْهِمْ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عز و جل بر روی زمین بندگانی دارد، ناب و خالص که هیچ تحفه و ارمغانی از آسمان به زمین نمی فرستد، مگر این که آن تحفه را نصیب دیگران و نه آنان می کند و هیچ بلایی نمی فرستد، مگر این که آن را متوجه ایشان می گرداند.

6/17- الصدوق عن ابن وليد عن الرضا عَنِ اَلْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ، عنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿مَلَکَانِ هَبَطَا مِنَ اَلسَّمَاءِ فَالْتَقَیَا فِی اَلْهَوَاءِ فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ فِیمَا هَبَطْتَ قَالَ بَعَثَنِیَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی بَحْرِ آیِلٍ أَحْشُرُ سَمَکَهً إِلَی جَبَّارٍ مِنَ اَلْجَبَابِرَهِ اِشْتَهَی عَلَیْهِ سَمَکَهً فِی ذَلِکَ اَلْبَحْرِ فَأَمَرَنِی أَنْ أَحْشُرَ إِلَی اَلصَّیَّادِ سَمَکَهَ اَلْبَحْرِ حَتَّی یَأْخُذَهَا لَهُ لِیَبْلُغَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلْکَافِرَ غَایَهَ مُنَاهُ فِی کُفْرِهِ قَالَ اَلْآخَرُ لِصَاحِبِهِ فَفِیمَا بُعِثْتَ أَنْتَ قَالَ بَعَثَنِیَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی أَعْجَبَ مِنَ اَلَّذِی بَعَثَکَ فِیهِ بَعَثَنِی إِلَی عَبْدِهِ اَلْمُؤْمِنِ اَلصَّائِمِ اَلْقَائِمِ اَلْمَعْرُوفِ دُعَاؤُهُ وَ صَوْمُهُ فِی اَلسَّمَاءِ لِأُکْفِئَ قِدْرَهُ اَلَّتِی طَبَخَهَا لِإِفْطَارِهِ لِیَبْلُغَ اَللَّهُ فِی

ص: 34


1- الكافي، ج 2، ص 253، ح 8؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 766.
2- الكافي، ج 2، ص 253، ح 5؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 766.

فِی اَلْمُؤْمِنِ مِنَ اَلْغَایَهِ فِی اِخْتِبَارِ إِیمَانِهِ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: دو فرشته از آسمان فرود آمدند و با یکدیگر ملاقات ،کردند یکی از آن دو به دیگری :گفت تو برای چه کاری فرود آمدی؟ :گفت خداوند مرا به سوی دریای آیله فرستاد تا ماهیای را به سوی یکی از سلاطین که هوس ماهی از آن دریا کرده است برانم خداوند به من فرمود که ماهیان آن دریا را به طرف صیاد بکشانم تا آن ها را برای خود بگیرد و [ این چنین]خداوند، کافر را در کفرش به نهایت آرزویش برساند آن دیگری :گفت تو برای چه فرستاده شدی؟ :گفت خداوند مرا برای کاری عجیب تر از مأموریت تو فرستاده مرا سوی بنده مؤمن روزه دارِ شب خیز سختکوش [در عمل و طاعت] خود، که دعا و نمازش در آسمان معروف است فرستاد که دیگ افطارش را واژگون کنم تا خداوند، مؤمن را در آزمودن ایمانش به نهایت برساند.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه و متن آن با کمی تأمل واضح است.

7/18- المفيد عن أحمد الْوَلِیدِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ ابْنِ عِیسَی ، عَن ابن مَحْبُوبٍ، عَن ابن عَطِیَّهَ عَنْ ابن فَرْقَدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ علیه السلام قال : ﴿إِنَّ فِیمَا نَاجَی اَللَّهُ بِهِ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ أَنْ یَا مُوسَی مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ عَبْدِیَ اَلْمُؤْمِنِ وَ إِنِّی إِنَّمَا أَبْتَلِیهِ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا یُصْلِحُ عَبْدِی وَ لْیَصْبِرْ عَلَی بَلاَئِی وَ لْیَشْکُرْ نَعْمَائِی وَ لْیَرْضَ بِقَضَائِی أَکْتُبْهُ فِی اَلصِّدِّیقِینَ عِنْدِی إِذَا عَمِلَ بِمَا یُرْضِینِی وَ أَطَاعَ أَمْرِی﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود از آن چه خداوند بزرگ به موسی وحی کرد این بود که هیچ یک از مخلوقاتم به اندازه بنده مؤمنم نزد من دوست داشتنی نیستند و من به هر چه که صلاح او باشد او را گرفتار می کنم و یا این که او را حفظ می کنم برای آن چه

ص: 35


1- علل الشرايع، ص 465 ، ح16؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64 ، ص 229.
2- أمالي المفيد، ص 93 ، المجلس الحادي عشر، رقم 2 و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64، ص 235.

به صلاح اوست. و من به صلاح بنده خودم از خودش آگاه تر هستم پس به نفع اوست که بر بلاء و مصيبت من صبر و استقامت ورزد و نعمت های مرا شکر کند و به قضا و قدر من راضی باشد و اگر به خاطر رضایت من کار کند و از دستورات من پیروی نماید نام او در شمار بندگان صدیق خود می نویسم.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه و متن آن نیز واضح است.

8/19- صاحب جامع الأخبار رَفَعَهُ إِلَی اَلْبَاقِرِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿ یَا بُنَیَّ مَنْ کَتَمَ بَلاَءً اُبْتُلِیَ بِهِ مِنَ اَلنَّاسِ وَ شَکَا ذَلِکَ إِلَی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ کَانَ حَقّاً عَلَی اَللَّهِ أَنْ یُعَافِیَهُ مِنْ ذَلِکَ اَلْبَلاَءِ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: هر کس درد و بلایی را که گرفتار آن شده است از مردم پوشیده بدارد و از آن به درگاه خداوند عز و جل شکوه ،کند بر خداست که او را از آن بلا (بیماری) عافیت بخشد و نیز حضرت :فرمود انسان به اندازه محبتش [ نسبت به خدا] بلا می بیند

9/20- السيّد الرضي رَفَعَهُ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ ﴿وَ قَدْ تُوُفِّیَ سَهْلُ بْنُ حُنَیْفٍ الاْنْصَارِیُّ بِالْکُوفَةِ بَعْدَ مَرْجِعِهِ مَعَهُ مِنْ صِفِّینَ، وَکَانَ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَیْهِ «لَوْ أَحَبَّنِی جَبَلٌ لَتَهَافَتَ»﴾.

قال الرضي: ﴿مَعْنى ذلِکَ أنَّ الْمِحْنَةَ تَغْلُظُ عَلَیْهِ، فَتُسْرِعُ الْمَصائِبُ إلَیْهِ، وَلا یُفْعَلُ ذلِکَ إلاَّ بِالاْتْقِیاءِ الاْبْرارِ وَالْمُصْطَفَیْنَ الاْخْیارِ، وَ هذا مِثْلُ قَوْلِهِ علیه السلام: ﴿مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلْیَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْبَاباً﴾. وَ قَدْ یُوَوَّلُ ذلِکَ عَلى مَعْنى آخَرَ لَیْسَ هذا مَوْضِعَ ذِکْرِهِ﴾. (2)

و قال ابن أبي الحديد في شرحه : ﴿ قَدْ ثَبَتَ أَنَّ اَلنَّبِیَّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَال : لا يُحِبُّكَ إلّا مُؤمِنٌ ، و لا يُبغِضُكَ إلّا مُنافِقٌ، و قَدْ ثَبَتَ أَنَّ اَلنَّبِیَّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ: إِنَّ الْبَلْوَی أَسْرَعُ إِلَی الْمُؤْمِنِ مِنَ الْمَاءِ إِلَی

ص: 36


1- جامع الأخبار، ص 311؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64 ، ص 247.
2- نهج البلاغة، حكمة 111 و 112؛ ونقل عنه في بحار الأنوار، ج 64 ، ص 247.

الْحَدُورِ، هاتان المقدّمتان يلزمهما نتيجة صادقة أنه علیه السلام لو أحبّه جبل لتهافت و لعلّ هذا هو مراد الرضي رضی الله عنه بقوله : معنى آخر ليس هذا موضع ذكره وفيه تأمل﴾ (1)

وقتی که سهل بن حنيف انصاری - که محبوب ترین مردم نزد حضرت بود - پس از برگشت از صفین در کوفه در گذشت امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: اگر کوهی مرا دوست بدارد از هم فرو ریزد

سید رضی رحمه الله گفته: یعنی سختی ها بر او فشار آورد و مصائب بر او ببارند و این نشود جز با پرهیزکاران نیک و برگزیده های خوب و این مانند سخن دیگر حضرت است که فرمود: هر که ما خاندان را دوست دارد باید آماده فقر باشد، و بسا برای آن تفسیر دیگر شده باشد.

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه خود گوید: روشن است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به آن حضرت فرمود جز مؤمن کسی تو را دوست نمی دارد و جز منافق کسی با تو دشمنی نمی کند و فرمود به راستی که بلا به مؤمن پرهیزکار از باران به گودی زمین شتابنده تر است و نتیجه درست این دو مقدّمه آن است که اگر کوهی آن حضرت علیه السلام را دوست داشته باشد از هم می پاشد شاید مقصود سید رضی رحمه الله از معنی دیگری که ،گفت همین باشد که این جا محل یادآوری آن نیست گرچه این فرمایش جای تأمّل دارد.

می گویم: علامه مجلسی اعلی الله مقامه بعد از نقل گفتار ابن ابی الحدید که گفت: در این گفتار اشکال و تأمّل است از ابن میثم بحرانی و قطب راوندی رحمها الله معانی دیگری در ذیل این کلام می آورد که می توان به کتاب "بحار الانوار" مراجعه نمود.

شدّت ابتلای مؤمن

1/21- اَلْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ اَلْأَهْوَازِیُّ رَفَعَهُ إلى زَرارة أنّه قَالَ: ﴿ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام

ص: 37


1- شرح نهج البلاغة، ج 4 ، ص 289، چاپ مصر.

یَقُولُ: فِی قَضَاءِ اَللَّهِ عز و جل کُلُّ خَیْرٍ لِلْمُؤْمِنِ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: در قضای خداوند هرگونه خیری برای مؤمن، نهفته است.

2/22- عنه ، عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ قَالَ : ﴿کُنتُ عِندَ أبی جَعفَرٍ علیه السّلام فَجاءَ جَمیلٌ الأَزرَقُ فَدَخَلَ عَلَیهِ، قالَ: فَذَکَروا بَلایَا الشّیعَةِ و ما یُصیبُهُم، فَقالَ أبو جَعفَرٍ علیه السّلام: إنَّ اناساً أتَوا عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ علیه السّلام وعَبدَ اللّهِ بنَ عَبّاسٍ فَذَکَروا لَهُما نَحواً مِمّا ذَکَرتُم،قالَ:فَأَتَیَا الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ علیه السّلام فَذَکَرا لَهُ ذلِکَ،فَقالَ الحُسَینُ علیه السّلام: وَاللّهِ، البَلاءُ وَالفَقرُ وَالقَتلُ أسرَعُ إلی مَن أحَبَّنا مِن رَکضِ البَراذینِ، و مِنَ السَّیلِ إلی صِمرِهِ قُلتُ: و مَا الصِّمرُ؟قالَ: مُنتَهاهُ و لَولا أن تَکونوا کَذلِکَ لَرَأَینا أنَّکُم لَستُم مِنّا﴾. (2)

سعد بن طریف گوید: در مجلسی خدمت امام باقر علیه السلام بودم که جمیل ازرق وارد شد و برخی اهل جلسه از بلاها و گرفتاری های شیعه سخن به میان آوردند. امام باقر علیه السلام فرمود: عدّه ای نزد علی بن الحسين علیه السلام و عبدالله بن عباس آمدند و همین حرف هایی را که شما ،زدید به آن ها گفتند آن دو خدمت حسین بن علی علیهما السلام آمدند گفته های آنان را به عرض رساندند؛ امام حسین علیه السلام فرمود: به خدا سوگند که بلا و فقر و کشتار به سوی دوستداران ما شتابنده تر است از تاخت اسبان تاتاری و از سرازیر شدن سیلاب به صَمَر .آن عرض کردم صَمَر چیست؟ فرمود: سیل گاه، و اگر چنین ،نبودید هر آینه ما شما را از خود نمی شمردیم.

3/23- عنه عَنْ اَلْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: ﴿سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: إِنَّ اَلشَّیَاطِینَ أَکْثَرُ عَلَی اَلْمُؤْمِنِ مِنَ اَلزَّنَابِیرِ عَلَی اَللَّحْمِ ﴾ (3)

ص: 38


1- المؤمن، ص 15 ، ح 1.
2- المؤمن، ص 15 ، ح 4
3- المؤمن، ص 16 ، ح 6.

از فضیل بن یسار که شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: شیاطین وسوسه گر پیرامون مؤمنان از زنبورهای گرداگرد گوشت بیشترند

4/24- و عنه عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿فِيمَا أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى أَنْ يَا مُوسَى مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ وَ إِنِّي إِنَّمَا أَبْتَلِيهِ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أُعْطِيهِ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَزْوِي عَنْهُ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا يَصْلُحُ عَلَيْهِ عَبْدِي فَلْيَصْبِرْ عَلَى بَلَائِي وَ لْيَرْضَ بِقَضَائِي وَ لْيَشْكُرْ نَعْمَائِي أَكْتُبْهُ فِي الصِّدِّيقِينَ عِنْدِي إِذَا عَمِلَ بِرِضَائِي وَ أَطَاعَ أَمْرِي﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: از جمله چیزهایی که خداوند متعال به موسی علیه السلام وحی کرد این بود که: مخلوقی نیافریده ام که نزد من محبوب تر از بنده مؤمنم باشد. او را مبتلا می سازم چون برایش بهتر است؛ به او عافیت می بخشم چون برایش بهتر است از او می گیرم و محرومش می سازم چون برایش بهتر است. من بهتر می دانم که چه چیز بنده مرا اصلاح می کند؛ پس باید که بر بلای من صبور باشد و از نعمت هایم سپاسگزار و از حکم و قضای من خشنود تا او را در شمار بندگان صدّیق خود بنویسم.

5/25- و عنه، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِذَا کَانَ مِنْ أَمْرِهِ أَنْ یُکْرِمَ عَبْداً وَ لَهُ عِنْدَهُ ذَنْبٌ اِبْتَلاَهُ بِالسُّقْمِ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ فَبِالْحَاجَهِ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ شَدَّدَ عَلَیْهِ عِنْدَ اَلْمَوْتِ وَ إِذَا کَانَ مِنْ أَمْرِهِ أَنْ یُهِینَ عَبْداً وَ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَهٌ أَصَحَّ بَدَنَهُ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ وَسَّعَ عَلَیْهِ فِی مَعِیشَتِهِ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ هَوَّنَ عَلَیْهِ اَلْمَوْتَ﴾ (2)

امام باقر علیه السلام فرمود: هرگاه خداوند متعال بنایش این باشد که بنده ای را گرامی بدارد و آن بنده گناهی کرده باشد او را به بیماری مبتلا می گرداند، اگر چنین

ص: 39


1- المؤمن، ص 17، ح 9.
2- المؤمن، ص18 ، ح 11.

نکرد به فقر و نیازمندی دچارش می سازد و اگر این را هم نکرد هنگام جان کندن بر او سخت می گیرد و اگر بنایش این باشد که بنده ای را خوار و بی مقدار سازد و او کاری نیک نزد خدا داشته باشد، تن سالم به او می دهد، اگر چنین نکرد زندگی اش را فراخ می گرداند و اگر این را هم نکرد مرگ را بر او آسان می سازد.

6/26- و عنه ، عَنْ أَبِی حَمْزَهَ قَالَ: ﴿سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخَذَ مِیثَاقَ اَلْمُؤْمِنِ عَلَی بَلاَیَا أَرْبَعٍ أَیْسَرُهَا عَلَیْهِ مُؤْمِنٌ مِثْلُهُ یَحْسُدُهُ وَ اَلثَّانِیَهُ مُنَافِقٌ یَقْفُو أَثَرَهُ وَ اَلثَّالِثَهُ شَیْطَانٌ یَعْرِضُ لَهُ بِفِتَنِهِ وَ یُضِلُّهُ وَ اَلرَّابِعَهُ کَافِرٌ بِالَّذِی آمَنَ بِهِ یَرَی جِهَادَهُ جِهَاداً فَمَا بَقَاءُ اَلْمُؤْمِنِ بَعْدَ هَذَا؟!﴾ (1).

پیامبر خدا صلی الله علیه و اله: فرمود خداوند از مؤمن بر چهار بلا پیمان گرفته است: سخت ترین آن ها برای او وجود مؤمنی است که هم عقیده او باشد و با این حال بر وی حسادت ورزد دوم منافقی که عیب جویی او کند، سوم: شیطانی که در صدد گمراه کردنش باشد چهارم کافری که جهاد کردن با وی را بر خود لازم بداند [زیرا در این صورت آن کافر به هر طریقی سعی می کند به او آسیب برساند]؛ حال با این همه بلا بقای مؤمن چگونه [ممکن] است؟!

می گویم: شیخ کلینی با سندی صحیح از ابوحمزه ثمالی روایتی هم معنا و با واژه هایی نزدیک به همین روایت آورده است. (2)

و نظیر آن را باز به سند صحیح در کافی (3) مجدداً نقل می کند و دو روایت زیر هم نظیر روایت مذکور است:

أ) الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ،

ص: 40


1- المؤمن، ص 21، ح20.
2- الكافي، ج 2، ص 249، ح 2
3- الكافي، ج 2، ص 250، ح 4.

عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: أَرْبَعٌ لاَ یَخْلُو مِنْهُنَّ اَلْمُؤْمِنُ أَوْ وَاحِدَهٌ مِنْهُنَّ مُؤْمِنٌ یَحْسُدُهُ وَ هُوَ أَشَدُّهُنَّ عَلَیْهِ وَ مُنَافِقٌ یَقْفُو أَثَرَهُ أَوْ عَدُوٌّ یُجَاهِدُهُ أَوْ شَیْطَانٌ یُغْوِیهِ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام می فرمود چهار چیز است که مؤمن از همه آن ها یا یکی از آن ها برکنار نیست مؤمنی که به او رشک برد و این از همه سخت تر است، و منافقی که لغزش های او را پیگیری می کند یا دشمنی که با او می جنگد، یا شیطانی که او را به گمراهی می کشاند.

ب) الصدوق حَدَّثَنَا أَبِی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: ﴿حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَیْنِ اِبْنِ أَبِی الخطاب عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ مَالِکٍ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ مَالِکٍ عَنْ سَمَاعَهَ، عَن أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام أنَّهُ قالَ: يا سَماعَةُ، لايَنفَكُّ المُؤمِنُ مِن خِصالٍ أربَعٍ: مِن جارٍ يُؤذيه ِ، و شَيطانٍ يُغويه، و مُنافقٍ يَقفو أثَرَهُ، و مُؤمِنٍ يَحسُدُهُ. ثُمَّ قالَ: يا سَماعَةُ، أما إنَّهُ أشَدُّهُم عَلَيه ِ. قُلتُ: كَيفَ ذَاكَ؟ قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ فِیهِ الْقَوْلَ فَیُصَدَّقُ عَلَیْهِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام به سماعه فرمود: مؤمن از چهار خصلت جدا نیست، از همسایه ای که او را اذیت کند و شیطانی که او را گمراه سازد، و منافقی که پیگیر

لغزش های او باشد و مؤمنی که بر او رشک و بدخواهی ورزد. سماعه می گوید: به امام عرض کردم فدایت شوم مؤمنی که به او رشک می برد؟ فرمود: ای سماعه این مؤمن بدخواه از همه برای او سخت تر است گفتم:چگونه چنین است؟ فرمود: درباره او بد می گوید و مردم باور می کنند.

7/27- و عنه عَنْ یَزِیدَ بْنِ خَلِیفَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَا قَضَی اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِمُؤْمِنٍ [مِنْ] قَضَاءٍ إِلاَّ جَعَلَ لَهُ اَلْخِیَرَهَ فِیمَا قَضَی﴾. (3)

ص: 41


1- الكافي، ج 2، 250، ح 4.
2- الخصال، ج 1، ص 229، رقم 70؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 65، ص 224.
3- المؤمن، ص 22، ح 24.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند برای مؤمن هیچ قضایی نراند مگر این که در آن چه حکم و مقدّر فرموده خیر او را قرار دهد.

8/28- و عنه، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿ إِنَّ اَللَّهَ یَذُودُ اَلْمُؤْمِنَ عَمَّا یَکْرَهُ مِمَّا یَشْتَهِی کَمَا یَذُودُ اَلرَّجُلُ اَلْبَعِیرَ عَنْ إِبِلِهِ لَیْسَ مِنْهَا﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند ناروایی هایی که مؤمن به آن متمایل است را از او دور می کند همان گونه که یکی از شما شتر ناشناس را از میان شتران خود دور می گردانید.

9/29- و عنه عنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَلرَّبَّ لَیَتَعَاهَدُ اَلْمُؤْمِنَ فَمَا یَمُرُّ بِهِ أَرْبَعُونَ صَبَاحاً إِلاَّ تَعَاهَدَهُ إِمَّا بِمَرَضٍ فِی جَسَدِهِ وَ إِمَّا بِمُصِیبَهٍ فِی أَهْلِهِ وَ مَالِهِ أَوْ بِمُصِیبَهٍ مِنْ مَصَائِبِ اَلدُّنْیَا لِیَأْجُرَهُ اَللَّهُ عَلَیْهِ ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند متعال با مؤمن هم پیمان گشته که یک چهله نگذرد مگر آن که او را به بیماری یا حادثه ای در خاندان و دارایی یا گرفتاری دنیوی دچار سازد تا بر اثر صبرش اجر برد.

10/30- ،و عنهَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَا فَلَتَ اَلْمُؤْمِنُ مِنْ وَاحِدَهٍ مِنْ ثَلاَثٍ أَوْ جُمِعَتْ عَلَیْهِ اَلثَّلاَثَهُ أَنْ یَکُونَ مَعَهُ مَنْ یُغْلِقُ عَلَیْهِ بَابَهُ فِی دَارِهِ أَوْ جَارٌ یُؤْذِیهِ أَوْ مَنْ فِی طَرِیقِهِ إِلَی حَوَائِجِهِ [یُؤْذِیهِ] وَ لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً عَلَی قُلَّهِ جَبَلٍ لَبَعَثَ اَللَّهُ شَیْطَاناً یُؤْذِیهِ وَ یَجْعَلُ اَللَّهُ لَهُ مِنْ إِیمَانِهِ أُنْساً﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن از یکی از سه بلا و چه بسا از هر سه رهایی پیدا

ص: 42


1- المؤمن، ص 22، ح 25
2- المؤمن، ص 22، ح 26.
3- المؤمن، ص 23 ، ح 29.

نمی کند: کسی که (حاجت او را بر نمی آورد یا شریکی در خانه دارد که) به در بسته می خورد و او را آزار می دهد، یا همسایه او را اذیت می کند یا کسی در راه برآوردن حاجاتش وی را رنج می دهد و اگر مؤمنی بر سر کوهی ،باشد شیطانی او را بیازارد لذا خداوند باوری به او ارزانی کند که به آن خو گرفته و آرامش بیابد.

می گویم: شبیه این روایت با سند موثّق در کافی (1) شریف نقل شده است.

11/31- و عنه عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿قال رسول اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : یَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَا دُنْیَا مُرّی عَلی عَبدِیَ المُؤمِنِ بِأَنواعِ البَلایا و ما هُوَ فیهِ مِن أمرِ دُنیاهُ ، و ضَیِّقی عَلَیهِ فی مَعیشَتِهِ ، وَ لاَ تَحْلَوْلِی فَیَرْکَنَ إِلَیْکِ﴾ (2)

امام باقر علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند عز و جل می فرماید: ای دنیا! با بلاهای گوناگون به کام بنده مؤمن من تلخ شو و زندگی را بر او تنگ گیر و به کامش شیرین میا تا [مبادا] به تو میل پیدا کند

12/32- و عنه ، عَنِ اَلصَّبَّاحِ بْنِ سَیَابَهَ ﴿قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ مَا أَصَابَ اَلْمُؤْمِنَ مِنْ بَلاَءٍ فَبِذَنْبٍ قَالَ لاَ وَ لَکِنْ لِیَسْمَعَ أَنِینَهُ وَ شَکْوَاهُ وَ دُعَاءَهُ اَلَّذِی یَکْتُبُ لَهُ اَلْحَسَنَاتِ وَ تُحَطَّ عَنْهُ اَلسَّیِّئَاتُ وَ تُدَّخَرَ لَهُ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ﴾ (3)

ابو الصّباح از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا بلا و مصیبتی که مؤمن به آن گرفتار می شود به خاطر ارتکاب گناه است؟ امام فرمود: خیر (همیشه چنین نیست)، ولی (گاهی) به خاطر این است که خداوند آه و ناله و شکایت و دعای او را بشنود و حسنات را در کارنامه عملش ثبت و گناهانش را از بین ببرد و ذخیره قیامتش قرار دهد.

ص: 43


1- الكافي، ج 2، ص 249
2- المؤمن، ص 24 ، 33؛ و لكن في بحار الأنوار، ج 72، ص 52 ، ح 73 تحلولي بدل لا تحولي
3- المؤمن، ص 24، ح 34

13/33- و عنه، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ اَلنَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿إنَّ مِن عِبادِیَ المُؤمِنینَ لَعِباداً لا یَصلُحُ لَهُم أمرُ دینِهِم إلّا بِالغِنی وَالسَّعَهِ وَالصِّحَّهِ فِی البَدَنِ،فَأَبلوهُم بِالغِنی وَالسَّعَهِ وَالصِّحَّهِ فِی البَدَنِ، فَیَصلُحُ لَهُم أمرُ دینِهِم. و قالَ:إنَّ مِن العِبادِ لَعِباداً لا یَصلُحُ لَهُم أمرُ دینِهِم إلّابِالفاقَهِ وَالمَسکَنَهِ وَالسُّقمِ فی أبدانِهِم، فَأَبلوهُم بِالفَقرِ وَالفاقَهِ وَالمَسکَنَهِ وَالسُّقمِ فی أبدانِهِم،فَیَصلُحُ لَهُم أمرُ دینِهِم﴾. (1)

امام صادق علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند متعال می فرماید: بعضی از بندگان مؤمن هستند که دین آن ها فقط به مال و ثروت و تندرستی اصلاح می شود از این جهت به آن ها مال و صحت بدن می دهیم تا امر دین آن ها به این وسیله درست شود. گروهی دیگر از بندگان مؤمن کسانی می باشند که فقط از راه فقر و پریشانی و بیماری اصلاح می شوند از این جهت آن ها را فقیر و پریشان می سازم و بدن های آن ها را بیمار می گردانم تا اصلاح شوند.

14/34- و عنه ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ الحَوارِيِّينَ شَكَوا إِلى عِيسى ما يُلقَونَ مِنَ النّاسِ و شِدَّتِهِم عَلَيهِم، فقال : إِنَّ المُؤمِنِينَ لَم يَزالُوا مُبغَضِينَ، و إِيمَانُهُم كَحَبَّةِ القُمحِ؛ مَا أَحلى مَذاقَها وَ أَكثَرَ عَذابَها﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: حواریان از آزارها و رنج هایی که از مردم می دیدند، به عیسی علیه السلام شکوه کردند عیسی علیه السلام فرمود: مؤمنان همیشه مبغوض بوده اند و ایمان ،آنان همانند دانه گندم است که طعمش بس شیرین [و لذيذ] است؛ اما عذابِ بسیار می کشد.

15/35- و عنه عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله: ﴿عَجَباً لِلْمُؤْمِنِ إِنَّ اَللَّهَ لاَ

ص: 44


1- المؤمن، ص 41، ح 37
2- المؤمن، ص 26، ح 41.

یَقْضِی لَهُ قَضَاءً إِلاَّ کَانَ لَهُ خَیْرٌ، فَإِنِ اُبْتُلِیَ صَبَرَ، وَ إِنْ أُعْطِیَ شَکَرَ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود: شگفتا از مؤمن! خداوند چیزی برایش مقدر نمی کند مگر آن که برایش خیر است هرگاه گرفتار شود شکیب ورزد و چون نعمتی به او داده شود سپاسگزار باشد.

16/36- و عنه، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُعْطِی اَلدُّنْیَا مَنْ یُحِبُّ وَ یُبْغِضُ وَ لاَ یُعْطِی اَلْآخِرَهَ إِلاَّ مَنْ أَحَبَّ وَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ یَسْأَلُ رَبَّهُ مَوْضِعَ سَوْطِهِ مِنَ اَلدُّنْیَا فَلاَ یُعْطِیهِ وَ یَسْأَلُهُ اَلْآخِرَهَ فَیُعْطِیهِ مَا شَاءَ وَ یُعْطِی اَلْکَافِرَ فِی اَلدُّنْیَا قَبْلَ أَنْ یَسْأَلَهُ مَا شَاءَ وَ یَسْأَلُهُ مَوْضِعَ سَوْطٍ فِی اَلْآخِرَهِ فَلاَ یُعْطِیهِ إِیَّاهُ﴾ (2)

امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند عز و جل دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد اما آخرت را جز به کسی که دوستش دارد نمی دهد همانا مؤمن از پروردگار به اندازه جای یک تازیانه در دنیا درخواست می کند و خداوند به او نمی دهد اما آخرت را می طلبد و خداوند هرچه خواهد به او دهد؛ و کافر را در دنیا هر چه خواهد بدهد ولی در آخرت به اندازه جای یک تازیانه می طلبد و به او نمی دهد.

17/37- و عنه عَن أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿ضَحِکَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ حَتَّی بَدَتْ نَوَاجِذُهُ ثُمَّ قَالَ أَلاَ تَسْأَلُونِّی عَمَّ ضَحِکْتُ قَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ عَجِبْتُ لِلْمَرْءِ اَلْمُسْلِمِ أَنَّهُ لَیْسَ مِنْ قَضَاءٍ یَقْضِیهِ اَللَّهُ لَهُ إِلاَّ کَانَ خَیْراً لَهُ فِی عَاقِبَهِ أَمْرِهِ ﴾. (3)

امام صادق علیه السلام فرمود پیامبر خدا صلی الله علیه و اله روزی چنان خندید که دندان های عقلش نمودار شد سپس فرمود آیا از من نمی پرسید که از چه می خندم؟ عرض کردند چرا ای رسول خدا فرمود از انسان مسلمان در شگفتم که هر چه

ص: 45


1- المؤمن، ص 27، ح 46
2- المؤمن، ص 27، ح 47.
3- المؤمن، ص 27، ح 49

خداوند عز و جل برای او حکم و مقدّر کند، سرانجامش برای او نیک است.

18/38- أَبُو عَلِیٍّ مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ اَلْإِسْکَافِیُّ رَفَعَهُ إِلَی أَبِی بَصِیرٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿ لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً عَلَی لَوْحٍ لَقَیَّضَ اَللَّهُ لَهُ مُنَافِقاً یُؤْذِیهِ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مؤمنی روی تخته پاره ای در دریا هم خداوند (برای آزمایش) منافقی را بگمارد که اذیتش کند باشد.

19/39- اَلْإِسْکَافِیُّ رَفَعَه إِلَی إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ : قَالَ أبو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿مَا کَانَ وَ لَا یَکُونُ وَ لَیْسَ بِکَائِنٍ مُؤْمِنٌ إِلَا وَ لَهُ جَارٌ یُؤْذِیهِ ، وَ لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً فِی جَزِیرَهٍ مِنْ جَزَائِرِ الْبَحْرِ ، لَابْتَعَثَ اللّهُ لَهُ مَنْ یُؤْذِیهِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: محال است که مؤمنی باشد مگر آن که همسایه یا همصحبتی آزارش دهد و حتی اگر مؤمن در یکی از جزیره های دریا باشد، خداوند کسی را برای او برانگیزد که آزارش دهد.

می گویم: نظیر این روایت مسنداً در کافی آمده و آن این است:

الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسی ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ ، عَنْ أَبِی أَیُّوبَ ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّهِ علیه السلام ، قَالَ ﴿مَا کَانَ فِیمَا مَضی ، وَ لَا فِیمَا بَقِیَ ، وَ لَا فِیمَا أَنْتُمْ فِیهِ مُؤْمِنٌ إِلَا وَ لَهُ جَارٌ یُؤْذِیهِ﴾. (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: محال است که مؤمنی باشد مگر آن که همسایه آزارش دهد.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه محسوب می شود، البته در صورتی که مراد از "ابو ایوب ابراهیم بن عثمان" یا "ابراهیم بن عیسی که همان " ابوایوب

ص: 46


1- التمحيص، ص 30، ح 3.
2- التمحيص، ص 30، ح 4.
3- الكافي، ج 2، ص 251، ح 12.

حزاز" باشد و ظاهراً به قرینه روایت "علی بن حکم" از او، مراد "ابوایوب خزاز" است. همچنین مانند روایت مذکور این روایت زیر است:

الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْراهِیمَ عَنْ أبِیهِ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿سَمِعْتُهُ یَقُولُ ما کَانَ وَلاَ یَکُونُ إِلی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مُوءْمِنٌ إِلاَّ وَ لَهُ جَارٌ یُوءْذِیهِ﴾ (1)

معاوية بن عمار از امام صادق علیه السلام شنید که حضرت فرمود: مؤمنی در گذشته نبوده و تا روز قیامت هم نباشد مگر آن که همسایه ای داشته باشد که اذیتش کند.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

20/40- الإِسْکَافیُّ رَفَعَه إِلَی طَلْحَهَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: ﴿ إِنَّ اَللَّهَ جَعَلَ اَلْمُؤْمِنِینَ فِی دَارِ اَلدُّنْیَا غَرَضاً لِعَدُوِّهِمْ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند مؤمنان را در دنیا هدف تیر دشمنان قرار داده است.

می گویم: روایت را نیز به سند خودش در الکافی (3) نقل نموده است.

21/41- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إلى عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْمُبَارَکِ قَال: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿إِذَا أُضِیفَ اَلْبَلاَءُ إِلَی اَلْبَلاَءِ کَانَ مِنَ اَلْبَلاَءِ عَافِیَهٌ ﴾ (4)

امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی گرفتاری ها توأمان و پی در پی و پی در پی شد روزگار عافیت برسد.

ص: 47


1- الكافي، ج 2، ص 252، ح 13.
2- التمحيص، ص 32، ح 9.
3- الكافي، ج 2، ص 250.
4- التمحيص، ص 32 ، ح 14

22/42- الإِسْکَافیُّ رَفَعَه أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنْ أَصَابَكُمْ تَمْحِيصٌ فَاصْبِرُوا فَإِنَّمَا يَبْتَلِي اَللَّهُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ لَمْ يَزَلْ إِخْوَانُكُمْ قَلِيلا أَلاَ وَ إِنَّ أَقَلَّ أَهْلِ اَلْمَحْشَرِ اَلْمُؤْمِنُونَ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر برایتان گرفتاری پیش ،آمد شکیبایی کنید زیرا خداوند مؤمنین را در بوته آزمایش قرار می دهد و برادران دینیتان اندکند، و در حقیقت کمترین افراد در محشر مؤمنان هستند.

23/43- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إلى أَبِی اَلْحَسَنِ اَلْأَحْمَسِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قال: ﴿قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : إِنَّ اَللَّهَ لَیَتَعَهَّدُ عَبْدَهُ اَلْمُؤْمِنَ بِأَنْوَاعِ اَلْبَلاَءِ کَمَا یَتَعَهَّدُ أَهْلَ اَلْبَیْتِ سَیِّدُهُمْ بِطُرَفِ اَلطَّعَامِ. ثُمَّ قَالَ وَ یَقُولُ اَللَّهُ جَلَّ جَلاَلُهُ وَ عِزَّتِی وَ جَلاَلِی وَ عَظَمَتِی وَ بَهَائِی إِنِّی لَأَحْمِی وَلِیِّی أَنْ أُعْطِیَهُ فِی دَارِ اَلدُّنْیَا شَیْئاً یَشْغَلُهُ عَنْ ذِکْرِی حَتَّی یَدْعُوَنِی فَأَسْمَعَ صَوْتَهُ وَ إِنِّی لَأُعْطِی اَلْکَافِرَ مُنْیَتَهُ حَتَّی لاَ یَدْعُوَنِی فَأَسْمَعَ صَوْتَهُ بُغْضاً لَهُ﴾ (2)

حضرت صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همچنان که مرد خانه با وال و خوراکی های نوبر و ،تازه خانواده خود را خوشحال کرده و می نوازد خداوند نیز بنده مؤمن خود را با انواع بلاها می نوازد سپس فرمود خداوند متعال فرموده است به عزّت و جلال و عظمت و شکوهم سوگند که من دریغم می آید در دنیا به دوست خود چیزی دهم که او را از یاد من غافل کند؛ زیرا می خواهم مرا بخواند تا صدایش را بشنوم و کافر را به آرزویش می رسانم؛ زیرا از او نفرت دارم و نمی خواهم مرا بخواند و صدایش را بشنوم.

24/44- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إلى أَبِی سَیَّارٍ رَوَاهُ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِذَا اُبْتُلِیَ اَلْمُؤْمِنُ کَانَ کَفَّارَهً لَهُ لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ یَسْتَغِیثُ فِیمَا بَقِیَ﴾. (3)

ص: 48


1- التمحيص، ص 33 ، ح 15.
2- التمحيص، ص 33، ح 17.
3- التمحيص، ص 33، ح 18.

امام باقر علیه السلام فرمود: وقتی مؤمن گرفتار بلایی شود کفّاره گناه گذشته و کمک کاری (برای ترک گناه) در آینده اش باشد

25/45- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ يونس عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسول صلی الله علیه و آله: ﴿مَن أكل ما یَشْتَهِی وَ لَبِسَ مَا یَشْتَهِی لَمْ یَنْظُرِ اَللَّهُ إِلَیْهِ حَتَّی یَنْزِعَ أَوْ یَتْرُکَ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که هر چه را که میلش می کشد ،بخورد آن چه را که دلش می خواهد بپوشد خداوند به او نگاه نمی کند تا این که یا آن ها از او کنده شوند یا او از آن ها جدا شود.

26/46- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إِلَی جَابِرٍ: أن النبيّ صلی الله علیه و آله قَالَ: ﴿ مَثَلُ اَلْمُؤْمِنِ مَثَلُ اَلسُّنْبُلَهِ تَخِرُّ مَرَّهً وَ تَسْتَقِیمُ أُخْرَی وَ مَثَلُ اَلْکَافِرِ مَثَلُ اَلْأَرْزَهِ لاَ یَزَالُ مُسْتَقِیماً﴾ (2)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مَثَل ،مؤمن مَثَل خوشه گندم است که گاه کج می شود و گاه راست [در معرض حوادث و بلاهاست]، و کافر مانند درخت صنوبر است که همیشه راست قامت است (حوادث به او آسیب نمی رساند).

27/47-الإِسْکَافیُّ رَفَعَه إلى عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ بَعْضِ وُلْدِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ ﴿أَنَّهُ لَنْ تَکُونُوا مُؤْمِنِینَ حَتَّی تَعُدُّوا اَلْبَلاَءَ نِعْمَهً وَ اَلرَّخَاءَ مُصِیبَهً ﴾ (3)

بعضی اولاد امام صادق علیه السلام گویند که حضرت فرمود: شما هرگز مؤمن (کامل) نخواهید بود مگر این که بلا را نعمت ،بدانید و آسایش و رفاه را مصیبت شمارید.

ص: 49


1- التمحيص، ص 34 ، ح21.
2- التمحيص، ص 34 ، ح22.
3- التمحيص، ص 34 ، ح 24

28/48- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إلى أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أنه قَالَ: ﴿سَاعَاتُ اَلْمُؤْمِنِ سَاعَاتُ کَفَّارَاتٍ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن هر لحظه برای جبران گذشته تلاش می کند.

29/49- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ، عن عمرو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿سَمِعْتُهُ یَقُولُ: إذا مَاتَ اَلْمُؤْمِنُ خَلَّی عَلَی جِیرَانِهِ مِنَ اَلشَّیَاطِینِ عَدَدَ رَبِیعَهَ وَ مُضَرَ کَانُوا مُشْتَغِلِینَ بِهِ﴾. (2)

امام باقر علیه السلام فرمود: چون مؤمن بمیرد شیطان هایی که برای گمراه کردن او می کوشیده اند و شمارشان به تعداد افراد قبیله [پرجمعیت] ربیعه و مُضَر است اطراف همسایگانش را (برای گمراهی) می گیرند

30/50- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أحْمَدَ بْنِ أبِی عَبْدِاللهِ عَنْ أَبِیهِ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْأَشْعَرِیِّ، عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَهَ قال: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ یَقُولُ: ﴿إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَبِأَفْضَلِ مَکَانٍ - ثَلاَثاً - إِنَّهُ لَمُبْتَلِیهِ بِالْبَلاَءِ ثُمَّ یَنْزِعُ نَفْسَهُ عُضْواً عُضْواً مِنْ جَسَدِهِ وَ هُوَ یَحْمَدُ اَللَّهَ عَلَی ذَلِکَ﴾ . (3)

امام صادق علیه السلام تا سه بار فرمود: مؤمن نزد خدا برترین مقام را دارد؛ او را گرفتار بلا می کند و جانش را از تک تک اندامش بیرون می کشد ولی آن بنده، خداوند را بر آن سپاس می گوید.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

31/51- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ

ص: 50


1- التمحيص، ص 35 ، ح 29.
2- الكافي، ج 2، ص 251.
3- الكافي، ج 2، ص 254.

یُونُسَ بْنِ رِبَاطٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ علیه السلام یَقُولُ: ﴿إِنَّ أَهْلَ الْحَقِّ لَمْ یَزَالُوا مُنْذُ کَانُوا فِی شِدَّهٍ ، أَمَا إِنَّ ذلِکَ إِلی مُدَّهٍ قَلِیلَهٍ ، وَعَافِیَهٍ طَوِیلَهٍ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: اهل حق همواره در سختی بوده اند، ولی این سختی مدتی کوتاه و آسایشی طولانی به دنبال دارد.

می گویم: مراد از مدت کوتاه در دنیا و مدت طولانی، آخرت است. چنان چه ظاهر هم این گونه است

32/52- الصدوق حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بن المتوكّل قدس سره قَالَ :حدثنا عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ اَلْحِمْیَرِیِّ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ اَلْجَامُورَانِیِّ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ﴿لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً کَانَ فِی قُلَّهِ جَبَلٍ لَبَعَثَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ مَنْ یُؤْذِیهِ لِیَأْجُرَهُ عَلَی ذَلِکَ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مؤمن بالای قلّه کوهی هم باشد، خداوند (برای آزمایش) شیطانی را بفرستد تا او را اذیت کند و (به سبب صبرش) او را اجر عنایت فرماید.

33/53- الشيخ الطوسي، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ محمّد الْغَضَائِرِیِّ، عن أَبُو مُحَمَّدٍ هَارُونُ بْنُ مُوسَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَحْمَدَ اَلْمَالِکِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ اِبْنِ عِیسَی اَلْیَقْطِینِیِّ، عَنْ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا عَنْ دَاوُدَ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الرَّقِّيُّ قال: حَدّثنا أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿لَولا أنّی أستَحیی مِن عَبدِیَ المُؤمِنِ ، ما تَرَکتُ عَلَیهِ خِرقَهً یَتَواری بِها ، و إذا أکمَلتُ لَهُ الإِیمانَ ابتَلَیتُهُ بِضَعفٍ فی قُوَّتِهِ ، و قِلَّهٍ فی رِزقِهِ ، فَإِن هُوَ جَزِعَ أعَدتُ عَلَیهِ ، و إن صَبَرَ باهَیتُ بِهِ مَلائِکَتی، ألا وقَد جَعَلتُ عَلِیّا عَلَما لِلنّاسِ ، فَمَن تَبِعَهُ کانَ هادِیا ، و مَن تَرَکَهُ کانَ

ص: 51


1- الكافي، ج 2، ص 255.
2- علل الشرايع، ص 44 و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64، ص 228.

ضالّاً ، لا یُحِبُّهُ إلّا مُؤمِنٌ ، و لا یُبغِضُهُ إلّا مُنافِقٌ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: خداوند متعال می فرماید: اگر از بنده مؤمن خود شرم نداشتم حتی جامه پاره ای به او نمی دادم که خود را به آن بپوشاند و هرگاه ایمان او کامل شد او را به ضعف مبتلا می کنم و روزی وی را کم می نمایم اگر اظهار ناراحتی کرد بار دیگر هر چه را که از وی گرفته بودم به او بر می گردانم و اگر صبر کرد به وجود او به ملائکه افتخار می کنم، (و در ادامه فرمود): آگاه باشید که من علی بن ابی طالب علیه السلام را برای مردم پرچم هدایت قرار دادم هر کس از وی پیروی کند راه حق را پیدا می کند و هرکس او را ترک گوید گمراه می شود، فقط مؤمنان او را دوست می دارند و فقط منافقان دشمن اویند.

آن که گرفتاری نبیند را خیری نیست

1/54- الكليني عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْراهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنِ ابْنِ أبِی عُمَیْرٍ ، عَنْ حُسَیْنِ بْنِ نُعَیْمٍ اَلصَّحَّافِ عَنْ ذَرِیحٍ اَلْمُحَارِبِیِّ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ﴿کَانَ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: إِنِّی لَأَکْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ یُعَافَی فِی اَلدُّنْیَا فَلاَ یُصِیبَهُ شَیْءٌ مِنَ اَلْمَصَائِبِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام از امام سجاد علیه السلام فرمود: کسی که پیوسته در دنیا عافیت داشته باشد و کم ترین گرفتاری برایش پیش نیاید را نمی پسندم

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه است.

2/55- الكليني، عن عِدَّةٍ مِنْ أصْحَابِنَا، عَنْ أحْمَدَ بْنِ أبِی عَبْدِاللهِ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ أبِی دَاوُدَ الْمُسْتَرِقِّ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللّهِ علیه السلام: ﴿دُعِیَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إِلی طَعَامٍ، فَلَمَّا دَخَلَ مَنْزِلَ الرَّجُلِ ، نَظَرَ إِلی دَجَاجَهٍ فَوْقَ حَائِطٍ قَدْ بَاضَتْ، فَتَقَعُ الْبَیْضَهُ عَلی وَتِدٍ فِی حَائِطٍ ، فَثَبَتَتْ عَلَیْهِ، وَلَمْ

ص: 52


1- أمالي الشيخ المجلس الحادي عشر، 305/60، رقم 613؛ و نقل عنه في بحارالأنوار، ج 64، ص 226.
2- الكافي، ج 2، ص 256، ح 19؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 767.

تَسْقُطْ وَ لَمْ تَنْکَسِرْ، فَتَعَجَّبَ النَّبِیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مِنْهَا، فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ: أعَجِبْتَ مِنْ هَذِهِ الْبَیْضَةِ؟ فَوَ الَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ مَا رُزِئْتُ شَیْئاً [قَطُّ]، قَالَ: فَنَهَضَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ لَمْ یَأْکُلْ مِنْ طَعَامِهِ شَیْئاً، وَ قَالَ: مَنْ لَمْ یُرْزَأْ فَمَا لِلَّهِ فِیهِ مِنْ حَاجَةٍ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و اله را برای طعام دعوت کردند، چون وارد شد مرغی را دید که روی دیوار تخم گذاشت سپس تخم مرغ افتاد و روی میخی قرار گرفت نه به زمین افتاد و نه !شکست رسول خدا صلی الله علیه و اله از آن منظره متعجب شد، مرد عرض کرد: از (نشکستن) این تخم مرغ تعجب می کنید؟ سوگند به آن که تو را به حق مبعوث کرد، من هرگز بلاء و گرفتاری در زندگی ندیده ام. رسول خدا صلی الله علیه و اله برخاستند و حتی از غذای او چیزی نخورد و فرمود: کسی که بلایی ،نبیند خدا به او نظر لطف و عنایت ندارد

می گویم: الرزء مصیبت، گرفتاری.

3/56- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أحْمَدَ بْنِ أبِی عَبْدِاللهِ، عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَکَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ وَ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿لاَ حَاجَةَ لِلَّهِ فِيمَنْ لَيْسَ لَهُ فِي مَالِهِ وَ بَدَنِهِ نَصِيبٌ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله: فرمودند: خداوند به کسی که در دارایی یا جسمش نقصان و بلایی وارد نشود نظر لطف و عنایتی ندارد.

می گویم: سند صحیح همان است که ذکر کردیم لکن در چاپ کافی، همان طور که بر پژوهشگر روشن است خلطی صورت گرفته و مویّد و پشتوانه این سخن آن چیزی است که از نسخه خطی کافی مصحح نزد اساتید، نقل می کنیم و بحمد الله والمنّه در نزد ما نیز موجود است. و در نسخه خطی سند روایت این گونه است: «از او (یعنی از احمد بن ابی عبدالله برقی) از علی بن حکم، از ابان بن عثمان، از

ص: 53


1- الكافي، ج 2، ص 256، ح 20؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص767.
2- الكافي، ج 2، ص 256، ح 21؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص768.

عبد الرحمن و ابو بصیر از امام صادق علیه السلام.

4/57- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿قال رسول الله صلی الله علیه و آله یَوْماً لِأَصْحَابِهِ : مَلْعُونٌ کُلُّ مَالٍ لَا یُزَکّی، مَلْعُونٌ کُلُّ جَسَدٍ لَا یُزَکّی وَلَوْ فِی کُلِّ أَرْبَعِینَ یَوْماً مَرَّهً ، فَقِیلَ : یَا رَسُولَ اللّهِ، أَمَّا زَکَاهُ الْمَالِ فَقَدْ عَرَفْنَاهَا، فَمَا زَکَاهُ الْأَجْسَادِ؟ فَقَالَ لَهُمْ: أَنْ تُصَابَ بِآفَهٍ». قَالَ : فَتَغَیَّرَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ سَمِعُوا ذلِکَ مِنْهُ ، فَلَمَّا رَآهُمْ قَدْ تَغَیَّرَتْ أَلْوَانُهُمْ، قَالَ لَهُمْ : أَتَدْرُونَ مَا عَنَیْتُ بِقَوْلِی؟ قَالُوا : لَا یَا رَسُولَ اللّهِ ، قَالَ : بَلی ، الرَّجُلُ یُخْدَشُ الْخَدْشَهَ ، وَ یُنْکَبُ النَّکْبَهَ، وَ یَعْثُرُ الْعَثْرَهَ ، وَ یُمْرَضُ الْمَرْضَهَ ، وَ یُشَاکُ الشَّوْکَهَ ، وَ مَا أَشْبَهَ هذَا ، حَتّی ذَکَرَ فِی حَدِیثِهِ اخْتِلَاجَ الْعَیْنِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه و اله روزی به اصحابش فرمود: هر ثروت و جسمی که زکاتش داده نشود از رحمت خاص خدا دور است هر چند در چهل روز یک بار باشد اصحاب عرض کردند یا رسول الله زکات مال را می دانیم منظور از زکات بدن چیست؟ فرمود: این است که آفت و آسیبی بیند. ناگهان رنگ رخسار آنان دگرگون شد چون حضرت صلی الله علیه و آله رنگ آن ها را دگرگون دید فرمود: متوجه مقصودم شدید؟ :گفتند نه یا رسول الله فرمود ،آری گاهی ممکن است به تن انسان خراشی رسد و پایش به سنگی ،برخورد ،بلغزد سر بخورد، بیمار شود، خاری به تنش ،خلد و مانند این ها سپس امام صادق علیه السلام فرمود: تا آن جا که پیامبر صلی الله علیه و آله در سخن خویش پریدن چشم را هم یادآور شد.

می گویم: روایت از نظر سند معتبره می باشد و ینکَب النَكبَة پایش به سنگ یا شبیه آن خورد یا با صورت به زمین افتاد یا به گرفتاری کوچکی از بلاهای روزگار دچار شد. یشاک الشوكة گویند: شاكته الشوكة تشوكه و شيكة: وقتی که خاری به بدنش بخلد و فرو رود.

ص: 54


1- الكافي، ج 2، ص 258، ح26؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص768.

ملاک گرامی بودن مؤمن نزد خداوند به اندازه گرفتاری های اوست

1/58- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْراهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنِ ابْنِ أبِی عُمَیْرٍ، عَمَّنْ رَوَاهُ عَنِ اَلْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿إنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَکْرُمُ عَلَی اللهِ حَتَّی لَوْ سَألَهُ الْجَنَّةَ بِمَا فِیهَا أعْطَاهُ ذَلِکَ مِنْ غَیْرِ أنْ یَنْتَقِصَ مِنْ مُلْکِهِ شَیْئاً، وَ إنَّ الْکَافِرَ لَیَهُونُ عَلَی اللهِ حَتَّی لَوْ سَألَهُ الدُّنْیَا بِمَا فِیهَا أعْطَاهُ ذَلِکَ مِنْ غَیْرِ أنْ یَنْتَقِصَ مِنْ مُلْکِهِ شَیْئاً، وَ إنَّ اللهَ لَیَتَعَاهَدُ عَبْدَهُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ کَمَا یَتَعَاهَدُ الْغَائِبُ أهْلَهُ بِالطُّرَفِ، وَ إنَّهُ لَیَحْمِیهِ الدُّنْیَا کَمَا یَحْمِی الطَّبِیبُ الْمَرِیضَ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن نزد خدا ارجمند است تا آن جا که اگر همه بهشت را از خدا بخواهد به او عطا کند بدون آن که از ملک او چیزی کم شود و کافر نزد خدا خوار و پست است تا آن جا که اگر همه دنیا را از خدا خواهد به او دهد، بی آن که از ملکش چیزی کم شود و خدا به وسیله بلا از بنده مؤمنش دلجویی کند چنان که مسافر با سوغاتی های جدید و تازه از خانواده اش دلجویی ،کند خدا مؤمن را از دنیا پرهیز دهد چنان که پزشک بیمار را پرهیز دهد.

می گویم: الطُرف جمع طُرفه: چیزی که تر و تازه و دلپسند است یعنی با نمک و دلنشین می باشد.

2/59- الكليني، عَن عليّ بن إبراهيم، عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ اَلْمُخْتَارِ، عَنْ أَبِی أُسَامَهَ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَللَّهَ عز و جل لَیَتَعَاهَدُ اَلْمُؤْمِنَ بِالْبَلاَءِ کَمَا یَتَعَاهَدُ اَلرَّجُلُ أَهْلَهُ بِالْهَدِیَّهِ مِنَ اَلْغَیْبَهِ وَ یَحْمِیهِ اَلدُّنْیَا کَمَا یَحْمِی اَلطَّبِیبُ اَلْمَرِیضَ﴾. (2)

امام باقر علیه السلام فرمود: همانا خدای عزوجل مؤمن را با بلا دلجویی می کند، چنان که مرد با هدیه ای که از سفر برای خانواده اش می برد از آن ها دلجویی می کند و خدا مؤمن را از دنیا پرهیز می دهد چنان که پزشک بیمار را پرهیز می دهد.

ص: 55


1- الكافي، ج 2، ص 258، ح 28؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 769
2- الكافي، ج 2، ص 255، ح 17؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 769

می گویم: یحميه الدنیا: او را از دنیا منع می کند پرهیز دادن مریض از آن چه برایش مضر است پس کلمه "احتمی و تحمی" به معنای منع کردن و پرهیز دادن است.

3/60- الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿إنّه لَيكونُ لِلعبدِ مَنزِلةٌ عند اللّه ِفما يَنالُها إلّا بإحْدى خَصْلتَينِ: إمّا بذَهابِ مالِهِ أو ببَلِيّةٍ في جَسدِهِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: بندگان نزد خداوند جایگاهی دارند که جز به وسیله (صبر بر) یکی از دو چیز: رفتن مال و دارایی و یا رسیدن بلای جسمانی به آن نخواهند رسید.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه و متن نیز واضح و روشن می باشد.

4/61- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَکَمِ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ فِی اَلْجَنَّهِ مَنْزِلَهً لاَ یَبْلُغُهَا عَبْدٌ إِلاَّ بِالاِبْتِلاَءِ فِی جَسَدِهِ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: در بهشت جایگاهی است که هیچ بنده ای به آن نرسد، جز با (صبر بر) بلایی که (در دنیا) به جسمش رسد.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

5/62- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْأَشْعَرِیِّ عَنْ أَبِی یَحْیَی اَلْحَنَّاطِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ: ﴿شَکَوْتُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ مَا أَلْقَی مِنَ اَلْأَوْجَاعِ -وَ کَانَ مِسْقَاماً- فَقَالَ: لِی لَوْ یَعْلَمُ اَلْمُؤْمِنُ مَا لَهُ مِن

ص: 56


1- الكافي، ج 2، ص 257، ح23؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 769.
2- الكافي، ج 2، ص 255 ، ح 14؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 770.

اَلْأَجْرِ فِی اَلْمَصَائِبِ لَتَمَنَّی أَنَّهُ قُرِضَ بِالْمَقَارِیضِ﴾ (1)

عبدالله بن ابی یعفور - که همیشه بیمار بود - گوید: از دردهایی که به من می رسید به امام صادق علیه السلام شکایت کردم حضرت فرمود: ای عبدالله! اگر مؤمن می دانست که چه پاداشی برای (صبر بر) مصیبت ها ،دارد آرزو می کرد که او را با قیچی تکه تکه کنند.

می گویم: همه راویان حدیث به غیر از "ابو یحیای حناط" که در موردش نقص و ضعفی گفته اند - البته جلیل القدر و شیعه بودنش روشن است - ثقه می باشد. و اما عبارت "كان مسقاما" سخن "ابویحیی" است و ضمیر در فعل "کان" نیز به "عبدالله" رجوع می کند المسقام به کسر میم: یعنی کسی که بیماری زیادی دارد و بسیار مریض می شود

6/63- الكليني، عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ ، عَنْ أَبِیهِ ، عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ ، عَنْ حُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ ، عَنْ عَبْدِ اللّهِ بْنِ مُسْکَانَ ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّهِ علیه السلام قال : قال رسول الله صلی الله علیه و اله: ﴿مَثَلُ الْمُؤْمِنِ کَمَثَلِ خَامَهِ الزَّرْعِ تُکْفِئُهَا الرِّیَاحُ کَذَا وَکَذَا ، وَ کَذلِکَ الْمُؤْمِنُ تُکْفِئُهُ الْأَوْجَاعُ وَالْأَمْرَاضُ ؛ وَ مَثَلُ الْمُنَافِقِ کَمَثَلِ الْاءِرْزَبَّهِ الْمُسْتَقِیمَهِ الَّتِی لَا یُصِیبُهَا شَیْءٌ حَتّی یَأْتِیَهُ الْمَوْتُ ، فَیَقْصِفَهُ قَصْفاً﴾ (2)

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کند که فرمود: حکایت مؤمن حکایت ساقه گیاهی است که بادها او را به این سو و آن سو حرکت می دهند مؤمن را هم دردها و بیماری ها خم و راست می کنند (و حوادث گوناگون بر او وارد می شود)، و حکایت منافق حکایت درخت صنوبر بی ثمری است که آسیبی به آن نرسد، تا مرگش فرا رسد و او را در هم شکند.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد و در حاشیه چاپ "الکافی"

ص: 57


1- الكافي، ج 2، ص 255، ح 15؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 770.
2- الكافي، ج 2، ص 257، ح 25؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 770.

آمده خامة الزرع: نخستین چیزی که بر ساقه گیاه می روید تكفئها الرياح: یعنی دگرگون کردن و به این طرف و آن طرف کشاندن الأرزبة به تشدید باء: کلوخ کوب آهنین القصف ،شکستن قصف الشيء: آن را با چیزی شکست.

7/64- الكليني، عَن مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی، عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُثَنًّی اَلْحَنَّاطِ ، عَنْ أبِی أُسَامَةَ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿لَولا أن یَجِدَ عَبدِیَ المُؤمِنُ فی قَلبِهِ لَعَصَّبتُ رَأسَ الکافِرِ بِعِصابَهِ حَدیدٍ لا یُصَدَّعُ رَأسُهُ أبَدا﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عز و جل می فرماید: اگر بنده مؤمنم دل آزرده نمی شد سر کافر را با سربندی آهنین می بستم تا هرگز حتی سردرد مختصری هم نگیرد.

می گویم: بیان محدث کاشانی این است که اگر ترس از دل شکستگی مؤمن و سست شدن عقیده او از این که ببیند کافر پیوسته در عافیت و رفاه است، نبود آن قدر به کافران نعمت و عافیت می دادم که حتی کوچک ترین دردسری هم نداشته باشند.

8/65-مؤلف جامع الأخبار رَفَعَهُ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ : أَنَّهُ قَالَ: ﴿إنَّ البَلاءَ لِلظّالِمِ أدَبٌ ، و لِلمُؤمِنِ امتِحانٌ ، و لِلأَنبِیاءِ دَرَجَهٌ ، و لِلأَولِیاءِ کَرامَهٌ﴾ (2)

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: گرفتاری برای ستمگران موجب ادب آن ها می شود، و برای مؤمن آزمایش حساب می گردد و برای پیامبران موجب درجات است و برای اولیاء کرامت به حساب می آید.

آن چه مؤمنان دچارند و از آن چه برکنارند

1/66- الكليني، عَن مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُعَاوِیَهَ

ص: 58


1- الكافي، ج 2، ص 257، ح 24؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 770.
2- جامع الأخبار، ص 310؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 775.

ابن عَمَّارٍ عَنْ نَاجِيَةَ قال : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : ﴿إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یُبْتَلی بِالْجُذَامِ ، وَ لَا بِالْبَرَصِ ، وَ لَا بِکَذَا ، وَ لَا بِکَذَا؟ فَقَالَ : إِنْ کَانَ لَغَافِلاً عَنْ صَاحِبِ یَاسِینَ إِنَّهُ کَانَ مُکَنَّعاً. ثُمَّ رَدَّ أَصَابِعَهُ ، فَقَالَ : کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلی تَکْنِیعِهِ أَتَاهُمْ ، فَأَنْذَرَهُمْ ، ثُمَّ عَادَ إِلَیْهِمْ مِنَ الْغَدِ ، فَقَتَلُوهُ. ثُمَّ قَالَ : إِنَّ الْمُؤْمِنَ یُبْتَلی بِکُلِّ بَلِیَّهٍ ، وَ یَمُوتُ بِکُلِّ مِیتَهٍ إِلَا أَنَّهُ لَا یَقْتُلُ نَفْسَهُ﴾ (1)

ناجیه گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم مغیره می گوید: مؤمن به مرض جذام و پیسی و امثال آن مبتلا نمی شود حضرت فرمود: او از صاحب یاسین (حبیب نجار که داستانش در سوره یس مذکور است) بی خبر است که دستش بی حس یا قطع شده بود - سپس امام انگشتانش را برگردانید - (به شکل انگشتان معلول) آن گاه فرمود: گویا اکنون او را می بینم که با دست معلولش نزد آن ها آمده و اندرزشان می دهد، سپس فردا نزد آن ها آمد فردا نزد آن ها آمد و ایشان او را کشتند، آن گاه امام فرمود: مؤمن به هر بلایی مبتلا می شود و به هر مرگی می میرد ولی خودکشی نمی کند.

می گویم: روایت از نظر سند حسنه است فیض کاشانی در وافی چنین گفته: صاحب ياسين، حبیب بن اسراییل نجار عنه است که شتابان از دورترین نقطه شهر آمد و مردم را اندرز داد. او از کسانی بود که شش صد سال قبل از بعثت پیامبر ما صلی الله علیه و اله به او ایمان آورد و از رسول خدا صلی الله علیه و اله را آورده: پیشتازان امت ها سه نفرند که حتی یک لحظه هم به خداوند یکتا کافر نبودند علی بن ابی طالب علیه السلام و صاحب یاسین و مؤمن آل فرعون. (2)

در روایتی آمده که: و آنان صدیقان هستند و علی بن ابی طالب علیه السلام برترین آنان است. (3)

و «المکنّع» به تشدید نون مفتوحه آن که دستش بی حس یا قطع شده باشد و در بعضی نسخه ها «المكتع» آمده، یعنی کسی که انگشتان دستش به طرف کف برگشته و مفاصل آن نمایان شده باشد و این که در روایت امام باقر علیه السلام انگشتان مبارک را برگرداندند قرائت دوم را تأیید می کند چرا که در مورد آن که انگشتانش

ص: 59


1- الكافي، ج 2، ص 254، ح 12؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 775.
2- بحار الأنوار، ج 64 ، ص 205.
3- مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 11؛ و بحار الأنوار، ج 13 ، ص 58

فلج یا قطع شده باشد برگرداندن انگشتان مفهوم و معنایی ندارد.

2/67- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: ﴿إِنَّ هَذَا الَّذِي ظَهَرَ بِوَجْهِي يَزْعُمُ النَّاسُ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْتَلِ بِهِ عَبْداً لَهُ فِيهِ حَاجَةٌ قَالَ فَقَالَ لِي لَقَدْ كَانَ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ مُكَنَّعَ الْأَصَابِعِ فَكَانَ يَقُولُ هَكَذَا -وَ يَمُدُّ يَدَيْهِ- فَيَقُولُ: «يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ» ثم قال لي : إذا کانَ الثُّلُثُ الأَخیرُ مِنَ اللَّیلِ فی أوَّلِهِ فَتَوَضَّ وقُم إلی صَلاتِکَ الَّتی تُصَلّیها ، فَإِذا کُنتَ فِی السَّجدَهِ الأَخیرَهِ مِنَ الرَّکعَتَینِ الاُولَیَینِ فَقُل و أنتَ ساجِدٌ : «یا عَلِیُّ یا عَظیمُ ، یا رَحمانُ یا رَحیمُ ، یا سامِعَ الدَّعَواتِ، یا مُعطِیَ الخَیراتِ ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ ، و أعطِنی مِن خَیرِ الدُّنیا وَالآخِرَهِ ما أنتَ أهلُهُ ، وَاصْرِفْ عَنِّی مِنْ شَرِّ الدُّنْیَا وَالْاخِرَهِ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ، وَاذْهَبْ عَنِّی بِهذَا الْوَجَعِ- وَ تُسَمِّیهِ-فَإِنَّهُ قَدْ غَاظَنِی وَ أَحْزَنَنِی» وَأَلِحَّ فِی الدُّعَاءِ قَالَ : فَمَا وَصَلْتُ إِلَی الْکُوفَهِ حَتّی أَذْهَبَ اللّهُ بِهِ عَنِّی کُلَّهُ﴾ (1)

يونس بن عمار (که لکه های پیسی در چهره داشت) گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: درباره آن چه در چهره من پیدا شده مردم گمان می کنند که خدا بنده ای را که به او نظر لطف و توجهی دارد به آن مبتلا نکند حضرت فرمود: مؤمن آل فرعون انگشتانش معیوب بود، و با دو دستش اشاره می کرد و می گفت: «ای مردم از رسولان خدا پیروی کنید! سپس امام به من فرمود: چون یک سوم آخر شب فرا رسید، در آغاز آن وضو بگیر و برای نمازی که می خوانی (نماز شب) برخیز، و چون در سجده دوم دو رکعت اول باشی در حال سجده بگو. «ای علی، ای عظیم، ای ،رحمان ای ،رحیم ای شنونده دعاها ای بخشنده ،خیرات، بر محمّد و آل محمّد رحمت فرست و از خیر دنیا و آخرت آن چه سزاوار بخشش تو است به من عطا کن! و از شر دنیا و آخرت آن چه سزاوار بخشش تو است از من بگردان، و این درد را از

ص: 60


1- الكافي، ج 2، ص 259، ح 30؛ و نقل صدره عنه في الوافي، ج 5، ص 776.

من دور کن - و نام درد را ذکر کن - که مرا خشمگین و غمگین نموده» و در دعا اصرار و پافشاری کن یونس گوید: هنوز به کوفه نرسیده بودم که خدا همه آن ها (لک و پیسی در صورتم) را از من دور کرد

محدث کاشانی رحمه الله گفته: نام "مؤمن آل فرعون" شمعان یا حبیب یا خربیل یا حزبیل بود و این حدیث با حدیث گذشته منافاتی ندارد به جهت این که امکان دارد هر دو دستش مکنع (انگشتانش معیوب) یا یکی مکنع و دیگری مکتع (بدون انگشت) بوده باشند مگر بگوییم گفتار آخر حدیث که فرمود: «یا قوم اتبعوا المرسلين» بفهماند که مکنع یا مکتع همان مؤمن یاسین بوده؛ چرا که این گفتار چنان چه خداوند از او حکایت می کند باید سخنان مؤمن یاسین باشد و این هم در حالی است که فرستادگان الهی سه نفر بودند چنان چه خداوند عز و و جل می فرماید:

﴿إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثِ﴾ (1)

زمانی که دو پیامبر را به سوی آنان فرستادیم پس آن دو را انکار کردند و با پیامبر سومی آنان را تقویت کردیم.

اما در مورد مؤمن آل فرعون صرفاً سخن خداوند که فرمود:

﴿يَنقَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ﴾ (2)

ای قوم من! از من پیروی کنید تا شما را به راه راست هدایت کنم.

در ضمن کلمات دیگر آمده و نیز در تفسیر علی بن ابراهیم نقل شده که او بیماری جذام داشته و انگشتان دستش برگشته و کج بود که با دستان فلج و کج اشاره می کرده و می گفت: ﴿يَنقَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ﴾ و كلمه "عقف" یعنی برگشت و کج شدن انگشتان...»

می گویم: علامه مجلسی رحمه الله توضیحی در کتاب بحار الانوار (3) پیرامون این حدیث دارند که می توان مراجعه نمود

ص: 61


1- سوره یس آیه 14
2- سوره غافر آیه 38
3- بحار الأنوار، ج 64 ، ص 225-223، چاپ بیروت

3/68- الكليني، عن عليّ بن إبراهيم، عن أبيه عن عبدالله بن المغيرة، عن محمّد بن يحيى الخثعمي عن محمّد بن بهلول العبدي قال: ﴿سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ علیه السلام یَقُولُ لَمْ یُؤْمِنِ اللّهُ الْمُؤْمِنَ مِنْ هَزَاهِزِ الدُّنْیَا ، وَ لکِنَّهُ آمَنَهُ مِنَ الْعَمی فِیهَا وَالشَّقَاءِ فِی الْاخِرَهِ﴾. (1)

محمّد بن بهلول عبدی :گوید شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: خدا مؤمن را از بلاهای تکان دهنده و سهمگین دنیا ایمن نساخته ولی او را از کوردلی دنیا (که حق را تشخیص ندهد) و شقاوت ،آخرت ایمن ساخته است.

فیض کاشانی در وافی (2) گوید هزاهز: به بلاها و گرفتاری ها و جنگ و ستیز میان مردم گفته می شود مراد از آن نوع نابینایی و ،کوری که مؤمن از آن ایمن است کوری باطنی و بصیرتی است همان گونه که خداوند عز و جل می فرماید:

﴿فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَرُ وَ لَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتى فى الصُّدُور﴾ (3)

«به راستی که دیدگان نابینا نمی شوند ولی قلب هایی که در میان سینه هاست نابینا می شوند»

امّا نابینایی و کوری ظاهری و بصری برای مؤمن ممکن است که از جمله کرامات خداوند نسبت به او باشد. همان گونه که:

روى الصدوق رحمه الله في الخصال بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿إِذَا أَحَبَّ اَللَّهُ عَبْداً نَظَرَ إِلَیْهِ فَإِذَا نَظَرَ إِلَیْهِ أَتْحَفَهُ بِوَاحِدَةٍ مِنْ ثَلاَثٍ إِمَّا صُدَاعٍ وَ إِمَّا عَمًى وَ إِمَّا رَمَدٍ.﴾. (4)

شیخ صدوق در کتاب خصال به سند خود از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمودند: هرگاه خدا بنده ای را دوست بدارد به او توجه ویژه ای می نماید در این صورت یکی از سه چیز را به او هدیه دهد سر درد نابینایی و درد چشم

4/69- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ ، عَنْ عُثْمَانَ

ص: 62


1- الكافي، ج 2، ص 255، ح 18.
2- الوافي، ج 5، ص 776.
3- الكافي، ج 2، ص 255، ح 18.
4- الخصال، ص 13 ، ح 45؛ و فيه «حمی» بدل «عمی».

اَلنَّوَّاءِ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَبْتَلِی اَلْمُؤْمِنَ بِکُلِّ بَلِیَّهٍ وَ یُمِیتُهُ بِکُلِّ مِیتَهٍ وَ لاَ یَبْتَلِیهِ بِذَهَابِ عَقْلِهِ أَمَا تَرَی أَیُّوبَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ کَیْفَ سُلِّطَ إِبْلِیسُ عَلَی مَالِهِ وَ عَلَی وُلْدِهِ وَ عَلَی أَهْلِهِ وَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ مِنْهُ وَ لَمْ یُسَلَّطْ عَلَی عَقْلِهِ تُرِکَ لَهُ لِیُوَحِّدَ اَللَّهَ بِهِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند مؤمن را به هرگونه مصیبتی مبتلا خواهد ساخت و هر نوع مرگی را برای او در نظر خواهد گرفت اما هیچ گاه عقل و مشاعر او را مختل نخواهد ساخت ایوب علیه السلام را ببین با آن که مال و فرزندان و خانواده و داراییش از او ستانده شده بود اما خداوند خِرَدش را به او واگذاشت تا با شعور و درک کامل بر وحدانیت خداوند اقرار ورزد.

5/70- الكليني، عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: ﴿سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ بِالْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ وَ أَشْبَاهِ هَذَا قَالَ: فَقَالَ: وَ هَلْ كُتِبَ الْبَلَاءُ إِلَّا عَلَى الْمُؤْمِنِ﴾ (2)

ابن ابن بکیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا مؤمن به جذام و پیسی و امثال آن مبتلا می شود؟ فرمود مگر بلا جز برای مؤمن نوشته و ثابت شده است؟!

می گویم: روایت از نظر سند معتبر و متن واضح می باشد.

6/71- الكليني، عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ اِبْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿قَالَ: قِیلَ لَهُ فِی الْعَذَابِ إِذَا نَزَلَ بِقَوْمٍ یُصِیبُ الْمُؤْمِنِینَ ؟ قَالَ: نَعَمْ ، وَ لکِنْ یَخْلُصُونَ بَعْدَهُ﴾. (3)

به امام جعفر صادق علیه السلام عرض شد: هرگاه مردمی گرفتار عذاب شوند، مؤمنین را هم فرا گیرد؟ فرمود ،بله ولی بعد از مرگ نجات پیدا کرده و در سرای

ص: 63


1- الكافي، ج 2، ص 256، ح 12 و 3، ص 112 ، ح 10؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 777
2- الكافي، ج 2، ص 258، ح 27؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 777.
3- الكافي، ج 2، ص 247، ح 3؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 777

آخرت عذاب نمی شوند.

می گویم: روایت از نظر سند به ورود نقل یک فرد ثقه و مورد اطمینان در جمعی از مشایخ " ابن ابی عمیر" معتبر می باشد و گویا مراد از عبارت "بعده" پس از مرگ باشد.

7/72- الصدوق بِإِسْنَادِهِ عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ اَلرَّبَعِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ علیهما السلام قَالَ: ﴿:قیلَ لَهُ:ما بالُ المُؤمِنِ أحَدُّ شَیءٍ؟فَقالَ:لِأَنَّ عِزَّ القُرآنِ فی قَلبِهِ،و مَحضَ الإِیمانِ فی صَدرِهِ، و هُوَ عَبدٌ مُطیعٌ للّهِ ِ، و لِرَسولِهِ مُصَدِّقٌ. قیلَ لَهُ: فَما بالُ المُؤمِنِ قد يكون أشحَّ شيء؟ قال: لِأَنَّهُ یَکسِبُ الرِّزقَ مِن حِلِّهِ ، و مَطلَبُ الحَلالِ عَزیزٌ فَلا یُحِبُّ أن یُفارِقَهُ شَیئُهُ لِما یَعلَمُ مِن عِزِّ مَطلَبِهِ ، و إن هُوَ سَخَت نَفسُهُ لَم یَضَعهُ إلّا فی مَوضِعِهِ. قيلَ : فَما بالُ المُؤمِنِ قَد يَكونُ أنكَحَ شَيءٍ؟ قالَ : لِحِفظِهِ فَرْجَهُ عَنْ فُرُوجٍ لاَ تَحِلُّ لَهُ لِكَيْلاَ تَمِيلَ بِهِ شَهْوَتُهُ هَكَذَا وَ هَكَذَا فَإِذَا ظَفِرَ بِالْحَلاَلِ اِكْتَفَى بِهِ وَ اِسْتَغْنَى عَنْ غَيْرِهِ و قال علیه السلام: إنَّ قُوَّةَ المُؤمِنِ في قَلبِهِ ، ألا تَرَونَ أنَّكُم تَجِدونَهُ ضَعيفَ البَدَنِ نَحيفَ الجِسمِ و هُوَ يَقومُ اللَّيلَ و يَصومُ النَّهارَ﴾ (1)

امام صادق از پدرش علیهما السلام نقل کرده که از آن حضرت پرسیدند: علت تندی و حدّت در اخلاق مؤمن چیست؟ فرمود: برای این که عزت و بزرگی قرآن در قلب و باطن او جای دارد و ایمان در دلش مستقر شده است و او بعد از همه این ها از خدا و رسول اطاعت می کند و سخنان و گفتار آن ها را تصدیق می نماید. گفته شد: پس چرا مؤمن خسیس است؟ فرمود برای این که او مال خود را از راه حلال با مشقت بدست می آورد و مال حلال عزیز است و دوست ندارد مال حلال خود را به هرکس بدهد و اگر بخواهد از آن مال انفاق کند در محلی که خودش می داند و شایسته است مصرف می.کند. سؤال شد چرا مؤمن گاهی زیاد نکاح می کند زنان متعددی را به عقد خود در می آورد؟ فرمود برای این که می خواهد گرفتار

ص: 64


1- الفقيه، ج 3، ص 560 رقم 4924؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 783.

حرام نگردد و از طریق مشروع به خواسته های خود برسد و هرگاه به حلال رسید از آن استفاده می کند و از جاهای دیگر بی نیاز می.گردد و فرمودند: نیروی مؤمن در دل و قلبش قرار دارد مگر نمی بینید که مؤمن از نظر نیروی بدنی بسیار ضعیف و ناتوان است و بدنش نحیف و لاغر می باشد ولی در عین حال شب ها برای نماز بر می خیزد و روزها را روزه می دارد

می گویم: سند شیخ صدوق تا "مسعده بن صدقه" صحیح و او نیز علی الاقوی معتبر است لذا سند روایت معتبره می باشد

8/73- الصدوق قال حَدَّثَنا أَبی رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قالَ: حَدَّثَنا سَعْدُ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ اِبْنِ عِیسَی ، عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: قَالَ أبُو عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ: ﴿مَا ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُ بِشَیْءٍ أَشَدَّ عَلَیْهِ مِنْ خِصَالٍ ثَلَاثٍ یُحْرَمُهَا. قِیلَ : وَ مَا هُنَّ؟ قَالَ : الْمُؤَاسَاهُ فِی ذَاتِ یَدِهِ ، وَالْاءِنْصَافُ مِنْ نَفْسِهِ ، وَ ذِکْرُ اللّهِ کَثِیراً ؛ أَمَا إِنِّی لَا أَقُولُ : «سُبْحَانَ اللّهِ ، وَالْحَمْدُ لِلّهِ ، وَلَا إِلهَ إِلَا اللّهُ و الله اکبر» وَ لکِنْ ذِکْرُ اللّهِ عِنْدَ مَا أَحَلَّ لَهُ ، وَ ذِکْرُ اللّهِ عِنْدَ مَا حَرَّمَ عَلَیْهِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: محرومیت از سه خصلت برای مؤمن از هر چیزی سخت تر است عرض شد آن ها چه هستند؟ فرمود: (نخست) مواسات نسبت به داراییش (با برادران دینی) (دوم) انصاف دادن از خود (یعنی حق را بگوید اگر چه به زیان او باشد) (سوم) بسیار ذکر و یاد خدا گفتن آگاه باش، منظورم گفتن ذکر «سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله والله اكبر» به تنهایی نیست بلکه هنگام حلال حرام خداوند را یاد کند. (یعنی هنگام مواجهه با حلال و حرام. خدا را در نظر آورد و حلال را کسب کند و حرام را ترک گوید).

می گویم: روایت از نظر سند صحیح و متن نیز واضح می باشد.

ص: 65


1- الخصال ص 128 ، ح 130.

9/74- الصدوق بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿اَلْبَرَصُ شِبْهُ اَللَّعْنَهِ لاَ یَکُونُ فِینَا وَ لاَ فِی ذُرِّیَّتِنَا وَ لاَ فِی شِیعَتِنَا﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: بیماری پیسی مانند داغ رانده شدن از مهر و رحمت خدا است؛ لذا ما و فرزندان و پیروانمان به آن مبتلا نمی شویم.

10/75- الصدوق بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُعَاوِیَهَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿ إِنْ لَمْ یُؤْمِنِ اَلْمُؤْمِنَ مِنَ اَلْبَلاَیَا فِی اَلدُّنْیَا وَ لَکِنْ آمَنَهُ مِنَ اَلْعَمَی فِی اَلْآخِرَهِ وَ مِنَ اَلشَّقَاءِ یَعْنِی عَمَی اَلْبَصَرِ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام فرمود گرچه خداوند مؤمن را از بلاهای دنیوی ایمنی ،نبخشیده ولی او را از کوری و شقاوت که همان کوردلی در آخرت است ایمنی بخشیده است.

می گویم: ظاهراً تفسیر کلمه "شقاء" به معنای نابینایی ظاهری از جانب راوی است که درست نمی باشد

11/76- الصدوق بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ قال قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: ﴿مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ إِلَی یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ مُؤْمِنٌ إِلاَّ وَ لَهُ جَارٌ یُؤْذِیهِ﴾ (3)

امام رضا علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل فرمودند: تا روز قیامت مؤمنی نبوده و نخواهد بود جز آن که همسایه و همدمی دارد که پیوسته او را می آزارد.

12/77- الصدوق، عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُعَاوِیَهَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ : اَلصَّاعِقَهُ لاَ تُصِیبُ اَلْمُؤْمِنَ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: ﴿فَإِنَّا قَدْ رَأَیْنَا فُلاَناً یُصَلِّی فِی اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ فَأَصَابَتْهُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِنَّهُ کَانَ یَرْمِی حَمَامَ اَلْحَرَمِ ﴾. (4)

ص: 66


1- صفات الشيعة، ص 180؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64 ، ص 220 از چاپ بیروت.
2- صفات الشيعة، ص 180؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64 ، ص 220 از چاپ بیروت
3- عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 33، ح59، و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64 ، ص 226.
4- علل الشرایع، ص 462 و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64، ص 228.

و بهذ الاسناد قال: ﴿الصَّاعِقَهَ تُصِیبُ الْمُوءْمِنَ وَالْکَافِرَ وَلا تُصِیبُ ذَاکِرا﴾

امام صادق علیه السلام فرمود: به مؤمن صاعقه اصابت نمی کند، مردی به حضرت عرض کرد ما دیدیم فلانی را که در مسجد الحرام در حال نماز صاعقه زد، امام علیه السلام فرمود: راستش او پیوسته کبوتران حرم را تیر می زد (و حرمت کعبه را نگه نمی داشت).

به همین سند آمده که برق و صاعقه به مؤمن و کافر اصابت می کند ولی آن که در یاد خدا است را نمی گیرد

می گویم: سند روایت صحیح است (1)

13/78- الصدوق قال حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ اَلْحَکَمِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ سُفْیَانَ بْنِ سِمْطٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿ إِذَا أَرَادَ اَللَّهُ تَعَالَی بِعَبْدٍ خَیْراً فَأَذْنَبَ ذَنْباً تَبِعَهُ بِنَقِمَهٍ وَ یُذَکِّرُهُ اَلاِسْتِغْفَارَ وَ إِذَا أَرَادَ اَللَّهُ تَعَالَی بِعَبْدٍ شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً تَبِعَهُ بِنِعْمَهٍ لِیُنْسِیَهُ اَلاِسْتِغْفَارَ وَ یَتَمَادَی بِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اَللَّهِ تَعَالَی ﴿سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ﴾ (2) بِالنِّعَمِ عِنْدَ اَلْمَعَاصِی﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه خداوند به بنده ای نظر خیر داشته باشد این است که هرگاه آن بنده مرتکب گناهی شد خداوند او را گرفتار مصیبتی می کند و توبه و آمرزش خواهی را به یاد او می آورد، و هرگاه بخواهد بنده ای را گرفتار کند، او مرتکب گناه می گردد ولی خداوند به او نعمت می دهد و او توبه و استغفار را

ص: 67


1- توضیح: چه بسا مقصود از مؤمن در حدیث ،نخست مؤمن کامل باشد و در حدیث دوم مطلق ،مؤمن چون تیرزدن به کبوتر حرم بی ایمانی محسوب نمی شود و ممکن است که آن شخص تیرانداز جزء مخالفان بوده و اسناد و انتساب تیراندازی به ،او که حضرت نسبت دادند از روی تقیّه باشد.
2- سوره های اعراف آیه 182 و قلم، آیه 44.
3- علل الشرایع، ص 561؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64، ص 229.

فراموش می کند و در آن نعمت غرق می شود و این است معنی آیه شریفه: «به زودی آن ها را از جایی که به فکرشان هم نمی رسید به عذاب و هلاکت دچار می کنیم». مقصود این است که هنگام انجام معاصی به ایشان نعمت می دهیم.

14/79- الحميري، عن محمّد بن الوليد، عن عبدالله بن بكير، قال: ﴿سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَیُبْتَلَی اَلْمُؤْمِنُ بِالْجُذَامِ وَ اَلْبَرَصِ وَ أَشْبَاهِ هَذَا قَالَ وَ هَلْ کُتِبَ اَلْبَلاَءُ إِلاَّ عَلَی اَلْمُؤْمِنِ؟!! ﴾ (1)

ابن بکیر :گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا مؤمن به جذام و پیسی و امثال آن مبتلا می شود؟ فرمود مگر بلا و گرفتاری جز برای مؤمن نوشته و ثابت شده است؟!

مدح شکیبایی و خشنودی بر بلاء

1/80- أَبُو عَلِیٍّ مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ فِی کِتَابِ اَلتَّمْحِیصِ ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلاَّ وَ هُوَ مُبْتَلًی بِبَلاَءٍ مُنْتَظِرٌ بِهِ مَا هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ فَإِنْ صَبَرَ عَلَی اَلْبَلِیَّهِ اَلَّتِی هُوَ فِیهَا عَافَاهُ اَللَّهُ مِنَ اَلْبَلاَءِ اَلَّذِی یَنْتَظِرُ بِهِ وَ إِنْ لَمْ یَصْبِرْ وَ جَزِعَ نَزَلَ بِهِ مِنَ اَلْبَلاَءِ اَلْمُنْتَظِرُ أَبَداً حَتَّی یُحْسِنَ صَبْرَهُ وَ عَزَاءَهُ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ مؤمنی نیست مگر این که به بلایی گرفتار است و گرفتاری شدیدتری هم به دنبال او در انتظار است. اگر در همان بلاء شکیبایی داشته باشد خداوند آن بلاء بزرگ تر را از او بردارد و اگر بی تابی نماید آن گرفتاری شدیدتر دامن گیرش می شود و پیوسته گرفتاریها بیشتر می گردد تا وقتی که صبر نیکو و شکیبایی را انتخاب کند

ص: 68


1- قرب الاسناد ص81؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64 ، ص 225
2- التمحيص، ص 59 ، ح 121.

2/81- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إلى أَبِی حَمْزَهَ اَلثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَنِ اُبْتُلِیَ مِنْ شِیعَتِنَا فَصَبَرَ عَلَیْهِ کَانَ لَهُ أَجْرُ أَلْفِ شَهِیدٍ ﴾. (1)

ابو حمزه ثمالی از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: هر یک از شیعیان ما که مبتلا و گرفتار گردند ولی شکیبایی ،ورزند خداوند به آن ها پاداش هزار شهید را می دهد.

3/82- الإِسْکَافیُّ قال : روى أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْبَرْقِیِّ في كتاب الكبير،َعَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿قَد عَجَزَ مَن لَم يَعُدَّ لِکُلِّ بَلاءٍ صَبراً وَ لِکُلِّ نِعْمَةٍ شُکراً وَ لِکُلِّ عُسْرٍ يُسراً، إصبِرْ نَفسَکَ عِندَ کُلِّ بَلِيَّةٍ وَ رَزِيَّةٍ في وَلَدٍ أوْ في مالٍ فَإنّ اللهَ يَقبِضُ عارِيَتَهُ وَ هِبَتَهُ لِيَبلُوَ شُکرَکَ وَ صَبْرَکَ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: درمانده کسی است که برای هر بلا صبری نیندوزد، و برای هر نعمت شکری به جا نیاورد و برای هر مشکل و سختی راه حلی در پیش نگیرد و منتظر گشایش نشود. در هر گرفتاری و مصیبت چه در اولاد و چه در مال خویشتندار و شکیبا ،باش چرا که خدا امانت و بخشش خود را می گیرد تا شکر و صبر تو را بیازماید

4/83- و عنه، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إنّ اللَّهَ عَزَّوجلَّ أنعَمَ علی قَومٍ فلَم یَشکُرُوا فَصارَت علَیهِم وَ بالاً ، وابتَلی قَوماً بِالمَصائبِ فَصَبَرُوا فَصارَت علَیهِم نِعمَهً﴾. (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عز و جل بر قومی نعمت داد ولی آن ها شکر نعمت نکردند، در نتیجه آن نعمت بر آن ها تبدیل به وزر و وبال شد، و قومی را گرفتار مصائب و سختی ها نمود و شکیبایی پیشه کردند سرانجام آن مصائب بر ایشان

ص: 69


1- التمحيص، ص 59، ح 125.
2- التمحيص، ص 60 ، ح 127.
3- التمحيص، ص 60، ح 128.

نعمت شد.

5/84- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إِلَی عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ زَیْنِ اَلْعَابِدِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ : أَنَّهُ قَالَ: ﴿من صَبَرَ وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ فِيمَا قَضَى عَلَيْهِ فِيمَا أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ لَمْ يَقْضِ اللَّهُ علیه فِيمَا أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ إِلَّا مَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ﴾ (1)

امام سجاد علیه السلام فرمود: صبر و رضایت در برابر مقدرات خداوند بالاترین طاعت و بندگی خداست و هر کس در آن چه دوست دارد یا ناپسند اوست صبر کند و راضی به قضای خدا ،باشد خدا برایش چیزی را که محبوب اوست یا ناپسند اوست مقدر نمی کند مگر این که خیرش در آن است.

6/85- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إلى سُلَیْمَانَ اَلْجَعْفَرِیِّ عَنْ أَبِی اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿رُفِعَ إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَوْمٌ فِی بَعْضِ غَزَوَاتِهِ فَقَالَ مَنِ اَلْقَوْمُ قَالُوا مُؤْمِنُونَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ مَا بَلَغَ مِنْ إِیمَانِکُمْ قَالُوا اَلصَّبْرُ عِنْدَ اَلْبَلاَءِ وَ اَلشُّکْرُ عِنْدَ اَلرَّخَاءِ وَ اَلرِّضَاءُ بِالْقَضَاءِ فَقَالَ [رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ]: حُلَمَاءُ عُلَمَاءُ کَادُوا مِنَ اَلْفِقْهِ أَنْ یَکُونُوا أَنْبِیَاءَ إِنْ کُنْتُمْ کَمَا تَقُولُونَ فَلاَ تَبْنُوا مَا لاَ تَسْکُنُونَ وَ لاَ تَجْمَعُوا مَا لاَ تَأْکُلُونَ وَ اِتَّقُوا اَللَّهَ اَلَّذِی إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ﴾ (2)

امام رضا علیه السلام از قول پدران بزرگوارش :علیهم السلام فرمود: در یکی از جنگ ها گروهی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله لو رفتند ایشان فرمود این ها چه کسانی هستند؟ گفتند ای رسول خدا این ها مؤمنین .هستند فرمود ایمان شما به چه حدی رسیده؟ گفتند: شکیبایی هنگام ،مصیبت و سپاسگزاری هنگام تنگدستی، و خشنودی به قضا و حكم خدا فرمود خویشتندارانی دانایند که نزدیک است به خاطر فهم ژرفی که دارند، همتای پیامبران شوند (سپس رو به آن ها فرمود): اگر آن چیز که می گویید ،هستید پس جایی را که ماندگار در آن نیستید نسازید و آباد نکنید (دل به خانه و

ص: 70


1- التمحيص، ص 60 ، ح 132.
2- التمحيص، ص 61 ، ح 137.

مسکن نبندید) و آن چه را نمی خورید جمع نکنید و بپرهیزید از مخالفت با خدایی که به سوی او باز می گردید.

7/86- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أنَهَّ قَالَ: ﴿أَحَقُّ مَنْ خَلَقَ اَللَّهُ بِالتَّسْلِیمِ لِمَا قَضَی اَللَّهُ مَنْ عَرَفَ اَللَّهَ وَ مَنْ رَضِیَ بِالْقَضَاءِ أَتَی عَلَیْهِ اَلْقَضَاءُ وَ عَظُمَ عَلَیْهِ أَجْرُهُ وَ مَنْ سَخِطَ اَلْقَضَاءَ مَضَی عَلَیْهِ اَلْقَضَاءُ وَ أَحْبَطَ اَللَّهُ أَجْرَهُ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: سزاوارترین مخلوق خدا به تسلیم در برابر قضای الهی، آن کسی است که معرفت و شناخت او به خدا کامل باشد. و آن کس که راضی به قضا و حكم الهی ،باشد جریان قضای خداوندی در حق او توام با اجر و پاداش بزرگ خواهد بود و آن کس که از قضای الهی ناراضی باشد، قضای خداوندی جاری شده و او از اجر و پاداش محروم خواهد شد.

8/87- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إِلَى جَابِرٍ قَالَ: ﴿قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ مَا اَلصَّبْرُ اَلْجَمِیلُ؟ قَالَ: ذَلِکَ صَبْرٌ لَیْسَ فِیهِ شَکْوَی إِلَی أَحَدٍ مِنَ اَلنَّاسِ، الحديث﴾ (2)

جابر گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم صبر جمیل چیست؟ فرمود: صبری است که در کنارش شکایت (خداوند) به مردم نباشد.

9/88- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إلى رِبْعِیِّ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَلصَّبْرَ وَ اَلْبَلاَءَ لَیَسْتَبِقَانِ إِلَی اَلْمُؤْمِنِ فَیَأْتِیهِ اَلْبَلاَءُ وَ هُوَ صَبُورٌ وَ إِنَّ اَلْجَزَعَ وَ اَلْبَلاَءَ لَیَسْتَبِقَانِ إِلَی اَلْکَافِرِ فَیَأْتِیهِ اَلْبَلاَءُ وَ هُوَ جَزُوع﴾. (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: شکیبایی و گرفتاری در رسیدن به مؤمن مسابقه دارند

ص: 71


1- التمحيص، ص 62 ، ح 141.
2- التمحيص، ص 63 ، ح143.
3- التمحيص، ص 63 ، ح 144 .

که هر یک زودتر به او برسند ولی قبل از رسیدن ،بلا صبر و شکیبایی رسیده است و وقتی بلاء و گرفتاری می رسد مؤمن صبور و شکیبا است. بی تابی و بلاء هم نسبت به کافر مسابقه دارند ولی جزع و بی تابی قبل از بلاء به کافر رسیده و وقتی بلاء می رسد کافر بی تاب و مضطرب است.

10/89- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إلى أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿إِنَّ لِلنَّکَبَاتِ غَایَاتٍ لاَ بُدَّ أَنْ تَنْتَهِیَ إِلَیْهَا فَإِذَا أُحْکِمَ عَلَی أَحَدِکُمْ فَلْیُطَأْطِئْ لَهَا وَ یَصْبِرُ حَتَّی یَجُوزَ فَإِنَّ إِعْمَالَ اَلْحِیلَهِ فِیهَا عِنْدَ إِقْبَالِهَا زَائِدٌ فِی مَکْرُوهِهَا﴾ (1)

اميرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: بدبختی ها را سرانجامی است که باید سپری شود پس اگر بر سر یکی از شما سایه انداخت باید بدان سر فرود آرد و شکیبایی پیشه سازد تا بگذرد؛ زیرا چاره جویی به هنگام روی آوردن بدبختی ها، سبب فزونی وخامت آن ها گردد.

11/90- وَ کَانَ یَقُولُ [أمير المؤمنين علیه السلام]: ﴿اَلصَّبْرُ مِنَ اَلْإِیمَانِ بِمَنْزِلَهِ اَلرَّأْسِ مِنَ اَلْجَسَدِ فَمَنْ لاَ صَبْرَ لَهُ لاَ إِیمَانَ لَهُ﴾ (2)

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: شکیبایی نسبت به ایمان و باور همانند سر نسبت به بدن است چون سر نباشد تن هم نخواهد بود همچنین کسی که شکیبایی ندارد ایمان و باور هم ندارد.

12/91- وَ کَانَ یَقُولُ [أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ]: ﴿اَلصَّبْرُ ثَلاَثَهٌ اَلصَّبْرُ عَلَی اَلْمُصِیبَهِ وَ اَلصَّبْرُ عَلَی اَلطَّاعَهِ وَ اَلصَّبْرُ عَلَی اَلْمَعْصِیَهِ﴾ (3)

ص: 72


1- التمحيص، ص 64 ، ح 147.
2- التمحيص، ص 64 ، ح148.
3- التمحيص، ص 64 ، ح 149

امیر مؤمنان علی علیه السلام پیوسته می فرمود: شکیبایی و صبر بر سه قسم است: صبر بر اطاعت و بندگی خدا صبر در مقابل مصیبت صبر در رویارویی با معصیت و گناه.

13/92- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إلى أبي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أنّه قال : ﴿اَلصَّبْرُ صَبْرَانِ اَلصَّبْرُ عَلَی اَلْبَلاَءِ حَسَنٌ جَمِیلٌ وَ أَفْضَلُ مِنْهُ اَلصَّبْرُ عَلَی اَلْمَحَارِمِ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: صبر و شکیبایی دو گونه است: صبر در برابر مصیبت و گرفتاری ها که خوب و زیباست، و نیکوتر از آن صبری است که در برابر محرّمات خداوند (و کناره گیری از کارهای حرام) است.

14/93- الإِسْکَافیُّ رَفَعَهُ إلى سيف بن عميرة قال: قال أبو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿اِتَّقُوا اللَّهَ وَ اصْبِرُوا فَاِنَّهُ مَنْ لَمْ یصْبِرْ أَهْلَکَهُ الْجَزَعَ وَ اِنَّما هَلاکُهُ فِی الْجَزَعِ اَنَّهُ اِذا جَزَعَ لَمْ یؤْجَرْ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: از (مخالفت با فرمان) خداوند بترسید و شکیبا باشید و بدانید هرکس صبر نکند بی تابی او را از پا در می آورد و اگر در بیتابی از بین رفت پاداشی نخواهد یافت.

15/94- مؤلف جامع الأخبار رَفَعَهُ إلى أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِیٍّ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿اَلْجَزَعُ عِنْدَ اَلْبَلاَءِ تَمَامُ اَلْمِحْنَهِ﴾ (3)

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود جزع و بی تابی در موقع گرفتاری درد و رنج را بیشتر و کامل تر می گرداند و از همه چیز ناگوارتر است.

ص: 73


1- التمحيص، ص 64 ، ح 150.
2- التمحيص، ص 64 ، ح151.
3- جامع الأخبار، ص 309 و 317؛ ونقل عنه في بحار الأنوار، ج 64، ص 235

16/95- مؤلف جامع الأخبار رَفَعَهُ إلى رسول الله صلی الله علیه و اله أَنَّهُ قَالَ: ﴿ مَنِ ابْتُلِیَ فَصَبَرَ وَ أُعْطِیَ فَشَکَرَ وَ ظَلَمَ فَغَفَرَ وَ ظَلَمَ فَاسْتَغْفَرَ قَالُوا مَا بَالُهُ قَالَ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ﴾. (1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که گرفتار شد ولی شکیبایی کرد نعمت یافت و سپاسگزاری کرد به او ستم شد ولی عفو کرد گناه کرد ولی آمرزش خواست، :گفتند نتیجه آن چه خواهد شد؟ فرمود آنانند که آسوده و ره یافته اند.

آنان که از بلاء معافند

1/96- الكليني، عن عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: ﴿إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ضَنَائِنَ مِنْ خَلْقِهِ يَغْذُوهُمْ بِنِعْمَتِهِ وَ يَحْبُوهُمْ بِعَافِيَتِهِ وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِهِ تَمُرُّ بِهِمُ الْبَلَايَا وَ الْفِتَنُ لَا تَضُرُّهُمْ شَيْئاً﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند بندگان ویژه ای دارد که به نعمت خاص خود آنان را رزق و روزی دهد و به عافیت ویژهٔ خود به آن ها ابراز دوستی کند و به رحمت خاص خود آنان را وارد بهشت ،کند گرفتاری و فتنه ها بر آن ها بگذرند ولی هیچ گونه زیانی به آنان نرسانند.

می گویم: روایت از نظر سند چنان چه سند مذکور همین نقل باشد، حَسَنه است چون منظور از "ابن قداح" در سند همان "عبدالرحمن بن أبی عبدالله میمون بصرى" ثقه است ولی اگر در سند چنان چه در نقل صاحب وافی آمده "ميمون قداح" باشد - که امامی مجهول است - معتبر نیست اما ظاهراً سقوط کلمه "ابن" از قلم صاحب وافی باشد چون در نسخه های خطی کافی مانند نسخه ای که در نزد ما هست این گونه ذکر شده است. و خدا می داند و در "النهایة" گوید: «الضنائن یعنی خصائص و مفرد "ضنيه" بر وزن فعلیه به معنای مفعوله از ماده "ضنّ" است و

ص: 74


1- جامع الأخبار، ص 310؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64 ، ص 236.
2- الكافي، ج 2، ص 462 ح 3 و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 773.

چیزی را گویند که ویژه و اختصاصی دیگری باشد و به خاطر همین تعلّق است که از واگذاری آن به دیگران بخل می ورزد»

2/97- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: ﴿انَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ خَلْقاً ضَنَّ بِهِمْ عَنِ اَلْبَلاَءِ خَلَقَهُمْ فِی عَافِیَهٍ وَ أَحْیَاهُمْ فِی عَافِیَهٍ وَ أَمَاتَهُمْ فِی عَافِیَهٍ وَ أَدْخَلَهُمُ اَلْجَنَّهَ فِی عَافِیَهٍ ﴾ . (1)

اسحاق بن عمار گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: خدای عز و جل بندگان ویژه ای دارد که از بلا و گرفتاری حفظ نموده و پیوسته در عافیت اند، در حال عافیت آفریده و در عافیت زنده داشته و در عافیت بمیراند و با عافیت وارد بهشتشان کند

می گویم: روایت از نظر سند موثقه و متن واضح می باشد.

3/98-الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ [و غيره]، عَنْ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إنَّ للّه عزَّوجلَّ ضَنائنَ یَضُنُ بِهِم عَنِ البَلاءِ ، فیُحییهِم فِی عَافِیَهٍ وَ یَرْزُقُهُمْ فِی عَافِیَهٍ وَ یُمِیتُهُمْ فِی عَافِیَهٍ وَ یَبْعَثُهُمْ فِی عَافِیَهٍ وَ یُسْکِنُهُمُ اَلْجَنَّهَ فِی عَافِیَهٍ ﴾ (2)

امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند بندگان ویژه و خاصی دارد که از بلا آن ها را حفظ نموده و پیوسته در ،عافیتند پس در عافیت آنان را زنده بدارد و در عافیت روزیشان دهد و در عافیت بمیراند و در عافیت برانگیزد و در حال عافیت ساکن بهشت قرار دهد

می گویم: ظاهراً مراد از "ابوحمزه" در سند همان ابوحمزه ثمالی، ثابت بن ابو صفیه دینار می باشد که ثقه و جلیل القدر است لذا روایت صحیحه می شود. لکن

ص: 75


1- الكافي، ج 2، ص 462 2؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 774
2- الكافي، ج 2، ص 462 ح1؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 774.

نقل "حسن بن محبوب"بدون واسطه از ابوحمزه ثمالی معلوم نمی باشد بلکه آن چه مشخص است بدون واسطه نمی تواند نقل کرده باشد همان طور که در این مورد شیخ بهایی رحمه الله اشکال نموده اند.

بنابراین در سلسله سند نقص و افتادگی وجود دارد ولی متن روایت مشخص و واضح است. و فیض کاشانی گفته: «در بعضی نسخه ها عبارت به صورت "إنّ الله عباداً بعَّدَهم عن البلاء" نقل شده است».

و در نسخه خطی ما نیز عبارت چنین است: "إن الله رحمه الله ضنائن يضنّ بهم عن البلاء" و چون عدم صحت نقل ابن محبوب را از ابوحمزه ثمالی آن هم به صورت مستقیم و بی واسطه ثابت کردیم لکن بعد از مدتی دیدم که در حاشیه نسخه خطی کافی شریف که در نزدم بود چنین نوشته شده پوشیده نماند که در روایت حسن بن محبوب از ابوحمزه ثمالی اشکال هست چرا که بنابر نظر علامه در "الخلاصه" و دیگران حسن بن محبوب متوفی سال دویست و بیست و چهار و در سن هفتاد و پنج سالگی می باشد و وفات ابوحمزه ثمالی در سال صد و پنج بنابر نقل نجاشی می باشد با این حال حسن بن محبوب چگونه می تواند با این تفاوت بالای تاریخی بی واسطه از او نقل کرده باشد؟ مضافاً بر این که نظر و اشکال جناب "کشّی" به همین مطلب اشاره دارد که :گفته علمای ما در این که حسن بن محبوب از ابوحمزه ثمالی نقلی داشته باشد در موضع اتهام و اشکال اند".

می گویم: خداوند می داند ولی ظاهراً این سطور و نوشتار از قلم شیخ بهایی رحمه الله باشد چنان چه اشکال ایشان را یادآور شدیم و در مصدر رمزی نهفته که شاید ایشان به همان اشاره داشته اند لکن پاسخ را محقق خویی رحمه الله در کتاب معجم رجال الحدیث (1) در ترجمه ابوحمزه ثمالی به صورت تام و کامل آورده اند که می توان مراجعه کرد

4-اتهام به مؤمن

1/99- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی، إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُمَرَ اَلْیَمَانِیِّ ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ﴿إِذَا اِتَّهَمَ اَلْمُؤْمِنُ أَخَاهُ اِنْمَاثَ اَلْإِیمَانُ مِنْ قَلْبِهِ کَمَا یَنْمَاثُ اَلْمِلْح

ص: 76


1- معجم رجال الحديث، ج 3، ص391.

فِی اَلْمَاء (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه مؤمن به برادر (دینی) خود تهمت زند ایمان و باور او - مانند حل شدن نمک در آب - از دلش زدوده شود.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می.باشد. مراد از "انماث" یعنی مخلوط و ناپدید شدن است.

2/100- الكليني عَن عِدة مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ حَازِمٍ، عَنْ حُسَیْنِ بْنِ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: ﴿سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: مَنِ اِتَّهَمَ أَخَاهُ فِی دِینِهِ فَلاَ حُرْمَهَ بَیْنَهُمَا وَ مَنْ عَامَلَ أَخَاهُ بِمِثْلِ مَا عَامَلَ بِهِ اَلنَّاسَ فَهُوَ بَرِیءٌ مِمَّا یَنْتَحِلُ﴾ (2)

عمر بن یزید از پدرش نقل کند که گفت: شنیدم حضرت امام صادق علیه السلام می فرمود: هر کس به برادر دینی خود تهمت ،زند احترامی میان آن دو بجا نماند و هر که با برادر (دینی) خود مانند سایر مردم (که مخالف اند) رفتار کند او از آن چه خود را بدان بسته (و معتقد است یعنی مذهب حقه) دور شده است.

3/101- الكليني، عَن عِدة مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ أَبِیهِ ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ ، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ اَلْمُخْتَارِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فِی کَلاَمٍ لَهُ: ﴿ضَعْ أَمْرَ أَخِیکَ عَلَی أَحْسَنِهِ حَتَّی یَأْتِیَکَ مَا یَغْلِبُکَ مِنْهُ و لاَ تَظُنَّنَّ بِکَلِمَهٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِیکَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِی اَلْخَیْرِ مَحْمِلاً .﴾ (3)

امیرمؤمنان علی علیه السلام- در ضمن سخنی - فرمود: گفتار و کردار برادرت را حمل بر نیکی کن مگر این که کاری از او سر بزند که نتوانی توجیه کنی و به گفتار

ص: 77


1- الكافي، ج 2، ص 361.
2- الكافي، ج 2، ص 361.
3- الكافي، ج 2، ص 362.

او تا جایی که می توان حمل بر نیکی کرد سوء ظن نبر.

5-رواکردن درخواست مؤمن

1/102- البرقي، عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَهَ ، عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَی عَنْ ابْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مِنَ اَلْحُقُوقِ اَلْوَاجِبَاتِ لِلْمُؤْمِنِ عَلَی اَلْمُؤْمِنِ أَنْ یُجِیبَ دَعْوَتَهُ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: یکی از حقوق واجب مؤمن این است که دعوت و درخواستش را پذیرفته و اجابت کند.

2/103- البرقي، عَنِ اِبْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَهَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿کَانَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یُجِیبُ اَلدَّعْوَهَ﴾. (2)

امام باقر علیه السلام فرمود: شیوه و سبک زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله این بود که دعوت دیگران را می پذیرفت.

3/104- البرقي، عَن عَلِیُّ بْنُ اَلْحَکَمِ عَنِ اَلْمُثَنَّی اَلْحَنَّاطِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَزِیدَ وَ مُعَاوِیَهَ بْنِ أَبِی زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قال : ﴿مِنْ حَقِّ اَلْمُسْلِمِ أَنْ یُجِیبَهُ إِذَا دَعَاهُ﴾. (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: قبول و پذیرش دعوت، حق مسلمان است.

4/105- البرقي عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ ، عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ ، عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿أُوصِي الشَّاهِدَ مِنْ أُمَّتِي وَالْغَائِبَ أَنْ يُجِيبَ دَعْوَةَ الْمُسْلِمِ وَ لَوْ عَلى خَمْسَةِ أَمْيَالٍ ، فَإِنَّ ذلِكَ مِنَ الدِّينِ﴾ (4)

امام باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند: توصیه ام به حاضرین و

ص: 78


1- المحاسن، ص 410؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 447.
2- المحاسن، ص 410؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 447.
3- المحاسن، ص 410؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 447.
4- المحاسن ، ص 411 و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 447.

آیندگان امت این است که دعوت مسلمان را بپذیرند و اجابت کنند هر چند مجبور شوند راهی طولانی به اندازه پنج میل (ده کیلومتر) طی کنند، چرا که یکی از نشانه های دینداری است.

5/106- البرقي،عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ اَلْکَرْخِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً دَعَانِی إِلَی ذِرَاعِ شَاةٍ لَأَجَبْتُهُ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّینِ أَبَی اللَّهُ لِی زِیَّ الْمُشْرِكِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ طَعَامَهُمْ ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند: اگر مؤمنی مرا حتی برای صرف پاچه گوسفندی دعوت کند آن را بپذیرم چرا که این کار از نشانه های دینداریست. خدا مرا از شیوه و روش زندگی بت پرستان و منافقان و خوراک و غذایشان دور کرده و بر حذر نموده است.

6/107- البرقي، عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ اَلْکَرْخِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿لَوْ دُعِیتُ إِلَی ذِرَاعِ شَاةٍ لَأَجَبْتُ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و سلم فرمودند: اگر مؤمنی مرا حتی برای صرف پاچه گوسفندی دعوت کند آن را بپذیرم.

7/108- البرقي، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قال قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿مِنْ أَعْجَزِ اَلْعَجْزِ رَجُلٌ دَعَاهُ أَخُوهُ إِلَی طَعَامٍ فَتَرَکَهُ [مِنْ غَیْرِ عِلَّهٍ]﴾. (3)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اوج درماندگی را کسی دارد که به مهمانی برادرش دعوت شود ولی آن را بدون عذر نپذیرد.

ص: 79


1- المحاسن، ص 411؛ ونقل عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 448.
2- المحاسن، ص 411؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72 ، ص 448.
3- المحاسن، ص 411؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 448

8/109- الصدوق، ععَنِ اَلْخَلِیلِ أَحْمَدَ اَلسِّجْزِیِّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ الثَّقَفِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الصَّبَّاحِ قَالَ أَخْبَرَنَا: ﴿أخبرنا جَرِیرٍ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ اَلشَّیْبَانِیِّ عَنْ أَشْعَثَ بْنِ أَبِی اَلشَّعْثَاءِ اَلْمُحَارِبِیِّ عَنْ مُعَاوِیَهَ بْنِ سُوَیْدِ بْنِ مُقَرِّنٍ عَنِ اَلْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ قَالَ: نَهَی رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنْ سَبْعٍ وَ أَمَرَ بِسَبْعٍ: نَهَانَا أَنْ نَتَخَتَّمَ بِالذَّهَبِ وَ عَنِ اَلشُّرْبِ فِی آنِیَهِ اَلذَّهَبِ وَ اَلْفِضَّهِ وَ قَالَ مَنْ شَرِبَ فِیهَا فِی اَلدُّنْیَا لَمْ یَشْرَبْ فِیهَا فِی اَلْآخِرَهِ وَ عَنْ رُکُوبِ اَلْمَیَاثِرِ وَ عَنْ لُبْسِ اَلْقَسِّیِّ وَ عَنْ لُبْسِ اَلْحَرِیرِ وَ اَلدِّیبَاجِ وَ اَلْإِسْتَبْرَقِ وَ أَمَرَنَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ بِاتِّبَاعِ اَلْجَنَائِزِ وَ عِیَادَهِ اَلْمَرِیضِ وَ تَسْمِیتِ اَلْعَاطِسِ وَ نُصْرَهِ اَلْمَظْلُومِ وَ إِفْشَاءِ اَلسَّلاَمِ وَ إِجَابَهِ اَلدَّاعِی وَ إِبْرَارِ اَلْقِسْمِ﴾ (1)

قال الخلیلُ بنُ أحمَدَ : لَعلَّ الصَّوابَ إبرارُ المُقسِمِ

براء بن عازب گوید رسول خدا صلی الله علیه و آله و لو ما را از هفت چیز باز داشت و به هفت چیز فرمان داد ما را از انگشتر طلا به دست کردن و از ظرف طلا و نقره نوشیدن و بر زین های سرخ (یا ابریشمی) سوار شدن و جامه ابریشم و دیبا و حریر و سرخ زننده پوشیدن بازداشت و به تشییع جنازه و عیادت بیمار و دعای به عطسه کننده و يارى ستمدیده و آشکارا و واضح سلام دادن و پذیرفتن دعوت و صداقت در سوگندها ما را دستور داد.

و خلیل بن احمد گفته است شاید به جای کلمه «قسم»، کلمه «مقسم» درست تر باشد بنابراین معنی چنین می شود که هنگام سوگند یاد کردن راستگو باشیم

می گویم: به خواست خدا روایتی را از صدوق در همین راستا و تحت عنوان حقوق مؤمن خواهم آورد.

9/110- الحميري عَنِ اَلسِّنْدِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی اَلْبَخْتَرِیِّ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَلَیْهِمَا السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿ثَلاَثَهٌ مِنَ اَلْجَفَاءِ أَنْ یَصْحَبَ اَلرَّجُلُ اَلرَّجُلَ فَلاَ یَسْأَلَهُ عَنِ

ص: 80


1- الخصال، ج 2، ص 340، و نقل مختصره عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 446.

اِسْمِهِ وَ کُنْیَتِهِ وَ أَنْ یُدْعَی اَلرَّجُلُ إِلَی طَعَامٍ فَلاَ یُجِیبَ أَوْ یُجِیبَ فَلاَ یَأْکُلَ وَ مُوَاقَعَهُ اَلرَّجُلِ أَهْلَهُ قَبْلَ اَلْمُلاَعَبَهِ﴾. (1)

امام صادق از پدرشان علیهما السلام نقل کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سه چیز جفا به شمار می آید 1- شخصی با کسی معاشرت و همراه شود ولی از نام و نسب او نپرسد 2- کسی او را به مهمانی دعوت کند و او نپذیرد یا دعوت را بپذیرد ولی غذا نخورد 3- قبل از این که با همسرش بازی کند (و آمادگی همبستری ایجاد نماید) آمیزش نماید.

10/111- الرواندي رَفَعَهُ إلى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَنْ لاَ یَجِبُ اَلدَّعْوَهُ فَقَدْ عَصَی اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یُکْرَهُ إِجَابَهُ مَنْ یَشْهَدُ وَ لِیمَتَهُ اَلْأَغْنِیَاءُ دُونَ اَلْفُقَرَاءِ﴾ (2)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و فرمود: هر که دعوت را نپذیرد نافرمان خدا و رسول است و قبول دعوت کسی که فقط توانگران بر خوان و سفره او بودند را بد و ناپسند می دانست.

می گویم: پذیرش دعوت کسانی که ثروتمندانشان جزء مدعوین اند ولی نیازمندانشان مورد جفا قرار گرفتند و دعوت نشدند ناپسند است در این مجال به نامه مولی الموحدین امیرمؤمنان علی علیه السلام به عثمان بن حنیف انصاری فرماندار بصره مراجعه کنید که معارف بسیاری که از توصیف بی نیاز است، دارد. چنان چه قسمتی از آن نامه در عنوان نخست همین کتاب گذشت.

6-آمدن مؤمنان

6/112- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنِ اِبْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُیَسِّرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿قَالَ لِي: أَتَخْلُونَ وَ تَتَحَدَّثُونَ

ص: 81


1- قرب الاسناد ص 74؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 447.
2- الدعوات، ص 141 ، 358؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 448.

وَ تَقُولُونَ مَا شِئْتُمْ؟، فَقُلْتُ: إِي وَاللَّهِ إِنَّا لَنَخْلُو وَ نَتَحَدَّثُ وَ نَقُولُ مَا شِئْنَا، فَقَالَ: أَمَا وَاللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنِّي مَعَكُمْ فِي بَعْضِ تِلْكَ الْمَوَاطِنِ، أَمَا وَاللَّهِ إِنِّي لَأُحِبُّ رِيحَكُمْ وَ أَرْوَاحَكُمْ، وَ إِنَّكُمْ عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ دِينِ مَلَائِكَتِهِ فَأَعِينُوا بِوَرَعٍ وَاجْتِهَادٍ﴾ (1)

مسیر گوید: امام باقر علیه السلام به من فرمود: آیا (در مکانی که مخالفین حاضر میسر نباشند شما با یک دیگر) خلوت می کنید و احادیث و سخنان ما را برای یک دیگر ذکر می نمایید و آن چه (از احادیث ما را که) می خواهید می گویید؟ راوی گوید عرض کردم: آری بخدا سوگند، همانا ما خلوت می نماییم و احادیث شما را برای یک دیگر نقل می کنیم و آن چه (از احادیث و فضائل و مناقب شما و مطاعن دشمنان) که بخواهیم می گوییم پس حضرت فرمود: به خدا سو گند هر آینه دوست می دارم که من هم با شما در بعض از این مجالس باشم، به خدا سوگند همانا من بوی شما و روح های شما را دوست دارم و شما بر دین خدا و دین فرشتگان او هستید پس به وسیله پارسایی و پرهیزکاری و کوشش نمودن (در اطاعت و فرمانبرداری خداوند به دین و به ما خاندان رسالت) کمک نمایید

می گویم: روایت از نظر سند موثق و متن آن واضح می باشد.

2/113- الكليني، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی جَمِیعاً عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعْدٍ (سعيد خ ل - اسماعيل خ ل) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ زَکَرِیَّا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدِ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَا اِجْتَمَعَ ثَلاَثَهٌ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ فَصَاعِداً إِلاَّ حَضَرَ مِنَ اَلْمَلاَئِکَهِ مِثْلُهُمْ فَإِنْ دَعَوْا بِخَیْرٍ أَمَّنُوا وَ إِنِ اِسْتَعَاذُوا مِنْ شَرٍّ دَعَوُا اَللَّهَ لِیَصْرِفَهُ عَنْهُمْ وَ إِنْ سَأَلُوا حَاجَهً شَفَعُوا إِلَی اَللَّهِ وَ سَأَلُوهُ قَضَاءَهَا اَلْحَدِیثَ و مَا اِجْتَمَعَ مِنَ اَلْجَاحِدِینَ إِلاَّ حَضَرَهُمْ عَشَرَهُ أَضْعَافِهِمْ مِنَ الشَّیَاطِینِ فَإِنْ تَكَلَّمُوا تَكَلَّمَ الشَّیْطَانُ بِنَحْوِ كَلَامِهِمْ وَ إِذَا ضَحِكُوا ضَحِكُوا مَعَهُمْ وَ إِذَا نَالُوا مِنْ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ نَالُوا مَعَهُمْ فَمَنِ ابْتُلِیَ

ص: 82


1- نهج البلاغة، ص 416 كتاب ،45 من طبع صبحی صالح

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ بِهِمْ ، فَإِذَا خَاضُوا فِی ذلِکَ ، فَلْیَقُمْ ، وَ لَا یَکُنْ شِرْکَ شَیْطَانٍ وَ لَا جَلِیسَهُ ؛ فَإِنَّ غَضَبَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لَا یَقُومُ لَهُ شَیْءٌ ، وَ لَعْنَتَهُ لَا یَرُدُّهَا شَیْءٌ. ثُمَّ قَالَ صَلَوَاتُ اللّهِ عَلَیْهِ : فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ ، فَلْیُنْکِرْ بِقَلْبِهِ ، وَلْیَقُمْ وَلَوْ حَلْبَ شَاهٍ أَوْ فُوَاقَ نَاقَهٍ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه سه نفر یا بیشتر از مؤمنین گردهم جمع شوند، به همان تعداد از فرشتگان نیز حاضر شوند تا اگر آن ها دعای خیری کنند فرشتگان آمین گویند و اگر از شری پناهی جویند فرشتگان دعا کنند تا خدا آن شر را از آن ها بگرداند و اگر حاجتی سؤال ،کنند نزد خدا شفاعت کنند و قضای آن را از خدا بخواهند و هرگاه سه تن از منکرین ( ولایت آل محمّد صلی الله علیه و آله) و یا بیشتر گردهم آیند د برابر آن ها از شیاطین حاضر شوند تا اگر سخنی گویند شیاطین مانند سخن آن ها گویند و چون ،بخندند شیاطین هم ،بخندند و هرگاه از اولیاء خدا بدگویی کنند شياطين هم بدگویی کنند. پس هر کس از مؤمنین که گرفتار آن ها شود، چون در این مطالب وارد شدند باید برخیزد و مجلس را ترک کند و شریک و همنشین شیطان ،نشود زیرا در برابر غضب خدای عز و جل چیزی یارای مقاومت ندارد و لعنت خدا را چیزی باز نگرداند سپس آن حضرت صلوات الله علیه فرمود و اگر نتواند باید به دل انکار کند و برخیزد هر چند زمان جلسه به اندازه دوشیدن گوسفند و یا شتری باشد.

می گویم: یعنی زمان اجتماع مؤمنان یا جاحدان هر چند به اندازه دوشیدن گوسفند یا شتری باشد که آن نیز به مقدار فاصله و استراحتی که بین دو بار دوشیدن است بوده و کلمه "حلبتین" به ضم و فتح فاء الفعل (حرف حاء) قرایت شده چنان چه در کتاب "النهایه" آمده است.

3/114- الكليني، هَذَا اَلْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَحْفُوظٍ عَنْ أَبِی اَلْمَغْرَاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿لَیْسَ شَیْءٌ أَنْکَی لِإِبْلِیسَ وَ جُنُودِهِ مِنْ زِیَارَهِ

ص: 83


1- الكافي، ج 2، ص 187؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج 16، ص 34.

اَلْإِخْوَانِ فِی اَللَّهِ بَعْضِهِمْ لِبَعْضٍ قَالَ وَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَیْنِ یَلْتَقِیَانِ فَیَذْکُرَانِ اَللَّهَ ثُمَّ یَذْکُرَانِ فَضْلَنَا أَهْلَ اَلْبَیْتِ ، فَلاَ یَبْقَی عَلَی وَجْهِ إِبْلِیسَ مُضْغَهُ لَحْمٍ إِلاَّ تُخَدِّدُ حَتَّی إِنَّ رُوحَهُ لَتَسْتَغِیثُ مِنْ شِدَّهِ مَا یَجِدُ مِنَ اَلْأَلَمِ فَتُحِسُّ مَلاَئِکَهُ اَلسَّمَاءِ وَ خُزَّانُ اَلْجِنَانِ فَیَلْعَنُونَهُ حَتَّی لاَ یَبْقَی مَلَکٌ مُقَرَّبٌ إِلاَّ لَعَنَهُ فَیَقَعُ خَاسِئاً حَسِیراً مَدْحُوراً﴾ (1)

ابي المغرا گوید: شنیدم امام کاظم علیه السلام می فرمود: برای شیطان و سپاهیانش چیزی کوبنده تر از دید و بازدید بین مؤمنان نیست فرمود وقتی مؤمنان در ملاقات خود یاد خدا کرده و فضایل ما اهل بیت علیهم السلام را متذکر می شوند (و شیطان هم نظاره گر است) پس هر چه گوشت در صورت شیطان است فرو می ریزد به طوری که از درد به خود پیچیده و فریاد استغاثه اش بلند می شود این جاست که ملائکه آسمان و دربانان بهشت با شنیدن فریاد او لعنتش می کنند و این لعن را همه فرشتگان مقرب نیز می گویند سپس شیطان وامانده و رنجور و مطرود می گردد.

می گویم: در نسخه خطی ما از کافی عبارت "انکالا من ابلیس" به عنوان نسخه بدل ضبط شده و نیز "شدَّة" - با تای گرد - طبق نوشتار در حدیث آمده، ولی در نسخه چاپی "شدَّه" - با ضمیر - مرقوم شده که گویا ضبط اول صحیح باشد. و اما عبارت "ّأنکی" چنان چه در " النهایه" نیز آمده گویند: نَکَيتُ في العدوّ أنكى نكاية فأنا ناكٍ زمانى بکار می رود که در بین جمعی جراحت و کشتار به قدری افزایش داشته باشد که به سستی و ضعف کشیده شوند و نيز المُضغَة: مقدار گوشتی است که جویده شود و تخدّد گوشت بدنش از لاغری سست و متشنّج شد المُتخدّد لاغر و ناتوان خاسِئا: خَسَاتُ الكَلبَ خَسأ: او را دور کردم و از خود راندم. حَسیرا: خسته و فرومانده مَدحُورا: الدَّحر والدُّحُور: راندن و دور کردن.

4/115- الكليني، عن محمّد بن يحيى، عن محمّد بن الحسين، عن محمّد بن إسماعيل بن بزيع، عن صالح بن عقبة عن يزيد بن عبدالملك عن أبي عبد الله علیه السلام قال : ﴿تَزاوَرُوا فإنَّ فی زِیارتِکُم إحیاءً لقُلوُبِکُمْ، و ذِکْراً لأَحادیثنا، وَ أحادیثُنا تُعَطِّفُ بَعْضَکُم عَلی بَعْضٍ، فَإنْ أخَذْتُم بِها

ص: 84


1- الكافي، ج 2، ص 188؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج 16، ص 35.

رَشَدْتُم وَ نَجَوتُم، وَ إن تَرَکْتُموُها ضَلَلْتُم و هَلَکْتُمْ، فَخُذُوا بِها وَ أنَا بِنَجاتِکُم زَعِیمٌ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: به ملاقات همدیگر بروید که باعث زنده دلی شما و یادآور سخنان ما اهل بیت علیهم السلام است و سخنان ما موجب عطوفت و مهربانی بین شماست پس رشد و نجات شما در گرو عمل به آن هاست و گمراهی و هلاکتان در گرو ترک آن هاست پس دنبال عمل به آن ها باشید که در این صورت من ضامن نجات شمایم.

5/116- الصدوق في حديث وَصِیَّهِ اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ العليّ علیه السلام: ﴿یا عَلِیُّ ، ثَلاثُ فَرَحاتٍ لِلمُؤمِنِ فِی الدُّنیا : لِقاءُ الإِخوانِ ، و تَفطیرُ الصّائِمِ ، وَالتَّهَجُّدُ مِن آخِرِ اللَّیلِ﴾ (2)

در توصیه های رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرمؤمنان علی علیه السلام آمده: علی جان! مؤمنان در دنیا سه دلخوشی دارند: 1) ملاقات و دیدار یکدیگر 2) افطاری دادن به روزه دار 3) تهجّد و مناجات در دل شب.

6/117- الصدوق رَفَعَهُ إلى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام أنّه قال: ﴿تَجْلسُونَ و تُحَدِّثُونَ قَال: قُلتُ: نَعَمْ جُعِلتُ فِدَاكَ، قَال: قَال: تِلكَ المَجَالسُ أُحِبُّهَا فَأَحْيُوا أَمْرَنَا، يَا فُضَيْل فَرَحِمَ اللهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا، يَا فُضَيْل مَنْ ذَكَرَنَا أَوْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِثْل جَنَاحِ الذُّبَابِ غَفَرَ اللهُ ذُنُوبَهُ ولوْ كَانَتْ أَكْثَرَ مِنْ زَبَدِ البَحْرِ﴾

بکر بن محمّد ازدی گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: آیا گردهم می نشینید که گفتار ما را مذاکره کنید؟ عرض کردم قربانت گردم ،آری، فرمود: این نوع مجالس را دوست دارم و بدان علاقمندم آری امر ما را زنده کنید زیرا هر کس سخن از (مظلومیت) گوید یا نزد او یادی از مظلومیت ما بشود و به اندازه بال مگسی از

ص: 85


1- الكافي، ج 2، ص 186؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج16، ص36.
2- الفقيه، ج 4، ص 360؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج16، ص 32.

چشمانش اشک جاری ،گردد خداوند همه گناهان او را بیامرزد هر چند بیشتر از كف های دریا باشد

می گویم: این روایت را صدوق با سندی بیاشکال و معتبر در ثواب الأعمال (1) نقل کرده است.

7/118- الصدوق رَفَعَهُ إلى أَبِی جَعْفَرٍ الثاني عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أنه قال: ﴿ رَحِمَ اَللَّهُ عَبْداًً أَحْيَا ذِكْرَنَا قُلْتُ مَا إِحْيَاءُ ذِكْرِكُمْ قَالَ التَّلَاقِي وَ التَّذَاكُرُ عِنْدَ أَهْلِ الثَّبَاتِ﴾ (2)

امام جواد علیه السلام فرمود: رحمت و آمرزش خدا شامل حال بنده ای است که یاد ما را زنده نگه دارد راوی پرسید زنده نگه داشتن یاد شما چگونه است؟ فرمود: به دیدار و گفتگو با آن هایی که بر ولایت ما ثابت قدم اند.

8/119- الصدوق رَفَعَهُ إلى شُعَیْبٍ اَلْعَقَرْقُوفِیِّ قَالَ: ﴿سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ لِأَصْحَابِهِ وَ أَنَا حَاضِرٌ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ کُونُوا إِخْوَاناً بَرَرَهً مُتَحَابِّینَ فِی اَللَّهِ مُتَوَاصِلِینَ مُتَرَاحِمِینَ تَزَاوَرُوا وَ تَلاَقَوْا وَ تَذَاکَرُوا أَمْرَنَا وَ أَحْیُوهُ﴾ (3)

شعیب عقرقوفی گفت شنیدم امام صادق علیه السلام به اصحابش می فرمود: از مخالفت با فرمان خدا پروا کنید و برادرانی خوش رفتار ،باشید در راه خدا با هم دوستی کنید و پیوستگی و صله رحم داشته باشید و مهر ورزید، به دیدار و ملاقات یک دیگر روید و امر (ولایت) ما را مذاکره کنید و آن را زنده دارید

9/120- الطوسي، عن المفيد، عن أبي القاسم جعفر بن محمّد، عن أبيه، عن سعد بن عبدالله عن أحمد بن محمّد بن عيسى عن أحمد بن إسحاق عن بكر بن محمّد، عن

ص: 86


1- ثواب الأعمال، ص 222
2- مصادقة الاخوان، ص 32؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج16، ص 33.
3- مصادقة الاخوان، ص 34؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج 16 ، ص 33.

أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ علیه السلام، قال: ﴿سَمِعْتُهُ یَقُولُ لِخَیْثَمَهَ یَا خَیْثَمَهُ أَقْرِأْ مُوَالِیَنَا اَلسَّلاَمَ وَ أَوْصِهِمْ بِتَقْوَی اَللَّهِ اَلْعَظِیمِ وَ أَنْ یَعُودَ غَنِیُّهُمْ عَلَی فَقِیرِهِمْ وَ قَوِیُّهُمْ عَلَی ضَعِیفِهِمْ وَ أَنْ تَشْهَدَ أَحْیَاؤُهُمْ جَنَائِزَ مَوْتَاهُمْ وَ أَنْ یَتَلاَقَوْا فِی بُیُوتِهِمْ فَإِنَّ لِقَاءَهُمْ حَیَاهٌ لِأَمْرِنَا ثُمَّ رَفَعَ یَدَهُ فَقَالَ رَحِمَ اَللَّهُ مَنْ أَحْیَا أَمَرَنَا﴾ (1)

از بکر بن محمّد روایت شده که گفت از امام صادق علیه السلام شنیدم که به خیثمه می فرمود: ای ،خیثمه به دوستان و ولامندان ما سلام برسان و آن ها را به پرهیز از نافرمانی خدای بزرگ و حضور در تشییع جنازه یک دیگر و ملاقات و دیدار یک دیگر در خانه هاشان سفارش ،نما چرا که ملاقات و دیدارشان موجب زنده داشتن امر ما خواهد شد (مقام ولایت و مناقب و فضائل و احادیث خاندان رسالت ذکر و گفتگو شود و زنده گردد) سپس حضرت دست مبارک خود را به طرف آسمان بلند کرد و فرمود: رحمت خدا شامل کسی باد که امر ما را زنده گرداند.

می گویم: روایت از نظر سند بی اشکال و معتبر می باشد. و مراد از صدر و ابتدای روایت این است که بکر بن محمّد از امام صادق علیه السلام شنیده که ایشان حدیث را فرمودند.

7-بزرگداشت مؤمن سالخورده

1/121- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی نَهْشَلٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿مِنْ إِجْلاَلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِجْلاَلُ اَلْمُؤْمِنِ ذِی اَلشَّیْبَهِ وَ مَنْ أَکْرَمَ مُؤْمِناً فَبِکَرَامَهِ اَللَّهِ بَدَأَ وَ مَنِ اِسْتَخَفَّ بِمُؤْمِنٍ ذِی شَیْبَهٍ أَرْسَلَ اَللَّهُ إِلَیْهِ مَنْ یَسْتَخِفُّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ﴾ (2)

عبدالله بن سنان: گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود: یکی از جلوه های بزرگداشت خدای عز و جل ارج نهادن به مسلمان سالخورده است، و شروع گرامی داشتن مؤمن از گرامی داشت و حفظ خداست و هر که مؤمن سالخورده ای را تحقیر

ص: 87


1- أمالي الشيخ الطوسي، المجلس الخامس، ح135/31، رقم 218.
2- الكافي، ج 2، ص 658.

کند خدای عز و جل کسی را مأمور می کند تا پیش از مرگش او را خوار و بی مقدار نماید.

2/122- الكليني عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ وَ غَیْرِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قال: ﴿مِنْ إِجْلاَلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِجْلاَلُ ذِی اَلشَّیْبَهِ اَلْمُسْلِمِ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: یکی از جلوه های بزرگداشت خدای عز و جل، ارج نهادن به مسلمان سالخورده است.

3/123- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ و عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ، عنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ : ﴿إِنَّ مِنْ إِجْلاَلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِجْلاَلَ اَلشَّیْخِ اَلْکَبِیرِ﴾ (2)

عبدالله بن سنان :گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود: بزرگداشت سالخوردگان سپید مو جلوه ای از بزرگداشت خدای عز و جل خواهد بود.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه و متن آن واضح می باشد.

4/124- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ ، عَنْ أَبِیهِ ، عَنِ النَّوْفَلِیِّ ، عَنِ السَّکُونِیِّ ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّهِ علیه السلام ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: ﴿مَنْ عَرَفَ فَضْلَ کَبِیرٍ لِسِنِّهِ فَوَقَّرَهُ آمَنَهُ اَللَّهُ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس حرمت سالخورده ای را بشناسد و او را به خاطر سنّش ارج نهد خداوند او را از وحشت روز قیامت ایمن می دارد.

ص: 88


1- الكافي، ج 2، ص 658.
2- الكافي، ج 2، ص 658.
3- الكافي، ج 2، ص 658.

5/125- و بهذا الاسناد، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: ﴿ مَنْ وَقَّرَ ذَا شَیْبَهٍ فِی اَلْإِسْلاَمِ آمَنَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ﴾. (1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس مسلمان سالخورده ای که موی خود را در اسلام سفید نموده و عمری مسلمانی کرده را احترام کند خدای عز و جل از هراس روز قیامت آسوده اش سازد.

می گویم: دو روایت مذکور از حیث سند معتبر است.

6/126- الصدوق، قال : أبي رحمه الله قال : حدّثنا سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ سَلَمَهَ بْنِ اَلْخَطَّابِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ الحَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿مَنْ عَرَفَ فَضْلَ شَیْخٍ کَبِیرٍ فَوَقَّرَهُ لِسِنِّهِ آمَنَهُ اَللَّهُ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ وَ قَالَ مِنْ تَعْظِیمِ اَللَّهِ عز و جل إِجْلاَلُ ذِی اَلشَّیْبَهِ اَلْمُؤْمِنِ﴾ (2)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس حرمت سالخورده ای را بشناسد و او را به خاطر سنّش ارج نهد خداوند او را از وحشت روز قیامت ایمن می دارد. و فرمود: احترام به مؤمن سالخورده از مصادیق و جلوه های تعظیم خداست.

7/127- الطوسي قَالَ: أَخْبَرَنَا اَلْحُسَیْنُ بْنُ عُبَیْدِ اَللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ هَارُونُ بْنُ مُوسَی اَلتَّلَّعُکْبَرِیُّ ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامِ بْنِ سُهَیْلٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْیَرِیُّ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ اَلطَّیَالِسِیِّ اَلْخَرَّازِ، عن رُزَیْقُ قال سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: مَا رَأَیْتُ شَیْئاً أَسْرَعَ إِلَی شَیْءٍ مِنَ اَلشَّیْبِ إِلَی اَلْمُؤْمِنِ وَ أَنَّهُ وَقَارٌ لِلْمُؤْمِنِ فِی اَلدُّنْیَا وَ نُورٌ سَاطِعٌ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ بِهِ وَقَّرَ اَللَّهُ خَلِیلَهُ إِبْرَاهِیمَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ مَا هَذَا یَا رَبِّ قَالَ لَهُ هَذَا وَقَارٌ فَقَالَ یَا رَبِّ زِدْنِی وَ قَاراً قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَمِنْ إِجْلاَلِ اَللَّهِ إِجْلاَلُ شَیْبَهِ اَلْمُؤْمِنِ﴾ (3)

ص: 89


1- الكافي، ج 2، ص 658.
2- ثوال الأعمال، ص 224.
3- أمالي الطوسي، المجلس التاسع والثلاثون، ح 699/35 ، رقم 1492؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج 16، ص 237.

رزیق گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: چیزی را ندیدم که به سوی چیزی شتابنده تر از سپیدی ،موی به سوی مؤمن باشد موی سپید در دنیا برای مؤمن وقار است و در روز قیامت نوری درخشان خداوند متعال با موی سپید به خلیل خود ابراهیم علیه السلام وقار بخشید پس ابراهیم علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! این چیست؟ خداوند به او فرمود: این نشانه وقار توست. ابراهیم علیه السلام گفت: پروردگارا بر وقار من بیفزای امام علیه السلام فرمود: از جلوه ها و مصاديق والا شمردن خدا ارج نهادن به مؤمن سالخورده است.

8-پنهان شدن از دسترس مؤمن

1/128- الكليني، عن أبي عَلِیٍّ اَلْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ وَ عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِیعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿ أَیُّمَا مُؤْمِنٍ کَانَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ مُؤْمِنٍ حِجَابٌ ضَرَبَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اَلْجَنَّهِ سَبْعِینَ أَلْفَ سُورٍ مَا بَیْنَ اَلسُّورِ إِلَی اَلسُّورِ مَسِیرَهُ أَلْفِ عَامٍ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر مؤمنی که خود را از دسترس مؤمن دیگر دور نگه ،دارد خداوند عز و جل میان او و بهشت هفتاد هزار حصار ،بکشد که مسافت بین هر حصار تا حصار دیگر هزار سال راه است

2/129- الكليني، عن عليّ بن محمّد، عن محمّد بن جمهور، عن أحمد بن الحسين، عن أبيه عن إسماعيل بن محمّد، عن محمّد بن سنان قال: كنت عند الرضا صلوات الله عليه فقال لي: ﴿ يَا مُحَمَّدُ إِنَّهُ كَانَ فِي زَمَنِ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَرْبَعَةُ نَفَرٍ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَتَى وَاحِدٌ مِنْهُمُ الثَّلَاثَةَ وَ هُمْ مُجْتَمِعُونَ فِي مَنْزِلِ أَحَدِهِمْ فِي مُنَاظَرَةٍ بَيْنَهُمْ، فَقَرَعَ الْبَابَ فَخَرَجَ إِلَيْهِ الْغُلَامُ فَقَالَ: أَيْنَ مَوْلَاكَ؟، فَقَالَ: لَيْسَ هُوَ فِي الْبَيْتِ فَرَجَعَ الرَّجُلُ وَ دَخَلَ الْغُلامُ إِلَى مَوْلاهُ، فَقَالَ لَهُ: مَنْ كَانَ الَّذِي قَرَعَ

ص: 90


1- الكافي، ج 2، ص 364

الْبَابَ، قَالَ: كَانَ فُلانٌ فَقُلْتُ لَهُ لَسْتَ فِي الْمَنْزِلِ، فَسَكَتَ وَ لَمْ يَكْتَرِثْ وَ لَمْ يَلُمْ غُلَامَهُ وَ لا اغْتَمَّ أَحَدٌ مِنْهُمْ لِرُجُوعِهِ عَنِ الْبَابِ، وَ أَقْبَلُوا فِي حَدِيثِهِمْ. فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ بَكَّرَ إِلَيْهِمُ الرَّجُلُ فَأَصَابَهُمْ وَ قَدْ خَرَجُوا يُرِيدُونَ ضَيْعَةً لِبَعْضِهِمْ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ وَ قَالَ: أَنَا مَعَكُمْ، فَقَالُوا: نَعَمْ، وَ لَمْ يَعْتَذِرُوا إِلَيْهِ، وَ كَانَ الرَّجُلُ مُحْتَاجاً ضَعِيفَ الْحَالِ. فَلَمَّا كَانُوا فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ إِذَا غَمَامَةٌ قَدْ أَظَلَّتْهُمْ فَظَنُّوا أَنَّهُ مَطَرٌ فَبَادَرُوا، فَلَمَّا اسْتَوَتِ الْغَمَامَةُ عَلَى رُءُوسِهِمْ إِذَا مُنَادٍ يُنَادِي مِنْ جَوْفِ الْغَمَامَةِ أَيَّتُهَا النَّارُ خُذِيهِمْ وَ أَنَا جَبْرَئِيلُ رَسُولُ اللَّهِ، فَإِذَا نَارٌ مِنْ جَوْفِالْغَمَامَةِ قَدِ اخْتَطَفَتِ الثَّلَاثَةَ نَفَرٍ،وَ بَقِيَ الرَّجُلُ مَرْعُوباً يَعْجَبُ بِمَا نَزَلَ بِالْقَوْمِ، وَ لا يَدْرِي مَا السَّبَبُ، فَرَجَعَ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلَقِيَ يُوشَعَ بْنَ نُونٍ فَأَخْبَرَهُ الْخَبَرَ وَ مَا رَأَى وَ مَا سَمِعَ، فَقَالَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ: أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ سَخِطَ عَلَيْهِمْ بَعْدَ أَنْ كَانَ عَنْهُمْ رَاضِياً وَ ذَلِكَ بِفِعْلِهِمْ بِكَ، قَالَ: وَ مَا فِعْلُهُمْ بِي، فَحَدَّثَهُ يُوشَعُ، فَقَالَ الرَّجُلُ: فَأَنَا أَجْعَلُهُمْ فِي حِلٍّ وَ أَعْفُو عَنْهُمْ، قَالَ: لَوْ كَانَ هَذَا قَبْلُ لَنَفَعَهُمْ وَ أَمَّا السَّاعَةَ فَلَا، وَ عَسَى أَنْ يَنْفَعَهُمْ مِنْ بَعْدُ (1)

محمّد بن سنان گوید: نزد امام رضا صلوات الله علیه بودم که به من فرمود: ای محمّد! در زمان بنی اسراییل چهار نفر مؤمن بودند پس (روزی) یکی از آنان نزد آن سه نفر دیگر که در منزل یکی از آنان برای صحبتی گرد آمده بودند رفت و در زد چون غلامش بیرون آمد به او گفت: آقایت کجاست؟ گفت: در خانه نیست آن مرد برگشت و غلام نیز نزد آقایش رفت، آقایش از او پرسید: آن که در زد که بود؟ :گفت فلان کس بود و من به او گفتم که شما در خانه نیستید؟ آن مرد ساکت شد و اعتنایی نکرد و غلام خود را در این باره سرزنش نکرد و هیچ کدامیک از آن سه نفر از این پیش آمد اندوهناک نشدند و شروع به دنباله سخن خود کردند، صبح روز بعد آن مرد مؤمن نزد آن سه نفر رفت و دید که هر سه از خانه بیرون آمده بودند و می خواستند به کشتزاری (یا باغی) که از یکی از آنان بود بروند، پس به آنان سلام

ص: 91


1- الكافي، ج 2، ص 364.

کرد و گفت: من هم با شما هستم (و به همراه شما بیایم)؟ گفتند: آری و از او نسبت به پیش آمد دیروز عذرخواهی نکردند و او مردی مستمند و ناتوان بود، پس (به راه افتادند) و همین طور که در قسمتی از راه می رفتند ناگاه قطعه ابری بالای سر آن ها آمد و بر آن ها سایه انداخت آنان گمان کردند که باران است پس شتافتند (که باران نخوردند ولی) چون ابر بالای سرشان قرار گرفت یک منادی از میان آن ابر فریاد زد: ای ،آتش اینان را (در کام خود) بگیر و من جبرییل فرستاده خدایم، به ناگاه آتشی از دل آن ابر بیرون آمد و آن سه نفر را در خود فرو برد، و آن مرد مؤمن تنها و هراسناک شد و از آن چه بر سر آن ها آمده بود در شگفت بود و نمی دانست سبب چیست؟ پس به شهر برگشت و حضرت یوشع بن نون علیه السلام (وصی حضرت موسی علیه السلام) را دیدار کرد و جریان را با آن چه دیده و شنیده بود به او گفت، یوشع بن نون فرمود: مگر نمی دانی که خداوند بر آن ها خشم کرد پس از آن که از آنان خشنود و راضی بود و این پیش آمد برای آن کاری بود که با تو کردند عرض کرد: مگر آن ها با من چه کردند؟ یوشع جریان را ،گفت آن مرد :گفت من آن ها را حلال کردم و از آن ها گذشتم؟ فرمود اگر این (گذشت تو) پیش از آمدن عذاب بود به سودشان بود ولی اکنون برای آنان سودی ندارد و شاید پس از این (در برزخ) به آن ها سود بخشد.

3/130- الكليني، عن عدة من أصحابنا، عن سهل بن زياد، عن بكر بن صالح، عن محمّد بن سنان عن مفضّل ، عن أبي عبد الله علیه السلام: ﴿وَ أَیُّمَا مُؤْمِنٍ کَانَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ مُؤْمِنٍ حِجَابٌ ضَرَبَ اَللَّهُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اَلْجَنَّهِ سَبْعِینَ أَلْفَ سُورٍ غِلَظُ کُلِّ سُورٍ مَسِیرَهُ أَلْفِ عَامٍ [ما بَينَ السُّورِ إلى السُّورِ مَسيرَةُ ألفِ عامٍ ]﴾. (1)

امام صادق علیهالسلام فرمود: هر مؤمنی که خود را از دسترس مؤمن دیگر دور نگه

ص: 92


1- الكافي، ج 2، ص 365.

دارد خداوند عز و جل میان او و بهشت هفتاد هزار حصار بکشد که طول هر حصار هزار سال مسافت است. (مسافت بین هر حصار تا حصار دیگر هزار سال راه است).

4/131- الكليني، عَنْ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ یَحْیَی بْنِ الْمُبَارَکِ، عَنْ عَبْدِ اللّهِ بْنِ جَبَلَهَ، عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ، عَنْ أَبِی حَمْزَهَ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام ، قَالَ: ﴿قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، مَا تَقُولُ فِی مُسْلِمٍ أَتی مُسْلِماً زَائِراً [أو طالب حاجة] وَ هُوَ فِی مَنْزِلِهِ، فَاسْتَأْذَنَ عَلَیْهِ، فَلَمْ یَأْذَنْ لَهُ، وَ لَمْ یَخْرُجْ إِلَیْهِ؟ قَالَ: یَا أَبَا حَمْزَهَ، أَیُّمَا مُسْلِمٍ أَتی مُسْلِماً زَائِراً، أَوْ طَالِبَ حَاجَهٍ وَ هُوَ فِی مَنْزِلِهِ، فَاسْتَأْذَنَ عَلَیْهِ ، فَلَمْ یَأْذَنْ لَهُ وَ لَمْ یَخْرُجْ إِلَیْهِ، لَمْ یَزَلْ فِی لَعْنَهِ اللّهِ حَتّی یَلْتَقِیَا». فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، فِی لَعْنَهِ اللّهِ حَتّی یَلْتَقِیَا؟ قَالَ: نَعَمْ، یَا أَبَا حَمْزَهَ﴾ (1)

ابو حمزه گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: قربانت، در مورد مسلمانی که برای دیدار یا برای حاجتی نزد مسلمانی برود و او در خانه باشد و اجازه ورود ،بخواهد، ولی او اجازه ندهد و از خانه هم بیرون ،نیاید نظرتان چیست؟ فرمود: ای ابا حمزه چنین کسی پیوسته گرفتار لعنت خداست تا وقتی که همدیگر را دیدار کنند، عرض کردم قربانت (درست شنیدم!) در لعنت خدا است تا همدیگر را دیدار کنند؟ فرمود: آری (درست شنیدی) ای ابوحمزه

5/132- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ ، عَنْ یَحْیَی بْنِ اَلْمُبَارَکِ ، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَبَلَهَ ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ ، قَالَ: ﴿دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ، فَنَظَرَ إِلَیَّ بِوَجْهٍ قَاطِبٍ، فَقُلْتُ: مَا اَلَّذِی غَیَّرَکَ لِی؟ قَالَ: اَلَّذِی غَیَّرَکَ لِإِخْوَانِکَ، بَلَغَنِی یَا إِسْحَاقُ أَنَّکَ أَقْعَدْتَ بِبَابِکَ بَوَّاباً یَرُدُّ عَنْکَ فُقَرَاءَ اَلشِّیعَهِ . فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی خِفْتُ اَلشُّهْرَهَ. فَقَالَ: أَفَلاَ خِفْتَ اَلْبَلِیَّهَ، أَوَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اَلْمُؤْمِنِینَ إِذَا اِلْتَقَیَا فَتَصَافَحَا أَنْزَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلرَّحْمَهَ عَلَیْهِمَا، فَکَانَتْ تِسْعَهً وَ تِسْعِینَ لِأَشَدِّهِمَا حُبّاً لِصَاحِبِهِ، فَإِذَا تَوَافَقَا غَمَرَتْهُمَا اَلرَّحْمَهُ، وَ إِذَا قَعَدَا یَتَحَدَّثَانِ قَالَتِ اَلْحَفَظَهُ بَعْضُهَا لِبَعْضٍ: اِعْتَزِلُوا بِنَا، فَلَعَلَّ لَهُمَا سِرّاً، وَ قَدْ سَتَرَ اَللَّهُ عَلَیْهِمَا!؟. فَقُلْتُ: أَلَیْسَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: ﴿ما یَلْفِظُ

ص: 93


1- الكافي، ج 2، ص 365.

مِنْ قَوْلٍ إِلاّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ ﴾ (1)؟ فَقَالَ: یَا إِسْحَاقُ ، إِنْ کَانَتِ اَلْحَفَظَهُ لاَ تَسْمَعُ، فَإِنَّ عَالِمَ اَلسِّرِّ یَسْمَعُ وَ یَرَی﴾. (2)

اسحاق بن عمار گوید: خدمت امام صادق علیه السلام، رسیدم، حضرت با ترشرویی به من نگریست عرض کردم سبب دگرگونی شما با من چیست؟ فرمود: تغییر رفتارت با برادران مؤمنت ای اسحاق شنیدم که در منزلت دربان گذاشته ای تا فقرای شیعه را راه !ندهند عرض کردم ،قربانت من از این که مشهور شوم ترسیدم :فرمود از این که بلا دامن گیرت شود نترسیدی؟ مگر نمی دانی که وقتی دو مؤمن دیدار کنند و مصافحه ،نمایند خدای عز و جل بر آن ها رحمت نازل کند که نود و نه قسمت آن از مؤمنی است که رفیقش را بیشتر دوست می دارد؟ و چون در دوستی برابر باشند (یا با یکدیگر همراه شوند) رحمت خدا ایشان را فرا ،گیرد و چون برای گفتگو ،بنشینند برخی از فرشتگان نگهبان آن ها به برخی دیگر گویند از این ها کناره گیریم، شاید رازی داشته باشند که خدا آن ها پرده بر پرده کشیده باشد. عرض کردم: مگر خدای عز وجل نمی فرماید: «هر چه بگویید فرشتگان نگهبان برای ثبت آن آماده اند»؟ فرمود: ای اسحاق! اگر نگهبانان نشنوند خدای دانای اسرار بشنود و ببیند.

6/133- الصدوق، قَال أبي قدس سره قَال : حَدَّثَنِی سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أحْمَدَ بْنِ عَبْدِاللهِ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ اَلْکُوفِیِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ : ﴿أيُّما مُؤمنٍ كانَ بَينَهُ و بَينَ مُؤمنٍ حِجابٌ ، ضَرَبَ اللّه بَينَهُ و بَينَ الجَنَّةِ سَبعينَ ألفَ سُورٍ بين كُلِّ سُورٍ مَسِيرَةُ أَلْفِ عَامٍ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر مؤمنی که خود را از دسترس مؤمن دیگر دور نگه

ص: 94


1- سوره ق آیه 18
2- الكافي، ج 2، ص 182.
3- عقاب الأعمال، ص 285

دارد خداوند عز و جل میان او و بهشت هفتاد هزار حصار بکشد که مسافت بین هر حصار تا حصار دیگر هزار سال راه است

می گویم: این روایت را دیلمی به نحو مرسل در کتاب «أعلام الدين في صفات المؤمنين» (1) نقل کرده است.

7/134- الصدوق، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ اَلْمُتَوَکِّلِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی اَلْعَطَّارُ قال: حدّثنا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی اَلْخَطَّابِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ ، عَنِ اَلْمُفَضَّلِ اِبْنِ عُمَرَ، عَنْ یُونُسَ بْنِ ظَبْیَانَ، عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ قَالَ: ﴿دَخَلَ ضِرارُ بنُ ضَمرَهَ النَّهشَلِیُّ عَلی مُعاوِیَهَ بنِ أبی سُفیانَ فَقالَ لَهُ : صِف لی عَلِیّا . قالَ : أوَتُعفینی ، فَقالَ : لا ، بَل صِفْهُ لی ، فَقالَ لَهُ ضِرارٌ : رَحِمَ اللّهُ عَلِیّا ! کانَ وَاللّهِ فینا کَأَحَدِنا ؛ یُدنینا إذا أتَیناهُ ، و یُجیبُنا إذا سَأَلناهُ ، و یُقَرِّبُنا إذا زُرناهُ ، لا یُغلَقُ لَهُ دونَنا بابٌ ، و لا یَحجُبُنا عَنهُ حاجِبٌ ، و نَحنُ وَاللّهِ مَعَ تَقریبِهِ لَنا و قُربِهِ مِنّا ، لا نُکَلِّمُهُ لِهَیبَتِهِ ، و لا نَبتَدیهِ لِعَظَمَتِهِ ، فَإِذا تَبَسَّمَ فَعَن مِثلِ اللُّؤلُؤَ المَنظومِ . فَقالَ مُعاوِیَهُ : زِدنی مِن صِفَتِهِ ، فَقالَ ضِرارٌ : رَحِمَ اللّهُ عَلِیّا ! کانَ وَاللّهِ طَویلَ السُّهادِ ، قَلیلَ الرُّقادِ ، یَتلو کِتابَ اللّهِ آناءَ اللَّیلِ و أطرافَ النَّهارِ ، و یَجودُ لِلّهِ بِمُهجَتِهِ ، و یَبوءُ إلَیهِ بِعَبرَتِهِ ، لا تُغلَقُ لَهُ السُّتورُ ، و لا یَدَّخِرُ عَنَّا البُدورَ ، و لا یَستَلینُ الاِتِّکاءَ ، و لا یَستَخشِنُ الجَفاءَ ، و لَو رَأیتَهُ إذ مُثِّلَ فی مِحرابِهِ ، و قَد أرخَی اللَّیلُ سُدولَهُ ، و غارَت نُجومُهُ ، و هُوَ قابِضٌ عَلی لِحیَتِهِ ، یَتَمَلمَلُ تَمَلمُلَ السَّلیمِ ، و یَبکی بُکاءَ الحَزینِ ، و هُوَ یَقولُ : یا دُنیا ! إلیَّ تَعَرَّضتِ أم إلَیَّ تَشَوَّقتِ ؟ هَیهاتَ هَیهاتَ ، لا حاجَهَ لی فیکِ ، أبَنْتُکِ ثَلاثا لا رَجعَهَ لی عَلَیکِ ، ثُمَّ یَقولُ : واهٍ واهٍ لِبُعدِ السَّفَرِ ، و قِلَّهِ الزّادِ ، و خُشونَهِ الطَّریقِ . قالَ : فَبَکی مُعاوِیَهُ وقالَ : حَسبُکَ یا ضِرارُ ، کَذلِکَ کانَ وَاللّهِ عَلِیٌّ ! رَحِمَ اللّه أبَا الحَسَنِ﴾ (2)

ضرار بن ضمره نهشلی بر معاوية بن ابي سفيان وارد شد، معاویه به او گفت: علی علیه السلام را برایم وصف ،کن گفت: مرا معاف می داری؟ گفت نه ضرار گفت: خدا علی علیه السلام را رحمت کند در میان ما چون یکی از ما بود و وقتی نزد او می رفتیم ما

ص: 95


1- أعلام الدين فى صفات المؤمنين، ص 403.
2- أمالي الصدوق، ص 499؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج16، ص 299.

را به خود نزدیک می کرد و چون از او پرسشی می کردیم جواب می داد و چون به دیدارش می رفتیم ما را مقرّب می ساخت و احترام می گذاشت، در به روی ما نمی بست و مانع و دربانی بر ما نمی گمارد به خدا با همه این که ما را به خود نزدیک می کرد و به ما نزدیک بود از هیبتش یارای سخن گفتن با او نداشتیم و به خاطر عظمتش آغاز سخن با او نمی کردیم و چون لبخند می زد دندان هایی منظم و سفید مانند مروارید داشت معاویه :گفت از او بیشتر .بگو ضرار :گفت رحمت خدا بر او باد به خدا گند بسیار بیدار بود و کم می خوابید، شب و روز قرآن می خواند و جان در راه خدا می داد و اشک به آستان او می ریخت مانعی برای دیدار با او نبود و کیسه های زر از ما ذخیره نمی کرد برای وابستگان خود نرمش و اهمال کاری در دین نداشت و بر جفاکاران بدخویی نمی کرد اگر او را می دیدی که در محراب عبادت نشسته وقتی که شب پرده ظلمت افکنده و اختران سرازیر افق شدند، و او دست به محاسن گرفته و چون مارگزیده بر خود می پیچید و چون غمنده می گریست و می:گفت ای دنیا خود را به رخ من می کشی و مرا مشتاق خود می سازی؟ هیهات هیهات من نیازی به تو ندارم و تو را سه طلاق دادم که رجوعی ندارد. سپس می:فرمود: آه آه از دوری راه و کمی توشه و سختی طریق معاویه گریست و گفت: ای ضرار دیگر بس است به خداوند سوگند علی علیه السلام چنین بود رحمت خدا بر أبو الحسن.

8/135- المفيد رَفَعَهُ إِلَی اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَال: ﴿مَنْ صَارَ إِلَی أَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ فِی حَاجَهٍ أَوْ مُسَلِّماً فَحَجَبَهُ لَمْ یَزَلْ فِی لَعْنَهِ اَللَّهِ إِلَی أَنْ حَضَرَتْهُ اَلْوَفَاهُ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که برای طلب حاجت خود یا برای سلام و

ص: 96


1- الاختصاص، ص 31؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج 16، ص 296.

احوالپرسی نزد برادر مؤمن خود رود و او خود را از او مخفی کند تا زنده است پیوسته در لعنت خدا باشد

می گویم: ظاهراً کلمه "صار" در روایت تصحیف و خطای نوشتاری از "سار" می باشد.

9/136- ابن فهد الحلي رَفَعَهُ إلى عَبْدُ اَلْمُؤْمِنِ اَلْأَنْصَارِیُّ أنّه قَال: ﴿دَخَلْتُ عَلَي أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَي بْنِ جَعْفَرٍ عليه السلام وَ عِنْدَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْجَعْفَرِيُّ فَتَبَسَّمْتُ إِلَيْهِ فَقَالَ عليه السلام أَتُحِبُّهُ فَقُلْتُ نَعَمْ وَ مَا أَحْبَبْتُهُ إِلاَّ لَكُمْ فَقَالَ عليه السلام: هُوَ أَخُوكَ وَ اَلْمُؤْمِنُ أَخُ اَلْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اِتَّهَمَ أَخَاهُ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ غَشَّ أَخَاهُ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ لَمْ يَنْصَحْ أَخَاهُ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اِسْتَأْثَرَ عَلَي أَخِيهِ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اِحْتَجَبَ عَنْ أَخِيهِ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اِغْتَابَ أَخَاهُ﴾ (1)

عبدالمؤمن انصاری می گوید: بر امام موسی بن جعفر علیه السلام وارد شدم که محمّد بن عبدالله جعفری هم حضور داشت و به او لبخند زدم. امام علیه السلام فرمود: آیا دوستش داری؟ عرضه داشتم بله و جز به خاطر شما دوستش نمی دارم فرمود او برادر توست و مؤمن برادر تنی مؤمن است. ملعون است ملعون کسی که برادرش را متهم ،کند ملعون است ملعون کسی که به برادرش خیانت کند. ملعون است ملعون کسی که خیرخواه برادرش ،نباشد ملعون است ملعون است کسی که بر ضرر برادرش اقدام کند ملعون است ملعون کسی که خود را از برادر مؤمنش مخفی کند، ملعون است ملعون است کسی که غیبت برادر مؤمن خود کند.

9-خشمگین و خجل نمودن مؤمن

1/137- الكليني عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ ، عَنْ أَبِیهِ ، عَنِ اِبْنِ عُمَیْرٍ ، عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿المُؤمِنُ لا یَحتَشِمُ مِن أخیهِ، و لا یُدری أیُّهُما أعجَبُ؛ الَّذی یُکَلِّفُ أخاهُ إذا

ص: 97


1- عدة الداعي، ص 174؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج16، ص296.

دَخَلَ أن یَتَکَلَّفَ لَهُ، أوِ المُتَکَلِّفُ لِأَخیهِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن از برادرش رو در بایستی ندارد نمی دانم کدام یک تعجب آورترند! آن که برادرش را به تکلّف و مشقت اندازد یا کسی که خودش را برای برادرش به تکلّف بیندازد.

می گویم: روایت از حیث سند صحیح است و برقی نیز به سند صحیح در کتاب «محاسن» (2) نقل کرده است.

2/138- الرضي رَفَعَهُ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿إِذَا اِحْتَشَمَ اَلْمُؤْمِنُ أَخَاهُ فَقَدْ فَارَقَهُ﴾. (3)

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: هرگاه مؤمن برادر خود را خشمگین کرد یا خجالت زده ،ساخت از او جدا شده و در واقع او را از دست داده است.

سید رضی گوید: حَشَمه و أَحشَمه: وقتی کسی را به خشم آورند. و نیز گفته شده: أَخجَله أو احتَشَمَه: شرمنده ،نمودن خجالت زده ،کردن، که این کار باعث مُفارقت و جدایی است.

10-زندگی بخشیدن به مؤمن

1/139- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَهَ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿قلت له : قول الله : ﴿مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا؟﴾ (4) قال: مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلی هُدًی فَکَأَنَّمَا أَحْیَاهَا ، وَ مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ هُدًی إِلی

ص: 98


1- الكافي، ج 6 ، ص 276.
2- المحاسن، ص 414
3- نهج البلاغة حكمت 480
4- سوره مائده آیه 32

ضَلَالٍ فَقَدْ قَتَلَهَا﴾ (1)

سماعه :گوید از امام صادق علیه السلام معنی این آیه را پرسیدم «هر که انسانی را بکشد بی آن که ،مقتول کسی را کشته یا در جامعه فساد و خرابی به بار آورده باشد گویا همه مردم را کشته است و هر که او را زنده کند و از مرگ نجات بدهد، گویا به همه مردم زندگی بخشیده است!» فرمود: هر که او را از گمراهی و انحراف به سوی هدایت برد گویا او را زنده کرده و هر که او را از هدایت به انحراف کشاند، گویا او را کشته است.

می گویم: روایت از نظر سند موثّق می باشد و متن آن بیان تأویل و باطن آیه است چنان چه در روایت صحیح بعدی می آید.

2/140- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَکَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: ﴿ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کِتَابِهِ: ﴿وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا ؟﴾ (2) قَالَ مِنْ حَرَقٍ أَوْ غَرَقٍ قُلْتُ فَمَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلاَلٍ إِلَی هُدًی قَالَ ذَاکَ تَأْوِیلُهَا اَلْأَعْظَمُ﴾ (3)

فضیل بن یسار گوید به امام باقر علیه السلام عرض کردم: خدای عز و جل در کتابش فرماید «و هر که او را زنده کند گویا همه مردم را زنده کرده است» فرمود: یعنی او را از سوختن و غرق شدن نجات دهد عرض کردم کسی که او را از گمراهی به سوی هدایت برد چگونه است؟ فرمود این تأویل اعظم آیه است (یعنی آیه شامل این معنی هم هست و این معنی مهمتر و عالیتر از معنی اول است).

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه و متن هم واضح می باشد.

ص: 99


1- الكافي، ج 2، ص 210.
2- سوره مائده آیه 32
3- الكافي، ج 2، ص 210.

3/141- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ اَلنَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَی، عَنْ یَحْیَی بْنِ عِمْرَانَ اَلْحَلَبِیِّ ، عَنْ أَبِی خَالِدٍ اَلْقَمَّاطِ، عَنْ حُمْرَانَ، قَالَ: ﴿قلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: أَسْأَلُكَ أَصْلَحَكَ اللَّهُ؟ فَقَالَ: نَعَمْ فَقُلْتُ: كُنْتُ عَلَى حَالٍ وَ أَنَا الْيَوْمَ عَلَى حَالٍ أُخْرَى،كُنْتُ أَدْخُلُ الْأَرْضَ فَأَدْعُو الرَّجُلَ وَ الاِثنَيْنِ وَ الْمَرْأَةَ فَيُنْقِذُ اللَّهُ مَنْ شَاءَ،وَ أَنَا الْيَوْمَ لاَ أَدْعُو أَحَداً؟ فَقَالَ: وَ مَا عَلَيْكَ انْ تُخَلِّيَ بَيْنَ النَّاسِ وَ بَيْنَ رَبِّهِمْ، فَمَنْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يُخْرِجَهُ مِنْ ظُلْمَةٍ إِلَى نُورٍ أَخْرَجَهُ ثُمَّ قَالَ: وَ لاَ عَلَيْكَ إِنْ آنَسْتَ مِنْ أَحَدٍ خَيْراً أَنْ تَنْبِذَ إِلَيْهِ الشَّيْءَ نَبْذاً قُلْتُ:أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النّاسَ جَمِيعاً﴾ (1) ، قَالَ: مِنْ حَرَقٍ أَوْ غَرَقٍ ثُمَّ سَكَتَ ثُمَّ قَالَ: تَأْوِيلُهَا الْأَعْظَمُ أَنْ دَعَاهَا فَاسْتَجَابَتْ لَهُ﴾ (2)

حمران گفت: به امام صادق علیه السلام گفتم خداوند برقرارتان بدارد، اجازه سؤال می دهید؟ حضرت فرمود بپرس من :گفتم پیش از این شور و نشاطی داشتم و اینک آن شور و نشاط را .ندارم پیش از این به روستا می رفتم و یک نفر دو نفر زن یا مرد را به آیین حق دعوت می کردم و خداوند هر که را خواسته بود از ضلالت و گمراهی نجات می داد اما اینک کسی را دعوت و تبلیغ نمی کنم. حضرت فرمود: حرجی بر تو نیست که از دخالت میان خدا و بندگان خدا دست بکشی زیرا خداوند هر کسی را که بخواهد از تاریکی به نور می کشاند. حضرت فرمود و اگر کسی را جویای حق و آماده هدایت بیابی و برخی حقایق مکتب را با او در میان نهی باز هم حرجی بر تو نخواهد بود من :گفتم از معنی کلام خدا که می گوید: «... و کسی که یک نفر را از مرگ حتمی نجات بخشد به منزله آن است که همه مردم را از مرگ حتمی نجات بخشیده است» با خبرم سازید. حضرت فرمود یعنی از سوختن يا غرق شدن نجاتش بدهد آن گاه حضرت لحظه ای سکوت کرد و فرمود: تأویل والاتر آیه آن است که او را به حق دعوت کند و او بپذیرد.

ص: 100


1- سوره مائده آیه 32
2- الكافي، ج 2، ص 211.

می گویم: روایت از حیث سند معتبر است و به جهت توضیح متن آن به كتاب «بحار الأنوار» (1) مراجعه کنید.

11-ترساندن و زدن مؤمن

1/142- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، عَنِ الْأنْصَارِیِّ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و اله: ﴿مَن نَظَرَ إلى مُؤمِنٍ نَظَرةً يُخيفُهُ بِها ، أخافَهُ اللّهُ يَومَ لا ظِلَّ إلّا ظِلُّهُ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: هر که مؤمنی را با نگاهش بترساند خدای غزو جل او را در روزی که سایه (رحمت و پناهگاهی) جز سایه (رحمت) او نیست بترساند.

2/143- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ اَلْخَفَّافِ ، عَنْ بَعْضِ اَلْکُوفِیِّینَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَن رَوَّعَ مُؤمِنا بِسُلطانٍ لِیُصیبَهُ مِنهُ مَکروهٌ فَلَم یُصِبهُ فَهُوَ فِی النّارِ ، و مَن رَوَّعَ مُؤمِنا بِسُلطانٍ لِیُصیبَهُ مِنهُ مَکروهٌ فَأَصابَهُ فَهُوَ مَعَ فِرعونَ و آلِ فِرعونَ فِی النّارِ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که مؤمنی را برای رساندن ضرر، از حاکمی بترساند، حتی اگر ضرری هم متوجهش نشود در آتش است، و اگر بترساند و آن مؤمن ضرر ببیند با فرعون و پیروان فرعون در آتش است.

3/144- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْراهِیمَ عَنْ ابْنِ أبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أصْحَابِهِ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَنْ أَعَانَ عَلَی مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ کَلِمَهٍ لَقِیَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ مَکْتُوبٌ بَیْنَ عَیْنَیْهِ

ص: 101


1- بحار الأنوار، ج 71، ص 368.
2- الكافي، ج 2، ص 368.
3- الكافي، ج 2، ص 368.

آیِسٌ مِنْ رَحْمَتِی﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود هر کس (حتی) با نیم کلمه حرف بر ضرر مؤمنی اقدام کند روز قیامت طوری خدای عز و جل را دیدار کند که در پیشانیش نوشته شده: از رحمت من نومید (و محروم) است.

4/145- الصدوق قال: وَ رَوَی اِبْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَنْ أَعَانَ عَلَى مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَكْتُوبٌ آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس (حتی) با نیم کلمه حرف بر ضرر مؤمنی اقدام کند روز قیامت در پیشانیش نوشته شده از رحمت من نومید (و محروم) است.

5/146- الصدوق، قال: وَ فِي رِوَايَةِ الْعَلاَءِ عَنِ الثُّمَالِيِّ قَالَ: ﴿ لَوْ أَنَّ رَجُلاً ضَرَبَ رَجُلاً سَوْطاً لَضَرَبَهُ اللَّهُ سَوْطاً مِنَ النَّارِ ﴾. (3)

ابو حمزه ثمالی گوید: اگر مردی یک ضربه شلّاق به ناحق به دیگری بزند خداوند نیز بی تردید شلّاقی آتشین بر وی خواهد زد.

می گویم: سند صدوق تا علاء بن رزین صحیح است و ابوحمزه ثمالی نیز ثقه ،بوده در نتیجه روایت از نظر سند صحیحه است ولی مضمره می باشد.

6/147- الصدوق، قال رَوَی عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سِنَانٍ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ سَعِیدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللّه ِ قَالَ: ﴿ لَوْ أَنَّ رَجُلاً ضَرَبَ رَجُلاً سَوْطاً لَضَرَبَهُ اللَّهُ سَوْطاً مِنَ النَّارِ﴾ (4)

جابر بن عبدالله انصاری گوید: اگر مردی یک ضربه شلّاق به ناحق به دیگری بزند، خداوند نیز بی تردید شلّاقی آتشین بر وی خواهد زد.

ص: 102


1- الكافي، ج 2، ص 368.
2- الفقيه ج 4 ص 94 ، رقم 5157
3- الفقيه، ج 4، ص 93، رقم 5155
4- الفقيه، ج 4 ص 170 ، رقم 5390.

می گویم: روایت از نظر سند صحیح می باشد و تنها اشکال آن همانند روایتِ گذشته مضمره بودن است.

7/148- الصدوق، قال: ﴿حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ یُوسُفَ اَلْبَغْدَادِیُّ قَالَ : حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عيينة قال : حَدَّثَنِی أَبُو اَلْحَسَنِ بَکْرُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ زِیَادِ بْنِ مُوسَی بْنِ مَالِکٍ اَلْأَشَجُّ العصری اَلْقَصْرِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا فَاطِمَهُ بِنْتُ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَتْ سَمِعْتُ أَبِی عَلِیّاً یُحَدِّثُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ وَ عَمِّهِ زَیْدٍ عَنْ أَبِیهِمَا عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ وَ عَمِّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ : لاَ یَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ یُرَوِّعَ مُسْلِماً﴾ (1)

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: بر هیچ مسلمانی روا نیست که مسلمانی را به رعب و وحشت اندازد

می گویم: سند روایت به خاطر دربر داشتن "فاطمه دختر امام علی بن موسى الرضا علیه السلام"مهم است و از آن آشکار می گردد حضور پر رنگ زنان در مجامع علمی آن روزگاران و به خاطر روشن شدن این مطلب و اثبات آن رجوع کنید به رساله ای که در زمان گذشته با نام «زنان در اصول کتاب های رجالی ما» توسط صاحب این قلم به نگارش در آمده است.

و متن حدیث واضح است و مراد به «روّعه» یعنی او را ترساند و به وحشت انداخت.

8/149-الصدوق قال : فِی مَنَاهِی اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿ أَلاَ وَ مَنْ لَطَمَ خَدَّ مُسْلِمٍ أَوْ وَجْهَهُ بَدَّدَ اللَّهُ عِظَامَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ حُشِرَ مَغْلُولاً حَتَّي يَدْخُلَ جَهَنَّمَ إِلاَّ أَنْ يَتُوبَ﴾ (2)

صدوق به سندش در حدیث «مناهی پیغمبر صلی الله علیه و آله» آورده: هر که به گونه و چهره مؤمنی سیلی ،زند خداوند استخوان های او را در روز قیامت خرد کند و دست بسته محشور شود تا آن که به جهنم بیفتد، مگر این که توبه کند.

ص: 103


1- عيون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص 70، رقم 327
2- أمالي الصدوق، ص 250؛ ونقل عنه في بحار الأنوار، ج 72 ، ص 148.

9/150- و فِی صَحِیفَهِ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ : عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ: قال علىّ علیه السلام: ﴿وَرِثْتُ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ کِتَابَیْنِ کِتَابَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ کِتَاباً فِی قِرَابِ سَیْفِی قِیلَ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ مَا اَلْکِتَابُ اَلَّذِی فِی قِرَابِ سَیْفِکَ قَالَ مَنْ قَتَلَ غَیْرَ قَاتِلِهِ أَوْ ضَرَبَ غَیْرَ ضَارِبِهِ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اَللَّهِ﴾ (1)

امام رضا علیه السلام، فرمود که پدرم علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: از پیامبر خدا صلی الله علیه و اله دو چیز مکتوب ارث برده ام نخست کتاب خدای عز و جل (قرآن) و دیگری نوشته ای که در غلاف شمشیر من .است گفته شد یا امیر المؤمنین در آن، چه نوشته شده؟ فرمود: لعنت خدا بر کسی که غیر قاتل خود را بکشد یا کسی را بزند که او را نزده .است.

10/151- الشيخ أبو محمّد جعفر بن أحمد بن عليّ القمّي، عن هارون بن موسى، عن محمّد بن موسى عن محمّد بن عليّ بن خلف عن موسى بن إبراهيم، عن موسى بن جعفر، عن أبيه، عن آبائه علیهم السلام، قال : قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ﴿ ظَهْرُ اَلْمُؤْمِنِ حِمًی إِلاَّ مِنْ حَدٍّ ﴾ (2)

امام کاظم از پدرانشان علیهم السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: پشت مؤمن حفاظت شده است مگر برای اجرای حدّ (یعنی جائز نیست که او را بزنند مگر برای اقامه حدّ شرعی و این حکم شامل همه قسمت های بدن مؤمن می شود).

11/152- المفيد رَفَعَهُ إِلَی اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ:: ﴿مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَهُ مِنْهُ مَكْرُوهاً فَأَصَابَهُ وَ لَمْ يُصِبْهُ فَهُوَ فِي اَلنَّارِ وَ مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَهُ مِنْهُ مَكْرُوهاً فَأَصَابَهُ فَهُوَ مَعَ فِرْعَوْنَ وَ آلِ فِرْعَوْنَ فِی اَلنَّارِ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که مؤمنی را برای رساندن ضرر از حاکمی

ص: 104


1- صحيفة الرضا علیه السلام ص 14 ، و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 149.
2- جامع الأحاديث، ص 17؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 151.
3- الاختصاص، ص238؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 2، ص 111، من الطبع ،الحجري و ج 9، ص 148 من طبع آل البيت.

بترساند، حتی اگر ضرری هم متوجهش نشود در آتش ،است، و اگر بترساند و آن مؤمن ضرر ،ببیند با فرعون و پیروان فرعون در آتش است.

12/153- محمّد بن محمّد الأشعث باسناده عن على علیه السلام قال : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿مَنْ أَشَارَ إِلَی أَخِیهِ اَلْمُسْلِمِ بِسِلاَحِهِ لَعَنَتْهُ اَلْمَلاَئِکَهُ حَتَّی یُنَحِّیَهُ عَنْهُ﴾. (1)

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هرکس برای ترساندن ،مسلمانی با اسلحه تهدیدش ،کند تا منصرف شدنش مورد لعنت فرشتگان است.

13/154- مؤلف جامع الأخبار رَفَعَهُ إلىرَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أنّه قال: ﴿مَنْ نَظَرَ إِلَی مُؤْمِنٍ نَظْرَهً یُخِیفُهُ بِهَا أَخَافَهُ اَللَّهُ تَعَالَی یَوْمَ لاَ ظِلَّ إِلاَّ ظِلُّهُ وَ حَشَرَهُ فِی صُورَهِ اَلذَّرِّ بِلَحْمِهِ وَ جِسْمِهِ وَ جَمِیعِ أَعْضَائِهِ وَ رُوحِهِ حَتَّی یُورِدَهُ مَوْرِدَهُ﴾ (2)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که مؤمنی را با نگاهش بترساند، خدای عز و جل او را در روزی که سایه (رحمت و پناهگاهی) جز سایه (رحمت) او نیست، بترساند، و او را سر تا پا به صورت مورچه محشور می کند تا به جایگاهش (در جهنم) بیندازد.

12- خبردار نمودن محبتِ خویش نسبت به مؤمن

1/155- الكليني عَنِ اَلْعِدَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ و محمّد بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی جَمِیعاً ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَکَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قال : ﴿ اِذا اَحبَبتَ رَجُلاً فَأخبِرهُ بِذلِکَ فَإنَّهُ اَثبَتُ لِلمَوَدَّۀ بَینَکُما ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: محبتت را به کسی که دوستش می داری، اظهار کن که این کار رفاقتتان را پایدارتر می گرداند

ص: 105


1- الجعفريات، ص 83؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج 16، ص 358.
2- جامع الأخبار، ص 415؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج 16، ص 357.
3- الكافي، ج 2، ص 644.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه است.

2/156- الكليني، عَن عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ ، عَنْ أَبِیهِ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عمر (بن اُذنيه) عن أبيه ، عَنْ نَصْرِ بْنِ قَابُوسَ ، قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ علیه السلام: إِذَا أَحْبَبْتَ أَحَداً مِنْ إِخْوَانِکَ فَأَعْلِمْهُ ذَلِکَ، فَإِنَّ إِبْرَاهِیمَ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ) قَالَ: ﴿رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ اَلْمَوْتی قالَ أَوَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلی وَ لکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی﴾ (1) (2)

نصر بن قابوس گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: محبتت را به برادر دینی ات که دوستش می داری اظهار کن و او را از این دوستی باخبر کن (تا اطمینان و آرامش بیشتری بینتان به وجود آید) زیرا ابراهیم علیه السلام عرض کرد: «بار پروردگارا به من نشان بده که چگونه مرده ها را زنده می کنی؟! فرمود: مگر ایمان نیاورده ای؟ گفت: چرا و لیکن برای این که دلم مطمئن شود».

3/157- البرقي، عَنْ یَحْیَی بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی اَلْبِلاَدِ عَنْ جَدِّهِ : أَنَّ رَجُلاً قَالَ لِأَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿إِنِّی لَأُحِبُّ هَذَا اَلرَّجُلَ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَلاَ فَأَعْلِمْهُ فَإِنَّهُ أَبْقَی لِلْمَوَدَّهِ وَ خَیْرٌ فِی اَلْأُلْفَهِ﴾ (3)

شخصی به امام باقر علیه السلام عرض کرد من این مرد را دوست دارم امام علیه السلام فرمود: پس به او اعلام کن چرا که دوستی را پایدارتر و الفت را بیشتر می.کند

4/158- البرقي عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِذَا أَحْبَبْتَ رَجُلاً فَأَخْبِرْهُ﴾ (4)

ص: 106


1- سوره بقره آیه 260
2- الكافي، ج 2، ص 644
3- المحاسن، ص 226.
4- المحاسن، ص 226

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه کسی را دوست داشتی آن را به او خبر ده.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

5/159- مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْأَشْعَثُ قَالَ حَدَّثَنِی مُوسَی بْنُ إِسْمَاعِیلَ قال: حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿أحَبَّ أحَدُكُم أخاهُ فَليُعلِمهُ ؛ فَإِنَّهُ أصلَحُ لِذاتِ البَينِ ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام از اجدادشان علیهم السلام از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل فرمود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هرگاه یکی از شما برادرش را دوست دارد به او اعلام کند چرا که برای میانه داری و الفت بهتر است

13- ویژگی های مؤمن

1/160- الحسين بن سعيد روى عن زرارة قال : ﴿سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ قَوْلِ الله تعالى: ﴿مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا﴾ (2) أيَجْرِي لِهَؤُلاَءِ مِمَّنْ لاَ يَعْرِفُ مِنْهُمْ هَذَا اَلْأَمْرَ؟ قَالَ: إِنَّمَا هِیَ لِلْمُؤْمِنِینَ خَاصَّهً﴾. (3)

زراره گوید: در خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودم که از آن حضرت از تفسیر آیه شریفه «کسانی که با خود عمل نیک به قیامت بیاورند، ده برابرش نصیبشان می شود» سؤال شد که آیا این معنی در مورد مخالفان و کسانی که اعتقاد به ولایت شما ندارند هم صدق می کند؟ فرمودند مصداق این آیه فقط اهل ایمان و شیعیان اند

2/161- و عنه ، عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ قَالَ: ﴿سَمِعْتُهُ یَقُولُ: لَیْسَ لِأَحَدٍ عَلَی اَللَّهِ ثَوَابٌ

ص: 107


1- الجعفريات، ص 195.
2- سوره انعام آیه 160
3- المؤمن، ص29.

عَلَی عَمَلٍ إِلاَّ لِلْمُؤْمِنِینَ﴾. (1)

يعقوب بن شعیب :گوید شنیدم (امام صادق علیه السلام) می فرمود: به جز ثواب مؤمنان پاداش هیچ کاری بر عهده خدا نیست

3/162- و عنه ، عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِذَا أَحْسَنَ اَلْعَبْدُ اَلْمُؤْمِنُ ضَاعَفَ اَللَّهُ لَهُ عَمَلَهُ لِکُلِّ عَمَلٍ سَبْعُمِائَهِ ضِعْفٍ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ﴾ (2) (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه مؤمن کار خوبی انجام دهد خداوند هر کار خوب او را هفت صد برابر کند و همین معنای سخن خداوند تبارک و تعالی است که فرموده است «و خداوند برای هر کسی که بخواهد مضاعف گرداند».

4/163- و عنه، عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قال: ﴿إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لَیَزْهَرُ نُورُهُ لِأَهْلِ اَلسَّمَاءِ کَمَا تَزْهَرُ نُجُومُ اَلسَّمَاءِ لِأَهْلِ اَلْأَرْضِ وَ قَالَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ وَلِیُّ اَللَّهِ یُعِینُهُ وَ یَصْنَعُ لَهُ وَ لاَ یَقُولُ عَلَی اَللَّهِ إِلاَّ اَلْحَقَّ وَ لاَ یَخَافُ غَیْرَهُ وَ قَالَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَیْنِ لَیَلْتَقِیَانِ فَیَتَصَافَحَانِ فَلاَ یَزَالُ اَللَّهُ عَلَیْهِمَا مُقْبِلاً بِوَجْهِهِ وَ اَلذُّنُوبُ تَتَحَاتُّ عَنْ وُجُوهِهِمَا حَتَّی یَفْتَرِقَا﴾ (4)

امام صادق علیه السلام فرمود نور مؤمن بر اهل آسمان می درخشد چنان چه ستارگان برای اهل زمین بدرخشند و فرمود مؤمن دوست خدا .است خدا یاریش کرده و برایش بسازد و مؤمن جز حق بر خدا نگوید و از غیر او نترسد. و باز حضرت فرمود: وقتی دو مؤمن به هم رسیده و مصافحه کنند پیوسته خدا نظر رحمت به آن ها دارد و گناهشان از رخسارشان فرو ریزد تا جدا شوند.

ص: 108


1- المؤمن، ص29.
2- سوره بقره آیه 261
3- المؤمن، ص29.
4- المؤمن، ص 29

می گویم: دیلمی دو روایت مذکور را به نحو مرسل در کتابش "أعلام الدین فى صفات المؤمنین" (1) ذکر کرده است.

5/164- و عنه عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿أَنَّ اَلْکَافِرَ لَیَدْعُو فِی حَاجَتِهِ فَیَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَجِّلُوا حَاجَتَهُ بُغْضاً لِصَوْتِهِ وَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لَیَدْعُو فِی حَاجَتِهِ فَیَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَخِّرُوا حَاجَتَهُ شَوْقاً إِلَی صَوْتِهِ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ اَلْقِیَامَهِ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دَعَوْتَنِی فِی کَذَا وَ کَذَا فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَکَ وَ ثَوَابُکَ کَذَا وَ کَذَا قَالَ فَیَتَمَنَّی اَلْمُؤْمِنُ أَنَّهُ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَهٌ فِی اَلدُّنْیَا فِیمَا یَرَی مِنْ حُسْنِ اَلثَّوَابِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی کافری خدا را برای درخواستی صدا بزند، خدای عز و جل می گوید: زود خواسته اش را برآورید که صدایش را دوست ندارم و هرگاه ، مؤمن خدا را برای درخواستی صدا ،بزند خدای عز و جل می گوید: اجابتش را به تأخیر بیندازید چون من مشتاق صدا و دعای اویم و آن گاه که قیامت بر پا شد می گوید: بنده من! مرا خواندی اما من اجابتت را به تأخیر انداختم، ثواب تو چنین و چنان است و نیز در فلان کار هم مرا خواندی و آن جا هم اجابت تو را به تأخیر انداختم ثواب تو چنین و چنان است. آن گاه حضرت فرمود: در این جا مؤمن به خاطر دیدن پاداش های عظیم الهی آرزو می کند که ای کاش! در دنیا خدا هیچ یک از دعاهایش را مستجاب نمی کرد

6/165- و عنه عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ رُؤْيَاهُ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يُعْطَى عَلَى اَلثَّلاَثِ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: خواب مؤمن یک بخش از هفتصد جزء نبوت است و به برخی هم یک سوم نبوت را بخشیده اند.

ص: 109


1- أعلام الدين في صفات المؤمنين، ص 438.
2- المؤمن، ص 34.
3- المؤمن، ص 34.

7/166- و عنه، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَللَّهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً عَصَمَهُ وَ جَعَلَ غِنَاهُ فِی نَفْسِهِ وَ جَعَلَ ثَوَابَهُ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ إِذَا أَبْغَضَهُ وَ کَلَهُ إِلَی نَفْسِهِ وَ جَعَلَ فَقْرَهُ بَیْنَ عَیْنَیْهِ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی خداوند کسی را دوست بدارد از گناه حفظش کرده و بی نیازی را در روحش و پاداش را جلوی چشمش قرار می دهد و چون کسی را به سبب اعمالش دشمن ،بدارد به خودش رها می کند و فقر و نیازمندی را جلوی چشمش قرار می دهد.

8/167- و عنه ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: یَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿مَا تَرَدَّدْتُ فِی شَیْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ کَتَرَدُّدِی عَلَی قَبْضِ رُوحِ عَبْدِیَ اَلْمُؤْمِنِ لِأَنَّنِی أُحِبُّ لِقَاءَهُ وَ هُوَ یَکْرَهُ اَلْمَوْتَ فَأَزْوِیهِ عَنْهُ وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِی اَلْأَرْضِ إِلاَّ مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ لاَکْتَفَیْتُ بِهِ عَنْ جَمِیعِ خَلْقِی وَ جَعَلْتُ لَهُ مِنْ إِیمَانِهِ أُنْساً لاَ یَحْتَاجُ فِیهِ إِلَی أَحَدٍ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عز وجل می فرماید: در هیچ کارم تردیدی (بر فرض محال) به من دست نمی دهد مثل تردیدی که در قبض روح مؤمن بر من عارض می شود. من دیدار او را دوست دارم ولی او از مرگ بدش می آید پس مرگ را از او دور می کنم و اگر هم در دنیا فقط یک مؤمن باشد به او اکتفا کرده و چنان ایمانی به او می بخشم که مونس و همدمش شود تا به احدی محتاج نباشد.

14- انتخاب برآوردن درخواست مؤمن نسبت به غیر او از قربات است

1/168- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ أَیْمَنَ، عَنْ صَدَقَهَ اَلْأَحْدَبِ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿قَضَاءُ حَاجَهِ اَلْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عِتْقِ أَلْفِ رَقَبَهٍ وَ خَیْرٌ مِنْ حُمْلاَنِ أَلْفِ فَرَسٍ فِی سَبِیلِ اَللَّهِ﴾ (3)

ص: 110


1- المؤمن، ص 35
2- المؤمن، ص36.
3- الكافي، ج 2، ص 193.

امام صادق علیه السلام فرمود برآوردن نیاز مؤمن بهتر از آزاد کردن هزار بنده و هدیه دادن هزار اسب زین و لگام شده و مجهز در راه خداست

2/169- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبراهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ، عَنْ صَنْدَلٍ عَنْ أَبِی اَلصَّبَّاحِ اَلْکِنَانِیِّ قال: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿لَقَضَاءُ حَاجَهِ اِمْرِئٍ مُؤْمِنٍ أَحَبُّ إِلَی [الله] عِشْرِینَ حَجَّهً کُلُّ حَجَّهٍ یُنْفِقُ فِیهَا صَاحِبُهَا مِائَهَ أَلْفٍ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود برآوردن نیاز مؤمن در نزد خدا از بیست حج که برای هر حج صد هزار (در هم یا دینار) خرج شده باشد، محبوب تر است

170/ 3- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْراهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنِ ابْنِ أبِی عُمَیْرٍ ، عَنِ الْحَکَمِ بْنِ أَیْمَنَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: ﴿سَمِعْتُ أبَا عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ یَقُولُ: مَنْ طَافَ بِالْبَیْتِ أُسْبُوعاً کَتَبَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ سِتَّةَ آلَافِ حَسَنَةٍ، وَ مَحَا عَنْهُ سِتَّةَ آلَافِ سَیِّئَةٍ، وَ رَفَعَ لَهُ سِتَّةَ آلَافِ دَرَجَةٍ- قَالَ: وَ زَادَ فِیهِ إسْحَاقُ بْنُ عَمَّارٍ- وَ قَضَی لَهُ سِتَّةَ آلَافِ حَاجَةٍ قَالَ: ثُمَّ قَالَ: وَ قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ أفْضَلُ مِنْ طَوَافٍ وَ طَوَافٍ حَتَّی عَدَّ عَشْراً﴾. (2)

ابان بن تغلب گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: هر کس هفت شوط گرد خانه کعبه طواف ،کند خداوند عز و جل برایش شش هزار حسنه نویسد و شش هزار گناه از او بزداید و شش هزار درجه برایش بالا برد - اسحاق بن عمار افزوده که - : شش هزار حاجت او را هم روا کند سپس امام علیه السلام فرمود: روا ساختن حاجت مؤمن بهتر است از یک طواف و تا ده طواف شمرد.

4/171- الصدوق قال: حَدَّثَنَا أَبِی ، قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ، قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ اَلْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ اَلْوَاسِطِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ رَبِیعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ

ص: 111


1- الكافي، ج 2، ص 193.
2- الكافي، ج 2، ص 194.

سِنَانٍ عَنْ أَبِی اَلْأَعَزِّ اَلنَّحَّاسِ قَالَ سَمِعْتُ اَلصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿قَضاءُ حاجَهِ المؤمنِ أفضَلُ مِن ألفِ حِجّهٍ مُتَقَبّلَهٍ بمَناسِکِها ، و عِتْقِ ألفِ رَقَبهٍ لِوَجْهِ اللَّهِ ، و حُمْلانِ ألفِ فَرَسٍ فی سبیلِ اللَّهِ بسُرُجِها و لُجُمِها﴾ (1)

ابی اعز نحاس گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: برآوردن نیاز مؤمن بهتر از از هزار حج که با تمام مناسکش پذیرفته شود و از آزاد کردن هزار بنده و هدیه دادن هزار اسب زین و لگام شده و مرکب مجهز در راه خداست.

5/172- الحسين بن سعيد رَفَعَهُ إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أنَهَّ قَالَ: ﴿مَنْ قَضَی لِأَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ حَاجَهً کَتَبَ اَللَّهُ بِهَا عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَحَا عَنْهُ عَشْرَ سَیِّئَاتٍ وَ یَرْفَعُ لَهُ بِهَا عَشْرَ دَرَجَاتٍ وَ کَانَ عِدْلَ عَشْرِ رِقَابٍ وَ صَوْمِ شَهْرٍ وَ اِعْتِکَافِهِ فِی اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ﴾ (2)

امام باقر علیه السلام فرمود: هر کس نیاز برادر مؤمنش را برآورد، خداوند در مقابل برایش ده حسنه ثبت کند و ده گناه از او محو کند و ده درجه او را ترفیع دهد و نیز ثوابش برابر با آزاد کردن ده بنده است و بهتر از یک ماه اعتکاف در مسجد الحرام نیز می.باشد

6/173- و في فقه الرضوي: ﴿رُوِیَ أَنَّ مَنْ طَافَ بِالْبَیْتِ سَبْعَهَ أَشْوَاطٍ کَتَبَ اَللَّهُ لَهُ سِتَّهَ آلاَفِ حَسَنَهٍ وَ مَحَا عَنْهُ سِتَّهَ آلاَفِ سَیِّئَهٍ وَ رَفَعَ لَهُ سِتَّهَ آلاَفِ دَرَجَهٍ وَ قَضَاءُ حَاجَهِ اَلْمُؤْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ طَوَافٍ وَ طَوَافٍ حَتَّی عَدَّ عَشَرَهً﴾ (3)

در فقه رضوی آمده: هر که هفت بار گرد کعبه طواف کند خدا شش هزار حسنه برایش نویسد و شش هزار گناه از او ،بزداید و شش هزار درجه او را رفعت دهد و بر آوردن نیاز مؤمن بهتر است از یک دوره طواف و یک دوره طواف تا ده تا

ص: 112


1- أمالي الصدوق، ص 236 ، المجلس الثاني والأربعون ح 1.
2- المؤمن، ص 50، ح 120.
3- فقه الرضا علیه السلام، ص 45

را شمرد.

می گویم: در این مجال به عناوین "سعی در برآوردن نیاز مؤمن" و "برآوردن حاجت مؤمن" و "اقدام برای رفع نیاز مؤمن" و " مؤمن مایه رحمت برای مؤمن است" در همین کتاب مراجعه کنید.

15-اخلاق مؤمن

1/174- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ مَالِکِ بْنِ عَطِیَّهَ عَنْ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ علیهما السلام قال: ﴿مِن أخلاقِ المُؤمِنِ : الإِنفاقُ عَلی قَدرِ الإِقتارِ ، وَالتَّوسُّعُ عَلی قَدرِ التَّوَسُّعِ ، و إنصافُ النّاسِ ، وَ ابتِداؤُهُ إیّاهُم بِالسَّلامِ عَلَیهِم﴾ (1)

امام سجاد علیه السلام فرمود از خصلت های ،مؤمن انفاق (بر اهل و عیال) است به قدر تنگدستی و توسعه دادن بقدر توسعه ای (که خدا به او داده) و انصاف به خرج دادن با مردم و پیش سلام بودن است.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد الاقتار: تنگی معیشت. و ابن شعبه حرّانی این روایت را به صورت مرفوع ضمن احادیث منقوله از امام سجّاد علیه السلام در کتاب تحف العقول (2) نقل نموده است.

2/175- الديلمي رَفَعَهُ إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿خَصْلَتانِ لا یَجْتَمعانِ فی مؤمنٍ : البُخلُ و سُوءُ الخُلقِ﴾ (3)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دو ویژگی است که در مؤمن گرد نمی آیند بخل و بداخلاقی.

ص: 113


1- الكافي، ج 2، ص 241.
2- تحف العقول، ص282.
3- أعلام الدين، ص 131.

16-برادری مؤمنان

1/176- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ أبُو عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ: ﴿إنَّمَا المُؤمِنونَ إخوَهٌ بَنو أبٍ و أُمٍّ ، و إذا ضَرَبَ عَلی رَجُلٍ مِنهُم عِرقٌ سَهِرَ لَهُ الآخَرونَ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمنان برادران یکدیگر و فرزندان یک پدر و مادرند و اگر رگی از یکی از آنان (به ناراحتی) بجنبد دیگران به خاطر او شب را نمی خوابند.

می گویم: راویان در سند همگی ثقه هستند مگر "مفضل بن عمر" که او نیز معتبر می باشد و فیض کاشانی در شرح آن گفته مقصود از پدر، همان روح الهی است که در سرشتِ مؤمن دمیده شده؛ و مقصود از «اُمّ» (مادر) آب گوارا و تربت پاکی است که شرح آن دو در ابتدای کتاب ("الوافی" آمده است و به خواست خداوند در همین کتاب در بحث "سرشتِ مؤمن" خواهد آمد) چنان چه از روایات آینده مشخص می شود و مقصود حضرت آدم و حوّا که متبادر به اذهان است، نمی باشند و این به دلیل اختصاص نداشتن این انتساب آدم و حوا به ایمان است». (2)

2/177- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ فَضَالَهَ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ عَنْ جَابِرٍ اَلْجُعْفِیِّ قَالَ: ﴿تَقَبَّضْتُ بَیْنَ یَدَیْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ رُبَّمَا حَزِنْتُ مِنْ غَیْرِ مُصِیبَهٍ تُصِیبُنِی، أَوْ أَمْرٍ یَنْزِلُ بی حَتَّی یَعْرِفَ ذَلِکَ أَهْلِی فِی وَجْهِی وَ صَدِیقِی، فَقَالَ: نَعَمْ یَا جَابِرُ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ اَلْمُؤْمِنِینَ مِنْ طِینَهِ اَلْجِنَانِ، وَ أَجْرَی فِیهِمْ مِنْ رِیحِ رُوحِهِ، وَ لِذَلِکَ اَلْمُؤْمِنُ أَخُو اَلْمُؤْمِنِ لِأَبِیهِ وَ أُمِّهِ فَإِذَا أَصَابَ رُوحاً مِنْ تِلْکَ اَلْأَرْوَاحِ فِی وَلَدٍ مِنَ اَلْوِلْدَانِ حُزْنٌ حَزِنَتْ هَذِهِ لِأَنَّهَا مِنْهَا﴾ (3)

جابر جعفی گوید: در حضور امام باقر علیه السلام بودم که ناگهان دلگیر شدم! به

ص: 114


1- الكافي، ج 2، ص 165.
2- الوافي، ج 5، ص 551
3- الكافي، ج 2، ص 166

حضرت عرض کردم: گاهی بدون این که مصیبتی یا گرفتاری بر من عارض شود، اندوهگین می شوم تا آن جا که خانواده و دوستانم اثرش را در چهره ام می بینند! فرمود: آری (چنین است). ای جابر خداوند عز و جل مؤمنان را از طینت بهشتی آفرید و از نسیم روح خویش در آن ها جاری ،ساخت از این رو است که مؤمن برادر تنی مؤمن است، (زیرا طینت به منزله پدر و نسیم به جای مادر است) پس هرگاه به یکی از آن ارواح در شهری اندوهی رسد آن روح دیگر اندوهگین شود، زیرا از جنس اوست.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد و مراد از "تقبضت" یعنی برایم گرفتگی و اندوه بوجود آمد، ضمیر در "رُوحه" به خداوند متعال بر می گردد.

3/178- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : ﴿المُؤمِنُ أخو المؤمنِ، عَینُهُ و دَلیلُهُ، لا یَخونُهُ، و لا یَظْلِمُهُ، و لا یَغُشُّهُ، و لا یَعِدُهُ عِدَهً فیَخْلِفَهُ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن برادر مؤمن است چشم و راهنمای اوست، به او خیانت و ستم نمی کند و کلاه سرش نمی گذارد و به او وعده ای نمی دهد که بدان عمل نکند.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

4/179- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی وَ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: ﴿سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: اَلْمُؤْمِنُ أَخُو اَلْمُؤْمِنِ کَالْجَسَدِ اَلْوَاحِدِ، إِنِ اِشْتَکَی شَیْئاً مِنْهُ وَجَدَ أَلَمَ ذَلِکَ فِی سَایِرِ جَسَدِهِ، وَ أَرْوَاحُهُمَا مِنْ رُوحٍ وَاحِدَهٍ، وَ إِنَّ رُوحَ اَلْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اِتِّصَالاً بِرُوحِ اَللَّهِ مِنِ اِتِّصَالِ شُعَاعِ اَلشَّمْسِ بِهَا﴾ (2)

ص: 115


1- الكافي، ج 2، ص 166
2- الكافي، ج 2، ص 166.

ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام می فرمود مؤمن برادر مؤمن است، مانند یک پیکری که هرگاه عضوی از آن دردمند شود اعضاء دیگر هم احساس درد کنند، و روح های آن ها نیز از یک روحست و روح مؤمن اتصالش به روح خداوند از پیوستگی و اتصال پرتو خورشید به خورشید بیشتر است.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد و شیخ مفید در الاختصاص (1) به نحو مرسل شبیه آن را نقل نموده است.

5/180- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ مُثَنًّی اَلْحَنَّاطِ عَنِ اَلْحَارِثِ بْنِ اَلْمُغِیرَهِ قال: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿ الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ هُوَ عَيْنُهُ وَ مِرْآتُهُ وَ دَلِيلُهُ لَا يَخُونُهُ وَ لَا يَخْدَعُهُ وَ لَا يَظْلِمُهُ وَ لَا يَكْذِبُهُ وَ لَا يَغْتَابُهُ ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان ،است چشم و آینه و راهنمای اوست نسبت به او خیانت و نیرنگ و ستم نکند و او را دروغگو نشمارد و غیبتش نکند

6/181- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ اِبْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ اَلْبَخْتَرِیِّ قَالَ: ﴿کُنْتُ عِنْدَ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ دَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ لِی: تُحِبُّهُ؟. فَقُلْتُ: نَعَمْ، فَقَالَ: لِی: وَ لِمَ لَا تُحِبُّهُ؟ وَ هُوَ أخُوکَ وَ شَرِیکُکَ فِی دِینِکَ وَ عَوْنُکَ عَلَی عَدُوِّکَ وَ رِزْقُهُ عَلَی غَیْرِکَ﴾ (3)

حفص بختری گوید: حضور امام صادق علیه السلام بودم که مردی وارد شد، حضرت به من فرمود: او را دوست داری؟ عرض کردم آری، فرمود: چرا دوستش نداشته باشی که او برادر تو و شریک دین تو و یاور تو علیه دشمنت می باشد و رزق و روزی او هم بر عهده دیگریست

ص: 116


1- الاختصاص، ص32
2- الكافي، ج 2، ص 166.
3- الكافي، ج 2، ص 166.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه است.

7/182 الكليني، عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَهَ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عن مُحَمَّدِ بْنِ فُضَیْلٍ عَنْ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: ﴿المُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ لِأَبیهِ و أُمِّهِ ؛ لِأَنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ المُؤمِنینَ مِنْ طِينَةِ اَلْجِنَانِ وَ أَجْرَى فِي صُوَرِهِمْ مِنْ رِيحِ اَلْجَنَّةِ فَلِذَلِكَ هُمْ إِخْوَةٌ لِأَبٍ وَ أُمٍّ﴾. (1)

ابو حمزه ثمالی :گوید: امام باقر علیه السلام می فرمود: مؤمن برادر تنی مؤمن است، زیرا خدای عز و جل مؤمنین را از سرشت بهشتی آفرید و از نسیم بهشت در پیکرشان دمید، از این جهت مؤمنین برادر تنی یکدیگرند

8/183- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، عَنِ اَلْحَجَّالِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَهَ، عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: ﴿إِنَّ الْمُوءْمِنَ أَخُو الْمُوءْمِنِ: عَیْنُهُ وَ دَلِیلُهُ، لاَ یَخُونُهُ، وَ لاَ یَظْلِمُهُ، وَ لاَ یَغُشُّهُ، وَ لاَ یَعِدُهُ عِدَةً فَیُخْلِفَهُ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن برادر مؤمن است چشم و راهنمای اوست نسبت به او خیانت و ستم و نیرنگ روا ندارد و با او خلف وعده نکند.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد چون مراد از "حجّال" عبدالله بن محمّد اسدی کوفی است و "حجّال المزخرف" کنیه اش ابو محمّد است که وثاقت بالایی دارد و متن روایت نیز با روایت سوم مشترک بوده و نیز رجال و راویان هر دو مشترکند مگر آن که در روایت دوم "حجّال" بدل از " ابن فضّال" آمده که گویا چنان چه ظاهر است تصحیف یکی از دیگری باشد و خداوند سبحان داناست.

9/184 - الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ

ص: 117


1- الكافي، ج 2، ص 167
2- الكافي، ج 2، ص 167.

ابْنِ عِیسَی جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْبَصْرِیِّ، عن فضيل بْنِ یَسَارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿إِنَّ نَفَراً مِنَ اَلْمُسْلِمِینَ خَرَجُوا إِلَی سَفَرٍ لَهُمْ، فَضَلُّوا اَلطَّرِیقَ فَأَصَابَهُمْ عَطَشٌ شَدِیدٌ فَتَکَفَّنُوا وَ لَزِمُوا أُصُولَ اَلشَّجَرِ، فَجَاءَهُمْ شَیْخٌ وَ عَلَیْهِ ثِیَابٌ بِیضٌ، فَقَالَ: قُومُوا فَلاَ بَأْسَ عَلَیْکُمْ فَهَذَا اَلْمَاءُ، فَقَامُوا فَشَرِبُوا وَ اِرْتَوَوْا فَقَالُوا: مَنْ أَنْتَ یَرْحَمُکَ اَللَّهُ؟ فَقَالَ: أَنَا مِنَ اَلْجِنِّ اَلَّذِینَ بَایَعُوا رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ إِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَقُولُ اَلْمُؤْمِنُ أَخُو اَلْمُؤْمِنِ عَیْنُهُ وَ دَلِیلُهُ، فَلَمْ تَکُونُوا تَضَیَّعُوا بِحَضْرَتِی﴾ (1)

فضیل بن یسار گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام می فرمود. جماعتی از مسلمین به سفری رفتند و راه را گم کردند تا بسیار تشنه شدند کفن پوشیدند (از جاده بکناری رفتند) و خود را به ریشه های درخت (که اندک رطوبتی داشت) چسبانیدند. پیرمردی سفیدپوش نزد آن ها آمد و گفت ،برخیزید نگران نباشید این آب را بنوشید. آن ها برخاستند و آشامیدند و سیراب گشتند سپس :گفتند تو کیستی؟ خدایت رحمت کند :گفت من از طایفه جن هایی هستم که ایمان آوردند و با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردند من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: مؤمن برادر مؤمن است چشم او و راهنمای اوست، پس شما نباید با وجود من دچار سختی و گرفتاری شوید.

می گویم: رجال سند همگی ثقه اند غیر از "اسماعیل بصری" که مهمل و ناشناخته می باشد و در نسخه خطی کافی که در دست داریم و نیز در نسخه چاپی عبارت "فتكفّنوا" ضبط شده که مفهومش پوشیدن کفن و آمادگی برای مرگ است و در بعضی نسخه ها عبارت به صورت "فتكنّفوا" ضبط شده که مفهومش کناره گیری و بی توجهی می باشد. ظاهراً ضبط و قرائت اوّل یعنی "فتكفّنوا" صحیح باشد و دلیل بر این مطلب در جملات بعدی - از سر ناچاری و تشنگی چسبیدند به ریشه های درختان تا کمی آرامش یابند- فهمیده می شود و خداوند داناست.

ص: 118


1- الكافي، ج 2، ص 167.

10/185- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ، عن اَلْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ رِبْعِیٍّ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أبَا عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ یَقُولُ: ﴿الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ لاَ یَظْلِمُهُ، وَ لاَ یَغُشُّهُ وَ لاَ یَخْذُلُهُ وَ لاَ یَغْتَابُهُ وَ لاَ یَخُونُهُ وَ لاَ یَحْرِمُهُ﴾. (1)

فضیل بن یسار :گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: مسلمان برادر مسلمان ،است به او ستم نکند و فریبش ندهد و او را (در گرفتاری ها) تنها نگذارد و غیبتش نکند و به او خیانت ننماید و از یاری محروم نسازد.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه و متن آن واضح می باشد.

11/186- الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ الأهوازي رَفَعَهُ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ: ﴿اَلْأَرْوَاحَ جُنُودٌ مُجَنَّدَهٌ تَلْتَقِی فَتَتَشَامُّ کَمَا تَتَشَامُّ اَلْخَیْلُ فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا اِئْتَلَفَ وَ مَا تَنَاکَرَ مِنْهَا اِخْتَلَفَ وَ لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً دَخَلَ مَسْجِداً فِیهِ أُنَاسٌ کَثِیرٌ لَیْسَ فِیهِمْ إِلاَّ مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ إِلاَّ مَالَتْ نَفْسُهُ إِلَی ذَلِکَ اَلْمُؤْمِنِ حَتَّی یَجْلِسَ إِلَیْهِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: ارواح لشکریانی مرتب شده هستند که یک جا جمع شده اند و با یکدیگر دیدار می کنند و و بوی همدیگر را استشمام می کنند چنان چه اسبان یک دیگر را بو کنند، و هر کدام با هم آشنا باشند به هم پیوندند و هر کدام نا آشنایند از هم جدا شوند و اگر یک مؤمن وارد مسجدی پر جمعیت شود که فقط یک مؤمن میان آن ها باشد روحش به سوی همان مؤمن کشیده شود تا با او همنشین شود.

12/187- الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ رَفَعَهُ إلَی أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ أنَّهُ قَالَ: ﴿ لاَ وَ اَللَّهِ لاَ یَکُونُ اَلْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً أَبَداً حَتَّی یَکُونَ لِأَخِیهِ مِثْلَ اَلْجَسَدِ إِذَا ضَرَبَ عَلَیْهِ عِرْقٌ وَاحِدٌ تَدَاعَتْ لَهُ سَائِرُ

ص: 119


1- الكافي، ج 2، ص 167.
2- المؤمن، ص 39.

عُرُوقِهِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا قسم! مؤمن هرگز مؤمن نیست مگر آن گاه که برای برادر خود همچون پیکر باشد که هرگاه رگی از آن پیکر بجنبد (و ناراحت باشد) دیگر رگ ها نیز با او به جنب و جوش در آیند.

13/188- الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ رَفَعَهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿ لِکُلِّ شَیْءٍ شَیْءٌ یَسْتَرِیحُ إِلَیْهِ وَ أَنَّ اَلْمُؤْمِنَ یَسْتَرِیحُ إِلَی أَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ کَمَا یَسْتَرِیحُ اَلطَّیْرُ إِلَی شَکْلِهِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود هر چیزی با چیزی آرام می گیرد و مؤمن با برادر مؤمن خود آرامش می یابد چنان که پرنده با هم نوعان خود آرام می گیرد.

14/189- الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ رَفَعَهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿المُؤمِنُونَ فِي تَبَارِّهِم وَ تَرَاحُمِهِم وَ تَعَاطُفِهِم كَمَثَلِ الجَسَدِ إِذَا اشتَكَى تَدَاعَى لَهُ سَائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَالحُمَّى﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود مؤمنان در نیکی و مهربانی و توجه به هم مانند یک پیکرند که چون دردی عارض شود بقیه اعضاء در بی خوابی و تب با او همراه شوند.

15/190- ابن فهد الحلي رَفَعَهُ إِلَی اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿ما أحدَثَ اللّهُ إخاءً بَينَ المُؤمِنينَ إلاّ أحدَثَ لِكُلِّ واحِد مِنهُما دَرَجَةً وَ عَنْهُ صلی الله علیه و آله قال : مَنِ اِسْتَفَادَ أَخاً فِی اَللَّهِ اِسْتَفَادَ بَیْتاً فِی اَلْجَنَّهِ﴾.

وَ رَوَی عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْمُؤْمِنَیْنِ الْمُتَوَاخِیَیْنِ فِی اللَّهِ لَیَكُونُ أَحَدُهُمَا فِی الْجَنَّةِ فَوْقَ الْآخَرِ بِدَرَجَةٍ فَیَقُولُ یَا رَبِّ إِنَّ صَاحِبِی قَدْ كَانَ یَأْمُرُنِی بِطَاعَتِكَ وَ یُثَبِّطُنِی عَنْ مَعْصِیَتِكَ وَ یُرَغِّبُنِی فِیمَا عِنْدَكَ فَاجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ فِی هَذِهِ الدَّرَجَةِ فَیَجْمَعُ اللَّهُ

ص: 120


1- المؤمن، ص39.
2- المؤمن، ص39.
3- المؤمن، ص 39.

ببَیْنَهُمَا وَ إِنَّ الْمُنَافِقَیْنِ لَیَكُونُ أَحَدُهُمَا أَسْفَلَ مِنْ صَاحِبِهِ بِدَرْكٍ فِی النَّارِ فَیَقُولُ یَا رَبِّ إِنَّ فُلَاناً كَانَ یَأْمُرُنِی بِمَعْصِیَتِكَ وَ یُثَبِّطُنِی عَنْ طَاعَتِكَ وَ یُزَهِّدُنِی فِیمَا عِنْدَكَ وَ لَا یُحَذِّرُنِی لِقَاءَكَ فَاجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ فِی هَذَا الدَّرْكِ فَیَجْمَعُ اللَّهُ بَیْنَهُمَا وَ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ ﴿الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ﴾ (1) (2)

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: خدا دوستی و برادری میان دو مؤمن پدید نیاورد جز که برای هر کدام درجه ای پدید آورد و از آن حضرت صلی الله علیه و آله است که فرمود: هر کس برادری خدایی به دست آورد خانه ای در بهشت به دست آورده است.

و به روایت عمرو بن شمر از جابر :گوید امام باقر علیه السلام فرمود: دو مؤمن که در راه خدا با هم برادرند یکیشان در بهشت درجه بالاتری دارد پس می گوید: پروردگارا! دوستم مرا به فرمانبری از تو وا می داشت و از نافرمانیت باز می داشت، و مرا به آن چه نزد توست تشویق می کرد مرا با او در این درجه همراه کن پس خدا اجابت می کند و آن ها را همراه یکدیگر کند. و دو منافق در جهنّم عذاب بیشتری نسبت به رفیقش دارد می گوید پروردگارا! فلانی مرا به نافرمانی تو وامی داشت و از اطاعتت دور می کرد و مرا از آن چه نزد توست منصرف می کرد و از قیامت بر حذر نمی کرد پس او را هم به عذابی که من دارم دچار کن پس خدا اجابت می کند و آن ها را همراه یکدیگر کند. سپس این آیه را خواند «در آن روز دوستان با یکدیگر ،دشمنند مگر پرهیزکاران»

17- ادای حقوق مؤمن از ویژگی های دین آسان محمّدی است

1/191- الصدوق قال: حدَّثنا أبيه رضی الله عنه قال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی اَلْعَطَّارُ، عن أَحْمَدَ اِبْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ اَلْآدَمِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ یُونُسَ

ص: 121


1- سوره زخرف آیه 67
2- عدة الداعي، ص 176؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 71، ص278.

ظَبْیَانَ قَالَ: قال [لي] أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿يا يونس اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ قَالَ قُلْتُ آمَنَّا بِاللَّهِ له، فقال: اَلْمُحَمَّدِیَّهُ اَلسَّمْحَهُ: إِقَامُ اَلصَّلاَهِ وَ إِیتَاءُ اَلزَّکَاهِ وَ صِیَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ حِجُّ اَلْبَیْتِ الحرام وَ اَلطَّاعَهُ لِلْإِمَامِ وَ أَدَاءُ حُقُوقِ اَلْمُؤْمِنِ فَإِنَّ مَنْ حَبَسَ حَقَّ اَلْمُؤْمِنِ أَقَامَهُ اَللَّهُ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ خَمْسَ مِائَهِ عَامٍ عَلَی رِجْلَیْهِ حَتَّی یَسِیلَ مِنْ عَرَقِهِ أَوْدِیَهٌ ثُمَّ یُنَادِی مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ: هَذَا اَلظَّالِمُ اَلَّذِی حَبَسَ عَنِ اَللَّهِ حَقَّهُ قَالَ: فَیُوَبَّخُ أَرْبَعِینَ عَاماً ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِ إِلَی نَارِ جَهَنَّمَ﴾ (1)

يونس بن ظبیان گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: پرهیزکار باشید و پیامبرش را باور کنید! عرض کردم چنین می کنیم و باور داریم پس حضرت علیه السلام فرمود: (دین) محمّدیه آسان یعنی برپا داشتن ،نماز و پرداختن زکات و روزه ماه ،رمضان و زیارت خانه کعبه و پیروی و اطاعت از امام و ادای حق مؤمن است، چون هر کس حق مؤمنی را ،ندهد خداوند در قیامت پانصد سال او را روی دو پا نگهدارد تا رودخانه ها از عرق بدنش روان گردد آن گاه منادی از سوی خداوند عز و جل فریاد ،زند این همان ستمکاری است که حق خدا را نداده بعد از آن چهل سال او را سرزنش و توبیخ نمایند، و سپس به آتش جهنم بیندازند.

18-شاد کردن قلب مؤمن

1/192- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی، عن أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، جَمِیعاً، عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی حَمْزَهَ اَلثُّمَالِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صلی الله علیه و آله: ﴿مَن سَرَّ مُؤمنا فَقَد سَرَّنی ، و مَن سَرَّنی فَقَد سَرَّ اللّهَ﴾ (2)

ابو حمزه ثمالی گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام می فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس مؤمنی را شاد و خوشحال ،سازد مرا خوشحال کرده و هر کس مرا خوشحال سازد خدا را خوشحال نموده

ص: 122


1- الخصال، ج 1، ص 328، ح 20
2- الكافي، ج 2، ص 188.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

2/193- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ أَبِیهِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَهِ یُکَنَّی أَبُو مُحَمَّدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِی وَجْهِ أَخِیهِ حَسَنَهٌ وَ صَرْفُ الْقَذَی عَنْهُ حَسَنَهٌ وَ مَا عُبِدَاللهُ بِشَیْءٍ أَحَبَّ إِلَی اللهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَی المُؤْمِنِ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: لبخند مؤمن به روی برادرش حسنه باشد و برداشتن خاشاک از چهره او نیز حسنه باشد و خداوند با چیزی محبوب تر از شاد کردن مؤمن پرستش نشده است

3/194- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ عُبَیْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْوَلِیدِ اَلْوَصَّافِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ يقول: ﴿إِنَّ فِيمَا نَاجَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عَبْدَهُ مُوسى عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: إِنَّ لِي عِبَاداً أُبِيحُهُمْ جَنَّتِي، وَ أُحَكِّمُهُمْ فِيهَا، قَالَ: يَا رَبِّ، وَ مَنْ هؤُلَاءِ الَّذِينَ تُبِيحُهُمْ جَنَّتَكَ وَ تُحَکِّمُهُمْ فِیهَا؟ قَالَ: مَنْ أَدْخَلَ عَلَی مُؤْمِنٍ سُرُوراً ثُمَّ قَالَ: إِنَّ مُؤْمِناً کَانَ فِی مَمْلَکَهِ جَبَّارٍ فولع بِهِ فَهَرَبَ مِنْهُ إِلَی دَارِ اَلشِّرْکِ فَنَزَلَ بِرَجُلٍ مِنْ أَهْلِ اَلشِّرْکِ فَأَلْطَفَهُ وَ أَرْفَقَهُ وَ أَضَافَهُ فَلَمَّا حَضَرَهُ اَلْمَوْتُ أَوْحَی اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ وَ عِزَّتِی وَ جَلاَلِی لَوْ کَانَ فِی جَنَّتِی مَسْکَنٌ لَأَسْکَنْتُکَ فِیهَا وَ لَکِنَّهَا مُحَرَّمَهٌ عَلَی مَنْ مَاتَ مُشْرِکاً وَ لَکِنْ یَا نَارُ لاَ تَهِیدِیهِ وَ لاَ تُؤْذِیهِ قَالَ وَ یُؤْتَی بِرِزْقِهِ طَرَفَیِ اَلنَّهَارِ قُلْتُ: مِنَ اَلْجَنَّهِ؟ قَالَ: مِنْ حَیْثُ شَاءَ اَللَّهُ﴾ (2)

عبیدالله بن ولید و صافی گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام فرمود: در مناجات خداوند با بنده خویش موسی علیه السلام آمده: بندگانی دارم که بهشتم را برایشان مهیا کرده آن ها را در آن فرمانروا ساختم موسی علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! اینان کیانند که چنین پاداشی برایشان قرار داده ای؟ فرمود هر که مؤمنی را خوشحال سازد آن گاه

ص: 123


1- الكافي، ج 2، ص188
2- الكافي، ج 2، ص 188

امام علیه السلام فرمود: مؤمنی در مملکت یکی از جباران بود و آن جبار او را تکذیب می نمود و حقیر و بی مقدار می شمرد، آن مؤمن از آن دیار به بلاد شرک گریخت و بر یکی از مشرکان وارد شد وی از او پذیرایی نمود و به او جای داد و مهربانی کرد و میزبانی ،نمود پس چون مرگ آن مشرک فرا رسید خداوند به او الهام کرد که به عزت و جلال خودم سوگند که اگر برای تو در بهشت محلی بود تو را در آن ساکن گردانیدم و لیکن بهشت بر مشرک حرام شده است اما ای آتش او را بترسان لكن مسوزان و آزارش مرسان و در بامدادان و شامگاه روزی او می رسد، سائل پرسید که از بهشت؟ فرمود از جایی که خدا خواهد.

می گویم "ولع" یعنی اسخفاف و حقیر شمردن و "هیدیه" یعنی بترسان و هراسناک نما و جابجا کن و اصلاحش نما ظاهراً فاعل "قلت" در پایان حدیث همان "و صافی" راوی باشد و فاعل "قالَ" هم امام باقر علیه السلام می باشند.

4/195- الكليني، ععَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی عَلِیٍّ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَیْهِمْ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : ﴿ إِنَّ أَحَبَّ اَلْأَعْمَالِ إِلَی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ اَلسُّرُورِ عَلَی اَلْمُؤْمِنِینَ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام از پدرشان امام سجاد علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند: محبوب ترین اعمال نزد خداوند شاد نمودن مؤمنان است.

5/196- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: ﴿أَوْحَی اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی دَاوُدَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِنَّ اَلْعَبْدَ مِنْ عِبَادِی لَیَأْتِینِی بِالْحَسَنَهِ فَأُبِیحُهُ جَنَّتِی فَقَالَ دَاوُدُ یَا رَبِّ وَ مَا تِلْکَ اَلْحَسَنَهُ قَالَ یُدْخِلُ عَلَی عَبْدِیَ اَلْمُؤْمِنِ سُرُوراً وَ لَوْ بِتَمْرَهٍ قَالَ دَاوُدُ یَا رَبِّ حَقٌّ لِمَنْ عَرَفَکَ أَنْ لاَ یَقْطَعَ رَجَاءَهُ مِنْکَ﴾. (2)

ص: 124


1- الكافي، ج 2، ص 189
2- الكافي، ج 2، ص 189.

امام صادق علیه السلام فرمود خداوند به داود علیه السلام وحی کرد که بنده ای عمل نیکی انجام می دهد که به سبب آن بهشت را برایش آماده می کنم. داود علیه السلام عرض کرد: پروردگارا آن عمل نیک کدام است؟ فرمود: بنده مؤمنم را شادمان می کند هر چند با دانه خرمایی ،باشد داود علیه السلام گفت: خداوندا سزاست هر کس تو را شناخت نومید از رحمتت نشود

می گویم: سند روایت صحیح است و صدوق آن را با سند خود در ثواب الأعمال (1) آورده است.

6/197- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ ، عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: ﴿لا يَرَى أَحَدُكُمْ إِذَا أَدْخَل عَلى مُؤْمِنٍ سُرُوراً أَنَّهُ عَليْهِ أَدْخَلهُ فَقَطْ، بَل واللهِ عَليْنَا، بَل واللهِ عَلى رَسُول اللهِ صلی الله علیه و اله﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: گمان نکنید که وقتی مؤمنی را شادمان کردید، فقط او شاد شده بلکه به خدا سوگند ما را خوشحال کرده بلکه بالاتر، به خدا سوگند رسول خدا صلی الله علیه و آله را شاد نموده.

7/198- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ، عن اَلْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ اِبْنِ أَبِی عُمَیْرٍ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ اَلْحَمِیدِ عَنْ أَبِی اَلْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: ﴿إِنَّ أَحَبَّ اَلْأَعْمَالِ إِلَی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ اَلسُّرُورِ عَلَی اَلْمُؤْمِنِ شَبْعَهُ مُسْلِمٍ أَوْ قَضَاءُ دَیْنِهِ ﴾ (3)

ابو جارود گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام فرمود: بهترین کارها نزد خدا خوشحال کردن مؤمن به رفع گرسنگی یا پرداخت بدهی اوست.

ص: 125


1- ثواب الأعمال، ص 163.
2- الكافي، ج 2، ص 189
3- الكافي، ج 2، ص 189

می گویم: گفته شده «شَبعة» به فتح حرف «شین» منصوب به نزع خافض یا مرفوع در جایگاه خبر برای مبتدایی مقدّر و یا این که مجرور در جایگاه بدل یا عطف بیان برای "سرورا" می باشد مراد و مفهوم از "مسلم" در این جا مؤمن است و تبدیل مؤمن به مسلمان به این جهت است که بفهماند ایمان ظاهری برای ادخال سرور کفایت می کند و هر دو را از باب مثال و نمونه ذکر نموده است.

8/199- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ سَدِیرٍ اَلصَّیْرَفِیِّ قَالَ:قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ عليه السلام فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ: ﴿إِذَا بَعَثَ اللّهُ الْمُؤْمِنَ مِنْ قَبْرِهِ ، خَرَجَ مَعَهُ مِثَالٌ یَقْدُمُ أَمَامَهُ ، کُلَّمَا رَأَی الْمُؤْمِنُ هَوْلًا مِنْ أَهْوَالِ یَوْمِ الْقِیَامَهِ ، قَالَ لَهُ الْمِثَالُ : لَا تَفْزَعْ وَلَا تَحْزَنْ ، وَ أَبْشِرْ بِالسُّرُورِ وَالْکَرَامَهِ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ حَتّی یَقِفَ بَیْنَ یَدَیِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ ، فَیُحَاسِبُهُ حِسَاباً یَسِیراً ، وَ یَأْمُرُ بِهِ إِلَی الْجَنَّهِ ، وَالْمِثَالُ أَمَامَهُ ، فَیَقُولُ لَهُ الْمُؤْمِنُ : یَرْحَمُکَ اللّهُ نِعْمَ الْخَارِجُ خَرَجْتَ مَعِی مِنْ قَبْرِی ، وَ مَا زِلْتَ تُبَشِّرُنِی بِالسُّرُورِ وَالْکَرَامَهِ مِنَ اللّهِ حَتّی رَأَیْتُ ذلِکَ ، فَیَقُولُ : مَنْ أَنْتَ؟ فَیَقُولُ : أَنَا السُّرُورُ الَّذِی کُنْتَ أَدْخَلْتَ عَلی أَخِیکَ الْمُؤْمِنِ فِی الدُّنْیَا ، خَلَقَنِی اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ مِنْهُ لِأُبَشِّرَکَ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام در حدیثی طولانی فرمودند: آن گاه که خدا مؤمن را از قبرش برانگیزد همراه او تمثالی بیرون آید که پیشاپیش او حرکت کند و هرگاه مؤمن با یکی از صحنه های هراس انگیز قیامت روبرو شود تمثال به او می گوید: نترس و غم مخور، مژده باد تو را به شادمانی و کرامت خداوند عز و جل تا آن که در برابر خداوند عز و جل می ایستد و حسابرسی آسانی می شود و او را در حالی به سوی بهشت روانه می کنند که آن تمثال پیشاپیش اوست مؤمن به او می گوید: چه همراه خوبی! از قبر با من آمدی و همواره مرا به شادی و کرامت خداوند مژده دادی تا آن را دیدم سپس :گوید تو کیستی؟ گوید: من همان شادمانی هستم که در دنیا به برادر مؤمنت رسانیدی خداوند عز و جل مرا آفرید تا به تو مژده دهم.

ص: 126


1- الكافي، ج 2، ص 190.

می گویم: روایت از نظر سند معتبره می باشد و شیخ صدوق به سندش از سدیر در ثواب الاعمال (1) و نیز همه حدیث را باز در همان کتاب (2) نقل کرده و ما نیز در عنوان «مؤمن در هنگام مرگ» آوردیم.

9/200- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ اَلسَّیَّارِیِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ قَالَ: کَانَ اَلنَّجَاشِیُّ وَ هُوَ رَجُلٌ مِنَ اَلدَّهَاقِینِ عَامِلاً عَلَی اَلْأَهْوَازِ وَ فَارِسَ فَقَالَ بَعْضُ أَهْلِ عَمَلِهِ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿كَانَ النَّجَاشِیُّ وَ هُوَ رَجُلٌ مِنَ الدَّهَاقِینِ عَامِلًا عَلَی الْأَهْوَازِ وَ فَارِسَ فَقَالَ بَعْضُ أَهْلِ عَمَلِهِ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ فِی دِیوَانِ النَّجَاشِیِّ عَلَیَّ خَرَاجاً وَ هُوَ مُؤْمِنٌ یَدِینُ بِطَاعَتِكَ فَإِنْ رَأَیْتَ أَنْ تَكْتُبَ لِی إِلَیْهِ كِتَاباً قَالَ فَكَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ سُرَّ أَخَاكَ یَسُرَّكَ اللَّهُ قَالَ فَلَمَّا وَرَدَ الْكِتَابُ عَلَیْهِ دَخَلَ عَلَیْهِ وَ هُوَ فِی مَجْلِسِهِ فَلَمَّا خَلَا نَاوَلَهُ الْكِتَابَ وَ قَالَ هَذَا كِتَابُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَبَّلَهُ وَ وَضَعَهُ عَلَی عَیْنَیْهِ وَ قَالَ لَهُ مَا حَاجَتُكَ قَالَ خَرَاجٌ عَلَیَّ فِی دِیوَانِكَ فَقَالَ لَهُ وَ كَمْ هُوَ قَالَ عَشَرَةُ آلَافِ دِرْهَمٍ فَدَعَا كَاتِبَهُ فَأَمَرَهُ بِأَدَائِهَا عَنْهُ ثُمَّ أَخْرَجَهُ مِنْهَا وَ أَمَرَ أَنْ یُثْبِتَهَا لَهُ لِقَابِلٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ هَلْ سَرَرْتُكَ فَقَالَ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ ثُمَّ أَمَرَ بِمَرْكَبٍ وَ جَارِیَةٍ وَ غُلَامٍ وَ أَمَرَ لَهُ بِتَخْتِ ثِیَابٍ فِی كُلِّ ذَلِكَ یَقُولُ هَلْ سَرَرْتُكَ فَیَقُولُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَكُلَّمَا قَالَ نَعَمْ زَادَهُ حَتَّی فَرَغَ ثُمَّ قَالَ لَهُ احْمِلْ فَرْشَ هَذَا الْبَیْتِ الَّذِی كُنْتَ جَالِساً فِیهِ حِینَ دَفَعْتَ إِلَیَّ كِتَابَ مَوْلَایَ الَّذِی نَاوَلْتَنِی فِیهِ وَ ارْفَعْ إِلَیَّ حَوَائِجَكَ قَالَ فَفَعَلَ وَ خَرَجَ الرَّجُلُ فَصَارَ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بَعْدَ ذَلِكَ فَحَدَّثَهُ بِالْحَدِیثِ عَلَی جِهَتِهِ فَجَعَلَ یُسَرُّ بِمَا فَعَلَ فَقَالَ الرَّجُلُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ كَأَنَّهُ قَدْ سَرَّكَ مَا فَعَلَ بِی فَقَالَ إِی وَ اللَّهِ لَقَدْ سَرَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ﴾ (3)

محمّد بن جمهور گوید: نجاشی مردی دهقان و حاکم اهواز و شیراز بود، یکی از کارمندانش به امام صادق علیه السلام عرض کرد: من مالیاتی به نجاشی بدهکارم او مردی شیعه و ارادتمند به ،شماست اگر صلاح بدانید نامه ای به او بنویسید، امام

ص: 127


1- ثواب الأعمال، ص 180.
2- ثواب الأعمال، ص 283.
3- الكافي، ج 2، ص190.

صادق علیه السلام) نوشتند: «بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ برادرت را خوشحال کن تا خدا تو را شاد کند!» او نامه را گرفت و نزد نجاشی ،رفت و دید که در جلسه عمومی نشسته چون خلوت شد نامه را به او داد و گفت این نامه امام صادق علیه السلام است، نجاشی نامه را بوسید و روی دیده گذاشت و گفت حاجتت چیست؟ گفت: من مالیات .بدهکارم نجاشی :گفت چه مقدار است؟ گفت ده هزار درهم، نجاشی دفتر دارش را خواست و دستور داد از حساب خود او بپردازد و بدهی او را از دفتر خارج کند و برای سال آینده هم همان مقدار به نام نجاشی بنویسد، سپس به او گفت: آیا تو را خوشحال کردم؟ گفت آری قربانت آن گاه دستور داد به او مرکب و کنیز و نوکری دهند و نیز دستور داد یک دست لباس به او دادند و در هر مورد می گفت تو را شاد کردم؟ او می گفت: آری قربانت، و هر چه او می گفت آری، نجاشی بیشتر می داد. سپس :گفت فرش این اتاق را هم که رویش نشسته بودم هنگامی که نامه مولایم را به من دادی بردار و ببر و بعد از این هم حوائجت را پیش من آر. مرد فرش را برداشت و خدمت امام صادق علیه السلام رفت و جریان را چنان که واقع شده بود گزارش داد حضرت از رفتار او خوشحال می شد آن مرد گفت گویا نجاشی با

این رفتارش شما را هم شادمان کرد؟ فرمود آری به خدا، خدا و پیغمبرش را هم شاد کرد.

می گویم "التخت" جایگاه قرار دادن لباس و "الدهقان" معرّب است و به بزرگ روستا و تاجر و کسی که دارای اموال و املاک است اطلاق می شود شخص نجاشی در حدیث مذکور هفتمین پدر "احمد بن علی نجاشی" صاحب کتاب مشہور "الرجال " می باشد و نیز شیخ مفید در الاختصاص (1) این روایت را نقل نموده است.

10/201- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الحكم، عَن

ص: 128


1- الاختصاص، ص 260.

مَالِکِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿أَحَبُّ اَلْأَعْمَالِ إِلَی اَللَّهِ سُرُورٌ اَلَّذِی تُدْخِلُهُ عَلَی اَلْمُؤْمِنِ تَطْرُدُ عَنْهُ جَوْعَتَهُ أَوْ تَکْشِفُ عَنْهُ کُرْبَتَهُ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: محبوب ترین اعمال نزد خداوند خوشحال کردن مؤمن به رفع گرسنگی یا گرفتاری اوست.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه و متن آن واضح می باشد.

11/202- الكليني، عن إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ مِسْکِینٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَنْ أَدْخَلَ عَلَی مُؤْمِنٍ سُرُوراً خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ذَلِکَ اَلسُّرُورِ خَلْقاً فَیَلْقَاهُ عِنْدَ مَوْتِهِ فَیَقُولُ لَهُ أَبْشِرْ یَا وَلِیَّ اَللَّهِ بِکَرَامَهٍ مِنَ اَللَّهِ وَ رِضْوَانٍ [مِنْهُ] ثُمَّ لاَ یَزَالُ مَعَهُ حَتَّی یَدْخُلَ قَبْرَهُ فَیَقُولُ لَهُ مِثْلَ ذَلِکَ فَلاَ یَزَالُ مَعَهُ فِی کُلِّ هَوْلٍ یُبَشِّرُهُ وَ یَقُولُ لَهُ مَنْ أَنْتَ یَرْحَمُکَ اَللَّهُ فَیَقُولُ أَنَا اَلسُّرُورُ اَلَّذِی أَدْخَلْتَ عَلَی فُلاَنٍ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که مؤمنی را شاد کند. خداوند عز و جل از آن شادی مخلوقی می آفریند که هنگام مرگ به او می گوید ای ولی خدا! بشارتت باد به کرامت و رضوان خدا سپس با او وارد قبر می شود و تا قیامت با او می ماند و هنگام هر ترس و هراسی به او مژده می دهد مؤمن خطاب به او می گوید تو کیستی؟ رحمت خدا بر تو باد در جوابش :گوید من همان شادمانی هستم که در حق فلانی انجام دادی.

12/203- الكليني، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: ﴿کَانَ رَجُلٌ عِنْدَ أَبِی عبدالله علیه السلام فَقَرَأَ هَذِهِ اَلْآیَهَ ﴿وَالَّذِينَ

ص: 129


1- الكافي، ج 2، ص 191.
2- الكافي، ج 2، ص192.

يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَنَا وَ إِثْمًا مُّبِينًا﴾. (1) قال: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَمَا ثَوَابُ مَنْ أَدْخَلَ عَلَیْهِ اَلسُّرُورَ؟ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ عَشْرُ حَسَنَاتٍ؟ قَالَ: إِی وَ اَللَّهِ وَ أَلْفُ أَلْفِ حَسَنَهٍ﴾ (2)

ابن سنان گوید: مردی خدمت امام صادق علیه السلام این آیه را خواند: «کسانی که مردان و زنان مسلمان را اذیت می کنند بی آن که آنان گناهی کرده باشند یقیناً زیر بار تهمت و گناه فاحشی رفته اند». امام صادق علیه السلام فرمود: با این حساب ثواب کسی که مؤمنی را خوشحال کند، چیست؟ عرض کردم: قربانت ده حسنه؟! فرمود: آری به خدا! و و هزار هزار حسنه (یعنی به مقدار افزایش شادی و خلوص نیت و زحمتی که در آن راه تحمل می کند حسنه افزایش یابد).

13/204- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ سَهْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَهَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَحْیَی عَنِ اَلْوَلِیدِ بْنِ اَلْعَلاَءِ عَنِ اِبْنِ سِنَانٍ : ﴿مَنْ أَدْخَلَ اَلسُّرُورَ عَلَی مُؤْمِنٍ فَقَدْ أَدْخَلَهُ عَلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، وَ مَنْ أَدْخَلَهُ عَلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقَدْ وَصَلَ ذَلِکَ إِلَی اَللَّهِ وَ کَذَلِکَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَیْهِ کَرْباً﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که مؤمنی را شاد کند، آن شادی را به رسول خدا صلی الله علیه و اله رسانیده و هر که پیغمبر صلی الله علیه و آله را خوشحال ،کند آن خوشحالی را به خدا رسانیده و همچنین است کسی که مؤمنی را اندوهگین کند.

14/205- الكليني، عن عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ، عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿ أَیُّمَا مُسْلِمٍ لَقِیَ مُسْلِماً فَسَرَّهُ سَرَّهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ﴾ (4)

ص: 130


1- سوره احزاب آیه 58
2- الكافي، ج 2، ص 191.
3- الكافي، ج 2، ص192.
4- الكافي، ج 2، ص 192.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر مسلمانی که در ملاقاتش مسلمانی را شاد سازد، خداوند عز وجل او را شاد گرداند.

15/206- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْراهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنِ ابْنِ أبِی عُمَیْرٍ ، عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قال: ﴿إِنَّ مِنْ أَحَبِّ اَلْأَعْمَالِ إِلَی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالَ اَلسُّرُورِ عَلَی اَلْمُؤْمِنِ إِشْبَاعَ جَوْعَتِهِ أَوْ تَنْفِیسَ کُرْبَتِهِ أَوْ قَضَاءَ دَیْنِهِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: یکی از محبوب ترین کارها نزد خداوند شاد کردن مؤمن است: [یعنی] برطرف کردن گرسنگی اش یا زدودن ،اندوهش یا پرداختن قرضش.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه است.

16/207- الصدوق قال: حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ اَلْمُتَوَکِّلِ رضی الله عنه قال: حدّثني عليّ ابن اَلْحُسَیْنِ اَلسَّعْدَآبَادِیُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ اَلْبَرْقِیِّ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ، عن أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿مَن سَرَّ امرَأً مُؤمِناً سَرَّهَ اللَّهُ یَومَ القیامَهِ . و قیلَ لَهُ : تَمَنَّ عَلی رَبِّکَ ما أحبَبتَ فَقَد کُنتَ تُحِبُّ أن تَسُرَّ أولیاءَهُ فی دارِ الدُّنیا ، فَیُعطی ما تَمَنّی و یَزیدُهُ اللَّهُ من عِندِهِ ما لَم یَخطُر عَلی قَلبِهِ مِن نَعیمِ الجَنَّهِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که مؤمنی را شاد کند در قیامت خداوند او را خوشحال می کند و به او گفته گفته می شود :آرزویت را از پروردگارت بخواه، چرا که در دنیا خوشحال کردن اولیاء خدا را دوست داشتی! حضرت در ادامه فرمود هر چه آرزو کند به او داده می شود و خداوند هم آن قدر نعمت های بهشتی به او می بخشد که به ذهن احدی هم خطور نکرده باشد.

ص: 131


1- الكافي، ج 2، ص 192.
2- ثواب الأعمال، ص 179.

17/208- الصدوق قال أبي رضی الله عنه قال: حَدَّثَنِی سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو مُحَمَّدٍ اَلْغِفَارِیِّ عَنْ لُوطِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : ﴿مَا مِنْ عَبْدٍ يُدْخِلُ عَلَى أَهْلِ بَيْتِ مُؤْمِنٍ سُرُوراً إِلَّا خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِكَ السُّرُورِ خَلْقاً يَجِيئُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا مَرَّتْ عَلَيْهِ شَدِيدَةٌ يَقُولُ: يَا وَلِيَّ اللَّهِ لَا تَخَفْ فَيَقُولُ لَهُ: مَنْ أَنْتَ يَرْحَمُكَ اللَّهُ فَلَوْ أَنَّ الدُّنْيَا كَانَتْ لِي مَا رَأَيْتُهَا لَكَ شَيْئاً فَيَقُولُ: أَنَا السُّرُورُ الَّذِي أَدْخَلْتَ عَلَى آلِ فُلَانٍ﴾ (1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله: فرمود: هر که خانواده ای را شادمان کند خداوند از آن شادی مخلوقی می آفریند که در قیامت او را از شدائد و سختی ها حفظ کرده و به او :گوید ای ولی خدا هیچ نگران نباش آن گاه مؤمن می گوید رحمت خدا بر تو اگر همه دنیا مال من بود و آن را به تو می دادم در مقابل این کارت چیزی محسوب نمی شد! تو کیستی؟ آن گاه پاسخ دهد: من همان شادیم که بر فلان خانواده ارزانی داشتی.

می گویم: این روایت در کتاب مصادقه الاخوان (2) از لوط بن اسحاق از امام صادق علیه السلام به صورت مرفوع ذکر شده است.

18/209- الصدوق قال: حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ اَلْمُتَوَکِّلِ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ نَصْرِ، عن وَکِیعٍ عَنِ اَلرَّبِیعِ بْنِ صَبِیحٍ رَفَعَ اَلْحَدِیثَ إلى اَلنَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قال : ﴿ان لَقِيَ أخاهُ بِمَا يَسُرُّهُ سَرَّهُ اَللَّهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ مَنْ لَقِيَ أَخَاهُ بِمَا يَسُوؤُهُ لِيَسُوءَهُ سَاءَهُ اَللَّهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ﴾ (3)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که در دیدار برادر دینی،اش او را خوشحال کند خداوند در قیامت او را شادمان سازد و هر که کاری کند تا برادرش ناراحت شود

ص: 132


1- ثواب الأعمال، ص 180
2- مصادقة الاخوان، ص 60.
3- ثواب الأعمال، ص 182

خداوند هم در روز دیدارش او را ناراحت می کند.

می گویم: این روایت را نیز در مصاقه الاخوان (1) آورده است.

19/210- الصدوق، رَفَعَهُ إلى أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أنّه قال: ﴿مَنْ أَدْخَلَ عَلَی أَخِیهِ سُرُوراً أَوْصَلَ ذَلِکَ وَ اَللَّهِ إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ مَنْ أَوْصَلَ سُرُوراً إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَوْصَلَهُ إِلَی اَللَّهِ وَ مَنْ أَوْصَلَ إِلَی اَللَّهِ حَکَّمَهُ اَللَّهُ وَ اَللَّهِ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ فِی اَلْجَنَّهِ .﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود کسی که برادر خویش را شاد سازد به خدا سو گند پیامبر خدا را شاد کرده و کسی که پیغمبر را شاد سازد خدا را شاد کرده است و کسی که خداوند را شاد کند سو گند که خداوند او را حکمران در بهشت خواهد ساخت

20/211- المفيد رَفَعَهُ إلى اَلْکَاظِمُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أنّه قال لِعَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ: ﴿ مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَبِاللَّهِ بَدَأَ وَ بِالنَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ثَنَّی وَ بِنَا ثَلَّثَ﴾ (3)

امام كاظم علیه السلام به على بن يقطين فرمود: هر که مؤمنی را شاد ،کند ابتدا خداوند را سپس رسول خدا را و در درجه بعد ما را خوشحال نموده است.

21/212- المفيد رَفَعَهُ إلى أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿اَلْمُؤْمِنُ هَدِیَّهُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی أَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ فَإِنْ سَرَّهُ وَ وَصَلَهُ فَقَدْ قَبِلَ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَدِیَّتَهُ وَ إِنْ قَطَعَهُ وَ هَجَرَهُ فَقَدْ رَدَّ عَلَی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَدِیَّتَهُ﴾ (4)

امام صادق علیه السلام فرمود: وجود مؤمن برای برادرش هدیه الهی محسوب می شود که اگر او را خوشحال نمود آن هدیه را پذیرفته ولی اگر از او قطع رابطه و

ص: 133


1- مصادقة الاخوان، ص 62
2- مصادقة الاخوان، ص 62
3- الاختصاص / على رغم جستجو در ،کتاب این روایت را در آن ،نیافتم ولی صاحب مستدرک الوسائل در ج 12، ص 399 رقم 18، آن را از کتاب الاختصاص نقل نموده است.
4- روضة المفيد/ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 12، ص399، رقم 20.

دوری کرد هدیه الهی را برگردانده است.

22/213- الحسن بن عليّ بن شعبة الحرّاني رَفَعَهُ إلی عَبدِاللّهِ بنِ جُندَبٍ، عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: ﴿يابنَ جُندَب، مَن سَرَّهُ أن يُزَوِّجَهُ اللهُ الحورَ العينَ، وَ يُتَوِّجَهُ بِالنّورِ فَليُدخِل أخيهِ المُؤمِنِ السُّرورَ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: پسر جندب! هر که می خواهد خدا حور العین را به ازدواجش درآورده و تاجی نورانی بر سرش نهد برادر مؤمنش را شاد کند.

23/214- السيّد الرضي رَفَعَهُ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ علیه السلام أنّه قال لِکُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ اَلنَّخَعِیِّ: ﴿يَا كُمَيْلُ، مُرْ أَهْلَكَ أَنْ يَرُوحُوا في كَسْبِ الْمَكَارِمِ، وَ يُدْلِجُوا فِي حَاجَةِ مَنْ هُوَ نائِمٌ، فَوَالَّذِي وَسِعَ سَمْعُهُ الاْصْوَاتَ مَا مِنْ أَحَدٍ أَوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلاَّ وَ خَلَقَ اللهُ لَهُ مِنْ ذلِكَ السُّرُورِ لُطْفاً، فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَةٌجَرَى إلَيْهَا كَالْمَاءِ فِي انْحِدَارِهِ حَتَّى يَطْرُدَهَا عَنْهُ كَمَا تُطْرَدُ غَرِيبَةُ الاْبلِ عَنْ حِیَاضِهَا﴾ (2)

امیرمؤمنان علیه علیه السلام فرمود: ای کمیل! خانواده ات را فرمان ده که روزها در بدست آوردن بزرگواری و شب ها در رفع نیاز خفتگان بکوشند. سوگند به خدایی که تمام صداها را می شنود هر کس دلی را شاد کند خداوند از آن شادی لطفی برای او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید چنان که شتر غریبه را از چراگاه دور سازند.

می گویم: آمدی در غرر الحکم (3) بخش پایانی حدیث یعنی: «هر کس دلی را شاد کند...» را ذکر نموده است.

ص: 134


1- تحف العقول، ص 222؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 12، ص 401 ، رقم 24.
2- تحف العقول، ص 222؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 12، ص 401 ، رقم 24.
3- غرر الحکم، ج 2، ص 754، ح 247.

24/215- أبو القاسم الكوفي رَفَعَهُ إلى أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ أنّه قيل له : ﴿ أَیُّ اَلْأَعْمَالِ أَحَبُّ إِلَی اَللَّهِ تَعَالَی بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ؟ فَقَالَ: إِدْخَالُ اَلسُّرُورِ عَلَی اَلْمُؤْمِنِ﴾ (1)

به امام صادق علیه السلام عرض شد: محبوب ترین اعمال بعد از شناخت خداوند کدام است؟ فرمود: شاد کردن مؤمنان!

25/216- و عنه رَفَعَهُ إلى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿وَ أَحَبُّ اَلْأَعْمَالِ إِلَی اَللَّهِ سُرُورٌ یُوصِلُهُ مُؤْمِنٌ إِلَی مُؤْمِنٍ﴾ (2)

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: محبوب ترین اعمال نزد خدا شادی و سروریست که مؤمنی به برادرش می رساند.

26/217- أبو عليّ بن طَاهِرٍ اَلصُّورِیِّ رَفَعَهُ: ﴿قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ اَلرَّیِّ : وُلِّیَ عَلَیْنَا بَعْضُ کُتَّابِ یَحْیَی بْنِ خَالِدٍ وَ کَانَ عَلَیَّ بَقَایَا یُطَالِبُنِی بِهَا وَ خِفْتُ مِنْ إِلْزَامِی إِیَّاهَا خُرُوجاً عَنْ نِعْمَتِی وَ قِیلَ لِی إِنَّهُ یَنْتَحِلُ هَذَا اَلْمَذْهَبَ فَخِفْتُ أَنْ أَمْضِیَ إِلَیْهِ وَ أَمُتَّ (3) بِهِ إِلَیْهِ فَلاَ یَکُونَ کَذَلِکَ فَأَقَعَ فِیمَا لاَ أُحِبُّ فَاجْتَمَعَ رَأْیِی عَلَی أَنْ هَرَبْتُ إِلَی اَللَّهِ تَعَالَی وَ حَجَجْتُ وَ لَقِیتُ مَوْلاَیَ اَلصَّابِرَ یَعْنِی مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ عَلَیْهِمَا السَّلاَمُ فَشَکَوْتُ حَالِی إِلَیْهِ فَأَصْحَبَنِی مَکْتُوباً نُسْخَتُهُ بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَنِ اَلرَّحِیمِ اِعْلَمْ أَنَّ لِلَّهِ ظِلاً تَحْتَ عَرْشِهِ لاَ یَسْکُنُهُ إِلاَّ مَنْ أَسْدَی إِلَی أَخِیهِ مَعْرُوفاً أَوْ نَفَّسَ عَنْهُ کُرْبَهً أَوْ أَدْخَلَ عَلَی قَلْبِهِ سُرُوراً وَ هَذَا أَخُوکَ وَ اَلسَّلاَمُ﴾

قَالَ فَعُدْتُ مِنَ الْحَجِّ إِلَى بَلَدِي وَ مَضَيْتُ إِلَى الرَّجُلِ لَيْلًا وَ اسْتَأْذَنْتُ عَلَيْهِ وَ قُلْتُ رَسُولُ الصَّابِرِ فَخَرَجَ إِلَيَّ حَافِياً مَاشِياً فَفَتَحَ لِي بَابَهُ وَ قَبَّلَنِي وَ ضَمَّنِي إِلَيْهِ وَ جَعَلَ يُقَبِّلُ عَيْنِي وَ يُكَرِّرُ ذَلِكَ كُلَّمَا سَأَلَنِي عَنْ رُؤْيَتِهِ وَ كُلَّمَا أَخْبَرْتُهُ بِسَلَامَتِهِ وَ صَلَاحِ أَحْوَالِهِ اسْتَبْشَرَ وَ شَكَرَ

ص: 135


1- نهج البلاغه، حكمة 257؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 71 ، ص 319؛ و وسائل الشيعة، ج 11، ص 574
2- كتاب الاخلاق، و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 12، ص 400، رقم 22
3- متّ إليه: متوسل شدن و کمک گرفتن از کسی به خاطر احترام و جایگاهی که دارد و یا به سبب خویشاوندی و دیگر امتیازاتی که در او هست

اللَّهَ تَعَالَى ثُمَّ أَدْخَلَنِي دَارَهُ وَ صَدَّرَنِي فِي مَجْلِسِهِ وَ جَلَسَ بَيْنَ يَدَيَّ فَأَخْرَجْتُ إِلَيْهِ كِتَابَهُ علیه السلام فَقَبَّلَهُ قَائِماً وَ قَرَأَهُ ثُمَّ اسْتَدْعَى بِمَالِهِ وَ ثِيَابِهِ فَقَاسَمَنِي دِينَاراً دِينَاراً وَ دِرْهَماً دِرْهَماً وَ ثَوْباً ثَوْباً وَ أَعْطَانِي قِيمَةَ مَا لَمْ يُمْكِنْ قِسْمَتُهُ وَ فِي كُلِّ شَيْ ءٍ مِنْ ذَلِكَ يَقُولُ [يَا أَخِي] (2) هَلْ سَرَرْتُكَ فَأَقُولُ إِي وَ اللَّهِ وَ زِدْتَ عَلَى السُّرُورِ ثُمَّ اسْتَدْعَى الْعَمَلَ فَأَسْقَطَ مَا كَانَ بِاسْمِي وَ أَعْطَانِي بَرَاءَةً مِمَّا يَتَوَجَّبُهُ عَلَيَّ مِنْهُ وَ وَ دَّعْتُهُ وَ انْصَرَفْتُ عَنْهُ فَقُلْتُ لَا أَقْدِرُ عَلَى مُكَافَاةِ هَذَا الرَّجُلِ إِلَّا بِأَنْ أَحُجَّ فِي قَابِلٍ وَ أَدْعُوَ لَهُ وَ أَلْقَى الصَّابِرَ ع وَ أُعَرِّفَهُ فِعْلَهُ فَفَعَلْتُ وَ لَقِيتُ مَوْلَايَ الصَّابِرَ علیه السلام وَ جَعَلْتُ أُحَدِّثُهُ وَ وَجْهُهُ يَتَهَلَّلُ فَرَحاً فَقُلْتُ يَا مَوْلَايَ هَلْ سَرَّكَ ذَلِكَ فَقَالَ إِي وَ اللَّهِ لَقَدْ سَرَّنِي وَ سَرَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ اللَّهِ لَقَدْ سَرَّ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ اللَّهِ لَقَدْ سَرَّ اللَّهَ تَعَالَى﴾ (1)

مردی از اهل ری گفت: یکی از کاتبان یحیی بن خالد برمکی فرمانروای ما شد. من مقداری مالیات بدهکار بودم و می ترسیدم که مرا مجبور به پرداخت کند و در آن صورت هر چه داشتم از بین می رفت به من گفتند: او شیعه و پیرو ائمه طاهرين علیهم السلام است اما ترسیدم به او مراجعه کنم شاید دروغ گفته باشند و به دست خودم گرفتار شوم. بالاخره تصمیم گرفتم به درگاه خداوند متعال بگریزم، پس به حج رفتم و امام موسی بن جعفر علیه السلام را زیارت کردم و جریان را به ایشان گفتم که نامه ای به این مضمون برای او نوشت: «بسم الله الرحمن الرحیم؛ بدان که زیر عرش خداوند سایه ایست و تنها کسی در آن بیارامد که به برادرش نیکی کند یا غمی از او ،بزداید یا دلش را شاد گرداند و این شخص برادر توست، والسلام».

از حج برگشته وارد شهر شدم و شبانه به منزل او رفتم و اجازه خواستم. :گفتم بگویید پیکی از طرف صابر (امام موسی بن جعفر علیه السلام آمده، دیدم با پای برهنه بیرون آمد درب را باز کرد مرا بوسید و در آغوش گرفت و پیوسته پیشانی ام را می بوسید و این کار را تکرار می کرد و مرتب از من می پرسید خودت مولایم را

ص: 136


1- قضاء حقوق المؤمنين، ص 22، ح24؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 71، ص313؛ و نقل عن البحار في جامع أحاديث الشيعة، ج 15، ص 542.

دیده ای؟! حالش چطور است؟ وقتی خبر از سلامتی و خوبی آن حضرت می دادم شاد می شد و شکر خدا می کرد مرا وارد خانه خود کرد و در بالای اطاق نشاند خودش در مقابل من ایستاد نامه را به او دادم همان طور بوسید و خواند بعد دستور داد لباس ها و اندوخته مالی اش را بیاورند تمام پول هایش را با من تقسیم کرد، یک دينار من یکی خودش همین طور یک درهم برای خود یکی برای من؛ و لباس هایش را نیز همین طور تقسیم نمود و چیزهایی که قابل قسمت نبود قیمتش را به من می داد و می گفت: برادر خوشحال شدی می گفتم آری به خدا خیلی خوشحال شدم. بعد دفتر بدهی مالیاتی را خواست هر چه به نام من نوشته بود حذف کرد و نوشته ای داد که بدهی ،ندارم از او وداع نموده به خانه برگشتم با خود گفتم نمی توانم محبت و نیکی او را جبران کنم مگر این که سال آینده به حج بروم و برایش دعا کنم و امام موسی بن جعفر علیه السلام را زیارت نمایم و جریان را برایشان بازگو کنم این کار را انجام دادم، وقتی خدمت حضرت علیه السلام رسیدم جریان را گفتم دیدم پیوسته امام علیه السلام شاد می شود. عرض کردم: آقای من شما هم شاد شدید؟! فرمود: آری به خدا قسم مرا مسرور کرد امیر مؤمنان علیه السلام را مسرور ،نمود به خدا قسم جدّم پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله را مسرور نمود سوگند که خدا را شاد کرد

27/218- السيّد نعمة الله الجزائري رَفَعَهُ إلى أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ أنّه قَالَ: ﴿صَحَّ عِنْدِی قَوْلُ اَلنَّبِیِّ أَفْضَلُ اَلْأَعْمَالِ بَعْدَ اَلصَّلاَهِ إِدْخَالُ اَلسُّرُورِ فِی قَلْبِ اَلْمُؤْمِنِ بِمَا لاَ إِثْمَ فِیهِ فَإِنِّی رَأَیْتُ غُلاَماً یُؤَاکِلُ کَلْباً فَقُلْتُ لَهُ فِی ذَلِکَ فَقَالَ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنِّی مَغْمُومٌ أَطْلُبُ سُرُوراً بِسُرُورِهِ لِأَنَّ صَاحِبِی یَهُودِیٌّ أُرِیدُ أُفَارِقُهُ فَأَتَی اَلْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِلَی صَاحِبِهِ بِمِائَتَیْ دِینَارٍ ثَمَناً لَهُ فَقَالَ اَلْیَهُودِیُّ اَلْغُلاَمُ فَدًی لِخُطَاکَ وَ هَذَا اَلْبُسْتَانُ لَهُ وَ رَدَدْتُ عَلَیْکَ اَلْمَالَ فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ أَنَا قَدْ وَهَبْتُ لَکَ اَلْمَالَ فَقَالَ قَبِلْتُ اَلْمَالَ وَ وَهَبْتُهُ لِلْغُلاَمِ فَقَالَ اَلْحُسَیْنُ علیه السلام:أَعْتَقْتُ اَلْغُلاَمَ وَ وَهَبْتُهُ لَهُ جَمِیعاً فَقَالَتِ اِمْرَأَتُهُ قَدْ أَسْلَمْتُ وَ وَهَبْتُ

ص: 137

زَوْجِی مَهْرِی فَقَالَ اَلْیَهُودِیُّ وَ أَنَا أَیْضاً أَسْلَمْتُ وَ أَعْطَیْتُهَا هَذِهِ اَلدَّارَ﴾ (1)

امام حسین علیه السلام فرمود این سخن از پیامبر خدا نزد من صحیح است که فرمود: بعد از نماز بهترین اعمال نزد خدا این است که انسان قلب مؤمن را به غیر معصیت شاد نماید روزی غلامی را دیدم که با سگی غذا می خورد، گفتم: چه می کنی؟ گفت یا بن رسول الله ! من اندوهگینم و می خواهم این سگ را خوشحال کنم شاید من هم شاد شوم از این دلگیرم که مالک من یهودی است و این را نمی پسندم امام حسین علیه السلام مبلغ دویست دینار طلا نزد مالک آن غلام برد. یهودی :گفت این غلام من فدای قدم تو باد و این باغ و بستان را نیز به آن غلام بخشیدم و این مبلغ پول را هم که دادی به شما تقدیم نمودم امام حسین علیه السلام فرمود: من نیز این پول را به تو بخشیدم. یهودی :گفت من هم قبول کردم و این پول را به آن غلام بخشیدم امام حسین علیه السلام فرمود: من نیز آن غلام را آزاد نمودم و این پول و باغ را به او بخشیدم زن آن یهودی :گفت من هم مسلمان شدم و مهریه ام را به شوهرم بخشیدم شوهرش گفت من نیز مسلمان شدم و این خانه ام را به زنم بخشیدم!!!

می گویم: همان گونه که از متن روایت بدست می آید مراد از "ابا عبدالله" کُنیه حضرت سیّد الشهداء امام حسين علیه السلام می باشد ولی در حدیث افتادگی وجود دارد که برای اهلش مشخص می باشد و خداوند سبحان عالم است.

19-کم ترین ملاک مؤمن بودن

28/219- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُمَرَ اَلْیَمَانِیِّ، عَنِ اِبْنِ أُذَنْیَهَ، عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ: ﴿سَمِعْتُ عَلِیّاً صلوات الله عليه- یَقُولُ وَ أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: مَا أَدْنَی مَا یَکُونُ بِهِ الْعَبْدُ مُؤْمِناً وَ أَدْنَی مَا یَکُونُ بِهِ الْعَبْدُ کَافِراً أوَ أَدْنَی مَا یَکُونُ بِهِ الْعَبْدُ ضَالًّا؟ فَقَالَ لَهُ: قَدْ سَأَلْتَ فَافْهَمِ الْجَوَاب-: أَمَّا أَدْنَی مَا یَکُونُ بِهِ الْعَبْدُ

ص: 138


1- رياض الابرار؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 12، ص398، رقم 16.

ممُؤْمِناً أَنْ یُعَرِّفَهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی نَفْسَهُ فَیُقِرَّ لَهُ بِالطَّاعَهًِْ وَ یُعَرِّفَهُ نَبِیَّهُ صلی الله علیه و آله فَیُقِرَّ لَهُ بِالطَّاعَهْ وَ یُعَرِّفَهُ إِمَامَهَ وَ حُجَّتَهُ فِی أَرْضِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَی خَلْقِهِ فَیُقِرَّ لَهُ بِالطَّاعَهْ قُلْتُ لَهُ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ وَ إِنْ جَهِلَ جَمِیعَ الْأَشْیَاءِ إِلَّا مَا وَصَفْتَ قَالَ نَعَمْ إِذَا أُمِرَ أَطَاعَ وَ إِذَا نُهِیَ انْتَهَی﴾

﴿وَ أَدْنَی مَا یَکُونُ بِهِ الْعَبْدُ کَافِرا:مَنْ زَعَمَ أَنَّ شَیْئاً نَهَی اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ اللَّهَ أَمَرَ بِهِ وَ نَصَبَهُ دِیناً یَتَوَلَّی عَلَیْهِ وَ یَزْعُمُ أَنَّهُ یَعْبُدُ الَّذِی أَمَرَهُ بِهِ وَ إِنَّمَا یَعْبُدُ الشَّیْطَانَ﴾

﴿وَ أَدْنَی مَا یَکُونُ بِهِ الْعَبْدُ ضَالًّا أَنْ لَا یَعْرِفَ حُجَّهًَْ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ شَاهِدَهُ عَلَی عِبَادِهِ الَّذِی أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِطَاعَتِهِ وَ فَرَضَ وَلَایَتَهُ قُلْتُ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ صِفْهُمْ لِی فَقَالَ الَّذِینَ قَرَنَهُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِنَفْسِهِ وَ نَبِیِّهِ فَقَالَ ﴿یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ﴾ (1) قُلْتُ: یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ أَوْضِحْ لِی فَقَالَ: الَّذِینَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی آخِرِ خُطْبَتِهِ یَوْمَ قَبَضَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیْهِ: إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمْ أَمْرَیْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّ اللَّطِیفَ الْخَبِیرَ قَدْ عَهِدَ إِلَیَّ أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ کَهَاتَیْنِ- وَ جَمَعَ بَیْنَ مُسَبِّحَتَیْهِ- وَ لَا أَقُولُ کَهَاتَیْنِ- وَ جَمَعَ بَیْنَ الْمُسَبِّحَهِ وَ الْوُسْطَی- فَتَسْبِقَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَی فَتَمَسَّکُوا بِهِمَا لَا تَزِلُّوا وَ لَا تَضِلُّوا وَ لَا تَقَدَّمُوهُمْ فَتَضِلُّوا﴾. (2)

سلیم بن قیس گوید: شنیدم امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرمود: مردی از من پرسید کم ترین نشانه ایمان و کفر و گمراهی کدام است؟ گفتم پرسیدی پس جواب را بفهم کم ترین نشانه ایمان آن است خداوند تبارک و تعالی خودش را به او بشناساند و او اقرار به فرمانبری کند و نیز پیغمبرش را به او بشناساند و طاعت او را هم بپذیرد و امام و حجت و شاهد خود را در روی زمین به او بشناساند و به طاعت او هم اعتراف کند من به او گفتم یا امیر المؤمنین! هر چند غیر از این ها چیز دیگری !نداند؟ فرمود :آری هرگاه طوری باشد که چون فرمانی به او دهند ببپذیرد و چون او را نهی کنند باز ایستد و کم ترین نشانه کفر این است که کسی گمان کند آن چه را

ص: 139


1- سوره نساء، آیه 59
2- الكافي، ج 2، ص 414.

خدا از آن نهی کرده است به همان نیز دستور داده و به آن متدین شود و دنبال آن برود و بپندارد که خدا را می پرستد در صورتی که چنین نیست بلکه شیطان را می پرستد.

و کم ترین نشانه گمراهی این است که حجّت خداوند تبارک و تعالی و شاهد او را بر بنده هایش که امر به طاعت از او کرده و ولایت او را واجب نموده است نشناسد :گفتم یا امیر المؤمنین! آن حجت ها را برایم وصف کن، فرمود:

آن هایند که خداوند عز و جل آنان را به خود و پیغمبرش مقرون ساخته و فرموده «ای مؤمنان! از خدا و پیامبرش و اولی الامر اطاعت کنید» گفتم: یا امیرالمؤمنین ،قربانت برای من توضیح بده پس فرمود: آن هایی اند که پیغمبر صلی الله علیه و آله در آخرین خطبه خود در روز رحلتشان فرمود در میان شما دو چیز گران بها به جا می گذارم تا وقتی که ملازم و متمسک به آن ها شوید هرگز پس از من گمراه نشوید: کتاب خدا و عترتم که خاندان منند، زیرا خدای لطیف خبیر به من سفارش کرده که آن ها از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من وارد شوند مانند این دو انگشت - و دو انگشت سبابه (از دو دست) با هم جمع کرد و نمی گویم مانند این دو - و انگشت سبابه و وسطى (از یک دست) با هم جمع کرد تا یکی بر دیگری پیش باشد، باید بدان ها متمسک باشید تا نلغزید و گمراه نشوید و از آن ها جلو نروید که گمراه شوید.

20-خداوند نیکی مؤمن را مضاعف می کند

1/220- البرقي عن اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ- فِی حَدِیثٍ- قَال: ﴿إِذَا أَحْسَنَ اَلْمُؤْمِنُ ضَاعَفَ اَللَّهُ عَمَلَهُ لِکُلِّ حَسَنَهٍ سَبْعَمِائَهٍ فَأَحْسِنُوا أَعْمَالَکُمُ اَلَّتِی تَعْمَلُونَهَا لِثَوَابِ اَللَّهِ- إِلَی أَنْ قَالَ-: وَ کُلُّ عَمَلٍ تَعْمَلُهُ لِلَّهِ فَلْیَکُنْ نَقِیّاً مِنَ اَلدَّنَسِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام در ضمن حدیثی فرمود: هنگامی که مؤمن عمل خود را نیکو

ص: 140


1- المحاسن، ص 254، ح 283؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 1، ص 61 ، طبع آل البيت

بدارد (از جهت خلوص در نیت و مراعات شرایط دیگر) خدا اجر و پاداش عمل او را چندین برابر فرماید تا آن جا که برای هر حسنه و کار نیکی هفت صد (برابر) اجر می دهد پس عبادات را برای درک ثواب به طور شایسته انجام دهید تا آن که حضرت فرمود: و هر عمل و کاری را که برای خدا و تقرب به او بجا می آوری پس باید از چرک و کثافات (یعنی از ریا و عجب و خودبینی و اخلاق ناپسند) پاکیزه باشد.

2/221- الطوسي، عن المفيد، عن جعفر بن محمّد بن قولويه، عن أبيه، عن سعد بن عبدالله عن أحمد بن محمّد، عن يونس بن عبدالرحمن عن الحسن بن محبوب، عن أبي محمّد الوابشي، عن أبي عبدالله علیه السلام قال : إِذَا أَحْسَنَ اَلْعَبْدُ اَلْمُؤْمِنُ ضَاعَفَ اَللَّهُ عَمَلَهُ بِکُلِّ حَسَنَهٍ سَبْعَمِائَهِ ضِعْفٍ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اَللَّهِ عز و جل: ﴿وَاللَّهُ يُضَعِفُ لِمَن يَشَاءُ﴾ (1) (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه مؤمن کار خوبی انجام دهد خداوند هر کار خوب او را هفتصد برابر کند و این معنی سخن خداوند تبارک و تعالی است که فرموده است: «و خداوند برای هر کس که بخواهد مضاعف گرداند».

21-وقتی چهل مؤمن بر جنازه ای حاضر شوند

1/222- الكليني عن عدة مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ یَسَارٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِذَا مَاتَ اَلْمُؤْمِنُ فَحَضَرَ جِنَازَتَهُ أَرْبَعُونَ رَجُلاً مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ فَقَالُوا اَللَّهُمَّ إِنَّا لاَ نَعْلَمُ مِنْهُ إِلاَّ خَیْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا قَالَ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِنِّی قَدْ أَجَزْتُ شَهَادَتَکُمْ وَ غَفَرْتُ لَهُ مَا عَلِمْتُ مِمَّا لاَ تَعْلَمُونَ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه مؤمنی از دنیا برود و چهل نفر از مؤمنان بر جنازه او حضور یافته و بگویند: «بار خدايا ما جز خير و خوبی چیزی از او

ص: 141


1- سوره بقره آیه 261
2- أمالي الطوسي، المجلس الثامن، ح 223/38، رقم 388
3- الكافي، ج 3، ص 254.

نمی دانیم و تو نسبت به او از ما داناتری». خداوند تبارک و تعالی فرماید: من گواهی شما را بر خوبی او پذیرفتم و او را در مورد آن چه که خود می دانم و شما از آن بی خبرید آمرزیدم.

22-ورود مؤمن به قبر

1/223- الكليني عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبراهِیمَ ، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ مَرْحُومٍ عَنْ أبِی سَیَّارٍ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: ﴿إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ قَبْرَهُ ، کَانَتِ الصَّلَاهُ عَنْ یَمِینِهِ ، وَالزَّکَاهُ عَنْ یَسَارِهِ ، وَالْبِرُّ مُظِلٌّ عَلَیْهِ ، وَ یَتَنَحَّی الصَّبْرُ نَاحِیَهً ، فَإِذَا دَخَلَ عَلَیْهِ الْمَلَکَانِ اللَّذَانِ یَلِیَانِ مُسَاءَلَتَهُ ، قَالَ الصَّبْرُ لِلصَّلَاهِ وَالزَّکَاهِ وَالْبِرِّ: دُونَکُمْ صَاحِبَکُمْ ، فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی مؤمن در قبر گذاشته می شود، نماز در سمت راست او و زکات در سمت چپ او و نیکوکاری بالای سرش سایه افکند و صبر در گوشه ای منتظر می ماند پس هر گاه نکیر و منکر وارد شدند، صبر به نماز و زکات و نیکوکاری :گوید هوای یارتان را داشته باشید. اگر نتوانستید من به یاریش می آیم.

23-مؤمنی که در حمایت خداوند است

1/224- ابن شعبة الحرّاني رَفَعَهُ إِلَی عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ کانَ فی کَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْیَوْمِ الاْکْبَرِ: مَنْ أَعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أَنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْب حَتّی یَتْرُکَ ذلکَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ، وَ كَفَی بِالْمَرْءِ شُغُلاً بِعَیْبِهِ لِنَفْسِهِ عَنْ عُیُوبِ اَلنَّاسِ﴾ (2)

امام سجاد علیه السلام فرمود: سه چیز است که در هر مؤمنی وجود داشته باشد، آن

ص: 142


1- الكافي، ج 2، ص 73.
2- تحف العقول، ص 282

مؤمن در پناه خداست و روز قیامت در سایه عرش اوست و از ترس های آن روز ایمن می باشد [اول] آن رفتاری که از مردم در مورد خودش انتظار دارد، خودش با مردم داشته باشد و [دوم] کسی که دست به کاری نزند و گامی برندارد مگر آن که بداند آن کار در راه طاعت خداست یا معصیت او [سوم] مردی که به عیب و نقطه ضعف برادرش نپردازد مگر آن که آن عیب را از خود ریشه کن نماید و برای انسان همين بس است که مشغول رفع عیوب خود باشد تا از عیب جویی مردم دست بردارد.

24-افشای راز مؤمن

1/225- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: ﴿قُلْتُ لَهُ عَوْرَهُ اَلْمُؤْمِنِ عَلَی اَلْمُؤْمِنِ حَرَامٌ؟ قَالَ: نَعَمْ قُلْتُ تَعْنِی سُفْلَیْهِ؟ قَالَ: لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ إِنَّمَا هِیَ إِذَاعَهُ سِرِّهِ ﴾ (1)

عبدالله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ فرمود: آری عرض کردم مقصود شما دو عضو پایین تنه اوست؟ فرمود: معنایش آن چیزی که تو فکر می کنی نیست بلکه عورت مؤمن فاش کردن سرّ اوست.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه و متن واضح می باشد و شیخ طوسی در التهذیب (2) به سند صحیح آورده و نیز صدوق در معانی الاخبار (3) به سند موثق نقل کردند.

2/226- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی ، عَنْ یُونُسَ ، عَنِ اَلْحُسَیْنِ

ص: 143


1- الكافي، ج 2، ص 358.
2- التهذيب، ج 1، ص 375 ، رقم 11
3- معاني الأخبار، ص 255، رقم 2.

ابن مُخْتَارٍ، عَنْ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ ﴿فِیمَا جَاءَ فِی اَلْحَدِیثِ «عَوْرَهُ اَلْمُؤْمِنِ عَلَی اَلْمُؤْمِنِ حَرَامٌ » قَالَ: مَا هُوَ أَنْ یَنْکَشِفَ فَتَرَی مِنْهُ شَیْئاً إِنَّمَا هُوَ أَنْ تَرْوِیَ عَلَیْهِ أَوْ تَعِیبَهُ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام درباره این که در حدیث آمده: «عورت مؤمن بر مؤمن حرام است» فرمود معنایش این نیست که مؤمن برهنه شود و تو از او چیزی ببینی! بلکه مقصود این است که حرف خلافی را به او نسبت دهی یا از او غیبت کنی (و به او نسبت عیب دهی)

می گویم: جملگی رجال سند ثقه هستند به جز "حسین بن مختار" چرا که درباره اش سخنانی است که او را از ثقه بودن خارج می کند هرچند شیخ مفید رحمه الله در موردش گفته: حسین بن مختار از خواص اصحاب و شیعیان امام کاظم علیه السلام و اهل ورع و علم و فقه است و روایت را شیخ نیز در کتاب تهذیب (2) آورده است.

3/227- الكليني، عن عدة من أصحابنا، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ، عَنْ یَحْیَی بْنِ اَلْمُبَارَکِ، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَبَلَهَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْفُضَیْلِ، عَنْ أَبِی اَلْحَسَنِ اَلْأَوَّلِ علیه السلام قال : قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، اَلرَّجُلُ مِنْ إِخْوَانِی یَبْلُغُنِی عَنْهُ اَلشَّیْءُ اَلَّذِی أَکْرَهُهُ، فَأَسْأَلُهُ عَنْ ذَلِکَ، فَیُنْکِرُ ذَلِکَ، وَ قَدْ أَخْبَرَنِی عَنْهُ قَوْمٌ ثِقَاتٌ؟ فَقَالَ لِی: «یَا مُحَمَّدُ، کَذِّبْ سَمْعَکَ وَ بَصَرَکَ عَنْ أَخِیکَ، فَإِنْ شَهِدَ عِنْدَکَ خَمْسُونَ قَسَامَهً، وَ قَالُوا لَکَ قَوْلاً، فَصَدِّقْهُ وَ کَذِّبْهُمْ، لاَ تُذِیعَنَّ عَلَیْهِ شَیْئاً تَشِینُهُ بِهِ، وَ تَهْدِمُ بِهِ مُرُوءَتَهُ، فَتَکُونَ مِنَ اَلَّذِینَ قَالَ اَللَّهُ فِی کِتَابِهِ: ﴿إِنَّ اَلَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ اَلْفاحِشَهُ فِی اَلَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ﴾. (3) (4)

محمّد بن فضل :گوید به امام کاظم الله علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم، از یکی از برادرانم خبری می رسد که آن را نمی پسندم و وقتی از خود او می پرسم - با آن که

ص: 144


1- الكافي، ج 2، ص 359.
2- التهذيب، ج 1، ص 375، رقم 12
3- سوره نور آیه 19
4- الكافي، ج 8، ص 147 ، رقم 125

گروه مورد اعتمادی آن را از او نقل می کنند - وی منکر آن می شود! حضرت فرمود: ای محمّد! گوش و چشم خود را نسبت به برادرت دروغگو شمار و اگر پنجاه قسم یادکننده نزد تو شهادتی دهند و برادرت سخنی دیگر [ و بر خلاف آن چه آن ها گفته اند] بگوید سخن او را باور کن و سخن آنان را باور مکن علیه برادرت، مطلبی را که او را بد نام کنی و شخصیّتش را از بین ببری شایع مکن تا در زمره کسانی قرارگیری که خداوند عز و جل فرموده است: «کسانی که دوست دارند زشت کاری در میان آنان که ایمان آورده اند شیوع پیدا کند برای آنان عذابی پر درد خواهد بود».

4/228- الصدوق قال : ﴿حدّثني مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَی بْنِ اَلْمُتَوَکِّلِ رضی الله عنه قال: حدّثنی مُحَمَّدِ ابْنِ جَعْفَرٍ قال: حدّثنی عَنْ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ قال: حدّثنی عمّي اَلْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو النصیبيّ عَنْ أَبِی اَلْحَسَنِ اَلْخُرَاسَانِیِّ عَنْ مَیْسَرَهَ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِی عَائِشَهَ اَلسَّعْدِیِّ عَنْ یَزِیدَ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِیزِ عَنْ أَبِی سَلَمَهَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی هُرَیْرَهَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالا: خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِیَ آخِرُ خُطْبَهٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِینَهِ حَتَّی لَحِقَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَعَظَنَا بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا الْعُیُونُ وَ وَ جِلَتْ مِنْهَا الْقُلُوبُ وَ اقْشَعَرَّتْ مِنْهَا الْجُلُودُ وَ تَقَلْقَلَتْ مِنْهَا الْأَحْشَاءُ أَمَرَ بِلَالًا فَنَادَی الصَّلَاهَ جَامِعَهً فَاجْتَمَعَ النَّاسُ وَ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَتَّی ارْتَقَی الْمِنْبَرَ فَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ ادْنُوا وَ وَسِّعُوا لِمَنْ خَلْفَکُمْ- قَالَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- فَدَنَا النَّاسُ وَ انْضَمَّ بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ... فخَطَبَ رسولُ اللَّهِ فقالَ... ألا و مَن سَمِعَ فاحِشَةً فَأفشاها فَهُوَ كَمَن أتاها و مَن سَمِعَ خَيراً فَأفشاهُ فَهُوَ كَمَن عَمِلَهُ (1)

ابی هریره و عبدالله بن عباس گفتند: رسول خدا صلی الله علیه و اله پیش از وفاتش خطبه خواند و آن آخرین خطبه اش در مدینه بود و پس از آن به جوار رحمت الهی رحلت .کردند در آن خطبه به ما پندهایی داد که دیده ها اشکبار شد و دل ها ترسان و بدن ها لرزان و دل ها هراسان شدند حضرت به بلال گفت ندا دهد تا مردم جمع شوند

ص: 145


1- عقاب الأعمال، صص 337-330

حضرت بر منبر رفته و فرمود: جلو تر بیایید و جا را برای بقیه باز کنید و سه بار تكرار فرمود، مردم آن قدر جلو آمدند که به هم چسبیدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه فرمود:... هان هر کس کار زشتی را بشنود و آن را افشا سازد، همانند کسی است که آن را مرتکب شده است. و هر کس عمل نیکی را بشنود و آن را در بین مردم شایع کند، همانند کسی است که آن را انجام داده است.

5/229- المفيد رَفَعَهُ إِلَی اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَنِ اطَّلَعَ مِنْ مُؤْمِنٍ عَلَى ذَنْبٍ أَوْ سَيِّئَةٍ فَأَفْشَى ذَلِكَ عَلَيْهِ وَلَمْ يَكْتُمْهَا وَلَمْ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ لَهُ، كَانَ عِنْدَ اللَّهِ كَعَامِلِهَا،وَ عَلَيْهِ وِزْرُ ذَلِكَ الَّذِي أَفْشَاهُ عَلَيْهِ، وَ كَانَ مَغْفُوراً لِعَامِلِهَا وَ كَانَ عِقَابُهُ مَا أَفْشَى عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا مَسْتُوراً عَلَيْهِ فِي الآخِرَةِ، ثُمَّ يَجِدُ اللَّهَ أَكْرَمَ مِنْ أَنْ يُثَنِّيَ عَلَيْهِ عِقَاباً فِي الْآخِرَةِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که بشنود مؤمنی گناه یا کار بدی مرتکب شده و آن را پخش کند و آبرویش را حفظ نکند و برای برادرش استغفار نکند او در نزد خداوند همانند انجام دهنده آن است و گناهش هم بر عهده او است، گناهکار اولی آمرزیده می شود و همین که در دنیا آبرویش رفته برای عقابش کافیست و در آخرت آمرزیده شده و دیگر گناهش پیگیری نمی شود و خدا کریم تر از آن است که در آخرت دوباره او را عقاب کند.

6/230- المفيد رَفَعَهُ إلى رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أنّه قال : ﴿مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَهً کَانَ کَمُبْتَدِئِهَا وَ مَنْ عَیَّرَ مُؤْمِناً بِشَیْءٍ لَمْ یَمُتْ حَتَّی یَرْتَکِبَهُ﴾ (2)

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: هر که کار زشتی را افشاء و پخش کند، مانند کسی است که آن گناه را شروع کرده و انجام داده و هر که مؤمنی را (به خاطر گناهی)

ص: 146


1- الاختصاص، ص 32
2- الاختصاص، ص 229

سرزنش کند نخواهد مرد مگر این که خودش مرتکب شود.

7/231- اَلشَّیْخُ اَلطُّوسِیُّ بِسَنَدِهِ عَن أحمد بن مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَن ابْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَیْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ: ﴿قُلْتُ لِأبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ: شَیْ ءٌ یَقُولُهُ النَّاسُ: عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ حَرَامٌ فَقَالَ: لَیْسَ حَیْثُ یَذْهَبُونَ إنَّمَا عُنِیَ عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ أنْ یَزِلَّ زَلَّةً أوْ یَتَکَلَّمَ بِشَیْ ءٍ یُعَابُ عَلَیْهِ فَیَحْفَظَ عَلَیْهِ لِیُعَیِّرَ بِهِ یَوْماً مَا﴾ (1)

حذیفه بن منصور گوید : امام صادق علیه السلام در پاسخ به این حرف مردم که می گویند: عورت مؤمن بر مؤمن حرام است فرمود معنایش آن نیست که تو فکر می کنی بلکه مراد از عورتِ مؤمن این است که ببیند برادر مؤمنش بلغزد یا جمله ای می گوید که جای سرزنش و نکوهش دارد و او همان لغزش یا جمله را در خاطر ،بسپارد تا روزی که از دست او عصبانی شد به واسطه آن جمله یا لغزش او را سرزنش کند.

25-خوار کردن مؤمن

1/232- الكليني، عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ مُعَاوِیَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : ﴿لَقَدْ أَسْرَی رَبِّی بِی فَأَوْحَی إِلَیَّ مِنْ وَرَاءِ اَلْحِجَابِ مَا أَوْحَی وَ شَافَهَنِی [إِلَی] أَنْ قَالَ لِی: یَا مُحَمَّدُ مَنْ أَذَلَّ لِی وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِی بِالْمُحَارَبَهِ وَ مَنْ حَارَبَنِی حَارَبْتُهُ قُلْتُ یَا رَبِّ وَ مَنْ وَلِیُّکَ هَذَا فَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّ مَنْ حَارَبَکَ حَارَبْتَهُ قَالَ ذَاکَ مَنْ أَخَذْتُ مِیثَاقَهُ لَکَ وَ لِوَصِیِّکَ وَ لِذُرِّیَّتِکُمَا بِالْوَلاَیَهِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند در شب معراج از پس پرده و بی واسطه به من فرمود هر که به یکی از اولیایم توهین روا دارد و تحقیرش کند،

ص: 147


1- تهذيب الأحكام، ج 1، ص 375، رقم 10.
2- الكافي، ج 2، ص 353؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 270، طبع آل البيت.

برای جنگ با من آماده شده است. گفتم خداوندا ولی تو کیست؟ چرا که دشمنت را که با او در جنگی شناختم! خداوند فرمود: او کسی است که من برای تو و وصیت و فرزندانت به ولایت و سرپرستی از او پیمان گرفته ام.

می گویم: روایت صحیحه است و مراد از ،وصی امیر مؤمنان علی علیه السلام است بلکه لقب ،وصی مخصوص به آن حضرت بوده و مراد از "ذریه" نیز ائمه اطهار علیهم السلام می باشند و مثل این روایت را برقی در کتاب محاسن (1) آورده است.

2/233- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبراهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، عَنْ یُونُسَ عَنِ اِبْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: قال الله عز و جل: ﴿مَنِ اِسْتَذَلَّ عَبْدِیَ اَلْمُؤْمِنَ فَقَدْ بَارَزَنِی بِالْمُحَارَبَهِ اَلْحَدِیثَ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله از خداوند فرمود: هر که دوست مرا خوار ،سازد به مبارزه با من برخاسته است.

می گویم: روایت معتبر بلکه صحیحه است؛ به خاطر معلی بن خنیس که در نزد ما ثقه می باشد.

3/234- الكليني، عنْ عَلِیِّ بْنِ إبراهِیمَ ، عَنْ أبِیهِ عَنِ ابْنِ أبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أصْحَابِهِ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: ﴿مَنِ اسْتَذَلَّ مُؤمناً وَاحْتَقَرَهُ لِقلّهِ ذاتِ یَدِهِ وَ لِفَقْرهِ شَهَّرَهُ اللهُ یَومَ القِیامَهِ عَلی رُؤُوسِ الخَلائِقِ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: «هر کس مؤمن فقیری را به خاطر فقر و نداری، تحقیر کند و کوچکش بشمارد، خداوند متعال روز قیامت او را در چشم خلایق خوار و حقیر می کند».

ص: 148


1- المحاسن، ص 136.
2- الكافي، ج 2، ص 354، ونقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 270.
3- الكافي، ج 2، ص 353، و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 270.

می گویم: سند کلینی مرسل است ولی این روایت را برقی در کتاب محاسن (1) از ابن محبوب از مثنی از ابی بصیر از آبی عبدالله علیه السلام نقل می کند و سند برقی همان گونه که مشاهده می کنید صحیح است و مثل این روایت را صدوق در عیون أخبار الرضا علیه السلام (2) و همچنین عقاب الأعمال (3) به سند صحیح نقل می کند.

4/235- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ ، عَنْ أَبِیهِ ، عَنِ اِبْنِ أَبِی عُمَیْرٍ ، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَمَّنْ ذَکَرَهُ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ﴿مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً مِسْكِيناً أَوْ غَيْرَ مِسْكِينٍ لَمْ يَزَلِ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَاقِراً لَهُ مَاقِتاً حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ إِيَّاهُ﴾. (4)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که مؤمنی را خوار شمارد چه (آن مؤمن) مستمند باشد یا نه پیوسته خداوند عز و جل او را خوار و دشمن دارد تا آن گاه که از خوار شمردن آن مؤمن دست بردارد

می گویم: سند کلینی مرسل است ولی روایت را صدوق در عقاب الاعمال (5) به سند صحیح نقل کرده است

5/236- الكليني، عن عدة عنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿قَدْ نَابَذَنِی مَنْ أَذَلَّ عَبْدِیَ اَلْمُؤْمِنَ﴾. (6)

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: خداوند عز و جل فرموده: به جنگ علنی با من برخاسته آن کس که بنده مؤمنم را خوار کند.

می گویم: "المنابذة" یعنی دشمنی و جنگ آشکار و علنی

ص: 149


1- المحاسن، ص 97
2- عيون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 33، رقم 58
3- عقاب الأعمال، ص 299
4- الكافي، ج 2، ص 351؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 270.
5- عقاب الأعمال، ص 299.
6- الكافي، ج 2، ص ،351، و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 271.

6/237- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَفْصٍ الْمُؤَذِّنِ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ : أَنَّهُ قَالَ فِی رِسَالَتِهِ إِلَی أَصْحَابِهِ: ﴿وَ عَلَیْکُمْ بِحُبِّ اَلْمَسَاکِینِ اَلْمُسْلِمِینَ فَإِنَّهُ مَنْ حَقَّرَهُمْ وَ تَکَبَّرَ عَلَیْهِمْ فَقَدْ زَلَّ عَنْ دِینِ اَللَّهِ وَ اَللَّهُ لَهُ حَاقِرٌ مَاقِتٌ وَ قَالَ أَبُونَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَمَرَنِی رَبِّی بِحُبِّ اَلْمَسَاکِینِ اَلْمُسْلِمِینَ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ مَنْ حَقَّرَ أَحَداً مِنَ اَلْمُسْلِمِینَ أَلْقَی اَللَّهُ عَلَیْهِ اَلْمَقْتَ مِنْهُ وَ اَلْمَحْقَرَهَ حَتَّی یَمْقُتَهُ النَّاسُ، وَ اللهُ لَهُ أشَدُّ مَقْتاً، فَاتَّقُوا اللهَ فِی إخْوَانِکُمُ الْمُسْلِمِینَ الْمَسَاکِینِ، فَإنَّ لَهُمْ عَلَیْکُمْ حَقّاً أنْ تُحِبُّوهُمْ، فَإنَّ اللهَ أمَرَ نَبِیَّهُ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِحُبِّهِمْ، فَمَنْ لَمْ یُحِبَّ مَنْ أمَرَ اللهُ بِحُبِّهِ فَقَدْ عَصَی اللهَ وَ رَسُولَهُ، وَ مَنْ عَصَی اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَاتَ عَلَی ذَلِکَ مَاتَ وَ هُوَ مِنَ الْغَاوِینَ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام در نامه ای به یارانشان نوشتند و بر شما باد به دوستی با مسلمان مستمند زیرا هر کس آنان را تحقیر کرده و بر آن ها فخر بفروشد، از دین خدا منحرف شده و خداوند او را خوار گرداند و سخت بر او خشمگین شود و پدر مان رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: پروردگارم مرا مأمور کرده که مسلمان مستمند را دوست داشته باشم و بدانید هر که مسلمانی را خوار شمارد خداوند خشم خود و خواری را بر او فرو ریزد تا جایی که مردم هم بر او خشمگین شوند و قطعاً خشم خداوند بر او سخت تر است پس در رعایت حال برادران مسلمان مستمندتان خدا را در نظر بگیرید زیرا حق آنان است که آن ها را دوست بدارید چنان چه خداوند پیغمبر خود صلی الله علیه و آله را مأمور به دوستی آنان کرده پس آن که چنین نکند خدا و پیامبرش را نافرمانی کرده و هر که با این حال بمیرد مانند کسی است که گمراه و نومید از رحمت الهی مرده است.

7/238- الصدوق قال: حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ اَلْمُتَوَکِّلِ رضی الله عنه قال: حَدَّثَنِی عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ ، عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنِ اَلْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ، عَلَیْهِ السَّلامُ، یَقُولُ: قَالَ اللهُ، عَزَّ وَجَلَّ: ﴿لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ أَذَلَّ

ص: 150


1- الكافي، ج 8، ص8؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 9، ص 104، طبع آل البيت

عَبْدِی وَ لْیَأْمَنْ غَضَبِی مَنْ أَکْرَمَ عَبْدِیَ اَلْمُؤْمِنَ﴾ (1)

معلی بن خنیس :گوید شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: خداوند عز وجل فرماید: که بنده مؤمن مرا بیازارد به من اعلان جنگ داده و آن که بنده مؤمنم را گرامی ،بدارد از خشم من ایمن است.

می گویم: روایت از نظر سند معتبر و متن آن واضح می باشد.

8/23- الصدوق رَفَعَهُ إلى مَنْصُورٍ اَلصَّیْقَلِ وَ اَلْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ قالا: سمعنا أبا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ يقول : قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿ إِنِّی لَحَرْبٌ لِمَنِ اِسْتَذَلَّ عَبْدِیَ اَلْمُؤْمِنَ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: خداوند عز و جل فرموده: در جنگ و ستیزم با کسی که بنده مؤمن مرا به ذلّت کشاند

9/240- الصدوق قال : حَدَّثَنا أَبی رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قالَ: حَدَّثَنا سَعْدِ بْنِ عَبْدِاللَّه قالَ: حَدَّثَنی مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ اَلْیَقْطِینِیِّ، عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ یَحْیَی، عَنْ جَدِّهِ اَلْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ، عَن أَبی بَصیرٍ، وَ مُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ، عَن أَبی عَبدِاللهِ علیه السَّلام، قال: حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ آبَائِهِ أَنَّ أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ ﴿عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ و دُنْيَاهُ؛ قَالَ : ... لاَ تُحَقِّرُوا ضُعَفَاءَ إِخْوَانِکُمْ فَإِنَّهُ مَنِ اِحْتَقَرَ مُؤْمِناً لَمْ یَجْمَعِ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَیْنَهُمَا فِی اَلْجَنَّهِ إِلاَّ أَنْ یَتُوبَ ... الحديث﴾ (3)

امام صادق علیه السلام نقل می کند که امیرمؤمنان علی علیه السلام در یک مجلس چهار صد بخش از مصالح دین و دنیای مؤمن را آموخت. حضرت علیه السلام فرمود: برادران ناتوان خود را حقیر مشمارید هر که چنین کند خداوند آن ها را در بهشت همنشین یکدیگر قرار ندهد مگر آن که توبه کند الی آخر حدیث.

ص: 151


1- عقاب الأعمال، ص 284.
2- مصادقة الإخوان، ص 74.
3- الخصال، ج 2، ص 614

10/241- الطوسي بسنده إلى أَبِی قِلاَبَهَ عَنِ اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قال في حديث: ﴿مَنْ أَذَلَّ مُؤْمِناً أَذَلَّهُ اَللَّهُ﴾ (1)

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: هر که مؤمنی را خوار سازد خدا او را خوار خواهد ساخت.

11/242- الكراجكي قَالَ: رُوِیَ عَنْ أَحَدٍ مِنَ اَلْأَئِمَّهِ أَنَّهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَتَمَ ثَلاَثَهً فِی ثَلاَثَهٍ کَتَمَ رِضَاهُ فِی طَاعَتِهِ وَ کَتَمَ سَخَطَهُ فِی مَعْصِیَتِهِ وَ کَتَمَ وَلِیَّهُ فِی خَلْقِهِ فَلاَ یَسْتَخِفَّنَّ أَحَدُکُمْ شَیْئاً مِنَ اَلطَّاعَاتِ فَإِنَّهُ لاَ یَدْرِی فِی أَیِّهَا رِضَاءُ اَللَّهِ تَعَالَی وَ لاَ یَسْتَقِلَّنَّ أَحَدُکُمْ شَیْئاً مِنَ اَلْمَعَاصِی فَإِنَّهُ لاَ یَدْرِی فِی أَیِّهَا سَخَطُ اَللَّهِ وَ لاَ یُزْرِیَنَّ أَحَدُکُمْ بِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اَللَّهِ فَإِنَّهُ لاَ یَدْرِی أَیُّهُمْ وَلِیُّ اَللَّهِ﴾ (2)

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: خداوند سه چیز را در سه چیز پنهان نموده رضایت و خوشنودی خود را در طاعات و کارهای ،نیک و خشم و غضب خود را در معصیت و نافرمانیش و دوست خود را در میان خلقش پنهان فرموده پس هیچ کس از شما هیچ یک از طاعات و کارهای نیک را سبک نشمارد، زیرا نمی داند که در کدام یک از آن ها رضایت خداوند است (مقصود طاعتی است که موجب رضایت و مانع و جلوگیری از معاصی باشد تا صاحب آن هرگز مورد غضب و خشم خدا نگردد) و هیچ کس از شما هیچ یک از معاصی و گناهان را کوچک نپندارد، زیرا نمی داند که در کدام یک از آن ها خشم و غضب خداوند است (مقصود آن گناهی است که انسان پس از آن موفق بتوبه و بازگشت بطاعت و فرمانبرداری خداوند نگردد و گر نه همه گناهان باعث غضب خدا باشد) و هیچ کس از شما هیچ یک از

ص: 152


1- أمالي الطوسي، المجلس السابع، ح 182/8، رقم 306؛ و نقل عنه في بحارالأنوار، ج72، ص 142.
2- كنز الفوائد، ص 13؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72 ، ص 147.

خلق خدا و (مؤمنین) را کوچک و ناچیز نشمارد، زیرا نمی داند که کدام یک از ایشان دوست خداوند است.

12/243- الصوري رَفَعَهُ إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿لاَ تُحَقِّرُوا ضُعَفَاءَ إِخْوَانِکُمْ فَإِنَّهُ مَنِ اِحْتَقَرَ مُؤْمِناً لَمْ یَجْمَعِ اَللَّهُ بَیْنَهُمَا فِی اَلْجَنَّهِ إِلاَّ أَنْ یَتُوبَ﴾. (1)

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: برادران ناتوان خود را حقیر نشمارید که هر کس چنین کند خداوند عز و جل آن دو را در بهشت همنشین یکدیگر قرار ندهد مگر آن که توبه کند

26-ناچیز انگاری مؤمن

1/244- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ أَبِی هَارُونَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قال : ﴿قَالَ لِنَفَرٍ عِنْدَهُ وَ أَنَا حَاضِرٌ مَا لَکُمْ تَسْتَخِفُّونَ بِنَا قَالَ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ خُرَاسَانَ فَقَالَ مَعَاذٌ لِوَجْهِ اللَّهِ أَنْ نَسْتَخِفَّ بِکَ أَوْ بِشَیْ ءٍ مِنْ أَمْرِکَ فَقَالَ بَلَی إِنَّکَ أَحَدُ مَنِ اسْتَخَفَّ بِی فَقَالَ مَعَاذٌ لِوَجْهِ اللَّهِ أَنْ أَسْتَخِفَّ بِکَ فَقَالَ لَهُ وَیْحَکَ أَلَمْ تَسْمَعْ فُلَاناً وَ نَحْنُ بِقُرْبِ الْجُحْفَهِ وَ هُوَ یَقُولُ لَکَ احْمِلْنِی قَدْرَ مِیلٍ فَقَدْ وَ اللَّهِ عَیِیتُ وَ اللَّهِ مَا رَفَعْتَ بِهِ رَأْساً لَقَدِ اسْتَخْفَفْتَ بِهِ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِمُؤْمِنٍ فَبِنَا اسْتَخَفَّ وَ ضَیَّعَ حُرْمَهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ﴾ (2)

ابو هارون گوید: محضر امام صادق علیه السلام بودم که به افراد جمع فرمود چرا ما را سبک می شمارید! مردی خراسانی از جا برخاست و عرض کرد پناه به خدا می بریم از این که شما را حقیر یا چیزی از دستوراتت را سبک ،شماریم، فرمود: چرا تو یکی از همان هایی که مرا تحقیر ،نمودی عرض کرد پناه بر خدا که شما را سبک شمرده ،باشم فرمود وای بر تو مگر نشنیدی فلان شخص را - هنگامی که ما در نزدیکی

ص: 153


1- قضاء حقوق المؤمنين، ص19، ح 10؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 72، ص 151.
2- الكافي، ج 8، ص 102، ح 73؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 272، طبع آل البيت.

جحفه بودیم- که گفت: مرا یک میل راه (چهار کیلومتر) سوار کن که به خدا قسم درمانده و خسته شده ام و تو سرت را هم برای او بلند نکردی و او را سبک شمردی و هر که مؤمنی را سبک بشمارد ما را سبک شمرده و احترام خداوند عز و جل را فرو گذار کرده است.

2/245- الحسين بن سعيد رَفَعَهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿لاَ تَسْتَخِفَّ بِأَخِیکَ اَلْمُؤْمِنِ فَیَرْحَمَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ اِسْتِخْفَافِکَ وَ یُغَیِّرَ مَا بِکَ﴾ (1)

امام علیه السلام فرمود: برادر مؤمنت را حقیر نشمار که خداوند در جزای تو او را مورد رحمت قرار دهد و نعمتش را از تو بگیرد

3/246- سبط الطبرسي رَفَعَهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿لاَ تَسْتَخِّفُوا بِفُقَرَاءِ شِیعَهِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَإِنَّ اَلرَّجُلَ مِنْهُمْ یُشَفَّعُ فِی مِثْلِ رَبِیعَهَ وَ مُضَرَ ﴾. (2)

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: فقرای شیعه علی علیه السلام و عترتش را بعد از او تحقیر نکنید چرا که یکی از آن ها قادر است مانند دو قبیله ربیعه و مضر را شفاعت کند.

27-بهره برداری کردن از برادر دینی در راه خدا

1/247- الكليني، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ جَمِیلٍ، عن أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿سَمِعتُهُ یَقولُ:المُؤمِنونَ خَدَمٌ بَعضُهُم لِبَعضٍ. قُلتُ: و کَیفَ یَکونونَ خَدَماً بَعضُهُمٍ لِبَعضٍ؟ قالَ: یُفیدُ بَعضُهُم بَعضاً.... الحديث﴾ (3)

جميل بن دراج شنید که امام صادق علیه السلام می فرمود: مؤمنان خدمتگزار یک .دیگرند عرض کردم چگونه؟ فرمود: چون برای همدیگر سودمندند... تا آخر

ص: 154


1- المؤمن، ص 68 ، ح 181؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 9، ص 105 ، طبع آل البيت.
2- مشكاة الأنوار ، ص 322؛ و نقل عنه في مستدرک، ج9، ص106.
3- الكافي، ج 2، ص 167؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 555.

حديث.

می گویم: فیض کاشانی در بیانش ذیل حدیث فرموده: «احتمال دارد که مراد از این روایت اخبار باشد و ممکن است امر در صورتِ اخبار باشد و معنای آن، این است که ایمان اقتضای همکاری و همیاری را دارد به گونه ای که برخی از مؤمنان به یاری برخی دیگر از مؤمنان در کارهایشان بشتابند. مثلاً این شخص برای دیگری بنویسد و او برای این خرید کند و سومی برای دیگری بفروشد، و به همین کیفیت در حق دیگران ادامه دارد به شرط این که همه این امور با قصد قربت الہی و رعایت ایمان واقع شود. اما اگر به خاطر تحصیل منفعت دنیوی به خودش انجام دهد پس خدمتگزاری در حقّ مؤمن محسوب نمی شود بلکه به خودش خدمت کرده است».

2/248- الصدوق، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَی بْنِ اَلْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَحْفُوظِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَیْدٍ قَالَ سَمِعْتُ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿مَنِ اِسْتَفَادَ أَخاً فِی اَللَّهِ اِسْتَفَادَ بَیْتاً فِی اَلْجَنَّهِ﴾ (1)

داود بن سلیمان شنید که امام رضا علیه السلام می فرمود: هر کس برادری خدایی پیدا ،کند خانه ای در بهشت بدست آورده است.

می گویم: شیخ صدوق روایت را به نحو مرسل در مصادقة الإخوان (2) و نيز شیخ مفید در امالی (3) و شیخ طوسی باز در امالی (4) خودش به صورت مسند نقل کرده اند.

3/249- الصدوق قال : عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿اسْتَکْثِرُوا مِنَ اَلْإِخْوَانِ فَإِنَّ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ دَعْوَهً مُسْتَجَابَهً. وَ قَالَ:

ص: 155


1- ثواب الأعمال، ص182؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12،ص16، طبع آل البيت و بحار الأنوار، ج 71 ، ص 276.
2- مصادقة الإخوان، ص 46.
3- أمالي المفيد، ص316.
4- أمالي الطوسي، المجلس الثالث، ح 84/33، رقم 124

اِسْتَکْثِرُوا مِنَ اَلْإِخْوَانِ فَإِنَّ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ شَفَاعَهً. وَ قَالَ أَکْثِرُوا مِنْ مُؤَاخَاهِ اَلْمُؤْمِنِینَ فَإِنَّ لَهُمْ عِنْدَ اَللَّهِ یَداً یُکَافِیهِمْ بِهَا یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: بر شمار برادران خود بیفزایید؛ چرا که هر مؤمنی دعایی مستجاب دارد و باز :فرمود بر شمار برادران خود بیفزایید زیرا در روز

قیامت هر مؤمنی را شفاعتی .است همچنین فرمود بر شمار برادران مؤمن خود ،بیفزایید زیرا آنان در پیش خدا حقی دارند که روز قیامت در برابر آن پاداش گیرند.

4/250- المفيد فِی حَدِیثٍ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ: ﴿و مَنْ جَدَّدَ أَخاً فِی اَلْإِسْلاَمِ بَنَی اَللَّهُ لَهُ بُرْجاً فِی اَلْجَنَّهِ مِنْ جَوْهَرَهٍ﴾ (2)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس برادر مسلمان جدیدی بدست آرد، خداوند برایش در بهشت قصری آسمان خراش از جنس جواهر بسازد.

5/251- الطوسي، عَن اَلْمُفِیدُ عَنِ اِبْنِ قُولَوَیْهِ عَنْ مُحَمَّدٍ اَلْحِمْیَرِیِّ عَن أَبِیهِ عَنِ اَلْبَرْقِیِّ عَنِ اَلتَّفْلِیسِیِّ عَنِ الْفَضْلِ الْبَقْبَاقِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ فِی حَدِیثٍ: لاَ یَرْجِعُ صَاحِبُ اَلْمَسْجِدِ بِأَقَلَّ مِنْ إِحْدَی ثَلاَثٍ إِمَّا دُعَاءٌ یَدْعُو بِهِ یُدْخِلُهُ اَللَّهُ بِهِ اَلْجَنَّهَ وَ إِمَّا دُعَاءٌ یَدْعُو بِهِ فَیَصْرِفُ اَللَّهُ عَنْهُ بَلاَءَ اَلدُّنْیَا وَ إِمَّا أَخٌ یَسْتَفِیدُهُ فِی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَا اِسْتَفَادَ اِمْرُؤٌ مُسْلِمٌ فَائِدَهً بَعْدَ فَائِدَهِ اَلْإِسْلاَمِ مِثْلَ أَخٍ یَسْتَفِیدُهُ فِی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. ثُمَّ قَالَ: یَا فَضْلُ ، لاَ تَزْهَدُوا فِی فُقَرَاءِ شِیعَتِنَا ، فَإِنَّ اَلْفَقِیرَ مِنْهُمْ لَیَشْفَعُ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ فِی مِثْلِ رَبِیعَهَ وَ مُضَرَ . ثُمَّ قَالَ: یَا فَضْلُ ، إِنَّمَا سُمِّیَ اَلْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً لِأَنَّهُ یُؤْمِنُ عَلَی اَللَّهِ فَیُجِیزُ اَللَّهُ أَمَانَهُ. ثُمَّ قَالَ: أَمَا سَمِعْتَ اَللَّهَ یَقُولُ فِی أَعْدَائِکُمْ إِذَا رَأَوْا شَفَاعَهَ اَلرَّجُلِ مِنْکُمْ لِصَدِیقِهِ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ ﴿فَما لَنا مِنْ شافِعِینَ وَ لا صَدِیقٍ حَمِیمٍ﴾ (3) (4)

ص: 156


1- مصادقة الإخوان، ص 46؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج 16 ، ص 30.
2- الاختصاص، ص228؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج2، ص 62، الطبع الحجري، و ج 8، ص 323، طبع آل البيت.
3- سوره شعراء، آیات 100 و 101.
4- أمالي الطوسي، المجلس الثاني، ح 47/26 رقم 57، و نقل عنه بعضها في بحارالأنوار، ج 71، ص 275؛ و بعضها في وسائل الشيعة، ج 12، ص 233 طبع آل البيت.

امام صادق علیه السلام فرمود شخص مسجدرو دست کم یکی از این سه چیز نصیبش می شود یا دعایی که به درگاه خدا می کند و خداوند با آن او را به بهشت می،برد یا دعایی که به سبب آن خداوند بلای دنیا را از او برمی گرداند و یا برادری که به خاطر خداوند بدست می آورد [و نه بر اساس انگیزه های دنیوی و مادی]. سپس حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: انسان ،مسلمان بعد از بدست آوردن سود اسلام، سودی همچون برادری که برای خدا بدست می آورد کسب نکرده است. سپس حضرت علیه السلام به فضل فرمود از فقرا و نیازمندان شیعیان ما اعراض و دوری ننمایید (و ایشان را حقیر و کوچک مشمارید) زیرا یک نیازمند و فقیر آن ها در روز قیامت درباره جماعتی از گنهکاران که در عدد مانند دو قبیله ربیعه و مضر باشند شفاعت از آنان می.کند ای فضل مؤمن مؤمن نامیده شده است؛ چون خود را در امان خدا در می آورد و خدا به او امان می دهد سپس فرمود: آیا نشنیده ای (و این قسمت از آیه قرآن کریم را نخوانده ای) که خدای تعالی درباره دشمنان شما می:فرماید: «هنگامی که می بینند روز قیامت مردی از شما (شیعیان) را که برای دوست خود شفاعت می کند می گویند پس برای ما نه شفاعت کنندگان و نه دوست

وفاداری است (چنان چه برای ایشان است)».

6/252- مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْأَشْعَثِ أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ، أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِی مُوسَی بْنُ إِسْمَاعِیلَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قال : قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿مَنِ اِسْتَفَادَ أَخاً فِی اَللَّهِ زَوَّجَهُ اَللَّهُ حَوْرَاءَ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ إِنْ آخَی فِی اَلْیَوْمِ سَبْعِینَ أَخاً ؟ قال: إِي وَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ آخَا أَلْفاً لَزَوَّجَهُ اَللَّهُ تَعَالَى أَلْفاً ﴾. (1)

ص: 157


1- الجعفريات ص 195 و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 2، ص 61 ، الطبع الحجري، ج 8، ص 322

رسول خدام صلی الله علیه و آله: فرمود: هر کس به برادر مؤمن خود به خاطر خدا، سود برساند، خداوند همسری بهشتی به ازدواج وی در می آورد. کسی گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و اله! اگر کسی در هر روز با هفتاد مؤمن این گونه حق برادری را ادا کند باز هم دارای چنین پاداشی خواهد بود؟ حضرت صلی الله علیه و اله فرمود: قسم به خدایی که جانم در اختیار اوست اگر کسی روزانه به هزار برادر مؤمن، نفع و خدمتی رساند، خداوند هزار همسر بهشتی به ازدواج وی در می آورد.

7/253- الراوندي رَفَعَهُ إِلَی اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿ مَا أَحْدَثَ عَبْدٌ أَخاً فِي اللَّهِ إِلَّا أَحْدَثَ اللَّهُ لَهُ دَرَجَةً فِي اَلْجَنَّهِ ﴾ (1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود هیچ بنده ای در راه خدا با کسی برادری ننمود، مگر این که درجه ای و مقامی در بهشت برایش احداث شد.

8/254- الراوندي بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْکَاظِمِ عَنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ قال : قَالَ رَسُولُ اللّه صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿ مَنِ اِسْتَفَادَ أَخاً فِی اَللَّهِ زَوَّجَهُ اَللَّهُ حُوراً ﴾ (2)

امام کاظم علیه السلام از پدرانشان علیهم السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس برادری خدایی به دست آورد خداوند همسری بهشتی به ازدواج او درآورد.

9/255- الراوندي رَفَعَهُ إِلَی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أنّه قال: عَلَيْكُم بِالْاِخْوانِ فَاِنَّهُمْ عُدَّةٌ فى الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ اَلا تَسْمَعُونَ اِلى قوله تعالى: ﴿فَمَا لَنَا شَفِعِينَ * وَلَا صَدِيقٍ حميم﴾ (3) (4)

ص: 158


1- لبّ اللباب و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 2، ص 62 ، الطبع الحجري (ج 8، ص323).
2- نوادر الراوندي، ص 12؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 71 ، ص 277
3- سوره شعراء، آیات 100 و 101
4- لبّ اللباب و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 2، ص 62 ( ج 8، ص323) طبع آل البيت

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: پیوند دوستی را با برادران دینی خود محکم سازید و برای خود برادران زیادی اختیار کنید که آنان ذخایر دنیا و آخرت هستند مگر نشنیده اید که خداوند وی فرماید »در این روز سخت قیامت نه شفیعی داریم نه دوستی که در کارمان همّت گمارد».

28-برگزیدن مؤمن

1/256- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنِ اِبْنِ بُکَیْرٍ عَنْ حَمْزَهَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَهَ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿یَا أَبَا الصَّخْرِ ، إِنَّ اللّهَ یُعْطِی الدُّنْیَا مَنْ یُحِبُّ وَ یُبْغِضُ ، وَ لَا یُعْطِی هذَا الْأَمْرَ إِلَا صَفْوَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ ؛ أَنْتُمْ وَ اللّهِ عَلی دِینِی وَ دِینِ آبَائِی إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ ، لَا أَعْنِی عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ، وَ لَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ وَ إِنْ کَانَ هؤُلَاءِ عَلی دِینِ هؤُلَاءِ﴾ (1)

عمر بن حنظله گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: ای ابا صخر! خداوند دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد ولی این امر (ولایت) را جز به برگزیدگان خود عطا نمی کند به خدا شما دین من و پدرانم ابراهیم و اسماعیل را دارید، مقصودم جدم علی بن حسین و پدرم محمّد بن علی ،نیست اگر چه ایشان هم به دین آن ها بودند

2/257- الكليني، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُعَلًّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ اَلْوَشَّاءِ، عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مَالِکِ بْنِ أَعْیَنَ اَلْجُهَنِیِّ قال: ﴿سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ : یَا مَالِکُ ، إِنَّ اللّهَ یُعْطِی الدُّنْیَا مَنْ یُحِبُّ وَ یُبْغِضُ ، وَ لاَ یُعْطِی دِینَهُ إِلاَّ مَنْ یُحِبُّ﴾ (2)

مالک بن اعین از امام باقر علیه السلام شنید که حضرت می فرمود ای !مالک خدا

ص: 159


1- الكافي، ج 2، ص 214؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 739.
2- الكافي، ج 2، ص 215؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 739.

دنیا را به دوست و دشمنش می دهد ولی دینش را فقط به دوستش عطا می کند.

3/258- الكليني، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُعَلًّی ، عَنِ اَلْوَشَّاءِ، عَنْ عَبْدِ اَلْکَرِیمِ بْنِ عَمْرٍو اَلْخَثْعَمِیِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَهَ، و عَنْ حَمْزَهَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ هذِهِ الدُّنْیَا یُعْطِیهَا اللّهُ الْبَرَّ وَالْفَاجِرَ ، وَ لَا یُعْطِی الْاءِیمَانَ إِلَا صَفْوَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: خدا دنیا را به نیکوکار و بدکردار عطا می کند، ولی ایمان را جز به برگزیدگانش عطا نکند.

4/259- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ،عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلنُّعْمَانِ عَنْ أَبِی سُلَیْمَانَ عَنْ مُیَسِّرٍ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿ إِنَّ اَلدُّنْیَا یُعْطِیهَا اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَحَبَّ وَ مَنْ أَبْغَضَ وَ إِنَّ اَلْإِیمَانَ لاَ یُعْطِیهِ إِلاَّ مَنْ أَحَبَّهُ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عز و جل دنیا را به دوست و دشمنش بدهد، ولی ایمان را جز به آن که دوستش بدارد عطا نکند

29-سیرنمودن مؤمن

1/260- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ بْنِ عِیسَی عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: ﴿مَنْ أَطْعَمَ ثَلَاثَهَ نَفَرٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ، أَطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثَلَاثِ جِنَانٍ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ: الْفِرْدَوْسِ، وَ جَنَّهِ عَدْنٍ، وَ طُوبی، [وَ] شَجَرَهٍ تَخْرُجُ فِی جَنَّهِ عَدْنٍ غَرَسَهَا رَبُّنَا بِیَدِهِ﴾ (3)

امام باقر علیه السلام رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: هر که سه نفر از مسلمین را اطعام کند، خدا او را از سه بهشت در ملکوت آسمان ها اطعام کند: 1- فردوس، 2- جنت

ص: 160


1- الكافي، ج 2، ص 215؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 739.
2- الكافي، ج 2، ص 215؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 739.
3- الكافي، ج 2، ص 200.

عدن 3- طوبی و آن درختی است که از جنت عدن سر برآورده و پروردگارمان آن را با دست قدرت خود کاشته است (یعنی آن را تنها با قدرت خود بدون واسطه فرشته و اسباب دیگری آفریده است).

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد و شیخ صدوق آن را در ثواب الاعمال (1) آورده است همچنین علّامه مجلسی قدس سره در بحار الانوار (2) توضیحی در شرح آن دارند که می توان به آن مراجعه نمود.

2/261- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ أبِي عَبْدِاللَّهِ عَلَيْهَ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یُدْخِلُ بَیْتَهُ مُؤْمِنَیْنِ فَیُطْعِمُهُمَا شِبَعَهُمَا إِلاَّ کَانَ ذَلِکَ أَفْضَلَ مِنْ عِتْقِ نَسَمَهٍ﴾. (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که دو مؤمن را در خانه خود مهمان کند و گرسنگی شان را بر طرف نماید برایش از آزاد کردن یک بنده بهتر است.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه است.

3/262- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ، وَ مَنْ سَقی مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ﴾. (4)

امام سجاد علیه السلام فرمود: هر که مؤمن گرسنه ای را اطعام ،کند خدایش از میوه های بهشت بخوراند و هر که مؤمن تشنه ای را سیراب ،کند خدایش از شراب سربسته بهشت بنوشاند.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد الرحیق: شراب یا نوع پاکیزه

ص: 161


1- ثواب الأعمال، ص 165
2- بحار الأنوار، ج 71، ص 372
3- الكافي، ج 2، ص 201.
4- الكافي، ج 2، ص 201.

یا برتر یا ناب و خالص آن المختوم محفوظ و مصون به نحوی که بخاطر سر به مهر بودنش فاسد نمی شود و نیز شیخ صدوق روایت را با سند صحیح خود در کتاب ثواب الاعمال (1) نقل نموده است.

4/263- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی، عَنْ رِبْعِیٍّ قَالَ: قَالَ أبُو عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ: ﴿ مَنْ أَطْعَمَ أَخَاهُ فِی اَللَّهِ کَانَ لَهُ مِنَ اَلْأَجْرِ مِثْلُ مَنْ أَطْعَمَ فِئَاماً مِنَ اَلنَّاسِ قُلْتُ: وَ مَا اَلْفِئَامُ [مِنَ اَلنَّاسِ] قَالَ: مِائَهُ أَلْفٍ مِنَ اَلنَّاسِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که برادرش را برای خدا اطعام کند، پاداشش مانند کسی است که فئامی از مردم را اطعام ،کند عرض کردم فئام چه قدر است؟ فرمود: صد هزار نفر

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد و شیخ صدوق نیز با سند صحیح خود در کتاب ثواب الاعمال (3) و همچنین شیخ مفید در الاختصاص (4) آورده است.

5/264- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْراهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنِ ابْنِ أبِی عُمَیْرٍ ، عَنْ هِشَامِ بْنِ اَلْحَکَمِ عَنْ سَدِیرٍ اَلصَّیْرَفِیِّ قَالَ: قَالَ لي أبو عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ ﴿مَا مَنَعَکَ أَنْ تُعْتِقَ کُلَّ یَوْمٍ نَسَمَهً قُلْتُ لاَ یَحْتَمِلُ مَالِی ذَلِکَ قَالَ تُطْعِمُ کُلَّ یَوْمٍ مُسْلِماً فَقُلْتُ مُوسِراً أَوْ مُعْسِراً فَقَالَ إِنَّ اَلْمُوسِرَ قَدْ یَشْتَهِی اَلطَّعَامَ﴾ (5)

سدیر صیرفی گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: چه مانعی داری که در هر روز بندهای آزاد نمی کنی؟ گفتم مال و دارایی ام این مقدار نیست، فرمود: در هر روز مسلمانی را اطعام ،کن عرض کردم: ثروتمند باشد یا فقیر؟ فرمود: ثروتمند هم

ص: 162


1- ثواب الأعمال، ص 164
2- الكافي، ج 2، ص 202.
3- ثواب الأعمال، ص 164.
4- الاختصاص، ص 30.
5- الكافي، ج 2، ص 202.

گاهی اشتهای طعام دارد.

می گویم: روایت از نظر سند معتبر می باشد و متن آن دلالت بر مستحب بودن اطعام مسلمان دارد هر چند که ثروتمند باشد.

6/265- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ صَفْوَانَ اَلْجَمَّالِ، عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: ﴿ أَکْلَهٌ یَأْکُلُهَا أَخِیَ اَلْمُسْلِمُ عِنْدِی أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ رَقَبَهً﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: غذایی که برادر مسلمانم نزدم می خورد را از آزاد کردن یک بنده بیشتر دوست دارم

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه است.

7/266- الكليني، ععَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ، عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ، عَنْ صَفْوَانَ اَلْجَمَّالِ، عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: ﴿ لَأَنْ أُشْبِعَ رَجُلاً مِنْ إِخْوَانِی أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَدْخُلَ سُوقَکُمْ هَذَا فَأَبْتَاعَ مِنْهَا رَأْساً فَأُعْتِقَهُ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: این که یکی از برادرانم را اطعام کرده و گرسنگیش را بر طرف کنم بیشتر از خریدن و آزاد نمودن یک بنده دوست دارم.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه است.

8/267- الكليني، عَنِ اَلْعِدَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَکَمِ ، عَنْ أبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿لَأَنْ آخُذَ خَمْسَهَ دَرَاهِمَ ، [وَ] أَدْخُلَ إِلی سُوقِکُمْ هذِهِ ، فَأَبْتَاعَ بِهَا الطَّعَامَ ، وَ أَجْمَعَ نَفَراً مِنَ الْمُسْلِمِینَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ نَسَمَهً﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر با پنج در هم به بازار رفته و طعامی بخرم و

ص: 163


1- الكافي، ج 2، ص203.
2- الكافي، ج 2، ص203.
3- الكافي، ج 2، ص203.

تعدادی مسلمان را اطعام ،کنم از آزاد کردن یک بنده بیشتر دوست دارم.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه است.

9/268- الكليني، عن العِدَّهٌ ، عَنْ أَحْمَدَ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ حُسَيْنِ بْنِ نُعَيْمٍ الصَّحَّافِ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿أتُحِبُّ إخْوَانَکَ یَا حُسَیْنُ؟ قُلْتُ: نَعَمْ. قَالَ: تَنْفَعُ فُقَرَاءَهُمْ؟ قُلْتُ: نَعَمْ. قَالَ: أمَا إنَّهُ یَحِقُّ عَلَیْکَ أنْ تُحِبَّ مَنْ یُحِبُّ اللهُ، أمَا وَ اللهِ لَا تَنْفَعُ مِنْهُمْ أحَداً حَتَّی تُحِبَّهُ، أتَدْعُوهُمْ إلَی مَنْزِلِکَ؟» قُلْتُ: نَعَمْ، مَا آکُلُ إلَّا وَ مَعِیَ مِنْهُمُ الرَّجُلَانِ وَ الثَّلَاثَةُ وَ الْأقَلُّ وَ الْأکْثَرُ. فَقَالَ أبُو عَبْدِاللهِ عَلیْهِ السَّلام: أمَا إنَّ فَضْلَهُمْ عَلَیْکَ أعْظَمُ مِنْ فَضْلِکَ عَلَیْهِمْ». فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! أُطْعِمُهُمْ طَعَامِی وَ أُوطِئُهُمْ رَحْلِی وَ یَکُونُ فَضْلُهُمْ عَلَیَّ أعْظَمَ؟ قَالَ: نَعَمْ، إنَّهُمْ إذَا دَخَلُوا مَنْزِلَکَ دَخَلُوا بِمَغْفِرَتِکَ وَ مَغْفِرَةِ عِیَالِکَ، وَ إذَا خَرَجُوا مِنْ مَنْزِلِکَ خَرَجُوا بِذُنُوبِکَ وَ ذُنُوبِ عِیَالِکَ﴾ (1)

حسین بن نعیم صحاف گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود: ای حسین برادرانت را دوست داری؟ گفتم ،آری ،فرمود برای مستمندانشان سودمندی؟ :گفتم آری فرمود: دوست داشتن کسی که خداوند دوستش دارد بر تو لازم است، به خدا سوگند هیچ کدامشان برایت سودی ندارند مگر این که دوستشان بداری. آیا آن ها را به منزلت دعوت می کنی؟ :گفتم آری غذا نمی خورم مگر آن که دو یا سه نفر یا کمتر و بیشتر از آن ها همراهم باشند. امام صادق علیه السلام فرمود: برتری آن ها بر تو بیش از فضیلت تو بر آن هاست عرض کردم قربانت ،گردم، غذای خودم را به آن ها می خورانم و آن ها را روی فرشم می نشانم و باز فضیلت آن ها بر من بیشتر است؟! فرمود: آری هرگاه وارد منزلت می شوند برای تو و خانواده ات آمرزش می آورند و چون از منزلت بیرون ،روند گناه تو و خانواده ات را از بین می برند (گناه را از شما بزدایند).

ص: 164


1- الكافي، ج 2، ص 201.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه است.

10/269- الصدوق قال: حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ اَلْمُتَوَکِّلِ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنِی عَلیُّ ابن اَلْحُسَیْنِ اَلسَّعْدَآبَادِیِّ، عَنْ أحْمَدَ بْنِ أبِی عَبْدِاللهِ عَنِ الْحَسَنِ بن مَحبوب، عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أبِی بَصِیرٍ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿أَیُّمَا مُؤْمِنٍ أَطْعَمَ مُؤْمِناً لَیْلَهً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ کَتَبَ اَللَّهُ لَهُ بِذَلِکَ مِثْلَ أَجْرِ مَنْ أَعْتَقَ ثَلاَثِینَ نَسَمَهً مُؤْمِنَهً وَ کَانَ لَهُ بِذَلِکَ عِنْدَ اَللَّهِ دَعْوَهٌ مُسْتَجَابَهٌ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر مؤمنی شب ماه رمضان مؤمنی را اطعام کند خداوند برایش پاداشی کسی را بنویسد که سی بنده مؤمن را آزاد نموده است و نیز در نزد خداوند عز و جل دعایی مستجاب و خواسته ای برآورده شده دارد.

می گویم: روایت از نظر سند معتبر است.

11/270- الصدوق قال : أَبِی رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنِی عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْیَرِیُّ، عَنْ أَحْمَدَ اِبْنِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ، بن عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ ، عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿شِبَعُ أَرْبَعَهٍ مِنَ اَلْمُسْلِمِینَ یَعْدِلُ مُحَرَّراً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ علیه السلام﴾ (2)

امام باقر علیه السلام فرمود: اطعام چهار مسلمان با ثواب آزاد کردن فرزندانی از اسماعیل علیه السلام برابر است.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه است.

روایات در این زمینه فراوان است برخی روایات صحیح السند آن را در این جا نقل کردیم و اگر تفصیل این روایات را می خواهید رجوع کنید به کتاب های: الکافی (3) و مصادقة الإخوان (4) والمؤمن (5) للحسين بن سعيد والوافي (6) و بحار الأنوار (7) و وسائل

ص: 165


1- ثواب الأعمال، ص 164
2- ثواب الأعمال، ص 165
3- الكافي، ج 2، ص 200.
4- مصادقة الإخوان، ص 42
5- المؤمن، ص 63.
6- الوافي، ج 5 ، ص 673
7- بحار الأنوار، ج 71، ص 359

الشيعة (1) و مستدرك الوسائل (2) و جامع أحاديث الشيعة (3) و دیگر کتاب های حدیثی.

30-یاری مؤمن مسافر

1/271- الصدوق رَفَعَهُ إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَنْ أَعَانَ مُؤْمِناً مُسَافِراً نَفَّسَ اللَّهُ عَنْهُ ثَلَاثاً وَ سَبْعِینَ کُرْبَةً وَ أَجَارَهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ مِنَ الْغَمِّ وَ الْهَمِّ وَ نَفَّسَ عَنْهُ کَرْبَهُ الْعَظِیمَ یَوْمَ یَغَصُّ النَّاسُ بِأَنْفَاسِهِمْ﴾. (4)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که مؤمن مسافری را کمک دهد خداوند هفتاد و سه گره کارش را بگشاید و در دنیا از هم و غم حفظش کند و گرفتاری بزرگ او را در قیامت وقتی که مردم مشغول به گرفتاری خود هستند، برطرف نماید.

2/272- الصدوق قال: حدّثنا الحاكم أبو عليّ اَلْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ اَلْبَیْهَقِیُّ قال: حدّثني مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی اَلصَّوْلِیِّ قال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْغَلَانِيُّ قال : حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عِیسَی بْنِ زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ، و کَانَ مُسْتَتِراً سِتِّینَ سَنَهً قَالَ حَدَّثَنَا عَمِّی: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلصَّادِقُ عَلَیْهِما السلام قال: ﴿کَانَ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ لاَ یُسَافِرُ إِلاَّ مَعَ رِفْقَهٍ لاَ یَعْرِفُونَهُ وَ یَشْتَرِطُ عَلَیْهِمْ أَنْ یَکُونَ مِنْ خَدَمِ اَلرِّفْقَهِ فِیمَا یَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ فَسَافَرَ مَرَّهً مَعَ قَوْمٍ فَرَآهُ رَجُلٌ فَعَرَفَهُ فَقَالَ لَهُمْ أَتَدْرُونَ مَنْ هَذَا فَقَالُوا لاَ قَالَ هَذَا عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا السَّلاَمُ فَوَثَبُوا إِلَیْهِ فَقَبَّلُوا یَدَهُ وَ رِجْلَهُ وَ قَالُوا یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ أَرَدْتَ أَنْ تُصْلِیَنَا نَارَ جَهَنَّمَ لَوْ بَدَرَتْ مِنَّا إِلَیْکَ یَدٌ أَوْ لِسَانٌ أَمَا کُنَّا قَدْ هَلَکْنَا إِلَی آخِرِ اَلدَّهْرِ فَمَا اَلَّذِی یَحْمِلُکَ عَلَی هَذَا فَقَالَ إِنِّی کُنْتُ سَافَرْتُ مَرَّهً مَعَ قَوْمٍ یَعْرِفُونَنِی فَأَعْطَوْنِی بِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَا لاَ أَسْتَحِقُّ فَإِنِّی أَخَافُ أَنْ تُعْطُونِی مِثْلَ ذَلِکَ فَصَارَ کِتْمَانُ أَمْرِی أَحَبَّ إِلَیَّ﴾ (5)

ص: 166


1- وسائل الشيعة، ج 11، ص 553 ، (ج 16، ص 329، طبع آل البيت).
2- مستدرک الوسائل، ج 12، ص 371
3- جامع أحاديث الشيعة، ج 8، ص 509 و ج 24 ، ص 76.
4- الفقيه، ج 2، ص 293؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج 16، ص 492.
5- عيون أخبار الرضا علیه السلام ج 2، ص 145 ، رقم 13؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج16، ص 493.

امام صادق علیه السلام فرمود: جدم علی بن حسین علیه السلام همیشه با رفیقانی مسافرت می کرد که او را نمی شناختند و شرط می کرد در کارهایی که احتیاج داشتند خدمتکار آن ها باشد. در یکی از مسافرت ها شخصی امام را شناخت و به آن ها گفت: می دانید این شخص کیست؟ :گفتند نه :گفت این علی بن حسین است همسفران بلند شده و دست و پای حضرت را بوسیدند و گفتند یا ابن رسول الله می خواستی ما را به آتش جهنم بسوزانی؟! اگر اسائه ادبی می کردیم دیگر برای همیشه هلاک شدیم چرا ناشناس مسافرت می کنید؟ فرمود زمانی با گروهی همسفر شدم که مرا می شناختند و به واسطه پیغمبر درباره من آن قدر لطف می نمودند که استحقاق آن را نداشتم. من می ترسیدم شما هم چنین کنید به همین جهت ناشناس بودن برایم بهتر بود.

3/273- مُحَمَّدِ بن مُحَمَّدِ بْنِ اَلْأَشْعَثِ قَالَ حَدَّثَنِی مُوسَی بْنُ إِسْمَاعِیلَ قال: حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿مَنْ أَعَانَ مُؤْمِناً مُسَافِراً فِی حَاجَتِهِ نَفَّسَ اَللَّهُ تَعَالَی عَنْهُ ثَلاَثاً وَ سَبْعِینَ کُرْبَهً وَاحِدَهً فِی اَلدُّنْیَا مِنَ اَلْغَمِّ وَ اَلْهَمِّ وَ اِثْنَتَیْنِ وَ سَبْعِینَ کُرْبَهً عِنْدَ کُرْبَتِهِ اَلْعُظْمَی قِیلَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا اَلْکُرْبَهُ اَلْعُظْمَی قَالَ حَیْثُ یَتَشَاغَلُ اَلنَّاسُ بِأَنْفُسِهِمْ حَتَّی إِنَّ إِبْرَاهِیمَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ أَسْأَلُکَ بِخُلَّتِی أَنْ لاَ تُسَلِّمَنِی إِلَیْهَا﴾ (1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس برای رفع مشکل مؤمن مسافری او را یاری ،نماید خداوند متعال هفتاد و سه غصه و گرفتاری او را بر طرف می کند که یکی از آن ها غم و غصه در دنیا می باشد و هفتاد و دو غصه مربوط به پریشانی بزرگ خواهد بود. سؤال شد: ای رسول خدا! غم و غصه بزرگ چیست؟ فرمود: در آن روزی

ص: 167


1- الجعفريات، ص 198؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج 16، ص 493.

است که همه مردم به کار خویش ،گرفتارند و حتی حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام خداوند را به مقام خویش سوگند می دهد که او را به خود وا نگذارد، بلکه به فریاد او برسد.

31-برترین مؤمنان

1/274- الرضي رَفَعَهُ و قال: ﴿و من كتاب له (أي الأمير المؤمنين) عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِلَی اَلْحَارِثِ اَلْهَمْدَانِیِّ: وَ تَمَسّک بِحَبلِ القُرآنِ وَ استَنصِحهُ وَ أَحِلّ حَلَالَهُ وَ حَرّم حَرَامَهُ . وَ اعلَم أَنّ أَفضَلَ المُؤمِنِینَ أَفضَلُهُم تَقدِمَهً مِن نَفسِهِ وَ أَهلِهِ وَ مَالِهِ فَإِنّکَ مَا تُقَدّم مِن خَیرٍ یَبقَ لَکَ ذُخرُهُ وَ مَا تُؤَخّرهُ یَکُن لِغَیرِکَ خَیرُهُ﴾. (1)

امیرمؤمنان علی علیه السلام در نامه خود به حادث همدانی نوشتند حادث همدانی نوشتند:... به ریسمان قرآن چنگ زن و از آن نصیحت پذیر حلالش را ،حلال و حرامش را حرام بشمار... و بدان بهترین ،مؤمنان کسی است که جان و خانواده و مال خود را در راه خدا پیشاپیش تقدیم کند چه آن را که پیش فرستی برای تو اندوخته گردد، و آن چه را که باقی گذاری سودش به دیگران می رسد.

می گویم: تَقدِمَة: مصدر قَدَّمَ: یعنی از روی بخشش و انفاق. تمام این نامه را در نهج البلاغه ملاحظه نمایید که مطالبی عالی در آن است.

32-افطار به درخواست مؤمن

1/275- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِفْطَارُکَ لِأَخِیکَ اَلْمُؤْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ صِیَامِکَ تَطَوُّعاً﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: ثواب پذیرش اطعام برادر مؤمن از روزه مستحبی

ص: 168


1- نهج البلاغة كتاب 69
2- الكافي، ج 4، ص 150.

برتر است

2/276- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ اَلدِّینَوَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ قَالَ ﴿دَخَلْتُ عَلَی جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ وَ بَیْنَ یَدَیْهِ خِوَانٌ عَلَیْهِ غَسَّانِیَّهٌ یَأْکُلُ مِنْهَا فَقَالَ اُدْنُ فَکُلْ فَقُلْتُ إِنِّی صَائِمٌ فَتَرَکَنِی حَتَّی إِذَا أَکَلَهَا فَلَمْ یَبْقَ مِنْهَا إِلاَّ اَلْیَسِیرُ عَزَمَ عَلَیَّ أَلاَّ أَفْطَرْتَ فَقُلْتُ لَهُ أَلاَّ کَانَ هَذَا قَبْلَ اَلسَّاعَهِ فَقَالَ أَرَدْتُ بِذَلِکَ أَدَبَکَ ثُمَّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ أَیُّمَا رَجُلٍ مُؤْمِنٍ دَخَلَ عَلَی أَخِیهِ وَ هُوَ صَائِمٌ فَسَأَلَهُ اَلْأَکْلَ فَلَمْ یُخْبِرْهُ بِصِیَامِهِ لِیَمُنَّ عَلَیْهِ بِإِفْطَارِهِ کَتَبَ اَللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ لَهُ بِذَلِکَ اَلْیَوْمِ صِیَامَ سَنَهٍ﴾ (1)

صالح بن عقبه گوید: وارد بر جمیل بن دراج شدم که بر سفره ای رنگارنگ نشسته بود به من گفت نزدیک بیا و غذا بخور :گفتم: روزه ام، او حرفی نزد و مشغول غذا خوردن شد تا این که غذای کمی باقی ماند رو به من :گفت چرا افطار نمی کنی؟ گفتم چرا زودتر که غذا بیشتر بود نگفتی؟ گفت: می خواستم جایگاه معرفتی تو را نسبت به آموزه های دینی بدانم! سپس :گفت از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: هر مؤمن روزه داری که بر برادرش وارد شود که غذا به او تعارف کند و او نگوید که روزه است و بر او منت گذارده و افطار کند، خداوند برای پاداشش ثواب روزه یک سال می نویسد.

می گویم: در این باب روایات دیگری هست که می توان به کتب الکافی (2) و جامع أحاديث الشيعة (3) مراجعه نمود.

33-غیبت مؤمن

1/277- الكليني، عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ اِبْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ

ص: 169


1- الكافي، ج 4، ص 150.
2- الكافي، ج 4، ص 150.
3- جامع أحاديث الشيعة، ج 9، ص 488

أصْحَابِهِ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قال: مَنْ قالَ فی مُؤْمِنٍ ما رَأَتْهُ عَیْناهُ، وَ سَمِعَتْهُ اذُناهُ، فَهُوَ مِنَ الذینَ قالَ اللهُ عَزَّوجلَّ: ﴿إِنَّ الَّذِينَ تُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ ءَامَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾ (1) (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس درباره مؤمن چیزی را که با چشم های خود دیده و با گوش های خود شنیده است بازگو کند از شمار کسانی است که خدای عز و جل فرموده است: «کسانی که دوست دارند زشت کاری در میان آنان که ایمان آورده اند شیوع پیدا کند، برای آنان عذابی پر درد خواهد بود».

2/278- الكليني، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ اَلْوَشَّاءِ ، عن دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ: ﴿سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ عَنِ اَلْغِیبَهِ قَالَ هُوَ أَنْ تَقُولَ لِأَخِیکَ فِی دِینِهِ مَا لَمْ یَفْعَلْ، وَ تُثْبِتَ عَلَیْهِ أَمْراً قَدْ سَتَرَهُ اَللَّهُ عَلَیْهِ، لَمْ یُقَمْ عَلَیْهِ فِیهِ حَدٌّ﴾. (3)

داود بن سرحان :گوید از امام صادق علیه السلام از (معنای) غیبت پرسیدم، فرمود: یعنی به برادر دینی ات کاری را نسبت دهی که مرتکب نشده و امری که خداوند بر او پوشیده و حدّی اقامه نکرده را منتشر کنی

3/279- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ، عَنِ اَلسَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿ اَلْغِیبَهُ أَسْرَعُ فِی دِینِ اَلرَّجُلِ اَلْمُسْلِمِ مِنَ اَلْأَکِلَهِ فِی جَوْفِهِ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَلْجُلُوسُ فِی اَلْمَسْجِدِ اِنْتِظَارَ اَلصَّلاَهِ عِبَادَهٌ مَا لَمْ یُحْدِثْ قِیلَ: یَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا یُحْدِثُ قَالَ اَلاِغْتِیَابَ﴾ (4)

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: غیبت کردن در [نابودی] دین مرد، زودتر کارگر می افتد تا بیماری خوره در اندرون او. فرمود: و نیز آن

ص: 170


1- سوره ،نور آیه .19
2- الكافي، ج 2، ص 357.
3- الكافي، ج 2، ص 357.
4- الكافي، ج 2، ص 256.

حضرت صلی الله علیه و آله فرموده است: در مسجد به انتظار نماز نشستن، عبادت است تا زمانی که حدثی سر نزند عرض :شد ای رسول !خدا حدث چیست؟ فرمود: غیبت کردن.

می گویم: روایت سند معتبر و متن آن واضح می باشد.

4/280- الكليني، عَنْ أَبِی عَلِیٍّ اَلْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلْجَبَّارِ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي كَهْمَسٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿الْمُؤْمِنُ مَنِ ائْتَمَنَهُ الْمُؤْمِنُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ وَ الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ يَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ الْمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ السَّيِّئَاتِ وَ تَرَكَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ الْمُؤْمِنُ حَرَامٌ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ يَظْلِمَهُ أَوْ يَخْذُلَهُ أَوْ يَغْتَابَهُ أَوْ يَدْفَعَهُ دَفْعَةً﴾ (1)

امام باقری علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود مؤمن را به شما معرفی نکنم؟ مؤمن کسی است که مؤمنین او را بر جان و مال خود امین دانند. مسلمان را برای شما معرفی نکنم؟ او کسی است که مسلمان ها از زبان و دستش در امان باشند، و مهاجر کسی است که بدی ها را کنار گذارد و حرام خدا را ترک کند و بر مؤمن حرام است که به مؤمن ستم کند یا او را واگذارد یا پشت سرش بدگویی کند یا او را از خود براند.

5/281- الصدوق، عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَیْبَهَ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَیْمَانَ، عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ عَلْقَمَهَ، عَنِ اَلصَّادِقِ جَعْفَرِ اِبْنِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فِی حَدِیثٍ: أَنَّهُ قَالَ: ﴿فَمَنْ لَمْ تَرَهُ بِعَیْنِکَ یَرْتَکِبُ ذَنْباً وَ لَمْ یَشْهَدْ عَلَیْهِ عِنْدَکَ شَاهِدَانِ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الْعَدَالَهِ وَ السَّتْرِ وَ شَهَادَتُهُ مَقْبُولَهٌ وَ إِنْ کَانَ فِی نَفْسِهِ مُذْنِباً وَ مَنِ اغْتَابَهُ بِمَا فِیهِ فَهُوَ خَارِجٌ عَنْ وَلَایَهِ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ دَاخِلٌ فِی وَلَایَهِ الشَّیْطَانِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: مَنِ اغْتَابَ

ص: 171


1- الكافي، ج 2، ص 235؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 278، طبع آل البيت.

مُؤْمِناً بِمَا فِیهِ لَمْ یَجْمَعِ اللَّهُ بَیْنَهُمَا فِی الْجَنَّهِ أَبَداً وَ مَنِ اغْتَابَ مُؤْمِناً بِمَا لَیْسَ فِیهِ فَقَدِ انْقَطَعَتِ الْعِصْمَهُ بَیْنَهُمَا وَ کَانَ الْمُغْتَابُ فِی النَّارِ خَالِداً فِیهَا وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود کسی را که با چشم خود ندیده ای مرتکب گناه شود، و در نزد تو دو نفر عليه او گواهی نداده اند عادل است و شهادتش پذیرفته می شود گر چه در باطن گناهکار هم ،باشد هر که از او غیبت بکند از تحت (سرپرستی) و دوستی خدا خارج و جزء دوستان (و تحت سرپرستی) شیطان است، سپس حضرت از اجدادش نقل می کند که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر که از مؤمنی با صفاتی که در او هست غیبت کند خداوند در بهشت هرگز آن ها را یک جا جمع نمی کند و هر که از مؤمنی با صفاتی که در او نیست غیبت کند تعهدات دینی میان آنان منقطع و غیبت کننده در آتش همیشگی است و چه بد جایگاهی است.

6/282- المفيد، عن الصدوق، عن أبيه، عن الحسن بن محمّد بن عامر، عن عمه عبدالله بن عامر عن محمّد بن زياد عن سيف بن عميرة قال: قال الصادق علیه السلام: ﴿إِنَّ اللهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ أَرْبَعِينُ جُنَّةً فَمَتَى أَذْنَبَ ذَنْباً كَبيراً رَفَعَ عَنْهُ جُنَّةٌ، فَإِذَا اِغْتَابَ أَخَاهُ اَلْمُؤْمِنَ بِشَیْءٍ یَعْلَمُهُ مِنْهُ اِنْکَشَفَتْ تِلْکَ اَلْجُنَنُ عَنْهُ وَ یَبْقَی مَهْتُوکَ اَلسِّتْرِ فَیَفْتَضِحُ فِی اَلسَّمَاءِ عَلَی أَلْسِنَهِ اَلْمَلاَئِکَهِ وَ فِی اَلْأَرْضِ عَلَی أَلْسِنَهِ اَلنَّاسِ وَ لاَ یَرْتَکِبُ ذَنْباً إِلاَّ ذَکَرُوهُ وَ تَقُولُ اَلْمَلاَئِکَهُ اَلْمُوَکَّلُونَ بِهِ یَا رَبَّنَا قَدْ بَقِیَ عَبْدُکَ مَهْتُوکَ اَلسِّتْرِ وَ قَدْ أَمَرْتَنَا بِحِفْظِهِ فَیَقُولُ عَزَّ وَ جَلَّ مَلاَئِکَتِی لَوْ أَرَدْتُ بِهَذَا اَلْعَبْدِ خَیْراً مَا فَضَحْتُهُ فَارْفَعُوا أَجْنِحَتَکُمْ عَنْهُ اَلْخَبَرَ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: بر (اعمال زشت) هر بنده ای چهل پرده کشیده شده، و چون مرتکب کبیره شد پرده از او برداشته شود پس اگر به چیزی که از برادرش می داند غیبتش کرد همه پرده ها برداشته شود و بدون حجاب ،بماند این جاست که نزد فرشتگان آسمان و مردم زمین بی آبرو شده و گناهی مرتکب نمی شود مگر این که

ص: 172


1- الأمالي، ص 91، 3؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 285.
2- الاختصاص، ص 220؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 2، ص 105 (ج 9، ص 116).

مردم آن را پخش می کنند. فرشتگان به خداوند می گویند: بنده ات بی پرده مانده و گناهانش را خلایق می بینند در صورتی که ما را مأمور حفظ آبرویش کرده ای! خداوند می فرماید: اگر برایش خیری می خواستم آبرویش را حفظ می کردم بال هایتان را از او بردارید تا بدون ستر (از گناه) بماند.

7/283- المفيد رَفَعَهُ إِلَی اَلْبَاقِرِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: وَجَدْنَا فِی کِتَابِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ عَلَی اَلْمِنْبَرِ : ﴿وَالله الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا أُعطِيَ مُؤمِنٌ قَطُّ خَيرَ الدُّنيَا وَالآخِرَةِ إِلَّا بِحُسنِ ظَنِّهِ بِالله عزوجل وَالكَفِّ عَنِ اغتِيَابِ المُؤمِنِ، وَالله الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَا يُعَذِّبُ الله عزوجل مُؤمِناً بِعَذَابٍ بَعدَ التَّوبَةِ وَالاستِغفَارِ إِلَّا بِسُوءِ ظَنِّهِ بِالله عزوجل وَ اغتِيَابِهِ لِلمُؤمِنِينَ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: در کتاب امیر مؤمنان علی علیه السلام نوشته، رسول خدا صلی الله علیه و اله بر منبر فرمود سوگند به خدای یگانه که هرگز خیر دنیا و آخرت به مؤمنی داده نشد مگر به سبب خوش گمانی او به خدا و خویشتنداریش از غیبت مؤمنان، و باز به خدای یگانه سوگند که خداوند هیچ مؤمنی را پس از توبه و استغفار عذاب نمی کند مگر در اثر بدگمانی به خداوند و غیبت مؤمنان.

8/284- أبو القاسم الكوفي رَفَعَهُ إِلَی عَلِیِّ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قال: ﴿مَنْ قَالَ فِي أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ مِمَّا فِيهِ مِمَّا قَدِ اسْتَتَرَ بِهِ عَنِ النَّاسِ فَقَدِ اغْتَابَهُ. و قال علیه السلام: مَنِ اغْتَابَ مُؤْمِناً حَبَسَهُ فِي طِينَةِ خَبَالٍ ثَلَاثِينَ خَرِيفاً قِيلَ: وَ مَا طِينَةُ خَبَالٍ؟ قَالَ: مَا يَصِيرُ طِيناً مِنْ صَدِيدِ فُرُوجِ الزَّوَانِي ﴾ (2)

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: هر که در مورد برادر مؤمنش چیزی را که در وجود او هست بگوید ولی خدا پوشانده غیبتش نموده است. و نیز حضرت فرمود: هر که غیبت مؤمن را مرتکب ،شود خداوند او را سی هزار سال در طینت

ص: 173


1- الاختصاص، ص 227؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 2، ص 105 (ج 9، ص 115).
2- كتاب الأخلاق؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 2، ص 105 (ج 9، ص 114).

خبال زندانی کند. به حضرت گفته شد طینت خبال چیست؟ فرمود: چرک و کثافتی است که از فرج زنان فاحشه بیرون می آید.

9/285- الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ رَفَعَهُ إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَنِ اِغْتَابَ مُؤْمِناً فَکَأَنَّمَا قَتَلَ نَفْساً مُتَعَمِّداً﴾ (1)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که مؤمنی را غیبت کند مانند آن است که از روی عمد کسی را کشته باشد.

10/286- و فِی فِقْهِ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ : وَ أَرْوِی عَنِ اَلْعَالِمِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿وَاللّه ما اُعْطِىَ مُوْمِنُ قَطَّ خَيْرَ الدُّنْيا وَالآْخِرَةِ، اِلاّ بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللّه ِعَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسْنِ خُلْقِهِ وَالْكَفِّ عَنِ اغْتياب الْمُؤمِنينَ ﴾ (2)

در فقه الرضا علیه السلام از امام کاظم علیه السلام فرمود: به خدا قسم به هیچ مؤمنی، خیر دنیا و آخرت داده نشد مگر به خاطر خوش گمانی به ،خداوند و امیدش به او، و خوش اخلاق بودن و خویشتنداریش از غیبت مؤمنان

می گویم: روایات بسیاری در حرمت و مذمت غیبت نمودن وارد شده که به ده مورد اشاره شد و به خواست خداوند بزودی در عنوان "جلوگیری از غیبت مؤمن" خواهد آمد که می توان مراجعه نمود.

34-وام دادن به مؤمن

1/287- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْرَاهِیمَ عَنْ أبِیهِ ، و عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ ابْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ، عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِیِّ بْنِ عَبْدِاللهِ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: قَالَ أبُو عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ: ﴿مَا مِنْ مُؤْمِنٍ أَقْرَضَ مُؤْمِناً یَلْتَمِسُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ إِلَّا حَسَبَ اللَّهُ لَهُ أَجْرَهُ

ص: 174


1- لبّ اللباب و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 2، ص 107 (ج 9، ص 125).
2- فقه الرضا علیه السلام، ص 49؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 2، ص 107 (ج 9، ص 126).

بِحِسَابِ الصَّدَقَهِ حَتَّی یَرْجِعَ إِلَیْهِ مَالُهُ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که برای رضای خدا به مؤمنان قرض دهد، خداوند قرض او را به عنوان صدقه بپذیرد و تا موقعی که قرض خود را وصول نکرده از برکات صدقه و آثار آن بهره مند خواهد بود.

می گویم: روایت از نظر سند معتبره می باشد و شیخ صدوق روایت را به سند خود در کتاب ثواب الاعمال (2) با این تفاوت که :گفته آن که به مسلمانی وام و قرض بدهد... نقل نموده است.

2/288- الصدوق قال : ححَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ اَلنَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ ، عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قال رسول اللهقَالَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و آله: ﴿مَنْ أَقْرَضَ مُؤْمِناً قَرْضاً یَنْتَظِرُ بِهِ مَیْسُورَهُ کَانَ مَالُهُ فِی زَکَاهٍ وَ کَانَ هُوَ فِی صَلاَهٍ مِنَ اَلْمَلاَئِکَهِ حَتَّی یُؤَدِّیَهُ إِلَیْهِ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس به مؤمنی وامی دهد و [برای پس گرفتن آن] صبر کند تا دستش باز شود و ام او زکات محسوب شود و در نماز با فرشتگان باشد [يا فرشتگان بر او درود می فرستند] تا این که وامش به او برگردانده شود.

3/289- الصدوق في حديث مناهي اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ و أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَنِ اِحْتَاجَ إِلَیْهِ أَخُوهُ المُسلمُ فی قَرضٍ و هُو یَقدِرُ علَیهِ فلم یَفعَلْ حَرَّمَ اللَّهُ علَیهِ ریحَ الجَنّهِ﴾ (4)

پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود: هر کس برادر مسلمانش در مورد وامی به او احتیاج

ص: 175


1- الكافي، ج ،4، ص 34، و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 11، ص 545 (ج 16، ص 318، آل البيت)
2- ثواب الأعمال، ص 166 .
3- ثواب الأعمال، ص 166.
4- الفقيه، ج 4، ص 15

داشته باشد و او توانایی بر آن داشته باشد و وام ،ندهد خداوند (حتی) استشمام بوی بهشت را بر او حرام خواهد کرد.

4/290- المفيد رَفَعَهُ إِلَی اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَا مِنْ مُؤْمِنٍ أَقْرَضَ مُؤْمِناً يَلْتَمِسُ بِهِ وَجْهَ اَللَّهِ إِلاَّ حَسَبَ اَللَّهُ لَهُ أَجْرَهُ بِحِسَابِ اَلصَّدَقَةِ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس برای رضای خدا به مؤمنان وام دهد، خداوند قرض او را به عنوان حسنات صدقه محسوب می دارد.

5/291- علي بن إبراهيم القمي رَفَعَهُ إِلَی اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿عَلَی بَابِ اَلْجَنَّهِ مَکْتُوبٌ اَلْقَرْضُ بِثَمَانِیَهَ عَشَرَ وَ اَلصَّدَقَهُ بِعَشَرَهٍ، وَ ذَلِکَ أَنَّ اَلْقَرْضَ لاَ یَکُونُ إِلاَّ لِمُحْتَاجٍ وَ اَلصَّدَقَهَ رُبَّمَا وُضِعَتْ فِی یَدِ غَیْرِ مُحْتَاجٍ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام :فرمود بر در بهشت نوشته شده است: قرض، هیجده و صدقه ده پاداش ،دارد چرا که ،قرض تنها برای نیازمند ،است، ولی صدقه بسا در دست کسی قرار می گیرد که نیازمند نیست

6/292- مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْأَشْعَثِ: حَدَّثَنِی مُوسَی بْنُ إِسْمَاعِیلَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ :: ﴿ اَلصَّدَقَهُ بِعَشْرَهٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمانِیَهَ عَشْرَ وَصِلَهُ الاِخوانِ بِعِشرینَ ﴾. (3)

امام کاظم علیه السلام از پدرانشان علیهم السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: صدقه ده برابر، و قرض هیجده ،برابر و صله رحم و ارتباط با برادران دینی بیست ،برابر و ارتباط با

ص: 176


1- الاختصاص، ص 27؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 365.
2- تفسير القمي، ج 2، ص 350؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 364.
3- الجعفريات ص188؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 363.

خویشاوندان بیست و چهار برابر پاداش دارد

می گویم: در این عنوان روایات متعددی نقل شده که می توان به کتب حدیثی از جمله جامع أحاديث الشيعة (1) مراجعه نمود.

35-بزرگداشت مؤمن

1/293- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، عَنْ یُونُسَ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: ﴿مَنْ أَتَاهُ أَخُوهُ اَلْمُسْلِمُ فَأَکْرَمَهُ فَإِنَّمَا أَکْرَمَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که برادر مسلمانش بر او وارد شود و گرامی اش بدارد در حقیقت خداوند را گرامی داشته است.

می گویم: روایت از نظر سند موثقه است.

2/294- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ، عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ:«قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ﴿مَن أکرَمَ أخاهُ المُسلِمَ بِکَلِمَهٍ یُلطِفُهُ بِها و فَرَّجَ عَنهُ کُربَتَهُ، لَم یَزَل فی ظِلِّ اللّهِ المَمدودِ عَلَیهِ الرَّحمَهُ ما کانَ فی ذلِکَ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود: هر که به برادر مسلمان خود سخنی مؤدبانه و مهرآمیز بگوید و گره از گرفتاری او ،بگشاید تا زمانی که مشغول آن کار باشد پیوسته سایه رحمت خداوند عز و جل بر سر او گسترده است.

3/295- الصدوق في حديث مناهي النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿ أَلاَ وَ مَنْ أَکْرَمَ أَخَاهُ اَلْمُسْلِمَ فَإِنَّمَا یُکْرِمُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ﴾

ص: 177


1- جامع أحاديث الشيعة، ج 18، ص 284.
2- الكافي، ج 2، ص 206.
3- الكافي، ج 2، ص 206.

وفيه : قال علیه السلام: ﴿مَنْ أَكرَمَ فَقِيراً مُسْلِماً لَقِي اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يوْمَ الْقِيامَةِ وَ هُوَ عَنْهُ رَاضٍ ﴾. (1)

در حدیث مناهی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمده: هر که برادر مسلمان خود را گرامی بدارد در واقع خداوند عز و جل را گرامی داشته است.

و باز در همان جا فرمود: هر کس مسلمان فقیری را گرامی دارد، روز قیامت در حالی خدا را دیدار کند که از او راضی است

4/296- الصدوق باسناده عَنِ الرِّضا عَلَیْهِ السَّلامُ، عَن أَبیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَلَیْهِمَا السَّلاَمُ قَالَ کَتَبَ اَلصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِلَی بَعْضِ اَلنَّاسِ: ﴿إنْ أرَدْتَ أنْ یُخْتَمَ بخَیرٍ عَمَلُکُ حتّی تُقْبَضَ وأنتَ فی أفْضَلِ الأعْمالِ فعَظِّمْ للَّهِ حَقَّهُ أن لا تَبْذُلَ نَعْماءَهُ فی مَعاصیهِ ، و أنْ تَغْتَرَّ بحِلْمِهِ عَنکَ ، و أکْرِمْ کُلَّ مَن وَجَدْتَهُ یُذْکَرُ مِنّا أو یَنْتَحِلُ مَوَدّتَنا ثُمَّ لَیْسَ عَلَیْکَ صَادِقاً کَانَ أَوْ کَاذِباً إِنَّمَا لَکَ نِیَّتُکَ وَ عَلَیْهِ کَذِبُهُ﴾ (2)

امام رضا علیه السلام از پدرش امام کاظم علیه السلام فرمود: پدرم امام صادق علیه السلام در نامه ای نوشتند اگر می خواهی که عملت ختم به خیر شود و هنگام مردن با بهترین اعمال بمیری حقّ خدا را پاس داشته و نعمت هایش را در راه معصیت صرف نکن و به سبب بردباریی که نسبت به تو نشان می دهد دچار غرور و غفلت نشو و هر کس را که دیدی ما را به نیکی یاد می کند یا از محبت ما دم می زند، گرامی بدار و در این صورت صداقت یا دروغگویی او برای تو ملاک نیست، چرا که تو ثواب نیتت را و او جزای دروغ خود را می برد.

5/297- الحسين بن سعيد رَفَعَهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : ﴿ مَنْ أَکْرَمَ مُؤْمِناً فَإِنَّمَا یُکْرِمُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ﴾ (3)

ص: 178


1- الفقيه، ج4، ص 13 و 16.
2- عيون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 4، رقم 8.
3- المؤمن، ص 54 ، رقم 138

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس مؤمنی را گرامی بدارد در حقیقت خداوند عز و جل را گرامی داشته است

6/298- أبو القاسم الكوفي رَفَعَهُ إِلَی اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَنْ أَكْرَمَ لَنَا وَلِيّاً فَبِاللَّهِ بَدَأَ وَ بِرَسُولِهِ ثَنَّى وَ عَلَيْنَا أَدْخَلَ السُّرُورَ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که دوستدار ما را گرامی بدارد، ابتدا خداوند و سپس پیامبرش را گرامی داشته و ما را نیز خوشحال نموده است.

7/299- الآمدي رَفَعَهُ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ : إِنَّهُ قَالَ: ﴿إِذَا آخَیْتَ فَأَکْرِمْ حَقَّ اَلْإِخَاءِ﴾ (2)

امیرمؤمنان علی علیه السلام: فرمود هر گاه با کسی پیمان برادری بستی، پس حق برادری را خوب ادا کن و گرامی بدار.

8/300- سبط الطبرسي رَفَعَهُ إِلَی اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ أنّه قال لعليّ بن يقطين: اِضْمَنْ لِی خَصْلَهً أَضْمَنُ لَکَ ثَلاَثاً فَقَالَ: ﴿جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا اَلْخَصْلَهُ اَلَّتِی أَضْمَنُهَا لَکَ وَ مَا اَلثَّلاَثُ اَلَّتِی تَضْمَنُ لِی فَقَالَ أَمَّا اَلثَّلاَثُ اَلَّتِی أَضْمَنُ لَکَ أَنْ لاَ یُصِیبَکَ حَرُّ اَلْحَدِیدِ أَبَداً بِقَتْلٍ وَ لاَ فَاقَهٌ وَ لاَ سِجْنُ حَبْسٍ فَقَالَ عَلِیٌّ وَ مَا اَلْخَصْلَهُ اَلَّتِی أَضْمَنُهَا لَکَ فَقَالَ لِی تَضْمَنُ لِی أَنْ لاَ یَأْتِیَکَ وَلِیٌّ أَبَداً إِلاَّ وَ أَکْرَمْتَهُ﴾ (3)

امام رضا علیه السلام به على بن يقطين :فرمود تو یک چیز را برای من ضمانت کن من سه چیز را برای تو ضمانت می کنم او :گفت آن ها چیست؟ حضرت فرمود: آن سه ای که من برایت ضمانت می کنم این است که هرگز به سوزش تیغه شمشیر گرفتار و کشته نشوی به فقر مبتلا نگردی و به زندان نیفتى على [بن يقطين]

ص: 179


1- كتاب الاخلاق؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 420.
2- غرر الحکم، ج 1، ص 310 ، رقم 34؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 12، ص 420.
3- مشكاة الانوار، ص193؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 420.

عرض کرد آن کاری که من باید برایتان ضمانت کنم چیست؟ حضرت فرمود: ضمانت بده که هیچ دوستی [از دوستان ما] نزد تو ،نیاید، مگر این که گرامیش بداری

9/301- سبط الطبرسي رَفَعَهُ إِلَی اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿لَیْسَ مِنَ اَلْإِنْصَافِ مُطَالَبَهُ اَلْإِخْوَانِ بِالْإِنْصَافِ، جَاءَ رَجُلٌ إِلَی سَلْمَانَ اَلْفَارِسِیِّ فَدَعَاهُ فَقَالَ إِنَّ فُلاَناً صَنَعَ لَکَ طَعَاماً فَقَالَ أَقْرِئْهُ مِنِّی اَلسَّلاَمَ وَ قُلْ أَنَا وَ مَنْ مَعِی؟ فَرَجَعَ اَلرَّسُولُ فَقَالَ: أَنْتَ وَ مَنْ مَعَکَ قَالَ فَقُمْنَا وَ کُنَّا ثَلاَثَهَ عَشَرَ رَجُلاً فَأَتَیْنَا اَلْبَابَ فَاسْتَأْذَنَ سَلْمَانُ فَخَرَجَ رَبُّ اَلْبَیْتِ فَأَخَذَ بِیَدِ سَلْمَانَ فَأَدْخَلَهُ اَلْبَیْتَ فَأَمَرَ رُفْقَتَنَا عَنْ یَمِینِهِ وَ شِمَالِهِ فَأَجْلَسَهُ وَ حَلَّ زِرَّ قَمِیصِهِ وَ کَانَ أَیَّامَ حَرٍّ فَفَرَّجَ عَنْهُ فَضَحِکَ سَلْمَانُ فَفَرِحْنَا بِضِحْکِهِ فَقُلْنَا یَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ مَا اَلَّذِی أَضْحَکَکَ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَقُولُ مَا مِنْ رَجُلٍ مُسْلِمٍ أَکْرَمَ أَخَاهُ اَلْمُسْلِمَ بِتَکْرِمَهٍ یُرِیدُ بِهِ وَجْهَ اَللَّهِ إِلاَّ نَظَرَ اَللَّهُ إِلَیْهِ وَ مَا نَظَرَ اَللَّهُ إِلَی عَبْدٍ إِلاَّ فَلاَ یُعَذِّبُهُ أَبَداً ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: انصاف نیست که انسان از برادران خود انصاف بخواهد. مردی خدمت سلمان فارسی رحمه الله آمد و او را دعوت نمود و گفت: فلانی غذایی برای شما تهیه کرده، سلمان :گفت سلام مرا به او برسان و به او بگو: من و هر که با من هست بیاییم؟ آن شخص رفت و برگشت و گفت همگی بیایید مرد گفت برخاستیم در حالی که سیزده نفر بودیم به در آن خانه رسیدیم، سلمان اجازه ورود خواست، صاحب خانه بیرون آمد و دست سلمان را گرفته و وارد خانه کرد، و به دوستان ما امر کرد که طرف راست و چپ او بنشینند او سلمان را نشاند و چون هوا گرم بود دکمه پیراهنش را باز نمود و از کارش شاد شد سلمان خنده اش گرفت، همگی ما نیز خندیدیم و گفتیم ای ابا عبدالله چرا خندیدی؟ گفت: از

ص: 180


1- مشكاة الانوار، ص188؛ و نقل عنه في جامع أحاديث الشيعة، ج 16، ص 143.

رسول خدا صلی الله علیه و اله را شنیدم که می فرمود: هر مسلمانی که برادر مسلمان خود را احترام کند، و در این عمل نیت خدایی داشته باشد خداوند به او نظر رحمت می کند، و هر که مورد نظر لطف و رحمت خداوند قرار گیرد هرگز عذاب نشود.

10/302- القطب الراوندي رَفَعَهُ إِلَی اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿ أَعْلَمُ النَّاسِ بِاللَّهِ وَ أَنْصَرُهُمْ فِي اللَّهِ أَشَدُّهُمْ تَعْظِيماً وَ حُرْمَةً لِأَهْلِ لَا إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ﴾ (1)

پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود: خداشناس ترین و یاری رسان ترین مردم در راه او کسی است که بیش از دیگران اهل توحید و مسلمین را بزرگ بدارد و احترام کرده والا شمارد

36-زیرک ترین مؤمنان

1/303- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلنُّعْمَانِ، عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی شَیْبَةَ ،اَلزُّهْرِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿الْمَوْتَ الْمَوْتَ أَلاَ وَلاَ بُدَّ مِنَ الْمَوْتِ- إلى أن قال : إذا استُحِقَّت وَلايَةُ اللَّهِ والسَّعادَةُ جاءَ الأجَلُ بَينَ العَينَينِ و ذَهَبَ الأمَلُ وراءَ الظَّهرِ ، و إذا استُحِقَّت وَلاَيَةُ الشَّيْطَانِ وَالشَّقَاوَةُ جَاءَ الْأَمَلُ بَيْنَ الْعَيْنَيْنِ وَ ذَهَبَ الْأَجَلُ وَرَاءَ الظَّهْرِ قَالَ وَ سُئِلَ رَسُولُ اللّه صلى الله عليه و آله: أَيُّ الْمُؤمِنِينَ أَكْيَسُ فَقَالَ أَكْثَرُهُمْ ذِكْراً لِلْمَوْتِ وَ أَشَدُّهُمْ لَهُ اسْتِعْدَاداً﴾ (2)

امام باقر علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را فرمود مرگ را مرگ را در نظر داشته ،باشید آگاه باشید که ناچاریم از مردن... هر گاه کسی استحقاق دوستی خداوند و خوشبختی را بیابد مرگ در برابر چشمان او آید و آرزو پشت سرش رود و هر گاه مستحقّ دوستی شیطان و بدبختی ،شود ،آرزو پیش چشمش آید و مرگ، پشت

ص: 181


1- لبّ اللباب؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 421.
2- الكافي، ج 3، ص 257.

سرش قرار گیرد امام علیه السلام: فرمود مردی از حضرت پرسید: زیرک ترین مؤمنان کیست؟ فرمود آن که مرگ را بیشتر یاد کند و برای آن آماده تر باشد.

می گویم: رجال ،سند همه ثقه هستند مگر "ابن ابی شیبه زهری" که توثیق ندارد و فقط همین روایت از او نقل شده که "حسين بن سعيد اهوازی" در کتاب زهدش (1) آورده است.

2/304- الصدوق بسنده المتصل إِلَی اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ عَنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿ أَکْیَسُ اَلنَّاسِ مَنْ کَانَ أَشَدَّ ذِکْراً لِلْمَوْتِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام از پدرانشان علیهم السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: زیرک ترین مردم کسانی اند که بیشتر یاد مرگ را باشند.

3/305- الشيخ جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ الْقُمِّيُّ رَفَعَهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَلْمُؤْمِنِینَ أَکْیَاسٌ وَ إِنَّ أَکْیَسَ اَلْمُؤْمِنِینَ أَکْثَرُهُمْ ذِکْراً لِلْمَوْتِ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمنان زیرک اند و زیرک ترین و هوشمندترین آن ها کسی است که زیاد به یاد مرگ باشد.

4/306- مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْأَشْعَثِ بسنده المتصل إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿أَکْثِرُوا مِنْ ذِکْرِ هَادِمِ اَللَّذَّاتِ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ فَمَا هَادِمُ اَللَّذَّاتِ؟ قَالَ: اَلْمَوْتُ فَإِنَّ أَکْیَسَ اَلْمُؤْمِنِینَ أَکْثَرُهُمْ ذِکْراً لِلْمَوْتِ وَ أَشَدُّهُمْ لَهُ اِسْتِعْدَاداً﴾ (4)

امیرمؤمنان علی علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود ویران کننده خوشی ها را فراوان یاد کنید عرض شد: ای رسول خدا! ویران کننده خوشی ها چیست؟ فرمود:

ص: 182


1- الزهد، ص78 ، ح 211.
2- أمالي الصدوق، ص 27، ح 4.
3- الغايات، ص 82
4- الجعفريات، ص 199

مرگ؛ زیرک ترین مؤمنان کسی است که مرگ را بیشتر یاد کند و برای آن آماده تر باشد.

37-لطف در حق مؤمن

1/307- الكليني، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی، جَمِیعاً، عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عَدِیٍّ قَالَ: أملأ عليَّ محمّد بن سُليمان، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿ أَحْسِنْ یَا إِسْحَاقُ إِلَی أَوْلِیَائِی مَا اِسْتَطَعْتَ فَمَا أَحْسَنَ مُؤْمِنٌ إِلَی مُؤْمِنٍ وَ لاَ أَعَانَهُ إِلاَّ خَمَشَ وَجْهَ إِبْلِیسَ وَ قَرَّحَ قَلْبَهُ ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام به اسحاق بن عمار فرمود: تا می توانی به دوستانم نیکی کن، زیرا هر مؤمنی نسبت به مؤمن دیگر احسان کرده و او را یاری نماید چهره ابلیس را خراشیده و دلش را مجروح کرده است.

می گویم "خَمَشه" یعنی خراشیدن و خدشه وارد کردن و سیلی زدن و "قَرَحه" یعنی دردمند نمودن.

2/308- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ نَصْرِ ابْنِ إِسْحَاقَ ، عَنِ اَلْحَارِثِ ابْنِ اَلنُّعْمَانِ عَنْ اَلْهَیْثَمِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِی دَاوُدَ عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿مَا فِی أُمَّتِی عَبْدٌ أَلْطَفَ أَخَاهُ فِی اَللَّهِ بِشَیْءٍ مِنْ لُطْفٍ إِلاَّ أَخْدَمَهُ اَللَّهُ مِنْ خَدَمِ اَلْجَنَّهِ﴾. (2)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بنده ای از امتم نیست که نسبت به برادرش لطفی کند، جز آن که خداوند خدمتگزارانی از بهشت را خادمش سازد

3/309- الكليني، عن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد بن عيسى، عن عليّ بن

ص: 183


1- الكافي، ج 2، ص 207.
2- الكافي، ج 2، ص 206.

الحكم عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَنْ أَخَذَ مِنْ وَجْهِ أَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ قَذَاهً کَتَبَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَنْ تَبَسَّمَ فِی وَجْهِ أَخِیهِ کَانَتْ لَهُ حَسَنَهٌ.﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که خاشاکی از چهره برادر مؤمنش برگیرد، خدای عز و جل برایش ده حسنه نویسد و هر که به چهره برادرش تبسم کند یک حسنه برای او است.

می گویم: "قَذاه" یعنی آن چیزی که در چشم می افتد یا خاک یا کاه یا خاشاکی که در آب می افتد.

4/310- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِیزِ ، عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَنْ قَالَ لِأَخِیهِ الْمُؤْمِنِ مَرْحَباً کَتَبَ اللَّهُ تَعَالَی لَهُ مَرْحَباً إلی یَومِ القِیامَة﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که به برادر مؤمن خود «خوشامد» گوید، خداوند متعال تا روز قیامت برای او «خوشامد» می نویسد.

5/311- الكليني، عنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَیْنِ ، عَن محمّد بن إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لَیُتْحِفُ أَخَاهُ اَلتُّحْفَهَ قُلْتُ وَ أَیُّ شَیْءٍ اَلتُّحْفَهُ قَالَ مِنْ مَجْلِسٍ وَ مُتَّکَإٍ وَ طَعَامٍ وَ کِسْوَهٍ وَ سَلاَمٍ فَتَتَطَاوَلُ اَلْجَنَّهُ مُکَافَأَهً لَهُ وَ یُوحِی اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهَا أَنِّی قَدْ حَرَّمْتُ طَعَامَکِ عَلَی أَهْلِ اَلدُّنْیَا إِلاَّ عَلَی نَبِیٍّ أَوْ وَصِیِّ نَبِیٍّ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ اَلْقِیَامَهِ أَوْحَی اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهَا أَنْ کَافِئِی أَوْلِیَائِی بِتُحَفِهِمْ فَیَخْرُجُ مِنْهَا وُصَفَاءُ وَ وَ صَائِفُ مَعَهُمْ أَطْبَاقٌ مُغَطَّاهٌ بِمَنَادِیلَ مِنْ لُؤْلُؤٍ فَإِذَا نَظَرُوا إِلَی جَهَنَّمَ وَ هَوْلِهَا وَ إِلَی اَلْجَنَّهِ وَ مَا فِیهَا طَارَتْ عُقُولُهُمْ وَ اِمْتَنَعُوا أَنْ یَأْکُلُوا فَیُنَادِی مُنَادٍ مِنْ تَحْتِ اَلْعَرْشِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ حَرَّمَ جَهَنَّمَ ، عَلَی مَنْ أَکَلَ

ص: 184


1- الكافي، ج 2، ص 205.
2- الكافي، ج 2، ص 206.

مِنْ طَعَامِ جَنَّتِهِ ، فَیَمُدُّ اَلْقَوْمُ أَیْدِیَهُمْ فَیَأْکُلُونَ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن برای برادرش تحفه می برد! گفتم: تحفه چیست؟ فرمود مانند جای نشستن متکا ،خوراک ،پوشاک سلام (و مانند این ها) پس بهشت برای پاداش او آماده ،است و خدای عز و جل به بهشت وحی فرماید که من طعام ترا بر اهل دنیا حرام ساختم مگر بر پیغمبر و وصی پیغمبر، و چون روز قیامت شود، خدای عز و جل به بهشت وحی کند که دوستانم را در برابر تحفه هایشان پاداش ده، غلمان و حوریانی بیرون آیند با طبق هایی از طعام که با مروارید تزیین شده اند. پس چون آن ها به دوزخ و هراسش نگرند و بهشت را با آن چه در آن است، مشاهده کنند، عقلشان بپرد و نتوانند از طعام آن طبق ها بخورند سپس یک جارچی از زیر عرش فریاد کند که خداوند عز و جل دوزخ را حرام کرده بر کسی که از طعام بهشتش خورد، آن گاه ایشان دست دراز کنند و بخورند (تا از هراس دوزخ ایمن شوند).

می گویم: "الوَصيف" یعنی پسر بچه ای که بالغ نشده و "الوَصيفه" دختر نابالغ را گویند و جمعش "وُصَفاء" و "وَصائِف" است چنان چه صاحب "المصباح" آورده است.

6/312- مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْأَشْعَثِ بسنده عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿مِنْ تَکْرِمَهِ اَلرَّجُلِ لِأَخِیهِ اَلْمُسْلِمِ أَنْ یَقْبَلَ تُحْفَتَهُ أَوْ یُتْحِفَهُ بِمَا عِنْدَهُ وَ لاَ یَتَکَلَّفَ لَهُ﴾. (2)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نشانه شرافت و بزرگواری مرد نسبت به برادر مسلمانش این است که هدیه اش را قبول کند، و از آن چه دارد به او هدیه دهد، و خود را به خاطر او به مشقّت نیندازد.

ص: 185


1- الكافي، ج 2، ص 207.
2- الجعفريات، ص193؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 417.

7/313- اَلسَّیِّدُ مُحْیِ اَلدِّینِ بن زهرة بسنده عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: ﴿مَنْ أَلْطَفَ مُؤْمِناً أَوْ قَامَ لَهُ لِحَاجَةٍ مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ صَغُرَ ذَلِكَ أَوْ كَبُرَ كَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يُخْدِمَهُ خَادِماً يَوْمَ الْقِيَامَةِ﴾ (1)

پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود: هر که به مؤمن لطفی کند یا برای انجام حاجتی دنیوی یا اخرویش چه خُرد باشد یا کلان آماده باشد و قدم بردارد بر خداوند است که خادمی بهشتی در قیامت به خدمتش قرار دهد.

8/314- القاضي نعمان رَفَعَهُ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ : إِنَّهُ قَالَ: ﴿خُصُّوا بِأَلْطَافِکُمْ خَوَاصَّکُمْ وَ إِخْوَانَكُمْ﴾. (2)

امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: الطاف ویژه خود را به بزرگان معنوی و برادران مؤمن خود اختصاص بدهید.

38-خداوند به مؤمن اجازه سرافکندگی خویش را نداده است

1/315- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ قَالَ: سَمِعْتُ أبَا عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ یَقُولُ: ﴿ لاَ یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یُذِلَّ نَفْسَهُ قِیلَ لَهُ وَ کَیْفَ یُذِلُّ نَفْسَهُ قَالَ یَتَعَرَّضُ لِمَا لاَ یُطِیقُ﴾. (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن را نشاید که خویشتن را خوار نماید عرض :شد چگونه خود را خوار می سازد؟ فرمود دست به کاری می زند که توانش را ندارد و بدینسان خود را خوار و سرافکنده می کند.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد و شیخ طوسی هم روایت را

ص: 186


1- أربعين ابن زهرة ، ص 80، ح 38؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 417.
2- دعائم الاسلام، ج 2، ص327؛ و نقل عنه في مستدرک الوسائل، ج 12، ص 418.
3- الكافي، ج 5، ص 63.

در التهذیب (1) آورده است.

2/316- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْراهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ : ﴿إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ كُلَّ شَيْ ءٍ إِلّا إِذْلالَ نَفْسِه﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند تبارک و تعالی اختیار هر کاری را به مؤمن داده است مگر اختیار خوار کردن خویشتن را.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

3/317-الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی، عَنْ سَمَاعَهَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿إِنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ فَوَّضَ إِلَی الْمُوءْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهَا ، وَ لَمْ یُفَوِّضْ إِلَیْهِ أَنْ یُذِلَّ نَفْسَهُ؛ أَلَمْ تَسْمَعْ لِقَوْلِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ: ﴿لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ﴾ (3) فَالْمُوءْمِنُ یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ عَزِیزاً ، وَ لاَ یَکُونَ ذَلِیلاً ، یُعِزُّهُ اللّهُ بِالاْءِیمَانِ وَالاْءِسْلاَمِ﴾ (4)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عز و جل اختیار همه کارها را به مؤمن داده اما این اختیار را نداده که خویشتن را خوار کند مگر نشنیده ای که خدا عز و جل می فرماید: «و عزت از آنِ خداست و از رسولش و از مؤمنان»؟ پس شأن مؤمن این است که عزیز باشد و ذلیل نباشد خداوند به واسطه ایمان و اسلام به او عزت بخشیده است.

می گویم: روایت از نظر سند موثقه می باشد و نظیر آن روایت موثّقه دیگری است که در کافی (5) از "سماعه" نقل شده است.

ص: 187


1- التهذيب، ج 6، ص 180.
2- الكافي، ج 5، ص 63.
3- سوره منافقین، آیه 7.
4- الكافي، ج 5، ص 63.
5- الكافي، ج 5 ، ص 64 ، رقم 6

4/318- الكليني، عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿ لاَ یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یُذِلَّ نَفْسَهُ قُلْتُ بِمَا يُذِلُّ نَفْسَهُ قَالَ يَدْخُلُ فِيمَا يَتَعَذَّرُ مِنْه﴾. (1)

امام صادق علیه السلام به مفضل بن عمر فرمود: سزاوار نیست که مؤمن خود را خوار و زبون سازد، پرسیدم چگونه خود را خوار می کند؟ فرمود: دست به کاری زند که موجب عذر خواهی شود.

می گویم: شیخ طوسی در التهذیب (2) نیز روایت را آورده است.

5/319- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَیْنِ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ اَلْأَحْمَرِ، عَن عبدالله ابن حَمَّادٍ الْأَنْصَارِیِّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ، عن أبي اَلْحَسَنِ اَلْأَحْمَسِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قال: ﴿إِنَّ اَللَّهَ عز و جل فَوَّضَ إِلَی اَلْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهَا، وَ لَمْ یُفَوِّضْ إِلَیْهِ أَنْ یَکُونَ ذَلِیلاً، أَمَا تَسْمَعُ قَوْلَ اَللَّهِ عز و جل يقول: ﴿وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ لَكِنَّ الْمُنَفِقِينَ﴾ (3) فَالْمُؤْمِنُ یَکُونُ عَزِیزاً وَ لاَ یَکُونُ ذَلِیلاً، ثُمَّ قَالَ: اَلْمُؤْمِنُ أَعَزُّ مِنَ اَلْجَبَلِ، إِنَّ اَلْجَبَلَ یُسْتَفَلُّ مِنْهُ بِالْمَعَاوِلِ وَ اَلْمُؤْمِنُ لاَ یُسْتَفَلُّ مِنْ دِینِهِ شَیْءٌ﴾ (4)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عز و جل اختیار همه کارها را به مؤمن داده اما این اختیار را نداده که خویشتن را خوار کند مگر نشنیده ای که خدا عز و جل می فرماید: «و عزت از آنِ خداست و از رسولش و از مؤمنان»؟ پس شأن مؤمن این است که عزیز باشد و ذلیل .نباشد سپس فرمود مؤمن از کوه نیرومندتر و سرسخت تر است؛ زیرا از کوه با ضربات تیشه کم می شود اما با هیچ وسیله ای از دین مؤمن نمی توان کاست.

ص: 188


1- الكافي، ج 5، ص 64
2- التهذيب، ج 6، ص 180
3- سوره منافقین آیه 7
4- الكافي، ج 5، ص 63.

می گویم: شیخ طوسی این روایت را با همین سند در التهذیب (1) نقل نموده البته با این تفاوت که به جای "محمّد بن حسین" در سند "محمّد بن حسن" آورده و ظاهراً آن چه که شیخ طوسی به قرینه روایتش از "ابراهیم بن اسحاق" آورده صحیح باشد و ایشان در جامع الرواة (2) در ترجمه "ابراهيم بن اسحاق" همین مطلب را یادآوری نموده است و خداوند می داند. مراد از "القلّ" یعنی رخنه و ایجاد شکاف کاستن.

6/320- الكليني،عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قال: ﴿مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَهٌ تُذِلُّهُ﴾. (3)

امام صادق علیه السلام فرمود چه زشت است برای مؤمن که میل و گرایشی به اعمال و چیزهای خوارکننده داشته باشد!

می گویم: شیخ صدوق نیز این روایت را با سند خودش از "حبیب واسطی" از امام صادق علیه السلام در كتاب صفات الشيعة (4) نقل کرده است.

39-به دین مؤمن حقیقی آسیب نرسد

1/321- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلنُّعْمَانِ ، عَنْ أيوب بن الحرّ، عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿فَوَقَهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا﴾ (5) فقال : ﴿أَمَا لَقَدْ بَسَطُوا عَلَیْهِ وَ قَتَلُوهُ وَ لَکِنْ أَتَدْرُونَ مَا وَقَاهُ وَ قَاهُ أَنْ یَفْتِنُوهُ فِی دِینِهِ ﴾ (6)

امام صادق علیه السلام در مورد سخن خداوند عز و جل: «پس خداوند او را از شرّ نقشه هایی که بر ضدّش در سر می پروراندند حفظ کرد». فرمود: آن ها بر او (مؤمن

ص: 189


1- التهذيب، ج 6، ص 179، رقم 16.
2- جامع الرواة، ج 1، ص 19.
3- الكافي، ج 2، ص 320.
4- صفات الشيعة، ص 32، ح 45
5- سوره مؤمن آیه 45
6- الكافي، ج 2، ص 215 ونقل عنه في الوافي، ج 5، ص 745.

آل فرعون) چیره شدند و او را کشتند ولی می دانید خداوند او را از چه چیز نگاه داشت؟ او را از این که به دینش آسیب رسانند حفظ کرد.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد و فیض کاشانی در شرح آن آورده «این آیه حکایت مؤمن آل فرعون است موقعی که فرعون می خواست او را با نیرنگ و شکنجه بیدین .کند عبارت "قسطوا علیه" یعنی کشاندند او را، از ماده "قسوط" به معنای ستم و برگشت از حق می باشد در بعضی نسخه ها عبارت "بسطوا" به معنای این که دستانشان را بر این کار باز گذاشتند و در دیگر نسخه ها عبارت به نحو "سطوا" از ماده "سطو" به معنای چیرگی با ظلم و ستم آمده است».

2/322- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْراهِیمَ، عَنْ أَبِیهِ ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسی، عَنْ رِبْعِیِّ بْنِ عَبْدِ اللّهِ ، عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام : ﴿سَلاَمَةُ الدِّینِ وَ صِحَّةُ الْبَدَنِ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ وَالْمَالُ زِینَةٌ مِنْ زِینَةِ الدُّنْیَا حَسَنَةٌ﴾. (1)

مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ ، عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ ، عَنْ حَمَّادٍ ، عَنْ رِبْعِیٍّ ، عَنِ الْفُضَیْلِ بن یسار عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مِثْلَهُ .

امام باقر علیه السلام: فرمود سلامتی دین و صحّت بدن بهتر از مال است و مال زینتی از زینت های خوب دنیاست.

محمّد بن اسماعیل از فضل بن شاذان از حمّاد از ربعی از فضیل بن یسار از امام باقر علیه السلام همانند این روایت را نقل کرده است.

می گویم: این روایت با هر دو سندش صحیح و متن آن نیز واضح است.

3/323- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَهَ قَالَ: قَالَ أبُو عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ: ﴿کانَ فِی وَصِیهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیهِ السَّلَامُ لِأَصْحَابِهِ: اعْلَمُوا أَنَّ الْقُرْآنَ هُدَی اللَّیلِ وَ اَلنَّهَارِ وَ نُورُ اَللَّيْلِ اَلْمُظْلِمِ عَلَى مَا كَانَ مِنْ جَهْدٍ وَ فَاقَةٍ فَإِذَا حَضَرَتْ بَلِيَّةٌ فَاجْعَلُوا

ص: 190


1- الكافي، ج 2، ص 216؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 746

مْوَالَكُمْ دُونَ أَنْفُسِكُمْ وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَكُمْ دُونَ دِينِكُمْ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَلْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ وَ اَلْحَرِيبَ مَنْ حُرِبَ دِينُهُ أَلاَ وَ إِنَّهُ لاَ فَقْرَ بَعْدَ اَلْجَنَّةِ أَلاَ وَ إِنَّهُ لاَ غِنَى بَعْدَ اَلنَّارِ لاَ يُفَكُّ أَسِيرُهَا وَ لاَ يَبْرَأُ ضَرِيرُهَا﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام در ضمن سفارش به اصحابش و :فرمود بدانید که قرآن هدایت شب و روز است (یعنی در همه احوال و اوقات) نور شب تاریک است برای هر سختی و نیازی (راه نجات را در گرفتاری و بلا نشان دهد) پس چون بلایی [ برای جانتان] فرا رسد مال های خود را سپر جان هایتان کنید و چون حادثه ای [برای دینتان] پیش آید جان هایتان را فدای دینتان کنید و بدانید که هلاک گشته کسی است که دینش تباه شده باشد و غارت زده کسی است که دینش ربوده شده است آگاه باشید که پس از رسیدن به بهشت فقر و نیازی نیست و بعد از دوزخ بی نیازی و توانگری معنا ندارد (هر که در دنیا عمل صالح کند و مستوجب بهشت ،گردد فقیر و نیازمند نیست هر چند دستنگ و گرفتار باشد و کسی که خود را مستوجب دوزخ سازد بی نیازی ندارد هر چند ثروتمند و مرفه باشد) اسیر دوزخ آزاد نگردد و ضرری که به او رسیده جبران نشود.

فیض کاشانی گفته «حَریبَةُ الرّجُل یعنی؛ دارایی و اموالی که با آن زندگی می کند "حَریب" به کسی گفته می شود که اموالش ربوده شده و به سرقت رفته است و چیزی برایش باقی نمانده باشد. "ضَریر" یعنی انسان زیان دیده».

4/324- الكليني، عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أصْحَابِنا، عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ بَعْضِ أصْحَابِهِ قَالَ: کَانَ رَجُلٌ یَدْخُلُ عَلَی أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ مِنْ أصْحَابِهِ فَغَبَرَ زَمَاناً لَا یَحُجُّ، فَدَخَلَ عَلَیْهِ بَعْضُ مَعَارِفِهِ، فَقَالَ لَهُ: فُلَانٌ مَا فَعَلَ؟ قَالَ: فَجَعَلَ یُضَجِّعُ الْکَلَامَ یَظُنُّ أنَّهُ إنَّمَا یَعْنِی الْمَیْسَرَةَ وَ الدُّنْیَا فَقَالَ أبُو عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ: کَیْفَ دِینُهُ؟ فَقَالَ: کَمَا

ص: 191


1- الكافي، ج 2، ص216؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 745.

تُحِبُّ فَقَالَ هُوَ وَ اللهِ الْغِنَی﴾. (1)

مردی از اصحاب امام صادق علیه السلام در (هر سال) خدمت آن حضرت می رسید و دیر زمانی گذشت که به حجّ نرفت (و خدمت امام نرسید) و یکی از آشنایان او خدمت آن حضرت رفت و امام به او فرمود فلانی چه کار می کند؟ (راوی) گوید: در پاسخ سخن را پیچیده و شکسته ادا کرد و به گمانش که مقصود امام وضع دارایی و مالی او است امام صادق علیه السلام فرمود دین او چگونه است؟ در پاسخ گفت: چنان چه شما دوست دارید فرمود به خدا که او توانگر و بی نیاز است.

می گویم: "غَبَر غُبورا" از باب " قَعَد" به معنای باقیمانده است و گاهی نیز در معنای "چیزی که گذشت" استعمال می شود و در این صورت از جمله لغت های اضداد است پس باید به معنای آن چه گذشت باشد و همان گونه که در نسخه خطی کافی ما به صورت نسخه بدل آمده در بعضی نسخ عبارت "فَصَبَرَ" به جای "غَبَرَ" آمده است. فیض کاشانی در شرح آن گفته غَبَرَ: مکث کرد، لا يَحجّ: یعنی به مکّه نرفت تا این که حضرت را ملاقات نمود برای این که احوالش را بفهمد و متوجه شود. يَضجَعَ الكَلام: یا از ماده "الاضجاع" به معنای پایین آمدن و نیز می تواند از ماده "التّضجیع" به معنای کوتاه و مختصر نمودن باشد چون در آن موقع او حاضر نبود و گوینده گمان می کرد که حضرت از مال و دارایی و بی نیازی و امور دنیوی سؤال می کنند لذا نمی خواست از گرفتاری و نیازمندی او پرده بردارد لذا در بیان احوالش همه چیز را نمی گفت و نیاز مالی او را می پوشاند.

5/325- الكليني، عَن عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قال : ﴿الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَحْمَرُ، فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: الْفَقْرُ مِنَ الدِّينَارِ وَالدِّرْهَمِ فَقَالَ: لَا، وَلَكِنْ مِنَ الدِّينِ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام فرمود ،فقر مرگ سرخ است. (راوی می گوید: به امام

ص: 192


1- الكافي، ج 2، ص 216؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5 ، ص 746.
2- الكافي، ج 2، ص 266؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 747.

صادق علیه السلام گفتم: آیا فقر در مال؟ فرمود: نه! فقر در دین.

40-انس مؤمن به ایمانش

1/326- الكليني، عن عَلِیِّ بْنِ إبراهِیمَ عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أیُّوبَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أبَانٍ وَ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی مَرْضَةٍ مَرِضَهَا لَمْ یَبْقَ مِنْهُ إلَّا رَأْسُهُ فَقَالَ: فُضَیْلُ! إنَّنِی کَثِیراً مَا أقُولُ: مَا عَلَی رَجُلٍ عَرَّفَهُ اللهُ هَذَا الْأمْرَ لَوْ کَانَ فِی رَأْسِ جَبَلٍ حَتَّی یَأْتِیَهُ الْمَوْتُ﴾

﴿یَا فُضَیْلَ بْنَ یَسَارٍ! إنَّ النَّاسَ أخَذُوا یَمِیناً وَ شِمَالًا وَ إنَّا وَ شِیعَتَنَا هُدِینَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ. یَا فُضَیْلَ بْنَ یَسَارٍ! إنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْ أصْبَحَ لَهُ مَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ کَانَ ذَلِکَ خَیْراً لَهُ﴾

﴿أصْبَحَ مُقَطَّعاً أعْضَاؤُهُ کَانَ ذَلِکَ خَیْراً لَهُ﴾.

﴿یَا فُضَیْلَ بْنَ یَسَارٍ! إنَّ اللهَ لَا یَفْعَلُ بِالْمُؤْمِنِ إلَّا مَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ﴾.

﴿یَا فُضَیْلَ بْنَ یَسَارٍ! لَوْ عَدَلَتِ الدُّنْیَا عِنْدَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ جَنَاحَ بَعُوضَةٍ مَا سَقَی عَدُوَّهُ مِنْهَا شَرْبَةَ مَاءٍ﴾

یَا فُضَیْلَ بْنَ یَسَارٍ! إنَّهُ مَنْ کَانَ هَمُّهُ هَمّاً وَاحِداً کَفَاهُ اللهُ هَمَّهُ وَ مَنْ کَانَ هَمُّهُ فِی کُلِّ وَادٍ لَمْ یُبَالِ اللهُ بِأیِّ وَادٍ هَلَکَ﴾ (1)

فضیل بن یسار گوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم زمانی که بیماری شدیدی داشت و (آن قدر لاغر و نحیف شده بود) که جز سرش باقی نمانده بود، فرمود: ای فضیل! من بسیار می گویم: کسی را که خدا به این امر (تشیع) آشنا کرد، اگر بر سر کوهی باشد تا مرگش برسد ضرر نکرده است.

ای فضیل بن یسار! مردم به راست و چپ منحرف شدند ما و پیروانمان به صراط مستقیم هدایت شدیم.

ای فضیل بن یسار! اگر همه دنیا هم از آن مؤمن باشد خیر اوست و اگر

ص: 193


1- الكافي، ج 2، ص 246.

اعضایش را تکه تکه کنند باز به خیر او است.

ای فضیل بن یسار! خدا نسبت به مؤمن جز خیر انجام ندهد.

ای فضیل بن یسار! اگر دنیا نزد خداوند عز و جل به اندازه بال پشه ای ارزش داشت هرگز دشمنش را جرعه ای آب نمی نوشاند.

اى فضيل بن یسار! کسی که هدف و همتش یک چیز (رضای خدا) باشد، خداوند او را به هدفش برساند و کسی که همتش به همه سو متوجه باشد، خداوند باک ندارد که در چه درهّ ای هلاک شود (یعنی خدا هدایت و توفیقش را از او بگیرد و او را به خود و هوای نفسش واگذارد تا در راه یکی از ادیان باطل جان سپارد).

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد و مراد از عبارت "لم يبقَ مِنه إلّا رأسه" کنایه از شدّت لاغری حضرت علیه السلام به واسطه بیماری است.

2/327- الكليني، عن عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنِ اِبْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿لَوْ لَمْ یَکُنْ فِی اَلْأَرْضِ إِلاَّ مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ لاَسْتَغْنَیْتُ بِهِ عَنْ جَمِیعِ خَلْقِی، وَ لَجَعَلْتُ لَهُ مِنْ إِیمَانِهِ أُنْساً لاَ یَحْتَاجُ مَعَهُ إِلَی أَحَدٍ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رمود: خداوند تبارک و تعالی فرماید: اگر در دنیا فقط یک مؤمن ،باشد به او اکتفا کرده و چنان ایمانی به او می بخشم که مونس و همدمش شود تا به احدی محتاج نباشد.

می گویم: روایت از حیث سند معتبره است.

3/328- الكليني، عنْ عِدَّةٍ مِنْ أصْحَابِنَا عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ الْمُخْتَارِ الْأنْصَارِیِّ قَالَ: قَالَ أبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلامُ: يا

ص: 194


1- الكافي، ج 2، ص 245

عَبْدَ الْوَاحِدِ! مَا یَضُرُّ رَجُلًا إذَا کَانَ عَلَی ذَا الرَّأْیِ مَا قَالَ النَّاسُ لَهُ وَ لَوْ قَالُوا: مَجْنُونٌ، وَ مَا یَضُرُّهُ وَ لَوْ کَانَ عَلَی رَأْسِ جَبَلٍ یَعْبُدُ اللهَ حَتَّی یَجِیئَهُ الْمَوْتُ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام به عبدالواحد بن مختار انصاری فرمود: آن که دارای این عقیده (مذهب تشیع) باشد، آن چه مردم در باره او بگویند هر چند دیوانه اش بخوانند، زیانی نکرده و اگر بر قلّه کوهی هم باشد تا زمان مرگش در حال عبادت و بندگی خداست.

می گویم: چنان چه واضح و آشکار است مراد از عبارت "ذَا الرَّاي" در روایت همان مذهب تشیّع می باشد.

4/329- الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ مُوسَی عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَا یُبَالِی مَنْ عَرَّفَهُ اَللَّهُ هَذَا اَلْأَمْرَ أَنْ یَکُونَ عَلَی قُلَّهِ جَبَلٍ یَأْکُلُ مِنْ نَبَاتِ اَلْأَرْضِ حَتَّی یَأْتِیَهُ اَلْمَوْتُ﴾ (2)

امام باقر علیه السلام فرمود. چه باک آن را که خداوندش به این امر (تشیع) آشنا کرد، از این که بر قلّه کوهی باشد و از گیاهان زمینی بخورد تا بمیرد.

5/330- الكليني، عن عليّ بن إبراهيم، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ کلیپ مُعَاوِیَهَ ، عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: ﴿مَا یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أنْ یَسْتَوْحِشَ إلَی أخِیهِ فَمَنْ دُونَهُ، الْمُؤْمِنُ عَزِیزٌ فِی دِینِهِ﴾. (3)

كليب بن معاویه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: شایسته مؤمن نیست که با برادر دینی یا غیر او مأنوس شود چرا که مؤمن به دینداریش عزیز است (محتاج کسی نیست).

ص: 195


1- الكافي، ج 2، ص 245.
2- الكافي، ج 2، ص 245.
3- الكافي، ج 2، ص 245؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 743.

فیض کاشانی در توضیح آن :گفته «استیحاش» متضمن معنای «استیناس» می باشد و فقط با حرف "الی" متعدی می ردد چرا که نوعی حقارت است و گویا برادری که در جایگاه و رتبه او نباشد در همراهی و انسش رغبت و انگیزه ای ندارد.

و علّامه مجلسی در بحار الانوار (1) ذیل این حدیث بیانی دارند که می توان مراجعه نمود.

6/331 - الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ اِبْنِ مُسْکَانَ عَنْ مَنْصُورٍ اَلصَّیْقَلِ وَ اَلْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ قَالاَ سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿مَا تَرَدَّدْتُ فِی شَیْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ کَتَرَدُّدِی فِی مَوْتِ عَبْدِیَ اَلْمُؤْمِنِ إِنَّنِی لَأُحِبُّ لِقَاءَهُ وَ یَکْرَهُ اَلْمَوْتَ فَأَصْرِفُهُ عَنْهُ وَ إِنَّهُ لَیَدْعُونِی فَأُجِیبُهُ وَ إِنَّهُ لَیَسْأَلُنِی فَأُعْطِیهِ وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِی اَلدُّنْیَا إِلاَّ وَاحِدٌ مِنْ عَبِیدِی مُؤْمِنٌ لاَسْتَغْنَیْتُ بِهِ عَنْ جَمِیعِ خَلْقِی وَ لَجَعَلْتُ لَهُ مِنْ إِیمَانِهِ أُنْساً لاَ یَسْتَوْحِشُ إِلَی أَحَدٍ﴾ (2)

منصور صیقل و معلّی بن خنیس از امام صادق علیه السلام شنیدند که فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه و اله می فرماید: خداوند عز و جل می فرماید: در هیچ کارم تردیدی (بر فرض محال) به من دست نمی دهد مثل تردیدی که در مرگ بنده مؤمنم دارم. من دیدار او را دوست دارم ولی او از مرگ بدش می آید پس مرگ را از او دور می کنم، او به درگاهم دعا می کند و من اجابتش می کنم و او از من می خواهد و من عطایش می کنم و اگر در دنیا فقط یک مؤمن باشد به او اکتفا کرده و چنان ایمانی به او می بخشم که مونس و همدمش شود تا به احدی محتاج نباشد.

می گویم: جناب برقی در المحاسن (3) روایت را آورده و نیز علّامه مجلسی بیان مفصّلی در معنای "تردّد" در روایت دارند که می توان به بحار الانوار (4) مراجعه

ص: 196


1- بحار الأنوار، ج 64 ، ص 150.
2- الكافي، ج 2، ص 246.
3- المحاسن، ص 159
4- بحار الأنوار، ج 64 ، ص 155.

نمود.

7/232- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ یُونُسَ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لَیَسْکُنُ إِلَی اَلْمُؤْمِنِ کَمَا یَسْکُنُ اَلظَّمْآنُ إِلَی اَلْمَاءِ اَلْبَارِدِ﴾ (1)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مؤمن با مؤمن آرام می گیرد، چنان که جگر تشنه با آب سرد.

می گویم: این روایت را "محمّد بن محمّد بن اشعث" با سند خود از امیرمؤمنان علی علیه السلام در الجعفریات (2) نقل کرده است.

333/ 8- الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ عَنْبَسَهَ بْنِ مُصْعَبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ: ﴿أَشْکُو إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَحْدَتِی وَ تَقَلْقُلِی بَیْنَ أَهْلِ الْمَدِینَهِ حَتَّی تَقْدَمُوا وَ أَرَاکُمْ وَ آنَسَ بِکُمْ فَلَیْتَ هَذِهِ الطَّاغِیَهَ أَذِنَ لِی فَأَتَّخِذَ قَصْراً فِی الطَّائِفِ فَسَکَنْتُهُ وَ أَسْکَنْتُکُمْ مَعِیَ وَ أَضْمَنَ لَهُ أَنْ لَا یَجِی ءَ مِنْ نَاحِیَتِنَا مَکْرُوهٌ أَبَداً﴾. (3)

عَنبسة بن مصعب می گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: من از تنهایی و پریشانی خود در میان مردم مدینه به درگاه خداوند عز و جل شکایت می برم تا آن گاه که شما به مدینه آیید و من شما را ببینم و با شما الفت گیرم. ای کاش این حکومت خودکامه منصور دوانیقی به من اجازه می داد تا در طائف خانه ای برای خویش بر می گزیدم و در آن جا سکونت می کردم و شما را نیز در کنار خویش جای می دادم و به او تعهّد می سپردم که از سوی ما به او بدی و زیانی نرسد.

ص: 197


1- الكافي، ج 2، ص 247.
2- الجعفريات، ص197.
3- الكافي، ج 8، ص 215، رقم 261.

می گویم: التَّقَلقُل: پریشانی و اضطراب و مراد از "طاغية" منصور دوانیقی است و در روایت نکات و دقایقی نهفته است که برای اهلش مشخص می باشد

9/334- البرقي، عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ شَجَرَهَ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَهَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلاَّ وَ قَدْ جَعَلَ اَللَّهُ لَهُ مِنْ إِیمَانِهِ أُنْساً یَسْکُنُ إِلَیْهِ حَتَّی لَوْ کَانَ عَلَی قُلَّهِ جَبَلٍ یَسْتَوْحِشُ إِلَی مَنْ خَالَفَهُ﴾ (1)

عبيد بن زرارة گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: خداوند ایمان و باور مؤمن را دل آرام و همدم او قرار داده و به خاطر ایمانش در آرامش و سکون زندگی می کند و چنان چه در بالای کوه بلندی هم قرار گیرد باز به جهت ایمانش از مخالفان خود وحشتی ندارد.

10/335- المفيد رَفَعَهُ إلى رِبْعِیٍّ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿لِکُلِّ شَیءٍ شَیءٌ یَستَریحُ إلَیهِ و إنَّ المُؤمِنَ یَستَریحُ إلی أخیهِ المُؤمِنِ کَما یَستَریحُ الطّائِرُ إلی شَکلِهِ أوَما رَأَیتَ ذاکَ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام: هر چیزی با چیزی آرام می گیرد و مؤمن با برادر مؤمن خود آرامش می یابد چنان که پرنده با هم نوعان خود، آیا ندیده ای!؟

41-ای پیامبر خدا! من نخستین ایمان آورنده به تو هستم

1/336- الرضي رَفَعَهُ إلى أمير المؤمنين أنّه قال:

﴿أنا وضَعْتُ في الصَّغرِ بِكَلاكلِ العَرَبِ، و كسَرْتُ نَوَاجِمَ قُرُونِ رَبِيعَةَ و مُضَرَ. و قَدْ عَلِمْتُمْ مَوضِعي مِنْ رَسُولِ الله صلی الله علیه و اله بالقرابة القريبة ، والمنزلة الخصيصة. وضَعني في حِجرِهِ و أنا ولَدٌ يَضُمَّني إلى صَدرِهِ، و يكُنفُني في فِراشِهِ، وَ يُمسُّني جَسَدَهُ، وَ يُشِمُّني عَرْفَهُ. وَ كَانَ يَمْضَعُ

ص: 198


1- المحاسن، ص 159؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 64 ، ص 148.
2- الاختصاص، ص 30

الشَّيْءَ ثُمَّ يُلقِمُنِيهِ، وَ مَا وَجَدَ لي كذَّبَةٌ في قَوْلٍ، ولَا خَطْلَةٌ في فَعْلِ. وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ صلی الله علیه و آله مِنْ لَدُنْ له أَنْ كانَ فَطيماً أعظمَ مَلَكِ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسلُكُ بِهِ طرِيقَ الْمَكَارِمِ، وَ مَحَاسِنَ أَخْلاَقِ اَلْعَالِمِ لَیْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ لَقَدْ کُنْتُ أَتْبَعُهُ اِتِّبَاعَ اَلْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ یَرْفَعُ لِی فِی کُلِّ یَوْمٍ عِلْماً مِنْ أَخْلاَقِهِ وَ یَأْمُرُنِی بِالاِقْتِدَاءِ بِهِ. و لقدْ كَانَ يُحاوِرُ في كُلِّ سَنَة بِحِراء فَأَرَاهُ ، و لا يَرَاهُ غَيْرِي. وَ لَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ وَاحِدٌ یَوْمَئِذٍ فِی الْإِسْلَامِ غَیْرَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ خَدِیجَهَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَی نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسَالَهِ وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّة﴾

﴿و لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطانِ حِينَ نَزَلَ الْوِحْيُ عَلَيْه صلی الله علیه و اله فَقُلْت : يَا رَسُولُ اللهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّة؟ فَقَالَ: ﴿هَذَا الشَّيطَانُ قَدْ أَيسَ مِنْ عِبادَتِهِ. إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ، و تَرَىٰ مَا أَرَىٰ، إِلَّا أَنَّكَ لسْتَ بِنبِيٍّ، وَ لَكنَّكَ لَوَزِيرٌ و إِنَّكَ لَعَلى خَيْرٍ﴾ وَ لَقَدْ كُنْتُ مَعَهُ صلی الله علیه و آله لَما أَتَاهُ المَلأُ مِنْ قُرَيْشٍ، فَقَالُوا لَهُ: يَا مُحَمَّدُ إِنَّكَ قَدِ ادَّعَيْتَ عَظِيماً لَمْ يَدَّعِهِ آبَاؤُكَ وَ لَا أَحَدٌ مِنْ بَيْتِكَ، وَ نَحْنُ نَسْأَلُكَ أَمْراً إِنْ ، أَنْتَ أَجَبْتَنَا إِلَيْهِ وَ أَرَيْتَنَاهُ، عَلمْنَا أَنَّكَ نَبِيُّ و رَسُولٌ ، و إِنْ لَمْ تَفْعَلْ عَلِمْنَا أَنَّكَ سَاحِرٌ كَذَّابٌ. فقال صلی الله علیه و اله: «و ما تسألُونَ؟» قالوا: تدعو لَنا هذِهِ الشجرَةَ حتّى تنقَلَعَ بِعرُقُهَا و تَقِفَ بينَ يَدَيْكَ، فَقَالَ صلی الله علیه و اله: ﴿إِنَّ اللهَ عَلَی کُلِّ شَیء قَدِیرٌ ، فَإنْ فَعَلَ اللهُ لَکُمْ ذلِکَ أَتُوْمِنُونَ وَ تَشْهَدُونَ بِالْحَقِّ؟﴾ قالُوا: نَعمْ قالَ: ﴿فَإِنِّي سأُريكُمْ ما تطلبُونَ ، و إنّي لَأَعْلَمُ أَنَّکُمْ لاَ تَفِیئُونَ إِلَی خَیْرٍ وَ إِنَّ فِیکُمْ مَنْ یُطْرَحُ فِی الْقَلِیبِ وَ مَنْ یُحَزِّبُ الْأَحْزَابَ﴾. ثُمَّ قال صلی الله علیه و آله: ﴿يا أيتُها الشجرةُ إِن كُنتِ تؤمنينَ بالله واليَومِ الآخِرِ، و تَعلَمِينَ أني رَسُولُ الله ، فانقَلِعِي بِعُرُقِكِ حتَّى تَقفِي بَيْنَ يَدَيَّ بِإِذْنِ اللَّهِ﴾ فَوَ الذي بعثَهُ بالحَقِّ لانْقلَعتُ بعُرُقِها، و جاءَتْ و لهَا دَويٌّ شديدٌ، وَ قَصْفٌ کَقَصْفِ أَجْنِحَهِ الطَّیْرِ حَتَّی وَقَفَتْ بَیْنَ یَدَیْ؟رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و اله؟ مُرَفْرِفَهً وَ أَلْقَتْ بِغُصْنِهَا الْأَعْلَی عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ بِبَعْضِ أَغْصَانِهَا عَلَی مَنْکِبِی وَ کُنْتُ عَنْ یَمِینِهِ صلی الله علیه و اله فَلَمَّا نَظَرَ الْقَوْمُ إِلَی ذَلِکَ قَالُوا - عُلُوّاً وَ اسْتِکْبَاراً-: فَمُرْهَا فَلْیَأْتِکَ نِصْفُهَا وَ یَبْقَی نِصْفُهَا فَأَمَرَهَا بِذَلِکَ فَأَقْبَلَ إِلَیْهِ نِصْفُهَا کَأَعْجَبِ إِقْبَالٍ وَ أَشَدِّهِ دَوِیّاً فَکَادَتْ تَلْتَفُّ؟بِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و اله فَقَالُوا- کُفْراً وَ عُتُوّاً-: فَمُرْ هَذَا النِّصْفَ فَلْیَرْجِعْ إِلَی نِصْفِهِ کَمَا کَانَ فَأَمَرَهُ صلی الله علیه و اله فَرَجَعَ فَقُلْتُ أَنَا لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ إِنِّی أَوَّلُ مُؤْمِنٍ بِکَ؟ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ أَوَّلُ مَنْ أَقَرَّ بِأَنَّ الشَّجَرَهَ مَا فَعَلَت ما فَعَلَت بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی تَصْدِیقاً بِنُبُوَّتِکَ وَ إِجْلاَلاً لِکَلِمَتِکَ- فَقَالَ الْقَوْمُ کُلُّهُمْ: بَلْ ساحِرٌ کَذّابٌ عَجِیبُ السِّحْرِ خَفِیفٌ فِیهِ وَ هَلْ یُصَدِّقُکَ فِی أَمْرِکَ إِلاَّ

ص: 199

مِثْلُ هَذَا (یَعْنُونَنِی) وَ إِنِّی لَمِنْ قَوْمٍ لاَ تَأْخُذُهُمْ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لاَئِمٍ سِیمَاهُمْ سِیمَا الصِّدِّیقِینَ وَ کَلاَمُهُمْ کَلاَمُ الْأَبْرَارِ عُمَّارُ اللَّیْلِ وَ مَنَارُ النَّهَارِ. مُتَمَسِّکُونَ بِحَبْلِ؟الْقُرْآنِ؟ یُحْیُونَ سُنَنَ اللَّهِ وَ سُنَنَ رَسُولِهِ لاَ یَسْتَکْبِرُونَ وَ لاَ یَعْلُونَ وَ لاَ یَغُلُّونَ وَ لاَ یُفْسِدُونَ قُلُوبُهُمْ فِی الْجِنَانِ وَ أَجْسَادُهُمْ فِی الْعَمَلِ!﴾ (1)

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود: من در ،نوجوانی بزرگان عرب را به خاک افکندم، و شجاعان دو قبیله معروف «ربیعه» و «مُضَر را درهم شکستم! شما موقعیت مرا نسبت به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در خویشاوندی نزدیک، در مقام و منزلت ویژه می دانید پیامبر مرا در اتاق خویش می نشاند در حالی که کودک بودم مرا در آغوش خود می گرفت و در بستر مخصوص خود می خوابانید و عطر پاکیزه خود را به من می داد و گاهی غذایی را لقمه لقمه در دهانم می گذارد، هرگز دروغی در گفتار من و اشتباهی در کردارم .نیافت از همان لحظه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله را از شیر گرفتند، خداوند بزرگترین فرشته (جبرییل) خود را مأمور تربیت پیامبر صلی الله علیه و آله کرد تا شب و روز او را به راه های بزرگواری و راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کند و من همواره با پیامبر بودم چونان فرزند که همواره با مادر است پیامبر صلی الله علیه و آله هر روز نشانه تازه ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار می فرمود و به من فرمان می داد که به او اقتداء نمایم. پیامبر صلی الله علیه و آله چند ماه از سال را در غار حراء می گذراند تنها من او را مشاهده می کردم و کسی جز من او را نمی دید در آن روزها، در هیچ خانه ای اسلام راه نیافت جز خانه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که خدیجه سلام الله علیها هم در آن بود و من سوّمین آنان بودم. من نور وحی و رسالت را می دیدم و بوی نبوّت را می بوییدم.

هنگامی که وحی بر پیامبر صلی الله علیه و آله فرود می آمد ناله شیطان را شنیدم، گفتم ای رسول خدا این ناله کیست؟ :گفت شیطان است که از پرستش خویش مأیوس

ص: 200


1- نهج البلاغة خطبة 192 المعروفة بالقاصعة

گردید و فرمود: «علی! تو آن چه را من می شنوم می شنوی، و آن چه را که من می بینم می بینی جز این که تو پیامبر ،نیستی بلکه وزیر من بوده و بر قله خیر و سرآمد آن هستی﴾. من با پیامبر صلی الله علیه و آله و دم آن گاه که سران قریش نزد او آمدند و گفتند: «ای محمّد صلی الله علیه و آله تو ادّعای بزرگی کردی که هیچ یک از پدران و خاندانت نکردند، ما از تو معجزه ای می خواهیم اگر پاسخ مثبت داده انجام دهی، می دانیم که تو پیامبر و فرستاده ،خدایی و اگر از انجام آن سرباز ،زنی خواهیم دانست که ساحر و دروغگویی» پس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود «شما چه می خواهید؟ گفتند: «این درخت را بخوان تا از ریشه کنده شود و در پیش تو بایستد». پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند بر همه چیز تواناست. حال اگر خداوند این کار را بکند آیا ایمان می آورید؟ و به حق شهادت می دهید؟ گفتند ،آری پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من بزودی نشانتان می دهم آن چه او را که درخواست کردید و همانا بهتر از هر کس می دانم که شما به خیر و نیکی باز نخواهید ،گشت زیرا در میان شما کسی است که کشته می شود و در چاه «بدر» دفن خواهد شد و کسی است که جنگ احزاب را تدارک خواهد کرد. سپس به درخت اشاره کرد و فرمود: «ای درخت! اگر به خدا و روز قیامت ایمان داری و می دانی من پیامبر ،خدایم از زمین با ریشه هایت در آی و به فرمان خدا در پیش روی من قرار گیر» سوگند به پیامبری که خدا او را به حقّ مبعوث ،کرد درخت با ریشه هایش از زمین کنده شده و پیش آمد که با صدای شدید چونان به هم خوردن بال پرندگان یا بهم خوردن شاخه های درختان جلو آمد و در پیش روی پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد که برخی از شاخه های بلند خود را بر روی پیامبر صلی الله علیه و آله و بعضی دیگر را روی من انداخت و من در طرف راست پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاده ،بودم، وقتی سران قریش این منظره را مشاهده کردند با کبر و غرور :گفتند «به درخت فرمان ده نصفش جلوتر آید، و نصف دیگر در جای خود بماند» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمان داد. نیمی از درخت با

ص: 201

وضعی شگفت آور و صدایی سخت به پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک شد گویا می خواست دور آن حضرت بپیچد اما سران قریش از روی کفر و سرکشی گفتند: «فرمان ده این نصف باز گردد و به نیم دیگر ملحق شود و به صورت اوّل در آید». پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد و چنان شد. من گفتم: لا اله الّا اللهّ اى رسول خدا من نخستین کسی هستم که به تو ایمان آوردم و نخستین فردی هستم که اقرار می کنم به این که درخت با فرمان خدا برای تصدیق نبوّت و بزرگداشت دعوت رسالت، آن چه را خواستی انجام داد اما سران قریش همگی گفتند: «او ساحری است دروغگو، که سحری شگفت آور دارد و سخت با مهارت است». و خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند: «آیا نبوّت تو را کسی جز امثال علی علیه السلام باور می کند؟» و همانا من از کسانی هستم که در راه خدا از هیچ سرزنشی نمی ترسند کسانی که سیمای آن ها سیمای صدّیقان و سخنانشان سخنان نیکان ،است شب زنده داران و روشنی بخشان ،روزند به دامن قرآن پناه برده سنّت های خدا و رسولش را زنده می کنند نه تکبّر و خودپسندی دارند و نه بر کسی برتری می،جویند نه خیانت کارند و نه در زمین فساد می می کنند قلب هایشان در بهشت و پیکرهایشان سرگرم اعمال پسندیده است.

42-نخستین پیشکش برای مؤمن

1/337- الصدوق قال : حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ اَلْمُتَوَکِّلِ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُقَالَ: حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ اَلسَّعْدَآبَادِیُّ ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ اَلْبَرْقِیِّ ، عَنْ أَبِیهِ ، عَنِ اِبْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عن الحسن ابن عثمان و ابن ابي حمزة، عَنْ إسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: ﴿مَا أَوَّلُ مَا یُتْحَفُ بِهِ اَلْمُؤْمِنُ؟ قال: یُغفَرَ مَن تَبِعَ جَنازَتَهُ﴾ (1)

اسحاق بن عمّار به امام صادق علیه السلام گفت: اولین تحفه ای که پس از مرگ به

ص: 202


1- الخصال، ج 1، ص 24، ح 85

مؤمن عطا می شود چیست؟ فرمود آمرزش کسانی که جنازه او را تشییع می کنند.

43-اهانت به مؤمن

1/338-الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ اَلْقَمَّاطِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قال : لَمَّا أُسْرِیَ بِالنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَال: ﴿یَا رَبِّ مَا حَالُ اَلْمُؤْمِنِ عِنْدَکَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ ، مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ بَارَزَنِی بِالْمُحَارَبَهِ وَ أَنَا أَسْرَعُ شَیْءٍ إِلَی نُصْرَهِ أَوْلِیَائِی وَ مَا تَرَدَّدْتُ فِی شَیْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ کَتَرَدُّدِی فِی وَفَاهِ اَلْمُؤْمِنِ یَکْرَهُ اَلْمَوْتَ وَ أَکْرَهُ مَسَاءَتَهُ اَلْحَدِیث﴾. (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه و اله موقع معراج به خداوند عرض کرد: پروردگارا جایگاه مؤمن نزد تو چگونه است؟ فرمود هر که به یکی از اولیاء و دوستان من توهین ،کند به مبارزه با من برخاسته و من برای یاری دوستانم از هر چیز شتابان ترم. الى آخر حديث.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه و متن آن واضح می باشد.

2/339- الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلنُّعْمَانِ عَنِ اِبْنِ مُسْكَانَ عَنِ اَلْمُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ قال سمعت أبا عبدالله علیه السلام يقول : إنّ الله تبارك و تعالى يقول : ﴿مَن أهانَ لی وَلیّا فقد أرْصَدَ لمُحارَبَتی ، و أنا أسرَعُ شَیءٍ إلی نُصْرَهِ أوْلیائی﴾ (2)

معلّی بن خنیس از امام صادق علیه السلام شنید که فرمود: خداوند تبارک و تعالی فرموده: هر کس به یکی از اولیاء و دوستان من توهین کند به مبارزه با من برخاسته و من برای یاری دوستانم از هر چیز شتابان ترم.

می گویم: روایت از نظر سند معتبره می باشد به طرق متعدد نیز نقل شده که در این جا محل ذکر آن نیست.

ص: 203


1- الكافي، ج 2، ص 352؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 265، طبع آل البيت.
2- الكافي، ج 2، ص 351، و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 266.

3/340- الصدوق بسنده إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: فِي خُطْبَةٍ لَهُ: ﴿وَ مَنْ أَهَانَ فَقِيراً مُسْلِماً مِنْ أَجْلِ فَقْرِهِ وَ اسْتَخَفَّ بِهِ فَقَدِ اسْتَخَفَّ بِاللَّهِ وَ لَمْ يَزَلْ فِي غَضَبِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَخَطِهِ حَتَّى يُرْضِيَهُ وَ مَنْ أَكْرَمَ فَقِيراً مُسْلِماً لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ هُوَ يَضْحَكُ إِلَيْهِ﴾ (1)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در یکی از بیانات و خطبه های خود فرمودند: هر کس به مسلمانی تهیدست به خاطر ،تهی دستیش اهانت کند و او را خوار ،شمارد هر آینه حق خداوند را خوار شمرده و پیوسته خداوند عز و جل از او در خشم و ناخشنودی باشد تا آن گاه که آن تهیدست را راضی گرداند و هر کس مسلمان تهیدستی را احترام کند، روز قیامت خداوند را خندان دیدار کند

4/341- الصدوق بسنده إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿رُبَّ أَشْعَثَ أَغْبَرَ ذِی طِمْرَیْنِ مُدَفَّعٍ بِالْأَبْوَابِ لَوْ أَقْسَمَ عَلَی اَللَّهِ لَأَبَرَّهُ﴾. (2)

پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود: چه بسا ژولیده موی غبارآلودی که لباسی کهنه دارد و به در خانه ها برای طلب حاجت می رود، اگر خداوند را قسم دهد حاجتش را روا کند!

5/342- سبط الطبرسي رَفَعَهُ إلى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: قَالَ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: ﴿وَیْلٌ لِمَنْ أَهَانَ وَلِیّاً مَنْ أَهَانَ وَلِیّاً فَقَدْ حَارَبَنِی وَ یَظُنُّ مَنْ حَارَبَنِی أَنْ یَسْبِقَنِی أَوْ یُعْجِزَنِی وَ أَنَا اَلثَّائِرُ لِأَوْلِیَائِی فِی اَلدُّنْیَا وَ اَلْآخِرَهِ﴾ (3)

پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود: خداوند متعال می فرماید: وای بر کسی که مؤمنی را اهانت ،کند هر کس به مؤمنی اهانت کند با من جنگ نموده است و گمان می کند

ص: 204


1- عقاب الأعمال، ص 333؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 268.
2- الأمالي، ص 316، 6؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 12، ص 268.
3- مشكاة الأنوار ، ص 107؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 9، ص 102.

کسی که با من بجنگد بر من غالب می شود یا مرا ناتوان ساخته بر من پیروز می شود؟ در حالی که من منتقم دنیوی و اخروی برای اولیائم می باشم

44-آزار مؤمن

1/343- الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يقول : قال الله هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ آذَی عَبْدِیَ اَلْمُؤْمِنَ وَ لْیَأْمَنْ غَضَبِی مَنْ أَکْرَمَ عَبْدِیَ اَلْمُؤْمِنَ وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ مِنْ خَلْقِی فِی اَلْأَرْضِ فِیمَا بَیْنَ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ إِلاَّ مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ مَعَ إِمَامٍ عَادِلٍ لاَسْتَغْنَیْتُ بِعِبَادَتِهِمَا عَنْ جَمِیعِ خَلْقِی مَا خَلَقْتُ فِی أَرْضِی وَ لَقَامَتْ سَبْعُ سَمَاوَاتٍ وَ أَرَضِینَ بِهِمَا وَ لَجَعَلْتُ لَهُمَا مِنْ إِیمَانِهِمَا أُنْساً لاَ یَحْتَاجَانِ إِلَی أُنْسِ سِوَاهُمَا﴾ (1)

هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام شنید که فرمود خداوند متعال می فرماید: به من اعلان جنگ داده کسی که بنده مؤمنم را اذیت کرده است، و از غضبم در امان خواهد بود آن کس که بنده مؤمنم را گرامی داشت اگر از شرق تا غرب کره زمین آفریده ای نداشتم به جز یک مؤمن و یک پیشوای دادگر هر آینه با عبادت آن دو، [اگر به عبادت نیازی داشتم] از همه آن چه در زمین آفریده ام، بی نیاز بودم و هفت آسمان و ،زمین به خاطر آن دو پا بر جا می ماند و از ایمانشان برای آنان انسی قرار می دهم که به همدمی غیر از آن نیازمند نگردند.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه و متن واضح می باشد و این روایت در عدّه الداعی (2) آمده و صاحب بحار الانوار (3) هم از آن جا نقل نموده است.

2/344- الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ سِنَانٍ عَنْ مُنْذِرِ بْنِ یَزِیدَ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ : ﴿إِذَا کَانَ یَوْمُ اَلْقِیَامَهِ نَادَی مُنَادٍ: أَیْنَ

ص: 205


1- الكافي، ج 2، ص 350.
2- عدّي الداعي، ص138.
3- بحار الأنوار، ج 64، ص 149

اَلصُّدُودُ لِأَوْلِیَائِی فَیَقُومُ قَوْمٌ لَیْسَ عَلَی وُجُوهِهِمْ لَحْمٌ فَیُقَالُ: هَؤُلاَءِ اَلَّذِینَ آذَوُا اَلْمُؤْمِنِینَ وَ نَصَبُوا لَهُمْ وَ عَانَدُوهُمْ وَ عَنَّفُوهُمْ فِی دِینِهِمْ ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَی جَهَنَّمَ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام :فرمود در روز ،قیامت نداکننده ای ندا در دهد کجایند آزاردهندگان دوستان من؟ پس گروهی برخیزند که صورتشان گوشت ندارد و گفته می شود اینان کسانی هستند که مؤمنان را آزار دادند و با آنان دشمنی و مخالفت کردند و در دینشان برایشان سخت گرفتند؛ سپس به در افکندنشان در جهنّم فرمان داده می شود

می گویم: روایت را صدوق در عقاب الاعمال (2) آورده لکن در پایانش اضافه نموده که امام صادق علیه السلام فرمود آنان هم عقیده مؤمنانند، ولی حقّ آن ها را ادا نکردند و رازشان را فاش ساختند

3/345- البرقي، عن أبيه، عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُعَاوِیَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : ﴿ لَقَدْ أُسْرِیَ بِی فَأَوْحَی إِلَیَّ مِنْ وَرَاءِ اَلْحِجَابِ مَا أَوْحَی وَ شَافَهَنِی مِنْ دُونِهِ مَا شَافَهَنِی فَکَانَ فِیمَا شَافَهَنِی أَنْ قَالَ یَا مُحَمَّدُ مَنْ آذَی لِی وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَنِی بِالْمُحَارَبَهِ وَ مَنْ حَارَبَنِی حَارَبْتُهُ قَالَ فَقُلْتُ یَا رَبِّ وَ مَنْ وَلِیُّکَ هَذَا فَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّهُ مَنْ حَارَبَکَ حَارَبْتَهُ فَقَالَ ذَلِکَ مَنْ أَخَذْتُ مِیثَاقَهُ لَکَ وَ لِوَصِیِّکَ وَ لِوَرَثَتِکُمَا بِالْوَلاَیَهِ﴾. (3)

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و اله و فرمود: خداوند در شب معراج از پس پرده و بی واسطه به من فرمود هر که به یکی از اولیائم توهین روا دارد و تحقیرش کند، برای جنگ با من آماده شده است :گفتم خداوندا ولی تو کیست؟ چرا که دشمنت را که با او در جنگی شناختم خداوند فرمود او کسی است که من برای تو

ص: 206


1- الكافي، ج 2، ص 351.
2- عقاب الأعمال، ص 306
3- المحاسن، ص136؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 2، ص 102 (ج9، ص99، طبع آل البيت).

و وصیت و فرزندانت به ولایت و سرپرستی از او پیمان گرفته ام.

4/346- صاحب جَامِعُ اَلْأَخْبَارِ رَفَعَهُ إلى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَنْ آذَی مُؤْمِناً فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَی اَللَّهَ وَ مَنْ آذَی اَللَّهَ فَهُوَ مَلْعُونٌ فِی اَلتَّوْرَاهِ وَ اَلْإِنْجِیلِ وَ اَلزَّبُورِ وَ اَلْفُرْقَانِ وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اَللَّهِ وَ اَلْمَلاَئِکَهِ وَ اَلنَّاسِ أَجْمَعِینَ﴾ (1)

پیامبر خدا صلی الله علیه و اله می فرماید: هر کس مؤمنی را آزار دهد مرا آزرده و هر کس مرا آزار نماید خداوند عز وجل را اذیت نموده و هر کس خدا را اذیت نماید مورد لعن تورات و انجیل و زبور و قرآن است. و در حدیثی دیگر فرمود: مورد لعن خداوند و فرشتگان و مردم خواهد بود.

5/347- ابن أبي جمهور الأحسائي و رَفَعَهُ إلى رَسُولِ اللَّه صلی الله علیه و اله أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَنْ آذَى مُؤْمِناً بِغَيْرِ حَقٍّ فَكَأَنَّمَا هَدَمَ مَكَّةَ وَ بَيْتَ اللَّهِ الْمَعْمُورَ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ كَأَنَّمَا قَتَلَ أَلْفَ مَلَكٍ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ﴾ (2)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: فرمود هر که مؤمنی را به ناحق بیازارد گویا مکّه (کعبه) بيت المعمور را ده بار تخریب نموده و هزار فرشته مقرّب را کشته است.

می گویم: حاجی نوری بعد از نقل روایت در مستدرک (3) گفته: علّامه حلّی در رساله سعدیّه (4) از آن حضرت صلی الله علیه و آله همانند آن را آورده است.

45-خیررسانی به مؤمن

1/348- الصدوق قال : أَبِی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ عَنْ مُیَسِّرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ﴿إِنَّ الْمُؤْمِنَ مِنْکُمْ یَوْمَ

ص: 207


1- جامع الاخبار، ص 415؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 2، ص 102 (ج 9، ص 99).
2- عوالي اللآلي، ج1، ص361، ح40؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج2، ص102 (ج9، ص 100)
3- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 102 (ج 9، ص 100)
4- الرسالة السعدية، ص 143

الْقِیَامَةِ لَیَمُرُّ بِهِ الرَّجُلُ لَهُ الْمَعْرِفَةُ بِهِ فِی الدُّنْیَا وَ قَدْ أُمِرَ بِهِ إِلَی النَّارِ وَ الْمَلَکُ یَنْطَلِقُ بِهِ قَالَ فَیَقُولُ یَا فُلَانُ أَغِثْنِی فَقَدْ کُنْتُ أَصْنَعُ إِلَیْکَ الْمَعْرُوفَ فِی الدُّنْیَا وَ أُسْعِفُکَ فِی الْحَاجَةِ تَطْلُبُهَا مِنِّی فَهَلْ مِنْ عِنْدِکَ الْیَوْمَ مُکَافَاةٌ فَیَقُولُ الْمُؤْمِنُ لِلْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهِ خَلِّ سَبِیلَهُ قَالَ فَیَسْمَعُ اللَّهُ قَوْلَ الْمُؤْمِنِ فَیَأْمُرُ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: در قیامت محکومی که توسط فرشتگان به جهنّم برده می شود و با یکی از شما مؤمنان که آشنایی داشته برخورد کرده و می گوید به فریادم برس! چرا که من در دنیا در حقت نیکی کردم و خواسته ات را برآوردم، الآن می توانی جبران کنی؟ مؤمن به فرشته می گوید رهایش کن! خداوند نیز درخواست مؤمن را شنیده و به فرشته امر می کند که سخن مؤمن را بپذیر پس او نیز محکوم را رها می نماید.

می گویم: روایت از نظر سند معتبره و متن واضح می باشد.

2/349- الصدوق قال: حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنِی مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ حَدِیدٍ أَوْ مُرَازِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَم: ﴿ أَیُّمَا مُؤْمِنٍ أَوْصَلَ إِلَی أَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ مَعْرُوفاً فَقَدْ أَوْصَلَ ذَلِکَ إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ و اله﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر مؤمنی که در حقّ برادر مؤمن خود نیکی کند، چنان است که در حقّ رسول خدا صلى الله عليه و سلم نیکی کرده و به او رسانده است.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

3/350- الصدوق قال أَبِی رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنِی سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ ، قَالَ حَدَّثَنِی اَلْهَیْثَمِ بْنِ أَبِی مَسْرُوقٍ اَلنَّهْدِیِّ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو اَلْحَسَنِ مُوسَی

ص: 208


1- ثواب الأعمال، ص 206.
2- ثواب الأعمال، ص203.

ابن جعفر علیهما السلام إِنَّهُ کَانَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ وَ کَانَ لَهُ جَارٌ کَافِرٌ فَکَانَ اَلْکَافِرُ یَرْفُقُ بِالْمُؤْمِنِ وَ یُوَلِّیهِ اَلْمَعْرُوفَ فِی اَلدُّنْیَا فَلَمَّا أَنْ مَاتَ اَلْکَافِرُ بَنَی اَللَّهُ لَهُ بَیْتاً فِی اَلنَّارِ مِنْ طِینٍ یَقِیهِ مِنْ حَرِّهَا وَ یَأْتِیهِ رِزْقُهُ مِنْ غَیْرِهَا وَ قِیلَ لَهُ هَذَا لِمَا کُنْتَ تَدْخُلُ عَلَی اَلْمُؤْمِنِ مِنْ جَارِکَ فُلاَنِ بْنِ فُلاَنٍ مِنَ اَلرِّفْقِ وَ تُوَلِّیهِ مِنَ اَلْمَعْرُوفِ فِی اَلدُّنْیَا.﴾ (1)

امام کاظم علیه السلام فرمود: در بین قوم بنی اسراییل مؤمنی بود که همسایه کافری داشت که با آن مؤمن مهربانی و خوشرفتاری می کرد و در کار خیر دنیایی با وی همراه بود پس چون آن کافر درگذشت خداوند خانه ای از گل در دوزخ برای او بنا کرد که او را از حرارت آتش نگه دارد و روزیش نیز به او می رسید و به او گفته :شد این جزای آن رفتاری است که با فلان همسایه مؤمنت داشتی و پاداش نیکی تو بر او در دنیا است.

می گویم: روایت از نظر سند معتبره می باشد.

46-بخل ورزیدن نسبت به مؤمن

1/351- الصدوق رَفَعَهُ إلى اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: قَالَ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا اَلسَّلاَمُ : ﴿إنِّی لَأَسْتَحِی مِنْ رَبِّی أَنْ أَرَی الْأَخَ مِنْ إِخْوَانِی فَأَسْأَلَ اللَّهَ لَهُ الْجَنَّةَ وَ أَبْخَلَ عَلَیْهِ بِالدِّینَارِ وَالدِّرْهَمِ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ قِیلَ لِی لَوْ کَانَتِ الْجَنَّةُ لَکَ لَکُنْتَ بِهَا أَبْخَلَ وَ أَبْخَلَ وَ أَبْخَلَ﴾ (2)

امام رضا علیه السلام از امام سجّاد علیه السلام فرمود: من از پروردگارم شرم می کنم که برای برادری از برادران خود از خداوند بهشت طلب کنم و آن گاه در هم و دینار را از او دریغ دارم؛ زیرا روز قیامت به من گفته خواهد شد اگر بهشت برای تو بود، هر آینه نسبت به آن بخیل تر و بخیل تر و بخیل تر بودی!

ص: 209


1- ثواب الأعمال، ص 202
2- مصادقة الأخوان، ص 62 و نقل عنه في وسائل الشيعة ج 11، ص 598 (ج 16، ص387 آل البيت).

47-نیکی به مؤمن

1/352- الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِیزِ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: ﴿إِنَّ مِمَّا خَصَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ اَلْمُؤْمِنَ أَنْ یُعَرِّفَهُ بِرَّ إِخْوَانِهِ وَ إِنْ قَلَّ، وَ لَیْسَ اَلْبِرُّ بِالْکَثْرَهِ وَ ذَلِکَ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ: ﴿وَ یُؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَهٌ﴾ (ثمّ قال): ﴿وَ مَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ (1) وَ مَنْ عَرَّفَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ أَحَبَّهُ اَللَّهُ، وَ مَنْ أَحَبَّهُ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَفَّاهُ أَجْرَهُ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ بِغَیْرِ حِسَابٍ، ثُمَّ قَالَ: یَا جَمِیلُ اِرْوِ هَذَا اَلْحَدِیثَ لِإِخْوَانِکَ فَإِنَّهُ تَرْغِیبٌ فِی اَلْبِرِّ﴾ (2)

جميل بن دراج از امام صادق علیه السلام شنید که می فرمود: از جمله چیزهایی که خداوند عز و جل به مؤمن ارزانی داشته این است که نیکی کردن به برادرانش را به او شناسانده است اگر چه اندک ،باشد و نیکی کردن به کمیت بسیار نیست؛ چرا که خداوند عز و جل در کتاب خود می فرماید «و آن ها را بر خود مقدّم می دارند هر چند در خودشان احتیاجی [مبرم] باشد». سپس می فرماید: «و هر کس از تنگ نظری نفس خود مصون بماند ایشان رستگاران اند» و هر کس که خداوند عز و جل به او این نکته را ،بشناساند خداوند او را دوست می دارد و کسی که خداوند - تبارک و تعالی - دوستش بدارد مزد او را در روز قیامت بدون حساب و کامل، عطا می کند. سپس حضرت به جمیل بن دراج فرمود: این حدیث را برای برادرانت روایت کن که انگیزه ای برای انجام نیکی ها است.

می گویم: شیخ صدوق نیز روایت را در مصادقة الإخوان (3) آورده است.

2/353- الصدوق، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ هَارُونَ

ص: 210


1- سوره حشر، آیه 9
2- الكافي، ج 2، ص 206.
3- مصادقة الإخوان، ص 66.

مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ زِیَادٍ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: إنَّ رسول الله صلى الله عليه و سلم قال : ﴿رَحِمَ اَللَّهُ وَلَداً أَعَانَ وَالِدَیهِ عَلَی بِرِّهِ وَ رَحِمَ اللَّهُ وَالِداً أَعَانَ وَلَدَهُ عَلَی بِرِّهِ وَ رَحِمَ اَللَّهُ جَاراً أَعَانَ جَارَهُ عَلَی بِرِّهِ وَ رَحِمَ اَللَّهُ رَفِیقاً أَعَانَ رَفِیقَهُ عَلَی بِرِّهِ وَ رَحِمَ اَللَّهُ خَلِیطاً أَعَانَ خَلِیطاً عَلَی بِرِّهِ﴾ (1)

امیرمؤمنان علیه علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: خداوند رحمت کند شخصی را که پدر و مادرش را در انجام کار نیک یاری می کند خدا رحمت کند شخصی را که فرزندش را در انجام کار نیک یاری دهد خدا رحمت کند همسایه ای را که به همسایه اش در انجام کار نیک کمک کند خدا رحمت کند رفیقی را که رفیقش را در انجام کار نیک کمک کند خدا رحمت کند همراهی را که به همراهش در انجام کار نیک کمک کند خدا رحمت کند آن که حاکم و فرمانروایش را در انجام کار نیک کمک کند

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

3/354- الصدوق، عن مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَنْبَسَهَ مَوْلَی اَلرَّشِید قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْقَاسِمِ بْنِ اَلْعَبَّاسِ بْنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ اَلْعَلَوِیُّ وَ دَارِمُ بْنُ قَبِیصَهَ اَلنَّهْشَلِیُّ قَالاَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُوسَی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَنَفِیَّه،عنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ: ﴿إِنَّمَا سُمِّیَ اَلْأَبْرَارُ أَبْرَاراً لِأَنَّهُمْ بَرُّوا اَلْآبَاءَ وَ اَلْأَبْنَاءَ وَ اَلْإِخْوَانَ﴾ (2)

امیرمؤمنان علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نامیده شدن ابرار به این نام به دلیل نیکی آن ها در حق پدران و فرزندان و برادرانشان است.

ص: 211


1- ثواب الأعمال، ص221؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 11، ص 592 (ج16، ص378، طبع آل البيت)
2- عيون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 70 ، ح 324؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 421.

4/355- الصدوق رَفَعَهُ إلى دُرُسْتَ اَلْوَاسِطِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ إِذَا مَاتَ أُدْخِلَ مَعَهُ فِی قَبْرِهِ سِتُّ مِثَالٍ فَأَبْهَاهُنَّ صُورَهً وَ أَحْسَنُهُنَّ وَجْهاً وَ أَطْیَبُهُنَّ رِیحاً وَ أَهْیَأُهُنَّ هَیْئَهً عِنْدَ رَأْسِهِ فَإِنْ أَتَی مُنْکَرٌ وَ نَکِیرٌ مِنْ قِبَلِ یَدَیْهِ مَنَعَتِ اَلَّتِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ إِنْ أَتَی مِنْ خَلْفِهِ مَنَعَتِ اَلَّتِی مِنْ خَلْفِهِ وَ إِنْ أَتَی عَنْ یَمِینِهِ مَنَعَتِ اَلَّتِی عَنْ یَمِینِهِ وَ إِنْ أَتَی مِنْ یَسَارِهِ مَنَعَتِ اَلَّتِی عَنْ یَسَارِهِ وَ إِنْ أَتَی مِنْ عِنْدِ رِجْلَیْهِ مَنَعَتِ اَلَّتِی عِنْدَ رِجْلَیْهِ وَ إِنْ أَتَی مِنْ عِنْدِ رَأْسِهِ مَنَعَتِ اَلَّتِی عِنْدَ رَأْسِهِ قَالَ فَیَقُولُ لَهُنَّ اَلَّتِی هِیَ أَحْسَنُهُنَّ صُورَهً وَ أَطْیَبُهُنَّ رِیحاً وَ أَهْیَأُهُنَّ هَیْئَهً مَنْ أَنْتُنَّ جَزَاکُنَّ اَللَّهُ عَنِّی خَیْراً قَالَ فَتَقُولُ اَلَّتِی بَیْنَ یَدَیْهِ أَنَا اَلصَّلاَهُ وَ تَقُولُ اَلَّتِی مِنْ خَلْفِهِ أَنَا اَلزَّکَاهُ وَ تَقُولُ اَلَّتِی عَنْ یَمِینِهِ أَنَا اَلصِّیَامُ وَ تَقُولُ اَلَّتِی عَنْ یَسَارِهِ أَنَا اَلْحَجُّ وَ تَقُولُ عِنْدَ رِجْلَیْهِ أَنَا بِرُّهُ بِإِخْوَانِهِ اَلْمُؤْمِنِینَ فَیَقُلْنَ لَهَا مَنْ أَنْتِ فَأَنْتِ أَحْسَنُنَا صُورَهً وَ أَطْیَبُنَا رِیحاً وَ أَهْیَأُنَا هَیْئَهً فَتَقُولُ أَنَا اَلْوَلاَیَهُ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی بنده مؤمن می میرد و وارد قبر و برزخ می شود شش چهره نورانی با او وارد قبر می شوند در بین این شش صورت یکی از همه نورانی تر و زیباتر و بشاش تر و زیباتر است یکی از آن ها طرف راست این شخص در قبر قرار می گیرد، یکی چپ ،او یکی روبروی او یکی پشت سر او، یکی نزدیک پاهای او آن که از همه نورانیتر است بالای سر او می ایستد. این شخص که در قبر ،آرمید این شش صورت در برابر هر حادثه و مشکلی که بخواهد به او آسیب برساند از هر طرف از وی حمایت می کنند آن که از همه نورانی تر است از دیگران می پرسد: شما کیستید؟ خدا جزای خیر به شما بدهد آن که طرف راست قرار دارد می گوید: من نمازم، و آن که طرف چپ قرار دارد می گوید: من زکاتم، و آن که جلو او قرار دارد می گوید من روزه ام و آن که پشت سر او قرار دارد می گوید: من حج و عمره ام و آن که نزدیک پاهای او قرار دارد می گوید: من نیکی و احسانم که به

ص: 212


1- مصادقة الإخوان، ص 65.

برادران مؤمنت روا داشتی بعد می گویند شما که هستید که از ما زیباتر و خوش بوتر و با هیبت ترید؟ می گوید من ولایت آل محمّد صلوات الله عليهم هستم.

5/354- المفيد، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ اَلْآدَمِیِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِیزِ اَلْمَعْرُوفِ بِزُحَلَ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿خِیَارُکُمْ سُمَحَاؤُکُمْ وَ شِرَارُکُمْ بُخَلاَؤُکُمْ وَ مِنْ خَالِصِ اَلْإِیمَانِ اَلْبِرُّ بِالْإِخْوَانِ وَ اَلسَّعْیُ فِی حَوَائِجِهِمْ وَ إِنَّ اَلْبَارَّ بِالْإِخْوَانِ لَیُحِبُّهُ اَلرَّحْمَنُ وَ فِی ذَلِکَ مَرْغَمَهُ اَلشَّیْطَانِ وَ تَزَحْزُحٌ عَنِ اَلنِّیرَانِ وَ دُخُولٌ فِی اَلْجِنَانِ یَا جَمِیلُ أَخْبِرْ بِهَذَا اَلْحَدِیثِ غُرَرَ أَصْحَابِکَ قُلْتُ مَنْ غُرَرُ أَصْحَابِی قَالَ هُمُ اَلْبَارُّونَ بِالْإِخْوَانِ فِی حَالِ اَلْعُسْرِ وَ اَلْیُسْرِ ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّ صَاحِبَ اَلْکَثِیرِ یَهُونُ عَلَیْهِ ذَلِکَ وَ قَدْ مَدَحَ اَللَّهُ صَاحِبَ اَلْقَلِیلِ﴾ فَقَالَ ﴿وَ یُؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَهٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ﴾ (1) (2)

جميل بن دراج از امام صادق علیه السلام می فرماید: بهترینتان بخشنده ترین شمایند، و بدترینتان بخیلان شمایند از کارهای شایسته نیکی کردن به برادران و کوشش در برآوردن حاجات آن هاست زیرا از این کار شیطان منکوب می شود، و موجب دوری از آتش و دخول در بهشت است. ای جمیل این حدیث را برای برجستگان از یارانت نقل كن جمیل می گوید عرض کردم قربانت ،گردم برجستگان اصحاب من کیانند؟ فرمود: آن ها که با برادران خود در خوشی و سختی نیکی کنند. سپس فرمود: ای جمیل! این کار برای شخص ثروتمند آسان است ولی خداوند مدح نموده احسان نمودن درویشان را و فرموده: «کسانی که با فرط احتیاج دیگران را بر خود مقدم می،دارند آنان که خویش را از بخل نگه داشتند آنان رستگارانند».

6/357- المفيد قال: أخبرنا أبو غالب أحمد بن محمّد الزراري قال: حدثني جدّي محمّد

ص: 213


1- سوره حشر آیه 9
2- أمالي المفيد، ص 294، ح 9؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 423

ابن سليمان قال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قال: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ اَلْبَاقِرَ يقول : قَالَ سَمِعْتُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و اله: ﴿إِنَّ أَسْرَعَ الْخَيْرِ ثَوَاباً الْبِرُّ الْخَبَرَ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ثواب نیکی زودتر از هر کار خیری می رسد.

358/ 7- زيد الزراد قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿خِیَارُکُمْ سُمَحَاؤُکُمْ وَ شِرَارُکُمْ بُخَلاَؤُکُمْ وَ مِنْ خَالِصِ اَلْإِیمَانِ اَلْبِرُّ ، بِالْإِخْوَانِ وَ فِی ذَلِکَ مَحَبَّهٌ مِنَ اَلرَّحْمَنِ وَ مَرْغَمَهٌ لِلشَّیْطَانِ وَ تَزَحْزُحٌ عَنِ اَلنِّیرَانِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: «بهترین شما سخاوتمندان شمایند و بدترینتان، .بخیلانتان» از نشانه های خلوص ایمان است نیکی کردن به برادران و کوشش برای رفع حوایج آنان خداوند مهربان نیکی کننده به برادران را دوست می دارد و این کار، مایه طرد و خواری شیطان و دوری از آتش است.

8/359-ابن شعبة رَفَعَهُ إلى هشام بن الحكم عن الكاظم علیه السلام أنه قال: ﴿مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإِخْوَانِهِ وَ أَهْلِهِ مُدَّ فِی عُمُرِهِ﴾ (3)

امام کاظم علیه السلام فرمود: هر کس به برادران و خانواده خود نیکی کند، عمرش طولانی و بابرکت می شود

9/360- ابن شعبه رَفَعَهُ إلى اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿أَمَا إِنَّهُ مَا یُعْبَدُ اَللَّهُ بِمِثْلِ نَقْلِ اَلْأَقْدَامِ

ص: 214


1- أمالي المفيد، ص 67 ، ح 1؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 423.
2- أصل زيد الزراد، ص 2؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 421.
3- تحف العقول، ص 290؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 421

إِلَی بِرِّ اَلْإِخْوَانِ وَ زِیَارَتِهِمْ. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: آگاه باشید! هیچ عبادتی برای خدا همچون گام برداشتن برای نیکی به برادران دینی و دیدار آنان نیست.

10/361- عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْیَرِیُّ : عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ، عَنْ بَکْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: ﴿أَكْثَرُ مَا كَانَ يُوصِينَا بِهِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْبِرُّ وَ الصِّلَةُ﴾ (2)

بکر بن محمّد ازدی گوید: توصیه همیشگی امام صادق علیه السلام به ما دو چیز بود: نیکی به برادران دینی و ارتباط (صله) با یکدیگر.

11/362- جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ شُرَیْحٍ ، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ طَلْحَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السلام قال: عبدالله قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: ﴿ اَلْبِرُّ وَ حُسْنُ اَلْجِوَارِ زِیَادَهٌ فِی اَلرِّزْقِ وَ عِمَارَهٌ فِی اَلدِّیَارِ﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: خوش همسایگی موجب زیادی و برکت در روزی و آبادی خانه ها و شهرهاست.

12/363-الصوري رَفَعَهُ إلى جعفر بن محمّد بن أبي فاطمه قال : قال لي أبو عبدالله علیه السلام : ﴿یَا ابْنَ أَبِی فَاطِمَةَ إِنَّ الْعَبْدَ یَكُونُ بَارّاً بِقَرَابَتِهِ وَ لَمْ یَبْقَ مِنْ أَجَلِهِ إِلَّا ثَلَاثُ سِنِینَ فَیُصَیِّرُهُ اللَّهُ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِینَ سَنَةً وَ إِنَّ الْعَبْدَ لَیَكُونُ عَاقّاً بِقَرَابَتِهِ وَ قَدْ بَقِیَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ سَنَةً فَیُصَیِّرُهُ اللَّهُ ثَلَاثَ سِنِینَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ ﴿یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ﴾ (4) قَالَ قُلْتُ ﴿جُعِلْتُ فِدَاكَ فَإِنْ لَمْ یَكُنْ لَهُ قَرَابَةٌ قَالَ فَنَظَرَ إِلَیَّ مُغْضَباً وَ رَدَّ عَلَیَّ شَبِیهاً بِالزَّبَرِ یَا ابْنَ أَبِی فَاطِمَةَ لَا تَكُونُ الْقَرَابَةُ إِلَّا فِی رَحِمٍ مَاسَّةٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی

ص: 215


1- تحف العقول، ص 222؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 421
2- قرب الاسناد ص 21؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 11، ص 592 (ج16، ص 378، طبع آل البيت)
3- کتاب جعفر بن محمّد بن شريح ص 77؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 424.
4- سوره رعد آیه 39

كِتَابِ اللَّهِ فَلِلْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ أَنْ یَبَرَّهُ فَرِیضَةً مِنَ اللَّهِ یَا ابْنَ أَبِی فَاطِمَةَ تَبَارُّوا وَ تَوَاصَلُوا فَیُنْسِئُ اللَّهُ فِی آجَالِكُمْ وَ یَزِیدُ فِی أَمْوَالِكُمْ وَ تُعْطَوْنَ الْعَافِیَةَ فِی جَمِیعِ أُمُورِكُمْ وَ إِنَّ صَلَاتَكُمْ وَ صَوْمَكُمْ وَ تَقَرُّبَكُمْ إِلَی اللَّهِ أَفْضَلُ مِنْ صَلَاةِ غَیْرِكُمْ﴾ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ: ﴿وَ ما یُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ﴾ (1) (2)

امام صادق علیه السلام به جعفر بن محمّد بن ابی فاطمه فرمود: بنده ای به خویشان خود نیکی می کند و این در حالی است که از عمرش سه سال باقیست که خدا آن را به سی و سه سال تغییر می دهد و نیز (عکس آن) بندهای سی و سه سال از عمرش باقیست ولی به سبب این که عاق خویشان قرار می گیرد خدا عمرش را به سه سال تغییر می دهد و سپس حضرت این آیه را خواند «خداوند آن چه را بخواهد محو یا اثبات می کند و اُمّ الکتاب نزد اوست». به حضرت گفتم: اگر خویشاوندی نداشته باشد چطور؟ حضرت با نگاهی تند و با تشر فرمود: ای پسر ابی فاطمه، خوشاوندی و قرابت فقط به همخونی است و بعضی مؤمنان در قانون الهی نسبت به بقیه شأن برتری دارند پس بر مؤمن واجب خدایی است که با نیکی حق برادرش را رعایت کند ای پسر ابی ،فاطمه به یکدیگر نیکی کرده و پیوند داشته باشید تا خداوند مرگتان را عقب بیندازد و مالتان را بیفزاید و در همه امور عافیت بدهد. بدانید که نماز و روزه و قربات شما نزد خدا برتر از دیگران است. سپس حضرت این آیه را خواند «و بیشتر آن ها که مدّعی ایمان به خدا هستند، مشرکند».

48-مژده هایی برای مؤمن

1/364- الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ، عن محمّد بْنِ خَالِدٍ وَ اَلْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ جَمِیعاً عَنِ اَلنَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَی بن عمران الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ

ص: 216


1- سوره یوسف آیه 106.
2- قضاء حقوق المؤمنين، ص 26، ح 34؛ ونقل عنه في بحار الأنوار، ج 71، ص277

أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قُلْتُ ﴿جُعِلْتُ فِدَاكَ أَرَأَيْتَ الرَّادَّ عَلَيَّ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ كَالرَّادِّ عَلَيْكُمْ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَنْ رَدَّ عَلَيْكَ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ كَالرَّادِّ عَلَي رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَي اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْمَيِّتَ مِنْكُمْ عَلَي هَذَا الْأَمْرِ شَهِيدٌ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ مَاتَ عَلَي فِرَاشِهِ قَالَ إِي وَ اللَّهِ وَ إِنْ مَاتَ عَلَي فِرَاشِهِ حَيٌّ عِنْدَ رَبِّهِ يُرْزَقُ﴾ (1)

ابو بصیر از امام صادق علیه السلام پرسید: فدایتان شوم! نظرتان این است که هر کس ولایت را نپذیرد شما را قبول ندارد؟ حضرت فرمود بلکه او مثل کسی است که نبوت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و یگانگی خداوند را (توحید) نپذیرفته باشد ای ابا محمّد هر که با اعتقاد به این امر (ولایت و امامت) بمیرد شهید است عرض کردم: فدايتان شوم، حتی اگر در بسترش بمیرد؟ فرمود: به خداوند سوگند! حتى اگر در بسترش هم بمیرد در واقع زنده است و نزد خداوند روزی می خورد

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه و متن آن واضح می باشد و مضمره بودن آن با وجود "ابوبصیر" در سلسله سند مضر به روایت نیست.

2/365- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: ﴿كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ أَبُو بَصِيرٍ وَقَدْ خَفَرَهُ النَّفَسُ . فَلَمَّا أَخَذَ مَجْلِسَهُ قَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، مَا هَذَا النَّفَسُ الْعَالِي؟ فَقَالَ : جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، كَبِرَ سِنِّي وَ دَقَّ عَظْمِي وَاقْتَرَبَ أَجَلِي مَعَ أَنَّنِي لَسْتُ أَدْرِي مَا أَرِدُ عَلَيْهِ مِنْ أَمْرِ آخِرَتِي ! فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، وَ إِنَّكَ لَتَقُولُ هَذَا ؟! فَقَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ - تَعَالَى - يُكْرِمُ الشَّبَابَ مِنْكُمْ وَ يَسْتَحْيِي مِنَ الْكُهُولِ . قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ، فَكَيْفَ يُكْرِمُ الشَّبَابَ وَ يَسْتَحْيِي مِنَ الْكُهُولِ ؟ فَقَالَ : يُكْرِمُ اللَّهُ الشَّبَابَ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي مِنَ الْكُهُولِ أَنْ يُحَاسِبَهُمْ . قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ، هَذَا لَنَا خَاصَّةً أَمْ لأهْلِ التَّوْحِيدِ ؟ قَالَ : فَقَالَ : لا وَاللَّهِ إِلاّ لَكُمْ خَاصَّةً دُونَ الْعَالَمِ . قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ، فَإِنَّا قَدْ نُبِزْنَا نَبْزاً

ص: 217


1- الكافي، ج 8، ص 146، رقم 120

انْكَسَرَتْ لَهُ ظُهُورُنَا وَ مَاتَتْ لَهُ أَفْئِدَتُنَا وَ اسْتَحَلَّتْ لَهُ الْوُلاةُ دِمَاءَنَا فِي حَدِيثٍ رَوَاهُ لَهُمْ فُقَهَاؤهُمْ . قَالَ : فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام الرَّافِضَةُ ؟ قَالَ : قُلْتُ : نَعَمْ . قَالَ : لا وَاللَّهِ مَا هُمْ سَمَّوْكُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَمَّاكُمْ بِهِ ، أَمَا عَلِمْتَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَنَّ سَبْعِينَ رَجُلاً مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ رَفَضُوا فِرْعَوْنَ وَقَوْمَهُ لَمَّا اسْتَبَانَ لَهُمْ ضَلالُهُمْ فَلَحِقُوا بِمُوسَى عليه السلام لَمَّا اسْتَبَانَ لَهُمْ هُدَاهُ فَسُمُّوا فِي عَسْكَرِ مُوسَى الرَّافِضَةَ لأَنَّهُمْ رَفَضُوا فِرْعَوْنَ وَ كَانُوا أَشَدَّ أَهْلِ ذَلِكَ الْعَسْكَرِ عِبَادَةً وَ أَشَدَّهُمْ حُبّاً لِمُوسَى وَ هَارُونَ وَ ذُرِّيَّتِهِمَا عليهماالسلام فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى عليه السلام أَنْ أَثْبِتْ لَهُمْ هَذَا الاسْمَ فِي التَّوْرَاةِ فَإِنِّي قَدْ سَمَّيْتُهُمْ بِهِ وَ نَحَلْتُهُمْ إِيَّاهُ فَأَثْبَتَ مُوسَى عليه السلام الاسْمَ لَهُمْ ثُمَّ ذَخَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَكُمْ هَذَا الاسْمَ حَتَّى نَحَلَكُمُوهُ . يَا أَبَا مُحَمَّدٍ رَفَضُوا الْخَيْرَ وَ رَفَضْتُمُ الشَّرَّ ، افْتَرَقَ النَّاسُ كُلَّ فِرْقَةٍ وَ تَشَعَّبُوا كُلَّ شُعْبَةٍ ، فَانْشَعَبْتُمْ مَعَ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ عليه السلام ، وَ ذَهَبْتُمْ حَيْثُ ذَهَبُوا ، وَاخْتَرْتُمْ مَنِ اخْتَارَ اللَّهُ لَكُمْ ، وَأَرَدْتُمْ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ . فَأَبْشِرُوا ثُمَّ أَبْشِرُوا فَأَنْتُمْ ، وَاللَّهِ الْمَرْحُومُونَ الْمُتَقَبَّلُ مِنْ مُحْسِنِكُمْ ، وَالْمُتَجَاوَزُ عَنْ مُسِيئِكُمْ مَنْ لَمْ يَأْتِ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ بِمَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنْهُ حَسَنَةٌ ، وَلَمْ يُتَجَاوَزْ لَهُ عَنْ سَيِّئَةٍ . يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، فَهَلْ سَرَرْتُكَ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي ! فَقَالَ: يَا أَبَامُحَمَّدٍ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَلائِكَةً يُسْقِطُونَ الذُّنُوبَ عَنْ ظُهُورِ شِيعَتِنَا كَمَا يُسْقِطُ الرِّيحُ الْوَرَقَ فِي أَوَانِ سُقُوطِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ ﴿الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا﴾ (1) اسْتِغْفَارُهُمْ وَاللَّهِ لَكُمْ دُونَ هَذَا الْخَلْقِ . يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، فَهَلْ سَرَرْتُكَ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي . قَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، لَقَدْ ذَكَرَكُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ ﴿مِنَ الْمُؤمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَما بَدَّلُوا تَبْدِيلا﴾. (2) إِنَّكُمْ وَفَيْتُمْ بِمَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِيثَاقَكُمْ مِنْ وَلايَتِنَا وَ إِنَّكُمْ لَمْ تُبَدِّلُوا بِنَا غَيْرَنَا وَلَوْ لَمْ تَفْعَلُوا لَعَيَّرَكُمُ اللَّهُ كَمَا عَيَّرَهُمْ حَيْثُ يَقُولُ جَلَّ ذِكْرُهُ ﴿وَ ما وَجَدْنا لأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِينَ﴾. (3) يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَهَلْ سَرَرْتُكَ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي . فَقَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، لَقَدْ ذَكَرَكُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ

ص: 218


1- سوره مؤمن آیه 7
2- سوره احزاب آیه 23
3- سوره اعراف آیه 102

فقال: ﴿إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَبِلِينَ﴾ (1) وَاللَّهِ مَا أَرَادَ بِهَذَا غَيْرَكُمْ . يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، فَهَلْ سَرَرْتُكَ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي . فَقَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ﴿الأَخِلاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاّ الْمُتَّقِينَ﴾ (2) وَاللَّهِ مَا أَرَادَ بِهَذَا غَيْرَكُمْ . يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَهَلْ سَرَرْتُكَ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي . فَقَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، لَقَدْ ذَكَرَنَا اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ وَ شِيعَتَنَا وَ عَدُوَّنَا فِي آيَةٍ مِنْ كِتَابِهِ فَقَالَ عَزَّ وَجَلَّ ﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الأَلْبابِ﴾ (3) فَنَحْنُ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَعَدُوُّنَا الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ وَ شِيعَتُنَا هُمْ أُولُو الأَلْبَابِ . يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَهَلْ سَرَرْتُكَ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي . فَقَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، وَاللَّهِ مَا اسْتَثْنَى اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِأَحَدٍ مِنْ أَوْصِيَاءِ الأَنْبِيَاءِ وَلا أَتْبَاعِهِمْ مَا خَلا أَمِيرَ الْمُؤمِنِينَ عليه السلام وَ شِيعَتَهُ فَقَالَ فِي كِتَابِهِ وَ قَوْلُهُ الْحَقُّ ﴿يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ إِلاّ مَنْ رَحِمَ اللَّهُ ﴾ (4) يَعْنِي بِذَلِكَ عَلِيّاً عليه السلام وَ شِيعَتَهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَهَلْ سَرَرْتُكَ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي . قَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَقَدْ ذَكَرَكُمُ اللَّهُ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ إِذْ يَقُولُ ﴿يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴾ (5) وَاللَّهِ مَا أَرَادَ بِهَذَا غَيْرَكُمْ . فَهَلْ سَرَرْتُكَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي . فَقَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، لَقَدْ ذَكَرَكُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ ﴿إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ﴾ (6) وَاللَّهِ مَا أَرَادَ بِهَذَا إِلاّ الأَئِمَّةَ عليهم السلام وَ شِيعَتَهُمْ . فَهَلْ سَرَرْتُكَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي . فَقَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، لَقَدْ ذَكَرَكُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ ﴿فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَداءِ وَالصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً﴾ (7) فَرَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله فِي الآيَةِ النَّبِيُّونَ وَ نَحْنُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاءُ

ص: 219


1- سوره حجر، آیه 47
2- سوره زخرف آیه 67
3- سوره زمر، آیه 9
4- سوره دخان، آیات 41 و 42.
5- سوره زمر آیه 53
6- سوره حجر، آیه 42
7- سوره نساء، آیه 69

وَ أَنْتُمُ الصَّالِحُونَ ، فَتَسَمَّوْا بِالصَّلاحِ كَمَا سَمَّاكُمُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ . يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَهَلْ سَرَرْتُكَ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي . قَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، لَقَدْ ذَكَرَكُمُ اللَّهُ إِذْ حَكَى عَنْ عَدُوِّكُمْ فِي النَّارِ بِقَوْلِهِ ﴿وَ قالُوا ما لَنا لا نَرى رِجالا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الأَشْرارِ * أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الأَبْصارُ﴾ (1) وَاللَّهِ مَا عَنَى وَلا أَرَادَ بِهَذَا غَيْرَكُمْ ، صِرْتُمْ عِنْدَ أَهْلِ هَذَا الْعَالَمِ شِرَارَ النَّاسِ وَ أَنْتُمْ وَاللَّهِ فِي الْجَنَّةِ تُحْبَرُونَ وَفِي النَّارِ تُطْلَبُونَ . يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَهَلْ سَرَرْتُكَ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي . قَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا مِنْ آيَةٍ نَزَلَتْ تَقُودُ إِلَى الْجَنَّةِ وَلا تَذْكُرُ أَهْلَهَا بِخَيْرٍ إِلاّ وَ هِيَ فِينَا وَ فِي شِيعَتِنَا . وَ مَا مِنْ آيَةٍ نَزَلَتْ تَذْكُرُ أَهْلَهَا بِشَرٍّ وَلا تَسُوقُ إِلَى النَّارِ إِلاّ وَهِيَ فِي عَدُوِّنَا وَ مَنْ خَالَفَنَا . فَهَلْ سَرَرْتُكَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ؟ قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي . فَقَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَيْسَ عَلَى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاّ نَحْنُ وَ شِيعَتُنَا وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْ ذَلِكَ بُرَآءُ . يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَهَلْ سَرَرْتُكَ ؟ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى : فَقَالَ : حَسْبِي﴾ (2)

سلیمان دیلمی :گفت نزد امام صادق علیه السلام بودیم که ابو بصیر نفس زنان وارد شد چون نشست حضرت علیه السلام فرمود این چه حالی است؟ عرض کرد: یا ابن رسول الله عمرم گذشته و مغز استخوانم آب شده و اجلم نزدیک گشته و نمی دانم در آخرت بر من چه خواهد گذشت حضرت فرمود یا ابا محمّد تو هم چنین می گویی و باور تو این گونه است؟ عرض کرد فدایت شوم! چگونه نگویم؟ :فرمود یا ابا محمّد آیا نمی دانی خداوند متعال دوست ندارد جوانانتان عذاب شوند و سالخوردگان شما را لطف کرده از این که به معرض حساب کشد؟ عرض :کرد فدایت شوم آیا این موهبت ویژه ما (معتقدین به ولایت) است یا همه مسلمانان؟ فرمودند نه این فقط برای شما است نه برای دیگران خداوند متعال می فرماید: «پیری در مؤمن نور من است و من شرم دارم از این که نور را به نارم بسوزانم». و گفته اند: «پیری زینت عقل و نشان وقار است» عرض کرد: فدایت شوم! ما مورد

ص: 220


1- سوره ص آیات 62 و 63.
2- الكافي، ج 8، ص 33 ، رقم 6.

حمله ای قرار گرفته ایم که پشتمان را شکسته و دل هایمان را می رانیده و قاضیان خون ما را حلال دانسته اند آن هم به خاطر حدیثی که فقهاء آنان بر ایشان روایت کرده اند. امام صادق علیه السلام فرمودند: (لقب) الرّافضه؟ عرض کرد: بلی، فرمود به خدا سوگند آن ها شما را به این نام ننامیدند بلکه پروردگار شما را به این نام نامید، آیا نمی دانی که هفتاد مرد از بنی اسراییل هنگامی که گمراهی فرعون بر ایشان آشکار شد او را ترک کردند و موقعی که هدایت او بر آنان هویدا گشت به حضرت موسی علیه السلام پیوستند و در لشکر موسی علیه السلام به رافضه مشهور شدند چون فرعون را ترک کردند. این گروه در بندگی خدا و محبت به موسی و هارون و فرزندانش علیهم السلام پافشارترین مردم بودند خداوند به موسی علیه السلام وحی فرستاد این اسم را در تورات برای آن ها ثبت کن که من آن ها را به را به این نام نامیدم و این لقب را به آنان بخشیدم پس موسی علیه السلام این اسم را برای ایشان ثبت کرد. سپس خداوند بزرگ این اسم را ذخیره کرد تا به شما عطا .فرماید یا ابا محمّد ! آن ها ترک خیر کردند و شما به خاطر خیر ترک شر نمودید مردم متفرّق و دسته دسته گشتند و شما به اهل بیت پیامبرتان صلی الله علیه و اله پیوستید و به راهی که به خدا می رسد رفتید و آن چه را که خدا اختیار و اراده نموده اراده و اختیار نمودید. پس بشارت باد شما را که مورد رحمت و عنایت پروردگارید. نیکوکارتان مورد پذیرش و گنهکار شما مورد آمرزش الهی قرار می گیرد اگر کسی از راهی که شما سوی خدا می روید (طریق اهل بیت علیهم السلام و قبول ولایتشان) نرود اعمال نیکویش قبول نشده و گناهانش آمرزیده نمی شود یا ابا محمّد! خداوند فرشتگانی دارد که گناهان شیعیان را می ریزند همان طور که باد ،خزان برگ درختان را و این مصداق فرمایش خداوند در قرآن مجید است آن جا که می فرماید: «فرشتگانی که حاملان عرشند و آن ها که گرداگرد آن (طواف می کنند) تسبیح و حمد پروردگارشان را می گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می کنند (و می گویند:)

ص: 221

پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می کنند بیامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!» و استغفار آنان فقط شما را فرا می گیرد نه این مردمان را یا ابا محمّد! آیا خوشحال شدی؟! عرض کرد: فدایت شوم! زیادتر بفرما! فرمود: فرمود: ای ابا محمّد! خداوند شما را در قرآن ذکر کرده آن جا که فرموده: «در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند». شما به عهد خود نسبت به ولایت ما وفا كرديد و غير از ما دنبال دیگری نرفتید و اگر به عهد خود وفا نکرده بودید خداوند شما را سرزنش می کرد همان گونه که آن ها را سرزنش کرده است در آن جا که می فرماید: «و بیشتر آن ها را بر سر پیمان خود نیافتیم؛ (بلکه) اکثر آن ها را فاسق و گنهکار یافتیم!» ای ابو محمّد! خوشحال شدی؟ گفتم آری باز بفرمایید: بعد از آن فرمود: خداوند در قرآن مجید شما را یاد کرده و در آن جا که می فرماید: «در حالی که همه برابرند و بر تخت ها رو به روی یکدیگر قرار دارند» به خداوند سوگند در این جا فقط مقصود شما هستید، آیا خوشحال شدی؟! گفتم آری باز هم بفرمایید. فرمود: ای ابو محمّد در قرآن آمده که «دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند مگر پرهیزگاران» به خداوند سوگند در این جا مقصود شما هستید، آیا خوشحال شدی؟ :گفتم آری باز هم بفرمایید قربانت گردم. فرمود: ای ابو محمّد خداوند متعال ما و شیعیان ما و دشمنان ما را در یک آیه قرآن ذکر فرموده و :گوید «بگو: آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکر می شوند!» ما آن هایی هستیم که می دانیم و دشمنان هم نمی دانند و شیعیان ما هم صاحبان عقل می.باشند آیا خوشحال شدی؟! گفتم آری باز هم بفرمایید. فرمود: ای ابو محمّد به خداوند سوگند خدا سوگند خدا هیچ یک از

ص: 222

اوصیاء پیامبران و پیروان آن ها را جز امیرمؤمنان علی علیه السلام و شیعیان او را استثناء نکرده است در کتاب خود که حقّ است فرمود: «روزی که هیچ دوستی کمترین کمکی به دوستش نمی کند و از هیچ سو یاری نمی شوند». یعنی علی و شیعیان او. ای ابو محمّد! خوشحال شدی؟ گفتم آری باز .بفرمایید. فرمود: خداوند شما را در کتاب خود یاد نموده و می گوید: «بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است». به خداوند سوگند در این جا شما را اراده کرده است ای ابو محمّد خوشحال شدی؟ گفتم آری بفرمایید. فرمود: ای ابو محمّد خداوند در قرآن مجید در باره شما فرموده «ای شیطان! بر بندگانم تسلّط نخواهی یافت؛ مگر گمراهانی که از تو پیروی می کنند». به خداوند سوگند در این جا مقصود ائمه علیهم السلام و شیعیان آن ها می باشند. آیا خوشحال شدی؟! گفتم آری باز هم بفرمایید. فرمود: ای ابو محمّد در قرآن درباره شما فرموده «و آنان همنشین کسانی خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان؛ و آن ها رفیق های خوبی هستند». مقصود از انبیا در این جا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می باشد و مقصود از شهداء و صديقان ما هستیم و مقصود از صالحان هم شما هستید، اینک افراد شایسته ای باشید همان گونه که خدا فرموده ای ابو محمّد خوشحال شدی؟! :گفتم آری باز هم .بفرمایید فرمود: ای ابو محمّد خداوند متعال از قول دشمنان شما که گرفتار دوزخ شده اند نقل می کند که آن ها گفتند: «آن ها می گویند: چرا مردانی را که ما از اشرار می شمردیم (در این جا، در آتش دوزخ) نمی بینیم؟! آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا (به اندازه ای حقیرند که) چشم ها آن ها را نمی بیند؟» به خداوند سوگند در این جا شما را اراده کرده اند شما در نزد مردم این زمان بدترین مردم معرفی شده اید به خداوند سوگند شما در بهشت در خوشی و لذت بسر می برید در

ص: 223

حالی که گروهی در میان دوزخ دنبال شما هستند که شما را پیدا کنند. ای ابو محمّد خوشحال شدی؟! گفتم آری باز بفرمایید. فرمود: ای ابو محمّد هر آیه ای که مردم را به طرف بهشت هدایت می کند و از اهل بیت به نیکی یاد می کند درباره ما و شیعیان ما می باشد و هر آیه ای که مردم را بطرف دوزخ می کشاند و از اهل آن بدگویی می کند درباره ما و دشمنان ما هست، آیا خوشحال شدی؟! گفتم آری باز هم بفرمایید. فرمود: ای ابو محمّد جز ما و شیعیان ما کسی بر ملت و آیین ابراهیمی علیه السلام نیست، و مردمان دیگر از این فیض محروم می باشند آیا از این سخنان خوشحال شدی؟! در یک روایتی وارد شده که ابو بصیر :گفت دیگر مرا کفایت فرمودید و همین اندازه برای من بس است

3/366- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی، عَنْ مُیَسِّرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ: ﴿كَيْفَ أَصْحَابُكَ؟».فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، لَنَحْنُ عِنْدَهُمْ أَشَرُّ مِنَ الْيَهُودِ وَالنَّصَارى وَالْمَجُوسِ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا.قَالَ: وَ كَانَ مُتَّكِئا، فَاسْتَوَى جَالِساً ثُمَّ قَالَ: کَیْفَ؟ قُلْتُ: وَ اَللَّهِ لَنَحْنُ عِنْدَهُمْ أَشَرُّ مِنَ اَلْیَهُودِ وَ اَلنَّصَارَی وَ اَلَّذِینَ أَشْرَکُوا، فَقَالَ: أَمَا وَ اَللَّهِ لاَ یَدْخُلُ اَلنَّارَ مِنْکُمُ اِثْنَانِ لاَ وَ اَللَّهِ، وَ لاَ وَاحِدٌ، إِنَّکُمُ اَلَّذِینَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿وَ قالُوا ما لَنا لا نَری رِجالاً کُنّا نَعُدُّهُمْ مِنَ اَلْأَشْرارِ * أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ اَلْأَبْصارُ * إِنَّ ذلِکَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ اَلنّارِ﴾ (1) قَالَ: طَلَبُوکُمْ وَ اَللَّهِ فِی اَلنَّارِ وَ اَللَّهِ، فَمَا وَجَدُوا مِنْکُمْ أَحَداً﴾ (2)

مُیسَر می گوید: به حضور امام صادق علیه السلام رسیدم فرمود: یارانت چگونه اند؟ :گفتم قربانت ما در نزد این مردم (غیر شیعه) از یهود و ترسا و گبر و مشرکان بدتریم راوی می گوید امام علیه السلام در حالی که تکیه زده بود برخاست و نشست و

ص: 224


1- سوره ص آیات 64-62
2- الكافي، ج 8، ص78، رقم 32.

فرمود: چه گفتی؟ عرض کردم به خدا سوگند ما شیعیان در نزد مخالفان از جهود و ترسا و گبر و مشرکان بدتر هستیم امام علیه السلام در پاسخ فرمود: هان به خداوند سوگند از شما نه دو تن که یک تن هم به دوزخ نخواهد رفت به خداوند شما همان هایی هستید که پروردگار در باره ایشان فرموده: «جهنّمی ها می گویند: مردان و زنانی را که جزو اشرار به حساب می آوردیم چرا این جا نمی بینیم؟! بی جهت آن ها را در دنیا به مسخره گرفته بودیم؟ یا که چشم هایمان درست کار نمی کند؟ این نزاع اهل جهنّم حتمی است» و سپس فرمود: به خدا سوگند شما را در دوزخ بجویند و هیچ کس از شما را در آن نیابند.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد و در عصر کنونی نیز جایگاه ما از نظر آنان چنین است که در روایت آمده است.

4/367- الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: حَدَّثَنِی رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحَكَمِ بْنِ عُتَیْبَةَ قَالَ: ﴿بَیْنَا أَنَا مَعَ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام وَ الْبَیْتُ غَاصٌّ بِأَهْلِهِ إِذْ أَقْبَلَ شَیْخٌ یَتَوَكَّأُ عَلَی عَنَزَةٍ لَهُ حَتَّی وَقَفَ عَلَی بَابِ الْبَیْتِ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ ثُمَّ سَكَتَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَ عَلَیْكَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ ثُمَّ أَقْبَلَ الشَّیْخُ بِوَجْهِهِ عَلَی أَهْلِ الْبَیْتِ وَ قَالَ السَّلَامُ عَلَیْكُمْ ثُمَّ سَكَتَ حَتَّی أَجَابَهُ الْقَوْمُ جَمِیعاً وَ رَدُّوا عَلَیْهِ السَّلَامَ ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ عَلَی أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَدْنِنِی مِنْك جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاكَ فَوَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِبُّكُمْ وَ أُحِبُّ مَنْ یُحِبُّكُمْ وَ وَ اللَّهِ مَا أُحِبُّكُمْ وَ أُحِبُّ مَنْ یُحِبُّكُمْ لِطَمَعٍ فِی دُنْیَا وَ إِنِّی لَأُبْغِضُ عَدُوَّكُمْ وَ أَبْرَأُ مِنْهُ وَ وَ اللَّهِ مَا أُبْغِضُهُ وَ أَبْرَأُ مِنْهُ لِوَتْرٍ كَانَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِلُّ حَلَالَكُمْ وَ أُحَرِّمُ حَرَامَكُمْ وَ أَنْتَظِرُ أَمْرَكُمْ فَهَلْ تَرْجُو لِی جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاكَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِلَیَّ إِلَیَّ حَتَّی أَقْعَدَهُ إِلَی جَنْبِهِ. ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا الشَّیْخُ إِنَّ أَبِی عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ علیه السلام أَتَاهُ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ مِثْلِ الَّذِی سَأَلْتَنِی عَنْهُ فَقَالَ لَهُ أَبِی علیه السلام إِنْ تَمُتْ تَرِدْ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی اللّٰه علیه و آله وَ عَلَی عَلِیٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ یَثْلَجُ قَلْبُكَ وَ یَبْرُدُ فُؤَادُكَ وَ تَقَرُّ عَیْنُكَ وَ تُسْتَقْبَلُ بِالرَّوْحِ وَ الرَّیْحَانِ مَعَ الْكِرَامِ الْكَاتِبِینَ لَوْ قَدْ بَلَغَتْ نَفْسُكَ هَاهُنَا وَ أَهْوَی بِیَدِهِ إِلَی حَلْقِهِ وَ إِنْ تَعِشْ تَرَی مَا یُقِرُّ اللَّهُ بِهِ عَیْنَكَ وَ تَكُونُ مَعَنَا فِی السَّنَامِ الْأَعْلَی قَالَ الشَّیْخُ قُلْتُ كَیْفَ یَا أَبَا جَعْفَرٍ فَأَعَادَ عَلَیْهِ الْكَلَامَ فَقَالَ الشَّیْخُ اللَّهُ أَكْبَرُ یَا أَبَا جَعْفَرٍ إِنْ أَنَا مِتُّ أَرِدُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی اللّٰه علیه و آله وَ عَلَی عَلِیٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ تَقَرُّ عَیْنِی وَ یَثْلَجُ قَلْبِی وَ یَبْرُدُ فُؤَادِی وَ أُسْتَقْبَلُ بِالرَّوْحِ وَ الرَّیْحَانِ مَعَ الْكِرَامِ

ص: 225

الْكَاتِبِینَ لَوْ قَدْ بَلَغَتْ نَفْسِی هَاهُنَا- وَ أَهْوَی بِیَدِهِ إِلَی حَلْقِهِ- وَ إِنْ أَعِشْ أَرَی مَا یُقِرُّ اللَّهُ بِهِ عَیْنِی فَأَكُونُ مَعَكُمْ فِی السَّنَامِ الْأَعْلَی ثُمَّ أَقْبَلَ الشَّیْخُ یَنْتَحِبُ یَنْشِجُ هَا هَا هَا حَتَّی لَصِقَ بِالْأَرْضِ وَ أَقْبَلَ أَهْلُ الْبَیْتِ یَنْتَحِبُونَ وَ یَنْشِجُونَ لِمَا یَرَوْنَ مِنْ حَالِ الشَّیْخِ وَ أَقْبَلَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام یَمْسَحُ بِإِصْبَعِهِ الدُّمُوعَ مِنْ حَمَالِیقِ عَیْنَیْهِ وَ یَنْفُضُهَا. ثُمَّ رَفَعَ الشَّیْخُ رَأْسَهُ فَقَالَ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ نَاوِلْنِی یَدَكَ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاكَ فَنَاوَلَهُ یَدَهُ فَقَبَّلَهَا وَ وَضَعَهَا عَلَی عَیْنَیْهِ وَ خَدِّهِ ثُمَّ حَسَرَ عَنْ بَطْنِهِ وَ صَدْرِهِ فَوَضَعَ یَدَهُ عَلَی بَطْنِهِ وَ صَدْرِهِ ثُمَّ قَامَ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیْكُمْ وَ أَقْبَلَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام یَنْظُرُ فِی قَفَاهُ وَ هُوَ مُدْبِرٌ ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ عَلَی الْقَوْمِ فَقَالَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَنْظُرَ إِلَی رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْیَنْظُرْ إِلَی هَذَا فَقَالَ الْحَكَمُ بْنُ عُتَیْبَةَ لَمْ أَرَمَأْتَماً قَطُّ یُشْبِهُ ذَلِكَ الْمَجْلِسَ﴾ (1)

حکم بن عُتیبه می گوید: خدمت امام باقر علیه السلام بودم و اطاق آکنده از جمعیت بود ناگاه پیر مردی که بر عصای پیکانداری تکیه داشت پیش آمد تا به در اطاق ایستاد و گفت: سلام بر تو ای فرزند رسول الله و رحمت و برکات الهی بر تو باد، و سپس خاموش ماند امام باقر علیه السلام فرمود: و سلام بر تو و رحمت و برکات الهی نثارت. سپس پیرمرد رو به بقیه کرد و گفت سلام بر شما و سپس خاموش شد، و همگی سلامش را پاسخ گفتند. سپس به امام باقر علیه السلام گفت: ای فرزند رسول الله ! مرا به خود نزدیک کن خداوند مرا قربان تو گرداند. به خدا سوگند من شما را و کسانی را که شما را دوست دارند دوست دارم و به خدا سوگند من شما و هر که شما را دوست دارد به خاطر دنیا دوست ندارم همانا من دشمن شما را دشمن می دارم و

ص: 226


1- الكافي، ج 8، ص 76 ، رقم 30.

از او کناره می گیرم، و به خدا سوگند به خاطر خونی که میان ما ریخته شده، او را دشمن نمی دارم و از او کناره نمی گیرم به خدا سوگند حلال شما را حلال و حرام شما را حرام می دانم و چشم به راه امر ،شمایم پس آیا برای من امیدی برای عاقبت نیک می بینید خداوند مرا قربان تو گرداند؟ امام باقر علیه السلام فرمود: نزد من بیا نزد من ،بیا تا او را در کنارش نشاند و فرمود ای پیر مرد مردی نزد پدرم امام زین العابدین صلی الله علیه و آله آمد و به او همان را گفت که تو به من و پدرم به او فرمود وقتی از دنیا رفتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی و حسن و حسین و علی بن حسین علیهم السلام وارد می شوی و دلت خنک می شود و درونت آرامش می پذیرد و چشمت روشن می شود و با کرام الکاتبین با روح و ریحان مورد استقبال قرار می گیری، اگر جانت به این جا برسد - و با دست خود اشاره به گلویش کرد - و اگر هم زنده بمانی آن بینی که چشمت را روشن کند و در والاترین مراتب بهشت با ما باشی پیرمرد گفت چه فرمودید؟ (آیا درست شنیدم؟) حضرت علیه السلام نیز همان سخن را برایش تکرار کرد، و پیرمرد گفت: «الله اکبر» اگر بمیرم به رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی و حسن و حسین و على بن حسین علیهم السلام وارد می شوم و چشمم روشن می شود و دلم خنک تر می گردد و درونم آرامش می پذیرد و فرشته های کرام الکاتبین مرا با روح و ریحان استقبال می کنند اگر جانم به این جا [گلو] رسد و اگر هم زنده بمانم به چشم خویش آن بینم که خدا بدان چشم مرا روشن کند و در والاترین مراتب بهشت با شما باشیم؟! با صدای ،بلند های های گریست تا به زمین افتاد و اهل آن خانه از حالی که سپس بر آن پیرمرد رفت فریاد گریه سر دادند. امام باقر علیه السلام رو به او کرد و با انگشت خود اشک های مرد را از مژه هایش می زدود و آن ها را پاک می کرد سپس پیرمرد سر خود را بلند کرد و گفت یا ابن رسول الله خدا مرا قربانت گرداند دستت را به من بده امام علیه السلام دست خود را به او داد و او آن ها را بوسید و بر دو دیده و گونه خود نهاد و

ص: 227

سپس شکم و سینه خود را گشود و دست حضرت علیه السلام را بر روی شکم و سینه خود گذاشت و سپس ایستاد و گفت السلام علیکم و امام باقر علیه السلام در حالی که او در حال رفتن بود به دنبال او می نگریست، سپس حضرت رو به حاضران کرد و فرمود: هر که دوست دارد به مردی بهشتی بنگرد به این پیرمرد بنگرد عُتیبه می گوید: من مجلس سوگواری را همانند این مجلس هرگز ندیدم

می گویم: العنزة: چوبدستی که در تهش آهن بکار رفته باشد. ثَلِجَ القَلب: آرامش و اطمینان قلبی. الانتِحاب: گریستن با صدای بلند و طولانی. النَّشج: صدایی که همراه درد و گریه باشد حملاقُ :العین درون پلک ها که سرمه آن را سیاه می کند، یا آن سفیدی چشم که پلک ها آن را می پوشاند الحَسر: برطرف کردن و گشودن.

5/368- الكليني، مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ، عَنْ مُحَمَّدِ اِبْنِ خَالِدٍ وَ اَلْحُسَیْنِ ابْنِ سَعِیدٍ جَمِیعاً عَنِ اَلنَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ، عن یَحْیَی بن عمران الْحَلَبِیُّ، عَنْ عَبْدِ اللّهِ ابْنِ مُسْکَانَ ، عَنْ حَبِیبٍ ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ علیه السلام یَقُولُ: ﴿أَمَا وَاللّهِ مَا أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْکُمْ ، وَ إِنَّ النَّاسَ سَلَکُوا سُبُلاً شَتّی ؛ فَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَ بِرَأْیِهِ ، وَ مِنْهُمْ مَنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ ، وَ مِنْهُمْ مَنِ اتَّبَعَ الرِّوَایَةَ ، وَ إِنَّکُمْ أَخَذْتُمْ بِأَمْرٍ لَهُ أَصْلٌ ؛ فَعَلَیْکُمْ بِالْوَرَعِ وَالاِجْتِهَادِ ، وَ اشْهَدُوا الْجَنَائِزَ ، وَ عُودُوا الْمَرْضی ، وَاحْضُرُوا مَعَ قَوْمِکُمْ فِی مَسَاجِدِهِمْ لِلصَّلاَةِ، أَمَا یَسْتَحْیِی الرَّجُلُ مِنْکُمْ أَنْ یَعْرِفَ جَارُهُ حَقَّهُ ، وَلاَ یَعْرِفَ حَقَّ جَارِهِ؟﴾ (1)

حبیب مدائنی از امام صادق علیه السلام شنید که می فرمود: به خداوند سوگند که هیچ کس نزد من از شما محبوب تر نیست مردم به راه های گوناگونی رفتند. بعضی دنبال خواسته دل و بعضی پیرو نظر و رأی خود شدند و عده ای طرفدار قصه ها و افسانه ها هستند ولی شما پیرو مَرامی شدید که ریشه و اصالت دارد پس بر شما باد پاکدامنی و سخت کوشی بر سر جنازه ها حاضر شوید و به دیدار بیماران روید و با

ص: 228


1- الكافي، ج 8، ص146، رقم 121

جماعت خود برای نماز در مساجد حاضر گردید. آیا یکی از شما شرم ندارد که همسایه اش حقّ او را بشناسد و او حق همسایه اش را نشناسد.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد چرا که مراد از "حبیب" در سند همان "حبيب بن معلّل خثعمی مدائنی» که مورد وثوق و صحیح است می باشد چنان چه فیض کاشانی در "وافی" تصریح به این مطلب دارند و نجاشی نیز در رجال خود او را مانند فیض کاشانی توصیفش نموده است.

6/369 - الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ أَبِی أَیُّوبَ، عَنِ اَلْحَلَبِیِّ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿فِيهِنَّ خَيرَاتُ حِسَانٌ﴾ (1) قَالَ: هُنَّ صَوَالِحُ اَلْمُؤْمِنَاتِ اَلْعَارِفَاتِ. قَالَ: قُلْتُ ﴿حُورٌ مَّقْصُورَتٌ فِى الْخيَامِ﴾ (2) قَالَ: «اَلْحُورُ: هُنَّ اَلْبِیضُ اَلْمَصُونَاتُ اَلْمُخَدَّرَاتُ فِی خِیَامِ اَلدُّرِّ وَ اَلْیَاقُوتِ وَ اَلْمَرْجَانِ، لِکُلِّ خَیْمَهٍ أَرْبَعَهُ أَبْوَابٍ، عَلَی کُلِّ بَابٍ سَبْعُونَ کَاعِباً حُجَّاباً لَهُنَّ، وَ یَأْتِیهِنَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ کَرَامَهٌ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ، یُبَشِّرُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِنَّ اَلْمُؤْمِنَ﴾ (3)

حلبی می گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آیه: «در آن جا همسرانی اند نیکوسیرت و زیبا صورت» پرسش کردم فرمود این ها همان زنان خوب، مؤمن و عارفه هستند عرض کردم مقصود از «حوریانی در حجله ها که فقط منتظر وصالِ همسرانشان هستند» چه کسانی اند؟ فرمود مقصود حوریه هایی است که پیوسته در پرده به سر برده اند و در میان خیمه هایی هستند از درّ و یاقوت و مرجان. بر هر خیمه ای چهار در است و بر هر دری هفتاد حوری خوش اندام و جوان دربانند، و از کرامت الهی هر روزه آن ها را به مؤمنان ارمغان دهند.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد. المَضمومات: زنانی که در پرده و خانه محفوظ و مستورند الکاعِب خوش اندام و نو رسیده

ص: 229


1- سوره الرحمن آیه 70
2- سوره ،الرحمن آیه 72
3- الكافي، ج 8، ص 156، رقم 147

7/370- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ اِبْنِ أَبِی عُمَیْرٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی اَلْمِقْدَامِ، قَالَ: سَمِعْتُ أبَا عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ یَقُولُ: ﴿خَرَجتُ أنَا و أبی حَتّی إذا کُنّا بَینَ القَبرِ وَالمِنبَرِ،إذا هُوَ بِاُناسٍ مِنَ الشّیعَهِ فَسَلَّمَ عَلَیهِم،ثُمَّ قالَ:إنّی وَاللّهِ لاُحِبُّ رِیاحَکُم و أرواحَکُم، فَأَعینونی عَلی ذلِکَ بِوَرَعٍ وَاجتِهادٍ، وَ اعلَموا أنَّ وَلایَتَنا لا تُنالُ إلّابِالوَرَعِ وَالاِجتِهادِ، و مَنِ ائتَمَّ مِنکُم بِعَبدٍ فَلیَعمَل بِعَمَلِهِ، أَنْتُمْ شِیعَةُ اللّهِ ، وَأَنْتُمْ أَنْصَارُ اللّهِ ، وَ أَنْتُمُ السَّابِقُونَ الاْءَوَّلُونَ ، وَالسَّابِقُونَ الاْآخِرُونَ ، وَالسَّابِقُونَ فِی الدُّنْیَا وَالسَّابِقُونَ فِی الاْآخِرَةِ إِلَی الْجَنَّةِ، قَدْ ضَمِنَّا لَکُمُ الْجَنَّةَ بِضَمَانِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَ ضَمَانِ رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وَاللّهِ مَا عَلی دَرَجَةِ الْجَنَّةِ أَکْثَرُ أَرْوَاحا مِنْکُمْ فَتَنَافَسُوا فِی فَضَائِلِ الدَّرَجَاتِ ، أَنْتُمُ الطَّیِّبُونَ ، وَ نِسَاوءُکُمُ الطَّیِّبَاتُ ، کُلُّ مُوءْمِنَةٍ حَوْرَاءُ عَیْنَاءُ وَ کُلُّ مُوءْمِنٍ صِدِّیقٌ ، وَ لَقَدْ قَالَ أَمِیرُ الْمُوءْمِنِینَ علیه السلام لِقَنْبَرٍ : یَا قَنْبَرُ ، أَبْشِرْ وَبَشِّرْ وَاسْتَبْشِرْ فَوَ اللّهِ لَقَدْ مَاتَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ عَلی أُمَّتِهِ سَاخِطٌ إِلاَّ الشِّیعَةَ أَلاَ وَ إِنَّ لِکُلِّ شَیْءٍ عِزّا ، وَ عِزُّ الاْءِسْلاَمِ الشِّیعَةُ أَلاَ وَ إِنَّ لِکُلِّ شَیْءٍ دِعَامَةً وَ دِعَامَةُ الاْءِسْلاَمِ الشِّیعَةُ أَلاَ وَ إِنَّ لِکُلِّ شَیْءٍ ذِرْوَةً وَ ذِرْوَةُ الاْءِسْلاَمِ الشِّیعَةُ أَلاَ وَ إِنَّ لِکُلِّ شَیْءٍ شَرَفا ، وَ شَرَفُ الاْءِسْلاَمِ الشِّیعَةُ أَلاَ وَ إِنَّ لِکُلِّ شَیْءٍ سَیِّدا ، وَ سَیِّدُ الْمَجَالِسِ مَجَالِسُ الشِّیعَةِ أَلاَ وَ إِنَّ لِکُلِّ شَیْءٍ إِمَاما ، وَ إِمَامُ الاْءَرْضِ أَرْضٌ تَسْکُنُهَا الشِّیعَةُ ، وَاللّهِ لَوْ لاَ مَا فِی الاْءَرْضِ مِنْکُمْ مَا رَأَیْتَ بِعَیْنٍ عُشْبا أَبَدا وَاللّهِ لَوْ لاَ مَا فِی الاْءَرْضِ مِنْکُمْ مَا أَنْعَمَ اللّهُ عَلی أَهْلِ خِلاَفِکُمْ وَ لاَ أَصَابُوا الطَّیِّبَاتِ ، مَا لَهُمْ فِی الدُّنْیَا وَ لاَ لَهُمْ فِی الاْآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ کُلُّ نَاصِبٍ وَ إِنْ تَعَبَّدَ وَاجْتَهَدَ مَنْسُوبٌ إِلی هذِهِ الاْآیَةِ: ﴿عامِلَةٌ ناصِبَةٌ * تَصْلی نارا حامِیَةً﴾ (1) فَکُلُّ نَاصِبٍ مُجْتَهِدٍ فَعَمَلُهُ هَبَاءٌ شِیعَتُنَا یَنْطِقُونَ بِنُورِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ ، وَ مَنْ یُخَالِفُهُمْ یَنْطِقُونَ بِتَفَلُّتٍ وَاللّهِ مَا مِنْ عَبْدٍ مِنْ شِیعَتِنَا یَنَامُ إِلاَّ أَصْعَدَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ رُوحَهُ إِلَی السَّمَاءِ فَیُبَارِکُ عَلَیْهَا ، فَإِنْ کَانَ قَدْ أَتی عَلَیْهَا أَجَلُهَا ، جَعَلَهَا فِی کُنُوزِ رَحْمَتِهِ ، وَ فِی رِیَاضِ جَنَّتِهِ وَ فِی ظِلِّ عَرْشِهِ ، وَ إِنْ کَانَ أَجَلُهَا مُتَأَخِّرا ، بَعَثَ بِهَا مَعَ أَمَنَتِهِ مِنَ الْمَلاَئِکَةِ لِیَرُدُّوهَا إِلَی الْجَسَدِ الَّذِی خَرَجَتْ مِنْهُ لِتَسْکُنَ فِیهِ وَاللّهِ إِنَّ حَاجَّکُمْ وَ عُمَّارَکُمْ لَخَاصَّةُ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَ إِنَّ فُقَرَاءَکُمْ لاَءَهْلُ الْغِنی وَ إِنَّ أَغْنِیَاءَکُمْ لاَءَهْلُ الْقَنَاعَةِ ، وَ إِنَّکُمْ کُلَّکُمْ لاَءَهْلُ دَعْوَتِهِ وَ أَهْلُ إِجَابَتِهِ﴾ (2)

ص: 230


1- سوره غاشیه آیات 3 و 4
2- الكافي، ج 8، ص 212 ، رقم 259

عمرو بن ابی المقدام از امام صادق علیه السلام شنید که می فرمود: من و پدرم از خانه بیرون رفتیم تا [در مسجد مدینه] به میان قبر و منبر رسیدیم. در آن جا به گروهی از شیعیان برخوردیم پدرم به آن ها سلام کرد و فرمود به خدا سوگند من بوی شما و جان های شما را دوست می دارم پس شما مرا یاری رسانید در این دوستی در سایه پارسایی و کوشش و بدانید که به ولایت ما نتوان رسید مگر به پارسایی و تلاش و هر که از شما که بنده ای از بندگان خدا را امام و پیشوای خود قرار دهد باید بر طبق رفتار و کردار او عمل کند شما پیروان خدا هستید و یاران خدا و پیشی گیرندگان در میان پیشینیان و پسینیان و پیشی گیرندگان در دنیا و آخرت به سوی بهشت، و ما از روی ضمانتی که خدا کرده و نیز ضمانت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای شما بهشت را ضمانت کرده ایم. به خدا که در درجات بهشت، کسی بهره مندتر از شما نباشد پس برای درک فضایل از یک دیگر پیشی گیرید. تنها شمایید پاکان و زنانتان زنانی پاک هستند. هر زن با ایمان حوریه ای است خوش چشم و هر مرد با ایمان صدّیقی باشد. امير المؤمنين علیه السلام به قنبر فرمود ای قنبر! مژده ات باد و بشارت ده و شاد باش که به خدا سوگند رسول خدا صلی الله علیه و آله از این جهان برفت در حالی که بر همه اُمّتش خشمگین بود مگر بر شیعیان آگاه باش برای هر چیزی عزّت و شوکتی است و عزت اسلام شیعیان هستند آگاه باش که هر چیز را ستونی است و ستون اسلام شیعیان هستند. آگاه باش که برای هر چیزی اوجی است و اوج و سرآمد اسلام شیعه است. آگاه باش که برای هر چیز شرفی است و شرف اسلام شیعه است. آگاه باش که هر چیزی را سروری است و سرور انجمن ها انجمن های شیعه است. آگاه باش که هر آن چیزی را امام و رهبری است و امام ،زمین آن سرزمینی است که شیعه در سکونت ،دارد به خدا اگر شما در زمین ،نباشید هرگز در کنار چشمه ای گیاهی نروید. به خدا سوگند اگر شما در روی زمین ،نباشید خدا نعمتی به مخالفان شما ندهد

ص: 231

و به خوشی دست نیابند و نه در این سرای و نه در آن سرای، بهره ای به کف نخواهند آورد. هر شخص ناصبی هر قدر هم که عبادت و تلاش کند، باز مشمول این آیه است «چون که از آن همه دوندگی بیفایده در دنیا، خسته اند! حالا هم با آتشی سوزان سرخ و سوخته می شوند» پس هر ناصبی سخت کوش عملش بر باد .است شیعیان مایند که به پرتوی خدای عز وجل گویایند و هر که مخالف آنانند پراکنده و نامفهوم سخن می گویند به خدا سوگند هیچ بنده ای از شیعیان ما نیست که بخوابد مگر آن که خدای عز و جل روحش را به آسمان بالا برد و به آن برکت دهد، پس اگر عمرش به سر آمده باشد آن را در گنجینه های رحمت خویش و گلستان های بهشتی و در سایه عرشش جای دهد و اگر عمرش به سر نیامده باشد همراه فرشتگان امین خود باز فرستد تا آن را به پیکری که از آن بیرون آمده بازگردانند تا در آن جاگیر شود. به خدا سوگند که حاجیان شما و عمره گزارانتان خاصّان درگاه خدای عز و جل هستند، و کم توشگان شما توانگران و توانگران شما قناعت پیشه گانند، و به راستی که همه شما اهل دعوت خدا و اهل اجابت او هستید.

می گویم: همگی رجال در سند ثقه می باشند به غیر از "عمرو بن ابی المقدام" که توثیق ندارد لکن او نیز از ممدوحان است لذا روایت معتبره می.شود مراد از "الارواح" جمع رَوح بمعنی نسیم روح نواز الدعامة: ستون خانه. الذُّروة: قسمت بالای هر چیزی تفلُّت: کاری که بدون فکر و تأمّل و اخذ از راستگویان از کسی سر بزند.

8/1371- الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلصَّلْتِ عَنْ یُونُسَ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿یَا بَا مُحَمَّدٍ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ مَلاَئِکَهً یُسْقِطُونَ اَلذُّنُوبَ عَنْ ظُهُورِ شِیعَتِنَا کَمَا تُسْقِطُ اَلرِّیحُ اَلْوَرَقَ مِنَ اَلشَّجَرِ أَوَانَ سُقُوطِهِ، وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿یُسَبِّحُونَ

ص: 232

بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا﴾ (1) وَ اَللَّهِ مَا أَرَادَ غَیْرَکُمْ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عز و جل فرشتگانی دارد که گناهان را از دوش شیعیان ما فرو می ریزانند همچنان که باد برگ درختان را که در آستانه ریزش است فرو می ریزاند. و این سخن خداوند عز و جل است آن جا که می فرماید: «به ستایش پروردگارشان تسبیح می گویند و برای مؤمنان آمرزش می خواهند». به خدا سوگند که مقصود [از مؤمنان] کسی جز شما نیست

9/372- الكليني، عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْقَاسِمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْمُغِیرَهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ: ﴿إِذَا بَلَغَ اَلْمُؤْمِنُ أَرْبَعِینَ سَنَهً آمَنَهُ اَللَّهُ مِنَ اَلْأَدْوَاءِ اَلثَّلاَثَهِ اَلْبَرَصِ وَ اَلْجُذَامِ وَ اَلْجُنُونِ فَإِذَا بَلَغَ اَلْخَمْسِینَ خَفَّفَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حِسَابَهُ فَإِذَا بَلَغَ سِتِّینَ سَنَهً رَزَقَهُ اَللَّهُ اَلْإِنَابَهَ فَإِذَا بَلَغَ اَلسَّبْعِینَ أَحَبَّهُ أَهْلُ اَلسَّمَاءِ فَإِذَا بَلَغَ اَلثَّمَانِینَ أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِإِثْبَاتِ حَسَنَاتِهِ وَ إِلْقَاءِ سَیِّئَاتِهِ فَإِذَا بَلَغَ اَلتِّسْعِینَ غَفَرَ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ کُتِبَ أَسِیرَ اَللَّهِ فِی أَرْضِهِ.

قال الكليني ﴿وَ فِی رِوَایَهٍ أُخْرَی فَإِذَا بَلَغَ اَلْمِائَهَ فَذَلِکَ أَرْذَلُ اَلْعُمُرِ﴾ (3)

علی بن مغیره از امام صادق علیه السلام شنید که فرمود چون مؤمن به چهل سالگی رسد خداوند او را از سه مرض حفظ کند: از دیوانگی و جذام و پیسی، چون به پنجاه سالگی رسد خداوند حسابش را سبک ،گیرد و چون به شصت سالگی رسد خداوند به او توفیق توبه کردن را روزی ،کند هرگاه به هفتاد سالگی رسید خدا و اهل آسمان دوستش بدارند و هرگاه به هشتاد رسید خداوند فرمان به نوشتن حسناتش و حذف بدی هایش دهد و هرگاه به نود سال رسید خداوند گناهان

ص: 233


1- سوره غافر، آیه 7
2- الكافي، ج 8، ص 304 ، رقم 470
3- الكافي، ج 8، ص 107، رقم 83

گذشته و آینده اش را ببخشاید و جزء اسیران خداوند که هیچ توانایی برایش نمانده به حساب آید.

کلینی گوید: و در روایت دیگری آمده است هرگاه به صد سالگی برسد، به پایین ترین مرحله عمر رسیده است.

10/373- الكليني، عن اَلْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ اَلْوَشَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَهَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿لِکُلِّ مُؤْمِنٍ حَافِظٌ وَ سَائِبٌ قُلْتُ وَ مَا اَلْحَافِظُ وَ مَا اَلسَّائِبُ یَا أَبَا جَعْفَرٍ قَالَ اَلْحَافِظُ مِنَ اَللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی حَافِظٌ مِنَ اَلْوَلاَیَهِ یَحْفَظُ بِهِ اَلْمُؤْمِنَ أَیْنَمَا کَانَ وَ أَمَّا اَلسَّائِبُ فَبِشَارَهُ مُحَمَّدٍ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یُبَشِّرُ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِهَا اَلْمُؤْمِنَ أَیْنَمَا کَانَ وَ حَیْثُمَا کَانَ﴾ (1)

ابو حمزه ثمالی از امام باقر علیه السلام شنید که فرمود برای هر مؤمنی یک حافظ است و یک سائب :گفتم حافظ و سائب چیست؟ فرمود حافظ، از طرف خداوند تبارک و تعالی نگهبان اعتقادش به ولایت است که به وسیله او مؤمن را در هر جا می کند و اما سائب پس مژده پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است که خداوند تبارک و تعالی حفظ با آن مؤمن را در هر جا باشد نگهداری می کند.

فیض کاشانی در توضیح آن :گفته انسان مؤمن پیوسته در حفظ و نگهداری خداوند است یعنی ولایت اهل بیت علیهم السلام را برایش حفظ می کند و نیز هر لحظه از جانب پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مژده به نعمت های اخروی برای او می رسد و خداوند در کتابش فرموده: «آنان که ایمان آورده اند و همواره پرهیز کاری دارند * مژده باد آنان در زندگی دنیا و آخرت! این وعده خداست و وعده های خدا تغییرناپذیر است. این است آن کامیابی بزرگ!» (2)

می گویم: روایات در این باب زیاد است و ما به ده موردش اکتفا نمودیم و خواننده برای تفصیل بیشتر می تواند به کتاب "فضائل الشیعه" شیخ صدوق قدس سره

ص: 234


1- الكافي، ج 8، ص 176 ، رقم 195؛ و نقل عنه في الوافي، ج 5، ص 813.
2- سوره یونس آیات 63 و 64

مراجعه کند.

49-گریه و اشک مؤمن

1/374- الديلمي رَفَعَهُ إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَخْرُجُ مِنْ عَیْنَیْهِ مِثْلُ رَأْسِ اَلذُّبَابَهِ مِنَ اَلدُّمُوعِ فَیُصِیبُ حَرَّ وَجْهِهِ إِلاَّ حَرَّمَهُ اَللَّهُ عَلَی اَلنَّارِ﴾ (1)

پیامبر خدا صلی الله علیه و اله: فرمود هر مؤمنی به اندازه بال پشه ای اشک (از خوف الهی) بر گونه اش جاری سازد، خداوند آتش دوزخ را بر او حرام می کند.

2/375- صاحب جامع الاخبار رَفَعَهُ إلى رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أنّه قال : ﴿مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَبْکِی مِنْ خَشْیَهِ اَللَّهِ تَعَالَی إِلاَّ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ إِنْ کَانَ أَکْثَرَ مِنْ نُجُومِ اَلسَّمَاءِ وَ عَدَدِ قَطْرِ اَلْبِحَارِ﴾ ثُمَّ قَرَأَ ﴿فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلاً وَ لْیَبْکُوا کَثِیراً جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ﴾ (2) (3)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و فرمود: هر مؤمنی که از ترس و خشیت الهی بگرید، خداوند گناهانش را می آمرزد هر چند بیشتر از ستارگان آسمان و قطرات آب دریاها باشد. سپس حضرت این آیه را خواند از این رو آن ها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند! (چرا که آتش جهنم در انتظارشان است) این جزای کارهایی است که انجام می دادند!»

50-بهتان بر مؤمن

1/376- الكليني،عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی ، عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِکِ بْنِ عَطِیَّهَ عَنِ اِبْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَهً بِمَا لَیْسَ فِیهِ، بَعَثَهُ اَللَّهُ فِی طِینَهِ خَبَالٍ، حَتَّی یَخْرُجَ مِمَّا قَالَ. قُلْتُ: وَ مَا طِینَهُ اَلْخَبَالِ؟ قَالَ:

ص: 235


1- ارشاد القلوب ص 97.
2- سوره توبه آیه 82 .
3- جامع الاخبار، ص 259.

صَدِیدٌ یَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِ اَلْمُومِسَاتِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام الله فرمود: هر که به مؤمن یا مؤمنه ای بهتان ،زند، خداوند در روز قیامت او را در طینت خبال نگه می دارد تا این که از آن چه در باره او گفته است خارج شود عرض کردم: طینت خبال چیست؟ فرمود: چرک و کثافتی است که از شرمگاه زنان فاحشه بیرون می آید.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد و شیخ صدوق نیز این روایت را با سند صحیحش در کتاب عقاب الاعمال (2) آورده است. و صَديدُ الجرح: خونابه. المُوسمات: زنان فاجر

2/377- الصدوق بسنده إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَهً أَوْ قَالَ فِیهِ مَا لَیْسَ فِیهِ أَقَامَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ عَلَی تَلٍ مِنْ نَارٍ حَتَّی یَخْرُجَ مِمَّا قالَهُ فیهِ ﴾ (3)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس به مؤمنی یا مؤمنه ای به آن چه که در او نیست بهتان زند یا افترایی ،بندد در روز قیامت خداوند او را بر تلّی از آتش نگه می دارد تا این که از عهده کلامی که بر وی بسته بیرون آید.

3/378- الصدوق قال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ مَا جِیلَوَیْهِ رضی الله عنه قال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی اَلْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ قَالَ: حَدَّثَنِی أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلرَّازِیُّ عَنْ سِجَادَهَ- وَ اِسْمُهُ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی عُثْمَانَ واسم أبي عثمان حبيب - عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ مُعَاوِیَهَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّه عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿تَبِعَ حَکِیمٌ حَکِیماً سَبْعَ مِائَهِ فَرْسَخٍ فِی سَبْعِ کَلِمَاتٍ فَلَمَّا لَحِقَ بِهِ قَالَ یَا هَذَا مَا أَرْفَعُ مِنَ اَلسَّمَاءِ إِلَی أَنْ قَالَ وَ أَثْقَلُ مِنَ اَلْجِبَالِ اَلرَّاسِیَاتِ فَقَالَ لَهُ یَا هَذَا اَلْحَقُّ أَرْفَعُ مِنَ اَلسَّمَاءِ إِلَی أَنْ قَالَ وَ اَلْبُهْتَانُ عَلَی اَلْبَرِیءِ أَثْقَلُ مِنَ اَلْجِبَالِ اَلرَّاسِیَاتِ؟ فَقَالَ لَهُ: یَا هَذَا اَلْحَقُّ أَرْفَعُ مِنَ

ص: 236


1- الكافي، ج 2، ص 357.
2- عقاب الأعمال، ص 286.
3- عيون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 33 ، رقم 63.

السَّماءِ، وَالْعَدْلُ أَوْسَعُ مِنَ الْأَرْضِ، وَ غِنَى النَّفْس أَغْنَى مِنَ الْبَحْر وَ قَلْبُ الْكَافِرِ أَقْسَى مِنَ الْحَجَرِ، وَالْحَرِيصُ الْجَشِعُ أَشَدُّ حَرَارَةً مِنَ النَّارِ، وَالْيَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ أَشَدُّ بَرْداً مِنَ الزَّمْهَرِيرِ، وَالْبُهْتَانُ عَلَى الْبَرِيءِ أَثقَلُ مِنَ الْجِبَالِ الرَّاسِيَاتِ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: دانشمندی برای رسیدن به دانشمندی دیگر هفتصد فرسخ مسافرت نمود تا مگر هفت کلمه از او فرا بگیرد وقتی با او ملاقات کرد :گفت بلندتر از آسمان و پهناورتر از زمین و بی نیازتر از دریا و سخت تر از سنگ و سوزنده تر از آتش و سردتر از زمهریر و سنگین تر از کوه چیست؟ او پاسخ گفت: حق بلندتر از آسمان و عدل پهناورتر از زمین و توانگری و غنای نفس بی نیازتر از دریا و دل کافر سخت تر از سنگ و حریص طمعکار سوزنده تر از آتش و نومیدی از رحمت خداوندگار سردتر از زمهریر و بهتان به بیگناه سنگین تر از کوه های بلند .است

51-روح ایمان مددکار مؤمن بوده و هنگام گناه دور می شود

1/379- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَکَمِ، عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَهَ ، عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلاَّ وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِی جَوْفِهِ: أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا اَلْوَسْوَاسُ اَلْخَنَّاسُ، وَ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا اَلْمَلَکُ فَیُؤَیِّدُ اَللَّهُ اَلْمُؤْمِنَ بِالْمَلَکِ﴾، فَذَلِکَ قَوْلُهُ: ﴿وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ﴾ (2) (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ مؤمنی نیست مگر این که دلش دو گوش درونی :دارد گوشی که وسواس خنّاس در آن می دمد و گوشی که فرشته در آن می دمد پس خداوند مؤمن را به وسیله فرشته تقویت می کند و این است معنای

ص: 237


1- الخصال، ص 348
2- سوره مجادله آیه 22
3- الكافي، ج 2، ص 267.

سخن خداوند که می فرماید «آن ها را به وسیله روحی از جانب خود تقویت کرد».

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

2/380- الكليني، عن مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنِ اِبْنِ بُکَیْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ في القول رَسُولِ اَللَّهِ صلی الله علیه و آله: ﴿إِذَا زَنَی اَلرَّجُلُ فَارَقَهُ رُوحُ اَلْإِیمَانِ، قَالَ: هُوَ قَوْلُهُ: ﴿وَ أَيَّدَهُم بِرُوحِ مِنْهُ﴾ (1) ذَاکَ الَّذِی یُفَارِقُهُ﴾ (2)

امام باقر علیه السلام در پاسخ به سؤال از این سخن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که: هرگاه مرد زنا کند روح ایمان از او جدا می شود فرمود این در مورد سخن خداوند است، آن جا که می فرماید: «و آنان را با روحی از خود پشتیبانی کرد»؛ همین روح است که از او جدا می شود

می گویم: روایت از نظر سند موثقه می باشد.

3/381- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِیٍّ عَنِ اَلْفُضَیْلِ، عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: ﴿یُسْلَبُ مِنْهُ رُوحُ اَلْإِیمَانِ مَا دَامَ عَلَی بَطْنِهَا فَإِذَا نَزَلَ عَادَ اَلْإِیمَانُ قَالَ: قُلْتُ [له] أَرَأَیْتَ إِنْ هَمَّ؟ قَالَ: لاَ أَرَأَیْتَ إِنْ هَمَّ أَنْ یَسْرِقَ أَتُقْطَعُ یَدُهُ﴾ (3)

فضیل :گوید امام صادق علیه السلام فرمود: تا زمانی که کسی مشغول زنا است، روح ایمان از او سلب می شود عرض کردم بفرمایید اگر فقط قصد زنا کند چطور؟ فرمود: نه (روح ایمانش سلب نشود) بگو بدانم اگر قصد دزدی کند دستش بریده می شود؟ (پس همچنان که با قصد دزدی دست بریده نمی شود با قصد زنا هم روح ایمان سلب نمی شود و این مفاسد و عقوبات بر انجام فعل مترتب است نه بر قصد آن).

ص: 238


1- سوره مجادله، آیه 22
2- الكافي، ج 2، ص 280.
3- الكافي، ج 2، ص 281.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد و چنان چه روشن است ضمیر در "منه" به مرد زناکار و در "بطنها" به زن برمی گردد.

4/382- الكليني، عن عليّ بن إبراهيم، عن محمّد بن عيسى، عن يونس، عن داود :قال سألت أبا عبدالله علیه السلام عن قول رسول الله صلی الله علیه و آله: ﴿ إِذَا زَنَی اَلرَّجُلُ فَارَقَهُ رُوحُ اَلْإِیمَانِ، قَالَ: فَقَالَ: هُوَ مِثْلُ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿وَ أَيَّدَهُم بِرُوحِ مِّنْهُ﴾ (1) هُوَ اَلَّذِی فَارَقَهُ﴾ (2)

داود :گوید از امام صادق علیه السلام درباره سخن رسول خدا صلی الله علیه و اله که فرمود: «چون مرد زنا کند روح ایمان از او جدا شود» پرسیدم فرمود: این در مورد سخن خداوند عز وجل است آن جا که می فرماید «و آنان را با روحی از خود پشتیبانی کرد»؛ همین روح است که از او جدا می شود.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

5/383- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ أَبِیهِ، رَفَعَهُ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ دَاوُدَ اَلْغَنَوِیِّ، عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ، قَالَ: ﴿جَاءَ رَجُلٌ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ صلوات الله علیه، فَقَالَ: یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ، إِنَّ أُنَاساً زَعَمُوا أَنَّ اَلْعَبْدَ لاَ یَزْنِی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، وَ لاَ یَسْرِقُ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، وَ لاَ یَشْرَبُ اَلْخَمْرَ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، وَ لاَ یَأْکُلُ اَلرِّبَا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، وَ لاَ یَسْفِکُ اَلدَّمَ اَلْحَرَامَ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ. فَقَدْ ثَقُلَ عَلَیَّ هَذَا، وَ حَرِجَ مِنْهُ صَدْرِی حِینَ أَزْعُمُ أَنَّ اَلْعَبْدَ یُصَلِّی صَلاَتِی، وَ یَدْعُو دُعَائِی، وَ یُنَاکِحُنِی وَ أُنَاکِحُهُ، وَ یُوَارِثُنِی وَ أُوَارِثُهُ، وَ قَدْ خَرَجَ مِنَ اَلْإِیمَانِ لِأَجْلِ ذَنْبٍ یَسِیرٍ أَصَابَهُ. فَقَالَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ صلوات الله علیه: صَدَقْتَ، سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَقُولُهُ، وَ اَلدَّلِیلُ عَلَیْهِ کِتَابُ اَللَّهِ...الحدیث﴾ (3)

اصبغ بن نباته :گوید مردی خدمت امیرمؤمنان علی علیه السلام عرض کرد: یا امير المؤمنین! برخی از مردم عقیده دارند که بنده تا ایمان دارد زنا نکند و سرقت ننماید

ص: 239


1- سوره مجادله آیه 22
2- الكافي، ج 2، ص 284.
3- الكافي، ج 2، ص 281.

و شراب ننوشد و ربا نخورد و خون محترم را نریزد این عقیده بر من گران آمده و از آن دلتنگ شده ام زیرا چنان بنده ای مثل من نماز می خواند و مثل من دعا می کند، او از من زن می گیرد و من از او زن می گیرم و سپس از یک دیگر ارث می بریم، با وجود این برای گناه کوچکی که بدان آلوده شده از ایمان خارج می شود؟ حضرت فرمود: درست است! من هم از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که چنین می فرمود و دلیلش هم کتاب خداست... حدیث ادامه دارد.

می گویم: روایات بسیاری در این موضوع وارد شده که برای تفصیل بیشتر می توان به باب الکبائر کتاب کافی (1) شریف و باب تعيين" الكبائر التي يجب اجتنابها" از کتاب وسائل الشیعه (2) و مستدرک الوسائل (3) مراجعه نمود.

52-تأیید مؤمن با روح الهی

1/384- الكليني، عنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی جَمِیعاً عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ ، عن أَبِي سَلَمَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدِ بْنِ غَزْوَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ قَالَ: ﴿دَخَلْتُ عَلَي أَبِي الْحَسَنِ ع فَقَالَ لِي إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي أَيَّدَ الْمُؤْمِنَ بِرُوحٍ مِنْهُ تَحْضُرُهُ فِي كُلِّ وَقْتٍ يُحْسِنُ فِيهِ وَ يَتَّقِي وَ تَغِيبُ عَنْهُ فِي كُلِّ وَقْتٍ يُذْنِبُ فِيهِ وَ يَعْتَدِي فَهِيَ مَعَهُ تَهْتَزُّ سُرُوراً عِنْدَ إِحْسَانِهِ وَ تَسِيخُ فِي الثَّرَي عِنْدَ إِسَاءَتِهِ فَتَعَاهَدُوا عِبَادَ اللَّهِ نِعَمَهُ بِإِصْلَاحِكُمْ أَنْفُسَكُمْ تَزْدَادُوا يَقِيناً وَ تَرْبَحُوا نَفِيساً ثَمِيناً رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً هَمَّ بِخَيْرٍ فَعَمِلَهُ أَوْ هَمَّ بِشَرٍّ فَارْتَدَعَ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ نَحْنُ نُؤَيِّدُ الرُّوحَ بِالطَّاعَةِ لِلَّهِ وَ الْعَمَلِ لَهُ﴾. (4)

ابو خدیجه می گوید: نزد امام موسی کاظم علیه السلام رفتم. حضرت فرمود: خداوند تبارک و تعالی مؤمن را با روحی از جانب خود تأیید نموده است که هر زمان بنده

ص: 240


1- الكافي، ج 2، ص 276.
2- وسائل الشيعة، ج 11، ص 251 (ج 15، ص 318 از چاپ آل البیت)
3- مستدرك الوسائل، ج 11، ص 355
4- الكافي، ج 2، ص 268.

نیکی و پرهیزگاری کند آن روح حاضر می گردد و هر زمان که گناه و نافرمانی کند، از او دور می شود. پس این روح همراه اوست که در هنگام نیکی کردنش از شادی به جنبش در می آید و هنگام ارتکاب گناه در زمین فرو می رود. پس ای بندگان خدا، نعمت های او را با اصلاح نفس خود حفظ کنید تا به یقین شما افزوده گشته و سود ارزشمند و بسیاری نصیب شما گردد رحمت خداوند بر انسانی که چون قصد کار نیک کند، آن را انجام دهد و چون قصد کار بد نماید از آن خودداری نماید. سپس فرمود: ما به وسیله بندگی خداوند و عمل برای او روح را تقویت می.کنیم

53-تبسم به چهره مؤمن

1/385- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَنْ أَخَذَ مِنْ وَجْهِ أَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ قَذَاهً کَتَبَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَنْ تَبَسَّمَ فِی وَجْهِ أَخِیهِ کَانَتْ لَهُ حَسَنَهٌ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که خاشاکی از چهره برادر مؤمنش برگیرد، خدای عز و جل برایش ده حسنه ،نویسد و هر که به چهره برادرش تبسّم کند یک حسنه برای او است.

می گویم: شیخ صدوق نیز این روایت را به صورت مرسل در مصادقة الاخوان (2) آورده است.

2/386- الصدوق رفَعَهُ إِلَی أَبِی اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿مَنْ خَرَجَ فِی حَاجَهٍ وَ مَسَحَ وَجْهَهُ بِمَاءِ اَلْوَرْدِ لَمْ یَرْهَقْ وَجْهَهُ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّهٌ وَ مَنْ شَرِبَ مِنْ سُؤْرِ أَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ یُرِیدُ بِذَلِکَ اَلتَّوَاضُعَ أَدْخَلَهُ اَللَّهُ اَلْجَنَّهَ اَلْبَتَّهَ وَ مَنْ تَبَسَّمَ فِی وَجْهِ أَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ کَتَبَ اَللَّهُ لَهُ حَسَنَهً وَ مَنْ کَتَبَ

ص: 241


1- الكافي، ج 2، ص 205
2- مصادقة الإخوان، ص 52

اَللَّهُ لَهُ حَسَنَهً لَمْ یُعَذِّبْهُ (1)

امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس پی کاری برود و روی خویش را گلاب زند غبار خواری بر چهره وی ننشیند و هر که از نیم خورده برادر مؤمن به جهت تواضع و فروتنی بخورد خداوند وی را به بهشت خواهد برد، و هر که بر چهره برادر مؤمن خویش لبخند زند خداوند برای وی پاداشی بنویسد و هر که خداوند برایش حسنه نوشت عذابش نخواهد کرد

3/387- الصدوق رَفَعَهُ إلى جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِی وَجْهِ اَخیهِ حَسَنَهٌ وَ صَرْفُهُ القَذا عَنهُ حَسَنَهٌ وَ ما عُبِدَاللّه بِشَی ءٍ اَحَبُّ اِلَیْهِ مِنْ اِدْخالِ السُّرُورِ عَلی المُؤمِنِ﴾ (2)

امام باقر علیه السلام فرمود لبخند شخص در روی برادر مؤمنش حسنه است، و برداشتن خاشاکی از روی وی نیز حسنه باشد و خداوند با چیزی محبوب تر از شاد کردن مؤمن پرستیده نشده است.

4/388- في الفقه المنسوب إلى الامام اَلرِّضَا، عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿وَ اِجْتَهِدْ أَنْ لاَ تَلْقَی أَخاً مِنْ إِخْوَانِکَ إِلاَّ تَبَسَّمْتَ فِی وَجْهِهِ وَ ضَحِکْتَ مَعَهُ فِی مَرْضَاهِ اَللَّهِ فَإِنَّهُ یُرْوَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: مَنْ ضَحِکَ فِی وَجْهِ أَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ تَوَاضُعاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَدْخَلَهُ اَلْجَنَّهَ﴾ (3)

در فقه الرضا علیه السلام آمده همیشه بر آن باش که برادر مؤمنت را با تبسّم ملاقات کنی و با او در راه خشنودی خدا خندان ،باشی چرا که از امام صادق علیه السلام نقل می کنند که فرمود: آن که در چهره برادر مؤمنش به جهت تواضع و فروتنی برای خدا

ص: 242


1- مصادقة الإخوان، ص 52
2- مصادقة الإخوان، ص 52
3- فقه الرضا علیه السلام ص 54 ونقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 2، ص 78 (ج 8، ص 418 طبع آل البيت)

تبسّم کند خداوند او را به بهشت می برد.

5/389- سِبْطُ اَلطَّبْرِسِیِّ نَقْلاً منْ مَحَاسِنِ اَلْبَرْقِيِّ رَفَعَهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: ﴿تَبَسَّمُ اَلْمُؤْمِنِ فِی وَجْهِ اَلْمُؤْمِنِ حَسَنَهٌ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام :فرمود لبخندِ مؤمن به چهره مؤمن از کارهای نیکوست

54-سپر مؤمن

1/390- الكليني، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْأَشْعَرِیِّ عَنِ اِبْنِ اَلْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: ﴿ اَلدُّعَاءُ تُرْسُ اَلْمُؤْمِنِ وَ مَتَی تُکْثِرْ قَرْعَ اَلْبَابِ یُفْتَحْ لَکَ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام از امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: دعا سپر مؤمن است و هرگاه در خانه ای را زیاد بکوبی آن در باز می شود.

55-یاری نکردن مؤمن

1/391- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنِ اِبْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿أَیُّمَا رَجُلٍ مِنْ شِیعَتِنَا أَتَی رَجُلاً مِنْ إِخْوَانِهِ فَاسْتَعَانَ بِهِ فِی حَاجَتِهِ فَلَمْ یُعِنْهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ إِلاَّ اِبْتَلاَهُ اَللَّهُ بِأَنْ یَقْضِیَ حَوَائِجَ عِدَّهٍ مِنْ أَعْدَائِنَا یُعَذِّبُهُ اَللَّهُ عَلَیْهَا یَوْمَ اَلْقِیَامَه﴾ (3)

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه یکی از برادران ما دست حاجت به سوی یکی از شیعیان دراز کند و او بتواند کمکش کند و دریغ ورزد، خداوند عز و جل او را به برآوردن نیاز یکی از دشمنان ما مبتلا می کند و به سبب آن در روز قیامت عذاب

ص: 243


1- مشكاة الانوار ، ص 180؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 2، ص 78 (ج 8، ص 419).
2- الكافي، ج 2، ص 468.
3- الكافي، ج 2 ، ص 466.

شود.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

2/392- الكليني عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ أَبُو عَلِیٍّ اَلْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ أَمِینٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَنْ بَخِلَ بِمَعُونَهِ أَخِیهِ اَلْمُسْلِمِ وَ اَلْقِیَامِ لَهُ فِی حَاجَتِهِ إِلاَّ اُبْتُلِیَ بِمَعُونَهِ مَنْ یَأْثَمُ عَلَیْهِ وَ لاَ یُؤْجَرُ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: کسی که از کمک به برادر مسلمان خود و برآوردن حاجت او دریغ کند خداوند او را گرفتار کمک به کسی کند که به سبب آن کمک، گناهکار شود و مزدی هم نَبَرد.

3/393- الكليني، عَنْ أَبِی عَلِیٍّ اَلْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنِ اَلْخَطَّابِ بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ سَدِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿لَمْ یَدَعْ رَجُلٌ مَعُونَهَ أَخِیهِ اَلْمُسْلِمِ حَتَّی یَسْعَی فِیهَا وَ یُوَاسِیَهُ إِلاَّ اُبْتُلِیَ بِمَعُونَهِ مَنْ یَأْثَمُ وَ لاَ یُؤْجَرُ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: کسی كمك به برادر مسلمان خود و کوشش در آن و همدردی و همکاری را از او دریغ نکرد جز این که گرفتار كمك به كسى گردد که در آن گناهکار شود و اجری نبرد.

4/394- الكليني، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلًّی بن مُحَمَّدِ، عن أحمد بن محمّد بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِی اَلْحَسَنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ: ﴿مَنْ قَصَدَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ مُسْتَجِیراً بِهِ فِی بَعْضِ أَحْوَالِهِ فَلَمْ یُجِرْهُ بَعْدَ أَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ فَقَدْ قَطَعَ وَلاَیَهَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ﴾ (3)

ص: 244


1- الكافي، ج 2، ص 365.
2- الكافي، ج 2، ص 366.
3- الكافي، ج 2، ص 366.

على بن جعفر از برادر خود امام کاظم علیه السلام فرمود: کسی که برادرش برای رفع گرفتاری یا حاجتی به او پناه ببرد و او بتواند پناهش دهد اما ندهد، بی گمان ند ولایت خداوند تبارک و تعالی را بریده است.

5/395- الكليني، عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أصْحَابِنَا، عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ أَبُو عَلِیٍّ اَلْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ جَمِیعاً عَنْ إِدْرِیسَ بْنِ اَلْحَسَنِ عَنْ مُصَبِّحِ بْنِ هِلْقَامٍ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿أَیُّمَا رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا اِسْتَعَانَ بِهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ فِی حَاجَهٍ فَلَمْ یُبَالِغْ فِیهَا بِکُلِّ جُهْدٍ فَقَدْ خَانَ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اَلْمُؤْمِنِینَ قَالَ أَبُو بَصِیرٍ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ مَا تَعْنِی بِقَوْلِکَ وَ اَلْمُؤْمِنِینَ قَالَ مِنْ لَدُنْ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ إِلَی آخِرِهِمْ﴾. (1)

ابوبصیر از امام صادق علیه السلام شنید که فرمود: هر یک از یاران ما که برادرش در مشکلی از او کمک بخواهد و وی با تمام توان خود در کمک به او نکوشد، هر آینه به خدا و پیامبر او و مؤمنان خیانت کرده است. ابو بصیر می گوید به حضرت :گفتم مقصودتان از «مؤمنان» چیست؟ فرمود: «از زمان امیرمؤمنان علی علیه السلام تا آخر ایشان».

6/396- المفيد رَفَعَهُ إلى عليّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَلَیْهِما السَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ: ﴿مَنْ أَتَاهُ أَخُوهُ اَلْمُؤْمِنُ فِی حَاجَهٍ فَإِنَّمَا هِیَ رَحْمَهٌ مِنَ اَللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی سَاقَهَا إِلَیْهِ فَإِنْ قَبِلَ ذَلِکَ فَقَدْ وَصَلَهُ بِوَلاَیَتِنَا وَ هُوَ مَوْصُولٌ بِوَلاَیَهِ اَللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ إِنْ رَدَّهُ عَنْ حَاجَتِهِ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَی قَضَائِهَا سَلَّطَ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَیْهِ شُجَاعاً مِنْ نَارٍ یَنْهَشُهُ فِی قَبْرِهِ إِلَی یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ مَغْفُوراً لَهُ أَوْ مُعَذَّباً وَ إِنْ عَذَرَهُ اَلطَّالِبُ کَانَ أَسْوَأَ حَالاً﴾ (2)

امام کاظم علیه السلام فرمود: هر کس برادر مؤمنش برای کاری و حاجتی نزد او

ص: 245


1- الكافي، ج 2، ص 362.
2- الاختصاص، ص 250.

،آید ،این در حقیقت رحمتی است از سوی خداوند تبارک و تعالی که به جانب او سوق داده است پس اگر حاجت او را روا سازد خود را به ولایت ما پیوند زده و ولایت ما هم به ولایت خدا پیوسته است اما اگر می تواند حاجت او را برآورد و ،برنیاورد، خداوند در قبرش ماری آتشین بر او مسلط گرداند که تا روز قیامت وی را نیش زند چه آن که آمرزیده باشد یا معذّب (گناه دیگری داشته یا نداشته باشد) و اگر حاجت خواه او را معذور دارد وضعش بدتر است.

7/397- المفيد رَفَعَهُ إلى إِسْمَاعِیلُ بْنُ جَابِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ: ﴿مَا مِنْ مُؤْمِنٍ ضَیَّعَ حَقّاً إِلاَّ أَعْطَی فِی بَاطِلٍ مِثْلَیْهِ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَمْتَنِعُ مِنْ مَعُونَهِ أَخِیهِ اَلْمُسْلِمِ وَ اَلسَّعْیِ لَهُ فِی حَوَائِجِهِ قُضِیَتْ أَوْ لَمْ تُقْضَ إِلاَّ اِبْتَلاَهُ اَللَّهُ بِالسَّعْیِ فِی حَاجَهِ مَنْ یَأْثَمُ عَلَیْهِ وَ لاَ یُؤْجَرُ بِهِ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ یَبْخَلُ بِنَفَقَهٍ یُنْفِقُهَا فِیمَا رَضِیَ اَللَّهُ إِلاَّ اُبْتُلِیَ أَنْ یُنْفِقَ أَضْعَافاً فِیمَا یُسْخِطُ اَللَّه﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن حقی را ضایع نمی کند، مگر آن که دو برابرش به باطل افتد؛ و هیچ مؤمنی از کمک به برادر مسلمانش و کوشش در رفع حوائج او، سر باز نمی زند، خواه برآورده شود یا نشود؛ مگر آن که خدا او را گرفتار می کند به کوشش در رفع حاجت کسی که با آن به گناه می افتد و ثوابی نمی برد، هیچ بنده ای نیست که از خرج کردن چیزی در راهی خدا پسندانه بخل ورزد، مگر این که به پرداخت دو چندانِ آن در راهی خلاف گرفتار شود.

56-خیرخواهی نکردن برای مؤمن

1/398- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَهَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: ﴿أَیُّمَا مُؤْمِنٍ مَشَی فِی حَاجَهِ أَخِیهِ فَلَمْ

ص: 246


1- الاختصاص، ص 242

یُنَاصِحْهُ فَقَدْ خَانَ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر مؤمنی که دنبال حاجت برادر دینی خود برود و برای او خیراندیشی نکند؛ به خدا و رسولش خیانت نموده است.

می گویم: روایت از نظر سند موثّقه می باشد و مانند آن است موثقه دیگر سماعه و خبر ابو جمیله (2) و خبر حفص اعشی (3) که هر سه در کافی نقل شده است.

2/399- الكليني عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿مَنِ اِسْتَشَارَ أَخَاهُ فَلَمْ یَمْحَضْهُ مَحْضَ اَلرَّأْیِ سَلَبَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَأْیَهُ﴾ (4)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که با برادر خود مشورت کند و او خالصانه راهنماییش نکند خداوند اندیشه او را از وی بگیرد

3/400- الصدوق رَفَعَهُ عَلِیُّ بْنُ اَلْحَکَمِ عن بعض أَصْحَابِهِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿ مَنْ مَشَی مَعَ قَوْمٍ فِی حَاجَهٍ فَلَمْ یُنَاصِحْهُمْ فَقَدْ خَانَ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ﴾ (5)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که برای انجام کاری همراه مردم برود ولی خیر خواهی نکند به خدا و پیامبرش خیانت کرده است.

4/401- المفيد رَفَعَهُ إلَی أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ أنَّهُ قَالَ: ﴿مَنْ سَعَى لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ فِي حَاجَةٍ وَ لَمْ يُمْحِضْهُ فِيهَا النَّصِيحَةَ كَانَ كَمَنْ خَانَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ﴾ (6)

ص: 247


1- الكافي، ج 2، ص 362.
2- الكافي، ج 2، ص 363.
3- الكافي، ج 2، ص 362.
4- الكافي، ج 2، ص 363.
5- مصادقة الاخوان، ص 74
6- روضة المفيد؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 12، ص 432، ح 6.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که برای رفع نیاز برادرش اقدام کند ولی با تمام توان خود در کمک و خیرخواهی به او ،نکوشد هر آینه به خدا و پیامبر او خیانت کرده است.

5/402- الآمدي رَفَعَهُ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ : إِنَّهُ قَالَ: ﴿ما أَخْلَصَ اَلْمَوَدَّهَ مَنْ لَمْ یَنْصَحْ﴾ (1)

اميرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: کسی که خیرخواهی نکند، خالصانه دوستی و رفاقت نکرده است

می گویم: روایات فراوانی در این باب وارد شده که می توان به کتب حدیثی از جمله کافی (2) و وسائل الشيعة (3) و مستدرک الوسائل (4) مراجعه نمود.

57-همسر دادن مؤمن

1/403- الكليني، عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أصْحَابِنَا، عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ:: ﴿مَنْ زَوَّجَ أعْزَباً کَانَ مِمَّنْ یَنْظُرُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ﴾ (5)

امام صادق علیه السلام :فرمود هر که عَزبی را همسر دهد از جمله کسانی است که خداوند عز و جل در روز قیامت به او نظر لطف می افکند

می گویم: روایت از نظر سند موثّقه می باشد.

2/404- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ اَلنَّوْفَلِیِّ عَنِ اَلسَّکُونِیِّ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ﴿أَفْضَلُ اَلشَّفَاعَاتِ أَنْ تَشْفَعَ بَیْنَ اِثْنَیْنِ فِی نِکَاحٍ حَتَّی

ص: 248


1- غرر الحكم، ج 2، ص 743 ، ح 128.
2- الكافي، ج 2، ص 362.
3- وسائل الشيعة، ج 11، ص 596 (ج 16 ، ص 383، طبع آل البيت).
4- مستدرك الوسائل، ج 12، ص 431
5- الكافي، ج 5، ص 331.

یَجْمَعَ اَللَّهُ بَیْنَهُمَا﴾. (1)

امام صادق علیه السلام از امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: بهترین واسطه گری این است که میان دو نفر در امر ازدواج وساطت شود تا خداوند سر و سامانشان بدهد.

می گویم: روایت از نظر سند معتبره می باشد.

3/405- الصدوق قال : رَوَی مُحَمَّدُ بْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ بَشَّارٍ قَالَ کَتَبْتُ إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی رَجُلٍ خَطَبَ إِلَیَّ فَکَتَبَ: ﴿مَنْ خَطَبَ إِلَیْکُمْ فَرَضِیتُمْ دِینَهُ وَ أَمَانَتَهُ کَائِناً مَنْ کَانَ فَزَوِّجُوهُ وَ إِلَّا تَفْعَلُوا تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسَادٌ کَبِیرٌ﴾. (2)

حسین بن بشّار به امام باقر علیه السلام نوشت: که مردی برای خواستگاری دخترم آمده، نظرتان چیست؟ حضرت در پاسخ :نوشت هرگاه کسی از دختر شما خواستگاری کرد و دینداری و امانتداری او را پسندیدید به او همسر دهید که اگر چنین نکنید فتنه و فساد بزرگی در روی زمین پدید آید.

4/406- الصدوق، عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ، عَنْ أَبِیهِ، عن الهنيكي، عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَلَیْهِمَا اَلسَّلاَمُ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿ثَلاَثَهٌ یَسْتَظِلُّونَ بِظِلِّ عَرْشِ اَللَّهِ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ یَوْمَ لاَ ظِلَّ إِلاَّ ظِلُّهُ: رَجُلٌ زَوَّجَ أَخَاهُ اَلْمُسْلِمَ أَوْ أَخْدَمَهُ أَوْ کَتَمَ لَهُ سِرّاً﴾ (3)

امام كاظم علیه السلام: فرمود سه نفرند که در روزی که سایه ای جز سایه عرش خدا نیست در سایه عرش اویند مردی که برادر مسلمان خود را زن دهد یا به او خادمی هدیه ،کند یا راز او را بپوشاند

5/407- الصدوق، عَنْ حَمْزَهَ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْعَلَوِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ، عن

ص: 249


1- الكافي، ج 5، ص 331.
2- الفقيه، ج 3، ص393.
3- الخصال، ص 141 ، ح 162 ؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج20، ص 45 طبع آل البيت

عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَهَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ : ﴿أَرْبَعَةٌ لا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ: مَنْ أَقَالَ نَادِماً أَوْ أَغَاثَ لَهْفَانَ أَوْ أَعْتَقَ نَسَمَهً أَوْ زَوَّجَ عَزَباً﴾ (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: چهار نفرند که خداوند در روز رستاخیز به آنان توجّه می کند: کسی که تقاضای فسخ معامله را از آن که پشیمان شده بپذیرد، یا اندوه غمزده ای را ،بزداید یا بنده ای را آزاد کند یا بی همسری را همسر دهد.

6/408- الصدوق بِسَنَدٍه إلى اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی حَدِیثٍ قَالَ: ...﴿و مَنْ عَمِلَ فِي تَزْوِيجٍ بَيْنَ مُؤْمِنَيْنِ حَتَّى يَجْمَعَ اللَّهُ بَيْنَهُمَا زَوَّجَهُ اللَّهُ أَلْفَ أَلْفِ امْرَأَةٍ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ کُلُّ اِمْرَأَهٍ فِی قَصْرٍ مِنْ دُرٍّ وَ یَاقُوتٍ وَ کَانَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ خَطَاهَا أَوْ بِکُلِّ کَلِمَهٍ تَکَلَّمَ بِهَا فِی ذَلِکَ عَمَلُ سَنَهٍ قِیَامٍ لَیْلُهَا وَ صِیَامٍ نَهَارُهَا وَ مَنْ عَمِلَ فِی فُرْقَهٍ بَیْنَ اِمْرَأَهٍ وَ زَوْجِهَا کَانَ عَلَیْهِ غَضَبُ اَللَّهِ وَ لَعْنَتُهُ فِی اَلدُّنْیَا وَ اَلْآخِرَهِ وَ کَانَ حَقّاً عَلَی اَللَّهِ أَنْ یَرْضَخَهُ بِأَلْفِ صَخْرَهٍ مِنْ نَارٍ وَ مَنْ مَشَی فِی فَسَادِ مَا بَیْنَهُمَا وَ لَمْ یُفَرِّقْ کَانَ فِی سَخَطِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَعْنَتِهِ فِی اَلدُّنْیَا وَ اَلْآخِرَهِ وَ حَرَّمَ (اَللَّهُ عَلَیْهِ) اَلنَّظَرَ إِلَی وَجْهِهِ﴾. (2)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ضمن حدیثی فرمود هر کس برای ازدواج دو مؤمن تلاش کند تا خداوند آن ها را به همسری هم در آورد در بهشت هزار حوری نصیبش کند که هر کدام در کاخی از دُرّ و یاقوتاند و در مقابل هر گامی که در این راه بردارد و هر کلمه ای که بگوید ثواب يك سال عبادت شبانه و روزه داری دارد و هر که برای تفرقه و جدایی میان زن و شوهری اقدام ،کند خشم و لعنتِ دنیا و آخرت خداوند بر اوست و حقّ خداوند است که با هزار پاره سنگ آتشین او را عذاب دهد و هر که برای برهم زدن زندگی زن و شوهری روانه شود ولی آن ها از هم جدا نشوند، در خشم خداوند عز وجل باشد و مستوجب لعن او در دنیا و آخرت است و نیز خداوند نظر رحمتش را بر او حرام کند

ص: 250


1- الخصال، ص 224 ، ح 55، و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 20، ص 46
2- عقاب الأعمال، ص 340؛ و نقل عنه في وسائل الشيعة، ج 20، ص 46.

7/409- الحميري عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلْحَمِیدِ عَنْ عَبْدِ اَلسَّلاَمِ بْنِ سَالِمٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: ﴿بَعَثَنِی أَبُو اَلْحَسَنِ مُوسَی عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَی عَمَّتِهِ یَسْأَلُهَا شَیْئاً کَانَ لَهَا تُعِینُ بِهِ مُحَمَّدَ بْنَ جَعْفَرٍ فِی صَدَاقِهِ فَلَمَّا قَرَأَتِ اَلْکِتَابَ أَعْطَتْنِیهِ فَإِذَا فِیهِ إِنَّ لِلَّهِ ظِلاًّ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ لاَ یَسْتَظِلُّ تَحْتَهُ إِلاَّ نَبِیٌّ أَوْ وَصِیُّ نَبِیٍّ أَوْ عَبْدٌ أَعْتَقَ عَبْداً مُؤْمِناً أَوْ عَبْدٌ قَضَی مَغْرَمَ مُؤْمِنٍ أَوْ مُؤْمِنٌ کَفَّ أَیِّمَهَ مُؤْمِنٍ﴾ (1)

حسن بن سالم :گفت امام کاظم علیه السلام مرا نزد عمه اش فرستاد تا آن چه که در اختیار او بود و به عنوان مهریه - همسر محمّد بن جعفر - تعيين شده بود را بدهد وقتی نامه را خواند خندید و گفت به آن حضرت بگو پدر و مادرم به قربانت اختیار با تو است هر چه می خواهی در این باره انجام بده من به وی گفتم قربانت گردم چه برایت نوشته است؟ گفت: یک دیگ سنگی هدیه توست اگر بگویم؟ :گفتم آری و نامه را به من داد و آن را خواندم؛ حضرت نوشته بود: خداوند در روز قیامت سایه لطفی تحت فرمانش دارد که در آن جایگاه فقط پیامبر، یا وصی او، یا مؤمنی که بنده مؤمنی را آزاد کرده یا قرض و وامش را پرداخته، یا مؤمن عزب و بی همسری را تزویج نموده، جای می دهد.

می گویم: "الأيمة" هنگامی که در مورد مردان استعمال شود همانند عزوبت و بی همسری است و گاهی در مورد کسی که مدت طولانی بدون همسر باشد نیز اطلاق می شود

8/410- السيّد أبو حامد ابن اخ ابن ،زهرة عن شاذان بن جبرئيل باسناده، عن أبي الفتح الكراجكي عن المفيد، عن جعفر بن قولويه عن أبيه محمّد، عن سعد بن عبدالله،

ص: 251


1- قرب الاسناد، ص123؛ و نقل عنه في بحار الأنوار، ج 71 ، ص 356.

عَن أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ اَلنَّوْفَلِیِّ، عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ في حدیث طویل أَنَّهُ کَتَبَ إِلَی عَبْدِ اَللَّهِ النجاشي حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیهم السلام عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله: ﴿وَ مَنْ زَوَّجَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ امْرَأَهً یَأْنَسُ بِهَا وَ تَشُدُّ عَضُدَهُ وَ یَسْتَرِیحُ إِلَیْهَا زَوَّجَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ وَ آنَسَهُ بِمَنْ أَحَبَّ مِنَ الصِّدِّیقِینَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله وَ إِخْوَانِهِ وَ آنَسَهُمْ بِهِ الخبر﴾ (1)

در حدیثی طولانی امام صادق علیه السلام به عبدالله نجاشی نوشت: پدرم از پدرانش از امیرمؤمنان علی علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل کردند که حضرت فرمود: هر که برادر مؤمن خود را زن ،دهد تا آن زن همدم و مایۀ پشت گرمی و آسایش او باشد، خداوند او را از حوریان بهشتی همسر دهد و با هر یک از صدّیقان خانواده و برادران [دینی] اش که دوست داشته باشد همدمش کند و آنان را با وی انس و الفت دهد.

58-سلام دادن به مؤمن

1/411- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْراهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: ﴿السَّلامُ تَطَوُّعٌ ، والرَّدُّ فَریضَهٌ﴾. (2)

امام صادق علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و فرمود: سلام کردن مستحب و جواب آن واجب است.

2/412- وَ بِهذَا الْاءِسْنَادِ، قَالَ: ﴿مَنْ بَدَأَ بِالْکَلَامِ قَبْلَ السَّلَامِ، فَلَا تُجِیبُوهُ وَ قَالَ : ابْدَؤُوا بِالسَّلَامِ قَبْلَ الْکَلَامِ؛ فَمَنْ بَدَأَ بِالْکَلَامِ قَبْلَ السَّلَامِ، فَلَا تُجِیبُوهُ ﴾ (3)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که پیش از سلام کردن آغاز به سخن کند، پاسخش را نگویید و فرمود: پیش از سخن گفتن با سلام کردن شروع کنید، و هر که

ص: 252


1- أربعين ابن زهرة ص 100؛ و نقل عنه في مستدرك الوسائل، ج 2، ص 544 (ج 14، ص 173 طبع آل البيت)
2- الكافي، ج 2، ص 644.
3- الكافي، ج 2، ص 644.

پیش از سلام کردن حرف زد پاسخش ندهید.

3/413- و بهذا الاسناد قال : قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ﴿أولَی النّاسِ بِاللّه و بِرَسولِهِ مَن بَدَأ بِالسَّلامِ﴾ (1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نزديك ترين مردم به خدا و رسولش کسی است که با سلام نمودن آغاز به گفتار کند.

می گویم: هر سه روایت مذکور معتبره می باشند.

4/414- الكليني، عن عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَهَ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ إِفْشَاءَ اَلسَّلاَمِ ﴾. (2)

امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند عز و جل آشکارا و واضح سلام کردن و رواج آن را دوست دارد.

می گویم روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

5/415- الصدوق قال: أَبِي قُدِّسَ سِرِّهِ ، قَالَ: حَدَّثَنِی سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عن ابن جميلة، عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ﴿إِنَّ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ مَرَّ بِرَجُلٍ قَائِمٍ عَلَى بَابِ دَارٍ فَقَالَ لَهُ الْمَلَكُ يَا عَبْدَ اللَّهِ مَا يُقِيمُكَ عَلَى بَابِ هَذِهِ الدَّارِ قَالَ أَخٌ لِي فِي بَيْتِهَا أُرِيدُ أَنْ أُسَلِّمَ عَلَيْهِ فَقَالَ الْمَلَكُ هَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ رَحِمٌ مَاسَّةٌ أَوْ نَزَعَتْ بِكَ إِلَيْهِ حَاجَةٌ قَالَ لَا مَا بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَرَابَةٌ وَ لَا نَزَعَتْنِي إِلَيْهِ حَاجَةٌ إِلَّا أُخُوَّةُ الْإِسْلَامِ وَ حُرْمَتُهُ فَأَنَا أَتَعَاهَدُهُ وَ أُسَلِّمُ عَلَيْهِ فِي اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ فَقَالَ لَهُ الْمَلَكُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكَ وَ هُوَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ إِنَّمَا إِيَّايَ أَرَدْتَ وَ لِي تَعَمَّدْتَ وَ قَدْ أَوْجَبْتُ لَكَ الْجَنَّةَ وَ أَعْتَقْتُكَ مِنْ غَضَبِي

ص: 253


1- الكافي، ج 2، ص 644.
2- الكافي، ج 2، ص 645.

وَ أَجَرْتُكَ مِنَ النَّارِ﴾ (1)

امام باقر علیه السلام فرمود فرشته ای (به صورت انسان درآمد) و مردی را بر در خانه ای دید، از او پرسید ای بنده خدا برای چه این جا ایستاده ای؟ گفت: برادری دینی در این خانه دارم که می خواهم سلامش .کنم فرشته پرسید: او خویشاوند توست یا این که به خاطر کاری می خواهی به او سلام کنی؟ او گفت: خیر، برای هیچ کدام از این ها نیست و با او هیچ رابطه خویشاوندی ندارم و نیز هیچ درخواستی مرا به این جا نکشانده مگر اخوّت دینی و احترام نهادن به یک برادر ایمانی، و من فقط برای خشنودی خداوند به او سلام می کنم در این جا فرشته :گفت خداوند مرا با سلام خودش به سوی تو فرستاد و فرمود: بنده من تو با این کارَت در حقیقت مرا اراده کرده ای و جویای احوال من شدی! (یعنی مرا یاد) کردی) بهشت را برایت واجب کردم و از خشم خود عفو نموده و از آتش جهنّم هم تو را نجات خواهم داد.

می گویم: روایات در باب سلام دادن فراوان است که ما برای تیمّن و تبرّک پنج موردش را آوردیم و برای مزید اطلاع می توان به کتب کافی (2) و محجة البيضاء (3) و وافی (4) و وسائل الشيعة (5) و بحار الانوار (6) و مستدرک الوسائل (7) و جامع أحاديث الشيعة (8) مراجعه نمود.

59-سرزنش کردن مؤمن

1/416- الكليني، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ اِبْنِ محبوب،

ص: 254


1- ثواب الأعمال، ص 204.
2- الكافي، ج 2، ص 644.
3- المحجة البيضاء، ج 3، ص 381.
4- الوافى، ج 5، ص 603.
5- وسائل الشيعة، ج 12، ص 55 طبع آل البيت.
6- بحار الأنوار، ج 73، ص1
7- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 355
8- جامع أحاديث الشيعة، ج 15، ص 572.

عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قال: ﴿مَنْ عَیَّرَ مُؤْمِناً بِذَنْبٍ لَمْ یَمُتْ حَتَّی یَرْکَبَهُ﴾. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود هر کس مؤمنی را به گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خودش آن گناه را مرتکب شود.

می گویم: روایت از نظر سند صحیحه می باشد.

2/417- الكليني، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْراهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنِ ابْنِ أبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ علیه السلام قال : ﴿ مَنْ أَنَّبَ مُؤْمِناً أَنَّبَهُ اللهُ فِی الدُّنْیَا والآخِرَهِ﴾ (2)

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس مؤمنی را سرزنش ،کند، خداوند او را در دنیا و آخرت سرزنش کند.

می گویم: أنّب با او به سختی رفتار کرد او را به سختی ملامت کرد، با او عِتاب نمود سرزنش کردن

3/418- الكليني، عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَ