منطق ترجمه قرآن

مشخصات کتاب

سرشناسه:رضایی اصفهانی، محمدعلی، 1341 -

عنوان و نام پدیدآور:منطق ترجمه قرآن [کتاب]/ محمدعلی رضایی اصفهانی.

وضعیت ویراست:ویراست 2.

مشخصات نشر:قم : مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی(ص)،1433ق.=1391.

مشخصات ظاهری:447ص.

فروست:پژوهشگاه بین المللی المصطفی صلی الله علیه و آله؛83.

شابک:91000 ریال:978-964-195-619-8

وضعیت فهرست نویسی:فاپا

یادداشت:ویراست قبلی کتاب حاضر با عنوان "منطق ترجمه قرآن: مبانی قواعد روش ها سبکها آسیب شناسی ..." در سال 1386 توسط نشر مرکز جهانی علوم اسلامی منتشر شده است.

یادداشت:چاپ دوم.

یادداشت:کتابنامه:ص.[437]-447؛ همچنین به صورت زیرنویس.

عنوان دیگر:منطق ترجمه قرآن: مبانی قواعد روش ها سبکها آسیب شناسی ...

موضوع:قرآن -- ترجمه ها

رده بندی کنگره:BP60/6/ر6م8 1391

رده بندی دیویی:297/107

شماره کتابشناسی ملی:2741786

ص :1

اشاره

ص :2

ص :3

ص :4

سخن مرکز

اشاره

برنامه ریزی آموزشی، باید امری پویا و متناسب با دگرگونی هایی باشد که در ساختار دانش و رشته های علمی پدید می آیند.

تحوّلات اجتماعی، نیازهای نوظهور فراگیران و مقتضیات جدید دانش، اطلاعات، مهارت ها، گرایش ها و ارزش های نویی را فرا می خواند که پاسخگویی به آن ها، ایجاد رشته های تحصیلی جدید و تربیت نیروهای متخصّص را ضروری می نماید.

گسترش فرهنگ های سلطه گر جهانی و جهانی شدن فرهنگ در سایه رسانه های فرهنگی و ارتباطی، مشکلات و نیازهای نوظهوری را پیش رو گذارده است که رویارویی منطقی با آن ها، تنها در پرتو آراستن افراد به اندیشه های بارور، ارزش های متعالی و رفتارهای منطقی که در قالب موقعیّت های رسمی آموزشگاهی با ایجاد رشته های جدید و گسترش دامنه آموزش ها، مهارت ها و تربیت سازمان یافته صورت گیرد، امکان پذیر است.

بالندگی مراکز آموزشی در گرو نظام آموزشی استوار، قاعده مند و تجربه پذیر است که در آن برنامه های آموزشی، متن های درسی و استادان، ارکان اصلی به شمار می آیند؛ پویایی برنامه آموزشی نیز، به هماهنگی آن با نیاز زمان، استعدادِ دانش پژوهان و امکانات موجود، وابسته است؛ چنانکه استواری متن های درسی به ارائه تازه ترین دستاوردهایِ علم در قالب نوترین شیوه ها و فناوری های آموزشی بستگی دارد.

ص:5

بازنگری متن ها و شیوه های آموزشی و روزآمد کردن آن ها، به حفظ نشاط علمی مراکز آموزشی کمک می رساند.

حوزه های علوم دینی به برکت «انقلاب شکوهمند اسلامی»، سالیانی است که در اندیشه اصلاح ساختار آموزشی و بازنگریِ متون درسی اند؛ در همین راستا مرکز جهانی علوم اسلامی به عنوان بخشی از این مجموعه که رسالت تعلیم و تربیت طلّاب غیرایرانی را بر عهده دارد، به پی ریزی دفتر برنامه ریزی و تدوین متون درسی اقدام نمود.

این دفتر با ارج نهادن به تلاش های صورت گرفته و خوشه چینی از خرمن دانش عالمان گرانقدر بر آن شد تا با بهره گیری از شیوه های جدیدآموزشی و تازه ترین دستاوردهای علمی، به تهیه متن های آموزشی بپردازد. تدوین و نشر بیش از هشتاد متن درسی در موضوعات گوناگون علوم دینی، حاصل این تلاش است.

نوشتار حاضر که با عنوان منطق ترجمه قرآن به بررسی و تبیین مبانی، قواعد، روش ها، سبک ها، آسیب شناسی ترجمه و شرایط مترجم می پردازد، حاصلِ تلاش علمی و درخورِ تقدیر جناب آقای حجةالاسلام والمسلمین دکتر محمد علی رضائی اصفهانی - دام توفیقه - است که از ایشان و دیگر فرزانگانی که در به ثمر رسیدن این اثر بذل عنایت کرده اند، تشکّر و قدردانی می کنیم.

در پایان، ارباب فضل و معرفت را به یاری خوانده، چشم امید به نقد و نظر آنان دوخته ایم.

مرکز جهانی علوم اسلامی

دفتر برنامه ریزی و تدوین متون درسی

پاییز 1386

ص:6

ص:7

ص:8

ص:9

ص:10

ص:11

ص:12

ص:13

ص:14

ص:15

ص:16

درآمد

سپاس فراوان به درگاه خدای عزیز و علیم که به ما توفیق تدبّر، تفکر، ترجمه و تفسیر کتاب خویش را عنایت فرمود و ما را خدمتگزار آستان قرآن و اهل بیت علیهم السلام قرارداد.

قرآن کریم، کتابی ژرف و پر محتواست که هر کس به فراخور دانش و توان خویش از این سفره الاهی خوشه چینی می کند؛ در این میان برخی افراد، همچون:

مترجمان و مفسران، در تلاشند که یافته های ارزشمند خود را به دیگران منتقل سازند تا تشنه کامان معارف اسلامی از چشمه زلال قرآن سیراب شوند.

در طول هزار و چهار صد ساله گذشته، ترجمه های متنوعی از قرآن به زبان های مختلف انجام گرفته که هر یک، بر اساس روش و سبک و با مبانی خاص تفسیری، کلامی و... ارائه شده اند؛ شناخت این مترجمان و ترجمه های آن ها و ارائه ترجمه های جدید از قرآن، در گرو آشنایی با روش ها و سبک ها و مبانی آن هاست.

اهداف

کتاب حاضر، اهداف کلی زیر را دنبال می کند:

الف) تبیین منطق ترجمه قرآن از طریق تحلیل روش ها، سبک ها و مبناهایی که تاکنون در حوزه ترجمه قرآن به کار رفته اند؛

تذکر: «منطق ترجمه قرآن» عبارت است از روش ها، سبک ها، مبانی، اصول، ضوابط و قواعد ترجمه که شناخت و مراعات آن ها، از خطاهای مترجم جلوگیری نموده و یا آن ها را کاهش می دهد.

ص:17

ب) آسیب شناسی روش ها و سبک ها و مبانی و قواعد ترجمه قرآن؛

ج) بررسی سیر تاریخی ترجمه های قرآن و تحلیل روش شناختی و آسیب شناختی آن ها؛

د) سامان دهی روش ها، سبک ها و مبانی و قواعد ترجمه قرآن.

ویژگی ها

1. تبیین جداگانه تاریخچه ترجمه، روش ها، سبک ها، مبانی، اصول، قواعد، ضوابط و شرایط مترجم؛ به گونه ای که هر یک، مبحث مستقلی را تشکیل داده و از خلط آن ها جلوگیری می شود؛

2. ارائه مطالب به صورت فصل بندی و درسی، که می توان هر فصل را به عنوان یک یا دو درس مستقل مورد توجه قرار داد؛

3. تبیین اهداف آموزشی هر فصل، که خط کلی آن مبحث را برای استاد و دانش پژوه روشن می سازد؛

4. موضوعاتی برای پژوهش و منابعی جهت تحقیق در زمینه های مربوط در پایان هر فصل ارائه شده که فضاهای جدید پژوهشی را به روی خواننده می گشاید؛

5. مثال ها و نقدهای زیادی از ترجمه های قرآن به مناسبت هر مبحث بیان شده است؛

6. کتابشناسی هر مبحث در ابتدای فصل آمده است، علاوه بر آنکه فهرست منابع کتاب، خود، کتابشناسی مفصل و کاملی را ارائه می کند؛

7. در بخش پایانی کتاب، ملحقاتی آمده است که مطالعه آن ها بسیار سودمند خواهد بود؛ از جمله: شیوه نامه ترجمه کتاب مقدس؛

8. آزمایش مکرر این کتاب و مطالب آن در فرایند آموزشی رشته های تخصصی «تفسیر» و «علوم قرآن» حوزه علمیه قم، مرکز جهانی علوم اسلامی و مراکز علمی دیگر و بازخوردگیری و اعمال اصلاحات.

ص:18

توصیه ها

توجه به نکات زیر می تواند برای اساتید و دانش پژوهان محترم سودمند باشد:

1. اهداف آموزشی که در اول هر فصل آمده، خطوط اصلی مبحث را روشن می سازد که استاد محترم آن ها را بیان نموده و مطالعه جزئیات را به عهده دانش پژوهان واگذار می کند؛

2. انجام پژوهش های جدید مربوط به هر فصل به عهده برخی از دانش پژوهان واگذار می شود که گزارش آن و در کلاس به صورت کنفرانس و در پایان ترم به صورت تحقیق قابل ارائه خواهد بود.

3. پیشنهاد می شود که هر جلسه درس ترجمه به سه بخش تقسیم شود:

بخش نخست: بیان مطالب نظری ترجمه، توسط استاد؛

بخش دوم: کنفرانس دانش پژوهان در پژوهش های جدید یا گزارشی از یک ترجمه و نقد آن؛

بخش سوم: بررسی ترجمه های یک آیه در کلاس؛

تذکر: در فصل پایانی کتاب، ده ترجمه مشهور از سوره حمد و هشت آیه از سوره بقره ذکر شده است تا استادان و دانش پژوهان بتوانند در هر جلسه به نقد یک آیه به صورت کارگاه آموزشی اقدام کنند؛

4. بهتر است نمره پایان ترم کلاس ترجمه به چهار بخش تقسیم شود: بخشی برای کنفرانس و بخشی برای نگارش تحقیق بخشی برای تمرین های عملی در کلاس و بخشی نیز برای امتحان؛

5 . در ضمن تدریس هر فصل، ارائه مثال های موجود در آن فصل، می تواند به روشنتر شدن مطالب کمک نماید؛

6 . در هر جلسه درس، یک ترجمه یا کتاب منبع، جهت ترجمه شناسی (که در

ص:19

ابتدای هر فصل معرفی شده) در کلاس درس قابل ارائه است؛ بدین گونه دانش پژوهان با منابع مزبور بیشتر آشنا می شوند؛

7. می توان یک جلسه درس را به بازدید از مرکز ترجمه قرآن و کتابخانه غنی آن اختصاص داد؛

8 . چنانچه زمان و ظرفیت اجازه دهد، بخش ملحقات (به ویژه شیوه نامه ترجمه کتاب مقدس) نیز در کلاس قابل طرح می باشد؛

9. الزام دانش پژوهان به مطالعه یکی از ترجمه های قرآن و نقدهای مربوط (حدود 500 مقاله در مورد نقدهای ترجمه در متن معرفی شده است) و سپس ارائه آن در کلاس، به صورت کنفرانس؛

10. تمام دانش پژوهان ملزم شوند که یک سوره کوچک را در ده ترجمه صورت گرفته از قرآن بررسی و نقد نموده و سپس ترجمه ای از خویش ارائه دهند؛

11. دانش پژوهانی که از ملیت های غیرایرانی هستند، ضمن ارائه کنفرانسی درباره ترجمه های موجود قرآن در کشور خود به نقد و بررسی برخی از آن ها بپردازند؛

12. کلاس ترجمه قرآن با رویکرد کارگاه آموزشی برگزار شده، و دانش پژوهان با هدایت و جمع بندی استاد به تفکر و نقد ترجمه ها، روش ها و مبانی آن ها سوق داده شوند؛ به عبارت دیگر: کلاس ترجمه قرآن، تن ها بر محفوظات دانش پژوهان نیفزاید، بلکه منطق ترجمه قرآن را به آن ها بیاموزد، تا در پایان دوره تحصیلی توان تشخیص ترجمه صحیح، نقد ترجمه های دیگران و ارائه ترجمه جدید را داشته باشند.

سپاسگزاری

در اینجا از همه همکاران ترجمه جمعی قرآن، اساتید محترم حجج اسلام: شهید غلامعلی همائی، حسین شیرافکن، محمد امینی، محسن اسماعیلی، محسن ملاکاظمی و اساتیدی که ما را با پیشن هادها و انتقادات سازنده خود یاری می کنند،

ص:20

همچنین مسئول دفتر برنامه ریزی و تدوین متون درسی، حجةالاسلام والمسلمین عزّالدین رضانژاد و همکارانشان که با پی گیری ها و حمایت های خود در به ثمر رسیدن این اثر تلاش و مساعدت نموده اند تشکر می کنم؛ امید است خدای متعال، پاداش کاملی به عزیزان عنایت فرماید.

والحمد للّه ربّ العالمین

محمدعلی رضائی اصفهانی

قم - 1385/4/11

ص:21

صفحه سفید، 22

ص:22

1- کلّیات

اشاره

اهداف آموزشی: 1) شناخت معنای «ترجمه» در لغت و اصطلاح و کاربردهای آن؛ 2) آشنایی با تاریخچه ترجمه قرآن به زبان فارسی؛ 3) آشنایی با تاریخچه ترجمه قرآن به زبان های دیگر.

درآمد

قرآن کریم، کتاب با عظمتی است که در طول اعصار، بشریت را همواره از زلال معارف خود سیراب و تشنگان حقیقت را مجذوب خود ساخته است.

برای روشن ساختن حقایق قرآن، تاکنون صدها تفسیر نگاشته شده است؛ ولی همه افراد و شیفتگان با زبان عربی آشنا نیستند تا به طور مستقیم از قرآن و تفسیر عربی آن استفاده کنند؛ ازاین رو، همچنین، صدها ترجمه از قرآن در سراسر جهان صورت گرفته تا همه ملت ها بتوانند از معانی این نور الاهی بهره مند شوند.

نگارش ترجمه های قرآن، در طول تاریخ اسلام، سیر تکاملی داشته و با روش ها، سبک ها و مبانی گوناگون، گاه مطلوب، گاه غیر مطلوب و گاه با لغزش هایی صورت گرفته که لازم است این موارد بازشناسی شوند تا چراغ راه مترجمان آینده باشد؛ کتاب حاضر در پی روشن سازی این موارد است که خود، موضوعی بس بزرگ و با اهمیت تلقی می شود و بدیهی است این کتاب گامی آغازین در این مسیر بوده و تلاش اصلی به عهده پژوهشگران قرآنی است که در مورد آن تعمّق و تحقیق بیشتری مبذول دارند تا بتوانند علم ترجمه را با فن ترجمه و هنر ترجمه درآمیزند.

ص:23

مفهوم شناسی ترجمه

ریشه یابی واژه ترجمه

در مورد ریشه واژه «ترجمه» دیدگاه های متفاوتی وجود دارد:

الف) برخی واژه ترجمه را کلمه ای عربی دانسته و درباره ریشه آن ها، نظرات زیر را ارائه داده اند:

1. ترجمه از ریشه «رجم» است که در اصل به معنای «سنگ پرانی» است و «ترجمان» نیز از همین ماده است؛ (1)2. از ریشه «تَرجَم» چهار حرفی است. (2)لسان العرب «ترجمان» را هم در ماده «رجم» و هم ماده «ترجم» آورده است؛ اما در ماده «ترَجَم» می نویسد: معنای آن مفسّر زبان است و جمع آن «تراجم» است و تا و نون (در ترجمان) زایده است. (3)ب) برخی واژه «ترجمه» را کلمه ای غیر عربی دانسته اند که وارد عربی شده است؛ این افراد ریشه آن را چند گونه بیان کرده اند:

1. «ترجمه» را از کلمه سریانی «ترگمانا» (4) یا کلمه آرامی «ترگوم» (5) یا «ترگومین» (6)انگاشته اند که «ترگوم» به ترجمه آرامیِ کتاب «عهد عتیق» (تورات و ملحقات آن) گفته شده است؛ (7)2. «ترجمان» از ریشه «ترزبان» فارسی بوده است (8) که آن را معرّب کردند و ترزقان گفته اند؛ (9)

ص:24


1- (1) . المفردات، الراغب الاصفهانی، ماده رجم.
2- (2) . المصباح المنیر، الفیوّمی، ج1، ص92 و الذریعة، آغا بزرگ الطهرانی، ج4، ص 72 - 73.
3- (3) . لسان العرب، ج2، ص26 و ج5، ص162
4- (4) 1. Targmana.
5- (5) 2. Targom .
6- (6) 3. Targumin .
7- (7) . نک: دائرة المعارف فارسی، مصاحب، ص633 و غرائب اللغة العربیة، الاب رفائیل نخلة الیسوعی، ص175.
8- (8) . غرائب اللغة العربیة، الاب رفائیل نخلة الیسوعی، ص 175
9- (9) . لغت نامه دهخدا، ج 16، ص 558

3. «ترجمه»، از ریشه «رجم» کلدانی به معنای افکندن است. (1)در فرهنگ تطبیقی عربی به زبان های سامی و ایرانی آمده است:

«تَرجَم (به زبان دیگری درآوردن): در زبان آرامی و عبری تِرجِم (2) و در زبان سریانی، برابر تَرجِم (3) است». (4)

کاربردهای واژه ترجمه

واژه «ترجمه»، درطول تاریخ در معانی مختلفی استعمال شده است از جمله:

1. بیان سیره و اخلاق ونسبت اشخاص؛ ازاین رو، به شرح حال بزرگان «ترجمه احوال یا ترجمه مولف» گفته می شد؛ بنابراین «کتاب تراجم» به کتابی گفته می شود که به سرگذشت و احوال اشخاص و یا شخص معینی می پردازد؛ (5)2. به مقدمه کتاب که دیباچه یا گزارشی از کتاب است «ترجمة الکتاب» گفته می شود؛ (6)3. تبلیغ و رساندن کلام به کسی که آن را نشنیده است؛ (7) ازاین رو، به واسطه های سیاسی و تجاری میان دولت ها و ملت های غیر اسلامی، ترجمان اطلاق می شده است و این یکی از منصب های حکومت عثمانی به شمار می آمد؛ (8)4. رمز و معمّا؛ (9)5 . تفسیر و شرح کلام به زبان اصلی؛ ازاین رو طبری و زمخشری «ترجمه» را به

ص:25


1- (1) . محیط المحیط، پطرس البستانی، به نقل از تاریخ قرآن، محمود رامیار، ص 646.
2- (2) 1. Tergem.
3- (3) 2. Targem.
4- (4) . فرهنگ تطبیقی عربی به زبان های سامی و ایرانی، دکتر محمد جواد مشکور، ج1، ص 98.
5- (5) . الذریعة، آغا بزرگ الطهرانی، ج 4، ص 95 و 98
6- (6) . المنجد فی اللغة، ص 60 و نیز نک: اقرب الموارد، کلمه ترجمه.
7- (7) . تاریخ قرآن، دکتر رامیار، ص 646
8- (8) . دائرةالمعارف الاسلامیة، ج 5، ص 22 - 23
9- (9) . لغت نامه دهخدا، ماده ترجمه

معنای «بیان و تفسیر» به کار برده اند و به ابن عباس «ترجمان القرآن» گفته شده، همچنین به مفسران قرآن، به طور عموم «ترجمة القرآن» اطلاق شده است؛ (1)6 . برگردان کلامی از لغتی به لغت دیگر، (2) گفتاری یا نوشته ای را، از زبانی به زبانی دیگر برگرداندن و بیان کردن کلامی یا عبارتی را از زبانی به زبان دیگر: (3)در حدیث «هرقل» آمده است که برای فهم معنای نامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم «دعا بتُرجمانه... ثم قال لتُرجمانه، قل لهم...». (4)و نیز حکایت شده که: «چون رسولان خسرو پرویز با نامه به اذن به خدمت حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسیدند، آن حضرت، سلمان فارسی را بخواند تا ترجمان کند.» و یا در این جمله: «عبدالمطلب به کمک «ترجمان» از مقصود ابرهه آگاه می شود، سپس سخنان او را نیز یک «ترجمان» برای ابرهه بازگو می کند». (5)واژه «ترجمه» در اعصار گذشته زبان فارسی به معنای امروزی آن نبوده است، بلکه در قرن چهارم هجری به معنای «شرح و تفسیر و بیان» و شاید «تلخیص» به کار رفته است.

برای مثال در «ترجمه تفسیر طبری» (ترجمه رسمی) مواردی یافت می شود که واژه «ترجمه» به معنای «تفسیر» به کار رفته است و در هیچ جای کتاب ندیده ایم که براستی در معنای «ترجمه» (به مفهوم امروزی آن) به کار رفته باشد؛ در ذیل سوره نحل (1212/7) این عبارت آمده است: «لکن به ترجمه این سوره، این قصه های ایشان، بتمامی گفته آید».

ص:26


1- (1) . نک: تفسیر الطبری، ج 1، ص 6، 24، 32، 57، 67 و 75.
2- (2) . لسان العرب، ج 2، ص 26
3- (3) . لغت نامه دهخدا، ج 16، ص 560
4- (4) . صحیح البخاری، ج 1، کتاب اول، باب 6، ص 5
5- (5) . ترجمه تفسیر الطبری، ج1، ص5 و تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، آذرتاش آذرنوش، ج1، ص 53 - 56 (با تلخیص).

پیداست که مراد از «ترجمه» در عبارت مزبور، نه ترجمه، که همان داستان هاست، پس به عبارتی می توان گفت که «ترجمه» به معنای «تفسیر» بوده است نه چیز دیگر.

همچنین، در آغاز قرن پنجم قمری، در «تفسیر کمبریج»، (1) لفظ «تفسیر» به جای «ترجمه» سخت رواج داشت. (2)و در زمان بیهقی (م 470 ق .) لفظ «ترجمه»، گویی میان دو معنای ترجمه از یک سو، و «شرح» و «تفسیر» و یا «گزارش»، از سوی دیگر، در تردد بوده است.

و در نیمه دوم قرن پنجم قمری، کلمه «ترجمه» به سوی معنای امروزی میل پیدا کرد؛ مثلاً: در «قابوس نامه»ی عنصر المعالی (م 462 ق .) کلمه «ترجمه» به این معنای اخیر استعمال شده است.

از قرن ششم قمری در کتاب هایی چون داستان های بید پای «کلیله»ی نصراللّه منشی، «تاریخ طبرستان» ابن اسفندیار و... ، معنای اصلی کلمه، همانا «ترجمه از یک زبان به زبان» دیگر است. (3)

معنای اصطلاحی ترجمه

«ترجمه» در عصر ما، معنایی نزدیک به معنای ششم (از کاربردهای ترجمه) پیدا کرده است، اما در مورد همین معنای ششم نیز، تلقی ها متفاوت است و تعاریف مختلفی از آن ارائه شده و عناصری را در آن دخالت داده اند از جمله:

1. آیة اللّه معرفت «ترجمه» را این گونه تعریف می کند:

ترجمه، کلمه ای رباعی است که به معنای «تبیین و واضح کردن» است، و از قاموس ظاهر می شود که باید «اختلاف در لغت» وجود داشته باشد، چون که گفت: «الترجمان: المفسّر للّسان» پس ترجمه: نقل کلام از لغتی به لغت دیگر است.

ص:27


1- (1) . برای اطلاع از نسخه کمبریج، به مبحث تاریخچه ترجمه مراجعه کنید.
2- (2) . آذرتاش آذرنوش، همان، ص 57
3- (3) . همان، ص 61 - 60

اما بیان معنا با یک لفظ، بعد از اینکه با لفظی دیگر از آن تعبیر شده بود، «تبیین» محض است و ترجمه اصطلاحی نیست. (1)2. برخی از نویسندگان، «ترجمه» را این گونه تعریف کرده اند:

ترجمه در اصطلاح و عرف انتقال معنای کلام از زبانی به زبان دیگر است، با توجه به اینکه جمیع معانی و مقاصد منظور در متن اصلی را متضمن باشد، به حدی که گویی عین کلام را از لغتی به لغت دیگر منتقل کرده اند با علم به اینکه نقل عین کلام از زبانی به زبان دیگر میسّر نیست. (2)3. یوجین نایدا سرپرست ترجمه کتاب مقدس به زبان های دنیا، «ترجمه» را این گونه تعریف کرده است:

ترجمه عبارت است از نزدیک ترین معادل زبان مورد ترجمه، اول از جهت مفهوم و بعد از لحاظ سبک. (3)4.برخی از متخصصان علم ترجمه، همچون nibaR .C ، «ترجمه» را اینگونه تعریف می کنند:

ترجمه را می توان انتقال مفهومی به صورت شفاهی یا کتبی از زبانی به زبان دیگر دانست.

بر اساس این تعریف، باید در ترجمه دو عامل از یکدیگر متمایز شوند:

نخست: معنا یا آنچه در جهان خارج بدان به عنوان نوعی واقعیت اشاره می شود؛

دوم: گوناگونی زبان ها در بیان آن واقعیت. (4)

ص:28


1- (1) . التفسیر و المفسرون فی ثوبة القشیب، ج 1، ص 116
2- (2) . تاریخ ترجمه قرآن در جهان، جواد سلماس زاده، ص11 و اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار، ص19.
3- (3) . اصول و مبانی ترجمه، طاهره صفارزاده، جهاد دانشگاهی، تهران، 1366، ص 20 (از ایشان نقل می کند).
4- (4) . فصلنامه ترجمه، ش 2، زمستان 1365، انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه علامه طباطبائی، ص52.

5. برخی دیگر از متخصصان علم ترجمه، مثل آمپاروهورتا دوآلبیر، «ترجمه» را اینگونه تعریف کرده اند:

ترجمه عبارت است از کارهایی که انتقال پیامی را از زبانی به زبان دیگر امکان پذیر می سازد. (1)6. نیومارک «ترجمه» را فن و حرفه ای می داند که طی آن سعی می شود تا یک پیام نوشتاری را در زبانی، با همان پیام در زبان دیگر جایگزین بکنند. (2)7. برخی از صاحب نظران، ترجمه را این گونه تعریف کرده اند:

«ترجمه، عبارت است از برگرداندن متنی از زبانی به زبان دیگر با رعایت مفهوم و محتوای آن متن؛ ترجمه باید منعکس کننده مفهوم و محتوای زبان مبدأ با رعایت آرایش های لفظی و خالی از هر گونه حشو و زوائد، در زبان مقصد باشد؛ بنابراین برای برگرداندن متنی به زبان دیگر، دو عنصر، لازم و ضروری می نماید: نخست:

عنصر ادب و دوم: مایه هنر. (3)

بررسی

چنانچه به هر یک از تعاریف فوق نظر افکنیم می بینیم که هر کدام بر یک یا چند جنبه ترجمه تاکید ورزیده اند و از یک یا چند جنبه ترجمه نیز غفلت نموده اند: یکی «ترجمه» را فن می داند و از علم بودن و هنر بودن آن غافل شده است.

دیگری بر ترجمه متون نوشتاری تاکید می ورزد در حالی که «ترجمه»، شامل نوشتار و ترجمه گفتار و حتی اشارات و علایم است.

یکی دیگر، بر پیام رسانی ترجمه تاکید کرده و از انتقال سبک و آهنگ متن اصلی

ص:29


1- (1) . همان، ش3 و 4، همان، ص 77 مقاله یوجین نایدا
2- (2) . اصول ترجمه، لطفی پور ساعدی، ص 66
3- (3) . ترجمه های ممتاز قرآن در ترازوی نقد، محمد علی کوشا، ص 7

غفلت کرده است. اما در مجموع می توان «ترجمه» را این گونه تعریف نمود:

ترجمه عبارت است از فرآیند انتقال پیام، از زبان مبدأ به زبان مقصد و به عبارت دیگر: برگردان الفاظ متن از زبانی به زبان دیگر، برای رساندن معانی

امّا باید توجه داشته باشیم که ترجمه قرآن و متون مقدس به لحاظ دشواری ها و ویژگی های خاصی که دارد، نیازمند قیود دیگری در تعریف ترجمه است؛ به عبارت دیگر: در ترجمه قرآن، مترجم دارای شرایط و رعایت مبانی و پیش فرض های ترجمه و نیز استفاده از روش و سبک خاصی لازم است؛ ازاین رو می توان ترجمه قرآن را اینگونه تعریف کرد:

فرآیند انتقال پیام از زبان مبدأ به زبان مقصد که توسط مترجم دارای شرایط و بر اساس روش های صحیح ترجمه و با توجه به مبانی استنباط از قرآن صورت می گیرد و می کوشد که تا حد امکان، سبک کلام را به زبان مقصد منتقل سازد.

تذکر: در عصر ما ترجمه قرآن به زبان عربی نیز انجام شده است (1) و گاهی «تفسیر شبّر» و «تفسیر مبین» اثر محمد جواد مغنیه و «تفسیر معین» و «تفسیر جلالین» از مصادیق ترجمه تفسیری شمرده می شود.

اما با توجه به نکته ای که آیة اللّه معرفت در تعریف ترجمه ارائه کردند و در آغاز گفتار گذشت، که تعدد و اختلاف لغت در ترجمه لازم است؛ بنابراین، اگر معنایی به یک لفظ در زبان خاص تعبیر شد سپس همان معنا با لفظ دیگری تعبیر شد، این «تبیین

ص:30


1- (1) . (در کشور مصر) در الازهر و مجلس الشوون الاسلامیة، ترجمه ای عربی از قرآن عرضه شد که در آن، واژه های قران معادل سازی شده بود و با عنوان المنتخب ارائه گردید؛ این ترجمه برای انتقال معانی به پر کردن فاصله زبانی قرآن با زبان عربی معاصر اهتمام ورزید و مورد استقبال بسیاری قرار گرفت و در کشورهای عربی و غیر عربی، طالبان فراوانی پیدا کرد؛ یادگار نامه فیض الاسلام، جستارهای علمی و پژوهشی در باب ترجمان متون مقدس، مقاله دیدگاه های فقهی درباره ترجمه قرآن کریم، سید محمد علی ایازی، ص 153.

محض» است و ترجمه اصطلاحی نیست؛ بنابراین اینگونه برگردان قرآن به الفاظ عربی نو، نوعی تبیین است، نه ترجمه.

ارکان ترجمه

از معانی و تعاریف ترجمه استفاده می شود که «ترجمه» دارای ارکان زیر است:

1. زبان مبدأ (کلمات، نشانه ها و علایم)؛

2. زبان مقصد (کلمات، نشانه ها و علایم)؛

3. پیام کلام یا معنایی که می خواهیم از زبان مبدأ به زبان مقصد منتقل سازیم؛

4. سبک کلام (که برای انتقال آن نیازمند هنر هستیم)؛

5 . مبانی و شرایط ویژه ترجمه متون مقدس.

لازم به یادآوری است که رکن پنجم، مخصوص ترجمه قرآن و کتب مقدس است و رکن چهارم برای کمال ترجمه لازم است و اگر انجام نگیرد به اصل ترجمه ضربه وارد نمی شود؛ چون مترجم می تواند با توضیحات داخل پرانتز این نقص را جبران کرده و حال و هوای سبک و آهنگ متن اصلی را به نوعی به مخاطب گوشزد کند.

ابعاد ترجمه

برخی دانشمندان، همچون: یوجین نایدا، «ترجمه» را یک علم می دانند؛ (1) ولی برخی دیگر آن را هنر و فن می انگارند؛ (2) و دکتر بهرام طوسی بر آن است که ترجمه، هر سه است او در این زمینه می نویسد:

«ترجمه» تن ها «علم» نیست تا مانند حدیث و تاریخ و جغرافیا فقط با خواندن و یادگیری حقایق و واقعیت ها و منقولات آن را فرا گیریم، به تن هایی «فن» هم

ص:31


1- (1) 1. E. Nida: The Theory and practice of Translation. 1969, Chapters 3 , 6 , 7.
2- (2) . قرآن ناطق، ج 1، ص 32

نیست که مانند کشتی و نجّاری با تمرین و شاگردی و مهارت به مرحله پهلوانی و استادکاری برسیم، و از طرف دیگر فقط «هنر» تن ها هم نیست که مانند نقاشی بنشینیم و آرزوها و تخیّلات خود را بر بوم و صفحه نقاشی ترسیم کنیم، و مورد ستایش و تمجید قرار گیریم؛ ترجمه مجموعه ای از هر سه این هاست؛ هم علم است که به آموزش نیاز دارد، و هم فن است که لازمه اش تمرین و مهارت دائم می باشد، و هم هنر است که بی مایه فطیر خواهد بود. (1)پس به نظر می رسد که «ترجمه» دارای سه بُعد است:

1. ترجمه علم و دانش است؛ چرا که همچون علوم دیگر، فرزند عقل و پژوهش است و تمام ارکان علم، مثل موضوع، مسائل، مبانی، قواعد و معیارهای دیگر را دارد؛

2. ترجمه، فن است؛ چرا که همچون فنون دیگر، نیازمند تمرین و مهارت است؛

3. ترجمه، هنر است؛ چون نیازمند ذوق، سلیقه و عاطفه است تا مترجم بتواند ظرایف هنری و سبک و آهنگ کلام را بشناسد و به زبان مقصد انتقال دهد، البته تاحد امکان.

نظریه ترجمه

هر مترجم دارای نظریه محوری در ترجمه است که حداقل از عناصر زیر تشکیل می شود، که تغییر هر کدام از این عناصر موجب تغییر در نظریه ترجمه می شود و در نتیجه ترجمه ای متفاوت با ترجمه قبلی بوجود می آید.

1. روش خاص ترجمه؛

2. سبک خاص ترجمه؛

3. مبانی تفسیری ترجمه؛

4. مبانی کلامی ترجمه؛

5 . مبانی واژگانی ترجمه؛

ص:32


1- (1) . مجموعه مقالات کنفرانس بررسی مسائل ترجمه، انتشارات دانشگاه تبریز، 1369 ش، مقاله «آیا می توان فن ترجمه را آموزش داد؟» ص169.

6 . مبانی ادبی ترجمه؛

7. مبانی زبانشناختی ترجمه؛

8 . انتخاب نظر در مورد قواعد ترجمه؛

9. رویکردهای خاص در ترجمه (مثل: لزوم ترجمه همه واژگان متن و عدم لزوم آن و ...).

هر مترجم لازم است که قبل از شروع ترجمه دیدگاه خود را در موارد فوق انتخاب و به صورت واضح اعلام کند، تا اولاً مترجم بتواند ترجمه ای قانونمند، روشمند، سامانمند و ارزشمند ارائه کند و ثانیاً مخاطبان ترجمه آگاه شوند و ترجمه مورد نظر خود را انتخاب کنند و مغبون نشوند؛ و ثالثاً در هنگام نقد و ارزیابی ترجمه، ناقدان ارزیابی صحیحی از ترجمه داشته باشند و نقدهای بی مورد به ترجمه زده نشود.

یادآوری: ما در این نوشتار برآنیم که عناصر فوق را روشن سازیم تا هر مترجم بتواند با انتخاب رویکرد خاص خویش ترجمه ای مناسب ارائه کند.

کتابشناسی ترجمه

از هنگامی که بشر به جوامع مختلف تقسیم شد و زبان های مختلف بوجود آمدند، ترجمه نیز پا به عرصه وجود گذاشت، همانطور که از هنگام نزول قرآن کریم، یعنی:

در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ترجمه قرآن متولد شد و دانشمندان و صاحب نظران در کتاب های زیادی به مبانی، شرایط، روش ها، سبک ها و آسیب شناسی ترجمه ها پرداخته اند؛ هر چند که ما می توانیم همه این منابع را یکجا معرفی کنیم؛ اما ترجیح دادیم که منابع مهم هر بخش را در جایگاه خاص خود معرفی کنیم؛ البته از آنجا که موضوع کتاب حاضر «ترجمه قرآن» است تن ها در آن به مباحث تاریخی و کتابشناسی ترجمه قرآن توجه می شود.

بنابراین، سه نوع کتابشناسی در این کتاب خواهد آمد:

ص:33

الف) کتابنامه مهمترین ترجمه های قرآن به زبان های مختلف (در ضمن مبحث تاریخچه ترجمه)؛

ب) کتابشناسی مبانی ترجمه، روش ها و سبک های ترجمه و... که در آغاز مبحث مربوط به آن خواهد آمد؛

ج) کتابشناسی ترجمه قرآن و مقالات منتشر شده در مورد آنکه در پایان کتاب خواهد آمد.

معرفی یک اثر ارزشمند

در اینجا فقط یک اثر ارزشمند را در مورد ترجمه های قرآن معرفی می کنیم و معرفی منابع دیگر را به مناسبت هر موضوع خواهیم آورد:

کتاب «فرهنگنامه قرآنی»، تهیه و تنظیم «گروه فرهنگ و ادب بنیاد پژوهش های اسلامی» آستان قدس رضوی، با نظارت دکتر محمدجعفر یاحقی، 1372؛ در این اثر گرانسنگ با استفاده از کتابخانه غنی آستان قدس، 142 نسخه خطی کهن فارسی، مورد بهره برداری قرار گرفته و معادل های فارسی هر واژه از آن ها آورده شده و در مجلدات متعدد منتشر شده است.

ص:34

2- پیشینه ترجمه های قرآن

درآمد

ترجمه قرآن، تاریخچه ای به درازای اسلام دارد و از زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تاکنون ادامه داشته و آثاری متعدد و به زبان های مختلف نگاشته شده است.

دانشمندان زبان شناس، تعداد زبان های زنده جهان را بین 2500 تا 5000 زبان تخمین زده اند؛ البته این تفاوت به خاطر اختلاف در تعریف زبان است که برخی آن را شامل لهجه ها و گویش ها نیز می دانند؛ تعداد و محدوده جغرافیایی زبان ها در جدول زیر ارائه می شود:

مکان تعداد زبان آسیاحدود 1562 زبان آفریقا1600 زبان جزایر اقیانوس آرام حدود 1034 زبان آمریکای شمالی و جنوبی حدود 812 زبان اروپای شرقی و غربی حدود 55 زبان خاورمیانه40 زبان مجموع5103 زبان

البته، براساس براوردها، حدود دو سوم ساکنان کره زمین با 27 زبان رایج سخن

ص:35

می گویند و یک سوم با زبان های دیگر تکلّم می کنند؛ (1) اما بر اساس جدیدترین تحقیقات زبان شناسان، هم اکنون حدود 6528 زبان در بین ملت های جهان رایج است.

بر اساس آمارهای موجود تا سال 1415 ق . / 1995 م . قرآن کریم به هفتاد زبان، به صورت کامل ترجمه شده است؛ ولی کتاب مقدس (تورات و انجیل) تا سال 1989 م .

به 1928 زبان ترجمه گردیده و هر سال نیز، بیست تا سی زبان به ترجمه های موجود اضافه می شود؛ یعنی: به طور متوسط در طول دو هزار سال تاریخ مسیحیت، هر سال یک ترجمه از انجیل صورت گرفته است؛ ولی در طول هزار و چهارصد سال تاریخ اسلام، هر بیست سال یک ترجمه کامل از قرآن پدید آمده است! (2)بررسی تک تک این ترجمه ها از حوصله نوشتار حاضر خارج است؛ در این فراز به بررسی دو موضوع می پردازیم:

الف) سیر ترجمه های فارسی قرآن (به ترتیب هر قرن)؛

ب) ترجمه های قرآن به زبان های غیر فارسی.

یکم: سیر تاریخی ترجمه های قرآن به زبان فارسی

قرن نخست هجری

نخستین گزارش از ترجمه قرآن، مربوط به ایرانیان است که از سلمان فارسی خواستند که ترجمه سوره «فاتحه» را برای آنان بنویسد؛ در گزارش سرخسی آمده است:

روی: انّ اهل فارس، کتبوا الی سلمان الفارسی ان یکتب لهم الفاتحة بالفارسیّة، فکتب لهم:بسم اللّه الرحمن الرحیم: به نام یزدان بخشاونده.

فکانوا یقرأون ذلک فی الصلاة حتی لانت السنتهم، و بعد ما کتب، عرضه

ص:36


1- (1) . ترجمه قرآن به زبان های آفریقایی و منابع فهم قرآن برای آفریقاییان، حسن معایرجی،ترجمه یعقوب جعفری، ترجمان وحی، سال 6، ش 11، ص 106.
2- (2) . ترجمان وحی، سال 2، شماره 4، ص 7 - 8، سخن سردبیر.

علی النبی صلی الله علیه و آله و سلم . (1)و براساس گزارش عمادالدین اسفراینی:

سلمان فارسی از مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم دستوری خواست تا قرآن به پارسی به قوم خویش نویسد، وی دستوری داد؛ چنین گفتند که وی قرآن بنبشت و پارسی آن اندر زیر آن بنبشت، آنگه به آخر آن بنبشت: «هذا القرآن الذی انزل علی محمد:

این است قرآن که فرو فرستیده آمده است بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم . (2)البته زرقانی در «مناهل العرفان» این خبر را فاقد سند معتبر دانسته و چند اشکال به آن نموده است (3) که براساس مبنای محال بودن و حرمت ترجمه قرآن استوار است؛ ما مبانی ایشان را در مبحث مبانی وجودی و مبانی فقهی ترجمه قرآن مورد بررسی قرار می دهیم؛ به هر حال این خبر در حد یک گزارش تاریخی از ترجمه قرآن، با توجه به ورود تازه مسلمانان غیر عرب به اسلام ولزوم ترجمه قرآن برای فهم آنان به یک روند طبیعی اشاره می کند که بعید به نظر نمی رسد؛ ولی دلالت بر ترجمه کل قرآن نمی کند، بلکه به سوره حمد یا بخشی از قرآن اشاره دارد که امروزه جز ترجمه [ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ] چیزی از آن در دست نیست.

برخی از محققان با استناد به این امر که در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم هنوز ایرانیان اسلام نیاورده بودند، تا مسئله نیاز فرهنگی و دینی شان برای ترجمه قرآن کریم و مخصوصاً سوره فاتحه پیش آید، در صحت و اصالت این واقعه تشکیک کرده اند؛ اما استاد محمد حمیداللّه با این استدلال، شبهه ها را دفع کرده است:

در روایت، «بلاد فارس» نیامده است، بلکه قوم من الفرس (4) (گروهی یا طایفه ای

ص:37


1- (1) . المبسوط، شرح کافی، سرخسی، ج 1، ص 137؛ تاج الشریعة حاشیة الهدایة، ج 1، ص 86، معجم مصنفات القرآن، دکتر علی شواخ، جزء دوم، ص 13.
2- (2) . تاج التراجم، ج 1، ص 8
3- (3) . مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج2، ص 55 - 56
4- (4) . همانطور که گذشت در خبرها «اهل فارس» و «قوم خویش» آمده بود.

از ایرانیان [شاید از ایرانیان مقیم یمن])آمده است (1).

برخی مستشرقان، ترجمه سلمان را مربوط به زمان خلفا می دانند و می نویسند:

طبق نظر مذهب صحیح راجع به ترجمه قرآن، در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به طور یقین، هیچ کس درباره امکان ترجمه قرآن طرحی نیندیشیده است، نه ترجمه کل قرآن و نه ترجمه پاره ای از آن، زیرا قرآن به عنوان قرآنی عربی با زبان عربی مبین و روشن نازل شده است. (2)البته نزول قرآن به زبان عربی و روشن، دلیل آن نمی شود که برای تازه مسلمانان غیرعرب قابل فهم باشد، به هر حال این مطلب طبیعی است که مسلمانان غیرعرب و حتی غیر مسلمانی که می خواستند حقایق اسلام را درک کنند، تقاضای ترجمه و تفسیر آیات قرآن را داشته باشند، این افراد در «مدینه»، «یمن»، «حبشه» و کشورهای همجوار، همچون: روم و ایران و نیز در میان بازرگانان و مسافران وجود داشتند، و طبیعی بود که حداقل ترجمه بخشی از قرآن انجام پذیرد و گزارشات تاریخی در مورد ترجمه سلمان در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و ادعای مستشرقان در مورد عصر خلفا، بدون دلیل است.

قرن دوّم هجری

در قرن دوم، گزارش شده که موسی بن سیّار اسواری (م 155 ق .) قرآن را به فارسی تفسیر می کرد (3) (که البته لازمه تفسیر به فارسی، ترجمه قرآن نیز می باشد)؛ البته اصل

ص:38


1- (1) . قرآن کریم، با ترجمه و توضیحات بهاءالدین خرمشاهی، قطع رحلی، گفتار مترجم، ص 619.
2- (2) . دائرة المعارف نوین اسلام، دکتر ج. د. پیرسن، مقاله ترجمه، ص 426: The Ecyclopedia of Islam, New Edition. Vol, V, P, 426.
3- (3) . البیان و التبیین، جاحظ، ج 9، ص 139 و قرآن ناطق، ج 1، ص 141.

این ترجمه به دست ما نرسیده است.

قرن سوّم هجری

قرآن مترجمِ آستان قدس رضوی

در این قرن از ترجمه فارسی «قرآن مترجمِ آستان قدس رضوی» مشهور به «قرآن قدس» نام برده شده که اثر مترجمی ناشناس است و نسخه موجود آن، مشتمل بر ترجمه آیه 214 سوره «بقره» تا آیه 19 سوره «لیل» می باشد که از سوره «نوح» به بعد نیز دچار فرسودگی و آسیب شده است.

برخی از محققان، این ترجمه را احتمالاً کهن ترین ترجمه فارسی کشف شده از قرآن دانسته اند که بر اساس قراین زبانشناسی، سبکشناسی و گونه شناسی مورد قبول اهل فن، زمان کتابت آن در فاصله بین سال های 250 - 350 ه .ق . است؛ این ترجمه را دکتر علی رواقی در دو مجلد در سال 1364 ش . در تهران منتشر ساخت و در آن چنان نگاشته شده: «برگردانی است کهن از قرآن به فارسی یا بهتر است بگوییم به گونه سیستانی (بلوچی)»: (1)برخی از محققان دیگر بر آنند که این ترجمه قبل از ترجمه فارسی «تفسیر طبری» (ترجمه و تفسیر رسمی، مربوط به نیمه دوم قرن چهارم) نگاشته نشده است، بلکه همچنان ترجمه «تفسیر طبری»، قدیمی ترین نسخه موجود در زبان فارسی است. (2)و نیز ژیلبر لازار بر آن است که کاربرد صورت ادات فعلی «می» و حرف اضافه «در» به جای «همی» و «اندر» در این متن به رغم دیگر نشانه های کهنگی، دلالت بر این دارد که این متن از قرن پنجم قدیمی تر نیست و ترجیحاً به نیمه دوم این قرن تعلق دارد. (3)

ص:39


1- (1) . نک: قرآن قدس، رواقی، ج 1، مقدمه، ص 37 و 54، و مجله بیّنات، ش 4، زمستان 1373 ش، مقاله: «نوترین گنج در کهن ترین گنجینه»، دکتر محمد حسین روحانی، و نیز: دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج 1، ص 557 - 558 و ج 2، ص 1702.
2- (2) . دانشنامه جهان اسلام، ج 7، ص 79، مقاله ترجمه قرآن به زبان فارسی، دکتر آذرتاش آذرنوش.
3- (3) . مجله زبان شناسی، سال 4، شماره 1 و 2 (1366 ش) پرتوی نو بر چگونگی شکل گیری زبان فارسی: ترجمه ای از قرآن به پارسی گویشی، ژیلبر لازار، ترجمه احمد سمیعی.

قرن چهارم هجری

اشاره

از این قرن، چند ترجمه گزارش داده شده، یا احتمال داده شده که منسوب به این قرن باشند از جمله:

1. ترجمه تفسیر طبری (ترجمه رسمی)
اشاره

این ترجمه از قدیمی ترین ترجمه های موجود است که ترجمه قرآن به همراه خلاصه «تفسیر طبری» و یا برگرفته از تفسیر طبری است که در زمان نوح سامانی (350 - 365 ق.) به وسیله علمای ماوراء النهر به فارسی ترجمه شده است و تاکنون سیزده نسخه از آن شناسایی گردیده است.

این کتاب، در سال 1329 ش / 1279 ق .، به اهتمام آقای حبیب یغمایی با سایر نسخه ها مقابله و تصحیح و در چهار جلد چاپ شده است. (1)در مقدمه کتاب آمده است:

این کتاب، تفسیر بزرگ است از روایت محمد بن جریر طبری قدس سره ترجمه کرده به زبان پارسی، این کتاب چهل مصحف بود به تازی، بیاوردند سوی امیر منصور بن نوح، پس دشوار آمد بر وی خواندن آن.... علمای ماوراء النهر را گرد کرد، از ایشان فتوا کرد که روا باشد که ما این کتاب را به زبان پارسی گردانیم؟ گفتند: روا باشد خواندن و نبشتن تفسیر قرآن به پارسی، مر آن کس را که او تازی نداند... . (2)البته برخی تاریخ پژوهان حدود ترجمه طبری را سال 352 ق . دانسته اند، (3) و برخی از صاحب نظران برآنند که ترجمه تفسیر طبری، به غلط به این نام مشهور شده است، بلکه بهتر است آن را «ترجمه و تفسیر رسمی» یا «تفسیرنامه فارسی» دستگاه سامانیان بنامیم.

دکتر آذرتاش آذرنوش در مورد ترجمه فوق می نویسد:

ص:40


1- (1) . قرآن ناطق، ج 1، ص 141
2- (2) . ترجمه تفسیر الطبری، ج 1، ص 5 - 6
3- (3) . دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج1، ص538 - 539 مقاله، ترجمه تفسیر الطبری، جویا جهان بخش.

قرنهاست که این کتاب، ترجمه تفسیر طبری پنداشته شده؛ اما در واقع این ترجمه فارسی، هیچ شباهتی به تفسیر بزرگ طبری ندارد و می توان آن را «تفسیر نامه فارسی» دستگاه سامانیان نامید که با عنایت به «تفسیر نامه طبری» و البته نه به متابعت از آن، پدید آمده است؛ ولی خود، نگارشی مستقل است که به صورت تحت اللفظی انجام یافته و حدود دوازده قرن، الگوی همه مترجمان پس از خود شده. (1)ایشان همچنین با بیان شواهد تاریخی و مواردی از اختلاف متن ترجمه تفسیر طبری با اصل تفسیر طبری می نویسند: «در مجموع می توان گفت: این اثر نه ترجمه تفسیر طبری و نه کتاب معیّن دیگری است؛ بلکه دو اثر طبری، تاریخ و تفسیر، از منابع اصلی مؤلفان بوده و در عین حال ایشان از کتاب های متعدد دیگری نیز بهره گرفته اند.

نکته مهم دیگر آنکه مؤلفان کتاب، ظاهراً هیچگاه منابع خود را دقیقاً ترجمه نمی کرده اند، بلکه مفهوم روایت یا داستان را گرفته به میل خود بازنویسی می کرده اند». (2)مثال: در داستان «اصحاب کهف» در ترجمه تفسیر طبری داستان «شبان و سگ» آمده است که در اصل تفسیر طبری نیست (3) و نیز در ترجمه تفسیر طبری سوره «نصر» را «مکّی» می شمارد در حالی که در اصل، تفسیر طبری، «مدنی» شمرده است. (4)مثال: [ إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْءَانَ لَرَآدُّکَ إِلَی مَعَادٍ... ]؛ (5) «حقاً که آنک بفرستاد برتو قرآن، باز برد ترا سوی وعده گاه». (6)

آیا ترجمه تفسیر طبری، نخستین ترجمه قرآن به فارسی بوده است؟

دکتر آذرتاش آذرنوش، معتقد است که نخستین ترجمه فارسی قرآن را باید ترجمه

ص:41


1- (1) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، آذرتاش آذرنوش، ج 1، ص 25 - 27.
2- (2) . دانشنامه جهان اسلام، ج 7، ص 72، مقاله ترجمه تفسیر الطبری، آذرتاش آذرنوش.
3- (3) . تفسیر الطبری، 135/15 و ترجمه رسمی 939/4
4- (4) . تفسیر الطبری، 214/30 - 217 و ترجمه رسمی 2070/7 - 2071.
5- (5) . قصص، 85
6- (6) . ترجمه رسمی 1275/5

موجود «تفسیر طبری» (که بهتر است آن را ترجمه و تفسیر رسمی بنامیم) دانست. (1)و نیز دکتر بی آزار شیرازی می نویسد: «به احتمال قوی، ترجمه طبری، قدیمی ترین ترجمه موجود است»؛ (2) اما برخی محققان و صاحب نظران ترجمه های دیگری را به عنوان نخستین ترجمه فارسی قرآن معرفی کرده اند.

همانطور که در گزارش ترجمه های قرن سوم گذشت، برخی محققان، «قرآن مترجم آستان قدس رضوی» را کهن ترین ترجمه فارسی می دانستند و نیز برخی ترجمه سورآبادی و «تاج التراجم» اسفراینی را همزمان یا قدیمی تر از ترجمه «تفسیر طبری» دانسته اند. (3)و دکتر پیرسن، احتمال می دهد که ترجمه معروف به «نسخه کمبریج» بعد از ترجمه تفسیر طبری نباشد، و نیز گفته می شود که در واتیکان، ترجمه ای فارسی از قرآن موجود است که به خط لاتین نوشته شده و احتمالاً قدیمی تر از ترجمه طبری است. (4)و نیز استوری مدعی است که نسخه های خطی قدیمی تری از ترجمه طبری وجود دارد، (5) و بر اساس تحقیقات آقای دکتر رجایی بر روی «ترجمه موزون قرآن» کشف شده نزدیک گنبد آرامگاه امام رضا علیه السلام ، تاریخ تحریر آن، اواخر قرن سوم یا اوایل قرن چهارم است؛ بنابراین، ترجمه موزون قبل از ترجمه تفسیر طبری خواهد بود. (6)

ص:42


1- (1) . همان، ص 79
2- (2) . قرآن ناطق، ج 1، ص 142
3- (3) . دائرةالمعارف فارسی مصاحب، ج2، ص 2032
4- (4) . ترجمه های موجود قرآن کریم، دکتر ج.د. پیرسن، مجله تحقیقات اسلامی، سال 1، ش 1، ص 2.
5- (5) . ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری، ترجمه یحیی آرین پور و دیگران، ج 1، ص 278 -297، تهران 1362 ش.
6- (6) . پلی میان شعر هجایی و عروضی فارسی در قرون اول هجری، ترجمه ای آهنگین از دو جزء قرآن مجید، به اهتمام و تصحیح دکتر احمد علی رجایی، و نیز، قرآن ناطق، ج 1، ص 145.
بررسی

با توجه به مطالب و ادعاهای فوق، قضاوت قطعی در مورد نخستین ترجمه فارسی قرآن دشوار است، و فقط تاریخ تقریبی ترجمه «تفسیر طبری» (حدود 350 - 365 ق .) مشخص است و البته اثبات مقدم بودن ترجمه های دیگر بر ترجمه تفسیر طبری، براساس حدس و گمانه زنی است و اثبات قطعی آن ها مشکل است.

2. ترجمه آهنگین (پلی میان شعر هجایی و عروضی فارسی)

این ترجمه که مترجم آن مشخص نیست، نسخه خطی آن در کنار گنبد مرقد امام رضا علیه السلام کشف شد، و حدود دو جزء قرآن را شامل می شود که همراه متن قرآن بوده و دارای 230 صفحه خطی است؛ این اثر این اثر به کوشش دکتر احمدعلی رجایی تصحیح و تحت عنوان «پلی میان شعر هجایی و عروضی فارسی در قرون اول هجری، ترجمه ای آهنگین از دو جزء قرآن مجید» در سال 1353 ش منتشر شد. این ترجمه شامل سوره «یونس» تا «ابراهیم» است.

از نظر مصحح، این نسخه مربوط به اواخر قرن سوم یا اوایل قرن چهارم هجری است و در این روزگاران، راه شعر عروضی فارسی هنوز هموار نشده بود.

در مبحث پیشین گفته شد که برخی این ترجمه را قبل از ترجمه «تفسیر طبری» می دانند؛ (1) ترجمه مزبور، نه ترجمه لفظی است و نه ترجمه تفسیری، بلکه کوششی است برای موزون ساختن عبارات و ترجمه ها به طوری که خواننده، نوعی هماهنگی و نظم شعری احساس می کند؛ مترجم تا حدّ زیادی تحت تأثیر اصول موسیقی روحانی آیات قرآن قرار داشته و هر آیه ای را با سجع خاص ترجمه کرده است. (2)دکتر آذرتاش آذرنوش با تقسیم روش های ترجمه به «تحت اللفظی»، «جمله به

ص:43


1- (1) . قرآن ناطق، ج 1، ص 145.
2- (2) . همان، ج1، ص149

جمله» و «آزاد»، ترجمه آهنگین فوق را سرآغاز، بلکه عالی ترین نوع روش سوم در زبان فارسی می داند. (1)مثال: [ أَلَآ إِنَّ أَوْلِیَآءَ اللَّهِ لَاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَاهُمْ یَحْزَنُونَ ]؛ (2)

قومی کز اولیای او باشند ز اندوه و ز بیم، امن باشند

3. بخشی از تفسیری کهن

این کتاب ارجمند با مقدمه و تصحیح محمد روشن و با یادداشتی از استاد مجتبی مینوی در سال 1351 ش . چاپ شده است.

مینوی این کتاب را متعلق به قبل از سال 400 ق . می داند؛ ولی آذرنوش آن را 50 یا 100 سال متأخرتر می داند؛ چون کلمات عربی در آن زیاد است؛ این کتاب از خراسان برخاسته و به «تفسیر پاک» نزدیک تر است.

از این کتاب، تفسیر آیات 78 تا 247 سوره «بقره» باقی مانده است و در این میان نیز، چند آیه افتاده است؛ در این کتاب، آیات قرآن برای پارسی زبانان، شرح داده شده است. (3)مثال: [ ...وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ... ]؛ (4) «و ما حقوق مندتریم به پادشاهی از او».

قرن پنجم هجری

اشاره

در این قرن، چند ترجمه گزارش شده است از جمله:

1. ترجمه و تفسیر قرآن پاک

نویسنده این ترجمه، مشخص نیست؛ تنها نسخه ناقصی از این ترجمه در دانشگاه لاهور پاکستان موجود است که توسط بنیاد فرهنگ ایران از آن عکس برداری و در

ص:44


1- (1) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، 1- ترجمه های قرآنی، ص 83 - 84
2- (2) . یونس، 62
3- (3) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، دکتر آذرتاش آذرنوش، ص 97 - 98.
4- (4) . بقره، 247

سال 1348 ش . متن آن توسط آقای علی رواقی به خط فارسی کنونی برگردان و تحت عنوان «تفسیر قرآن پاک» منتشر شده است.

از نظر استاد مینوی این ترجمه، متعلق به اواخر قرن چهارم یا اوایل قرن پنجم و از منطقه «خراسان» تا «غزنین» ایران است. (1)ولی دکتر آذرنوش بر این عقیده است که خصوصیات خط و سبک تحریر و املای کلمات، نشان می دهد که پس از سال 450 هجری نوشته شده است. (2)این ترجمه، دارای 54 صفحه از نیمه آیه پنجم تا آخر سوره «شعرا» و از سوره «نمل» تا دوازده آیه و چند کلمه است.

این ترجمه، توسط آقای مایل هروی عکس برداری شده و با مقدمه ای در سال 1351 ش . در کابل به چاپ رسیده است. (3)مثال: [ ...وَ إِن یَأْتُوکُمْ أُسَرَی تُفَدُوهُمْ... ]؛ (4) «چون از شما کسی گرفتار آید به دست دشمنان، مال خویش بدهید و او را بازخرید».

2. تاج التراجم فی تفسیر القرآن للاعاجم

این ترجمه، توسط عمادالدین ابوالمظفر اسفراینی شافعی (م 471 ق .) صورت گرفته است و نسخه خطی از آن در کتابخانه «مدرسه عالی شهید مطهری» تهران، متعلق به قرن نهم هجری وجود دارد که ناقص است و سیزده میکرو فیلم از نسخه های آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است و آستان قدس رضوی، اخیراً نسخه بادلیان این ترجمه را تصحیح و منتشر کرده، این نسخه در سال 947 ق . نوشته شده است. (5)اسفراینی در مقدمه ترجمه خود می نویسد:

ص:45


1- (1) . تفسیر قرآن پاک، مقدمه، ص 3 - 4
2- (2) . تاریخ ترجمه عربی از فارسی به عربی، ج 1، ص 89
3- (3) . قرآن ناطق، ج 1، ص 147
4- (4) . بقره، 85
5- (5) . ر.ک: نخستین مفسّران پارسی نویس، موسی درودی، ص 182 - 210 (که نسخه های این ترجمه را معرفی کرده است) و نیز قرآن ناطق، ج 1، ص 152.

چون در کار ترجمه قرآن به پارسی، تا روزگار مترجم، خلل بسیار وجود داشت، مبادرت به ترجمه ای از قرآن شریف کردم تا از نقص ها و عیوب ترجمه های پیشین مبرّا باشد؛ ترجمه ای که در آن الفاظ پارسی، معنای کامل و دقیق الفاظ تازی را برساند و موافق نظریات مفسّران بر طبق اصول دیانت باشد و از هر گونه تأویلی که موجب تقلیل و تشبیه شود و یا چیزی از مذاهب الحاد را سفیرت دهد، بدور باشد... و به سبب همین ویژگی ها بود که آن را تاج التراجم نامیدم.

از مقدمه فوق استفاده می شود که مترجم به مبانی و اصول ترجمه واقف بوده و مبانی کلامی، ادبی و... خود را قبل از شروع ترجمه، مشخص ساخته است، و این نقطه قوّت، بلکه نقطه عطفی در ترجمه های قرآن به شمار می آید؛ و نیز این کتاب را نخستین تفسیر مستقل فارسی به شمار آورده اند. (1)

در این ترجمه، مترجم بعد از ذکر مشخصات هر سوره، با نثری ساده و روان و جملاتی کوتاه به ترجمه لغت آیات پرداخته و آنگاه آیاتی را که نیاز به توضیح داشته، به طور گسسته تفسیر کرده است؛ همچنین واژه های عربی در آن زیاد به کار رفته، اما این واژه ها، لغاتی هستند که در فارسی جای گرفته اند. و دارای نثری مسجّع همراه با تلمیح به آیات، احادیث و دعاهاست.

مثال: [ بسم اللّه الرحمن الرحیم ] ؛ «ابتدا کردم به نام خدای قادر بر آفرینش خلقان، خواهان روزی دادن خلقان، خواهان آمرزش ایشان». (2)

3. ترجمه کمبریج (تفسیر قرآن مجید)

مترجم این ترجمه قرآن که تنها جلدهای سوم و چهارم آن در دانشگاه کمبریج موجود است، مشخص نیست و تاریخ تحریر آن 628 ق . توسط «محمدبن ابی الفتح الغریب» می باشد.

ص:46


1- (1) . یادگار نامه فیض الاسلام، مقاله تاریخ ترجمه در آسیا، علی رفیعی علامرودشتی، ص 318 و ادبیات فارسی بر مبنای استوری، ج 1، ص 107.
2- (2) . تاج التراجم، نسخه با دلیان

این ترجمه، تحت عنوان «تفسیر قرآن مجید» (نسخه مخطوط در کتابخانه دانشگاه کمبریج) در سال 1349 ش . با تصحیح دکتر جلال متینی، چاپ شده است؛ متینی معتقد است که تاریخ تالیف آن از نیمه اول قرن پنجم قمری تجاوز نمی کند؛ (1)ولی برخی نویسندگان معتقدند که:

سبک نگارش و سایر مشخصات این ترجمه و تفسیر نشان می دهد که در زمانی نزدیک به زمان ترجمه تفسیر طبری نوشته شده است و «ادوارد براون» نیز آن را تائید و توصیف کرده است. (2)همانطور که در ذیل مبحث قرن چهارم گذشت: برخی محققان همچون دکتر ج.د. پیرسن، احتمال داده اند که ترجمه کمبریج بعد از ترجمه تفسیر طبری نگاشته نشده باشد و اگر این مطلب را بپذیریم اصل این ترجمه، متعلق به قرن چهارم است.

ازاین رو، برخی نویسندگان تصریح کرده اند که «تفسیر قرآن مجید» نسخه کمبریج، بین سده های چهارم و پنجم قمری تدوین شده است؛ (3) و دکتر آذرنوش نیز همین عقیده را تایید نموده و آن را یکی از دل انگیزترین آثار نثر فارسی می داند. (4)فضای عمومی نثر کتاب، مشابه نثر کهن خراسانی است و شیوه کار مولف در ترجمه آیات به صورت مزجی است؛ یعنی: ترجمه آیات با تفسیر در آمیخته است به نمونه ای از این ترجمه توجه کنید:

امام جعفر صادق علیه السلام گوید:

ص:47


1- (1) . تفسیر قرآن مجید (نسخه ی مخطوط در کتابخانه دانشگاه کمبریج)، مقدمه، ص 25.
2- (2) . روزنامه انجمن همایونی آسیایی، 1894 م، ص 517 - 524، مقاله ادوارد براون، به نقل از مقاله ج.د. پیرسن، ترجمه های موجود قرآن کریم، ص 2 و قرآن ناطق، ج 1، ص 145
3- (3) . یادگارنامه فیض الاسلام، جستارهای علمی و پژوهشی در باب ترجمانی متون مقدس، مقاله تاریخ ترجمه قرآن در آسیا، علی رفیعی علامرودشتی، ص 317
4- (4) . دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 80

«والتین»، یعنی: الحسن بن علی، «والزیتون»، یعنی: الحسین بن علی و «طور سنین»، یعنی: علی بن ابی طالب، و «هذا البلد الامین»، یعنی: فاطمة الزهرا، خدای عز و جلّ حسن را به انجیر مانند کرد، زیرا که انجیر شیرین باشد از اندرون و بیرون و باز حسین را به زیتون مانند کرد، زیرا که زیتون خود با منفعت باشد... . (1)

4. کوفی (سوره مائده از قرآن کوفی، با ترجمه استوار فارسی)

این ترجمه، نوعی تقلید یا رونویسی از ترجمه رسمی (ترجمه تفسیر طبری) است که با مقدمه دکتر رجایی، توسط آستان قدس، در سال 1350ش. منتشر شده است.

اصل کتاب، دویست و هشتاد و شش صفحه است؛ ولی هفده صفحه آن (سوره مائده) منتشر شده است، دکتر رجایی تاریخ نوشتن آن را قرن پنجم یا پیش از آن حدس زده است. (2)

5 . ترجمه ای قدیم از قرآن کریم

این ترجمه که بیش از چند صفحه از آن به جای نمانده، توسط «راهنمای کتاب» (1348 ش .) سپس در «یغما» (1348 ش .) و نیز در مجموعه «کمنیه» (1354 ش .) و سرانجام در «هزار سال تفسیر» (ص 128 به بعد) منتشر شده است.

این ترجمه نیز، نسخه دیگری از «ترجمه رسمی» (ترجمه تفسیر طبری) است که استاد ایرج افشار، نسخه موجود آن را به قبل از 500 ق متعلق می داند. (3)

6 . تفسیری بر عشری از قرآن مجید

این کتاب که یک جلد از ده جلد آن باقی مانده است از آیه 76 سوره «کهف» تا آیه 23 «فرقان» را دربر دارد و به کوشش دکتر جلال متینی در سال 1352 ش . در دو جلد

ص:48


1- (1) . تفسیر قرآن مجید، به کوشش جلال متینی، ج 2، ص 5 - 603
2- (2) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، آذرتاش آذرنوش، ص 63
3- (3) . همان، ص 69 - 71

منتشر شده است مصحح با احتیاط آن را به پایان نیمه اول قرن پنجم نسبت می دهد.

این ترجمه با نسخه کمبریج و قرآن پاک، دارای مشترکاتی است و ترجمه روانی دارد. (1)مثال: [ ...إِمَّآ أَن تُعَذِّبَ وَ إِمَّآ أَن تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا ]؛ (2) «خواهی مر ایشان را بکش، خواهی برایشان نیکو رو».

7. ترجمه قرآن موزه پارس

این ترجمه که از «سوره مریم» (من های چند آیه از آن) تا پایان قرآن را در بردارد، به کوشش دکتر علی رواقی در سال 1350 ش . منتشر شده است؛ محقق کتاب را مربوط به اوایل قرن پنجم قمری می داند.

این ترجمه که از هر گونه تفسیری خالی است، از خراسان برخاسته ولی آثار گویش محلی در ترجمه پارس آشکارتر از ترجمه رسمی است. (3)مثال: [ فَأَشَارَتْ إِلَیْهِ قَالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَن کَانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا ]؛ (4) «اشارت کرد مریم به سوی عیسی؛ گفتند: چگونه سخون گوییم تا کسی که هست در گاهواره کودکی خورد».

8 . تفسیر و ترجمه ابوبکر عتیق نیشابوری (ترجمه قصه های قرآنِ تربت جام)

قصه های قرآن مبتنی بر تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری (م 494 ق .) که از روی نسخه موقوفه بر تربت شیخ جام، به کوشش مهدی بیانی و یحیی مهدوی در سال 1338 ش .

در تهران منتشر شد و نیز تحت عنوان «قصص» (قصص قرآن مجید) برگرفته از «تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری»، مشهور به سور آبادی، به کوشش یحیی مهدوی، در سال 1365 ش . به چاپ دوم رسید.

ص:49


1- (1) . همان، ص 121 - 122
2- (2) . کهف، 86
3- (3) . تاریخ ترجمه عربی به فارسی، دکتر آذرتاش آذرنوش، ص 131 - 132
4- (4) . مریم، 29

در این نسخه، ترجمه آیات، زیر آن ها نوشته شده است. (1)مثال: [ إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَآءَ الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ ]؛ (2) «بدرستی که ما بیاراستیم آسمان نزدیکترین را با آرایش ستارگان».

9. تفسیر شنقشی (گزاره بخشی از قرآن کریم)

این کتاب که به کوشش محمد جعفر یاحقی، در سال 1355 ش . در تهران منتشر شد، بخشی از کتاب ارجمندی است که یک سوم آن به جا مانده است؛ این کتاب سوره های «آل عمران»، «نساء»، «اعراف» و «انفال» را بطور کامل و بخش هایی از سوره های «فاتحه»، «بقره»، «مائده»، «انعام»، «توبه» و «یونس» را در بردارد.

نویسنده آن مشخص نیست و محققان نظر قاطعی در مورد زمان این ترجمه ابراز نمی کنند؛ (3) ولی برخی صاحب نظران این ترجمه را به قرن پنجم نسبت داده اند. (4)مثال: [ وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ... ]؛ (5) «او یاری خواهید [از خدای] بصبر کردن [برگزاردن طاعتها...] او صبر بر نماز کردن».

قرن ششم هجری

اشاره

در این عصر نیز، چند ترجمه گزارش شده است.

1. ترجمه و تفسیر کشف الاسرار میبدی

«تفسیر و ترجمه کشف الاسرار و عدة الابرار» معروف به «تفسیر خواجه عبداللّه انصاری» در اوایل قرن ششم هجری (6) توسط ابوالفضل رشیدالدین میبدی (م 520 ق .) تألیف شده است که بارها به صورت های متنوع چاپ و تحقیق شده است

ص:50


1- (1) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، همو، ص 139
2- (2) . صافات، 6
3- (3) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، دکتر آذرنوش، ص 155
4- (4) . قرآن ناطق، ج 1،دکتر بی آزار شیرازی، ص 154
5- (5) . بقره، 45
6- (6) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، آذرتاش آذرنوش، ص 196

از جمله در سال 1331ش . به کوشش علی اصغر حکمت در ده جلد چاپ شده و نیز قرآن کریم با ترجمه نوبت اول از «کشف الاسرار» به کوشش سید حسن سادات ناصری در سال 1351ش . و...

در این کتاب، هر آیه، سه نوبت تفسیر شده است که نوبت اول آن، ترجمه قرآن کریم است. و نوبت دوم، تفسیر عادی است و نوبت سوم، مباحث عرفانی آیه است و در نوبت دوم و سوم مطالب گاه به فارسی و گاه به عربی نگاشته شده است.

نثر فارسی ترجمه و تفسیر «کشف الاسرار» شکوهمند، شاعرانه و حکمت آمیز است و تأثیرات واژگان فخیم و شکوهمند آن در ادبیات فارسی و آثار نثر و شعر آن تا عصر حاضر مشهود است، ازاین رو از گنجینه های سخن فارسی به شمار می آید.

مثال: [ فَأَغْوَیْنَکُمْ إِنَّا کُنَّا غَوِینَ ]؛ (1) «ما شما را کژ راه کردیم که خود کژ راه بودیم»؛ (2)[ إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ و شِهَابٌ ثَاقِبٌ ]؛ (3) «مگر که دیوی سخن دزد، سخنی رباید از زبان فریشته، در پی او نشیند شاخی آتشین، درفشان، سوزان». (4)

2. تفسیر ابوالفتوح رازی

تفسیر و ترجمه «رَوح الجنان و رُوح الجنان»؛ معروف به «تفسیر ابوالفتوح رازی»، تالیف حسین بن علی بن محمد بن احمد بن بن حسین بن احمد نیشابوری الاصل رازی المسکن معروف به ابوالفتوح رازی (متوفی نیمه اول سده ششم هجری) که بارها و به شکل های گوناگون تحقیق و چاپ شده است که از آن جمله است: با تحقیق علاّمه ابوالحسن شعرانی و به تصحیح مرحوم علی اکبر غفاری در سال 1356 ش . در

ص:51


1- (1) . صافات، 32
2- (2) . قرآن کریم با ترجمه نوبت اول کشف الاسرار، سید حسن سادات ناصری، ص 310
3- (3) . صافات، 10
4- (4) . قرآن کریم با ترجمه نوبت اول کشف الاسرار، سید حسین سادات ناصری، ص 309

تهران، در دوازده جلد و نیز به کوشش دکتر یاحقی و دکتر ناصح در سال 1371 ش . در شهر مشهد.

این تفسیر نیز از گنجینه های گرانقدر فارسی بشمار می آید و در دهه های دوم و سوم قرن ششم هجری (پیش از سال 533 ق .) تالیف شده است (1) و حدود ده سال بعد از تفسیر کشف الاسرار، به عنوان دومین تفسیر فارسی نگاشته شد. (2)نثر فارسی ترجمه و تفسیر ابوالفتوح، روان و ساده است؛ اما کلمات عربی در آن بسیار به کار رفته است؛ البته بعضی احتمال داده اند که برخی فقرات ترجمه تحت اللفظی که در کتاب آمده است از مولف نیست؛ (3) بلکه تحت تأثیر ترجمه رسمی نوشته شده است؛ (4) چرا که گاهی تفاوت هایی بین ترجمه های آیات در دوران تفسیر ابوالفتوح با ترجمه آیات در ابتدای آن وجود دارد.

مثال: [ وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَ لِ وَ الْأَنفُسِ... ]؛ (5)

ترجمه مستقل ابوالفتوح: «و بیازماییم شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاستنی از مال ها و جانها»

ترجمه درون تفسیر ابوالفتوح: «و ما امتحان کنیم و بیازماییم شما را به چیزی... از ترس و گرسنگی و نقصان مال و تنها».

مثال: [ لَّل-ِن لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَفِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ... ]؛ (6)

ترجمه مستقل ابوالفتوح: «اگر نه باز ایستند منافقان و آنان که در دلهاشان بیماری است و ارجاف کنندگان در مدینه».

ص:52


1- (1) . تفسیر ابوالفتوح، یاحقی، صفحه 60
2- (2) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، آذرتاش آذرنوش، ص 196.
3- (3) . تفسیر ابوالفتوح، شعرانی، ج 12، ص 274 و تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، همو، ص 211.
4- (4) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، همو، ص 209.
5- (5) . بقره، 155
6- (6) . احزاب، 60

ترجمه رسمی طبری: «اگر باز نه ایستند منافقان و کس ها که اندر دلهاشان بیماری است و ارجاف کنندگان اند اندر مدینه».

3. قرآن شماره 4

این قرآن و ترجمه که به «قرآن شماره 4» معروف شده، نوعی رونویسی از ترجمه رسمی (ترجمه تفسیر طبری) است که مترجم هر کجا ترجمه رسمی را نپسندیده واژه ها را تغییر داده است.

این نسخه، توسط احمد علی رجائی، تحت عنوان «متنی پارسی از قرن چهارم هجری، معرفی قرآن خطی مترجم شماره 4» در مشهد منتشر شده، و نیز عزیز اللّه جوینی در «فرهنگ لغات خطی آستان قدس رضوی، شماره 4» در سال 1363 ش . آن را منتشر کرده است.

نام کامل کتاب و تاریخ نگارش از آن افتاده است و آنچه بر جای مانده این است:

«... سعد بن عبدالجبار بن احمد المکنی بابی الحارث فی رمضان سنة...».

دکتر رجایی این نسخه را متعلق به قرن ششم هجری یا اندکی بعد از آن می داند و آن را ترجمه مستقل می انگارد؛ اما برخی از صاحبنظران برآنند که این ترجمه، رونویسی ترجمه رسمی است که در آن برخی تغییرات داده شده است. (1)

4. تفسیر بصائر یمینی

این ترجمه و تفسیر از معین الدین محمدبن محمود نیشابوری است که از قرن ششم بازمانده و به کوشش علی رواقی در 1359 ش . در تهران، جلد اول آن منتشر شده است.

این کتاب، چند سال بعد از مرگ «بهرام شاه غزنوی» (حدود 552 ق .) تألیف شده است، کتاب مزبور از نثر فارسی قرن ششم تبعیت کرده که نثری روان و تحت تأثیر

ص:53


1- (1) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، دکتر آذرتاش آذرنوش، ص 73 - 74

عبارات و نحو عربی می باشد. (1)مثال: [ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ]؛ (2) «ترا بپرستیم و از تو یاری خواهیم، به ما نمای راه راست».

5 . ترجمه قرآن، نسخه مورخ 556 هجری (ترجمه قرآن ری)

این ترجمه به کوشش «محمد جعفر یاحقی» در سال 1363 ش . در تهران منتشر شده است؛ این نسخه، کهن و دارای اعتبار است، نثری زیبا و استوار و تحت تأثیر لهجه رازی در قرن ششم است؛ این کتاب، ترجمه خالص قرآن و کاملاً تحت اللفظی است.

نویسنده کتاب مشخص نیست؛ اما شخصی به نام «ابوعلی خطیب» در روستای کهکابر از ناحیه مرجبی از حوالی شهر ری آن را نوشته یا احتمالاً استنساخ کرده است. (3)مثال: [ ...یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ مَآ أُنزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَرُوتَ وَ مَرُوتَ... ]؛ (4)«درآموختند مردمان را جادوی و آنچه فرستاد جادو ور فریشتگان... به بابل هاروت و ماروت».

6 . قرآن مترجم شماره 77

این قرآن که در «آستان قدس رضوی» موجود است، شامل آیه 21 سوره «سبا» تا آیه 40 سوره «محمد صلی الله علیه و آله و سلم » می باشد که متن به خط کوفی و ترجمه فارسی آن به خط نسخ است و تاریخ کتابت (5) آن حدود اواخر سده پنجم و اوایل سده ششم قمری حدس زده شده است. (6)

ص:54


1- (1) . همان، ص 215 - 214
2- (2) . فاتحه، 5
3- (3) . مقدمه ترجمه قرآن، نسخه مورخ 556 هجری، ص 7
4- (4) . بقره، 102
5- (5) . البته، تاریخ کتابت می تواند با تاریخ ترجمه شدن یکسان نباشد؛ ولی در اینگونه موارد که تاریخ دقیق ترجمه شدن متن در دست نیست به تاریخ کتابت اکتفا شد.
6- (6) . گنجینه قرآن، ص 55، 68، 72 و تاریخ ترجمه قرآن در جهان، ص 103
7. قرآن مترجم شماره 37

این کتاب نیز، در آستان قدس رضوی نگهداری می شود و به خط کوفی با ترجمه تحت اللفظی فارسی سره است، نوشته های آغاز این قرآن، افتاده و تحریر آن مربوط به حدود قرن ششم قمری است. (1)

8 . قرآن مترجم شماره 1468

قرآن مزبور که در آستان قدس رضوی موجود می باشد، با ترجمه کهن فارسی در اواخر سده ششم قمری به تحریر درآمده و از جهت عبارت، لغت، سیاق نثر و رسم الخط قابل توجه است. (2)

قرن هفتم هجری

در این قرن، ترجمه ای فارسی از قرآن نیافتیم؛ شاید یکی از عوامل موثر در رکود علمی این دوره، حمله مغول به شهرهای اسلامی است که موجب رکود کلی رشد علم در بین مسلمانان شد؛ البته، ممکن است عوامل دیگری همچون: رشد تصوف و لوازم آن، مثل انزواطلبی و نیز رشد سلفی گری و اخباری گری در بین مسلمانان از عوامل رکود ترجمه در این قرن و قرون بعد باشد؛ چرا که اخباری ها و سلفی ها بیش از آنکه به قرآن اهمیت دهند به حدیث اهمیت می دادند و حتی در حجیت ظواهر قرآن تشکیک می کردند.

قرن هشتم هجری

جِلاء الاذهان و جَلاء الاحزان (تفسیر گازر)

این تفسیر و ترجمه، توسط ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانی در حدود نیمه

ص:55


1- (1) . همان
2- (2) . همان

قرن هشتم نگاشته شده است که احتمالاً همین تاریخ، زمان حیات مولف و تدوین کهن ترین نسخه موجود آن است.

این تفسیر به کوشش میرجلال الدین حسینی ارموی (محدث) در سال 1337 ش .

در تهران منتشر شده است.

تفسیر گازر را خلاصه «تفسیر ابوالفتوح رازی» دانسته اند. (1)مثال: [ خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ ]؛ (2) «قومی را خفض کند (و به دوزخ فرو برد) و قومی را رفع کند (و به درجات بهشتی رساند).

قرن نهم هجری

اشاره

در این عصر نیز، چند ترجمه گزارش شده است:

1. «مواهب علیه» یا تفسیر حسینی

این تفسیر و ترجمه، تالیف کمال الدین حسین کاشفی (م 910 ق .) است که در سال 889 ق . به نگارش درآمده و با تصحیح و تحقیق سید محمد رضا جلالی نائینی در سال 1317 ش . در تهران منتشر شده است.

کاشفی، بزرگترین نویسنده و محقق زمان خود بود و واعظ مشهور هرات (شهر اهل سنت آن روزگار) و سبزوار (شهر شیعه نشین) بود و چنان مردم را وعظ می کرد که کسی نمی دانست او شیعه است یا سنی؛ کتاب «روضة الشهدای» او، چندان در مجالس سیدالشهدا علیه السلام خوانده شد که مجالس آن حضرت به نام روضه خوانی شهرت یافت.

او در تفسیر خود از استقلال نسبی برخوردار بوده و از شعر شاعران بزرگ فارسی شاهد آورده است و در ترجمه خود از کسی تقلید کامل نکرده است و ترجمه ها در درون تفسیر قرار دارند. (3)

ص:56


1- (1) . مقدمه تفسیر گازر، ج 1، صفحات ی - یج، و تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، دکتر آذرتاش آذرنوش، ص 228.
2- (2) . واقعه، 3
3- (3) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، دکتر آذرتاش آذرنوش، ص 233 - 235

مثال: [ وَ ءَاتَی الْمَالَ عَلَی حُبِّهِ ی ذَوِی الْقُرْبَی وَ الْیَتَمَی وَ الْمَسَکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّآ ل ِلِینَ وَ فِی الرِّقَابِ... ]؛ (1) «وبدهند مال خود را بر دوستیِ حق تعالی... خویشان درویش را و بی پدران را... و محتاجان را... و راه گذریان را... و درویشان خواهنده را... و در بهای بندگان را (کذا)...».

2. قرآن مترجم شماره 137

این قرآن نیز در آستان قدس رضوی نگهداری می شود؛ متن آن با خط ثلث و با قلم زر و ترجمه فارسی آن به خط نسخ است؛ کاتب آن زین العابدین بن محمد کاتب شیرازی است و کتاب را در جمادی الاول 876 ق . برای ابوالفتح مظفر الدین حسن بهادرخان، نوشته است. (2)

3. قرآن مترجم شماره 146

قرآن مزبور نیز در «آستان قدس رضوی» موجود است؛ متن آن با خط ثلث ترکستانی، با قلم زر و ترجمه فارسی به خط نسخ، با لاجورد تحریر یافته و در اواخر سده نهم قمری نوشته شده است. (3)

4. قرآن مترجم شماره 255

این قرآن نیز در «آستان قدس رضوی» موجود است؛ متن آن به خط ثلث و ترجمه به خط نسخ تحریر یافته است؛ تحریر نیمه دوم سده نهم قمری به نام عبداللّه مروارید است. (4)

قرن دهم هجری

اشاره

ص:57


1- (1) . بقره، 177
2- (2) . گنجینه قرآن، ص 147، 169، 170 و تاریخ ترجمه قرآن در جهان، دکتر جواد سلماسی زاده، ص 103.
3- (3) . همان
4- (4) . همان

در این عصر نیز، چند ترجمه گزارش شده است:

1. تفسیر ترجمة الخواص

این کتابِ خطی، نوشته ابوالحسن علی بن حسن زواره ای است که در نیمه دوم قرن دهم وفات یافته است و تاریخ تفسیر او 946 ق . است؛ این نویسنده در ترجمه قرآن، تقریباً عین عبارات «مواهب علیه» را آورده است. (1)مثال: [ ...کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ... ] (2)؛ «ای آن گروه که گرویده اید فرض کرده شد بر شما روزه داشتن، همچنانکه فرض کرده شده بود بر آنان که پیش از شما بودند». (3)

2. ترجمه مخدوم نوح

این اثر، نخستین ترجمه فارسی قرآن کریم در هند است که به قلم مخدوم لطف اللّه بن مخدوم، مشهور به مخدوم نوح (911 - 998 ق.) انجام گرفته است. (4)

3. تفسیر منهج الصادقین

این کتاب، تالیف مولی فتح اللّه کاشانی (م 988 ق.) است که در ترجمه آیات قرآن، تقریباً عبارات کتاب «مواهب علیه» را تکرار کرده است.

ایشان بخشی از تفسیر مواهب علیه را نیز آورده، اما روایات شیعی را بر آن افزوده است. (5)مثال: [ یَأَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ... ]؛ (6)

«ای گروه آدمیان! بندگی کنید و پرستش نمایید پروردگار خود را».

ص:58


1- (1) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، دکتر آذرتاش آذرنوش، ص 239.
2- (2) . بقره، 183
3- (3) . به نقل از رساله دکتری علی زواره ای و تفسیر ترجمة الخواص» رساله دکتری، دانشگاه تهران، ص 388.
4- (4) . مجله بیّنات، شماره 3، مقاله مولانا امیرالدین مهر، ترجمه دکتر سید حسن عباس.
5- (5) . تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، همو، ص 339
6- (6) . بقره، 21
4. قرآن مترجم شماره 1502

این قرآن در آستان قدس رضوی موجود است و ترجمه آن از شیخ نظام الدین نیشابوری و متن و حواشی آن به خط نسخ و ترجمه آن به خط نستعلیق است؛ نویسنده این اثر، محمد بن احمد نیریزی از سده دهم قمری است و تاریخ تحریر آن 25 جمادی الاول سال 987 هجری است. (1)

قرن یازدهم هجری

اشاره

در این قرن نیز چند ترجمه از قرآن کریم گزارش شده است:

1. قرآن مترجم شماره 585

قرآن مزبور در آستان قدس رضوی نگهداری می شود و با خط نسخ جلی و خفی، همراه با ترجمه و تفسیر در هامش، نگاشته شده است؛ تاریخ اتمام نگارش آن سال 1059 قمری است. (2)

2. قرآن مترجم شماره 170

این قرآن با ترجمه تحت اللفظی فارسی در متن و چند عنوان تفسیر (حسینی، بیضاوی، جلالین و کشاف) در حواشی آن است، تاریخ تحریر آن، شنبه 24، ذی القعده، سال 1082 قمری است. (3)

3. قرآن مترجم شماره 110

ترجمه فارسی قرآن مزبور به خط نستعلیق و تاریخ نگارش آن سال 1087 ق. است. (4)

ص:59


1- (1) . گنجینه قرآن، ص 210؛ تاریخ ترجمه قرآن در جهان، ص 104
2- (2) . گنجینه قرآن، ص 216؛ تاریخ ترجمه قرآن، ص 104
3- (3) . گنجینه قرآن، ص 238
4- (4) . همان، ص 239
4. قرآن مترجم شماره 134

در سال 1108 قمری به دستور شاه سلطان حسین صفوی نوشته شده است و ترجمه آن به خط نستعلیق است. (1)

5 . قرآن مترجم شماره 127

متن این قرآن به خط نسخ از میرزا احمد نیریزی به تاریخ 1108 قمری است و ترجمه فارسی آن به خط نستعلیق باشنگرف از محمد علی، بدون ذکر تاریخ است. (2)

6 . قرآن مترجم شماره 1517

ترجمه فارسی این کتاب به خط نستعلیق از ملاعبداللّه معلم اصفهانی می باشد و در تاریخ 1113 قمری نگاشته شده است. (3)

7. قرآن مترجم شماره 111

این قرآن با تفسیر و ترجمه فارسی به خط نستعلیق است و تاریخ تحریر آن رمضان سال 1116 قمری می باشد. (4)

8 . قرآن مترجم شماره 104

این اثر به خط نسخ و ثلث خوش، مربوط به حدود قرن دهم و ترجمه فارسی آن از سده دوازدهم قمری به خط نستعلیق است. (5)

9. قرآن مترجم شماره 175

قرآن مزبور به خط نسخ ابوالقاسم طباطبایی و ترجمه فارسی و حواشی آن به خط نستعلیق از کاتبی دیگر است و تاریخ تحریر آن شوال 1137 قمری می باشد. (6)

ص:60


1- (1) . همان، ص 259
2- (2) . همان، ص 262
3- (3) . همان، ص 263
4- (4) . همان، ص 273
5- (5) . گنجینه قرآن، ص 278
6- (6) . همان، ص 286 و تاریخ ترجمه قرآن، ص 105
10. قرآن مترجم شماره 1505

این قرآن به خط نسخ و ترجمه آن به خط نستعلیق از محمد هاشم لولویی اصفهانی است و تاریخ تحریر آن ربیع الاول سال 1185 قمری می باشد. (1)

قرن دوازدهم هجری

اشاره

در این عصر نیز، چندین ترجمه گزارش شده است:

1. فتح الرحمن، بترجمان القرآن (فتح الرحمن فی ترجمة القرآن)

این ترجمه که توسط ابوالفیاض قطب الدین احمد بن عبدالرحیم، (م 1176 ق.) مشهور به شاه ولیّ اللّه محدث دهلوی صورت گرفت و در عصر ما به «ترجمه محدث دهلوی» مشهور است، در دهلی چاپ شده است؛ هر چند که این ترجمه در قرن دوازده هجری نوشته شده، ولی هنوز جای خود را باز کرده و توسط برخی مراکز، از جمله در عربستان چاپ و ترویج می شود (2) و بارها در پاکستان و هند چاپ شده است. (3)البته این توجه شاید به خاطر آن باشد که این ترجمه بر مبانی اهل سنت به فارسی به نگارش درآمده است.

در این ترجمه به شأن نزول آیات نیز به اختصار پرداخته شده است، و شیوه ترجمه او جمله به جمله و ترجمه ای متمایل به تحت اللفظی است. (4)

ص:61


1- (1) . همان، ص 286
2- (2) . نک: یادگارنامه فیض الاسلام، جستارهای علمی و پژوهشی در باب ترجمانی متون مقدس، مقاله دیدگاه های فقهی درباره ترجمه قرآن کریم، سید محمد علی ایازی، ص 153.
3- (3) . کتابشناسی جهانی ترجمه ها و تفسیرهای چاپی قرآن، ص 60، ترجمه محدث دهلوی را با 34 بار تجدید چاپ، کثیرالانتشار ترین ترجمه فارسی می شمارد.
4- (4) . نک: دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ترجمه شاه ولی اللّه دهلوی، بهاءالدین خرمشاهی، ج 1، ص 555 و مجله ترجمان وحی، سال 5، ش 9، ص 62 - 68

مثال: [ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم ِأ الم أ ذَ لِکَ الْکِتَبُ لَارَیْبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ أ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَهُمْ یُنفِقُونَ ]؛ (1) «به نام خدای بخشاینده مهربان، این کتاب هیچ شبهه نیست در این، رهنماست پرهیزکاران را، آنانکه ایمان می آرند به نادیده و بر پا می دارند نماز را و از آنچه ایشان را روزی داده ایم خرج می کنند».

2. قرآن مترجم شماره 323

متن این قرآن به خط نسخ و ترجمه به خط نستعلیق با شنگرف بوده و تحریر آن حدود اوایل سده دوازدهم قمری حدس زده شده است. (2)

3. قرآن مترجم شماره 116

متن قرآن مزبور با خط نسخ خوش و جلی با ترجمه فارسی به خط نستعلیق خفی است و تحریر آن حدود اواخر سده دوازدهم قمری می باشد. (3)

قرن سیزدهم هجری

اشاره

در این عصر نیز، چندین ترجمه از قرآن مجید گزارش شده است:

1. تراجم استرآبادی

این ترجمه قرآن، توسط حسینی کردمحلی، در قرن سیزدهم نگارش یافته و در سال 1283 در تهران منتشر شده است. (4)

2. موعود الرحمن فی ترجمان القرآن

این ترجمه، توسط حسین خوانساری انجام یافته و در سال 1893م. در بمبئی منتشر شده است. (5)

ص:62


1- (1) . بقره، 1 - 3
2- (2) . گنجینه قرآن، ص 286
3- (3) . همان، ص 296 و تاریخ ترجمه قرآن در جهان، ص 105
4- (4) . قرآن ناطق، دکتر بی آزار شیرازی، ج 1، ص 154
5- (5) . همان
3. قرآن مترجم شماره 217

متن این اثر به خط نسخ و ترجمه به خط نستعلیق، کاتب احمد بن محمد هاشم خوشنویس اصفهانی و تاریخ تحریر آن سال 1203 قمری است. (1)

4. قرآن مترجم شماره 208

این کتاب با ترجمه تحت اللفظی فارسی، نگارش یافته و کاتب آن عبداللّه بن عبدالرحیم شیرازی در سال 1230 قمری است. (2)

5 . قرآن مترجم شماره 101

این قرآن با ترجمه فارسی و دو تفسیر به خط نسخ و نستعلیق بوده و تاریخ تحریر آن سال 1240 قمری است. (3)

6 . قرآن مترجم شماره 1578

نگارش این اثر توسط عبدالوهاب شیرازی و تاریخ تحریر آن 15 ربیع الاول سال 1261 قمری است و به دستور امیرکبیر نگاشته شده است. (4)تذکر: ترجمه های مترجم در آستان قدس رضوی، بسیار است که فهرست 326 نسخه آن ها توسط آقای محمد آصف فکرت نوشته و در مشهد منتشر شده است و پیش بینی می شود به سه یا چهار جلد بالغ شود. (5)

ص:63


1- (1) . گنجینه قرآن، ص 299 و تاریخ ترجمه قرآن در جهان، ص 105
2- (2) . همان ص 303 و همان ص 106
3- (3) . همان ص 307 و همان ص 106
4- (4) . همان، ص 320 و همان ص 106
5- (5) . یادگارنامه فیض الاسلام، مقاله تاریخ ترجمه قرآن در آسیا، علی رفیعی علامرودشتی، ص 326. ما در تکمیل اطلاعات قرون اول تا سیزدهم از مقاله ایشان و کتاب های تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، دکتر آذرتاش آذر نوش و قرآن ناطق دکتر بی آزار شیرازی و کتابشناسی جهانی ترجمه ها و تفسیرهای چاپی قرآن مجید، ترجمه فکرت، بسیار بهره بردیم؛ همواره خامه شان خادم قرآن باد. (البته ادعا نمی کنیم که تمام ترجمه های این سیزده قرن را شماره کرده ایم، بلکه در برخی موارد به مهمترین آن ها اشاره کرده ایم).

قرن چهاردهم هجری

اشاره

قرن چهاردهم هجری شمسی (قرن چهاردهم و ربع اول قرن پانزدهم هجری قمری) یکی از درخشان ترین دوران ظهور آثار قرآنی است، ترجمه قرآن نیز در این عصر، شکوفا شد و ده ها ترجمه با سبک ها و روش های مختلف پا به عرصه نهاد، و هر سال به تعداد آن ها افزوده می شود:

الف) ترجمه های تفسیری، مثل ترجمه مرحوم فیض الاسلام و مرحوم الاهی قمشه ای؛

ب) ترجمه های جمله به جمله (هسته به هسته) مثل ترجمه استاد مجتبوی و آیةاللّه العظمی مکارم شیرازی؛

ج) ترجمه های تقریباً تحت اللفظی (کلمه به کلمه) مثل ترجمه معزّی.

البته تحوّل مهمی که در این قرن اتفاق افتاد، شروع تفسیرهای جمعی قرآن، همچون: «تفسیر نمونه» و ترجمه های جمعی قرآن، همچون: ترجمه قرآن کریم، اثر نگارنده و گروهی از قرآن پژوهان است که ادامه این روند می تواند نتایجی عالی در فرایند تفسیر و ترجمه به بار آورد.

در ادامه این گفتار جدولی از مشهورترین و مهمترین ترجمه های یاد شده را ارائه می کنیم:

جدول ترجمه های قدیم فارسی

(1)

مشتمل بر ترجمه فارسی افغانی، جمشیدی، خراسانی، تیموری، فارسی تهرانی،

ص:64


1- (1) . با استفاده از قرآن ناطق، ج 1، ص 5 - 154 و تکمیل آن با منابع و آثار جدید.

فارسی تاجیکی (بدخشان، پنجاب، کابل)، فارسی کهن و فارسی میانه:

ردیف نام ترجمه فارسی قرآن نام مترجم محل چاپ تاریخ ترجمه1ترجمه تفسیری طبری علمای ماوراء النهرتهران، انتشارات توس قرن 4 هجری2ترجمه تفسیری پاک ناشناس تهران، بنیاد فرهنگ ایران قرن 4 هجری3تفسیر قرآن مجید، کمبریج ناشناس تهران، بنیاد فرهنگ ایران قرن 4 هجری4ترجمه ای آهنگین از دو جزء قرآن مجیدناشناس تهران، بنیاد فرهنگ ایران قرن 4 هجری5ترجمه آستان قدس رضوی ناشناس قرن 4 هجری6ترجمه تفسیری سور آبادی ناشناس تهران، بنیاد فرهنگ ایران قرن 5 هجری7ترجمه تفسیری تاج التراجم اسفراینی مشهد،بنیاد پژوهش های اسلامی قرن 5 هجری 8 ترجمه تفسیری نسفی ابوحفص نجم الدین تهران، بنیاد فرهنگ ایران قرن 5 هجری 9 ترجمه تفسیری ناشناخته ناشناس تهران، بنیاد فرهنگ ایران قرن 5 هجری10 ترجمه تفسیری شنقشی ناشناس تهران، بنیاد فرهنگ ایران قرن 5 هجری 11 تفسیر ابوالفتوح رازی ابوالفتوح رازی تهران، سازمان جاویدان قرن 6 هجری 12 کشف الاسرار و عدة الابرار میبدی تهران، دانشگاه تهران قرن 6 هجری 13 ترجمه و تفسیر مواهب علیه یا حسینی ملاحسین کاشفی لاهور، مکتبة صباقرن 9 هجری14ت رجمه مخدوم نوح مخدوم لطف اللّه هندقرن 10 هجری15 ترجمة الخواص زواره ای خطی قرن 10 هجری 16 منهج الصادقین ملافتح اللّه کاشانی تهران، 1281قرن 10 هجری 17 فتح الرحمن بترجمان القرآن شاه ولی اللّه محدث دهلی قرن 12 هجری18 ترجمه استرآبادی حسینی کرد محلی تهران، 1283قرن 13 هجری 19 موعود الرحمن فی ترجمان القرآن حسین خوانساری بمبئی 1893 م قرن 13 هجری20 ترجمه فارسی افغانی محمود الحسن دیوبندی لاهور، دارالعروبة للدعوة1982 م

ص:65

جدول ترجمه های معاصر فارسی

ردیف نام ترجمه نام مترجم ناشر و محل انتشار تاریخ چاپ تاریخ ترجمه 1 ترجمه بصیر الملک بصیر الملک تهران1316 ه . ق.قرن 14 هجری 2 ترجمه آقا میرزا موسی آقا میرزا موسی تهران، احمد بن محمد1329 ه . ق.قرن 14 هجری 3 القرآن المجید مهدی الاهی قمشه ای تهران، محمد حسن علمی1342 ه . ق.قرن 14 هجری 4 قرآن کریم با خلاصة التفاسیر شیخ محمود تهرانی تهران، اسلامیه1352 ه . ق.قرن 14 هجری 5 ترجمه قرآن کریم محمد کاظم معزّی انجمن اسلامی دانشجویان 1375 ه . ق.قرن 14 هجری6ترجمه و تفسیر قرآن حسین اصفهانی تهران، سعدی مخبرالدوله 1386 ه . ق.قرن 14 هجری7قرآن عظیم با ترجمه علینقی فیض الاسلام تهران، بی نام ناشر 1388 ه . ق.قرن 14 هجری8قرآن کریم با ترجمه فارسی رضا سراج تهران، محمد خالقی1392 ه . ق.قرن 14 هجری9 در سایه قرآن احمد آرام تهران، علی اکبر علمی1334 ه . ش.قرن 14 هجری 10 قرآن مجید ابوالقاسم پاینده تهران، جاویدان 1336 ه . ش.قرن 14 هجری 11کشف الحقایق عبدالحمید نوبری تهران، چاپخانه موسوی1339 ه . ش.قرن 14 هجری12قرآن مجید با ترجمه فارسی عباص مصباح زاده تهران، اقبال 1345 ه . ش.قرن 14 هجری13ترجمه قرآن حکمت آل آقا تهران، اقبال و شرکا1353 ه . ش.قرن 14 هجری 14 قرآن مجید با ترجمه و تفسیر زین العابدین رهنماتهران، چاپ کیهان1354 ه . ش.قرن 14 هجری 15 ترجمه داریوش شاهین داریوش شاهین کانون انتشارات جاویدان - تهران1359 ه . ش.قرن 14 هجری16قرآن مجید عبدالمحمد آیتی تهران، سروش1367 ه . ش.قرن 14 هجری17قرآن حکیم محمد خواجوی تهران، انتشارات مولی1369 ه . ش.قرن 14 هجری18معانی القرآن محمدباقر بهبودی تهران، خانه آفتاب1369 ه . ش.قرن 14 هجری19قرآن کریم جلال الدین فارسی تهران، انجام کتاب1369 ه . ش.قرن 14 هجری20قرآن حکیم جلال الدین مجتبوی تهران، حکمت1372 ه . ش.قرن 14 هجری21قرآن مجیدمهدی فولادوندتهران، قم1373 ه . ش.قرن 14 هجری22قرآن کریم بهاءالدین خرمشاهی تهران انتشارات نیلوفر و انتشارات جامع 1374 قرن 14 هجری23قرآن کریم موسوی گرمارودی تهران، انتشارات قدیانی 1383 قرن 14 هجری 24 القرآن الکریم ابوالفضل بهرام پور تهران، عصمت 1383 قرن 14 هجری 25 القرآن الکریم ناصر مکارم شیرازی قم، دارالقرآن الکریم1376قرن 14 هجری26قرآن کریم محمدعلی رضائی اصفهانی و جمعی از قرآن پژوهان قم، دارالذکر1384قرن 14 هجری27انوار درخشان در تفسیر قرآن سید محمد حسین همدانی تهران، لطفی1380 ش.قرن 14 هجری28اطیب البیان فی تفسیر القرآن سید عبدالحسین طیب تهران1341 ش.قرن 14 هجری

ص:66

ردیف نام ترجمه نام مترجم ناشر و محل انتشارتاریخ چاپ تاریخ ترجمه29ترجمه و تفسیر عاملی ابراهیم عاملی مشهدی مشهد، باستان1345 ش.قرن 14 هجری30ترجمه و تفسیر جامع سید ابراهیم بروجردی تهران1340 ش.قرن 14 هجری31ترجمه و تفسیر احسن الحدیث سید علی اکبر قرشی تهران، بنیاد بعثت1371 ش.قرن 14 هجری32القرآن الکریم حاج محمود یاسری تهران، اسلامیه1372 ش.قرن 14 هجری33قرآن مجیدکاظم پور جوادی تهران، بنیاد دانشنامه اسلام1372 ش.قرن 14 هجری34قرآن مجیدابوالقاسم امامی قم، اسوه1377 ش.قرن 14 هجری35ترجمه قرآن - تفسیر کلامی قرآن محمدحسین روحانی تهران، انتشارات توس1370 ش.قرن 14 هجری36قرآن مجیدعلی اصغر حلبی تهران، انتشارات اساطیر1380 ش.قرن 14 هجری37القرآن الکریم ترجمه مهدی الاهی قمشه ای،ویرایش حسین استاد ولی تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیة1377 ش.قرن 14 هجری38قرآن کریم مسعود انصاری خوشابرتهران، انتشارات فرزان روز1377 ش.قرن 14 هجری39ترجمه قرآن عبدالحسین معادیخواه ذرّه1379 ش.40ترجمه قرآن حسن نفیسی 41 قرآن مبین علی اکبر طاهری قزوینی تهران، انتشارات قلم1380 ش.قرن 14 هجری42قرآن مجیدحسین انصاریان قم، چاپخانه بزرگ قرآن1383 ش.قرن 14 هجری43کلمة اللّه العلیامحمدرضا قبادی آدینه وندقم، انتشارات اسوه1377 ش.قرن 14 هجری44قرآن الکریم علی اکبر سروری تهران، انتشارات جمهوری(اسدی)1377 ش.قرن 14 هجری45القرآن الکریم سیدکاظم ارفع تهران، انتشارات فیض کاشانی1381 ش.قرن 14 هجری46القرآن الکریم علی مشکینی قم، الهادی1380 ش.قرن 14 هجری 47 قرآن حکیم (ترجمه فارسی و انگلیسی)طاهره صفارزاده تهران، فرهنگ1380 ش.قرن 14 هجری 48 قرآن حکیم سید جلال الدین مجتبوی، ویرایش حسین استاد ولی تهران، انتشارات حکمت1371 ش.قرن 14 هجری49ترجمه قرآن ونکات نحوی قرآن حکیم اصغر برزی تهران، بنیاد قرآن 1382 ش.قرن 14 هجری 50 قرآن حکیم سید مهدی دادور (آیت اللهی) تهران، انتشارات جهان آرا1381 ش.قرن 14 هجری51ترجمه قرآن احمد کاویان پوراقبال1372 ش.قرن 14 هجری 52 ترجمه منظوم امید مجد کتیبه1376 ش.قرن 14 هجری53ترجمه قرآن سید محمد باقر موسوی همدانی دفتر انتشارات اسلامی1363 ش.قرن 14 هجری54ترجمه قرآن محمود اشرفی جاویدان1373 ش.قرن 14 هجری55ترجمه قرآن مصطفی خرم دل احسان1371 ش.قرن 14 هجری56ترجمه قرآن طاهره صفارزداده هنر بیداری1373 ش.قرن 14 هجری57ترجمه قرآن شهرام هدایت صالحی1361 ش.قرن 14 هجری

ص:67

ردیف نام ترجمه نام مترجم ناشر و محل انتشارتاریخ چاپ تاریخ ترجمه58ترجمه قرآن اکبر ایران پناه سازمان پژوهش1363 ش.قرن 14 هجری59ترجمه قرآن محمدکاظم صفری یاسین1378 ش.قرن 14 هجری60ترجمه قرآن اصغر برزی بنیاد قرآن1382 ش.قرن 14 هجری61ترجمه قرآن محمد شائق فؤاد1380 ش.قرن 14 هجری

دوم: ترجمه های قرآن به زبان های غیرفارسی

اشاره

قرآن کریم در طی چهارده قرن گذشته به زبان های مختلف دنیا ترجمه شده است و همانطور که در مقدمه بحث گذشت: تا سال 1415 ق / 1995 م. قرآن کریم تنها به هفتاد زبان دنیا به صورت کامل ترجمه شده است در حالی که کتاب مقدس (یهود و مسیحیت) تا سال 1998 م . به 1928 زبان ترجمه شده است؛ و این موضوع مسئولیت ما مسلمانان را بیشتر می کند تا قرآن را با روش ها و سبک های مختلف و نوین به زبان های زنده دنیا ترجمه کنیم.

البته جمع آوری و نقد همه ترجمه های قرآن به زبان های دیگر از حوصله این نوشتار خارج است؛ چرا که تنها فهرست ترجمه های کامل و ناقص قرآن به زبان های غیرفارسی، یک جلد کتاب خواهد شد؛ همانطور که عصمت بینارق و خالدارن ترجمه ها و تفسیرهای چاپی قرآن را در طی سال های 1515 - 1980 م. از شصت و پنج زبان در «کتابشناسی جهانی» در 359 صفحه جمع آوری و ارائه کرده اند و آقای محمد آصف فکرت آن را به فارسی ترجمه و بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی آن را در سال 1373 ش چاپ کرده است؛ و نیز دکتر بی آزار شیرازی در جلد اولِ «قرآن ناطق» به معرفی ترجمه های غیرفارسی پرداخته و لیست های آن ها را برشمرده است.

بنابراین در این نوشتار با توضیح کوتاهی در مورد هر زبان به ذکر اولین و مهمترین ترجمه های هر زبان اکتفا می کنیم و لیستی از ترجمه های موجود به آن زبان را در پی می آوریم تا سیمای ترجمه قرآن در سطح جهانی تا حدودی روشن شود.

البته قبل از آن، فهرست نخستین ترجمه های کامل و ناقص قرآن و جدول آماری

ص:68

ترجمه ها را یادآور می شویم. (1)

فهرست نخستین ترجمه های کامل چاپ شده در زبان های مختلف

(2)

شماره سال و محل چاپ زبان مترجم 15431 م. بازل لاتین روبرتوس کتننسیس (رابرت کتونی)15472 م. ونیس ایتالیایی آندره اریوابنه 15473 م. نورنبرگ آلمانی سلومون شوایگر16414 م. هامبورگ هلندی سلومون شوایگر 16475 م. پاریس فرانسوی آندره دوریه 16486 م. لندن انگلیسی الکساندر راس17167 م. سن پیترزبورگ روسی پیوتر و اسیلیویچ پوستنیکوف 17348 م. هلمستات یونانی-18289 م. 1244 ق /، لکهنوارد و عبدالسلام، محمد عباسی بدایونی183110 م.مجاری ایمر (اموری) بوزیدی زدمایر - گئورگ گدن 183711 م. کلکته فارسی کمال الدین، حسین بن علی واعظ کاشفی184212 م. قاهره ترکی محمد تفسیری عینتابی دباغ زاده184313 م. استکهلم سوئدی فردریک کروسنستولپه184414 م. مادرید اسپانیایی خوزه گربر دو روبلس185715 م. لایپزیک عبری هرمان رکند و رف185816 م. ورشو لهستانی بوتساکی 186117 م. بهوپال پشتو-186718 م. لاهور سندی محمد صدیق187019 م. -پنجابی حافظ محمد مبارک اللّه

ص:69


1- (1) . در این بخش از دو کتاب فوق الذکر استفاده زیادی شد و با کمک مجله تخصصی ترجمان وحی و منابع دیگر و نیز اطلاعات به دست آمده از طلاب خارجی مرکز جهانی تا حدودی بحث تکمیل شد؛ ولی اطلاعات کامل در این زمینه به یک تحقیق میدانی در سطح جهان نیاز دارد که از عهده سازمان هایی همچون سازمان کنفرانس اسلامی و یونسکو برمی آید.
2- (2) . این فهرست ها از کتابشناسی جهانی ترجمه ها و تفسیرهای چاپی قرآن مجید، عصمت بینارق - خالدارن، ترجمه محمد آصف فکرت، ص 53 - 61 آورده شد.

شماره سال و محل چاپ زبان مترجم 187920 م. بمبئی گجراتی عبدالقادر بن لقمان 188221 م. پاریس پرتقالی-188422 م. بمبئی تامیل حبیب محمد القاهری188623 م. چارویا نترابنگالی گیریش چاندرا سن189524 م. بلگراد صرب و کرواتی لیو بیبراتیچ 189725 م. کانپور سانسکریت-190626 م. لاگوس یوروبام. س. کول191027 م. ورنا ارمنی ابراهام امیر چانجانز 191128 م. لاهور بلوچی حضور بخش مولانا 191229 م. سرنوتی بوکا ویارو مانیایی سیلوسترو اوکتاویان ایزوپسکول 191530 م. راجپور هندی احمد شاه مسیحی191631 م. لاهور براهوی محمد عمر دینپوری 191932 م. کپنهاک، دانمارکی پدرسن 192033 م. -ژاپنی کن ایچی ساکاموتو 192334 م. لندن سواحلی گادفری دیل 192335 م. قاهره مالی عبدالرؤوف بن شیخ علی فنسوری جاوی 192536 م. پراگ چک ایگناک وزلی192737 م. پکن چینی تی ژنگ لی192838 م. باندونک اندونزیایی احمد حسن193039 م. روستچوک بلغاری استفان، استفان یاسکولف توموف 193840 م. مدراس تلوگو چیلکوری نارایانا رائو 194241 م. تامپر فنلاندی آهسن بوره 196042 م. -آفریکانس اسماعیل عبدالرزاق شیخ صالح دین196743 م. جوگ جاکارتا جاوه ای کیایی بیشری196944 م. کپنهاگ اسپرانتو ایتالو (احمد عبدالهادی) چیوسی196945 م. بانکوک تایلندی اسماعیل بن یحیی 197046 م. گوهاتی آسامی محمد صابر علی (یا صادر علی؟)197047 م. کیام کولام کولام مالایالام موتانیسریل م کایاکوتی197148 م. بغداد کردی محمدی کویی گالی زاده197149 م. سئول کره ای یونگ، سون کیم

ص:70

197150 م. باندونگ سوندانی قمرالدین، صالح دهلان، یوس روسامسی 197251 م. آدیس آبابا امهری-197352 م. بمبئی مراتی محمد یعقوب خان 197853 م. بنگلور کنادا-197954 م. بیروت هوسا ابوبکر محمد گمی 198055 م. اسلونروژی آینربرگ 198056 م. برمه برمه ای-

فهرست نخستین ترجمه پاره ها و گزینش ها در زبان های مختلف

(1)

شماره سال و محل چاپ زبان مترجم 15151 م. لندن انگلیسی-15432 م. -لاتین هرمانو نلینگونبس 17143 م. هلمستات یونانی-17314 م. بمبئی اردو نکهت شاهجهان پوری17495 م. حیدر آباد سندی محمد هاشم مخدوم 17766 م. لایپزیگ آلمانی هاینریش ولفگانگ بریش17847 م. استانبول فرانسه کلود اتین ساواری 18168 م. آلبوئه سوئدی والنیوس 18269 م. استانبول ترکی جودت افندی182810 م. پوزنان لهستانی سربولوسکی 183211 م. کلکته فارسی عبدالعزیز دهلوی184412 م. -اسپانیایی آندره بورگو185613 م. امستردام هلندی ماتس 185614 م. امستردام ماکا سارماتس 186515 م. پیشاور پشتو مراد علی، مولانا 186816 م. -بنگالی اکبر علی غلام 187317 م. -بمبئی تامیل مصطفی عالم حاجی یار نوح عالم صاحب 188518 م. لاهور پنجابی نووان کوتی شاه188719 م. -کشمیری محمد یحیی شاه

ص:71


1- (1) . این فهرست نیز از کتابشناسی جهانی ترجمه ها و تفسیرهای چاپی قرآن، ص 55 - 57 اخذ شد.

شماره سال و محل چاپ زبان مترجم188920 م. کونمینگ چینی مالیان یووان190221 م. مسکوروسی آگافنگل یقیموویچ کریمسکی190222 م. فیلیپویولیس بلغاری نیکولا لیتزا 190623 م. برلن امهری الکاتاجه 191224 م. ورنا ارمنی اگوپ کوربتیان 191325 م. میلان ایتالیایی-191526 م. بوداپست مجاری اندره گرسون 192127 م. کپنهاگ دانمارکی فرانتس پتر ویلیام بوهل 192128 م. پلوئشت آلبانیایی قفززی ایلومیتکو 192529 م. منچستر سریانی ا. مینگانا192630 م. فورت دی کاک اندونزیایی جماین عبدالمراد 192731 م. سارایووصرب و کرواتی شکریه الاگیچ 194432 م. حیدر آباد تلوگو محمد قاسم خان194633 م. لندن اسپرانتو کولین (قاسم اسماعیل) اوانس 194834 م. تل اویو عبری جوئل ریولین 194935 م. باندونگ سوندانی-195036 م. زنگبار سواحلی عبداللّه صالح الفارسی195237 م. اسلونروژی ویلهلم شنک195538 م. راسپور هندی ابومحمد، امام الدین رامنگری، افضل حسین، پندت کیلاشنات برهاپاست 195839 م. سولو جاوه ای منور جلیل191640 م. کولمبو سینهالی ویکر ماسینگ، لافیر، عبدالحمید عالم نوری196441 م. سنگاپور مالی عبداللّه محمد با سمیه 196642 م. پرتوریا آفریکانس-197043 م. ماکاسار بوگینی عبدالرحمن دائنگ...197244 م. کوژیکود مالایالام عبداللّه اسحاق علی197345 م. -گجراتی دیپک بار دولیکار197746 م. بمبئی مراتی محمد یوسف عطار197747 م. لیسبون پرتقالی سلیمان ولی محمد197848 م. هولی کردی حسین شیخ سعدی اربیلی 197949 م. مراوی مرانائو احمد د. الونتو197950 م. بیروت هوسا ابوبکر محمود گمی

ص:72

جدول آماری شمارگان چاپ ترجمه های کامل، پاره ها و گزینشها

با تعیین کثیر الانتشارترین چاپ ها در هر زبان (1)ردیف زبان ترجمه های کامل پاره ها و گزینش هاکثیر الانتشار 1 آسامی 2001 آفریکانس 3012 آلبانی 430 آلمانی 2465 ماکس هنینگ: 12، لودویگ اولمان: 16رودی پارت: 11شوایگر: 54 اردو 470300رفیع الدین دهلوی: 30عبدالقادر دهلوی: 622 ارمنی 13 آبراهام امیر چانجانز: 72 اسپانیایی 431ناشناخته: 7خوان ورنت: 4هرناندز کاتا: 83اسپرانتو9022امهری10012اندونزیایی2339احمد حسن: 9محمود یونس: 9محمد حسبی الشدّیقی: 116انگلیسی131295جورج سیل: 105رادول: 32پیکتال: 24پالمر: 1215ایتالیایی420لویگی بونلی: 136براهویی14041برمه ای15001بلغاری1611بلوچی01

ص:73


1- (1) . کتابشناسی جهانی ترجمه ها و تفسیرهای چاپی قرآن، ص 58 - 61.

ردیف زبان ترجمه های کامل پاره ها و گزینش ها کثیر الانتشار 17 بنگالی 9539 [گیریش چاندراسن]: 187 بوگینی 1901 پرتقالی 38 بنتودو کاسترو: 202 پشتو 2314 مراد علی: 214 پنجابی 4515 محمد حبیب اللّه: 226 تامیل 312 علامه، عبدالحمید بقوی: 235 تای 242 ترکی 197107 محمد تفسیری عینتابی دباغ زاده: 11حسن بصری چانتای: 10 اسماعیل فرح: 8فکری یاووز: 257 تلوگو 74 کائو چیلکوری نارایانا: 262 جاوه ای 27041 چک04 الوین ریچارد نیکل: 282 چینی 614 تزو، چوشیه: 295 دانمارکی 25 عبدالسلام صادق مادسن: 303 روسی 316 نیکولایف: 5سیمیو نویچ سابلوکف: 314 رومانیایی 32001 ژاپنی 09 یاسوناری - اوساموایکدا: 2توشیهیکو ایزوتسو: 2کن، ایچی ساکاموتو: 332 سانسکریت 34002 سریانی 35010 سندی 2524 تاج محمود امروتی: 366 سواحلی 105 عبداللّه صالح الفارسی: 3712 سوئدی 44 کارل ویلهلم زترستن: 382 سوندانی 39051 سینهالی 40020 صرب و کروآتی 611 محمد پانجا، جمال الدین چائو شویچ: 416 عبری 24 جوزف جوئل ریولین: 3

ص:74

ردیف زبان ترجمه های کامل پاره ها و گزینش ها کثیرالانتشار 42 فارسی 65107 شاه ولی اللّه دهلوی: 34 کمال الدین، حسین بن علی واعظ کاشفی: 4319 فرانسه 21116 کازیمیرسکی: 29آندره دوریه: 22ماواری: 4421 فنلاندی 03 جوسی آرو، ارماس سالونن، کنوت، تالکویست: 452 کرئول 46010 کردی 47022 کره ای 48001 کشمیری 49002 کنادا 5001 گجراتی 211 احمد بهایی سلیمان جمعانی: 512 لاتین 285 رابرتوس کتننسیس، هرمانوس دالماتا: 523 لوگاندا 53001 لهستانی 54051 ماکاساری 55020 مالایالام 56031 مالی 3714 احمد حسن: 576 مجاری 58022 مراتی 59012 مرانائو 60010 نروژی 61011 هلندی 126 گلازه ماکر: 8کاتیسر: 626 هندی 63036 هوسا 64011 یوروبا 04م. س. کول: 652 یونانی 18 پنتاکی: 6تذکر: در سال 2005 م. قرآن به زبان بوسنیایی نیز ترجمه شده است، این ترجمه توسط دکتر انس کاریچ رئیس دانشکده اسلامی سارایوو انجام شده و با تهذیب

ص:75

جالبی منتشر شده است. نگارنده؛ این ترجمه را از نزدیک در بوسنی مشاهده نمودم.

فهرست ترجمه های قرآن به زبان های مختلف که در ایران (کتابخانه مرکز ترجمه قرآن قم) موجود است، در بخش ضمائم خواهد آمد.

1. ترجمه قرآن به زبان ترکی

اشاره

در مورد نخستین ترجمه ترکی قرآن، دو نظر وجود دارد؛ نخست: نظر پروفسور زکی ولیدی طوغان که آن را همزمان با خود متن فارسی می داند و می گوید: همان لجنه ای که دسته ای را به ترجمه فارسی «تفسیر طبری» گماشت، عده ای از علمای ترک را مأمور ترجمه آن به ترکی کرد و دوم: نظر پروفسور محمد فؤاد کوبرلی و استاد عبدالقادر اینان است که این ترجمه ترکی را مربوط به قرن پنجم هجری می دانند؛ (1) در هر حال، تاکنون، این ترجمه به دست نیامده و نخستین ترجمه ترکی شرقی موجود، مربوط به سال 734 ه . است که در موزه هنرهای ترکی - اسلامی شهر استانبول به شماره هفتاد و سه نگاهداری می شود؛ این ترجمه، به سبک ترجمه فارسی است. (2)گفته می شود: بیش از هفتاد ترجمه ترکی وجود دارد که مربوط به قرن پنجم به بعد است و صدها نسخه خطی از آن ها در مجموعه ها و کتابخانه های خصوصی یافت می شود که غالباً به چاپ رسیده است؛ این ترجمه ها به زبان های گوناگون ترکی شرقی و غربی و به خطهای اویغوری و عربی و یا به خط لاتینی است. (3)تعداد ترجمه های ترکی قرآن با خط لاتین بیست و سه بار و با خط ترکی اویغوری سه بار و با خط عربی 60 بار ضبط شده است. (4)دانشمندان، اطلاعات وسیعی درباره شش ترجمه ترکی، جمع آوری کرده اند که

ص:76


1- (1) . نک: کتابشناسی جهانی، عصمت بینارق و خالدارن، ص 34 و قرآن ناطق، ج 1، ص 157 به بعد.
2- (2) . الببلیوغرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، ص 19
3- (3) 1. The Encnyclopedia of Islam, New edition, vol. v, p. 430.
4- (4) . محمدیوسف اریکسون، دکترمحمدعلی نجفی: «قرآن وترجمه های قرآن» در دائرةالمعارف قرآن کریم، ج1، ص28.

در قرن های پنجم تا نهم هجری نگارش یافته اند؛ (1) این ترجمه ها بر دو گونه اند:

1. ترجمه های حرفی و تحت اللفظی، بدون تفسیر و توضیح؛

2. ترجمه های تفسیری، اعم از مختصر و طولانی.

نکته قابل توجه در ترجمه های اولیه ترکی این است که به نسبت زیادی عاری از اصطلاحات عربی است و مترجمان، معانی و مفاهیم اصطلاحات را با جمله ها و ترکیب کلمات بیان کرده اند؛ زیرا نمی توانستند معادل آن ها چیزی بگذارند و شاید هم به این نکته توجه داشتند که کلمات محدود بشری نمی تواند جایگزین کلمات و اصطلاحات نامحدود قرآن گردد؛ اما در ترجمه های متأخر می بینیم که بسیاری از اصطلاحات قرآنی، وارد زبان ترکی شده که قبلاً ترک ها با آن ها آشنایی نداشتند؛ از نظر اسلوب، ترجمه های حرفی و تحت اللفظی، ترتیب جمله بندی ترکی را ندارد؛ بلکه مانند ترجمه های قدیم فارسی، به ترتیبِ جمله بندی قرآن است.

حرکت ترجمه قرآن، همچنان به کندی ادامه می یابد و در نیمه قرن بیستم میلادی به طور چشمگیری فزونی می گیرد. (2)

ص:77


1- (1) . راجع به تحقیقاتی که در مورد ترجمه های اولیه قرآن به زبان ترکی به عمل آمده است، به منابع زیر مراجعه شود: _ Mingana, A.: An Old Tukisch Manuscript of the Koran, The Moslem World, V. 5 (1915), pp. 391 - 398._ Inan, A.: Kuran'in Eski Trkce ve Oguz Osmanlica Cevirileri zerine notlar, Trk Arasti rmalari Yilligi, Belleten (Ankara), 1960, PP. 79 - 94. Dili_ Hamidullah, M.: Kur'an-i Kerimin Trkce Yazma Tercmeleri, Trkiyat Mecmuasi XIV (1964), PP. 65 - 80. ( Istanbul ),_ Eckmann, J.: Eastern Turkic translation of the Koran, Studia Turcica( Budapest ), 1971, PP. 149 - 159._ Eckmann J.: Kur'anin Dogu Trkcesine Tercmeleri, I.. Edebiyat Fakltesi Trk Dili Edebiyati Dergisi ( lstanbul ), XXL ( 1973 ), PP. 16 -24.ve
2- (2) . الببلیو غرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، صص 19 - 20
ترجمه آذری قرآن در آسیای میانه

ترجمه قرآن کریم به زبان آذربایجانی در آسیای میانه از قرون وسطی آغاز شده، اما متأسفانه این ترجمه ها به چاپ نرسیده اند؛ نخستین ترجمه و تفسیر به زبان آذری، «کشف الحقائق عن النکات الآیات و الدقائق» به قلم قاضی باکو میرمحمد کریم آقا می باشد؛ این ترجمه، اثری پر ارزش و کاری تحقیقاتی و وزین است.

ترجمه دیگر، ترجمه و تفسیر شیخ الاسلام ماورای قفقاز، محمدحسن مولازاده شکوی است که در سال 1908 م . در چاپخانه «غیرت» تفلیس، تحت عنوان «کتاب البیان فی تفسیر القرآن» چاپ شده است، این ترجمه نیز، دقیق و وزین است.

ترجمه سوم نیز، ترجمه محمدحسن مولازاده است که با روش ویژه ای، ترجمه آیات را بین گیومه، و تفسیر را خارج از گیومه آورده است؛ این ترجمه، مورد پسند و علاقه و مطالعه مردم ماورای قفقاز و آذربایجان بوده و در سال 1399 ه . در ایران افست و در 1990 م. در باکو تجدید چاپ شده است.

زبان ترجمه نخست و سوم، پیچیده و فهم آن برای خواننده آذری دشوار است.

اخیراً ترجمه های دیگری به زبان آذری در دست است که تازه ترین آن ها «ترجمه» ادبی قرآن کریم» به زبان آذربایجانی معاصر است که در سال 1992م. توسط پروفسور واسم محمدعلی زاده انجام گرفته است.

در این ترجمه، از اصل قرآن و تفاسیر «طبری»، «ابوحیان»، «فخرالدین رازی»، «بیضاوی»، «کشاف»، «جلالین»، «مجمع البیان» و «المیزان» استفاده شده است. (1)تذکر 1: مترجمان قرآن به زبان ترکی اسلامبولی، بیشتر از واژه «ترجمه»، اصطلاح «معالی» را به کار گرفته اند؛ معالی یعنی: «فهمیدن»، به طوری که مضمون عمومی آیه،

ص:78


1- (1) . ادبستان، ش 31، ص 35

همان گونه که از طرف مترجم درک می گردد آورده شود، سپس در داخل پرانتز و یا در شرح ویژه ای معنای آن تفسیر گردد.

تذکر 2: در سال های اخیر ترجمه ترکی «المیزان» و ترجمه آذری «تفسیر نمونه» انجام گرفته است و مترجمان «مرکز ترجمه قرآن به زبان های غیرفارسی» در قم، مشغول ترجمه قرآن به زبان ترکی هستند.

جدول ترجمه یا «معالی» قرآن به ترکی

ردیف نام ترجمه یا معالی نام مترجم نام ناشرمحل نشرتاریخ چاپ1قرآن کریم و معالی عبدالباقی گل بی نارلی iuebatikizmeR استانبول1402 م.2ترجمه آغری محمد بن یوسف آغری1549 م.3ترجمه تفسیر تبیان محمد دباغ زاده مطبعه بولاق قاهره1843 م.4ترجمه خیرالدین محمد خیرالدین خان حیدرآباد هند1871 م.5ترجمه افندی محمد نجیم افندی مطبعه بولاق قاهره1877 م.6ترجمه البیان محمدحسن مولازاده مطبعه غیرت تفلیس1908 م.7معالی قرآن کریم فاتح واعظ عثمان راشد1927 م.8ترجمه و تفسیر قرآن کریم عمررضا طغرل مطبعه اقسام استانبول1934 م.9قرآن کریم و ترکی معالی حسین یاسرمطبعه dM ,nG آنکارا1961 م.10ترجمه مولازاده محمد حسن مولازاده باکو1990 م.11معالی ادبی قرآن پروفسور واسم محمدعلی زاده باکو1992 م.

جدول ترجمه قرآن به ترکی استانبولی
اشاره

جداول ذیل، سیر صعودی ترجمه ها و تفاسیر چاپی قرآن مجید را بر حسب ادوار مختلف از صدو پنجاه سال پیش که نخستین نسخه چاپی قرآن در آن زمان انجام گرفته تا به امروز را بر اساس نسخه های موجود «مرکز ترجمه قرآن مجید» و برخی از منابع دیگر تنظیم شده است، (1) این سیر را نشان می دهد:

ص:79


1- (1) . در این بخش، از مقاله «جایگاه قرآن و عترت در ترجمه ها و تفاسیر قرآنی ترکی استانبولی» آقای سیدحسین رضوی، استفاده شد.
1. ترجمه ها و تفاسیر کامل دوره عثمانی

ردیف نام مترجم تاریخ چاپ محل چاپ ناشر تعداد چاپ توضیحات

1 آیین تابی محمد افندی 1842-1841م.قاهر بولاق 9 بار تا در دوره جمهوری نیز سه بار با حروف لاتین تجدید سال 1905 چاپ شده است که آخرین آن نسخه1993م. می باشد توسط «دارسعادت» به صورت یک جلد، بدون متن تفسیری است.

2اسماعیل فرخ 1865م.استانبول عامره تا سال 1920 این اثر تفسیری یک جلدی در سال 1959م. با ویراستاری هشت بار سلیمان فخری به حروف برگرداند و با حروف لاتین در دوره جمهوری توسط انتشارات بُوتن چاپ شده است.

3احمد بن عبداللّه 1875-1877 استانبول رضا افندی؟ دو جلد می باشد و در سال 1094 ق. ترجمه شده است.

4نورالبیان 1921م. استانبول عامره4 بار اثر مذکور، تفسیر دوجلدی می باشد که مترجم و مفسر آن شناخته شده نیست و در سال 1339 ق. ترجمه شده است

همۀ این ها تفسیر می باشند که از بند سوم، نسخه ای در «مرکز ترجمه قرآن مجید» موجود نیست.

2. ترجمه ها و تفاسیر دوره اعلان نظام جمهوری در سال 1923 تا اقتدار نظام لائیک

ردیف نام مترجم تاریخ چاپ محل چاپ تعداد چاپ توضیحات

1جمیل سعید 1924م.استانبول 9 بار ظاهراً این ترجمه از متن فرانسوی برگردانده شده است، با خط عربی نگاشته شده و «جهان کتابخانه سی» ناشر آن می باشد.

2محمد وهبی 1926-1924م. استانبول 4 بار تفسیر کامل از قرآن در شانزده و پانزده جلد، بعد از تغییر الفبا، سه بار تجدید چاپ شده و نسخه «مرکز» چاپ چهارم سال 1966 -1971م. می باشد؛ ناشر: اوج دال.

3احمد جودت پاشا 1927م.استانبول یک بار ناشر آن «معارف» است.

4اسماعیل حقی از میری1927م.استانبول4 بار در سال های 1932 و 1977م.با خط لاتین توسط ناشران ابراهیم حلمی، آرن و روزنامه بلوار تجدید چاپ شده است؛ اصل ترجمه در دو جلد و با خط عربی است.

ص:80

3. دوره اقتدار نظام لائیک و اعمال سیاست های ضد دینی از 1928 م تا 1947 م

ردیف نام مترجم تاریخ چاپ محل چاپ ناشر تعداد چاپ توضیحات

1عمر رضا دوغرول 1934م.استانبول احمد خالد4 بار چاپ چهارم آن در1980 بدون متن قرآن در یک جلد با اصلاحاتی تجدید چاپ شده است، برخی از بیانات لائیک ها و مادیگری در این اثر دیده می شود.

2المالیلی حمدی یازر (1)1938-1935م.دیانت4 بار در سال های 62-1960، 1970 و 1979 م تجدید چاپ شده است.

4. دوره آغاز تغییرات در سیاست نظام لائیک در سال 1947

ردیف نام مترجم تاریخ چاپ محل چاپ ناشر تعداد چاپ توضیحات

1حسن بصری جانثاری 1952-1953م استانبول اسماعیل گون 12 بار این تفسیر تا 1980 م؛ یازده بار چاپ شده که در1993م.

با ویراستاری جدید تجدید چاپ شده است که متن ترجمه آیات نیز در یک جلد مجزا منتشر گردیده است.

2 عبدالباقی گلبنارلی 1955 م.استانبول رمزی؟ این ترجمه تا کنون بارها تجدید چاپ شده و تنها ترجمه ای است که توسط یک دانشمند شیعی نگارش یافته است.

3حاجی مراد1955 م.استانبول حرکت؟ نسخه ای از این اثر در «گنجینه مرکز ترجمه» موجود نیست.

4اسماعیل حقی1957 م.استانبول یلدیز؟ نسخه ای از این اثر در «گنجینه مرکز ترجمه» موجود نیست.

5 عثمان نبی اوغلو1957 م.استانبول نبی اوغلو2 بار این ترجمه بدون متن قرآن، در سال 1988م توسط «سرمر کتاب اوی» تجدید چاپ شده است.

6 شمس الدین یشیل 1959-1957م استانبول یابلاجبک2 بار ازاین اثر تفسیر هفت جلدی، نسخه های در 64، 81، 94، 95 و 1997م. تجدید چاپ شده است.

7قرآن1959 م.استانبول آکرین9 بار این ترجمه،بدون متن قرآنی، توسط یک گروه منتخب با مراجعه به چندین ترجمه از زبان های مختلف فراهم آمده است، چاپ نهم آن متعلق به سال 1970 است. (2)

8حسین آتای و یاشار1961 م.آنکارادیانت8 بار این اثر، ترجمه ای در سال های 73، 77، 79، 80، 85، کوتلوآی 1988م. تجدید چاپ شده است.

9سعدی ارمالک 1962 م.استانبول روزنامه آکشام1 بار این ترجمه بدون متن قرآن با استفاده از ترجمه های شرقی و غربی تهیه شده است.

10سهم آقالای1962 م.آنکارا دوغان کاردنی3 بار ترجمه ای است بدون متن قرآن در چاپ های دوم و سوم اصلاحاتی روز آن انجام گرفته است.

ص:81


1- (1) . این اثر تفسیری با ویرایش مجدد و تحقیق، توسط عده ای به زبان جدید بردگردانده و در سال1993م. در ده جلد، توسط شرکت زهرا وین چاپ شده است و در سال های 1993م و 1994 م. متن ترجمه ای این اثر، با ویراستاری افراد مختلف به صورت های گوناگون چاپ شده است؛ این اثر برای اکثر مترجمین قرآن کریم، حالت یک منبع را پیدا نموده است.
2- (2) . کتابشناسی جهانی، ترجمه ها و تفسیرهای چاپی قرآن مجید، ص 200

ردیف نام مترجم تاریخ چاپ محل چاپ ناشر تعداد چاپ توضیحات

11 قرآن کریمن ترکچه آنلای 63-1962م.استانبول روزنامه ملیت2 بار ترجمه ای بدون متن قرآنی است مقتبس از ترجمه های عمر رضا دوغرول، حسن بصری و دیگران که در سال 1980م. تجدید چاپ شده است.

12عمر خسوحی بیلمن66-1962م.استانبول بیلمن؟ این اثر تفسیری، در هشت جلد وزیری، از سوی انتشارات حضور در استانبول نیز چاپ شده است.

13قرآن کریمن ترکچه آنلای 1969م.استانبول روزنامه2 بار این ترجمه، بدون متن قرآنی بوده و روزنامه ینی استانبول ینی استانبول آن را بمناسبت ماه مبارک رمضان، جهت هدیه به خوانندگان خود چاپ نموده است و در سال1972 تجدید چاپ شده.

14آ. فکری یاوز 70-1969م. استانبول سونمز6 بار این ترجمه در سال های 72، 73، 74، 76 و 1981م. تجدید چاپ شده است.

15عبداللّه عاطف توزونر 1970 م.استانبول چلتوت 3 بار ترجمۀ مذکور در سال های 73 و 1982م.تجدید شده است.

16سلیمان آتش 1975 م.استانبول یوکسل؟ این ترجمه بدون متن قرآنی بوده بعد با متن آن در دهه 80 و 90 به طور مکرر چاپ شده است.

17عبداللّه آیدین 1975م. استانبول آیدین؟ این ترجمه، در دهۀ 80 و یا 90 تجدید چاپ شده است.

18محمد بن حمزه 1976م. استانبول وزارت فرهنگ؟ این ترجمه، در 827ق.باحروف عربی نگارش شده است این اثر را وزارتخانۀ فرهنگ، ظاهراً برای گسترش زبان ترکی در دو جلد منتشر کرده است.

19 ضیاء کازجی و نجیب 1977م.استانبول چاغره3 بار این ترجمه،بدون متن قرآنی درسال 79 و1993م. تجدید تایلان چاپ شده است.

20م.امین ساراچ و...79-1970م.استانبول حکمت؟ برگردان تفسیر «فی ضلال القرآن» سید قطب، درشانزده جلد می باشد که مکرر تجدید چاپ شده است.

21م.کاظم اوزترک80-1974م. آنکاراآی یلدیز؟ در سه جلد رقعی با متن قرآنی که نسخه ای از این تفسیر در «مرکز» موجود نیست.

5 . دوره پیروزی انقلاب اسلامی ایران 1979.

ترجمه ها و تفاسیر کامل دهه 1980 م.

ردیف نام مترجم تاریخ چاپ محل چاپ ناشر تعداد چاپ توضیحات

1علیرضا ساغمان1980 م.استانبول اوج دال؟ این ترجمه، بدون متن مصحف شریف است.

2حسن کاراکارایا و...1981 م.استانبول حکمت2 بار این ترجمه، در سال 1993م تجدید شده است.

3جلال یلدرم 1982 م.استانبول روزنامۀ ترجمان؟ این ترجمه، همراه با توضیحات مختصر تفسیری در یک جلد می باشد و در 450 هزار نسخه منتشر شده است.

4 قرآن کریم1982 م.استانبول روزنامۀ گونش4 بار برعکس ترجمه دیگر متن قرآنی،این ترجمه از سمت چپ به راست شروع می شود و متن ترجمه ای این اثر دو جلدی بصورت دستنویس می باشد و در سال 84و85 تجدید چاپ شده و این ترجمه در «مرکز ترجمه» موجود است، بدون تاریخ و سال نشر.

ص:82

ردیف نام مترجم تاریخ چاپ محل چاپ ناشر تعداد چاپ توضیحات

5علی یولاچ 1983 م.استانبول بریم2 بار این ترجمه، بر اساس آرای تفسیری حمدی یازر و حسن بصری تهیه و در سال های 85 و 1993 م. با متن قرآن و بدون آن نیز چاپ شده است.

6انور باینان1984 م.استانبول باینان؟ این ترجمه، با توضیحاتی در یک جلد رحلی محدب با متن قرآن چاپ شده است.

7علی ارسلان 1987 م.استانبول ارسلان؟ اثر تفسیری است با متن قرآن در شانزده جلد وزیری

8بدرالدین سامینی اونال 1987 م.استانبول شن یلدیز؟ بخش عمده این ترجمه، اقتباس ازترجمۀ آیین نامی اسعدی می باشد که ازروی نسخه ویرایش 1957م اخذ شده است.

9علی اوزک و...1987 م.حجازوزارت3 بار این ترجمه، باتصحیح جدید درسال 1993م توسطسازمان اموردینی دیانت چاپ شد که در 94 نیز، توسط روزنامه صالح در استانبول در تیراژ هفتصد هزار نسخه منتشر شده است.

10شهر آریار سوی و...1987 م.استانبول شفق2 بار این ترجمه در 1995م. تجدید چاپ شده است.

11سلیمان آتش 1988 م استانبول نبی افق؟ تفسیر دوازده جلدی با متن قرآن کریم می باشد.

12عثمان کسکی اوغلو 1988 م.استانبول أرن؟ این ترجمه بدون متن قرآن می باشد.

13احسان آتاسوی1989 م.استانبول بنی آسبا3 بار این ترجمه، براساس آرای تفسیری سعید نورسی «نورحبان» نگارش یافته و در سال های 94 و 97 بدون تغییری در متن ترجمه با عنوان اسماعیل موتو منتشر شده است.

14حسن تحسین فیضلی1989 م. آنکارا الف؟ این ترجمه با متن قرآن می باشد.

15بکیر صداق1989 م.استانبول اتوگن؟ برعکس ترجمه های دیگر، متن قرآنی این ترجمه از سمت چپ به راست قرار گرفته است.

6 . ترجمه ها و تفاسیر کامل دهه 90 تا سال 1998م

ردیف نام مترجم تاریخ چاپ محل چاپ ناشر تعداد چاپ توضیحات

1علی ارسلان1990 م.استانبول مرد2 بار این ترجمه با متن قرآن در سال 97 تجدید چاپ شده است.

2عارف باموک و...1990 م.استانبول باموک؟ در این ترجمه، متن آیات قرآنی با حروف لاتین چاپ شده است که متن قرآنی به صورت عربی را نیز دارد.

3صدرالدین کموش و...1990 م. استانبول شافاک؟ این اثر هفت جلدی، ترجمۀ تفسیر صفوة محمد علی صابونی می باشد.

4احمد داوود اوغلی1991 م.استانبول جیله2 بار ترجمه، همراه متن قرآنی، در سال 1993م. تجدید چاپ شده است.

5خانم مدینه بانجی 1992 م.استانبول ابرار؟ این ترجمه در دو جلد وزیری با متن قرآنی به صورت تحت الفظی می باشد.

6بهاءالدین ساغلام 1993 م.استانبول تبلیغ؟ این اثر در یک جلد رحلی با کیفیتی عالی با متن قرآن چاپ شده است.

7یاشار نوری اوزترک 1993 م.استانبول روزنامه حریت 2 بار در این ترجمه، برخی از مفاهیم قرآنی نادرست ترجمه شده است. و درسال 1993م. توسط بنی بویوت نیز چاپ شده است.

ص:83

ردیف نام مترجم تاریخ چاپ محل چاپ ناشر تعداد چاپ توضیحات

8 طلعت کوج یغبت 1993 م.آنکارا قلیچ؟

9 محمود جانتاش 1993 م.استانبول جانتاش؟ تفسیر هفت جلدی از قرآن با متن آن.

10 مصطفی وارلی 94-1992م.استانبول اسماء؟ ترجمه این اثر در 1992 م. به اتمام رسیده است.

11 عبدالوهاب اوزترک 1994 م.آنکارا أمک؟

12 حسین آتای 1994م. آنکارا K.E.S ؟ این ترجمه، غیر از ترجمه ای است که باهمکاری «یاشار کوتلو آی» انجام داده است.

13مصطفی حزمتلی 1995م.آنکارا بیرلشیک 3 بار این ترجمه بدون متن قرآنی است و در سال های 96 و 1997 تجدید چاپ شده است و در لغتنامه آن برخی از مفاهیم قرآنی درست ترجمه نشده است.

14نظمی نظامی سکاللی 1995م.آنکارا آی یلدیز؟ در این ترجمه برخی از مفاهیم قرآنی وارونه نشان داده اوغلو شده است.

15جاهد کویتاک 1996م.استانبول اشارت؟ این اثر تفسیری سه جلدی، برگردان «پیام قرآن» محمد و احمد آرترک است.

16آی کوت دوغان و...1996 م.استانبول بیرلشیک؟ معانی القرآن سید ابوا علی مودودی است که همراه بامتن انگلیسی در سه جلد وزیری منتشر شده است.

17کریم آی تکین و...1996م.استانبول حصار؟ ترجمه نه جلدی تفسیر طبری می باشد.

18بکیر کارنگا و...1996م.استانبول داراند عوه؟ ترجمه شانزده جلدی که تفسیر ابن کثیر می باشد که همراه با متن است.

19ضیاء یلماز و...؟استانبول مکتوب؟ همراه با متن قرآن، ترجمۀ ده جلدی «ابن التفاسیر» می باشد.

20جلال یلدرم؟ ازمیر آنادولو؟ اثر تفسیری در چهارده جلد می باشد.

21جمعی از مترجمین؟ استانبول دام لا3 بار همراه با متن قرآنی ترجمۀ مختصر«تفسیر روح البیان» بروسوی است که محمد علی صابونی آن را اختصار کرده در سال 1997م. چاپ سوم آن در ده جلد منتشر شده است.

22علیرضا کانتای؟استانبول آنس فاتح؟ ترجمه سه جلدی تفسیر حلابین است.

و محمد تاتو

23احمد اسرار 1997 م.استانبول بنگیسو1 بار ترجمه هفت جلدی «تفیسر القرآن» سید ابو الاعلی مودودی است که از زبان اردو برگردانده شده است.

24ندیم یلماز 1997م. استانبول حصار؟

25محمد بایداش 1997 م.استانبول اکین؟ ترجمه هفت جلدی «تفسیر الحدیث» می باشد.

26یعقوب ججک 1997م.استانبول ایک1 بار این ترجمه اثر علی اوزک و همکاران اوست و با انجام اصطلاحاتی چاپ شده است.

27 احمد وارول 1997م. استانبول ماذو؟ این ترجمه، بدون متن قرآنی می باشد.

28شعیان پریش 1998 م.استانبول اتک بهار1 بار این ترجمه، بدون متن قرآنی می باشد.

ص:84

2. ترجمه قرآن به زبان روسی

اشاره

بنابر نوشته پروفسور حمید اللّه در حدود یازده ترجمه روسی از قرآن به عمل آمده است. (1)از نظر پیرسن: اولین ترجمه به زبان روسی، ترجمه پوستنیکوف است که در سال 1716 میلادی چاپ شده است (2) و از نظر پتروشفسکی: نخستین ترجمه کامل قرآن که منتشر شده و مستقیماً از زبان عربی به عمل آمده، ترجمه ای است که توسط گ. س. سابلوکوف (1804 - 1880م.) استاد فرهنگستان روحانی قازان صورت گرفته است؛ چاپ اول این ترجمه در سال 1879 در شهر قازان، چاپ دوم در 1896م. و چاپ سوم در 1907م. با متن قرآن و ترجمه روسی انجام گرفته است.

سابلوکوف ضمائم ترجمه قرآن را که گونه ای از فهرست موضوعات مشروح است با ترجمه روسی منتشر کرده است؛ این کتاب را ای. یو. کراچکوسکی در کتاب «عرب شناسی روسی» (ص 183) بسیار ارج نهاده است.

تازه ترین و کامل ترین ترجمه روسی قرآن به وسیله آکادمیسین ای. یو.

کراچکوسکی بزرگترین عرب شناس معاصر و دانشمند روسی (1883 - 1951م.) صورت گرفته که پس از مرگ وی چاپ و منتشر شده است؛ (3) این دانشمند در حدود ده سال با دقت و جدیت تمام، مشغول ترجمه قرآن گردیده و حواشی علمی مفصلی به ترجمه خود افزوده است، به طوری که انتشار این ترجمه پایه محکمی برای مطالعات عمیق تر دیگران روی این اثر خواهد بود؛ از نظر خاورشناسان: این ترجمه بهترین ترجمه ای است از قرآن که تاکنون به زبان روسی منتشر شده است. (4)

ص:85


1- (1) . پروفسور حمید اللّه: سیر ترجمه قرآن در آلمان، جایگاه دانش، ص 63
2- (2) . ج. د. پیرسن: همان مأخذ
3- (3) . پتروشفسکی: اسلام در ایران، ترجمه کریم کشاورز، تهران، 1354 ش، ص 129
4- (4) . به نقل از فرهنگ اسلام شناسان خارجی، ص 249

ترجمه ای دیگر که اخیراً نویسنده به آن دست یافته، ترجمه ای است تحت عنوان HAPOK که مترجم آن uupathemmoK .U ، آن را در «اتحاد دارالفنون» و «انستیتو علمی شوروی سابق» ترجمه نموده و در سال 1963 م. در مسکو چاپ و منتشر شده است.

جدول ترجمه های روسی

ردیف نام ترجمه نام مترجم نام ناشرمحل نشرتاریخ چاپ1 atemogaM naroK lA یوستنیکوف )vokintsoP( چاپخانه پترز بورگ پترزبورگ 1716 م.2 naroK lA aginK وریووکین )nikvoyreV( nikvoyreV سیزبورگ 1790 م.3 naroK lA کلماکف )vokamloK( آکادمی فرهنگی سلطنتی پترزبورگ 1792 م.4 atemogaM naroK نیکلایف )veyalokiN( تا 1901 پنج چاپ مسکو1864 م.5 naroK بوگوسلاوسکی )yksvalsugoB( مخطوط1871 م.6 naroK سابلوکوف )vokulbaS( چاپ دانشگاه pmI قازان1877 م.7 naroK کرانچکوفسکی yksvokhctaK 1883 م.8 naroK کریمسکی )yksmirK( مسکو1902 م.9 dortnI naroK کراچکوسکی )yksvokhcarK( چاپ انستیتو فرهنگ نُوک 1903 م.

ص:86

10 naroK الکساندر )rednaskelA( vokroroB مسکو1963 م.

3. ترجمه قرآن به زبان های هندی

اشاره

قرآن کریم به اغلب زبان های موجود در شبه قاره هند و پاکستان، نظیر زبان های اردو، آسامی، بنگالی، گجراتی، هندی، کشمیری، مراتی، اوریه ای، پنجابی، پشتو، سنسکریت، و به زبان های دراویدی (سینهالی، تامیلی، تلوگو، و مالایالام) ترجمه و تفسیر شده است.

1. کهن ترین ترجمه به زبان هندی

بزرگ بن شهریار دریانورد فارسی که در نیمه اول قرن دهم می زیسته در کتاب خود به نام عجائب الهند که آن را در حدود سال 953 م. نگاشته است. (صفحات 2 و 3) می نویسد:

دانشمندان هند، قرآن را برای تبلیغ دین، کمی پیش از 270 ه . / 883 م ترجمه کردند و شاید به زبان های سندی یا ملتایی بود.

این ترجمه، بنا به درخواست راجا محروق، راجای پنجاب و کشمیر از حاکم مسلمان سند عبداللّه بن عمر بوده و او یک دانشمند عراقی را مأمور این ترجمه کرد و تا «سوره یس» می باشد. اولین ترجمه کامل به زبان هندی توسط دکتر احمد شاه مسیحی انجام گرفته که در سال 1915م. چاپ و منتشر شده است؛ مترجم این اثر، یک کشیش مسیحی است و اصطلاحات هندی را با شرح ها و حاشیه های بسیار به کار برده است. (1)در فهرست کتاب های هندوستانی موزه بریتانیا، نمونه های بی شماری از ترجمه های قرآن به زبان های هندوستانی یافت می شود که از آن جمله، ترجمه هایی است که به دست مسیحیان انجام شده و با حروف لاتینی به چاپ رسیده است.

2. کهن ترین ترجمه به زبان سندی

زبان «سندی» یکی از لغات مهم در شبه قاره هندوستان و امروزه یکی از زبان های توسعه یافته محلی پاکستان است و در سال 270 ه . یکی از علمای عرب، برای اولین بار قرآن را به این زبان ترجمه کرد، ولی نسخه ای از آن باقی نمانده است؛ اولین ترجمه موجود به زبان «سندی» توسط آخوند عزیزاللّه متعلوی (1160 - 1240 ه . / 1747 - 1824 م.) انجام گرفته و در چاپخانه محمّدیه «حیدرآباد» به چاپ رسیده است. (2)و برخی از نویسندگان، نخستین ترجمه چاپی به زبان «سندی» را اثر محمدصادق می دانند که در سال 1867 م. در «لاهور» چاپ شد. (3)

ص:87


1- (1) . «قرآن مجید هندی تراجم» (مترجمات القرآن باللغة الهندیة)، سیارة دیجست، لاهور، ج 2، ش 5، 1973، صص 639 - 640 به نقل از الببلیو غرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، ص 21؛ نیز رجوع کنید به دکتر محمد حمیداللّه: سیر ترجمه قرآن در آلمان، مجله فکر و فن، ش 2، هامبورگ، 1963 و الدکتور علی شواخ اسحاق: معجم مصنفات القرآن الکریم، ج 2، ص 12.
2- (2) . رجوع شود به کتابشناسی انجمن شرقی اردو، پاکستان، کراچی، 1961 م، ج 1.
3- (3) . کتابشناسی جهانی، همان ها، ص 37
3. کهن ترین ترجمه به زبان تامیلی

نخستین ترجمه به زبان «تامیلی» از مصطفی عالم حاجی بارنوح است که در سال 1873 در «بمبئی» به چاپ رسیده است و اولین ترجمه کامل به این زبان، توسط حبیب محمد قاهری انجام یافته و در سال 1884 در «بمبئی» منتشر شده است.

4. کهن ترین ترجمه به زبان پشتو

در سال 1868م. مرادعلی صوفی اولین ترجمه تفسیری را انجام داده که در سال 1906م. در «لاهور» به چاپ رسیده است و در سال 1861م. ترجمه دیگری در بهویان (بهوپال) منتشر شده که مترجم آن ناشناس است.

5 . کهن ترین ترجمه به زبان پنجابی

قدیمی ترین ترجمه به زبان «پنجابی» از نوان کوتی شاه است که در سال 1885م. در لاهور به چاپ رسیده است و اولین ترجمه کامل را حافظ مبارک اللّه کرده که در سال 1870م. منتشر شده است.

6 . کهن ترین ترجمه به زبان بنگالی

بعضی، نخستین ترجمه ناتمام قرآن را به زبان «بنگالی» از غلام اکبر علی از مرزابور می دانند که در سال 1868م. صورت گرفته است و بعضی معتقدند که ترجمه مولوی امیرالدین بشنوی از قریه سک بور قدیمی ترین ترجمه ناتمام است.

اما ترجمه کامل را برای نخستین بار چاریش ساندراس (1) که دارای دین «برهونی» بود در سال 1881 - 1886م. انجام داده است.

ص:88


1- (1) . نام او را «گاریش چاندراسن» نیز نوشته اند؛ (کتابشناسی جهانی، ص 35).

از نظر استاد سید علی احسن، مدیر کل سابق «آکادمی بنگلادش»، علت تأخیر در ترجمه قرآن این بوده که زبان عربی و فارسی و زبان اردو زبان رسمی و فرهنگی قبل از انقلاب ملی بنگلادش بوده و با افزایش حرکات ملی گرایی، ترجمه قرآن به زبان های ملی شروع شده است. (1)

7. کهن ترین ترجمه به زبان گجراتی

اولین ترجمه کامل به زبان «گجراتی» توسط عبدالقادر بن عثمان انجام گرفته و در سال 1789 در «بمبئی» چاپ شده است.

8 . کهن ترین ترجمه به زبان اردو
اشاره

ترجمه شاه رفیع الدین دهلوی در سال 1190 ه . / 1776 م: نخستین ترجمه معانی قرآنی به زبان «اردو» محسوب می شود که برای اولین بار در سال 1840م. در «کلکته» چاپ شده است.

به دنبال آن ترجمه دیگری از برادرش شاه عبدالقادر (متوفای 1205 ه . / 1790م.) صورت گرفته که برای اولین بار در سال 1829م. در دهلی چاپ شده است؛ این دو برادر، فرزند علامه مشهور در شبه قاره هند و محدث شاه ولی اللّه دهلوی است که در سال 1150 ه . / 1737م. قرآن را به فارسی ترجمه کرده است. (2)

جدول ترجمه های قرآن به زبان اردو

ردیف نام ترجمه نام مترجم نام ناشرمحل نشرتاریخ چاپ1موضح القرآن شاه عبدالقادر دهلوی تاریخ ترجمه 1205 ه .کلکته1829 م.2فتح العزیزشاه رفیع الدین دهلوی تاریخ ترجمه 1190 ه .کلکته1840 م.3حمایل شریف مترجم اردویعقوب حسن چاپ حسینی آگرا1866 م.4زاد الآخره عبدالسلام محمدچاپ لکهنو شوارلکهنو1868 م.

ص:89


1- (1) . الببلیو غرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، صص 20 و 21 به نقل از: Khan Mofakhkhar Hussain: "A History of Bengali Translations of the Holy Qur'an", The Muslim World, LXXLL, 2 (1982), PP. 123 - 136.
2- (2) . همان مأخذ، ص 20

ردیف نام ترجمه نام مترجم نام ناشرمحل نشرتاریخ چاپ5التحریر فی اصول التفسیرسید احمد خان علیگر1880 م.6ترجمه قرآن شریف محمدحسین قلی خان چاپ حسینی لکهنو1885 م.7ترجمه خلاصة المنهج به امر مولانا محمد حسین لکهنو1885 م.8تفسیر اکسیر اعظم محمد احتشام الدین چاپ فولکیشوارلکهنو1895 م.9اردو القرآن بآیات الفرقان عبداللّه چاکر علوی چاپ هندوستان استیم لاهور1908 م.10کنزالایمان فی ترجمان القرآن احمد رضا خان برلوی چاپ نعیمی مردآباد1912 م.11تفسیر واضح البیان عبدالمجید علامه چاپ رساله پیشوادهلی1930 م.12ترجمة القرآن یاسین حکیم شاه چاپ دین محمدی لاهور1935 م.13تفهیم القرآن ابوالاعلی مودودی چاپ تعمیر انسانیت لاهور1951 م.14مفهوم القرآن غلام احمد پرویزچاپ میزان لاهور1961 م.15ترجمه مجمع البیان دکتر سید محمد حبیب-کراچی -تذکر: اخیراً تعداد زیادی (حدود 200) ترجمه کامل و ناقص قرآن به زبان اردو در کتابخانه «مرکز ترجمه قرآن به زبان های غیرفارسی» در «قم» جمع آوری شده است.

4. ترجمه قرآن به زبان های جنوب شرق آسیا

الف) ترجمه قرآن به زبان مالی و اندونزیایی

در نیمه قرن هفدهم میلادی عالم معروف عبدالرؤف فانسوری نخستین ترجمه قرآن را به زبان «مالایایی» نگاشته که در سال 1922م. در «قاهره» به چاپ رسیده است (1) و اولین ترجمه به زبان «اندونزیایی» را جماین عبدالمراد انجام داده که منتخباتی از آن در «فورت دو کوک» (2) در سال 1926م. چاپ شده است؛ لغت «مالایایی» منشأ لغت اندونزیایی جدید است. (3)ترجمه های قرآن به زبان های «مالایایی» و «اندونزیایی» در فرهنگ ها و کتاب نگاری ها فراوان آمده و نیز ترجمه به سایر زبان های اندونزی؛ ترجمه ای

ص:90


1- (1) . قرآن ناطق، ج1، ص175، ولی در کتابشناسی جهانی، ص 38، سال چاپ آن را 1923 م می نویسد.
2- (2) 1. Fort de Kock.
3- (3) . الببلیو غرافیا العالمیه لترجمات معانی القرآن الکریم، ص 22

برمه ای همراه با متن قرآن از حاجی نورالدین معروف به حاجی لو در سال 1938م.

منتشر شده که اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه بریتانیا موجود است. (1)بوتو نخست وزیر اندونزی در سال 1955م. اجرای طرحی را برای ترجمه قرآن به زبان اندونزیایی آغاز کرد.

دو ترجمه به زبان «تایلندی» یکی همراه با متن قرآن در سال های 1968 - 1971م.

انجام گرفته است که هم اکنون در کتابخانه «دیسن» دانشگاه «کُرنل» نگاهداری می شود. (2)

ب) ترجمه قرآن به زبان چینی

ترجمه پاره هایی از قرآن مجید به زبان «چینی» متعلق به قرن هیجدهم در «مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن» موجود است و چند ترجمه منتخباتی از قرآن به زبان چینی مربوط به قرن نوزدهم و بیستم وجود دارد و شاید نخستین ترجمه کامل چینی ترجمه ای است که به توصیه «ساکوما»، (3) بازرگان مسلمان شده ژاپنی و مؤسس روزنامه شرقی «موکیانگ»، (4) در سال 1925م. انجام گرفته است.

ترجمه دیگری در موزه بریتانیا موجود است که «شیه تزو - چو» (5) و چند تن دیگر در سال 1958 از روی ترجمه انگلیسی به عمل آورده اند. (6)اکمل الدین احسان اوغلی در مقدمه خود بر «کتابشناسی جهانی ترجمه های معانی قرآن کریم» معتقد است: قبل از قرن 20 میلادی قسمت هایی از قرآن توسط «شیخ

ص:91


1- (1) . رجوع شود به فهرست عربی موزه بریتانیا، ضمیمه دوم
2- (2) . دائرةالمعارف اسلام، چاپ جدید، 1980، ج 5، ص 431 به نقل از: Catalogus van de Bibl. v.het Kon Inst. v. Taal - Land - en Volkenk and suppis; Ockeloen, Catalogus van boeken en tijdschriften uitgegeven in Ned, OostIndie, 1870 (- 1953); H. Tinker, art. BURMA.
3- (3) 1. Sakuma.
4- (4) 2. Mukiang.
5- (5) 3.Shih Tzu - Chou.
6- (6) . ج. د. پیرسن: «ترجمه های موجود قرآن کریم»، همان مأخذ، ص 5.

لیوچی» (1) ترجمه شد و به دنبال وی «شیخ مافوشو» (2) ترجمه بیست جزء را تکمیل کرد. و اولین ترجمه ای که به طبع رسید در سال 1889م. توسط «مالیان یوان» (3) در کونمینگ (4) بود؛ در سال 1927 لی تی ژنگ (5) به ترجمه کامل چینی قرآن پرداخت و این ترجمه از روی ترجمه ژاپنی «کاموتوکی نی چی» (6) و آن نیز از روی ترجمه انگلیسی «رود ول» (7) انجام گرفته بود. (8)

ج) ترجمه قرآن به زبان ژاپنی

اولین ترجمه معانی قرآن کریم در «ژاپن»، مربوط به سال 1920م. است که مترجم آن «ک. ا. ساکاموتو»ی بودایی است و در سال 1923 کتابی به نام «النبی محمد» انتشار داده است؛ ترجمه ژاپنی وی از ترجمه انگلیسی صورت گرفته و در سال 1929م. چاپخانه «کایزو» این ترجمه را تحت عنوان «قرآن کیو» تجدید چاپ کرده است؛ مترجم با اینکه مسلمان نیست، اما نسبت به اسلام علاقه مند به نظر می رسد.

با ازدیاد جمعیت مسلمانان در ژاپن، ترجمه های دیگری نیز، از قرآن ظهور یافته است. (9)در دهه های 1950، 1960 و 1970 م. ترجمه های ژاپنی توشیهیکو ایزوتسو استاد دانشگاه مک گیل کانادا و تاناکا شیرو، بارها چاپ و انتشار یافته است.

این ترجمه، در سه جلد جیبی، توسط انتشارات «ارنام بوک» توسط «مِدُروِک ریو» در سال های 1957 و 1964 و 1987 م. چاپ و منتشر شده است.

مترجم آن پروفسور ایزوتسو استاد برجسته دانشگاه «مک گیل» کانادا و دانشگاه

ص:92


1- (1) 1. Liuche.
2- (2) 2. Mafushu .
3- (3) 3. Malian Yuan.
4- (4) 4. Kunming.
5- (5) 5. Tietcheng Lee .
6- (6) 6. SakamotoKeniche.
7- (7) 7. Rod Well.
8- (8) 8. Yijin, Jin: The Qur'an in China, Contribution to Asian Studies, Pub. E. j. Brill, Leiden, XVll (1982), PP. 95 - 101. به نقل از الببلیو غرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، ص 23 و در ترجمه فارسی کتابشناسی جهانی، ص 38.
9- (9) . همان مأخذ

«کیو»ی ژاپن است؛ وی با تخصص در مطالعات اسلامی، علم زبانشناسی و معناشناسی و ادبیات عرب و فارسی دو جلد کتاب در زمینه معنی شناسی و کلمات کلیدی و کانونی قرآن نگاشته که تحت عنوان «خدا و انسان در قرآن» و «مفاهیم اخلاقی - دینی در قرآن» به فارسی ترجمه شده است.

د) ترجمه قرآن به زبان کره ای

در خاور دور، ترجمه هایی از قرآن به زبان های دیگر صورت گرفته که بر اثر فزونی تعداد مسلمانان است؛ از جمله آن ها ترجمه قرآن به زبان کره ای است؛ نخستین ترجمه کره ای را یونگ سن کیم، (1) استاد دانشگاه «هانکوک»، به رشته تحریر در آورده که در سال 1971 در سئول چاپ و منتشر شده است. (2)در سال های 1950 - 1953 اسلام توسط سربازان ترک در زمان جنگ کره در این سرزمین معرفی شده و اکنون دارای بیش از چهار هزار نفر پیرو می باشد. (3)

5 . ترجمه قرآن به زبان های آفریقایی

اشاره

قرآن برای اولین بار در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم توسط «جعفر بن ابی طالب» و مسلمانان مهاجر وارد این قاره شد و «سوره مریم» آن برای پادشاه حبشه قرائت گردید که گفته می شود به زبان مردم آن سرزمین ترجمه شد.

اما قرآن در هر یک از مناطق قاره آفریقا که راه یافته، با نفوذ عمیق خود زبان آن سرزمین را به عربی قرآنی تغییر داده است و کشورهایی چون مصر، لیبی، الجزایر، مراکش، منطقه صحرای بزرگ، سودان، چاد، موریتانی، صحرا، نیجریه، سومالی، جیبوتی و کومور اغلب به زبان عربی تکلم می کنند و نیازی به ترجمه قرآن ندارند و

ص:93


1- (1) 1. Young Sun Kim.
2- (2) . الببلیوغرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، ص 23.
3- (3) . به نقل از کتاب کره، چاپ شده توسط سرویس تبلیغات خارجی وزارت اطلاعات و فرهنگ کره، سئول، ص91.

همانطور که اکمل الدین احسان اوغلی می نویسد: «ترجمه های معانی قرآن کریم به بعضی از زبان های مسلمانان در افریقا و آسیا به منظور کمک به مبشران مسیحی و فعالیت های تبلیغی شان بوده است».

در قاره آفریقا به جز زبان عربی، پنج زبان محلی آفریقایی وجود دارند که عبارتند از: زبان های «سواحلی»، «یوربا»، «گاندا»، «امهری» و «الهوسا».

اولین ترجمه ای که برای قرآن در این قاره صورت گرفت، توسط یک مبشر مسیحی به نام گادفری دیل (1) به زبان «سواحلی» بود که در سال 1923م. توسط «جمعیت پیشرو معارف مسیحیت» در «لندن» چاپ شد؛ این ترجمه، پایه ای برای کمک به معلمان و مبلغان مسیحی در جهت شناخت نقاط قوت در اسلام بود تا افریقایی مسیحی با استفاده از آن به تقویت خود در برابر مسلمانان بپردازد. (2)

الف) ترجمه سواحلی

همانطور که اشاره شد، ترجمه «سواحلی» اولین ترجمه قرآن به زبان های افریقایی است؛ این زبان، زبان وسیع و گسترده ای در شرق افریقا، یعنی: در «تانزانیا»، «اوگاندا» و «کنیا» و همچنین در «اوروندی» و شرق «کنگو» است.

بر حسب منابع موجود، اولین ترجمه معانی قرآن به زبان «سواحلی» در سال 1906م. توسط کشیش گادفری دیل در «زنگبار» صورت گرفته است و در سال 1923م. در «لندن» چاپ شد. (3).

Dale, Godfery: Tafsiri y Kurani Ya Kiarabu Kwa Lugha Ya Kisawahili, pub.Society for Promoting Christian Knowledge, London, 1923, XXII + 686P. 8..

ص:94


1- (1) 1. Godfrey Dale.
2- (2) 2. The Muslim World. XIV, 4 (Oct, 1924), PP. 409 - 410; LXI, 2 (April 1971), PP. 102 - 110.
3- (3) . جوهدری، غلام محمد، «قرآن کریم که به زبان سواحلی ترجمه شده است»، سیارة دیجست (لاهور)، ج 2، ش 5 (1973)، صص 641 و 642 به نقل از الببلیو غرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، ص 24.
ب) ترجمه یوربا

اولین ترجمه کامل به زبان «یوربا» توسط م. س. کول انجام گرفته که در سال 1906م.

در لاگوس چاپ شده است..

Cole, M.S.: Al - Kurani Tia Yipadasi ede Yourba, Lagos, 1906, 425 p. 80..

ج) زبان الهوسا

زبان محلی مردم غرب آفریقا، «الهوسا» ست؛ در سال 1971م. توسط «رابطة العالم الاسلامی» ترجمه ای به زبان «الهوسا» برای قرآن انجام گرفته که در آن از کتب تفاسیر استفاده شده و دارای راهنمای وقف، فهرست لغات و اماکن و فهارس به ترتیب ابجدی است؛ همانطور که در مقدمه این ترجمه آمده است: این کار، طی هفت سال با همکاری ابوبکر عثمان الثالث مکتو و استاد احمد بللوابن والی ولایت «کامنا» و استاد محمد انور ویکو فرزند حاج آدم باکودیکو از شهر «زاریا» و ابوبکر محمود جومی انجام یافته است؛ این ترجمه در سال 1409 ه . در مدینه توسط «مجمع مصحف المدینة النبویة» ملک فهد چاپ شده است..

AL KUR'AN MALGIRMA Dakuma Tarjaman Ma'anonin Sa Zuwa GaHarshen HAUSA..

در سال 1982م. ترجمه دیگری در نیجریه به زبان «الهوسا» توسط شیخ ابوبکر محمود قمی قاضی القضات شمال نیجریه به نام «ترجمان معانی القرآن» انجام یافته که مکرراً چاپ و منتشر شده است. (1).

Tarjaman Ma'anonin, Alkur'ani Mai Crima, Abubakar Mahmud GumiDara Arabic Beirut Lebnan, 1982..

ص:95


1- (1) . قرآن ناطق، ج 1، ص 192

6 . ترجمه قرآن به زبان های اروپایی

اشاره

قرآن کریم از راه افریقا به اسپانیا رفت و از اسپانیا وارد غرب اروپا شد و به زبان های مختلف اروپایی ترجمه گردید، همچنانکه از طریق ترکیه نیز، وارد کشورهای اروپای شرقی شده است.

ترجمه اولیه قرآن در اروپا
اشاره

در مرحله نخست، اهتمام اروپای غیرمسلمان به نشر ترجمه های قرآن به انگیزه استعمار و جدال با مسلمانان بود، و در مرحله بعد برای مشاجره فکری و عقلی با آن ها. (1)علمای مسیحی با کینه ای که از اسلام و مسلمانان به دل داشتند، کوشیدند تا با ترجمه مغرضانه و توهین آمیز همراه با ردّیه، عظمت قرآن را درهم بشکنند و از تأثیر آن بکاهند.

بعضی از ترجمه های اولیه به عنوان «قرآن محمد» و بسیاری به عنوان «قرآن ترک» یا «کتاب پیامبر ترکها» انتشار یافت.

بعلاوه، همانطور که گذشت: استعمارگران و مبلغان مسیحی نه تنها اهتمام به ترجمه قرآن به زبان های اروپایی داشتند، بلکه برخی ترجمه قرآن به زبان های کشورهای اسلامی تلاش فراوان کرده و می کنند.

قدیمی ترین ترجمه قرآن به زبان های اروپایی، ابتدا لاتینی و بعد اسپانیایی و سپس ایتالیایی و آنگاه آلمانی، فرانسوی، انگلیسی و امریکایی بود. (2)نخستین گزیده های قرآن به زبان انگلیسی در سال 1515م. و نخستین ترجمه کامل لاتین در سال 1543م. انتشار یافت. (3)

ص:96


1- (1) . رژی بلاشر، مترجم قرآن به فرانسه می نویسد: «تذکارات خشنی که همراه ترجمه لاتینی است نشان می دهد که هدف کشیشان تهیه وسیله ای است که به دست هیأت های مذهبی بدهند تا در مشاجراتشان با مسلمانان مورد استفاده قرار گیرد» (در آستانه قرآن، ترجمه دکتر محمود رامیار، چاپ تهران، دفتر نشر، 1359 ش، ص 294).
2- (2) . الببلیوغرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، ص 34
3- (3) . کتابشناسی جهانی، ص 41
الف) ترجمه های لاتینی قرآن

کهن ترین ترجمه قرآن در اروپا، ترجمه ای است به زبان لاتینی که با تشویق پی یر لو ونه رابل. (1) اسقف شهر کلونی (2) در شمال فرانسه صورت پذیرفت؛ (3) این کشیش، طی مسافرتی میان سال های 1141 و 1143م. به اسپانیا، پیر تولدویی (4) را که احتمالاً اسلام آورده بود، به عنوان مترجم اصلی برگزید و چون به زبان لاتینی، کمتر از عربی آشنایی داشت، دستیاری که اتفاقاً نام او هم «پی یر» بود در اختیار «پی یر تولدویی» گذاشت تا از نظر اسلوب، ترجمه او را یاری دهد.

همانطور که «پی یر لو ونه رابل» اعلام کرد: هدف از این ترجمه، تبلیغ علیه اسلام بود و ازاین رو چهار سال پیش از دومین «جنگ صلیبی» تقدیم قدیس برنار کلردویی (1090 - 1153 م.) شد. (5)ترجمه «پی یر»، مدت پنج قرن در جهان مسیحیت مستقیم و غیرمستقیم وسیله تبلیغ مسیحیان بر ضد دین اسلام بود؛ این ترجمه، در سال 1543 م. بنابر توصیه «مارتین لوتر» (6) به وسیله تئودور بیبلیاندر (7) یا بوخمان (8) در شهر بال (9) انتشار یافت و پس از آن به زبان های ایتالیایی، آلمانی و هلندی ترجمه گردید؛ (10) ترجمه لاتینی «پی یر» شباهتی با متن عربی ندارد و اغلب خلاصه ای از آن است. (11)نسخه ای از این ترجمه به قلم خود مترجم، در کتابخانه قورخانه در پاریس وجوددارد. (12)

ص:97


1- (1) 1. Pierre le Vnrable م6511 - 2901.
2- (2) 2. Cluny .
3- (3) 3. Encylopedia Britanica, V. 22, P. 10 .
4- (4) 4. Pierre de Toledo.
5- (5) . بلاشر، در آستانه قرآن، صص 291 - 293
6- (6) . الببلیو غرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، ص 25 به نقل از: R. Blacher: Introduction au Coran, Paris, 1959, PP. 264 - 265.
7- (7) 5. Theodor Bibliander .
8- (8) 6. Buchmann .
9- (9) 7. Basle .
10- (10) 8. Encyclopedia Britanica, V. 22, PP 10.
11- (11) . دائرةالمعارف فارسی، مصاحب، ج2، ص 2032
12- (12) . ج. د. پیرسن، همان مأخذ، ص 6

در سال 1594م. ترجمه هنکلمان (1) و در سال 1598م. ترجمه ماراتچی (2) با ردیّه هایی که داشت انتشار یافت. (3)مشهورترین ترجمه لاتینی قرآن، ترجمه لودویکو ماراتچی و پاپ اینوکنتیوس یازدهم است که با متن عربی و توضیحات فراوان و رساله ای که در 1691 م. در ردّ دین اسلام چاپ شده بود، در سال 1698 م. (1110 ه .) در اروپا به چاپ رسید. (4)سرانجام، همانطور که پروفسور حمیداللّه می نویسد: ترجمه لاتینی رابرت کتونی (5) آغازگر ترجمه قرآن در اروپا گشت و به دنبال آن مسلمانان و غیرمسلمانان، قرآن را به دیگر زبان های اروپایی ترجمه کردند. (6)

ب) ترجمه های اسپانیایی قرآن
اشاره

با طلوع خورشید قرآن و اسلام در «اسپانیا»، این کشور آنچنان کانون فرهنگ و تمدن گردید که بسان الماس در میان کشورهای اروپایی می درخشید؛ قرآن از طریق اسپانیا، نه تنها به بسیاری از کشورهای اروپایی راه یافت؛ بلکه پس از کشف امریکا نیز، همراه با فرهنگ و زبان اسپانیایی در مناطق بسیار وسیعی که مستعمرات اسپانیا بودند انتشار یافت، به طوری که تاکنون، ترجمه های فراوانی از قرآن به زبان اسپانیایی در شهرهای «مادرید»، «مالاگا»، «بارسلون»، «کپنهاگ»، «گینه اسپانیا»، «مکزیکوسیتی»، «گرانادا» و «بوئنوس آیرس» چاپ و منتشر شده است که در جدول از نظر می گذرانید.

قابل ذکر است که زبان اسپانیایی، یکی از مهمترین زبان های بین المللی است که در بسیاری از مناطق اروپا و امریکا رواج دارد.

ص:98


1- (1) 1. Hankelmann.
2- (2) 2. Marracci .
3- (3) . ابو عبداللّه مجتهد زنجانی، تاریخ قرآن، ترجمه ابوالقاسم سحاب، بی تا، صص 113 - 114.
4- (4) . دائرةالمعارف فارسی، مصاحب، ج 2، ص 2032
5- (5) 3. Robert of Ketton.
6- (6) . «سیر ترجمه قرآن»، مجله فکر و فن، س 1، ش 4، هامبورگ، 1963 در کتاب جایگاه دانش در جهان اسلام، ص62.

در خلال سال های 1252 - 1284 میلادی ابراهام طلیطلی به دستور آلفونس دهم به ترجمه هفتاد سوره قرآن به زبان «اسپانیایی» پرداخت که این ترجمه زمینه ساز ترجمه قرآن به زبان «فرانسه» توسط بونا ونتورا (1) گردید.

اولین ترجمه کامل قرآن به زبان «اسپانیایی»، توسط جوزه گاربر دو روبلس (2) بود که در سال 1844 م. در مادرید پایتخت اسپانیا به طبع رسید (3). (4)

جدول ترجمه های اسپانیایی قرآن

ردیف نام ترجمه نام مترجم نام ناشرمحل نشرتعدادتاریخ نشر1 naroC lA خوزه گاربر دو روبلس atseuC ed .biL مادرید18441 م.2 naroC lE کتاب مقدس محمدی هااورتیز پوئبلایی velA nuJ بارسلون18721 م.3 naroC lE مجهول مادرید18751 م.4 naroK lE .H .A ataC مجهول مجهول19133 م.5 naroK lE مجهول .O.B.B.J مالاگا19314 م.6 amohaM ed naroC lE B.J ,ateirravalO agreB augeB airebiL مادرید19311 م.7 naroK lE سیف الدین مجهول بئونوس آیرس1945 م.8 naroK lE leafaR snessA raliugA مادرید19514 م.9 naroC odaruqaS lE demhA leafaR sonalletsaC -arA- ogibarA oliN lE anitne بئونوس آیرس 19532 م.10 naroC lE ovorB aicraG مجهول بارسلون 1907 م.

ص:99


1- (1) 1. Bonna Ventura.
2- (2) 2. Jose Garber de Robles.
3- (3) 3. Muhammed Hamidullah: Le Saint Coran, PP. LII - LIV.
4- (4) . در این بخش از کتاب قرآن ناطق، ج 1، دکتر بی آزار شیرازی و کتابشناسی جهانی قرآن، عصمت بینارق، خالدارن با ترجمه محمد آصف فکرت، بسیار بهره بردیم.

ردیف نام ترجمه نام مترجم نام ناشر محل نشر تعداد تاریخ نشر 11 naroC lE ovarB aicraG lanoicaN مکزیکو سیتی 19722 م.12 naroK alboN aL olatI ,issuhC مجهول کپنهاگ 19702 م.13 naroC lE oiluJ setroC lanoicaN مادرید 16792 م.14 naroC lE .V nauJ .rD anapsE ne oserpmI بارسلون 19802 م.

ج) ترجمه های ایتالیایی قرآن
اشاره

اولین ترجمه قرآن به یک زبان جدید اروپایی، ترجمه «ایتالیایی» به قلم آندرئا آریوابنه (1) بود که در سال 1547 م. انتشار یافت؛ وی مدعی بود که آن را از اصل عربی ترجمه کرده، اما از نظر محققان: کارش ترجمه یا تحریری از متن ترجمه رابرت کتونی است و ظاهراً ناقص تر از ترجمه پی یر تولدویی می باشد. (2)این ترجمه در 1616 م. به وسیله شوایگر، (3) واعظ کلیسای «فرادئن کبرسه» شهر نورنبرگ، تحت عنوان «قرآن ترکان» به آلمانی ترجمه شد و در 1641م. از ترجمه آلمانی به زبان هلندی انتقال یافت.

از دیگر ترجمه های ایتالیایی قرآن، یکی ترجمه آ. فراکاسی (4) و دیگری ترجمه «بونلی» (5) است که به ترتیب در 1914 و 1929 م. در میلان به چاپ رسیده است.

بهترین ترجمه ایتالیایی قرآن ترجمه بوزانی (6) است که در سال 1955م. (1375 ه .) در «فلورانس» چاپ شده است. (7)این ترجمه که با استفاده از ترجمه های فرانسوی و انگلیسی قرآن نگاشته شده،

ص:100


1- (1) 1. Andrea Arrivabene.
2- (2) . ج. د. پیرسن: همان مأخذ، ص 7
3- (3) 2. Schwigger.
4- (4) 3. Fracassi.
5- (5) 4. Bonelli.
6- (6) 5. Bousani.
7- (7) . دائرةالمعارف فارسی، ج 2، ص 2032

دارای هشتاد صفحه مقدمه و 496 صفحه متن و 240 صفحه یادداشت و چهل صفحه فهرست می باشد و آخرین چاپ آن در سال 1990 م. صورت گرفته است.

براساس گزارش «صبری انوشه»، وابسته فرهنگی جمهوری اسلامی در رم: از کتابخانه های ایتالیا، تاکنون قرآن، بیست بار به زبان ایتالیایی ترجمه شده است؛ هیچ یک از این ترجمه ها زیر نظر محققان مسلمان صورت نگرفته است و هر کدام اشکالاتی دارد که علت آن، علاوه بر برداشت های شخصی، عدم تسلط و آگاهی مترجمان ایتالیایی از علوم و معارف اسلامی و زبان عربی است.

گرچه از روی بعضی اسناد موجود در کتابخانه های ایتالیا می توان گفت:

قدیمی ترین ترجمه قرآن در ایتالیا ترجمه دانشمند ونیزی آندرئا آریوابنه با نام مستعار «موچینیکو» است که ابتدا در سال 1543 م. در شهر بال سوئیس و بعد در 1547 م. در شهر ونیز چاپ شد؛ اما پدر ریکولدو دامونته کروچه (1) اولین ایتالیایی بود که در وادی ترجمه قرآن گام برداشت و آن را به زبان لاتینی ترجمه کرد؛ وی راهبی از فرقه دومینیکن بود که در اواخر قرن سیزدهم میلادی به تبریز و بغداد سفر کرد؛ او دین اسلام را بهتر از «مارکوپولو» می شناخت و زبان عربی و علوم اسلامی را در مدارس بغداد فرا گرفت.

در سال 1847 م. وینچنتنرو کالتزا (2) ترجمه ای از قرآن را در شهر «تورینو» به چاپ رساند و در سال 1882 م. قرآنی که جووانی پانتزری (3) آن را ترجمه کرده بود در شهر «میلان» چاپ شد. (4)

ص:101


1- (1) 1. Ricoldo Domonte Croe.
2- (2) 2. V. Calza.
3- (3) 3. G. Panzeri.
4- (4) . قرآن ناطق، ج 1، ص 197 - 199
جدول ترجمه های ایتالیایی قرآن

ردیف نام ترجمه نام مترجم نام ناشر محل نشرتاریخ نشر1 ottemocaM id naroclA 'L آندرئا آریو ابنه بی نام و نیز 1547 م.2 naroclA 'L لودویکو ماراتچی بی نام پادوا 1698 م.3 naroclA 'L وینچنتزو کالتزا odalbaS تورینو 1847 م.4 onaroC II جووانی پانتزری نا معلوم میلان1882 م.5قرآن محمد ویو لانته رم1911 م.6 onaroC II جی ویولانتی ( itnaloiV )رم 1911 م.7 onaroC II برانکی ( ihcnarB ) arraC .M رم1913 م.8 onaroC II آ. فراکاسی ( isacarF ) ilpeoH ocirlU میلان 1914 م.9 onaroC II ویرجینیا واکا ( acaV .V ) فلورانس 1914 م.10 onaroC II فروویوچی ( ihcoivorF ) azretaL باری 1928 م.11 onaroC II لوئیجی بونلی ecirlU میلان وناپل1947 م.12 onaroC II آ. بئوزانی ( inasuaB ) inosnaS فلورانس 1955 م.13 onaroC II م. م. مورنو ( oneroM ) 14 onaroC II ]eonoin[ U میلان 1967 م.15 onaroC II مگلیوریتا ( attiroilgaM ) acitevlE ossaihC 1975 م.16 onaroC ledaiG تریپولی 1984 م.17 onaroC II پنتازونی ( iozzatteP )18 onaroC II آ. ترنزونی ( inoznereT ) tseaklA جنوا 1989 م.

د) ترجمه های آلمانی قرآن
اشاره

سالومون شوایگر (1) کشیش کلیسای شهر «فراوئن کیرشه» در نورنبرگ آلمان، برای اولین بار قرآن را از متن ایتالیایی به آلمانی ترجمه کرد و آن را «قرآن محمد» (2) نامید و این ترجمه، در سال 1616م. در همان شهر به چاپ رسید.

گفته می شود که کشیشان مسیحی، در آلمان شایع کردند که هر کس به چاپ قرآن مبادرت ورزد یا حتی نیت چاپ قرآن را بکند، پیش از اینکه مرگ طبیعی اش فرا رسد،

ص:102


1- (1) 1. Salomon Schwegger.
2- (2) 2. Al Coranus Mohometicus.

با مرگ سختی از دنیا خواهد رفت، (1) اما علی رغم این شایعه در سال های 1623، 1659 و 1664م. ترجمه فوق تجدید چاپ یافت. (2)در سال 1807م. «ژوزف فن هامر» (3) ترجمه جدید و منظوم قرآن را به آلمانی در وین منتشر ساخت (4) و تاکنون 43 نوع ترجمه قرآن به زبان آلمانی کشف شده که پروفسور حمیداللّه (5)، عصمت بینارق و خالدارن (6) آن ها را جمع آوری و فهرستشان را منتشر کرده اند.

از ترجمه های دیگر، ترجمه لودویگ اولمان با تصحیح و حواشی ل.و. وینتر است. redanroK گفته شده که ویراستار این اثر صهیونیست بوده و در ترجمه تحریفاتی انجام داده است.

از دیگر ترجمه های معروف، ترجمه رودی پارت است؛ (7) «رودی پارت» دانشمند آلمانی که زندگی علمی خود را وقف قرآن کرد به ترجمه قرآن مبادرت ورزید و ترجمه وی از معتبرترین ترجمه های آلمانی به شمار می رود. وی با تسلط به زبان عربی، ظرافت های زبان عربی را در ترجمه حفظ کرده و از تفاسیر «طبری»، «زمخشری» و «بیضاوی» بهره جسته است.

ص:103


1- (1) . دائرةالمعارف قرآن کریم، ج 1، چاپ تهران، 1406 ه . ص 23؛ قرآن و ترجمه های آن، محمدیوسف اریکسون.
2- (2) . الببلیوغرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، صص 222 - 223
3- (3) 1. Joeseph von Hammer.
4- (4) . محمد حمیداللّه، همان مأخذ، ص 64
5- (5) . همان مأخذ
6- (6) . الببلیوغرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، صص 267 - 273
7- (7) 2. Der Koran, Rudi Paret, Ansariyan Publication, Qum, Iran, 1981.
جدول ترجمه های آلمانی قرآن

ردیف نام ترجمه نام مترجم نام ناشرمحل نشرتاریخ نشر1 sucitemohoM sunaroC lA سالومون شوایگرنورنبرگ(1)1616 م.2 naroklA sucitemohoM جان لانگه ( egnaL .J ) suruasehT هامبورگ1688 م.3 naroklA egilloV reD نرتر ( reterreN ) ztiroM نورنبرگ1703 م.4 naroK reD آرنولد ( dlonrA )لمگو1746 م.5کتاب مقدس ترکان مگرلین ( nilregeM )فرانکفورت1772 م.6قرآن یا قانون مسلمانان بویزن ( nesyoB )هاله1773 م.7 naroK reD لودیگ اولمان ( naamlU .L ) nnamddoG لایپزیگ(2)1746 م.8 naroK reD گریگول ( llugirG ) ledneH ottO هاله1901 م.9 naroK reD هنینگ ( gninneH )لایپزیگ(3)1901 م.10 naroK reD گلداشمیت ( tdimhcsdloG )لایپزیگ وبرلین1916 م.11 naroK reD صدرالدین برلین(4)1939 م.12 naroK reD ابیر ( reibuA )تانگر1957 م.13 na'ruQ egilieH reD بشیرالدین محمد احمدمبلغان فرقۀ احمدیه (قادیانیها)زوریخ(5)1954 م.14 naroK reD رودی پارت انتشارات انصاریان قم(6)1966 م. (1)(2)(3)(4)(5)(6)

ه ) ترجمه های فرانسوی قرآن
اشاره

قدیمی ترین ترجمه قرآن به زبان فرانسوی، ترجمه آندره دوریه است که مدتی در استانبول و مصر به سر برد و قرآن را از عربی ترجمه کرد؛ این ترجمه به نام «قرآن محمد» در سال 1647 م. در پاریس به چاپ رسید و تا سال 1775 م. بیش از بیست بار تجدید چاپ شد و دارای مقدمه ای است تحت عنوان «خلاصه ای از مذهب ترکها» (7)این ترجمه به نوبه خود مبنای نخستین ترجمه انگلیسی قرآن به قلم الکساندر

ص:104


1- (1) 1. سه بار چاپ، تا سال 1659
2- (2) 2. نُه بار چاپ، تا سال 1897
3- (3) 3. دوازده بار چاپ، تا سال 1979
4- (4) 4. هفت بار چاپ، تا سال 1964
5- (5) 5. نُه بار چاپ، تا سال 1980
6- (6) 6. چاپ های بسیار، تا 1981
7- (7) 1. The Encyclopedia of Islam, New Edition, V. 5, P. 431.

راس (1) در سال 1668م. و ترجمه های هلندی به قلم گلازه ماکر، در سال 1689 م. و ترجمه آلمانی به قلم لانگه در سال 1782 - 1783 م. و ترجمه روسی به قلم پوستنیکوف و وریووکین گردید. (2)ترجمه فرانسوی دیگر از کلود ساواری (3) در سال 1750 - 1788 م. در پاریس انتشار یافت؛ این ترجمه مبتنی بر ترجمه های ماراتچی و سیل بود و چندان مزیتی بر ترجمه دوریه نداشت.

از پرتیراژ ترین ترجمه های مشهور فرانسوی ترجمه کازیمیرسکی است که از سال 1840 تا 1974 م. بیش از بیست و هشت بار تجدید چاپ شده است؛ (4) سایر ترجمه ها را در جدول صفحه بعد از نظر می گذرانید.

جدیدترین ترجمه قرآن به زبان فرانسه توسط ژاک برک عضو فرهنگستان زبان عربی مصر و استاد برجسته کالج فرانسه و نویسنده و جامعه شناس صورت گرفته که سال ها عهده دار مشاغل سیاسی و فرهنگی کشورهای عربی، مخصوصاً مصر بوده و به ادبیات عرب کاملاً آشناست؛ این ترجمه، از عربی، با حواشی و مقدمه تحلیلی در سال 1990 م. در 840 صفحه توسط انتشارات «سندباد پاریس» چاپ شده است: (5) - (6)

ص:105


1- (1) 1. Alexander Ross.
2- (2) . دائرةالمعارف فارسی، ج 2، ص 2032، ج. د. پیرسن: همان مأخذ، ص 7.
3- (3) 2. C. Savary.
4- (4) . مشخصات این 28 چاپ در الببلیوغرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم (صص 182 -194) به تفصیل آمده است.
5- (5) . به نقل از مجله نشر دانش، س 11، ش 3، فروردین و اردیبهشت 1370 ش، ص 7.
6- (6) 3. Le Coran, Essai de traduction de l'arabe, annote et suivi d'une etudeexegetique par Jacques Berque, Paris, Sindbad, 1990, 840 p.
جدول ترجمه های فرانسوی قرآن

ردیف نام ترجمه نام مترجم نام ناشرمحل نشرتاریخ نشر1 etemahoM ed naroclA'L آندره دوریه ellivomoS .A پاریس(3)1647 م.2 naroC eL کلود ساواری پاریس1783 م.3 naroC eL کازیمیرسکی لهستانی reitneprahC پاریس(4)1832 م.4 etemahoM naroklA'L فاطمه زیده پاریس1861 م.5 naroC eL ymlehtraB .H .S پاریس1867 م.6 naroC eL مونته ( tetnoM ) etiteP .P .B پاریس1929 م.7 naroC eL لائیمش ( ehcemiaL ) پاریس1931 م.8 naroC eL پسل و تیجانی ( inajdiT elseP )لاروس پاریس1936 م.9 naroC eL پروفسور بلاشر ( erehcalB ) لاروس پاریس(5)1947 م.10 naroclU risfaT رجبعلی جزیره موریس1949 م.11 naroC tniaS eL پروفسور محمد حمیداللّه کلوب فرانسه پاریس(6)1959 م.12 naroC eL ماسن ( nossaM ) dramillaG بلژیک1967 م.13 naroQ eL سی بوبکر حمزه رباط1972 م.14 naroQ eL نورالدین محمد دار الفکر بیروت 1976 م.15 naroC eL پروفسور ژاک برک dabdniS پاریس1990 م. (1)(2)(3)(4)

و) ترجمه های انگلیسی قرآن

نخست: ترجمه الکساندر راس؛ از سال 1649 تا 1980 میلادی بیش از 295 ترجمه کامل و 131 ترجمه ناقص یا منتخب از قرآن به زبان انگلیسی به عمل آمده (5) که نخستین آن ها توسط الکساندر راس از روی ترجمه فرانسوی آندره دوریه انجام گرفته و در سال 1649 م در لندن به نام «قرآن محمد» به طبع رسیده است.

ص:106


1- (1) 3. بیست و دو بار چاپ تا سال 1775
2- (2) 3. بیست و هشت بار چاپ تا سال 1974
3- (3) 4. پنج بار چاپ تا سال 1972
4- (4) 5. یازده بار چاپ تا سال 1980
5- (5) . مرتضی اسعدی؛ کتابشناسی جهانی ترجمه های قرآن مجید، نشر دانش، س 6، ش مهر و آبان،1365، ص 49.

مترجم که از مبلغان مسیحی است، در مقدمه اش خطاب به خوانندگان مسیحی غرض خود را از ترجمه، چنین بیان می کند: «برای برخورد و مقابله با دشمنان، بایستی آن ها را شخصاً شناسایی کرد.» و در پایان، با خصومت و دشمنی ضد اسلامی می افزاید: «اخطار و اعلام خطر به کسانی که می خواهند قرآن را بخوانند و یا بدانند که چه خطراتی متوجه آنان خواهد بود»:

زویمر (1) که این ترجمه را نقد و بررسی کرده تأکید می کند که «راس» به طور کلی با زبان عربی آشنایی کامل نداشته و زبان فرانسه اش نیز از کیفیت خوبی برخوردار نبوده است و در نتیجه ترجمه «راس» ترجمه ای است ناقص و نارسا. (2)دوم: ترجمه جورج سیل؛ بعد از ترجمه الکساندر راس از سوی مسیحیان و چاپ های مکرر آن تا سال 1806م، در سال 1734م. / 1147 ه .ش. در لندن ترجمه تازه ای از قرآن به زبان انگلیسی به قلم جورج سیل (3) انتشار یافت که مدت ها در اروپا به عنوان ترجمه خوبی از قرآن رواج داشت و تاکنون بارها تجدید چاپ شده (4) و به زبان های آلمانی و فرانسوی نیز ترجمه گردیده است. (5)این ترجمه که از اصل عربی صورت گرفته و با پانویس هایی از تفسیر «جلالین» و «انوارالتنزیل» بیضاوی همراه بود، دو قرن در کشورهای انگلیسی زبان رونق و رواج داشت. مقدمه معروف او که به عقیده نالینو (6) مبتنی بر نوشته های ماراتچی و ادوارد

ص:107


1- (1) 1. Zwemer.
2- (2) . زویمر، جهان اسلام، چاپ 1915، ج 5، ص 25 به نقل از دائرةالمعارف قرآن کریم، ج 8، ص7، مقاله «گزارشی درباره ترجمه قرآن کریم».
3- (3) 2. George Sale.
4- (4) 3. World Bibliography of Translations of the Meanings of the Quran, PP. 113 - 137.
5- (5) . دائرةالمعارف فارسی مصاحب، ج 2، ص 1032
6- (6) 4. Nallino.

پوکاک اکبر (1) بود، به چندین زبان اروپایی ترجمه شد و حتی مبلغان «پروتستان» در مصر آن را به عربی ترجمه کردند. (2)دکتر رامیار می نویسد: ترجمه «سیل» تاکنون بیش از سی و پنج بار چاپ شده است؛ (3) ولی نویسندگان «الببلیوغرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم»، تعداد چاپ های این ترجمه را صدو پنج بار ذکر کرده اند. (4)انتشار ترجمه سیل و مقدمه معروفش در اروپا و امریکا، تبلیغات ضد اسلامی را کنار زد و مردم را بر آن داشت که به درک صحیح اسلام و قرآن بپردازند، چنانکه در فرانسه تحصیلکردگان و به خصوص ولتر آشنایی خود را با قرآن و اسلام مرهون ترجمه و بحث مقدماتی سیل می دانند. (5)جورج سیل در مقدمه خود چهره مغرضانه مترجمان پیشین را آشکار ساخت و اعلام داشت:

در قرون متمادی اطلاعاتی که اروپاییان از اسلام و قرآن گرفته بودند، از مجرای متعصبان مسیحی بود که با کینه توزی و افترا، محسنات مسلمانان را در بوته فراموشی گذاشته بودند و در ذکر معایب، کاهی را کوهی جلوه می دادند؛ آن ها اوضاع جهان در عصر بعثت را فراموش کرده بودند که پر از شرک و بت پرستی بود و محمد صلی الله علیه و آله و سلم دینی معنوی در آسیا ایجاد کرد که مسیحیت را تحت تأثیر قرار داد؛ علت اصلی پیشرفت اسلام، سادگی و بی پیرایگی عقاید اسلامی است و این عامل بیشتر از شمشیر و جنگ موثر بود، به دلیل اینکه ترک ها و مغول ها وقتی همه جا را فتح کردند، در مقابل عقیده اسلامی مغلوب شدند و خود اسلام را

ص:108


1- (1) 1. Edward Pococke Senior.
2- (2) . ج. د. پیرسن، همان مأخذ، ص 8
3- (3) . تاریخ قرآن، ص 656
4- (4) . دائرةالمعارف قرآن، گزارشی درباره ترجمه قرآن به زبان انگلیسی، ج 8، ص 73.
5- (5) . بلاشر، در آستانه قرآن، ص 296

پذیرفتند و مروج احکام اسلام گشتند و قرن های متمادی، «قرآن» کتاب مقدس ایرانیان، ترکان و قسمت اعظم هندیان و حتی مردم چین و افریقا گردید؛ بنابراین شایسته است که این کتاب در اروپا به دقت خوانده و نکات باریک آن فهمیده شود؛ زیرا منافع اجتماعی آن شامل یک دسته معین نیست؛ بلکه از آنِ تمام دنیاست. (1)وی در قسمت دیگر مقدمه اش می افزاید:

اعتقاد من بر این است که هیچ کس نمی تواند منکر عادلانه بودن قوانین اسلام شود، بلکه قوانین و شریعت محمدی، آنقدر منطقی است که من به خود اجازه نداده ام در هیچ موردی، از الفاظ و عبارات نامناسب که بسیاری در نوشته های خود علیه مسلمانان به کار برده اند، استفاده کنم، بلکه خود را ملزم کرده ام که خردمندانه، نکات شایسته را مورد تحسین قرار دهم.

سوم: ترجمه رادول؛ در سال 1861م. ترجمه قرآن توسط رادول (2) انجام گرفت؛ این ترجمه از سال 1861 تا سال 1978 میلادی بیش از سی و دو بار در «لندن»، «نیویورک» و «تورنتو» تجدید چاپ شده است. (3)رادول در مقدمه خود «حضرت محمد» صلی الله علیه و آله و سلم را تهیه کننده قرآن دانسته که از کتاب های «موسی»، «عیسی» و «زرتشت» استفاده نموده است؛ او به سایر مبلغان مسیحی نصیحت می کند که چگونه برای پیشرفت خود عمل کنند؛ (4) این ترجمه، علی رغم چاپ های متعدد، دارای اشتباهات فراوان است؛ به عنوان نمونه، آیه [ فَصَلِ ّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ ] را در سوره «کوثر» چنین ترجمه کرده است: «پس دعا

ص:109


1- (1) 1. The Koran: Commonly Called the Alkoran of Mohammed by George Sale, New York: American book Exchange, Tribune Building, 1880, PP.Vll - Xll.
2- (2) 2. Rodwell.
3- (3) . الببلیوغرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، صص 103 - 110
4- (4) . رجوع شود به مقدمه ترجمه قرآن رادول، ص 14

کنید خداوند را و بکشید قربانیان را (1)». (2)چهارم: ترجمه محمد مارمادوک پیکتال؛ یکی از بهترین ترجمه های قرآن به انگلیسی، ترجمه «محمد مارمادوک پیکتال» است، به دلیل اینکه زبان اصلی و مادریش انگلیسی بوده و از نظر روانی و تطبیق الفاظ با معانی از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است و از آنجا که مسلمانی معتقد بود و در خلال ترجمه با علما و دانشمندان «الازهر» مصر به بحث و گفتگو و تبادل نظر می پرداخت، اعتماد مسلمانان و غیرمسلمانان را نسبت به ترجمه خود جلب کرده است.

وی در سال 1917م. مسلمان شد و نام «محمد» را برای خود برگزید و بزودی به عنوان رهبر مسلمانان انگلیس انتخاب شد و در یکی از مساجد لندن به امامت جماعت منصوب گردید.

او که اعتقاد داشت قرآن نمی تواند به زبان دیگری ترجمه شود، ترجمه خود را «معنی و مفهوم قرآن مجید» نامید (3) و نخستین بار آن را در سال 1930م. در لندن به چاپ رساند؛ این ترجمه تا سال 1977م. بیش از بیست و دو بار تجدید چاپ شده است. (4)پنجم: ترجمه و تفسیر یوسفعلی طبق روایات اهل سنت؛ موفق ترین ترجمه انگلیسی، ترجمه و تفسیر علی عبداللّه یوسف است که نخستین بار در سال 1943م.

ص:110


1- (1) . دائرةالمعارف قرآن، گزارشی درباره ترجمه قرآن کریم، ج 8، ص 72
2- (2) . مشخصات آخرین چاپ این ترجمه از این قرار است: Rodwell, John Meadows: The Koran, reper, ed, introd: G. Margoliouth, Pub: Every man's Library, London, 1978, 506 p.
3- (3) . رجوع شود به مقدمه این ترجمه و مقدمه ترجمه آربری و مقاله پیتر کلارک تحت عنوان:«مارمادوک پیکتال، اسلام شناس و مترجم آن» در مجله کیهان فرهنگی، س 4، ش 9، 1366، صص 42 و 43.
4- (4) . الببلیوغرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، صص 97 - 102

در «لاهور» چاپ گردید و تاکنون بیش از سی و پنج بار تجدید چاپ شده است.

در این ترجمه، از زبان انگلیسی با برجستگی و شیوایی خاصی استفاده شده و در مقایسه با دیگر ترجمه ها یکی از درخشان ترین آثار به شمار می رود.

یادداشت ها و پانویس های فراوان ضمیمه، بیانگر مراتب علمی وسیع مترجم به زبان روز است. (1)وی راجع به ترجمه اش می نویسد:

در ترجمه، من خود دیدگاه خاصی ندارم؛ بلکه آنچه را از مفسران دریافت داشته ام، دنبال کرده ام و در هر کجا که با نظریات گوناگون مفسران روبرو شده ام، آنچه را به نظر معقول تر رسیده است، برگزیده ام و در هر قسمت که سوال برانگیز بوده یا ترجمه تحت اللفظی وافی به مقصود و بیانگر روح قرآن نبوده است، کوشیده ام تا در پانویس آن ها را توضیح دهم. (2)موفقیت این ترجمه تفسیری، نشان دهنده آن است که ترجمه های تحت اللفظی هرگز وافی و قانع کننده برای خوانندگان نبوده اند.

ششم: ترجمه و تفسیر میر احمدعلی، طبق روایات اهل بیت علیهم السلام ؛ مترجم که خود را از فرزندان امام «زین العابدین» علیه السلام امام چهارم شیعیان معرفی می کند، انگیزه اش را در ترجمه قرآن به زبان انگلیسی، همراه با یادداشت های کوتاه، استفاده از تفسیر ائمه معصومین علیه السلام از قرآن می داند؛ وی گذشته از تحصیلات دانشگاهی، از حوزه های علمیه استفاده کرده و در قم با «آیةاللّه العظمی بروجردی» و در لبنان با «آیةاللّه سید عبدالحسین شرف الدین» و در نجف با آیات عظام «حکیم»، «خوئی»، «شاهرودی» و

ص:111


1- (1) . دائرةالمعارف قرآن کریم، گزارشی درباره ترجمه قرآن کریم، ج 8، ص 64 به نقل از روزنامه جهان اسلام، 12، مورخ 5 فوریه 1985م. تحت عنوان « cinaruQ eht no sweiV s'ilA ygolotahcS ».
2- (2) 1. The Holy Quran by Yusuf Ali, U.S.A. 1947. P. V.

«میلانی» دیدار کرده و از آنان اجازه روایت حدیث گرفته و در مقدمه خود، فتاوی مراجع بزرگ شیعه را مبنی بر صیانت قرآن از تحریف عیناً نقل کرده است.

هفتم: ترجمه عده ای از علما و دانشمندان شیعه و سنی به انگلیسی غیرکلاسیک، زیر نظر «محمودی. زاید» به چاپ رسیده است.

هشتم: ترجمه انگلیسی قرآن، توسط طاهره صفارزاده که در ایران چاپ شده است. ترجمه دیگری به انگلیسی توسط «قرائی» در مرکز ترجمه قرآن به زبان های غیرفارسی، انجام شده و منتشر شده است که به عنوان کتاب برتر سال حوزه علمیه قم در سال 1383 ش. شناخته شد.

ز) ترجمه های انگلیسی آمریکایی قرآن

نخستین ترجمه آمریکایی قرآن یا به عبارت دقیق تر: نخستین ترجمه انگلیسی آمریکایی (1) قرآن که به نثر انگلیسی جدید است، نه انگلیسی ادبی قدیم، یا به اصطلاح «انگلیسی سبک کتاب مقدس» (2)، حاصل کوشش بیست و چند ساله دکتر تامس بالنتین ایروینگ (3) می باشد که از مسیحیت به اسلام گرویده و نام مسلمانی او «حاج تعلیم علی» است.

او که رئیس بخش علوم و فنون کالج آمریکایی اسلامی در «شیکاگو» و استاد برجسته دانشگاه «تِنِسی» است، در مقدمه خود ترجمه های گذشته را مورد نقد قرار می دهد و تحقیقات جهت دار و غرض آلود نولدکه و بل را بی اهمیت می خواند. (4)«تعلیم علی»، کوشیده است بخشی از قصور اروپاییان را درباره اسلام جبران کند، و جبرانش در این است که اسلام را از درون و در پرتو قرآن و سایر امّهات آن دیده است.

ص:112


1- (1) 1. American - English.
2- (2) 2. Bibilcal Style.
3- (3) 3. T. B. Irving.
4- (4) . نشر دانش، س 7، ش 2، بهمن و اسفند 1365، صص 34 - 35

وی مدت بیست و سه سال مدام به هنگام فجر، قرآن را می خوانده و در معانی آن تدبر می کرده است؛ در بخش دیگر مقدمه، بحث زبانشناختی دقیقی درباره ساختار زبان عربی در مقایسه با زبان انگلیسی مطرح می کند و درباره رعایت سبک در نثر ترجمه می نویسد:

این ترجمه بر حسب اقتضای متن اصلی عربی یا به نثرهای عادی و یا به شعر آزاد و موزون انجام گرفته است... اگر ترجمه من حسنی داشته باشد، صرفاً در این است که برای مردم مسلمان جوان امریکا و کانادا در عهد نوجوانیشان می تواند نثری بی تصنّع و بی تکلّف باشد. (1)«حاج تعلیم علی» دو کتاب دیگر نیز دارد که ترجمه منتخباتی از قرآن برای مردم آمریکا و کاناداست: یکی را خود به تن هایی (2) ترجمه کرده است و دیگری را به اتفاق شخصی به نام «محمد خورشید احمد». (3)

ح) ترجمه های انگلیسی - اسرائیلی قرآن
اشاره

1. ترجمه ن. ج. داود؛ نه تنها مسیحیان، بلکه یهودیان نیز، برای مقابله با اسلام و قرآن از راه ترجمه، تلاش فراوان کرده اند؛ از جمله ترجمه های انگلیسی - اسرائیلی، ترجمه ن. ج. داود (4) است که برای نخستین بار در سال 1936م. به چاپ رسید و تا سال 1974م. بیش از یازده بار تجدید چاپ شده است. (5)

ص:113


1- (1) . مرتضی اسعدی، کتابشناسی جهانی ترجمه های قرآن مجید، نشر دانش، س 6، ش 6، مهر و آبان 1365، ص 45.
2- (2) 1. Thomas Ballantine Irving: Selcections from the noble reading: an anthology of passages fromthe Qur'an, Pub. Unity Publishing Co. CedarRapids, Iowa (USA), 1968, 171 p.
3- (3) 2. Thomas Ballantine Irving, Muhammad Khurshid Ahmad: The Qur'an, Basic teachings, Pub. Islamic Foundation, Leicester 1979, Derbyshire Printstation, 278 p.
4- (4) 3. N. J. Dawood: The Koran, (Great Britain), 1936 Whitefriars Press, 428 P.
5- (5) . الببلیوغرافیا العالمیة لترجمات معانی القرآن الکریم، صص 81 - 83

مترجم، یک یهودیِ عراقی است و هدفش نشان دادن تأثیر نفوذ مذاهب کلیمی و مسیحی در حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است؛ وی ترتیب سوره ها را مورد انتقاد قرار داده و اشتباهات فاحشی در ترجمه مرتکب شده است؛ به عنوان نمونه: در سوره اعراف (آیه 31) «یا بنی آدم» را به «ای فرزندان خدا» ترجمه کرده است. (1)2. ترجمه هارون بن شمس؛ این ترجمه توسط هارون بن شمس به انگلیسی انجام گرفته و در سال 1979م. توسط «مسادا» در اسرائیل (فلسطین اشغالی) چاپ شده است؛ براساس مقدمه این کتاب، مترجم یک یهودی است که از روسیه به فلسطین اشغالی مهاجرت کرده و دارای دکترا در ادبیات است او چندین کتاب درباره احکام اسلام نوشته و ابتدا قرآن را به زبان عبری و بعد به انگلیسی ترجمه کرده است.

روش وی فراهم کردن یادداشت های تطبیقی بین قرآن و تورات است؛ به استناد آیه 94 سوره «یونس» که می فرماید: [ فَإِن کُنتَ فِی شَکٍّ مِّمَّآ أَنزَلْنَآ إِلَیْکَ فَسَْلِ الَّذِینَ یَقْرَءُونَ الْکِتَبَ مِن قَبْلِکَ... ].

وی به جای [ ...الَّذِینَ یَقْرَءُونَ الْکِتَبَ... ] در ترجمه، «بنی اسرائیل» را می گذارد و نتیجه می گیرد که من به عنوان یکی از فرزندان اسرائیل این توصیه قرآن را بکرّات به کار بسته ام و قانون تلمود را در این ترجمه اجرا کرده ام که می گوید: تورات به زبان انسان سخن می گوید و هر کس آیه ای را تحت اللفظی ترجمه کند گمراه کننده است؛ به عنوان نمونه، او مدعی کشف معنای جدیدی برای «فرعون ذوالاوتاد» می شود؛ به نظر وی «ذوالاوتاد» باید به مفهوم «ذوالاهرام» گرفته شود نه چهار میخ، یا برای «رحیم» معنای عشق و محبت را پیشنهاد می کند و به جای «شجر» در آیه پنجم سوره «الرحمن» [ والنجم و الشجر] ، «السحر» را به معنای «ستاره صبح» مناسب می انگارد. (2)

ص:114


1- (1) . دائرةالمعارف قرآن، گزارشی درباره ترجمه قرآن کریم، ج 8، ص 73
2- (2) . دائرةالمعارف قرآن کریم، ج 10، صص 68 - 70، «نگاهی به برداشت و روش کار سه مترجم انگلیسی قرآن» از دکتر احمد کاظمی.

3. ترجمه محمد اسد؛ سرانجام، در ترجمه های اسرائیلی، مانند ترجمه های مسیحی به دنبال ترجمه تهاجمی توسط ن. ج. داود در سال 1936م. و ترجمه معتدل و به جویی، توسط هارون بن شمس در 1979م. قرآن کریم، غالب و پیروز می شود و نویسنده و مترجم دانشمندِ کلیمی را مسلمان می کند و او نام «محمد اسد» را برای خود بر می گزیند و ترجمه تفسیری قرآن را در 1005 صفحه ارائه می دهد و به جای «قرآن محمد» یا «ترجمه قرآن» نام آن را «پیام قرآن» می گذارد.

این کتاب در سال 1980م. توسط «دارالاندلس» در «جبل الطارق» به چاپ می رسید؛ کسانی که این ترجمه را نقد و بررسی کرده اند، اظهار می دارند که وی نظریات غیرمعمولی درباره بعضی مسائل مانند «نسخ» و «تاریخ پیامبران» ارائه کرده و از پذیرفتن برخی از معانیِ تحت اللفظی سر باز زده است. (1)

جدول ترجمه های معروف انگلیسی قرآن

(2)

ردیف نام ترجمه نام مترجم نام ناشرمحل نشرتعدادتاریخ نشر1 temohaM fo naroclA ehT الکساندر راس1649 م.2 naroK ehT جورج سیل لندن، نیویورک1734105 م.3 naroK ehT رادول yrarbiL s'naM yrevE لندن؛ نیویورک؛ تورنتو186132 م.4 naroK ehT پالمر ( remlaP )اکسفورد188015 م.5 ehT fo gninaeM ehT naroK suoirolG محمد مارمادوک پیکتال niwnU nellA لندن193023 م.6 naruQ yloH ehT عبداللّه یوسفعلی شیخ محمد یوسفعلی لاهور193430 م.7 naruK ehT ن. ج. داود srairfetihW بریتانیا193611 م.8 naruQ ehT ریچارد بل ( lleB drahciR ) kralC .T .T ادینبورگ (اسکاتلند)19373 م.9 naruQ la mihfaT ابوالاعلی مودودی مکتبة تعمیر الانسانیت لاهور1951 م.10 deterpretni naroK ehT آرتور جان آربری niwnU nellA لندن199512 م.

ص:115


1- (1) . رجوع شود به نظریه ارفق مالک در: weiveR dlroW milsuM ، ج1، ش1، 1980، صص 5 - 7.
2- (2) . در تکمیل این بخش از جداولِ قرآن ناطق دکتر بی آزار شیرازی و کتابشناسی و حیانی ترجمه ها، اثر فکرت بسیار بهره برده ایم.

11 naruQ yloH ehT شیرعلی suigileR latneirO ehT ربو پاکستان19556 م.12 naruQ yloH ehT میر احمدعلی محمد خلیل شیرازی کراچی19643 م.13 naruQ eht fo egasseM ehT هاشم امیرعلی توکیو1974 م.14 naruQ ehT rikahS .H .M knaB bibaH کراچی19683 م.15 naruQ ehT diyaZ .Y .M aruohC laaD بیروت1985 م.

ص:116

پژوهش های جدید

1. تعریف های دیگری برای «ترجمه» یافته و نقد و بررسی کنید.

2. از زبانی که با آن آشنا هستید یک ترجمه انتخاب نموده و آن را روش شناسی، سبک شناسی و آسیب شناسی کنید.

3. چنانچه در سال جاری، ترجمه جدیدی از قرآن منتشر شده است، آن را معرفی و بررسی نمایید.

4. با پژوهش میدانی، فهرست ترجمه ها را به زبان های مختلف تکمیل کنید.

5 . چند آیه را انتخاب کرده، ترجمه های فارسی آن ها را در قرن های مختلف با یکدیگر مقایسه نموده و وجوه اشتراک و افتراق آن ها را بررسی کنید.

منابع، جهت مطالعه بیشتر

1. اصول و مبانی ترجمه، طاهره صفارزاده؛

2. ترجمان وحی، فصلنامه تخصصی مرکز ترجمه قرآن؛

3. تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، دکتر آذرتاش آذرنوش؛

4. تاریخ ترجمه قرآن در جهان، دکتر جواد سلماسی؛

5 . کتابشناسی جهانی ترجمه ها و تفسیرهای چاپی قرآن، عصمت بینارق، خالداران، ترجمه محمد آصف فکرت؛

6 . قرآن ناطق، جلد اول، دکتر بی آزار شیرازی؛

7. گنجینه قرآن.

ص:117

صفحه سفید، 118

ص:118

3- مبانی و اصول ترجمه قرآن

اشاره

اهداف آموزشی: 1) شناخت مبانی وجودی ترجمه قرآن؛ 2) شناخت مبانی فقهی ترجمه قرآن؛ 3) شناخت مبانی قرائی ترجمه قرآن؛ 4) شناخت مبانی ادبی ترجمه قرآن؛ 5) شناخت مبانی تفسیری ترجمه قرآن؛ 6) شناخت مبانی کلامی ترجمه قرآن؛ 7) شناخت مبانی زبانشناختی ترجمه قرآن؛ 8) شناخت مبانی روش شناختی ترجمه قرآن.

درآمد

ترجمه قرآن کریم، همچون هر دانش دیگر، نیازمند هندسه ای سامان مند است آن سان که عناصر زیر در آن به گونه ای روشن و مستدل بیان شوند:

الف ) مبانی و اصول ترجمه قرآن؛

ب ) قواعد ترجمه قرآن؛

ج ) شرایط مترجم قرآن؛

د ) روش های ترجمه قرآن؛

ه ) سبک های ترجمه قرآن.

مجموعه دیدگاه های ترجمه در موارد فوق که در یک ترجمه سامان می یابد به عنوان «نظریه ترجمه» شناخته می شود. که در ترجمه تبلور می یابد؛ یعنی: موضع و دیدگاه مترجم در هر یک از موارد فوق، همچون: مبانی تفسیری، کلامی، واژگانی، زبان شناسی، لزوم یا عدم لزوم ترجمه همه واژه ها و نیز سبک و روش خاص او و

ص:119

قواعد و شرایطی که معتبر می داند یا نمی داند، همگی به ترجمه یک اثر شکل و جهت می دهند؛ ازاین رو لازم است تا مترجم، مواضع خود را در «نظریه ترجمه» روشن سازد؛ لیکن در این میان، «اصول و مبانی ترجمه قرآن» از اهمیت و اولویّت برخوردار است؛ چرا که: از نظر منطقی و طبیعی، مبانی ترجمه، بر مباحث دیگر مقدم است و ثانیاً: مبانی ترجمه، جهت کلی ترجمه و مترجم را روشن می سازد و می تواند در روش ها و سبک های ترجمه و نیز تعیین شرایط مترجم تأثیر گذار باشد؛ ازاین رو، این مبحث را مقدم داشتیم؛ البته «مبانی ترجمه قرآن» به اقسام متعددی تقسیم می شود که در ادامه ذکر می شوند.

مفهوم شناسی مبانی ترجمه

مبانی ترجمه، عبارت است از: زیر ساخت های فقهی، کلامی، ادبی، قرائی، تفسیری، زبانشناختی، روش شناختی و واژه گزینی که به ترجمه جهت می دهد، و به عبارت دیگر: پیش فرض هایی است که لازم است مترجم قرآن، قبل از ترجمه، انتخاب کرده باشد.

و مقصود از اصول، خطوط اصلی و جهت گیری هایی است که به ترجمه جهت می دهد. «اصول» را مترجم انتخاب می کند و با «مبانی ترجمه»، پیوندی نزدیک دارد و گاهی تفکیک ناپذیر است؛ ازاین رو، هر دو را با هم ذکر می کنیم؛ البته، بسیاری از اصول، مبانی و پیش فرض ها در علوم دیگر مورد بررسی قرار می گیرد و مترجم از آن ها اخذ می کند؛ ولی اطلاع از آن ها و بررسی اجمالی دلایل آن ها و نیز انتخاب مبنا در موارد اختلافی، برای مترجم ضروری است.

تاریخچه و کتابشناسی

اشاره

برخی مباحث مبانی ترجمه قرآن، سابقه ای طولانی در بین مسلمانان دارد، از جمله بحث «جواز ترجمه قرآن» که از زمان ترجمه «تفسیر طبری» توسط علمای ماوراء

ص:120

النهر مطرح بوده است؛ (1) ولی عنوان خاص «مبانی ترجمه قرآن» عنوانی نوین در بین مسلمانان است؛ البته، قبلاً کتاب هایی با عنوان «مبانی ترجمه» به بررسی ترجمه به معنای عام پرداخته اند؛ همچون: «اصول و مبانی ترجمه» اثر طاهره صفار زاده.

در خصوص «مبانی ترجمه قرآن» می توان از کتاب ها و مقالات زیر یاد کرد:

1. «قرآن ناطق»، جلد اول، اثر دکتر عبدالکریم بی آزار شیرازی، 1376 ش؛ ایشان در مقدمه طولانی این کتاب (حدود 400 صفحه) مبانی علمی ترجمه و تفسیر قرآن را مورد بررسی قرار داده است؛ البته در این میان، مباحث متعدد دیگری نیز مطرح شده است؛

2. «تاریخ و مبانی ترجمه قرآن»، پایان نامه دکتر، عبدالکریم بی آزار شیرازی، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، مطالب این کتاب به صورت کامل در جلد اول «قرآن ناطق» ایشان آمده است؛

3. «یادگار نامه فیض الاسلام» (جستارهای علمی و پژوهشی در باب ترجمانی متون مقدس)، به اهتمام دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر، مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان، 1383ش؛ این کتاب نفیس، مجموعه مقالات همایش مرحوم فیض الاسلام است که با عنوان «ترجمان متون مقدس» انجام شد، که برخی از مقالات، روش ها و مبانی ترجمه قرآن را مورد بررسی قرار داده اند؛

4. «اصول و مبانی ترجمه قرآن»، علی نجار، 1381 ش؛ در این کتاب، دلایل موافقان ترجمه قرآن و شرایط مترجم و ترجمه و علوم پیش نیاز آن ها به صورت مختصر بیان شده و به برخی از اصول و مبانی ترجمه، مثل مبحث ترادف، تطور لغت، مبانی کلامی، مبانی فقهی اشاره شده است؛

5 . «آسیب شناسی ترجمه فارسی قرآن کریم در واژه و ساختار»، اثر امیر مسعود

ص:121


1- (1) . نک: ترجمه تفسیری طبری، به اهتمام حبیب اللّه نعمائی، ج 1، ص 5 و نیز مبحث مبانی فقهی ترجمه، از همین نوشتار.

صفری، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق علیه السلام ، 1380 ش؛ در این پایان نامه، برخی از مبانی ترجمه قرآن به صورت پراکنده مورد بحث قرار گرفته است؛

6 . «بررسی ترجمه قرآن کریم»، سهراب مروتی، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، 1371 ش؛ در این پایان نامه، نیز برخی مبانی ترجمه قرآن به صورت پراکنده آمده است؛

7. «مجله ترجمان وحی»، ش 1، مقاله: «لزوم رعایت مبانی کلامی در ترجمه قرآن مجید»، نوشته یعقوب جعفری؛

8 . «مناهل العرفان فی علوم القرآن»، جلد دوم، زرقانی؛

9. «التفسیر و المفسرون»، جلد اول، دکتر ذهبی؛

10. «التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب»، جلد اول، آیة اللّه محمد هادی معرفت؛

11. «البیان فی تفسیر القرآن»، آیة اللّه خویی رحمه الله ؛

12. «قرآن کریم با ترجمه و توضیحات، قطع رحلی»، بهاء الدین خرمشاهی (پی نوشتها)؛

13. «حدث الاحداث، فی الاسلام اقدام علی ترجمة القرآن»، شیخ محمد سلیمان؛

14. «مجلة الازهر»، ش 7، «ترجمة القرآن و نصوص العلماء»، شیخ محمد شلتوت؛

15. «رسالة القرآن و الترجمة»، استاد عبدالرحیم؛

16. «الادلة العلمیة، فی جواز ترجمة القرآن الی اللغات الاجنبیة»، محمد فرید وجدی؛

17. «تفسیر المنار»، ج 9 (ص 320 به بعد) محمد رشید رضا.

پیرامون ترجمه قرآن برخی نویسندگان، دلایلی برای عدم جواز ترجمه قرآن آورده اند و مسئله «امکان ترجمه» (1) را با «جواز شرعی» با هم بحث کرده اند؛ (2) ولی به

ص:122


1- (1) . مقصود از امکان ترجمه، امکان عادی است، نه امکان عقلی و نه امکان شرعی آن.
2- (2) . نک: قرآن ناطق، ج 1، ص 67 به بعد

نظر می رسد که این دو مطلب از هم جدا است؛ یعنی: «اثبات امکان ترجمه قرآن»، مقدم بر «جواز شرعی آن» است؛ ازاین رو، ما مبحث امکان ترجمه را مقدم می داریم و تحت عنوان مبنای وجودی ترجمه قرآن مورد بررسی قرار می دهیم و بعد از اثبات امکان ترجمه، مسئله جواز شرعی ترجمه قرآن را با مبانی فقهی ترجمه مورد بررسی قرار خواهیم داد:

اول: مبانی وجودی ترجمه قرآن (امکان ترجمه)

اشاره

در رابطه با مبانی وجودی ترجمه یا امکان ترجمه قرآن کریم دو دیدگاه ابراز شده است که هر کدام دلایلی را عنوان کرده اند:

الف) دیدگاه عدم امکان ترجمه قرآن و دلایل آن

برخی دانشمندان در گذشته و حال، به ویژه در مصر، (همچون رشید رضا) (1) با ترجمه قرآن مخالفت کرده و آن را غیر ممکن دانسته اند؛ این افراد، مهمترین دلایلی را که برای «عدم امکان ترجمه» اقامه کرده اند عبارتند از:

1. اعجاز قرآن مانع ترجمه آن؛ از سخنان برخی از دانشمندان استفاده می شود که آنان ترجمه را قرآن جدید به زبان دیگر می دانند که جایگزین اصل قرآن می شود و این مطلب را با «تحدّی» قرآن ناسازگار یافته اند.

دکتر بی آزار شیرازی در این مورد می نویسند:

علمای علوم قرآن و مفسران، برای عدم امکان جایگزینی ترجمه به جای قرآن به آیاتی استدلال کرده اند از جمله:

[ قُل لَّل-ِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَ الْجِنُّ عَلَی أَن یَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْءَانِ لَایَأْتُونَ بِمِثْلِهِ ی وَ لَوْ کَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیرًا ]. (2)

ص:123


1- (1) . نک: المنار، ج 9، ص 4 - 331
2- (2) . اسراء، 88

...ترجمه، برگردان و جایگزین ساختن کلام بشری به جای کلام الاهی همان اندازه غیر ممکن است که جایگزین کردن بشر به جای خدا و دست و پای مصنوعی بجای دست و پای طبیعی. (1)فخر رازی به آیه مزبور برای عدم جواز قرائت ترجمه قرآن در نماز استدلال می کند که: اگر کلام منظوم به فارسی، مثل قرآن بود، کلام خدا تکذیب می شد. (2)سیوطی (م 911 ق.) نیز قرائت قرآن به زبان عجمی را مطلقاً جایز نمی داند؛ خواه عربی را خوب بداند یا نه، چه در نماز و چه در غیر نماز... و دلیل منع، آن است که اعجاز قرآن از بین می رود. (3)فغّال که یکی از علمای شافعی است نیز گفته است: «قرائت به فارسی تصور نمی شود»؛ به او گفته شد: بنابراین کسی نمی تواند قرآن را تفسیر کند، وی پاسخ داد:

«چنین نیست؛ چون در تفسیر جایز است قسمتی از منظور خداوند را آورد و از قسمت دیگر عاجز باشد؛ ولی اگر بخواهد آن را به فارسی بخواند، ممکن نیست تمام مقصود را ادا کند؛ زیرا ترجمه بدل کردن لفظی به لفظ دیگر است که به جای آن بنشیند و این کار امکان ندارد، برخلاف تفسیر». (4)همچنین در این رابطه کلام مشابهی را از زرکشی (م 745 ق.) و سکاکی نقل کرده و بدان ها استدلال کرده اند؛ (5)2. قرآن کریم، اسمی است شامل نظم و معنا و اگر ترجمه شود، نظم آن از بین می رود و این تعریف بر آن صادق نباشد؛ (6)

ص:124


1- (1) . قرآن ناطق، ج 1، ص 70 - 69
2- (2) . تفسیر کبیر، ج 1، ص 213 - 209
3- (3) . الاتقان، فی علوم القرآن، جلال الدین سیوطی، نوع 35، ج 1، ص 4 - 143.
4- (4) . نک: الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، ج 1، ص 143 - 144
5- (5) . تفسیر نظم الدرر فی تناسب الآیات والسور، ج 1، ص 7 - 9
6- (6) . قرآن ناطق، ج 1، ص 132 از المنار نسفی با شرح ابن مالک ص 9 و فلسفه قانونگذاری در اسلام، صبحی محمصانی، ص 30 نقل می کند.

3. ترجمه حرفی قرآن که مطابق اصل باشد، امکان پذیر نیست و حتی ترجمه معنوی که عبارت است از فهم مترجم از قرآن یا تفاسیر، قرآن نیست؛ (1)4. ترجمه ناپذیری قرآن از جهت محتوا؛ به اعتراف دانشمندان اهل ادب و مترجمان زبردست، زبان عربیِ فصیحِ قرآنی، بهترین قالب موجود در دنیاست که می تواند واجد همه شرایط باشد و هیچ زبان دیگری نمی تواند چنین محتوایی عظیم را در قالب خود جای دهد؛ (2)5 . ترجمه قرآن ممکن نیست؛ چرا که قرآن معجزه صدق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و برای هدایت مردم آمده است و ترجمه نمی تواند این اهداف را به انجام برساند؛ (3)6 . ترجمه قرآن، نمی تواند آیت و نشانه خدا و مصدّق کتاب های پیشین و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به طور کامل باشد؛ در حالی که از آیه 16 سوره «احقاف» چنین مطلبی استفاده می شود؛ (4)7. ترجمه قرآن، نمی تواند جامع و حاوی فشرده مطالب کتاب های پیشین باشد؛ در حالی که از آیه 76 سوره «نمل» چنین مطلبی استفاده می شود؛ (5)8 . ترجمه قرآن از جهت نفوذ و جاذبه به پای قرآن نمی رسد؛ (6)9. قرآن، منبع استنباط احکام است و برخی احکام از معانی صریح و اولیه و برخی از محتوا و معانی ثانوی آیات استنباط می شود؛ ولی در ترجمه، بسیاری از این ریزه کاری های آیات از بین می رود؛ ازاین رو، ترجمه نمی تواند منبع استنباط احکام باشد؛ (7)

ص:125


1- (1) . تفسیر المنار، محمد رشید رضا، ج 9، ص 4 - 331
2- (2) . قرآن ناطق، ج 1، ص 72
3- (3) . التفسیر و المفسرون، الدکتور الذهبی، ج 1، ص 24 - 25 (با تلخیص).
4- (4) . قرآن ناطق، ج 1، ص 73
5- (5) . همان، ص 74
6- (6) . همان، ص 76
7- (7) . الموافقات فی اصول الاحکام، ابواسحاق شاطبی، تحقیق: محی الدین عبدالحمید، ج 1، ص 18 - 17 و قرآن ناطق، ج1، ص 2 - 81.

10. قرآن، کتاب روح و نور است (نساء/ 174) و این دو ترجمه پذیر نیستند، بلکه ترجمه آن را تباه می سازد؛ (1)11. ترجمه ناپذیری قرآن، به خاطر وجود متشابهات و باطن؛ قرآن دارای آیات متشابه (2) و ظاهر و باطن است که جز خدا و کسی که به او علم الکتاب داده شده، آن ها را نمی دانند، ازاین رو، قرآن قابل ترجمه نیست؛ (3)12. عربی بودن قرآن، مانع ترجمه آن است؛ شاطبی (م 790 ق.) مفسّر و فقیه مالکی معتقد است که زبان عربی از نظر الفاظ دلالت کننده بر معانی، دارای دو جهت است: نخست: الفاظ و عبارات مطلقی است که بر معانی مطلق دلالت می کنند، که این «دلالت اصلی» است و دوم، از جهت الفاظ و عبارات مفیدی است که دلالت بر معانی استخدام شده دارد که این «دلالت تبعی» است.

ترجمه دلالت های تابعی در هیچ کلام عربی به کلام غیر عربی امکان پذیر نیست؛ چه رسد به ترجمه قرآن و نقل آن به غیر عربی، مگر اینکه فرض شود هر دو زبان در استعمال الفاظ برای معانی اصلی و تبعی یکسان باشند و بدیهی است که اثبات چنین امری دشوار است.

البته دلایل دیگری نیز بر ترجمه ناپذیری قرآن آورده شده است، همچون: اشتمال قرآن بر ضرب المثلها، جهت زمینه سازی برای خردورزی، و نیز اعتراف بسیاری از دانشمندان و مترجمان قرآن، مانند پیکتال، پروفسور آربری، ایزیستو، دکتر حاج تعلیم علی، دکتر پاینده و احمد آرام. (4)

ص:126


1- (1) . حدث الاحداث فی الاسلام اقدام علی ترجمه القرآن، الشیخ محمد السلیمان، ص 62.
2- (2) . آل عمران، 7
3- (3) . نک: الذریعة الی تصانیف الشیعة، الشیخ آغا بزرگ الطهرانی، ج 4، ص 124.
4- (4) . قرآن ناطق، ج 1، ص 77 - 91 و در سایه قرآن، سید قطب، ترجمه احمد آرام، ج 1، ص 10 و ترجمه ابوالقاسم پاینده، چاپ اول، ص کط.
ب) دیدگاه امکان ترجمه قرآن و دلایل آن
اشاره

مهمترین دلیل برای امکان چیزی، وقوع آن است؛ هنگامی که به تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام می نگریم، متوجه می شویم که ترجمه قرآن در طول قرون و اعصار متمادی با فراز و نشیب های متعدد، انجام گرفته است و صدها ترجمه کامل و ناقص از قرآن بر جای مانده است.

اگر حکایات تاریخی را بپذیریم، ترجمه قرآن در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توسط سلمان فارسی انجام شده است. (1) و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نه تنها ترجمه قرآن به فارسی را غیر ممکن ندانست، بلکه اجازه داده یا تقریر کرده است.

این پدیده ضروری در طول اعصار، به ویژه از قرن سوم به بعد، ادامه یافت و هم اکنون نیز ادامه دارد.

البته کسانی که برای جواز ترجمه قرآن دلیل آورده اند، معمولاً به سراغ دلایل ضرورت ترجمه و جواز شرعی آن رفته اند، (2) که پاسخگوی دلایل امکان نخواهد بود؛ هر چند که با ضمیمه وقوع ترجمه، دلایل ضرورت و جواز شرعی می تواند موید و شاهدی بر امکان ترجمه باشد؛ البته در اینجا لازم است که بین دو نوع ترجمه تفاوت بگذاریم:

1. ترجمه مطلق و جایگزین:

یعنی: ترجمه ای که تمام کمالات قرآن را بنمایاند و اعجاز و محتوای آن را به صورت کامل در زبان مقصد منعکس سازد؛ اینچنین ترجمه ای، قرآن جدیدی است که جایگزین قرآن اصلی در زبان مقصد می شود و البته این ترجمه، با تحدّی قرآن منافات دارد و امکان پذیر نیست.

ص:127


1- (1) . المبسوط، السرخسی، ج 1، ص 137
2- (2) . نک: اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار، ص 24 - 21 و قرآن ناطق، ج 1، ص 69 به بعد.
2. ترجمه نسبی:

یعنی: ترجمه ای که محتوا و دلالت اصلی و تبعی کلام و آهنگ و کمالات قرآن را به طور نسبی در زبان مقصد منعکس سازد و ادعای اعجاز و تمام نمایی نداشته باشد؛ البته روشن است که اینگونه ترجمه قرآن، هم ممکن است و هم بارها انجام شده است و همه مترجمان قرآن، در طول تاریخ اسلام، به دنبال همین نوع ترجمه بوده اند و مقصود کسانی که ترجمه را جایز و ممکن می دانند نیز، همین نوع از ترجمه قرآن است.

نقد و بررسی دلایل عدم امکان ترجمه قرآن

اکنون مناسب است که مروری نقدآمیز بر دلایل عدم امکان ترجمه قرآن، داشته باشیم تا مطلب روشن تر شود:

1. مهمترین مشکل در دلایلی که برای «عدم امکان ترجمه قرآن» ذکر شد، تفکیک نکردن دو قسم ترجمه (جایگزین - نسبی) است و دلایل عدم امکان ترجمه، فقط عدم امکان ترجمه جایگزین را اثبات می کند نه ترجمه نسبی را؛

2. اعجاز قرآن مانع «ترجمه جایگزین» قرآن است، نه «ترجمه نسبی» آن؛ چرا که ترجمه های نسبی، ادعای جایگزینی و تمام نمایی ندارند؛ ازاین رو، مخالف آیات تحدّی (مثل اسراء / 88) نمی شوند، و تحدّی قرآن را تکذیب نمی کنند؛

3. ترجمه، خلاصه تفسیر است (1) و همانطور که فرمودند: تفسیر، بخشی از منظور خدا را نشان می دهد و از بخش دیگر عاجز است، ترجمه نیز همینگونه است؛ بنابراین، حداقل ترجمه تفسیری قرآن، مشمول دلایل عدم امکان ترجمه نمی شود؛ هرچند که بقیه روش های ترجمه نیز، خلاصه تفسیر است؛ ولی در هر صورت، هیچ ترجمه ای مدعی نیست که قرآن است؛

4. «ترجمه نسبی» قرآن ادعا ندارد که تمام هدایت و دلالت اصلی و تبعی و

ص:128


1- (1) . در این مورد، ذیل مبحث مبانی فقهی و نیز ذیل مبحث مبانی تفسیری ترجمه، مطالبی خواهد آمد.

محتوای قرآن را به زبان دیگر منتقل می کند و یا نظم قرآن را حفظ می کند، همانطور که تفسیر نیز این ادعا را ندارد؛ پس این مطلب مانع ترجمه نسبی نمی شود؛

5 . ترجمه قرآن، مدعی نیست که آیت و نشانه خداست و یا مصدّق کامل کتاب های پیشین و جامع و حاوی فشرده مطالب کتاب های پیشین است؛ بلکه ترجمه، پیام قرآن را به صورتی ناقص و نسبی به زبان دوم منتقل می کند و اگر کسی بخواهد به آیات و محتوای کامل قرآن دست یابد، لازم است به اصل قرآن یا تفاسیر مراجعه کند؛

6 . مسلم است که ترجمه از لحاظ نفوذ و جاذبه به پای قرآن نمی رسد و نمی تواند منبع استنباط احکام به صورت کامل بوده و نور و روح بودن قرآن را به صورت کامل نمایش دهد؛ اما این مطالب مانع «ترجمه نسبی» قرآن نمی شود، که اگر نمی توانیم همه دریا را درک کنیم اما می توان آب دریا را چشید (1) و شعاعی از نور قرآن را به مردم دنیا از طریق زبان های دیگر رساند؛

7. قرآن، دارای آیات متشابه و باطن است و ممکن است در ترجمه، تمام آیات متشابه روشن نشود و باطن ها بیان نگردند که به طور طبیعی همین گونه است و حتی تفاسیر قرآن نیز، ادعا نمی کنند که تمام تشابه ها را رفع کرده و باطن ها را بیان کرده اند؛ ولی این مطلب، مانع تفسیر و «ترجمه نسبی» قرآن نمی شود؛ چرا که اساساً ترجمه برای برگردان الفاظ از یک زبان به زبان دیگر است و مترجم تلاش می کند با رعایت مبانی کلامی، تفسیری و... که در ادامه بحث می آید، مقداری از متشابهات را برای مخاطب واضح کند، اگر چه برخی متشابهات باقی بماند؛ و اصولاً در متن فعلی قرآن نیز، متشابهات برطرف نشده و بطون آن روشن نشده اند، بلکه رفع تشابه و فهم بطون

ص:129


1- (1) . آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید (مولوی)

نیز به تلاش فکری و استفاده از آیات دیگر قرآن و احادیث اهل بیت علیهم السلام بستگی دارد و در ترجمه نیز همینگونه است؛ بنابراین وجود متشابهات و بطون قرآن، مانع «ترجمه نسبی» آن نیست؛

8 . اینکه کلام عرب دارای دلالت اصلی و تبعی است، مطلب حقّی است و در تمام زبان ها معمولاً همینگونه است؛ اما اینکه زبان عربی به خاطر این ویژگی، قابل ترجمه نیست، ادعای بدون دلیل است؛ چرا که اولاً: هر روز می بینیم که سخنان و کتاب های عربی از جمله قرآن، ترجمه می شوند؛ البته «ترجمه نسبی» و ثانیاً: «این مطلب اگر صحیح باشد، در مورد همه زبان ها صادق است و هیچ زبانی قابل ترجمه نخواهد بود، چون در آن ها معانی تبعی وجود دارد؛

9. بسیاری از مترجمان قرآن، اعتراف کرده اند که قرآن، ترجمه ناپذیر است؛ اما با این حال اقدام به ترجمه قرآن کرده اند، این مطلب نشان می دهد که مقصود آنان این است که ترجمه کامل و مطلق که جایگزین قرآن باشد ممکن نیست؛ اما ترجمه نسبی ممکن است؛ همانطور که خودشان توانسته اند این مهم را به انجام برسانند برای مثال، آقای دکتر پاینده، مترجم محترم قرآن نوشته اند:

ترجمانی قرآن چنان که باید، محال است و گفتار ربّ ِ جلیل را در عبارت بنده ذلیل ریختن، دریا به کوزه پیمودن است؛ مترجم دقیق و نکته سنج اگرش توفیق الاهی رهنمون شود، بیشتر از این نتواند که مشتی از خرمن، هدیه دوستان کند. (1)

جمع بندی

با توجه به دلایل موافقان و مخالفان امکان ترجمه، به این نتیجه می رسیم که «ترجمه نسبی» قرآن ممکن است و در طول تاریخ واقع شده است؛ هر چند که «ترجمه مطلق» و «جایگزین» قرآن مخالف تحدّی قرآن و غیرممکن می باشد.

ص:130


1- (1) . مقدمه قرآن مجید، ابوالقاسم پاینده، چاپ اول، ص کط.

دوم: مبانی فقهی ترجمه قرآن

اشاره

فقه و ترجمه قرآن رابطه ای مستقیم با هم دارند، چرا که بسیاری از آیات قرآن، بیان کننده احکام فقهی است (1) و ترجمه آن آیات، بدون توجه به مبانی و دیدگاه ها و دلایل فقهی آن ها بعید است.

البته بررسی ضرورت دانش فقه در ترجمه و نقش فقاهت مترجم در ترجمه قرآن، نیاز به بحث جداگانه ای دارد، (2) ما در اینجا به بررسی اصل «جواز شرعی ترجمه، از منظر فقه» و نیز «تأثیر مبانی فقهی مختلف در ترجمه قرآن» می پردازیم.

1. جواز شرعی ترجمه قرآن:
اشاره

«جواز» ترجمه، می تواند به دو معنا باشد:

معنای نخست: جواز به معنای «امکان ترجمه قرآن» (این مطلب در مبانی وجودی ترجمه قرآن مورد بررسی قرار گرفت.)

معنای دوم: جواز به معنای «جواز شرعی»، یعنی: حرام نبودن ترجمه قرآن که اعم از وجوب، استحباب و مباح است؛ این مطلب در اینجا مورد بررسی قرار می گیرد.

مسئله جواز شرعی ترجمه قرآن از دیرباز مورد بحث علما و فق های اسلام بوده است و دلایلی برای اثبات یا ردّ آن آورده اند، قدیمی ترین گزارش فقهی در مورد ترجمه قرآن، دیدگاه ابوحنیفه (80 - 150 ق.)، رئیس «مذهب حنفی» است که فتوا داد:

«هر کسی در نماز قرآن را به فارسی قرائت کند، جایز است، اما مکروه است». (3) البته

ص:131


1- (1) . تعداد آیات الاحکام از 500 آیه تا 2000 آیه برآورد شده است، (فقه القرآن، محمد فاکر میبدی،ص 37).
2- (2) . این مطلب در نوشتار «تأثیر دانش های مترجم در ترجمه قرآن» مورد بررسی قرار می گیردونمونه ها و مثال های متعدد بیان می شود.
3- (3) . المبسوط، شمس الدین السرخسی، ج 1، ص 37

برخی حکایت کرده اند که ابوحنیفه بعداً از این فتوای خود برگشت. (1)گزارش بعدی از علمای ماوراء النهر است که در مقدمه ترجمه «تفسیر طبری»، که بین سال های 350 - 365 ق. نوشته شده است، آمده است:

و این کتاب تفسیرِ بزرگ است از روایت محمد بن جریر طبری رحمه الله ، ترجمه کرده به زبان پارسی و دری است و این کتاب را بیاوردند از بغداد، چهل مصحف بود به زبان تازی و به اسنادهای دراز... بیاوردند سوی منصور بن نوح... پس دشوار آمد بر او خواندن این کتاب... و چنان خواست که آن را ترجمه کنند به زبان پارسی، پس علمای ماوراءالنهر را گرد کرد و از ایشان فتوا کرد که: روا باشد که ما این کتاب را به زبان فارسی گردانیم؟ گفتند: روا باشد خواندن و نبشتن تفسیر قرآن به پارسی مر آن کس را که او تازی نداند از قول خدای عزّ و جلّ که گفت: [ وَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ ی... ]. (2)، (3)

از این گزارشات تاریخی روشن می شود که ذهنیت مردم در قرن دوم تا چهارم هجری، عدم جواز ترجمه و تفسیر قرآن به زبان غیر عربی بوده است و یا حداقل، شبهه قوی در برابر جواز آن وجود داشته است، بطوری که برای ترجمه تفسیر نیز از علما کسب فتوا می کردند و این در حالی است که در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اوایل اسلام چنین ذهنیتی وجود نداشته است؛ چرا که بر اساس گزارشات تاریخی هنگامی که «اهل فارس» از سلمان فارسی صحابی بزرگ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خواستند که سوره «فاتحه الکتاب» را برای آن ها به فارسی ترجمه کند، سلمان پاسخ مثبت داد و بعد سلمان همین ترجمه را به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نشان داد. (4)

ص:132


1- (1) . نک: روح المعانی، الآلوسی، ج 19، ص 126 والبرهان فی علوم القرآن، الزرکشی، ج 1، ص 7 - 288 و الاتقان، السیوطی، ج 1، ص 353.
2- (2) . ابراهیم، 4.
3- (3) .ترجمه تفسیر الطبری، به اهتمام حبیب یغمائی، ج 1، ص 5.
4- (4) . السرخسی، المبسوط، شرح الکافی، ج 1، ص 137 و تاج الشریعة، حاشیة الهدایة، ج 1، ص 86.

اما آنچه مهم است، دلایل موافقان و مخالفان جواز شرعی ترجمه قرآن است که در بین فق های شیعه و اهل سنت موافقان و مخالفان متعددی را برانگیخته است، که در ضمن بحث به آن ها اشاره می کنیم.

الف) دلایل موافقان جواز شرعی ترجمه
1. جهان شمولی پیام قرآن

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم دارای رسالتی جهانی است همانطور که در آیات متعدد (1) قرآن این مطلب بیان شده؛ از جمله: [ وَ مَآ أَرْسَلْنَکَ إِلَّا کَآفَّةً لِّلنَّاسِ... ]؛ (2) «ما تو را نفرستادیم، مگر برای همه مردم».

بنابراین باید پیام قرآن به همه مردم جهان برسد و فراگیری زبان عربی برای همه جهانیان دشوار و بعید است پس چاره ای جز ترجمه قرآن به زبان های دیگر نیست؛ (3)به عبارت دیگر: ترجمه، مقدمه رساندن پیام قرآن و اسلام به جهانیان است؛ ازاین رو، ترجمه قرآن جایز است و گاهی برای رساندن پیام قرآن و به عنوان مقدمه هدایت مردم واجب می شود.

آیة اللّه کاشف الغطا رحمه الله در مورد ترجمه قرآن نوشته اند:

گر چه ترجمه قرآن هر چه هم کامل و رسا باشد نمی تواند در دیگر زبان ها همان چیزی را برساند که متن اصلی بیان می دارد؛ اما ترجمه ای که معانی را به زبان دیگر بر می گرداند یک ضرورت است و بر کسانی که توان ترجمه را داشته باشند

ص:133


1- (1) . نک: اعراف، 158، فرقان، 1 و...
2- (2) . سبأ، 28
3- (3) . نک: قرآن ناطق، ج 1، ص 2 - 41 و اصول و مبانی ترجمه، ص 22.

واجب و لازم است؛ زیرا تبلیغ دین و دعوت اسلام به آن بستگی دارد. (1)آیةاللّه خوئی قدس سره نیز در این مورد می نویسند:

خداوند، پیامبرش را برای هدایت مردم فرستاد و او را به وسیله قرآن، پیروز گردانید، قرآنی که... تعالیمش عام و هدایتش جهان شمول است و ازاین رو واجب است که هر کس قرآن را بفهمد تا به وسیله آن، هدایت یابد و شکی نیست که ترجمه به این مهم کمک می کند... (2)و حتی دکتر ذهبی که از مخالفان ترجمه حرفی (تحت اللفظی) قرآن بود، ترجمه تفسیری قرآن را نوعی تفسیر می داند و آن را واجب می شمرد و می نویسد:

والترجمة التفسیریة: تفسیر القرآن بغیر لغته، فکانت ایضاً من الامور التی فرضت علی الامة؛ بل هی آکد لما یترتب علیها من المصالح المهمة لتبلیغ معانی القرآن و ایصال هدایته الی المسلمین و غیر المسلمین. (3)با این همه برخی از معاصران در این دلیل خدشه کرده و برای نمونه، می نویسند:

«نکته قابل ذکر در نقد ادلّه قایلان به وجوب ترجمه، این است که ادلّه وجوب ترجمه، تنها لزوم عقلی ترجمه به عنوان مقدمه وظیفه شرعی، چون: تبلیغ، هدایت و فهم را اثبات می کند و در علم اصول، به ویژه در میان متأخران از اصولیان، ثابت شده که مقدمه واجب، واجب شرعی نیست و وجوب عقلی دارد؛ اگر نگوییم که ترجمه، تنها راه انحصاری نیست و راه ها و روش های دیگری برای تبلیغ و هدایت وجود دارد». (4)البته، موافقان ترجمه قرآن در صدد اثبات اصل جواز ترجمه هستند، در برابر کسانی که ترجمه را غیر جایز می دانند؛ بنابراین حداقل جواز ترجمه، اثبات می شود و وجوب عقلی آن در شرایط خاص با قاعده «کلّما حکم به العقل، حکم به الشرع» می تواند به صورت وجوب شرعی درآید.

ص:134


1- (1) . رسالة القرآن و الترجمة، استاد عبدالرحیم، ص 4، نجف، 1375 ق.
2- (2) . البیان فی تفسیر القرآن، ص 505 - 506
3- (3) . التفسیر والمفسرون، الذهبی، ج 1، ص 29
4- (4) . یادگار نامه فیض الاسلام، مقاله دیدگاه های فقهی در مورد ترجمه قرآن کریم، سید محمد علی ایازی، ص 182.
2. سیره مسلمانان بر ترجمه قرآن

سیره مسلمانان در طول تاریخ اسلام بر ترجمه قرآن بوده است و از همین رهگذر، صدها ترجمه به زبان های مختلف پدید آمد؛ چونکه به صورت طبیعی، بسیاری از مسلمانان صدر اسلام در ایران و روم و حبشه و.. زبان عربی را نمی دانستند و لازم بود که آیات قرآن برای آنان ترجمه شود تا مطالب اسلام را متوجه شوند؛ برای مثال: وقتی عده ای از مسلمانان در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به رهبری جعفر بن ابی طالب به حبشه مهاجرت کردند، پادشاه حبشه از جعفر خواست که قسمتی از قرآن را برایش بخواند و او آغاز «سوره مریم» را تلاوت کرد. (1)به صورت طبیعی «نجاشی» پادشاه حبشه، زبان عربی را نمی دانست و لازم بود یکی از مسلمانان یا مترجمان دربار یا خود جعفر، آیات را برای نجاشی ترجمه کند، ازاین رو برخی نوشته اند که جعفر زبان «اُمهری» را که زبان مردم حبشه بود می دانست و «سوره مریم» را برای پادشاه ترجمه کرد و او را تحت تأثیر قرار داد. (2)و نیز نامه هایی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای «نجاشی» پادشاه حبشه، «مقوقس» پادشاه مصر، پادشاه ایران و امپراتور روم نوشت، حاوی آیات قرآن بود که به صورت طبیعی بوسیله مسلمانان حامل نامه یا مترجمان دربار آنان، ترجمه شد، در مورد نامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به نجاشی گفته شده که «عمر بن امیه» آن را به زبانی که نجاشی می فهمید ترجمه کرد (3) و در مورد نامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به امپراطور، نوشته اند. او مترجمان خود را فرا خواند تا نامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ترجمه کنند. (4)و اصولاً ترجمه، یک شیوه عقلایی برای فهم مطالب زبان دیگر است و کاملاً

ص:135


1- (1) . ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 81 و ابن هشام، السیرة النبویة، ج 1، ص 360.
2- (2) . صدر الافاضل پاکستانی، مناهج التفسیر فی شبه القارة، مجله التوحید، سال 2، ش 9، ص 216، 1404 ه .
3- (3) . ابن قیم الجوزیه، زادالمعاد، ج 3، ص 689 - 690
4- (4) . صحیح البخاری، ج 1، ص 5 (کتاب اول باب ششم)

طبیعی است که مسلمانان نیز از همین شیوه استفاده کنند؛ (1) و همانطور که گذشت: بر اساس نقل های مکرر تاریخی، «سلمان فارسی» سوره حمد را برای خواندن در نماز به فارسی ترجمه کرد و آن را به پیامبر نشان داد. (2)هر چند که عمل سلمان در مورد ترجمه قرآن در نماز بود (و این مطلبی است که شرایط و بحث ویژه ای دارد) ولی همین عمل سلمان که در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انجام گرفته و مورد انکار و منع ایشان قرار نگرفته است دلیل جواز شرعی ترجمه قرآن است.

البته زرقانی در «مناهل العرفان» در مورد صحت این حدیث تردید می کند و آن را مضطرب و مجهول الاصل می داند؛ (3) ولی شاید بتوانیم بگوییم که سیره مسلمانان بر ترجمه قرآن، خبر «سلمان» را به ذهن نزدیک و تقویت می کند.

3. ترجمه قرآن، نوعی از تفسیر است

تفسیر قرآن، کشف معانی و مقاصد آیات قرآن است و به عبارت دیگر: انتقال پیام آیات قرآن به مخاطب است، و ترجمه قرآن نیز، همین هدف را دنبال می کند، با این تفاوت که تفسیر می تواند به زبان عربی یا زبان دیگر باشد؛ اما ترجمه قرآن، معمولاً به زبان غیر عربی است (4) و ترجمه، مختصرتر از تفسیر است.

ازاین رو می توان گفت: ترجمه، خلاصه تفسیر است، به ویژه اگر ترجمه آزاد (تفسیری) باشد و این همان دلیلی است که ذهبی نیز برای جواز (بلکه وجوب)

ص:136


1- (1) . آقای سهراب مروتی در پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، تحت عنوان «بررسی ترجمه های قرآن کریم»، ص 9 - 62، برای ضرورت ترجمه به سیره عقلا و علمای اسلامی استدلال کرده است.
2- (2) . المبسوط، السرخسی، ج 1، ص 137 و تاج الشریعة، حاشیة الهدایة، ج 1، ص 86 و...
3- (3) . مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج 2، ص 55 - 56
4- (4) . در مورد رابطه ترجمه و تفسیر، در مبانی تفسیری ترجمه، توضیح بیشتری خواهد آمد.

ترجمه تفسیری بدان استدلال کرد؛ (1) بنابراین، همانطور که تفسیر قرآن جایز است و فی الجمله مورد انکار علمای اسلام قرار نگرفته، ترجمه نیز جایز می باشد، چون ترجمه، همان تفسیر است.

البته این دلیل، مورد انکار ذهبی و زرقانی قرار گرفته است و چند تفاوت بین ترجمه و تفسیر بیان کرده اند؛ (2) ما مطالب آنان را در دلایل مخالفان جواز شرعیِ ترجمه، نقل و نقد می کنیم.

شواهد و مویدات جواز شرعی ترجمه قرآن

در مورد «جواز ترجمه قرآن» به دلایل دیگری نیز استدلال شده است که بیشتر، شواهد و موید به شمار می آیند، از جمله:

1. از جمله مستندات طرفداران جواز ترجمه قرآن دو آیه کریمه بوده است:

[ لَایُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا... ]؛ (3) و [ وَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ ی... ]؛ (4)، (5)

2. ترغیب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به فرا گرفتن زبان سایر ملتها؛ به طوری که برای مثال زید بن ثابت (م 45 ق.) زبان «عبری» و «سریانی» را فرا گرفت؛ (6)البته ممکن است گفته شود که این دلیل ربط چندانی به ترجمه قرآن ندارد و می تواند مقدمه ترجمه و ارسال نامه های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یا مطالب دیگر باشد؛

3. عدم وجوب فراگیری زبان عربی از سوی شارع مقدس، دلیل ضرورت ترجمه قرآن کریم است تا سخن خدا به کسانی که به زبان عربی آشنایی ندارند ابلاغ شود؛ (7)

ص:137


1- (1) . التفسیر و المفسرون، دکتر ذهبی، ج 1، ص 29
2- (2) . همان، ص 28 - 29 و مناهل العرفان فی علوم القرآن، الزرقانی، ج 2، ص 10 - 13.
3- (3) . بقره، 286.
4- (4) . ابراهیم، 4
5- (5) . قرآن کریم با ترجمه و توضیحات بهاءالدین خرمشاهی، قطع رحلی، گفتار مترجم، ص 619.
6- (6) . العسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ص 561 و محمد احمد السنباطی، ترجمة المعانی القرانیة، ص 6 - 87.
7- (7) . بررسی ترجمه قرآن کریم، سهراب مروتی، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، ص 74.

البته شاید بتوانیم بگوییم که این دلیل در حقیقت به همان دلیل اول، یعنی: جهانی بودن پیام اسلام باز می گردد؛

4. ترجمه کتاب مقدس در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ؛ (1) البته ممکن است گفته شود که جواز ترجمه کتاب مقدس، ملازمه ای با جواز ترجمه قرآن ندارد؛

5 . ترجمه قرآن به زبان «سنسکریت»، که راجا رائک مهروق امیر منطقه «رور» هندوستان در سال 230 ق. از «عبداللّه بن عمر بن عبدالعزیز» نماینده خلیفه در منطقه درخواست کرد تا قرآن را به زبان سنسکریت تفسیر کند و عبداللّه بن عمر به یکی از علمای عراقی که زبان مردم را خوب می دانست دستور داد تا قرآن را تفسیر کند و در سال 270 ق. حداقل سوره «یس» ترجمه شد؛ (2) البته ممکن است گفته شود که این مطلب در مورد تفسیر قرآن است و عمل نماینده خلیفه، دلیل بر جواز شرعی نمی شود، مگر آنکه آن را جزیی از سیره مسلمانان به شمار آوریم؛

6 . ترجمه قرآن، یکی از ضرورت های دعوت دینی است که بر عهده همه مسلمانان است تا ندای اسلام را به گوش جهانیان برسانند؛ (3) البته به نظر می رسد این مطلب اخیر به همان دلیل اول، یعنی: جهان شمولی پیام اسلام و مقدمات آن باز می گردد؛

7. برای مللی همچون: مردم ژاپن و اروپا که کلمه ای عربی نمی دانند، چاپ و نشر قرآن عربی بدون ترجمه، فایده ای ندارد؛

ص:138


1- (1) . صحیح البخاری، ج 8، ص 160
2- (2) . صدر الافاضل، مناهج التفسیر فی شبه القارة، مجلة التوحید، سال 2، ش 9 و عجائب الهند،بزرگ بن شهریار، به نقل از قرآن ناطق، ج 1، ص 48.
3- (3) . اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی بخار، ص 22

8 . در برابر ترجمه های دارای غلط و مغرضانه که توسط یهود و نصاری از قرآن می شود، باید ترجمه ای صحیح و مورد اعتماد از سوی مراکز اسلامی ارائه گردد؛ (1)9. فتاوای علمای اسلام بر جواز ترجمه قرآن: بسیاری از عالمان و مراجع تقلید و پیشوایان دینی شیعه و اهل سنت به جواز شرعی ترجمه فتوا داده اند از جمله: مرحوم آیة اللّه کاشف الغطاء، همانطور که گذشت؛ (2) مرحوم آیة اللّه میلانی نیز، در تقریظ خود بر ترجمه تفسیری «میراحمد علی» به زبان انگلیسی بر لزوم ترجمه، تاکید می کند. (3)مرحوم آیةاللّه خوئی، در نامه خود به «میر احمدعلی»، از ترجمه تفسیری او به زبان انگلیسی تقدیر کردند (4) و همانطور که گذشت در کتاب البیان، ترجمه قرآن را ضروری دانستند. (5)برخی از مراجع تقلید و علمای اسلام نیز، خود، اقدام به ترجمه قرآن کرده اند از جمله: امام خمینی قدس سره در ضمن کتاب های فارسی خود برخی آیات را ترجمه کرده اند (6)و آیةاللّه مکارم شیرازی و آیة اللّه مشکینی نیز ترجمه مستقلی نشر داده اند.

در میان اهل سنت، از ابوحنیفه جواز ترجمه قرآن حکایت شده (7) (که گذشت) و نیز از مطالبی که ذیل آیه 5 / ابراهیم، حکایت شده، استفاده می شود که خواجه عبداللّه انصاری (8)، زمخشری (9)، بیضاوی (10) و برسوی (11) نیز، جواز ترجمه قرآن را پذیرفته اند؛ اگر چه مقصود برخی از آن ها، نوعی تفسیر یا ترجمه تفسیری بوده است. (12)«شیخ الازهر» مصطفی مراغی نیز، در سال 1355ق. به صورت صریح، فتوا به

ص:139


1- (1) . الادلة العلمیة فی جواز ترجمة القرآن الی اللغات الاجنبیة، محمد فرید وجدی، ص 13 - 21
2- (2) . رسالة القرآن و الترجمه، استاد عبدالرحیم، ص 4، 1375 ق
3- (3) . بی آزار شیرازی، قرآن ناطق، ج 1، ص 3 - 62
4- (4) . همان، ص 64
5- (5) . البیان فی تفسیر القرآن، ص 505 - 506
6- (6) . نک: چهل حدیث، اسرار الصلوة، آداب الصلوة و ولایت فقیه
7- (7) . المبسوط، شمس الدین السرخسی، ج 1، ص 37
8- (8) . کشف الاسرار، المیبدی، ج 5، ص 226
9- (9) . الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 2، ص 539
10- (10) . انوار التنزیل، ج 2، ص 524
11- (11) . روح البیان، ج 4، ص 395
12- (12) . قرآن ناطق، بی آزار شیرازی، ج 1، ص 54 - 56

جواز ترجمه قرآن داده است؛ اگر چه ترجمه قرآن، را نمی توان قرآن نامید. (1)علمای زیادی از الازهر در این فتوا، با شیخ مصطفی مراغی، همراهی کرده اند. (2)

ب) دلایل مخالفان جواز شرعی ترجمه قرآن
اشاره

همانطور که گذشت: ذهنیت مسلمانان در صدر اسلام، موافق ترجمه قرآن بود و عملاً اقدام به ترجمه آیات می شد که نمونه های آن در ترجمه «سلمان» و «نامه های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم » گذشت، (3) و در ادامه این سیر، صدها ترجمه کامل و ناقص از قرآن شکل گرفت و منتشر شد؛ ولی بعد از مدتی فتوای «خواندن ترجمه قرآن در نماز» توسط «ابوحنیفه» موجب بروز اختلافات شد و موافقت ها و مخالفت هایی را برانگیخت؛ (4)ولی این اختلافات، بیشتر در مورد قرائت «حمد» در نماز بروز کرد. تا اینکه در اوایل قرن بیستم میلادی، مسئله ای سیاسی و استعماری در روند ترجمه قرآن پدیدار گشت، که موجب مخالفت های جدّی با ترجمه قرآن به زبان های غیر عربی گشت، به طوری که علمای الازهر را به واکنش واداشت.

برخی از نویسندگان، داستان را اینگونه گزارش کرده اند که در سال 1926م. یکی از علمای مسلمان شوروی سابق به نام شیخ احسن شاه افندی احمد، نامه ای به محمد رشید رضا نوشت که نسبت به تلاش ترکان شوروی برای ترجمه قرآن و جایگزینی آن به جای قرآن در کشورهای مسلمان نشین «شوروی سابق» اعلام خطر کرد و از علمای «الازهر» استمداد طلبید. (5)

ص:140


1- (1) . حدث الاحداث، شیخ محمد سلیمان، ص 33 - 35 و ترجمة القرآن و نصوص العلماء، الشیخ محمود الشلتوت، مجلة الازهر، ش 7، ص 123 - 124 و قرآن ناطق، همو، ج 1، ص 57.
2- (2) . حدث الاحداث، شیخ محمد، سلیمان، ص 40 و التفسیر والمفسرون فی ثوبة القشیب، ج 2، ص 143 - 146.
3- (3) . به مبحث دلایل موافقان جواز شرعی ترجمه قرآن مراجعه کنید.
4- (4) . المبسوط، السرخسی، ج 1، ص 37 و قرآن ناطق، ج 1، ص 108 به بعد.
5- (5) . مجلة المنار، 29 ربیع الاخر، 1326 ق، ص 268 - 274 (پاسخ رشید رضا را چاپ کرد)، قرآن ناطق، ج 1، ص 130.

همچنین در «ترکیه»، که در عصر «سلاطین عثمانی»، ترجمه قرآن به زبان ترکی ممنوع بود، بعد از تشکیل جمهوری و اعلام قانون اساسی جدید (1908 م.) مترجمان ترک به ترجمه قرآن پرداختند و در زمان «مصطفی کمال پاشا» (آتاتورک) خط قرآن به لاتین تغییر یافت و حتی «اذان» را به ترکی اعلام می کردند. (1)در ادامه همین حرکتها، توسط برخی از مترجمان هندی، قرآن به زبان انگلیسی ترجمه شد که دارای غلطهایی بود، نسخه هایی از آن به مصر ارسال شد؛ این حرکت های استعماری که برای بیگانه کردن مسلمانان با اسلام و قرآن صورت می گرفت واکنش هایی را در جهان اسلام به دنبال داشت؛ ازاین رو شیخ «الازهر» به منع ترجمه انگلیسی یاد شده فتوا داد و حکومت مصر از ورود این ترجمه به کشور جلوگیری کرد؛ (2) همچنین به فتوای علمای لبنان از ورود ترجمه مزبور به این کشور نیز جلوگیری شد. (3)شیخ محمد «رشید رضا» در پاسخ شیخ احسن شاه افندی احمد، مقاله ای مفصل در مجله «المنار» نوشت و فتوا به ممنوعیت ترجمه لفظی قرآن داد. (4) و «شیخ محمد عبده» که از شیوخ محترم «الازهر» بود، فتوا به منع ترجمه قرآن داد و حکم به وجوب مصادره قرآن های مشتمل بر ترجمه حرفی داد، هر چند که با آن ترجمه تفسیری باشد. (5)سپس دولت مصر در سال 1936م. در مصوبه ای اعلام کرد که ترجمه رسمی قرآن، به وسیله علمای «الازهر» و حمایت وزارت فرهنگ صورت گیرد و این کار در

ص:141


1- (1) . دائرةالمعارف قرآن کریم، مقاله محمد یوسف اریکسون، ترجمه دکتر محمد علی نجفی، ج 1، ص 28.
2- (2) . مجله المنار، سال 1343، ص 795 (این ترجمه غلط دار، توسط فرقه احمدیه در هند منتشر شد).
3- (3) . قرآن ناطق، ج 1، ص 131
4- (4) . مجله المنار، 29 ربیع الآخر، 1326 ق، ص 268 - 274 و نیز نک: تفسیر المنار، ج 9، ص 320 -324.
5- (5) . قرآن ناطق، ج 1، ص 130

دانشکده «الشریعة» الازهر صورت گرفت؛ ولی با مخالفت شدید «جمعیت المحامین الشرعیین» روبرو شد و مخالفان و موافقان، مقالات متعددی نوشتند و دلایل زیادی اقامه کردند. (1)بنابراین در مقدمه، ترجمه صورت گرفته در «الازهر» اعلام شد که «قرآن غیر قابل ترجمه است»، ازاین رو، آن ترجمه مزبور را «معنا و مفاد قرآن» نامیدند که امروزه آن را با عنوان «ترجمه معنوی پیکتال، زیر نظر علمای الازهر» می شناسیم. (2)مهمترین دلایل مخالفان جواز شرعی ترجمه، عبارتند از:

1. زبان عربی، شعار اسلام و مسلمانان است؛ (3)2. در آیات متعدد قرآن، بر عربی بودن آن تاکید شده است (4) و ذکر عربی بودن قرآن لغو نیست؛ بلکه به این خاطر است که به ما بفهماند که از عربی بودن قرآن محافظت شود (5) و در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حکایت شده است که: «تعلّموا القرآن بعربیة: قرآن را به عربی بیاموزید»؛ (6) و در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «تعلّموا العربیة، فانها کلام اللّه الذی کلّم به خلقه و نطق به للماضین.» (7) بنابراین، مسئله تعلیم عربی برای قرائت و فهم قرآن مورد تشویق و تاکید قرار گرفته است؛ بلکه خدا نخواسته است که قرآن به عجمی نازل شود، همانطور که در آیات قرآن اشاره شده است؛ (8) پس کس دیگری هم حق ندارد آن را به عجمی ترجمه کند؛

ص:142


1- (1) . نک: حدث الاحداث فی الاسلام اقدام علی ترجمة القرآن، شیخ محمد سلیمان، 1355 ق و الادلّة العلمیة فی جواز ترجمة معانی القرآن الی اللغات الاجنبیة، محمد فرید الوجدی، مصر 1936 م.
2- (2) . قرآن ناطق، ج 1، ص 136
3- (3) . حداث الاحداث، محمد سلیمان، ص 30
4- (4) . نک: یوسف، 2، شعراء، 195، زمر، 28، زخرف، 3 و...
5- (5) . الفرقان، ابن الخطیب محمد عبداللطیف، ص 175
6- (6) . وسائل الشیعة، ج 6، ص 220، باب 30 از ابواب قرائة القرآن، ح 1.
7- (7) . همان، ح 2
8- (8) . فصلت، 44

3. قرآن کریم، اسمی است شامل نظم و معنا، و اگر ترجمه شود، نظم آن از بین می رود و این تعریف بر آن صادق نباشد؛ (1)4. ترجمه قرآن، برای دین، زبان و میهن اسلامی زیانبخش است؛ (2)5 . ترجمه حرفی قرآن (تحت اللفظی) که مطابق اصل باشد، امکان پذیر نیست و حتی ترجمه معنوی که عبارت است از فهم مترجم از قرآن یا تفاسیر، قرآن نیست؛ (3)6 . ترجمه قرآن، تفسیر قرآن نیست، ازاین رو نمی توان گفت که همانند تفسیر جایز است؛ ذهبی، ترجمه قرآن را به دو قسم «ترجمه حرفی» (تحت اللفظی) و «ترجمه معنوی» (تفسیری) تقسیم می کند و «ترجمه تفسیری» را نوعی از تفسیر می داند که جایز است؛ اما «ترجمه حرفی» را در مورد قرآن جایز نمی داند و در این مورد می نویسد:

ترجمه تحت اللفظی یا حرفی، بر فرض جواز آن، از قبیل تفسیر قرآن به غیر عربی نیست؛ زیرا ترجمه حرفی یا تحت اللفظی، عبارت است از هیکل ناقص و ناتمامی برای قرآن، و این نوع ترجمه، چیزی بر آن مترتب نیست، جز تبدیل لفظی به لفظ دیگر که برای ادای پاره ای از معانی به جای آن می نشیند در این ترجمه ها چیزی از کشف و بیان و یا شرح دلالات و یا بیان مجمل و تقیید مطلق و استنباط احکام و توجیه معانی و سایر امور که تفسیر متعارف مشتمل بر آن هاست، وجود ندارد. (4)زرقانی که صریحاً سخن از حرمت ترجمه قرآن می گوید، (5) چهار فرق بین ترجمه و

ص:143


1- (1) . المنار، النسفی با شرح ابن مالک، ص 9 به نقل از فلسفه قانون گذاری در اسلام، صبحی المحمصانی، ص 30 و قرآن ناطق، ج 1، ص 132.
2- (2) . فلسفه قانونگذاری در اسلام، ص 130 (که فتوای المحامین الشرعیین را نقل می کند).
3- (3) . تفسیر المنار، ج 9، ص 331 - 334
4- (4) . التفسیر والمفسرون، ج 1، ص 26 - 28
5- (5) . مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج 2، ص 57 - 56

تفسیر بیان می کند که عبارتند از:

نخست: سبک ترجمه، سبکی است مستغنی از متن اصلی، بلکه جایگزین آن، برخلاف تفسیر؛

دوم: استطراد در ترجمه جایز نیست؛ اما در تفسیر، بسیار متداول است؛

سوم: ترجمه، عرفاً مدعی وفاداری به تمام معانی و مقاصد اصل است و تفسیر کارش توضیح پاره ای از مفاهیم است؛

چهارم: ترجمه از نظر عرف، متضمّن ادعای اطمینان به خوانندگان است که تمام معانی و مقاصد برگردان شده، مدلول اصل و مراد صاحب کتاب است؛ اما تفسیر این چنین نیست؛ چون گاهی به خاطر ضعف دلیل، اظهار عدم اطمینان می کند. (1)البته برخی دلایل دیگر نیز، برای ممنوعیت شرعی ترجمه در کتاب ها نوشته شده است (مثل اعجاز، محتوا، جامعیت نفوذ و جاذبه، نور و روح بودن قرآن)، (2) که این دلایل، ناظر به عدم امکان ترجمه قرآن است و ما آن ها را در مبانی وجودی ترجمه مورد بررسی قرار دادیم.

برخی دیگر از دلایلی که برای عدم جواز شرعی ترجمه قرآن آورده شده است، ناظر به عدم جواز ترجمه سوره حمد در نماز و خواندن نماز به فارسی است (3) که یک بحث فقهی صرف بوده و از حوصله این نوشتار خارج است.

نقد و بررسی

ص:144


1- (1) . همان، ص 55 - 56
2- (2) . قرآن ناطق، ج 1، ص 69 - 86
3- (3) . همان، ص 97 - 127

اگر در سیر تاریخی و دلایل مخالفان ترجمه قرآن دقت کنیم، بخوبی در می یابیم که بین سه موضوع خلط شده است:

نخست: جواز شرعی ترجمه قرآن، با امکان ترجمه قرآن؛

دوم: جواز شرعی ترجمه قرآن در غیر نماز با جواز شرعی خواندن ترجمه قرآن در نماز؛

سوم: اصل جواز ترجمه قرآن با عدم جواز نوع خاص ترجمه (مثل ترجمه تحت اللفظی).

البته ما تلاش کردیم که دو مورد از موارد فوق را در بخش مربوط به دلایل از همدیگر جدا سازیم؛ اما با دقت بیشتر در دلایل مخالفان جواز شرعی ترجمه، می توان گفت که:

نخست: اینکه زبان عربی، زبان اسلام، قرآن و مسلمانان است مطلب صحیحی است که باید مورد توجه قرار گیرد و توطئه های استعمارگران در این مورد خنثی شود و همه مسلمانان در گسترش زبان عربی بکوشند؛ اما این موضوع مانع ترجمه قرآن نمی شود، چون سوء استفاده برخی افراد از یک شیوه صحیح، موجب ممنوعیت و محکومیت آن شیوه نمی شود؛ بلکه باید جلوی سوء استفاده را گرفت؛ آری اگر کسی بخواهد زبان عربی را بیاموزد، یکی از بهترین راه های آن، آموزش زبان عربی به وسیله کلمات قرآن است که لازمه آن، ترجمه این کتاب بزرگ است.

علاوه بر اینکه اگر موانعی برای آموزش زبان عربی بود، نباید ملت ها از هدایت قرآن محروم شوند و همانطور که بیان شد: برخی علمای اسلام، ترجمه قرآن را برای کسانی که توانایی ترجمه دارند واجب می دانند.

بنابراین، اگر نکات فوق را در نظر بگیریم، ترجمه قرآن برای دین، زبان عربی و میهن اسلامی زیانبخش نخواهد بود.

دوم: مترجمان قرآن بدنبال «ترجمه نسبی» آن هستند، نه «ترجمه مطلق» و نهایی، به عبارت دیگر: هیچ مترجمی مدعی نیست که ترجمه او، قرآن تازه ای به زبان

ص:145

دیگری است و می توان نام «قرآن» بر آن نهاد.

سوم: ترجمه قرآن به معنای نفی عربی بودن قرآن نیست و با آیات و روایاتی که بر عربی بودن قرآن تاکید دارند منافات ندارد؛ چون این ها دلالت بر ممنوعیت ترجمه ندارند، آری، قرآن عربی است، اما ترویج آن به زبان های دیگر لازم است و آیه ای که به عجمی نبودن قرآن اشاره دارد در مقابل مخالفان لجوج است که اگر قرآن به زبانی غیر عربی هم نازل می شد لجاجت می کردند؛ بنابراین؛ این دلالتی بر ممنوعیت ترجمه قرآن ندارد.

چهارم: ترجمه قرآن به سه روش «کلمه به کلمه» (حرفی)، «جمله به جمله» (هسته به هسته) «آزاد» (تفسیری) صورت می گیرد و هر کدام موفقیت های نسبی در پیام رسانی دارند، همانطور که هر کدام کاربردهای خاص خود را دارد؛ (1) البته هیچکدام ازاین روشها، قرآن جدیدی به زبان دوم پدید نمی آورند و هیچ مترجمی نیز، مدعی این مطلب نیست؛ در ضمن، هر مترجمی ممکن است یکی ازاین روش ها را با توجه به مخاطب و هدف خود انتخاب کند و یا به برخی از روش ها انتقاد داشته باشد و یا یک روش خاص را صحیح نداند؛ ولی این مطلب موجب ممنوعیت و محکومیت اصل ترجمه نمی شود.

پنجم: همانطور که گذشت، ترجمه قرآن با تفسیر قرآن تفاوت هایی دارد، از جمله اینکه ترجمه، مختصرتر و مشکل تر از تفسیر است و تفسیر می تواند به زبان عربی و غیر عربی باشد؛ اما ترجمه معمولاً به زبان های غیر عربی است؛ اما این تفاوت ها نمی تواند موجب اختلاف در حکم آن ها باشد، بلکه به هر حال، ترجمه، خلاصه تفسیر است و هر دو در صدد پیام رسانی هستند (البته با تفاوتی که در درجه پیام رسانی دارند) و همانطور که تفسیر جایز است ترجمه نیز جایز است.

ص:146


1- (1) . این مطلب در مبحث روش ها و سبک های ترجمه قرآن توضیح داده می شود.

با توجه به آنچه گذشت کلام دکتر ذهبی، نیز قابل پاسخ است، چرا که حاصل سخن دکتر ذهبی، ردّ یک روش خاص در ترجمه (روش تحت اللفظی) است و این موجب ابطال و ردّ همه روش های ترجمه (مثل روش ترجمه تفسیری و روش جمله به جمله) نمی شود؛ هر چند که اشکال ایشان به روش «تحت اللفظی» نیز، به وسیله اضافه کردن مطالب در پرانتزها قابل رفع است و اتفاقاً روش تحت اللفظیِ ترجمه از بهترین شیوه ها برای آموزش ترجمه قرآن به غیر عربهاست.

اما اصل کلام زرقانی در مورد تفاوت داشتن ترجمه و تفسیر صحیح است (همانطور که گذشت) ولی ما، در مبحث مبانی وجودی و امکان ترجمه، بیان کردیم که «ترجمه جایگزین» محال است؛ اما ترجمه های قرآن، هیچکدام ادعای جایگزینی و آوردن قرآن جدید و مستغنی کردن مردم از قرآن حاضر را ندارند و اینگونه توهمات در اثر برخوردهای سیاسی استعمارگران در قرن بیستم با ترجمه قرآن به وجود آمد.

در مورد استطراد در ترجمه نیز، می توان با اضافه کردن پاره ای از مطالب در پرانتز موارد لازم را اضافه کرد یا نکات تفسیری را به صورت کوتاه در پاورقی بیان نمود؛ همانطور که بسیاری از مترجمان این کار را انجام می دهند؛ اما در مورد ادعای اطمینان ترجمه های قرآن، روشن است که هیچ ترجمه ای، نه ترجمه قرآن، نه غیر قرآن، نمی تواند مدعی شود که تمام مطالب متن اصلی را منعکس کرده و به خواننده اطمینان دهد، بلکه ترجمه، امری نسبی است که مثل تفسیر، می ت00واند بخشی از پیام را منعکس سازد.

جمع بندی و نتیجه گیری

با توجه به مطالبی که گذشت، دلایل مخالفان جواز شرعی ترجمه، کافی نبود و دلایل موافقان جواز شرعی ترجمه نیز، در برخی از موارد، قابل مناقشه است؛ اما در

ص:147

مجموع، اطمینان حاصل می شود که منع شرعی برای ترجمه قرآن وجود ندارد، بلکه با توجه به جهانشمول بودن قرآن و مقدمه بودن ترجمه برای هدایت غیر عرب ها و سیره مسلمانان، ترجمه قرآن جایز است؛ بلکه در بعضی موارد ضروری، برای برخی از افراد، واجب کفایی می شود.

2. مبانی فقهی مذاهب اسلامی و تأثیر آن ها در ترجمه آیات الاحکام
اشاره

در قرآن کریم، بیش از پانصد آیه وجود دارد که به وسیله آن ها احکام و قوانین فقهی بیان شده، و در طول تاریخ اسلام، علمای اسلام در مورد آن ها کتاب های فراوانی نگاشته (1) و دیدگاه های مختلفی ارائه کرده اند که تفاوت این دیدگاه ها و مبانی آن ها «مذاهب فقهی اسلامی» را بوجود آورد؛ مشهورترین این مذاهب، عبارتند از:

الف ) مذهب شیعه که به طور عمده، پیرو آرای فقهی اهل البیت علیهم السلام به ویژه امام صادق علیه السلام و فق های پیرو آنان هستند؛

ب ) مذهب حنفی که پیرو آرای فقهی ابوحنیفه نعمان بن ثابت (50 - 153 ق.) هستند؛

ج ) مذهب حنبلی که پیرو آرای فقهی احمد بن محمد بن حنبل (164 - 241 ق.) هستند؛

د ) مذهب مالکی که پیرو آرای فقهی مالک بن انس (90 - 179 ق.) هستند؛

ه ) مذهب شافعی که پیرو آرای فقهی محمد بن ادریس شافعی (م 204 ق.) هستند.

گاهی مترجم قرآن می تواند به گونه ای کار ترجمه را جهت دهی و آیات الاحکام

ص:148


1- (1) . مثلاً از شیعه: احکام القرآن (فقه القرآن) راوندی (م 573 ق.) زبدة البیان فی احکام القرآن،مقدس اردبیلی (م 993 ق.) از شافعیه: احکام القرآن، الکیاهراسی (م 504.) از مالکیه: احکام القرآن ابوبکر بن العربی (م 543 ق.) و از حنفی ها: جصّاص (م 370 ق.) از حنبلیّه: تفسیر آیات الاحکام، ابن قیم الجوزی (م 751 ق.).

را ترجمه کند که با مبانی فقهی پنج گانه معارض نباشد؛ اما گاهی مترجم قرآن، هنگامی که به ترجمه آیات الاحکام می رسد، ناچار است بر اساس مبنای فقهی یکی از مذاهب، ترجمه خود را سامان دهد که در این گونه از موارد ناچار است تلاش نماید تا بر اساس اجتهاد فقهی و استنباط تفسیری خویش، نظر حق را پیدا کرده و براساس آن قرآن را ترجمه نماید.

مثال: [ یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلَوةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ... ]؛ (1)

دهلوی: «ای مسلمانان! چون برخیزید به سوی نماز پس بشویید روی خود را و دست های خود را تا آرنج و مسح کنید سرخود را و بشویید پاهای خود را تا شتا لنگ...»؛

مکارم: «ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که به نماز می ایستید، صورت و دست ها را تا آرنج بشویید؛ و سر و پاها را تا مفصل [برآمدگی پشت پا] مسح کنید...».

بررسی: وقتی این دو ترجمه را با یکدیگر مقایسه می کنیم، می بینیم که هر کدام از دو مترجم، بر اساس مذهب فقهی خویش، جمله [ ...وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ... ] را ترجمه کرده اند؛ چرا که در بین گروهی از اهل سنت، شستن پاها در وضو لازم است؛ ازاین رو «محدث دهلوی» آن را به «و بشویید پاهای خود را تا شتالنگ» معنا کرد و عطف به جمله [ ...وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ... ] گرفت تا با مذهب خود موافق باشد.

اما آیةاللّه «مکارم شیرازی» آن جمله را به «مسح کنید» معنا کرد و عطف بر [ ...وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ... ] گرفت که البته، ظاهر آیه شریفه نیز، همین معنای دوم است؛ چرا که جمله عاطف و معطوف در کنار هم هستند و [ ارجل ] عطف بر محل [ رؤس ] شده، ازاین رو منصوب گشته و اگر آن را عطف بر [ ایدیکم ] بگیریم، بین جمله عاطف

ص:149


1- (1) . مائده، 6

و معطوف، یک جمله فاصله می افتد. (1)مثال دیگر: [ یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ... ]؛ (2)

ترجمه جمعی: «ای کسانی که ایمان آورده اید! تنها مشرکان پلیدند...»؛ (3)مکارم: «ای کسانی که ایمان آورده اید! مشرکان ناپاکند...»؛

فیض الاسلام: «ای کسانی که (به خدا و رسول) ایمان آورده و گرویده اید! جز این نیست که مشرکین (آنان که مسلمان نیستند، یعنی: کفار و ناگرویدگان به خدا و رسول) نجس (العین) و پلیدند، (مانند خوک و سگ یعنی: شخص ایشان نجس است؛ چنانکه ظاهر آیه و بسیاری از روایات بر آن دلالت دارد، بنابراین، اگر مسلمانی با دست تر با کافری مصافحه نموده و دست در دست یکدیگر نهند واجب است که دست خود را بشوید و پاک گرداند و یا مانند شخص جنب و کسی که منی از او خارج شده و ناپاک گشته، نجس الحکم و ناپاکند؛ چنانکه ظاهر دسته ای از روایات بر آن دلالت دارد).

بررسی: واژه «نَجَس» در لغت به دو معنا به کار می رود؛ اول: «نجاست حسّی» (مثل نجاست خون و سگ) و دوم: «نجاست معنوی» که همان پلیدی است که با بصیرت فهم می شود و در آیه شریفه، معنای دوم مراد است. (4)به عبارت دیگر: «نَجِس» و «نَجَس» متفاوت است و در این آیه واژه نَجَس به کار رفته است که مصدر است و دلالت بر مبالغه می کند، مثل «زید عدل»، یعنی: «زید ذو عدل» و مقصود معنای لغوی نجاست است نه معنای نجاست شرعی. (5)

ص:150


1- (1) . برای اطلاع بیشتر از مباحث تفسیری و فقهی آیه، به کتب تفسیر و نیز فقه القرآن، محمد فاکر میبدی مراجعه کنید.
2- (2) . توبه، 28
3- (3) . نخستین ترجمه جمعی قرآن کریم، محمد علی رضایی اصفهانی با همکاری گروهی از قرآن پژوهان، دار الذکر، 1383 ش.
4- (4) . المفردات، الراغب الاصفهانی، ماده نجس
5- (5) . مستمسک العروة الوثقی، سید محسن حکیم، ج 1، ص 7 - 368

فقیهان، براساس دلایلی که از سنت به دست آنان رسیده است، (1) در مورد «نجاست کافر» اختلاف نظر دارند؛ برخی، آن ها را «نجس العین» می دانند؛ ولی برخی، آنان را نجس العین نمی دانند؛ بلکه نجاست آنان را همان پلیدی اعتقادی و... می دانند. (2)مرحوم فیض الاسلام، آیه فوق را بر اساس دیدگاه اول، ترجمه کرده و شرحی مفصل ارائه کرده است (چرا که ترجمه فیض الاسلام، ترجمه تفسیری است)؛ ولی برخی دیگر از مترجمان، این واژه را به معنای «پلید» ترجمه کرده اند؛ چرا که نجاست کافر را قبول نداشته یا دلالت آیه را بر مطلب نپذیرفته اند. (3)

احکام فقهی ترجمه قرآن

احکام فقهی ترجمه قرآن، دارای دو بُعد است:

الف) مسئله جواز و عدم جواز خواندن ترجمه قرآن در نماز، به جای قرائت سوره های قرآن: این مسئله از دیرباز مورد توجه و اختلاف فق های اهل سنت بوده است؛ از ابوحنیفه (80 - 150 ق.) نقل شده: اگر کسی در نماز، قرآن را به فارسی قرائت کند جایز است، ولی مکروه است؛ و در این رابطه به روایت ترجمه سوره حمد توسط «سلمان فارسی» استدلال کرده است؛ (4) ولی دو شاگرد ابوحنیفه، یعنی: محمد شیبانی و ابویوسف، فتوا دادند که اگر کسی می تواند قرآن را به عربی صحیح بخواند، جایز نیست در نماز، قرآن را به فارسی بخواند؛ اما اگر نمی تواند به عربی صحیح بخواند، جایز است؛ (5) البته مرغینانی (م 593 ق.) حکایت کرده که ابوحنیفه از نظر خود برگشته

ص:151


1- (1) . نک: وسائل الشیعة، شیخ الحرّ العاملی، ابواب نجاسات، باب 14 و 73 و 74 و 54
2- (2) . نک: کتب فقهی از جمله مستمسک العروة الوثقی، سید محسن الحکیم، ج 1، ص 367، ص 384.
3- (3) . برای اطلاعات بیشتر در زمینه تأثیر فقه در ترجمه ها نک: یادگار نامه فیض الاسلام، جستارهای علمی و پژوهشی در باب ترجمانی متون مقدس، مقاله تأثیر فقه در ترجمه متون مقدس، محمد علی سلطانی.
4- (4) . السرخسی، المبسوط، ج 1، ص 37
5- (5) . همان

و نظر اخیرش با نظر دو شاگردش موافق بوده است؛ (1) البته «آلوسی» (2)، «زرکشی» (3) و «سیوطی» (4) نیز رجوع ابوحنیفه از فتوای خود را تأیید کرده اند.

اما به بقیه فق های اهل سنت، نسبت داده اند که اگر کسی سوره فاتحه را در نماز نخواند، نمازش باطل است (5) و در این مورد به روایت علی علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم استدلال کرده اند که حکایت شده: «در نمازی که در آن امّ الکتاب قرائت نشود، آن نماز ناقص و نارساست». (6)در فق های شیعه ادعای اتفاق شده است که: «خواندن ترجمه قرآن در نماز جایز نیست» (7) و در این رابطه به دلایل قرآنی و احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اجماع و دلیل عقل استدلال نموده اند (8) و این مطلب، مورد تأیید علمای بزرگ شیعه، همچون: شیخ طوسی (9) (م 413 ق.)، محقق حلّی (10) (م 676ق.)، علامه حلّی (11) (قرن هفتم)، محقق کرکی (12) (م 940ق.) و محمدحسن نجفی «صاحب جواهر» (13) (م 1266 ق.) و سیدمحمد کاظم یزدی (قرن سیزدهم) در «عروةالوثقی» است؛ در کتاب اخیر که با حواشی علمای

ص:152


1- (1) . برهان الدین، ابی الحسن علی بن ابی بکر بن عبدالجلیل الرشد ابن مرغینانی، الهدایة، شرح بدایةالمبتدی، ج1، ص47.
2- (2) . روح المعانی، ج 19، ص 126
3- (3) . البرهان فی علوم القرآن، ج 1، ص 287 - 288
4- (4) . الاتقان فی علوم القرآن، ج 1، ص 353
5- (5) . المحلّی، ج 4، ص 3 و موسوعة فقه علی بن ابی طالب، دکتر محمد رواس قلعه جی، ص 378
6- (6) . مسند زید، ج1، ص25؛ المجموع، ج3، ص319
7- (7) . معرفت، محمد هادی، تاریخ قرآن، ص 187؛ و محمد حسن نجفی، جواهر الکلام فی شرایع الاسلام، ج 9، ص299-315
8- (8) . نک: جواهر الکلام، همان، و قرآن ناطق، ج 1، ص 102
9- (9) . الخلاف، ج 1، ص 108 - 109
10- (10) . المختصر النافع فی الفقه الامامیة، ص 30
11- (11) . المحقق الکرکی، جامع المقاصد، ج 2، ص 244 و تبصرة المتعلمین، ص 18
12- (12) . جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج 2، ص 246
13- (13) . جواهر الکلام فی شرایع الاسلام، ج 9، ص 299 - 315

متأخر و معاصر شیعه از جمله امام خمینی رحمه الله نشر یافته، تأکید شده است که ترجمه قرائت حمد و سوره در نماز جایز نیست، بلکه واجب است که نمازگزار آن ها را فراگیرد و در صورت تنگی وقت نماز، به تعداد آیات سوره فاتحه، از سایر سوره های قرآن بخواند و اگر آن ها را نیز نمی داند به همان مقدار تسبیح، تکبیر و ذکر بگوید. (1)ب) جواز لمس ترجمه قرآن برای کسی که طهارت (وضو یا غسل) ندارد:

در این مورد فقها تصریح می کنند که «ترجمه قرآن، خودِ قرآن به شمار نمی آید، چون قرآن مشتمل بر الفاظ مخصوص است، ازاین رو اگر چه لمس خط قرآن برای کسی که وضو ندارد جایز نیست، اما لمس ترجمه آن برای او جایز است. (2)و نیز برخی مفسران و فق های صاحب نظر شیعه می نویسند: «از نظر فقها - مخصوصاً فق های امامیه - هیچ یک از احکام شرعی قرآن بر ترجمه آن جاری نیست.

البته، ترجمه قرآن از جهت انتساب آن به قرآن، مانند سایر تفاسیر محترم خواهد بود؛ ولی نه به مثابه خود قرآن». (3)

سوم: مبانی قرائی ترجمه قرآن

اشاره

مبحث قرائات قرآن گسترده است، ولی آنچه که یک مترجم قرآن لازم است بداند و در مورد آن مبنایی انتخاب کند، در چند پرسش و پاسخ خلاصه می شود:

1. آیا قرائت های قرآن، غیر از قرآن است یا همان قرآن محسوب می شود؟

2. آیا قرائت های قرآن، معتبر است؟

3. ترجمه قرآن بر اساس کدامیک از قرائت های هفتگانه، دهگانه یا چهار دهگانه

ص:153


1- (1) . العروة الوثقی مع تعلیقات الاشهر مراجع العصر و زعماء الشیعة الامامیة، ص 222
2- (2) . الیزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، فصل غایات، وضوء، مسئله 17 و نیز الطباطبائی الحکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة الوثقی، ج 2، ص 285
3- (3) . معرفت، محمدهادی، تاریخ قرآن، ص 186

باید انجام شود؟ (1)پاسخ پرسش نخست: در مورد قرآن سه موضوع تصور می شود:

الف) مکتوب و نوشته قرآن که به صورت کتاب در اختیار ماست؛

ب) آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از جبرئیل دریافت کرده و به طور شفاهی برای یاران خود بازگو نموده و به صورت متواتر به ما رسیده است؛ یعنی: حافظان قرآن و مسلمانان در طول اعصار، آن نسل به نسل حکایت کرده اند؛

ج) قرائت های مختلف قرآن که در طول اعصار بر اساس اختلاف قاریان (به خاطر نقل یا اجتهادات شخصی یا اختلاف لهجه یا (2)...) بوجود آمده است.

در حقیقت، آنچه که قرآن است، همان قسمت «ب» (قرآن شفاهی) است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بازگو کرده و به صورت متواتر به ما رسیده است؛ اما نوشته های قرآن، حاکی از خودِ آیات قرآن است و قرائت ها نیز غیر از قرآن است، که لازم است اعتبار آن ها به صورت تک تک مورد بررسی قرار گیرد.

پاسخ پرسش دوم

قرائت های هفتگانه تا چهاردهگانه، همگی اخبار «آحاد» هستند و نمی توانند قرآنِ حقیقی را ثابت کنند؛ (3) قرآن به وسیله «تواتر» اثبات می شود که یقین آور است؛ پس اگر قرائت «حفص از عاصم» مشهور شده و در مجالس و تفاسیر مبنا قرار گرفته است، نه

ص:154


1- (1) . قاریان قرائت های هفتگانه مشهور عبارتند از: نافع بن ابی نعیم، عبداللّه بن کثیر، عاصم، حمزة بن حبیب زیّات، کسائی، ابوعمرو بن علاء بصری، عبداللّه بن عامر دمشقی و در مورد قراء عشره سه نفر اضافه می شوند: خلف، یعقوب بن اسحاق، ابوجعفر یزید بن قعقاع و در مورد قراء اربعه عشر چهار نفراضافه می شوند: حسن بصری، ابن محیصن، یحیی بن مبارک، شنبوذی، (نک: پژوهشی در تاریخ قرآن، دکتر سیدمحمدباقر حجتی، ص 227 به بعد و نیز کتاب هایی که در مورد قرائات نوشته شده است).
2- (2) . نک: پژوشی در تاریخ قرآن، دکتر سید محمد باقر حجتی، ص 227 - 307.
3- (3) . نک: البیان فی تفسیر القرآن، السید ابوالقاسم الخوئی، ص 149

به خاطر اعتبار ذاتی این قرائت است، بلکه به خاطر آن است که این قرائت در غالب موارد با قرائت متواتر مسلمانان همخوان بوده است.

پاسخ پرسش سوم

براساس آنچه بیان شد، روشن می شود که مبنای ترجمه قرآن، همان قرائت متواتر مسلمانان است (همانطور که در تفسیر اینگونه است) و قرائت های دیگر، معتبر نیستند و نمی توانند مبنا قرار گیرند؛ مگر قرائت «حفص از عاصم» که به خاطر تطابق آن با قرائت متواتر مسلمانان مبنا قرار گرفته است.

علمای «الازهر» مصر نیز، پس از سال ها مناقشه در مورد ترجمه قرآن، ترجمه تفسیری را پذیرفتند و دستورالعملی در این مورد تدوین کردند که در یکی از بندهای آن به مسئله قرائت قرآن اشاره شده و آمده است: «قرآن را به قرائت حفص تفسیر کنند و متعرّض سایر قرائت ها نباشند، مگر به هنگام نیاز». (1)البته در مورد قرائات قرآن، کتاب های زیادی نوشته شده، یا به بحث در مورد آن ها پرداخته اند که بررسی این موضوع، نیازمند مجالی گسترده است که از حوصله این نوشتار خارج می باشد؛ (2) ولی لازم است مترجم و مفسّر قرآن بر اساس مطالعات خود در دانش قرائات قرآن، مبنایی را انتخاب و در ترجمه و تفسیر، براساس آن حرکت کند.

مثال: در آیه [ مَلِکِ یَوْمِ الدِّینِ ]، (3) واژه «مالک» به صورت های مختلف: «مالک» و «ملک» و... قرائت شده است، ازاین رو، برخی مترجمان، آن را «خداوند» و «صاحب اختیار» ترجمه کرده اند (4) که معنای «مالک» است؛ اما الاهی قمشه ای آن را اینگونه

ص:155


1- (1) . مجله الازهر، ش / 70، ص 9 - 648 به نقل از مناهل العرفان، ج 2، ص 7 - 65
2- (2) . نک: آیةالله الخوئی، همان؛ التمهید، محمد هادی معرفة و پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، دکترسید محمد باقر حجتی، تاریخ قرائات، دکتر هادی فضلی و... .
3- (3) . فاتحه، 4.
4- (4) . نک: ترجمه قرآن محدث دهلوی (خداوند) و سراج (صاحب اختیار)

ترجمه کرده است: «پادشاه روز جزاست» که می تواند به قرائت «مَلِک» اشاره داشته باشد.

چهارم: مبانی ادبی ترجمه قرآن

اشاره

مبانی ادبی ترجمه، شامل دو بخش «مبانی ادبی در زبان مبدأ» و «مبانی ادبی در زبان مقصد» می شود:

الف) مبانی ادبی در زبان مبدأ (ادبیات عرب)
اشاره

مقصود از ادبیات در اینجا معنای اعم آن است که شامل «صرف»، «نحو»، «واژه شناسی»، «بلاغت»، «فصاحت» و... می شود؛ در این مورد توجه به چند نکته زیربنایی و اساسی لازم است:

1. قرآن، اصل است و ادبیات تابع آن

قرآن کریم، کهن ترین و معتبرترین متن ادبی قانونمند عرب است، ازاین رو، مبنای ادبیات عرب به شمار می آید؛ یعنی: معیار خطا و صحت استعمالات مردم و قواعد ادبی است.

به عبارت دیگر: قرآن بر اساس قواعد ادبیات عرب، سنجش نمی شود؛ چرا که علوم ادبی عرب و قواعد آن، بعد از قرآن پایه گذاری شده اند. و قواعد ادبی، تابع استعمال هستند؛ بلکه هرگاه قاعده ای ادبی با قرآن ناسازگار بود آن قاعده استثنا می خورد؛ بنابراین، هیچگاه نمی توان به قرآن نسبت داد که دارای لغزش ادبی است.

2. انتخاب دیدگاه مشهور ادیبان در ادبیات

در مواردی که ادیبان عرب در مورد ساختار جملات، اختلاف نظر دارند، بر اساس دیدگاه مشهور و سازگار با سیاق عمل می شود، و همین گونه در مورد معانی واژه ها عمل می شود؛ یعنی: براساس دیدگاه های نادر و غیر مشهور در معانی لغوی عمل

ص:156

نمی شود و مبنای ترجمه و تفسیر قرآن قرار نمی گیرد؛ همانطور که شیخ طوسی قدس سره در مورد تفسیر قرآن بدین مطلب تصریح کرده است. (1)مثال: [ فَإِنْ عُثِرَ عَلَی أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّآ إِثْمًا فََاخَرَانِ یَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ عَلَیْهِمُ الْأَوْلَیَنِ فَیُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَدَتُنَآ أَحَقُّ مِن شَهَدَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَیْنَآ إِنَّآ إِذًا لَّمِنَ الظَّلِمِینَ ]؛ (2)

علامه طباطبائی رحمه الله در مورد این آیه می نویسند: مفسران در ترکیب این آیه وجوه زیادی ذکر کرده اند که اگر برخی در همدیگر ضرب شوند به دویست صورت می رسند؛ از زجّاج نقل شده که این آیه، مشکل ترین آیه قرآن از جهت ترکیب است؛ ولی علامه با توجه به ظاهر سیاق آیه ترکیب آیه، را انتخاب می کند و به احتمالات مفسران و ادیبان توجه نمی کند، چرا که ذکر احتمالات زیاد جز ابهام و حیرت نمی افزاید. (3)

3. استفاده از کتب قدیمی و اصیل لغت

استفاده از کتب قدیمی لغت یکی از اصول و مبانی ادبی در ترجمه قرآن به شمار می رود؛ چرا که هر چه کتاب لغت، به صدر اسلام نزدیک تر باشد، به فضای نزول آیات و کاربرد لغات در عرف نزدیک تر است و در نتیجه، ریشه لغت، روشن تر می شود و واقع نمایی بیشتری داشته و بهتر می تواند معنای واژگان را در ذهن ما واضح سازد؛ از جمله این کتابها: «مفردات» اثر راغب اصفهانی، «مقاییس اللغة»، نوشته ابن فارس، «العین» اثر خلیل بن احمد، «مجمع البیان» و... است.

دکتر بی آزار شیرازی نیز بر ریشه یابی واژه ها تاکید می ورزد و می نویسد:

توجه به علم اشتقاق و بیان ریشه کلمات و دریافت صحیح معانی مفردات قرآن برای ترجمه لازم و ضروری است؛ زیرا بسیاری از لغات به مرور زمان و در نقاط

ص:157


1- (1) . التبیان، الشیخ الطوسی، ج 1، ص4
2- (2) . مائده، 107
3- (3) . المیزان فی تفسیر القرآن، محمدحسین الطباطبائی، ج 6، ص 212 - 213 و برای اطلاع از ترکیب های آیه نک: روح المعانی، الآلوسی؛ مجمع البیان، الطبرسی و تفسیر کبیر الفخر الرازی ذیل آیه.

گوناگون، دچار فرسایش و دگرگونی یا محدودیت گشته، یا مفاهیم دیگری را در خود پذیرا شده و یا از مفهوم اصلی خود دور شده اند، مانند کلمه «صدقه» (به معنای انفاق و زکات). (1)اما برخی از مترجمان، تصریح کرده اند که از کتاب های لغت جدید، معنای واژگان عربی را به دست آورده اند؛ مثلاً: واژه «رحمن» به معنای «بخشاینده» و «رحیم» به معنای «بخشنده» را از «فرهنگ تازی به فارسی»، اثر فروزانفر اخذ کرده اند. (2) و این مطلب، گاهی، موجب لغزش در ترجمه می شود.

4. استفاده از وجوه و نظائر در معانی واژه ها

(3)

برخی از واژگان قرآن، دارای معانی متعددی در آیات قرآن است مثل واژه «فتنه» که گاهی به معنای «آزمایش» (بقره / 102)، گاه به معنای «آشوبگری» (بقره / 3 - 191)، گاهی به معنای «فتنه جویی» (آل عمران / 7) و... می آید، و نیز واژه «اُمت» به معنای «آیین» (بقره213/)، «سال» (هود/ 8)، «زمان» (یوسف/ 45)، «قوم» (اعراف / 34)، به کار رفته است.

مترجم قرآن در این موارد لازم است که مبنایی را انتخاب کند؛ آیا همه موارد را

ص:158


1- (1) . قرآن ناطق، ج 1، ص 300
2- (2) . گفتگوهای قرآنی، گزیده نشست ها و سخنرانی های سرای قرآن و اندیشه، یازدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم، ص237، از مطالب آقای دکتر سید علی موسوی گرمارودی.
3- (3) . علم وجوه و نظائر از علوم مهم در واژه شناسی تفسیر و علوم قرآن است، «وجوه» به معنای واژه ای است که به چند معنا در قرآن به کار رفته است مثل واژه «اُمت یا فتنه»، ولی «نظائر» به معنای الفاظ مساوی است؛ یعنی: وجوه در معانی و نظائر در الفاظ است؛ (نک: الاتقان، السیوطی، ص 185 نوع 85 و وجوه قرآن تفلیسی، با مقدمه دکتر مهدی محقق و...)؛ به عبارت دیگر: وجوه در برابر مشترک لفظی (همچون عین) است که در مشترک لفظی همه معانی براساس وضع است؛ اما در «وجوه»، معانی لفظ، براساس کار برد و استعمال است و «نظائر» در برابر «ترادف» است که در «نظائر» چند لفظ در یک معنا به کار رفته است؛ اما در «ترادف» چند لفظ برای یک معنا وضع شده است.

باید یکسان ترجمه نمود؟ یا براساس علم «وجوه» و «نظائر» و کتاب هایی که در این زمینه نوشته شده اند. (1) یک واژه را در کاربردهای متعدد، به معانی متفاوتی باید معنا کرد؟ برای مثال: در ترجمه جمعی قرآن، این مطلب مورد توجه قرار گرفته و موارد زیر پیشنهاد و عمل شده است:

1-4. واژه های «بوراً» و «بوار» اگر در مورد انسان ها باشد به معنای «هلاکت» ترجمه شده است، (مثل فرقان / 18)؛ و اگر در مورد تجارت باشد به معنای «کسادی» ترجمه شده است، (مانند فاطر / 29)؛

2-4. واژه «تلاوت» از ریشه «تلی» به معنای «از پی درآمدن» است ازاین رو به «خواندن و پیروی کردن» ترجمه شده است، (مثل بقره / 121)؛ البته، گاهی که «پیروی» مصداق نداشته، به معنای «خواندن» ترجمه شده است، (مانند بقره / 252)؛

3-4. واژه «جهل» اگر در مقابل علم باشد به معنای «ناآگاه» ترجمه شده است، (مانند بقره / 273، الجاهل: (افراد) ناآگاه)؛ و اگر در مقابل عقل باشد به معنای «نادان» ترجمه شده است که بار منفی دارد، (مثل فرقان / 63، الجاهلون: نادانان)؛

4-4. واژه «حرّمنا» اگر حکم شرعی «تحریم» باشد به معنای «حرام» ترجمه شده است، (مثل نساء / 160، حرّمنا: حرام کردیم)؛ و اگر در مورد ممنوعیت تکوینی و یا شخصی باشد، به «ممنوع کردن» ترجمه شده است؛ (مانند آل عمران / 93: جز آنچه را پیش از فرستادن تورات، اسرائیل (یعقوب) بر خویش ممنوع کرده بود)؛

5-4. در تعبیر «الحیوة الدنیا»، چون «الدنیا» صفت «الحیوة» است باید به صورت صفت و موصوف معنا شود، ازاین رو «زندگی پست (دنیا)» ترجمه شده است و در صورتی که حالت مضاف و مضاف الیه داشته باشند (حیوة الدنیا) به معنای «زندگی دنیا»؛ ولی تمام موارد در قرآن، حالت صفت و موصوف دارند، (مانند طه / 72 و...)؛

ص:159


1- (1) . مثل وجوه و نظائر، دامغانی و وجوه قرآن، تفلیسی و...

6-4. واژه، «الذّل» اگر دارای بار مثبت باشد به معنای «فروتنی» است، (مثل اسراء / 24، جناح الذل: بال فروتنی)؛ و اگر دارای بار منفی باشد به معنای «خواری» است (مانند اسراء / 111، الذل: خواری)؛

7-4. واژه «رؤیت» اگر به معنای دیدن با چشم باشد به معنای نظر کردن و دیدن است، مانند نحل / 48 [ أَوَ لَمْ یَرَوْا إِلَی مَا خَلَقَ اللَّهُ... ] ؛ «آیا نظر نکرده اند»؛ و اگر به معنای دیدن با دل و عقل باشد، به معنای «اطلاع یافتن» است. مانند انعام / 6: [ أَلَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ... ] ؛ «آیا اطلاع نیافته اند»؛

8-4. واژه «شراء» و «اشتراء» اگر خرید و فروش کالا به کالا باشد به معنای «مبادله» است، (مثل: بقره / 86)؛ ولی اگر کالا در برابر بهای آن باشد به معنای فروش است، مانند نحل/ 95: [ وَلَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِیلاً... ] ؛ «و پیمان الاهی را به بهای اندکی نفروشید»؛

9-4. واژه «الصور» اگر صور اوّل باشد به معنای «شیپور» است، (مثل انعام / 73)؛ و اگر صور دوم باشد به معنای «شیپور (رستاخیز)» است، (مانند ق / 20)؛

10-4. واژه «الضراء» اگر به همراه «بأساء» باشد، به معنای «زیان (جسمی)» است، (مثل بقره / 177)؛ و اگر همراه با «السّراء» باشد، به معنای «سختی (و ناراحتی)» است، (مانند آل عمران / 134)؛ چرا که «بأساء» به معنای سختی است و قرینه مقابله در این دو معنا رعایت شده است؛

11-4. واژه «ظنّ» اگر همراه با «أنّ یا أنْ» باشد به معنای «علم» است، (مثل توبه / 118: [ ...وَ ظَنُّواْ أَن... ] ؛ «دانستند» و بقره / 46)؛ و اگر همراه «إن» باشد به معنای «پندار» (مانند اسراء / 52) و به معنای «گمان» می باشد (بقره / 230)؛ (1)12-4. واژه «افتراء» به معنای «تهمت زدن» و «دروغ بستن» بر دیگری است؛ ولی

ص:160


1- (1) . نک: المفردات الراغب، ماده ظن

در موارد مختلف، ترجمه خاصی لازم است ازاین رو اگر در مورد «شرکاء» باشد، به معنای «نسبت دادن» ترجمه شده است، مثل انعام / 24: [ ...کَانُوا یَفْتَرُونَ ] ؛ «همواره (بر خدا شریک) می بستند»؛ و در مورد «معبود» به معنای «به دروغ ساختن» ترجمه شده است؛ مانند اعراف / 53، [ ...مَّا کَانُوا یَفْتَرُونَ ] ؛ «آنچه را همواره (از معبودها) به دروغ می ساختند»؛ مثال دیگر آل عمران / 94: [ فَمَنِ افْتَرَی عَلَی اللَّهِ الْکَذِبَ... ] ؛ «و کسانی که بعد از این بر خدا دروغ بندند»؛

13-4. واژه «قتال» اگر همراه «فی سبیله» باشد به معنای «جنگ» است؛ مثل آل عمران / 13: [ ...تُقَتِلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ... ] ؛ «در راه خدا جنگ می کرد»؛ و اگر همراه «فی سبیله» نباشد به معنای «پیکار» است؛ مانند بقره / 217: [ ...وَلَا یَزَالُونَ یُقَتِلُونَکُمْ... ] ؛ «پیوسته با شما پیکار می کنند»؛

14-4. واژه «انتصار» اگر با «مِن» متعدی شود، به معنای «انتقم» است، و اگر با «علی» متعدی شود به معنای «استظهر» است و اگر بدون این دو باشد به معنای «غلب» و «فاز» و «امتنع من الظالمین»؛ است. ازاین رو به چند صورت ترجمه شده است:

مثال: [ ...وَلَوْ یَشَآءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ... ]؛ (1) «اگر (بر فرض) خدا می خواست حتماً از آنان انتقام می گرفت»؛

[ وَ لَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ ی... ]؛ (2) «هر کس بعد از ستم (دیدگی)اش یاری جوید (تا آن را دفع کند)؛

15-4. واژه «هلک» اگر برای مردم باشد به معنای «هلاکت» است، مثل: اعراف / 164: [ مهلکهم ] ؛ «هلاک کننده ایشان»؛ و اگر برای آبادی ها و شهرها باشد به معنای «نابودی» است؛ (مانند انعام / 131: [ ...مُهْلِکَ الْقُرَی... ] ؛ «نابود کننده (مردم) آبادیها»)؛

16-4. واژه «زکات» گاهی به معنای «بخشش های مستحبی» است، (که بیشتر در سوره های مکی اینگونه است) و گاهی به معنای «مالیات خاص اسلامی» است؛

ص:161


1- (1) . محمد، 4
2- (2) . شوری، 41

ازاین رو، به دو صورت ترجمه شد:

مثال: [ ...وَ ءَاتُوا الزَّکَوةَ... ]؛ (1) «و [مالیات] زکات را بپردازید»؛

مثال: [ وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَوةِ فَعِلُونَ ]؛ (2) «کسانی که آنان [بخشش] زکات را [پرداخت [ کننده اند»؛

17-4. واژه «غنی» معمولاً به معنای «بی نیاز» ترجمه می شود، که یک معنای منفی است، در حالی که معنای آن مثبت است ازاین رو در این ترجمه به معنای «توانگر» آمد و «غنی عن» به معنای «دفع عن» است که در این ترجمه رعایت شد؛

مثال: [ ...لَن تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوَ لُهُمْ وَلَآ أَوْلَدُهُم... ]؛ (3) «اموالشان و فرزندانشان، هیچ چیزی از [مجازات] خدا را از آنان دفع نخواهد کرد»؛

البته گاهی نیز واژه های قرآن در معنا، شبیه هم هستند؛ ولی تفاوت های تفسیری و ریشه ای دارند که در این موارد نیز لازم است در معنای واژه، انتخاب مبنا صورت گیرد؛ پیرامون این موضوع، در مبحث «ترادف»، سخن خواهیم گفت.

5 . انتخاب مبنا در الفاظ مترادف قرآن

انتخاب مبنا در مورد وجود یا عدم الفاظ مترادف در قرآن، تأثیر زیادی در واژه گزینی و یکسان سازی واژگان ترجمه دارد، و پایبندی به عدم ترادف، کار ترجمه را مشکل می سازد.

در مورد وجود و عدم الفاظ مترادف در قرآن، دو دیدگاه وجود دارد: برخی برآنند که قرآن کریم، مثل هر کتاب دیگر عربی از الفاظ مترادف استفاده کرده است؛ همانطور که در مورد آدم تعبیر «انسان» و «بشر» شده است؛ اما برخی دیگر معتقدند: در قرآن کریم، الفاظ مترادف وجود ندارد؛ چرا که قرآن حکیم است و حکمت حکیم اقتضا دارد که هر کلامی در جای خاصی به کار رود و در مورد خداوند دو تعبیر مشابه بدون افاده معنای تازه ای، سر نمی زند که همان زیاده گویی و لغوگویی را نتیجه می دهد و

ص:162


1- (1) . بقره، 43
2- (2) . مومنون، 4
3- (3) . آل عمران، 116.

الفاظی که در قرآن کریم مترادف به نظر می رسند هر یک حامل خصوصیات ویژه ای است که ترادف را از آن ها سلب می کند؛ با عنایت به این نکته که الفاظ قرآن با خصیصه اعجاز توأم هستند؛ به عبارت دیگر: به جای لغتی که در قرآن کریم، مرادف با لغت دیگر به نظر می رسد، محال است لغت دیگری به کار رفته باشد.

در قرآن کریم، واژه های «خالق، باری و فاطر» در جایگاه های مختلفی آمده که نمی توان خصوصیات مفاهیم آن ها را با تعبیر کلمه «آفریدگار» به کار برد. (1)در این مورد، در ترجمه جمعی قرآن توجه شده و موارد زیر پیشنهاد و عمل شده است:

1-5. واژه «قد» و «لقد» هر دو برای تاکید است؛ ازاین رو آن ها را به معنای «بیقین» آورده ایم؛ ولی گاهی برای تاکید بر تحقّق مطلب است، که در معنای «تحقق بخشید» و با تاکید خفیف «که» متبلور می شود:

مثال: [ ...قَدْ جَعَلَهَا رَبِّی حَقًّا... ]؛ (2) «که پروردگارم آن را تحقق بخشید»؛

2-5. دو واژه «اثم» و «ذنب» را معمولاً به معنای گناه ترجمه می کنند؛ ولی ما با توجه به ریشه لغوی آن ها به معنی های متفاوت ترجمه کرده ایم؛ یعنی «اثم»: گناه و «ذنب»: پیامد (گناه)؛

3-5. بین واژه «واحد و احد» تفاوت گذاشته شده، و در مواردی که هر دو صفت خداست واژه «واحد» به معنای «یگانه»، مثل بقره / 163 و واژه «أحد» به معنای «یکتا» ترجمه شده است (مثل توحید / 1)؛

4-5. [ اولو القربی ] به معنای «نزدیکان» ترجمه شده است، (مثل نساء / 8)؛ [ اولو الارحام ] به معنای «خویشاوندان» ترجمه شده است، (مثل انفال / 75) تا بین این دو واژه تفاوت در ترجمه باشد؛

ص:163


1- (1) . اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار، ص 4 - 43
2- (2) . یوسف، 100

5-5. چهار واژه قریب المعنی «خوف»، «خشی»، «حذر» و «رعب» هر یک به ترتیب به معنای «ترس»، «هراس»، «بیم» و «وحشت» ترجمه شده اند، مثل مائده / 23:

[ یخافون ] ؛ «می ترسیدند» و رعد / 21: [ یخشون ] ؛ «می هراسند» و بقره / 19: [ حذر الموت ] ؛ «از بیم مرگ» و کهف / 18: [ رعباً ] ؛ «وحشت»؛

6-5. واژه های «طائفه»، «قوم» و «فریق» هر یک به معنای خاصی می باشند؛

7-5. سه واژه «عالمون»، «ذی علم» و «علماء» به ترتیب به معنای: «دانایان»، «دانشمند» و «دانشوران» ترجمه شده اند تا بین ترجمه آن ها تفاوت گذاشته شود، (مثل عنکبوت / 43، یوسف / 68 و فاطر / 28)؛

8-5. واژه «کوکب» به معنای «سیاره» است، (مثل انعام / 76)؛

واژه «نجم» به معنای «ستاره» است، (مثل انعام / 97)؛

9-5. واژگان «کانَّه» به معنای «چنانکه گویی» و «کَاَن» به معنای «گویا» و «کاَنّ» به معنای: «گویی که» ترجمه شده اند، تا تفاوت ترجمه آن ها رعایت شود؛

10-5. واژه «مکر» در مورد خدا به معنای «ترفند» ترجمه شده است، مثل آل عمران / 54، [ مَکَراللّه ] ؛ «خدا ترفند کرد»؛ و در بقیه موارد به معنای «فریبکاری» است، مانند آل عمران54/، [ مکروا ] ؛ «فریبکاری کردند»؛

این تفاوت معنا، به خاطر رعایت حرمت الاهی و دوری از بار منفی کلمه «فریب» در فارسی است.

6 . توجه به فصاحت و بلاغت قرآن و تلاش برای انتقال آن به زبان مقصد

قرآن کریم در اوج فصاحت و بلاغت است و مطالبش واضح، روشن و رساست؛ نکات فصاحت و بلاغت قرآن در «علم معانی و بیان و بدیع» توضیح داده می شود؛ مترجم قرآن لازم است که به این نکات توجه داشته باشد و تا حد امکان آن ها را در ترجمه خود منعکس سازد؛ چرا که درفهم مخاطب و پیام رسانی ترجمه تأثیر داشته و

ص:164

زیبایی های قرآن را به تصویر می کشد.

برای مثال: آیه [ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ] (1) و نیز در آیه: [ ...أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَل-ِنُّ الْقُلُوبُ ] (2) و مانند آن ها با قاعده بلاغی «تقدیم ما حقّه التاخیر یفید الحصر» معنای جدیدی پیدا می کند؛ یعنی: هنگامی که «ایاک» که مفعول «نعبد» است و به طور طبیعی می باید بعد از فعل آید؛ ولی قبل از فعل آمده موجب انحصار در کلام می شود؛ ازاین رو، در ترجمه، واژه «فقط» می آوریم و می نویسیم: «فقط تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم».

7. توجه به نقش تضمین در ترجمه قرآن

توجه به «تضمین» و پذیرش یا عدم پذیرش آن در ترجمه قرآن نقش مهمی دارد.

تضمین آن است که فعل یا حرفی، معنای فعل یا حرف دیگری را داشته باشد؛ تضمین در «نحو» و «بلاغت» مطرح است و برخی از مفسران قرآن نیز از آن استفاده کرده (3) و برخی واژه شناسان درموارد متعددی آن را یادآور شده اند.

برای مثال در مورد آیه [ ...وَ إِذَا خَلَوْا إِلَی شَیَطِینِهِمْ... ]، (4) در مورد فعل «خلو» که با «الی» آمده است، برخی تضمین در «فعل» کرده اند و آن را به معنای «ذهبو» یا «اصغو» دانسته اند وبرخی تضمین در «حرف» کرده اند و «الی» را به معنای «باء» یا «مع» گرفته اند.

زرکشی تاکید می کند که «تضمین فعل در آیه مزبور بهتر است». (5)و نیز مثال مشهور: «رغب عن»، به معنای «روی گرداندن از چیزی» و «رغب فی» به معنای «میل پیدا کردن به چیزی».

ص:165


1- (1) . حمد، 5
2- (2) . رعد، 28
3- (3) . نک: الکشاف، الزمخشری، ج 1، ص 115 و بدائع الفوائد، ج 2، ص 21.
4- (4) . بقره، 14
5- (5) . البرهان فی علوم القرآن، الزرکشی، ج 3، ص 390
8 . استعمال لفظ در بیشتر از یک معنا

یکی از مباحثی که در اصول فقه مطرح می شود و تأثیر زیادی در ترجمه و تفسیر آیات قرآن دارد، مبحث «استعمال اللفظ فی اکثر من معنی واحد» است که دانشمندان علم اصول فقه در مورد آن دو دیدگاه دارند:

برخی استعمال لفظ در چند معنا را در یک زمان محال می دانند؛ (1) و برخی دیگر استعمال لفظ در بیشتر از یک معنا را به صورت همزمان جایز می دانند؛ چرا که ذهن انسان چنین ظرفیتی دارد. (2)آیةاللّه مشکینی نیز در موخره ترجمه خویش به نوعی به این مطلب اشاره کرده و می نویسند:

چون قرآن مجید حمّال ذو وجوه است؛ یعنی: بسیاری از کلمات یا جملات و آیاتش تاب تحمّل چند معنا را دارد و ظاهراً آنچه در اخبار آمده که «قرآن دارای چند بطن است» اشاره به همین تعدد و کثرت معانی است؛ از این جهت در ترجمه، گاهی درترجمه یک کلمه یا یک آیه چند معنا دیده می شود و این همان معانی احتمالی است؛ لکن در صورت متضاد بودن معانی، معنای دوم یا سوم با کلمه «یا» و در صورت متضاد نبودن آن ها با کلمه «و» آمده است. (3)تذکر: از آنجا که مبحث «استعمال لفظ در بیشتر از یک معنا» در تفسیر قرآن تأثیر تام دارد می تواند به عنوان یکی از مبانی تفسیری نیز از مباحث زبانشناختی بشمار آید.

ولی از آنجا که ما در اینجا بیان کردیم در آن دو مبحث توضیح نخواهیم داد.

ص:166


1- (1) . کفایة الاصول، آخوند الخراسانی، ص 53
2- (2) . تفسیر نمونه، ج 1، ص 140 (پاورقی) چاپ چهل و سوم؛ انوار الاصول، همان، ج1، ص148 به بعد.
3- (3) . ترجمه قرآن آیةاللّه مشکینی، موخره (سخن مترجم)، ص 614؛ آیةاللّه مکارم شیرازی نیز مسئله بطون قرآن را از موارد استعمال لفظ در بیشتر از یک معنا می داند، انوار الاصول، همان، ج1، ص 148.
ب) مبانی ادبی ترجمه قرآن در زبان مقصد (مثل فارسی، انگلیسی و...)
اشاره

در این مورد توجه به نکات ادبی و انتخاب مبنا در موارد زیر لازم به نظر می رسد.

1. انتخاب موضع در تعارض سلاست با دقت

گاهی بین «سلاست و دقت» در ترجمه تعارض ایجاد می شود، و مترجم قرآن بر سر دو راهی قرار می گیرد، که اگر بخواهد در ترجمه دقت های ظریف را مبذول داشته و همه واژگان، حتی حروف را ترجمه کند، متن ترجمه از سلاست، روانی و خوش فهمی دور می شود و برای مخاطب دیریاب و مغلق جلوه می کند؛ و اگر بخوهد سلاست را رعایت کند، مجبور می شود که از برخی دقت های ظریف چشم پوشی نماید؛ ازاین رو، برخی از مترجمان، راه نخست و برخی راه دوم را برگزیده اند.

مثال: [ الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن م بَعْدِ مِیثَقِهِ ی... ]؛ (1)

مکارم: «فاسقان کسانی هستندکه پیمان خدا را پس از محکم ساختن آن می شکنند»؛

فولادوند: «همانانی که پیمان خدا را پس از بستن آن می شکنند».

در این دو ترجمه، واژه «الذین» به معنای «فاسقان» و «همانان» آمده است در حالی که می توانستند تعبیر دقیق تری به کار ببرند؛ مثلاً: بگویند: [همان] کسانی یا [فاسقان] کسانی [هستند] که...».

پس به نظر می رسد که راه سومی نیز در اینجا وجود دارد که بین سلاست و دقت جمع می کند و آن راه این است که مترجم همه واژگان را ترجمه نموده ولی با اضافه کردن برخی واژگان موافق سیاق و معنای آیه در داخل گیومه، سلاست کلام را تامین کند.

2. حذف و اضافه موارد جزئی در ترجمه
اشاره

در این مورد سه دیدگاه، بین صاحبنظران ترجمه قرآن وجود دارد، بسیاری از مترجمان قرآن، راه نخست را برگزیده اند؛ آنان، موارد جزیی، به ویژه حروف را در

ص:167


1- (1) . بقره، 27

ترجمه قرآن حذف می کنند و معتقدند که اختلاف زبان عربی با فارسی (و مانند آن) مستلزم حذف و اضافه برخی واژگان است؛ (1) اما برخی دیگر بر این باورند که لازم است همه جزئیات ترجمه شوند؛ (2) چرا که این مطلب لازمه دقت در ترجمه است؛ و گروه سومی از صاحب نظران، حذف موارد جزیی را در ترجمه، به صورت مشروط می پذیرند؛ یعنی: اگر معادل کلام به نوعی در کلام گنجانده شود، حذف آن جایز است و اضافه کردن مطالبی که در انتقال پیام نقش دارد نیز جایز است؛ البته در صورتی که با استفاده از علائمی همچون پرانتز و... روشن شود. (3)مثال: [ اللَّهُ لَآإِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ]؛ (4)

مکارم شیرازی: «معبودی جز خداوند یگانه زنده و پایدار و نگهدارنده نیست»؛ (5)خرمشاهی: «خداوند است آنکه جز او خدایی نیست و زنده پاینده است». (6)در هر دو ترجمه واژه «و» اضافه شده است و داخل پرانتز هم قرار نگرفته است.

مثال دیگر: [ أُوْلَل-ِکَ عَلَی هُدًی مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَل-ِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ]؛ (7)

مکارم: «آنان بر طریق هدایت پروردگارشانند و آنان رستگارانند»؛

خرمشاهی: «اینان از جانب پروردگارشان از هدایتی برخوردارند و هم اینانند که رستگارند».

در ترجمه اول، واژه «مِن» در جمله نخست و نیز واژه «هم» در جمله دوم ترجمه نشد؛ و در ترجمه دوم، واژه «هم» ترجمه نشد، ولی معادلی برای تاکید «هم اینانند» آورده شد.

در اینجا توجه به دو مطلب لازم است:

ص:168


1- (1) . بهاءالدین خرمشاهی، مجله مترجم، ش 10، ص 40
2- (2) . دکتر ابوالقاسم امامی، همان، ص 46
3- (3) . دکتر نجمه رجائی، همان، ص 46 (با تلخیص)
4- (4) . آل عمران، 2
5- (5) . قرآن مجید با ترجمه آیةاللّه مکارم شیرازی، دارالقرآن الکریم، 1376 ش.
6- (6) . قرآن کریم، بهاءالدین خرمشاهی، چاپ رحلی، چاپ سوم 1376 ش.
7- (7) . بقره، 5

نخست اینکه: دیدگاه نخست برای روش ترجمه آزاد و تفسیری مناسب است و دیدگاه دوم برای روش های ترجمه تحت اللفظی و هسته به هسته (جمله به جمله) مناسب است و دیدگاه سوم، معتدل و قابل قبول به نظر می رسد.

دوم اینکه: گاهی به برخی از واژه ها، به ویژه حروف می رسیم که معادلی در زبان دوم برای آن ها یافت نشده یا بسختی یافت می شود و ترجمه با اقتضائات زبان دوم ناسازگار گردد که گاهی به این ها واژگان ترجمه ناشدنی می گویند؛ برای مثال، در پایان اولین ترجمه جمعی قرآن کریم از نگارنده و اساتید همکار، لیست واژگان ترجمه ناشده، اینگونه آمده است:

فهرست واژه های ترجمه ناشده

ردیف نام سوره شماره آیه واژه معنا ناشده متن آیه1 بقره 85 هووَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ 2 بقره 100 عهداً أَوَ کُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْداً3 بقره189 هاوَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا4 بقره251 هم وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ5 آل عمران 14 ضمیر «ه»وَاللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَئابِ6 انعام 68 نون تأکید ثقیله وَإِمَّا یُنسِیَنَّکَ7 توبه63 ضمیر «-ه»أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ-هُ مَن یُحَادِدِ اللّهَ8 هود27 ضمیر «ک»مَا نَرَیکَ اتّبعک9 هود82 یکی از دو ضمیر «هاء» جَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِ-لَهَا10 هود92 ظِهرِیِّاًوَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءَکُمْ ظهْریّاً11 یوسف 13 ضمیر «ی»قَالَ إِنِّ-ی لَیَحْزُنُنِی 12 یوسف 17 واووَلَوْ کُنَّا صَادِقِینَ13 یوسف 66 «مِن»حَتَّی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً منَ اللَّهِ14 یوسف 80 «مِن»قَدْ أَخَذَ عَلَیْکُم مَوْثِقاً منَ اللَّهِ15 حجر 19 ضمیر «هاء»وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا16 حجر 74 ضمیر «هاء»فَجَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِلَهَا17 نحل 53 فاءوَمَا بِکُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ18نحل73شیئاوَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ یَمْلِکُ لَهُمْ رِزْقاً مِنَ السَّمواَت و الأرضِ شَیْئاً

ص:169

ردیف نام سوره شماره آیه واژه معناناشده متن آیه19 نحل 125 ضمیر «هی»وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هیَ أَحْسَنُ20 اسراء 79 فاءوَ مِنَ اللّیل فتَهَجَّد21 طه87 ضمیر «نا»وَلکِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَاراً...22 طه130 فاءوَمِنْ آنایَ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ...23 انبیاء 74 ضمیر «ه»وَلُوطاً آتَیْنَاهُ24 انبیاء 83 ضمیر «ی»أنّ-ی مسّنی الضّرّ25 انبیاء 97 هی فَإِذا هیَ شَاخِصَةٌ26 حج40 ضمیر «هم»وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ27 نور31 ضمیر «هنّ»أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانهِنّ28 نور35 ضمیر «هاء»کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ29 نور41 له أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ30 نمل6ضمیر «ک»وانّک لَتُلَقّی31 عنکبوت 56 فاءفَایّای فَ-اعبدُونِ32 یس12 ضمیر «ه»وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ33 زمر66 فاءبَلِ اللّه فَ-اعْبُد34 غافر 8واورَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی...35 غافر 21 ضمیر «هم»کَانُوا هُمْ أَشَدَّ قُوَّةً وَآثَاراً36 فصّلت 53 ضمیر «ه»أَنَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ37 محمّد(صلی الله علیه و آله) 35 ضمیر «کم»وَلَن یتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ38 ذاریات 48 ضمیر «ها»وَالأَرْضَ فَرَشْنَاهَا39 قمر24 ضمیر «ه»فَقَالُوا أَبَشَراً مِنَّا وَاحِداً نَتَّبِعُهُ40 قمر49 ضمیر «ه»إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنهُ بِقَدَرٍ41 الرحمن 7ضمیر «ها»وَالسَّماءَ رَفَعَهَا....42 الرحمن 10 ضمیر «ها»وَالأَرْضَ وَضَعَهَا43 مدثّر 3فاءوَرَبَّکَ فَکَبِّرْ44 مدثّر 4فاءوَثِیَابَکَ فَطَهِّرْ45 مدثّر 5فاءوَالرُّجْزَ فَ-اهْجُرْ46 مدثّر 7فاءوَلِرَبِّکَ فَ-اصْبِرْ

ص:170

ردیف نام سوره شماره آیه واژه معناناشده متن آیه47نبأ29 ضمیر «ه»وَکُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْنَاهُ48 نازعات 30 ضمیر «ها»وَالأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحَاهَا49 نازعات 32 ضمیر «ها»وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا50 انشراح 8فاءوَإِلَی رَبِّکَ فَارْغَب51 توحید 1هوقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

3. لزوم تفاوت گذاری اصطلاحات و الفاظ مشابه زبان مبدأ و مقصد (جلوگیری از اختلاط اصطلاحات):

گاهی یک لفظ در زبان مبدأ و مقصد به یک صورت نوشته می شود، اما دارای دو معنا است که موجب اختلاط دو زبان و اشتباه مخاطب در فهم معنا می شود، عدم توجه به این مطلب باعث بروز خطا و موجب لغزش مترجم می شود.

برای مثال: لفظ «طوفان» در سرگذشت حضرت نوح علیه السلام [ ...فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ... ] (1) و در سرگذشت موسی علیه السلام : [ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ... ]؛ (2) به عنوان یک عذاب الاهی آمده است؛ این واژه به عربی، به معنای «سیلاب» است؛ (3) ولی در فارسی به معنای «تندباد» است؛ اما برخی از مترجمان به این مطلب مبنایی توجه ننموده و به ریشه یابی و جداسازی لغت مشابه دو زبان توجه نکرده اند؛ ازاین رو، واژه «طوفان» عربی را در ترجمه فارسی آورده اند در حالی که مخاطب فارسی زبان از این واژه معنای «تندباد» می فهمد که مقصود آیه نیست. (4)مکارم شیرازی: مثال: [ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ... ]؛ (5) «سپس [بلاها را

ص:171


1- (1) . عنکبوت، 14
2- (2) . اعراف، 133
3- (3) . نک: المفردات الراغب، ماده طوف
4- (4) . در مبحث «نقش دانش های مترجم در ترجمه قرآن» مثال های متعددی در این مورد می آوریم.
5- (5) . اعراف، 133

پشت سر هم بر آن ها نازل کردیم] طوفان، ملخ و آفت گیاهی و...»؛

خرمشاهی: «آنگاه بر سر آنان [بلای] طوفان، ملخ و شپش و...».

4. توجه به ساختار زبان مقصد (دستور زبان فارسی):

هر زبان دستور خاص خود را دارد و جملات آن با قوانین نحوی و ساختار ویژه ای شکل می یابد، مترجم قرآن، لازم است که دستور زبان مقصد را بشناسد تا جملات را صحیح و استوار بیان کند و گرفتار لغزش ادبی از این ناحیه نشود.

برای مثال: در ساختار زبان فارسی، مسائل زیر مورد توجه قرار گیرد:

الف) تطابق صفت و موصوف در زبان عربی و عدم تطابق آن ها در فارسی:

در زبان عربی، صفت و موصوف در جمع و افراد با همدیگر تطابق می کنند، بخلاف فارسی:

مثال: [ کِرَامِ م بَرَرَةٍ ]، (1) که «کرام» جمع «کریم» و «برره» جمع «بارّ» به معنای «گرامیانِ نیکوکاران» می شود؛ اما در فارسی، صفت با موصوف با هم مطابقت نمی کنند و صفت می تواند مفرد باشد، درحالی که موصوف جمع است؛ پس براساس دستور زبان فارسی باید گفت: «گرامیان نیکوکار»؛ همینطور است در مثال [ حور عین ]: (2) «سیه چشمان درشت چشمان» و در مثال: [ ...مُسْلِمَتٍ مُّؤْمِنَتٍ قَنِتَتٍ تَل-ِبَتٍ عَبِدَ تٍ سَل-ِحَتٍ ثَیِّبَتٍ وَ أَبْکَارًا ]؛ (3)

ب) در زبان عربی، صفت و موصوف در مذکر بودن و مونث بودن مطابقت می کند بخلاف فارسی: مثال: [ ...عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ... ] (4) که در فارسی ترجمه می شود: «دهه کامل»؛ همچنین [ ...وَلَأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ... ] (5) که در فارسی ترجمه می شود: «کنیز مومن».

تذکر: البته در برخی موارد می توان در ترجمه فارسی تطابق صفت و موصوف را

ص:172


1- (1) . عبس، 16
2- (2) . واقعه، 22
3- (3) . تحریم، 5
4- (4) . بقره، 196
5- (5) . بقره، 221

رعایت کرد؛ بدون آنکه به سلاست کلام ضربه ای وارد شود، در این موارد مانعی از آن نیست، بلکه رعایت تطابق ترجمه با متن اصلی لازم است؛

ج) عبارات وصفی که با «الذین» شروع می شود را می توان به دو صورت ترجمه کرد:

نخست آنکه طبق لفظ به صورت عبارت و جمله معنا کنیم و دوم آنکه به صورت کلمه ای معنا کنیم به عنوان مثال:

الذین آمنوا: کسانی که ایمان آوردند (مومنان)؛

الذین کفروا: کسانی که کفر ورزیدند (کافران)؛

الذین فی قلوبهم مرض: کسانی که در دلهایشان بیماری است (بیمار دلان)؛

الذین اوتوا الکتاب: کسانی که کتاب به آنان داده شده است (اهل کتاب).

د) در زبان عربی، ساختار جمله اینگونه است:

فعل +فاعل +مفعول: [ خَتَمَ اللَّهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ... ]؛ (1) اما در زبان فارسی ترکیب جمله اینگونه است:

فاعل +مفعول +فعل: خدا بر دل های آنان مهر نهاد.

معمولاً ساختار جمله در ترجمه تحت اللفظی از نوع عربی پیروی می کند و در ترجمه جمله به جمله یا ترجمه آزاد تفسیری از نوع فارسی پیروی می کند.

پنجم: مبانی تفسیری ترجمه قرآن

اشاره

ترجمه و تفسیر قرآن، ارتباطی ناگسستنی با هم دارند؛ چرا که ترجمه قرآن، نوعی تفسیر یا خلاصه تفسیر است؛ همانطور که برخی از صاحبنظران و محققان بدین مطلب تصریح کرده اند. (2)

ص:173


1- (1) . بقره، 7
2- (2) . از محقق کرکی حکایت شده که: «ترجمه قرآن، تفسیر قرآن محسوب می شود؛ نه قرآن» (جامع المقاصد، ج2، ص246) و نیز سید مرتضی حسینی صدر الافاضل، یکی از دلایل جواز ترجمه قرآن را همین مطلب شمرده که ترجمه، نوعی تفسیر است (مجله مشکوة، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، ش10، ص7 به بعد، 1365ش، مقاله تفاسیر علمای امامیه در شبه قاره هند و پاکستان.) و دکتر بی آزار شیرازی نیز، این مطلب را جزء ادلّه جواز ترجمه قرآن آورده است (قرآن ناطق، ج1، ص51) و نیز دکتر ذهبی ترجمه را نوعی از تفسیر می داند (التفسیر و المفسرون، ج1، ص29).

تفسیر قرآن، بیان معانی آیات و کشف مقاصد و مدلول های آن ها است (1) و ترجمه هم، به دنبال همین اهداف است؛ یعنی: می خواهد پیام قرآن را به زبانی دیگر منتقل کند که این پیام در حقیقت،همان معانی آیات و مقاصد گوینده است؛ لیکن ترجمه و تفسیر، دو تفاوت با همدیگر دارند:

اول آنکه: ترجمه با روش تحت اللفظی و ترجمه جمله به جمله، و حتی در روش ترجمه آزاد تفسیری، (2) مختصرتر از تفسیر قرآن است؛ ازاین رو، ترجمه قرآن مشکل تر از تفسیر است؛ چون می خواهد مطالب زیادی را در کلمات کمتری برای مخاطب بیان کند.

و دوم آنکه: تفسیر می تواند به زبان عربی یا زبان های دیگر باشد؛ اما ترجمه، غالباً به زبان غیر عربی است. (3)با توجه به مطالب فوق، روشن می شود که ترجمه، نوعی تفسیر است، پس لازم است که همه شرایط در ترجمه نیز رعایت شود؛ مثلاً: مترجم قرآن، همان شرایط مفسّر را دارا باشد؛ (4) همانطور که لازم است مبانی و اصول تفسیر نیز، در ترجمه رعایت شود، از جمله:

ص:174


1- (1) . نک: المیزان، ج 1، مقدمه، ص 4
2- (2) . برای اطلاع از روش های ترجمه نک: روش ها و سبک های ترجمه، در همین نوشتار.
3- (3) . البته تفاوت های دیگری نیز بین تفسیر و ترجمه بیان شده که ما ذیل مبحث «مبانی فقهی ترجمه» آن ها را نقل و نقد کردیم؛ (نک: مناهل العرفان، الزرقانی، ج 2، ص 10 - 13 والتفسیر والمفسرون، الذهبی، ج 1، ص 28 - 29).
4- (4) . در این مورد مطالب مشروحی در گفتاری جداگانه خواهد آمد.
1. ترجمه، همچون تفسیر با کمک منابع معتبر انجام شود

منابع تفسیر و ترجمه قرآن عبارتند از:

الف) «منابع نقلی»؛ یعنی: قرآن کریم، سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام ؛ البته سخنان صحابه و تابعین برای شناخت معانی لغوی و شأن نزول ها و در هنگام نقل احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معتبر است؛ همانطور که منابع تاریخی و معتبر لغت، در تفسیر و ترجمه مورد استفاده قرار می گیرد؛

ب) «منبع عقل»: برهان های قطعی عقل فطری سالم و نیز بناهای عقلایی در تفسیر و ترجمه قرآن حجّت و مورد استفاده است؛

نقش عقل در ترجمه قرآن، در مبانی کلامی روشن تر خواهد شد؛

ج) «منبع علوم تجربی قطعی»: همانطور که علوم تجربی قطعی در فهم و تفسیر قرآن تأثیر دارد در ترجمه آن نیز مؤثر است و عدم توجه به آن ها گاهی موجب لغزش در ترجمه می گردد. در این مورد در مبحث نقش دانش های مترجم در ترجمه قرآن، به توضیحات بیشتری اشاره خواهد شد.

از جمله کسانی که به لزوم مبانی فوق در ترجمه توجه کرده اند مرحوم آیةاللّه خوئی قدس سره است؛ ایشان در این مورد می نویسند:

در ترجمه قرآن، فهمیدن قرآن، شرط است و فهم آن منحصر در امور سه گانه زیر است:

یکم: مفهوم لفظی که عرب فصیح از ظاهر آن می فهمد؛ دوم: حکم عقل و فطرت سالم؛ سوم: تفسیری که از معصوم علیه السلام رسیده است.

آری، ترجمه و تفسیر قرآن، احاطه مترجم و مفسّر را به تمامی این امور می طلبد تا بتواند معانی قرآن را به زبان دیگر منتقل و تفسیر کند؛ اما نظریات شخصی که برخی از مفسرین در تفاسیرشان می آورند، از این موازین خارج است

ص:175

و تفسیر به رأی به شمار می آید و از اعتبار ساقط است و سزاوار نیست که مترجم و مفسّر به آن تکیه کنند». (1)البته ایشان به لزوم استفاده از منابع «نقلی» (ظهور قرآن و روایات) و «عقلی» توجه داشته اند؛ ولی به منبع علوم تجربی قطعی اشاره نکرده اند. (2)یادآوری: از همین مطلب روشن می شود که اگر تفسیر یا ترجمه قرآن مخالف قرآن، سنت قطعی یا برهان عقلی یا علوم تجربی قطعی باشد معتبر نخواهد بود؛ چرا که این ها قراین معتبر درون متنی و برون متنی برای تفسیر و ترجمه قرآن هستند و تفسیر و ترجمه ای که با آن ها مخالف باشد، مخالف قراین علمی و غیر معتبر می شود.

2. ممنوعیت تفسیر و ترجمه به رأی

«تفسیر به رأی» به معنای تفسیر قرآن، بدون ترجمه به قراین عقلی، نقلی و علم قطعی و نیز تحمیل نظر بر قرآن کریم در تفسیر و همچنین تفسیر قرآن توسط افراد غیر متخصص است. (3)در روایات متعددی از پیامبر و اهل بیت علیهم السلام از طریق شیعه و اهل سنت حکایت شده که «تفسیر به رأی ممنوع و حرام است». (4)همانطور که گذشت: ترجمه قرآن، خلاصه ای از تفسیر قرآن است؛ بنابراین

ص:176


1- (1) . البیان فی تفسیر القرآن، ص 6 - 505
2- (2) . در مورد منابع تفسیر، دیدگاه های مختلفی وجود دارد (نک: درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، نگارنده؛ روش شناسی تفسیر قرآن، رجبی و دیگران) ولی عمده منابع تفسیری به همین سه مورد فوق باز می گردد.
3- (3) . نک: درسنامه روش ها و گرایش های تفسیر قرآن، نگارنده، ص 351 به بعد و کتب دیگر در مورد روش های تفسیری.
4- (4) . عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم : «من قال فی القرآن برأیه فلیتبوء مقعده من النار» (سنن ترمذی، ج 5، ص 199) و عن الرضا علیه السلام عن آبائه، عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال اللّه جل جلاله: ما آمن بی، من فسّر برأیه کلامی (عیون اخبار الرضا علیه السلام ، صدوق، ج 1، ص 116 و بحار، ج 89، ص 107).

همانطور که تفسیر به رأی ممنوع است ترجمه به رأی نیز ممنوع است و مشمول روایات حرمت تفسیر به رأی می شود؛ چرا که مترجم و مفسر هر دو مضمون آیه را بیان کرده و به خدا نسبت می دهند و اگر این نسبت براساس قراین نقلی، عقلی و علمیِ قطعی نباشد، نسبت دروغ و تهمت بر خداست از اینجا نیز ثابت می شود که مترجم قرآن باید شرایط مفسر را داشته باشد و در ترجمه تحمیل نظر بر قرآن نکند؛ بلکه با توجه به تفسیر آیه که از قراین معتبر عقلی و نقلی بدست می آورد به ترجمه بپردازد.

3. توجه به پیش فرض های تفسیر قرآن

تفسیر قرآن کریم بر اساس مبانی و پیش فرض هایی انجام می گیرد که لازم است در ترجمه قرآن نیز مد نظر قرار گیرد؛ چرا که ترجمه، خلاصه تفسیر است.

برخی از «پیشفرض ها و مبانی تفسیر» عبارتند از:

الف) قرآن وحی الاهی و کلام خداست؛

ب) قرآن، کلام شخص حکیم است؛ بنابراین، سخنی حکیمانه، کاملاً استوار و خالی از تناقض و بیهوده گویی بوده و نیز، دارای انسجام ساختاری و محتوایی است؛

ج) قرآن کریم، موافق عقل، فطرت و علم قطعی است و با آن ها در تعارض نیست؛

د) قرآن کریم، با سنت قطعی معارضت ندارد؛ هر چند که گاهی به وسیله سنت، تخصیص یا تقیید می یابد؛

ه ) قرآن، معجزه است و اعجاز آن، ابعاد مختلفی دارد از جمله: فصاحت و بلاغت آن، بنابراین، سخنان غیر فصیح، غیر بلیغ، لغزش و کلامی باطل در قرآن نیست؛

و) قرآن، تحریف نشده است؛ بنابراین، کلمه ای از آن کم نگشته و چیزی به آن اضافه نشده است. (1)

ص:177


1- (1) . هر کدام از موارد مزبور، دلایل درون متنی از قرآن و برخی دلایل برون متنی دارد که بیان آن ها، خارج از حوصله این نوشتار است؛ برای اطلاع بیشتر، نک: فلسفه دین، علی اکبر رشاد، (مبحث نهادهای فهم قرآن) و صیانة القرآن، عن التحریف، محمد هادی معرفة و سلامة القرآن من التحریف، فتح اللّه نجارزادگان و... .

روشن است که اگر کسی این مبانی را نپذیرد تفسیر و ترجمه او رنگ دیگری به خود می گیرد و گرفتار لغزش های متعدد می شود که تفسیر و ترجمه او را غیر معتبر می سازد.

4. توجه به اهداف قرآن و سوره ها در ترجمه (همبستگی آیات)

هدف اساسی قرآن کریم هدایت انسان ها از تاریکی ها به سوی نور است (1) و همه آیات قرآن و اشارات علمی آن در راستای این هدف معنا می شود؛ ازاین رو، در ترجمه و تفسیر قرآن لازم است که تا حد امکان به این مطلب توجه شود؛ به عبارت دیگر: قرآن همچون هر کتاب دیگر، یک کل به هم پیوسته است که برخی آیات آن مفسّر برخی دیگر است و عام و خاص و مطلق و مقید و... در درون آیات آن است پس برای ترجمه و تفسیر هر آیه، توجه به آیات دیگر لازم و ضروری است و گرنه قراین داخلی کتاب از دست مترجم و مفسر می رود و ترجمه و تفسیر کامل نخواهد داشت.

دکتر بی آزار شیرازی در مورد مبانی علمی وفادارترین ترجمه و تفسیر قرآن ازنظر ایشان می نویسد: «باید کوشید تا آنجا که امکان دارد، معانی و مقاصد اصل قرآن، همراه با سبک در ترجمه گنجانده شود».

وی همچنین نیز می نویسد: «توجه به ارتباط آیات و موضوعات گوناگونِ ترکیب شده در هر سوره، کلید نطق قرآن است». (2)او در جایی دیگر می گوید: «بی توجهی اغلب مترجمان و مفسران به نظم، ارتباط و تناسب آیات، باعث گشته است که ترجمه و تفسیرها - بخصوص ترجمه های تحت

ص:178


1- (1) . ابراهیم، 1 و حدید، 9؛ البته اهداف دیگری نیز برای قرآن بیان شده، مثل رحمت و شفا بودن،(اسراء، 82)
2- (2) . قرآن ناطق، ج 1، ص 376

اللفظی قرآن - گسسته شوند»؛ (1) سپس شواهد زیادی از علمای شیعه و سنی برای پیوستگی آیات می آورد و به تأثیر اندیشه اشاعره و اخباری ها در ترجمه و تفسیر گسسته قرآن اشاره می کند؛ (2) وی در ادامه فرمولی برای کشف ارتباط آیات ارائه می کند که عبارت است از: «توجه به ترتیب و یکپارچگی آیات هر سوره؛ توجه به مطلع و پایان هر سوره و کشف محور یا محورهای سوره؛ توجه به فضای تاریخی سوره و موارد و مصادر آیات؛ توجه به تأویل آیات و سبب آن». (3)علاوه بر توجه به اهداف قرآن، لازم است به اهداف سوره ها نیز در تفسیر و ترجمه توجه شود؛ چرا که گاهی هدف یک سوره به معنای آیات آن جهت خاصی می دهد.

علامه طباطبائی قدس سره به این مطلب توجه کرده و معتقد است: اینکه خدا نام «سوره» را در قرآن آورده، نشانگر آن است که هر دسته از کلام الاهی که به نام سوره نامیده می شود دارای نوعی وحدت تالیف و همبستگی است که در پاره ای از یک سوره یا میان یک سوره و سوره دیگر یافت نمی شود و از اینجا در می یابیم که اهداف و مقاصد هر سوره با سوره دیگر متفاوت است.... که سوره به انجام نمی رسد، مگر به تمامی آن. (4)در مورد اهداف سوره های قرآن، کتاب های متعددی نوشته شده است از جمله:

«اهداف و مقاصد سوره های قرآن»، اثر دکتر شحاته که دو جلد آن توسط «دکتر سید محمد باقر حجتی» به فارسی ترجمه شده است و نیز «گامی به سوی تفسیر موضوعی سوره های قرآن کریم»، اثر محمد غزالی، ترجمه آن توسط علی اصغر محمدی صورت گرفته؛ همچنین کتاب «سیمای سوره های قرآن» از نگارنده.

پروفسور ایزوتسو نیز در مبحث «کلمات محوری قرآن» در حقیقت بر همین مطلب تاکید می کند: کلمات محوری، کلماتی هستند که آیات و موضوعات گوناگون

ص:179


1- (1) . همان، ص 377
2- (2) . همان، ص 380
3- (3) . همان، ص 433 - 437
4- (4) . المیزان، ج 1، ص 16

سوره را به یکدیگر مربوط می سازند؛ وی سپس از واژه «تقوی» به عنوان محور سوره بقره یاد می کند. (1)بی آزار شیرازی نیز یادآورد شده است:

«کشف و توجه به کلمات محوری به مترجم و مفسّر کمک خواهد کرد که به ارتباط آیات و ترجمه و تفسیر پیوسته دست یابد»؛ (2)

5 . توجه به بطون قرآن

مشروح این مطلب، ذیل عنوان «مبانی زبانشناختی» بیان خواهد شد؛

6 . توجه به مبنای جواز یا عدم جواز استعمال لفظ در بیشتر از یک معنا و تأثیر آن

در تعدد تفاسیر و ترجمه های یک آیه

در این مورد نیز ذیل عنوان «مبانی ادبی ترجمه قرآن» (مبحث استعمال لفظ در بیشتر از یک معنا) مطالبی بیان شده است.

ششم: مبانی کلامی ترجمه قرآن

اشاره

همانطور که در مبحث مبانی تفسیری قرآن گذشت: «قرآن»، کلامی است الاهی و براساس حکمت که یکی از منابع تفسیر آن «عقل» است، «قرآن کریم» در عرض «عقل» هر دو، حجت های الاهی بر بشر هستند، که حجیّت قرآن، به وسیله اعجاز آن اثبات می شود و حجیّت عقل ذاتی است؛ هر چند که آیات (3) و احادیث (4) نیز، بدین مطلب رهنمون شده اند؛ بنابراین، تفسیر قرآن نمی تواند مخالف برهان های عقلی

ص:180


1- (1) . مطالب ایزوتسو، در مبحث «مبانی زبانشناختی ترجمه» خواهد آمد.
2- (2) . قرآن ناطق، ج 1، ص 312
3- (3) . نک: آیاتی که انسان را به تدبّر و تعقل فرا می خواند مثل: انبیاء، 10، یوسف، 2، ص، 29 و... .
4- (4) . عن الکاظم علیه السلام : یا هشام: ان اللّه علی الناس حجّتین: حجة ظاهرة و حجة باطنة فاما الظاهرة فالرسل و الانبیاء و الائمة و امّا الباطنة، فالعقول؛ (کافی، کلینی، ج 1، ص 6).

باشد؛ بلکه برهان عقلی، قرینه تفسیر آیه است.

بنابراین، آنچه که در مبحث عقاید با دلایل عقلی قطعی ثابت شود، یا براساس محکمات کتاب و سنت اثبات گردد، از مبانی کلامی تفسیر به شمار می آید و تفسیر قرآن، نمی تواند مخالف آن ها باشد، وگرنه، منتهی به انحراف عقیدتی می شود و از آنجا که ترجمه، خلاصه تفسیر است، رعایت آن مبانی در ترجمه نیز لازم است.

البته رعایت مبانی کلامی، در ترجمه و تفسیر آیات متشابه قرآن، نقش مهمی دارد که در ادامه بحث روشن می شود.

برخی صاحبنظران نیز با تاکید بر کاستن واسطه میان خواننده ترجمه و قرآن، بر طرف کردن مشکل آیات متشابه را ضروری می دانند؛ یعنی: مترجم نمی تواند و نباید از باورهای پذیرفته شده دینی دست برداشته و باید قرآن را مطابق اصول مسلم دین اسلام ترجمه کند و حتی مترجمان غیرمسلمان نیز، باید باورهای مسلم اسلامی را رعایت کنند (تا ترجمه صحیحی به دست آید و مقصود خدا روشن شود) در غیر این صورت، ترجمه، بدآموزی داشته و ممکن است خواننده آن، گرفتار باورهای نادرستی شود؛ (1) ولی در مقابل، برخی نیز تاکید دارند که آیات متشابه و همچنین بخش هایی از قرآن کریم که فهم آن دشوار است باید همان گونه ترجمه شوند، تا آیینه وار، اصل قرآن با همه چگونگیهایش منعکس شود و ترجمه تا حد ممکن بیشترین شباهت را با اصل قرآن داشته باشد؛ مترجم نباید بنابر مشرب کلامی خویش از الفاظی، خاص در ترجمه استفاده کند تا آیه، موافق آن مذهب معنا بدهد؛ چون

ص:181


1- (1) . نک: بهاءالدین خرمشاهی، ترجمه قرآن کریم، چ1، قطع رحلی، پیوست 4 الف؛ دکتر نقی پور،«اصول ترجمه قرآن»، مجله مترجم، ش 10، ص 203 و 218؛ یعقوب جعفری، «لزوم رعایت مبانی کلامی در ترجمه قرآن مجید»، ترجمان وحی، ش 1، ص 75؛ سید عبدالوهاب طالقانی، «راه دست یابی به ترجمه مطلوب از قرآن کریم»، ترجمان وحی، ش 3، ص 39 - 47؛ مصطفی کریمی، مجله معرفت، ش 83، ص 25.

خواننده باید از طریق ترجمه، نخست با اصل قرآن کریم ارتباط برقرار کند، نه با تفسیر و برداشت مترجم. (1)البته اینکه ترجمه نباید با تفسیر و مبانی کلامی خاص مترجم مخلوط شود، چون رهزن می شود؛ ولی رعایت قطعی و اصول مسلم اعتقادی که از خود قرآن و عقل به دست می آید لازم است، به عبارت دیگر: ارجاع متشابهات به محکمات، برای فهم مقصود قرآن، ضروری است و برای جلوگیری از خلط ترجمه و تفسیر و مبانی کلامی، می توان از گیومه یا پرانتز استفاده کرد و تأثیرات را به حداقل کاهش داد.

از جمله «مبانی کلامی تفسیر» می توان به این موارد اشاره کرد:

مسئله تشبیه و تجسیم؛ صفات خبری؛ رؤیت خدا؛ عصمت پیامبران؛ تعریف ایمان؛ جبر و تفویض و خلق اعمال؛ احباط و تکفیر و خلود در جهنّم (2) که به برخی مثال ها پیرامون آن ها اشاره می کنیم:

الف) صفات خبری و تجسیم و تشبیه
اشاره

مثال: خداوند جسم نیست؛ چرا که بر اساس برهان عقلی، اگر خدا جسم باشد، مستلزم محدودیت و مخلوق بودن او می شود و خدا از این صفات مبراست؛ البته این مبنای کلامی از آیه [ لَیْسَ کَمِثْلِهِ ی شَیْءٌ ] (3) نیز قابل استفاده است.

بنابراین، آیات متشابه قرآن، که صفات و افعال خدا را بیان می کند با توجه به مبنا و پیش فرض فوق، تفسیر و ترجمه می شوند:

یکی از صاحبنظران در مورد آیه فوق می نویسد: «اگر تعبیر آیه به گونه ای است که

ص:182


1- (1) . نک: مرتضی کریمی نیا، «یکسانی و هماهنگی ترجمه قرآن» ترجمان وحی، ش 1، ص 8؛ عبدالکریم سروش، «گفتگو درباره ترجمه»، مجله مترجم، ش 10، ص 36.
2- (2) . نک: مجله ترجمان وحی، ش 1، شهریور 1376، ص 74، مقاله لزوم رعایت مبانی کلامی درترجمه قرآن مجید، یعقوب جعفری
3- (3) . شوری، 11

معادل فارسی آن را می توان کنایه از یک معنای درست گرفت، ترجمه آن، به معنای ظاهری، اشکالی ندارد مانند [ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ... ]؛ (1) که ترجمه «دست خدا بالای دست های آن هاست» عیبی ندارد؛ چون این تعبیر در فارسی هم کنایه از قدرت است؛ ولی اگر چنین معادلی در فارسی پیدا نشد، باید به گونه ای ترجمه شود که بدآموز و گمراه کننده نباشد. (2)مثال دیگر: [ وُجُوهٌ یَوْمَل-ِذٍ نَّاضِرَةٌ أ إِلَی رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ]؛ (3)

دهلوی: «یک باره روی ها آن روز تازه باشند، به سوی پروردگار خود نظر کننده باشند»؛

معزی: «... به سوی پروردگار خویش نگران»؛

فولادوند: «... به پروردگارش می نگرد»؛

شعرانی: «... به سوی پروردگارش نگرنده»؛

مکارم: «[آری] در آن روز صورت هایی شاداب و مسرور است و به پروردگارش می نگرد»؛

مجتبوی: «آن روز چهره هایی تازه و خرم است، که [پاداش] پروردگار خویش را چشم می دارند»؛

الاهی قمشه ای: «... و به چشم قلب جمال حق را مشاهده می کنند»؛

سراج: «... به سوی [پاداش] پروردگار خود نگران است».

بررسی

در این عبارت ها دو گونه ترجمه به چشم می خورد:

نخست: بر اساس تأثیر مبانی کلامی در ترجمه که مترجم خدا را جسم نمی داند و

ص:183


1- (1) . فتح، 10
2- (2) . مجله ترجمان وحی، همان، ص 80
3- (3) . قیامت، 22 - 23

دیدن او را با چشم سر محال می داند؛ بنابراین در ترجمه واژه «ناظره»، از معادل «به چشم قلب جمال حق را مشاهده می کنند» و یا با اضافه «[پاداش] پروردگار خویش را چشم می دارند» استفاده شده است؛

دوم: براساس جواز رؤیت خدا در رستاخیز ترجمه شده است؛ یعنی: کسانی همچون محدث دهلوی «ناظره» را به معنای «نظر کننده» ترجمه کرده اند؛ البته برخی نیز با استفاده از واژه «نگران» که هم به معنای «نگریستن» و هم به معنای «ناراحت» و «منتظر می آید» (1) دو پهلو سخن گفته اند و حال بودن «ناظره» را به صورت ادیبانه ای رسانده اند و یا به نوعی اشاره به معنای سومی برای آیه نموده اند.

مثال دیگر: [ یَوْمَ یُکْشَفُ عَن سَاقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ فَلَا یَسْتَطِیعُونَ ]؛ (2)

دهلوی: «روزی که جامه برداشته شود از ساق و خوانده شود ایشان را به سوی سجده، پس نه توانند».

این ترجمه، در عربستان سعودی توسط دکتر عبدالغفور عبدالحق بلوچ و شیخ محمدعلی داری بازبینی و اصلاح شده است و با مقدمه دکتر عبداللّه بن المحسن الترکی چاپ شده است، در این بازبینی ذیل آیه فوق، پاورقی زیر اضافه شده است:

در صحیحین است و لفظ حدیث از بخاری است که ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت می کند از رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم که شنید او را که می فرمودند: که روز قیامت ظاهر نماید پروردگار ما ساق خود را پس سجده کنان افتند تمام اهل ایمان از مرد و زن و... . (3)تذکر: جالب است که این پاورقی که در متن اصلی وجود ندارد، بدون امضای مصحّحان آمده و اضافه شده است و شگفت اینکه این روایت دلالت بر «تجسیم» دارد.

ص:184


1- (1) . نک: فرهنگ زبان فارسی، مهشید شیرازی، ص 1111 و حافظ نامه، بهاءالدین خرمشاهی، ج 1،ص 631 و...
2- (2) . قلم، 42
3- (3) . القرآن الکریم و ترجمة معانیه الی اللغة الفارسیة، مجمع الملک فهد لطباعة المصحف الشریف، ص 838 - 839.

همین آیه را برخی مترجمان، به صورت دیگر ترجمه کرده اند و گاهی معنای کنایی آن را ظاهر ساخته اند:

مجتبوی: «در روزی که کار (بر کافران) سخت و دشوار شود...»؛

آیتی: «روزی که آن واقعه عظیم پدیدار شود و...»؛

مکارم: «به خاطر بیاورید روزی را که ساق پاها از وحشت برهنه می گردد و...»؛

خرمشاهی: «روزی که هنگامه بالا گیرد، و...».

و مثال دیگر: [ ...یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ... ]؛ (1) است که در ترجمه های مختلف، قابل بررسی است.

تذکر: بحث «مجاز» و کاربردهای آن در تفسیر نیز می تواند در موارد فوق کارساز باشد؛ یعنی: اگر مبحث مجاز را در قرآن روا بدانیم، برخی آیات مثل [ جاء ربک ] و مانند آن، قابل توجیه است؛ اما اگر مجاز را روا ندانیم و ظواهر آیات را اخذ کنیم با مشکل روبرو می شویم.

ب) جبر و اختیار
اشاره

مثال: یکی از مسائل کلامی، مسئله «اختیار» انسان است که متکلمان اشعری متمایل به «جبر» شده اند و آیاتی که اشاره به «اختیار» انسان دارد را تأویل و توجیه کرده اند؛ در مقابل، متکلمان معتزلی طرفدار اختیار انسان قرار دارند؛ اینان آیاتی که ظهور در جبر دارد را تاویل و توجیه کرده اند؛ اما بر اساس احادیث اهل بیت علیهم السلام و اجتهاد در جمع بندی آیات جبر و اختیار روشن می شود که جبر کامل و آزادی مطلق برای انسان در افعال نیست؛ بلکه: لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین، صحیح است.

این مبنا در تفسیر و ترجمه آیات زیر موثر خواهد بود:

ص:185


1- (1) . فتح، 10
آیات جبر

[ فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمَی... ]؛ (1)

این آیه، کارها را به خدا نسبت می دهد و ممکن است کسی توهم کند که معنای آن جبر و عدم اختیار انسان است ازاین رو برخی مترجمان تلاش کرده اند با اضافه کردن مطالب تفسیری، این شبهه را بزدایند؛ اما برخی دیگر سکوت کرده اند:

مجتبوی: «پس شما آن ها را نکشتید - به نیروی خود - بلکه خدا آنان را کشت - به امدادهای غیبی - و تو (تیر یا خاک) نیفکندی آنگاه که افکندی، بلکه خدا افکند (تا کافران را مرعوب و مغلوب گرداند)»؛

فیض الاسلام: «پس از آن، برای اینکه مومنین بدانند که خدای تعالی غالب و چیره بر دشمنان است و او است که در جنگ بدر دشمنان را کشت و نباید فخر و سرافرازی کرده، کسی به دیگری بگوید: من فلان را کشتم یا من چنین کردم، چنانکه می گفتند؛ می فرماید: شما آنان را نکشتید؛ لیکن خدا کشتشان؛ چون افعال خدا، مانند سبب و علت است، ازاین رو کشتن را از کسی که حقیقتاً کشته، نفی نموده و دور ساخته و به خود نسبت داه است و...»؛

آیتی: «شما آنان را نمی کشتید، خدا بود که آن ها را می کشت و آنگاه که تیر می انداختی تو تیر نمی انداختی، خدا بود که تیر می انداخت».

و در همین رابطه، ترجمه های آیات «هدایت» و «ضلالت»، مثل آیه زیر قابل بررسی است:

[ ...فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یَشَآءُ وَ یَهْدِی مَن یَشَآءُ... ]؛ (2)

اما با توجه به آیاتی که بر اختیار انسان دلالت دارند مثل آیه زیر:

[ إِنَّا هَدَیْنَهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَ إِمَّا کَفُورًا ]؛ (3)

ص:186


1- (1) . انفال، 17
2- (2) . فاطر، 8
3- (3) . انسان، 3

روشن می شود که مقصود از آیات فوق (که ظاهر آن ها بر جبر دلالت داشت) مجبور بودن انسان نیست؛ پس لازم است که با اضافه کردن مطالب تفسیری، مقصود خدا در این موارد روشن شود.

ج) عصمت پیامبران الاهی

عقیده به عصمت پیامبران الاهی، در تفسیر و ترجمه آیات زیر، مؤثر و قابل بررسی است.

مثال: [ ...وَ عَصَی ءَادَمُ رَبَّهُ و فَغَوَی ... ]؛ (1)

مکارم شیرازی: «آری آدم پروردگارش را نافرمانی کرد و از پاداش او محروم شد»؛

مجتبوی: «و آدم پروردگار خویش را نافرمانی نمود پس راه راست را گم کرد»؛

فیض الاسلام: «و آدم پروردگارش را نافرمانی امر و فرمان مستحب و نیکوی او را انجام نداده راه را گم کرد از مطلوب و خواسته خود که همیشه ماندن در بهشت بود بی بهره ماند»؛

آیتی: «آدم در پروردگار خویش عاصی شد و راه گم کرد»؛

الاهی قمشه ای: «و آدم نافرمانی خدای کرد و گمراه شد».

در این دو ترجمه اخیر، می بینیم که به عصمت آدم علیه السلام به عنوان پیامبر بی توجهی شده؛ اما در ترجمه های دیگر به نوعی ظاهر آیه، توجیه، تاویل و تفسیر شده است تا با عصمت ناسازگار نباشد.

و نیز مثال دیگر، قابل بررسی است: [ لِّیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَم نبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ... ]؛ (2)

د) امامت و عدل
اشاره

برخی از مبانی و اصول مخصوص مذاهب اسلامی هستند، که مترجم قرآن بدان ها اعتقاد دارد، مثل «امامت» و «عدل» که از اصول مذهب شیعه به شمار می آیند، و مورد

ص:187


1- (1) . طه، 121
2- (2) . فتح، 2.

قبول مفسران و مترجمان شیعه است، در این موارد لازم است که آیات مربوطه، به صورتی ترجمه شوند که منافی مبانی فوق نباشند. (البته در صورتی که حقانیّت مبنای اعتقادی مورد نظر با دلایل محکم قرآنی، حدیثی یا عقلی اثبات شده باشد).

یکی از صاحبنظران در این مورد می نویسد: «اگر از همان آغاز، اختلافات فکری و عقیدتی میان مسلمانان به وجود نیامده بود و این مکتب های کلامی تأسیس نشده بود و قرون بعدی اسلامی هم مانند عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خالی از هر گونه اختلافات مذهبی و عقیدتی بود، مناسب این بود که در ترجمه اینگونه آیات، همان حالت کلی حفظ شود و بدآموزی نداشت؛ ولی چه باید کرد که ما در مقابل یک عمل انجام شده قرار گرفته ایم و امکان ندارد که خود را از آن دور کنیم و اگر اصول و مبانی پذیرفته شده و مسلّم خود را در ترجمه رعایت نکنیم خواننده را آزاد گذاشته ایم که اعتقادات باطل و غیر قابل قبولی داشته باشد». (1)برای مثال: اینگونه عقاید در آیه «اکمال» (مائده / 3)، «بلاغ» (مائده / 67) و آیه «ولایت» (مائده / 55) می تواند تأثیر گذار باشد و در ترجمه های مختلف، قابل بررسی است.

مثال: [ ...الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَمَ دِینًا... ]؛ (2)الاهی قمشه ای: «امروز، کافران از اینکه به دین شما دستبرد زنند و اختلافی رسانند طمع بریدند پس شما از آنان بیمناک نباشید و از من بترسید؛ امروز (بعقیده امامیه و برخی اهل سنت، روز غدیر خم و خلافت علی علیه السلام مراد است) دین شما را به حد کمال رسانیدم و...»؛

فیض الاسلام: «امروز، اکنون پس از بیان احکام و راه حق یافتن کفار و... امروز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از حجةالوداع

ص:188


1- (1) . ترجمان وحی، ش 1، مقاله «لزوم رعایت مبانی کلامی در ترجمه قرآن مجید»، یعقوب جعفری، ص 75.
2- (2) . مائده، 3

آخرین حج باز می گشت در غدیر خم...»؛

محدث دهلوی: «امروز، ناامید شدند کافران از دین شما، پس مترسید از ایشان و بترسید از من، کامل کردم برای شما دین شما را و تمام کردم بر شما نعمت خود را و اختیار کردم اسلام را دین برای شما پس...».

تذکر مهم

هر چند که رعایت مبانی کلامیِ معتبر در ترجمه لازم است تا از انحرافات عقیدتی جلوگیری شود؛ اما لازم است که در این مورد به دو نکته توجه نمود:

نکته نخست: اینکه مبنا و اصل کلامی و مذهبیِ مورد نظر با دلایل محکم نقلی و عقلی اثبات شده باشد؛ به طوری که بتوانیم با تکیه بر آن، در ظاهر قرآن تصرف کنیم؛ یعنی: قرینه ای برای تفسیر و ترجمه آیه قرار گیرد؛

نکته دوم: اینکه تأثیرات مبانی کلامی و مذهبی در ترجمه به حداقل کاهش یافته و تنها در موارد ضروری مورد نظر قرار گیرند، که فقدان آن، موجب انحراف فکری گردد؛

نکته سوم: اینکه در مواردی که مبانی کلامی و مذهبی در ترجمه تأثیر داده می شود با علامتی همچون پرانتز مشخص شود تا با متن قرآن مخلوط نگردد؛

برای مثال:

[ ...یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ... ]؛ (1)

«دستِ (قدرت) خدا، بالای دست های آنان است»؛

نکته چهارم: اینکه دیدگاه های کلامی، مذهبی و تفسیریِ شخصیِ مترجم در مورد آیات، تأثیر داده نشود، به ویژه در مواردی که آن نظریه، به عنوان ضرورت دین و مذهبِ حق مطرح نیست.

چرا که در آن صورت ترجمه، در حقیقت بیان کننده نظرات شخصی مترجم خواهد بود.

ص:189


1- (1) . فتح، 10

هفتم: مبانی زبانشناختی ترجمه قرآن

اشاره

شناخت زبان هر متن، کلید فهم آن است: بنابراین، برای فهم و تفسیر و ترجمه قرآن، لازم است که زبان قرآن را بشناسیم و ویژگی های آن را دریابیم تا بر مبنای این شناخت، تفسیر و ترجمه ای نیکو از آن ارائه کنیم.

هر چند که آشنایی با لغت و ادبیات عرب، شرط لازم هر مفسر و مترجم است که در مبحث شرایط مترجم بدان اشاره خواهیم کرد؛ ولی در اینجا مقصود از «زبان قرآن» چیست؟

واژه «زبان» چند معنا و کاربرد دارد و تعاریف مختلفی برای آن شده است از جمله:

الف) اندام ماهیچه ای و متحرک داخل دهان که مهمترین ابزار گویایی است (1)(معنای لغوی)؛

ب) گفتار مخصوص یک ملت یا جماعت مثل زبان فارسی و انگلیسی؛ (2)ج) زبان یکی از توانایی های ذهن انسان، برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام است که تکلم و گفتار، نمود آوایی و ظهور خارجی این توانایی است؛ (3)د) از «سوسور» زبان شناس مشهور نقل شده که است «زبان مجموعه» (ساختار، سیستم: erutcartS ) به هم پیوسته ای از نشانه هاست که اجزای آن به یکدیگر وابستگی تام دارند و ارزش هر واحدی تابع وضع ترکیبی آن است. (4)زبان، از کارکردهای مختلفی برخوردار است از جمله: توصیف حقایق، تبیین علّی - معلولی پدیده ها، فعل گفتاری، ترسیم احساسات درونی انسان، نقل تجارت، اندوخته ها و فرهنگ گذشتگان، پیوند مستمر میان گذشته و آینده و... که نقش پایه ای

ص:190


1- (1) . نخستین فرهنگ الفبایی قیاسی زبان فارسی، مهشید مشیری، ص 534.
2- (2) . لغت نامه دهخدا، علی اکبر دهخدا، ص 11130
3- (3) . زبان و تفکر، محمدرضا باطنی، ص 112
4- (4) . نقل از: مبانی زبان شناسی، ابوالحسن نجفی، ص 8

زبان ها ارتباط شناختاری و انتقال پیام است. (1)نکته دیگر اینکه: ممکن است زبان، یک متن چند لایه و چند ساحتی باشد، همانطور که این مطلب در مورد برخی اشعار حافظ و آیات قرآن نیز، به چشم می آید.

به هر حال، مقصود از «زبان» در اینجا شیوه بیان مطالب و ویژگی ها و عناصر زبانشناسی قرآن است که برخی از آن ویژگی ها و عناصر، در مبانی ادبی، مبانی کلامی و مبانی تفسیری بیان شد.

به هر حال، زبان قرآن، دارای ویژگی هایی است که انتخاب تئوری زبانشناختی و اتخاذ مبنا در مورد آن ها لازم است، چونکه نقشی زیر بنایی در تفسیر و ترجمه قرآن دارد؛ برخی از این ویژگی ها عبارتند از:

1. واقع نمایی زبان قرآن

گزاره های قرآن در مورد تاریخ، اقوام، قصه ها و... همگی حکایتِ واقعیت است و خیالی، اسطوره ای و افسانه ای نیست؛ چرا که در قرآن، باطل راه ندارد و قصه های آن حق است. (2)اگر کسی زبان قرآن را سمبلیک و اسطوره ای و غیر واقعی و بی معنا بداند، (3) تفسیر و ترجمه قصه های قرآن، رنگ دیگری خواهد گرفت.

2. عناصر فنی زبان قرآن

اگر زبان قرآن را زبان عرفی بدانیم، می توانیم تغییرات مختصری در مورد کلمات

ص:191


1- (1) . تحلیل زبان قرآن و روش شناسی فهم آن، دکتر محمدباقر سعیدی روشن، ص 20 - 22.
2- (2) . [إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ...] (آل عمران، 162)
3- (3) . برای اطلاع از تئوری های زبان، نک: زبان دین، دکتر علی زمانی؛ تحلیل زبان قرآن وروش شناسی فهم آن، دکتر محمدباقر سعیدی روشن، مبانی و روش های تفسیری، دکتر محمدکاظم شاکر.

معادل داشته باشیم؛ ولی اگر زبان قرآن را فنی و علمی بدانیم، پذیرش تغییرات مشکل است؛ برای مثال در زبان عرف فارسی می توان کلمه «زودپز» را بجای کلمه «فشارپذیر» (1) به کاربرد با آنکه تکیه یکی بر مکانیسم عمل و تکیه دیگری بر نتیجه عمل است. (2)البته در مورد قرآن، می توان گفت: زبان عرف خاص است، اما وقتی قرآن در مورد احکام و قوانین شرعی مثل ارث، قصاص، ازدواج، طلاق، عبادات و مالیات: خمس و زکات و... سخن می گوید، با زبان فنی و علمی دقیق، مطالب را بیان می کند که تسامحات عرفی در آن ها راه ندارد، بلکه مضرّ است.

بنابراین، مترجم لازم است به این نکته زبانشناختیِ قرآن توجه کند که گرچه زبان قرآن زبان عرف خاص است، اما گاهی با زبان فنی و علمی دقیق سخن گفته و دقت در ترجمه را می طلبد.

مثال: [ ...فَإِن کُنَّ نِسَآءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ وَإِن کَانَتْ وَ حِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ... ]؛ (3)

مکارم: «و اگر فرزندان شما (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند، دو سوم میراث از آنِ آن هاست و اگر یکی باشد نیمی (از میراث) از آن اوست».

ترجمه جمعی: «و اگر آن (وارث) آن دخترانی (دو یا) بیش از دو باشند، پس دو سوم میراث، فقط برای آنان است، و اگر (وارث) یک [دختر] باشد، پس نیمی (از میراث) فقط برای اوست».

توجه به این نکته لازم است که در این آیات، «تقدیم ماحقه التاخیر» موجب «حصر» شده که مورد غفلت برخی مترجمان واقع شده است.

ص:192


1- (1) 1. Pressuure cooker.
2- (2) . مجله مترجم، ش 10، ص 43
3- (3) . نساء، 11
3. اصطلاحات خاص در زبان قرآن

زبان قرآن، هرچند که همان زبان قوم و براساس عرف شکل گرفته، اما دارای اصطلاحات خاص است که معمولاً با معنای لغوی آن متفاوت است؛ این واژگان با مطالعه در قرآن و مقایسه آیات آن معنا پیدا می کند؛ اگر مترجم قرآن به «اصطلاح بودن» این واژه ها توجه نکند و همان معنای لغوی آن ها را اخذ نماید گرفتار لغزش می شود.

مثال: واژه «کافر» به معنای «پوشیده» است؛ (1) اما در قرآن کریم به منکران اصول دین مثل نبوت و معاد گفته می شود و واژه «ایمان» در اصل به معنای «آرامش و اطمینان» است؛ (2) اما در اصطلاح قرآن به معنای «اعتقاد به خدا و معاد» و... است.

واژه «زکات» به معنای «رشد و پاکی» است؛ (3) ولی در قرآن، به معنای مالیات خاص است.

تذکر: همانطور که در زبان مبدأ (عربی) اصطلاحات خاص وجود دارد، در زبان مقصد نیز اصطلاحات خاص وجود دارد که باید توجه به آن ها داشته باشیم تاگرفتار لغزش در ترجمه نشویم.

مثال: [ ...وَإِن تُخَالِطُوهُمْ... ]؛ (4) که «مخالطه» در فارسی به معنای «آمیزش» است؛ اما در عصر ما، واژه آمیزش در عرف فارسی به معنای آمیزش جنسی است، ازاین رو نمی توان آن را برابر «مخالطه» به کاربرد.

4. توجه به کلمات کلیدی، کانونی و محوری
اشاره

در گذشته دانشمندان لغت شناسی، همچون راغب اصفهانی در «المفردات فی غریب القرآن» و ابی منصور ثعالبی نیشابوری در کتاب «فقه اللغة» و علمای اصول الفقه در مبحث وضع تعیینی و تعیّنی و حقیقت شرعیه و...، (5) تا حدودی به کلمات کلیدی قرآن

ص:193


1- (1) . المفردات، الراغب الاصفهانی، ماده «کفر».
2- (2) . همان، ماده «اَمن»
3- (3) . همان، ماده «زکا»
4- (4) . بقره، 220
5- (5) . نک: کفایة الاصول، الآخوند محمد کاظم الخراسانی، ج 1، ص 24 و ص 37 موسسة النشرالاسلامی، قم، 1414 ق.

توجه کرده اند و اخیراً این پدیده، مورد توجه زبانشناسان و نشانه شناسان بزرگ قرار گرفته است، از جمله پروفسور توشیهیکو ایزوتسو مترجم ژاپنی قرآن و استاد دانشگاه مک گیل کانادا، تحقیق مفصلی در این مورد انجام داد، که تحت عنوان «خدا و انسان در قرآن» با ترجمه احمد آرام چاپ شده است، و نیز دکتر بی آزار شیرازی در جلد اول «قرآن ناطق» این مسئله را مورد تاکید قرار داده و توجه به این کلمات را از شرایط مترجم قرآن شمرده است. (1)پروفسور «ایزوتسو» واژگان این بحث را اینگونه تعریف می کند:

کلمات کلیدی: کلماتی که نقشی واقعاً قطعی در ساختن جهان بینی تصوری قرآن دارند، به نام کلمات یا اصطلاحات کلیدی قرآن می نامیم؛ از قبیل کلمات: اللّه، اسلام، پایمان، کافر، نبی و رسول. (2)مثال:

1. واژه «کفر» در اصل به معنای «پوشاندن» است؛

2. این واژه به معنای «انسان های ناسپاس» به کار رفته است، چون چشم خود را در برابر نعمت ها می بندند، این معنای کفر در برابر «شکر» است؛

3. واژه «کفر» تحت تأثیر واژه «ایمان» و در ارتباط با کلمه «اللّه» قرار می گیرد و معنای ناسپاسی به عنایت الاهی پیدا می کند (این مرحله نخست گسترش معنایی این کلمه در قرآن است)؛

4. واژه «کفر»، کم کم در قرآن به معنای نفی ایمان و ناباوری نزدیک می شود و دیگر ضد شکر نیست، بلکه ضد «آمن» است و کافر در برابر مومن قرار می گیرد (مرحله دوم گسترش معنایی کفر در قرآن).

ص:194


1- (1) . قرآن ناطق، ج 1، ص 304 - 312
2- (2) . خدا و انسان در قرآن، ص 22 - 23

5 . واژه «کفر»، تحت تأثیر مرادفاتی همچون «شرک» و لوازم آن واقع شده و پیروی از گمان، ضلالت، ظلم، و پیروی هوی، کبر و طغیان و ریشخند وحی و رسالت و انکار اصول سه گانه اسلام و ترک دستورات الاهی، جزو مفاهیم اخلاقی آن می شود.

پروفسور ایزوتسو بر آن است که: با توجه به حوزه وسیع معنایی این واژه، بخوبی می توان دریافت که ترجمه این نوع کلمات به هیچ زبانی امکان پذیر نیست و واژه هایی همچون ناسپاسی، ناباوری، حق پوشی، (1) ناگرویدن (2) در فارسی یا « reveilebnU » (3) در انگلیسی هر کدام جزء کوچک و محدودی از مفاهیم وسیع و پهناور این کلمه در قرآن هستند.

این نوع کلمات و اصطلاحات کلیدی را مانند کلمات اصطلاحی هر علم و مکتبی، باید همچنان محفوظ نگاه داشت و در آغاز یا پایان، تحت عنوان فرهنگ اصطلاحات (گلاسری) مفاهیم آن ها را به طور فشرده توضیح داد. (4)

کلمات کانونی

در میان کلمات کلیدی، برخی از کلمات، «جنبه کانونی» برای سایر کلمات دارند، مقصود از «کلمات کانونی»، به کلمات کلیدی خاصی اطلاق می شود که نماینده و محدود کننده یک حوزه و محوّطه تصوری هستند؛ یعنی: به اصطلاح، یک «میدان معنا شناختی» نسبتاً مستقل و متمایز در درون یک کلّ بزرگتر از واژگان محسوب می شوند.

مثال: واژه «ایمان» با همه کلمات مشتق شده از ریشه آن را، اگر از جنبه کانونی

ص:195


1- (1) . چنانکه در ترجمه معزّی به کار رفته است.
2- (2) . چنانکه در «المستخلص فی ترجمان القرآن»، محمد بن نصر بخاری، ص 15 معادل گذاری شده است.
3- (3) . چنانکه در ترجمه پیکتال به کار رفته وبه معنای «ناباور و نامعتقد» است.
4- (4) . نک: خدا و انسان در قرآن، پروفسور ایزوتسو، ترجمه احمد آرام، ص 27 - 22.

مورد توجه قرار دهیم، عدّه ای از کلمات کلیدی را همچون دانه های خوشه، پیرامون آن مشاهده می کنیم. که روی هم رفته، یک حوزه و محوّطه تصوری را در داخل کلّ واژگان قرآنی تشکیل داده اند که برخی از این کلمات مانند «شکر»، «اسلام»، «تصدیق» و «اللّه»، در «جهت مثبت» و برخی کلمات، همچون: «کفر»، «تکذیب»، «عصیان» و «نفاق»، در «جهت منفی» پیرامون کلمه محوری «ایمان» قرار می گیرند. (1)

کلمات محوری

در هر سوره قرآن، کلمه یا کلماتی محوری وجود دارند که آیات و موضوعات گوناگون آن سوره را به یکدیگر مربوط می سازند، منتهی برخی محور خاص و برخی محور عام هستند؛ کلماتی مانند «عهد»، «میثاق»، «تقوی»، «تاویل»، «ذکر» و... .

مثال: واژه «تقوی» که محور تمامی کتاب های آسمانی به طور عموم (2) و محور قرآن، به طور خاص است. (3) و محور سوره «بقره» به طور اخص.

به دلیل آنکه آیات [ الم أ ذَ لِکَ الْکِتَبُ لَارَیْبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ ] (4) در مطلع این سوره آمده و اگر به قسمت های مختلف آن بنگریم، می بینیم که درهر قسمت بر روی

ص:196


1- (1) . همان، ص 28 و قرآن ناطق، ج 1، ص 309
2- (2) . به دلیل آیه 131، نساء
3- (3) . به دلیل آیه اول سوره بقره
4- (4) . بقره، 1 - 2

آن تکیه شده و با تمام موضوعات مورد بحث سوره، کاملاً در ارتباط است.

کشف و توجه به کلمات محوری به مترجم و مفسّر کمک خواهد کرد که به ارتباط آیات و ترجمه و تفسیر پیوسته دست یابد. (1)

بررسی

توجه به کلمات کلیدی، کانونی و محوری، یک اصل در فهم معانی واژگان و امری لازم برای تفسیر و ترجمه است و همانطور که در مقدمه بحث توضیح داده شد: این مطلب مورد توجه در آثار لغت شناسان قرآن، مثل «مفردات راغب اصفهانی» بوده است؛ هر چند که به نام کلمات کلیدی، محوری و کانونی نامیده نشده اند ولی اصل مطلب را توجه کرده اند که معنای لغوی کلماتی مثل «کافر» با معنای اصطلاحی آن تفاوت دارد.

این مطلب نیز صحیح است که تا حد امکان، تلاش شود که برخی از واژگان کلیدی قرآن در ترجمه حفظ شود؛ واژگانی مثل «کافر»، «مؤمن» و «ایمان» که در ترجمه های فارسی، معمولاً به همان صورت باقی می ماند، چرا که ترجمه آن ها بسیار مشکل است و گاهی ترجمه یک کلمه مانند واژه «اللّه»، چند جمله می شود «ذاتِ دارای تمام صفات کمال و جمال که تمام موجودات سرگشته اویند و به او پناه می برند و...». (2)اما همه این مطالب، بدان معنا نیست که این واژگان به هیچ زبانی قابل ترجمه نیستند؛ بلکه ترجمه آن ها مشکل و طولانی خواهد شد؛ بنابراین، درموارد ضرورت، لازم است از معادل های نسبتاً گویا استفاده شود مثل واژه «خدا» در برابر «اللّه» که جنبه

ص:197


1- (1) . نک: خدا و انسان در قرآن و قرآن ناطق، ج 1، ص 311 - 312
2- (2) . واژه «اللّه» را از ریشه الَه (عبد) الِه (تحیّر)، لاه (احتجب)، ولاه (محبوب) و برخی نیز غیر مشتق دانسته اند؛ (نک: مجمع البیان، ذیل آیه اول سوره حمد، المفردات، الراغب الاصفهانی و قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، واژه اللّه.

معنایی «واجب الوجود» بودن (خودآی) را می رساند؛ اما ابعاد معنایی دیگر «اللّه» را نمی رساند. (1)توجه به کلمات محوری نیز لازم است و این مطلب در راستای فهم درست هدف قرآن و اهداف سوره ها قرار می گیرد که در مبحث مبانی تفسیری ترجمه قرآن بیان خواهد شد.

5 . عناصر عرفی و عقلایی زبان قرآن

زبان قرآن، همچون زبان مردم، دارای عام و خاص، مطلق و مقید، کنایات، مجازات، تشبیهات، مثال ها و ضرب المثلهاست؛ ازاین رو، براساس اصول محاوره عقلایی تفسیر و ترجمه (2) و براساس عرف اهل زبان، کنایات و ضرب المثل ها و... معنا می شود.

برای مثال، آیه [ یَأُخْتَ هَرُونَ... ]؛ (3) اگر بدون توجه به ضرب المثل بودن آن معنا شود، اینگونه ترجمه خواهد شد «ای (مریم) خواهر هارون!»؛ و همین مطلبی است که برخی مستشرقان را در مورد قرآن به لغزش انداخته، تا آنجا که گفته اند: این مطلب خطای تاریخی در قرآن است، چون هارون (برادر موسی) ده ها سال قبل از مریم، مادر عیسی زندگی می کرد ازاین رو، مریم نمی تواند خواهر هارون باشد. (4)

ص:198


1- (1) . شهید مطهری رحمه الله در مورد واژه «اللّه» می فرمایند: می توان گفت در فارسی، لغتی مترادف کلمه اللّه که بشود جای آن گذارد، نداریم و هیچ کدام رساننده تمام معنی اللّه نیستند؛ زیرا اگر CXE به جای اللّه «خدا» بگذاریم رسا نخواهد بود، چون خدا مخفّف «خودآی» است که رساننده تعبیری است که فیلسوفان می کنند، یعنی واجب الوجود و یا شاید کلمه «غنی» که در قرآن آمده است، نزدیک تر باشد تا به «اللّه». (آشنایی با قرآن، ج 2، ص 13).
2- (2) . قوانین اصول محاوره عقلایی در دانشِ «اصول الفقه» مورد بررسی قرار می گیرد.
3- (3) . مریم، 28
4- (4) . نک: دفاع عن القرآن، عبدالرحمن البدوی، ص 161 و دائرةالمعارف قرآن لایدن، ج 1، مدخل هارون. Excyclopoedia of the Quran, Aorom - Andrew Rippin.

در حالی که این جمله ضرب المثلی متداول بین بنی اسرائیل بود که هرگاه شخصی بسیار پاکی را مورد خطاب قرار می دادند، به او می گفتند: «یا اخت هارون»؛ یعنی: «ای پاکیزه همچون خواهر هارون!».

این نکته در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز حکایت شده و در برخی تفاسیر نیز بدان تصریح شده است؛ (1)همچنین در مورد تعبیراتی همچون [ ضرب فی الارض ] ؛ (بقره / 173 و نساء / 94) که به معنای «مسافرت» است و نیز تعبیر [ ماملکت ایمانهم ] ؛ (مومنون / 6 و...) که به معنای «کنیزان» است؛ چنانچه مترجم قرآن به این عناصر عرفی و عقلاییِ زبان قرآن توجه نکند، همچون مستشرقان مزبور دچار خطا خواهد شد.

6 . تطور زبان مبدأ (و مقصد)

معنای واژه ها در طول اعصار تغییر می کند، برای مثال واژه «مکروه» در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آیه [ کُلُّ ذَ لِکَ کَانَ سَیِّل-ُهُ و عِندَ رَبِّکَ مَکْرُوهًا ] (2) به معنای «ناپسند» است، به طوری که شامل گناهان کبیره، همچون: قتل و زنا و... می شود، که در آیات قبل از آیه 38 سوره «اسراء»، مطرح شده و «ذلک» به آن ها باز می گردد.

اما همین واژه «مکروه» بعد از عصر امام صادق علیه السلام به معنای «کار جایزی است که ترک آن بهتر است» که در عصر ما نیز همین معنای دوم مصطلح است.

مترجم برای ترجمه دقیق آیات، لازم است که به این تطور معانی توجه داشته باشد و با توجه به فضا و زمان نزول آیه، معنای اصلی را به دست آورد، وگرنه گرفتار لغزش در ترجمه خواهد شد.

البته همین تطور در زبان مقصد نیز، وجود دارد؛ یعنی: در طول اعصار، معانی

ص:199


1- (1) . مجمع البیان، الطبرسی، ذیل آیه 28 مریم و نیز، نورالثقلین، ج 3، ص 333 و تفسیر نمونه، ج 13، ص 51.
2- (2) . اسراء، 38

واژه های فارسی و... تغییر می کند؛ بنابراین؛ نخست اینکه: نمی توان از مترجمان قبلی تقلید کرد و همان واژه ها را بدون بررسی معانی جدید دوباره به کار برد دوم اینکه:

روشن می شود که ما در هر عصری، نیاز به ترجمه جدیدی از قرآن داریم، تا براساس واژه های جدید و مناسب فهم مخاطب و نسل جوان ترجمه صورت گیرد.

مثال: [ ...وَإِن کُنتُم مَّرْضَی أَوْ عَلَی سَفَرٍ أَوْجَآءَ أَحَدٌ مِّنکُم مِّنَ الْغَآ ل ِطِ أَوْ لَمَسْتُمُ النِّسَآءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَآءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا... ]؛ (1)

مکارم: «واگر بیمار یا مسافر باشید، یا یکی از شما از محل پستی آمده [قضای حاجت کرده]، یا با زنان تماس گرفته (وآمیزش جنسی کرده اید) و آب (برای غسل یا وضو) نیابید، با خاک پاکی تیمّم کنید»؛

جمعی (2): «و اگر بیمارید یا در مسافرتید [و] یا یکی از شما، از مکان پستِ (دستشویی) آمد، یا با زنان تماس (جنسی) داشتید و آبی (برای وضو یا غسل) نیافتید، پس بر زمین پاک [نیکو] تیمّم کنید».

واژه «الغائط» به معنای مکان پست وکنایه از دستشویی است که بر اثر اشمئزاز معنا و سرایت آن به لفظ در طول زمان این واژه در فارسی تغییر کرده است از جمله: بیت الخلاء، مستراح، مکان قضای حاجت، دستشویی، توالت، سرویس بهداشتی و... که لازم است هر مترجم با توجه به واژه متداول در عصر خویش ترجمه کند، تا مخاطب، مراد آیه را متوجه شود.

7. انتخاب زبان مقصد

یکی از مسایلی که در ترجمه نقش اساسی دارد، انتخاب مخاطب و زبان ترجمه است؛ چرا که زبان ترجمه می تواند زبان ادبی، فنی (علمی)، زبان عرفی و حتی شعر باشد.

ص:200


1- (1) . مائده، 6
2- (2) . نخستین ترجمه جمعی قرآن کریم، از نگارنده و جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه، دارالذکر،1383 ش.

انتخاب مبنا در این زمینه، سبک های ترجمه را به وجود می آورد که در مبحث روش ها و سبک های ترجمه، این مطلب توضیح داده می شود.

8 . چند ساحتی بودن زبان قرآن

در احادیث متعددی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیه السلام و صحابه حکایت شده است که قرآن کریم دارای ظاهر و باطن است؛ (1) یعنی: علاوه بر دلالت ظاهری، دارای معانی پنهان است که گاهی با الغای خصوصیت بدست می آید؛ (2) و گاهی با راهنمایی اهل بیت علیه السلام و راسخان در علم و دانشمندان که به منبع الاهی متصل هستند روشن می شود.

هر چند که در ترجمه، امکان بیان بطون قرآن، همواره ممکن نیست؛ ولی توجه به این نکته در ترجمه لازم است؛ چرا که گاهی لازم می آید برای فهم آیه به قراینی که ما را به بطن رهنمود می شوند مراجعه کنیم؛ اینگونه قراین در احادیث تفسیری (در منابع تفسیر روایی همچون: نورالثقلین، البرهان و...) بیان شده است.

تذکر: در این مورد، ذیل مبانی تفسیری قرآن و مبانی ادبی ترجمه قرآن (مبحث استعمال لفظ در بیشتر از یک معنا) مطالبی بیان گردید.

هشتم: مبانی روش شناختی ترجمه قرآن

اشاره

1. هر مترجم، ممکن است براساس اهداف، انگیزه ها و مخاطب خود، روش خاصی را برای ترجمه انتخاب کند، که این یک انتخاب اساسی خواهد بود و به ترجمه جهت و ساختار مطلوب خواهد بخشید؛ اگر مترجم، روش «تحت اللفظی» یا روش «هسته به هسته» یا روش «ترجمه آزاد» (تفسیری) را انتخاب کرد، پیامدها و لوازمی دارد که

ص:201


1- (1) . نک: بحارالانوار، ج 92، ص 78 به بعد
2- (2) . آیةاللّه محمدهادی معرفت، دسترسی به بطن را از راه الغای خصوصیت می داند؛ (نک: التفسیرالاثری الجامع، ج1، ص 29 به بعد)

باید به آن ها پایبند باشد؛ در مبحث روش ها و سبک های ترجمه، این مطلب توضیح داده می شود؛

2. انتخاب روش صحیح تفسیری: در تفسیر قرآن لازم است که بر اساس روش صحیح و معتبر، مثل روش «تفسیر قرآن به قرآن»، روش «تفسیر روایی»، روش «تفسیر عقلی»، روش «تفسیر علمی» (علوم تجربی قطعی) و روش «تفسیر اشاری صحیح» (باطنی معتبر)، تفسیر صورت گیرد؛ (1) و از آنجا که ترجمه قرآن، خلاصه تفسیر است، لازم است که همین مبنای روش شناختی در آن، مورد توجه قرار گرفته و رعایت شود؛

3. پرهیز از پیشداوری: تفسیر و ترجمه قرآن، باید از پیشداوری های غیر ضروری و غیر صحیح به دور باشد؛ یعنی: مفسر و مترجم، به صورت داوری منصف به محضر قرآن بروند تا حقیقت را دریابند و تا حد امکان خود را از پیش فرض ها و تحمیل نظرات بر قرآن دور سازند؛ چونکه این مطلب، منتهی به تفسیر به رأی می شود. (2)این موضوع، یکی از مبانی روش شناختی ترجمه قرآن است؛ همانطور که از مبانی تفسیری ترجمه محسوب می شود.

ص:202


1- (1) . روش های صحیح تفسیر، براساس منابع صحیح تفسیر شکل می گیرد که در مبحث مبانی تفسیر،بیان شد؛ برای اطلاع بیشتر، نک: درسنامه روش ها و گرایش های تفسیر قرآن، از نگارنده.
2- (2) . در مورد «تفسیر به رأی، ذیل مبحث مبانی تفسیری و در مورد «پیش فرض های ضروری»، ذیل مبحث مبانی کلامی، مطالبی بیان شد».
پژوهش های جدید

1. دلایل فقهی جواز و عدم جواز قرائت ترجمه قرآن در نماز را بررسی کنید.

2. تأثیر مبانی فقهی مترجمان قرآن را در ترجمه آیه «متعه» بررسی کنید.

3. دیدگاه پروفسور «ایزوتسو» در واژگان قرآن و تأثیر آن را در ترجمه آیات قرآن، بررسی کنید.

4. دیدگاه «رشید رضا» را در المنار در مورد ترجمه قرآن، نقد و بررسی کنید.

5 . تأثیر مبانی کلامی مترجمان قرآن را در آیات زیر بررسی کنید:

الف) [ ...یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ... ]؛ (1)

ب) [ لِّیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَم نبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ... ]؛ (2)

ج) آیات ولایت (مائده / 55 و 67 و...)

د) [ ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَآءِ... ] ؛ (بقره، 29 - فصلت، 11)

ه ) [ ...اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ... ] ؛ (و مضامین مشابه: اعراف / 54 - یونس / 3 - رعد / 2 - فرقان / 59 - سجده / 4 - حدید / 4 - طه / 5)

و) [ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفًا... ] ؛ (انفال / 66)

ز) [ وَ جَآءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا ] ؛ (فجر / 22)

ح) [ تَجْرِی بِأَعْیُنِنَا... ] ؛ (قمر / 14)

6 . در مورد نظریه های مختلف در باب «زبان قرآن» و تأثیر آن در ترجمه آیات تحقیق کنید.

7. در مورد تأثیر کم اطلاعی مترجمان از ادبیات، در ترجمه قرآن پژوهش کنید و مثال های متنوعی را در این زمینه ارائه نمایید.

ص:203


1- (1) . فتح، 10
2- (2) . فتح، 2
منابع جهت مطالعه بیشتر

1. خدا و انسان در قرآن، پروفسور ایزوتسو، ترجمه احمد آرام؛

2. تحلیل زبان قرآن و روش شناسی فهم آن، دکتر محمدباقر سعیدی روشن؛

3. تفسیر المنار، ج 9، رشید رضا؛

4. اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار؛

5 . البیان فی تفسیر القرآن، آیةاللّه الخوئی رحمه الله ؛

6 . یادگار نامه فیض الاسلام، جستارهای علمی و پژوهشی در باب ترجمان متون مقدس (مقالات متعدد، از نویسندگان)؛

7. التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، محمد هادی معرفت؛

8 . مناهل العرفان، فی علوم القرآن، ج 2، الزرقانی؛

9. فقه القرآن، محمدفاکر میبدی؛

10. مستمسک العروة الوثقی، السید محسن الحکیم.

ص:204

4- ضوابط و قواعد ترجمه قرآن

اشاره

اهداف آموزشی: 1) شناخت ضوابط موثر در اصل اعتبار ترجمه؛ 2) شناخت ضوابط موثر در استواری و کمال ترجمه.

مفهوم شناسی ضوابط و قواعد ترجمه قرآن

اشاره

مقصود از ضوابط و قواعد ترجمه، قوانین حاکم بر ترجمه است که رعایت آن ها در استواری و کمال ترجمه موثر است و گاهی عدم رعایت برخی از آن ها، باعث اعتباری ترجمه می شود.

آری فن ترجمه، همچون تفسیر، دارای ضوابط و قواعد خاص خویش است که این ضوابط دو گونه اند:

اول: ضوابط موثر در اصل اعتبار ترجمه

مهمترین این ضوابط عبارتند از:

1. ترجمه قرآن توسط مترجمِ دارای شرایط انجام گیرد؛

2. در ترجمه قرآن، از ترجمه و تفسیر به رأی پرهیز شود؛

3. در ترجمه قرآن، مبانی و اصول ترجمه رعایت شود. (1)

ص:205


1- (1) . شرایط مترجم و ترجمه به رأی و مبانی و اصول ترجمه، در مباحث مستقلی مورد بررسی قرار می گیرند.

رعایت نکردن این ضوابط در ترجمه قرآن، آن را غیر معتبر می سازد؛ چرا که اگر مترجم دارای شرایط نباشد، مثلاً: شرایط مفسّر قرآن را نداشته باشد، تفسیر و ترجمه را بدون علم و تخصص انجام خواهد داد و این یکی از مصادیق تفسیر به رأی بوده و حرام و ممنوع است و همین گونه اگر کسی مبانی و اصول ترجمه را رعایت نکند، در اکثر موارد دچار ترجمه به رأی خواهد شد.

البته ممکن است بگوییم: هر چند که همه مترجمان نیکوست که ضوابط فوق را در ترجمه رعایت کنند؛ اما تأثیر خاص این ضوابط، مخصوص ترجمه قرآن است؛ یعنی: ممکن است کسی ترجمه به رأی را در مورد آثار افلاطون انجام دهد و موجب بی اعتبار شدن ترجمه خویش گردد و کاری غیر اخلاقی به شمار آید؛ اما این مطلب حرام شرعی به شمار نیاید، لکن در ترجمه قرآن، ترجمه به رأی، همچون تفسیر به رأی، حرام است، چون نسبت دادن چیزی به خدا و نوعی افترا محسوب می شود.

دوم: ضوابط و قواعد موثر در استواری و کمال ترجمه

اشاره

اکثر این ضوابط و قواعد، مخصوص ترجمه قرآن نیستند بلکه لازم است که در تمام ترجمه ها رعایت شوند، تا ترجمه، استوار، دقیق و با کمال تر شود؛ اما رعایت نکردن این ضوابط، موجب بی اعتباری ترجمه نمی شود، البته این ضوابط و قواعد، به صورت حداقلّی و ناخودآگاه، توسط همه مترجمان رعایت می شوند، لیکن رعایت کامل آن ها لازم است.

برخی از مهمترین این قواعد و ضوابط عبارتند از:

1. سلاست ترجمه (سادگی و روانی)

ترجمه قرآن بر اساس تعریفی که از مخاطب آن می شود شکل می گیرد و سطح علمی آن مشخص می شود و سبک های مختلفی پیدا می کند؛ (1) اما در همه اقسام ترجمه،

ص:206


1- (1) . روش ها و سبک های ترجمه قرآن در مقاله مستقلی مورد بررسی قرار گرفته است.

می توان به دو زبان سخن گفت:

نخست: زبان ثقیل، مشکل و پیچیده، همراه با اصطلاحات فنی و علمی؛

دوم: زبان ساده، روان و سلیس که برای مخاطب سهل الوصول و خوشایند بوده و بتواند در کوتاه ترین زمان، براحتی پیام کلام را درک کند.

روشن است که ترجمه باید علمی، استوار و صحیح باشد؛ ولی این مطالب با رعایت سادگی و روانی و سلاست منافات ندارد.

آیة اللّه مکارم شیرازی در پی نوشت ترجمه خود، بر روان، گویا و در عین حال دقیق و محکم بودن ترجمه پافشاری نموده و یادآور می شود که در ترجمه قرآن از زبان روزمره توده مردم استفاده کرده است. (1)دکتر بی آزار شیرازی نیز «روان بودن» را لازمه هر ترجمه می شمارد؛ (2) برخی نویسندگان هم نوشته اند: «از به کارگیری اصطلاحات علمی و فنی در ترجمه قرآن باید پرهیز کرد؛ زیرا ترجمه برای عموم است»؛

تذکر 1: در مورد تعارض «سلاست» با «دقت» در ترجمه، در «مبانی ادبی ترجمه»، مطالبی بیان شده است.

تذکر 2: به کار بردن اصطلاحات علمی و فنی در ترجمه، برای مخاطبان عام، مناسب نیست؛ اما اگر سبک ترجمه، سبک فنی و علمی باشد، مثلاً: ترجمه برای متخصصین خاص (در آیات پزشکی، کیهان شناسی، فقهی) انجام گیرد، در این موارد، استفاده از اصطلاحات فنی، بدون اشکال، بلکه لازم است؛ (3) البته مناسب است در

ص:207


1- (1) . القرآن الکریم با ترجمه حضرت آیةاللّه العظمی مکارم شیرازی، انتشارات مدرسة الامام علی بن ابیطالب علیه السلام ، پی نوشت، قطع جیبی، 1378 ش.
2- (2) . قرآن ناطق، ج1، ص 299
3- (3) . در این مورد مثال هایی در مبحث سبک ها و روش های ترجمه بیان شد.

ابتدای ترجمه، این مطلب گوشزد شود.

و نیز هیئت علمای «الازهر» در مورد ترجمه قرآن تاکید کردند: «تا آنجا که ممکن است تفسیر (ترجمه تفسیری) خالی از اصطلاحات و مباحث علمی باشد، مگر آنچه را که فهم آیه می طلبد». (1)

2. امانت در ترجمه

ترجمه مطلوب، ترجمه پایبند است؛ یعنی: محتوا و ظرایف لفظی کلام باید به صورت کامل در ترجمه، منعکس شده و کم و زیاد نگردد.

به عبارت دیگر: مترجم بر اساس دیدگاه و تمایلات کلامی، سیاسی و... در ترجمه عمل نکند و ترجمه قرآن را آیینه افکار و سلیقه های شخصی خویش ننماید و به بیان حسن هیکل نویسنده مصری: در هنگام ترجمه، تألیف جدید نکند.

البته گاهی برای فهماندن بهتر معنای کلام، مترجم ناچار می شود که برخی مطالب را به ترجمه بیفزاید که در این موارد آن ها را در داخل پرانتز یا کروشه قرار می دهد تا با متن اصلی مخلوط نشود؛ و نیز برخی مترجمان ممکن است مطالب جزیی (مثل حروف عطف و...) را از زبان مقصد حذف کنند یا معادلی برای آن نیابند که در این موارد، لازم است این مبنا و مطلب را در مقدمه ترجمه اعلام کنند (2) و موارد ترجمه ناشده را فهرست نمایند. (3)یکی دیگر از نمادهای امانت در ترجمه، اعلام منابع و متون مورد استفاده در ترجمه است؛ استفاده از متن ترجمه های دیگر و تجربیات آن ها، امری طبیعی و ضروری است؛ ولی اعلام نکردن آن ها در مقدمه یا انکار آن ها، امری خلاف اخلاق و اصل امانت داری است و گاهی، نوعی سرقت علمی به شمار می آید.

ص:208


1- (1) . مجله الازهر، ش 70، ص 8 - 649 و مناهل العرفان، ج 2، ص 5 - 67
2- (2) . در مورد حذف و اضافه موارد جزیی در مبانی ترجمه قرآن، مطالبی بیان شد.
3- (3) . در مبحث مبانی ترجمه قرآن، لیستی از حروف و کلمات ترجمه ناشده، اولین ترجمه جمعی قرآن را ارائه کردیم.
3. جداسازی متن ترجمه از توضیحات اضافی

یکی از قواعد ترجمه، جداسازی متن از توضیحات به وسیله پرانتز یا علایم مشابه است تا خواننده بتواند بین کلام الاهی و کلام مترجم، تفاوت بگذارد و اشتباه نشود.

در این مورد، ذیل مبحث امانت در ترجمه و نیز مبانی ادبی ترجمه، مطالبی بیان شد.

مثال: [ ...وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ و إِلَّا اللَّهُ وَالرَّ سِخُونَ فِی الْعِلْمِ... ]؛ (1)

فیض الاسلام: «در حالی که (کسی) جز خدا و راسخون، یعنی: استواران وتوانایان در علم و دانش (پیغمبر و ائمه معصومین صلوات اللّه علیهم اجمعین) تاویل و معنای آیات متشابه را نمی دانند».

مثال دیگر: [ ...فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّغُوتِ وَیُؤْمِن م بِاللَّهِ... ]؛ (2)

فیض الاسلام: «پس کسی که به طاغوت، یعنی: بهر معبود و پرستیده شده ای جز خدا، کافر شود و به خدا ایمان آورد».

مثال دیگر: [ هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَّا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَآءِ فَسَوَّل-هُنَّ سَبْعَ سَمَوَ تٍ... ]؛ (3)

بهبودی: «او همان خدایی است که نعمت های زمین را برای مهمانی شما مردم آفرید، سپس به سوی آسمان پرکشید و گازهای آسمانی را در قالب هفت پیکر آسمانی پیراست...».

در این مثال ها لازم بود تا مواردی که مشتمل بر توضیح مترجم است در پرانتز آمده و از متن جدا ذکر می شد.

4. رعایت علایم نگارشی و سجاوندی (ویرایش)

یکی از قواعد ترجمه در عصر حاضر، رعایت علایم نگارشی مثل ویرگول، نقطه، پرانتز، کروشه و...، براساس کاربردهای صحیح هر کدام و یا اعلام موارد کاربرد

ص:209


1- (1) . آل عمران، 7
2- (2) . بقره، 256
3- (3) . بقره، 29

توسط مترجم است.

درج نشدن این علایم موجب لغزش در فهم ترجمه یا ابهام آن می شود، ازاین رو ضرورت ویرایش ترجمه روشن تر می شود.

مثال: [ ...قُلْ قِتَالٌ فِیهِ کَبِیرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ... ]؛ (1)

فولادوند: «بگو: کارزار در آن، گناهی بزرگ و [بازداشتن از] راه خدا».

در این ترجمه، واژه «گناهی» اضافه مترجم است که لازم است داخل پرانتز قرار گیرد؛ ولی قرار نگرفته است و واژه «بازداشتن»، معادل «صدّ» است که در متن آیه است و لازم است بیرون از کروشه باشد.

مثال دیگر: [ ...الَّذِینَ کَفَرُوا سَوَآءٌ عَلَیْهِمْ ءَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَایُؤْمِنُونَ ]؛ (2)

فولادوند: «در حقیقت، کسانی که کفر ورزیدند - چه بیمشان دهی، چه بیمشان ندهی - برایشان یکسان است؛ [آن ها] نخواهند گروید».

در این ترجمه، جمله «چه بیمشان دهی و چه بیمشان ندهی» به عنوان جمله معترضه آمده است، در حالی که جزء اصلی جمله است.

مثال دیگر: [ خَتَمَ اللَّهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَ عَلَی سَمْعِهِمْ وَ عَلَی أَبْصَرِهِمْ غِشَوَةٌ... ]؛ (3)

معزّی: «مهر نهاد خدا بردلهاشان و بر گوش ایشان و بردیدگان ایشان پرده ای».

در این ترجمه، لازم بود که بعد از «بر گوش ایشان» ویرگول آید، سپس جمله «و بر دیدگان ایشان پرده ای» قرار گیرد تا معلوم شود که پرده، مربوط به چشم ها است.

از طرف دیگر، زیاده روی در استفاده از علایم نگارشی نیز، گاهی خسته کننده است و لزومی ندارد:

مثال: [ إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَبِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَوَ تِ وَالأَْرْضَ مِنْهَآ أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ... ]؛ (4)

ص:210


1- (1) . بقره، 217
2- (2) . بقره، 6
3- (3) . بقره، 7
4- (4) . توبه، 36

فولادوند: «در حقیقت، شماره ماه ها نزد خدا، از روزی که آسمانها و زمین را آفریده، در کتاب [علم] خدا، دوازده ماه است، از این [دوازده ماه]، چهارماه، [ماه] حرام است».

در این ترجمه که بخشی از آیه است، علامت «کاما و کاما نقطه» هفت بار تکرار شده است که لزومی ندارد.

5 . اختصار در ترجمه

یکی از تفاوت های ترجمه و تفسیر، مختصر بودن ترجمه و مفصل بودن تفسیر است؛ البته در ترجمه تفسیری (ترجمه آزاد) برخی توضیحات ضروری در پرانتز اضافه می شود؛ اما نباید این مطلب به حد افراط برسد به طوری که ترجمه به اندازه یک تفسیر مفصل شود؛ همانطور که گاهی در ترجمه، مرحوم فیض الاسلام دیده می شود رعایت این قاعده، مرز ترجمه و تفسیر را مشخص و روشن می سازد.

البته در اینجا لازم است به دو نکته توجه شود:

نخست اینکه: مترجم تلاش نماید (به ویژه در روش ترجمه تفسیری آزاد) که دخالت عناصر تفسیری را به حداقل برساند و از توضیحات اضافی بکاهد؛

دوم اینکه: هرگاه اختصار کلام با روان بودن ترجمه در تعارض بود، روان بودن و خوش فهم بودن ترجمه را بر اختصار مقدم دارد و ترجمه را همراه با توضیحات کوتاه داخل پرانتز و... بیاورد.

6 . نظم و همگونی در ترجمه

معادل یابی در ترجمه، کاری لازم، دقیق و طاقت فرساست و همسان سازی معادل های کلمات، کاری دشوارتر است، ولی به هر حال، ضروری است؛ چرا که این همسان سازی، نظم کلمات و آیات و همگونی آن ها را در ترجمه منعکس می سازد و

ص:211

یکی از نقدهایی که معمولاً در مورد ترجمه ها وجود دارد عدم رعایت این قاعده است.

بنابراین در ترکیب ها و جمله ها و کلمات مشابه، لازم است که از قبل، معادل یابی دقیق انجام شود و براساس آن سراسر ترجمه، یکدست انجام شده و یکسان سازی شود.

مثال: واژه «انّ» در فارسی حدود دوازده معادل دارد: «همانا، بدرستی، براستی، در حقیقت، در واقع، بتحقیق، هرآینه، قطعاً، حتماً، بی شک، بی تردید و البته».

مترجم قرآن وظیفه دارد که از قبل، معادل «انّ» را انتخاب کند یا اگر براساس کاربردهای مختلف آن چند معادل انتخاب می کند، اعلام نماید تا نظم همگونی کلمات و آیات در ترجمه منعکس و روشن شود.

برای مثال: انّ +لام تاکید: «قطعاً» (مثل هود / 9 و 10) و لام تاکید: «حتماً» (مثل هود / 118).

برخی نویسندگان با طرح «یکسانی و هماهنگی ترجمه قرآن»، ابعاد آن را اینگونه بر شمرده اند:

الف) یکسانی در ترجمه اسم ها و فعل ها (مثل حکیم، حلیم، غفور...)؛

ب) یکسانی در ترجمه حروف (مثل من بعضیه، کم استفهامی، لام جحود و...)؛

ج) یکسانی در ترجمه تعبیرها و ترکیب های مشابه (مثل متاع الحیوة الدنیا...)؛

د) یکسانی در ترجمه جملات مشابه (مثل ثم استوی علی العرش و...)؛

ه ) یکسانی در ترجمه آیات مشابه (مثل فبای آلاء ربکما تکذبان...)؛

و) یکسانی در ترجمه ساخت های نحوی قرآن (مثل مفعول له، جمله حالیه و...)؛

ز) یکسانی در ترجمه الگوهای بیانی (مثل هل عسیتم - ها انتم هؤلاء...)؛

ح) یکسانی در تقدیرهای مترجم و ویرایش و نثر ترجمه. (1)مثال: [ ...وَ لَاتُخَطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ ] ؛

ص:212


1- (1) . ترجمان وحی، ش 1، مقاله یکسانی و همگونی ترجمه قرآن، مرتضی کریمی نیا، ص 7 - 18.

این آیه، در ترجمه الاهی قمشه ای چند گونه ترجمه شده است؛

«و درباره ستمکاران که البته باید غرق شوند دیگر سخن مگوی»؛ (هود / 37)

«و به شفاعت ستمکاران (حتی فرزند نااهلت) با من سخن مگو (و تقاضایی مکن) که البته آن ها باید همه غرق شوند»؛ (مومنون / 27).

مثال دیگر: [ بالبینات و الزّبر ] ؛ در ترجمه شاه ولی اللّه محدث دهلوی چند گونه ترجمه شده است:

«حجت ها و صحیفه ها» - (آل عمران / 184)؛

«دلایل و کتابها» - (نحل / 44)؛

«نشانه های واضح و نامه های الاهی» - (فاطر / 25).

تذکر: البته در مورد معادل یابی لازم است به وجوه و نظایر و مترادف ها توجه ویژه شود که در مبحث مبانی ترجمه قرآن (بحث مبانی ادبی ترجمه) این مطلب توضیح داده شد.

7. ترجمه، براساس نثر معیار و ادبیات پیشرفته

در ترجمه می توان از سه نوع نثر استفاده کرد: نثر عامیانه، نثر ادیبانه و نثر معیار:

الف) نثر عامیانه، که از سطح نازل ادبی برخوردار است و مناسب کتاب های علمی و معتبر نیست؛

ب) نثر ادیبانه، که زبانی فاخر، شیرین و زیبا دارد و همراه با واژگان و اصطلاحات جدید و گاه نامأنوس برای عموم مردم است.

مثال: [ وَ کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَآ ل ِضِینَ ]؛ (1)

خرمشاهی: «و با ژاژ خایان، ژاژ خایی می کردیم».

واژه «ژاژ خایان» در بین مردم فارسی زبان عصر ما، چندان رایج نیست ازاین رو در

ص:213


1- (1) . مدثر، 45

ترجمه جمعی، از «فرورفتگان (در باطل)» و آیة اللّه مکارم شیرازی از «اهل باطل» و فولادوند از «هرزه درایان» استفاده کرده اند.

ج) نثر معیار، که واژگان آن رسا، استوار و قابل فهم برای عموم مردم است؛ یعنی:

نثری که در کتاب های معتبر و متون علمی (بدون لحاظ اصطلاحات فنی) به کار می رود.

در ترجمه قرآن، نثر قسم سوم مطلوب است تا مخاطب برای فهم آن دچار مشکل نشود و ترجمه گرفتار ابتذال و عوام زدگی نگردد؛ به عبارت دیگر: در ترجمه قرآن نباید از لغات غیر مشهور، مشکل و عامیانه بهره جست؛ البته رعایت این ضابطه و قاعده در سراسر متن ترجمه دشوار است؛ اما لازم است مترجم قرآن، حداکثر تلاش خود را بنماید.

آیة اللّه مکارم شیرازی در مورد نثر مورد استفاده خویش در ترجمه می نویسند:

(این ترجمه) از نوع ترجمه به زبان توده مردم است و به همین دلیل در بسیاری از موارد، الفاظ عربی که آمیخته به زبان فارسی شده و جزیی از آن گردیده و کاملاً مأنوس است به جای واژه های فارسی «سره»ی نامأنوس نشسته است؛ زیرا هدف «لسان قوم» بوده که قرآن بر آن تاکید دارد، نه «لسان ادبای قوم» و مقصود اصلی هم معانی است نه ارائه یک متن ادیبانه». (1)البته، مقصود ایشان از زبان قوم و زبان توده مردم، نثر عامیانه نیست؛ بلکه مقصود ایشان همان «نثر معیار» است؛ ازاین رو در ترجمه نیز، همین راه را پیموده اند.

تذکر: در زبان معیار فارسی، برخی واژگان عربی وجود دارد که در طول اعصار به کار رفته و بومی شده اند و معنای آن نزد مردم واضح بوده و امروزه جزئی از زبان فارسی به شمار می آیند که گاهی معادل یابی برای آن ها دشوار و نامأنوس می شود؛ مثل واژه های «ایمان، زکات، خُمس، مومن، کافر، منافق و...» که هر کدام بار معنایی خاص خود را دارند.

ص:214


1- (1) . القرآن الکریم، با ترجمه آیةاللّه مکارم شیرازی، پی نوشت، صفحه دوم، قطع جیبی، 1378 ش.

اما گاهی برخی واژه های عربی در زبان فارسی به کار می رود که معنای آن نزد مردم واضح نیست و نیاز به ترجمه دارد؛ مثل واژه «تقوا» که مفهوم اجمالی آن را مردم متوجه می شوند؛ اما مفسران و مترجمان نیز در مورد معنای آن اختلاف نظر دارند؛ ازاین رو، به معنای «پرهیز»، «ترس»، «خودنگهداری» و... آورده اند؛ پس لازم است که مترجم موضع خود و معنای کلمه را روشن سازد و معادل فارسی مأنوس آن را به کار ببرد. (1)مثال: [ ...هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ ]؛ (2)

دهلوی: «رهنماست پرهیزکاران را»؛

خواجوی: «راهنمای تقوی پیشگانست»؛

فارسی: «هدایت است برای پرهیزکاران»؛

مکارم: «مایه هدایت پرهیزکاران است»؛

جمعی: «راهنمای پارسایانِ (خودنگهدار) است».

8 . توجه دقیق به دلالت های آیه

یکی از نویسندگان در این مورد می نویسد: «باید با دقت تمام، محتوای هر آیه، با دلالت های لفظی آن، چه اصلی و چه تبعی، مورد عنایت قرار گیرد». (3)مثال: در همان آیه: [ ...نَخُوضُ مَعَ الْخَآ ل ِضِینَ ]؛ (4) معنای اصلی آن «فرو رفتن با فروروندگان» است؛ اما با توجه به سیاق آیات و تفسیر آن ها که در مورد دوزخیان وعوامل دوزخی شدن است، روشن می شود که معنای «فرو رفتن در باطل» است؛ ازاین رو، بر مترجم لازم است که به این مطلب توجه کند و به نوعی در کروشه و یا پرانتز به «باطل» اشاره کند.

ص:215


1- (1) . در مورد واژه «تقوی» در بند 9 (انتخاب نزدیک ترین معادل در زبان مقصد) توضیح خواهیم داد.
2- (2) . بقره، 2
3- (3) . اصول و مبانی ترجمه، علی نجار، ص 32
4- (4) . مدثر، 45

مثال دیگر: [ ...حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ... ]؛ (1)

بهبودی: «تا آن لحظه که نخ سفید در اثر روشنایی نور فجر از نخ سیاه ممتاز شود».

در این ترجمه، مترجم گمان کرده است که «خیط» به معنای حقیقی خود یعنی «نخ» است در حالی که معنای کنایی آن مقصود است؛ یعنی: رشته سفید بامداد از رشته سیاه (شب) بر شما نمودار گردد.

9. انتخاب نزدیکترین معادل در زبان مقصد

برخی از صاحبنظران در این مورد می نویسند: «باید با انتخاب نزدیک ترین معانی و مناسب ترین قالب در زبان مقصد، معنا و مفهوم کامل آیه در متن ترجمه شده ظاهر شود». (2)مثال: در مورد [ خائضین ]؛ (3) ملاحظه شد که برخی آن را به «ژاژخایان»، «اهل باطل»، «هرزه دران» و «فرو روندگان (در باطل)» ترجمه کرده بودند.

و نیز «تقوا» را برخی به معنای «پرهیز»، «تقوا»، «پارسایی» و «خودنگهداری» ترجمه نمودند که لازم است با توجه به عرف زبان مقصد و فهم مخاطبان در هر زمان؛ نزدیکترین و دقیق ترین معادل، انتخاب شود که در مورد فوق به نظر می رسد معنای اخیر اینگونه است؛ چرا که واژه «تقوا» در اصل از ریشه «وقی» به معنای «حفظ خویش از زیان» است (4) و این معنا با خودنگهداری و پارسایی سازگارتر است تا پرهیزکاری؛ چرا که تقوا به معنای گوشه نشینی و کناره گیری نیست، بلکه به معنای ماندن میان اجتماع و حفظ خویش است.

و نیز در مورد واژه «مالک» در آیه [ مَلِکِ یَوْمِ الدِّینِ ]؛ (5) در ترجمه سراج معادل

ص:216


1- (1) . بقره، 187
2- (2) . تاریخ قرآن، محمد هادی معرفت، ص 199 چاپ چهارم 1381 ش
3- (3) . مدثر، 45
4- (4) . نک: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده «وقی»
5- (5) . حمد، 4

فارسی «صاحب اختیار» آمده و در ترجمه محدث دهلوی معادل «خداوند» آورده شده است. در حالی که خود واژه «مالک» در فارسی امروز رساترین معادل «مالک» در زبان عربی است و کاملاً در فارسی بومی شده است.

10. انتقال بار عاطفی جملات و سبک بیان برای تأثیرگذاری

هر جمله یا گروهی از جملات، بار عاطفی خاص خویش را دارند، گاهی متن، یک واقعه جنگی و حماسی را حکایت می کند و گاهی یک مبحث اخلاقی را بیان می کند و گاهی یک صحنه دلخراش را به تصویر می کشد و... که هر کدام سبک و بار عاطفی و شیوه بیان خاصی در زبان مبدأ دارد که مترجم می تواند با هنرنمایی خاصی آن ها را به زبان دوم منتقل کند؛ این بار عاطفی جمله، نه تنها موجب تأثیرگذاری بیشتر متن در مخاطب می شود، بلکه گاهی موجب فهم بهتر متن نیز می شود، انتقال بار عاطفی جملات، گاهی در سبک بیان و گاهی در انتقال فضای عاطفی و احساسی و گاهی به وسیله علایم نگارشی تعجب و سؤال و مانند آن تحقق می یابد.

برخی نویسندگان در مورد ترجمه نوشته اند که: «مترجم باید متن مورد نظر را به گونه ای ترجمه کند که تأثیر متن ترجمه شده کم و بیش همانند تأثیری باشد که متن اصلی آن درخواننده خود ایجاد کرده است»؛ (1) و از برخی دیگر حکایت شده که باید در متن ترجمه شده پنج خصوصیت وجود داشته باشد تا بتواند تأثیر مشابه ای بر جا گذارد:

الف) محتوای متن مبدأ، به صورت کامل به زبان مقصد انتقال یابد؛

ب) شیوه بیان، حتی الامکان در ترجمه حفظ شود؛

ج) نوع و سبک متن مبدأ و ویژگی های آن در ترجمه حفظ شود؛

ص:217


1- (1) . بررسی ترجمه های قرآن کریم، سهراب مروتی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران،ص 18.

د) روانی کلام؛ یعنی: ترجمه، زبانی ساده، روشن و طبیعی داشته باشد و فاقد جملات و تعبیراتی باشد که با معیارهای زبان مقصد نامأنوس هستند؛

ه ) انتقال روح متن مبدأ، متن در مَثَل، همچون جنگل است؛ درختان نباید مانع از آن شوند که مترجم جنگل را نبیند، مترجم باید روح اثر را درک نماید... و هم پیام و هم منظور نویسنده را انتقال دهد. (1)آیة اللّه معرفت در مورد ترجمه معتقد است که ترجمه باید تمام ابعاد معنای کلام و دقایق آن را بیان کند و می نویسند:

یجب فی الترجمة ان تکون وافیة بتمام ابعاد المعنی المراد من الاصل، حتی فی نکاته و دقائقه الکلامیة ذات الصلة باصل المراد، کنایةً او تعریضاً او تحزّناً او تحسّراً او تعجیزاً، و نحو ذلک من انحاء الکلام المختلف فی الایفاء و البیان، و المختلف فی الاسلوب و النظم و غیر ذلک مما هو معروف. (2)مثال: [ إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ أ وَ إِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ أ وَ إِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ أ وَ إِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ أ وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ أ وَ إِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ أ وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ ]؛ (3)

فولادوند: «آنگاه که خورشید به هم در پیچد، و آنگه که ستارگان همی تیره شوند، و آنگاه که کوه ها به رفتار آیند، وقتی شتران ماده وانهاده شوند، و آنگه که وحوش را همی گرد آرند، دریاها آنگه که جوشان گردند، و آنگاه که جان ها به هم درپیوندند».

تذکر: در این ترجمه، مترجم تلاش کرده تا وزن و قافیه همه آیات همسان باشد همانطور که متن آیات سوره تکویر اینگونه است.

مثال دیگر: [ ذُقْ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْکَرِیمُ ]؛ (4) است که بار عاطفی سرزنش دوزخیان را دارد؛ ولی در ظاهر (بدون لحاظ سیاق آیات قبل) مدح مخاطب است؛ مترجم لازم

ص:218


1- (1) . فصلنامه مترجم، سال اول، ش 1، ص 17 - 18 به نقل از آقای فان دونگ نیگ ( nohZ naF gniqy ).
2- (2) . التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج، ص 116
3- (3) . تکویر، 1-7
4- (4) . دخان، 49

است در این گونه موارد به نوعی بار عاطفی جمله را در ترجمه منعکس سازد و بیان کند که این جمله کنایه آمیز است. (1)بررسی: انتقال سبک بیان و بار عاطفی جملات، نه تنها برای تأثیرگذاری، که برای فهم مطلب نیز موثر است؛ ولی توجه به دو نکته لازم است، نخست آنکه: در برخی موارد نمی توان تمام بار عاطفی و سبک بیان را به زبان مقصد منتقل کرد، پس این مطلب امری نسبی است.

ودوم آنکه: این قاعده ترجمه در حقیقت به مبحث یکی از سبک های ترجمه باز می گردد که در جای خود بیان شد و نیز به شرایط مترجم (یعنی: هنرمندی و هنرنمایی مترجم) باز می گردد که به عنوان شرط کمال، بیان گردید.

11. توجه به پیوستگی و ارتباط بخش های مختلف متن
اشاره

بخش های مختلف هر متن، دارای قرینه هایی برای فهم آن متن است، گاهی یک قسمت موجب تخصیص و یا تقیید قسمت دیگر می شود و یا ارتباط یک بخش با بخش قبل، نکته ای لطیف را در بردارد.

در قرآن کریم نیز، همین گونه است، و از همین جاست که بحث روش تفسیر قرآن به قرآن و شیوه تفسیر موضوعی آیات قرآن مورد توجه مفسران متأخر قرار گرفته است. (2)برخی صاحبنظران بر این مطلب تاکید کرده و توجه به سایر آیات الاهی را از مبانی و شرایط مفسّر دانسته اند (3) و در این راستا «لزوم انتقال از ترجمه و تفسیر

ص:219


1- (1) . در شرایط مترجم، ذیل بند دهم (آگاهی از بار عاطفی واژها و جمله ها) ترجمه های این آیه را می آوریم و بررسی می کنیم.
2- (2) . نک: مقدمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی؛ تفسیر موضوعی پیام قرآن، آیةاللّه مکارم شیرازی؛ و منشور جاوید، آیةاللّه سبحانی و تفسیر موضوعی قرآن مجید، آیة اللّه جوادی آملی و... .
3- (3) . قرآن ناطق، ج 1، ص 329

گسسته به ترجمه و تفسیر پیوسته» را مطرح کرده اند و بر ترجمه تفسیر طبری، اشکال می کند که چرا ترجمه آیات را به صورت گسسته آورده است؛ مثل جمله هایی که ربطی به همدیگر ندارد (1) و نیز ظهور اشاعره و اخباری ها را از عوامل گسسته شدن ترجمه و تفسیرهای قرآن برمی شمارد. (2)دکتر محمد عبداللّه دراز نیز، قرآن را به تابلوی نقاشی نفیسی تشبیه می کند که «اگر نظرمان را به جزء کوچکی از آن محدود کنیم، جز رنگ های متنوع در کنار هم نمی یابیم، بلکه باید به عقب برگردیم تا میدان دیدمان وسیع شود و این تابلوی زیبا و بدیع را یکجا و یکپارچه ببینیم». (3)و آیة اللّه خوئی رحمه الله پیوستگی آیات را به مرواریدهایی تشبیه می کند که به رشته نظم درآمده است. (4)و از نظر امام خمینی رحمه الله حتی «بسم اللّه» هر سوره بر حسب مسلک اهل معرفت، متعلق به خود آن سوره است.... و به حسب هر سوره ای که متعلق بسم اللّه در لفظ و مظهر آن در معنا است، معنای بسم اللّه مختلف می شود». (5)علامه طباطبائی رحمه الله نیز در مورد پیوستگی آیات بر آن است که: «باید تمامی آیات متناسب با آن (آیه) را مورد توجه قرار داد و در آن به تحقیق و اجتهاد پرداخت». (6)و فخر رازی نیز، معتقد است که «اکثر لطایف قرآن در ترتیب و روابط آیات نهفته است». (7)و شهید صدر نیز معتقد است که «باید تفسیر از بریده و گسسته به حالت پیوسته

ص:220


1- (1) . همان، ص 377
2- (2) . همان، ص 380
3- (3) . مدخل الی القرآن الکریم، عرض تاریخی و تحلیلی مقارن، ص 120
4- (4) . البیان فی تفسیر القرآن، ص 2 - 93
5- (5) . چهل حدیث، ص 547
6- (6) . المیزان، ج 3، ص 76
7- (7) . تفسیر کبیر فخر رازی، به نقل از البرهان فی علوم القرآن، الزرکشی، ج 1، ص 2 - 53

تحوّل یابد» و روش تفسیر موضوعی را موجب شکوفا شدن تفسیر می داند و تفسیر بریده و تجزیه ای را موجب رکود اندیشه اسلامی در زمینه قرآنی می داند (برخلاف علم فقه که روش موضوعی موجب بالندگی آن شده است). (1)

بررسی

توجه به پیوستگی و ارتباط بخش های مختلف هر متن، برای فهم و تفسیر و ترجمه آن لازم است و عدم توجه به این مطلب، گاهی موجب لغزش می شود.

این مطلب در ترجمه و تفسیر قرآن نیز، لازم است؛ چرا که ترجمه، خلاصه تفسیر است و مترجم برای فهم آیات و تفسیر و ترجمه آن لازم است که به آیات مشابه و مخالف و قراین موجود در آیات و سوره های دیگر توجه کند؛ ازاین رو، در مبانی تفسیر به عنوان «استفاده از روش صحیح تفسیر» (در بخش تفسیر قرآن به قرآن) و نیز در مبانی روش شناختی ترجمه مورد توجه قرار می گیرد که ما در همان بخش ها مطالبی بیان کردیم.

12. ترجمه نکردن آیات متشابه و حروف مقطّعه

آیة اللّه معرفت یکی از شرایط ترجمه را ترجمه نکردن آیات متشابه و حروف مقطّعه می دانند و می نویسند:

«باید حروف مقطعه در اوایل سور، بدون ترجمه و کلمات متشابه، مانند «برهان» در آیه، 28 یوسف «دابّه» در آیه / 28 نمل و «اعراف» در آیه 46، اعراف، به همان حالت ابهام ترجمه شوند و از شرح و تبیین آن ها خودداری شود». (2)یکی از نویسندگان در این مورد می نویسد: «باید حروف مقطّعه در اوایل سور، بدون

ص:221


1- (1) . التفسیر الموضوعی و التفسیر التجزئی فی القرآن الکریم، ص 8 - 24
2- (2) . تاریخ قرآن، محمد هادی معرفت، ص 200

ترجمه و توضیح به همان حالت ابهام ترجمه شود». (1)ازاین رو می بینیم که در ترجمه: «خواجوی، فارسی، مجتبوی، پورجوادی، مصباح زاده، سراج، دهلوی، یاسری، آیتی، فولادوند، شعرانی و خرمشاهی»، حروف «الم» در اول سوره «بقره» ترجمه نشده اند.

در مورد حروف مقطعّه قرآن، بیش از ده دیدگاه وجود دارد که برخی آن را حروف اسرارآمیز و برخی از متشابهات می دانند و برخی نیز، حروف ساده معمولی می انگارند که در راستای هماوردطلبی قرآن در اعجاز آورده شده است. (2)به هر حال، این حروف، چه اسرارآمیز باشند یا حروفی معمولی به همان صورتِ حرفی در ترجمه منعکس می شود؛ اما دلیلی بر ترجمه نکردن کلمات متشابه قرآن نداریم؛ یعنی: اگر مترجم بتواند براساس تفسیر آیه به معنای نزدیک آن، یا معادل متشابهی در فارسی دست یابد و آن را با توضیح مختصری در پرانتز روشن تر سازد، مانعی از ترجمه نیست؛ چون وی معنای نسبی را ترجمه می کند؛ اما اگر نتواند چنین معادلی بیابد، حق با استاد معرفت خواهد بود.

13. چاپ متن عربی قرآن، در کنار متن ترجمه
اشاره

آیة اللّه معرفت دراین باره می نویسند:

لازم است متن ترجمه شده قرآن، کنار متن عربی قرار بگیرد تا مراجعه کننده در صورت مواجه شدن با اشکال، بدان مراجعه کند و این توهم پیش نیاید که ترجمه می تواند جای قرآن را بگیرد. (3)برخی نویسندگان، یکی از شرایط و ضوابط ترجمه قرآن را اینگونه نوشته اند:

ص:222


1- (1) . اصول و مبانی ترجمه، علی نجار، ص 33
2- (2) . نک: المیزان، نمونه، مجمع البیان و تفاسیر دیگر، ذیل آیه اول سوره بقره و آیه اول سوره آل عمران.
3- (3) . تاریخ قرآن، ص 200

«لازم است متن ترجمه شده قرآن، کنار متن عربی قرار گیرد تا مراجعه کننده در صورت مواجه شدن با اشکال، بدان مراجعه کنند و این توهم پیش نیاید که ترجمه می تواند جای قرآن را بگیرد». (1)

بررسی

روش مزبور شیوه ای است که اکثر مترجمان قرآن در طول تاریخ پیموده اند و همانطور که نویسنده مذکور بیان نمود: وجود متن قرآن در کنار ترجمه مفید است و موجب برکت و تقدس کتاب و نشر قرآن نیز می شود؛ اما شرط لازم در ترجمه قرآن نیست؛ چرا که ممکن است ترجمه قرآن، بدون متن اصلی، برای افرادی که عربی نمی دانند چاپ شود و این ترجمه، کم حجم تر و سبک تر خواهد بود؛ البته در این موارد می توان واژه «ترجمه قرآن» را بر روی جلد و در شناسنامه نوشت که توهم جایگزینی پیش نیاید.

لازم به یادآوری است که در ترجمه متون مقدس دینی در سطح دنیا امروزه از روش نشر ترجمه بدون متن زیاد استفاده می شود.

14. توضیحات لازم در پاورقی ترجمه
اشاره

برخی از نویسندگان، یکی از ضوابط ترجمه را این گونه برشمرده اند: «علاوه بر دقت و رسایی در ترجمه، باید مشکل وجود آیات متشابه، منسوخ و غیره در آن مرتفع گردد، بدین منظور باید در موارد فوق با اشاره ای در پاورقی، ضمن بیان خصوصیات آیات فوق، مخاطبین را به آیات توضیحگر هدایت نمود تا خطر کج فهمی در اینگونه از آیات، مرتفع گردد». (2)

ص:223


1- (1) . اصول و مبانی ترجمه، علی نجار، ص 33
2- (2) . تدبّر در قرآن، دکتر ولی اللّه نقی پور، ص 324

«هیئت علمای الازهر» نیز، اعلام کرده اند که: مترجم باید «عرضه کننده نظریات علمی و تجربی، مانند تفسیر علمی رعد و برق و یا نظریه ستاره شناسان در تفسیر آیات مربوط نباشد؛ بلکه آیه را به آنچه لفظ عربی بر آن دلالت دارد تفسیر (ترجمه تفسیری) نماید و موضع عبرت و هدایت در آن آشکار گردد؛ اگر نیاز به توسعه در تحقیق پاره ای از مسائل بود، هیأتِ مذکور آن را در حاشیه تفسیر قرار دهد». (1)

بررسی

اصل این مطلب صحیح است که مترجم، همچون مفسر، وظیفه دارد که آیات متشابه را به محکمات قرآن ارجاع دهد تا معنای آن ها روشن شود و از انحرافات احتمالی عقیدتی جلوگیری شود؛ و برای مثال: [ ...یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ... ] (2) را با توجه به آیه [ ...لَیْسَ کَمِثْلِهِ ی شَیْءٌ... ] (3) ترجمه کند: «دست (قدرت) خدا بالای دست های آن هاست».

به عبارت دیگر: این ضابطه، نتیجه روش تفسیر «قرآن به قرآن» و همبستگی آیات است که در مبانی تفسیری ترجمه قرآن متذکر شدیم.

همچنین لازم است که مترجم به «برهان های عقلی» و «علوم تجربی قطعی» در ترجمه، توجه کند و در موارد لزوم، از این قراین برای تفسیر و ترجمه آیات استفاده نماید که این مطلب نیز، به مبانی تفسیر باز می گردد.

البته برای انجام این منظور، راه های مختلفی وجود دارد از جمله:

الف) بیان توضیحات در پاورقیها، همانطور که نویسنده فوق الذکر فرمود و همچنین استاد مجتبوی در ترجمه خویش از همین شیوه، بسیار استفاده نموده است؛

ب) بیان توضیحات در پرانتز و کروشه های داخل متن، همانطور که در مثال بالا

ص:224


1- (1) . مجلة الازهر، ش 70، ص 648 - 649 و مناهل العرفان، ج 2، ص 67 - 65
2- (2) . فتح، 10
3- (3) . شوری، 11

ذکر گردید.

تذکر: همانطور که در مبانی ترجمه ومبحث سوم (جداسازی توضیحات از متن ترجمه) یادآوری شد، مترجم لازم است تلاش کند تا تأثیر مباحث کلامی و تفسیری و غیره را در ترجمه به حداقل برساند و نیز از خلط ترجمه با تفسیر و توضیحات جلوگیری کند.

ص:225

پژوهش های جدید

1. یکی از ترجمه های قرآن را انتخاب نموده و بررسی نمایید که تا چه اندازه ضوابط و قواعد ترجمه را رعایت کرده است.

2. نظم و همگونی آیات مشابه و مکرر قرآن را در ترجمه های مشهور بررسی و مقایسه کنید.

3. نزدیک ترین معادل های واژگان «مومن»، «کافر»، «شیطان»، را یافته سپس در ترجمه های مشهور بررسی کنید.

4. در مورد بار عاطفی واژگان قرآن یک تحقیق میدانی انجام داده و تأثیر آن ها را در ترجمه ها بررسی کنید.

منابع جهت مطالعه بیشتر

1. تاریخ قرآن، آیةاللّه معرفت؛

2. بررسی ترجمه های قرآن کریم، سهراب مروتی، پایان نامه کارشناسی ارشد؛

3. فصلنامه مترجم، شماره نخست؛

4. قرآن ناطق، جلد اول، دکتر بی آزار شیرازی؛

5 . مناهل العرفان، المجلد الثانی، الزرقانی.

ص:226

5- شرایط مترجم و تأثیر آن ها در ترجمه قرآن

اشاره

اهداف آموزشی: 1) شناخت شرایط عام مترجم (شرایط لازم و کمال)؛ 2) شناخت شرایط خاص مترجم قرآن؛ 3) آشنایی با تأثیرات دانش های مترجم در ترجمه قرآن.

پیشینه

موضوع «شرایط مترجم قرآن» از موضوعاتی است که مورد بررسی دقیق قرار نگرفته و در کتاب ها و مقالات، به صورت جزئی و پراکنده بدان اشاره شده است.

از میان کسانی که به شرایط مترجم اشاره کرده اند می توان آثار پژوهشگران زیر را برشمرد:

آیةاللّه معرفت در کتاب «تاریخ قرآن»؛ «التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب» و در «البیان فی تفسیر القرآن»؛ آقای علی نجار در «اصول و مبانی ترجمه قرآن»؛ دکتر جواد سلماسی زاده در «تاریخ ترجمه قرآن در جهان»؛ آیةاللّه مشکینی در «موخره (سخن مترجم) ترجمه قرآن»؛ «مجله مترجم»، ش 10، در مقالات متعدد؛ یوجین نایدا در مقاله «درباره ترجمه»؛ آقای امیر مسعود صفری در «آسیب شناسی ترجمه فارسی قرآن کریم»، آقای محمد عبدالغنی حسن در «فن ترجمه در ادبیات عرب»؛ زرقانی در «مناهل العرفان»، ج 2؛ بهاءالدین خرمشاهی در «پیوست های ترجمه قرآن (رحلی)» و دکتر بی آزار شیرازی در «قرآن ناطق».

ص:227

قاعده عقلایی آن است که هر کس می خواهد کاری انجام دهد، ضروری است آمادگی ها و شرایط لازم برای انجام آن کار را داشته باشد؛ مترجم قرآن نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ اما مترجم قرآن، دارای دوجنبه است جنبه مترجم بودن و جنبه ترجمه کردن قرآن، که هر کدام، دارای مقدمات، لوازم و شرایط ویژه است؛ یعنی:

مترجم قرآن، لازم است «شرایط عام مترجم» را دارا باشد، همانطور که ضروری است «شرایط ویژه خاص ترجمه قرآن» را نیز دارا باشد:

نخست: شرایط عام مترجم

اشاره

این شرایط به دو قسم تقسیم می شوند:

الف) شرایط لازم برای هر مترجم:

اشاره

این شرایط در تحقق اصل ترجمه دخالت دارند و نبود آن ها به اصل ترجمه ضربه می زند.

1. آگاهی از زبان مبدأ و مقصد

صاحبنظران و مولفان ترجمه، بر این شرط پافشاری کرده اند (1) از جمله آیة اللّه خوئی؛ در مورد شرایط مترجم می نویسند:

باید در ترجمه، تسلّط و احاطه کامل به لغتی باشد که قرآن از آن به زبان دیگر منتقل می شود؛ بنابر این، در ترجمه قرآن، فهمیدن قرآن شرط است. (2)البته مقصود از آگاهی و تسلط در اینجا، تسلط بر زبان و قواعد آن به صورت مطلوب و نسبی است، نه تخصص ادیبانه؛ به تعبیر «یوجین نایدا» کارشناس کتاب مقدس:

«مترجم نه تنها باید محتوای آشکار پیام را بفهمد، بلکه دقایق معانی را نیز باید درک کند». (3)

ص:228


1- (1) . تاریخ ترجمه قرآن در جهان، دکتر جواد سلماسی زاده، ص 12 و اصول و مبانی ترجمه قرآن،علی نجار، ص 31.
2- (2) . البیان فی تفسیر القرآن، ص 6 - 505
3- (3) . نقش مترجم، ترجمه سعید باستانی، برگزیده مقالات نشر دانش، ص 30

ازاین رو برخی صاحب نظران از این شرط این گونه تعبیر کرده اند: «تسلّط به زبان و ادبیات سرزمین مادری و ظرایف و ریزه کاری های آن». (1)و در مورد ترجمه قرآن، آگاهی از ادبیات عرب: صرف، نحو، معانی و بیان لازم است، همانطور که تسلّط نسبی بر ادبیات زبانِ مقصد، مثلاً: زبان فارسی، برای مترجم فارسی زبان - لازم است.

2. آگاهی از موضوع ترجمه

برای ترجمه هر متن، شناخت موضوع و ابعاد آن واطلاع از مسائل آن ضروری است و گرنه، مترجم در ترجمه اصطلاحات و مسائل آن با مشکل جدّی روبرو می شود؛ این شرط مورد تاکید برخی از صاحب نظران و مترجمان بنام و مؤلفان است؛ (2) در ترجمه قرآن نیز، شناخت قرآن و محتوای آن و هدف هدایتگرانه آن به طور نسبی لازم است.

3. نداشتن پیش داوری در ترجمه

هر مترجم، دارای بینش های خاص مذهبی، کلامی، فقهی و تفسیری است ازاین رو در قید پیش فرض های ذهنی خود است و از منظر خاص خویش به متنِ موردِ ترجمه، می نگرد، البته این پیش فرض ها دو دسته هستند:

نخست) پیشفرض های ضروری هر متن، که لازم است در ترجمه آن مورد توجه قرار گیرد. از این پیش فرض ها با عنوان «مبانی ترجمه» یاد می شود که ما آن ها را در

ص:229


1- (1) . دکتر بهرام طوسی، مقاله «آیا می توان فن ترجمه را آموزش داد؟»، مجموعه مقالات کنفرانس بررسی مسائل ترجمه، ص 170.
2- (2) . اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار، ص 32 و کیهان فرهنگی، مرداد 63، ص 16، احمد آرام.

مبحث مبانی ترجمه قرآن بیان کردیم؛

دوم: پیشفرض های غیر ضروری، مثل پیشفرض های فلسفی، سیاسی، اجتماعی و دیدگاه های شخصی که هر مترجم دارد؛ اما دخالت آن ها در متن نه تنها مفید نیست، بلکه گاهی زیان آور و رهزن است.

برای مثال: کسی که طرفدار مکتب جبر انسان است، اگر این دیدگاه خود را در ترجمه قرآن اعمال کند و یا کسی که طرفدار اختیار و آزادی مطلق انسان است؛ اگر دیدگاه خود را در ترجمه اعمال کند، موجب می شود که برخی آیات از ترجمه واقعی خود دور شوند و ترجمه برای خواننده رهزن شود.

البته جلوگیری از رسوخ پیشفرض ها و دیدگاه های مترجم در ترجمه بسیار مشکل است، بلکه جلوگیری کامل از آن ها محال عادی می نماید؛ ولی مترجم می تواند با دقت بیشتر، تأثیر این عناصر را در ترجمه به حداقل برساند.

آیة اللّه معرفت - مفسّر گرانقدر قرآن - در این مورد می نویسند:

مترجم باید خود را از هر گونه خواسته های درونی که ساخته محیط یا باورهای تقلیدی اوست، آزاد ساخته، صرفاً درصدد فهم مفاد آیات بدون هر گونه آرایه باشد. (1)

ب) شرایط کمال مترجم

اشاره

شرایط مزبور، اموری هستند که واحد بودن آن ها برای مترجم لازم است؛ ولی به صورت طبیعی، حداقل آن، در هر مترجم وجود دارد؛ اما وجود حداکثری آن ها، موجب کمال ترجمه می شود و بر ارزش ترجمه می افزاید.

1. روشمندی در ترجمه

در این مورد، یوجین نایدا کارشناس کتاب مقدس، تاکید می کند و می گوید: «مترجم نه

ص:230


1- (1) . تاریخ قرآن، محمد هادی معرفت، ص 200

تنها باید محتوای آشکار پیام را بفهمد، بلکه... ظرایفی را که از حیث سبک (رنگ و بوی) پیام را تعیین کرده است تشخیص دهد». (1)ترجمه با روش ها و سبک های مختلف انجام می گیرد، برای مثال: ترجمه قرآن با روش تحت اللفظی، هسته به هسته، آزاد تفسیری می تواند انجام شود و نیز سبک های مختلفی در ترجمه وجود دارد؛ مترجم لازم است قبل از شروع ترجمه، روش ها و سبک ها را بشناسد و روش و سبک خود را مشخص سازد و در آن مسیر حرکت کند و گرنه، ترجمه او، ناهمگون و مضطرب می شود و گرفتار لغزش های روش شناختی می گردد.

2. توانایی نویسندگی

هر مترجم، لازم است از هنر نویسندگی برخوردار باشد؛ یعنی: مترجم باید مطالب متن را به زبان مبدأ درک کرده سپس آن ها را به لباس زبان مقصد درآورده و با قلمی مناسب نگارش کند و به خواننده عرضه دارد؛ ازاین رو، لازم است مترجم، نویسنده بوده و قلمی شیوا و روان داشته باشد و گرنه نمی تواند مقصود و پیام متن را به زبان دوم، بخوبی منتقل کند.

3. تمرین و ممارست

ترجمه، علاوه بر موارد مزبور که ذکر آن گذشت، یک فن نیز به شمار می رود، ازاین رو نیاز به تمرین عملی دارد؛ یعنی: آموختن روش ها و قواعد نظری ترجمه کافی نیست؛ بلکه لازم است که مترجم، در عمل آزموده شود؛ بارها بنویسد و لغزش های خود را ببیند و اصلاح کند و دوباره بنویسد تا متنی درخور، خلق کند و مترجمی توانا شود.

ترجمه، همچون رانندگی است که علاوه بر دانستن مقررات و اطلاعات فنی اتومبیل، نیازمند تمرین زیادی است.

ص:231


1- (1) . نقش مترجم، ترجمه سعید باستانی، برگزیده مقالات نشر دانش، ص 30.

آیةاللّه مشکینی نیز، در پایان ترجمه خویش در شرایط مترجم، به نوعی همین مطلب را یاد آور شده اند که: «از لوازم موفقیت مترجم، تأمل در ترجمه های انجام شده توسط دیگر مترجمان محترم است... و باید از تجربه های آنان استفاده کرد». (1)

4. اعمال ذوق و سلیقه (هنرمندی در ترجمه)

(2)

ترجمه، علاوه بر آنکه دانش و فن است، یک هنر نیز محسوب می شود ازاین رو، نیازمند اعمال ذوق و سلیقه است؛ مترجم، هنرمندی است که با نوآوری و زیبا سازی ترجمه، اثری هنری می آفریند؛ به عبارت دیگر: ترجمه، علاوه بر دقت و صحت، لازم است زیبا و خوش خوان باشد تا درخور توجه قرار گیرد.

البته برخی درمورد این شرط مبالغه کرده و نوشته اند: «مترجم چیره دست باید به اندازه نویسنده ای که اثرش را برای ترجمه برگزیده است ذوق داشته باشد، و یا دست کم ذوقش از نوع ذوق نویسنده اصلی باشد». (3)

5 . آگاهی از بار عاطفی واژه ها و جمله ها

یوجین نایدا، در مورد شرایط مترجم می گوید:

مترجم نه تنها باید محتوای آشکار پیام را بفهمد، بلکه دقایق معانی را نیز باید درک کند، بار عاطفی واژه ها را دریابد. (4)مثال: اگر جمله «او را بکشید» در حالت جنگ و درگیری گفته شود بار عاطفی خاص خود را دارد و دلالت بر قتل می کند و اگر همان جمله، در فضای اخلاقی گفته شود، بار عاطفی دیگری دارد و دلالت بر تزکیه نفس می کند؛ البته این مطلب، معمولاً از سیاق

ص:232


1- (1) . ترجمه آیةاللّه مشکینی، موخره (سخن مترجم)، ص 613
2- (2) . در تکمیل این بخش از مجله مترجم، ش 10، صفحه های 45، 56، 202 و 197 استفاده شد.
3- (3) . درباره ترجمه، مقاله یوجین نایدا، ص 24 (ایشان از آقای نابوک vokobaN حکایت می کند).
4- (4) . نقش مترجم، ترجمه سعید باستانی، برگزیده مقالات نشر دانش، ص 30

جملات بدست می آید.

مثال دیگر: [ ذُقْ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْکَرِیمُ ]؛ (1)

فولادوند: «بچش که تو همان ارجمند بزرگواری!»؛

مکارم: «(به او گفته می شود:) بچش که (به پندار خود) بسیار قدرتمند و محترم بودی!»؛

جمعی: «(به کنایه به او گویند:) بچش که تنها تو شکست ناپذیر [و] ارجمندی!»

از آنجا که آیه فوق بعد از آیات مربوط به عذاب دوزخیان است، از سیاق آن استفاده می شود که بار عاطفی جمله، معطوف به سرزنش دوزخیان است که ترجمه جمعی و آیة اللّه مکارم شیرازی به این نکته توجه کرده و آن را منعکس نموده اند.

مثال دیگر: [ ...وَ مَا یَشْعُرُونَ ]؛ (2) [ ...وَ لَکِن لَّاتَشْعُرُونَ ]؛ (3)

مکارم: «(امّا) نمی فهمند؛ ولی شما نمی فهمید؛

فولادوند: «و نمی فهمند؛ ولی شما نمی دانید».

واژه «یشعرون» از ماده «شعر» به معنای «مو» است و هنگامی که چیزی دقیق و از مو باریک تر باشد از این تعبیر استفاده می شود؛ (4) پس معنای آن «شما نمی دانید» (لاتعلمون) نیست. همانطور که معنای آن «نمی فهمند» نیز نیست؛ چرا که واژه اخیر بار منفی عاطفی در فارسی دارد؛ یعنی: نوعی توهین به مخاطب به شمار می آید ازاین رو بهتر است ترجمه شود: «ولی (با دقت حسّی) متوجه نمی شوید».

6 . مراجعه پیوسته به منابع

مترجم باید در ترجمه قرآن از تکیه بر ذهنیات خودداری کرده و به علم اجمالی نسبت به معانی واژه ها و تفسیر آیات بسنده ننموده، بلکه پیوسته به منابع و مآخذ رجوع کند.

ص:233


1- (1) . دخان، 49
2- (2) . بقره، 9
3- (3) . بقره، 154
4- (4) . نک: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده «شعر»

البته این مطلب در ترجمه قرآن و مراجعه به کتاب های لغت، از اهمیت بیشتری برخوردار است، به طوری که برخی مترجمان، فریب ظاهر برخی واژه های به ظاهر آسان و روشن را می خورند و به منابع لغوی برای درک معانی واژه ها و ریشه یابی آن ها مراجعه نمی کنند و در نتیجه گرفتار لغزش می شوند. (1)مثال: [ وَ کَذَ لِکَ أَنزَلْنَهُ قُرْءَانًا عَرَبِیًّا... ]؛ (2)

فولادوند: «و این گونه آن را [به صورت] قرآنی عربی نازل کردیم»؛

مکارم: «و این گونه آن را قرآنی عربی [فصیح و گویا] نازل کردیم».

واژه «عربی» در زبان عرب به معنای «فصیح و روشن و گویا» (3) است؛ اما در عرف فارسی به معنای زبان و لغت عربی است؛ مترجم دوم به این مطلب توجه کرده؛ اما مترجم نخست براساس ذهنیت خویش ترجمه کرده و یا اصلاً ترجمه نکرده است.

همچنین، واژه «رشید» توسط آقای فولادوند به معنای «بردبارِ فرزانه» (هود/ 87) و به معنای «عقل رس» (هود/ 78) ترجمه شده است، در حالی که این ذهنیت فارسی زبانان از واژه «رشید» است و در زبان عربی، واژه «رشید» به معنای «هدایت به سوی خیر و صلاح» در برابر گمراهی است. (4)7. آشنایی با ضرب المثلها، هرگاه مترجم، دست اندرکار ترجمه متون ادبی باشد.

تذکر: این شرط می تواند به آگاهی از موضوع ترجمه باز گردد.

8 . دانستن اصطلاحات و لغات مربوط در مورد ترجمه های علمی

تذکر: این شرط به مبحث آگاهی از موضوع ترجمه باز می گردد.

9. آشنایی با فرهنگ، آداب، تاریخ، جغرافیای مربوط به مردمی که به آن زبان

ص:234


1- (1) . آسیب شناسی ترجمه فارسی قرآن کریم در واژه و ساختار، امیر مسعود صفری، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق علیه السلام ، ص 89.
2- (2) . طه، 113
3- (3) . نک: مفردات راغب و تفاسیر قرآن، ذیل آیه فوق
4- (4) . نک: المفردات، الراغب الاصفهانی و التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده «رشد».

بیگانه، سخن می گویند

10. آشنایی با سبک شناسی و نقد اصول کلام و جز آن

تذکر: این شرط نیز با مبحث روشمندی مترجم در ارتباط است.

11. آشنایی با علوم جنبی، نظیر جامعه شناسی، روانشناسی (1)تذکر: شاید این شرط برای مخاطب شناسی لازم باشد؛ ولی حداقل آن کافی است.

12. استاد محمد عبدالغنی حسن در کتاب «فن ترجمه در ادبیات عربی» شرایط دیگری نیز برای مترجم از دیدگاه های مختلف به صورت مفصل آورده است، از جمله «قدرت بیان، تخصص در ترجمه، شناخت موضوع، آشنایی و تسلّط، انعکاس روح و احساس مؤلّف در ترجمه، رام کردن زبان، رعایت اسلوب و تسلّط بر زبانی که به آن ترجمه می شود. (2)

دوم: شرایط خاص مترجم قرآن

اشاره

مترجم قرآن، لازم است که شرایط عام ترجمه را دارا باشد؛ ولی علاوه بر آن، لازم است که شرایط ویژه ای نیز داشته باشد؛ چرا که ترجمه قرآن، ترجمه ای ساده نیست، بلکه از طرفی ترجمه کلام خداست و دقت ها و شرایط خاص خود را می طلبد و از طرف دیگر، ترجمه قرآن با تفسیر، پیوند خورده و دارای شرایط ویژه ای است:

1. دارا بودن شرایط مفسّر قرآن

از آنجا که ترجمه قرآن، نوعی تفسیر بوده و درصدد بیان معانی آیات و مقاصد آن هاست، (3)ازاین رو لازم است که مترجم قرآن، تمام شرایط مفسر قرآن را دارا باشد از جمله:

ص:235


1- (1) . پنج مورد اخیر، برگرفته از مقاله «آیا می توان فن ترجمه را آموزش داد»، دکتر بهرام طوسی، مجموعه مقالات کنفرانس بررسی مسائل ترجمه، ص 170.
2- (2) . فن ترجمه در ادبیات عربی، محمد عبدالغنی حسن، ترجمه دکتر عباس عرب، ص 47 - 58.
3- (3) . در این مورد، در مبحث مبانی ترجمه قرآن (مبانی فقهی و مبانی تفسیری) مطالبی بیان می شود.

الف) آگاهی از «ادبیات عرب»، برای فهم ظاهر کلام الاهی در قرآن؛

ب) آگاهی از «سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام » و علوم مرتبط آن، مثل «رجال»، «درایة» و «فقه الحدیث»، برای به دست آوردن قراین نقلی در ترجمه و تفسیر آیات؛

ج) آگاهی از «برهان ها و حکم ها و قراین عقلی» برای تفسیر و ترجمه آیاتِ متناسب با آن ها؛

د) آگاهی از «علوم قرآن»، برای تشخیص آیات «مکی و مدنی، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و...»؛

ه ) آگاهی از «شأن نزول آیات»، برای فهم قراین تاریخی و جغرافیایی که در تفسیر و ترجمه آیه تأثیر دارد؛

و) آگاهی از «علوم تجربی» برای فهم آیاتی که دربردارنده اشارات علمی هستند؛ البته با رعایت شرایط خاص تفسیر علمی و به دور از تحمیل نظریه های علمی بر قرآن؛

ز) آگاهی از علم «اصول الفقه»، برای به دست آوردن قواعد عرفی و عقلایی محاوره در فهم آیات؛

ح) آگاهی از علم «فقه»، برای فهم و ترجمه و تفسیر آیات الاحکام؛

ط) آگاهی از «تاریخ قبل از اسلام» (تاریخ جاهلیت) و «تاریخ اسلام»، برای به دست آوردن قراین تاریخی که در فهم آیات تأثیر دارد؛

ی) مراجعه به «تفاسیر گذشتگان» برای بدست آوردن قراین و دیدگاه های مفسران در تفسیر آیه؛

ک) آگاهی از «تاریخ ادیان و کتاب مقدس» (تورات، انجیل و ملحقات آن ها) برای فهم انحرافات آن ها و به دست آوردن قراین لازم در اشارات آیات قرآن به یهود و مسیحیت و ادیان دیگر، (بدون اینکه در وادی اسرائیلیان بلغزد؛ بلکه این شرط، برای

ص:236

شناخت احادیث اسرائیلی لازم است). (1)تذکر 1: شاید بتوان برخی از موارد فوق را به آگاهی مترجم از زبان مبدأ و موضوع ترجمه بازگرداند؛ ولی از آنجا که این موارد، جزئی از شرایط مفسر و مترجم نیز هستند در اینجا به یکباره آنان را از نظر گذراندیم.

تذکر 2: روشن است که وجود هر یک از موارد فوق در مترجم، در ترجمه او تأثیر مثبت دارد و فقدان هر یک از شرایط مزبور تأثیر منفی در ترجمه بر جا خواهد گذاشت؛ (2) بلکه ترجمه قرآن، بدون داشتن این موارد، منتهی به ترجمه به رأی می شود که نوعی تفسیر به رأی است؛ چون این، همان اقدام به ترجمه و تفسیر قرآن، بدون علم و بدون توجه به قراین عقلی و نقلی خواهد بود که از مصادیق بارز تفسیر به رأی است. (3)برخی از صاحبنظران به صورت پراکنده به شرط فوق و موارد آن اشاره کرده اند که در ذیل می آید:

آیةاللّه خوئی در مورد شرایط ترجمه قرآن می نویسند:

«در ترجمه قرآن، فهمیدن قرآن، شرط است و فهم آن، منحصر در امور سه گانه زیر است:

1. مفهوم لفظی که عرب فصیح از ظاهر آن می فهمد؛ 2. حکم عقل و فطرت سالم؛ 3. تفسیری که از معصوم رسیده است». (4)

ص:237


1- (1) . در مورد شرایط مفسر، نک: الاتقان فی علوم القرآن، السیوطی، ج 2، ص 213 - 215 و درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، از نگارنده، ص 61 به بعد و تفسیر صحیح آیات مشکل قرآن، جعفر سبحانی، ص 292 به بعد.
2- (2) . ما تاثیر دانش های مترجم در ترجمه قرآن را در مقاله مستقلی بررسی کردیم.
3- (3) . در مورد تفسیر به رأی و دلایل حرمت و قلمرو آن، نک: درسنامه روش ها و گرایش های تفسیر قرآن، نگارنده، ص351.
4- (4) . البیان فی تفسیر القرآن، ص 5 - 506

همچنین آیةاللّه معرفت، در مورد شرایط مترجم می نویسد:

باید دانش دینی مترجم در حدی باشد که بتواند قبل از ترجمه هر آیه ای به تفاسیر معتبر مراجعه کند و به آنچه خود در آغاز از آیه استنباط می کند اکتفا نکند. (1)ایشان در جای دیگر بر احاطه مترجم بر زبان مبدأ و مقصد و نکات بلاغی آن ها و معرفت بر سطح علمی کلام اصلی و قدرت بر انتقال پیام تأکید می کند و می نویسند:

و من ثمّ یجب ان تتوفّر فی المترجم صلاحیة هذا الشأن بالاحاطة الکاملة علی مزایا اللغتین الکلامیة، واقفاً علی اسرار البلاغة و البیان فی کلتا اللغتین، عالماً بمواضع نظرات صاحب المقال الاصل، عارفاً بالمستوی العلمی الذی حواه الکلام الاصل، قادراً علی افراغ تمام المعنی و کماله - بممیّزاته و دقائقه - فی قالب آخر یحاکیه و یماثله جهد الامکان. (2)در همین رابطه هیأتی از علمای «الازهر» به ریاست مفتی بزرگ مصر که با محوریّت ترجمه قرآن تشکیل شد، با مورد تأیید قراردادن روش ترجمه تفسیری، دستورالعملی را صادر نمود که در بخشی از آن آمده است:

1. اسباب النزول را بعد از بحث از صحت آن ذکر کنند وبرای فهم آیه از آن کمک بگیرند؛

2. اول هر سوره نوشته شود که آن سوره مکّی است یا مدنی، یا چه آیه ای در آن سوره مکی و چه آیه ای مدنی است؛

3. تا آنجا که ممکن است تفسیر (ترجمه تفسیری) خالی از اصطلاحات و مباحث علمی باشد، مگر آنچه را که فهم آیه می طلبد. (3)همچنین یکی از نویسندگان معاصر، پیرامون شرایط مترجم می نویسد: «با توجه

ص:238


1- (1) . تاریخ قرآن، ص 200
2- (2) . التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج 1، ص 116
3- (3) . مجلة الازهر، ش 70، ص 8 - 649 و مناهل العرفان، الزرقانی، ج 2، ص 5 - 67. (ما بخشی از این دستورالعمل را در مبحث مبانی ترجمه آوردیم).

به اینکه ترجمه از تفسیر مشکل تر است، مترجم قرآن کریم باید صاحب بینش تفسیری، مخصوصاً تفسیر المیزان و سایر تفاسیر باشد که بتواند قبل از ترجمه هر آیه ای، به تفاسیر معتبر مراجعه کند و به آنچه خود در آغاز از آیه استنباط می کند اکتفا [ن ] کند». (1)و در جای دیگر، علم اشتقاق، صرف، نحو، علوم بلاغی، علم قرائات، علم کلام، علم اصول الفقه، علم اسباب النزول و قصص، علم ناسخ و منسوخ، علم تفسیر، علم الدرایة و فقه الحدیث، تاریخ و آگاهی از علم فقه و سایر علوم جنبی را از پیش نیازهای ترجمه برمی شمارد. (2)آیةاللّه مشکینی نیز، در موخره ترجمه قرآن خویش، به شرایط مترجم پرداخته و آن ها را اینگونه برمی شمارد:

1. اطلاع وسیع و لازم از ادبیات زبان عربی که زبان مبدأ است؛ یعنی: لغت، صرف ونحو، معانی و بیان و بدیع و سایر علوم ادبی آن زبان؛

2. اطلاع وسیع و لازم از زبان مقصد و تسلّط لازم بر ادبیات آن زبان؛

3. آگاهی از معانی و مفاهیم آیات و سوره ها به گونه ای که معنا و مراد آیه را در حدود برخی تفاسیر بداند؛ زیرا صرف برگرداندن لغتی به لغت دیگر با عدم توجه به مقصود، کافی نیست، بلکه سبب خطا و اشتباه می گردد؛

4. بهره مندی قابل توجه از علم فقه و احکام شرعی؛ زیرا قریب پانصد آیه از آیات درباره احکام شرعی فرعی است؛

5 . آشنایی تا حد وسیعی به اخبار و احادیث اهل بیت علیهم السلام که در شرح و تفسیر اطلاق و تقیید و تعمیم و تخصیص آیات الاهی وارد شده...؛

6 . از لوازم موفقیت مترجم، تامل در ترجمه های انجام شده توسط دیگر مترجمان محترم است. (3)

ص:239


1- (1) . اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار، ص 31
2- (2) . همان، ص 35 - 38
3- (3) . ترجمه قرآن، آیةاللّه علی مشکینی، موخره (سخن مترجم)، ص 612 - 613.

2. پرهیز از ترجمه به رأی

همانطور که گذشت: ترجمه قرآن، نوعی از تفسیر تلقی می شود و تفسیر به رأی جایز نیست، بلکه از گناهان کبیره است؛ (1) یعنی: مترجم قرآن نمی تواند بدون توجه به قراین عقلی و نقلی (قرآن و روائی و...) به ترجمه قرآن بپردازد.

این مطلب، یکی از مبانی تفسیر و ترجمه قرآن نیز هست و رعایت آن، شرط مترجم قرآن است و گرنه ترجمه او معتبر نخواهد بود. (2)آیة اللّه خوئی رحمه الله در این مورد می نویسند:

نظریات شخصی که بعضی از مفسّرین در تفاسیرشان می آورند، از این موازین (ظاهر لفظ، حکم عقل، روایات) خارج است و آن از تفسیر به رأی است و از اعتبار ساقط می باشد و سزاوار نیست که مترجم و مفسّر به آن اتّکال پیدا کند. (3)آیة اللّه مشکینی نیز مورد لزوم توجه به تفسیر آیه واحادیث می گوید:

صرف برگرداندن لغتی به لغت دیگر در ترجمه، کفایت نمی کند، بلکه سبب خطا و اشتباه می گردد. (4)همچنین دکتر ذهبی در مورد «شرایط مترجم» در «ترجمه تفسیری» می نویسد:

نخست مترجم دارای شرایط تفسیر باشد؛ اما هنگامی که استقلال به رأی در فهم معانی قرآن داشته باشد و یا بر تفسیری تکیه کند که از اصول معتبر اخذ نشده باشد ترجمه او جایز و معتبر نیست؛ دوم: مترجم از میل به عقاید منحرف مخالف قرآن دور باشد. (5)

ص:240


1- (1) .عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم : من قال القرآن برأیه فلیتبوء مقعده من النار (السنن الترمذی، ج 5، ص 199) عن الرضا علیه السلام عن آبائه... قال اللّه - جل جلاله- : ما آمن بی من فسّر برأیه کلامی (عیون الاخبار الرضا علیه السلام ، صدوق، ج 1، ص 116).
2- (2) .نک: مبحث مبانی ترجمه قرآن (بخش مبانی تفسیری ترجمه).
3- (3) .البیان فی تفسیرالقرآن، ص 5 - 506.
4- (4) .ترجمه قرآن آیةاللّه مشکینی، موخره (سخن مترجم)، ص 612 - 613.
5- (5) .التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج 1، ص 30.

3. طهارت روحی و رعایت آداب و اخلاق و احکام

دکتر بی آزار شیرازی نیز در این مورد به آیه [ إِنَّهُ و لَقُرْءَانٌ کَرِیمٌ أ فِی کِتَبٍ مَّکْنُونٍ أ لَّایَمَسُّهُ و إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ] (1) استناد می کند و می نویسد: «در ترجمه قرآن نیز طهارت و تقوا و لطف و توفیق الاهی شرط اساسی درک حقایق متن قرآن و انتقال آن به زبان مقصد است؛ چنانکه در قرآن صریحاً تاکید شده است». (2)همچنین یوجین نایدا، زبان شناس و سرپرست موسسه ترجمه کتاب مقدس به زبان های دنیا، دراین باره می نویسد:

در ترجمه کتاب مقدس، بسیاری از مترجمان برجسته، ضرورت اتکال بر لطف و عنایت الاهی را به عنوان شرط اساسی ترجمه برای مترجم مورد تاکید قرار داده اند؛ مترجمانی چون جروم، واپکلیف، لوتر، تیندال و فردریک سی، گرانت بارها به این اتّکال اشاره کرده اند. (3)برخی از مولفان دیگر نیز در مورد ترجمه قرآن نوشته اند:

مترجم قرآن باید مزیّن به فضایل اخلاقی و طهارت روحی باشد و نهایت احتیاط علمی و حفظ امانت را در ترجمه قرآن کریم به کار بندد که این اصل، اساسی ترین شرایط مترجم قرآن کریم است. (4)و در جای دیگر اخلاص و خلوص نیت، رعایت طهارت و امانت را از پیش نیازهای ترجمه می شمارد. (5)همچنین در این باره اظهار نظر می شود که:

ص:241


1- (1) . واقعه، 77 - 79
2- (2) . قرآن ناطق، ج 1، ص 2 - 361
3- (3) . درباره ترجمه، مقاله « noitalsnarT fo ecneicsa drawoT » اثر یوجین نایدا، ص 25
4- (4) . اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار، ص 32
5- (5) . همان، ص 38

مترجم باید به اخلاق، آداب و احکام الاهی پایبند بوده و به لطف و عنایت الاهی امیدوار باشد. (1)تذکر: البته رعایت این شروط، برای مترجم قرآن، سزاوار است؛ ولی شرط تحقق ترجمه قرآن نیست؛ بلکه شرط کمال ترجمه است.

4. کار گروهی در ترجمه قرآن

ترجمه قرآن دارای ابعاد مختلفی است که تخصص در تمام ابعاد آن، معمولاً برای یک نفر ممکن نیست و یا توجه به تمام ابعاد ادبی، علوم قرآنی، تفسیری، زبانشناختی زبان قرآن و زبان مقصد و... از عهده یک نفر ساخته نیست؛ ازاین رو لازم است که ترجمه قرآن، توسط گروهی متخصص صورت گیرد و از حالت فردی خارج شود.

نخستین کار گروهی در ترجمه و تفسیر قرآن، از علمای ماوراء النهر (بین سال های 350-365) گزارش شده است، که به دستور منصور بن نوح سامانی، «تفسیر طبری» به فارسی ترجمه شد؛ (2) ولی در حقیقت، ترجمه تفسیر بود، نه ترجمه خالص قرآن.

سپس از ترجمه قرآن زین العابدین رهنما یاد شده که ترجمه خود را برای صد و پنجاه نفر از شخصیت های اسلامی فرستاد و نظر سنجی کرد؛ ولی همانطور که نویسنده اعتراف کرده، جمعی بودن این ترجمه، چندان روشن نیست. (3)بنابراین در حقیقت، اولین ترجمه جمعی قرآن به صورت رسمی توسط نگارنده و جمعی از قرآن پژوهان انجام گرفت که در سال 1383 ش. منتشر گردید.

برخی از صاحبنظران در عصر ما به این مهم توجه کرده و این کار گروهی را پیشنهاد کردند.

از جمله آیةاللّه معرفت در مورد شرایط ترجمه و مترجم بر این مطلب تاکید می کند که باید ترجمه، زیر نظر هیئت متخصصی باشد که به علوم مختلف اشراف کافی داشته باشند تا متن مترجم از خطا و انحراف مصون باشد. (4)

ص:242


1- (1) .مجله مترجم، ش 10، ص 198، مقاله آقای معتمدی.
2- (2) .ترجمه تفسیر الطبری، به اهتمام حبیب یغمائی، ج 1، ص 5.
3- (3) .پیوست های ترجمه قرآن، بهاء الدین خرمشاهی، چاپ دوم، ص 629، رحلی.
4- (4) .تاریخ قرآن، محمد هادی معرفت، ص 199 و 200.

اینان برآنند که: «ترجمه بی غلط یک رؤیاست» (1)؛ هیچ کس به تن هایی از عهده ترجمه قرآن بر نمی آید و ترجمه آکادمیک از قرآن یک ضرورت است؛ (2) چرا که ترجمه قرآن نیاز به آشنایی با بیست نوع دانش و فن دارد که هر کدام از آن ها از عهده یک فرد برنمی آید و نیاز به کار گروه های سه تا پنج نفره، با تخصص هایی به شرح زیر دارد:

1) گروه سرپرست؛ 2) گروه مشاوران؛ 3) گروه علوم وفنون قرآنی؛ 4) گروه تاریخ صدر اسلام؛ 5) گروه صرف ونحو و اشتقاق؛ 6) گروه لغت و مفردات قرآن؛ 7) گروه کتابشناسی قرآن؛ 8) گروه متخصص حدیث؛ 9) گروه متخصص در زبان و ادبیات عرب؛ 10) گروه متخصص در زبان و ادبیات فارسی؛ 11) گروه متخصص در ترجمه و زبانشناسی؛ 12) گروه متخصص در فقه مذاهب اسلامی؛ 13) گروه متخصص در علم کلام؛ 14) گروه متخصص در تفسیر؛ 15) گروه متخصص در کتاب مقدس؛ 16) گروه ویراستاران ترجمه های قرآن؛ 17) گروه مقابله گران با چند ترجمه منتخب؛ 18) گروه تهیه و تدوین؛ 19) گروه آماده سازی ترجمه نهایی برای تولید؛ 20) گروه های متخصص در علوم طبیعی، طب القرآن، طب روحانی قرآن، باستانشناسی قرآن، جامعه شناسی قرآن، سنن تاریخی قرآن، جغرافیای تاریخی قرآن و سبکشناسی قرآن؛ 21) گروه متخصص در اصول فقه مذاهب مختلف اسلامی؛ 22) گروه متخصص در زبان های دیگر (از جمله انگلیسی، فرانسه، آلمانی، روسی) برای مقابله ترجمه نهایی؛ 23) گروه پنجاه نفری از خوانندگان پیشتاز. (3)

ص:243


1- (1) .مجله بیّنات، مقاله رؤیای ترجمه بی غلط قرآن، بهاءالدین خرمشاهی، سال اول، ش 3، ص 64.
2- (2) .همان، ش 1، ص 77 مقاله ضرورت ترجمه آکادمیک از قرآن، دکتر احمد احمدی.
3- (3) .قرآن ناطق، ج 1، ص 5 - 94 و فصلنامه حوزه و دانشگاه، سال دوم، ش 5، ص 66 و پیوست های ترجمه قرآن، بهاءالدین خرمشاهی، ص 629 - 630 رحلی، چاپ دوم و اصول و مبانی ترجمه.

5 . ارائه ترجمه همراه با تفسیر و متن قرآن

دکتر «ذهبی» در مورد شرایط مترجم قرآن بر همراهی ترجمه با متن قرآن و ترجمه تفسیری تأکید می کند و می نویسد:

«رابعاً: ان یکتب القرآن اولاً، ثم یوتی بعده بتفسیره، ثم یتبع هذا بترجمته التفسیریة حتی لایتوهم متوهم، ان هذه الترجمة ترجمة، حرفیة للقرآن. (1)البته آوردن متن قرآن در کنار ترجمه، مطلوب است؛ اما هیچ دلیلی بر لزوم آوردن آن نداریم؛ همانطور که دلیلی بر آوردن تفسیر در کنار ترجمه نداریم؛ علاوه بر آنکه قبلاً بیان شد: ترجمه حرفی (تحت اللفظی) نیز جایز است و فرقی با ترجمه تفسیری نمی کند، تا اینکه توهّم دیگران موجب وارد آمدن خدشه به ترجمه شود.

تأثیر دانش های مترجم در ترجمه قرآن

درآمد

ترجمه قرآن کریم، کاری پر زحمت و دقیق است و حتی از تفسیر قرآن نیز دشوارتر است؛ ازاین رو، مترجم قرآن لازم است که شرایط یک مفسر (همچون دانستن ادبیات عرب، لغت، فقه، اصول، تاریخ، آگاهی از علوم تجربی و...) را دارا باشد و علاوه بر آن، دقت های زیادی در زمینه زبان مقصد و علائم نگارشی و یکسان سازی ترجمه ومقابله آن بنماید؛ ازاین روست لازم است ترجمه قرآن به صورت جمعی صورت گیرد تا هر کدام از افراد گروه بتوانند در یک علم و یا یک بُعد ترجمه دقت و کنترل لازم را مبذول دارند.

ترجمه هایی که به صورت فردی انجام گرفته اند، معمولاً از برخی دانش های لازم و یا توجه به همه ابعاد ترجمه و دقت های لازم محروم شده اند.

ص:244


1- (1) . التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج 1، ص 30.

اینک ما در این مبحث به بررسی نقش علوم مختلف مترجم در ترجمه قرآن می پردازیم و با بیان مثال های متعدد، تأثیر آن علوم را در ترجمه های موجود نمایان می سازیم.

البته ما زحمات همه مترجمان قرآن را ارج می نهیم و به آنان درود می فرستیم و در این نوشتار بر آن نیستیم که به شخص یا ترجمه ای خاص خرده بگیریم؛ بلکه هدف ما بررسی کلی این مسئله است و اگر از ترجمه یامترجم خاصی نام برده می شود، فقط از باب مثال است.

1. تأثیر دانش فقه در ترجمه قرآن

در قرآن کریم، بیش از پانصد آیه در مورد قوانین و احکام اسلامی وجود دارد و بسیاری از آیات دیگر نیز به نوعی با احکام اسلامی ارتباط دارند؛ از آنجا که مجموعه قوانین و احکام اسلامی در دانش فقه بررسی می شود؛ مترجم قرآن باید با دانش «فقه» نیز آشنا باشد تا در مواقع لزوم از آن بهره گیرد و در ترجمه «آیات الاحکام» راه خطا نپیماید.

هنگامی که به مقایسه ترجمه های قرآن می پردازیم، می بینیم که معمولاً کسانی که فقیه بوده اند در ترجمه آیات الاحکام خطا نکرده اند؛ اما کسانی که از دانش فقه بهره ای نداشته اند یا به مسائل فقهی توجهی نکرده اند، در این مورد دچار خطاهای متعدد شده اند.

اینک برای روشن شدن اهمیت و تأثیر دانش فقه در ترجمه قرآن به چند نمونه اشاره می کنیم:

1. در ترجمه استاد فولادوند در ترجمه آیه 4 سوره نور آمده است:

[ وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَنِینَ جَلْدَةً وَ لَاتَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَدَةً أَبَدًا وَ أُوْلَل-ِکَ هُمُ الْفَسِقُونَ ] ؛ «و کسانی که نسبت زنا به زنان شوهر دار می دهند،

ص:245

سپس چهار گواه نمی آورند، هشتاد تازیانه به آنان بزنید و هیچگاه شهادتی از آن ها نپذیرید، و اینانند که خود فاسقند».

واژه «المحصنات» در اصل از ماده «الحصن» به معنای «حفظ» است و در مورد زنان عفیف یا شوهردار به کار می رود، به خاطر آنکه به وسیله عفت یا شوهر حفظ می شوند و اختصاصی به زنان شوهر دار ندارد؛ بلی اکثراً به زنان آزاد عفیف گفته می شود. (1)نکته ای که در این ترجمه وجود دارد آن است که مترجم محترم به نکته فقهی آیه توجه نکرده است که مسئله «شوهردار بودن» و «شوهر نداشتن» در مسئله «قذف» و حدّ آن تأثیری ندارد.

یعنی: اگر کسی به زن (یا حتی مرد) پاکدامنی نسبت زنا بدهد، چه همسر داشته باشد یا نداشته باشد، تهمت زننده باید چهار شاهد بیاورد و گرنه هشتاد تازیانه به او زده خواهد شد.

برای روشن شدن مطلب به این بخش از تحریر الوسیله امام خمینی قدس سره توجه کنید:

یشترط فی المقذوف، الاحصان، و هو فی المقام، عبارة عن البلوغ و العقل و الحریة و الاسلام والعفة؛ فمن استکملها، وجب الحد بقذفه و من فقدها او فقد بعضها فلاحد علی قاذفه؛ (2) در کسی که نسبت زنا به او داده شده، شرط است که «مُحصن» باشد، و مقصود در اینجا آن است که آن شخص بالغ، عاقل، آزاد، مسلمان و با عفت باشد؛ پس اگر همه این موارد در او جمع بود، به تهمت زننده (و نسبت زنا دهنده) حد (هشتاد ضربه تازیانه) جاری می شود و اگر کسی این شرایط یا یکی از آن ها را نداشت،

ص:246


1- (1) . نک: المفردات، الراغب و التحقیق، ج 2، ص 235
2- (2) . تحریر الوسیلة، ج 2، ص 472 (کتاب الحدود، الفصل الثالث فی حد القذف، القول فی القاذف والمقذوف، «مسألة 3).

پس حدّی بر تهمت زننده جاری نمی شود.

برخی از مفسران گفته اند که اجماع بر آن است که مرد بودن شخصی که به او تهمت زده اند، شرط نیست؛ (1) یعنی: اگر کسی به مرد یا زن (همسردار یا بدون همسر) تهمت زنا بزند بر او حدّ جاری می شود.

2. استاد فولادوند در ترجمه آیه 236 سوره «بقره» می نویسند:

[ لَّاجُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَآءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِیضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَی الْمُوسِعِ قَدَرُهُ و وَعَلَی الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ و مَتَعَا م بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُحْسِنِینَ ]؛

«اگر زنان را، مادامی که با آنان نزدیکی نکرده یا بر ایشان مهری معیّن نکرده اید، طلاق گویید، بر شما گناهی نیست و آنان را به طور پسندیده، به نوعی بهره مند کنید - توانگر به اندازه [توان] خود، و تنگدست به اندازه [وسع] خود؛ [این کاری است] شایسته نیکوکاران».

ایشان همچنین در ترجمه آیه 241 بقره می نویسد:

[ وَلِلْمُطَلَّقَتِ مَتَعُ م بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ ]؛

«و فرض است بر مردان پرهیزگار که زنان طلاق داده شده را به شایستگی، چیزی دهند».

موضوع آیه اول زنی است که به عقد دیگری درآمده است، ولی هنوز عمل زناشویی انجام نگرفته مهریه ای نیز برای او مشخص نشده، با طلاق از شوهرش جدا می شود.

در این صورت آیه مزبور دستور می دهد که شوهر، متاعی (هدیه ای) به آن زن بدهد؛ این هدیه، الزامی بوده و جانشین مهریه او می شود؛ چرا که مقدار مهریه او مشخص نبوده است.

ص:247


1- (1) . نک: تفسیر شبّر، ذیل آیه 4: نور

تعبیر «حقاً علی المحسنین» اشاره به آن دارد که این هدیه دادن باید با روح نیکوکاری و مسالمت همراه باشد؛ ولی بدان معنا نیست که حکم مزبور جنبه الزامی ندارد؛ بلکه جمله مزبور برای تحریک احساسات خیرخواهانه افراد در انجام وظیفه است؛

برخی مفسران قرآن و مراجع تقلید شیعه نیز به این مطلب تصریح کرده اند. (1)اما در آیه 241 سوره «بقره»، دستور می دهد: به زنان طلاق داده شده، هدیه ای و متاعی بدهید و این حقی بر مردان پارسا و باتقواست و این حکم، مستحب است؛ یعنی: مردانی که زنان خود را (بعد از تعیین مهر و انجام عمل زناشویی) طلاق داده اند، علاوه بر حقوق واجب آنان، هدیه ای نیز به آنان بدهند تا از انتقامجویی و ابراز کینه جلوگیری شود.

برخی مفسران قرآن که فقیه نیز هستند به این مطلب تصریح کرده اند؛ (2) این در حالی است که مترجم محترم (استاد فولادوند) در مورد آیه 241 سوره بقره که بر اساس آن، حکم «هدیه دادن» مستحب است، از تعبیر «فرض است» استفاده کرده که دلالت بر وجوب می کند؛ اما در آیه 236 سوره بقره که حکم هدیه دادن واجب است از تعبیر «فرض است» استفاده نکرده اند!

3. استاد فولادوند در ترجمه آیه 233 سوره بقره می نویسد:

[ وَالْوَ لِدَ تُ یُرْضِعْنَ أَوْلَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ... ]؛

«و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند [این حکم] برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند».

در قرآن کریم بر شیردادن مادران به کودکانشان تاکید شده و گفته شده است که آنان

ص:248


1- (1) . نک: نمونه، ج 2، ص 3 - 141 دارالکتب الاسلامیه و تحریر الوسیلة، ج 2، ص 298 (مسئله 5 مهر) قم، مؤسسه مطبوعات دارالعلم.
2- (2) . نمونه، همان، ص 153

می توانند تا دو سال به کودکان خود شیر دهند، البته مدت دو سال شیر دادن، واجب نیست؛ بلکه دو سال، برای کسانی است که بخواهند دوران شیرخوارگی کودک خود را کامل کنند.

این نکته، هم از خود آیه مزبور استفاده می شود که می فرماید: [ ...لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ... ] ؛ «برای کسانی که بخواهند دوران شیرخوارگی را تکمیل کنند». و هم از روایات اهل بیت علیهم السلام که حدّاقل مدت شیرخوارگی را بیست و یک ماه تعیین کرده اند (1)و مفسران قرآن نیز به این نکته تصریح کرده اند؛ (2) حتی در احادیث ذکر شده است که این شیردادن حق مادران است؛ اما زنان آزاد بر این کار مجبور نمی شوند؛ (3) اما عجیب این است که مترجم محترم (استاد فولادوند) در ترجمه آیه فوق از واژه [باید] استفاده کرده است که در مورد احکام به معنای واجب بودن است.

2. تأثیر علوم تجربی در ترجمه قرآن
اشاره

مقصود از علوم تجربی، دانش هایی هستند که از راه حسّ و تجربه بدست می آیند و به دو شاخه «علوم طبیعی» (همچون: فیزیک، شیمی، پزشکی) و «علوم انسانی» (همچون: جامعه شناسی و...) تقسیم می شود.

آگاهی مترجم قرآن از این علوم، تا آنجا که مربوط به فهم و تفسیر آیات علمی قرآن می شود؛ نقش به سزایی در ترجمه قرآن دارد؛ یعنی: همانطور که در عصر کنونی، تفسیر علمی قرآن مورد توجه قرار گرفته است و مفسران بزرگ از آن بی نیاز نیستند؛ این مطلب در ترجمه قرآن نیز مؤثر است.

البته در تفسیر علمی قرآن، افراط و تفریطهایی صورت گرفته است و گاهی برخی

ص:249


1- (1) . وسائل الشیعة، ج 15، ص 177 (باب اقل مدة الرضاع و اکثره) حدیث 2 و 5
2- (2) . نمونه، ج 2، ص 187، چاپ سی ام، 1377 ش
3- (3) . نک: صافی، ج 1، ص 260، فیض کاشانی، مؤسسة الاعلمی، بیروت.

از افراد به استخراج علوم از قرآن یا تحمیل نظریه های علمی بر قرآن کریم پرداخته اند که کار صحیحی نیست؛ ولی استخدام علوم در فهم آیات قرآن و تفسیر آن (به صورت معتدل و با استفاده از علوم قطعی) کاری صحیح و لازم است. (1)اکنون ما با بیان برخی از مثال ها روشن می کنیم که عدم آگاهی یا عدم توجه برخی از مترجمین به علوم تجربی، چگونه سبب شده است تا لغزش هایی در ترجمه قرآن صورت گیرد.

1. در ترجمه استاد فولادوند (2) مربوط به آیه 37 سوره «قیامت» آمده است:

[ أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍ ّ یُمْنَی ] ؛ «مگر او [قبلاً] نطفه ای نبود که [در رحم] ریخته می شود؟!».

در تفسیر نمونه نیز، مشابه همین مطلب آمده است: «آیا از نطفه ای که در رحم می ریزید، آگاهید». (3)در این ترجمه و تفسیر بیان شده که نطفه مرد در رحم زن ریخته می شود؛ در حالی که این مطلب از نظر علوم پزشکی خطاست.

اکنون به توضیح این مطلب توجه فرمایید:

«منی» از نظر علم پزشکی
اشاره

از نظر اصطلاحی به مایعی که از مردان در هنگام نزدیکی (یا انزال) خارج می شود «منی» می گویند که معمولاً حاوی 200 تا 300 میلیون «اسپرماتوزوئید» است. (4)

ص:250


1- (1) . برای اطلاعات بیشتر از معیارهای تفسیر علمی و اقسام و مثال ها به کتاب، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، انتشارات اسوه، از نگارنده مراجعه کنید.
2- (2) . دارالقرآن الکریم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، چاپ اول، قطع جیبی، 1377 ش.
3- (3) . نمونه، ج 22، ص 241
4- (4) . پروفسور توماس وی سادلر، رویان شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و شکور، ص 30؛ البته برخی از پزشکان تعداد اسپرم های مرد را بین 2 تا 500 میلیون عدد در هر انزال متغیر می دانند؛ (ر.ک: دکتر پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 241).

گاهی به نطفه مرد (اسپرماتوزوئید) «کرمک» نیز گفته می شود؛ این اسپرم ها در طول مجاری منی ساز بیضه که چندین متر طول دارد ساخته و پرداخته شده و به تدریج برای خروج تکامل می یابند.

طول «اسپرمها» 10 - 100 مو (هر مو یک میلیونم متر) بوده و دارای سر و گردن و یک دم بسیار متحرک هستند که با آن در هر ثانیه می توانند 14 - 23 میکرن حرکت کنند.

کرمک ها (اسپرمها) در مهبل زن ریخته می شوند؛ به عبارت دیگر: آن ها به وسیله جهش های مخصوص آلت به طرف دهانه رحم پرتاب می شوند؛ کرمک ها با مقداری از ترشحات (مذی - وذی، ترشحات غده های پرستات و غدد داخلی) در مهبل می مانند و بخش زیادی از آن ها از طریق مخاط مهبل جذب شده وارد دستگاه گردش خون گردیده و طراوت و تازگی خاصی به زن می دهند؛ بسیاری از کرمک ها نیز به طرف سوراخ بسیار تنگ دهانه رحم هجوم می آورند؛ این سوراخ که به اندازه چشم سوزنی است همیشه مملو از ترشحی است که اجازه ورود بسیاری از جنبندگان و موجودات ذره بینی را به رحم نمی دهد؛ ولی نسبت به کرمک ها خاصیت «شیموتاکسیِ» مثبت، از طرف مهبل و منفی، از داخل رحم دارد؛ یعنی وقتی کرمک ها در مهبل هستند آن ها را به داخل رحم می کشاند و هنگامی که در رحم هستند آن ها را از خود دور می سازد.

«رحم» که پشت مثانه راست روده قرار گرفته، جسمی است گوشتی و توخالی تقریباً به اندازه یک گردو، یک سوراخ از جلو دارد که به «مهبل» باز می شود و دو سوراخ در دو زاویه فوقانی، طرفی که به لوله های رحم باز می گردد؛ لوله های رحم 10

ص:251

- 14 سانتی متر طول دارند و سر تقریباً آزادشان مجاور تخمدانهاست؛ اسپرم ها از رحم به طرف لوله حرکت کرده و با سرعت 11 میلی متر در ساعت، در مدت 4 ساعت به تخمک (که در لوله رحم قرار گرفته است) می رسند. (1)تنها سیصد تا پانصد عدد از اسپرم هایی که همراه با مایع لزج از مجرای تناسلی مرد خارج شده و در مجرای تناسلی (مهبل) زن ریخته می شوند به ناحیه باروری می رسند. و از این میان فقط یکی از آن ها برای باروری مورد نیاز است؛ اسپرماتوزوئیدها به سرعت از مهبل وارد زهدان و متعاقباً وارد لوله های زهدانی می گردند. (2)دکتر دیاب و قرقوز این جریان را اینگونه تشریح می کنند:

«کاروان داماد (اسپرمها) مسابقه هیجان انگیزی است که بین حدود پانصد میلیون «اسپرماتوزوئید» برگزار می گردد؛ این مسابقه از مهبل زن شروع و با رسیدن اسپرم ها به تخمک (اوولِ زن) ختم نمی شود؛ بلکه با شکافتن جداره شفاف تخمک به وسیله یکی از اسپرم ها به پایان می رسد؛ زیرا ممکن است ده ها اسپرم به تخمک برسند، ولی تنها یکی از آن ها موفق به عبور از دیواره تخمک گردد». (3)مسئله قابل توجهی که به هنگام رها شدن تخمک به چشم می خورد مایع شفاف و چسبنده ای است با خاصیت قلیایی که در دهانه رحم ظاهر می شود و فقط به مدت دو روز باقی می یابد؛ این ماده، نطفه ها را جذب کرده و آن ها را قادر می سازد براحتی از لوله رحم گذشته و در مسابقه هیجان انگیز رسیدن به تخمک شرکت کنند. (4)در «تفسیر نمونه» نیز، زیر آیه 58 سوره «واقعه» مشابه همین مطالب علمی درج

ص:252


1- (1) . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 241 تا 247 با تلخیص
2- (2) . ر.ک: رویان شناسی لانگمن، ص 29 - 30
3- (3) . طب در قرآن، ص 81
4- (4) . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 81 - 80

شده است. (1) «عبدالرزاق نوفل» نیز با ذکر آیات 5 و 6 سوره «طارق» مشابه همین مطالب علمی را در مورد منی و اسپرم ذکر می کند. (2)

بررسی

در اینجا تذکر چند مطلب لازم است:

1. در «تفسیر نمونه» ذیل آیه 58 سوره «واقعه» [ أَفَرَءَیْتُم مَّا تُمْنُونَ ] می خوانیم:

«آیا از نطفه ای که در رحم می ریزید آگاهید». (3)در تفسیر آیه 46 سوره «نجم» [ مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَی ] نیز می خوانیم:

«و از نطفه ای که خارج می شود و در قرارگاه رحم می ریزد». (4)و در ترجمه قرآن استاد فولادوند ذیل آیه 37 سوره «قیامت»: [ أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍ ّ یُمْنَی ] می خوانیم:

«مگر او [قبلاً] نطفه ای نبود که [در رحم] ریخته می شود؟!». (5)نکته قابل توجه در این تفسیر و ترجمه این است که در هر سه مورد، بر این نکته تأکید شده که منی یا نطفه مرد در «رحم» زن ریخته می شود؛ در حالی که:

اولاً: منی مرد در «مهبل» یا مجرای تناسلی زن ریخته می شود. (همانطور که در مبحث علمی گذشت).

ثانیاً: در آیات فوق، محل ریختن منی، مشخص نگردیده و تنها به صورت مطلق بیان شده است.

شاید آنچه که موجب این ترجمه و تفسیر شده است این باشد که منی مرد غالباً در

ص:253


1- (1) . نمونه، ج 22، ص 241 - 242
2- (2) . القرآن و العلم الحدیث، عبدالرزاق نوفل، ص 114
3- (3) . تفسیر نمونه، ج 22، ص 241
4- (4) . همان، ص 559
5- (5) . استاد محمد مهدی فولادوند، ترجمه قرآن، نشر دارالقرآن الکریم، قطع جیبی، چاپ اول، تهران، 1377 ش.

حال آمیزش با زنان خارج می شود و پس از ریختن منی در مهبل (مجرای تناسلی) اسپرم ها با تلاش فراوان و با کمک مایعی که از دهانه رحم ترشح می شود از لوله رحم عبور می کنند تا به تخمک برسند و پس از لقاح برای لانه گزینی به دیواره رحم بروند.

در حالی که این مطالب به معنای ریخته شدن منی مرد داخل رحم زن نیست و در ضمن همیشه هم منی مرد داخل مجرای زنان ریخته نمی شود؛ بنابراین با توجه به آنچه ذکر گردید ترجمه و تفسیر فوق صحیح بنظر نمی رسد.

تذکر: در ضمن ترجمه استاد فولادوند کلمه «منی» ترجمه نشده است (مگر او نطفه ای از منی نبود که ریخته می شود؟).

2. در ترجمه استاد فولادوند از آیه 5 تا 7 سوره «طارق» آمده است:

[ فَلْیَنظُرِ الْإِنسَنُ مِمَّ خُلِقَ أ خُلِقَ مِن مَّآءٍ دَافِقٍ أ یَخْرُجُ مِن م بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَآ ل ِبِ ]؛

«پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است؟ از آب جهنده ای خلق شده است [که] از صُلب مرد و میان استخوان های سینه زن بیرون می آید».

این ترجمه و امثال آن، موجب ابهام در معنای آیه و ناسازگاری معنای آن با یافته های علوم پزشکی شده است؛ ازاین رو، برخی افراد مثل دکتر «بوکای» با اشاره به ترجمه آیات فوق به «پشت مرد و سینه زن»، صریحاً می نویسد: «این ترجمه ها نوعی تعبیر هستند و بعلاوه به ندرت قابل فهم می باشند». (1)در حالی که اگرمعنای آیه را دقیقاً بررسی کرده و با علوم تجربی مقایسه کنیم، متوجه می شویم که قرآن نه تنها سخنی مخالف علم پزشکی نگفته است؛ بلکه اشاراتی علمی همراه با رعایت ادب در گفتار، بیان کرده است.

اکنون به بررسی سه واژه کلیدی این آیه، یعنی: «ماء دافق»، «صلب» و «ترائب» می پردازیم تا مطلب روشن شود:

ص:254


1- (1) . مقایسه ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، دکتر موریس بوکای، ص 279 دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
1. ماء دافق
اشاره

مفسران درباره این واژه دو دیدگاه دارند؛ هر چند که در این مورد، سه احتمال وجود دارد:

الف) اینکه مراد از «ماء دافق» همان «منی» مرد است که به صورت جهنده از او خارج می شود. (و دافق به معنای «مدفوق» یا «ذو دفق» آمده است). (1)ب) مراد از «ماء دافق» همان آب مشترک زن و مرد است که در رحم مخلوط می شود و یک آب می شود؛ این مطلب از کلام برخی مفسرین بدست می آید. (2)ج) مراد از «ماء دافق» مایعی است که از زنان خارج می شود (اوول) تا از ترکیب آن با اسپرم ها نطفه اولیه کودک شکل گیرد.

بررسی

انسان در قالب تخمک بوجود می آید که هر تخمک از دو قسمت تشکیل می شود، یکی: «اسپرماتوزوئید» و دیگری: «اوول» زن؛ هر مرد در هنگام آمیزش، همراه با جهش قطراتی از منی صدها میلیون «اسپرماتوزوئید» است از او خارج می شود (3) که معمولاً یکی از آن ها خود را به «اوول» زن رساند، با آن ترکیب شده، تشکیل تخمک می دهد و سپس به کندی حرکت می کند تا دررحم زن مستقر شود و نطفه منعقد شده در رحم، کم کم رشد کرده و کودکی به دنیا می آید.

ص:255


1- (1) . المیزان، علامه طباطبائی رحمه الله ، ج 20، ص 379، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1379 ق، چاپ سوّم.
2- (2) . الکشاف، زمخشری، ذیل آیات فوق می گوید: ولم یقل ماءَین لامتزاجهما فی الرحم... (ج 4، ص 735، نشر دارالکتاب العربی، 1406 ق).
3- (3) . تعداد اسپرم ها را در هر عمل زناشویی بین دویست تا سیصد میلیون دانسته اند؛ ر.ک: پروفسورتوماس وی سادلر، رویان شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، ص 30 و: بهداشت ازدواج از نظر اسلام، ص 42 و مصطفی زمانی، پیشگویی های علمی قرآن، ص 118، انتشارات پیام اسلام.

با توجه به مسائل علمی فوق، می توان احتمال نخست را پذیرفت که مراد از «ماء دافق» همان منی مرد است که با جهش بیرون می آید؛ رویکرد مزبور با ظهور آیه نیز سازگار است و این بدان جهت است که مایعی که از زنان خارج می شود (اوول) فاقد جهش بوده و هنگام حرکت به سوی رحم نیز، به کندی حرکت می کند.

بنابراین دیدگاه دوّم در مورد «ماء دافق» (آب مشترک زن ومرد) صحیح به نظر نمی رسد: واحتمال سوّم نیز مدافعی ندارد؛ پس اساساً منتفی است.

2. صلب
اشاره

درباره این واژه چند احتمال وجود دارد:

الف) در مورد این واژه «راغب» می گوید: «صلب»، «چیز شدید و سخت» را گویند و به همین مناسبت به مرد اطلاق می شود؛ (1)ب) برخی احتمال داده اند که مراد «استخوان پشت مرد» (2) (ستون فقرات) باشد و در راستای همین معنا دکتر قرقوز و دکتر دیاب در مورد معنای کلمه «صلب» می نویسند:

صلب شامل ستون فقرات کمر و استخوان خاجی و از نظر عصبی در برگیرنده مرکز تنظیم رفتارهای جنسی است؛ رشته های عصبی که از صلب (ستون فقرات) نشأت گرفته اند، جریان عصبی را به دستگاه تناسلی منتقل می کنند؛ از این رشته ها می توان شبکه خورشیدی، شبکه عصبی خاجی و رشته های عصبی دستگاه تناسلی را نام برد.

این رشته های عصبی با رشته های عصبیِ مسئول انقباض و انبساط شریان های خونی، نُعوظ و رخوت آلت تناسلی و کلیه امور مربوط به فعالیت های

ص:256


1- (1) . المفردات، الراغب الاصفهانی، ماده صلب.
2- (2) . فخر رازی، تفسیر کبیر، زیر آیه 5 - 7 سوره طارق و نیز مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 262.

جنسی تلاقی می کنند و اگر بخواهیم منطقه صلب را که مسئول این عصب دهی می باشد مشخص کنیم، می گوییم که این منطقه در محدوده ای بین مهره دوازدهم پشتی و مهره اوّل و دوّم کمری و دوّم، سوّم و چهارم خاجی قرار دارد. (1)ج) برخی نیز، مراد از «صلب» احتمال داده اند که کل تنه بدن انسان که بین استخوان سینه و پشت واقع می شود باشد؛ (2)د) برخی نیز، احتمال داده اند که مراد، «محل خروج منی» مرد باشد (3) و در راستای همین معنا دکتر پاک نژاد «صلب» را به معنای «دستگاه نطفه ساز» مردانه می داند؛ (4)ه ) برخی از لغت شناسان نیز احتمال داده اند که مقصود از صلب استخوان مرد باشد؛ (5)و) همچنین گروهی از لغویین احتمال داده اند که مقصود، مطلق «قوت و شدت» است. (6)ز) برخی از لغویین نیز احتمال داده اند که مقصود، مبدأ پیدایش منی، یعنی:

«دستگاه گوارش» است. (7)

بررسی

با توجه به اینکه همه اقوال در مورد مرد و یامحل خاصی از بدن او (مثل پشت یا ستون فقرات) است، اجمالاً معلوم می شود که مراد از «صلب»، زن یا قسمتی از بدن او نیست؛ امّا با توجه به معنای «ترائب» که بعداً می آید، «صلب» به معنای «پشت مرد» صحیح تر به نظر می رسد و امّا معنای لغوی «شدت» (الف - و) نمی تواند مقصود

ص:257


1- (1) . طب در قرآن، ص 31
2- (2) . تفسیر المیزان، علامه طباطبایی رحمه الله ، زیر آیه 5 - 7 سوره طارق
3- (3) . تفسیر البصائر، رستگاری جویباری، زیر آیه 5 - 7 سوره طارق
4- (4) . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 240
5- (5) . مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 263
6- (6) . همان
7- (7) . همان

باشد؛ چرا که منی صرفاً با شدت بیرون نمی آید؛ بلکه یکی از مصادیق آن اشیای محکم هستند و در بدن مرد، پشت او را «صلب» می گویند؛ چون بسیار شدید، محکم و قوی است.

وامّا معنای سوّم (ج) که کل بدن مرد مراد باشد، اگر بگوییم از مجموع تعبیر «صلب» و «ترائب» این نکته برداشت می شود چیزی است که در پایان بحث به آن اشاره می کنیم و آن را با معنای دوّم جمع می بندیم؛ ولی اگر از کلمه «صلب» کل بدن مرد مراد باشد، قابل قبول نیست؛ چون لازم است که «ترائب» نیز «زن» معنا شود و منی از بدن این دو خارج نمی شود؛ بلکه تنها از بدن مرد خارج می شود.

وامّا معنای چهارم (د) که مقصود «محل دستگاه نطفه ساز» مرد باشد نیز قابل قبول نیست؛ چرا که منی از بین آن و همچنین از «ترائب» خارج نمی شود؛ بلکه از داخل دستگاه نطفه ساز خارج می شود؛ مگر آنکه بگوییم: کلمه «بین» به معنای «داخل» است که در این صورت، خلاف ظاهر معنای لفظ را گرفته ایم.

در مورد معنای پنجم (ه ) یعنی: «استخوان مرد»، اگر منظور استخوان پشت مرد باشد اشکالی ندارد و الاّ کلمه «صلب» به معنای مطلق استخوان نمی آید.

امّا در مورد معانی هفتم (ز) یعنی: «دستگاه گوارش»، اگر مقصود، استفاده از کل عبارت [ ...مِن م بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَآ ل ِبِ ] باشد، ممکن است به صورت کنایی در بعضی موارد احتمال داده شود؛ امّا اگر بخواهیم از خود لفظ «صلب» چنین معنایی را برداشت کنیم، صحیح نیست؛ چون چنین معنا و استعمالی در مورد واژه «صلب» مشاهده شده است.

3. ترائب
اشاره

پیرامون واژه «ترائب» معانی متعددی ذکر شده است که به صورت مختصر به آن ها اشاره می کنیم:

ص:258

الف) استخوان ترقوه زن (1) (ترائب از ریشه تراب است و از آنجا که استخوان سینه زن نرم است و آسان حرکت می کند؛ ازاین رو، ترائب گفته شده است)؛

ب) بین دو سینه زن؛ (2)ج) بین دو کتف و سر؛ (3)د) استخوان سینه و گلوگاه؛ (4)ه ) عصاره قلب؛ (5)و) دست، چشم، پا و... (6) (سرتا سر بدن)؛

ز) محل خروج اوول زن. (7)دکتر پاک نژاد نیز، در همین راستا می نویسد:

چاره ای جز این نداریم که «صلب» را دستگاه نطفه ساز مردانه وترائب را دستگاه نطفه ساز زنانه بدانیم.

وی سپس این مطلب را در انطباق با ظاهر آیه، این گونه توجیه می کند که:

وقتی به کتب لغت مراجعه نموده و محل آن ها را قسمت پشتی وقدامی ستون فقرات، یعنی: جای اولیه ای که بیضه و رحم قرار می گیرند بدانیم (قبل از شش ماهگی جنین تخم و تخمدان، هر دو در پشت قرار دارند و پس از شش ماهگی در جنس نر هر دو به پایین کشیده شده و در پوسته بیضه قرار می گیرند و به وضع عادی در می آیند و در جنس ماده نیز، مختصر جابجا شده و در دو طرف پهلو محاذی لوله های رحم جایگزین می شوند)، می توان آیه قرآن را به ترتیب زیر،

ص:259


1- (1) . مجمع البیان، ذیل آیه و نیز، لسان العرب و تفسیر نمونه با این تفاوت که «ترائب» را جمع«تربیه» گرفته اند.
2- (2) . تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم)، ج 4، ص 532 و مجمع البیان، ذیل آیه.
3- (3) . همان منابع
4- (4) . همان منابع.
5- (5) . تفسیر البصائر، ذیل آیه و نیز، تفسیر ابن کثیر
6- (6) . مجمع البیان، ذیل آیه
7- (7) . البصائر، ذیل آیه

مراحل آفرینش خلقت آدمی دانست:

از آب دافق کنار و اطراف نخاع خلقت شد؛ در «صلب» و «ترائب» دو قسمت وابسته به بیضه و رحم جای داشت؛ سپس از مجرا و گذرگاه، که بیضه و تخمدان باشد گذشت...؛ ناگفته نماند: چون متاستازهای سرطان بیضه، در وهله اوّل، اطراف ستون فقرات تظاهر می کند، ممکن است به زودی اعلام دارند که بین مایع اطراف نخاع و مایع موجود در مجاری منی ساز بیضه، ارتباط مسلم و قطعی برقرار است. (1) ح) بین نخاع و سینه هر شخص. (2) ط) «ترائب» به چیزهای جفت ومساوی در بدن انسان گفته می شود و ازاین رو به انگشتان دست و دو استخوان ران پای انسان نیز ترائب می گویند (یعنی:

منطقه ای که آلت تناسلی مرد در آن قسمت واقع شده است)؛ (3)در همین راستا، دکتر «دیاب» و دکتر «قرقوز» نیز پس از نقل معانی مفسرین می نویسند:

اکنون که عرصه معنا تا این حد گسترده است، ما معنایی را بر می گزینیم که با حقایق علمی نیز موافقت دارد؛ یعنی: «ترائب» را عبارت از استخوان های میان هر دو پا فرض می کنیم. (4)استاد آیةاللّه معرفت نیز همین معنا را پذیرفته اند. (5)

ص:260


1- (1) . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 240 - 241
2- (2) . البصائر: ذیل آیه
3- (3) . ر.ک: تفسیر ابن کثیر، زیر آیه، از ضحاک (که از تابعین تابعین در تفسیر است) این معنا را نقل می کند (قال ضحاک: الترائب بین الثدیین و الرجلین و العینین...)؛ مقاییس اللغه نیز می گوید: ترب: اصلان، احدهما: التراب و ما یشتق منه والآخر؛ تساوی الشیئین؛ همچنین صاحب التحقیق بعد از آنکه اصل معنای لغوی را مسکنة و خضوع کامل می داند، می گوید: امّا خروجه من بین الصلب و الترائب، فلعلّ المراد، خروجه من بین العمود الفقری و هو الصلب المنتهی الی العجز و بین الفخذین المعتبر عنهما بالترائب، لکونهما من اسافل الاعضاء... (المصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 1، ص 383 - 384).
4- (4) . طب در قرآن، ص 32
5- (5) . ر.ک: التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 62 - 64
بررسی

واژه «ترائب» به دومعنای «خضوع و تسلیم» و «هر دو چیز مساوی در بدن» است و به نظر می رسد که اکثر معانی و احتمالاتی که در آیه مطرح شد، استعمالاتی در مصادیق همین دو معناست؛ اما با توجه به معنای «ترائب» واحتمالاتی که داده اند، چند معنا برای آیه [ یَخْرُجُ مِن م بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَآ ل ِبِ ] ، ممکن است بیان شود:

نخست: آبی که از پشت مرد و سینه زن خارج می شود؛ این معنا موافق اکثر معانی ترائب است که به سینه و استخوان سینه زن تعبیر می شود. و در همین راستا، یکی از مترجمان قرآن، آیه 6 و 7 سوره «طارق» را اینگونه ترجمه می کند: «از آب جهنده ای خلق شده [که] از صلب مرد و میان استخوان های سینه زن بیرون می آید». (1)برخی از مفسران، همین معنا را پذیرفته و درصدد توجیه علمی آن برآمده اند؛ (2) امّا با توجه به اینکه این عبارت: [ یَخْرُجُ مِن م بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَآ ل ِبِ ] ، صفت «ماء دافق» است و «اوول» زن حالت جهندگی ندارد، نمی تواند احتمال قوی به حساب آید؛ صاحب «التحقیق» نیز با طرح همین احتمال، آن را غیر صحیح می داند؛ چون منی از بین پشت مرد و سینه زن، یعنی: وسط آن ها، خارج نمی شود؛ بلکه از درون مرد خارج می شود؛ (3)دوّم: آبی که از پشت و سینه مرد خارج می شود؛ فخر رازی این مطلب را به صورت یک احتمال ذکر می کند؛ ولی این مطلب توجیه علمی و معقول ندارد؛ مگر آنکه گفته شود: مراد کل وجود مرد است که بین استخوان سینه و پشت واقع شده است؛

ص:261


1- (1) . استاد فولادوند، ترجمه قرآن
2- (2) . سیّد قطب، فی ظلال القرآن، ج 6، ص 3877، دارالشروق، 1402 ق، الطبعة العاشرة.
3- (3) . مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 1، ص 384. و امّا تفسیر الآیة الکریمة بالخروج من بین ظهر الرجل و صدر المرأة، فغیر صحیح، فان حقیقة اللفظین غیر مافسّروهما و لاَنَّ الماء لایخرج من بین ظهر الرجل و صدر المرأة؛ ای: من وسطهما.

سوّم: جنین از رحم زن خارج می شود که میان پشت و قسمت جلوی بدن او قرار می گیرد؛ (1) این احتمال هم ضعیف است؛ چون در معنای کلمه «صلب»، پشت زن گفته نشده بود؛

چهارم: «صلب» مظهر محکمی و سختی و خشن بودن مرد است و «ترائب» مظهر لطافت زن است؛ پس مراد «اسپرم مرد» و «اوول زن» است؛ (2) این احتمال هم ضعیف است، چرا که معنای آیه، مجازی می شود؛ علاوه بر آن، قبلاً بیان شد که «اوول» زن حرکتی کُند دارد؛

پنجم: آبی که از بین دستگاه نطفه ساز مرد و دستگاه زن خارج می شود؛ یعنی:

همان معنایی که دکتر «پاک نژاد» در مورد صلب و ترائب پذیرفتند؛ امّا این احتمال نیز قابل قبول نیست؛ چون منی از داخل دستگاه نطفه ساز مرد خارج می شود؛ نه از بین دو دستگاه نطفه ساز مرد و زن و بر همین اساس است که خود ایشان هم مجبور شده است این معنا را توجیهی بعید کند؛

ششم: منی مرد از بین پشت وپیش روی او خارج می شود؛ این معنا مورد پذیرش برخی مفسران واقع شده (3) و شواهدی برای آن اقامه گردیده است؛ از جمله آنکه:

عمده ترین عامل پیدایش منی «نخاع شوکی» است که در پشت مرد واقع است و سپس قلب و کبد است که یکی زیر استخوان های سینه و دیگری در میان این دو قرار دارد و همین سبب شده که تعبیر [ ...مِن م بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَآ ل ِبِ ] برای آن انتخاب شود. (4)پس می توان گفت که نطفه مرد از میان پشت و روی او خارج می شود و از طرف دیگر در هنگام خروج منی، هیجان تمام بدن را فرا می گیرد و بعد از آن تمام بدن سست می شود و ازاین رو برخی گفته اند در حقیقت منی از تمام بدن خارج می شود؛ (5)

ص:262


1- (1) . تفسیر نمونه، ج 26، ص 365 به صورت احتمال ذکر می کند.
2- (2) . همان و نیز صاحب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم نیز، این مطلب را به صورت توضیح یک احتمال ذکر کرده است، ج 6، ص 263.
3- (3) . ر.ک: تفسیر نمونه، ج 26، ص 367
4- (4) . همان
5- (5) . همان، ص 366

هفتم: آب منی از بین پشت و دو استخوان پا (محل آلت تناسلی) خارج می شود؛ این معنا موافق معنای اخیر در کلمه ترائب است که شواهد متعددی از لغت و تفسیر به همراه داشت و مورد پذیرش برخی پزشکان نیز بود؛ چرا که با رویکرد علمی پزشکی سازگار است.

آیة اللّه معرفت نیز معنای مزبور را می پذیرند و از قول دکتر «کنعان الجائی» نیز همین را ذکر می کنند. (1)«دیاب» و «قرقوز» در این زمینه می نویسند: «ماء دافق همان آب مرد، یعنی: منی است که از میان صلب و ترائب (استخوان پاها) او خارج می شود... تمام نقاط و مجاری عبور منی از نظر کالبدشکافی در محدوده «صلب» و «ترائب» قرار دارند غدد کیسه ای پشت «پروستات» (که ترشحات آن ها قسمتی از منی را تشکیل می دهد) نیز در محدوده «صلب» و «ترائب» قرار گرفته اند».

سپس با اشاره به غدد کیسه ای ترشح کننده منی و وظایف آن ها می نویسند:

این دو، غده های ترشح کننده هستند که ترشحات آن ها بخشی از مایع منی را تشکیل می دهد؛ ترشحات این غدد به رنگ زرد بوده و از نظر «فرکتوز» بسیار غنی است؛ همچنین این غدد در عمل جهشی منی به خارج و به صورت دفعات بر اثر انقباض عضلات آن ها نقش بسیار مهمی ایفا می کنند.

پس می توان گفت: منی از میان «صلب» مرد، به عنوان یک مرکز عصبی - تناسلیِ امر کننده و «ترائب» او به عنوان رشته های عصبی مأمور به اجرا، خارج می شود و در واقع خروج منی با همراهی و هماهنگی کامل بین آمر و مأمور انجام می پذیرد و این مسئله از نظر علمی نیز به اثبات رسیده است.

با توجه به توضیحات فوق، هیچ اشکالی در این مسئله باقی نمی ماند که قرآن، این موضوع را به گونه ای اعجازآمیز و به صورت موعظه بیان فرموده است. (2)

ص:263


1- (1) . ر.ک: التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 64
2- (2) . طب در قرآن، ص 32 - 33، با تلخیص
نتیجه گیری

به نظر می رسد که می توان معنای ششم و هفتم را با هم جمع کرد و این معنا با کلام علامه طباطبائی رحمه الله که معتقدند: (مراد کل بدن انسان است) نیز قابل جمع است؛ همچنین نه تنها با مبانی علمی نیز، ناسازگار نیست؛ بلکه علم مؤید آن است؛ چرا که قرآن می فرماید: «منی مرد از بدن او که بین پشت و جلوی او (که منظور محل آلت تناسلی اوست) خارج می شود» و این مطلب با ظهور آیه شریفه که صفت برای «ماء دافق» است سازگارتر است.

پس آیه، ربطی به زنان ندارد تا با مبانی علمی خروج منی و جهنده نبودن «اوول» ناسازگار باشد.

نکته: قرآن کریم، سخن پروردگاری حکیم و عالم است که در اوج فصاحت، بلاغت و ادب بیان شده است؛ ادب قرآن و رعایت جنبه های اخلاقی نیز در بیان مطالب جنسی، کاملاً روشن است.

به نظر می رسد که در اینجا نیز برای اینکه نام آلت تناسلی انسان به صراحت برده نشود، از تعبیر [ ...مِن م بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَآ ل ِبِ ] ؛ «آب جهنده ای که از ما بین پشت (مرد) و دو استخوان پا...»، استفاده شده است.

3. تأثیر دانش ادبیات عرب در ترجمه قرآن
درآمد

قرآن کریم به زبان عربی نازل شده است، ازاین رو هر مترجم قرآن باید به زبان و ادبیات عرب تسلّط کافی داشته و قواعد صرف، نحو، فصاحت و بلاغت و... را مد نظر قرار دهد تا بتواند ترجمه ای دقیق از قرآن ارائه کند.

گاه برخی از مترجمان به این امر مهم کم توجهی می کنند، ازاین رو گرفتار

ص:264

لغزش هایی در ترجمه می گردند؛ اکنون به چند نمونه از این لغزش ها اشاره می کنیم:

1. استاد فولادوند در ترجمه آیه 119 سوره «هود» می نویسد:

[ إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَ لِذَ لِکَ خَلَقَهُمْ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ ]؛

مگر کسانی که پروردگار توبه آنان رحم کرده و برای همین آنان را آفریده است؛ وعده پروردگارت [چنین] تحقق پذیرفته است [که:] «البته جهنّم را از جن و انس یکسره پُر خواهم کرد».

بررسی

واژه «اَجمعین» را در این آیه، قید «جهنّم» گرفته اند در حالی که واژه «جهنّم» مفرد مونث است و قید آن «جمعاء» می شود؛ پس این «اَجمعین» تاکید معنوی برای «الجنة والناس» است.

2. استاد فولادوند در ترجمه آیه 120 سوره «هود» می نویسند:

[ وَ کُلاًّ نَّقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَم نبَآءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ ی فُؤَادَکَ... ]؛

«و هر یک از سرگذشت های پیامبران [خود] را که بر تو حکایت می کنیم، چیزی است که دلت رابدان استوار می گردانیم».

در این ترجمه «کلّاً» مبتدا و «ما نثبّت» خبر فرض شده است: «هر یک از سر گذشتها... چیزی است»؛ در حالی که جمله «کلّاً نقصّ علیک من انباء الرسل» مستقل است و «ما» بدل از آن شده است؛ (1) یعنی: آیه باید اینگونه ترجمه شود:

«و هر یک از اخبار فرستادگان (الاهی) را برای توحکایت می کنیم، (همان) چیزی که بوسیله آن، دلت را استوار می گردانیم».

3. استاد خرمشاهی در ترجمه آیه 123 سوره «نحل» می نویسند:

[ ثُمَّ أَوْحَیْنَآ إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَ هِیمَ حَنِیفًا وَ مَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ]؛

ص:265


1- (1) . نک: اعراب القرآن و بیانه، ج 3، ص 497، محی الدین درویش.

«سپس به تو وحی کردیم که پاکدلانه از آیین ابراهیم پیروی کن، که از مشرکین نبود».

در این ترجمه «حنیفاً» حال از ضمیر «اتبع» گرفته شده است در حالی که حال از ابراهیم است؛ (1) یعنی: آیه باید اینگونه ترجمه می شد:

«سپس به سوی تو وحی کردیم که از آیین ابراهیم پیروی کن، در حالی که حق گرا (پاکدل) بود و از مشرکان نبود».

4. استاد فولادوند در ترجمه آیه 74 سوره «انبیاء» می نویسند:

[ ...إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَسِقِینَ ]؛

«به راستی آن ها گروه بد و منحرفی بودند.»

استاد خرمشاهی نیز می نویسند: «که آنان مردمی پلید و نافرمان بودند».

در این ترجمه که بیان شد، واژه «فاسقین» را با واو، به «سوء» عطف کرده اند در حالی که «واو» داخل پرانتز قرار نگرفته است؛ یعنی: «فاسقین» را مضاف الیهِ بعد از مضاف الیه گرفته اند.

در حالی که واژه «قوم» در این آیه، به واژه سوء اضافه شده است: «قوم بد» و واژه «فاسقین» صفت «قوم» است؛ یعنی: این آیه باید لااقل اینگونه ترجمه می شد:

«چرا که آنان گروهی بد [کار و] نافرمانبردار بودند».

یا اینچنین معنا شود که دقیق تر خواهد بود: «چرا که آن ها گروه بدی هستند که نافرمانبردارند».

5 . ضمیر فصل در اکثر ترجمه های قرآن معنا نمی شود:

مثال: در ترجمه آیه 12 سوره «بقره» می خوانیم:

[ أَلَآ إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لَکِن لَّایَشْعُرُونَ ]؛

فولادوند: «بهوش باشید که آنان فساد گرانند، لیکن نمی فهمند»؛

ص:266


1- (1) . همان، ج 4، ص 314

خرمشاهی: «بدانید که ایشان اهل فسادند».

و گاهی نیز به عنوان «حصر» معنا می شود:

مثال: در آیه 104 سوره «آل عمران» در «تفسیر نمونه» می خوانیم:

[ ...وَأُوْلَل-ِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ]؛

«تنها آنان رستگارانند»؛

ولی همین مفسر محترم در ترجمه آیه به عنوان «تاکید» آورده و می فرماید:

«آن ها همان رستگارانند»؛

و گاهی به عنوان «تاکید» معنا می شود:

همانطور که استاد «فولادوند» به عنوان «تاکید» در آیه 104 سوره «آل عمران» می نویسند: «آنان همان رستگارانند».

بررسی

«ضمیر فصل» در ادبیات عرب دو معنا دارد:

الف) معنای «حصر»؛

ب) معنای «تاکید».

نکته 1: معنای نخست، معنای اصلی ضمیر فصل است و معنای دوم به عنوان قول گروهی از ادیبان در ادبیات عرب مطرح است.

همانطور که «ابن هشام» در «مغنی» پیرامون فایده های «ضمیر فصل» می نویسد:

«الثانی: معنوی: وهوالتاکید؛ ذکره جماعة... والثالث: معنوی ایضاً:

وهوالاختصاص، و کثیر من البیانیین یقتصر علیه». (1)نکته 2: «حصر، در مورد ضمیر فصل غالباً به صورت «حصر اضافی و نسبی» است.

ص:267


1- (1) . مغنی ابن هشام، باب رابع، شرح حال الضمیر المسمی فصلاً و عماداً، ص 5 - 644، چاپ تبریز، سوق المسجد الجامع (برگرفته از طبع الخامس بیروت 1979 م).

یعنی: در آیه 11 سوره «بقره» که منافقان ادعا می کنند: «تنها آنان اصلاح گرند و دیگران را فسادگر می خوانند»؛ خداوند به آنان پاسخ می دهد و اعلام می کند که: «تنها آنان فسادگرند»؛ یعنی: در میان این دو گروه (مومنان و منافقان) فساد منحصر به گروه دوم است؛ یعنی: «حصر نسبی» است نه «حصر مطلق» که بگوییم در میان جهانیان فقط این منافقان فاسقند؛ (چون بسیاری از کافران نیز فاسق هستند).

6 . فعل معلوم و مجهول

در ترجمه استاد فولادوند در ذیل آیه 83 سوره «مومنون» می خوانیم:

[ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَ ءَابَآؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَآ إِلآَّ أَسَطِیرُ الْأَوَّلِینَ ]؛

«درست همین را قبلاً به ما و پدرانمان وعده دادند؛ این جز افسانه های پیشینیان [چیزی] نیست».

در این آیه، فعل «وُعدنا» که مجهول است اینگونه ترجمه شد: «وعده دادند»؛ یعنی:

به صورت سوم شخص معلوم غایب معنا شده است؛ در حالی که باید اینگونه ترجمه می شد: «ما و پدرانمان وعده داده شدیم». (1)در ترجمه دیگری در مورد آیه 25 سوره «اعراف» می خوانیم:

[ قَالَ فِیهَا تَحْیَوْنَ وَفِیهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ]؛

«فرمود: در آن [زمین] زنده می شوید؛ و در آن می میرید و (در رستاخیز) از آن خارج خواهید شد». (2)ملاحظه می کنید که «تُخرَجون» فعل مجهول است در حالی که معلوم معنا شده

ص:268


1- (1) . البته برخی از صاحب نظران و ادیبان بر آنند که یکی از راه های مجهول کردن فعل در زبان فارسی، آن است که فعل به صورت جمع آید؛ ولی این مبنا قابل مناقشه است؛ چرا که در هر صورت (مفرد و جمع) اگر فعل به فاعلی استناد داده شود معلوم است و اگر اسناد داده نشود مجهول خواهد بود.
2- (2) . ترجمه تفسیر نمونه که به نام آیة اللّه مکارم شیرازی منتشر شده است.

است؛ یعنی: گفته اند: «از آن خارج خواهید شد»؛ ولی معنای صحیح آن است که ترجمه کنند: «از آن بیرون آورده می شوید».

4. تأثیر دانش تفسیر در ترجمه قرآن

ترجمه قرآن، خلاصه ای از تفسیر آن است؛ بنابراین از طرفی عدم توجه به تفسیر، سبب می شود که مترجم راه خطا برود و برخی مطالب و اهداف قرآن بخوبی به زبان مقصد منتقل نسازد.

از طرف دیگر، مترجم باید مواظب باشد که در مواردی که یک جمله چند تفسیر مختلف دارد و هیچکدام از آن ها قطعی نیست، آیه را طوری تفسیر کند که با همه دیدگاه های تفسیری سازگار باشد، یا برخی از دیدگاه ها را نفی نکند.

از سوی دیگر نیز باید مواظب باشد که تهافتی بین تفسیر مورد قبول او با ترجمه پیش نیاید.

هنگامی که به برخی از ترجمه ها نظر می کنیم، این اشکالات را فراوان می بینیم؛ این موضوع نشان دهنده اهمیت و نقش «تفسیر» در ترجمه است و اینکه: مترجم قرآن حتماً باید مفسّر نیز باشد؛ اینک به برخی مثال ها توجه کنید:

1. در ترجمه استاد فولادوند در مورد آیه 12 سوره «طلاق» می خوانیم:

[ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَوَ تٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ... ]؛

«خدا همان کسی است که هفت آسمان و همانند آن ها هفت زمین آفرید».

مفسران در مورد تعبیر «مثلهن» چند احتمال داده اند:

الف) همانند بودن آسمان ها و زمین در تعداد (هفت)؛ (1) این همان احتمالی است که استاد فولادوند براساس آن آیه را ترجمه کرده است؛

ص:269


1- (1) . اطیب البیان، ذیل آیه 12 سوره طلاق

ب) همانند بودن آسمان ها (کرات آسمانی) و زمین در معلّق و شناور بودن در فضا؛ (1)ج) همانند بودن آسمان ها و زمین، در ملکوتی بودن؛

یعنی: خدا آسمان ( مقام قرب، حضور و ملکوت) را آفرید و از زمین چیزی شبیه آسمان آفرید؛ یعنی انسانی را خلق کرد که مرکب از ماده زمینی و روح ملکوتی آسمانی است. (2)جالب توجه آنکه در قرآن، واژه هفت آسمان تکرار شده است؛ اما واژه هفت زمین نداریم و تنها آیه ای که ممکن است اشاره به هفت زمین داشته باشد (بنابراین احتمال اول) همین آیه است و در اینجا هم احتمال هست که هفت اقلیم یا هفت قطعه زمین مقصود باشد؛ همانطور که از واژه «الارضین» در «نهج البلاغه» اراده شده است. (3)بنابراین می بینیم که مترجم طوری آیه را ترجمه کرده که با یکی از احتمالات تفسیری سازگار و بقیه را نفی می کند، در حالی که اگر اینگونه ترجمه می کرد:

«خدا همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین، همانند آن ها را»، هم با ظاهر آیه سازگارتر بود و هم با تفسیرهای مختلف آیه انطباق داشت.

2. در ترجمه «تفسیر نمونه» با اینکه این ترجمه بر یک تفسیر مبتنی است؛ اما گاهی تعارض بین ترجمه و تفسیر به چشم می خورد؛ یعنی: مفسران گرامی در تفسیر یک معنا را برگزیده و گفته اند؛ ولی در ترجمه، معنای دیگری را ابراز کرده اند:

در آیه 127 سوره «نساء» می خوانیم:

[ ...وَتَرْغَبُونَ أَن تَنکِحُوهُنَّ... ]؛

ترجمه: «و می خواهید با آن ها ازدواج کنید»؛

تفسیر نمونه: «و نمی خواهید با آن ها ازدواج کنید». (4)

ص:270


1- (1) . تفسیر کبیر فخر رازی، ج 30، ذیل آیه 12 سوره طلاق
2- (2) . المیزان، ج 19، ص 7 - 165 و ذیل آیه 12 سوره طلاق
3- (3) . نهج البلاغه (سه جلدی استاد مکارم) ج 1، ص 174 و ج 2، ص 177 و ص 179 و خطبه 199.
4- (4) . نمونه، ج 4، ص 148

در آیه 41 سوره «آل عمران»:

[ ...وَسَبِّحْ بِالْعَشِیِ ّ وَالْإِبْکَرِ ]؛

ترجمه: «و به هنگام صبح و شام، او را تسبیح بگو»؛

تفسیر نمونه: «عشی به معنای عصر آمده است». (1)و نیز در آیه 36 سوره «نور» واژه «غُدُوا» در ترجمه، به معنای «شام» و در تفسیر به معنای «عصر» آمده است. (2)در آیه 22 سوره «حجر»: [ وَ أَرْسَلْنَا الرِّیَحَ لَوَ قِحَ... ]؛

ترجمه: «و ما بادها را برای بارور ساختن (ابرها و گیاهان) فرستادیم»

تفسیر نمونه: «آیه، اشاره به لقاح ابرها دارد و نمی توان آن را اشاره به لقاح گیاهان دانست». (3)3. واژه «قرض» در آیه 245 سوره «بقره»، توسط استاد «فولادوند» اینگونه ترجمه شده است:

[ مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا... ]؛

«کیست آن کس که به [بندگان] خدا وام نیکویی دهد».

ملاحظه می کنیم که واژه «قرض» در این آیه به معنای «وام» به مردم معنا شده است؛ در حالی که واژه «قرض» در آیه مزبور به معنای «انفاق در راه خدا» است (4) و اگر به عنوان «قرض» آمده، نوعی کنایه یا مجاز گویی است و گرنه وام به خدایی که مالک همه چیز است، معنا ندارد؛ وام به بندگان هم منظور نیست.

این مطلب هم ناشی از این است که مترجم محترم از شباهت لفظ «قرض» در

ص:271


1- (1) . همان، ج 2، ص 8 - 407
2- (2) . همان، ج 11، ص 61
3- (3) . همان، ج 14، ص 481.
4- (4) . نک: نمونه، ج 2، ص 161 - 160 والمیزان، ج 2، ص 284

فارسی و عربی، پنداشته اند که در این آیه نیز «قرض» به معنای «وام» است؛ این همان خطای ذهنی مشهوری است که در بین بسیاری از مردم متداول است به گونه ای که آیه مزبور را به عنوان نماد «قرض الحسنه» قرار می دهند؛ حال آنکه طبق مفاد تفسیر این آیه به معنای «انفاق و بخشش در راه خدا» است و واژه «وام» به عنوان «دِیْن» در قرآن آمده است. (1)ازاین رو آیةاللّه مکارم شیرازی آیه مزبور را اینگونه ترجمه کرده اند:

«کیست که به خدا "قرض الحسنه ای" دهد (از اموالی که خدا به او بخشیده انفاق کند)...».

مثال دیگر:

[ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ... ]؛ (2)

حلبی: «و برای آن ها (مجاهدان مسلمان) آنچه می توانید نیرو و اسبان بسته آماده کنید»؛

در این ترجمه، ضمیر «لهم» به مجاهدان مسلمان برگشته، در حالی که مقصود در این آیه کافران هستند.

ازاین رو آیة اللّه مکارم شیرازی که به تفسیر آیه توجه داشته اینگونه ترجمه کرده است:

«هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آن ها [دشمنان] آماده سازید و...».

5 . تأثیر واژه شناسی در ترجمه قرآن
اشاره

«لغت» یکی از منابع و ابزارهای ترجمه و تفسیر قرآن است و بدون مراجعه به کتاب های اصیل و معتبر لغت نمی توان به ترجمه قرآن اقدام نمود و در همین راستا، مترجم قرآن نباید بر ذهن خود تکیه کند یا از دیگران تقلید نماید؛ بلکه باید مکرراً به لغت مراجعه کند تا مطمئن شود که معنای لغت چیست.

گاهی برخی از مترجمان، دقت لازم را در این کار نمی کنند و واژه قرآنی را به خطا ترجمه می کنند؛ گاهی نیز مشابهت یک واژه در فارسی و عربی، مترجم را فریب داده و ترجمه را با خطا مواجه می سازد.

ص:272


1- (1) . بقره، 282
2- (2) . انفال، 60

اینک به چند مثال در این مورد توجه کنید:

1. در ترجمه استاد فولادوند پیرامون آیه 133 سوره «آل عمران» می خوانیم:

[ وَسَارِعُوا إِلَی مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَوَ تُ وَالْأَرْضُ... ]؛

«و برای نیل به آمرزشی از پروردگار خود، و بهشتی که پهنایش [به قدر] آسمان ها و زمین است...».

در این ترجمه، واژه «عرض» به معنای «پهنا» آمده است؛ حال آنکه واژه مزبور در این آیه به معنای «وسعت» است؛ ولی در فارسی واژه «عرض» به همان معنای «پهنا» می آید که در برابر «درازا» (طول) است.

این خطا به خاطر اشتراک لفظی بروز کرده است؛ مترجم محترم پنداشته اند که واژه «عرض» در فارسی و در این آیه به یک معناست، در حالی که معنای آن ها متفاوت است.

این مطلبی است که برخی لغویین بر آن اصرار کرده اند؛ چون اصلاً بهشت آخرت، حدّ و اندازه مادی ندارد که عرض در برابر طول مراد باشد. (1)2. در ترجمه های متعدد قرآن، ذیل آیه 133 سوره «اعراف» و 14 سوره «عنکبوت» واژه «طوفان» به معنای «طوفان» ترجمه شده است. (2)در حالی که این واژه در عربی به معنای حادثه ای است که انسان را احاطه می کند وغالباً در «سیل» به کار می رود که در این دو مورد نیز به معنای «سیلاب» آمده است. (3)اما واژه «طوفان» در فارسی به معنای «تندباد» است؛ یعنی: مخاطبِ ترجمه قرآن، به جای فهم معنای «سیلاب»، معنای «تندباد» را می فهمد.

این خطای مترجمان محترم به خاطر اشتباهات واژه طوفان در فارسی و عربی و

ص:273


1- (1) . التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 8، ص 96 (ماده عرض، ذیل آیه /133 3).
2- (2) . نک: ترجمه استاد خرمشاهی، استاد فولادوند، آیةاللّه مکارم شیرازی و... (البته آیةاللّه مکارم شیرازی در ترجمه آیه 14 سوره «عنکبوت» از دو واژه «طوفان و سیلاب» استفاده کرده است).
3- (3) . نک: المفردات، الراغب الاصفهانی، ماده طوف.

همچنین خطای مشهور و متداول است که معمولاً تحت عنوان «طوفان نوح» به کار می رود؛

در حالی که عذاب قوم نوح، سیلابی بود که خدا فرستاد و آنان را غرق نمود.

اگر مترجمان محترم به تفسیر یا لغت مراجعه می کردند دچار این خطا نمی شدند.

3. استاد فولادوند آیه 60 سوره توبه را اینگونه ترجمه می کنند:

[ إِنَّمَا الصَّدَقَتُ لِلْفُقَرَآءِ وَ... ]؛

«صدقات، تنها به تهیدستان و...».

مقصود از واژه «صدقات» در این آیه، «زکات» است (1) و آیه، موارد مصرف آن را بیان می کند؛

در حالی که واژه «صدقات» در فارسی متداول به معنای «انفاق های مستحبی» است که مردم به فقرا می دهند.

استفاده این واژه، سبب می شود که خواننده ترجمه، معنای فارسی «صدقه» را بفهمد در حالی که معنای «زکات» مقصود بوده است.

ازاین رو، مفسر گرانقدر آیة اللّه مکارم شیرازی این واژه را در آیه مزبور به معنای «زکاتها» معنا کرده است.

4. واژه «رشید» در ترجمه های قرآن، اینگونه معنا شده است:

[ ...أَلَیْسَ مِنکُمْ رَجُلٌ رَّشِیدٌ ]؛ (2)

فولادوند: «آیا در میان شما آدمی عقل رس پیدا نمی شود؟»؛

آیةاللّه مکارم: «آیا در میان شما یک مرد فهمیده و آگاه وجود ندارد؟!»؛

[ ...إِنَّکَ لَأَنتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدُ ]؛ (3)

فولادوند: «راستی که تو بردبار فرزانه ای»؛

ص:274


1- (1) . نک: تفسیر نمونه و تفاسیر دیگر، ذیل آیه
2- (2) . هود، 78
3- (3) . هود، 87

آیةاللّه مکارم: «تو که مرد بردبار و فهمیده ای هستی!»؛

[ ...وَ مَآ أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ ]؛ (1)

فولادوند: «و فرمان فرعون صواب نبود»؛

آیةاللّه مکارم: «در حالی که فرمان فرعون مایه رشد و نجات نبود»؛

واژه «رشید» در اصل به معنای هدایت به سوی خیر و صلاح است و در برابر «گمراهی» قرار می گیرد؛ این واژه شامل هدایت در امور دنیوی و اخروی می شود. (2)یعنی: ترجمه فارسی آن نزدیک به معنای «هدایتگر» می شود؛ در حالی که این واژه در فارسی در مورد افراد عاقل، فهمیده، آگاه و فرزانه به کار می رود.

شباهت این دو لفظ، سبب شده است تا مترجمان، در ترجمه قرآن، لفظ «رشید» را اینگونه معنا کنند؛ یعنی: به نوعی، معنای متبادر فارسی لفظ «رشید» جانشین معنای عربی آن شده است.

البته نمونه های دیگری نیز در این مورد وجود دارد که در آن ها شباهت معنای فارسی و عربی، مترجمان را دچار خطا کرده است که می توان با جستجو در ترجمه ها و لغت نامه ها بدان ها پی برد.

ص:275


1- (1) . هود، 97
2- (2) . المفردات، الراغب الاصفهانی و التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، المصطفوی ماده رشد.
پژوهش های جدید

1. شرایط مترجم قرآن را از نظر اساتید: «معرفت»، «خوئی»، «مشکینی» و «زرقانی»، مقایسه و بررسی کنید.

2. تأثیر پیشداوری ها را در ترجمه قرآن «محدث دهلوی» بررسی کنید.

3. تأثیر هنرنمایی (ذوق و سلیقه) مترجمان را در چند ترجمه مشهور فارسی، پیرامون ترجمه سوره «تکویر» بررسی و مقایسه کنید.

4. تأثیر آگاهی مترجم از «علوم قرآن» را در ترجمه های قرآن بررسی کنید.

5 . تأثیر آگاهی از «اصول فقه» را در ترجمه های قرآن بررسی کنید.

6 . تأثیر آگاهی از «تاریخ اسلام» را در ترجمه های قرآن بررسی کنید.

7. تأثیر آگاهی از «سنت» و علوم مرتبط با آن را در ترجمه های تفسیری قرآن بررسی کنید.

8 . واژه «دعا» که در عربی به معنای «خواندن» و در فارسی به معنای «نیایش» است را در ترجمه های آیه 14 سوره «رعد» بررسی کنید.

9. لفظ «آخِر» و «آخَر» که اوّلی به معنای «پایان» و دومی به معنای «دیگر» است را در ترجمه های آیه 7 سوره «اسراء» بررسی کنید.

10. کلمه «وفور» که در عربی به معنای «تام و کامل» است و در فارسی به معنای «فراوان» است را در ترجمه های 63 سوره «اسراء» بررسی کنید.

11. لفظ «مداد» که در عربی به معنای «مرکب» و در فارسی به معنای «وسیله نوشتن» است را در ترجمه های آیه 109 سوره «کهف» بررسی کنید.

12. واژه «عربی» که در لغت عرب به معنای «فصیح و روشن» است و در فارسی به معنای «لغت عربی» می آید را در آیات مربوطه بررسی کنید.

13. لفظ «ملت» که در عربی به معنای «آیین» و در فارسی به معنای «مردم» است را در ترجمه های آیه 13 سوره «ابراهیم» بررسی کنید.

ص:276

منابع، جهت مطالعه بیشتر

1. ترجمه قرآن (سخن مترجم) آیةاللّه مشکینی.

2. آسیب شناسی ترجمه فارسی قرآن کریم، امیر مسعود صفری.

3. فن ترجمه در ادبیات عرب، محمد عبدالغنی حسن.

4. مجله مترجم، شماره 10.

5 . تاریخ قرآن، آیةاللّه معرفت.

6 . البیان فی تفسیر القرآن، آیةاللّه الخوئی.

ص:277

صفحه سفید، 278

ص:278

6- روش ها و سبک های ترجمه قرآن

اشاره

اهداف آموزشی: 1) شناخت روش های ترجمه (تحت اللفظی، تفسیری، جمله به جمله)؛ 2) شناخت سبک های ترجمه (تقسیمات هفتگانه ترجمه و سبک های زیر مجموعه آن ها).

درآمد

ترجمه متون مقدس، ضرورت تبلیغی هر دین به شمار می آید و با توجه به رسالت قرآن برای همه زمان ها و مکانها، این ضرورت صد چندان می شود، ازاین رو دانشوران زیادی در طول تاریخ اسلام اقدام به ترجمه قرآن کرده اند و برای این کار از روش های مختلف استفاده نموده اند، بررسی این شیوه ها و بیان نقاط قوت و ضعف آن ها می تواند برای مترجمان بعدی راهگشا باشد و دانش ترجمه قرآن را بالنده و پویاتر کند.

مفهوم شناسی

مبحث روش های ترجمه قرآن، از چند واژه اساسی تشکیل شده است:

الف) ترجمه: همانطور که گذشت: «ترجمه فرایند انتقال پیام از زبان مبدأ به زبان مقصد است» و به عبارت دیگر: «برگرداندن الفاظ متن از زبانی به زبان دیگر برای

ص:279

رساندن معانی است» (1) که برخی آن را «علم» و برخی دیگر «هنر» و برخی «فن» دانسته اند؛ (2)ب) روش: مقصود از روش، مولفه های تأثیرگذار در فرایند ترجمه هستند؛ مثل نوع گزینش و چینش واژه ها و جمله ها که نتیجه آن، گونه خاصی از ترجمه را بوجود می آورد؛ (3)ج) سبک: منظور از سبک ترجمه، عوامل تأثیرگذار در ترجمه، همچون: هدف مترجم، گرایش کلامی، نوع مخاطب، زبان ترجمه و آهنگ آن است که به ترجمه، رنگ ویژه ای می دهد و البته هر سبک ترجمه می تواند در قالب یکی از روش های ترجمه تبلور یابد؛

د) قرآن: مقصود کتاب الاهی مسلمانان است که در این نوشتار، محور اصلی است؛ اما مباحث روش شناختی ترجمه، فراگیرتر از چارچوب قرآن خواهند بود.

پیشینه و کتابشناسی

ترجمه قرآن، سابقه ای دیرینه دارد و آغاز آن، به زمان صدر اسلام می رسد که «سلمان فارسی» اقدام به ترجمه بخشی از قرآن کرد؛ (4) اما مبحث روش شناسی ترجمه های

ص:280


1- (1) . برای ترجمه، معانی لغوی و اصطلاحی متعددی ارائه شده است که ذکر آن ها درخور این مقاله نیست؛ (ر.ک: لطفی پور ساعدی، کاظم، درآمدی به اصول و روش ترجمه، ص 66 و نیز: نجار، علی، اصول و مبانی ترجمه قرآن، ص 19 و... .
2- (2) . ر.ک: بی آزار شیرازی، عبدالکریم، قرآن ناطق / 1، ص 33 و نیز مجموعه مقالات کنفرانس بررسی مسائل ترجمه، دانشگاه تبریز، 1369 ش.
3- (3) . مولفه های تأثیر گذار در روش ترجمه، در مباحث بعدی که روش های ترجمه بیان می شود، روشن تر می شود.
4- (4) . السرخسی، المبسوط، شرح الکافی، ج 1، ص 137 و نیز: شواخ اسحاق، علی، معجم مصنفات القرآن، جزء دوم، ص13.

قرآن، از سابقه ای طولانی برخوردار نیست؛ هر چند که اشاراتی به این مبحث در برخی کتاب ها و ترجمه ها شده است؛ امّا به طور مستقل کمتر به مبحث روش شناسی ترجمه قرآن پرداخته اند، (1) که از این میان به برخی از مهمترین منابع و پژوهشگران اشاره می کنیم:

1. شیخ محمد بهاءالدین عاملی (م 1031 ق.) از «صفوی» نقل می کند که ترجمه دو روش دارد:

نخست: روش یوحنّا بن بطریق و ابن الناعمة الحمصّی که لفظ به لفظ ترجمه شود؛

دوم: روش حنین بن اسحاق و الجوهری، که تمام جمله را در ذهن تصور کند، سپس آن را به جمله ای مطابق آن از زبان دیگر ترجمه کند.

سپس ایشان به روش اول چند اشکال کرده و روش دوم را می پسندد. (2)2. آیةاللّه مکارم شیرازی، در پی نوشت ترجمه قرآن خویش، روش های ترجمه قرآن را به سه شیوه تقسیم کرده است: ترجمه تحت اللفظی، ترجمه آزاد، ترجمه هسته به هسته (ترجمه جمله به جمله) و در نهایت، روش سوم را می پسندد و در ترجمه خویش از همین شیوه استفاده کرده است. (3)3. آیةاللّه معرفت، در کتاب «التفسیر والمفسرون» (چاپ 1418 ق.) روش های ترجمه را به سه اسلوب تقسیم می کند: «ترجمه حرفی» (تحت اللفظی) - «ترجمه معنوی» (آزاد) - «ترجمه تفسیری» (همراه با شرح)؛ سپس ایشان ترجمه نوع نخست را غیر موّفق می داند و ترجمه نوع سوم را نزدیک تر به تفسیر می انگارد و ترجمه نوع دوم را معقول می شمارد. (4)

ص:281


1- (1) . البته در مورد تاریخ ترجمه و ترجمه های قرآن کتاب های متعددی نوشته شده است؛ اما کمتر به مبحث روش شناسی این ترجمه ها پرداخته اند؛ برای نمونه، ر.ک: آذرنوش، آذرتاش، تاریخ ترجمه قرآن به زبان فارسی، ترجمه های چاپی قرآن، آستان قدس.
2- (2) . عاملی، محمد بهاءالدین، کشکول، ج 1، ص 388
3- (3) . مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، پی نوشت نویسنده، نشر مدرسة الامام علی بن ابی طالب علیه السلام .
4- (4) . معرفة، محمد هادی، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج 1، ص 120 - 117.

4. آقای محمد عبدالغنی حسن، در «کتاب فن ترجمه در ادبیات عرب» از آقای «زیّات» نقل می کند که: وی علاوه بر دو روش «یوحنا بن بطریق» و «حنین بن اسحاق» در ترجمه، روش سومی را پیشنهاد می کند که در ترجمه های خود نیز از همان روش پیروی کرده است که تلفیقی است از این دو روش و از محاسن هر دو برخوردار است؛ بلکه دارای مزیّت انتقال همان احساس و درک عاطفی ای است که نویسنده و شاعر اصلی از آن برخوردار بوده (و در ترجمه منعکس می شود).

ایشان روش خود را اینگونه تشریح می کند:

در مرحله نخست، متن را دقیقاً با همان ترتیبی که در زبان اصلی آمده است به عربی برمی گردانم؛

در مرحله دوم، بر اساس قوانین صرف و نحو ادبیات عربی، جمله سازی می کنم؛

در مرحله سوم، روح و احساس مولف را در متن عربی منعکس می سازم. (1)5 . دکتر ذهبی، در کتاب «التفسیر والمفسرون»، ترجمه را به دو روش تقسیم می کند:

الف) ترجمه حرفی که همان ترجمه تحت اللفظی است؛

ب) ترجمه تفسیری. (2)6 . دکتر عقیقی بخشایشی، در کتاب «طبقات مفسران شیعه» (چاپ 1371 ش.)، بحث مبسوطی در مورد ترجمه قرآن دارد و در آن، روش های ترجمه قرآن را به دو نوع تقسیم می کند: ترجمه «کلمه به کلمه» (یا تحت اللفظی) و «ترجمه آزاد»، و نوع نخست را بازگو کننده معانی پرمحتوای قرآن نمی دانند و احتیاط می کنند که از نوع دوم ترجمه در قرآن استفاده شود. (3)7. آقای بی آزار شیرازی در کتاب «قرآن ناطق» (چاپ 1376 ش.)، روش های

ص:282


1- (1) . فن ترجمه در ادبیات عربی، محمد عبدالغنی حسن، ترجمه دکتر عباس عرب، ص 2 - 41.
2- (2) . التفسیر والمفسرون، ج 1، ص 22 - 29
3- (3) . عقیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه، ج 1، ص 148

ترجمه قرآن را به نه شیوه، تقسیم می کند: «ترجمه لغوی» یا ترجمان القرآن، «ترجمه تحت اللفظی»، «ترجمه حرفی و معنوی» یا ترجمه امین، «ترجمه ادبی»، «ترجمه منظوم قرآن»، «ترجمه آوایی»، «ترجمه و حواشی»، «ترجمه آزاد» یا خلاصة التفاسیر - «ترجمه پیوسته، تفسیری و آوایی»، که در نهایت روش اخیر را می پسندد. (1)البته با تأمل در روش های یاد شده ممکن است بتوان برخی روش ها را در یکدیگر ادغام یا تقسیم بندی دیگری ارائه کرد که در ادامه به بررسی روش های یاد شده خواهیم پرداخت.

8 . آقای علی نجار در کتاب «اصول و مبانی ترجمه قرآن» (چاپ 1381 ش.)، روش های ترجمه قرآن را به سه نوع تقسیم می کند: ترجمه تحت اللفظی، ترجمه آزاد - ترجمه تفسیری، سپس نوع اخیر را می پسندد.

البته، مقصود ایشان از ترجمه تفسیری همان ترجمه جمله به جمله است که در ادامه خواهد آمد. (2)

بررسی

تقسیم روش های ترجمه به سه روش «کلمه به کلمه» (تحت اللفظی)، روش «جمله به جمله» (هسته به هسته) و روش «آزاد» (ترجمه تفسیری) منطقی بوده و مطابق با واقعیت خارجی در ترجمه های موجود است؛ هر چند که در نامگذاری این تقسیم بندی اختلاف نظر هست، اما اصل سه روش فوق مورد پذیرش همه اندیشوران نامبرده است.

ص:283


1- (1) . بی آزار شیرازی، عبدالکریم، قرآن ناطق / 1، ص 269 - 227
2- (2) . مجله مترجم، شماره دهم، مباحثی را ویژه ترجمه قرآن درج کرده و در آن به طرح و نقد روش های ترجمه قرآن پرداخته است. همچنین برخی مترجمان نیز، در مقدمه ترجمه، یا پی نوشت آن، مطالبی پیرامون ترجمه و تقسیم روش های آن داشته اند؛ ر.ک: مقالات بهاءالدین خرمشاهی، سید جلال الدین مجتبوی؛ مقدمه ترجمه دهلوی، پی نوشت های ترجمه خرمشاهی و... .

الف: روش نخست، یعنی: «کلمه به کلمه» یا تحت اللفظی، همان روش یوحنا بن بطریق و ابن الناعمة الحمصّی است که شیخ محمد بهاءالدین عاملی نقل می کرد و همان «روش حرفی» است که «آیةاللّه معرفت» نوشته اند و همان روش «تحت اللفظی» است که آیةاللّه مکارم شیرازی، دکتر بی آزار شیرازی و دکتر عقیقی بخشایشی و نجار از آن یاد کرده اند.

ب: روش دوم، یعنی: روش «جمله به جمله» همان روش حنین بن اسحاق و الجوهری است که مرحوم «عاملی» نقل کرده و آیةاللّه مکارم شیرازی از آن، تحت عنوان «روش هسته به هسته» یاد نمودند؛ ولی آیة اللّه معرفت و دکتر عقیقی بخشایشی از آن، تحت عنوان «ترجمه معنوی» یا آزاد یاد کردند؛ همچنین دکتر عبد الکریم شیرازی از آن، تحت عنوان «ترجمه حرفی و معنوی» یا «ترجمه امین» یاد کرد و آقای علی نجار از آن تحت عنوان «ترجمه تفسیری» یاد نمود.

ج: روش سوم، یعنی: روش «ترجمه تفسیری» (ترجمه، همراه با نکات تفسیری روشنگر معنا) شیوه ای است که آیةاللّه مکارم شیرازی و آقای نجار از آن تحت عنوان ترجمه آزاد یاد می کند و آیةاللّه معرفت از آن، تحت عنوان ترجمه تفسیری، (همراه با شرح) یاد کرده و دکتر بی آزار شیرازی از آن تحت عنوان «ترجمه آزاد یا خلاصة التفاسیر» یاد می کند و گاهی از آن با عنوان «نقل به معنا» یاد می شود؛ (1) با این همه شیخ عاملی و دکتر عقیقی بخشایشی از آن ذکری به میان نمی آورند.

البته می توان در مورد این نامگذاری ها و دلایل آن انتقاد کرد؛ ولی از آنجا که دانش ترجمه در این دوره هنوز دانشی جوان بوده، سخنان این دانشوران، گام های نخستین این راه تلقی می شود، چرا که هنوز فضای روش مطلوب ترجمه روشن نشده بود؛ ازاین رو، شاید انتقاد جدّی سزاوار و وارد نباشد؛ (چرا که هر کس بر اساس تشخیص

ص:284


1- (1) . ر.ک: مقدمه ترجمه آیةاللّه مکارم شیرازی و نیز مجله مترجم، ش 10، ص 8 - 57.

و توجیه خود نامگذاری کرده است)؛ ولی در مجموع، مقصود این دانشوران (مخصوصاً با مثال هایی که زده اند و انتقادهایی که به برخی روش ها کرده اند) روشن است و همگی آنان اصل سه روش مزبور را پذیرفته اند؛ هر چند در نامگذاری آن اختلاف دارند؛ همانطور که در صحت و اعتبار این روشها، دیدگاه های خاصی وجود دارد که در پی بدآن هااشاره خواهیم نمود.

سه روش از میان روش های نه گانه دکتر بی آزار شیرازی، که ذکر آن گذشت، همین روش های مورد توافق بود که بدان اشاره شد؛ روش «ترجمه لغوی» یا ترجمان القرآن نیز با روش «ترجمه تحت اللفظی» قابل ادغام است؛ چرا که با هم تفاوت ماهوی و اساسی ندارند؛ همانطور که روش های دیگر (آوایی، ادبی، منظوم، ترجمه و حواشی، ترجمه پیوسته) با دو روش «ترجمه جمله به جمله» و «تفسیری» (آزاد یا خلاصة التفاسیر در بیان ایشان) قابل ادغام است.

به عبارت دیگر: آهنگ پذیر بودن ترجمه یا شعر و نثر بودن آن، یا حاشیه داشتن و نداشتن آن، از مولفه های پیدایش روش های جدید نیست؛ بلکه ترجمه قرآن می تواند جمله به جمله، آهنگین (آوایی) یا بدون آهنگ، همراه حاشیه یا بدون حاشیه باشد.

پس تقسیم اخیر دکتر بی آزار شیرازی، بیشتر به «سبک های مختلف ترجمه» شبیه است تا «روش ترجمه».

و به عبارت سوم: روش های ترجمه قرآن بر اساس مبنای تقسیم، می توانند گونه های متعددی داشته باشند که همه آن ها در یک ردیف جای نمی گیرند و گاهی، تقسیم از زاویه ای خاص و براساس سبک ترجمه است که می تواند در چارچوب هر روش ترجمه ای جای گیرد.

در ادامه این گفتار، روش ها و سبک های ترجمه قرآن را به گونه ای مبسوط از نظر خواهیم گذراند:

ص:285

تقسیمات روش ها و سبک های ترجمه

اشاره

شیوه های ترجمه قرآن دارای تقسیمات متعددی است؛ در اینجا ابتدا ترجمه ها را براساس روش ها و سبک ها تقسیم بندی نموده؛ در ادامه به شرح آن ها خواهیم پرداخت و همچنین برخی از آن ها را مورد نقد و بررسی قرار می دهیم:

نخست: روش های ترجمه قرآن

روش های ترجمه قرآن براساس گونه های انتقال مطلب از زبان مبدأ به زبان مقصد به سه روش تقسیم می شوند:

1. ترجمه کلمه به کلمه (تحت اللفظی، حرفی، همگون)؛

2. ترجمه آزاد (تفسیری، خلاصة التفاسیر)؛

3. ترجمه جمله به جمله (هسته به هسته، معنوی، امین، پایبند، محتوا به محتوا).

دوم: سبک های ترجمه قرآن

اشاره

همانطور که ترجمه قرآن دارای روش های اساسی است، دارای سبک های متعددی نیز هست که به ترجمه رنگ و جهت می دهد البته هر کدام از سبک های ترجمه می تواند در قالب روش خاصی ظاهر شود و نیز هر کدام بر مبنای خاص و از جهت و دیدگاه ویژه ای تقسیم پذیر است که در اینجا به مهمترین سبک های ترجمه اشاره می کنیم:

الف) تقسیم ترجمه ها بر اساس «هدف مترجم»

1. ترجمه جایگزین: ترجمه ای که بتواند جایگزین قرآن در زبان مقصد شود؛

2. ترجمه بیانی: ترجمه ای که فهم نسبتاً خوبی از متن قرآن ارائه کند؛ هر چند که نتواند جایگزین متن شود.

ص:286

ب) تقسیم ترجمه ها بر اساس «مخاطبین»

1. ترجمه برای عموم مردم؛

2. ترجمه تخصصی.

ج) تقسیم ترجمه ها براساس «زبان ترجمه»

1. ترجمه به زبان عام (زبان عرفی)؛

2. ترجمه به زبان خاص (زبان فنی یا ادبی یا...).

د) تقسیم ترجمه ها براساس «وجود اضافات و عدم آن ها»

1. ترجمه خالص (بدون توضیحات و دخالت عناصر تفسیری)؛

2. ترجمه تفسیری (خلاصة التفاسیر).

ه ) تقسیم ترجمه ها براساس «گرایشات و عدم آن ها»

1. ترجمه بی طرف (بدون لحاظ گرایشات کلامی، فلسفی و مذهبی و...)؛

2. ترجمه گرایشی (براساس گرایش خاص مذهبی، کلامی، فلسفی و...).

و) تقسیم ترجمه ها براساس «اعتبار ترجمه و مترجم»

1. ترجمه معتبر؛

2. ترجمه غیر معتبر.

ز) ترجمه های هنری

1. ترجمه های نثر غیر آهنگین؛

2. ترجمه های هنری (آهنگین، آوایی و منظوم).

ص:287

یک: روش های ترجمه

اشاره

روش های ترجمه براساس گونه انتقال مطلب از زبان مبدأ به زبان مقصد، همان گونه که گذشت حداقل به سه روش تقسیم می شوند.

الف) کلمه به کلمه: (ترجمه تحت اللفظی، حرفی، همگون)

در این شیوه، دغدغه اصلی مترجم، حفظ امانت است؛ یعنی: مترجم حداکثر تلاش خود را می نماید تا در ترجمه، چیزی اضافه یا کم نشود و همه کلمات و حروف، دقیقاً همان گونه که در زبان مبدأ است به زبان دوم برگردانده شوند؛ این گونه از ترجمه، قرن ها در زبان پارسی ادامه داشته است و علت اصلی پرداختن مترجمان به این شیوه دو نکته بوده است:

نخست: ترس مترجمان مؤمن از اینکه با دور شدن از نص و الفاظ قرآن، از آنچه خداوند اراده کرده دور شوند و دوم اینکه: صناعت ترجمه و شناخت زبان در حد ابتدایی بوده است. (1)برای این روش ترجمه، می توان دو شیوه و گونه فرعی تصور کرد:

نخست: ترجمه لغوی یا ترجمان القرآن:

در این شیوه، لغات عربی قرآن که در فارسی غیرمأنوس است در حاشیه آیات، همراه با ترجمه نگاشته می شود؛ برای نمونه، روش کتاب «لسان التنزیل»، (از نویسنده ای ناشناس، متعلق به قرن چهارم یا پنجم هجری که مختصری در تفسیر و تأویل است) در ترجمه سوره اخلاص اینگونه است: (2)«هو»: وی؛

«احد»: یکی؛

ص:288


1- (1) . خرمشاهی، بهاء الدین، مترجم، ش 10، ص 33
2- (2) . لسان التنزیل (مولف مجهول) به اهتمام و تصحیح دکتر مهدی محقق.

«الصمد»: پناه نیازمندان؛

«لم یلد»: نزاد کسی را؛

و ... .

همچنین کتاب «الدر فی الترجمان» اثر شیخ الاسلام محمد بن منصور المتحد المروزی (احتمالاً از آثار قرن پنجم هجری) که کتابش را برای آشنایی و آموزش نوجوانان نوشته است سوره «والعصر» را اینگونه ترجمه کرده است: (1)«العصر»: گیتی و نماز دیگر؛

«الخسر»: زیانکاری؛

«الّا»: مگر؛

«آمنوا»: بگرویدند؛

«الایمان»: گرویدن.

و نیز از همین نمونه «تراجم الاعاجم»، (اثر نویسنده ای گمنام در قرن ششم یا هفتم) و نیز «ترجمان القرآن» اثر میر سید شریف جرجانی (740 - 816 ه .) و «المستخلص فی ترجمان القرآن»، اثر محمد بن نصر البخاری (م 757 ه .) است.

دوم: ترجمه تحت اللفظی

اشاره

در این شیوه، معمولاً ترجمه هر کلمه، زیر همان کلمه از قرآن نگاشته می شود؛ ترجمه تفسیری «طبری» توسط علمای ماوراء النهر و ترجمه «تفسیر ابوالفتوح رازی» از این نمونه اند.

برای مثال: [ ...وَ أُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ... ]؛ (2)

تفسیر طبری: «و بخورانیدند اندر دل های ایشان گوساله به کافری ایشان»؛ (3)

ص:289


1- (1) . المتحد المروزی، محمد بن منصور، الدر فی الترجمان ذیل سورة والعصر.
2- (2) . بقره، 93
3- (3) . ترجمه تفسیر الطبری، به اهتمام حبیب یغمایی، ج 1، ص 87.

ابوالفتوح: «بخوردادند در دل های ایشان گوساله به کفرشان»؛ (1)مثال دیگر: در یکی از ترجمه های قرآن معاصر آیه 12 سوره «ممتحنه» را اینگونه ترجمه کرده اند: [ ...وَ لَایَأْتِینَ بِبُهْتَنٍ یَفْتَرِینَهُ و بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ... ]؛

«و نیارند دروغی را که ببندند آن را میان دستهایشان و پاهاشان».

آیات نخست سوره «آل عمران» نیز اینگونه ترجمه شده است:

[ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ أ الم أ اللَّهُ لَآإِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ أ نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَبَ بِالْحَقِ ّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَ ل ةَ وَالْإِنجِیلَ ]؛

«به نام خداوند بخشاینده مهربان؛ خدا نیست خدایی مگر او که زنده و پاینده است؛ فرو فرستاد بر تو کتاب را براستی باور دارنده هر آنچه را که پیش از آن بوده و فرو فرستاد تورات و انجیل را». (2)

بررسی

نقاط قوت این روش ترجمه عبارتند از:

1. در این شیوه امانت در نقل مطالب، رعایت می شود و مطالب، بدون کم و زیاد بیان می شوند، و مخاطب و مترجم از محتوای نص کتاب دور نمی شوند؛ برخلاف روش ترجمه آزاد و تفسیری که مطالب اضافی، ترجمه را از متن اصلی دور می سازد؛

2. این شیوه برای آموزش مفاهیم به نوآموزان قرآن بسیار مناسب است؛ یعنی:

کسانی که زبان عربی را نمی دانند، می توانند با استفاده از ترجمه های تحت اللفظی براحتی و بزودی معانی واژه های قرآنی را بیاموزند.

ایرادات و اشکالاتی نیز به این شیوه ترجمه وارد شده است:

ص:290


1- (1) . تفسیر ابوالفتوح رازی، با تصحیح شعرانی، ج 1، ص 250
2- (2) . قرآن کریم با ترجمه فارسی، به خط مصباح زاده، با تصحیح هفت نفر از علمای حوزه علمیه قم، سازمان انتشارات جاویدان، 1337ش.

1. افراط در حفظ امانت، موجب می شود تا گاهی مضمون و پیام اصلی کلام به مخاطب القا نشود؛ بلکه او مطلب را به صورت ناقص و یا مبهم در یابد و اینجاست که در حقیقت، مترجم از مراد خدا دور خواهد شد؛ برای مثال در آیه 12 سوره «ممتحنه»، عبارت [ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ ] اشاره به «پیش رو و پیش پا» است و ترجمه تحت اللفظی: «میان دستهاشان و پاهاشان» نارسا و ناقص می نماید؛

2. گاهی یک کلمه معادل (خصوصاً در ترجمه قرآن) گویای مطلب نیست؛ ازاین رو لازم است تا توضیح مختصری در پرانتز اضافه شود و یا مفهوم جمله با عبارت دیگر بیان شود؛ ولی در این نوع ترجمه این نکته رعایت نمی شود؛

3. این نوع ترجمه، معمولاً دور از فهم خواننده است؛ چرا که غالباً قواعد صحیح جمله بندی فارسی در آن رعایت نمی شود و گاهی بدون حرف ربط و نسبت حکمیه است؛ (1) همانطور که در ترجمه فوق مشاهده شد در جمله آخر آن، فعل «فرو فرستاد» قبل از مفعول آمده است؛

4. این روش ترجمه، موجب تشویش در فهم مراد و گاهی خیانت در امانت است، چون موجب تغییر کامل معنا می شود؛ (2)5 . به کلمات کلیدی، محوری و اصطلاحی قرآن و جایگاه آن معانی توجه کافی نمی شود و خواننده، در معنای لغوی محصور می ماند؛ (3)6 . در این شیوه ترجمه، به نگارش نوشتن یک نوع زبان نامفهوم مبادرت می شود که به تغییر معنای پیام و تغییر ساختار زبان مقصد منجر خواهد شد؛ این امر ناشی از عدم آشنایی مترجم به دو زبان و کاربرد نادرست واژگان، اصطلاحات و عبارات اصطلاحی است؛ (4)

ص:291


1- (1) . مجتبوی، سیدجلال الدین، مترجم، ش 10 ص 36
2- (2) . معرفت، محمد هادی، التفسیر و المفسرون، ج 1، ص 118
3- (3) . بی آزار شیرازی، عبدالکریم، قرآن ناطق / 1، ص 239
4- (4) . ر.ک: صفارزاده، طاهره، اصول و مبانی ترجمه، ص 41 - 24

7. بسیاری از حروف، ظرفها، موصولات، روابط، مؤکدات و آنچه که دقایق و حالات معانی، بدان بسته است، در زبان فارسی یا نیست و یا اگر هست بدان پایه از تنوّع و دقتی که در زبان عربی وجود دارد، نمی باشد؛ (1) (بنابراین، ترجمه تحت اللفظی کامل به فارسی عملاً ممکن نیست)؛

8 . این گونه ترجمه، از سویی مفاهیم قرآن را محدود و نامفهوم ساخته و از سوی دیگر، برخلاف محتوای دلنشین و جذّاب قرآن، آن را به صورتی ناهماهنگ و نامطلوب درآورده است؛ چنین ترجمه ای در واقع به صیغه و ساختار عربی درآوردن کلمات فارسی است؛ (2)9. در این شیوه از ترجمه، اصطلاحات واستعارات به گونه ای مبهم یا استهزاآمیز ارائه می شوند. (3) (که نمونه آن را در آیه 93 سوره «بقره» دیدیم)؛

10. در این شیوه ترجمه، تشبیهات و کنایات به خوبی معنا نمی شود؛ (4)11. در این نوع از ترجمه، برخی از کلمات عربی مثل «ال» (با معانی متعدد آن) و «لقد» و مانند آن یا معادل ندارد و یا معادل فاقد مناسب است؛ (5)12. برخی گفته اند: هدف قرآن دو چیز است، نخست: بیان اعجاز و دوم: هدایت مردم؛ این شیوه ترجمه در بیان هر دو هدف نارساست؛ چرا که قادر نیست تا تمام خصوصیات لفظی قرآن را بازسازی کرده و اعجاز قرآن را باز نمایاند؛ همچنین بسیاری از معانی، از معنای ثانوی واژه ها و عبارت ها استنباط می شوند که در این شیوه ترجمه مورد توجه قرار نگرفته و در نتیجه هدایت مطلوب مردم تحقق

ص:292


1- (1) . پاینده، ابوالقاسم، مقدمه ترجمه قرآن
2- (2) . بی آزار شیرازی، همان، ص 243
3- (3) . بی آزار شیرازی، همان، ص 243
4- (4) . همان، ص 244
5- (5) . همان، ص 239

نمی یابد. (1)

ب) ترجمه آزاد (تفسیری، خلاصة التفاسیر)

در این شیوه، مترجم، همت خویش را صرف واضح نمودن پیام کلام می کند؛ وی سعی می کند تا به صورت کامل، مضمون و معنای کلام را درک کرده، و در ذهن خود مجسّم کند؛ سپس لباس الفاظ زبان مبدأ را از آن برکنده و لباس الفاظ زبان مقصد را بر آن بپوشاند و با توضیحات کامل ارائه کند؛ در این روش، می توان از هر جمله و کلمه ای که مناسب است استفاده کرد تا مطلب به مخاطب القا شود؛ اگر چه حجم کلمات و جملاتِ ترجمه، با متن اصلی، متناسب نباشد و کم و زیاد گردد.

نمونه این شیوه ترجمه را می توان در ترجمه قرآن مرحوم فیض الاسلام، ترجمه با خلاصة التفاسیر مرحوم یاسری، ترجمه با خلاصة التفاسیر مرحوم الاهی قمشه ای، معانی القرآن، محمد باقر بهبودی و ترجمه قرآن کریم با خلاصة التفاسیر، شیخ محمود تهرانی و... مشاهده نمود.

مثال: [ الم ]؛ (2)

ترجمه مرحوم فیض الاسلام: «رازی است میان خدای تعالی و پیغمبر اکرم که بنابر مصلحتی آشکار نگشته»؛

[ ذَ لِکَ الْکِتَبُ لَارَیْبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ ]؛ (3)

ترجمه مرحوم فیض الاسلام: «چون حق تعالی در سوره «فاتحه» دستور داد که بندگانش از او هدایت بصراط مستقیم را درخواست نمایند، در اینجا مژده به روا شدن آن درخواست را داده، به اینکه آن کتاب (قرآن کریم) به پیغمبران پیش خبر داده شده، که بر تو می فرستم و آنان به امت ها و پیروان خود خبر دادند؛ شک و شبهه ای در آن

ص:293


1- (1) . سیّدی، سید حسین، مترجم، ش 10، ص 182
2- (2) . بقره، 1
3- (3) . بقره، 2

نیست، چون خطا و اشتباه در آن راه ندارد و برای پرهیزکاران راهنمای راه راست و پرهیز از گمراهی است».

بررسی

این شیوه ترجمه، نقاط قوتی دارد که عبارتند از:

1. رساندن پیام از زبان مبدأ به زبان مقصد، به صورت کامل و بدون دغدغه محدودیت الفاظ و کلمات؛

2. استفاده از اضافات تفسیری و توضیحات لازم برای روشن کردن معنای کلام برای مخاطب؛

3. برای مخاطبانی که خواستار فهم خلاصه تفسیر، همراه با ترجمه قرآن هستند مطلوب است.

به این شیوه ترجمه اشکالاتی نیز وارد شده است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

1. افراط مترجم در توجه به پیام، گاهی موجب می شود تا تمام خصوصیات لفظی زبان مبدأ بازسازی نشده و نکات و مسائل ظریف و هنری نادیده گرفته شوند؛

2. مخلوط شدن ترجمه با توضیحات اضافی و تفسیری، از اشکالات عمده این شیوه ترجمه است؛ به طوری که مخاطب متوجه نمی شود که کدام قسمت، سخن اصلی متن است که ترجمه شده و کدام قسمت توضیح اضافی مترجم است؛ همانطور که این اشکال به وضوح در ترجمه فیض الاسلام نیز آشکار است؛ البته می توان این اشکال را با اضافه کردن پرانتز و کروشه های متعدد برطرف نمود؛

3. در این گونه از ترجمه، در حقیقت، مترجم فهم خود را از مطلب به مخاطب ارائه می کند؛ یعنی: ترجمه آینه ای است که فهم مترجم را از پیام اصلی متن منعکس می کند؛ ازاین رو نمی توان به این ترجمه اطمینان کرد؛ چرا که ممکن است فهم مترجم (خصوصاً اگر متخصص در آن موضوع نباشد) دچار خطا شده باشد؛

4. در این شیوه ترجمه، بسیاری از حروف و تاکیدها، فدای پیام رسانی و سلاست

ص:294

عبارت شده و ترجمه نمی گردند و یا ضمیر غایب به حاضر و جمع به مفرد و یا بالعکس تبدیل می شود؛

5 . این روش ترجمه، معمولاً براساس یک تفسیر استوار است و در مواردی که مفسران در مورد یک آیه اختلاف نظر دارند، مترجم هر مبنا یا دیدگاه تفسیری را که ترجیح می دهد، در ترجمه منعکس می سازد؛ (1)6 . حاصل این شیوه ترجمه در حقیقت، تفسیر است نه ترجمه؛ بنابراین، ترجمه اصطلاحی به شمار نمی آید؛ (2)7. برخی صاحبنظران گفته اند: این ترجمه، اگر در مورد قرآن اعمال شود، موجب می شود که مترجم، انشای خود را در جنب قرآن ارائه کند. (3)

ج) ترجمه جمله به جمله (هسته به هسته، معنوی، امین، پایبند، محتوا به محتوا)
اشاره

در این شیوه ترجمه، کوشش مترجم بر آن است تا راهی میانه بین افراط و تفریط بپیماید؛ یعنی: نه روش ترجمه تحت اللفظی و نه شیوه آزاد را بپیماید، و سعی می کند تا پیام و هدف اصلی متن را برای مخاطب بیان کند، در ضمن آنکه تلاش می کند تا خصوصیات لفظی متن اصلی را در قالب جمله ای بازسازی کند و به زبان مقصد انتقال دهد.

به عبارت دیگر: نخست، معانی به طور دقیق از زبان اول برهنه شده و در مغز جای می گیرند و سپس به طور دقیق به لباس زبان دوم آراسته شده و هر جمله زبان مبدأ در قالب یک جمله زبان مقصد بیان می شود.

مترجم در این شیوه، نه چنان آزاد است که بتواند به بهانه رساندن پیام، هر چه

ص:295


1- (1) . بی آزار شیرازی، عبدالکریم، قرآن ناطق / 1، ص 265
2- (2) . معرفة، محمد هادی، التفسیر و المفسرون، ج 1، ص 120
3- (3) . خرمشاهی، بهاءالدین، مترجم، ش 10، ص 57

می خواهد به متن بیفزاید و نه چنان محدود است که به خاطر ترس از دور شدن از مقصود الاهی، انعطافی در قبال الفاظ نداشته باشد.

در این شیوه، ابتدا هر جمله یا چند جمله (یک هسته کلامی) که گاهی یک آیه یا کمتر و یا بیشتر را در برگیرد، در نظر گرفته شده و سعی می شود، که پیام آن در جمله ای به زبان مقصد، بیان و در ضمن کلمات، حروف ربط، قیود و تاکیدهای کلامی، تا حد امکان معادل سازی شود؛ به طوری که تا حد امکان؛ خصوصیات لفظی زبان مبدأ بازسازی گردیده و در اختیار مخاطب قرار گیرد؛ چنانچه احتیاج به توضیحات اضافی و یا تفسیری بود در داخل پرانتز، کروشه یا پاورقی ذکر می شود.

بسیاری از ترجمه های فارسی قرآن ازاین روش پیروی کرده و یا مدعی هستند که پیروی می کنند، از جمله ترجمه «تفسیر نمونه» که به نام آیة اللّه مکارم شیرازی منتشر شده است و نیز ترجمه قرآن کریم، آیتی، ترجمه قرآن مجید، ابوالقاسم پاینده و نیز ترجمه محمد خواجوی، جلال الدین فارسی، جلال الدین مجتبوی، مهدی فولادوند، بهاءالدین خرمشاهی، مشکینی و... .

مثال: [ أُوْلَل-ِکَ عَلَی هُدًی مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَل-ِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ]؛ (1)

مجتبوی: «ایشان بر رهنمونی (به راه راست) از پروردگار خویشند و آنانند رستگاران»؛

فارسی: «آنان بر هدایتی از پروردگار خویشند و آنان هستند که رستگارند»؛

معزی: «آنانند بر هدایتی از پروردگار خویش و آنانند رستگاران»؛

مکارم شیرازی: «آنان بر طریق هدایت پروردگارشانند و آنان رستگارانند»؛

فولادوند: «آنان برخوردار از هدایتی از سوی پروردگار خویشند و آنان همان رستگارانند»؛

ص:296


1- (1) . بقره، 5

خرمشاهی: «اینان از جانب پروردگارشان از هدایتی برخوردارند و هم اینان رستگارانند».

بررسی

این شیوه ترجمه، دارای امتیازاتی است از جمله:

1. حفظ خصوصیات لفظی زبان مبدأ در جمله سازی زبان مقصد (تا حد امکان)؛

2. اضافات تفسیری و توضیحات با متن اصلی مخلوط نمی شود؛ بلکه داخل کروشه یا پرانتز قرار گرفته یا به حاشیه، پاورقی یا پی نوشت می رود؛

همانطور که در ترجمه ابوالقاسم پاینده به پاورقی رفته و در ترجمه سید جلال الدین مجتبوی به پی نوشت رفته است؛

3. رساندن پیام کلام از زبان مبدأ به زبان مقصد بدون افراط و تفریط؛

4. دوری از اشکالات ترجمه تحت اللفظی و ترجمه آزاد تفسیری؛

البته در این شیوه ترجمه نیز، گاهی لغزش هایی صورت می گیرد، برای مثال: در ترجمه آیه مذکور از سوره «بقره» که گذشت، همه مترجمان محترم، معنای اصلی «ضمیر فصل» را که همان «حصر» است معنا نکرده اند؛ (1) در حالی که می بایست می فرمودند: «تنها آنان رستگارانند».

با توجه به اشکالات شیوه های گذشته و با عنایت به امتیازات این روش، به نظر می رسد که مطلوب ترین شیوه ترجمه برای قرآن کریم، همین روش سوم است.

سبک های ترجمه

همانطور که گذشت: هر ترجمه، علاوه بر روش، از سبک و سیاق خاصی برخوردار است که به مهمترین آن ها اشاره می کنیم.

ص:297


1- (1) . ضمیر فصل به معنای تاکید و حصر می آید که معنای حصر حتمی است؛ (نک: مغنی، ابن هشام،ص 5 - 644).

نخست: تقسیم ترجمه ها براساس هدف مترجم

اشاره

الف) ترجمه جایگزینی: بدین معنا که ترجمه ای از قرآن صورت پذیرد که بتواند جایگزین قرآن در زبان دوم شود و به عبارت دیگر: قرآنی به زبان فارسی بوجود آید؛ از این گونه ترجمه، گاه با عنوان «ترجمه استاندارد» یا «ترجمه نهایی» یاد می شود.

ب) ترجمه بیانی (نسبی): ترجمه ای است که بیان کننده معانی قرآن بوده و برای فهم متن، نسبتاً کافی باشد؛ هر چند نتواند نمایانگر تمام دقایق، لطایف و مقاصد کلام الاهی باشد.

بررسی

ترجمه های موجود قرآن از نوع «بیانی» هستند؛ اما ترجمه «نهایی» و «جایگزین» در مورد قرآن تاکنون پدید نیامده است؛ بلکه اینگونه ترجمه از قرآن کریم، اصولاً امکان پذیر هم نیست؛ صاحبنظران، دلایل متعددی بر محال بودن آن آورده اند:

1. اگر اینگونه ترجمه از قرآن ممکن باشد، در حقیقت، قرآن دیگری و معجزه ای همچون قرآن پدیدار می شود که این امر، طبق «آیات تحدّی» قرآن، ممکن نیست؛ چون متن قرآن معجزه است و قابل تقلید و همانند آوری نیست؛ البته ممکن است گفته شود که: لفظ قرآن معجزه است؛ اما ابعاد دیگر اعجاز آن، مثل معانی بلند و مطالب عالی آن قابل ترجمه است؛ ولی می توان پاسخ داد که: اعجاز قرآن در لفظ آن، با توجه به معانی است و اگر جزیی از آن ترجمه شود، ترجمه کل قرآن نیست؛

2. هیچ ترجمه ای نمی تواند بیان کننده تمام معانی قرآن باشد؛ چون در ذات زبان، ابهامی است که زدوده شدنی نیست و هر ترجمه، تنها گوشه هایی از این ابهام را باز می نماید؛ (1)3. برخی از علمای مصر می گویند: هر کلام، دارای دو مدلول است:

ص:298


1- (1) . ر.ک: مترجم، ش 10، ص 55

مدلول اولی که با توجه به «قواعد ادبی و لغوی» به دست می آید؛

مدلول ثانوی که با توجه به «فصاحت و بلاغت» کلام به دست می آید؛

از جانب خداوند است مدلول اوّلی قابل ترجمه است، برخلاف مدلول ثانوی، خصوصاً در مورد قرآن که بلاغت آن از جانب خداوند. (1)

دوم: تقسیم ترجمه ها بر اساس مخاطبین

الف) ترجمه برای عموم مردم

گاهی مخاطبین مترجم قرآن تمام مردم هستند و همگان با توجه به اختلاف سطح علمی و نوع سلیقه می توانند از ترجمه بهرمند شوند؛ در این صورت، ترجمه با «زبان معیار»، یعنی: زبانی که همه مردم به راحتی متوجه شوند و از اصطلاحات علمی و فنی به دور باشد، ارائه می شود؛ البته در این شیوه از ترجمه، باید سطح متوسط مردم، از نظر تحصیلات و فهم، در نظر گرفته شود؛ در حقیقت، اکثر ترجمه های موجود قرآن به زبان فارسی از همین شیوه پیروی کرده اند؛ مثل ترجمه قرآن، اثر استاد مکارم، فولادوند، خرمشاهی، مجتبوی و... .

ب) ترجمه تخصصی

گاه مترجم، یک متن را برای طبقه یا سن خاص و یا دانشمندان و فرهیختگان جامعه ترجمه می کند و گاه متخصصین رشته علمی خاصی را مد نظر دارد؛ و نیز ممکن است هدف او ارائه یک ترجمه هنرمندانه و ادیبانه باشد که در این صورت، در ترجمه از اصطلاحات خاص علمی یا ادبی استفاده می کند، هر چند نوشته برای عموم مردم قابل استفاده نباشد؛ همانطور که در ترجمه متون علمی - تخصصی دانشگاهها، که برای مخاطبین خاص خود تهیه و تنظیم می شوند، ازاین روش بهره می جویند.

ص:299


1- (1) . همان، ص 201

مثال نخست: ترجمه استاد رحماندوست که برای کودکان نوشته شده است یکی از نمونه های ترجمه تخصصی از قرآن کریم است، ایشان جزء سی ام قرآن را ترجمه و منتشر کرده است.

مثال دوم: گروهی از صاحبنظران علوم جدید، برخی از آیات قرآن را اینگونه ترجمه علمی کرده اند: [ ...یُرْسِلُ الرِّیَحَ... ]؛ (1) ترجمه لفظی: «ارسال بادها»؛ ترجمه علمی: «وزیدن مستمر و رسیدن دو جناح باد»؛

[ یولف بینه ]؛ (2) ترجمه لفظی: «پیوسته شدن قطعات به یکدیگر»؛ ترجمه علمی:

«تبدیل سیروس ها به سیروستراتوس (پشمکی سفره ای) و پوشیده شدن تمام سطح آسمان از ابرهای سفره ای (استراتوس) و سفره ای انباشته (استراکومولوس)». (3)مثال سوم: ترجمه های منظوم قرآن که مترجم با زبان شعر قرآن را ترجمه می کند نیز، گونه ای از ترجمه های تخصصی به شمار می آیند (که در شرح سبک هفتم، بدان می پردازیم).

بررسی

قرآن برای همه نازل شده است؛ ازاین رو، ترجمه نوع نخست برای عموم مردم مفیدتر است؛ اما امروزه نمی توان به همین شیوه رایج ترجمه قرآن اکتفا کرد؛ بلکه لازم است ترجمه های درخور برای طبقات مختلف، اعم از کودکان (دبستانی) نوجوانان و جوانان در سطوح متوسطه و دانشگاه و نیز برای افراد فرهیخته، دانشمندان و پژوهشگران رشته های مختلف علمی جامعه پدید آوریم و هر ترجمه را با اصطلاحات خاص آن ها و با توضیحاتی مناسب بیاراییم.

هر چند که در مصادیق این ترجمه (همانند ترجمه مثال دوم در مورد ابرها)

ص:300


1- (1) . روم، 48
2- (2) . نور، 43
3- (3) . بازرگان، مهدی، باد و باران در قرآن، ص 6 - 154

می توان اشکالاتی را مطرح کرد و در مورد استفاده های تفسیری آن و نیز تطبیق قطعی بر نوع خاص ابرها (که گاهی منتهی به تحمیل نظریه های علمی و تفسیر به رأی می شود) خدشه نمود؛ اما اشکال در مثال ها و موارد نمی تواند مانع آن شود که تأثیر مقتضیات هر عصر را در ترجمه نادیده انگاریم.

به عبارت دیگر: در عصر حاضر، ناچاریم که براساس تخصص مخاطبین، ترجمه هایی برای ادیبان، شاعران، متخصصان کیهان شناسی، علوم پزشکی و... پدید آوریم که در آن از اصطلاحات خاص آن ها استفاده شده و منطبق با آن مطالب آیات را توضیح دهیم.

برای مثال: در مورد آیات اوایل سوره «حج» و «مومنون» که در مورد مراحل خلقت انسان است، می توان از علوم پزشکی استفاده نموده و «مضغه»، «علقه» و... را توضیح داد؛ و یا در مورد آیات مربوط به خلقت جهان (اوایل سوره فصلت و...) و خورشید، ماه، ستارگان و سیارات ناچاریم که از یافته های قطعی علوم کیهان شناسی بهره ببریم.

البته در این موارد باید مراقب باشیم که نظریه های اثبات نشده علمی را به صورت قطعی به قرآن نسبت ندهیم یا بر خلاف ظاهر آیات بر آن ها تحمیل نکنیم؛ بلکه علوم جدید را در خدمت فهم بهتر قرآن درآوریم.

سوم: تقسیم ترجمه ها بر اساس زبان ترجمه

اشاره

هر ترجمه، زبان خاص خویش را دارد، البته مقصود از زبان ترجمه، ویژگی های زبانشناسانه و نشانه شناسانه آن است (نه زبان به معنای لغت فارسی، ترکی و...) از این نظر، ترجمه های قرآن به دو گروه قابل تقسیم هستند.

الف) ترجمه به زبان عرف (زبان معیار)

مقصود از زبان عرفی، همان زبانی است که مردم با آن سخن می گویند؛ به عبارت دیگر: زبان صحیح که معیار است (نه لهجه ها و زبان های محلی خاص که در بین

ص:301

فارسی زبانان مناطق مختلف رایج است).

هرگاه مخاطبین ترجمه قرآن عموم مردم باشند از «زبان معیار»، یعنی: زبان عرفی استفاده می شود.

ب) ترجمه به زبان فنی

هرگاه مخاطب یک ترجمه، طبقه یا گروه خاصی باشد، ترجمه نیز رنگ فنی به خود می گیرد و با استفاده از اصطلاحات خاص آن گروه انجام می پذیرد.

برای مثال ترجمه ای که برای هنرمندان، شعرا و ادیبان جامعه صورت می گیرد، در بردارنده اصطلاحات ادیبانه است.

مثال: یکی از متخصصین، آیات 48 سوره «روم» و 43 سوره «نور» را اینگونه ترجمه می کند:

[ فتثیرُ سحاباً ] ؛ ترجمه لفظی: «برانگیختگی و برآشفته شدن ابر»؛ ترجمه علمی:

«برخورد دو جناح سرد و گرم در خط جبهه و ایجاد دخالت ناپایدار و حفره طولانی، شرط اصلی تشکیل ابرهای انباشته». (1)[ یزجی سحاباً ] ؛ ترجمه لفظی: «رانده شدن به دنبال هم و ملایم و منظم ابرها»؛ ترجمه علمی: «رژه قطار ابرها از بالا سر منطقه مشروب شونده، راه افتادن ابرهای انباشته (کومولوس) و پشمکی (سیروس) به همراه جبهه و پراکنده شدن در آسمان». (2)

بررسی

صرف نظر از اشکالاتی که در هر ترجمه (همانند مثال فوق) وجود دارد، ترجمه قرآن می تواند به هر زبانی انجام پذیرد و این مطلب بستگی به هدف مترجم و مخاطبین او دارد.

اگر مخاطبین ترجمه عموم مردم هستند، لازم است ترجمه با «زبان عرفی»

ص:302


1- (1) . همان، ص 6 - 154
2- (2) . همان

صورت گیرد تا آنان، مفهوم و پیام آیات را بهتر درک کنند؛ چرا که اکثر مردم، اصطلاحات علوم و فنون را کمتر متوجه می شوند، ازاین رو لازم است ترجمه قرآن به زبان عرف و معیار هر ملت صورت گیرد؛ اما اگر مخاطبین او، گروهی خاص با تخصص علمی، ادبی و... هستند، لازم است ترجمه با «زبان فنی، آمیخته شود و همانطور که گذشت: این موضوع بر اساس نیاز مخاطب در هر عصر تغییر می کند و در هر صورت باید به این نکته در مقدمه ترجمه اشاره نمود؛

برای مثال: در مقدمه ترجمه «تفسیر نمونه» (ترجمه آیة اللّه مکارم شیرازی) گفته شده است که از روش «زبان عرفی»، زبان توده مردم یا زبان قوم - نه زبان ادبای قوم - استفاده می کند و ازاین رو از برخی لغات عربی که در زبان فارسی بکار می رود به جای لغت فارسی نامأنوس «سره» استفاده می کند.

چهارم: تقسیم ترجمه ها، براساس وجود اضافات در ترجمه و عدم آن

اشاره

الف) ترجمه خالص (بدون توضیحات در متن یا حاشیه وبدون اضافات تفسیر):

گاهی اهتمام مترجم آن است که فقط مطالب متن را ترجمه کند و از اضافه کردن هر گونه توضیح و تفسیری پرهیز کند.

برخی از ترجمه هایی که از روش کلمه به کلمه و جمله به جمله قرآن استفاده نموده اند، تلاش کرده اند اینگونه باشند.

برای مثال به ترجمه های زیر توجه کنید:

[ خَتَمَ اللَّهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَ عَلَی سَمْعِهِمْ وَ عَلَی أَبْصَرِهِمْ غِشَوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ]؛ (1)

دهلوی: «مُهر نهاد خدا دل های ایشان، و بر شنوایی ایشان و چشم های ایشان پرده ایست و ایشان راست عذابی بزرگ»؛

ص:303


1- (1) . بقره، 7

معزی: «مُهر نهاد خدا بر دلهاشان و گوش ایشان، و بردیدگان ایشان است پرده ای و برای ایشان است شکنجه بزرگ»؛

آیتی: «خدا بر دلهایشان و برگوششان مهر نهاده و بر روی چشمانشان پرده ای است، و برایشان عذابی است بزرگ».

ب) ترجمه تفسیری (خلاصة التفسیر یا ترجمه همراه اضافات):

گاهی مترجم برای آنکه ترجمه برای مخاطبین فهم پذیر گردد و آنان در فضای مطالب قرار گیرند، ناچار است که مطالبی را به متن اصلی اضافه کند؛ مترجمانی که از روش ترجمه آزاد استفاده کرده اند معمولاً از این شیوه استفاده کرده و توضیحات تفسیری را به ترجمه خود اضافه نموده اند؛ برای مثال به ترجمه های زیر از آیه 7 سوره «بقره» توجه کنید:

فیض الاسلام: «و اثر دشمنی، کینه، رشک و گردن کشی کارشان به جایی رسیده که خداوند بر دل ها و گوششان مهر نهاده، راه بر آن ها بسته شده که سخن حق را نمی فهمند و نمی شنوند و بر چشمهاشان پرده و پوشش غفلت است که حق را نمی بینند و برای ایشان در دنیا و آخرت عذاب و کیفر بزرگ است؛ در دنیا گرفتار و در آخرت در دوزخ خواهند بود»

الاهی قمشه ای: «قهر خدا مهر بر دل ها و پرده بر گوش ها و چشم های ایشان نهاد که فهم حقایق و معارف الاهی را نمی کنند و ایشان را در قیامت عذابی سخت خواهد بود».

اگر به ترجمه های فوق نظر کنید، بسیاری از واژه ها (موارد مشخص شده) توضیح است نه ترجمه.

بررسی

از آنجا که ترجمه قرآن کریم از مواردی است که بدون اضافات و توضیحات تفسیری ممکن نیست، هر ترجمه را باید خلاصه ای از یک تفسیر تلقی نمود بلکه باید گفت که

ص:304

هر ترجمه، خود تفسیر کوتاهی از قرآن است؛ بنابراین ترجمه خالص قرآن کریم صحیح نیست و اگر کسی اقدام به این عمل کند، نمی تواند پیام واقعی آیات را بازگو نماید و در نتیجه مطالبی پرابهام و نارسا ارائه خواهد کرد؛ ازاین روست که می بینیم مترجمان فوق (دهلوی - معزی، آیتی و...) نیز عملاً نتوانسته اند به این روش پایبند باشند و در موارد متعددی از ترجمه خویش ناچار شده اند تا از توضیحات استفاده کنند؛ با توجه به آنچه گفته شد ترجمه قرآن به ناچار خلاصه تفسیر است؛ اما شیوه مزبور با این آسیب همراه است که امکان دارد که اضافات و توضیحات مترجم، به جای کلام خدا جلوه گر شود و ترجمه ای تألیف گونه ارائه شود.

راه جلوگیری از چنین خطری آن است که توضیحات تفسیری در داخل پرانتز یا به صورت پاورقی آورده شود تا بدین ترتیب با متن اصلی قرآن ادغام نگردد؛ برای مثال: ترجمه فاضل محترم آقای بهاءالدین خرمشاهی (در چاپ نخست) از این خصوصیت برخوردار است و توضیحات تفسیری را در پاورقی ها و پرانتز و قلاب آورده اند.

پنجم: تقسیم ترجمه ها، براساس گرایش ها و عدم آن ها

الف) ترجمه بی طرف (بدون لحاظ گرایشات کلامی و فلسفی خاص):

از آنجا که هر مترجم دیدگاهی خاص در مسائ