علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 39

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 39

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

ص: 1

1- جن

1- آثار استراق سمع جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 9 - 4

4 - استراق سمع جن از آسمان ، موجب نابودى آنان خواهد شد .

فمن يستمع الأن يجد له شهابًا رصدًا

2- آثار ايمان جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 14

14- ايمان گروهى از جنيان ، به مجرد شنيدن قرآن ، تعريضى به مشركان لجوج و حق ستيز است . *

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ

با توجه به اين كه آيات پيشين، تماماً هشدار به مشركان بود; اين آيه نيز در بردارنده تعريض و سرزنش براى آنان است; زيرا جنيان پيغام قرآن را شنيده و پذيرفتند; ولى آنان چنين نكردند.

3- آثار پناه به جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 4،5،6،7

4 - پناه بردن برخى از مردان در مشكلات و اضطراب ها به گروهى از مردان جن ، بر سفاهت و سبك سرى جن مى افزود .

ص: 1

فزادوهم رهقًا

«رَهَق» در معانى سفاهت، گناه و عمل زشت، كذب و ظلم به كار مى رود; ولى به قرينه آيه 4 همين سوره (و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه كذباً) معناى اول مراد است . گفتنى است درباره ضمير فاعلى و ضمير «هم» در «فزادوهم»، دو احتمال هست: 1- ضمير فاعلى به رجال انس و ضمير «هم» به رجال جن باز گردد; 2- عكس صورت اول. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

5 - پناه بردن برخى از انسان ها به جن ، موجب افزايش گناه و زشت كارى جن بود .

فزادوهم رهقًا

معناى گناه و فعل قبيح، از معانى مشهور واژه «رَهَق» است كه مفسران نيز بر آن تأكيد دارند.

6 - پناه بردن گروهى از مردان در مشكلات و اضطراب ها به برخى از مردان جن ، بر گناه و زشت كارى آن گروه مى افزود .

فزادوهم رهقًا

برداشت ياد شده و بعدى، مبتنى بر اين نكته است كه ضمير فاعلى «فزادوهم» به رجال جن و ضمير «هم» به رجال انس بازگردد.

7 - پناه بردن گروهى از مردان در مشكلات و اضطراب ها به برخى از مردان جن ، موجب فزونى سفاهت و سبك سرى آن گروه مى شد .

فزادوهم رهقًا

4- آثار ذكر عجز جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 5

5 - توجه به قدرت برتر خداوند و عجز و ناتوانى خلق ، بازدارنده آنان از كفر و تكذيب

لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ارتباط دو آيه، نشانگر آن است كه غفلت جن و آدميان از قدرت خداوند، زمينه ساز تكذيب گرى آنان است.

5- آثار ممنوعيت استراق سمع جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 3،4،5

3 - محروميت جن از شناخت مقدّرات الهى ، درباره اهل زمين پس از ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

4 - منوعيت جن از استراق سمع آسمان ، در جهت خير و صلاح اهل زمين است .

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

آيه دوم - كه گوياى هدايت گرى قرآن به سوى رشد و درستى است - قرينه است براين كه خداوند با نزول قرآن، خير و صلاح بشر

ص: 2

را اراده كرده و در اين راستا جن را، از استراق سمع آسمان ممنوع ساخته است.

5 - ترديد جن پس از ممنوع شدن از استراق سمع آسمان ، در شناخت تقدير الهى درباره اهل زمين و خير و رشد بودن آفرينش آنها *

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه ممنوعيت جن از استراق سمع آسمان، ظرف زمان براى پيدايش اين سؤال باشد كه خداوند، براى چه منظورى اهل زمين را آفريد; نه اين كه به چه هدفى آنان از استراق سمع، ممنوع شدند؟

6- آسيب پذيرى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 7

7 - جن نيز همانند انسان ، آسيب پذير از آتش و عوامل مادى

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس فلاتنتصران

7- ابليس از جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 11

11- ابليس ، على رغم حضور در ميان فرشتگان ، موجودى از جنس و طائفه جن بود .

فسجدوا إلاّ إبليس كان من الجنّ

8- اخبار جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 2

2 - مؤمنان جن ، ديگران را از انكار قيامت و رستاخيز از سوى برخى از انسان ها آگاه ساختند .

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

9- اختيار جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 14

ص: 3

14- « جن » ، موجودى داراى شعور و اختيار است .

كان من الجنّ ففسق عن أمر ربّه

تمرد و سرپيچى، نشانه انتخاب گرى است و حق انتخاب گرى، به موجودى قابل اعطا است كه از قدرت تشخيص برخوردار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 13 - 8

8 - جن ، همانند انسان ، موجودى داراى شعور و اختيار و تكليف و كيفر است .

لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 16

16 - جنّيان ، موجوداتى مختار و توانمند بر سرپيچى از فرمان خداوند

و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 32 - 2

2- ايمان و كفر جن ، به اختيار و انتخاب خود آنان و نه معلول جبر

و من لايجب داعى اللّه

از سياق اين آيات - كه در آن جنيان تشويق و تهديد شده اند و اجابت و عدم اجابت به خود آنان نسبت داده شده است - مطلب بالا استفاده مى شود.

10- اخلالگرى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 38 - 2،3

2 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطينِ فسادانگيز و اخلال گر جنى ، جلوه اى از اقتدار حكومت ممتاز سليمان ( ع )

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين در حكومت سليمان(ع) - در مقابل گروه ديگرى كه به خدمت گزارى مشغول بودند - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين دسته اگر آزاد گذاشته مى شدند، در حكومت سليمان(ع) اخلال و فساد ايجاد مى كردند.

3 - گروهى از شياطين جنى ، درصدد فسادانگيزى و اخلال گرى در كار خيراند .

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

ص: 4

11- ادب جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 6

6 - رعايت ادب ، از سوى جن نسبت به خداوند

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

برداشت ياد شده، از آمدن فعل مجهول درباره شرّ و نسبت ندادن آن به خداوند از يك سو و نسبت دادن خير به خداوند از سوى ديگر، به دست مى آيد.

12- ادراك جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 2،4،5

2- جنيان ، قادر به شنيدن و درك كلمات انسان

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ يستمعون القرءان

استماع جنيان نسبت به قرآن، آنگونه كه از ظاهر آيه استفاده مى شود امرى اعجازگونه نبوده و به شكل طبيعى صورت گرفته بود.

4- جنيان ، همانند انسان نيازمند سكوت و آرامش براى درك مفاهيم

فلمّا حضروه قالوا أنصتوا

تعبير «أنصتوا» و فراخواندن به سكوت براى فهم بهتر و دقيق تر سخن است; هرچند تلاش براى فهم بهتر، خود احترام نهادن بر سخن و گوينده نيز مى باشد.

5- كلمات و مفاهيم قرآن ، قابل فهم براى جنيان

يستمعون القرءان فلمّا حضروه قالوا أنصتوا

كلمات «يستمعون»، «أنصتوا» و «ولّوا . .. منذرين» نشانگر فهم و درك جنيان نسبت به مفاهيم قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 4

4 - جن ، همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه خطاب در آيه شريفه، متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 5

5 - قرآن ، قابل درك و فهم براى جن

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا

ص: 5

13- ادعاى عفريت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 4

4 - تأكيد عفريت بر قدرت و امانت خود در آوردن تخت بلقيس

و إنّى عليه لقوىّ أمين

14- اراده جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 13

13- جن ، همانند انسان ، داراى شعور و اراده و تكليف

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ . .. ولّوا إلى قومهم منذرين

استماع قرآن، ايمان به آن و انذار ديگران، گوياى مطلب بالا است.

15- ازدحام جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 6

6 - ازدحام جن در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه ضماير «كادوا يكونون» به جن بازگردد.

16- اسارت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 38 - 1

1 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين جنى در حكومت سليمان

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

«مقرّنين» اسم مفعول از «قَرَنَه» (آن را قرين و نزديك ديگرى ساخت) و به معناى گروه به هم بسته شده است. «صَفَدَ» (مفرد «أصفاد») نيز به معناى قيد و بند است.

ص: 6

17- استراق سمع جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 6

6- « عن موسى بن جعفر ( ع ) : . . . ان الجنّ كانوا يسترقون السمع قبل مبعثه فمنعت فى أوان رسالته بالرجوم . . . ;

از امام موسى بن جعفر روايت شده است: جنيان قبل از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) استراق سمع مى كردند (اخبار آسمانها را گوش مى دادند) و در اوايل رسالت آن حضرت، به وسيله پرتاب سنگهاى ستارگان، از آن ممنوع شدند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 8 - 2

2 - توانايى جن ، بر تماس با آسمان

و أنّا لمسنا السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 9 - 1،2

1 - در كمين نشستن جن در آسمان براى استراق سمع ، پيش از نزول قرآن

و أنّا كنّا نقعد منها مقعد للسمع

2 - آگاهى و دسترسى جن از اطلاعات و اخبار موجود در آسمان ، پيش از نزول قرآن

و أنّا كنّا نقعد منها مقعد للسمع

18- استراق سمع جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 8 - 1

1 - تلاش مؤمنان جن ، به منظور تماس با آسمان و دسترسى به اخبار آن

و أنّا لمسنا السماء

19- استعاذه از وسوسه جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 7،14

7 - پناه بردن به خداوند از خطر وسوسه جنيان و انسان ها ، مايه مصونيت انسان در برابر آن

ص: 7

قل أعوذ بربّ الناس . .. من الجنّة و الناس

14 - لزوم پناه بردن به خداوند از آثار وسوسه هاى جن و انس

قل أعوذ بربّ الناس . .. الذى يوسوس فى صدور الناس . من الجنّة و الناس

20- استعداد جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 2

2- جنيان ، قادر به شنيدن و درك كلمات انسان

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ يستمعون القرءان

استماع جنيان نسبت به قرآن، آنگونه كه از ظاهر آيه استفاده مى شود امرى اعجازگونه نبوده و به شكل طبيعى صورت گرفته بود.

21- استماع قرآن جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 1

1- روى آورى گروهى از جنيان به تدبير الهى ، براى استماع قرآن از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ يستمعون القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 1،2

1 - گروهى از جن ( سه تا هفت نفر يا سه تا ده نفر ) ، به قرائت قرآن پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوش فرامى دادند .

قل أُوحى إلىّ أنّه استمع نفر من الجنّ

واژه «نفر» به گروهى متشكل از سه تا ده نفر و بنابر نقلى سه تا هفت نفر از مردان اطلاق مى شود. (مصباح المنير)

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از راه وحى به استماع جن نسبت به قرآن آگاه شد .

قل أُوحى إلىّ أنّه استمع نفر من الجنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 7

7 - اعتقاد جنيان استماع كننده قرآن ، به ربوبيت يگانه خدا و دورى آنان از شركورزى به او

و لن نشرك بربّنا أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 8

19 - جن - 72 - 3 - 5

5 - ايمان و اعتراف گروهى از جن ، به ربوبيت و يكتايى خداوند پس از شنيدن آيات قرآن

و أنّه تعلى جدّ ربّنا ما اتّخذ صحبة و لا ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 1

1 - برخى از افراد جن ، به مجرد شنيدن آيات هدايت بخش قرآن ، به آن ايمان آوردند .

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به

مقصود از «الهدى» - به قرينه آيه «قالوا إنّا سمعنا قرءاناً عجباً . يهدى إلى الرشد...» - قرآن كريم است.

22- اضلال جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 1

1 - برخى از جنيان ، در ذهن انسان ها افكار پليد القا كرده ، آنها را وسوسه مى كنند .

من الجنّة و الناس

حرف «من» براى تبعيض است و بيان مى كند كه مراد از «الوسواس الخنّاس»، برخى از جنّيان و انسان ها است. «جِنّة» به معناى گروه جن (مفردات) و «ناس» جمع انسان است.(تاج العروس)

23- اعلام آمادگى عفريت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 1

1 - اعلام آمادگى عفريتى از جنيان ، براى حاضر ساختن تخت بلقيس ، پيش از برخاستن سليمان از مسند خويش

قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به قبل أن تقوم من مقامك

«مقام» اسم مكان از «قام بالأمر» است; يعنى، «قبل أن تقوم من مجلسك الذى تجلس فيه لأمر الحكومة». گفته شده كه سليمان هر روز صبح تا ظهر براى انجام كارها و اداره امور مملكت بر مسند مى نشست.

24- افتراهاى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 5

ص: 9

5 - دروغ گفتن برخى از انسان ها و جن درباره خداوند

و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا

25- افساد جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 38 - 2،3

2 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطينِ فسادانگيز و اخلال گر جنى ، جلوه اى از اقتدار حكومت ممتاز سليمان ( ع )

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين در حكومت سليمان(ع) - در مقابل گروه ديگرى كه به خدمت گزارى مشغول بودند - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين دسته اگر آزاد گذاشته مى شدند، در حكومت سليمان(ع) اخلال و فساد ايجاد مى كردند.

3 - گروهى از شياطين جنى ، درصدد فسادانگيزى و اخلال گرى در كار خيراند .

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

26- اقرار جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 1

1 - اعتراف ايمان آورندگان از جن ، به سفاهت و كم خردى مشركانشان

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 2

2 - آگاهى و اعتراف گروهى از جن ، به دروغ بودن شرك ، همسرگزينى و فرزنددارى خداوند

و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 12 - 1،2

1 - اعتراف مؤمنان جن ، به ناتوانى جن از عاجز ساختن خداوند و حركت در جهت خلاف مقررات الهى

و أنّا ظننّا أن لن نعجز اللّه فى الأرض

2 - اعتراف مؤمنان جن ، به ناتوانى جن از فرار از سيطره الهى و ناتوان ساختن خداوند از دستيابى به آنان

و لن نعجزه هربًا

ص: 10

27- امانتدارى عفريت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 4

4 - تأكيد عفريت بر قدرت و امانت خود در آوردن تخت بلقيس

و إنّى عليه لقوىّ أمين

28- انبياى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 10

10- « عن أبى عبدالله ( ع ) : « قالوا أبعث الله بشراً رسولاً » قالوا : إن الجن كانوا فى الأرض قبلنا ، فبعث الله إليهم ملكاً ، فلو أراد الله أن يبعث إلينا لبعث الله ملكاً من الملائكة ، و هو قول الله « و ما منع الناس أن يؤمنوا إذ جائهم الهدى إلاّ أن قالوا أبعث الله بشراً رسولاً » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: «قالوا أبعث الله بشراً رسولاً» آن ان (منكرين رسالت محمد(صلی الله علیه و آله)) گفتند: همانا جنيان قبل از ما در زمين بودند. پس خداوند فرشته اى را به سوى آنان مبعوث كرد. پس اگر خداوند كسى را اراده كرده است به سوى ما بفرستد، پس بايد فرشته اى از فرشتگان را مى فرستاد و اين سخن خداوند است كه مى فرمايد: و ما منع الناس أن يؤمنوا إذ جائهم الهدى إلاّ أن قالوا أبعث الله بشراً رسولاً».

29- انذارهاى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 7

7- بازگشت جنيان مؤمن ، به سوى قومشان با پيام انذار و هدايت

ولّوا إلى قومهم منذرين

30- انقياد جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 1

1 - جنّيان در خدمت سليمان ( ع ) ، هر چه او مى خواست انجام مى دادند .

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. يعملون له ما يشاء

ص: 11

31- انگيزه جن پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 3

3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش

واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا

«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).

32- اهميت ذكر عجز جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 4

4 - خداوند ، خواهان توجه خلق به قدرت مطلق او و عجز و ناتوانى خويش

إن استطعتم أن تنفذوا . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

33- ايمان جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 6

6- پى بردن جنيان به حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با استماع كلام وحى

فلمّا حضروه قالوا أنصتوا فلمّا قضى ولّوا إلى قومهم منذرين

تعبير «ولّوا إلى. ..» نشان مى دهد خود جنيان، انذارها را پذيرفتند و به آن ايمان آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 4

4- جامعه جن ، مؤمن به موسى ( ع ) و كتاب آسمانى او

إنّا سمعنا كتبًا أُنزل من بعد موسى مصدّقًا

انذارگران جن براى گرايش دادن قوم خويش به قرآن، تصديق گرى آن براى تورات را يادآور شده اند. اين سخن در صورتى ثمربخش است كه جامعه جن، به تورات معتقد باشد.

ص: 12

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 4

4 - ايمان گروهى از جن به قرآن ، در مرحله آغازين نزول

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . يهدى إلى الرشد فامنّا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 3 - 5

5 - ايمان و اعتراف گروهى از جن ، به ربوبيت و يكتايى خداوند پس از شنيدن آيات قرآن

و أنّه تعلى جدّ ربّنا ما اتّخذ صحبة و لا ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 1

1 - برخى از افراد جن ، به مجرد شنيدن آيات هدايت بخش قرآن ، به آن ايمان آوردند .

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به

مقصود از «الهدى» - به قرينه آيه «قالوا إنّا سمعنا قرءاناً عجباً . يهدى إلى الرشد...» - قرآن كريم است.

34- بازگشت جن مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 7

7- بازگشت جنيان مؤمن ، به سوى قومشان با پيام انذار و هدايت

ولّوا إلى قومهم منذرين

35- بشارتهاى جن مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 5

5- مبلغان مؤمن جن ، نويد دهنده قوم خويش به غفران الهى و رهايى از عذاب ، در پرتو ايمان

يقومنا . .. و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

ص: 13

36- بى پناهى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 22 - 5

5 - هيچ كس ، توانايى پناه دادن به انس و جن در برابر عذاب الهى را ندارد .

و لن أجد من دونه ملتحدًا

37- بى ياورى اخروى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 3

3 - خلق ، ناتوان از يارى رسانى به يكديگر و عاجز از عكس العمل دفاعى در مقابل سختى هاى محشر

يرسل عليكما . .. فلاتنتصران

38- پاداش اخروى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 4

4 - جن ، همانند انسان داراى مسؤوليت و كيفر و پاداش در آخرت

سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 3

3 - حضور جن همچون آدميان ، در صحنه قيامت براى حسابرسى و كيفر و پاداش

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 5

5 - جن ، همچون انسان ، داراى تكليف و مورد بازخواست خدا و كيفر و پاداش در قيامت

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مبعوث شدن انسان ها در قيامت، بيانگر كيفر و پاداش و حسابرسى آن است.

ص: 14

39- پدر جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 15 - 4

4 - « عن الحسين بن على ( ع ) كان على بن أبى طالب ( ع ) بالكوفة فى الجامع إذ قام إليه رجل . . . و سأله عن اسم أبى الجنّ فقال : شومان و هو الذى خلق من مارج من نار . . . ;

از امام حسين(ع) روايت شده كه حضرت على(ع) در جامع كوفه بود كه مردى برخاست [و در ضمن چند سؤال از آن حضرت] از پدر جن سؤال كرد; حضرت فرمود: پدر جن «شومان» نام داشت [و فرمود:] هو الذى خلق من مارج من نار. ..».

40- پناه به جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 1،2،3

1 - برخى از مردان بنى آدم ، به گروهى از مردان جنى پناه مى بردند .

و أنّه كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ

2 - در نگاه برخى از انسان ها ، گروهى از جن توانا بر حل مشكلات بشر و پناهگاهى امن در مواقع ترس و اضطراب

و أنّه كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ

پناه بردن به كسى و جايى، در وقتى است كه انسان با مشكلى سخت و مسائلى وحشتناك و اضطراب آور روبه رو شده باشد.

3 - جنيان ، پناهگاهى امن در وقت اضطرار و كارساز براى حل مشكلات بشر نيستند .

و أنّه كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه مسأله پناه بردن انسان ها به جن، در رديف كارهاى باطل و بى حقيقتى قرار گرفته كه به عنوان عمل سفيهانه محكوم شده است; مانند شريك و فرزند داشتن خدا و. .. .

41- تاريخ جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 4

4- كفر و حق ناباورى ، داراى ديرينه در گذشته تاريخ جن و انس

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

42- تاريخ خلقت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 15

9 - حجر - 15 - 27 - 3

3- جن قبل از خلقت انسان ، آفريده شده است .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 15

15- جن ، داراى پيشينه اى قديم تر از آفرينش آدميان است .

اسجدوا لأدم . .. إلاّ إبليس كان من الجنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 6

6 - آفرينش جن ، قبل از آفرينش انسان ها *

و ما خلقت الجنّ و الإنس

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تقدم لفظى جن بر انس، دال بر تقدم خارجى باشد.

43- تبليغ جن مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 1،2

1- جنيان مؤمن ، در تلاش براى هدايت جامعه خود به سوى قرآن

قالوا يقومنا إنّا سمعنا كتبًا . .. يهدى إلى الحقّ

2- جنيان انذارگر ، پيام آور نزول كتابى آسمانى پس از تورات ، براى قوم خويش

ولّوا . .. منذرين . قالوا يقومنا إنّا سمعنا كتبًا أُنزل من بعد موسى

44- تسخير جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 8

8 - قرار گرفتن جن در خدمت اهداف بشر

و حشر لسليمن جنوده من الجنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 2

ص: 16

2 - قدرت جنيان در خدمت حكومت سليمان و قواى سركش آنان تحت تسلّت وى

قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به

واژه «عفريت» به معناى بد ذات و شرور است كه مستلزم طغيان و سركشى است. گاهى نيز به معناى قهرمان به كار مى رود. برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 18

18 - امكان تسخير جنّيان به وسيله انسان ها

و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه

چنانچه «من يعمل» عطف به «الريح» باشد، مفيد اين معنا خواهد بود كه جنيان به منظور كار كردن به تسخير سليمان(ع) درآمده بودند. بنابراين، استفاده مى شود كه امكان تسخير جنّيان وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 8

8 - شياطين جنى ، موجوداتى قابل تسخير براى بشر

فسخّرنا له . .. و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

45- تسخير جن براى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 9،11

9 - گروهى از جنيان ، مسخّر سليمان ( ع ) و تحت اختيار او بودند .

و لسليمن . .. و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه

11 - مسخّر و رام بودن جنّيان براى سليمان ( ع ) ، از عطاياى خدا به آن حضرت

و لقد ءاتينا فضلاً . .. و لسليمن ... و من الجنّ من يعمل بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 1،2،3

1 - جنّيان در خدمت سليمان ( ع ) ، هر چه او مى خواست انجام مى دادند .

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. يعملون له ما يشاء

2 - جنّيان براى سليمان ( ع ) ، طبق خواست او قصرهايى مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من محريب

«محاريب» جمع «محراب» (از ريشه «حرب») است و آن به جايى گفته مى شود كه محل جنگ با دشمن است. اين واژه، به قصرهايى اطلاق مى شده كه بر بالاى آنها، جايگاه مخصوصى براى دفاع ساخته مى شده است.

ص: 17

3 - جنّيان براى سليمان ( ع ) طبق خواست او محل هايى براى عبادت بنا مى كردند .

يعملون له ما يشاء من محاريب

«محراب» (جمع «محاريب») به معناى مسجد آمده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 4

4 - گروهى از جنيان ، همواره در خدمت و پيشگاه سليمان ( ع ) بودند .

فى العذاب المهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 4

4 - تسخير شياطين جنى و به كارگيرى آنها ، از خصوصيات حكومت ممتاز سليمان ( ع )

هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له ... الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

46- تشابه انسان با جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 6

6- جن ، موجودى داراى شعور ، تكليف ، مرگ و معاد ، همانند انسان

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

قرار گرفتن «جن» در كنار «انس»، به عنوان امت هايى كه برخى از آنان مشمول كيفر حتمى الهى شده اند، مى رساند كه: اولاً جن مانند انسان داراى شعور و تكليف است; زيرا بدون آن كيفر معنا ندارد و ثانياً آنان نيز داراى مرگ و معاداند; زيرا براى انكار معاد، كيفر شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 14

14- جنيان نيز همانند انسان ها ، داراى درجات اخروى و دريافت كننده نتايج اعمالشان در قيامت

أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس . .. و لكلّ درجت ممّا عملوا

47- تشابه جن با انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 4،11،13

ص: 18

4- جنيان ، همانند انسان نيازمند سكوت و آرامش براى درك مفاهيم

فلمّا حضروه قالوا أنصتوا

تعبير «أنصتوا» و فراخواندن به سكوت براى فهم بهتر و دقيق تر سخن است; هرچند تلاش براى فهم بهتر، خود احترام نهادن بر سخن و گوينده نيز مى باشد.

11- جنيان ، همانند آدميان ، گرفتار گمراهى و گناه و نيازمند هدايت گران و بيم دهندگان

ولّوا إلى قومهم منذرين

«منذرين»، در جايى معنا دارد كه گناه و انحرافى وجود داشته و يا زمينه آن فراهم باشد.

13- جن ، همانند انسان ، داراى شعور و اراده و تكليف

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ . .. ولّوا إلى قومهم منذرين

استماع قرآن، ايمان به آن و انذار ديگران، گوياى مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 9،13

9- جنيان ، نيازمند غفران الهى ، همانند آدميان

و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

وعده غفران، نشانگر نياز است; چه اين كه اگر نيازى در كار نباشد، نويد تحقق نمى يابد.

13- وجود كيفر كردار براى جن ، همانند آدميان

قالوا يقومنا . .. ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

از تعبير «يجركم. ..»، استفاده مى شود كه اگر غفران و پناه الهى نباشد، گناه آنان نيز همانند آدميان داراى كيفرى سخت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 10 - 3

3 - جنيان ، همانند انسان در زمين سكونت دارند .

و الأرض وضعها للأنام

در صورتى كه «أنام» به معناى جن و انس باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 4،5

4 - جن ، همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه خطاب در آيه شريفه، متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

5 - وجود عناصرى كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه آيه شريفه خطاب به جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

ص: 19

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 18 - 5

5 - جن همانند انسان ، برخوردار از نعمت چرخش منظم خورشيد *

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

بنابراين كه مخاطب «ربّكما» انسان و جن باشند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 5

5 - جن همانند انسان ، برخوردار از نعمت ها و موهبت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 5

5 - جن ، همانند انسان بهره مند از مظاهر زيباى طبيعت و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه خطاب در آيه شريفه متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 6

6 - جن همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأى ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 4،6

4 - جن ، همانند انسان داراى مسؤوليت و كيفر و پاداش در آخرت

سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

6 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ص: 20

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 7

7 - جن نيز همانند انسان ، آسيب پذير از آتش و عوامل مادى

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس فلاتنتصران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 5

5 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 38 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر ، در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 45 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 47 - 2

ص: 21

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 49 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 51 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 53 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 56 - 10

10 - جن همانند آدميان ، داراى غريزه و روابط جنسى

لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه اولاً مخاطب آيات، «جن و انس» مى باشند و ثانياً «لم يطمثهنّ. ..جانّ» مى رساند كه جنيان نيز زمينه روابط جنسى را دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 57 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ص: 22

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 4

4 - علاقه و گرايش به زنان زيبا ، امرى فطرى و اصيل در نهاد بشر و جن

فيهنّ قصرت الطرف . .. كأنّهنّ الياقوت و المرجان

از اين كه خداوند، به عنوان نويدى بزرگ به خلق، بشارت همسران زيبا و جذاب را مى دهد، استفاده مى شود كه تمايل به آنان، امرى طبيعى و اصيل در نهاد انسان و جن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 59 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 61 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 65 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 67 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 69 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيبگر در ميان جن ، همانند آدميان

ص: 23

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 71 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 73 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 74 - 5

5 - جن همانند آدميان ، داراى غريزه و روابط جنسى

لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ

برداشت ياد شده، با توجه به دو نكته زير است: الف) مخاطب آيات شريفه، جن و انس مى باشند ب) «لم يطمثهنّ. .. و لاجانّ» مى رساند كه جنيان نيز برخوردار از زمينه روابط جنسى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 4

4 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 5

5 - جن ، همچون انسان ، داراى تكليف و مورد بازخواست خدا و كيفر و پاداش در قيامت

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مبعوث شدن انسان ها در قيامت، بيانگر كيفر و پاداش و حسابرسى آن است.

ص: 24

48- تشبيه به جن زده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 14

14 - مرتد مانند جن زده است كه روى زمين بى هدف و سرگردان راه مى پيمايد.

و نرد على اعقابنا . .. كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران

49- تفاوت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 6

6 - تفاوت جنيان در قوت و ضعف

قال عفريت من الجنّ . .. و إنّى عليه لقوىّ أمين

از اين كه تنها يكى از جنيان اعلام آمادگى كرده است، استفاده مى شود كه همه آنان قادر به انجام چنان كارى نبوده اند.

50- تكامل جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 7

7 - پرستش خداوند ، عالى ترين مرتبه تكامل جن و انس

و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون

«لام» در «ليعبدون» براى بيان غايت است. با توجه به اين كه افعال الهى و اهداف او، گزاف نيست و كمال را به دنبال دارد، مطلب بالا استفاده مى شود.

51- تكذيبگرى جن كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 1

1 - گروهى از جن ، منكر قيامت و رستاخيزاند .

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

ص: 25

52- تكليف جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 13 - 8

8 - جن ، همانند انسان ، موجودى داراى شعور و اختيار و تكليف و كيفر است .

لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 14،15

14 - در خدمت سليمان ( ع ) بودن گروهى از جنّيان ، براساس تكليف الهى بود .

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه

از تهديد به عذاب جنّيان در خدمت سليمان(ع)، استفاده مى شود كه آنان موظف به انجام چنين كارى بوده اند.

15 - جنّيان ، موجوداتى مكلف به انجام تكليف از سوى خداوند

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه من عذاب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 158 - 8

8 - جن ، موجودى مكلف و مسؤول در برابر عقايد و رفتار خود

و لقد علمت الجنّة إنّهم لمحضرون

احضار شدن جن براى حسابرسى در روز رستاخيز، بيانگر مكلف و مسؤول بودن او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 14

14 - جنيان ، مكلف به تكاليف الهى و مستحق كيفر در صورت كفر و حق ستيزى

و حقّ عليهم القول فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 6

6- جن ، موجودى داراى شعور ، تكليف ، مرگ و معاد ، همانند انسان

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

قرار گرفتن «جن» در كنار «انس»، به عنوان امت هايى كه برخى از آنان مشمول كيفر حتمى الهى شده اند، مى رساند كه: اولاً جن مانند انسان داراى شعور و تكليف است; زيرا بدون آن كيفر معنا ندارد و ثانياً آنان نيز داراى مرگ و معاداند; زيرا براى انكار معاد، كيفر شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 13

ص: 26

13- جن ، همانند انسان ، داراى شعور و اراده و تكليف

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ . .. ولّوا إلى قومهم منذرين

استماع قرآن، ايمان به آن و انذار ديگران، گوياى مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 13

13- وجود كيفر كردار براى جن ، همانند آدميان

قالوا يقومنا . .. ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

از تعبير «يجركم. ..»، استفاده مى شود كه اگر غفران و پناه الهى نباشد، گناه آنان نيز همانند آدميان داراى كيفرى سخت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 3

3 - جن ، موجودى شعورمند و داراى تكليف ، همچون انسان

و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون

از اين كه «جن» در كنار «انس» قرار گرفته و هدفى همسان برايشان در نظرگرفته شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 31 - 2،4

2 - جن و انس ، هر دو داراى مسؤوليت و حسابرسى در قيامت

سنفرغ لكم أيّه الثقلان

4 - ارجمندى و مرتبت جن و انس ، به عنوان دو موجود شعورمند و مسؤول در نظام جهان

سنفرغ لكم أيّه الثقلان

ممكن است وصف «ثقلان» (دو موجود وزين و گران سنگ) از آن جهت به جن و انس اطلاق شده باشد كه در پرتو شعور و مسؤوليتشان، مورد حسابرسى خداوند قرار مى گيرند وشايستگى آن را دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 4

4 - جن ، همانند انسان داراى مسؤوليت و كيفر و پاداش در آخرت

سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 4

4 - جن نيز همچون آدميان ، مكلف و مسؤول است .

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ

ص: 27

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 5

5 - جن ، همچون انسان ، داراى تكليف و مورد بازخواست خدا و كيفر و پاداش در قيامت

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مبعوث شدن انسان ها در قيامت، بيانگر كيفر و پاداش و حسابرسى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 8

8 - جن ، موجودى مكلف و مسؤول و مورد مجازات الهى در آخرت

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. فلايخاف بخسًا و لا رهقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 2

2 - جن ، وظيفه دار ايمان به قرآن و تسليم در برابر تعاليم آن

و أنّا منّا المسلمون

53- تمايلات جنسى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 56 - 10

10 - جن همانند آدميان ، داراى غريزه و روابط جنسى

لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه اولاً مخاطب آيات، «جن و انس» مى باشند و ثانياً «لم يطمثهنّ. ..جانّ» مى رساند كه جنيان نيز زمينه روابط جنسى را دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 74 - 5

5 - جن همانند آدميان ، داراى غريزه و روابط جنسى

لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ

برداشت ياد شده، با توجه به دو نكته زير است: الف) مخاطب آيات شريفه، جن و انس مى باشند ب) «لم يطمثهنّ. .. و لاجانّ» مى رساند كه جنيان نيز برخوردار از زمينه روابط جنسى اند.

ص: 28

54- تنوع عقيده جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 5

5 - جن پيش از نزول قرآن ، داراى مسلك ها و عقايد گوناگون

كنّا طرائق قددًا

«طرائق» (جمع «طريقة») به معناى راه و «قِدَد» (جمع «قِد») به معناى بريده شده است.

55- توليد مثل جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 27

27- شياطين و جن ها ، داراى ذريه و زاد و ولدند .

كان من الجنّ . .. أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

56- تهمت جن زدگى به نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 9

9 - قوم نوح ، آن حضرت را به جنون و آسيب ديدگى از سوى جن متهم مى كردند .

و قالوا مجنون و ازدجر

مفسران، عبارت «و ازدجر» را به معناى «ازدجره الجنّ» (جن ايشان را آزار رسانده است) گرفته اند.

57- جسمانيت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 15 - 2

2 - جن ، موجودى جسمانى است .

و خلق الجانّ من مارج من نار

ص: 29

58- جن از آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 1،6،7،8

1- خداوند ، جنيان را از آتش داراى باد هاى سوزان آفريد .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

«سموم» در لغت به معناى باد سوزان است.

6- خلقت جن از آتش ، از آيات خداوند است .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : . . . هذه النار جزء من سبعين جزءاً من نار السموم التى خلق منها الجانّ و تلا هذه الأية : « و الجانّ خلقناه من قبل من نار السموم » ;

از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: اين آتش (دنيا در حرارت و تأثير) يك هفتادم از آتش سمومى است كه جن از آن آفريده شده است و [رسول خدا(صلی الله علیه و آله)]اين آيه را تلاوت فرمود: و الجانّ خلقناه من قبل من نار السموم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 15 - 1،3

1 - جن ، آفريده شده به اراده الهى ، از شعله هاى خالص و بدون دود آتش

و خلق الجانّ من مارج من نار

«مارج»، به معناى آتش خالص بدون دود است (قاموس المحيط).

3 - آفرينش انسان و جن ، دو موجود شعورمند ، از دو عنصر كاملاً متفاوت ( خاك و آتش ) ، نمود قدرت خداوند

خلق الإنسن من . .. و خلق الجانّ من مارج من نار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 1،2،3

1 - جلوه هاى ربوبيت الهى در آفرينش انسان از « خاك » و جن از « آتش » ، غير قابل انكار و تكذيب ناپذير است .

خلق الإنسن . .. و خلق الجانّ ... فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

2 - تبديل گلى خشكيده به موجودى چون « انسان » و شعله آتش به موجود زنده اى چون « جن » ، نمود ربوبيت يگانه خداوند

خلق الإنسن من صلصل كالفخار. .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

3 - پيدايش خصلت هاى ويژه انسانى از مشتى خاك و پيدايش موجود زنده داراى درك و شعورمندى چون جن از شعله آتش ، نعمت هايى شايان تأمل و قدرشناسى *

خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

59- جن اغواگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 30

16 - فصلت - 41 - 29 - 4

4 - گروهى از جنيان ، همانند گروهى از انسان ها ، موجوداتى اغواگر و گمراه كننده اند .

أضلاّنا من الجنّ و الإنس

60- جن بعد از نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 2،6

2 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : برخى صالح و نيك كردار و برخى غير آنان

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

6 - مؤمنان جن ، پس از نزول قرآن و ايمان آوردن به آن ، به چند فرقه مذهبى تقسيم شده و به مسلك هاى گوناگون روى آوردند .

كنّا طرائق قددًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 1

1 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : مسلمان هدايت يافته و كافران ظالم و منحرف از مسير حق

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. و أنّا منّا المسلمون و منّا القسطون

«قَسْط» (مصدر «قاسطون»)، به معناى جور است. (مقاييس اللغة)

61- جن پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 6،7

6 - گواهى ملائكه در قيامت ، به اين كه مشركان جن پرست بوده اند .

و يوم يحشرهم . .. يقول للملئكة ... قالوا ... بل كانوا يعبدون الجنّ

7 - اخبار ملائكه در قيامت به اين كه بيشتر مشركان ، به جن ايمان داشته اند .

و يوم يحشرهم . .. يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون . قالوا ... بل كانوا

62- جن در حكومت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 31

13 - نمل - 27 - 39 - 2

2 - قدرت جنيان در خدمت حكومت سليمان و قواى سركش آنان تحت تسلّت وى

قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به

واژه «عفريت» به معناى بد ذات و شرور است كه مستلزم طغيان و سركشى است. گاهى نيز به معناى قهرمان به كار مى رود. برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 5

5 - شياطين جنى ، در خدمت آبادانى قلمرو حكومت سليمان ( ع ) بودند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 38 - 1،2

1 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين جنى در حكومت سليمان

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

«مقرّنين» اسم مفعول از «قَرَنَه» (آن را قرين و نزديك ديگرى ساخت) و به معناى گروه به هم بسته شده است. «صَفَدَ» (مفرد «أصفاد») نيز به معناى قيد و بند است.

2 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطينِ فسادانگيز و اخلال گر جنى ، جلوه اى از اقتدار حكومت ممتاز سليمان ( ع )

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين در حكومت سليمان(ع) - در مقابل گروه ديگرى كه به خدمت گزارى مشغول بودند - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين دسته اگر آزاد گذاشته مى شدند، در حكومت سليمان(ع) اخلال و فساد ايجاد مى كردند.

63- جن در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 32 - 3

3- زمين ، قرارگاه اصلى جن *

و من لايجب داعى اللّه فليس بمعجز فى الأرض

تصريح به «فى الأرض» مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 10 - 3

3 - جنيان ، همانند انسان در زمين سكونت دارند .

و الأرض وضعها للأنام

ص: 32

در صورتى كه «أنام» به معناى جن و انس باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

64- جن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 3

3 - حضور جن همچون آدميان ، در صحنه قيامت براى حسابرسى و كيفر و پاداش

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ

65- جن زدگى مرتد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 14

14 - مرتد مانند جن زده است كه روى زمين بى هدف و سرگردان راه مى پيمايد.

و نرد على اعقابنا . .. كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران

66- جن عصيانگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 8

8- وجود افرادى گنه كار و عصيانگر ، در ميان جنيان

يغفر لكم من ذنوبكم

67- جن قبل از نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 3 - 6

6 - جنيان ، پيش از نزول قرآن و بعثت پيامبراسلام ، معتقد به شرك و وجود همسر و فرزند براى خداوند

و أنّه تعلى جدّ ربّنا ما اتّخذ صحبة و لا ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 3

ص: 33

3 - جن ، پيش از نزول قرآن ، از دروغ و ساختگى بودن شرك ، همسرگزينى و فرزنددارى خداوند آگاه نبودند .

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . .. و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 9 - 1،2

1 - در كمين نشستن جن در آسمان براى استراق سمع ، پيش از نزول قرآن

و أنّا كنّا نقعد منها مقعد للسمع

2 - آگاهى و دسترسى جن از اطلاعات و اخبار موجود در آسمان ، پيش از نزول قرآن

و أنّا كنّا نقعد منها مقعد للسمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 1،5

1 - دو دسته بودن جنيان ، پيش از نزول قرآن : 1- افراد خوش طينت و متمايل به خير و صلاح ; 2- افراد بدسرشت و متمايل به شرّ و فساد .

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

درباره اين كه آيه شريفه، بازگو كننده وضعيت جن پيش از نزول قرآن و استماع آنان است و يا پس از آن، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است. بنابراين احتمال، مقصود از صلاح، صلاح در ايمان و تقوا نيست; بلكه مراد صلاح از لحاظ طينت و تمايل به خير و صلاح است.

5 - جن پيش از نزول قرآن ، داراى مسلك ها و عقايد گوناگون

كنّا طرائق قددًا

«طرائق» (جمع «طريقة») به معناى راه و «قِدَد» (جمع «قِد») به معناى بريده شده است.

68- جن كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 14

14 - جنيان ، مكلف به تكاليف الهى و مستحق كيفر در صورت كفر و حق ستيزى

و حقّ عليهم القول فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

69- جن گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 8

ص: 34

8- وجود افرادى گنه كار و عصيانگر ، در ميان جنيان

يغفر لكم من ذنوبكم

70- جن منذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 2

2- جنيان انذارگر ، پيام آور نزول كتابى آسمانى پس از تورات ، براى قوم خويش

ولّوا . .. منذرين . قالوا يقومنا إنّا سمعنا كتبًا أُنزل من بعد موسى

71- جن و عبادت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 6

6 - ازدحام جن در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه ضماير «كادوا يكونون» به جن بازگردد.

72- جن و نماز محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 6

6 - ازدحام جن در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه ضماير «كادوا يكونون» به جن بازگردد.

73- جنس جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 5

5- جن ، موجودى مادى است .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

ص: 35

74- جنسيت در جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 7

7 - جن ، متشكل از مردان و زنان

استمع نفر من الجنّ

برداشت ياد شده، با توجه به معناى «نفر» (گروهى از مردان متشكل از سه تا ده نفر) مى باشد; زيرا لازمه وجود مردان در هر دسته و نوعى از موجودات، وجود زنان در ميان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 8

8 - جن ، موجودى متشكل از دو جنس مرد و زن

كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ

75- جنيان حق ناپذير در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 15 - 4

4 - ظالمان و حق ناپذيران جن ، همچون انسان ها ، به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا

76- جنيان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 13 - 5،6،14

5 - وعده خداوند به انباشتن دوزخ از مجرمان جِنّى و اِنْسى ، وعده اى حق و تخلف ناپذير است .

و لكن حقّ القول منّى لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس أجمعين

6 - سوگند خداوند به انباشتن جهنم از مجرمان جنّى و انسى

و لكن حقّ القول منّى لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس

لام در «لأملأنّ» براى قسم است و حكايت ازآن دارد كه «القول» در فراز قبلى، سوگند است.

14 - همه مجرمان جنّى و انسى ، در جهنم گرد مى آيند .

ص: 36

لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس أجمعين

قيد «أجمعين» به قرينه اين كه كسانى وجود دارند كه به جهنم نخواهد رفت، عموم افرادى نيست، بلكه مفيد عموم در نوع است. لازم به ذكر است كه «ال» در «الجِنّة» و «الناس» عهد بوده و اشاره به افرادى خاص - كه همانا مجرمان اند - دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 1

1 - جهنم ، فرجام بسيارى از انسان ها و جنيان

و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 119 - 7،8،10

7- خداوند ، دوزخ را از جنيان و انسان ها پر خواهد كرد .

لأملأنّ جهنم من الجنة والناس أجمعين

8- پر كردن جهنم از انسان ها و جنيان ، حقيقتى كه خداوند از پيش بيان داشته بود .

تمت كلمة ربك لأملأنّ جهنم من الجنة والناس

«تمت»; يعنى، به طور كامل و بدون هيچ نقصى تحقق يافت. مفسران برآنند كه مقصود از «كلمة ربك» - كه با جمله «لأملأنّ ...» تفسير شده است - همان سخنى است كه خداوند در داستان آدم و ابليس فرمود: «فالحق والحق أقول. لأملأنّ جهنم منك و ممن تبعك منهم أجمعين»; حق اين است - و من جز حق نمى گويم - كه جهنم را از تو و از همه كسانى كه از تو پيروى مى كنند پر خواهم كرد. سوره ص، آيه 84 و 85».

10- دوزخى شدن جن و انس به سبب اختلاف در دين ، گواه راستى و درستى سخن خداوند ( جهنم را از جن و انس پر خواهم كرد ) است .

و لايزالون مختلفين . .. و تمت كلمة ربك لأملأنّ جهنم

سخن از تحقق يافتن فرموده خداوند (تمت كلمة ربك . ..) پس از بيان اختلافهاى مردم و پوشيده شدن حق بر آنان، گوياى اين نكته است كه: همان اختلافها - كه مخفى ماندن حق را در پى داشت - موجب دوزخى شدن انسانها و جنيان شده و حقانيت كلمه خدا (لأملأنّ ...) را به طور كامل محقق ساخت.

77- جنيان در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 4

4 - ايمان گروهى از جن به قرآن ، در مرحله آغازين نزول

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . يهدى إلى الرشد فامنّا به

ص: 37

78- جنيان زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 7

7 - جن ، متشكل از مردان و زنان

استمع نفر من الجنّ

برداشت ياد شده، با توجه به معناى «نفر» (گروهى از مردان متشكل از سه تا ده نفر) مى باشد; زيرا لازمه وجود مردان در هر دسته و نوعى از موجودات، وجود زنان در ميان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 8

8 - جن ، موجودى متشكل از دو جنس مرد و زن

كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ

79- جنيان صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 1،2،3

1 - دو دسته بودن جنيان ، پيش از نزول قرآن : 1- افراد خوش طينت و متمايل به خير و صلاح ; 2- افراد بدسرشت و متمايل به شرّ و فساد .

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

درباره اين كه آيه شريفه، بازگو كننده وضعيت جن پيش از نزول قرآن و استماع آنان است و يا پس از آن، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است. بنابراين احتمال، مقصود از صلاح، صلاح در ايمان و تقوا نيست; بلكه مراد صلاح از لحاظ طينت و تمايل به خير و صلاح است.

2 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : برخى صالح و نيك كردار و برخى غير آنان

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

3 - از ديدگاه مؤمنان جن ، برخى از آنان صالح و نيك كردار كامل اند و برخى ديگر ضعيف و در رتبه پايين تر از صالحان قرار دارند .

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «دون» به معناى «تحت» باشد.

80- جنيان ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 38

19 - جن - 72 - 14 - 1

1 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : مسلمان هدايت يافته و كافران ظالم و منحرف از مسير حق

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. و أنّا منّا المسلمون و منّا القسطون

«قَسْط» (مصدر «قاسطون»)، به معناى جور است. (مقاييس اللغة)

81- جنيان ظالم در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 15 - 4

4 - ظالمان و حق ناپذيران جن ، همچون انسان ها ، به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا

82- جنيان غير صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 1،2،3

1 - دو دسته بودن جنيان ، پيش از نزول قرآن : 1- افراد خوش طينت و متمايل به خير و صلاح ; 2- افراد بدسرشت و متمايل به شرّ و فساد .

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

درباره اين كه آيه شريفه، بازگو كننده وضعيت جن پيش از نزول قرآن و استماع آنان است و يا پس از آن، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است. بنابراين احتمال، مقصود از صلاح، صلاح در ايمان و تقوا نيست; بلكه مراد صلاح از لحاظ طينت و تمايل به خير و صلاح است.

2 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : برخى صالح و نيك كردار و برخى غير آنان

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

3 - از ديدگاه مؤمنان جن ، برخى از آنان صالح و نيك كردار كامل اند و برخى ديگر ضعيف و در رتبه پايين تر از صالحان قرار دارند .

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «دون» به معناى «تحت» باشد.

83- جنيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 39

18 - رحمن - 55 - 13 - 5

5 - وجود عناصرى كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه آيه شريفه خطاب به جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 6

6 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 5

5 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 38 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر ، در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

ص: 40

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 45 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 47 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 49 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 51 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 53 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 57 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

ص: 41

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 59 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 61 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 65 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 67 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 69 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيبگر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 71 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

ص: 42

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 73 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 4

4 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 1

1 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : مسلمان هدايت يافته و كافران ظالم و منحرف از مسير حق

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. و أنّا منّا المسلمون و منّا القسطون

«قَسْط» (مصدر «قاسطون»)، به معناى جور است. (مقاييس اللغة)

84- جنيان گناهكار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 1

1 - گناهكاران جن و انس در صحنه قيامت ، داراى وضعيتى معلوم و بى نياز از محاكمه و سؤال

فيومئذ لايسئل عن ذنبه إنس و لاجانّ

85- جنيان مرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 43

19 - جن - 72 - 1 - 7

7 - جن ، متشكل از مردان و زنان

استمع نفر من الجنّ

برداشت ياد شده، با توجه به معناى «نفر» (گروهى از مردان متشكل از سه تا ده نفر) مى باشد; زيرا لازمه وجود مردان در هر دسته و نوعى از موجودات، وجود زنان در ميان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 8

8 - جن ، موجودى متشكل از دو جنس مرد و زن

كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ

86- جنيان مسلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 1

1 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : مسلمان هدايت يافته و كافران ظالم و منحرف از مسير حق

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. و أنّا منّا المسلمون و منّا القسطون

«قَسْط» (مصدر «قاسطون»)، به معناى جور است. (مقاييس اللغة)

87- جنيان مكذب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 5

5 - وجود عناصرى كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه آيه شريفه خطاب به جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 6

6 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 44

18 - رحمن - 55 - 34 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 5

5 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 38 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر ، در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 45 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 47 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ص: 45

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 49 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 51 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 53 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 57 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 59 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 61 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ص: 46

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 65 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 67 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 69 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيبگر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 71 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 73 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 4

4 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ص: 47

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

88- جنيان و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 3

3 - جن ، پيش از نزول قرآن ، از دروغ و ساختگى بودن شرك ، همسرگزينى و فرزنددارى خداوند آگاه نبودند .

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . .. و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذ

89- جهل جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 3

3 - جن ، پيش از نزول قرآن ، از دروغ و ساختگى بودن شرك ، همسرگزينى و فرزنددارى خداوند آگاه نبودند .

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . .. و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذ

90- حتميت عذاب جن كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 3

3- گروه هاى بسيارى از كافران جن و انس ، محكوم به عذاب حتمى الهى در گذشته تاريخ

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

91- حسابرسى اخروى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 158 - 5

5 - آگاهى جن به احضار شدن شان براى حسابرسى اعمالشان در روز رستاخيز

ص: 48

و لقد علمت الجنّة إنّهم لمحضرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 31 - 2

2 - جن و انس ، هر دو داراى مسؤوليت و حسابرسى در قيامت

سنفرغ لكم أيّه الثقلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 5

5 - ربوبيت الهى در حق جن و انس ، مستلزم برپا داشتن نظام حسابرسى اعمال براى آنان

سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ارتباط «ربّكما» با محتواى آيه قبل، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 2

2 - جنيان چونان آدميان ، مشمول محاسبه الهى و قوانين عام خداوند در سراى واپسين

يمعشر الجنّ و الإنس إن استطعتم . .. لاتنفذون

از ذكر «جنّ» و تقديم آن بر «إنس»، مى توان استفاده كرد كه نبايد گمان برد كه جنيان، به واسطه داشتن اجرام لطيف، قدرت بر فرار از محاكمه و عقاب الهى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 3

3 - حضور جن همچون آدميان ، در صحنه قيامت براى حسابرسى و كيفر و پاداش

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ

92- حشر اخروى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 158 - 5

5 - آگاهى جن به احضار شدن شان براى حسابرسى اعمالشان در روز رستاخيز

و لقد علمت الجنّة إنّهم لمحضرون

ص: 49

93- حشر جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 5

5 - جنيان نيز همانند انسان ها ، در قيامت محشور خواهند شد . *

ربّنا أرنا الذين أضلاّنا من الجنّ و الإنس

دوزخيان از خداوند درخواست مى كنند كه رهبران گمراه كننده جنّى و انسى خويش را به آنان بنماياند، از اين مطلب، برداشت ياد شده را مى توان به دست آورد.

94- حقيقت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 4

4 - جن ، داراى عقل و در معرض سفاهت و كم خردى

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

95- حيات جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 12

12 - جنيان نيز همانند انسان ها داراى زندگى ، مرگ و نابودى اند .

فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

96- خداشناسى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 3

3- اعتقاد جنيان قبل از رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به وجود خداوند

أجيبوا داعى اللّه

در عبارت «أجيبوا داعى اللّه» اصل وجود خداوند در نظر جنيان، يقينى تلقى شده و از آنان خواسته شده است تا به پيامبرى كه به سوى خداوند دعوت مى كند، ايمان آورند.

ص: 50

97- خطر شياطين جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 3

3 - خطر وسوسه گران جن و انس ، بزرگ و سزاوار چاره انديشى است .

من الجنّة و الناس

98- خطر وسوسه جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 5،9

5 - پناه بردن به خداوند از خطر وسوسه جن و انس ، توصيه اى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أعوذ . .. من الجنّة و الناس

9 - وسوسه جنيان براى انسان ها ، خطرناك تر از وسوسه هم نوعان شان است .

من الجنّة و الناس

تقديم «الجنّة»، به جهت يكنواخت شدن آخر آيه هاى اين سوره و يا ناظر به افزون تر بودن خطر وسوسه جنيان است. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال دوم است.

99- خفاى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 2

2- جن ، موجودى مستور و پوشيده از ديده انسانها

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه احتمالاً وجه تسميه «جن» به اين اسم، با توجه به معناى لغوى آن باشد كه به معناى مستور بودن از حواس است.

100- خلقت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 6

6- خلقت جن از آتش ، از آيات خداوند است .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

ص: 51

101- دشمنى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 26

26- جن ها ، بر كينه توزى با آدميان ، توانا هستند .

كان من الجنّ . .. و هم لكم عدوٌّ

شيطان كه با آدميان عداوت مىورزد، از طائفه جن است (كان من الجنّ) بنابراين، جنيان، بر انجام كارهاى خصمانه نسبت به آدميان، توان مندند.

102- دعوت از جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 2

2- فراخوانى همه مخاطبان قرآن ( جن و انس ) به آزمودن اعجاز قرآن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل

103- دعوتهاى جن مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 1

1- دعوت جنيان ايمان آورده به قرآن ، از قوم خود براى گرويدن به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يقومنا أجيبوا داعى اللّه

مراد از «داعى اللّه» پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه مردم را به سوى خدا دعوت مى كند.

104- ديگ سازى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 7،8

7 - جنّيان ، طبق خواست سليمان ( ع ) ، براى او كاسه هاى بزرگى به اندازه حوض مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. و جفان كالجواب

«جفان» جمع «جفنة» است و آن به معناى ظرف غذا مى باشد. «جواب» جمع «جابية» و به معناى جمع كننده و دربردارنده

ص: 52

است (مفردات راغب). گفتنى است كه «جواب» به معناى حوض هم آمده است (لسان العرب).

8 - ساخته شدن ديگ هاى بزرگ ثابت و غيرمنقول ، به وسيله جنّيان براى سليمان ( ع )

يعملون له ما يشاء من . .. و قدور راسيت

105- دين جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 6

6- شريعت موسى ، براى جن و انس و مشترك ميان آنان

قالوا يقومنا إنّا سمعنا كتبًا أُنزل من بعد موسى

از سخنان انذارگران جن، استفاده مى شود كه آنان قبل از قرآن، به موسى(ع) و كتاب آسمانى او ايمان داشته اند.

106- ذلت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 9

9 - جنيان ، از شعور و درايت و احساس عزت و ذلت برخورداراند .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

107- رد خويشاوندى جن با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 158 - 6

6 - ميان خدا و جن ، نسبت خويشاوندى و يا ارتباط ويژه اى ( چون شريك بودن ) وجود ندارد .

و جعلوا بينه و بين الجنّة نسبًا و لقد علمت الجنّة إنّهم لمحضرون

يادآورى آگاهى جن از احضارشان در روز رستاخيز - كه در پاسخ به ادعاى وجود پيوند خويشاوندى و يا شريك بودن جن با خدا مطرح گرديده - بيانگر دو نكته است: 1- منتفى بودن ارتباط خويشاوندى و شريك نبودن جن با خدا; زيرا اگر جن شريك خدا بود و ارتباط خويشاوندى با او مى داشت، براى حسابرسى احضار نمى شد. 2- تأثير نداشتن اين ارتباط در سرنوشت بندگان (بر فرض وجود چنين ارتباطى).

ص: 53

108- روابط اجتماعى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 8

8- جنيان ، داراى زندگى اجتماعى و روابط جمعى

نفرًا من الجنّ . .. ولّوا إلى قومهم منذرين

تعبير «قومهم» بيانگر مطلب بالا است.

109- روابط با جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 10

10- امكان ارتباط ، اتفاق نظر ، همكارى و تعاون ميان انسان و جن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل

از اينكه خداوند فرمود: «اگر جن و انس دست به دست هم دهند، باز نمى توانند مثل قرآن بياورند» استفاده مى شود كه امكان ارتباط و تعاون ميان آنان وجود دارد و اگر نه، تحدى لغو بود.

110- زمينه ايمان جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 12

12- جنيان ، نيازمند تشويق و تهديد ، براى گرايش يافتن به ايمان

أجيبوا . .. ءامنوا ... يغفر لكم ... و يجركم من عذاب أليم

منطوق «يجركم. ..» تشويق و مفهوم آن بيانگر تهديد است; يعنى، اگر ايمان نياوريد، پناه داده نمى شويد و به عذاب دردناك گرفتار خواهيد شد.

111- زمينه خداشناسى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 12 - 3

3 - نزول قرآن ، موجب معرفت جن نسبت به جايگاه خداوند در جهان هستى و شناخت موقعيت ضعيف و پوچ خود

و أنّا ظننّا أن لن نعجز اللّه فى الأرض و لن نعجزه هربًا

ص: 54

112- زمينه خودشناسى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 12 - 3

3 - نزول قرآن ، موجب معرفت جن نسبت به جايگاه خداوند در جهان هستى و شناخت موقعيت ضعيف و پوچ خود

و أنّا ظننّا أن لن نعجز اللّه فى الأرض و لن نعجزه هربًا

113- زمينه صلاح جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 4

4 - راه يابى صلاح و فساد و خير و شر در ميان جن

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

114- زمينه فساد جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 4

4 - راه يابى صلاح و فساد و خير و شر در ميان جن

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

115- زمينه گمراهى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 11

11- جنيان ، همانند آدميان ، گرفتار گمراهى و گناه و نيازمند هدايت گران و بيم دهندگان

ولّوا إلى قومهم منذرين

«منذرين»، در جايى معنا دارد كه گناه و انحرافى وجود داشته و يا زمينه آن فراهم باشد.

ص: 55

116- زمينه گناه جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 11

11- جنيان ، همانند آدميان ، گرفتار گمراهى و گناه و نيازمند هدايت گران و بيم دهندگان

ولّوا إلى قومهم منذرين

«منذرين»، در جايى معنا دارد كه گناه و انحرافى وجود داشته و يا زمينه آن فراهم باشد.

117- زندگى اجتماعى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 13

13 - جنيان نيز همانند آدميان ، داراى زندگى اجتماعى اند .

فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 7

7- جنيان ، موجوداتى داراى زندگى اجتماعى و گروهى

فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 8

8- جنيان ، داراى زندگى اجتماعى و روابط جمعى

نفرًا من الجنّ . .. ولّوا إلى قومهم منذرين

تعبير «قومهم» بيانگر مطلب بالا است.

118- زيباطلبى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 4

4 - علاقه و گرايش به زنان زيبا ، امرى فطرى و اصيل در نهاد بشر و جن

فيهنّ قصرت الطرف . .. كأنّهنّ الياقوت و المرجان

از اين كه خداوند، به عنوان نويدى بزرگ به خلق، بشارت همسران زيبا و جذاب را مى دهد، استفاده مى شود كه تمايل به آنان، امرى طبيعى و اصيل در نهاد انسان و جن است.

ص: 56

119- ساختمان سازى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 2،3

2 - شياطين جنى ، به فرمان سليمان ( ع ) به ساختمان سازى و غواصى مى پرداختند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

3 - وجود تخصص ساختمان سازى و غواصى در ميان شياطين جنى

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

آمدن صيغه هاى «بنّاء» و «غوّاص» بر وزن صيغه مبالغه - كه بر حرفه و صنعت بودن بنّايى و غوّاصى دلالت مى كند - گوياى اين نكته است كه اين دو كار، به صورت فن و تخصص ميان شياطين رواج داشت.

120- سرزنش جنيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 3

3 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس ، از سوى خداوند به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در«فبأىّ» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 5

5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن آنان در اهميت آفرينش خود از خاك و آتش

خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 18 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى ، متجلى در طلوع و غروب خورشيد

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 4

ص: 57

4 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت فراگير الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در«فبأىّ ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 5

5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و«تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 28 - 5

5 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 30 - 1

1 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده گرفتن قدرت و لطف الهى در تأمين نياز هاى خلق

يسله . .. كلّ يوم هو فى شأن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

خداوند در آيه قبل، فقر ذاتى و نيازمندى موجودات و فياضيت و نياز برآورى خويش را به آدميان يادآور شده و در اين آيه غافلان و كافران را مورد سرزنش قرار داده كه چرا اين حقيقت را در هستى ناديده مى گيرند. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 1

1 - سرزنش شدن تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر بى توجهى آنان به موضوع حسابرسى اعمال خلق در قيامت و كيفر و پاداش الهى در آن

سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ص: 58

استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 1

1 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، بر بى توجهى آنان نسبت به قدرت مطلق الهى و عجز و ناتوانى خويش

إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از استفهام توبيخى در «فبأىّ. ..» مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 38 - 2

2 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى اعتنايى به نعمت هاى الهى و غفلت از قدرت قاهر او بر نظام جهان

فإذا انشقّت السّماء . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

عبارت «انشقّت السّماء. ..» نشانگر قدرت قاهر خداوند بر جهان است و از اين كه پس از تذكر قدرت، تكذيب گران را به محاكمه نشانده، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 1

1 - سرزنش شدن كافران جن و انس به خاطر تكذيب نعمت هاى خداوند و ناديده گرفتن فرجام گناه كاران

فيومئذ لايسل عن ذنبه . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 2

2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن فرجام فضاحت بار و ذليلانه مجرمان

يعرف المجرمون . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 59

18 - رحمن - 55 - 45 - 2

2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى توجهى و ناديده انگاشتن نعمت هاى خداوند

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 47 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس به خاطر نينديشيدن به نعمت بهشت ، بيم نداشتن از مقام پروردگار و تكذيب نعمت هاى او

و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

لحن توبيخى آيه شريفه و تقابل تكذيب گران با بيم دارندگان از مقام پروردگار، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 49 - 3

3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 51 - 3

3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 53 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

متّكين على . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 57 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ص: 60

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 59 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 61 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى و محروم ساختن خويش از آن

و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 65 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 67 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 69 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيبگران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 71 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

ص: 61

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 73 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 3

3 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت پروردگار خويش

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

121- سفاهت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 4

4 - جن ، داراى عقل و در معرض سفاهت و كم خردى

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

122- سفاهت جنيان مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 1

1 - اعتراف ايمان آورندگان از جن ، به سفاهت و كم خردى مشركانشان

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

ص: 62

123- شعور جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 9

9- جن ، همانند انسان موجودى شعورمند است .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 14

14- « جن » ، موجودى داراى شعور و اختيار است .

كان من الجنّ ففسق عن أمر ربّه

تمرد و سرپيچى، نشانه انتخاب گرى است و حق انتخاب گرى، به موجودى قابل اعطا است كه از قدرت تشخيص برخوردار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 19

19 - جنّيان ، موجوداتى با شعور و فهم و توانمند بر انجام كارها

و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 9

9 - جنّيان ، موجوداتى با شعور و توانمند بر انجام كار هاى بزرگ

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. يعملون له ما يشاء من محريب و تمثيل و جفان كال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 9

9 - جنيان ، از شعور و درايت و احساس عزت و ذلت برخورداراند .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 6

6- جن ، موجودى داراى شعور ، تكليف ، مرگ و معاد ، همانند انسان

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

قرار گرفتن «جن» در كنار «انس»، به عنوان امت هايى كه برخى از آنان مشمول كيفر حتمى الهى شده اند، مى رساند كه: اولاً جن مانند انسان داراى شعور و تكليف است; زيرا بدون آن كيفر معنا ندارد و ثانياً آنان نيز داراى مرگ و معاداند; زيرا براى انكار معاد، كيفر شده اند.

ص: 63

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 13

13- جن ، همانند انسان ، داراى شعور و اراده و تكليف

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ . .. ولّوا إلى قومهم منذرين

استماع قرآن، ايمان به آن و انذار ديگران، گوياى مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 3

3 - جن ، موجودى شعورمند و داراى تكليف ، همچون انسان

و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون

از اين كه «جن» در كنار «انس» قرار گرفته و هدفى همسان برايشان در نظرگرفته شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 3

3 - پيدايش خصلت هاى ويژه انسانى از مشتى خاك و پيدايش موجود زنده داراى درك و شعورمندى چون جن از شعله آتش ، نعمت هايى شايان تأمل و قدرشناسى *

خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 5

5 - جن همانند انسان ، برخوردار از نعمت ها و موهبت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 5

5 - جن ، همانند انسان بهره مند از مظاهر زيباى طبيعت و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه خطاب در آيه شريفه متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 6

6 - جن همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأى ءالآء» توبيخى است.

ص: 64

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 31 - 4

4 - ارجمندى و مرتبت جن و انس ، به عنوان دو موجود شعورمند و مسؤول در نظام جهان

سنفرغ لكم أيّه الثقلان

ممكن است وصف «ثقلان» (دو موجود وزين و گران سنگ) از آن جهت به جن و انس اطلاق شده باشد كه در پرتو شعور و مسؤوليتشان، مورد حسابرسى خداوند قرار مى گيرند وشايستگى آن را دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 6

6 - جن ، داراى شعور و قدرت شنوايى و آشنا به زبان انسان ها و تشخيص دهنده حق از باطل در معارف الهى و دينى

استمع نفر من الجنّ فقالوا إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا

124- شك جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 5

5 - ترديد جن پس از ممنوع شدن از استراق سمع آسمان ، در شناخت تقدير الهى درباره اهل زمين و خير و رشد بودن آفرينش آنها *

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه ممنوعيت جن از استراق سمع آسمان، ظرف زمان براى پيدايش اين سؤال باشد كه خداوند، براى چه منظورى اهل زمين را آفريد; نه اين كه به چه هدفى آنان از استراق سمع، ممنوع شدند؟

125- شك جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 1

1 - ترديد مؤمنان جن در شناخت خير و يا شر بودن ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان براى اهل زمين

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

مقصود از «رَشَد» در اين آيه - به قرينه مقابله آن با «شر»- خير و صلاح است.

ص: 65

126- شگفتى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 7

7 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى جن

كادوا يكونون عليه لبدًا

127- شنوايى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 2

2- جنيان ، قادر به شنيدن و درك كلمات انسان

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ يستمعون القرءان

استماع جنيان نسبت به قرآن، آنگونه كه از ظاهر آيه استفاده مى شود امرى اعجازگونه نبوده و به شكل طبيعى صورت گرفته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 6

6 - جن ، داراى شعور و قدرت شنوايى و آشنا به زبان انسان ها و تشخيص دهنده حق از باطل در معارف الهى و دينى

استمع نفر من الجنّ فقالوا إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 7

7 - جن ، داراى قدرت شنوايى و تشخيص حق از باطل در معارف الهى

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به

128- شياطين جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 2،3،4،5،8

2 - شياطين جنى ، به فرمان سليمان ( ع ) به ساختمان سازى و غواصى مى پرداختند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

3 - وجود تخصص ساختمان سازى و غواصى در ميان شياطين جنى

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

آمدن صيغه هاى «بنّاء» و «غوّاص» بر وزن صيغه مبالغه - كه بر حرفه و صنعت بودن بنّايى و غوّاصى دلالت مى كند - گوياى اين

ص: 66

نكته است كه اين دو كار، به صورت فن و تخصص ميان شياطين رواج داشت.

4 - تسخير شياطين جنى و به كارگيرى آنها ، از خصوصيات حكومت ممتاز سليمان ( ع )

هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له ... الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

5 - شياطين جنى ، در خدمت آبادانى قلمرو حكومت سليمان ( ع ) بودند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

8 - شياطين جنى ، موجوداتى قابل تسخير براى بشر

فسخّرنا له . .. و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 38 - 1،2،3

1 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين جنى در حكومت سليمان

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

«مقرّنين» اسم مفعول از «قَرَنَه» (آن را قرين و نزديك ديگرى ساخت) و به معناى گروه به هم بسته شده است. «صَفَدَ» (مفرد «أصفاد») نيز به معناى قيد و بند است.

2 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطينِ فسادانگيز و اخلال گر جنى ، جلوه اى از اقتدار حكومت ممتاز سليمان ( ع )

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين در حكومت سليمان(ع) - در مقابل گروه ديگرى كه به خدمت گزارى مشغول بودند - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين دسته اگر آزاد گذاشته مى شدند، در حكومت سليمان(ع) اخلال و فساد ايجاد مى كردند.

3 - گروهى از شياطين جنى ، درصدد فسادانگيزى و اخلال گرى در كار خيراند .

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 1

1 - برخى از جنيان ، در ذهن انسان ها افكار پليد القا كرده ، آنها را وسوسه مى كنند .

من الجنّة و الناس

حرف «من» براى تبعيض است و بيان مى كند كه مراد از «الوسواس الخنّاس»، برخى از جنّيان و انسان ها است. «جِنّة» به معناى گروه جن (مفردات) و «ناس» جمع انسان است.(تاج العروس)

129- صداقت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 5

5 - راه داشتن خيانت و صداقت در جنيان

و إنّى عليه لقوىّ أمين

ص: 67

تأكيد عفريت بر امانت دارى خويش، مى رساند كه احتمال خيانت وى وجود داشته است.

130- صفات جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 4

4 - جن ، همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه خطاب در آيه شريفه، متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

131- طرد جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 6

6- « عن موسى بن جعفر ( ع ) : . . . ان الجنّ كانوا يسترقون السمع قبل مبعثه فمنعت فى أوان رسالته بالرجوم . . . ;

از امام موسى بن جعفر روايت شده است: جنيان قبل از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) استراق سمع مى كردند (اخبار آسمانها را گوش مى دادند) و در اوايل رسالت آن حضرت، به وسيله پرتاب سنگهاى ستارگان، از آن ممنوع شدند».

132- طرد جن از آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 9 - 3

3 - جن ، از هنگام نزول قرآن ، براى هميشه از استراق سمع از آسمان ، با مانع شهاب ها روبه رو شده و با آن مورد هدف قرار مى گرفتند .

فمن يستمع الأن يجد له شهابًا رصدًا

«رصد» اسم جمع «راصد» (مراقب و نگهبان) و در اين آيه استعاره است; يعنى، «شهاب» به نگهبانى كه از چيزى حفاظت و دفاع مى كند، تشبيه شده است.

133- عجز اخروى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 3

ص: 68

3 - آدميان و جنيان ، فاقد هرگونه توانايى و قدرت در گريز از عذاب الهى در روز رستاخيز

لاتنفذون إلاّ بسلطن

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «لاتنفذون . ..» تأكيد فراز اول آيه باشد; بدان معنا كه گريز از مجازات الهى نيازمند قدرت و توان است و شما فاقد هرگونه قدرتيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 3

3 - خلق ، ناتوان از يارى رسانى به يكديگر و عاجز از عكس العمل دفاعى در مقابل سختى هاى محشر

يرسل عليكما . .. فلاتنتصران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 1

1 - سختى هاى محشر و ناتوانى مجرمان جن و انس ، در گريز از صحنه آخرت ، نعمتى الهى در خدمت اجراى عدالت

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

از اطلاق «ءالآء» بر مفاد آيه قبل، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

134- عجز جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 1،3،4

1- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اعلام ناتوانى انس و جن در آوردن همانند قرآن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

3- قرآن ، حاوى حقايق ، آموزه ها و معارفى است كه انس و جن هرگز توان دست يافتن به آن حقايق را ، بدون وحى پيدا نخواهند كرد .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل هذا القرءان لايأتون . .. ظهيرًا

ناتوانى انسانها و جنيان از آوردن همانندى براى قرآن، مطلق است و شامل معارف و آموزه هاى آن نيز مى شود.

4- نيرو هاى بشرى و جنى ، حتى در صورت پشتيبانى و هميارى يكديگر ، از آوردن همانند قرآن و هماوردى با آن ، عاجزند .

قل لئن اجتمعت . .. و لو كان بعضهم لبعض ظهيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 12 - 1،2،3

1 - اعتراف مؤمنان جن ، به ناتوانى جن از عاجز ساختن خداوند و حركت در جهت خلاف مقررات الهى

و أنّا ظننّا أن لن نعجز اللّه فى الأرض

2 - اعتراف مؤمنان جن ، به ناتوانى جن از فرار از سيطره الهى و ناتوان ساختن خداوند از دستيابى به آنان

ص: 69

و لن نعجزه هربًا

3 - نزول قرآن ، موجب معرفت جن نسبت به جايگاه خداوند در جهان هستى و شناخت موقعيت ضعيف و پوچ خود

و أنّا ظننّا أن لن نعجز اللّه فى الأرض و لن نعجزه هربًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 22 - 5

5 - هيچ كس ، توانايى پناه دادن به انس و جن در برابر عذاب الهى را ندارد .

و لن أجد من دونه ملتحدًا

135- عجز جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 2

2 - ناتوانى مؤمنان جن ، از درك صحيح تقدير الهى در ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

136- عذاب جسمانى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 15 - 5

5 - قيامت و عذاب آن براى جن ، جسمانى است .

و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا

137- عذاب جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 9

9 - امت هايى از جن و انس در گذشته تاريخ بر اثر دشمنى با خداوند ( شركورزى ، انكار رسالت پيامبران و . . . ) به عذاب الهى گرفتار شدند .

و حقّ عليهم القول فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

ص: 70

138- عذاب جنيان حق ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 15 - 4

4 - ظالمان و حق ناپذيران جن ، همچون انسان ها ، به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا

139- عذاب جنيان ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 15 - 4

4 - ظالمان و حق ناپذيران جن ، همچون انسان ها ، به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا

140- عزت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 9

9 - جنيان ، از شعور و درايت و احساس عزت و ذلت برخورداراند .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

141- عصيان جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 16

16 - جنّيان ، موجوداتى مختار و توانمند بر سرپيچى از فرمان خداوند

و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه

142- عقل جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 4

ص: 71

4 - جن ، داراى عقل و در معرض سفاهت و كم خردى

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

143- عقيده به ازدواج خدا با جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 158 - 3

3 - مشركان ، مدعى ازدواج خداوند با زنان از جنس جن

و جعلوا بينه و بين الجنّة نسبًا

برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از «نسبت» در آيه شريفه، نسبت صهر و ازدواج است; يعنى، خدا با زنان از جنس جن ازدواج كرد و از آنان فرزندانى چون ملائكه به وجود آمد كه در آيات پيشين از آنها به تفصيل ياد شده است.

144- عقيده به تدبير جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 20

20- مشركان به برخوردارى شياطين و جن از حق تصميم گيرى در كار جهان و تدبير امور آن ، معتقد بودند .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

به قرينه آيه بعد، مراد از توهم ولايت شياطين، اين پندار است كه آنان، در امور عالم و كار آفرينش، دخالت و نظارت دارند . اين اعتقاد مشركان را وادار مى كرد كه براى پرهيز از شر شياطين، به ستايش آنان بپردازند.

145- عقيده به جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 10

10 - اعتقاد قوم نوح ، به وجود جن يا عوامل مرموز و مؤثر بر روح بشر

و قالوا مجنون و ازدجر

در صورتى كه «و ازدجر» به معناى «تأثيرپذيرى از عوامل مرموز» باشد، به دست مى آيد كه قوم نوح، با همه پيشينه تاريخى خويش، به وجود جن معتقد بودند و يا ديوانگى را معلول سلطه عوامل مرموز بر روح انسان مى پنداشتند.

ص: 72

146- عقيده به خويشاوندى جن با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 158 - 1

1 - مشركان ، معتقد به وجود نسبت خويشاوندى ميان خدا و جن

و جعلوا بينه و بين الجنّة نسبًا

«نسب»، به معناى قرابت و پيوند خويشاوندى است.

147- عقيده جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 3

3- اعتقاد جنيان قبل از رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به وجود خداوند

أجيبوا داعى اللّه

در عبارت «أجيبوا داعى اللّه» اصل وجود خداوند در نظر جنيان، يقينى تلقى شده و از آنان خواسته شده است تا به پيامبرى كه به سوى خداوند دعوت مى كند، ايمان آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام مواضع گروه هاى جنى در برابر قرآن و رهنمود هاى آن

قل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 1،7

1 - قرآن ، در ديدگاه گروهى از جن ، راهنماى مؤمنان به راه حق و درستى است .

يهدى إلى الرشد

«رشد» (ضد «غى») به معناى دستيابى به راه حق و درستى است. (مصباح المنير و قاموس المحيط)

7 - اعتقاد جنيان استماع كننده قرآن ، به ربوبيت يگانه خدا و دورى آنان از شركورزى به او

و لن نشرك بربّنا أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 3 - 6

6 - جنيان ، پيش از نزول قرآن و بعثت پيامبراسلام ، معتقد به شرك و وجود همسر و فرزند براى خداوند

و أنّه تعلى جدّ ربّنا ما اتّخذ صحبة و لا ولدًا

ص: 73

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 6

6 - قيامت و رستاخيز ، از اصول اعتقادى مشترك ميان انسان و جن

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

148- عقيده جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 1

1 - ايمان آورندگان از جن ، دروغ بستن بر خداوند را از سوى انس و جن ، امرى ناممكن و بعيد مى دانستند .

و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 3

3 - از ديدگاه مؤمنان جن ، برخى از آنان صالح و نيك كردار كامل اند و برخى ديگر ضعيف و در رتبه پايين تر از صالحان قرار دارند .

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «دون» به معناى «تحت» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 4

4 - در ديدگاه مؤمنان جن ، ايمان آورندگان به ربوبيت خداى يكتا ، از نقصان حق خويش و يا ستم شدن در مجازات ، بيم نداشته و در امان اند .

فمن يؤمن بربّه فلايخاف بخسًا و لا رهقًا

«رَهَق» در معانى «سفاهت»، «گناه»، «كذب»و «ظلم» به كار مى رود; ولى در اين آيه معناى اخير مراد است.

149- علايق جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 4

4 - علاقه و گرايش به زنان زيبا ، امرى فطرى و اصيل در نهاد بشر و جن

فيهنّ قصرت الطرف . .. كأنّهنّ الياقوت و المرجان

از اين كه خداوند، به عنوان نويدى بزرگ به خلق، بشارت همسران زيبا و جذاب را مى دهد، استفاده مى شود كه تمايل به آنان،

ص: 74

امرى طبيعى و اصيل در نهاد انسان و جن است.

150- علم جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 158 - 5

5 - آگاهى جن به احضار شدن شان براى حسابرسى اعمالشان در روز رستاخيز

و لقد علمت الجنّة إنّهم لمحضرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 6

6 - جن ، داراى شعور و قدرت شنوايى و آشنا به زبان انسان ها و تشخيص دهنده حق از باطل در معارف الهى و دينى

استمع نفر من الجنّ فقالوا إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 4

4 - امكان آگاهى جن از انديشه ها ، عقايد و رفتار انسان ها

و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا

151- عمل جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 14

14- جنيان نيز همانند انسان ها ، داراى درجات اخروى و دريافت كننده نتايج اعمالشان در قيامت

أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس . .. و لكلّ درجت ممّا عملوا

152- عنصر خلقت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 1،7،8

1- خداوند ، جنيان را از آتش داراى باد هاى سوزان آفريد .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

ص: 75

«سموم» در لغت به معناى باد سوزان است.

7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : . . . هذه النار جزء من سبعين جزءاً من نار السموم التى خلق منها الجانّ و تلا هذه الأية : « و الجانّ خلقناه من قبل من نار السموم » ;

از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: اين آتش (دنيا در حرارت و تأثير) يك هفتادم از آتش سمومى است كه جن از آن آفريده شده است و [رسول خدا(صلی الله علیه و آله)]اين آيه را تلاوت فرمود: و الجانّ خلقناه من قبل من نار السموم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 15 - 1،3،4

1 - جن ، آفريده شده به اراده الهى ، از شعله هاى خالص و بدون دود آتش

و خلق الجانّ من مارج من نار

«مارج»، به معناى آتش خالص بدون دود است (قاموس المحيط).

3 - آفرينش انسان و جن ، دو موجود شعورمند ، از دو عنصر كاملاً متفاوت ( خاك و آتش ) ، نمود قدرت خداوند

خلق الإنسن من . .. و خلق الجانّ من مارج من نار

4 - « عن الحسين بن على ( ع ) كان على بن أبى طالب ( ع ) بالكوفة فى الجامع إذ قام إليه رجل . . . و سأله عن اسم أبى الجنّ فقال : شومان و هو الذى خلق من مارج من نار . . . ;

از امام حسين(ع) روايت شده كه حضرت على(ع) در جامع كوفه بود كه مردى برخاست [و در ضمن چند سؤال از آن حضرت] از پدر جن سؤال كرد; حضرت فرمود: پدر جن «شومان» نام داشت [و فرمود:] هو الذى خلق من مارج من نار. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 1،2،3

1 - جلوه هاى ربوبيت الهى در آفرينش انسان از « خاك » و جن از « آتش » ، غير قابل انكار و تكذيب ناپذير است .

خلق الإنسن . .. و خلق الجانّ ... فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

2 - تبديل گلى خشكيده به موجودى چون « انسان » و شعله آتش به موجود زنده اى چون « جن » ، نمود ربوبيت يگانه خداوند

خلق الإنسن من صلصل كالفخار. .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

3 - پيدايش خصلت هاى ويژه انسانى از مشتى خاك و پيدايش موجود زنده داراى درك و شعورمندى چون جن از شعله آتش ، نعمت هايى شايان تأمل و قدرشناسى *

خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

153- عوامل ازدياد عمل ناپسند جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 5

5 - پناه بردن برخى از انسان ها به جن ، موجب افزايش گناه و زشت كارى جن بود .

فزادوهم رهقًا

ص: 76

معناى گناه و فعل قبيح، از معانى مشهور واژه «رَهَق» است كه مفسران نيز بر آن تأكيد دارند.

154- عوامل ازدياد گناه جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 5

5 - پناه بردن برخى از انسان ها به جن ، موجب افزايش گناه و زشت كارى جن بود .

فزادوهم رهقًا

معناى گناه و فعل قبيح، از معانى مشهور واژه «رَهَق» است كه مفسران نيز بر آن تأكيد دارند.

155- عوامل تنبه جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 87 - 4

4 - قرآن ، كتاب آسمانى جن و انس و مايه ياد و بيدارى آنان

إن هو إلاّ ذكر للعلمين

عالم (مفرد «عالمين») است و به مجموعه ودسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها. بنابر ديدگاه بسيارى از مفسران، مقصود از آن مى تواند علاوه بر انسان ها جن هم باشد، چنان كه در آيه نخست سوره «جن» آمده است (فقالوا إنّا سمعنا قرآناً عجباً . يهدى إلى الرشد فآمنّا به...).

156- عوامل سفاهت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 4

4 - پناه بردن برخى از مردان در مشكلات و اضطراب ها به گروهى از مردان جن ، بر سفاهت و سبك سرى جن مى افزود .

فزادوهم رهقًا

«رَهَق» در معانى سفاهت، گناه و عمل زشت، كذب و ظلم به كار مى رود; ولى به قرينه آيه 4 همين سوره (و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه كذباً) معناى اول مراد است . گفتنى است درباره ضمير فاعلى و ضمير «هم» در «فزادوهم»، دو احتمال هست: 1- ضمير فاعلى به رجال انس و ضمير «هم» به رجال جن باز گردد; 2- عكس صورت اول. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

ص: 77

157- عوامل نابودى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 9 - 4

4 - استراق سمع جن از آسمان ، موجب نابودى آنان خواهد شد .

فمن يستمع الأن يجد له شهابًا رصدًا

158- غفلت از عجز جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 1

1 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، بر بى توجهى آنان نسبت به قدرت مطلق الهى و عجز و ناتوانى خويش

إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از استفهام توبيخى در «فبأىّ. ..» مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

159- غفلت از كيفيت خلقت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 5

5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن آنان در اهميت آفرينش خود از خاك و آتش

خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

160- غواصى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 2،3

2 - شياطين جنى ، به فرمان سليمان ( ع ) به ساختمان سازى و غواصى مى پرداختند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

3 - وجود تخصص ساختمان سازى و غواصى در ميان شياطين جنى

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

آمدن صيغه هاى «بنّاء» و «غوّاص» بر وزن صيغه مبالغه - كه بر حرفه و صنعت بودن بنّايى و غوّاصى دلالت مى كند - گوياى اين

ص: 78

نكته است كه اين دو كار، به صورت فن و تخصص ميان شياطين رواج داشت.

161- فرقه هاى مذهبى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 6

6 - مؤمنان جن ، پس از نزول قرآن و ايمان آوردن به آن ، به چند فرقه مذهبى تقسيم شده و به مسلك هاى گوناگون روى آوردند .

كنّا طرائق قددًا

162- فضايل جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 31 - 4

4 - ارجمندى و مرتبت جن و انس ، به عنوان دو موجود شعورمند و مسؤول در نظام جهان

سنفرغ لكم أيّه الثقلان

ممكن است وصف «ثقلان» (دو موجود وزين و گران سنگ) از آن جهت به جن و انس اطلاق شده باشد كه در پرتو شعور و مسؤوليتشان، مورد حسابرسى خداوند قرار مى گيرند وشايستگى آن را دارند.

163- فضايل جن مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 3

3- جنيان پيشتاز و گرويده به قرآن ، برخوردار از موقعيتى ويژه در ميان قوم خود *

قالوا يقومنا إنّا سمعنا

از لحن آيه شريفه و موضع بالاى جنيان در خطاب به قوم (ياقومنا)، مى توان به دست آورد كه آنان علاوه بر داشتن پيامى بزرگ، جايگاهى والا در ميان قوم شان داشته اند و چه بسا انتخاب آنان از سوى خداوند (صرفنا)، اشاره به اين جهت باشد.

164- فلسفه ايمان جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 5

ص: 79

5 - راهنما بودن قرآن به درستى و حق ، فلسفه و دليل ايمان آوردن گروهى از جن به اين كتاب

يهدى إلى الرشد فامنّا به

«فا» در «فآمنّا» عاطفه و براى ربط مسبب به سبب است; يعنى، چون قرآن به رشد هدايت مى كند، پس ما به اين سبب به آن ايمان آورديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 3

3 - هادى و راهنما بودن قرآن ، فلسفه ايمان آوردن جن

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به

165- فلسفه تلاش جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 8 - 1

1 - تلاش مؤمنان جن ، به منظور تماس با آسمان و دسترسى به اخبار آن

و أنّا لمسنا السماء

166- فلسفه خلقت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 1،9

1 - هدف خداوند ، از آفرينش جن و انس ، رسيدن آنان به مرتبه عبوديت و معرفت او است .

و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون

واژه «ليعبدون» - به دلالت التزامى - اشاره به حقيقت معرفت دارد; زيرا اصولاً عبوديت واقعى و ستايش حق، جز در پرتو معرفت تحقق نمى يابد.

9 - « عن أبى بصير قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قوله عزّوجلّ : « و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون » قال خلقهم ليأمرهم بالعبادة ;

ابى بصير مى گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ: «و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون» سؤال نمودم، فرمود: خداوند آنان را آفريد تا آنها را به عبادت فرمان دهد».

ص: 80

167- فلسفه ممنوعيت استراق سمع جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 2

2 - ناتوانى مؤمنان جن ، از درك صحيح تقدير الهى در ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

168- قدرت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 2،6

2 - قدرت جنيان در خدمت حكومت سليمان و قواى سركش آنان تحت تسلّت وى

قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به

واژه «عفريت» به معناى بد ذات و شرور است كه مستلزم طغيان و سركشى است. گاهى نيز به معناى قهرمان به كار مى رود. برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است.

6 - تفاوت جنيان در قوت و ضعف

قال عفريت من الجنّ . .. و إنّى عليه لقوىّ أمين

از اين كه تنها يكى از جنيان اعلام آمادگى كرده است، استفاده مى شود كه همه آنان قادر به انجام چنان كارى نبوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 19

19 - جنّيان ، موجوداتى با شعور و فهم و توانمند بر انجام كارها

و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 9

9 - جنّيان ، موجوداتى با شعور و توانمند بر انجام كار هاى بزرگ

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. يعملون له ما يشاء من محريب و تمثيل و جفان كال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 2

2 - در نگاه برخى از انسان ها ، گروهى از جن توانا بر حل مشكلات بشر و پناهگاهى امن در مواقع ترس و اضطراب

و أنّه كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ

پناه بردن به كسى و جايى، در وقتى است كه انسان با مشكلى سخت و مسائلى وحشتناك و اضطراب آور روبه رو شده باشد.

ص: 81

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 8 - 2

2 - توانايى جن ، بر تماس با آسمان

و أنّا لمسنا السماء

169- قدرت عفريت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 4

4 - تأكيد عفريت بر قدرت و امانت خود در آوردن تخت بلقيس

و إنّى عليه لقوىّ أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 13

13 - قدرت و توان عفريت دربار سليمان ، مقهور دانش و علم آصف بن برخيا

قال عفريت من الجنّ . .. قال الذى عنده علم من الكتب

در پاسخ پرسش سليمان(ع)، نخست عفريت بود كه قدرت خويش را مطرح ساخت; ولى دانش برتر دانشمند دربار سليمان مجالى براى اعمال قدرت به وى نداد.

170- قصه اسلام جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 7

7- بازگشت جنيان مؤمن ، به سوى قومشان با پيام انذار و هدايت

ولّوا إلى قومهم منذرين

171- كاخ سازى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 2

2 - جنّيان براى سليمان ( ع ) ، طبق خواست او قصرهايى مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من محريب

ص: 82

«محاريب» جمع «محراب» (از ريشه «حرب») است و آن به جايى گفته مى شود كه محل جنگ با دشمن است. اين واژه، به قصرهايى اطلاق مى شده كه بر بالاى آنها، جايگاه مخصوصى براى دفاع ساخته مى شده است.

172- كفر جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 4

4- كفر و حق ناباورى ، داراى ديرينه در گذشته تاريخ جن و انس

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

173- كيفر اخروى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 4

4 - جن ، همانند انسان داراى مسؤوليت و كيفر و پاداش در آخرت

سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 3

3 - حضور جن همچون آدميان ، در صحنه قيامت براى حسابرسى و كيفر و پاداش

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 5

5 - جن ، همچون انسان ، داراى تكليف و مورد بازخواست خدا و كيفر و پاداش در قيامت

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مبعوث شدن انسان ها در قيامت، بيانگر كيفر و پاداش و حسابرسى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 8

8 - جن ، موجودى مكلف و مسؤول و مورد مجازات الهى در آخرت

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. فلايخاف بخسًا و لا رهقًا

ص: 83

174- كيفر جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 17

17 - جنّيان ، در صورت تخلف از انجام تكليف ، كيفر خواهند شد .

و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 14

14 - جنيان ، مكلف به تكاليف الهى و مستحق كيفر در صورت كفر و حق ستيزى

و حقّ عليهم القول فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

175- كيفر عمل جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 13

13- وجود كيفر كردار براى جن ، همانند آدميان

قالوا يقومنا . .. ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

از تعبير «يجركم. ..»، استفاده مى شود كه اگر غفران و پناه الهى نباشد، گناه آنان نيز همانند آدميان داراى كيفرى سخت خواهد بود.

176- كيفيت پناه به جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 10

10 - « عن زرارة قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قول اللّه : « أنّه كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ فزادوهم رهقاً » قال : الرجل ينطلق إلى الكاهن الذى كان يوحى إليه الشيطانُ فيقول : قل لشيطانك : إنّ فلاناً فقد عاذ بك ;

از زراره روايت شده كه گفت: از امام صادق(ع) درباره قول خدا: «أنّه كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ فزادوهم رهقاً» سؤال كردم، فرمود: مراد شخصى است كه به سوى كاهنى - كه مورد الهام و القاى شيطان است - مى رود و به او مى گويد: به شيطان خود بگو كه فلانى به تو پناهنده شده است».

ص: 84

177- گناه جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 2

2 - مشخص و محرز بودن گناهان جن و انس در قيامت ، بدون بازجويى

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ . .. يعرف المجرمون بسيمهم

178- ماديت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 5

5- جن ، موجودى مادى است .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

179- مجسمه سازى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 4

4 - جنّيان ، به فرمان سليمان ( ع ) ، مجسمه و تمثال مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. تمثيل

180- محدوده علم جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 8

8 - مرز هستى ، خارج از دسترسى علمى و فنى جن و بشر *

يمعشر الجنّ و الإنس إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّبسلطن

در صورتى كه مفاد آيه درمورد دنيا باشد، احتمال مى رود مراد از «سماوات و ارض» مجموعه هستى باشد كه جن و انس نمى توانند به مرزهاى هستى دست پيدا كنند. طبق اين احتمال «لاتنفذون إلاّ بسلطان» تأكيد صدر آيه شريفه است كه دسترسى به مرز هستى، نيازمند قدرت و توانى است كه جن و انس فاقد آن هستند.

ص: 85

181- محدوده قدرت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 3

3 - برخى از جنيان ، قادر به انجام امور فوق طبيعى و خارج از محدوده قدرت بشر

قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به قبل أن تقوم من مقامك

182- محل سكونت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 32 - 3

3- زمين ، قرارگاه اصلى جن *

و من لايجب داعى اللّه فليس بمعجز فى الأرض

تصريح به «فى الأرض» مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

183- محمد(صلی الله علیه و آله) و وسوسه شياطين جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 12

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مواجه با وسوسه گرانى از جن و انس كه مردم را درباره ربوبيت ، فرمان روايى و الوهيت خداوند به ترديد مى افكندند .

قل أعوذ بربّ الناس . ملك الناس . إله الناس . من شرّ الوسواس ... من الجنّة و الن

در برداشت ياد شده، مجموع سوره با اين نگاه تفسير شده است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در مسير ابلاغ يكتايى خداوند در ربوبيت، فرمان روايى و الوهيت، با عده اى از جن و انس مواجه شده بود كه در سينه هاى مردم وسوسه ايجاد كرده، هدايت آنان را بر آن حضرت دشوار مى ساختند; خداوند، آن حضرت را در پناه خود قرار داده و او را به اين پناهنده شدن فرا خوانده است تا وسوسه گران و اغواگران مردم را، از سر راه او بردارد.

184- مراتب اخروى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 14

14- جنيان نيز همانند انسان ها ، داراى درجات اخروى و دريافت كننده نتايج اعمالشان در قيامت

أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس . .. و لكلّ درجت ممّا عملوا

ص: 86

185- مربى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 2

2 - هر يك از نعمت هاى زمين ، جلوه اى از ربوبيت انكارناپذير الهى به « جن و انس » و « مرد و زن »

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

به كار گرفتن وصف «ربّ»، اشاره به مطلب بالا دارد و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 49 - 4

4 - نعمت هاى متنوع بهشت ، جلوه ربوبيت الهى به جن و انس

ذواتا أفنان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

به كار گرفتن وصف «ربّ» بيانگر مطلب بالا است. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 51 - 4

4 - وجود چشمه هاى هميشه جارى در بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى به جن و انس

فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 53 - 2

2 - ميوه هاى متنوع بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس

فيهما من كلّ فكهة زوجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 4

4 - بهشت هاى متنوع و متعدد ، جلوه اى از ربوبيت الهى به جن و انس

و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 67 - 2

ص: 87

2 - وجود چشمه هاى جوشان در باغ هاى بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى به جن و انس

فيهما عينان نضّاختان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 69 - 2

2 - ميوه هاى متنوع - به ويژه خرما و انار - در بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس

فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 71 - 2

2 - خلق حوريان نيك سيرت و زيباصورت بهشتى ، جلوه اى از ربوبيت پروردگار نسبت به جن و انس

فيهنّ خيرت حسان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 73 - 2

2 - حوريان جذاب و مستور در خيمه هاى بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى نسبت به جن و انس

حور مقصورت فى الخيام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 2

2 - حوريان باطراوت و پاكدامن بهشتى ، نمودى از ربوبيت الهى نسبت به جن و انس

لم يطمثهنّ إنس قبلهم . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

186- مرگ جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 12

12 - جنيان نيز همانند انسان ها داراى زندگى ، مرگ و نابودى اند .

فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 6

6- جن ، موجودى داراى شعور ، تكليف ، مرگ و معاد ، همانند انسان

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

ص: 88

قرار گرفتن «جن» در كنار «انس»، به عنوان امت هايى كه برخى از آنان مشمول كيفر حتمى الهى شده اند، مى رساند كه: اولاً جن مانند انسان داراى شعور و تكليف است; زيرا بدون آن كيفر معنا ندارد و ثانياً آنان نيز داراى مرگ و معاداند; زيرا براى انكار معاد، كيفر شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 28 - 6

187- مسجدسازى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 3

3 - جنّيان براى سليمان ( ع ) طبق خواست او محل هايى براى عبادت بنا مى كردند .

يعملون له ما يشاء من محاريب

«محراب» (جمع «محاريب») به معناى مسجد آمده است (مفردات راغب).

188- مسؤوليت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 4

4 - جن ، همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه خطاب در آيه شريفه، متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 5

5 - جن همانند انسان ، برخوردار از نعمت ها و موهبت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 5

5 - جن ، همانند انسان بهره مند از مظاهر زيباى طبيعت و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه خطاب در آيه شريفه متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

ص: 89

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 6

6 - جن همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأى ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 8

8 - جن ، موجودى مكلف و مسؤول و مورد مجازات الهى در آخرت

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. فلايخاف بخسًا و لا رهقًا

189- معاد جسمانى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 15 - 5

5 - قيامت و عذاب آن براى جن ، جسمانى است .

و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا

190- معاد جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 6

6- جن ، موجودى داراى شعور ، تكليف ، مرگ و معاد ، همانند انسان

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

قرار گرفتن «جن» در كنار «انس»، به عنوان امت هايى كه برخى از آنان مشمول كيفر حتمى الهى شده اند، مى رساند كه: اولاً جن مانند انسان داراى شعور و تكليف است; زيرا بدون آن كيفر معنا ندارد و ثانياً آنان نيز داراى مرگ و معاداند; زيرا براى انكار معاد، كيفر شده اند.

191- مكان سكونت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 90

18 - رحمن - 55 - 10 - 3

3 - جنيان ، همانند انسان در زمين سكونت دارند .

و الأرض وضعها للأنام

در صورتى كه «أنام» به معناى جن و انس باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

192- ملاك مؤاخذه اخروى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 7

7 - مؤاخذه و كيفر خلايق ( جن و انس ) ، در قيامت براساس جرم آنان است .

يعرف المجرمون بسيمهم فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

193- ممنوعيت استراق سمع جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 1

1 - ترديد مؤمنان جن در شناخت خير و يا شر بودن ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان براى اهل زمين

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

مقصود از «رَشَد» در اين آيه - به قرينه مقابله آن با «شر»- خير و صلاح است.

194- منت بر جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 1

1 - امتنان خداوند بر خلق ، به خاطر قرار دادن پاداش هايى چون نعمت هاى بهشت براى ايشان

متّكين على فرش . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

195- منشأ تسخير جن براى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 10،12،14

10 - جنّيان تحت امر و اطاعت سليمان ( ع ) ، با فرمان خدا به تسخير او درآمده بودند .

ص: 91

و لسليمن . .. و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه

12 - ربوبيت خداوند ، مقتضى تحت اختيار درآوردن جنّيان براى سليمان ( ع )

و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه

14 - در خدمت سليمان ( ع ) بودن گروهى از جنّيان ، براساس تكليف الهى بود .

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه

از تهديد به عذاب جنّيان در خدمت سليمان(ع)، استفاده مى شود كه آنان موظف به انجام چنين كارى بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 1

1 - شياطين جنى ، تحت تسخير و فرمان سليمان ( ع ) از جانب خداوند

فسخّرنا له . .. و الشيطين

«شياطين» (جمع «شيطان») مجازاً درباره اشخاصى كه داراى مهارت و زبردستى بالايى باشند، به كار مى رود. تعبير «كلّ بنّاء و غوّاص» مى تواند مؤيد همين معنا باشد. گفتنى است كه با توجه به آيه 17 سوره «نمل» (و حشر لسليمان جنوده من الجنّ...)، مقصود از «شياطين» موجوداتى از جنس «جن» مى باشد.

196- منشأ خلقت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 15 - 1

1 - جن ، آفريده شده به اراده الهى ، از شعله هاى خالص و بدون دود آتش

و خلق الجانّ من مارج من نار

«مارج»، به معناى آتش خالص بدون دود است (قاموس المحيط).

197- موانع استراق سمع جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 8 - 4

4 - نگهبانان و شهاب ها ، از هنگام نزول آيات قرآن ، مانع استراق سمع جن از آسمان شدند .

و أنّا لمسنا السماء فوجدنها ملئت حرسًا شديدًا و شهبًا

آيه بعد (فمن يستمع الآن يجد له شهاباً رصداً)، قرينه است بر اين كه جنيان از استراق سمع از آسمان، از وقت نزول قرآن و استماع آن، منع شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 92

19 - جن - 72 - 9 - 3

3 - جن ، از هنگام نزول قرآن ، براى هميشه از استراق سمع از آسمان ، با مانع شهاب ها روبه رو شده و با آن مورد هدف قرار مى گرفتند .

فمن يستمع الأن يجد له شهابًا رصدًا

«رصد» اسم جمع «راصد» (مراقب و نگهبان) و در اين آيه استعاره است; يعنى، «شهاب» به نگهبانى كه از چيزى حفاظت و دفاع مى كند، تشبيه شده است.

198- موانع وسوسه جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 6،8

6 - خداوند ، توانا بر خنثى ساختن وسوسه هاى جن و انس

قل أعوذ بربّ الناس . .. من الجنّة و الناس

8 - دارا بودن مقام ربوبيت ، فرمان روايى و الوهيت ، دليل توانايى خداوند بر حفاظت مردم از خطر وسوسه هاى جنيان و انسان ها است .

بربّ الناس . ملك الناس . إله الناس ... من الجنّة و الناس

199- موانع وسوسه شياطين جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 13

13 - خداوند ، پناهگاهى شايسته براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تلاش جن و انس براى اغواى مردم و ايجاد تزلزل در دل هاى آنان

قل أعوذ . .. الذى يوسوس فى صدور الناس . من الجنّة و الناس

200- مؤاخذه اخروى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 5

5 - جن ، همچون انسان ، داراى تكليف و مورد بازخواست خدا و كيفر و پاداش در قيامت

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مبعوث شدن انسان ها در قيامت، بيانگر كيفر و پاداش و حسابرسى آن است.

ص: 93

201- مهارت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 3

3 - وجود تخصص ساختمان سازى و غواصى در ميان شياطين جنى

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

آمدن صيغه هاى «بنّاء» و «غوّاص» بر وزن صيغه مبالغه - كه بر حرفه و صنعت بودن بنّايى و غوّاصى دلالت مى كند - گوياى اين نكته است كه اين دو كار، به صورت فن و تخصص ميان شياطين رواج داشت.

202- ناپسندى استمداد از جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 9

9 - پناه بردن به جنيان و استمداد از آنان ، كارى ناپسند و مردود در نگاه وحى

كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ فزادوهم رهقًا

203- ناپسندى پناه به جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 9

9 - پناه بردن به جنيان و استمداد از آنان ، كارى ناپسند و مردود در نگاه وحى

كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ فزادوهم رهقًا

204- نسل جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 27

27- شياطين و جن ها ، داراى ذريه و زاد و ولدند .

كان من الجنّ . .. أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

ص: 94

205- نعمتهاى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 4

4 - جن ، همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه خطاب در آيه شريفه، متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 18 - 5

5 - جن همانند انسان ، برخوردار از نعمت چرخش منظم خورشيد *

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

بنابراين كه مخاطب «ربّكما» انسان و جن باشند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 5

5 - جن ، همانند انسان بهره مند از مظاهر زيباى طبيعت و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه خطاب در آيه شريفه متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 6

6 - جن همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأى ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 30 - 2

2 - برخوردارى خلق از فيض هميشه در جوشش پروردگار خويش ، نعمتى انكارناپذير و شايان توجه براى جن و انس

كلّ يوم هو فى شأن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عنوان «ءالآء»، بر محتواى آيه قبل - كه همان نيازمندى خلق و نيازبرآورى خالق مى باشد - اطلاق شده است.

ص: 95

206- نقش جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 5

5 - شياطين جنى ، در خدمت آبادانى قلمرو حكومت سليمان ( ع ) بودند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 2

2 - تنها جنيان و انسان ها ، به القاى افكار پليد و وسوسه هاى شيطانى در ذهن بشر مى پردازند .

الذى يوسوس فى صدور الناس . من الجنّة و الناس

207- نيازهاى معنوى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 11

11- جنيان ، همانند آدميان ، گرفتار گمراهى و گناه و نيازمند هدايت گران و بيم دهندگان

ولّوا إلى قومهم منذرين

«منذرين»، در جايى معنا دارد كه گناه و انحرافى وجود داشته و يا زمينه آن فراهم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 9،12

9- جنيان ، نيازمند غفران الهى ، همانند آدميان

و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

وعده غفران، نشانگر نياز است; چه اين كه اگر نيازى در كار نباشد، نويد تحقق نمى يابد.

12- جنيان ، نيازمند تشويق و تهديد ، براى گرايش يافتن به ايمان

أجيبوا . .. ءامنوا ... يغفر لكم ... و يجركم من عذاب أليم

منطوق «يجركم. ..» تشويق و مفهوم آن بيانگر تهديد است; يعنى، اگر ايمان نياوريد، پناه داده نمى شويد و به عذاب دردناك گرفتار خواهيد شد.

208- وسوسه جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 1،4

ص: 96

1 - برخى از جنيان ، در ذهن انسان ها افكار پليد القا كرده ، آنها را وسوسه مى كنند .

من الجنّة و الناس

حرف «من» براى تبعيض است و بيان مى كند كه مراد از «الوسواس الخنّاس»، برخى از جنّيان و انسان ها است. «جِنّة» به معناى گروه جن (مفردات) و «ناس» جمع انسان است.(تاج العروس)

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض تهاجم وسوسه هاى جنيان و انسان ها

قل أعوذ . .. من الجنّة و الناس

209- وسوسه شياطين جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 3،11

3 - خطر وسوسه گران جن و انس ، بزرگ و سزاوار چاره انديشى است .

من الجنّة و الناس

11 - برخى از انسان ها ، مانند برخى از جنيان ، شيطان اند و مخفيانه مردم را وسوسه مى كنند .

الوسواس الخنّاس . .. من الجنّة و الناس

عموم مفسران «شيطان» را مصداق «وسواس خنّاس» قرار داده اند. اين آيه نيز او را از نوع جن و انس مى داند; بنابراين شيطان، عنوانى عام خواهد بود كه بر افرادى از بشر و جنيان، تطبيق مى كند.

210- ويژگيهاى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 12،13

12 - جنيان نيز همانند انسان ها داراى زندگى ، مرگ و نابودى اند .

فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

13 - جنيان نيز همانند آدميان ، داراى زندگى اجتماعى اند .

فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 4

4 - گروهى از جنيان ، همانند گروهى از انسان ها ، موجوداتى اغواگر و گمراه كننده اند .

أضلاّنا من الجنّ و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 97

17 - احقاف - 46 - 29 - 8

8- جنيان ، داراى زندگى اجتماعى و روابط جمعى

نفرًا من الجنّ . .. ولّوا إلى قومهم منذرين

تعبير «قومهم» بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 6

6 - جن ، داراى شعور و قدرت شنوايى و آشنا به زبان انسان ها و تشخيص دهنده حق از باطل در معارف الهى و دينى

استمع نفر من الجنّ فقالوا إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 7،8

7 - جن ، داراى قدرت شنوايى و تشخيص حق از باطل در معارف الهى

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به

8 - جن ، موجودى مكلف و مسؤول و مورد مجازات الهى در آخرت

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. فلايخاف بخسًا و لا رهقًا

211- هدايت پذيرى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 2

2 - جن ، موجودى قابل هدايت

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . يهدى إلى الرشد

212- هدايتگرى جن مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 1

1- جنيان مؤمن ، در تلاش براى هدايت جامعه خود به سوى قرآن

قالوا يقومنا إنّا سمعنا كتبًا . .. يهدى إلى الحقّ

ص: 98

213- همكارى با جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 10

10- امكان ارتباط ، اتفاق نظر ، همكارى و تعاون ميان انسان و جن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل

از اينكه خداوند فرمود: «اگر جن و انس دست به دست هم دهند، باز نمى توانند مثل قرآن بياورند» استفاده مى شود كه امكان ارتباط و تعاون ميان آنان وجود دارد و اگر نه، تحدى لغو بود.

جنيان

214- اجل جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 17

17 - انسان و جن داراى اجل (عمرى) تعيين شده از سوى خداوند هستند.

و بلغنا أجلنا الذى أجلت لنا

215- اخبار جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 2

2 - مؤمنان جن ، ديگران را از انكار قيامت و رستاخيز از سوى برخى از انسان ها آگاه ساختند .

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

216- اختيار جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 4

4 - جنيان موجوداتى داراى اراده و اختيار و تكليف هستند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

بازخواست شدن جنيان در قيامت، بيانگر مكلف بودن آنان و برخوردارى آنان از اختيار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 99

5 - انعام - 6 - 130 - 5

5 - جن داراى شعور و اختيار و نيازمند هدايت رسولان الهى است.

يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل منكم

مقتضاى بازخواست و درست بودن توبيخ آن است كه مورد داراى شعور اختيار و تكليف باشد. در غير اين صورت بازخواست و توبيخ و كيفر موجه نيست.

217- ادراك جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 5،6

5 - جنيان ، مانند انسان ها ، داراى ابزار ادراك ( قلب ، چشم و گوش ) هستند .

لهم قلوب لايفقهون بها و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

6 - بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم داشتن قلب و ابزار درك ، خويشتن را از فهم حقايق و معارف الهى محروم مى سازند .

لهم قلوب لايفقهون بها

جمله «لهم قلوب» (آنها قلب دارند) مى رساند كه انسانها و جنيان گمراه ابزار درك دارند و جمله «لايفقهون بها» توضيح مى دهد كه آنان از ابزار شناختى كه در اختيار دارند بهره نمى گيرند.

218- اراده جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 7

7 - جن موجودى داراى حيات و شعور و اراده است.

عدوا شيطين الإنس و الجن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 4

4 - جنيان موجوداتى داراى اراده و اختيار و تكليف هستند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

بازخواست شدن جنيان در قيامت، بيانگر مكلف بودن آنان و برخوردارى آنان از اختيار است.

ص: 100

219- استراق سمع جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 8 - 1

1 - تلاش مؤمنان جن ، به منظور تماس با آسمان و دسترسى به اخبار آن

و أنّا لمسنا السماء

220- اطاعت از جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 11

11 - نوعى دوستى و ارتباط و تبعيت ميان برخى از آدميان گمراه و جن (شيطانها) برقرار است.

و قال أولياؤهم من الإنس

221- اعمال جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 17

17 - كارها و فعاليتهاى جن و انس در قلمرو مشيت خداوند است.

و لو شاء ربك ما فعلوه

222- اغواگرى جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 7،8،9،10

7 - جنيان اغواگر در برابر بازخواست خداوند از آنان به سبب گمراه ساختن آدميان، هيچ عذر و پاسخى ندارند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس و قال أولياؤهم من الإنس

نقل پاسخ آدميان به جاى پاسخ جنيان، كه مستقيماً مورد سؤال بودند، مى تواند اشاره به درماندگى آنان از پاسخ و اعتذار باشد.

8 - جنيان در تلاشند با گسترش نفوذ خود بر آدميان تعداد بيشترى از آنان را گمراه كنند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

در لسان العرب آمده است: «استكثر من الشى» رغب فى الكثير منه يعنى در انبوهى از آن ميل و رغبت كرد. لذا «استكثرتم من الإنس» در آيه - كه خطاب به جنيان است - يعنى شما در بسيارى از آدميان ميل و رغبت كرديد تا آنان را گمراه سازيد.

9 - جنيان اغواگر در صدد تبديل هر چه بيشتر آدميان به شيطانهاى اغواگر مانند خود هستند. *

ص: 101

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

«استكثار» به معنى طلب زيادتى است، لذا از معانى محتمل در «استكثرتم من الانس» آن است كه استكثار از آن جهت باشد كه شيطانها در صددند از آدميان نيز هر چه بيشتر شيطان توليد كنند.

10 - آدميان بايد در برابر وسوسه هاى جنيان و اغواگرى آنها هشيار بوده و از خود حراست كنند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

خبر دادن خداوند از سيطره و عملكرد جنيان، هشدارى به آدميان است تا دشمن خويش را بشناسند و تدابير لازم را در برابر او به كار برند.

223- افساد جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 29

29 - « عن ابى جعفر محمد بن على ( ع ) انه قال فى قول اللّه عز و جل : « و إذ قال ربك للملائكة إنى جاعل فى الأرض خليفة قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و . . . » قال : . . . و إنما قال ذالك بعض الملائكة لما عرفوا من حال من كان فى الأرض من الجن قبل آدم . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند كه به ملائكه فرمود: «مى خواهم در زمين جانشين قرار دهم و ملائكه گفتند: آيا مى خواهى كسى را بر روى زمين قرار دهى كه فساد كند . ..؟» روايت شده كه فرمود: ... اين سخن بعضى از ملائكه بود; زيرا آنان قبل از آفرينش آدم فساد در زمين را از جن ديده بودند ...».

224- اقرار جنيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 9

9 - كافران جن و انس در قيامت با اعتراف به آمدن رسولان الهى، عليه خود شهادت خواهند داد.

ألم يأتكم رسل منكم . .. قالوا شهدنا على أنفسنا

225- اقرار جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 1

1 - اعتراف ايمان آورندگان از جن ، به سفاهت و كم خردى مشركانشان

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

ص: 102

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 2

2 - آگاهى و اعتراف گروهى از جن ، به دروغ بودن شرك ، همسرگزينى و فرزنددارى خداوند

و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 12 - 1،2

1 - اعتراف مؤمنان جن ، به ناتوانى جن از عاجز ساختن خداوند و حركت در جهت خلاف مقررات الهى

و أنّا ظننّا أن لن نعجز اللّه فى الأرض

2 - اعتراف مؤمنان جن ، به ناتوانى جن از فرار از سيطره الهى و ناتوان ساختن خداوند از دستيابى به آنان

و لن نعجزه هربًا

226- انبياى جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 4

4 - جنيان داراى رسولانى از جنس خود هستند.

يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل منكم

ظاهر جمله «يأتكم رسل منكم» آن است كه براى هر يك از جن و انس رسولانى از جنس خود آنان باشد. يعنى «رسل من الجن و رسل من الإنس».

227- انسان و جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 11

11 - نوعى دوستى و ارتباط و تبعيت ميان برخى از آدميان گمراه و جن (شيطانها) برقرار است.

و قال أولياؤهم من الإنس

228- پيروان جنيان اغواگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 103

5 - انعام - 6 - 128 - 13

13 - جنيان اغواگر و انسانهاى پيرو آنها براى انحراف و گمراهى از يكديگر بهره مى برند.

و قال أولياؤهم من الإنس ربنا استمتع بعضنا ببعض

«استمتع» به معناى طلب تمتع و بهره جويى است و مراد از «بعض»، برخى از جنيان و انسانها هستند، چون بناى سخن نيز سؤال از روابط متقابل اين دو گروه در دنياست.

229- تاريخ جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 29

29 - « عن ابى جعفر محمد بن على ( ع ) انه قال فى قول اللّه عز و جل : « و إذ قال ربك للملائكة إنى جاعل فى الأرض خليفة قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و . . . » قال : . . . و إنما قال ذالك بعض الملائكة لما عرفوا من حال من كان فى الأرض من الجن قبل آدم . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند كه به ملائكه فرمود: «مى خواهم در زمين جانشين قرار دهم و ملائكه گفتند: آيا مى خواهى كسى را بر روى زمين قرار دهى كه فساد كند . ..؟» روايت شده كه فرمود: ... اين سخن بعضى از ملائكه بود; زيرا آنان قبل از آفرينش آدم فساد در زمين را از جن ديده بودند ...».

230- تجسم جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 39

39 - قابليت شياطين ( جنيان ) براى تجسم يافتن و ديده شدن *

يعلمون الناس السحر

231- تكاليف جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 3،4

3 - جنيان نيز همانند آدميان، موظف به پيروى از رسولان الهى و مكلف به تكاليف دينى هستند.

قال ادخلوا . .. من الجن و الإنس فى النار

4 - جنيان نيز همانند آدميان، در صورت تكذيب آيات الهى و گرايش به كفر و شرك، در معرض مجازاتهاى الهى هستند.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

ص: 104

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 4

4 - جنيان همانند انسان ها مكلف به تصديق آيات الهى و انجام فرمان هاى او هستند .

و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

با توجه به آيه قبل معلوم مى شود جنيانى به دوزخ خواهند رفت كه آيات الهى را تكذيب كنند. بنابراين آنها موجوداتى هستند مكلف به تكاليف الهى و از جمله تكاليف آنها ايمان آوردن به آيات الهى است.

232- تكليف جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 4

4 - جنيان موجوداتى داراى اراده و اختيار و تكليف هستند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

بازخواست شدن جنيان در قيامت، بيانگر مكلف بودن آنان و برخوردارى آنان از اختيار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 80 - 7

7 - تمامى افراد و امت هاى مكلف ( انسان ها ، جنيان و . . . ) پيش از قوم لوط مبرّا از ارتكاب لواط بودند .

ما سبقكم بها من أحد من العلمين

مراد از كلمه «العلمين»، به مناسبت حكم و موضوع، مكلفان، اعم از جن و انس، است. تأكيد نفى با من زايده (من احد) حكايت از آن دارد كه حتى يك نفر نيز قبل از قوم لوط به چنين گناهى مبتلا نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 119 - 9

9- جنيان نيز نظير انسانها ، مكلف به احكام الهى و موظف به پذيرش دين حقّند .

لأملأنّ جهنم من الجنة والناس

233- تمايلات جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 14

14 - وجود خواسته ها و لذتهاى نفسانى در جن (شيطان)

ص: 105

قد استكثرتم استمتع بعضنا ببعض

234- تهديد جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 13

13 - تهديد شدن جنيانِ در خدمت سليمان ( ع ) به عذاب با آتش از سوى خداوند ، در صورت سرپيچى از فرمان آن حضرت

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه من عذاب السعير

235- جنيان اغواگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 7

7 - جنيان اغواگر در برابر بازخواست خداوند از آنان به سبب گمراه ساختن آدميان، هيچ عذر و پاسخى ندارند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس و قال أولياؤهم من الإنس

نقل پاسخ آدميان به جاى پاسخ جنيان، كه مستقيماً مورد سؤال بودند، مى تواند اشاره به درماندگى آنان از پاسخ و اعتذار باشد.

236- جنيان حق ناپذير در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 15 - 4

4 - ظالمان و حق ناپذيران جن ، همچون انسان ها ، به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا

237- جنيان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 1

1 - جهنم ، فرجام بسيارى از انسان ها و جنيان

و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 106

8 - هود - 11 - 119 - 7،8،10

7- خداوند ، دوزخ را از جنيان و انسان ها پر خواهد كرد .

لأملأنّ جهنم من الجنة والناس أجمعين

8- پر كردن جهنم از انسان ها و جنيان ، حقيقتى كه خداوند از پيش بيان داشته بود .

تمت كلمة ربك لأملأنّ جهنم من الجنة والناس

«تمت»; يعنى، به طور كامل و بدون هيچ نقصى تحقق يافت. مفسران برآنند كه مقصود از «كلمة ربك» - كه با جمله «لأملأنّ ...» تفسير شده است - همان سخنى است كه خداوند در داستان آدم و ابليس فرمود: «فالحق والحق أقول. لأملأنّ جهنم منك و ممن تبعك منهم أجمعين»; حق اين است - و من جز حق نمى گويم - كه جهنم را از تو و از همه كسانى كه از تو پيروى مى كنند پر خواهم كرد. سوره ص، آيه 84 و 85».

10- دوزخى شدن جن و انس به سبب اختلاف در دين ، گواه راستى و درستى سخن خداوند ( جهنم را از جن و انس پر خواهم كرد ) است .

و لايزالون مختلفين . .. و تمت كلمة ربك لأملأنّ جهنم

سخن از تحقق يافتن فرموده خداوند (تمت كلمة ربك . ..) پس از بيان اختلافهاى مردم و پوشيده شدن حق بر آنان، گوياى اين نكته است كه: همان اختلافها - كه مخفى ماندن حق را در پى داشت - موجب دوزخى شدن انسانها و جنيان شده و حقانيت كلمه خدا (لأملأنّ ...) را به طور كامل محقق ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 13 - 5،6،14

5 - وعده خداوند به انباشتن دوزخ از مجرمان جِنّى و اِنْسى ، وعده اى حق و تخلف ناپذير است .

و لكن حقّ القول منّى لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس أجمعين

6 - سوگند خداوند به انباشتن جهنم از مجرمان جنّى و انسى

و لكن حقّ القول منّى لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس

لام در «لأملأنّ» براى قسم است و حكايت ازآن دارد كه «القول» در فراز قبلى، سوگند است.

14 - همه مجرمان جنّى و انسى ، در جهنم گرد مى آيند .

لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس أجمعين

قيد «أجمعين» به قرينه اين كه كسانى وجود دارند كه به جهنم نخواهد رفت، عموم افرادى نيست، بلكه مفيد عموم در نوع است. لازم به ذكر است كه «ال» در «الجِنّة» و «الناس» عهد بوده و اشاره به افرادى خاص - كه همانا مجرمان اند - دارد.

238- جنيان در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 4

4 - ايمان گروهى از جن به قرآن ، در مرحله آغازين نزول

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . يهدى إلى الرشد فامنّا به

ص: 107

239- جنيان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 5

5 - جنيان و انسانها در قيامت مورد بازخواست مشترك قرار خواهند گرفت.

يمعشر الجن . .. و قال أولياؤهم من الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 132 - 1

1 - هر يك از افراد جن و انس در روز قيامت از مرتبه و درجه ويژه خود برخوردارند.

و لكل درجت مما عملوا

تنوين «و لكل» عوض محذوف است و به قرينه آيه 128 و 130، محذوف «جن و انس» است، يعنى: «لكل من الجن و الإنس . ..» و چون آيات پيشين ترسيم قيامت بوده، ظاهر آن است كه درجات مطرح شده در آيه مربوط به آن روز باشد.

240- جنيان زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 7

7 - جن ، متشكل از مردان و زنان

استمع نفر من الجنّ

برداشت ياد شده، با توجه به معناى «نفر» (گروهى از مردان متشكل از سه تا ده نفر) مى باشد; زيرا لازمه وجود مردان در هر دسته و نوعى از موجودات، وجود زنان در ميان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 8

8 - جن ، موجودى متشكل از دو جنس مرد و زن

كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ

241- جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 108

13 - نمل - 27 - 17 - 1

1 - سليمان ( ع ) ، داراى سپاهى متشكل از نيرو هاى جن ، انسان و پرندگان

و حشر لسليمن جنوده من الجنّ و الإنس و الطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 1

1 - مرگ سليمان ( ع ) ، آن گاه بر جنيان خدمت گزار وى آشكار شد كه موريانه ها عصاى او را خوردند و آن حضرت بر زمين افتاد .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض تأكل منسأته فلمّا خرّ

«منسأة» به معناى عصا است (مفردات راغب) و «دابّة الأرض» از باب اضافه شىء به فعلش مى باشد. «أرض» نيز در اين آيه - از باب «علم يعلم» - به معناى خوردن است و يا «ارضة» به معناى كرمى است كه از زمين وارد چوب و تخته مى شود (مفردات راغب).

242- جنيان سليمان(ع) و ذلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 11

11 - جنيان نيز از رنج ، سختى و خفت گريزان اند .

تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب

243- جنيان سليمان(ع) و سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 11

11 - جنيان نيز از رنج ، سختى و خفت گريزان اند .

تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب

244- جنيان سليمان(ع) و علم غيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 6،10

6 - جنيان خدمت گزار در دستگاه سليمان ( ع ) ، از علم غيب برخوردار نبودند .

ص: 109

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

10 - جنيان خدمت گزار در دستگاه سليمان ( ع ) ، از معرفتى به نام علم غيب آگاهى داشتند .

تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب

245- جنيان صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 1،2،3

1 - دو دسته بودن جنيان ، پيش از نزول قرآن : 1- افراد خوش طينت و متمايل به خير و صلاح ; 2- افراد بدسرشت و متمايل به شرّ و فساد .

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

درباره اين كه آيه شريفه، بازگو كننده وضعيت جن پيش از نزول قرآن و استماع آنان است و يا پس از آن، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است. بنابراين احتمال، مقصود از صلاح، صلاح در ايمان و تقوا نيست; بلكه مراد صلاح از لحاظ طينت و تمايل به خير و صلاح است.

2 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : برخى صالح و نيك كردار و برخى غير آنان

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

3 - از ديدگاه مؤمنان جن ، برخى از آنان صالح و نيك كردار كامل اند و برخى ديگر ضعيف و در رتبه پايين تر از صالحان قرار دارند .

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «دون» به معناى «تحت» باشد.

246- جنيان ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 1

1 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : مسلمان هدايت يافته و كافران ظالم و منحرف از مسير حق

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. و أنّا منّا المسلمون و منّا القسطون

«قَسْط» (مصدر «قاسطون»)، به معناى جور است. (مقاييس اللغة)

247- جنيان ظالم در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 110

19 - جن - 72 - 15 - 4

4 - ظالمان و حق ناپذيران جن ، همچون انسان ها ، به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا

248- جنيان عادل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 181 - 1

1 - گروهى از انسان ها و جنيان ، هدايتگر و عدالت پيشه اند .

و ممن خلقنا أمة يهدون بالحق و به يعدلون

برداشت فوق از ظاهر آيه - كه حكايت از وجود چنين افرادى در ميان انسانها و جنيان دارد - استفاده شده است، بر اين مبنا و با توجه به اينكه هدايتگران ملازم حق دانسته شده اند، معلوم مى شود مقصود هدايتگرانى هستند كه از جانب خداوند براى هدايت مردم برگزيده شده اند. قابل ذكر است كه مراد از «ممن خلقنا» به قرينه آيه 179 انسانها و جنيان است.

249- جنيان غير صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 1،2،3

1 - دو دسته بودن جنيان ، پيش از نزول قرآن : 1- افراد خوش طينت و متمايل به خير و صلاح ; 2- افراد بدسرشت و متمايل به شرّ و فساد .

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

درباره اين كه آيه شريفه، بازگو كننده وضعيت جن پيش از نزول قرآن و استماع آنان است و يا پس از آن، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است. بنابراين احتمال، مقصود از صلاح، صلاح در ايمان و تقوا نيست; بلكه مراد صلاح از لحاظ طينت و تمايل به خير و صلاح است.

2 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : برخى صالح و نيك كردار و برخى غير آنان

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

3 - از ديدگاه مؤمنان جن ، برخى از آنان صالح و نيك كردار كامل اند و برخى ديگر ضعيف و در رتبه پايين تر از صالحان قرار دارند .

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «دون» به معناى «تحت» باشد.

ص: 111

250- جنيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 5

5 - وجود عناصرى كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه آيه شريفه خطاب به جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 6

6 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 5

5 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 38 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر ، در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

ص: 112

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 45 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 47 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 49 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 51 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 53 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 113

18 - رحمن - 55 - 57 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 59 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 61 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 65 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 67 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 69 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيبگر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 114

18 - رحمن - 55 - 71 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 73 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 4

4 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 1

1 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : مسلمان هدايت يافته و كافران ظالم و منحرف از مسير حق

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. و أنّا منّا المسلمون و منّا القسطون

«قَسْط» (مصدر «قاسطون»)، به معناى جور است. (مقاييس اللغة)

251- جنيان كافر در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 119 - 6

6- انسانهايى كه به خدا و پيامبرانش كافر شوند و نيز جنيان كفرپيشه ، به آتش دوزخ درخواهند افتاد .

لأملأنّ جهنم من الجنة والناس أجمعين

چون بحث در آيات گذشته درباره فساد و صلاح امتها بود و مصداق بارز و مورد نظر براى صلاح و فساد - به قرينه آيات پيشين و نيز آيه 121 - توحيد، شرك، ايمان و كفر است، مقصود از «الجنة» و «الناس» كافران و مشركان جنى و انسى است. بر اين اساس كلمه «أجمعين» تأكيد بر عمومى است كه از كلمه «الجنة» و «الناس» فهميده مى شود.

ص: 115

جنيان گناهكار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 1

1 - گناهكاران جن و انس در صحنه قيامت ، داراى وضعيتى معلوم و بى نياز از محاكمه و سؤال

فيومئذ لايسئل عن ذنبه إنس و لاجانّ

جنيان محروم از ادراك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 6،8،11

6 - بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم داشتن قلب و ابزار درك ، خويشتن را از فهم حقايق و معارف الهى محروم مى سازند .

لهم قلوب لايفقهون بها

جمله «لهم قلوب» (آنها قلب دارند) مى رساند كه انسانها و جنيان گمراه ابزار درك دارند و جمله «لايفقهون بها» توضيح مى دهد كه آنان از ابزار شناختى كه در اختيار دارند بهره نمى گيرند.

8 - بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم برخوردارى از چشمهايى بينا و گوشهايى شنوا ، خويشتن را از ديدن و شنيدن آيات الهى محروم مى سازند .

و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

11 - جهنم فرجام انسان ها و جنيانى است كه خود را از درك معارف و حقايق دين محروم ساخته اند .

و لقد ذرأنا لجهنم . .. لهم قلوب لايفقهون بها

252- جنيان مرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 7

7 - جن ، متشكل از مردان و زنان

استمع نفر من الجنّ

برداشت ياد شده، با توجه به معناى «نفر» (گروهى از مردان متشكل از سه تا ده نفر) مى باشد; زيرا لازمه وجود مردان در هر دسته و نوعى از موجودات، وجود زنان در ميان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 8

8 - جن ، موجودى متشكل از دو جنس مرد و زن

ص: 116

كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ

253- جنيان مسلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 1

1 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : مسلمان هدايت يافته و كافران ظالم و منحرف از مسير حق

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. و أنّا منّا المسلمون و منّا القسطون

«قَسْط» (مصدر «قاسطون»)، به معناى جور است. (مقاييس اللغة)

254- جنيان مكذب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 5

5 - وجود عناصرى كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه آيه شريفه خطاب به جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 6

6 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 5

5 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ص: 117

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 38 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر ، در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 45 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 47 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 49 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 51 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

ص: 118

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 53 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 57 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 59 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 61 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 65 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

ص: 119

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 67 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 69 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيبگر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 71 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 73 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 4

4 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ص: 120

255- جنيان و اغواى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 15

15 - جنيان از اغواى آدميان بهره و لذت مى برند.

و قال أولياؤهم من الإنس ربنا استمتع بعضنا ببعض

256- جنيان و انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 6،8،9،13

6 - جنيان داراى قدرت نفوذ و سلطه بر آدميان هستند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

8 - جنيان در تلاشند با گسترش نفوذ خود بر آدميان تعداد بيشترى از آنان را گمراه كنند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

در لسان العرب آمده است: «استكثر من الشى» رغب فى الكثير منه يعنى در انبوهى از آن ميل و رغبت كرد. لذا «استكثرتم من الإنس» در آيه - كه خطاب به جنيان است - يعنى شما در بسيارى از آدميان ميل و رغبت كرديد تا آنان را گمراه سازيد.

9 - جنيان اغواگر در صدد تبديل هر چه بيشتر آدميان به شيطانهاى اغواگر مانند خود هستند. *

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

«استكثار» به معنى طلب زيادتى است، لذا از معانى محتمل در «استكثرتم من الانس» آن است كه استكثار از آن جهت باشد كه شيطانها در صددند از آدميان نيز هر چه بيشتر شيطان توليد كنند.

13 - جنيان اغواگر و انسانهاى پيرو آنها براى انحراف و گمراهى از يكديگر بهره مى برند.

و قال أولياؤهم من الإنس ربنا استمتع بعضنا ببعض

«استمتع» به معناى طلب تمتع و بهره جويى است و مراد از «بعض»، برخى از جنيان و انسانها هستند، چون بناى سخن نيز سؤال از روابط متقابل اين دو گروه در دنياست.

257- جنيان و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 3

3 - جن ، پيش از نزول قرآن ، از دروغ و ساختگى بودن شرك ، همسرگزينى و فرزنددارى خداوند آگاه نبودند .

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . .. و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذ

ص: 121

258- جنيان و قبول دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 119 - 9

9- جنيان نيز نظير انسانها ، مكلف به احكام الهى و موظف به پذيرش دين حقّند .

لأملأنّ جهنم من الجنة والناس

259- جنيان هدايتگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 181 - 1،5

1 - گروهى از انسان ها و جنيان ، هدايتگر و عدالت پيشه اند .

و ممن خلقنا أمة يهدون بالحق و به يعدلون

برداشت فوق از ظاهر آيه - كه حكايت از وجود چنين افرادى در ميان انسانها و جنيان دارد - استفاده شده است، بر اين مبنا و با توجه به اينكه هدايتگران ملازم حق دانسته شده اند، معلوم مى شود مقصود هدايتگرانى هستند كه از جانب خداوند براى هدايت مردم برگزيده شده اند. قابل ذكر است كه مراد از «ممن خلقنا» به قرينه آيه 179 انسانها و جنيان است.

5 - بايد گروهى از انسان ها و جنيان عهده دار هدايت همنوعان خويش باشند و به عدالت در ميان آنان داورى كنند .

و ممن خلقنا أمة يهدون بالحق و به يعدلون

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله هاى «يهدون» و «يعدلون» به صورت انشا ايراد شده باشد. بر اين مبنا آيه شريفه حاوى دستورى است به انسانها و جنيان كه گروهى از آنان بايد عهده دار هدايتگرى و عدالت گسترى باشند.

260- چشم جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 5،8

5 - جنيان ، مانند انسان ها ، داراى ابزار ادراك ( قلب ، چشم و گوش ) هستند .

لهم قلوب لايفقهون بها و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

8 - بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم برخوردارى از چشمهايى بينا و گوشهايى شنوا ، خويشتن را از ديدن و شنيدن آيات الهى محروم مى سازند .

و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

ص: 122

261- حشر اخروى جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 1

1 - خداوند در روز قيامت تمامى جن و انس را گرد مى آورد.

و يوم يحشرهم جميعا يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

262- حيات جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 7

7 - جن موجودى داراى حيات و شعور و اراده است.

عدوا شيطين الإنس و الجن

263- درجات اخروى جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 132 - 1،2،5

1 - هر يك از افراد جن و انس در روز قيامت از مرتبه و درجه ويژه خود برخوردارند.

و لكل درجت مما عملوا

تنوين «و لكل» عوض محذوف است و به قرينه آيه 128 و 130، محذوف «جن و انس» است، يعنى: «لكل من الجن و الإنس . ..» و چون آيات پيشين ترسيم قيامت بوده، ظاهر آن است كه درجات مطرح شده در آيه مربوط به آن روز باشد.

2 - درجات اخروى انسان و جن بازتاب اعمال دنيوى ايشان است.

و لكل درجت مما عملوا

5 - درجات و مراتب آخرت بر اساس آگاهى خداوند از اعمال جن و انس و سنجش دقيق آن اعطا مى گردد.

و لكل درجت مما عملوا و ما ربك بغفل عما يعملون

264- دوستى با جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 11

11 - نوعى دوستى و ارتباط و تبعيت ميان برخى از آدميان گمراه و جن (شيطانها) برقرار است.

و قال أولياؤهم من الإنس

ص: 123

265- ذلت جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 5

5 - خدمت جنيان در دستگاه سليمان ( ع ) ، همراه با سختى ، رنج و خفت بود .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

266- رابطه با جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 11

11 - نوعى دوستى و ارتباط و تبعيت ميان برخى از آدميان گمراه و جن (شيطانها) برقرار است.

و قال أولياؤهم من الإنس

267- رنجهاى جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 5،14

5 - خدمت جنيان در دستگاه سليمان ( ع ) ، همراه با سختى ، رنج و خفت بود .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

14 - « فى حديث عن أبى عبداللّه ( ع ) ( فى قوله تعالى ) « . . .ما لبثوا فى العذاب المهين » معناه فى الأعمال الشاقة ;

در حديثى از امام صادق(ع) [درباره قول خداى تعالى ]«. ..ما لبثوا فى العذاب المهين» روايت شده كه معناى عذاب مهين، كارهاى سخت و دشوار است».

268- رؤيت جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 39

39 - قابليت شياطين ( جنيان ) براى تجسم يافتن و ديده شدن *

يعلمون الناس السحر

ص: 124

269- سرزنش اخروى جنيان گمراه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 1

1 - گمراهان جن و انس در قيامت به صورت جمعى موردبازخواست و توبيخ قرار خواهند گرفت.

يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل

270- سرزنش جنيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 3

3 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس ، از سوى خداوند به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در«فبأىّ» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 5

5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن آنان در اهميت آفرينش خود از خاك و آتش

خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 18 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى ، متجلى در طلوع و غروب خورشيد

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 4

4 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 125

18 - رحمن - 55 - 23 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت فراگير الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در«فبأىّ ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 5

5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و«تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 28 - 5

5 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 30 - 1

1 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده گرفتن قدرت و لطف الهى در تأمين نياز هاى خلق

يسله . .. كلّ يوم هو فى شأن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

خداوند در آيه قبل، فقر ذاتى و نيازمندى موجودات و فياضيت و نياز برآورى خويش را به آدميان يادآور شده و در اين آيه غافلان و كافران را مورد سرزنش قرار داده كه چرا اين حقيقت را در هستى ناديده مى گيرند. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 1

1 - سرزنش شدن تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر بى توجهى آنان به موضوع حسابرسى اعمال خلق در قيامت و كيفر و پاداش الهى در آن

سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 1

1 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، بر بى توجهى آنان نسبت به قدرت مطلق الهى و عجز و

ص: 126

ناتوانى خويش

إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از استفهام توبيخى در «فبأىّ. ..» مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 38 - 2

2 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى اعتنايى به نعمت هاى الهى و غفلت از قدرت قاهر او بر نظام جهان

فإذا انشقّت السّماء . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

عبارت «انشقّت السّماء. ..» نشانگر قدرت قاهر خداوند بر جهان است و از اين كه پس از تذكر قدرت، تكذيب گران را به محاكمه نشانده، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 1

1 - سرزنش شدن كافران جن و انس به خاطر تكذيب نعمت هاى خداوند و ناديده گرفتن فرجام گناه كاران

فيومئذ لايسل عن ذنبه . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 2

2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن فرجام فضاحت بار و ذليلانه مجرمان

يعرف المجرمون . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 45 - 2

2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى توجهى و ناديده انگاشتن نعمت هاى خداوند

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 127

18 - رحمن - 55 - 47 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس به خاطر نينديشيدن به نعمت بهشت ، بيم نداشتن از مقام پروردگار و تكذيب نعمت هاى او

و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

لحن توبيخى آيه شريفه و تقابل تكذيب گران با بيم دارندگان از مقام پروردگار، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 49 - 3

3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 51 - 3

3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 53 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

متّكين على . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 57 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 59 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ص: 128

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 61 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى و محروم ساختن خويش از آن

و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 65 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 67 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 69 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيبگران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 71 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 73 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

ص: 129

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 3

3 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت پروردگار خويش

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

271- سفاهت جنيان مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 1

1 - اعتراف ايمان آورندگان از جن ، به سفاهت و كم خردى مشركانشان

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

272- سلطه جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 6

6 - جنيان داراى قدرت نفوذ و سلطه بر آدميان هستند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 129 - 1

1 - خداوند، همان گونه كه شيطانهاى جن را بر آدميان مسلط مى كند، برخى از ظالمان را بر برخى ديگر مسلط مى سازد.

يمعشر الجن قد استكثرتم . .. و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا

«كذلك» تشبيه تسلط ظالمان بر ظالمان به سلطه جنيان بر آدميان است. يعنى همان گونه كه جنيان را بر آدميان مسلط مى سازيم، مردم ظالم را بر گروه ظالم ديگر ولايت مى دهيم.

ص: 130

273- شعور جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 7

7 - جن موجودى داراى حيات و شعور و اراده است.

عدوا شيطين الإنس و الجن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 5

5 - جن داراى شعور و اختيار و نيازمند هدايت رسولان الهى است.

يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل منكم

مقتضاى بازخواست و درست بودن توبيخ آن است كه مورد داراى شعور اختيار و تكليف باشد. در غير اين صورت بازخواست و توبيخ و كيفر موجه نيست.

274- شك جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 1

1 - ترديد مؤمنان جن در شناخت خير و يا شر بودن ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان براى اهل زمين

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

مقصود از «رَشَد» در اين آيه - به قرينه مقابله آن با «شر»- خير و صلاح است.

275- ظلم جنيان اغواگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 129 - 4

4 - جنيان اغواگر و آدميان اغواشده، هر دو از ظالمانند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس . .. و كذلك نولى بعض الظلمين بعضها

ص: 131

276- عجز جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 2

2 - ناتوانى مؤمنان جن ، از درك صحيح تقدير الهى در ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

277- عذاب جنيان اغواگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 20

20 - جايگاه ابدى جنيان اغواگر (شيطانها) و انسانهاى پيرو ايشان آتش دوزخ است.

قال النار مثويكم خلدين فيها

«مثوى» اسم مكان و به معنى جايگاه و محل استقرار است. (راغب).

278- عذاب جنيان حق ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 15 - 4

4 - ظالمان و حق ناپذيران جن ، همچون انسان ها ، به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا

279- عذاب جنيان ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 15 - 4

4 - ظالمان و حق ناپذيران جن ، همچون انسان ها ، به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا

280- عصيان جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 132

5 - انعام - 6 - 133 - 6

6 - اگر جن و انس راه طاعت و يا عصيان پيشه كنند، هيچ سود و زيانى به خداوند نمى رساند.

و ربك الغنى ذو الرحمة

281- عقيده جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 1

1 - ايمان آورندگان از جن ، دروغ بستن بر خداوند را از سوى انس و جن ، امرى ناممكن و بعيد مى دانستند .

و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 3

3 - از ديدگاه مؤمنان جن ، برخى از آنان صالح و نيك كردار كامل اند و برخى ديگر ضعيف و در رتبه پايين تر از صالحان قرار دارند .

و أنّا منّا الصلحون و منّا دون ذلك

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «دون» به معناى «تحت» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 4

4 - در ديدگاه مؤمنان جن ، ايمان آورندگان به ربوبيت خداى يكتا ، از نقصان حق خويش و يا ستم شدن در مجازات ، بيم نداشته و در امان اند .

فمن يؤمن بربّه فلايخاف بخسًا و لا رهقًا

«رَهَق» در معانى «سفاهت»، «گناه»، «كذب»و «ظلم» به كار مى رود; ولى در اين آيه معناى اخير مراد است.

282- علم جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 10

10 - جنيان خدمت گزار در دستگاه سليمان ( ع ) ، از معرفتى به نام علم غيب آگاهى داشتند .

تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب

ص: 133

283- عمل جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 132 - 4،5

4 - پروردگار هيچگاه از اعمال و رفتار جنيان و انسانها غافل نيست.

و ما ربك بغفل عما يعملون

5 - درجات و مراتب آخرت بر اساس آگاهى خداوند از اعمال جن و انس و سنجش دقيق آن اعطا مى گردد.

و لكل درجت مما عملوا و ما ربك بغفل عما يعملون

284- عوامل مؤثر در سرنوشت جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 7

7 - انسان ها و جنيان داراى نقشى مؤثر در تعيين فرجام و سرنوشت خويش ( دوزخى شدن و يا رهايى از آن )

لهم قلوب لايفقهون بها . .. و لهم ءاذان لايسمعون بها

جمله «لايفقهون بها» و نظاير آن مى رساند كه گمراهان به دليل بهره نجستن از ابزار شناخت، به وادى گمراهى گرفتار شده اند و بنابراين خود مقصر هستند.

285- فرجام جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 3

3 - خداوند رقم زننده سرنوشت و تعيين كننده فرجام انسان ها و جنيان

و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

286- فرجام جنيان اغواگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 20

20 - جايگاه ابدى جنيان اغواگر (شيطانها) و انسانهاى پيرو ايشان آتش دوزخ است.

قال النار مثويكم خلدين فيها

«مثوى» اسم مكان و به معنى جايگاه و محل استقرار است. (راغب).

ص: 134

287- فلسفه تلاش جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 8 - 1

1 - تلاش مؤمنان جن ، به منظور تماس با آسمان و دسترسى به اخبار آن

و أنّا لمسنا السماء

288- فلسفه خلقت جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 2

2 - خداوند بسيارى از انسان ها و جنيان را براى ورود به دوزخ آفريد .

و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

«ذرأ» (مصدر ذرأنا) به معناى آفريدن است.

289- قدرت جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 6

6 - جنيان داراى قدرت نفوذ و سلطه بر آدميان هستند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

290- قلب جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 5،6

5 - جنيان ، مانند انسان ها ، داراى ابزار ادراك ( قلب ، چشم و گوش ) هستند .

لهم قلوب لايفقهون بها و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

6 - بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم داشتن قلب و ابزار درك ، خويشتن را از فهم حقايق و معارف الهى محروم مى سازند .

لهم قلوب لايفقهون بها

جمله «لهم قلوب» (آنها قلب دارند) مى رساند كه انسانها و جنيان گمراه ابزار درك دارند و جمله «لايفقهون بها» توضيح مى دهد كه آنان از ابزار شناختى كه در اختيار دارند بهره نمى گيرند.

ص: 135

291- كيفر جنيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 2،4

2 - آتش دوزخ جايگاه اجتماع و به هم پيوستن جنيان و آدميان كافر و مشرك است.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

4 - جنيان نيز همانند آدميان، در صورت تكذيب آيات الهى و گرايش به كفر و شرك، در معرض مجازاتهاى الهى هستند.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

292- كيفر جنيان مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 2،4

2 - آتش دوزخ جايگاه اجتماع و به هم پيوستن جنيان و آدميان كافر و مشرك است.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

4 - جنيان نيز همانند آدميان، در صورت تكذيب آيات الهى و گرايش به كفر و شرك، در معرض مجازاتهاى الهى هستند.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

293- گوش جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 5،8

5 - جنيان ، مانند انسان ها ، داراى ابزار ادراك ( قلب ، چشم و گوش ) هستند .

لهم قلوب لايفقهون بها و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

8 - بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم برخوردارى از چشمهايى بينا و گوشهايى شنوا ، خويشتن را از ديدن و شنيدن آيات الهى محروم مى سازند .

و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

294- لذايذ جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 136

5 - انعام - 6 - 128 - 14،15

14 - وجود خواسته ها و لذتهاى نفسانى در جن (شيطان)

قد استكثرتم استمتع بعضنا ببعض

15 - جنيان از اغواى آدميان بهره و لذت مى برند.

و قال أولياؤهم من الإنس ربنا استمتع بعضنا ببعض

295- مخلوقيت جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 100 - 2،3

2 - چون جنيان، مخلوق خدا هستند، شريك او نمى توانند باشند.

و جعلوا لله شركاء الجن و خلقهم

3 - جنيان (نيروها و موجودات پنهان) مخلوق خداوند هستند.

و جعلوا لله شركاء الجن و خلقهم

296- مسؤوليت جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 3

3 - اشتراك جن و انس در لزوم اطاعت از رسولان الهى و بهرهورى از هدايتهاى ايشان

يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 3

3 - جنيان نيز همانند آدميان، موظف به پيروى از رسولان الهى و مكلف به تكاليف دينى هستند.

قال ادخلوا . .. من الجن و الإنس فى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 4

4 - جنيان همانند انسان ها مكلف به تصديق آيات الهى و انجام فرمان هاى او هستند .

و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

با توجه به آيه قبل معلوم مى شود جنيانى به دوزخ خواهند رفت كه آيات الهى را تكذيب كنند. بنابراين آنها موجوداتى هستند مكلف به تكاليف الهى و از جمله تكاليف آنها ايمان آوردن به آيات الهى است.

ص: 137

297- مشركان و جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 100 - 1

1 - برخى مشركان خداوند را داراى شريكانى از جنيان مى دانستند.

و جعلوا لله شركاء الجن

298- منشأ سرنوشت جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 3

3 - خداوند رقم زننده سرنوشت و تعيين كننده فرجام انسان ها و جنيان

و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

299- مؤاخذه اخروى جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 5

5 - جنيان و انسانها در قيامت مورد بازخواست مشترك قرار خواهند گرفت.

يمعشر الجن . .. و قال أولياؤهم من الإنس

300- مؤاخذه اخروى جنيان گمراه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 1

1 - گمراهان جن و انس در قيامت به صورت جمعى موردبازخواست و توبيخ قرار خواهند گرفت.

يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل

ص: 138

301- مؤاخذه جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 7

7 - جنيان اغواگر در برابر بازخواست خداوند از آنان به سبب گمراه ساختن آدميان، هيچ عذر و پاسخى ندارند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس و قال أولياؤهم من الإنس

نقل پاسخ آدميان به جاى پاسخ جنيان، كه مستقيماً مورد سؤال بودند، مى تواند اشاره به درماندگى آنان از پاسخ و اعتذار باشد.

302- نارضايتى جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 7

7 - خدمت در دستگاه سليمان ( ع ) ، براى جنيان خوشايند نبود .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

303- نقش جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 13

13 - بازگشت كننده به شرك (مرتد) مانند ديوانه اى سرگردان است كه شيطانها (جنيان) عقل او را زايل كرده اند.

أندعوا من دون الله . .. و نرد ... كالذى استهوته الشيطين

«استهوته الشياطين» يعنى شيطانها عقل و فكر او را برده اند. همچنين جمله «استهوته الشياطين» را در موردى كه شخصى جن زده شده باشد، به كار مى برند. (لسان العرب).

304- نقش جنيان اغواگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 8،9،13

8 - جنيان در تلاشند با گسترش نفوذ خود بر آدميان تعداد بيشترى از آنان را گمراه كنند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

در لسان العرب آمده است: «استكثر من الشى» رغب فى الكثير منه يعنى در انبوهى از آن ميل و رغبت كرد. لذا «استكثرتم من الإنس» در آيه - كه خطاب به جنيان است - يعنى شما در بسيارى از آدميان ميل و رغبت كرديد تا آنان را گمراه سازيد.

9 - جنيان اغواگر در صدد تبديل هر چه بيشتر آدميان به شيطانهاى اغواگر مانند خود هستند. *

ص: 139

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

«استكثار» به معنى طلب زيادتى است، لذا از معانى محتمل در «استكثرتم من الانس» آن است كه استكثار از آن جهت باشد كه شيطانها در صددند از آدميان نيز هر چه بيشتر شيطان توليد كنند.

13 - جنيان اغواگر و انسانهاى پيرو آنها براى انحراف و گمراهى از يكديگر بهره مى برند.

و قال أولياؤهم من الإنس ربنا استمتع بعضنا ببعض

«استمتع» به معناى طلب تمتع و بهره جويى است و مراد از «بعض»، برخى از جنيان و انسانها هستند، چون بناى سخن نيز سؤال از روابط متقابل اين دو گروه در دنياست.

305- نيازهاى جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 5

5 - جن داراى شعور و اختيار و نيازمند هدايت رسولان الهى است.

يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل منكم

مقتضاى بازخواست و درست بودن توبيخ آن است كه مورد داراى شعور اختيار و تكليف باشد. در غير اين صورت بازخواست و توبيخ و كيفر موجه نيست.

ص: 140

2- جنابت

1- آثار جنابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 43 - 11

11 - آلودگى و ناپاكى انسان ، در حال جنابت

لا تقربوا الصلوة . .. و لا جنباً و ... حتى تغتسلوا

نياز جنب به غسل حاكى از آلودگى اوست.

2- احكام جنابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 43 - 10،12،13،14،15،17،22،24،36

10 - بطلان نماز در حال جنابت

لا تقربوا الصلوة . .. و لا جنباً

12 - حرمت ورود جُنب به مسجد

لا تقربوا الصلوة . .. و لا جنباً

بنابر اينكه مقصود از «الصلوة»، جايگاه متعارف آن، يعنى مساجد باشد ; به دليل «الّا عابرى سبيل».

13 - جواز عبور جُنب از مسجد

لا تقربوا الصلوة . .. و لا جنباً الّا عابرى سبيل

14 - جنب ، براى برپايى نماز بايد غسل كند .

لا تقربوا الصلوة . .. حتى تغتسلوا

15 - غسل ، رافع جنابت است .

ص: 141

و ان كنتم جنباً . .. حتى تغتسلوا

17 - تيمم ، موجب رفع جنابت نمى شود .

و لا جنباً . .. حتى تغتسلوا

بر اين مبنا كه مراد از «عابرى سبيل» مسافر باشد، جمله «لا تقربوا . .. » گوياى اين است كه مسافر جنب با فرض جنابت مى تواند نماز بخواند و با توجّه به ذيل آيه، كه وظيفه مسافر جنب را تيمم قرار داده، معلوم مى شود تيمم او رافع جنابتش نيست.

22 - وظيفه محدث و جُنُب در صورت نيافتن آب براى برپايى نماز ، تيمم است .

او جاء احد منكم من الغائط او لمستم النساء فلم تجدوا ماءً فتيمّموا

24 - محدث پس از يافتن آب بايد غسل كند و يا وضو بگيرد ، هر چند پيش از آن به جهت نبود آب تيمم كرده باشد .

يا ايّها الذين امنوا . .. فتيمّموا

مفهوم جمله شرطيه «ان كنتم . .. لمستم ... فلم تجدوا ماءً فتيمّموا»، اين است كه در صورت يافتن آب، با تيمم نمى توان نماز خواند. بنابراين كسى كه به آب دسترسى نداشته و تيمم كرده - در صورت يافتن آب - بايد غسل كند يا وضو بگيرد.

36 - ممنوعيّت ورود جنب به مسجد ، مگر به صورت عبور

و لا جنباً الّا عابرى سبيل حتّى تغتسلوا

امام باقر (ع) در پاسخ سؤال از ورود جنب و حائض به مسجد فرمود: الحائض و الجنب لا يدخلان المسجد الا مجتازين ان اللّه تبارك و تعالى يقول: و لا جنباً الا عابرى . .. .

_______________________________

علل الشرايع، ص 288، ح 1، ب 210 ; نورالثقلين، ج 1، ص 484، ح 266، 267 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 243، ح 138 ; تفسير قمى، ج 1، ص 139.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 6 - 14

14 - وظيفه محدث و جنب در صورت نيافتن آب براى غسل يا وضو ، تيمم است .

او جاء أحد منكم من الغائط او لمستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا

3- غسل جنابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 15

15 - در صورت مباشرت با همسران ، در شب هاى رمضان ، بايد پيش از طلوع فجر غسل كرد . *

فالن بشروهن و ابتغوا ما كتب اللّه لكم . .. حتّى يتبيّن لكم الخيط الأبيض

برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «ما كتب اللّه» تحصيل طهارت است; چنانچه در سوره مائده (آيه 6) آمده است: «و إن كنتم جنباً فاطهروا . .. أو لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيداً طيباً».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 142

4 - مائده - 5 - 6 - 8،10،11

8 - وجوب تحصيل طهارت ( غسل ) بر شخص جنب ، براى خواندن نماز

و إن كنتم جنباً فاطهروا

جمله «ان كنتم . ..» عطف بر جمله اى مقدر است و كلام با تقدير آن چنين مى شود: «اذا قمتم الى الصلوة فتوضوا ان لم تكونوا جنباً و ان كنتم جنباً فاطهروا». بنابراين غسل مشروط مى شود به هنگامى كه جنب مى خواهد نماز بخواند.

10 - با غسل جنابت ، بدون گرفتن وضو ، مى توان نماز خواند .

إذا قمتم إلى الصّلوة . .. و إن كنتم جنباً فاطهروا

با توجه به تقدير آيه (فاغسلوا . .. ان لم تكونوا جنباً و ان كنتم جنباً فاطهروا)، معلوم مى شود كه ضرورت وضو و تشريع آن در صورتى است كه شخص جنب نباشد.

11 - رعايت ترتيبى خاص در شستن بدن براى غسل جنابت ، لازم نيست . *

و إن كنتم جنباً فاطهروا

از اينكه خداوند براى وضو و تيمم به ترتيب خاصى بين اعضا اشاره فرموده است و درباره غسل جنابت ترتيبى خاص ذكر نكرده، معلوم مى شود هيچ ترتيبى بين شستن اعضاى بدن مورد نظر نبوده است.

جُنُب

4- احكام جُنُب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 6 - 8

8 - وجوب تحصيل طهارت ( غسل ) بر شخص جنب ، براى خواندن نماز

و إن كنتم جنباً فاطهروا

جمله «ان كنتم . ..» عطف بر جمله اى مقدر است و كلام با تقدير آن چنين مى شود: «اذا قمتم الى الصلوة فتوضوا ان لم تكونوا جنباً و ان كنتم جنباً فاطهروا». بنابراين غسل مشروط مى شود به هنگامى كه جنب مى خواهد نماز بخواند.

ص: 143

3- جنايت

1- عوامل جنايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 9

9 - گستاخى نفس آدمى ، تا حد وادار سازى وى به قتل و جنايت

فطوعت له نفسه قتل اخيه

2- قصاص قبل از جنايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 41 - 5

5 - قصاص قبل از جنايت ، امرى ناروا و ممنوع است .

و لمن انتصر بعد ظلمه

قيد «بعد ظلمه» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه قبل از تحقق ظلم، هرگونه اقدام انتقام جويانه، مطرود است.

ص: 144

4- جنبندگان

1- ازدياد جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 10 - 9،11

9 - گسترش نسل جنبندگان بر پهنه زمين ، در پرتوِ آمادگى محيط زيستى آن است .

خلق . .. و ألقى ... و بثّ فيها من كلّ دابّة

11 - خداوند ، از هر نوع جنبنده اى ، در زمين آفريده و در آن گسترانيده است .

و بثّ فيها من كلّ دابّة

2- امّت جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 1

1 - تمامى جنبدگان زمينى و پرندگان آسمان، مانند آدميان، به صورت امت زندگى مى كنند.

و ما من دابة فى الأرض و لا طئر يطير بجناحيه إلا أمم أمثالكم

3- انقياد جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 8

8- همه موجودات زنده ، تحت فرمان و حاكميت خداوند هستند .

ص: 145

ما من دابّة إلاّ هو ءاخذ بناصيتها

«ناصية» به قسمت جلوى سر گفته مى شود و گاهى به موهاى جلوى سر نيز به اعتبار رستنگاهش ، اطلاق مى گردد. گرفتن جلوى سر و يا موهاى آن ، كنايه از تسلط و حاكميت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 1،6

1- تمامى جنبندگان عالم در برابر خداوند ، همواره منقاد و ساجدند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملئكة

6- همه جنبندگان در برابر خداوند منقادند و استكبار نمىورزند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة . .. و هم لايستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

4- بدترين جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 13

13 - تكذيب كنندگان آيات الهى به دليل بهره نگرفتن از ابزار شناخت معارف الهى از چارپايان بدترند .

بل هم أضل

حرف «بل» براى اضراب است كه در اين مورد به معناى انتقال از غرضى به غرض مهمتر مى باشد. در نتيجه مفاد «بل» اين است كه اگر چه تكذيب كنندگان مانند چهارپايان از درك آيات الهى محرومند، ولى چون از ابزارى براى شناخت آيات الهى بهره مند بودند كه حيوانات فاقد آن هستند، بايد آنان را از چهارپايان نيز فرومايه تر خواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 22 - 1،4

1 - انسان هاى حق ناشنوا و خاموش از بيان معارف حق و فاقدان فهم حقايق دينى ، بدترين جنبندگان در پيشگاه خداوند

إن شر الدواب عند اللّه الصم البكم الذين لايعقلون

كلمات «الصم» و «البكم» به ترتيب جمع «الاصم = كر» و «الابكم = لال» است. «الذين لايعقلون» خبر سوم براى «إن» مى باشد. قابل ذكر است كه صفت بودن آن براى «الصم» و «البكم» نيز محتمل است.

4 - مدعيان ايمان در صورتى كه ملتزم به اطاعت از خدا و رسول نبوده و از فرمان هاى آن حضرت گريزان باشند ، بدترين

ص: 146

جنبندگانند .

يأيها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه . .. إن شر الدواب عند اللّه الصم البكم

5- تأمين روزى جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 6 - 3،5

3- تأمين روزى موجودات زنده ، حق آنها بر خداست .

و ما من دابّة فى الأرض إلاّ على الله رزقها

5- علم همه جانبه خداوند ، پشتوانه توانايى او بر روزى رسانى به موجودات و تدبير امور آنهاست .

و ما من دابّة فى الأرض إلاّ على الله رزقها و يعلم مستقرها و مستودعها

هدف از بيان آگاهى خداوند به احوال موجودات ، پس از «على الله رزقها» القاى اين نكته است كه: روزى رسانى به موجودات و تدبير امور آنها ، نيازمند علمى گسترده است كه خداوند آن را داراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 1،6،9

1 - بسيارى از جانداران ، توان تهيه روزى خود را ندارند .

و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها

«حمالة» مصدر «تحمل» به معناى «كفالت و برعهده گرفتن» است.

6 - خداوند ، در تأمين روزى موجودات ، ميان موجوداتى كه قادر به تأمين روزى شان هستند و آنهايى كه قادر نيستند ، تفاوتى نمى گذارد و همه را روزى مى دهد .

و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزقها و إيّاكم

عطف «إيّاكم» بر ضمير «يرزقها» - كه مرجع آن «دابّة» با صفت ياد شده است - اشعار به نكته ياد شده دارد.

9 - آگاهى همه جانبه خداوند ، باعث تأمين روزى موجودات نيازمند است .

اللّه يرزقها و إيّاكم و هو السميع العليم

6- تنوع جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 14

14 - وجود جنبندگان متنوع و مختلف در هر كجاى زمين ، از نشانه هاى توحيد و رحمت گسترى خداوند است .

و بث فيها من كل دابة . .. لأيت

ص: 147

7- توحيد عبادى جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 4

4- تمامى موجودات جنبنده و فرشتگان ، تنها در برابر خداوند سجده مى كنند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملئكة

8- ثبت روزى جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 6 - 6

6- نام و نشان هر جنبنده ، مقدار و نوع روزى آن و نيز مكانى كه بايد در آن روزى داده شود ، در كتابى ثبت شده است .

و ما من دابّة. .. كل فى كتب

مضاف اليه كلمه «كل» محذوف است و جمله هاى پيشين گوياى آن است; يعنى: «كل دابة و ما يتعلق بها فى كتاب مبين»

9- جنبندگان در كتاب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 6 - 6

6- نام و نشان هر جنبنده ، مقدار و نوع روزى آن و نيز مكانى كه بايد در آن روزى داده شود ، در كتابى ثبت شده است .

و ما من دابّة. .. كل فى كتب

مضاف اليه كلمه «كل» محذوف است و جمله هاى پيشين گوياى آن است; يعنى: «كل دابة و ما يتعلق بها فى كتاب مبين»

10- جنبندگان مادى آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 2

2- وجود جنبندگانى جسمانى در آسمانها

و لله يسجد ما فى السموت . .. من دابّة

«من» براى بيان «ما»ى موصول است. «دابّة» در لغت به معناى جنبنده اى است كه حركتش محسوس نيست. «دابّة» در موضع نصب بوده و حال براى فاعل «يسجد» است. بنابراين به قرينه عطف «ملائكه» - كه موجودات مجردى اند - بر «ما»، دابّه مى تواند موجود جسمانى باشد.

ص: 148

11- جنبندگان و استكبار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 6

6- همه جنبندگان در برابر خداوند منقادند و استكبار نمىورزند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة . .. و هم لايستكبرون

12- حاكم جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 7

7- باور به حاكميت خداوند بر موجودات و توجه به ربوبيت او بر انسانها ، ايجاد كننده روحيه توكل در آنان است .

إنى توكلت على الله ربى و ربكم ما من دابّة إلاّ هو ءاخذ بناصيتها

13- حقوق جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 6 - 2،3

2- هر موجود زنده اى ، داراى حق تغذيه در دوران حيات خويش

و ما من دابّة فى الأرض إلاّ على الله رزقها

3- تأمين روزى موجودات زنده ، حق آنها بر خداست .

و ما من دابّة فى الأرض إلاّ على الله رزقها

14- خلقت جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 10 - 11

11 - خداوند ، از هر نوع جنبنده اى ، در زمين آفريده و در آن گسترانيده است .

و بثّ فيها من كلّ دابّة

ص: 149

15- ذخيره غذاى جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 2

2 - خيلى از جنبندگان ، توان ذخيره سازى مواد غذايى خود را ندارند .

و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها

در اين كه «مراد از «لاتحمل رزقها» چيست؟»، دو احتمال وجود دارد: يكى، تأمين روزى است و ديگر حمل و ذخيره سازى آن است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

16- ذكر تأمين روزى جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 3

3 - توجه به تأمين روزى انبوه جنبندگان ناتوان از تأمين روزى خود ، زمينه ساز توكل به خداوند است .

على ربّهم يتوكّلون . و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها

17- زندگى جمعى جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 1

1 - تمامى جنبدگان زمينى و پرندگان آسمان، مانند آدميان، به صورت امت زندگى مى كنند.

و ما من دابة فى الأرض و لا طئر يطير بجناحيه إلا أمم أمثالكم

18- سجده جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 1،4

1- تمامى جنبندگان عالم در برابر خداوند ، همواره منقاد و ساجدند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملئكة

4- تمامى موجودات جنبنده و فرشتگان ، تنها در برابر خداوند سجده مى كنند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 150

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

19- سيستم جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 10 - 10

10 - جنبندگان زمين ، تشكيل دهنده مجموعه و سيستمى كامل اند .

و بثّ فيها من كلّ دابّة

تعبير «من كلّ» ممكن است، صرفاً بيان كننده كثرت نباشد; بلكه نوعى جامعيت را در روابط ميان حيوانات و استفاده آنان از هم ديگر بيان كند.

20- عجز جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 9

9- هيچ جنبنده اى - چه انسان و چه حيوان - بدون خواست خداوند ، توانا بر ضرررسانى به ديگرى نيست .

ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ... ما من دابّة إلاّ هو ءاخذ بناصيتها

مقصود از بيان سلطه خداوند بر همه جانداران ، به دليل وقوع آن پس از مبارزه طلبى هود(ع) و توكل بر خداوند ، اين معناست كه: همه چيز مقهور خواست خداوند است و بدون رخصت او ، هيچ جاندارى - چه رسد به بتهاى بى جان - توانا بر ضرر رسانى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 1،2

1 - بسيارى از جانداران ، توان تهيه روزى خود را ندارند .

و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها

«حمالة» مصدر «تحمل» به معناى «كفالت و برعهده گرفتن» است.

2 - خيلى از جنبندگان ، توان ذخيره سازى مواد غذايى خود را ندارند .

و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها

در اين كه «مراد از «لاتحمل رزقها» چيست؟»، دو احتمال وجود دارد: يكى، تأمين روزى است و ديگر حمل و ذخيره سازى آن است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

ص: 151

21- مكان روزى جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 6 - 6

6- نام و نشان هر جنبنده ، مقدار و نوع روزى آن و نيز مكانى كه بايد در آن روزى داده شود ، در كتابى ثبت شده است .

و ما من دابّة. .. كل فى كتب

مضاف اليه كلمه «كل» محذوف است و جمله هاى پيشين گوياى آن است; يعنى: «كل دابة و ما يتعلق بها فى كتاب مبين»

22- منزل دائمى جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 6 - 4

4- خداوند ، به منزل و مأواى دايم و موقت هر جنبنده اى آگاه است .

يعلم مستقرها و مستودعها

«مستقر» اسم مكان از استقرار و به معناى مقر و قرارگاه است. بنابراين «مستقرها»;يعنى، جايگاهى كه آن جنبنده در آن استقرار دارد و منزل دايمى يا غالبى اوست. «مستودع» اسم مكان از استيداع (وديعه گذاشتن و يا وديعه گرفتن) است و از آن جا كه وديعه به طور موقت و نه دايمى در جايى نگهدارى مى شود، مى توان گفت: مراد از «مستودعها» جايگاهى است كه آن جنبنده، به طور موقت در آن جايگاه به سر مى برد.

23- منزل موقت جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 6 - 4

4- خداوند ، به منزل و مأواى دايم و موقت هر جنبنده اى آگاه است .

يعلم مستقرها و مستودعها

«مستقر» اسم مكان از استقرار و به معناى مقر و قرارگاه است. بنابراين «مستقرها»;يعنى، جايگاهى كه آن جنبنده در آن استقرار دارد و منزل دايمى يا غالبى اوست. «مستودع» اسم مكان از استيداع (وديعه گذاشتن و يا وديعه گرفتن) است و از آن جا كه وديعه به طور موقت و نه دايمى در جايى نگهدارى مى شود، مى توان گفت: مراد از «مستودعها» جايگاهى است كه آن جنبنده، به طور موقت در آن جايگاه به سر مى برد.

ص: 152

24- منشأ پيدايش جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 12،13

12 - باران ، منشأ حيات در زمين و موجب پيدايش جنبندگان در آن است .

فأحيا به الأرض بعد موتها و بث فيها من كل دابة

«بث» به معناى پراكنده ساختن است و مراد از آن در آيه شريفه ايجاد انواع جنبندگان و ازدياد آنها با توالد و تناسل و پراكنده ساختنشان در زمين است. «بث فيها» مى تواند عطف بر «أحيا ...» باشد كه در اين صورت متفرع بر «أنزل من السماء من ماء» خواهد بود و گوياى اين است كه: منشأ به وجود آمدن حيوانات آبهاى فرود آمده از آسمان مى باشد.

13 - خداوند احياء كننده زمين ، ايجاد كننده موجودات زنده در آن و منتشر سازنده آنها در سراسر گيتى است .

فأحيا به الأرض . .. و بث فيها من كل دابة

25- منشأ روزى جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 6 - 1

1- خداوند ، عهده دار روزى رسانى به همه جنبندگان زمين

و ما من دابّة فى الأرض إلاّ على الله رزقها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 4

4 - خداوند ، روزى دهنده جنبندگان و انسان ها است .

اللّه يرزقها و إيّاكم

26- نقش جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 1

1 - آسمان ها و كوه ها و جنبندگان و . . . ، تبلور آفرينندگى خداوند است .

هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه

ص: 153

27- نيازهاى مادى جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 6 - 2

2- هر موجود زنده اى ، داراى حق تغذيه در دوران حيات خويش

و ما من دابّة فى الأرض إلاّ على الله رزقها

ص: 154

5- جنسيت

1- ارزش جنسيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 124 - 4،5

4 - ايمان و عمل صالح ، معيار ارزش انسانهاست ; نه جنسيت ايشان .

و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن

5 - بهره مندى مردم از پاداش هاى الهى و ورودشان به بهشت ، در گرو ايمان و عمل صالح است ، نه جنسيت و انتساب به مذهب يا فرقه اى خاص .

و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة

2- تعيين جنسيت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 50 - 6

6 - حاكميت مطلق و بلامنازع خدا در صحنه هستى ، پشتوانه اجراى مشيت او در ميزان جمعيت و نوع جنسيت فرزندان خانواده

للّه ملك السموت . .. و يجعل من يشاء عقيمًا

3- تغيير جنسيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 10

ص: 155

10 - شيطان ، در صدد وادار ساختن انسان ها به تغيير مخلوقات الهى ( همانند تبديل كردن زن به مرد و . . . )

و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه

4- جنسيت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 1

1- تمامى رسولان الهى ، از نوع بشر و جنس مرد بودند .

و ما أرسلنا قبلك إلاّ رجالاً

5- جنسيت توطئه گران قصه افك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 14

14 - گردانندگان توطئه « افك » همگى از مردان بودند .

إنّ الذين جاءو بالإفك . ..لكلّ امرى منهم ما اكتسب من الإثم

«مرء» در لغت هم به معناى انسان آمده و هم به معناى مرد; ولى به قرينه شأن نزول آيه شريفه، در اين جا به معناى مرد است.

6- جنسيت در جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 7

7 - جن ، متشكل از مردان و زنان

استمع نفر من الجنّ

برداشت ياد شده، با توجه به معناى «نفر» (گروهى از مردان متشكل از سه تا ده نفر) مى باشد; زيرا لازمه وجود مردان در هر دسته و نوعى از موجودات، وجود زنان در ميان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 8

8 - جن ، موجودى متشكل از دو جنس مرد و زن

كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ

ص: 156

7- جنسيت فرزند ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 101 - 4

4 - بشارت خداوند به ابراهيم ( ع ) ، به پسر بودن فرزند مورد درخواست او

ربّ هب لى من الصلحين . فبشّرنه بغلم حليم

8- جنسيت گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 1

1 - سامرى ، از زيورآلات به دور ريخته شده بنى اسرائيل ، تنديسى به شكل گوساله نر ساخت و آن ارائه كرد .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«عجل»; يعنى، گوساله نر. توصيف «عجلاً» به «جسداً» بيانگر اين نكته است كه گوساله به شكل تنديس بود; نه اين كه گوساله واقعى باشد. جمله «فأخرج لهم...» ممكن است كلام خداوند باشد و احتمال مى رود ادامه سخن بنى اسرائيل باشد. در صورت دوم، مراد گويندگان - به قرينه گفتن «لهم» نه «لنا» - تبرئه خود از پرستش گوساله است.

9- جنسيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 21 - 3

3 - اعراب جاهلى ، معتقد به دختر بودن فرشتگان

أفريتم اللّ-ت و العزّى . .. ألكم الذّكر و له الأُنثى

از ارتباط ميان آيات، مى توان استفاده كرد كه مشركان، فرشتگان را دختران خدا و بت ها را مظهرى براى آنها مى پنداشتند. بدين جهت اسامى مؤنث براى بت ها، (لات و...) برمى گزيدند.

10- منشأ تعيين جنسيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 39 - 4

4 - نقش اصلى نطفه و منى مرد ، در تعيين جنسيت *

ألم يك نطفة من منىّ يمنى . .. فجعل منه الزوجين الذكر و الأُنثى

ص: 157

ضمير در «منه الزوجين. ..» به «منى» بازمى گردد. بر اين اساس مى توان گفت: احتمالاً اين نطفه مرد است كه زوجين (مرد و زن) را پديد مى آورد و جنسيت فرزند را تعيين مى كند.

11- منشأ تعيين جنسيت جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 49 - 10

10 - دختر يا پسر بودن جنين ، تابع قوانين جارى خداوند در آفرينش است .

للّه ملك السموت . .. يخلق ما يشاء يهب لمن يشاء إنثًا ... الذكور

ارتباط بين بخش هاى آيه شريفه («مالكيت يگانه خدا بر هستى»، «مشيت در آفرينش» و «مشيت در جنسيت جنين») مى فهماند كه ميان مالكيت خدا بر كل هستى و مشيت او در آفرينش، ارتباط است كه واژه «قانون» مى تواند بيانگر آن باشد.

12- وقت تشخيص جنسيت جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 46 - 5

5 - مشخص شدن جنسيت ( نر و ماده بودن ) ، پس از استقرار نطفه در رحم

و أنّه خلق الزوجين الذكر و الأُنثى . من نطفة إذا تمنى

وصف «إذا تمنى»، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه نوع زوجين و جنسيت آنها، پس از جريان نطفه و استقرار در رحم صورت مى گيرد.

ص: 158

6- جنگ

1- جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 1،12،18

1 - تمايل دو گروه از رزمندگان احد به سستى و انصراف از شركت در جنگ

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

بيشتر مفسرين برآنند كه آيه فوق در مورد نبرد احد نازل شده است.

12 - سستى و هراس در هنگامه هاى دشوار ( همانند جنگ ) و تصميم به نافرمانى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به تنهايى ، موجب خروج از ولايت و حمايت الهى نيست .

اذ همّت . .. و اللّه وليّهما

جمله «و اللّه وليّهما»، در عين اعتراض به گروههايى كه قصد انحراف از جنگ و نافرمانى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را داشتند، بيانگر اين است كه اين تصميمشان، باعث نشد كه ولايت الهى از آنان منقطع شود.

18 - تمايل بنى حارثه و بنى سلمه به سستى و انصراف از شركت در جنگ احد

اذ همّت طائفتان منكم

امام باقر و امام صادق (ع) درباره «طائفتان» در آيه فوق فرمودند: «و الطّائفتان هما بنو سلمة و بنو حارثة حيّان من الانصار.

_______________________________

مجمع البيان، ج 2، ص 824.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 9

9 - سرزنش خداوند به پيكارگران احد كه چرا على رغم مشاهده يارى الهى در جنگ بدر ، تصميم به سستى در كارزار احد گرفتند .

و اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

لحن آيه، حكايت از سرزنش مسلمانانى است كه در جنگ احد، تصميم به سستى و نافرمانى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 13،14

13 - رويارويى و نبرد با اهل ايمان ، ظلم است و محاربانِ با اهل ايمان ، ظالم هستند .

ليقطع طرفاً من الّذين كفروا . .. فانّهم ظالمون

14 - دشمنان محارب با اهل ايمان ، مستحقّ عذاب الهى

او يعذّبهم فانّهم ظالمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 19

ص: 159

19 - مؤمنان استوار در نبرد اُحُد و ديگر هنگامه هاى پيكار با كافران ، برگزيدگان خداوند براى گواهى بر اعمال مردم

و تلك الايّام . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتّخذ منكم شهداء

ترك لام در «و يتّخذ»، اشاره به اين معنا دارد كه برگزيدن، در پى مشخّص شدن مؤمنان واقعى است. يعنى مؤمنان واقعى براى گواه بودن برگزيده مى شوند. گفتنى است كه در برداشت فوق، متعلق حذف شده «شهدآء»، اعمال مردم، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 141 - 1

1 - شكست و پيروزى مؤمنان در جنگ با كافران ، عاملى براى خالص سازى مؤمنان

و تلك الايّام نداولها . .. و ليمحّص اللّه الّذين امنوا

فعل «يمحّص» از مصدر «تمحيص» به معناى خالص كردن از ناخالصيها و نقصهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 4

4 - خداوند با القاى وحشت و دلهره در دل هاى كفرپيشگان تقويت كننده روحيه جامعه ايمانى در رويارويى با آنان

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 8

8 - سستى ، نزاع و تفرقه و سرپيچى از فرماندهى ، از عوامل شكست جنگجويان

حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 10،11

10 - تلاش مستمر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جلوگيرى از شكست مسلمانان در كارزار احد

و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

11 - بى اعتنايى به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيكار احد ، موجب شكست مسلمانان در آن كارزار

ثمّ صرفكم . .. و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «صرفكم» باشد، آيه مزبور در مقام بيان علتهاى شكست احد است. بنابراين جمله «و لا تلون على احد و الرّسول ... »، كه حاكى از دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بى اعتنايى به اوست، نيز بيانگر علتى براى شكست خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 34

34 - حوادث ايّام ، جنگ ها ، سختى ها ، مصيبت ها و مرگ ، آزمايش الهى است .

لبرز الّذين . .. و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم

ص: 160

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 11

11 - عفو و گذشت از خطا هاى جنگى رزمندگان ( تخلّف از دستورات فرماندهى و . . . ) امرى نيكو و پسنديده

و لقد عفا اللّه عنهم انّ اللّه غفور حليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 3

3 - شكست در پيكار احد ، زمينه ساز هجوم تبليغاتى كافران و يا منافقان ، عليه اسلام ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و م

كشته شدن عدّه اى از مسلمانان در جنگ احد باعث شده بود كه كافران و يا منافقان، كه با حضور در صحنه احد مخالف بودند، ماجراى احد و كشته هاى فراوان آن را حربه تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهند. آنان مى گفتند اگر نظر ما را مى پذيرفتند و همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) خارج نمى شدند، اين حوادث ناگوار پيش نمى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 2

2 - شايعه پراكنانى كه مردم را از جهاد مى ترسانند ، شيطانند .

قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

بنابر اينكه «ذلكم»، اشاره به همان مردمى باشد كه مؤمنان را از جنگ مى ترساندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 6

6 - سختى ها ، مصيبت ها و جنگ ها ( شكست ها و پيروزى ها ) ، وسايل آزمايش الهى براى بندگان

حتّى يميز الخبيث من الطّيّب

به مقتضاى ارتباط ميان اين آيه و آيات پيشين، از وسايل آزمايش الهى، همان نبردها مشكلات آن است ; چنانچه در نبرد احد پيش آمد.

2- آتش بس در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 5

5 - پذيرش صلح و متاركه جنگ در حيطه قدرت و مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى است .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

برداشت فوق با توجه به اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مورد خطاب «فاجنح» قرار گرفته است، استفاده شده است.

ص: 161

3- آثار اتمام جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 16،17،18

16- لزوم حفظ حالت جنگى و تهاجم بر دشمن ، براى كشتن و اسير گرفتن تا زمان فرو نشستن شعله هاى نبرد

حتّى تضع الحرب أوزارها

مى توان گفت: «حتّى تضع. ..» غايت براى مجموع پيام آيه است كه عبارت بود از يورش بر دشمن، براى نابود ساختن و اسير گرفتن آنان.

17- رزمندگان ، موظف به جنگيدن و اسير گرفتن دشمن تا خلع سلاح آنان و فرونشستن جنگ *

فشدّوا الوثاق . .. حتّى تضع الحرب أوزارها

ممكن است «حتّى تضع. ..» غايت براى گرفتن اسيران باشد; كه از مضمون «فشدّوا الوثاق» به تلازم استفاده مى شود.

18- عدم ضرورت به بند كشيدن اسيران ، پس از فرو نشستن شعله هاى نبرد و شكست دشمن

فشدّوا الوثاق . .. حتّى تضع الحرب أوزارها

بنابر اين كه «حتّى تضع . ..» صرفاً غايت براى «فشدّوا الوثاق» باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

4- آثار پيروزى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 141 - 6

6 - شكست و پيروزى در جنگ ، وسيله اى براى نابودى تدريجى كافران

نداولها بين النّاس . .. و ليمحّص اللّه الّذين امنوا و يمحق الكافرين

«محق»، به معنى نابودى تدريجى است. (مجمع البيان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 27 - 4

4 - سرزمين ها و اموال و خانه هاى دشمن ، غنايمى هستند كه در صورت پيروزى مسلمانان ، به تصاحب آنان در مى آيد .

و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم

5- آثار جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 130 - 6

ص: 162

6 - خطر رواج رباخوارى ( درآمد ها و معاملات غير مشروع ) در دوران پس از جنگ *

يا ايّها الذين امنوا لا تأكلوا الرّبوآ

تذكّر به حكم ربا پس از بيان جنگ بدر و احد مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه معمولاً جوامع بشرى پس از دوران جنگ به درآمدهاى غير مشروع، خصوصاً رباخوارى، مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 38

38 - حوادث ايّام جنگ ، سختى ها و مصيبت هاى در راه خدا ، زمينه خالص شدن انديشه مؤمنان از عقايد جاهليّت و پالايش درون آنان از خواسته هاى دنيايى و مادّى

يظنّون باللّه غير الحقّ . .. و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم و ليمحّص ما فى قلوبكم

«ليمحّص» از مادّه تمحيص به معناى خالص سازى از عيبها و نقصهاست و اين جمله بيانگر هدفى ديگر از اهداف شكست در نبرد احد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 8

8 - خداوند ، فراخوان مؤمنان به صبر و تحمل مشكلات پيش آمده از نبرد با دشمنان

و اصبروا إن اللّه مع الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 4

4 - بروز باطن انسان و حقيقت ايمان وى ، در مراحل دشوار و تكاليف سخت الهى ( همانند جنگ و جهاد )

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

6- آثار جنگ با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 9

9 - شركت در جنگ بدر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، مانع پذيرش ايمان شركت كنندگان نبود .

إن يعلم اللّه فى قلوبكم خيرا يؤتكم خيرا مما أخذ منكم و يغفر لكم

7- آثار جنگ با مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 163

6 - انفال - 8 - 70 - 9

9 - شركت در جنگ بدر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، مانع پذيرش ايمان شركت كنندگان نبود .

إن يعلم اللّه فى قلوبكم خيرا يؤتكم خيرا مما أخذ منكم و يغفر لكم

8- آثار جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 14،17

14- آسيب ديدن مؤمنان ناشناخته شهر مكه ، در صورت وقوع جنگ ميان مسلمانان و مكيان در حديبيه

و لولا رجال مؤمنون . .. أن تطوهم

17- پايمال شدن حرمت مردان و زنان مؤمن در صورت جنگ در حديبيه ، مايه ننگ براى مسلمانان

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت . .. فتصيبكم منهم معرّة

9- آثار جنگ داخلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 29

29 - جنگ هاى داخلى و برادر كشى ، از بزرگترين گناهان و موجب خوارى و ذلت در دنيا و گرفتار شدن به عذاب اخروى است .

تقتلون أنفسكم . .. فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا و يوم القي

از آن جا كه گناهان ياد شده، در پى دارنده شديدترين عذابهاست، معلوم مى شود اين گناهان از بزرگترين گناهان هستند.

10- آثار جنگ روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 6

6 - رعب و وحشت كافران در جنگ بدر ، از عوامل شكست آنان در آن جنگ

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

11- آثار خيانت در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 10

ص: 164

10 - پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، خيانت در جنگ ، خدعه با خدا ، سستى در عبادت ، رياكارى و كم به ياد خدا بودن ، موجب گمراهى و محروميت دايمى از هدايت الهى است .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

از مصاديق مورد نظر براى (من يضلل)، كسانى هستند كه در آيات قبل (از 138 تا 143) خصلتهاى آنان بر شمرده شد.

12- آثار سختى جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 5

5 - جنگ هاى سخت و پرمشقت ، عرصه هاى جدا شدن مؤمنان راستين از غير ايشان

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

13- آثار سستى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 5

5 - سستى اهل ايمان در پيكار با دشمنان دين ، موجب از ميان رفتن ابهت و قوّت جامعه اسلامى

و لاتنزعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم

14- آثار شكست در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 141 - 6

6 - شكست و پيروزى در جنگ ، وسيله اى براى نابودى تدريجى كافران

نداولها بين النّاس . .. و ليمحّص اللّه الّذين امنوا و يمحق الكافرين

«محق»، به معنى نابودى تدريجى است. (مجمع البيان).

15- آثار لغزش در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 6

6 - لغزش مؤمنان مجاهد در جبهه هاى نبرد ، موجب محروم شدن آنان از امداد هاى الهى نخواهد شد .

ص: 165

و يوم حنين . .. ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته ... و أنزل جنوداً لم تروها

16- آداب جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 4

4 - ضرورت رعايت حقوق دشمنان حتى در جنگ با آنان

و قتلوا فى سبيل اللّه الذين يقتلونكم و لاتعتدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 1،3

1 - اطاعت از فرمان هاى خدا و رسول به هنگام رويارويى با دشمنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مسلمانان

و أطيعوا اللّه و رسوله

3 - پرهيز از نزاع و اختلاف به هنگام رويارويى با دشمنان دين ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مجاهدان

و لاتنزعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 1

1 - مجاهدان و نيرو هاى رزمى ، نبايد مانند سرمستان و رياكاران رهسپار ميدان هاى نبرد شوند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا و رئاء الناس و يصدون

«بَطرْ» به معناى نشاط و شادمانى بيش از حد و اندازه است كه مى توان از آن به سرمستى تعبير كرد. اين كلمه مصدر است و حال براى فاعلِ «خرجوا» مى باشد ; يعنى خرجوا من ديارهم بطرين. كلمه «رئاء» نيز مصدر و به معناى اسم فاعل (مرائين) يعنى رياكاران) است.

17- آرامش روحى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 3

3 - آرامش روحى ، از مهمترين عوامل پيروزى در نبرد است .

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

ص: 166

18- آستقامت در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 6

6 - ضرورت آماده سازى مجاهدان براى تحمل رنج ها و خسارت هاى ناشى از نبرد با دشمنان

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون و ترجون من اللّه ما لايرجون

هدف از بيان امتيازات نيروهاى مجاهد (ترجون من اللّه) و نيز تبيين رنجهاى دشمنان به هنگامه نبرد، اين است كه اهل ايمان را براى نبرد آماده سازد و به آنان روحيه رويارويى با دشمنان را القا كند.

19- آمادگى نظامى جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 2،3،8

2 - آمادگى گروهى از مجاهدان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى شركت در جهاد ، على رغم آسيب ديدن در جنگ قبلى ( احد )

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح . .. اجر عظيم

3 - بازسازى مجدد سپاه اسلام توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پراكندگى و شكست در جنگ احد

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

8 - سرنوشت ساز بودن آمادگى رزمى و مانور مسلمين بعد از جنگ احد

الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

سازماندهى سپاه اسلام پس از مصيبتهاى وارد آمده در جنگ احد و دعوت مجدد حتى از مجروحان براى شركت در جنگ، حكايت از سرنوشت ساز بودن اين آمادگى و بسيج نيرو دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 1،6

1 - پاسخگويان به دعوت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از نبرد احد براى جهاد ، كسانى بودند كه از شايعه حمله دشمن نترسيدند و ايمانشان افزون گرديد .

الّذين استجابوا للّه . .. الّذين قال لهم النّاس ... فزادهم ايمانا

6 - مؤمنان واقعى ، از زيادى دشمن و آمادگى آنها براى جنگ ، هراسى به خود راه نمى دهند .

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس . .. فزادهم ايماناً

20- اتحاد در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 11

ص: 167

11 - خداوند با امداد هاى خويش مسلمانان را از فاجعه نزاع و سست شدن در تصميمشان بر جنگ بدر رهايى بخشيد .

و لكن اللّه سلم

21- اجتناب از شروع جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 7

7 - مسلمانان نبايد آغازگر جنگ باشند .

و إن تعودوا نعد

22- احكام جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 1،2

1 - حرمت جنگ در ماه هاى حرام

الشهر الحرام بالشهر الحرام

ماههاى حرام از آن جهت به حرام بودن توصيف شده اند كه برخى از امورى كه در غير آنها حلال است، در اين ماهها حرام است; از جمله آن امور - به قرينه آيات گذشته - جنگ مى باشد. ماههاى حرام عبارت است از: رجب، ذى القعده، ذى الحجه و محرم.

2 - جواز جنگ در ماه هاى حرام در صورت تجاوز دشمنان در آن ماهها

الشهر الحرام بالشهر الحرام

«باء» در «بالشهر» باى مقابله يا عوض است و مقصود از اين مقابله - به قرينه فرازهاى بعد و با توجه به آيه هاى پيشين كه درباره جنگ بود - اين معناست: اگر دشمن با جنگ عليه شما حرمت ماههاى حرام را نقض كرد، شما نيز مى توانيد حرمت اين ماهها را ناديده گرفته و عليه آنان به مبارزه برخيزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 1،6،7

1 - پُرسش مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره جنگ و خونريزى در ماه هاى حرام

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه

6 - جنگ در ماه هاى حرام ، از گناهان بزرگ است .

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير

7 - احترامِ ماه هاى حرام ( ممنوعيّت جنگ در آنها ) ، در عصر جاهليّت و تأييد آن در اسلام

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير

ظاهر اين است كه در سؤال سائل نيز كلمه «الحرام» (به معناى داراى حرمت) آمده است; بنابراين آن ماهها، پيش از اعلام قرآن

ص: 168

مبنى بر تحريم جنگ در آن، از احترام ويژه اى برخوردار بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 71 - 1،4

1 - وجوب حمل سلاح و ادوات جنگى و كوچ جمعى و يا گروه گروه ، براى دفاع و نبرد

يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم فانفروا ثبات او انفروا جميعاً

برداشت فوق را فرمايش امام باقر (ع) تأييد مى كند كه درباره آيه فوق فرمود: خذوا سلاحكم . .. الثبات السّرايا و الجميع العسكر.

_______________________________

تفسير تبيان، ج 3، ص 253 ; مجمع البيان، ج 3، ص 112 ; نورالثقلين، ج 1، ص 516، ح 396، 397.

4 - لزوم آمادگى كامل نيرو هاى رزمنده ، قبل از حركت به سوى نبرد با دشمن

يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم فانفروا

عطف «انفروا» با فاى عاطفه، دلالت بر اين معنا دارد كه اوّل بايد آماده شويد (خذوا حذركم)، و آنگاه به سوى دشمن بسيج شويد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 2

2 - وجوب جنگ و مبارزه براى رهايى مستضعفان

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين

مراد از جنگ در راه مستضعفان - به قرينه ادامه آيه - جنگيدن براى رهايى آنان از چنگال ستمگران است. در برداشت فوق، «المستضعفين» عطف بر «اللّه» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 6

6 - وجوب نبرد با ياوران شيطان ( كافران و طاغوت ها )

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتلوا اولياء الشّيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 13

13 - حرمت تعرض و نبرد با منافقان و دشمنانى كه از نبرد با مسلمانان دست برداشته و خواهان صلح مى باشند .

فان اعتزلوكم فلم يقتلوكم و القوا اليكم السلم فما جعل اللّه لكم عليهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 1،2،5

1 - گرفتن اسير در ميدان نبرد ، پيش از غلبه بر دشمن و سركوبى كامل او ، امرى بس ناروا و حرام است .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفعول «يثخن» كلمه اى همانند «العدو» باشد كه به قرينه مقام حذف شده است و «ال»

ص: 169

در «الأرض» نيز جانشين مضاف إليه باشد، يعنى أرض المعركه (منطقه جنگ). گفتنى است كه اثخان عدو، چنانچه در لسان العرب آمده، به معناى غلبه بر دشمن با كشتار وسيع آنان است. بنابراين جمله «ما كان ... » بيانگر اين معناست كه اسير گرفتن از دشمن پيش از غلبه بر او جايز نيست.

2 - حرمت گرفتن اسير پيش از غلبه بر دشمن ، سنت تمام انبياى الهى و حكمى لازم الاجرا درتمام اديان آسمانى

ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض

5 - تثبيت موقعيت برتر رزمى سپاه اسلام از وظايف رزمندگان

ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 2

2 - لزوم دادن فرصت مناسب به دشمنان پيمان شكن ، براى توبه و بازگشت به دامن اسلام ، پيش از جنگ با آنان

براءة من اللّه و رسوله . .. فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 13

13 - رفع حصر از محاصره شدگان به دست قواى اسلام ، در صورت پذيرفته شدن اسلام از سوى آنان ، واجب است .

و احصروهم . .. فإن تابوا .... فخلّوا سبيلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 4

4 - جنگيدن با كفار محارب ، پس از گرويدن آنان به اسلام ، ممنوع است .

فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين

جمله «فإخونكم فى الدين» اشاره به اين معنا دارد كه: كفار محارب با گرويدن به اسلام، برادران دينى مسلمانان محسوب شده و از آن پس، جنگيدن با آنان حرام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 13

13 - شركت و عدم شركت در جنگ ، منوط به اذن رهبر جامعه اسلامى است .

فاستئذنوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 86 - 4

4 - زمام امور جنگ و اجازه حضور و عدم حضور در آن ، در اختيار رهبر جامعه اسلامى و از شؤون اوست .

جهدوا مع رسوله استئذنك

ص: 170

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 3

3 - جنگ و پيكار آوارگان با زورگويانى كه آنان را به جرم ايمان و خداخواهى از سرزمين شان بيرون كردند ، حقى است مشروع كه خدا به آنان داده بود .

أُذن للذين يقتلون . .. الذين أُخرجوا من ديرهم

23- ادوات جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 1،4

1 - تقويت قواى نظامى و تهيه ادوات جنگى براى نبرد با دشمنان خدا ، وظيفه اى بر عهده تمامى مسلمانان

و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل

4 - جامعه اسلامى بايد به پيشرفته ترين ادوات رزمى زمان مجهز باشد .

و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل

24- ادوات جنگ در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 3

3 - اسب هاى سوارى در عصر بعثت ، كارآمدترين و مهمترين وسيله براى تقويت بنيه نظامى

و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل

عطف «رباط الخيل» بر «قوة» عطف خاص بر عام است و كاربرد چنين عطفى معمولا براى رساندن اهميت معطوف و نقش اساسيتر آن نسبت به ديگر مصاديق معطوف عليه است.

25- اذن ترك جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 86 - 4

4 - زمام امور جنگ و اجازه حضور و عدم حضور در آن ، در اختيار رهبر جامعه اسلامى و از شؤون اوست .

جهدوا مع رسوله استئذنك

ص: 171

26- اذن جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 13

13 - شركت و عدم شركت در جنگ ، منوط به اذن رهبر جامعه اسلامى است .

فاستئذنوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 86 - 4

4 - زمام امور جنگ و اجازه حضور و عدم حضور در آن ، در اختيار رهبر جامعه اسلامى و از شؤون اوست .

جهدوا مع رسوله استئذنك

27- ارزش جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 216 - 5

5 - جنگ و جهاد ، امرى خير براى مؤمنان ، على رغم ظاهر ناخوشايند آن

كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم

28- اسارت در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 1،2،4

1 - گرفتن اسير در ميدان نبرد ، پيش از غلبه بر دشمن و سركوبى كامل او ، امرى بس ناروا و حرام است .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفعول «يثخن» كلمه اى همانند «العدو» باشد كه به قرينه مقام حذف شده است و «ال» در «الأرض» نيز جانشين مضاف إليه باشد، يعنى أرض المعركه (منطقه جنگ). گفتنى است كه اثخان عدو، چنانچه در لسان العرب آمده، به معناى غلبه بر دشمن با كشتار وسيع آنان است. بنابراين جمله «ما كان ... » بيانگر اين معناست كه اسير گرفتن از دشمن پيش از غلبه بر او جايز نيست.

2 - حرمت گرفتن اسير پيش از غلبه بر دشمن ، سنت تمام انبياى الهى و حكمى لازم الاجرا درتمام اديان آسمانى

ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض

4 - مجاهدان بدر پيش از غلبه كامل بر دشمن ، براى دستيابى به منافعى مادى ، به گرفتن اسير اقدام كردند .

ما كان لنبى . .. تريدون عرض الدنيا

ص: 172

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 6

6- اسيركردن نيرو هاى دشمن در ميدان جنگ ، امرى مجاز پس از متلاشى كردن سپاه كفر و زمين گير ساختن آنان

حتّى إذا أثخنتموهم فشدّوا الوثاق

29- استراتژى جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 3

3 - تعيين مشى نظامى در حيطه مسؤوليت انبيا و رهبران الهى است .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى

30- استفاده از فيل در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 1 - 6

6 - استفاده از فيل در جنگ هاى عرب ، كم سابقه و نشانه برخوردارى سپاه مهاجم ، از تجهيزات پيشرفته جنگى بود .

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل

شهرت سپاه ابرهه با عنوان «اصحاب الفيل»، نشانگر تازگى داشتن اين ابزار جنگى و هراس افكن بودن آن است.

31- استقامت در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 6

6 - برپايى نماز ، پرداخت زكات ، وفاى به عهد ، صبر در مشكلات و استقامت در نبرد از وظايف اهل ايمان و از مسائل اساسى دين

ليس البر أن تولوا وجوهكم . .. و لكن البر من ... و أقام الصلوة ... والصبرين فى ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 23،30

23 - گمان به لقاءاللّه ( روز رستاخيز ) موجب پايدارى انسان در پيكار با دشمنان

قال الّذين يظنُون . .. غلبت فئة كثيرة

بنابراينكه «يظنّون» به معنى گمان باشد.

ص: 173

30 - پيروزى در پيكار ، در گرو استقامت و استوارى است ; نه انبوهى لشكر

كم من فئة . .. و اللّه مع الصّابرين

جمله «و اللّه . .. »، به منزله بيان شرط براى غلبه گروه اندك بر گروه انبوه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 12

12 - جهاد و مقاومت در جنگ ، موجب برخوردارى از پاداش دنيوى و اخروى

و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين . .. و من يرد ثواب الدّنيا

با توجّه به آيات قبل، از مصاديق مورد نظر براى اعمال خير، جهاد و مبارزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 2

2 - درخواست بخشايش گناهان و زياده روى ها ، پايدارى بر راه پيامبران و چيرگى بر كافران ، تنها سخن دست پروردگان انبيا در هنگامه هاى پيكار

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا و ثبّت اقدا

در برداشت فوق، ضمير «قولهم»، تنها به «ربّيّون» برگشت داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 8

8 - موسى ( ع ) بر حذر دارنده قوم خويش از فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با ساكنان سرزمين مقدس

و لاترتدوا على ادباركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 45 - 1،3

1 - اهل ايمان وظيفه دار پايدارى در نبرد با دشمنان دين

يأيها الذين ءامنوا إذا لقيتم فئة فاثبتوا

«لقاء» مصدر «لقيتم» به معناى رو در رو شدن و برخورد كردن است و مراد از آن به مناسبت سياق آيه، برخورد نظامى، يعنى پيكار و نبرد، مى باشد.

3 - پايدارى اهل ايمان در صحنه هاى پيكار همراه با ياد مداوم خدا ، زمينه ساز پيروزى آنان بر دشمنان دين

فاثبتوا و اذكروا اللّه كثيرا لعلكم تفلحون

«لعلكم» علاوه بر اينكه متعلق بر «اذكروا اللّه» است، مى تواند متعلق به «فاثبتوا» نيز باشد. در اين صورت مراد از «فلاح»، پيروزى در جنگ است.

ص: 174

32- استقامت در جنگ روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 12

12 - لزوم استوارى در برابر جنگ روانى دشمنان و نهراسيدن از استهزاى آنان

و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون

33- اسيرگيرى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 5

5- اهتمام به گرفتن اسير در ميدان جنگ ، قبل از متلاشى ساختن دشمن ، كارى نادرست و مخالف اصول جنگ

فضرب الرقاب حتّى إذا أثخنتموهم فشدّوا الوثاق

از آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند، به سپاه اسلام شيوه و قانون جنگ و نكاتى را كه موجب قوت و پيروزى آنان مى شود آموخته است و به آنان تذكر داده كه مبادا، به هواى گرفتن اسير خود را به شكست بكشانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 15

15 - پرهيز از گرفتن اسير در ميدان نبرد تا پيش از سركوبى كامل دشمن ، امرى حكيمانه و موجب پيروزى دشمنان دين است .

ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم

توصيف خداوند به عزتمندى و كاردانى پس از تأكيد بر حرمت گرفتن اسير پيش از سركوبى دشمن، اشاره به اين دارد كه اين حكم، حكمى حكيمانه است و اجراى آن زمينه ساز عزتمندى و پيروزى مسلمانان است.

34- اسيرگيرى قبل از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 16،17

16 - پيامبران تا پيش از استقرار دين و حكومتشان بر زمين ، از گرفتن اسير در ميدان نبرد پرهيز داشته و آن را ناروا مى دانستند .

ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول «يثخن» كلمه اى همانند «دينه» و يا «حكومته» باشد. بر اين مبنا اثخان به معناى تثبيت و محكم كردن است. بنابراين جمله «ما كان لنبى ... » مى رساند كه پيامبران تا زمانى كه حكومت و دينشان در زمين تثبيت نمى شد، از اسير گرفتن در ميدان نبرد امتناع مى كردند. قابل ذكر است اگر مجاهدا از اين امر تخلف كنند و اسير بگيرند، به دليل آيه 70، نمى توان گفت بايد آن اسيران كشته شوند.

ص: 175

17 - سركوبى دشمنان دين و پرهيز از گرفتن اسير در ميدان نبرد تا پيش از استقرار حكومت حق ، زمينه ساز پيروزى دين و امرى حكيمانه است .

و اللّه عزيز حكيم

35- اطلاعات در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 8

8 - نقش تعيين كننده برآورد نيرو هاى دشمن ، در روحيه رزمندگان و سرنوشت جنگ

يرونهم مثليهم رأىَ العين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 4

4- ضرورت ايجاد تشكيلات اطلاعاتى ، براى تأمين اطلاعات سياسى و نظامى مسلمانان در جنگ *

يا ايّها الّذين امنوا اذا ضربتم فى سبيل اللّه فتبيّنوا . .. فتبيّنوا

بنابر اينكه متعلّق «فتبيّنوا»، مطلق امور مربوط به جنگ باشد، براى تحقق چنين امرى نياز به تشكيلات اطلاعاتى خواهد بود.

36- اعراض از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 13

13 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به خاطر هراسشان از سطوت دشمن و خوددارى از نبرد با آنان ملامت كرد .

أتخشونهم

37- امتحان با جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 34

34 - حوادث ايّام ، جنگ ها ، سختى ها ، مصيبت ها و مرگ ، آزمايش الهى است .

لبرز الّذين . .. و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 176

3 - آل عمران - 3 - 179 - 6

6 - سختى ها ، مصيبت ها و جنگ ها ( شكست ها و پيروزى ها ) ، وسايل آزمايش الهى براى بندگان

حتّى يميز الخبيث من الطّيّب

به مقتضاى ارتباط ميان اين آيه و آيات پيشين، از وسايل آزمايش الهى، همان نبردها مشكلات آن است ; چنانچه در نبرد احد پيش آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 4

4 - جنگ ها و ميدان هاى كارزار ، عرصه هاى آزمون الهى و متمايز گشتن مؤمنان راستين از غير ايشان

أم حسبتم أن تتركوا و لما يعلم اللّه الذين جهدوا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 11 - 1

1 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، وسيله امتحان مسلمانان آن ديار بود .

هنالك ابتلى المؤمنون

38- امدادهاى خدا در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 5

5 - جبهه نبرد ، عرصه ظهور امداد هاى الهى نسبت به مؤمنان

قتلوهم يعذبهم اللّه بأيديكم . .. و ينصركم عليهم

39- اهداف منافقان در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 4

4 - شركت منافقان در جنگ ، تنها براى تأمين منافع شخصى و سهيم شدن در غنايم جنگى است .

الذين يتربّصون بكم فإن كان لكم فتح من اللّه . .. و نمنعكم من المؤمنين

ظاهراً مراد از جمله «الم نكن معكم» شركت در جهاد و همراهى مسلمانان در جنگ است.

ص: 177

40- اهميت احتياط در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 9

9- ضرورت احتياط در كار هاى نبرد ، تدبير و محكم كارى است .

فشدّوا الوثاق

با الغاى خصوصيت از مورد اسيران; از تعبير «فشدّوا الوثاق» استفاده مى شود كه پس از زمين گيرشدن دشمن نيز بايد امور جنگ را جدّى گرفت و باز هم با تدبير پيش رفت.

41- اهميت استقامت در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 66 - 3

3 - لزوم پايدارى هر مؤمن در ميدان نبرد با دو كافر ، نسخ كننده حكم پيشين ( لزوم پايدارى هر مؤمن در برابر ده كافر )

ان يكن منكم عشرون . .. الئن خفف اللّه عنكم

42- اهميت تدبير در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 9

9- ضرورت احتياط در كار هاى نبرد ، تدبير و محكم كارى است .

فشدّوا الوثاق

با الغاى خصوصيت از مورد اسيران; از تعبير «فشدّوا الوثاق» استفاده مى شود كه پس از زمين گيرشدن دشمن نيز بايد امور جنگ را جدّى گرفت و باز هم با تدبير پيش رفت.

43- اهميت جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 9

9 - اهتمام اسلام به تقويت مبانى فرهنگى - دينى جامعه همپاى جنگ و جهاد

فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين

برداشت فوق به اين دليل است كه خداوند پس از ترغيب مكرر مؤمنان به شركت در جهاد و تحذير آنان از تخلف، در اين آيه طلب فقاهت را ضرورى شمرده و طالبان فقاهت را از شركت در جنگ معاف كرده است.

ص: 178

44- اهميت جنگ با جنگ طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 1

1 - ضرورت نبرد با دشمن پيمان شكن و جنگ طلب

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. قتلوهم

ضمير «هم» در «قاتلوهم» به شرك پيشگان پيمان شكن و آغازگر جنگ در آيه پيش (قوماً نكثوا أيمانهم . .. و هم بدءوكم أوّل مرّة) برمى گردد.

45- اهميت جنگ با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 1

1 - ضرورت نبرد با دشمن پيمان شكن و جنگ طلب

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. قتلوهم

ضمير «هم» در «قاتلوهم» به شرك پيشگان پيمان شكن و آغازگر جنگ در آيه پيش (قوماً نكثوا أيمانهم . .. و هم بدءوكم أوّل مرّة) برمى گردد.

46- اهميت سركوبى آغازگر جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 9

9 - سركوب آغازگران جنگ عليه اسلام و مسلمين ، امرى لازم

ألا تقتلون قوماً . .. و هم بدءوكم أوّل مرّة

47- برنامه ريزى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 18

18 - ضرورت برنامه ريزى در جنگ ، با در نظر گرفتن همه شرايط

فلتقم طائفة . .. و ليأخذوا اسلحتهم ... فيميلون عليكم ميلة واحدة

ص: 179

آيه شريفه علاوه بر بيان نحوه نماز و نظم و ترتيب خاص آن، به مسلمانان مى آموزد كه بايد در رويارويى با دشمنان همواره برنامه هايى منظم و دقيق را پى ريزى كنند تا از هجوم آنان در امان باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 1،14،16،18

1 - يورش به سرزمين مقدس از دروازه آن ، پيشنهاد دو نفر از ياران موسى ( ع )

قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب

14 - تاختن بر جباران سرزمين مقدس و گشودن دروازه آن ، طرح پيشنهادى يوشع و كالب براى فتح بى درنگ آن سرزمين

قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون

16 - پيروزى حتمى بنى اسرائيل بر جباران ، در صورت يورش بر آنان از دروازه سرزمين مقدس

ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون

18 - اهل ايمان ، وظيفه دار شناسايى ، طراحى و به كارگيرى شيوه هاى مناسب براى دستيابى به پيروزى بر دشمنان

ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون

48- بى تقوايى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 16

16 - خطر خروج از مرز عدالت و تقوا در جنگ و پاسخ به تعديات دشمن ( مقابله به مثل )

فاعتدوا عليه . .. و اتقوا اللّه

تأكيد به رعايت تقوا با جمله «واتقوا اللّه» و نيز «و اعلموا . ..» پس از تجويز مقابله به مثل، مى رساند كه: اجراى اين قانون خطر عدم رعايت حد و مرز مقابله به مثل و خروج از عدالت را در پى دارد; لذا براى جلوگيرى از ابتلا به اين امر ناروا، بر رعايت تقوا تأكيد شده است.

49- بى عدالتى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 16

16 - خطر خروج از مرز عدالت و تقوا در جنگ و پاسخ به تعديات دشمن ( مقابله به مثل )

فاعتدوا عليه . .. و اتقوا اللّه

تأكيد به رعايت تقوا با جمله «واتقوا اللّه» و نيز «و اعلموا . ..» پس از تجويز مقابله به مثل، مى رساند كه: اجراى اين قانون خطر عدم رعايت حد و مرز مقابله به مثل و خروج از عدالت را در پى دارد; لذا براى جلوگيرى از ابتلا به اين امر ناروا، بر رعايت تقوا تأكيد شده است.

ص: 180

50- پاسدارى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 7

7 - گروه نخست از نمازگزاران پس از اتمام نماز خوف ، بايد به پاسداراى بپردازند تا گروه ديگر براى اقامه نماز جماعت حاضر شوند .

فاذا سجدوا فليكونوا من ورائكم و لتأت طائفة اخرى لم يصلوا فليصلوا

51- پيروزى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 6،7

6 - پيروزى مؤمنان در جنگ ، موهبت خداوند و از جانب اوست .

فإن كان لكم فتح من اللّه

قيد «من اللّه» ظاهراً قيد توضيحى است. يعنى هرگاه مسلمانان پيروز شوند، اين پيروزى از ناحيه خداوند است.

7 - غلبه مؤمنان در جنگ ، فتح و پيروزى حقيقى است و پيروزى هاى كافران ، بهره اى محدود و زودگذر است .

فإن كان لكم فتح من اللّه . .. و إن كان للكفرين نصيب

خداوند از غلبه مؤمنان به فتح و پيروزى تعبير فرموده و براى غلبه كافران از كلمه «نصيب» استفاده كرده تا به اين معنا اشاره كند كه غلبه كافران، فتح و پيروزى نيست. بلكه بهره اى اندك و زودگذر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 1

1 - گرفتن اسير در ميدان نبرد ، پيش از غلبه بر دشمن و سركوبى كامل او ، امرى بس ناروا و حرام است .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفعول «يثخن» كلمه اى همانند «العدو» باشد كه به قرينه مقام حذف شده است و «ال» در «الأرض» نيز جانشين مضاف إليه باشد، يعنى أرض المعركه (منطقه جنگ). گفتنى است كه اثخان عدو، چنانچه در لسان العرب آمده، به معناى غلبه بر دشمن با كشتار وسيع آنان است. بنابراين جمله «ما كان ... » بيانگر اين معناست كه اسير گرفتن از دشمن پيش از غلبه بر او جايز نيست.

ص: 181

52- پيشگويى جنگ با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 4

4 - خبردادن خداوند از درگيرى هاى آينده كافران ( يهود ) با مؤمنان ، از درون دژ ها و از پس ديوار هاى بلند

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة أو من وراء جدر

با توجه به معناى مضارع (يقاتلون)، مطلب بالا قابل برداشت است.

53- پيشگويى جنگ سخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 2

2 - اخبار الهى از نبرد قريب الوقوع مسلمانان با دشمنى نيرومند ، پس از جنگ خيبر

قل للمخلّفين من الأعراب ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد

54- تأمين ادوات جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 20

20 - بازداشتن دشمنان از هجوم به جامعه ايمانى و ستمكارى آنان ، از منافع جهاد و تأمين هزينه ادوات آن است . *

و ما تنفقوا . .. و أنتم لاتظلمون

برخى برآنند كه «يوف إليكم» و «أنتم لاتظلمون» بيانگر ثمرات توان نظامى جامعه در دنياست. يعنى اگر هزينه جهاد را تأمين كنيد و بنيه نظامى جامعه اسلامى را به حدى برسانيد كه دشمنان وحشت كنند، در نتيجه به شما هجوم نخواهند آورد تا ضررهايى را بر شما تحميل نمايند. و اگر چنين كرديد بر شما مسلط نخواهند شد تا بتوانند ستمى بر شما روا بدارند.

55- تأمين تداركات جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 12

12 - ترغيب مؤمنان از جانب خداوند به انفاق در راه خدا ، تأمين هزينه هاى نبرد و تهيه تداركات و امكانات رزمى

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم

ص: 182

56- تأمين هزينه جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 12،20

12 - ترغيب مؤمنان از جانب خداوند به انفاق در راه خدا ، تأمين هزينه هاى نبرد و تهيه تداركات و امكانات رزمى

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم

20 - بازداشتن دشمنان از هجوم به جامعه ايمانى و ستمكارى آنان ، از منافع جهاد و تأمين هزينه ادوات آن است . *

و ما تنفقوا . .. و أنتم لاتظلمون

برخى برآنند كه «يوف إليكم» و «أنتم لاتظلمون» بيانگر ثمرات توان نظامى جامعه در دنياست. يعنى اگر هزينه جهاد را تأمين كنيد و بنيه نظامى جامعه اسلامى را به حدى برسانيد كه دشمنان وحشت كنند، در نتيجه به شما هجوم نخواهند آورد تا ضررهايى را بر شما تحميل نمايند. و اگر چنين كرديد بر شما مسلط نخواهند شد تا بتوانند ستمى بر شما روا بدارند.

57- تاريخ جنگ روميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 2 - 1

1 - شكست روميان ( دولت بيزانس ) در نبرد با ايرانيان در عصر بعثت

غلبت الروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 3 - 1

1 - نبرد ميان ايران و روم ، در نزديكى منطقه حجاز ( نواحى شام ) بوده است .

غلبت الروم فى أدنى الأرض

جبهه درگير با روميان مسيحى، به قول تاريخ نويسان، مجوسيان ايران بوده اند; الف و لام در «الأرض» براى عهد است و به قرينه «الروم» به سرزمين روميان اشاره دارد. ذكر «أدنى الأرض» و اهتمام به تعيين مكان نبرد، اين احتمال را تقويت مى كند كه مراد از «أدنى الأرض» نزديك ترين بخش روم به سرزمين عرب (حجاز) باشد.

58- تاكتيك جنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 3 - 2،3

2 - هجوم غافلگيرانه بر دشمن در صبحگاه ، پس از حركت سريع سپاهيان در شب ، شيوه اى كارساز در جهاد

فالمغيرت صبحًا

3 - پنهان داشتن زمان يورش بر دشمن و هجوم در لحظه هاى استراحت او ، روشى مطلوب در جهاد

ص: 183

فالمغيرت صبحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 2

2 - آسيب زدن به قلب سپاه دشمن و از كار انداختن مركزيت آن ، رزمى در خور تمجيد و سوگند خداوند

فوسطن به جمعًا

59- تاكتيك در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 71 - 7

7 - تعيين تاكتيك و كيفيّت نبرد ، در اختيار مؤمنان رزمنده

فانفروا ثبات او انفروا جميعاً

تعيين نكردن نحوه بسيج و حركت به سوى دشمن، براى رساندن اين معناست كه شيوه و تاكتيك مبارزه با دشمنان دين به انتخاب و صلاحديد خود مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 16 - 1،2

1 - جواز روى برتافتن از جبهه نبرد به منظور در اختيار گرفتن موضعى جديد عليه دشمن يا پيوستن به گروهى از همرزمان خويش

و من يولهم يومئذ دبره إلا متحرفا لقتال او متحيزا إلى فئة

«تحرف» به معناى روى گرداندن از محلى به اطراف آن محل است. بنابراين «تحرف للقتال» يعنى روى گرداندن از دشمن به منظور انتخاب جبهه اى ديگر براى نبرد. و «تحيز» به معناى جاى گرفتن است و چون به «إلى» متعدى شده معناى پيوستن نيز در آن اشراب شده است. گفتنى است مراد از «فئة» گروهى است كه در آن ميدان مشغول پيكار هستند.

2 - روى گردانان از جبهه نبرد - جز براى اتخاذ تاكتيك هاى جديد - مورد غضب الهى و مستحق جهنم

و من يولهم . .. فقد باء بغضب من اللّه و مأويه جهنم و بئس المصير

كلمه «بوء» چنانچه با حرف «باء» متعدى شود مى تواند به معناى متحمل شدن باشد. بنابراين «باء بغضب من اللّه» يعنى خشم خداوند را بر خود هموار ساخت.

60- تبيين فلسفه جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 7

ص: 184

7 - تبيين علل پيكار با دشمن براى نيرو هاى رزمى - در صورت مشاهده نوعى ترديد و هراس در آنان - امرى شايسته است .

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

61- تخلف از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 72 - 7

7 - خوشحالى به خاطر شركت نجستن در جنگ به همراهى رسول خدا و مصون ماندن از پيامد هاى مصيبت بار آن ، شرك است .

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ اذ لم اكن معهم شهيداً

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: ... ولو ان اهل السماء و الارض قالوا قد انعم الله عليّ اذ لم اكن مع رسول الله (صلی الله علیه و آله) لكانوت بذلك مشركين ... .

مراد از شرك خروج از اسلام نيست بلكه پيروى از شيطان است كما اينكه رواياتى در اصول كافى بيانگر اين مطالب است.

_______________________________

تفسير عياشى، ج 1، ص 257، ح 191 ; نورالثقلين، ج 1، ص 516، ح 398 ; تفسير برهان، ج 1، ص 393، ح 2، 3 و 4.

62- ترس از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 14،17،25

14 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى از نبرد با دشمن هراسناك بودند كه خداترسان از خدا مى ترسند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

برداشت فوق بر اين مبناست كه «كخشية اللّه» حال براى فاعل «يخشون» باشد كه در اين صورت مضافى مقدر است و تقدير كلام چنين خواهد بود: يخشون النّاس مثل اهل خشية اللّه.

17 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، هراسشان از جنگ بيش از ترسشان از خداوند بود .

يخشون النّاس كخشية اللّه او اشدّ خشية

25 - مسلمانان هراسناك از نبرد ، خواهان لغو حكم جهاد شدند .

و قالوا ربّنا لم كتبت علينا القتال لو لا اخّرتنا الى اجل قريب

برخى برآنند كه مراد از «اجل قريب» زمان مرگ است. و تأخير حكم جهاد تا زمان مرگ به معناى لغو آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 2

2 - هراس قوم موسى ( ع ) ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس

قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً

ص: 185

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 12

12 - مسلمانان صدر اسلام ، از نبرد با شرك پيشگان پيمان شكن ، در هراس بودند .

أتخشونهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 4

4 - منافقان مدينه ، از شدت ترس از جنگ ، شبيه محتضر مى شدند .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

63- ترس در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 12

12 - سستى و هراس در هنگامه هاى دشوار ( همانند جنگ ) و تصميم به نافرمانى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به تنهايى ، موجب خروج از ولايت و حمايت الهى نيست .

اذ همّت . .. و اللّه وليّهما

جمله «و اللّه وليّهما»، در عين اعتراض به گروههايى كه قصد انحراف از جنگ و نافرمانى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را داشتند، بيانگر اين است كه اين تصميمشان، باعث نشد كه ولايت الهى از آنان منقطع شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 13

13 - اعتقاد به مقدّر بودن مرگ ، از ميان برنده هراس آدمى براى سفر و حضور در ميدان نبرد ( صحنه هاى دشوار زندگى )

قالوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا ... و اللّه يحيى و يميت

جمله «و اللّه يحيى و يميت»، مى تواند به منظور زدودن هراس از شركت در پيكار ايراد شده باشد.

64- ترك جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 13

13 - شركت و عدم شركت در جنگ ، منوط به اذن رهبر جامعه اسلامى است .

فاستئذنوك

ص: 186

65- تشخيص معذوران از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 6

6 - تشخيص راستگويى و دروغگويى مدعيان ناتوانى از شركت در جنگ ، به عهده رهبرى است .

لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و تعلم الكذبين

از اينكه متخلفان از جنگ از پيامبر (صلی الله علیه و آله) اذن ترك جهاد خواسته اند و خداوند نيز آن حضرت را مورد خطاب قرار داد، برداشت فوق استفاده مى شود.

66- تقدم صلح بر جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 1،2

1 - جامعه ايمانى بايد در صورت اظهار تمايل كافران به صلح ، آن را بپذيرد و از آن استقبال كند .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

2 - لزوم پذيرش صلح مطرح شده از سوى كافران ، مشروط به احرازِ نبودن فريبكارى در سايه صلح طلبى است .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

جنوح (مصدر جنحوا) به معناى تمايل داشتن است و با حرف «الى» متعدى مى شود. بنابراين آوردن «لام» پس از آن بيانگر اين است كه در آن كلمه معناى «قصد» تضمين شده است. يعنى: ان جنحوا إلى المسالمة قاصدين لها. (اگر تمايل به صلح دارند و هدفشان دستيابى به زندگى مسالمت آميز است، نه حيله گرى ... .)

67- تقوا در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 14

14 - رعايت تقوا در جنگ و حفظ عدالت در مقابله به مثل ، موجب جلب حمايت و امداد هاى الهى است .

و اتقوا اللّه و اعلموا أن اللّه مع المتقين

68- تقويت روحيه در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 5

ص: 187

5 - بيان خسارت هاى دشمن در جنگ ، زمينه اى براى تقويت روحيه مجاهدان در رويارويى با آنان

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون

69- تنبلى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 72 - 3

3 - سرزنش خداوند نسبت به كسانى كه از شركت در نبرد سستى مى كنند و يا ديگران را از آن بازمى دارند .

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 1،12،18

1 - تمايل دو گروه از رزمندگان احد به سستى و انصراف از شركت در جنگ

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

بيشتر مفسرين برآنند كه آيه فوق در مورد نبرد احد نازل شده است.

12 - سستى و هراس در هنگامه هاى دشوار ( همانند جنگ ) و تصميم به نافرمانى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به تنهايى ، موجب خروج از ولايت و حمايت الهى نيست .

اذ همّت . .. و اللّه وليّهما

جمله «و اللّه وليّهما»، در عين اعتراض به گروههايى كه قصد انحراف از جنگ و نافرمانى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را داشتند، بيانگر اين است كه اين تصميمشان، باعث نشد كه ولايت الهى از آنان منقطع شود.

18 - تمايل بنى حارثه و بنى سلمه به سستى و انصراف از شركت در جنگ احد

اذ همّت طائفتان منكم

امام باقر و امام صادق (ع) درباره «طائفتان» در آيه فوق فرمودند: «و الطّائفتان هما بنو سلمة و بنو حارثة حيّان من الانصار.

_______________________________

مجمع البيان، ج 2، ص 824.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 9

9 - سرزنش خداوند به پيكارگران احد كه چرا على رغم مشاهده يارى الهى در جنگ بدر ، تصميم به سستى در كارزار احد گرفتند .

و اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

لحن آيه، حكايت از سرزنش مسلمانانى است كه در جنگ احد، تصميم به سستى و نافرمانى گرفتند.

ص: 188

70- توبه فرار از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 2

2 - فرار از ميدان جنگ ، گناه بوده و نيازمند توبه و استغفار به درگاه خداست .

ثم وليتم مدبرين . .. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

71- تهديد به جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشركان و كافران لجوج و حق ناپذير را به جنگ و جهاد تهديد كرد .

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

برداشت ياد شده بر اساس يكى از احتمالاتى است كه ميان مفسران در باره اين آيه مطرح است و آن اين كه جمله «آذنتكم على سواء» تهديد به جنگ و هشدار به جهاد است. مانند آيه «فانبذ إليهم على سواء» (انفال (8) آيه 58).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 1،2،3

1 - رد هديه ملكه سبا از سوى سليمان ( ع ) و فرمان وى مبنى بر بازگشت سفير به سوى بلقيس با پيام جنگ

ارجع إليهم فلنأتينّهم بجنود

سياق آيات نشانگر اين نكته است كه سليمان(ع) هديه را نپذيرفت و به آنان برگرداند.

2 - تهديد أكيد سليمان ( ع ) مبنى بر فرستادن سپاهى گران ، پرتوان و بى هماورد به سوى مشركان سبا

فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها

جمله «لا قبل لهم بها» صفت «جنود» است; يعنى، سپاهى چنان عظيم كه ايشان را توان رويارويى با آن نباشد.

3 - هشدار سليمان ( ع ) به دربار سبا درباره پى آمد هاى ناگوار جنگ ( تبعيد ، آوارگى ، ذلت و خوارى )

و لنخرجنّهم منها أذلّة و هم صغرون

«أذلة» جمع «ذليل» و حال براى ضمير «هم» است; يعنى، آنان را از آن سرزمين همراه با ذلت و خوارى اخراج خواهيم كرد. عبارت «هم صاغرون» به تقدير «هم صاغرون فيها» است; يعنى، و در آن سرزمين، بيگانه، حقير و آواره خواهند بود.

72- جرم تخلّف از قوانين جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 9

9 - متجاوزان از مقررات جنگ ، بايد مجازات شوند . *

ص: 189

فلا عدون إلا على الظلمين

73- جرم فرار از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 2

2 - فرار از ميدان جنگ ، گناه بوده و نيازمند توبه و استغفار به درگاه خداست .

ثم وليتم مدبرين . .. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

74- جنگ افروزى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 11

11 - مشركان صدر اسلام ، آغازگر جنگ با مسلمانان بودند .

أولئك هم المعتدون

قصر در جمله «أولئك هم المعتدون» - كه ضمير فصل «هم» مفيد آن مى باشد - قصر قلب است ; يعنى، اين مشركانند كه به حقوق مسلمانان تعدى نموده و جنگ را با آنان آغاز كردند نه مسلمانان. قابل ذكر است كه در «آيه 13» به اين معنا تصريح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 8

8 - مشركان صدر اسلام ، آغازگر جنگ با مسلمانان

و هم بدءوكم أوّل مرّة

75- جنگ افروزى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا فرمان يافت تا در صورت تسلط بر يهوديان پيمان شكن و جنگ آفرين ، آنان را به گونه اى مجازات كند كه زمينه پراكنده شدن ديگر دشمنان فراهم آيد .

فإما تثقفنهم فى الحرب فشردبهم من خلفهم

تشريد به معناى پراكنده ساختن و كوچ دادن است. «باء» در «بهم» سببيه است كه به دليل «فى الحرب» كلمه اى همانند قتل

ص: 190

و يا مجازات در تقدير مى باشد. و مراد از «من خلفهم» يهود و يا ديگر دشمنانى است كه از مدينه و يا اطراف آن به فتنه گرى مى پرداختند. بنابراين جمله «فشردبهم» چنين معنا مى شود: اى پيامبر با مجازات سنگين كه بر يهوديان پيمان شكن تحميل مى كنى، ديگر دشمنان را متفرق ساز و پراكنده كن.

76- جنگ با ارزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 6

6 - انگيزه هاى الهى ، ملاك ارزش جنگ ها و نبردها

قاتلوا فى سبيل اللّه

77- جنگ با اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 13

13 - جنگ با اسلام و مسلمين ، جنگ با خداست .

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين

قرار داده شدن مشركان در برابر خدا - با اينكه آنان با اسلام و مسلمين مبارزه مى كردند - نشانگر اين حقيقت است كه: نبرد با اسلام و اسلامگرايان، جنگ با خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 11

11 - جنگ با اسلام ، جنگ با خداست .

فاعلموا أنكم غير معجزى اللّه

78- جنگ با بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 7

7 - وعده منافقان مدينه به يهود بنى نضير ، نسبت به همگامى كامل با آنان در صورت نبرد يا تبعيد

الذين نافقوا يقولون . .. لئن أُخرجتم لنخرجنّ معكم ... و إن قوتلتم لننصرنّكم

ص: 191

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 2

2 - خبر دادن خداوند ، از پايبند نبودن منافقان به تعهّد خويش ، در يارى بنى نضير به هنگام جنگ

و لئن قوتلوا لاينصرونهم

79- جنگ با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 2،3

2 - رباخواران در موضع جنگ با خداوند و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله

3 - رباخواران ، محاربان با خداوند و رسول (صلی الله علیه و آله)

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 13

13 - جنگ با اسلام و مسلمين ، جنگ با خداست .

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين

قرار داده شدن مشركان در برابر خدا - با اينكه آنان با اسلام و مسلمين مبارزه مى كردند - نشانگر اين حقيقت است كه: نبرد با اسلام و اسلامگرايان، جنگ با خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 11

11 - جنگ با اسلام ، جنگ با خداست .

فاعلموا أنكم غير معجزى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 4،6،8،9،15،19،20

4 - گناه محاربه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همسان با گناه محاربه با خدا .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله

6 - فسادگرى در زمين ، گناهى برابر با گناه محاربه با خدا و رسول *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

جزاى مساوى براى محاربان و مفسدان، حكايت از برابرى گناه آنان دارد. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفسدان، عنوانى مستقل از محاربان نسبت به كيفرهاى چهارگانه باشد.

ص: 192

8 - تلاش براى فساد و تباهى جامعه ايمانى ، ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) است .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

برداشت فوق بر اين مبناست كه «واو» در «و يسعون» تفسيريه باشد. يعنى فسادگرى در جامعه ايمانى، مصداقى از محاربه با خدا و رسول است.

9 - محاربان با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) به دليل فسادگرى در زمين محكوم به كيفرى سنگين

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً ان يقتلوا

بنابر اينكه «يسعون فى الارض» عطف تفسيرى براى «الذين يحاربون» باشد، مى توان گفت داعى بر تفسير محاربان به فسادگران در زمين، بيان علت كيفرى است كه براى آنان ذكر شده است.

15 - عذاب بزرگ اخروى پيامد و كيفر ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فسادگرى در زمين

و لهم فى الاخرة عذاب عظيم

19 - گرفتن مال مردم به زور ، همراه با زدن آنان - در كشور اسلامى ، - محاربه با خدا و رسول است .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه

از امام صادق(ع) درباره كسانى كه در كشور اسلامى با زدن مردم به غارت اموالشان بپردازند، روايت شده: هولاء من اهل هذه الاية «انما جزؤا الذين . .. »

_______________________________

كافى، ج 7، ص 245، ح 2; تفسير برهان، ج 1، ص 465، ح 3.

20 - سلاح بر گرفتن و ايجاد ناامنى در راه ها - همراه با قتل ، - محاربه با خدا و رسول و كيفر آن اعدام است .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. ان يقتلوا

از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ از سؤال حكم فسادگرانى كه راه بر مردم بسته اند فرمود: . .. و ان كانوا اخافوا السبيل و قتلوا النفس امر بقتلهم ... .

_______________________________

تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 6

6 - خداوند فراخوان محاربان و مفسدان به دست شستن از فسادگرى و ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

80- جنگ با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 9

9 - مسلمانان ، موظف به رعايت عدالت حتى در جنگ با دشمنان

فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم

ص: 193

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 7

7 - تبيين علل پيكار با دشمن براى نيرو هاى رزمى - در صورت مشاهده نوعى ترديد و هراس در آنان - امرى شايسته است .

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 7

7 - جنگ با دشمنان پيمان شكن و دعوت آنان به توبه و بازگشت به دامن اسلام ، دستورى برخاسته از علم و حكمت خداوند

قتلوهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 128 - 11

11 - رنج و اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مشكلات مسلمانان ، در عين فراخوانى آنان به جنگ با دشمنان و تحمل سختى هاى نبرد

رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم

با توجه به اينكه در آيات قبل، سخن از جنگ تبوك و مشكلات توان فرساى آن بود و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مؤمنان را به شركت در آن فرمان داده بود، يادآورى خصلتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در پايان اين بخش، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 13

13 - حرمت تعرض و نبرد با منافقان و دشمنانى كه از نبرد با مسلمانان دست برداشته و خواهان صلح مى باشند .

فان اعتزلوكم فلم يقتلوكم و القوا اليكم السلم فما جعل اللّه لكم عليهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 1

1 - اطاعت از فرمان هاى خدا و رسول به هنگام رويارويى با دشمنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مسلمانان

و أطيعوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 1،20

1 - تقويت قواى نظامى و تهيه ادوات جنگى براى نبرد با دشمنان خدا ، وظيفه اى بر عهده تمامى مسلمانان

و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل

20 - بازداشتن دشمنان از هجوم به جامعه ايمانى و ستمكارى آنان ، از منافع جهاد و تأمين هزينه ادوات آن است . *

و ما تنفقوا . .. و أنتم لاتظلمون

برخى برآنند كه «يوف إليكم» و «أنتم لاتظلمون» بيانگر ثمرات توان نظامى جامعه در دنياست. يعنى اگر هزينه جهاد را تأمين كنيد و بنيه نظامى جامعه اسلامى را به حدى برسانيد كه دشمنان وحشت كنند، در نتيجه به شما هجوم نخواهند آورد تا ضررهايى

ص: 194

را بر شما تحميل نمايند. و اگر چنين كرديد بر شما مسلط نخواهند شد تا بتوانند ستمى بر شما روا بدارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 12 - 4

4 - خداوند و پيامبرش ، به مسلمانان وعده داده بودند كه در صورت مواجهه آنان با دشمنان شان ، پيروز خواهند شد .

ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّغرورًا

81- جنگ با دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 5

5 - سستى اهل ايمان در پيكار با دشمنان دين ، موجب از ميان رفتن ابهت و قوّت جامعه اسلامى

و لاتنزعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم

82- جنگ با دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 3

3 - نابودى و ذلت دشمنان دين و چشيدن طعم پيروزى ، در گرو نبرد با آنان است .

قتلوهم يعذبهم اللّه بأيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 45 - 1،2

1 - اهل ايمان وظيفه دار پايدارى در نبرد با دشمنان دين

يأيها الذين ءامنوا إذا لقيتم فئة فاثبتوا

«لقاء» مصدر «لقيتم» به معناى رو در رو شدن و برخورد كردن است و مراد از آن به مناسبت سياق آيه، برخورد نظامى، يعنى پيكار و نبرد، مى باشد.

2 - لزوم زياد ياد كردن خدا به هنگام رويارويى با دشمنان دين و نبرد با آنان

إذا لقيتم فئة فاثبتوا و اذكروا اللّه كثيرا

«اذكروا اللّه» مى تواند عطف بر «اثبتوا» باشد كه در حقيقت جواب شرط «إذا لقيتم» خواهد بود. بر اين مبنا مقصود، زياد ياد كردن خدا به هنگام نبرد است. همچنين «اذكروا ... » مى تواند جمله مستانفه باشد. در اين صورت زياد ياد كردن خدا برنامه اى است براى تمامى مراحل زندگى كه از مصاديق آن هنگام رويارويى با دشمنان است.

ص: 195

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 3،4

3 - پرهيز از نزاع و اختلاف به هنگام رويارويى با دشمنان دين ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مجاهدان

و لاتنزعوا

4 - نزاع و اختلاف اهل ايمان موجب سست شدن آنان در پيكار با دشمنان دين

و لاتنزعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 16

16 - نبرد با دشمنان دين ، از مصاديق « سبيل اللّه » است .

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم

سياق آيه حكايت از آن دارد كه از مصاديق «سبيل اللّه» جهاد با دشمنان دين است.

83- جنگ با دشمنان رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 11

11 - پيكار با توطئه گران عليه رهبر جامعه اسلامى و سركوبى آنان ، امرى است لازم .

ألا تقتلون قوماً . .. و همّوا بإخراج الرسول

84- جنگ با دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 1

1 - تشويق و تشجيع مسلمانان صدر اسلام به جنگ با مشركان پيمان شكن و توطئه گر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

85- جنگ با دوستان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 10

10 - جنگ با دوستان شيطان ( كافران و طاغوت ها ) مصداق بارز نبرد در راه خدا

ص: 196

الّذين امنوا يقاتلون فى سبيل اللّه . .. فقاتلوا اولياء الشّيطان

86- جنگ با رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 8،12

8 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به پيكار با سران و پيشوايان شرك و كفر ، در صورت نقض پيمان صلح از سوى آنان ، فراخواند .

و إن نكثوا أيمنهم . .. فقتلوا أئمة الكفر

12 - پيكار با سران شرك و كفر ، به منظور وادار كردن آنان به رعايت عهد و پيمان و بازداشتن ايشان از ضربه زدن به اسلام و مسلمانان است .

و إن نكثوا أيمنهم . .. فقتلوا أئمة الكفر ... لعلهم ينتهون

87- جنگ با رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 2

2 - تشويق و تشجيع مسلمانان به پيكار با سران شرك و كفر

فقتلوا أئمة الكفر . .. ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

88- جنگ با سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 3

3 - اعلام آمادگى اميران و درباريان سبا براى درگيرى نظامى با سليمان ( ع )

أفتونى فى أمرى . .. قالوا نحن أُولوا قوّة و أُولوا بأس شديد

تذكر قدرت و نيرومندى، اشاره به اين دارد كه آنان براى هر نبردى - ولو با سليمان - آمادگى دارند.

89- جنگ با طاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 10

ص: 197

10 - جنگ با دوستان شيطان ( كافران و طاغوت ها ) مصداق بارز نبرد در راه خدا

الّذين امنوا يقاتلون فى سبيل اللّه . .. فقاتلوا اولياء الشّيطان

90- جنگ با ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 10

10 - هشدار موسى ( ع ) به زيانكارى قوم خويش در صورت فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با جباران سرزمين مقدس

و لاترتدوا على ادباركم فتنقلبوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 22 - 1،2

1 - تأكيد بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با زورگويان سرزمين مقدس ، على رغم فرمان موسى ( ع )

قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها

2 - هراس قوم موسى ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس

قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 3

3 - ياران موسى ( ع ) و وفاداران به او براى نبرد با زورگويان سرزمين مقدس ، جمعى اندك و ناچيز

ان فيها قوماً جبارين . .. قال رجلان من الذين يخافون

91- جنگ با غير محاربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 5

5 - نبرد با كسانى كه با مسلمانان سر جنگ ندارند ، تجاوزگرى و خروج از حدود الهى است .

و قتلوا . .. الذين يقتلونكم و لاتعتدوا

از مصداقهاى مورد نظر براى اعتدا و تجاوز - به قرينه «الذين يقاتلونكم» - نبرد با كافرانى است كه در پى جنگ با اهل ايمان نيستند.

ص: 198

92- جنگ با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 10

10 - آمرزش گناه مجاهدانى از صدر اسلام كه در ماه حرام با كفار جنگيدند . ( عبداللّه بن جحش و همراهان او )

ان الذين امنوا و الذين هاجروا

به دليل شأن نزول، از مصاديق اولى آيه، عبداللّه بن جحش و ياران او هستند كه پس از هجرت از مدينه به سوى نخله، با دشمن درگير شدند و آنان را كشتند و يا اسير كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 62 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى نبايد صلح طلبيهايى را كه قرين نيرنگ است بپذيرند و به سبب آن از نبرد با كافران بازايستند .

و إن يريدوا أن يخدعوك فإن حسبك اللّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و ان يريدوا . .. » فرض ديگرى در مقابل «إن جنحوا» باشد، نه توضيح و تكميل آن. يعنى صلح به دو منظور پيشنهاد مى شود: گاهى به سبب صلح واقعى و زندگانى مسالمت آميز با مسلمانان و گاهى به منظور حيله گرى و تجديد قوا. آيه قبل (إن جنحوا ... ) بيانگر احكام و دستورات فرض اول و آيه دوم (و إن يريدوا) بيانگر احكام و دستورات فرض دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 4

4 - جنگيدن با كفار محارب ، پس از گرويدن آنان به اسلام ، ممنوع است .

فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين

جمله «فإخونكم فى الدين» اشاره به اين معنا دارد كه: كفار محارب با گرويدن به اسلام، برادران دينى مسلمانان محسوب شده و از آن پس، جنگيدن با آنان حرام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 11

11 - نابودى عوامل اصلى كفر و شرك ، هدف عمده و اساسى پيكار اسلام با كافران و مشركان

فقتلوا أئمة الكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 6

6 - لزوم به كارگيرى شدت و خشم ، در جنگ با دشمنان كفرپيشه

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 199

3 - نساء - 4 - 76 - 10

10 - جنگ با دوستان شيطان ( كافران و طاغوت ها ) مصداق بارز نبرد در راه خدا

الّذين امنوا يقاتلون فى سبيل اللّه . .. فقاتلوا اولياء الشّيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 2،3،11

2 - برخى از مسلمانان صدر اسلام خواستار نبرد با كفّار ، قبل از تشريع جهاد و مبارزه مسلّحانه

الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم . .. فلمّا كتب عليهم القتال

از جمله «فلمّا كتب» به دست مى آيد كه مراد از «كفّوا»، خوددارى از نبرد و جنگ مسلحانه است.

3 - برخى از مسلمانان صدر اسلام خواهان نبرد با كافران ، پيش از فراهم آمدن زمينه هاى آن

الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم

جمله «فلما كتب . .. »، چنانچه گذشت، مى تواند به معناى تشريع جهاد باشد، و مى تواند به معنى فراهم آمدن زمينه جهاد و پيش آمدن شرايط آن باشد ; يعنى آنگاه كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسلمانان را به سوى جهاد فراخواند ... .

11 - لزوم خودسازى ، پيش از نبرد با كفّار

و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة فلمّا كتب عليهم القتال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 12

12 - هشدار و تهديد خداوند به مسلمانان ، در مورد تعرض به كافران و منافقانى كه پيكار با آنان ممنوع شده است .

و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 10

10 - رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( اندك ديدن نفرات سپاه كفر ) عامل وحدت كلمه مسلمانان در ضرورت پيكار با سپاه كفر و حضور رشيدانه آنان در جنگ بدر

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم

93- جنگ با كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 4

4 - متلاشى ساختن جبهه كافران محارب و پراكنده ساختن آنان ، تكليفى بر عهده اهل ايمان

فإما تثقفنهم فى الحرب فشردبهم

ص: 200

94- جنگ با كافران معاهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 6،10

6 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض و اعلان جنگ به معاهدان كافر ، در صورت شكسته شدن پيمان از سوى آنان ، بلامانع است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم . .. فقتلوا

10 - طعن و توهين به اسلام از سوى كفار معاهد ، لغو اعتبار پيمان صلح و اعلان نبرد با آن را ، مجاز مى كند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم و طعنوا فى دينكم فقتلوا

95- جنگ با محاربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 4

4 - جنگيدن با كفار محارب ، پس از گرويدن آنان به اسلام ، ممنوع است .

فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين

جمله «فإخونكم فى الدين» اشاره به اين معنا دارد كه: كفار محارب با گرويدن به اسلام، برادران دينى مسلمانان محسوب شده و از آن پس، جنگيدن با آنان حرام است.

96- جنگ با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 2،3

2 - رباخواران در موضع جنگ با خداوند و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله

3 - رباخواران ، محاربان با خداوند و رسول (صلی الله علیه و آله)

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 4،6،8،9،15،18،19،20

4 - گناه محاربه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همسان با گناه محاربه با خدا .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله

6 - فسادگرى در زمين ، گناهى برابر با گناه محاربه با خدا و رسول *

ص: 201

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

جزاى مساوى براى محاربان و مفسدان، حكايت از برابرى گناه آنان دارد. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفسدان، عنوانى مستقل از محاربان نسبت به كيفرهاى چهارگانه باشد.

8 - تلاش براى فساد و تباهى جامعه ايمانى ، ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) است .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

برداشت فوق بر اين مبناست كه «واو» در «و يسعون» تفسيريه باشد. يعنى فسادگرى در جامعه ايمانى، مصداقى از محاربه با خدا و رسول است.

9 - محاربان با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) به دليل فسادگرى در زمين محكوم به كيفرى سنگين

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً ان يقتلوا

بنابر اينكه «يسعون فى الارض» عطف تفسيرى براى «الذين يحاربون» باشد، مى توان گفت داعى بر تفسير محاربان به فسادگران در زمين، بيان علت كيفرى است كه براى آنان ذكر شده است.

15 - عذاب بزرگ اخروى پيامد و كيفر ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فسادگرى در زمين

و لهم فى الاخرة عذاب عظيم

18 - هشدار خداوند به يهود نسبت به فرجام شوم ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فسادانگيزى در زمين

من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل . .. انما جزؤا الذين يحاربون

چون در آيه پيش روى سخن با بنى اسرائيل بود، اين آيه مى تواند تعريض به اهداف و اعمال آنان در برابر پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.

19 - گرفتن مال مردم به زور ، همراه با زدن آنان - در كشور اسلامى ، - محاربه با خدا و رسول است .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه

از امام صادق(ع) درباره كسانى كه در كشور اسلامى با زدن مردم به غارت اموالشان بپردازند، روايت شده: هولاء من اهل هذه الاية «انما جزؤا الذين . .. »

_______________________________

كافى، ج 7، ص 245، ح 2; تفسير برهان، ج 1، ص 465، ح 3.

20 - سلاح بر گرفتن و ايجاد ناامنى در راه ها - همراه با قتل ، - محاربه با خدا و رسول و كيفر آن اعدام است .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. ان يقتلوا

از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ از سؤال حكم فسادگرانى كه راه بر مردم بسته اند فرمود: . .. و ان كانوا اخافوا السبيل و قتلوا النفس امر بقتلهم ... .

_______________________________

تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 6

6 - خداوند فراخوان محاربان و مفسدان به دست شستن از فسادگرى و ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 11

ص: 202

11 - كفرپيشگان اگر ايمان آورند ، حتى در صورتى كه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) جنگيده باشند ، مشمول رحمت و مغفرت الهى خواهند شد .

إن يعلم اللّه . .. يغفر لكم

97- جنگ با مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 14

14 - كافرانى كه با مسلمانان پيمان عدم تعرض دارند ، هر چند به انگيزه مبارزه با اسلام به غير مهاجران هجوم برند ، مهاجران و انصار موظف به يارى آنان نيستند .

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

مراد از ميثاق به قرينه مقام، پيمان عدم تعرض و متاركه جنگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 13

13 - جنگ با اسلام و مسلمين ، جنگ با خداست .

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين

قرار داده شدن مشركان در برابر خدا - با اينكه آنان با اسلام و مسلمين مبارزه مى كردند - نشانگر اين حقيقت است كه: نبرد با اسلام و اسلامگرايان، جنگ با خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 8

8 - مشركان صدر اسلام ، آغازگر جنگ با مسلمانان

و هم بدءوكم أوّل مرّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 73 - 4

4 - حمايت نكردن از مسلمانانى كه براى دينشان مورد هجوم كافران هستند ، موجب فتنه و فسادى بزرگ خواهد شد .

فعليكم النصر . .. إلا تفعلوه تكن فتنة فى الأرض و فساد كبير

98- جنگ با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 203

7 - توبه - 9 - 10 - 12

12 - جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، جنگ دفاعى بود نه ابتدايى .

و أولئك هم المعتدون

از اين آيه شريفه و آيات پيش استفاده مى شود كه: خداوند به منظور دفاع از حقوق مسلمانان و كوتاه شدن دست دشمن از تجاوز به حقوق ايشان، معاهده صلح با مشركان را لغو و مسلمانان را به جنگ و نبرد با آنان فراخواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 1

1 - جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، به منظور نجات آنان از آيين شرك و بازگشت به توحيد و اسلام ، بود .

فإن تابوا و اقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

برداشت فوق از تفريع جمله «إن تابوا . .. » بر الغاى صلحنامه و اعلام جنگ با مشركان پيمان شكن (كيف يكون للمشركين عهد ... ) استفاده مى شود. قابل ذكر است كه «توبة» (مصدر تابوا) به معناى بازگشتن است ; يعنى، اگر مشركان به اسلام و توحيد بازگردند و ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 1،12

1 - تشويق و تشجيع مسلمانان صدر اسلام به جنگ با مشركان پيمان شكن و توطئه گر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

12 - مسلمانان صدر اسلام ، از نبرد با شرك پيشگان پيمان شكن ، در هراس بودند .

أتخشونهم

99- جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 6

6 - خداوند خواهان رويارويى مسلمانان با سپاه مسلح قريش و مشركان مكه

تودون أن . .. و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته

از مقابله دو جمله «تودون . .. » و «يريد اللّه ... » به دست مى آيد كه اراده خداوند بر خلاف خواسته مسلمانان در انتخاب يكى از دو گروه (كاروان تجارى و سپاه مسلح مشركان) بوده است.

100- جنگ با منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 204

7 - توبه - 9 - 52 - 4

4 - مؤمنان صدر اسلام در انتظار دستور الهى ، براى جنگ با منافقان و از ميان برداشتن جريان نفاق

و نحن نتربص بكم . .. بعذاب من عنده أو بأيدينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 12،13

12 - هشدار و تهديد خداوند به مسلمانان ، در مورد تعرض به كافران و منافقانى كه پيكار با آنان ممنوع شده است .

و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم

13 - حرمت تعرض و نبرد با منافقان و دشمنانى كه از نبرد با مسلمانان دست برداشته و خواهان صلح مى باشند .

فان اعتزلوكم فلم يقتلوكم و القوا اليكم السلم فما جعل اللّه لكم عليهم سبيلا

101- جنگ با موهنان به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 9

9 - مسلمانان صدر اسلام ، موظف بودند در صورت مشاهده طعن و توهين به دين الهى از سوى معاهدان مشرك ، با ايشان به پيكار برخيزند .

و إن نكثوا أيمنهم . .. و طعنوا فى دينكم فقتلوا أئمة الكفر

102- جنگ با مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 13،14

13 - رويارويى و نبرد با اهل ايمان ، ظلم است و محاربانِ با اهل ايمان ، ظالم هستند .

ليقطع طرفاً من الّذين كفروا . .. فانّهم ظالمون

14 - دشمنان محارب با اهل ايمان ، مستحقّ عذاب الهى

او يعذّبهم فانّهم ظالمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 5

5 - لشكركشى براى رويارويى با اهل ايمان ، عملى پسنديده در نظر شيطان زده كفرپيشگان مكه

إذ زين لهم الشيطن أعملهم

از مصاديق مورد نظر براى كلمه «أعملهم»، به قرينه آيات قبل و فرازهاى بعد، لشكركشى كافران مكه براى حضور در جنگ بدر

ص: 205

است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 11

11 - كافران بر اثر فقدان درك معارف الهى و ايمان نداشتن به حقايق دينى ، مردمى ناتوان در پيكار با اهل ايمان

بأنهم قوم لايفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 1،2

1 - اطمينان بخشى خدا به مؤمنان درباره ناتوانى منافقان و كافران از رويارويى مستقيم با آنان

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

ضماير فاعل «يقاتلون» به منافقان و كافران (يهود) - كه در آيات قبل مورد اشاره قرار گرفته اند - باز مى گردد و «جميعاً» نظر به اجتماع اين دو گروه دارد.

2 - كافران ( يهود ) ، پس از غزوه بنى نضير ، ناتوان از مقابله رويارو در ميدان نبرد با مؤمنان *

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

اين آيات، پس از آيات غزوه بنى نضير، آمده است; ازاين رو مى تواند ناظر به برنامه هاى آينده يهود باشد هر چند آنان در گذشته نيز قدرت رويارويى مستقيم نداشته اند. روشن است كه در اين احتمال، ضمير فاعل «يقاتلون» تنها به يهوديان بازگردد; نه آنان و منافقان (چنان كه در برداشت قبل آمده است).

103- جنگ با ناقضان معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 1

1 - تشويق و تشجيع مسلمانان صدر اسلام به جنگ با مشركان پيمان شكن و توطئه گر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 7

7 - جنگ با دشمنان پيمان شكن و دعوت آنان به توبه و بازگشت به دامن اسلام ، دستورى برخاسته از علم و حكمت خداوند

قتلوهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم

ص: 206

104- جنگ جالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 250 - 6

6 - شركت جالوت در صف مقدّم لشكريان خود *

و لمّا برزوا الجالوت و جنوده

تقديم ذكرى «جالوت» نشانه اين است كه مؤمنان اوّل با او روبرو شدند و سپس با لشكريانش ; و لازمه آن، در صف مقدّم بودن جالوت است.

105- جنگ جهانى در آخر الزمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 99 - 1

1- خداوند در آستانه قيامت ، مردم را به حال خود ر ها خواهد كرد و آنان با يورش هاى سيل آسا به هم ، به جنگى جهانى مبتلا خواهند شد .

و تركنا بعضهم يومئذ يموج فى بعض

«تركنا» عطف بر «جعله دكّاء» است. بنابراين، مضمون «و تركنا» نيز مربوط به حوادث قبل از قيامت است و «يومئذ» نيز بر اين مبنا، روزهاى نزديك به قيامت خواهد بود. ضمير «بعضهم» به مرجعى معنوى، مانند «الناس» باز مى گردد و مراد از «يموج فى بعض» داخل شدن برخى بر برخى ديگر است كه شايد اشاره به هجوم و تجاوزگرى گروهى از انسان ها به گروهى ديگر باشد.

106- جنگ حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 1،3،4

1 - حرمت جنگ در ماه هاى حرام

الشهر الحرام بالشهر الحرام

ماههاى حرام از آن جهت به حرام بودن توصيف شده اند كه برخى از امورى كه در غير آنها حلال است، در اين ماهها حرام است; از جمله آن امور - به قرينه آيات گذشته - جنگ مى باشد. ماههاى حرام عبارت است از: رجب، ذى القعده، ذى الحجه و محرم.

3 - كافران عصر بعثت نيز به حرمت و قداست ماه هاى حرام و ممنوعيت جنگ در آنها معتقد بودند .

الشهر الحرام بالشهر الحرام

4 - ضرورت دفاع از كيان اسلام و مسلمانان ، حكمى مهمتر از حفظ احترام ماه هاى حرام و حرام بودن جنگ در آن ماهها

الشهر الحرام بالشهر الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 207

3 - نساء - 4 - 90 - 12،13

12 - هشدار و تهديد خداوند به مسلمانان ، در مورد تعرض به كافران و منافقانى كه پيكار با آنان ممنوع شده است .

و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم

13 - حرمت تعرض و نبرد با منافقان و دشمنانى كه از نبرد با مسلمانان دست برداشته و خواهان صلح مى باشند .

فان اعتزلوكم فلم يقتلوكم و القوا اليكم السلم فما جعل اللّه لكم عليهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 3

3 - جنگ ، سلب كردن امنيت دشمن و ممانعت از سير و سياحت آنان در ماه هاى حرام ، ممنوع است .

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 4

4 - جنگيدن با كفار محارب ، پس از گرويدن آنان به اسلام ، ممنوع است .

فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين

جمله «فإخونكم فى الدين» اشاره به اين معنا دارد كه: كفار محارب با گرويدن به اسلام، برادران دينى مسلمانان محسوب شده و از آن پس، جنگيدن با آنان حرام است.

107- جنگ در راه طاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 3،4،15

3 - جنگ هاى كافران ، در راه طاغوت است .

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت

4 - نبرد در ركاب طاغوت ها ، نشانه كفر

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت

15 - كافران پيكارگر در جبهه طاغوت ، ضعيف و ناتوان

و الذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت . .. انّ كيد الشّيطان كان ضعيفاً

108- جنگ در ماه هاى حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 9،10،11،16،18،19

ص: 208

9 - در نظر خداوند ، جلوگيرى از راه خدا و كفر به او ، گناهى بزرگتر از جنگيدن در ماه هاى حرام است .

عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به . .. اكبر

بنابراينكه «صد عن سبيل اللّه»، مبتدا و «اكبر»، خبر آن باشد.

10 - در نظر خداوند ، جلوگيرى از ورود به مسجدالحرام ، گناهى بزرگتر از جنگيدن در ماه هاى حرام است .

الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير و صدّ عن سبيل اللّه . .. و المسجدالحرام .

بنابراينكه «و المسجدالحرام»، عطف بر «سبيل اللّه» باشد و «صدّ»، مبتدا و «اكبر»، خبر آن باشد. يعنى: «و صدّ عن سبيل اللّه و صدّ عن المسجدالحرام ... اكبر»

11 - در نظر خداوند ، بيرون راندن و آواره ساختن ساكنان مكه ، گناهى بزرگتر از جنگيدن در ماه هاى حرام است .

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه اكبر . .. و اخراج اهله منه اكبر

16 - اقدام برخى از مسلمين ( عبداللّه بن جحش و همراهان او ) به جنگ با كفارِ مكه در ماه حرام

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير

در شأن نزول آيه آمده كه عبداللّه بن جحش و همراهان او در ماه رجب به گروهى از كفار كه داراى مال التجاره بودند، حمله بردند و آنان را كشته و يا اسير كردند. (مجمع البيان و ديگر تفاسير.)

18 - جنگ در ماه هاى حرام ، موجب بازداشتن مردمان از راه خداوند و بازدارى آنان از مسجدالحرام و كفر به خداست .

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به و

بنابراينكه «و صدّ عن سبيل اللّه»، عطف بر «كبير» باشد: يعنى قتال فيه، صدّ عن سبيل اللّه و كفر به.

19 - گناه فتنه انگيزى ، بزرگتر از آدم كشى در ماه هاى حرام است .

قل قتال فيه كبير . .. و الفتنة اكبر من القتل

الف و لام در «القتل»، عهد است ; يعنى قتل در ماههاى حرام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 10

10 - آمرزش گناه مجاهدانى از صدر اسلام كه در ماه حرام با كفار جنگيدند . ( عبداللّه بن جحش و همراهان او )

ان الذين امنوا و الذين هاجروا

به دليل شأن نزول، از مصاديق اولى آيه، عبداللّه بن جحش و ياران او هستند كه پس از هجرت از مدينه به سوى نخله، با دشمن درگير شدند و آنان را كشتند و يا اسير كردند.

109- جنگ در ماههاى حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 3

3 - جنگ ، سلب كردن امنيت دشمن و ممانعت از سير و سياحت آنان در ماه هاى حرام ، ممنوع است .

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا

ص: 209

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 9

9 - شكستن حرمت ماه هاى حرام ( پرداختن به جنگ در آن ) ، ظلم به خويش و جامعه بشرى است .

فلا تظلموا فيهن أنفسكم

110- جنگ در مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 12،13،15

12 - نبرد در مسجد الحرام و نواحى آن حرام است .

و لاتقتلوهم عند المسجدالحرام

13 - در صورتى كه دشمنان دين در مسجدالحرام و نواحى آن عليه مسلمانان وارد جنگ شوند ، نبرد با آنان و كشتن شان واجب است .

و لاتقتلوهم عند المسجدالحرام حتى يقتلوكم فيه فإن قتلوكم فاقتلوهم

15 - فتنه انگيزى كافران ، مجوز كشتن و نبرد با آنها در مسجد الحرام و نواحى آن نيست .

و الفتنة أشد من القتل و لاتقتلوهم عند المسجدالحرام حتى يقتلوكم

جمله «و الفتنة . ..» بيان مى دارد كه كافران فتنه انگيز همانند كافران محارب هستندو لذا بايد باآنان نبرد كرد. به نظر مى رسد جمله «و لاتقاتلوهم عند المسجد الحرام ...» به منزله استثنا از اين قانون باشد; يعنى، فتنه انگيزى كافران، مجوز جنگ در مسجد الحرام نيست.

111- جنگ دفاعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 12

12 - جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، جنگ دفاعى بود نه ابتدايى .

و أولئك هم المعتدون

از اين آيه شريفه و آيات پيش استفاده مى شود كه: خداوند به منظور دفاع از حقوق مسلمانان و كوتاه شدن دست دشمن از تجاوز به حقوق ايشان، معاهده صلح با مشركان را لغو و مسلمانان را به جنگ و نبرد با آنان فراخواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 10

10 - حرمت آغاز جنگ در ماه هاى حرام و جواز جنگ هاى دفاعى و مقابله به مثل در برابر هجوم مشركان

منها أربعة حرم . .. فلا تظلموا فيهن أنفسكم و قتلوا المشركين كافة كما يقتلونكم

ص: 210

حرمت ماههاى حرام، مقتضى ترك جنگ در آن ماههاست ; ولى چون ممكن است دشمن اين حرمت را رعايت نكند، خداوند در اين صورت تكليف حرمت را از مسلمانان برداشته و فرموده كه همانند آنان، شما نيز بجنگيد.

112- جنگ دفاعى مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 12

12 - جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، جنگ دفاعى بود نه ابتدايى .

و أولئك هم المعتدون

از اين آيه شريفه و آيات پيش استفاده مى شود كه: خداوند به منظور دفاع از حقوق مسلمانان و كوتاه شدن دست دشمن از تجاوز به حقوق ايشان، معاهده صلح با مشركان را لغو و مسلمانان را به جنگ و نبرد با آنان فراخواند.

113- جنگ روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 10

10 - لزوم تأثيرپذيرى و استوارى جامعه ايمانى در برابر جنگ روانى و دسيسه هاى دشمنان

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه وليّهما

جمله «و اللّه وليّهما»، در واقع تذكرى است به مؤمنان و معتقدان ولايت الهى كه در هنگامه هاى دشوار، ولايت و حمايت الهى را فراموش نكنند و به عناصرى همچون عبداللّه بن ابى، كه در صدد سستى آفرينى و ايجاد دلهره در بين آنان است، گوش فراندهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 5،6

5 - اقدام مشركان مكه به جنگ تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناتوانى از مقابله منطقى با آن حضرت

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر

6 - روى آورى به اتهام و جنگ روانى تبليغى ، شيوه مخالفان پيام حق

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر

114- جنگ روانى جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 44 - 4

ص: 211

4 - تبليغات روانى ساحران به هنگام انجام عمليات خود

فألقوا . .. و قالوا بعزّة فرعون إنّا لنحن الغلبون

115- جنگ روانى دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 22

22 - سرزنش و جنگ روانى ، حربه دشمنان دين براى جلوگيرى از تلاش مسلمانان در جهت اعتلاى دين خدا

و لايخافون لومة لائم

116- جنگ روميان با ايرانيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 2 - 1

1 - شكست روميان ( دولت بيزانس ) در نبرد با ايرانيان در عصر بعثت

غلبت الروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 3 - 1،2،3

1 - نبرد ميان ايران و روم ، در نزديكى منطقه حجاز ( نواحى شام ) بوده است .

غلبت الروم فى أدنى الأرض

جبهه درگير با روميان مسيحى، به قول تاريخ نويسان، مجوسيان ايران بوده اند; الف و لام در «الأرض» براى عهد است و به قرينه «الروم» به سرزمين روميان اشاره دارد. ذكر «أدنى الأرض» و اهتمام به تعيين مكان نبرد، اين احتمال را تقويت مى كند كه مراد از «أدنى الأرض» نزديك ترين بخش روم به سرزمين عرب (حجاز) باشد.

2 - پيشگويى قرآن ، درباره پيروزى قريب الوقوع روميان شكست خورده بر ايرانيان پيروز

و هم من بعد غلبهم سيغلبون

3 - پيروزى روم بر ايران ، پس از شكست ، امرى به دور از انتظار

و هم من بعد غلبهم سيغلبون

آوردن «من بعد غلبهم» با اين كه در آيه قبل تصريح به شكست روميان شده است، مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه پيروزى آنان پس از شكست، براى مردم مكه، غيرمنتظره بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 1،4،5

ص: 212

1 - پيشگويى قرآن در مورد پيروزى روميان بر ايرانيان فاتح ، در خلال زمانى اندك ( سه تا ده سال )

فى بضع سنين

كلمه «بضع» بر عددى اطلاق مى شود كه از سه بالاتر و از ده كمتر باشد (لسان العرب).

4 - پيروزى روميان شكست خورده ، پس از زمانى كوتاه ، جلوه اى از حاكميّت اراده خداوند بر تمامى رخداد هاى تاريخ است .

غلبت الروم . .. للّه الأمر

بيان اختصاص همه امور به خداوند، پس از ذكر پيشگويى پيروزى روميان، نوعى تعليل براى پيروزى غير مترقبه آنان است.

5 - قرآن از برانگيخته شدن احساسات شادمانه مؤمنان صدر اسلام در روز پيروزى روميان بر ايرانيان ، خبر داده است .

و هم من بعد غلبهم سيغلبون . .. و يومئذ يفرح المؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 5 - 2

2 - برخوردارى روميان از امداد هاى الهى در نبردِ پيروزمندِ خويش با ايرانيان ، مايه سرور و شادمانى مؤمنان عصر بعثت شد .

و يومئذ يفرح المؤمنون بنصر اللّه

«بنصر اللّه» مى تواند متعلق به «يفرح» در آيه قبل باشد; يعنى، مؤمنان به سبب اين كه پيروزى روميان به امدادهاى خداوند است، شادمان مى شوند.

117- جنگ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 3

3 - جنگ هاى كافران ، در راه طاغوت است .

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت

118- جنگ مسلمانان با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 2

2 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از وقوع نبردى ميان مسلمانان و يهوديان پيمان شكن ، پيش از واقع شدنش ، آگاه ساخت .

فشردبهم من خلفهم

«ثقف» مصدر «تثقفن» به معناى دستيابى و تسلط پيدا كردن است. «إما» مركب از «إن» شرطيه و «ما»ى زايد است. تأكيد جمله شرطيه با نون تأكيد ثقليه و «ما»ى زايده حكايت از آن دارد كه شرط، يعنى وقوع جنگ و تسلط مسلمانان بر يهوديان، تحقق خواهد يافت. بنابراين معناى جمله شرط چنين خواهد بود: اگر نبردى با يهوديان رخ داد و بر آنان مسلط شدى، كه البته چنين خواهد شد ... .

ص: 213

119- جنگ مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 1

1 - جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، به منظور نجات آنان از آيين شرك و بازگشت به توحيد و اسلام ، بود .

فإن تابوا و اقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

برداشت فوق از تفريع جمله «إن تابوا . .. » بر الغاى صلحنامه و اعلام جنگ با مشركان پيمان شكن (كيف يكون للمشركين عهد ... ) استفاده مى شود. قابل ذكر است كه «توبة» (مصدر تابوا) به معناى بازگشتن است ; يعنى، اگر مشركان به اسلام و توحيد بازگردند و ... .

120- جنگ ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 3

3 - جنگ هاى كافران ، در راه طاغوت است .

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت

121- جنگ يهود با مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 7

7 - وجود برخورد هاى پراكنده و انفرادى ، ميان يهوديان تبعيدى و مسلمانان *

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

ذكر واژه «جميعاً»، مى تواند از آن جهت باشد كه يهوديان اخراجى از مدينه، فقط در نبردهاى جمعى از برخورد مستقيم با مسلمانان پرهيز مى كردند; ولى ممكن است آنان برخوردهاى انفرادى مستقيم داشته باشند.

122- حرمت جنگ در ماههاى حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 2

2 - جواز جنگ در ماه هاى حرام در صورت تجاوز دشمنان در آن ماهها

ص: 214

الشهر الحرام بالشهر الحرام

«باء» در «بالشهر» باى مقابله يا عوض است و مقصود از اين مقابله - به قرينه فرازهاى بعد و با توجه به آيه هاى پيشين كه درباره جنگ بود - اين معناست: اگر دشمن با جنگ عليه شما حرمت ماههاى حرام را نقض كرد، شما نيز مى توانيد حرمت اين ماهها را ناديده گرفته و عليه آنان به مبارزه برخيزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 10

10 - حرمت آغاز جنگ در ماه هاى حرام و جواز جنگ هاى دفاعى و مقابله به مثل در برابر هجوم مشركان

منها أربعة حرم . .. فلا تظلموا فيهن أنفسكم و قتلوا المشركين كافة كما يقتلونكم

حرمت ماههاى حرام، مقتضى ترك جنگ در آن ماههاست ; ولى چون ممكن است دشمن اين حرمت را رعايت نكند، خداوند در اين صورت تكليف حرمت را از مسلمانان برداشته و فرموده كه همانند آنان، شما نيز بجنگيد.

123- حقوق دشمنان در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 4،8

4 - ضرورت رعايت حقوق دشمنان حتى در جنگ با آنان

و قتلوا فى سبيل اللّه الذين يقتلونكم و لاتعتدوا

8 - مجاهدان ، در صورتى كه از حدود الهى در جنگ تجاوز كنند و يا حقوق دشمنان را رعايت ننمايند ، از محبت خداوند محروم خواهند شد .

إن اللّه لايحب المعتدين

124- خطر جنگ در دوران داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 7

7- مردمى كه با داوود ( ع ) زندگى مى كردند ، در معرض هجوم نظامى دشمن قرار داشتند .

داود . .. و علّمنه صنعة لبوس لكم لتحصنكم من بأسكم

آيه شريفه در مقام امتنان بر مردمى است كه با داوود(ع) زندگى مى كردند; زيرا مخاطب «كم» دراين آيه آنان هستند. اين امتنان آن گاه صحيح است كه آنان در معرض هجوم دشمن و مبتلا شدن به خطرات آن باشند.

ص: 215

125- خودسازى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 11

11 - لزوم خودسازى ، پيش از نبرد با كفّار

و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة فلمّا كتب عليهم القتال

126- دعوت به جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 12

12 - يوشع و كالب ، در عين ترس از دشمن ، مردم را براى يورش به سرزمين مقدس فرا خواندند .

قال رجلان من الذين يخافون

برداشت فوق مبنى بر اين است كه مفعول محذوف «يخافون»، «جبارين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 128 - 11

11 - رنج و اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مشكلات مسلمانان ، در عين فراخوانى آنان به جنگ با دشمنان و تحمل سختى هاى نبرد

رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم

با توجه به اينكه در آيات قبل، سخن از جنگ تبوك و مشكلات توان فرساى آن بود و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مؤمنان را به شركت در آن فرمان داده بود، يادآورى خصلتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در پايان اين بخش، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

127- دعوت به جنگ سخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 1

1 - دعوت خداوند از متخلّفان سفر حديبيه ، براى شركت در جنگى دشوار به منظور جبران گذشته خود

قل للمخلّفين . .. ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد

128- ذكر خدا در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 103 - 1

ص: 216

1 - مجاهدان در ميدان نبرد بايد همواره به ياد خدا باشند .

فاذا قضيتم الصلوة فاذكروا اللّه قيماً و قعوداً و على جنوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 45 - 2،3

2 - لزوم زياد ياد كردن خدا به هنگام رويارويى با دشمنان دين و نبرد با آنان

إذا لقيتم فئة فاثبتوا و اذكروا اللّه كثيرا

«اذكروا اللّه» مى تواند عطف بر «اثبتوا» باشد كه در حقيقت جواب شرط «إذا لقيتم» خواهد بود. بر اين مبنا مقصود، زياد ياد كردن خدا به هنگام نبرد است. همچنين «اذكروا ... » مى تواند جمله مستانفه باشد. در اين صورت زياد ياد كردن خدا برنامه اى است براى تمامى مراحل زندگى كه از مصاديق آن هنگام رويارويى با دشمنان است.

3 - پايدارى اهل ايمان در صحنه هاى پيكار همراه با ياد مداوم خدا ، زمينه ساز پيروزى آنان بر دشمنان دين

فاثبتوا و اذكروا اللّه كثيرا لعلكم تفلحون

«لعلكم» علاوه بر اينكه متعلق بر «اذكروا اللّه» است، مى تواند متعلق به «فاثبتوا» نيز باشد. در اين صورت مراد از «فلاح»، پيروزى در جنگ است.

129- رعايت مصالح در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 14

14 - اسير گرفتن از دشمن قبل از سركوبى كامل آنان ، زمينه ساز شكست و خلاف حكمت و مصلحت

ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم

تذكر به عزت و حكمت خداوند پس از نهى وى از اسير گرفتن قبل از تحكيم موقعيت، اشاره به اين حقيقت دارد كه تخلف از آن نهى خلاف مصلحت و زمينه ساز شكست مى باشد.

130- روش مقابله با جنگ روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 12

12 - ايجاد اميد در دل جامعه و بى تأثير جلوه دادن تبليغات بدخواهان و ضعيف نشان دادن آنان ، شيوه اى مؤثر در جنگ روانى

إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لاتحسبوه شرًّا لكم بل هو خير لكم

برداشت فوق از آنجاست كه آيه شريفه درصدد افشاگرى و خنثى سازى توطئه دشمنان و بدخواهان و نيز دلدارى به مؤمنان است.

ص: 217

131- زمينه پيروزى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 13،17

13 - رهنمود ها و دستورات الهى در زمينه مسائل جنگ ، حكيمانه و به كارگيرى آنها زمينه ساز پيروزى است .

ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم

17 - سركوبى دشمنان دين و پرهيز از گرفتن اسير در ميدان نبرد تا پيش از استقرار حكومت حق ، زمينه ساز پيروزى دين و امرى حكيمانه است .

و اللّه عزيز حكيم

132- زمينه جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 11

11 - دنياطلبى ، از ريشه هاى بروز جنگ ها و درگيرى هاى خونين ميان گروه هاى معتقد به آيين الهى است .

ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 12

12 - روابط نامشروع اقتصادى ، زمينه بروز خونريزى و جنگ هاى داخلى

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم

عطف جمله «لا تقتلوا» بر جمله «لا تاكلوا»، مى تواند بيانگر ترتب قتل و خونريزى بر تصرفات نامشروع باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 5،8

5 - گروه گروه شدن، زمينه درگيرى و خونريزى و نشانه عذاب الهى است.

أو يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم بأس بعض

8 - شرك زمينه ساز نزول عذابهاى گوناگون و پيدايش جنگ و اختلاف در جامعه

ثم أنتم تشركون. قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

133- زمينه شكست در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 14

ص: 218

14 - اسير گرفتن از دشمن قبل از سركوبى كامل آنان ، زمينه ساز شكست و خلاف حكمت و مصلحت

ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم

تذكر به عزت و حكمت خداوند پس از نهى وى از اسير گرفتن قبل از تحكيم موقعيت، اشاره به اين حقيقت دارد كه تخلف از آن نهى خلاف مصلحت و زمينه ساز شكست مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 5،6

5 - گرفتن اسير در جنگ بدر مقتضى شكست مسلمانان در آن نبرد

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

برخى برآنند كه مراد از «عذاب عظيم» شكست از دشمن در كارزار بدر است و مقصود از «كتب من اللّه . .. » وعده پيروزى است كه خداوند پيش از وقوع جنگ بدر مسلمانان را به آن بشارت داد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: اگر وعده الهى به پيروزى شما (رزمندگان بدر) نبود، به سبب گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن به شكست سختى گرفتار مى شديد. (برگرفته شده از روح المعانى).

6 - تقدير و قضاى الهى بر پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، مانع شكست مسلمانان ، على رغم تحقق مقتضى آن ( گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن )

لو لا كتب . .. عذاب عظيم

134- زمينه صبر در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 9

9 - باور به همراهى خدا با مجاهدان صابر ، زمينه ساز تحمل سختى هاى نبرد و صبر در برابر ناملايمات آن

و اصبروا إن اللّه مع الصبرين

135- زيانهاى جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 2

2 - پى آمد هاى شوم جنگ براى مردم و حكومت ، دليل تمايل بلقيس به روش هاى مسالمت آميز

قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها

ص: 219

136- زيركى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 9،10،12،24

9 - وجوب همراه داشتن سلاح و حفظ هوشيارى و احتى اط ، به هنگام اداى نماز خوف

و ليأخذوا اسلحتهم . .. و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم

ظاهراً مراد از ضمير در «ليأخذوا» همان كسانى هستند كه به نماز ايستاده اند، نه آن گروهى كه مشغول پاسدارى هستند.

10 - لزوم احتى اط و هوشيارى بيشتر مجاهدان ، به هنگام تعويض و جابجايى در نماز خوف *

و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم

تصريح به لزوم هوشيارى در مورد دسته دوم (و ليأخذوا حذرهم)، بيانگر ضرورت احتى اط بيشتر در تعويض و جابجايى دارد.

12 - برابرى نقش هوشيارى و آمادگى هاى لازم نظامى در جنگ ، با سلاح و تجهيزات

و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم

مراد از «حذر» احتراز از دشمن است كه از آن به هوشيارى نظامى تعبير شده است. و چون هوشيارى در برابر دشمن را در كنار آمادگى تسليحاتى آورده و هر دو را با كلمه «اخذ» (گرفتن) تعبير كرده، دلالت بر كارسازى يكسان آنها دارد; بلكه تقدم «حذر» مى تواند حاكى از اهميت بيشتر آن باشد.

24 - كسانى كه در نماز خوف مجاز به زمين گذاشتن سلاح خويش هستند ، بايد همچنان هوشيار و مراقب باشند .

و لاجناح عليكم . .. ان تضعوا اسلحتكم و خذوا حذركم

137- سازماندهى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 3

3 - بازسازى مجدد سپاه اسلام توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پراكندگى و شكست در جنگ احد

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

138- سختى جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 14

14 - يادآورى گمراهى مؤمنان پيش از بعثت و هدايتشان در پرتو تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عامل تقويت اراده آنان در تحمّل دشوارى هاى مولود جنگ

اذ تصعدون و لا تلون . .. و لئن قتلتم فى سبيل اللّه ... لقد منّ اللّه على المؤمني

با توجّه به ارتباط اين آيه و آيات مربوط به جنگ احد.

ص: 220

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 72 - 4،5

4 - دور ماندن از مصائب جنگ ، نعمتى الهى در بينش سست عنصران متخلف از جهاد

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ اذ لم اكن معهم شهيداً

5 - نعمت شمردن دورى از مصائب و مشكلات جنگ ، بينشى ناپسند

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ اذ لم اكن معهم شهيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 4،16

4 - سختى ها و رنج هاى ناشى از رويارويى با دشمنان دين ، نبايد موجب سستى در پيكار با آنان شود .

و لاتهنوا . .. ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون

16 - دشوارى ها و سختى هاى پيش آمده براى اهل ايمان به هنگام نبرد با دشمنان ، داراى حكمت و مصلحت

ان تكونوا تألمون . .. و كان اللّه عليماً حكيماً

توصيف خداوند به «حكيماً»، پس از بيان علم خداوند به دردها و مصيبتهاى اهل ايمان، براى رساندن اين معناست كه اين رنجها و گرفتاريها داراى حكمت و مصلحت است و لذا از آن جلوگيرى نمى كند، نه اينكه از ديد خداوند مخفى باشد.

139- سختى ها جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 12

12 - سستى و هراس در هنگامه هاى دشوار ( همانند جنگ ) و تصميم به نافرمانى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به تنهايى ، موجب خروج از ولايت و حمايت الهى نيست .

اذ همّت . .. و اللّه وليّهما

جمله «و اللّه وليّهما»، در عين اعتراض به گروههايى كه قصد انحراف از جنگ و نافرمانى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را داشتند، بيانگر اين است كه اين تصميمشان، باعث نشد كه ولايت الهى از آنان منقطع شود.

140- سختيهاى جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 5،10

5 - مقاومت و صبر پيروان انبياى گذشته در برابر سختى هاى جنگ و مشكلات

ام حسبتم . .. مسّتهم البأساء و الضراء

درخواست نصرت الهى از جانب پيامبران و مؤمنان پس از آزار جنگ و مصائب و مشكلات، بيانگر مقاومت آنان است.

ص: 221

10 - ايمان و اميد پيامبران و مؤمنان به نصرت الهى و امداد هاى غيبى ، به هنگام مواجهه با مصائب و مشكلات جنگ

حتى يقول الرسول و الذين امنوا معه متى نصر اللّه

جمله «متى نصر اللّه» كه سؤال از وقت يارى خداست، بيانگر اين معناست كه آنان به اصل يارى خدا به هنگام رويارويى با دشمنان، ايمان داشتند و به آن دل بسته بودند.

141- شايعه در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 - 8

8 - كارآمد نبودن تبليغات سوء و جنگ روانى ، در بازداشتن مؤمنان از شركت در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا

الّذين قال لهم النّاس . .. فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل

زيرا در عين تبليغات سوء دشمن، مؤمنان براى شركتِ در نبرد حركت كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 2

2 - شايعه پراكنانى كه مردم را از جهاد مى ترسانند ، شيطانند .

قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

بنابر اينكه «ذلكم»، اشاره به همان مردمى باشد كه مؤمنان را از جنگ مى ترساندند.

142- شجاعت در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 12

12 - لزوم استوارى در برابر جنگ روانى دشمنان و نهراسيدن از استهزاى آنان

و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون

143- شرايط جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 22

22 - جنگيدن بدون توان و آمادگى براى پايدارى ، در حكم خودكشى است .

و لا تقتلوا انفسكم

ص: 222

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: لا تخاطروا بنفوسكم فى القتال فتقاتلون من لا تطيقونه.

_______________________________

تفسير تبيان، ج 3، ص 180 ; نورالثقلين، ج 1، ص 472، ح 200 ; مجمع البيان، ج 3، ص 60.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 16

16 - جنگ اهل ايمان و نيز صلح آنان ، همواره بايد بر اساس موازين تعيين شده از سوى خداوند صورت گيرد .

فان اعتزلوكم . .. فما جعل اللّه لكم عليهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 14

14 - جنگ و صلح مؤمنان ، همواره بايد بر اساس موازين تعيين شده از سوى خداوند صورت گيرد .

و اولئكم جعلنا لكم عليهم سلطاناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 3

3 - سفرهاو مأموريت هاى جنگى مؤمنان ، بايد همراه با تحقيق و تأمل كافى در همه امور مربوط به جنگ باشد . *

يا ايّها الّذين امنوا اذا ضربتم فى سبيل اللّه فتبيّنوا

به نظر مى رسد متعلّق حذف شده از «تبيّنوا»، تمام امورى است كه در رابطه با جنگ مطرح مى باشد و تميز كافر از مؤمن، اشاره به مصداقى است كه بايد مدّ نظر باشد و مورد تبيين قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 2

2 - لزوم دادن فرصت مناسب به دشمنان پيمان شكن ، براى توبه و بازگشت به دامن اسلام ، پيش از جنگ با آنان

براءة من اللّه و رسوله . .. فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 3

3 - لزوم توجّه به كيفيت نيرو هاى رزمى و نه صرفاً توجّه به كميت آنان

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

144- شرايط جنگ در ماههاى حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 223

1 - بقره - 2 - 194 - 2

2 - جواز جنگ در ماه هاى حرام در صورت تجاوز دشمنان در آن ماهها

الشهر الحرام بالشهر الحرام

«باء» در «بالشهر» باى مقابله يا عوض است و مقصود از اين مقابله - به قرينه فرازهاى بعد و با توجه به آيه هاى پيشين كه درباره جنگ بود - اين معناست: اگر دشمن با جنگ عليه شما حرمت ماههاى حرام را نقض كرد، شما نيز مى توانيد حرمت اين ماهها را ناديده گرفته و عليه آنان به مبارزه برخيزيد.

145- شروع جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 6

6 - مسلمانان نبايد آغازگر جنگ عليه دشمنان خويش باشند . *

و قتلوا فى سبيل اللّه الذين يقتلونكم و لاتعتدوا

146- شكست در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 3

3 - بازسازى مجدد سپاه اسلام توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پراكندگى و شكست در جنگ احد

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

147- عدالت در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 9

9 - مسلمانان ، موظف به رعايت عدالت حتى در جنگ با دشمنان

فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم

148- عذاب با جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 4

ص: 224

4 - تقسيم شدن مردم به فرقه هاى مختلف و درگيرى و جنگ بين آنان، از انواع عذاب الهى بر مردم است.

أو يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم بأس بعض

«شيع»، جمع «شيعه»، به معنى گروهها و فرقه هاست و «بأس» نيز به معنى جنگ و يا شدت جنگ است. (لسان العرب). جمله «و يذيق ...» عطف تفسير و يا عطف سبب بر مسبب است، يعنى نتيجه گروه گروه شدن جنگ و درگيرى است.

149- عفو خطاهاى فرماندهى جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 10

10 - خطا و لغزش رهبر جامعه و فرماندهان نظامى ، قابل اغماض و بخشش

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا

150- علما و جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 11

11 - تحصيل كنندگان دانش دين ، معاف از شركت در جنگ در صورت نياز جامعه به دانش آنان و عدم نياز جدى به حضورشان در جنگ

ما كان المؤمنون لينفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليفقهوا فى الدين

151- عوامل پيروزى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 9

9 - فرستادن آرامش خاطر به سوى بنى اسرائيل از جانب خداوند ، به منظور استقامت و كاستن دلهره و اضطراب آنان در پيكار با دشمنان

ابعث لنا ملكاً نقاتل . .. ان ياتيكم التّابوت فيه سكينة

مراد از «سكينة» به مناسبت آيات قبل كه درباره جهاد و نبرد با دشمنان بود، يا خصوص آرامش و رفع نگرانى و دلهره در رويارويى با متجاوزان است و يا مصداق بارز و مورد نظر از آرامش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 26،27

ص: 225

26 - توجّه و باور به امكان پيروزى جمعيّت هاى كيفى - هر چند كم باشند - بر نيرو هاى عظيم كمّى ، تسكين بخش رزمندگان

كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة

معتقدان به لقاءاللّه (الذين يظنّون . .. ) در مقابل عدّه ديگر چنين گفتند: «كم من ... » تا آنان را براى مقابله با دشمن مُهيّا سازند و ترس و دلهره آنان را بزدايند.

27 - معتقدان به لقاى خداوند ، پيروزى در جنگ را از جانب خداوند مى دانند .

قال الذين يظنّون . .. غلبت فئة كثيرة باذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 1،2،4،9

1 - صبر ، ثبات قدم و نصرت الهى ، از عوامل پيروزى بر دشمنان

قالوا ربّنا افرغ علينا صبراً . .. فهزموهم باذن اللّه

فاء تفريع در «فهزموهم» بيانگر اين است كه پيروزى اهل ايمان و هزيمت جالوتيان، نتيجه مطالب گذشته (صبر، ثبات قدم و . .. ) بوده است.

2 - نقش دعا در پيروزى رزمندگان جبهه حقّ

قالوا ربّنا . .. فهزموهم باذن اللّه

4 - هزيمت و شكست سپاهيان جالوت به اذن الهى ، در برابر نيروى اندك طالوتيان

فهزموهم باذن اللّه

9 - ضرورت ضربه زدن به قلب لشكر و فرماندهى آن ، جهت دستيابى به پيروزى بر دشمن

فهزموهم باذن اللّه و قتل داود جالوت

بنابراينكه «واو» در «و قتل . .. » حاليّه باشد و با الغاى خصوصيّت از مورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 8،9

8 - نقش تعيين كننده برآورد نيرو هاى دشمن ، در روحيه رزمندگان و سرنوشت جنگ

يرونهم مثليهم رأىَ العين

9 - بهره گيرى از عمليّات فريب نيرويى ، عاملى مؤثر در پيروزى

يرونهم مثليهم رأىَ العين

برآورد نادرست مشركان از نيروهاى مسلمانان، موجب شكست آنها در جنگ بدر شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 150 - 8

8 - توجّه به ولايت الهى و اعتقاد به يارى حتمى خداوند ، از عوامل تقويت روحيه اهل ايمان در هنگامه هاى دشوار و نبرد با دشمنان

بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

ص: 226

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 14

14 - روحيه رزمندگان داراى تأثيرى بسزا در اقدام به جنگ و پيروزى و شكست آنان

إذ يريكهم اللّه . .. إنه عليم بذات الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 15

15 - پرهيز از گرفتن اسير در ميدان نبرد تا پيش از سركوبى كامل دشمن ، امرى حكيمانه و موجب پيروزى دشمنان دين است .

ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم

توصيف خداوند به عزتمندى و كاردانى پس از تأكيد بر حرمت گرفتن اسير پيش از سركوبى دشمن، اشاره به اين دارد كه اين حكم، حكمى حكيمانه است و اجراى آن زمينه ساز عزتمندى و پيروزى مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 4

4 - خداوند با القاى وحشت و دلهره در دل هاى كفرپيشگان تقويت كننده روحيه جامعه ايمانى در رويارويى با آنان

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 8

8 - سرنوشت ساز بودن آمادگى رزمى و مانور مسلمين بعد از جنگ احد

الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

سازماندهى سپاه اسلام پس از مصيبتهاى وارد آمده در جنگ احد و دعوت مجدد حتى از مجروحان براى شركت در جنگ، حكايت از سرنوشت ساز بودن اين آمادگى و بسيج نيرو دارد.

152- عوامل جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 253 - 9،16

9 - اختلافات اعتقادى ميان پيروان مذاهب ، از عوامل وقوع جنگها

و لو شاء اللّه ما اقتتل . .. و لكن اختلفوا

16 - پيروان انبيا پس از ايشان اختلاف كردند ; برخى ايمان و بعضى كفر را برگزيدند و با يكديگر پيكار نمودند .

من بعدهم . .. و لكن اختلفوا ... و لو شاء اللّه ما اقتتلوا

ص: 227

153- عوامل سستى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 20

20 - ترس از هيبت سپاه دشمن ، از عوامل ايجاد ترديد و سستى اراده در پيكار *

قالوا لا طاقة لنا اليوم بجالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورتى كه كافران بدر را در رؤياى خويش لشكرى بزرگ مى ديد ، مسلمانان در تصميم بر نبرد سست شده و بر سر آن اختلاف مى كردند .

و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم فى الأمر

«فى الأمر» متعلق به «لتنزعتم» و نيز «فشلتم» است و «ال» در آن عهديه و اشاره به جنگ بدر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 1

1 - وجود ناخرسندى ميان مسلمانان صدر اسلام ، نسبت به لغو اعتبار پيمان عدم تعرض و ترديد و دودلى آنان در پيكار با مشركان پيمان شكن

كيف و إن يظهروا عليكم

كلمه «كيف» - كه براى استفهام انكارى است - مفيد برداشت فوق است.

154- عوامل شكست در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 111 - 9

9 - فِسْق ، زمينه ساز ضعف روحيه و فرار از جنگ

و اكثرهم الفسقون . .. و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ثم لا ينصرون

توصيف يهود به فسق و سپس بيان شكست آنان، حاكى از ارتباط اين دو مسأله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 127 - 1،4،5

1 - هلاكتِ بخشى از قواى دشمن و خوار شدن بخشى ديگر ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً من الّذين كفروا او يكبتهم

برداشت فوق، با عنايت به ملحوظات ذيل است. يكم اينكه: «ليقطع» و «يكبتهم»، به جمله «و لقد نصركم اللّه ببدر» متعلق باشد. دوّم اينكه: «قطع» به معناى هلاك كردن باشد، چنانچه در روح المعانى آمده است. سوّم اينكه: «او» در «او يكبتهم»، براى

ص: 228

تنويع باشد; يعنى عدّه اى به هلاكت و عدّه اى ديگر به ذلّت و خوارى كشانده شدند.

4 - بازگشت ذليلانه و نااميدانه باقيمانده كافران ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع ... فينقلبوا خائبين

جمله «فينقلبوا . .. »، عطف بر «ليقطع» است بنابراين بازگشت ذليلانه و نااميدانه كافران، از اهداف پيروزى بدر خواهد بود و به مقتضاى «فاء» تفريع، اين بازگشت، نتيجه هلاكت و اسارت بخشى از كافران بوده است.

5 - هلاكت و خوارى بخشهايى از قواى دشمنان دين ، در جنگ بدر ، عاملى در تخريب روحيّه ساير نيروها

ليقطع طرفاً . .. فينقلبوا خائبين

«خائبين» از «خيبة»، به معنانى يأس، نااميدى و نامرادى، حكايت از اثر روانى در باقيمانده كفّار است كه به مقتضاى «فاء» در «فينقلبوا»، اين نااميدى، نتيجه هلاكت و خوارى و اسارت گروه زيادى از دشمنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 14

14 - روحيه رزمندگان داراى تأثيرى بسزا در اقدام به جنگ و پيروزى و شكست آنان

إذ يريكهم اللّه . .. إنه عليم بذات الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 8

8 - سستى ، نزاع و تفرقه و سرپيچى از فرماندهى ، از عوامل شكست جنگجويان

حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم

155- عوامل طبيعى و جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 14،18

14 - ريزش باران در آستانه جنگ بدر ، از عوامل مؤثر در پيروزى مسلمانان در آن جنگ

و ينزل عليكم . .. و يثبت به الأقدام

18 - استحكام اردوگاه مسلمانان و استوارى گام هاى آنان بر شنزار محل اقامتشان ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم . .. و يثبت به الأقدام

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الاقدام» گامهاى مجاهدان باشد. بنابراين «و يثبت به الاقدام» يعنى هدف از نزول باران اين بود كه خداوند گامهاى شما را استوار سازد و از لغزش و فرو رفتن در شنزارها بازدارد.

ص: 229

156- عهدشكنان جنگ افروز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 6

6 - عبرت گرفتن از سرنوشت پيمان شكنان جنگ آفرين عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه اسلامى ، از اهداف فرمان خداوند بر شدت مجازات آنان

فشردبهم من خلفهم لعلهم يذكرون

«تذكر» (مصدر يذكرون) به معناى دريافتن و همواره به خاطر داشتن است. جمله «لعلهم يذكرون» تعليل براى «فشردبهم» است. يعنى هدف از شدت مجازات اين است كه كفرپيشگان، توان مسلمين را دريابند و همواره به خاطر بسپارند تا در آينده عليه جامعه اسلامى توطئه نكنند.

157- غنايم جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 4

4 - مجاهدان بدر پيش از غلبه كامل بر دشمن ، براى دستيابى به منافعى مادى ، به گرفتن اسير اقدام كردند .

ما كان لنبى . .. تريدون عرض الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 27 - 1،2

1 - سرزمين ها و خانه ها و مال هاى يهود بنى قريظه ، در غزوه بنى قريظه ، به تملك مسلمانان درآمد .

و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم

2 - خداوند فراهم آورنده زمينه تملّك اموال و خانه و سرزمين يهود بنى قريظه براى مسلمانان مدينه

و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 9

9 - غنايم به دست آمده در جهاد هاى اسلامى ، از روزى هاى پاكيزه خداوند براى مسلمانان *

و رزقكم من الطيبت

158- غنيمت جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 1،11

ص: 230

1 - غنيمت و پيروزى در جهاد ، فضل الهى است .

خذوا حذركم فانفروا . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه

مصداق مورد نظر از «فضل» در اين آيه، غنيمت و پيروزى است.

11 - مسلمانان دنياطلب ، به چنگ آوردن غنيمت در سايه پيروزى ظاهرى را فوز عظيم ( رستگارى بزرگ ) مى شمرند .

و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ . .. فافوز فوزاً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 4

4 - شركت منافقان در جنگ ، تنها براى تأمين منافع شخصى و سهيم شدن در غنايم جنگى است .

الذين يتربّصون بكم فإن كان لكم فتح من اللّه . .. و نمنعكم من المؤمنين

ظاهراً مراد از جمله «الم نكن معكم» شركت در جهاد و همراهى مسلمانان در جنگ است.

159- غنيمت جنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 15

15 - دستيابى مسلمانان پيكارگر احد بر غنائم جنگى ، به دنبال شكست ابتدايى مشركان قريش

من معد ما اريكم ما تحبّون

اگر چه مراد از «ما تحبّون» پيروزى بر دشمن است، و لكن در آيه شريفه مى تواند لازمه آن، يعنى غنيمت نيز مراد باشد; به دليل «منكم من يريد الدّنيا».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 15،17،20،22

15 - اندوه و حسرت مسلمانان به خاطر از دست دادن غنائم جنگى و جراحاتى كه در نبرد احد به آنان رسيد .

فاثابكم غمّا بغمّ لكيلا تحزنوا على مافاتكم و لا ما اصابكم

مراد از «غمّ» (غم دوّم) بايد غمى ناپسند باشد ; چرا كه خداوند آن را به غم پسنديده تبديل كرد و آن را پاداشى بر مسلمانان قرار داد و به قرينه «لكيلا . .. »، آن غم ناپسند همان از دست دادن غنائم و جراحات وارد شده بر مسلمانان بوده است.

17 - تبديل اندوه از دادن غنائم به اندوه تمرد از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موهبتى الهى به رزمندگان احد

فاثابكم غمّا بغمّ

كلمه «اثابكم» دلالت بر اين معنا دارد كه اين تبديل و جايگزينى لطف و موهبتى از جانب خداوند بوده است.

20 - اندوه مسلمانان از شكست و از دست دادن غنائم و مبتلا شدن به مصيبت ها در كارزار احد ، تاوان اندوهى كه بر دل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گذاردند .

فاثابكم غمّا بغمّ

بنابر اينكه «اثاب» به معناى مجازات باشد نه پاداش، و مراد از «غمّا»، اندوه مسلمانان به خاطر از دست دادن غنائم و مراد از

ص: 231

«بغمّ»، غمى باشد كه بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد كردند. و «باء» در «بغمّ» به معناى سببيّت گرفته شده است.

22 - هجوم اندوه هاى ناشى از نافرمانى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و عدم موفقيّت در كارزار احد ، برخاسته از اراده الهى براى به فراموشى سپردن اندوه از دست دادن غنائم و جراحات وارده بر ايشان

فاثابكم غمّا بغمّ لكيلا تحزنوا على مافاتكم و لا ما اصابكم

بنابر اينكه «لكيلا» متعلق به «اثابكم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 3،5

3 - امانتدارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جمع آورى و تقسيم غنايم

و ما كان لنبىّ ان يغلّ

در شأن نزول آيه آمده كه تيراندازان گماشته شده بر تپه احد، سنگر خويش را به اين پندار رها كردند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله)، غنايم را بين همه رزمندگان تقسيم نخواهد كرد و هر كس هر چه به دست آورد، از آن او خواهد شد. (مجمع البيان، ذيل آيه).

5 - گمان باطل برخى از مسلمانان صدر اسلام مبنى بر خيانت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غنايم جنگى

و ما كان لنبىّ ان يغلّ

در برخى از شأن نزولهاىِ مربوط به آيه آمده كه غنيمتى از غنايم جنگى بدر مفقود شد و عدّه اى چنين پنداشتند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آن را تصاحب كرده است. (مجمع البيان، ذيل آيه.) و از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: ... الم ينسبوا نبيّنا محمّداً (صلی الله علیه و آله) ... الم ينسبوه يوم بدر الى انّه اخذ لنفسه من المغنم قطيفة حمراء حتّى اظهره اللّه عزّ و جلّ على القطيفة و برء نبيّه من الخيانة و انزل بذالك فى كتابه «و ما كان لنبىّ ان يغلّ ... ».

_______________________________

امالى صدوق، ص 92، مجلس 22، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 324، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 - 16

16 - دست يافتن مؤمنان مجاهد به منفعت مالى در غزوه بدر صغرا

فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل

بر اساس شأن نزول نقل شده در تفسير روح المعانى، مراد از «فضل»، سودى است كه مسلمانان با كسب و تجارت در غزوه بدر صغرا به دست آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 16،18

16 - برترى و فزونى غنائم و اجر و پاداش الهى ، بر بهر هاى دنيوى و غنائم جنگى

تبتغون عرض الحيوة الدّنيا فعند اللّه مغانم كثيرة

كلمه «عند اللّه» اشاره به برترى پاداشهاى الهى دارد.

18 - غنائم فراوان خداوند از آن مجاهدانى است كه در راه او مى جنگند و از دنياطلبى مى پرهيزند .

اذا ضربتم فى سبيل اللّه . .. و لا تقولوا ... فعند اللّه مغانم كثيرة

ص: 232

160- فرار از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 111 - 10

10 - محروميّت اهل كتاب ( يهود ) از يارى ديگران ، پس از فرار و شكست در پيكار با مسلمانان

و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ثم لا ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 4

4 - نه جهاد و پايدارى در راه خدا مرگ آور است و نه گريز و رويگردان از آن زندگى بخش

و ما كان لنفس ان تموت الّا باذن اللّه كتاباً مؤجّلا

چون آيات قبل و بعد درباره جهاد و مبارزه است، اين آيه اشاره دارد به نفى پندار كسانى كه جنگ را عامل كشته شدن و ترك حضور در صحنه پيكار را باعث ادامه حيات مى دانستند. بنابراين، جنگ، تعيين كننده مرگ و زندگى نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 30

30 - فراز از ميدان نبرد و رويارويى با سختى ها ، مانع مرگ مقدّر آدمى نيست .

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 2

2 - پندار كفرپيشگان بر اين كه خانه نشينى و يا پرهيز از حضور در كارزار ، مانع مرگ و كشته شدن است .

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 162 - 8

8 - ترك صحنه پيكار و شركت نجستن در آن ، زمينه ساز خشم خداوند

انّ الّذين تولّوا منكم . .. كمن بآء بسخط من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 10

10 - منافقان به انگيزه سرباز زدن از پيكار ، مدعى بودند كه حضور در ميدان احد نوعى انتحار و خودكشى است ، نه پيكار و جنگ .

ص: 233

قالوا لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم

برخى برآنند كه مراد منافقان از جمله «لو نعلم . .. » اين معنا بوده كه بيرون شدن شما مسلمانان به سوى احد، پيكار و قتال نيست، بلكه خود را به مهلكه انداختن است ; چرا كه نيروى شما در برابر نيروى دشمن هيچ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 9

9 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، به دنبال همسويى جمعى از مؤمنان با كافران و تخلف آنان از جهاد

ما كان اللّه ليذر المؤمنين على ما انتم عليه حتّى يميز الخبيث من الطّيّب

با توجه به آيات پيشين همانند: «هم للكفر يومئذ اقرب منهم للايمان»، استفاده مى شود كه مراد از خبيثان، منافقانى هستند كه از نبرد با كافران سرباز زدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 8،10

8 - موسى ( ع ) بر حذر دارنده قوم خويش از فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با ساكنان سرزمين مقدس

و لاترتدوا على ادباركم

10 - هشدار موسى ( ع ) به زيانكارى قوم خويش در صورت فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با جباران سرزمين مقدس

و لاترتدوا على ادباركم فتنقلبوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 22 - 1

1 - تأكيد بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با زورگويان سرزمين مقدس ، على رغم فرمان موسى ( ع )

قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 13

13 - اصرار بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با جباران و جاخوش كردن در كاشانه خويش

إنّا ههنا قعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 10

10 - فرار مسلمانان در جنگ حنين پس از قرار گرفتن در تنگناى نبرد ، على رغم كثرت غرورآفرينشان

و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت ثم وليتم مدبرين

ص: 234

161- فرماندهى جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 6

6 - فرماندهى كل قوا ، از مسؤوليت هاى رهبر جامعه اسلامى

و منهم من يقول ائذن لى

162- فرماندهى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 2،7،14

2 - درخواست بزرگان بنى اسرائيل پس از موسى از پيامبر خويش ، براى تعيين فرماندهى در جنگ با دشمنان

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل من بعد موسى اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكاً

«ملأ»، كسانى هستند كه نظرها را به خود جلب مى كنند. (اشراف و بزرگان هر قوم)

7 - ضرورت فرمانده در جنگ

ابعث لنا ملكاً نقاتل فى سبيل اللّه

مجزوم بودن «نقاتل» نشانه تقدير شرط است; يعنى اگر فرماندهى باشد، در راه خدا خواهيم جنگيد. پس اگر فرمانده ضرورت نداشت، نبايد جهاد فى سبيل اللّه را مشروط به وجود او كنند.

14 - تعيين حاكمان و فرماندهان نظامى ، بر عهده رهبران الهى *

اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكاً

رجوع مردم به پيامبر و رهبر خويش براى تعيين فرماندهى در جهاد فى سبيل اللّه، بيانگر ذهنيّت دينى مردم است به اينكه تعيين فرماندهان در اختيار پيامبران و رهبران دينى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 8،9،10

8 - ضرورت ارزيابى ، آزمايش و ميزان اطاعت و استقامت نيرو ها از جانب فرمانده ، پيش از ورود به كارزار

فلمّا فصل . .. قال انّ اللّه مبتليكم بنهر

9 - اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد عدم انتساب آنان به وى و جدايى آنان از او ، در صورتى كه از نهر بياشامند .

فمن شرب منه فليس منّى

10 - اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد انتساب آنان به وى ، اگر از نوشيدن آب نهر چشم پوشند .

و من لم يطعمه فانّه منّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 121 - 5،6،12

5 - آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به فنون نظامى و قدرت مديريّت ايشان در عمليات مسلّحانه عليه دشمنان دين

ص: 235

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال

6 - رهبرى قواى نظامى ، بخشى ضرورى از مديريّت جامعه اسلامى

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال

چون پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان مدير جامعه اسلامى، امور مربوط به قواى نظامى را نيز رهبرى مى كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.

12 - شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ احد ، به عنوان فرماندهى عمليات نظامى

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال

امام صادق (ع): سبب نزول هذه الآية ان قريشا خرجت من مكّة تريد حرب رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فخرج يبغى موضعاً للقتال.

_______________________________

تفسير قمى، ج 1، ص 110 ; نورالثقلين، ج 1، ص 384، ح 336.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 9

9 - لزوم تقويت روحيه رزمندگان از سوى رهبران و فرماندهان نظامى

اذ تقول الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة

از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)، درسى است براى تمام رهبران دينى و فرماندهان نظامى كه مؤمنان را در هنگامه هاى دشوار، به پيروزى و امدادهاى الهى، اميدوار سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 2

2 - صلاحديد برگزارى نماز جماعت در ميدان نبرد ، بر عهده فرمانده نيروهاست .

و إذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة

اسناد اقامه نماز به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (فاقمت . ..)، اشاره به اين است كه اختيار تشكيل نماز جماعت بر عهده و صلاحديد پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا فرماندهى نيروهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 8

8 - سستى ، نزاع و تفرقه و سرپيچى از فرماندهى ، از عوامل شكست جنگجويان

حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 10،11

10 - تلاش مستمر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جلوگيرى از شكست مسلمانان در كارزار احد

و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

11 - بى اعتنايى به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيكار احد ، موجب شكست مسلمانان در آن كارزار

ثمّ صرفكم . .. و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

ص: 236

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «صرفكم» باشد، آيه مزبور در مقام بيان علتهاى شكست احد است. بنابراين جمله «و لا تلون على احد و الرّسول ... »، كه حاكى از دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بى اعتنايى به اوست، نيز بيانگر علتى براى شكست خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 11

11 - عفو و گذشت از خطا هاى جنگى رزمندگان ( تخلّف از دستورات فرماندهى و . . . ) امرى نيكو و پسنديده

و لقد عفا اللّه عنهم انّ اللّه غفور حليم

163- فريب در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 9

9 - بهره گيرى از عمليّات فريب نيرويى ، عاملى مؤثر در پيروزى

يرونهم مثليهم رأىَ العين

برآورد نادرست مشركان از نيروهاى مسلمانان، موجب شكست آنها در جنگ بدر شد.

164- فلسفه جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 4

4 - جنگ ها و ميدان هاى كارزار ، عرصه هاى آزمون الهى و متمايز گشتن مؤمنان راستين از غير ايشان

أم حسبتم أن تتركوا و لما يعلم اللّه الذين جهدوا منكم

165- فلسفه جنگ با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 9

9 - هدف و فلسفه اصلى جنگ و مبارزه با كفار و مشركان ، آوردن ايشان به دامن اسلام است و نه نابودى آنان .

فاقتلوا المشركين . .. و إن أحد من المشركين استجارك ... حتى يسمع كلم اللّه ثم أبل

ص: 237

166- فلسفه جنگ با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 9

9 - هدف و فلسفه اصلى جنگ و مبارزه با كفار و مشركان ، آوردن ايشان به دامن اسلام است و نه نابودى آنان .

فاقتلوا المشركين . .. و إن أحد من المشركين استجارك ... حتى يسمع كلم اللّه ثم أبل

167- كثرت نيرو در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 10

10 - كثرت نيرو ها تعيين كننده پيروزى نيست .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت و أن اللّه مع المؤمنين

168- گرايش مادى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 6

6 - جستجوى منافع مادى در هنگامه جنگ با دشمنان دين ، امرى نكوهيده در پيشگاه خداوند

تريدون عرض الدنيا و اللّه يريد الأخرة

169- گناه جنگ داخلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 29

29 - جنگ هاى داخلى و برادر كشى ، از بزرگترين گناهان و موجب خوارى و ذلت در دنيا و گرفتار شدن به عذاب اخروى است .

تقتلون أنفسكم . .. فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا و يوم القي

از آن جا كه گناهان ياد شده، در پى دارنده شديدترين عذابهاست، معلوم مى شود اين گناهان از بزرگترين گناهان هستند.

170- گناه فرار از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 238

7 - توبه - 9 - 27 - 2

2 - فرار از ميدان جنگ ، گناه بوده و نيازمند توبه و استغفار به درگاه خداست .

ثم وليتم مدبرين . .. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

171- مجازات تخلّف از قوانين جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 9

9 - متجاوزان از مقررات جنگ ، بايد مجازات شوند . *

فلا عدون إلا على الظلمين

172- مجروحان جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 1،5،6،21

1 - پاداش بزرگ الهى براى آنان كه على رغم تحمّل جراحت هاى نبرد پيشين ، دعوت خدا و رسولش را براى نبردى ديگر اجابت كردند .

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح . .. اجر عظيم

چون آيات پيشين و نيز آيات بعد درباره نبرد و جهاد است، معلوم مى شود كه فرمان اجابت شده (استجابوا)، فرمان جنگ و مبارزه بوده است.

5 - برخى از مجروحان جنگ احد على رغم پذيرش دعوت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نبردى ديگر ، از احسان و تقواى لازم برخوردار نبودند .

الّذين استجابوا . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

«منهم»، حال براى ضمير «احسنوا» است و كلمه «من»، ظهور در تبعيض دارد ; يعنى اجابت كنندگان را به دارندگان تقوا و احسان و فاقدان آن تقسيم مى كند.

6 - اهميّت و ارزش والاى شركت مجدد مجروحين جنگى در جهاد

الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح . .. اجر عظيم

اجر عظيم براى مجاهدان در گرو جراحت ناشى از جهاد سابق نيست، بلكه به خاطر شركت در جهاد پس از تحمّل جراحت است.

21 - پاداش بزرگ اميرالمؤمنين ( ع ) به خاطر احسان و تقوا و اجابت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از مجروح شدن در جنگ احد

الّذين استجابوا للّه و الرّسول . .. اجر عظيم

امام صادق (ع): انّ رسول اللّه بعث عليّاً فى عشرة «استجابوا للّه و الرّسول من بعد ما اصابهم القرح» الى «اجر عظيم». انّما نزلت فى اميرالمؤمنين (ع).

_______________________________

تفسير عياشى، ج 1، ص 206، ح 153 ; تفسير برهان، ج 1، ص 326، ح 4.

ص: 239

173- محروميت از غنيمت جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 10

10 - حسرت و تأسف متخلفان از جهاد بر محروميتشان از غنايم جنگى

و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ . .. يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزاً عظيماً

174- مسلمانان و غنايم جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 7

7 - برخى از مسلمانان ناخشنود از حكم خداوند درباره انفال و غنايم جنگ بدر

قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك ... و إن فريقا من المؤمنين لكرهون

«كما» براى تشبيه امر ديگر است و مشبّه به صريحاً در آيه ذكر نشده است. لذا احتمالات مختلفى از سوى مفسران ايراد شده است و از جمله آنهاست حكم خداوند درباره انفال و غنايم جنگ بدر. بر اين مبنا «كما أخرجك ... » چنين معنا مى شود: حكم خداوند درباره انفال حكمى حق است ; همان گونه كه فرمان و تقدير حركت به سوى جنگ بدر حق بود. بر اين اساس جمله «إن فريقا ... » مى رساند كه همه و يا برخى از مسلمانان از حكم خداوند درباره انفال نيز كراهت خاطرى داشتند.

175- معذور از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 3،9

3 - مجاهدان را نبايد از نظر اجتماعى با توانمندان بازنشسته از جنگ يكسان و همانند شمرد .

لا يستوى القاعدون من المؤمنين غير اولى الضرر و المجاهدون فى سبيل اللّه

مقصود اين است كه در شرايط مساوى، اولويت در حقوق اجتماعى از آن مجاهدان راه خداست.

9 - نويد الهى به پاداش نيك براى مجاهدان و نيز مؤمنان بازنشسته از جنگ

فضّل اللّه . .. على القاعدين درجة وكلاّ وعد الله الحسنى

176- ممانعت از جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 240

17 - فتح - 48 - 24 - 1،4

1 - رخداد صلح حديبيه و باز نشدن دست مكيان و مؤمنان عليه يكديگر ، تنها به تدبير و اراده الهى

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

4 - درگير نشدن مؤمنان و مكيان با يكديگر در « عمرة القضا » ، نعمتى مهم براى اهل ايمان *

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «ببطن مكّة» اشاره به «عمرة القضا» داشته باشد كه مسلمانان پس از پيروزى حديبيه براساس قرارداد، سال بعد به شهر مكه وارد شدند و با آرامش كامل، مناسك عمره را به جا آوردند.

177- ممنوعيت فرار از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 11

11 - فرار از جنگ و جهاد ، ممنوع و زيانبار است .

و لاترتدوا على ادباركم فتنقلبوا خسرين

178- منافقان متخلف و جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 1

1 - خبر دادن خداوند از امكان اجازه خواستن منافقان متخلف از جنگ ، براى شركت جستن در جنگ هاى آينده

فإن رجعك اللّه إلى طائفة منهم فاستئذنوك للخروج

179- منطقه جنگ روميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 3 - 1

1 - نبرد ميان ايران و روم ، در نزديكى منطقه حجاز ( نواحى شام ) بوده است .

غلبت الروم فى أدنى الأرض

جبهه درگير با روميان مسيحى، به قول تاريخ نويسان، مجوسيان ايران بوده اند; الف و لام در «الأرض» براى عهد است و به قرينه «الروم» به سرزمين روميان اشاره دارد. ذكر «أدنى الأرض» و اهتمام به تعيين مكان نبرد، اين احتمال را تقويت مى كند كه مراد از «أدنى الأرض» نزديك ترين بخش روم به سرزمين عرب (حجاز) باشد.

ص: 241

180- موانع جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 253 - 12

12 - سُنّت خداوندى ، على رغم ارسال انبيا ، براى دعوت به ايمان و رفع اختلاف ، اجبار آدميان به ايمان و عدم اختلاف و كشتار نيست .

و لو شاء اللّه ما اقتتل الّذين . .. و لكن اختلفوا

181- موانع شكست در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 6

6 - تقدير و قضاى الهى بر پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، مانع شكست مسلمانان ، على رغم تحقق مقتضى آن ( گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن )

لو لا كتب . .. عذاب عظيم

182- موجبات سستى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 4

4 - نزاع و اختلاف اهل ايمان موجب سست شدن آنان در پيكار با دشمنان دين

و لاتنزعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم

183- مؤمنان در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 19

19 - مؤمنان استوار در نبرد اُحُد و ديگر هنگامه هاى پيكار با كافران ، برگزيدگان خداوند براى گواهى بر اعمال مردم

و تلك الايّام . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتّخذ منكم شهداء

ترك لام در «و يتّخذ»، اشاره به اين معنا دارد كه برگزيدن، در پى مشخّص شدن مؤمنان واقعى است. يعنى مؤمنان واقعى براى گواه بودن برگزيده مى شوند. گفتنى است كه در برداشت فوق، متعلق حذف شده «شهدآء»، اعمال مردم، گرفته شده است.

ص: 242

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 141 - 1

1 - شكست و پيروزى مؤمنان در جنگ با كافران ، عاملى براى خالص سازى مؤمنان

و تلك الايّام نداولها . .. و ليمحّص اللّه الّذين امنوا

فعل «يمحّص» از مصدر «تمحيص» به معناى خالص كردن از ناخالصيها و نقصهاست.

184- مؤمنان و جنگ روانى دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 3

3 - مؤمنان در مقابل جنجال تبليغاتى دشمنان ، نبايد اندوهى به خود راه دهند .

و لا يحزنك قولهم

اگر چه مخاطب جمله «لا يحزنك» وجود مبارك پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است، ولى با توجه به ذكر «إن العزة للّه جميعاً» كه مى تواند در مقام تعليل باشد، مى تواند از مورد، الغاى خصوصيت كرد و آن را تعميم داد.

185- ناپسندى جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 216 - 2،5

2 - جنگ و خونريزى ، امرى ناخوشايند براى انسان

كتب عليكم القتال و هو كُره لكم

5 - جنگ و جهاد ، امرى خير براى مؤمنان ، على رغم ظاهر ناخوشايند آن

كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم

186- نشانه هاى قدرت جنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 1 - 6

6 - استفاده از فيل در جنگ هاى عرب ، كم سابقه و نشانه برخوردارى سپاه مهاجم ، از تجهيزات پيشرفته جنگى بود .

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل

شهرت سپاه ابرهه با عنوان «اصحاب الفيل»، نشانگر تازگى داشتن اين ابزار جنگى و هراس افكن بودن آن است.

ص: 243

187- نظم در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 13

13 - رعايت نظم و انضباط دقيق ، اصلى لازم در جنگ ، حتى به هنگام عبادت

فلتقم طائفة منهم معك و ليأخذوا اسلحتهم . .. و لتأت طائفة اخرى

188- نقش جمعيت در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 6،8

6 - كثرت نفرات مسلمانان در جنگ حنين ، كارساز نبود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم شيئاً

8 - كثرت نيرو هاى رزمى ، بدون امداد هاى الهى ، تضمين كننده پيروزى نيست .

إذ أعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم شيئاً

189- نماز جماعت در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 2

2 - صلاحديد برگزارى نماز جماعت در ميدان نبرد ، بر عهده فرمانده نيروهاست .

و إذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة

اسناد اقامه نماز به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (فاقمت . ..)، اشاره به اين است كه اختيار تشكيل نماز جماعت بر عهده و صلاحديد پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا فرماندهى نيروهاست.

190- نماز در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 3

3 - وجوب برپا كردن نماز ، حتى در ميدان رزم و شرايط دشوار

و إذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة

ص: 244

191- نيروهاى كيفى جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 3

3 - لزوم توجّه به كيفيت نيرو هاى رزمى و نه صرفاً توجّه به كميت آنان

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

192- جنگ روانى

{جنگ روانى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 5،6

5 - اعلام شكست قريب الوقوع كافران ، از روش هاى قرآن براى تضعيف روحيه دشمن

قل للّذين كفروا ستغلبون

6 - تهديد شدن يهود به هزيمت و شكست ، پس از پيروزى مسلمين در جنگ بدر

قل للّذين كفروا ستغلبون

در شأن نزول آيه آمده است كه آيه شريفه بعد از جنگ بدر - آنگاه كه رسول خدا از آن جنگ به طرف بنى قينقاع بازمى گشتند - نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 2

2 - تغيير موضع ، با اظهار ايمان و كفر مكرر ، توطئه اهل كتاب براى تضعيف عقايد مسلمانان

إنّ الذين ءامنوا ثم كفروا ثم ءامنوا ثم كفروا . .. و لاليهديهم سبيلا

در شأن نزول آيه آمده است كه گروهى از اهل كتاب، در حضور مسلمانان اظهار ايمان مى كردند و براى القاى شبهه در بين ايشان، دوباره كافر مى شدند و كفر خويش را معلول نادرستى اسلام قلمداد مى كردند تا از اين طريق بذر ترديد و شك را در دل مسلمانان بپاشند و بارور كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 5،7

5 - ايجاد رعب و وحشت در دل هاى كافران ، وعده خداوند به فرشتگان حاضر در كارزار بدر

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

7 - ضرورت ايجاد ترس در دشمنان دين و سلب روحيه نبرد از ايشان

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

ص: 245

193- آثار جنگ روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 6

6 - رعب و وحشت كافران در جنگ بدر ، از عوامل شكست آنان در آن جنگ

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

194- استقامت در جنگ روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 12

12 - لزوم استوارى در برابر جنگ روانى دشمنان و نهراسيدن از استهزاى آنان

و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون

195- جنگ روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 10

10 - لزوم تأثيرپذيرى و استوارى جامعه ايمانى در برابر جنگ روانى و دسيسه هاى دشمنان

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه وليّهما

جمله «و اللّه وليّهما»، در واقع تذكرى است به مؤمنان و معتقدان ولايت الهى كه در هنگامه هاى دشوار، ولايت و حمايت الهى را فراموش نكنند و به عناصرى همچون عبداللّه بن ابى، كه در صدد سستى آفرينى و ايجاد دلهره در بين آنان است، گوش فراندهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 5،6

5 - اقدام مشركان مكه به جنگ تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناتوانى از مقابله منطقى با آن حضرت

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر

6 - روى آورى به اتهام و جنگ روانى تبليغى ، شيوه مخالفان پيام حق

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر

ص: 246

196- جنگ روانى جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 44 - 4

4 - تبليغات روانى ساحران به هنگام انجام عمليات خود

فألقوا . .. و قالوا بعزّة فرعون إنّا لنحن الغلبون

197- جنگ روانى دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 22

22 - سرزنش و جنگ روانى ، حربه دشمنان دين براى جلوگيرى از تلاش مسلمانان در جهت اعتلاى دين خدا

و لايخافون لومة لائم

198- روش مقابله با جنگ روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 12

12 - ايجاد اميد در دل جامعه و بى تأثير جلوه دادن تبليغات بدخواهان و ضعيف نشان دادن آنان ، شيوه اى مؤثر در جنگ روانى

إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لاتحسبوه شرًّا لكم بل هو خير لكم

برداشت فوق از آنجاست كه آيه شريفه درصدد افشاگرى و خنثى سازى توطئه دشمنان و بدخواهان و نيز دلدارى به مؤمنان است.

199- مؤمنان و جنگ روانى دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 3

3 - مؤمنان در مقابل جنجال تبليغاتى دشمنان ، نبايد اندوهى به خود راه دهند .

و لا يحزنك قولهم

اگر چه مخاطب جمله «لا يحزنك» وجود مبارك پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است، ولى با توجه به ذكر «إن العزة للّه جميعاً» كه مى تواند در مقام تعليل باشد، مى تواند از مورد، الغاى خصوصيت كرد و آن را تعميم داد.

ص: 247

7- جنگل

1- اهميت جنگل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 30 - 3

3 - توجّه به جنگل هاى انبوه و درختان تناور ، مايه شناخت خداوند و قدرت او و بازدارنده انسان از ناسپاسى و كفرورزى به او است .

ما أكفره . .. فلينظر الإنسن ... حدائق غلبًا

2- عوامل پيدايش جنگل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 10 - 3

3- رويش گياهان و به وجود آمدن مراتع و جنگل ها ، در اثر نزول باران است .

أنزل من السّماء ماء . .. و منه شجر

«شجر» شامل گياه بدون ساقه و با ساقه مى شود كه از آنها به مراتع و جنگلها تعبير شد.

3- فوايد جنگل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 10 - 4

4- چراى دام ها از جمله فوايد مرتع ها و گياهان است .

ص: 248

و منه شجر فيه تسيمون

«تسيمون» (از اسامة) به معناى چرانيدن گوسفندان است.

4- نقش جنگل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 16 - 3

3 - باغ ها و جنگل هاى پوشيده از درخت ، نشان دهنده قدرت خداوند و امكان پذير بودن معاد

عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... جنّ-ت ألفافًا

جنگل ها

5- عوامل پيدايش جنگل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 10 - 3

3- رويش گياهان و به وجود آمدن مراتع و جنگل ها ، در اثر نزول باران است .

أنزل من السّماء ماء . .. و منه شجر

«شجر» شامل گياه بدون ساقه و با ساقه مى شود كه از آنها به مراتع و جنگلها تعبير شد.

6- فوايد جنگل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 10 - 4

4- چراى دام ها از جمله فوايد مرتع ها و گياهان است .

و منه شجر فيه تسيمون

«تسيمون» (از اسامة) به معناى چرانيدن گوسفندان است.

7- نقش جنگل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 16 - 3

3 - باغ ها و جنگل هاى پوشيده از درخت ، نشان دهنده قدرت خداوند و امكان پذير بودن معاد

عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... جنّ-ت ألفافًا

ص: 249

8- جنون

1- تهمت جنون به رسولان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 4

4 - اتهام سحر و جنون ، موضع هميشگى كافران در برابر رسولان الهى

ما أتى الذين . .. إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

2- تهمت جنون به شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 2

2 - متهم شدن شعيب ( ع ) از سوى مردم « اَيكه » به جنون و سحرزدگى

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» (مفرد «مسحّرين») به كسى گفته مى شود كه به سختى افسون شده باشد.

3- تهمت جنون به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 1

1 - اتهام جنون و سحرزدگى به صالح ( ع ) از سوى ثموديان

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

ص: 250

«مسحّر» (مفرد «مسحّرين») به كسى گفته مى شود كه به شدت افسون شده باشد.

4- تهمت جنون به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 1،2،3

1 - كفرپيشگان عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به سبب دعوت به توحيد و معاد ، فردى مجنون مى پنداشتند .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

«جنة» به معناى ديوانگى است. به دليل آيات بعد كه مسأله قيامت و توحيد مطرح شده است، مى توان گفت اين دو مسأله در بين معارف الهى بيشترين نقش را در متهم كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جنون داشته است.

2 - خداوند كفرپيشگان را به تفكر در ادعاى ناصوابشان ( مجنون پنداشتن پيامبر ) فراخواند .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

3 - خداوند با يادآورى همنشينى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم ، مشركان را به بطلان پندارشان ( مجنون بودن پيامبر ) رهنمون ساخت .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

به كارگيرى كلمه «صاحب» و اضافه آن به ضمير (صاحبهم، يعنى همنشينشان) اشاره به حقيقتى دارد كه تفكر در آن كافى در بطلان ادعاى مشركان است. يعنى او همواره همنشين آنان بود و اگر اثرى از جنون در او وجود داشت، آشكار مى گشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 3

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 1،2،3

1 - جنون ، يكى از نسبت هاى نارواى كافران و رفاه زدگان به ساحت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون به جنّة

«به جنّة»;يعنى، «او گرفتار نوعى جنون است و اين اتهام ديگرى بود كه از سوى كافران و مترفان، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) زده مى شد.

2 - شخصيت ، منش و گويش خردمندانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) گواهى روشن بر مبرا بودن آن حضرت از اتهام كافران ( جنون )

أم لم يعرفوا رسولهم . .. أم يقولون به جنّة

3 - توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر نسبت دادن جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آشنايى كاملشان با شخصيت خردمند آن حضرت

أم لم يعرفوا رسولهم . .. أم يقولون به جنّة

ص: 251

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 5

5 - كافران ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر اظهار امكان بازآفرينى انسان ها در قيامت ، متهم به جنون مى كردند .

و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل . .. أم به جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 6،8

6 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مردم مكه براى انديشيدن درباره جنون نسبت داده شده به آن حضرت

ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة

مراد از «صاحب»، به قرينه «هو» در عبارت بعدى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

8 - نسبت جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مردم مكه ، ناشى از بى انديشگى بوده است .

ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 7

7 - نسبت دادن جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان ، حدس و گمان و به دور از علم و آگاهى بود .

أفترى على اللّه أم به جِنّة . .. ما بصاحبكم من جِنّة ... و قد كفروا به من قبل و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 1،2

1 - اتهام جنون و شاعر بودن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مشركان و كافران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

آمدن فعل «يقولون» به صيغه مضارع، حكايت از استمرار اين سخن دارد.

2 - مشركان ، دليل نپذيرفتن دعوت پيامبراسلام را ، مجنون و شاعر بودن آن حضرت معرفى مى كردند .

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه لام در «لشاعر» براى تعليل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 3

3- اتهام جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان مكه

ثمّ تولّوا عنه و قالوا معلّم مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 5

ص: 252

5 - اتهام سحر يا جنون ، از سوى كافران به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

كذلك ما أتى . .. إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

ضمير «من قبلهم» به كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) بازمى گردد; يعنى، اگر اينان تو را به سحر و جنون متهم مى كنند، مطلب تازه اى نيست ; زيرا پيشينيان نيز، همين شيوه را داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 7

7 - اتهام كهانت و جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى كافران

فما أنت بنعمت ربّك بكاهن و لامجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 5،8

5 - اتهام جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام شنيدن قرآن از سوى كافران

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

8 - كافران ، قرآن را نشانه جنون پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى دانستند .

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 1،7

1 - برخى از مردم عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ديوانه شمرده و او را به تدوين قرآن براساس اختلالات عقلى ، متهم مى كردند .

و ما صاحبكم بمجنون

7 - جنون آميز خواندن رفتار و گفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى مبارزه مخالفان با آن حضرت در صدراسلام

و ما صاحبكم بمجنون

5- تهمت جنون به موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 27 - 3

3 - اقدام فرعون به متهم كردن موسى ( ع ) به جنون

قال إنّ رسولكم . .. لمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 39 - 6

6 - اتهام سحر و جنون از سوى فرعون به موسى ( ع ) ، پس از مشاهده دلايل و برهان هاى روشن رسالت آن حضرت

ص: 253

أرسلنه . .. بسلطن مبين ... و قال سحر أو مجنون

6- تهمت جنون به نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 25 - 1

1 - متهم شدن نوح ( ع ) ، از سوى اشراف قومش ، به نوعى ديوانگى و جنون

فقال الملؤا الذين كفروا . .. إن هو إلاّ رجل به جنّة

«إن» معادل ماى نافيه است; يعنى: «ما هو إلاّ رجل. ..». نكره آوردن «جنّة» نيز براى تنويع است. بنابراين عبارت «به جنّة»;يعنى، او گرفتار نوعى ديوانگى است. «تربّص» (مصدر «تربّصوا») به معناى حلول چيزى را براى كسى، انتظار كشيدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 9

9 - قوم نوح ، آن حضرت را به جنون و آسيب ديدگى از سوى جن متهم مى كردند .

و قالوا مجنون و ازدجر

مفسران، عبارت «و ازدجر» را به معناى «ازدجره الجنّ» (جن ايشان را آزار رسانده است) گرفته اند.

7- تهمت جنون به هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 2

2- قوم عاد ، هود ( ع ) را متهم به اغتشاش روانى كردند و سخنان او را برخاسته از جنون پنداشتند .

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء

«سوء» به معناى رنج ، سختى ، مرض و آفت و مانند اينهاست. و مراد از آن ، در آيه شريفه - به مناسبت مورد - مرض جنون و مانند آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 6

6- ناتوانى بت ها براى از ميان بردن هود ( ع ) ، على رغم بيزارى جستن علنى او از آنها ، نشانه حقيقت نداشتن ادعاى قوم عاد ( ابتلاى هود به جنون از ناحيه بت ها )

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء . .. فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

ص: 254

8- جنون اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 47 - 2

2 - مجرمان ، گرفتار سرگردانى و جنون در قيامت

إنّ المجرمين فى ضلل و سعر

«سعر» در صورتى كه مفرد باشد، به معناى جنون مى آيد.

9- جنون كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 6 - 2

2 - كافران ، مستحق نام جنون هستند .

و يبصرون . بأييّكم المفتون

10- جنون مرتد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 13

13 - بازگشت كننده به شرك (مرتد) مانند ديوانه اى سرگردان است كه شيطانها (جنيان) عقل او را زايل كرده اند.

أندعوا من دون الله . .. و نرد ... كالذى استهوته الشيطين

«استهوته الشياطين» يعنى شيطانها عقل و فكر او را برده اند. همچنين جمله «استهوته الشياطين» را در موردى كه شخصى جن زده شده باشد، به كار مى برند. (لسان العرب).

11- دلايل رد تهمت جنون به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 4

4 - مشاهده كمال عقلانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى معاشران آن حضرت ، دليلى كافى بر مردود بودن ادعاى جنون درباره او است .

و ما صاحبكم بمجنون

عنوان «صاحبكم» گوياى مردود بودن اتهام جنون است; زيرا مصاحبت روز مرّه كسانى كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) تهمت جنون مى زدند، با آن حضرت، مايه شناخت وضعيت فكرى آن بزرگوار بوده و دستاويزى براى نسبت جنون باقى نمى گذارد.

ص: 255

12- رد تهمت جنون به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 2

2 - نسبت ديوانگى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبتى ناروا و مردود است .

و ما صاحبكم بمجنون

13- سخن جنون آميز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 16

16 - هشدار دادن به مردم از عذابى كه در پيش رو دارند ، در نگاه مردم مكه سخن جنون آميز تلقى مى شد .

ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة إن هو إلاّ نذير لكم بين يدى عذاب شديد

14- محمد(صلی الله علیه و آله) و جنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 4

4 - مردم عصر بعثت هيچ نشانى كه حاكى از كمترين جنون در پيامبر باشد ، سراغ نداشتند .

ما بصاحبهم من جنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 37 - 5

5 - ساحت مقدس پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، منزه از جنون و سخنان ايشان پيراسته از شعرسرايى

و يقولون . .. لشاعر مجنون . بل جاء بالحقّ و صدّق المرسلين

برداشت ياد شده از آن جا است كه «بل» براى اضراب ابطالى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصون از هر گونه كهانت و جنون ، در پرتو عنايت پروردگار خويش

فما أنت بنعمت ربّك بكاهن و لامجنون

ص: 256

15- مصونيت از جنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 2 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصون از هر گونه جنون و ديوانگى

ما أنت . .. بمجنون

2 - نعمت هاى اعطا شده خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سبب مصونيت آن حضرت از هرگونه جنون و ديوانگى

ما أنت بنعمة ربّك بمجنون

16- منشأ مصونيت از جنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 2 - 5

5 - لطف و عنايت خداوند ، سبب مصونيت انسان از جنون و هرگونه انديشه نادرست و دور از عقل و خرد

ما أنت بنعمة ربّك بمجنون

17- موارد جنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 7،8

7 - پيروى از بشرى معمولى و فاقد موقعيت اجتماعى ، گمراهى و جنون در نظر قوم ثمود

إنّا إذًا لفى ضلل و سعر

واژه «إذًا» ضلالت و جنون را مترتب بر تبعيت از «بشراً منّا واحداً» ساخته است. گفتنى است در صورتى كه «واحداً» اشاره به تنهايى و بى ياورى صالح(ع) داشته باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

8 - پذيرش ادعاى نبوت از يك انسان ، گمراهى و جنون در نظر قوم ثمود

فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه إنّا إذًا لفى ضلل و سعر

در صورتى كه «أبشراً منّا واحداً» در مقام نفى شايستگى بشر براى نبوت باشد، از ارتباط «إذًا لفى. ..» با جمله قبلى مطلب بالا استفاده مى شود.

18- نشانه هاى جنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 257

18 - قمر - 54 - 47 - 3

3 - مبتلا ساختن خويش به عذاب هاى سخت قيامت ، نشانه گمراهى و جنون است ، نه پيروى از راه حق پيامبران

فقالوا أبشرًا . .. نتّبعه إنّا إذًا لفى ضلل و سعر ... إنّ المجرمين فى ضلل و سع

برداشت ياد شده در صورتى است كه «سعر» به معناى جنون و آيه «إنّ المجرمين. ..» در مقام پاسخ به سخن كافران باشد كه مدعى بودند پيروى از خط پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پيام وحى جنون و گمراهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 6 - 3

3 - كفر و نپذيرفتن عمدى آيين اسلام ، نشانه جنون و بى خردى است و ايمان و هدايت ، نشانه خردورزى است .

بأييّكم المفتون

برداشت ياد شده، از آن جا است كه به كافران، جنون نسبت داده شده است.

19- هود(ع) و جنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 3

3- قوم عاد ، برخى از آلهه خويش را عامل جنون و اغتشاش روانى هود ( ع ) مى پنداشتند .

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء

«إعتراء» به معناى شامل شدن و اصابت كردن است (لسان العرب). و از آن جا كه «إعتراء» در آيه شريفه، به وسيله حرف «باء» به مفعول دوم (بسوء) متعدى شده، به معناى رسانيدن و شامل كردن مى باشد. بنابراين جمله «إن نقول ...; يعنى، ما سخنى جز اين نمى گوييم كه يكى از خدايان ما، مرض و آفتى بر تو افكنده است».

ص: 258

9- جنين

1- استقرار جنين در رحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 35

35 - « عن أبى جعفر ( ع ) : « ولنبيّن لكم » كذلك كنتم فى الأرحام « و نقرّ فى الأرحام ما نشاء » فلايخرج سقطاً ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه در[باره معناى «و لنبيّن لكم» در آيه ياد شده فرمود:] تا براى شما روشن كند كه در ارحام مادران اين گونه بوده ايد] [و اين مراحل را طى كرده ايد] و[در باره معناى «و نقرّ فى الأرحام ما نشاء» نيز فرمود:] و آنچه را مى خواهيم در ارحام مستقر مى كنيم و[ آن] به صورت سقط بيرون نمى آيد».

2- امنيت روحى جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 6

6- رحم مادر براى جنين ، جايى به غايت أمن مى باشد و جنين در آن از آسيب پذيرى در برابر بسيارى از اضطراب هاى عصبى و روانى مادر در امان است .

يوم ترونها. .. و تضع كلّ ذات حمل حملها

ذكر «سقط شدن جنين ها از رحم زنان باردار» در به تصوير كشاندن شدت و عظمت بى اندازه زلزله زمين در آستانه رستاخيز، اشعار به اين حقيقت دارد كه: رحم زنان براى جنين، با اين كه مكانى أمن مى باشد و در شرايط سخت و اضطراب آور مقاوم و آسيب ناپذير است; لكن اضطراب ناشى از آن رويداد بى مانند، چنان است كه تمامى زنان باردار از شدت ترس و اضطراب، سقط جنين خواهند كرد.

ص: 259

3- اهميت مراحل رشد جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 23 - 7

7 - آفرينش انسان ، از مايعى ناچيز و سير متوازن و تكاملى وى در رحم ، نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان

ألم نخلقكم من ماء . .. فقدرنا فنعم القدرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين آيات تا آخر سوره، درصدد اثبات برپايى قيامت باشد.

4- پيدايش گوشت جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 14 - 4

4 - پس از شكل گيرى و استخوان بندى بدن جنين ، استخوان ها با رويش گوشت پوشيده مى شوند .

فكسونا العظم لحمًا

«كَسْو» (مصدر «كسونا») به معناى پوشانيدن است.

5- تبديل علقه به جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 67 - 5

5 - وجود فاصله زمانى ميان تحوّل خاك به نطفه ، نطفه به علقه و علقه به صورت طفل

خلقكم من تراب ثمّ من نطفة ثمّ من علقة ثمّ يخرجكم طفلاً

با توجه به كاربرد «ثمّ» - كه براى بيان فاصله زمانى است - برداشت بالا به دست مى آيد.

6- تبديل مضغه به جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 14 - 3،4

3 - علقه ، در رحم به صورت مضغه در مى آمد ، سپس مضغه تدريجاً به صورت استخوان بندى بدن جنين ، تغيير شكل مى دهد .

فخلقنا المضغة عظمًا

«عظم» مفرد «عظام» و به معناى استخوان است.

4 - پس از شكل گيرى و استخوان بندى بدن جنين ، استخوان ها با رويش گوشت پوشيده مى شوند .

فكسونا العظم لحمًا

ص: 260

«كَسْو» (مصدر «كسونا») به معناى پوشانيدن است.

7- تحريم جنين شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 8

8 - تحريم استفاده از گوشت شتر، گاو و جنين آنها، افترا به خداوند است.

قل ءالذكرين حرم . .. ومن أظلم ممن افترى على الله كذبا

8- تحريم جنين گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 8

8 - تحريم استفاده از گوشت شتر، گاو و جنين آنها، افترا به خداوند است.

قل ءالذكرين حرم . .. ومن أظلم ممن افترى على الله كذبا

9- تكامل جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 10

10 - تطور و تكامل تدريجى انسان در تاريكى شكم مادر

يخلقكم فى بطون أُمّهتكم خلقًا من بعد خلق

جمله «خلقاً من بعد خلق» (آفرينشى پس از آفرينش)، به تطور و تكامل تدريجى نطفه در رحم مادران اشاره دارد.

10- جنين انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 9 - 3

3 - انسان در مراحل نخستين جنينى ، فاقد روح انسانى است و پس از شكل گيرى اندام ، در او روح دميده مى شود .

جعل . .. من ماء مهين . ثمّ سوّيه و نفخ فيه من روحه

ص: 261

11- جنين در تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 11،26

11 - جنين ، پوشيده از سه ظلمت ( بچه دان ، رحم و شكم )

يخلقكم فى بطون أُمّهتكم . .. فى ظلمت ثلث

مفسران يادآور شدند كه مقصود از «ظلمات ثلاث» ظلمت هاى بچه دان، رحم و شكم مادران است و روايت امام باقر(ع) مؤيد همين برداشت است (مجمع البيان، ذيل آيه و نورالثقلين، ج 4، ص 477، ح 11).

26 - « فى مجمع البيان : « فى ظلمات ثلاث » ظلمة البطن و ظلمة الرحم و ظلمة المشيمة . . . و هو المروى عن أبى جعفر ( ع ) ;

در مجمع البيان آمده است كه مراد از «ظلمات ثلاث» (تاريكى هاى سه گانه)، تاريكى شكم، تاريكى رحم و تاريكى كيسه جنين مى باشد و اين معنا از امام باقر(ع) روايت شده است».

12- جنين در رحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 6 - 7

7 - شكل گيرى شخصيت انسان در رَحِم *

هو الّذى يصوركم فى الارحام كيف يشاء

چون در آيات قبل سخن از هدايت و كفربوده است، به نظر مى رسد كه شكل گرفتن انسان در رحم شامل شكل گيرى شخصيّت (هدايت يافتن، كافر شدن و . .. ) نيز بشود.

13- حليت جنين بز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 143 - 2

2 - حليت خوردن از بز و گوسفند نر و ماده و جنين آنها

من الضأن . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين

14- حليت جنين شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 2

ص: 262

2 - استفاده از گوشت شتر و گاو نر و ماده و جنين آنها حلال است.

و من الإبل اثنين . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين

15- حليت جنين گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 2

2 - استفاده از گوشت شتر و گاو نر و ماده و جنين آنها حلال است.

و من الإبل اثنين . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين

16- حليت جنين گوسفند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 143 - 2

2 - حليت خوردن از بز و گوسفند نر و ماده و جنين آنها

من الضأن . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين

17- خروج جنين از رحم(زهدان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 7 - 5

5 - خروج جنين از رحم ، امرى شگفت و نشانه امكان معاد است . *

يخرج من بين الصلب و الترائب

ضمير فاعلى «يخرج»، ممكن است به «الانسان» در دو آيه قبل برگردد، در اين احتمال مراد از «ماء دافق» نطفه مرد و مراد از جمله «يخرج. ..»، تولّد نوزاد خواهد بود و «من بين الصلب و الترائب»، اشاره به جايگاه رحم است كه بين قسمت هاى جلو و پشت مادر مى باشد.

18- خوردن جنين در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 139 - 1،3،4

1 - مشركان عصر جاهلى خوردن جنين دامهاى وقف شده براى خدا و يا بتها را در صورت زنده بر آمدن بر مردان مجاز و بر زنان

ص: 263

حرام مى شمردند.

و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا

مراد از «ازواج» به قرينه تقابل آن با «ذكور» مطلق «زن» است نه خصوص همسران

3 - مشركان عصر جاهلى استفاده از جنين مرده حيوانات وقف شده براى خدا و يا بتها را براى زنان و مردان مجاز مى شمردند.

و محرم على أزوجنا و إن يكن ميتة فهم فيه شركاء

4 - خوردن جنين مرده دام در برخى موارد از نظر مشركان عصر جاهلى جايز بود.

و إن يكن ميتة فهم فيه شركاء

19- سقط جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 14

14- سقط شدن برخى از جنين ها و استقرار برخى ديگر در رحم و نيز مشخص بودن مدت هر جنين در آن ، جلوه هايى از مشيت مطلق و اراده بلامنازع خدا

و نقرّ فى الأرحام. .. إلى أجل مسمَّى ثمّ نخرجكم

20- سقط جنين در زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 4

4- زنان باردار با ديدن زلزله سهمگين زمين در آستانه برپايى قيامت ، از شدت بيم و اضطراب ، سقط جنين خواهند كرد .

و تضع كلّ ذات حمل حملها

«وضع» (مصدر «تضع») به معناى نهادن و «ذات حمل» به معناى باردار است; يعنى، هر زن باردارى به هنگام ديدن آن زلزله، بارش را خواهد نهاد (جنينش را سقط خواهد كرد).

21- سقط جنين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 11

11- اضطراب مردم در عرصه قيامت ، به درجه اى است كه هر زن شير دهنده ، از شير دادن غافل خواهد شد و هر زن باردارى از شدت ترس ، سقط جنين خواهد كرد .

يوم ترونها. .. و تضع كلّ ذات حمل حملها

ص: 264

22- شرايط حليّت جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 20

20 - حليت جنين در شكم حيوان تذكيه شده ، مشروط به اينكه داراى مو و كرك باشد .

أحلت لكم بهيمة الانعم

امام باقر يا امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق فرمودند: الجنين فى بطن امه اذا اشعر و اوبر فذكاته ذكاة امه . .. .

_______________________________

كافى، ج 6، ص 234، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 583، ح 10.

23- شكل گيرى جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 6 - 2،3،8

2 - شكل گيرى جنين ها در رَحم ها ، جلوه اى از قيّوميّت ( قوام دهنده هستى بودن ) خداوند

لا اله الاّ هو الحىّ القيّوم . .. هو الّذى يصوركم فى الارحام كيف يشاء

3 - انحصار صورتگرى جنين در رَحم به خداوند ، دليل وحدانيّت او

هو الّذى يصوركم فى الارحام كيف يشاء لا اله الاّ هو العزيز الحكيم

8 - هيچ قدرتى نمى تواند از مشيّت خدا در مورد چگونگى شكل گيرى جنين ، جلوگيرى كند .

هو الّذى يصوركم فى الارحام كيف يشاء لا اله الاّ هو العزيز الحكيم

از ارتباط كلمه «العزيز» (غالب لا يقهر) با شكل بندى انسان به مشيّت الهى، استفاده شده است.

24- شگفتى خروج جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 7 - 5

5 - خروج جنين از رحم ، امرى شگفت و نشانه امكان معاد است . *

يخرج من بين الصلب و الترائب

ضمير فاعلى «يخرج»، ممكن است به «الانسان» در دو آيه قبل برگردد، در اين احتمال مراد از «ماء دافق» نطفه مرد و مراد از جمله «يخرج. ..»، تولّد نوزاد خواهد بود و «من بين الصلب و الترائب»، اشاره به جايگاه رحم است كه بين قسمت هاى جلو و پشت مادر مى باشد.

ص: 265

25- علم به جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 8 - 2،4،10

2- خداوند ، به آنچه رحم زنان و مادينه ها براى جنين جذب مى كنند آگاه است .

الله يعلم . .. ما تغيض الأرحام

«غيض» به معناى كاستن و فرو بردن است كه به مناسبت مورد از آن به جذب كردن تعبير شد. و چون سخن جمله قبل درباره جنين بود معلوم مى شود مقصود از آنچه رحمها جذب مى كنند، جذبهايى است كه در ارتباط با جنين مى باشد چه آنها كه در پيدايش جنين دخيل است و چه آنها كه مايه رشد و نمو جنين مى باشد.

4- خداوند به نطفه هايى كه رحم زنان و مادينه ها به خود جذب مى كنند تا جنين شود ، آگاه است .

الله يعلم ما تحمل كل أُنثى و ما تغيض الأرحام

10- « عن محمدبن مسلم قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن قول الله : « يعلم ما تحمل كل أُنثى و ما تغيض الأرحام » ؟ قال : ما لم يكن حملاً ، « و ما تزداد » قال : الذكر و الاُنثى جميعاً ;

محمدبن مسلم گويد از امام صادق(ع) درباره سخن خدا: «يعلم ما تحمل كل أُنثى و ما تغيض الأرحام» سؤال كردم، حضرت فرمود: [مراد از ما تغيض الأرحام ]چيزى است كه حمل نباشد و در مورد «و ما تزداد» فرمود: پسر و دختر هر دو مى باشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 34 - 4،9

4 - تنها خداوند ، از وضعيت جنين در رحم مادر ، آگاهى همه جانبه دارد .

إنّ اللّه . .. و يعلم ما فى الأرحام

9 - آگاهى خدا به لحظه قيامت ، و حقايق مربوط به جنين و آينده هر انسان ، نمودى از علم گسترده وى است .

إنّ اللّه عنده علم الساعة . .. إنّ اللّه عليم خبير

26- علم به رشد جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 10

10 - آگاهى به روند پيدايش ميوه ها و تكوين و تولد جنين ، مقتضاى ربوبيت الهى است .

و ما ربّك . .. و ما تخرج ... إلاّ بعلمه

ص: 266

27- علم به ويژگيهاى جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 8 - 1

1- خداوند ، از ويژگى هاى جنين هر زن و مادينه اى آگاه است .

الله يعلم ما تحمل كل أُنثى

مراد از «ما» به قرينه «تحمل كل اُنثى» جنين است. «اُنثى» به هر جنس ماده از انسان (زن) و غير انسان (مادينه) گفته مى شود.

28- علم خدا به جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 11 - 9

9 - احاطه علمى خداوند بر باردار شدن زنان و نيز بر نوزادان آنها

و ما تحمل من أُنثى و لاتضع إلاّبعلمه

29- عوامل رشد جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 14

14 - تأثير تاريكى شكم مادران ، در رشد جنين و نطفه انسان

يخلقكم فى بطون أمّهتكم . .. فى ظلمت ثلث

تعبير ظلمات از بچه دان، رحم و شكم، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.

30- قانونمندى رشد جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 23 - 1

1 - رشد جنين از آغاز تا كامل شدن خلقت وى ، با محاسبات و اندازه گيرى هاى دقيق از سوى خداوند همراه است .

ألم نخلقكم من ماء . .. فقدرنا

عبارت «فقدرنا»، مى تواند عطف بر «جعلناه فى قرار. ..» و يا متفرع بر آن باشد. در صورت اول، مفاد آيه چنين مى شود: پس از اين كه نطفه را براى مدتى معين در رحم قرار داديم، به اندازه گيرى آن پرداختيم; يعنى، با محاسبات و اندازه گيرى هاى دقيق، نطفه را در رحم رشد مى دهيم تا آن گاه كه انسانى تام و كامل گردد.

ص: 267

31- مدت استقرار جنين در رحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 13،14،15

13- زمان استقرار هر جنين در رحم ، مدتى مشخص و از پيش تعيين شده است .

و نقرّ فى الأرحام. .. إلى أجل مسمَّى

14- سقط شدن برخى از جنين ها و استقرار برخى ديگر در رحم و نيز مشخص بودن مدت هر جنين در آن ، جلوه هايى از مشيت مطلق و اراده بلامنازع خدا

و نقرّ فى الأرحام. .. إلى أجل مسمَّى ثمّ نخرجكم

15- وجود فاصله زمانى ميان پايان يافتن مراحل رشد جنين در رحم و فرا رسيدن زمان زايمان

و نقرّ فى الأرحام . .. إلى أجل مسمَّى ثمّ نخرجكم

عطف «نخرج» بر «نقرّ. .. إلى أجل مسمًّى»به وسيله «ثمّ» كه براى تراخى در زمان است - مى رساند كه جنين پس از اين كه مراحل رشد خود را در رحم به پايان رساند، بايد مدتى ديگر در رحم بماند تا زمان زايمان فرا برسد.

32- مراحل رشد جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 16

16 - مخفى ترين دوره رشد و پيدايش انسان ( دوره جنين ) ، آشكار و نمايان در پيشگاه خداوند

هو أعلم بكم . .. و إذ أنتم أجنّة فى بطون أُمّهتكم

33- مراحل شكل گيرى جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 38 - 2

2 - مرحله اصلى شكل گيرى فرزند ، پس از علقه شدن ( تبديل منى به خون بسته ) است .

ألم يك نطفة . .. ثمّ كان علقة

«فاء» در «فخلق» براى ترتيب است. مترتب كردن خلقت انسان بر «علقه» - با آن كه «علقه» جزئى از مراحل آفرينش بشر است - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

ص: 268

34- مكان جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 11

11- رحم زنان ، قرارگاه جنين

و نقرّ فى الأرحام مانشاء

35- مكان رشد جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 13

13 - شكم مادران ، بستر مناسب رشد جنين و تكامل نطفه انسان .

يخلقكم فى بطون أُمّهتكم خلقًا من بعد خلق فى ظلمت ثلث

تصريح به آفرينش انسان در شكم مادران، مى تواند گوياى مطلب بالا باشد.

36- منشأ امنيت جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 12

12- استقرار جنين در رحم و مصونيت آن از سقط شدن ، در گرو مشيت و اراده خدا است .

و نقرّ فى الأرحام مانشاء

37- منشأ تعيين جنسيت جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 49 - 10

10 - دختر يا پسر بودن جنين ، تابع قوانين جارى خداوند در آفرينش است .

للّه ملك السموت . .. يخلق ما يشاء يهب لمن يشاء إنثًا ... الذكور

ارتباط بين بخش هاى آيه شريفه («مالكيت يگانه خدا بر هستى»، «مشيت در آفرينش» و «مشيت در جنسيت جنين») مى فهماند كه ميان مالكيت خدا بر كل هستى و مشيت او در آفرينش، ارتباط است كه واژه «قانون» مى تواند بيانگر آن باشد.

ص: 269

38- منشأ رشد جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 8

8 - تحولات پيچيده شكوفه ها و جنين ، بنا به مقتضاى علم و حكمت خداوندى است .

و ما تخرج من ثمرت من أكمامها . .. إلاّ بعلمه

چنانچه «باء» در «بعلمه» براى سببيت باشد، مفاد آيه شريفه، اين خواهد بود كه همه اين رخدادها براساس علم الهى است.

39- نفخ روح در جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 14 - 5

5 - پيدايش حقيقتى روحانى و غير مادى ، پس از مرحله شكل گيرى كامل جنين

فكسونا العظم لحمًا ثمّ أنشأنه خلقًا ءاخر

«إنشاء» (مصدر «أنشأنا») به معناى پديد آوردن است; ولى چون در اين جا به دو مفعول متعدى شده است، به معناى تصيير (از صورتى به صورتى ديگر در آوردن) مى باشد. ضمير «ه» در «أنشأناه» به مضمون «فكسونا العظام لحماً» (مرحله شكل گيرى كامل جنين) باز مى گردد.

40- نقش رشد جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 17

17 - تأثيرات ناخواسته دوره جنينى در شخصيت انسان ، عامل خطاپوشى و مغفرت الهى ، نسبت به وى *

إنّ ربّك وسع المغفرة هو أعلم بكم . .. و إذ أنتم أجنّة فى بطون أُمّهتكم

عبارت «إذ أنتم أجنّة. ..» مى تواند توضيح و تعليل براى «إنّ ربّك واسع المغفرة» باشد. بدين معنا كه انسان در دوره جنين، خواه ناخواه تأثيراتى مى پذيرد و آثار آن بر خداوند نمايان و آشكار است. ازاين رو خداوند با عفو و اغماض با او برخورد مى كند.

41- وقت تشخيص جنسيت جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 46 - 5

5 - مشخص شدن جنسيت ( نر و ماده بودن ) ، پس از استقرار نطفه در رحم

و أنّه خلق الزوجين الذكر و الأُنثى . من نطفة إذا تمنى

ص: 270

وصف «إذا تمنى»، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه نوع زوجين و جنسيت آنها، پس از جريان نطفه و استقرار در رحم صورت مى گيرد.

ص: 271

10- جو

1- تهديد كافران بهانه جو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 4

4- مشركان و كافران حق ناپذير و بهانه جو ، مورد تهديد خداوند

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً. قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

تذكر خداوند به گواه و ناظر بودن ميان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مشركان حق ناپذير، مى تواند به منظور تهديد آنان باشد.

2- تهديد مشركان بهانه جو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 4

4- مشركان و كافران حق ناپذير و بهانه جو ، مورد تهديد خداوند

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً. قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

تذكر خداوند به گواه و ناظر بودن ميان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مشركان حق ناپذير، مى تواند به منظور تهديد آنان باشد.

3- جو آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 79 - 1،4

1- لزوم انديشيدن انسان ها در كيفيت پرواز پرندگان در جو آسمان و قوانين حاكم بر آن

ص: 272

ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء

«رؤيت» كه به معناى ديدن با چشم است، هر گاه با «إلى» متعدى شود، متضمن معناى نظر و دقت مى شود.

4- پرواز پرندگان در جوّ آسمان بدون سقوط بر زمين ، از نشانه هاى قدرت خداوند است .

ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء ما يمسكهنّ إلاّ الله

4- رويش جو از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 2

2 - رويش انواع دانه ها ( چون گندم ، جو ، برنج و . . . ) از زمين ، نشانه اى بزرگ از قدرت خدا است .

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها و أخرجنا منها حبًّا

مقصود از «حَبّ» در آيه شريفه، جنسِ «حَبّ» و به معناى انواع دانه ها (چون گندم، جو، برنج و. ..) است و نكره آمدن آن - با توجه به اين كه آيه شريفه در مقام برشمردن نعمت هاى الهى و امتنان است - گوياى همين نكته است.

5- فوايد جو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 6

6 - خداوند ، حبوبات ( گندم ، جو ، برنج و . . . ) را به منظور تغذيه انسان ها آفريده است .

و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون

6- نعمت جو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 7

7 - دانه هايى چون گندم ، جو ، برنج و . . . ، از مهم ترين خوردنى ها و نعمت هاى الهى براى بشر است .

و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون

تقديم جار و مجرور (فمنه) بر متعلق خود (يأكلون)، مى تواند براى اهتمام و نيز توجه دادن انسان ها به اين نعمت ارزشمند الهى باشد.

ص: 273

11- جوامع

1- تأمين مصالح جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 88 - 5

5- اديان الهى ، در جهت تأمين خير و صلاح جامعه بشرى است .

الذين كفروا . .. بما كانوا يفسدون

بازگشت معناى «افساد» به اين است كه: انسان خيرى را از ميان ببرد و يا از تحقق خيرى مانع شود. بنابراين مبارزه اديان الهى با مفسدان، در حقيقت دفاع از خير و صلاح در جامعه است.

2- تجاوزگرى جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 5

5 - فزون طلبى و تجاوزگرى ، آفت شايع و رايج در ميان جوامع انسانى

و ما تفرّقواإلاّ . .. بغيًا بينهم

از اين كه تمامى پيروان اديان پيشين به واسطه تجاوزگرى دچار اختلاف شده اند، شيوع و رواج آن استفاده مى شود.

3- جوامع تحت امر شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 3

ص: 274

3 - جوامعى كه به پندار اجراى فرمان خدا به رسوم نارواى نياكان خويش پايبندند، جوامعى تحت نفوذ شياطين مى باشند.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها

جمله «إذا فعلوا . .. » عطف بر «لا يؤمنون» است و در حقيقت صله براى «الذين» مى باشد. يعنى: إنا جعلنا الشياطين أولياء للذين إذا فعلوا فاحشة ... .

4- جوامع كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 9

9 - عناصر قدرتمند و مرفّه ، سردمداران انحراف و كفر در جوامع كافر و شرك پيشه

قال مترفوها . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون

از اين كه در جوامع شرك پيشه، تنها سخن مرفهان ذكر گرديده - با آن كه انديشه شرك مختص آنان نبوده است - مى توان استفاده كرد كه آنان، نقش اصلى را در تعيين گرايش هاى جامعه داشته اند.

5- جوامع مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 1

1- جامعه اصحاب كهف ، جامعه اى مشرك و معتقد به معبودهايى متعدّد بود .

هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 9

9 - عناصر قدرتمند و مرفّه ، سردمداران انحراف و كفر در جوامع كافر و شرك پيشه

قال مترفوها . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون

از اين كه در جوامع شرك پيشه، تنها سخن مرفهان ذكر گرديده - با آن كه انديشه شرك مختص آنان نبوده است - مى توان استفاده كرد كه آنان، نقش اصلى را در تعيين گرايش هاى جامعه داشته اند.

6- جوامع مكذب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 1

ص: 275

1 - حالت جوامع تكذيب كننده آيات الهى ، حالتى شوم است .

ساء مثلاً القوم الذين كذبوا بايتنا

7- جوامع منحرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 34 - 6

6 - هشدار و تهديد الهى نسبت به جوامع منحرف و زشتكردار

قل إنما حرم ربى الفوحش . .. و لكل أمة أجل

8- حاكميت خدا بر جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 13 - 5

5 - تاريخ ، دربردارنده نمونه هايى آشكار از سيطره خداوند بر سرنوشت جامعه ها است .

ألم تر كيف . .. فصبّ عليهم ربّك سوط عذاب

9- حسابرسى جوامع عصيانگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 8 - 5

5 - جوامعى كه از فرمان هاى خدا و رسولان او ، سرپيچى كردند ، مورد محاسبه سخت الهى و عذاب ناشناخته و ناخوشايند ( عذاب استيصال ) قرار گرفتند .

فحاسبنها حسابًا شديدًا و عذّبنها عذابًا نكرًا

«نكر» (مرادف «منكر») به معناى شىء ناخوشايند و ناشناخته است.

10- حقوق جوامع جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 84 - 4

4 - داشتن وطن و سرپناه از حقوق ملت ها و جوامع بشرى است . *

من ديركم

ص: 276

قرآن با اضافه كردن كلمه «ديار» به «كم» و نسبت دادن خانه و وطن به انسانها (دياركم = خانه هايتان و وطنتان) اين حقيقت را امضا و تثبيت مى كند كه: هر ملت و طايفه اى اين حق را دارد كه در سرزمينى سكنا گزيند و محلى را براى زندگى انتخاب كند.

11- حمايت از جوامع دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 11

11 - خدا ، حامى و مدافع مراكز دينى و جوامع الهى

و لولا دفع اللّه . .. لهدّمت صومع ... و مسجد

12- حيات جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 7

7 - هر جامعه و امتى ، داراى حيات ، مرگ و شخصيتى مستقل

تلك أمة قد خلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 7

7 - هر جامعه و امتى داراى حيات ، مرگ و شخصيتى مستقل

تلك أمة قد خلت

13- خطر انقراض جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 12

12 - خطر انقراض و نابودى نسل يك جامعه، هشدار خداوند به جوامع كافر ستم پيشه

إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين

14- زمينه اعتماد جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

ص: 277

12 - نور - 24 - 12 - 6

6 - ايمان ، زمينه ساز اعتماد افراد جامعه اسلامى نسبت به يكديگر

لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنت بأنفسهم خيرًا و قالوا هذا إفك مبين

توصيف مردان و زنان صدراسلام به «ايمان»، حكايت از اين حقيقت دارد كه ايمان و دين دارى با بى اعتمادى و بدگمانى سازگارى ندارد و هر جا ايمان حقيقى وجود داشته باشد، اعتماد و حسن ظن هم وجود خواهد داشت. آيه «يعظكم اللّه أن تعودوا لمثله أبداً إن كنتم مؤمنين» نيز، تأييد كننده همين برداشت است.

15- زمينه عذاب جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 74 - 5

5- جوامع مبتلا به انحرافات جنسى و همجنس بازى ، در معرض نابودى و عذاب الهى

و جاء أهل المدينة . .. قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... فأخذتهم الصيحة ... فجعلن

16- زمينه كيفر جوامع عصيانگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 12

12- ربوبيت خداوند ، مقتضى مجازات جوامع فاسد و عصيانگر بر اساس علم و آگاهى است .

و كم أهلكنا . .. و كفى بربّك بذنوب عباده خبيرًا بصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 9 - 3

3 - جوامع عصيانگر و متمرد از فرمان هاى خدا و پيامبران ، در معرض روبه رو شدن با پيامد هاى سنگين كردار خويش و دچار شدن به فرجامى خسارت بار

فذاقت وبال أمرها و كان عقبة أمرها خسرًا

17- زمينه كيفر جوامع فاسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 12

12- ربوبيت خداوند ، مقتضى مجازات جوامع فاسد و عصيانگر بر اساس علم و آگاهى است .

ص: 278

و كم أهلكنا . .. و كفى بربّك بذنوب عباده خبيرًا بصيرًا

18- زمينه هلاكت جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 74 - 5

5- جوامع مبتلا به انحرافات جنسى و همجنس بازى ، در معرض نابودى و عذاب الهى

و جاء أهل المدينة . .. قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... فأخذتهم الصيحة ... فجعلن

19- زيانكارى جوامع عصيانگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 9 - 2،3

2 - جوامعى كه از فرمان هاى خدا و پيامبران سرباز زدند ، به فرجامى خسارت بار گرفتار شدند .

و كان عقبة أمرها خسرًا

3 - جوامع عصيانگر و متمرد از فرمان هاى خدا و پيامبران ، در معرض روبه رو شدن با پيامد هاى سنگين كردار خويش و دچار شدن به فرجامى خسارت بار

فذاقت وبال أمرها و كان عقبة أمرها خسرًا

20- شخصيت جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 7

7 - هر جامعه و امتى ، داراى حيات ، مرگ و شخصيتى مستقل

تلك أمة قد خلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 7

7 - هر جامعه و امتى داراى حيات ، مرگ و شخصيتى مستقل

تلك أمة قد خلت

ص: 279

21- شناخت عوامل انقراض جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 10

10 - شناخت تاريخ و عوامل پيشرفت و انقراض جامعه ، در جهت دهىِ صحيح به حركت هاى اجتماعى ، نقش مؤثر دارد .

فنجّينه . .. و جعلنهم خلئف و أغرقنا الذين كذبوا بأيتنا فانظر كيف كان عقبة المنذر

22- شناخت عوامل رشد جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 10

10 - شناخت تاريخ و عوامل پيشرفت و انقراض جامعه ، در جهت دهىِ صحيح به حركت هاى اجتماعى ، نقش مؤثر دارد .

فنجّينه . .. و جعلنهم خلئف و أغرقنا الذين كذبوا بأيتنا فانظر كيف كان عقبة المنذر

23- عذاب جوامع عصيانگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 8 - 5

5 - جوامعى كه از فرمان هاى خدا و رسولان او ، سرپيچى كردند ، مورد محاسبه سخت الهى و عذاب ناشناخته و ناخوشايند ( عذاب استيصال ) قرار گرفتند .

فحاسبنها حسابًا شديدًا و عذّبنها عذابًا نكرًا

«نكر» (مرادف «منكر») به معناى شىء ناخوشايند و ناشناخته است.

24- عذاب جوامع فاسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 16 - 11

11- عذاب جامعه فسادگر ، آن چنان شديد است كه مايه نابودى و هدم كامل آن مى شود .

ففسقوا فيها فحقّ عليها القول فدمّرنها تدميراً

ص: 280

25- عوامل انحطاط جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 5

5- نقش مؤثر و محورى رهبران و سردمداران فاسد در سقوط و نابودى ملت ها و جامعه هاى بشرى

ألم تر إلى الذين . .. و أحلّوا قومهم دار البوار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 10 - 7

7 - جامعه هاى گرفتار بى بند و بارى جنسى ( بى عفتى و زناكارى ) ، در معرض زوال و نابودى است .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته و أنّ اللّه توّاب حكيم

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «و لولا فضل اللّه عليكم. ..» به تقدير «و لولا فضل اللّه عليكم... لاختل نظام حياتكم و لهلكتم» باشد; يعنى، «اگر فضل و رحمت خدا نبود ... نظام زندگى شما - با وجود همه فساد و بى بند و بارى - از هم مى پاشيد و شما نابود مى شديد».

26- عوامل انقراض جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 9

9 - كفر موجب هلاكت بسيارى از جوامع گذشته، در عين قدرتمندتر بودن آنها از كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض ما لم نمكن لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 47 - 5

5 - ظلم موجب نابودى و هلاكت اقوام است.

هل يهلك إلا القوم الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 5

5- نقش مؤثر و محورى رهبران و سردمداران فاسد در سقوط و نابودى ملت ها و جامعه هاى بشرى

ألم تر إلى الذين . .. و أحلّوا قومهم دار البوار

ص: 281

27- عوامل بقاى جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 4

4- ايمان ، داراى تأثير در حفظ و بقاى جوامع و تمدن هاى بشرى است .

ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنها

28- عوامل نابودى جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 8

8- شركورزى و مخالفت با تعاليم و توصيه هاى پيامبران ، از عوامل مهم نابودى جامعه ها و تحولات تاريخ و دگرگونى هاى آن است .

فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم

29- عوامل هدايت جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 10

10 - شناخت تاريخ و عوامل پيشرفت و انقراض جامعه ، در جهت دهىِ صحيح به حركت هاى اجتماعى ، نقش مؤثر دارد .

فنجّينه . .. و جعلنهم خلئف و أغرقنا الذين كذبوا بأيتنا فانظر كيف كان عقبة المنذر

30- عوامل هلاكت جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 131 - 5

5 - ارتكاب ظلم و گناه در عين آگاهى، موجب هلاكت جامعه مى شود.

ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون

جمله «و أهلها غافلون»، يعنى خداوند جامعه ستمكارى را كه اهل آن از تعاليم انبيا غافل بوده اند و پيام آنان را دريافت نكرده باشند، هلاك نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 16 - 1،6

ص: 282

1- فسق و گناهِ برخورداران از مكنت و ثروتمندان هر جامعه ، عامل هلاكت و نابودى آن جامعه است .

و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها

«مترف» از واژه «ترفه» گرفته شده و «ترفه» هم به معناى روزى و نعمت فراوان است (مفردات راغب).

6- افزايش تعداد مترفان و ثروتمندان فاسق و تبهكار در جامعه ، از عوامل هلاكت و نابودى آن جامعه براساس سنت هاى خداوند

و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها

برخى برآنند «أمرنا» به معناى «كثرنا» (فزونى داديم) است (مفردات راغب) كه بر اساس آن، مراد از «أمرنا مترفيها» افزايش مترفان در جامعه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 1،5،10

1- جوامع و ملت هاى بسيارى پس از دوران نوح ( ع ) در نتيجه فسق و گناه و به اراده خداوند نابود شدند .

ففسقوا . .. و كم أهلكنا من القرون