مرگ اندیشی در آموزه های اسلامی

مشخصات کتاب

سرشناسه: مظفری ورسی، محمدحیدر، 1346 -

عنوان و نام پدیدآور: مرگ اندیشی در آموزه های اسلامی/ محمدحیدر مظفری ورسی ؛ [تهیه کننده] مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما .

مشخصات نشر: قم: دفترعقل، 1388.

مشخصات ظاهری: 133 ص.

شابک: 978-600-5563-08-5

وضعیت فهرست نویسی: فیپا

موضوع: مرگ -- جنبه های مذهبی -- اسلام

موضوع: مرگ -- جنبه های اخلاقی

موضوع: مرگ -- جنبه های روان شناسی

شناسه افزوده: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهش های اسلامی

رده بندی کنگره: 41388 م55م/222/22 BP

رده بندی دیویی: 297/44

شماره کتابشناسی ملی: 1772037

ص:1

اشاره

ص:2

مرگ آندیشی در آموزه های اسلامی

کد: 1139

نویسنده: محمدحیدر مظفری ورسی

ویراستار: محبوبه ابرنجی

تهیه¬کننده: مرکز پژوهش¬های اسلامی صدا و سیما

ناشر: دفتر عقل

نوبت چاپ: اول / 1388

شمارگان: 1400

بها: 18000 ریال

نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهش¬های اسلامی صدا و سیما

تلفن: 2919670 _ 0251 دورنگار : 2915510

تهران: خیابان جام جم، ساختمان شهید رهبر، طبقه زیرزمین

تلفن: 22014738 نمابر: 22164997

info@irc.ir www.irc.ir

شابک: 5-08-5563-600- 978 / ISBN: 978-600-5563-08-5

ص:3

فهرست مطالب

دیباچه1

پیشگفتار3

فصل اول: کلیات5

1. مفهوم شناسی5

2. ضرورت تحقیق6

3. مرگ اندیشی در منابع اسلامی7

الف) مرگ اندیشی در قرآن7

یک _ تشبیه مرگ به خواب7

دو _ تشبیه و تمثیل به امور طبیعی8

سه _ بیان داستانها9

ب) مرگ اندیشی در سیره پیشوایان معصوم(ع)10

ج) نکات پندآموز در گفتار صالحان و دانشمندان16

د) نکات تربیتی و برنامهای18

فصل دوم: مرگ اندیشی در اندیشه اسلامی و غیراسلامی20

1. هویت مرگ در اندیشه اسلامی20

الف) مخلوق بودن مرگ20

ب) انواع مرگ در اندیشه اسلامی21

یک _ مرگ روحی یا قلبی21

دو _ مرگ ظاهری و جسمی23

ج) آغاز زندگی نوین پس از مرگ25

ص:4

د) اجتناب ناپذیر بودن مرگ27

ه_) عمومی بودن مرگ29

و) نامعلوم بودن زمان و مکان مرگ31

چرایی و نقش تربیتی نامعلوم بودن زمان و مکان مرگ32

ز) مجریان مرگ35

ح) ترس از مرگ در اندیشه اسلامی37

یک _ ریشه یابی ترس از مرگ37

دو _ هدایت و جهت دهی ترس از مرگ39

ط) تبیین جایگاه تمنا و آرزوی مرگ در اندیشه اسلامی41

یک _ تمنای نکوهیده مرگ42

دو _ تمنای ستوده مرگ43

ی) تبیین جایگاه مرگ اندیشی در اسلام43

2. مرگ در اندیشه غیراسلامی45

الف) عمومی بودن مرگ45

ب) اندیشه پس از مرگ و آموزه های تربیتی آن46

یک _ ادیان آسمانی46

اول _ کج اندیشی ها درباره مرگ، در یهود و نصارا47

دوم _ پیامد های انحراف مرگ اندیشی در ادیان49

سوم _ تبیین هویت مرگ در اندیشه های مادی گرایانه50

_ تجربه های مادی و نیست انگاری50

_ چیرگی بر ترسناکی مرگ51

3. مقایسه پیامدهای دو اندیشه اسلامی و غیراسلامی52

الف) اندیشه اسلامی52

ب) اندیشه غیراسلامی53

موضوع های کاربردی در رسانه53

1. میزگردها53

2. طرح پرسش های مردمی54

فصل سوم: موانع، راهکار ها و آسیب های مرگ اندیشی55

ص:5

1. موانع مرگ اندیشی55

الف) نسیان55

ب) غفلت از مرگ57

ج) آرزوی دراز59

د) دنیا گرایی61

ه_) رهبران فاسد و ستمپیشگان63

و) دام های فریبنده شیطان64

ز) دوستان ناباب65

ح) تکیه بر نیروی جوانی67

ط) دور دانستن زمان مرگ68

ی) خودبینی70

2. راهکارهای تقویت مرگ اندیشی70

الف) مرگ باوری70

ب) مطالعه پیوسته آیات و روایات مربوط به مرگ72

یک _ حالت احتضار(جان دادن)72

ترسیم لحظه جان دادن، در بیان علی(ع)73

دو _ چگونگی جان دادن خوبان73

سه _ چگونگی جان دادن بدکاران75

چهار _ مشاهدات هنگام مرگ77

اول _ دیدن حقیقت کردار گذشته و جایگاه خود در آینده77

دوم _ دیدن فرشتگان الهی79

سوم _ دیدار ائمه معصوم(ع) هنگام مرگ79

چهارم _ حضور پیشوایان معصوم(ع) در بالین دشمنان81

پنج _ عوامل سخت جان دادن82

اول _ ظلم و ستم82

دوم _ سه طایفه از امت اسلام82

سوم _ کسی که زکات نپردازد82

چهارم _ نارضایتی شوهر83

پنجم _ نارضایتی والدین83

ص:6

ششم _ خیانت در امانت83

هفتم _ همکاری با ظالمان83

شش _ عوامل آسان جان دادن84

ج) اندیشه در سرنوشت و مرگ دیگران87

د) شرکت در تشییع جنازه88

ه_) زیارت قبور90

و) اندیشه در آثار پیشینیان91

3. آسیب های مرگ اندیشی93

الف) ناامیدی93

ب) زهد گرایی منفی94

موضوع های کاربردی در رسانه95

فصل چهارم: آثار مرگ اندیشی و پیامد های دوری از آن97

1. آثار مرگ اندیشی97

الف) آثار فردی97

یک _ تعدیل غرایز97

دو _ دوری از تکبر99

سه _ بیرون شدن از غفلت100

چهار _ از بین رفتن آرزوهای طولانی100

پنج _ رهایی از گرایش های فریبنده دنیایی102

شش _ مراقبه و محاسبه کردار104

هفت _ تقویت امید به وعده های خداوند106

هشت _ انجام عمل صالح107

نه _ زنده دلی و درک واقعیت ها108

ده _ جلب محبت خداوند109

یازده _ حشر با شهدا110

دوازده _ انجام فریضه وصیت111

سیزده _ مبادرت بر توبه112

ب) آثار اجتماعی مرگ اندیشی115

ص:7

یک _ رعایت عدالت115

دو _ پایداری در حفظ ارزش های دینی116

سه _ پرورش اخلاق اجتماعی118

چهار_ تحمل مصیبت ها119

پنج _ سرعت در انجام کارهای خیر120

2. پیامد های دوری از مرگ اندیشی121

الف) طغیان غرایز121

ب) بدبینی به خداوند122

ج) آماده نبودن برای مرگ و ورود به عالم آخرت123

د) فراهم سازی عذاب آخرت در این دنیا124

موضوع های کاربردی قابل بحث در رسانه126

کتاب نامه128

ص:8

ص:9

دیباچه

دیباچه

«الله یتَوَّفَی اِلّا نَفْسٍ حینَ مَوْتِها؛ خداوند ارواح را هنگام مرگ می گیرد». (زمر: 42)

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

خرم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش پرو بالی بزنم

(مولوی)

تمام ادیان آسمانی، به زندگانی پس از مرگ معتقد بوده اند و این عقیده از اساسی ترین روش های تربیتی مکتب های آسمانی است. در این میان، مکتب اسلام از آغاز بعثت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بسیار جدی و اندیشمندانه از مرگ و زندگی پس از آن سخن به میان آورده و حقیقت و هویت مرگ را نه تنها نیستی نمی داند، بلکه آغاز زندگی تازه ای می داند که با عبور انسان از این جهان به جهان دیگر روی می دهد. بر این اساس، تمام خوشی ها و تلخی های زندگی پس از مرگ در جهان آخرت، به عملکرد آدمی در این جهان پیش از مرگ وابسته است.

بدین ترتیب، مرگ اندیشی تکلیف و واقعیتی است که فلسفه و راه های پرداختن به آن در قرآن و روایات معصومان(ع) به دقت بیان شده است و رهبران الهی نیز بر یادآوری مرگ به مردم تأکید می کردند. با توجه در مضمون مناجات های سفیران الهی و معلمان و مربیان دین درمی یابیم که اینان برای لحظه های خطرناک مرگ با سوز و گدازی عجیب از خداوند یاری

ص:10

خواسته اند. برای نمونه، آنگاه که حضرت موسی بن جعفر(ع) ضمن مناجاتش با خداوند، سر به سجده می نهاد و عرضه می داشت:

اللّهُمَّ إِنّی أسْئَلَُکَ الرّاحَهَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ.(1)

پروردگارا راحتی در هنگام مرگ و بخشش وقت حساب را از درگاهت خواستارم.

درباره مرگ اندیشی علاوه بر دانشمندان مسلمان، دانشمندان غیرمسلمان نیز سخنان ارزنده ای بیان کرده اند. موریس مترلینگ می گوید:

مرگ عبارت است از تولدی جاودانه در گهواره ای از نور یا آتش. هرکس بخواهد تصور وجود مرگ را از ذهن خود دور کند، یا از آن بگریزد، بیشتر خود را در چنگال آن گرفتار می بیند و شبح مرگ، مانع از دیدن همه چیز می شود.(2)

فاضل ارجمند جناب حجت الاسلام آقای محمدحیدر مظفری ورسی با بهره گیری از آموزش های تربیتی، به موضوع مرگ اندیشی و آثار و پیامدهای دوری از آن پرداخته است. امید است تلاش های محققانه ایشان، در جهت یاری به مسئولان فرهنگی به ویژه اصحاب رسانه ملی صدا و سیما به منظور تحقق اهداف برنامه سازی به کار آید.

انه ولی التوفیق

اداره کل پژوهش

مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما


1- محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 3، ص 323.
2- موریس مترلینگ، مرگ، ترجمه: فرامرز برزگر، تهران، کانون معرفت، 1336.

ص:11

پیشگفتار

پیشگفتار

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم آخر، ننمایی وطنم؟

برخی موضوع ها همواره خارج از دسترس حس و تفکر آدمی است و تلاش او برای حل آنها نیازمند ابزار و راهگشایانی است تا در مسیر اندیشه ورزی و دست یافتن به واقعیت ها او را یاری رسانند.

یکی از این موضوع های پیچیده که افکار بشر را به خود مشغول ساخته، پدیده مرگ است. تمام انسان ها پس از سیر کوتاهی در دنیا، به ناچار گرفتار مرگ می شوند و دنیا را برای همیشه رها می سازند. برهمین اساس، بشر از دیرباز در این اندیشه است که مرگ و واقعیت های آن چیست؟ مرگ هرکس چه زمانی فرا می رسد؟ چگونه روح از بدن انسان خارج می شود؟ در لحظات جان دادن چه رخ می دهد؟ گیرنده روح کیست؟ چه عواملی در جدایی روح از بدن دخیل است؟ آیا انسان با مرگ فانی می شود یا زندگی جدیدی را آغاز می کند؟ این ندای درونی هر انسان است: «من کیستم؟»، «از کجا آمده ام؟» و «برای چه آمده ام؟»

از آنجا که مرگ یکی از آیات حکیمانه خداوند در نظام خلقت است و حقیقت آن همانند حقیقت حیات ناشناخته است، بشر با وجود بسیاری از پیشرفت های تحسین برانگیزش در رشته های گوناگون علوم، هنوز به حقیقت

ص:12

مرگ و پرسش های پیرامون آن دست نیافته است. او در بیابان خشک اندیشه هایش در پی سراب به ظلمات نیست انگاری رسیده است، تمام گمان ها و معادله های مادی گرایانه اش در هم ریخته و پرسش هایی بدون پاسخ در خزانه ذهنش باقی مانده است.

دراین میان، تنها ابزار مهم و مطمئن، معارف دینی است که منبع و راهگشای اصلی بشر در شناخت عوالم ماورایی و دور از دسترس اوست. دین، اندیشه ورزی انسان را از دام تخیلات و نیست انگاری ها نجات می بخشد و به راز های ناگشوده او پاسخ می دهد. آموزه های وحی در قرآن و روایات پیام آوران الهی درباره مرگ و واقعیت های آن، بسیار روشن و فهم پذیر است و هریک می تواند دفتر خردگرایی و اندیشه ورزی انسان را بگشاید و گوشه هایی از حقیقت مرگ را برایش آشکار سازد.

در نوشتار حاضر، سعی بر این است که براساس آموزه های قرآن و روایات پیشوایان معصوم(ع) به مرگ و حقیقت آن بپردازیم و با برگرفتن از آموزه های تربیتی، مسیر زندگی خود را به گونه ای ترسیم کنیم که آثار مثبت مرگ اندیشی، در تمام ابعاد زندگی ما آشکار شود.

ص:13

فصل اول: کلیات

اشاره

فصل اول: کلیات

زیر فصل ها

1. مفهوم شناسی

2. ضرورت تحقیق

3. مرگ اندیشی در منابع اسلامی(1)

1. مفهوم شناسی

1. مفهوم شناسی

مرگ: این واژه ریشه فارسی دارد و به معنای مردن، جان سپردن، بی جان شدن، از دست دادن نیروی حیوانی و حرارت غریزی، فنا شدن و نابودی بدن است.(2)

معادل عربی آن واژگان موت، ممات و اجل است. در کتب لغت، موت به معنای از دست رفتن توان هر چیزی(3) و فوت، به معنای گرفتن چیزی به تمام و کمال یاد شده است.(4) همچنین، اجل به معنای پایان مدت، در قرآن زیاد آمده و مراد این است که هر موجودی وجودش محدود به مدتی است که خداوند آن را تعیین کرده و هیچ کس از مدت خود فراتر نخواهد رفت.(5)

مرگ در اصطلاح دینی، عبارت است از انتقال از این جهان به جهان دیگر.(6) برخی نیز با دیدگاه مادی گرایانه، مرگ را توقف حیات و نشانه های آن مانند قطع تنفس و ضربان قلب تعریف می کنند.(7)


1-
2- مصطفی پاشنک، فرهنگ ریشه یابی واژگان، تهران، انتشارات محور، 1377، ص 255؛ محمد معین، فرهنگ معین، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1371، ج 3، ص 4043.
3- ابی الحسن احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، بیروت، دارالکتب العربی، 1420 ه_. ق، ج 5، ص 283؛ ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دار صادر، 1413 ه_. ق، ج 2، ص 90.
4- عبدالله جوادی آملی، معاد در قرآن، قم، مرکز نشر اسرا، 1380، ج 4، ص 81.
5- محمدحسین طباطبایی، معاد از دیدگاه طباطبایی، تحقیق: مرتضی متقی نژاد، قم، انتشارات عصر غیبت، 1382، ص 53.
6- سیدمجتبی موسوی لاری، مبانی اعتقادات در اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1378، ص503.
7- دیوید چایدستر، شور جاودانگی، ترجمه: غلام حسین توکلی، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1380، ص 30.

ص:14

اندیشه: این واژه در لغت به معنای فکر کردن، تأمل در کار و هدف گزینی(1) و در اصطلاح به معنای به کار بردن خرد در رسیدن به کاوش فکری است.(2)

تربیت: در لغت به معنای پرورش دادن برای به فعلیت رسانیدن نیروهای بالقوه است(3) و در اصطلاح به معنای فراهم آوردن زمینه رشد در جنبه های مختلف و ارائه راه درست اندیشیدن، جهت رسانیدن آدمی به مرحله کمال انسانی است.(4)

2. ضرورت تحقیق

2. ضرورت تحقیق

اندیشمندانه ترین راه برای ارزیابی ضرورت هر کاری، این است که به آثار و جایگاه کاربردی آن توجه کرد.

نقش تربیتی و جایگاه اعتقادی و عملی مرگ اندیشی، به خوبی ضرورت های تحقیق درباره این موضوع را روشن می کند که عبارتند از:

الف) ضرورت اعتقادی: عقیده داشتن به مرگ و اتفاقاتی که در آن هنگام رخ می دهد و درحقیقت دروازه ورود به جهان آخرت است، از امور ضروری دین و جزو اصول دین به شمار می رود.(5)

ب) ضرورت عملی و فردی: هر انسانی در انجام تکالیف و اعمال عبادی خود، نیاز به انگیزه دارد تا آن را با عشق و علاقه بهتر و برتر انجام دهد. از جمله انگیزه هایی که انسان را به حرکت هدفمند وا می دارد، عقیده و اندیشه درست درباره مرگ و واقعیت های آن است. امام صادق(ع) می فرماید: «هرکس


1- فرهنگ معین، ج 1، ص 377؛ حسن عمید، فرهنگ عمید، دوره یک جلدی، کتاب خانه ابن سینا، 1362، ص 164.
2- سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، تهران، مؤسسه فرهنگی آرایه، ج1، ص288.
3- لغت نامه دهخدا واژه «تربیت».
4- عباس اسماعیلی یزدی، فرهنگ تربیت، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1382، ص39.
5- معاد از دیدگاه طباطبایی، ص 53.

ص:15

زیاد در اندیشه مرگ باشد، پیوند محکمی با خداوند برقرار می سازد و تکالیف الهی را ترک نمی کند».(1)

اینک با اندکی تأمل در مطالب یادشده درباره ضرورت مرگ اندیشی، جایگاه و لزوم نگارش یک اثر مستقل درباره نقش تربیتی مرگ، برای همگان آشکار می شود.

3. مرگ اندیشی در منابع اسلامی1

اشاره

3. مرگ اندیشی در منابع اسلامی(2)

مسئله مرگ اندیشی درتمام ادیان آسمانی از جمله دین اسلام، یک برنامه تربیتی برای تکامل و سعادت انسان هاست. دراین میان، مکتب اسلام از آغاز بعثت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله، بسیار جدی و اندیشمندانه از مرگ و زندگی پس از آن سخن به میان آورده که به مواردی اشاره می شود:

الف) مرگ اندیشی در قرآن

اشاره

الف) مرگ اندیشی در قرآن

مسئله مرگ اندیشی واقعیتی است که اساس آن در قرآن با شیوه های گوناگون بیان شده و راه را برای اندیشه گرایی در این زمینه باز کرده است. در اینجا فقط سه روش تربیتی قرآن توضیح داده می شود.

یک _ تشبیه مرگ به خواب

یک _ تشبیه مرگ به خواب

در برخی آیات، مرگ به خواب تشبیه شده است:

أَللّهُ یَتَوَفَّی الأنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَی عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْأُخْری إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ.(زمر: 42)

خداوند ارواح را هنگام مرگ می گیرد و ارواحی را که نمرده اند نیز به هنگام خواب می گیرد، سپس ارواح کسانی را که فرمان مرگشان را صادر کرده، نگه می دارد و ارواح دیگری را تا سرآمد معیّن بازمی گرداند. در این امر نشانه هایی روشن است برای کسانی که می اندیشند.


1- شیخ جواد کربلایی، الانوار الساطعه، دارالحدیث، ج 3، ص 494.
2- در این فصل هدف، روشن کردن این مطلب است که اساس بحث تربیتی مرگ اندیشی در قرآن، سیره امامان معصوم و صالحان از جایگاه بالایی برخوردار است.

ص:16

مرحوم فیض کاشانی دراین باره می نویسد: «تشبیه خواب به مرگ برای این است که اندیشه آدمی را بیدار سازد؛ زیرا همان گونه که از خواب راه گریزی نیست، از مرگ نیز چنین است».(1)

دو _ تشبیه و تمثیل به امور طبیعی

دو _ تشبیه و تمثیل به امور طبیعی

یکی از روش های کاربردی قرآن در زمینه تربیتی، تشبیه و تمثیل است. خداوند متعال معانی پیچیده و مشکل را به مفاهیم ملموس و مجسم تشبیه کرده است. چنان که درباره حقیقت مرگ و نیز حالات انسان در آن هنگام، تمثیل ها و تشبیه های فراوانی در قرآن وجود دارد، از جمله می فرماید:

وَ اضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ اَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الاَرْضِ فَاَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَ کَانَ اللهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ مُّقْتَدِراً.(کهف: 45)

[ای پیامبر!] زندگی دنیا را به آبی تشبیه کن که از آسمان فرو می فرستیم و به واسطه آن گیاهان زمین در هم فرو می رود، ولی بعد از مدتی می خشکد و باد ها آن را به هر سو پراکنده می کنند و خداوند به همه چیز تواناست.

در سوره مبارکه یونس نیز می فرماید:

إِنَّمَا مَثَلُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ اَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الاَرْضِ مِمَّا یَاْکُلُ النَّاسُ وَالاَنْعَامُ حَتَّیَ إِذَا اَخَذَتِ الاَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ اَهْلُهَا اَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَیْهَا اَتَاهَا اَمْرُنَا لَیْلاً اَوْ نَهَاراً فَجَعَلْنَاهَا حَصِیداً کَاَن لَّمْ تَغْنَ بِالاَمْسِ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ.(یونس: 24)

مَثَل زندگی دنیا، همانند آبی است که از آسمان نازل کرده ایم، در پی آن گیاهان زمین که مردم و حیوانات از آن می خورند، می روید تا زمانی که زمین، زیبایی خود را می یابد و آراسته می شود و مردمش خود را بر آن قادر و متصرف می پندارند، [ناگهان] فرمان ما شب هنگام یا در روز [برای نابودی آنان] فرا می رسد و آنچنان آن را درو می کنیم که گویی دیروز در آن هیچ نبوده است. این گونه آیات خود را برای گروهی که می اندیشند، شرح می دهیم.


1- ملامحسن فیض کاشانی، محجه البیضا، دفتر انتشارات اسلامی، 1417ه_. ق، ج 2، ص 359.

ص:17

به تصریح آیات قرآن هدف از آوردن این نمونه ها تقویت اندیشه و تفکر آدمیان است:

«وَ یَضْرِبُ اللّهُ الْأمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ؛ خداوند برای مردم نمونه هایی می آورد تا شاید متذکر شوند».(ابراهیم: 25)

«وَ تِلْکَ الْأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ؛ این مثال هایی است که برای مردم بیان می کنیم، شاید در آن بیندیشند».(حشر: 21)

در برخی منابع آمده است، کاربرد تمثیل ها و تشبیه های قرآن از زندگی انسان به امور طبیعی مانند باد، باران و گیاهان، برای این است که به انسان گوشزد کند زندگی اش مانند آنها روزی به پایان خواهد رسید.(1)

سه _ بیان داستان ها

سه _ بیان داستان ها

داستان های قرآن در تربیت و هدایت انسان ها و ایجاد زمینه مرگ اندیشی نقش مؤثر و ارزشمندی دارند، چنان که خداوند به پیامبرش خطاب می کند: «فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ؛ قصه ها را با آنها بازگو کن، شاید که فکر کنند.» (اعراف: 176) همچنین، در سوره مبارکه روم دراین باره می فرماید:

أََوَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَانُوا أََشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّهً وَ اَثَارُوا الْاَرْضَ وَعَمَرُوهَا اَکْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا کَانَ اللهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لَکِنْ کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ. (روم: 9)

آیا در زمین گردش نکردند تا پایان کار کسانی را که پیش از ایشان بودند، بنگرند که آنها از اینان نیرومند تر بودند و زمین را بیش از ایشان دگرگون و آباد ساختند و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند. خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، بلکه خود در حق خویش ستم کردند.

نگاهی پندگیرانه به این گونه داستان های قرآنی، باعث تربیت افراد و هدایت ایشان به مرگ اندیشی و بازداری از رفتار انحرافی می شود.


1- سید محمدحسین حسینی تهرانی، معاد شناسی، انتشارات حکمت، 1361، ج 1، ص 23.

ص:18

ب) مرگ اندیشی در سیره پیشوایان معصوم(ع)

ب) مرگ اندیشی در سیره پیشوایان معصوم(ع)

یک _ مرگ اندیشی در روایات: با مراجعه به منابع روایی، می توان به انبوهی از روایات امامان معصوم(ع) درباره مرگ اندیشی دست یافت. ایشان با مخاطبان خویش به قدر درکشان سخن گفته اند. در اینجا به نمونه هایی از آن روایات که جنبه تربیتی دارد، اشاره می شود:

در روایتی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله درباره اهمیت مرگ اندیشی نقل شده است:

بهترین عبادت؛ زهدورزی، و تفکر، این است که انسان، همواره در اندیشه مرگ باشد و هرکس زیاد در اندیشه مرگ باشد، قبرش را باغی از باغستان های بهشت می یابد.(1)

در رفتارشناسی انسان ثابت شده است که او زیاده خواه و به دنبال بهترین هاست. ازاین رو، رسول اکرم صلی الله علیه و آله مرگ اندیشی را برتر از زهد، عبادت و تفکر ذکر کرده تا کسانی که می خواهند در وادی مرگ اندیشی قدم گذارند، تشویق شوند. همچنین آن حضرت می فرماید: «اَلنَّومُ اَخُ الْمَوْتِ؛ خواب برادر مرگ است.»(2) چنان که لقمان به فرزندش خطاب می کند:

فرزندم! اگر درباره مرگ شک داری، در خوابت امتحان کن. اگر توانستی خواب را از خود دور کنی، توان دور کردن مرگ را نیز خواهی داشت، درحالی که هیچ یک عملی نیست.(3)

علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید:

وَ بادِرُو المَوْتَ وَ غَمَراتِهِ وَ امْهَدُوا لَهُ قَبْلَ حُلُولِهِ وَ اَعِدُّو لَهُ قَبْلَ نُزُولِهِ فَإِنَّ الْغایَهَ الْقِیامَهُ وَ کَفی بِذالِکَ واعِظاً لِمَنْ عَقَلَ وَ مُعتَبَرًا لِمَنْ جَهِل.(4)


1- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404 ه_. ق، ج 6، ص 137؛ محمد بن محمد تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، قم، انتشارات شریف رضی، 1363، ج 2، ص 164.
2- محجه البیضا، ج2، ص 359.
3- محجه البیضا، ج2، ص372.
4- نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، خطبه190، ص372.

ص:19

پیش از فرا رسیدن مرگ، خود را برای پیشامد های پایان زندگی دنیا آماده سازید. هدف نهایی، قیامت است. مرگ برای خردمندان، پند و اندرز، و برای جاهلان، وسیله عبرت آموزی است.

در روایتی نقل شده است، روزی یکی از یاران امام صادق (ع) به آن حضرت عرض کرد: «ای پسر رسول خدا! مدتی است خواب های آشفته می بینم، می ترسم مرگم نزدیک شده باشد.» امام فرمود: «شب و روز در اندیشه مرگ باشید، همانا او به سراغ انسان می آید».(1)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که آن حضرت برای تحریک مرگ اندیشی در افراد، مرگ و پیامدهای آن را یادآوری می کرد و می فرمود:

در اندیشه مرگ باشید و بدانید که از مرگ گریزی نیست. مرگ آنچه از خوبی ها و بدی ها دارد، با خود می آورد. هرکس برای جهان پس از مرگ بکوشد، خوشی و آسایش را برای او می آورد و آن که برای این دنیا کار و تلاش کند، مرگ برای او بدبختی و پشیمانی می آورد.(2)

با توجه به تأکیدات فراوان امامان معصوم(ع) درباره مرگ اندیشی برخی از یاران امیرمؤمنان، علی (ع) با اظهار نگرانی، از آن حضرت پرسیدند: چگونه در اندیشه مرگ باشیم؟ حضرت در پاسخ فرمود: «با به جای آوردن واجبات و دوری از محرمات و فرا گرفتن خوی نیک، انسان برای مرگ آمادگی می یابد و دیگر از فرا رسیدن زمان مرگش باک ندارد».(3)

بنابراین، توجه به این روایات می تواند برای هرکس زمینه آماده شدن برای مرگ و جهان پس از آن را فراهم آورد.

دو _ سیره عملی پیشوایان معصوم(ع): انسان های وارسته، آرمان گرا و دارای اندیشه الهی، همواره در مسیر زندگانی پربارشان به دنبال تأثیرگذاری بر


1- عبد علی بن جمعه حویزی، تفسیر نور الثقلین، قم، اسماعیلیان، 1415 ه_.ق، ج 2، ص 471.
2- محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365، ج 1، ص 275.
3- شیخ صدوق، امالی، انتشارات کتاب خانه اسلامیه، 1362، ص 110.

ص:20

دیگران هستند. یکی از بهترین راهکارهای تربیتی و اثرگذاری بر افراد، هماهنگی بین کردار و گفتار مربی است. رهبران الهی که معلمان و مربیان افراد بشرند، هیچ گاه میان کردار و گفتارشان ناهمگونی دیده نمی شد. شواهد فراوان از سیره عملی امامان درباره مرگ اندیشی نقل شده است که نشان می دهد هریک از آنان در عمل نیز از این تفکر الهام می گرفتند که به نمونه هایی اشاره می شود:

علامه مجلسی در حالات پیامبر نقل کرده است که آن حضرت در تمام لحظه های زندگی اش به یاد مرگ بود و می فرمود: «نفسم بر من فشار می آورد.» ایشان همواره از خوف مرگ گریه می کرد و می فرمود: «احوالات هنگام مرگ و لحظه های خطرانگیز آن، تنگی قبر و سختی های قیامت کجاست؟»(1)

از ابوذر نقل شده است:

ما همواره رسول خدا صلی الله علیه و آله را از خوف مرگ اندیشناک و غمگین می دیدیم. روزی آن حضرت را شادمان دیدم، علت را جویا شدم، فرمود: مقداری از بیت المال نزد من باقی مانده بود و در هراس بودم که اگر در این حال مرگم فرا رسد، چه کنم، تا آن مال را تقسیم کردم و خیالم راحت شد.(2)

درباره امیرمؤمنان، علی (ع) و حالات مرگ اندیشی آن حضرت، ضرار بن ضمره گوید:

او را در یکی از شب ها دیدم که در محراب خود ایستاده بود. محاسن خود را به دست گرفته بود و چون مارگزیده به خود می پیچید و چون غمزده ها می گریست. گویا اکنون صدایش در گوش من است که می گوید: «آهِ آهِ!


1- بحارالانوار، ج 22، ص530.
2- تفسیر نور الثقلین، ج1، ص17.

ص:21

مِنْ قِلَّهَ الزّادِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ وَحْشَهِ الطَّریقِ؛ آه، آه! از کمی توشه و دوری سفر و وحشت راه».(1)

درباره مرگ اندیشی زهرا (س) نیز نقل شده است که امام علی (ع) در شب عروسی، فاطمه (س) را نگران دید. علت را از فاطمه (س) جویا شد، فاطمه (س) جواب داد:

پیرامون حال و رفتار خویش اندیشیدم، به یاد مرگ و قبر خویش افتادم. امروز از خانه پدر به خانه شما آمدم و روز دیگر از اینجا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت. تو را به خدا سوگند می دهم! بیا به نماز بایستیم و خدا را با هم عبادت کنیم.(2)

به راستی روش فاطمه (س) یکی از بهترین آموزه های تربیتی است که هر زن و مرد، لحظه های شیرین آغاز زندگی مشترک خود را به تلخی گناه نیالاید، بلکه با گرفتن گلبرگی از زندگی علی (ع) و زهرا (س)، برای لحظه های مرگ و زندگی پایدار آخرت خود بیندیشد.

درباره حالات سروَر عبادت کنندگان، امام سجاد (ع)، از طاووس یمانی نقل شده است:

نیمه شبی داخل حجر اسماعیل شدم، دیدم که امام زین العابدین (ع) در سجده است و کلامی را تکرار می کند. چون گوش دادم، این دعا را تکرار می فرمود: «اِلهِی عَبیدُکَ بِفَنائِکَ وَ مِسْکینُکَ بِفَنائِکَ وَ فَقیرُکَ بِفَنائِکَ؛ خدایا! بنده مسکین، محتاج و نیازمند تو، بر درگاهت منتظر رحمت است و امید عفو و احسان به تو دارد».(3)


1- بحارالانوار، ج 41، ص 121.
2- محمد دشتی، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، انتشارات مشهور، 1381، ص 20، به نقل از: شیخ مفید، الارشاد، ترجمه: محمدباقر ساعدی، تهران، انتشارات اسلامیه، ص 288.
3- تفسیر نور الثقلین، ج 4، ص 315.

ص:22

نقل های فراوان دیگری از ایشان رسیده است که با تمام توان در خدمت گزاری به تهی دستان و نیازمندان مشغول بود و می فرمود: «با این کار های نیک، می خواهم توشه سفر مرگ خود را آماده کنم».(1)

سه _ مرگ اندیشی در دعا و نیایش امامان معصوم(ع): دعا به معنای خواندن و نوعی خواستن است که به صورت راز و نیاز و نیایش و مناجات با خداوند ابراز می شود. در مکتب تربیتی رهبران معصوم، دعا گونه ای از ابراز قدردانی و شکرگزاری است. انسان ها به درگاه خداوند حضور می یابند و بی تابانه و همراه با ناله، خواسته های خود را مطرح می کنند. دعا در ساعت های خاصی از شبانه روز و در مکان های مخصوص همچنین با توجه به حالات ویژه انسان، بسیار گوناگون و گسترده است. با دقت در مضمون دعاها، می توان به این نتیجه دست یافت که امامان و رهبران الهی، از یک طرف به جهت معرفت و شناختی که از مرگ و لحظه های خطرناک آن داشته اند، با سوز و گدازی عجیب از خداوند یاری خواسته اند و از سوی دیگر، با اظهار ناله و سوز و گداز، خواسته اند در مکتب تربیتی خود، انسان هایی مرگ اندیش تربیت و آنها را اصلاح کنند.

درباره رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که در لحظه های آخر عمر شریفش به پیشگاه خداوند عرضه داشت: «اَللّهُمَّ اَعِنّی عَلَی غَمَراتِ المَوتِ؛(2) خداوندا! مرا در لحظه های جان دادن یاری رسان.» همچنین، در برخی منابع آمده است که یکی از دعا های آن حضرت این بود: «أللّهُمَّ اَعِنِّی عَلی سَکَراتِ الْمَوْتِ؛ خداوندا! در هنگام تلخی جان دادن یاری ام کن.»(3) پیامبر خدا به آن دسته از افراد که


1- شیخ صدوق، علل الشرایع، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1403ه_.ق، ص 231.
2- محمد بن عیسی ترمذی، السنن، بیروت، دارحیاء التراث العربی، ج 3، ص 308؛ ابی بکر محد بن عبدالله بن ابی الدنیا، المحتضر، بیروت، داربن حزم، 1417ه_.ق، ص46.
3- محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1409 ه_.ق، ج 2، ص 449؛ احمد بن شعیب نسائی، سنن نسائی، حلب، مکتبه مطبوعات الاسلامیه، 1406ه_.ق، ج 4، ص 2.

ص:23

به دلیل بروز گرفتاری ها و مشکلات بی تابی می کردند و مرگ خود را از خداوند می خواستند، می فرمود:

هیچ یک از شما برای سختی هایی که در طول زندگی تان پیش می آید، به درگاه خداوند تقاضای مرگ نکنید، بلکه خداوند را این گونه بخوانید:

«أَللّهُمَّ أَحْیِنِی ما کانَتِ الْحَیوهُ خَیراً لِی وَ تَوَفَّنِی إِذا کانَتِ الْوَفاتُ خَیْراً لِی؛ خداوندا! مرا زنده بدار تا زمانی که زندگی برایم خیر و برکت است و مرا بمیران، زمانی که مرگ برای من خیر و صلاح است».(1)

این جملات رسول اکرم صلی الله علیه و آله، آموزه های بسیار نیک و شایسته ای برای بیدارسازی اندیشه آدمی درباره مرگ و خطرات آن است. نیز نقل شده است امام صادق (ع) همواره در نماز شب می فرمود:

أللّهُمَّ اَعِنّی عَلَی هَولِ المُطَّلَعِ وَ وَسِّعِ عَلَی المُضطَجَعِ وَ ارْزُقنِی خَیْرَ مَا قَبْلَ المَوتِ وَ خَیْرَ مَا بَعدَ المَوْتِ.(2)

خداوندا! مرا در لحظه های بعد از مرگ، یاری فرما و قبر را بر من گشاده گردان، برایم خوبی ها را پیش از مرگ و بعد از مرگ عنایت فرما.

درباره حالات مرگ اندیشی امام کاظم (ع) ضمن مناجاتش با خداوند، نقل است که آن حضرت سر را به سجده می نهاد و عرضه می داشت:«أَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ الرّاحَهَ عِندَ المَوْتِ وَ العَفْوَ عِنْدَ الحِسابِ؛ پروردگارا! راحتی در هنگام مرگ و بخشش وقت حساب را از درگاهت طلب دارم.»(3) و نیز می گفت: «خداوندا! آمادگی پذیرش مرگ و دست یابی به انجام کارهای نیک را قبل از آمدن مرگ، برایم ارزانی فرما».(4)

با بررسی صحیفه سجادیه، می توان دریافت که در روزگار فروپاشی معنویت و گرایش مردم به دنیاگرایی، در زمان حکومت امویان، امام


1- تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 103.
2- شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1413ه_. ق، ج1، ص480.
3- الکافی، ج 3، ص 323.
4- تقی الدین ابراهیم کفعمی، بلد الامین، ص329.

ص:24

سجاد (ع) برای تربیت و بیدارسازی اندیشه مردم، در فراز های گوناگون از دعاهایش، مردم را به سوی مرگ اندیشی هدایت می کرد. چنان که اختصاص دو مناجات، یکی برای طلب توبه و دیگری برای دعا در زمان یاد مرگ، میزان اهمیت آن حضرت به مرگ اندیشی را نشان می دهد. ایشان در فرازی از دعای طلب توبه، پس از اظهار خشوع فراوان در پیشگاه خداوند، سخن از توبه و پشیمانی به میان می آورد، سپس با یادآوری عظمت و بخشایش خداوند، عرضه می دارد:

أَللّهُمَّ وَ ثَبِّتْ فِی طاعَتِکَ نِیَّتِی وَ أَحْکِمْ فِی عِبادَتِکَ بَصِیرَتِی وَ وَفِّقْنِی مِنَ اَلْأَعْمالِ لِما تَغْسِلُ بِهِ دَنَسَ الْخَطایا عَنَّی وَ تَوَفِّنِی عَلی مِلَّّتِکَ وَ مِلَّتِ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ اِذا تَوَفَّیْتَنی.(1)

خدایا! نیتم را در اطاعت از تو استحکام ببخش و بینشم را در بندگی ات قوی گردان و به انجام کارهایی که پلیدی و خطاهایم را شست وشو می دهد، توفیقم ده و هنگام مرگ، به آیین خویش و پیامبرت، محمد صلی الله علیه و آله، بمیران.

امام سجاد(ع) در دعای چهلم صحیفه سجادیه، هرگاه خبر مرگ کسی را می شنود یا خود از مرگ یاد می کند، ابتدا با سوز و گداز به پیامبر و خاندانش درود می فرستد و از خداوند درخواست می کند که بندگان خویش را از تعلقات دنیایی و آرزوهای دراز بازدارد و از غرور ایمن بدار، سپس در اوج مرگ اندیشی عرضه می دارد:

وَ انْصِبِ الْمَوْتَ بَیْنَ أَیْدِینا نَصْباً، وَ لا تَجْعَلْ ذِکْرَنا لَهُ غِباً وَاجْعَلْ لَنا مِنْ صالِحَ الْأََعْمالِ عَمَلاً نَسْتَبطِیءُ مَعَهُ الْمَصیرَ اِلَیْکَ وَ نَحْرِصُ لَهُ عَلی وَشْکِ اللَّحاقِ بِکَ حَتّی یَکُونَ الْمَوْتُ مَأْنَسَنَا الَّذِی نَأنَسُ بِهِ وَ مَأْلَفَنَا الَّذی نَشْتاقُ اِلَیْهِ.(2)

و همواره مرگ را در پیش چشم ما مجسم فرما و هیچ گاه یاد آن را از خاطرمان مبر، از کارهای نیکو عملی به ما عطا فرما که با آن توشه به سوی


1- صحیفه سجادیه، ترجمه: محمدتقی خلجی، انتشارات پیام مهدی، 1382، ص 228، دعای سی ویکم در طلب توبه.
2- صحیفه سجادیه، ترجمه: محمدتقی خلجی، انتشارات پیام مهدی، 1382، ص282، دعای چهلم.

ص:25

تو سیر کنیم و به قرب دیدار تو حریصانه مشتاق شویم تا اینکه مرگ مایه انس ما باشد که بدان انس گیریم و موعد الفتی باشد که بدان عشق ورزیم....

ج) نکات پندآموز در گفتار صالحان و دانشمندان

ج) نکات پندآموز در گفتار صالحان و دانشمندان

علامه مجلسی: «مراد از مرگ اندیشی این است که انسان پیش از مرگ، حقیقت دنیا را بداند و برای پس از مرگ تدارک سفر ببیند».(1)

صدرالمتألهین شیرازی: «بدان که در اندیشه مرگ بودن، بهترین عبادت هاست؛ زیرا حجاب بشر، از ضخیم ترین حجاب هاست و انسان با مرگ اندیشی، از آن حجاب ها رها می شود».(2)

فیض کاشانی: «در تشییع جنازه حاضر شو و درباره آن میت اندیشه کن که چگونه همه چیز خود را رها می سازد و در میان خاک می خوابد. بدان که سفر نزدیک است و پشیمانی ها فرا می رسد، درحالی که نفع ندارد. بکوش تا خود را با این تفکر، برای کردار صالح آماده کنی».(3)

شهید ثانی: «بر هر انسان عاقبت اندیشی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، واجب است که از محاسبه نفس خود و اندیشه و هوس ها غفلت نورزد، که با هر نفس این عمر، می توان گنجی به دست آورد که نعمت های آن تا ابد به پایان نرسد».(4)

بهاری همدانی: «مرگ در یک لحظه پایه های خوشی ها را در هم می شکند و بنیان غرایز را ویران می سازد. شاید اشتغال قلب به غیرخدا، مانع از یاد مرگ است. خردمند کسی است که خود را با مرگ پیراسته کند».(5)

ملکی تبریزی: « ای بنده پست و بیکاره! زندگی تو از هنگام تولد تا زمان مرگ، همانند ایستگاه های مسافرت تو به وطن نخستینت است».(6)


1- بحارالانوار، ج 70، ص 64.
2- محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، قم، انتشارات بیدار، 1366، ج4، ص 397.
3- محجه البیضا، ج2، ص52.
4- شهید ثانی، اندرزنامه، ترجمه: حسین قهستانی، انتشارات نهاوندی، 1380، ص 29.
5- شیخ محمد بهاری همدانی، تذکره المتقین، تحقیق: علی افراسیابی، انتشارات نهاوندی، 1385، ص137.
6- میرزا جواد ملکی تبریزی، المراقبات، ترجمه: ابراهیم محدث بندرریگی، قم، انتشارات اخلاق، 1376، ص 27.

ص:26

امام خمینی: «فکر درباره مرگ و شدت و سکرات آن، همچنین ناراحتی، حرارت، درد و رنج هنگام جدایی روح از بدن، حسرت آدمی در آن حال، جدایی از تمام آنچه بر آن دل بسته است، تاریکی قبر و غربت آدمی در گور، بسیار مؤثر است».(1)

فخر رازی، دانشمند اهل سنت: «هرکس بیشتر به یاد مرگ باشد، قلب او هیچ گاه از خشوع خالی نمی شود و همین امر سبب می شود که او توبه نماید».(2)

موریس مترلینگ، دانشمند غیرمسلمان: «مرگ عبارت است از تولدی جاودانه، در گهواره ای از نور یا آتش. هرکس بخواهد تصور وجود مرگ را از ذهن خود دور کند، یا از آن بگریزد، بیشتر خود را در چنگال آن گرفتار می بیند و شبح مرگ مانع از دیدن همه چیز می شود».(3)

توماس، دیگر دانشمند غیرمسلمان: «تأمل کن! درباره مرگ و اینکه به زودی زندگی به پایان خواهد رسید. پس به وضع خودت بنگر! امروز آدمی اینجاست و فردا اثری از او نیست. هنگامی که او از دید انسان ها خارج می شود، به زودی از یاد آنها خواهد رفت».(4)

بنابراین، مرگ به علت اجتناب ناپذیر بودن، مورد توجه تمام اندیشمندان الهی و غیرالهی قرار گرفته است و همه آنها تأکید دارند که انسان باید همواره در اندیشه مرگ باشد و درنتیجه برای پذیرش آن آماده شود.

د) نکات تربیتی و برنامه ای

د) نکات تربیتی و برنامه ای


1- روح الله موسوی خمینی، اسرار الصلاه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمه الله، 1378.
2- محمد بن عمر فخر رازی، تفسیر کبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1420 ه_. ق، ج1، ص491.
3- موریس مترلینگ، مرگ، ترجمه: فرامرز برزگر، تهران، کانون معرفت، 1336، ص ؟ .
4- توماس کمپس، اقتدا به مسیح، ترجمه: سعید عدالت نژاد، تهران، انتشارات طرح نو، 1382، ص70.

ص:27

دست اندرکاران امور تربیتی، برای عملی ساختن این آموزه ها با انتخاب طرح های مناسب، می توانند نقش تأثیرگذار و ارزشمندی را ایفا کنند. دراین میان، رسانه های گروهی مانند رادیو و تلویزیون، به دلیل داشتن مخاطبان فراوان، قادرند با انتخاب آموزه های ذیل، مرگ اندیشی را بهتر ترویج کنند:

یک _ انتخاب تشبیهات قرآن و مثال های آن درباره حقیقت زندگی انسان که در متن اشاره شد. دراین زمینه می توان از گردش فصل های چهارگانه سال و ارتباط آن با بهار و خزان عمر انسان، برای مرگ اندیشی و آخرت گرایی استفاده کرد.

دو _ برگزیدن قصه های قرآن و داستان هایی که در آنها بشارت و انذار مطرح شده است.

سه _ ساختن فیلم هایی مانند سیاحت غرب و پیامک از دیار باقی براساس آیات و روایات.

چهار _ انتخاب آموزه هایی از سیره معصومان(ع) و حالات آنها درباره مرگ اندیشی.

پنج _ گزینش احادیث کوتاه درباره مرگ، برای زیرنویس تلویزیون در زمان های مناسب.

شش _ ارائه بعضی احادیث درباره مرگ اندیشی، هنگام اجرای مسابقات رادیویی و تلویزیونی.

هفت _ تصویرسازی از یادگارهای پیشینیان مانند آثار باستانی، کاخ ها، قلعه ها، قبرستان های قدیمی. همچنین، طرح پرسش هایی درباره سرنوشت سازندگان این بناها و آرزوهای ساکنان این مکان ها.

ص:28

فصل دوم: مرگ اندیشی در اندیشه اسلامی و غیراسلامی

اشاره

فصل دوم: مرگ اندیشی در اندیشه اسلامی و غیراسلامی

زیر فصل ها

1. هویت مرگ در اندیشه اسلامی

2. مرگ در اندیشه غیراسلامی

3. مقایسه پیامدهای دو اندیشه اسلامی و غیراسلامی

1. هویت مرگ در اندیشه اسلامی

اشاره

1. هویت مرگ در اندیشه اسلامی

زیر فصل ها

الف) مخلوق بودن مرگ

ب) انواع مرگ در اندیشه اسلامی

ج) آغاز زندگی نوین پس از مرگ

د) اجتناب ناپذیر بودن مرگ

ه_) عمومی بودن مرگ

و) نامعلوم بودن زمان و مکان مرگ

ز) مجریان مرگ

ح) ترس از مرگ در اندیشه اسلامی

ط) تبیین جایگاه تمنا و آرزوی مرگ در اندیشه اسلامی

ی) تبیین جایگاه مرگ اندیشی در اسلام

الف) مخلوق بودن مرگ

الف) مخلوق بودن مرگ

در هویت شناسی مرگ، بیش از همه دانستن این مطلب ضرورت دارد که قرآن کریم، مرگ و حیات را کنار هم قرار داده و هر دو را به طور یکسان، مخلوق خداوند خوانده است: «أَلَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَّحْسَنُ عَمَلاً؛ او خداوندی است که مرگ و حیات را آفرید، برای آنکه شما را امتحان کند تا کدامتان نیکوکارترید.»(ملک: 2) این آیه بیانگر این حقیقت است که مرگ و زندگی دو امر وجودی هستند و خالق توانا، هر دو را با هم آفریده و از نعمت هستی برخوردارشان ساخته است.

در برخی منابع تفسیر آمده است: «از این آیه برگرفته می شود که مرگ و حیات هر دو مخلوقند. اگر مرگ به معنای فنا و نیستی مطلق بود، مخلوق بودن آن معنی نداشت؛ زیرا مرگ انتقال از جهانی به جهان دیگر است. ازاین رو، یک امر وجودی و قابل آفرینش است».(1)

خداوند به واسطه مرگ، بندگانش را امتحان می کند و اعتقاد به چنین معنایی، می تواند عامل تربیتی برای انسان باشد تا آگاهانه برای انجام کارهای نیک اقدام کند.


1- ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، قم، مدرسه علی بن ابی طالب، 1374، ج 5، ص430.

ص:29

امام باقر (ع) در این رابطه می فرماید:

حیات و مرگ دو مخلوق از آفریده های خداوند هستند. موقعی که مرگ فرا می رسد و در آدمی راه می یابد، به هیچ یک از اعضای بدن وارد نمی شود، جز آنکه حیات از آن خارج می شود.(1)

مرحوم شهید مطهری دراین زمینه می فرماید:

قرآن همان گونه که حیات را یک امر وجودی و دارای رسول، فرشته و مأمور می داند، برای مردن نیز مأموران و فرشتگان مخصوص معرفی کرده است. اگر مرگ پایان حیات بود، دیگر این حرف ها معنی نداشت.(2)

ب) انواع مرگ در اندیشه اسلامی

اشاره

ب) انواع مرگ در اندیشه اسلامی

در منابع اسلامی مانند قرآن و روایات معصومان(ع)، تعبیرات و واژگانی درباره ماهیت مرگ به کار رفته است که می توان از آنها سه نوع مرگ روحی، ارادی و جسمی را در اندیشه اسلامی دریافت.

یک _ مرگ روحی یا قلبی

یک _ مرگ روحی یا قلبی

در قرآن صفات و امور فراوان چون درک کردن، اندیشیدن، ترس، اضطراب، اطمینان، رحمت، رأفت و... به قلب نسبت داده شده است. ازاین رو، می توان نتیجه گرفت که اصطلاح قلب در قرآن با قلب مادی کاملاً متفاوت است. شاید بتوان ادعا کرد که منظور از قلب، همان روح و نفس است که می تواند هم منشأ صفات عالی انسانی و هم پستی ها باشد.(3) اگر قلب مرکز اندیشه خیرخواهانه شد و به دعوت منادیان دین جواب مثبت داد، در اندیشه اسلامی درحقیقت قلب زنده است:

یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ. (انفال:24)

ای آنان که ایمان آورده اید! خدا و رسول او را اجابت کنید، هنگامی که شما را به چیزی که زنده تان کند، بخوانند.


1- کافی، ج3، ص259.
2- مرتضی مطهری، معاد، تهران، انتشارات صدرا، 1377.
3- محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، انتشارات مؤسسه آموزشی _ پژوهشی امام خمینی رحمه الله، 1377، چ 3،، ج1، ص264.

ص:30

اما اگر قلب از درک واقعیت ها و اندیشیدن در مسائل دینی و ارزش های اعتقادی بازماند، در اندیشه اسلامی، چنین قلبی گرفتار و نابود شده است و به دلیل همین کج روی، قرآن با صراحت از آنها به مردگان تعبیر و به پیامبر خطاب می کند:

إِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَی وَلا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ. (نمل: 80)

همانا تو نمی توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی و نمی توانی کران را هنگامی که روی برمی گردانند، فرا خوانی.

و در سوره روم نیز می فرماید: «فَإِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَی؛ تو نمی توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی.» (روم: 52) آشکار است که مراد از این مردگان، انسان های زنده نمایی بودند که رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی آنان می رفت و ایشان را به اسلام فرا می خواند، ولی این انسان های دل مرده به دلیل نداشتن درک و اندیشه، نمی توانستند میان حق و باطل تمییز دهند، پس خداوند از آنها به مردگان تعبیر کرده است.

امیرمؤمنان، علی (ع) درباره این گونه افراد می فرماید:

فَالصُّورَهُ صُورَهُ اِنْسانٍ وَالْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوانٍ لا یَعْرِفُ بابَ الْهُدی فَیَتَّبِعَهُ وَ لا بابَ الْعَمی فَیَصُدَّ عَنْهُ وَ ذلِکَ مَیِّتُ الْاَحْیا.(1)

چهره ظاهر او انسان و قلبش، قلب حیوان درنده است. راه هدایت را نمی شناسد که از آن سو برود و راه خطا را نمی داند که از آن بپرهیزد. پس مرده ای است در میان زندگان.

همچنین، حضرت در برابر ناسپاسی ها و کوتاهی های اهل کوفه می فرماید: «مالِی أَراکُمْ اَشْباحاً بِلا أَرْواحٍ؛ مردم کوفه چرا شما را پیکر های بی روح می نگرم؟»(2)


1- نهج البلاغه، ص148، خطبه 87.
2- نهج البلاغه، ص200، خطبه108.

ص:31

بنابراین، از دیدگاه اسلام، هرگاه انسان از اندیشیدن در امور دین و دنیای خود بازماند، همچون مرده ای میان زندگان به سر می برد. این مسئله از نظر تربیتی می تواند اثر عملی مهمی برای انسان داشته باشد تا با اندیشیدن در مسائلی همانند مرگ به زندگی واقعی دست یابد.

دو _ مرگ ظاهری و جسمی

دو _ مرگ ظاهری و جسمی

برای این قسم از مرگ که همان جدا شدن روح از جسم است، نمونه های فراوان در آیات و روایات ذکر شده است:

اول _ مرگ طبیعی: در این نوع مرگ، شخص عمر طبیعی خود را به پایان می رساند. این گونه مرگ ها عادی تلقی می شوند و افسوسی به دنبال ندارد. «وَ لِکُلِّ اُمَّهٍ اَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ اَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَاْخِرُونَ سَاعَهً؛ برای هر قوم و جمعیتی، سرآمدی معیّن است. هنگامی که زمان آنها فرا می رسد، ساعتی تأخیر ندارد».(اعراف: 34 و یونس: 49)

دوم _ مرگ اخترامی و دسته جمعی: این نوع مرگ بر اثر بیماری هایی مثل وبا و حصبه، یا بر اثر حوادث طبیعی مانند زلزله و سیل صورت می گیرد که به دلیل گسترده بودنش تأسف آور است و معمولاً به دنبال ظلم و فساد اجتماعی دامن گیر جامعه می شود. خداوند در سوره اسرا می فرماید:

وَإِذَا اَرَدْنَا اَن نُّهْلِکَ قَرْیَهً اَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیراً.(اسراء: 16)

هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را هلاک کنیم، نخست اوامر برای مترفین آنها بیان می داریم. سپس هنگامی که آنها فسق ورزیدند آنها را به شدت می کوبیم.

سوم _ مرگ جنایی: مرگی که در آن فردی، بر اثر پیروی از هوای نفسش، شخص دیگر را به قتل می رساند. مانند ماجرای فرزندان آدم، هابیل و قابیل.

«فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛ نفس سرکش، او را به کشتن برادرش ترغیب کرد. [سرانجام] او را کشت و از زیان کاران شد».(مائده: 30)

ص:32

چهارم _ مرگ نفله ای: مانند اینکه کسی بر اثر نداشتن ایمان یا ضعف آن، دست به خودکشی می زند که این، از بدترین مرگ هاست. خداوند در قرآن می فرماید:

وَلاَ تَقْتُلُواْ اَنفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیماً وَمَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَاراً وَکَانَ ذٰلِکَ عَل_ی اللهِ یَسِیراً. (نساء: 29 و 30)

خودکشی نکنید، خداوند به شما مهربان است و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتش خواهیم افکند و این کار برای خدا آسان است.

پنجم _ مرگ با شهادت: شخصی برای دفاع از دین، جان، ناموس یا مال خود در برابر متجاوزان، کشته شود که از بهترین مرگ ها، در فرهنگ اسلامی معرفی شده است: «وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللهِ اَمْوَاتٌ بَلْ اَحْیَاءٌ وَلَکِن لا تَشْعُرُونَ ؛ به کسی که در راه خدا کشته می شود مرده نگویید، بلکه او زنده است، ولی شما درنمی یابید».(بقره: 154)

و نیز در سوره آل عمران جایگاه بلند شهدا را در نزد خداوند، یادآوری کرده است.(1)

ششم _ مرگ ارادی: آن هنگام که کسی خداجویانه در اصل آفرینش و پایان عمر خود بیندیشد، به ناپایداری این دنیا پی ببرد و با اراده و اختیار خود از شهوت ها، خواسته ها و لذت های زودگذر دنیایی دست بردارد، درحقیقت نفس سرکش خود را از بین برده است. او در تمام کارهایش، فقط رضایت خداوند، آسان شدن مرگ و حساب و کتاب روز قیامت را در نظر می گیرد. این آیه مبارکه به همین معنا اشاره دارد: «فَتُوبُواْ إِلَی بَارِئِکُمْ فَاقْتُلُواْ أَنْفُسَکُمْ؛ به سوی خالق خود بازگردید و [نفس سرکش] خود را به قتل رسانید».(بقره: 54)


1- نک: آل عمران: 169 و 170.

ص:33

انسانی که تمام آرزوهای خود را در کنترل خویش درآورد، به مقام بالای معنویت رسیده است، در این صورت او مرگ ارادی انجام داده است.(1)

ج) آغاز زندگی نوین پس از مرگ

ج) آغاز زندگی نوین پس از مرگ

این پرسش همواره در اندیشه بشر وجود داشته است که آیا با فرارسیدن مرگ، همه چیز برای انسان تمام و شعله زندگی او خاموش می شود یا پس از مرگ باز هم زندگانی دیگری وجود خواهد داشت؟ در این زمینه دیدگاه های متفاوتی است و قرآن خبر می دهد که در صدر اسلام، وقتی پیامبر سخن از مرگ و زندگی پس از آن به میان می آورد، در باور و اندیشه برخی افراد نمی گنجید و می گفتند:

إِنْ هِیَ إِلّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ. (مؤمنون: 37)

همانا غیر از زندگی دنیای ما چیزی در کار نیست، پیوسته گروهی از ما می میریم و نسل دیگری جای ما را می گیرد و ما هرگز برانگیخته نخواهیم شد.

در اندیشه اسلامی، مرگ نه فقط فنا و نیستی معنا نمی دهد، بلکه آغاز زندگی نوین و پایدار است و سرنوشت سعادت بار یا شقاوت بار انسان، از همان لحظه مرگش معلوم می گردد. در بسیاری از آیات قرآن، از مرگ با واژه توفی تعبیر شده است:

«الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ». (نحل: 28)

«الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ طَیِّبِینَ». (نحل: 32)

«أَللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ». (زمر: 42)

«تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لا یُفَرِّطُونَ». (انعام: 61)

«حَتّی إِذا جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا یَتَوَفَّوْنَهُمْ». (اعراف: 37)

«أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُمْ». (یونس: 104)


1- ملا صدرا، مفاتیح الغیب، ترجمه: محمدجواد خواجویی، تهران، انتشارات مولا، 1384، ص 808.

ص:34

«قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ ملک الموت». (سجده: 11)

در این آیات از مرگ به تَوَفَّی تعبیر شده و مرگ از ماده وفی، به معنای دریافت چیزی به تمام و کمال است. بسیاری از مفسران در تفسیر این آیات می نگارند:

در قرآن کریم هرکجا سخن از مرگ است، کلمه توفی به کار رفته و نمایان گر این است که هرگاه مرگ انسان فرا می رسد، مأموران الهی روحش را می گیرند و او از این جهان فانی مادی، به سوی جهان ابدی آخرت انتقال می یابد.(1)

افزون بر آیات قرآن، در روایات فراوانی، از حقیقت مرگ، به آغاز زندگی نوین یاد شده است.

پیامبر خدا درباره حقیقت مرگ می فرماید: «اَلمَوتُ اَوَّلُ مَنازِلِ مِنْ مَنازِلِ الْآخِرَهِ و آخِرُ مَنْزِلٍ مِنْ مَنازِلِ الدُّنْیا؛ مرگ آغاز منزل از منزل های آخرت و پایان منزل از منزل های دنیاست».(2)

از امیرمؤمنان، علی (ع) دراین باره نقل شده است که در موقعیت های فراوان، یاران و خویشان خود را ارشاد و نصیحت می کرد و می فرمود: «مرگ، طلبکار سریعی است و کسی نمی تواند از آن فرار کند. اینک خود را برای مرگ آماده سازید.» و در ادامه می فرمود:

اِنّا وَ اِیّاکُمْ خُلِقْنا لِلْبَقاءِ لا لِلْفَناءِ لکِنَّکَُمْ مِنْ دارٍ اِلی دارٍ تَنْقِلُون فَتَزَوَّدُو لِما أَنْتُمْ صائِرُونَ اِلَیْهِ وَ خالِدُونَ فِیهِ.(3)

ما و شما برای ماندن آفریده شده ایم، نه برای نابودی! باید بدانید که از خانه ای به خانه دیگر کوچ می کنید. بنابراین، زاد و توشه آنجا را که در آن برای همیشه در حرکت هستید، فراهم سازید.


1- علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه: محمدباقر همدانی، دفتر انتشارات اسلامی، 1382، چ 17، ج16، ص252؛ معاد در قرآن، ج4، ص181؛ محمود زمخشری، الکشاف، بیروت، دارالکتاب العربی، 1407ه_.ق، ج3؛ ص519، معاد، ص41.
2- بحارالانوار، ج6، ص133.
3- شیخ مفید، ارشاد، ترجمه: محمدباقر ساعدی، تهران، انتشارات اسلامیه،1380، چ 1، ص 228.

ص:35

همچنین، نقل است امام حسین (ع) در روز عاشورا، خطاب به یاران خود به حقیقت مرگ و زندگی پس از آن اشاره کرد و فرمود:

صَبْراً بَنِی الْکِرامِ فَمَا اَلْمَوْتُ اِلّا قَنْطِرَهٌ یَعْبُرُ بِکُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرّاءِ اِلَی الْجِنانِ الْواسِعَهِ و النَّعیمِ الدّائِمَهِ فَأَیُّکُمْ یَکْرَهُ اَنْ یَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنِ اِلی القَصْرِ.(1)

ای بزرگ زادگان! صبر و شکیبایی پیشه سازید؛ زیرا مرگ چیزی جز پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور می دهد و به بهشت پهناور و همیشگی می رساند. چه کسی از شما کراهت دارد که از زندانی به قصری انتقال یابد؟

بنابراین، هویت و حقیقت مرگ از دیدگاه اسلام، نه فقط فنا و نیستی معنا نمی دهد، بلکه آغاز زندگی جدیدی است که انسان را از این دنیا به سوی جهان دیگر عبور می دهد و در آنجا زندگی نوینی را آغاز می کند. تمام خوشی ها و تلخی های زندگی انسان، در آن جهان به عملکرد او در این دنیا بستگی دارد.

د) اجتناب ناپذیر بودن مرگ

د) اجتناب ناپذیر بودن مرگ

حتمی بودن مرگ برای هیچ کس پوشیده نیست و اگر انسان در هرچیز شک کند، درباره مرگ نمی تواند تردید کند؛ زیرا کاروان مرگ یکی از سنگین ترین کاروان هایی است که هر روز انسا ن های زیادی را با خود به وادی خاموش قبرستان انتقال می دهد. این مطلب، درسی برای ناگزیر بودن مرگ است و دربردارنده این پیام، که هر انسانی طعم مرگ را خواهد چشید.

دراین میان، آنچه مهم به نظر می رسد، توجه به این نکته است که بعضی افراد از حتمی بودن مرگ پند و اندرز نمی گیرند و در اندیشه مرگ نیستند. پس بر اثر مرض های روحی و معنوی گناه، مرگ در نظرشان تلخ و سهمناک جلوه می کند. ازاین رو، در قرآن و روایات، بر حتمی بودن مرگ بسیار تأکید می شود تا با بیان زیبا، آثار تربیتی آن را به همگان منتقل کنند.

خداوند در آیات زیادی از قرآن، از مرگ به یک قانون عمومی و حتمی یاد می کند و می فرماید:


1- بحار الانوار، ج6، ص154.

ص:36

«أَیْنَمَا تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ؛ هرجا باشید مرگ شما را درمی یابد».(نساء: 78)

«وَجَاءَتْ سَکْرَهُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِکَ مَا کُنْتَ مِنْهُ تَحِیدُ؛ [و به هوش آیید که] سرانجام سکرات مرگ به حق فرا می رسد. این همان چیزی است که از آن می گریختی».(ق: 19)

امیرمؤمنان، علی(ع) در این زمینه می فرماید: «آن کس که از مرگ بترسد، نجات نمی یابد و آن کس که زنده ماندن را دوست بدارد، برای همیشه در دنیا نخواهد ماند.»(1) همچنین آن حضرت می فرماید:

ای بندگان خدا! شما همه شکار آماده مرگ هستید. اگر توقف کنید شما را می گیرد و اگر فرار کنید، به شما می رسد. مرگ از سایه به شما نزدیک تر است. نشانه مرگ بر پیشانی شما زده شده است. دنیا پشت سر شما در حال در هم پیچیده شدن است.(2)

بنابراین، در اندیشه اسلامی مرگ سرنوشت حتمی انسان هاست و دارا و ندار، پیر و جوان، مریض و سالم همه خواهند مرد. مهم این است که انسان در هر موقعیتی، در انتظار مرگ باشد و بکوشد تا پیوندی از خوبی ها میان زندگی خود در این دنیا و جهان پس از مرگ ایجاد کند و این معنا را درک کند که همه بدون استثنا اجل و سرآمدی دارند که لحظه ای در آن تأخیر نیست. به گفته مولانا:

مرغ باغ ملکوتم نِیَم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

خرم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

روشن است با چنین اندیشه ای درباره مرگ، که دنیا را زندان و مرگ را آزادی از آن بدانیم، می کوشیم با کردار و رفتار شایسته و آبرومندانه و با


1- نهج البلاغه، ص 90، خطبه 38.
2- نهج البلاغه، ص510، نامه27.

ص:37

سعادتمندی از این زندان بیرون بیاییم و دیگر هیچ وحشت و هراسی نخواهیم داشت.

ه_) عمومی بودن مرگ

ه_) عمومی بودن مرگ

عمومی بودن مرگ، از واقعیت های دیگری است که در قرآن کریم و روایات بر آن تأکید فراوان شده و هشداری برای همگان است که سرنوشت آنان با مرگ گره خورده است؛ زیرا از دیدگاه قرآن تمام نظام آفرینش اجل معیّنی دارند که پس از سپری شدن آن، عمر به پایان می رسد و مرگ فرا خواهد رسید، چنان که خداوند در آیات قرآن با اشاره به این حقیقت می فرماید: «مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلّا بِالْحَقِّ وَأََجَلٍ مُسَمًّی؛ ما آسمان و زمین و آنچه را در میان آنهاست نیافریدیم، مگر به حق و اجل معیّن». (احقاف: 3)

علامه طباطبایی در تفسیر آیه شریفه می نگارد:

معنای آیه این است که ما عالم مشهود را با همه اجزای آن، چه آسمانی و چه زمینی، نیافریدیم مگر به حق؛ یعنی دارای غایت و هدف ثابت و نیز دارای اجلی معیّن است که وجودش از آن تجاوز نمی کند.(1)

خداوند در آیه ای دیگر می فرماید :

وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الأرْضِ إِلّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ. (زمر: 68)

در صور دمیده می شود، پس تمام کسانی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند، مگر کسانی که خداوند بخواهد [که آنها زنده بمانند].

از انس بن مالک نقل شده است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم: این کسانی که در این آیه استثنا شده اند چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: «آنان جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و ملک الموت هستند.» سرانجام خداوند به ملک الموت دستور می دهد که میکائیل و اسرافیل را نیز قبض روح کند. پس خداوند جان ملک الموت را نیز می گیرد:


1- المیزان، ج18، ص284.

ص:38

فَعِنْدَ ذلِکَ یَمُوتُ جَبْرَئِیلُ وَ هُوَ آخِرُ مَنْ یَمُوتُ مِنَ السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ.(1)

بعد از آنکه همه می میرند، جبرئیل نیز می میرد و او آخرین موجود است که در آسمان و زمین خواهد مرد.

تا اینجا سخن از مرگ مجموعه آفرینش بود، اما درباره عمومی بودن مرگ انسان و تجلی بیشتر جنبه های تربیتی آن آیات ویژه ای وجود دارد که با لحن های متفاوت بیان شده است. از آن جمله «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ؛ هر انسانی مرگ را می چشد.» و این تعبیر عمومیت مرگ، در سه آیه قرآن تکرار شده است.(2)

فخر رازی در تفسیرش حدیثی را نقل کرده است که وقتی آیه «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ؛ تمام کسانی که بر روی زمین هستند، فانی می شوند.» (الرحمن: 26) نازل شد، ملائکه گفتند: فرمان مرگ اهل زمین صادر شد و هنگامی که آیه «کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَهُ الْمَوْتِ» نازل شد، فرشتگان گفتند فرمان مرگ ما نیز صادر شد.(3)

بدین ترتیب، مرگ به عنوان قانونی عمومی، حاکم بر تمام جهان و موجودات آن، از جمله انسان است، هیچ گونه استثنایی حتی برای خوبان ندارد، چنان که خداوند به اشرف مخلوقاتش، حضرت محمد صلی الله علیه و آله دراین زمینه می فرماید:

وَ مَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِکَ الْخُلْدَ أَفَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ. (انبیاء: 34)

پیش از تو برای هیچ انسانی جاودانگی قرار ندادیم. پس آیا در صورتی که تو مردی، ایشان جاودان خواهند بود؟

اگر قانون مرگ استثنایی داشت، باید بهترین آفریده ها و برگزیده خداوند، پیامبر اسلام باقی می ماند، درصورتی که مرگ به سراغ آن حضرت نیز رفت و


1- بحارالانوار، ج82، ص184.
2- نک: آل عمران: 185، انبیا: 35، عنکبوت: 57.
3- تفسیر کبیر، ج9، ص125.

ص:39

او را باقی نگذاشت. بنابراین، هیچ کس طمع ماندن در این دنیا را نداشته باشد.

و) نامعلوم بودن زمان و مکان مرگ

اشاره

و) نامعلوم بودن زمان و مکان مرگ

از دیدگاه منابع دینی، زمان و مکان مرگ از جمله اموری است که به اقتضای حکمت خداوند بر انسان ها مخفی و نامعلوم است و از جمله امور غیبی شمرده می شود. چه بسیارند انسان هایی که تا مرز جان سپردن پیش می روند، ولی نمی میرند و درمقابل، انسان هایی هستند که هیچ گونه نشانه های مرگ در آنها دیده نمی شود و ناگهان گرفتار مرگ می شوند.

قرآن درباره نامعلوم بودن مکان مرگ می فرماید:

و َمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَاذَا تَکْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ.(لقمان: 34)

هیچ کس نمی داند فردا چه خواهد کرد و هیچ کس نمی داند به کدام سرزمین، مرگش فرا می رسد؟ پس تنها خداوند به همه چیز خلایق دانا و بر تمام اسرار و دقایق عالم آگاه است.

امیرمؤمنان، علی(ع) درباره پنهان بودن زمان مرگ می فرماید: «مِسْکینٌ إِبْنُ آدَمَ مَکْتُومُ الْأَجَلِ مَکْنُونُ الْعِلَلِ مَحْفُوظُ الْعَمَلِ؛ بیچاره فرزند آدم! اجلش پنهان، بیماری هایش پوشیده و اعمالش همه نوشته شده است».(1)

در روایتی نقل شده است: «فرشته مرگ بر حضرت سلیمان وارد شد و به یکی از هم نشینان او نگاهی طولانی انداخت. هنگامی که فرشته بیرون رفت، آن هم نشین به سلیمان گفت: این که بود؟ سلیمان گفت: فرشته مرگ. گفت: دیدم به من چنان نگریست که گویا قصد قبض روح مرا دارد. سلیمان گفت: چه می خواهی؟ پاسخ داد: می خواهم مرا از او رهایی دهی و به باد دستور


1- نهج البلاغه، ص 730، حکمت 419.

ص:40

فرمایی تا مرا به دور ترین نقاط هند برد. پس سلیمان به باد دستور انجام این کار را داد و باد فرمان او را به انجام رسانید. بار دیگر فرشته مرگ نزد سلیمان آمد. سلیمان به وی گفت: چرا تو به یکی از هم نشینان من آن گونه نگاه کردی؟ پاسخ داد: من از دیدن او در کنار تو شگفت زده شدم؛ زیرا مأمور بودم در ساعتی نزدیک، او را در یکی از مناطق هند قبض روح کنم».(1)

دیدمش اینجا و بس حیران شدم

در تفکر رفته سرگردان شدم

از عجب گفتم مگر او صد پَر است!

زو به هندوستان شدن دور اندر است

چون به امر حق به هندوستان شدم

دیدمش آنجا و جانش بستدم

پس هم مکان و هم زمان مرگ از دید مردم پنهان است و این از امور غیبی است که انسان های عادی بر آن آگاهی نمی یابند. البته روایات بسیاری از پیامبران الهی و امامان معصوم(ع) داریم که درباره زمان و مکان مرگ خودشان یا برخی افراد دیگر خبر می دادند.

چرایی و نقش تربیتی نامعلوم بودن زمان و مکان مرگ

چرایی و نقش تربیتی نامعلوم بودن زمان و مکان مرگ

ممکن است این پرسش برای هرکس ایجاد شود که نامعلوم بودن زمان و مکان مرگ برای انسان چه فایده ای دارد و آیا در پنهان بودن آن مصلحت، یا در آشکار شدنش، مفسده و آثار منفی وجود دارد؟

در پاسخ باید گفت: به طور حتم، نامعلوم بودن زمان و مکان مرگ، بنا به صلاحدید و حکمت الهی است. وقتی ما به روایات دراین زمینه مراجعه می کنیم، به آموزه های بسیار ارزشمند و روشنی دست می یابیم که هریک از نظر پرورشی و تربیتی نقش سازنده و راهبردی در اندیشه و کردار انسان دارد. جهت روشن شدن چرایی قضیه و نیز دستیابی به آموزه های تربیتی آن، به برخی آثار و حکمت نامعلوم بودن زمان و مکان مرگ به اختصار اشاره می شود:


1- محجه البیضا، ج8، ص319.

ص:41

یک _ جلوگیری از طغیان و سرکشی: اگر انسان زمان مرگ خود را می دانست، بر انجام گناه و عصیان جرئت پیدا می کرد؛ زیرا تمایلات و غرایزی که در انسان وجود دارد، او را به نافرمانی و عصیانگری تحریک می کند. حال اگر بداند مثلاً ده سال دیگر زنده هست، هرچه بخواهد، انجام می دهد و در زمان نزدیک مرگش توبه می کند.

بسیار روشن است که این گونه اندیشیدن، خطرآفرین و راهی به سوی نافرمانی خداوند و افتادن در دام معصیت است. امام صادق (ع) دراین زمینه می فرماید:

انسان ها با اینکه زمان مرگشان مخفی است و هر لحظه در انتظار آمدن آن هستند، دست از نافرمانی نمی کشند، پس چگونه می بود، اگر مدت ماندن خود را در این دنیای فانی می دانستند؟ دراین صورت بی گمان به سوی گناهان بزرگ روی می آوردند. بنابراین، نامعلوم بودن زمان و مکان مرگ برای آنها بهتر است.(1)

فخر رازی در تفسیرش می نگارد:

اگر پرسش شود که حکمت مخفی بودن زمان مرگ چیست، جواب این است که چون خداوند برای گناهکاران وعده فرموده که توبه آنان را می پذیرد، پس ازاین رو اگر زمان مرگ معلوم می بود، هرکس با جرئت گناه انجام می داد، به امید اینکه در نزدیک مرگ خود توبه می کند. البته این وادار به کار معصیت است و جایز نیست.(2)

دو _ تلاش و امیدواری: خداوند انسان را به گونه ای آفریده که همواره با امید به آینده به فعالیت و تلاش می پردازد. پیامبر خدا می فرماید:

امید و آرزو برای امت من رحمت است. اگر آرزو از انسان گرفته شود، هیچ مادری به فرزند شیرخوار خود شیر نمی دهد و هیچ باغبانی نهال نمی کارد.(3)


1- بحارالانوار، ج 3، ص 85 .
2- تفسیر کبیر، ج 8، ص22.
3- شیخ عباس قمی، سفینه البحار، قم، دارالاسوه، 1422ه_ . ق، ج1، ص121.

ص:42

حال اگر انسان از زمان مرگ خود آگاه باشد، سال ها پیش از فرا رسیدن مرگش غم و اندوه، تمام وجودش را فرامی گیرد و به کلی از تلاش و فعالیت بازمی ماند. ازاین رو، پیامبر خدا می فرماید:

همین مقدار که شما درباره حتم داشتن و عمومی بودن مرگ می دانید، کافی است و دانستن بیش از آن [زمان و مکان مرگ] به مصلحت شما نیست. بدانید که اگر حیوانات به همین مقدار که شما می دانید آگاهی می داشتند، گوشت بدن آنها آب می شد و شما حیوان فربه و چاق نمی دیدید.(1)

امیرمؤمنان، علی (ع) نیز می فرماید: «اگر بندگان خداوند مسیر آمدن مرگ و زمان آن را می دانستند، امید و آرزوهایشان از این دنیا قطع می شد».(2)

امام صادق (ع) می فرماید: «اگر انسان مدت عمر خود را می دانست، هیچ گاه آمادگی برای ساختن زندگی پیدا نمی کرد و همواره در انتظار آمدن روز مرگش به سر می برد».(3)

سه _ احساس آزادی در انجام عمل: اثر و فایده ندانستن زمان مرگ، در رشد و کمال انسان ظاهر می شود؛ زیرا خداوند از انسان خواسته هایی دارد که ارزش انجام آن تکالیف، در گرو اراده و اختیار اوست. حال اگر انسان زمان مرگ خود را بداند و اینکه به یقین روزی خواهد مرد، دست از نافرمانی برمی دارد که البته این، کمال روحی و ارزش به شمار نمی آید.

از سوی دیگر، اگر انسان درحالی که امید به سال ها زندگی دارد، راه عبودیت را در پیش گیرد، این نشان دهنده رشد روحی و کمال معنوی است که او را به سوی فضیلت خواهی سوق می دهد؛ زیرا هدف زندگی انسان ها در این دنیا، آزادی آنها در انتخاب راهشان است تا به کمال نهایی برسند و با اراده و اختیار، گام های بیشتری به سوی خدا بردارند.(4)


1- من لایحضره الفقیه، ج3، ص181.
2- نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، ص780، حکمت334.
3- بحارالانوار، ج3، ص83.
4- جعفر سبحانی، منشور جاوید، قم، مؤسسه سیدالشهدا، 1369، ج9، ص229؛ محمدتقی مصباح یزدی، پند جاوید، قم، مؤسسه آموزشی _ پژوهشی امام خمینی رحمه الله، 1380، ج1، ص290.

ص:43

همه ما انسان ها با هر عقیده و اندیشه ای، می دانیم که بی شک مرگ به سراغ ما خواهد آمد، ولی نمی دانیم چه وقت، کجا و چگونه خواهیم مرد و درواقع، همین مسئله باید یادآوری و درس تربیتی برای ما باشد تا رفتار خود را براساس حتمی بودن مرگ پی ریزی کنیم.

ز) مجریان مرگ

ز) مجریان مرگ

پدیده مرگ که امری گریزناپذیر و عمومی است و هیچ گونه تخلف در آن وجود ندارد، برنامه گسترده ای است که مجری معیّن نیز دارد. با سیری در آیات قرآن با این مطلب روبه رو می شویم که قبض روح گاهی به خدا نسبت داده شده و گاهی به ملک الموت و گاهی به فرشتگان مرگ:

أَللّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا. (زمر: 42)

خدا جان ها را هنگام مرگشان می گیرد.

قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ ملک الموت الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ. (سجده: 11)

بگو جان های شما را فرشته مرگ که بر شما گمارده شده می گیرد.

حَتَّی إِذَا جَاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لا یُفَرِّطُونَ. (انعام: 61)

تا هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، فرستادگان ما جان او را می گیرد و ایشان کوتاهی نمی کنند.

ممکن است با دیدن اختلاف در ظاهر این آیات، این گونه پنداریم که آنها درباره تعیین مجری واقعی مرگ سازگاری ندارند، ولی دقت در پیام واقعی این آیات و آنچه مفسران قرآن در تفسیر آن نوشته اند، نشان می دهد که هیچ گونه ناسازگاری و تضادی میان این آیات وجود ندارد؛ زیرا قبض کننده اصلی روح، خداوند است که می تواند با قدرت و اراده خود، بدون هیچ واسطه ای روح و جان انسان ها را بگیرد، هیچ کسی هم قدرت سرپیچی و مقابله با اراده او را ندارد.

ص:44

خداوند گاهی عمل قبض روح را به یکی از فرشتگان مقرب خود که ملک الموت نام دارد یا به گروهی از فرشتگان که دستیاران ملک الموت هستند، می سپارد و آنها به اذن خداوند، آن مأموریت را انجام می دهند. پس درحقیقت ملک الموت و دستیاران او در کار قبض روح مستقل نیستند، بلکه واسطه هایی هستند که با اراده و خواست خداوند جان ها را می گیرند. بااین بیان، هیچ گونه ناهماهنگی در بین آیات قرآن وجود ندارد.(1)

در آیه «اَللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ» تقدم لفظ الله بر یتوفّی، برای این است که افاده حصر کند؛ یعنی تنها خداوند است که قبض روح می کند و در برخی آیات اگر به ملک الموت و یارانش نسبت داده شده، از روی تبعیت است؛ یعنی آنان پیروی از امر خداوند می کنند.(2)

صدرالمتألهین شیرازی در تفسیر این آیات می نگارد: «اگر مرگ را به ملک الموت و یارانش نسبت می دهد، از قبیل نسبت دادن فعل بر ابزار کار است»،(3) مانند نسبت دادن بریدن چوب بر اره.

شیخ مفید دراین باره می نویسد: «به اعتقاد ما قبض روح کردن فقط کار خداوند است و غیر او هیچ کس دیگری دخالت ندارد؛ زیرا تنها اوست که می میراند و زنده می کند».(4)

براین اساس، همان گونه که آمدن انسان در این دنیا به فرمان و اراده خداوند است، رفتن او از این دنیا نیز به اراده خداوند است. آدمی باید در میان این آمدن و رفتن، بکوشد که رضایت الهی را به دست آورد.


1- المیزان، ج 17، ص 269؛ مصباح یزدی، درآمدی بر آموزش عقاید، نگارش عبدالجواد ابراهیمی، قم، دار العلم، 1377، ص 257.
2- تفسیر نمونه، ج17، ص407.
3- التفسیر القرآن الکریم، ج6، ص75.
4- محمد بن نعمان (شیخ مفید)، تصحیح الاعتقاد، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، 1413 ه_.ق، ص 94.

ص:45

ح) ترس از مرگ در اندیشه اسلامی

اشاره

ح) ترس از مرگ در اندیشه اسلامی

یکی از مطالب بسیار جدی در بحث مرگ اندیشی این است که در اندیشه اسلامی، پدیده مرگ، ترسناک و وحشت آفرین است یا خیر. در پاسخ این پرسش باید گفت: بنابر آنچه از منابع اسلامی و گفتار اندیشمندان مسلمان در این موضوع به دست می آید، اصل ترس و وحشت از مرگ، مسئله ای فطری است و در نهاد هرکس وجود دارد؛ زیرا هر انسانی خودش و زندگی اش را دوست دارد و غرایز او اقتضا دارد که میل به بقا داشته باشد.

بنابراین، طبیعی است انسان از مرگ، که بقا و زندگی این دنیایی او را به خطر می اندازد، بهراسد. همین نگرانی از مرگ، از جمله حالات روانی است که خداوند براساس تدبیر حکیمانه خود در نهاد انسان قرار داده است تا او خود را از خطر ها و مرگ هایی که می توان پیش گیری کرد، نجات دهد. ازاین رو، تا حدی این نگرانی برای انسان مفید است، ولی زیاده روی در این امر باعث نگرانی ها و مشکلات روانی می شود که باید از آن دوری جست.(1)

بنابراین، اسلام با اصل مسئله ترس از مرگ که امری فطری است هیچ گونه تضاد و برخورد منفی نداشته است، ولی با توجه به برخی پیامدهای خوشایند و خطرهایی که ممکن است از ناحیه ترس از مرگ به وجود آید، برای جهت دهی این امر فطری به سوی خوبی ها و استفاده تربیتی از آن، برنامه هایی ارائه کرده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

یک _ ریشه یابی ترس از مرگ

یک _ ریشه یابی ترس از مرگ

از نظر کاربردی و تربیتی، عوامل بسیاری می تواند در ایجاد ترس از مرگ مؤثر باشد که به مهم ترین آنها اشاره می کنیم:

اول _ ناآگاهی از حقیقت مرگ: «یکی از عوامل اصلی ترس از مرگ، آگاه نبودن از حقیقت مرگ است. برخی می پندارند مرگ پایان زندگی است و


1- اخلاق در قرآن، ج2، ص153، سبحانی، منشور جاوید، ج 9، ص 214.

ص:46

زندگی آنان محصور در زندگانی مادی است. اینان حقیقت مرگ را باور نکرده اند و گمان می کنند همیشه زنده هستند. از این رو، با دیدن مرگ انسان ها به هراس می افتند که نکند روزی مرگ به سراغ آنها هم بیاید و بین آنها و همه تعلقاتشان جدایی اندازد. در اصل، این گونه افراد از جهل خود می ترسند، نه از مرگ».(1)

در روایات پیشوایان معصوم(ع)، ناآگاهی به حقیقت مرگ، عامل ترس از مرگ یاد شده و البته سرچشمه بسیاری از رفتارهای نادرست آدمی است. روزی امام هادی(ع) به عیادت یکی از یارانش رفت و مشاهده کرد او به دلیل ترس و وحشت از مرگ، بی تابی می کند. حضرت فرمود: «یا عَبْدَاللهِ تَخافُ مِنَ الْمَوْتِ لِاَنَّکَ لا تَعْرِفُهُ؛ ای بنده خدا! ترس تو از مرگ به دلیل نداشتن شناخت از آن است».(2)

امام جواد(ع) نیز درباره ترس مردم از مرگ فرمود: «لِأنَّهُمْ جَهِلُوهُ فَکَرِهُوهُ؛ آنها از مرگ آگاهی ندارند، از این رو، برایشان ناخوشایند است».(3)

دوم _ سنگینی بار گناه: برخی انسان ها به مرگ و واقعیت های زندگی پس از مرگ ایمان دارند، ولی عامل ترس آنها از مرگ، جرم ها و نافرمانی های سنگین است که مرتکب شده اند. اینان همین که تصور می کنند با فرا رسیدن مرگ، سختی ها و عذاب به سراغشان خواهد آمد، بی درنگ گرفتار ترس و نگرانی می شوند.

از امیرمؤمنان، علی(ع) نقل شده است که فرمود: «بسیارند کسانی که از مرگ می ترسند؛ «لِکَثْرَهِ ذُنُوبِهِ» جهت گناه زیادی که مرتکب شده اند.»(4) چنین انسان هایی


1- محمدتقی جعفری، عرفان اسلامی، مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، 1378، ص77.
2- محمد بن علی بن بابویه، معانی الاخبار، قم، جامعه مدرسین، 1416 ه_ .ق، ص 290.
3- بحارالانوار، ج 6، ص 156.
4- سید رضی، خصایص الائمه، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، 1406ه_ .ق، ص 109.

ص:47

جهت نافرمانی از دستورهای پیامبران، از نتایج اعمال خود بیمناک هستند. این حالت برای انسان، نومیدکننده و خطرناک است؛ زیرا او به انسانی می ماند که به دلیل انجام جرایم فراوان تحت پیگیری است و همواره از گیر افتادن در چنگال قانون در حال فرار است.

سوم _ توهمات باطل: در ترجمه یکی از آثار مرحوم ملا احمد نراقی فهرست عوامل نگرانی از مرگ چنین آمده است:

گاهی خوف انسان از مرگ، غالب شدن نیروی ترس بر انسان است که گرفتار تصورات باطل می شود، از قبیل تصور اینکه با مرگ فانی و نابود می شود و کاستی و نقصان به او می رسد؛ این تصور که چگونه از مال و اهل و عیال دل بکند؛ شادی و خوشحالی دشمنان در مرگ او؛ اینکه پس از مرگ، فرزندان و همسرش خوار و پایمال می شوند و... . اینها همه تصورات و خیالات باطل است که باقی ماندن بر آنها بسیار خطرناک است.(1)

دو _ هدایت و جهت دهی ترس از مرگ

دو _ هدایت و جهت دهی ترس از مرگ

اسلام با نگرش واقع بینانه به آموزه های تربیتی برای هدایت و جهت دهی صحیح ترس از مرگ، به عوامل پیدایش ترس توجه کرده و با اندیشه ای خردمندانه با آنها به مبارزه برخاسته است. برای از بین بردن عواملی مانند جهل و توهمات باطل، اصل مرگ را نه تنها ترس آور و وحشت آفرین نمی داند، بلکه مرگ را نعمتی از نعمت های بزرگ خدا می داند که انسان با آن از خوشی ها و لذت های زودگذر این دنیا رهایی می یابد و به لذت ها و نعمت های پایدار جهان آخرت می رسد.

در اندیشه تربیتی اسلام زندگی انسان در این دنیا این گونه معرفی شده است:


1- سید جلال مجتبوی، علم اخلاق اسلامی، انتشارات حکمت، 1377، ج1، صص 259 _ 261. این کتاب در اصل، ترجمه جامع السعادات مرحوم نراقی و از بهترین منابع اخلاقی به حساب می آید.

ص:48

وَ ما هذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ. (عنکبوت: 64)

و این زندگی دنیایی چیزی جز بازی و سرگرمی نیست. زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر می دانستند.

برای کسانی که به دلیل نداشتن آگاهی از حقیقت مرگ و جهان پس از آن، همه خواسته های خود را در این دنیا می دانند، دانستن واقعیت زندگی در این دنیا و زیستن پس از مرگ بسیار مفید است؛ زیرا با درک اینکه با مرگ زندگانی آنها پایان نمی یابد، بلکه به عالم دیگر منتقل می شوند تا به زندگانی خود ادامه دهند، دیگر نه فقط نگرانی نخواهند داشت، بلکه چون میل به جاودانگی در ایشان به راه اصلی خود هدایت می شود، می کوشند تا زندگی پس از مرگ و زندگی آخرتی آنها با آرامش همراه باشد.(1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «بهترین راه برای غلبه بر ترس از مرگ، این است که سرنوشت خود را به خداوند واگذاری.»(2) همچنین می فرماید: «بدان که مرگ از آن نعمت هایی است که به عنوان کفاره مؤمن قرار داده شده است».(3)

کسانی که گرفتار وهم و خیالات باطل درباره مرگ شده اند، بدانند که: «أَلْمَوْتُ راحَهَُ الْمُؤْمِنِ؛ مرگ مایه آرامش مؤمن است».(4)

در اندیشه اسلامی، ترس از مرگ باید به راه سازندگی کردار انسان کشیده شود. دراین صورت، انسان وقتی به کردار نیک خود می نگرد، هیچ گونه ترس از مرگ و حساب و کتاب پس از آن، در او راه پیدا نمی کند، چنان که درباره امیرمؤمنان، علی(ع) نقل شده است:


1- اخلاق در قرآن، ج2، ص171.
2- وسائل الشیعه، ج2، ص449.
3- الامالی مفید، ص283.
4- شیخ صدوق، خصال، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1403 ه_ .ق، ص74.

ص:49

روزی در جنگ صفین بدون زره و ابزار دفاعی میان صفوف دو لشکر قدم می زد، در آن هنگام فرزندش امام حسن مجتبی(ع) احساس خطر کرد و عرضه داشت: این گونه آمدن در میدان جنگ خطر دارد. حضرت در جواب فرزندش فرمود: من به گذشته عمرم نگریستم، دیدم هرچه گذشته، در مسیر فرمان برداری از خدا و رسولش بوده است، ازاین رو، باکی ندارم که مرگ به سراغ من آید یا من بر او واقع شوم.(1)

ط) تبیین جایگاه تمنا و آرزوی مرگ در اندیشه اسلامی

اشاره

ط) تبیین جایگاه تمنا و آرزوی مرگ در اندیشه اسلامی

در مبحث ترس از مرگ گفته شد اگر علت ترس، عواملی مانند جهل و توهم باشد، امری ناپسند است. اکنون مناسب است حالت مقابل ترس، یعنی تمنا و آرزوی مرگ در اندیشه اسلام بازکاوی شود.

برخی اندیشمندان اسلامی بر این عقیده اند که خواهش و آرزوی مرگ در قرآن، به صورت قیاس استثنایی، در محاجه خداوند با یهودیان مطرح شده است. یهودیان مدعی بودند از اولیای الهی و دوستان خاص پروردگار هستند. خداوند برای رد این ادعای دروغین، با آنها محاجه کرد و به آنها چنین خطاب کرد: «بگو ای جماعت یهود! اگر گمان می کنید «فقط» شما دوستان خداوندید، نه دیگر مردم، پس اگر راست می گویید، آرزوی مرگ کنید، ولی آنها به دلیل اعمالی که از پیش فرستاده اند هرگز تمنای مرگ نمی کنند».(2)

در این آیه، خداوند تمنای مرگ از ناحیه اولیای خود را پیش فرض گرفته است.(3) یعنی اولیای من کسانی اند که برای دیدار من، همواره آرزوی مرگ می کنند و ترسی از آن ندارند.

از نظر کاربردی، تمنای مرگ به دو گونه نکوهیده و ستوده مطرح شده است:


1- . تفسیرنور الثقلین، ج1، ص103؛ تفسیر کبیر، ج1، ص606.
2- نک: جمعه: 6 و 7.
3- المیزان، ج 19، ص276؛ مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، تهران، صدرا، 1379، ج7، ص60.

ص:50

یک _ تمنای نکوهیده مرگ

یک _ تمنای نکوهیده مرگ

بعضی انسان ها با اینکه مرگ را پایان زندگی نمی دانند، اما برای رهایی از مشکلات و سختی های زندگی آرزوی مرگ می کنند و یا دست به خودکشی می زنند. این گونه تمنای مرگ در اندیشه اسلام نکوهش شده است؛ چون نمایانگر ضعف اراده انسان و نارضایتی او از مقدرات الهی است. در روایتی نقل شده است: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید که شخصی آرزوی مرگ می کند، حضرت فرمود: «هیچ یک از شما تقاضای مرگ نکنید! بلکه در بروز مشکلات به خدا پناه ببرید و خیر و صلاح خود را از او بخواهید.»(1) همچنین از آن حضرت نقل شده است که به یاران خود می فرمود:

مرگ و جهانِ پس از آن مشکلاتی دارد، پس هیچ گاه تقاضای مرگ نکنید؛ زیرا سعادت انسان در این است که عمرش طولانی شود و خداوند توفیق توبه را به او عنایت کند.(2)

از امام عسکری(ع) نقل شده است:

شخصی نزد امام صادق(ع) آمد و گفت: از دنیا خسته شده ام. از خداوند تقاضای مرگ می کنم. امام صادق(ع) در جوابش فرمود: تو باید آرزوی زندگی بکنی؛ زیرا اگر زنده بمانی و خدا را اطاعت کنی بهتر است از اینکه بمیری که دیگر نه قدرت عصیان داری و نه قدرت اطاعت.(3)

نیز نقل می کنند امام موسی بن جعفر(ع) از کسی شنید که آرزوی مرگ می کند، حضرت فرمود: «آرزوی مرگ می کنی؟ آیا با خداوند خویشاوندی داری تا از تو حمایت کند؟» عرض کرد: نه. فرمود: «آیا کارهای نیک فراوان داری که از گناهانت فزونی یابند؟» عرض کرد: نه. حضرت فرمود: «بنابراین، هلاکت را آرزو می کنی».(4)


1- امالی صدوق، ص385؛ بحارالانوار، ج6، ص38.
2- قطب الدین راوندی، الدعوات، قم، مدرسه امام مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف، 1407 ه_. .ق، ص110.
3- بحارالانوار، ج6، ص128.
4- وسائل الشیعه، ج2، ص119.

ص:51

دو _ تمنای ستوده مرگ

دو _ تمنای ستوده مرگ

در برابر گروه پیشین، مؤمنان و اولیای الهی هستند که در مرحله بالایی از تکامل روحی و معنوی قرار دارند. اینان درواقع به مرگ علاقه دارند و با رسیدن به آن، به راحتی کامل می رسند. این گروه چون در دنیا توانسته اند به بارگاه قرب الهی نائل شوند، لحظه به لحظه، دیدار یار و لقای محبوب را آرزو می کنند.(1) اینکه مرگ برای اولیای الهی آرزو و خواسته است، بدین معنا نیست که آنان درصدد تحقق بخشیدن به این آرزوی خویشند و خود را در مسیر مرگ قرار می دهند، یا خویش را به آن نزدیک می کنند، بلکه در عین داشتن آرزوی مرگ، خواسته درونی آنها لقای یار است، راضی به مقدرات الهی اند و از ماندن در دنیا و بهره گرفتن از فرصت عمر، نگران و ناراحت نیستند.(2)

درنتیجه، این گونه افراد اگر تمنای مرگ هم بکنند، مرگِ بهتر را تقاضا می کنند:

وَ أَسئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ وَفاتی قَتْلاً فِی سَبیلِکَ تَحْتَ رایَهِ نَبِیِّکَ وَ أَسْئَلُکَ أَنْ تَقتُلَ بِی أَعْدائَکَ وَ أَعْداءَ رَسُولِکَ.(3)

خداوندا! از تو می خواهم که مرگ مرا شهادت در راهت قرار دهی و این شهادت در زیر پرچم و رهبری پیامبرت باشد. همچنین از تو می خواهم که به وسیله جهاد و مبارزه من دشمنانت و دشمنان رسولت کشته شوند.

ی) تبیین جایگاه مرگ اندیشی در اسلام

ی) تبیین جایگاه مرگ اندیشی در اسلام

از آنچه درباره ترس از مرگ و آرزوی مرگ و نظر اسلام در این زمینه گفته شد، به این نتیجه روشن می توان دست یافت که در اندیشه تربیتی و مدبرانه اسلام، انسان باید اندیشه خود را از گمان های بی اساس پالایش کند، همواره به یاد مرگ باشد و آن را به عنوان یک واقعیت پذیرا شود: «وَ إِنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ».(4)


1- عبدالله جوادی آملی، تسنیم، قم، نشر اسرا، 1382، ج5، ص572.
2- اخلاق در قرآن، ج2، ص176.
3- مفاتیح الجنان، اعمال مشترک ماه رمضان.
4- قسمتی از دعای تلقین میت.

ص:52

دراین باره رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است:

زیرک ترین و دانا ترین انسان ها کسی است که همواره به یاد مرگ و جهان پس از آن باشد و احمق ترین انسان ها کسی است که از یاد مرگ غفلت ورزد و از هوای نفس خود پیروی کند و پس از آن امید به خدا داشته باشد.(1)

از آن حضرت نقل شده است: «قلب های شما را زنگار می گیرد، پس به واسطه تلاوت قرآن و یاد مرگ آن را جلا دهید».(2)

از دیدگاه اسلام جایگاه یاد و اندیشه مرگ، چنان اهمیت دارد که امام صادق(ع) وقت مناسب برای مرگ اندیشی را چنین بیان می کند:

إِذا أَوَیْتَ فِراشَکَ فَانْظُرْ ما سَلَکْتَ فی بَطْنِکَ وَ ما کَسَبْتَ فِی یَوْمِکَ وَ اذْکُر ْ أََنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّ لَکَ مَعاداً.(3)

آن زمان که بر بستر قرار گرفتی، اندیشه کن که چه چیزی را از خوراکی ها در شکم خود قرار دادی و در آن روز چه کارهایی انجام دادی، یاد کن که از دنیا رفتنی هستی و برای تو رستاخیزی هست.

بنابراین، اسلام بر یاد و اندیشه مرگ، فراوان تأکید می کند و این به معنای اندیشه در نابودی نیست تا روح تلاش و امیدواری را در او بمیراند، بلکه یاد مرگ از دیدگاه اسلام به معنای سازندگی و قدم گذاردن در مسیر تکامل و رسیدن به درجه های بالاتر است.

بنابراین، با آگاهی از واقعیت مرگ و اندیشه درباره آن، رفتار انسان تغییر می یابد و پیوسته مراقب اعمال خود خواهد بود و در جهت رشد فضیلت های اخلاقی گام برمی دارد.


1- وسائل الشیعه، ج2، ص436.
2- محجه البیضا، ج2، ص211.
3- سفینه البحار، ج2، ص554.

ص:53

2. مرگ در اندیشه غیراسلامی

اشاره

2. مرگ در اندیشه غیراسلامی

زیر فصل ها

الف) عمومی بودن مرگ

ب) اندیشه پس از مرگ و آموزه های تربیتی آن

الف) عمومی بودن مرگ

الف) عمومی بودن مرگ

مسئله اعتقاد به مرگ یکی از نقاط مشترک بین تمام انسان هاست و با هر عقیده و مرامی، نمی توانند مرگ را انکار کنند. تکاپوگران سیر اندیشه بشر، اعتقاد به مرگ را یکی از کهن ترین اندیشه ها می دانند و دراین زمینه می نگارند:

فرهنگ اندیشه بشر گواه بر این است که هیچ کس نتوانسته مرگ را انکار کند و توجه به این نکته مهم است که به یقین، انسان یگانه آفریده زنده ای است که می داند باید بمیرد، ولی انسان بدوی مرگ را نه یک رویداد طبیعی و نه دگرگونی بنیادی می دانست، بلکه مرگ را تأثیر خشونت یا جادو می دانست که این کژفهمی بدویان درباره مرگ، درحقیقت به دلیل ناتوانی آنان در نتیجه گیری های مناسب از مشاهداتشان است.(1)

در آموزه های ادیان و گفتار دانشمندان غیراسلامی، شواهد فراوانی است که اعتقادشان را درباره ناگزیر بودن مرگ ابراز داشته اند. در بخشی از آموزه های دین یهود دراین باره آمده است:

انسان، امروز اینجاست و فردا خواهد مرد؛ زیرا روز های عمر ما بر زمین، مانند سایه است و آن را دوامی نیست و مرگ قوی ترین نیرویی است که خداوند در جهان پدید آورده است و به هیچ روی نمی توان بر آن چیره شد.(2)

در بخشی از آموزه های مسیحیت آمده است: «همه انسان ها در لحظه آخر زندگی شان در این دنیا و لحظه مرگ قرار می گیرند و این لحظه ترسناک است».(3)


1- گروه مترجمان، فرهنگ تاریخ اندیشه ها، تهران، انتشارات سعادت، 1385، ج 3، صص2349 و 2350.
2- آبراهام کهن، گنجینه ای از تلمود، ترجمه: امیر فریدون گرگانی، انتشارات اساطیر، 1382، صص90 _ 92.
3- جورج برنتل، آیین کاتولیک، ترجمه: حسن قنبری، قم، مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، 1381، ص264.

ص:54

مرگ باوری در اندیشه دانشمندان غیراسلامی از امور مسلّم خوانده شده است: «به زودی این زندگی به پایان خواهد رسید، پس به حال خود نظر کن».(1)

بنابراین، اصل اعتقاد به مرگ و آشکار بودن آن را همه انسان ها پذیرفته اند و قرآن کریم نیز این واقعیت را در آیات 99 سوره حجر و 47 سوره مدثر بیان داشته است. در آن دو آیه، از مرگ تعبیر به یقین شده و نمایانگر این است که هر قوم و جمعیت، هر عقیده ای داشته باشند و هرچیز را انکار کنند، این واقعیت را نمی توانند انکار کنند که سرانجام، زندگی پایانی دارد.(2)

ب) اندیشه پس از مرگ و آموزه های تربیتی آن

اشاره

ب) اندیشه پس از مرگ و آموزه های تربیتی آن

زیر فصل ها

ادیان آسمانی

ادیان آسمانی
اشاره

ادیان آسمانی

شک نیست که تمام ادیان آسمانی به زندگانی پس از مرگ معتقد بوده اند و این عقیده از اساسی ترین روش های تربیتی مکتب های آسمانی است. یکی از پژوهشگران در این زمینه می نگارد:

از جمله اعتقادات مشترک در بین ادیان، ادامه حیات پس از مرگ است. دین ها نمی پذیرند که هستی انسان در همین دوران کوتاه زندگی بر روی زمین خلاصه شود.(3)

در این میان، بسیاری از مبلّغان ادیان، در تحلیل و انتقال آموزه های دینی شان به دیگران گرفتار لغزش شده اند و به خوبی نتوانسته اند واقعیت های لحظه مرگ و جهانِ پس از آن را با دیدگاه دینی بیان کنند. به همین جهت از جنبه اصلاح گرانه باز مانده و پیروانشان گرفتار پراکندگی و انحراف فکری و عقیدتی شده اند. برخی از مبلّغان نیز به پیروان خود آموزش می دادند که انسان خردمند در تلاش است به مرگ فکر نکند، بلکه فقط به زندگی این دنیا بیندیشد.(4)


1- اقتدا به مسیح، ص 70.
2- تفسیر نمونه، ج4، ص17.
3- مسعود جلالی مقدم، کرانه های هستی انسان در پنج افق مقدس، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1384، ص 38.
4- فرهنگ تاریخ اندیشه ها، ج3، ص2351.

ص:55

و البته همین اندیشه های انحرافی با رنگ و لعاب دینی سبب می شد که اندیشه بشر درباره مرگ و عالم پس از آن، چنان پراکنده شود که حتی روزگارانی قائل به تناسخ ارواح گردند.(1)

همین بدآموزی های برخی ادیان، سبب اختلاف و دودستگی داخلی در میان دین داران و مبلغان دینی مانند کلیسا ها شد.(2) به منظور روشن شدن این ادعا به برخی مصداق های عینی اشاره می شود:

اول _ کج اندیشی ها درباره مرگ، در یهود و نصارا

اول _ کج اندیشی ها درباره مرگ، در یهود و نصارا

در میان ادیان زنده جهان، دو دین «یهود» و «نصارا» از جمله ادیان بزرگ و دارای پیروان فراوان و کتاب های آسمانی هستند و برنامه های خاص دینی و تربیتی دارند که بر اثر گذر زمان و غرض ورزی های گوناگون، در اصول اعتقادی دینی آنها از جمله مسئله مرگ، تغییر و انحراف بسیار وارد آمده است که در آموزه های مرگ اندیشی آنان، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

علت پیدایش مرگ: در اندیشه یهود، انسان با همین طبیعت و عنصر خود ماندگار و ابدی است، ولی از آن روز که حضرت آدم خطا کرد و از بهشت رانده شد، مرگ به عنوان مجازات گناهان ابوالبشر از جانب خداوند قرار داده شد(3) و پس از آن نیز گناه در میان بشر رواج یافت. مرگ هم به دلیل گناهکاری فرزندان آدم باقی ماند و اگر شخصی گناهی مرتکب نشود، پس هرگز نخواهد مرد.(4)

بسیار روشن است که این گونه اندیشه مجرمانه درباره مرگ، به نوعی ایجاد کننده بدبینی به مقدرات الهی است و انسان در زمان مرگ، با احساس گناه نابخشودنی و ناامیدانه چشم از جهان خواهد بست.


1- محمد هادی معرفت، فرضیه بازگشت روح، ترجمه: سید نصرالله مقدم، مؤسسه امام صادق، ص 19.
2- جان ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه: علی اصغر حکمت، تهران، انتشارات پیروز، 1344، ص 447.
3- عبدالوهاب المیری، دائره المعارف یهود و یهودیت، ترجمه: مؤسسه مطالعات و پژوهش های خاورمیانه، دبیرخانه کنفرانس بین المللی فلسطین، 1383، ج3، ص309.
4- گنجینه ای از تلمود، ص92.

ص:56

_ ترویج عقیده تناسخ ارواح: عقیده به تناسخ، از قدیم در میان برخی اقوام وجود داشت. می گفتند ارواح انسان ها پس از مرگ، دیر یا زود در جسم انسانی دیگر مستقر خواهد شد، ولی ایده تناسخ ارواح، میان یهودیان ترویج شد و در قرن هفدهم بسیاری از آنان را تحت تأثیر قرار داد، به گونه ای که برخی از آنان، خود را روی قبر بزرگان خود می انداختند به امید اینکه روح آنها در ایشان حلول کند. قوم یهود با نگاه نژادپرستانه به قضیه تناسخ می گفتند: بقا بعد از مرگ به قوم یهود اختصاص دارد؛ زیرا این قوم ازلی است و پیوستگی قوم یهود، آن جاودانگی را تحقق می بخشد.(1)

_ سوء استفاده از توبه کنندگان: گرچه توبه و آمرزش خواهی از پیشگاه خداوند، در تمام ادیان آسمانی از جمله ادیان بزرگ مانند اسلام و یهود و مسیحیت به نوعی وجود دارد و شخص گناهکار با ابراز پشیمانی، از خداوند طلب عفو و بخشش می کند، در چگونگی آمرزش خواهی و بیان توبه، مسیحیان گرفتار لغزش ها و استفاده های نادرست شدند که به لحاظ تربیتی بسیار خطرناک بود.

اربابان کلیسا و مبلّغان مسیحیت تبلیغ می کردند که با مرگ عیسی، پیروانش از گناه پاک شده اند،(2) ولی ازآنجا که آثار گناه در طبیعت آدمی باقی می ماند، جهت زدودن، مناسکی مانند غسل تعمید، شرکت در مراسم عشای ربانی و پس از آن اعطای بخشش نامه از کشیشان را به اجرا گذاشته و شیوه های خاصی برای جمع آوری مال و دریافت وجوه برپا کرده بودند، برای مثال حق فروش غفران نامه و آزادی از کیفر حق تعالی و حق اعتراف گناهان، یا حق مالیات تعمید. برخی کشیشان این مالیات های مذهبی را محکوم کرده اند و آن را حرام و خلاف مبادی انجیل و اخلاق می خوانند.(3)


1- دائره المعارف یهود و یهودیت، ج6، ص308.
2- توماس میشل، کلام مسیحی، ترجمه: حسین توفیقی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1381، ص95.
3- جان ناس، تاریخ جامع الادیان، ترجمه:علی اصغر حکمت، تهران، پیروز، ص447.

ص:57

اربابان کلیسا وجوه به دست آمده از تئوری عفو را که شامل بخشیدن گناهکاران می شد، به منظور تهیه پول برای جنگ ها، طرح های ساختمانی و سازمان های خیریه مسیحی گردآوری می کردند.(1)

دوم _ پیامد های انحراف مرگ اندیشی در ادیان

دوم _ پیامد های انحراف مرگ اندیشی در ادیان

_ پیدایش اختلاف داخلی: آموزه های یهودیت و مسیحیت درباره مرگ اندیشی به جهت بدآموزی ها و استفاده های ناشایست، نتوانست افراد را زیر چتر تربیتی خود جمع کند، بلکه پیش از همه سبب پیدایش اختلاف و دودستگی میان روحانیان و اربابان کلیسا شد و هر یک با اندیشه متفاوت، رودرروی هم قرار گرفتند.

توماس میشل، یکی از کشیشان مسیحی، می نویسد:

درحالی که بسیاری از کارگزاران کلیسا مردم را به اصلاح دین فرامی خواندند، جریان بخشش نامه ها مانند توپ صدا کرد. در آن جریان، واعظان در هر جا اعلام می کردند که هر مؤمن می تواند با پرداخت مقداری پول به کلیسا، خود را از مجازات بازخرید کند و نجات دهد. مارتین لوتر بر ضد آنان قیام کرد.(2)

همین سودجویی کلیسا از توبه کنندگان سبب شد، پروتستان ها از کلیسا جدا شوند.(3) بدین ترتیب، برخی روشن فکران از درون کلیسا، غسل تعمید و عشای ربانی را تاب نیاوردند و گفتند: هیچ عمل جسمانی، خود به خود نمی تواند موجب پدید آمدن تغییر روحی شود، به این علت آنها از کلیسا بریدند.(4)

_ پیدایش اندیشه مادی گرایانه درباره مرگ: یکی از آثار زیان بار آموزه های تربیتی یهود و مسیح درباره مرگ اندیشی، پیدایش اندیشه مادی گرایانه درباره


1- شور جاودانگی، ص379.
2- کلام مسیحی، ص108.
3- شور جاودانگی، ص380.
4- اینار مولد، جهان مسیحیت، ترجمه: محمد باقر انصاری ومسیح مهاجری، انتشارات امیرکبیر، 1381، ص 404.

ص:58

پدیده مرگ در میان دانشمندان، فیلسوفان و روشن فکران بود. آنان با تحلیل دیدگاه ها و باورهای یهودیت و مسیحیت درباره مرگ و رویدادهای پس از آن، به آموزه های دینی بدبین و گرفتار تناقض های درونی شدند. سرانجام نیز با تحلیل های بی اساس مادی، از آموزه های دینی جدا شدند.

یکی از دانشمندان غربی در این زمینه می نویسد:

روی آوردن متفکران به سوی اندیشه های مادی و انکار آموزه های دینی درباره مرگ، پیامد تعلیمات کلیسا بود که پرسش گران را نمی توانست قانع کند و مردم به سوی مکتب های غیر مذهبی روی آوردند.(1)

سوم _ تبیین هویت مرگ در اندیشه های مادی گرایانه
اشاره

سوم _ تبیین هویت مرگ در اندیشه های مادی گرایانه

زیر فصل ها

_ تجربه های مادی و نیست انگاری

_ چیرگی بر ترسناکی مرگ

_ تجربه های مادی و نیست انگاری

_ تجربه های مادی و نیست انگاری

از مهم ترین اندیشه مادی گرایان درباره مرگ این ادعاست که ما در تجربه ها و آزمایش های مادی که انجام داده ایم، دریافته ایم انسان با مرگ، نیست و نابود می شود و پس از آن دیگر خبری نیست و با صراحت می گویند:

در جهان مدرن، اعتقاد به زندگی پس از مرگ، برای روشن فکران بسیار مشکل است و جهان بینی مدرن، زندگی پس از مرگ را امری احتمالی نمی دانند و این اعتقاد را از لحاظ تجربه ماورایی، بی اساس و از حیث اخلاقی زیان بار می دانند.(2)

همچنین در تعریف مرگ می نویسند:

در زیست شناسی، مرگ عبارت است از توقف زندگی و نشانه های آن مانند قطع تنفس. ضربان قلب و نفس. می توان با پذیرش مرگ به استقبال آن رفت؛ زیرا مرگ پایان زندگی و نیستی است و ترس ندارد.(3)

براساس همین اندیشه، نیچه یکی از دانشمندان مادی گرا می گوید:


1- ویلسون برایان، دین مسیح، ترجمه: حسن افشار، تهران، نشر مرکز، 1381، ص 104.
2- دیوید گریفین، خدا و دین در جهان پسامدرن، ترجمه: حمیدرضا آیت اللهی، تهران، انتشارات آفتاب توسعه، 1381، ص 179.
3- شور جاودانگی، صص 47 و 48.

ص:59

ما دیگر خاستگاه انسان را در روح و الوهیت نمی جوییم، او را به میان حیوانات برگردانده ایم. ما او را نیرومندترین ِحیوانات می دانیم؛ زیرا او حیله گرترین آنهاست. اگر ما هوس ها را رام کنیم، دیگر برای ما چه می ماند.(1)

_ چیرگی بر ترسناکی مرگ

_ چیرگی بر ترسناکی مرگ

کسی که با اندیشه مادی به انسان بنگرد و زندگی خود را منحصر به چندروز دنیا بداند و از طرفی مرگ را پایان دهنده آرزوها و کوشش های خود بداند، جای تعجب نیست اگر از بیم مرگ به خود بلرزد و شهد شیرین زندگی در کامش تلخ شود. بر همین اساس، در تفکر مادی گرایانه پدیده مرگ هراس انگیز و بسیار ناگوار نشان داده شده است و برای اینکه از فشار های عصبی و روانی مرگ اندیشی رهایی یابد، به تکاپوی یافتن راه حل ها افتاده است. در نتیجه، بهترین راه غلبه بر ترس از مرگ را در تعطیلی مرگ اندیشی می جوید و در آموزه های خود پیشنهاد می کند که ترس از مرگ و غریزه نگهداری از آنچه داریم، ما را وا می دارد تا در حد توان، اندیشه مرگ و آگاهی از همراهی مرگ را از خود دور کنیم.(2)

در برخی بررسی های آنان درباره فلسفه زندگی و جایگاه لذت یابی در زندگی آمده است: «برای رسیدن به لذت بی درد و رنج، باید با فراموشی مرگ، بر خرافه، موهوم پرستی و ترس از مرگ چیره شد».(3)

در آخرین گزینه پیروزی بر ترس و اضطراب، در اندیشه مادی گرایان آمده است که اگر فشار زندگی و نیز ترس از مرگ بر انسان غلبه کرد و نتوانست آن


1- علیرضا شجاعی زند، عرفی شدن در تجربه مسیحی و اسلام، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1381، ص81.
2- میشل مالرب، انسان و ادیان، ترجمه: مهران توکلی، تهران، نشر نی، 1385، ص 362.
3- هالینک دیل، تاریخ فلسفه غرب، ترجمه: عبدالحسین آذرنگ، تهران، انتشارات ققنوس، 1385، ص 131.

ص:60

را فراموش کند، باید از خود شجاعت نشان دهد، خود را به دام مرگ اندازد و با خودکشی از دام همه آن ترس و اضطراب ها نجات یابد.(1)

براین اساس، مرگ اندیشی در اندیشه غیر اسلامی با خرافه ها و کج اندیشی های بسیار خطرناک همراه است که برای تربیت و اصلاح افراد، اغلب بدون نتیجه بوده است و نتیجه ای خراب کارانه دارد.

3. مقایسه پیامدهای دو اندیشه اسلامی و غیراسلامی

اشاره

3. مقایسه پیامدهای دو اندیشه اسلامی و غیراسلامی

در تحلیل کاربردی و عملیاتی میان دو اندیشه اسلامی و غیر اسلامی درباره هویت مرگ و واقعیت های آن، می توان به پیامدهای متفاوت تربیتی دست یافت:

الف) اندیشه اسلامی

الف) اندیشه اسلامی

_ در اندیشه اسلامی مرگ پایان زندگی نیست، بلکه عبورگاهی به سوی جهان دیگر است که در آنجا رفتارهای انسان در این دنیا داوری و بازخواست می شود.

_ در تفکر اسلامی، دنیا آزمایشگاهی است که آخرت، در ادامه همین حیات و در افق بالاتر قرار دارد.

_ حقیقت انسان فراتر از پدیده های مادی است و نمی توان تمام حقایق آن را با میزان مادی گرایانه سنجید.

_ سعادت یا شقاوت انسان در جهان پس از مرگ، تابع رفتار انسان در این دنیاست. بر این اساس، در منابع اسلامی روی کنترل گفتار و رفتار اجتماعی و فردی، کنترل غرایز و گرفتار نیامدن در دام لذت خواهی های زودگذر دنیا و تقویت امید به دست یابی به پاداش ها و وعده های خداوند در جهان دیگر بسیار تأکید شده است.


1- شور جاودانگی، ص48.

ص:61

ب) اندیشه غیراسلامی

ب) اندیشه غیراسلامی

گرچه با نگاه خوش بینانه به آموزه های ادیان غیراسلامی مانند یهودیت و مسیحیت، می توان گفت آنان نیز مانند مکتب اسلام برای تربیت افراد در زمینه مرگ اندیشی دارای برنامه های دینی و آسمانی بوده اند، راه یابی برخی اندیشه های تنگ نظرانه و دخالت دادن برنامه های نژادپرستانه، همچنین وجود بعضی سوءاستفاده های مذهبی، آموزه های آنان را به چالش کشانده و درنتیجه وجود ظلم ها، تعدی ها و بی بندوباری های فراوان، دنیاگرایی بی حد و مرز و... در میان پیروان آنها، بهترین گواه بر ناکارآمدی برنامه های تربیتی آنان در زمینه مرگ اندیشی بوده است.

با وجود این، درباره آثار مرگ اندیشی در میان مادی گرایان، با قاطعیت می توان گفت که همه چیز خود را منحصر به این دنیا می بینند و رفتار خود را به گونه ای تنظیم می کنند که فقط نیاز های این دنیایشان را تأمین کند و عنان خود را به دست خواسته ها، شهوت ها و بی بندوباری ها می سپارند و آنها را آزاد می گذارند. آنها با پوچ انگاری زندگی و نشناختن حد و مرز، در لذت خواهی برای رسیدن به آرزوهای زودگذر خود مرزی نمی شناسند و انسان را موجودی سرگردان می پندارند و سرنوشت نامطلوبی برایش می بینند.

موضوع های کاربردی در رسانه

اشاره

موضوع های کاربردی در رسانه

در این قسمت، برای درست اندیشی و هدایت افکار، به نکات مهمی اشاره می کنیم که می تواند در بیدارسازی اندیشه مذهبی در برنامه های تربیتی رسانه استفاده شود:

1. میزگردها

1. میزگردها

درباره موضوع هایی چون مرگ اندیشی، می توان با انتخاب افراد متخصص، میزگردهایی تشکیل داد و به مطالب ذیل پرداخت:

ص:62

الف) حقیقت مرگ از دیدگاه اسلام و بیان اینکه با مرگ، همه چیز تمام نشده است، بلکه پس از آن، زندگانی نو در عالم برزخ آغاز می شود.

ب) ناگزیر بودن از مرگ و اینکه کسی نمی تواند از مرگ نجات یابد.

ج) فراگیر بودن مرگ برای همه و توضیح اینکه در صورت جاودانگی، باید خوبانی مانند امامان معصوم(ع) باقی می ماندند.

د) تبیین انواع مرگ و تحلیل مستند با آیات قرآن درباره خودکشی، عوامل آن و قتل نفس دیگران و جایگاه مرگ ارادی.

ه_) تحلیل کارشناسی درباره افول معنویت در جهان غرب مانند قتل های خیابانی، بی بندوباری ها، تجاوزات و آزار جنسی و فروپاشی خانواده ها به علت نداشتن تفسیر درست از مرگ.

2. طرح پرسش های مردمی

2. طرح پرسش های مردمی

الف) همه مردم باید از کدام گذرگاه عبور کنند؟

ب) آیا با مرگ، همه چیز تمام می شود؟

ج) آیا مرگ، یکی از مخلوقات خداوند است؟

د) آیا کسی را سراغ دارید که از مرگ فرار کرده باشد؟

ه_) آیا کسی از زمان مرگ خود آگاهی دارد؟

و) مرگ برای چه کسانی ترس آور است؟

ز) مرگ انسان دست چه کسی است؟

ص:63

فصل سوم: موانع، راهکار ها و آسیب های مرگ اندیشی

اشاره

فصل سوم: موانع، راهکار ها و آسیب های مرگ اندیشی

با نگاهی به منابع دینی و نیز تجربه های اجتماعی، می توان به این واقعیت دست یافت که مرگ اندیشی با توجه به اهمیت تربیتی، همواره در معرض هجوم گرایش های مادی و معنوی قرار دارد و با موانع بازدارنده و خطرناک روبه روست که هریک می تواند چراغ مرگ اندیشی را خاموش کند و انسان را به حال غفلت و بی خبری فرو برد.

در منابع دینی می توان به راهکارهایی، برای برطرف کردن آن موانع و تقویت مرگ اندیشی دست یافت. در این فصل، نخست موانع مرگ اندیشی و سپس با استفاده از منابع دینی و راهکارهای تقویت مرگ اندیشی را بررسی می کنیم.

1. موانع مرگ اندیشی

اشاره

1. موانع مرگ اندیشی

زیر فصل ها

الف) نسیان

ب) غفلت از مرگ

ج) آرزوی دراز

د) دنیا گرایی

ه_) رهبران فاسد و ستم پیشگان

و) دام های فریبنده شیطان

ز) دوستان ناباب

ح) تکیه بر نیروی جوانی

ط) دور دانستن زمان مرگ

ی) خودبینی

الف) نسیان

الف) نسیان

نسیان به معنای فراموشی و مقابل ذکر است و حالت یادآوری و اندیشه مرگ را از انسان می گیرد.

قرآن از آثار زیان بار فراموشی این گونه یاد می کند که برخی در قیامت، نابینا محشور می شوند، می پرسند: خداوندا! ما بینا بودیم، چرا نابینا محشور شدیم؟ خطاب می رسد:

قَالَ کَذلِکَ أَتَتْکَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَها وَکَذلِکَ الْیَوْمَ تُنْسَی. (طه: 126)

همان گونه که نشانه های ما بر تو آمد و آن را به فراموشی سپردی، امروز همان گونه فراموش شدی.

ص:64

مراد از نشانه ها، قرآن و پیامبر خدا و دیگر نشانه های خداوند است.(1)

یکی از نشانه های حتمی، مرگ است که به قضای الهی بر انسان مقدر شده و ناگزیر بودن آن، می طلبد که انسان همواره به یاد مرگ باشد.

علی(ع) از کسانی که مرگ را فراموش می کنند، با شگفتی یاد می کند و می فرماید: «عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِیَ الْمَوْتَ وَ هُوَ یَرَی الْمَوْتی؛ من تعجب می کنم از کسی که مرگ را فراموش کرده و حال آنکه او کسی را که می میرد، مشاهده می کند».(2)

همچنین می فرماید: بشتابید به سوی مرگ که اگر فرار هم بکنید، شما را درمی یابد و اگر ایستاده باشید، شما را می گیرد. «وَ اِنْ نَسِیتُمُوهُ ذَکَرَکُمْ؛ اگر شما فراموشش کنید، او به یاد شماست».(3)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که به ابوذر فرمود:

اگر دوست داری که به بهشت وارد شوی، بکوش آرزویت را در این دنیا کم کنی، همواره مرگ را در نظر داشته باش و در کارهایت از خدا شرم داشته باش «وَ اَنْ لا تَنْسَ الْمَوْتَ؛ و هیچ گاه مرگ را فراموش مکن.(4)

بنابراین، فراموشی، مانع مهم مرگ اندیشی است و بدون شک، اگر کسی مرگ را فراموش کند، در مسیر سقوط اخلاقی و فساد و تباهی قرار می گیرد و درنتیجه، گرفتار تباهی و بی بندوباری خواهد شد. کسی که مرگ را فراموش می کند، نه از گناه ترسی دارد و نه درصدد اصلاح خویش برمی آید. لحظه های عمر را همچون چارپایان گذرانده و سرمایه های انسانی را بی هدف از کف خواهد داد.(5)


1- مجمع البیان، ج7، ص57.
2- نهج البلاغه، حکمت 126، ص 654.
3- ابوالحسن محمد بن حسین بن موسی (سید رضی)، خصائص الائمه، ص 109.
4- شیخ حسن دیلمی، اعلام الدین فی صفات المؤمنین، قم، مؤسسه آل البیت، دار احیاء التراث العربی، ص 197.
5- عباس اسماعیلی یزدی، فرهنگ اخلاق، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1385، ص469.

ص:65

در روایتی نقل شده است: ذوالقرنین در فتوحات خود، به شهری رسید و در آنجا عجایبی دید، مثلاً قبر های مردگانشان جلوی خانه هایشان بود، خانه هایشان بدون در بود و شهرشان هم بدون حاکم و پاسبان و قاضی اداره می شد. از اهالی آن شهر علت را جویا شد و آنها در پاسخ گفتند: اینکه قبر مرده های ما جلوی خانه هایمان قرار دارد، برای این است که مرگ را فراموش نکنیم و با دیدن قبور آنها یاد مرگ از دل ما خارج نشود. همچنین، در میان ما هیچ گونه اختلاف و درگیری وجود ندارد و هرکسی بر داشته های خود قانع است، ازاین رو، ما در اداره شهرمان نیازی به قاضی و پاسبان نداریم.(1)

ب) غفلت از مرگ

ب) غفلت از مرگ

بدون شک، گرفتار آمدن در دام غفلت، انسان را از توجه و اندیشه به مرگ بازمی دارد و از آموزه های تربیتی مرگ اندیشی محروم می کند؛ زیرا غفلت به معنای بی توجهی و اهمیت ندادن به هدف های زندگی آمده است.(2) در قرآن و روایات، بی توجهی به مرگ، یکی از عوامل بازدارنده مرگ اندیشی یاد شده و ریشه خیلی از سیه روزی ها، تباهی انسان و مفاسد اخلاقی او در همین غفلت از مرگ بیان شده است. در سوره مبارک انبیا ذیل آیه «اِقْتَرَبَ لِلنّاسِ حِسابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَهٍ مُّعْرِضُونَ» می فرماید: «حساب مردم به آنان نزدیک شده، درحالی که در غفلت و روی گردانند.» در تفسیر این آیه آمده است که مرگ و جهانِ پس از آن نزدیک است، ولی انسان ها به واسطه عواملی مانند دنیاگرایی به فکر آن نیستند.(3)


1- امالی صدوق، ص171؛ تفسیر کشاف، ج4، ص180؛ علل الشرایع، ج2، ص 472.
2- فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، مکتبه النشر الثقافه الاسلامیه، 1367، طبع الثانیه، ج3، ص313؛ حسین بن محمد راغب، مفردات، تهران، المکتبه المرتضویه، ص180.
3- ابوجعفر شیخ محمد حسین طوسی، التبیان فی تفسیر قرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج7، ص228.

ص:66

امیرمؤمنان، علی(ع) در یکی از سفارش هایش می فرماید:

اُوصِیکُمْ بِذِکْرِ الْمَوْتِ وَ إِقْلالِ الْغَفْلَهِ عَنْهُ وَ کَیْفَ غَفْلَتُکُمْ عَمّا لَیْسَ یُغْفِلُکُمْ.(1)

شما را توصیه می کنم، همواره به یاد مرگ باشید و از آن غفلت نکنید. چگونه از آن غافل می مانید، درصورتی که او از شما غفلت نمی کند.

همچنین آن حضرت می فرماید: «عَجِبْتُ لِغافِلِ وَ الْمَوْتُ حَثِیثٌ خَلْفَهُ؛ من از انسان غافلی که مرگ با سرعت پشت سر او در حرکت است، در شگفتم». (2)

باید توجه کرد که غفلت ما از مرگ برای این است که دراین زمینه احساس خطر نمی کنیم، درنتیجه با پیدایش امنیت دروغین، مرگ را کم به یاد می آوریم و در صورت یادآوری نیز قلبمان فارغ نیست.(3)

به گفته امام صادق(ع) چاره غفلت این است که انسان بکوشد، در همه حال به یاد مرگ باشد:

ذِکْرُ الْمَوْتِ یُمِیتُ الشَّهَواتِ فِی النَّفْسِ وَ یَقْطَعُ مَنابَتَ الْغَفْلَه.(4)

یاد مرگ خواهش های نفسانی را می میراند و ریشه های غفلت را از بین می برد.

بنابراین، هرکس اگر با دید باز به زندگی و کردار خود دقت کند، متوجه می شود که سرچشمه بسیاری از گناهان، غفلت از مرگ است. با اندیشیدن درباره مرگ می توان خود را از اسارت گناهان نجات داد و سعادتمند شد.

یکی از بزرگان دراین زمینه می فرماید:

ای بیچاره! مرگ را در دل خود جای ده؛ چه تو را با شتاب می برد و تو از خود غافلی. شاید به منزل نزدیک شده و مسافت پیموده باشی، لیکن این امر محقق نمی شود، مگر آنکه به عمل شتابی و هر نفسی را که در آن به تو مهلت داده شده است، غنیمت شماری.(5)


1- نهج البلاغه، ص370، خطبه 188.
2- عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1366، ج 2، ص 35.
3- سید عبدالله شبر، الاخلاق، ترجمه: محمدرضا جباران، انتشارات هجرت، 1378، ص443.
4- مصباح الشریعه، ص171.
5- محجه البیضا، ج8، ص299.

ص:67

ج) آرزوی دراز

ج) آرزوی دراز

داشتن آرزو و امید برای انسان، نعمتی الهی است و برای ایجاد تحرک و فعالیت ضرورت دارد. آدمی همیشه به زندگی و آینده امیدوار است و اگر این حالت از انسان گرفته شود، زندگی اش به خاموشی می گراید. براین اساس، پیامبر خدا فرمود: «آرزو بر امت من رحمت است. اگر آرزو از انسان گرفته شود، مادر به فرزند شیرخواره اش شیر نمی دهد و باغبان نهالی نمی کارد».(1)

مهم، دانستن این مطلب است که ممکن است این آرزو در انسان چنان رشد کند که او را از توجه به حقیقت زندگی در این دنیا باز دارد و تمام امیدش، به این دنیا و ماندن در آن جلب شود و مرگ و زندگی واقعی پس از آن را فراموش کند.

چنان که خداوند در قرآن می فرماید: شیطان حضرت آدم را از راه علاقه او به جاودانگی فریب داد و وسوسه کرد که جاودانگی شما با خوردن از آن درخت، تأمین می شود:

فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلی شَجَرَهِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لا یَبْلَی.(طه: 120)

پس شیطان او را وسوسه کرد و گفت: ای آدم! آیا می خواهی که تو را بر درخت جاودانگی و قدرت زوال ناپذیر هدایت و راهنمایی کنم؟

و در آیه دیگر می فرماید:

وَقَالَ مَا نَهَاکُما رَبُّکُما عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَهِ إِلّا أَنْ تَکُونَا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ. (اعراف: 20)

و گفت: پروردگار شما از خوردن میوه این درخت منعتان نکرد، جز آنکه [با خوردن] آن، دو فرشته یا از جاودانگان خواهید شد.


1- سفینه البحار، ج1، ص121.

ص:68

دو آیه فوق، گویای این هستند که شیطان آدم را خوب می شناخت و می دانست میل به جاودانگی و آرزوی دراز در نهاد اوست. ازاین رو کوشید تا از راه این میل او را فریب دهد.(1) بنابراین، از نظر تربیتی آرزوی دراز، مانعی برای درک انسان از حقیقت زندگی و مرگ است. ازاین جهت، خداوند در یکی از برنامه های تربیتی خود، آرزوی جاودانه ماندن در این دنیا را تحقق ناپذیر می داند و می فرماید:

وَمَا جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِکَ الْخُلْدَ أَفَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ. (انبیاء: 34)

و پیش از تو برای هیچ بشری جاودانگی و ابدیت قرار ندادیم. پس آیا اگر تو از دنیا رفتی، آنان جاوید می مانند؟

«إِنَّکَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَیِّتُونَ؛ تو می میری و آنان نیز خواهند مرد».(زمر: 30)

این دو آیه خطاب به پیامبر خدا است. پیام تربیتی آنها این است که وقتی جاودانگی در این دنیا برای آن حضرت امکان ندارد، برای دیگران نیز همین گونه است. پس بیهوده به دنبال آرزوهای دست نیافتنی نباشند، بلکه در اندیشه دست یابی به حقیقت زندگی و مرگ خود باشند و با آرزوهای دراز، زمینه مرگ اندیشی را از خود دور نسازند.

در شعری که منسوب به امیرمؤمنان، علی(ع) است، آن حضرت می فرماید:

یا مَنْ بِدُنْیاهُ اشْتَغَلْ

قَدْ غَرَّهُ طُولُ الْأَمَلِ

أََلْمَوْتُ یَأْتِی بَغْتَهً

أَلْقَبْرُ صُنْدُوقُ الْعَمَلِ

وَ لَمْ تَزَلْ فِی غَفْلَهٍ

حَتّی دَنا مِنْکَ الْأَجَلُ(2)

ای کسی که غرق دنیا شده ای و آرزوی طولانی، تو را مغرور ساخته است.

ناگهان مرگ فرا می رسد و قبر، بایگانی عمل است.


1- اخلاق در قرآن، ج2، ص 156.
2- دیوان منسوب به امام علی(ع)، ترجمه: مصطفی زمانی، انتشارات پیام اسلام، ص312 .

ص:69

در خواب غفلت تا آنجا به سر برده ای که مرگ به تو نزدیک شده است.

در حدیث معروفی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است:

خطرناک ترین چیزی که بر امتم از آن می ترسم، هواپرستی و آرزوهای دراز است؛ چراکه هواپرستی، انسان را از حق بازمی دارد و آرزوی دراز، آخرت را به فراموشی می سپارد.(1)

د) دنیا گرایی

د) دنیا گرایی

ازآنجاکه مسیر زندگی ما به گونه ای رقم خورده است که ما با مادیات و برخی زرق و برق های دنیایی سروکار داریم و به طور طبیعی برای ادامه زندگی خود به برخی موهبت های مادی خداوند نیازمند هستیم، ممکن است در بهره وری از این نعمت های الهی از مرگ اندیشی بازمانیم. با مراجعه به آیات قرآن و روایات امامان معصوم(ع) درمی یابیم که در آموزه های تربیتی دینی، از دنیا، هم مدح شده و هم مذمت:

وَمَا هَذِهِ الْحَیاهُ الدُّنْیَا إِلّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدّارَ الْاخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ. (عنکبوت: 64)

این زندگی دنیا چیزی جز لهو و بازی نیست و زندگی حقیقی در آخرت است، اگر بدانند.

علی(ع) می فرماید: «مَثَل دنیا و آخرت همانند مغرب و مشرق است که نزدیکی به هریک، عین دوری از دیگری است».(2)

این تعبیرها نشان می دهد که دنیا و آخرت در مقابل هم و جمع ناشدنی است. از طرف دیگر در برخی آیات و روایات، این دنیا ستایش و محل تجارت و کسب بهشت معرفی شده است. چنان که از پیامبر خدا نقل شده است: «أَلْدُّنیا مَزْرَعَهُ الْآخِرَهِ؛ دنیا مزرعه آخرت است».(3)


1- الخصال صدوق، ص51؛ محمد بن حسین فتال نیشابوری، روضه الواعظین، قم، انتشارات رضی، 1368، ص437.
2- نهج البلاغه، حکمت 103.
3- ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللئالی، قم، مؤسسه سیدالشهدا، 1405 ه_.ق، ج 1، ص 276.

ص:70

و نیز امام علی(ع) می فرماید: «اِنَّ الدُّنَْیا مَسْجِدُ أَحِبّاءِ اللهِ وَ مَتْجَرُ اَوْلیاءِ اللهِ؛ دنیا سجده گاه دوستان خدا و جایگاه تجارت آنهاست». (1)

بنابراین، در معارف اسلامی بین دنیا و آخرت، هم وابستگی و پیوستگی وجود دارد و هم دوگانگی، که درحقیقت این دو تعبیر ستایش و نکوهش درباره دنیا، به اندیشه تربیتی و دیدگاه انسان نسبت به دنیا برمی گردد.

اگر دنیا در نظر انسان مقصد و هدف اصلی نباشد، بلکه مقدمه ای برای زندگی آخرت باشد، همواره می کوشد به هدف های بلند و کمالات انسانی برسد تا در آخرت به موقعیت بهتری دست یابد. چنین دنیایی و زندگی در آن ستایش می شود؛ زیرا این گونه زندگی، همان زندگی عاقلانه ای است که پیامبران و رهبران راستین برای بشر معرفی کرده اند. در چنین زندگی انسان همواره برای زندگی آخرت و دست یابی به نعمت های الهی تلاش می کند.(2)

حال اگر دنیا در نظر انسان یک هدف اصلی و نهایی جلوه کند، نکوهش می شود؛ زیرا چنین انسانی تمام نیروی فکری و عملی خود را برای دست یابی به دنیا صرف کرده و از اندیشه و توجه به مرگ و جهان آخرت به کلی بازمانده است و در آخر عمرش متوجه خواهد شد که زندگی در این دنیا خیالی بیش نبوده و او در هنگام مرگ، دستش از زاد و توشه خالی خواهد بود.(3)

قرآن دراین زمینه می فرماید: «مَا جَعَلَ اللّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ؛ خداوند برای هیچ کس دو دل در درونش نیافریده.»(احزاب: 4) یعنی نمی توان در یک دل، دو هدف، هم دنیاخواهی و هم مرگ اندیشی و آخرت گرایی را هم زمان پرورش


1- نهج البلاغه، حکمت 131.
2- مرتضی مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، 1368، چ 1، ج4، ص624؛ معاد در قرآن، ج4، ص62.
3- المیزان، ج13، ص62؛ مجموعه آثار، ج16، ص583.

ص:71

داد، بلکه باید یکی هدف اصلی و دیگری وسیله آن قرار گیرد. کسی که تربیت شده مکتب اسلام باشد، قطعاً دنیا را وسیله ای برای رسیدن به خوبی های آخرت قرار خواهد داد.

امام علی(ع) در سخنانی، از اشتباه کسانی که به دنیا دل بسته اند و به مرگ بی توجهند، پرده برمی دارد و می فرماید:

همانا مرگ، نابودکننده لذت ها، تیره کننده خواهش های نفسانی و دورکننده اهداف شماست. مرگ، دیدارکننده ای دوست نداشتنی، هماوردی شکست ناپذیر و کینه توزی است که بازخواست نمی شود. دام های خود را هم اکنون بر دست و پای شما آویخته و سختی هایش شما را فرا گرفته و تیر های خود را به سوی شما پرتاب کرده است. چه زود است که سایه های مرگ و شدت درد های آن، تیرگی های لحظه جان کندن، بیهوشی سکرات مرگ، تاریکی چشم پوشیدن از دنیا و تلخی خاطره ها شما را فرا گیرد. ممکن است که مرگ ناگهانی بر شما هجوم آورد و خانه های شما را خالی و میراث خواران شما را برانگیزد تا ارث شما را تقسیم کنند. آنان یا دوستان نزدیکند که به هنگام مرگ نفعی نمی رسانند یا غم زدگان که نمی توانند جلوی مرگ را بگیرند یا سرزنش کنندگان که گریه و زاری نمی کنند. بر شما باد تلاش و کوشش و جمع آوری زاد و توشه آخرت.(1)

ه_) رهبران فاسد و ستم پیشگان

ه_) رهبران فاسد و ستم پیشگان

اگر در رفتارشناسی انسان ها در زندگی دینی و اجتماعی آنها دقت شود، به خوبی می توان پی برد که طرز تفکر رهبران الهی و غیرالهی در چگونگی رفتار مردم نقش مهمی دارد. رهبران الهی براساس آموزه های وحیانی همواره در برنامه های تربیتی و هدایتی شان خداباوری و مرگ اندیشی را میان مردم ترویج می کردند و می کوشیدند با تقویت بینش مرگ باوری، امنیت رفتار فردی و اجتماعی به وجود آورند و راه کمال جویی انسانی را هموار سازند.


1- نهج البلاغه، ص466، خطبه 430.

ص:72

در برابر آنان، رهبران باطل و پیشوایان کفر و ضلالت با استفاده از انواع برنامه های ضددینی و فریب ها و نیرنگ های گوناگون می کوشیدند، مردم را از خداباوری و مرگ اندیشی دور سازند و برنامه های تربیتی سفیران هدایت را خنثا کنند.

در قرآن آمده است که فرعون در مبارزه خود با خداباوران و مرگ اندیشان می گفت: «لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ؛ اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زندانیان قرار خواهم داد».(شعرا: 29)

نیز ابودرداء، یکی از اصحاب رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله همیشه از خطر دین ستیزی رهبران گمراه اظهار نگرانی می کرد و می فرمود: «اَخُوفُ ما اَخافُ عَلَیکُمْ اَلْاَئِمَّهُ الْمُضِلِّینَ؛ بیشترین هراس من نسبت به شما از ناحیه رهبران گمراه است».(1)

و) دام های فریبنده شیطان

و) دام های فریبنده شیطان

یکی از موانعی که بر سر راه مرگ اندیشی وجود دارد، شیطان است. شیطان از نخستین روز آفرینش آدم(ع) همیشه به دنبال بستن راه های کمال جویی برای آدمیان بوده و از ابزارهای گوناگون برای گمراه ساختن انسان و انحراف اندیشه او استفاده کرده است.

او با وعده های دروغین، افکار و اندیشه انسان را در اختیار می گیرد و یاد مرگ را از ذهنش بیرون می کند و او را به کارهای ناشایست وامی دارد.

از روایات به دست می آید که شیطان برای گمراه ساختن انسان، چنان می کوشد که حتی در لحظه های سخت آخر عمر نیز دست بردار نیست و به سراغ او می آید.


1- عبدالله بن بهرام الدارمی، سنن، دمشق، مکتبه الاعتدال، ج1، ص70.

ص:73

امام صادق(ع) می فرماید:

هرگاه مرگ کسی فرا رسد، ابلیس از میان شیاطین دستیارش، افرادی را برمی انگیزد تا او را به کفر فرمان دهد و در دینش به تردید اندازد تا زمانی که روحش از بدن جدا شود.(1)

آن لحظه، خطر شیطان چنان بالاست که از آن به «عَدیلَهُ عِنْدَ الْمَوْتِ» یعنی عدول از حق به سوی باطل یاد شده؛ زیرا شیطان، محتضر را نسبت به عقایدش و حقانیت مرگ وسوسه می کند.(2) بزرگان همیشه از این بد عاقبت شدن در هراس بودند و با جمله «أَللّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْعَدِیلَهِ عِنْدَ الْمَوْتِ» به خدا پناه می بردند.(3) به این دلیل است که برای حفظ ایمان در آن لحظه، دستورالعمل هایی بیان شده است.(4)

ز) دوستان ناباب

ز) دوستان ناباب

تأثیرگذاری دوستان و هم نشینان، برای هیچ کس پوشیده نیست. چنان که دوستان نیک اندیش در تشویق و روی آوردن انسان به راه خیر و فضیلت مؤثرند، دوستان و هم نشینان ناباب نیز بر رفتار و عقیده انسان اثر می گذارند و او را گمراه می کنند. این مسئله از نظر تربیتی به قدری مهم است که امام صادق(ع) از جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است:

اَلْمَرءُ عَلی دِینِ خَلِیلِهِ فَلْیَنْظُرْ اَحَدُکُمْ مَنْ یُخالِلُ.(5)

انسان در زندگی براساس آیین و مسلک دوست خود سیر می کند. پس هریک از شما باید بنگرد با چه کسی دوستی می کند.


1- من لا یحضره الفقیه، ج1، ص133؛ وسائل الشیعه، ج2، ص 455؛ کافی، ج3، ص123
2- معاد، ص86
3- معاد از دیدگاه علامه طباطبایی، ص10؛ امام خمینی، اسرار الصلاه، ص238؛ سید محمدحسین حسینی تهرانی، معادشناسی، حکمت، 1361، ص 147.
4- وسائل الشیعه، ج2، ص 455؛ بحارالانوار، ج 6، ص195؛ مفاتیح الجنان، دعای عدیله.
5- بحارالانوار، ج74، ص192.

ص:74

علی(ع) می فرماید:

مُجالَسَهُ أَهْلِ الْهَوی مَنْسَْأهٌ لِلْاِیْمانِ وَ مَحْضَرَهٌ لِلشَّیْطانِ.(1)

هم نشینی با هوس رانان، باعث از یاد رفتن ایمان و حاضر شدن شیطان می گردد.

انسان هایی که با افراد ناباب که به لحاظ عقیدتی و رفتاری سالم نیستند، هم نشین می شوند و با آنان رفت وآمد دارند، بناچار تحت تأثیر قرار می گیرند و درنتیجه به عقاید دینی از جمله مرگ بی توجه می شوند.

خطر دوستان در زمینه مرگ اندیشی چنان قوی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:

مرگ هیچ کس فرا نمی رسد، مگر اینکه دوستان او در پیش چشمش جلوه گر می شوند. اگر از خوبان باشند، نیک جلوه می کنند و اگر از بدان باشند، بد جلوه می کنند.(2)

از امام علی(ع) نیز این گونه روایت شده است که افراد شایسته و کسانی را که به یاد خدا و جهان آخرت هستند، برای دوستی انتخاب کنید؛ زیرا آنان در موقع مرگ در نظر شما جلوه می کنند و در سرنوشت شما اثر دارند.(3)

آن حضرت در یکی از کلام های تربیتی و سازنده خود، به فرزندش، محمد حنفیه، خطاب می کند:

بایِنْ مِنْ أَهْلِ الشَّرِّ وَمَنْ یَصُدُّکَ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَ عَنْ ذِکَْرِ الْمَوْتِ بِالْأَباطِیلِ الْمُزَخْرِفَهِ.(4)

فاصله گیر از بدکرداران و کسانی که با کردار های بیهوده تو را از یاد خدا و یاد مرگ باز می دارند.

از آیات و روایات به دست می آید، دوستانی که در دنیا همدیگر را از مرگ اندیشی و آخرت گرایی دور می سازند، در روز قیامت به زیان های خود


1- اصول کافی، ج2، ص341.
2- 3.محجه البیضا، ج3، ص483؛ جامع السعاده، ج2، ص272.
3- کافی، ج2، ص638.
4- وسائل الشیعه، ج16، ص363.

ص:75

پی می برند و با همدیگر دشمن می شوند: «اَلْأَخِلّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ؛ دوستان در آن روز [قیامت] دشمن یکدیگرند».(زخرف: 67)

امام صادق(ع) می فرماید:

اَلا کُلُّ خُلَّهٍ کانَتْ فِی الدُّنْیا فِی غَیْرِ الله عَزَّ وَ جَلَّ تَصِیرُ عَدُوُهُ یَوْمَ الْقیامَهِ.(1)

بدانید هر دوستی ای که در دنیا برای غیر خدا باشد، در روز قیامت به دشمنی مبدل می شود.

ح) تکیه بر نیروی جوانی

ح) تکیه بر نیروی جوانی

دوره جوانی دوره شکوفایی غریزه زیبادوستی و لذت طلبی است و فرصتی بی نظیر است که جوان با بهره گیری از موهبت های نهفته در خود، با تلاش در راه کسب معرفت حق، شایستگی و ظرفیت خویش را بروز می دهد و با اندیشه و فطرت پاک خود و عبادت خداوند، به پاداش های بزرگ الهی دست می یابد. جوانی از نعمت های بزرگی است که در روز قیامت، از این بخش از زندگانی انسان بازخواست می شود که آن را در چه مسیری گذرانده است.(2) از سوی دیگر، دوره جوانی به سبب شدت یافتن خواسته های شهوانی، یکی از سخت ترین دوره هاست که امکان دارد جوان با تکیه بر گستاخی و بلندپروازی های جوانی اش، به انحراف کشیده شود و از اندیشه دینی باز ماند.

امیرمؤمنان، علی(ع) در این زمینه می فرماید:

یَنْبَغی لِلْعاقِلِ أَنْ یَحْتَرِسَ مِنْ سُکْرِ الْمالِ وَ سُکْرِ الْقُدْرَهِ وَ سُکْرِ الْعِلْمِ وَ سُکْرِ الْمَدْحِ وَ سُکْرِ الشَّبابِ فَإِنَّ لِکُلِّ ذلِکَ رِیاحاً خَبِیثَهً تَسْلُبُ الْعَقْلَ وَ تَستَخِفُّ الْوَقارَ.(3)

برای خردمند شایسته است که خود را از مستی مال، قدرت، علم، ستایش و جوانی نگاه دارد؛ زیرا هر یک از این امور، تندباد های پلیدی است که عقل را زایل می کند و وقار را فرو می ریزد.


1- تفسیر نور الثقلین، ج4، ص612.
2- امالی صدوق، ص39.
3- غرر الحکم و دررالکلم، ج2، ص862.

ص:76

براین اساس، بیم این می رود که نیروی جوانی سبب شود اندیشه و فکر جوان به انحراف کشیده شود و مرگ و جهان آخرت را فراموش کند. یکی از بزرگان در این زمینه می فرماید:

گاهی انسان به جوانی خویش اعتماد می کند و مرگ را در سن جوانی بعید می داند، زمانی نیز سلامت جسمی و نیروی جوانی، با هم او را از غافلان می سازد و مرگ را دور تصور می کند. بیچاره فکر نمی کند که اگر پیران شهرش شمرده شوند، یک دهم اهل شهر نیستند، مرگ بیشتر در جوانی گریبان مردم را می گیرد. نیز فکر نمی کند که مرگ، ناگهانی می آید. آدمی اگر قدری فکر کند که مرگ ناگهانی آمده و جوان و جسم سالم را نمی شناسد، به فکر چاره می افتد.(1)

امام خمینی رحمه الله نیز دوره جوانی را غفلت آور دانسته و به جوانانی که با تکیه بر نیروی جوانی خود از مرگ غفلت می کنند، می گوید: «کمیاب بودن پیران دلیل بر این است که مرگ به جوانان نزدیک تر است. در یک شهر پنجاه هزار نفری، انسان پنجاه نفر پیر هشتاد ساله نمی بیند».(2)

بنابراین، اگر نیروی جوانی درست تربیت و هدایت نشود، سبب غفلت انسان از مرگ خواهد بود.

ط) دور دانستن زمان مرگ

ط) دور دانستن زمان مرگ

در نظام تربیتی اسلام، مرگ از همه چیز به انسان نزدیک تر است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «انسان مؤمن باید همیشه به گونه ای باشد که هیچ گاه از حالت یقین به مرگ خالی نباشد.»(3) امام باقر(ع) می فرماید: «اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ آدَمَ وَ جَعَلَ اَجَلَهُ بَیْنَ عَیْنَیْهِ؛ خداوند بنی آدم را خلق کرد و مرگ او را جلوی چشمش قرار داد».(4)


1- ترجمه الاخلاق، ص447.
2- امام خمینی، چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص273.
3- بحارالانوار، ج1، ص119.
4- بحارالانوار، ج1، ص162.

ص:77

امام صادق(ع) نیز می فرماید: «انسان مؤمن هیچ گاه مرگ را دور نمی داند، با خود همراه می داند و همیشه مشغول انجام کارهای نیک است».(1)

اما درعین حال اگر در زندگی انسان ها دقت شود، بسیارند کسانی که از فکر و اندیشه مرگ غافل هستند و مرگ را دور می پندارند. در روایات امامان معصوم(ع)، این حالت مانعی برای مرگ اندیشی یاد شده و بر بیرون شدن از آن وضعیت بسیار تأکید شده است.

امام علی(ع) می فرماید:

ما رَأَیْتُ إِیْماناً مَعَ یَقینٍ أَشْبَهَ مِنْهُ بِشَکّ ٍعَلی هذا الْإِنْسانِ إِنَّهُ کُلَّ یَوْمٍ یُودِّعُ إِلَی الْقُبُورِ وَ یُشَیِّعُ ... لَکانَ یَنْبَغی لَهُ أَنْ یُحاذِرَ ما هُوَ فِیهِ بِأَشَدِّ النُّصُبِ وَ التَّعَبِ.(2)

هیچ ایمان همراه با یقینی ندیدم که برای انسان به شک شبیه تر باشد از اینکه او هر روز مردگان را به سوی گورستان تودیع و تشییع می کند ... سزاوار است که به هر سختی و مشقتی، از مرگ حذر کند و مراقب آن باشد.

نیز نقل شده است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله تلاش بعضی از غافلان از مرگ را مشاهده کرد و از اینکه آنان مرگ را دور تصور می کردند، اظهار شگفتی کرد و فرمود: «کَاَنَّ الْمَوْتَ فِی هذِهِ الدُّنْیا عَلی غَیْرِِهِمْ کُتِبَ؛ گویا مرگ در این دنیا برای غیر آنها نوشته شده است».(3)

امام علی(ع) در نکوهش کسانی که زمان مرگ را دور می دانند، می فرماید:

گویا مرگ بر غیر ما نوشته شده و حق بر غیر ما واجب است. گویا این مردگان مسافرانی هستند که به زودی بازمی گردند، درحالی که بدن هایشان را به گور ها می سپاریم. انگار خودمان پس از آنها جاویدان هستیم.(4)


1- کافی، ج3، ص14.
2- بحارالانوار، ج6، ص137.
3- تحف العقول، ص29.
4- نهج البلاغه، ص652، حکمت 122.

ص:78

بنابراین، دور دانستن زمان مرگ پندار باطلی است که نکوهش شده و عاملی است که انسان را از مرگ اندیشی باز می دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:

وَالْمَوتُ اَقْرَبُ الاَشیاءِ مِن بَنی آدَمَ وَ هُوَ یعَِدُهُ اَبعَدُ.(1)

مرگ نزدیک ترین چیزها به آدمی است. درحالی که او آن را دور می شمارد.

ی) خودبینی

ی) خودبینی

یکی از موانعی که انسان را از مرگ اندیشی باز می دارد، خودبینی است. انسانی که به مرگ عقیده دارد، اما در بند خودخواهی گرفتار آمده، نمی تواند به یاد مرگ باشد.

روزی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله گفته شد: خودبینی فلان شخص چقدر زیاد است. حضرت فرمود: «آیا او مرگ را در نظر ندارد».(2)

امیرالمؤمنین علی(ع) نیز دراین زمینه می فرماید: «ضَعْ فَخْرکَ وَاحْطُطْ کِبْرکَ وَاذْکُر قَبْرکَ؛ فخرفروشی و خودبینی را رها کن و به یاد مرگ باش».(3)

2. راهکارهای تقویت مرگ اندیشی

اشاره

2. راهکارهای تقویت مرگ اندیشی

زیر فصل ها

الف) مرگ باوری

ب) مطالعه پیوسته آیات و روایات مربوط به مرگ

ج) اندیشه در سرنوشت و مرگ دیگران

د) شرکت در تشییع جنازه

ه_) زیارت قبور

و) اندیشه در آثار پیشینیان

الف) مرگ باوری

الف) مرگ باوری

مرگ باوری از جهت تربیتی، آثار عملی بسیار مهم و در تقویت مرگ اندیشی جایگاه ویژه ای دارد. یکی از عوامل شکست انسان در میدان مرگ اندیشی، ضعف باور ها و سطحی نگری است. در آیات قرآن و روایات نیز بر این مطلب تأکید شده است.


1- بحارالانوار، ج6، ص133.
2- ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، قم، انتشارات مکتبه الفقیه، ج 1، ص 198.
3- نهج البلاغه، ص 724، حکمت 398.

ص:79

رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «هرگاه باور های قلبی شما ضعیف شد، با خواندن قرآن و یادآوری مرگ، آن را تقویت کنید.»(1) و نیز آن حضرت درباره شناختن انسان های مرگ اندیش فرمود: «به افراد نگاه کنید، هرکس یقین به مرگ دارد، رفتار و کردار او کنترل شده است و از اعمال ناشایست دوری می کند.»(2) همچنین آن حضرت فرموده است: «انسان مرگ اندیش باور دارد که مرگ الهی حق است».(3)

امام علی(ع) درباره یقینی سازی مرگ اندیشی می فرماید:

مردم! اگر آنها [مردگان] را در اندیشه خود بیاورید، یا پرده ها کنار رود، مردگان را در حالتی می نگرید که حشرات گوش هایشان را خورده، چشم هایشان به جای سرمه پر از خاک گردیده، زبان هایشان پاره پاره شده، قلب هایشان رو به خاموشی گراییده و در تمام اعضای بدن پوسیدگی تازه ای آشکار گردیده است.(4)

دعوت به تفکر و تعقل در کلام امام علی(ع)، از بهترین راهکارها برای یقینی سازی مرگ اندیشی است. بر اثر یقین به مرگ، فردی همانند سلمان فارسی چنان همواره در اندیشه مرگ است که وقتی از او می پرسند: شب و روز تو چگونه سپری می شود؟ پاسخ می دهد: «چگونه سپری می شود روزگار کسی که نهایت زندگی او مرگ، منزلش قبر، کرم و حشرات هم جوارش است و اگر مشمول بخشش قرار نگیرد، جایگاهش آتش سوزان جهنم است.»(5)

درباره اهمیت و آثار یقین به مرگ، در برخی منابع آمده است که اگر یاد مرگ به صورت یقین در قلب جا کند، در آن اثر خواهد کرد. در این هنگام، شادی و سرور انسان کم و قلبش شکسته می شود.(6)


1- محجه البیضا، ج2، ص211.
2- بحارالانوار، ج1، ص199.
3- تحف العقول، ص18.
4- نهج البلاغه، ص450، خطبه 221.
5- بحارالانوار، ج73، ص16.
6- ترجمه الاخلاق، ص443.

ص:80

ب) مطالعه پیوسته آیات و روایات مربوط به مرگ

اشاره

ب) مطالعه پیوسته آیات و روایات مربوط به مرگ

یکی از راهکارهای اساسی که می تواند مرگ اندیشی و به یاد مرگ بودن را در انسان تقویت کند، مطالعه آیات و روایاتی است که در آنها به مسائل مربوط به مرگ اشاره شده است. در این قسمت برخی مطالب و موضوع ها را که در منابع اسلامی به آنها اشاره شده است، بیان می کنیم.

یک _ حالت احتضار(جان دادن)

یک _ حالت احتضار(جان دادن)

عقل و شعور انسان به او حکم می کند تا از خطرها و مشکلات دوری جوید و زمینه آسایش را برای خود فراهم سازد. بنابراین، یکی از راهکارهای تقویت مرگ اندیشی، یادآوری سختی هایی است که آدمی در هنگام جان دادن با آن روبه رو می شود. در قرآن و روایات تعبیرهای تکان دهنده ای از آن لحظه آمده است، مانند: «وَجَاءَتْ سَکْرَهُ الْمَوْتِ؛ هنگام بی هوشی و سختی مرگ فرا رسید».(ق: 19)

در برخی منابع آمده است «سکره الموت»؛ یعنی حالتی که شدت مرگ بر عقل غالب می شود و هوش از سر می رود.(1) علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می نویسد:

سکرات مرگ، حالتی درونی است که در هنگام مرگ برای انسان به وجود می آید، بدین صورت که از مردم غافل می شود و به خود می پردازد، مانند انسان مستی که نمی داند به او چه می گویند و به دلیل همین بی توجهی و غفلت از اطرافیان به «سکرات الموت» تعبیر شده است.(2)

و نیز از لحظه جان دادن به «غمرات الموت» نام برده شده است: «وَلَوْ تَرَی إِذِ الظَّالِمُونَ فِی غَمَراتِ الْمَوْتِ؛ هنگامی که بینی ظالمان در شداید مرگ فرو رفته اند.» (انعام: 93) غمرات یعنی شداید که هنگام مرگ، انسان را احاطه می کند.(3)


1- سیدعلی اکبر قرشی، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج2، ص303.
2- المیزان، ج18، ص348.
3- قاموس قرآن، ج5، ص102.

ص:81

علی(ع) نیز می فرماید:

اِنَّ لِلْمَوْتِ لَغَمَراتٍ هِیَ أَفْظَعُ مِنْ أَنْ تُسْتَغْرَقَ بِصِفَهٍ أَوْ تَعْتَدِلَ عَلی عُقُولِ أَهْلِ الدُّنْیا.(1)

بدانید مرگ سختی هایی دارد که دشوارتر از آن است که به وصف آید و یا خرد ها و عقل های مردم جهان بتواند آن را درک کند.

ترسیم لحظه جان دادن، در بیان علی(ع)

سختی های جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا، به دنیاپرستان هجوم می آورد. بدن ها در سختی جان کندن سست می شوند و رنگ می بازند، مرگ آرام آرام همه اندامشان را فرا می گیرد و زبان را از سخن گفتن بازمی دارد. فرد در میان خانواده اش می افتد، با چشم خود می بیند و با گوش خود می شنود و با عقل درست می اندیشد که عمرش را در پی چه کارهایی تباه و روزگارش را چگونه سپری کرده است و به یاد ثروت هایی که جمع کرده می افتد. او در گرو این اعمال خویش است و چون تمام واقعیت ها را هنگام مرگ مشاهده می کند، دست خود را از پشیمانی می گزد. امام در ادامه می فرماید: روح از بدن خارج می شود و چون مرداری در بین خانواده خویش بر زمین می ماند.(2)

دو _ چگونگی جان دادن خوبان

دو _ چگونگی جان دادن خوبان

ذکر حالت جان دادن خوبان در قرآن و روایات و اینکه مؤمنان و صالحان هنگام مرگشان مورد رحمت و تکریم الهی قرار گرفته اند و فرشتگان با عزت و احترام جان آنها را می ستانند، جلوه های زیبایی از تشویق در فرهنگ اسلامی است تا اندیشه خفته مرگ اندیشان را بیدار سازد و آنان را به تحرک و تلاش برای دستیابی به پاداش خوبان وادارد.

خداوند در این باره در قرآن می فرماید:


1- نهج البلاغه، ص452، خطبه 221.
2- نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، ص209، خطبه 109.

ص:82

اَلَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّهُ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.(فصلت: 30)

همان ها که فرشتگان [مرگ] روحشان را می گیرند، در حالی که پاک و پاکیزه اند، به آنها می گویند: سلام بر شما! وارد بهشت شوید به دلیل اعمالی که انجام داده اید.

و نیز می فرماید:

إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَهُ أَلا تَخَافُوا وَلاتَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَهِ. (فصلت: 31)

به یقین، کسانی که گفتند پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان وارد می شوند که نترسید و غمگین مباشید! بشارت باد بر شما به آن بهشتی که وعده داده شد ه اید. ما یاران و مددکاران شما در زندگی دنیا و آخرت هستیم.

در روایات فراوان از امامان معصوم(ع) آمده است که مؤمنان و بندگان صالح خداوند در لحظه مرگ و انتقال به جهان آخرت، با استقبال فرشتگان روبه رو می شوند که آنان را با ملاطفت و مهربانی بشارت به بهشت می دهند. در همین باره از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است:

فرشته مرگ هنگام مردن مؤمن، نزد وی آن گونه می ایستد که برده ای ذلیل نزد مولایش می ایستد و نزدیک نمی شود تا نخست بر او سلام کند و به او بشارت بهشت دهد.(1)

امام صادق(ع) فرمود:

هنگامی که خداوند روح مؤمن را قبض می کند، دو فرشته مأمور او به آسمان می روند و می گویند: پروردگارا! این بنده تو خوب بود؛ چراکه در عمل به دستورهایت سریع و در گناه و نافرمانی ات کند بود. بعد از گرفتن


1- من لا یحضره الفقیه، ج1، ص135؛ تفسیر نور الثقلین، ج4، ص225.

ص:83

جانش چه می فرمایید؟ خداوند می فرماید: «به دنیا فرود آیید و شما هر دو نزد قبر این بنده ام بمانید، در آنجا مرا به بزرگی یاد کنید و تسبیح و تهلیل مرا بگویید و ثواب آن را بر این بنده ام بنویسید».(1)

همچنین امام صادق(ع) از جدش رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند:

چون خداوند از بنده خود راضی باشد، به فرشته مرگ گوید : «ای ملک الموت! از جانب من نزد فلان کس برو و روح او را برای من بیاور؛ زیرا اعمال شایسته ای که به جا آورده کافی است. من او را امتحان کرده ام و در منزلگاه خوبی که مورد محبت من بوده است، او را یافته ام.» آن گاه ملک الموت با فرشتگان دیگر با دسته های گل زعفران از بارگاه الهی فرود می آیند و برای خروج روح مؤمن از بدن او صف می بندند.(2)

بنابراین، سلام فرشتگان و انواع بشارت ها در وقت قبض روح انسان مؤمن، نهایت ادب و احترام است که به سبب گناه نکردن مؤمن انجام می شود.

تشویق از نظر تربیتی ارزشمند است تا انسان تمام عمر خود را با باور درست و ژرف به حقانیت مرگ و حالات آن سپری کند و با کسب رضایت الهی نتیجه عقاید و رفتار نیک خود را بدین سان در لحظه جان دادن که دالان ورودی عالم برزخ و انتقال به زندگی دیگر است، دریافت دارد.

سه _ چگونگی جان دادن بدکاران

سه _ چگونگی جان دادن بدکاران

در قرآن و روایات علاوه بر اینکه به چگونگی مرگ صالحان اشاره شده، به چگونگی جان دادن افراد ناشایست نیز پرداخته شده است. خداوند برای غافلان از مرگ، چگونگی جان دادن بدکاران و کافران را این گونه بیان می کند:

وَلَوْ تَرَی إِذْ یَتَوَفَّی الَّذِینَ کَفَرُوا الْمَلائِکَهُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیق... .(انفال: 50)


1- بحارالانوار، ج82، ص176.
2- معادشناسی، ج2، ص44.

ص:84

اگر سختی حال کافران را ببینی، هنگامی که فرشتگان جان آنان را می گیرند و بر روی و پشت آنان می زنند و به آنها می گویند بچشید طعم عذاب سوزنده را... .

و نیز می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ؛ آنان که فرشتگان، روح آنها را گرفتند، درحالی که به خویشتن ستم کرده بودند». (نساء: 97)

روایت است رسول اکرم صلی الله علیه و آله به امیرمؤمنان، علی(ع) درباره سختی جان کندن بدکاران این گونه فرمود:

ای علی! هنگامی که ملک الموت برای گرفتن جان و روح کافر فرود می آید، همراهش میخ داغ آهنین است که به محض رسیدن به بدن، آن را بریان می کند و زمانی که روح کافر را با آن میخ گداخته از بدن خارج می کند، صدای جهنم بلند می شود.(1)

امام صادق(ع) می فرماید: «مرگ برای انسان کافر، مانند نیش زدن مار های بزرگ و عقرب ها و بدتر از اینهاست.»(2) همچنین خداوند در سوره مبارکه محمد، نحوه مجازات منافقان را در آستانه مرگ، این گونه خبر می دهد:

فَکَیْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِکَهُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَکَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ.(محمد: 27 و 28)

حال آنان [منافقان] چگونه خواهد بود، هنگامی که فرشتگان بر صورت و پشت آنها می زنند؟ این به دلیل آن است که آنها از آنچه خداوند را به خشم می آورد، پیروی کردند و آنچه را موجب خوشنودی اوست، کراهت داشتند. از این رو، خداوند اعمالشان را حبط و نابود کرد.

بنابراین، انسان ظالم و بدکار، در همان لحظه جان دادن، کیفر ها و سختی هایش آغاز می شود. در واقع این مشکلات، پیامد های کردار شرورانه و فساد در زندگی آنهاست. این حالت، درسی برای انسان است تا از


1- بحارالانوار، ج 6، ص170.
2- بحارالانوار، ج 6، ص 166.

ص:85

سرنوشت تلخ ستم کاران اندرز بگیرد و برای روز واپسین زندگی خود زاد و توشه فراهم آورد.

چهار _ مشاهدات هنگام مرگ
اول _ دیدن حقیقت کردار گذشته و جایگاه خود در آینده

با استناد به آیات قرآن و روایات معصومان(ع)، اولین دیدار ها و شنیدارهای انسان هنگام مرگ، مشاهده تجسم کردار و رفتار اوست. قرآن کریم در این زمینه می فرماید:

لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَهٍ مِنْ هَذا فَکَشَفنا عَنْکَ غِطَاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ.(ق: 22)

تو از این حالت غافل بودی و ما پرده را از چشمان تو کنار زدیم و امروز چشم تو کاملاً تیزبین است.

در آن لحظه مشاهدات چنان دقیق است که در روایات، از وقت جان دادن به «عند المعاینه» _ هنگام دیدارها _ یاد شده است؛ زیرا در آن لحظه باطن و حقیقت اعمال خود را به چشم ملکوتی می بیند.(1)

در روایتی نقل شده است که یکی از یاران امام صادق(ع) نزد آن حضرت شکایت برد و گفت: ای پسر رسول خدا! من مرگ را دوست ندارم. می ترسم از نفرین شدگان درگاه الهی باشم. حضرت فرمود: «ملاک دوست داشتن یا بغض داشتن هنگام مرگ (عند المعاینه) است.»(2) از آن حضرت نقل شده است که انسان مؤمن هنگام معاینه، با دیدن واقعیت ها و نتیجه کردار نیک خود، خوشحال می شود و گریه می کند.(3)همچنین آن حضرت فرمود: «هرگز کسی از شما از دنیا نمی رود، مگر آنگاه که سرنوشت خود را بداند. مؤمنان جایگاه خود را در بهشت و کافران جایگاه خود را در جهنم مشاهده می کنند».(4)


1- چهل حدیث، ص453.
2- ابومحمد حسین بن سعید اهوازی، الزهد، چاپ: سیدابوالفضل حسینیان، 1402 ه_.ق، ص 83.
3- علل الشرایع، ج 2، ص306.
4- محجه البیضا، ج8، ص311.

ص:86

امام صادق(ع) در این زمینه به ابوبصیر فرمود:

وقتی جان مؤمن به گلوگاه رسد و هنوز فروغ حیاتش پایان نیافته و چراغ زندگی اش به کلی خاموش نشده است، منزلی را که در بهشت دارد به او نشان می دهند. از دیدن آن به هیجان می آید و می گوید: مرا به دنیا بازگردانید تا خانواده ام را از آنچه مشاهده می کنم، آگاه سازم. در پاسخش می گویند: این کار ناشدنی است و راه بازگشت وجود ندارد.(1)

بر این اساس، هنگام مرگ، هم مؤمنان و هم بدکاران، مشاهدات و دیدنی هایی از گذشته و آینده خود دارند. این دیدنی ها برای انسان به صورت تجسم مال و فرزندان و عمل اوست که با چشم برزخی می بیند.(2) دیدنی ها و شنیدنی های هنگام مرگ، برای انسان مؤمن حال خوشی می آورد و با رضایت، جان را تسلیم فرشتگان می کند؛ زیرا او به مقام قرب الهی می رسد و در انتظار چنین روزی بوده است. از این رو، لحظه جان سپردن برای او بسیار شیرین و فرح بخش است.(3)

در مقابل، انسان های کافر و بدکردار با دیدن گذشته خراب و آینده تاریک خود چنان وحشت می کنند که لحظه جان دادنشان، از تلخ ترین لحظه ها و سهمگین ترین حالت ها برای آنهاست و در آن لحظه، نخستین واقعیتی که برایشان آشکار می شود، بطلان دنیا و متعلقات آن است. آنان درمی یابند که تمام عادت ها و رسم های دنیایی شان بی ارزش بوده و هر آنچه واقعیت می انگاشتند، اوهام و سرابی بیش نبوده که همه تمام شده است.(4)

مطالعه این حالت های انسان در لحظه مرگ، برای هر انسانی این پیام تربیتی را دارد که او هم به فکر روزگار خود باشد و برای خود دیدنی ها و شنیدنی های بشارت دهنده را فراهم آورد.


1- کافی، ج3، ص135.
2- معاد، ص48.
3- تسنیم، ج5، ص571.
4- المیزان، ج7، ص286.

ص:87

دوم _ دیدن فرشتگان الهی

یکی از مشاهدات محتضر در نخستین مراحل انتقال از این دنیا به جهان آخرت، مشاهده فرشتگانی است که از طرف خداوند مأمور قبض روح هستند. ملک الموت و یارانش را قبل از مرگ نمی توان دید. همچنین، غیر از آنها چهار ملک دیگر را مشاهده می کند که هر یک پایان یافتن رزق و روزی، لحظه های عمر و تمام بهره ها و سهم او از جهان مادی را اعلام می دارند.(1)

اما آنچه در این دیدار ها مهم است، مشاهده دو فرشته نگهبان و نویسنده عمل انسان است که اگر محتضر، نیک کردار باشد، آن دو ملک به او می گویند: خداوند از ما به تو جزای خیر دهد، بسا مجلس صدق که ما را در آن نشاندی و بسا عمل نیک که در حضور ما انجام دادی! اگر هم بدکار باشد، به او خطاب می کنند: خداوند از ما به تو جزای خیر ندهد. بسا مجلس بد که ما را در آن نشاندی! در این هنگام چشمان محتضر به آنها خیره می شود و دیگر به دنیا باز نمی گردد.(2)

سوم _ دیدار ائمه معصوم(ع) هنگام مرگ

از دیدار های نوید بخش که برای مؤمن هنگام مرگش رخ می دهد، دیدار اولیای الهی است. او در واپسین لحظه های عمرش با آنها دیدار می کند و این، سبب تسکین دردها و رنج ها و تلخی جان کندن او می شود. علامه مجلسی نقل کرده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «سوگند به خدا، مؤمنان ما پنج نفر اهل کسا را در هنگام احتضار می بینند و ما به ایشان بشارت می دهیم».

مجلسی به دنبال این روایت می گوید:

بدان که حضور امامان معصوم(ع) در هنگام مرگ، با اخبار مستفیضه نقل شده و انکار آن توهّم محض است، بلکه ما باید به آن ایمان و عقیده داشته باشیم.(3)


1- طبری، بشاره المصطفی لشیعه المرتضی، نجف، کتاب خانه حیدریه، 1383، ص6.
2- معاد در قرآن، ج4، ص201.
3- بحارالانوار، ج6، ص188.

ص:88

از امام صادق(ع) نقل شده است:

هنگامی که مؤمن در آستانه مرگ قرار گیرد، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و کسانی که خدا بخواهد، کنار او می آیند. رسول خدا صلی الله علیه و آله سمت راست آن محتضر و دیگران در جانب چپ او می نشینند. رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع به سخن می کند و می فرماید: آنچه امیدوارش بودی اکنون روبه روی توست [دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه(ع)، ولی از آنچه از آن می ترسیدی [کیفر]، از آن ایمن هستی. سپس دری از بهشت به رویش گشوده می شود و رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: این منزل توست.(1)

همچنین از آن حضرت نقل شده است:

هنگامی که ملک الموت برای قبض روح مؤمن می آید، او نخست اظهار ناراحتی می کند. ملک الموت به او می گوید: ای ولی خدا! ناراحت نباش، قسم به خدایی که مبعوث کننده محمد صلی الله علیه و آله است، برای تو از پدر نیز مهربان تریم؛ دیدگانت را بگشای و بنگر. سپس حضرت رسول صلی الله علیه و آله، امام علی(ع)، حسن(ع)، حسین(ع) و فرزندان معصوم آنان برای آن شخص مجسم می شوند. محتضر دیدگانش را می گشاید، نداکننده از جانب حق به او خطاب می کند: ای نفس که به محمد صلی الله علیه و آله و اهل بیتش آرامش یافتی! به سوی پروردگارت بازگرد. در این لحظه هیچ امری برای مؤمن بهتر از خلاصی روح و پیوستن به منادی نیست.(2)

و در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است:

در وقت مردن، اشک از چشمان میت جاری می شود. این جاری شدن اشک، هم به دلیل دیدن رسول خدا صلی الله علیه و آله و هم مشاهده چیز هایی است که او را خوشحال می کند. آیا دیده ای که وقتی کسی چیزی را دید و بسیار خوشحال شد، اشک شوق از چشمانش جاری می شود.(3)


1- فروع کافی، ج3، ص138.
2- بحارالانوار، ج6، ص200.
3- من لا یحضره الفقیه، ج3، ص131.

ص:89

بنابراین، مؤمنی که خود را پیرو ولایت امامان معصوم(ع) می داند، بر این باور است که همین عقیده در حین مرگش به او یاری می رساند و سبب می شود که با رهبران دینی خود دیدار کند و بشارت هایی دریافت دارد.

چهارم _ حضور پیشوایان معصوم(ع) در بالین دشمنان

از روایات فراوان دیگری هم استفاده می شود که دشمنان ائمه معصوم(ع) نیز هنگام مرگ، آنها را ملاقات خواهند کرد، ولی دیدار با ایشان بسیار متفاوت است و درحالی امامان معصوم(ع) را ملاقات می کنند که آن افراد مقدس از آنان غضبناکند و همین مایه عذاب و شکنجه آنهاست.

از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است: «هر مؤمن و غیر مؤمن هنگام مرگ، من و اهل بیتم را می بیند، ولی این دیدار برای مؤمن بشارت است و برای غیر مؤمن عذاب».(1)

از امام صادق(ع) نقل شده است:

از دوستان ما کسی نخواهد مرد، جز اینکه نوید بهشت را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان، علی(ع) و حسن و حسین(ع) دریافت دارد. دشمنان ما نیز آنها را می بینند، در حالی که دشمن آنها هستند.(2)

امام علی(ع) می فرماید:

آگاه باشید که هیچ یک از دوستان من نخواهد مرد، مگر اینکه مرا در جایی که شوق دارد بیابد و هیچ یک از دشمنان من نخواهد مرد، مگر اینکه مرا در جایی که اکراه دارد بیابد.(3)

در این باره از ابن ابی یعفور نقل شده است: ما با خطّاب جُهَنی هم نشین بودیم. او با خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله دشمنی شدید داشت تا اینکه خطّاب بیمار شد و در بستر مرگ افتاد. به دلیل هم نشینی گذشته به عیادت او رفتم، دیدم


1- فروع کافی، ج3، ص127؛ المیزان، ج20، ص278.
2- علل الشرایع، ج2، ص306.
3- سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، معاد، قزوین، انتشارات طه، 1380، ص85.

ص:90

بی هوش شده و در حال جان کندن است. ناگاه شنیدم که می گفت: «مالِی وَ لَکَ یا عَلی؛ مرا با تو چه کار بود ای علی(ع) ؟» ابن ابی یعفور گوید : چندی بعد به حضور امام صادق(ع) رفتم و ماجرای جان کندن و سخن خطّاب را برای امام بیان کردم. آن حضرت دو بار فرمود: «رَآهُ وَ رَبِّ الْکَعْبَه؛ به خدای کعبه او علی(ع) را دیده است.»(1) یعنی با مشاهده علی(ع) متوجه شده است که چگونه نعمت ولایت ایشان را از دست داده، ازاین رو، گرفتار پشیمانی شده است.

پنج _ عوامل سخت جان دادن
اول _ ظلم و ستم

وَلَوْ تَرَی إِذِ الظَّالِمُونَ فِی غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلائِکَهُ بَاسِطُو أَیْدِیهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ.(انعام: 93)

و اگر فضاحت و سختی کار ستمکاران را ببینی، آن گاه که در سکرات مرگ گرفتار می آیند و فرشتگان قبض روح آنان دست قهر و قدرت برمی آورند و می گویند که جان از تن به در کنید، امروز مجازات خوارکننده ای خواهید دید.

دوم _ سه طایفه از امت اسلام

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله با امام علی(ع) از شدت قبض روح کافران سخن می گفت. علی(ع) پرسید: ای رسول خدا! از امت شما کسی این گونه سخت قبض روح می شود؟ حضرت فرمود: «نَعَم حاکِمٌ جائِرٌ وَ آکِلُ مالِ الْیَتیمٍ ظُلْماً وَ شاهِدُ زُورٍ؛ آری حاکم ستمگر و خورنده مال یتیم از روی ظلم و کسی که گواهی دروغ دهد».(2)

سوم _ کسی که زکات نپردازد

رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیر مؤمنان، علی(ع) فرمود: ای علی! کسی که زکات اموالش را نپردازد، در هنگام مرگ با سختی ها روبه رو می شود و درخواست بازگشت می کند. این همان است که خداوند خبر داده: «حَتَّی إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ


1- محجه البیضا، ج8، ص259.
2- بحارالانوار، ج6، ص170.

ص:91

الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیما تَرَکْتُ»(1) پس تقاضای بازگشت برای جبران گذشته هایش می کند، ولی پذیرفته نمی شود.(2)

از امام صادق(ع) نقل شده است که انسان مانع الزکات(کسی که زکات پرداخت نمی کرده) درخواست بازگشت می کند، ولی موافقت نمی شود.(3)

چهارم _ نارضایتی شوهر

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

هر زنی که سبب رنجش و آزار شوهرش را فراهم کند، همواره مورد نفرین خدا و ملائکه و پیامبران است و هنگام مرگ، ملائکه او را وعده عذاب به آتش جهنم می دهند.(4)

پنجم _ نارضایتی والدین

پیامبر خدا فرمود: «هر کس سبب نارضایتی پدر ومادرش را فراهم آورد، گرفتار شدت سکرات موت می شود».(5)

ششم _ خیانت در امانت

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «هر کس در امانت خیانت کند و به صاحبش باز نگرداند، بر دینی غیر از دین اسلام می میرد و خدا را در حال غضب ملاقات می کند».(6)

هفتم _ همکاری با ظالمان

حضرت محمد صلی الله علیه و آله می فرماید:

مَن تَوَلّی خُصُومَهَ ظالِمٍ أَوْ أَعانَ عَلَیْها ثُمَّ نَزَلَ بِهِ مَلَکُ المَوْتِ قالَ لَهُ أَبْشِر بِلَعْنَهِ اللهِ.(7)


1- بحارالانوار، ج6، ص11.
2- من لا یحضره الفقیه، ج4، ص15.
3- جامع السعاده، ج2، ص272.
4- جامع السعاده، ج2، ص287.
5- نک: مؤمنون: 99 و 100.
6- تفسیر نور الثقلین، ج3، ص552.
7- شیخ صدوق، ثواب الاعمال، قم،انتشارات شریف رضی، 1364، ص235.

ص:92

هر کس اجرای ستم ظالم را به عهده گیرد یا او را بر ستمکاری هایش کمک کند، پس زمانی که ملک الموت به سراغش آید، به او خطاب می کند: بشارت باد بر تو لعنت و نفرین خداوند.

شش _ عوامل آسان جان دادن
اول _ محبت علی(ع)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ملک الموت با دوستان علی(ع) مهربان است، مانند مهربان بودن به پیامبران».(1)

دوستان علی(ع) از دنیا نمی روند، مگر اینکه از آب کوثر سیراب شوند، از میوه درخت طوبی استفاده کنند و جایگاه خود را در بهشت ببینند. سکرات مرگ بر ایشان آسان می گردد و قبرشان باغی از باغ های بهشت است.(2)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «محبت علی (ع) سبب دفع سکرات مرگ می شود».(3)

دوم _ قرائت قرآن

حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود:

کسی که پس از هر نماز، خواندن قرآن را ادامه دهد، خیرات و برکات از آسمان بر سرش فرومی ریزد، سختی و عذاب لحظه جان دادن را نمی چشد، از عذاب قبر نجات می یابد و از کارهایی که دیگران می ترسند، نخواهد ترسید. همچنین زمانی که دیگران اضطراب دارند، او آرامش خواهد داشت.(4)

سوم _ خواندن بعضی سوره ها

سوره زلزال

امام صادق(ع) فرمود:

هرگز از خواندن سوره إِذا زُلْزِلَت خسته نشوید که آثار فراوان دارد، از جمله در هنگام مرگ، فرشته ای حاضر می شود و به ملک الموت سفارش می کند


1- علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، تبریز، انتشارات مکتبه بنی هاشمی، 1381، ج1، ص 80 .
2- بحارالانوار، ج27، ص114.
3- بشاره المصطفی لشیعه المرتضی، ص36.
4- بحارالانوار، ج73، ص183.

ص:93

که با این ولیّ خدا مدارا کن؛ زیرا او زیاد این سوره را تلاوت می کرد. ملک الموت می گوید: پروردگارم به من سفارش کرده که در اختیار این بنده مؤمن باشم و تا او راضی نشود روحش را نمی گیرم. در آن هنگام پرده ها از جلوی چشمش کنار می رود و او جایگاه خود را در بهشت می بیند و راضی به جان سپردن می شود. ملک الموت به آسان ترین شکل، جان او را می گیرد و ملائکه روحش را تا بهشت همراهی می کنند.(1)

سوره یس

روایت شده است که هرکس بر خواندن سوره یس مداومت کند، خدا سکرات مرگ و هراس های مرگ را از او برطرف می سازد.

آیه الکرسی

از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که خواندن آیه الکرسی سبب آسان شدن سکرات موت می شود.(2)

چهارم _ اهمیت دادن به نماز

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

هرکس مواظب نمازش باشد و به نمازش در اول وقت اهمیت بیشتر دهد، در وقت مرگ، ملک الموت شهادتین _ أَشْهَدُ أَنْ لا اِلهَ اِلَّا اللهُ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ _ را به او تلقین می کند و سبب می شود که ملک الموت در آن لحظه ابلیس را از وسوسه کردن او دور سازد.(3)

از امام صادق(ع) نقل شده است که میت را هنگام احتضارش، به جایگاهی که نماز می خوانده است، ببرید؛ که سبب می شود جان دادن بر او آسان شود.(4)

پنجم _ نماز در شب جمعه

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

کسی که در شب جمعه دو رکعت، بعد از حمد، نماز بخواند، در هر رکعت بعد از حمد سوره توحید را پنجاه مرتبه قرائت کند و در پایان نماز بگوید:


1- اصول کافی، ج2، ص626.
2- مستدرک الوسائل، ج4، ص322.
3- وسائل الشیعه، ج4، ص29.
4- بحارالانوار، ج81، ص127.

ص:94

«أَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی النَّبیِّ العَرَبِیِّ وَ آلِهِ» خداوند گناهان او را ببخشد و در لحظه جان دادن، مرگ را بر او آسان گرداند.(1)

ششم _ صله رحم و نیکی به پدر و مادر

امام صادق(ع) فرمود:

کسی که دوست دارد لحظه های جان دادن بر او آسان شود، باید با خویشان خود صله رحم داشته باشد و به پدر و مادرش نیکی کند. در این صورت، مرگ بر او آسان می شود و فقر در زندگی اش راه نمی یابد.(2)

از امام موسی بن جعفر(ع) نیز نقل شده است که خداوند به حضرت موسی فرمود: «هرکس صله رحم کند، مرگ را بر او آسان می کنم».(3)

هفتم _ روزه

مردی یهودی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره فلسفه روزه پرسید، حضرت هفت اثر برای آن ذکر کرد، از جمله فرمود: «هرکس روزه ماه رمضان را بگیرد، خداوند سکرات مرگ را بر او آسان می کند».(4)

همچنین از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است:

هرکس غیر از ماه رمضان ده روز پشت سر هم روزه بگیرد، در هنگام مردنش ملک الموت به صورت جوانی زیبا درحالی که در دستش جامی از آب است، به ملاقات او می آید و به آسانی جان او را می گیرد.(5)

از امام صادق(ع) نیز روایت شده: «هرکس روز آخر ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند از سختی های جان دادن، او را ایمن می کند».(6)

هشتم _ کمک به نیازمندان

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هرکس برادر نیازمند خود را طعام دهد، خداوند تلخی مرگ را از او برطرف می کند.»(7) امام صادق(ع) فرمود: «هرکس برادر فقیرش را لباس بپوشاند،


1- امالی صدوق، ص15.
2- امالی طوسی، ص433؛ امالی صدوق، ص389.
3- بحارالانوار، ج13، ص327.
4- بحارالانوار، ج89، ص327.
5- وسائل الشیعه، ج4، ص29.
6- بحارالانوار، ج81، ص127.
7- مستدرک الوسائل، ج4، ص322.

ص:95

بر خداوند لازم است که او را از لباس بهشت بهره مند، مرگ را بر او آسان و قبرش را وسیع کند».(1)

نهم _ وضو داشتن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر کس در اول شب با وضو بخوابد، اگر در آن شب مرگ او فرا رسد، نزد خدا شهید است».(2)

ج) اندیشه در سرنوشت و مرگ دیگران

ج) اندیشه در سرنوشت و مرگ دیگران

نگاه واقع بینانه در سرنوشت و زندگانی دیگران و اینکه پایان زندگی هرکس گرفتار شدن در چنگال مرگ است، سبب می شود انسان عاقل در سرانجام زندگانی خود بیندیشد و همواره به یاد مرگ باشد. در روایت امامان معصوم(ع) نیز به اندیشه در مرگ دیگران فراوان تأکید شده است. در این زمینه نقل است، روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله به اصحابش خطاب کرد: «به سرنوشت و مرگ دیگران بیندیشید؛ زیرا شما هم در سرنوشت با آنها شریک هستید.»(3) همچنین فرمود: «آرزوهای خود را، با نگاه به مرگ نزدیکان خود و دل بستگی آنان در دنیا، مداوا کنید».(4)

در حدیث قدسی نقل شده است که خداوند به حضرت عیسی خطاب کرد: «زیاد به یاد مرگ دیگران و جدایی دوستان خود باشید.»(5) و نیز از علی(ع) نقل شده است: «کَفی بِما سَلَفَ تَفَکُّراً وَ کَفی بِالمَوتِ وَاعِظاً؛ اندیشه در سرنوشت گذشتگان و پند و اندرز گرفتن از مرگ آنان کافی است.» (6) آن حضرت فرمود: «هر کس مرگ دیگران را در نظر خود مجسم سازد، مشکلات او در این دنیا آسان می شود».(7)


1- اصول کافی، ج2، ص626.
2- بحارالانوار، ج92، ص361.
3- ابوالفتح محمد بن علی کراجکی، کنز الفوائد، قم، انتشارات دارالذخائر، 1410 ه_.ق، ج1، ص379.
4- مجموعه ورام، ج1، ص174.
5- امالی صدوق، ص517.
6- وسائل الشیعه، ج2، ص275.
7- غرر الحکم و درر الکلم، ص146.

ص:96

امام خمینی در این زمینه می گوید: «برای بریدن و دور شدن از معاصی، تفکر در کیفیت مرگ مردمان صالح و افراد نابکار، تو را کفایت می کند که فکری برای خودت نمایی».(1)

مرحوم شبر نیز در این باره می گوید:

مؤثرترین راه برای اینکه یاد مرگ در قلب جا کند، آن است که انسان همنوعان خود را که قبل از او مرده اند به یاد آورد، که چگونه مردند و زیر خاک قرار گرفتند و صورت ها، جایگاه و حالت های دنیایی ایشان را در نظر مجسم کند.(2)

د) شرکت در تشییع جنازه

د) شرکت در تشییع جنازه

در آموزه های دینی، شرکت در تشییع جنازه مؤمنان، عملی مستحب خوانده شده است؛ زیرا شرکت در تشییع جنازه از یک سو احترام گزاردن به میت و بازماندگان اوست و از سوی دیگر، عاملی برای اندیشیدن در سرنوشت خویش است که روزی این گونه روی دست دیگران قرار خواهد گرفت. امام علی(ع) دراین باره می فرماید:

فَکَفی وَاعِظاً بِمَوْتی عایَنتُمُوهُم حُمِلُوا إِلی قُبُورِهِمْ غَیْرَ راکِبینَ وَاُنزِلُوا فیها غَیْرَ نازِلینَ فَکَاَنَّهُمْ لَمْ یَکُونُوا لِلدُّنْیا عُمّاراً وَ کَأَنَّ الْآخِرَهَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ داراً.(3)

مرگ گذشتگان برای عبرت شما کافی است. می بینید که چگونه آنها به گورشان حمل شدند، بی آنکه مرکبی سوار باشند. آنان در قبر گذاشته شدند، بی آنکه خود فرود آیند، چنان از یاد رفتند که گویا از آبادکنندگان دنیا نبودند و آخرت همواره خانه شان بود.

همچنین آن حضرت فرمود:

اِذا حَمَلْتَ جِنازَهً فَکُنْ کَاَنَّکَ مَحمُولٌ وَ کَاَنَّکَ سَأَلْتَ رَبَّکَ الرُّجُوعَ إِلَی الدُّنْیا فَفَعَلَ فَانْظُرْ ماذا تَسْتَأنِفُ.(4)


1- میرزا جواد ملکی تبریزی، اسرار الصلاه، ترجمه: رضا رجب زاده، پیام آزادی، 1378، ص83.
2- ترجمه الاخلاق، ص444.
3- نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، ص370، خطبه 188.
4- ترجمه الاخلاق، ص443.

ص:97

هنگامی که جنازه ای را حمل می کنی، چنان فرض کن که تو را حمل می کنند و تو از پروردگارت درخواست بازگشت به دنیا را کرده ای و خداوند درخواست تو را پذیرفته. ببین چگونه عملت را دوباره از سر می گیری؟

روایت شده است، رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگاه جنازه ای را همراهی می کرد، تأثر و اندوه بر آن حضرت چیره می شد، زیاد در حال حدیث نفس بود و کم سخن می گفت.(1) آن حضرت می فرماید:

سوگند به خدا، اگر شما موقعیت مرده را بنگرید و گفتارش را بشنوید، از تفکر درباره او غافل می شوید و درباره وضع خودتان گریه می کنید؛ زیرا میت از دل بستگی ها و زحمت های خود در دنیا سخن می گوید و از اینکه با دست خالی رفته است، ناله دارد و به شما می گوید: بترسید و مراقب باشید از مثل آنچه بر من وارد شده است.(2)

شرکت در تشییع جنازه و عبرت گیری از آن، چنان در فرهنگ دینی ارزشمند است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:

اِذا دُعِیْتُمْ الْعُرُساتِ فَأَبْطِئُو فََإِنَّها تُذَکِّرُ الدُّنْیا وَ إِذا دُعِیْتُمْ إِلَی الْجَنائِزِ فَاَسْرِعُوا فَإِنَّها تُذَکِّرُکُمُ الْآخِرَهَ.(3)

هنگامی که به جشن های عروسی دعوت شدید، با کندی و سختی بروید؛ زیرا عروسی، شما را به یاد دنیا می اندازد، ولی زمانی که برای تشییع جنازه دعوت شدید، با عجله و سرعت بروید؛ زیرا شما را به یاد آخرت می اندازد.

از امام باقر(ع) سؤال شد: گاهی در یک زمان اتفاق می افتد که هم به عروسی و هم به تشییع جنازه دعوت می شویم، کدام یک را اجابت کنیم؟ حضرت فرمود: «تشییع جنازه را».(4)


1- سفینه البحار، ج1، ص736.
2- بحارالانوار، ج6، ص161.
3- بحارالانوار، ج81، ص248.
4- نعمان بن محمد تمیمی، دعائم الاسلام، مصر، دارالمعارف، 1385، ج1، ص220.

ص:98

از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده است که به اطرافیان خود می فرمود:

هرگاه به تشییع جنازه و عروسی دعوت شدید، در تشییع جنازه شرکت کنید؛ زیرا «حُضُورُ الْجِنازَهِ یُذَکِّرُکُمُ الْمَوْتَ وَ الآخِرَهَ وَ حُضُورُ وَلائِمِ یُلْهِی عَنْ ذلِکَ؛ تشییع کردن جنازه، شما را به یاد مرگ و آخرت می اندازد و حضور در جشن عروسی، شما را از آخرت و یاد مرگ باز می دارد».(1)

مرحوم فیض کاشانی می گوید:

در تشییع جنازه حاضر شو و درباره وضعیت آن میت فکر کن که چگونه خانواده خود را تنها گذاشته است، اموال خود را رها کرده و با دست خالی می رود. این فقط اعمال اوست که او را همراهی می کند. تفکر کن که چگونه او در میان خاک می خوابد، چگونه تمام نیروی جوانی خود را از دست داده و چگونه تمام اعضای بدن او از کار افتاده است. بدان که سفر نزدیک است و پشیمانی ها فرا می رسد، درحالی که نفع ندارد و با این تفکر خود را برای عمل صالح آماده کن.(2)

ه_) زیارت قبور

ه_) زیارت قبور

حضور در قبرستان ها یادآور خاطرات کسانی است که تا چندی قبل با زیارت کنندگان در این دنیا زندگی می کردند و اینک در وادی خاموشان، خانه عزلت و تنهایی اختیار کرده اند. اگر زیارت قبور با توجه قلبی و باطنی انجام پذیرد، به طور حتم بر انسان اثر می گذارد و مایه عبرت و بیداری او می شود.

علی(ع) می فرماید: «زیارَهُ الْقُبُورِ تُذَکِّرُکُمُ الْآخِرَهَ؛ زیارت گذشتگان شما را به یاد آخرت می اندازد.»(3) در روایتی نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحابش فرمود: «به قبر ها سر بزنید! از سرازیر شدن قبر ها به سوی قیامت عبرت گیرید تا لذت خواهی های شما فرو ریزد».(4)


1- بحارالانوار، ج78، ص284.
2- محجه البیضا، ج2، ص52.
3- بحارالانوار، ج82، ص169.
4- امالی طوسی، ص522.

ص:99

همچنین آن حضرت می فرماید:

اگر آنها [صاحبان قبور] را در اندیشه خود بیاورید، یا پرده ها کنار رود، مردگان را در حالتی می بینید که حشرات گوش هایشان را می خورند و آنان را می بینی که دل های خسته از اندوه و چشم های پر شده از خاشاک دارند، در حالات اندوهناک آنها دگرگونی ایجاد نمی شود و سختی های آنان برطرف نمی شود. آه! زمین چه اجساد عزیز و خوش سیمایی را که با غذا های لذیذ و رنگین زندگی کردند و در آغوش نعمت ها پرورانده شدند، به کام خویش فرو برد. آنان که می خواستند با شادی غم ها را از دل بیرون کنند و به هنگام مصیبت، با سرگرمی ها صفای عیش خود را بر هم نزنند، گذشت روزگار توانایی شان را بر هم زد.(1)

امام خمینی در این زمینه می فرماید: «یادآوری هول و هراس قبر و پوسیدن بدن در گور، عاملی نهفته است که آدمی را از لهو و لعب و لذات دنیایی باز می دارد».(2)

بنابراین، زیارت اندیشمندانه قبور، یکی از عوامل قوی برای تقویت مرگ اندیشی است؛ زیرا دیدن قبر ها درسی عملی برای هر کسی است که جایگاه خود را نیز در آنجا ببیند.

و) اندیشه در آثار پیشینیان

و) اندیشه در آثار پیشینیان

یکی از راهکارهای مؤثر برای تقویت مرگ اندیشی، نگاه پندگیرانه به آثار پیشینیان است. در قرآن کریم و در روایات پیشوایان معصوم(ع) توصیه های فراوان شده است که از کنار آثار گذشتگان بدون توجه رد نشویم، بلکه با دید عبرت آموز و تعقل و تفکر به آن آثار بنگریم و به یاد مرگ و آینده خود باشیم. عبرت گیری از سرنوشت دیگران، چنان تأثیرگذار است که خداوند در برخی آیات در کنار بازگفتن سرنوشت اقوام پیشین، ابزار عبرت آموزی را نیز


1- نهج البلاغه، ص451، خطبه221.
2- اسرار الصلاه، ص80.

ص:100

برای ما بیان می کند و می فرماید: در همه این حوادث، از اندیشه خویش مدد گیر: «لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِأُولِی الْأَلْبَابِ؛ در داستانشان برای خردمندان درس عبرتی است». (یوسف: 111)

«فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الأَبْصَارِ؛ پس عبرت بگیرید ای اهل بینش!» (حشر: 2)

انسان با نگاه خردمندانه در آثار باقی مانده از دیگران، عبرت می گیرد و پایه های اعتقادی و مرگ باوری او تقویت می شود، چنان که امیر مؤمنان، علی(ع) در این زمینه می فرماید:

بدانید که شما و آنچه در آن هستید، در مسیری قرار گرفته اید که پیشینیان شما در آن قرار داشتند. آنها که عمرشان از شما طولانی تر، سرزمینشان آبادتر و آثارشان از شما بیشتر بود، ناگهان صداهایشان خاموش، نیروها و حرکاتشان متوقف، اجسادشان کهنه، سرزمینشان خالی و آثارشان مندرس گردید. قصر های محکم و بلند و بساط عیش و بالش های نرم و راحتشان، به سنگ لحدهای گورشان تبدیل شد؛ همان گورهایی که بنای آن به خوبی انجام شده و با خاک، آن را محکم کرده اند.(1)

ایشان در فرازی از خطبه 83، درباره عبرت گیری از پیشینیان می فرماید:

ای بندگان خدا! کجا هستند آنانی که سالیانی طولانی در نعمت های خدا عمر گذراندند، تعلیمشان دادند و دریافتند؛ مهلتشان دادند و بیهوده روزگار گذراندند؛ از آفات و بلاها دورشان داشتند، ولی فراموش کردند. زمانی طولانی آنها را مهلت دادند، نعمت های فراوان بخشیدند، از عذاب دردناک پرهیزشان دادند و وعده های بزرگ از بهشت جاودان به آنها دادند. ای مردم! از گناهانی که شما را به هلاکت می افکند بپرهیزید و دارندگان چشم های بینا وگوش های شنوا باشید. آیا گریزگاهی هست؟ آیا بازگشتی برای جبران وجود دارد؟ نه چنین است! پس کی بازمی گردید؟ به کدام سو می روید و به چه چیزی مغرور می شوید؟ ای بندگان خدا! هم اکنون به اعمال نیکو بپردازید. تا ریسمان های مرگ به گلوی شما سخت نشده، هنوز مهلت


1- نهج البلاغه، ص 462، خطبه 226.

ص:101

دارید و جای تصمیم و توبه و بازگشت از گناه باقی مانده است. عمل کنید، پیش از آنکه دست قدرتمند خدای توانا شما را برگیرد.(1)

3. آسیب های مرگ اندیشی

اشاره

3. آسیب های مرگ اندیشی

مسئله مرگ اندیشی در معرض آسیب هایی قرار دارد که مناسب است پس از بحث موانع و تقویت مرگ اندیشی، به برخی از آنها پرداخته شود. با توجه به منابع دینی، نوع آن آسیب ها به حوزه معرفتی و علمی انسان برمی گردد. در اینجا به برخی آنها اشاره می شود:

الف) ناامیدی

الف) ناامیدی

یکی از آسیب های جدی مرگ اندیشی در انسان، ناامیدی از رحمت و بخشایش خداوند است؛ زیرا ممکن است ترس از مرگ و حالات احتضار چنان شدت گیرد که بگوید: با اعمالی که من دارم، به یقین هنگام مرگ در عذاب هستم و خداوند نیز مرا نخواهد بخشید. درحالی که مؤمن نباید چنین حالتی داشته باشد؛ زیرا خداوند می فرماید: «لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا؛ هرگز از رحمت خداوند ناامید نباشید! البته خداوند همه گناهان را خواهد بخشید».(زمر: 53)

در برخی منابع تفسیری دراین باره آمده است: «کسانی هستند که مرگ را فنا و نیستی نمی دانند، ولی ترس از اعمالشان آنان را چنان به ناامیدی می کشاند که می کوشند تا هیچ گاه به مرگ نیندیشند».(2)

مرحوم نراقی درباره ریشه ناامیدی می نویسد: «ناامیدی، براساس ترس بی جا حاصل می شود یا به دلیل جهل و خیالات باطل و دورماندن از حقیقت مرگ است»؛(3) یعنی اندیشه غلط و دیدگاه باطل، او را چنان به


1- نهج البلاغه، ص 138، خطبه 83.
2- ابوالفضل داورپناه، تفسیر انوار العرفان، تهران، کتاب خانه صدر، ج2، ص82.
3- علم اخلاق اسلامی، ج1، ص259.

ص:102

بن بست کشانیده که هر دم می گوید: از من گذشت، درحالی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «انسان مؤمن از این دنیا بیرون نمی رود، مگر اینکه به خداوند امید و اطمینان می یابد و از او طلب بخشش می کند».(1)

وجود ناامیدی از نظر تربیتی و عمل گرایی اجتماعی و فردی، بسیار خطرناک است. جرئت و جسارت شخص ناامید برای ارتکاب به گناه افزایش می یابد و به عنصری خطرناک برای خود و جامعه مبدل می شود. چه بسا آتش جنون، خرمن عقل و خرد او را نیز دستخوش حریق ویرانگر سازد و چراغ هدایت باطن وی را برای همیشه خاموش کند.(2)

ب) زهد گرایی منفی

ب) زهد گرایی منفی

زهد به معنای بی میلی و بی رغبتی به دنیا،(3) از صفات پسندیده است، ولی از آسیب های مرگ اندیشی نیز به شمار می آید؛ زیرا ممکن است بعضی افراد با عقیده به ناپایداری دنیا و تفکر در سختی های مرگ و حساب و کتاب پس از آن، به افراط گرایی کشیده شوند و به زندگی زاهدانه روآورند. بدین ترتیب، زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی ایشان آسیب ببیند. چنین افرادی با خزیدن به حالت انزوا و دوری گزیدن از جامعه دنیا را نکوهش می کنند، درحالی که برخوردار شدن از آنچه خدا بخشیده است، اگر همراه با تقوا و ورع و عدالت باشد، بهترین وسیله برای رسیدن به بهشت است.(4)

امام صادق(ع) درباره زهدگرایی منفی می فرماید:

بدان که زهد در دنیا به معنای از بین بردن مال و حرام کردن حلال بر خود نیست، بلکه زهد عبارت است از اینکه آنچه را در دست داری، مطمئن تر از آنچه در دست خداست، ندانی.(5)


1- مستدرک الوسائل، ج2، ص117.
2- فرهنگ اخلاق، ص488.
3- زهد مثبت، از محل بحث ما خارج است به کتاب های اخلاق مراجعه شود
4- معاد شناسی، ج1، ص123
5- بحارالانوار، ج70، ص310.

ص:103

امام سجاد(ع) منشأ این گونه زهد را بی خردی می داند و در نکوهش آن می فرماید:

اگر کسی را دیدید که از دنیا روی می گرداند و از حرام اجتناب می کند، بی درنگ به صالح بودنش قضاوت نکنید، بلکه عقل و خرد او را آزمایش کنید؛ زیرا چه فراوانند کسانی که از عقل کامل بی بهره اند، در دنیا زهد می ورزند، ولی از درک و تشخیص حق محرومند. چنین کسانی اگرچه ترک دنیا می کنند، ولی صدمه آنها بر خویش بر اثر نادانی شان، ضررش بیش از نفعی است که آنها از دین می برند.(1)

بنابراین، کناره گیری افراطی از دنیا [و قناعت کردن از دنیا به غار] نیز یکی از آسیب هایی است که ممکن است بر اثر مرگ اندیشی اشتباه به وجود آید و موجب انحراف انسان از زهدگرایی اسلامی شود.

موضوع های کاربردی در رسانه

اشاره

موضوع های کاربردی در رسانه

در این قسمت می توان آموزه های تربیتی زیر را از متن نوشتار انتخاب کرد و به دو صورت گفت وگوی کارشناسی و پرسش های مردمی عرضه داشت:

1. احتضار و مسائل مربوط به آن

1. احتضار و مسائل مربوط به آن

الف) تبیین حالت های جان دادن و سختی های آن با استناد به آیات قرآن و روایات؛

ب) لحظه های امیدبخش و شیرین مؤمنان، هنگام مرگ و دیدار پیشوایان معصوم(ع)؛

ج) لحظه های سخت و جانکاه بدکاران هنگام مرگ؛

د) بازشدن چشم برزخی در لحظه مرگ و دیدن کردار خود، با دلایلی از قرآن و روایات.

2. بررسی عوامل آسان جان دادن

2. بررسی عوامل آسان جان دادن

الف) نماز شب و کارآمدی آن در وقت مرگ؛

ب) آثار صله رحم و نیکی به پدر و مادر هنگام مرگ؛

ج) برکات روزه، هنگام مرگ؛


1- طبرسی، الاحتجاج، نجف، دار النعمان، ج1، ص53.

ص:104

د) آثار کمک به نیازمندان هنگام مرگ؛

ه_) همیشه با وضو بودن و آثار آن هنگام مرگ؛

و) محبت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و جلب حضور امامان معصوم(ع) هنگام مرگ؛

ز) قرائت قرآن و آثار نیک آن هنگام مرگ؛

ح) ملاطفت و مهربانی ملک الموت با خوبان هنگام مرگ.

3. بررسی عوامل سخت جان دادن

3. بررسی عوامل سخت جان دادن

الف) ظلم به دیگران؛

ب) شهادت ناحق؛

ج) ندادن واجبات مالی؛

د) خیانت در امانت دیگران؛

ه_) نارضایتی شوهر از همسر؛

و) نارضایتی پدر و مادر.

4. پرسش های مردمی

4. پرسش های مردمی

الف) چه چیز هایی شما را به یاد مرگ می اندازد؟

ب) چه چیزی انسان را از یاد مرگ دور می کند؟

ج) آثار مرگ اندیشی در زندگی دنیا و آخرت چیست؟

د) آیا تا به حال به دلیل ترس از مرگ، از گناه صرف نظر کرده اید؟

ه_) در تشییع جنازه، چه چیزی به ذهنتان می رسد؟

و) در وقت هایی که به زیارت قبور می روید، آیا به این فکر می کنید که روزی شما نیز به همسایگی آنها خواهید رفت؟

ص:105

فصل چهارم: آثار مرگ اندیشی و پیامد های دوری از آن

اشاره

فصل چهارم: آثار مرگ اندیشی و پیامد های دوری از آن

زیر فصل ها

1. آثار مرگ اندیشی

2. پیامد های دوری از مرگ اندیشی

1. آثار مرگ اندیشی

اشاره

1. آثار مرگ اندیشی

با مطالعه آموزه های دینی، تجربه های اجتماعی و تعامل رفتاری انسان ها می توان گفت که مرگ اندیشی آثار تربیتی، فراوان در زندگی فردی و اجتماعی انسان ها دارد، چنان که دوری از مرگ اندیشی دارای پیامد های ناگوار است. در این فصل برای بهره مندی بیشتر به برخی آثار و برکات مرگ اندیشی و نیز پیامد های دوری از آن اشاره می شود:

الف) آثار فردی

اشاره

الف) آثار فردی

زیر فصل ها

یک _ تعدیل غرایز

دو _ دوری از تکبر

سه _ بیرون شدن از غفلت

چهار _ از بین رفتن آرزوهای طولانی

پنج _ رهایی از گرایش های فریبنده دنیایی

شش _ مراقبه و محاسبه کردار

هفت _ تقویت امید به وعده های خداوند

هشت _ انجام عمل صالح

نه _ زنده دلی و درک واقعیت ها

ده _ جلب محبت خداوند

یازده _ حشر با شهدا

دوازده _ انجام فریضه وصیت

سیزده _ مبادرت بر توبه

یک _ تعدیل غرایز

یک _ تعدیل غرایز

غرایز مادی و دنیوی در وجود انسان گسترده است. در منابع آمده است: بعضی از آنها مربوط به بدن، برخی مربوط به بدن و روح و دسته ای هم مخصوص روح و روان آدمی است.(1) امکان دارد که این غرایز کم کم توجه انسان را از آینده و سفر مرگ بازدارند(2) و مسئله تعدیل غرایز، از مهم ترین مسائل در زندگی انسان است.(3)

در روایات، یکی از آثار مرگ اندیشی، جلوگیری از سرکشی غریزه هاست؛ زیرا وقتی انسان همواره به یاد مرگ باشد، ضمانت اجرایی


1- اخلاق در قرآن، ج2، ص58.
2- محمدتقی جعفری، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، قم، دفتر فرهنگ اسلامی، 1379، ج2، ص283.
3- جعفر سبحانی، خدا و معاد، تلخیص و تنظیم: رضا استادی، قم، نشر توحید، 1360، ص16.

ص:106

است تا مراقب همه رفتار و کردار خود باشد و جلوی غلیان غریزه های خود را بگیرد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «أَکْثِرُوا ذِکْرَ الْمَوْتِ فَإِنَّهُ هادِمُ اللَّذّاتِ؛ بسیار یاد آورید مرگ را که همانا او لذت طلبی ها را از بین می برد.»(1) از امام علی(ع) نقل شده است که به یاران خود می فرمود:

بندگان خدا! از مرگ و سختی های آن بهراسید، خود را برای آن آماده کنید و برای از بین بردن نزاع ها و کنترل غرایز خود، فراوان در یاد مرگ باشید؛ زیرا یاد مرگ لذت خواهی ها را کنترل می کند.(2)

همچنین آن حضرت درباره اهمیت یاد مرگ در کنترل غرایز می فرماید: «اُذْکُرُوا اِنْقِطاعَ اللَّذّاتِ وَ بَقاءَ التَّبِعاتِ؛ پایان لذت ها و برجای ماندن سختی ها را به یاد آورید».(3)

امام کاظم (ع) نیز می فرماید: «اندیشه در مرگ، انسان را از قرار گرفتن در دام غرایز تباه کننده و گناهان باز می دارد.»(4) و در برخی منابع در این زمینه آمده است: یاد مرگ نه فقط غرایز انسان را تعدیل می کند و جلوی سرکشی های غریزی اش را می گیرد، بلکه سبب پرورش و رشد فضایل او نیز می شود؛ چون کسی که همیشه به یاد مرگ است، از همه اعمال و رفتارش مراقبت می کند.(5)

انسان با یاد مرگ است که دل شکسته و خاشع می شود و در پی کسب رضایت الهی است.

امام علی(ع) می فرماید:

زیاد به یاد مرگ باشید؛ زیرا آن هنگام که خواهش های نفسانی به شما رو می آورد و شما را به کردار ناشایست می کشاند، یاد مرگ بهترین پنددهنده است.(6)


1- امالی طوسی، ص522؛ سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1419ه_ .ق، ج3، ص141.
2- تحف العقول، ص176.
3- نهج البلاغه، ص734، حکمت 433.
4- امالی طوسی، ص203.
5- 8. سید محمد حسین طباطبایی، مجموعه مقالات، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1371، ص134.
6- البرهان فی تفسیر القرآن، ج4، ص141.

ص:107

امام صادق(ع) در جمله ای می فرماید: «ذِکْرُ الْمَوْتِ یُمِیتُ الشَّهَواتِ فِی النَّفْسِ؛یاد مرگ خواهش های نفسانی را می میراند».(1)

همچنین در روایتی، رسول خدا صلی الله علیه و آله به ابوذر خطاب می کند: «انسان زیرک و دانا کسی است که با یاد مرگ، برای جهان آخرت خود کاری انجام دهد و از خواهش های نفس دوری گزیند».(2)

دو _ دوری از تکبر

دو _ دوری از تکبر

خودخواهی، از بدترین صفاتی است که انسان گرفتار آن می شود. در حالت، فقط در وادی تاریکی قدم می گذارد که غیر از ستم به دیگران، زیرپا نهادن احکام و دستور های الهی و فاصله گرفتن از مرگ اندیشی و جهان آخرت، حاصل دیگری ندارد.

بنابر روایات، یکی از آثار و برکات مرگ اندیشی، دوری از تکبر یاد شده است.

امیر مؤمنان، علی(ع) می فرماید: «وَ أَحْیِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَهِ وَ ذَلِّه بِذِکْرِِ الْمَوْتِ؛ قلبت را با پند و اندرز زنده گردان و با یاد مرگ خوار کن».(3)

امام صادق(ع) نیز می فرماید: «اگر مرگ حق است، پس تکبر و فخرفروشی برای چیست».(4)

بنابراین، یاد و اندیشه مرگ، خودخواهی را از انسان دور می کند و او را وا می دارد تا در برابر دستورهای اسلام تواضع کند، برای سفر آخرت خود احساس خطر کند و زاد و توشه فراهم سازد.

امام علی(ع) در جمله ای می فرماید: «ضَعْ فَخْرَکَ وَاحْطُطْ کِبْرَکَ وَاذْکُرْ قَبْرَکَ؛ فخر فروشی را کنار بگذار، خودبزرگ بینی را رها کن و به یاد مرگ باش».(5)


1- مصباح الشریعه، ص505.
2- امالی طوسی، ص529.
3- غرر الحکم، ج2، ص67.
4- شیخ صدوق، التوحید، قم، انتشارات شریف رضی، 1364، ص376.
5- نهج البلاغه، ص724، حکمت 379.

ص:108

سه _ بیرون شدن از غفلت

سه _ بیرون شدن از غفلت

یکی از آثار مرگ اندیشی، رهایی از بی توجهی است؛ زیرا همان گونه که غفلت یکی از موانع مرگ اندیشی به شمار می آید، در مقابل اگر انسان در مسیر مرگ اندیشی قرار گیرد، بی گمان بیدار می شود و می کوشد با بارور ساختن درخت مرگ اندیشی در قلب خود، از آن غفلت نورزد.

امام صادق(ع) دراین باره می فرماید: «ذِکْرُ الْمَوْتِ یَقْلَعُ مَنابِتَ الْغَفْلَهِ؛ یاد مرگ، رویشگاه های غفلت را ریشه کن می کند.»(1) آشکار است که با خشک شدن ریشه غفلت، انسان هرگاه به یاد مرگ می افتد، متوجه زندگی جاودان آخرت می شود و با بهره گیری بهتر از این دنیا، استعداد های درونی خود را شکوفا می سازد، تا در هنگام جان دادن، به کمالات انسانی رسیده باشد.

در برنامه های تربیتی بزرگان دین و مربیان دلسوز نیز بر این مطلب که با یاد مرگ از بی توجهی بیرون آیید، فراوان تأکید شده است و اینکه از آثار مهم مرگ اندیشی، اصلاح در کردار و دوری از گناه و ناپاکی هایی است که بر اثر غفلت، از انسان سر می زند.

چنان که در برخی منابع اخلاقی آمده است: «طبیعت دنیا به گونه ای است که انسان را از جنبه های ملکوتی و روحانی و معنوی اش غافل و تمام توجه او را به جهات مادی و اعتبارهای زودگذر دنیوی معطوف می دارد. در این رهگذر، کسانی گرفتار این غفلت نمی شوند که مراقب خویش و در یاد و اندیشه مرگ و آخرت هستند».(2)

چهار _ از بین رفتن آرزوهای طولانی

چهار _ از بین رفتن آرزوهای طولانی

در روایات ائمه معصوم (ع) یکی از آثار مرگ اندیشی، از بین رفتن آرزوهای طولانی ذکر شده است. انسان ها آرزوهایی دارند و نیازهایی هم در زندگی


1- مصباح الشریعه، ص505.
2- مصباح یزدی، بر درگاه دوست،قم، مؤسسه امام خمینی، 1376، ص247. برای مطالعه بیشتر درباره تأثیرگذاری یاد مرگ در بیرون آمدن از غفلت، نک: جوادی آملی، یاد معاد، صص181 _ 187؛ محمد تقی جعفری، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج20، ص282.

ص:109

خود احساس می کنند. پس ممکن است برای برآورده شدن آرزو های خود به افراط کشیده شوند. در اینجاست که آثار یاد مرگ نمایان می شود و ایشان را از زیاده روی بازمی دارد و توجهشان را به آخرت گرایی جلب می کند. چنان که رسول اکرم صلی الله علیه و آله به ابوذر فرمود: «آیا دوست می داری از بهشتیان باشی؟» عرض کرد: ای رسول خدا! نهایت آرزویم است. حضرت فرمود: «قَصِّرِ الْأََمَلَ وَ اجْعَلِ الْمَوْتَ نَصْبَ عَیْنِکَ؛ آرزویت را کوتاه کن و همواره یاد مرگ را جلوی چشمت قرار بده».(1)

امام علی(ع) از مرگ به عنوان «قاطِعُ الْأَمِنیّاتِ»(2) _ در هم شکننده آرزو ها _ یاد کرده است؛ زیرا کسی که با اندیشه به حقیقت مرگ و زندگی خود نظر افکنده، می داند که هریک از آرزوهای دنیایی را که برای خود ترسیم کرده، پایان پذیر و نابودشدنی است. ازاین رو، از آنان دست برمی دارد و فعالیت های خود را برای مرگ و عالم پس از آن انجام می دهد. روایت شده است که ابوعبیده نزد امام صادق(ع) آمد و از حضرت درخواست موعظه کرد، تا از این دنیا و آرزوهای آن رهایی یابد. حضرت فرمود: «زیاد در اندیشه مرگ باش که با آن اندیشه، انسان زهد می ورزد و از دام آرزوها نجات می یابد».(3)

نیز پیامبر در پاسخ کسی که از آن حضرت طلب موعظه کرده بود، فرمود:

عالِجِ الْأَمَلَ بِکَثْرَهِ ذِکْرِ الْمَوْتِ وَ النَّظَرِ فِی مَوْتِ الْأََقْرانِ وَ طُولِ تَعَبِهِمْ فِی جَمْعِ الْمالِ.(4)

آرزوها را با زیادی یاد مرگ و نگاه کردن به مرگ همنوعان و سختی هایی که آنان در جمع آوری مال کشیدند، مداوا کنید.

اثرگذاری مرگ اندیشی در تعدیل آرزو ها، چنان است که در برخی منابع اخلاقی در این زمینه آمده است:


1- اعلام الدین فی صفات المؤمنین، ص197.
2- نهج البلاغه، ص184، خطبه99.
3- وسائل الشیعه، ج2، ص131.
4- مجموعه ورام، ج1، ص174.

ص:110

خداوند برای اینکه توجه انسان را از گرایش به دنیا و جاودانگی در آن بردارد، دست به تدابیری زده است، از جمله میان دنیا و آخرت مقایسه ای انجام داده تا انسان بداند که تمام آرزوها و میل او به بقا در جهان آخرت برآورده می شود و با برانگیختن عقل و اندیشه انسان، وی را متوجه لذت های بهتر و بادوام تر می کند و می گوید: «اگر فطرت و عقلتان را حاکم قرار دهید، به شما فرمان خواهد داد که به دنبال چیز های بادوام تر و جاودانه تر بروید».(1)

از این رو، می فرماید: «ومَا عِنْدَ اللهِ خَیْرٌ وَاَبْقی اَفَلاَ تَعْقِلُونَ؛ آنچه نزد خداست بهتر و بادوام تر است. آیا نمی اندیشید؟».(قصص: 60)

واقعیت این است که با اندیشه خردمندانه درباره مرگ، انسان می تواند جایگاه واقعی برآورده شدن آرزوهای خود را بیابد و در پی دستیابی به سعادتمندی در جهان آخرت حرکت کند.

به قول مولانا:

جان همه روزه لگدمال خیال

وز زیان و سود از خوف زوال

نی صفا می ماندش، نی لطف و فر

نی به سوی آسمان راه سفر

پنج _ رهایی از گرایش های فریبنده دنیایی

پنج _ رهایی از گرایش های فریبنده دنیایی

با نگاهی به روایات پیشوایان معصوم(ع) در زمینه یاد مرگ، می توان دریافت که از نظر تربیتی و عمل گرایی، یکی از بهترین آثار مرگ اندیشی، رهایی انسان از گرایش های فریبنده دنیاست. در این زمینه، روایات فراوان وجود دارد که به بخشی از آنها اشاره می شود:

یکی از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: ای فرستاده خدا! مرا موعظه کن به چیزی که بهترین سود را برایم داشته باشد. حضرت فرمود: «اَکْثِرُوا ذِکْرَ الْمَوْتِ فَإِنَّهْ یُسْلُبِکَ عَنْ اَمْرِ الدُّنْیا؛ زیاد به یاد مرگ باش؛ زیرا یاد مرگ، تو را از دام های دنیا رهایی می بخشد».(2)


1- اخلاق در قرآن، ج2، صص157 و 158.
2- تحف العقول، ص35.

ص:111

علی(ع) می فرماید:

مَنْ اَکْثَرَ مِنْ ذِکْرِ الْمَوْتِ رَضِیَ مِنَ الدُّنْیا بِالْکَفافِ.(1)

هر کس زیاد به یاد مرگ باشد، به مقدار نیاز خود در بهره وری از دنیا راضی می شود.

و نیز فرمود: «مَنْ أَکْثَرَ مِنْ ذِکْرِ الْمَوْتِ قَلّتْ فِی الدُّنْیا رَغْبَتُهُ؛ هر کس زیاد به یاد مرگ باشد، دل بستگی او به دنیا کم می شود».(2)

در روایت دیگر از آن حضرت نقل شده است: «مَنْ ذَکَرَ الْمَوْتَ رَضِیَ مِنَ الدُّنْیا بِالْیَسیر؛ هر کس به یاد مرگ باشد، به اندکی از دنیا راضی می شود».(3)

امام صادق(ع) دراین زمینه می فرماید: «ذِکْرُ الْمَوْتِ یُطْفِیءُ نارَ الْحِرْصِ وَ یُحَقِّرُ الدُّنْیا؛ یاد مرگ، حرص به دنیا و مظاهر آن را خاموش و دنیا را در نظر کوچک می کند».(4)

در این روایات، ارزش های متاع این دنیا و بهره وری از آن به طور کامل نفی نشده است، بلکه با پیشنهاد برنامه های واقع بینانه در زمینه مرگ اندیشی، جلوی زیاده خواهی ها را می گیرد و ارزش های والای انسانی را حفظ می کند.

پیش صاحب نظران ملک سلیمان باد است

بلکه آن است سلیمان، که ز ملک آزاد است

دل بر این پیرزن عشوه گر دهر مبند

نو عروس است که در عقد بسی داماد است

خیمه انس مزن بر در این کهنه رباط

که اساسش همه بی موقع و بی بنیاد است

انسان مرگ اندیش در زندگی خود می کوشد از موهبت های الهی برای رسیدن به آسایش این دنیا و جهان آخرت خود استفاده کند، چنان که حضرت رضا(ع) می فرماید:


1- غرر الحکم و دررالکلم، ج2، ص146.
2- غرر الحکم و دررالکلم، ج2، ص146.
3- اعلام الدین فی صفات المؤمنین، ص157؛ غررالحکم و دررالکلم، ج 5، ص 379.
4- مصباح الشریعه، ص515.

ص:112

لا تَفُوتَنَّکُم خَیْرَ الدُّنیا فَإِنَّ الْآخِرَهَ لا تُلْحَقُ وَ لا تُنالُ اِلّا بِالدُّنْیا.(1)

خیر دنیا از دستتان نرود؛ زیرا نیل به آخرت و دست یابی به موهبت های آن، جز به وسیله دنیا میسر نمی شود.

امیر مؤمنان، علی(ع) در تفسیر آیه «وَلا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا»(2) می فرماید:

لا تَنْسَ صِحَّتَکَ وَ قُوَّتَکَ وَ فَراغَکَ وَ شَبابَکَ وَ نَشاطَکَ اَنْ تَطْلُبَ بِهَا الْآخِرَهٌ.(3)

سلامتی، نیروی جوانی، نشاط و بی نیازی خود را از یاد مبر تا آخرت را با آنها به دست آوری.

بنابراین، اندیشه در مرگ و حقیقت زندگی، این اثر را بر انسان دارد که از این دنیا به قدر نیاز و کفاف خود بهره جوید و دل به آنها نبندد.

شش _ مراقبه و محاسبه کردار

شش _ مراقبه و محاسبه کردار

یکی از مهم ترین آثار تربیتی مرگ اندیشی این است که انسان به سبب ایمان و عقیده ای که به مرگ و جهان پس از آن دارد، هیچ گاه به کردار و رفتار روزانه خود بی توجه نیست، بلکه شب و روز مراقب عمل خویش است و در موقعیت های مناسب با خود خلوت می کند و رفتار خود را محاسبه می نماید.(4) دراین صورت، انسان با عزم استوار، خود را برای ملاقات مرگ آماده می سازد. برهمین اساس، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: «آیا شما را از زیرک ترین دانایان و احمق ترین نادان ها آگاه سازم؟» عرض کردند: آری، ای رسول خدا. حضرت فرمود:

أَکْیَسُ الْکَیِّسِینَ مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ وَ عَمِلَ لِما بَعْدَ الْمَوْتِ وَ اَنَّ اَحمَقَ الحُمقاءِ مَنِ اتَّبَعَ نَفْسَهُ وَ هَواهُ وَ تَمَنَّی اللهِ الْأَمانِیَّ.(5)


1- بحارالانوار، ج 78، ص 348.
2- نک: قصص: 7، «سهم خود را از دنیا فراموش مکن»
3- تفسیر نور الثقلین، ج 4، ص 139.
4- نک: پیام قرآن، ج5، ص405؛ حبیب الله طاهری، درس هایی از اخلاق اسلامی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1373، ص126.
5- تفسیر صافی، ج1، ص84؛ وسائل الشیعه، ج16، ص89.

ص:113

زیرک ترین افراد کسانی هستند که خود را به حساب بکشند و برای بعد از مرگ و آخرت تلاش کنند و احمق ترین افراد کسانی هستند که از هوای خویش پیروی کنند و از خدا آرزوهای نادرست داشته باشند.

و نیز آن حضرت به ابوذر فرمود:

ای ابوذر! به حساب خویش رسیدگی کن، پیش از آنکه از تو حساب کشند که این از محاسبه فردای تو آسان تر است و خویشتن را ارزیابی کن، پیش از آنکه مورد سنجش قرار گیری و خود را برای عرضه به پیشگاه خداوند در روز قیامت آماده کن، که هیچ چیز از تو بر خدا پنهان نمی ماند.(1)

امام علی(ع) درباره چگونگی محاسبه می فرماید:

هنگامی که انسان روز را به پایان می برد، به خود مراجعه و به نفس خویش خطاب می کند: امروز گذشت و بار دیگر باز نخواهد گشت و خداوند درباره آن از تو خواهد پرسید که در چه راهی گذراندی و در آن روز چه کردی؟ آیا خدا را یاد و ستایش کردی؟ آیا حق برادر ایمانی را ادا کردی؟ آیا اندوه او را برطرف ساختی؟ آیا در غیاب او زن و فرزندش را نگهداری کردی؟ آیا پس از مرگ از بازماندگانش محافظت نمودی؟ آیا مانع غیبت برادر دینی گشتی؟ بدین شکل، آنچه را از او سرزده، به یاد آورد؛ پس اگر از او کار نیک سر زده، خدای را به خاطر توفیقی که به او داده سپاس گوید و اگر گناهی انجام داده یا در کار خویش کوتاهی کرده، از خدای بزرگ درخواست آمرزش کند و تصمیم بگیرد که دیگر بار انجام ندهد.(2)

آشکار است که این گونه مراقبه و محاسبه نصیب کسی می شود که در هر شبانه روز، مدتی را در اندیشه مرگ باشد. چنان که در سفینه البحار درباره شخصی به نام ابن صمه، نقل شده است که او بیشتر وقت ها محاسبه نفس داشت. روزی حساب کرد که از عمرش شصت سال گذشته و روز هایش به 21500 روز رسیده است. با خود گفت: اگر هر روز دست کم یک گناه


1- حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، تهران، دارالفقه، 1425 ه_.ق، ص465.
2- بحارالانوار، ج70، ص69؛ وسائل الشیعه، ج16، ص98.

ص:114

مرتکب شده باشم، تاکنون بیش از 21000 گناه انجام داده ام! این را گفت و صیحه ای زد و از دنیا رفت.(1)

این گونه محاسبه کردن، می تواند به اصلاح نفس انسان منجر شود و خوشبختی دنیا و آخرت را به دنبال داشته باشد. علی(ع) می فرماید: «ثَمَرَهُ الْمُحاسَبَهِ اِصْلاحُ النَّفْسِ؛ نتیجه حساب کشیدن از نفس، اصلاح آن است».(2)

هفت _ تقویت امید به وعده های خداوند

هفت _ تقویت امید به وعده های خداوند

یکی دیگر از آثار ارزشمند مرگ اندیشی، امیدوار بودن به وعده های نیک خداوند است که روح تلاش و امیدواری به آینده، در انسان زنده می شود و به دنبال کسب مراتب بالاتر و پاداش های بزرگ تر خداوند حرکت می کند.

امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید: «ذِکْرُ الْمَوْتِ یقَوّی الْقَلْبَ بِمَواعِدِ اللهِ؛ یاد مرگ دل را به وعده های خدا نیرو می بخشد».(3)

با یاد مرگ، انسان به این وعده الهی دل می بندد و امید وار می شود:

وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ اُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ اُدْخِلَ الْجَنَّهَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلّا مَتَاعُ الْغُرُورِ.(آل عمران: 185)

و شما پاداش خود را به طور کامل در قیامت خواهید گرفت. پس آنها که از آتش دوزخ دور شدند و به بهشت وارد گشتند، نجات یافته و به سعادت رسیده اند. زندگی دنیا فقط سرمایه و بهره برداری غرورآمیزی بیش نیست.

بنابراین، اندیشیدن در مرگ، به معنای ترویج نگرانی و ناامیدی در جامعه نیست، بلکه به معنای امیدبخشی هدفمند و پیوند دادن میان کردار نیک و بد این دنیا با پاداش ها و کیفر های آن دنیاست.

حلوا به کسی ده که محبت نچشیده است ج--حلوا به کسی ده که محبت نچشیده است

***


1- سفینه البحار، ج3، ص218.
2- غرر الحکم و دررالکلم، ج1، ص362.
3- مصباح الشریعه، ص505.

ص:115

غیر فروغ رخ زیبای تو

نیست مرا مقتبس دیگری

***

حاشا که بگویمت تو لیلای منی

اما من دلباخته مجنون توام(1)

هشت _ انجام عمل صالح

هشت _ انجام عمل صالح

یکی از آموزه های تربیتی قرآن و روایات ائمه معصوم(ع) درباره مرگ اندیشی، رابطه میان مرگ اندیشی و عمل صالح است؛ وقتی انسان با اندیشه دینی به این واقعیت دست یافت که زندگی در این دنیا مقدمه زندگی آخرت است و سعادت در آخرت را به وسیله کار و تلاش در این دنیا می توان به دست آورد،(2) در او انگیزه پیدا می شود و می کوشد با انجام عمل صالح، رضایت خدایش را به دست آورد.

در قرآن کریم آمده است:

فَمَنْ کَانَ یَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلاَ یُشْرِکْ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ اَحَداً. (کهف: 110)

پس هرکس امید لقای پروردگارش را دارد، باید عمل صالح انجام دهد و کسی را در عبادت پروردگارش شریک نکند.

بنابر این آیه، دیدار خداوند پیامد دو چیز است؛ یکی عمل صالح و دیگر اخلاص در عبودیت.

در تفسیر این آیه آمده است: «مراد از لقاء الله در آیه، دیدار معنوی و شهود باطنی و اوج تکامل انسان هاست که یادآوری آن می تواند انگیزه ای برای اخلاص کامل و عمل صالح باشد».(3)

در روایات نقل شده است که آثار عمل صالح در زندگی انسان بسیار راهگشاست، به گونه ای که انسان در حال احتضار به نیکی درمی یابد که


1- حبیب الله طاهری، اخلاق اسلامی، ص 136، به نقل از: دیوان حسن زاده آملی.
2- اخلاق در قرآن، ج2، ص177.
3- پیام قرآن، ج5، ص388.

ص:116

چگونه با بی توجهی، فرصت هایی را از دست داده و در انجام عمل صالح کوتاهی کرده است و آرزو می کند که ای کاش بار دیگر به او اجازه بازگشت داده شود تا عمل صالح انجام دهد.(1)

امام علی(ع) می فرماید:

اَلْاَیّامُ صَحائِفُ آجالِکُمْ فَخَلُّدُوها أَحْسَنَ أَعْمالِکُم.(2)

روزگار دفترچه سررسید عمر های شماست، پس با درج بهترین کارهایتان آن را جاویدان کنید.

بنابراین، یکی از آثار مهم ایمان و اعتقاد به مرگ و زندگی پس از آن، در چگونگی انجام عمل آشکار می شود، بدین گونه که انسان انگیزه می یابد عمل صالح و خالص انجام دهد.

نه _ زنده دلی و درک واقعیت ها

نه _ زنده دلی و درک واقعیت ها

بنا بر آیات و روایات، ممکن است قلب انسان در معرض گرایش هایی قرار گیرد که او را از درک واقعیت ها باز دارند. قرآن در این زمینه می فرماید: «لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها؛ دل دارند و با آن نمی فهمند.» (اعراف: 179) و در آیه دیگر می فرماید: «تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ؛ دل هایی که در سینه ها هستند، کورند». (حج: 46)

امام سجاد(ع) در یکی از مناجات هایش از قلبی که بر اثر گرایش های ضد دینی به سوی معصیت کشیده شده است، به قلبی مرده تعبیر می کند و می گوید:

وَ اَماتَ قَلْبِی عَظِیمُ جِنایَتِی فََاَحْیِهِ بِتَوبَهٍ مِنْکَ یا أَملِی وَ بُغْیَتِی.(3)

و دلم را بزرگی جنایتم به مرگ کشیده. پس آن را زنده کن به پذیرش توبه از جانب خود، ای آرمانم و ای مطلوبم.

در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که هر کس زیاد در اندیشه مرگ باشد، دل او زنده می شود:


1- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص235.
2- غرر الحکم و دررالکلم، ص91.
3- مفاتیح الجنان، مناجات التائبین.

ص:117

اَکْثِرُوا ذِکْرَ الْمَوْتِ فَما مِنْ عَبْدٍ اَکثَرَ ذِکْرَهُ اِلّا أَحْیا اَلله قَلْبَه.(1)

مرگ را بسیار یاد کنید؛ زیرا هیچ بنده ای آن را بسیار یاد نکرد مگر اینکه خداوند دل او را زنده گردانید.

بنابراین، تفکر درباره مرگ و حالات آن می تواند بر انسان اثر گذارد و قلب او را آماده پذیرش نیکی ها کند. برای درک واقعیت ها و دوری از خیال پردازی های سراب گونه، امیرمؤمنان، علی(ع) در جمله ای، درباره تفکر و بینش زاهدان می فرماید:

وَ یَرَوْنَ أَهْلَ الدُّنیا یُعَظِّمُونَ مَوْتَ أَجْسادِهِمْ وَ هُمْ أَشَدُّ إِعْظاماً لِمَوْتِ قُلُوبِ أَحْیائِهِمْ.(2)

اهل دنیا را می نگرند که مرگِ بدن ها را بزرگ می شمارند و اما آنها مرگ دل های زندگان را بزرگ تر می دانند.

ده _ جلب محبت خداوند

ده _ جلب محبت خداوند

یکی دیگر از برکات مرگ اندیشی جلب محبت خداوند است؛ زیرا هرکسی اندیشه اش در پرتو یاد فراوان مرگ قرار گیرد، به طور قطع مسیری را طی می کند که رضایت خداوند را کسب کند و آشکار است که چنین کسی مشمول عنایت و محبت خداوند خواهد بود.

در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است: «مَنْ أَکْثَرَ ذِکْرَ الْمَوْتِ أَحَبَّهُ اللهُ؛ هر کس مرگ را بسیار یاد کند، خدا او را دوست می دارد».(3)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده: «کسی که با اعمال نیک، رضایت و محبت خداوند را به دست آورد، سکرات مرگ و تاریکی قبر و مشکلات و سختی های پس از مرگ را نخواهد دید».(4)


1- محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1416 ه_ .ق، ج12، باب3721، ح 19154.
2- نهج البلاغه، ص486، خطبه230.
3- وسائل الشیعه، ج 2، ص 434.
4- بحارالانوار، ج77، ص29.

ص:118

یازده _ حشر با شهدا

یازده _ حشر با شهدا

مقام و جایگاه شهدا در پیشگاه خداوند بسیار بزرگ و ستودنی است. در روایت نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تشویق اصحاب و آمادگی آنان برای شهادت پذیری، از مقام شهید و نعمت هایی که در قیامت نصیب شهید می شود، زیاد سخن به میان می آورد تا اینکه روزی یکی از یاران حضرت از ایشان پرسید: آیا در قیامت کسی هم درجه با شهید محشور می شود؟ حضرت فرمود: «نَعَم مَنْ یَذْکُرُ الْمَوْتَ فِی الْیَوْمِ وَ اللَّیْلَهِ؛ آری کسی که شبانه روز به یاد مرگ باشد، با شهدا و [هم درجه آنان] محشور می شود».(1)

در برخی روایات آمده است که هرکس در شب و روز بیست بار به یاد مرگ افتد، با شهدا محشور می شود. مرحوم فیض کاشانی در تفسیر این حدیث می گوید:

اینکه در حدیث آمده است هرکس به یاد مرگ باشد، با شهدا محشور می شود، به دلیل این است که یاد مرگ سبب دوری انسان از وابستگی های دنیای فریب کار می شود و انسان آماده مرگ می شود و از شهوات دوری می کند.(2)

این حدیث، از نظر تربیتی برای مرگ اندیشان بسیار نویدبخش و حرکت آفرین است؛ زیرا درک مقام شهدا چنان سرمایه عظیمی در جهان آخرت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله خود، در آرزوی آن بوده می فرمود: «وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوَدَدْتُ إِنّی أُقتَُلُ فِی سَبیلِ اللهِ؛(3) سوگند به آن خدایی که جانم در اختیار اوست، دوست دارم در راه خدا به شهادت برسم.» و نیز امام علی(ع) می فرمود: «سوگند به خدا، من شهادت در راه خدا را دوست می دارم».(4)


1- مستدرک الوسائل، ج2، ص104.
2- محجه البیضا، ج8، ص240.
3- میزان الحکمه، ج2، ص1513.
4- میزان الحکمه، ج2، ص9764.

ص:119

عشق رسول خدا صلی الله علیه و آله و امام علی(ع)، به شهادت، به سبب مقام و نعمت های فراوانی است که شهدا در روز قیامت از جانب خداوند دریافت می دارند.

حال اگر کسی از فیض شهادت محروم است، می تواند با مرگ اندیشی، خیر و سعادت آخرت را نصیب خود کند و در قیامت با شهدا محشور گردد.

دوازده _ انجام فریضه وصیت

دوازده _ انجام فریضه وصیت

هر مسلمانی وظیفه دارد پیش از فرارسیدن مرگش وصیت کند. گرچه وصیت امری مستحب است، گاهی از نظر حقوقی شکل وجوب پیدا می کند. برای مثال اگر انسان در پرداخت حقوق الهی کوتاهی کرده یا امانتی از مردم نزد او مانده و بدهکاری داشته باشد که در صورت وصیت نکردن، احتمال از بین رفتن آنها باشد، در این موارد واجب است که وصیت کند.

در قرآن و نیز روایات امامان معصوم(ع) به انجام وصیت، فراوان تأکید شده است. در سوره بقره می فرماید:

کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَل_ی الْمُتَّقِینَ. (بقره: 180)

بر شما نوشته شده، هنگامی که یکی از شما را مرگ فرا می رسد، اگر چیز خوبی از خود به جا گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان به طور شایسته وصیت کند. این حقی است بر پرهیزکاران.

همچنین درباره بهتر انجام دادن وصیت می فرماید:

إِذَا حَضَرَ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّهِ اثْنَانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ. (مائده: 106)

هنگامی که مرگ یکی از شما فرارسید، در موقع وصیت باید از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد.

همچنین در روایات درباره انجام وصیت فراوان سفارش شده است، از جمله از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کنند:

مَا یَنْبَغِی لِامْریٍ مُسْلِمٍ أَنْ یَبِیتَ لَیلَه إِلّا وَصِیَّتُهُ تَحْتَ رَاْسِهِ.(1)


1- وسائل الشیعه، ج19، ص257.

ص:120

سزاوار نیست برای مسلمان که شب را بخوابد، مگر اینکه وصیتش زیر سرش باشد.

نیز علی(ع) می فرماید: «مَنْ لَمْ یُوصِ عِنْدَ مَوْتِهِ فَقَدْ خَتَمَ عَمَلَهُ بِمَعْصِیَهِ؛ کسی که وقت مرگش وصیت نکند، اعمالش را با گناه به پایان رسانیده است».(1)

با اینکه درباره وصیت این گونه تأکید شده است، بسیاری افراد، نه فقط در انجام آن کوتاهی می کنند، بلکه از نام وصیت به هراس می افتند و او را فرشته مرگ خود می پندارند. این در حالی است که هر کس به یاد مرگ باشد و باور کند هر لحظه فرشته مرگ می تواند جان او را قبض کند، از انجام وصیت کوتاهی نمی کند.

سیزده _ مبادرت بر توبه

سیزده _ مبادرت بر توبه

یکی از بهترین و امیدبخش ترین آثار نیک مرگ اندیشی، توبه کردن است؛ زیرا هنگامی که انسان مرتکب گناه می شود، از رحمت الهی دور می ماند و اسباب عذاب الهی را فراهم می آورد.

توبه در حقیقت، حالتی روحی و قیام درونی است که از معرفت و بیداری انسان سرچشمه می گیرد و دل را متوجه خداوند می سازد تا از اعمال ناپسند دست کشد و با سوز و شوق و دگرگونی عمیق، درون خود را بازسازی کند. از حضرت علی(ع) درباره ارکان توبه نقل شده است:

اَلتَّوَبهُ نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وَ إِسْتِغفارٌ بِاللِّسانِ وَ تَرَکٌ بِالْجَوارِحِ وَ إِضْمارُ أَنْ لایَعُودَ.(2)

توبه، پشیمانی در دل، درخواست آمرزش با زبان، ترک گناه با اعضا و عزم و تصمیم بر بازنگشتن است.

امام باقر(ع) می فرماید: «توبه کننده از گناه، مانند کسی است که گناه ندارد».(3)


1- من لا یحضره الفقیه، ج4، ص182.
2- مستدرک الوسائل، ج12، ص137، باب 87.
3- کافی، ج2، ص316، باب توبه، ح10.

ص:121

امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه، دعای سی و یکم را به توبه و طلب توفیق آن از خداوند اختصاص داده است و در یکی از فرازهای آن دعا می گوید:

أَلّلهُمَّ إِنْ یَکُنِ النَّدَمُ تَوْبَهَ اِلَیْکَ فَأَنَا أَنْدَمُ النّادِمینَ وَ إِنْ یَکُنِ التَّرْکُ لِمَعْصِیَتِکَ إِنابَه ً فَاَنَا اَوَّلُ الْمُنِیبِینَ وَ إِنْ یَکُنِ الْإِسْتِغْفارُ حِطّه ً لِلذُّنُوبِ فَإِنّی لَکَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ.(1)

خدایا! اگر پشیمانی از گناه، خود، توبه است، من از هر پشیمانی پشیمان ترم و اگر ترک عصیان و نافرمانی تو، خود، بازگشت به سوی توست، من نخستین بازگشت کنندگانم و اگر آمرزش خواهی مایه ریزش گناهان است، من در پیشگاه تو از آمرزش خواهانم.

آن بزرگوار در مناجات التائبین نیز می گوید:

اِلهی اَنْتَ الَّذِی فَتَحْتَ لِعِبادِکَ باباً اِلی عَفْوِکَ سَمَّیتَهُ التَّوبَهَ فَقُلْتَ تُوبُو إِلی اللهِ تَوْبَه ً نَصُوحاً فَما عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتحهِ.(2)

خدای من، تویی که به عفو و بخشش خود برای بندگانت دری گشودی و نامش را توبه نهادی و [در قرآن] فرمودی به سوی خدا توبه کنید، توبه ای خالص. پس اینک چیست عذر کسی که از وارد شدن به این در، پس از گشایش آن غافل باشد؟

به راستی کسی از توبه غافل می ماند که در اندیشه مرگ نباشد؛ زیرا هر انسانی که به فکر مرگ و ناگهانی بودن آن باشد، هرگز از توبه غفلت نمی کند. از رسول خدا صلی الله علیه و آله در این زمینه نقل شده است: «لا تُؤَخِّرِ التَّوْبهَ فَإِنَّ الْمَوْتَ یَأْتِی بَغْتَهً؛ توبه را به تأخیر مینداز که مرگ ناگهانی فرا می رسد».(3)

و نیز از امام جواد(ع) نقل شده است:

تأخیر در توبه، غافل گیر شدن و فریب خوردن است و پیوسته به امروز و فردا انداختن توبه، نوعی سرگردانی است و بهانه آوردن و عذر تراشی در برابر


1- صحیفه سجادیه، ص232.
2- مفاتیح الجنان، مناجات خمسه عشره، مناجات التائبین.
3- مستدرک الوسائل، ج12، ص123، باب 85، ح14.

ص:122

خداوند، سبب هلاکت است. اصرار ورزیدن بر گناه نیز ایمنی از مکر خداست و جز زیان کاران کسی خود را از مکر خدا ایمن نمی پندارد.(1)

امام صادق(ع) می فرماید: «أَکْثَرُ صَیْحَهِ أَهْلِ النّار مِنْ تَسْوِیفِ التَّوْبَهِ؛ بیشتر فریاد های اهل جهنم از تأخیر توبه است».(2)

افزون بر آیات قرآن و روایاتی که ذکر شد، در سخنان عالمان و بزرگان با صراحت آمده است که هر کسی ترس از مرگ داشته باشد، بر او اثر می گذارد و توبه می کند. صدرالمتألهین شیرازی در تفسیر خود می فرماید: «بدان که هر کس در دلش خوف و هراس از مرگ پیدا شود، این نعمتی است که برای انسان انگیزه پیدا می شود تا از کردار ناپسند خود توبه کند».(3)

فخر رازی از مفسران اهل سنت می نویسد: «هر کس بیشتر به یاد مرگ باشد، قلب او هیچ گاه از خشوع خالی نمی باشد و همین سبب می شود که او توبه کند».(4)

مرحوم شبر می نگارد:

توبه کنندگان که بسیار از مرگ یاد می کنند، تا خوف و وحشت در قلوبشان انگیخته شود و به توبه کامل دست یابند و چه بسا آنان از مرگ ناخشنودند؛ زیرا هراس دارند که قبل از توبه کامل و تهیه توشه، آنان را دریابد و اینان همواره به دنبال تحصیل آمادگی بیشترند.(5)

ز هرچه غیر یار استغفرالله

ز هرچه بود مستعار استغفرالله

دمی که بگذرد بی یاد رویش

از آن دم بی شمار استغفرالله

سر آمد عمر و یک ساعت ز غفلت

نگشتم هوشیار استغفرالله


1- تحف العقول، ص336.
2- کافی، ج2، ص276.
3- التفسیر القرآن الکریم، ج3، ص295.
4- تفسیر کبیر، ج1، ص491.
5- ترجمه الاخلاق، ص445.

ص:123

جوانی رفت و پیری هم سرآمد

نکردم هیچ کار استغفرالله

خطا بود آنچه گفتم، آنچه کردم

از آنها الفرار استغفرالله

امام سجاد(ع) به همین مناسبت در پیشگاه خداوند عرضه می کند:

اَسْتَغْفِرُکَ مِنْ کُلِّ لَذَّه ٍ بِغَیرِ ذِکْرِکَ وَ مِنْ کُلِّ راحَه ٍ بِغَیْرِ أُنْسِکَ وَ مِنْ کُلِّ سُرُورٍ بِغَیْرِ قُرْبِکَ وَ مِنْ کُلِّ شُغُلٍ بِغَیْرِ طاعَتِکَ.(1)

خدای من! از هر لذتی جز یادت و از هر آسایشی جز انس با تو و از هر نشاط و سروری جز قرب به مقام والایت و از هرکار جز طاعت تو درخواست آمرزش و استغفار می کنم.

ب) آثار اجتماعی مرگ اندیشی

اشاره

ب) آثار اجتماعی مرگ اندیشی

مرگ اندیشی در کنار آثار فردی، آثار تربیتی اجتماعی نیز دارد که از نظر کاربردی و ساختار اجتماعی، در زمینه های گوناگون جامعه آشکار می شود. مناسب است به نمونه هایی از آثار اجتماعی مرگ اندیشی اشاره شود:

یک _ رعایت عدالت

یک _ رعایت عدالت

عدالت به معنای ستم نکردن در حق دیگران است. یکی از هدف های جامعه دینی، تحقق عدالت در میان افراد است؛ یعنی آدمیان به گونه ای با یکدیگر تعامل داشته باشند که هیچ یک بر دیگری ستم نکند.

تحقق این آ رمان مقدس هرچند می تواند با وضع قوانین و نظارت بر اجرای آن صورت پذیرد، ضمانت اجرای درونی ندارد. در این زمینه، نقش ارزشمند ایمان و عقیده آشکار می شود؛ زیرا در هر جامعه ای اگر ایمان به خدا و عقیده به مرگ و حساب و کتاب وجود داشته باشد، افراد می کوشند حقوق دیگران را در آشکار و نهان نگه دارند؛ زیرا خوف از مرگ، کیفر گناه و عذاب های اخروی، بهترین ضامن اجرای قوانین خواهد بود.(2)


1- مفاتیح الجنان، مناجات الذاکرین.
2- جعفر سبحانی، معاد انسان و جهان، قم، مکتب اسلام،1373، ص19.

ص:124

براین اساس، امام علی(ع) درباره عدالت اجتماعی و رابطه آن با مرگ اندیشی و آخرت گرایی می فرماید:

سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روی خارهای سعدان به سر ببرم یا با غل و زنجیر به این سو و آن سو کشیده شوم، خوش تر دارم تا خدا و پیامبرش را درحالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم، چگونه بر کسی ستم کنم برای نفس خویش که به سوی کهنگی و پوسیده شدن پیش می رود و در خاک، زمانی طولانی اقامت می کند.(1)

مهم ترین نکته تربیتی کلام امام این است که حضرت، پیوند میان عدالت اجتماعی و آخرت گرایی را به نیکی بیان داشته است. بنابراین، ایمان به مرگ و پیامدهای آن در حفظ امنیت اجتماعی و جلوگیری از فساد و قانون شکنی، بیش از هرچیز کاربرد دارد.(2)

دو _ پایداری در حفظ ارزش های دینی

دو _ پایداری در حفظ ارزش های دینی

یکی از پیامدهای مرگ اندیشی و آگاهی از حقیقت مرگ، پایداری در حفظ ارزش های دینی است. در این میان، قرآن و روایات، جهاد در راه خدا را یکی از آن ارزش ها نام برده اند؛ زیرا ویژگی مهم جهاد در کنار فیض و پاداش بزرگی که نزد خدا دارد، رفتن به کام مرگ است. کسانی که به قیامت ایمان دارند و مرگ را پایان زندگی نمی دانند، بلکه سرآغاز زندگی برتر می شمارند، با شجاعت و شهامت، از مرگ و شهادت در راه خدا [که بهترین ارزش هاست] استقبال می کنند.(3) خداوند درباره این گونه افراد می فرماید:

قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ اَنَّهُمْ مُّلاَقُوا اللهِ کَمْ مِن فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ. (بقره: 249)


1- نهج البلاغه، ص459، خطبه 224.
2- محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، قم، مؤسسه در راه حق، 1367، ج1، ص213.
3- پیام قرآن، ج5، ص392.

ص:125

آنها که می دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد، گفتند: چه بسیار گروه های کوچک که به فرمان خداوند بر گروه های عظیمی پیروز شدند و خداوند با صابران [استقامت کنندگان] است.

اوج این استقامت را در سرزمین کربلا، امام حسین(ع) و یارانش به نمایش گذاشتند. آنان با آگاهی از واقعیت زندگی و حقیقت مرگ، برای نگهبانی از ارزش های دینی چنان استوار تا پای جان ایستادند که دشمن را به شگفتی واداشتند. دشمنان هنگامی که دیدند با دشوارتر شدن اوضاع، چهره مبارک امام برافروخته تر می شود، به همدیگر می گفتند: «اُنظُرُوا لا یُبالِی بِالْمَوْتِ؛ نگاه کنید که ترس از مرگ ندارد».(1)

آن حضرت می فرمود:

در قدر و مرتبه من این نیست که از مرگ بترسم. چه آسان است مرگ در راه به دست آوردن عزت و زنده کردن حق! مرگ در راه عزت چیزی نیست جز زندگی جاودان و زندگی با لذت چیزی نیست جز مرگ پایدار. آیا مرا از مرگ می ترسانید؟ تیر شما به خطا رفته و گمان شما دروغ است. من از مرگ نمی ترسم. جان من والاتر از آن است و همت من بلندتر از آنکه ذلت را از روی ترس از مرگ تحمل کنم. ولی شما هرگز نمی توانید شرافت و بزرگی و عزت مرا در هم بشکنید. چه باک از مرگ دارم.(2)

و نیز مسلم بن عوسجه در اظهار وفاداری به امام می گوید:

به خدا قسم اگر هفتاد بار کشته شوم و سوزانده شوم و خاکسترم بر باد رود، هرگز تو را رها نخواهم کرد، تا چه رسد به اینکه اکنون یک بار کشته شدن است، سپس کرامتی ابدی که از بین نرفتنی است.(3)


1- بحارالانوار، ج6، ص154.
2- قاضی نورالله شوشتری، احقاق الحق، قم،انتشارات کتاب خانه آیت الله مرعشی نجفی، 1406 ه_ .ق، ج11، ص6.
3- ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، انتشارات ذوی القربی، 1969م، ج4، ص99.

ص:126

استقبال از مرگ و پایداری برای حفظ ارزش های دینی را تنها با تصریحات خود امام که مرگ در اندیشه آن حضرت، زندگی دوباره و دارای شرافت و عزت بوده است، می توان تفسیر کرد.

آزمودم، مرگ من در زندگی است

چون رهم زین زندگی پایندگی است

سه _ پرورش اخلاق اجتماعی

سه _ پرورش اخلاق اجتماعی

علمای علم اخلاق، کردار انسان را به سه گونه ارتباط با خداوند، با خود و با دیگران تقسیم کرده اند که از اولی با عنوان اخلاق الهی، از دومی به اخلاق فردی و از سومی به اخلاق اجتماعی نام برده اند.(1)

بخش بزرگی از زندگی انسان را معاشرت و ارتباط با دیگران تشکیل می دهد. در این میان، امکان دارد رفتار انسان با دیگران براساس خواهش های نفسانی شکل گیرد و اخلاق اجتماعی را رعایت نکند. برای اینکه انسان اخلاق اجتماعی را رعایت کند و به رذیلت های اخلاقی آلوده نشود، نیازمند عوامل و آموزه های بیدارکننده ای است.

یکی از آثار سازنده اجتماعی مرگ اندیشی، پرورش اخلاق اجتماعی در انسان است؛ زیرا اعتقاد به مرگ و پاداش ها و کیفر ها فضیلت های اخلاقی مانند انسان دوستی، ضعیف نوازی، مهربانی به یتیمان، دستگیری از درماندگان و... را در انسان زنده می سازد.(2)

آیت الله جوادی آملی دراین باره می نویسد: «صفات برجسته اخلاق، در کنار یاد معاد و تذکر قیامت به کمال لازم می رسند؛ زیرا یاد مرگ و عذاب قیامت، انسان را دل شکسته و قلب او را خاشع می سازد.»(3) با یاد مرگ و


1- اخلاق در قرآن، ج1، ص15.
2- خدا و معاد، ص18.
3- معاد در قرآن، ج4، ص52.

ص:127

جهان آخرت، افراد احساس مسئولیت می کنند، خود را از دیگران جدا نمی دانند و همواره می کوشند حقوق دیگران را رعایت کنند و شریک غم ها و شادی های دیگران باشند و اگر کوتاهی از دیگران ببینند، نه تنها به فکر انتقام گیری نمی افتند، بلکه ایثارگرانه رفتار می کنند. پس اینان به منظور کسب فضیلت ها و نفی رذیلت های اخلاقی تلاش می کنند تا به سعادت آخرت برسند.(1)

چهار_ تحمل مصیبت ها

چهار_ تحمل مصیبت ها

اساساً زندگی انسان همواره با خوبی و خوشی سپری نمی شود، بلکه گاهی در زندگی او اتفاق های ناگوار و غم انگیزی رخ می دهد. انسان ها در برابر آن ناگواری ها، برخورد های متفاوت دارند. در این میان، افرادی که با یاد و اندیشه مرگ تربیت یافته باشند، تسلیم مقدرات خداوند می شوند و مصیبت ها را به راحتی تحمل می کنند و بیشتر به یاد مرگ می افتند. حضرت علی(ع) دراین باره می فرماید:

اَکْثِرُوا ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ یَوْمِ خُرُوجِکُمْ مِنَ الْقُبُورِ وَ قِیامِکُمْ بَینَ یَدَیِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ تُهَوَّنْ عَلَیْکُمْ اَلْمَصائِبَ.(2)

زیاد به یاد مرگ و بیرون شدنتان از قبر ها و قرار گرفتن خودتان در پیشگاه خداوند باشید، تا بر شما تحمل مصیبت و گرفتاری آسان شود.

قرآن کریم درباره رویارویی افراد مرگ اندیش با مصیبت ها می فرماید:

اَلَّذِینَ إِذَا اَصابَتْهُم مُصِیبَهٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّ_ا إِلَیْهِ رَاجِعونَ _ اُوَلئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَاُولَ_ئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ. (بقره: 156 و 157)

آنها که هرگاه مصیبتی به ایشان می رسد می گویند: ما از آن خداییم و به سوی او بازمی گردیم، کسانی هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان می شود و آنها هدایت یافتگان هستند.


1- اخلاق در قرآن، ج1، ص73.
2- تحف العقول، ص104؛ خصال صدوق، ص 616.

ص:128

بنابراین، یکی از آثار تربیتی مرگ اندیشی این است که انسان، خردمندانه همه چیز خود را از خدا می داند و مصیبت ها و تلخ کامی هایی را که بر او وارد می شود، با آغوش باز می پذیرد و این اثر، هم کاربرد فردی و هم کاربرد اجتماعی دارد.

پنج _ سرعت در انجام کارهای خیر

پنج _ سرعت در انجام کارهای خیر

انجام کار خیر و نفع رسانی به دیگران، یکی از آموزه هایی است که در قرآن و روایات فراوان تأکید شده است و تأمین نیازمندی های اجتماعی را از نمونه های کار خیر دانسته و همگان را به پیشی گرفتن و سرعت در انجام آن دعوت کرده اند.(1) برای ترغیب و تشویق نیکوکاران می فرماید: «وَمَا تُقَدِّمُواْ لِاَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللهِ؛ هر چه از طاعت و کار نیکو برای خود از پیش می فرستید، همان را نزد خداوند خواهید یافت». (بقره: 110)

یکی از عواملی که می تواند انسان را به سوی انجام کارهای خیر بکشاند، مرگ اندیشی و تقویت عقیده به مرگ و جهان آخرت است.

امیرمؤمنان، علی(ع) می فرماید: «مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سارَعَ فِی الْخَیْراتِ؛ کسی که مواظب مرگ است، در نیکی ها پیشی می گیرد.»(2) در کافی نیز شبیه این حدیث از امام صادق(ع) نقل شده است.(3)

امام علی(ع) می فرماید:

انسان هایی که در اندیشه مرگ و سختی های آن هستند، دل به دنیا نمی بندند، بلکه شریک غم ها و شادی های مردم هستند؛ زیرا می دانند مرگ چنان حتمی و اجتناب ناپذیر است که اگر می شد آن را خریداری کرده، هر آینه ثروتمندان خریداری می کردند.(4)


1- آیه 148 بقره، آیه 90 انبیا و آیه 61 مؤمنون، نمونه هایی از آیاتی هستند که امر به سرعت در کار خیر، در آنها آمده است.
2- خصال صدوق، ج1، ص231.
3- کافی، ج2، ص14.
4- غرر الحکم و دررالکلم، ج2، ص163.

ص:129

علامه طباطبایی دراین باره می گوید:

تأثیر اعتقاد به مرگ و یادآوری آخرت در فکر انسان، این است که آدمی به خود و دیگران واقع بینانه می نگرد و خود را جزئی از اجزای این جهان گذران می داند که در مجموع به سوی یک جهان جاوید و ابدی در حرکت هستند.(1)

بدون شک، کسی که با این دید و اندیشه به جهان بنگرد، هیچ گاه از انجام کار های خیر برای دیگران غافل نمی ماند.

امام کاظم(ع) در یکی از دعاهایش از خداوند درخواست می کند: «خداوندا! برایم حالت آمادگی برای مرگ و توفیق در انجام کار خیر پیش از مرگ را عنایت فرما».(2)

2. پیامد های دوری از مرگ اندیشی

اشاره

2. پیامد های دوری از مرگ اندیشی

زیر فصل ها

الف) طغیان غرایز

ب) بدبینی به خداوند

ج) آماده نبودن برای مرگ و ورود به عالم آخرت

د) فراهم سازی عذاب آخرت در این دنیا

موضوع های کاربردی قابل بحث در رسانه

الف) طغیان غرایز

الف) طغیان غرایز

در وجود انسان غرایز و کشش هایی وجود دارد که منشأ کارها و رفتار فردی، اجتماعی، مادی و معنوی هستند. برخی از بزرگان این غرایز را به سه زمینه اصلی حب بقا، حب کمال و لذت جویی تقسیم می کنند که از هر یک از آنها، شاخه ها و فروعی گوناگون می روید.(3)

غرایز باید کنترل و تعدیل شود و بهترین نیروی تعدیل کننده، مرگ اندیشی و باور داشتن جهان آخرت است. آشکار است کسی که مرگ را نیستی و نابودی می داند یا در اندیشه آن نیست، طغیان غرایز، او را به سوی لذت جویی های زودگذر دنیایی و... می کشاند و انسان از زندگی چیزی جز خوردن و خوابیدن و درآوردن و مصرف کردن درک نخواهد کرد.(4)


1- مجموعه مقالات، ص132.
2- تقی الدین ابراهیم بن علی کفعمی، بلد الامین، ص392.
3- مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج2، ؛ ص42. 43.
4- مکارم شیرازی، پیام قرآن، چ5، ص437.

ص:130

انسانی که به یاد مرگ نباشد، گرایش ها و غرایز سرکش او فزونی می یابد و از انجام کار های خیر بازمی ماند.(1) از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که طغیان گری در طبیعت انسان وجود دارد، مگر اینکه به واسطه یاد مرگ، آن را مهار کند.(2)

در قرآن کریم آمده است:

ألَّذِینَ لایَرْجُونَ لِقاءَنَا فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ. (یونس: 11)

کسانی که امید به لقای ما ندارند، در طغیان خود سرگردان هستند [یعنی چنان بدون هدف به سرکشی خود ادامه می دهند که مرزی را نمی شناسند].

ب) بدبینی به خداوند

ب) بدبینی به خداوند

انسانی که به یاد مرگ نیست، دل بستگی او به دنیا زیاد می شود و به مرگ و زندگی پس از آن کمتر می اندیشد. این افراد هنگام فرا رسیدن مرگشان دلهره و اضطراب و ترس به سراغشان می آید و به خاطر عواقب گناهانی که مرتکب شده اند، به بخشش الهی بدبین و ناامید می شوند. این در حالی است که در روایات فراوان تأکید شده است که انسان مؤمن هنگام مرگ، با خوش بینی به خداوند جان می دهد. از رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این باره روایت شده است: «لا یَمُوتَنَّ أَحَدُکُمْ إِلّا وَ یُحْسِنُ الظَّنَّ باللهِ؛ هیچ یک از شما نمی میرد، مگر اینکه به خداوند خوش بین باشد».(3)

از نظر تأثیرگذاری، بدبینی به خداوند چنان خطرآفرین است که ممکن است در لحظه آخر، انسان را به نومیدی از رحمت خداوند کشاند و گوید: «من اهل عذاب و جهنم هستم» و این گونه نومیدی، از گناهان کبیره حساب می شود.(4)


1- بحارالانوار، ج6، ص138.
2- تحف العقول، ص18؛ خصال صدوق، ج2، ص442.
3- مستدرک الوسائل، ج 2، ص 117.
4- درس هایی از اخلاق اسلامی، ص 274.

ص:131

حضرت علی(ع) می فرماید:

کسی که در این دنیا به یاد مرگ نباشد، خود را برای پذیرش مرگ آماده نمی کند و در هنگام مرگ با ترسی که دارد، به افکار و گمانه زنی های خود تکیه می کند و جهت گناهانی که انجام داده است، بخشش خداوند بدبین می شود.(1)

ج) آماده نبودن برای مرگ و ورود به عالم آخرت

ج) آماده نبودن برای مرگ و ورود به عالم آخرت

افرادی که به یاد مرگ و زندگی پس از آن نیستند، مرگ برایشان هول انگیز و وحشتناک است و همه چیزشان را به واسطه مرگ در معرض فنا و نیستی می بینند.(2)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرزندان آدم، آماده روبه رو شدن با مرگ و جهان آخرت نیستند، حال آنکه اگر اندیشه کنند، مرگ آغاز راحتی برای مؤمن است.(3)

مرگ برای افرادی که در اندیشه آن نیستند، ناشناخته است و به آسانی حاضر نیستند که تسلیم مرگ شوند. در روایتی نقل شده است:

یکی از یاران امام هادی (ع) در بستر مریضی قرار گرفت. امام به عیادت او رفت و مشاهده کرد که او هیچ گونه آمادگی برای مرگ و ورود به جهان آخرت ندارد. امام به او فرمود: ای بنده خدا! از مرگ و ورود به جهان آخرت می ترسی؟ برای این است که درباره آن اندیشه نکردی و نمی دانی که مرگ چیست. مرگ چیزی است که با آن از تمام غصه ها و آزار و اذیت ها و سختی های دنیا نجات پیدا می کنی و به تمام لذت ها و شادی ها و خوشی ها می رسی.(4)


1- ابوالحسن محمد بن حسین بن موسی سید رضی، خصایص الائمه، مشهد، آستان قدس رضوی، 1406 ه_ .ق، ص 109.
2- پیام قرآن، ج5، ص427.
3- خصال صدوق، ج 1، ص 74.
4- بحارالانوار، ج6، ص 156.

ص:132

امام جواد (ع) نیز می فرماید: عده ای به دلیل نیندیشیدن به حقیقت مرگ از آن می ترسند. اگر آنها تفکر می کردند، هر آینه می دانستند که «إِنَّ الْآخِرَهِ خَیْرٌ لَهُمْ مِنَ الدُّنیا؛ آخرت برای آنان از دنیا بهتر است».(1)

بنابراین، یکی از پیامد های دوری از مرگ اندیشی این است که انسان از قدم گذاردن در جهان آخرت در هراس است و هنگام جدا شدن از این دنیا گویا سفر بی هدف و نامعلوم و آزاردهنده ای آغاز می کند و بسیار روشن است که وارد شدن در چنین جایگاهی برای انسان، جز ترس و هراس نخواهد داشت. در حالی که اگر او درباره مرگ می اندیشید، این وضعیت را نداشت، ازاین رو، تحیر و سرگردانی او را فرا می گیرد.(2)

د) فراهم سازی عذاب آخرت در این دنیا

د) فراهم سازی عذاب آخرت در این دنیا

یکی از بدترین و دردناک ترین پیامد های دوری از مرگ اندیشی این است که انسان در همین دنیا عذاب های آخرت را آماده می کند. از قرآن کریم و روایات امامان معصوم(ع) مشخص می شود که در روز قیامت، انسان با همان هویتی که در دنیا برای خود ساخته محشور می شود. بنابراین، اگر کسی به دلیل فراموش کردن مرگ و زندگی آخرت، هویت انسانی خویش را در دنیا از دست بدهد و در حیوانیت غوطه ور شود، در روز قیامت با همان صورت حیوانی محشور خواهد شد و به شکل سگ، گرگ یا مورچه و... وارد صف محشر خواهد شد...، ولی باز همه او را خواهند شناخت.(3)

در این زمینه برخی آیات و روایات وجود دارد که ریشه برخی عذاب های آخرت را در فراموشی مرگ و آخرت می دانند و در اینجا به نمونه هایی از آن اشاره می شود. خداوند در سوره جاثیه دراین باره می فرماید:


1- بحارالانوار، ج6، ص 156.
2- جوادی آملی، صورت و سیرت انسان در قرآن، قم، نشر اسراء، ص 220.
3- معاد در قرآن، ص83 .

ص:133

وَ إِذَا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ وَالسَّاعَهُ لاَ رَیْبَ فِیهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِی مَا السَّاعَهُ إِن نَّظُنُّ إِلاَّ ظَنّاً وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ وَبَدَا لَهُمْ سَیِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون وَقِیلَ الْیَوْمَ نَنْسَاکُمْ کَمَا نَسِیتُمْ لِقَاء یَوْمِکُمْ هَذَا وَمَاْوَاکُمْ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن نَّاصِرِینَ. (جاثیه: 32 _ 34)

هنگامی که گفته می شد: وعده خداوند حق است و در قیامت هیچ شکی نیست، شما می گفتید: ما نمی دانیم قیامت چیست، ما تنها گمانی دراین باره داریم و به هیچ وجه یقین نداریم، و بدی های اعمالشان بر آنها آشکار می شود و سرانجام آنچه را مسخره می کردند آنها را فرا می گیرد و به آنها گفته می شود: امروز شما را فراموش می کنیم، همان گونه که شما دیدار امروزتان را فراموش کردید و جایگاه شما دوزخ است و هیچ یاوری ندارید.

از این آیات، با صراحت، پیوند میان اندیشه و عملکرد انسان در این دنیا و جهان آخرت نتیجه گرفته می شود و اینکه به فراموشی سپردن دادگاه عدل الهی در قیامت، سرچشمه انواع آلودگی و فساد است.(1)

خداوند در آیه دیگری نیز دراین باره می فرماید:

فَذُوقُوا بِمَا نَسِیتُمْ لِقَاء یَوْمِکُمْ هَذَا إِنَّا نَسِینَاکُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ.(سجده: 14)

بچشید [عذاب جهنم را] برای اینکه دیدار امروزتان را فراموش کردید، ما نیز شما را فراموش کردیم. بچشید عذاب جاودان را به دلیل اعمالی که انجام می دادید.

خداوند در سوره ص نیز می فرماید:

إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ.(ص:26)

کسانی که از راه خدا گمراه شوند، به خاطر فراموش کردن روز حساب، عذاب شدید دارند.


1- پیام قرآن، ج6، ص378.

ص:134

از این آیات و آیات دیگر، می توان دریافت که میان کردار انسان در این دنیا و سرنوشت او در آخرت رابطه ای منطقی وجود دارد و تمام خوبی ها و خوشی های آخرت و نیز عذاب در آنجا در همین دنیا فراهم می گردد.

موضوع های کاربردی قابل بحث در رسانه

موضوع های کاربردی قابل بحث در رسانه

با توجه به رهنمودهایی که جهت ترویج مرگ اندیشی و پیامد های دوری از آن در این بخش ارائه گردید، بسیار مناسب است که دست اندرکاران صدا و سیما برای در امان ماندن از آسیب های مرگ اندیشی و بدآموزی هایی مانند دوری جستن از کسب و تلاش، ناامیدی و زهدگرایی های ناپسند و غیره، در برنامه هایشان به امور ذیل توجه کنند:

1. تبیین دنیای مذموم و غیر مذموم از دیدگاه اسلام در قالب میزگردها در اموری مانند:

الف) رابطه میان کسب سعادتمندی در این دنیا و جهان آخرت؛

ب) رابطه میان کردار ناشایست در این دنیا و عذاب های آخرت؛

ج) چگونگی بهره مندی صحیح از نعمت های خداوند در این دنیا و کار آمدی آن در جهان آخرت؛

د) تأثیر برخی اعمال ناشایست در این دنیا و در پی آن مرگ ومیرهای زودرس و دسته جمعی؛

ه_) عوامل برطرف شدن کوتاهی عمر با انجام اعمال نیک.

تأکید می شود که کارشناسان باید در هر یک از موارد بالا از آیات قرآن و روایاتی که در متن آمده است و همچنین آیات و روایات فراوان دیگر که در منابع دینی وجود دارد، استفاده کنند.

2. انتخاب احادیث کوتاهی مانند:

«أَلْدُّنْیّا مَزْرَعَهُ الْآخِرَهِ؛ دنیا مزرعه آخرت است».

ص:135

«أَلدُّنْیا مَتْجَرُ أُوْلُیِاءِ اللهِ؛ دنیا محل تجارت دوستان خداست».

«أَلدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فِیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ الْآخَرُونَ؛ دنیا بازاری است که گروهی در آن سود بردند و گروهی دیگر زیان دیدند».

از این احادیث می توان در زیرنویس های تلویزیون در مناسبت های مختلف استفاده برد.

3. تبیین درست هدف های خداوند از خلقت انسان مانند:

الف ) بیان راه های شناخت خداوند و اینکه سرنوشت انسان در دست اوست؛

ب ) بیان اینکه هواهای نفسانی و تکبر، انسان را از شناخت خداوند و مرگ اندیشی باز می دارد؛

ج) تقویت امید به پاداش ها و نعمت های خداوند به کارهای نیک انسان و اینکه تمام اعمال کوچک و بزرگ انسان در پیشگاه خداوند محفوظ است؛

د ) بیم و انذار دادن درباره کارهای ناشایست و اینکه آثار این گونه کردارها، هنگام مرگ برای انسان آشکار می شود.

ص:136

کتاب نامه

کتاب نامه

* قرآن کریم

* نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، اسوه.

1.ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، معانی الاخبار، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1416 ه_ .ق.

2._____________، التوحید، قم، انتشارات شریف رضی، 1364.

3._____________، امالی، انتشارات کتابخانه اسلامیه، 1362.

4._____________، ثواب الاعمال، قم، انتشارات شریف رضی، 1364.

5._____________، خصال، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1403 ه_ .ق.

6._____________، علل الشرایع، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1403ه_ .ق.

7._____________، من لا یحضره الفقیه، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1413ه_ .ق.

8.ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، بی جا، انتشارات ذوی القربی، 1969م.

9.ابی الحسن، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، بیروت، دارالکتب العربی، 1420ه_ .ق.

10.ابی بکر، محمدبن عبدالله بن ابی الدنیا، المحتضر، بیروت، دار ابن حزم، 1417ه_ .ق.

11.احسائی، ابن ابی جمهور، عوالی الئالی، قم، مؤسسه سیدالشهدا، 1405ه_ .ق.

12.اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، تبریز، انتشارات مکتبه بنی هاشمی، 1381.

13.اسماعیلی یزدی، عباس، فرهنگ اخلاق، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1385.

14.المیری، عبدالوهاب، دائرهالمعارف یهود و یهودیت، ترجمه: مؤسسه مطالعات و پژوهش های خاورمیانه، دبیرخانه کنفرانس بین المللی فلسطین، 1383.

15.امام جعفر صادق(ع)، مصباح الشریعه، مؤسسه العلمی للمطبوعات، 1400ه_ .ق.

16.امام زین العابدین(ع)، صحیفه سجادیه، ترجمه: محمدتقی خلجی، بی جا، انتشارات پیام مهدی، 1382.

17.اهوازی، ابو محمد حسین بن سعید، الزهد، بی جا، چاپ سید ابوالفضل حسینیان، 1402 ه_.. ق.

ص:137

18.بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1419ه_ .ق.

19.برقی، احمد بن ابی عبدالله، المحاسن، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1371.

20.برنتل، جورج، آیین کاتولیک، ترجمه: حسن قنبری، قم، مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، 1381.

21.بهاری همدانی، شیخ محمد، تذکره المتقین، تحقیق: علی افراسیابی، بی جا، انتشارات نهاوندی، 1385.

22.پاشنک، مصطفی، ریشه یابی واژگان فارسی، تهران، انتشارات محور، 1377.

23.تاج الدین شعیری، محمد بن محمد، جامع الاخبار، قم، انتشارات شریف رضی، 1363.

24.ترمذی السلمی، محمد بن عیسی، السنن ترمذی، بیروت، دارالاحیا التراث العربی، بی تا.

25.تستری، سیدنورالله، ملحقات احقاق الحق، قم، مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، بی تا.

26.تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1366.

27.تمیمی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، مصر، دار المعارف، 1385.

28.جعفری، محمدتقی، پیام خرد، مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، 1383.

29.___________________، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، قم، دفتر فرهنگ اسلامی، 1379.

30._________________، در محضر حکیم، گردآورنده: علی جعفری، مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، 1381.

31._________________، عرفان اسلامی، مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، 1378.

32.جلالی مقدم، مسعود، کرانه های هستی انسان در پنج افق مقدس، تهران، انتشارات امیر کبیر، 1384.

33.جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم، نشر اسرا، 1382.

34.__________________، صورت و سیرت انسان در قرآن، قم، نشر اسراء، 1381.

35.__________________، معاد در قرآن، قم، نشر اسرا، 1380.

36.چایدستر، دیوید، شور جاودانگی، ترجمه: غلام حسین توکلی، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1380.

37.حر عاملی، محمد بن حسن بن علی بن محمد، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1409 ه_ .ق.

38.حرانی، حسن بن علی بن حسن بن شعبه، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین، 1404 ه_ .ق.

ص:138

39.حسینی تهرانی، سید محمدحسین، معادشناسی، تهران، حکمت، 1361.

40.حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، تهران، مؤسسه فرهنگی آرایه، بی تا.

41.حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، 1415ه_ .ق.

42.الدارمی، عبدالله بن بهرام، السنن، دمشق، مکتبه الاعتدال، بی تا.

43.داورپناه، ابوالفضل، تفسیر انوار العرفان، تهران، کتاب خانه صدر، بی تا.

44.دشتی، محمد، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، انتشارات مشهور، 1381.

45.دیل، هالینک، تاریخ فلسفه غرب، ترجمه: عبدالحسین آذرنگ، تهران، انتشارات ققنوس، 1385.

46.دیلمی الشیخ حسن، اعلام الدین فی صفات المؤمنین، مؤسسه آل البیت، قم، دار الاحیاء التراث العربی، بی تا.

47.دیلمی، حسن ابن الی الحسن، ارشاد القلوب، قم، انتشارات شریف رضی، 1412 ه_ .ق.

48.دیوان منسوب به امام علی(ع)، ترجمه: مصطفی زمانی، انتشارات پیام اسلام، بی جا، بی تا.

49.راغب، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، المکتبه المرتضویه، تهران، بی تا.

50.راوندی، قطب الدین سعید بن عبدالله، الدعوات، قم، مدرسه امام مهدی، 1407 ه_ .ق.

51.زمخشری، محمود، الکشاف، بیروت، دار الکتاب العربی، 1407ه_ .ق.

52.ژکس، فلسفه اخلاق، ترجمه: سید ابولقاسم پور حسینی، انتشارات امیر کبیر، بی تا.

53.سبحانی، جعفر، معاد انسان و جهان، قم، مکتب اسلام، 1373.

54.______________، منشور جاوید، قم، مؤسسه سید الشهدا، 1369.

55.______________، خدا و معاد، تلخیص و تنظیم: رضا استادی، قم، انتشارات توحید، 1360.

56.سید رضی الدین، علی بن موسی بن جعفر بن طاووس، اقبال الاعمال، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1367.

57.سید رضی، ابوالحسن محمد بن حسین بن موسی، خصائص الائمه، مشهد، آستان قدس رضوی، 1406 ه_ .ق.

58.سید علی خان، ریاض السالکین، دفتر انتشارات اسلامی، 1411ه_ .ق.

59.شبر، سید عبدالله، الاخلاق، ترجمه: محمدرضا جباران، انتشارات هجرت، 1378.

60.شجاعی زند، علیرضا، عرفی شدن در تجربه مسیحی و اسلام، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1381.

61.شوشتری، قاضی نورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، قم، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1406 ه_ .ق.

ص:139

62.شهید ثانی، اندرزنامه، ترجمه: حسین قهستانی، انتشارات نهاوندی، 1380.

63.شیخ مفید، الارشاد، ترجمه: محمدباقر ساعدی، تهران، انتشارات اسلامیه، چاپ اول، 1380.

64._________________، امالی، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1413 ه_ .ق.

65._________________، تصحیح الاعتقاد، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، 1413 ه_ .ق.

66.صداقت، علی، آفتاب خوبان، قم، نشر بقیهالله.

67.صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، تفسیر القرآن الکریم، قم، انتشارات بیدار، 1366.

68._______________، مفاتیح الغیب، ترجمه: محمدجواد خواجویی، تهران، انتشارات مولا، 1384.

69.طاهری، حبیب الله، درس هایی از اخلاق اسلامی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1373.

70.طباطبایی، سیدمحمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه: محمدباقر همدانی، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هفدهم، 1382.

71._______________، معاد از دیدگاه علامه طباطبایی، تحقیق: مرتضی متقی نژاد، قم، انتشارات عصر غیبت، 1382.

72._______________، مجموعه مقالات، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1371.

73.طبرسی، احمد بن علی بن ابی طالب، الاحتجاج، نجف الاشرف، طبع دارالنعمان، بی تا.

74.طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، تهران، دار الفقه، 1425ه_ .ق.

75.طبری، ابوجعفر محمد بن ابی القاسم، بشاره المصطفی لشیعه المرتضی، نجف، کتابخانه حیدریه، 1383.

76.الطریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، مکتبه النشر الثقافه الاسلامیه، طبع الثانیه، 1367.

77.طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، امالی، قم، انتشارات دارالثقافه، بی تا.

78.__________________، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار الاحیا التراث العربی، بی تا.

79._____________________، التهذیب، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ه_ .ق.

80.عمید، حسن، فرهنگ عمید(یک جلد)، بی جا، کتاب خانه ابن سینا، 1362.

81.فتال نیشابوری، محمد بن حسین، روضه الواعظین، قم، انتشارات رضی، 1368.

82.فخرالدین رازی، محمد بن عمر، تفسیر کبیر، بیروت، دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1420ه_ .ق.

83.فیض کاشانی، ملا محسن، المحجه البیضا، دفتر انتشارات اسلامی، 1417 ه_ .ق.

84.قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی تا.

85.قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، قم، چاپ دارالاسوه، 1422ه_ .ق.

86.قمی، علی بن محمد خزاز، کفایه الاثر، قم، انتشارات بیدار، 1401ه_ .ق.

ص:140

87.کراجکی، ابوالفتح محمد بن علی، کنز الفوائد، قم، انتشارات دار الذخائر، 1410ه_ .ق.

88.کربلایی، شیخ جواد، الانوار الساطعه، دارالحدیث، بی تا.

89.کفعمی، تقی الدین ابراهیم بن علی، بلد الامین، بی جا، بی تا.

90.کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1365.

91.کمپس، توماس، اقتدا به مسیح، ترجمه: سعید عدالت نژاد، تهران، انتشارات طرح نو، 1382.

92.کهن، آبراهام، گنجینه ای از تلمود، ترجمه: امیرفریدون گرگانی، انتشارات اساطیر، 1382.

93.گروه مترجمان، فرهنگ تاریخ اندیشه ها، تهران، انتشارات سعادت، 1385.

94.گریفین، دیوید، خدا و دین در جهان پسامدرن، ترجمه: حمیدرضا آیت اللهی، تهران، انتشارات آفتاب توسعه، 1381.

95.گیلانی، عبدالرزاق، شرح مصباح الشریعه، انتشارات پیام حق، 1377.

96.مالرب، میشل، انسان و ادیان، ترجمه: مهران توکلی، تهران، نشر نی، 1385.

97.مترلینگ، موریس، مرگ، ترجمه: فرامرز برزگر، تهران، کانون معرفت، 1336.

98.مجتبوی، سید جلال الدین، علم اخلاق اسلامی، «ترجمه جامع السعادات»، بی جا، انتشارات حکمت، 1377.

99. مجلسیٰ محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، 1404 ه_ .ق.

100.محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1416 ه_ .ق.

101.مصباح یزدی، محمدتقی، پند جاوید، قم، مؤسسه آموزشی _ پژوهشی امام خمینی، 1380.

102.______________، درآمدی بر آموزش عقاید، قم، دارالعلم، 1377.

103.______________، معاد، تهران، انتشارات صدرا، 1377.

104.______________، معارف قرآن، قم، مؤسسه در راه حق، 1367.

105.______________، اخلاق در قرآن، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ سوم، 1377.

106.______________، بر درگاه دوست، قم، مؤسسه امام خمینی، 1376.

107.مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج4و 16، انتشارات صدرا، چاپ اول، 1368.

108.معرفت، محمد هادی، فرضیه بازگشت روح، ترجمه: سید نصرالله مقدم، بی جا، مؤسسه امام صادق، بی تا.

109.معین، محمد، فرهنگ معین، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1371.

110.مقدادی اصفهانی، علی، نشان از بی نشان ها، چاپ جمهوری.

ص:141

111.مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، قم، مدرسه الامام علی بن ابیطالب، 1374، ج 5، ص 430.

112.ملکی تبریزی، المراقبات، ترجمه: ابراهیم محدث بندرریگی، قم، انتشارات اخلاق، 1376.

113.______________، اسرار الصلاه، ترجمه: رضا رجب زاده، انتشارات پیام آزادی، 1378.

114.موسوی الخمینی، روح الله، چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378.

115.______________، اسرار الصلاه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378.

116.موسوی لاری، سید مجتبی، مبانی اعتقادات در اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1378.

117.مولند، اینار، جهان مسیحیت، ترجمه: مسیح مهاجری و محمدباقر انصاری، انتشارات امیر کبیر، 1381.

118.میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه: حسین توفیقی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1381.

119.ناس، جان، تاریخ جامع الادیان، ترجمه: علی اصغر حکمت، تهران، انتشارات پیروز، بی تا.

120.نسائی، احمد بن شعیب، سنن نسائی، حلب، مکتبه للمطبوعات الاسلامیه، 1406ه_ .ق.

121. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت، 1408 ه_ .ق.

122.ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، قم، انتشارات مکتبه الفقیه، بی تا.

123. ویلسون، برایان، دین مسیح، ترجمه: محسن افشار، تهران، نشر مرکز، 1381.

درباره مركز

بسمه تعالی
هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ
آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسانند ؟
سوره زمر/ 9

مقدمه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، از سال 1385 هـ .ش تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی (قدس سره الشریف)، با فعالیت خالصانه و شبانه روزی گروهی از نخبگان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.

مرامنامه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان در راستای تسهیل و تسریع دسترسی محققین به آثار و ابزار تحقیقاتی در حوزه علوم اسلامی، و با توجه به تعدد و پراکندگی مراکز فعال در این عرصه و منابع متعدد و صعب الوصول، و با نگاهی صرفا علمی و به دور از تعصبات و جریانات اجتماعی، سیاسی، قومی و فردی، بر مبنای اجرای طرحی در قالب « مدیریت آثار تولید شده و انتشار یافته از سوی تمامی مراکز شیعه» تلاش می نماید تا مجموعه ای غنی و سرشار از کتب و مقالات پژوهشی برای متخصصین، و مطالب و مباحثی راهگشا برای فرهیختگان و عموم طبقات مردمی به زبان های مختلف و با فرمت های گوناگون تولید و در فضای مجازی به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار دهد.

اهداف:
1.بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام)
2.تقویت انگیزه عامه مردم بخصوص جوانان نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی
3.جایگزین کردن محتوای سودمند به جای مطالب بی محتوا در تلفن های همراه ، تبلت ها، رایانه ها و ...
4.سرویس دهی به محققین طلاب و دانشجو
5.گسترش فرهنگ عمومی مطالعه
6.زمینه سازی جهت تشویق انتشارات و مؤلفین برای دیجیتالی نمودن آثار خود.

سیاست ها:
1.عمل بر مبنای مجوز های قانونی
2.ارتباط با مراکز هم سو
3.پرهیز از موازی کاری
4.صرفا ارائه محتوای علمی
5.ذکر منابع نشر
بدیهی است مسئولیت تمامی آثار به عهده ی نویسنده ی آن می باشد .

فعالیت های موسسه :
1.چاپ و نشر کتاب، جزوه و ماهنامه
2.برگزاری مسابقات کتابخوانی
3.تولید نمایشگاه های مجازی: سه بعدی، پانوراما در اماکن مذهبی، گردشگری و...
4.تولید انیمیشن، بازی های رایانه ای و ...
5.ایجاد سایت اینترنتی قائمیه به آدرس: www.ghaemiyeh.com
6.تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و...
7.راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی
8.طراحی سیستم های حسابداری، رسانه ساز، موبایل ساز، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک، SMS و...
9.برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم (مجازی)
10.برگزاری دوره های تربیت مربی (مجازی)
11. تولید هزاران نرم افزار تحقیقاتی قابل اجرا در انواع رایانه، تبلت، تلفن همراه و... در 8 فرمت جهانی:
1.JAVA
2.ANDROID
3.EPUB
4.CHM
5.PDF
6.HTML
7.CHM
8.GHB
و 4 عدد مارکت با نام بازار کتاب قائمیه نسخه :
1.ANDROID
2.IOS
3.WINDOWS PHONE
4.WINDOWS
به سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی و قرار دادن بر روی وب سایت موسسه به صورت رایگان .
درپایان :
از مراکز و نهادهایی همچون دفاتر مراجع معظم تقلید و همچنین سازمان ها، نهادها، انتشارات، موسسات، مؤلفین و همه بزرگوارانی که ما را در دستیابی به این هدف یاری نموده و یا دیتا های خود را در اختیار ما قرار دادند تقدیر و تشکر می نماییم.

آدرس دفتر مرکزی:

اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109