گزیده حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم

مشخصات کتاب

سرشناسه:محمدی ری شهری ، محمد، ‫1325 -

عنوان قراردادی:گزیده حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم فارسی - عربی .برگزیده

عنوان و نام پدیدآور:گزیده حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم فارسی- عربی/ محمدی ری شهری ؛ تلخیص مرتضی خوش نصیب، با همکاری جمعی از پژوهشگران.

مشخصات نشر:تهران: موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر ‫، ‫1389.

مشخصات ظاهری: ‫1079 ص.

شابک: ‫160000 ریال ‫: 978-964-493-531-2

یادداشت:فارسی- عربی.

یادداشت:چاپ قبلی: مشعر، 1387.

یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس.

موضوع:محمد ‫ ‫(ص) ، پیامبر اسلام، ‫53 قبل از هجرت - 11ق. -- احادیث

موضوع:احادیث شیعه -- قرن 14.

شناسه افزوده:خوش نصیب، مرتضی، ‫1342 -

رده بندی کنگره: ‫ BP142 ‫ /م34ح8017 1389

رده بندی دیویی: ‫ 297/218

شماره کتابشناسی ملی:2492427

ص :1

اشاره

ص :2

بسم الله الرحمن الرحیم

ص :3

ص :4

حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم فارسی- عربی

محمدی ری شهری

تلخیص مرتضی خوش نصیب، با همکاری جمعی از پژوهشگران.

ص :5

ص :6

پیش گفتار

حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله،ثمره تلاشی نو در جهت توسعه فرهنگ قرآن و حدیث و دومین اثرِ به انجام رسیده در پژوهشکده علوم و معارف حدیث (1)است که به برکت سال پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله (2)و به منظور آشنایی هر چه بیشتر جهانیان و بویژه پژوهشگران با چهره ملکوتیِ خاتم پیامبران،تقدیم گردید.

این حکمت نامه،سخنان حکیمانه آن بزرگ ترین حکیم الهی را که منابع معتبر اسلامی گزارش کرده اند،در کنار آیاتی که خداوند متعال بر قلب مقدّسش فرود آورد،با نظمی جدید و سهل الوصول،در زمینه های:معرفت شناسی،جهان شناسی،انسان شناسی،اعتقادات،اجتماعیّات،تربیت،سیاست،اقتصاد و بهداشت،ارائه می کند.

این حکمت نامه،افزون بر تبیین راه های تکامل و کامیابی مادّی و معنوی انسان،سند روشنی است بر نبوّت خاتم انبیا؛چرا که سخنانی در این سطح و با این عمق،بدون ارتباط با مبدأ وحی،از کسی که حتی یک روز به مدرسه نرفته و یک ساعتْ استاد ندیده،اصولاً امکان پذیر نیست.

به سخن دیگر،هر انسان آگاه و منصفی این حکمت نامه را بخواند و بداند که گوینده آن،اُمّی و درس ناخوانده است،تردیدی در ارتباط او با مبدأ وحی نخواهد کرد و به تعبیر دقیق قرآن کریم:

«وَ یَرَی الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَّ وَ یَهْدِی إِلی صِراطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. 3

و کسانی که از دانشْ بهره یافته اند،می دانند که آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده،حق است و به راه آن عزیزِ ستوده،راهبری می کند».

ص:7


1- (1) نخستین اثر،کتاب پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله از نگاه قرآن و اهل بیت علیهم السلام بود که در نیمه اوّل سال 1385 هجری شمسی منتشر شد.
2- (2) گفتنی است که در سال 1385 هجری شمسی،بر پایه تقویم هجری قمری،دو بار سالگرد وفات پیامبر خدا صلی الله علیه و آله تکرار می شد و به همین مناسبت،رهبر فرزانه انقلاب اسلامی،این سال را«سال پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله»نامیدند.

گفتنی است که آیه «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی* إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْیٌ یُوحی» (1)به همه ره نمودهای پیامبر صلی الله علیه و آله اعتبار وحْیانی می بخشد،و بدین سان،همه حکمت های نبوی،مشمول عبارت «اَلَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ» در آیه پیش گفته می شوند که آشنایی اهل علم و آگاهی با آنها،ایمان آوردن به صحت آنها و به صداقت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را به همراه دارد.

گزیده«حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله»

پس از انتشار حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله،با عنایت به این که بهره برداری همگان،بویژه در سطح جهان،از کتابی با این حجم از مطالب،عملاً میسور نیست،از فاضل ارجمند جناب آقای مرتضی خوش نصیب که تهیه اصل حکمت نامه نیز با همکاری ایشان تحقق یافت،تقاضا کردم که گزیده سازی آن را نیز بر عهده بگیرد و بدین سان،خوش نصیبیِ خود را با ارائه این خدمتِ ارزشمند به آستان قدس نبوی کامل گردانَد،و خداوند منّان را سپاس،که وی از عهده این خدمت،به خوبی برآمد و گلچینی پرفایده از گلستان حکمت محمّدی،تقدیم ارادتمندان این آستان نمود.از ایشان و همه کسانی که به گونه ای در ساماندهی نهایی این کتاب،نقش ایفا کرده اند،صمیمانه سپاس گزارم و برای همه آنان،از حضرت باری تعالی جلّت عظمته پاداشی در خور فضل او مسئلت دارم.

در پایان،توجه عزیزانی را که مایل اند از این کتاب یا سایر منابع روایی،سخنی را به پیامبر صلی الله علیه و آله یا اهل بیت ایشان علیهم السلام نسبت دهند،به یکی از مهم ترین آداب نقل حدیث،جلب می نمایم.شیخ کلینی قدس سرهاز امام علی علیه السلام روایت کرده که می فرماید:

إذا حَدَّثتُم بِحَدیثٍ فَأسنِدوهُ إلَی الَّذی حَدَّثَکُمْ؛فَإِن کانَ حَقّا فَلَکُم وإِن کانَ کَذِبا فَعَلَیهِ. (2)

هنگامی که حدیثی را نقل می کنید،آن را به کسی که آن را روایت نموده،نسبت دهید،که اگر درست باشد،به سود شماست و اگر دروغ باشد،به زیان راوی است.

ربنا!تقبّل منا،إنک أنت السمیع العلیم.

محمّد محمّدی ری شهری

1387/8/22

12 ذی قعده 1429

ص:8


1- (1) نجم:آیه 3 و 4:«و [1]از سرِ هوس،سخن نمی گوید*این[کتاب]،بجز وحی ای که فرستاده می شود،نیست».
2- (2) الکافی:ج 1 ص 52 ح 7. [2]

مقدمه«گزیده»

اشاره

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله،خاتم انبیا،کامل ترین انسان،و بزرگ ترین شخصیتی است که در ظلمتکده جامعه جاهلی روزگار خویش،توانست در پرتو کتاب آسمانی و با حکمت برگرفته از آبشخور وحی،مطمئن ترین راه وصول به قلّه کمالات را به بشر،بنمایاند.بی تردید،شناساندن چنین حکمت های نابی،گامی بایسته در مسیر هدایت جامعه به سوی نور و رستگاری است.در این راه،حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله،دومین اثری بود که پژوهشکده علوم و معارف حدیث،در جهت نمایاندن قطره ای از اقیانوس معارف نبوی و ارائه چهره ای گویا از شخصیت و سیره پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله،با نظمی نو و شیوه ای جدید،سامان داد.این کتاب چهارده جلدی،دانش نامه ای نسبتا گسترده از سخنان گهربار آن رسول گرامی و نیز آموزه های علمی و حِکْمی و سیره فردی و اجتماعی و رفتارهای خردمندانه آن حضرت است که در سال 1386 هجری شمسی به زیور طبع،آراسته شد.

معرفی کتاب حاضر

گستردگی کتاب حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و ضرورت آشنایی هر چه بیشتر گروه های مختلف مردم با سخن و سیره آن پیشوای آسمانی،پژوهشکده را واداشت تا با فراهم آوردنِ گلچینی از بوستان حکمت نبوی،مجموعه ای را با عنوان گزیده حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله،در قالب کتابی که هم اکنون پیش روی شماست،به جویندگان معرفت از چشمه زلال نبوت،تقدیم نماید.در این زمینه،یادآوری نکات زیر،لازم به نظر می رسد:

1.تمامی بخش ها و باب های حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله(بدون استثنا)و نیز 80 درصد فصل ها و 70 درصد عنوان های فرعی و به همین میزان از تحلیل ها و مقالاتِ مندرج در متن اصلی،در این

ص:9

گزیده،آورده شد؛

2.آنچه بیش از همه مشمول تلخیص و گزینش قرار گرفته،آیات و احادیث پر شمار و متنوّعی است که با موضوع مشابه،ذیل بخش ها،باب ها و فصل های آن دانش نامه گسترده،گرد آمده است؛

3.جامع ترین و گویاترین احادیث،از منابع معتبرتر،در ذیل هر عنوان،انتخاب گردید؛

4.قریب به اتفاق توضیحاتی که در پانوشت ها بود،حذف شد؛

5.به ذکر یک منبع دارای اعتبار بیشتر،برای هر حدیث،در پانوشت،اکتفا گردید.

با این همه،بخش های ده گانه این کتاب که گزارش اجمالی آنها در پی خواهد آمد،گویای جامعیت آن در عین اختصار است.

بخش یکم:حکمت های عقلی و علمی

در این بخش از کتاب،از خرد آدمی و جایگاه رفیع آن از منظر شخصیت نخست جهان اسلام و ضرورت خردورزی و ژرف اندیشی و هشدار نسبت به گرفتار آمدن در دام جهل و پیامدهای آن،سخن به میان آمده است.بررسی مکانت والای علم و حکمت و چگونگی دستیابی به آنها و دیگر مباحث مرتبط،ادامه بخش نخست را تشکیل می دهد.

بخش دوم:حکمت های اعتقادی

در این بخش،حکمت ها و آموزه های بلند نبوی درباره عنصر ایمان،چگونگی ایمان به خدا،نبوت و معاد و موضوعات مرتبط به هر یک،همچنین پاره ای مباحث اعتقادی دیگر،همچون قضا و قدر،آمده است.

بخش سوم:حکمت های اجتماعی و سیاسی

این بخش،به بررسی دو موضوع مهمّ امامت و امت،اختصاص یافته است.امامت،از حسّاس ترین و نقش آفرین ترین مسائلی است که مسلمانان با آن،مواجه بوده اند.جایگاه امام،چگونگی شناخت امام،عمق ضایعه محرومیت از امام و دیگر گفتنی های ضروری و در ادامه،امت و ویژگی های آن و راه های پیشتازی و عوامل انحطاط امت ها و آینده امت محمّدی و...مورد بحث قرار گرفته است.

ص:10

بخش چهارم:حکمت های مربوط به جهان و انسان

اصل آفرینش و خلقت آسمان ها،زمین،فرشتگان،شیطان و انسان و موضوعات متنوّعی در ارتباط با انسان،همچون موجبات خیر و شر و نیز نقش آرزو و تأثیر مصائب بلایا و شُرور در زندگی او،موضوعات بخش چهارم را تشکیل داده اند.

بخش پنجم:حکمت های تربیتی

در این بخش،سخنان حکیمانه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره:تبلیغ،پرورش کودک،پرورش جوان،و عوامل خودسازی و موانع آن،ارائه شده است.

بخش ششم:حکمت های عبادی

این بخش،به سخنان حکیمانه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره عبادت و کارهای نیکو،نماز،دعا،ذکر،روزه و آداب ماه رمضان،حج و عمره،امر به معروف و نهی از منکر،جهاد و مکان هایی که عبادت در آنها از فضیلت بیشتری برخوردار است،اختصاص یافته است.

بخش هفتم:حکمت های اخلاقی و اجتماعی

اسلام،دین زندگی است.پرداختن به معارف اجتماعی و سیاسی و آمیختن آنها با معارف عبادی و اعتقادی،از فصول برجسته این آیین الهی است.پیامبر خدا،خود،مهم ترین وجه رسالتش را«به کمالْ رساندنِ ارزش های اخلاقی»معرّفی کرده است و هم از این رو،آموزه هایش،در ابعاد گسترده اجتماع،از مکانتی رفیع برخوردار است.در بخش هفتم این مجموعه،حکمت های نبوی در موضوعات مختلف اخلاقی و اجتماعی گزارش شده است.

بخش هشتم:حکمت های اقتصادی

در این بخش،حکمت های نبوی درباره مسائل اقتصادی و آموزه های مرتبط با معیشت انسانی سامان یافته است.اهمیت توسعه اقتصادی و ضرورتِ تحوّل و پیشتازی در ایجاد چنین توسعه ای و نیز پایه ها،عوامل،موانع و آفات آن،موضوع سخن احادیث نبوی در این بخش است.

ص:11

بخش نهم:حکمت های پزشکی و بهداشتی

در این بخش،ره نمودها،آموزه ها و سیره بهداشتی و پزشکی ای که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله گزارش شده،ارائه می گردد.نیم نگاهی به جایگاه طبابت،طبّ پیشگیری و همچنین توجه به موضوع بیماری و اشاره به پاره ای از راه های برون رفت از آن و چگونگی درمان و بیان انواع داروهای طبیعی،موضوع مطالب گرد آمده در این بخش است.

بخش دهم:حکمت های گوناگون

پایانْ بخش این مجموعه گسترده،حکمت های گوناگونی در موضوعات پراکنده است،حاوی آنچه از آموزه های پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که در ذیل عناوین گذشته نمی گنجید.

***

امید،آن که این اثر بتواند در شناخت هر چه عمیق ترِ پیامبر رحمت و حکمت،حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و آیین فروزان او،نقش آفرین باشد!آمینَ،ربَّ العالمین!

مرتضی خوش نصیب

ص:12

بخش یکم:حکمت های عقلی و علمی

اشاره

باب یکم:عقل و جهل

باب دوم:علم،حکمت و معرفت

ص:13

ص:14

باب یکم:عقل و جهل

معنای«عقل»و«جهل»

اشاره

اندیشه و تعقّل،اصلی ترین تکیه گاه های اسلام در عقاید،اخلاق و اعمال اند.از نظر این آیین آسمانی،انسان حق ندارد آنچه را که خردْ نادرست می داند،باور کند و به صفاتی که خردْ ناپسند می داند،متّصف شود و کارهایی را که خردْ ناشایست می داند،انجام دهد.

از این رو،در فرهنگ قرآن و احادیث پیامبر خدا و اهل بیت آن بزرگوار،واژه هایی که مردم را به تعقّل و اندیشه دعوت می کنند(مانند:تفکّر،تذکّر،تدبّر،تعقّل،تعلّم،تفقّه،ذکر،لُبّ و نُهی)،به عنوان محور و اساس سخن آنان با مردم و بیش از هر چیز دیگر،مورد توجه و تأکیدند.

در قرآن کریم،مشتقّات«علم»779 بار،«عقل»49 بار،«فقه»20 بار،«فکر»18 بار،«ذکر»274 بار،«تدبّر»4 بار و«لُبّ»16 بار آمده است.

از نظر اسلام،خرد،اصل انسان،معیار ارزش و درجات کمال او،ملاک ارزیابی اعمال،میزان جزا و حجّت باطنی خداوند متعال است.

خرد،از بهترین هدیه های الهی به انسان،نخستین پایگاه اسلام،اساسی ترین پایه زندگی و زیباترین زیور انسان است.خرد،گران بهاترین ثروت،بهترین دوست و راهنما،و اصلی ترین تکیه گاه اهل ایمان است.

از نظر اسلام،علم،نیازمند خرد است؛زیرا علمِ بدون خرد،برای عالم،زیانبار است و هر که دانشش بر خردش فزونی یابد،باری بر او خواهد بود.

کوتاه سخن،این که:از نظر اسلام،تنها راه تکامل مادّی و معنوی و سازندگی دنیا و آخرت و رسیدن به جامعه مطلوب و مقصد اعلای انسانیت،درست فکر کردن است و همه گرفتاری های انسان،نتیجه نادانی و به کار نگرفتن اندیشه است.

از این رو،در جهان پس از مرگ،آنان که به فرجام عقاید،اخلاق و اعمال ناشایسته خود گرفتار می شوند،درباره ریشه گرفتاری های خود،چنین می گویند:

«وَ قالُوا لَوْ کُنّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنّا فِی أَصْحابِ السَّعِیرِ* فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِیرِ. 1

و گویند:اگر[سخن حق را]شنیده[و پذیرفته]بودیم یا خردورزی می نمودیم،در[میان]دوزخیان نبودیم.پس به گناه خود،اقرار می کنند؛و مرگ باد بر اهل جهنّم!».

ص:15

واژه«عقل»در لغت

واژه«عقل»در زبان عرب،به معنای نگه داشتن،باز داشتن و حبس کردن است،همانند بستن شتر با عقال. (1)

همان گونه که عقال،شتر را از حرکت بی جا باز می دارد،نیرویی در جان انسان به نام«عقل»وجود دارد که او را از نادانی و لغزش در اندیشه و عمل،باز می دارد.

واژه«عقل»در احادیث اسلامی

محدّث بزرگوار،شیخ حرّ عاملی رحمه الله،در انتهای باب«وجوب طاعة العقل و مخالفة الجهل(لزوم پیروی از عقل و نافرمانی از نادانی)»درباره معانی عقل،چنین می گوید:

عقل،در سخن اندیشمندان و حکیمان،معانی بسیار دارد و با جستجو در احادیث،سه معنا برایش به دست می آید:

1.نیرویی که بِدان،خوبی ها و بدی ها و تفاوت ها و زمینه های آنها،شناخته می شوند،و این،معیار تکلیف شرعی است.

2.ملکه ای که به انتخاب خوبی ها و پرهیز از بدی ها فرا می خواند.

3.تعقّل و دانستن،که در برابر جهل(نادانی)قرار می گیرد،نه در برابر دیوانگی.

بیشترین استعمال«عقل»در احادیث،معنای دوم و سوم اند. (2)

خطر جهل

ملاحظه آنچه اسلام در ابواب مختلف معرفت شناختی آورده،نشان می دهد که این آیین الهی،برای ساختن جامعه ارزشیِ مورد نظر خود،پیش و بیش از هر چیز دیگر،به اندیشه و شناخت و آگاهی،اهمّیت داده و انسان ها را از خطر«جهل»و به کار نینداختن اندیشه،بر حذر داشته است.

از منظر اسلام،جهل،آفت شکوفایی انسانیت و ریشه همه مفاسد فردی و اجتماعی است و تا این آفت،ریشه کن نشود،ارزش ها شکوفا نمی گردند و جامعه انسانی تحقّق نمی یابد.

از دیدگاه اسلام،جهل،ریشه همه بدی ها،بزرگ ترین مصیبت،زیانبارترین بیماری و خطرناک ترین دشمن است و شخص جاهل،بدترینِ جنبنده ها،بلکه مرده ای در میان زندگان است.

معانی واژه«جهل»

اشاره

به طور کلّی،برای جهلِ مذموم،چهار معنا متصوّر است:

اوّل.همه گونه نادانی،

ص:16


1- (1) ر.ک:الصحاح:ج 5 ص 1769،المصباح المنیر:ص 422 423.
2- (2) وسائل الشیعة:ج 15 ص 208.

دوم.نادانی نسبت به علوم و معارف مفید و سازنده،

سوم.نادانی نسبت به ضروری ترین معارف مورد نیاز انسان،

چهارم.نیرویی در مقابل خِرد.

و اینک،توضیح این معانی:

1.همه گونه نادانی

هر چند در نگاه ابتدایی،به نظر می رسد که هر نوع نادانی ای،زیانبار و مذموم است،ولی با تأمّل،معلوم می شود که حقیقت،این است که هر ندانستنی،نکوهیده و هر دانستنی،پسندیده نیست؛بلکه بر عکس،برخی از دانستن ها زیانبار،و برخی از ندانستن ها مفید و سازنده اند و درست به همین دلیل،در اسلام،تلاش و تحقیق برای کشف برخی از امور و اسرار،ممنوع شده است.

2.نادانی نسبت به معارف مفید

بی تردید،اسلام برای همه علوم و معارفی که در خدمت انسان اند،ارزش قائل است لیکن این،بدان معنا نیست که نادانی نسبت به همه این علوم،برای همه مردم،مذموم یا خطرناک است.

به بیان دیگر،ادبیات،صرف و نحو،منطق،کلام،فلسفه،ریاضی،فیزیک،شیمی و سایر رشته های علوم و فنون،در خدمت انسان،و از منظر اسلام،ارزشمندند؛ولی نمی توان پذیرفت که ندانستن این علوم،ریشه همه شرور،بزرگ ترین مصیبت،زیانبارترینِ دردها،خطرناک ترین دشمن و شدیدترین فقر است و چنانچه کسی برخی از این علوم و یا همه آنها را نداند،بدترینِ جنبندگان بر روی زمین و همانند مرده ای در میان زنده هاست.

3.نادانی نسبت به ضروری ترین معارفِ مورد نیاز انسان

علوم و معارفی که انسان را با مبدأ و مقصد خود آشنا می کنند و راه رسیدن به فلسفه آفرینش خود را به او نشان می دهند،ضروری ترین معارفِ مورد نیاز اویند.طبعا جهل به این معارف،جامعه انسانی را در معرض دشوارترین مصیبت ها و شُرور،قرار می دهد.البتّه تنها،شناخت این معارف،کارساز نیست؛بلکه این معارف،در صورتی کارآیی دارند که«جهلِ»به مفهوم چهارم،به وسیله خرد،مهار شود.

4.نیرویی در مقابل عقل

در متون اسلامی،جهل،مفهومی دارد که بر خلاف معانی گذشته،امری وجودی است نه عدمی،و آن،شعور مرموزی در مقابل خرد است که همانند خرد،آفریده خداوند متعال است و آثار و پیامدهایی دارد که از آنها به«سپاهیان نادانی»(در برابر«سپاهیان خرد»)تعبیر شده است.

ص:17

چنان که در متون حدیثی آمده همه زیبایی های اعتقادی،اخلاقی و عملی(مانند:خیر،علم،معرفت،حکمت،ایمان،عدالت،انصاف،اُلفت،رحمت،مودّت،رأفت،برکت،قناعت،سخاوت،امانت،شهامت،حیا،پاکیزکی،امید،پیمان داری،صدق،بردباری،شکیبایی،فروتنی،غنا و نشاط)از سپاهیان خرد،شمرده شده اند.

در مقابل آنها نیز همه زشتی های اعتقادی،اخلاقی و عملی(مانند:شر،حماقت،کفر،ستم،جدایی،قساوت،قطع رحم،عداوت،بغض،غضب،مَحق،حرص،بخل،خیانت،کودنی،جَلع،پرده دری،پلیدی،ناامیدی،خیانت،دروغگویی،ناشکیبایی،بی تابی،تکبّر،فقر و کسالت)از سپاهیان نادانی،شمرده شده اند.

هر چند اسلام با جهلِ مذموم،بویژه با مفهوم سوم آن،به شدّت مبارزه می کند،لیکن خطرناک ترین جهل از منظر این مکتب،جهل به مفهوم چهارم است؛یعنی انتخاب راهی که نیروی نادانی،انسان را بِدان دعوت می کند و پیروی از آن؛زیرا اگر انسان،از روی نادانی،راهی را انتخاب کرد،سپاهیان نادانی،راه شناخت معارف سازنده و حقایق والای انسانی و رسیدن به مقصد اعلای انسانیت را بر او مسدود می نمایند و در این حال،اگر کسی بزرگ ترین دانشمند روی زمین هم بشود،دانش او برای هدایتش سودی نمی بخشد و بیماری نادانی،او را از پای در خواهد آورد.

ص:18

الباب الأوّل:العقل والجهل

الفصل الأوّل:معرفة العقل

1/1.حَقیقَةُ العَقلِ

1 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: العَقلُ نورٌ خَلَقَهُ اللّهُ لِلإِنسانِ،وجَعَلَهُ یُضیءُ عَلَی القَلبِ لِیَعرِفَ بِهِ الفَرقَ بَینَ المُشاهَداتِ مِنَ المُغَیَّباتِ. (1)

2 . عنه صلی الله علیه و آله: العَقلُ نورٌ فِی القَلبِ،یُفَرِّقُ بِهِ بَینَ الحَقِّ والباطِلِ. (2)

2/1.خَلقُ العَقلِ وَالجَهلِ

3 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ مِن نورٍ مَخزونٍ مَکنونٍ فی سابِقِ عِلمِهِ الَّذی (3)لَم یَطَّلِع عَلَیهِ نَبِیٌّ مُرسَلٌ ولا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ،فَجَعَلَ العِلمَ نَفسَهُ،وَالفَهمَ روحَهُ،وَالزُّهدَ رَأسَهُ،وَالحَیاءَ عَینَیهِ،وَالحِکمَةَ لِسانَهُ،وَالرَّأفَةَ هَمَّهُ (4)،وَالرَّحمَةَ قَلبَهُ.ثُمَّ حَشّاهُ وقَوّاهُ بِعَشَرَةِ أشیاءَ:بِالیَقینِ،وَالإِیمانِ،وَالصِّدقِ،وَالسَّکینَةِ،وَالإِخلاصِ،وَالرِّفقِ،وَالعَطِیَّةِ،وَالقُنوعِ،وَالتَّسلیمِ،وَالشُّکرِ.ثُمَّ قالَ عز و جل:أدبِر،فَأَدبَرَ،ثُمَّ قالَ لَهُ:أقبِل،فَأَقبَلَ،ثُمَّ

قالَ لَهُ:تَکَلَّم.

فَقالَ:الحَمدُ للّهِ ِ الَّذی لَیسَ لَهُ ضِدٌّ ولا نِدٌّ،ولا شَبیهٌ ولا کُفوٌ،ولا عَدیلٌ ولا مِثلٌ،الَّذی کُلُّ شَیءٍ لِعَظَمَتِهِ خاضِعٌ ذَلیلٌ.

فَقالَ الرَّبُّ تَبارَکَ وتَعالی:وعِزَّتی وجَلالی ما خَلَقتُ خَلقا أحسَنَ مِنکَ،ولا أطوَعَ لی مِنکَ،ولا أرفَعَ مِنکَ،ولا أشرَفَ مِنکَ،ولا أعَزَّ مِنکَ،بِکَ اؤاخِذُ وبِکَ اعطی،وبِکَ اوَحَّدُ وبِکَ اعبَدُ،وبِکَ ادعی وبِکَ ارتَجی وبِکَ ابتَغی،وبِکَ اخافُ وبِکَ احذَرُ،وبِکَ الثَّوابُ وبِکَ العِقابُ. (5)

باب یکم:عقل و جهل

فصل یکم:شناخت عقل

1/1.حقیقت عقل

1 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عقل،نوری است که خداوند آن را برای انسان آفرید و وسیله روشنی بخشیِ دل قرار داد تا بِدان،تفاوت دیدنی ها را از نادیدنی ها باز شناسد.

2 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عقل،نوری است در دل که دل به وسیله آن،حق را از باطل جدا می کند.

2/1.آفرینش عقل و جهل

3 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل،عقل را از نوری ذخیره و پنهان در علم ازلیِ خود آفرید و هیچ پیامبرِ فرستاده شده و فرشته مقرّبی را بر آن آگاه نساخت.دانش را جان آن،فهم را روحش،زهد را سرش،حیا را چشمانش،حکمت را زبانش،مهر را همّتش،و رحمت را دلش قرار داد و آن گاه ده چیز را در او جا داد و او را به آنها توانایی بخشید:یقین،ایمان،راستی،آرامش،اخلاص،مدارا،دَهِش،قناعت،تسلیم بودن و سپاس گزاری.

سپس فرمود:«پشت کن»و عقل،پشت کرد.آن گاه به او فرمود:«رو کن»و او رو آورد.و آن گاه به او فرمود:«حرف بزن».عقل گفت:

ستایش،از آنِ خدایی است که ضد و انبازی ندارد،مشابه و هم ترازی ندارد،و معادل و همانندی برایش نیست؛خدایی که همه چیز در برابر عظمتش خاضع و رام است.

آن گاه پروردگار تبارک و تعالی فرمود:«به عزّت و جلالم سوگند،آفریده ای بهتر از تو نیافریدم و فرمان بردارتر از تو برایم نیست و برتر از تو و شریف تر و عزیزتر از تو وجود ندارد.با تو مؤاخذه می کنم و با تو می بخشم.با تو به یگانگی شناخته می شوم و با تو پرستیده می شوم.با تو خوانده می شوم و با تو به من پناه می آورند و در پی من هستند.با تو از من می ترسند و بیمناک می شوند.و ثواب و عقاب با توست».

ص:19


1- (1) عوالی اللآلی:ج 1 ص 248 ح 4. [1]
2- (2) إرشاد القلوب:ص 198. [2]
3- (3) فی المصدر:«التی»،وما فی المتن أثبتناه من معانی الأخبار.
4- (4) فی معانی الأخبار:«فمه»بدل«همّه».
5- (5) الخصال:ص 427 ح 4.

الفصل الثّانی:قیمة العقل

1/2.هَدِیَّةٌ مِنَ اللّهِ

4 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: العَقلُ هَدِیَّةٌ مِنَ اللّهِ. (1)

2/2.خَیرُ المَواهِبِ

5 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما قَسَمَ اللّهُ لِلعِبادِ شَیئًا أفضَلَ مِنَ العَقلِ،فَنَومُ العاقِلِ أفضَلُ مِن سَهَرِ الجاهِلِ،وإفطارُ العاقِلِ أفضَلُ مِن صَومِ الجاهِلِ،وإقامَةُ العاقِلِ أفضَلُ مِن شُخوصِ الجاهِلِ. (2)

3/2.أصلُ الإِنسانِ

6 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: یا مَعشَرَ قُرَیشٍ!إنَّ حَسَبَ الرَّجُلِ

دینُهُ،ومُروءَتَهُ خُلُقُهُ،و أصلَهُ عَقلُهُ. (3)

فصل دوم:ارزش عقل

1/2.هدیه ای از سوی خداوند

4 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عقل،ارمغان خداوند است.

2/2.بهترین بخشش

5 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،چیزی با ارزش تر از عقل،در میان بندگان تقسیم نکرد.از این رو خواب خردمند،برتر از بیداریِ نادان است و خوردن خردمند،برتر از روزه نادان است و بر جا بودنِ خردمند،برتر از به حرکت در آمدنِ نادان.

3/2.ریشه انسان

6 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ای گروه قریش!همانا تبار آدمی،دین اوست و جوان مردی اش،خُلق و خوی

اوست و بنیادش عقل اوست.

ص:20


1- (1) شُعب الإیمان:ج 5 ص 388 ح 7040. [1]
2- (2) المحاسن:ج 1 ص 308 ح 609. [2]
3- (3) الکافی:ج 8 ص 181 ح 203. [3]

4/2.صَدیقُ المَرءِ

7 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: صَدیقُ کُلِّ امرِئ عَقلُهُ،وعَدُوُّهُ جَهلُهُ. (1)

الفصل الثّالث:الحثّ علی التّعقّل والتّفکّر والتّفقّه

1/3.التَّعَقُّل

الکتاب

«کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ». 2

الحدیث

8 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لَم یُعبَدِ اللّهُ عز و جل بِشَیءٍ أفضَلَ مِنَ العَقلِ. (2)

9 . عنه صلی الله علیه و آله لِعَلیٍّ علیه السلام:یا علیُّ،إذا تَقَرَّبَ العِبادُ إلی خالِقِهِم بالبِرِّ فَتَقَرَّبْ إلَیهِ بالعَقلِ تَسبِقْهُم. (3)

10 . عنه صلی الله علیه و آله: جَدَّ المَلائِکَةُ وَاجتَهَدوا فی طاعَةِ اللّهِ بِالعَقلِ،وجَدَّ المُؤمِنونَ مِن بَنی آدَمَ وَاجتَهَدوا فی طَاعَةِ اللّهِ عَلی قَدرِ عُقولِهِم،فَأعمَلُهُم بِطاعَةِ اللّهِ أوفَرُهُم عَقلًا. (4)

2/3.التَّفَکُّر

الکتاب

«وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً

مِنْهُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ». 6

4/2.دوست انسان

7 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دوست هر انسانی،عقل او و دشمنش جهل اوست.

فصل سوم:تشویق بر خردورزی،تفکّر و ژرف اندیشی

1/3.خردورزی
قرآن

«بدین گونه،خداوند آیات خود را برای شما بیان می کند.باشد که بیندیشید».

حدیث

8 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدا با چیزی بهتر از خرد،بندگی نمی شود.

9 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام:ای علی!هر گاه بندگان با نیکی کردن،به آفریدگار خویش نزدیک شوند،تو با خردورزی به او نزدیک شو تا از آنان پیشی گیری.

10 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: فرشتگان،با خرد،در فرمان برداری از خداوند،کوشش و تلاش کردند و انسان های مؤمن نیز به اندازه خردشان،در راه طاعت خداوند کوشش و تلاش نمودند.پس،از میان آنان،کسانی بیشترینْ فرمان برداری از خداوند را به جای آوردند که بیشترینْ بهره را از خرد داشتند.

2/3.تفکّر
قرآن

«و آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است،به سود

شما رام کرد.همه از اوست.قطعاً در این[امر]برای مردمی که می اندیشند،نشانه هایی است».

ص:21


1- (1) المحاسن:ج 1 ص 309 ح 610. [1]
2- (3) الخصال:ص 433 ح 17.
3- (4) مشکاة الأنوار:ص 439 ح 1476. [2]
4- (5) تیسیر المطالب:ص 313. [3]

الحدیث

11 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أصدَقُ المُؤمِنینَ إیمانًا أشَدُّهُم تَفَکُّرا فی أمرِ الدُّنیا وَالآخِرَةِ. (1)

12 . عنه صلی الله علیه و آله: لا عِبادَةَ مِثلُ التَّفَکُّرِ. (2)

13 . عنه صلی الله علیه و آله: التَّفَکُّرُ حَیاةُ قَلبِ البَصیرِ کَما یَمشِی المُستَنیرُ فِی الظُّلُماتِ بِالنّورِ،فَعَلَیکُم بِحُسنِ التَّخَلُّصِ وقِلَّةِ التَّرَبُّصِ. (3)

3/3.التَّفَقُّه

الکتاب

«وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَفْقَهُونَ». 4

الحدیث

14 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قَلبٌ لَیسَ فیهِ شَیءٌ مِنَ الحِکمَةِ کَبَیتٍ خَرِبٍ،فَتَعَلَّموا وعَلِّمواوتَفَقَّهوا ولا تَموتوا جُهّالاً؛فَإِنَّ اللّهَ لا یَعذِرُ عَلَی الجَهلِ. (4)

15 . عنه صلی الله علیه و آله: أیُّهَا النّاسُ!إنَّمَا العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ،وَالفِقهُ بِالتَّفَقُّهِ. (5)

حدیث

11 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: راستگوترینِ مؤمنان در ایمان،کسی است که بیشتر در مسئله دنیا و آخرت بیندیشد.

12 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ عبادتی،چون اندیشه کردن نیست.

13 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اندیشه،[مایه]حیات قلب بیناست،چنان که طالب روشنایی،با نور در تاریکی راه می رود.پس بر شما باد نیکْ رها شدن[از تاریکی ها]و کم درنگ کردن[در آنها].

3/3.ژرف اندیشی
قرآن

«و او همان کسی است که شما را از یک تن،پدید آورد.پس[برای شما]قرارگاه و محلّ امانتی[مقرّر کرد].بی تردید،ما آیات[خود]را برای مردمی که می فهمند،به روشنی بیان کرده ایم».

حدیث

14 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دلی که درونش حکمت نیست،مانند خانه ای ویران است.پس بیاموزید و آموزش دهید و دین شناس گردید و نادان نمیرید؛چرا که خداوند،عذر نادانی را نمی پذیرد.

15 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ای مردم!همانا دانش،با آموختن،حاصل می شود و دین شناسی،با ژرف اندیشی.

ص:22


1- (1) أعلام الدین:ص 273. [1]
2- (2) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 372 ح 5762.
3- (3) الکافی:ج 2 ص 599 ح 2. [2]
4- (5) کنز العمّال:ج 10 ص 147 ح 28750.
5- (6) المعجم الکبیر:ج 19 ص 395 ح 929.

4/3.تَحْذیرُ تَرکِ التَّعَقُّل

الکتاب

«قالُوا لَوْ کُنّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنّا فِی أَصْحابِ السَّعِیرِ». 1

الحدیث

16 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: استَرشِدُوا العَقلَ تَرشُدوا،ولا تَعصوهُ فَتَندَموا. (1)

5/3.دَورُ العَقلِ فی جَزاءِ الأَعمال

17 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا بَلَغَکُم عَن رَجُلٍ حُسنُ حالٍ فَانظُروا فی حُسنِ عَقلِهِ،فَإِنَّمایُجازی بِعَقلِهِ. (2)

18 . عنه صلی الله علیه و آله: إذا رَأیتُمُ الرَّجُلَ کَثیرَ الصَّلاةِ کَثیرَ الصِّیامِ،فَلا تُباهوا بِهِ حَتّی تَنظُرواکَیفَ عَقلُهُ. (3)

الفصل الرّابع:عوامل تقویة العقل

1/4.العلم

19 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ العِلمَ حَیاةُ القُلوبِ مِنَ الجَهلِ،وضِیاءُ الأَبصارِ مِنَ الظُّلمةِ،وَقُوَّةُ الأَبدانِ مِنَ الضَّعفِ. (4)

2/4.التَّقوی

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ

الْعَظِیمِ». 6

4/3.هشدار درباره ترک خردورزی
قرآن

«و[جهنّمیان]گویند:اگر شنیده[و پذیرفته]بودیم یا تعقّل کرده بودیم،در[میان]دوزخیان نبودیم!».

حدیث

16 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: از خرد،راه نمایی بگیرید تا به رُشد برسید و از خرد،نافرمانی مکنید که پشیمان می شوید.

5/3.نقش خردورزی در پاداش اعمال

17 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اگر از رفتار نیکوی شخصی به شما خبر رسید،در نیکوییِ خردش بنگرید؛چرا که به اندازه خردش پاداش داده می شود.

18 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اگر فردی را بسیار نمازگزار و بسیار روزه گیر یافتید،به وی مبالید،تا وقتی که در چگونگیِ خردش بنگرید.

فصل چهارم:عوامل تقویت عقل

1/4.دانش

19 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،مایه زندگیِ دل ها[و رها شدن]از نادانی است،و نور چشمان است از تاریکی،و نیرومندیِ بدن است از ناتوانی.

2/4.پرواپیشگی

«ای کسانی که ایمان آورده اید!اگر از خدا پروا بدارید،برای شما[نیروی]تشخیص[حقّ از باطل]قرار می دهد و گناهانتان را از شما می زداید و شما را

می آمرزد،و خدا دارای بخشش بزرگ است».

ص:23


1- (2) کنز الفوائد:ج 2 ص 31. [1]
2- (3) الکافی:ج 1 ص 12 ح 9. [2]
3- (4) الکافی:ج 1 ص 26 ح 28. [3]
4- (5) الأمالی للطوسی:ص 488 ح 1069. [4]

3/4.تِلاوَةُ القُرآنِ

20 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: علَیکَ بِتِلاوَةِ القرآنِ؛فَإنّهُ نُورٌ لَکَ فی الأرضِ،وذُخرٌ لکَ فی السَّماءِ. (1)

4/4.الجهادُ فی سَبیلِ اللّهِ

21 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن رَمی بِسَهمٍ فی سَبیلِ اللّهِ کانَ لَهُ نُورا یَومَ القِیامَةِ. (2)

الفصل الخامس:علامات العقل

1/5.آثارُ العَقلِ وَبَرَکاتُهُ

أ عِقالُ الجَهلِ

22 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ العَقلَ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ،وَالنَّفسَ مِثلُ أخبَثِ الدَّوابِّ،فَإِن لَم تُعقَل حارَت،فَالعَقلُ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ. (3)

ب مَعرِفَةُ اللّهِ عز و جل

23 . تحف العقول: قَدِمَ المَدینَةَ رَجُلٌ نَصرانِیٌّ مِن أهلِ نَجرانَ،وکانَ فیهِ بَیانٌ ولَهُ وَقارٌ وهَیبَةٌ،فَقیلَ:یا رَسولَ اللّهِ،ما أعقَلَ هذَا النَّصرانِیَّ؟!فَزَجَرَ القائِلَ وقالَ:مَه!إنَّ العاقِلَ مَن وَحَّدَ اللّهَ وعَمِلَ

بِطاعَتِهِ. (4)

3/4.تلاوت قرآن

20 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بر تو باد تلاوت قرآن؛چرا که در زمین برایت نور است و در آسمان،برایت اندوخته.

4/4.جهاد در راه خدا

21 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: کسی که در راه خدا تیراندازی کند،برای او نوری در قیامت خواهد بود.

فصل پنجم:نشانه های عقل

1/5.آثار و فواید عقل
الف مهار شدن جهل

22 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عقل،بازدارنده از جهل است و نفْس،به سانِ پلیدترین چارپاست که اگر مهار نگردد،سرگردان می شود.پس عقل،مهار نادانی است.

ب شناخت خدا

23 . تحف العقول: مردی مسیحی از اهل نَجران،وارد مدینه شد.وی مردی سخنور و با وقار و هیبت بود.

گفته شد:ای پیامبر خدا!چه قدر این مسیحی،خردمند است!

پیامبر خدا،گوینده را از سخن باز داشت و فرمود:«ساکت!خردمند،کسی است که خدا را به

یگانگی باور کند و به پیروی از او پایبند باشد».

ص:24


1- (1) صحیح ابن حبان:ج 2 ص 78.
2- (2) الترغیب والترهیب:ج 2 ص 281 ح 18.
3- (3) تحف العقول:ص 15.
4- (4) تحف العقول:ص 54.

ج مَکارِمُ الأَخلاقِ

24 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: التَّوَدُّدُ إلَی النّاسِ نِصفُ العَقلِ. (1)

25 . عنه صلی الله علیه و آله: حُسنُ الأَدَبِ دَلیلٌ عَلی صِحَّةِ العَقلِ. (2)

د التَّزَوُّدُ لِلآخِرَةِ

26 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن خُطبَةٍ لَهُ یَومَ الجُمُعَةِ:ألا وإنَّ مِن عَلاماتِ العَقلِ:التَّجافِیَ عَن دارِ الغُرورِ،وَالإِنابَةَ إلی دارِ الخُلودِ،وَالتَّزَوُّدَ لِسُکنَی القُبورِ،وَالتَّأَهُّبَ لِیَومِ النُّشورِ. (3)

ه الخَتمُ بِالجَنَّةِ

27 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِعَلِیٍّ علیه السلام:العَقلُ مَا اکتُسِبَت بِهِ الجَنَّةُ،وطُلِبَ بِهِ رِضَا الرَّحمنِ. (4)

2/5.إختِبارُ العَقلِ

28 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: سَبعَةُ أشیاءَ تَدُلُّ عَلی عُقولِ أصحابِها:المالُ یَکشِفُ عَن مِقدارِ عَقلِ صاحِبِهِ،وَالحاجَةُ تَدُلُّ عَلی عَقلِ صاحِبِها،وَالمُصیبَةُ تَدُلُّ عَلی عَقلِ صاحِبِها إذا نَزَلَت بِهِ،وَالغَضَبُ یَدُلُّ عَلی عَقلِ صاحِبِهِ،وَالکِتابُ یَدُلُّ عَلی عَقلِ صاحِبِهِ،وَالرَّسولُ یَدُلُّ عَلی عَقلِ مَن أرسَلَهُ،وَالهَدِیَّةُ تَدُلُّ

عَلی مِقدارِ عَقلِ مُهدیها. (5)

ج اخلاق شایسته

24 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مهربانی با مردم،نیمی از خردمندی است.

25 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ادب نیکو،نشانه سلامت خرد است.

د توشه گیری برای آخرت

26 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در یکی از خطبه های روز جمعه:بدانید که از نشانه های خردمندی،[دل]کندن از خانه فریبنده[ی دنیا]و رو کردن به سرای جاودانه و توشه گیری برای خانه قبر و آمادگی برای روز رستاخیز است.

ه راهیابی به بهشت

27 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به علی علیه السلام:خرد،آن چیزی است که بهشت با آن به دست می آید و خشنودیِ خداوند،با آن طلب می گردد.

2/5.آزمودن عقل

28 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هفت چیز بر خردمندیِ صاحبان خرد،دلالت دارد:ثروت،از میزان خرد صاحب مال،پرده بر می دارد؛نیازمندی،بر خرد نیازمند،دلالت دارد؛بلا،بر خرد بلا دیده،دلالت می کند؛و خشم،بر خرد خشمگین،دلالت دارد؛نوشته بر خرد نویسنده دلالت می کند؛فرستاده،بر خرد فرستنده،دلالت دارد؛و هدیه،بر اندازه خرد

هدیه دهنده،دلالت می کند.

ص:25


1- (1) الکافی:ج 2 ص 643 ح 4. [1]
2- (2) إرشاد القلوب:ص 199. [2]
3- (3) أعلام الدین:ص 333. [3]
4- (4) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 369 ح 5762.
5- (5) معدن الجواهر:ص 60. [4]

3/5.صِفاتُ العُقَلاءِ

29 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: صِفَةُ العاقِلِ أن یَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَیهِ،ویَتَجاوَزَ عَمَّن ظَلَمَهُ،ویَتَواضَعَ لِمَن هُوَ دونَهُ،ویُسابِقَ مَن فَوقَهُ فی طَلَبِ البِرِّ،وإذا أرادَ أن یَتَکَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِن کانَ خَیرًا تَکَلَّمَ فَغَنِمَ،وإن کانَ شَرًّا سَکَتَ فَسَلِمَ،وإذا عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ استَعصَمَ بِاللّهِ و أمسَکَ یَدَهُ ولِسانَهُ،وإذا رَأی فَضیلَةً انتَهَزَ بِها،لا یُفارِقُهُ الحَیاءُ،ولا یَبدو مِنهُ الحِرصُ،فَتِلکَ عَشرُ خِصالٍ یُعرَفُ بِهَا العاقِلُ. (1)

4/5.أعقَلُ النّاسِ

30 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أکمَلُ النّاسِ عَقلًا أخوَفُهُم لِلّهِ و أطوَعُهُم لَهُ. (2)

31 . عنه صلی الله علیه و آله: أعقَلُ النّاسِ أشَدُّهُم مُداراةً لِلنّاسِ. (3)

5/5.ما یَجِبُ عَلَی العاقِلِ

الکتاب

«قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبِیثِ فَاتَّقُوا اللّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ». 4

الحدیث

32 . تحف العقول: قالَ[رَسولُ اللّهِ]صلی الله علیه و آله:أربَعَةٌ تَلزَمُ کُلَّ

ذی حِجًی وعَقلٍ مِن امَّتی.

قیلَ:یا رَسولَ اللّهِ،ما هُنَّ؟

قالَ:اِستِماعُ العِلمِ،وحِفظُهُ،ونَشرُهُ،وَالعَمَلُ بِهِ. (4)

3/5.ویژگی های عاقلان

29 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ویژگی خردمند،آن است که در برابر حماقت نادان،بردباری می کند؛از آن که بر او ستم کرده،می گذرد؛نسبت به زیردستان،فروتنی می نماید؛با بالادستان،در جستجوی خوبی،رقابت می ورزد؛هر گاه خواست سخن بگوید،می اندیشد تا اگر خوب بود،بر زبان آورَد و بهره جوید و اگر بد بود،سکوت کند و سالم بماند؛اگر لغزشگاهی برایش پیش آمد،از خداوند،سلامت می طلبد و دست و زبان خود را نگه می دارد؛اگر فضیلتی دید،به سرعت از آن بهره می گیرد؛حیا از او جدا نمی شود و آزمندی از او آشکار نمی گردد.اینها ویژگی های دهگانه ای هستند که خردمند،با آنها شناخته می شود.

4/5.عاقل ترینِ مردم

30 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: کامل ترینِ مردم در خرد،کسی است که از خداوند،بیشتر هراس دارد و از او بیشتر اطاعت می کند.

31 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خردمندترینِ مردم،کسی است که بیشتر با مردم مدارا کند.

5/5.آنچه بر عاقل،واجب است
قرآن

«بگو:پلید و پاک،یکسان نیستند،هر چند کثرت پلید[ها]تو را به شگفت آوَرَد.پس ای خردمندان از خدا پروا کنید.باشد که رستگار شوید».

حدیث

32 . تحف العقول: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«چهار چیز بر هر

هوشیار و خردمندی از امّت من،واجب است».

گفته شد:ای پیامبر خدا!آن چهار چیز،کدام اند؟

فرمود:«شنیدن دانش،نگهداری آن،نشر آن و عمل بِدان».

ص:26


1- (1) تحف العقول:ص 28.
2- (2) تحف العقول:ص 50.
3- (3) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 395 ح 5840.
4- (5) تحف العقول:ص 57. [1]

6/5.ما یَنبَغی لِلعاقِلِ

33 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِعَلِیٍّ علیه السلام:یا عَلِیُّ،لا یَنبَغی لِلعاقِلِ أن یَکونَ ظاعِنًا إلّافی ثَلاثٍ:مَرَمَّةٍ لِمَعاشٍ،أو تَزَوُّدٍ لِمَعادٍ،أو لَذَّةٍ فی غَیرِ مُحَرَّمٍ. (1)

34 . عنه صلی الله علیه و آله: عَلَی العاقِلِ أن یَکونَ بَصیرًا بِزَمانِهِ. (2)

35 . عنه صلی الله علیه و آله: رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإِیمانِ بِاللّهِ مُداراةُ النّاسِ فی غَیرِ تَرکِ حَقٍّ. (3)

الفصل السّادس:آفات العقل

الکتاب

«اَلَّذِینَ یُجادِلُونَ فِی آیاتِ اللّهِ بِغَیْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذلِکَ یَطْبَعُ اللّهُ عَلی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّارٍ». 4

الحدیث

36 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن قارَفَ ذَنبًا فارَقَهُ عَقلٌ لا یَرجِعُ إلَیهِ أبَدًا. (4)

6/5.آنچه شایسته عاقل است

33 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به علی علیه السلام:سزاوار نیست که خردمند،جز در طلب سه چیز،گام بر دارد:گذران زندگی،فراهم کردن توشه آخرت،و به دست آوردن لذّت غیر حرام.

34 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بر خردمند است که به زمانه خویش بینا باشد.

35 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اوج خردمندی،پس از ایمان به خداوند،مدارا کردن با مردم،جز در مورد مخالفت با حق است.

فصل ششم:آسیب های عقل

قرآن

«کسانی که درباره آیات خدا بدون حجّتی که برای آنان آمده باشد مجادله می کنند،[این ستیزه]در نزد خدا و نزد کسانی که ایمان آورده اند،[مایه]عداوتی بزرگ است.این گونه،خدا بر دل هرمتکبّر و زورگویی مُهر می نهد».

حدیث

36 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن که مرتکب گناهی شود،خردی از او جدا می شود که هرگز به سویش باز نمی گردد.

ص:27


1- (1) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 356 ح 5762.
2- (2) الخصال:ص 525 ح 13.
3- (3) تحف العقول:ص 42.
4- (5) المحجّة البیضاء:ج 8 ص 160.

الفصل السّابع:الجهل

1/7.التَّحذیرُ مِنَ الجَهلِ

الکتاب

«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ». 1

الحدیث

37 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: یا عَلِیُّ،لا فَقرَ أشَدُّ مِنَ الجَهلِ،ولا مالَ أعوَدُ مِنَ العَقلِ. (1)

38 . عنه صلی الله علیه و آله: ما أعَزَّ اللّهُ بِجَهلٍ قَطُّ،ولا أذَلَّ بِحِلمٍ قَطُّ. (2)

39 . عنه صلی الله علیه و آله: شَرُّ الدُّنیا وَالآخِرَةِ مَعَ الجَهلِ. (3)

2/7.وُجوبُ الهِجرَة مِن قُرَی الجُهّالِ

40 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَتِه لِعَلیٍّ علیه السلام:یا عَلِیُّ،لا تَسکُنِ الرُّسْتاقَ،فإنَّ شُیُوخَهُم جَهَلَةٌ،وشُبّانَهُم عَرَمَةٌ،ونِسوانَهُم کَشَفَةٌ،والعالِمُ بَینَهُم کالجِیفَةِ بینَ الکِلابِ. (4)

الفصل الثّامن:علامات الجاهل

الکتاب

«وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ

شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ». 6

فصل هفتم:جهل

1/7.هشدار درباره جهل
قرآن

«قطعاً بدترین جنبندگان نزد خدا،کران و لالانی اند که نمی اندیشند».

حدیث

37 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ای علی!هیچ تنگ دستی ای،بدتر از نادانی نیست و هیچ سرمایه ای،سودمندتر از خردمندی نیست.

38 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،هیچ کس را به سبب نادانی،عزیز نکرد و هیچ کس را به سبب بردباری،خوار نساخت.

39 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بدیِ دنیا و آخرت،با نادانی است. (5)

2/7.لزوم کوچ از جوامع جاهل

40 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به علی علیه السلام:ای علی!در روستا[هایی که تحصیل دانش در آنها مقدور نیست]سکونت مکن؛چرا که پیرانش،نادان اند و جوانانش،شرور و زنانش،بی حجاب،و عالِم در میان آنها چونان لاشه مُرداری است در میان سگان.

فصل هشتم:نشانه های جاهل

قرآن

«و چون به آنان گفته شود:«از آنچه خدا نازل کرده است،پیروی کنید»،می گویند:نه؛بلکه از چیزی که پدران خود را بر آن یافته ایم،پیروی می کنیم.آیا هر چند

پدرانشان چیزی را درک نمی کرده و به راه صواب نمی رفته اند[،باز هم در خور پیروی هستند]؟».

ص:28


1- (2) الکافی:ج 1 ص 25 ح 25. [1]
2- (3) الکافی:ج 2 ص 112 ح 5. [2]
3- (4) روضة الواعظین:ص 17.
4- (5) جامع الأخبار:ص 391 ح 1091. [3]
5- (7) روضة الواعظین:ص 17.

الحدیث

41 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّما یُدرَکُ الخَیرُ کُلُّهُ بِالعَقلِ،ولا دینَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ. (1)

42 . عنه صلی الله علیه و آله: أطِع رَبَّکَ تُسَمّی عاقِلًا،ولا تَعصِهِ تُسَمّی جاهِلًا. (2)

43 . عنه صلی الله علیه و آله لِمَن سَأَلَهُ عَن أعلامِ الجاهِلِ:إن صَحِبتَهُ عَنّاکَ (3)وإنِ اعتَزَلتَهُ شَتَمَکَ،وإن أعطاکَ مَنَّ عَلَیکَ،وإن أعطَیتَهُ کَفَرَکَ،وإن أسرَرتَ إلَیهِ خانَکَ،وإن أسَرَّ إلَیکَ اتَّهَمَکَ،وإنِ استَغنی بَطِرَ وکانَ فَظًّا غَلیظاً،وإنِ افتَقَرَ جَحَدَ نِعمَةَ اللّهِ ولَم یَتَحَرَّج،وإن فَرِحَ أسرَفَ وطَغی،وإن حَزِنَ أیِسَ،وإن ضَحِکَ فَهَقَ (4)،وإن بَکی خارَ (5)،یَقَعُ فِی الأَبرارِ،ولا یُحِبُّ اللّهَ ولا یُراقِبُهُ،ولا یَستَحیی مِنَ اللّهِ ولا یَذکُرُهُ،وإن أرضَیتَهُ مَدَحَکَ وقالَ فیکَ مِنَ الحَسَنَةِ ما لَیسَ فیکَ،وإن سَخِطَ عَلَیکَ ذَهَبَت مِدحَتُهُ ووَقَعَ مِنَ السّوءِ ما لَیسَ فیکَ،فَهذا مَجرَی الجاهِلِ. (6)

حدیث

41 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: تمام خوبی ها،با خرد به دست می آید و کسی که خردمند نیست،دین ندارد.

42 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: پروردگارت را اطاعت کن تا خردمند نامیده شوی،و او را نافرمانی مکن که نادان نامیده می شوی.

43 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ کسی که از نشانه های نادان پرسید:اگر با او همنشین شوی،تو را خسته می کند و اگر از او کناره گیری کنی،تو را دشنام می دهد.اگر چیزی را به تو ببخشد،منّت می گذارد و اگر چیزی را به او ببخشی،ناسپاسی می کند.اگر رازی را در اختیارش بگذاری،خیانت می کند و اگر رازی را در اختیار تو نهد،تو را[به افشای آن،]متّهم می سازد.اگر بی نیاز شود،ناسپاسی می کند و سرسخت و خشن می گردد و اگر تنگ دست شود،بی پروا نعمت های خدا را انکار می کند.اگر شاد باشد،زیاده روی می کند و طغیان می ورزد،و اگر غمگین باشد،ناامید می گردد.اگر بخندد،قهقهه می زند و اگر گریه کند،در هم شکسته می شود.از نیکان،بدگویی می کند.خدا را دوست نمی دارد و در رفتارش،او را در نظر نمی گیرد.از خداوند،حیا نمی کند و به یاد او نیست.اگر او را خشنود کنی،تو را می ستاید و آنچه از خوبی ها در تو نیست،به تو نسبت می دهد،و اگر ناراضی گردد،ستایشِ او می رود و آنچه از بدی در تو نیست،به تو نسبت می دهد.این،روش نادان است.

ص:29


1- (1) تحف العقول:ص 54.
2- (2) حلیة الأولیاء:ج 6 ص 345.
3- (3) یقال:لَقِیتُ من فلانٍ عَنْیةً وعَناءً:أی تَعَبًا(لسان العرب:ج 15 ص 104). [1]
4- (4) الفهق:الامتلاء(الصحاح:ج 4 ص 1545)والمراد به هنا أنّه فتح فاه وامتلأ من الضحک.
5- (5) خار الحَرُّ والرجل یخور خُؤُورةً:ضعف وانکسر،خار الثَور یخُور خُواراً:صاح(الصحاح:ج 2 ص 651). [2]
6- (6) تحف العقول:ص 18. [3]

44 . عنه صلی الله علیه و آله: کَفی بِالاِغتِرارِ بِاللّهِ جَهلًا. (1)

45 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن لَم یَرَ أنَّ للّهِ ِ عِندَهُ نِعمَةً إلّا فی مَطعَمٍ ومَشرَبٍ،قَلَّ عِلمُهُ وکَثُرَ جَهلُهُ. (2)

الفصل التّاسع:ما ینبغی للجاهل

1/9.التَّعَلُّم

46 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن لَم یَصبِر عَلی ذُلِّ التَّعَلُّمِ ساعَةً،بَقِیَ فی ذُلِّ الجَهلِ أبَداً. (3)

47 . عنه صلی الله علیه و آله: لا یَنبَغی لِلعالِمِ أن یَسکُتَ عَلی عِلمِهِ،ولا یَنبَغی لِلجاهِلِ أن یَسکُتَ عَلی جَهلِهِ،قالَ اللّهُ جَلَّ ذِکرُهُ: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (4). (5)

2/9.الوُقوفُ عِندَ الشُّبهَةِ

48 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام:یا عَلِیُّ،مِن صِفاتِ المُؤمِنِ أن یَکونَ...بَرِیًّا مِنَ المُحَرَّماتِ،واقِفاً عِندَ الشُّبُهاتِ. (6)

الفصل العاشر:ما ینبغی فی معاشرة الجاهل

1/10.السَّلامُ عِندَ المُخاطَبَةِ

الکتاب

«وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا

خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً». 7

44 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: برای نادانی،همین بس که[آدمی]به[مهلتی که]خداوند[داده و در کیفر گناهان عجله نکرده،]فریفته شود.

45 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن که نعمت خداوند را جز در خوراکی و نوشیدنی نمی بیند،دانشش اندک و نادانی اش بسیار است.

فصل نهم:آنچه شایسته جاهل است

1/9.آموختن

46 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: کسی که ساعتی بر خواریِ فرا گرفتن شکیب نورزد،همواره در خواریِ نادانی باقی می ماند.

47 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سزاوار نیست عالم با داشتن علم،خاموشی گزیند؛و سزاوار نیست جاهل بر جهل خود،سکوت کند.خداوند که بزرگ است یادش می فرماید:«پس اگر نمی دانید،از اهل ذکر،جویا شوید».

2/9.درنگ کردن در موارد تردید

48 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام:از ویژگی های مؤمن،آن است که...از حرام ها پاک باشد و در موارد تردید،توقّف کند.

فصل دهم:آنچه در معاشرت با جاهل،شایسته است

1/10.سلام کردن،هنگام رویارویی
قرآن

«و بندگان خدای رحمان،کسانی اند که روی زمین به نرمی گام برمی دارند و چون نادانان،ایشان را طرف خطاب

قرار دهند،به ملایمت پاسخ می دهند».

ص:30


1- (1) شُعب الإیمان:ج 1 ص 472 ح 746. [1]
2- (2) أعلام الدین:ص 294. [2]
3- (3) عوالی اللآلی:ج 1 ص 285 ح 135. [3]
4- (4) النحل:43 و [4]الأنبیاء:7. [5]
5- (5) المعجم الأوسط:ج 5 ص 298 ح 5365.
6- (6) التمحیص:ص 74 ح 171.

الحدیث

49 . مسند ابن حنبل عن النّعمان بن مُقرّن: سَبَّ رَجُلٌ رَجُلاً عِندَهُ[صلی الله علیه و آله]فَجَعَلَ الرَّجُلُ المَسبوبُ،یَقولُ:عَلَیکَ السَّلامُ.

قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:أما إنَّ مَلَکاً بَینَکُما یَذُبُّ عَنکَ،کُلَّما یَشتِمُکَ هذا قالَ لَهُ:بَل أنتَ،و أنتَ أحَقُّ بِهِ،وإذا قالَ (1)لَهُ:عَلَیکَ السَّلامُ قالَ:لا،بَل لَکَ،أنتَ أحَقُّ بِهِ. (2)

2/10.السُّکوتُ عِندَ المُنازَعَةِ

50 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ موسی علیه السلام لَقِیَ الخِضْرَ علیه السلام فَقالَ:أوصِنی.

فَقالَ الخِضْرُ:...أعرِض عَنِ الجُهّالِ،وَاحلُم عَنِ السُّفَهاءِ،فَإِنَّ ذلِکَ فَضلُ الحُلَماءِ وزَینُ العُلَماءِ،إذا شَتَمَکَ الجاهِلُ فَاسکُت عَنهُ سَلَماً وجانِبهُ حَزماً،فَإِنَّ ما بَقِیَ مِن جَهلِهِ عَلَیکَ وشَتمِهِ إیّاکَ أکثَرُ. (3)

3/10.الإِعراض

الکتاب

«خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ». 4

حدیث

49 . مسند ابن حنبل به نقل از نعمان بن مُقرّن:مردی،شخصی را در نزد پیامبر صلی الله علیه و آله دشنام می داد و او در جواب می گفت:بر تو سلام!

پیامبر صلی الله علیه و آله[خطاب به فردی که با سلام،به دشنامْ دهنده جواب می داد،]فرمود:«آگاه باش!فرشته ای در میان شما دو نفر است که از تو دفاع می کند.هر گاه او تو را دشنام می دهد،فرشته[به او]می گوید:"تو چنینی؛بلکه تو سزاوارتری"،و وقتی تو در پاسخ می گویی:بر تو سلام،[آن فرشته]می گوید:"نه؛بلکه تو سزاوار[سلام]هستی"».

2/10.خاموشی،هنگام کشمکش

50 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: موسی علیه السلام،خضر علیه السلام را ملاقات کرد و گفت:مرا پند ده.

خضر علیه السلام گفت:«...از نادانان،کناره گیری کن و در برابر ابلهان،بردبار باش؛زیرا این برای بردباران،فضیلت و برای آگاهان،زینت است.اگر نادانیْ تو را دشنام داد،به ملایمت سکوت کن و با دوراندیشی،از او کناره بگیر؛زیرا ثوابی که از نادانی و دشنام او به تو برایت باقی مانده،بیشتر است».

3/10.کناره گیری
قرآن

«گذشت پیشه کن،و به[کار]پسندیده فرمان ده،و از نادانان رُخ برتاب».

ص:31


1- (1) کذا فی المصدر،والصحیح:«قلتَ»کما فی کنز العمّال.
2- (2) مسند ابن حنبل:ج 9 ص 191 ح 23806. [1]
3- (3) منیة المرید:ص 140. [2]

الحدیث

51 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّمَا النّاسُ رَجُلانِ:مُؤمِنٌ وجاهِلٌ،فَلا تُؤذِ المُؤمِنَ،ولا تُجاوِرِ الجاهِلَ. (1)

الفصل الحادی عشر:الجاهلیّة الاولی

1/11.مَعنَی الجاهِلِیَّةِ

الکتاب

«وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتِینَ الزَّکاةَ وَ أَطِعْنَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً». 2

الحدیث

52 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّما سُمِّیَتِ الجاهِلِیَّةُ لِضَعفِ أعمالِها،وجَهالَةِ أهلِها...،إنَّ أهلَ الجاهِلِیَّةِ عَبَدوا غَیرَ اللّهِ. (2)

حدیث

51 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مردمان،دو گروه اند:مؤمن و نادان.مؤمن را میازار و با نادان،همنشینی مکن.

فصل یازدهم:جاهلیت نخست

1/11.معنای جاهلیت
قرآن

«و شما[ای همسران پیامبر]در خانه هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیّتِ نخست،زینت های خود را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده اش را فرمان برید.خدا فقط می خواهد آلودگی را از شما خاندان[پیامبر]بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند».

حدیث

52 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: [دوران قبل از اسلام،]به جهت سستیِ کارها و نادانی مردمان آن،جاهلیّت نامیده شد....به درستی که اهل جاهلیّت،غیر خدا را پرستش کردند.

ص:32


1- (1) المعجم الأوسط:ج 8 ص 302 ح 8698.
2- (3) تاریخ المدینة:ج 2 ص 558.
سخنی درباره جاهلیّت

قرآن،روزگار قبل از اسلامِ عرب را دوره جاهلیّت نامیده است و این،از آن جهت است که در آن روزگار،به جای علم،جهل و به جای حق،یک سلسله آرای سفیهانه و باطل بر آنان حکومت می کرده است.

جامعه عرب در آن روزگار،از طرف جنوب،هم جوار حبشه بود و مردم حبشه نصرانی بودند؛از طرف مغرب،به امپراتوری روم که آنان نیز نصرانی بودند منتهی می شد و از طرف شمال،به ایران که مجوسی بودند محدود می گشت و در نواحی دیگر،هند و مصر که بت پرست بودند قرار داشتند.

در میان خودِ عرب ها نیز طوایفی از یهود زندگی می کردند.خود عرب ها دارای آیین بت پرستی بودند و اغلب با زندگیِ قبیله ای سر می کردند.این اوضاع و شرایط،برای آنان یک جامعه بدوی و بی اساس که مخلوطی از آداب و رسوم یهود و نصارا و مجوس بود،به وجود آورده بود و مردم نیز در نادانی و بی خبری کامل به سر می بردند.

این قبایل بیابانگرد،زندگی پستی داشتند،پیوسته گرفتار جنگ و غارت و چپاول اموال و تجاوز به نوامیس یکدیگر بودند و هیچ گونه امنیت و امانتداری و یا صلح و صفایی در بین آنان نبود.آن کسی پیش می افتاد که چنگالی تیزتر می داشت و ریاست،از آنِ کسی بود که می توانست با زور،ناحیه ای را تسخیر کند.

در بین مردان،فضیلت این بود که خونریزی کنند و تعصّب جاهلی داشته باشند و متکبّر و مغرور باشند،از ستمکاران پیروی کنند،حقوق ستم دیدگان را پایمال نمایند،ظلم و تجاوز کنند،قمار ببازند و شرابخواری کنند،زنا کنند و مردار و خون و خرمای خشک بخورند.

زنان آنان هم،از مزایای انسانی محروم بودند و به هیچ وجه مالک اراده و اعمال خود نبودند و به آنها ارث نمی رسید.مردان،بی حساب،زن می گرفتند،همان طور که یهود و بعضی از بت پرست ها عادت داشتند.در عین حال،زن ها خود را می آراستند و هر که را دوست می داشتند،به خود می خواندند.زنا و بی ناموسی،در بین آنان رایج بود و حتّی زن های شوهردار هم آلوده بودند و بسا که در مراسم حج هم با بدن برهنه شرکت می کردند.

از بدبختی های بزرگ فرزندان،یکی هم این بود که گاهی سرزمین های خراب و اراضی بی آب و علف،به سرعت،گرفتار قحطی می شدند و کار به جایی می رسید که مردم از ترس فقر و تنگ دستی،فرزندان خود را می کشتند.دختران را نیز زنده به گور می کردند و بزرگ ترین خبر ناگوار،این بود که به کسی خبر دهند که زنش دختر زاییده است.

ص:33

این هرج و مرج عجیب،در بین هر جمعی از آنان،به صورتی جلوه می کرد و در هر ناحیه ای از سرزمین شبه جزیره عربستان،با آداب و مراسم عجیب و عقائد خرافیِ آنان،به وضعی در می آمد.گذشته از این،همه آنها گرفتار بلای بزرگ بی سوادی بودند و تعلیم و تعلّم،حتّی در شهرهای آنان وجود نداشت،تا چه رسد به عشایر و قبائل.

تمام این احوال و اعمال و عادات و رسومی که برای آنان ذکر کردیم،از اموری هستند که از آیات قرآن و خطاباتی که متوجّه آنها شده،به خوبی استفاده می شود. (1)

ص:34


1- (1) ر.ک:المیزان فی تفسیر القرآن:ج 4 ص 151. [1]

2/11.أخلاقُ الجاهِلِیَّةِ

الکتاب

«إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ الْجاهِلِیَّةِ فَأَنْزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْوی وَ کانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ کانَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً». 1

الحدیث

53 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن کانَ فی قَلبِهِ حَبَّةٌ مِن خَردَلٍ مِن عَصَبِیَّةٍ بَعَثَهُ اللّهُ یَومَ القِیامَةِ مَعَ أعرابِ الجاهِلِیَّةِ. (1)

3/11.أعمالُ الجاهِلِیَّةِ

أ وَأدُ البَناتِ

الکتاب

«وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ* یَتَواری مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلی هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ أَلا ساءَ ما یَحْکُمُونَ». 3

الحدیث

54 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ حَرَّمَ عَلَیکُم:عُقوقَ الاُمَّهاتِ،ووَأدَ البَناتِ ومَنعَ وَهَاتِ. (2)

ب التِّوَل

55 . دعائم الإسلام: إنَّ رَسول اللّهِ صلی الله علیه و آله نَهی عَنِ التَّمائِمِ

وَالتِّوَلِ (3).فَالتَّمائِمُ:ما یُعَلَّقُ مِنَ الکُتُبِ وَالخَرَزِ وغَیرِ ذلِکَ،وَالتِّوَلُ:ما تَتَحَبَّبُ بِهِ النِّساءُ إلی أزواجِهِنَّ کَالکَهانَةِ و أشباهِها.ونَهی عَنِ السِّحرِ. (4)

2/11.خوی های جاهلی
قرآن

«آن گاه که کافران در دل های خود،تعصّب،آن هم تعصّب جاهلیّت ورزیدند،پس خدا آرامش خود را بر فرستاده خویش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت،و[در واقع]آنان به[رعایت]آن[آرمان]،سزاوارتر و شایسته[اتّصاف به]آن بودند،و خدا همواره بر هر چیزی داناست».

حدیث

53 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که در دل او به اندازه دانه خَردَلی تعصّب باشد،خداوند او را در روز رستاخیز،با عرب های[عصر]جاهلیّت محشور می گرداند.

3/11.کردارهای جاهلی
الف زنده به گور کردنِ دختران
قرآن

«و هر گاه یکی از آنان را به دختر مژده آورند،چهره اش سیاه می گردد،در حالی که خشم[و اندوهِ]خود را فرو می خورد.از بدیِ آنچه بدو بشارت داده شده،از قبیله[ی خود،]روی می پوشاند[که]آیا او را با خواری نگاه دارد،یا در خاکْ پنهانش کند؟وه،چه بد داوری می کنند!».

حدیث

54 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،نافرمانی از مادران(عاقّ مادران)و زنده به گور کردن دختران و ادا نکردن حقوق واجب را بر شما حرام کرد.

ب جادوگری

55 . دعائم الإسلام: پیامبر صلی الله علیه و آله از تَمائم و تِوَل،منع

کرد.«تَمائم»مهره ها یا نوشته هایی هستند که به خود آویزان می کنند،و«تِوَل»،کاری است که زنان،برای محبوب بودن در نزد شوهرانشان انجام می دهند(از قبیل:فالگیری،طالع بینی و مانند آن).و پیامبر صلی الله علیه و آله از سِحر[نیز]منع فرمود.

ص:35


1- (2) الکافی:ج 2 ص 308 ح 3. [1]
2- (4) صحیح البخاری:ج 2 ص 848 ح 2277.
3- (5) التمائم:جمع تمیمة،وهی خرزات کانت العرب تعلّقها علی أولادهم یتّقون بها العین فی زعمهم،فأبطلها الإسلام...وإنّما جعلها شرکًا لأنّهم أرادوا بها دفع المقادیر المکتوبة علیهم،فطلبوا دفع الأذی من غیراللّه الذی هو دافعه.وفی حدیث عبداللّه«التِوَلَة من الشرک»التِوَلَة بکسرالتاء وفتح الواو:ما یحبّب المرأة إلی زوجها من السحر وغیره،جعله من الشرک لاعتقادهم أنّ ذلک یؤثّر ویفعل خلاف ما قدّره اللّه تعالی(النهایة:ج 1 ص 197 و 198 و [2] 200). وقال الفیروزآبادی:التُوَلَة کهُمزة:السحر أو شبهه،وخرز تتحبّب معها المرأة إلی زوجها(القاموس المحیط:ج 3 ص 341). [3]
4- (6) دعائم الإسلام:ج 2 ص 142 ح 497. [4]

4/11.مَحقُ الإِسلامِ لِعاداتِ الجاهِلِیَّةِ

56 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل بَعَثَنی رَحمَةً لِلعالَمینَ،ولِأَمحَقَ المَعازِفَ وَالمَزامیرَ،واُمورَ الجاهِلِیَّةِ،وَالأَوثانَ. (1)

57 . تفسیر القمّی: حَجَّ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله حَجَّةَ الوَداعِ لِتَمامِ عَشرِ حِجَجٍ مِن مَقدَمِهِ المَدینَةَ،فَکانَ مِن قَولِهِ بِمِنی أن حَمِدَ اللّهَ و أثنی عَلَیهِ ثُمَّ قالَ:...ألا وکُلُّ مَأثَرَةٍ أو بِدعَةٍ کانَت فِی الجاهِلِیَّةِ أو دَمٍ أو مالٍ فَهُوَ تَحتَ قَدَمَیَّ هاتَینِ،لَیسَ أحَدٌ أکرَمَ مِن أحَدٍ إلّا بِالتَّقوی،ألا هَل بَلَّغتُ؟

قالوا:نَعَم.

قالَ:اللّهُمَّ اشهَد. (2)

4/11.محو عادات جاهلی از سوی اسلام

56 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: به راستی که خداوند،مرا رحمتی برای جهانیان،مبعوث کرد،و بِدان جهت که ساز و چنگ ها و نی ها و سنّت های جاهلیّت و بُتان را نابود کنم.

57 . تفسیر القمّی: پیامبر خدا در دهمین سال ورود به مدینه،حَجّة الوداع را به جای آورد.بخشی از سخنان ایشان که در سرزمین مِنا پس از حمد و ثنای الهی ایراد فرمود،چنین است:

«بدانید که هر افتخار یا بدعت جاهلیّت و هر خون و سنّت جاهلیّت،در زیر پای من است.هیچ کس شرافتی بر دیگری ندارد،جز به تقوا.آیا ابلاغ کردم؟».

گفتند:آری.

فرمود:«خدایا!گواه باش»

ص:36


1- (1) الکافی:ج 6 ص 396 ح 1. [1]
2- (2) تفسیر القمّی:ج 1 ص 171. [2]

58 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ قَد وَضَعَ بِالإِسلامِ مَن کانَ فِی الجاهِلِیَّةِ شَریفاً،وشَرَّفَ بِالإِسلامِ مَن کانَ فِی الجاهِلِیَّةِ وَضیعاً،و أعَزَّ بِالإِسلامِ مَن کانَ فِی الجاهِلِیَّةِ ذَلیلًا،و أذهَبَ بِالإِسلامِ ما کانَ مِن نَخوَةِ الجاهِلِیَّةِ وتَفاخُرِها بِعَشائِرِها وباسِقِ أنسابِها.فَالنّاسُ الیَومَ کُلُّهُم أبیَضُهُم و أسوَدُهُم،وقُرَشِیُّهُم وعَرَبِیُّهُم وعَجَمِیُّهُم مِن آدَمَ،وإنَّ آدَمَ خَلَقَهُ اللّهُ مِن طینٍ،وإنَّ أحَبَّ النّاسِ إلَی اللّهِ عز و جل یَومَ القِیامَةِ أطوَعُهُم لَهُ و أتقاهُم. (1)

5/11.ما ابْرِمَ مِنْ سُنَنِ الجاهِلیَّةِ

59 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِمُعاذِ بنِ جَبَلٍ لَمّا بَعَثَهُ إلَی الیَمَنِ:أمِت أمرَ الجاهِلِیَّةِ إلّا ما سَنَّهُ الإِسلامُ،و أظهِر أمرَ الإِسلامِ کُلَّهُ صَغیرَهُ وکَبیرَهُ. (2)

60 . عنه صلی الله علیه و آله: لا حِلفَ فِی الإِسلامِ،و أیُّما حِلفٍ کانَ فِی الجاهِلِیَّةِ لَم یَزِدهُ الإِسلامُ إلّا شِدَّةً. (3)

61 . عنه صلی الله علیه و آله: ألا إنَّ رَجَباً شَهرُ اللّهِ الأَصَمُّ،وهُوَ شَهرٌ عَظیمٌ،وإنَّما سُمِّیَ الأَصَمَّ لِأَنَّهُ لا یُقارِنُهُ شَهرٌ مِنَ الشُّهورِ عِندَ اللّهِ عز و جل حُرمَةً وفَضلًا،وکانَ أهلُ الجاهِلِیَّةِ یُعَظِّمونَهُ فی جاهِلِیَّتِها،فَلَمّا جاءَ الإِسلامُ لَم یَزدَد إلّا تَعظیماً وفَضلًا. (4)

62 . الزهد للحسین بن سعید عن زرارة: قُلتُ لِأَبی جَعفَرٍ علیه السلام:النّاسُ یَروونَ عَن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله أنَّهُ قالَ:

أشرَفُکُم فِی الجاهِلِیَّةِ أشرَفُکُم فِی الإِسلامِ.

فَقالَ علیه السلام:صَدَقوا،ولَیسَ حَیثُ تَذهَبونَ،کانَ أشرَفُهُم فِی الجاهِلِیَّةِ أسخاهُم نَفساً،و أحسَنَهُم خُلقاً،و أحسَنَهُم جِواراً،و أکَفَّهُم أذًی،فَذلِکَ الَّذی إذا أسلَمَ لَم یَزِدهُ إسلامُهُ إلّا خَیراً. (5)

58 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: به راستی که خداوند به سبب اسلام،آن را که در جاهلیّتْ شریف بود،پست کرد و به سبب اسلام،کسانی را که در جاهلیّتْ پست بودند،شرافت بخشید و به واسطه اسلام،کسانی را که در جاهلیّتْ خوار بودند،عزیز ساخت و به واسطه اسلام،غرور جاهلیّت و فخرفروشی به قبیله ها و تبارهای برجسته را از بین برد.

امروز،همه مردم،از سیاه و سفید و قُریشی و عرب و غیر عرب،از نسل آدم اند و خداوند،آدم را از خاک آفرید.به درستی که محبوب ترینِ مردم در نزد خداوند در روز رستاخیز،پارساترین و پیروترینِ آنها نسبت به خداوند است.

5/11.سنّت های جاهلی تأیید شده و ماندگار

59 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به معاذ بن جبل،هنگامی که او را به یمن فرستاد:رسم های جاهلیّت را نابود کن،جز آنچه را که اسلام تأیید کرده است،و شئون اسلامی را آشکار کن؛بزرگ و کوچک آن را.

60 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ پیمانی[که نو پدید باشد،]در اسلام نیامده است،و هر پیمانی که در جاهلیّت[در امر خیر و یاری کردن حق]بود،اسلام بر شدّت آن افزوده است.

61 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بدانید که رجب،«ماه بزرگ خدا(شهر اللّه الأصمّ)»است و آن،ماهی بزرگ است و ماه رجب را«اَصمّ»نامیده اند؛زیرا هیچ ماهی در احترام و فضیلت،به پایه اش نمی رسد.مردمان جاهلیّت،این ماه را بزرگ می شمردند.پس هنگامی که اسلام آمد،بر بزرگی و فضیلت آن افزود.

62 . الزهد،حسین بن سعید به نقل از زراره:به امام باقر علیه السلام گفتم:مردم نقل می کنند که پیامبر خدا

فرمود:«گرامی ترینِ شما در جاهلیّت،گرامی ترینِ شما در دوران اسلام است».

امام باقر علیه السلام فرمود:«راست می گویند؛ولی نه آن گونه که شما گمان می کنید.شریف ترین مردمان در جاهلیّت،کسانی بودند که از همه بخشنده تر،خوشْ اخلاق تر،همسایه دارتر و بی آزارتر بودند.اینان اگر اسلام بیاورند،اسلام جز بر خوبی شان نمی افزاید».

ص:37


1- (1) الکافی:ج 5 ص 340 ح 1. [1]
2- (2) تحف العقول:ص 25.
3- (3) صحیح مسلم:ج 4 ص 1961 ح 206.
4- (4) فضائل الأشهر الثلاثة:ص 24 ح 12. [2]
5- (5) الزهد للحسین بن سعید:ص 59 ح 157. [3]

الفصل الثّانی عشر:الجاهلیّة الاخری

1/12.الرَّجْعَةُ إلَی الجاهِلِیَّةِ

الکتاب

«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللّهُ الشّاکِرِینَ». 1

الحدیث

63 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: بُعِثتُ بَینَ جاهِلِیَّتَینِ،لَاُخراهُما شَرٌّ مِن اولاهُما. (1)

64 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ بَینَ یَدَیِ السّاعَةِ لَأَیّاماً یَنزِلُ فیهَا الجَهلُ،ویُرفَعُ فیهَا العِلمُ. (2)

2/12.ما یوجِبُ الرَّجعَةَ إلَی الجاهِلِیَّةِ

أ عَدَمُ مَعرِفَةِ الإِمامِ

65 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن ماتَ ولَیسَ عَلَیهِ إمامٌ ماتَ میتَةً

جاهِلِیَّةً. (3)

فصل دوازدهم:جاهلیت دوم

1/12.بازگشت به جاهلیت
قرآن

«و محمّد،جز فرستاده ای که پیش از او[هم]پیامبرانی[آمده و]گذشتند،نیست.آیا اگر او بمیرد یا کشته شود،از عقیده خود باز می گردید؟و هر کس از عقیده خود باز گردد،هرگز هیچ زیانی به خدا نمی رساند،و به زودی،خداوند،سپاس گزاران را پاداش می دهد».

حدیث

63 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در میان دو جاهلیّت بر انگیخته شدم که دومینِ آن،بدتر از اوّلی است.

64 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: به درستی که پیش از رستاخیز،روزگاری خواهد بود که نادانی،فرود می آید و دانش،برچیده می شود.

2/12.عوامل بازگشت به جاهلیت
الف نشناختن پیشوا

65 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن که بمیرد و امامی نداشته باشد،

به مرگ جاهلیّت از دنیا رفته است.

ص:38


1- (2) الأمالی للشجری:ج 2 ص 277. [1]
2- (3) صحیح البخاری:ج 6 ص 2590 ح 6653.
3- (4) الکافی:ج 1 ص 397 ح 1. [2]

66 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن ماتَ ولَیسَ فی عُنُقِهِ بَیعَةٌ ماتَ میتَةً جاهِلِیَّةً. (1)

ب شُربُ المُسکِرِ

67 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مُدمِنُ الخَمرِ یَلقَی اللّهَ عز و جل کَعابِدِ وَثَنٍ. (2)

68 . عنه صلی الله علیه و آله: شارِبُ الخَمرِ کَعابِدِ الوَثَنِ،وشارِبُ الخَمرِ کَعابِدِ اللّاتِ وَالعُزّی. (3)

66 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن که بمیرد و بر گردنش بیعت[ِ امامی]نباشد،با مرگ جاهلیّت از دنیا رفته است.

ب باده نوشی

67 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: می گسار،خداوند عز و جل را مانند بت پرست،ملاقات می کند.

68 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: می گسار،مانند بت پرست است.می گسار،مانند پرستنده لات و عُزّی[از بُتان جاهلیّت]است.

ص:39


1- (1) صحیح مسلم:ج 3 ص 1478 ح 58.
2- (2) الکافی:ج 6 ص 404 ح 2. [1]
3- (3) الجامع الصغیر:ج 2 ص 74 ح 4853.

باب دوم:علم،حکمت و معرفت

معنای«علم»،«حکمت»و«معرفت»

اشاره

واژه«علم»در لغت،به معنای دانستن و دانش،و نقیض واژه«جهل»است.همچنان که واژه«معرفت»و«عرفان»،به معنای شناخت و آگاهیِ حاصل از اندیشه در آثار است.معرفت و عرفان،نقیض واژه«انکار»ند.

واژه«حکمت»نیز در لغت،از ریشه«حُکم»به معنای«منع»گرفته شده است؛زیرا حُکم و داوری عادلانه،مانع ظلم است.همچنین،دهنه اسب و دیگر چارپایان،«حَکَمه»نامیده می شود؛چون مانع و مهار کننده حیوان است.بر این پایه،علم،«حکمت»نامیده شده است؛چون از جهلِ عالِم،جلوگیری می کند.

علم و معرفت،در قرآن و حدیث

«قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ. 1

بگو:آیا دانایان و نادانان،با هم برابرند؟تنها خردمندان،متذکّر می شوند».

هیچ مکتبی مانند اسلام برای دانش و معرفت و آگاهی،ارزش قائل نیست و هیچ دینی مانند اسلام،مردم را از خطر جهل،بر حذر نداشته است.از نظر اسلام،علم(دانش)،اساس همه ارزش ها و جهل(نادانی و ناآگاهی)،ریشه همه معایب و مفاسد فردی و اجتماعی است.همچنین از نظر اسلام،انسان در هر حرکتی نیاز به شناخت و آگاهی دارد و عقاید،اخلاق و اعمال انسان باید مبنای علمی داشته باشند.

از نظر اسلام،دانش،حقیقت و جوهری دارد و ظاهر و پوسته ای.انواع دانش های رسمی،اعم از اسلامی و غیر اسلامی،پوسته دانش محسوب می شوند و حقیقت علم و معرفت،چیز دیگری است.

چه این که حقیقت دانش،نوری است که در پرتو آن،انسان،جهان را آن گونه که هست،می بیند و جایگاه خود را در هستی می یابد.نور دانش،مراتبی دارد که بالاترین آن،نه تنها انسان را با راه تکامل خود آشنا می کند،بلکه او را در این مسیر،حرکت می دهد و به مقصد اعلای انسانیت می رساند.

قرآن کریم،با صراحت از این نور،سخن می گوید:

«أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها. 2

آیا کسی که مُرده دل بود و زنده اش کردیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن در میان مردم برود،چون کسی است که گویی گرفتار در تاریکی هاست و از آن بیرون آمدنی نیست؟!».

ص:40

جوهر دانش است که به دانش،ارزش حقیقی می بخشد؛یعنی دانش را در خدمت انسان و در جهت تکامل و بِهْ روزی او قرار می دهد و بدون آن،نه تنها دانش،فاقد خواص و آثار دانش می شود،بلکه تبدیل به یک عنصر ضدّ ارزش و ضدّ انسانیت می گردد.

متأسفانه خطر بزرگی که امروز جامعه بشر را تهدید می کند،این است که دانش،رشد کرده؛ولی جوهر و جهت و خاصیت خود را از دست داده و در مسیر انحطاط و سقوط انسانی به کار گرفته شده است.

با اندکی تأمّل،به سادگی می توان دریافت که در جهان امروز،دانش،چه آفاتی را بر جامعه بشری تحمیل کرده است و شمشیر دانش در کف قدرت های بزرگ جهان،چه به روز انسان آورده است.

آیا فنون و ابزار دزدی،گرسنگی،قتل و فساد را می توان دانش نامید؟آیا دانشی که جامعه را به فساد و تباهی می کشد،دانش و نور است،یا جهل و ظلمت؟این جاست که معنای سخن دقیق پیامبر خدا مشخّص می گردد که فرمود:

إنَّ مِنَ العِلمِ جَهلاً. (1)

برخی از دانش ها،نادانی است.

واقعیت این است که دانش در دنیای امروز با از دست دادن جوهر و جهت راستین خود،به این سرنوشت شوم گرفتار شده که همچون جهل،کُشنده و فاسد کننده و خانمانسوز گردیده است؛بلکه از جهل نیز زیانبارتر شده است.امام علی علیه السلام چه زیبا و دقیق فرموده است:

رُبَّ عالِمٍ قد قَتَلَهُ جَهلُهُ،و عِلمُهُ مَعَهُ لا یَنفَعُهُ. (2)

بسی دانشمند که نادانی اش او را کُشته و دانشی که به همراه داشته،او را سودی نبخشیده است.

حکمت،در قرآن و حدیث

واژه«حکمت»،بیست بار در قرآن کریم آمده است و خداوند متعال،در این کتاب آسمانی،91 بار،خود را با صفت«حکیم»ستوده است. (3)

تأمّل در موارد کاربرد این واژه در متون اسلامی،نشان می دهد که حکمت از نگاه قرآن و حدیث،عبارت است از:مقدّماتِ محکم و استوار علمی،عملی و روانی برای نیل به مقصد والای انسانیت،و آنچه احادیث اسلامی در تفسیر حکمت آورده اند،در واقع،مصداقی از مصادیق این تعریف کلّی است.

ص:41


1- (1) سنن ابی داوود:ج 4 ص 303 ح 5012.
2- (2) نهج البلاغة:حکمت 107. [1]
3- (3) صفت«حکیم»در قرآن،36 بار همراه با صفت«علیم»،47 بار با صفت«عزیز»،چهار بار با صفت«خبیر»و یک بار همراه هر یک از صفات«توّاب»،«حمید»،«علیّ»و«واسع»،آمده است.

الباب الثّانی:العلم والحکمة والمعرفة

الفصل الأوّل:الحثّ علی طلب العلم والحکمة

1/1.فَضلُ العِلمِ

69 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أکثَرُ النّاسِ قیمَةً أکثَرُهُم عِلماً،و أقَلُّ النّاسِ قیمَةً أقَلُّهُم عِلماً. (1)

70 . عنه صلی الله علیه و آله: العِلمُ رَأسُ الخَیرِ کُلِّهِ. (2)

71 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل یَقولُ:تَذاکُرُ العِلمِ بَینَ عِبادی مِمّا تَحیا عَلَیهِ القُلوبُ المَیِّتَةُ إذا هُمُ انتَهَوا فیهِ إلی أمری. (3)

72 . عنه صلی الله علیه و آله: نِعمَ وَزیرُ الإِیمانِ العِلمُ. (4)

73 . عنه صلی الله علیه و آله: العِلمُ حَیاةُ الإِسلامِ وعِمادُ الإِیمانِ. (5)

74 . عنه صلی الله علیه و آله: أفضَلُکُم إیماناً أفضَلُکُم مَعرِفَةً. (6)

75 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن عَمِلَ عَلی غَیرِ عِلمٍ کانَ ما یُفسِدُ أکثَرَ مِمّا یُصلِحُ. (7)

2/1.فَضلُ الحِکمَةِ

الکتاب

«یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ

خَیْراً کَثِیراً وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاّ أُولُوا الْأَلْبابِ». 8

باب دوم:علم،حکمت و معرفت

فصل یکم:تشویق به طلب علم و حکمت

1/1.ارزش علم

69 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: باارزش ترینِ مردم،دانشمندترینِ آنهاست و کم ارزش ترینِ مردم،نادان ترینِ ایشان.

70 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،سرآمدِ هر گونه خیری است.

71 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل می فرماید:«گفتگوی علمی در میان بندگانم،دل های مرده را حیات می بخشد،آن گاه که در آن به امر من برسند».

72 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،دستیاری نیکو برای ایمان است.

73 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،[مایه]حیات اسلام و ستون ایمان است.

74 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مؤمن ترینِ شما،دانشمندترینِ شماست.

75 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن کس که بی دانش دست به کاری بزند،بیش از آن که اصلاح کند،تباه می سازد.

2/1.ارزش حکمت
قرآن

«[خدا]به هر کس که بخواهد،حکمت می بخشد و به هر کس حکمت داده شود،به یقین،خیری فراوان داده شده

است؛و جز خردمندان،کسی پند نمی گیرد».

ص:42


1- (1) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 395 ح 5840.
2- (2) جامع الأحادیث للقمّی:ص 102.
3- (3) الکافی:ج 1 ص 40 ح 6. [1]
4- (4) الکافی:ج 1 ص 48 ح 3. [2]
5- (5) الجامع الصغیر:ج2 ص192 ح5711.
6- (6) جامع الأخبار:ص 36 ح 18. [3]
7- (7) الکافی:ج 1 ص 44 ح 3. [4]

الحدیث

76 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ خَلَقَ الإِسلامَ فَجَعَلَ لَهُ عَرصَةً،وجَعَلَ لَهُ نوراً،وجَعَلَ لَهُ حِصناً،وجَعَلَ لَهُ ناصِراً،فَأَمّا عَرصَتُهُ فَالقُرآنُ،و أمّا نورُهُ فَالحِکمَةُ،و أمّا حِصنُهُ فَالمَعروفُ،و أمّا أنصارُهُ فَأَنَا و أهلُ بَیتی وشیعَتُنا. (1)

77 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ لُقمانَ قالَ لِابنِهِ:یا بُنَیَّ،عَلَیکَ بِمَجالِسِ العُلَماءِ،وَاستَمِع کَلامَ الحُکَماءِ،فَإِنَّ اللّهَ یُحیِی القَلبَ المَیتَ بِنورِ الحِکمَةِ کَما یُحیِی الأَرضَ المَیتَةَ بِوابِلِ المَطَرِ. (2)

78 . عنه صلی الله علیه و آله: الحِکمَةُ ضَالَّةُ المُؤمِنِ. (3)

3/1.وُجوبُ التَّعَلُّمِ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ

79 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: طَلَبُ العِلمِ فَریضَةٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ ومُسلِمَةٍ. (4)

80 . عنه صلی الله علیه و آله: طَلَبُ العِلمِ فَریضَةٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ،ألا إنَّ اللّهَ یُحِبُّ بُغاةَ العِلمِ. (5)

81 . عنه صلی الله علیه و آله: اطلُبُوا العِلمَ ولَو بِالصّینِ؛فَإِنَّ طَلَبَ العِلمِ فَریضَةٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ. (6)

82 . عنه صلی الله علیه و آله: اطلُبُوا العِلمَ؛فَإِنَّهُ السَّبَبُ بَینَکُم وبَینَ اللّهِ عز و جل. (7)

حدیث

76 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،اسلام را آفرید.پس برای آن،قلمروی نهاد و نوری گذاشت و دژی و یاوری.قلمرو آن،قرآن است و نور آن،حکمت و دژ آن،نیکی،و یاورانش من و خاندانم و پیروانمان هستیم.

77 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: لقمان به پسرش گفت:«پسرکم!همواره در مجلس دانشمندان باش و سخنان حکیمان را بشنو که خداوند،دلِ مرده را به نور حکمت،زنده می کند،همان گونه که زمینِ مرده را با باران تند،زنده می گردانَد».

78 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: حکمت،گم شده مؤمن است.

3/1.وجوب آموختن بر همه مسلمانان
اشاره

79 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: جستجوی دانش،بر هر زن و مرد مسلمانی واجب است.

80 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: جستجوی دانش،بر هر مسلمانی واجب است.آگاه باشید که خداوند،جویندگان دانش را دوست دارد.

81 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش را بجویید،هرچند در چین باشد؛زیرا جستجوی دانش،بر هر مسلمانی واجب است.

82 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش را بجویید که رشته میان شما و خداوند عز و جل است.

ص:43


1- (1) الکافی:ج 2 ص 46 ح 3. [1]
2- (2) المعجم الکبیر:ج 8 ص 199 ح 7810.
3- (3) جامع الأخبار:ص 218 ح 551. [2]
4- (4) کنز الفوائد:ج 2 ص 107. [3]
5- (5) الکافی:ج 1 ص 30 ح 1. [4]
6- (6) شُعب الإیمان:ج 2 ص 254 ح 1663. [5]
7- (7) الأمالی للمفید:ص 29 ح 1.
سخنی درباره«ز گهواره تا گور،دانش بجوی»

این جمله معروف،منسوب به پیامبر خداست که فرمود:

اُطلُبوا العِلمَ مِنَ المَهدِ إلَی اللَّحْدِ. (1)

از گهواره تا گور،دانش بجویید.

در آداب المتعلمین و نیز الوافی این مضمون بدین شکل آمده است:

گفته شده است که:وقت طلب علم،از گهواره تا گور است. (2)

در پاورقی محققان بر تفسیر القمی و آداب المتعلمین نیز آمده است:

در روایتی معروف آمده است که از گهواره تا گور،دانش بجویید. (3)

فردوسی،شاعر نامیِ پارسی زبان نیز این کلام را چنین به شعر در آورده است:

چنین گفت پیغمبر راستگوی

ز گهواره تا گور،دانش بجوی.

با همه تلاشی که برای یافتن این سخن در جوامع حدیثی صورت گرفت،چنین مضمونی یافت نشد.مبالغه ای که در این سخن آمده،به شعر،بیشتر شباهت دارد تا به سخن پیامبر خدا و به نظر می رسد که محقّقان محترمِ آداب المتعلّمین و تفسیر القمّی،بدون تحقیق،این کلام را«حدیث»نامیده اند.

ص:44


1- (1) آداب المتعلّمین:ص 111. [1]
2- (2) آداب المتعلمین:ص 111،الوافی:ج 1 ص 126.
3- (3) تفسیر القمی:ج 2 ص 401،آداب المتعلمین:ص 111.

4/1.فَضلُ طالِبِ العِلمِ

83 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: طالِبُ العِلمِ بَینَ الجُهّالِ کَالحَیِّ بَینَ الأَمواتِ. (1)

84 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن خَرَجَ فی طَلَبِ العِلمِ کانَ فی سَبیلِ اللّهِ حَتّی یَرجِعَ. (2)

85 . عنه صلی الله علیه و آله: إذا جاءَ المَوتُ طالِبَ العِلمِ وهُوَ عَلی هذِهِ الحالِ ماتَ وهُوَ شَهیدٌ. (3)

5/1.فَضلُ طَلَبِ العِلمِ عَلَی العِبادَةِ

86 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن خَرَجَ یَطلُبُ باباً مِن عِلمٍ لِیَرُدَّ بِهِ باطِلًا إلی حَقٍّ أو ضَلالَةً إلی هُدًی،کانَ عَمَلُهُ ذلِکَ کَعِبادَةِ مُتَعَبِّدٍ أربَعینَ عاماً. (4)

87 . عنه صلی الله علیه و آله لِأَبی ذَ رٍّ:یا أبا ذَ رٍّ،لَأَن تَغدُوَ فَتَعَلَّمَ آیَةً مِن کِتابِ اللّهِ خَیرٌ لَکَ مِن أن تُصَلِّیَ مِائَةَ رَکعَةٍ،ولَأَن تَغدُوَ فَتَعَلَّمَ باباً مِنَ العِلمِ عُمِلَ بِهِ أو لَم یُعمَل خَیرٌ مِن أن تُصَلِّیَ ألفَ رَکعَةٍ. (5)

88 . عنه صلی الله علیه و آله: بابٌ مِنَ العِلمِ یَتَعَلَّمُهُ الإِنسانُ خَیرٌ لَهُ مِن ألفِ رَکعَةٍ تَطَوُّعاً. (6)

6/1.فَوائِدُ طَلَبِ العِلمِ

أ مَحَبَّةُ اللّهِ

89 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: طالِبُ العِلمِ أحَبَّهُ اللّهُ و أحَبَّهُ المَلائِکَةُ

و أحَبَّهُ النَّبِیّونَ. (7)

4/1.ارزش طالب علم

83 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: جویای دانش،در میان نادانان،همچون زنده در میان مردگان است.

84 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن که در جستجوی دانش بیرون برود،در راه خداست،تا آن گاه که بر گردد.

85 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اگر مرگِ جویای دانش،در حالی در رسد که وی در جستجوی دانش باشد،شهید مرده است.

5/1.برتری طلب علم بر عبادت

86 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن که در پیِ بابی از دانش بیرون می رود تا با آن،باطلی را به حق یا گم راهی را به هدایت برگردانَد،کردارش همچون چهل سال عبادت عابد است.

87 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به ابو ذر:ای ابو ذر!اگر برخیزی و آیه ای از کتاب خدا را فرا گیری،برایت بهتر از صد رکعت نماز است و اگر برخیزی و بابی از دانش را فرا گیری،چه به آن عمل بشود و چه نشود،بهتر از آن است که هزار رکعت نماز بخوانی.

88 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بابی از دانش را که انسان فرا بگیرد،برایش بهتر از هزار رکعت نماز مستحبّی است.

6/1.فواید طلب علم
الف دوستی خدا

89 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: جویای دانش را خداوند دوست

می دارد و فرشتگان و پیامبران نیز او را دوست می دارند.

ص:45


1- (1) الأمالی للطوسی:ص 577 ح 1191. [1]
2- (2) سنن الترمذی:ج 5 ص 29 ح 2647.
3- (3) تاریخ بغداد:ج 9 ص 247. [2]
4- (4) الأمالی للطوسی:ص 618 ح 1275. [3]
5- (5) سنن ابن ماجة:ج 1 ص 79 ح 219.
6- (6) تنبیه الخواطر:ج 2 ص 119. [4]
7- (7) جامع الأخبار:ص 110 ح 195. [5]

90 . عنه صلی الله علیه و آله: طالِبُ العِلمِ مَحفوفٌ بِعِنایَةِ اللّهِ. (1)

ب إکرامُ المَلائِکَةِ

91 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ المَلائِکَةَ لَتَضَعُ أجنِحَتَها لِطالِبِ العِلمِ رِضًی بِهِ. (2)

92 . عنه صلی الله علیه و آله: إذا خَرَجَ الرَّجُلُ فی طَلَبِ العِلمِ کَتَبَ اللّهُ لَهُ أثَرَهُ حَسَناتٍ،فَإِذَا التَقی هُوَ وَالعالِمُ فَتَذاکَرا مِن أمرِ اللّهِ تَعالی شَیئاً أظَلَّتهُمَا المَلائِکَةُ ونودِیا مِن فَوقِهِما:أن قَد غَفرتُ لَکُما. (3)

ج تَکَفُّلُ الرِّزقِ

93 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالی قَد تَکَفَّلَ لِطالِبِ العِلمِ بِرِزقِهِ خاصَّةً عَمّا ضَمِنَهُ لِغَیرِهِ. (4)

94 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن تَفَقَّهَ فی دینِ اللّهِ کَفاهُ اللّهُ هَمَّهُ ورَزَقَهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُ. (5)

د استِغفارُ کُلِّ شَیءٍ

95 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّهُ یَستَغفِرُ لِطالِبِ العِلمِ مَن فِی السَّماءِ ومَن فِی الأَرضِ حَتَّی الحوتُ فِی البَحرِ. (6)

90 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عنایت خداوند،جویای دانش را فرا گرفته است.

ب تکریم فرشتگان

91 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: فرشتگان بال هایشان را از سرِ خشنودی،برای جویای دانش می گسترانند.

92 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هنگامی که کسی در پی دانش بیرون رود،خداوند برای گام های او پاداش می نویسد و هنگامی که او و دانشمند با هم ملاقات کنند و از امر خداوندِ متعال سخن به میان آورند،فرشتگان بر آنها سایه می افکنند و از بالای سرشان ندا داده می شوند که:«من،شما را آمرزیدم».

ج تضمین روزی

93 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بی گمان،خداوند متعال،روزیِ جویای دانش را به طور ویژه،افزون بر آنچه برای دیگران تضمین کرده،به عهده گرفته است.

94 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن که در دین خدا تفقّه کند،خداوند،همّ و غمش را کفایت می کند و از آن جایی که خودش هم گمان نمی برد،روزی اش را می رساند.

د آمرزش طلبی همه چیز

95 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس که در آسمان و زمین است،حتّی ماهیان دریا،برای جویای دانش،آمرزش می طلبند.

ص:46


1- (1) عوالی اللآلی:ج 1 ص 292 ح 167. [1]
2- (2) الکافی:ج 1 ص 34 ح 1. [2]
3- (3) دعائم الإسلام:ج 1 ص 81. [3]
4- (4) منیة المرید:ص 160. [4]
5- (5) جامع بیان العلم وفضله:ج 1 ص 45.
6- (6) الکافی:ج 1 ص 34 ح 1. [5]

96 . عنه صلی الله علیه و آله: طالِبُ العِلمِ أفضَلُ عِندَ اللّهِ مِنَ المُجاهِدینَ وَالمُرابِطینَ وَالحُجّاجِ وَالعُمّارِ وَالمُعتَکِفینَ وَالمُجاوِرینَ،وَاستَغفَرَت لَهُ الشَّجَرُ وَالرِّیاحُ وَالسَّحابُ وَالبِحارُ وَالنُّجومُ وَالنَّباتُ وکُلُّ شَیءٍ طَلَعَت عَلَیهِ الشَّمسُ. (1)

ه سُهولَةُ طَریقِ الجَنَّةِ

97 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما مِن رَجُلٍ یَسلُکُ طَریقاً یَطلُبُ فیهِ عِلماً إلّا سَهَّلَ اللّهُ لَهُ بِهِ طَریقَ الجَنَّةِ. (2)

98 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن سَلَکَ طَریقاً یَطلُبُ فیهِ عِلماً سَلَکَ اللّهُ بِهِ طَریقاً إلَی الجَنَّةِ. (3)

7/1.التَّحذیرُ مِن تَرکِ التَّعَلُّمِ

99 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: النّاسُ رَجُلانِ:عالِمٌ ومُتَعَلِّمٌ،ولا خَیرَ فیما سِواهُما. (4)

100 . عنه صلی الله علیه و آله: لا خَیرَ فِی العَیشِ إلّا لِرَجُلَینِ:عالِمٍ مُطاعٍ أو مُستَمِعٍ واعٍ. (5)

101 . عنه صلی الله علیه و آله: اغدُ عالِماً أو مُتَعَلِّماً أو أحِبَّ العُلَماءَ،ولا تَکُن رابِعاً فَتَهلِکَ بِبُغضِهِم. (6)

96 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: نزد خدا،جویای دانش،از جهادگران و مرزداران و حاجیان و عمره گزاران و معتکفان و مجاوران خانه خدا،برتر است و درختان و بادها و ابرها و دریاها و ستارگان و گیاهان و هر آنچه خورشید بر آن می تابد،برای وی آمرزش می طلبند.

ه آسان شدن راه بهشت

97 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ کس راهی را در جستجوی دانش نپیمود،مگر آن که خداوند،راه بهشت را برایش هموار کرد.

98 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس راهی را در جستجوی دانش بپیماید،خداوند،راهی را به سوی بهشت برایش می گشاید.

7/1.هشدار درباره ترک آموختن

99 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مردم،دو گونه اند:دانشمند و دانشجو،و در غیر این دو دسته،خیری نیست.

100 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خیری در زندگانی نیست،مگر برای دو کس:دانشمندی پیروی شده یا شنونده ای فرا گیرنده.

101 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: یا دانشمند باش یا دانشجو و یا دانشمندان را دوست بدار،و چهارمی(دشمن دانشمندان) مباش که با دشمنی شان هلاک می گردی.

ص:47


1- (1) إرشاد القلوب:ص 164. [1]
2- (2) سنن أبی داوود:ج 3 ص 317 ح 3643.
3- (3) الکافی:ج 1 ص 34 ح 1. [2]
4- (4) المعجم الکبیر:ج 10 ص 201 ح 10461.
5- (5) الکافی:ج 1 ص 33 ح 7. [3]
6- (6) الخصال:ص 123 ح 117.

الفصل الثّانی:سبل المعرفة

1/2.التَّعَلُّمُ وَالتَّفَکُّرُ

الکتاب

«اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ* عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ». 1

الحدیث

102 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّمَا العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ. (1)

103 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ التَّفکُّرَ حَیاةُ قَلبِ البَصیرِ،کما یَمشی المُستَنیرُ فی الظُّلُماتِ بالنورِ،یُحسِنُ التَّخلُّصَ،وقِلَّة التَّربُّصَ. (2)

2/2.الوَحی

الکتاب

«نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ* عَلی قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ». 4

«عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی». 5

الحدیث

104 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: العِلمُ میراثی ومیراثُ الأَنبِیاءِ قَبلی. (3)

105 . عنه صلی الله علیه و آله: إنّا أهلُ بَیتٍ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ،ومَوضِعُ الرِّسالَةِ،ومُختَلَفُ المَلائِکَةِ،وبَیتُ الرَّحمَةِ،ومَعدِنُ العِلمِ. (4)

فصل دوم:راه های معرفت

1/2.آموختن و اندیشیدن
قرآن

«همان کس که به وسیله قلم آموخت.آنچه را که انسان نمی دانست،[به تدریج به او]آموخت».

حدیث

102 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: همانا دانش،با آموختن،حاصل می شود.

103 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اندیشیدن،[مایه]حیات دل شخص با بصیرت است،همان گونه که شخصِ چراغ به دست در تاریکی ها در پرتو نور[چراغ]راه می رود و به خوبی،خود را نجات می دهد و کمتر درنگ می کند.

2/2.وحی
قرآن

«روح الامین،آن را بر دلت نازل کرد تا از[جمله]هشدار دهندگان باشی».

«آن را[فرشته]شدید القوی،به او فرا آموخت».

حدیث

104 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،میراث من و میراث پیامبران پیش از من است.

105 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ما اهل بیت،از شجره نبوّت و جایگاه رسالت و محلّ آمد و شدِ فرشتگان و خانه رحمت و معدن دانش هستیم.

ص:48


1- (2) صحیح البخاری:ج 1 ص 38 ح 67.
2- (3) الکافی:ج 2 ص 599 ح 2. [1]
3- (6) فردوس الأخبار:ج 3 ص 96 ح 4014.
4- (7) مسائل علیّ بن جعفر:ص 322 ح 806.

3/2.الإِلهام

الکتاب

«فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً». 1

«وَ أَوْحَیْنا إِلی أُمِّ مُوسی أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَ لا تَخافِی وَ لا تَحْزَنِی إِنّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ». 2

الحدیث

106 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ خَیرا فَقَّهَهُ فِی الدّینِ و ألهَمَهُ رُشدَهُ. (1)

107 . عنه صلی الله علیه و آله: عِلمُ الباطِنِ سِرٌّ مِن سِرِّ اللّهِ عز و جل،وحُکمٌ مِن حُکمِ اللّهِ،یَقذِفُهُ فی قُلوبِ مَن یَشاءُ مِن أولِیائِهِ. (2)

الفصل الثالث:موانع المعرفة

1/3.اِتِّباعُ الهَوی

الکتاب

«أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللّهُ عَلی عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلی سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلی بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللّهِ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ». 5

الحدیث

108 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: حُبُّکَ لِلشَّیءِ یُعمی ویُصِمُّ. (3)

3/2.الهام
قرآن

«تا بنده ای از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتی عطا کرده و از نزد خود بدو دانشی آموخته بودیم».

«و به مادر موسی وحی(الهام)کردیم که:او را شیر ده،و چون بر او بیمناک شدی،او را در نیل بینداز،و مترس و اندوه مدار که ما او را به تو باز می گردانیم و از[زمره]پیمبرانش قرار می دهیم».

حدیث

106 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر گاه خداوند،خوبی بنده ای را بخواهد،او را دین شناس می گردانَد و راه هدایتش را به او الهام می فرماید.

107 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: علم باطن،رازی است از رازهای خداوند عز و جل و حکمی از احکام اوست که در دل هر یک از اولیای خود که بخواهد،قرار می دهد.

فصل سوم:موانع معرفت

1/3.هواپرستی
قرآن

«پس آیا دیدی کسی را که هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گم راه گردانیده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر دیده اش پرده نهاده است؟پس از خدا،چه کسی او را هدایت خواهد کرد؟آیا پند نمی گیرید؟».

حدیث

108 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: محبّتت به چیزی،کور و کرت می کند.

ص:49


1- (3) مسند البزّار:ج 5 ص 117 ح 1700.
2- (4) الفردوس:ج 3 ص 42 ح 4104.
3- (6) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 380 ح 5814.

2/3.حُبُّ الدُّنیا

109 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما لی أری حُبَّ الدُّنیا قَد غَلَبَ عَلی کَثیرٍ مِنَ النّاسِ،حَتّی کَأَنَّ المَوتَ فی هذِهِ الدُّنیا عَلی غَیرِهِم کُتِبَ،وکَأَنَّ الحَقَّ فی هذِهِ الدُّنیا عَلی غَیرِهِم وَجَبَ،وحَتّی کَأَن لَم یَسمَعوا ویَرَوا مِن خَبَرِ الأَمواتِ قَبلَهُم!سَبیلُهُم سَبیلُ قَومٍ سَفرٍ عَمّا قَلیلٍ إلَیهِم راجِعونَ،بُیوتُهُم أجداثُهُم ویَأکُلونَ تُراثَهُم،فَیَظُنّونَ أ نَّهُم مُخَلَّدونَ بَعدَهُم.هَیهاتَ هَیهاتَ!أما یَتَّعِظُ آخِرُهُم بِأَوَّلِهِم؟لَقَد جَهِلوا ونَسوا کُلَّ واعِظٍ فی کِتابِ اللّهِ،و أمِنوا شَرَّ کُلِّ عاقِبَةِ سَوءٍ،ولَم یَخافوا نُزولَ فادِحَةٍ (1)وبَوائِقَ حادِثَةٍ. (2)

3/3.الذَّنب

الکتاب

«کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ». 3

الحدیث

110 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ العَبدَ لَیُذنِبُ الذَّنبَ فَیَنسی بِهِ العِلمَ الَّذی کانَ قَد عَلِمَهُ. (3)

4/3.مَرَضُ القَلبِ

الکتاب

«أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها». 5

2/3.دنیا دوستی

109 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: چه شده است که می بینم دوستیِ دنیا،بر بسیاری از مردم،چیره گردیده است؟گویی که مرگ در این دنیا برای غیر ایشان نوشته شده است و گویی که حق در این دنیا،برای غیر آنان واجب شده است و پنداری که خبر درگذشتگانِ خود را نشنیده و ندیده اند!راه آنها،راه مسافرانی است که به زودی به درگذشتگان،می پیوندند.خانه هایشان گور آنها خواهد شد و[دیگرانْ]میراث آنها را خواهند خورد.پس گمان می کنند که پس از ایشان،ماندگارند.دور باد،دور باد!آیا واپسینِ آنها از نخستینِ آنها عبرت نمی گیرد؟بی گمان،نادانی کردند و هر اندرزْ دهنده ای در کتاب خدا را از یاد بردند و از گزند هر فرجامِ بدی،خود را ایمن یافتند و از فرود آمدن بلاهای آسمانی و پیشامدهای هراسناک نترسیدند.

3/3.گناه
قرآن

«نه چنین است؛بلکه آنچه مرتکب می شدند،بر دل هایشان زنگار نهاده است».

حدیث

110 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: [گاه]بنده گناه می کند،پس دانشی را که پیش تر می دانسته،از یاد می بَرَد.

4/3.بیمار دلی
قرآن

«آیا به آیات قرآن نمی اندیشند؟یا[مگر]بر دل هایشان قفل هایی نهاده شده است؟».

ص:50


1- (1) الفادحة:النَازلة(القاموس المحیط:ج 1 ص 239).
2- (2) الکافی:ج 8 ص 168 ح 190. [1]
3- (4) عدّة الداعی:ص 197. [2]

الحدیث

111 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الطّابَعُ مُعَلَّقَةٌ بِقائِمَةٍ مِن قَوائِمِ العَرشِ،فَإِذَا انتُهِکَتِ الحُرمَةُ واُجرِیَت عَلَی الخَطایا وعُصِیَ الرَّبُّ،بَعَثَ اللّهُ الطّابَعَ فَیَطبَعُ عَلی قَلبِهِ،فَلا یَعقِلُ بَعدَ ذلِکَ. (1)

5/3.الظُّلم

الکتاب

«یُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثّابِتِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ وَ یُضِلُّ اللّهُ الظّالِمِینَ وَ یَفْعَلُ اللّهُ ما یَشاءُ». 2

الحدیث

112 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إیّاکُم وَالظُّلمَ فَإِنَّهُ یُخَرِّبُ قُلوبَکُم. (2)

6/3.الغَفلَة

«لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ». 4

7/3.الأمَلُ

113 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن یَرغَبُ فِیالدُّنیا فَطالَ فیها أمَلُهُ أعمَی اللّهُ قَلبَهُ عَلی قَدرِ رَغبَتِهِ فیها. (3)

8/3.الطَّمَع

114 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الطَّمَعُ یُذهِبُ الحِکمَةَ مِن قُلوبِ

العُلَماءِ. (4)

حدیث

111 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: طابع(مهر زننده بر دل ها)به پایه ای از پایه های عرش،آویخته است.پس هر گاه حرمتْ شکسته شد و خطاها جاری گشتند و پروردگارْ سرپیچی شد،خداوند،طابع را بر می انگیزد تا بر دل گناهکار،مُهر بزند.پس از این،دیگر چیزی درک نمی کند.

5/3.ستم
قرآن

«خدا کسانی را که ایمان آورده اند،در زندگی دنیا و در آخرت با سخن استوار،ثابت می گرداند و ستمگران را بی راه می گذارد،و خدا هر چه بخواهد،انجام می دهد».

حدیث

112 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: از ستم بپرهیزید،که دل هایتان را ویران می کند.

6/3.غفلت

«واقعاً که از این[حال]،در غفلت بودی.پس،ما پرده ات را[از جلوی چشمانت]برداشتیم و دیده ات امروز،تیز است».

7/3.آرزو

113 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن که به دنیا رغبت ورزد و آرزویش در آن دراز گردد،خداوند دلش را به اندازه رغبتش به آن،کور می کند.

8/3.آز

114 . پیامبر خدا علیه السلام: آزمندی،حکمت را از دل های

دانایان می بَرَد.

ص:51


1- (1) شُعب الإیمان:ج 5 ص 444 ح 7214. [1]
2- (3) صحیفة الإمام الرّضا علیه السلام:ص 97 ح 33. [2]
3- (5) تحف العقول:ص 60.
4- (6) کنزالعمّال:ج 3 ص 495 ح 7576.

9/3.التَّعَصُّب

115 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن کانَ فی قَلبِهِ حَبَّةٌ مِن خَردَلٍ مِن عَصَبِیَّةٍ بَعَثَهُ اللّهُ یَومَ القِیامَةِ مَعَ أعرابِ الجاهِلِیَّةِ. (1)

10/3.کَثرَةُ الأَکلِ

116 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لا تَدخُلُ الحِکمَةُ جَوفاً مُلِئَ طَعاماً. (2)

117 . عنه صلی الله علیه و آله: القَلبُ یَتَحمّلُ الحِکمَةَ عند خُلُوِّ البَطْنِ،القَلبُ یَمُجُّ الحِکمَةَ عند امْتِلاءِ البَطْنِ. (3)

الفصل الرابع:ما یزیل حجب المعرفة

1/4.القُرآن

الکتاب

«یا أَیُّهَا النّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ». 4

الحدیث

118 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: خَیرُ الدَّواءِ القُرآنُ. (4)

2/4.الذِّکر

119 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ ذِکرَ اللّهِ شِفاءٌ. (5)

9/3.تعصّب

115 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس در دلش،دانه خَردَلی از تعصّب باشد،خداوند او را روز قیامت،با اعراب جاهلی بر می انگیزد.

10/3.پُرخوری

116 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: حکمت،به درونِ انباشته از خوراک وارد نمی شود.

117 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن گاه که شکم خالی باشد،دلْ حکمت را می پذیرد.زمانی که معده پر باشد،دل حکمت را بیرون می افکند.

فصل چهارم:عوامل برطرف شدن حجاب های معرفت

1/4.قرآن
قرآن

«ای مردم!به یقین،برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی،و درمانی برای آنچه در سینه هاست،و ره نمود و رحمتی برای گروندگان[به خدا]آمده است».

حدیث

118 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: قرآن،بهترین داروست.

2/4.ذکر

119 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: به درستی که ذکر خدا،شفاست.

ص:52


1- (1) الکافی:ج 2 ص 308 ح 3. [1]
2- (2) عوالی اللآلی:ج 1 ص 425 ح 111. [2]
3- (3) تنبیه الخواطر:ج 2 ص 119. [3]
4- (5) سنن ابن ماجة:ج 2 ص 1169 ح 3533.
5- (6) شُعب الإیمان:ج 1 ص 459 ح 717. [4]

120 . عنه صلی الله علیه و آله: بِذِکرِ اللّهِ تَحیَی القُلوبُ. (1)

121 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ آدَمَ شَکا إلَی اللّهِ ما یَلقی مِن حَدیثِ النَّفسِ وَالحُزنِ،فَنَزَلَ عَلَیهِ جَبرَئیلُ علیه السلام فَقالَ لَهُ:یا آدَمُ،قُل:لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.فَقالَها فَذَهَبَ عَنهُ الوَسوَسَةُ وَالحُزنُ. (2)

3/4.الاِستِعاذَة

الکتاب

«وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ* وَ أَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ». 3

الحدیث

122 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ إبلیسَ لَهُ خُرطومٌ کَخُرطومِ الکَلبِ واضِعُهُ عَلی قَلبِ ابنِ آدَمَ یُذَکِّرُهُ الشَّهَواتِ وَاللَّذّاتِ،ویَأتیهِ بِالأَمانی،ویَأتیهِ بِالوَسوَسَةِ عَلی قَلبِهِ لِیُشَکِّکَهُ فی رَبِّهِ،فَإِذا قالَ العَبدُ:«أعوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ و أعوذُ بِاللّهِ أن یَحضُرونِ إنَّ اللّهَ هُوَ السَّمیعُ العَلیمُ»خَنَسَ الخُرطومُ عَنِ القَلبِ. (3)

الفصل الخامس:آثار العلم والحکمة

1/5.الإِیمان

الکتاب

«شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ

قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ». 5

120 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: با ذکر خدا،دل ها زنده می شوند.

121 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آدم علیه السلام از القائات نفسانی و اندوه،به خدا شِکوه کرد.جبرئیل علیه السلام بر او فرود آمد و بدو گفت:ای آدم!بگو:«لا حول و لا قوّة إلّا باللّه؛هیچ نیرو و توانی نیست،مگر به[اراده]خدا».

آدم علیه السلام آن را گفت و وسوسه و اندوهش رفت.

3/4.استعاذه
قرآن

«و بگو:پروردگارا!از وسوسه های شیطان ها به تو پناه می برم.و پروردگارا!از این که[آنها]به پیش من حاضر شوند،به تو پناه می برم».

حدیث

122 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ابلیس،پوزه ای چون پوزه سگ دارد که آن را روی دل انسان می گذارد و شهوت ها و لذّت ها را به یادش می آورد و آرزوهایی را در دلش می اندازد و در دلش وسوسه می کند تا او را درباره پروردگارش به شک اندازد.پس هر گاه بنده بگوید:«از شیطانِ رانده شده،به خدای شنوای دانا پناه می برم و از این که نزد من حضور یابند،به خدا پناه می برم.همانا خداوند،شنوا و داناست»،پوزه را از دلش بر می دارد.

فصل پنجم:آثار علم و حکمت

1/5.ایمان
قرآن

«خدا که همواره به عدل،قیام دارد،گواهی می دهد که جز او هیچ معبودی نیست،و فرشتگان و دانشوران[نیز به

همان،گواهی می دهند.جز او که توانا و حکیم است،هیچ معبودی نیست».

ص:53


1- (1) تنبیه الخواطر:ج 2 ص 120. [1]
2- (2) الأمالی للصدوق:ص 637 ح 855. [2]
3- (4) کنزالعمّال:ج 1 ص 251 ح 1266.

الحدیث

123 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ...أمّا عَلامَةُ العِلمِ فَأَربَعَةٌ:العِلمُ بِاللّهِ،وَالعِلمُ بِمَحَبَّتِهِ،وَالْعِلْمُ بمکارهه،وَالعِلمُ بِفَرائِضِهِ،وَالحِفظُ لَها حَتّی تُؤَدّی. (1)

2/5.الخَشیَة

الکتاب

«إِنَّما یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ». 2

الحدیث

124 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: رَأسُ الحِکمَةِ مَخافَةُ اللّهِ عز و جل. (2)

3/5.العَمَل

125 . مجمع البیان عن جابر: تَلَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله هذِهِ الآیَةَ: «وَ ما یَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ» (3)وقالَ:العالِمُ الَّذی عَقَلَ عَنِ اللّهِ،فَعَمِلَ بِطاعَتِهِ،وَاجتَنَبَ سَخَطَهُ. (4)

126 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ العالِمَ مَن یَعمَلُ بِالعِلمِ وإن کانَ قَلیلَ العَمَلِ. (5)

4/5.الصَّلاح

127 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی بیانِ ما یَتَشَعَّبُ عَنِ العِلمِ:

أمَّا العِلمُ،فَیَتَشَعَّبُ مِنهُ الغِنی وإن کانَ فَقیراً،وَالجودُ وإن کانَ بَخیلًا،وَالمَهابَةُ وإن کانَ هَیِّناً،وَالسَّلامَةُ وإن کانَ سَقیماً،وَالقُربُ وإن کانَ قَصِیًّا،وَالحَیاءُ وإن کانَ صَلِفاً،وَالرِّفعَةُ وإن کانَ وَضیعاً،وَالشَّرَفُ وإن کانَ رَذلًا،وَالحِکمَةُ،وَالحُظوَةُ،فَهذا مایَتَشَعَّبُ لِلعاقِلِ بِعِلمِهِ.فَطوبی لِمَن عَقَلَ وعَلِمَ. (6)

حدیث

123 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ...نشانه دانش،چهار چیز است:شناخت خدا،شناخت محبّت او،شناخت آنچه او دوست ندارد،و شناخت واجبات و پاسداشت آنها تا آن که به جا آورده شوند.

2/5.خداترسی
قرآن

«از بندگان خدا،تنها دانایان اند که از او می ترسند.آری،خدا ارجمندِ آمرزنده است».

حدیث

124 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اساس حکمت،ترس از خداوند عز و جل است.

3/5.عمل

125 . مجمع البیان به نقل از جابر:هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله این آیه را خواند:«و جز دانشمندان،آن را در نمی یابند»،فرمود:«دانشمند]ِ حقیقی]،کسی است که دارای بینش الهی باشد و در نتیجه،به آنچه خدا از او خواسته،عمل کند و از خشم خداوند دوری گزیند».

126 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عالم،کسی است که به علم،عمل کند،هر چند اندک. (7)

4/5.درستی

127 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در بیان آنچه از علم،منشعب

می شود:و امّا علم؛اگرچه انسانْ فقیر باشد،از آن،توانگری حاصل می شود و اگر بخیل باشد،جود،و اگر خوار باشد،ابّهت،و اگر بیمار باشد،سلامت،و اگر دور باشد،نزدیکی،و اگر هرزه باشد،شرم،و اگر پست باشد،والایی،و اگر حقیر باشد،شرافت و حکمت و منزلت.اینها چیزهایی هستند که از دانشِ خردمند،برایش به دست می آیند.پس خوشا به حال آن که خرد ورزید و دانست!

ص:54


1- (1) بحارالأنوار:ج 1 ص 120 ح 11. [1]
2- (3) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 376 ح 5766.
3- (4) العنکبوت:43. [2]
4- (5) مجمع البیان:ج 8 ص 446.
5- (6) ثواب الأعمال:ص 346 ح 1.
6- (7) تحف العقول:ص 16.
7- (8) در کنز العمّال آمده است:«هرچند چنین عالمی،اندک است».

الفصل السّادس:آداب التّعلّم

1/6.ما یَنبَغی فی طَلَبِ العِلمِ

أ الإِخلاص

128 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: طالِبُ العِلمِ للّهِ ِ أفضَلُ عِندَ اللّهِ مِنَ المُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّهِ. (1)

129 . عنه صلی الله علیه و آله: لا تَطلُبُوا العِلمَ لِتُباهوا بِهِ العُلَماءَ،ولا لِتُماروا بِهِ السُّفَهاءَ،ولا لِتَصرِفوا بِهِ وُجوهَ النّاسِ إلَیکُم،فَمَن فَعَلَ ذلِکَ فَهُوَ فِی النّارِ،ولکِن تَعَلَّموهُ للّهِ ِ ولِلدّارِ الآخِرَةِ. (2)

130 . عنه صلی الله علیه و آله فی ذِکرِ صِفاتِ المُؤمِنِ:لا یَرُدُّ الحَقَّ مِن عَدُوِّهِ،لا یَتَعَلَّمُ إلّا لِیَعلَمَ،ولا یَعلَمُ إلّا لِیَعمَلَ. (3)

ب اختِیارُ المُعَلِّمِ الصّالِحِ

الکتاب

«فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلی طَعامِهِ». 4

فصل ششم:آداب آموختن

1/6.آنچه در طلب علم،شایسته است
الف اخلاص

128 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: جویای دانش برای خدا[با انگیزه الهی]،نزد خدا برتر از مجاهد راه خداست.

129 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش را[با این هدف]نجویید که بدان به دانشمندان فخر بفروشید،یا با نادانان به جدل برخیزید و یا مردم را به سوی خود بگردانید؛چرا که هر کس چنین کند،در آتش است؛لیکن دانش را تنها برای خدا و سرای آخرت،فرا بگیرید.

130 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در بیان ویژگی های مؤمن:مؤمن،آن است که حق را[حتّی]از دشمنش می پذیرد،و فرا نمی گیرد،جز برای آن که بداند و دانستنش تنها برای به کار بستن است.

ب انتخاب آموزگار درستکار
قرآن

«پس انسان باید به خوراک خود بنگرد».

ص:55


1- (1) الجامع الصغیر:ج 2 ص 129 ح 5251.
2- (2) تنبیه الخواطر:ج 2 ص 215. [1]
3- (3) التمحیص:ص 75 ح 171.

الحدیث

131 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ هذَا العِلمَ دینٌ،فَانظُروا عَمَّن تَأخُذونَ دینَکُم. (1)

132 . عنه صلی الله علیه و آله: لا تَقعُدوا إلّا إلی عالِمٍ یَدعوکُم مِن ثَلاثٍ إلی ثَلاثٍ:مِنَ الکِبرِ إلَی التَّواضُعِ،ومِنَ المُداهَنَةِ إلَی المُناصَحَةِ،ومِنَ الجَهلِ إلَی العِلمِ. (2)

ج رِعایَةُ الأَهَمِّ فَالأَهَمِّ

133 . التوحید عن ابن عبّاس: جاءَ أعرابِیٌّ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ:یا رَسولَ اللّهِ،عَلِّمنی مِن غَرائِبِ العِلمِ.

قالَ:ما صَنَعتَ فی رَأسِ العِلمِ حَتّی تَسأَلَ عَن غَرائِبِهِ؟!

قالَ الرَّجُلُ:ما رَأسُ العِلمِ یا رَسولَ اللّهِ؟

قالَ:مَعرِفَةُ اللّهِ حَقَّ مَعرِفَتِهِ.

قالَ الأَعرابِیُّ:وما مَعرِفَةُ اللّهِ حَقَّ مَعرِفَتِهِ؟

قالَ:تَعرِفُهُ بِلا مِثلٍ ولا شِبهٍ ولا نِدٍّ،و أنَّهُ واحِدٌ أحَدٌ ظاهِرٌ باطِنٌ أوَّلٌ آخِرٌ،لا کُفوَ لَهُ ولا نَظیرَ،فَذلِکَ حَقُّ مَعرِفَتِهِ. (3)

د الدِّرایة

134 . مسند ابن حنبل عن أبی عبد الرّحمان: حَدَّثَنا مَن کانَ یُقرِئُنا مِن أصحابِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله،أنَّهُم کانوا یَقتَرِئونَ مِن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَشرَ آیاتٍ،فَلا یَأخُذونَ فِی العَشرِ

الاُخری حَتّی یَعلَموا ما فی هذِهِ مِن العِلمِ وَالعَمَلِ. (4)

حدیث

131 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: این دانش،دین است.پس نیک بنگرید که از چه کسی دین خود را می گیرید.

132 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: نزد کسی منشینید،مگر دانشمندی که شما را از سه چیز به سه چیز دیگر فرا بخواند:از تکبّر به فروتنی،و از سازشکاری[در برابر منکرات]به اندرزگویی،و از نادانی به دانش.

ج رعایت اولویت ها

133 . التوحید به نقل از ابن عبّاس:بادیه نشینی،نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت:ای پیامبر خدا!از شگفتی های دانش به من بیاموز.

فرمود:«با اساس دانش چه کرده ای که از شگفتی هایش می پرسی؟».

مرد گفت:ای پیامبر خدا!اساس دانش چیست؟

فرمود:«شناخت خدا،آن چنان که باید».

بادیه نشین گفت:شناخت خدا،آن چنان که حقّ شناخت اوست،چگونه است؟

فرمود:«او را بی مانند و بی شبیه و بی همتا بدانی و بدانی که او یکتا،یگانه،پیدا،نهان،نخست و پایان است،نه همتایی دارد و نه همانندی.این،حقّ شناخت اوست».

د فهمیدن

134 . مسند ابن حنبل به نقل از ابو عبد الرحمن:هر کدام از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله که به ما قرائت قرآن می آموختند،می گفتند که آنان،قرائت ده آیه را از

پیامبر خدا فرا می گرفتند و تا آنچه در این ده آیه از علم و عمل بود،نمی دانستند،قرائت ده آیه دیگر را آغاز نمی کردند.

ص:56


1- (1) تاریخ جرجان:ص 547 الرقم 944. [1]
2- (2) تنبیه الخواطر:ج 2 ص 233. [2]
3- (3) التوحید:ص 284 ح 5. [3]
4- (4) مسند ابن حنبل:ج 9 ص 126 ح 23541. [4]

ه الکِتابَة

135 . المستدرک علی الصحیحین عن عمرو بن العاص: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:قَیِّدُوا العِلمَ.

قُلتُ:وما تَقییدُهُ؟

قالَ:کِتابَتُهُ. (1)

و السُّؤال

136 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: العِلمُ خَزائِنُ ومِفتاحُهَا السُّؤالُ،فَاسأَلوا رَحِمَکُمُ اللّهُ،فَإِنَّهُ تُؤجَرُ أربَعَةٌ:السّائِلُ،وَالمُتَکَلِّمُ،وَالمُستَمِعُ،وَالمُحِبُّ لَهُم. (2)

ز الصَّبر

137 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن لَم یَصبِر عَلی ذُلِّ التَّعَلُّمِ ساعَةً،بَقِیَ فی ذُلِّ الجَهلِ أبَداً. (3)

ح التَّواضُعُ لِلمُعَلِّمِ

138 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: تَواضَعوا لِمَن تَعَلَّمونَ مِنهُ. (4)

139 . عنه صلی الله علیه و آله: اطلُبوا مَعَ العِلمِ السَّکینَةَ وَالحِلمَ،لینوا لِمَن تُعَلِّمونَ ولِمَن تَعَلَّمتُم مِنهُ،ولا تَکونوا مِن جَبابِرَةِ العُلَماءِ فَیَغلِبَ جَهلُکُم عِلمَکُم. (5)

ه نگارش

135 . المستدرک علی الصحیحین به نقل از عمرو بن عاص:پیامبر خدا فرمود:«دانش را در بند کنید».

گفتم:در بند کردن آن،چگونه است؟

فرمود:«نگارش آن».

و پرسش

136 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،گنجینه است و کلید آن،پرسش.پس خدا رحمتتان کند بپرسید؛چرا که به چهار کس،پاداش داده می شود:پرسشگر،گوینده،شنونده و دوستدار آنها.

ز شکیبایی

137 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: کسی که ساعتی بر خواریِ فرا گرفتنْ شکیب نورزد،همواره در خواریِ نادانی باقی می ماند.

ح فروتنی در برابر آموزگار

138 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در برابر کسی که از او فرا می گیرید،فروتنی کنید.

139 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: همراه با دانش،آرامش و بردباری را هم بجویید.در برابر آن که به او یاد می دهید و آن که از او یاد می گیرید،نرمش به خرج دهید و از دانشمندانِ متکبّر مباشید،که نادانی تان بر دانشتان چیره می گردد.

ص:57


1- (1) المستدرک علی الصحیحین:ج 1 ص 188 ح 362.
2- (2) تحف العقول:ص 41.
3- (3) عوالی اللآلی:ج 1 ص 285 ح 135. [1]
4- (4) المعجم الأوسط:ج 6 ص 200 ح 6184.
5- (5) الفردوس:ج 1 ص 79 ح 238.

ط اغتِنامُ الفُرصَةِ فِی الصِّغَرِ والشَّبابِ

140 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَثَلُ الَّذی یَتَعَلَّمُ العِلمَ فی صِغَرِهِ کَمَثَلِ الوَشمِ عَلَی الصَّخرَةِ،ومَثَلُ الَّذی یَتَعَلَّمُ العِلمَ فی کِبَرِهِ کَالَّذی یَکتُبُ عَلَی الماءِ. (1)

2/6.ما لا یَنبَغی فی طَلَبِ العِلمِ

أ التَّعَلُّمُ لِغَیرِ اللّهِ

141 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن تَعَلَّمَ العِلمَ رِیاءً وسُمعَةً یُریدُ بِهِ الدُّنیا،نَزَعَ اللّهُ بَرَکَتَهُ،وضَیَّقَ عَلَیهِ مَعیشَتَهُ،ووَکَلَهُ اللّهُ إلی نَفسِهِ،ومَن وَکَلَهُ اللّهُ إلی نَفسِهِ فَقَد هَلَکَ. (2)

142 . عنه صلی الله علیه و آله فی وصیّته لعلیٍّ علیه السلام:مَن تَعَلَّمَ عِلماً لِیُمارِیَ بِهِ السُّفَهاءَ،أو یُجادِلَ بِهِ العُلَماءَ،أو لِیَدعُوَ النّاسَ إلی نَفسِهِ،فَهُوَ مِن أهلِ النّارِ. (3)

143 . عنه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِأَبی ذَرٍّ:یا أباذَرٍّ...مَن طَلَبَ عِلماً لِیَصرِفَ بِهِ وُجوهَ النّاسِ إلَیهِ لَم یَجِد ریحَ الجَنَّةِ.یا أباذَرٍّ؛مَنِ ابتَغَی العِلمَ لِیَخدَعَ بِهِ النّاسَ لَم یَجِد ریحَ الجَنَّةِ. (4)

144 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن أخَذَ العِلمَ مِن أهلِهِ وعَمِلَ بِعِلمِهِ نَجا،ومَن أرادَ بِهِ الدُّنیا فَهِیَ حَظُّهُ. (5)

145 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ أوَّلَ النّاسِ یُقضی یَومَ القِیامَةِ عَلَیهِ...

رَجُلٌ تَعَلَّمَ العِلمَ وعَلَّمَهُ وقَرَأَ القُرآنَ فَاُتِیَ بِهِ،فَعَرَّفَهُ نِعَمَهُ فَعَرَفَها.

قالَ:فَما عَمِلتَ فیها؟

قالَ:تَعَلَّمتُ العِلمَ وعَلَّمتُهُ وقَرَأتُ فیکَ القُرآنَ.

قالَ:کَذَبتَ ولکِنَّکَ تَعَلَّمتَ العِلمَ لِیُقالَ عالِمٌ،وقَرَأتَ القُرآنَ لِیُقالَ هُوَ قارِئٌ.

فَقَد قیلَ!ثُمَّ امِرَ بِهِ فَسُحِبَ عَلی وَجهِهِ حَتّی القِیَ فِی النّارِ. (6)

ط استفاده از فرصت در کودکی و جوانی

140 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: کسی که در خردسالی دانش بیاموزد،[دانشش]مانند نقش بر سنگ است و کسی که در بزرگ سالی دانش بیاموزد،مانند کسی است که بر آب می نگارد.

2/6.آنچه در طلب علم،شایسته نیست
الف آموختن برای غیر خدا

141 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس دانش را برای ریا و خودنمایی و به دست آوردن دنیا فرا گیرد،خداوند برکتش را از وی بر می دارد و روزیْ را بر او تنگ می کند و او را به خودش وا می گذارد و البتّه هر کس که خدا او را به خودش وا گذارد،هلاکتش حتمی است.

142 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به علی علیه السلام:هر کس دانش را فرا گیرد تا بدان با نادانان بستیزد یا با دانشمندان مجادله کند و یا مردم را به سوی خود بخواند،از اهل آتش است.

143 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به ابو ذر:ای ابو ذر!...هر کس دانش را بطلبد تا بِدان،مردم را متوجّه خود کند،بوی بهشت را نمی یابد.ای ابو ذر!هر کس دانش را بطلبد تا بِدان به مردمْ نیرنگ بزند،بوی بهشت را نمی یابد.

144 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس دانش را از اهلش فرا گیرد و به دانش خود عمل کند،نجات می یابد و هر کس با آن،دنیا را بطلبد،بهره او همان است.

145 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: نخستین کسی که در روز قیامت

بر او حکم می شود،...مردی است که دانش را یاد گرفته و یاد داده و قرآن خوانده است.پس آورده می شود و نعمت هایش را به او می شناسانند و او نیز می شناسد.

[خداوند]می پرسد:«با آنها چه کردی؟».

می گوید:دانش یاد گرفتم و یاد دادم و به خاطر تو قرآن خواندم.

می فرماید:«دروغ می گویی؛بلکه دانش آموختی تا به تو دانشمند بگویند و قرآن خواندی تا تو را قاری بخوانند و[اینها به تو]گفته شد[پس پاداشت را گرفته ای]».

سپس فرمان داده می شود که وی را به صورت،بر زمین بکشند تا در آتش اندازند.

ص:58


1- (1) الفردوس:ج 4 ص 135 ح 6420.
2- (2) مکارم الأخلاق:ج 2 ص 348 ح 2660. [1]
3- (3) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 363 ح 5762.
4- (4) مکارم الأخلاق:ج 2 ص 364 ح 2661. [2]
5- (5) الکافی:ج 1 ص 46 ح 1. [3]
6- (6) صحیح مسلم:ج 3 ص 1514 ح 1905.

ب الاِستِحیاء

146 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لا یَستَحیِ الشَّیخُ أن یَجلِسَ إلی جَنبِ الشّابِّ فَیَتَعَلَّمَ مِنهُ العِلمَ. (1)

147 . عنه صلی الله علیه و آله: لا یَستَحیِ الشَّیخُ أن یَتَعَلَّمَ العِلمَ کَما لا یَستَحی أن یَأکُلَ الخُبزَ. (2)

الفصل السابع:أحکام التّعلّم

1/7.ما یَجِبُ تَعَلُّمُهُ

148 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أفضَلُ العِلمِ لا إلهَ إلَا اللّهُ. (3)

149 . عنه صلی الله علیه و آله: تَعَلَّمُوا العِلمَ وعَلِّموهُ النّاسَ،تَعَلَّمُوا الفَرائِضَ وعَلِّموهُ النّاسَ،تَعَلَّمُوا القُرآنَ وعَلِّموهُ النّاسَ فَإِنِّی امرُؤٌ مَقبوضٌ،وَالعِلمُ سَیُقبَضُ وتَظهَرُ الفِتَنُ حَتّی یَختَلِفَ اثنانِ فی فَریضَةٍ لا یَجِدانِ أحَداً

یَفصِلُ بَینَهُما. (4)

ب خجالت کشیدن

146 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سالمند نباید از این که نزد جوان می نشیند و از او دانش می آموزد،خجالت بکشد.

147 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سالمند نباید از این که دانش می آموزد،خجالت بکشد،همان گونه که از خوردن نان،خجالت نمی کشد.

فصل هفتم:احکام آموختن
1/7.آنچه آموختنش،واجب است

148 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: برترین دانش،لا إله إلّا اللّه[و علم به یگانگی خداوند]است.

149 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش را فراگیرید و به مردم بیاموزید.واجبات دین را یاد بگیرید و به مردم یاد دهید.قرآن را فرا گیرید و به مردم بیاموزید.من،

انسانی رفتنی ام و دانش به زودی جمع می گردد و فتنه ها آشکار می شوند،تا آن جا که دو تن در فریضه ای اختلاف می کنند و کسی را نمی یابند تا میان آن دو،داوری کند.

ص:59


1- (1) الفردوس:ج 5 ص 144 ح 7765.
2- (2) الفردوس:ج 5 ص 73 ح 7494.
3- (3) الفردوس:ج 1 ص 352 ح 1412.
4- (4) سنن الدارمی:ج1 ص78 ح225.

2/7.ما یَنبَغی تَعَلُّمُهُ

150 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: خَیرُ العِلمِ ما نَفَعَ. (1)

151 . عنه صلی الله علیه و آله: العِلمُ أکثَرُ مِن أن یُحصی،فَخُذ مِن کُلِّ شَیءٍ أحسَنَهُ. (2)

152 . سنن الترمذی عن زید بن ثابت: أمَرَنی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أن أتَعَلَّمَ السُّریانِیَّةَ. (3)

3/7.ما یَحرُمُ تَعَلُّمُهُ

أ علم النُّجوم

153 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَنِ اقتَبَسَ عِلماً مِنَ النُّجومِ،اقتَبَسَ شُعبَةً مِنَ السِّحرِ زادَ ما زادَ. (4)

تعلیق

یتبیّن من التأمّل فی نصّ هذه الأحادیث أنّ المقصود من علم النجوم المحرّم تعلّمه لیس هو العلم بمفهومه المعاصر،بل المقصود هو التعرّف علی تأثیر النجوم فی مصیر الإنسان،وَالتنبّؤ بحوادث المستقبل عن طریق المطالعة فی سیر الکواکب مطلقا أو مع الاعتقاد بتأثیرها فی مصیر الإنسان.

2/7.آنچه در آموختن،شایسته است

150 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بهترین دانش،آن است که سود بخشد.

151 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،بیش از آن است که به شمار در آید.پس،از هر چیز،نیکوترینش را برگیر.

152 . سنن الترمذی به نقل از زید بن ثابت:پیامبر خدا به من فرمان داد تا زبان سریانی را یاد بگیرم.

3/7.آنچه آموختنش،حرام است
الف علم نجوم

153 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس دانشی درباره ستارگان فرا بگیرد،شاخه ای از سِحر آموخته است؛هرچه بیش،بیشتر.

توضیح

همان طور که با تأمّل در متن این گونه احادیث معلوم می شود،مقصود از علم نجومی که آموختن آن تحریم شده است،دانش ستاره شناسی به مفهوم امروزیِ آن نیست؛بلکه مقصود،آشنایی با نقش ستارگان در سرنوشت انسان و پیش بینی حوادث آینده از طریق مطالعه در سیر کواکب با اعتقاد به مؤثّر بودن آنها در سرنوشت انسان است.

ص:60


1- (1) تنبیه الخواطر:ج 2 ص 32. [1]
2- (2) کنز الفوائد:ج 2 ص 31. [2]
3- (3) سنن الترمذی:ج 5 ص 68 ح 2715.
4- (4) سنن أبی داوود:ج 4 ص 16 ح 3905.

ب السِّحر

154 . الإمام علیّ علیه السلام عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ساحِرُ المسلمینَ یُقتَلُ،ولا یُقتَلُ ساحِرُ الکُفّارِ،قیلَ:یا رسولَ اللّهِ،ولِمَ ذلک؟قالَ:لأنَّ الشِّرکَ والسِّحرَ مَقرُونانِ،والذی فیهِ مِن الشِّرکِ أعظَمُ. (1)

4/7.ما لا یَنبَغی تَعَلُّمُهُ

155 . جامع بیان العلم وفضله عن أبی هریرة: إنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله دَخَلَ المَسجِدَ فَرَأی جَمعاً مِنَ النّاسِ عَلی رَجُلٍ فَقالَ:وما هذا؟

قالوا:یا رَسولَ اللّهِ،رَجُلٌ عَلّامَةٌ.

قالَ:ومَا العَلّامَةُ؟قالوا:أعلَمُ النّاسِ بِأَنسابِ العَرَبِ،و أعلَمُ النّاسِ بِعَرَبِیَّةٍ،و أعلَمُ النّاسِ بِشِعرٍ،و أعلَمُ النّاسِ بِمَا اختَلَفَ فیهِ العَرَبُ.

فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:هذا عِلمٌ لا یَنفَعُ،وجَهلٌ لا یَضُرُّ. (2)

الفصل الثامن:الحثّ علی التّعلیم

1/8.وُجوبُ التَّعلیمِ

أ وُجوبُ التَّعلیمِ عَلَی العالِمِ

156 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما أخَذَ اللّهُ المیثاقَ عَلَی الخَلقِ أن یَتَعَلَّموا حَتّی أخَذَ عَلَی العُلَماءِ أن یُعَلِّموا. (3)

ب جادو

154 . امام علی علیه السلام: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«جادوگرِ مسلمانان باید کشته شود؛ولی جادوگرِ کفّار کشته نمی شود».

گفته شد:ای پیامبر خدا!علّتش چیست؟

فرمود:«چون شرک و سحر،قرین یکدیگرند و وجود شرک در کسی،بدتر از وجود سحر است».

4/7.آنچه آموختنش،شایسته نیست

155 . جامع بیان العلم و فضله به نقل از ابو هریره:پیامبر خدا،داخل مسجد شد و دید گروهی از مردم،گِرد مردی را گرفته اند.فرمود:«چه خبر است؟».

گفتند:ای پیامبر خدا!مردی علّامه آمده است.

فرمود:«چه علّامه ای؟».

گفتند:داناترینِ مردم به نَسَب های عرب و داناترینِ مردم به عربیّت و داناترینِ مردم به شعر و داناترینِ مردم به آنچه عرب در آن اختلاف کرده است.

پیامبر خدا فرمود:«این،دانشی است که سودی نمی بخشد و ندانستن آن هم زیانی ندارد».

فصل هشتم:تشویق به آموزش

1/8.وجوب آموزش
الف وجوب آموزش بر عالِم

156 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند از مردم برای یادگیری،پیمان نگرفت،تا آن گاه که از دانشمندان برای یاد دادن،پیمان گرفت.

ص:61


1- (1) دعائم الإسلام:ج 2 ص 482 ح 1725. [1]
2- (2) جامع بیان العلم وفضله:ج 2 ص 23. [2]
3- (3) أعلام الدین:ص 80. [3]

157 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالی یَسأَلُ العَبدَ عَن فَضلِ عِلمِهِ کَما یَسأَلُهُ عَن فَضلِ مالِهِ. (1)

ب حُرمَةُ کِتمانِ العِلمِ

الکتاب

«إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللّهُ مِنَ الْکِتابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النّارَ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ». 2

الحدیث

158 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن سُئِلَ عَن عِلمٍ ثُمَّ کَتَمَهُ،اُلجِمَ یَومَ القِیامَةِ بِلِجامٍ مِن نارٍ. (2)

159 . عنه صلی الله علیه و آله: العِلمُ لا یَحِلُّ مَنعُهُ. (3)

160 . عنه صلی الله علیه و آله: مَثَلُ الَّذی یَتَعَلَّمُ العِلمَ ثُمَّ لا یُحَدِّثُ بِهِ کَمَثَلِ الَّذی یَکنِزُ الکَنزَ فَلا یُنفِقُ مِنهُ. (4)

2/8.فَضلُ التَّعلیمِ

161 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أفضَلُ الصَّدَقَةِ أن یَتَعَلَّمَ المَرءُ المُسلِمُ عِلماً ثُمَّ یُعَلِّمَهُ أخاهُ المُسلِمَ. (5)

162 . عنه صلی الله علیه و آله: یَجیءُ الرَّجُلُ یَومَ القِیامَةِ ولَهُ مِنَ الحَسَناتِ کَالسَّحابِ الرُّکامِ أو کَالجِبالِ الرَّواسی فَیَقولُ:یا رَبِّ،أنّی لی هذا ولَم أعمَلها؟فَیَقولُ:هذا

عِلمُکَ الَّذی عَلَّمتَهُ النّاسَ یُعمَلُ بِهِ مِن بَعدِکَ. (6)

157 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند متعال،از مازاد دانش انسان می پرسد،همان گونه که از مازاد دارایی اش می پرسد.

ب حرام بودن کتمان علم
قرآن

«کسانی که آنچه را خداوند از کتابْ نازل کرده،پنهان می دارند و بِدان بهای ناچیزی به دست می آورند،آنان جز آتش،در شکم های خویش فرو نمی برند.و خدا روز قیامت با ایشان سخن نخواهد گفت و پاکشان نخواهد کرد و عذابی دردناک خواهند داشت».

حدیث

158 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس از دانشی پرسیده شود و آن را پنهان کند،روز قیامت،با لگامی از آتش،لگام زده می شود.

159 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: منع دانش،روا نیست.

160 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مَثَل کسی که دانش می آموزد،ولی آن را بازگو نمی کند،مَثَل کسی است که گنج می اندوزد،ولی از آن خرج نمی کند.

2/8.ارزش آموزش

161 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: برترین صدقه،آن است که فرد مسلمان دانشی را فرا گیرد و سپس آن را به برادر مسلمانش بیاموزد.

162 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آدمی در روز رستاخیز می آید و با خود،کارهای نیکی چون ابرهای انبوه یا کوه های استوار دارد.پس می گوید:پروردگارا!اینها را که من نکرده ام.پس،از کجایند؟

[خداوند]می فرماید:«این،دانش توست که به مردم آموختی و پس از تو،بِدان عمل کردند».

ص:62


1- (1) الجامع الصغیر:ج 1 ص 291 ح 1911.
2- (3) سنن الترمذی:ج 5 ص 29 ح 2649.
3- (4) فردوس الأخبار:ج 3 ص 96 ح 4015.
4- (5) المعجم الأوسط:ج 1 ص 213 ح 689.
5- (6) سنن ابن ماجة:ج 1 ص 89 ح 243.
6- (7) بصائر الدرجات:ص 5 ح 16. [1]

3/8.فَضلُ المُعَلِّمِ

الکتاب

«رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ». 1

الحدیث

163 . سنن ابن ماجة عن عبد اللّه بن عمرو: خَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ذاتَ یَومٍ مِن بَعضِ حُجَرِهِ فَدَخَلَ المَسجِدَ فَإِذا هُوَ بِحَلقَتَینِ:إحداهُما یَقرَؤونَ القُرآنَ ویَدعونَ اللّهَ،وَالاُخری یَتَعَلَّمونَ ویُعَلِّمونَ.فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله:کُلٌّ عَلی خَیرٍ هؤُلاءِ یَقرَؤونَ القُرآنَ ویَدعونَ اللّهَ،فَإِن شاءَ أعطاهُم وإن شاءَ مَنَعَهُم،وهؤُلاءِ یَتَعَلَّمونَ ویُعَلِّمونَ،وإنَّما بُعِثتُ مُعَلِّماً.فَجَلَسَ مَعَهُم. (1)

164 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ مُعَلِّمَ الخَیرِ یَستَغفِرُ لَهُ دَوابُّ الأَرضِ وحیتانُ البَحرِ وکُلُّ ذی روحٍ فِی الهَواءِ وجَمیعُ أهلِ السَّماءِ وَالأَرضِ،وإنَّ العالِمَ وَالمُتَعَلِّمَ فِی الأَجرِ سَواءٌ یَأتِیانِ یَومَ القِیامَةِ کَفَرَسَی رِهانٍ یَزدَحِمانِ. (2)

165 . عنه صلی الله علیه و آله: إذا قالَ المُعَلِّمُ لِلصَّبِیِّ:قُل«بسم الله الرحمن الرحیم»،فَقالَ الصَّبِیُّ:«بسم الله

الرحمن الرحیم»،کَتَبَ اللّهُ بَراءَةً لِلصَّبِیِّ وبَراءَةً لِأَبَوَیهِ وبَراءَةً لِلمُعَلِّمِ. (3)

3/8.ارزش آموزگار
قرآن

«پروردگارا!در میان آنان،فرستاده ای از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و پاکیزه شان کند،که تو خود،شکست ناپذیر حکیمی».

حدیث

163 . سنن ابن ماجة به نقل از عبد اللّه بن عمرو:روزی پیامبر خدا از یکی از حجره های خود بیرون آمد و داخل مسجد شد و با دو حلقه روبه رو شد:یک حلقه قرآن می خواندند و خدا را یاد می کردند،و حلقه دیگر به یاد گرفتن و یاد دادن،سرگرم بودند.پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«همه اینها در کار خیرند.اینان به تلاوت قرآن مشغول اند و دعا می کنند.اگر خدا بخواهد،به ایشان عطا می کند و اگر بخواهد،باز می دارد؛و آنان به آموختن و فرا گرفتن،سرگرم اند و من،آموزگار برانگیخته شده ام».پس با آنان نشست.

164 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: جنبندگان زمین و ماهیان دریا و هر جانداری در هوا و همه اهل آسمان و زمین،برای آموزگار نیکی،آمرزش می خواهند،و دانشمند و دانشجو در پاداش برابرند و روز رستاخیز،چون دو اسب در مسابقه،دوشادوش همدیگر می آیند.

165 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هنگامی که آموزگار به کودک بگوید:بگو«بسم الله الرحمن الرحیم»و کودک

بگوید:«بسم الله الرحمن الرحیم»،خداوند،دوری از آتش را برای کودک و پدر و مادرش و آموزگار می نویسد.

ص:63


1- (2) سنن ابن ماجة:ج 1 ص 83 ح 229.
2- (3) بصائر الدرجات:ص 3 ح 1. [1]
3- (4) جامع الأخبار:ص 119 ح 214. [2]

الفصل التاسع:آداب التّعلیم

1/9.الإِخلاصُ

166 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: العالِمُ إذا أرادَ بِعِلمِهِ وَجهَ اللّهِ عز و جل هابَهُ کُلُّ شَیءٍ،وإذا أرادَ بِعِلمِهِ أن یَکنِزَ بِهِ الکُنوزَ هابَ مِن کُلِّ شَیءٍ. (1)

2/9.المُواساةُ بَینَ المُتَعَلِّمینَ

167 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أبعَدُ الخَلقِ مِنَ اللّهِ رَجُلانِ:رَجُلٌ یُجالِسُ الاُمَراءَ فَما قالوا مِن جَورٍ صَدَّقَهُم عَلَیهِ،ومُعَلِّمُ الصِّبیانِ لا یُواسی بَینَهُم ولا یُراقِبُ اللّهَ فِی الیَتیمِ. (2)

3/9.تَوقیرُ المُتَعَلِّمِ

168 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: وَقِّروا مَن تُعَلِّمونَهُ العِلمَ. (3)

4/9.الرِّفقُ

169 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لینوا لِمَن تُعَلِّمونَ ولِمَن تَتَعَلَّمونَ مِنهُ. (4)

170 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ لَم یَبعَثنی مُعَنِّتاً ولا مُتَعَنِّتاً،ولکِن بَعَثَنی مُعَلِّماً مُیَسِّراً. (5)

فصل نهم:آدابِ آموختن

1/9.اخلاص

166 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانشمند،اگر با دانشش خشنودی خداوند عز و جل را بخواهد،همه چیز از او می هراسد و اگر بخواهد با دانشش زر اندوزد،از همه چیز می هراسد.

2/9.رفتار برابر با علم آموزان

167 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دورترینِ مردم از خداوند،دو کس اند:کسی که با فرمان روایان می نشیند و هر سخن ستمی را که می گویند،تأیید می کند،و آموزگار کودکان که با آنان یکسان رفتار نمی کند و درباره یتیم،خدا را در نظر نمی گیرد.

3/9.بزرگداشت علم آموزان

168 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: کسانی را که به آنها دانش می آموزید،بزرگ بدارید.

4/9.مدارا

169 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: با کسی که به او می آموزید و نیز کسی که از او فرا می گیرید،نرمی کنید.

170 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،مرا سختگیر و آزار دهنده برنینگیخت؛بلکه مرا آموزگاری آسانگیر برانگیخت.

ص:64


1- (1) الفردوس:ج 3 ص 71 ح 4201.
2- (2) کنزالعمّال:ج 16 ص 22 ح 43761.
3- (3) الفردوس:ج 4 ص 387 ح 7125.
4- (4) منیة المرید:ص 193. [1]
5- (5) صحیح مسلم:ج 2 ص 1105 ح 33.

5/9.قَولُ«لا أعلَمُ»

171 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله من وَصِیَّتِهِ لِأَبی ذَرٍّ:یا أباذَرٍّ،إذا سُئِلتَ عَن عِلمٍ لا تَعلَمُهُ فَقُل:«لا أعلَمُهُ»تَنجُ مِن تَبِعَتِهِ،ولا تُفتِ النّاسَ بِما لا عِلمَ لَکَ بِهِ تَنجُ مِن عَذابِ یَومِ القِیامَةِ. (1)

الفصل العاشر:فضل العلماء

1/10.اُمَناءُ اللّهِ

172 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: العُلَماءُ امَناءُ اللّهِ عَلی خَلقِهِ. (2)

173 . عنه صلی الله علیه و آله: العُلَماءُ امَناءُ امَّتی. (3)

174 . عنه صلی الله علیه و آله: العِلمُ وَدیعَةُ اللّهِ فی أرضِهِ،وَالعُلَماءُ امَناؤُهُ عَلَیهِ،فَمَن عَمِلَ بِعِلمِهِ أدّی أمانَتَهُ،ومَن لَم یَعمَل کُتِبَ فی دیوانِ اللّهِ تَعالی أنَّهُ مِنَ الخائِنینَ. (4)

2/10.وَرَثَةُ الأَنبِیاءِ

175 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الأَنبِیاءِ،وإنَّ الأَنبِیاءَ لَم یُوَرِّثوا دیناراً ولا دِرهَماً،ولکِن وَرَّثُوا العِلمَ،فَمَن أخَذَ مِنهُ أخَذَ بِحَظٍّ وافِرٍ. (5)

176 . عنه صلی الله علیه و آله: أکرِمُوا العُلَماءَ فَإِنَّهُم وَرَثَةُ الأَنبِیاءِ،فَمَن أکرَمَهُم فَقَد أکرَمَ اللّهَ ورَسولَهُ. (6)

5/9.گفتنِ«نمی دانم»

171 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارشش به ابو ذر:ای ابو ذر!هر گاه از دانشی پرسیده شدی که آن را نمی دانی،بگو:«نمی دانم»تا از پیامدهای آن،رهایی یابی و در آنچه نمی دانی،به مردم فتوا مده تا از کیفرِ روز قیامت بِرَهی.

فصل دهم:ارزش عالمان

1/10.امینان خدا

172 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانشمندان،امینان خداوند بر آفریده های او هستند.

173 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانشمندان،امینان امّت من هستند.

174 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،ودیعه خدا در زمین اوست و دانشمندان،امینان او بر آن هستند.پس هر کس دانش خود را به کار بندد،امانتش را ادا کرده است و هر کس به کار نبندد،در دیوان خداوند متعال،جزو خیانتکاران نوشته می شود.

2/10.وارثان پیامبران

175 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: همانا دانشمندان،وارثان پیامبران اند.پیامبران،دینار و درهم به ارث ننهاده اند؛بلکه دانش را به ارث گذاشته اند.پس هر کس از آن[دانش]بر گیرد،بهره ای فراوان برده است.

176 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانشمندان را گرامی بدارید؛چرا که آنان،وارثان پیامبران اند.پس هر کس آنان را گرامی بدارد،خدا و پیامبرش را گرامی داشته است.

ص:65


1- (1) الأمالی للطوسی:ص 527 ح 1162. [1]
2- (2) المواعظ العددیّة:ص18.
3- (3) الفردوس:ج 3 ص 76 ح 4211.
4- (4) الدرّة الباهرة:ص 17.
5- (5) الکافی:ج 1 ص 34 ح 1. [2]
6- (6) تاریخ بغداد:ج 4 ص 438. [3]

3/10.مِدادُهُم أفضَلُ مِن دِماءِ الشُّهَداءِ

177 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: وُزِنَ حِبرُ العُلَماءِ بِدَمِ الشُّهَداءِ فَرَجَحَ عَلَیهِم. (1)

178 . عنه صلی الله علیه و آله: إذا کانَ یَومُ القِیامَةِ وُزِنَ مِدادُ العُلَماءِ بِدِماءِ الشُّهَداءِ،فَیَرجَحُ مِدادُ العُلَماءِ عَلی دِماءِ الشُهَداءِ. (2)

4/10.مَوتُهُم ثُلمَةٌ فِی الدّینِ

179 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَوتُ العالِمِ ثُلمَةٌ فِی الإِسلامِ،لا یَسُدُّهَا اختِلافُ اللَّیلِ وَالنَّهارِ. (3)

180 . عنه صلی الله علیه و آله: مَوتُ العالِمِ مُصیبَةٌ لا تُجبَرُ،وثُلمَةٌ لا تُسَدُّ،وهُوَ نَجمٌ طَمَسَ (4)،ومَوتُ قَبیلَةٍ أیسَرُ مِن مَوتِ عالِمٍ. (5)

5/10.فَضلُ العالِمِ عَلَی العابِدِ

181 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: فَضلُ العالِمِ عَلَی العابِدِ کَفَضلِ القَمَرِ عَلی سائِرِ النُّجومِ لَیلَةَ البَدرِ. (6)

182 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ فَضلَ العالِمِ عَلَی العابِدِ کَفَضلِ الشَّمسِ عَلَی الکَواکِبِ،وفَضلَ العابِدِ عَلی غَیرِ العابِدِ کَفَضلِ القَمَرِ عَلَی الکَواکِبِ. (7)

183 . عنه صلی الله علیه و آله: بَینَ العالِمِ وَالعابِدِ مِئَةُ دَرَجَةٍ،بَینَ کُلِّ دَرَجَتَینِ حُضرُ الجَوادِ المُضمَرِ سَبعینَ سَنَةً. (8)

3/10.برتری مُرکّب آنان بر خون شهیدان

177 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مرکّب[قلم]دانشمندان،با خون شهیدان سنجیده شد.پس بر آن برتری یافت.

178 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: چون روز قیامت شود،مرکّب[قلم]دانشمندان با خون شهیدان سنجیده می شود.پس مرکّب[قلم]دانشمندان بر خون شهیدان،برتری می یابد.

4/10.مرگشان شکافی در دین است

179 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مرگ دانشمند،شکافی در اسلام است که آمد و رفت شب و روز،آن را پُر نمی سازد.

180 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مرگ دانشمند،مصیبتی جبران ناپذیر و شکافی پُرنشدنی است و آن،ستاره ای است که ناپدید می گردد.مرگ یک قبیله،آسان تر از مرگ یک دانشمند است.

5/10.برتریِ عالِم بر عابد

181 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: برتری دانشمند بر عابد،مانند برتری ماه شب چهارده بر دیگر ستارگان است.

182 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بی گمان،برتری دانشمند بر عابد،مانند برتری خورشید بر ستارگان است و برتری عابد بر غیر عابد،مانند برتری ماه بر ستارگان است.

183 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: میان دانشمند و عابد،صد درجه است که میان هر دو درجه،هفتاد سال تاختن اسب راهوارِ میانْ باریک است.

ص:66


1- (1) تاریخ بغداد:ج 2 ص 193. [1]
2- (2) الأمالی للطوسی:ص 521 ح 1149. [2]
3- (3) الفردوس:ج 4 ص 149 ح 6459.
4- (4) طمس النجمُ:ذهب ضوؤه(العین:ص 494).
5- (5) الفردوس:ج 4 ص 148 ح 6458.
6- (6) الکافی:ج 1 ص 34 ح 1. [3]
7- (7) بصائرالدرجات:ص 8 ح 8. [4]
8- (8) جامع بیان العلم وفضله:ج 1 ص 27. [5]

184 . عنه صلی الله علیه و آله مِن وَصِیَّتِهِ لعلیٍّ علیه السلام:یا عَلِیُّ،نَومُ العالِمِ أفضَلُ مِن عِبادَةِ العابِدِ. (1)

6/10.العُلَماءُ یَومَ القِیامَةِ

185 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا کانَ یَومُ القِیامَةِ جَمَعَ اللّهُ العُلَماءَ فَقالَ:إنّی لَم أستَودِع حِکمَتی قُلوبَکُم و أنَا اریدُ أن اعَذِّبَکُم،اُدخُلُوا الجَنَّةَ. (2)

186 . عنه صلی الله علیه و آله: أشَدُّ مِن یُتْمِ الیَتیمِ الّذی انقَطَعَ عَن امِه و أبیهِ،یُتْمُ یَتیمٍ انقَطَعَ عَن إمامِهِ ولا یَقدِرُ علَی الوُصولِ إلَیهِ،ولایَدری کَیفَ حُکمُهُ فیما یُبتَلی بهِ مِن شَرائعِ دِینِهِ.ألَا فمَن کانَ مِن شِیعَتِنا عالِما بِعُلومِنا وهذا الجاهِلُ بِشَریعَتِنا المُنقَطِعُ عَن مُشاهَدَتِنا یَتیمٌ فی حِجرِهِ،ألَا فَمَن هَداهُ و أرشَدَهُ وعَلَّمَهُ شَریعَتَنا کانَ مَعَنا فی الرَّفیقِ الأعلی. (3)

الفصل الحادی عشر:ما ینبغی للعالم

1/11.العَمَلُ

187 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: تَعَلَّموا ما شِئتُم إن شِئتُم أن تَعلَموا،فَلَن یَنفَعَکُمُ اللّهُ بِالعِلمِ حَتّی تَعمَلوا. (4)

188 . عنه صلی الله علیه و آله: إنّی لا أخافُ عَلَیکُم فیما لا تَعلَمونَ،ولکِنِ انظُروا کَیفَ تَعمَلونَ فیما تَعلَمونَ. (5)

184 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در آنچه به علی علیه السلام سفارش کرده است:ای علی!خواب دانشمند،برتر از عبادت عابد است.

6/10.عالمان در روز رستاخیز

185 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هنگامی که روز قیامت فرا رسد،خداوند،دانشمندان را گِرد می آورد و می گوید:«من،حکمتم را در دل های شما به ودیعه ننهادم تا شما را کیفر دهم.به بهشت وارد شوید».

186 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سخت تر از یتیمیِ کسی که پدرش را از دست داده،یتیمیِ کسی است که از امام خود،بریده شده و توان دستیابی به او را ندارد و حکم مسائل دینیِ مورد ابتلایش را نمی داند.بدانید که هر کس از شیعیان ما که به علوم ما آگاه باشد،این شخصی که به شریعت ما آگاه نیست و به ما دسترس ندارد،[همچون]یتیمی است در دامان او.بدانید که هر کس او را هدایت و ارشاد کند و شریعت و احکام ما را به او بیاموزد،در جمع بهشتیان برین،با ما خواهد بود.

فصل یازدهم:آنچه برای عالِم،شایسته است

1/11.عمل

187 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اگر می خواهید بدانید،هر چه می خواهید بیاموزید؛ولی هرگز خداوند،شما را از دانش بهره نمی دهد،تا آن که بدان عمل کنید.

188 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: من از آنچه نمی دانید،نمی ترسم؛ولی بنگرید که در آنچه می دانید،چگونه عمل می کنید.

ص:67


1- (1) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج4 ص367 ح5762،بحار الأنوار:ج 2 ص 22 ح 66 [1] وفیه«ألف رکعة یصلّیها العابد»بدل«عبادة العابد».
2- (2) کنزالعمّال:ج 10 ص 172 ح 28894.
3- (3) الإحتجاج:ج 1 ص 9 ح 2. [2]
4- (4) حلیة الأولیاء:ج 1 ص 236. [3]
5- (5) حلیة الأولیاء:ج 8 ص 132.

189 . عنه صلی الله علیه و آله: العِلمُ إمامُ العَمَلِ وَالعَمَلُ تابِعُهُ،یُلهِمُهُ اللّهُ السُّعَداءَ ویَحرِمُهُ الأَشقِیاءَ. (1)

2/11.مَکارِمُ الأَخلاقِ

190 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: تَعَلَّمُوا العِلمَ وتَعَلَّموا لِلعِلمِ السَّکینَةَ وَالوَقارَ،وتَواضَعوا لِمَن تَعَلَّمونَ مِنهُ. (2)

191 . عنه صلی الله علیه و آله: زینَةُ العِلمِ الإِحسانُ. (3)

3/11.الحِلمُ

192 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: نِعمَ وَزیرُ العِلمِ الحِلمُ. (4)

193 . عنه صلی الله علیه و آله: زَینُ العِلمِ حِلمُ أهلِهِ. (5)

194 . عنه صلی الله علیه و آله: وَالَّذی نَفسی بِیَدِهِ،ما جُمِعَ شَیءٌ إلی شَیءٍ أفضَلُ مِن حِلمٍ إلی عِلمٍ. (6)

4/11.رَدُّ البِدعَةِ

195 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ فی امَّتی فَلیُظهِرِ العالِمُ عِلمَهُ،فَمَن لَم یَفعَل فَعَلَیهِ لَعنَةُ اللّهِ. (7)

5/11.عَدَمُ الاِکتِفاءِ بِما یَعلَمُ

196 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لا یَکونُ المُؤمِنُ عاقِلًا حَتّی یَجتَمِعَ فیهِ عَشرُ خِصالٍ:...لا یَسأَمُ مِن طَلَبِ العِلمِ طولَ عُمُرِهِ. (8)

189 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،پیشوای عمل است و عمل،پیرو آن.خداوند،آن را در دل نیک بختان می اندازد و از تیره بختان،دریغ می دارد.

2/11.اخلاق پسندیده

190 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش را فرا گیرید و آرامش و وقار را برای آن بیاموزید و در برابر کسی که از او فرا می گیرید،فروتنی کنید.

191 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: زیور دانش،احسان است.

3/11.بردباری

192 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بهترین دست یار دانش،بردباری است.

193 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: زیور دانش،بردباریِ اهل آن است.

194 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سوگند به آن که جانم در دست اوست،برتر از بردباری با دانش،چیزی با چیز دیگر گِرد نیامد.

4/11.مبارزه با بدعت

195 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر گاه در امّت من بدعت ها آشکار شدند،بر دانشمند است که دانش خود را آشکار سازد و هر که این کار را نکند،نفرین خدا بر او باد!

5/11.بسنده نکردن به دانسته ها

196 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مؤمن،خردمند نمی گردد،تا آن که ده ویژگی در او گِرد آید:...در طول زندگی اش،از جستجوی دانش،ملول نگردد.

ص:68


1- (1) الخصال:ص 523 ح 12.
2- (2) المعجم الأوسط:ج 6 ص 200 ح 6184.
3- (3) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 402 ح 5868.
4- (4) الکافی:ج 1 ص 48 ح 3. [1]
5- (5) سنن الدارمی:ج 1 ص 150 ح 583. [2]
6- (6) الخصال:ص 5 ح 11.
7- (7) الکافی:ج 1 ص 54 ح 2. [3]
8- (8) الخصال:ص 433 ح 17. [4]

197 . عنه صلی الله علیه و آله: مَنهومانِ لا یَشبَعانِ:طالِبُ دُنیا وطالِبُ عِلمٍ. (1)

الفصل الثانی عشر:ما لا ینبغی للعالم

1/12.تَرکُ العَمَلِ

198 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَنِ ازدادَ عِلماً ولَم یَزدَد هُدًی،لَم یَزدَد مِنَ اللّهِ إلّا بُعداً. (2)

199 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن تَعَلَّمَ العِلمَ ولَم یَعمَل بِما فیهِ،حَشَرَهُ اللّهُ یَومَ القِیامَةِ أعمی. (3)

2/12.حُبُّ الدُّنیا

200 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن أحَبَّ الدُّنیا ذَهَبَ خَوفُ الآخِرَةِ مِن قَلبِهِ،وما آتَی اللّهُ عَبداً عِلماً فَازدادَ لِلدُّنیا حُبًّا إلَا ازدادَ اللّهُ عَلَیهِ غَضَباً. (4)

3/12.مُخالَطَةُ السُّلطانِ الجائِرِ وعُمّالِهِ

201 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: العُلَماءُ امَناءُ الرَّسولِ عَلی عِبادِ اللّهِ ما لَم یُخالِطُوا السُّلطانَ یَعنی فِی الظُّلمِ فَإِذا فَعَلوا ذلِکَ فَقَد خانُوا الرُّسُلَ،فَاحذَروهُم وَاعتَزِلوهُم. (5)

202 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ أبغَضَ الخَلقِ إلَی اللّهِ عز و جل العالِمُ یَزورُ العُمّالَ. (6)

197 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دو آزمند،سیر نمی شوند:جویای دنیا و جویای دانش.

فصل دوازدهم:آنچه برای عالِم،شایسته نیست

1/12.عمل نکردن

198 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس بر دانش خویش افزود،ولی بر هدایتش نیفزود،جز بر دوری اش از خدا نیفزود.

199 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس دانش اندوزد و به آن عمل نکند،خداوند،روز قیامتْ وی را نابینا بر می انگیزد.

2/12.دنیادوستی

200 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس دنیا را دوست بدارد،ترس آخرت از دلش می رود.خداوند،به بنده ای دانش نداد و دنیادوستی اش افزایش نیافت،جز آن که خشم خداوند بر او بیشتر شد.

3/12.معاشرت با پادشاه ستمگر و کارگزاران او

201 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانشمندان،امانتداران پیامبر برای بندگان خدایند،تا آن گاه که با پادشاهان در ستمگری شان در نیامیزند.آن گاه که چنین کنند،به پیامبران،خیانت کرده اند.پس،از آنان بر حذر باشید و از آنان کناره بگیرید.

202 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بی گمان،منفورترین خلق نزد خداوند عز و جل،دانشمندی است که به دیدار کارگزاران[ِ ستمگر]می رود.

ص:69


1- (1) الکافی:ج1 ص46 ح1. [1]
2- (2) منیة المرید:ص 152. [2]
3- (3) مکارم الأخلاق:ج 2 ص 348 ح 2660. [3]
4- (4) دعائم الإسلام:ج 1 ص 82. [4]
5- (5) جامع بیان العلم وفضله:ج 1 ص 185. [5]
6- (6) الفردوس:ج1 ص215 ح822.

4/12.طَلَبُ الرِّفعَةِ

203 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: احذَرُوا الشَّهوَةَ الخَفِیَّةَ:العالِمُ یُحِبُّ أن یُجلَسَ إلَیهِ. (1)

5/12.الرِّیاءُ

204 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن راءَی النّاسَ بِعِلمِهِ راءَی اللّهُ بِهِ یَومَ القِیامَةِ. (2)

205 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن سَمَّعَ النّاسَ بِعِلمِهِ سَمَّعَ اللّهُ بِهِ سامِعَ خَلقِهِ یَومَ القِیامَةِ وحَقَّرَهُ وصَغَّرَهُ. (3)

الفصل الثالث عشر:حقوق العالم

1/13.الإِکرام

206 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أکرِمُوا العُلَماءَ ووَقِّروهُم. (4)

207 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن أکرَمَ فَقیهاً مُسلِما لَقِیَ اللّهَ یَومَ القِیامَةِ وهُوَ عَنهُ راضٍ،ومَن أهانَ فَقیهاً مُسلِماً لَقِیَ اللّهَ یَومَ القِیامَةِ وهُوَ عَلَیهِ غَضبانُ. (5)

2/13.التَّواضُعُ لَهُ

208 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: تَواضَعوا لِلعالِمِ وَارفَعوهُ،فَإِنَّ المَلائِکَةَ تَرفَعُ العالِمَ وتَخفِضُ أجنِحَتَها وتَستَغفِرُ لَهُ. (6)

4/12.برتری طلبی

203 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: از شهوت پنهان بپرهیزید.دانشمند،دوست دارد که کنارش بنشینند.

5/12.خودنمایی

204 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس دانش خود را به رُخ مردم بکشد،خداوند،او را در روز قیامت،انگشت نما می کند.

205 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که آوازه دانشش را به مردم برساند،خداوند در روز قیامت،آوازه[ی زشتی هایش]را به خلقش می رساند و خوار و کوچکش می سازد.

فصل سیزدهم:حقوق عالِم

1/13.احترام گذاشتن به عالِم

206 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانشمندان را اکرام کنید و آنان را گرامی بدارید.

207 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس مسلمان دین شناسی را بزرگ بدارد،خداوند را در روز قیامت،در حالی ملاقات می کند که از او خشنود است.و هر کس فقیهی مسلمان را خوار کند،خداوند را در روز قیامت،در حالی ملاقات می کند که بر وی خشمناک است.

2/13.تواضع در برابر عالِم

208 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در برابر دانشمند،فروتنی کنید و او را ارج بنهید؛چرا که فرشتگان،دانشمند را بالا می کشند و بال های خود را پایین می آورند(فروتنی می کنند)و برایش آمرزش می طلبند.

ص:70


1- (1) الجامع الصغیر:ج 1 ص 42 ح 247.
2- (2) المعجم الکبیر:ج 2 ص 167 ح 1685.
3- (3) حلیة الأولیاء:ج 5 ص 99.
4- (4) فردوس الأخبار:ج 1 ص 109 ح 233.
5- (5) عوالی اللآلی:ج 1 ص 359 ح 31. [1]
6- (6) الفردوس:ج 2 ص 45 ح 2263.

3/13.مُجالَسَتُهُ

209 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الأَنبِیاءُ قادَةٌ،وَالفُقَهاءُ سادَةٌ،ومُجالَسَتُهُم زِیادَةٌ. (1)

210 . عنه صلی الله علیه و آله: قالَ لُقمانُ لِابنِهِ:یا بُنَیَّ،صاحِبِ العُلَماءَ وَاقرُب مِنهُم،وجالِسهُم وزُرهُم فی بُیوتِهِم،فَلَعَلَّکَ تُشبِهُهُم فَتَکونَ مَعَهُم،وَاجلِس مَعَ صُلَحائِهِم،فَرُبَّما أصابَهُمُ اللّهُ بِرَحمَةٍ فَتَدخُلُ فیها وإن کُنتَ طالِحاً. (2)

الفصل الرابع عشر:علماء السّوء

1/14.تَحذیرُ العالِمِ بِلا عَمَلٍ

211 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِعَبدِاللّهِ بنِ مَسعودٍ:یَابنَ مَسعودٍ،مَن تَعَلَّمَ العِلمَ ولَم یَعمَل بِما فیهِ حَشَرَهُ اللّهُ یَومَ القِیامَةِ أعمی. (3)

212 . عنه صلی الله علیه و آله: العالِمُ وَالعِلمُ وَالعَمَلُ فِی الجَنَّةِ،فَإِذا لَم یَعمَلِ العالِمُ بِما یَعلَمُ کانَ العِلمُ وَالعَمَلُ فِی الجَنَّةِ وکانَ العالِمُ فِی النّارِ. (4)

2/14.العالِمُ بِلا عَمَلٍ جاهِلٌ

213 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ مِنَ العِلمِ جَهلًا. (5)

214 . عنه صلی الله علیه و آله فی جَوابِهِ لِسَعدٍ حینَ قالَ:یا رَسولَ اللّهِ،

أتَیتُکَ مِن قَومٍ هُم و أنعامُهُم سَواءٌ:یا سَعدُ،ألا اخبِرُکَ بِأَعجَبَ مِن ذلِکَ؟قَومٌ عَلِموا ما جَهِلَ هؤُلاءِ ثُمَّ جَهِلوا کَجَهلِهِم. (6)

3/13.همنشینی با عالِم

209 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: پیامبران،پیشوا هستند و فقیهان،سَرورند و همنشینی با آنان،مایه فزونی[ِ دانش]است.

210 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: لقمان به پسرش گفت:«پسرکم!با دانشمندان،همدم و نزدیک و همنشین باش و در خانه هایشان به دیدارشان برو،شاید که به آنها شبیه گردی و از آنان به شمار آیی،و با صالحان آنها بنشین که چه بسا خدا ایشان را به رحمتی بنوازد و در نتیجه،تو نیز در آن داخل شوی،هرچند بدکار باشی».

فصل چهاردهم:عالمان بد

1/14.هشدار به عالِم بی عمل

211 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به عبد اللّه بن مسعود:ای فرزند مسعود!هر کس دانش بیاموزد و بدان عمل نکند،خداوند در روز قیامت،او را کور محشور می گردانَد.

212 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانشمند و دانش و عمل،در بهشت اند.چون دانشمند به آنچه می داند،عمل نکند،دانش و عمل به بهشت می روند و دانشمند،در دوزخ می افتد.

2/14.عالِم بی عمل،نادان است

213 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: برخی از دانش ها نادانی است.

214 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ به سعد،هنگامی که گفت:ای پیامبر خدا!من از نزد قومی به سوی تو

می آیم که آنان و چارپایانشان یکسان اند:ای سعد!آیا تو را به شگفت تر از این آگاه نکنم؟قومی که آنچه را اینان نمی دانند،می دانند؛ولی مانند ایشان،نادانی می کنند.

ص:71


1- (1) الأمالی للطوسی:ص 473 ح 1032. [1]
2- (2) أعلام الدین:ص 272. [2]
3- (3) مکارم الأخلاق:ج 2 ص 348 ح 2660. [3]
4- (4) فردوس الأخبار:ج 3 ص 102 ح 4038.
5- (5) سنن أبی داوود:ج 4 ص 303 ح 5012.
6- (6) کنزالعمّال:ج 10 ص 211 ح 29116.

3/14.شِدَّةُ حِسابِ العُلَماءِ

215 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل یُعافِی الاُمِّیّینَ یَومَ القِیامَةِ ما لا یُعافِی العُلَماءَ. (1)

216 . عنه صلی الله علیه و آله: ألا وإنَّ اللّهَ یَغفِرُ لِلجاهِلِ أربَعینَ ذَنباً قَبلَ أن یَغفِرَ لِلعالِمِ ذَنباً واحِداً! (2)

4/14.عِقابُ عُلَماءِ السَّوءِ

217 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أوحَی اللّهُ إلی داوُودَ علیه السلام:لا تَجعَل بَینی وبَینَکَ عالِماً مَفتوناً بِالدُّنیا فَیَصُدَّکَ عَن طَریقِ مَحَبَّتی،فَإِنَّ اولئِکَ قُطّاعُ طَریقِ عِبادِیَ المُریدینَ،إنَّ أدنی ما أنَا صانِعٌ بِهِم أن أنزَعَ حَلاوَةَ مُناجاتی عَن قُلوبِهِم. (3)

218 . عنه صلی الله علیه و آله: العُلَماءُ رَجُلانِ:رَجُلٌ عالِمٌ آخِذٌ بِعِلمِهِ فَهذا ناجٍ،وعالِمٌ تارِکٌ لِعِلمِهِ فَهذا هالِکٌ.وإنَّ أهلَ النّارِ لَیَتَأَذَّونَ مِن ریحِ العالِمِ التّارِکِ لِعِلمِهِ وإنَّ أشَدَّ أهلِ النّارِ نَدامَةً وحَسرَةً رَجُلٌ دَعا عَبداً إلَی اللّهِ فَاستَجابَ لَهُ وقَبِلَ مِنهُ،فَأَطاعَ اللّهَ فَأَدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّةَ،و أدخَلَ الدّاعِیَ النّارَ بِتَرکِ عِلمِهِ وَاتِّباعِهِ الهَوی وطولِ الأَمَلِ،أمَّا اتِّباعُ الهَوی فَیَصُدُّ عَنِ الحَقِّ،وطولُ الأَمَلِ یُنسِی الآخِرَةَ. (4)

3/14.سختی حسابرسی عالمان

215 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل در روز قیامت،بی سوادان را از چیزهایی معاف می دارد که دانشمندان را از آنها معاف نمی کند.

216 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هان!بدان که خداوند،چهل گناه را از نادان می آمرزد،پیش از آن که یک گناه را از دانا بیامرزد.

4/14.کیفر عالمان بد

217 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند به داوود علیه السلام وحی کرد:«میان من و خودت،دانشمند مفتون دنیا را قرار مده که تو را از مسیر محبّت من،باز می دارد.اینان،راهزنان راه بندگانِ خواهانِ من اند.کمترین کاری که با آنان می کنم،این است که شیرینیِ راز و نیاز با خود را از دل هایشان می برم».

218 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانشمندان،دو گونه اند:مردی دانا که به دانش خود،عمل می کند و این،نجات یافته است و دانشمندی که دانش خود را وا نهاده و این،هلاک شده است،و دوزخیان از بوی دانشمندِ وا گذارنده دانش خود،اذیّت می شوند و پشیمان ترین و پرحسرت ترینِ ساکنان جهنّم،مردی است که بنده ای را به سوی خدا فرا خوانده و او پاسخ مثبت داده و از وی پذیرفته و اطاعت خدا را کرده و خدا هم او را به بهشت برده است؛ولی آن دعوت کننده را به سبب وا گذاردن دانشش و پیروی از هوسش و درازیِ آرزویش،به دوزخ افکنده است.پیروی هوس،از حق باز می دارد و درازیِ آرزو،آخرت را از یاد می برد.

ص:72


1- (1) حلیة الأولیاء:ج 2 ص 331. [1]
2- (2) تاریخ بغداد:ج1 ص238. [2]
3- (3) الکافی:ج1 ص46 ح4. [3]
4- (4) الکافی:ج 1 ص 44 ح 1. [4]

بخش دوم:حکمت های اعتقادی

اشاره

باب یکم:ایمان

باب دوم:ایمان به خدا

باب سوم:قضا و قدر

باب چهارم:دوستی خدا و نزدیکی به او

باب پنجم:نبوّت

باب ششم:قرآن و سنّت

باب هفتم:دین،شریعت و اسلام

باب هشتم:ایمان به معاد

ص:73

ص:74

الباب الأوّل:الإیمان

الفصل الأوّل:التّعرّف علی الإیمان

1/1.مَعنَی الإِیمانِ

أ التَّصدیقُ بِالغَیبِ قَلبا ولِسانا

الکتاب

«اَلَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ». 1

الحدیث

219 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَعاشِرَ النّاسِ،إنَّهُ لَیسَ بِمُؤمِنٍ مَن آمَنَ بِلِسانِهِ ولَم یُؤمِن بِقَلبِهِ. (1)

ب عَقدٌ بِالقَلبِ وإقرارٌ بِاللِّسانِ وعَمَلٌ بِالأَرکانِ

220 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الإِیمانُ قَولٌ مَقولٌ،وعَمَلٌ مَعمولٌ،وعِرفانُ العُقولِ. (2)

221 . الإمام علیّ علیه السلام: سَأَلتُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله عَنِ الإِیمانِ؟قالَ:تَصدیقٌ بِالقَلبِ وإقرارٌ بِاللِّسانِ وعَمَلٌ بِالأَرکانِ. (3)

ج إقرارٌ بِالقَولِ وعَمَلٌ بِالجَوارِحِ

222 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الإِیمانُ قَولٌ وعَمَلٌ. (4)

باب یکم:ایمان

فصل یکم:شناخت ایمان

1/1.معنای ایمان
الف تصدیق زبانی و قلبی غیب
قرآن

«آنان[متقین،کسانی هستند]که به غیب ایمان می آورند و نماز را بر پا می دارند،و از آنچه به ایشان روزی داده ایم،انفاق می کنند».

حدیث

219 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ای مردم!کسی که با زبانش ایمان آورَد و با دلش ایمان نیاورد،مؤمن نیست.

ب پیوند قلبی،اقرار زبانی و عمل کردن با اندام ها

220 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ایمان،گفتار است و کردار و شناخت عقلی.

221 . امام علی علیه السلام: از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدم:ایمان چیست؟

فرمود:«تصدیق به دل و اقرار با زبان و عمل با اندام ها».

ج اقرار زبانی و عمل کردن با اندام ها

222 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ایمان،عبارت است از گفتار و کردار.

ص:75


1- (2) کشف الریبة:ص 93.
2- (3) الأمالی للمفید:ص 275 ح 2.
3- (4) الأمالی للطوسی:ص 284 ح 551. [1]
4- (5) الخصال:ص 53 ح 68.

223 . عنه صلی الله علیه و آله: الإِیمانُ قَولٌ وعَمَلٌ،یَزیدُ ویَنقُصُ،ومَن قالَ غَیرَ ذلِکَ فَهُوَ مُبتَدِعٌ. (1)

د العَمَلُ بِما یَقتَضِی العَقدُ القَلبِیُّ

الکتاب

«فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتّی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً». 2

الحدیث

224 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله لَمّا سُئِلَ:مَا الإِیمانُ؟:الصَّبرُ. (2)

225 . عنه صلی الله علیه و آله: ما بالُ أقوامٍ یَتَحَدَّثونَ فَإِذا رَأَوُا الرَّجُلَ مِن أهلِ بَیتی قَطَعوا حَدیثَهُم؟!وَاللّهِ لا یَدخُلُ قَلبَ رَجُلٍ الإِیمانُ حَتّی یُحِبَّهُم للّهِ ِ ولِقَرابَتِهِم مِنّی. (3)

ه ما خَلَصَ فِی القَلبِ وصَدَّقَتهُ الأَعمالُ

226 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لَیسَ الإِیمانُ بِالتَّحَلّی ولا بِالتَّمَنّی،ولکِنَّ الإِیمانَ ما خَلَصَ فِی القَلبِ وصَدَّقَهُ الأَعمالُ. (4)

227 . عنه صلی الله علیه و آله: لا یُقبَلُ إیمانٌ بِلا عَمَلٍ ولا عَمَلٌ بِلا إیمانٍ. (5)

2/1.حَقیقَةُ الإِیمانِ وعَلائِمُهُ

228 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لِکُلِّ شَیءٍ حَقیقَةٌ وما بَلَغَ عَبدٌ حَقیقَةَ الإِیمانِ حَتّی یَعلَمَ أنَّ ما أصابَهُ لَم یَکُن

لِیُخطِئَهُ،وما أخطَأَهُ لَم یَکُن لِیُصیبَهُ. (6)

223 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ایمان،گفتار است و کردار؛افزایش و کاهش می یابد.هر کس جز این را بگوید،بدعت گذار است.

د عمل کردن بر اساس پیوند قلبی
قرآن

«ولی چنین نیست.به پروردگارت قَسَم که ایمان نمی آورند،مگر آن که تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است،داور گردانند و سپس از حکمی که کرده ای،در دل هایشان احساس ناراحتی[و تردید]نکنند و کاملاً سرِ تسلیم فرود آورند».

حدیث

224 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ به این پرسش که:ایمان چیست؟:صبر.

225 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عدّه ای را چه شده است که با هم سخن می گویند و چون مردی از خاندان مرا می بینند،سخن خود را قطع می کنند؟!به خدا سوگند،ایمان در دل هیچ کس جای نمی گیرد،مگر آن گاه که آنان(خاندانم)را به خاطر خدا و به واسطه خویشی شان با من،دوست بدارند.

ه آنچه در دل،خالص است و عمل،گواه آن است

226 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ایمان،به آراستن و آرزو نیست؛بلکه ایمان،آن است که در دلْ خالص باشد و اعمال،آن را تأیید کنند.

227 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ ایمانی بدون عمل،و هیچ عملی بدون ایمان،پذیرفته نمی شود.

2/1.حقیقت ایمان و نشانه های آن

228 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر چیزی حقیقتی دارد،و هیچ بنده ای به حقیقت ایمان نمی رسد،مگر آن گاه که

معتقد باشد آنچه به او رسیده،نمی شده که نرسد،و آنچه به او نرسیده،امکان نداشته است که برسد.

ص:76


1- (1) الفردوس:ج 1 ص 110 ح 373.
2- (3) مسکّن الفؤاد:ص 47.
3- (4) سنن ابن ماجة:ج 1 ص 50 ح 140.
4- (5) معانی الأخبار:ص 187 ح 3.
5- (6) کنز العمّال:ج 1 ص 68 ح 260.
6- (7) مسند ابن حنبل:ج 10 ص 417 ح 27560. [1]

229 . عنه صلی الله علیه و آله: سَبعَةٌ مَن کُنَّ فیهِ فَقَدِ استَکمَلَ حَقیقَةَ الإِیمانِ و أبوابُ الجَنَّةِ مُفَتَّحَةٌ لَهُ:مَن أسبَغَ وُضوءَهُ،و أحسَنَ صَلاتَهُ،و أدّی زَکاةَ مالِهِ،وکَفَّ غَضَبَهُ،وسَجَنَ لِسانَهُ،وَاستَغفَرَ لِذَنبِهِ،و أدَّی النَّصیحَةَ لِأَهلِ بَیتِ نَبِیِّهِ. (1)

230 . عنه صلی الله علیه و آله: لا یُؤمِنُ عَبدٌ حَتّی أکونَ أحَبَّ إلَیهِ مِن نَفسِهِ،وتَکونَ عِترَتی أحَبَّ إلَیهِ مِن عِترَتِهِ،ویَکونَ أهلی أحَبَّ إلَیهِ مِن أهلِهِ،وتَکونَ ذاتی أحَبَّ إلَیهِ مِن ذاتِهِ. (2)

231 . الإمام الکاظم علیه السلام: رُفِعَ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله قَومٌ فی بَعضِ غَزَواتِهِ فَقالَ:مَنِ القَومُ؟فَقالوا:مُؤمِنونَ یا رَسولَ اللّهِ،قالَ:وما بَلَغَ مِن إیمانِکُم؟قالوا:الصَّبرُ عِندَ البَلاءِ،وَالشُّکرُ عِندَ الرَّخاءِ،وَالرِّضا بِالقَضاءِ.فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:حُلَماءُ عُلَماءُ کادوا مِنَ الفِقهِ أن یَکونوا أنبِیاءَ،إن کُنتُم کَما تَصِفونَ فَلا تَبنوا ما لا تَسکُنونَ،ولا تَجمَعوا ما لا تَأکُلونَ وَاتَّقُوا اللّهَ الَّذی إلَیهِ تُرجَعونَ. (3)

3/1.أصلُ الإِیمانِ

232 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ثَلاثَةٌ مِن أصلِ الإِیمانِ:الکَفُّ عَمَّن قالَ:لا إلهَ إلَا اللّهُ ولا تُکَفِّرهُ بِذَنبٍ ولا تُخرِجهُ مِنَ الإِسلامِ بِعَمَلٍ،وَالجِهادُ ماضٍ مُنذُ بَعَثَنِیَ اللّهُ إلی أن

یُقاتِلَ آخِرُ امَّتِی الدَّجّالَ لا یُبطِلُهُ جَورُ جائِرٍ ولا عَدلُ عادِلٍ،وَالإِیمانُ بِالأَقدارِ. (4)

229 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هفت چیز است که در هر کس وجود داشته باشند،آن کس حقیقتِ ایمان را کامل کرده است و درهای بهشت به رویش باز است:کسی که وضویش را شاداب بگیرد،نمازش را نیکو به جا آورد،زکات مالش را بپردازد،خشم خود را نگه دارد،زبانش را به بند کشد،برای گناهش آمرزش بطلبد،و با خانواده پیامبرش خالص و یک دل باشد.

230 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ بنده ای مؤمن نیست،مگر آن که مرا از خودش دوست تر بدارد،خاندانم را از خاندان خودش دوست تر بدارد،بستگان مرا از بستگان خودش دوست تر بدارد،و جان مرا از جان خودش دوست تر بدارد.

231 . امام کاظم علیه السلام: در یکی از جنگ های پیامبر صلی الله علیه و آله گروهی نزد ایشان آمدند.پرسید:«شما کیستید؟».

گفتند:جمعی مؤمن،ای پیامبر خدا!

فرمود:«نشانه ایمانتان چیست؟».

گفتند:شکیبایی در گرفتاری،سپاس گزاری در برخورداری،و خشنودی به قضا[ی الهی].

پیامبر خدا فرمود:«بردبارانی(/خردمندانی)دانا که از[شدّت]دانایی نزدیک است که پیامبر باشند.اگر راست می گویید،پس بنا مکنید آنچه را که در آن ساکن نمی شوید،و گِرد میاورید آنچه را که نمی خورید،و از خدایی که به سوی او باز می گردید،پروا بدارید».

3/1.ریشه ایمان

232 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سه چیز از اصول ایمان است:خودداری از[آزار]کسی که گفته است:«لا اله إلّا اللّه»و این که او را به سبب گناهی کافر نشماری و بر اثر کاری،از اسلام بیرونش ندانی؛و جهاد که از وقتی

خداوند مرا بر انگیخت،تا زمانی که آخرین افراد امّت من با دجّال بجنگند،برقرار خواهد بود و ستمِ ستمگر و دادِ دادگر،آن را از جریان نمی اندازد؛و ایمان داشتن به مقدّرات.

ص:77


1- (1) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 359 ح 5762.
2- (2) الفردوس:ج 5 ص 154 ح 7796.
3- (3) الکافی:ج 2 ص 48 ح 4. [1]
4- (4) سنن أبی داوود:ج 3 ص 18 ح 2532.

4/1.أوثَقُ عُرَی الإِیمانِ

233 . الإمام الصادق علیه السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله لأصحابه:أیُّ عُرَی الإِیمانِ أوثَقُ؟فَقالوا:اللّهُ ورَسولُهُ أعلَمُ،وقالَ بَعضُهُم:الصَّلاةُ،وقالَ بَعضُهُم:الزَّکاةُ،وقالَ بَعضُهُم:الصِّیامُ،وقالَ بَعضُهُم:الحَجُّ وَالعُمرَةُ،وقالَ بَعضُهُم:الجِهادُ،فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:لِکُلِّ ما قُلتُم فَضلٌ ولَیسَ بِهِ،ولکِن أوثَقُ عُرَی الإِیمانِ الحُبُّ فِی اللّهِ وَالبُغضُ فِی اللّهِ وتَوالی أولِیاءِ اللّهِ وَالتَّبَرّی مِن أعداءِ اللّهِ. (1)

الفصل الثّانی:ما یجب الإیمان به

1/2.الغَیبُ

«اَلَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ». 2

2/2.اللّهُ ومَلائِکَتُهُ وکُتُبُهُ ورُسُلُهُ

الکتاب

«قُولُوا آمَنّا بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلی إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسی وَ عِیسی وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ». 3

4/1.محکم ترین دستگیره های ایمان

233 . امام صادق علیه السلام: پیامبر خدا به اصحابش فرمود:«کدام دستگیره ایمان،استوارتر است؟».

[اصحاب]گفتند:خدا و پیامبرش داناترند.یکی گفت:نماز.یکی گفت:زکات.یکی گفت:روزه.یکی گفت:حجّ و عمره.و دیگری گفت:جهاد.

پیامبر خدا فرمود:«هر یک از اینها که گفتید،ارزش خود را دارد؛امّا آن نیست[که من می خواهم]،بلکه محکم ترین دستگیره های ایمان،مهر و کین داشتن برای خدا،و دوست داشتن دوستان خدا و بیزاری از دشمنان خداست».

فصل دوم:آنچه ایمان داشتن به آن،ضروری است

1/2.غیب

«آنان[متقین کسانی هستند]که به غیب،ایمان می آورند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه به ایشان روزی داده ایم،انفاق می کنند».

2/2.خدا و فرشتگان و کتاب ها و پیامبرانش
قرآن

«بگویید:«ما به خدا،و به آنچه بر ما نازل شده،و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل آمده،و به آنچه به موسی و عیسی داده شده،و به آنچه به همه پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده،ایمان آورده ایم؛میان هیچ یک از ایشان فرق نمی گذاریم؛و در برابر او تسلیم هستیم»».

ص:78


1- (1) الکافی:ج 2 ص 125 ح 6. [1]

الحدیث

234 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أوثَقُ العُرَی الإِیمانُ بِاللّهِ. (1)

3/2.الآخِرَةُ

«وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ». 2

4/2.خاتَمُ الأَنبِیاءِ صلی الله علیه و آله وما انزِلَ إلَیهِ

الکتاب

«لکِنِ الرّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ». 3

الحدیث

235 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما آمَنَ بِاللّهِ مَن لَم یُؤمِن بی،ولَم یُؤمِن بی مَن لَم یَتَوَلَّ أو قالَ:لَم یُحِبَّ عَلِیّا. (2)

الفصل الثّالث:مبادئ الإیمان

1/3.العَقلُ

الکتاب

«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ* اَلَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ». 5

حدیث

234 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: محکم ترینِ دستگیره ها ایمان به خداست.

3/2.آخرت

«و آنان که بدانچه به سوی تو فرود آمده و به آنچه پیش از تو نازل شده است،ایمان می آورند؛و به آخرت،یقین دارند».

4/2.آخرین پیامبر صلی الله علیه و آله و آنچه بر او نازل شد
قرآن

«لیکن از میان آنان،راسخان در دانش و مؤمنان،به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل گردیده،ایمان دارند».

حدیث

235 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: به خدا ایمان نیاورده است کسی که به من ایمان نیاورده باشد،و به من ایمان نیاورده است کسی که ولایت(/محبّت)علی را نداشته باشد.

فصل سوم:بنیادهای ایمان

1/3.خِرَد
قرآن

«مسلّماً در آفرینش آسمان ها و زمین،و در آمد و شدِ شب و روز،برای خردمندان،نشانه هایی[قانع کننده]هست؛همانان که خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده،[در همه احوال]یاد می کنند و در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند[و می گویند]:«پروردگارا!اینها را بیهوده نیافریده ای.منزّهی تو!پس ما را از عذاب آتش،در امان بدار».

ص:79


1- (1) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 402 ح 5868.
2- (4) الأمالی للطوسی:ص 629 ح 1294. [1]

الحدیث

236 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قَسَّمَ اللّهُ العَقلَ ثَلاثَةَ أجزاءٍ،فَمَن کُنَّ فیهِ کَمُلَ عَقلُهُ،ومَن لَم یَکُنَّ[فیهِ]فَلا عَقلَ لَهُ:حُسنُ المَعرِفَةِ بِاللّهِ،وحُسنُ الطّاعَةِ للّهِ ِ،وحُسنُ الصَّبرِ عَلی أمرِ اللّهِ. (1)

2/3.العِلمُ

الکتاب

«شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» (2)

الحدیث

237 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: العِلمُ حَیاةُ الإِسلامِ وعِمادُ الإِیمانِ. (3)

3/3.الوَحیُ

«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ إِلاّ نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ أَنَا فَاعْبُدُونِ». 4

4/3.التَّوفیقُ

الکتاب

«وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ». 5

الحدیث

238 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ:عِبادی،کُلُّکُم ضالٌّ إِلّا مَن هَدَیتُهُ،وکُلُّکُم فَقیرٌ إِلّا مَن أغنَیتُهُ،

وکُلُّکُم مُذنِبٌ إلّا مَن عَصَمتُهُ. (4)

حدیث

236 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،خِرَد را سه بخش کرده است که در هر کس این سه بخش باشد،خِردش کامل است و در هر کس نباشد،از خِرد بی بهره است:نیکو شناختن خدا،نیکو فرمان بردن از خدا،و نیکو شکیبایی کردن در کار خدا.

2/3.دانش
قرآن

«خدا که همواره به عدل،قیام دارد،گواهی می دهد که جز او هیچ معبودی نیست،و فرشتگانِ[او]و دانشوران[نیز چنین گواهی می دهند].جز او،که توانا و فرزانه است،هیچ معبودی نیست».

حدیث

237 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،جان اسلام و ستونِ ایمان است.

3/3.وحی

«و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم،مگر این که به او وحی کردیم که:«خدایی جز من نیست.پس مرا بپرستید»».

4/3.توفیق
قرآن

«و کسانی را که در راه ما مجاهدت کنند،قطعا به راه های خویش هدایتشان می کنیم؛و در حقیقت،خدا با نیکوکاران است».

حدیث

238 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوندکه شکوهش پُر عظمت است فرمود:«بندگان من!همه شما گم راهید،مگر کسی که من راه نمایی اش کنم.همه شما

نیازمندید،مگر کسی که من بی نیازش کنم.همه شما گنهکارید،مگر کسی که من مصونش دارم».

ص:80


1- (1) تحف العقول:ص 54.
2- (2) آل عمران:18. [1]
3- (3) الدرّ المنثور:ج 2 ص 124. [2]
4- (6) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 397 ح 5848.

الفصل الرّابع:آفات الإیمان

1/4.الظُّلمُ

الکتاب

«قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِی یَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظّالِمِینَ بِآیاتِ اللّهِ یَجْحَدُونَ». 1

الحدیث

239 . الإمام علیّ علیه السلام: قالَ أبو جَهلٍ لِلنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله:إنّا لا نُکَذِّبُکَ ولکِن نُکَذِّبُ بِما جِئتَ بِهِ،فَأَنزَلَ اللّهُ: «فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظّالِمِینَ بِآیاتِ اللّهِ یَجْحَدُونَ» . (1)

2/4.الشِّرکُ

240 . صحیح البخاری عن عبد اللّه: لَمّا نَزَلَت «اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ» شَقَّ ذلِکَ عَلَی المُسلِمینَ فَقالوا:یا رَسولَ اللّهِ،أیُّنا لا یَظلِمُ نَفسَهُ؟قالَ صلی الله علیه و آله:لَیسَ ذلِکَ،إنَّما هُوَ الشِّرکُ،ألَم تَسمَعوا ما قالَ لُقمانُ لِابنِهِ وهُوَ یَعِظُهُ: «یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ» . (2)

3/4.الغُلُوُّ

241 . عیون أخبار الرضا علیه السلام عن إبراهیم بن أبی محمود:

قُلتُ لِلرِّضا علیه السلام:یَابنَ رَسولِ اللّهِ إنَّ عِندَنا أخباراً فی فَضائِلِ أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام وفَضلِکُم أهلَ البَیتِ وهِیَ مِن رِوایَةِ مُخالِفیکُم ولا نَعرِفُ مِثلَها عَنکُم أفَنَدینُ بِها؟فَقالَ:یَابنَ أبی مَحمودٍ لَقَد أخبَرَنی أبی عَن أبیهِ عن جَدِّهِ علیهم السلام أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ:مَن أصغی إلی ناطِقٍ فَقَد عَبَدَهُ فَإِن کانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ عز و جل فَقَد عَبَدَ اللّهَ وإن کانَ النّاطِقُ عَن إبلیسَ فَقَد عَبَدَ إبلیسَ.

ثُمَّ قالَ الرِّضا علیه السلام:یَابنَ أبی مَحمودٍ إنّ مُخالِفینا وَضَعوا أخباراً فی فَضائِلِنا وجَعَلوها عَلی أقسامٍ ثَلاثَةٍ أحَدُهَا الغُلُوُّ وثانیهَا التَّقصیرُ فی أمرِنا وثالِثُهَا التَّصریحُ بِمَثالِبِ أعدائِنا فَإِذا سَمِعَ النّاسُ الغُلُوَّ فینا کَفَّروا شیعَتَنا ونَسَبوهُم إلَی القَولِ بِرُبوبِیَّتِنا وإذا سَمِعُوا التَّقصیرَ اعتَقَدوهُ فینا وإذا سَمِعوا مَثالِبَ أعدائِنا بِأَسمائِهِم ثَلَبونا بِأَسمائِنا وقَد قالَ اللّهُ عز و جل: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ» . (3)

یَابنَ أبی مَحمودٍ إذا أخَذَ النّاسُ یَمیناً وشِمالاً فَالزَم طریقَتَنا فَإِنَّهُ مَن لَزِمَنا لَزِمناهُ ومَن فارَقَنا فارَقناه إنَّ أدنی ما یُخرِجُ الرَّجُلَ مِنَ الإِیمانِ أن یَقولَ لِلحَصاةِ:هذِهِ نَواةٌ ثُمَّ یَدینَ بِذلِکَ ویَبرَأَ مِمَّن خالَفَهُ.

یَابنَ أبی مَحمودٍ احفَظ ما حَدَّثتُکَ بِهِ فَقَد جَمَعتُ لَکَ فیهِ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ. (4)

فصل چهارم:آفت های ایمان

1/4.ستم
قرآن

«ما می دانیم که آنچه آنها می گویند،تو را اندوهناک می سازد.آنان تو را تکذیب نمی کنند؛بلکه این ستمکاران،آیات خدا را انکار می کنند».

حدیث

239 . امام علی علیه السلام: ابو جهل به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت:ما تو را دروغزن نمی شماریم؛بلکه آنچه را آورده ای،دروغ می دانیم.

پس خداوند،این آیه را فرو فرستاد:«آنان تو را دروغزن نمی شمارند؛بلکه این ستمکاران،آیات خدا را انکار می کنند».

2/4.شرک

240 . صحیح البخاری به نقل از عبد اللّه:چون آیه«آنان که ایمان آوردند و ایمان خویش را به ستم نیامیختند...»نازل شد،این مطلب،بر مسلمانان سخت آمد و گفتند:ای پیامبر خدا!کدام یک از ماست که به خویش ستم نکند(گناهی نکند)؟!

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«مقصود،این نیست.مراد از این[ستم]،شرک است.مگر نشنیده اید آنچه را که لقمان در مقام پند،به پسرش گفت:«ای پسرک من!برای خدا شریکی مگیر؛[چرا که]شرک،ستمی بزرگ است»؟».

3/4.غلو

241 . عیون أخبار الرضا علیه السلام به نقل از ابراهیم بن ابی

محمود:به امام رضا علیه السلام گفتم:ای فرزند پیامبر خدا!ما درباره فضایل امیر مؤمنان و فضایل شما اهل بیت،اخباری در دست داریم که راویانِ آنها،مخالفان شما هستند و چنان اخباری را از شما سراغ نداریم.آیا آنها را بپذیریم؟

امام رضا علیه السلام فرمود:«ای پسر ابو محمود!پدرم از پدرش از جدّش به من خبر داد که پیامبر خدا فرمود:"هر کس به گوینده ای گوش دهد،او را عبادت کرده است.بنا بر این،اگر گوینده،از خدا بگوید،در واقع،خدا را عبادت کرده است و اگر از ابلیس بگوید،ابلیس را عبادت کرده است"».

امام رضا علیه السلام سپس فرمود:«ای پسر ابو محمود!مخالفان ما،درباره فضایل ما اخباری را جعل کرده اند که بر سه دسته اند:یک دسته از آنها غلوّآمیزند؛دسته دوم،کوتاهی در حقّ ماست؛و دسته سوم،تصریح به معایب دشمنان ماست.هر گاه مردم،اخبار غلوّآمیز را درباره ما بشنوند،شیعیان ما را تکفیر می کنند و آنان را معتقد به ربوبیّت ما می خوانند.هر گاه اخبار تقصیرآمیز در حقّ ما را بشنوند،به آنها معتقد می شوند.هر گاه اخباری را بشنوند که در آنها از دشمنان ما به نام آنان بد گفته شده است،از ما صراحتا بد می گویند؛حال آن که خداوند فرموده است:«آنان را که[مشرکان]به جای خدا می خوانند،دشنام مدهید که آنان نیز خدا را،به ستم و از روی نادانی،دشنام خواهند داد».

ای پسر ابو محمود!وقتی مردم به راست و چپ می روند،تو از راه ما جدا مشو؛زیرا هر کس با ما همراه باشد،ما با او همراه هستیم و هر که از ما جدا شود،ما نیز از او جدا می شویم.کمترین چیزی که انسان را از ایمان بیرون می برَد،این است که به ریگی بگوید:این یک هسته است،و سپس به آن معتقد شود و از کسی که با او مخالفت ورزید،تبرّی جوید.

ای پسر ابو محمود!آنچه را برایت گفتم،حفظ کن؛زیرا خیر دنیا و آخرت را در آن،برای تو گردآوری کردم».

ص:81


1- (2) سنن الترمذی:ج 5 ص 261 ح 3064. [1]
2- (3) صحیح البخاری:ج 3 ص 1262 ح 3246.
3- (4) الأنعام:108. [2]
4- (5) عیون أخبار الرضا علیه السلام:ج 1 ص 304 ح 63. [3]

ص:82

4/4.الکَذِبُ

الکتاب

«إِنَّما یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْکاذِبُونَ». 1

الحدیث

242 . کنز العمّال عن عبد اللّه بن جراد: قالَ أبُو الدَّرداءِ:یا رَسولَ اللّهِ هَل یَسرِقُ المُؤمِنُ؟

قالَ:قَد یَکونُ ذلِکَ،قالَ:فَهَل یَزنِی المُؤمِنُ؟

قالَ:بَلی وإن کَرِهَ أبُو الدَّرداءِ.قالَ:هَل یَکذِبُ المُؤمِنُ؟

قالَ:إنَّما یَفتَرِی الکَذِبَ مَن لا یُؤمِنُ،إنَّ العَبدَ یَزِلُّ الزَّلَّةَ ثُمَّ یَرجِعُ إلی رَبِّهِ فَیَتوبُ فَیَتوبُ اللّهُ عَلَیهِ. (1)

5/4.إیذاءُ المُؤمِنِ

243 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ألا وإنَّ أذَی المُؤمِنِ مِن أعظَمِ سَبَبِ سَلبِ الإِیمانِ. (2)

4/4.دروغگویی
قرآن

«تنها کسانی دروغ پردازی می کنند که به آیات خدا ایمان ندارند،و آنان خود،دروغگویان اند».

حدیث

242 . کنز العمّال به نقل از عبد اللّه بن جراد:ابو دردا گفت:ای پیامبر خدا!آیا مؤمن،دزدی می کند؟

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«ممکن است».

گفت:آیا مؤمن زنا می کند؟

فرمود:«بله؛اگر چه ابو دردا خوش نداشته باشد».

گفت:آیا مؤمن دروغ می گوید؟

فرمود:«تنها آن کس دروغ می گوید،که ایمان ندارد.بنده لغزشی می کند،سپس به سوی پروردگارش بر می گردد و توبه می کند و خدا هم توبه اش را می پذیرد».

5/4.آزار مؤمن

243 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بدانید که آزردن مؤمن،از بزرگ ترین اسبابِ از دست رفتنِ ایمان است.

ص:83


1- (2) کنز العمّال:ج 3 ص 874 ح 8994.
2- (3) کنز الفوائد:ج 1 ص 352. [1]
سخنی درباره امکان یا عدم امکان زوال ایمان

بر پایه آیات و احادیثی که در این فصل آمد،ایمان دو گونه است:پایدار و ناپایدار.ایمان پایدار،ایمانی است که تا هنگام مرگ،همراه مؤمن است و ایمان ناپایدار،همراهی آن با انسان،موقّتی است و پس از مدّتی،زایل می گردد و عمل به مقتضای ایمان،موجب پایداری آن،و ترک عمل،سبب ناپایداری آن است.

در این جا این بحث قابل طرح است که:آیا اساسا ایمان ناپایدار،حقیقتا ایمان است؟و آیا ایمان حقیقی،قابل زوال است یا خیر؟

در این باره،چند نظر وجود دارد از جمله این که درجات والای ایمان غیر قابل زوال هستند.

و ظاهرا نظریه صحیح در مسئله مورد بحث،همین نظریه است که به روشنی می توان آن را از روایات اهل بیت علیهم السلام استنباط کرد،چنان که در روایتی به سند معتبر از امام باقر و یا امام صادق علیهما السلام آمده:

إنَّ اللّهَ خَلَقَ خَلقا لِلإیمانِ لازَوالَ لَهُ،وخَلَقَ خَلقا لِلکُفرِ لا زَوالَ لَهُ و خَلَقَ خَلقا بَینَ ذلکَ وَاسْتَودَعَ بَعضَهُم الإیمانَ،فَإن یَشَأ أن یُتِمَّهُ لَهُم أتَمَّهُ،و إن یَشَأ أن یَسلِبَهُم إیّاهُ سَلَبَهُم. (1)

خداوند،آفریدگانی را برای ایمان،به گونه ای آفریده که[ایمانشان]از میان رفتنی نیست و برای کفر نیز آفریدگانی را چنان پدید آورده که آن[کفر]هم زوال پذیر نیست و در این میان،آفریدگانی را پدید آورده و در برخی از آنها،ایمان را به ودیعه گذاشته است.اگر بخواهد آن را برایشان کامل کند،کامل می کند و اگر بخواهد از آنها سلب کند،سلب می کند.

این روایت و نظایر آن به روشنی دلالت دارند بر این که انسان در سیر تکاملی خود،گاه در اثر مجاهدت به مرتبه والایی از ایمان دست می یابد که دیگر،قابل زوال نیست،بدین معنا که خداوند متعال،مصونیت وی را از لغزش،تضمین می کند.در چنین مرتبه ای،ایمان،جزء لاینفکّ طبیعت انسان می گردد و بدین سان،آفرینش او در جهت ایمانی پایدار قرار می گیرد.

به عکس،گاه انسان در نتیجه کارهای ناشایست به نقطه ای از کُفر می رسد که این صفت،ضمیمه ذات او می گردد و آفرینش او در جهت کُفری پایدار که هرگز روی سعادت را نخواهد دید،قرار می گیرد.بر پایه این نظریه،اگر ایمان حقیقی تا به درجه ای از کمال نرسد که جزء طبیعت انسان گردد،قابل زوال است و هنگامی که به درجه مورد اشاره رسید،قابل زوال نیست.

ص:84


1- (1) الکافی:ج 2 ص 417 ح 1، [1]تفسیر العیاشی:ج 1 ص 373 ح 76، [2]بحارالأنوار:ج 69 ص 224 ح 15. [3]

الفصل الخامس:درجات الإیمان

1/5.ما یَتَفاضَلُ بِهِ المُؤمِنونَ

الکتاب

«أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ». 1

الحدیث

244 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی قَولِهِ تَعالی: «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللّهِ» :السّابِقُ یَدخُلُ الجَنَّةَ بِغَیرِ حِسابٍ،وَالمُقتَصِدُ یُحاسَبُ حِسابا یَسیرا،وَالظّالِمُ لِنَفسِهِ یُحبَسُ فی یَومٍ مِقدارُهُ خَمسونَ (1)ألفَ سَنَةٍ حتّی یَدخُلَ الحَزَنُ فی جَوفِهِ ثُمَّ یَرحَمُهُ فَیُدخِلُهُ الجَنَّةَ. (2)

245 . عنه صلی الله علیه و آله: الإِیمانُ ثَلاثُمِائَةٍ وثَلاثَةٌ وثَلاثونَ شَریعَةً،مَن وافی بِواحِدَةٍ مِنها دَخَلَ الجَنَّةَ. (3)

2/5.أعلی دَرَجاتِ الإِیمانِ

246 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ أعلی مَنازِلِ الإِیمانِ دَرَجَةٌ واحِدَةٌ،مَن بَلَغَ إلَیها فَقَد فازَ وظَفِرَ،وهُوَ أن یَنتَهِیَ بِسَریرَتِهِ فِی الصَّلاحِ إلی أن لا یُبالِیَ بِها إذا ظَهَرَت،ولا یَخافُ عِقابَها إذَا استَتَرَت. (4)

فصل پنجم:مراتب ایمان

1/5.آنچه مؤمنان را بر یکدیگر برتری می بخشد
قرآن

«آنان هستند که حقّاً مؤمن اند.برای آنان نزد پروردگارشان،درجاتی[گوناگون]و آمرزش و روزیِ نیکو خواهد بود».

حدیث

244 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره این سخن خداوند:«و برخی از ایشان،میانه رو هستند و برخی از ایشان،به اذن خدا،در کارهای نیک پیشتازند»:پیشتاز،بدون حسابرسی به بهشت می رود.میانه رو،حسابرسیِ اندکی می شود و ستم کننده به خویش،یک روز که اندازه اش پنجاه هزار سال است نگه داشته می شود،چندان که اندوه وجودش را فرا می گیرد.سپس خداوند به او رحم می آورد و وارد بهشتش می کند.

245 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: [منظومه به هم پیوسته]ایمان،عبارت است از سیصد و سی و سه بخش[و شریعه].هر که یکی از آنها را درست و کامل انجام دهد[و از یکی از آن شریعه ها وارد آبگاه ایمان گردد،بهره مند شده]،وارد بهشت می گردد. (5)

2/5.بالاترین مراتب ایمان

246 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بالاترین مرتبه ایمان،یک درجه است که هر کس به آن درجه برسد،برنده و پیروز شده است،و آن این است که باطن او به آن حدّ از پاکی

-برسد که هر گاه آشکار شود،باکی نداشته باشد و هر گاه پوشیده بمانَد،از عاقبت آن[یا از کیفر خدا بر آن]بیم نداشته باشد.

ص:85


1- (2) فی المصدر:«خمسین»والتصحیح من بحار الأنوار. [1]
2- (3) تفسیر فرات:ص 350 ح 477. [2]
3- (4) المعجم الأوسط:ج 7 ص 215 ح 7310.
4- (5) عدّة الداعی:ص 214. [3]
5- (6) زیرا ایمان،منظومه به هم پیوسته ای است که التزام درست و کامل به هر بخشی منجر به التزام به سایر بخش ها می گردد.به عبارت دیگر،ورود صحیح و درست از هر شریعه ای از نهر ایمان،انسان را وارد مجموعه جاری زلال ایمان می کند.

3/5.السبیلُ إلی نَیلِ أعلی دَرَجاتِ الإِیمانِ

الکتاب

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ». 1

الحدیث

247 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن أعطی للّهِ ِ ومَنَعَ للّهِ ِ و أحَبَّ للّهِ ِ و أبغَضَ للّهِ ِ و أنکَحَ للّهِ ِ فَقَدِ استَکمَلَ إیمانَهُ. (1)

248 . عنه صلی الله علیه و آله لَمّا سَأَلَهُ مُعاذٌ عَن أفضَلِ الإِیمانِ:أفضَلُ الإِیمانِ أن تُحِبَّ للّهِ ِ،وتُبغِضَ فِی اللّهِ،وتُعمِلَ لِسانَکَ فی ذِکرِ اللّهِ. (2)

249 . عنه صلی الله علیه و آله: ثَلاثُ خِصالٍ مَن کُنَّ فیهِ استَکمَلَ خِصالَ الإِیمانِ:إذا رَضِیَ لَم یُدخِلهُ رِضاهُ فی باطِلٍ،وإذا غَضِبَ لَم یُخرِجهُ الغَضَبُ مِنَ الحَقِّ،وإذا قَدَرَ لَم یَتَعاطَ ما لَیسَ لَهُ. (3)

250 . عنه صلی الله علیه و آله: ثَلاثٌ مَن کُنَّ فیهِ استَکمَلَ إیمانَهُ:لا یَخافُ فِی اللّهِ لَومَةَ لائِمٍ،ولا یُرائی بِشَیءٍ مِن عَمَلِهِ،وإذا عَرَضَ عَلَیهِ أمرانِ أحَدُهُما لِلدُّنیا وَالآخَرُ لِلآخِرَةِ آثَرَ أمرَ الآخِرَةِ عَلی أمرِ الدُّنیا. (4)

251 . عنه صلی الله علیه و آله: لا یُؤمِنُ أحَدُکُم حَتّی یُحِبَّ لِأَخیهِ ما یُحِبُّ لِنَفسِهِ. (5)

3/5.راه رسیدن به بالاترین مراتب ایمان
قرآن

«مؤمنان،همان کسانی اند که چون خدا یاد شود،دل هایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود،بر ایمانشان افزوده می شود و بر پروردگار خود توکّل می کنند».

حدیث

247 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که دادن و ندادنش و مهر و کینش،برای خدا باشد و برای[اطاعت از]خدا ازدواج کند،ایمانش را به کمال رسانده است.

248 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ به مُعاذ که از ایشان درباره برترین ایمان پرسید:برترین[درجه]ایمان،این است که برای خدا دوست بداری و برای خدا دشمن بداری،و زبانت را در یاد خدا به کار اندازی.

249 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سه خصلت است که هر کس داشته باشد،خصلت های ایمان را کامل دارد:هر گاه خشنود می شود،خشنودی اش او را به ناحق نکشاند؛و هر گاه خشمگین می شود،خشمش او را از حق برون نَبَرد؛و هر گاه قدرت می یابد،به آنچه از او نیست،دست دراز نکند.

250 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سه چیز است که در هر کس وجود داشته باشند،ایمانش کامل است:در راه خدا از نکوهش هیچ نکوهشگری نهراسد،در هیچ کار خود ریا نکند،و هر گاه دو امر برایش پیش آید که یکی دنیایی و دیگری آخرتی بود،کار آخرت را بر کار دنیا برگزیند.

251 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ یک از شما مؤمن نباشد،مگر آن که آنچه را برای خود دوست دارد،برای برادرش نیز دوست بدارد.

ص:86


1- (2) سنن الترمذی:ج 4 ص 670 ح 2521.
2- (3) مسند ابن حنبل:ج 8 ص 266 ح 22191. [1]
3- (4) الکافی:ج 2 ص 239 ح 29. [2]
4- (5) تنبیه الخواطر:ج 1 ص 231. [3]
5- (6) صحیح البخاری:ج 1 ص 14 ح 13.

الفصل السادس:آثار الإیمان وبرکاته

1/6.المَعرِفَةُ

الکتاب

«ما أَصابَ مِنْ مُصِیبَةٍ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ». 1

الحدیث

252 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الإِیمانُ عُریانٌ،ولِباسُهُ التَّقوی،وزینَتُهُ الحَیاءُ،ومالُهُ الفِقهُ،وثَمَرَتُهُ العِلمُ. (1)

2/6.مَکارِمُ الأَخلاقِ

253 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّما بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الأَخلاقِ. (2)

254 . عنه صلی الله علیه و آله: بُعِثتُ بِمَکارِمِ الأَخلاقِ ومَحاسِنِها. (3)

3/6.إنقاذُ النّاسِ مِن وِلایَةِ الطَّاغوتِ

الکتاب

«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَی اللّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ فَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ». 5

الحدیث

255 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن کِتابهِ إلی أهلِ نَجرانَ:بِاسمِ إلهِ

إبراهیمَ وإسحاقَ ویَعقوبَ،مِن مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ رَسولِ اللّهِ إلی اسقُفِ نَجرانَ و أهلِ نَجرانَ،إن أسلَمتُم فَإِنّی أحمَدُ إلَیکُمُ اللّهَ إلهَ إبراهیمَ وإسحاقَ ویَعقوبَ،أمّا بَعدُ فَإِنّی أدعوکُم إلی عِبادَةِ اللّهِ مِن عِبادَةِ العِبادِ،و أدعوکُم إلی وِلایَةِ اللّهِ مِن وِلایَةِ العِبادِ. (4)

فصل ششم:آثار و برکات ایمان

1/6.شناخت
قرآن

«هیچ مصیبتی،جز به اذن خدا نمی رسد؛و کسی که به خدا بگرود،دلش را به راه می آورد؛و خدا به هر چیزی داناست».

حدیث

252 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ایمان[ِ تنها]برهنه است؛جامه اش پرهیزگاری،زیورش آزرم،دارایی اش دانایی و میوه اش دانش است.

2/6.اخلاق پسندیده

253 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: من،در حقیقت،برای این بر انگیخته شدم که اخلاق پسندیده را به کمال برسانم.

254 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: من با اخلاق پسندیده و نیکو بر انگیخته شده ام.

3/6.نجات مردم از ولایت طاغوت
قرآن

«و در حقیقت،در میان هر امّتی،فرستاده ای بر انگیختیم که[بگوید]:«خدا را بپرستید و از طاغوت[ِ فریبگر]بپرهیزید».پس،در میان ایشان کسی است که خدا[او را]هدایت کرده،و در میان ایشان،کسی است که گم راهی بر او سزاوار است.بنا بر این،در زمین بگردید تا ببینید فرجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است».

حدیث

255 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در نامه اش به نجرانیان:به نام

خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب.از محمّد پیامبر و فرستاده خدا،به اسقف نجران و به اهالی نجران.اگر اسلام آوردید،هم صدا با شما،خدا،همان معبود ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می گویم.آنک،من شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا،و از ولایت بندگان به ولایت خدا فرا می خوانم.

ص:87


1- (2) الفردوس:ج 1 ص 112 ح 380.
2- (3) السنن الکبری:ج 10 ص 323 ح 20782.
3- (4) الأمالی للطوسی:ص 596 ح 1234. [1]
4- (6) دلائل النبوّة للبیهقی:ج 5 ص 385. [2]

4/6.خَیرُ الدُّنیا وَالآخِرَةِ

الکتاب

«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ». 1

الحدیث

256 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: خَمسٌ لا یَجتَمِعنَ إلّا فی مُؤمِنٍ حَقّا یوجِبُ اللّهُ لَهُ بِهِنَّ الجَنَّةَ:النّورُ فِی القَلبِ،وَالفِقهُ فِی الإِسلامِ،وَالوَرَعُ فِی الدّینِ،وَالمَوَدَّةُ فِی النّاسِ،وحُسنُ السَّمتِ فِی الوَجهِ. (1)

الفصل السابع:قیمة الإیمان

1/7.فَضلُ الإِیمانِ

أ أحَبُّ الأَشیاءِ إلَی اللّهِ

257 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِأَبی ذَرٍّ:یا أبا ذَرٍّ،ما مِن شَیءٍ أحَبَّ إلَی اللّهِ تَعالی مِنَ الإِیمانِ بِهِ وتَرکِ ما أمَرَ أن یُترَکَ. (2)

4/6.خیر دنیا و آخرت
قرآن

«هر کس،چه مرد و چه زن،کار شایسته کند و مؤمن باشد،قطعاً او را با زندگیِ پاکیزه ای،حیات[ِ حقیقی]می بخشیم و مسلّماً به آنان،بهتر از آنچه انجام می دادند،پاداش خواهیم داد».

حدیث

256 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: پنج چیز است که جز در مؤمنِ راستین،گرد نمی آیند و خداوند به سبب آنها بهشت را بر او واجب می گرداند:روشنایی در دل،فهم در اسلام،پارسایی در دین،دوست داشتن مردم،و خوش سیمایی.

فصل هفتم:ارزش ایمان

1/7.فضیلت ایمان
الف محبوب ترین ها در نزد خداوند

257 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به ابو ذر:ای ابو ذر!هیچ چیز نزد خداوند متعال،دوست داشتنی تر از این دو نیست:ایمان آوردن به او،و ترک آنچه به ترک آن فرمان داده است.

ص:88


1- (2) کنز الفوائد:ج 2 ص 10. [1]
2- (3) الأمالی للطوسی:ص 531 ح 1162. [2]

ب ثَمَنُ الجَنَّةِ

258 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الإِیمانُ ثَمَنُ الجَنَّةِ. (1)

2/7.مَوقِعُ المُؤمِنِ عند اللّهِ

259 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: نَزَلَ جَبرَئیلُ علیه السلام فَقالَ:یا مُحَمَّدُ إنَّ اللّهَ یُقرِئُ عَلَیکَ السَّلامَ ویَقولُ:اِشتَقَقتُ لِلمُؤمِنِ اسما مِن أسمائی سَمَّیتُهُ مُؤمِنا،فَالمُؤمِنُ مِنّی و أنَا مِنهُ. (2)

3/7.کَرامَةُ المُؤمِنِ

أ أعظَمُ حُرمَةً مِنَ الکَعبَةِ

260 . تنبیه الخواطر عن ابن عبّاس: نَظَرَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله إلَی الکَعبَةِ فَقالَ:مَرحَبا بِکِ مِن بَیتٍ،ما أعظَمَکِ وما أعظَمَ حُرمَتَکِ،وَاللّهِ إنَّ المُؤمِنَ أعظَمُ حُرمَةً عِندَ اللّهِ مِنکِ،لِأَنَّ اللّهَ تَعالی حَرَّمَ مِنکِ واحِدَةً وحَرَّمَ مِنَ المُؤمِنِ ثَلاثا:دَمَهُ ومالَهُ و أن یُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوءِ. (3)

ب أعظَمُ حُرمَةً مِنَ المَلَکِ المُقَرَّبِ

261 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَثَلُ المُؤمِنِ عِندَ اللّهِ عز و جل کَمَثَلِ مَلَکٍ مُقَرَّبٍ،وإنَّ المُؤمِنَ عِندَ اللّهِ أعظَمُ مِن ذلِکَ،ولَیسَ شَیءٌ أحَبَّ إلَی اللّهِ مِن مُؤمِنٍ تائِبٍ أو مُؤمِنَةٍ تائِبَةٍ. (4)

ج أکرَمُ الأَشیاءِ عَلَی اللّهِ

262 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لَیسَ شَیءٌ أکرَمَ عَلَی اللّهِ مِنَ المُؤمِنِ. (5)

4/7.بَرَکَةُ المُؤمِنِ فِی الکَونِ

263 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ تَبارکَ وتَعالی:لَو لَم یَکُن

مِن خَلقی فِی الأَرضِ فیما بَینَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ إلّا مُؤمِنٌ واحِدٌ مَعَ إمامٍ عادِلٍ لَاستَغنَیتُ بِهِما عَن جَمیعِ ما خَلَقتُ فی أرضی ولَقامَت سَبعُ سَماواتٍ و أرَضینَ بِهِما،وجَعَلتُ لَهُما مِن إیمانِهِما انسا لا یَحتاجانِ إلی انسِ سِواهُما. (6)

ب بهای بهشت

258 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ایمان،بهای بهشت است.

2/7.جایگاه مؤمن در پیشگاه خداوند

259 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: جبرئیل علیه السلام فرود آمد و گفت:ای محمّد!خداوند تو را درود می رساند و می فرماید:«برای مؤمن،نامی را از نام های خودم بر گرفتم و او را مؤمن نامیدم.پس مؤمن از من است و من از او هستم».

3/7.کرامت مؤمن
الف برتری حرمت مؤمن بر کعبه

260 . تنبیه الخواطر به نقل از ابن عبّاس:پیامبر خدا به کعبه نگریست و فرمود:«آفرین بر تو خانه!چه بزرگی تو و چه بزرگ است حرمت تو![امّا]به خدا سوگند که مؤمن نزد خداوند،با حرمت تر از توست؛زیرا خدای تعالی از تو تنها یک چیز را حرام کرد و از مؤمن،سه چیز را:مالش را،جانش را،و گمان بد بردن به او را».

ب برتری حرمت مؤمن از فرشته مقرب

261 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مؤمن در نزد خداوند عز و جل،مانند فرشته مقرّب است.مؤمن نزد خداوند،از این هم بالاتر است.هیچ چیز نزد خداوند،دوست داشتنی تر از مرد یا زن مؤمنِ توبه گر نیست.

ج گرامی ترین چیزها در نزد خداوند

262 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ چیز برای خداوند،گرامی تر از مؤمن نیست.

4/7.برکت مؤمن در هستی

263 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند که خُجسته و والاست

می فرماید:«اگر در روی زمین،از خاور تا باختر آن،آفریده ای نداشتم بجز یک مؤمن با یک پیشوای دادگر،وجود همان دو،بس بود و نیازی به هیچ یک از دیگر آفریدگانم در زمین نبود و به واسطه[برکت وجود]آن دو،هفت آسمان و زمین برپا می شد،و از ایمان آن دو،برایشان همدمی قرار می دادم که به همدمی غیر از خود،نیاز نمی داشتند».

ص:89


1- (1) کنز العمّال:ج 1 ص 77 ح 307.
2- (2) کشف الریبة:ص 94.
3- (3) تنبیه الخواطر:ج 1 ص 52. [1]
4- (4) عیون أخبار الرضا علیه السلام:ج 2 ص 29 ح 33. [2]
5- (5) المعجم الصغیر:ج 2 ص 47.
6- (6) مشکاة الأنوار:ص 494 ح 1648. [3]

5/7.بَرَکَةُ المُؤمِنِ فِی المُجتَمَعِ

264 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی إذا رَأی أهلَ قَریَةٍ قَد أسرَفوا فِی المَعاصی وفیها ثَلاثَةُ نَفَرٍ مِنَ المُؤمِنینَ ناداهُم جَلَّ جَلالُهُ وتَقَدَّسَت أسماؤُهُ:یا أهلَ مَعصِیَتی لَولا مَن فیکُم مِنَ المُؤمِنینَ المُتَحابّینَ بِجَلالی،العامِرینَ بِصَلاتِهِم أرضی ومَساجِدی،وَالمُستَغفِرینَ بِالأَسحارِ خَوفا مِنّی لَأَنزَلتُ بِکُم عَذابی ثُمَّ لا ابالی. (1)

الفصل الثامن:خصائص المؤمن

1/8.الخَصائِصُ النَّفسِیَّةُ

أ حُسنُ الخُلُقِ

265 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ لِلمُؤمِنِ أربَعَ عَلاماتٍ:وَجها مُنبَسِطا،ولِسانا لَطیفا،وقَلبا رَحیما،وَیدا مُعطِیَةً. (2)

ب تَسُرُّهُ الحَسَنَةُ وتَسوءُهُ السَّیِّئَةُ

266 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن سَرَّتهُ حَسَنَتُهُ وساءَتهُ سَیِّئَتُهُ

فَهُوَ مُؤمِنٌ. (3)

5/7.برکت مؤمن در جامعه

264 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند تبارک و تعالی هر گاه اهل شهری را ببیند که در گناهان زیاده روی کرده اند،اگر[حتّی]سه نفر مؤمن نیز در میان آنان باشد،او که شکوهش گرامی است و نام هایش مقدّس اند آنان را ندا می دهد که:«ای نافرمانان من!اگر در میان شما مؤمنانی نبودند که به خاطر عظمت من،با یکدیگر دوستی می ورزند و با نماز خود،زمین مرا و مسجدهای مرا آباد می کنند و از بیم من،در سحرگاهان آمرزش می طلبند،بی گمان،عذابم را بر شما فرو می فرستادم و باکی نداشتم».

فصل هشتم:ویژگی های مؤمن

1/8.ویژگی های درونی
الف خوش خویی

265 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مؤمن،چهار نشانه دارد:رویِ گشاده،زبان خوش،دل مهربان،و دستِ دهنده.

ب شاد شدن از خوبی و ناراحت شدن از بدی

266 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن که خوبی اش او را شاد سازد

و بدی اش او را ناراحت گردانَد،او مؤمن است.

ص:90


1- (1) الأمالی للصدوق:ص 267 ح 289. [1]
2- (2) أعلام الدین:ص 122. [2]
3- (3) الخصال:ص 47 ح 49.

267 . سنن ابن ماجة عن عائشة: إنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله کانَ یَقولُ:اللّهُمَّ اجعَلنی مِنَ الَّذینَ إذا أحسَنُوا استَبشَروا وإذا أساؤُوا استَغفَروا. (1)

ج الرِّفقُ

268 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: المُؤمِنُ لَیِّنٌ هَیِّنٌ سَمحٌ،لَهُ خُلُقٌ حَسَنٌ،وَالکافِرُ فَظٌّ غَلیظٌ لَهُ خُلُقٌ سَیِّئٌ،وفیهِ جَبَرِیَّةٌ. (2)

د الکِیاسَةُ

269 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لا یُلسَعُ المُؤمِنُ مِن جُحرٍ مَرَّتَینِ. (3)

ه الزُّهدُ

270 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی صِفَةِ المُؤمِنِ:یَعُدُّ نَفسَهُ ضَیفا فی بَیتِهِ وروحَهُ عارِیَّةً فی بَدَنِهِ. (4)

2/8.الخَصائِصُ الاِجتِماعِیَّةُ

أ الأَمنُ وَالأَمانَةُ

271 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ألا انَبِّئُکُم بِالمُؤمِنِ؟مَنِ ائتَمَنَهُ المُؤمِنونَ عَلی أنفُسِهِم و أموالِهِم. (5)

272 . عنه صلی الله علیه و آله: ألا انَبِّئُکُم لِمَ سُمِّیَ المُؤمِنَ مُؤمِنا؟

لِإِیمانِهِ النّاسَ عَلی أنفُسِهِم و أموالِهِم. (6)

267 . سنن ابن ماجة به نقل از عایشه:پیامبر صلی الله علیه و آله می گفت:«بار خدایا!مرا از آنان قرار ده که هرگاه کار نیک کنند،شاد می شوند و هرگاه کار بد کنند،آمرزش می طلبند».

ج مدارا

268 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مؤمن،نرم و رام و بخشنده است و خوی خوش دارد.کافر،درشتْ خوی و خشن و بد اخلاق است و روحیه زورگویی دارد.

د زیرکی

269 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مؤمن،از یک سوراخ،دو بار نیش نمی خورد.

ه زهد

270 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در وصف مؤمن:خود را در خانه اش میهمان،و روحش را در بدنش عاریت می شمارد.

2/8.ویژگی های اجتماعی
الف امنیت و امانتداری

271 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آیا شما را از مؤمن خبر ندهم؟کسی است که مؤمنان،او را بر جان و مال خود،امین بدانند.

272 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آیا به شما نگویم که چرا مؤمن را مؤمن نامیده اند؟چون مردم را در جان و مالشان،

تأمین داده است.

ص:91


1- (1) سنن ابن ماجة:ج 2 ص 1255 ح 3820.
2- (2) الأمالی للطوسی:ص 366 ح 777. [1]
3- (3) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج4 ص 378 ح 5785.
4- (4) تاریخ دمشق:ج 5 ص 395 ح 1311.
5- (5) الکافی:ج 2 ص 235 ح 19. [2]
6- (6) علل الشرائع:ص 523 ح 2.

ب المُواساةُ

273 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: المُؤمِنونَ کَرَجُلٍ واحِدٍ إنِ اشتَکی رَأسُهُ تَداعی لَهُ سائِرُ الجَسَدِ بِالحُمّی وَالسَّهَرِ. (1)

ج الدِّفاعُ عَنِ المُجتَمَعِ الإِسلامِیِّ

274 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: المُؤمِنونَ إخوَةٌ تَتَکافَأُ دِماؤُهُم وهُم یَدٌ عَلی مَن سِواهُم. (2)

د یَرضی لِلنّاسِ ما یَرضی لِنَفسِهِ

275 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ألا وإنَّ المُؤمِنَ حاکِمٌ عَلی نَفسِهِ،یَرضی لِلنّاسِ ما یَرضی لِنَفسِهِ. (3)

ه النُّصحُ لِلإِخوانِ

276 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: المُؤمِنونَ بَعضُهُم لِبَعضٍ نَصَحَةٌ وآدّونَ وإنِ افتَرَقَت مَنازِلُهُم و أبدانُهُم وَالفَجَرَةُ بَعضُهُم لِبَعضٍ غَشَشَةٌ فَیَتَجادَلونَ وإنِ اجتَمَعَت مَنازِلُهُم و أبدانُهُم. (4)

3/8.الخَصائِصُ العَمَلِیَّةُ

أ الاِجتِهادُ فِی العَمَلِ

277 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: تَجِدُ المُؤمِنَ یَجتَهِدُ فیما یُطیقُ مُتَلَهِّفا

عَلی ما لا یُطیقُ. (5)

ب همدردی

273 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مؤمنان،همانند یک فردند که هر گاه سرش درد بگیرد،دیگر اعضایش نیز با تب و بی خوابی،با او هم صدا می شوند.

ج دفاع از جامعه اسلامی

274 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مؤمنان برادرند،خون هایشان برابر است و در برابر دیگران،«یک»دست اند.

د برای مردم،آن پسندد که برای خود می پسندد

275 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هان!مؤمن،داور خویش است؛برای مردم،همان چیزی را می پسندد که برای خود می پسندد.

ه خیرخواهی برای برادران

276 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مؤمنان نسبت به یکدیگر،خیرخواه و مهرورزند؛هر چند منزل ها و بدن هایشان از همدیگر دور باشند.ولی بدکرداران نسبت به یکدیگر،خیانتکار و دغلکارند؛هر چند منزل ها و بدن هایشان در کنار هم باشند.

3/8.ویژگی های عملی
الف جدّیت در کار

277 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مؤمن را در آنچه می تواند،کوشا

می یابی و به آنچه نمی تواند،مشتاق.

ص:92


1- (1) صحیح مسلم:ج 4 ص 2000 ح 67.
2- (2) الکافی:ج 1 ص 404 ح 2. [1]
3- (3) تاریخ دمشق:ج 5 ص 395 ح 1311.
4- (4) شعب الإیمان:ج 6 ص 114 ح 7648. [2]
5- (5) الزهد لابن حنبل:ص 470. [3]

ب الصَّلاةُ

278 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِعَلِیٍّ علیه السلام:یا عَلِیُّ،لِلمُؤمِنِ ثَلاثُ عَلاماتٍ:الصَّلاةُ،وَالزَّکاةُ،وَالصَّومُ. (1)

ج خِفَّةُ المَؤونَةِ

279 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: المُؤمِنُ یَسیرُ المَؤونَةِ. (2)

الفصل التاسع:الیقین

1/9.فَضلُ الیَقینِ

الکتاب

«وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ». 3

الحدیث

280 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: خَیرُ ما القِیَ فی القَلبِ الیَقینُ. (3)

281 . عنه صلی الله علیه و آله: کفَی بالیَقینِ غِنیً. (4)

2/9.عِلمُ الیَقینِ

الکتاب

«کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ* لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ* ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقِینِ* ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ

النَّعِیمِ». 6

ب نمازگزاری

278 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به علی علیه السلام:ای علی!مؤمن،سه نشانه دارد:نماز،زکات و روزه.

ج کم هزینه بودن

279 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مؤمن،کم هزینه است.

فصل نهم:یقین

1/9.فضیلت یقین
قرآن

«و چون شکیبایی کردند و به آیات ما یقین داشتند،برخی از آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما[مردم را]هدایت می کردند».

حدیث

280 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بهترین چیزی که در دل افکنده شده،یقین است.

281 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: برای توانگری،یقین کافی است.

2/9.علم الیقین
قرآن

«هرگز چنین نیست،اگر علم الیقین داشته باشید!به یقین،دوزخ را می بینید.سپس آن را قطعاً به عین الیقین درمی یابید.سپس،در همان روز است که از نعمت[ِ

روی زمین]پرسیده خواهید شد».

ص:93


1- (1) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 361 ح 5762.
2- (2) تاریخ بغداد:ج 5 ص 315.
3- (4) الأمالی للصدوق:ص 576 ح 788.
4- (5) الکافی:ج 2 ص 85 ح 1. [1]

الحدیث

282 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنّ اللّهَ تعالی یَقولُ:ثَلاثُ خِصالٍ غَیَّبتُهُنَّ عَن عِبادِی لَو رآهُنَّ رجُلٌ ما عَمِلَ سُوءا أبَدا:لَو کَشَفتُ غِطائی فَرَآنی حتّی یَستَیقِنَ،ویَعلَمَ کَیفَ أفعَلُ بخَلقی إذا أمَتُّهُم.... (1)

3/9.تَفسیرُ الیَقینِ

283 . معانی الأخبار عن أحمد بن أبی عبد اللّه عن أبیه فی حدیث مرفوع إلی النبیّ صلی الله علیه و آله: جاءَ جَبرئیلُ علیه السلام إلَی النَّبیِّ صلی الله علیه و آله:فقال:یا رسولَ اللّهِ،إنّ اللّهَ تبارکَ وتعالی أرسَلَنی إلَیکَ بِهَدیَّةٍ لَم یُعطِها أحَدا قَبلَکَ.قالَ رسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:قلتُ:و ما هِی؟قالَ:الصَّبرُ و أحسَنُ مِنهُ...قلتُ:فما تَفسیرُ الیَقینِ؟قالَ:المُوقِنُ یَعمَلُ للّه کأنّهُ یَراهُ،فإن لَم یَکُن یَری اللّهَ فإنّ اللّهَ یَراهُ،و أن یَعلَمَ یَقینا أنَّ ما أصابَهُ لَم یَکُن لِیُخطِئَهُ،و أنَّ ما أخطأهُ لَم یَکُن لِیُصیبَهُ،و هذا کُلُّهُ أغصانُ التَّوکُّلِ ومَدرَجَةُ الزُّهدِ. (2)

4/9.عَلاماتُ المُوقِنِ

284 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أمّا عَلامَةُ المُوقِنِ فَسِتَّةٌ:أیْقَنَ باللّهِ حَقّا فآمَنَ بهِ،و أیقَنَ بأنّ المَوتَ حقٌّ فحَذِرَهُ،و أیقَنَ بأنّ البَعثَ حَقٌّ فخافَ الفَضیحَةَ،و أیقَنَ بأنّ الجَنّةَ حَقٌّ فاشتاقَ إلَیها،و أیقَنَ بأنّ النّارَ حَقٌّ فظَهَرَ سَعیُهُ لِلنَّجاةِ مِنها،و أیقَنَ بأنّ الحِسابَ حَقٌّ فحاسَبَ

نَفسَهُ. (3)

حدیث

282 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند متعال می فرماید:«سه چیز است که آنها را از دید بندگانم پنهان نگه داشته ام و اگر فردی آنها را مشاهده کند،هرگز عمل بد انجام نمی دهد:اگر پرده خود را کنار زنم و مرا چنان ببیند که یقین پیدا کند و بداند که بعد از میراندنِ آفریدگانم،با آنها چه می کنم...».

3/9.تفسیر یقین

283 . معانی الأخبار به نقل از احمد بن ابی عبد اللّه برقی،از پدرش،در حدیثی که سند آن را به پیامبر خدا رسانده است:جبرئیل علیه السلام نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت:«ای پیامبر خدا!خداوند تبارک و تعالی مرا با هدیه ای به سوی تو فرستاده که پیش از تو،آن را به هیچ کس نداده است».

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:آن هدیه چیست؟

جبرئیل علیه السلام گفت:«شکیبایی و چیزی بهتر از آن...».

پیامبر خدا فرمود:گفتم:تفسیر یقین چیست؟

گفت:«شخصی که یقین دارد،برای خدا چنان کار می کند که گویی او را می بیند؛زیرا اگر او خدا را نمی بیند،خدا که او را می بیند و به یقین می داند که آنچه به او رسیده،نمی شد که نرسد و آنچه به او نرسیده،امکان نداشت که برسد.همه اینها شاخه های توکّل و پلّکان زهدند».

4/9.نشانه های اهل یقین

284 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: نشانه اهل یقین،شش چیز است:به حقانیّت خدا یقین پیدا کرده،از این رو به او ایمان آورده است؛یقین پیدا کرده که مرگ راست است،از این رو از آن در حذر است؛یقین پیدا کرده که رستاخیز،راست است و از این رو،از رسوایی[در آن روز]می ترسد؛یقین پیدا کرده که بهشت راست

است و از این رو،مشتاق آن است؛یقین پیدا کرده که دوزخ راست است و از این رو،برای نجات از آن می کوشد؛و یقین پیدا کرده که حساب راست است و از این رو،از خود حساب می کشد.

ص:94


1- (1) کنز العمال:ج 10 ص 372 ح 29858.
2- (2) معانی الأخبار:ص 260 ح 1.
3- (3) تحف العقول:ص 20. [1]

5/9.ثَمَراتُ الیَقینِ

285 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنّ اللّهَ بحِکمَتِهِ وجَلالِهِ جَعَلَ الرَّوحَ والفَرَجَ فی الرِّضا والیَقینِ. (1)

286 . عنه صلی الله علیه و آله: إنّ عیسَی بنَ مَریمَ کانَ یَمشی علَی الماءِ،ولَو زادَ یَقینا لَمَشی فی الهَواءِ. (2)

287 . عنه صلی الله علیه و آله: لَو أنَّ أخی عیسی کانَ أحسَنَ یَقینا مِمّا کانَ لَمَشی فیالهَواءِ وصَلَّی علَی الماءِ. (3)

الفصل العاشر:الوسوسة

1/10.الوَسوَسةُ فِی العَقائِدِ

288 . کنز العمّال عن ابن مسعودٍ: سَأَلنا رسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله عن ِ الرّجُلِ یَجِدُ الشّیءَ لَو خَرَّ مِن السّماءِ فتَخطَفُهُ الطَّیرُ کانَ أحَبَّ إلَیهِ مِن أن یَتَکلَّمَ بهِ،قالَ:ذاکَ مَحضُ الإیمانِ،أو صَریحُ الإیمانِ. (4)

289 . الکافی عن ابن أبی عمیرٍ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصّادق علیه السلام: جاءَ رجُلٌ إلَی النَّبیِّ صلی الله علیه و آله فقالَ:یا رسولَ اللّهِ،هَلَکتُ!فقالَ لَهُ صلی الله علیه و آله:أتاکَ الخَبیثُ فقالَ لَکَ:مَن خَلَقَکَ؟فقُلتَ:اللّهُ،فقالَ لَکَ:اللّهُ مَن خَلَقَهُ؟فقالَ:إی والّذی بَعَثَکَ بالحَقِّ لَکانَ کَذا،فقالَ رسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:ذاکَ واللّهِ مَحضُ الإیمانِ.

قالَ ابنُ أبی عُمَیرٍ:فحَدَّثتُ بذلکَ عَبدَ الرّحمنِ بنَ الحَجّاجِ فقالَ:حَدَّثَنی أبی عن أبی عبدِاللّهِ علیه السلام أنّ رسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله إنّما عَنی بقولِهِ:«هذا واللّهِ مَحضُ الإیمانِ»خَوفَهُ أن یَکونَ قَد هَلَکَ حَیثُ عَرَضَ لَهُ ذلکَ فی قَلبِهِ. (5)

5/9.آثار یقین

285 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند از روی حکمت و جلال خود،آسایش و گشایش را در خشنودی و یقین قرار داد.

286 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عیسی بن مریم علیهما السلام روی آب راه می رفت و اگر یقینِ بیشتری داشت،در هوا نیز راه می رفت.

287 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اگر برادرم عیسی علیه السلام یقینش بهتر از آن بود که داشت،بی گمان،در هوا راه می رفت و روی آب،نماز می خواند.

فصل دهم:وسوسه

1/10.وسوسه در اعتقادات

288 . کنز العمّال به نقل از عبد اللّه بن مسعود:از پیامبر خدا سؤال کردیم که گاهی اوقات چیزهایی از ذهن انسان می گذرد که اگر از آسمان سقوط کند و در وسط آسمان،پرنده او را برُباید،برایش خوش تر است تا این که آن خطورات ذهنی را به زبانش آورَد.

پیامبر خدا فرمود:«این،ایمان محض است،یا ایمان ناب است».

289 . الکافی به نقل از ابن ابی عمیر،از محمّد بن مسلم،از امام صادق علیه السلام:مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت:ای پیامبر خدا!هلاک شدم.

پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود:«آن خبیث(شیطان)به سراغ تو آمد و گفت:چه کسی تو را آفریده است؟و تو گفتی:خدا،و او گفت:خدا را چه کسی آفریده است؟».

مرد گفت:آری،سوگند به آن که تو را به حق برانگیخت،مطلب همین گونه است[که می فرمایی].

پیامبر خدا فرمود:«به خدا سوگند که این،ایمان

محض است».

ابن ابی عمیر می گوید:من این حدیث را برای عبد الرحمن بن حجّاج گفتم.او گفت:پدرم از امام صادق علیه السلام برایم حدیث کرد که فرمود:مقصود پیامبر صلی الله علیه و آله از این که فرمود:«به خدا سوگند که این،ایمان محض است»،همان ترس او از این است که نکند با خطور آن افکار در ذهنش،به هلاکت افتاده باشد.

ص:95


1- (1) کنز العمال:ج 3 ص 437 ح 7333.
2- (2) کنز العمال:ج 3 ص 439 ح 7342.
3- (3) کنز العمال:ج 3 ص 439 ح 7343.
4- (4) کنز العمال:ج 1 ص 398 ح 1709.
5- (5) الکافی:ج 2 ص 425 ح 3. [1]

2/10.عِلاجُ الوَسواسِ

الکتاب

«وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ* وَ أَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ». 1

الحدیث

290 . الإمام الصادق علیه السلام: أتی النبیَّ صلی الله علیه و آله رجلٌ فقالَ:لقد لَقیتُ مِن وسوَسَةِ صدری شِدَّةً و أنا رجلٌ مُعیلٌ مَدینٌ مَحُوجٌ فقالَ لهُ:کرِّرْ هذهِ الکلِماتِ«تَوَکّلتُ علَی الحَیِّ الذی لایَموتُ،والحَمدُ للّهِ الّذی لَم یَتَّخِذْ صاحِبَةً ولا وَلَدا،ولَم یَکُن لَهُ شَریکٌ فی المُلکِ،ولَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ مِن الذُّلِّ وکَبِّرْهُ تَکبیرا»فلَم یَلبَثِ الرّجُلُ أن عادَ إلَیهِ،فقالَ:یا رسولَ اللّهِ،أذهَبَ اللّهُ عَنّی وَسوَسَةَ صَدری،وقَضی دَینی ووَسَّعَ رِزقی. (1)

3/10.تَجاوُزُ اللّهِ عن ِ الوَسوَسةِ

291 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: تَجاوَزَ اللّهُ لاُمَّتی عَمّا حَدَّثَت بهِ أنفُسَها مالَم تَنطِقْ بهِ أو تَعمَلْ. (2)

2/10.درمان وسوسه
قرآن

«و بگو:پروردگارا!از وسوسه های شیطان ها به تو پناه می برم.و پروردگارا!از این که[آنها]به پیش من حاضر شوند،به تو پناه می برم».

حدیث

290 . امام صادق علیه السلام: مردی خدمت پیامبر خدا آمد و گفت:در دلم وسوسه شدیدی افتاده،در حالی که من مردی عیالوار و بدهکار و نیازمند هستم.

پیامبر خدا فرمود:«این جملات را تکرار کن:"توکّلتُ علَی الحَیِّ الذی لایموتُ و الحمدُ للّهِ ِ الذی لم یتّخذْ صاحبةً ولا ولداً،ولم یکن له شریک فی المُلک و لم یکن له ولیٌّ من الذُّلِّ،و کبّره تکبیراً؛توکّل می کنم بر زنده ای که نمی میرد و ستایش،برای خداوندی است که همراه و فرزندی اختیار نکرده است و در جهانداری،شریکی ندارد و یاری از سرِ ذلّت نگرفته است،و او را بسیار بزرگ بشمار"».

دیری نگذشت که آن مرد،نزد پیامبر صلی الله علیه و آله باز گشت و گفت:ای پیامبر خدا!خداوند،وسوسه سینه ام را از بین برد و بدهیِ مرا ادا کرد و روزی ام را وسعت بخشید.

3/10.گذشت خدا از وسوسه

291 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،از وسوسه ها و تشکیکات ذهنیِ امّت من،تا زمانی که آنها را به زبان یا به مرحله عمل نیاورده باشند،گذشت کرده است.

ص:96


1- (2) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 1 ص 338 ح 986.
2- (3) تنبیه الخواطر:ج 2 ص 120. [1]

الباب الثّانی:الإیمان باللّه

الفصل الأوّل:معرفة اللّه

1/1.قیمَةُ مَعرِفَةِ اللّهِ

أ دعامَةُ الدِّینِ

292 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: دِعامَةُ الدِّینِ و أَساسُهُ المَعرِفَةُ بِاللّهِ عز و جل،وَالیَقینُ،وَالعَقلُ النَّافِعُ؛وهُوَ الکَفُّ عَن مَعاصِی اللّهِ عز و جل. (1)

ب أَفضَلُ الفَرائِضِ

293 . تنبیه الخواطر: سَأَلَ رَجُلٌ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَن أَفضَلِ الأَعمالِ،فَقالَ:العِلمُ بِاللّهِ وَالفِقهُ فی دینِهِ،وکَرَّرَهُما عَلَیهِ.

فَقالَ:یا رَسولَ اللّهِ،أسأَ لُکَ عَنِ العَمَلِ فَتُخبِرُنی عَنِ العِلمِ!

فَقالَ صلی الله علیه و آله:إِنَّ العِلمَ یَنفَعُکَ مَعَهُ قَلیلُ العَمَلِ،وإِنَّ الجَهلَ لا یَنفَعُکَ مَعَهُ کَثیرُ العَمَلِ. (2)

2/1.الهُداةُ إلی مَعرِفَةِ اللّهِ

أ اللّهُ عز و جل

الکتاب

«إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی». 3

باب دوم:ایمان به خدا

فصل یکم:شناخت خدا

1/1.ارزش شناخت خدا
الف استواری دین

292 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: پایه و بنیان دین،معرفت به خداوند عز و جل،یقین و عقل سودمند،یعنی عقلِ باز دارنده از گناهان است.

ب برترینِ واجبات

293 . تنبیه الخواطر: مردی از پیامبر خدا درباره برترین عمل پرسید.پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«علم به خدا و فهم در دینش»،و اینها را تکرار کرد.

مرد گفت:ای پیامبر خدا!از عمل می پرسم،به من از علم خبر می دهی؟!

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«با علم است که عمل اندک هم به تو سود می رسانَد،در حالی که با جهل،فراوانیِ عمل هم سودی نمی بخشد».

2/1.راه نمایان به سوی معرفت خدا
الف خداوند عز و جل
قرآن

«همانا هدایت بر عهده ماست».

ص:97


1- (1) الفردوس:ج 2 ص 222 ح 3077.
2- (2) تنبیه الخواطر:ج 1 ص 82. [1]

الحدیث

294 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ:عِبادی،کُلُّکُم ضالٌّ إِلّا مَن هَدَیتُهُ،وکُلُّکُم فَقیرٌ إِلّا مَن أَغنَیتُهُ،وکُلُّکُم مُذنِبٌ إِلّا مَن عَصَمتُهُ. (1)

295 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن أَصبَحَ ولایَذکُرُ أَربَعَةَ أَشیاءَ أَخافُ عَلَیهِ زَوالَ النِّعمَةِ:أَوَّلُها أن یَقولَ:الحَمدُ للّهِ ِ الَّذی عَرَّفَنی نَفسَهُ ولَم یَترُکنی عُمیانَ القَلبِ.... (2)

حدیث

294 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوندکه عظمتش بِشکوه بادمی فرماید:«بندگان من!همه شما گم راهید،جز آن که من،او را ره بنمایم و همگی نادارید،جز آن که من،او را دارا کنم و همه گناهکارید،جز آن من،او را نگاه دارم».

295 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که صبح برخیزد و از چهار چیز یاد نکند،از زوال نعمتش بیمناکم:نخست،آن که بگوید:ستایش،خدایی را که خودش را به من شناسانْد و مرا کوردل وا ننهاد....

ص:98


1- (1) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 397 ح 5848.
2- (2) الدعوات:ص 81 ح 204.
بحثی درباره احادیث«شناخت خدا از طریق خدا»

گفتیم که خداوند،خود از ره نمایان به سوی خداشناسی است؛یعنی خدا را می توان از طریق خود او شناخت.اکنون این مسئله مطرح است که مقصود از«شناخت خدا با خدا»چیست؟

در پاسخ می توان سه تفسیر روشن از«شناخت خدا با خدا»ارائه کرد:

1.شناخت خدا از طریق آثار

خداوند متعال،با ارائه آثار علم و قدرت و حکمت در نظام آفرینش به انسان،او را با آفریدگار حکیم و توانای جهان،آشنا می کند.شماری از احادیث،به این تفسیر اشاره دارند،مانند:

إِنَّما عَرَّفَ اللّهُ جَلَّ و عَزَّ نَفسَهُ إِلی خَلقِهِ بِالکَلامِ وَ الدَّلالاتِ عَلَیهِ وَ الأَعلامِ. (1)

بی تردید،خدای عز و جل،خود رابا سخن و دلالت و نشانه ها به مردم شناسانده است.

2.شناخت خدا از طریق تنزیه و تقدیس

تنزیه و تقدیس آفریدگار از مشابهت با آفریده ها،دومین تفسیر شناخت خدا به خداست.

صدر الدین شیرازی قدس سره در این باره می گوید:

معنایش این است که در آغاز با وجود اشیا،بر وجود او استدلال شود.سپس،ذات او،با نفیِ مانند و شبیه داشتن،شناخته شود.پس چون غیر او از او نفی شد و شبیهی،چه جسم باشد و چه روح،برای او تصوّر نشد،دانسته می شود که او از توصیف به غیر ذات خود،منزّه است.پس هر کس خدا را این گونه بشناسانَد که به هیچ چیزی شبیه نیست و چیزی هم شبیه او نیست،بی گمان،خدا را به خدا شناخته است،نه به غیر او. (2)

این تفسیر،در شماری از احادیث نیز آمده است؛مانند آن که امیر مؤمنان علی علیه السلام،در پاسخ کسی که از ایشان پرسید:«چگونه خدا،خود را به تو شناسانده است؟»،فرمود:

لا یَشبَهُهُ صورَةٌ،و لا یُحَسُّ بالحَواسِّ،و لا یُقاسُ بِالنّاسِ. (3)

هیچ تصویری،شبیه او نیست و با حواس،حس نمی شود و با مردم،مقایسه نمی گردد.

ص:99


1- (1) الکافی:ج8 ص148 ح128. [1]
2- (2) شرح اصول الکافی:ج 3 ص 61. [2]
3- (3) الکافی:ج1 ص85 ح2. [3]
3.شناخت خدا از طریق شهود قلبی

کامل ترین تفسیر شناخت خدا با خدا،شناخت او از طریق شهود قلبی است که:«آفتاب آمد دلیل آفتاب».در شماری از احادیث،بدین گونه از تفسیر اشاره شده؛از جمله آنچه در احادیث،از صُحُف ادریس،نقل شده است:

بِالحَقِّ عُرِفَ الحَقُّ،و بِالنّورِ أُهتُدِیَ إِلَی النّورِ وَ بِالشَّمسِ أُبصِرَتِ الشَّمسُ. (1)

با حق،حق شناخته می شود و با نور،به نور رَه بُرده می شود و با خورشید،خورشید،دیده می شود.

ص:100


1- (1) بحار الأنوار:ج95 ص466. [1]

ب الأَنبیاء

«قُلْ هذِهِ سَبِیلِی أَدْعُوا إِلَی اللّهِ عَلی بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی وَ سُبْحانَ اللّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ». 1

ج أهل البیت علیهم السلام

296 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أنا وعَلِیٌّ أبَوا هذِهِ الاُمَّةِ،مَن عَرَفَنا فَقَد عَرَفَ اللّهَ عز و جل،ومَن أَنکَرَنا فَقَد أنکَرَ اللّهَ عز و جل. (1)

3/1.فِطرَةُ التَّوحیدِ

الکتاب

«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّهِ الَّتِی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمُونَ». 3

الحدیث

297 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: کُلُّ مَولودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَةِ حَتّی یُعرِبَ (2)عَنهُ لِسانُهُ،فإِذا أعرَبَ عَنهُ لِسانُهُ إِمّا شاکِرا وإِمّا کَفورا. (3)

298 . عنه صلی الله علیه و آله: کُلُّ نَسَمَةٍ تولَدُ عَلَی الفِطرَةِ حَتّی یُعرِبَ عَنها لِسانُها،فَأَبَواها یُهَوِّدانِها ویُنَصِّرانِها. (4)

ب پیامبران
قرآن

«بگو:این است راه من،که من و هر کس پیروی ام کرد،با بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم؛و منزّه است خدا،و من از مشرکان نیستم».

حدیث
ج اهل بیت علیهم السلام

296 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: من و علی،پدران این امّتیم.هر کس ما را بشناسد،خدای عز و جل را شناخته است و هر کس ما را نشناسد،خدای عز و جل را نشناخته است.

3/1.فطرت توحیدی
قرآن

«پس روی خود را با گرایش تمام به حق،به سوی این دین کن،با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است.آفرینش خداوند،تغییرپذیر نیست.این است همان دین پایدار؛ولی بیشتر مردم نمی دانند».

حدیث

297 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر مولودی،بر فطرت[توحیدی]متولّد می شود تا آن که زبان بگشاید (5)]و به رشد برسد].چون زبان گشود،یا شاکر می شود و یا کافر.

298 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر انسانی،بر فطرت[توحیدی]به دنیا می آید تا آن که زبان بگشاید و پدر و مادرش،او را یهودی و یا مسیحی کنند.

ص:101


1- (2) کمال الدین:ص 261 ح 7. [1]
2- (4) أعْرَبَ الرَّجُلُ عن نَفْسِه،إذا بَیَّنَ و أوضَحَ(معجم مقاییس اللغة:ج 4 ص 299). [2]والظّاهِر أنّ الإعراب فی هذا المَوضِع کنایة عن تمییز الحقّ والباطل.
3- (5) مسند ابن حنبل:ج 5 ص 129 ح 14811. [3]
4- (6) مسند ابن حنبل:ج 5 ص 303 ح 15589. [4]
5- (7) مقصود از زبان گشودن در این روایت و روایت بعدی،رشد عقلی و قدرت تشخیص حق و باطل است.
بحثی درباره فطرت خداشناسی

نخستین خاستگاه خداشناسی،فطرت(سرشت)انسان است.آیات و احادیثی که دلالت بر این موضوع دارند،به سه دسته تقسیم می شوند:

دسته اوّل،آیات و احادیثی که دلالت می کنند بر این که خداشناسی،به صورت یک احساس،در وجود همه انسان ها نهاده شده است.چکیده این دسته از آیات و روایات،در این حدیث نبوی آمده است که می فرماید:

کُلُّ مَولودٍ یولَدُ عَلَی الفِطرَةِ. (1)

هر مولودی،بر فطرت خود،متولّد می شود.

دسته دوم،متونی که بر اساس آنها،خداوند متعال،از همه مردم پیش از تولّدشان،بر ربوبیّت خود،پیمان گرفته است؛مانند این آیه قرآن:

«وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا. 2

و آن گاه که پروردگارت از پشتِ بنی آدم،فرزندانشان را بر گرفت و بر خودشان گواه ساخت که:«آیا من پروردگار شما نیستم؟»،گفتند:«چرا.گواهی دادیم»».

دسته سوم،نصوصی که طبیعت انسان را به گونه ای ترسیم می کنند که وقتی در بن بستِ سختی ها قرار بگیرد،موانع شناخت،از جلو دیده جان،کنار می روند و در این حال،با همه وجود،خدا را احساس می کند و دست نیاز به سوی آن بی نیاز می برَد.جمع بندیِ آیات قرآن در این زمینه،در کلام نورانی امام عسکری علیه السلام بدین گونه آمده است:

اللّهُ هُوَ الَّذی یَتَأَلَّهُ إلَیهِ عِندَ الحَوائِجِ وَ الشَّدائِدِ کُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن کُلِّ مَن هُوَ دونَهُ،و تَقَطُّعِ الأسبابِ مِن جَمیعِ ماسِواهُ. (2)

خداوند،کسی است که هر مخلوقی،در نیازها و سختی ها و به هنگام قطع امید از همه دیگر افراد و وسیله های غیر از او،بدو روی می آورند.

ص:102


1- (1) الکافی:ج 2 ص 13 ح 3. [1]
2- (3) التوحید:ص231 ح5،معانی الأخبار:ص4 ح2،بحار الأنوار:ج3 ص41 ح16. [2]
روشن ترین براهین توحید فطری

دسته سوم از متونی که بدانها اشاره شد،در واقع،بیانگر روشن ترین برهان های تجربیِ توحید فطری اند که قرآن کریم،برای معرفی خداوند متعال به عنوان حقیقتی که انسان ذاتا با آن آشناست و خود را نیازمند به آن می یابد،مکرّر بدانها استناد کرده است.

ص:103

4/1.رُؤیَةُ اللّهِ بِالقَلبِ

الکتاب

«ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأی». 1

الحدیث

299 . التوحید عن محمّد بن الفضیل: سَأَلتُ أَبَا الحَسَنِ علیه السلام:هَل رَأی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله رَبَّهُ عز و جل؟

فَقالَ:نَعَم بِقَلبِهِ رَآهُ،أما سَمِعتَ اللّهَ عز و جل یَقولُ: «ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأی» أی لَم یَرَهُ بِالبَصَرِ،ولکِن رَآهُ بِالفُؤادِ. (1)

300 . التوحید عن مرازم عن الإمام الصادق علیه السلام: سَمِعتُهُ یَقولُ:رَأی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله رَبَّهُ عز و جل.یَعنی بِقَلبِهِ. (2)

4/1.دیدن خدا با دل
قرآن

«آنچه را دل دید،انکار نکرد».

حدیث

299 . التوحید به نقل از محمّد بن فضیل:از امام کاظم علیه السلام پرسیدم:آیا پیامبر خدا پروردگارش را دید؟

فرمود:«آری؛با دلش او را دید.آیا نشنیده ای که خداوند می فرماید:«آنچه را دل دید،انکار نکرد»؛یعنی با دیده[ی سر]ندید،بلکه با[دیده]دل دید».

300 . التوحید به نقل از مُرازم:شنیدم که امام صادق علیه السلام می فرماید:«پیامبر خدا،پروردگارش را دید؛یعنی با دلش».

ص:104


1- (2) التوحید:ص 116 ح 17.
2- (3) التوحید:ص 116 ح 16.
سخنی در بطلان عقیده به امکان رؤیت خدا با چشم

پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام بر پایه آموزه های قرآن و سنّت و حکم قطعی عقل و برهان،بر این باورند که دیدار حسّی خداوند متعال،ممتنع است.

پیروان مکتب معتزله از اهل سنّت نیز مانند امامیه،معتقد به عدم امکان رؤیت حسّی خداوند متعال هستند؛امّا اشاعره و گروهی از اهل حدیث که«مُشبّهه»و یا«حشویّه»نامیده می شوند،قائل به امکان رؤیت حسّی هستند.

هر چند قائلان به امکان دیدار خدا با چشم،گفته اند که ما بر مدّعای خود،هم دلیل عقلی داریم و هم دلیل نقلی؛امّا بطلان دلیل عقلی آنان،به قدری واضح است که نیازی به بررسی ندارد،مانند این که«صِرف وجود اشیا،مقتضی امکان رؤیت آنهاست»زیرا همان طور که در احادیث اهل بیت علیهم السلام ملاحظه می شود،چشم،تنها چیزی را می تواند ببیند که دارای رنگ و کیفیت باشد و چنین چیزی نمی تواند نامحدود و آفریدگار باشد.

همچنین استدلال به ادله نقلی همچون آیه: «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلی رَبِّها ناظِرَةٌ» (1)،بر امکان رؤیت حسّی صحیح نیست؛زیرا جمع میان این آیه و سایر آیاتی که دلالت بر عدم امکان رؤیت حسّی دارند،مانند: «لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ» (2)،گویای آن است که رؤیت حسّی مقصود نیست.بلکه این قبیل آیات و روایات تنها قابلیت انطباق بر«رؤیت قلبی»را دارند.

ص:105


1- (1) قیامت:آیه 22 و 23. [1]
2- (2) انعام:آیه 103. [2]

5/1.مَعرِفَةُ النَّفسِ ومَعرِفَةُ اللّهِ

الکتاب

«وَ فِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ* وَ فِی أَنْفُسِکُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ». 1

الحدیث

301 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ. (1)

302 . عنه صلی الله علیه و آله: أَعرَفُکُم بِنَفسِهِ أَعرَفُکُم بِرَبِّهِ. (2)

5/1.خودشناسی و خداشناسی
قرآن

«و در زمین برای اهل یقین،نشانه هایی[متقاعد کننده]است،و در خود شما؛مگر نمی بینید؟».

حدیث

301 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس خود را بشناسد،خدایش را شناخته است.

302 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که به نفس خویش آگاه تر باشد،به خدای خویش،عارف تر است.

ص:106


1- (2) عوالی اللآلی:ج 4 ص 102 ح 149. [1]
2- (3) جامع الأخبار:ص 35 ح 12. [2]
تحلیلی درباره نقش خودشناسی در خداشناسی

از نگاه قرآن کریم،در آفرینش انسان،نشانه ها و دلایل روشنی برای خداشناسی وجود دارد که هر کس اهل لجاجت نباشد و بخواهد از راه دلیل و برهان،حقایق هستی را بپذیرد،می تواند با دقّت در حکمت های وجودِ خود،با آفریدگار جهان و حقیقة الحقایق،آشنا شود:

اقسام احادیث دعوت به خودشناسی

احادیث اسلامی،با الهام از قرآن،فراوان بر خودشناسی تأکید دارند.این احادیث را می توان به پنج دسته تقسیم کرد:دسته نخست احادیثی هستند که خودشناسی را با ارزش ترینِ شناخت ها معرّفی می کنند؛مانند آنچه از امام علی علیه السلام روایت شده است که:

أَفضَلُ المَعرِفَةِ مَعرِفَةُ الإِنسانِ نَفسَهُ. (1)

برترین شناخت،خودشناسی است.

دسته دوم،احادیثی هستند که به بیان زیان های نشناختن خود پرداخته اند.امام علی علیه السلام می فرماید:

لا تَجهَل نَفسَکَ،فَإِنَّ الجاهِلَ مَعرِفَةَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِکُلِّ شَیءٍ. (2)

از خود بی خبر مباش که بی خبر از خود،از همه چیز بی خبر است.

دسته سوم،احادیثی هستند که تصریح می کنند خودشناسی،مقدّمه و کلید هستی شناسی است؛چنان که از امام علی علیه السلام نقل شده است:

مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَهُوَ لِغَیرِهِ أعرَفُ. (3)

آن که خود را بشناسد،دیگران را بهتر می شناسد.

دسته چهارم،احادیثی هستند که خودشناسی را کلید خداشناسی،بلکه برابر با خداشناسی می دانند که مشهورترینِ آنها این حدیث شریف است که از پیامبر خدا و امام علی علیه السلام روایت شده که فرموده اند:

مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ. (4)

آن که خود را بشناسد،پروردگارش را شناخته است.

دسته پنجم،احادیثی اند که مقصود از خودشناسی را تبیین و تفسیر می کنند.

ص:107


1- (1) غرر الحکم:ح 2935.
2- (2) غرر الحکم:ح 10337،عیون الحکم والمواعظ:ص 524 ح 9547.
3- (3) غرر الحکم:ح 8758.
4- (4) روضة الواعظین:ص 136 ح 3470. [1]

6/1.آیاتُ مَعرِفَةِ اللّهِ

الکتاب

«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ* اَلَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ». 1

الحدیث

303 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الجَوشَنِ الکَبیرِ:یا مَن فِی السَّماءِ عَظَمَتُهُ،یا مَن فِی الأَرضِ آیاتُهُ،یا مَن فی کُلِّ شَیءٍ دَلائِلُهُ،یا مَن فِی البِحارِ عَجائِبُهُ،یا مَن فِی الجِبالِ خَزائِنُهُ،یا مَن یَبدَأُ الخَلقَ ثُمَّ یُعیدُهُ،یا مَن إِلَیهِ یَرجِعُ الأَمرُ کُلُّهُ،یا مَن أَظهَرَ فی کُلِّ شَیءٍ لُطفَهُ،یا مَن أَحسَنَ کُلَّ شَیءٍ خَلَقَهُ،یا مَن تَصَرَّفَ فِی الخَلائِقِ قُدرَتُهُ. (1)

6/1.نشانه های خداشناسی
قرآن

«مسلماً در آفرینش آسمان ها و زمین،و در پیِ یکدیگر آمدن شب و روز،برای خردمندان نشانه هایی[قانع کننده]است.همانان که خدا را ایستاده و نشسته،و به پهلو آرمیده[در همه احوال]یاد می کنند و در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند[و می گویند که:]پروردگارا!اینها را بیهوده نیافریده ای.منزهی تو!پس ما را از عذابِ[آتش]دوزخ،در امان بدار».

حدیث

303 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای«جوشن کبیر»:ای آن که در آسمان،عظمتش پیداست و در زمین،نشانه هایش!ای آن که هر چیز،راهنمایی به سوی اوست!ای آن که شگفتی هایش در دریا و اندوخته هایش در کوه هاست!ای آن که خلق را پدید آورد و سپس،بازمی گردانَد!ای که همه کارها به او بازمی گردند!ای که لطفش را در همه چیز هویدا کرد!ای که هر چه آفرید،نیکو آفرید!ای که قدرتش،همه مخلوقات را می چرخانَد!

ص:108


1- (2) البلد الأمین:ص 407. [1]
تأمّلی درباره نقش خودشناسی در خداشناسی
اشاره

از نگاه قرآن،در آفرینش انسان،نشانه های روشنِ فراوانی برای خداشناسی وجود دارد و این،بدان معناست که انسان،نمی تواند خود را آن گونه که هست،ببیند،امّا آفریدگار خود را نبیند،و خودشناس باشد،امّا خدا را نشناسد.

نشانه های خدا در وجود انسان،در این باب،به نُه دسته تقسیم شده اند و اینک،توضیح کوتاهی درباره این نشانه ها:

1.پیدایش انسان از خاک

از نگاه قرآن،خاک،عصاره گِل،آب،عَلَق و نطفه،نقطه های آغازین آفرینش هستند که عقل با تأمّل در سیر تکاملی خاک تا به وجود آمدن انسان،چاره ای جز اعتراف به آفریدگار توانا و حکیم ندارد.

2.صورت بندی جنین

پس از تکمیل مصالح ساختمان بدن،جنین برای صورت بندی و نقّاشی آماده می شود.

«هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحامِ کَیْفَ یَشاءُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ. 1

اوست کسی که شما را در زِهدان ها چنان که می خواهد،شکل می دهد.خدایی نیست،جز او که پیروزمندِ فرزانه است».

3.پیدایش حیات

قرآن کریم،در موارد متعدّد،پدیده شگفت حیات را مستند به آفریدگار توانای جهان کرده است و آن را یکی از آیات الهی و دلایل غیر قابل انکار وجود خدا می داند و گاه،منکران را با توجّه به این حقیقت،مورد ملامت قرار می دهد:

«کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ. 2

چگونه به خدا کفر می ورزید،در حالی که مُرده بودید و زنده تان ساخت؟!».

4.خواب

خواب،مایه تجدید قوای فرسوده شده،رمز نشاط و طراوت است که تقریبا یکْ سوم عمر انسان،هزینه آن

ص:109

می گردد.

«وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ. 1

و از نشانه های او،خواب شما در شب و روز است،و نیز[روزی]جستن شما از فضلش.بی گمان،در این،نشانه هایی برای گروه شنواست».

5.روزی

پیش بینی منابع مورد نیاز برای تغذیه انسان و همه موجودات زنده و هماهنگی موادّ مورد نیاز انسان با کشش های طبیعی او،دلیل دیگری بر توحید و خداشناسی است:

«هَلْ مِنْ خالِقٍ غَیْرُ اللّهِ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ فَأَنّی تُؤْفَکُونَ؟! 2

آیا جز خداوند،آفریدگاری هست که از آسمان و زمین،روزی تان دهد؟جز او خدایی نیست.پس به کجا منحرف می شوید؟!».

6.همسر

آفرینش همسر با توجه به تأثیر شگرفی که در آرامش آدمی دارد به تنهایی کافی است که ثابت کند جهان هستی دارای آفریدگاری حکیم و تواناست.

«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ. 3

و از نشانه های اوست که جفت هایی از جنس خودتان برایتان آفرید تا با ایشان،آرام گیرید و میانتان،دوستی و مهربانی نهاد.در این،نشانه هایی است برای کسانی که می اندیشند».

7.پوشاک

وجود منابع پوشاک در زمین،مانند وجود منابع تغذیه و خوراک،ثابت می کند که جهان،طبق نقشه و محاسبه دقیق و حکیمانه ای پدید آمده که حتّی جزئی ترین مسائل ضرور زندگی نیز از دیده تیزبین پدید آورنده آن،پنهان نمانده است.

«وَ جَعَلَ لَکُمْ سَرابِیلَ تَقِیکُمُ الْحَرَّ وَ سَرابِیلَ تَقِیکُمْ بَأْسَکُمْ. 4

و برای شما جامه هایی ساخت که از گرما حفظتان می کند و جامه هایی که در جنگ،نگهِتان می دارد».

8.ابزارهای یادگیری

پیش بینی ابزارهای درونی و برونی در وجود انسان برای کسب آگاهی،نشانه دیگری از نشانه های آفرینش

ص:110

انسان و دلیل دیگری برای اثبات توحید و خداشناسی است.

9.اختلاف زبان ها و شکل ها

اختلاف زبان ها،شکل ها و رنگ های مردم،یکی دیگر از دلایل خداشناسی است؛زیرا اگر کارخانه آفرینش شعور نداشت،مانند همه ماشین های دیگر،تولیدات آن یک نواخت بود.

«وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْعالِمِینَ (1).

و از نشانه های اوست آفرینش آسمان ها و زمین و اختلاف زبان ها و رنگ هایتان.در این،نشانه هایی برای دانایان است».

ص:111


1- (1) روم:آیه 22. [1]

7/1.طُرُقُ الوُصولِ إلی أسمی مَراتِبِ مَعرِفَةِ اللّهِ

أ ذِکرُ اللّهِ عز و جل

الکتاب

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللّهَ ذِکْراً کَثِیراً* وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَ أَصِیلاً* هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَ مَلائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ کانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً». 1

الحدیث

304 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: یَقولُ اللّهُ تَعالی:إِذا کانَ الغالِبُ عَلی عَبدِیَ الاِشتِغالَ بی جَعَلتُ نَعیمَهُ ولَذَّتَهُ فی ذِکری،فَإِذا جَعَلتُ نَعیمَهُ ولَذَّتَهُ فی ذِکری عَشَقَنی وعَشَقتُهُ،فَإِذا عَشَقَنی وعَشَقتُهُ رَفَعتُ الحِجابَ فیما بَینی وبَینَهُ،وصِرتُ مَعالِما بَین عَینَیهِ،لا یَسهو إِذا سَهَا النَّاسُ،أُولئِکَ کَلامُهُم کَلامُ الأَنبِیاءِ. (1)

ب مَحَبَّةُ اللّهِ عز و جل

305 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: المَحَبَّةُ أَساسُ المَعرِفَةِ. (2)

ج الاِنقِطاعُ إلَی اللّهِ عز و جل

306 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:إِلهی مَن ذَا الَّذِی انقَطَعَ إِلَیکَ فَلَم تَصِلهُ؟! (3)

د وِلایَةُ أَهلِ البَیتِ علیهم السلام

307 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: نَحنُ الوَسیلَةُ إِلَی اللّهِ،وَالوُصلَةُ إِلی رِضوانِ اللّهِ. (4)

7/1.راه های رسیدن به بالاترین مراتب خداشناسی
الف ذکر خدا
قرآن

«ای کسانی که ایمان آورده اید!خدا را یاد کنید،یادی بسیار.و صبح و شام او را به پاکی بستایید.اوست کسی که با فرشتگان خود بر شما درود می فرستد تا شما را از تاریکی ها به سوی روشنایی برآورَد؛و به مؤمنان،همواره مهربان است».

حدیث

304 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند متعال،می فرماید:«هر گاه،دل مشغولیِ عمده بنده ای،من باشم،نعمت و لذّتِ او را در ذکر خودم قرار می دهم،و چون نعمت و لذّتش را در ذکر خودم قرار دهم،به من عشق می ورزد و من نیز به او عشق می ورزم،و چون عاشق یکدیگر شدیم،حجاب میان خودم و او را برمی دارم و نشانه هایی در جلو چشمانش قرار می دهم که چون مردم[مرا]از یاد ببرند،او از یاد نبرد.اینان،سخنشان،سخن پیامبران است».

ب محبّت خدا

305 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: محبّت،اساس معرفت است.

ج انقطاع به سوی خدا

306 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:خدایا!چه کسی برای پیوستن به تو،از همه گسست و تو به او نپیوستی؟!

د ولایت اهل بیت علیهم السلام

307 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ما وسیله[ی نزدیکی]به سوی خداییم و راه وصل به خشنودیِ او.

ص:112


1- (2) حلیة الأولیاء:ج 6 ص 165.
2- (3) المواعظ العددیّة:ص 144.
3- (4) بحار الأنوار:ج 90 ص 342 ح 54. [1]
4- (5) بحار الأنوار:ج 25 ص 23 ح 38. [2]
سخنی درباره راه های رسیدن به بالاترین مراتب خداشناسی
اشاره

آنچه با عنوان«راه های رسیدن به بالاترین مراتب خداشناسی»گذشت،در بردارنده مطمئن ترین دستورها برای سیر و سلوک به سوی اللّه است که در متون اسلامی،به آنها اشاره شده است و گذر از منازل سلوک و رسیدن به قلّه یقین و معرفت شهودی،بدون عمل به این ره نمودها،امکان پذیر نیست.در واقع،حرکت انسان به سوی کمال مطلق،بدین سان آغاز می گردد:

یک.یاد خدا

نخستین گام در این سیر و سلوک،یاد خداست.امام علی علیه السلام درباره نقش یاد خدا در سازندگی انسان می فرماید:

أصلُ صَلاحِ القَلبِ اشتِغالُهُ بِذِکرِ اللّهِ. (1)

اساس سامان یافتن دل،اشتغال آن به یاد خداست.

یاد خدا،در واقع،رمز خودسازی است؛چرا که به تدریج،انسان را از خودِ حیوانی تهی می کند و دل را از رذایل اخلاقی،پاک می گردانَد و آن را برای پذیرش نور یقین،آماده می سازد.در متون اسلامی،نقشِ سرنوشت ساز یادِ خدا در سازندگی انسان،به تفصیل مورد توجّه قرار گرفته است.

حقیقت ذکر

نکته اساسی،این که حقیقت ذکر،احساس حضور در محضر حق تعالی است.از این رو،ذکر زبانی،بدون توجّه قلبی،اثر چندانی در نورانیت دل نخواهد داشت.نشانه توجّه قلبی انسان به آفریدگار جهان نیز مسئولیت شناسی در همه زمینه هاست.

ذکرِ به این معنا و بویژه تداوم آن،بسیار دشوار است؛چنان که امام صادق علیه السلام در گفتگو با یکی از یارانش،درباره سخت ترین چیزهایی که خدا بر خلقش واجب کرده است،چنین فرموده است:

ألا أُخبِرُکَ بِأَشَدِّ ما فَرَضَ اللّهُ عز و جل عَلی خَلقِهِ؟قُلتُ:بَلی.قالَ:إنصافُ النّاسِ مِن نَفسِکَ،و مُؤاساتُکَ أخاکَ،و ذِکرُ اللّهِ فی کُلِّ مَوطِنٍ.أما إنّی لا أقولُ:سُبحانَ اللّهِ،وَ الحَمدُ للّهِ ِ،و لا إلهَ إلَا اللّهُ،و اللّهُ أکبَرُ،و إن کانَ هذا مِن ذاکَ،و لکِن ذِکرُ اللّهِ جَلَّ و عَزَّ فی کُلِّ مَوطِنٍ إذا هَجَمتَ عَلی طاعَةٍ أو عَلی مَعصِیَةٍ. (2)

ص:113


1- (1) غرر الحکم:ح 3083.
2- (2) الکافی:ج 2 ص 145 ح 8، [1]معانی الأخبار:ص 193 ح 3،بحار الأنوار:ج 75 ص 34 ح 29. [2]

[امام علیه السلام فرمود:]«آیا تو را از سخت ترین واجباتی که خدا بر خلقش واجب کرده،آگاه نکنم؟».گفتم:چرا.فرمود:«انصاف دادنت به مردم از جانب خودت،و سهیم کردن برادرت[در مال ودارایی ات]و ذکر خدا در هر جا؛امّا بدان که مقصود من از ذکر،گفتن "سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه اکبر" نیست.اگر چه اینها هم ذکر هستند؛بلکه مقصود،یاد کردن خدای عز و جل در هر جایی است که آهنگ طاعت یا معصیت می کنی».

دو.رعایت آداب غذا خوردن

یاد خداوند عز و جل غذای جان است.هر چه این خوراکْ بیشتر به روح برسد،نیروی روح،بیشتر می شود و صفا و نورانیت دل،افزون تر می گردد؛به عکسِ غذاهای مادّی که هر چه بیشتر انسان از آن مصرف کند،برای جسم و جانش زیانبارتر است و اکتفا به قدر ضرور درخوردن،سلامت جسم و جان انسان را تضمین می کند.از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چنین روایت شده است:

إذا أقَلَّ الرَّجُلُ الطُّعمَ مُلِئَ جَوفُهُ نورا. (1)

چون انسان از خوراکش بکاهد،درونش پُر از نور می شود.

سه.ولایت اهل بیت

راه توحید و سلوک به سوی معرفت شهودی و کمال مطلق،راهی است بس دشوار و در آن،راهزنانِ بسیار در کمین اند.پیمودن این راه،بدون راه نمایی و دستگیری رهبرانِ به مقصد رسیده و مصون از خطا که همان پیامبرخدا و خاندان او هستند خطرناک،بلکه غیر ممکن است.چه اینکه اهل بیت علیهم السلام،ابواب معرفت خدا و راه رسیدن به رضوان الهی هستند و این،بدان معناست که تنها آنها با معارف اسلام ناب آشنایند و بر اساس آموزه های وحی،می توانند آفریدگار حقیقیِ جهان را به مردم معرّفی کنند و آنان را تا رسیدن به بالاترین مراتب توحید،هدایت نمایند.در«زیارت جامعه کبیره»که از امام هادی علیه السلام روایت شده،خطاب به آنان می گوییم:

بِمُوالاتِکُم عَلَّمَنَا اللّهُ مَعالِمَ دینِنا. (2)

به ولایت شما،خداوند،معارف دینمان را به ما آموخت.

چهار.استمداد از خداوند متعال

چهارمین دستور کار برای سلوک الی اللّه،نیایش و یاری خواستن از خداوند متعال است.دعا،در رساندن سالک به مقصد،هم طریقیت دارد و هم موضوعیت.طریقیت دارد،چون مایه توفیق یافتن انسان برای انجام دادن

ص:114


1- (1) الفردوس:ج 1 ص 290 ح 1138.نیز،ر.ک:المعجم الأوسط:ج 5 ص 229 ح 5165،تنبیه الخواطر:ج 2 ص 229،الدعوات:ص 77 ح 187.
2- (2) تهذیب الأحکام:ج 6 ص 100 ح 177،کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 2 ص 616 ح 3213،عیون أخبار الرضا علیه السلام:ج 2 ص 277 ح 1، [1]المزار الکبیر:ص 533،بحار الأنوار:ج 102 ص 132 ح 4. [2]

سایر برنامه های سلوک است،و موضوعیت دارد،چون خود،مغز عبادت است.

حتّی می توان گفت که اگر دعا با شرایط آن انجام شود،یکی از نزدیک ترین راه ها و شاید نزدیک ترین راه برای رسیدن به مقصد است؛چنان که خداوند متعال می فرماید:

«وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ. 1

و چون بندگانم از تو درباره من پرسیدند،[به آنان بگو که]«من نزدیکم و ندای دعا کننده را چون مرا بخواند،پاسخ می دهم».پس[بندگانم]دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند،شاید که راه یابند».

پنج.احیای عقل و میراندن نفس

با به کار بستن ره نمودهای چهارگانه ای که شرح آن گذشت،به تدریجْ قوای عقلانیِ سالک الی اللّه،رشد می کند و هوس های حیوانی،در او می میرند تا آن که به این نقطه می رسد که امیر مؤمنان در وصف او می فرماید:

قَد أَحیا عَقلَهُ،و أَماتَ نَفسَهُ،حَتّی دَقَّ جَلیلُهُ،و لَطُفَ غَلیظُهُ،و بَرَقَ لَهُ لامِعٌ کَثیرُ البَرقِ،فَأَبانَ لَهُ الطَّریقَ و سَلَکَ بِهِ السَّبیلَ،و تَدافَعَتهُ الأَبوابُ إلی بابِ السَّلامَةِ،و دارِ الإقامَةِ،و ثَبَتَت رِجلاهُ بِطُمَأنینَةِ بَدَنِهِ فی قَرارِ الأَمنِ وَ الرّاحَةِ بِما استَعمَلَ قَلبَهُ،و أَرضی رَبَّهُ. (1)

عقلِ خود را زنده کرده و نفسِ خود را میرانده است؛تا جایی که درشتی هایش نازک و زمختی هایش لطیف گشته اند و برقی فروزان و تابناک،برایش درخشیدن گرفته و راهش را روشن داشته و او را به راه در آورده است و درها،او را به درِ سلامت و سرای اقامت کشانده اند و ثابتْ قدم و با کمال اطمینان،در جایگاه امن و راحت،به عوض آنچه دلش به کار برده و خدایش را خشنود ساخته،جای گرفته است.

ص:115


1- (2) نهج البلاغة:خطبه 220، [1]بحار الأنوار:ج 69 ص 316 ح 34. [2]

8/1.آثارُ مَعرِفَةِ اللّهِ

أ خَشیَةُ اللّهِ عز و جل

الکتاب

«إِنَّما یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ». 1

الحدیث

308 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن کانَ بِاللّهِ أَعرَفَ کانَ مِنَ اللّهِ أَخوَفَ. (1)

ب اجتِنابُ المَحارِمِ

309 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن عَرَفَ اللّهَ وعَظَّمَهُ مَنَعَ فاهُ مِنَ الکَلامِ،وبَطنَهُ مِنَ الطَّعامِ،وعَفا (2)نَفسَهُ بِالصِّیامِ وَالقِیامِ. (3)

ج الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ عز و جل

310 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ عز و جل:عَلامَةُ مَعرِفَتی فی قُلوبِ عِبادی حُسنُ مَوقِعِ قَدری ألّا أُشتَکی ولا أُستَبطی ولا أُستَخفی. (4)

8/1.آثار معرفت خدا
الف بیم از خدا
قرآن

«از بندگان خدا،تنها دانایانند که از او می ترسند.آری.خدا،ارجمندِ آمرزنده است».

حدیث

308 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس به خدا آگاه تر باشد،از او بیمناک تر است.

ب پرهیز از حرام ها

309 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که خدا و عظمت او را بشناسد،کام از کلام و درون از طعام،باز می دارد و نفْس خویش را به روزه و شب زنده داری رام می کند.

ج رضایت به قضای الهی

310 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدای عز و جل فرمود:«نشانه معرفت به من در دل های بندگانم،نیکوییِ موقعیت منزلت من است.این که از من گِله نشود و[روزی رساندنم]دیر و کُند به شمار نیاید و پنهان،شمرده نشوم».

ص:116


1- (2) جامع الأخبار:ص 258 ح 682.
2- (3) قال العلّامة المجلسی قدس سره:«وعفا»کذا،وفی بعض النسخ«فعفی»؛أی جعلها صافیةً خالصةً،أو جعلها مندرسةً ذلیلةً خاضعةً،أو وفّر کمالاتها.قال فی النهایة:أصل العفو المحو والطمس،وعَفَت الریحُ الأثرَ:محَته وطمسته...وعفا الشیءُ:کثر وزاد،یقال:أعفیته وعفّیته،وعفا الشیءُ:صَفا وخلص،انتهی.و أقول:الأظهر مافی المجالس وغیره و أکثر نسخ الکتاب:«عنّی»أی أتعب،والعنا بالفتح والمدّ:التعب(مرآة العقول:ج 9 ص 254). [1]
3- (4) الکافی:ج 2 ص 237 ح 25. [2]
4- (5) کنز العمّال:ج 1 ص 129 ح 606.

د استِجابَةُ الدُّعاءِ

311 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ عز و جل:مَن أَهانَ لی وَلِیّا فَقَد أَرصَدَ لِمُحارَبَتی.وما تَقَرَّبَ إِلَیَّ عَبدٌ بِشَیءٍ أَحَبَّ إِلَیَّ مِمَّا افتَرَضتُ عَلَیهِ،وإِنَّهُ لَیَتَقَرَّبُ إِلَیَّ بِالنّافِلَةِ حَتّی أُحِبَّهُ،فَإِذا أَحبَبتُهُ کُنتُ سَمعَهُ الَّذی یَسمَعُ بِهِ،وبَصَرَهُ الَّذی یُبصِرُ بِهِ،ولِسانَهُ الَّذی یَنطِقُ بِهِ،ویَدَهُ الَّتی یَبطِشُ بِها،إِن دَعانیأَجَبتُهُ،وإِن سَأَلَنی أَعطَیتُهُ. (1)

312 . عنه صلی الله علیه و آله: لَو عَرَفتُمُ اللّهَ تَعالی حَقَّ مَعرِفَتِهِ لَزالَت بِدُعائِکُمُ الجِبالُ! (2)

د اجابت دعا

311 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدای عز و جل می فرماید:«هر که به دوست من توهین کند،به جنگ با من برخاسته است.بنده ای به من با بهتر از انجام دادن واجباتش تقرّب نجسته است و او با انجام دادن مستحب به من،تقرّب می جوید تا دوستدارش شوم و چون دوستدارش می شوم،گوشِ شنیدن او و دیده دیدن او و زبانِ گفتن و دستِ فعّالیت او می گردم.اگر مرا بخوانَد،اجابتش می کنم و اگر از من بخواهد،عطایش می نمایم».

312 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اگر خداوند متعال را چنان که بایسته شناخت اوست،می شناختید،کوه ها با دعای شما از جا کَنده می شدند.

ص:117


1- (1) الکافی:ج 2 ص 352 ح 7. [1]
2- (2) نوادر الاُصول:ج 2 ص 132.
چکیده آنچه درباره نقش خداشناسی گذشت
اشاره

آثار و برکات خداشناسی و نقش آن در زندگی انسان را در دو بخش می توان خلاصه کرد:

بخش اوّل:نقش خداشناسی در زندگیِ فردی

مهم ترین نقش خداشناسی در زندگیِ فردی،محبّت و انس با خداوند متعال است؛چرا که انسان،فطرتا عاشق زیبایی است و از آن جا که خداوند متعال،جامعِ همه زیبایی هاست و همه زیبایان،زیبایی خود را از او دارند،انسان نمی تواند خدا را بشناسد و او را دوست نداشته باشد.از این رو،امام مجتبی علیه السلام می فرماید:

مَن عَرَفَ اللّهَ أَحَبَّهُ. (1)

هر که خدا را بشناسد،دوستش خواهد داشت.

بخش دوم:نقش خداشناسی در زندگی اجتماعی

خداشناسی،به دلیل این که زیربنای ارزش های اعتقادی،اخلاقی و عملی است،اصلی ترین پایه های جامعه نمونه انسانی نیز هست.به همین جهت،نمی توان از جامعه ای که خدا را باور ندارد،انتظار داشت ارزش های انسانی و در رأس آنها عدالت اجتماعی را رعایت نماید.لذا امام رضا علیه السلام درباره فلسفه خداپرستی می فرماید:

لِعِلَلٍ کَثیرَةٍ،مِنها أنَّ مَن لَم یُقِرَّ بِاللّهِ عز و جل لَم یَتَجَنَّب مَعاصِیَهُ،و لَم یَنتَهِ عَنِ ارتِکابِ الکَبائِرِ و لَم یُراقِب أحَدا فیما یَشتَهی و یَستَلِذُّ مِنَ الفَسادِ وَ الظُّلمِ. (2)

به علّت های بسیار؛یک علّت آن که:کسی که به خدا اقرار نکند،از نافرمانی او نپرهیزد و از ارتکاب گناهان کبیره،باز نَایستد و هیچ کس را در آنچه از تباهی و ستم دوست می دارد و لذّت می بَرَد،نپاید.

و اگر روزی جامعه بشر به طور شایسته با آفریدگار جهان پیوند بر قرار کند،بهترین زندگی ها را برای خود فراهم ساخته است.به امید آن روز!

ص:118


1- (1) تنبیه الخواطر:ج 1 ص 52. [1]
2- (2) علل الشرائع:ص 252 ح 9، [2]بحار الأنوار:ج 3 ص 10 ح 23. [3]

9/1.لا یَبلُغُ أَحَدٌ کُنهَ مَعرِفَتِهِ

313 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:یا مَن لا یَعلَمُ ما هُوَ إِلّا هُوَ. (1)

314 . عنه صلی الله علیه و آله فی تَنزیهِ اللّهِ سُبحانَهُ:سُبحانَکَ ما عَرَفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِکَ. (2)

10/1.النَّهیُ عَنِ التَّفَکُّرِ فی ذاتِه

315 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: تَفَکَّروا فی آلاءِ اللّهِ ولا تَتَفَکَّروا فِی اللّهِ. (3)

316 . عنه صلی الله علیه و آله: تَفَکَّروا فی خَلقِ اللّهِ ولا تَفَکَّروا فِی اللّهِ؛فَإِنَّکُم لَن تُقَدِّروا قَدرَهُ. (4)

الفصل الثّانی:معرفة توحید اللّه

1/2.قیمَةُ التَّوحیدِ

أ ثَمَنُ الجَنَّةِ

317 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: التَّوحیدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ. (5)

318 . عنه صلی الله علیه و آله: إِنَّ«لا إِلهَ إِلَا اللّهُ»کَلِمَةٌ عَظیمَةٌ کَریمَةٌ عَلَی اللّهِ عز و جل،مَن قالَها مُخلِصا استَوجَبَ الجَنَّةَ،ومَن قالَها کاذِبا عَصَمَت مالَهُ ودَمَهُ،وکانَ مَصیرُهُ إِلَی النّارِ. (6)

9/1.کسی به حقیقت معرفت او نمی رسد

313 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:ای آن که کسی نمی داند او چیست،جز خودش!

314 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در تنزیه خدای سبحان:منزّهی تو!ما آن گونه که باید،تو را نشناخته ایم.

10/1.پرهیز از اندیشیدن در ذات خدا

315 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در نعمت های خدا بیندیشید و در[ذات]خدا نیندیشید.

316 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در خلق خدا بیندیشید و در[ذات]خدا نیندیشید که شما او را اندازه نمی توانید کرد.

فصل دوم:شناخت یگانگی خدا

1/2.ارزش توحید
الف بهای بهشت

317 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: توحید،بهای بهشت است.

318 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بی گمان،«لا إله إلّا اللّه»،نزد خداوند عز و جل سخنی بزرگ و عزیز است.هر کس آن را خالصانه بگوید،بهشت برایش واجب می شود و هر کس آن را به دروغ بگوید،دارایی و خونش حفظ می شود،امّا ره به دوزخ می بَرَد.

ص:119


1- (1) عوالی اللآلی:ج 4 ص 132 ح 226. [1]
2- (2) عوالی اللآلی:ج 4 ص 132 ح 227. [2]
3- (3) المعجم الأوسط:ج 6 ص 250 ح 6319.
4- (4) تنبیه الخواطر:ج 1 ص 250. [3]
5- (5) الأمالی للطوسی:ص 570 ح 1178. [4]
6- (6) التوحید:ص 23 ح 18.

ب حِصنُ اللّهِ عز و جل

319 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: حَدَّثَنی جَبرَئیلُ سَیِّدُ المَلائِکَةِ،قالَ:قالَ اللّهُ سَیِّدُ السّاداتِ عز و جل:إِنّی أَنَا اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنَا،فَمَن أَقَرَّ لی بِالتَّوحیدِ دَخَلَ حِصنی،ومَن دَخَلَ حِصنی أَمِنَ مِن عَذابی. (1)

2/2.تَفسیرُ التَّوحیدِ

320 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: التَّوحیدُ ظاهِرُهُ فی باطِنِهِ،وباطِنُهُ فی ظاهِرِهِ،ظاهِرُهُ مَوصوفٌ لا یُری،وباطِنُهُ مَوجودٌ لا یَخفی،یُطلَبُ بِکُلِّ مَکانٍ ولَم یَخلُ مِنهُ مَکانٌ طَرفَةَ عَینٍ،حاضِرٌ غَیرُ مَحدودٍ،وغائِبٌ غَیرُ مَفقودٍ. (2)

3/2.التَّوحیدُ فِی الخالِقِیَّةِ

الکتاب

«یا أَیُّهَا النّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَیْرُ اللّهِ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ فَأَنّی تُؤْفَکُونَ». 3

الحدیث

321 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:یا لا إِلهَ إِلّا أَنتَ،لَیسَ خالِقا ولا رازِقا سِواکَ یا اللّهُ،و أَسأَ لُکَ بِاسمِکَ الظّاهِرِ فی کُلِّ شَیءٍ بِالقُدرَةِ وَالکِبرِیاءِ وَالبُرهانِ وَالسُّلطانِ یا اللّهُ. (3)

ب دژِ خدا

319 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سرور فرشتگان،جبرئیل علیه السلام برایم حدیث کرد و گفت:سَرور سَروران،خداوند عز و جل فرمود:«من،تنها خدایم و خدایی جز من نیست.پس هر که به یگانگی من اقرار کند،به دژِ من در می آید و هر که به دژم در آید،از عذاب من،ایمن می شود».

2/2.معنای توحید

320 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: [معنای]توحید آن است که ظاهرش،در باطن او و باطنش در ظاهر اوست.ظاهرش وصف کردنی و نادیدنی و باطنش،موجود و پنهان ناشده است.در هر جا طلب می شود و هیچ جایی،حتّی یک لحظه از او خالی نیست.حاضر است؛امّا نه محدود،و غایب است،امّا نه مفقود.

3/2.توحید در آفرینش
قرآن

«ای مردم!نعمتِ خدا را بر خود یاد کنید.آیا غیر از خدا آفریدگاری است که شما را از آسمان و زمین،روزی دهد؟خدایی جز او نیست.پس چگونه[از حق]انحراف می یابید؟».

حدیث

321 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:ای آن که جز تو خدایی نیست،ای خدا!نه آفریدگاری جز تو هست و نه روزی دهنده ای.ای خدا!به نامت که در هر چیز با قدرت و شوکت و دلیل و برهان،آشکار است،از تو می خواهم.

ص:120


1- (1) عیون أخبار الرضا علیه السلام:ج 2 ص 135 ح 3. [1]
2- (2) معانی الأخبار:ص 10 ح 1.
3- (4) البلد الأمین:ص 415. [2]

4/2.التَّوحیدُ فِی الرُّبوبِیَّةِ

الکتاب

«قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ مَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ مَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ». 1

الحدیث

322 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الجَوشَنِ الکَبیرِ:یا مَن لا یُدَبِّرُ الأَمرَ إِلّا هُوَ. (1)

5/2.التَّوحیدُ فِی العِبادَةِ

الکتاب

«إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعِینُ». 3

الحدیث

323 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لم آتِکُم إِلّا بِخَیرٍ؛آتَیتُکم أَن تَعبُدُوا اللّهَ وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ...و أَن تَدَعُوا اللّاتَ وَالعُزّی. (2)

4/2.توحید رُبوبی
قرآن

«بگو:«کیست که از آسمان و زمین،به شما روزی می بخشد؟یا کیست که حاکم بر گوش ها و دیدگان است؟و کیست که زنده را از مُرده بیرون می آورد و مُرده را از زنده خارج می سازد؟و کیست که کارها را تدبیر می کند؟».خواهند گفت:«خدا».پس بگو:«آیا پروا نمی کنید؟»».

حدیث

322 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای«جوشن کبیر»:ای آن که کسی جز او،کارها را تدبیر نمی کند!

5/2.توحید در عبادت
قرآن

«تنها تو را می پرستیم،و تنها از تو یاری می جوییم».

حدیث

323 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: جز خیر برای شما نیاورده ام.فقط خدای یگانه و بی شریک را بپرستید...و[بت های]لات و عُزّا را وا نهید.

ص:121


1- (2) البلد الأمین:ص 410. [1]
2- (4) مسند ابن حنبل:ج 9 ص 48 ح 23188. [2]
سخنی درباره توحید در عبادت

توحید در عبادت،در قرآن و روایات اسلامی در دو معنا به کار می رود:

1.اطاعت از خدای یگانه و ترک پرستش غیر او،مانند این آیه:

«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ. 1

و در هر امّتی فرستاده ای برانگیختیم که:تنها خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید».

2.خالص کردن انگیزه در پرستش خدای یگانه.

البته لازمه توحید در اطاعت،توحید در عبادت نیز هست؛زیرا اطاعت از اوامر الهی به طور مطلق،مستلزم اخلاص و پاک سازی انگیزه است؛امّا به دلیل اهمّیت این معنا و مراتب اخلاص در عبادت،عنوان مستقلی دارد.

ص:122

الفصل الثّالث:معرفة أسماء اللّه وصفاته

1/3.عَدَدُ أسماءِ اللّهِ

324 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إِنَّ فِی القُرآنِ تِسعَةً وتِسعینَ اسما،مَن أَحصاها کُلَّها دَخَلَ الجَنَّةَ. (1)

2/3.ما رُوِیَ فی تَفسیرِ الاسمِ الأَعظَمِ

325 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: «بسم الله الرحمن الرحیم»أَقرَبُ إِلَی الاِسمِ الأَعظَمِ (2)مِن سَوادِ العَینِ إِلی بَیاضِها. (3)

326 . عنه صلی الله علیه و آله: اسمُ اللّهِ الأَعظَمُ فی هاتَینِ الآیَتَینِ: «اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» (4)،و «إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ» (5). (6)

327 . سنن الترمذی عن بریدة: سَمِعَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله رَجُلاً یَدعو وهُوَ یَقولُ:اللّهُمَّ إنّی أسأَ لُکَ بِأَنّی أشهَدُ أنَّکَ أنتَ اللّهُ لا إلهَ إلّا أنتَ،الأَحَدُ الصَّمَدُ الَّذی لَم یَلِد ولَم یولَد ولَم

یَکُن لَهُ کُفُوا أحَدٌ.

فَقالَ صلی الله علیه و آله:وَالَّذی نَفسی بِیَدِهِ لَقَد سَأَلَ اللّهَ بِاسمِهِ الأَعظَمِ الَّذی إذا دُعِیَ بِهِ أجابَ،وإذا سُئِلَ بِهِ أعطی. (7)

فصل سوم:شناخت اسما و صفات خدا

1/3.تعداد نام های خدا

324 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در قرآن،نود و نُه نام[برای خدا]هست که هر کسی آنها را برشمارَد،به بهشت در می آید.

2/3.روایاتی در تفسیر اسم اعظم
اشاره

325 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: نزدیکیِ«بسم اللّه الرحمن الرحیم»به اسم اعظم، (8)بیشتر از نزدیکیِ سیاهیِ چشم به سفیدیِ آن است.

326 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اسم اعظم خدا،در این دو آیه است:«خداست که معبودی جز او نیست.زنده و بر پا دارنده است»و«خدای شما،خدای یگانه است».

327 . سنن الترمذی به نقل از بریده:پیامبر صلی الله علیه و آله شنید فردی دعا می کند و می گوید:بار خدایا!به حقّ این که گواهی می دهم تویی خدای یکتا و معبودی جز تو نیست و یگانه بی نیازی که نه فرزند دارد و نه فرزند کسی است و هیچ کس همتای او نیست،از تو درخواست می کنم.

فرمود:«سوگند به آن کسی که جانم در دست اوست،این مرد از خداوند به اسم اعظمش درخواست کرد؛اسمی که هر گاه با آن خوانده شود،پاسخ می دهد و هر گاه با آن از او درخواست شود،عطا می کند».

ص:123


1- (1) تاریخ بغداد:ج 3 ص 422 الرقم 1553. [1]
2- (2) استعملت کلمة«اسم»فی معناها الجامع القابل للصدق علی جمیع أسمائه تعالی،فهو من باب ذکر المفهوم والإشارة به إلی المصداق.وبما أنّ الاسم الأعظم أشرف المصادیق فلا محالة أن یکون أولی و أحقّ بانطباق المفهوم علیه.وبهذا یتّضح معنی کون«باسم اللّه»أقرب إلی الاسم الأعظم من سواد العین إلی بیاضها؛فإنّ القرب بینهما قرب ذاتی،إذ المفهوم متّحد مع مصداقه خارجا،وقرب سواد العین إلی بیاضها قرب مکانیّ،والاتّحاد بینهما وضعیّ(البیان فی تفسیر القرآن:ص 514). [2]
3- (3) عدّة الداعی:ص 49. [3]
4- (4) البقرة:255. [4]وهی آیة الکرسی.
5- (5) البقرة:163. [5]
6- (6) مُهج الدعوات:ص 383. [6]
7- (7) سنن الترمذی:ج 5 ص 515 ح 3475.
8- (8) واژه«اسم»در معنای جامعی به کار رفته که قابل انطباق بر همه اسم های خدای متعال است.این از باب ذکر مفهوم و اشاره به مصداق است و از آن رو که اسمِ اعظم،شریف ترین مصداق است،ناگزیر،در انطباق مفهوم بر آن،سزاوارتر و شایسته تر از دیگر نام هاست و با این توضیح،معنای«نزدیک تر بودن بسم اللّه به اسمِ اعظم،حتّی نزدیک تر از سیاهیِ چشم به سفیدی آن»،معلوم می شود؛زیرا نزدیکیِ میان آن دو،ذاتی است؛چرا که مفهوم،در خارج،با مصداقش متّحد است،ولی نزدیکیِ سیاهیِ چشم به سفیدیِ آن،مکانی است و اتّحاد میان آن دو،انضمامی.

328 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله لَمّا سُئِلَ عَنِ اسمِ اللّهِ الأَعظَمِ:کُلُّ اسمٍ مِن أَسماءِ اللّه ِ،فَفَرِّغ قَلبَکَ عَن کُلِّ ما سِواهُ،وَادعُهُ بِأَیِّ اسمٍ شِئتَ،فَلَیسَ فِی الحَقیقَةِ للّهِ ِ اسمٌ دونَ اسمٍ،بَل هُوَ الواحِدُ القَهّارُ. (1)

328 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چون از ایشان درباره اسمِ اعظم خدا پرسیده شد:هر نامی،از نام های الهی است.پس دلت را از هر چه غیر اوست،تهی ساز و او را با هر نامی که خواستی،بخوان؛چرا که در حقیقت،این گونه نیست که خداوند،نام خاصّی داشته باشد و نام دیگری را نداشته باشد؛بلکه او یکتای چیره است.

ص:124


1- (1) مصباح الشریعة:ص 129. [1]
پژوهشی درباره معنای اسم اعظم

موضوع اسم اعظم خداوند عز و جل،در احادیث اسلامی،بویژه در دعاها،بسیار تکرار شده و این نکته نیز آمده است که هر کس خدا را با آن نام بخواند،دعایش مستجاب می شود و اهل بیت علیهم السلام این نام(بجز یک حرف از آن)را می دانند.امّا آن نام چیست؟

واقعیت این است که،روایات،در این باره،مختلف اند و نمی توان پاسخ قاطعی از نظر روایات اسلامی،به این سؤال داد؛

نبودن دلیل قاطعی بر مراد از اسم اعظم،موجب شده است که دیدگاه های مختلفی درباره آن ارائه گردد،تا آن جا که سیوطی،بیست قول را در این زمینه نقل کرده است.

بهترین تحقیق در تبیین اسم اعظم

علّامه سیّد محمّدحسین طباطبایی رحمه الله در پاسخ به این سؤال که معنای اسم اعظم چیست،می گوید:

در میان مردم،شایع شده که اسم اعظم،اسمی است لفظی،از اسمای خدای متعال،که اگر خدا را به آن بخوانند،دعا مستجاب می شود و در هیچ مقصدی،از تأثیر باز نمی مانَد و چون در میان اسمای حسنای خدا،به چنین اسمی دست نیافته اند و در لفظ جلاله(اللّه)نیز چنین اثری ندیده اند،معتقد شده اند که اسم اعظم،مرکّب از حروفی است که هر کسی،آن حروف و نحوه ترکیب آنها را نمی داند و اگر کسی به آن دست بیابد،همه موجودات،در برابرش خاضع می شوند و به فرمانش در می آیند.

در حالی که به نظر می رسد اسمای الهی و مخصوصا اسم اعظم او،هر چند در عالم،مؤثّر باشند و اسباب و وسایطی برای نزول فیض از ذات خدای متعال در این عالمِ مشهود بوده باشند،این تأثیرشان به خاطر حقایقشان است،نه الفاظی که در فلان گویش،دلالت بر فلان معنا دارند.همچنین به خاطر معانی شان که از الفاظ فهمیده می شوند و در ذهن تصوّر می شوند نیز نیستند؛بلکه معنای این تأثیر،این است که خدای متعال که پدیدآورنده هر چیزی است هر چیزی را با یکی از صفات کریمش پدید می آورَد که مناسب آن چیز است و در قالب اسمی است،نه این که لفظ خشک و خالیِ اسم و یا معنای آن و یا حقیقت دیگری غیر از ذات متعالی خداوندی،چنین تأثیری داشته باشد.

چیزی که هست،خدای متعال،وعده داده است که دعای دعا کننده را اجابت می کند و فرموده است:

ص:125

«أُجِیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ . (1)

اجابت می کنم دعای دعا کننده را،وقتی مرا بخواند».

و این اجابت،موقوف بر دعا و طلب حقیقی و جدّی است و نیز همان طور که در تفسیر این آیه گذشت موقوف بر این است که درخواست،از خودِ خدا شود و نه از دیگری.آری.کسی که دست از تمامی وسایل و اسباب بردارد و برای یکی از حوایجش،به پروردگارش متّصل شود،در حقیقتْ متّصل به حقیقتِ آن اسمی شده است که با حاجتش تناسب دارد و در نتیجه،آن اسم نیز با حقیقتش تأثیر می کند و دعای او مستجاب می شود.

این است حقیقت دعا به اسم و به همین جهت،خصوصیت و عمومیت تأثیر،به حال آن اسمی بستگی دارد که حاجتمند،به آن تمسّک جُسته است.پس اگر این اسم،اسم اعظم باشد،تمامی اشیا،در برابرِ حقیقت آن اسم،رام می شوند و دعای کسی که با آن اسم دعا کرده،به طور مطلقْ مستجاب می شود.

بنا بر این،روایات و ادعیه این باب را باید بر این معنا حمل کرد،نه بر اسم لفظی یا مفهوم آن.این که در روایت آمده است که:«خداوند،اسمی از اسمای خود و یا چیزی از اسمِ اعظم خود را به یکی از پیامبران یا بندگانش آموخته»،معنایش این است که راه انقطاع به سوی خود را به وی آموخته است؛بدین گونه که اسم خداوندیِ مناسب با دعا و درخواستِ او را بر زبانش جاری ساخته است.پس اگر واقعا اسم لفظی ای در کار باشد و معنای روشنی هم داشته باشد،باز هم تأثیر آن دعا،از این باب است که الفاظ و معانی،وسایل و اسبابی هستند که به نحوی،حقایق را حفظ می کنند.

ص:126


1- (1) بقره:آیه 186. [1]

3/3.ما یَجِبُ فی مَعرِفَةِ صِفاتِ اللّهِ

329 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ الخالِقَ لا یوصَفُ إِلّا بِما وَصَفَ بِهِ نَفسَهُ،وکَیفَ یوصَفُ الخالِقُ الَّذی تَعجِزُ الحَواسُّ أن تُدرِکَهُ،وَالأَوهامُ أَن تَنالَهُ،وَالخَطَراتُ أن تَحُدَّهُ،وَالأَبصارُ الإحاطَةَ بِهِ؟!جَلَّ عَمّا یَصِفُهُ الواصِفونَ،نَأی (1)فی قُربِهِ وقَرُبَ فی نَأیِهِ،کَیَّفَ الکَیفِیَّةَ؛فَلا یُقالُ لَهُ:کَیفَ،و أَیَّنَ الأَینَ؛فَلا یُقالُ لَهُ:أَینَ،وهُوَ مُنقَطِعُ الکَیفِیَّةِ فیهِ وَالأَینونِیَّةِ،فَهُوَالأَحَدُ الصَّمَدُ کَما وَصَفَ نَفسَهُ،وَالواصِفونَ لا یَبلُغونَ نَعتَهُ،لَم یَلِد ولَم یُولَد ولَم یَکُن لَهُ کُفُوا أَحَدٌ. (2)

4/3.الأَحَدُ (3)

الکتاب

«اِتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِیَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمّا یُشْرِکُونَ». 4

الحدیث

330 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:أسألُکَ بِاسمِکَ یا لا إلهَ إلّا أنتَ الواحِدُ الفَردُ الصَّمَدُ.... (4)

3/3.بایسته ها در شناختن صفات خدا

329 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آفریدگار،جز به آنچه خود وصف کرده،توصیف نمی شود،و چگونه توصیف شود آفریدگاری که حواس،از ادراک او و اوهام،از رسیدن به او و رهیافت ها[ی ذهنی و قلبی]،از تعریف کردن او و اندیشه ها،از احاطه بر او ناتوان اند؟!

او از وصف وصف کنندگان،برتر است.در[عین]نزدیکی،دور و در[عین]دوری،نزدیک است.او چگونگی را پدید آورد.پس درباره او نمی توان گفت:«چگونه است؟».و کجایی را پدید آورد.پس درباره او گفته نمی شود:«کجاست؟».چگونگی و کجایی درباره او جاری نیستند.پس اوست یگانه بی نیاز همان سان که خود را توصیف کرده است و وصف کنندگان به توصیف او نمی رسند.نزاده و زاده نشده است و کسی همتای او نیست.

4/3.اَحَد
اشاره

(5)

قرآن

«اینان،دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جای خدا به الوهیّت گرفتند،با آن که مأمور نبودند،جز این که خدایی یگانه را بپرستند که هیچ معبودی جز او نیست.منزّه است او از آنچه[با وی]شریک می گردانند».

حدیث

330 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:درخواست می کنم تو را به نامت،ای کسی که خدایی جز تو نیست،یکتای بی نیاز!....

ص:127


1- (1) نأی:بَعُد(لسان العرب:ج 15 ص 300).
2- (2) کفایة الأثر:ص 12. [1]
3- (3) «الأَحد»:صفة مشبّهة،و«الواحد»:اسم فاعل،وکلاهما مشتقّان من مادة«وحد»،وهو یدلّ علی الانفراد(معجم مقاییس اللغة:ج 6 ص 90، [2]المصباح المنیر:ص 650،الصحاح:ج 2 ص 547)،وبما أنّ دلالة الصفة المشبهّة علی الجذر والمادّة أَکثر و أَقوی من دلالة اسم الفاعل،لذا فإنّ دلالة«الأَحد»علی الانفراد أَکثر من دلالة«الواحد».
4- (5) البلد الأمین:ص 414. [3]
5- (6) صفت«اَحَد(یگانه)»،صفت مشبّهه است و صفت«واحد(یکتا)»،اسم فاعل و هر دو برگرفته از مادّه«وحد»هستند که بر یگانگی،دلالت دارد.از آن جا که دلالتِ صفت مشبّهه بر مادّه،بیشتر و قوی تر از دلالت اسم فاعل است،دلالت«احد»بر یگانگی،بیشتر از دلالت«واحد»است.

5/3.الأَوَّل ُ،الآخِرُ 1

331 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ أَنتَ الأَوَّلُ فَلَیسَ قَبلَکَ شَیءٌ،و أَنتَ الآخِرُ فَلَیسَ بَعدَکَ شَیءٌ. 2

332 . عنه صلی الله علیه و آله: لا یَزالُ النّاسُ یَسأَلونَ عَن کُلِّ شَیءٍ حَتّی یَقولوا:هذا اللّهُ کانَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ،فَماذا کانَ قَبلَ اللّهِ؟فَإِن قالوا لَکُم ذلِکَ،فَقولوا:هُوَ الأَوَّلُ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ؛فَلَیسَ بَعدَهُ شَیءٌ،وهُوَ الظّاهِرُ فَوقَ کُلِّ شَیءٍ،وهُوَ الباطِنُ دونَ کُلِّ شَیءٍ،وهُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ. 3

6/3.البارِئُ 4

الکتاب

«هُوَ اللّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ

الْحُسْنی یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ». 5

5/3.اوّل،آخر

6

331 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدایا!تو اوّل هستی و پیش از تو چیزی نیست.تو آخِر هستی و پس از تو چیزی نیست.

332 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: مردمان،پیوسته درباره هر چیزی سؤال می کنند تا این که می گویند:«خداوند،پیش از هر چیزی بوده است.پس،چه چیزی پیش از او بوده است؟».اگر به شما چنین گفتند:بگویید:اوست اوّلِ پیش از هر چیز و پس از او چیزی نیست،و اوست ظاهرِ فراتر از هر چیز،و باطنِ نزدیک هرچیز،و او به هر چیزی داناست.

6/3.بارئ
اشاره

7

قرآن

«اوست خدای خالقِ نوساز صورتگر[که]بهترین نام ها[و

صفات]از آنِ اوست.آنچه در آسمان ها و زمین است،[جمله]او را تسبیح می گویند؛و او شکست ناپذیر فرزانه است».

ص:128

الحدیث

333 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الجَوشَنِ الکَبیرِ:یا رَبَّ کُلِّ شَیءٍ وصانِعَهُ،یا بارِئَ کُلِّ شَیءٍ وخالِقَهُ. (1)

7/3.الباسِطُ،القابِضُ

الکتاب

«مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَةً وَ اللّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ». 2

الحدیث

334 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:سُبحانَهُ مِن رازِقٍ ما أَقبَضَهُ،وسُبحانَهُ مِن قابِضٍ ما أَبسَطَهُ. (2)

335 . عنه صلی الله علیه و آله أیضا:یا قابِضَ کُلِّ شَیءٍ وباسِطَهُ. (3)

8/3.الباقی

الکتاب

«کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ* وَ یَبْقی وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ». 5

الحدیث

336 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن دُعائِهِ یَومَ الأَحزابِ:یا صَریخَ

المَکروبینَ،یا مُجیبَ دَعوَةِ المُضطَرّینَ...أَنتَ اللّهُ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ،و أَنتَ اللّهُ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ،و أَنتَ اللّهُ تَبقی ویَفنی کُلُّ شَیءٍ...و أَنتَ الدَّائِمُ الَّذی لا یَفنی،و أَنتَ الَّذی أَحَطتَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلما،و أَحصَیتَ کُلَّ شَیءٍ عَدَدا،أَنتَ البَدیعُ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ،وَالباقی بَعدَ کُلِّ شَیءٍ. (4)

حدیث

333 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای«جوشن کبیر»:ای خداوندگار هر چیز و سازنده آن،ای آفریننده همه چیز و آفریدگار آن!

7/3.باسط،قابض
قرآن

«کیست آن کس که به[بندگانِ]خدا وام نیکویی دهد تا[خدا]آن را برای او چند برابر بیفزاید؟و خداست که[در معیشت بندگان]تنگی و گشایش پدید می آورد؛و به سوی او بازگردانده می شوید».

حدیث

334 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:منزّه است روزی رسانی که چه تنگ گیرنده است،و منزّه است تنگ گیرنده ای که چه گستراننده است!

335 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای«جوشن کبیر»:ای گیرنده هر چیز و گستراننده آن!

8/3.باقی
قرآن

«هر چه بر[زمین]است،فانی شونده است و ذاتِ باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی خواهد ماند».

حدیث

336 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعایش در نبرد احزاب:ای فریادرس اندوهگینان،ای پاسخ دهنده دعای

بیچارگان!...تو پیش از همه چیز،خدا بوده ای و تو پس از همه چیز،خدایی.تو،آن خداوندی هستی که پایدار می مانی و همه چیز از میان می رود....تو،آن جاودانی هستی که فنا نمی پذیرد.تو کسی هستی که به همه چیز،احاطه علمی داری و همه چیز را به شماره در آورده ای.تو نوآورِ پیش از همه چیزها و پایدارِ پس از همه چیزها هستی.

ص:129


1- (1) البلد الأمین:ص 410. [1]
2- (3) مهج الدعوات:ص 110. [2]
3- (4) البلد الأمین:ص 410. [3]
4- (6) مهج الدعوات:ص 94. [4]

337 . عنه صلی الله علیه و آله مِن دُعائِهِ فی عَرَفاتٍ:أَمسی ظُلمی مُستَجیرا بِعَفوِکَ...و أَمسی وَجهِیَ الفانی مُستَجیرا بِوَجهِکَ الباقی. (1)

9/3.البَدیءُ،البَدیعُ (2)

الکتاب

«بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضی أَمْراً فَإِنَّما یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ». 3

«إِنَّ بَطْشَ رَبِّکَ لَشَدِیدٌ* إِنَّهُ هُوَ یُبْدِئُ وَ یُعِیدُ». 4

الحدیث

338 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الحَمدُ للّهِ ِ الَّذی کانَ فی أَزَلِیَّتِهِ (3)وَحدانِیّا...اِبتَدَأَ مَا ابتَدَعَ،و أنشَأَ ما خَلَقَ عَلی غَیرِ مِثالٍ کانَ سَبَقَ بِشَیءٍ مِمّا خَلَقَ. (4)

339 . عنه صلی الله علیه و آله مِن خُطبَتِهِ فی غَدیرِ خُمٍّ:أَشهَدُ بِأَنَّهُ اللّهُ

الَّذی...صَوَّرَ ما أَبدَعَ عَلی غَیرِ مِثالٍ. (5)

337 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعایش در عرفات:ستمم به گذشت تو پناه آورده...و وجه فناپذیرم،به وجه پایدار تو،پناهنده گشته است.

9/3.بدیء،بدیع
اشاره

(6)

قرآن

«[او]پدید آورنده آسمان ها و زمین[است]و چون به کاری اراده فرماید،فقط می گوید:«[موجود]باش!».پس[فوراً موجود]می شود».

«آری!مجازات پروردگارت سخت سنگین است.هم اوست که[آفرینش را]آغاز می کند و بازمی گرداند».

حدیث

338 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ستایش،خدایی راست که در دیرینگی خود،یگانه است....در آنچه پدید آورد،آغازگر بود و آنچه را آفرید،نو پدید آورد،نه از روی اُلگویی که بر چیزی که آفرید،پیشی گرفته باشد.

339 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سخنرانی خود در غدیر

خُم:گواهی می دهم که او خدایی است که...بدون هیچ نمونه ای نگارگری کرد.

ص:130


1- (1) الکافی:ج 4 ص 464 ح 5. [1]
2- (2) البدیء والبدیع فی اللغة کلاهما فعیل بمعنی فاعل من مادّة«بدأَ»و«بدع».وهما متقاربان فی المعنی. فالبدیء والبدیع فی اللغة هو الذی أَحدث الأَشیاء ابتداءً وبلا سابق مثالٍ.
3- (5) الأَزَلُ:القِدَم(الصحاح:ج 4 ص 1622).
4- (6) التوحید:ص 44 ح 4. [2]
5- (7) الاحتجاج:ج 1 ص 140 ح 32. [3]
6- (8) دو صفت«بدیء(آغازگر)»و«بدیع(نوآور)»،هر دو در لغت،فعیل به معنای فاعل از مادّه«بدأ»و«بدع»اند و معنای نزدیک به هم دارند. «بدیء»و«بدیع»،در لغت،به کسی گفته می شود که اشیا را نخستین بار و بدون نمونه پیشین،پدید آورده است.

10/3.البَصیرُ (1)

الکتاب

«وَ اللّهُ یَقْضِی بِالْحَقِّ وَ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا یَقْضُونَ بِشَیْءٍ إِنَّ اللّهَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ». 2

«فَسَتَذْکُرُونَ ما أَقُولُ لَکُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللّهِ إِنَّ اللّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ». 3

الحدیث

340 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:یا مَن لا یَحجُبُهُ شَیءٌ عَن شَیءٍ. (2)

11/3.التَّوّابُ (3)

الکتاب

«وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّهَ تَوّابٌ حَکِیمٌ». 6

10/3.بصیر
اشاره

(4)

قرآن

«و خداست که به حقّ داوری می کند،و کسانی را که در برابر او می خوانند،[عاجزند و]به چیزی داوری نمی کنند.در حقیقت،خداست که خود،شنوای بیناست».

«پس به زودی آنچه را به شما می گویم،به یاد خواهید آورد.و کارم را به خدا می سپارم؛خداست که به[حال]بندگان[خود]بیناست».

حدیث

340 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:ای آن که چیزی او را از چیزی پوشیده نمی دارد!

11/3.توّاب
اشاره

(5)

قرآن

«و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود و این که خدا توبه پذیر سنجیده کار است[رسوا می شدید]».

ص:131


1- (1) «بصیر»فعیل بمعنی الفاعل مشتقّ من مادّة«بصر»بمعنی العالم.(معجم مقاییس اللغة:ج 1 ص 253 وراجع:الصحاح:ج 2 ص 591 و المصباح المنیر:ص 50) [1] والبصر بمعنی النُّور،ومبصرة یعنی مضیئة؛لأَنّ النور مصدر العلم والعلم نوع من الإضاءة.
2- (4) البلد الأمین:ص 411. [2]
3- (5) التوّاب فی اللغة صیغة مبالغة من مادّة«توب»وهو یدلّ علی الرجوع.فالتوّاب بمعنی الراجع کثیرا. وقد استعملت الأَحادیثُ التوبةَ للإنسان وللّه أَیضا،وعدّ أَحدها توبةَ اللّه قبولَه توبةَ الإنسان:«التَوّاب القابِل لِلتَّوباتِ».
4- (7) صفت«بصیر(بینا)»،بر وزن فعیل به معنای فاعل،برگرفته از مادّه«بصر»است به معنای عالم(آگاه)است. واژه«بَصَر»به معنای نور و«مُبصِرة»،یعنی روشنگر،زیرا نور،منبع علم است و علم،گونه ای از روشنایی است.
5- (8) صفت«توّاب(توبه پذیر)»،صیغه مبالغه از مادّه«تَوَبَ»است که دلالت بر بازگشت دارد.پس توّاب،در صفات خداوند،به معنای بسیار بازگردنده(توبه پذیر)است. احادیث نیز توبه(بازگشت)را برای انسان و خدا به کار برده اند و یک حدیث،توبه خدا را به معنای پذیرفتن توبه انسان دانسته است:«توّاب،همان پذیرنده توبه هاست».

«وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ». 1

الحدیث

341 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی قِصَّةِ آدَمَ علیه السلام:فَلَمّا أَقَرّا لِرَبِّهِما بِذَنبِهِما و أَنَّ الحُجَّةَ مِنَ اللّهِ لَهُما،تَدارَکَتهُما رَحمَةُ الرَّحمنِ الرَّحیمِ فَتابَ عَلَیهِما رَبُّهُما إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحیمُ.قالَ اللّهُ:یا آدَمُ اهبِط أَنتَ وزَوجُکَ إِلَی الأَرضِ،فَإِذا أَصلَحتُما أَصلَحتُکُما،وإِن عَمِلتُما لی قَوَّیتُکُما،وإِن تَعَرَّضتُما لِرِضایَ تَسارَعتُ إِلی رِضاکُما،وإِن خِفتُما مِنّی آمَنتُکُما مِن سَخَطی.

قالَ:فَبَکَیا عِندَ ذلِکَ وقالا:رَبَّنا فَأَعِنّا عَلی صَلاحِ أَنفُسِنا وعَلَی العَمَلِ بِما یُرضیکَ عَنّا.

قالَ اللّهُ لَهُما:إِذا عَمِلتُما سوءا فَتوبا إِلَیَّ مِنُه أَتُب عَلَیکُما،و أَنَا اللّهُ التَّوّابُ الرَّحیمُ. (1)

12/3.الجابِرُ،الجَبّارُ (2)

الکتاب

«هُوَ اللّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحانَ اللّهِ عَمّا یُشْرِکُونَ». 4

«و اوست کسی که توبه را از بندگان خود می پذیرد و از گناهان درمی گذرد و آنچه می کنید،می داند».

حدیث

341 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در داستان آدم علیه السلام:پس آن گاه که آن دو(آدم و حوّا)،برای پروردگارشان به گناه خود اقرار کردند و به این که حجّت از خدا برای آنهاست،رحمتِ رحمتگر مهربان،آنها را دریافت.پس پروردگارشان،بر آنها بازگشت که او توبه پذیرِ مهربان است.خدا فرمود:«ای آدم!تو با همسرت،به سوی زمین فرود آیید.پس هر گاه صالح گشتید،من،شما را به سامان می کنم و اگر برای من کار کنید،شما را نیرومند می کنم و اگر خشنودیِ مرا نشانه رفتید،به خشنودیِ شما می شتابم و اگر از من ترسیدید،شما را ازناخشنودی ام ایمن می سازم».

در آن هنگام،[آدم و حوّا]گریستند و گفتند:پروردگار ما!ما را برای صلاح خودمان و بر عمل به آنچه تو را خشنود می سازد،یاری کن.

خداوند به ایشان فرمود:«هر گاه بدی کردید،پس از آن به سوی من باز گردید تا بر شما باز گردم.منم خدای توبه پذیرِ مهربان».

12/3.جابر،جبّار
اشاره

(3)

قرآن

«اوست خدایی که جز او معبودی نیست؛همان فرمان روای پاکِ سلامت[بخش و]ایمنی بخش نگهبان شکست ناپذیر چیره متکبّر است.پاک است خدا از آنچه[با او]شریک می گردانند!».

ص:132


1- (2) تفسیر العیّاشی:ج 1 ص 36 ح 21. [1]
2- (3) «الجابر»اسم فاعل من«جَبَرَ،یَجْبُرُ»من مادّة«جبر»وهو جنس من العظمة والعلوّ والاستقامة(معجم مقاییس اللغة:ج 1 ص 501)، [2]والجبر أَن تغنی الرجل من فقر،أَو تصلح عظمه من کسر.
3- (5) صفت«جابر(به سامان کننده)»،اسم فاعل از«جَبَر،یَجْبُرُ»از مادّه«جبر»است که آن هم گونه ای از سترگی و بلندْ پایگی و ایستادگی است و جبر،آن است که انسان از هر نیازی،بی نیاز گردد.

الحدیث

342 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن دُعاءٍ عَلَّمَه إِیّاهُ جَبرَئیلُ علیه السلام:أَنتَ جَبّارُ مَن فِی السَّماواتِ وجَبّارُ مَن فِی الأَرضِ،لا جَبّارَ فیهِما غَیرُکَ. (1)

343 . عنه صلی الله علیه و آله: تَوَکَّلتُ عَلَی الجَبّارِ الَّذی لا یَقهَرُهُ أَحَدٌ. (2)

344 . عنه صلی الله علیه و آله أَیضا:لا إِلهَ غَیرُکَ،تَعالَیتَ أن یَکونَ لَکَ وَلَدٌ أو شَریکٌ،وتَجَبَّرتَ أَن یَکونَ لَکَ نِدٌّ،لا إِله إِلّا أَنتَ وَحدَکَ لا شَریکَ لَکَ. (3)

13/3.الحافِظُ،الحَفیظُ

الکتاب

«وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ اللّهُ حَفِیظٌ عَلَیْهِمْ وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ». 4

«قالَ هَلْ آمَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلاّ کَما أَمِنْتُکُمْ عَلی أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللّهُ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمِینَ». 5

الحدیث

345 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: فی الدُّعاءِأَثبِت فی قَضائِکَ وقَدَرِکَ البَرَکَةَ فی نَفسی و أَهلی ومالی فی لَوحِ الحِفظِ المَحفوظِ بِحِفظِکَ،یا حَفیظُ الحافِظُ حِفظُهُ احفَظنی بِالحِفظِ الَّذی جَعَلتَ مَن حَفِظتَهُ بِهِ مَحفوظا. (4)

14/3.الحاکِمُ

الکتاب

«وَ اتَّبِعْ ما یُوحی إِلَیْکَ وَ اصْبِرْ حَتّی یَحْکُمَ اللّهُ وَ هُوَ

خَیْرُ الْحاکِمِینَ». 7

حدیث

342 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از دعایی که جبرئیل علیه السلام آن را به وی آموخت:تو چیره اهل آسمان ها و چیره اهل زمین هستی.هیچ چیره ای جز تو در آنها نیست.

343 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: توکّل کردم بر چیره ای که کسی بر او غلبه نمی کند.

344 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:خدایی جز تو نیست.برتر و بالاتر از آنی که تو را فرزندی یا انبازی باشد و چیره تری از آن که برایت همانندی باشد.خدایی جز تو نیست.یگانه ای،بی هیچ انبازی.

13/3.حافظ،حفیظ
قرآن

«و کسانی که به جای او دوستانی برای خود گرفته اند،خدا بر ایشان نگهبان است و تو بر آنان گمارده نیستی».

«[یعقوب]گفت:آیا همان گونه که شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم،بر او امین سازم؟پس خدا بهترین نگهبان است؛و اوست مهربان ترینِ مهربانان».

حدیث

345 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:[خداوندا!]در قضا و قَدَرت،برکت را برای خودم و خانواده ام و دارایی ام در لوح محفوظی که خود نگاهداری اش می کنی،ثبت کن.ای نگاهبان و ای کسی که حفظ تو،نگهدار است!مرا با آن نگهداریِ خود،نگاه بدار که هر که را با آن حفظ کردی،محفوظ ساختی.

14/3.حاکم
قرآن

«و از آنچه بر تو وحی می شود،پیروی کن و شکیبا باش تا

خدا[میان تو و آنان]داوری کند؛و او بهترین داوران است».

ص:133


1- (1) الإقبال:ج 1 ص 239. [1]
2- (2) الإقبال:ج 1 ص 409. [2]
3- (3) البلد الأمین:ص 422. [3]
4- (6) البلد الأمین:ص 511.

الحدیث

346 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الحَمدُ للّهِ ِ رَفیعِ الدَّرَجاتِ،ذِی العَرشِ...وهُوَ أَحکَمُ الحاکِمینَ،و أَسرَعُ الحاسِبینَ،وحُکمُهُ عَدلٌ وهُوَ لِلحَمدِ أَهلٌ. (1)

347 . عنه صلی الله علیه و آله: اللّهُ عَظیمُ الآلاءِ،دائِمُ النَّعماءِ...عادِلٌ فی حُکمِهِ،عالِمٌ فی مُلکِهِ. (2)

15/3.الحَکیمُ

الکتاب

«وَ هُوَ الَّذِی فِی السَّماءِ إِلهٌ وَ فِی الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَکِیمُ الْعَلِیمُ». 3

الحدیث

348 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ تَبارَکَ وتَعالی:...وإِنَّ مِن عِبادِیَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یَصلُحُ إِیمانُهُ إِلّا بِالفَقرِ ولَو أَغنَیتُهُ لَأَفسَدَهُ ذلِکَ،و إِنَ مِن عِبادیَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یَصلُحُ إِیمانُهُ إِلّا بِالغِناءِ ولَو أَفقَرتُهُ لَأَفسَدَهُ ذلِکَ،وإِنّ مِن عِبادِیَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یَصلُحُ إِیمانُهُ إِلّا بِالسُّقمِ ولَو صَحَّحتُ جِسمَهُ لَأَفسَدَهُ ذلِکَ،وإِن مِن عِبادِیَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یَصلُحُ إِیمانُهُ إِلّا بِالصِّحَّةِ ولَو أَسقَمتُهُ لَأَفسَدَهُ ذلِکَ،إِنّی أُدَبِّرُ عِبادی لِعِلمی بِقُلوبِهِم؛فَإِنّی عَلیمٌ خَبیرٌ. (3)

حدیث
اشاره

346 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ستایش،از آنِ خداست که بالا برنده درجه ها و صاحب عرش است...و او حاکم ترینِ حاکمان و سریع ترینِ حسابگران است و حکم او،داد است،و او شایسته ستایش است.

347 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،نعمت هایش بزرگ و همیشگی اند...در حکم خود،دادگر است و در فرمان رواییِ خود،داناست.

15/3.حکیم
قرآن

«و اوست که در آسمان خداست و در زمین خداست،و هموست سنجیده کار دانا».

حدیث

348 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند تبارک و تعالی فرمود:«...همانا از بندگان مؤمن من،کسی هست که ایمان او جز با تنگ دستی به سامان نمی شود و اگر او را توانگر سازم،توانگری،[ایمانِ]او را تباه می کند،و از بندگان مؤمن من،کسی هست که ایمانش جز با توانگری به سامان نمی شود و اگر او را تنگ دست کنم،تنگ دستی[ایمانِ]او را تباه می سازد،و از بندگان مؤمن من،کسی هست که ایمان او جز با بیماری به سامان نمی شود و اگر تن او را بهبود بخشم،[ایمانِ]او را تباه می کند،و از بندگان مؤمن من،کسی هست که ایمانش جز با تن درستی به سامان نمی شود و اگر او را بیمار کنم،[ایمانِ]او را تباه می سازد.من بندگانم را طبق دانش خود به دل های ایشان،تدبیر می کنم؛و من،دانا و آگاهم».

ص:134


1- (1) الدروع الواقیة:ص 88. [1]
2- (2) مهج الدعوات:ص 117. [2]
3- (4) التوحید:ص 400 ح 1.

16/3.الحَلیمُ

الکتاب

«لَیُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلاً یَرْضَوْنَهُ وَ إِنَّ اللّهَ لَعَلِیمٌ حَلِیمٌ». 1

الحدیث

349 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أَوحَی اللّهُ عز و جل إِلی أَخِی العُزَیرِ:...لا تَأمَن مَکری حَتّی تَدخُلَ جَنَّتی،فَاهَتزَّ عُزَیرٌ یَبکی،فَأَوحَی اللّهُ إِلَیهِ:لا تَبکِ یا عُزَیرُ؛فَإِن عَصَیتَنی بِجَهلِکَ غَفَرتُ لَکَ بِحِلمی؛لِأَنّی کَریمٌ لا أَعجَلُ بِالعُقوبَةِ عَلی عِبادی و أَنَا أَرحَمُ الرَّاحِمینَ. (1)

350 . عنه صلی الله علیه و آله: یا مَن هُوَ بِمَن عَصاهُ حَلیمٌ. (2)

17/3.الحَمیدُ،المَحمودُ،الحامِدُ (3)

الکتاب

«قالُوا أَ تَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ». 5

الحدیث

351 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الجَوشَنِ الکَبیرِ:یا خَیرَ

ذاکِرٍ ومَذکورٍ،یا خَیرَ شاکِرٍ ومَشکورٍ،یا خَیرَ حامِدٍ ومَحمودٍ. (4)

16/3.حلیم
قرآن

«آنان را به جایگاهی که آن را می پسندند،درخواهد آورد؛و شک نیست که خداوند،دانایی بردبار است».

حدیث

349 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل به برادرم عُزَیر وحی کرد:«...از مکر من،ایمن مباش تا این که به بهشتم در آیی».

پس عُزَیر گریست و بر خود لرزید.خداوند به او وحی کرد:«ای عُزَیر!گریه مکن.اگر به دلیل نادانی ات مرا نافرمانی کنی،تو را با بردباری خود بیامرزم؛زیرا من،کریمی هستم که در کیفر بندگانم شتاب نمی کنم و من،مهربان ترینِ مهربانانم».

350 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ای آن که با کسی که او را نافرمانی کند،بردبار است!

17/3.حمید و محمود و حامد
اشاره

(5)

قرآن

«گفتند:آیا از کار خدا تعجّب می کنی؟رحمت خدا و برکات او بر شما خاندان[رسالت]باد!بی گمان،او ستوده ای بزرگوار است».

حدیث

351 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای«جوشن کبیر»:ای

بهترین یاد کننده و یاد شده،ای بهترین سپاس گزار و سپاس داشته شده،ای بهترین ستاینده و ستوده!

ص:135


1- (2) الفردوس:ج 1 ص 144 ح 514.
2- (3) المصباح للکفعمی:ص 336.
3- (4) «الحمید»و«المحمود»و«الحامد»مشتقّة من مادّة«حمد»وهو یدلّ علی خلاف الذمّ.یقال:حمدت فلانا أَحمده،ورجل محمود ومحمّد إِذا کثرت خصاله المحمودة غیر المذمومة. والظاهر من استعمالات القرآن والحدیث أَنّ الحمد والشکر،کما قال ابن الأَثیر:«متقاربان والحمد أَعمهما»لأَنّ اللّه سبحانه وتعالی یُحمد علی صفاته الذاتیة وعلی عطائه،ولا یُشکر علی صفاته.
4- (6) البلد الأمین:ص 410. [1]
5- (7) صفت های«حمید(ستوده)»،«محمود(ستوده)»و«حامد(ستایشگر،ستاینده)»،برگرفته از مادّه«حمد»اند که بر خلاف ذم و نکوهش،دلالت دارد.گفته می شود:«حمدتُ فلانا أحمده؛فلان را ستودم و می ستایم».و«رجل محمود و محمّد»را آن گاه می گویند که خوی های ستوده و نانکوهیده کسی بسیار باشد. از کاربردهای قرآن و حدیث،چنین می نماید که حمد و شکر،آن سان که ابن اثیر گفته،نزدیک به هم هستند و حمد،اعم از شکر است؛زیرا خداوند متعال بر صفات ذاتی و بر عطایش حمد می شود و بر صفاتش شکر گزارده نمی شود.

352 . عنه صلی الله علیه و آله: إِنَّ آدَمَ لَمّا رَأَی النُّورَ ساطِعا مِن صُلبِهِ؛إِذ کانَ اللّهُ قَد نَقَلَ أَشباحَنا مِن ذُروَةِ العَرشِ إِلی ظَهرِهِ،رَأَی النُّورَ ولَم یَتَبَیَّنِ الأَشباحُ...فَقالَ:ما هذِهِ الأَشباحُ؟

فَقالَ اللّهُ تَعالی:یا آدَمُ،هذِهِ أَشباحُ أَفضَلِ خَلائِقی وبَرِیّاتی:هذا مُحَمَّدٌ و أَنَا المَحمودُ الحَمیدُ فی أَفعالی،شَقَقتُ لَهُ اسما مِنِ اسمی.... (1)

18/3.الحَیُّ

الکتاب

«وَ تَوَکَّلْ عَلَی الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَ کَفی بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِیراً». 2

الحدیث

353 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الجَوشَنِ الکَبیرِ:یا حَیّا قَبلَ کُلِّ حَیٍّ،یا حَیّا بَعدَ کُلِّ حَیٍّ،یا حَیُّ الَّذی لَیسَ کَمِثلِهِ حَیٌّ،یا حَیُّ الَّذی لا یُشارِکُهُ حَیٌّ،یا حَیُّ الَّذی لا یَحتاجُ إِلی حَیٍّ،یا حَیُّ الَّذی یُمیتُ کُلَّ حَیٍّ،یا حَیُّ الَّذی یَرزُقُ کُلَّ حَیٍّ،یا حَیّا لَم یَرِثِ الحَیاةَ مِن حَیٍّ،یا حَیُّ الَّذی یُحیِی المَوتی،یا حَیُّ یا قَیّومُ لا تَأخُذُهُ سِنَةٌ ولا نَومٌ. (2)

352 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آدم علیه السلام آن گاه که نور را از صُلب خود،تابان دید،آن هنگام که خداوند،اشباح ما را از اوج عرش به پشت او جابه جا کرد،نور را دید و اشباح[برای او]روشن نشدند...پس گفت:این اشباح چیست؟

خداوند متعال فرمود:«ای آدم!اینها اشباحِ برترین مخلوقات و آفریدگان من اند.این،محمّد است و من،ستودنیِ ستوده در کارهایم.برای او نامی از نام خود برگرفتم...».

18/3.حی
قرآن

«و بر آن زنده که نمی میرد،توکّل کن و به ستایش او تسبیح گوی؛و همین بس که او به گناهانِ بندگانش آگاه است».

حدیث

353 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای«جوشن کبیر»:ای زنده پیش از هر زنده،ای زنده پس از هر زنده،ای زنده ای که همانند او زنده ای نیست،ای زنده ای که زنده ای با او شریک نمی گردد،ای زنده ای که به زنده ای نیاز ندارد،ای زنده ای که هر زنده ای را می میرانَد،ای زنده ای که هر زنده ای را روزی می رسانَد،ای زنده ای که زندگی را از زنده ای ارث نبرده است،ای زنده ای که مُردگان را زنده می کند،ای زنده،ای پاینده ای که خواب سبُک و خواب گران،او را فرا نمی گیرد!

ص:136


1- (1) التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام:ص 219 ح 102. [1]
2- (3) البلد الأمین:ص 408. [2]

19/3.الخالِقُ (1)

الکتاب

«ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ». 2

«إِنَّ رَبَّکَ هُوَ الْخَلاّقُ الْعَلِیمُ». 3

الحدیث

354 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی قَولِهِ تَعالی: «أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ» :أَما إِنَّ استَ القِرَدَةِ لَیسَت بِحَسَنةٍ ولکِنَّهُ أَحکَمَ خَلقَها. (2)

355 . عنه صلی الله علیه و آله فی صِفَةِ اللّه عز و جل:خَلَقَ ما خَلَقَ بِلا مَعونَةٍ مِن أَحَدٍ،ولا تَکَلُّفٍ ولَا احتِیالٍ. (3)

19/3.خالق
اشاره

(4)

قرآن

«آن گاه،نطفه را به صورت عَلَقه درآوردیم.پس آن،عَلَقه را[به صورت]مُضغه گردانیدیم،و آن گاه مضغه را استخوان هایی ساختیم،بعد،استخوان ها را با گوشتی پوشانیدیم.آن گاه[جنین را در]آفرینشی دیگر پدید آوردیم.آفرین باد بر خدا که بهترینِ آفرینندگان است!».

«به درستی که پروردگار تو،همان آفریننده داناست».

حدیث

354 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره آیه«هر آنچه آفرید،نیکو گردانْد»:هان!سرین بوزینگان،زیبا نیست؛ولی[خداوند]آفرینش آن را استوار ساخته است.

355 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در وصف خداوند عز و جل:و آنچه را آفرید،بدون یاری گرفتن از کسی و به سختی افتادن و چاره اندیشی آفرید.

ص:137


1- (1) إنَّ حقیقة الحُسن عبارة عن تناسق أَجزاء کلّ شیء مع بعضها،وانسجام کلّ الأَجزاء مع ما هو خارج ذاته من هدف وغایة،فجمالُ الوجه إذا علی سبیل المثال یعنی تناسب أَجزائه،وحُسن العدالة یعنی انسجامها مع هدف المجتمع المتمدّن،حیث ینالُ کلّ ذی حقّ حقّه وقس علی ذلک. ومن الممکن أَن نجد شیئا من الأَشیاء،لیس جمیلاً فی نظرنا بمقارنته بغیره،لکنّه فی الواقع جمیل لنفسه وفی إِطار نظام الخلیقة،فقد روی عن النبیّ صلی الله علیه و آله فی معرض حدیثه عن قوله سبحانه: «اَلَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ» (السجدة:7): [1] أما إنَّ إستَ القِرَدَةِ لَیسَت بِحَسَنَةٍ ولکِنَّهُ أحکَمَ خَلقَها(الدر المنثور:ج 6 ص 539). [2] إِنّ هذا المعنی ینسجم أَیضا مع المفهوم اللغوی لکلمة«أحْسَنَ»یقول الفیومی: أحسنت الشیء:عرفته و أتقنته(المصباح المنیر:ص 136). [3]
2- (4) الدرّ المنثور:ج 6 ص 539. [4]
3- (5) الاحتجاج:ج 1 ص 140 ح 32. [5]
4- (6) حقیقت حُسن و نیکویی،عبارت است از:تناسب اجزای هر چیز با یکدیگر و هماهنگی کلّ اجزا با هدف و غایتی که خارج از ذات آن است.بنا بر این،به عنوان نمونه،حُسن چهره،یعنی تناسب اجزای آن و حُسن دادگری،یعنی هماهنگی دادگری با هدف جامعه متمدّن که در آن،هر حقداری به حقّ خود برسد. امکان دارد چیزی را بیابیم که در سنجش با چیز دیگر،در دیده ما زیبا نیاید؛امّا آن،در واقعْ برای خود و در چارچوب نظام آفرینش،زیباست.از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده که به مناسبت سخن گفتن درباره آیه «اَلَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ ؛آن که هر چه آفرید،نیکو ساخت»،فرمود: أما إنَّ إستَ القِرَدَةِ لَیسَت بِحَسَنَةٍ ولکِنَّهُ أحکَمَ خَلقَها. هان!سُرینِ بوزینگان،زیبا نیست؛ولی[خداوند]آفرینش آن را استوار ساخته است. این معنا با مفهوم لغوی واژه«أحسَنَ»نیز هماهنگ است.فَیّومی می گوید:«أحسنتُ الشیء،یعنی:آن را شناختم و به نیکویی انجام دادم».

20/3.الرّازِقُ،الرَّزّاقُ

الکتاب

«ما أُرِیدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِیدُ أَنْ یُطْعِمُونِ* إِنَّ اللّهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ». 1

«وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللّهُ خَیْرُ الرّازِقِینَ». 2

الحدیث

356 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الجَوشَنِ الکَبیرِ:اللّهُمَّ إِنّی أَسأَ لُکَ بِاسمِکَ...یا رازِقَ کُلِّ مَرزوقٍ،یا مَلِکَ کُلِّ مَملوکٍ. (1)

357 . عنه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:یا رازِقَ المُقِلّینَ،یا راحِمَ المَساکینِ. (2)

21/3.الرَّؤوفُ

الکتاب

«وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّهَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ». 5

«أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ وَ الْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلاّ بِإِذْنِهِ إِنَّ اللّهَ بِالنّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ». 6

20/3.رازق،رزّاق
قرآن

«از آنان،هیچ روزی ای نمی خواهم،و نمی خواهم که مرا خوراک دهند.خداست که خود،روزی بخشِ نیرومندِ استوار است».

«و چون داد و ستد یا سرگرمی ای ببینند،به سوی آن روی آور می شوند،و تو را در حالی که ایستاده ای،ترک می کنند.بگو:آنچه نزد خداست،از سرگرمی و از داد و ستد،بهتر است؛و خدا بهترینِ روزی دهندگان است».

حدیث

356 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای«جوشن کبیر»:خداوندا!من از تو درخواست می کنم به نامت....ای روزی رسانِ هر روزی خور،ای فرمان روای هر بنده!

357 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:ای روزی رسانِ تنگ دستان،و ای رحم کننده بر بینوایان!

21/3.رئوف
قرآن

«و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود و این که خدا،مِهرورز و مهربان است[مجازات سختی در انتظارتان بود]».

«آیا ندیده ای که خدا آنچه را در زمین است،به نفع شما رام گردانید،و کشتی ها در دریا به فرمان او روان اند،و آسمان را نگاه می دارد تا[مبادا]بر زمین فرو افتد،مگر به اذن خودش[باشد]؟در حقیقت،خداوند نسبت به مردم سخت مهرورز و مهربان است».

ص:138


1- (3) البلد الأمین:ص 403. [1]
2- (4) الکافی:ج 2 ص 552 ح 7. [2]

الحدیث

358 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن دُعائِهِ بَعدَ الصَّلاةِ المَعروفَةِ بِالکامِلَةِ:یا أَکرَمَ مِن کُلِّ کَریمٍ،و أَرأَفَ مِن کُلِّ رَؤوفٍ،و أعطَفَ مِن کُلِّ عَطوفٍ. (1)

22/3.الرَّبُّ

الکتاب

«إِنَّ إِلهَکُمْ لَواحِدٌ* رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ». 2

«سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا یَصِفُونَ». 3

الحدیث

359 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله لِرَجُلٍ سَأَلَهُ أَن یُعَلِّمَهُ دُعاءً یُوَسِّعُ اللّهُ بِهِ رِزقَهُ:قُل:یا ماجِدُ یا واحِدُ،یا کَریمُ یا دائِمُ،أَتَوَجَّهُ إِلَیکَ بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ نَبِیِّ الرَّحمَةِ صلی الله علیه و آله،یا مُحَمَّدُ یا رَسولَ اللّهِ إِنّی أَتَوَجَّهُ بِکَ إِلَی اللّهِ رَبِّکَ ورَبّی ورَبِّ کُلِّ شَیءٍ.... (2)

360 . عنه صلی الله علیه و آله: الحَمدُ للّهِ ِ الَّذی لا إِلهَ إِلّا هُوَ المَلِکُ المُبینُ...الأَوَّلُ غَیرُ مَصروفٍ (3)،وَالباقی بَعدَ فَناءِ الخَلقِ،العَظیمُ الرُّبوبِیَّةِ،نُورُ السَّماواتِ وَالأَرَضینَ. (4)

23/3.الرَّحمنُ،الرَّحیمُ

الکتاب

«فَإِنْ کَذَّبُوکَ فَقُلْ رَبُّکُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ وَ لا یُرَدُّ بَأْسُهُ

عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ». 7

حدیث

358 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا پس از نماز معروف به«کامله»:ای کریم تر از هر کریم،و مهرورزتر از هر مهرورز،و مهربان تر از هر مهربان!

22/3.رب
قرآن

«که قطعاً معبود شما یگانه است؛پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو است،و پروردگارِ خاورها».

«منزّه است پروردگار تو،پروردگار شکوهمند،از آنچه وصف می کنند!».

حدیث

359 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به مردی که از او خواست دعایی را به او بیاموزد که خداوند بدان،روزی اش را بگسترانَد:بگو:«ای بزرگوار،ای یگانه،ای کریم،ای پایدار!به سوی تو روی می آورم به وسیله محمّد پیامبرت،پیامبر رحمت.ای محمّد،ای فرستاده خدا!من به وسیله تو به سوی خدا،پروردگار تو و پروردگار من و پروردگار همه چیز،روی می آورم...».

360 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ستایش،از آنِ خدایی است که جز او خدایی نیست که فرمان روای آشکار است....نخستِ دگرگون نشدنی(وصف نشدنی) (5)و پایدار پس از نابودیِ آفریدگان است.پروردگاری اش سِتُرگ است.روشناییِ آسمان ها و زمین هاست.

23/3.رحمان و رحیم
قرآن

«[ای پیامبر!]پس اگر تو را تکذیب کردند،بگو:«پروردگار شما دارای رحمتی گسترده است؛و[با این

حال]عذاب او از گروه مجرمان بازگردانده نخواهد شد»».

ص:139


1- (1) جمال الاُسبوع:ص 194. [1]
2- (4) الکافی:ج 2 ص 552 ح 6. [2]
3- (5) فی بحار الأنوار:«موصوف»بدل«مصروف».
4- (6) مهج الدعوات:ص 158. [3]
5- (8) بنا بر نسخه بحار الأنوار.

«قالَ هَلْ آمَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلاّ کَما أَمِنْتُکُمْ عَلی أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللّهُ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمِینَ». 1

الحدیث

361 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إِنَّ عیسَی بنَ مَریَمَ قالَ:الرَّحمنُ رَحمانُ الدُّنیا،وَالرَّحیمُ رَحیمُ الآخِرَةِ. (1)

362 . عنه صلی الله علیه و آله: إِنَّ اللّهَ تَعالی لَیَعجَبُ مِن یَأسِ العَبدِ مِن رَحمَتِهِ،وقُنوطِهِ مِن عَفوِهِ مَعَ عَظیمِ سَعَةِ رَحمَتِهِ. (2)

363 . الأدب المفرد عن أبی هریرة: أَتَی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله رَجُلٌ ومَعَهُ صَبِیٌّ،فَجَعَلَ یَضُمُّهُ إِلَیهِ،فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله:أَتَرحَمُهُ؟

قالَ:نَعَم.

قالَ:فَاللّهُ أَرحَمُ بِکَ مِنکَ بِهِ،وهُوَ أَرحَمُ الرَّاحِمینَ. (3)

24/3.السُّبّوحُ،القُدّوسُ

الکتاب

«هُوَ اللّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحانَ اللّهِ عَمّا یُشْرِکُونَ». 5

«یُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ». 6

«[یعقوب]گفت:آیا همان گونه که شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم،بر او امین سازم؟پس خدا بهترین نگهبان است؛و اوست مهربان ترینِ مهربانان».

حدیث

361 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عیسی پسر مریم گفت:«رحمان،رحمتگرِ دنیا و رحیم،مهربانِ آخرت است».

362 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: همانا خدای متعال،از یأس بنده از رحمتش و ناامیدی او از گذشتش با[وجود]گستردگیِ سترگ رحمت او،شگفتی می نماید.

363 . الأدب المُفْرد به نقل از ابو هُرَیره:مردی در حالی که کودکی با او بود،به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و او را در آغوش خود فشرد.پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«آیا به او مهر می ورزی؟».

گفت:بله.

فرمود:«خدا به تو،از تو به او مهربان تر است و او مهربان ترینِ مهربانان است».

24/3.سُبّوح،قُدّوس
قرآن

«اوست خدایی که جز او معبودی نیست؛همان فرمان روای پاکِ سلامت[بخش،و]ایمنی بخش نگهبان،شکست ناپذیر،چیره[و]متکبّر[است].پاک است خدا از آنچه[با او]شریک می گردانند!».

«آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است،خدایی را که پادشاه پاک ارجمند فرزانه است،تسبیح می گویند».

ص:140


1- (2) التبیان فی تفسیر القرآن:ج 1 ص 29. [1]
2- (3) إرشاد القلوب:ج 1 ص 109. [2]
3- (4) الأدب المفرد:ص 119 ح 377. [3]

الحدیث

364 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما مِن صَباحٍ یُصبِحُ العِبادُ فیهِ إِلّا ومُنادٍ یُنادی:سُبحانَ المَلِکِ القُدّوسِ. (1)

365 . عنه صلی الله علیه و آله: قُل:سُبحانَ اللّهِ المَلِکِ القُدّوسِ،رَبِّ المَلائِکَةِ وَالرّوحِ،جَلَّلتَ السَّماواتِ وَالأَرضَ بِالعِزَّةِ وَالجَبَروتِ. (2)

25/3.السَّلامُ

366 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إِنَّ السَّلامَ اسمٌ مِن أَسماءِ اللّهِ تَعالی،وَضَعَهُ اللّهُ فِی الأَرضِ. (3)

367 . عنه صلی الله علیه و آله فی ذِکرِ أَحوالِ أَهلِ الجَنَّةِ:قالوا:رَبَّنا أَنتَ السَّلامُ ومِنکَ السَّلامُ،ولَکَ یَحِقُّ الجَلالُ وَالإِکرامُ.

فَقالَ:أَنَا السَّلامُ ومَعَی السَّلامُ،ولی یَحِقُّ الجَلالُ وَالإِکرامُ.فَمَرحَباً بِعِبادی.... (4)

26/3.السَّمیعُ

الکتاب

«هُنالِکَ دَعا زَکَرِیّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ». 5

الحدیث

368 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الجَوشَنِ الکَبیرِ:یا سامِعَ

الأَصواتِ،یا عالِمَ الخَفِیّاتِ. (5)

حدیث

364 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ بامدادی نیست که بندگان به آن در آیند،مگر آن که بانگْ دهنده ای،بانگ برمی آورد:«پیراسته است فرمان روای بسیار پاک!».

365 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بگو:«پیراسته است خدایِ فرمان روای بسیار پاک،پروردگار فرشتگان و روح!آسمان ها و زمین را با عزّت و چیرگی،پوشاندی».

25/3.سلام

366 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: همانا سلام،نامی از نام های خدای متعال است که آن را در زمین،نهاده است.

367 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در یادکردِ احوال بهشتیان:می گویند:ای پروردگار ما!تویی سلام،و از توست سلام،و شکوه و ارجمندی،تنها سزاوار توست.

پس[خدا]می فرماید:«منم سلام و با من است سلام.شکوه و ارجمندی،تنها سزاوارِ من است.پس به بندگانم خوشامد می گویم...».

26/3.سمیع
قرآن

«آن جا[بود که]زکریا پروردگارش را خواند[و]گفت:«پروردگارا!از جانب خود،فرزندی پاک و پسندیده به من عطا کن،که تو شنونده دعایی»».

حدیث

368 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای«جوشن کبیر»:ای

شنونده آواها،ای دانای نهان ها!

ص:141


1- (1) سنن الترمذی:ج 5 ص 563 ح 3569.
2- (2) المعجم الکبیر:ج 2 ص 24 ح 1171.
3- (3) الأدب المفرد:ص 293 ح 989. [1]
4- (4) سعد السعود:ص 110. [2]
5- (6) البلد الأمین:ص 402. [3]

27/3.الشّافی

الکتاب

«وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ». 1

الحدیث

369 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الفَرَجِ:یا سابِغَ النِّعَمِ،یا کاشِفَ الأَلَمِ،یا شافِیَ السُّقمِ. (1)

28/3.الشّاکِرُ،الشَّکور

الکتاب

«ما یَفْعَلُ اللّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ کانَ اللّهُ شاکِراً عَلِیماً». 3

الحدیث

370 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ أَنتَ الذّاکِرُ لِمَن ذَکَرَکَ،الشّاکِرُ لِمَن شَکَرَکَ،المُجیبُ لِمَن دَعاکَ،المُغیثُ لِمَن ناداکَ،وَالمُرجی لِمَن رَجاکَ،المُقبِلُ عَلی مَن ناجاکَ،المُعطی لِمَن سَأَلَکَ. (2)

29/3.الصّادِقُ

الکتاب

«اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ لا رَیْبَ فِیهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِیثاً». 5

27/3.شافی
قرآن

«و چون بیمار شوم،او مرا درمان می بخشد».

حدیث

369 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای فرج:ای فراوان کننده نعمت ها،ای از میان بَرنده درد،ای شفابخش بیماری ها!

28/3.شاکر،شَکور
قرآن

«اگر سپاس بدارید و ایمان آورید،خدا می خواهد با عذاب شما چه کند؟و خدا،همواره سپاس پذیر(حق شناسِ)داناست».

حدیث

370 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوندا!تو یاد کننده کسی هستی که تو را یاد کند،سپاس گزار کسی هستی که تو را سپاس بگزارد،اجابتگرِ کسی هستی که تو را بخوانَد،فریادرسِ کسی هستی که تو را آواز دهد،و امیدبخشِ کسی هستی که به تو امید بندد،روی آورنده به کسی هستی که با تو راز و نیاز کند،و عطابخشِ کسی هستی که از تو درخواست کند.

29/3.صادق
قرآن

«خداوند،کسی است که هیچ معبودی جز او نیست.به یقین،در روز رستاخیز که هیچ شکّی در آن نیست شما را گرد خواهد آورد؛و راستگوتر از خدا در سخن کیست؟».

ص:142


1- (2) مهج الدعوات:ص 120. [1]
2- (4) البلد الأمین:ص 421. [2]

الحدیث

371 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ إِنّی أَسأَ لُکَ بِاسمِکَ...یا أَحکَمَ الحاکِمینَ،یا أَعدَلَ العادِلینَ،یا أَصدَقَ الصّادِقینَ. (1)

30/3.الصَّمَدُ (2)

الکتاب

«اَللّهُ الصَّمَدُ». 3

الحدیث

372 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الصَّمَدُ الَّذی لا جَوفَ لَهُ. (3)

31/3.الظّاهِرُ،الباطِنُ (4)

373 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:أَنتَ الظّاهِرُ فَلَیسَ (5)

فَوقَکَ شَیءٌ،و أَنتَ الباطِنُ فَلَیسَ دونَکَ شَیءٌ. (6)

حدیث

371 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوندا!من از تو درخواست می کنم به نامت...ای حاکم ترینِ حاکمان،ای دادگرترینِ دادگران،ای راستگوترینِ راستگویان!

30/3.صمد
اشاره

(7)

قرآن

«خدای صمد».

حدیث

372 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: صمد،کسی است که میانْ تهی نیست.

31/3.ظاهر،باطن

(8)

373 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:تویی ظاهر که فراتر (9)

از تو چیزی نیست،و تویی باطن که نزدیک تر از تو[به اشیا]چیزی نیست.

ص:143


1- (1) المصباح للکفعمی:ص 338. [1]
2- (2) «الصَّمد»صفة مشبهة من مادّة«صمد».وله معنیان:أَحدهما:القصد،والآخر:الصلابة فی الشیء(معجم مقاییس اللغة:ج 3 ص 309). [2] إِنّ إِطلاق اسم«الصَّمد»علی اللّه سبحانه فی ضوء المعنی الأَوّل یعود إِلی أَنّ اللّه هو السیّد المصمود إِلیه فی الحوائج،وفی ضوء المعنی الثانی یعود إِلی أَنّ اللّه هو الذی لا جوف له،والقصد من«لا جوف له»خلوّه من النقص،ومن هنا فصمدیّته تعالی تعنی أَنّه الوجود المطلق،ولا سبیل للنقص إِلی ذاته المقدّسة.
3- (4) المعجم الکبیر:ج 2 ص 22 ح 1162.
4- (5)
5- (6) «الظَّاهر»اسم فاعل من مادّة«ظهر»وهو یدلّ علی قوّة وبروز،ومن ذلک ظهر الشیء،یظهر ظهورا،فهو ظاهر،إِذا انکشف وبرز. و«الباطن»اسم فاعل من مادّة«بطن»وهو خلاف الظهر والانکشاف.باطن الأَمر:دَخْلَتُه،خلاف ظاهره(معجم مقاییس اللغة:ج 1 ص 259). [3] إنّ السؤال الذی یمکن أَن یُثار حول هاتین الصفتین وکیف تُطلَق هاتان الصفتان المتضادتان علی اللّه فی آنٍ واحدٍ؟یقول أَمیر المؤمنین علیّ علیه السلام فی الجواب عن هذا السؤال ما مضمونه:«إنّ حیثیّة الظهور هی غیر حیثیّة البطون،و أَنّ اللّه سبحانه ظاهر علی العقول من حیث أَفعاله،لکنّه باطن عنها من حیث ذاته،ولا یتیسّر للإنسان بقواه المدرکة أَن یُحیط بالذات الإلهیّة».(راجع:نهج البلاغة:الخطبة 213)
6- (7) صحیح مسلم:ج 4 ص 2084 ح 61.
7- (8) واژه«صمد(بی نیاز کننده/بی نیاز)»،صفت مشبّهه از مادّه«صمد»است که دو معنا دارد:یکی«قصد»و دیگری«استواری در کار».اطلاق نام«صمد»بر خدای سبحان،در پرتو معنای نخست،بدان باز می گردد که خدا همان سروَری است که در نیازها،آهنگ او می کنند،و در پرتو معنای دوم،به این بر می گردد که خدا کسی است که میانْ تهی نیست و منظور از«میانْ تهی نبودن»،عاری بودن از نقص(نیاز)است. پس صمد بودن خدای متعال،به این معناست که او وجود مطلق است و هیچ نقصی در ذات مقدّس او راه ندارد.
8- (9) واژه«صمد(بی نیاز کننده/بی نیاز)»،صفت مشبّهه از مادّه«صمد»است که دو معنا دارد:یکی«قصد»و دیگری«استواری در کار».اطلاق نام«صمد»بر خدای سبحان،در پرتو معنای نخست،بدان باز می گردد که خدا همان سروَری است که در نیازها،آهنگ او می کنند،و در پرتو معنای دوم،به این بر می گردد که خدا کسی است که میانْ تهی نیست و منظور از«میانْ تهی نبودن»،عاری بودن از نقص(نیاز)است. پس صمد بودن خدای متعال،به این معناست که او وجود مطلق است و هیچ نقصی در ذات مقدّس او راه ندارد.
9- (10) صفت«ظاهر»،اسم فاعل از مادّه«ظهر»است که بر نیرومندی و آشکار شدن دلالت دارد و هنگامی به کار می رود که چیزی هویدا گردد. و«باطن»،اسم فاعل از مادّه«بطن»است که بر خلاف آشکار شدن و هویدا گشتن است.باطن هر چیز،یعنی اندرون آن،بر خلاف ظاهر(بیرون)آن. پرسشی که درباره این دو صفت ممکن است مطرح شود،آن است که چگونه این دو صفت متضاد،هم زمان بر خدا اطلاق می شوند؟ امیر مؤمنان علی علیه السلام در پاسخ به این پرسش،چنین مضمونی می فرماید:«حیثیت ظهور،غیر از حیثیت بطون است و خدای سبحان از حیث افعالش،بر خِردها ظاهر(آشکار)است؛امّا از حیث ذاتش،از آنها باطن(پوشیده)است و آدمی نمی تواند با قوای ادراکیِ خود،بر ذات الهی احاطه یابد».

32/3.العالِمُ،العَلیمُ

الکتاب

«وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ یَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفی». 1

«قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ». 2

الحدیث

374 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی تَمجیدِ اللّهِ جَلَّ وعَلا:سُبحانَکَ الَّذی لا إِلهَ غَیرُهُ...عالِمُ کُلِّ شَیءٍ بِغَیرِ مُعَلِّمٍ. (1)

33/3.العَظیمُ

الکتاب

«فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ». 4

«إِنَّهُ کانَ لا یُؤْمِنُ بِاللّهِ الْعَظِیمِ». 5

الحدیث

375 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی حَدیثِ المِعراجِ وقَد قالَ لَهُ سُبحانَهُ:اُنظُر إِلی عَرشی:فَنَظَرتُ إِلی عَظَمَةٍ ذَهَبَت لَها نَفسی وغُشِیَ عَلَیَّ،فَاُلهِمتُ أَن قُلتُ:سُبحانَ رَبِّیَ العَظیمِ وبِحَمدِهِ لِعِظَمِ ما رَأَیتُ،فَلَمّا قُلتُ ذلِکَ تَجَلَّی

الغَشیُ عَنّی حَتّی قُلتُها سَبعا. (2)

32/3.عالِم،علیم
قرآن

«و اگر سخن به آواز گویی،او نهان و نهان تر را می داند».

«بگو:علم[آن]،فقط پیش خداست و من،صرفاً هشدار دهنده ای آشکارم».

حدیث

374 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در بزرگداشت خدای شکوهمندِ والا:منزّهی تو؛کسی که جز او خدایی نیست!...دانای به هر چیز،بدون آموزگار.

33/3.عظیم
قرآن

«پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی».

«چرا که او به خدای بزرگ نمی گروید».

حدیث

375 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در«حدیث معراج»که خدای سبحان به او فرمود:به عرشم بنگر:پس به سِتُرگی ای نگریستم که جانم برای آن رفت و بیهوش شدم.پس به سبب سِتُرگی آنچه دیدم،به من الهام شد.گفتم:«منزّه است خداوندگار سِتُرگم و من،به ستایش او می پردازم!».پس چون آن را گفتم،

بیهوشی از من برطرف شد،تا این که آن را هفت بار گفتم.

ص:144


1- (3) العظمة:ص 53 ح 110.
2- (6) علل الشرائع:ص 315 ح 1. [1]

376 . عنه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:یا أَعظَمَ مِن کُلِّ عَظیمٍ. (1)

34/3.العَفُوُّ

الکتاب

«وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ». 2

الحدیث

377 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ إِنَّکَ عَفُوٌّ کَریمٌ تُحِبُّ العَفوَ،فَاعفُ عَنّی. (2)

35/3.الغافِرُ،الغَفورُ،الغَفّارُ

الکتاب

«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ». 4

الحدیث

378 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی الدُّعاءِ المُسَمّی بِالأَسماءِ الحُسنی:أَسأَلُکَ بِاسمِکَ الغافِرِ،یا غَفّارَ الذُّنوبِ یا اللّهُ. (3)

379 . عنه صلی الله علیه و آله: إِنَّ اللّهَ یَقولُ:أَنَا جَلیسُ مَن جالَسَنی،ومُطیعُ مَن أَطاعَنی،وغافِرُ مَنِ استَغفَرَنی. (4)

376 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:ای سِتُرگ تر از هر سِتُرگی!

34/3.عَفُوْ
قرآن

«و اوست کسی که توبه را از بندگان خود می پذیرد و از گناهان درمی گذرد و آنچه می کنید،می داند».

حدیث

377 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوندا!تو بخشایشگر کریمی هستی که بخشایش را دوست می داری.پس بر من ببخشای!

35/3.غافر،غفور،غفّار
قرآن

«بگو:ای بندگان من که بر خویشتن،زیاده روی روا داشته اید!از رحمت خدا نومید مشوید.در حقیقت،خدا همه گناهان را می آمرزد،که او خود آمرزنده مهربان است».

حدیث

378 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای معروف به«اسماءُ الحُسنی»:از تو درخواست می کنم به نام آمرزنده ات،ای آمرزگار گناهان،ای خدا!

379 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند می فرماید:«من،همنشین کسی هستم که با من،همنشین شود،و فرمانبَر کسی هستم که از من فرمان بَرد،و آمرزنده کسی هستم که از من،آمرزش بخواهد».

ص:145


1- (1) المصباح للکفعمی:ص 338. [1]
2- (3) سنن الترمذی:ج 5 ص 534 ح 3513.
3- (5) البلد الأمین:ص 418. [2]
4- (6) الإقبال:ج 3 ص 174. [3]

36/3.الغَنِیُّ

الکتاب

«یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ». 1

الحدیث

380 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن دُعاءٍ عَلَّمَهُ عَلِیّا علیه السلام:اللُّهُمَّ إِنَّکَ...غَنِیٌّ لا تَفتَقِرُ. (1)

37/3.القائِمُ،القَیّومُ

الکتاب

«اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ». 3

الحدیث

381 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الجَوشَنِ الکَبیرِ:یا مَن کُلُّ شَیءٍ قائِمٌ بِهِ،یا مَن کُلُّ شَیءٍ صائِرٌ إِلَیهِ. (2)

38/3.القادِرُ،القَدیرُ

الکتاب

«فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ». 5

الحدیث

382 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن دُعائِهِ إِذا أَمسی:اللّهُمَّ إِنَّکَ بِجَمیعِ حاجَتی عالِمٌ،وإِنَّکَ عَلی جَمیعِ نُجحِها قادِرٌ. (3)

36/3.غنی
قرآن

«ای مردم!شما به خدا نیازمندید؛و خداست که بی نیازِ ستوده است».

حدیث

380 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از دعایی که آن را به علی علیه السلام آموخت:بار خدایا!تو...بی نیازی هستی که نیازمند نمی گردد.

37/3.قائم،قیّوم
قرآن

«خداست که معبودی جز او نیست.زنده و بر پا دارنده است.نه خوابی سبُک او را فرو می گیرد،و نه خوابی گران».

حدیث

381 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای«جوشن کبیر»:ای کسی که همه چیز به او استوار است،ای کسی که همه چیز به سوی او بازگردانده می شود!

38/3.قادر،قدیر
قرآن

«و توانا آمدیم،و چه نیک تواناییم».

حدیث

382 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از دعای ایشان در شامگاه:خدایا!تو به همه نیاز من،دانایی،و تو بر بر آوردن همه آن،توانایی.

ص:146


1- (2) مهج الدعوات:ص 174. [1]
2- (4) المصباح للکفعمی:ص 339.
3- (6) المعجم الأوسط:ج 7 ص 335 ح 7657.

39/3.القَدیمُ،الأَزَلِیُّ

383 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ أَنتَ اللّهُ...الشَّهیدُ القَدیمُ،العَلِیُّ العَظیمُ. (1)

384 . عنه صلی الله علیه و آله: کانَ اللّهُ ولَم یَکُن شَیءٌ قَبلَهُ. (2)

385 . عنه صلی الله علیه و آله: کانَ اللّهُ ولَیسَ شَیءٌ غَیرَهُ. (3)

40/3.القَریبُ

الکتاب

«وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ». 4

الحدیث

386 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:یا عالی؛القَریبُ فی عُلُوِّهِ وَارتِفاعِهِ ودَوامِهِ. (4)

41/3.القَوِیُّ

الکتاب

«فَلَمّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّیْنا صالِحاً وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنّا وَ مِنْ خِزْیِ یَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ». 6

«إِنَّ اللّهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ». 7

39/3.قدیم،اَزَلی

383 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدایا!تو خدایِ...گواه و دیرینه،و بلندپایه و سِتُرگی.

384 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدا بود و هیچ چیزی پیش از او نبود.

385 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدا بود و چیزی جز او نبود.

40/3.قریب
قرآن

«و هر گاه بندگان من،از تو درباره من بپرسند،[بگو:]من نزدیکم.و دعای دعا کننده را،آن گاه که مرا بخواند،اجابت می کنم.پس[آنان]باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند،باشد که راه یابند».

حدیث

386 . پیامبر خدا علیه السلام در دعا:ای والا؛نزدیک در[عین]والایی،بلندپایگی و پایداری خود!

41/3.قوی
قرآن

«پس چون فرمان ما در رسید،صالح و کسانی را که با او ایمان آورده بودند،به رحمت خود رهانیدیم و از رسوایی آن روز[نجات دادیم].به یقین،پروردگار تو همان نیرومندِ شکست ناپذیر است».

«خداست که خود،روزی بخشِ نیرومندِ استوار است».

ص:147


1- (1) مهج الدعوات:ص 122. [1]
2- (2) صحیح البخاری:ج 6 ص 2699 ح 6982.
3- (3) صحیح ابن حبّان:ج 14 ص 7 ح 6140.
4- (5) جمال الاُسبوع:ص 221. [2]

الحدیث

387 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الحَمدُ للّهِ ِ الَّذی...لَهُ الإِحاطِةُ بِکُلِّ شَیءٍ،وَالغَلَبَةُ عَلی کُلِّ شَیءٍ،وَالقُوَّةُ فی کُلِّ شَیءٍ. (1)

42/3.الکاشِفُ

الکتاب

«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ قَلِیلاً ما تَذَکَّرُونَ». 2

388 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن دُعائِهِ یَومَ الأَحزابِ:یا صَریخَ المَکروبینَ (2)،ویا مُجیبَ دَعوَةِ المُضطَرّینَ،ویا کاشِفَ غَمِّی،اکشِف عَنّی غَمّی وهَمّی وکَربی. (3)

43/3.الکافی (4)

الکتاب

«وَ اللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِکُمْ وَ کَفی بِاللّهِ وَلِیًّا وَ کَفی بِاللّهِ نَصِیراً». 6

حدیث

387 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ستایش،خدای راست که...احاطه به همه اشیا و چیرگی بر همه چیز و نیرومندی در همه چیز،از آنِ اوست.

42/3.کاشف
قرآن

«یا[کیست]آن کس که درمانده را،چون وی را بخوانَد،اجابت می کند،و گرفتاری را برطرف می گردانَد و شما را جانشینان این زمین قرار می دهد؟آیا معبودی با خداست؟چه کم پند می پذیرید!».

حدیث

388 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از دعای ایشان در روز احزاب:ای دادرسِ اندوهگینان،ای اجابتگر درخواستِ بیچارگان،و ای باز بَرَنده اندوه من!دل تنگی و نگرانی و اندوه مرا باز بر.

43/3.کافی
اشاره

(5)

قرآن

«و خدا به[حالِ]دشمنان شما داناتر است.کافی است که خدا،سرپرست[ِ شما]باشد،و کافی است که خدا یاور[ِ شما]باشد».

ص:148


1- (1) الاحتجاج:ج 1 ص 138 و 139 ح 32. [1]
2- (3) الکُرْبَةُ:الغَمُّ الذی یَأخُذُ بالنفْس(الصحاح:ج 1 ص 211). [2]
3- (4) الکافی:ج 2 ص 561 ح 17. [3]
4- (5) «الکافی» [4]اسم فاعل من مادّة«کفی»وهو یدلّ علی الحَسْب الذی لا مستزاد فیه.کفی الشیء،یکفی،کفایة،فهو کافٍ:إِذا حصل به الاستغناء عن غیره،وقد کفی کفایةً إِذا قام بالأَمر(معجم مقاییس اللغة:ج 5 ص 188، [5]المصباح المنیر:ص 537).
5- (7) صفت«کافی(بسنده)»،اسم فاعل از مادّه«کفی»است که بر بسندگی ای دلالت دارد که نهایتی برایش قابل تصوّر نیست؛یعنی نیاز به افزایش ندارد.«کفی الشیء،یکفی،کفایةً فهو کاف»،هنگامی گفته می شود که با آن،بی نیازی از دیگری حاصل آید و«قد کفی کفایة»؛یعنی:«فلان کار را به خوبی عهده دار شد».

الحدیث

389 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمّ یا کافِیاً مِن کُلِّ شَیءٍ ولا یَکفی مِنهُ شَیءٌ،یا رَبَّ کُلِّ شَیءٍ،اِکفِنا کُلَّ شَیءٍ حَتّی لا یَضُرَّ مَعَ اسمِکَ شَیءٌ. (1)

44/3.الکَریمُ،الأَکرَمُ

الکتاب

«اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ* اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ». 2

الحدیث

390 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:یا مَن یَأمُرُ بِالعَفوِ وَالتَّجاوُزِ،صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ،وَاعفُ عَنّی وتَجاوَز یا کَریمُ یا کَریمُ،یا أَکرَمَ مِن کُلِّ کَریمٍ،و أَرأَفَ مِن کُلِّ رَؤوفٍ،و أعطَفَ مِن کُلِّ عَطوفٍ،صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ،و أَنعِم عَلَیَّ بِالعَفوِ وَالعافِیَةِ وَالمَغفِرَةِ وَالرَّحمَةِ. (2)

45/3.المالِکُ،المَلِکُ،المَلیکُ

الکتاب

«قُلِ اللّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ». 4

«لِلّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما فِیهِنَّ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ». 5

حدیث

389 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بار خدایا،ای که بسنده از همه چیز است و چیزی از او بسنده نیست،ای پروردگارِ همه چیز![در برابر]همه چیز،ما را بسنده باش تا با نام تو،چیزی آسیب نرسانَد.

44/3.کریم،اَکرم
قرآن

«بخوان،و پروردگار تو کریم ترین[ِ کریمان]است؛همان کس که به وسیله قلم آموخت».

حدیث

390 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:ای کسی که به بخشایش و گذشت،دستور می دهی!بر محمّد و خاندان محمّد،درود فرست و مرا عفو کن و از من درگذر،ای کریم،ای کریم،ای کریم تر از هر کریم،و مهرورزتر از هر مهرورز و دلسوزتر از هر دلسوزی!بر محمّد و خاندان محمّد،درود فرست و مرا از عفو و سلامت و آمرزش و رحمت،بهره مند ساز.

45/3.مالک،مَلِک،مَلیک
قرآن

«بگو:«بار خدایا!تویی که فرمان فرمایی.هر آن کس را که بخواهی،فرمان روایی می بخشی،و از هر که بخواهی،فرمان روایی را باز می ستانی،و هر که را بخواهی،عزّت می بخشی،و هر که را خواهی،خوار می گردانی.همه خوبی ها به دست توست و تو بر هر چیزی توانایی»».

«فرمان رواییِ آسمان ها و زمین و آنچه در آنهاست،از آنِ خداست؛و او بر هر چیزی تواناست».

ص:149


1- (1) بحار الأنوار:ج 94 ص 311. [1]
2- (3) جمال الاُسبوع:ص 194. [2]

الحدیث

391 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی صِفَةِ اللّهِ سُبحانَهُ وتَعالی:المالِکُ لِما مَلَّکَهُم إِیّاهُ. (1)

392 . عنه صلی الله علیه و آله: اشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلی رَجُلٍ تَسَمّی بِمَلِکِ الأملاکِ!لا مُلکَ إلَا للّهِ ِ عز و جل. (2)

46/3.المُجیبُ

الکتاب

«وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ». 3

الحدیث

393 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن دُعائِهِ لَیلَةَ الأَحزابِ:یا صَریخَ المَکروبینَ (3)،ویا مُجیبَ المُضطَرّینَ،ویا کاشِفَ الکَربِ العَظیمِ. (4)

47/3.المُحیطُ

الکتاب

«وَ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ کانَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ مُحِیطاً». 6

الحدیث

394 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الحَمدُ للّهِ ِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ،ودَنا فی

تَفَرُّدِهِ،وجَلَّ فی سُلطانِهِ،وعَظُمَ فی أَرکانِهِ،و أَحاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلما وهُوَ فی مَکانِهِ. (5)

حدیث

391 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مقام توصیف خدای پاک و متعال:و[خدا]مالک آن چیزی است که بندگان را مالکِ آن کرده است.

392 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدا بر مردی که فرمان روایِ فرمان روایان(شاهنشاه)نامیده می شود،سخت خشمناک است.فرمان روایی،جز برای خداوند عز و جل نیست.

46/3.مجیب
قرآن

«و پروردگارتان فرمود:«مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم».در حقیقت،کسانی که از پرستش من کبر می ورزند،به زودی،خوار در دوزخ در می آیند».

حدیث

393 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعایش در شب جنگ احزاب:ای فریادرسِ اندوهگینان،و ای پاسخ دهنده درماندگان،و ای برطرف کننده اندوه بزرگ!

47/3.محیط
قرآن

«و آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است،از آنِ خداست؛و خدا،همواره بر هر چیزی احاطه دارد».

حدیث

394 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ستایش،خدایی راست که در یگانگی اش بلندمرتبه است و در یکتایی اش،نزدیک است و در سلطنتش،شکوهمند است و

در ارکانش،بزرگ است و دانش او،همه چیز را فراگرفته و او در جایگاه خویش است.

ص:150


1- (1) تحف العقول:ص 37.
2- (2) مسند ابن حنبل:ج 3 ص 550 ح 10388. [1]
3- (4) الکَرْبُ:الحُزن والغَمّ الذی یأخذ بالنفس(لسان العرب:ج 1 ص 711« [2]کرب»).
4- (5) تفسیر القمّی:ج 2 ص 186. [3]
5- (7) الاحتجاج:ج 1 ص 138 ح 32. [4]

395 . عنه صلی الله علیه و آله فی حِرزٍ لَهُ:أَعوذُ بِاللّهِ المُحیطِ بِکُلِّ شَیءٍ ولا یُحیطُ بِهِ شَیءٌ،وهُوَ بِکُلِّ شَیءٍ مُحیطٌ. (1)

48/3.المُحیی،المُمیتُ

الکتاب

«لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ». 2

الحدیث

396 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ أَنتَ المُحیی لِلأَمواتِ،وَالمُمیتُ لِلأَحیاءِ،وَالقادِرُ عَلی ما تَشاءُ. (2)

397 . عنه صلی الله علیه و آله فی الدُّعاءِ المُسَمّی بِالأَسماءِ الحُسنی:یا مُثبِتَ أَهلِ السَّماواتِ وَالأَرضِ یا اللّهُ،یا مُحیِیَ أهلِ السَّماواتِ وَالأَرضِ یا اللّهُ،یا مُمیتَ أهلِ السَّماواتِ وَالأَرضِ یا اللّهُ. (3)

49/3.المُصَوِّرُ

الکتاب

«خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ». 5

395 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حِرزش (4):به خدایی پناه می برم که هر چیزی را فرا گرفته و چیزی او را فرا نگرفته است و او همه چیز را فراگیرنده است.

48/3.مُحیی،مُمیت
قرآن

«فرمان رواییِ آسمان ها و زمین،از آنِ اوست.زنده می کند و می میراند،و او بر هر چیزی تواناست».

حدیث

396 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بار خدایا!تویی زنده کننده مُردگان،و میراننده زندگان،و توانا بر هر چه خواهی.

397 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعایش معروف به«اسماءُ الحُسنی»:ای استوار دارنده اهل آسمان ها و زمین،ای خدا!ای زنده کننده اهل آسمان ها و زمین،ای خدا!ای میراننده اهل آسمان ها و زمین،ای خدا!

49/3.مصوّر
قرآن

«آسمان ها و زمین را به حق آفرید و شما را صورتگری کرد و صورت هایتان را نیکو آراست؛و فرجام به سوی اوست».

ص:151


1- (1) مهج الدعوات:ص 16. [1]
2- (3) التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام:ص 668. [2]
3- (4) البلد الأمین:ص 420. [3]
4- (6) حِرز:دعا یا ذکر یا هر چه برای دفع چشمْ زخم و بلا به کار می رود.

الحدیث

398 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الجَوشَنِ الکَبیرِ:یا مَن یَخلُقُ ما یَشاءُ،یا مَن یَفعَلُ ما یَشاءُ،یا مَن یَهدی مَن یَشاءُ،یا مَن یُضِلُّ مَنَ یَشاءُ،یا مَن یُعَذِّبُ مَن یَشاءُ،یا مَن یَغفِرُ لِمَن یَشاءُ،یا مَن یُعِزُّ مَن یَشاءُ،یا مَن یُذِلُّ مَن یَشاءُ،یا مَن یُصَوِّرُ فِی الأَرحامِ ما یَشاءُ،یا مَن یَختَصُّ بِرَحمَتِهِ مَن یَشاءُ. (1)

50/3.المُفضِل،المتفضّل

الکتاب

«ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ». 2

الحدیث

399 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:سُبحانَهُ مِن جوادٍ ما أَفضَلَهُ،وسُبحانَهُ مِن مُفضِلٍ ما أَنعَمَهُ. (2)

400 . عنه صلی الله علیه و آله کانَ إِذا أَتاهُ الأَمرُ ممّا یُعجِبُهُ قالَ:الحَمدُ للّهِ ِ المُنعِمِ المُفضِلِ،الَّذی بِنِعمَتِهِ تَتِمُّ الصالِحاتُ. (3)

51/3.المقدِّر

الکتاب

«إِنّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ». 5

«فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ

حُسْباناً ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ». 6

حدیث

398 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای«جوشن کبیر»:ای کسی که آنچه را بخواهد،می آفریند؛ای کسی که آنچه را بخواهد،انجام می دهد؛ای کسی که هر که را بخواهد،راه می نماید؛ای کسی که هر که را بخواهد،راه نمی نماید؛ای کسی که هر که را بخواهد،عذاب می دهد؛ای کسی که هر که را بخواهد،می آمرزد؛ای کسی که هر که را بخواهد،عزیز می کند؛ای کسی که هر که را بخواهد،خوار می کند؛ای کسی که آنچه را که بخواهد،در رَحِم ها صورتگری می کند؛ای کسی که هر که را بخواهد،با رحمتش برمی گُزیند!

50/3.مُفْضِل و متفضِّل
قرآن

«این فضل خداست.آن را به هر که بخواهد،عطا می کند؛و خدا دارای فضلِ بسیار است».

حدیث

399 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:پاک است بی عوضْ بخشنده ای که چه بیش از استحقاقْ بخشنده است!پاک است بیش از استحقاقْ بخشنده ای که چه نعمت دهنده است!

400 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وقتی به چیزی بر می خورْد که او را خوش حال می کرد:ستایش،برای خدای نعمت دهنده و بیش از استحقاقْ بخشنده است؛کسی که با نعمت او،نیکی ها به انجام می رسند.

51/3.مُقدِّر
قرآن

«ماییم که هر چیزی را به اندازه آفریده ایم».

«[هموست که]شکافنده صبح است،و شب را برای

آرامش،و خورشید و ماه را وسیله حساب قرار داده.این،اندازه گیریِ آن توانایِ داناست».

ص:152


1- (1) البلد الأمین:ص 409. [1]
2- (3) مهج الدعوات:ص 110. [2]
3- (4) المصنف لابن أبی شیبة:ج 7 ص 90 ح 1.

الحدیث

401 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:یا مَن لَهُ التَّدبیرُ وإِلَیهِ التَّقدیرُ. (1)

52/3.المنّان

الکتاب

«لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ». 2

الحدیث

402 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إِنَّ للّهِ ِ عز و جل تِسعَةً وتِسعینَ اسما مِئَةً إِلّا واحِدا مَن أَحصاها دَخَلَ الجَنَّةَ،وهِیَ:

اللّهُ،الإِلهُ،الواحِدُ،الأَحَدُ،الصَّمَدُ...المَنّانُ. (2)

403 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن مَنَّ اللّهُ عَلَیهِ بِمَعرِفَةِ أَهلِ بَیتی ووِلایَتِهِم فَقَد جَمَعَ اللّهُ لَهُ الخَیرَ کُلَّهُ. (3)

53/3.المنتقم

الکتاب

«وَ مَنْ یَهْدِ اللّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ أَ لَیْسَ اللّهُ بِعَزِیزٍ ذِی انْتِقامٍ». 5

حدیث

401 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:ای کسی که تدبیر کردن،از آنِ اوست و اندازه نهادن،به او بر می گردد!

52/3.منّان
قرآن

«به یقین،خدا بر مؤمنان منت نهاد[که]پیامبری از خودشان در میان آنان برانگیخت،تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گردانَد و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد.قطعاً پیش از آن،در گم راهیِ آشکاری بودند».

حدیث

402 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدا،نَوَد و نُه نام دارد،یکی کمتر از صد.هر کس آنها را بر شمارد،وارد بهشت می شود.این نام ها عبارت اند از:اللّه،خدا،یگانه،بی همتا،صمد...گشاده دست.

403 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: کسی که خدا به او شناخت اهل بیتِ من و ولایت آنان را سترگْ بخشی کرده باشد،به درستی که همه خوبی ها را برای او فراهم کرده است.

53/3.مُنتقِم
قرآن

«و هر که را خدا هدایت کند،گم راه کننده ای ندارد.مگر خدا نیست که نیرومندِ کیفرخواه است؟».

ص:153


1- (1) مهج الدعوات:ص 120.
2- (3) الخصال:ص 593 ح 4.
3- (4) الأمالی للصدوق:ص 561 ح 751. [1]

الحدیث

404 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:اللّهُمَّ إِنّی أَسأَلُکَ بِاسمِکَ...یا ناصِرُ یا مُنتَصِرُ،یا مُهلِکُ یا مُنتَقِمُ. (1)

54/3.المُنزِل

الکتاب

«اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلی عَبْدِهِ الْکِتابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً». 2

الحدیث

405 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ رَبَّنا ورَبَّ کُلِّ شَیءٍ،مُنزِلَ التَّوراةِ وَالإِنجیلِ وَالفُرقانِ،فالِقَ الحَبِّ وَالنَّوی. (2)

55/3.المنشئ

الکتاب

«هُوَ الَّذِی یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ یُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ». 4

الحدیث

406 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی صِفَةِ اللّهِ جَلَّ وعَلا:لَهُ الإِحاطَهُ بِکُلِّ شَیءٍ،وَالغَلَبَةُ عَلی کُلِّ شَیءٍ،وَالقُوَّةُ فی کُلِّ شَیءٍ،وَالقُدرَةُ عَلی کُلِّ شَیءٍ ولَیسَ مِثلَهُ شَیءٌ،وهُوَ مُنشِئُ الشَّیءِ حینَ لا شَیءَ،دائِمٌ قائِمٌ بِالقِسطِ لا إِلهَ إِلّا هُوَ العَزیزُ الحَکیمُ،جَلَّ عَن أَن تُدرِکَهُ الأَبصارُ وهُوَ یُدرِکُ الأَبصارَ وهُوَ اللَّطیفُ الخَبیرُ. (3)

حدیث

404 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:خدایا!از تو می خواهم به نامت...ای یاری رسان،ای پیروزگر،ای هلاک کننده،ای سخت کیفر!

54/3.مُنزِل
قرآن

«ستایش،خدایی را که این کتاب[آسمانی]را بر بنده خود فرو فرستاد و هیچ گونه کژی ای در آن ننهاد».

حدیث

405 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بار خدایا!ای پروردگار ما و پروردگارِ همه چیز،ای فروآورِ تورات و انجیل و فرقان!ای شکافنده دانه و هسته!

55/3.مُنشِئ
قرآن

«اوست کسی که برق را برای بیم و امید به شما می نمایانَد و ابرهای گران بار را پدیدار می کند».

حدیث

406 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در وصف خداوند عز و جل:برای اوست فراگیرندگی نسبت به هر چیز،و چیرگی بر هر چیز،و نیرومندی در هر چیز،و توانایی بر هر چیز،و چیزی همانند او نیست.اوست نو پدیدآورِ چیز،آن گاه که چیزی نبود.همیشگی است و استوار به دادگری است.خدایی جز او که شکست ناپذیر و فرزانه است وجود ندارد.فراتر از آن است که چشم ها به او برسند.اوست که چشم ها را در می یابد،و اوست باریک بینِ آگاه.

ص:154


1- (1) مهج الدعوات:ص 194. [1]
2- (3) مهج الدعوات:ص 178. [2]
3- (5) الاحتجاج:ج 1 ص 139 ح 32. [3]

56/3.المُهلِک

الکتاب

«وَ إِنْ مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّ نَحْنُ مُهْلِکُوها قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِیداً کانَ ذلِکَ فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً». 1

الحدیث

407 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن خُطبَتِهِ یَومَ الغَدیرِ:مَعاشِرَ النّاسِ،إِنَّهُ ما مِن قَریَةٍ إِلّا وَاللّهُ مُهلِکُها بِتَکذیبِها،وکَذلِکَ یُهلِکُ القُری وهِیَ ظالِمَةٌ کَما ذَکَرَ اللّهُ تَعالی،وهذا عَلِیٌّ إِمامُکُم ووَلِیُّکُم،وهُوَ مَواعیدُ اللّهِ وَاللّهُ یَصدُقُ ما وَعَدَهُ.

مَعاشِرَ النّاسِ،قَد ضَلَّ قَبلَکُم أَکثَرُ الأَوَّلینَ،وَاللّهُ لَقَد أَهلَکَ الأَوَّلینَ وهُوَ مُهلِکُ الآخِرینَ،قالَ اللّهُ تَعالی: «أَ لَمْ نُهْلِکِ الْأَوَّلِینَ* ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِینَ* کَذلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ* وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ» (1). (2)

57/3.النّور

408 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: بِاسمِ اللّهِ النُّورِ،بِاسمِ اللّهِ نورِ النُّورِ،بِاسمِ اللّهِ نورٌ عَلی نورٍ،بِاسمِ اللّهِ الَّذی هُوَ مُدَبِّرُ الأُمورِ،بِاسمِ اللّهِ الَّذی خَلَقَ النّورَ مِنَ النّورِ،الحَمدُ للّهِ ِ الَّذی خَلَقَ النّورَ مِنَ النّورِ،و أَنزَلَ النُّورَ عَلَی الطّورِ (3)،فی

کِتابٍ مَسطورٍ،فی رِقٍّ (4)مَنشورٍ،بِقَدَرٍ مَقدورٍ،عَلی نَبِیٍّ مَحبورٍ. (5)

56/3.مُهلِک
قرآن

«و هیچ شهری نیست،مگر این که ما آن را[در صورت نافرمانی،]پیش از روز رستاخیز،به هلاکت می رسانیم یا آن را سخت عذاب می کنیم.این[عقوبت]در کتاب[الهی]نوشته شده است».

حدیث

407 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از سخنرانی ایشان در روز غدیر:ای جماعت مردم!هیچ شهری نیست،مگر آن که خدا آن را به جهت دروغ انگاری[مردمِ]آن،هلاک کرده است.همچنین،شهرها را هلاک می کند،در حالی که[مردمِ]آنها ستمکارند،همان طور که خدای متعال[در قرآن]ذکر کرده است.این،علی،امام و سرپرست شماست.او وعده های خداست (6)و خدا به آنچه وعده کرده است،وفا می کند.

ای جماعت مردم!پیش از شما بیشتر پیشینیان،گم راه شدند و بی گمان،خدا آنان را هلاک کرد.او هلاک کننده پسینیان است.خدای متعال فرمود:«آیا پیشینیان را هلاک نکردیم؟پس از آن،پسینیان را از پیِ آنها خواهیم آورد.بدین گونه،با بدکاران رفتار می کنیم.در آن روز،وای بر دروغ انگاران!».

57/3.نور

408 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: به نام خدا که نور است.به نام خدایی که روشناییِ روشنایی است.به نام خدایی که روشنایی در روشنایی است.به نام خدایی که

تدبیر کننده کارهاست.به نام خدایی که روشنایی را از روشنایی آفرید.ستایش،برای خدایی است که روشنایی را از روشنایی آفرید و روشنایی را بر کوه طور،فرود آورد،در کتابی نوشته شده،در برگه ای گشوده،به اندازه ای معیّن،بر پیامبری شادمان.

ص:155


1- (2) المرسلات:16 19. [1]
2- (3) الاحتجاج:ج 1 ص 151 ح 32. [2]
3- (4) الطُّوْرُ:هو جبل کلّم اللّه تعالی علیه موسی علیه السلام فی الأرض المقدّسة(مجمع البحرین:ج2 ص1119« [3]طور»).
4- (5) الرقّ بالفتح والکسر:جلد یکتب فیه(المصباح المنیر:ص 235« [4]رقق»).
5- (6) مهج الدعوات:ص 19. [5]
6- (7) وعده های مکرّر خدا در طول 23 سال رسالت پیامبر اسلام به امامت و ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام،در آیات و احادیث متعدّدی وارد شده اند که آخرینِ آنها در روز غدیر بود.

58/3.الوکیل

الکتاب

«رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِیلاً». 1

الحدیث

409 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: آخِرُ ما تَکَلَّمَ بِهِ إِبراهیمُ علیه السلام حینَ أُلقِیَ فِی النَّارِ:«حَسبی اللّهُ ونِعمَ الوَکِیل». (1)

410 . عنه صلی الله علیه و آله: لا تَتَّکِل إِلی (2)غَیرِ اللّهِ،فَیَکِلَکَ اللّهُ إِلَیهِ. (3)

59/3.الولیّ،المولی

الکتاب

«اَللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ». 5

الحدیث

411 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ أَنتَ ثِقَتی عِندَ شِدَّتی،

ورَجائی عِندَ کُربَتی،وعُدَّتی عِندَ الأُمورِ الَّتی تَنزِلُ بی،فَأَنتَ وَلِیِّی فی نِعمَتی،وإِلهی وإِلهُ آبائی،صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ. (4)

58/3.وکیل
قرآن

«[اوست]پروردگار خاور و باختر.خدایی جز او نیست.پس او را کارسازِ خویش اختیار کن».

حدیث

409 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن گاه که ابراهیم علیه السلام در آتشْ پرتاب شد،واپسین سخن او این بود:«خدا مرا بس است و نیکو حمایتگری است».

410 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: به غیر خدا اعتماد نکن؛چرا که[در این صورت،]خدا تو را به او می سپارد.

59/3.ولی،مولا
قرآن

«خداوند،سروَر کسانی است که ایمان آورده اند.آنان را از تاریکی ها به سوی روشنایی به در می برد؛و[لی]کسانی که کفر ورزیده اند،سروَرانشان[همان عصیانگران]طاغوت اند،که آنان را از روشنایی به سوی تاریکی ها به در می برند.آنان،اهل آتش اند که خود،در آن جاودان اند».

حدیث

411 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بار خدایا!تویی مورد اعتماد

من در سختی ام،و امید من،در گرفتاری ام،و ساز و برگ منی در اموری که بر من مقدّر می کنی.پس تو در نعمت من،سرپرست منی و خدای من و خدای پدران منی.بر محمّد و خاندان او درود فرست!

ص:156


1- (2) تاریخ بغداد:ج 9 ص 118 الرقم 4728. [1]
2- (3) کذا فی المصدر والصحیح:«علی».
3- (4) مستدرک الوسائل:ج 11 ص 217 ح 12790. [2]
4- (6) مصباح المتهجّد:ص 16 ح 15. [3]

60/3.الهادی

الکتاب

«وَ کَفی بِرَبِّکَ هادِیاً وَ نَصِیراً». 1

«وَ إِنَّ اللّهَ لَهادِ الَّذِینَ آمَنُوا إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ». 2

الحدیث

412 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إِنَّما أَنَا مُبَلِّغٌ وَاللّهُ یَهدی،وقاسِمٌ وَاللّهُ یُعطی. (1)

الفصل الرّابع:معرفة الصّفات السّلبیّة

1/4.لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیء

الکتاب

«فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً یَذْرَؤُکُمْ فِیهِ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ». 4

الحدیث

413 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ:...ما عَرَفَنی مَن شَبَّهَنی بِخَلقی. (2)

60/3.هادی
قرآن

«اما[برای تو]همین بس که پروردگارت هادی و یاور[تو]باشد».

«و خداوند،کسانی را که ایمان آوردند،به سوی صراط مستقیم،هدایت می کند».

حدیث

412 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: من،تنها پیام رسانم و خدا،هدایت می کند.من،تنها تقسیم کننده ام و خدا،بخشنده است.

فصل چهارم:شناخت صفت های سلبی

1/4.چیزی مانند او نیست
قرآن

«پدید آورنده آسمان ها و زمین است.از خودتان برای شما جفت هایی قرار داد و از دام ها[نیز]نَر و ماده[قرار داد].بدین وسیله،شما را بسیار می گردانَد.چیزی مانند او نیست،و اوست شنوایِ بینا».

حدیث

413 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل فرمود:«...هر که مرا به آفریده ام همانند کند،مرا نشناخته است».

ص:157


1- (3) مسند ابن حنبل:ج 6 ص 33 ح 16934. [1]
2- (5) التوحید:ص 68 ح 23.

2/4.لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ

414 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: یوشِکُ النّاسُ یَتَساءَلونَ بَینَهُم حَتّی یَقولَ قائِلُهُم:هذَا اللّهُ خَلَقَ الخَلقَ؛فَمَن خَلَقَ اللّهَ عز و جل؟فَإِذا قالوا ذلِکَ فَقولوا: «اَللّهُ أَحَدٌ* اَللّهُ الصَّمَدُ* لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ* وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ» ،ثُمَّ لِیَتفُل عَن یَسارِهِ ثَلاثا،وَلیَستَعِذ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ. (1)

3/4.لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ

الکتاب

«اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ». 2

الحدیث

415 . مسند أبی یعلی عن أبی هریرة: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَحکی موسی علیه السلام عَلَی المِنبَرِ،قالَ:وَقَعَ فی نَفسِهِ هَل یَنامُ اللّهُ عز و جل،فَأَرسَلَ اللّهُ إِلَیهِ مَلَکا فَأَرَّقَهُ ثَلاثا،ثُمَّ أَعطاهُ قارورَتَینِ فی کُلِّ یَدٍ قارورَةٌ،و أَمَرَهُ أَن یَحتَفِظَ بِهِما.

قالَ:فَجَعَلَ یَنامُ وتَکادُ یَداهُ تَلتَقِیانِ،ثُمَّ استَیقَظَ فَیَحبِسُ إِحداهُما عَنِ الأُخری حَتّی نامَ نَومَةً،فَاصطَفَقَت یَداهُ،فَانکَسَرَتِ القارورَتانِ.قالَ:ضَرَبَ اللّهُ لَهُ مَثَلاً أَنَّ اللّهَ عز و جل لَو کانَ یَنامُ لَم یَستَمسِکِ السَّماءَ وَالأَرضَ. (2)

2/4.نه کسی را زاده و نه از کسی زاییده شده است

414 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: نزدیک است که مردم،آن قدر از همدیگر سؤال کنند تا یکی از آنها بگوید:این خدا،آفریدگان را آفرید؛امّا خداوند عز و جل را چه کسی آفریده است؟وقتی چنین گفتند،شما[در پاسخ]بگویید:«خداوند،یگانه است.خداوند،صمد است.نزاده و زاده نشده است و هیچ کس،همتای او نیست».

3/4.نه خوابی سبُک او را فرا می گیرد و نه خوابی گران
قرآن

«خداست که معبودی جز او نیست.زنده و بر پادارنده است.نه خوابی سبُک او را فرو می گیرد و نه خوابی گران».

حدیث

415 . مسند أبی یعلی به نقل از ابُو هُرَیره:از پیامبر خدا شنیدم که روی منبر از موسی علیه السلام حکایت کرده،می فرمود:«در دل موسی علیه السلام گذشت که:آیا خدای بزرگ می خوابد؟

پس خدا،فرشته ای به سوی او فرستاد و فرشته،سه بار موسی علیه السلام را گرفت و فشار داد.پس از آن،دو شیشه به او داد که در هر دست خود،یکی از آنها را بگیرد و به او فرمان داد تا از آنها نگهداری کند.[پس از مدّتی]خواب،موسی علیه السلام را فرا گرفت و نزدیک بود که دو دستش به هم بخورند[و شیشه ها بشکنند].ناگهان از خواب پرید و و آنها را از یگدیگر دور نگه داشت و جلوی به هم خوردن دست ها و شیشه ها را گرفت.کمی بعد،دوباره به خواب رفت و[پس از مدّتی]دو دستش به هم برخورد کرد و شیشه ها شکست.

پیامبر خدا فرمود:«خدا برای موسی علیه السلام این مثال را زد[و به او فهماند]که اگر خدا بخوابد،نمی تواند آسمان و زمین را نگه دارد».

ص:158


1- (1) السنن الکبری للنسائی:ج 6 ص 170 ح 10497. [1]
2- (3) مسند أبی یعلی:ج 6 ص 131 ح 6639.

الفصل الخامس:عدل اللّه

1/5.معنی عدل اللّه

أ لَیسَ فی أفعالِهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِنَ الظُّلمِ

الکتاب

«إِنَّ اللّهَ لا یَظْلِمُ النّاسَ شَیْئاً وَ لکِنَّ النّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ». 1

الحدیث

416 . صحیح مسلم: عَن أبِی ذَرٍّ عَن النَّبیِّ صلی الله علیه و آله فیما رَوی عَنِ اللّهِ تَبارَکَ وتَعالی أنَّهُ قالَ:یا عِبادی،إنّی حَرَّمتُ الظُّلمَ عَلی نَفسی،وجَعَلتُهُ بَینَکُم مُحَرَّما،فَلا تَظالَموا. (1)

ب القِیامُ بِالقِسطِ

الکتاب

«وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ». 3

الحدیث

417 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: بِالعَدلِ قامَتِ السَّماواتُ وَالأَرضُ. (2)

ج الأَمرُ بِالقِسطِ

«قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ وَ أَقِیمُوا وُجُوهَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ کَما بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ». 5

فصل پنجم:دادگری خدا

1/5.معنای دادگری خدا
الف در کارهای خداوند،هموزن ذرّه ای،ستم نیست
قرآن

«خدا به هیچ وجه به مردم ستم نمی کند؛لیکن مردم خود بر خویشتن،ستم می کنند».

حدیث

416 . صحیح مسلم به نقل از ابو ذر،از پیامبر صلی الله علیه و آله،آن جا که سخن خداوند متعال را روایت می نماید:ای بندگان من!همانا ستم را برخودم حرام کردم و آن را در میان شما نیز حرام کردم.پس بر یکدیگر ستم نکنید.

ب بر پا داشتن قسط(برابری)
قرآن

«و سخن پروردگارت به راستی و داد،سرانجام گرفته است؛و هیچ تغییر دهنده ای برای کلمات او نیست؛و او شنوایِ داناست».

حدیث

417 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آسمان ها و زمین،با دادگری،پایدار می مانند.

ج فرمان به برابری

«بگو:«پروردگارم به دادگری فرمان داده است»،و[این که]در هر مسجدی،روی خود را مستقیم[به سوی قبله]کنید،و در حالی که دین خود را برای او خالص

گردانیده اید،وی را بخوانید،همان گونه که شما را پدید آورد[به سوی او]برمی گردید».

ص:159


1- (2) صحیح مسلم:ج 4 ص 1994 ح 55.
2- (4) عوالی اللآلی:ج 4 ص 103. [1]

د أعدَلُ العادِلینَ

418 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الجَوشَنِ الکَبیرِ:یا أحکَمَ الحاکِمینَ،یا أعدَلَ العادِلینَ. (1)

ه العَدلُ فِی القَضاءِ وَالحُکمِ

الکتاب

«وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ». 2

الحدیث

419 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لَمّا رَأی یونُسُ علیه السلام أنَّ قَومَهُ لا یُجیبونَهُ ولا یُؤمِنونَ،ضَجِرَ وعَرَفَ مِن نَفسِهِ قِلَّةَ الصَّبرِ،فَشَکا ذلِکَ إلی رَبِّهِ،وکانَ فیما شَکا (2)أن قالَ:یا رَبِّ،إنَّکَ بَعَثتَنی إلی قَومی،ولی ثَلاثونَ سَنَةً،فَلَبِثتُ فیهِم أدعوهُم إلَی الإِیمانِ بِکَ،وَالتَّصدیقِ بِرِسالاتی،واُخَوِّفُهُم عَذابَکَ ونَقِمَتَکَ ثَلاثا وثَلاثینَ سَنَةً،فَکَذَّبونی ولَم یُؤمِنوا بی،وجَحَدوا نُبُوَّتی وَاستَخَفّوا بِرِسالاتی،وقَد تَواعَدونی وخِفتُ أن یَقتُلونی،فَأَنزِل عَلَیهِم عَذابَکَ،فَإِنَّهُم قَومٌ لا یُؤمنونَ.

قالَ:فَأَوحَی اللّهُ إلی یونُسَ:أنَّ فیهِمُ الحَملَ،وَالجَنینَ وَالطِّفلَ،وَالشَّیخَ الکَبیرَ،وَالمَرأَةَ الضَّعیفَةَ،

وَالمُستَضعَفَ المَهینَ (3)،و أنَا الحَکَمُ العَدلُ،سَبَقَت رَحمَتی غَضَبی،لا اعَذِّبُ الصِّغارَ بِذُنوبِ الکِبارِ مِن قَومِکَ،وهُم یا یونُسُ عِبادی وخَلقی،وبَرِیَّتی فی بِلادی،وفی عَیلَتی،اُحِبُّ أن أتَأَنّاهُم،و أرفُقَ بِهِم،و أنتَظِرُ تَوبَتَهُم. (4)

د دادگرترینِ دادگران

418 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای«جوشن کبیر»:ای بهترینِ داوران!ای دادگرترینِ دادگران!

ه دادگری در قضاوت و حکمرانی
قرآن

«و میان آنان به عدالت،داوری می شود و بر ایشان ستم نمی رود».

حدیث

419 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: یونس علیه السلام،زمانی که دید قومش دعوت او را نمی پذیرند و به او ایمان نمی آورند،آزرده شد و احساس بی تابی کرد.از این رو،به پروردگارش شِکوه نمود.در بخشی از شِکوه های او چنین بود:ای پروردگار من!تو مرا در سی سالگی به سوی قومم مبعوث فرمودی و من،سی و سه سال در میانشان ماندم و آنان را به ایمان آوردن به تو و تصدیق رسالتم دعوت نمودم و از عذاب و نقمت تو بیمشان دادم؛امّا آنان تکذیبم کردند و به من ایمان نیاوردند،و نبوّتم را انکار نمودند و رسالتم را سبُک شمردند و من را تهدید نمودند و ترسیدم که مرا بکُشند.پس،عذابت را بر آنان فرود آور؛زیرا آنان،قومی هستند که ایمان نمی آورند.

آن گاه خداوند به یونس علیه السلام وحی فرمود:«در میان آنان،زن باردار و جنین و کودک خردسال و مرد پیر و زن ناتوان و مستضعف حقیر وجود دارد،در حالی که من،داور دادگر هستم که رحمتم بر خشمم

پیشی گرفته است.من،خردسالان قوم تو را به خاطر گناهان بزرگ سالانشان کیفر نمی دهم و ای یونس آنان،بندگان و آفریدگان و مردمان من در سرزمین های من و در زیر پوشش من اند.دوست دارم درباره آنان،حوصله کنم و با ایشان مدارا نمایم،و انتظار توبه شان را می کشم».

ص:160


1- (1) المصباح للکفعمی:ص 338. [1]
2- (3) فی المصدر:«یشکی»،وما فی المتن أثبتناه من بحار الأنوار. [2]
3- (4) مَهِین:أی حقیر(الصحاح:ج 6 ص 2209«مهن»).
4- (5) تفسیر العیّاشی:ج 2 ص 129 ح 44. [3]

2/5.العَدلُ فی جَزاءِ السَّیِّئاتِ

الکتاب

«اَلْیَوْمَ تُجْزی کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْیَوْمَ إِنَّ اللّهَ سَرِیعُ الْحِسابِ». 1

الحدیث

420 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن أصابَ فِی الدُّنیا ذَنبا فَعوقِبَ بِهِ،فَاللّهُ أعدَلُ مِن أن یُثَنِّیَ عُقوبَتَهُ عَلی عَبدِهِ،ومَن أذنَبَ ذَنبا فِی الدُّنیا فَسَتَرَهُ اللّهُ عَلَیهِ،فَاللّهُ أکرَمُ مِن أن یَعودَ فی شَیءٍ قَد عَفا عَنهُ. (1)

2/5.دادگری در مجازات گناهان
قرآن

«امروز،هر کسی به[موجب]آنچه انجام داده است،کیفر می یابد.امروز،ستمی نیست.آری.خدا،زودشمار است».

حدیث

420 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس در دنیا به گناهی گرفتار آید و کیفر شود،خداوند،دادگرتر از آن است که کیفر آن را بر بنده اش تکرار نماید،و هر کس در دنیا به گناهی مرتکب شود و خداوندْ آن را بپوشاند،خداوند،بخشنده تر از آن است که به چیزی که گذشت کرده است،باز گردد.

ص:161


1- (2) سنن ابن ماجة:ج 2 ص 868 ح 2604.

الباب الثالث:القضاء والقدر

الفصل الأوّل:الإیمان بالتقدیر

1/1.مَعنَی الإِیمانِ بِالقَدَرِ

421 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لا یُؤمِنُ عَبدٌ حَتّی یُؤمِنَ بِالقَدَرِ خَیرِهِ وشَرِّهِ،حَتّی یَعلَمَ أنَّ ما أصابَهُ لَم یَکُن لِیُخطِئَهُ،و أنَّ ما أخطَأَهُ لَم یَکُن لِیُصیبَهُ. (1)

2/1.وُجوبُ الإِیمانِ بِالقَدَرِ

422 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الإِیمانُ بِالقَدَرِ نِظامُ التَّوحیدِ. (2)

423 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ القَدَرَ نِظامُ التَّوحیدِ،فَمَن وَحَّدَ اللّهَ وآمَنَ بِالقَدَرِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقی. (3)

424 . عنه صلی الله علیه و آله: لا یُؤمِنُ أحَدُکُم حَتّی یُؤمِنَ بِالقَدَرِ خَیرِهِ وشَرِّهِ وحُلوِهِ ومُرِّهِ. (4)

3/1.تَحریمُ التَّکذیب بِالقَدَر

425 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن لَم یُؤمِن بِالقَدَرِ خَیرِهِ وشَرِّهِ فَأَنَا مِنهُ بَریءٌ. (5)

426 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن کَذَّبَ بِالقَدَرِ،فَقَد کَفَرَ بِما جِئتُ بِهِ. (6)

باب سوم:قضا و قدر

فصل یکم:ایمان به تقدیر

1/1.معنای ایمان به قدر

421 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بنده،ایمان ندارد،تا این که به خیر و شرّ قَدَر،ایمان بیاورد و بداند که آنچه بدو رسیده،نباید از او خطا می رفته و آنچه از او خطا رفته،نباید بدو می رسیده است.

2/1.وجوب ایمان به قدر

422 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ایمان به قَدَر،پایه یکتاپرستی است.

423 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: همانا قَدَر،پایه یکتاپرستی است.هر که خدا را یگانه بداند و به قَدَر ایمان آورد،در حقیقت،به محکم ترین ریسمان،چنگ زده است.

424 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ یک از شما ایمان ندارد،مگر این که به خیر و شر،و شیرینی و تلخی قَدَر،ایمان بیاورد.

3/1.حرمت دروغ پنداشتن تقدیر

425 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که به خیر و شرّ قَدَر ایمان نیاورد،من از او بیزارم.

426 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که قَدَر را دروغ پندارد،در حقیقت،به آنچه من آورده ام،کفر ورزیده است.

ص:162


1- (1) سنن الترمذی:ج 4 ص 451 ح 2144.
2- (2) الفردوس:ج 1 ص 114 ح 385.
3- (3) المعجم الأوسط:ج 4 ص 46 ح 3573.
4- (4) التوحید:ص 380 ح 27.
5- (5) مسند أبی یعلی:ج 11 ص 289 ح 6404.
6- (6) کنز العمّال:ج 1 ص 106 ح 484.

427 . عنه صلی الله علیه و آله: أربَعَةٌ لا یَنظُرُ اللّهُ إلَیهِم یَومَ القِیامَةِ:عاقٌّ،ومَنّانٌ،ومُکَذِّبٌ بِالقَدَرِ،ومُدمِنُ خَمرٍ. (1)

428 . عنه صلی الله علیه و آله: ما هَلَکَت امَّةٌ قَطُّ إلّا بِالشِّرکِ بِاللّهِ عز و جل،وما أشرَکَت امَّةٌ حَتّی یَکونَ بُدُوُّ شِرکِهَا التَّکذیبَ بِالقَدَرِ. (2)

4/1.ما لا یُنافِی الإِیمانَ بِالقَدَرِ

429 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الدَّواءُ مِنَ القَدَرِ،وقَد یَنفَعُ بِإِذنِ اللّهِ. (3)

430 . سنن الترمذی عن أبی خزامة عن أبیه: سَأَلتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله،فَقُلتُ:یا رَسولَ اللّهِ،أرَأَیتَ رُقیً نَستَرقیها ودَواءً نَتَداوَی بِهِ وتُقاةً نَتَّقیها،هَل تَرُدُّ مِن قَدَرِ اللّهِ شَیئا؟قالَ:هِیَ مِن قَدَرِ اللّهِ. (4)

427 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: چهار کس اند که خداوند در روز رستاخیز،به آنان نگاه نمی کند:بدرفتار با پدر و مادر،منّت گذار،تکذیب کننده قَدَر،و می گسار.

428 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هرگز امّتی نابود نشد،مگر با شرک ورزیدن به خداوند عز و جل،و امّتی شرک نورزید،مگر این که آغاز شرکشان تکذیب قَدَر بود.

4/1.آنچه با ایمان به تقدیر،منافات ندارد

429 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: درمان،تقدیر شده است و به اذن خدا سود می بخشد.

430 . سنن الترمذی به نقل از ابو خزامه،از پدرش:از پیامبر خدا پرسیدم و گفتم:ای پیامبر خدا!رُقْیه هایی (5)که آنها را با خود همراه می سازیم و دوایی که بِدان مداوا می کنیم و حِرزی (6)که خود را با آن حفاظت می کنیم،آیا چیزی از قَدَر خدا را باز می گردانند؟

فرمود:«اینها،جزو قَدَر هستند».

ص:163


1- (1) الخصال:ص 203 ح 18.
2- (2) تاریخ دمشق:ج 45 ص 394 ح 9917.
3- (3) المعجم الکبیر:ج 12 ص 131 ح 12784.
4- (4) سنن الترمذی:ج 4 ص 399 ح 2065.
5- (5) رُقْیه:تعویذ،افسون،طلسم.
6- (6) حِرْز:دعای نگه دارنده،دعای محافظ در برابر چشم زخم و دیگر آسیب ها.
سخنی درباره نقش قضا و قدر در پیدایش مصائب و شُرور
اشاره

آیات و احادیث این فصل،به چند نکته بسیار مهم در شناخت مبدأ خیر و شر در نظام آفرینش و نقش قضا و قدر در پیدایش مصائب(گرفتاری ها)و شُرور(بدی ها و ناگواری ها)اشاره دارند.این نکات،عبارت اند از:

1.خیر و شر،مخلوق و مقدّر خدایند

خیر و شر،مخلوق و مقدّر خدایند،بدین معنا که پدیده ها(اعم از حوادث طبیعی و غیر طبیعی)،همه در محدوده خلق و تقدیر خداوند هستند و اگر خداوند متعال نخواهد،هیچ پدیده ای،چه خیر و چه شرّ،تحقّق نمی یابد.حتّی کارهایی که انسان به اراده و اختیار خود انجام می دهد،از این قانون کلّی،مستثنا نیستند،هر چند خداوند متعال،در وضع قوانین و احکام،از کارهای زشت،نهی کرده است.این آیه شریف،به همین معنا اشاره دارد:

«قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ. 1

بگو:همه[ی پیشامدهای خوب و بد]،از جانب خدایند».

اعتقاد به این حقیقت،«توحید افعالی»نامیده می شود.

بر این اساس،ثنویّه که آفریدگارِ شُرور را غیر از آفریدگار خیرات می دانند مشرک،و قَدَریّه که شُرور را خارج از محدوده تقدیر الهی می دانند کافر شمرده شده اند.

2.آفرینش و تقدیر شر،تَبَعی است

احادیثِ تقدیم آفرینش خیر بر شر بیانگر این مطلب اند که هر چند شر،آفریدگاری جدا از آفریدگار خیر ندارد و آفریدگار هر دو،همان ذات پاک خداوند است،ولی خلقت شر و تقدیر آن،اصالت ندارد؛بلکه به تَبَع خیر است.از این رو پس از خیر و به دنبال آن،آفریده شده است.

برای نمونه،آفرینش انسان،خیر است؛امّا وی برای رسیدن به هدف آفرینش خود که همانا رسیدن به مقام خلافت الهی است باید دارای اراده و آزادی باشد.از آن سو،موجود بااراده و آزاد،می تواند از آزادی خود،سوء استفاده کند،شر(بدی)ایجاد نماید و جامعه را به فساد بکشاند.در این جا نیز هدف آفرینش،آفریدن شر و فساد نبوده است؛بلکه شر و فساد،پس از آفرینش موجودِ آزادی به نام انسان و به تبع آن،تحقّق می یابند.

ص:164

3.انسان در پیدایش ناگواری ها نقش دارد

سومین نکته قابل توجّه در تبیین رابطه«قضا و قدر»و«شُرور»،نقش انسان در پیدایش شُرور است.

تقدیر الهی در مورد شُروری که به دست انسان پدید می آیند،خِذلان(به معنای:واگذار شدن انسان به خویش)است.انسان،گاهی استحقاق«توفیق»می یابد و گاهی استحقاق«خذلان»،و آن گاه که استحقاق خذلان یافت،خداوند،او را به خود،وا می گذارد.در این جاست که انسان،بدون این که مجبور باشد،به اراده خودش شر می آفریند.

بر این اساس،آنچه خیر از انسان سر می زند،به توفیق خداوند و منسوب به خداست و آنچه شر از انسان سر می زند،به خودِ او منسوب است؛چرا که او بر خلاف خواست تشریعی خداوند و به اراده خود،آن را انجام داده است.

ص:165

الفصل الثّانی:دور القضاء والقدر فی العالم

1/2.التَّقدیرُ فی خَلقِ العالَمِ

الکتاب

«إِنّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ». 1

الحدیث

431 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قَدَّرَ اللّهُ المَقادیرَ قَبلَ أن یَخلُقَ السَّماواتِ وَالأَرضَ بِخَمسینَ ألفَ سَنَةٍ. (1)

432 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل قَدَّرَ المَقادیرَ ودَبَّرَ التَّدابیرَ قَبلَ أن یَخلُقَ آدَمَ بِأَلفَی عامٍ. (2)

2/2.التَّقدیرُ فی خَلقِ الإِنسانِ

الکتاب

«وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثی وَ لا تَضَعُ إِلاّ بِعِلْمِهِ وَ ما یُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا یُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاّ فِی کِتابٍ». 4

الحدیث

433 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: کُلُّ شَیءٍ بِقَدَرٍ،حَتَّی العَجزِ وَالکَیسِ (3). (4)

434 . عنه صلی الله علیه و آله: خَلَقَ اللّهُ کُلَّ نَفسٍ وکَتَبَ حَیاتَها ورِزقَها ومَصائِبَها. (5)

فصل دوم:نقش قضا و قدر در عالم

1/2.تقدیر در آفرینش جهان
قرآن

«ماییم که هر چیزی را به اندازه آفریده ایم».

حدیث

431 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،پنجاه هزار سال پیش از آفرینش آسمان ها و زمین،اندازه ها را مقرّر نمود.

432 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل دو هزار سال پیش از آفرینش آدم،اندازه ها را مقرّر نمود و تدبیرها را اندیشید.

2/2.تقدیر در آفرینش انسان
قرآن

«و هیچ مادینه ای بار نمی گیرد و بار نمی نهد،مگر به علمِ او.و هیچ سالخورده ای عمر دراز نمی یابد و از عمرش کاسته نمی شود،مگر آن که در کتابی[مندرج]است».

حدیث

433 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر چیزی،در گرو تقدیر است،حتّی ناتوانی و زیرکی.

434 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،همه جان ها را آفرید و زندگی و روزی و گرفتاری های آنها را مقرّر کرد.

ص:166


1- (2) التوحید:ص 368 ح 7.
2- (3) عیون أخبار الرضا علیه السلام:ج 1 ص 141 ح 39. [1]
3- (5) الکَیْسُ:العقلُ والفطنة والفِقه(تاج العروس:ج 8 ص 454«کیس»).
4- (6) صحیح مسلم:ج 4 ص 2045 ح 18.
5- (7) سنن الترمذی:ج 4 ص 451 ح 2143.

435 . عنه صلی الله علیه و آله: سَبَقَ العِلمُ وجَفَّ القَلَمُ،ومَضَی القَدَرُ بِتَحقیقِ الکِتابِ وتَصدیقِ الرُّسُلِ،وبِالسَّعادَةِ مِنَ اللّهِ عز و جل لِمَن آمَنَ وَاتَّقی،وبِالشَّقاءِ لِمَن کَذَّبَ وکَفَرَ،وبِوِلایَةِ اللّهِ المُؤمِنینَ وبَراءَتِهِ مِنَ المُشرِکینَ. (1)

3/2.تَقدیرُ الخَیرِ وَالشَّرِّ

الکتاب

«وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِکَ قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثاً». 2

الحدیث

436 . کنز العمّال عن ابن عبّاس عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله: صِنفانِ مِن امَّتی لا سَهمَ لَهُم فِی الإِسلامِ:المُرجِئَةُ وَالقَدَرِیَّةُ.

قیلَ:ومَا المُرجِئَةُ؟قالَ:الَّذینَ یَقولونَ:الإِیمانُ قَولٌ بِلا عَمَلٍ.

قیلَ:فَمَا القَدَرِیَّةُ؟قالَ:الَّذینَ یَقولونَ:لَم یُقَدَّرِ الشَّرُّ. (2)

437 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن زَعَمَ أنَّ اللّهَ تَعالی یَأمُرُ بِالسُّوءِ وَالفَحشاءِ فَقَد کَذَبَ عَلَی اللّهِ،ومَن زَعَمَ أنَّ الخَیرَ وَالشَّرَّ بِغَیرِ مَشیئَةِ اللّهِ فَقَد أخرَجَ اللّهَ مِن سُلطانِهِ. (3)

4/2.خَلقُ الخَیرِ قَبلَ الشَّرِّ

438 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ عز و جل:یا آدَمُ أنَا اللّهُ الکَریمُ،خَلَقتُ

الخَیرَ قَبلَ الشَّرِّ. (4)

435 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،پیشی گرفت و قلم خشکید و تقدیر به فرستادنِ قرآن و تصدیق فرستادگان،و به خوش بختی از جانب خداوند عز و جل برای مؤمنان و پرهیزگاران،و به بدبختی برای دروغگویان و کافران،و به ولایت خدا بر مؤمنان و بیزاری او از مشرکان،تحقّق یافت.

3/2.تقدیر خیر و شر
قرآن

«و اگر[پیشامد]خوبی به آنان برسد،می گویند:«این،از جانب خداست»؛و چون صدمه ای به ایشان برسد،می گویند:«این،از طرف توست».بگو:«همه از جانب خداست».[آخر]این قوم را چه شده است که نمی خواهند سخنی را[درست]دریابند؟».

حدیث

436 . کنز العمّال به نقل از ابن عبّاس پیامبر خدا فرمود:«برای دو گروه از امّت من،در اسلام،سهمی نیست:مُرجِئه و قَدَریّه».

گفته شد:مرجئه کیان اند؟

فرمود:«آنان که می گویند:ایمان،گفتار بدون رفتار است».

گفته شد:قَدَریّه کیان اند؟

فرمود:«آنان که می گویند:شر،تقدیر نشده است».

437 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: کسی که می گوید:خدای متعال به بدی و فحشا دستور می دهد،بر خداوند،دروغ می بندد و کسی که می گوید:خیر و شر،بدون مشیّتِ خداوند به وجود می آیند،خداوند را از فرمان روایی اش بیرون برده است.

4/2.آفرینش خیر،پیش از شر

438 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل فرمود:«ای آدم!منِ

خدایِ بزرگوار،خیر را پیش از شر آفریدم».

ص:167


1- (1) التوحید:ص 343 ح 13.
2- (3) کنز العمّال:ج 1 ص 136 ح 642.
3- (4) الکافی:ج 1 ص 158 ح 6. [1]
4- (5) تفسیر العیّاشی:ج 1 ص 35 ح 21. [2]

الفصل الثّالث:دور التقدیر فی أفعال الإنسان

1/3.تَقدیرُ الفَرائِضِ وَالفَضائِلِ وَالمَعاصی

439 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: عَنِ اللّهِ أروی حَدیثی،إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی یَقولُ:یَابنَ آدَمَ بِمَشیئَتی کُنتَ أنتَ الَّذی تَشاءُ لِنَفسِکَ ما تَشاءُ،وبِإِرادَتی کُنتَ أنتَ الَّذی تُریدُ لِنَفسِکَ ما تُریدُ،وبِفَضلِ نِعمَتی عَلَیکَ قَوِیتَ عَلی مَعصِیَتی،وبِعِصمَتی وعَونی وعافِیَتی أدَّیتَ إلَیَّ فَرائِضی،فَأَنَا أولی بِحَسَناتِکَ مِنکَ،و أنتَ أولی بِسَیِّئاتِکَ مِنّی،فَالخَیرُ مِنّی إلَیکَ بِما أولَیتُ بَداءٌ (1)،وَالشَّرُّ مِنّی إلَیکَ بِما جَنَیتَ جَزاءٌ،وبِإِحسانی إلَیکَ قَوِیتَ عَلی طاعَتی،وبِسوءِ ظَنِّکَ بی قَنَطتَ مِن رَحمَتی،فَلِیَ الحَمدُ وَالحُجَّةُ عَلَیکَ بِالبَیانِ،ولِیَ السَّبیلُ عَلَیکَ بِالعِصیانِ،ولَکَ جَزاءُ الخَیرِ عِندی بِالإِحسانِ،لَم أدَع تَحذیرَکَ،ولَم آخُذکَ عِندَ عِزَّتِکَ،ولَم اکَلِّفکَ فَوقَ طاقَتِکَ،ولَم أحمِلکَ مِنَ الأَمانَةِ إلّا ما أقرَرتَ بِهِ عَلی نَفسِکَ،رَضیتُ لِنَفسی مِنکَ ما رَضیتَ لِنَفسِکَ مِنّی. (2)

فصل سوم:نقش تقدیر در کارهای انسان

1/3.تقدیر واجبات و فضایل و گناهان

439 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سخن خود را از خدا روایت می کنم.خداوند تبارک و تعالی می فرماید:«ای فرزند آدم!به مشیّت من است که آنچه می خواهی،برای خود می خواهی،و به اراده من است که آنچه اراده می کنی،برای خود اراده می کنی،و به سبب بسیاری نعمتم بر تو،بر نافرمانی از من نیرو گرفتی،و در سایه پاکی و یاری و آسایش من،واجب های مرا برای من ادا نمودی.پس،من به نیکی های تو از تو سزاوارترم و تو به بدی هایت از من شایسته تری.پس،خیر رسیده از جانب من به تو که به خاطر سزاواری من است ابتدایی است[نه بازتاب عمل تو]،و شرّ رسیده از جانب من به تو که به سبب جُرم توست یک کیفر است،و به سبب احسان من به تو،بر فرمانبری از من،نیرو گرفتی و به جهت بدگمانی به من،از رحمتم نومید گشتی.پس به خاطر بیان،ستایش،از آنِ من و حجّت،علیه توست،و به جهت نافرمانی[ات]،دستم بر تو باز است،و به جهت احسانت،نزد من پاداش خیر داری.هشدار دادن به تو را ترک نمی کنم،برای سرکشی ات مؤاخذه ات نمی نمایم[و هشدارت می دهم]،و به بیشتر از توانایی ات موظّفت نمی کنم،و به تو تحمیل نمی کنم از امانت،جز آن مقداری که علیه خود اعتراف نمودی.از تو خشنودم،به مقداری که پیش خودت از من خشنودی».

ص:168


1- (1) بالرفع خبر للخیر وکذا الجملة التالیة أی الخیر الواصل منّی إلیک مبتدء من دون استحقاقک لأنّ مبادئ الخیر الذی تستحقّه بعملک أیضاً منّی،والشرّ الواصل جزاء متفرّع علی جنایتک.وفی نسخة«ب»بالنصب وهو علی التمییز والخبر مقدّر(هامش المصدر:ص 340). [1]
2- (2) التوحید:ص 343 ح 13. [2]

2/3.مَعنَی الأَمرِ بَینَ الأَمرَینِ

440 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ لا یُطاعُ جَبرا ولا یُعصی مَغلوبا ولَم یُهمِلِ العِبادَ مِنَ المَملَکَةِ،ولکِنَّهُ القادِرُ عَلی ما أقدَرَهُم عَلَیهِ،وَالمالِکُ لِما مَلَّکَهُم إیّاهُ،فَإِنَّ العِبادَ إنِ ائتَمَروا بِطاعَةِ اللّهِ لَم یَکُن مِنها مانِعٌ ولا عَنها صادٌّ،وإن عَمِلوا بِمَعصِیَتِهِ فَشاءَ أن یَحولَ بَینَهُم وبَینَها فَعَلَ،ولَیسَ مَن إن شاءَ أن یَحولَ بَینَهُ وبَینَ شَیءٍ(فَعَلَ)،ولَم یَفعَلهُ،فَأَتاهُ الَّذی فَعَلَهُ،کانَ هُوَ الَّذی أدخَلَهُ فیهِ (1). (2)

3/3.ذَمُّ القائِلینَ بِالجَبرِ

441 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما عَرَفَ اللّهَ مَن شَبَّهَهُ بِخَلقِهِ ولا وَصَفَهُ بِالعَدلِ مَن نَسَبَ إلَیهِ ذُنوبَ عِبادِهِ. (3)

4/3.ذَمُّ القَدَرِیَّةِ

442 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: صِنفانِ مِن امَّتی لا تَنالُهُم شَفاعَتی یَومَ القِیامَةِ:المُرجِئَةُ وَالقَدَرِیَّةُ. (4)

443 . عنه صلی الله علیه و آله: لُعِنَتِ القَدَرِیَّةُ عَلی لِسانِ سَبعینَ نَبِیّا. (5)

5/3.مَعنَی القَدَرِیَّةِ

أ ما یَدُلُّ عَلی أنَّ القَدَرِیَّةَ هُمُ المُفَوِّضَةُ

444 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: القَدَرِیَّةُ الَّذینَ یَقولونَ:الخَیرُ وَالشَّرُّ

بِأَیدینا؛لَیسَ لَهُم فی شَفاعَتی نَصیبٌ،ولا أنَا مِنهُم ولا هُم مِنّی. (6)

2/3.معنای«امر میان دو امر»

440 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند از روی اجبار،فرمانبری،و از روی شکست،نافرمانی نمی شود و بندگان را بدون سرپرست،رها نکرده است؛لیکن او بر آنچه آنان را بر آن نیرومند ساخته،تواناست و چیزی را که به آنان تملیک نموده،مالک است؛چرا که اگر بندگان،از خدا فرمان برند،چیزی و کسی نمی تواند از آن باز بدارد،و اگر[قصد کنند که]مرتکب نافرمانی خدا شوند و خدا بخواهد میان آنان و آن[نافرمانی]جدایی اندازد،چنین می کند،و[البتّه]چنین نیست که اگر کسی خواست میان کسی و کار او مانع شود،ولی نشد و آن شخص آن کار را انجام داد،[بتوان گفت که]مانع کار،آن کس را به آن کار وادار نموده است (7).

3/3.نکوهش معتقدان به جبر

441 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که خدا را به آفریده اش تشبیه نماید،او را[به درستی]نشناخته است،و هر که گناهان بندگان را به خدا نسبت دهد،او را عادل ندانسته است.

4/3.نکوهش قدریّه

442 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دو گروه از امّت من هستند که روز رستاخیز،شفاعتم شامل آنها نمی گردد:مرجئه و قدریّه.

443 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: قدریّه،بر زبان هفتاد پیامبر،نفرین شده اند.

5/3.مقصود از قَدَریّه
الف آنچه دلالت می کند بر این که قدریّه همان مُفَوِّضه اند

444 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: قدریّه، (8)کسانی هستند که

می گویند:خیر و شر،در اختیار ماست.آنان از شفاعت من بهره ای ندارند.نه من از آنان هستم و نه آنان از من اند.

ص:169


1- (1) توضیح ذلک:إنّ مجرّد القدرة علی الحیلولة بین العبد وفعله لا یدلّ علی کونه تعالی فاعله،إذ القدرة علی المنع غیر المنع،ولا یوجب إسناد الفعل إلیه سبحانه.
2- (2) تحف العقول:ص 37.
3- (3) التوحید:ص 47 ح 10.
4- (4) حلیة الأولیاء:ج 9 ص 254.
5- (5) الطرائف:ص 344. [1]
6- (6) الفردوس:ج 3 ص 238 ح 4706.
7- (7) توضیح،این که:صِرف قدرت داشتن خداوندبر حایل شدن میان شخص و کارش،بر این که خداوند،کننده آن کار است،دلالت نمی کند؛زیرا توانایی بر جلوگیری،غیر از جلوگیری کردن است و موجب نسبت دادن کار به خداوند سبحان نمی شود.
8- (8) علّامه طباطبایی می گوید:نامیده شدن اینان به«قدریّه»،از این حدیثِ صحیح پیامبر صلی الله علیه و آله گرفته شده که:«همانا قَدَریّه،مَجوس این امّت اند...».پس،مجبّره،مُفَوِّضه را به این سببْ«قدریّه»خواندند که آنان قَدَر را انکار می کردند و بر ضدّ آن،سخن می راندند و[از سوی دیگر،]مفوّضه،مجبره را به این سببْ«قَدَریّه»خواندند که آنان قَدَر را اثبات می کردند. البتّه آنچه از احادیث امامانِ اهل بیت علیهم السلام به دست می آید،این است که ایشان هر دو فرقه(مجبّره و مفوّضه)را قدریّه نامیده اند و حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله را بر هر دو،تطبیق داده اند.مجبّره را قدریّه خوانده اند؛زیرا آنان خیر و شر و طاعت و معصیت را به غیر انسان،نسبت می دهند،چنان که مَجوس،قائل اند که فاعل همه خیرها و شرها،[کسی]جز انسان است،و سخن امام علیه السلام در این حدیث،بنا بر همین نظر[آنها]است.و مفوّضه را نیز قدریّه خوانده اند؛زیرا آنان قائل به دو خالق در عالم اند:[یکی]انسان،نسبت به افعالش و[دیگری]خداوندِ سبحان،نسبت به دیگر کارها،چنان که مجوس به خدای خیر و خدای شر معتقدند،و سخن امام علیه السلام در احادیث بعد که:«نه جبر و نه قَدَر»،ناظر به همین باور است(الکافی:ج 1 ص 157، [2]پانوشت).

445 . عنه صلی الله علیه و آله: ألا إنَّ لِکُلِّ امَّةٍ مَجوسا،ومَجوسُ هذِهِ الاُمَّةِ الَّذینَ یَقولونَ:لا قَدَرَ،ویَزعُمونَ أنَّ المَشیئَةَ وَالقُدرَةَ إلَیهِم ولَهُم. (1)

ب ما یَدُلُّ عَلی أنَّ القَدَرِیَّةَ هُمُ الجَبرِیَّةُ

446 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: یَکونُ فی آخِرِ الزَّمانِ قَومٌ یَعمَلونَ المَعاصِیَ،ویَقولونَ:إنَّ اللّهَ تَعالی قَد قَدَّرَها عَلَیهِم،الرّادُّ عَلَیهِم کَالشّاهِرِ سَیفَهُ فی سَبیلِ اللّهِ. (2)

445 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هان!برای هر امّتی،مجوسی هست و مجوس این امّت،کسانی هستند که می گویند:«قَدَری وجود ندارد»و گمان می کنند که مشیّت و قدرت به آنان واگذار شده و از آنِ آنهاست.

ب آنچه دلالت می کند بر این که قدریّه همان جبر گرایان اند

446 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در آخِر زمان،قومی پیدا می شوند که گناه می کنند و می گویند:خدای متعال،آن را برایشان مقدّر نموده است.منکِر آنان،همانند کسی است که در راه خدا شمشیر می کشد.

ص:170


1- (1) تفسیر القمّی:ج 1 ص 199. [1]
2- (2) الطرائف:ص 344.
تحلیلی درباره جبر و تفویض و امر بین الأمرین
اشاره

بحث جبر و تفویض،از دیرباز،ذهن انسان را به خود مشغول ساخته است.

برای روشن شدن این مسئله،این موضوع را در سه بخشِ«نظریّه جبر»،«نظریّه تفویض»و«نظریّه نه جبر و نه تفویض»مورد بررسی قرار می دهیم.

یک.نظریّه جبر

جبر،در مقابل اختیار و آزادی است.انسان مجبور،انسانی است که قدرت و اختیار و آزادی ندارد.انسان در مورد عملی خاص،وقتی قادر و مختار است که توانایی اراده و انجام دادن آن عمل و نیز توانایی ترک اراده و انجام ندادن آن عمل را داشته باشد.

دلایل نظریّه جبر و نقد آنها

طرفداران نظریّه جبر،به دو دلیل،تمسّک کرده اند که اجمالاً به طرح و نقد آن دو می پردازیم:

1.تمسّک به قضا و قدر

مهم ترین دلیل متکلّمان جبری مذهب،قضا و قدر خداوند است.اینان اختیار انسان را منافی با عمومیّت قضا و قدر خداوند می دانند و معتقدند که اگر خداوند برای انسان،کاری مثل خوردن شراب را تقدیر کرده باشد،ولی انسانْ آزاد باشد که آن را ترک کند و این کار را انجام ندهد،خداوند،مغلوب و انسان،غالبْ فرض می شود.

نقد دلیل نخست

در پاسخ این دلیل،باید گفت که قضا و قدر در افعال اختیاری انسان،به معنای مجبور کردن او به اعمال خاصّی نیست؛بلکه تقدیر خداوند در این باره،به این معناست که خداوند،برای قدرت و توانایی انسان،حدّی قائل شده و به اندازه معیّنی به انسان،قدرت بخشیده است.

قضای خداوند نیز به این معناست که خداوند به این محدودیت،حکم کرده و آن را ایجاد نموده است.البتّه به کار بردن این قدرت محدود نیز،مشروط به اذن خداست.بنا بر این اگر انسان معصیت کند،خداوند،مغلوب نمی شود؛چرا که خود خداوند،قدرت معصیت را به انسان داده و در هنگام معصیت نیز،تکوینا مانع صدور

ص:171

معصیت نشده است،هر چند تشریعا و از طریق پیامبرانش به انسان ها اعلام کرده است که به معصیت،رضایت تشریعی ندارد.

2.تمسّک به توحید افعالی

دلیل دیگر طرفداران جبر توحید افعالی خداوند است که بر اساس آن،فاعل همه افعال،خداست.

نقد دلیل دوم

در مورد توحید افعالی باید گفت که اگر توحید افعالی،به معنای انجام شدن همه کارها(از جمله کارهای اختیاری انسان و گناهان او)به وسیله خدا باشد،این معنا،همان جبر است و سخنی است نادرست.

معنای درست توحید افعالی،این است که قدرت و توانایی انجام دادن همه افعال،از سوی خداست؛یعنی حتّی آن گاه که انسانْ کاری اختیاری انجام می دهد،نیز،قدرت آن را از خدا دریافت کرده است.

دو.نظریّه تفویض

تفویض در مقابل جبر،یعنی واگذاری افعال انسان به طور مطلق به خود او.

بر اساس نظریّه تفویض انسان در محدوده افعال تفویض شده به او،اصل«توانایی انجام دادن امور»را از خدا دریافت کرده است و پس از این دریافت،او خود در افعال خویش استقلال دارد و تحقّق این افعال،منوط به اذن و اجازه تکوینی خدا نیست؛بلکه خداوند نسبت به این افعال،فاقد قدرت و توانایی است.

بر اساس این نظریّه،خداوند بر افعال انسان،قدرت ندارد؛چرا که انسان بر افعال اختیاری خویش قدرت دارد.در نتیجه اگر خداوند نیز به این افعالْ قادر باشد،تعلّق دو قادر بر یک مقدور پیش می آید،که محال است.

نقد نظریه تفویض:لازمه این نظریّه،عجز و ضعف خدا و محدود شدن سلطنت اوست؛چرا که بر اساس این نظریّه،خداوند بر افعال اختیاری انسان ها سلطنت ندارد و عاجز از این است که جلوی صدور فعل انسان ها را بگیرد،در حالی که محدودیت و عجز و ضعف،از ویژگی های مخلوق است و نمی توان این صفات را به خالق نسبت داد.امام باقر علیه السلام در رابطه با بطلان نظریّه تفویض(در کنار بطلان نظریّه جبر)می فرماید:

لَم یُفَوِّض الأَمرَ إِلی خَلقِهِ وَهنا مِنهُ وَضَعفا،وَ لا أَجبَرَهُم عَلی مَعاصیهِ ظُلما. (1)

خداوند،از روی سستی و ناتوانی،کار را به آفریده اش نسپرده و آنها را از روی ستم،به گناهان وا نداشته است.

سه.نظریّه«نه جبر و نه تفویض»

امامانِ اهل بیت علیهم السلام ضمن ردّ نظریّه جبر و نظریّه تفویض،نظریّه صحیح را«جایگاهی میان جبر و تفویض»دانسته اند.امام صادق علیه السلام در حدیثی می فرماید:

ص:172


1- (1) بحار الأنوار:ج 5 ص 17. [1]

لا جَبرَ وَ لا قَدَرَ وَ لَکِن مَنزِلَةٌ بَینَهُما. (1)

نه جبر است و نه قدر است؛بلکه جایگاهی میان این دو است.

بر اساس این نظریّه،انسان ها مجبور نیستند(چرا که دارای قدرت و اختیارند)و از سوی دیگر،کارها به طور مطلق،به انسان ها تفویض نشده است(چرا که خداوند نیز نسبت به مقدورات انسان ها قادر است)؛بلکه مالکیّت انسان در طول مالکیّت خداست و خداوند عز و جل به داشتن قدرت،مالک تر و تواناتر است.

ص:173


1- (1) الکافی:ج 1 ص 159. [1]

الفصل الرّابع:أصناف القضاء والقدر

1/4.القَضاءُ المَوقوفُ وَالمَحتومُ

الکتاب

«یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ». 1

الحدیث

447 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ...أمرُ اللّهِ یَجری إلی قَضائِهِ،وقَضاؤُهُ یَجری إلی قَدَرِهِ،ولِکُلِّ قَضاءٍ قَدَرٌ ولِکُلِّ قَدَرٍ أجَلٌ،ولِکُلِّ أجَلٍ کِتابٌ «یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ» . (1)

2/4.لا مَفَرَّ مِنَ القَضاءِ المَحتومِ

الکتاب

«وَ إِذا أَرادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ». 3

الحدیث

448 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: وَالَّذی نَفسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ،لَو جَهَدَتِ الاُمَّةُ لِتَنفَعَکَ ما نَفَعَتکَ،إلّا شَیئا قَد کَتَبَهُ اللّهُ لَکَ. (2)

449 . حلیة الأولیاء عن أنس: خَدَمتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَشرَ سِنینَ،فَما أرسَلَنی فی حاجَةٍ قَطُّ فَلَم تُهَیَّأ،إلّا قالَ:لَو قَضی کانَ أو قَدَّرَ کانَ. (3)

450 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ إذا أرادَ إمضاءَ أمرٍ،نَزَعَ عُقولَ

الرِّجالِ حَتّی یُمضِیَ أمرَهُ،فَإِذا أمضاهُ رَدَّ إلَیهِم عُقولَهُم ووَقَعَتِ النَّدامَةُ. (4)

فصل چهارم:اقسام قضا و قدر

1/4.قضای معلّق و قضای حتمی
قرآن

«خدا آنچه را بخواهد،محو یا اثبات می کند؛و اصل کتاب،نزد اوست».

حدیث

447 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ...کار خدا در جهت قضای او،و قضای او در جهت قَدَر او جریان می یابد.برای هر قضایی،قَدَری است و برای هر قَدَری،پایانی است و برای هر پایانی،[حکمی]مکتوب(قطعی)است.«خداوند،آنچه را بخواهد،محو یا اثبات می کند؛و اصل کتاب،نزد اوست».

2/4.از قضای حتمی،گریزی نیست
قرآن

«و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد،هیچ برگشتی برای آن نیست؛و غیر از او حمایتگری برای آنان نخواهد بود».

حدیث

448 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سوگند به آن که جان محمّد به دست اوست،اگر همه امّت بکوشند تا سودی به تو برسانند،نمی توانند،مگر آن چیزی که خدا برای تو مقرّر نموده است.

449 . حلیة الأولیاء به نقل از انَس:ده سال در خدمت پیامبر خدا بودم.هرگز مرا برای انجام دادن کاری نفرستاد و آن کار انجام نشد،مگر این که فرمود:«اگر قضا بود،می شد»یا«اگر قَدَر بود،می شد».

450 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر گاه خداوند،جامه عمل

پوشیدن کاری را اراده نماید،خِرد مردان را بر می کَنَد تا کارش را به انجام رساند.وقتی کارش را به انجام رساند،خردشان را باز می گردانَد و پشیمانی رُخ می دهد.

ص:174


1- (2) تاریخ دمشق:ج 52 ص 445 ح 11114. [1]
2- (4) الفردوس:ج 4 ص 365 ح 7055.
3- (5) حلیة الأولیاء:ج 6 ص 179 ح 366.
4- (6) الجامع الصغیر:ج 1 ص 253 ح 1666.

451 . الغیبة للنعمانی عن عبد اللّه بن عبّاس: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله لِأَبی:یا عَبّاسُ،وَیلٌ لِذُرِّیَّتی مِن وُلدِکَ،ووَیلٌ لِوُلدِکَ مِن وُلدی،فَقالَ:یا رَسولَ اللّهِ،أفَلا أجتَنِبُ النِّساءَ،أو قالَ:أفَلا أجُبُّ (1)نَفسی؟

قالَ:إنَّ عِلمَ اللّهِ عز و جل قَد مَضی،وَالاُمورُ بِیَدِهِ،وإنَّ الأَمرَ سَیَکونُ فی وُلدی. (2)

451 . الغیبة،نعمانی به نقل از عبد اللّه بن عبّاس:پیامبر خدا به پدرم فرمود:«ای عبّاس!وای بر نوادگان من از نسل تو و وای بر فرزندان تو از نسل من!».

گفت:ای پیامبر خدا!آیا از زنان،دوری کنم؟(خود را عقیم سازم؟).

فرمود:«همانا علم خداوند عز و جل انجام گرفته و کارها به دست اوست و این کار،به زودی درباره فرزندان من،محقّق می شود».

ص:175


1- (1) الجَبُّ:القَطْعُ،جَبَّهُ یَجُبُّه جَبَّا،واستئصال الخصیة،ومجبوب:أی مقطوع الذکر(تاج العروس:ج 1 ص 347« [1]جبب»).
2- (2) الغیبة للنعمانی:ص 248 ح 2. [2]
توضیحی درباره احادیثی که به ظاهر،قضای غیر حتمی را نفی می کنند

احادیث فصلی که گذشت،به روشنی دلالت دارند بر این که قضای خداوند و مقدّرات او،دو گونه اند:قضای محتوم که غیر قابل تغییر است و قضای غیر محتوم که می تواند تغییر نماید؛لیکن در مقابل این احادیث،احادیث دیگری نیز هستند که به ظاهر،دلالت بر نفی وجود قضای موقوف یا غیر محتوم و در نتیجه،انحصار قضای الهی در قضای محتوم دارند.

دسته بندی این احادیث

این احادیث را به چند دسته می توان تقسیم کرد:

دسته اول،احادیثی هستند که تأکید می کنند قلم تقدیر الهی،آنچه را تا قیامت پدید می آید،رقم زده و نوشته آن نیز خشک شده است(اشاره به این که مقدّرات الهی،تا قیامت،مشخّص و غیر قابل تغییرند).

در کتاب علل الشرائع آمده است که:

هَبَطَ جبرئیلُ علیه السلام عَلی رسولِ اللّه صلی الله علیه و آله و قال:یا مُحَمَّدُ،وَیلٌ لِوُلدِکَ مِن وُلدِ العَبّاسِ.فَخَرَجَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إلَی العَبّاسِ فَقالَ:یا عَمُّ،وَیلٌ لِوُلدی مِن وُلدِکَ!فَقالَ:یا رَسولَ اللّهِ أفَأَجُبُّ نَفسی؟قال:«جَفَّ القَلَمُ بِمَا فِیهِ». (1)

جبرئیل علیه السلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد و گفت:ای محمّد!وای به حال فرزندانت از دستِ فرزندانِ عباس.پس پیامبر صلی الله علیه و آله نزد عبّاس رفت و به او فرمود:عمو!وای به حال فرزندانِ من از دستِ فرزندانت!عبّاس گفت:ای پیامبر خدا،آیا خودم را عقیم کنم؟پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«قلم تقدیر،به این کار،رقم خورده است».

دسته دوم،احادیثی هستند که دلالت دارند بر این که عدّه ای از مردم،برای بهشتْ آفریده شده اند و عدّه ای برای دوزخ و هر یک تنها توانایی کاری را دارند که برای آن آفریده شده اند.

چنان که عمران بن حصین،روایت کرده که:

قیلَ:یا رسول اللّه،أ عُلِمَ أهلُ الجنّة من أهلِ النارِ؟فَقالَ:«نَعَم»،قیلَ:فَفیمَ یَعمَلُ العامِلون؟قالَ:«کُلٌّ مُیَسَّرٌ لِما خُلِقَ لَهُ». (2)

گفته شد:ای پیامبر خدا!آیا بهشتیان از جهنمیان،بازشناخته شده اند؟پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«آری».گفته شد:پس عمل

ص:176


1- (1) علل الشرائع:ج 2 ص 348 ح 7. [1]
2- (2) صحیح مسلم:ج 8 ص 2041 ح 2649.

کنندگان،بر چه اساسی عمل می کنند؟فرمود:«هر کس برای آنچه به خاطرش آفریده شده،مُهیّاست».

دسته سوم،احادیثی هستند که به ظاهر،سعادت و شقاوت انسان ها را مقدَّر و مَفروغٌ عنه می دانند و با این حال،باز هم توصیه به عمل می نمایند،با این استدلال که آنها که اهل سعادت اند،توفیق اعمالی را پیدا می کنند که آنها را به سعادت مقدّرشان برساند و آنها که اهل شقاوت اند،توفیق کارهایی را می یابند که آنها را به سرنوشت شومشان رهنمون می گردد،مانند آنچه درباره عمر بن خطّابْ نقل شده است که:

إنّهُ قالَ لِلنَّبیٍّ صلی الله علیه و آله:یا رسول اللّه!أرأیت ما نعمل فیه أمر مبتدع أو مبتدأ أو أمر قد فرغ منه؟قال:«أَمْرٌ قَد فُرِغَ مِنهُ،فَاعمَل یَابنَ الخَطّاب،فَإنّ کُلاًّ مُیَسَّرٌ،فَأَمّا مَن کانَ مِن أهلِ السَّعادَةِ فَإنّهُ یَعمَلُ لِلسَّعادَةِ،وَمَن کانَ مِن أهَل الشِّقاءِ فَإنَّهُ یَعمَلُ لِلشِّقاءِ». (1)

عمر،به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت:ای پیامبر خدا!نظرتان درباره آنچه عمل می کنیم چیست؟آیا نو و تازه است و یا پیش تر،مسلّم و قطعی شده؟فرمود:«آن عمل،پیش تر،مسلّم و قطعی شده است.پس ای پسر خطّاب عمل کن،که همه مهیّا شده اند(برای آنچه به خاطرش آفریده شده اند).آن که اهل خوش بختی است،برای خوش بختی می کوشد و آن که اهل بدبختی است،برای بدبختی کار می کند».

نکاتی در تبیین این احادیث
اشاره

برای تبیین این احادیث،توجّه به سه نکته ضروری است:

1.تعارض این گونه احادیث با قرآن و احادیث قطعیّ الصدور

اگر مقصود از این احادیث،نفی آزادی انسان در ساختن سرنوشت خود و سلب اراده و مشیّت از خداوند در تغییر سرنوشت انسان و جهان باشد،نه تنها این احادیثِ آحاد،مخالف احادیث متواتر و سنّت قطعی پیامبر صلی الله علیه و آله هستند،بلکه با صریح قرآن کریم و اساسا با فلسفه بعثت انبیای الهی تعارض دارند.بنا بر این،بر فرض صحّتِ سندِ آنها،باز هم مردود و غیر قابل قبول خواهند بود.

2.عدم تعارض علم خداوند،با اراده او و آزادی انسان

ممکن است این احادیث،کنایه از علم ازلی خداوند متعال به امور مذکور باشند،بدین معنا که او می داند چه کسی خوش بخت خواهد شد و چه کسی بدبخت؟چه کسی به بهشت خواهد رفت و چه کسی به دوزخْ راه خواهد یافت؟و در یک جمله:خداوند متعال،سرنوشت دنیوی و اخروی همه انسان ها را می داند؛اما نکته مهم و دقیق،این است که علم خدا،علّتِ معلوم نیست؛بلکه تابع معلوم است و نه متبوع آن،چنان که اشاعره و همفکران آنها پنداشته اند.

بنا بر این،علم ازلی خداوند متعال،نه با اراده و مشیّت او تعارضی دارد و نه با اراده و اختیار انسان در ساختن

ص:177


1- (1) مسند ابن حنبل:ج 2 ص 370 ح 5482. [1]

سرنوشت خود.

به سخن دیگر،احادیث مذکور،می خواهند بگویند که خداوند متعال می داند که انسان با انتخاب خود،چگونه سرنوشت خود را در دنیا و آخرتْ رقم خواهد زد،خوش بخت خواهد شد یا بدبخت،و بهشتی می شود یا دوزخی.این مطلب،به روشنی در برخی احادیث آمده است.

بنا بر این،خشک شدن قلم تقدیر،نه تنها آزادی را از انسانْ سلب نمی کند،بلکه به او آزادی می دهد؛زیرا نوشته غیر قابل تغییر آن،آزاد بودن انسان در انتخاب راهِ خوش بختی یا بدبختی است.

3.قلمرو آزادی انسان در محدوده تقدیر الهی

آزاد بودن انسان در تعیین سرنوشت دنیوی و اخروی خود،مطلق نیست؛بلکه در محدوده قضا و قدر الهی است؛زیرا هر کس بر اساس تقدیر حکیمانه حضرت حق عزّوجلّ استعداد ویژه ای دارد و تنها در محدوده مقدّرات و استعدادهای خود می تواند از آزادی و تلاش خویش بهره گیرد،نه این که هر کس بتواند به هر موقعیت دلخواه مادّی یا معنوی دست یابد و آنچه در احادیث پیشین آمده که:«کُلٌّ مُیَسَّرٌ لِما خُلِقَ لَه»،به نظر می رسد که ناظر به این نکته باشد.

آری!انسان نیز مانند همه آفریده های خداوند،نمی تواند از قلمرو مقدّرات الهی خارج شود.تنها تفاوت انسان با سایر آفریده ها این است که در تعیین سرنوشت خود،در محدوده مقدّرات الهی،آزاد است و هر سرنوشتی را انتخاب کرد،نظام آفرینش،ابزار رسیدن به آن را برایش فراهم خواهد ساخت: «کُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّکَ وَ ما کانَ عَطاءُ رَبِّکَ مَحْظُوراً ؛ (1)اینان را و آنان را از عطای پروردگارت مدد می بخشیم و عطای پروردگارت[از کسی]دریغ نشده است».

ص:178


1- (1) اسرا:آیه 20. [1]

الفصل الخامس:خصائص القضاء والقدر

1/5.الحُسنُ

452 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ:هُوَ العَزیزُ الغَفورُ،جَمیلُ الثَّناءِ،حَسَنُ البَلاءِ،سَمیعُ الدُّعاءِ،حَسَنُ القَضاءِ. (1)

2/5.العَدْلُ

453 . الکافی: أتی جَبرَئیلُ علیه السلام إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ لَهُ:إنَّ رَبَّکَ یَقولُ لَکَ:إذا أرَدتَ أن تَعبُدَنی یَوما ولَیلَةً حَقَّ عِبادَتی فَارفَع یَدَیکَ إلَیَّ وقُل:«...اللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ حَمدا أبَدا،أنتَ حَسَنُ البَلاءِ،جَلیلُ الثَّناءِ،سابِغُ (2)النَّعماءِ،عَدلُ القَضاءِ،جَزیلُ العَطاءِ». (3)

3/5.الخِیَرَةُ لِلمُؤمِنِ

454 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: فی کُلِّ قَضاءِ اللّهِ عز و جل خِیَرَةٌ لِلمُؤمِنِ. (4)

455 . عنه صلی الله علیه و آله: المُؤمِنُ کُلٌّ لَهُ فیهِ خَیرٌ،ولَیسَ ذاکَ لِأَحَدٍ إلّا لِلمُؤمِنِ،إن أصابَهُ سَرّاءُ فَشَکَرَ اللّهَ فَلَهُ أجرٌ،وإن أصابَهُ ضَرّاءُ فَصَبَرَ فَلَهُ أجرٌ،فَکُلُّ قَضاءِ اللّهِ لِلمُسلِمینَ خَیرٌ. (5)

456 . الإمام زین العابدین علیه السلام: ضَحِکَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ذاتَ یَومٍ حَتّی بَدَت نَواجِذُهُ (6)،ثُمَّ قالَ:ألا تَسأَلُونّی مِمَّ

ضَحِکتُ؟قالوا:بَلی یا رَسولَ اللّهِ.

قالَ:عَجِبتُ لِلمَرءِ المُسلِمِ،أنَّهُ لَیسَ مِن قَضاءٍ یَقضیهِ اللّهُ عز و جل إلّا کانَ خَیرا لَهُ فی عاقِبَةِ أمرِهِ. (7)

فصل پنجم:ویژگی های قضا و قدر

1/5.نیکی

452 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا:او(خداوند)،ارجمند بسیار آمرزنده،زیبا ثنا،نیکو آزماینده،شنوای دعا،و نیکو حُکم کننده است.

2/5.دادگری

453 . الکافی: جبرئیل علیه السلام به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و گفت:پروردگارت به تو می فرماید:«هر گاه خواستی روز و شبی را،چنان که شایسته من است،عبادتم نمایی،دستانت را به سویم بر آور و بگو:«...خدایا!ستایش جاوید،از آنِ توست.تو نیکو آزماینده،زیبا ثنا،بسیار نعمت دهنده،به دادگریْ داوری کننده،و بسیارْ بخشنده ای».

3/5.خیر مؤمن

454 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در همه قضاهای خداوند عز و جل برای مؤمن،خیر است.

455 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در هر چیزی که برای مؤمن است،خیر است و این،برای کسی جز مؤمن نیست.اگر آسایش دامنگیرش شود،سپاس می گزارد که برای او پاداشی است،و اگر سختی گریبانگیرش گردد،شکیب می ورزد،که[باز هم]برای او پاداشی است.بنا بر این،همه حکم های خداوند برای مسلمانان،خیر است.

456 . امام زین العابدین علیه السلام: روزی،پیامبر خدا چنان خندید که دندان هایش هویدا شد.آن گاه فرمود:«آیا از من نمی پرسید که چرا خندیدم؟».

گفتند:چرا،ای پیامبر خدا!

فرمود:«برای مسلمان در شگفتم![زیرا]هیچ حُکمی از سوی خداوند عز و جل نیست،جز این که در سرانجام کارش برای او خیر است».

ص:179


1- (1) الدروع الواقیة:ص 88. [1]
2- (2) سُبوغُ النِّعمة:تَمامُها وَسَعَتُها(النهایة:ج 2 ص 338«سبغ»).
3- (3) الکافی:ج 2 ص 581 ح 16. [2]
4- (4) التوحید:ص 371 ح 11.
5- (5) السنن الکبری:ج 3 ص 526 ح 6554. [3]
6- (6) النواجذُ من الأسنان:الضواحک،وهی التی تبدو عند الضحک(النهایة:ج 5 ص 20« [4]نجذ»).
7- (7) التوحید:ص 401 ح 5.

الفصل السّادس:البداء فی القضاء

1/6.معنی البداء

457 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی قَولِهِ: «یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ» :یَمحو مِنَ الأَجَلِ ما یَشاءُ،ویَزیدُ فیهِ ما یَشاءُ. (1)

458 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل أوحی إلی نَبِیٍّ مِن أنبِیائِهِ:أن أخبِر فُلانَ المَلِکَ أنّی مُتَوَفّیهِ إلی کَذا وکَذا،فَأَتاهُ ذلِکَ النَّبِیُّ فَأَخبَرَهُ،فَدَعَا اللّهَ المَلِکُ وهُوَ عَلی سَریرِهِ حَتّی سَقَطَ مِنَ السَّریرِ،فَقالَ:یا رَبِّ أجِّلنی حَتّی یَشِبَّ طِفلی و أقضِیَ أمری،فَأَوحَی اللّهُ عز و جل إلی ذلِکَ النَّبِیِّ أنِ ائتِ فُلانَ المَلِکَ،فَأَعلِمهُ أنّی قَد أنسَیتُ فی أجَلِهِ وزِدتُ فی عُمُرِهِ خَمسَ عَشرَةَ سَنَةً،فَقالَ ذلِکَ النَّبِیُّ:یا رَبِّ إنَّکَ لَتَعلَمُ أنّی لَم أکذِب قَطُّ،فَأَوحَی اللّهُ عز و جل إلَیهِ:إنَّما أنتَ عَبدٌ مَأمورٌ فَأَبلِغهُ ذلِکَ،وَاللّهُ لا یُسأَلُ عَمّا یَفعَلُ. (2)

2/6.ما یوجِبُ حُسنَ البَداءِ

أ الدُّعاءُ

459 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الدُّعاءُ یَرُدُّ القَضاءَ،وللّهِ ِ فی خَلقِهِ

قَضاءانِ:قَضاءٌ ماضٍ،وقَضاءٌ مُحدَثٌ. (3)

فصل ششم:بدا در قضا

1/6.معنای بدا

457 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره این سخن خدای متعال:«خداوند،آنچه را بخواهد،محو یا اثبات می کند؛و اصل کتاب،نزد اوست»:از اجَل،آنچه را بخواهد،محو می کند و در اجَل،آنچه را بخواهد،می افزاید.

458 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل به یکی از پیامبرانش وحی فرمود:«فلان پادشاه را خبر کن که:من تا فلان وقت،جانت را می گیرم».

آن پیامبر به نزد پادشاه رفت و او را آگاه کرد.[در لحظه موعود،]خدا پادشاه را در حالی که بر تختش قرار داشت،[به مرگ]فرا خواند تا این که از تخت افتاد.آن گاه گفت:پروردگارا!به من مهلت دِه تا نوزادم بزرگ شود و کارم را انجام دهم.

آن گاه خداوند عز و جل به آن پیامبر،وحی فرمود:«نزد آن پادشاه برو و به او خبر بده که من،اَجَل او را به تأخیر انداختم و به عمر او،پانزده سال افزودم».

آن پیامبر گفت:پروردگارا!تو خود می دانی که من هرگز دروغ نگفته ام[و اگر این خبر را به پادشاه برسانم،نزد او دروغگو شمرده می شوم].

خداوند عز و جل به او وحی فرمود:«همانا تو بنده ای مأمور هستی.پس،خبر را به او برسان،که از کار خدا،پرسش نمی شود».

2/6.عوامل نیکو شدن بدا
الف دعا

459 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دعا،قضا را باز می گردانَد.

خداوند،درباره آفریدگانش،دو گونه قضا دارد:قضای نافذ[و تغییر نایافتنی]،و قضای نوپدید[و جایگزین]قضای تغییر یافتنی].

ص:180


1- (1) الفردوس:ج 5 ص 261 ح 8126.
2- (2) التوحید:ص 443 ح 1. [1]
3- (3) الفردوس:ج 2 ص 11 ح 2090.

460 . عنه صلی الله علیه و آله: الدُّعاءُ جُندٌ مِن أجنادِ اللّهِ تَعالی مُجَنَّدٌ،یَرُدُّ القَضاءَ بَعدَ أن یُبرَمَ. (1)

ب صِلَةُ الأَرحام

461 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن سَرَّهُ النَّسأُ فِی الأَجَلِ،وَالزِّیادَةُ فِی الرِّزقِ،فَلیَصِل رَحِمَهُ. (2)

3/6.ما یوجِبُ سوءَ البَداءِ

الکتاب

«إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ». 3

الحدیث

462 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما نَقَضَ قَومٌ عَهدَهُم إلّا سُلِّطَ عَلَیهِم عَدُوُّهُم،وما جارَ قَومٌ إلّا کَثُرَ القَتلُ بَینَهُم،وما مَنَعَ قَومٌ الزَّکاةَ إلّا حُبِسَ القَطرُ عَنهُم،ولا ظَهَرَت فیهِمُ الفاحِشَةُ إلّا فَشا فیهِمُ المَوتُ،وما یُخسِرُ قَومٌ المِکیالَ وَالمیزانَ إلّا اخِذوا بِالسِّنینَ. (3)

463 . عنه صلی الله علیه و آله: إذا أبغَضَ المُسلِمونَ عُلَماءَهُم،و أظهَروا عِمارَةَ أسواقِهِم وتَناکَحوا عَلی جَمعِ الدَّراهِمِ،رَماهُمُ اللّهُ عز و جل بِأَربَعِ خِصالٍ:بِالقَحطِ مِنَ الزَّمانِ،وَالجَورِ مِنَ السُّلطانِ،وَالخِیانَةِ مِن وُلاةِ الأَحکامِ،وَالصَّولَةِ مِنَ العَدُوِّ. (4)

460 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دعا،سپاهی از سپاهیان آماده خدای متعال است که قضا را[حتّی]پس از قطعی شدن،باز می گردانَد.

ب صله رَحِم

461 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که تأخیر در اجَل و بسیاری در روزی،خوش حالش می کند،باید صله رَحِم نماید.

3/6.عوامل ناخوشایندی بدا
قرآن

«در حقیقت،خدا حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنان،حال خود را تغییر دهند.و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد،هیچ برگشتی برای آن نیست،و غیر از او حمایتگری برای آنان نخواهد بود».

حدیث

462 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ قومی پیمانشان را نشکستند،جز این که دشمنانشان بر آنان مسلّط شدند،و هیچ قومی ستم نکردند،جز این که کشتار در بینشان رواج یافت،و هیچ قومی از پرداخت زکات خودداری نکردند،مگر این که از باران،محروم شدند،و گناه در میان آنان،پدیدار نگشت،مگر این که مرگ در بینشان گسترش یافت،و هیچ قومی در پیمانه و وزن کردن،کم نگذاشتند،جز این که به قحطی گرفتار آمدند.

463 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر گاه مسلمانان،دانشمندانشان را دشمن بدارند و ساختمان های بازارشان را بلند کنند[و مال اندوزی را بر سایر کارها ترجیح دهند]و بر پایه انباشت ثروت،ازدواج نمایند،خداوند عز و جل آنان را با چهار چیز،هدف قرار می دهد:قحطی روزگار،ستم پادشاه،خیانت داوران،و یورش دشمن.

ص:181


1- (1) اسد الغابة:ج 5 ص 338 الرقم 5297. [1]
2- (2) الکافی:ج 2 ص 152 ح 16. [2]
3- (4) إرشاد القلوب:ص 71. [3]
4- (5) المستدرک علی الصحیحین:ج 4 ص 361 ح 7923.
سخنی درباره بَدا
اشاره

بَدا،یکی از آموزه های مهمّ اسلامی است.از آن جا که آیات قرآن کریم و احادیث نقل شده در کتاب های شیعه و اهل سنّت،به روشنی بر بَدا دلالت دارند،همه فِرَق و مذاهب اسلامی،عملاً مفهوم بَدا را پذیرفته اند.البتّه برخی،از آن رو که معنای بَدا را به درستی درک نکرده اند و پنداشته اند که بَدا با علم ذاتی و ازلی خدا در تعارض است،به انکار آن پرداخته اند.

این،در حالی است که در عمل،همه فِرَق مسلمان،دست به دعا برمی دارند و نه تنها نیازهای خویش،بلکه تغییر سرنوشت خود را از خدا می خواهند،و این،چیزی جز اعتقاد عملی به مفهوم«بَدا»نیست.

بَدا،در لغت

واژه«بَداء»از ریشه«بدو»،به معنای«ظهور»است.ظهور،خود در دو معنای:«ظهور پس از خفا»و«پیدایش رأی جدید»،به کار می رود.

معنای دوم بَدا(پیدایش رأی جدید)،خود،دو صورت دارد:پیدایش رأیی بر خلاف رأی قبلی(تغییر در رأی)،و پیدایش رأیی بدون سابقه قبلی. (1)

بدین سان،«بداء»در لغت عرب،در سه مورد به کار می رود:

1.آشکار شدن چیزی پس از مخفی بودنش

2.پیدایش رأیی بر خلاف رأی قبلی(تغییر رأی)

3.پیدایش رأیی بدون سابقه قبلی.

حال باید دید که بَدا در قرآن و احادیث،به کدام معنا در مورد خدای متعال به کار رفته است.

بَدا،در قرآن و احادیث

بسیاری از کسانی که در مورد بَدا نظر داده اند و یا آن را انکار کرده اند،بر این گمان بوده اند که بَدا با معنای نخست آن،در مورد خدا به کار رفته است.در نتیجه،به توجیه یا ردّ آن در مورد خداوند پرداخته اند؛امّا باید توجّه داشت که در قرآن و احادیث،«بَدا»در مورد خداوند متعال،به دو معنای اخیر به کار رفته است.معنای سوم،مورد نزاع نیست و تنها معنای دوم،مورد بحث و اختلاف نظر است.

ص:182


1- (1) در این صورتِ دوم،«بَدا»با«بَدَأَ»،هم معنا هستند.

در بحث قضا و قدر دیدیم که خداوند،امکانات و دارایی هایی همچون:توان،روزی و بقا را به طور محدود،در اختیار انسان ها قرار داده است.این محدودیت،تقدیر الهی است.از سوی دیگر،تقدیر الهی به دو گونه محتوم(تغییرناپذیر)و غیر محتوم(تغییرپذیر)تقسیم می شود.

بَدا،عبارت است از:تغییر در تقدیر غیر حتمی از طریق تقدیم و تأخیر تقدیرات و یا محو یک تقدیر و اثبات تقدیری دیگر،چنان که قرآن کریم می فرماید:

«یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ. 1

خدا آنچه را بخواهد،محو یا اثبات می کند،و اصل کتاب،نزد اوست».

امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه شریف می فرماید:

هَل یُمحی إلاّ ما کَانَ ثابِتا؟وَ هَل یُثبَتُ إلّا ما لَم یَکُن؟ (1)

آیا جز آنچه ثابت است،محو می شود؟و آیا جز آنچه نبوده است،اثبات می شود؟

نمونه هایی از بَدا در قرآن

قرآن کریم،برخی از موارد مهمی را که در آنها بَدا رخ داده است،ذکر می کند.از جمله این موارد،بَدا در عذاب قوم یونس است:

«فَلَوْ لا کانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِیمانُها إِلاّ قَوْمَ یُونُسَ لَمّا آمَنُوا کَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلی حِینٍ. 3

چرا هیچ شهری نبود که[اهل آن]ایمان بیاورد و ایمانش به حالش سود ببخشد،مگر قوم یونس که وقتی[در آخرین لحظه]ایمان آوردند،عذاب رسوایی را در زندگی دنیا از آنان برطرف کردیم و تا چندی،آنان را برخوردار ساختیم».

مورد دیگر،بَدا در وعده خداوند با موسی علیه السلام است:

«وَ واعَدْنا مُوسی ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قالَ مُوسی لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ. 4

و با موسی،سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر،تمام کردیم،تا آن که وقت معیّن پروردگارش،در چهل شب به سر آمد.و موسی[هنگام رفتن به کوه طور]به برادرش هارون گفت:در میان قوم من،جانشینم باش و[کار آنان را]اصلاح کن و راه فسادگران را پیروی مکن».

امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه می فرماید:

کانَ فِی العِلمِ وَ التَّقدیرِ ثَلاثینَ لَیلَةً،ثُمَّ بَدا للّهِ ِ فَزادَ عَشرا،فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ لِلأَوَّلِ وَ الآخِرِ أربَعینَ لَیلَةً. (2)

[قرار موسی علیه السلام با خدا]در دانش و تقدیر،سی شب بود.سپس برای خدا،بَدا حاصل شد و ده[شب]افزود،تا آن که مهلت

ص:183


1- (2) الکافی:ج 1 ص 147 ح 2، [1]التوحید:ص 333 ح 4.
2- (5) تفسیر العیّاشی:ج 1 ص 44 ح 46، [2]بحار الأنوار:ج 13 ص 226 ح 27. [3]

مقرّرِ پروردگارش از ابتدا تا انتها در چهل شب به سر آمد.

امام صادق علیه السلام در این دو حدیث،تصریح می نماید که بَدا،در«کتابِ تقدیرات(امُّ الکتاب)»بوده است و نه در علم ذاتی خدا؛چرا که هم تقدیر قبلی و هم تغییر در تقدیر قبلی و اثبات تقدیر جدید،همگی در علم ذاتی و ازلی خدا بوده اند.

نمونه هایی از بَدا در احادیث اهل سنّت

در این جا به چند نمونه از بداهایی که در منابع حدیثیِ اهل سنّت آمده اند،اشاره می کنیم تا مشخّص گردد که این مسئله به احادیث اهل بیت علیهم السلام اختصاص ندارد:

الدُّعاءُ یَرُدُّ القَضاءَ،و للّهِ ِ فی خَلقِهِ قَضاءانِ:قَضاءٌ ماضٍ،و قَضاءٌ مُحدَثٌ. (1)

دعا،قضا را باز می گرداند.خداوند،دو قضا در آفریده هایش دارد:قضای قطعی و قضای حادث.

لا یَرُدُّ القَدَرَ إلَا الدُّعاءُ. (2)

قَدَر را جز دعا،باز نمی گرداند.

همچنین از امام علی علیه السلام نقل شده است که فرمود:

إنَّ اللّهَ یَدفَعُ الأَمرَ المُبرَمَ. (3)

خداوند،امر قطعی شده را باز می گرداند.

نظیر این احادیث،در منابع اهل سنّت،بسیار فراوان است.بنا بر این،منکِران بَدا،باید همه این احادیث را مُنکِر شوند.

بَدا از دیدگاه وجدان و عقل

هر انسانی با مراجعه به وجدان خود،در می یابد که وضعیّت موجودش می توانست به گونه ای دیگر باشد.مثلاً اگر فقیر است،می توانست غنی باشد،یا اگر مریض است،می توانست سالم باشد و از همین روست که در دعاهایش از خدا می خواهد که او را ثروتمند و تن درست کند.این تغییر در تقدیر،چیزی جز بَدا نیست.

از سوی دیگر،عقل،وجود همه کمالات را در خدا اثبات می کند و از جمله کمالات،«قدرت مطلق»است.بر اساس این کمال،خداوند،حتّی پس از تقدیری خاص مانند:فقر فلان کس،یا بیماری فلان کس،می تواند این تقدیر را تغییر دهد و آن دو کس را غنی و سالم کند.این که بگوییم:«خداوند،پس از تقدیر نمودنِ یک چیز،دیگر توانایی تغییر آن را ندارد»،محدود کردن قدرت خدا و سلب نمودن کمالی از کمالات اوست و این،خلاف حکم صریح عقل است.

ص:184


1- (1) الفردوس:ج 2 ص 11 ح 2090،کنز العمّال:ج 16 ص 475 ح 45520.
2- (2) سنن ابن ماجة:ج 1 ص 35 ح 90،المستدرک علی الصحیحین:ج 1 ص 670 ح 1814.
3- (3) کنز العمّال:ج 1 ص 343 ح 1556.

الفصل السّابع:تقدیر السّعادة والشّقاوة

1/7.السَّعیدُ سَعیدٌ فی بَطنِ امِّهِ وکَذلِکَ الشَّقِیُّ

464 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ النُّطفَةَ إذَا استَقَرَّت فِی الرَّحِمِ فَمَضی لَها أربَعونَ یَوما...جاءَ مَلَکُ الرَّحِمِ فَصَوَّرَ عَظمَهُ ولَحمَهُ ودَمَهُ وشَعرَهُ وبَشَرَهُ وسَمعَهُ وبَصَرَهُ،فَیَقولُ:یا رَبِّ أذَکَرٌ أم انثی؟یا رَبِّ أشَقِیٌّ أم سَعیدٌ؟فَیَقضِی اللّهُ عز و جل ما شاءَ ویُکتَبُ،ثُمَّ یَقولُ:أی رَبِّ أیُّ شَیءٍ رِزقُهُ؟فَیَقضِی اللّهُ ما شاءَ،فَیُکتَبُ ثُمَّ یُطوی بِالصَّحیفَةِ فَلا تُنشَرُ إلی یَومِ القِیامَةِ. (1)

2/7.مَعنی سَعادَةِ المَولودِ وشَقاوَتِهِ قَبلَ وِلادَتِهِ

465 . التوحید عن محمّد بن أبی عمیر: سَأَلتُ أبَا الحَسَنِ موسَی بنَ جَعفَرٍ علیه السلام عَن مَعنی قَولِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله:«الشَّقِیُّ مَن شَقِیَ فی بَطنِ امِّهِ،وَالسَّعیدُ مَن سَعِدَ فی بَطنِ امِّهِ»،فَقالَ:الشَّقِیُّ مَن عَلِمَ اللّهُ وهُوَ فی بَطنِ امِّهِ أنَّهُ سَیَعمَلُ أعمالَ الأَشقِیاءِ،وَالسَّعیدُ مَن عَلِمَ اللّهُ وهُوَ فی بَطنِ امِّهِ أنَّهُ سَیَعمَلُ أعمالَ السُّعَداءِ.

قُلتُ لَهُ:فَما مَعنی قَولِهِ صلی الله علیه و آله:اِعمَلوا فَکُلٌّ مُیَسَّرٌ لِما خُلِقَ لَهُ.

فَقال:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ الجِنَّ وَالإِنسَ لِیَعبُدوهُ ولَم یَخلُقهُم لِیَعصوهُ،وذلِکَ قَولُهُ عز و جل: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ» (2)فَیَسَّرَ کُلّاً لِما خُلِقَ لَهُ،فَالوَیلُ (3)لِمَنِ استَحَبَّ العَمی عَلَی الهُدی. (4)

فصل هفتم:تقدیر خوش بختی و بدبختی
1/7.خوش بخت،در رَحِم مادرش خوش بخت است و همچنین بدبخت

464 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: وقتی نطفه در رَحِم قرار گرفت و چهل روز از آن سپری شد...،فرشته رَحِم می آید و استخوان و گوشت و خون و مو و پوست و گوش و چشم آن(جنین)را شکل می دهد و می گوید:«پروردگارا!آیا مرد است یا زن؟پروردگارا!آیا بدبخت است،یا خوش بخت؟».آن گاه خداوند عز و جل آنچه را بخواهد،حکم می کند و همان نوشته می شود.

سپس می گوید:«پروردگارا!روزیِ او چیست؟».آن گاه خدا آنچه را بخواهد،حکم می کند.پس نوشته می شود و سپس در یک صفحه پیچیده می شود و تا روز رستاخیز،گشوده نمی شود.

2/7.معنای خوش بختی و بدبختی نوزاد،قبل از تولّد

465 . التوحید به نقل از محمّد بن ابی عمیر:از امام کاظم علیه السلام درباره معنای این سخن پیامبر خدا که:«بدبخت،کسی است که در رَحِم مادرش بدبخت شده است و خوش بخت،کسی است که در رَحِم مادرش خوش بخت شده است»پرسیدم.

فرمود:«بدبخت،کسی است که خدا در حالی که او در رَحِم مادرش است،می داند که او کارهای بدبختان را خواهد کرد،و خوش بخت،کسی است که خدا در حالی که او در رَحِم مادرش است،می داند که او کارهای خوش بختان را خواهد کرد».

به ایشان گفتم:پس معنای این سخن پیامبر خدا که:«عمل کنید،که هر کس برای آنچه آفریده شده موفّق است»،چیست؟

فرمود:«خداوند عز و جل جنّ و انس را آفرید تا او را بپرستند و آنان را نیافرید که نافرمانی اش کنند،و این[به دلیل]سخن خداوند عز و جل است که:«و جنّ و انس را نیافریدم،جز برای آن که مرا بپرستند».این چنین[خداوند،راه رسیدن]هر کس را به فلسفه آفرینش خود،هموار ساخته است.پس،وای بر کسی که گم راهی را بر هدایت،ترجیح دهد!

ص:185


1- (1) المعجم الکبیر:ج 3 ص 177 ح 3041.
2- (2) الذاریات:56. [1]
3- (3) الوَیلُ:کلمة عذاب،وقیل:وادٍ فی جهنّم لو ارسِلت فیه الجبال لماعت من حرّه(الصحاح:ج 5 ص 1846« [2]ویل»). [3]
4- (4) التوحید:ص 356 ح 3.
پژوهشی درباره حدیث«خوش بخت،در رحم مادرش خوش بخت است»
اشاره

از ظاهر این حدیث،چنین برداشت می شود که خوش بختی و بدبختی،مادرزادی اند و سعادت و شقاوت انسان ها،پیش از آن که متولّد شوند،مشخّص است.به سخن دیگر،هر کسی در شکم مادرْ سعادتمند باشد،زندگی او پس از تولّد نیز تو أم با خوش بختی است و اگر در شکم مادرْ بدبخت رقم خورده باشد،پس از تولّد نیز بدبخت خواهد بود.

بنا بر این برداشت،این سؤال،مطرح می شود که:آیا این حدیث،بر مجبور بودن انسان ها در پیمودن راه سعادت و شقاوت،دلالت ندارد؟

پیش از پاسخگویی به این سؤال،توجّه به این نکته ضروری است که اعتقاد به جبر چنان که پیش از این به تفصیل توضیح دادیم به معنای انکار علم حضوری انسان به اختیار و آزادی خویش و نیز به معنای انتساب ظلم و فعل قبیح به خداوند متعال است و در صورت جبری بودن افعال انسان،دین و شریعت و ارزش های اخلاقی بی معنا خواهند بود.بر اساس این نکته مسلّم و تردیدناپذیر،قضا و قدر الهی و از جمله تقدیر خوش بختی و بدبختی انسان،حتما باید به گونه ای تفسیر شود که به مجبور بودن انسان در انتخاب راه زندگی نینجامد.

با عنایت به این نکته،می توان گفت که این حدیث،به یکی از دو معنای زیر،اشاره دارد:

1.خداوند،قبل از تولّد انسان ها،به خوش بختی و بدبختی آنها علم دارد

خداوند متعال،سرنوشت همه انسان ها را قبل از تولّد آنها می داند؛امّا روشن است که علم ازلی خداوند،علّت صدور افعال انسان نیست.به سخن دیگر،خداوند متعال می داند که هر انسانی با اراده و انتخاب خود،چه راهی را در زندگی انتخاب می کند.با این فرض،انسان در انتخاب راه خوب یا بد،مجبور نیست.این تفسیر از حدیث،عینا از امام کاظم علیه السلام روایت شده است:

الشَّقیُّ مَن عَلِمَ اللّهُ وَ هُوَ فی بَطنِ أُمِّهِ أَنَّهُ سَیَعمَلُ أَعمالَ الأَشقیاءِ،وَ السَّعیدُ مَن عَلِمَ اللّهُ وَ هُوَ فی بَطنِ أُمِّهِ أَنَّهُ سَیَعمَلُ أَعمالَ السُّعداء. (1)

بدبخت،کسی است که خداوند از همان زمانی که او در رحم مادرش است،می داند که او کارهای بدبختان را خواهد کرد؛و خوش بخت،کسی است که خداوند از همان زمانی که او در رحم مادرش است،می داند که او کارهای خوش بختان را خواهد کرد.

ص:186


1- (1) التوحید:ص 356 ح 3،بحار الأنوار:ج 5 ص 157 ح 10. [1]
2.خوش بختی برای مؤمن و بدبختی برای کافر،تقدیر شده است

معنای دیگری که برای حدیث می توان نمود،این است که خداوند متعال برای فرزندانی که می داند در آینده راه درست زندگی را انتخاب می کنند و ایمان می آورند،در شکم مادرهایشان خوش بختی مقدّر کرده و برای فرزندانی که می داند در آینده راه نادرست را انتخاب می کنند و کفر می ورزند،در شکم مادرهایشان بدبختی مقدّر نموده است.

بنا بر این،سعادت و شقاوت،گرچه به وسیله خداوند عز و جل تقدیر می شوند،امّا بر اساس ایمان و تقوا،و کفر وانکار که عمل اختیاری انسان اند برای انسان،رقم می خورند.

ص:187

3/7.دَورُ العَمَلِ فی مَصیرِ الإِنسانِ

الکتاب

«إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ». 1

الحدیث

466 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: کَما تَکونونَ یُوَلّی أو یُؤَمَّرُ عَلَیکُم. (1)

4/7.مَبادِئُ السَّعادَةِ

أ المَعرِفَةُ

الکتاب

«یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاّ أُولُوا الْأَلْبابِ». 3

الحدیث

467 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: العِلمُ إمامُ العَمَلِ وَالعَمَلُ تابِعُهُ،یُلهِمُهُ اللّهُ السُّعَداءَ ویَحرِمُهُ الأَشقِیاءَ. (2)

ب الإِیمانُ

468 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أسعَدُ النّاسِ بِشَفاعَتی یَومَ القِیامَةِ،مَن قالَ:لا إلهَ إلَا اللّهُ،خالِصا مِن قَلبِهِ أو نَفسِهِ. (3)

ج وِلایَةُ أهلِ البَیتِ علیهم السلام

469 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام:یا عَلِیُّ،سَعِدَ مَن تَوَلّاکَ. (4)

3/7.نقش عمل در سرنوشت انسان
قرآن

«در حقیقت،خدا حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنان،حال خود را تغییر دهند».

حدیث

466 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: همان گونه که هستید،بر شما سرپرستی(حکومت)می شود.

4/7.عوامل خوش بختی
الف شناخت
قرآن

«[خدا]به هر کس که بخواهد،حکمت می بخشد،و به هر کس حکمت داده شود،به یقین،خیری فراوان داده شده است؛و جز خردمندان،کسی پند نمی گیرد».

حدیث

467 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش،پیشوای عمل است و عمل،پیرو آن.خداوند،آن را به نیک بختانْ الهام می کند و بدبختان را از آن،محروم می سازد.

ب ایمان

468 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: برخوردارترین افراد از سعادت شفاعت من در روز رستاخیز،کسی است که با اخلاصی برخاسته از دل و جان،«لا إله إلّا اللّه»بگوید.

ج ولایت اهل بیت علیهم السلام

469 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام ای علی!نیک بخت است هر که ولایت تو را بپذیرد.

ص:188


1- (2) مسند الشهاب:ج 1 ص 337 ح 577.
2- (4) الخصال:ص 523 ح 12.
3- (5) صحیح البخاری:ج 1 ص 49 ح 99.
4- (6) الأمالی للصدوق:ص 67 ح 32.

470 . عنه صلی الله علیه و آله أیضا:ألا إنَّ السَّعیدَ کُلَّ السَّعیدِ مَن أحَبَّکَ و أخَذَ بِطَریقَتِکَ. (1)

د اتِّباعُ القُرآنِ

الکتاب

«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ». 2

الحدیث

471 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ هذَا القُرآنَ هُوَ النّورُ المُبینُ...مَن جَعَلَهُ شِعارَهُ ودِثارَهُ (2)أسعَدَهُ اللّهُ. (3)

ه الاِستِعانَةُ مِنَ اللّهِ

الکتاب

«کهیعص* ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیّا* إِذْ نادی رَبَّهُ نِداءً خَفِیًّا* قالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً وَ لَمْ أَکُنْ بِدُعائِکَ رَبِّ شَقِیًّا». 5

الحدیث

472 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: یا اللّهُ یا اللّهُ یا اللّهُ الرَّحمنُ الرَّحیمُ،ارحَمنی رَحمَةً تُطفِئُ بِها غَضَبَکَ،وتَکُفُّ بِها عَذابَکَ،وتَرزُقُنی بِها سَعادَةً مِن عِندِکَ. (4)

470 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام:هان!نیک بخت کامل،کسی است که تو را دوست بدارد و روش تو را در پیش بگیرد.

د پیروی از قرآن
قرآن

«همانا این قرآن،به راهی که استوارترینِ راه هاست،هدایت می کند».

حدیث

471 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: این قرآن،همان نور آشکار است....هر کس آن را جامه رویین و زیرین خود قرار دهد،خداوندْ او را خوش بخت می کند.

ه یاری جستن از خدا
قرآن

«کاف،ها،یا،عین،صاد.[این]یادی از رحمت پروردگار تو[درباره]بنده اش زکریاست.آن گاه که[زکریا]پروردگارش را نجوا کرد،گفت:«پروردگارا!من،استخوانم سست گردیده و[موی]سرم از پیری سپید گشته،و ای پروردگار من هرگز در دعای تو ناامید نبوده ام»».

حدیث

472 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ای خدا!ای خدا!ای خدای بخشنده مهربان!بر من رحمتی ارزانی بدار که با آن،خشم خود را خاموش کنی و عذابت را باز داری و نیک بختی نزد خودت را نصیبم فرمایی.

ص:189


1- (1) الأمالی للطوسی:ص 498 ح 1093. [1]
2- (3) الشِعارُ:الثوب الذی یلی الجسد،لأنّه یلی شعرهُ،والدِثارُ:الثوب الذی فوق الشعار(النهایة:ج 2 ص 480« [2]شعر»).
3- (4) التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام:ص 449 ح 297. [3]
4- (6) مکارم الأخلاق:ج 2 ص 143 ح 2354. [4]

5/7.ما یُحَوِّلُ الأَشقِیاءَ سُعَداءَ

473 . حلیة الأولیاء عن الأوزاعی: قَدِمتُ المَدینَةَ فَسَأَلتُ مُحَمَّدَ بنَ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام،عَن قَولِهِ عز و جل: «یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ» .

فَقالَ:نَعَم،حَدَّثَنیهِ أبی عَن جَدِّهِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام قالَ:سَأَلتُ عَنها رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ:لَاُبَشِّرَنَّکَ بِها یا عَلِیُّ،فَبَشِّر بِها امَّتی مِن بَعدی،الصَّدَقَةُ عَلی وَجهِها،وَاصطِناعُ المَعروفِ،وبِرُّ الوالِدَینِ،وصِلَةُ الرَّحِمِ،تُحَوِّلُ الشَّقاءَ سَعادَةً،وتَزیدُ فِی العُمُرِ،وتَقی مَصارِعَ السَّوءِ. (1)

6/7.مَبادِئُ الشَّقاءِ

أ حُبُّ الدُّنیا

474 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: بِئسَ العَبدُ عَبدٌ خُلِقَ لِلعِبادَةِ فَأَلهَتهُ العاجِلَةُ عَنِ الآجِلَةِ،فازَ بِالرَّغبَةِ العاجِلَةِ وشَقِیَ بِالعاقِبَةِ. (2)

ب مَعصیةُ اللّهِ

475 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن عَمِلَ سوءا شَهِدَت عَلَیهِ جَوارِحُهُ،وبِقاعُهُ،وشُهورُهُ،و أعوامُهُ،وساعاتُهُ و أیّامُهُ ولَیالِی الجُمَعِ وساعاتُها و أیّامُها،فَیَشقی بِذلِکَ شَقاءَ الأَبَدِ. (3)

5/7.آنچه تیره بختان را نیک بخت می کند

473 . حلیة الأولیاء به نقل از اوزاعی:به مدینه آمدم و از محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام درباره این سخن خداوند عز و جل پرسیدم:«خدا هر چه را بخواهد،محو یا اثبات می کند؛و اصل کتاب،نزد اوست».

فرمود:«آری.پدرم،از جدّش علی بن ابی طالب علیه السلام برایم نقل کرد که فرمود:درباره آیه،از پیامبر خدا پرسیدم.فرمود:"به یقین،درباره آن به تو مژده می دهم.تو هم درباره آن،پس از من به امّتم مژده بده که:صدقه خالصانه،نیکوکاری،نیکی به پدر و مادر،و صله رحم،تیره بختی را به نیک بختی تبدیل می کنند و عمر را طولانی می نمایند و از مرگ های بد،نگه می دارند"».

6/7.ریشه های تیره بختی
الف دنیا دوستی

474 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بدترین بنده،کسی است که برای عبادت آفریده شده؛ولی دنیا او را از آخرت باز دارد،و به دنیای دلخواه برسد؛ولی سرانجام[در آخرتْ]بدبخت گردد.

ب نافرمانی خدا

475 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس هر کار بدی انجام دهد،اعضای بدنش،مکان ها،ماه ها،سال ها،ساعت ها(روزهایش)و شب های جمعه و لحظه ها و روزهای آن،علیه او گواهی می دهند.آن گاه بدین سبب،برای همیشه تیره بخت می گردد.

ص:190


1- (1) حلیة الأولیاء:ج 6 ص 145.
2- (2) النوادر للراوندی:ص 145 ح 198. [1]
3- (3) التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام:ص 655 ح 373. [2]

ج مُخالَفَةُ أهلِ البَیتِ علیهم السلام

476 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام یَومَ عَرَفَةَ:...إنَّ الشَّقِیَّ کُلَّ الشَّقِیِّ حَقَّ الشَّقِیِّ مَن عَصاکَ،ونَصَبَ لَکَ عَداوَةً مِن بَعدی. (1)

د اتِّباعُ الهَوی

477 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: احذَرِ الهَوی،فَإِنَّهُ قائِدُ الأَشقِیاءِ إلَی النّارِ. (2)

الفصل الثّامن:الرّضا بالقضاء

1/8.الحَثُّ عَلَی الرِّضا بِالقَضاءِ

478 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ رِضاهُ بِما قَضَی اللّهُ لَهُ،ومِن شَقاوَةِ ابنِ آدَمَ تَرکُهُ استِخارَةَ اللّهِ،ومِن شَقاوَةِ ابنِ آدَمَ سَخَطُهُ بِما قَضَی اللّهُ لَهُ. (3)

479 . معانی الأخبار عن أحمد بن أبی عبد اللّه عن أبیه رفعه: جاءَ جَبرَئیلُ علیه السلام إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ:یا رَسولَ اللّهِ إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی أرسَلَنی إلَیکَ بِهَدِیَّةٍ لَم یُعطِها أحَدا قَبلَکَ.

قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:قُلتُ:وما هِیَ؟

قالَ:الصَّبرُ و أحسَنُ مِنهُ.

قُلتُ:وما هُوَ؟

قالَ:الرِّضا. (4)

ج مخالفت با اهل بیت علیهم السلام

476 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام در روز عرفه:بدبخت حقیقی،کسی است که از تو سرپیچی کند و پس از من با تو دشمنی ورزد.

د پیروی از خواسته های نفس

477 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: از هوای نفْس بپرهیز؛چرا که راه نمای تیره بختان به سوی جهنّم است.

فصل هشتم:رضایت از قضا
1/8.تشویق به خشنودی از قضا

478 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: از نیک بختی فرزند آدم،خشنودی اوست به آنچه خداوند برای او حکم نموده است،و از تیره بختی فرزند آدم،ترک طلب خیر از خداوند است،و[نیز]از تیره بختی فرزند آدم،ناخشنودی اش از حکم خداوند درباره اوست.

479 . معانی الأخبار به نقل از احمد بن ابی عبد اللّه،از پدرش،در حدیثی که سند آن را به اهل بیت علیهم السلام رسانده است:جبرئیل علیه السلام نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت:«ای پیامبر خدا!خداوند تبارک و تعالی مرا با هدیه ای پیش تو فرستاده که آن را پیش از تو به کسی عطا ننموده است».

پیامبر خدا فرمود:گفتم:آن چیست؟

گفت:«شکیبایی و بهتر از آن».

گفتم:آن(بهتر از شکیبایی)چیست؟

گفت:«خُشنودی[به قضا]».

ص:191


1- (1) الأمالی للمفید:ص 161 ح 3.
2- (2) تاریخ أصبهان:ج 2 ص 332 الرقم 1874. [1]
3- (3) سنن الترمذی:ج 4 ص 455 ح 2151. [2]
4- (4) معانی الأخبار:ص 260 ح 1.

480 . الإمام الصادق علیه السلام: لَم یَکُن رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ لِشَیءٍ قَد مَضی:لَو کانَ غَیرُهُ. (1)

2/8.التَّحذیرُ مِن عَدَمِ الرِّضا بِالقَضاءِ

481 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ:مَن لَم یَرضَ بِقَضائی ولَم یُؤمِن بِقَدَری،فَلیَلتَمِس إلها غَیری. (2)

482 . عنه صلی الله علیه و آله مِمّا أوصی بِهِ عَلِیّا علیه السلام:یا عَلِیُّ،شَرُّ النّاسِ مَنِ اتَّهَمَ اللّهَ فی قَضائِهِ. (3)

3/8.مَبادِئُ الرِّضا بِالقَضاءِ

أ الیَقینُ

483 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لَمّا أهبَطَ اللّهُ آدَمَ إلَی الأَرضِ قامَ وِجاهَ (4)الکَعبَةِ فَصَلّی رَکعَتَینِ،فَأَلهَمَهُ اللّهُ هذَا الدُّعاءَ:...اللّهُمَّ إنّی أسأَلُکَ إیمانا یُباشِرُ قَلبی،ویَقینا صادِقا حَتّی أعلَمَ أنَّهُ لا یُصیبُنی إلّا ما کَتَبتَ لی،ورِضا بِما قَسَمتَ لی. (5)

ب فَضلُ اللّهِ

484 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا أرادَ اللّهُ عز و جل بِعَبدٍ خَیرا أرضاهُ بِما قَسَمَ لَهُ وبارَکَ لَهُ فیهِ،وإذا لَم یُرِد بِهِ خَیرا لَم یُرضِهِ بِما قَسَمَ لَهُ ولَم یُبارِک لَهُ فیهِ. (6)

480 . امام صادق علیه السلام: هیچ گاه پیامبر خدا درباره چیزی که گذشته بود،نمی فرمود:کاش غیر این بود!

2/8.هشدار درباره ناخشنودی از قضا

481 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل فرمود:«هر کس به قضای من خشنود نباشد و به قَدَر من ایمان نیاورد،باید در پی خدایی غیر از من باشد».

482 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از جمله سفارش هایش به علی علیه السلام:ای علی!بدترینِ مردم،کسی است که خداوند را در قضایش متّهم کند.

3/8.عوامل خشنودی به قضا
الف یقین

483 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: وقتی خداوند،آدم را به زمین فرو فرستاد،آدم رو به روی کعبه ایستاد و دو رکعت نماز به جا آورد.آن گاه خداوند،این دعا را به او الهام فرمود:«...خدایا!از تو ایمانی قلبی می خواهم و یقینی صادقانه تا بدانم جز آنچه برایم مقرّر داشته ای،به من نمی رسد و[نیز]خشنودی به آنچه برایم تقسیم کرده ای».

ب فضل خدا

484 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل،هر گاه برای بنده ای نیکی بخواهد،او را به آنچه برای او قسمت نموده،خشنود می سازد و برایش در آن برکت قرار می دهد،و هنگامی که برای بنده ای نیکی نخواهد،او را به آنچه قسمتش نموده،خشنود نمی سازد و در آن برایش برکت قرار نمی دهد.

ص:192


1- (1) الکافی:ج 2 ص 63 ح 13. [1]
2- (2) التوحید:ص 371 ح 11.
3- (3) کتاب من لا یحضره الفقیه:ج 4 ص 363 ح 5762.
4- (4) الوِجاهُ:التّجاهُ.یقال:داری وِجاهَ دارِکِ:حِذاءَها مِن تلقاءِ وجهها(المعجم الوسیط:ج 2 ص 1015« [2]وجه»).
5- (5) المعجم الأوسط:ج 6 ص 117 ح 5974.
6- (6) الرضا عن اللّه بقضائه لابن أبی الدنیا:ص 89 ح 55.

4/8.آثارُ الرِّضا بِالقَضاءِ

أ التَّقَرُّبُ إلَی اللّهِ ورِضوانِهِ

485 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أوحَی اللّهُ تَعالی إلی موسی علیه السلام:إنَّکَ لَن تَتَقَرَّبَ إلَیَّ بِشَیءٍ أحَبَّ إلَیَّ مِنَ الرِّضا بِقَضائی،ولَن تَعمَلَ عَمَلاً أحبَطَ لِحَسَناتِکَ مِنَ الکِبرِ. (1)

486 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن رَضِیَ مِنَ اللّهِ بِالیَسیرِ مِنَ الرِّزقِ،رَضِیَ اللّهُ مِنهُ بِالیَسیرِ مِنَ العَمَلِ. (2)

ب ذَهابُ الحُزنِ

487 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الإِیمانُ بِالقَدَرِ یُذهِبُ الهَمَّ وَالحَزَنَ. (3)

ج الرّاحَةُ

488 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الدُّنیا دُوَلٌ،فَما کانَ لَکَ مِنها أتاکَ عَلی ضَعفِکَ،وما کانَ مِنها عَلَیکَ لَم تَدفَعهُ بِقُوَّتِکَ،ومَنِ انقَطَعَ رَجاؤُهُ مِمّا فاتَ استَراحَ بَدَنُهُ،ومَن رَضِیَ بِما رَزَقَهُ اللّهُ قَرَّت عَینُهُ. (4)

د الغِنی

489 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ارضَ بِقَسمِ اللّهِ،تَکُن مِن أغنَی النّاسِ. (5)

490 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن رَضِیَ بِقَسمِ اللّهِ کانَ غَنِیّا. (6)

4/8.آثار خشنودی به قضا
الف نزدیکی به خدا و خشنودی او

485 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدای متعال به موسی علیه السلام وحی فرمود:«تو هرگز با چیزی که محبوب تر از خشنودی به قضای من باشد،به من نزدیک نمی شوی و هرگز عملی را انجام نمی دهی که برای نیکی هایت،نابود کننده تر از تکبّر باشد».

486 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس به روزیِ اندک از جانب خدا خشنود باشد،خداوند[نیز]به عمل اندکِ او خشنود می شود.

ب زدودن اندوه

487 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ایمان به قَدَر،غم و اندوه را برطرف می سازد.

ج آسودگی

488 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دنیا در گردش است(دست به دست می گردد).آن مقداری که برای توست،با وجود ناتوانی ات،به تو می رسد،و آن مقدار که به زیان توست،نمی توانی آن را با توانت دور کنی.هر کس امیدش به آنچه از دست داده،قطع شود،تنش آسوده می گردد،و هر کس به آنچه خدا روزی اش نموده،خشنود باشد،چشمش روشن می شود.

د بی نیازی

489 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: به قسمت خدا خشنود باش تا از بی نیازترینِ مردم باشی.

490 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: کسی که به قسمت خدا خشنود باشد،بی نیاز است.

ص:193


1- (1) حلیة الأولیاء:ج 7 ص 127.
2- (2) تحف العقول:ص 57.
3- (3) مسند الشهاب:ج 1 ص 187 ح 277.
4- (4) التمحیص:ص 54 ح 106.
5- (5) الأمالی للمفید:ص 350 ح 1.
6- (6) کنز الفوائد:ج 2 ص 162. [1]

الباب الرابع:محبّة اللّه والتّقرّب إلیه

الفصل الأوّل:التّرغیب فی محبّة اللّه

1/1.فَضلُ مَحَبَّةِ اللّهِ

الکتاب

«وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّهِ وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذابِ». 1

الحدیث

491 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله لِمَن سَأَلَهُ:أیُّ النّاسِ أفضَلُ إیمانا؟:أصدَقُهُم حُبّا. (1)

492 . عنه صلی الله علیه و آله: الإِیمانُ فی قَلبِ الرَّجُلِ أن یُحِبَّ اللّهَ عز و جل. (2)

2/1.التّامّونَ فی مَحَبَّةِ اللّهِ

493 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ إنّی أسأَلُکَ حُبَّکَ،وحُبَّ مَن یُحِبُّکَ،وَالعَمَلَ الَّذی یُبَلِّغُنی حُبَّکَ.اللّهُمَّ اجعَل حُبَّکَ أحَبَّ إلَیَّ مِن نَفسی و أهلی ومِنَ الماءِ البارِدِ. (3)

494 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالی جَعَلَ قُرَّةَ عَینی فِی الصَّلاةِ،

وحَبَّبَها إلَیَّ کَما حَبَّبَ إلَی الجائِعِ الطَّعامَ وإلَی الظَّمآنِ الماءَ؛فَإِنَّ الجائِعَ إذا أکَلَ الطَّعامَ شَبِعَ وإذا شَرِبَ الماءَ رَوِیَ،و أنَا لا أشبَعُ مِنَ الصَّلاةِ. (4)

باب چهارم:دوستی خدا و نزدیکی به او

فصل یکم:تشویق به خدا دوستی

1/1.فضیلت خدا دوستی
قرآن

«و برخی از مردم،در برابر خدا،همانندهایی[برای او]برمی گزینند و آنها را چون دوستی خدا،دوست می دارند؛ولی کسانی که ایمان آورده اند،به خدا محبّت بیشتری دارند.کسانی که[با برگزیدن بت ها،به خود]ستم نموده اند،اگر می دانستند،هنگامی که عذاب را مشاهده کنند،تمام نیرو[ها]از آنِ خداست؛و خدا،سختْ کیفر است».

حدیث

491 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ کسی که پرسید:بهترینِ مردم از لحاظ ایمان کدام اند؟:راستگوترینِ آنها در دوستی.

492 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ایمان در دل انسان،آن است که خدا را دوست بدارد.

2/1.کاملان در خدا دوستی

493 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بار الها!دوستیِ تو و دوستیِ آن که دوستت دارد و کرداری را که مرا به دوستی ات می رساند،از تو درخواست می کنم.بار الها!دوستیِ خودت را نزد من،محبوب تر از خودم و خانواده ام و آب خُنَک،قرار ده.

494 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل،نور چشمم را در نماز قرار داده است و همان گونه که غذا را محبوب

شخص گرسنه و آب را محبوب تشنه قرار داده،نماز را محبوبم ساخته است؛حال آن که هرگاه شخص گرسنه غذا بخورد،سیر می شود و هرگاه آب بنوشد،سیراب می گردد؛امّا من،از نماز سیر نمی شوم.

ص:194


1- (2) جامع الأحادیث للقمی:ص 205.
2- (3) الفردوس:ج 1 ص 114 ح 386.
3- (4) کنز العمّال:ج 2 ص 195 ح 3718.
4- (5) الأمالی للطوسی:ص 528 ح 1162. [1]

3/1.عِبادَةُ المُحِبّینَ

495 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: بَکی شُعَیبٌ علیه السلام مِن حُبِّ اللّهِ عز و جل حَتّی عَمِیَ،فَرَدَّ اللّهُ عز و جل عَلَیهِ بَصَرَهُ،ثُمَّ بَکی حَتّی عَمِیَ،فَرَدَّ اللّهُ عَلَیهِ بَصَرَهُ،ثُمَّ بَکی حَتّی عَمِیَ،فَرَدَّ اللّهُ عَلَیهِ بَصَرَهُ،فَلَمّا کانَتِ الرّابِعَةُ أوحَی اللّهُ إلَیهِ:یا شُعَیبُ،إلی مَتی یَکونُ هذا أبَدا مِنکَ؟!إن یَکُن هذا خَوفا مِنَ النّارِ فَقَد أجَرتُکَ،وإن یَکُن شَوقا إلَی الجَنَّةِ فَقَد أبَحتُکَ.

قالَ:إلهی وسَیِّدی،أنتَ تَعلَمُ أنّی ما بَکَیتُ خَوفا مِن نارِکَ،ولا شَوقا إلی جَنَّتِکَ،ولکِن عَقَدَ حُبُّکَ عَلی قَلبی،فَلَستُ أصبِرُ أو أراکَ.فَأَوحَی اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ إلَیهِ:أما إذا کانَ هذا هکَذا فَمِن أجلِ هذا ساُخدِمُکَ کَلیمی موسَی بنَ عِمرانَ. (1)

4/1.أحِبُّوا اللّهَ وحَبِّبوهُ

496 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أحِبُّوا اللّهَ لِما یَغذوکُم بِهِ مِن نِعَمِهِ،و أحِبّونی لِحُبِّ اللّهِ عز و جل،و أحِبّوا أهلَ بَیتی لِحُبّی. (2)

497 . عنه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ عز و جل لِداوودَ علیه السلام:أحبِبنی،وحَبِّبنی إلی خَلقی.

قالَ:یا رَبِّ،نَعَم أنَا احِبُّکَ،فَکَیفَ احَبِّبُکَ إلی

خَلقِکَ؟

قالَ:اُذکُر أیادِیَّ عِندَهُم؛فَإِنَّکَ إذا ذَکَرتَ لَهُم ذلِکَ أحَبّونی. (3)

3/1.پرستش دوستداران

495 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: شعیب علیه السلام از دوستی خدای عز و جل چندان گریست که نابینا شد.پس خداوند،بینایی اش را به او باز گرداند.باز چندان گریست تا آن که نابینا شد.پس خداوند،بینایی اش را به او باز گرداند.باز چندان گریست که نابینا شد.پس خداوند،بینایی اش را به او باز گرداند.در مرتبه چهارم،خداوند به او وحی کرد:«ای شعیب!این کار را تا کی می خواهی همچنان تکرار کنی؟اگر این کارَت از ترس دوزخ است،آن را از تو باز داشتم و اگر از اشتیاق به بهشت است،آن را بر تو روا ساختم».

شعیب گفت:بار الها و سروَرا!تو خود می دانی که از ترس دوزخت و یا از سرِ اشتیاق به بهشتت گریه نمی کنم؛لیکن دوستیِ تو،با دلم پیوند خورده است.از این رو،تاب صبوری ندارم تا تو را ببینم.

پس خداوند عز و جل،به او وحی کرد:«هان!حال که کارت به این سبب است،به زودی موسی بن عمران،هم سخنِ خود را به خدمت تو در خواهم آورد».

4/1.خدا را دوست بدارید و محبوب دیگران سازید

496 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدا را به سبب نعمت هایی که به شما بخشیده است،دوست بدارید،و مرا به سبب دوستی خدای عز و جل دوست بدارید،و اهل بیتم را برای دوستی من،دوست بدارید.

497 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدای عز و جل به داوود علیه السلام فرمود:«مرا دوست بدار و محبوب بندگانم گردان».

داوود گفت:پروردگارا!آری،من تو را دوست دارم؛امّا چگونه تو را محبوب بندگانت گردانم؟

فرمود:«نعمت هایی را که به آنان داده ام،یادآور شو؛زیرا اگر خوبی هایم را یادآورشان شوی،مرا دوست خواهند داشت».

ص:195


1- (1) علل الشرائع:ص 57 ح 1. [1]
2- (2) الأمالی للصدوق:ص 446 ح 597. [2]
3- (3) قصص الأنبیاء:ص 205 ح 266. [3]

الفصل الثّانی:مبادئ محبّة اللّه

1/2.ذِکرُ اللّهِ

498 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن أکثَرَ ذِکرَ اللّهِ أحبَّهُ. (1)

499 . عنه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ عز و جل لی:یا مُحَمَّدُ،لَو أنَّ الخَلائِقَ نَظَروا إلی عَجائِبِ صُنعی ما عَبَدوا غَیری،ولَو أنَّهُم وَجَدوا حَلاوَةَ ذِکری فی قُلوبِهِم لَزِموا بابی،ولَو أنَّهُم نَظَروا إلی لَطائِفِ بِرّی مَا اشتَغَلوا بِشَیءٍ سِوایَ. (2)

2/2.الطَّلَب

500 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ إنّی أسأَلُکَ...الرِّضا بِالقَضاءِ،وبَرَکَةَ المَوتِ بَعدَ العَیشِ،وبَردَ العَیشِ بَعدَ المَوتِ،ولَذَّةَ المَنظَرِ إلی وَجهِکَ،وشَوقا إلی رُؤیَتِکَ ولِقائِکَ،مِن غَیرِ ضَرّاءَ مُضِرَّةٍ،ولا فِتنَةٍ مُضِلَّةٍ. (3)

الفصل الثّالث:مبادئ التحبّب إلی اللّه

1/3.طاعَةُ اللّهِ

501 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ أحَبَّ الناسِ إلَی اللّهِ عز و جل یَومَ القِیامَةِ أطوَعُهُم لَهُ،و أتقاهُم. (4)

فصل دوم:عوامل خدا دوستی

1/2.یاد خدا

498 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که خداوند عز و جل را بسیار یاد کند،خداوند دوستش خواهد داشت.

499 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل به من فرمود:«ای محمّد!اگر آفریدگان به ساخته های شگفت من می نگریستند،جز مرا نمی پرستیدند،و اگر شیرینیِ یاد مرا در دل هایشان می چشیدند،ملازم درگاه من می شدند،و اگر به ظرایف نیکی های من می نگریستند،به چیزی جز من نمی پرداختند».

2/2.درخواست

500 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بار الها!...من از تو خشنودی به قضایت،برکت مرگ پس از زندگی،خوشیِ زندگی پس از مرگ،لذّت نگریستن به رخسارت،شوق دیدار و دیدنت بی تنگنایی زیانبار و یا فتنه ای گم راه کننده را خواستارم.

فصل سوم:خاستگاه محبوبیت در نزد خدا

1/3.فرمانبَری از خدا

501 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: محبوب ترینِ مردم در نزد خداوند در روز قیامت،فرمانبرترینِ آنها نسبت به او و پرهیزگارترینِ آنان است.

ص:196


1- (1) الزهد للحسین بن سعید:ص 55 ح 148. [1]
2- (2) مصابیح القلوب:ص 559.
3- (3) الکافی:ج 2 ص 548 ح 6. [2]
4- (4) الکافی:ج 5 ص 340 ح 1. [3]

2/3.مَکارِمُ الأَخلاقِ

502 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أحَبُّکُم إلَی اللّهِ أحاسِنُکُم أخلاقا،المُوَطَّؤونَ أکنافا،الَّذینَ یَألَفونَ ویُؤلَفونَ. (1)

503 . الإمام الصادق علیه السلام: قالَ رَجُلٌ لِلنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله:یا رَسول اللّهِ،عَلِّمنی شَیئا إذا أنَا فَعَلتُهُ أحَبَّنِی اللّهُ مِنَ السَّماءِ،و أحَبَّنی أهلُ الأَرضِ.

قالَ:اِرغَب فیما عِندَ اللّهِ یُحِبَّکَ اللّهُ،وَازهَد فیما عِندَ النّاسِ یُحِبَّکَ النّاسُ. (2)

504 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما مِن جُرعَةٍ أحَبُّ إلَی اللّهِ مِن جُرعَتَینِ:جُرعَةِ غَیظٍ یَرُدُّها مُؤمِنٌ بِحِلمٍ،وجُرعَةِ جَزَعٍ یَرُدُّها مُؤمِنٌ بِصَبرٍ. (3)

505 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ السَّخِیَّ؛فَأَحِبّوهُ،ویُبغِضُ البَخیلَ؛فَأَبغِضوهُ. (4)

506 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ مِن عِبادِهِ الغَیورَ. (5)

507 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ الرِّفقَ فِی الأَمرِ کُلِّهِ. (6)

3/3.مَحاسِنُ الأَعمالِ

508 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: حَمَلَةُ القُرآنِ هُمُ المَحفوفونَ بِرَحمَةِ اللّهِ،المَلبوسونَ بِنورِ اللّهِ عز و جل.یا حَمَلَةَ القُرآنِ،تَحَبَّبوا إلَی اللّهِ بِتَوقیرِ کِتابِهِ یَزِدکُم حُبّا ویُحَبِّبکُم إلی خَلقِهِ. (7)

2/3.اخلاق والا

502 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: محبوب ترین های شما در نزد خداوند،خوش خوترین های شما هستند؛آنان که فروتنی می کنند و با دیگران،الفت می گیرند و دیگران نیز با آنان،الفت می گیرند.

503 . امام صادق علیه السلام: مردی به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت:ای پیامبر خدا!به من کاری را بیاموز که چون انجامش دهم،هم خدا در آسمان و هم زمینیان،دوستم بدارند.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«به آنچه نزد خداوند است،راغب باش،تا خداوند دوستت بدارد،و به آنچه نزد مردم است،بی میلی نشان بده،تا مردم دوستت بدارند».

504 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ جرعه ای نزد خدا محبوب تر از دو جرعه نیست:جرعه خشمی که مؤمن،آن را با بردباری فرو می بَرد؛و جرعه بی تابی ای که مؤمن،آن را با شکیبایی[به درون خود]باز می گردانَد.

505 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،بخشندگان را دوست می دارد؛پس دوستشان بدارید،و بخیلان را دشمن می دارد؛پس دشمنشان بدارید.

506 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،بندگان باغیرت خود را دوست دارد.

507 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،ملایمت را در همه کارها دوست دارد.

3/3.کارهای نیکو

508 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: رحمت خدا،حاملان قرآن را فرا گرفته است و آنان با نور خداوند عز و جل پوشیده شده اند.ای حاملان قرآن!با بزرگداشتِ کتابش،با خدا دوستی کنید،تا شما را بیشتر دوست بدارد و شما را محبوب بندگانش گردانَد.

ص:197


1- (1) تاریخ بغداد:ج 1 ص 382. [1]
2- (2) تهذیب الأحکام:ج 6 ص 377 ح 1102.
3- (3) الأمالی للمفید:ص 11 ح 8.
4- (4) درر الأحادیث:ص 35.
5- (5) المعجم الأوسط:ج 8 ص 215 ح 8441.
6- (6) صحیح البخاری:ج 5 ص 2242 ح 5678.
7- (7) جامع الأخبار:ص 115 ح 202. [2]

509 . عنه صلی الله علیه و آله: اللّهُ عز و جل یُحِبُّ إغاثَةَ اللَّهفانِ. (1)

510 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ طَیّبٌ یُحِبُّ الطَّیِّبَ،نَظیفٌ یُحِبُّ النَّظافَةَ. (2)

511 . عنه صلی الله علیه و آله: ما مِن صَدَقَةٍ أحَبُّ إلَی اللّهِ مِن قَولِ الحَقِّ. (3)

512 . عنه صلی الله علیه و آله: ما مِن قَطرَةٍ أحَبُّ إلَی اللّهِ مِن قَطرَتَینِ:قَطرَةِ دَمٍ فی سَبیلِ اللّهِ،وقَطرَةِ دَمعٍ فی سَوادِ اللَّیلِ مِن خَشیَةِ اللّهِ. (4)

513 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالی یُحِبُّ أن تَعدِلوا بَینَ أولادِکُم. (5)

514 . عنه صلی الله علیه و آله: ثَلاثَةٌ یُحِبُّهَا اللّهُ:قِلَّةُ الکَلامِ،وقِلَّةُ المَنامِ،وقِلّةُ الطَّعامِ. (6)

4/3.أحَبُّ الأَعمالِ إلَی اللّهِ

515 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أحَبُّ الأَعمالِ إلَی اللّهِ سُرورٌ تُدخِلُهُ عَلَی المُؤمِنِ؛تَطرُدُ عَنهُ جَوعَتَهُ،أو تَکشِفُ عَنهُ کُربَتَهُ. (7)

516 . الإمام الباقر علیه السلام: سُئِلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:أیُّ الأَعمالِ أحَبُّ إلَی اللّهِ عز و جل؟

قالَ:إتباعُ سُرورِ المُسلِمِ.

قیلَ:یا رَسول اللّهِ،وما إتباعُ سُرورِ المُسلِمِ؟

قالَ:شَبعُ جَوعَتِهِ،وتَنفیسُ کُربَتِهِ،وقَضاءُ دَینِهِ. (8)

509 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدای عز و جل یاری کردنِ دادخواهان را دوست دارد.

510 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،پاک است و پاکان را دوست دارد؛پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد.

511 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ صدقه ای نزد خدا،محبوب تر از گفتن حق نیست.

512 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ قطره ای نزد خداوند،محبوب تر از دو قطره نیست:قطره خونی در راه خدا،و قطره اشکی در سیاهیِ شب از ترس خدا.

513 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند متعال،دوست دارد که میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید.

514 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،سه چیز را دوست می دارد:کم گویی،کم خوابی،و کم خوری.

4/3.محبوب ترینِ کارها نزد خدا

515 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: محبوب ترینِ کارها در نزد خدا،شادمان ساختن مؤمن است،مانند برطرف ساختن گرسنگی اش و یا زدودن اندوهش.

516 . امام باقر علیه السلام: از پیامبر خدا پرسیدند:چه کاری نزد خداوند عز و جل محبوب تر است؟

فرمود:«پی در پی شادمان کردن مسلمان».

پرسیدند:مقصود از پی در پی شادمان کردن مسلمان چیست؟

فرمود:«برطرف ساختن گرسنگی اش،

زدودن اندوهش و پرداختن بدهی اش».

ص:198


1- (1) الکافی:ج 4 ص 27 ح 4. [1]
2- (2) سنن الترمذی:ج 5 ص 112 ح 2799. [2]
3- (3) شُعب الإیمان:ج 6 ص 125 ح 7685. [3]
4- (4) الأمالی للمفید:ص 11 ح 8.
5- (5) کنز العمّال:ج 16 ص 446 ح 45356.
6- (6) تنبیه الخواطر:ج 2 ص 213. [4]
7- (7) الکافی:ج 2 ص 191 ح 11. [5]
8- (8) قرب الإسناد:ص 145 ح 522. [6]

5/3.أحَبُّ النّاسِ إلَی اللّهِ

517 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الخَلقُ عِیالُ اللّهِ،فَأَحَبُّ الخَلقِ إلَی اللّهِ مَن نَفَعَ عِیالَ اللّهِ،و أدخَلَ عَلی أهلِ بَیتٍ سُرورا. (1)

518 . عنه صلی الله علیه و آله: أحَبُّ عِبادِ اللّهِ إلَی اللّهِ أنفَعُهُم لِعِبادِهِ،و أقوَمُهُم بِحَقِّهِ؛الَّذینَ یُحَبِّبُ إلَیهِمُ المَعروفَ وفِعالَهُ. (2)

519 . عنه صلی الله علیه و آله: یَقولُ اللّهُ تَبارَکَ وتَعالی:إنَّ أحَبَّ العِبادِ إلَیَّ المُتَحابّونَ مِن أجلی،المُتَعَلِّقَةُ قُلوبُهُم بِالمَساجِدِ،وَالمُستَغِفرونَ بِالأَسحارِ،اُولئِکَ إذا أرَدتُ بِأَهلِ الأَرضِ عُقوبَةً ذَکَرتُهُم فَصَرَفتُ العُقوبَةَ عَنهُم. (3)

520 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ أحَبَّ النّاسِ إلَی اللّهِ یَومَ القِیامَةِ و أدناهُم مِنهُ مَجلِسا إمامٌ عادِلٌ. (4)

521 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ أحَبَّکُم إلَی اللّهِ أحسَنُکُم عَمَلاً. (5)

الفصل الرّابع:موانع محبّة اللّه

1/4.أخطَرُ المَوانِعِ

الکتاب

«کَلاّ بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ* وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ». 6

5/3.محبوب ترینِ مردم در نزد خدا

517 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خلق،نانخور خدایند.از این رو،محبوب ترینِ خلق در نزد خدا،کسی است که به نانخوران خدا سودی برساند و خانواده ای را شادمان کند.

518 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: محبوب ترینِ بندگان در نزد خداوند،سودمندترینشان نسبت به بندگان و پایبندترینشان نسبت به گزاردن حقّش است؛کسانی که خداوند،کار نیک و انجام دادن آن را محبوبشان ساخته است.

519 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند متعال می فرماید:«محبوب ترین بندگانم در نزد من،کسانی هستند که برای من با یکدیگر دوستی می کنند،دل بسته مسجدهایند و سحرگاهان،به استغفار مشغول اند.آنان هستند که هر گاه بخواهم زمینیان را کیفری دهم،یادشان می کنم و به سبب آنان،کیفر را از زمینیانْ بازمی دارم».

520 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: محبوب ترینِ مردم در نزد خداوند در روز قیامت و نزدیک ترین آنان به جایگاه او،پیشوای دادگر است.

521 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: محبوب ترینِ شما در نزد خداوند،نیکْ کردارترینِ شماست.

فصل چهارم:موانع خدا دوستی

1/4.خطرناک ترین مانع
قرآن

«ولی نه![شما دنیای]زودگذر را دوست دارید،و آخرت را وا می گذارید».

ص:199


1- (1) الکافی:ج 2 ص 164 ح 6. [1]
2- (2) تحف العقول:ص 49.
3- (3) مکارم الأخلاق:ج 2 ص 375 ح 2661. [2]
4- (4) سنن الترمذی:ج 3 ص 617 ح 1329. [3]
5- (5) الجعفریّات:ص 238. [4]

الحدیث

522 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: حُبُّ الدُّنیا وحُبُّ اللّهِ لا یَجتَمِعانِ فی قَلبٍ أبَدا. (1)

2/4.ما یُبغِضُهُ اللّهُ

الکتاب

«لا یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللّهُ سَمِیعاً عَلِیماً». 2

«وَ إِذا تَوَلّی سَعی فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّهُ لا یُحِبُّ الْفَسادَ». 3

الحدیث

523 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُبغِضُ الوَسِخَ وَالشَّعثَ. (2)

524 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ الإِنفاقَ ویُبغِضُ الإِقتارَ. (3)

525 . عنه صلی الله علیه و آله: إنّ اللّهَ عز و جل یُبغِضُ الآکِلَ فَوقَ شِبَعِهِ،وَالغافِلَ عَن طاعَةِ رَبِّهِ،وَالتّارِکَ سُنَّةَ نَبِیِّهِ،وَالمُخفِرَ ذِمَّتَهُ،وَالمُبغِضَ عِترَةَ نَبِیِّهِ،وَالمُؤذِیَ جیرانَهُ. (4)

526 . عنه صلی الله علیه و آله: أبغَضُ الکَلامِ إلَی اللّهِ عز و جل أن یَقولَ الرَّجُلُ لِلرَّجُلِ:«اِتَّقِ اللّهَ»فَیَقولَ:«عَلَیکَ بِنَفسِکَ». (5)

527 . الکافی عن صفوان بن مهران عن الإمام الصّادق علیه السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:...ما مِن شَیءٍ أبغَضُ إلَی اللّهِ عز و جل مِن بَیتٍ یَخرَبُ فِیالإِسلامِ بِالفُرقَةِ یَعنی بِالطّلاقِ.

ثُمَّ قالَ أبو عبدِاللّهِ علیه السلام:إنَّ اللّهَ عز و جل إنَّما وَکَّدَ فِی الطَّلاقِ وکَرَّرَ فیهِ القَولَ مِن بُغضِهِ الفُرقَةَ. (6)

حدیث

522 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دنیا دوستی و خدا دوستی،هرگز در یک دل،جمع نمی شوند.

2/4.آنچه خدا دشمن می دارد
قرآن

«خداوند،بانگ برداشتن به بدزبانی را دوست ندارد،مگر[از]کسی که بر او ستم رفته باشد؛و خدا،شنوایِ داناست».

«و چون برگردد[یا ریاستی یابد]،کوشش می کند که در زمین،فساد نماید و کشت و نسل را نابود سازد؛و خداوند،تباهکاری را دوست ندارد».

حدیث

523 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،چرک بودن و ژولیدگی را دشمن می دارد.

524 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،هزینه کردن را دوست می دارد و ناخنْ خشکی را دشمن می دارد.

525 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل کسی را که پس از سیری باز هم می خورد،کسی را که از فرمانبری پروردگارش غفلت می کند،آن که سنّت پیامبرش را رها می کند،آن که به پیمانش وفادار نیست،آن که با خاندان پیامبرش دشمنی می ورزد،و آن که همسایگانش را می آزارد،دشمن می دارد.

526 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ناخوش ترینِ سخنان در نزد خداوند عز و جل،آن است که کسی به دیگری بگوید:«از خدا بترس!»و آن شخص پاسخ دهد:«تو خودت را بپای!»[و پندش را گوش نکند].

527 . الکافی به نقل از صفوان بن مِهران:امام صادق علیه السلام فرمود:«پیامبر خدا فرمود:نزد خداوند،هیچ چیزی منفورتر از خانه ای که بر اثر

جدایی ویران شود،نیست»؛یعنی بر اثر طلاق.

سپس امام صادق علیه السلام فرمود:«خداوند عز و جل به سبب دشمنی ای که با جدایی داشت،درباره طلاق،چندان تأکید ورزید و سخن را درباره آن،بارها باز گفت».

ص:200


1- (1) تنبیه الخواطر:ج 2 ص 122. [1]
2- (4) شُعب الإیمان:ج 5 ص 168 ح 6226. [2]
3- (5) نوادر الاُصول:ج 1 ص 326.
4- (6) کنز العمّال:ج 16 ص 87 ح 44029.
5- (7) شُعب الإیمان:ج 1 ص 436 ح 630. [3]
6- (8) الکافی:ج 5 ص 328 ح 1. [4]

3/4.أبغَضُ الأَعمالِ إلَی اللّهِ

528 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما شَیءٌ أبغَضُ إلَی اللّهِ عز و جل مِنَ البُخلِ،وسوءِ الخُلُقِ،وإنَّهُ لَیُفسِدُ العَمَلَ کَما یُفسِدُ الخَلُّ العَسَلَ. (1)

529 . عنه صلی الله علیه و آله: أبعدُ الخَلقِ مِن اللّهِ رَجُلانِ:رَجُلٌ یُجالِسُ الاُمَراءَ فما قالوا مِن جَورٍ صَدَّقَهُم علَیهِ،ومُعَلِّمُ الصِّبیانِ لا یُواسی بَینَهُم ولا یُراقِبُ اللّهَ فی الیَتیمِ. (2)

530 . عنه صلی الله علیه و آله: لَیسَ شَیءٌ أبغَضَ إلَی اللّهِ مِن بَطنٍ مَلآنَ. (3)

4/4.أبغَضُ النّاسِ إلَی اللّهِ

531 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أبغَضُ النّاسِ إلَی اللّهِ و أبعَدُهُم مِنهُ مَجلِسا إمامٌ جائِرٌ. (4)

532 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ أبغَضَ النّاسِ إلَی اللّهِ عز و جل رَجُلٌ جَرَّدَ ظَهرَ مُسلِمٍ بِغَیرِ حَقٍّ. (5)

533 . عنه صلی الله علیه و آله: أبغَضُ العِبادِ إلَی اللّهِ عز و جل مَن ضَنَّ عَلی عِیالِهِ. (6)

534 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ أبغَضَ عِبادِ اللّهِ إلَی اللّهِ العِفریتُ النِّفریتُ الَّذی لَم یُرزَأ فی مالٍ ولا وَلَدٍ. (7)

3/4.منفورترین کارها در نزد خدا

528 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ چیز در نزد خداوند عز و جل،منفورتر از بخل و بدخویی نیست که این یکی،همان گونه که سرکه عسل را تباه می کند،ایمان را تباه می کند.

529 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دورترینِ مردم از خداوند،دو مَردند:مردی که با حکمرانانْ همنشینی کند و در هر زور و ستمی که می گویند،تصدیق و تأییدشان نماید؛و آموزگار کودکان که میان آنان به یکسان رفتار نکند و خدا را درباره یتیم در نظر نگیرد.

530 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ چیز در نزد خداوند،منفورتر از شکمِ پُر نیست.

4/4.دشمن ترینِ مردم در نزد خدا

531 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دشمن ترینِ مردم در نزد خدا و دورترینشان در منزلتْ نزد او،پیشوای ستمکار است.

532 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دشمن ترینِ مردم نزد خداوند عز و جل کسی است که به ناحق،پشتِ مسلمانی را برهنه کند[و بر آن،تازیانه زند].

533 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دشمن ترینِ بندگان در نزد خداوند عز و جل،کسی است که نسبت به خانواده اش بخل ورزد.

534 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دشمن ترینِ بندگان در نزد خداوند،خبیثِ گزافه کاری است که از مال و فرزندش،خیری به کسی نمی رسد.

ص:201


1- (1) مکارم الأخلاق:ج 1 ص 51 ح 19. [1]
2- (2) کنز العمّال:ج 16 ص 22 ح 43761.
3- (3) عیون أخبار الرضا علیه السلام:ج 2 ص 36 ح 89. [2]
4- (4) سنن الترمذی:ج 3 ص 617 ح 1329. [3]
5- (5) الکافی:ج 7 ص 260 ح 2. [4]
6- (6) الفردوس:ج 1 ص 367 ح 1482.
7- (7) شُعب الإیمان:ج 7 ص 177 ح 9910. [5]

535 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ أبغَضَ النّاسِ إلَی اللّهِ مَنِ اتَّقاهُ النّاسُ لِلِسانِهِ. (1)

536 . عنه صلی الله علیه و آله: أبغَضُکُم إلَی اللّهِ المَشّاؤونَ بِالنَّمیمَةِ،المُفَرِّقونَ بَینَ الإِخوانِ،المُلتَمِسونَ لِلبُرَآءِ العَثَراتِ. (2)

537 . عنه صلی الله علیه و آله: إنّ أبغَضَ النّاسِ إلَی اللّهِ تَعالی مَن یَقتَدی بِسَیِّئَةِ المُؤمِنِ ولا یَقتَدی بِحَسَنَتِهِ. (3)

الفصل الخامس:خصائص المحبوبین عند اللّه

1/5.میزانُ مَنزِلَةِ العَبدِ عِندَ اللّهِ

538 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن کانَ یُحِبُّ أن یَعلَمَ مَنزِلَتَهُ عِندَ اللّهِ فَلیَنظُر کَیفَ مَنزِلَةُ اللّهِ عِندَهُ؛فَإِنَّ اللّهَ یُنزِلُ العَبدَ مِنهُ حَیثُ أنزَلَهُ مِن نَفسِهِ. (4)

539 . عنه صلی الله علیه و آله: مَن أحَبَّ أن یَعلَمَ ما لَهُ عِندَ اللّهِ فَلیَعلَم ما للّهِ ِ عِندَهُ. (5)

2/5.المَحَبَّةُ عِندَ أحِبّاءِ اللّهِ

540 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا أحَبَّ اللّهُ العَبدَ نادی جِبریلَ:«إنَّ اللّهَ یُحِبُّ فُلانا فَأَحبِبهُ»،فَیُحِبُّهُ جِبریلُ.فَیُنادی جِبریلُ فی أهلِ السَّماءِ:«إنَّ اللّهَ یُحِبُّ فُلانا فَأَحِبّوهُ»،فَیُحِبُّهُ أهلُ السَّماءِ،ثُمَّ یوضَعُ لَهُ القَبولُ

فِی الأَرضِ. (6)

535 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دشمن ترینِ مردم در نزد خداوند،کسی است که به خاطرِ زبانش از او بترسند.

536 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دشمن ترین شما در نزد خداوند،سخن چینان هستند که میان برادران،جدایی می افکنند و برای بی گناهان،لغزش می تراشند.

537 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دشمن ترینِ مردم در نزد خداوند متعال،کسی است که کار بدِ مؤمن را سرمشق قرار می دهد،امّا کار نیکش را سرمشق قرار نمی دهد.

فصل پنجم:ویژگی های محبوبان خدا

1/5.معیارِ منزلت بنده در نزد خدا

538 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که دوست دارد بداند نزد خدا چه موقعیتی دارد،به موقعیت خدا نزد خودش توجّه کند؛زیرا خدا،بنده را در همان جایگاهی می نهد که او خدا را نزد خود،در چنان جایگاهی نهاده است.

539 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که دوست دارد بداند که نزد خدا چه موقعیتی دارد،ببیند که خدا نزد او چه موقعیتی دارد.

2/5.محبوب شدن در میان دوستان خدا

540 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر گاه خداوند بنده را دوست بدارد،به جبرئیل ندا می کند:«خداوند،فلانی را دوست دارد.پس او را دوست داشته باش».

در نتیجه،جبرئیل دوستش می دارد.پس از آن،جبرئیل در میان آسمانیان ندا می کند:خداوند،فلانی را دوست دارد.پس دوستش بدارید.

در نتیجه،آسمانیان دوستش می دارند.آن گاه،زمینه مقبولیت او در زمین فراهم می شود.

ص:202


1- (1) عوالی اللآلی:ج 1 ص 72 ح 135. [1]
2- (2) مجمع البیان:ج 10 ص 500.
3- (3) الجعفریّات:ص 197. [2]
4- (4) المستدرک علی الصحیحین:ج 1 ص 672 ح 1820.
5- (5) المحاسن:ج 1 ص 392 ح 877. [3]
6- (6) صحیح البخاری:ج 3 ص 1175 ح 3037.

541 . عنه صلی الله علیه و آله: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا مِن امَّتی قَذَفَ فی قُلوبِ أصفِیائِهِ و أرواحِ مَلائِکَتِهِ وسُکّانِ عَرشِهِ مَحَبَّتَهُ لِیُحِبّوهُ،فَذلِکَ المُحِبُّ حَقّا،طوبی لَهُ،ولَهُ شَفاعَةٌ عِندَ اللّهِ یَومَ القِیامَةِ. (1)

3/5.الاُنسُ بِاللّهِ

542 . الدعوات: وعَنهُ[أی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله]:یا رَبِّ،وَدَدتُ أنّی أعلَمُ مَن تُحِبُّ مِن عِبادِکَ فَاُحِبُّهُ.

قالَ عز و جل:إذا رَأَیتَ عَبدی یُکثِرُ ذِکری فَأَنَا أذِنتُ لَهُ فی ذلِکَ،و أنَا احِبُّهُ،وإذا رَأَیتَ عَبدی لا یَذکُرُنی فَأَنَا حَجَبتُهُ عَن ذلِکَ،و أنَا أبغَضتُهُ. (2)

4/5.الحِمایَةُ مِنَ الدُّنیا

543 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا حَماهُ الدُّنیا؛کَما یَظَلُّ أحَدُکُم یَحمی سَقیمَهُ الماءَ. (3)

5/5.الاِبتِلاءُ بِعَظیمِ البَلاءِ

544 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا ابتَلاهُ بِعَظیمِ البَلاءِ،فَمَن رَضِیَ فَلَهُ عِندَ اللّهِ الرِّضی،ومَن سَخَطَ البَلاءَ فَلَهُ عِندَ اللّهِ السَّخَطُ. (4)

545 . عنه صلی الله علیه و آله: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا ابتَلاهُ،فَإِن صَبَرَ اجتَباهُ،فَإِن رَضِیَ اصطَفاهُ. (5)

541 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر گاه خداوند،بنده ای از امّتم را دوست بدارد،محبّتش را در دل های برگزیدگانش و در جان های فرشتگان و ساکنان عرشش می افکند تا دوستش بدارند.چنین کسی،به حقیقت،دوستدار است.خوشا به حالش!او در روز قیامت،نزد خداوند،حقّ شفاعت دارد.

3/5.اُنس با خدا

542 . الدعوات: و از او(یعنی پیامبر خدا)است[که گفت:]پروردگارا!دوست داشتم بدانم کدام بنده ات را دوست می داری،تا دوستش بدارم.

خداوند فرمود:«هر گاه دیدی بنده ای بسیار مرا یاد می کند،[بدان که]من به او اجازه یاد خود را داده ام و من،او را دوست دارم؛امّا هر گاه دیدی بنده ام مرا یاد نمی کند،[بدان که]من او را از آن باز داشته ام و من،او را دشمن می دارم».

4/5.پرهیز از دنیا

543 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر گاه خدا،بنده ای را دوست بدارد،او را از دنیا می پرهیزانَد،همان گونه که یکی از شما بیمار خود را از آب می پرهیزانَد.

5/5.مبتلا شدن به بلای بزرگ

544 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر گاه خداوند عز و جل بنده ای را دوست بدارد،او را به گرفتاری و مصیبتی بزرگ،مبتلا می کند.پس اگر آن بنده راضی گشت،بهره اش نزد خداوند،رضایت است و اگر ناخشنود گشت،بهره اش نزد خداوند،ناخشنودی است.

545 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر گاه خداوند،بنده ای را دوست بدارد،او را مبتلا می کند.پس اگر شکیبایی کرد،او را برمی گزیند و اگر خشنود گشت،او را ویژه خود می گردانَد.

ص:203


1- (1) مصباح الشریعة:ص 524. [1]
2- (2) الدعوات:ص 20 ص 18.
3- (3) سنن الترمذی:ج 4 ص 381 ح 2036.
4- (4) الکافی:ج 2 ص 253 ح 8. [2]
5- (5) مسکّن الفؤاد:ص 80.

546 . عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل إذا أحَبَّ عَبدا ابتَلاهُ؛لِیَسمَعَ صَوتَهُ. (1)

الفصل السّادس:آثار محبّة اللّه

1/6.اِستِجابَةُ الدَّعَواتِ

547 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ عز و جل:مَن أهانَ لی وَلِیّا فَقَد أرصَدَ لِمُحارَبَتی.وما تَقَرَّبَ إلَیَّ عَبدٌ بِشَیءٍ أحَبَّ إلَیَّ مِمَّا افتَرَضتُ عَلَیهِ،وإنَّهُ لَیَتَقَرَّبُ إلَیَّ بِالنّافِلَةِ حَتّی احِبَّهُ،فَإِذا أحبَبتُهُ کُنتُ سَمعَهُ الَّذی یَسمَعُ بِهِ،وبَصَرَهُ الَّذی یُبصِرُ بِهِ،ولِسانَهُ الَّذی یَنطِقُ بِهِ،ویَدَهُ الَّتی یَبطِشُ بِها،إن دَعانی أجَبتُهُ،وإن سَأَلَنی أعطَیتُهُ. (2)

2/6.خَیرُ الدُّنیا وَالآخِرَة

548 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله: القَلْبُ ثَلاثَةُ أنْواعٍ،قَلْبٌ مَشْغُولٌ بِالدُّنیا،وَقَلْبٌ مَشْغُولٌ بِالْعُقْبی،وَقَلبٌ مَشْغُولٌ بِالْمَولی،أَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغُولُ بِالدُّنْیا فَلَهُ الشِّدَّةُ وَالْبَلاءُ،وَأمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغُولُ بِالعُقْبی فَلَهُ الدَّرَجاتُ العُلی،وَأَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغُولُ بِالْمَوْلی فَلَهُ الدُّنْیا وَالعُقْبی وَالْمَولی. (3)

546 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل،هر گاه بنده ای را دوست بدارد،او را مبتلا می کند تا صدای[دعای]او را بشنود.

فصل ششم:آثار خدا دوستی

1/6.استجابت دعاها

547 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل فرمود:«هر کس یکی از دوستانم را خوار سازد،به پیکار من برخاسته است.هیچ بنده ای با چیزی محبوب تر در نزد من از آنچه بر او واجب ساخته ام،به من نزدیک نمی شود.بنده،با کارهای مستحب به من نزدیک می شود،تا آن جا که او را دوست می دارم.پس چون دوستش داشتم،گوش شنوایش،چشم بینایش،زبان گویایش و دست نیرومندش می شوم.اگر مرا بخواند،پاسخش می دهم و اگر از من بخواهد،به او می بخشم».

2/6.خیر دنیا و آخرت

548 . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: قلب ها سه گونه اند:قلبی مشغول به دنیا،قلبی مشغول به عُقبا،و قلبی مشغول به مولا.قلب مشغول به دنیا،سختی و بلا دارد.قلب مشغول به عُقبا،درجات والا دارد.و امّا قلب مشغول به مولا،دنیا و عُقبا و مولا از آنِ اوست.

ص:204


1- (1) شُعب الإیمان:ج 7 ص 146 ح 9788. [1]
2- (2) الکافی:ج 2 ص 352 ح 7. [2]
3- (3) المواعظ العددیّة:ص 146.

الباب الخامس:النّبوّة

الفصل الأوّل:النّبوّة العامّة

1/1.فَلسَفةُ النُّبوَّةِ

أ الدَّعوةُ إلَی اللّهِ

الکتاب

«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً* وَ داعِیاً إِلَی اللّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِیراً». 1

الحدیث

549 . رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَجهِ تَسمِیَتِهِ صلی الله علیه و آله بِالدّاعِی:وَأمَّا الدَّاعی،فَإِنِّی أدعُو النَّاسَ إلی دینِ رَبِّی عز و جل. (1)

ب تَحریرُ النَّاس

الکتاب

«اَلَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُ