سبک زندگی مشترک

مشخصات کتاب

سرشناسه:مومنی تیکدری، مهدی، 1359 -

عنوان و نام پديدآور:سبک زندگی مشترک [کتاب]: عوامل و موانع استحکام خانواده از منظر آیات و روایات/ مهدی مومنی تیکدری؛ بامقدمه حسن عرفان.

مشخصات نشر:قم: مهدی مومنی تیکدری، 1394.

مشخصات ظاهری:224ص.؛ 21/5×14/5س م.

شابک:100000 ریال: 978-964-04-9568-1

وضعیت فهرست نویسی:فاپا

یادداشت:کتابنامه: ص. 213 - 224؛ همچنین به صورت زیرنویس.

عنوان دیگر:عوامل و موانع استحکام خانواده از منظر آیات و روایات.

موضوع:اسلام و خانواده

موضوع:خانواده ها -- جنبه های قرآنی

شناسه افزوده:عرفان، حسن، 1336-، مقدمه نویس

رده بندی کنگره:BP230/17/م8716س2 1394

رده بندی دیویی:297/4831

شماره کتابشناسی ملی:3151472

خیراندیش دیجیتالی : انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ویراستار کتاب : خانم نرگس قمی

ص: 1

اشاره

عکس

ص: 2

مقدمه کتاب

بسم الله الرحمن الرحيم

السَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِى الَّذِى وَعَدَ الله عَزَّ وَجَلَّ بِهِ الاُمَم

تمدن سکولار و پوشالی ،مدرن بنیاد ،سنتی ،تاریخی مقدس و خوشبختی آفرین خانواده را فرو ریخت و این چالشها را بر سر راه زندگی خانوادگی پدید آورد:

1. تنها زیستی و همسر گریزی به دلیل مسئولیت هراسی آزادی جنسی و تباه شدن قداست خانواده گسترش یافته است این دیگر فرهنگ شده است:«ما که هر لحظه می توانیم شیر تازه داشته باشیم چرا گاو بخریم

2.ازدواج ها به علت یا بهانه تحصیل، سربازی،اشتغال و تجملات هنگام و در آستانه از پا افتادگی شکل می گیرد وقتی که نیازهای جنسی رو به مرگ است و ضعفها یکی پس از دیگری زاییده می شود.

3. ازدواج ها از آغاز آبستن چالشهای بزرگ است. آلودگی جنسی پیش از ازدواج معیارهای ناشایست در گزینش همسر،

ص: 3

محدود نبودن بهره گیری جنسی به کانون خانواده، محیط ناسالم آموزش و کار اختلاط و خلوت زندگی سوز باجنس مخالف، تبلیغات حیاسوز ماهواره ای و.... زندگی خانوادگی را در معرض هزاران صاعقه و طوفان قرار داده است.

4. گسترش همجنس بازی و نهادینه کردن آن و زدودن عیب و عار تاریخی آن و پالتوی ترقی به آن پوشاندن و علم کردن کلوپ هم جنس بازان راهپیمایی هم جنس بازان و....نیاز جنسی به زنان را میکاهد به سامان یافتن خانواده آسیب می رساند و مردان و زنان را به بهره گیری بدون مسئولیت جنسی می ی کشاند و زاد و ولد را بر باد می دهد.

5. فرزند گریزی به بهانه پاس داشتن زیبایی اندام و از دست ندادن آزادی در شهوت رانی ریشه دوانده است. جانوران فرزند نامی که فرزند سالاری را باب کرده اند شانزده ساله از خانه گریزند به پدر و مادر پرخاش میکنند به فرزند گریزی رنگ عقلانیت دادهاند از این رو بچه های ناخواسته را در دستشویی ها و پارک و پارکینگ رها می کنند این بچه های نامشروع و ناخواسته سرباز همیشگی این تمدن زندگی سوزند. از سوی دیگر

ص: 4

پایین آمدن میزان زاد و ولد،جمعیت کشورها را پیر ساخته است و از نیروی کار جوان کاسته است و پرچم مشکلات پیری جمعیت و انقراض آن را برافراشته

6. ماشینی شدن زندگی و بر باد رفتن سنت ها، عواطف و فرهنگ برین همسر داری تکریم و احسان به پدر و مادر، هستی همه را به طوفان سپرده است. دیگر همسر آنان به یکدیگر اعتماد ندارند در کمین یکدیگر مینشینند تا یکی به دستشویی یا حمام برود گوشی همراه او را بکاوند و بازرسی ها شروع شود و محاکمه ها و محکمه ها و...

به یکدیگر عشق نمی ورزند سودجویانه و لذت طلبانه به هم می پیوندند و فرصت طلبانه جدا می شوند ،ایثار ،صبر ،تحمل ،وفا صفا و گذشت افسانه شده است ،جنگ درگیری به اجرا گذاشتن ،مهر، تهدید و جدایی نهادینه شد.

پیوندها با ریسمان پوسیده است و با اندک تکانی پاره میشود آمار طلاق بالا رفته است میزان جدایی از میزان ازدواج ها در برخی جاها افزونی گرفته است. فاجعه طلاق مقبولیت عمومی است و به آسانی پا در همه زندگی ها نهاده است.

ص: 5

زنان تک ،زیست مردان ،مجرد بچه های بلا تکلیف عرصه های زندگی را پر کرده اند.

هر روز و هر ساعت مهرها به اجرا گذاشته میشود شکایت ها تدوین میگردد و زندانها سرشار

و جهنم لحظه لحظه به لحظه به زندگی ها شعله می افکند زیباست که زندگی در بهشت هم خانوادگی است خداوند متعال می فرمايد: الخَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتهم (1) نسل آنان را به آنها ملحق می کنیم و می فرماید: هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فى ظلال عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَكُونَ (2) آنان و همسرانشان در زیر سایه ها بر بالش ها تکیه زده اند.

7. دنیای نا به سامان زنان

دنیای سود پرست و لذت خواه مدرن روی به کارگیری زنان و دختران آورده است چون که

الف. اینها فرمان پذیرند

ب. به مزد اندکی بسنده می کنند

جیره کم این دختران و زنان تن به کار سپردگان آن قدر کم

ص: 6


1- طور : 21/52.
2- يس : 56/36 .

است که میتوان از آن به یک تراژدی یاد کرد

ج. بیشتر مشتری جذب میکنند

د. می شود آنها را به بردگی جنسی کشاند.

اینها ارمغان زندگی سوز این تمدن آهنی است. اکنون جناب حجت الاسلام مهدى مؤمنی تیکدری کوشیده است در این کتاب هویت برین زن در اسلام را بنمایاند حقوق بایسته او را نشان دهد و عوامل فرو ریزی خانواده و مبانی استحکام آن را بر شمرده است.

او در این کتاب زندگی مقدس خانوادگی را آسیب شناسی می کند مطالعه این کتاب یک نیاز حتمی فرهنگی فرا روی ماست.

حسن عرفان 1392/2/20

ص: 7

مقدمه مولف

حمد فراوان و سپاس شایان خدای سبحان را که هرچه داریم از اوست.

پیرو بیانات رهبر فرزانه انقلاب درباره سبک زندگی اسلامی مناسب است که سبک زندگی مشترک و شناخت مشکلات این زندگی جدید را با موضوع «عوامل و موانع استحکام خانواده» بپردازیم تا همسرانی آگاه با ظرفیت و تحمل داشته باشیم. همسرانی که آرامش و پوشش و کشتزار یکدیگر باشند و آموخته باشند که چگونه از کم ها زیاد استفاده کنند و با رنجها راحت باشند و با سختی ها بهره بردار و سرشار بمانند.

سعی شده در این نوشته به آموزه های قرآنی و روایی توجه کرده و بهره برداریم تا این ،قلعه محکم و مقاوم بماند و از تزلزل و فروپاشی نگهداری شود.

قبل از آغاز این نوشتار لازم میدانم که بدین وسیله از همه استادان بزرگواری که از محضرشان در چینش مطالب و محتوا فیض برده به ویژه از استاد محترم راهنما حضرت حجه الاسلام والمسلمين حيدری فر استاد مشاور حضرت حجه الاسلام والمسلمین رستم نژاد که بزرگوارانه در طول نگارش این پایان نامه با راهنمایی و بیان نکات ارزنده خود یاری ام کردند؛ و نیز از خطیب توانا حضرت حجه الاسلام والمسلمین شیخ حسن عرفان که مقدمه ای را برای این کتاب نگاشتند صمیمانه تشکر و قدر دانی مینمایم و توفیق روز افزون همه آن سروران گرامی را از خدای منان خواستارم.

از همسر صبور و مهربانم که صمیمانه و با گرمی و محبت مرا در به

ص: 8

اتمام رساندن رساله سطح 3 حوزه علمیه یاری کردند ؛ تشکر فراوان داشته باشم.

ثواب نشر این رساله را به روح خواهر مرحومه ام طاهره مؤمنی مرا با الفبای قرآن آشنا کرد؛ اهدا میکنم

و در نهایت به روح مطهر امام راحل عظيم الشأن و شهدای انقلاب درود می فرستیم.

ص: 9

عکس

ص: 10

عکس

ص: 11

عکس

ص: 12

عکس

ص: 13

ص: 14

عکس

ص: 15

عکس

ص: 16

عکس

ص: 17

عکس

ص: 18

چکیده

انسان گل سرسبد هستی است که جایگاه ویژه ای نزد خدای سبحان دارد و از کرامت و شرافتی ویژه برخوردار است که او را شایسته دست یافتن به مقام قرب الاهی ساخته است.

تشکیل خانواده برای ،انسان نخستین پله حرکت در مسیر رشد و کمال و رسیدن به مقام قرب الاهی است و از این رو در دین مقدس اسلام که مبتنی بر کتاب و سنت معصومان عليهم السلام است خانواده و اصول مربوط به آن اهمیت ویژه ای دارد؛ بر این اساس خدای منان پیشوایان معصوم سازنده ترین مطالب را درباره عوامل و موانع استحکام خانواده بیان فرموده اند که در خور درنگ است.

مسأله تحقيق ما برشماری و بررسی بخشی از عوامل و موانع استحکام خانواده است. در این زمینه با چند پرسش روبه رو هستیم

الف پرسشهای اصلی

.1 عوامل استحکام خانواده چیست؟

2 . موانع استحکام خانواده چیست؟

ب پرسشهای فرعی

.1 چرا باید برای استحکام خانواده کوشید؟

.2 عوامل استحکام پیش از ازدواج و پس از ازدواج کدام است؟

3. موانع استحکام خانواده در ابعاد مختلف کدام است؟

پس از مطالعه جستاری و متنی در منابع شناسایی شده به تشکیل پرونده پژوهشی و علمی پرداخته و سرانجام فرضیه های تحقیق را با بهره وری از روش تحقیق نقلی وحیانی به گونه مستدل ثابت کردیم و این پاسخ ها را پیش نهادیم.

.1 عوامل استحکام خانواده شروط استوار شدن بنیان خانواده است توان آنهارا به دو دسته پیش از ازدواج و پس از ازدواج در

ص: 20

گونه های مختلف بررسی کرد.

موانع استحکام خانواده، مشکلهایی است که سبب تزلزل بنیان خانواده است که در ابعاد مختلف ،طبیعی ،اقتصادی، رفتاری و حقوقی قابل بررسی است.

3. ضرورت شناسی استحکام خانواده را می توان به دلیل فطری وعقلی ) نخستین شرط داشتن جامعه ای سالم، پایداری خانواده است و وحیانی رسیدن به سکینه و کمال و فرزند صالح و دلیل روایی اثبات کرد

.4 عوامل استحکام پیش از ازدواج پیش از ازدواج را میتوان در آگاهی به تفاوت های زن و مرد شناخت جایگاه خانواده و اعضای آن توجه به انتخاب ملاک ،دار اولویت بندی در ملاکها و آشنایی با حقوق زن و شوهر در بعد معرفتی و اختیاری ،بودن بلوغ زوجین، کفویت در بعد اخلاقی؛ تحقیق گفت وگوی ،مستقیم حمایت از خانواده در بعد رفتاری بررسی کرد

.5 عوامل استحکام پس از ازدواج را میتوان در ابعاد نام برده به شرح ذیل جستجو کرد اعتقاد به تقدس پیوند زناشویی، آگاهی زوجین از انتظارات ،یکدیگر آگاهی از جایگاه ،طلاق داشتن ملکه حیا، روحیه مدارا ،تغافل ،قناعت برنامه ریزی در زندگی اظهار مهر وقهر، ارزش گذاری به همسر و نظافت و زینت

6. موانع استحکام خانواده را میتوان در بعد طبیعی ناباروری ، ودر بعد اقتصادی فقدان مدیریت ،مالی تجمل گرایی و کارگماری زنان و در بعد رفتاری بخل و نبود گذشت ،حسادت لجاجت و در بعد حقوقی تبعیض میان فرزندان به شمار آورد

ص: 21

پیش نوشتار

تبیین موضوع

کانون خانواده مکانی ارزشمند و بسیار مقدس است که نقش عظیمی در سرنوشت انسان و جامعه دارد و باید از استحکام لازم برخوردار باشد. معمولاً مسرانی که فاقد مهارتهای لازم در زندگی مشترک خویش هستند و اطلاع چندانی از کیفیت ارتباط با یکدیگر علل ایجاد تنش در یک زندگی مشترک چگونگی برخورد با چالشهایی که ممکن است پدید آید را ندارند، زمینه بروز اختلاف و ناسازگاری در بین آنان بیشتر .است بنابراین بدست آوردن مهارتهای لازم و شیوه های درست زیستن امری ضروری است که توجه و درنگ با الگوها و نمونه هایی در این زمینه راه گشاست.

از مزایای مکتب اسلام نسبت به دیگر مکاتب این است که اسلام در همه عرصه های حیات انسانی الگو و نمونه ارائه میکند و این اقدام در عرصه حیات خانوادگی نیز وجود دارد؛ انسان مسلمان با اقتداء به الگوهای کامل و نمونه های بی همتای این مکتب انسان ساز و پیروی از راه و رسم زندگی ایشان و با تکیه بر تعالیم روح بخش قرآن کریم میتواند به این آرمان جامه عمل بپوشاند.

تأمين سعادت واستحکام خانواده به شناختی جامع و فراگیر نیاز دارد تا بتوان در پرتو آن عوامل استحکام آفرین خانواده را فراهم کرد. این عوامل در حقیقت زیر بنای خوشبختی خانواده به شمار آمده سلامت روحی و اخلاقی اعضای خانواده را تأمین میکنند و نبودن هر یک از آنها در سستی ارکان سعادت خانواده تأثیر می گذارد. شناخت جایگاه خانواده و اعضای آن»، «کفویت»، «تحقیق و مشورت» روحیه قناعت و گذشت برنامه ریزی در زندگی از جمله

ص: 22

این عوامل است که به توضیح هر یک می پردازیم.

همان گونه که موفقیت و خوشبختی خانواده مرهون عواملی است که با دست یابی به آن نور صفا و صمیمیت محیط زندگی را روشن می کند اختلافات و تیره روزی خانواده نیز معلول آفات گوناگونی است که دامن گیر آن میشود.

ناباروری تجمل ،گرایی حسادت تبعیض میان فرزندان و کارگماری زنان از جمله موانع استحکام خانواده است که بطور اختصار مورد بحث قرار خواهیم داد.

این پژوهش در صدد است با تکیه بر آیات و روایات بخشی از عوامل و موانع استحکام خانواده را مورد بررسی قرار دهد

تاریخچه موضوع

تاریخچه موضوع عوامل و موانع استحکام خانواده، ریشه در موضوع خانواده دارد.

خانواده کهن ترین مجموعه ای است که از بدو آفرینش بشر وجود داشته است. از آغاز خلقت که خدای سبحان آدم را آفرید، سپس از جنس خودش جفتی برای او خلق ،کرد نخستین خانواده شکل گرفت. خدای حکیم می فرماید: يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَة وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا) (1)

ای مردم از پروردگارتان پروا ،کنید آن که شما را از یک تن آدم (علیه السلام) آفرید و جفت او را از [جنس] او آفرید

شیخ صدوق رحمه الله از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که پس از آفرینش حواء و آگاهی یافتن آدم (علیه السلام) از خلقت ،وی ایشان به خدا عرضه داشت:

ص: 23


1- نساء : 1/4

يَا رَبِّ مَا هَذَا الْخَلْقُ الْحَسَنُ الَّذِي قَدْ آنَسَنِي قُرْبُهُ وَ النَّظَرُ إِلَيْهِ؟ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: يَا آدَمُ هَذِهِ أَمَتِي حَوَاءُ أَ فَتُحِبُّ أَنْ تَكُونَ مَعَكَ تُونِسُكَ وَ تُحَدِّثُكَ وَ تَكُونَ تَبَعاً لِأَمْركَ؟ فَقَالَ : نَعَمْ يَا رَبِّ وَ لَكَ عَلَيَّ بِذَلِكَ الْحَمْدُ وَالشُّكْرُ مَا بَقِيتُ ؛ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فَاخْطُبْهَا إِلَى فَإِنَّهَا أُمَتِي وَقَدَ تَصْلُحُ لَكَ أَيْضاً زَوْجَةً لِلشَّهْوَة وَ أَلْقَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ الشَّهْوَةَ وَ قَدْ عَلَّمَهُ قَبْلَ ذَلِكَ الْمَعْرِفَةَ بِكُلِّ شَيْءٍ؛ فَقَالَ: يَا رَبِّ فَإِنِّى أَخْطُبُهَا إِلَيْكَ فَمَا رِضَاكَ لِذَلِكَ ؟ فَقَالَ عَزَّ وَجَلَّ: رَضَاىَ أَنْ تُعَلِّمَهَا مَعَالِمَ دِينِي؛ (1) آدم (علیه السلام) در این هنگام عرض کرد بار الها این مخلوق زیبا کیست که هم نشینی و دیدارش مرا آرام دل ،گشته خدای سبحان فرمود: این کنیز من حواست، آیا دوست داری همدم تو باشد و با تو هم صحبتی ،کند و از تو پیروی نماید؟ آدم (علیه السلام) گفت آری پروردگار من و به پاس آن تا زنده هستم حمد و ثنایت بر من ،آید خدای سبحان :فرمود وی را از من خواستگاری کن زیرا او كنيز من است و برای کامجویی تو بسیار شایسته، آنگاه شهوت جنسی را بر آدم (علیه السلام) مسلط ساخت و پیش از آن او را به تمامی مسائل زناشوئی آشنا ساخته بود، آدم (علیه السلام) عرض کرد: پروردگارا من او را از تو خواستگاری میکنم تا به چه مهریه ای رضا دهی، خدای سبحان :فرمود به اینکه دستورها دینی را به او بیاموزی بدان خوشنود میشوم.

تأکیدات اخلاقی و سفارشهای حقوقی کتاب مقدس قرآن و روایات گرانقدر بزرگان دین برای ،تشکیل استحکام و تعالی خانواده بیش از جوانب دیگر حیات بشری است؛ بلکه در یک نگاه کلی تمامی احکام و دستورات اسلام به نوعی ناظر بر صیانت از خانواده است. بخشی از آن برای تزکیه و تطهیر فرد و بخشی پیرامون اصلاح جامعه و حفظ سلامت آن وضع شده است.

روش تحقیق

یکم گردآوری مطالب در این پژوهش به شیوه کتابخانه ای صورت

ص: 24


1- من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق ، ج 3، ص 379

گرفته است به این ترتیب مطالب پیرامون موضوع را فیش برداری و دسته بندی شده و فهرست موضوعی در هر فصل به صورت کلی حاصل شد. برای هر فصل آیات روایات و موضوعات پیرامون بحث از منابع مختلف گرد آوری شده و تفاسیر معتبر و کتب حدیثی شیعه و نیز کتبی که در ارتباط با عنوان های مربوط با موضوع بود مورد جستجو قرار گرفت.

دوم : تحلیل مطالب به صورت مختصر به دو نحو نقلی و عقلی صورت می گیرد.

تحلیل نقلی یا به کمک همان متن مقدس صورت می گیرد یعنی مثلا آیه ای دیگر واقع می گردد و یا به کمک متون نقلی دیگر مانند احادیث معتبر صورت می گیرد و حدیث معتبر شاهد خاص برای آیه مورد نظر قرار می گیرد.

تحلیل عقلی نیز به دو صورت است یا عقل معنای آیه ای را از جمع بندی آیات و روایات در می یابد که در این صورت عقل حکم راهنما را دارد و یا میتواند به صورت استنباط از برخی مبادی تصویری و تصدیقی از منبع عقل برهانی و علوم متعارفه صورت می گیرد که در این صورت عقل حکم منبع را دارد.

پیشینه تحقیق

از آن جا که بحث پیرامون خانواده و مسائل مربوط به آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است پژوهش گران بسیاری به مطالعه درابره آن پرداخته اند.

به طور عموم بیش تر پژوهش های صورت گرفته به تک بعدی ارائه گردیده است و به یک یا دو جنبه از مسائل و مشکلات خانواده و موضوعات پیرامون آن پرداخته شده است برای نمونه

ص: 24

می توان به موارد زیر اشاره کرد.

ا. برخی از جنبه های جامعه شناسی به موضوع خانواده پرداخته اند نظیر کتاب جامعه شناسی خانواده اثر باقر ساروخانی .

ب برخی دیگر از جنبه های روان شناسی مسائل خانواده و معضلات آن را بررسی کرده اند مانند کتاب تئوری رشد خانواده اثر دکتر سوسن سيف.

ج برخی از جنبه های فقهی و حقوقی به موضوع خانواده پرداخته اند مانند کتاب حقوق خانواده اثر دکتر صفایی و امامی و بررسی فقهی حقوقی خانواده اثر محقق داماد

د. برخی دیگر نیز از ابعاد تربیتی اخلاقی ... به این مبحث پرداخته اندمانند نظام خانواده در اسلام اثر حسین انصاریان و مسائل همسران جوان دکتر قائمی و همسران سازگار اثر علی حسین زاده.

ه- برخی جنبه های فقهی حقوقی خانواده را در قرآن بررسی کرده اند مانند خانواده در قرآن دکتر بهشتی

در خور ذکر است که در سالهای اخیر رساله هایی با همین موضوع پدید آمده است؛ مثل استحکام خانواده از نگاه قرآن و حدیث، اثر محمدی ری شهری؛ عوامل تحکیم و تخریب خانواده در قرآن اثر معصومه چشمی (1) ؛ و کتابهایی که بخشی از محتوایشان به این موضوع پرداخته اند؛ برای نمونه: اسلام و جامعه شناسی خانواده اثر حسین بستان؛ نظام حیات خانواده در اسلام اثر دکتر علی قائمی که به بخشی از عوامل و موانع استحکام خانواده به صورت گذرا پرداخته اند.

ص: 25


1- عوامل تحکیم و تخریب خانواده در قرآن معصومه ،چشمی استاد راهنما ولی الله نقى . پور فر استاد مشاور دکتر سید کاظم عسکری دانشکده اصول دین مقطع کارشناسی ارشد 1383ش. همچنین عوامل استحکام خانواده از دیدگاه قرآن خدیجه جعفری، (پایان نامه)، استاد راهنما دکتر عبدالرسول هادیان ،شیرازی دانشکده علوم قرآنی شیراز مقطع کارشناسی.

از این رو میتوان گفت اثری که از جنبه های مختلف اجتماعی اقتصادی فرهنگی حقوقی به طور عام و از جنبه های قرآنی و روایی به طور خاص به موضوع خانواده و مسائل آن پرداخته باشد مشاهده نگردید

فرضیه های تحقیق

یکم. شناخت جایگاه خانواده و حقوق اعضاء آن امری ضروری است و به استحکام خانواده کمک می کند

دوم. رعایت هنجارهای اعتقادی و اخلاقی و رفتاری مایه استحکام خانواده و رعایت نکردن آن به تزلزل خانواده منجر میشود

سوم. انسان باید به مسائل مختلف پیش از ازدواج و هم پس از ازدواج که سبب استحکام خانواده میشود توجه لازم را داشته باشد.

پرسش های تحقیق

ا. پرسشهای اصلی

1. عوامل استحکام خانواده چیست؟

2. موانع استحکام خانواده چیست؟

ب پرسشهای فرعی

.1 چرا باید برای استحکام خانواده کوشید؟

2. عوامل استحکام پیش از ازدواج و پس از ازدواج کدام است؟

3. موانع استحکام خانواده در ابعاد مختلف کدام است؟

ص: 26

فصل یکم : کلیات

اشاره

ص: 27

نوشتار یکم : تعریف واژگان تحقیق و گونه شناسی خانواده

اشاره

در آغاز به تعریف چهار کلمه عوامل و موانع و استحکام و خانواده از جهت لغت و اصطلاح می پردازیم.

1- عوامل

ریشه اش العَمَل - هر کاری که با قصد از جاندار سر بزند (1) - و مفرد آن عامل به معنای آنچه یا آن که کار ،رویداد، یا چیزی را به وجود میآورد یا در به وجود آمدن آن نقش دارد (2)

معنای اصطلاحیاش چیزی است که نقشی در شیء داشته باشد و مترادف ،علت شرط، باعث و سبب است. (3)

2- موانع

جمع مانع از منع به معنای باز .داشتن ضد عطا کردن است (4) و در اصطلاح یعنی آنچه یا آن که بازدارنده و جلوگیری کننده از وقوع امری

ص: 28


1- مفردات راغب اصفهانی، ص 588
2- فرهنگ بزرگ سخن حسن انوری، ج 5 ، ص 4959
3- فرهنگ فلسفی ، جميل صليبا ، ص 457
4- مفردات، ص 780

یا رسیدن کسی به جایی باشد (1) مترادف آن مشکل، ایراد، اشکال، بازدارنده جلو گیرنده دافع رادع زاجر ، عایق است. (2)

3. همنشین و جانشین های قرآنی و روایی

موانع معمولاً با ایجاد رخنه و شکاف و اختلاف میان زوجین ایجاد میگردد که بعضاً به جدایی آن دو از یکدیگر می انجامد. در قرآن کریم و روایات اولیای الاهی واژه های متضمن این معنا عبارتند از ،شقاق طلاق تفرق ،مفارقه فرقه که واژه اخیر تنها در روایات به کار رفته است.

.أ شقاق

راغب مینویسد أی مخالفه و آيه شريفه وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهما ) (3) اشاره به اختلاف میان همسران است (4)

صاحب لسان العرب هم مینویسد: العدواه بين فريقين بين اثنين (5) شقاق یعنی دشمنی میان دو گروه و اختلاف میان دو تن.

ب طلاق

راغب مینویسد أصل الطَّلَاق التخليةُ من الوثاق (6) که به معنی رهایی از بند است و سپس می گوید و منه استعير طَلَّقْتُ المرأة .... (7) و طلاق دادن زن از آن استعاره شده است زیرا زن با طلاق گرفتن از بند زناشویی رهایی می یابد (8)

ص: 29


1- فرهنگ بزرگ سخن ج 7 ، ص 6560 .
2- لغت نامه دهخدا، ج 12 ، ص 17671
3- نساء : 35/4
4- مفردات، ص 460
5- لسان العرب، ابن منظور ، ج 10، ص 183.
6- مفردات ، ص 523.
7- همان.
8- ر.ک .همان

ابن منظور نیز مینویسد طَلَّق یعنی ترک (1)

این واژه در چند جای قرآن بکار رفته است از جمله :

وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلَاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (2) الطَّلَاقُ مَرَّتَان (3)

ج. فَرَّق و فَارَق و تَفَرَّق

فَرَّق فعل ثلاثی مزید و ماضی باب تفعیل است و در قرآن به صورت مضارع به کار رفته است.

فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ (4)

و آنها از آن دو چیزی می آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی افکنند فَارَق ماضی از فعل ثلاثی مزید باب «مفاعله» است و به همین صورت ماضی در قرآن کریم بکار رفته است.

..... أوْ فارقُوهُنَّ بمعروف... (5) یا از آنان به خوبی جدا شوید.

تَفَرَّق فعل ماضی از فعل ثلاثی مزید باب تفعل است و به صورت مضارع در قرآن به کار رفته است وَ إِنْ يَتَفَرَّقا يُغْن اللهُ كُلاً مِنْ سَعَتِه (6) و اگر آن دو از یکدیگر جدا شوند خدا هر دو را از فراخی و گشایش خویش بی نیاز کند.

ریشه اصلی این سه فعل فرق است

فَرَقَ يَفْرُقُ فَرْقاً فصل (7) که به معنای جدا شدن است.

راغب میگوید : وفَرَقْتُ بين الشَّيئين يعنى فصلت بينهما (8) بین آن دو فاصله و جدایی ایجاد کردم

ص: 30


1- لسان العرب، ج 10، ص 226 .
2- بقره :2/ 227
3- بقره : 2/ 229
4- بقره : 2/ 102 .
5- طلاق : 2/65
6- نساء : 130/4
7- لسان العرب، ج 10، ص 301.
8- مفردات ، ص 633.

4. استحکام

از ماده حکم به معنای کار ثابت و استوار شد؛ و همچنین استوار ،شدن ،استواری استوار ،گردیدن حصانت و محکمی است (1) و در اصطلاح قوام و انسجام بخشیدن به کارها است. (2)

مقصود از استحکام خانواده در این ،پژوهش فراگیری اصل اعتدال میان ،همگان حاکمیت اخلاق و حفظ حقوق همه اعضاست. اگر هدف از تشکیل ،خانواده به تعبیر ،قرآن به آرامش رسیدن اعضاست باید همه رفتارها و تعاملات در راستای تحقق این هدف باشد و منظور از استحکام، تلاش برای رسیدن به همین آرامش است که با کمترین ظلم و تحقیر حتی نسبت به یک عضو خانواده نیز سازگار نیست

آری هر اجتماعی از مجموعه نهاد خانواده تشکیل شده است و استحکام یا ضعف ساختار اجتماعی به بنیاد خانواده بستگی دارد.

5. همنشین و جانشین های قرآنی و روایی

أ. الصلح

خدای سبحان میفرماید : ... وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ (3)

فَلا جُناحَ عَلَيْهما أنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلحاً .... (4) باکی بر آنها نیست که میان خود به گونه ای آشتی و سازش کنند.

راغب مینویسد : والصُّلْحُ يختص بإزالة النفار بين الناس؛ (5) ايشان صلح و دوستی را ویژه زایل کردن نفرت و کینه میان مردم میداند.

و ابن منظور مینویسد : الصلح یعنی السلم؛ ایشان صلح را دوستی میداند.

ص: 31


1- همان ، ج ،ص1796.
2- فرهنگ بزرگ سخن، ج 1، ص 367
3- نساء 4 .128
4- نساء 4 .128
5- مفردات ، ص 489

ب الاصلاح

صاحب لسان العرب مینویسد: الاصلاح نقيض الافساد (1) اصلاح کردن ضد فاسد و ویران کردن است

سپس مینویسد: و أصلح الشيء بعد فساده أقامه.

اصلح الشيء ازال فساده ،افسده اصلح بينهما : ازال مابينهما من عداوه وشقاق (2)

چیزی را اصلاح کرد یعنی فسادش را از بین برد و میان دو کس را اصلاح کرد؛ یعنی دشمنی و اختلاف میان آن دو را برطرف کرد. قرآن کریم اینگونه آمده است : ... إن يُريدا إصلاحاً يُوَفِّق اللهُ بَيْنَهُما .....(3)

اگر آن دو زن و شوهر - سازش و آشتی خواهند خدای سبحان میانشان سازگاری پدید آرد.

6. خانواده

کلمه خانواده اسم مرکب از "خان" به معنای خانه (4) و "واده " اصل و بنا و ماده هر چیزی (5) و به عبارتی اهل خانه میباشد

در اصطلاح کوچکترین گروه اجتماعی در جامعه که شامل پدر و مادر و فرزندان است (6)

با توجه به اصول و ارزشهای اسلامی خانواده را میتوان این گونه تعریف کرد نهاد مقدسی است که بر پایه ضوابط معقول و مشروع زوجیت زن و مرد بنیان نهاده میشود و در آن دوام و استمرار، صمیمیت و عواطف و حقوق متقابل و مشترک برقرار بوده و کارکرد

ص: 32


1- لسان العرب، ج 2، ص 516.
2- همان ص 517
3- نساء : 354
4- لغت نامه ، دهخدا ، ج 1 ، ص 8263 .
5- همان ، ج 14 ، ص 20377 .
6- فرهنگ بزرگ سخن، ج 4، ص 2665

اصلی ،آن توالد و تناسل تربیت نسل جدید و سکون و آرامش اعضاء بوده و قیمومیت آن نیز بر عهده مرد است.

مترادف کلمه خانواده اهل بیت عیال ،أسره، سلاله و آل» در زبان عربی و در زبان فارسی دودمان اهل خانه و اهل البیت است. (1)

7. همنشین و جانشینهای قرآنی و روایی

خانواده در آیات با واژه اهل و در روایات با واژه اهل و عیال به کار رفته است و اعضای اصلی آن یعنی زن و مرد در آیات قرآن کریم به این صورت آمده است. برای شوهر در قرآن واژه های المرء، (2) بعل (3) زوج (4) و برای زن در قرآن واژه های امراه (5) و زوج (6) آمده است.

در روایات برای شوهر واژه ،رجل المرء، بعل، زوج و برای زن واژه های امرئه و زوجه آمده است.

در قرآن کریم واژه زوجه برای زن آمده است ولی واژه زوج برای زن و مرد کاربرد یکسانی دارد

راغب مینویسد: زوج يقال لكل واحد من القرينين من الذكر و الأنثى ..... (7)

8. کاربرد کلمه اهل و آل در قرآن

در قرآن کریم در بعضی آیات دو کلمه اهل و آل به معنای خانواده آمده که به اختصار اشاره میکنیم.

یکی از معانی چهارگانه «آل» اهل و خانواده است که این معنا، شایع ترین معنای «آل» است؛ (8) از این رو هنگام کاربرد این واژه بدون

ص: 33


1- لغت نامه علی اکبر دهخدا، ج6 ، ص 8292 .
2- بقره: 102/2
3- نساء 128/4 ، هود: 72/11، بقره: 228/2، نور: 31/24
4- بقره 2 230
5- آل عمران: 343
6- بقره: 35/2
7- مفردات ، ص 384
8- ر.ک .همان ، ص 89 .

قرينه فقط این معنا به ذهن می آید به نظر راغب «آل» در اصل، «اهل» بوده، «هاء» به «همزه» تبدیل؛ سپس است؛ و کلمه آل پدید آمده است زیرا مصغر کلمه «آل»، «اهيْل» است و تصغیر، کلمات عرب را به ریشه لغوی آنها باز میگرداند. (1) از جمع بين آيه إِلَّا ءَالَ لوطٍ نَجَّينهُم بسحر ) (2) مِنَ و فأسر بأهلک بقطع من الیل (3) نتیجه می گیرند که آل، همان اهل است. (4) شیخ طوسی نیز در آیه إِنَّ الله اصطفی ءَادَمَ و نوحاً و عَالَ إبرهيم و ال عمرنَ عَلَى العلمين (5) «آل» را به معنای اهل میداند. (6) گروهی دیگر از مفسران نیز همین معنا را برای «آل» در آیات ذیل پذیرفته اند (7) (إِنَّا ءَالَ لُوطٍ نَجَّينهُم بسحر) (8) أخرجوا عَالَ لوط مِن قَرْيَتِكُم (9) إِلَّا عَالَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُوهُم أجمعين (10) در چند جای قرآن، مانند آیه 33 آل عمران / 3 و 54 نساء: 4 4 آل به معنای فرزندان آمده است. (11)

برای کلمه اهل تا ده معنا در قرآن گفته شده است. (12) در بحث ما کلمه اهل در مورد خانواده اهل خانه زن فرزند در آیات ذیل آمده است : قصص 29،بقره ،196 نساء : 4 92 مائده 89،5 یوسف: 12/ 62-65-88-93، طه 10- 132 نور : 24 27 فتح : 48 11-12 ، ذاریات : 26 تحريم : 6/66 .

ص: 34


1- همان، ص 98.
2- قمر : 34/54.
3- هود: 11، 81
4- قاموس قرآن ، سیدعلی اکبر قرشی، ج 1 ،ص 143
5- آل عمران: 333
6- التبيان في تفسير القرآن ،طوسی، ج 2،ص441
7- مجمع البیان، طبرسی، ج 6 ، ص 524 ؛ تفسیر نمونه، مکارم، ج 23 ،ص 61 .
8- قمر : 34/54
9- نمل: 27/ 56.
10- حجر : 15، 59.
11- تفسير الكبير، فخر رازی، ج10، ص133.
12- ر.ک دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی ، خرمشاهی، ج 1، ص323

برای نمونه سه آیه را ذکر می کنیم

آيه يكم: ﴿وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَرِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتال وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَليمٌ) (1) علم و [یاد کن] آنگاه که بامداد از نزد کسان خویش بیرون رفتی [و] مؤمنان را در جایگاههایی برای جنگ احد - جای میدادی و خدا شنوا و داناست.

آیه دوم : (وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بالصَّلاة والزَّكَاة وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيَّا) (2) و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان میداد و نزد پروردگارش پسندیده بود

آیه سوم : (فَأَسْر بأهْلِك بقطع مِنَ اللَّيْل) (3) پس خاندان خود را در پاسی از شب بیرون بر

در روایات خانواده با واژه هایی نظیر اهل و عیال بیان گردیده است از جمله رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي (4) بهترين شما خوش رفتارترین شما نسبت به خانواده اش است و من خوش رفتارترین شما برای خانواده ام هستم.

در حدیث دیگر میفرماید: الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بشَهْوَة عِبَالِهِ وَ الْمُنَافِقُ يَأْكُلُ أهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ (5) مؤمن با میل خانواده اش (غذایی) میخورد و منافق، خانواده اش با میل او (غذا میخورند

امام صادق (علیه السلام) نیز در حدیثی میفرماید:

وَ مَنْ حَسُنَ برَهُ بأَهْلِهِ زادَ اللَّهُ فِى عُمُره (6)

کسی که با خانواده اش خوش رفتار باشد خدای سبحان به عمرش بیفزاید.

9. گونه شناسی خانواده از نگاه استحکام

همسر ،گزینی ،زناشویی تشکیل ،خانواده فرزند آوری و فرزند

ص: 35


1- آل عمران 3 121
2- مريم: 19، 55 .
3- هود: 11 ، 81 .
4- من لا يحضره الفقيه ، ج 3، ص 555 ؛ بحار الأنوار ،مجلسى، ج 27 ، ص 104؛ وسائل الشيعه ، حر عاملی، ج 20 ، ص .171
5- کافی کلینی، ج 4 ، ص 12 ؛ وسائل الشيعه ، ج 21، ص 542
6- كافى، ج 2، ص 105؛ بحار الأنوار، ج 66 ، ص 385 ؛ وسائل الشيعه، ج 1، ص 55.

پروری و... همه مراحلی از آزمایش بزرگ الاهی است که یکی پس از دیگری از راه میرسند و آدمی با کوله بار معرفت و اختیار چنگ در ریسمان توکل الاهی میزند تا به اوج قله های تکامل قدم نهد تا در نهایت مسیرهای پرپیچ و خم ،زندگی مقام والای رضوان و رضوانُ مِنَ الله أَكْبَرُ (1) را احراز نماید.

بی گمان حضور در یک زندگی مشترک ،موفق و داشتن خانواده ای متعادل یکی از آرمانهای هر زوج جوانی است؛ و هر فردی که نخست به زندگی مشترک تن میدهد، در آرزوی داشتن خانواده ای سالم و بوده و از داشتن خانواده ای نابهنجار و لرزان گریزان است؛ از این رو آگاهی داشتن نسبت به مفهوم و معنای خانواده متعادل و لرزنده برای هر زوج جوانی ضروری است.

خانواده از ابعاد مختلف قابل تقسیم است: (2)

از لحاظ محدودیت یا عدم محدودیت ارتباطی با افراد جامعه خانواده باز و بسته از لحاظ وجود زمینه یا عدم آن برای سعادتمندی زن و شوهر و پرورش کودک به هنجار و نا به هنجار

از لحاظ وجود یا عدم وجود احساس مسئولیت متعهد و نا متعهد.

از لحاظ رابطه خونی یا سببی خانواده گسترده و خانواده هسته ای

از لحاظ تعداد اختیار کردن همسر دیدگاه اسلام) : تک همسری چند همسری و زناشویی موقت

خانواده را از حیث کیفیت و میزان استحکام آن میتوان به سه نوع تقسیم کرد که عبارتند از:

خانواده متزلزل

خانواده ای که از هدف خویش بازمانده و آرمانش را از دست داده

ص: 36


1- توبه: 72/9
2- ر.ک تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن، ج 2، ص 211210

است از درون تهی گشته و باهر ضربه بیشتر فرو میریزد از روابط غیر دوستانه و خصمانه آکنده است مسئولیتها به کنار رفته وانهادگی بر آنها حاکم است مدیریت تجزیه ،شده، تصمیم گیری در آن به غایت دشوار است جاذبه ای مکفی برای پایبندی اعضای آن به میثاق زندگی مشترک وجود ندارد فردای روشن و آینده امید بخش وجود ندارد. انتقادها به شکلی ظالمانه مستقیم و مستمر توسط اعضای آن از یکدیگر به عمل می آید در نتیجه به خانواده ای گفته میشود که پایه های آن سست و لرزان بوده و باهر ضربه ای که بر پیکرش واردمی گردد بیشتر فرو میریزد

خانواده متعادل

به مجموعه ای اطلاق میشود که علاوه بر حفظ موقعیت و جایگاه یک از اعضای ،آن دارای ویژگیهایی ممتاز میباشد در این صورت هر یک از افراد متعادل دارای این خصوصیات هستند؛ تواناییهای خود آگاهی برخوردارند، میان خواسته ها و داشته های آنها تناسب و تلازم منطقی برقرار .است روابط خود را با دیگران بر پایه توازن و تعادل برقرار مینماید و نوعی هم آهنگی و هم خوانی در کلیه رفتارها و عناصر شخصیتی فرد متعادل مشاهده میشود در نتیجه خانواده متعادل سازمان فاقد عیب و نقص نمیباشد بلکه این مفهوم به شبکه ای از روابط متقابل اطلاق میشود که اعضای آن درگیر با مشکلات و موانع احتمالی بوده و ضعفهای کم و بیش قابل اعتنایی نیز دارند، لیکن در مقابل با موارد مذکور شیوه ای منطقی اتخاذ میکنند و برای مسایل اهمیتی در خور آنها قائل میشوند و در برابر موقعیتهای دشوار، که ناگزیر از انتخاب باشند تصمیم به موقع و مقتضی اتخاذ میکنند .

خانواده متکامل

خانواده پس از حصول تعادل به تکامل و بالندگی میرسد و آن زمانی است که حداکثر قابلیتها و تواناییهای وجودی اعضای آن

ص: 37

خانواده کشف شود و مورد پرورش و توسعه و گسترش قرار گیرد. در این صورت اعضای خانواده متکامل نه تنها مشکلی ندارند و از تعادل لازم برخوردارند، بلکه مشکل زدا نیز هستند و در رفع آسیبهای روانی و اجتماعی سایرین و خانواده های وابسته گام بر میدارند؛ یعنی اهدافی فراتر از منافع شخصی در سر می پرورانند و مستقل از اظهارنظرها و داوری های مردم عمل میکنند تنوع و شادابی و تعادل تحول و حیات آفرینی از ویژگیهای چنین خانواده هایی است.

بنابراین به نظر میرسد تمام تلاشها بایستی نخست در رسیدن به تشکیل خانواده ای متعادل باشد که بر پایه مناسبات و ارتباطات صحيح با همسر و فرزند تنظیم شده است این ضوابط روشن و متفق میتواند به منظور ارزیابی هر خانواده از میزان تعادل و استحکام روابط درونی خویش مورد بهره وری قرار گیرد.

و در نهایت خانواده متکامل و بالنده به خانواده ای گفته میشود که می تواند به عنوان نمونه و الگویی مطمئن وکامل مطرح باشد؛ اوج صفا، خلوص ،تقوا ،عدل ،راستی انسانیت و... را میتوان در تک تک اعضای آن مشاهده کرد؛ و روح معنویت، به گونه ای بر آن حاکم است که در هر ،امری جز رضای خدا رانمی بینند

مكتب اصیل ،اسلام برای هدایت خانواده و جهت دهی آن به به سوی رشد و کمال شخصیتهایی نظیر پیامبر و امامان را به عنوان الگو معرفی میکند تا مردم با مطالعه سیر و سلوکشان راه و رسم زندگی را بیابند هر چند نمیتوانند همچون ،انبیاء امامان عمل کرده و مانند ایشان باشند توانند با الگو قرار دادن این راهنمایان بزرگ الاهی درباره رسیدن به رضوان الاهی و داشتن خانواده ای ،پاک سالم و متعادل گامی بردارند.

ص: 38

نوشتار دوم : چرایی شناسی استحکام خانواده

ضرورت و اهمیت تشکیل خانواده

اشاره

اهمیت پرداختن به موضوع «عوامل و موانع استحکام خانواده، ریشه در اهمیت نهاد خانواده دارد؛ و ضرورت وجود آن از دید عقل قابل اثبات بوده و بدون ،آن حیات اجتماعی شکل و معنایی ندارد و نیز تنها نظام اجتماعی است که در همه همه جوامع جوامع مذهبی و غیر مذهبی پذیرفته شد و به تدریج توسعه یافته است و در جوامع مختلف از نقش، پایگاه و منزلتهای گوناگون برخوردار است.

خانواده که خاستگاه آن پیوند میان زوجین میباشد در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است و پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) جهت ترغیب و تشویق مسلمانان برای تشکیل خانواده و زندگی مشترک فرمودند : ما بُنِيَ فِي الْإِسْلَام بِنَاءً أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ التَّزْوِيجِ (1) هیچ بنایی در ،اسلام محبوب تر از بنای ازدواج در پیشگاه خدای سبحان نیست.

اسلام خانواده را زیر بنای اجتماع میداند و بدین سبب، نظریه اجتماعی خود و احکام متنوعش را بر پایه این هدف بنا می گذارد و بشدت در مقابل هر گونه تخریب خانواده می ایستد

نهاد مقدس خانواده، رکن بنیادین اجتماع بشری و جایگاه

ص: 39


1- الهداية في الأصول والفروع الصدوق، ابن بابويه القمى، ص 257؛ بحار الأنوار، ج 100، ص 222 .

فرهنگهای گوناگون است تا آنجا که سعادت و شقاوت امتها، مرهون رشادت و ضلالت خانواده میباشد نخستین شرط داشتن جامعه ای سالم و پویا سلامت و پایداری خانواده است. همه ی دستاوردهای علمی و هنری بشر در سایه ی خانواده های سالم و امن پدید آمده است.

علاوه بر ،این کارایی و ارزش علم و هنر نیز در صورت برپایی خانواده است و بدون ،خانواده نه تنها هویت انسانی بشر نابود میشود بلکه همه ی تلاشهای فردی و اجتماعی نیز در حقیقت بی ثمر و نافرجام خواهد ماند از این رو است که ملتهایی که در آستانه ی فروپاشی خانواده قرار گرفته اند درصدد حفظ این نهاد مهم برآمده و با خانواده های جایگزین نظیر خانواده های تک نفره خانواده های همجنس زندگی هم جنس بازان و شبیه به ،این با این چالش جدی مقابله کنند؛ غافل از آن که خانواده بر پایه مبانی علم و دین باید در هر شرایطی کارکردهای اصلی خود را حفظ کند.

پیوند زن و شوهر امری غریزی و از نیازهای اولیه انسان است و نیازی به آموزش و محرک خاص ندارد؛ اما تداوم این پیوند و داشتن که به پایداری خانواده منجر میشود نیازمند آموزش و روابطی صحیح توجهی ویژه از سوی متولیان و دلسوزان جامعه است

قرآن کریم به عنوان برترین نسخه ی زندگی و عالی ترین راهنمای بشر برای دست یابی به حیات طیبه بخش عظیمی از آیات را به تنظیم و تعدیل روابط اعضای خانواده حقوق و وظایف همسران و فرزندان اختصاص داده است. رجوع به این آیات الاهی، می تواند انسان را جهت دست یابی به عالی ترین راهکارها در استحکام خانواده هدایت کند.

اهداف خانواده و اقتضای تأسیس آن ایجاب میکند که بانیان آن یعنی زن و شوهر در استحکام و پایداری این ،بنا، نهایت سعی خود را بکنند و با همان انگیزه که تشکیل آن اقدام کردند، بر دوام آن

ص: 40

پافشاری ورزند تا وحدت و پویایی این نهاد مقدس تا پایان حفظ شود. تأکیدات اخلاقی و سفارشهای حقوقی کتاب مقدس قرآن و روایات گرانقدر بزرگان دین برای ،تشکیل استحکام و تعالی خانواده، بیش از جوانب دیگر حیات بشری است؛ بلکه در یک نگاه کلی تمامی احکام و دستورها اسلام به نوعی ناظر بر صیانت از خانواده است. بخشی از آن برای تزکیه و تطهیر فرد و بخشی پیرامون اصلاح جامعه حفظ سلامت آن وضع شده است.

اهمیت بحث از استحکام خانواده به منزلت خانواده برمی گردد که مرکز تبلور استعدادها و موثرترین وسیله حمایت از انسان است.

کانون ارزشمند خانواده در صورت سلامت و استحکام پایه های آن، مهمترین نهاد تغذیه کننده جامعه بوده نقش عمیق در رشد و شکوفایی آن دارد؛ علاوه بر ،آن این کانون شایسته ترین الگو و ارزشمندترین سرمایه آدمی است که از همه نهادها در سرنوشت فرد موثر تراست و به رشد و بالندگی فرد کمک کرده و آن عاملی درباره قضاوت دیگران نسبت به فرد است

زمانی که منذر بن جارود والی امام علی (علیه السلام) مرتکب خیانتی گشت و امام علی (علیه السلام) از وی انتظار چنین خیانتی را نداشت به وی فرمود : أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ صَلَاحَ أَبِيكَ غَرَنِي مِنْكَ وَ ظَنَنْتُ أَنَّكَ تَتَّبِعُ هَدْيَهُ وَ تَسْلُكُ سَبِيلَهُ. (1)

پس از یاد خدا و درود ،همانا شایستگی پدرت مرا نسبت به تو خوشبین کرد و گمان کردم همانند پدرت میباشی و راه او را میروی

صَلَّى اللهُ روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده است که نقش سرنوشت ساز خانواده سالم را بیان میکند؛ ایشان می فرمایند:

أَيُّهَا النَّاسُ إِيَّاكُمْ وَخَضْرَاءَ الدِّمَن قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا خَضْرَاءُ الدِّمَن قَالَ

ص: 41


1- نهج البلاغه ، نامه 71 ، نامه ،71 ص 461

الْمَرْأةُ الْحَسْنَاءُ فِى مَنْبَتِ السَّوْءِ (1)

ای مردم به پرهیزید از سبزه زار روئیده بر فراز مزبله سوال شد ای پیامبر خدا سبزه زار روئیده بر فراز مزبله چیست؟ فرمود: زن زیبای رشد یافته در خانواده ای پلید و ناسالم

این میزان توجه و درنگ نسبت به کانون خانواده و سلامت آن به این دلیل است که هر فردی آیینه تمام نمای خصلت های خانوادگی خویش است و محیط خانواده وی در شکل گیری و حفظ و گسترش ،عفت ،پاکی نجابت و انسانیت وی موثر است.

این مسئله از چندان اهمیتی برخوردار است که حتی در روابط اجتماعی و یا اعطای پست و مقام موقعیت های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... نیز توصیه شده است که این گونه مقامها موقعیتها به افرادی سپرده شود که از خانواده ای سالم برخاسته اند. امام علی (علیه السلام) به مالک اشتر هنگامی که وی تصمیم داشت عاملان و کارگزارانی را جهت انجام امور اجرایی برگزیند، فرمودند:

وَ تَوَخَ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْربَة وَ الْحَيَاءِ مِنْ أَهْل الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَة وَ الْقَدَم فِي الْإِسْلَامِ الْمُتَقَدِّمَة فَإِنَّهُمْ أَكْرَمَ أَخْلَاقاً و َأصحُ أعْرَاضَاً وَ أَقَلُّ فِي الْمَطَامِعِ إِشْرَاقاً وَ أبْلَعُ فِى عَوَاقِب الْأُمُور نَظَراً. (2)

از خاندانهای پاکیزه و با تقوی که در مسلمانی پیشینه درخشانی دارند انتخاب کن زیرا اخلاق آنان گرامیتر و آبرویشان محفوظ تر و طمع ورزیشان کمتر و آینده نگری آنان بیشتر است.

بعد از بیان اهمیت موضوع، دلائل لزوم وجود خانواده مستحکم و به سامان را به اختصار ذکر می کنیم.

برای استحکام خانواده و حفظ پیوند میان اعضا میتوان چند دلیل را شمرد:

ص: 42


1- کافی، ج 5، ص 332؛ من لا یحضره الفقیه، ج 3، 391، تهذيب الأحكام،طوسى، ج 7، ص 403 بحار الأنوار، ج 100، ص 232 ؛ وسائل الشيعه 232 ؛ وسائل الشيعه، ج 20، ص 35.
2- تحف العقول، حرانی، ص 137
1. دلیل فطری و عقلی

ازدواج با طبیعت و فطرت بشری و نیز طبیعت حیوانی هماهنگ است؛ همانطور که انسان به طور طبیعی به خوردن خوابیدن میل دارد به جنس مخالف هم گرایش دارد؛ از این رو همسرخواهی نخستین ریشه طبیعی برای تشکیل جامعه ای ،کوچک است و اگر چنین غریزه ای در انسان نمیبود، شاید جامعه بزرگتر به نام جامعه انسانی شکل نمی گرفت.

خداوند گرایش به ،حق حقیقت کمال و توحید و نیز گریز از باطل، ،نقص ،عیب شرک و.... را در فطرت انسان نهادینه کرده است؛ یعنی همانگونه که بینش توحیدی فطری انسان ،است گرایش به توحید و گریز از شرک نیز فطری اوست و چنان که بینشهای شهودی فطری در انسان فعلیت دارد تمایل به حق و تنفّر از باطل هم در او چنین است.

خدای تعالی فجور و تقوا را به انسان الهام کرده است و او به خیر و شر و بد و خوب آگاه است؛ ولی به سمت تقوا و خیر و خوبی گرایش دارد اگر سوء تربیت خانواده یا محیط جامعه او را آلوده نکند پس هر که بر اثر تربیت نادرست در مسیر فجور و شر و بدی قرار گیرد در واقع این سیر و حرکت تحمیلی بر اوست؛ اگر همین فرد به روش صحیح تربیت شود، فطرت حق طلبی و کمال خواهی در او شکوفا میشود زیرا این حقیقت در نهاد همگان نهفته است بنابراین فطرت انسان به حق متمایل است و گرایش به باطل را محیط بر او تحمیل میکند (1)

در نتیجه انسان براساس فطرت و عقل سلیمش دوست دارد که یک زندگی خانوادگی مسالمت آمیز و بدون کشمکش داشته باشد؛ از طرفی دیگر در گرفتاریها و مشکلات بیرون از خانه بدنبال استراحت گاه و محلی برای تجدید نیرو که بتواند خستگی بیرون را برطرف سازد و با انرژی مثبتی که در خانه کسب میکند انگیزه برای تامین نیازهای خانواده در بیرون از خانه برایش ایجاد گردد.

اگر می بینیم که این مجموعه کوچک یعنی خانواده در عصر حاضر

ص: 43


1- ر.ک تفسیر انسان به انسان، جوادی آملی ، ص 177

دست خوش تحولات فراوانی بوده و مشکلات مختلفی در آن بوجود آمده که خلاف فطرت و عقل سلیم هست و در نتیجه آرامش را از خانواده گرفته است بدلیل رعایت نکردن عوامل استحکام خانواده است

در اینجا شایسته است که شواهدی پیرامون نابسامانی خانواده ذکر شود. در سال 1385 هر یک ساعت 10 فقره طلاق یک ساعت 10 فقره طلاق و 90 ازدواج در کشور صورت گرفت (1)

اما سال های گذشته طلاق - از سال 1360 تا سال 1381 دو دهه نسبت طلاق به ازدواج در کشور حدود 1/2 برابر افزایش یافته است. در سال 84 در استان تهران 10 درصد ازدواج ها منجر به طلاق شده است.

فرار از خانه تعداد فراریان از منزل فقط دستگیر شدگان نیروی انتظامی 152/36 درصد از سال 1376 تا سال 1385 رشد داشته است این آمار در دختران به میزان 241/5 درصد میباشد.

خشونت خانگی - تجربه خشونت خانگی در 66 درصد خانواده های ایرانی دیده شده .است زنان خانه دار قربانیان بیش از 90 درصد همسر آزاری ها در کشور هستند که عمدتاً در گروه سنی 28 الی 33 سال هستند.

آمار جرایم و اعتیاد زنان _ تعداد ورودی زنان زندانی با جرمهای مختلف در سال 1384 نسبت به سال ،75 24/55 درصد افزایش یافته است. تعداد زنان معتاد به مواد مخدر رو به افزایش است. 9/6 درصد از معتادان کشور را زنان تشکیل میدهند خودکشی زنان در سال 1378 681 زن و در سال 1383 ، 1415 زن خودکشی کرده اند این رقم طى 5 سال تقريباً 87/6 درصد افزایش نشان می دهد.

در مورد سقط جنین بزهکاری ،جوانان اختلافات خانوادگی نیز آمارها نشان دهنده روند رو به افزایش میباشد. (2)

ص: 44


1- از نگاه ،آمار ،اسماعیلی ص 25
2- به گزارش سایت مجمع تشخیص مصلحت نظام http://www.maslehat.ir.

در 20 سپتامبر سال 1993 سازمان ملل سال 1994 را سال جهانی خانواده و روز 15 مه را روز جهانی خانواده نامید روز 25 ذی الحجه به عنوان روز خانواده و تکریم بازنشستگان در تقویم رسمی کشور درج شده است.

2. دلیل وحیانی و قرآنی

از نگاه قرآن دلایل لزوم خانواده مستحکم در موارد ذیل می توان جستجو کرد.

رسیدن به آرامش و کمال و فرزند صالح

انگیزه استحکام روابط در خانواده تعادل و آرامش و رشد فرزند و تصمیم گیری را آسان میسازند در تقریر مطلب میتوان از چند آیه مدد گرفت :

آیه یکم : دستیابی به آرامش

تأمین آرامش مورد نیاز زن و شوهر اساس خانواده با دو اصل قوی و قویم مودت و رحمت مستحکم شده است؛ چنان که قرآن کریم در اینباره می فرماید: وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (1)

و از نشانه های او این است که برای شما از [جنس] خودتان همسرانی بیافرید تا بدیشان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد هر آینه در این کار برای

که بیندیشند نشانه ها و عبرت هاست.

قرآن هدف زناشویی را کامجویی و لذت بردن از یکدیگر نمی داند نمیداند بلکه در این آیه شریفه به دو اصل مودت دوستی عاقلانه و منطقی و رحمت رسیدگی به نیازهای طبیعی و عاطفی یکدیگر (2) اشاره می

ص: 45


1- روم 21/30
2- جامعه در قرآن، جوادی آملی ،ص69.

فرماید. پس هر آنچه که مودت و رحمت در خانواده را به هم می زند از آن باید دوری کرد

نکته ها

1 کلمه «مودت به معنای محبتی است پایدار که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد.

و «رحمت» به معنای نوعی تأثر نفسانی است که از مشاهده محرومیت محرومی که کمالی را ندارد و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید می آید، و صاحب دل را وادار می کند به این که در مقام برآید و او را از محرومیت نجات داده و نقصش را رفع کند. (1)

-2 با وجود این که جفت گرایی میان حیوانات نیز وجود دارد، خدای سبحان در مورد آنان از این که جفتها وسیله آرامش و سکون باشند و میانشان مودت و رحمت قرار داده شده باشد سخن نگفته است ولی درباره انسانها به صراحت این مسئله بیان شده است؛ و همین مودت و رحمت است که زن و مرد را به آرامش میرساند و این مودت و رحمت الاهی غیر از گرایش غریزی نر و ماده است که در حيوانات نیز موجود است (2).

3- انسانی که دنیا با تمام وسعتش او را در فشار قرار میدهد و مشکلات سختیها و برخوردها در محیط جامعه و محل کار و فعالیتش او را احاطه میکنند برای رسیدن به آرامش جسم و روح و آسایش فکر و پندار به دژی محکم و امن پناه میبرد که آن در خانواده است. شاهد گفتار ما این است که خدای سبحان این ساختار اجتماعی کوچک را به شکلی خاص و با ظرافتی مثال زدنی طراحی کرده است تا انسان با

ص: 46


1- .ر.ک. مفردات ، ص 347 الميزان في تفسير القرآن علامه طباطبایی، ج 16، ص 166.
2- ر.ک خانواده در قرآن دکتر بهشتی ص 40

ورود به آن مملو از احساس صمیمیت ،دوستی اطمینان و آرامش شود همان احساساتی که اساسی ترین نیازهای یک انسان را تشکیل میدهند و بدون آنها انسان سلامتی روحی و روانی خود را از دست میدهد. (1)

آیه دوم :پوشش دو سویه

هُنَّ لِباسُ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِباس (2) آنان پوشش شمایند و شما پوشش آنان.

قرآن کریم در این آیه شریفه زن و مرد را مکمل و متمم یکدیگر می داند و این دو در سایه رابطه ای صمیمانه که میانشان برقرار می گردد به رفع عیوب و نواقص یکدیگر می پردازند و با روابط انسانی و اخلاقی حاکم در میانشان پوششی بر عیوب جزئی یکدیگر می نهند به همین دلیل تعبیر زیبای لباس را برای این دو به کار برده است و می فرماید: هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِباس (3)

نکته ها

-1- علامه طباطبایی رحمه الله مینویسد: لباس یعنی آن چه را که انسان با آن خود را میپوشاند که این جمله استعاره است؛ برای این که هر یک از زن و شوهر طرف دیگر خود را از رفتن به دنبال فسق و فجور و اشاعه دادن آن در بین افراد نوع جلوگیری میکند پس در حقیقت مرد لباس و ساتر زن ،است و زن ساتر مرد است (4).

2- همان طور که لباس مانع از آسیب وسیله ای برای پوشاندن عیوب و مایه زینت انسان است؛ ازدواج هم وسیله ای برای صیانت از گناه بشمار می آید، وزن و شوهر عیوب یکدیگر را می پوشانند و آبروی اجتماعی همدیگر را حفظ می کنند و همچنین زن و شوهر نیز باید

ص: 47


1- ر.ک. در آینه وحی ، شماره 9 ، زوجیت، فراگیر ، محمدمهدی آصفی
2- بقره 2 187
3- بقره: 1872
4- ر.ک. الميزان، ج 2، ص 44 .

زینت یکدیگر .باشند زن و شوهر کنار هم موقعیتی در خانواده و اجتماع پیدا می کنند که در گذشته آن را نداشته،اند از این رو به آنها با احترام بیشتری برخورد میشود (1)

3- پایه محبت و علاقه باعث پوشش و درمان میشود؛ آنجاست که پوشاندن به درمان کمک می کند اما اگر پوشاندن به گسترش درمان ،نینجامد این ستر و پوشش و این لباس و ،نهفتن کار خوبی نیست که کارساز نیست و ضایعات بیشتری میآورد (2)

آیه سوم : داشتن اولاد صالح

اینک به دو آیه اشاره می شود:

هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ (3) آنگاه - یا در آنجا زکریا (علیه السلام) پروردگار خویش را بخواند گفت پروردگارا مرا از نزد خود فرزندی پاک ،ببخش که تویی شنوای دعا

یکی از نعمت های الاهی نعمت فرزند صالح و طیب است.

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ وَ الْمَسْكَنُ الْوَاسِعُ وَ الْمَرْكَبُ الْهَنِيءُ وَ الْوَلَدُ الصَّالِحُ (4) از سعادت مرد مسلمان آن است که زن صالح و خانه وسیع و مرکب راهور و فرزند شایسته داشته باشند.

حضرت زکریا (علیه السلام) زمانی که مریم مقدس را در کنج عبادتگاه خود می،دید که از سوی پروردگار خویش بی حساب روزی میخورد و از مأكولات و مشروباتی که در غیر زمان خود بود، تناول می کند، و خالصانه پروردگار خویش را عبادت می،کند، از خدای سبحان

ص: 48


1- .ر.ک تفسیر تسنیم جوادی آملی ج 9، ص 459 - 462
2- ر.ک. روابط متکامل زن و مرد علی صفایی حائری ص 16
3- آل عمران: 38/3
4- دعائم الإسلام، تمیمی، ج 2، ص 195؛ بحار الأنوار، ج 73، ص 153، مستدرک الوسائل، محدث ،نوری، ج 3، ص 451.

درخواست کرد که فرزندی به شایستگی مریم نصیب او گرداند؛ خدایی میوه زمستانی را در تابستان و میوه تابستانی را در زمستان برای مریم آماده میسازد قادر است همسر وی را نیز اصلاح کرده و فرزندی به وی عنایت کند. (1)

سیوطی مینویسد زکریا (علیه السلام) از خدای سبحان ذریه طیبه درخواست کرد؛ یعنی ذریه مبارک و پربرکت (2)

و دیگری نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى وَ قَدَّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ (3) زنانتان کشتزار شمایند به کشتزار خویش هر جا و هر گاه که خواهید در آیید مگر در موارد ممنوع که در فقه آمده است؛ و برای خود [کار نیک] پیش فرستید و از خدا بترسید و بدانید که با او دیدار خواهید کرد و مؤمنان را مژده ده

نکته ها

-1 حرث و کشاورزی و یا حرث و کشتزار و یا حرث و کشته ی آدمی است، که حرث به معنای مکان و حاصل و اسم مصدر آمده است و ازدواج ، این حاصلها را میسازد و جمع میکند و نگه میدارد.

2- کسی که زمینی را برای بذر پاشی دارد و اینها را زیاد کند و بارور سازد باید آفت زدایی داشته باشد باید زمینه سازی داشته باشد و شخم و شیار را آورده باشد باید نظارت داشته باشد تا علفها سبز نشوند و دهانهای مزاحم نیروی زمین را نبرند و توان بذر را نگیرد و باید پس از این ،همه حاصل را جمع کند و نگهداری نماید.

3- دو طرف ازدواج و مرد و زن باید در این مجموعه فعال باشند و

ص: 49


1- ر.ک در المنثور، سیوطی، ج 2، ص 20.
2- همان.
3- بقره : 2/ 223

هر دو کار کنند ازدواجی که هر دو طرف بیدار باشند و توجه داشته هیچ دشواری ندارد حتی اگر یکی از دو طرف بیدار و حلیم و فعال باشد میتواند کارگشا باشد اما اگر دو طرف بی توجه باشند، نه آفتها را بشناسند و نه زمینه ها را آماده کرده باشند و نه حاصل را جمع آوری کرده باشند، ناچار شیطان صفتها و چپاول گره-ا، حاصل آنها می ربایند و بهره ها را به یغما می برند (1)

4 - از تعبیر وَ قَدَّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ بهره وری میشود که این ترغیب به هدف دار بودن مباشرت انسان برای پیدایش فرزند صالح است، از این رو رعایت حلال و حرام برای ایجاد نطفه و حفظ آداب مباشرت و انتخاب زن ولود و شایسته با ایمان مقدمات لازم برای این هدف است پس عبارت وَ قَدَّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ انشان این است که آدمیان با آنکه در عمل مباشرت با حیوانات دیگر اشتراک دارند باید برای خودشان چیزی پیش بفرستند که در قیامت برایشان سودمند باشد (2)

ب تربیت خانواده بر اساس توحید

یکی از وظایف مهم والدین پرورش فرزند در ابعاد مختلف است. روشن است که محیط خانواده و والدین میتوانند بهترین مربی برای فرزندان خود باشند که در قالب شیوههای تربیتی ای همچون آموزش ارائه الگو و تشویق و تنبیه انجام می گیرد.

یک تلاش اسماعیل صادق الوعد (علیه السلام) برای آموزش و تربیت دینی خانواده اش

وَ اذْكُرْ فِي الْكِتاب إسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ... وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بالصَّلاة والزكاة... (3)

ص: 50


1- ر.ک. روابط متکامل زن و مرد علی صفایی حائری ، ص 16 .
2- ر.ک تفسیر تسنیم، ، ص 193، ج 11
3- مريم: 54/19 - 55 .

و در این کتاب اسماعیل را یاد کن او راست وعده ... و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان میداد

نکته ها:

-1 مراد از اهل او به طوری که از ظاهر لفظ بر می آید خواص از عترت و عشیره و قوم او است. (1)

-2- یکی از آموزه های این آیه این است که به هدایت خانواده ی خود اهمیت دهید

3- نخستین مرحله برای تبلیغ رسالت آغاز از خانواده خویشتن ،است که از همه به انسان نزدیکتر میباشند به همین دلیل پیامبر صلی الله علیه وآله نیز نخست دعوت خود را از خدیجه علیها السلام همسر گرامی اش و علی (علیه السلام) پسر عمویش آغاز کرد و سپس طبق فرمان وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الاقربین (2) به بستگان نزدیکش پرداخت. (3)

4 - سفارش به نماز و زکات از وظایف پدر خانواده است. (4)

دو تربیت دینی در محیط ،خانواده فرمان خدای سبحان به پیامبر وَأمُرْ أَهْلَكَ بالصَّلاة واصطبر عليها... (5) و خاندان خویش را به نماز فرمان ده و بر آن شکیبا باش - مداومت نما.

نکته ها:

-1 گفته اند مراد از اهل همسران و دختران و دامادش علی است هر چند این قول از نظر انطباق ،آیه نه از حیث مورد نزول حرف بدی نیست (6)

ص: 51


1- ر.ک المیزان، ج 14 ، ص 84
2- شعراء : 214/26
3- ر.ک. تفسیر نمونه، ج 13، ص 96
4- ر.ک تفسیر ،نور ،قرائتی، ج 7، ص 284.
5- طه : 132/20
6- ر.ك. الميزان في تفسير القرآن، ج 14 ، ص 239

-2- رهبر جامعه ی اسلامی نباید از خانواده خود غافل باشد و مرد نسبت به سرنوشت فکری و دینی خانواده خود مسئول است و تنها رعایت امور مادی آنان کافی نیست و میتوان چنین گفت که نخستین مرحلهی ،تربیت کانون خانواده است.

-3 یکی از مهمترین زمینه های امر به معروف، خانواده و نزدیکان انسان است (1)

4- در احادیث (2) و تفاسیر (3) روایت شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در مدینه تا مدت زیادی در هنگام نمازهای پنجگانه به در خانه ی علی و فاطمه علیها السلام می آمدند و آنها را به نماز سفارش میکردند و آیه ی تطهیر را نیز قرائت می کردند

5- از آن جا که نماز موجب پاکی و صفای قلب و تقویت روح و یاد خداست خدا به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) سفارش میکند که نه تنها خانواده ات را به نماز سفارش کن بلکه خودت نیز بر انجام نماز کوشا و شکیبا باش، که فواید و برکات این کار به خود شما میرسد؛ یعنی شما چیزی از عبادت خود را به خدا نمیدهید؛ چرا که او رزق نمی خواهد بلکه به شما رزق میدهد

سه : تربیت دینی اعضای خانواده برای نجات از آتش جهنم

دین اساسی ترین عامل آرامش و امنیت درونی خانواده است. از این رو، در تحت تربیت دینی قرار گرفتن مهمترین عامل استحکام خانواده محسوب میشود.

خدای سبحان می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً

ص: 52


1- ر.ک تفسیر نور، ج 7، ص 416.
2- ر.ک عیون اخبار الرضا، صدوق، ج 1، ص 239
3- ر.ک. تفسیر القمی، علی بن ابراهيم، ج 2، ص 67 البرهان في تفسير القرآن، بحرانی، ج 4، ص 46.

وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ » (1)

ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خود را از آتشی که هیمه آن مردم و سنگ کافران و بتها باشند نگاه دارید

نکته ها:

1 کلمه «قوا» جمع امر حاضر از مصدر وقایه است و «وقایه» به معنای حفظ کردن چیزی است از هر خطری که به آن صدمه ،بزند و برایش مضر باشد (2)

-2 این برنامه ای است که باید از نخستین سنگ بنای ،خانواده یعنی از مقدمات ازدواج و سپس نخستین لحظه تولد فرزند آغاز گردد، و در تمام مراحل با برنامه ریزی صحیح و با نهایت دقت تعقیب شود.

به تعبیر دیگر حق زن و فرزند تنها با تأمین هزینه زندگی و مسکن و تغذیه آنها حاصل نمیشود مهمتر از آن تغذیه روح و جان آنها و به کار گرفتن اصول تعلیم وتربیت صحیح است. (3)

-3 مقصود از نگهداری خانواده خویش از آتش آن است که انسان با برنامه ریزی صحیح به تعلیم و تربیت و امر به معروف و نهی از منکر آنان بپردازد و محیط خانه را سالم و پاک و معنوی گرداند؛ البته این وظیفه در عصر کنونی که آلودگی و تهاجم فرهنگی از هر سو جوامع اسلامی را تهدید میکند سنگین تر است ... تعبیر به «نگه داری» نشان میدهد که اگر خانواده را به حال خود رها کنید خواه نا خواه به سوی دوزخ سقوط میکنند؛ بنابراین حق زن و فرزند تنها در تأمین غذا و مسکن خلاصه نمی شود بلکه تغذیه ی معنوی و علمی آنان نیز وظیفه ی پدر خانواده است؛ البته این مطلب با توجه به پیشرفت وسایل تبلیغی و هزینه بر بودن آنها روشن تر می شود. 4. حکایت شده که از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در مورد این آیه و چگونگی حفظ خانواده عليه پرسیدند و حضرت فرمود آنان را امر به معروف و نهی از منکر میکنی اگر از تو پذیرفتند آنها را از آتش دوزخ حفظ کرده ای و اگر نپذیرفتند وظیفه ی خود را انجام

داده ای (4)

ص: 53


1- تحريم : 6/66
2- ر.ک. الميزان، ج 19 ، ص 560.
3- تفسیر نمونه، ج 24 ، ص 287
4- ر.ک کافی ، ج 5، ص 62.

و از امام علی (علیه السلام) روایت شده که مقصود) آیه آن است که به خود و خانواده تان نیکی بیاموزید و آنان را ادب کنید. (1)

و در حدیث دیگری از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) آمده است همان گونه که مرد نگهبان خانواده ی خویش و در برابر آنها مسئول ،است زن نیز نگهبان خانواده ی شوهر و فرزندان و مسئول آنهاست (2)

ج حفظ کانون خانواده توصیه خدای سبحان به زن و شوهر

و إن امْرَأَةٌ خافَت مِنْ بَعْلِها نُشُوراً أو إغراضاً فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صَلَحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرُ وَ أَحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بما تَعْمَلُونَ خَبِيراً . (3)

و اگر زنی از شوی خویش بیم ناسازگاری یا روی گردانی داشته باشد باکی بر آنها نیست که میان خود به گونه ای آشتی و سازش کنند و آشتی و سازش بهتر است و جانها را بخیلی و آزمندی فرا ،آمده و اگر نیکی و پرهیزگاری کنید خدا به آنچه میکنید آگاه است.

این آیه از استوار سازی بنیان خانواده و رویکرد به احسان و تقوا سخن می گوید. مصدر موکد صلحاً و به دنبال ،آن جمله مستقل الصُّلْحُ خَيْرُ نشان اهمیت سازش است. مراد از صلح در اینجا صلح قبل از نزاع است نه صلح بعد از وقوع حادثه و نزاع زیرا صرف خوف نشوز و هراس از اعراض، مصحح برقراری پیمان صلح اعلام شد (4) ﴿ وَ إِن امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوراً أَوْ إغراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً }

در شأن نزول این آیه چنین آمده است که شخصی به نام «رافع»، دو داشت که یکی سالمند و دیگری جوان بود. او بر اثر اختلافاتی همسر مُسن خود را طلاق داد و هنوز مدت عده ی طلاق تمام نشده بود

ص: 54


1- ر.ک در المنثور ، ج 6، ص 244
2- ر.ک. عوالی اللالی ، احسائی، ج 1، ص 255
3- نساء : 4 128
4- ر.ک. تفسیر تسنیم، ج 21 ، ص 49 -50.

که به او گفت: اگر مایل باشی با تو آشتی میکنم، ولی اگر همسر دیگر را بر تو مقدم ،داشتم باید صبر کنی زن سالمند پیشنهاد او را پذیرفت و با هم آشتی کردند. (1)

آیه فوق بدین مناسبت فرود آمد و با اشاره به سرکشی و نشوز ،مردان حکم این کار را بیان کرد.

نکته ها:

1. حرمت خانواده و حفظ نظام آن بر حق شخصی مقدم است؛ پس گذشتن از حق شخصی برای رسیدن به مصلحت بالاتر و حفظ خانواده مانعی ندارد؛ بنابراین اگر شوهری سرکشی و نشوز کرد زن میتواند از برخی حقوق خود بگذرد و از فروپاشی خانواده جلوگیری کند.

.2 اصلاح میان زن و شوهر نخست باید از سوی خود آنها صورت گیرد تا نیاز به دخالت بیگانگان نباشد؛ یعنی زنان باید آینده نگر باشند و اگر نسبت به رفتار شوهر احساس خطر کردند علاج واقعه را قبل از وقوع بنمایند و با طرحی صلح جویانه، جلوی جدایی را بگیرند؛ البته در صورت نیاز میتوانند دیگران را نیز داور قرار دهند و دعوای خانوادگی خود را حل کنند و اگر این راهکار نیز سودمند واقع نشد، میتوانند به دادگاه مراجعه کنند.

3. آیه فوق در حالی که به صلح و آشتی خانوادگی اشاره میکند، یک قانون کلی و عمومی را نیز بیان میکند و آن این که در همه جا ،اصل صلح و صفا و دوستی و سازش است و نزاع و کشمکش و جدایی بر خلاف طبع سلیم انسان است و جز در موارد ضروری نباید به آن متوسل شد. این دیدگاه قرآنی بر خلاف دیدگاه برخی مادی گرایان است که اصل نخستین را در زندگی ،بشر تنازع بقا و کشمکش می دانند آن را مقدمه ی تکامل می شمارند. این تفکر سرچشمه ی برخی از جنگهای خونین در قرن اخیر شده است ،آری انسان دارای عقل است و تکامل او در سایه ی تعاون و همکاری خردمندانه و صلح صورت می گیرد (2)

یکدل از گردیم در سود و زیان *** این شکایتها نیاید در میان (3)

ص: 55


1- ر.ک. اسباب النزول، واحدى، ص 187
2- ر.ک تفسیر ،نمونه ج 4 ص 151.
3- دیوان پروین اعتصامی ، ص 243 .

این امر و نهی الهی به اعضای خانواده و دوگانگی در رفتار نشان اهمیت موضوع است دستور قرآن برای استحکام خانواده امر به نیکی ها و نهی از زشتیهاست. همه این احکام و دستورهای اکید در قرآن کریم برای آن است که خوبیها و بدیهای جامعه از خانواده بر می خیزد اگر این موضوع چندان مهم نمی،بود خداوند برای خانواده این همه جایگاه ویژه برنمی شمرد با توجه به آیات الهی اگر گفته شود که هدایت و ضلالت افراد مرهون هدایتها و گمراهیهای خانوادگی است سخنی به گزاف گفته نشده است از این رو در اسلام کارکرد خانواده فقط در فراهم ساختن نیازهای اقتصادی خلاصه نمیشود، بلکه وظیفه اساسی ،آن مراقبت از فرزندان نظام بخشی به رفتار غریزی نوجوانان و جوانان تأمین نیازهای فرهنگی و اجتماعی آنان است. (1)

3. دلیل روایی

در دین اسلام نیز علاوه بر تشکیل ،خانواده تلاش برای ایفای صحيح وظایف والدین و فرزندان و استحکام بنیان های خانواده مورد توجه و تأکید قرار گرفته است تا جایی که پیامبر اسلام عليه واله می فرماید: « مَا بُنِيَ بِنَاءُ فِي الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنَ التَّزویج»؛ (2) در اسلام هیچ بنایی نزد خدا محبوب تر از بنیان ازدواج نیست. بنابراین همواره سیادت و برتری و پیشرفت و موفقیت از آن ملت هایی خواهد بود که در آنها خانواده پایه محکم تری داشته انحطاط هر قوم از زمانی آغاز میشود که در مبانی خانوادگی آنها سستی و پستی رسوخ .نماید به گفته زوسران استاد فرانسوی به طور معمول نخستین نشانه های آفت و آسیب، پیش از آنکه در ساختمان نیرومند و وسیع تر دولت پدیدار شود در خانواده بروز میکند.

ص: 56


1- ر.ک. جامعه در قرآن ، ص 50.
2- من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 383، ح 4343 .

فصل دوم : عوامل استحکام خانواده

اشاره

ص: 57

نوشتار یکم : عوامل استحکام پیش از ازدواج

درآمد

اشاره

با توجه به این که استحکام خانواده و داشتن روابطی سالم نقش بسیار موثر و سرنوشت سازی بر فرد و جامعه ،دارد شناخت عواملی که به این امر کمک مینماید برای هر زوجی لازم و ضروری است. بزرگترین راهنمایانی که در شناخت این گونه عوامل موثر هستند، آیات نورانی قرآن و روایات معصومین است که گوش جان سپردن به آنها در این راه کمک ارزنده ای مینماید.

در این فصل، به عمده ترین عواملی که در سلامت و استحکام خانواده موثر است با استناد به آیات و روایات پرداخته خواهد شد.

1. نظری و معرفتی

بسیاری از مفاهیم کارساز در استحکام خانواده مثل آرامش معنویت، ایثار به انگیزه ها و زیربناها و زمینه هایی نیاز دارد که نه علم و نه هنر و نه فلسفه هیچ کدام نمیتواند این انگیزه ها و زیربناها و زمینه ها را بسازد . نقش معرفت همین سازندگی و زمینه دادن و زمینه دادن و همان رهبری و پیش بردن و همان قانون گذاری و روش دادن است.نقش معرفت و شناخت این است که در درون انسان عشقی بزرگتر از عشق به خود

ص: 58

و به خانواده میسازد و با این انگیزه ،درونی نه با شعارها، انسان را به ایثار میرساند. (1)

انسان بی اعتقاد همانند پرکاه سبکی است که دست خوش امواج هوا می شود و هیچ گونه استقراری ندارد و بنا به فرمایش حضرت على (علیه السلام) : يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ ريح (2) ؛ باهر بادی به سویی میل می کنند. در نتیجه استحکام مبانی اعتقادی نسبت به ،خانواده عاملی برای استحکام خانواده شمرده میشود در اینجادر بعد نظری و معرفتی به مهمترین عوامل استحکام خانواده پرداخته می شود

أ. آگاهی و توجه به تفاوتهای زن و مرد

شکی نیست که زن و مرد در تمامی امور انسانی و در مسیر انسانی جایگاهی یکسان دارند ولی به دلیل تفاوت هایی که در ظرفیتهای وجودی دارند؛ در خانواده از رسالتی یکسان برخوردار نیستند همان گونه که در جامعه رسالتی مشابه هم ندارند قبل از پرداختن به جایگاه واقعی زن و مرد در کانون خانواده اشاره به مسائلی میکنیم که در تعیین موقعیت ها و جایگاهی ایشان موثر است.

عدم امتیاز مردان و زنان در امور معنوی

راه تقرب به خداوند فقط تقواست ... إِنَّ أَكْرَمَكُم عِندَ الله اتقكُم.... (3) و در رسیدن به مراحل تقوا و تحصیل کمالات اعتقادی و اخلاقی و عمل صالح و انجام دادن کارهای ،شایسته مردان هیچ امتیازی امتیازی بر زنان ندارند؛

ص: 59


1- ر.ک اندیشه من علی صفایی حائری ، ص 58
2- خصال ، صدوق، ج 1، ص18.
3- حجرات: 13/49 .

رفَعَ اللهُ الَّذِينَ ءامَنوا مِنكُم والَّذِينَ أوتُوا العِلمَ دَرَجات... (1) که خدا کسانی را از شما را که ایمان آورده اند به پایه ای و کسانی را که دانش داده شده اند به پایه ها بالا برد برای مؤمن ،غیر عالم یک درجه و برای مؤمن ،عالم درجاتی است و در این مسئله برای زن یا مرد مؤمن امتیازی نیست زیرا عنصر محوری این گونه از مطالب همان ایمان و علم است صاحبان آن گاهی مردند و زمانی زن و هرگز نباید به لفظ مذکر بسنده کرد

همچنین آیه وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِن ذَكَر أَوْ أُنثى وَ هُوَ مُؤمن...) (2) . و هر کس از مرد و زن در حالی که مؤمن باشد کارهای نیک و شایسته کند ایشان به بهشت در آیند.

درخور تأمل است که کلمه «أو» برای بیان تساوی نیست پس رسیدن به درجات تباه نشدن عمل ورود به بهشت و کسب حیات پاکیزه برزخی و قیامتی برای ،زنان براثر تساوی آنان با مردها ،نیست بلکه از آن جهت است که این امور به روح انسان وابسته اند و در این جهت، زن با مرد تفاوتی ندارد و روح نیز مذکر و مؤنث نیست. (3)

با وجود وحدت در ذات و تساوی در ،ارزش میان زن و مرد تفاوت هایی وجود دارد که این تفاوتها در پاره ای از احکام تکالیف و حقوق تمایزاتی را میان این دو پدید می آورد این تفاوتها را میتوان به دو دسته تفاوتهای زیستی یا جسمی و تفاوت های روحی و روانی تقسیم کرد.

تفاوت های زیستی یا جسمی

تفاوتهای زیست شناختی از کروموزوم های نطفه تا شکل و

ص: 60


1- مجادله : 11/58
2- نساء : 124/4
3- ر.ک. تفسیر تسنیم، ج 11، ص 266-271.

حرکات پیکری وجود دارد که دو گونه است گونه نخست تفاوتهایی اساسی است که تعیین کننده جنسیت ،است به گونه ای که بدون آن دو جنس متفاوت (مذکر و مؤنث) پدید نخواهد آمد مانند تفاوت در اجزاء جنسی گونه دوم تفاوتهای ثانوی نام دارد که میان اندامهای بیرونی و درونی زن و مرد وجود دارد از این رو زن و مرد از لحاظ جسمی از یکدیگر متمایز می گردند و به واسطه تفاوت های اولیه و ثانویه از جسمی متفاوت برخوردار میگردند برای) نمونه مردان نسبت به زنان غالباً درشت اندام تر، بلندقدتر، دارای صدای خشن تر و کلفت تر، و زنان کوچک اندام تر، ومعمولاً کوتاه قدتر دارای صدایی لطیف تر میباشد کشش خاصی هستند. در جریان قصه حضرت آدم (علیه السلام) زمانی که حوا را مشاهده کرد و صدای نازک او را شنید فرمود مَا أَحْسَنَ خِلْقَتَک (1) مرد از جهت رشد پیکری کندتر و زن تندتر پیش میرود. بلوغ مرد نسبت به زن کندتر صورت میگیرد مقاومت پیکری مرد در برابر بیماریها نسبت به زن کمتر ولی رشد عضلانی مرد و نیرومندی پیکری وی بیشتر از زن خواهد بود مغز متوسط یک مرد از مغز متوسط یک زن بزرگتر ولی ضربان قلبش کندتر از زن است ...) (2)

تفاوتهای روحی و روانی از آنجا که بین روح و جسم تناسب و ارتباط متقابل برقرار است؛ تفاوتهای جسمانی بدون تفاوتهای روحی و روانی نیست و روانشناسان جدید نیز به ارتباط روح و جسم و تفاوتهای روانی زن و مرد قائل می باشند از این رو میتوان تفاوتهایی را از نظر روحی و روانی میان زن و مرد مشاهده کرد برای نمونه میل مرد به ورزش و شکار کارهای

ص: 61


1- بحار الأنوار ، ج 15 ، ص 33
2- رک روانشناسی تفاوتهای فردی حمزه گنجی ، ص 193 - 207؛ نظام حقوق زن در اسلام مطهری ص 15

پرتحرک بیش از زن ،است احساسات مرد مبارزانه و جنگی و احساسات زن صلح جویانه و بزمی است مرد متجاوزتر و غوغاگرتر و زن آرامتر و ساکت،تر، زن گرایش و میلش به خودکشی و دیگر کشی کمتر و مرد بیشتر .است احساسات زن جوشان تر بوده و نسبت به مرد الهیجان تر است.

مرد سرد مزاج تر و زن گرم مزاج تر است؛ تمایل زن به زیورآلات و مد و آرایش بیشتر و تمایل مرد به مسائل سیاسی و اجتماعی بیشتر است؛ زن مذهبی تر و تشریفاتی تر از مرد و نوع احساساتش نیز مادرانه است و از این رو در علوم استدلالی و مسائل خشک عقلانی مرد قوی تر است اما در ادبیات و نقاشی و مسائل ذوقی زن قدرت بیشتری دارد معمولاً مرد بنده شهوت خویشتن و "زن بنده محبت مرد (1) است، از این رو در روابط میان این دو دو گونگی احساسات آنها را میتوان به خوبی دریافت و با توجه به تفاوتهای روانی و روحی حاکم بر زن و مرد نوع احساسات آنها نیز متمایز از دیگری است، از این رو زن شیفته شجاعت ،لیاقت دلیری و قدرت مرد است و مرد اسیر ،زیبایی دلبری حالت انقیاد و فرمان برداری زن است به همین دلیل حرکات مرد فعال و ابتدائی و حرکات زن انفعالی و تحریکی است. (2)

حکمت و عدل الاهی راز تفاوت ها

صرف نظر از این که تفاوت های زن و مرد موجب تفاوت هایی در حقوق و وظایف و مسوولیت های خانوادگی زن و مرد میگردد اساسا این مسئله یکی از عجیب ترین شاهکارهای خلقت است و درس یکتا

ص: 62


1- چنانچه رسول اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) میفرماید: قَولُ الرَّجُلِ لِلْمَرأَةِ إِنِّى أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أبَداً؛ كافى، ج 5، ص 569.
2- روانشناسی رشد بانگرش بر منابع اسلامی، ناصر بی ریاوهمکاران، ج 2، ص 1034.

شناسی و تربیت و نشانه ای از نظام حکیمانه و مدبرانه جهان است. دستگاه عظیم خلقت برای این که به هدف خود برسد و نوع را حفظ کند جهاز عظیم تولید نسل را به وجود آورده و طرح وحدت و همبستگی دو جنس نر و ماده را برای بقا و دوام نسل پدید آورده است به ویژه در نوع ،انسان کاری کرده است که خودخواهی و منفعت طلبی که لازمه هر موجود زنده ای است تبدیل به خدمت و تعاون و گذشت و ایثار گردد و آنها را طالب همزیستی با همدیگر ساخته و برای این که طرح کاملاً عملی شده و جسم و جان آنها را بهتر به هم پیوند زند تفاوتهای جسمی و روحی در میان آنها قرار داده است و همین تفاوتها است که آنها را بیشتر مجذوب یکدیگر ساخته و خواهان یکدیگر قرار میدهد.

اگر زن دارای جسم و جان و خلق و خوی مردانه ،بود محال بود بود که بتواند مرد را به خدمت خود وادارد و شیفته وصال خود سازد و اگر مرد دارای همان صفات جسمی و روانی زن میبود هرگز زن او را قهرمان زندگی خود محسوب نمی کرد؛ از این رو قانون خلقت به گونه ای حکیمانه زن و مرد را طالب همدیگر قرار داده است و پیوندی میان این دو برقرار ساخته است که بالاتر از رابطه حیوانات با همدیگر ،است پیوندی که خاستگاه فداکاری ها و گذشتها و نمایش دهنده انسانیت انسانهاست این پیوندی که در میان انسانهاست بالاتر از شهوت و هوس و غریزه ،است چرا که پایه وحدت زوجین در میان انسانها «مودت و رحمت» (1) است.

بی گمان جفت گرایی در میان حیوانات هم هست اما فرقی که قرآن

ص: 63


1- وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فى ذلِكَ لَآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ؛ روم:30 / 21

کریم میان پیوند میان دو انسان و دو حیوان میگذارد این است که در مورد حیوانات صحبت از این که جفتها سکون و آرامش یکدیگر را فراهم می آورند و میان آنها مودت و رحمت برقرار است وجود ندارد، ولی در مورد انسانها این مطلب با صراحت بیان شده است. (1)

از این رو پیوند دو موجود متفاوت و علاقه مندی این دو به یکدیگر، نشانه ای از حکمت و عدل الاهی است و بر مبنای تناسب میان آنهاست نه این که خلقت یکی کامل و دیگری ناقص .باشد قانون خلقت با این گونه تفاوتها تناسب بیشتری را میان زن و مرد پدید آورده است و به اقتضای همین تفاوتهاست که خدای سبحان نیازهای ،فطری ،غریزی اجتماعی و معنوی آنان را پاسخ گفته است. اگر سنگ خشن و با صلابت است و گل، لطیف و شاداب اگر ،شب تیره و بی فروغ است و روز روشن و نورانی هیچ یک تبعیض یا ظلم نبوده و نخواهد بود چرا که جهان، با اضداد زیباست، و این مسئله حاکی از عدل خالق هستی است.

زن با روح لطیف و احساسات پاک و بی شائبه خویش یک جلوه خدای سبحان است و مرد با صلابت خود نمودی دیگر از آفرینش اوست. زن و مرد همچون دو ستاره اند در دو مدار خلقت که هر کدام باید در مدار خود و فلک خود حرکت نمایند الولاَ الشَّمْسُ يَنْبَغِى لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّيْلُ سابقُ النَّهارِ وَكُلٌّ فِي فَلَك يَسْبَحُونَ (2) نه خورشید را سزد که ماه را دریابد و نه شب بر روز پیشی گیرنده است و همه در چرخ خود در مدار خود شناورند

شرط اصلی سعادت هر یک از زن و مرد در کانون خانواده و جامعه بشری این است که دو جنس هر یک در مدار خویش به حرکت خود ادامه دهند آزادی و برابری آن گاه ثمربخش است که هیچ یک از مدار

ص: 64


1- ر.ک. خانواده در قرآن، دکتر احمد بهشتی ص 11
2- يس : 40/36

و مسیر طبیعی و فطری خویش خارج نگردد و جایگاه حقیقی خویش را رها نسازد. (1)

آثار این تفاوتها

توجه به تفاوتها و پذیرش ،آن نقش فراوانی در استحکام خانواده دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم

عشق و محبت

تفاوت های ،مکمل کشش خاصی میان همسران است و این کشش احساس مرموزی به نام عشق را به وجود میآورد که خانواده را به زیباترین جلوه هستی تبدیل می کند از این رو خدای حکیم زن را مایه آرامش مرد و مرد را مایه آرامش زن قرار داد و فرمود: لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ... (2).

داوری عادلانه

گاهی علت اختلال در روابط و پیدایش قضاوتهای ناعادلانه زنان نسبت به ،مردان از تحمیل عقیده فمینیستی سرچشمه می گیرد شعار برابری زن و مرد و نپذیرفتن تفاوتها باعث میشود که قضاوت منفی صورت گیرد انتظارات برخاسته از عدم توجه تفاوت میان زن و مرد باعث میشود از مردها با تعبیرهای همچون دشمن و متجاوز یاد شود غافل از این که با این تصویر گاهی از زنان نیز همچون عقب مانده و بی عرضه یاد میشود که هر دو رویکرد نتیجه بی توجهی به تفاوت هاست زن و شوهر در زندگی مشترک باید قضاوتهای منفی را بسوزانند. حتی در جایی که از ارزشها دفاع میکنند، نباید زمینه قضاوت منفی را فراهم سازند برای ،نمونه غیرت در مردان، امری

ص: 65


1- ر.ک مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج 19، ص 37
2- روم: 21/30

پسندیده است که میتواند امنیت را برای زندگی به ارمغان آورد. همین امر چنانچه در جایگاه خودش ظهور پیدا نکند باعث قضاوت منفی همسر می شود

حضرت علی (علیه السلام) در نامه ای به فرزندش امام مجتبی (علیه السلام) می فرماید: إِيَّاكَ وَ التَّغَابُرَ فِى غَيْرِ مَوْضِعِ الْغَيْرَة فَإِنَّ ذَلِكَ يَدْعُو الصَّحِيحَةَ مِنْهُنَّ إِلَى السَّقَمِ وَلَكِنْ أَحْكِمْ أَمْرَهُنَّ فَإِنَّ رَأَيْتَ عَيْباً فَعَجَلَ النَّكِيرَ عَلَى الصَّغِيرِ وَ الْكَبِيرِ فَإِنْ تَعَيَّنْتَ مِنْهُنَّ الرَّيْبَ (1) از نشان دادن غیرت بی جا بپرهیز؛ چون که سالم را بیمار و پاکدامن را به بدگمانی می کشاند ،این کار زن شایسته را از شایستگی دور میسازد؛ اگر از آنها بدگمان شدی سخت در برابرشان ایستادگی کن و سخت بگیر و بر آنها کم خشم کن مگر عیبی و گناهی باشد.

شادی و نشاط

حضرت علی (علیه السلام) نشاط و شادمانی در زندگی خود با فاطمه علیها السلام را در سایه پذیرش تفاوتها چنین بیان کند : کنا كزوج حمامة في أيكة متمتعين بصحة و شباب (2) ما همانند دو کبوتر در یک آشیانه بودیم که از نشاط، سلامت و جوانی برخوردار بودیم

تعادل

اصل تعادل یکی از عوامل کارساز بر تنظیم زندگی مشترک است. خروج از تعادل یعنی افراط و تفریط هر دو انحراف و خروج از راه درست است. بسیاری از اختلالات روانی در جامعه بشری به رعایت نکردن تعادل در زندگی مربوط می شود مردان برای تعادل باید در کنار زنان قرار گیرند و خود را متعادل سازند.

همچنین زنان نیز برای ایجاد تعادل در وجود خود به مردان نیازمندند ترکیب نیروی زنانه و مردانه باعث به وجود آمدن کمال

ص: 66


1- کافی ،ج 5 ص 537
2- ديوان إمام على (علیه السلام) ، ص 86

می شود مرد در حالت مردانه میتواند ،مغرور خودمحور و خودخواه به نظر آید و به نیازمندیهای دیگران توجه نداشته باشد؛ اما زن در حالت زنانه بیش از حد به فکر دیگران به نظر می آید و خود را فراموش میکند و به دیگران میاندیشد تنها راه گریز از انحراف افراط و تفریط رسیدن به تعادل .است جذب کیفیت روانی مردانه به سوی کیفیتهای ،زنانه بستری برای ایجاد تعادل است

مردان با خصلت مردانه خود زمینه تکمیل بخش توسعه نیافته زنان و زنان با خصلت زنانه خود باعث تکمیل بخش توسعه نیافته مردان می شوند سردی مرد با گرمی ،زن تهاجمی بودن با هم سازی قاطعیت با انتقاد پذیری و قدرت با عشق او متوازن میشود برای ،نمونه مردان درون گرا هستند و به سکوت گرایش بیشتری دارند حضور یک زن در زندگی مشترک که دارای دید گسترده ای است و به سخن گفتن گرایش ،دارد مرد را از حالت سکوت خارج میکندو به سکوت او تعادل می بخشد. همچنین زنان بر اثر دید گسترده ای که دارند نمیتوانند تمرکز کنند با حضور یک مرد در زندگی مشترک که متمرکز میبیند تعدیل میشوند

بنابراین برای پرهیز از فساد و جهل و روی آوردن به استحکام خانواده باید به تفاوت های زن و مرد به دقت بیاندیشیم و آن را بپذیریم. (1)

ب شناخت جایگاه خانواده و اعضای آن

شناخت مسایل مربوط به خانواده اعم از زن و مرد و فرزندان و قضاوت در باره احکام و حقوق آنان، بدون شناخت و توجه به موقعیت

ص: 67


1- ر .ک همسران سازگار ، ص 341

و جایگاه نهاد خانواده سخنی ناصواب خواهد بود و همچنین سخن گفتن از حقوق فردی و اجتماعی مرد و زن و بررسی حقوق زن و شوهر بدون عنایت به نقش و موقعیت خانواده در متون و منابع دینی امری ناشدنی است.

نگاه قرآن به خانواده نگاه به چند نفری نیست که قصد همزیستی زیر یک سقف را دارند ،قرآن خانواده را دارای نظامی جامع و در مسیر کمال میبیند و بالقوه آن را یک مجموعه ی متعالی برای تأمین اهدافی مقدس می شمارد که برای به فضیلت رساندن آن برنامه ریزی میکند و جایگاه حقوقی و وظایف افراد را با این ویژگی تعیین می نماید.

آیات ذیل به این ویژگی خانواده مؤمن اشاره دارد :

.1 وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّتِنَا قُرَّةَ أَعْينُ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً (1)

و آنان که گویند پروردگارا از همسرانمان و فرزندانمان ما را روشنی چشم ها ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن

خدای سبحان در سوره فرقان دوازده ویژگی برای عبادالرحمن نام می برد در یازدهمین ،ویژگی به توجه خاص مؤمنین به خانواده و فرزندان اشاره می نماید (2) بر طبق آیه ،مبارکه آنها تنها به ابراز احساسات اکتفا نمیکنند بلکه برای خانواده خویش دعا می ،کنند تا در زندگی بهترین راه و روش را بر اساس دین داشته باشند. (3) بدیهی است که منظور این نیست که تنها در گوشه ای بنشینند و دعا کنند؛ بلکه دعا دلیل شوق و عشق درونیشان به این امر است و رمز تلاش و کوشش

ص: 68


1- فرقان: 74/25
2- ر.ک تفسیر نمونه، ج 15 ، ص 167 .
3- ر.ک. تفسير من وحى القرآن فضل الله، ج 17، ص81؛ التحرير والتنوير ابن عاشور، ج19، ص 10.

راغب می نویسد : وقتی میگویند فلان قرت عينه معنایش این است که فلانی دلشاد و مسرور ،شد و به کسی که مایه مسرت آدمی است نور چشم و قره عین گفته میشود. (1)

بی گمان چنین افرادی آنچه در توان دارند، در تربیت فرزندان و همسران و آشنایی آنها به اصول و فروع اسلام و راه های حق و ،عدالت فروگذار نمی کنند ... (2) ؛ در پایان آیه می فرماید: «وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إماما» ، دعایی بسیار متعالی برای جمع خانواده می کند و نمی فرماید : واجعلنى للمتقين اماماً و امامت و رهبری امت را برای خود و اهل بیت خود می خواهد بندگان خاص خدا در مورد رهبری جامعه ی اسلامی طرحهای بلندی دارند و از خدا میخواهند که آنان را پیشوای پارسایان قرار دهد. (3)

بدیهی است که مقدمه این درخواست آن است که اسباب و لوازم پیشوایی را در خود فراهم و خود را الگوی جامعه سازند تا بتوانند هم خود هدایت شوند و هم دیگران را راهنمایی کنند.

.2 وَ وَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتى أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لى فى ذُرِّيَّتي إني تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِلَى مِنَ الْمُسْلِمِينَ ) (4)

وَإِلَيَّ و آدمی را به نیکوکاری با پدر و مادر خویش سفارش کردیم به ویژه مادر زیرا که مادرش او را به دشواری بار برداشت و به دشواری بنهاد و بار برداشتن و از شیر گرفتن او سی ماه شد تا آنگاه که به نیروی جوانی خود رسید و به چهل سالگی

ص: 69


1- مفردات فى الفاظ القرآن، ص 66.
2- ر.ک. الميزان ج 15، ص 339؛ تفسیر ،نمونه ج 15 ، ص 16
3- البحر المديد في تفسير القرآن المجيد ابن عجيبه، ج 4 ص 12.
4- احقاف : 15/46

رسید گفت :پروردگارا بر دلم افکن مرا الهام کن و توفیق ده تا نعمت تو را که من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتی سپاس گزارم و تا کاری نیک و شایسته کنم بپسندی و برای من در فرزندانم شایستگی پدید ،آر همانا من سوی تو بازگشتم و همانا من از مسلمانانم از گردن نهادگان و فرمان بردارانم.

آیه ی ،فوق رابطه ی سه نسل با یکدیگر را بیان میکند خدای سبحان انسان را به احسان والدین سفارش میکند و برای توجه دادن به ،فرزند رنج مادر در سالهای ،حمل زایمان و شیر دادن سی (ماه را یادآور میشود تا این که نسل دوم به سن 40 سالگی یعنی به سن كمال میرسد و از خدای سبحان توفیق شکر نعمتهای الاهی نسبت به خود و والدینش را میخواهد و برای فرزندانش - نسل سوم - دعا میکند که صالح باشند و مورد رضای خالق قرار گیرند. (1)

تربیت جامع ،قرآنی در این آیه مشهود است. طبق آیه ی مبارکه مسلمان باید ،خود ریشه خود و نسل بعد از خود را به خدای سبحان وصل کند و از او برای اصلاح همگان کمک بطلبد. این جامعه ی مطلوب قرآنی است که در آن پیوستگی نسلها با محوریت عبودیت و خداجویی حفظ میشود و هرکس با رشته ی محبت و وفا به دو نسل قبل و بعد خود وابسته میشود

حضرت امام سجاد (علیه السلام) در دعایی که به یکی از دوستان خود تعلیم داد فرمود: «رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً يَرِثُنِي فِي حَيَاتِي وَ يَسْتَغْفِرُ لِي بَعْدَ مَوْتِي وَاجْعَلْهُ لِى خَلْقاً سَويّاً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَان فِيهِ نَصِيباً اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْتَغْفِرُكَ وَ َأتُوبُ إِلَيْكَ إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ) (2) پروردگارا، مرا تنها مگذار و تو بهترین وارثانی برای من از جانب خود فرزندی قرار ده که در زندگی وارث من باشد و بعد از مرگم برایم طلب آمرزش کند و او را از

ص: 70


1- ر.ک تفسیر نمونه، ج 21 ، ص: 325؛ البحر المديد في تفسير القرآن المجيد، ج 5، ص 33.
2- من لا يحضره الفقیه، ج 3، ص 474

نظر خلقت، سالم و هماهنگ گردان و برای شیطان در او بهره ای قرار مده. خدایا! از تو طلب آمرزش میکنم و به درگاهت توبه مینمایم که تو آمرزنده و رحیمی

در این دعا ،نیز مؤمن برای خود و وارثانش از خدای سبحان ،مغفرت خلقت ،نیکو پرهیز از شیطان و زیبایی ظاهر و باطن طلب می کند ضروری است که اهل خانه به این پیوستگی عاطفی و الاهی توجه داشته باشند و خود را در خدمت اعضا بدانند نه طلبکار از آنان چنان که اشاره شد خدمت به دیگران دعا در حق آنان و رعایت اخلاقیات را وظیفه ی خود و حق آنان دانسته نه لطف و مرحمت نسبت به آنها حاکمیت این فرهنگ ،قرآنی به طور مسلم در استحکام و تحسین روابط خانواده مؤثر خواهد بود.

پس در نتیجه آیات قرآن اهمیت زیادی به پیوند خانوادگی، احترام و اکرام پدر و مادر و نیز توجه به تربیت ،فرزندان داده شده است که در آیات فوق به همه اشاره شده است این به خاطر آن است که جامعه بزرگ انسانی از واحدهای کوچکتری به نام خانواده» تشکیل میشود، بدیهی است هر قدر این واحدهای کوچک از انسجام و استحکام بیشتری برخوردار باشد استحکام پایه جامعه بیشتر خواهد بود.

در نتیجه درک موقعیت و جایگاه خانواده از سوی اعضا، نخستین گام در استحکام خانواده است هر یک از افراد باید به هدف اصلی خانواده که آرامش اهل آن است توجه داشته باشد و درباره تأمین آن تلاش کند و خواسته ها و توقعات خود را به سمت آن هدف سوق دهد. در ادامه برای روشن شدن جایگاه اعضای خانواده به شناخت زوجین نسبت به جایگاه خویش و روحیات همسر می پردازیم.

در عالم ،خلقت قوانین حاکم نحوه بهره وری، شیوه کار و حدود فعالیتهای یک موجود وابسته به مرتبه وجودی و ویژگیهای خاص اوست که تعیین کننده جایگاه او در هستی است.

خروج از این قاعده کلی افراط یا تفریط و پدید آمدن هرج هرج و مرج و بی

ص: 71

نظمی است؛ زیرا جایگاه هر موجودی تابع اصل عدل و حکمت الاهی است و در آفرینش مخلوقات هیچ گونه بیرون رفتن از حد اعتدال نبوده و نخواهد بود.

الَّذِى أَحْسَنَ كلَّ شيء خَلَقَهُ (1) آن که هر چه آفرید به نیکوترین شیوه ساخت.

در خانواده نیز اعضای آن از جایگاه ویژه برخوردارند که معلول مرتبه وجودی ،ایشان نوع توانمندیها و ظرفیتهای جسمی، روحی و روانی آنهاست و جایگاه هر یک ممتاز از دیگری است از این رو در نظر گرفتن جایگاهی واحد برای این دو و اندیشه تساوی میان زن و مرد در تمامی امور امری نامعقول و خارج از حد اعتدال است زن در خانواده و همچنین بیرون از خانواده از موقعیتهای متفاوتی برخوردار است که از دیدگاه متون دینی موقعیت های او درون خانواده از اولویت و ترجیح برخوردار است ؛ نباید در آن موقعیت ها خود را همسان مرد تلقی نماید و بیشترین اوقات خود را در چنین موقعیت هایی سپری نماید و درست همچون یک مرد بیشترین لحظات خود را خارج از خانه بگذراند.

جایگاه زن در نظام خانواده

وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجنا وَ ذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنا للْمُتَّقين إماماً (2)

پروردگارا، از همسرانمان و فرزندانمان ما را روشنی چشمها ببخش و ما را پیشوای پارسایان کن

آرزوی افراد مؤمن و بندگان خدای سبحان پس از ازدواج و تشکیل خانواده این است که همسران و فرزندانی پاک و صالح داشته باشند کسانی که سبب روشنی چشم ایشان و خاندانشان و الگویی برای

ص: 72


1- سجده 7/32
2- فرقان 74/25

دوستداران ایمان و تقوا باشند

زن و نقش همسری

به راستی کدام زنان نور چشم مردان هستند؟ از وجود کدام زنان ذریه و نسلی برجای میماند که نور چشم خانواده های مؤمن و پاک سیرت باشند؟ گمان زنانی سبب چشم روشنی همسران خویش هستند که جایگاه خویش را در کانون گرم خانواده ارج نهاده و به وظیفه خویش در قبال پروردگار متعال و شریک زندگی خود عمل کرده و در رساندن وجود خود به مراتب عالی انسانی و حرمت نهادن به مقام خانواده تلاش کرده و از محدوده عقل و دین خارج نگردند.

در آیه مذکور از قول مردان با ،ایمان دعایی ذکر شده جهت داشتن همسرانی ،نیکو که مایه روشنی دیدگان ایشان باشند کسانی که با پرستش شایسته و بایسته خدای ،سبحان و انجام کارهای شایسته در این سرای دنیا همسران خویش را دل خوش و شادمان کرده و در سرای آخرت نیز به بهشت پرطراوت و زیبا در آیند. (1)

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی ارزشمند میفرماید: مَا اسْتَفَادَ امْرؤ مُسْلِمُ بَعْدَ الْإِسْلَامِ أَفْضَلَ مِنْ زَوْجَة مُسْلِمَة تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا وَ تُطِيعُهُ إِذَا أَمَرَهَا وَ تَحْفَظُهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا فِي نفسها وَ مَالِهِ (2) هیچ مرد مسلمانی بعد از اسلام فایده ای نبرده است که برتر از زن مسلمانی باشد که چون به او بنگرد شاد شود، چون او را دستوری دهد فرمان برد و چون در کنار او نباشد خودش و مال شوهرش را حفظ کند.

زن انگاه که به همسری مردی در میا و خانواده ای تشکیل می دهد از جایگاه ویژه برخوردار میگردد و مسوولیتهای جدید را

ص: 73


1- ر.ک. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج7، ص 284.
2- كافى، ج 5، ص327؛ من لا يحضره الفقيه ،ج ، ص 389؛ تهذيب الأحكام ، ج 7، ص 240؛ وسائل الشيعه، ج 20 ، ص 40 ؛ عوالى اللآلى، ج 2، ص 125

می پذیرد مسئولیتهای جدید زن پس از انتخاب همسر وظیفه ای اجتماعی و دارای دو بعد اصلی .است که رعایت این دو بعد از جانب ،زن بزرگترین اثر معنوی را در اجتماع بشری میگذارد از آنجایی که هر مسوولیت و وظیفه ای که زن در کانون خانواده بر عهده می گیرد، نوعی تکلیف الاهی است و تکالیف الاهی نیز بر پایه مصالح و مفاسد فردی و اجتماعی، دنیوی و اخروی ... پایه ریزی شده است و تابع اصل عدل و حکمت الاهی است از این رو انجام آنها از سوی زن الزامی است.

دو کار ویژه زن که دارای دو بعد اصلی است عبارت است از: وظیفه او در قبال همسر و وظیفه او در قبال فرزندان

پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: لَا تَوَّدَى الْمَرْأَةُ حَقَّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى تُؤَدِّى حَقَّ زوجها (1) زن حق خدای سبحان را ادا نمینماید مگر زمانی که حق همسرش را ادا نماید. امر به همسر داری زن به علت مصالحی بوده است که اثر مثبت آن در بقای خانواده و کارهای اجتماعی مرد ظاهر میشود. مردی که برای رفع نیازمندیهای خانواده قیام کرده و با فعالیتهای اجتماعی در ،کارخانجات ،اداره ها محیط های کشاورزی محیط های مذهبی و فرهنگی و.... درصدد است برخی از نیازمندیهای اجتماع را پاسخ ،گوید علاوه بر داشتن نیروی پیکری و اندیشه ای بلند، نیازمند آرامش روحی و تشویق و محبت لازم است محلی که نیازمندیهای مرد را برطرف می سازد کانون گرم خانواده و قرار گرفتن در کنار همسری ،مهربان، صمیمی و صالح است که موجب آرامش او باشد.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: قَالَ رَسُولُ رَسُولُ اللَّهِ عَيهُ مِنْ سَعَادَة الْمَرْءِ الزَّوْجَةُ الصَّالِحَة (2) از خوشبختی مرد داشتن همسری صالحه است.

ص: 74


1- مستدرک الوسائل، ج 14 ، ص 257 ؛ مكارم الأخلاق ،طبرسی، ص 215.
2- كافى، ج 5، ص 327 ؛ وسائل الشيعه ، ج 20، ص 41

نمونه بارز چنین همسری را میتوان در میان الگوهای تام، و نمونه های کامل انسانیت مشاهده کرد

همسرانی نظیر خدیجه کبری علیها السلام که وی نخستین زنی بود که به رسول گرامی اسلام ایمان آورد و در پیشرفت اهداف ایشان یاوری صدیق بود و با ایمان آوردنش روحیه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) را تقویت کرد. آنگاه که مشرکان مکه آن جناب را می آزردند و با سخنانی نابه هنجار نبوتشان را تکذیب کرده و یا مجروحشان می ساختند، ایشان به خانه آمدند با دلی مالامال از اندوه در کنار همسر مهربان و مؤمن و صالح خویش قرار میگرفتند و تنها او بود که مایه تسلی خاطر رسول گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم) بود و ناراحتی های درونی و بیرونی ایشان را برطرف میساخت و با قوت قلب دادن به ،ایشان غم وی را به شادی مبدل کرد. به دلیل همین انجام وظیفه و نیک همسر داری ایشان حضرت خدیجه علیها السلام به مقامی نایل گشت که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود : أمرت أن أبشر خديجة ببيت من قصب لا صخب فيه و لا نصب (1) مأمور شده ام خدیجه علیها السلام را به خانه ای از در و گوهر و لولو (در بهشت) بشارت دهم که فریاد و دشنام تعب و رنج در آن نیست.»

بی گمان پاکی خدیجه علیها السلام و وظیفه شناسی ایشان بود که قابلیت یافت فرزندی چون زهرای مطهره سیده نساء العالمین علیها السلام را در دامان خود بپرورد. زن قادر است با نیکو همسر ،داری عظیم ترین جایگاه انسانی را به خود

اختصاص دهد و به بالاترین مقامهای معنوی نائل گردد.

اگر اسلام نیکو همسر داری زن را بزرگترین وظیفه وی می داند، اگر درباره حضور فعال زن در کانون گرم خانواده بها میدهد و جهاد «المراه را

ص: 75


1- كشف الغمه فى معرفة الأئمه ، اربلی، ج 1، ص 507

حسن التبعل (1)) معرفی مینماید.

اگر کوچکترین خدمت زن را در خانه اجر نهاده و دادن لیوانی آب به دست همسر را از عبادت یک ساله او ارزشمندتر میداند (2) و اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: اتُمَا امْرَأَة خَدَمَتْ زوجها سَبْعَةَ أَيَّامٍ أَغْلَقَ اللَّهُ عليها سَبْعَةَ أبْوَاب النِّيرَاَن وَفَتَحَ لَهَا أَبْوَابَ الَّجِنَانِ الثَّمَانِيَةَ تَدْخُلُ مِنْ أَيْهَا شَاءَتْ (3) هرگاه زنی به همسرش هفت روز خدمت ،کند خدای سبحان هفت در جهنم را به رویش بسته و هشت در بهشت را میگشاید تا از هر دری که بخواهد وارد شود به جهت این است که با این کارها میزان استحکام بنیان خانواده بیشتر می شود.

زن و نقش مادری

یکی از جلوه های زن در ،خانواده نقش مادری اوست که مورد تمجید قرآن کریم قرار گرفته است مانند وَ وَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَين أن اشْكُرْ لي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَى الْمَصِيرُ (4) و آدمی را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم از آن رو که] مادرش وی را برداشت در شکم در حال ناتوانی بر ناتوانی حمل او برایش سستی و ناتوانی روزافزون بود و بازگرفتنش از شیر در دو سال است که مرا و پدر و مادرت را سپاس دار بازگشت [همه] به سوی من است

در این ،آیه پس از گرامیداشت مقام پدر و مادر جداگانه از رنج مادر یاد کند؛ ولی از پدر و وظایف او مانند تامین هزینه های زندگی خانواده سخنی نیست.

ص: 76


1- اشاره به حديث جهَادُ الْمَرأة حُسنُ التَّبَغُل جهاد زن نيکو شوهر داری اوست؛ کافی ، ج 5 ص 9؛ من لا يحضره الفقیه، ج 3، ص 439 ؛ تحف العقول، ص 60؛ بحار الأنوار ، ج 10، ص 98؛ وسائل الشيعه، ج 15، ص 23.
2- قَالَ (علیه السلام) مَا مِن امْرَأَة تَسْقِي زَوْجَهَا شَرْبَةَ مِنْ مَاءٍ إِنَّا كَانَ خَيْراً لَهَا مِنْ عِبَادَة سَنَة ؛ وسائل الشيعه ، ج 20 ، ص 172
3- عوالى اللآلى، ج 1، ص 255؛ مستدرک الوسائل، ج 14، ص 254 ؛
4- لقمان 14/31 .

در روایات نیز اهتمام خاصی به سهم مادر و تمجید از مقام او شده است؛ لیکن چنین تعبیری درباره پدر گفته نشده است. رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) بهشت را زیر پای مادران دانسته : الْجَنَّةُ تَحْتَ أَقْدَامِ الْأُمَّهَاتِ .(1)

دلیل اهتمام کتاب خدا و عترت اطهار به مادران عظمت وظیفه حفظ خانه و تربیت فرزندان است زیرا متلاشی شدن اساس خانواده فساد فراوانی به بار می آورد چنان که در جوامع غربی شاهد آن از این رو خدای سبحان به زنان فرمان می دهد که در خانه حضوری فعال داشته باشند: وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُن . (2)

آموخته های کودک از سن هفت سالگی به بعد مرهون مطالبی است که در هفت سال نخست در مکتب مادر فرا گرفته است بنابراین خط مشی کنونی مادر در آینده فرزند سهم اساسی دارد و در این میان، اعتنای مادر به دستورهای دینی از اهمیت خاصی برخوردار است.

جایگاه مرد در نظام خانواده

دانستیم که زن در کانون خانواده از جایگاه ویژه ای برخوردار است و رسالت خاصی ،دارد اینک جایگاه مرد در نظام خانواده را بررسی میکنیم

مرد وصیانت خانواده

یکی از مهمترین مسوولیتهای مردان که ایشان را در انجام رسالت خویش به بهترین وجه ممکن یاری میکند در سوره تحریم بیان شده است. خدای سبحان میفرماید: يَأيها الَّذِينَ ءَامَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمُ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحْجَارَةُ عليها مَلَئكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ (3)

ص: 77


1- مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 8، ص 431.
2- احزاب: 33/33
3- تحريم : 6/66.

ای کسانی که ایمان آورده ،آید خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن مردم و سنگ کافران و بتها - باشند نگاه دارید که بر آن فرشتگانی درشت خو و سخت گیر نگهبانند که خدای را در آنچه به آنان فرماید نافرمانی نکنند و هر چه فرمایندشان همان کنند در این آیه شریفه خدای سبحان مسوولیت و رسالت عظیمی را متوجه سرپرست خانواده میکند که در عین سنگینی دارای منافع دنیایی و آخرتی است. خدای سبحان پس از انتخاب پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به رسالت مرکز آغاز تحول را از خانه پیامبر قرار میدهد (وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبین) (1) و خویشان نزدیکت را از عاقبت اعمال زشت] هشدار ده.

این مسوولیت عظیم بر عهده سرپرست خانواده است که اهل بیت خود را با هدایت کردن به سوی ،توحید ایمان به ،قیامت ترساندن از عذاب ،الاهی آراستن به تقوا مؤدب کردن آنان به آداب و اخلاق اسلامی و ایجاد زمینه رشد و کمال و تعلیم و تربیت، از آسیب ها و آفات دنیوی و نیز عذاب الاهی در روز قیامت حفظ وصیانت نماید.

بی گمان اگر مردی خود متخلق به آداب اسلامی و آراسته به تقوا و مودب به آداب الاهی نباشد نمیتواند در این زمینه راهنمای خوبی باشد. شاید به همین دلیل است که نخست خدای سبحان می فرماید : قُواْ أَنفُسَكُمْ و سپس می فرماید: وَ أَهْلِيكم .

در حدیثی نقل شده است؛ هنگامی که این آیه از قرآن نازل گشت فردی از یاران رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) از ایشان پرسید: یا رسول الله چگونه خانواده خود را از آتش حفظ کنم؟ رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: قَالَ تَأمُرُهُمْ بما أَمَرَ اللَّهُ وَ تَنْهَاهُمْ عَمَّا نَهَاهُمُ اللَّهُ فَإِنْ أَطَاعُوكَ كُنْتَ قَدْ وَقَيْتَهُمْ وَ إِنْ عَصَوكَ كُنْتَ قَدْ قَضَيْتَ مَا عَلَيْكَ (2)

ص: 78


1- شعراء : 21426
2- تفسیر قمی، ج 2، ص 26 .

علامه مجلسی (1) رحمه الله در بیان روایت می فرماید: «قُوا» یعنی حفظ نگهداری و جلوگیری کنید خودتان و خانواده تان را از آتش

نخست خودتان را به صبر بر طاعت خدا و صبر بر معصیت و صبر در پیروی از شهوات و سپس خانواده تان را

1- بدعائهم إلى طاعة الله، دعوت آنان را به فرمان برداری از خدا.

2- وتَعْلِيمِهِمْ الفَرَائِض، آموزش واجبات و تکالیف دین.

3 وَتَهْيهِمْ عَن الْقَبائح، دور کردن آنان از زشتیها و پلیدی ها.

4- وَحتَّهم على أفعال الخَيْر، تشویق آنان را به کارهای نیک.

پس آیه و روایت اشاره به واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر نزدیکان و دوستان است وظیفه آن است که خانواده خود را به طاعت خدا و عمل به وظایف خویش دعوت نماید دعوتی همراه با مهر و محبت، نرم زبانی دعوتی همراه با عمل و دیگران که اهل خانه خویش را از زشتیها نهی نماید و عواقب گناهان و معاصی را برایشان روشن سازد در حدیثی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده است که ایشان فرمودند: كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ وَ الْأَمِيرُ الَّذِي عَلَى النَّاسِ رَاعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ وَ الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُم (2) آگاه باشید که همه شما تا حدودی فرمانروا و نگهبان هستید و در مورد فرمان برداران خویش مؤاخذ و مسئولید، زمامداران کشور فرمانروایان جامعه هستند و در برابر آن ،مسئول مرد که رئیس خانواده است فرمانروای زن و فرزندان خویش است و در برابر آنان مسئول است.

اگر تمام مردم به خصوص آنان که عهده دار مسئولیت زن و فرزند هستند به این آیه شریفه توجه میکردند درصد عمده ای از مشکلات

ص: 79


1- بحار الأنوار، ج 71 ، ص 86 .
2- أحكام القرآن، ابن عربی ، ج 4، ص 185 مجموعه ورام ،مالکی اشتری، ج 1،ص6 ؛ إرشاد القلوب، ديلمى، ج 1، ص 184؛ مستدرك الوسائل، ج 14 ، 248؛ التحرير والتنوير ج 2، ص 380 .

خانواده ها حل میشد و بینظمی و اضطراب و ناامنی از محیط خانه رخت میبست نابسامانی ها به سامان میرسید (1)

حقیقتی را که نمیتوان انکار کرد این است که خانواده ریشه اصلی تمدن بشری است و صحت و سلامت تمدن وابسته به سلامت این ریشه است؛ از این جهت میبینیم اسلام از میان تمام مسائل به آن اهمیت بیشتری داده و قوانینی وضع کرده که سازمان خانوادگی را بر اساس صحیح و محکمی استوار سازد.

از نظر اسلام یگانه مرحله صحیح معاشرت در میان زن و مرد این است که هر یک از آنها با خشنودی کامل آنچه را که به نتایج زندگی و خانواده وابسته است تقویت ،نمایند تا بر اساس آن بنیاد خانوادگی استوار گردد.

مرد و معیشت خانواده

یکی دیگر از نکاتی که درباره وظیفه مرد در خانواده قابل توجه است نقش وی در تامین نیازمندیهای اقتصادی خانواده است. مرد در خانواده نبض اقتصادی را در دست دارد و درباره تأمین مایحتاج خانواده از جایگاه ویژه برخوردار است که حتی اگر همسر وی صاحب درآمد باشد این وظیفه از وی ساقط نگشته و باید درباره تأمین نیازهای اقتصادی خانواده بکوشد چرا که تأمین ،خوراک پوشاک، مسکن و.... از دغدغه های مرد است و زن هرگز نباید از این جهت خود را مسوول بداند و رسالت حقیقی خود را به دست فراموشی سپرده و درباره فراهم کردن این امور از جایگاه خود فاصله بگیرد.

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز در این باره می فرماید: فَعَلَيْكُمْ رِزْقُهُنَ وَ

ص: 80


1- .ر.ک نظام خانواده در اسلام ،انصاریان ص 665

كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ (1) خوراک و پوشاک زنان به نحو معروف به شما (مردان) واجب است. این رسالت ویژه ،مردان از چنان جایگاه رفیعی برخوردار است که برابر جهاد در راه خدا دانسته شده .است

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: الْكَادُّ عَلَى عِبَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ. (2) كسى که در طلب روزی خانواده خود کار میکند و به سعی و کوشش تن میدهد مانند مجاهدی است که در میدان کارزار برای خدا جهاد مینماید

مرد و مدیریت خانواده

زندگی مشترک دو نفر بدون مسئول معيَّن اداره نمی شود. اسلام نیز با مراعات وضعیت پیکری زن و مرد و تفاوتهای روانی ،آندو کارها را قسمت کرده و مدیریت خانواده را به مرد سپرده است چون تأمین نیازهای گوناگون خانواده بر عهده اوست الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بما فَضَّلَ اللهُ بَعضَهُم عَلى بَعض وبما أنفقوا مِن أموالهم (3) در زندگی مشترک حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) و حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا علیها السلام ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) کارها را قسمت کردند: کارهای بیرون منزل را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و کارهای درون منزل را به همسرشان واگذاردند.

مرد از برخی جهات بر زن مزیت دارد بر پایه وللرجال عَلَيهنَّ دَرَجَة (4) و به استناد این که مراد از این برتری به دلیل سیاق آیات که بیانگر احکام خانواده ،است مدیریت خانواده است.

تغییر سیاق و کاربرد واژه «رجال» به جای الفاظی مانند «بعول» یا «ازواج»

ص: 81


1- تحف العقول، ص 33؛ بحار الأنوار، ج 73، ص 348؛ وسائل الشيعة ج 21،ص 517
2- کافی، ج 5، ص88
3- نساء : 34/4
4- بقره: 2/ 228

و مشابه آنها و نیز نیاوردن ضمیر ،مذکر نشان میدهد که صرف شوهر بودن برای به دست گرفتن زمام خانواده کافی نیست بلکه شوهر باید مردانگی داشته باشد هم خانوادههای این واژه حاکی از قوت و توانایی است؛ (1)

،بنابراین طبق این آیه ملاک برتری مرد بر زن و قرار داشتن مدیریت خانواده به دست ،مرد مرد بودن و مردانگی داشتن است نه صرف زوجیت و شوهر بودن از این رو فرمود: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساء .. (2)

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) خطاب به مردی فرمود : تازیانه ات را در جایی بیاویز که خانواده ات آن را ببینند علق سوطك حيث يراه أهلک (3) یعنی باید خانواده از مردانگی مرد حساب ببرند، (4) زیرا کسی که قدرت دفاع از کیان خانواده و نیروی حمایت بی دریغ از حوزه استحفاظی خود را داراست شایسته تدبیر خانواده است و اهل خانه نسبت به زعامت وی حریم می گیرند؛ نه از بدزبانی یا خشونت .او خانواده از مردانگی مرد حساب ببرند، زیرا کسی که قدرت دفاع از کیان خانواده و نیروی حمایت بی دریغ از حوزه استحفاظی خود را داراست شایسته تدبیر خانواده است و اهل خانه نسبت به زعامت وی حریم میگیرند؛ نه از بدزبانی یا خشونت او.

بحثی درباره تنبیه زن

چگونه اسلام حقوق زن را رعایت کرده در حالی که به مرد تنبیه زن را اجازه داده و آن را در قرآن چنین بیان فرموده است اللاتى تَخافُونَ نُشُورَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا

ص: 82


1- تبیان، ج 2، ص 241 مجمع البیان، ج 21 ، ص 575 ؛
2- نساء : 344
3- الجامع لاحكام القرآن، قرطبى ، مج 6 ، ج 11، ص 109؛ کشاف ، زمخشری، ج 1، ص 507
4- البته این روایت نیاز به بررسی سند و دلالت و تفسیر دارد .

عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيراً (1) و زنانی که از سرکشی و نافرمانیشان ،دارید [نخست] پندشان دهید و اگر مؤثر نیفتاد جامه خواب را از آنها جدا کنید و اگر باز سودمند نشد] بزنیدشان پس اگر از شما فرمان بردند راهی بهانه ای بر آنان برای ستم و آزار مجویید همانا خداوند والا و بزرگ است. آیا این آیه دلیل بر از بین بردن حقوق زن در اسلام نیست؟ آیا کتک زدن و تنبیه بدنی شایسته مقام انسانی است؟

برای پاسخ به این سوال بیان چند مقدمه ضروری است

1. از یک آیه یا یک حدیث نمی توان حکم کلی دین را بدست آورد چراکه آیات الهی به اقسام محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ ظاهر وباطن منسوخ، ظاهر و مانند آن تقسیم میشوند. پس فهم علوم دینی بسی پیچیده تر از علوم دیگر است و این کار مجتهد است که با جهد و تلاش چندین ساله خود حکم الهی را استخراج کند

2. كتاب آسمانی و رسولان و امامان برای سعادت و به کمال رسیدن انسانها آمدهاند و این مسیر کمال در آیات و روایات بدون پیچیدگی برای مردم روشن شده است. از این رو هرگونه برداشت از آیه باید منطبق با این اصول کلی باشد

3. مراد از زدن در آیه چیست؟ آیا برای تشفی(آرام گرفتن) و انتقام است یا به قصد ادب کردن و اصلاح؟ آیا مقصود از تنبیه همان چیزی است که در اذهان عرف خطور میکند یا معنای خاص دارد؟

4. آیه شریفه در چه فضایی نازل شده است؟ چراکه دانستن شأن نزول کمک شایانی در فهم آیه می کند.

.1 اقوال مفسران شیعه و اهل سنت

اکنون به بیان سیر تاریخی و دیدگاههای مختلف مفسران شیعه و اهل

ص: 83


1- نساء ، 34/4

سنت در این باره پرداخته میشود.

.الف. شهید ثانى رحمه الله شهید میفرماید در برخی از روایات زدن زنان با چوب مسواک آمده است شاید حکمتش این باشد که زن گمان کند شوهرش با او قصد مزاح و ملاعبه دارد و گرنه با چوب مسواک اصلاح و تأدیب حاصل نمی شود. (1)

ب. مرحوم بحرانی: او سخن شهید ثانی را نقل و آن را کلام نیکویی می داند. (2)

ج. ابن عاشور ایشان در تفسیر آیه به احادیثی استناد می کند که مرد می تواند زن ناشزه را تنبیه کند هر چند مرتکب فحشا و معصیت آشکار نشده باشد به نظر میرسد که در این روایات نگاه طبقات و قبایل لحاظ شده است چون برخی از بادیه نشینان زدن زن را ظلم نمیدانسته و زنان نیز کتک خوردن را ظلم در حق خود نمی دانستند، بنابراین اگر زدن زن مجاز ،باشد برای این قبایل و در صورت ارتکاب فحشاست (3)

د. شیخ طوسی رحمه الله می گوید مراد از ،ضرب زدن به وسیله دستمال پیچیده شده است که به حد کبودی نرسد و باید تأدیبی باشد؛ نه تعزیری (4).

ه- مرحوم فاضل هندی میگوید اگر با تنبیه چیزی از اعضای بدن زن تلف گردد شوهر ضامن ،است زیرا آنچه شارع فرموده برای اصلاح و تأديب ،است در حالی که ضرب شدید سبب افساد میشود. (5) مرحوم

ص: 84


1- مسالك الافهام، ج 8، ص 357
2- الحدائق الناضرة، ج 24 ، ص.618
3- التحرير و التنوير، ج 5، ص 309
4- المبسوط، ج 4، ص 338؛ ج 8، ص 69.
5- کشف اللثام، ج 2، ص 100 .

محقق سبزواری نیز همین نظر را دارند. (1)

.و فخر رازی میگوید زدن زمانی رواست که غیر ضرب به یقین مفید و نافع واقع نشود. (2)

ز. سیوطی نظرش این است که زدن نباید سخت و طاقت فرسا بوده و موجب ضرر شود. (3)

ح. دیدگاه امام خمینی قدس سره به مسئله چنین است: ضرب باید مختصر باشد تا موجب کبودی یا سرخی بدن نشود نیز باید به قصد اصلاح و تأدیب باشد؛ نه به قصد تشفی و انتقام (4)

2 جمع بندی اقوال

با توجه به آرای عالمان میتوان گفت که آیه پیش گفته همانند آیات امر به معروف و نهی از منکر است که مراتب تنبیه زن را مانند مراحل نهی از منکر دانسته و باید ابتدا با موعظه فعظوهن، بعد با هَجْر جميل واهجروهن في المضاجع، سپس در صورت عدم تأثیر، ضرب و تنبیه باشد و اضربوهن.

در میان اعراب جاهلی زدن زن امری رایج و نخستین عامل بازدارنده بود؛ امّا دین از این طریق آن را تعدیل .کرد با این وصف تصور هرگونه تعارض میان حقوق زن با تنبیه او ناشی از بی اطلاعی از تعالیم اسلام است آشنایی نسبی با اسلام این حقیقت را به اثبات میرساند که ،زن جایگاه حقیقی خویش را در فرهنگ اسلام پیدا کرده است.

آیه میفرماید اگر در زندگی زناشویی زن ،خانه ناشزه گردید؛ یعنی

ص: 85


1- كفاية الاحكام، ص 189
2- تفسير كبير، ج 3، ص318
3- در المنثور، ج 2، ص 522.
4- تحرير الوسيله، ج 2، ص 305

مرتکب گناه تضییع حق مشروع همسر عادل خود شد، شایسته ترین شخص برای نهی از منکر شوهر عادل ،اوست زیرا تنبیه زن گناهکار در ،محکمه هرگز همانند تنبیه او در منزل و در پنهانی از چشم دیگران نخواهد بود. خداوند اجازه چنین کاری را به شوهرش با رعایت شرایط ذیل داده است:

1. زدن باید به قصد اصلاح و تأدیب باشد؛ نه انتقام و تشفی؛ یعنی برای جلوگیری از معصیت و فحشا .باشد آنطور که در امر به معروف و نهی از منکر برای پیشگیری از جُرم و در تعزیر برای وقوع جرم رخ میدهد و همگی صبغه تأدیب دارند؛ نه انتقام و تشفّی.

.2 تنبیه در مرحله سوم بعد از نصیحت و هجر جمیل دوری) نمودن (زیبا است که منحصر در تنبیه بدنی ،نبوده بلکه تنبیه اخلاقی و اقتصادی را نیز شامل میشود

3. از سیاق آیه حق فهمیده میشود؛ نه حکم؛ یعنی تنبیه حق شوهر است؛ نه دیگران نیز به شوهر حکم نشده که حتما زن را حتی در چنین شرایطی تنبیه ،کند چون چه بسا طریقه های دیگری نیز وجود داشته باشد که مفیدتر و مؤثرتر واقع گردد.

.4 مراد از زدن استفاده از قدرت بدنی ،نیست چنان که قرآن در داستان حضرت ایوب ،پیامبر وقتی سوگند یاد کرد که زنش را بزند چنین می فرماید و خذ بیدک ضغثاً فاضرب به و لا تحنث إنا وجدناه صابراً نعم العبد إنّه أواب (1) و دسته ای از چوب های باریک خرما به دستت گیر و همسرت را با آن بزن و سوگند خود را ،نشکن ما او را بندهای صابر یافتیم چه خوب بنده ای بود که توجه او به درگاه ما بود. نتیجه آنکه واژه ضرب اختصاصی به زدن دردآور ندارد بلکه برخی از

ص: 86


1- ص : 44/38

مصادیق آن میتواند بیدرد ،باشد زیرا گرچه ضرب در مورد امر به معروف و نهی از منکر قبل از (ارتکاب و در مورد حد یا تعزیر (بعد از ارتکاب غالباً دردآور است؛ لیکن در فضای خانوادگی که اساس آن مودت و رحمت است ... و جَعَل بينكم مودةً و رحمةً (1) و میان شما دوستی و مهربانی نهاد و این زدن برای حفظ همان دوستی و مهربانی است و هرگز زدن یکی دیگری را هر چند بیدرد ،باشد توان حفظ آن دو عنصر یا برگشت آنها بعد از زوال موقت را ندارد شاید چنین زدنی از سنخ ضَرْبُ الحَبيب (زبيب ،باشد وگرنه خدای سبحان که نه برای مهر سنگین ارزش قائل است و نه برای جهاز انباشته احترام ویژه مقرر داشته و تنها عمود خانواده را همان مودت و رحمت قرار داده و دستور رنجاندن قلب یا قالب صادر نمیکند البته در صورتی که دو طرف در صدد انهدام چنان بنیان مبارکی باشند که هدم آن مبغوض ترین حلال است مطلبی است جدا.

همچنین در تأیید نکته اول میتوان آیاتی را که واژه ضرب در آن استعمال شده فقط و به معنای زدن و برخورد است و لازم نیست که با فشار همراه باشد؛ مانند : فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً (2) پس در آن غار سالهایی چند بر گوشهاشان [پرده] -زدیم به خوابشان فرو بردیم همچنین وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبهن (3)

و مقنعه هاشان را بر گریبان هاشان بیندازند. نیز فَقُلْنا اضربُوهُ بِبَعْضها (4) از این رو گفتیم : او کشته را به پاره ای از آن گاو بزنید را شاهد آورد. (5)

ص: 87


1- روم 2130
2- كهف : 11/18
3- نور : 31/24.
4- بقرة 2/ 73 .
5- ر.ک. حق و تکلیف در اسلام ؛ ص308-313

شایان ذکر است که مسئولیت های اجرایی جامعه بر پایه کار آیی کارآیی لازم هر یک از زن و مرد و به حکم خدای سبحان قسمت شده است بما فَضَّلَ اللهُ بَعضَهُم عَلى بعض، و این تخصیص به معنای وجود کمال ذاتی در مرد یا نقص ذاتی در زن ،نیست از این رو تصدی امور اجرایی نباید در مردان غرور یا در زنان حقارت پدید آورد، زیرا ملاک برتری تقواست و هر کس در برابر مسئولیت خود پایبند باشد، به مقام تقوا

می رسد.

انسانهای ضعیف که وظایف الهی را در همان مرحله ضعف انجام می دهند از انسان های قوی که در انجام وظایف خود سستی می کنند برترند. (1)

جایگاه فرزند در نظام خانواده

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) ضمن بيانی ،لطیف فرزند شایسته را روزی و رحمتی از سوی خدا دانسته که میان بندگانش قسمت ،فرموده چنان که حسنین علیهما السلام را دو ریحانه خود از دنیا معرفی کرده است الْوَلَدُ الصَّالِحُ رَيْحَانَةٌ مِنَ اللَّهِ قَسَمَهَا بَيْنَ عِبَادِهِ وَ إِنَّ رَيْحَانَتَى مِنَ الدُّنْيَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْن (2). فرزند صالح گلی است که خدای مهربان در میان مردم تقسیم کرده است. گل دنیوی من حسن و حسین عليهما السلام است

در بیان صادق آل رسول (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز فرزند نیکو از جلوه های سعادت انسان به شمار آمده است مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ الْوَلَدُ الصَّالِحُ .(3)

همچنین فرموده اند مردی به فرزنددار شدن رغبت ،نداشت تا اینکه هنگام وقوف در صحرای عرفات جوانی را دید که با اشک و آه از پدر

ص: 88


1- ر.ک تفسیر تسنیم، ج 11 ، ص 263-265 .
2- کافی ،ج 6 ص 2.
3- همان ، ص 3

و مادرش یاد و برای آنان دعا میکند دیدن این صحنه وی را به داشتن فرزند ترغیب کرد. (1)

این داستان یکی از رموز سعادتمندی والدین را فرزند صالح نشان می دهد.

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرمودند: روزی حضرت مسیح (علیه السلام) از کنار قبری گذشت و صاحب آن را در عذاب دید سال دیگر هنگام عبور از آنجا او را از عذاب در امان یافت و چون از خدای متعال راز آن را پرسید وحی آمد که فرزند صالحی از نسل او راهی را آباد کرده و یتیمی را پناه داده است، از این رو وی را بخشیدم؛ آن گاه پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: میرَاتُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَبْدِهِ الْمُؤْمِن وَلَدٌ يَعْبُدُهُ مِنْ بَعْدِهِ (2) ميراث خدا (عزوجل) از بنده مؤمنش فرزندی است که پس از او خدا را بپرستد.

این سخنان ،نورانی هم نشان میدهد که فرزند صالح سهم کلیدی در سعادت انسان ایفا میکند و سرمایه ای معنوی است و هم به داشتن فرزند و تلاش در تربیت او ترغیب می کند

فرزند صالح پیش فرستی برای آخرت

برخی فرزند را مایه فخر و مباهات بر دیگران میدانند؛ مانند کسب که می گفت آنا أكثَرُ مِنكَ مالا وأَعَزُّ نَفَرا (3) من به مال از تو بیشتر و به افراد فرزندان و غلامان و خادمان و حشم - توانمندترم. در حالی که فرزند باید پیش فرستی برای آخرت باشد: وقدموا لأنفُسِكُم .. (4)

براساس دو رویکرد پیش گفته درباره فرزند آیات قرآن کریم در این مورد دو دسته اند

ص: 89


1- همان.
2- همان ص 4
3- كهف 3418
4- بقره: 223/2

ا. دسته ای از آیات فرزند را در ردیف مال دنیا و زینت حیات دنیوی بر شمرده اند که در آخرت هم نفعی به حال والدین خود ندارد. برخی از این آیات عبارت اند از:

یک زيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوتِ مِنَ النِّساءِ والبَنينَ والقَناطير المُقَنطَرَة (1). دوستی كامها و آرزوها از زنان و پسران و مال های گرد کرده و بر هم نهاده

دو المالُ والبَنونَ زِينَةُ الحَيوة الدُّنْيا (2) مال و فرزندان آرایش زندگانی این جهان است.

فرزندی که مایه فخر انسان بر دیگری تلقی شود، در ردیف مال در حد زمین و درخت و سنگ است نه در حد ملائکه

سه أَنا أَكثَرُ مِنكَ مالا وأَعَزُّ نَفَرا . من به مال از تو بیشتر و به افراد- فرزندان و

غلامان و خادمان و حشم توانمندترم

این آیه کریمه درباره مردی دنیازده است که اولاد خود را در ردیف اموال خود مایه فزونی طلبی خویش بر دیگران میدانست. (3)

چهار أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مال وبنين تُسارِعُ لَهُم فِي الخَيرتِ بَل لا يَشعُرون (4) آیا میپندارند که آنچه از مال و فرزندان به آنان میدهیم برای آن ها در رساندن] نیکیها شتاب میکنیم؟ [نه] بلکه نمیفهمند این گونه نیست که كثرت مال و ،فرزند همواره مایه سعادت انسان باشد.

پنج منّاع لِلخَير مُعتَدٍ أَثِيمٍ عُتُلٍّ بَعدَ ذلِك زنيم آن كان ذا مال

ص: 90


1- آل عمران: 14/3
2- كهف : 46/18
3- ر.ک. تفسير القمى، ج 2، ص 3
4- مومنون : 23 ، 55-56

و بنین (1) بازدارنده ،نیکی از حد در گذرنده گنه،پیشه [و] پس از این همه سخت دل و درشت خو و بیتبار است از آن رو که دارای مال و پسران است. مال و فرزند برای عده ای سبب گنهکاری و تعدی است

شش يَومَ لا يَنفَعُ مال ولا بنون الأمَن أتَى الله بقلب سلیم (2) روزی که نه مال سود دارد و نه پسران مگر آن که با دلی پاک و رسته از شرک و کفر و گناه] به نزد خدا .آید در قیامت همان گونه که مال نفعی به حال صاحبش ندارد فرزندان ناصالح هم سودی برای پدر و مادر ندارند، بلکه آن پدر و فرزند با کوشش و تلاش از یکدیگر می گریزند؛ حتی پدر حاضر است که همه فرزندانش را فدای خود کند تا از آتش قیامت رهایی یابد يَوَدُّ المُجرمُ لَو يَفتَدى مِن عَذاب يَومَئِذٍ ببنیه (3) بزهکار آرزو کند که کاش می توانست [برای فرار] از عذاب آن روز فرزندان خود را عوض دهد .

ب. دسته ای از آیات از فرزند با عظمت یاد میکنند و او را مایه خیر دنیا و آخرت میدانند برخی از این آیات عبارت اند از:

یک المال والبنونَ زِينَةُ الحَيوة الدُّنْيا والباقيتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوابًا وخَيْرٌ أَمَلا (4) مال و فرزندان آرایش زندگانی این جهان است و کارهای نیک پایدار به نزد پروردگار تو به پاداش بهتر و امید داشتن به آنها نیکوتر است. برخی از اموال و ابناء جزو باقیات صالحات اند؛ برخلاف بعضی دیگر که زینت حیات پست دنیوی هستند و خیر اخروی ندارند

دو والَّذِينَ يَقولونَ رَبَّنا هَب لَنا من أزوجنا وذُرِّيتِنا قُرَّةَ أَعين واجعلنا لِلمُتَّقين إماما (5) و آنان که گویند پروردگارا از همسرانمان و فرزندانمان ما را

ص: 91


1- قلم: 12/68-14
2- شعراء : 88/26-89
3- معارج: 11/70
4- كهف : 46/18
5- فرقان 74/25

روشنی چشم ها ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن این آیه کریمه افزون بر اینکه فرزند صالح را روشنی چشم میداند مردان الهی را به جهت درخواست چنین فرزندانی می ستاید

سه والَّذِينَ ءامَنوا واتَّبَعَتهُم ذُرِّيَّتُهُم بايمن الحقنا بهم ذُرِّيَّتَهُما (1) و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان در ایمان از آنان پیروی کردند، فرزندانشان را بدیشان بپیوندیم ذریه های مردان مؤمن اگر در راه پدران خود گام بردارند، در قیامت به آنها ملحق میشوند و در بهشت در کنار یکدیگر لذت می برند؛ بر خلاف پدر و فرزندی که به جهت بی ایمانی شان از یکدیگر گریزاناند برپایه این ،آیات انسان باید فرزند را پیش فرستی برای آخرتش بداند و همه تلاش خود را در تربیت او به کارگیرد؛ نه اینکه وی را مایه فخر و مباهات مادی خویش بر دیگران دانسته و در حد اموال دنیا به او بنگرد. تفاوت این دو دیدگاه در آخرت روشن میشود که برخی در کنار فرزندان صالح خود در بهشت به سر میبرند و بعضی هراسان از فرزندان خود می گریزند و در دل خود از قربانی کردن ایشان برای رهایی از عذاب ابایی ندارند (2)

در پایان این نکته قابل ذکر است که وظایف فرزند در قبال پدر و مادر میتوان در احسان و انفاق به ،والدین صله رحم، اطاعت از والدین، جستجو کرد.

تربیت فرزند

پدر و مادر با ایجاد فضای تربیتی مناسب در خانه می توانند ذخیره ارزشمندی را برای دنیا و آخرت برجای بگذارند

امام سجاد (علیه السلام) در دعاهایش چنین می فرماید: اللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَيَّ ببَقَاءِ

ص: 92


1- طور 21/52
2- ر.ک. تسنیم ، ج 11، ص199-201.

ولْدِى وَ بِإصْلَاحِهِمْ لِى وبإمتاعي بهم (1) بار خدايا بمن نعمت عطا فرما بماندن ،فرزندانم و به شایسته گردانیدن ایشان برای اطاعت و پیروی از من و به بهره بردن من از ایشان حضرت سجاد (علیه السلام) از خدای سبحان خواسته است که فرزندانش را صالح و بهره مند از آنان قرار دهد زیرا پدر و مادر از فرزند صالح همیشه خوشنود و بهره مند بوده و از وجود آنها لذت میبرند حتی دعای پیامبران از خدای سبحان تقاضای فرزند صالح بوده است. (2) بدیهی است که ادب و تواضع فرزند صالح در مقابل والدین آن گاه امکان دارد که والدین آنان را به زیور ادب و صلاح آراسته باشند و چنین فرزندانی هرگز قابل مقایسه با اولادی که به والدین بی اعتنا بلکه هتاک و بی ادب هستند نخواهند بود زیرا رنجی بزرگ تر از این بر پیر افتاده نمی توان تصور کرد که در زمان ،حاجت مورد کم مهری فرزند قرار گیرد. براین پایه پدران و مادران باید در رفتار خود با فرزندان دقت کنند که سازنده ترین مسئله برای نهال خام کودکان روش آنان است در نتیجه تربیت فرزند سبب آرامش والدین و به دنبال آن استحکام خانواده می شود.

ج : توجه به انتخاب ملاک دار

معیارها و ملاک ها در انتخاب همسر دو نوع است. یک آن هایی که رکن و پایه اند و برای زندگی سعادتمندانه حتما لازم است. دوم آن هایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کامل شدن زندگی اند.

اگر در مسئله انتخاب همسر معیار و ملاک صحیح در دست انسان باشد، دچار سرگردانی و اشتباه نمیشود و سر از وسواس بیش از حد و غیر لازم و به افراط و تفریط کشیده نخواهد شد. حد اعتدال و روش صحیح آن است که انسان نخست ملاکهایی را که به صحتش ایمان دارد به دست آورد؛ و آنگاه همسری را مطابق با آن معیارها انتخاب کند.

در اینجا دو حدیث را در باب دقت در انتخاب همسر بیان میشود :

ص: 93


1- صحیفه سجادیه، ص 120 ، دعای 25 .
2- حضرت ابراهیم (علیه السلام) از خدا ذريه صالح می طلبد: ربَّنا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنَا أمَّةً مُسْلِمَةٌ لَك : بقره: 128/2 حضرت زکریا (علیه السلام) عرضه داشت: قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً ، آل عمران: 3/ 38

قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ إِنَّمَا الْمَرْأَةُ قِلَادَةُ فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقَلَّدُهُ (1) زن همچون گردنبند است. پس دقت کن که چه گردنبندی بر گردن خود آویزان میکنی انْظُرْ ايْنَ تَضَعُ نَفْسَكَ وَ مَنْ تُشْرِكُهُ فى مالِكَ وَ تَطَّلِعُهُ عَلَى دِينِكَ وَ سرک (2) دقت کن که شخصیت خود را در چه جایگاهی قرار میدهی و چه کسی را در ثروت خود شریک میکنی و بر کیش و راز خویش آگاه می سازی

دین اسلام ما را به پرهیز از یک سونگری فراخوانده و معیارهای همه جانبه ای را برای گزینش همسر و در نتیجه انتخاب آگاهانه و بر پایه بینش و بصیرت ارائه داده است که به اختصار به آنها اشاره می کنیم

1. اصالت خانوادگی

اولیای الاهی توجه به شرافت خانوادگی فرد را از معیارهای ویژه انتخاب برشمرده اند که آثار آن را میتوان در فرزندان و رفتار آنان مشاهده کرد. قرآن کریم می فرماید:

وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِنَّا نَكِدا (3)

و سرزمین پاک گیاهش به خواست ،پروردگارش بیرون آید یعنی فراوان و پربار و زمین ناپاک گیاهش بیرون نیاید مگر اندکی

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی مردم را از ازدواج با خضراء» «الدمن بر حذر داشتند از آن حضرت در مورد ماهیت خضراء الدمن سؤال شد و آن حضرت پاسخ دادند: الْمَرْآةُ الْحَسْنَاءُ فِى مَنْبتِ السَّوْءِ؛ (4) زن زیبا در رویشگاه بد

ص: 94


1- كافى، ج 5، ص 332، آيات الأحكام (جرجانی)، ج 1، ص 134.
2- كافى، ج 5، ص323 کنز الدقائق، قمی مشهدی، ج 9، ص 292
3- اعراف: 58/7
4- كافى، ج 5، ص 332

2. دینداری

کسی که پایبند به دین نباشد هیچ تضمینی وجود نداردکه پایبند به رعایت عوامل استحکام خانواده باشد از این رو در قرآن کریم آمده :

... وَ لَامَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيرٌ مِّن مُّشْرِكَة وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ ... (1).

اهمیت ایمان به اندازه ای است که خدای سبحان کنیز با ایمان را که از امتیازهای ظاهری برخوردار نیست خوب میداند و زن بت پرستی را که ویژگیهای شگفت آور و جذاب دارد، بد میخواند (2)

فردی از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در مورد ازدواج راه نمایی خواست آن حضرت فرمود: انکح وَ عَلَيْكَ بذات الدِّين؛ (3) ازدواج کن و فردی دین دار را برگزین

در روایتی دیگر آمده: قالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه وآله وسلم) : مَنْ زَوَّجَ كَرِيمَتَهُ مِنْ فَاسِقِ نَزَلَ عَلَيْهِ كُلَّ يَوْم أَلْفُ لَعْنَه. (4) کسی که دختر عزیز و باکرامتش را به فرد ب-ی دی--ن ش-وه-ر دهد، روزی هزار بار لعنت بر او نازل می شود در اینجا مراد ما از ایمان پایبندی به تقيدات مذهبی هر یک از زن و شوهر است که در استحکام خانواده نقش بسزایی دارد

3. خصوصیات اخلاقی

در منابع اسلامی خصوصیات اخلاقی متعددی هم چون حسن خلق ،گذشت حیا و عفت عطوفت و ... (5) در گزینش همسر مدنظر میباشد. بعنوان مثال شوهر دادن دختر به مرد شرابخوار و آن پلید و

ص: 95


1- بقره: 2/ 221
2- ر.ک. تفسير تسنيم، ج 11 ، ص 136 .
3- کافی ، ج 5، ص 332
4- عوالى اللآلي ، ج 1، ص 272
5- ر.ک. وسائل الشيعه، ج 20.

پستی که از حرام الهی خودداری نمی کند اکیداً ممنوع است. .است. قالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه وآله وسلم) مَنْ شَربَ الْخَمْرَ بَعْدَ ما حَرَّمَهَا اللهُ عَلى لِسانى فَلَيْسَ بأَهْل انْ يُزَوجَ اذا خَطَبَ (1) هر کس شراب را بعد از اینکه من مأمور اعلام حرام بودنش از جانب خدا شدم ،بنوشد هرگاه به خواستگاری دختر یک خانواده ،آمد بدانید که شایستگی پاسخ شنیدن ندارد

4- زیبایی

علاوه بر اصل زیبایی که در متون دینی در انتخاب همسر بدان توجه کرده اند، به برخی مسائل مصداقی نیز توجه شده است: اذا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَتَزَوَّجَ فَلْيَسْأَلْ عَنْ شَعْرِهَا كَمَا يَسْأَلُ عَنْ وجهها فَإِنَّ الشَّعْرَ أَحَدُ الْجَمَالَيْنِ (2)

هر گاه یکی از شما بخواهد همسر اختیار کند پس باید بپرسد که موی او چطور است از رنگ و رشد آن جویا باشد همچنان که از سیمایش سؤال میکند زیرا موی زن خود یک بخش از دو جمال اوست.

این نکته قابل ذکر است که همانطور که به زیبایی قبل از ازدواج اهمیت داده شده است ؛ بعد از ازدواج به همسران سفارش شده که خود را برای هم بیارایند و یکدیگر را اشباع و ارضاء کنند تا از انحرافات و مفاسد مصون بمانند یکی از امامان علیهم السلام هنگامی که محاسن و موی مبارکش را با حنا رنگ کرده و خود را آراسته بود شخصی با تعجب به ایشان گفت خود را چه زیبا کرده اید؟ امام رضا (علیه السلام) فرمود : نعم إِنَّ التَّهْيْئَةَ مِمَّا يَزِيدُ فِي عِفَّةِ النِّسَاء (3) آراستگی و زیبایی) مرد بر عفت زن می افزاید

د. اولویت بندی در ملاک ها

وقتی که معیارهایی از قرآن و سنت معین گردید، به اولویت بندی

ص: 96


1- كافى، ج 5، ص 348
2- من لا يحضره الفقیه، ج 3، ص 388
3- کافی ، ج 5 ، ص 567

ملاک ها اقدام میشود:

برخی معیارها از نقش بیشتری در زندگی مشترک برخوردارند. گروه دیگر از ملاکها در عین آنکه در زندگی همسران نقش ایفا میکنند از نقش عمیق و با دوامی برخوردار نیستند و به گونه ای قابل اغماض بوده و میتوان از برخی از آنها به دلیل مصالح مهمتر صرف نظر کرد.

این اولویت بندی در متون دینی مورد توجه بوده و در جایی که یک معیار اهم با معیار مهم در تقابل ،باشد جانب معیار اهم گرفته شده است؛ برای نمونه در سوره بقره آیه 221 خدای سبحان به مقایسه ایمان و زیبایی به عنوان دو معیار انتخاب همسر ،پرداخته اولویت نخست را به شاخص ایمان داده و به زیبایی در درجه بعد توجه کرده است

وَ لَا تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتى يُؤْمِنَّ وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيرٌ مِّن مُّشْرِكَة وَلَوْ أعْجَبَتْكُمْ وَ لَا تُنكِحُواْ الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدُ مُّؤْمِنٌ خَيرٌ مِّن مُّشْرَكَ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَ يُبَين وَآيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

و زنان مشرک را به همسری مگیرید تا ایمان ،آورند و کنیز با ایمان به از زن مشرک است هر چند که شما را خوش آید و به شگفت آرد و به مردان مشرک زن با ایمان مدهید تا ایمان آورند، و بنده مؤمن به از مرد مشرک است هر چند که شما را خوش آید و به شگفت آرد آنها به آتش دوزخ میخوانند و خدای سبحان به خواست و فرمان خویش به بهشت و آمرزش میخواند و آیات خود را برای مردم روشن بیان میکند باشد که به یاد آرند و پند گیرند.

در شأن نزول این آیه آمده است که شخصی به نام «مرثد»، که مرد شجاعی ،بود از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) مأمور شد که از مدینه به و گروهی از مسلمانان را با خود بیاورد وقتی او وارد مکه شد، در با زن زیبایی به نام «عناق برخورد کرد که در زمان جاهلیت او را میشناخت آن زن از مرثد تقاضای ازدواج کرد مرثد گفت باید از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) اجازه بگیرم. وی پس از انجام مأموریت خویش به مدینه باز

ص: 97

گشت و جریان را به اطلاع پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) رساند؛ آیه ی فوق نازل شد. (1)

نکته ها

.1 در این آیه شریفه ایمان حتی از موقعیت اجتماعی نیز برتر دانسته شده، به گونه ای که برده با ایمان بر فرد آزاد بی ایمان ترجیح داده شده است (2)

2.ازدواج از منظر اسلام صرف مباشرت مذکر و مؤنث نیست، زیرا چنین آمیزشی در حیوانات نیز یافت میشود؛ ازدواج در اسلام سنت پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) است (3) و خصوصیت این سنت آن است که ازدواج از حساسترین وسائل رو آوردن به دین و احراز آیین الهی است چنان که فرمود: مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ .(4) چنین بنیان محکمی، مرهون ایمان به اصول و عمل به فروع دین است و شرک مرد یا زن آفتی است تحمل ناپذیر (5) چرا که فرزندان مشرکان روحیه و صفات آنان را به ارث میبرند و اگر کودکی در دامن شخص بت پرستی تربیت شود، سرنوشت شومی خواهد داشت. (6)

.3. جمله أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّار بیانگر علت حرمت ازدواج با مشرکین است و از آنجا که بیان علت کاشف از سرایت حکم به تمام مواردی است که آن علت در آن موارد موجود باشد حکم حرمت

ص: 98


1- ر.ک. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 2، ص 56.
2- در آیات سورههای بقره: 2/ 221؛ مجادله 22 :نور 3/24؛ ممتحنه 60 10 ؛ زندگی مشترک با مشرک و کافر ممنوع شمرده شده است.
3- اشاره به حديث النِّكَاحُ سُنَّتِی؛ جامع الأخبار ، شعیری، ص 10 ؛ كشف الأسرار و عدة الأبرار، میبدی، ج 1، ص 63.
4- امالی، طوسی، ص 518؛ بحار الأنوار ، ج 100، ص 219
5- ر.ک. تفسیر تسنيم ج 11 ، ص 146 .
6- ر.ک. تفسیر نمونه، ج 2، ص 88

موارد غیر ازدواج را نیز شامل میشود (1)

در نتیجه ما دو نوع ملاک داریم :یک ملاک های مطلق : مثل ایمان، حسن خلق و.... دو ملاک های نسبی مثل فرزند ،آوری زیبایی و جذابیت ظاهری کفویت در همه زمینه ها

امام باقر (علیه السلام) فرمود : اعْلَمُوا أَنَّ السَّوْدَاءَ إِذَا كَانَتْ وَلُوداً أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الْحَسْنَاءِ الْعَاقِر (2)

آگاه باشید که زن زشتی که فرزند ،آورد نزد من از زن زیبای نازا محبوب تر است. در این حدیث بین دو ویژگی زیبایی و تولید ،مثل خصوصیت دوم در اولویت قرار گرفته است. به هر حال لازم است فرد داوطلب ازدواج خصوصیات مورد نظر را بر پایه نقش و اهمیت آن در زندگی طبقه بندی کرده به احراز خصوصیات کلیدی توجه کند و در صورت احراز آنها از فقدان برخی از خصوصیات کم اهمیت اغماض کند.

امام صادق (علیه السلام) فرمود : قَامَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم خَطيباً فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِيَّاكُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ قَالَ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبِتِ السَّوْءِ (3) پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به خطابه ایستاد و فرمود ای مردم شما را زنهار میدهم از خضراء الدمن علف هائی که در خوابگاه و طویله شتران میروید پرسیدند یا رسول الله مراد از خضراء الدمن چیست؟ فرمود: زن خوشگل و خوش سیمائیست که در خاندانی پست تولد یافته .باشد زیبای بدگهر

شیخ صدوق رحمه الله ذیل این روایت مینویسد مراد از خانواده های پست خانواده هایی است که از مزایای انسانی که عقل و فهم و ادب و اندیشه و جوانمردی و دین است بی بهره ،باشند نه از مال و منال مانند گرفتن دختر از مردمان بی فرهنگ. (4)

ص: 99


1- ر.ک. الميزان في تفسير القرآن، ج 2، ص 20 .
2- من لا يحضره الفقيه ج 3، ص 392 ؛ وسائل الشيعه، ج 20 ، ص 54 .
3- کافی ، ج 5، ص 332 .
4- ر.ك. من لا يحضره الفقيه ، ج 3، ص 248

طبیعی است که چنین همسرانی که به اصول و قوانین اخلاقی و مذهبی پایبند نیستند، سعادت و خوشبختی خانوادگی را تأمین نخواهند کرد و ناچار ثمره این ازدواج ها نیز فرزندانی هوسباز، زبون و فاقد آرامش روحی و امنیت خواهند بود.

پس این روایت ملاک مطلق ایمان و تربیت دینی را بر ملاک زیبایی مقدم کرده است.

ه- آشنایی با حقوق زن و شوهر (1)

شرع مقدس برای استحکام حیات خانواده و به نفع هر یک از اعضای آن حقوق و وظائف مخصوصی وضع کرده که رعایت آن سبب نزدیکی افراد بهم شده و هرج و مرج ها را از بین می برد.

رعایت حقوق خانواده سبب میشود که اولا مرز مسئولیتها نسبت به یکدیگر معلوم می گردد، بطوری که هر یک از اعضاء در می یابند که چه راه و روش و مشی مشخصی را باید در پیش گیرند و ثانیا سبب پیدایش امنیت در آن می،شود حدود توقعات اعضاء خانواده از یکدیگر معلوم می گردد، و ثالثا باعث ایجاد عدالت در خانواده می شود. این مجموعه حقوق خود عامل رشد و تعالی خانواده خواهد بود. برای هر کدام از زن و مرد حقوقی است که قرآن با تعبیری جامع از آن یاد کرده است وَلَهُنَّ مِثلُ الَّذى عَليهِنَّ بالمعروف (2). آلوسی، لطافت یه را در این دانسته که با حذف در هر دو قسمت ،آیه پیوند عمیق حقوقی متقابل میان زن و شوهر برقرار شده است (3) ؛ زیرا در اسلام هرگز حق یک طرفه نیست بلکه همین طور که زوج حقوقی بر زوجه دارد

ص: 100


1- ر.ک. دائره المعارف قرآن کریم، ج 2، ص 578
2- بقره: 2/ 228
3- ر.ک. روح المعانی ،آلوسی، مج 2، ج 2، ص 203

زوجه نیز حقوقی بر زوج دارد.

حقوق خانواده در سه قسمت مطرح میشود

يكم حقوق زن بر شوهر

درباره زنان و حقوق ،آنان اسلام در مقایسه با جاهلیت دیدگاه جدیدی را ارائه کرده است؛ بدین سبب ،مردم از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره زنان، فراوان میپرسیدند تا آن که آیه نازل شد بگو آنچه درباره زنان میگویم از خودم نیست؛ بلکه فتوای خدا است (1) و يَستَفتُونَكَ فِي النِّساءِ قُل اللهُ يُفتيكُم فيهن (2)

أ. نفقه

از نظر اسلام، شوهر باید در حد متعارف نیازمندیهای زندگی زن خوراک ، پوشاک ، مسکن، هزینه ،سفر هزینه درمان هزینه آرایش را تأمین

و مرد بر بیش از توان خویش مجبور نمیشود نفقه دادن شوهر به زن مانند انفاق بر فقیر نیست که از روی ترحم به او کمک میشود؛ بدین سبب از نظر اسلام اگر زن ثروتمند و شوهر در سطح متوسطی باشد، باز نفقه زن را باید بپردازد قرآن درباره تأمین خوراک و پوشاک میفرماید ... و عَلى المَولودِ لَه رِزْقُهُنَّ وكسوتُهُنَّ بالمعروف لا تُكَلَّفُ نَفْس الّا وسعها .. (3) آیات دیگری نیز درباره نفقه سخن گفته اند؛ از قبیل نساء : 34/4 و 6 7 طلاق بهره مندی زن از ،نفقه حتی پس از طلاق یا وفات شوهر نیز ادامه دارد در سوره طلاق آیه 6 درباره مسکن زنان مطلقه آمده است که آنها را هر جا خودتان اقامت دارید و امکانات شما ایجاب میکند اقامت دهید اسکنوهُنَّ مِن حَيثُ سَكَنتُم مِن وجدكم (4)

ص: 101


1- ر.ک. الميزان، ج 5، ص 98.
2- نساء 4 .127
3- بقره: 233/2
4- طلاق 6/65

طبیعی است که هر جا مسکن بر عهده شوهر است بقیه نفقات نیز بر عهده او خواهد بود بعد میفرماید به آنان زیان نرسانید تا کار را بر آنها تنگ کنید و مجبور به نقل مکان و ترک نفقه شما شوند؛ سپس میگوید اگر باردار هستند نفقه آنها را تا زمانی که وضع حمل ،کنند بدهید و اگر حاضر از ،جدایی فرزند شما را شیر دهند اجرت آنها را بپردازید.

قرآن درباره زنان شوهر از دست داده نیز سفارش کرده که باید تا یک سال حق اقامت داشته باشند و به وسیله ،وارث از خانه اخراج نشوند و هزینه زندگی آنها پرداخت شود مگر آن که خودشان پیش از پایان یک سال، ازدواج کنند وَصِيَّةً لِازواجهم مَتَاعًا الى الحول غير اخراج (1). برخی برخی گفته اند: که این ،آیه با آیه 23 همین سوره در ،آن عده وفات 4 ماه و 10 روز تعيين شده، نسخ شده است؛ اما محقق اردبیلی میگوید این دو آیه تنافی ندارند؛ مقدار زمان عده را تعیین میکند که 4 ماه 10 روز است نه یک سال و آیه نخست به لحاظ زمان ماندن زن در خانه شوهر و بهره وری از نفقه تا یک سال است؛ پس دیگر جایی برای قول به نسخ نمی ماند (2)

ب. حق همخوابگی و زناشویی

مرد نباید به همسر خویش از نظر هم خوابی بی اعتنایی کند؛ به گونه ای که زن خود را رها شده و بی ثمر ببیند.

حق آمیزش برای زن دست کم هر 4 ماه یک بار است؛ عَنْ أَبي جَعْفَر الثَّانِي (علیه السلام) قَالَ شَرَطَ لَهُنَّ فِى الْإِيلَاءِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ إِذْ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لِلَّذِينَّ يُؤْلُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَة أَشْهُرٍ فَلَمْ يُجَوِّرٌ لِأَحَدٍ أَكْثَرَ مِنْ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فِي الْإِيلَاءِ لِعِلْمِهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَنَّهُ غَايَّةٌ صَبْر الْمَرْأَة مِنَ الرَّجُل. (3) در آيه ايلاء (بقره ، (226) مدت 4 ماه انتظار را برای مردی که سوگند یاد کرده با زن

ص: 102


1- بقره ، 240.
2- ر.ک. زبدة البيان مقدس اردبیلی ، ج 2، ص 757 .
3- کافی ، ج 6 ،ص 113.

خود آمیزش ،نکند تعیین کرده که در ضمن این 4 ماه باید مرد وضع خود را با همسرش روشن کند که آیا میخواهد طلاق گوید یا به زندگی ادامه دهد.

ج. معاشرت نيكو

رابطه مرد نسبت به زن باید در مدار مهر و محبت باشد؛ خدای سبحان می فرماید: عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ (1) با زنان به شایستگی سر کنید. واژه عاشِرُوهُنَّ به معنای استمرار مصاحبت همراه با در آمیختن است. (2) این جمله از آزار رساندن به زنان نهی کرده و دستور می دهد که بر اساس معروف با آنان زندگی کنید .و معنای معروف این است که هر آنچه که بدیده عقل و نقل پسندیده است. شایان ذکر است که این جمله اختصاصی به مسائل داخل منزل ندارد بلکه در کل جامعه هم این

سفارش جریان دارد. (3)

دوم : حقوق شوهر بر زن

همان گونه که حقوق زن بر شوهر وجود دارد، نیز حقوقی را برای شوهر بر زن قرار داده شده است که بدین قرار است

الف. حق استمتاع

شوهر حق دارد هر زمان که بخواهد از همسر خویش بهره ببرد مگر ،زن مانع شرعی (حیض ،احرام ،اعتکاف روزه و ...) یا وظیفه مهمتری داشته باشد و بر زن لازم است که موانع این حق شوهر را برطرف سازد. (4) قرآن میفرماید نِساؤُكُم حَرثُ لَكُم فَأْتُوا حَرْثَكُم أَنِّى شئتم . (5)

ص: 103


1- نساء :4 19
2- التحقيق ، ج 8، ص 166؛ ر.ک. تسنیم ، ج ،18 ، ص 143 .
3- ر.ک. زن در آینه جلال و جمال ، ص 439؛ سر چشمه اندیشه ، ج 1، ص 309
4- ر.ک. تفسیر نمونه، ج 2، ص 150 .
5- بقره: 2 223

ب. حق فرمانبری

یکی از حقوق شوهر، اطاعت از او است؛ (1) اما در امور حرام، اطاعت از او جایز نیست؛ چنان که در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) آمده: «لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوق فِي مَعْصِيَة الْخَالِقِ) (2)

دیگر اینکه این اطاعت فقط در حد تکالیف مربوط به شوهرداری واجب است؛ از قبیل مسائل ،زناشویی رفت و آمد زن رفت و آمد دیگران به خانه و در هر کاری حق طاعت برای شوهر وجود ندارد. قرآن میفرماید پس از آن که آنان از شما اطاعت میکنند دنبال آزار و تعدی به آنها نباشید فان اطعَنَكُم فَلا تبغوا عَلَیهِنَّ سَبیلا (3) . پس اگر از شما فرمان بردند راهی بهانه ای بر آنان برای ستم و آزار- مجویید.

ج اظهار زینت

زن باید زینت خویش را در خانه برای شوهر آشکار سازد ... ولا يُبدين زينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ ... (4)

سوم : حقوق متقابل زن و شوهر

از وظایف زن و شوهر حقوق مشترک آنها است که عبارتنداز:

الف اهمیت دادن به دین و اخلاق یکدیگر

زن و شوهر باید به اصلاح امور دینی و سلوک اخلاقی هم دهند و هر کدام درباره فلاح و رستگاری ،دیگری، اقدام کند؛ بدین سبب سر حرمت ازدواج با مشرکان از نظر ،قرآن دادن آنان به آتش و

ص: 104


1- ر.ک الخلاف، ج 4، ص 355
2- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 618.
3- نساء : 4، 34
4- نور: 31/24

دوزخ است اولئک يَدعونَ الَى النّار ... (1) قرآن میفرماید: وامر اهلک بالصلوة واصطبر عليها ... (2) در روایت آمده شایسته است که مرد، هرگاه نماز شب میخواند صدایش را به گوش خانواده اش برساند، تا آن که اهل نماز شب ،است برخیزد و آن که نیست تکانی به خود بدهد (3)

جای دیگر به مؤمنان دستور داده شده اهل و اولاد خویش را از آتشی که هیزم آن مردم و سنگ هستند حفظ کنيد: الياتُهَا الَّذِينَ ءَامَنوا قُوا انفُسَكُم و اهليكم ناراً وقودُهَا النَّاسُ والحجارة (4) و در دستوری کلی، مردان و زنان را از آن جهت که همه یار و دوستدار یک دیگرند به امر به معروف و نهی از منکر سفارش میکند والمُؤمِنونَ والمُؤمِنتُ بَعضُهُم اولياءُ بَعض يَأمُرُونَ بالمعروف و يَنْهَونَ عَن المُنكَر (5)

ب حسن معاشرت

برخورد مناسب زن و شوهر با یکدیگر خانه را کانون آرامش و سکون میکند.

قرآن در آیه 21 ،روم همسر را وسیله آرامش دانسته ارتباط زن و مرد را بر پایه مودت و رحمت طرح کرده است.

این مسأله به ویژه درباره برخورد و معاشرت سالم مرد که اقتدار افزون تری دارد بیشتر مورد توجه قرآن قرار گرفته است. شوهر نباید زن را آزار دهد.

قرآن درباره رجوع پس از طلاق فرموده است... فامساک بمعروف ... ؛

ص: 105


1- بقره: 221/2
2- طه : 20/ 132
3- تهذيب الاحكام ، ج 2، ص 124 ، ح 472.
4- تحريم : 6/66
5- توبه 71/9

ولی این حکم به طور قطع به حسن معاشرت با هر زنی مربوط است که میخواهد با او زندگی کند؛ چه این زندگی با زناشویی صورت پذیرد یا با رجوع پس از طلاق نظیر این مطلب از آیات 231 بقره و 2 طلاق نیز بهره وری می شود

در آیه 19 نساء نیز از حسن معاشرت با زنان و عاشِرُوهُنَّ بالمعروف یاد شده است.

ج حق ارث

قرآن در چگونگی ارث زن و شوهر میفرماید: مرد نیمی از اموال همسرش را در صورتی که همسرش فرزند نداشته باشد به ارث می برد؛ ولی اگر فرزند داشته ،باشد هر چند از شوهر دیگر شوهر، فقط یک چهارم میبرد و لَكُم نِصفُ ما تَرَك ازوجُكُم ان لَم يَكُن لَهُنَّ وَلَدٌ فَان كانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُّعُ مِمّا تَرَكَن ... ؛ (1) البته این تقسیم پس از پرداخت بدهی ها و وصیت های مالی همسر است (مِن بَعدِ وَصِيَّة يوصِينَ بها او دین) (2) و زن یک چهارم مال شوهر را ارث می برد؛ ولی اگر شوهر فرزند داشته باشد هر چند از زن ،دیگر در این صورت زن یک هشتم ارث میبرد و لَهُنَّ الرُّبُّعُ مِمَّا تَرَكتُم ان لَم يَكُن لَكُم ولد فان كانَ لَكُم ولدٌ فَلَهُنَّ الثَّمُنُ مِمَّا تَرَكتُم مِن بَعدِ وَصِيَّة تُوصونَ بها او دَين برای زن تعیین شده یک چهارم یا یک (هشتم) به یک همسر اختصاص ندارد؛ بلکه اگر ،مرد همسران متعدد نیز داشته باشد سهم مذکور به طور مساوی بین آنها تقسیم خواهد شد. (3)

در قرآن به وارثان میت سفارش میکند که هرگاه خویشاوندان،

ص: 106


1- نساء : 4 12
2- نساء، 12/4
3- ر.ک. مفتاح الكرامه، عاملی، ج 17، ص 293

یتیمان و مستمندان هنگام تقسیم میراث حضور یافتند، آنان را نیز بهره مند کنند تا به توقع خانوادگی و نیاز مستمندان پاسخ مثبت داده باشند: وإذا حَضَرَ القِسمَةَ أولوا القُربى واليتامى والمساكينُ فَارزَقُوهُم مِنه (1) ،بنابراین آیه مورد بحث خطاب به وارثان است؛ نه کسی که در مردن .است در تقسیم میراث معمولاً افراد نیازمند به امید کمک مالی حضور می یابند بر خلاف دیگران که برای حفظ جایگاه اجتماعی خود، چنین نمیکنند؛ ثانیاً نام این ارحام در کنار نام یتیمان و مسکینان آمده است؛ ثالثاً در ذیل آیه میفرماید که به آنان چیزی بدهید و با آنها خوب سخن بگویید و آنان را از خود نرنجانید.

در پایان این نکته را یادآور شده که نقش شناخت حقوق زن و شوهر در استحکام خانواده آن است که مرز توقعها را مشخص می کند همچنین سبب می شود که هرکس بر اساس ضوابطی کار و برنامه ای را برای خود معین کندو از آن مرز فراتر نرود در این صورت روابط خانوادگی محکم و پایدار میشود احترام،ها تصمیم ها و برنامه ریزیها ضابطه دار می،شوند همراهی و تعاون در پی ،آن معنا پیدامی کند امیال و خواسته ها محدود میشوند و افراد در مسیر شرع گام بر می دارند (2)

2. اخلاقی و عاطفی

از ابعاد عوامل استحکام ،خانواده پرورش اخلاقی و عاطفی زوجین است.

زن و شوهر در پرتو تربیت اخلاقی از رذایل و صفات نکوهیده می رهند و به فضایل و خصلتهای پسندیده در خانواده آراسته میشود وموجب استحکام خانواده می شود.

از هدفهای اساسی در تربیت ،زوجین پرورش عاطفی آنهاست. منظور از عاطفه در این ،بحث استعداد و گرایش فطری و درونی است

ص: 107


1- نساء : 8/4
2- ر.ک. خانواده و نقش بنیادین ،آن، علی قائمی، ص 152

که پشتوانه نوع دوستی در زوجین است براساس این استعداد فطری انسان قادر است گرایش درونی براساس مهر و محبت به همسر خود پیدا کند و از این ،راه با او پیوند قلبی و انس و الفت بیابد در اینجا چند عامل اخلاقی و عاطفی را بصورت اجمال نگاشته می شود.

ا. انتخاب اختیاری

اختیار هر یک از دو طرف ازدواج در گزینش همسر، اصل دیگری است که دوام و استحکام پیوند زناشویی به آن وابسته است.

نکته جالبی که از آیه هُنَّ لِباسُ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ (1) استفاده میشود این است که خدای سبحان تنها زن را لباس مرد نمی خواند چرا که اگر به همین حد اکتفا میکرد مرد حکم پیکر و زن تنها حکم لباسی را داشت که تنها ویژگی اش ،حفاظت زینت و.... مرد بود و خود وجودی تبعی و طفیلی پیدا میکرد اما خدای سبحان همان طور که زن را لباس مرد نامید، مرد را نیز لباس و پوشش زن دانست و با این ،بیان علاوه بر آن که بر مساوات زن و مرد صحه گذاشت حق اختیار و انتخاب را نیز برای هر دو قائل شد و به زن نیز هم چون مرد اجازه داد که همسر خود را با توجه به علایق و رغبتهای خویش انتخاب کند و از پذیرش همسری تحمیلی که نه تنها موجب آرامش او نیست بلکه سلب آرامش او را به همراه دارد پرهیز کند

امام صادق علیه السلام در روایتی بر موضوع اختیار در انتخاب همسر تصریح کرده و در پاسخ به ابن ابی یعفور که از آن حضرت پرسیده بود: می خواهم بازنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم فرد دیگری را در نظر گرفته اند فرمود :

تَزَوَّجَ الَّتِي هَوِيتَ وَ دَعِ الَّتِي يَهْوَى أَبَوَاكَ (2) با آن زن ازدواج کن که او را دوست میداری و رها کن آن را که پدر و مادرت میخواهند

ص: 108


1- بقره: 2/ 187
2- کافی ، ج 5، ص 401 .

البته این توصیه به معنای نادیده گرفتن دیدگاه والدین و بی اعتنایی به آنان نیست بلکه لازم است که فرزند نظریات آنان را به عنوان شفیق ترین افراد ملاحظه ،کند اما با وجود این نباید در صورت بی رغبتی تحت فشار والدین یا به منظور تکریم ،آنان با فردی که مطلوب او نیست ازدواج کند. ازدواجهای تحمیلی یا شبه تحمیلی علاوه بر آن که برای خود فرد مخاطره آمیز است نتیجه مطلوبی برای طرف مقابل نیز به همراه نخواهد داشت و به سلب آرامش از والدین فرد نیز منجر خواهد شد.

یکی از کارهای شایسته در هنگام شوهر دادن دختران نظر خواهی از زن است که در روایت چنین آمده که «آن رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) اذا اراد ان يزوج امرأه من نسائه يأتيها من وراء الحجاب فيقول لها يا بنيه ان فلانا قد خطبک فان كرهتيه فقولى : لا ، فانه لا يستحى احدان يقول : لا ، وان احببت فان سکوتک اقرار» (1)

پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) هرگاه میخواست زنی از خانواده اش را شوهر دهد، از پشت پرده به او می فرمود: «دخترم: فلانی از تو خواستگاری کرده است اگر دوست نداری بگو نه؛ زیرا هیچ کس نباید از گفتن نه شرم .کند اگر هم دوست داری، سکوت تو [نشانه] موافقت است».

یکی از یاران امام جواد (علیه السلام) در ضمن نامه ای از آن حضرت پرسید: دختر خردسالی به وسیله عمویش به ازدواج شخصی درآمد، ولی وقتی بزرگ شد با آن ازدواج موافقت نکرد تکلیف آنها چیست؟ امام جواد (علیه السلام) در پاسخ نوشت: «لا تُكْرَهُ عَلى ذلِكَ وَالْأَمْرُ أَمْرُها» (2) نباید آن دختر را اجبار کرد صحت ازدواج بستگی به توافق او دارد.

در نتیجه اگر دختر یا پسری برخلاف میل و رضایت درونی خود به ازدواج وادار ،شود احتمال بروز ناسازگاری و کشمکش در چنین خانواده ای

ص: 109


1- المعجم الكبير اللخمي ،الطبرانی، ج 1، ص 73 ، ح 88 ؛ کنز العمال، متقی هندی، ج 7، ص 127 ، ح 18324 .
2- کافی، ج 5، ص 394؛ وسایل الشيعه، ج 14 ، ص 207.

بسیار بالاخواهد بود به ویژه این که عادتا اثری از عشق و محبت در این گونه ازدواج ها یافت نمیشود؛ از این رو ازدواج اختیاری یکی از عوامل استحکام خانواده به حساب میآید

ب رشد یافتگی و بلوغ زوجین

یکی از عوامل بسیار موثر در استحکام خانواده رشد و بلوغ سنی و عقلی دو زوج است که ما به اختصار آنها را بیان میکنیم

بلوغ سنی و عقلی

مرحله بلوغ به عنوان آغاز دوره نوجوانی با بروز فعل و انفعالات همراه است و تغییرات سریع و محسوسی را نه تنها در ویژگیهای ظاهری بدن بلکه در ساختمان شخصیتی روانی فرد در پی دارد (1) گذر موفق از این مرحله و دست یابی دو زوج به بلوغ کامل و متوازی میتواند برخی خواسته های طبیعی و زناشویی را که مقدمه دست یابی به دیگر انتظارات است، تامین کند و بنابراین نمیتوان از نقش آن در استحکام خانواده چشم پوشی کرد.

عَنْ أَبي عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ قِيلَ لَهُ إِنَّا نزوج صِبْيَانَنَا وَ هُمْ صِغَارُ قَالَ فَقَالَ إِذَا زُوِّجُوا وَ هُمْ صِغَارُ لَمْ يَكَادُوا يَتَأَلَّفُوا (2) به امام صادق (علیه السلام) یا امام کاظم (علیه السلام) گفته شد ما» پسرانمان را در خردسالی، زن میدهیم فرمود: چنانچه آنچه را در خردسالی به ازدواج هم در آوردید تقریباً انس و الفتی میان آنها برقرار نمی شود.

از طرفی هم خردسالان چون نمیتوانند قوه تجزیه و تحلیل مسائل را داشته باشند از این رو یکی از عوامل استحکام خانواده بلوغ سنی و عقلی است که به آن اشاره شد. در روایت دیگر چنین است که قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) إِيَّاكُمْ وَتَزويج

ص: 110


1- روان شناسی تفاوت های فردی حمزه گنجی ، ص 194.
2- كافى، ج 5، ص 398 ؛ وسائل الشيعه، ج 20 ،ص 104 .

الْحَمْقَاءِ فَإِنَّ صحبتها بَلَاءُ وَ وَلْدَهَا ضِيَاحٌ. (1)

از ازدواج با زن نادان به پرهیزید که همنشینی با او گرفتاری و فرزند او تباه و) نالایق است.

در فقه اسلامی برای کسی که میخواهد یک کار اجتماعی را عهده دار شود - مثلاً میخواهد ازدواج کند لازم است که علاوه بر سایر شرایط عمومی یعنی ،بلوغ عقل ، قدرت و اختیار، «رشد» هم .باشد. رشد یعنی لیاقت و شایستگی اداره آن کاری که می خواهد به عهده بگیرد.

به این جهت در قانون اسلام عاقل بودن و بالغ بودن و مختار بودن کافی نیست که شخص بتواند درباره ازدواج تصمیم بگیرد.

پسر یا دختری که میخواهند ازدواج کنند آنگاه ازدواج شان صحیح است که رشد عقلانی کافی داشته باشند یعنی مفهوم ازدواج را که چیست و برای چیست و چه مسئولیتهایی دارد و چه تأثیری در سرنوشت فرد ،دارد باید درک کنند که کورکورانه در موضوعی به این اهمیت وارد نشوند. (2)

انسانهای رشید از حافظه خود بهره برداری صحیح می کنند، ولی آدمهای غیر رشید ممکن است حافظه بسیار نیرومندی نیز داشته باشند اما نتوانند از آن بهره وری .کنند آدمی که رشید ،باشد در بهره برداری از حافظه خود دقت میکند؛ نخستین کاری که انجام میدهد عمل انتخاب است؛ یعنی را مقدس می شمارد حاضر نیست هر چه شد در آن سرازیر کند؛ حساب میکند که دانستن چه چیزهایی برای او مفید است و چه چیزهایی بی فایده است؛ مفیدها را درجه بندی میکند و مفیدترها را انتخاب میکند آنها را به حافظه خویش میسپارد آنچنان که امانتی را به امینی میسپارد؛ در خود می،کند یعنی واقعاً و به طور دقیق و روشن آن را وارد ذهن

ص: 111


1- کافی، ج 5، ص 353.
2- ر.ک مجموعه آثار استاد شهید مطهری ، ج 2، ص 299

می کند و سپس تحویل حافظه میدهد (1) در نتیجه افرادی که به هر دلیل دچار اختلالات ذهنی می،شوند تمرکز و تجزیه و تحلیلی ندارند و مشکلات بسیاری را در معاشرتهای فردی و اجتماعی برای خود و دیگران به وجود می آورند.

بلوغ اجتماعی

از دیگر حوزهای رشد زوجین رشد اجتماعی است. که طی فرایند جامعه پذیری در قالب ویژگیهایی همچون قدرت تشخیص وظایف و مسئوليتها، قدرت انتخاب گری، اعتماد به نفس، استقلال نسبی در انجام ،وظایف مسئولیت ،پذیری رعایت آداب اجتماعی شکل و ظهور می یابد. در احادیث نیز اشاره هایی در باب اهمیت رشد اجتماعی زوجین برمی خوریم؛ برای نمونه انسان احمق کسی است که رشد عقلی و اجتماعی ندارد

در احادیث اسلامی نیز اشاره هایی در باب اهمیت رشد اجتماعی زوجین بر می خوریم؛ ویژگیهایی مانند گرامی بودن همسر در بین بستگان خویش که نشانه تربیت صحیح و شکوفا شدن شخصیت اجتماعی اوست، آداب دانی همسر به گونه ای که وظایفش را بدون نیاز به امر و نهی دیگران به انجام رساند و احساس مسئولیت شوهر آن گونه که همسر و فرزندان خود را به دیگری واگذار نکند جزء ویژگی های مطلوب همسران قلمداد شده است.

پس بلوغ در حوزه های مختلف در استحکام خانواده بسیار نقش دارد؛ این حدیث شریف هم به بلوغ جنسی زوجین اشاره داشته باشد که فرمودند: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ جَبْرَئِيلَ (علیه السلام) أَتَانِي عَن اللَّطِيفِ الْخَبير فَقَالَ إِنَّ الْأَبْكَارَ بمَنْزِلَة الثَّمَر عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَكَ ثَمَرُهُ فَلَمْ يُجْتَنَى أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَنَقَرَتْهُ الرِّيَاحُ وَكَذَلِكَ الْأَبْكَارُ إِذَا أَدْرَكْنَ مَا يُدْرِكُ النِّسَاءُ فَلَيْسَ لَهُنَّ دَوَاءُ إِلَّا الْبُعُولَةُ وَإِنَّا لَمْ يُؤْمَنْ عَلَيْهِنَّ الْفَسَادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَر (2) ای مردم جبرئیل از پیشگاه الهی نزد من آمد و گفت دختران بکر مانند میوه درختند موقعی که میرسد اگر چیده نشود اشعه آفتاب فاسدش میکند و وزش

ص: 112


1- همان ، ج 3، ص 312
2- کافی، ج 5، ص 337

باد آن را پراکنده میسازد همچنین دختران وقتی بحد بلوغ رسیدند و مانند زنان در خویشتن تمایل جنسی احساس نمودند داروئی جز شوهر ندارند و اگر همسر نگیرند از فساد ایمن نیستند چه آنکه بشرند و بشر از خطا و لغزش مصون نیست

نتیجه رشد عقلی و اجتماعی آن است که انسان بالغ در زندگی به نظارت و حسابرسی و سنجش و تعقل رو می آورد. (1)

ج همسان همسری وکفویت

در اسلام برای این موضوع عنوان «کفویت» قرار داده شده است.

منظور از کفو بودن هم شأن بودن و هم سطح بودن زن و شوهر است، آن از نظر شرع عبارت از مساوات در دین و از نظر عرف، مساوات در حسب و نَسَب ثروت شرف و مانند اینها (2)

کفو بودن از نظر اسلام اهمیت بسیاری دارد. قرآن کریم درباره لزوم رعایت این معیار مهم میفرماید:

الْخَبيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبيثُونَ لِلْخَبيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ للطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبات (3) زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلق دارند و زنان پاک از آن مردان ،پاک و مردان پاک از آن زنان پاکند

اگر دختر و پسر هم شأن یکدیگر باشند و همدیگر را درک کنند همچون دو کفه ترازو در هر شرایطی در کنار هم خواهند بود و هیچ ناراحتی و کمبودی نمیتواند زندگی آنها را از هم فرو پاشد. در روایات اسلامی روی این معیار تأکید فراوانی شده است

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: «زَوِّجُوا الْاكْفاءَ وَ تَزَوَّجُوا الاكفاءَ، وَاخْتارُوا لِنُطَفِكُمْ » (4) به اشخاص هم شأن زن بدهید و از آنها [نیز] زن بگیرید و آنها را جایگاه

ص: 113


1- ر.ک. اندیشه من صفایی حائری ، ص 33
2- ر.ک. فرهنگ معارف اسلامی سید جعفر سجادی ، واژه کفائت.
3- نور 2624
4- کافی، ج 5، ص 33

نطفه های خود برگزینید.

بعد از روشن شدن مسئله هم کفو بودن در گزینش همسر، باید دید که زن و مرد در چه اموری لازم است در یک سطح باشند؟ آیا همسطح بودن در زیبایی، علم، ثروت، موقعیتهای اجتماعی خانوادگی، روحی و روانی، فرهنگ و مانند اینها؟ یا اینکه تأکید اسلام در کفو بودن فراتر از این امور است؟

در پاسخ میگوییم تکیه اسلام در این مورد، بیشتر روی محور هم شأن بودن در دین ایمان و اعتقاد و نیز اخلاق و ارزشهای معنوی دور میزند (1) بر این پایه هم شأنی در امور دیگر به عنوان معیار کلی و اصلی محسوب نمی شود و نسبی است. اما اگر زن و مرد در امر دین و اخلاق در یک سطح بودند ولی از نظر ،زیبایی ،ثروت علم و موقعیتهای اجتماعی - خانوادگی با هم تفاوت داشتند ازدواج ،کردن مانعی ندارد چرا که تساوی در دین ایمان و ،اخلاق کمبودهای ناشی از فقر و تهیدستی و نداشتن موقعیت اجتماعی خانوادگی و دیگر موارد را کم و بیش جبران میکند و باعث موفقیت زن و مرد در زندگی زناشویی خواهد شد.

اینک به توضیح برخی موارد یاد شده میپردازیم

ا. كفو بودن در دین و ایمان

هم شأن بودن در دین و ایمان همانطور که گذشت از موارد مهم در کفو بودن زن و شوهر است و در روایات اسلامی مورد تأکید قرار

ص: 114


1- مردان و زنان بدسرشت و خبیث متناسب و سزاوار زناشویی با یکدیگر الخبیثت للخبيثين والخبيثون للخبيثت .... نور: 24(26 زنان و مردان ،پاک دامن همتای یک دیگر در امر زناشويي... والطَّيِّبت للطيبين والطَّيِّبون للطَّيِّبت ..... (نور: 24 (26 مرد ،زناکار همتا و لایق زن زناکار برای زناشویی با یکدیگر الزانی لا ينكح إلّازانية أو مشركة والزانية لا ينكحها إلّازان ..... نور: 3/24 زن ،مشرک مناسب و شایسته برای زناشویی با مرد مشرك الزاني لا ينكح إلا زانية أو مشركة والزانية لا ينكحها إلازان أو مشرك ... (نور: 3/24) - مردان مؤمن كفو و همتای زنان مؤمن در زناشویی ولا تنکحوا المشركت حتى يؤمن ولأمة مؤمنة خير من مشركة ولو أعجبتكم ولا تنكحوا المشركين حتى يؤمنوا ولعبد مؤمن خير من مشرک ... (بقره: 2 /221 )

گرفته است، مرحوم کلینی رحمه الله بابی را در کتابش با عنوان بَابُ أَنَّ الْمُؤْمِنَ كُفْرُ الْمُؤْمِنَة آورده است. (1)

در روایت است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: « الْمُسْلِمُ كُفْرُ الْمُسْلِمَة وَ الْمُؤْمِنُ كُفْرُ الْمُؤْمِنَةٌ» (2) مرد مؤمن هم شأن زن مؤمن و مرد مسلمان [نیز] هم شأن زن مسلمان است

بر این پایه، هنگامی که آن حضرت به تزویج دختران با هم شأنهای خود امر کرد، فرمود: الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ اكْفاءُ بَعْض (3) مؤمنان بعضی هم شأن بعضی دیگرند.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی بسیار ارزشمند جویبر را که فرد تازه مسلمان و به لحاظ دینی بسیار متدین ولی از لحاظ اجتماعی اقتصادی و ظاهری ضعیف بود به خواستگاری دختر زیاد بن لبید که از شریف ترین مردان قبیله بنی بیاضه ،بود فرستادند زیاد که از این پیشنهاد متعجب شده بود، به حضور رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) رسيد وعذر خود را در عدم قبول این در خواست این گونه بیان کرد ما تنها با افراد همشان خود از انصار ازدواج میکنیم آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود : يَا زِيَادُ جُوَيْرُ مُؤْمِنٌ وَ الْمُؤْمِنُ كُفْوٌ لِلْمُؤْمِنَة وَالْمُسْلِمُ كُفْرُ لِلْمُسْلِمَة فَزَوِّجْهُ يَا زِيَادُ وَ لَا تَرْغَبُ عَنْهُ (4) اى ،زیاد جویبر مؤمن است و مرد ،مؤمن همتای زن مؤمن و مرد مسلمان همتای زن مسلمان است. پس دخترت را به ازدواج او در آر و از او رو بر مگردان.

هم شأنی در ،ایمان تقوا و ارزشهای معنوی چنان اهمیت دارد که امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) لَمْ يَكُن

ص: 115


1- ر.ک کافی ، ج ، ص 339
2- جواهر الكلام فى شرح شرائع الإسلام، نجفي، ج، ص 107.
3- كافى، ج 5، ص 337
4- همان ، ص 341

لِفَاطِمَة علیها السلام كُفْرٌ عَلَى ظَهْرِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ » (1) اگر امیر المؤمنین (علیه السلام) او را نگرفته بود در روی زمین همسری نداشت از آدم و دیگران.

روشن است که این بی همتایی ناظر به ایمان تقوا ارزشهای ،معنوی قرب به خدای سبحان و مقامات والای انسانی است. نه تناسب اقتصادی و اجتماعی... چون در همان زمان افرادی بودند که از این لحاظ با حضرت فاطمه علیها السلام تناسب ،داشتند ولی به لحاظ اعتقادی، ایمانی و اخلاقی تنها امير المؤمنین (علیه السلام) از این تناسب برخوردار بودند.

پس به این نتیجه میرسیم که مهم ترین مصداق تناسب، موضوع تناسب دینی و اعتقادی است.

در فقه اسلامی نیز با توجه به هم شأنی در دین و ایمان فتوا داده شده که زن مسلمان نمیتواند به عقد کافر درآید مرد مسلمان نیز نمی تواند با زنان کافر غیر کتابی به طور دائم ازدواج کند و به احتیاط واجب ازدواج دائم با زنان کافر اهل کتاب نیز جایز نیست، ولی صیغه کردن زنهای اهل کتاب مانند یهود و نصارا مانعی ندارد. (2)

زن مؤمن نیز حق ندارد با مرد ناصبی که به طور علنی با اهل بیت عیلهم السلام دشمنی دارد و یا مرد غالی که در مورد اهل بیت غلو میکند و آنها را خدا یا پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) میداند ازدواج نماید؛ همان گونه که مرد مؤمن هم نباید با زن ناصبی و غلو کننده ازدواج کند زیرا اینها در حکم کفارند، اگر چه دین اسلام را به خود بسته اندیشه آن را داشته باشند. (3)

همسران با ایمان و کاملا پایبند به ارزشهای دینی هیچ گاه به دلیل ناهمسانیهای جانبی دچار تعارضات و ستیزه های خانوادگی نمی

ص: 116


1- تهذيب الأحكام، ج 7 ، ص 470.
2- ر.ک تحریر الوسیله، ج 2 ص 731؛ توضیح المسائل امام خمینی رحمه الله ، مساله 2397
3- تحرير الوسيله، ج 2، ص 286 .

شوند؛ به طور کلی ایمان مذهبی از دو راه مهم بر استحکام خانواده تاثیر .گذارد نخست از راه تقویت و استحکام مبانی اخلاقی فرد که از نتائج آن ایجاد یک عامل کنترل درونی است که از توسل همسران به اقدامات ظالمانه جلوگیری . می .کند از این رو امام حسن مجتبی علیه السلام پاسخ شخصی که در مورد ازدواج دخترش مشورت کرده بود، فرمود: زوجها مِنْ رَجُل تَقِيٍّ فَإِنَّهُ أَنْ أَحَبَّها اكرمها وَ أَنْ أَبْغَضَها لَمْ يَظْلِمُها (1) دخترت را به ازدواج مردی باتقوا در آور زیرا اگر او دخترت را دوست بدارد، به او احترام میگذارد و چنانچه به او علاقه نداشته باشد، به او ستم نمی کند. راه دوم عبارت است از تاثیر ایمان مذهبی در معنابخشیدن به زندگی زوجين وایجاد حس رضایت در آندو.

پس در امر کفویت در ایمان مذهبی و اعتقاد به وعده های الاهی زوجين کارسازترین عامل در جهت ایجاد حس رضایت و امید به آینده و در نتیجه سازگاری با ناملایمات و دشواری های زندگی است.

ب کفو بودن در اخلاق

هم شأنی در اخلاق و رفتار نیز مورد تأکید اسلام قرار گرفته است. دختر و پسری که یک عمر میخواهند با یکدیگر زندگی کنند باید هر دو به زیور اخلاق پسندیده آراسته ،باشند تا بتوانند به آسانی بر مشکلات زندگی چیره شوند اینکه در پاره ای از روایات اسلامی از ازدواج با افراد بدرفتار، بددهن شراب خوار، قمارباز و ... منع شده، ناظر به رعایت هم شأنی در اخلاق و رفتار است.

امام باقر (علیه السلام) به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید:

اذا جانَّكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلْقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ

ص: 117


1- مكارم الأخلاق، ص 204.

وَ فَسادُ كَبير (1) هرگاه کسی برای خواستگاری نزد شما آمد که اخلاق و دینش را می پسندید به او زن بدهید و گر نه فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود می آید. روشن است که اخلاق پسندیده و برخورداری از مکارم اخلاقی کمبودهای ناشی از ثروت و زیبایی را جبران میکند و مایه سازش و زندگی سعادتمندانه زن و شوهر میشود.

مسأله کفو بودن گذشته از موارد یاد شده در پاره ای از روایات اسلامی به پاک دامنی ناشی از ایمان و اعتقاد و امکان تأمین زندگی تفسیر شده است. امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرماید:

«الْكُفْرُ انْ يَكُونَ عَفيفاً وَ عِنْدَهُ يَسار» (2) هم شأن بودن [در زناشویی] عبارت از پاکدامنی و امکان تأمین زندگی است.

همچنانکه شایستگی هر کدام از زن و مرد در سعادت دیگری نقش دارد، شایستگی هر کدام در سرنوشت دیگری موثر است. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره همسر بد به خدا عرضه می دارند: أعُوذُ بكَ مِن امْرَأَة تُشَيِّنِي قَبْلَ مَشيبي (3) خدایا بتو پناه میبرم از زنی که مرا پیر میکند قبل از آنکه زمان پیریم فرا رسیده باشد.

واضح است که اگر زوجین از ویژگیهای اخلاقی ارزشمندی مانند صداقت ،وفاداری ،مهربانی ،صبر و.... و از اموری مانند خودخواهی، تحقیر ،دیگران کینه توزی و.... مبرا ،باشند بسیاری از تنش ها بدرفتاری ها واختلافهای ویرانگر از ساحت زندگی خانوادگی رخت برخواهد بست؛ زیرا پایبندی به اصول اخلاقی نیرومندترین عامل کنترل درونی زوجين از دست زدن به اقدامات غیرانسانی است؛ از این رو اسلام از میان معیارهای متعدد کفویت در گزینش ،همسر تاکید کم نظیری بر کفویت اخلاقی زوجین کرده است.

ص: 118


1- کافی ، ج 5 ، ص 347.
2- همان.
3- همان، ص 326

ج همتایی فرهنگی و فکری

تفاهم و توافق فکری و فرهنگی میان دو همسر در زندگی مشترک نقش اساسی در استحکام خانواده دارد. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: إِنَّ الْعَارِفَةَ لَا تُوضَعُ إِلَّا عِنْدَ عَارف (1) زن عارف (فهمیده فرزانه) باید در کنار مرد عارف فهمیده) اهل معرفت قرار بگیرد نه غیر آن

بی گمان اشتراک فرهنگی شرط لازم در هم زیستی بی دغدغه انسانها و یکی از محوری ترین نقطه وفاق و همبستگی و در نتیجه عامل استحکام خانوادههای آنهاست و این به دلیل تاثیری است که در جلب محبت ،متقابل کاهش سوءتفاهم ها و حل آسان تر مشکلات احتمالی دارد.

تا حال معیارهای اساسی و مهم در زمینه معیارهای گزینش همسر ذکر شد.

3. عملی و رفتاری

زن و شوهر و حامیان این دو قبل از ازدواج باید اقدامات عملی را در گزینش بهتر همسر از خود ابراز کنند که برخی از آن موارد عبارتند از:

.أ تحقیق و مشورت با کارشناسان

عاملی که در احراز معیارها موثر است تحقیق از کسانی است که به نحوی لباس (2) مورد نظر را میشناسند و یا با آن سرو کار داشتند. در انتخاب ،همسر تحقیق مهم ترین عامل شناخت بوده و از آن جا که فرد را در گستره ای وسیع و در طول زمان بررسی می کند، بسیار حائز اهمیت است.

ص: 119


1- همان، ص 350
2- اشاره به آیه 187 سوره بقره : هُنَّ لِباسَ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ .

یکی دیگر از راه های شناخت همسر آینده مشورت و نظر خواهی از دیگران است؛ خود رأیی تک روی پایه بسیاری از ناهنجاریهاست.

در مشورت سن و سال چندان مطرح نیست آنچه رایزنیها را اعتبار . بخشد عقل (1) ، تجربه (2) ، ایمان و صداقت است مشورت فقط آوری جمع نظریات این و آن ،نیست که پایه مشورت به دست آوردن اطلاعات و جمع بندی و مقایسه ی نظریه ها میتواند باشد. در این مشاوره ها زمینه های روانی و اجتماعی و اقتصادی و یا نیازها و هوسها و پُر خواهیها میتواند مطرح شود و برخوردهای گوناگون، سنجیده و مقایسه شود و سپس عملی شود و اجرا گردد (3)

ب. گفت وگوی مستقیم

وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَة النِّساءِ أَوْ أَكْنَنتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ (4) و در آنچه از خواستاری آن -زنان که در عده هستند به اشاره و در پرده گویید یا در دل خویش نهان دارید گناهی بر شما نیست.

عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ .... این جمله در مورد تعلیل برای نفی جناح از خواستگاری است و تعریض در آن است. (5)

در گزینش همسر علاوه بر گفت و گو با پدر و اطرافیان فرد صحبت با خود فرد نیز حائزاهمیت است و در شناخت راجع به شریک زندگی ،آینده نقش موثری دارد. جلسه خواستگاری زمینه ای مناسب و مقدمه ای لازم برای آغاززندگی مشترک به شمار میرود زیرا

ص: 120


1- حضرت علی می فرماید:أفضل من شاورت ذو التجارب؛غررالحكم، ص 442
2- اسْتَرْشِدُوا الْعَاقِلَ وَ لَا تَعْصُوهُ فَتَنْدَمُوا ؛ أمالي، طوسی، ص 15 .
3- ر.ک. روابط متکامل زن و مرد علی صفایی ص 19
4- بقره : 2/ 235.
5- ر.ک. الميزان في تفسير القرآن، ج 2، ص 243 .

زن و مرد همدیگر را میبینند با یکدیگر آشنا میشوند و فرصت کافی برای آنان و نزدیکانشان جهت تحقیق از اوصاف و شرایط مورد نظر فراهم میگردد زن و خانواده اش در این مرحله میتوانند با پرس و جو و کنکاش خلق و خوی خواستگار و سوابق و سایر اوصاف وی را بسنجند مرد نیز مهلت کافی جهت آشنایی بیشتر با زن و ویژگی های او را به دست میآورد و در نهایت دو طرف پیرامون مسائل مورد علاقه خویش به گفت و گو مینشینند و چنانچه شروطی را در نظر دارند، مطرح مینمایند. بدین سان باید اذعان کرد که خواستگاری رسمی معقول و پسندیده است.

نگاه به زنی که انسان قصد ازدواج با او را دارد به اجماع فریقین جایز است (1) تا با بصیرت ،کامل همسر خود را برگزیند؛ البته در محدوده مجاز نگاه و لزوم رضایت ،دختر اختلاف است (2) برخی .... و لو اعجَبَكَ حُسنُهُنَّ (3) را دلیل بر این حکم دانسته اند؛ (4) زیرا در این آیه، خداوند به پیامبر اعلام میدارد پس از ،این ازدواج یا تبدیل همسرانت به همسران دیگر، بر تو حلال نیست؛ هرچند جمال آنها مورد توجه تو واقع شود و اعجاب بدون نگاه حاصل نمیشود از این رو برخی از فقیهان اظهار کرده اند که مراسم خواستگاری از جهت شرعی مستحب است (5) علامه حلى الله در این باره می فرماید: در جواز خواستگاری از زنان در مواردی که منع نشده، اختلافی نیست و اساسا مورد اتفاق فقها .است بلکه حق آن است که مستحب باشد زیرا حضرت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) خود این عمل را انجام داده اند همچنین رویه مردم در ،زمان ها مکان ها و شهرهای مختلف همواره بر این امر جریان داشته است که

ص: 121


1- ر.ک. جواهر الکلام، ج 29، ص 63.
2- ر.ک. مستمسک العروه حکيم، ج 14 ، ص 12 - 16 .
3- احزاب 52/33
4- تفسیر قرطبی، ج 14، ص 142 تفسیر مراغی، مج 8، ج 22، ص 26.
5- ر.ک. جامع المقاصد، ج 12، ص 46

بر پسندیده بودن و استحباب خواستگاری دلالت دارد (1)

با توجه به مرحله مورد نظر میتوان اهداف زیر را در گفت وگوی مستقیم تعقیب کرد

.1 آگاهی از وضعیت ظاهری و قیافه؛

2. اطمینان پیدا کردن به تحقیقات میدانی؛

3. آشنایی با خصوصیات ناگفته و ویژگیهای ناپیدا؛

.4 شناخت دیدگاه های ،اخلاقی عقیدتی خانواده دو طرف؛

5. آشنایی با مهارتها و مراتب علمی یکدیگر؛

.6 آشنایی با آداب و رسوم یکدیگر؛

7. زمینه سازی برای انجام تشریفات و مراسم ازدواج

چنانچه گفته شد فلسفه این حکم این است که انسان با بصیرت کامل همسر خود را انتخاب کند و از ندامت و پشیمانیهای آینده که پیمان زناشویی را به خطر می افکند جلوگیری شود چنان که در حدیثی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) آمده است که به یکی از یاران خود که میخواست با زنی ازدواج کند فرمود:

انظر اليها فانه اجدر ان يدوم بینکما (2) پیشتر به او نگاه کن که این سبب میشود مودت و الفت میان شما پایدار شود.

در حدیثی دیگر از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم که در پاسخ این سؤال که «آیا مرد می تواند به هنگام تصمیم بر ازدواج با زنی او را به دقت ،بنگرد، و به صورت و پشت سر او نگاه کند؟ فرمود: نَعَمْ لَا بَأْسَ بأَنْ يَنْظُرَ الرَّجُلُ إِلَى الْمَرْأَةِ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا يَنْظُرَ إِلَى خَلْفِهَا وَ إِلَى وَجْهِهَا (3) «آرى مانعى ندارد هنگامی که مردی بخواهد با زنی ازدواج کند به او نگاه کند، و به صورت و پشت سر او بنگرد»

ص: 122


1- تذكره الفقهاء، حلى ، ج 2، ص 569.
2- تفسیر قرطبی، ج 8 ص 5303
3- کافی ، ج 5، ص 365

ج. حمایت مادی و معنوی از خانواده

قرآن کریم همه را به حمایت از خانواده دعوت میکند : وَ أَنْكِحُوا الأيامى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ» (1) و عزب هایتان - مردان بیزن و زنان بی شوهر را و شایستگان از بندگان و کنیزان خود را به زناشویی دهید.

با اینکه ازدواج یک امر اختیاری و بسته به میل طرفین است مفهومش این است که مقدمات ازدواج آنها را فراهم سازید، از طریق کمکهای مالی در صورت ،نیاز پیدا کردن همسر مناسب تشویق به مسئله ازدواج، و سرانجام پا در میانی برای حل مشکلاتی که معمولاً در این موارد بدون وساطت دیگران انجام پذیر نیست. (2)

اهمیت این مسئله تا به آن پایه است که در حدیثی از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می خوانیم: أَفْضَلُ الشَّفَاعَاتِ أَنْ تَشفَعَ بَيْنَ اثْنَيْنِ فِي نِكَاحَ حَتَّى يَجْمَعَ اللَّهُ بَيْنَهُمَا (3) بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر برای امر ازدواج میانجیگری ،کنی تا این امر به سامان برسد.

بر این پایه در مرحله نخست بر پدران و مادران و اقوام و خویشان و هر کس که در مسئله ازدواج پسر و دختر خانواده سهیم است، ضروری است که نسبت به مقدمات این خواسته الهی آسان گیری کنند و با دست خود به ساده ترین روش و به آسانترین شیوه زمینه زندگی مشترک را فراهم آورند و در مرحله بعد بر دختر و پسری که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند ضروری است که از توقعات بیجا نسبت به یکدیگر و ایجاد شرایط ،سخت به ،پرهیزند تا تمایلات و غرائز و شهوات و خواسته ها به آسانی در راه طبیعی خود قرار گیرند و بنای زندگی سعادتمندانه ای پی ریزی شود و ساختمان خیر دنیا و آخرت برپا گردد.

ص: 123


1- نور 32.24
2- ر.ک تفسیر نمونه، ج 14، ص 45
3- کافی، ج 5، ص 331

پدران و ،مادران پسران و دختران در مقدمات این برنامه الهی و ،انسانی در تعیین مهر و ،صداق در تنظیم شرایط در برپا کردن جشن ،نامزدی و مجلس عقد و عروسی و در اجرای عادات و رسوم محلی سخت گیری نکنید و خارج از توان و قدرت دو خانواده، برنامه ای را پیشنهاد ندهید، تا امر ازدواج به آسانی صورت بگیرد، و خدای مهربان هم در دنیا و آخرت امور شما را سهل و آسان نماید.

در هر صورت آنان که دست اندر کار ازدواج اند ، باید از توقعات بیجا، تحمیل امور خارج از توان پیروی هوا و هوس، افتادن در بند غلط چشم هم چشمی نسبت به دیگران و سخت گیری در تمام امور نکاح به پرهیزند و بنای زندگی مشترک را از نخست بر پایه تقوا، خیر و صلاح، سهولت و آسان گیری و محض جلب خوشنودی حضرت حق قرار دهند

حفظ شئون در گرو مهریه زیاد مجالس پر خرج کثرت ،مهمان و پیاده کردن رسم و رسوم بیجا و غیر موافق با منطق و سختگیری در شرایط نیست حفظ شئون به انتخاب هم کفو رعایت برنامه های ساده و ،سهل مراعات اخلاق اسلامی از جانب دو ،خانواده و رعایت حقوق الهی و انسانی از جانب زن و شوهر نسبت به یکدیگر، و تداوم دادن به مهر و محبت، و عشق و رأفت از جانب مرد و زن برای بقاء زوجیت، و دور ماندن زندگی از جنجال و آشوب و عوامل بیماری های عصبی و روانی است. (1)

دو گروه حامی خانواده

عوامل بیرونی متعددی با حمایت از خانواده در ثبات و استحکام آن نقش ایفا میکنند که میتوان آنها را در دو دسته اصلی زیر جای داد:

ص: 124


1- ر.ک نظام خانواده در اسلام ص 16

یکم. حمایت خویشان و آشنایان دوم. حمایت حکومت.

حمایت خویشان و آشنایان

نقش حمایتی خویشان چه از جهت مادی و چه از جهات معنوی باعث میشود که تنشهای خانوادگی آسیب کمتری بر افراد وارد کند. در عین حال نباید روی دیگر سکه را از یاد برد و آن نقش منفی خویشان و دوستان بر استحکام خانواده است و آن در مواردی است که مخالفتی با ازدواج یا نارضایتی ای از یکی از دو زوج در کار باشد. اختلافات ناشی از دخالت بستگان و ،نزدیکان سنگ اندازی و خرده تراشی بزرگترها و اطرافیان ، درصد بالایی از اختلافات زندگی مشترک را تشکیل میدهند روی هم رفته نهاد خانواده در حال انطباق یافتن با وضعیت جدیدی است که در آن، همراه با کاهش دخالت مستقیم خویشان در زندگی زوجهای جوان استقلال دو زوج بیش از پیش به رسمیت شناخته میشود و در همان حال حمایت مادی و معنوی خویشان از آنها هر چند در سطحی محدودتر از گذشته، ادامه می یابد.

حمایت حکومت

حمایت ،اقتصادی آموزشی و قانونی مهمترین اقسام حمایت حکومت از خانواده را تشکیل میدهند که در قالب حل مشکل بیکاری جوانان شغل مناسب، تسهیلات ازدواج فرهنگ سازی مراکز مشاوره و رسانه های جمعی صورت میگیرد برای نمونه روایتی را نقل میکنیم عَنْ أَبي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) أُتِيَ برَجُل عَبتَ بذَكَرِهِ فَضَرَبَ يَدَهُ حَتَّى احْمَرَّت ثُمَّ زَوَّجَهُ مِنْ بَيْتِ الْمَالَ (1) امام صادق (علیه السلام) مردی را نزد امیر المؤمنين (علیه السلام) آوردند که استمنا کرده بود. امام (علیه السلام) به قصد تنبیه او چند چوب به دست او زد به طوری که سرخ شد؛ سپس به او با هزینه دولت بیت المال)، زن داد.

ص: 125


1- كافى، ج 7، ص 265.

نوشتار دوم : عوامل استحکام پس از ازدواج

درآمد

تأمين استحكام خانواده به شناختی جامع و فراگیر نیاز دارد تا بتوان در پرتو آن عوامل سعادت آفرین خانواده را فراهم کرد. توجه به خوشبختی ،خانواده نیاز به شناخت جامع و فراگیر نسبت به عوامل استحکام خانواده دارد. این عوامل در حقیقت زیربنای خوشبختی خانواده به شمار ،آمده نبود هر یک از آنها در سستی ارکان استحکام خانواده تأثیر میگذارد اینک به توضیح هر یک پرداخته می شود.

1. نظری و معرفتی

استحکام مبانی اعتقادی نسبت به خانواده عاملی برای استحکام خانواده شمرده میشود در اینجا در بعد نظری و معرفتی به مهمترین عوامل استحکام خانواده پرداخته میشود

اً اعتقاد به تقدس پیوند زناشویی

قرآن ازدواج را پیمان محکم و اکید می داند و چنین تعبیر کرده است که وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْض وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً

ص: 126

غليظاً (1) و چگونه آن را باز میستانید و حال آنکه به یکدیگر رسیده اید و آنان از شما پیمانی استوار گرفته اند

میثاق بمعنای پیمان اکید است (2) ؛ در این آیه عقد نکاح براساس نیت اخلاص و دوام الفت است و غلیظ وصف میثاق به صورت صفه مشبهه آمده است ؛ درجه استحکام میثاق را مستحکم تر میکند (3)

پس وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً غليظاً ؛ يعنى عقد نکاح میثاقی میان زن و شوهر است از این رو برخی از فقها درباره عقد نکاح شبهه عبادی بودن را مطرح کرده (4) و گفته اند که نکاح ، معامله محض نظیر بیع و اجاره و جا به جایی مال با مال یا منفعت نیست بلکه پیوند و پیمان دو روح با یکدیگر و بدین جهت دارای قداست است و تعبير مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ (5) صبغه ملکوتی بودن نکاح را گوشزد می کند (6)

در روایت چنین میخوانیم که عن الباقر (علیه السلام) : هو العهد المأخوذ على الزوج حالة العقد : من إمساك به معروف أو تسريح بإحسان (7)

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند که مقصود از میثاق غلیظ همان جملاتی است که با آن عقد نکاح را می بندند که همسرش را به خوبی و خوشی نگه دارد یا با احسان طلاق دهد؛

از آن سو که مسئله ازدواج سنت است (8) و از سویی دیگر یک زن و شوهر

ص: 127


1- نساء : 21/4
2- مفردات ، ص 85
3- ر.ک. التحرير والتنوير، ج 4، ص 74.
4- و الأقرب أنه أفضل من التخلى للعبادة لمن لم تتق نفسه إليه ر.ک. جامع المقاصد، ج 12، ص 8-11
5- امالی ، ص 518
6- ر.ک. تسنیم ج 18 ص 200
7- مجمع البيان ، ج 3-4، ص 42.
8- طبق حديث نبوى فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّى؛ كافى، ج 5 ، ص 496 .

اگر نگاهشان به مسئله زناشویی بر طبق آیه شریفه میثاقاً غليظاً – پیمانی بسیار محکم باشد؛ زمینه برای استحکام بخشی کانون خانواده شان افزایش می یابد؛ و حرمت روابط زناشویی و پیمان زناشویی را نگاه می دارند

ب آگاهی زوجین از انتظارات یکدیگر

در این جا در نظر است با تکیه بر آیات و روایات در حد اختصار به شناخت روحیات زنانه و مردانه بپردازیم.

یکم نیازهای روحی یک زن

در سفارشی که امام علی (علیه السلام) به امام حسن مجتبى (علیه السلام) فرمودند نکته ای جالب و در خور توجه به چشم میخورد ایشان به فرزندش می فرماید: ... وَ لَا تُمَلّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا جَاوَزَ نفسها فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بقَهْرَمَانَة .. (1) کاری که برتر از توانایی زن است به او وامگذار که زن گل بهاری نرم ولطیف ،است نه مانند خدمتکاری سخت کوش باصلابت و خشن.

با تکیه بر حدیث ارزشمند مولایمان میتوان دریافت که جنس زن با خصوصیات ،روحی، جسمی و عاطفی ویژه ای که در عمق وجود او نهفته است نیازهایی متفاوت از یک مرد را دارد به گونه ای که می توان نیازهای روحی وی را این گونه بیان کرد.

1 . توجه وعنايت .2 ارزش گذاری . 3. صمیمیت و مهرورزی 4. درک شدن 5. تایید شدن خواسته های معقولش 6. قوت قلب.

1 . توجه و عنایت

رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: إِنَّمَا الْمَرْأَةُ لُعْبَةٌ مَن اتَّخَذَهَا فَلَا يُضَيِّعْهَا (2) همانا زن ، معشوقه و دلبر است؛ وقتی کنار او قرار گرفتید و زندگی مشترک شروع کردید حقوق او را تباه و ضایع نکیند

ص: 128


1- نهج البلاغه نامه 31 ؛ بحار الأنوار، ج 74 ، ص 216 .
2- کافی ، ج 5، ص 510.

2 ارزش گذاری

یک زن بشدت نیازمند است از سوی همسر خویش مورد احترام واقع شود به ویژه در حضور دیگران حرمت نهادن به او باعث بالندگی نشاط او می گردد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: وَمَن اتَّخَذَ امْرَأَةً فَلْيُكْرمْهَا ! (1)

و از مصادیق ارزش گذاشتن او را تحسین کردن و تحقیر نکردن و با او مؤدب و با وقار سخن گفتن است.

3. صمیمیت و مهرورزی

آنگاه که همسر یک زن نخست به خواست وی توجه و عنایت نشان میدهد به راستی حس صمیمیت را در وجود همسر خویش پدید می آورد. برای نمونه به هنگام انتخاب یک مکان جهت استراحت و تفریح به هنگام سفر انتخاب یک غذا، یا حتی انتخاب زمان مسافرت و خرید اسلام آنچنان به این گونه نکات ریز توجه کرده است که حتی از نشانه های انسان مؤمن اولویت دادن خواسته های خانواده برخواست خود را مطرح ساخته و به عنوان ملاکی مهم عرضه می دارد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَة أَهْلِهِ وَ الْمُنَافِقُ يَأْكُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ (2)

4. درک شدن

زن را نباید بیش از توانش به کاری وادار کرد آنگاه که مردی شرائط جسمی و روحی و روانی همسرش را در اوقات بیماری و خستگی و.... در نظر میگیرد از او انتظار و توقعی ندارد با او یکدل و همراه می گردد و به او آزار نمی رساند رسول اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: وَ طَيِّبُوا

ص: 129


1- قرب الإسناد ، حمیری قمی، ص 70
2- کافی، ج 4 ، ص 12.

قُلُوبَهُنَّ حَتَّى يَقِفْنَ مَعَكُمْ وَلَا تَكْرَهُوا النِّسَاءَ وَلَا تَسْخَطُوا بهن (1) دلهای آنان را بدست بیاورید تا با شما همراهی کنند و آنان را مجبور و خشمگین نسازید.

5. تأیید خواسته ها

غرض از نظر و خواسته های یک ،زن پیشنهادهای معقولی است که هر عقل سلیمی آن را می پذیرد برای نمونه یک زن دوست دارد همسرش به نظافت و آراستگی خویش بها دهد، به مناسبتهایی مثل جشن تولد سالگرد ازدواج و.... اهمیت بدهد، اگر قصد دیر آمدن را به خانه داشت او را در جریان قرار دهد سرزده وارد خانه نشود. امام باقر (علیه السلام) میفرماید: النِّسَاءُ يُحْبَيْنَ أَنْ يَرَيْنَ الرِّجَالَ فِي مِثْل مَا يُحِبُّ الرجال أن يَرَى فِيهِ النِّسَاءَ مِنَ الزِّينَة (2) همان گونه که مردان دوست دارند زینت را در زنانشان

ببینند زنان نیز دوست دارند زینت را در شوهرانشان ببینند.

6. قوت قلب

ابراز علاقه به زن نیرو و قوت قلب میدهد که بعض از مصادیق آن در روایات آمده است مثل بیان جمله ای زیبا (3) خرید هدیه ای هرچند کوچک (4) و....

دوم : شناخت روحیات یک مرد

جنس مرد نیز با توجه به نوع توانمندی ها استعدادها، عواطف نیازها و روحیات خویش از ویژگیهای خاصی برخوردار است از این شناخت روحیات یک مرد از جانب همسرش در داشتن روابط صمیمانه و با صفا کمک به سزایی مینماید توجه به آیات و روایات

ص: 130


1- مستدرک الوسائل، ج 14 ، ص 252 .
2- مكارم الأخلاق ،ص ، ص 8؛ ؛ بحار الأنوار، ج 73 ، ص 101
3- حديث نبوى: قَوْلُ الرَّجُل لِلْمَرأَة إِنِّى أَحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبهَا أَبَداً؛ كافي ، ج 5 ، ص 569.
4- حديث حضرت على الْهَدِيَّةُ تَجْلِبُ الْمَحَبَّة، غرر الحكم ص 43 مستدرک الوسائل، ج 13 ،ص 207.

معصومین نکات ارزنده ای را به ما می نمایاند

خدای سبحان میفرماید: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بما فَضَّلَ اللهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْض و بما أنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهم... (1) مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند بر زنان تسلط دارند

امام صادق (علیه السلام) نیز در حدیثی میفرمایند: فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ مَلَكَهُ نَاصِيَتَهَا وَ جَعَلَهُ الْقَيِّمَ عليها (2)

خدای سبحان سرنوشت زن را بدست او سپرده است و او را موظف به سرپرستی وی ساخته است. با توجه به این آیه و روایت میتوان دریافت که خدای سبحان حکیم خلقت مرد را به گونه ای صورت بخشیده است که توانمندی و استعداد ریاست بر جنس زن را داشته باشد.

برای یک مرد به عنوان سرپرست خانواده می توان نیازهایی را نام برد که به شرح زیر است:

.1. اعتماد و اطمینان

برای یک مرد بسیار د بسیار مهم است که مورد اعتماد باشد، مدیریت و ریاست وی از جانب همسرش مورد پذیرش باشد و او را همچون سرپرستی لایق و قابل اعتماد بنگرد برای ثابت شدن این مسئله از سوی زن میتوان به مخالفت نکردن لجبازی ،نکردن غر نزدن و گلایه نکردن اشاره کرد این مسئله در روایات ما هم منعکس شده است.

در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) آمده است که ما من امْرَأَة تَشتَكِى زوجها إِنَّا غَضِبَ اللهُ عليها (3) هیچ زنی نیست که از شوهرش گلایه مند باشد مگر آنکه خدا بر او خشمگین است.

ص: 131


1- نساء : 344
2- من لا يحضره الفقیه، ج 3، ص 443
3- مستدرک الوسائل ، ج 14، ص 245.

امام صادق (علیه السلام) نیز می فرمایند: مَلْعُونَةً مَلْعُونَةُ امْرَأَةٌ تُؤذِي زوجها أَوْ تَعُمُّه..... (1)

زنی که همسرش را بیازارد و او را غمگین سازد از رحمت (خدا) به دور باد. بزرگترین آزار برای یک مرد این است که همسرش نسبت به وی بی اعتماد باشد.

.2 پذیرش از جانب همسر

یک مرد نیازمند پذیرش از جانب همسر خویش است همان گونه که هست با همان ویژگیهای جسمی و روحی که دارد.

زمانی که زنی همسرش را همان گونه که هست بپذیرد بدون این که به عمد بخواهد او را تغییر دهد همسرش احساس پذیرش می کند، احساس میکند همسرش به او علاقه مند است و خصوصیات جسمی و روحی او را می پسندد. البته این بدان معنی نیست ،که زن گمان کند همسرش کامل و بی عیب و نقص است بلکه نشان دهنده این است که او سعی بر اصلاح همسرش آن گونه که خودش میخواهد را .ندارد به شخصیت او اعتماد دارد و یقین دارد که معایب و نواقص خود را بدون این که او اظهار نظری نماید برطرف خواهد ساخت.

عیب جویی مداوم از یک مرد و تلاش برای تغییر او و تبدیل وی به آن چیزی که زن میخواهد او را از درون میشکند خرد و خوار می سازد.

تغافل یک زن مدبر نسبت به نواقص احتمالی همسر و اطمینان دادن به مرد که او را همان گونه که هست دوست دارد و می پذیرد، مهمترین نیاز روحی یک مرد و سرپرست خانواده را برآورده می سازد.

در حدیثی از امیر بیان حضرت علی (علیه السلام) چنین آمده است: لا حلم کالتغافل (2) هیچ شکیبایی چون تغافل نیست

ص: 132


1- وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 280
2- غرر الحکم ، تمیمی آمدی، ص 245.

و میفرمایند: نصف العاقل احتمال و نصفه تغافل (1) نیمی از وجود انسان عاقل را شکیبایی و نیمی دیگر را تغافل تشکیل میدهد.

لازم به ذکر است که تغافل از جمله صفاتی است که دو سویه هست یعنی هم تغافل باید از سوی زن باشد که بحث شد) و هم از سوی مرد.

3. قدر شناسی

یک مرد نیازمند است که زحمات و خدماتش از سوی همسر مورد قدردانی واقع گردد همسرش ارزش تلاشها و کوششهایی را که او درباره رفاه خود و خانواده خود انجام می دهد بداند و به آنها ارج نهد. سپاسگزاری یک زن از همسر خویش حتی به صورت زبانی و قولی نقش بسیاری در نشاط وی دارد چرا که او به قدر شناسی همسرش نیازمند است.

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: خَيْرُ نِسَائِكُمْ الَّتِي إِنْ أُعْطِيَتْ شَكَرَتْ وَ إِنْ مُنِعَت رَضِيَت (2) بهترین زنان کسی است که اگر از جانب همسرش به او چیزی داده شود قدردانی کند و اگر چیزی داده نشود قانع و راضی باشد و ناسپاسی نکند

.4 تأیید از جانب همسر

آنگاه که مردی از جانب همسر خود مورد تایید واقع گردد به خود می بالد و احساس سربلندی میکند اما اگر زنی به گونه ای با همسر خویش برخورد نماید که گویا هیچ گونه عمل یا رفتاری را از همسرش نمی پذیرد و یا مورد تایید قرار نمیدهد بلکه بر عکس از او شاکی می،باشد اینجا شخصیت او را نابود میسازد و شاید به همین دلیل است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: أيُّمَا امْرَأَة قَالَتْ لِزَوْجِهَا مَا رَأَيْتُ قَطُّ مِنْ

ص: 133


1- همان ، ص 245
2- مستدرک الوسائل ، ج 14 ، ص 161 .

وَجْهكَ خَيْراً فَقَدْ حَبط عملها (1) هر زنی که به همسرش بگوید، هرگز از تو خیری ندیده ام (ثواب) اعمالش از بین میرود زیرا) با این سخن شخصیت همسر خویش را لگد مال کرده است.

5. تشویق شدن از سوی همسر و همکاری زوجین

تشویق مایه دلگرمی و امید است که هم زبانی است و هم عملی شاید به همین دلیل است که بزرگان دین در این زمینه به زنان سفارش میکردند تا در امور ،همسر یار و مددکار وی باشند. در حدیثی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) چنین آمده است أيما امرأة أعانت زوجها على الحج و الجهاد أو طلب العلم أعطاها الله من الثواب ما يعطى امرأة أيوب (علیه السلام) (2) هر زنی که شوهرش را بر حج و جهاد و طلب علم یاری کند خدای سبحان به او پاداش زن ایوب دهد.

در پایان این بحث باید اشاره شود که محصول و ثمره شناخت زوجین نسبت به یکدیگر تفاهم و همدلی است. در این گونه خانواده ها زوجین به هنگام گفت و گو با یکدیگر نکاتی را رعایت میکنند که درباره رسیدن به مرز تفاهم آنان را یاری می نمایند؛ این نکات عبارت است از:

1 هنر خوب شنیدن 2 عدم مقایسه همسر خویش با دیگران برخورد ملایم توأم با احترام به هنگام مخالف بودن با نظر همسر 4. صداقت و راستی در برخورد و سخنان 5 گفت و گوی با همسر در رابطه با مسائل مورد علاقه وی و پرهیز از مسائل و سخنانی که رنجش وی را فراهم می سازد.

ص: 134


1- من لا يحضره الفقيه ، ج 3، ص 440
2- مكارم الأخلاق، ص 201

ج. آگاهی از جایگاه طلاق

از منظر قرآن ،طلاق آخرین راه برای شکستن بن بست اختلافات مسالمت ناپذیر خانوادگی به شمار می آید

وَ إِن امْرَأَةٌ خافَت مِنْ بَعْلِها نُشُوراً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صَلَحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرُ ... وَ إِنْ يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلَّا مِنْ سَعَتِهِ وَكَانَ اللَّهُ وَاسِعاً حكيماً. (1)

از این آیه به دست می آید که حرمت خانواده و حفظ نظام آن، بر حق شخصی مقدم است؛ گذشتن از حق شخصی برای رسیدن به مصلحت بالاتر و حفظ خانواده مانعی ندارد ،بنابراین اگر شوهر یا زنی سرکشی و نشوز ،کرد هر کدام میتواند از برخی حقوق خود بگذرد و از فروپاشی خانواده جلوگیری .کند همچنین آیهی فوق در حالی که به صلح و آشتی خانوادگی اشاره میکند، یک قانون کلی و عمومی را نیز بیان میکند و آن این که در همه جا ،اصل صلح و صفا و دوستی و سازش است. (2) نزاع و کشمکش و جدایی بر خلاف طبع سلیم انسان است و جز در موارد ضروری نباید به آن متوسل شد.

و اما در روایات آمده است که ما من شيءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مِنْ بَيْتِ يُعْمَرُ بِالنِّكَاحِ وَمَا مِن شَيْءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَيْتِ يُخْرَبُ فِي الْإِسْلَامِ بِالْفُرْقَةِ يَعْنِی الطلاق (3) هیچ چیز در پیشگاه خدا محبوب تر از خانه ای نیست که به ازدواج آباد شده باشد و هیچ چیز در پیشگاه خدا منفورتر از خانه ای نیست که در اسلام به جدایی (طلاق) ویران شود.

وَلَا تُطَلِّقُوا فَإِنَّ الطَّلَاقَ يَهْتَزُّ مِنْهُ الْعَرْشِ (4) طلاق عرش خدا را می لرزاند.

ص: 135


1- نساء : 4 / 128.130
2- ر.ک. تفسیر تسنيم، ج 21 ، ص 63,52.
3- وسائل الشيعه، ج 22 ، ص 7 .
4- همان، ص 8 .

قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَوْصَانِي جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) بِالْمَرْأَة حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ لَا يَنْبَغِى طلاقها إِلَّا مِنْ فَاحِشَةَ مُبَيِّنَة (1)

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: جبرئیل (علیه السلام) مرا آنقدر راجع به زنان سفارش کرد که گمان بردم نمیتوان آنان را طلاق گفت جز اینکه مرتکب کار زشت زنا شوند زنای آشکار طبق آیات و روایات میتوان طلاق را به دو قسم تقسیم کرد.

.1 طلاق منفور

طلاق وقتی منفور است که انسان دارای همسری باشد که نقاط قوتش بیشتر از ضعفش .است همه مطالبی که در بیانات پیشوایان ،معصوم درباره مذمت طلاق ملاحظه ،کردیم در همین زمینه است.

وقتی پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) شنید که یکی از یاران - یعنی ابو ایوب انصاری می خواهد همسر خود را طلاق دهد، فرمود: إِنَّ طَلَاقَ أُمّ أَتُوبَ لَحُوبٌ (2) طلاق ام ،ایوب گناه بزرگ است.

تعبير فوق میتواند اشاره به این نکته داشته باشد که گاهی ممکن است ،طلاق حلال نباشد؛ زیرا چیزی که حلال است، نمی تواند گناه باشد.

در حقیقت باید توجه داشته باشیم که اگر چیزی حلال باشد - اعم از این که حلال منفور باشد یا حلال محبوب و مطلوب – گناهی ندارد و اگر گفته شد که چیزی گناه دارد دلیل این است که حلال نیست. تكرار طلاق نیز در نظر ،اسلام منفور است؛ یعنی ممکن است طلاقهایی که شخص میدهد به خودی خود موجه و منطقی باشد اما که شخص مرتب به ازدواج و طلاق روی می آورد، مورد بغض و نفرت شارع است.

ص: 136


1- من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 440.
2- کافی، ج 6 ، ص 55 .

امام باقر (علیه السلام) فرمود: إِنَّ اللهَ يُبْغِضُ كُلَّ مطلاق وذواق؛ (1) خدای سبحان، کسی را که کارش طلاق و تنوع طلب و بلهوس است را دشمن میدارد

در روایت است که: تَزَوَّجُوا وَلا تُطَلِّقُوا فَإِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الذوَاقِينَ والذواقات؛ (2) ازدواج کنید و طلاق ندهید که خدای سبحان، مردان و زنان بلهوس را دوست نمی دارد.

از این رو ممکن است با توجه به روایت زیر بگوییم تکرار طلاق در صورتی منفور است که دلیل موجهی برای طلاق نباشد و بنابراین دو روایت ،فوق اگر چه اطلاق ،دارند ولی این ،اطلاق به وسیله روایت زیر تقیید می شود

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به مردی گذشت و از او پرسید زنت را چه کردی؟ گفت طلاقش دادم پرسید بدون هیچ عیبی گفت بدون هیچ عیبی پس از مدتی آن مرد با زن دیگری ازدواج کرد. روزی پیامبر خدا بر او گذشت و به او گفت چه کردی گفت ازدواج کردم، چندی بعد، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به او برخورد و پرسید: زنت را چه کردی گفت: طلاقش دادم! پرسید بدون هیچ عیبی پاسخ داد بدون هیچ عیبی فرمود: إِنَّ اللهَ يُبْغِضُ أَوْ يَلْعَنُ كُلَّ ذَواقِ مِنَ الرجال وَكُلَّ ذواقة مِنَ النِساءِ؛ (3) خدای سبحان دشمن می دارد يا لعنت میکند مردی را که زنان را بسیار می چشد و زنی را که مردان را بسیار می چشد.

اگر چه بیان پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در مورد مبغوض یا ملعون بودن زنان و مردان ،هوسران مطلق ،است لیکن هر بار که آن مرد از طلاق همسرش خبر می داد پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) بی درنگ میپرسید آیا زن عیبی داشته یا نه از این جا میتوان فهمید که اگر مردی زن خود را به واسطه عیب و

ص: 137


1- همان
2- وسائل الشيعه، ج 22، ص 9.
3- كافى، ج 6 ، ص 54 .

نقص اخلاقی طلاق بدهد و چند بار هم تکرار شود، مبغوض و ملعون نخواهد بود.

2 طلاق غیر منفور

طلاق، هنگامی غیر منفور است که زندگی خانوادگی و ادامه آن غیر ممکن .باشد زندگی ،خانوادگی نیاز به وحدت و مودت و رحمت دارد و این هم چیزی نیست که یک طرفه و یک جانبه باشد بلکه باید جذب و کشش از هر دو طرف باشد. حال اگر در هیچ کدام جاذبه نیست، یا در یکی جاذبه و در دیگری دافعه ،است راه درمانی جز طلاق وجود ندارد.

خطاب بن مسلمه می گوید:

خدمت امام كاظم (علیه السلام) رفتم و میخواستم از بدخلقی زنم شکایت کنم حضرت فرمود پدرم زنی برایم گرفته بود که بدخلق بود و من پیش او شکوه بردم فرمود ما يَمْنَعُكَ مِنْ فراقها قَدْ جَعَلَ اللهُ ذَلِكَ إِلَيْكَ چه چیز مانع تو میشود که از او جدا شوی این کار را خدای سبحان به دست تو گذاشته است.

پیش خودم گفتم گره از مشکل من گشودی (1)

می بینیم که برخورد پیشوایان اسلام با مسأله طلاق به این صورت است که گاهی آن را منفور و مبغوض تلقی کرده اند و گاهی با لحنی که نسبتاً تشویق آمیز است تفهیم میکنند که چه مانعی دارد که از حق خدایی خود برای نجات از غرقابی به اسم خانواده و در حقیقت، گردابی مهلک بهره وری نمیکنید از این گونه برخورد با مسأله بر می آید که حکمت تشریع ،طلاق خلاص شدن از گرداب و غرقاب است و ،بنابراین اگر چه حلیّت آن مطلق ،است ولی نباید سوء استفاده کرد (2)

ص: 138


1- همان، ص 270
2- ر.ک. خانواده در ،قرآن ص 375-383

.2 اخلاقی و عاطفی

در منابع اسلامی، اخلاق نیکو عاملی بسیار موثر در استحكام بنياد خانواده شناسایی شده است. در روایتی، شخصی بنام حُسَيْن بن بَشار می گوید: نامه ای به امام رضا (علیه السلام) نوشتم و در آن به حضرت عرضه داشتم : أَنَّ لِى ذَا قُرْبَة قَدْ خَطَبَ إِلَيَّ وَ فِي خُلْقِهِ سُوءٌ قَالَ لَا تُزَوِّجْهُ إِنْ كَانَ سَيِّئَ الْخُلُق (1) که من قوم و خویشی دارم از من دخترم را خواستگاری کرده ولی در او بدخویی است فرمود اگر بد اخلاق است با او ازدواج نکنید این فرمایش بیان کننده نقش مهم حسن خلق در زندگی مشترک است.

حسن خلق به معنای کیفیت نیکوی نفسانی است که رفتارهای پسندیده بر پایه آن به سهولت صورت می گیرد. (2) حال به برخی مصداق های آن در استحکام خانواده می پردازیم.

أ. ملکه عفت و حیا

از ویژگیهای مهمی که در استحکام خانواده نقش بسیار مؤثری ،دارد عفت و حیای زن و شوهر است به همین دلیل در منابع اسلامی به ازدواج با زنان عفیف تاکید شده است.

عفت در لغت به معنای حفظ نفس از تمایلات و شهوات نفسانی آمده (3) حیا نیز به حفظ نفس از ضعف و نقص و پرهیز از عیب و امور پست معنا شده است. (4)

قرآن کریم می فرماید: قَدْ َافْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ... وَالَّذينَ هُمْ لِفُرُوجهم حافظون (5) به راستی که مؤمنان رستگار شدند ... و آنان که دامن خود را [از حرام]

ص: 139


1- مكارم الأخلاق، ص 201.
2- ر.ک. لسان العرب، ج 13 ، ص 114 .
3- التحقيق في كلمات القرآن الكريم، حسن مصطفوی ، ، ج 8، ص 180
4- همان ، ج 2، ص 338 .
5- مومنون 5123

نگه دارنده اند در روایات نیز علاوه بر اهمیت عفت به طور عام بر خصوص خودداری از شهوت شکم و غریزه جنسی، تأکید ویژه ای به عمل آمده است. برای نمونه امام باقر فرمودند: مَا مِنْ عِبَادَة أَفْضَلَ مِنْ عِفَّة بَطْن وَ فَرْجٍ (1)

از مهمترین خواسته های ،نفس خواسته جنسی است. به همین دلیل عفت و حیا در سازگاری همسران مؤثر است به طوریکه رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) یکی از ویژگیهای بهترین زنان را عفت آنان برشمرده و فرموده اند: إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمْ... الْعَقِيفَة (2).

عامل عفت در حفظ و ارتقای موقعیت و شخصیت زن و نیز گرایش مرد به سوی زن بسیار مؤثر است همچنین آراستگی هر یک از زن و مرد به ملکه عفت، موجب ،پاکی صداقت و سلامت در زندگی خانوادگی خواهد بود و نیکیها و صفای زندگی را گسترش میدهد.

جلوه های عفت و حیاء جنسی در زن و شوهر را میتوان در موارد زیر نام برد. (3)

الف: عفت در روابط جنسی

ب عفت در پوشش و خودنمایی

ج عفت در نگاه

د عفت و حیا در راه رفتن

و حيا در گفتار با نامحرم

نقش حیا و عفت در استحکام خانواده عبارت است از: وفاداری به همسر (4) احساس نیاز به همسر محبت (5) جلوگیری از

ص: 140


1- کافی ، ج 2، ص 79
2- همان ج 5 ، ص 324
3- رک همسران سازگار حسین زاده ص 38-40
4- إِذَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَلَكَ عَبْدِ نَزَعَ مِنْهُ الْحَيَاءَ فَإِذَا نَزَعَ مِنْهُ الْحَيَاءَ لَمْ تَلْقَهُ إِنَّا خَائِنَا مَخُونَا ؛ کافی ، ج 2، ص291 .
5- الحياء ... موجب للمحبة؛ شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد ج 20 ،ص 272 ،

ظهور پلیدی و... (1) که هر کدام از آنها در ثبات زندگی خانوادگی کارساز است.

ب. روحیه مصالحه و مدارا

مدارا هم به لحاظ معنوی و هم به لحاظ بهره های مادی در معاشرت ،اجتماعی جایگاه بالایی .دارد پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید : مُدَارَاةُ النَّاس نِصْفُ الْإِيمَان وَالرِّفْقُ بهمْ نِصْفُ الْعَيْش (2) مدارا با مردم ، نصف ایمان و رفق با آنها نصف زندگی است اساسا بدون رفق و مدارا نمیتوان از زندگی بهره برد و زندگی بدون بهره مندی در این حالت تنها از شکل برخوردار ولی فاقد روح و معناست در نهاد ،خانواده اجرای این اصل از قوانین بسیار فراگیر است.

قرآن در این زمینه می فرماید:

و إن امْرَأَةٌ خافَت ... فَلا جُناحَ عَلَيْهما أنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلحاً و وَالصُّلْحُ خَيْر... (3) . و اگر زنی از شوی خویش بیم ناسازگاری یا روی گردانی داشته باشد باکی بر آنها نیست که میان خود به گونه ای آشتی و سازش کنند و آشتی و سازش بهتر است ... این آیه اصلاح طلبی در امور خانواده درباره استحکام را با تاکید زیاد آورده است (4) مراد از صلح در اینجا صلح قبل از نزاع است نه صلح بعد از وقوع حادثه و نزاع زیرا صرف خوف نشوز و هراس از اعراض، مصحح برقراری پیمان صلح اعلام شده است (5)

در این باب واژه ای همچون رفق هم آمده است که به توضیح آن می پردازیم:

ص: 141


1- رک همسران سازگار، ص 42-46.
2- كافى، ج 2، ص 116 .
3- نساء : 4/ 128
4- مصدر موكد صلحاً و به دنبال آن جمله مستقل و الصُّلْحُ خَيْر ، نشان اهمیت سازش است .
5- ر.ک. تسنیم، ج 21 ، ص 50 .

رفق عبارت است از نرم برخورد کردن با دیگران به آنها جا دادن و در حق آنان خشونت روا نداشتن (1) که در پیدایش سه زاویه خوش اخلاقی یعنی نرم برخورد کردن همدمی نیکو و تحمل کردن دیگران به گونه ای که از انسان فرار نکنند نقش فراوانی دارد (2) دو مقوله مدارا و ،رفق بسیار به نزدیک هستند و نمیتوان از جهت رفتاری این دو را از یکدیگر جدا کرد. این دو ویژگی در زندگی اجتماعی به طور عام و در نهاد خانواده به طور خاص از اهمیت ویژه ای برخوردار است به طور کلی در برخورد با حالات درونی همسر و موقعیتهای بیرونی زندگی باید مدارا کرد

یکی از یاران امیرالمؤمنین (علیه السلام) از همسران خود شکایتی را پیش حضرت مطرح کرد حضرت پس از پذیرش نقصهایی که در میان آنان وجود دارد، به او سفارش فرمودند: فَدَارُوهُنَّ عَلَى كُلِّ حَال (3) در تمام حالات با همسران مدارا کنید.

حتی در شکیبایی و مدارا در برابر بد اخلاقی شوهر که در روایت جهاد زن نامیده شده است (4) ثواب هایی همچون برداشتن عذاب قبر و حشر با فاطمه زهرا علیها السلام و پاداشی همچون پاداش زن فرعون قرار داده شده است. همچنین در بردباری مرد در برابر بد اخلاقی همسر همانند اجر ایوب (علیه السلام) در مشکلات و اعطای ثواب شاکرین و رسیدن به درجه ای خاص در بهشت را میتوان بر شمرد (5) مدارا بیشترین نقش را در اصلاح یا دست کم کاستن ناسازگاری همسران دارد مدارا کردن رفتاری است موجب جلوگیری از در گیریهای بی فایده و موجب پیوند بیشتر با دیگران است

ص: 142


1- مجمع البحرين طريحي، ج 5، ص 1.
2- لسان العرب، ج 10، ص 11.
3- من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 55
4- وَجهَادُ الْمَرأة أنْ تَصْبرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أذَى زَوْجِهَا؛ كافى، ج 5 ، ص 9.
5- ر.ک. تحکیم خانواده محمدی ری شهری، ص235 تا 239

إنَّ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) شَكَا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا يَلْقَى مِنْ سُوءِ خُلُق سَارَةَ فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ إِنَّمَا مَثَلُ الْمَرْأَةِ مَثَلُ الضّلْعِ الْمُعْوَجَ إِنْ أَقَمْتَهُ كَسَرَتَهُ وَ إِنْ تَرَكْتُهُ اسْتَمْتَعْتَ بهِ اصْبرْ عَلَيْهَا (1) امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : هنگامی که ابراهیم از بد اخلاقی ساره به خدای سبحان شکایت میکند خدای حکیم به او وحی می فرستد که زن همچون دنده ای خمیده است اگر بخواهی او را راست کنی میشکند و اگر با او مدارا کنی از او بهره مند میشوی پس بر او صبر کن

از پیامدهای رفق و مدارا در روایات می توان به أ : خیر و برکت (2) ب: خوشبختی (3) ج : امنیت (4) و .... نام برد. معنای مدارا این نیست که وقتی از کسی تخلفی میبینیم او را دعوت به خیر ،نکنیم، موعظه نکنیم، امر به معروف و نهی از منکر نکنیم و نام آن را مدارا بگذاریم. این معنای مدارا نیست بلکه نوعی بی تفاوتی در برابر امر دینی است.

نمیتوان به بهانه ،مدارا از انجام تکلیف سرپیچی کرد، البته در صورتی که انجام هیچ کدام از ،وظایف رفتار او را تغییر ندهد مدارا در دستور کار قرار میگیرد؛ تا به مرور زمان رفتارهای او تعدیل گردد. پس در اصل ادای وظایف چیزی به نام مدارا وجود ندارد؛ ولی در راهکار و کیفیت ادای ،وظیفه مدارا یک اصل انکار ناپذیر است که برای رسیدن به هدف رعایت آن ضروری است.

هم رنگی با جماعت پایبندی به بعضی از سنتها به هر ،قیمت هرگز نمیتوان به بهانه مدارا کردن نافرمانی حق کرد. برای نمونه خدای سبحان در قرآن درباره زنانی که بیم سرکشی و نافرمانی در آنان وجود دارد فرموده است... و الاتى تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ

ص: 143


1- کافی، ج 5، ص 513.
2- قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) الرفق يمن ؛ کافی، ج 2، ص 119.
3- امیر المومنان (علیه السلام) الرفق مفتاح النجاح ؛ غرر الحكم ص 244.
4- اميرالمومنان (علیه السلام) من دارى الناس من مكرهم؛ همان

فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيهِنَّ سَبيلاً .....» (1) .... زنانی که از سرکشی و نافرمانیشان بیم دارید [نخست] پندشان دهید و اگر مؤثر نیفتاد] جای خواب را از آنها جدا کنید و اگر باز سودمند نشد] بزنیدشان پس اگر از شما فرمان بردند راهی بهانه ای بر آنان برای ستم و آزار مجویید.

گفتهاند که در این آیه تحقیر زن دیده می،شود، به گونه ای متناسب با عهد جاهلی که زن در جایگاهی بسیار پست قرار داشت. دگر گونی سطح دوران جاهلیت و به مراحل والای انسانی رسیدن به طور ناگهانی و بدون مقدمه چینی ممکن نبود و نیاز به زمان و سیر تدریجی داشت. در این میان اسلام در آغاز کار نسبت به برخی از رسوم ایشان با ایشان همنوا شد و در این مسیر همراهی دمیدن، ساز ملایمت و خشونت گریزی را در خاطر ایشان آغاز کرد تا دلهایشان رام گردد و راه درست را دریابند تا خود اندک اندک زشتکاری هایشان را ترک کنند

اتخاذ چنین روش و تدبیری برای ریشه کن کردن عادتهای حکمفرمای جاهلی را در اصطلاح نسخ تمهیدی زمان بندی شده نامیده ایم. مساله شدید درد آور زن از جمله همین مسائل است .بنابراین اگر چه در قرآن آمده ولی از سوی آورنده شریعت به گونه ای تفسیر شده که تعدیل آن را در آن زمان و ریشه کن ساختن آن را در دراز مدت موجب شود.

در این جا یادآوری دو نکته ضروری هست.

نکته اول زدن در آیه در واقع زدن نیست چون ذیل این آیه شریفه، مفسرین سنی همچون ،عطا ، عکرمه (قتاده و مفسرین شیعه (همچون شیخ طوسی، قاضی ابن براج زدن غیر مبرح را تجویز کرده اند؛ مبرح به معنای سخت و دردآور است. امام باقر (علیه السلام) فرمود: با چوب مسواک باید

ص: 144


1- نساء : 344

باشد (1) پس زدن زن دست، کشیدنی است با ظرافت ویژه و این دلالت آیه را خنثی میکند و حق تنبیه بدنی و آزار رسانی زن از سوی مرد را یکسره نفی میکند

نکته :دوم از زدن زنان چنان به سختی نهی شده که تخلف کننده را از دایره نیکان امت بیرون شمرده و جزو شرارالناس می شمارد. چنان که در حدیث آمده که زنان بسیاری از همسران اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) گرد خانه های خانواده پیامبر به شکایت از همسرانشان که زدن آنان را مجاز می دانستند ،آمدند پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود اینان نیکان شما نیستند.

نسبت به زن و پاسداشت حرمت او با بذل توجه و مهربانی و رحمت و دوری از خشونت حتی سختگیری درباره اشتباهات و کوتاهیهای او سفارشهای اکیدی از بزرگان دین به ما رسیده است؛ و از هیچ یک از امامان معصوم نقل نشده که با همسران خود تندی کنند، چه رسد به زدن و سیلی نواختن بلکه روش ،آنان گذشت و بخشش بود. از این رو دستاویز کردن ظاهر آیه گرفتن به ظاهری منسوخ است و مخالفتی صریح با نهی پیامبر و سفارشهای رسای آن حضرت و امامان معصوم بحساب می آید. (2)

ج خوی تغافل وگذشت

تغافل آن است که آدمی چیزی را بداند؛ ولی با اراده و عمد خود را غافل نشان دهد؛ (3) که زمینه خوش خلقی را در خانواده ایجاد می می کند کسانی که مدام رفتار همسر خود را زیر نظر دارند و وانمود می کنند که به شدت مراقب اویند علاوه بر آن که چهره ای بد اخلاق از خود به

ص: 145


1- تفسير التبيان ، ج 3، ص 191
2- ر.ک. نقد شبهات پیرامون قرآن کریم محمد هادی معرفت، ص191-199
3- ر.ک. لسان العرب ، ج 11، ص 497 .

نمایش میگذارند به کج رفتاری هر چه بیشتر همسر خود نیز دامن میزنند؛ از این رو امیرالمؤمنین (علیه السلام) با اشاره به نقش مهم تغافل در آرامش زندگی میفرمایند: مَنْ لَمْ يَتَغَافَلْ وَ لَا يَغُضُّ عَنْ كَثِير مِنَ الْأُمُورِ تَنَقَّصَتْ عِيشَتُه (1) که تغافل نکند و چشم نپوشد از بسیاری از کارها زندگانی تلخی خواهد داشت.

چه بسا در سخنان و رفتار همسر مواردی مشاهده شود که مورد پسند انسان نباشد؛ در این موارد اگر انسان به سرعت واکنش تند و خشم آلودی نشان دهد و همواره این شیوه را تکرار کند، در دراز مدت بازتاب منفی چنین رفتاری موجب هتک حرمت او خواهد شد اما اگر خویشتنداری کند و با بزرگواری و تغافل از موارد ناهموار درگذرد، موجب افزایش عزت و حفظ حرمت او شده، بتدریج رفتار ناپسند همسر خویش را نیز اصلاح خواهد کرد.

بدون تردید در بین اعضاء خانواده اختلاف سلیقه و نظر سب برخی از برخوردها و خطاها میشود که از دید هر کدام از اعضاء پنهان نمیماند بهترین نوع برخورد با این گونه اشتباهات زیر مجموعه چشم پوشی بزرگوارانه و رعایت اصل تغافل .است تغافل که به معنای نادیده انگاشتن چشم پوشی و خود را به غفلت زدن است، سبب جذب و سازندگی همسران و حفظ آبروی آنان می شود و به تدریج، ارتباط عاطفی و معنوی اعضاء را تشدید میکند و از این راه بسیاری از مشکلات نیز حل میشود

امام صادق الامی فرماید: صلاح حالِ التَّعايُش والتَّعاشُر مِلا مكيال تُلْناهُ فِطْنَةٌ وَثُلْتُهُ تَعَافُلُ (2)

فضای زندگی و معاشرت سالم پیمانه ای است که دو سوم آن را زیرکی و یک سوم آن را تغافل پر میکند

ص: 146


1- غرر الحكم و درر الكلم ،451
2- تحف العقول، ص 35

از این رو هنر ،مدیریت جمع بین عیب پوشی و عیب زدایی است که یکی با تغافل» و دیگری با تدبیر تحقق مییابد و اولی نقش مسکن و دومی نقش درمان را دارد

در زندگی خانوادگی به وفور مسائلی پیش می آید که اعضای خانواده باید از آن چشم پوشی کنند تا شیرینی زندگی تبدیل به تلخی نشود از این رو چشم پوشی از مسائل کم اهمیت و قابل گذشت موجب تقویت نهاد خانواده است.

د. روحیه قناعت

از دیگر صفات اخلاقی که زمینه ساز آرامش خانوادگی بوده، قناعت است. قناعت در لغت به معنای تنازل است تا آنجا که فرد حیات خود را با امکاناتی که در دست دارد منطبق سازد و از مصداقهای ،آن رضایت دادن به چیزی است که به او میرسد. (1) در علم اخلاق نیز ملکه قناعت ضد حرص و حالتی نفسانی دانسته شده است که باعث میشود آدمی به قدر حاجت و ضرورت اکتفا کند و در تحصیل اضافه از مال زحمت نکشد (2) امام سجاد (علیه السلام) در بیان اهمیت قناعت، برترین اعمال را قناعت شناسایی کرده اند (3) در روایت است که فردی به نام ابراهیم کرخی به حضور امام صادق (علیه السلام) رسید و عرضه داشت: همسر موافقی داشتم که از دنیا رفت و اینک قصد ازدواج دارم. حضرت فرمودند: انظر أيْنَ تَضَعُ نَفْسَكَ ... وَ هُنَّ ثَلَاثُ فَامْرَأَةٌ وَلُودٌ وَدُودُ - تُعِينُ زوجها عَلَى دَهْرهِ لِدُنْيَاهُ وَ آخِرَتِهِ وَلَا تُعِينُ الدَّهْرَ عَلَيْهِ وَ امْرَأَةٌ عَقِيمٌ لَا ذَاتُ جَمَال وَلَا خُلُق وَلَا تُعِينُ زوجها عَلَى خَيْر - وَ امْرَأَةٌ صَخَابَةٌ وَلَاجَةٌ هَمَّارَةٌ تَسْتَقِلُ الْكَثِيرَ وَ لَا تَقَبَلُ الْيَسِير (4) بنگر کجا بار خود را فرو می آوری به) چه کس اعتماد میکنی... و

ص: 147


1- التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج 9، ص 327
2- ر.ک. معراج السعاده نراقى، ص 397
3- هو ان يقنع بالقوت.... مستدرك الوسائل ، ج 15 ، ص 232 .
4- من لا يحضره الفقيه ، ج 3، ص 386

همسران سه دسته اند : بانویی که پر نسل و زایا است و مهربان شوی خود را در ناملایمات روزگار یار و یاور است هم از جهات مادی و هم از جهات ،معنوی آن گونه نیست که در هنگام سختی شوهرش را تحت فشار قرار دهد و روزگار را علیه او یاری ،کند و دیگر زنی که نازاست نه قشنگی دارد و نه اخلاق و همسر خود را در هیچ خیری یاری نمی کند و سوم زنی که پر سر و صدا و بدزبان است و بسیار از خانه بیرون رو و پای به در و عیب جو ،باشد هر چه نیکی در باره او کنند اندک شمارد و هدیه اندک را نپذیرد

این دسته روایات اهمیت انتخاب همسر قانع را روشن می سازد فراز آخر روایت تصریح میکند زنی که خدمات زیاد همسر را کم به شمار آورد و خدمات کم او را نپذیرد شایستگی همسری را ندارد؛ بنابراین مهمترین اقدام در این جهت انتخاب همسر قانع و قدر شناس است. وقتی میشنویم حضرت صدیقه طاهره علیها السلام نهایت قناعت را در زندگی خانوادگی به نمایش گذاشته است در می یابیم انتخاب درست همسری که چنین صفتی دارد تا چه اندازه است در روایتی آمده أَصْبَحَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِب (علیه السلام) ذات يَوْم سَاغِباً فَقَالَ يَا فَاطِمَةُ هَلْ عِنْدَكَ شَيْءٌ تُغَدِّينِهِ قَالَتْ لَا وَالَّذِي أَكْرَمَ أبى بالنُّبُوَّةِ وَ أَكْرَمَكَ بِالْوَصِيَّةِ مَا أَصْبَحَ الْغَدَاةَ عِنْدِي شَيْءٌ وَ مَا كَانَ شَيْءٌ أَطْعِمْنَاهُ مُذَ يَوْمَيْنَ إِلَّا شَيْءٌ كُنتُ أَو ثِرَكَ بِهِ عَلَى نَفْسِي وَ عَلَى ابْنَى هَذَيْنِ الْحَسَن وَالْحُسَيْن علیهما السلام فَقَالَ عَلِيُّ (علیه السلام) يا فَاطِمَةُ أَلَا كُنْتِ أَعْلَمْتِينِي فَأَبْغِيَكُمْ شَيْئاً فَقَالَتْ يَا أَبَا الْحَسَن إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ إِلَهَى أَنْ أُكَلِّفَ نَفْسَكَ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ (1) یک روز صبح حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) به فاطمه زهرا علیها السلام فرمود آیا غذایی نزد تو پیدا میشود که به من بدهی؟ حضرت زهرا علیها السلام گفت: نه، به حق آن خدایی که پدرم را پیامبری و تو را به وصی بودن او گرامی کرده از امروز

ص: 148


1- تفسیر فرات کوفی، ص 83 بحار الأنوار، ج 43، ص 59.

صبح به حال چیزی نزد من ،نیست مدت دو روز است که ما چیزی نخورده ایم مختصر غذایی بوده که من تو را بر خودم و حسنین علیهما السلام مقدم داشته ام. امیر المؤمنين (علیه السلام) فرمود ای فاطمه پس چرا مرا آگاه نکردی تا غذایی برای شما تهیه نمایم؟ گفت یا ابا الحسن من از پروردگار خویشتن خجالت میکشم از تو چیزی بخواهم که برای تو مقدور نباشد.

از این حدیث ارزشمند روشن میشود که کتمان نیازها و بازگو نکردن آن نزد همسر به ویژه هنگامی که توانایی تأمین آن را ندارد از مصادیق بارز قناعت است و سبب استحکام هر چه بیشتر زندگی مشترک خواهد بود.

از مهارتهای تعامل با همسر حریص را میتوان اعطای بینش و موعظه نام برد برد که با همسر درباره پیامدهای حرص و قناعت و ارشاد به سوی حق با تذکرات سودمند سودمند گفت و گو شود؛ و اگر این دو مرحله سود نبخشید میتوان او را مخیر ساخت که زندگی مشترک توأم با قناعت اکتفا به امکانات موجود را ادامه دهد و یا به گونه ای پسندیده از همسر خود جدا شود. پس از بازگشت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از جنگ خیبر همسران حضرت درخواست کردند گنجینه های آل ابی «الحقیق که مسلمانان به غنیمت گرفته بودند تقدیم آنان شود رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: بر پایه دستور خدای متعال این اموال باید میان همه مسلمانان تقسیم .گردد همسران به سبب این سخن، از آن بزرگوار به آمدند و مطالب ناپسندی را به زبان راندند در این هنگام آیات سوره احزاب نازل شد که فرمود: ﴿ يَأيها النبى قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا وَ زينتها فَتَعَالَينْ أُمَتِّعْكُنَّ وَأَسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا وَإِن كُنتُنَّ تُرَدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَالدَّارَ الأخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ ُأعَدَّ لِلْمُحْسِنَتِ مِنكُنَّ أَجْراً عَظِيمًا ) (1)

ای ،پیامبر زنان خود را بگو اگر زندگانی دنیا و زیور و آرایش آن میخواهید پس بیایید تا شما را برخورداری دهم و به روشی نیکو رهایتان سازم و اگر خدای و پیامبر او و سرای واپسین میخواهید پس بدانید که خدای سبحان برای نیکوکاران از شما پاداشی بزرگ آماده کرده است.

ص: 149


1- احزاب: 2/33-29

در این آیه آنان را مخیر ساخت که یا دنیا و تجمل آن را بر همسری پیامبر ترجیح دهند و از حضرت جدا شوند و یا خدا رسول و زندگی جاوید را بر بهره اندک دنیا برتری دهند و به قناعت به زندگی ساده خود با رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) ادامه دهند البته این برخورد سبب تنبه آنان شد و نخست ام سلمه و به دنبال او دیگر همسران عرضه داشتند : ما خدا رسول را برمی گزینیم و با رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) از در آشتی در آمدند. (1)

مهمترین نتایج ارزشمند قناعت که بر استحکام خانواده نیز سایه گستر می شود عبارت است از:

أ. آسایش هنگامی که فرد به آنچه در اختیار دارد، بسنده کرده و زندگی خود را با توجه به امکانات موجود سامان میدهد، سختی های بسیاری را از سر میگذراند و از فعالیتهای طاقت فرسا، نگرانی از ،کمبودها اظهار نیاز به دیگران و.... آزاد میشود؛ از این رو رسول خدا قناعت را عین راحتی دانسته و فرموده اند و الْقَنَاعَةُ رَاحَةُ (2) قناعت راحتی است.

کسانی که به آنچه دارند راضی اند و خود را برای تحصیل آن چه ندارند به زحمت نمی اندازند یا در افسوس نداشتن آن به سر نمی برند، زندگی را با روحی آرام و به دور از نگرانی می گذرانند. در حدیثی از امیر مؤمنان (علیه السلام) آمده است الرضا ينفى الحزن؛ رضايت و قناعت اندوه را از بین می برد.

ب. برخورداری از زندگی گوارا این نتیجه ارزشمند در روایات با تعبیرهای گوناگونی بیان شده است در روایتی از آن به زندگی گوارا تعبیر شده است

ص: 150


1- ر.ک. تفسير القمي، ج 2، ص192.
2- أعلام الدين ، ديلمى، ص 18؛ بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 185

عَن الصَّادِقِ (علیه السلام) خَمْسٌ مَنْ لَمْ يَكُنَّ فِيهِ لَمْ يَتَهَنَّا الْعَيْسُ الصَّحَةُ وَالْأَمْنُ وَ الْغِنَى وَالْقَنَاعَةُ وَ الْأَنِيسُ الْمُوَافِق (1) کسی که پنج چیز در او نباشد، زندگی برایش گوارا نیست ،سلامت ،امنیت بی ،نیازی قناعت و همسر موافق

در بعضی از روایات گواراترین زندگی را زندگی همراه با قناعت دانسته اند (2) در روایتی دیگر قناعت مصداق حیات طیبه دانسته شده است و سئل عن قول الله تعالى: فَلَنَحْيِيَنَّهُ حَياةَ طَيِّبَة ؟ فقال: هي القناعة (3). از امیرالمومنان (علیه السلام) درباره سخن خدای سبحان که فرمود ما به او حیات طیبه عطا می کنیم پرسیده شد پس حضرت فرمودند حیات طیبه قناعت است.

همه این تعبیرها نشان میدهد که فرد قانع، از همسر، از امکاناتی که در اختیار دارد و از همه مهمتر از خدای خود راضی است و بر پایه این ،رضایت، ضمن آنکه باطنی آرام ،دارد اعضاء و جوارح خود را نیز برای دسترسی به آنچه ندارد، به زحمت نمی اندازد آیا حیات طیبه چیزی جز این است؟

ج. عزت عن أمير المومنان (علیه السلام) : مَنْ تَجَلْبَبَ الصَّبْرَ وَالْقَنَاعَةَ عَزَّ وَ نَبُل (4) هر کسی لباس صبر و قناعت را بر تن ،کند عزیز و با فضیلت میشود.

فردی که به آنچه دارد قانع نیست همواره در صدد آن است که کمبودهای مادی خود را برطرف سازد میدانیم که این کمبودها بی انتهاست. از سوی دیگر تأمین این نیازها در موارد زیادی درخواست از دیگران را در پی دارد؛ از این رو دست یافتن به آنچه که فرد در اختیار ندارد، مستلزم ابراز نیاز مداوم به دیگران است و این همان است که چیزی عزت و نفوذ ناپذیری فرد را به شدت به خطر می اندازد. به همین

ص: 151


1- محاسن، برقی، ج 1، ص 9، بحار الأنوار ، ج 1، ص 83.
2- عن على القناعه اهنا العيش غرر الحكم ، ص 103
3- نهج البلاغه ص 50 غرر الحکم ص .393
4- غرر الحكم ، ص 284.

،دلیل در روایات بسیاری قناعت سبب عزت دانسته شده است.

3. عملی و رفتاری

وقتی نمادهای رفتاری در فرد ظاهر ،شود میتوان به تحقق یک ویژگی مثبت در او ایمان پیدا کرد. در این بخش به عوامل مهمی همچون برنامه ریزی در زندگی اظهار مهر و قهر، احترام به همسر نظافت و زینت اشاره شده است

.أ برنامه ریزی در زندگی

پس از آنکه زن و شوهر در مسائل زندگی به تصمیم گیری رسیدند، برای تحقق بخشی و اجرای آن به برنامه ریزی نیاز دارند. آنها برای ساختن زندگی ،آرمانی باید حتی برای کارهای ساده زندگی خود برنامه ریزی .کنند سرپرستی خانواده برای مرد و خوب شوهرداری ،کردن خانه داری و تربیت درست فرزندان نیاز به برنامه ریزی دقیق و اصولی دارد موارد برنامه ریزی عبارت است از:

یکم برنامه ریزی در مصرف

نظم در مصرف به معنای داشتن حساب و برنامه دقیق در دخل و خرجها و مصرف هاست که در این امور اعتدال را رعایت کرده و از زیاده روی و ریخت و پاش به پرهیزند چنان که قرآن کریم بندگان خوب خود را این گونه می ستاید وَالَّذینَ اذا انْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَالِكَ قَواماً (1).

بندگان خدای رحمان کسانی هستند که هرگاه اتفاق هزینه کنند نه ریخت و پاش کنند و نه تقتیر دست (خشکی) و هزینه زندگی (آنان) بین این دو در شرایط متعادل است

ص: 152


1- فرقان 68/25

دوم برنامه ریزی در اوقات شبانه روز

نظم در زندگی یک مسلمان بر محور عبادت خدا که هدف از زندگی است پدید می آید یک مسلمان هنگام اذان صبح برای نماز بر میخیزد و پس از نماز به تلاوت آیاتی از قرآن می پردازد، سپس اقدام به ورزش مناسب یا مختصری استراحت پس از صرف صبحانه به کار روزانه میپردازد نزدیک اذان ظهر دست از کار برداشته برای نماز ظهر

و سپس عصر آماده می،شود پس از نماز به صرف غذا و مقداری استراحت ،پرداخته دوباره کار را آغاز میکند نماز مغرب و عشا را به موقع ادا کرده و پس از دیدار با دوستان، بستگان گفت و گو با خانواده، یا هر تفریح و جلسه مشروع دیگر وقتی به خواب میرود که بتواند نماز صبح خود را سروقت .بخواند این است معنای سخن حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) که به پیروانش سفارش میکند «إجْتَهدُوا فى أنْ يَكُونَ زَمَانُكُمْ ارْبَعَ ساعات ساعَةُ لِمُناجاتِ اللَّهِ وَساعَةُ لِأمْرِ الْمَعاش و ساعَةٌ لِمُعاشَرَة الْأَخْوانِ وَالثَّقَاتِ الَّذِينَ يُعَرِّفُونَكُمْ عُيُوبَكُمْ وَ يُخْلِصُونَ لَكُمْ فِي الْباطِن وَساعَةً تَخْلَوْنَ فِيهَا لِلذَّاتِكُمْ فى غَيْر مُحَرَّمَ وَ بِهِذِهِ السَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثلاث ساعات .... » (1)

بکوشید که اوقات خود را چهار قسمت کنید بخشی برای مناجات با خدا دیگری برای امرار معاش سوم برای معاشرت با برادران و معتمدانی که عیوبتان را به شما میگویند و قلباً به شما اخلاص .دارند چهارم برای لذت ها و کامیابی های .مشروع با این بخش چهارم است که بر سه بخش دیگر نیرو میگیرید

سوم برنامه ریزی برای هر احتمال

آنچه که تسلط و مدیریت در زندگی را به انسان میدهد جمع بندی از احتمالات است؛ یعنی این که برای هر احتمال برنامه ریزی میکند و حساب باز نماید در این صورت گرچه نمیداند که چه میشود ولی میداند که در برابر هر

ص: 153


1- تحف العقول ، ص 409؛ بحار الأنوار ، ج 75 ،ص321.

پیشامد چه باید کرد پس یکی از راههای رسیدن به آرامش در زندگی بررسی همین احتمالات و جمع بندی آنهاست (1)

ب اظهار مهر و قهر

تعالیم اسلامی اظهار مهر و محبت را از یک سو و بی مهری را از سوی دیگر، به عنوان عاملی موثر در استحکام خانواده شناسایی می کند. آشکار ساختن دوستی و محبت نقش فوق العاده ای در استحکام روابط انسانی دارد. برخی بر این گمانند که موضوع مهم در روابط انسانی عموماً و روابط همسران به طور ویژه وجود علاقه قلبی است و براین ،پایه به بیان و آشکار ساختن نمی پردازند، حال آن که نفس ابراز علاقه اهمیت معجزه آسایی دارد که در این ،بخش این آثار را از بیان امامان معصوم علیهم السلام دنبال میشود

آثار اظهار مهر و محبت

یک اطمینان بخشی

هر چند محبوب از علاقه محب با خبر باشد همواره این دغدغه در او هست که آیا علاقه او به من کاسته نشده؟ آیا رفتار او از نوعی بی مهری و دلزدگی نشان ندارد؟ آیا فرد دیگری محبت او را به تصرف خود در نیاورده است؟ این پرسشها و پرسشهای بی شمار دیگر بیانگران است که صرف محبت قلبی به همسر کافی نیست؛ بلکه لازم است این عشق ظاهر شود تا با رفع ابهامات احتمالی، به علاقه همسر اطمینان حاصل شود؛ از این رو در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: إِذَا أَحْبَبْتَ أحَداً مِنْ إِخْوَانِكَ فَأَعْلِمْهُ ذَلِكَ فَإِنَّ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) قَالَ (2) رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ

ص: 154


1- ر.ک. نامه های بلوغ علی صفایی حائری، ص28
2- کافی، ج2، ص 644.

تُحْى الْمَوْتى قالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبی (1) هر گاه یکی از برادران خود را دوست داری، به او اعلام کن، زیرا ابراهیم (علیه السلام) گفت: «پروردگارا به من بنما که چگونه مرده ها را زنده میکنی فرمود آیا ایمان نداری؟ گفت چرا برای اینکه دلم مطمئن شود بنابراین اطمینان ،قلبی امری دلخواه است که آن را میتوان با اظهار مهر

ایجاد کرد.

دو تسخیر دل

تأثیر دیگر ابراز علاقه به همسر تصرف حریم دل همسر است. ابراز محبت مرد به همسر باعث میشود زن به زندگی خود امیدوارتر شود و با انگیزه ای ،قوی کانون خانواده را برای زندگی مشترک گرم تر کند. در این ،شرائط زن همه سختی ها و ناملایمات را به جان می خرد و توقعات خود را به حداقل کاهش میدهد امام صادق (علیه السلام) با نقل حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره نقش شگرف اظهار محبت به زن می فرمایند: قَوْلُ الرَّجُل لِلْمَرأة إنِّى أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قلبها أبداً. (2) سخن مرد به همسرش که من تو را دوست دارم هرگز از دل او بیرون نمیرود.

سه تثبیت مودت

آن گاه که محبت قلبی پا از حریم دل بیرون نهد خود را نشان دهد، آفت بی ثباتی را از خود دور میکند و به زیور ثبات آراسته میشود؛ چون اظهار ،محبت هم محبت قلبی محب را تقویت میکند و هم محبوب را از آن با خبر میسازد؛ از این رو محبت را دو سویه میسازد و در نتیجه آن را پایدار می کند مردی به امام باقر (علیه السلام) عرض کرد: من این مرد را دوست دارم امام (علیه السلام) فرمودند: فَأعْلِمْهُ فَإِنَّهُ أَبْقَى لِلْمَوَدَّةَ وَ خَيْرٌ فِى الْأُلْفَة (3)

ص: 155


1- سوره بقره، 260/2
2- همان ، ج 5، ص 569 .
3- محاسن ، برقی، ج 1، ص 266 وسائل الشيعة، ج 12، ص 54 .

پس به او اعلام کن؛ چرا که این مودت را پایدارتر میکند و برای الفت و دوستی بهتر است.

البته روشن است هنگامی که اظهار محبت به تقویت و پایداری در روابط برادران دینی بینجامد به مراتب استحکام روابط همسران را بیشتر تضمین میکند؛ زیرا شالوده روابط همسران را عاطفه و محبت تشکیل می دهد وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِى ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (1) و از نشانه های او این است که برای شما از [جنس] خودتان همسرانی بیافرید تا بدیشان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد هر آینه در این کار برای مردمی که بیندیشند نشانه ها و عبرت هاست

آثار اظهار قهر

هم چنان که اظهار مهر لازمه زندگی و باعث صفا بخشیدن به آن ،است گاه لازم میشود که ناراحتی نیز به همسر اعلام شود تا او از شیوه نادرست خویش دست بردارد و زندگی دوباره به مسیر درست و آرامش بخش خود بازگردد. البته روشن است که اظهار قهر نیز پرتوی از محبت و درباره عشق به همسر است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: مَنْ أَحَبَّكَ نَهَاک (2) کسی که تو را دوست دارد تو را از بدیها باز میدارد

در این بخش به برخی از آثار اظهار قهر اشاره میکنیم

یک تلاش به منظور جلب رضایت

اظهار قهر گاه به صورت خشم و غضب است. نتیجه این خشم اگر به جا و به موقع باشد و در حد صحیح اعمال شود آن است که طرف مقابل را برای جلب رضایت دیگران به تکاپو وامی دارد؛ البته همسری که چنین به تکاپو می افتد نمونه ای از بهترین همسران به شمار

ص: 156


1- روم: 21/30
2- غرر الحكم، ص 415؛ أعلام الدین ص187؛ بحار الأنوار، ج 75، ص 90

می رود عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ خَيْرُ نِسَائِكُمُ الَّتِي إِنْ غَضِبَتْ أَوْ أَغْضَبَتْ قَالَتْ لِزَوْجِهَا يَدِى فِي يَدِكَ لَا أَكْتَحِلُ بغُمْض حَتَّى تَرْضَى عَنِّی (1) بهترین زنان آنست که اگر خشمگین شود به شوهر گوید دست من در دست تست (یعنی اختیار من با (تست به بستر خواب نخواهم رفت تا از من راضی شوی

دو توجه به تکالیف در قبال همسر

اظهار ناخشنودی به همسری که به وظایف خود بی توجه است، سبب میشود تا او به خود آید و با چشیدن ثمره تلخ این بی توجهی، مسیر خود را تغییر دهد و به وظایف خود عمل کند. قرآن کریم می فرماید: و اللاتى تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبيرا (2) و زنانی که از سرکشی و نافرمانیشان بیم دارید نخست] پندشان دهید و [اگر مؤثر نیفتاد] جای خواب را از آنها جدا کنید و اگر باز سودمند نشد .بزنیدشان. پس اگر از شما فرمان بردند، راهی بهانه ای بر آنان برای ستم و آزار - مجویید همانا خدای سبحان والا و بزرگ است در این آیه ،شریفه خدای سبحان مردان را موظف می سازد هنگام مشاهده نافرمانی از همسران در زمینه وظایفی که خدای سبحان بر عهده آنان گذاشته است احساس ،کردند نخست آنان را موعظه کنند و به گونه ای با آنان سخن بگویند که دل آنان را نرم کنند و در آن تأثیر بگذارند. در صورت کارگر نشدن موعظه نوبت به اظهار قهر میرسد و در اظهار قهر نیز رعایت مراتب نیز لازم است چنان که با پشت کردن به همسر در بستر بتوان او را متوجه خطای خود ،ساخت باید به همین حد اکتفا کرد؛ ولی اگر این روش هم موثر نبود، نوبت به ابراز ناخشنودی در مرحله بالاتر میرسد. نباید فراموش کرد که هدف از اظهار قهر متوجه ساختن همسر به تکالیف خود است و این که او از مسیر نادرست باز گردد و کانون خانواده را سرشار از و محبت کند طبیعی است به منظور نیل به این هدف باید هم مراتب

ص: 157


1- من لا يحضره الفقیه، ج 3، ص 389 ؛ مكارم الأخلاق، ص 200 .
2- نساء : 4 34

اظهار قهر رعایت شود و هم به حداقل ممکن اکتفا گردد؛ چون ابراز ناخشنودی بیش از حد نتایجی معکوس به بار خواهد آورد.

پس از آن که حضرت ایوب (علیه السلام) سختی ها و بلاهای بسیاری را تحمل کرد، خدای سبحان نعمتهای متعددی را به او عطا ،کرد یگانه مشکل ایوب (علیه السلام) سوگندی بود که درباره همسرش خورده بود حضرت در حال بیماری تخلفی از او دید و در همان حال سوگند یاد کرد که هرگاه قدرت پیدا کند یک صد ضربه یا کمتر به او .بزند ایشان پس از بهبودی میخواست به پاس وفاداریها و خدمات همسرش او را ببخشد؛ ولی مسئله سوگند و یاد خدا او را آزار میداد خدای سبحان این مشکل را نیز برای او حل کرد (1) و فرمود: وَ خُذ بيدك ضِعْثاً فَاضْرب بهِ وَ لا تَحْنَتْ (2) و به دست خود دستهای گیاه بر گیر پس با آن بزن و سوگند مشکن

رهنمود خدای متعال به حضرت ایوب ما درباره مواجهه با تخلف همسر آن هم پس از سوگند او بر تادیب وی تادیب وی - نشان دهنده آن است که در این کار باید به حداقل ممکن اکتفا کرد و تنها باید مسمای ضرب تحقق یابد. این نکته به خوبی روشن میسازد که این ،عمل بیشتر بهانه ای برای بی تفاوت نبودن و توجه به همسر است

راه های ابراز مهر

اظهار محبت راه های گوناگونی دارد که برای تأثیر گذاری بیشتر، مناسب است به یک راه بسنده نشود و هر بار از راهی بدیع و تازه محبت خود را به همسر ابراز کنیم

یک دعا

دعای فرد به همسر در حضور وی از بهترین نمودهای ابراز محبت به اوست که علاوه بر جلب رحمت الاهی باعث میشود تا همسران به

ص: 158


1- ر.ک تفسیر قمی، ج 2، ص 241
2- سوره ص : 44/38.

محبت یکدیگر آگاهی یابند و بخش زیادی از مشکلات زندگی را به جان بخرند

حضرت ابراهیم (علیه السلام) آن گاه که همسر و فرزند خویش را در بیابان بی آب و علف حجاز قرار داد این گونه دعا کرد: ربَّنا إِنِّى أَسْكَنْتُ مِنْ ذریتی بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِى إِلَيْهِم (1) پروردگارا من برخی از فرزندانم را به دره ای بی کشت، نزدیک خانه شکوهمند تو جای دادم پروردگارا، تا نماز به پا دارند، پس دلهایی از مردمان را چنان کن که به سوی آنان .گرایند با توجه به غربت هاجر و اسماعیل ، دوری آنان از حضرت ابراهیم (علیه السلام) و شرایط جغرافیایی منطقه، این دعا عاملی بسیار موثر در آرامش آنان بوده است

دو هدیه

از امور پسندیده ای که سبب استحکام خانواده میشود هدیه دادن است. هدیه تحفه و ارمغانی است که به رسم ابراز محبت و بزرگداشت برای کسی می فرستند (2) که چنان اهمیتی که چنان اهمیتی دارد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمایند: مَنْ دَخَلَ السُّوق فاشترى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِبَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَة إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِیج (3) هر که بازار رود و تحفه ای برای عیال خود آورد چون حامل صدقه است برای مردم محتاج.

هدیه دادن که خود عاملی برای کینه زدایی زوجین (4) به حساب ی آید؛ در برخی مواقع تأثیر بیشتر و آشکارتری دارد که به طور خلاصه اشاره میکنیم

ص: 159


1- ابراهيم 3714 .
2- لغت نامه دهخدا، ج 15 ص .23428
3- أمالي ص 577 ؛ ثواب الأعمال، صدوق ، ص 20.
4- تَهَادَوْا تَحَابُّوا تَهَادَوْا فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالصَّغَائِن؛ كافى، ج 5 ، ص 144.

.1 هدیه در بازگشت از سفر

إِذَا سَافَرَ أَحَدُكُمْ فَقَدِمَ مِنْ سَفَرِهِ فَلْيَأْتِ أَهْلَهُ به ما تَيَسَّرَ وَ لَوْ بحجرٍ فَإِنَّ إبْرَاهِيمَ (علیه السلام) كَانَ إِذَا ضَاقَ أَتَى قَوْمَهُ وَ أَنَّهُ ضَاقَ ضَيْقَةً فَأَتَى قَوْمَهُ فَوَافَقَ مِنْهُمْ أَرْمَةً فَرَجَعَ كَمَا ذَهَبَ فَلَمَّا قَرُبَ مِنْ مَنْزِلِهِ نَزَلَ عَنْ حِمَارِهِ فَمَلَا خُرْجَهُ رَمْلًا إِرَادَةَ أَنْ يُسَكَّنَ مِنْ رُوحِ سَارَةَ فَلَمَّا دَخَلَ مَنْزِلَهُ أَخَذَ الْخُرْجَ عَنِ الْحِمَارِ وَ افْتَتَحَ الصَّلَاةَ فَجَاءَتْ سَارَةٌ فَفَتَحَتِ الْخُرْجَ فَوَجَدَتْهُ مَمْلُوءاً دَقِيقاً فَاعْتَجَنَتْ مِنْهُ وَ اخْتَبَزَتْ ثُمَّ قَالَتْ لِإِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) انْفَتِلْ مِنْ صَلَاتِكَ فَكُلْ فَقَالَ لَهَا أَنَّى لَكَ هَذَا قَالَتْ مِنَ الدَّقِيقِ الَّذِي فِى الْخُرْج فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْخَلِيلُ (1) چون کسی سفر کرد و از سفر آمد برای خاندانش بدان چه تواند ارمغانی آورد گرچه سنگی باشد چون ابراهیم (علیه السلام) دچار تنگی میشد نزد قوم خود آمدی و در یک تنگی نزدشان آمد و دچار چالش بودند و با دست تهی ،برگشت و چون نزدیک منزلش رسید از الاغش فرود شد و خورجین خود را پر از شن کرد تا روح ساره را آرام سازد و چون به منزل آمد خورجین را از الاغ فرود آورد و به نماز ،ایستاد ساره آمد و آن را گشود و دید پر آرد است از آن خمیر کرد و نان پخت و به آن حضرت گفت نماز نافله را تمام کن و بخور، به او فرمود: این از کجا است؟ گفت از آردی که در خورجین است و او سر به آسمان برداشت و گفت: شهادت می دهم که تو خلیل هستی

.2 هدیه در مناسبت های مختلف

امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه ای که در روز غدیر ایراد فرمودند. هدیه و توسعه بر خانواده را در این روز بسیار مهم شمردند ... عُودُوا رَحِمَكُمْ اللَّهُ بَعْدَ انْقِضَاءِ مَجْمَعِكُمْ بالتَّوْسِعَة عَلَى عِيَالِكُم... وَ هَبُوا لِإِخْوَانِكُمْ وَعِيَالِكُمْ مِنْ فَضْلِهِ بِالْجَهْدِ مِنْ جُودِكُمْ وَ بمَا تَنَالُهُ الْقُدْرَةُ مِن اسْتِطَاعَتِكُم (2) یا در شب زفاف هدیه ای را تقدیم همسر خود کند که در این رابطه حضرت صادق (علیه السلام)

ص: 160


1- تفسیر عیاشی، ج 1، ص 27؛ وسائل الشيعه، ج 11، ص 459
2- مصباح المتهجد، طوسی، ص 756؛ بحار الأنوار، ج 94، ص 116.

می فرماید: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فَلَا يَحِلُّ لَهُ فرجها حَتَّى يَسُوقَ إِلَيْهَا شَيْئاً دِرْهَماً فَمَا فَوْقَهُ أَوْ هَدِيَّةً مِنْ سَويق أَوْ غَيْرِهِ (1) وقتى مردی ازدواج می کند آمیزش با او صحيح نیست مگر این که چیزی در حد درهم و بیشتر یا آردگندم و غیر از آن را به زن هدیه کند

سه تشکر کلامی

بر خلاف تصور برخی که راه تشکر از خدمات همسر را تهیه هدایای گران قیمت میدانند گاه نقش سپاسگزاری کلامی به مراتب بیشتر از هر هدیه مادی است. گاهی گفتن یک کلمه «متشکرم بیشتر از خریدن یک دست لباس در روح زن کارساز است و به او آرامش می بخشد زن نیز باید از شوهرش تشکر ،کند تلاشهای فراوان او را به زبان آورد و قدر شناس باشد. گفتن این کلمات در روح او اثر نیک گذارد (2) گاه به زبان آوردن فعالیتها و زحمت های همسر در برابر بستگان نیز نشانگر روح قدرشناسی از همسر است. همچنان که امیرالمومنان (علیه السلام) فعالیتهای فاطمه زهرا علیها السلام را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) گزارش میکردند و می گفتند: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهَا اسْتَقَتْ بِالْقِرْبَة حَتَّى أَثَرَتْ فِي صَدْرهَا وَ جَرَّتْ بالرَّحَى حَتَّى مَجِلَتْ يَدَاهَا وَ كَسَحَتِ الْبَيْتَ حَتَّى أَغْبَرَّتْ ثِيَابُهَا وَ أَوْقَدَتْ تَحْتَ الْقِدْر حَتَّى دَكِنَتْ ثِيَابُهَا (3) يارسول الله، فاطمه علیها السلام آن قدر آب آورده که بند مشک در سینه اش اثر گذاشته آن قدر آسیا گردانیده که دستهایش آبله کرده، آنقدر در نظافت خانه کوشیده که لباسهایش گردآلود و کثیف شده و آن قدر آتش زیر دیگ روشن کرده که جامهاش به سیاهی گراییده است.

ج تکریم همسر

یکی از عوامل استحکام خانواده ارزش گذاری زن و شوهر به

ص: 161


1- تهذيب الأحكام، ج 7، ص 357
2- ر.ک بهشت خانواده ، ج 1، ص 181
3- من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 320؛ بحار الأنوار، ج 43، ص 82

یکدیگر در آیین مقدس اسلام شناسایی شده است که در دو بخش بدان اشاره میکنیم

یک احترام شوهر به زن

برای احترام شوهر به همسر ،خود نمونه هایی است که بعضی از آنها را بیان میکنیم

1. برآوردن خواست همسر

هرکس به طور طبیعی میتواند خواسته و سلیقه ای داشته باشد و در امور فردی مطابق آن تصمیم بگیرد؛ اما در زندگی مشترک، به دلیل اجتماعی بودن نهاد ،خانواده ضرورت دارد که افراد به خواسته های یکدیگر توجه کنند این مساله احترام به علاقه و سلیقه های دیگران را نشان میدهد ممکن است مردی پیش از زندگی مشترک تنها به خواسته های خود در نوع غذا، لباس و.... توجه داشته باشد؛ ولی پس ازدواج حتما باید به خواسته های همسر و دیگر افراد خانواده توجه کند. امام صادق از پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل میکند که فرمود: الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بشَهْوَة أَهْلِهِ وَ الْمُنَافِقُ يَأْكُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ (1) مومن مطابق میل خانواده اش غذا خورد و خانواده منافق مطابق میل او غذا می خورند.

در نظر گرفتن میل کسانی که زیر مجموعه مدیریتی یک فرد به شمار می،آیند احترام به آنها تلقی میشود اسلام این نوع تکریم و احترام را مطلوب دانسته و از نشانه های مومن بر شمرده است امیر المومنان زمینه مراعات این مسئله میفرمایند: وَ إِنَّهُنَّ أَمَانَةُ اللَّهِ عِنْدَكُمْ فَلَا تُضَادُّوهُنَّ وَ لَا تَعْضُلُوهُنَّ (2) به درستی که زنان امانت دار خدا نزد شما هستند؛ پس به به آنها زیان وارد نسازید و از روی ظلم آنها را محبوس .نکنید به همین دلیل امام

ص: 162


1- كافى، ج 4 ص 12
2- مستدرک الوسائل ، ج 14، ص 25؛ البرهان في تفسير القرآن، بحرانی، ج 3، ص 34.

صادق (علیه السلام) می فرماید: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْسَنَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ زَوْجَتِهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ مَلَكَهُ نَاصِيَتَهَا وَ جَعَلَهُ الْقَيِّمَ عليها (1) خدای رحمت کند بنده ای را که رابطه میان خود و زنش را نیکو ،سازد که خدای سبحان سرنوشت زن را بدست او داده و وی را قیم و اختیاردار او کرده.

2. تقسیم کار

اساسا نباید چنین ذهنیتی برای مردان وجود داشته باشد که در کارهای زندگی احساس مسئولیت نکنند و تمام کارها را به دوش زنان قرار دهند. در مجموع کارهای زندگی از کارهای بیرون و درون منزل تشکیل شده است وزن و مرد باید بخشی از آن را به عهده گیرند. بهترین تقسیم کار این است که مرد کارهای خارج از منزل وزن کارهای درون آن را عهده دار شوند امام باقر (علیه السلام) می فرماید : تَقَاضَى عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةُ إِلَى رَسُول اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فِى الْخِدْمَهُ فَقَضَى عَلَى فَاطِمَةَ علیها السلام بخِدْمَتِهَا مَا دُونَ الْبَابِ وَقَضَى عَلَى عَلى (علیه السلام) بما خَلْفَهُ (2)

علی و فاطمه علیهما السلام از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) تقاضا کردند که آن حضرت کارهای خانه و بیرون خانه را بین آنها تقسیم نماید پیامبر انجام کارهای درون خانه را به عهده فاطمه علیها السلام نهاد و امور خارج از منزل را به عهده علی (علیه السلام) گذاشت

زن با تقسیم کار احساس میکند که در زندگی جایگاهی دارد و علاوه بر داشتن تکلیف حقی نیز دارد؛ از این رو باید حرمتش حفظ شود.

این نکته درباب اشتغال زوجین خصوصا زنان در بیرون از خانه قابل ذکر است که یکی از عواملی که موجب کمرنگ شدن نقش مادری و تضعیف این مسئولیت خطیر میشود ، گرایش شدید زنان به اشتغال خارج از خانه است . تحقیقات نشان میدهد مادران شاغل در بیرون از

ص: 163


1- من لا يحضره الفقیه، ج 3، ص 443 .
2- قرب الإسناد، حميرى ،قمی ص 25؛ وسائل الشيعه ، ج 20، ص 172

خانه باید دو برابر مادران شاغل درون خانه در هر روز وقت صرف کنند تا بتوانند بتوانند هم وظیفه مادری و همسری خود را انجام دهند و هم از عهده مسئولیت شغلی خود برآیند و این موجب کاهش توانایی بی حوصلگی و خستگی مفرط آنها میشود علاوه بر این زنان شاغل مجبورند فرزندان خود را برای نگه داری ، بیشتر به مهد کودک ها و کودکستان ها بسپارند و هیچگاه یک مربی نمی تواند جای گزین مناسبی برای مادر باشد و در نتیجه، آسیب پذیری ،فرزندان به ویژه از نظر عاطفی ، افزایش پیدا می کند و این امر نظام خانواده را به صورت جدی تهدید می کند (1)

.3 تكريم مطابق با ساختار روحی زن

در مواجهه با زن مرد باید تکریم متناسب با روحیات او را در نظر بگیرد و آن را به جا آورد.

امام باقر (علیه السلام) می فرماید: وَ مَنِ اتَّخَذَ امْرَأَةً فَلْيُكْرِمْهَا فَإِنَّمَا امْرَأَةُ أَحَدِكُمْ لُعْبَتُهُ فَمَن اتَّخَذَهَا فَلَا يُضَيِّعْهَا (2) و هر که زنی دارد باید گرامی اش شمارد که همانا همسر هر کدام شما معشوقه و دلبر اوست؛ وقتی کنار او قرار گرفتید و زندگی مشترک شروع کردید، حقوق او را تباه و ضایع نکنید کدر کردن روحیه همسر گرفتن طراوت و شادابی از او و به کار گرفتن او در جایگاهی نامناسب، تضییع اوست از زن میتوان انتظار طنازی و دل ربایی داشت، ولی واداشتن او به کارهای سخت داشتن انتظارات مردانه از وی در خواست توجه به ،کلیات دریافت عمق مسائل و توجه نکردن به ظواهر وی در حقیقت ضایع کردن زن به شمار می آید. باید او را در همان ساختاری که هست به سوی کمال هدایت کرد

ص: 164


1- روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج 2، ص 862 و 863.
2- وسائل الشيعة ، ج 5، ص 61 . در کتاب شریف کافی فقط قسمت آخر حدیث آمده است؛ . کافی، ج 5، ص 51

ما باید اجازه دهیم که زن به جزئیات بیندیشد، اما او را به نمونه هایی از جزئیات هدایت کنیم که به کمال وی منتهی میشود. این اصلاحی است که ضایعه .ندارد همچنین از مرد میتوان انتظار تدبیر و مدیریت داشت و چنانچه از او بخواهیم احساساتی عمل کند جزئیات ،بنگرد، او را ضایع کرده ایم.

.4 پرهیز از خشونت

شخصیت زن به قدری ظریف و لطیف است که حتی در صورتی که نقصی در رفتارهایش باشد نباید در برابر او از گفتار یا رفتار خشونت آمیز بهره بگیریم برخورد کریمانه و بر خاسته از پایگاه عطوف-ت ب-رای تربیت و زندگی با او امری ضروری است

امیر المومنان (علیه السلام) میفرماید فدارها على كل حال و أحْسِن الصُّحْبَةَ لَهَا ليَصْفُوَ عَيْشُک (1) مرد در هر حال باید با زن مدارا کند و همدمی با او را نیکو قرار دهد تا زندگی او را صفا و صمیمیت فراگیرد

دو احترام زن به شوهر

برای احترام زن به شوهر ،نیز نمونه هایی است که به برخی از آن ها اشاره میکنیم

.1 استقبال و همراهی

یکی از رفتارهایی که زن به وسیله آن میتواند به شوهر احترام بگذارد استقبال از مرد هنگام ورود به منزل است همچنین هنگام خروج از منزل زن با همراهی کردن شوهر خود احترام به همسر را به نمایش میگذارد. امام باقر (علیه السلام) می فرماید: مردی نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) امد و عرض کرد: همسری دارم که وقتی وارد منزل میشوم به پیشواز من آید و هنگامی که از خانه خارج می شوم مرا همراهی میکند.

ص: 165


1- من لا يحضره الفقيه ، ج 3، ص 556

حضرت رسول (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: إِنَّ لِلَّهِ عُمَّالا وَ هَذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَهَا نِصْفُ أَجْر الشَّهید (1) به درستی که خدای سبحان را کارگزارانی است و این زن از کارگزاران خداست که نیمی از پاداش شهید را با این کار به دست می آورد.

.2 نادیده گرفتن خطاهای همسر

گذشت و اغماض هر یک از زن و شوهر از لغزش ها و کارهای ناپسند دیگری در محیط خانواده از اهمیت فراوانی برخوردار است و بی توجهی به آن، جو صمیمیت و آسایش حاکم بر خانواده را به محیط ،اضطراب ،بدبینی عصبانیت و عیبجویی مستمر هر یک از اعضا نسبت به یکدیگر تبدیل خواهد کرد.

بهترین راه به دست آوردن آرامش و سلامت روان و رهایی از اضطراب و ناراحتی و دوری از بدبینی و بی اعتمادی، گذشت از بدیها ظلمها و اشتباهات همسر است.

زنانی در عرصه زندگی موفق اند که در پی اثبات حقانیت خود در رفتارهای روز مره زندگی نباشند مناسب است در هر حال زنان برای همدلی و در نتیجه استحکام خانواده پیش قدم شوند. امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

خَيْرُ نِسَائِكُمُ الَّتِي إِنْ غَضِبَتْ أَوْ أَغْضِبَتْ قَالَتْ لِزَوْجِهَا يَدِي فِي يَدِيَ لَا أكْتَحِلُ بغُمْض حَتَّى تَرْضَى عَنِّی (2) بهترین زنان آنست که اگر خشمگین شود به دست من در دست توست یعنی اختیار من با (تست) به بستر خواب نخواهم رفت تا از من راضی شوی.

د. نظافت و زینت

نظافت و زینت لباس و پیکر از جمله اموری است که باعث پیوستگی هر چه بیشتر همسران میشود و زمینه را برای استحکام

ص: 166


1- همان، ص 389
2- همان

خانواده را فراهم میکند همچنان که توجه نکردن به آن، دلزدگی و تنفر از یکدیگر و به دنبال آن ناسازگاری آنان را افزایش میدهد این موضوع باعث شده است تا مسئله نظافت و آرایش، جایگاه خاصی را در تعالیم اسلامی به خود اختصاص دهد. در این قسمت در زمینه اهمیت نظافت و آراستگی زن و مرد برخی از مصداق آن را مورد توجه قرار می دهیم و سپس به آسیبهای ناشی از بی توجهی به آن می پردازیم. اهمیت نظافت و آراستگی همسران

پاکیزگی و نظافت اهمیت خاصی در آیین آسمانی اسلام دارد. امير المؤمنين (علیه السلام) در حدیثی ضمن دستور به رعایت نظافت و پاکیزگی به بیان نقش ظاهری و باطنی آن میپردازند تَنظَّفُوا بِالْمَاءِ مِنْ الْمُنْتِن الربح الَّذِي يُتَأْذَى بهِ تَعَهَدُوا أَنْفُسَكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ مِنْ عِبَادِهِ الْقَاذُورَةَ الَّذِي يَتَأَنَّفُ بِهِ مَنْ جَلَسَ إِلَيْه (1) به وسیله آب نظافت کنید از بوی بد که موجب آزار و اذیت است متوجه خود باشید زیرا خدای سبحان دشمن میدارد بنده ای را که کثیف است وموجب نفرت همنشین خود می شود.

از این روایت بهره وری میشود که بی مبالاتی نسبت به پاکیزگی سبب اذیت و آزار هم نشینان می شود تأثیر ظاهری و آزرده شدن هم نشینان نیز زمینه ساز بغض و دوری از رحمت خدای سبحان (تأثير باطنی) خواهد شد. دستورها دین در منابع اسلامی هم به زنان توصیه کرده است که نظیف و آراسته باشند و هم مردان را از بی توجهی به آن بر حذر داشته و كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَزَوَّجَ امْرَأَةً بَعَثَ إِلَيْهَا مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْهَا وَقَالَ شَمِّى لِيتَهَا فَإِنْ طَابَ لِيتُهَا طَابَ عَرْفُهَا (2) و هر گاه رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می خواست با کسی ازدواج کند یک زن میفرستاد تا او را ببیند و به او

ص: 167


1- خصال، صدوق، ج 2، ص 62 وسائل الشيعه، ج 1، ص 246
2- من لا يحضره الفقیه، ج 3، ص 388

می فرمود گردن او را بو کن اگر بوی آن خوب بود روشن میشود اخلاق و آداب و رسوم او نیز خوب است.

اهتمام رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) به خوش بو بودن زن و احراز آن پیش از ازدواج ، نشانگر نقش آن در استحکام خانواده است. از سوی دیگر آراستگی مردان را نیز درباره پاسداری از پاک دامنی همسران خود مورد سفارش بوده است. حسن بن جهم میگوید امام کاظم (علیه السلام) را دیدم که خضاب کرده بود. با تعجب پرسیدم آیا خضاب کرده اید؟ حضرت پاسخ دادند: نَعَمْ إِنَّ التَّهْئَةَ مِمَّا يَزِيدُ فِي عِفَّةِ النِّسَاءِ وَلَقَدْ تَرَكَ النِّسَاءُ الْعِفَّةَ بَتَرى أزواجهنَّ التَّهَيْئَةَ ثُمَّ قَالَ أَ يَسُرُّكَ أَنْ تَرَاهَا عَلَى مَا تَرَاكَ عَلَيْهِ إِذَا كُنْتَ عَلَى غَيْر تَهْيْئَةَ قُلْتُ لَا قَالَ فَهُوَ ذَاك (1) آری، اصلاح مرد عفت زن را افزایش می دهد و زن--ان به سبب ترک اصلاح مردان به فساد کشیده میشوند سپس فرمود آیا تو دوست داری زن خود را به حالتی مثل خود که اصلاح را ترک کرده ای ببینی؟ گفتم نه فرمود او نیز همین طور است.

اکنون که دیدگاه اسلام درباره نقش و اهمیت نظافت و آراستگی در زندگی خانوادگی روشن شد مناسب است به بیان برخی از نمونه های آن بپردازیم که در منابع اسلامی ذکر شده است.

در این قسمت وظایف زن و مرد در زمینه آراستگی و نظافت را به طور جداگانه بررسی میکنیم :

یک رهنمودهایی به مردان

مردان با رعایت نکات ذیل آراستگی و نظافت خویش را حفظ کرده و زمینه سازگاری با همسران خود را فراهم میکنند

.1 شستشوی تن و لباس

بهره وری از آب برای نظافت تن به ویژه پاها و لباس نخستین و مهمترین دستور العمل برای بهداشت است.

ص: 168


1- کافی، ج 5، ص 567 .

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی ضمن تاکید نظافت تن و لباس نقش آن را در سلامت ظاهری و باطنی خانواده تبیین کرده و فرمودند اغسلوا ثيابكم و خذوا من شعوركم و استاكوا و تزيّنوا و تنظفوا فإن بني إسرائيل لم يكونوا يفعلون ذلك فزنت نساؤهم (1) لباسهای خود را تمیز کنید و موهای خود را پیرایش ،کنید مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید زیرا یهودان چنین نکردند و زنانشان زناکار شدند

.2 نظافت و آراستگی مو

یکی از مظاهر مهم ،زیبایی موی انسان است. از این جهت معصومان علیهم السلام آن را جامه ای خدایی دانسته و ما را به گرامی داشتن آن امر فرموده اند.

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) : الشَّعْرُ الْحَسَنُ مِنْ كِسْوَة اللَّهِ تَعَالَى فَأَكْرِمُوهُ (2) موی خوب از

پوشش خدا دادی است آن را محترم شمارید

مقصود از گرامی داشتن مو در درجه نخست توجه به پاکیزگی آن و در مراتب بعد آراستن آن است رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) اهمیت رسیدگی به وضعیت مو را این گونه بیان فرمودند: مَن اتَّخَذَ شَعْراً فَلْيُحْسِنْ ولَايَتَهُ أَوْ لِيَجُزَّه (3) کسی که مو بلند می کند، پس باید خوب به آن رسیدگی کند یا آن را کوتاه کند.

3. نظافت ناخن

به منظور حفظ بهداشت و نظافت ،ناخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به مردان فرمودند: يَا مَعْشَرَ الرِّجَالِ قُصُّوا أَظافِيرَكُمْ (4) ای گروه مردان، ناخن هایتان را کوتاه کنید

ص: 169


1- أمالي، صدوق ، ص 15 .
2- من لا يحضره الفقیه، ج 1، ص 129 .
3- کافی، ج 6، ص 485
4- همان ص 49 مستدرک الوسائل، ج 1، ص 414

4. استعمال بوی خوش

خوش بویی از جمله ویژگیهایی است که زنان را به همسر خود متمایل می سازد و بر جاذبه طبیعی میافزاید و این امر به نوبه خود زمینه استحکام خانواده را فراهم خواهد کرد. قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) إِنَّ الرِّيحَ الطَّيِّبَةَ تَشُدُّ الْقَلْبَ وَ تَزيدُ فِي الْجَمَاعِ .(1) بوی خوش دل را محکم کند و در قوه جماع بیفزاید. شاید به دلیل همین آثار مثبت است که حضرت فرمودند مَا أَنْفَقْتَ فى الطّيب فَلَيْسَ بسَرَف (2) آن چرا که برای به دست آوردن عطر هزینه کنی، ریخت و پاش شمرده نمیشود

5. پوشش زیبا

پوشش آراسته و زیبای مردان ،نیز از جمله اموری است که به ایجاد فضای انس و آرامش در خانواده می انجامد. پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) برای همسران خود در منزل از لباسهای شاد بهره وری میکردند و بدین وسیله زمینه مسرت آنان را فراهم میساختند: أَنَّ رَسُولَ الله (صلی الله علیه وآله وسلم) كَانَتْ لَهُ مِلْحَفَةٌ مُوَرَسَةٌ يَلْبَسُهَا فِي أَهْلِهِ حَتَّى يَرْدَعَ عَلَى جَسَدِهِ (3) رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روپوشی داشت که با گیاهی چون زعفران رنگ شده بود، آن را در خانه به تن میکرد و رنگش بر بدن آن حضرت تأثیر می گذاشت

در حدیثی دیگر حکم بن عتبه میگوید دَخَلْتُ عَلَى أَبي جَعْفَر (علیه السلام) و هُوَ فِي بَيْتِ مُنَجَّدٍ وَ عَلَيْهِ قَمِيصُ رَطْبُ وَ مِلْحَفَةٌ مَصْبُوغَةٌ قَدْ أَثَرَ الصَّبْعُ عَلَى عَاتِقِهِ فَجَعَلْتُ أنْظُرُ إِلَى الْبَيْتِ وَ أَنْظُرُ إِلَى هَيْئَتِهِ فَقَالَ يَا حَكَمُ مَا تَقُولُ فِي هَذَا فَقُلْتُ وَ مَا عَسَيْتَ أَنْ أَقُولَ وَ أَنَا أَرَاهُ عَلَيْكَ وَ أَمَّا عِنْدَنَا فَإِنَّمَا يَفْعَلُهُ الشَّاب الْمُرَهَقُ فَقَالَ لِي يَا حَكَمُ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ

ص: 170


1- کافی ، ج 6 ، ص 510
2- همان ص 512.
3- همان ، ص 448

وَهَذَا مِمَّا أَخْرَجَ اللَّهُ لِعِبَادِهِ فَأَمَّا هَذَا الْبَيْتُ الَّذِي تَرَى فَهُوَ بَيْتُ الْمَرأَة وَأَنَا قَريبُ الْعَهْدِ بِالْعُرْسِ وَ بَيْتِي الْبَيْتُ الَّذِي تَعْرفُ (1) به حضور امام باقر (علیه السلام) رسیدیم آن حضرت در خانه ای بود که آن را آرایش داده بودند حضرت پیراهنی مرطوب و رواندازی به تن داشت که در گردنش اثر رنگ مانده بود من خانه او را برانداز میکردم و هیأت آن حضرت را از نظر میگذراندم حضرت به من فرمود: ای حکم در این باره چه نظری داری؟ عرض کردم شایسته نیست بگویم و آن را در شما اما می بینم، در نزد ما، اینها مربوط به جوانهای نو رسیده است! فرمود: ای حکم، چه کسی حرام کرده است آنچه را خدا برای بندگانش به عنوان زینت بیرون آورده است؟ اما این حجره را که میبینی حجره خانم من است و من مدت اندکی است که داماد شده ام و [اما] حجره من همان خانه است که میشناسی.

از این روایت و روایات مشابه روشن میشود که مرد لازم است در منزل خود را برای همسرش بیاراید و از لباسهایی که دل خواه همسر است بهره وری کند. منزلت مرد در اجتماع نباید مانع از آن شود که در محیط منزل و در برابر همسر به گونه ای ظاهر شود که دیگران میپسندند؛ بلکه باید به گونه ای باشد که همسرش میپسندد

دو رهنمودهایی به زنان

اولیای دین رهنمودهای بیشتری را در زمینه نظافت و زینت آنان نشان داده و موارد دیگری را نیز به آنچه که درباره مردان گفته شد، برشمرده اند؛ بنابراین ضمن پرهیز از ذکر موارد مشترک میان زنان و مردان تنها به موارد متفاوت آراستگی زنان اشاره می کنیم

1. خوش بویی

خوش بویی، از ویژگی هایی است که هم برای مرد و ه-م ب-رای زن پسندیده است؛ ولی به دلیل اهمیت بیشتر این ویژگی در زنان آیین اسلام توجه ویژه ای به دلنشین بودن رایحه زنان داشته است از این رو

ص: 171


1- همان ، ص 446

امام صادق (علیه السلام) خوش بویی را شاخصه بهترین همسر دانسته و فرموده اند: خَيْرُ نِسَائِكُمُ الطَّيِّبَةُ الرِّيح (1) بهترين زنان شما زن خوش بو است.باتوجه به این که بوییدن بوی خوش از همسر عاملی بسیار موثر در جذب همسر و مقدمه ای برای استحکام خانواده شمرده میشود توصیه بزرگان دین همواره به ها این بوده است که خود را برای همسر معطر و خوشبو سازند آن را از حقوق مردان بر همسران خویش دانسته اند: عَنْ أَبي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى رَسُول اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا حَقٌّ الزَّوْجُ عَلَى الْمَرْأَة؟ قَالَ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ فَقَالَتْ فَخَبِّرْنِي عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ ... وَعَلَيْهَا أَنْ تَطَيَّبَ بأطيب طيبهَا ...(2) زنی خدمت رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت ای رسول خدا حق شوهر بر زن چیست؟ حضرت فرمود فراوان است. پس آن زن گفت : به بخشی از آن ا آگاه کن. حضرت فرمود... بر اوست که به بهترین بوی خود را خوش بو سازد. البته زینتهای زنان از جمله معطر بودن آنان نباید از حریم محارم فراتر رود و به عرصه جامعه کشیده شود آراستگی زنان در محیط ،اجتماعی زمینه ساز تحریک می گردد و خود سبب ناهنجاری های متعدد خانوادگی و اجتماعی است؛ از این رو اسلام زنان را از ارائه زینت به نامحرمان بر حذر داشته است

قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) يَنْبَغِي لِلْمَرأَة أَنْ تُجَمِّرَ ثَوْبَهَا إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا (3) فرمود: صحیح نیست زن هنگام از خانه بیرون رفتن لباس خود را خوشبو سازد.

2. آرایش دست

برخی رهنمودهای اولیای ،دین درباره آراستگی دست است برای نمونه در حالی که برای مردان کوتاه بودن ناخن پسندیده بود برای زنان

ص: 172


1- همان ج 5 ، ص 325.
2- همان ، ص 508
3- من لا يحضره الفقيه ، ج 3، ص 440 .

بلند گذاشتن آن زینت به شمار آمده است رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به زنان فرمودند: طَوَلْنَ أَظافِيرَ كُنَّ فَإِنَّهُ أَزْيَنُ لَكُنَّ (1) ناخن هایتان را بلند بگذارید، چرا که برای شما زینت بیشتری است

نکته دیگری که در زمینه دست مورد توجه قرار گرفته بهره وری از رنگ برای آراستن آن است. در گذشته معمولا برای خوش رنگ کردن دست از خضاب بهره وری می شد. بر همین پایه از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: وَ لَا يَنْبَغِي أَنْ تَدَعَ يَدَهَا مِنَ الْخِضَاب وَلَوْ تَمْسَحُهَا مَسحاً بِالْحِنَّاءِ وَ إِنْ كَانَتْ مُسِنَّةٌ (2) برای زن سزاوار نیست که خضاب را ترک کند دست کم این که حنا به کار برد ، گرچه پا به سن گذاشته باشد. جالب آنکه تاکید این روایت بر آن است که حتی زنان پیر نیز آن را ترک نکنند شاید یکی از دلیلهای این تاکید نیز آن باشد که نفس آرایش زن برای ،شوهر از ارزش قائل شدن او برای همسر حکایت می ،کند هر چند آرایش زن در آن سن جاذبه جوانی را نداشته باشد.

3. آراستن مو

با توجه به نقش اساسی مو در زیبایی و آراستگی ،زنان لازم است درباره نظافت و زینت آن تلاش چندانی صورت گیرد. در این زمینه روایتی از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که حضرت وصل کردن چیزی از قبیل کلاه گیس را به موی زن برای زینت در برابر همسر جایز دانسته فرمودند: عَنْ أَبي جَعْفَر (علیه السلام) قَالَ سُئِلَ عَن الْقَرَامِل الَّتِي تَصْنَعُهَا النِّسَاءُ فِي رُءُوسِهِنَّ يَصِلْنَهُ بِشُعُورِهِنَّ فَقَالَ لَا بَأْسَ عَلَى الْمَرْأَة بِمَا تَزَيَّنَتْ بِهِ لِزَوْجِهَا (3)

ص: 173


1- مكارم الأخلاق ص 66 ؛ دعائم الإسلام، ج 1، ص 125 ؛ نوادر راوندی، ص 24، مستدرک الوسائل، ج 1، ص 414.
2- کافی، ج 5، ص 509
3- همان، ص 520

از امام باقر (علیه السلام) در باره ابریشم و دیگر وسایلی که زنان به موهایشان می بندند، پرسیده شد. پس حضرت فرمودند آنچه که با آن زن برای شوهر خود زینت کند، مجاز است.

.4 بهره وری از زیور آلات

علاقه به زینت در سرشت زن نهفته و با خمیره وجود او عجین شده است به همین جهت اسلام بهره وری از نوع زیورآلات را برای زنان روا دانسته، هرچند برخی گونه های آن - از جمله طلا و لباس ابریشم - را برای مردان ممنوع کرده است

از دیدگاه اسلام روا نیست زن شوهر دار لحظه ای بدون زینت باشد. باید از حداقل امکانات نیز برای آراستن خود بهره جوید. امام صادق (علیه السلام) در این خصوص می فرماید: لَا يَنْبَغِي لِلْمَرأَة أَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَهَا وَلَوْ تُعَلِّقُ فِي عُنُقِهَا قِلَادَة (1) سزاوار نیست زن خود را بدون زینت بگذارد دست کم این که باید به گردن خود گردن بندی بیاویزد. بنابراین نوع زینت نیز مهم است و هر چه با گرایش همسر هماهنگ تر باشد درباره جذب او کارسازتر است؛ ولی مهم تراز آن اصل زینت است که زن بدین وسیله نشان میدهد برای شوهر خویش احترام و ارزش ویژه ای قائل است.

5. پوشش زیبا

برخی زنان بهترین لباس خود را برای بهره وری در مجالس و مراسم اختصاص میدهند و با اندیشه احساس یک رنگی با شوهر کمتر به پوشیدن آنها در برابر همسر تمایل دارند اما بر پایه آنچه ،گذشت از دیدگاه اسلام زن باید بهترین لباس خود را برای همسرش

ص: 174


1- همان، ص 509

بپوشد این اقدام ضمن آنکه باعث جذب هر چه بیشتر مرد به همسر خود میشود و او را به وی علاقه مند می سازد زمینه ای فراهم می آورد که مرد چشم به زنان دیگر و آراستگی آنان ندوزد و هرگز در مقام مقایسه همسر خود با آنان برنیاید و این به نوبه خود عاملی است که استحکام خانواده را بیشتر و زمینه تزلزل بنیاد خانواده را تا حدود زیادی از بین می برد به این دلیل رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) یکی از حقوق شوهر را

پوشش زیبای زن دانسته و فرمودهاند و تَلْبَسَ أَحْسَنَ ثِيَابهَا (1) برزن است که در برابر ،شوهر بهترین لباس خود را بپوشاند.

ه- حسن ظن

حسن ظن به عنوان یک دستور اخلاقی در خانواده بسیار اهمیت دارد و لازم است همسران از هر گونه گمان بد به یکدیگر بپرهیزند تا زمینه آرامش و سازگاری آنان هرچه بیشتر فراهم شود. گمان بد در زندگی مشترک ندای شیطان است (2) که بزرگترین دشمن روابط دوستانه به شمار میرود شناخت اسباب پیدایش حسن ظن نقش فراوانی در رشد اخلاق پسندیده دارد و برای استحکام خانواده ضروری است.

در این قسمت به دو عامل مهم حسن ظن را به اختصار بیان میکنیم

1 هم نشینی با خوبان هم نشینی دو اثر دارد یکی از آن جهت که انسان با هرکس نشست و برخاست کند منش او را به خود می گیرد (3) جهت دوم آن است که هم نشینی با خوبان باعث حسن ظن دیگران و هم نشینی با بدان باعث سوء ظن دیگران میشود؛ ازاین رو حضرت علی (علیه السلام) فرمود: مَنْ

ص: 175


1- همان، ص 508
2- ر.ک.معراج السعاده ، ص 163.
3- ر.ک. بحار الانوار، ج 71 ، ص 197.

نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَة فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ (1) آن که خود را در جاهایی که موجب بدگمانی است نهاد آن را که گمان بد به او برد سرزنش نکند.

.2 ثبات شخصیت کسانی که شخصیت محکمی دارند به زودی تحت تأثیر دیگران قرار نمی گیرند و تنها با دلیل قطعی میتوان باور آنان را تغییر داد؛ ولی انسانهای لرزنده تحت تأثیر شایعه ها و غرض ورزی هایی قرار میگیرند که بعضی برای برهم ریختن زندگی دیگران بدان دامن میزنند و همین امر به ناسازگاری آنان می انجامد. چنین کسانی به دلیل بی ثباتی در شخصیت مورد نکوهش قرار گرفته اند. قرآن کریم در داستان افک خطاب به اینان میفرماید: لَوْلا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بأَنْفُسِهِمْ خَيْراً ) (2)

معنای آیه چنین است که چرا وقتی افک را شنیدید به جای اینکه نسبت به مؤمنین، حسن ظن داشته باشید به تراشنده ،افک حسن ظن پیدا کردید و بدون علم درباره اهل ایمان سخنی گفتید؟ (3)

از آثار حسن ظن میتوان آسودگی خاطر (4) و جلب محبت (5) نام برد. اما آثار بدگمانی را میتوان یکی محروم ماندن از رفیق مهربان (6) نام برد که انسان را از برکات در جمع دیگران ،بودن معاشرت و همدمی محروم میسازد؛ و دیگری سلب امنیت خانواده است؛ خانواده ای که باید فضایش کانون آرامش (7) باشد؛ با ورود بدگمانی احساس اضطراب پیش می آید. برای حفاظت

ص: 176


1- نهج البلاغه، ح 159.
2- نور: 12/24
3- ر.ک. الميزان في تفسير القرآن، ج 15، ص 91
4- حسن الظن راحه القلب ؛ غرر الحكم، ص 253
5- من حسن ظنه بالناس حاز منهم المحبه ،همان.
6- الغريب من لم يكن له حبيب لايعدمك من الشفيق سوء الظن تحف العقول، ص 82 ؛ بحار الانوار، ج 77، ص 213
7- لِتَسْكُنُوا إِلَيْها ؛ روم: 21/30.

از این امنیت باید از تمام توان بهره وری کرد تا بدگمانی پیش نیاید. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) زمانی که به امر خدای سبحان مأمور شد چهل روز از همسرش خدیجه علیها السلام فاصله بگیرد برای بدگمان نشدن همسر و آرامش خانواده اش، عمار یاسر را به سوی خدیجه علیها السلام فرستاد و فرمود به خدیجه علیها السلام بگو که گمان نکنی من از تو بریده ام نیامدن من به سوی تو از روی کراهت و عداوت نیست؛ بلکه پروردگارم مرا به چنین کاری امر فرموده است. پس ای خدیجه، جز گمان خیر مبر. (1)

همچنین یکی از آثار بدگمانی بی اعتمادی به دیگران است اعتماد نسبی شرط لازم برای هر زندگی مشترک و سبب استمرار و استحکام خانواده است. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: شَرُّ النَّاسِ مَنْ لَا يَثِقُ بِأَحَدٍ لِسُوءِ ظَنّهِ وَ لَا يَثِقُ بهِ أَحَدٌ لِسُوءِ فِعْلِهِ (2)

بدترین مردم کسی است که اعتماد نمیکند بر مردم سبب بدگمانی ،او و اعتماد نمی کند کسی بر او به سبب بدی کردار او.

بنابراین تا شواهدی دال بر خلاف کارهای همسر چیزی بر خلاف اعتماد را نشان ندهد، انسان نباید وسواس به خرج دهد و با ذهنیتی منفی و موشکافانه رفتار او را تحلیل کند

ص: 177


1- بحار الأنوار ، ج 16، ص 78، باب 5، حدیث 20.
2- غرر الحكم و درر الكلم ، ص 263 .

فصل سوم : موانع استحکام خانواده

اشاره

ص: 178

درآمد

نظام خانواده نیز به سان هر نظام اجتماعی دیگر در روند حیات خود حالات گوناگونی دارد. اگر خانواده از هماهنگی، انسجام، وفاق و تفاهم دو طرف زن و شوهر برخوردار باشد قطعاً زمینه زندگی سالم خانوادگی را فراهم میکند اما اگر انسجام و هماهنگی نداشته باشد، دچار اختلال کارکردی شده پایه و پایه آن فرو میریزد.

،بنابراین عوامل و آسیبهایی که انسجام خانواده را تهدید میکند موضوعی است شایسته مطالعه و ارزیابی علمی جامعه شناسان خانواده و همین طور متخصصان تعلیم و تربیت و علمای دینی، هر یک با توجه به رشته مطالعاتی ،خود این موضوع را نیز مطالعه کرده و نسبت به پیامدهای جبران ناپذیر چنین آسیب هایی هشدار داده اند.

از باب تعرف الاشياء باضدادها. هر شیء از ضدش شناخته میشود. وقتی روشن شد چه عواملی باعث استحکام خانواده است ناچار روشن میگرد دد نبود آن عوامل سبب تزلزل خانواده خواهد بود. اما در اینجا به یک سلسله از موانع دیگری برخورد میکنیم که آنها سبب تزلزل و سرانجام از هم پاشیدگی خانواده اند. هر چند که بررسی تفصیلی آن عوامل در این مختصر میسر نیست اما به طور اختصار و اجمال به برخی از آنها اشاره میشود

ص: 179

نوشتار یکم : مانع طبیعی ناباروری و نازایی

از موانع استحکام خانواده، عقیم بودن است.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: شرارُ نِسائِكُمْ العُقَرَه .... (1) بی خیرترین زنان شما، زنان عقیم هستند...

حضرت نوح (علیه السلام) برای هدایت قوم لجوج و سرکش خود به آنها بشارت میدهد که اگر از شرک و گناه توبه کنند نعمتهای مادی و معنوی به آنان داده خواهد شد که یکی از آن نعمتها فرزند است وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالَ وَبَنِينَ (2)

در كلمات و سیره بزرگان ،دین نگرش مثبتی به فرزند وجود دارد و در روایات از فرزند با تعابیری چون میوه ،دل نور ،دیده (3) مایه خوش بختی (4) و ... یاد شده است

اهمیت ویژگی باروری زنان در منابع دینی تا جایی است که ازدواج با زنی نا زیبا ولی بارور را بر ازدواج بر زیبای نازا ترجیح دارد و توصیه شده که فرد زن باروری را برگزیند که از زیبایی کم بهره یا بی بهره است. (5)

ص: 180


1- کافی، ج 5، ص 32.
2- نوح: 12/71.
3- قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) : إنهم لثمرة القلوب و قرة الأعين؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 2، ص 711.
4- سَعِدَ امْرُؤٌ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرَى خَلَفاً مِنْ نَفْسِهِ؛ کافی ، ج 6، ص 4.
5- امام صادق (علیه السلام) می فرماید: شخصی نزد رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و عرض کرد: يَا نَبِيَّ اللَّهِ إِنَّ لِي ابْنَةَ عَمَّ قَدْ رَضِيتُ جَمَالَهَا وَحُسْنَهَا وَ دِينَهَا وَلَكِنَّهَا عَاقِرُ فَقَالَ لَا تَزَوَّجْهَا إِنَّ يُوسُفَ بْنَ يَعْقُوبَ لَقِيَ أَخَاهُ فَقَالَ يَا أَخِي كَيْفَ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَتَزَوَّجَ النِّسَاءَ بَعْدِي فَقَالَ إِنَّ أبى أمَرَنِى وَقَالَ إِن اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ لَكَ ذُرِّيَّةٌ تُنْقِلُ الْأَرْضِ بالتَّسْبيح فَافْعَلْ قَالَ فَجَاءَ رَجُلٌ مِنَ الْغَدِ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ تَزَوَّجَ سَوْءَاءَ وَلُودا فَإِنِّي مُكَاثِرُ بكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَة؛ كافى، ج 5، ص 333.

این نکته قابل ذکر است که ناباروری هیچگاه مجوز طلاق نیست بلکه با حفظ آن

زن میتوان ازدواج مجدد جهت فرزند دار شدن کرد.

نقش ناباروری را در موانع استحکام خانواده عبارت است از:

ا. نچشیدن لذت پدر و مادر شدن :

دل بستگی متقابل والدین و فرزندان از ضروریات نخستین اجتماعی شدن به شمار می رود سیره عملی و احادیث پیشوایان معصوم علیهم السلام نشان دهنده الگوهایی از دلبستگی سالم به فرزندان است. (1)

2. برآورده نشدن انتظارات والدین و تقویت حرمت خود آنان

بر پایه آموزه های دینی احساس حرمت خود در خانواده های دارای فرزند بیش از خانواده های بدون فرزند .است رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید ما ولد فى اهل بيت غلام الا اصبح فيهم عز لم يكن (2) در هیچ خانواده ای پسری زاده نشده ، مگر آن که عزتی یافتند که پیش از آن نداشتند.

این تعبیر به صراحت نقش فرزند را در ایجاد و تقویت عزت نفس و حرمت خود والدین نشان میدهد

3. احساس مفید و موثر نبودن

داشتن فرزند با احساس شایستگی و مثمر ثمر بودن در ارتباط است به

ص: 181


1- عَن ابْن عَبَّاس قَالَ دَخَلَتْ عَائِشَةُ عَلَى رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَ هُوَ يُقَبِّلُ فَاطِمَةَ فَقَالَتْ لَهُ أَ تُحِبُّهَا يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ أَمَا وَاللَّهِ لَوْ عَلِمْتِ حُبِّي لَهَا لَازْدَدْتِ لَهَا > < حُبًا (تفسیر فرات الكوفي ، ص 75؛ عَنْ أَبي جَعْفَر عَنْ أَبِيهِ جَدِّهِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) قَالَ دَخَلْتُ أَنَا وَ أَخِي عَلَى جَدِّى رَسُول اللَّه (صلی الله علیه وآله وسلم) فَأَجْلَسَنِى عَلَى فَخِذِهِ الْأَيْسَرَ وَ أَجْلَسَ أخِيَ الْحَسَنَ عَلَى فَخِذِهِ الْأَيْمَن ثُمَّ قَبَّلَنَا ؛ بحار الأنوار، ج 36، ص 255
2- المعجم الأوسط، اللخمي الطبراني، ج 7، ص 244.

همین دلیل است که داشتن فرزند در روایات به ثمره وجود والدین تعبیر شده است. امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ مِنْكَ وَ مُضَافُ إِلَيْكَ . (1)

به راستی که تشبیه زیبای پیامبر علیه واله شنیدنی است آن جا که می فرماید:

إنَّ الْوَلَدَ الصَّالِحَ رَيْحَانَةُ مِنْ رَيَاحِينِ الْجَنَّة. (2) در این تعبیر نمادین خانواده به گلستان و فرزندان به گلهای زیبای آن تشبیه شده است. بدیهی است که داشتن ثمرات ،نیکو عامل دلگرمی والدین و تداوم حيات مشترک آنها بوده و احساس مثمر ثمر بودن و اعتماد به نفس را در آنان به وجود می آورد.

.4 برخوردار نبودن از عامل نشاط و سلامت روانی والدین

تولد فرزندان هم به خودی خود موجب نشاط والدین میشود و هم زوجین از دیدن فعالیتهای شیرین و دل انگیز آنها و نگاه به چهره های بشاش و تبسم آفرین فرزندان احساس شادمانی میکنند بنابراین همانگونه که تولد فرزندان میتواند موجب نشاط و سلامت روانی والدین شود، نگاه به چهره فرزند نیز میتواند نشاطی وصف ناشدنی برای آنان به ارمغان آورد و موجب سلامت روانی شان شود؛ از این رو وقتی که از امام صادق (علیه السلام) سوال که بهترین چیزها برای آدمی چیست؟ میفرماید: نگاه کردن به فرزند جوانی که در حضور والدین است. (3)

5. محرومیت از توسعه اقتصادی و برکت در خانواده

اسلام و قرآن تشکیل خانواده و فرزند آوری را نه تنها باعث مشکلات معیشتی در خانواده نمیداند بلکه توسعه معیشتی را پس از

ص: 182


1- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 621
2- کافی، ج 6، ص 3
3- من لا يحضره الفقیه، ج 1، ص 188

ازدواج و صاحب فرزند شدن به واسطه تلاش و برکت همراه آن تضمین کرده .است یکی از آموزههایی که در روایات بر آن تاکید شده این است که فرزند موجب برکت در خانواده .است از این رو پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: بیت لا صبيان فيه لابركة فيه (1). برکت عبارت است از فراوانی ،رونق ،فزونی سعادت و نیک بختی (2) در این تعریف برکت شامل مجموعه ای از هیجان ها ،اندیشه ها رفتارها و احساسهایی است که به طور وسیع با سلامت و بهداشت روانی خانواده در ارتباط هستند.

6. نداشتن حامی به هنگام پیری والدین

آنان که فاقد فرزند هستند معمولاً دوران پیری را با حمایت کمتری پشت سر می گذارند و بیشتر از احساس تنهایی رنج می برند. زکریا (علیه السلام) در هنگام پیری از خدای سبحان طلب فرزند کرد .(3) امام سجاد نیز به حمایت و دست گیری فرزندانش چشم دوخته و از خدای سبحان میخواهد که آنها را در یاری وی کمک نماید. امام حسن عسکری (علیه السلام) فرزند را بهترین یار و مددکار انسان شناسایی کرده و خوار و نگون بخت از نظر او کسی است که فرزندی نداشته باشد. (4)

بر پایه آموزه های دینی والدین رشته الفت و دل بستگی به فرزندان خویش را هیچ نمیکنند گاه قطع نمی کنند و این الفت مودت، حتی پس از بزرگ

ص: 183


1- كنز العمال، ج 16، ص 274
2- مفردات ، ص 11 مجمع البحرين، ج 5، ص 25
3- فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ ءَانِ يَعْقُوبَ
4- عَنْ عِيسَى بْنِ صَبِيح قَالَ : دَخَلَ الْعَسْكَرِيُّ (علیه السلام) عَلَيْنَا الْحَبْسَ وَ كُنْتُ بِهِ عَارِفاً فَقَالَ لِى لَكَ خَمْسَ وَ سِتُّونَ سَنَةٌ وَ شَهْرٌ وَ يَوْمَانِ وَ كَانَ مَعِي كِتَابُ دُعَاءِ عَلَيْهِ تاريخُ مَوْلِدِى وَ إِنِّى نَظَرْتُ فِيهِ فَكَانَ كَمَا قَالَ ثُمَّ قَالَ هَلْ رُزِقْتَ مِنْ وَلَدٍ قُلْتُ لَا قَالَ اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ وَلَداً يَكُونُ لَهُ عَضُداً فَنِعْمَ الْعَضُدُ الْوَلَدُ ثُمَّ قَالَ : مَنْ كَانَ ذَا وَلَدِ يُدْرِكَ ظُلَامَتَهُ إنَّ النَّلِيلَ الَّذِي لَيْسَ لَهُ وَلَدُ (وسائل الشيعة، ج 21، ص 360 )

سالی و تشکیل خانواده فرزندانشان ادامه می یابد

این گونه دل بستگی والدین به فرزندان برای موفقیت آنها در راستای وظایف رشدی خانواده ضروری است.

7محرومیت از دریافت حمایت معنوی پس از مرگ

وجود فرزندان نه تنها شالوده زندگی دنیوی را استحکام می بخشد، عامل موثری در رشد و تعالی معنوی والدین بعد از مرگ نیز خواهد بود شواهد دهد که افراد بهره مند از حمایت ،اجتماعی از سلامت روانی بهتری برخوردارند حمایت معنوی از سوی دوستان، فامیل، همسایگان، کاران و آشنایان به صورت حمایت ملموس یا مادی مثل پول قرض دادن حمایت اطلاعاتی ارائه پیشنهادهای مفید و سودمند حمایت عاطفی هم دردی هم دلی و (محبت اعمال میگردد از سوی دیگر حمایت اجتماعی نقش به سزایی در بهداشت روانی افراد دارد

تعالیم اسلام در این قسمت بسیار گسترده و قابل توجه است. از توصیه های موکد در آموزه های دینی احسان، محبت، انفاق، صله در حق هم دیگر است یکی از مواردی که وجود فرزندان می تواند در تقویت آنان بهداشت روانی والدین نقش داشته باشد دریافت حمایت معنوی از سوی است.

اسحاق بن عمار از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که شخصی گفت : در داشتن فرزند بی رغبت ،بودم هنگامی که توفیق وقوف در عرفات نصیبم شد، در کنارم جوانی را دیدم که دعا میکرد و اشک میریخت و می گفت يَا رَبِّ وَالِدَيَّ وَالِدَيَّ فَرَغَبَنِي فِي الْوَلَدِ حِينَ سَمِعْتُ ذَلِكَ (1) پدران و مادرانی که از دنیا رفته اند از ،عبادت مناجات و کار خوب (خیر) فرزندانشان بهره میبرند

ص: 184


1- کافی، ج 6، ص 3 .

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) مى فرماید: خَمْسَةٌ فِي قُبُورِهِمْ وَ ثَوَابُهُمْ يَجْرِى إِلَى دِيوَانِهِمْ مَنْ غَرَسَ نَخْلًا وَ مَنْ حَفَرَ بَتْراً وَ مَنْ بَنَى لِلَّهِ مَسْجِداً وَ مَنْ كَتَبَ مُصْحَفاً وَ مَنْ خَلَّفَ ابْناً صَالِحاً (1) پنج نفر در قبر خفته اند ولی ثواب آنها به طور مرتب در دیوان عملشان ثبت میشود آن که درخت خرمائی ،کاشته و آن که چاه آبی حفر نموده، و آن که برای خدا مسجدی ساخته و آن که کتاب با منفعتی نوشته، و آن که فرزند شایسته ای از خود بجای گذاشته است.

این یک الگو و انگاره دینی در رابطه با بهداشت روانی است که گستره آن را به زمان و مکان حال محدود نمیکند بلکه به زمان پس مرگ نیز گسترش میدهد.

ص: 185


1- جامع الأخبار، ص 105؛مستدرک الوسائل، ج 12، ص 229 .

نوشتار دوم : موانع اقتصادی

یکی از شاخص های مهم کارآمدی نهاد خانواده، ثبات و حیات اقتصادی آن است که با ایجاد منابع ،کافی امنیت اقتصادی خانواده تضمین می شود مسئله اقتصاد و امور مالی را نمیتوان و نباید نادیده .گرفت چه بسیارند در گیریها و اختلافاتی که براثر اقتصاد و امور مالی پدید می آیند و آرامش و سکون زوجین را تحت الشعاع قرار میدهند. مهم ترین مشکلات اقتصادی خانواده عبارتند از:

أ. فقدان مدیریت مالی

در محیط خانواده وظیفه مرد است که از لحاظ اقتصادی امکانات زندگی زن را فراهم کند و در مسیر مقدس همسری و مادری او را یاری دهد و حتی توسعه بر خانواده در نظام خانوادگی اسلام از چیزهایی است که سفارش شده است قرآن در این زمینه میفرماید و عَلى المَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتهُنَّ بِالمَعْرُوفِ (1) و خوراک و پوشاک آنان به وجه شایسته و پسندیده بر آن کس است که فرزند از اوست.

یک مرد که مدیریت اقتصادی خانواده را بر عهده دارد باید از تنبلی و تن پروری پرهیز کند؛ کار و تلاش از عوامل خوش بختی و سعادت انسان است که باعث نجات انسان از افسردگی و پایه استقلال و اعتماد

ص: 186


1- بقره: 233/2

به نفس او میشود و ،شادی نشاط رشد و سلامت روحی و روانی را به ارمغان می آورد

داشتن وضعیت اقتصادی مناسب سبب رعایت بهداشت و پیش گیری و تغذیه مطلوب میشود و سلامت جسمی را در پی خواهد داشت هم چنین محافظت و تربیت اجتماعی کودکان را نیز سهل و آسان مینماید

تحقیقی در ایران نشان داد از میان متقاضیان طلاق، 12 علت درخواست طلاق را مشکل امرار معاش 4 بی ،کاری و 11 تدادن نفقه اعلام کردند افزون براین 49/6 اعلام کردند میزان حقوق آنان در زمان طلاق کفاف زندگیشان را نمی داده است (1) بیشتر خانواده های از هم گسیخته را قشر پایین جامعه تشکیل میدهند انحراف هایی چون دزدی، ،اعتیاد فرار از خانه را نیز میتوان نوعی فرار از مشکلات اقتصادی و عدم توانایی در پرداخت نفقه و یا تأمین هزینه های ضروری زندگی به حساب آورد.

بر پایه مطالعات انجام شده از تعداد مراجعه کنندگان زن به قسمت مشاوران حقوقی سازمان ،زنان برای شکایت و تقاضای طلاق 51/6 درصد فرار شوهر و عدم پرداخت خرجی را دلیل شکایت خود مطرح کرده اند. در حالی که از همین تعداد 56 اظهار کرده اند که از شوهرانشان کتک میخورده اند اما حاضر بوده اند در صورتی که آنها خرجی بدهند همچنان به زندگی با آنان ادامه دهند (2)

مدیریت اقتصادی ،خانه نیازمند ایجاد توازن در دخل و خرج و بکار گرفته عقل و مصلحت به جای هوس و ریخت و پاش و تبذیر .است در این ،مسئله زن و مرد سهیم و شریکند و باید برای رسیدن به

ص: 187


1- ر.ک. آسیب شناسی اجتماعی ، فرجاد، ص 208
2- ر.ک. آسیب شناسی خانواده ص 124

سطح متعادل در معیشت همکاری داشته باشند و بکوشند تا نگذارند مسائل «مالی در زندگی مشترک عواطف انسانی» و «مهر و صفا» را تحت الشعاع قرار دهند.

خدای سبحان می فرماید: ... وَ لَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْض مَا ءَاتَيْتُمُوهُنَّ إِنَّا أن يَأْتِينَ بفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَة .. (1) و بر آنان سخت و تنگ مگیرید تا برخی از آنچه به آنان داده اید بازستانید مگر آنکه آشکارا زشت کاری کنند.

درباره معنای وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ باید گفت گاهی شوهران آن چنان عرصه زندگی را برزنان تنگ میگرفتند که زنان برای رهایی از بند آنها مجبور بودند همه یا قسمتی از مهریه یا نفقه شان را ببخشند و خدای سبحان مردان را از این کار باز داشت (2)

در ایجاد تفاهم اقتصادی در زندگی مشترک دو جانب موثر است یک طرف قضیه به زن مربوط میشود طرف دیگر به مرد. یکی باید قناعت به خرج دهد یکی هم باید بر تلاش» بیفزاید. یکی باید كم توقع و صبور باشد دیگری هم باید از بخل و سخت گیری بی مورد و بیش از حد دست بردارد

ب تجمل گرایی

تجمل گرایی مرکب از دو کلمه «تجمل» و «گرایی» است. «تجمل» یعنی خود را زینت دادن و آراسته شدن وجمع آن تجملات به معنی وسایل زینت و آرایش آنچه موجب نشان دادن شأن و شکوه و زیبایی باشد بکار میرود (3) و کلمه «گرایی» و «گراییدن» یعنی آهنگ کردن

ص: 188


1- نساء : 19/4.
2- ر.ک تفسیر تسنیم ، ج 18 ، ص 154 .
3- لغت نامه دهخدا، ج 14 ، ص 399

میل و رغبت کردن (1)

خدای سبحان در قرآن کریم میفرماید:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُون (2) ای کسانی که ایمان آورده اید، مالها و فرزندانتان شما را از یادکرد خدا سرگرم نکنند و هر که چنان کند - به سبب مال و فرزندان از طاعت خدا بازماند - ایشانند زیانکاران

در این آیه اموال و اولادی که از مواهب الهی هستند اگر انسان علاقه افراطی به آنها پیدا کند بزرگترین بلا محسوب میشوند چنان که در داستان منافقین یکی از عوامل انحراف آنها همین حب دنیا بود.

تجمل گرایی و توجه به ظواهر زندگی آثار شوم و نامطلوبی بر فرد و اجتماع دارد که به طور خلاصه آن را بررسی میکنیم:

-1 وابستگی

کرامت بزرگواری و آزادگی انسان در تجمل گرایی و زندگی مصرفی داشتن نیست؛ زیرا هراندازه گرایش به تجملات و ظواهر زندگی در انسان بیشتر باشد به همان اندازه یا بیشتر آزادی و آزادگی او از بین میرود و وابسته میشود و هر قدر وابسته و اسیر مادیات باشد، به همان قدر شخصیت انسانی او به خطر می افتد و دچار مشکلاتی مثل بخل و مال اندوزی میشود.

-2 بی اعتباری اجتماعی

افراد تجمل پرست وقتی در زندگی شخصی خود دنبال وسائل لوكس و تشریفاتی رفتند و در خرج کردن هیچ حدی را رعایت نکردند این امر آنها را از مردم دورو در نظر آنها بی اعتبار میکند.

ص: 189


1- فرهنگ فارسی عمید، ص 1032
2- منافقون: 9/63

کسی که میخواهد به کمال انسانی برسد نه تنها از شهوات حرام، بلکه از پاره ای شهوات حلال نیز باید بگذرد.

-3 محرومیت از لذتهای معنوی

ریخت و پاش در تجمل از قبیل ،خوراک ،پوشاک ،مسکن اتومبیل اثاث و جواهرات همان گونه که انسان را وابسته و اسیر خودش میکند از لذتهای معنوی راز و نیاز و گریه های شبانه نیز محروم میکند. آنان که هر چه بخواهند میخورند و میپوشند در فرمان برداری از خدای متعال تنبل میشوند و اگر هم مختصر عبادتی کنند، نمیفهمند چه می،گویند و در محضر چه کسی هستند و این بالاترین عذاب برای انسان است که از لذتهای معنوی و روحانی محروم باشد. علی (علیه السلام) فرمود: «... فَما خُلِقْتُ لِيَشْغَلَنى اكْلُ الطَّيِّبَاتِ كَالْبَهِيمَة الْمَرْبُوطَة هَمُّها عَلَفُها » (1) مرا نیافریده اند که خوردن غذاهای لذیذ از نیکبختی (جاوید بازم دارد مانند چهارپای بسته شده ای که همش علف .است روشن ،است کسی که همچون حیوانی چرنده هرچه بخواهد در طلبش حرکت کند حد و مرزها را نادیده بگیرد و برای رسیدن به لذتهای مادی دنیا از هیچ خلافی نگذرد، از ذکر خدا غافل میشود و از لذتهای معنوی که از این رهگذر به دست

می آید، محروم می شود.

4 - انحطاط اجتماعی

لوکس گرایی و ریخت و ،پاش به ویژه در بین خانواده ها موجب انحطاط اجتماعی میگردد و ضربات جبران ناپذیری بر جامعه وارد می کند قرآن کریم در این باره میفرماید

انْفِقُوا فِي سَبيلِ اللَّهِ وَلا تُلْقُوا بِايْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ (2) در راه خدا انفاق کنید

ص: 190


1- مستدرک الوسائل، ج 16، ص 301 .
2- بقره: 195/2

و خودتان را با دست های خود به هلاکت نیفکنید

از این آیه به خوبی استفاده میشود که ریخت و پاش کردن در ثروتهای شخصی و ملی و مصرف آنها در تجملات و تشریفات ،ظاهری ولخرجیهای زیانبار و حد نگه نداشتن در زندگی باعث هلاکت و انحطاط اجتماعی و یا هلاکت معنوی می گردد. (1)

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) دوست می داشت که در محیط خانواده، نیروهای اضافی همسران و ،مادران صرف خدمت بیشتر شود تا مردان نیز هر چه بیشتر احساس خوشبختی کنند و به جای خرده حسابهای شخصی و فرار از زیر کار تعاون و همفکری و اشتراک مساعی حکم فرما باشد.

در روایات آمده است. یک بار بانوی نخست اسلام حضرت فاطمه علیها السلام از پدر خواست که برایش خادمی انتخاب کند پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به او فرمود: آیا بهتر از خادم نمیخواهی علی به فاطمه علیها السلام فرمود: بگو میخواهم فاطمه علیها السلام گفت بله ،پدر بهتر از خادم میخواهم فرمود روزی 33 بار تسبیح خدا میکنی و 33 بار حمد خدا میگویی و 34 بار تکبیر می گویی، إِنْ قُلْتَهَا فِي صَبِيحَة كُلِّ يَوْمٍ كَفَاكِ اللَّهُ مَا أَهَمَّكِ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ (2) اگر هر روز صبح اینها را ،بگویی خدای سبحان آنچه از کارهای دنیا و آخرت برای تو ،است ،کفایت خواهد کرد.

در حقیقت، خانواده الگوی اسلام با راهنمایی پیامبر، به همه خانواده های مسلمان - مخصوصاً به زنان مخصوصاً به زنان - درس میدهد تا به فکر کلفت و و خادم نباشند و حتی المقدور با تقسیم کارها، به سادگی زندگی کنند و نسبت به یکدیگر فداکار باشند.

در تحقیقات متعدد، عوامل اقتصادی دیگری همچون فقر، بی کاری، اشتغال نامناسب و پایین بودن میزان درآمد از عمده ترین عوامل موثر

ص: 191


1- ر.ک تفسیر تسنيم ، ج 9، ص 656
2- كشف الغمه، ج 1 ، ص 36؛ بحار الأنوار، ج 43 ، ص 134 .

در گرایش به کج روی و بروز جرم ذکر شده است.بررسی نشان دهد که در میان پروندههای دادگاه خانواده که متارکه کردهاند علت را عدم تفاهم با %46 بیشترین عامل این جدایی دانسته اند. پس از آن دخالت خانواده همسر و مشکلات مالی با 25 در مرتبه دوم قرار می گیرد. (1)

ج اشتغال زنان

در منطق ،اسلام زنان در خانه دو شغل اساسی الاهی و بی بدیل دارد نخستین شغل او همسر داری و دومین شغل او «مادری» است.

اگر نیاز به کارگماری زنان در جامعه باشد، شغل سوم آنان خواهد بود که بر طبق ،معیارها باید در جامعه بانوان باشد که از این طریق بر مردان جامعه و فرزندانشان تأثیر غیر مستقیم خواهند گذاشت. حال اگر ضرورت حضور بانوان در میان مردان جامعه مطرح باشد، شغل چهارم آنان خواهد بود که باید با در نظر گرفتن کفایت حضور بانوان در سه شغل مذكور و در شرائط کمبود حضور مردان در مشاغل عمومی و یا مربوط به خویش باشد که صرفاً موارد اضطراری جنگ و شهادت مردان و یا مشابه آن را در بر میگیرد

شغل یکم و دوم زن (همسر داری) و (مادری) نیاز به وقت موسع و زیادی دارد و اگر ما به این دید نگاه کنیم متوجه میشویم که تساوی ساعات کارکرد کارکنان مرد و زن در ،ادارات امری نادرست و حتی خلاف شرع است. چرا که بر دو شغل ،اساسی ،انسانی عقلانی و شرعی زن تأثیر بسیار سوئی می گذارد حضور در فضاهای مختلط و ارتباطات مکرر با نامحرمان جذابیت ظاهری زنان را وسیله ای برای ارتباط عاطفی نامیمون میان زنان و نامحرمان قرار داده شخصیت اخلاقی و

ص: 192


1- رک تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن ، ج 2، ص 67-86

ارزشی افراد و استحکام خانواده را با اضمحلال و آسیب جدی روبه رو خواهد کرد.

جهاد زن شوهر داری خوب و خوب شوهر داری است که اولی به درونمایه رفتار و دومی به شیوه رفتار نظر دارد جهَادُ الْمَرْأَة حُسْنُ التَّبَعُل. (1)

از طرفی دیگر مادران نقش انحصاری در پرورش شخصیت فرزندان دارند؛ این نقش در دوران ذیل به وضوح نمایان است

دوران بارداری (9) ماه حریم انحصاری تأثیر مادر در شخصیت فرزند است.

در دوران شیردهی (2 سال) هم مادر نقش اساسی را بازی میکند.

مرحله بعد از آن (2 تا 7 سالگی هم وابستگی بچه ها به مادر بیش از پدر است

از آن جا که خانواده سالم رکن اساسی جامعه است؛ زن، رکن اساسی و آرامش بخش خانواده سالم است پس این زن است که باید مرد را آرامش ببخشد و بارش را سبک کند و خشونت ها و صدمات اجتماعی را که به او میرسد، تعدیل کند و او را با خاطری آرام دوباره روانه جامعه کند چونان خدیجه کبری علیها السلام . در غیر این صورت، جامعه دچار چالش میشود چرا که ممکن است با نقصان امنیت بخشی خانواده، مرد در خارج از محیط خانه در جستجوی تأمین امنیت روانی برآید و با زنان دیگر به گناه مرتبط .شود در این حالت است که محیطهای کاری و اجتماعی به صحنه تبادل امنیت روانی مبدل خواهند شد که نتیجه اش انهدام کانون خانواده و آلودگی روابط اجتماعی خواهد بود. (2)

ص: 193


1- کافی، ج 5 ، ص 9.
2- ر.ک. مدیریت در اسلام نقی پور فر، ص 184 تا 233

در نتیجه اشتغال زنان در بیرون خانه نیز با توجه به سنگینی مسئولیت آنان در فرهنگ ما ممکن است آنان را از ایفای مسئولیتهای خانوادگی ناتوان کرده، موجبات اختلاف را فراهم آورد. گاه کارگماری ،زن ،زمینه ای برای استقلال و جدایی از خانواده میشود؛ چنان که مسئله مادران مجرد در برخی کشورها ناشی از همین استقلال طلبی است که به نوعی کیان خانواده را به خطر انداخته است.

همچنین کار بیش از حد زن و مرد که موجب حضور کمتر در محیط خانواده می،گردد به روابط عاطفی مناسب ضربه زده و موجبات اختلاف و سوء تربیت فرزندان را فراهم می کند

در برخی موارد بی حد و حساب بودن برنامه کاری و اشتیاق و تمایل همسران در عرصه زندگی شغلی سبب گردیده تا آنان انرژی خود را که باید به زندگی خانوادگی اختصاص دهند، محدود سازند و در نتیجه کیفیت زندگی خانوادگی آنها تحت الشعاع قرار گیرد. استرسها و تمایلات نامحدود کاری غالباً تأثیرات منفی بر روی مناسبات ،خانوادگی خوشبختی و سلامتی روحی و روانی و رضایت مندی زناشویی دارد.

همچنین تفاوتها و تنوع های روز افزون برنامه های کاری بدین معناست که زوجها فرصت کمتری دارند تا با همدیگر به عنوان یک زوج یا خانواده سپری کنند.

گرچه که اشتغال زوجه فوائدی دارد مانند بهبود وضعیت اقتصادی و تأمین نیازهای مادی ،خانواده عزت مندی ،اجتماعی اثبات قابلیت زنان در عرصه های اجتماعی و استقلال مالی و به دست آوردن پشتوانه ای در ایام پیری زنان در پی دارد و هم چنین فوائدی مانند رفاه و تأمين نیازهای مادی بیشتر خود نظم دهی و رشد سازگاری اجتماعی سریع تری را برای فرزندان به دنبال خواهد داشت، اما در مجموع

ص: 194

میتوان گفت که تأثیرات نامطلوبی در فرایند رشد فرزندان به ویژه رشد عاطفی آنان برجای میگذارد و میزان آسیب پذیری کودکان را در سالهای نخستین کودکی افزایش میدهد

این نکته قابل ذکر است که تساوی ساعات کار زنان و مردان هم در جامعه تهدید کننده سلامت خانواده است . وقتی ساعات کار سازمانی زن با مرد، یکسان ،باشد فرزند او به خانه می آید و می بیند که مادرش هنوز به خانه نیامده است

یا مرد ، وقتی به خانه آید می بیند که همسرش هم زمان با او یا حتی بعد از او به منزل می آید وخسته و ناتوان است و یک فرد سومی میخواهد که به این دو نفر رسیدگی کند!!!

این وضعیت در شغل های اساسی زن همسرداری و مادری تاثیر سوء دارد و سبب مسخ شخصیت و رسالت قطعي الهي زن، و سبب بروز آسیب شدید در شخصیت مرد و فرزند خواهد شد. حرکت و فعالیت مثبت مردان و ایفای شأن مردانگی آنها وابسته به این است که زنان در جامعه در جایگاه اصلی خود قرار داشته باشند.

ص: 195

نوشتار سوم : موانع رفتاری

آدمی باید سعی درونی ،خود زیبا و پسندیده ظاهر سازد بدخلقی صفت ناپسندی است که زندگی انسان را تیره و تار میکند و در محیط خانوادگی موجب عوارض منفی بی شماری میگردد و در قالب تندخویی، گرفتگی چهره، بی حوصلگی اخم و بهانه گیری نمایان میشود که به طور کلی میتوان به آن بداخلاقی گفت؛ از آفات و آسیبهای ویرانگر خانوادگی است. نابودی شخصیت ،انسانی ایجاد ترس و اضطراب زوال محبت، سوءظن و بی اعتمادی و اختلافات شدید خانوادگی از آثار سوء این آسیب به شمار میرود.

آسیبهای رفتاری بزرگترین و مهلک ترین آفت خانواده به شمار میرود و این آسیب سبب انزجار و انزوای خانواده میشود و تکامل خانواده را مختل میکند و پیامدهای دنیوی و اخروی فراوانی را به دنبال دارد. در این جا به اختصار به بعضی از آنها می پردازیم.

أ. بخل

یکی از موانع استحکام خانواده در حوزه رفتار بخل ورزی است ؛ خدای حکیم در این باره می فرماید

« وَ إِن امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُورًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيهُمَا أَن يُصْلِحَا

ص: 196

بَيْنَهُمَا صُدْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأَحْضَرَتِ الْأَنفُسُ الشُّحَ وَ إِن تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللهَ كانَ بمَا تَعْمَلُونَ خَبيرا» (1) و اگر زنی از شوی خویش بیم ناسازگاری یا رویگردانی داشته باشد باکی بر آنها نیست که میان خود به گونه ای آشتی و سازش کنند و آشتی و سازش بهتر است؛ و جانها را بخیلی و آزمندی فرا آمده و اگر نیکی و پرهیزگاری کنید خدا به آنچه میکنید آگاه است.

این آیه درباره دختر محمد بن مسلمه و شوهرش رافع بن خدیج (جریح) است؛ آن گاه که وی زن جوانی را برگزید و بین و همسر نخست خود فرق گذاشت و سهم بیشتری به همسر دوم جوان بود .داد آیه شریفه در چنین فضایی نازل شد. (2)

به حالت علاقه شدید به خود و منافع خود و تعصب در سلائق و باورها را شح گویند؛ انسان ذاتا حب نفس دارد که از آثارش بخل ورزی است؛ اصل شح را خدا به جهت جذب منفعت و دفع مفسدت قرار داده است که باید با عقل و تقوا (3) و صیانت نفس (4) تعدیل گردد.

عدم شح و توسعه بر خانواده به معنای ریخت و پاش و تبذیر در امور زندگی ،نیست بلکه به معنای بخل نورزیدن و سعی در ایجاد رفاه مناسب برای افراد خانواده است. مردی که با وجود توانایی مالی همسر و فرزندانش را در ناراحتی و تنگدستی قرار میدهد، خوشی و آسایش آنان را سلب کرده بر اثر بخل ورزی آنان را از خود بیزار می کند امام رضا می فرماید: «يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَى عَيالِهِ لِئَلَّا يَتَمَنَّوْا مَوْتَهُ» (5) شایسته است که مرد بر خانواده خویش توسعه دهد تا آرزوی مرگ او را نکنند

گفتنی است که توسعه بر خانواده باید متناسب با امکانات و توان

ص: 197


1- نساء : 128/4.
2- ر. ک تفسیر القمى، ج 1، ص 154 .
3- نساء: 128/4 : وَإِن تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا.
4- حشر: 9/59: وَمَنْ يُوقَ شُحَ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون.
5- کافی ، ج ،4 ص 11؛ وسائل الشيعه، ج 15 ، ص 249.

اقتصادی مرد باشد و او نباید به خاطر تأمین این هدف، بیش از حد توان بر خود فشار وارد کند امام صادق (علیه السلام) در این باره میفرماید

«اذا جادَ اللَّهُ تَبارَكَ وَتَعَالَى عَلَيْكُمْ فَجُودُوا وَ إِذا أَمْسَكَ عَلَيْكُمْ فَامْسكُوا» (1) هرگاه خدای متعال به شما ،بخشید شما هم ببخشید، و چون امساک فرمود، شما د، شما هم امساک کنید.

ب. حسادت

حسادت نوعی بیماری روانی (2) است که به مشکلات زیادی در بعد فردی و خانوادگی دامن میزند معمولاً حسد به این صورت محقق می شود که یکی از همسران یا هر دو زندگی بستگان و آشنایان را مورد توجه قرار میدهند و آن گاه که نعمتی را در آن خانواده مشاهده کنند با تنگ نظری آرزوی زوال آن نعمت را در سر می پرورانند یا حتی برای دست یابی به هدف خود به اعمال ناشایست نیز دست میزنند در موارد نادری ممکن است یکی از زن و شوهر نسبت به كمالات خود حسادت ورزند و چون خود از جهاتی توان نیل به آن کمالات را ناسازگاری ندارند سر گذارند و یا موانعی برای رشد و ترقی همسر خویش ایجاد کنند

دو مورد از پیامدهای حسادت عبارتند از:

ا. سلب آسایش

مهمترین پیامد حسادت آن است که آسایش را از حسود و به دنبال آن از زندگی مشترک و خانوادگی او سلب می کند حضرت امیرالمومنان (علیه السلام) فرمودند: وَ لَا رَاحَةَ لِحَسُود (3)

ص: 198


1- همان ، ص 54 ؛
2- عن على الحسود ابدا عليل؛ غرر الحکم ص 301؛ مستدرک الوسائل، ج 12، ج 21
3- خصال، ج 1، ص 16؛ مستدرک الوسائل، ج 12، ص 17

این حالت باعث میشود که فرد از زندگی خویش لذت نبرد؛ چرا که به داشته های خود بی توجه است و همواره توجه خود را به داشتهه ای دیگران مشغول می کند چنین فردی چون خویش را با بالاتر از خود مقایسه میکند هرگز متوقف نمیشود و به هر جا برسد، سرانجام کسی پیدا میشود که در جهتی بالاتر از او باشد قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) وَأَقَلُّ النَّاسِ لَذَّةَ الْحَسُود (1) حسود کم بهره ترین مردم از جهت دریافت لذت در زندگی است.

2. اقدام نسنجیده

تمام هم و غم حسود را توجه به نعمتهای دیگران و آرزوی زوال آن تشکیل میدهد؛ از این رو گاه فرد به اقداماتی رو می آورد که عواقب آن را بررسی نمی کند و رفتار او باعث مشکلاتی برای خود و خانواده اش میشود که جبران آن ناشدنی یا بسیار دشوار است. به همین دلیل امیرالمومنان (علیه السلام) فرمايد: الْحَسُودُ سَرِيعُ الْوَثْبَة بَطِيءُ الْعَطفَة (2)، حسود زود از جا می پرد و به کندی مهر میورزد و این هر دو پیامد به ایجاد آرامش و استحکام خانواده آسیب میزند

با توجه به تأثیرات منفی حسادت در زندگی مشترک باید توجه جدی به درمان این صفت ناپسند اخلاقی به منظور حفظ استحکام خانواده داشت که در پایان اشاره به یکی از شیوه های درمان حسد میکنیم

حسد همچون دیگر معضلات ،اخلاقی خود معلول صفاتی دیگر است که بدون برطرف ساختن آنها کمتر موفق به درمان آن میشویم؛ از این رو برای آن که درخت حسد در زمین دل ریشه نکند، لازم است

ص: 199


1- من لا يحضره الفقیه، ج 4، ص 394
2- كنز الفوائد ،کراجکی، ج 1، ص137؛ مستدرک الوسائل، ج 12، ص 17

عوامل آن از جمله ،تکبر خودشیفتگی و حرص از وجود ما رخت بر بندد. (1)

ج. لجاجت

یکی از صفات اخلاقی که مانع استحکام خانواده میشود، لجاجت است.

لجاجت به معنای تکرار عمل و ادامه دادن آن موردی است که مطابق میل طرف مقابل نباشد و با میل و خواست مخالف باشد. از مصداق های لجاجت ادامه دادن عمل پس از باز داشته شدن از آن و تکرار کلام پس از انزجار شنونده است براین ،پایه در معنای لجاجت دو قيد وجود دارد 1 تکرار عمل؛ 2. ادامه دادن به کاری که مخالف میل طرف مقابل است.

عوامل لجاجت

توجه به ریشه های لجاجت از جمله مسائل مهمی است که میتواند ما را درباره پیشگیری از بروز این صفت ناپسند یاری رساند برخی از این ریشه ها عبارتند از:

1 جهالت

جهل زمینه میشود فرد به تعصب رو آورد و متعصبانه در برابر حقیقت روشن بایستد

رسول اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره لجاجت فرموده اند إِيَّاكَ وَالدَّجَاجَةَ فَإِنَّ أَولَهَا جَهْلُ وَ آخِرَهَا نَدَامَةٌ (2) از لجاجت بپرهیز که آغاز آن نادانی و سرانجامش پشیمانی است.

ص: 200


1- محجه البيضاء، فيض کاشانی، ج 5، ص 348
2- تحف العقول ، ص 14؛ بحار الأنوار، ج 74، ص 68 .

در محیط خانواده گاه یکی از همسران و یا هر دو براثر ناآگاهی، سخن نادرست ،پدر مادر و یا دوستان خود را ملاک قرار می دهند و در برابر بیان متین و متقن همسر ایستادگی میکنند و به این ترتیب زمینه را برای مشاجرات بعدی فراهم میکنند.

2 زیاده روی در سرزنش همسر

سرزنش بیش از حد یکی از اصلی ترین عوامل جر و بحث در لجاجت به شمار میرود به همین دلیل در روایات نیز به عنوان عامل شعله ور کننده لجاجت مطرح شده است: عن على (علیه السلام) وَ الْإِفْرَاطُ فِي الْمَلَامَة يَشبُّ نِيرَانَ الدَّجَاجَة (1)

پیامدهای لجاجت همسران

لجبازی زن و شوهر پس آوردهای منفی فراوانی دارد که برخی از آنها را بررسی میکنیم

1 . ضعف تدبير

از آن جا که مهمترین هدف لجوج انجام دادن عمل مخالف ميل طرف مقابل ،است توجه چندانی به درستی و نادرستی عمل لجوجانه خویش ندارد و صرفاً در صدد است با تکرار ،عمل اسباب ناخشنودی طرف مقابل را فراهم سازد در چنین شرائطی قدرت تصمیم گیری از فرد سلب میشود و بدون آنکه بداند رفتارش چه پیامدی دارد، دست به اعمالی میزند که خود نیز آنها را پسندیده نمیداند از این رو اميرالمؤمنين (علیه السلام) لجوج را فاقد قدرت تصمیم گیری دانسته و فرموده اند: اللجوج لا رأى له (2) و در حدیث دیگری فرمودند: اللجاج يفسد الرأى (3)

ص: 201


1- همان، ص 8؛ بحار الأنوار، ج 74، ص 212
2- غرر الحكم، ص 65
3- همان

2. بستر سازی برای زشتی ها

بدیهای ناشی از لجاجت مصداق های متعددی دارد که برخی از آنها عبارتند از:

أ. درگیری

در محیط خانواده همسر لجوج از اعمال لجاجت بار خود لحظاتی به لذت کاذب دست می یابد ولی از آن جهت که باید هزینه این برخورد را بپردازد، آینده پرزحمتی را برای خود رقم میزند. لجاجت ،همسر زمینه ساز درگیری فرد مقابل میشود و حتی کار به جنگ دو طرف میکشد اللجاج مثار الحروب (1) لجاجت برانگیزاننده جنگ است.

ب. تباهی

درگیری ناشی از لجاجت گاه به حدی است که به سقوط و هلاکت لجوج می انجامد امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره این پیامد میفرماید ثمرة اللجاج العطب (2) هلاکت پیامد لجاجت است

ج. آبروریزی

آسیب دیگری که از ناحیه لجاجت متوجه لجوج میشود کاهش منزلت اجتماعی است. زن یا شوهر لجوج علاوه بر آن که منزلت خود را در برابر همسر و فرزندان از دست میدهد ارزش خویش را میان خویشان نیز به شدت کاهش میدهد با توجه به این آثار زیان بار است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: خَيْرُ الْأَخْلَاقِ أَبْعَدُهَا عَن الدَّجاج (3) بهترين خويها دورترین آنهاست از لجاجت؛ از سوی دیگر، رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) یکی از صفات بدترین زنان را همدوشی ناپذیری و لجاجت آنان برشمرده اند: شرارُ نِسَائِكُمُ ... اللَّجُوجَةُ ...(4) .

ص: 202


1- همان ص 464
2- همان ص 464
3- همان، ص 463.
4- کافی، ج 5، ص 326 .

یکی از راه های پیشگیری از لجاجت مشورت خانوادگی است که به اختصار آن را توضیح می دهیم.

یک دندگی در موارد بسیاری از آن جا سرچشمه می گیرد که همسر احساس میکند در فرایند تصمیم گیری جایی ندارد و همسرش خودسرانه تصمیمهایی درباره زندگی مشترک می گیرد. در این شرایط، او نیز که خود را بر حق میداند بر موضع خویش پافشاری می کند. زوجهایی که باهم نه صرفاً درباره اختلاف نظرها، بلکه درباره چگونگی بروز ناسازگاری هایشان صحبت میکنند اوقات کمتری را به جر و بحث می گذرانند.

ص: 203

نوشتار چهارم : مانع عاطفی تبعیض میان فرزندان

یکی از موانع مهم استحکام خانواده بی عدالتی و رفتار تبعیض آمیز نسبت به اعضای خانواده خصوصا فرزندان است که نه تنهاوالدین را از کند؛ بلکه آینده فرزندان را نیز با خطر مواجه .نماید از این رو دانشمندان تعلیم و تربیت در عصر حاضر، رعایت

در برخورد با فرزندان را برای پرورش انسانهای شایسته دانند؛ اما اسلام از چهارده قرن پیش بر این امر تاکید کرده است و پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به مسلمانان توصیه میفرمود که نه تنها در واگذاری امکانات ،مادی بلکه در بوسیدن فرزندان نیز عدالت را رعایت کنند (1)

در قرآن مسئله احساس فرزندان ،یعقوب در تبعیض محبّت به ،فرزندان برانگیزاننده حسادت میان آنها آمده است که خدای سبحان فرمايد (2) : إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ َأخُوهُ أَحَبُّ إلى أبينا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِين اقْتُلُوا يُوسُفَ أو اطرَحُوهُ أَرْضاً يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَ تَكُونُوا

ص: 204


1- قَالَ رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) : ان الله تعالى يحب ان تعدلوا بين أولادكم حتى في القبل؛ كنز العمال ، ج 16 ، ص 445 ، ح 45350.
2- تفسیر قمی، ج 1، ص 34

مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صَالِحِينَ. (1)

آنگاه که گفتند یوسف و برادرش بنیامین برادر هم مادر یوسف نزد پدرمان از ما که گروهی نیرومندیم محبوب ترند همانا پدر ما در این مهرورزی در گمراهی آشکار است یوسف را بکشید یا او را به سرزمینی بیفکنید تا روی توجه - پدرتان تنها برای شما باشد و پس از او با توبه کردن] گروهی نیک و شایسته باشید.

دو پیام از این آیه را ذکر می کنیم.

1. از این آیه بهره وری میشود که پدر باید در رفتار با فرزندان بسیار دقت کند تا ابراز محبتهای طبیعی او به برخی فرزندان سبب احساس تبعیض و شعله ور شدن حسد در میان دیگران نشود.

2. فرزندان محبت طلباند و از پدر انتظار دارند به طور مساوی محبت خود را ابراز کند و قَالَ رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) اعْدِلُوا بَيْنَ أَولَادِكُمْ (2)

بدیهی است که رفتار عادلانه به معنای برخورد مساوی و یکسان نیست چه بسا رعایت عدالت ایجاب کند که پدر برای برخی از فرزندان ،خود به دلیل استعداد بیشترویا ،کمتر یا به دلیل بیماری و یا جهات ،دیگر هزینه بیشتری را متحمل .گردد این به معنای بی عدالتی نیست. البته در این گونه موارد نیز باید سایر فرزندان را نسبت به اقدام خود توجیه نمایند.

همچنین در صورتی که پدر احساس کرد رعایت حق یکی از ،فرزندان پیامدهای منفی و خطرناکی را به دنبال خواهد داشت از آن صرف نظر نماید، چنان که امام صادق (علیه السلام) می فرماید: قال والدی (علیه السلام) و الله إني لأصانع بعض ولدى و أجلسه على فخذى و أكثر له المحبة و أكثر له الشكر و إن الحق لغيره من ولدى و لكن محافظة عليه منه و من غيره لئلا

ص: 205


1- يوسف : 8/12 - 9
2- تذكرة الفقهاء ، (ط - القديمة) حلى ، ص ، 424 جامع المقاصد في شرح القواعد ج ص 171؛ بحار الانوار، ج 101، ص 92

یصنعوا به ما فعل بيوسف و إخوته (1) پدرم (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند، من نسبت به یکی از فرزندانم تظاهر میکنم و او را بر زانویم مینشانم و بسیار به او محبت می کنم و بسیار از او تشکر میکنم هر چند حق با فرزند دیگر من است؛ لیکن به خاطر حفاظت کردن وی از او و ،دیگران چنین میکنم تا کاری را که برادران یوسف با او کردند اینان با وی نکنند

از وظایف اساسی والدین مراعات تساوی به هنگام اجرای عدالت و پرهیز از تبعیض در رفتار با فرزندان است این رفتار عادلانه حقی است که فرزندان بر گردن والدین خود دارند؛ چنان که پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: «همانا حق فرزندان بر تو این است که آنها به عدالت رفتار کنی.» (2)

تبعیض آن است که در شرایط و ظرفیت های مساوی یکی را بر دیگری ترجیح داده و امکانات امکانات و امتیازات ویژه ای برای او منظور .کنیم در مذمت بی عدالتی و تبعیض از نعمان بن بشیر نقل شده است پدرم هدیه ای به من ،داد مادرم با این هدیه مخالفت کرد و گفت تا پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به این بخشش گواهی ندهد آن را نمی پذیرم پدرم نیز نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) رفت و عرض کرد من به فرزندم هدیه ای داده ام و او مرا مجبور کرده است تا شما را بر این امر گواه بگیرم حضرت فرمودند آیا به همه فرزندانت چنین هدیه ای داده ای؟ عرض کرد نه حضرت فرمود از خدا بترسید و بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید؛ من بر ظلم و ستم گواهی نمیدهم . (3)

علل تبعیض

این که چرا برخی والدین درباره کودکان خویش تبعیض روا

ص: 206


1- تفسیر عیاشی، ج 2، ص 166 .
2- كنز العمال، ج 16 ، ح ج 16، ح 45358.
3- صحیح بخاری ، ج 2، ص 914 ، ح 2447 .

می دارند میتواند علل گوناگونی داشته باشد

یک جهل والدین از حقوق کودکان خویش

دو - حساسیت و تعصب به یک جنس

سه زیبایی و خوش زبانی یک کودک و.......

آثار تبعیض میان فرزندان

تبعیض آثار مخربی در خانواده بر جای می گذارد. ایجاد بدبینی، کینه و عقده فرزندان نسبت به والدین و به دنبال آن بروز اعمال زشتی در قالب انتقام از پدر و مادر از پیامدهای سوء تبعیض در خانواده است. همچنین فردی که به او محبت بیش از حد دارند، در معرض دو آسیب جدی قرار میگیرد یکم لوس و از خود راضی شدن و احساس برتری جویی سلطه طلبی و طغیانگری او و دیگر اینکه خطرها و آزارهایی که ممکن است از جانب دیگران به دلایل مختلف به او برسد. آثار دیگری نیز مانند ایجاد احساس حقارت ،حسادت دشمنی بدآموزی و . از عواقب سوء وجود تبعیض و بی عدالتی در خانواده است که میبایست به شدت از آن پرهیز کرد.

ص: 207

نیم فصل پایانی

الف: جمع بندی و نتیجه گیری

همان گونه که پیشتر ذکر گردید از بدو پیدایش انسان بر روی کره زمین همواره مردان و زنانی با تشکیل ،خانواده عمری را در کنار یکدیگر سپری کرده اندو این گونه مصلحت الاهی در تداوم حیات بشری بر روی این کره خاکی جامه تحقق و عمل پوشیده است. از آنجایی که خانواده و سلامت آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است کوشش مصلحان جامعه و به ویژه انبیاء الاهی این بوده است که نظام خانواده یک نظام مستحکم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند؛ اما متأسفانه بشر به ویژه نسل امروز به دلیل دور شدن از تعالیم انسان ساز الاهی و غرق شدن در دنیای عاری از معنویت دچار معضلاتی شده است که یکی از آنها فروپاشی کانون خانواده است.

امروزه آمار طلاق و جدایی زوجین و افزایش روز افزون آن مهمترین سوژه های مطرح شده در رسانه ها اعم از نشریات تلویزیون اینترنت .... .است دقت و توجه در علل و عوامل ،موجود نشان میدهد که مؤثرترین عوامل فروپاشی خانواده ها در ارتباط با زیر پا نهادن ارزشها و هنجارهای الاهی و انسانی و فاصله گرفتن از معنویاتی است که منجر به نابودی عواطف انسانی و ارزشهای اخلاقی گشته و سبب روی آوردن به بی بند و باریها گرایش به سمت مفاسد ،اخلاقی تجمل گرایی و مصرف زدگی و.... شده است.

ص: 208

در این پژوهش سعی گردید با تکیه بر آیات و روایات ،اسلامی خانواده و مسائل پیرامون آن و عمده ترین عواملی که به استحکام خانواده کمک می کندو موانعی که منجر به فروپاشی آن میگردد در ابعاد مختلف نظری ،اخلاقی ،رفتاری ،طبیعی ،اقتصادی به رشته تحریر در آید

عوامل استحکام خانواده عوامل پیش از ازدواج

نظری و معرفتی. ا: آگاهی توجه به تفاوتهای زن و مرد.ب.شناخت جایگاه خانواده و اعضای آن توجه به انتخاب ملاک دارد: اولویت بندی در ملاکهاه : آشنایی با حقوق زن و شوهر

*. اخلاقی و عاطفى أ. اختیاری بودن ب رشد یافتگی و بلوغ زوجین. ج همسان همسری و کفویت

عملی و رفتاری أ. تحقیق و مشورت با کارشناسان ب گفت و گوی مستقیم. ج. حمایت از خانواده

عوامل پس از ازدواج

نظری و معرفتى أ. اعتقاد به تقدس پیوند زناشویی. ب.آگاهی زوجین از انتظارات .یکدیگر ج. آگاهی از جایگاه طلاق

اخلاقی و عاطفى أ. ملكه عفت و حیا ب روحیه مصالحه و مدارا ج خوی تغافل و گذشت

د. روحیه قناعت

عملی و رفتاری أبرنامه ریزی در زندگی. باظهار مهر و قهر. ج ارزش گذاری به همسر د نظافت و زینت

موانع استحکام خانواده

. مانع طبیعی ناباروری و نازایی

موانع اقتصادى أ.فقدان مدیریت مالی ب تجمل گرایی ج. کارگماری زنان.

موانع رفتاری أ بخل و نبود گذشت ب حسادت . ج لجاجت

مانع حقوقی: تبعیض میان فرزندان

بی گمان با رعایت مسائل مذکور و پرهیز از موانعی که استحکام خانواده را به خطر می اندازد میتوان امیدوار بود از خانواده های سالم و متعادل

ص: 209

برخوردار گردیم و به دنبال آن نیز جامعه ای سالم داشته باشیم.

در پایان این ،بحث لازم است به این نکته اشاره گردد که در کشور مسلمانی چون ایران که افراد جامعه به قرآن و بزرگان دین عنایت ویژه ای .دارند باید تلاش مشاوران خانواده و مربیان تربیتی و... درباره فرهنگ درست زیستن و سالم ،زیستن با تکیه بر آیات و روایاتی باشد که نقش موثری در سلامت خانواده ها دارند زیرا هیچ کلامی به اندازه کلام وحی و هیچ عملی به اندازه عمل کردن از سیره اولیاء الاهی کارساز نخواهد بود.

ب پیشنهادها

از آنجا که بحث درباره استحکام خانواده از جمله مباحث بسیار عمیق و گسترده است و در یک پژوهش مختصر پرداختن به آن در تمامی ابعاد و زمینهها نخواهد بود پیشنهاد میگردد به عوامل و موانع استحکام دیگری نیز پرداخته شود.

به دلیل محدودیت ،پژوهش و برای پرهیز از اطاله کلام با وجود گستردگی ،مباحث نگارنده سعی کرده است حتی الامکان به بخشی از عوامل و موانع استحکام خانواده بپردازد؛ از این رو موضوعات زیر پیشنهاد می گردد.

* موانع رفتاری از قبیل اعتیاد فساد اخلاقی

آثار بود و نبود استحکام خانواده در قرآن و روایات

خانواده آرمانی الگو (شناسی و ویژگیهای خانواده مستحکم در قرآن و روایات

* شبهه شناسی خانواده مانند چند همسری، ازدواج موقت حجاب.

پایان

ص: 210

کتابنامه

1 . قرآن با ترجمه ،مجتبوی سید جلال الدین تحقیق ویراستار حسین استاد ،ولی ،تهران، حکمت، یکم، 1371 ش.

2 . نهج البلاغة الموسوى السيد محمد بن الحسين (سيد رضى)، مصحح: صبحی صالح، قم، موسسۀ دار الهجرة، يكم، 1414 ق.

3. صحيفه سجاديه؛ منسوب به امام زین العابدین (علیه السلام) ، قم، دفتر نشر الهادى، يكم، 1376 ش.

أ. منابع لغوى.

4. التحقيق في كلمات القرآن الكريم؛ مصطفوی، حسن، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب 1360ش.

5. قاموس قرآن ،قرشی ،سید علی ،اکبر ،تهران دار الكتب الإسلامية، ششم، 1371ش.

6. لسان العرب ابن منظور، محمد بن مکرم، بیروت، دار صادر، سوم، 1414 ق.

7. لغت نامه دهخدا؛ دهخدا علی اکبر دانشگاه تهران یکم، 1373ش.

8. مجمع البحرين طريحی فخر الدین ،تهران کتابفروشی مرتضوی، سوم 1375 ش.

9. مفردات الفاظ القرآن راغب اصفهانی حسین بن محمد، تحقيق:

ص: 211

صفوان عدنان داوودی ،بیروت، دار العلم الدار الشامية، يكم، 1412 ق.

ب منابع حدیثی

10.إرشاد القلوب الى الصواب ،دیلمی حسن بن ابى الحسن، قم، شریف رضی، یکم 1412 ق.

11. الاصول من الكافى؛ كلینی رازی ابو جعفر محمد بن يعقوب مصحح: علی اکبر غفاری ،تهران، دار الکتب الإسلامية چهارم 1407 ق.

12. أعلام الدين فى صفات المؤمنين؛ دیلمی، حسن بن ابى الحسن، قم، مؤسسه آل البيت (عليهم السلام)، يكم، 1408 ق.

13. أمالی؛ ابن بابویه قمی شیخ صدوق)، محمد بن على بن الحسين، کتابخانه اسلامیه چهارم، 1362 ش.

14. بحار الأنوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار؛ مجلسی، محمد باقر، ،بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404 ق.

15. تحف العقول عن آل الرسول ؛ ابن شعبه حرانی، ابو محمد حسن بن على بن الحسين قم، مؤسسه انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دوم 1404 ق.

16. تفصيل وسائل الشيعه الى تحصيل مسائل الشريعه الحر العاملي محمد بن الحسن، قم، مؤسسه آل البيت لإحياء التراث يكم 1409ق.

17. تنبيه الخواطر و نزهة النواظر ، المعروف بمجموعه ورام؛ مالکی ،اشتری ورام بن ابی فراس ، قم مكتبة الفقيه

18. تهذيب الأحكام فى شرح المقنعه؛ الطوسي، محمد بن الحسن شیخ طوسی تهران دار الكتب الإسلاميه چهارم، 1365 ش.

ص: 212

19. ثواب الأعمال و عقاب الاعمال ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، محمد بن على بن الحسين شریف رضی، قم، دوم 1364 ش.

20. جامع الاخبار؛ شعیری شیخ تاج الدین محمد بن محمد بن حيدر، انتشارات ،رضی ،قم ،دوم1363 ش.

21.دعائم الإسلام وذكر الحلال والحرام والقضايا والاحكام ؛ تميمى ،مغربی نعمان بن محمد ،مصر ، دار المعارف، دوم، 1385ق.

22. دیوان امام علی (علیه السلام) امام علی بن ابی طالب (علیه السلام) ، قم ، پیام اسلام دوم، 1369 ش.

23. سنن ابی داوود السجستاني الازدري، سليمان بن اشعث، تحقیق : محمد محی الدین عبدالحمید ،بیروت، دار احياء السنه النبويه.

24. شرح نهج البلاغه ،معتزلی ابن ابی الحدید، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی 1404 ق.

25. صحيح البخارى البخاری، محمد بن اسماعیل، تحقيق: مصطفى ديب البغا، بیروت، دارابن کثیر، چهارم، 1410ق.

26. عوالى اللآلى؛ احسائی ابن ابی ،جمهور، قم، انتشارات سید الشهداء (علیه السلام) ، يكم، 1405 ق.

27. عيون اخبار الرضا ا ؛ ابن بابویه قمی شیخ صدوق)، محمد بن على بن الحسين ،تهران، نشر جهان یکم، 1378ش.

28. غرر الحکم و درر الکلم تمیمی ،آمدی عبدالواحد بن محمد، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم دوم ، 1366 ش.

29. كشف الغمه فى معرفه الائمه؛ اربلی، ابو الحسن على بن عيسى بن ابى الفتح ،تبریز مکتبهٔ بنی هاشمی 1381 ق.

30. کتاب الخصال ابن بابویه قمی شیخ صدوق) محمد بن علی بن ،الحسين ،قم، انتشارات جامعه مدرسین قم، دوم، 1403 ق.

31. كتاب من لا يحضره الفقيه؛ ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، محمد

ص: 213

بن على بن الحسين قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علميه قم، دوم ، 1413 ق.

32. كنز الفوائد الكراجكى الطرابلسي محمد بن علی بن عثمان، تحقیق و تعليق: الشيخ عبدالله نعمه بیروت دارالاضواء، 1405ق.

33. كنز العمال في سنن الاقوال و الافعال الهندي (متقى هندى)، علاء الدين على المتقى بن حسام الدین تصحيح شيخ صفوه السقا، بيروت، موسسه الرساله پنجم، 1409ق.

34. المحاسن؛ برقی احمد بن محمد بن خالد، قم، دار . ،قم، دار الكتب الإسلامية، دوم، 1371 ق.

35. المحجه البيضاء في تهذيب الاحياء الفیض کاشانی، محمد محسن بن شاه ،مرتضی با حاشیه علی اکبر الغفاري، قم، جماعه المدرسين فى الحوزة العلميه ، 1383ق.

36. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ محدث نورى الطبرسی حسین، قم، مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، يكم، 1408ق.

37. مسند احمد بن حنبل؛ الشيباني ابن حنبل)، احمد بن محمد تحقیق: عبدالله محمد الدرویش بیروت دارالفکر، دوم، 1414ق.

38. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد الطوسی، ابی جعفر محمدبن الحسن ، بیروت موسسه فقه الشيعه، 1411ق

39. المعجم الاوسط؛ اللخمي ،الطبراني سليمان بن احمد، تحقيق: طارق بن عوض الله و عبد الحسن بن ابراهيم الحسيني، قاهره دار الحرمين ، 1415ق.

40. المعجم الكبير ؛ اللخمي ،الطبراني سليمان بن احمد، تحقيق: حمدى . عبدالمجيد السلفی ،بیروت، دار احياء التراث العربي، دوم، 1404ق.

41. مکارم الأخلاق؛ طبرسی، رضی الدین حسن بن فضل، قم، شريف ،رضی چهارم 1412 ق.

ص: 214

42. میزان الحکمه محمدی ری شهری ،محمد ،قم، دار الحدیث یکم 1416ق.

43. النوادر اشعری، احمد بن محمد بن عیسی قم مدرسه امام مهدی (عج) یکم، 1408 ق. رحم النبي

ج. منابع تفسیری

44. اسباب نزول القرآن (واحدى)؛ واحدى على بن احمد تحقیق کمال بسیونی زغلول ،بیروت، دار الكتب العلمية، يكم، 1411 ق

45. البحر المديد في تفسير القرآن المجيد؛ ابن عجیبه احمد بن محمد، دکتر حسن عباس زکی ،قاهره 1419ق.

46. البرهان في تفسير القرآن بحرانی سید هاشم تحقیق قسم الدراسات الاسلامية موسسة البعثة - قم تهران ،بنیاد ،بعثت ،یکم 1416 ق.

47. التبيان في تفسير القرآن ،طوسی محمد بن حسن، تحقیق با مقدمه شیخ آغا بزرگ تهرانی و تحقیق احمد قصیر عاملی، بیروت، دار احياء التراث العربي.

48. التحرير والتنوير المعروف بتفسير ابن عاشور تونسی؛ ابن عاشور محمد بن طاهر، بيروت، موسسه التاريخ، يكم ، 1420ق.

49. تسنیم؛ جوادی آملی عبد الله قم مرکز نشر اسراء، یکم، 1385ش. ،

50. تفسير القمي؛ القمى، على بن إبراهيم، قم، مؤسسه دار الكتاب سوم، 1404 ق.

51. تفسير المراغى؛ مراغى احمد بن مصطفی، بیروت، دارالکتب ،العلميه، الطبعه الاولى، 1418ق.

52.تفسير جوامع الجامع؛ طبرسی، فضل بن حسن، تهران، انتشارات

ص: 215

دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، یکم، 1377 ش.

53. تفسير شاهى أو آيات الأحكام (جرجانی)؛ حسینی جرجانی، سید ،امیرابوالفتح ،تهران، نوید یکم، 1404 ق.

54. تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب؛ قمى مشهدی، محمد بن محمدرضا ،تهران سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی يكم، 1368 ش.

55. تفسير كبير مفاتيح الغيب فخرالدین رازی ابو عبدالله محمد بن عمر، بيروت، دار احياء التراث العربي، سوم، 1420ق.

56. تفسير من وحى القرآن فضل الله سید محمد حسین، بیروت، دار الملاك للطباعة والنشر ،دوم 1419 ق.

57. تفسير نمونه؛ مکارم ،شیرازی ،ناصر ،تهران دار الكتب الإسلامية، يكم، 1374 ش.

58. تفسیر نور ،قرائتی محسن ،تهران مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن ، یازدهم، 1383ش.

59. تفسیر فرات الكوفى فرات کوفی ابوالقاسم فرات بن ابراهیم تهران سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی چاپ یکم 1410 ق.

60. الدر المنثور في تفسير المأثور؛ سیوطی، جلال الدین، قم، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، 1404 ق.

61. روح المعاني في تفسير القرآن العظيم؛ آلوسی، سيد محمود، تحقیق علی عبدالباری ،عطیه ،بیروت، دار الكتب العلميه يكم 1415 ق.

62.روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن؛ ابوالفتوح رازی، حسین بن علی تحقیق دکتر محمد جعفر یاحقی - دکتر محمد مهدی ناصح مشهد بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی،

ص: 216

1408 ق.

63. زبدة البيان في أحكام القرآن مقدس اردبیلی، احمد بن، تهران، کتابفروشی مرتضوی یکم

64. في ظلال القرآن ،شاذلی سید بن قطب بن ابراهيم، بيروت- قاهره، دار الشروق، هفدهم، 1412 ق،

65. كتاب التفسير ،عیاشی، محمد بن مسعود تهران چاپخانه علمیه چهارم 1380 ق.

66. الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل؛ زمخشری ،محمود، بیروت، 1407 ق. دار الكتاب العربي، سوم

67. كشف الاسرار و عدة الأبرار؛ رشیدالدین میبدی، احمد بن ابی ،سعد ،تهران، امیر کبیر پنجم 1371 ش.

68. مجمع البيان في تفسير القرآن؛ طبرسی، فضل بن حسن، تحقيق: با مقدمه محمد جواد بلاغی ،تهران ناصر خسرو، سوم، 1372 ش.

69. الميزان في تفسير القرآن؛ طباطبایی سید محمد حسین دفتر انتشارات اسلامی ،قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پنجم 1417 ق

د. منابع فقهی

70. احكام القرآن ابن) (العربي) ابن العربي، محمد بن عبدالله بن ابوبکر، تحقيق على محمد البجاوی، بیروت، دارالمعرفه، 1378ق.

71. تحرير الوسيلهٔ خمینی سید روح الله ،موسوی، قم، مؤسسه مطبوعات دار العلم، يكم.

72. تذكره الفقهاء؛ حلّى، علامه حسن بن يوسف بن مطهر اسدی قم مؤسسه آل البيت عليهم السلام يكم.

73. توضیح المسائل؛ خمینی سید روح الله موسوی، مصحح: مسلم قلی پور ،گیلانی یکم، 1426 ق.

ص: 217

74. جامع المقاصد في شرح القواعد عاملی ،کرکی، محقق ثانی، على بن حسین مصحح گروه پژوهش مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم مؤسسه آل البيت عليهم السلام ،دوم 1414 ق.

75. جواهر الكلام فى شرح شرائع الإسلام نجفی صاحب الجواهر، محمد حسن مصحح عباس قوچانی علی ،آخوندی بیروت، دار إحياء التراث العربي، هفتم.

76. الحدائق الناضرة فى أحكام العترة الطاهرة، بحرانی، آل عصفور، يوسف بن احمد بن ابراهیم 25 جلد دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم قم - ایران اول 1405 ه- ق

77. الخلاف؛ طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، مصحح: علی خراسانی - سید جواد شهرستانی - مهدی طه نجف - مجتبی ،عراقی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته

به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، يكم، 1407ق.

78. قرب الإسناد؛ حميرى قمی عبدالله بن ،جعفر تهران کتابخانه نینوی

79. كشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحكام، اصفهانی، فاضل هندی، محمد بن حسن 11 جلد دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم قم - ایران اول 1416 ه ق

80. كفاية الأحكام سبزواری، محقق، محمد باقر بن محمد مؤمن، 2 جلد انتشارات ،مهدوی اصفهان - ایران اول ه ق

81. المبسوط في فقه الإماميه ،طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن 8 جلد، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفریه، تهران – ایران سوم، 1387 هق

82. مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام؛ عاملی، شهید ثانی، زین الدين بن علی، مصحح گروه پژوهش مؤسسه معارف اسلامی، قم، مؤسسه المعارف الإسلامية، يكم، 1413ق

83. مستمسک العروة الوثقى؛ حکیم سید محسن طباطبایی، قم، مؤسسه دار

ص: 218

التفسير، يكم، 1416 ق.

84. مفتاح الكرامه في شرح قواعد العلامة؛ (ط - القديمة) عاملى، سيد جواد بن محمد حسینی ،بیروت، دار إحياء التراث العربی، مصحح: (جلد (9) محمد باقر حسینی شهیدی یکم

85 . المقنعه؛ بغدادی، مفید، محمد بن محمد بن نعمان ،عکبری قم کنگره جهانی هزاره شیخ مفید - رحمه الله عليه، يكم، 1413ق

86. منهاج الصالحين؛ سیستانی سید علی حسینی قم، دفتر حضرت آیه الله سیستانی ،پنجم 1417 .ق.

87. الهداية في الأصول و الفروع الصدوق؛ ابن بابويه القمي، محمد بن على، قم، مؤسسة الإمام الهادى (علیه السلام) ، الاول، 1418 ق.

ه- سایر منابع

88. از نگاه آمار اسماعیلی سادیانی ،مهدی قم شکوری ،یکم 1387 ش.

89.اسلام و جامعه شناسی خانواده بستان ،نجفی حسین با همکاری محمد عزیز بختیاری و سید حسین شرف الدین، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، دوم، 1385 ش.

90. الفبای زندگی آشنایی با اصول و عوامل تحکیم خانواده؛ محدثی ،جواد ،قم، تهیه مجله پیام ،زن بوستان کتاب ششم، 1387ش.

91. اندیشه من؛ صفایی حائری ،علی قم ليله القدر، دوم، 1386ش.

92.آیین همسرداری؛ محمدی ،نیا ،اسدالله قم سبط اکبر ،هفتم، 1389ش.

93. بررسی مسائل اجتماعی ایران فرجاد، محمد حسین، اساطیر، یکم، 1377ش.

94. به رنگ آسمان؛ میر باقری، سید محسن، مشهد، قلم دوم 1387ش.

95. تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث محمدی ری شهری، محمد، مترجم حمیدرضا ،شیخی قم، نشر مشعر، یکم، 1387 ش.

96. تشکیل خانواده در اسلام قائمی امیری، علی، شفق، دوم، 1363ش.

97. تفسیر انسان به انسان جوادی ،آملی قم اسراء، پنجم، 1389ش.

ص: 219

98. تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن تدوین: معاونت پژوهش، گروه روان شناسی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی رمه الله ،قم موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی رحمه الله ، دوم، 1386 ش.

99. جامعه شناسی خانواده ،ساروخانی ،باقر ،تهران ،سروش، 1370ش.

100. جامعه در قرآن (ج17 تفسیر موضوعی قرآن کریم جوادی آملی ،اسراء ،اول

1387ش.

101. جوانان و انتخاب همسر مظاهری علی اکبر ، قم ،پارسایان بیست و پنجم 1384ش.

102. خانواده در قرآن ،بهشتی ،احمد، قم، بوستان کتاب (انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم)، سوم 1382ش.

103. خانواده. در نگرش اسلام و روان شناسی؛ سالاری فر، محمد رضا قم سبحان، ششم، 1389ش.

104. خانواده متعادل ،شرفی محمد رضا، بهمن، هفتم، 1381ش.

105. خانواده و مسائل همسران جوان؛ قائمی ،امیری علی بهرام، 1375ش.

106. در آینه وحی شماره 9 زوجیت فراگیر ،آصفی، محمدمهدی، مترجم سیدمحمد صادق محدث مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی قدس سره یکم، 1385ش.

107. در آینه وحی (ش 3 - آرامش)؛ آصفی، محمدمهدی، مترجم: علیرضا سروش، محمدحسین سرانجام، قم، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی قدس سره.

108. دیوان پروین اعتصامی تهران ، آدینه سبز ، یکم، 1389.

109. روابط سالم در خانواده حسینی سید ،داود، قم، تهیه مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما ،قم بوستان کتاب دوم، 1387ش.

110. روابط متکامل زن و مرد صفایی حائری، على (عين صاد)، قم، ليله القدر، سوم 1383 ش.

111. روانشناسی تفاوتهای فردی ،گنجی ،حمزه قم بعثت هفتم 1375

ص: 220

112. روانشناسی رشد با نگرش بر منابع اسلامی؛ بی ریا، ناصر و همکاران قم بعثت پنجم 1374 ش.

113. زن در آیینه جلال و جمال جوادی آملی عبد الله، تحقیق و تنظیم محمود ،لطیفی ویرایش سعید بند علی قم، مركز نشر اسراء، بیست و یکم، 1389ش.

114. سرچشمه اندیشه جوادی آملی، عبد الله، تحقیق: عباس رحیمیان ،محقق، قم، مرکز نشر اسراء، پنجم 1386ش.

115. السيرة النبویه زندگانی حضرت محمد ه الحمیری المعافرى مصرى عبد الملک بن ،هشام مترجم سید هاشم رسولی تهران، کتابچی، پنجم 1375ش.

116. سیری. در مسائل خانواده ،طاهری حبیب ،الله ،تهران شرکت چاپ ونشر بين الملل وابسته به موسسه امیر کبیر، دوم، 1384ش.

117. عوامل استحکام خانواده ،رشیدپور ،مجید ،تهران، انجمن اولیاء ومربیان، دوم، 1388ش.

118. مجموعه مباحثی از مدیریت در اسلام نقی پور فر، ولی الله، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات مدیریت اسلامی ،یکم، 1382ش.

119. مجموعه آثار؛ مطهری استاد مرتضی قم صدرا، چهارم، 1375ش.

120. معراج السعاده نراقی ملا احمد قم، هجرت پنجم، 1377ش.

121. منزلت زن در اندیشه اسلامی؛ فنائی ،اشکوری ،محمد قم، موم آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، یکم، 1377ش.

122. نامه های .بلوغ علی صفایی حائری ،قم، انتشارات لیله القدر هشتم 1388 ش.

123. نظام حقوق زن در اسلام مطهری ،استاد مرتضی رحمه الله قم، صدرا.

124. نظام حیات خانواده در اسلام ،قائمی علی تهران انجمن اولیاء و مربیان ،دهم 1386ش.

ص: 221

125. نظام خانواده در اسلام؛ انصاریان، حسين، قم، ام ابيها پانزدهم، 1379ش.

126. نظریه های مربوط به شخصیت سیاسی علی اکبر ، تهران، دانشگاه ،تهران 1354ش.

127. نقد شبهات پیرامون قرآن کریم ترجمه کتاب شبهات و ردود حول القرآن الكريم)؛ معرفت،محمدهادی،مترجمان معرفت، محمدهادی، مترجمان حسن حکیم باشی...، قم، تمهید، 1385ش.

128. همسران سازگار؛ حسین زاده علی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی قدس سره ،ششم 1388 ش.

و. اصطلاح نامه ها

129. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی خرمشاهی، بهاءالدین، تهران، دوستان ناهید دوم، 1377 ش.

130. دائرة المعارف قرآن کریم؛ تهیه و تدوین مرکز فرهنگ و معارف قرآن، قم بوستان کتاب یکم 1382 ش.

131. فرهنگ بزرگ سخن ،انوری ،حسن ،تهران ،سخن یکم 1381 ش.

132. فرهنگ فارسی عمید ،عمید ،حسن ،تهران امیر کبیر، چهلم ، 1388 ش.

133. فرهنگ فلسفی مجموعه آشنایی با فلسفه غرب صليبا، جمیل مترجم منوچهر صانعی ،تهران حکمت، دوم، 1381 ش.

134. فرهنگ معارف اسلامی؛ سجادی، سید جعفر، تهران، کومش سوم 1373 ش.

ز سامانه های رایانه ای سایت های اینترنتی

135. w w w .tebyan.net

136. www.maslehat.ir

137.www esra.ir

138. www.noorm ag s.com

139. www hawzah.net

140. www.noorlib.com

ص: 222

درباره مركز

بسمه تعالی
جَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
با اموال و جان های خود، در راه خدا جهاد نمایید، این برای شما بهتر است اگر بدانید.
(توبه : 41)
چند سالی است كه مركز تحقيقات رايانه‌ای قائمیه موفق به توليد نرم‌افزارهای تلفن همراه، كتاب‌خانه‌های ديجيتالی و عرضه آن به صورت رایگان شده است. اين مركز كاملا مردمی بوده و با هدايا و نذورات و موقوفات و تخصيص سهم مبارك امام عليه السلام پشتيباني مي‌شود. براي خدمت رسانی بيشتر شما هم می توانيد در هر كجا كه هستيد به جمع افراد خیرانديش مركز بپيونديد.
آیا می‌دانید هر پولی لایق خرج شدن در راه اهلبیت علیهم السلام نیست؟
و هر شخصی این توفیق را نخواهد داشت؟
به شما تبریک میگوییم.
شماره کارت :
6104-3388-0008-7732
شماره حساب بانک ملت :
9586839652
شماره حساب شبا :
IR390120020000009586839652
به نام : ( موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه)
مبالغ هدیه خود را واریز نمایید.
آدرس دفتر مرکزی:
اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109