در محضر فقیه معارفی: مجموعه ای نفیس از پاسخ به سوالات و شبهات معارفی جلد 1

مشخصات کتاب

سرشناسه: به همت دهکایی، رضا

عنوان و نام پدیدآورنده: در محضر فقیه معارفي / رضا دهکایی

موضوع: پرسش ها و پاسخ ها

مجموعه ای از نوشته های حضرت آیت الله حیدر تربتی کربلائی

موضوع: پرسش ها و پاسخ ها در محدوده دین الله تعالى

تایپ و ویرایش: محدثه تربتی

طرح جلد: محدثه تربتی

شماره تماس: 09038271016 (رضا دهکایی)

خیراندیش دیجیتالی : انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ص: 1

اشاره

جلد 1

در محضر فقیه معارفی: مجموعه ای نفیس از

پاسخ به سوالات و شبهات معارفی، قرآنی، فقهی و تاریخی

به قلم و بنان نورانی حضرت آیة الله حیدر تربتی کربلائی

به همت رضا دهکایی

ص: 2

سرشناسه: به همت دهکایی، رضا

عنوان و نام پدیدآورنده: در محضر فقیه معارفي / رضا دهکایی

موضوع: پرسش ها و پاسخ ها

مجموعه ای از نوشته های حضرت آیت الله حیدر تربتی کربلائی

موضوع: پرسش ها و پاسخ ها در محدوده دین الله تعالى

تایپ و ویرایش: محدثه تربتی

طرح جلد: محدثه تربتی

شماره تماس: 09038271016 (رضا دهکایی)

ص: 3

بسم الله الرحمن الرحیم

«وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا»

و ای پیامبر، بگو حق آمد و باطل نابود شد همانا باطل نابودشدنی است.

«سوره 17 الإسراء آیه 82»

ص: 4

تقدیم

به محضر

أصل الدين

نفس الرسول

زوج فاطمة البتول

أبو الحسنين والزينبين

تأويل كتاب الله المبين

الصديق الأكبر والفاروق الأعظم

سید العارفين، قائد الغرالمحجلين

قاتل الناكثين والقاسطين والمارقين

مولی الموحدین، یعسوب الدين، إمام المتقين

وارث الأنبياء، سيدالأوصياء، أبوالأئمة النجباء، إمام الأتقياء

آية الله العظمى والنباء العظيم، الصراط المستقيم، علي حكيم

أسدالله، وجه الله، عين الله، علم الله، قلب الله الواعي، لسان الله الناطق،

عين الله الناظر، جنب الله، يد الله، حجة الله، حبل الله، باب الله ...

مولانا أمیرالمؤمنین علی ابن ابي طالب صلوات الله عليهم

امید است قبول حضرت ایشان افتد

ص: 5

فهرست مطالب

سخن گردآورنده...12

بخش یکم:

مختصری از زندگانی حضرت آية الله حیدر تربتی کربلایی...13

بخش دوم:

سؤالات معارفی و جواب آنها...21

حديث افتراق امت، صحت و تطبیق...23

علم معصومین علیهم السلام...28

طهارت خون و بول و... معصومین علیهم السلام...30

آیه کریمه تطهیر...31

مطالب لازم و ارزشمند دیگر درباره آیه شریفه تطهیر...38

مفردات آیه تطهیر...38

معنای رجس در آیه کریمه...44

معنای اذهاب رجس در آیه کریمه...44

فرق بین مطهر و متطهر...46

مصادیق اهل بیت در کلام الله تبارک و تعالی...47

ص: 6

نکات دیگر...48

ارتداد از اسلام یا ولایت ؟...48

علت نام گذاری نام غاصبین بر فرزندان بعضی از معصومین علیهم السلام...56

علم معصومین علیهم السلام به زمان ظهور و وقوع قیامت...56

امامت و رهبریت حضرت فاطمة الزهرا سلام الله عليها...60

نصوص در مورد ائمه اثنی عشر عليهم السلام...67

آیا معصوم در کودکی بیهودگی و بازی می کند؟...76

پی نوشت های بخش دوم...82

بخش سوم:

سؤالات قرآنی و جواب آنها...155

آیا بسم الله الرحمان الرحيم، آیه و جزء قرآن است؟...157

نام على علیه السلام در قرآن...157

پی نوشت های بخش سوم...161

بخش چهارم:

سؤالات فقهی و جواب آنها...165

حکم ریش تراشیدن مردان؟...167

دلیل اول:

قرآن کریم...167

دلیل دوم:

حدیث و سنت مطهره...169

نکات لازم به ذکر...174

درباره ریش پروفسوری...175

موهای گونه ها...177

حكم غنا و موسیقی؟...177

ص: 7

حکمت تحریم موسیقی چیست ؟...182

حكم تأخیر نماز عشاء و صبح تا...182

خطابیه کیانند؟...187

نتیجه...191

جزای فتوای خطا و صواب فقیه؟...193

حکم اقتدا به امام جماعت غیرشیعه امامی؟...197

آیا سلام کردن عبادت است؟...200

روایت عاقله ؟...200

حکم حج رفتن و امنیت؟...200

آیا علم کشی از شعائر الله است ؟...201

فضيلت مردان برزنان....؟...201

جزئیت شهادت به ولایت در اذان و اقامه...202

پی نوشت های بخش چهارم...314

بخش پنجم:

سؤالات رجالی و درائی و جواب آنها...249

سند حدیث کساء، زیارت عاشوراء، زیارت ناحیه و دعای صنمی قریش و...251

مدارک و جایگاه زیارت جامعه کبیره...251

الف - منابع زیارت جامعه کبیره...252

ب - خبر موثق و رجال سند زیارت...260

حیثیت خبر موثق...260

روش قدماء از علماء امامیه در تصحیح سند روایات...261

روش متأخرین از علماء امامیه در تصحیح سند روایات...262

سخن در اعتبار و سند زیارت جامعه کبیره...263

سخن در رجال سند زیارت جامعه کبیره...270

ص: 8

بررسی سند زیارت در کتاب «الفقيه» و «العيون»...270

دیگر وجوه تصحیح سند زیارت...282

شهرت:

شهرت و تقسیم آن به روائی، عملی و فتوائی...282

دیگر عوامل موجب وثوق و اطمینان...284

الف) عامل کمی...284

ب) عامل روحی...285

ج) عامل ادبی...285

تواتر و اقسام آن:

1) تواتر لفظی...286

2) تواتر معنوی...286

3) تواتر اجمالی...286

تجميع بين قرائن...286

جمع بندی مطالب...287

ختامه مسک

امر و تأکید صاحب الزمان عجل الله فرجه بر مداومت قرائت زیارت...288

شروح زیارت جامعه کبیره...290

ج- زیارت جامعه کبیره در کتب فقهی و...294

پذیرش عملی متأخرین از علماء اماميه...294

ص: 9

جای گاه زیارت در کلام علماء...295

د- اهمیت و جایگاه زیارت جامعه کبیره...297

وظیفه ما احیای امراهل بیت اطهار است...301

زیارت با ما چه می کند؟...301

معرفت ولایت اصل الأصول دين الله است...302

پی نوشت های بخش پنجم...305

بخش ششم:

سؤالات تاریخی و جواب آنها...323

سواد خواندن و نوشتن رسول الله صلى الله علیه و آله...325

وصیت نوشته رسول الله صلى الله عليه و آله...326

رحلت یا شهادت رسول الله صلى الله علیه و آله...329

روز ولادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام...332

قول 13 رجب و دیگر اقوال...332

طريق شیخ طوسی به کتاب صفوان...333

وجوه وثاقت صفوان بن مهران جمال...334

نکاتی لازم به ذکر...334

و دلایل دیگر...335

از مؤيدين حديث صفوان...336

امیرالمؤمنین علیه السلام و اقتدا به ...؟...338

رقية از دختران حضرت فاطمة الزهراء عليهم السلام...339

ازدواج ام كلثوم عليها السلام با ...؟...341

بریدن دستان امام شب یازدهم...342

خرابه شام...342

خطا و توبه حر؟!!!...244

ص: 10

1- مخلصون، معصوم از شیطان...344

2- طینت مؤمن از طینت انبیاء...345

3- مقام شهداء کربلاء پاران مخلص و مخلص...345

4 - شهداء کربلاء هم چون کشتگان پیامبران و خاندان آنان...346

نتیجه...347

بررسی اصل سؤال...348

نگاهی به روایت طبری و دیگر مورخین از مخالفین...349

ماجرای حر شهید در بیان امام معصوم علیه السلام...351

حدیث امام سجاد عليه السلام...352

حدیث امام محمد باقر علیه السلام...354

حر آزادمرد در کربلا...358

بشارت های بهشت برای حر شهید...359

تردیدی فراتر از تصور...360

خیر خواهی حر...360

حر به امام گفت...361

خواب دیدن حتی پدرش را...361

بهشت انتخاب حر...362

سخن حر با فرزندش...362

برادر حر...363

خاندانی بر مدار ولایت...363

دستمال امام بر پیشانی حر...363

مدال امام عليه السلام به حر: أنت الحر...364

ص: 11

حرشهید در زیارت...365

توبه حر از چه بود؟!!!...366

تذكر...369

پاسخ به تتمه افتراءات به حضرت حر شهید سلام الله عليه...370

جواب سؤال آخر...378

پی نوشت های بخش ششم...389

ص: 12

سخن گردآورنده

بسم الله الرحمان الرحیم

الحمد لله رب العالمين، و أفضل صلوات الله على أشرف الأنبياء

والمرسلين وأكمل تحياته على أهل بيته المعصومين، و لاسیما بقية الله في الأرضين،

واللعنة الدائمه على أعدائم الى يوم الدين

و بعد: این حقیر از دوران نوجوانی تا به امروز از محضر بعضی از علمای اعلام و فقهای برجسته پیرو اهل بیت علیهم السلام در زمینه تفسیر قرآن کریم، فقه ، حدیث ، معارف اهل بيت عليهم السلام و دیگر معارف اسلامی بهره های وافری برده و در جلسات آن بزرگواران رؤوس بحث ها را یادداشت می کردم تا این که چندی پیش، تصمیم گرفتم با استعانت از درگاه الهی، مطالب با اهمیت و ارزشمند گردآورده را همراه با استفتائاتی که از آن بزرگواران نموده ام، منتشر نمایم و امیدوارم إن شاء الله برای پیروان مذهب حقه شیعه اماميه اثنی عشریه نافع، برای این روسیاه در دنیا یادگار نیکویی از اساتید و ذخیره ای برای آخرت باشد. خداوند پیروان فرقه ناجیه را موفق به تحصیل و فرا گرفتن علوم دینی از علمای اعلام فرموده و مؤید بر عمل بدارد، آمين رب العالمين. آن چه در جلد اول این کتاب به نام «در محضر فقیه معارفي» می خوانید مجموعه ای از استفتائات پیرامون مسائل اعتقادی، کلامی، فقهی، تفسیری و تاریخی، از استاد بزرگوار حضرت آية الله حیدر تربتی کربلایی مد ظله العالی می باشد. لازم به ذکر است، برای سهولت در مطالعه و بهره بردن کامل از کتاب مطالب استفتاء شده به صورت موضوعی تنظیم شده و متن استفتائات و جواب آنها نزد این حقیر موجود می باشد. البته سؤالات دیگری را از ایشان پرسیده ام که هرکدام از آنها کتابی مفصل شده.

اول ذي القعدة 1436 هجری قمری مصادف با ولادت کریمه اهل بیت علیهم السلام

رضا دهکایی

ص: 13

بخش یکم : مختصری از زندگانی حضرت آية الله حیدر تربتی کربلایی حفظه الله

ص: 14

ص: 15

حضرت آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی، در روز عید قربان سال 1380 هجری قمری در شهر مقدس کربلاء دیده به جهان گشوده و در همان شهر، فراگیری علوم دینی را از سن چهار سالگی، در مکتب القرآن الكريم، مدرسة حفاظ القرآن الكريم و مدرسه علمیه ابن فهد حلی آغاز می نماید و پس از مهاجرت به ایران، کسب علوم دینی را در مدارس حوزه علميه قم و اصفهان ادامه می دهند.

از جمله اساتید ایشان در شهر اصفهان در فقه، اصول، حدیث و تفسیرو... حضرات آیات سید محمد علی صادقی، شیخ حسن صافي اصفهانی، سید احمد فقيه امامی، سید حسن فقيه امامی، شیخ حیدر على محقق، شیخ علی اکبر فقیه، سید مصطفی مهدوی هورستانی و غیر آنها بوده اند؛ البته بیشترین بهره را از محضر مرجع فقید مرحوم آية الله سید محمدعلی موحد ابطحی رضوان الله عليهم برده اند.

از جمله فعالیت های خطیر ایشان در گذشته و حال، تدریس فقه و معارف اهل بیت علیهم السلام در حوزه علمیه اصفهان و بیت معظم له، تشکیل کلاس های قرآن و حدیث، فقه و عقائد برای جوانان در مساجد، حسینیه ها و بیت ایشان، برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، انجام پژوهش های حدیثی، فقهی، عقیدتی، تفسیر، فرق و... بوده که اکثرا در راستای مبارزه با شبهات انجام شده و همچنان ادامه دارد. ایشان همچنین مبارزه با گروه هایی که انحراف اعتقادی، علمی یا اخلاقی دارند (مانند بهائیت و وهابیت، صوفیه و غلات و...) را از طريق

ص: 16

پردازش تحقیقات و تألیفات، پرورش افراد مبلغ از حوزه و غیر آنها پی گیری نموده اند.

بنابر آن چه در وب گاه ایشان مرقوم است:

رسالت من و ما

تشیع، به خاطر محتوایی که تمام حق و صدق است، همواره مورد هجوم دشمنان بوده و هست اما نه فقط از بیرون و از جهت دشمنان، بلکه بسیارند مزدوران دشمن که از میانه تشیع، بر پیکره آن ضربه وارد کرده و می کنند؛ افراد بی اطلاعی که به انحراف کشیده شده و از روی نادانی، در جهت اهداف دشمن، حرکت می کنند. دلیل اجرایی شدن برنامه های دشمن، ناآگاهی شیعیان نسبت به واقعیت های بیرون و حقایق درونی دین مقدس اسلام، پیروی از مکتبي التقاطی و تعبد شخصیت های خاص است که همگی ریشه در جهل دارد؛ و تنها راهکار رهایی از این وضعیت، اطلاع رسانی و آگاه سازی است تا این عناد ناآگاهانه از میان برود.

نیاز امروز من و ما

1) تدوين تفسیری صحیح و جامع برای قرآن کریم که از فرمایشات اهل بیت علیهم السلام در زمینه های تبیین و تفسیر آیات قرآن کریم باشد تا در برابر تفسیرهای باطلی که از غیر معصوم و غیر مکتب وحی نشأت گرفته، سدی محکم باشد. (که ایشان در همین راستا، اقدام به تألیف تفسیری بی مانند مشتمل بر 110 جلد کرده اند که سبب افتخار مکتب شیعه و شیعیان در سراسر جهان خواهد بود، ان شاء الله تعالى).

2) افشاگری و مبارزه با مکاتب انحرافي و التقاطی... با بهره گیری از امکانات روز: تدوین و نشر کتاب، نرم افزار و کلیپ های صوتی - تصویری در حجم گسترده، ایجاد پایگاه های اطلاع رسانی و شبکه ماهواره ای به نام سبط ثالث محسن بن على وفاطمة عليهم السلام.

دشمن در راستای ضربه زدن به تشیع و نیز نیل به اهداف شیطانی خویش از تمامی این امکانات بهره می برد و چه تأسف بار است اگر ما مطابق با فرمان خداوند از امکانات موجود در جهت نیل به اهداف الهی بهره نبریم.

ص: 17

3) تبیین اسلام راستین با توجه به سیره اهل بیت معصومین علیهم السلام برای تمامی سطوح که لازمه آن دایر نمودن مرکز تبيين و نشر اسلام راستين، با بهره گیری از آخرین امکانات روز است در جهت ابلاغ و تبلیغ و اتمام حجت که مشتمل بر بخش پژوهش های دینی، رسانه های نوشتاری، دیداری و شنیداری، تربیت مبلغین ، پایگاه اطلاع رسانی فعال، شبکه تلویزیونی ماهواره ای و... باشد تا نه تنها در سطح کتاب و کتاب خوانی بلکه در سطح وب و وب گردی ، رسالت خویش را ابلاغ کنیم

برخی از آثار معظم له

آثار چاپ شده فارسی

- پرسش ها و پاسخها جلد1، پرتوی حق (پاسخ به شبهات وارد شده از جانب وهابیان)

- پرسش ها و پاسخ ها جلد2، (پاسخ به سؤالات شیعیان درباره جبر، عصمت پیامبران، علم و عصمت اهل بیت علیهم السلام)

- پژوهشی نو درباره حدیث شریف کساء یمانی به روایت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - ترجمه کتاب شریف «زیارات ذبيح آل محمد العاشورائية» در دفاع از زیارت عاشوراء و مدارک و سند آن

- حريم و حیا (ما و نگاه مولا) و این که همه جا و همه کس و همه چیز در حیطه علم و نگاه امام عليه السلام است.

- حلاج مرتدی به دار آویخته، در رد صوفیه و فلاسفه و افکار باطل آنان

- حور و آتش (در دفاع از حضرت فاطمه زهراء عليها السلام)

- دعای شریف صنمي قريش و اعتبار آن، در برائت و تبری است

- محبوب محبوب (دیدگاه قرآن و اهل بیت علیهم السلام پیرامون پنج موضوع: ربا، حجاب، ریش تراشی، شطرنج و موسیقی)

- از برکه غدیر تا بی کران کربلا (غدیر، عاشورا و غلو) در رد غلو می باشد

ص: 18

- فضل طینت نور، یا سخنی با عزاداران شیعه و شیعیان عزادار

آثار چاپ شده عربی

- زيارات ذبيح آل محمد صلوات الله عليهم و سلم العاشورائية

تألیفات فتوایی

- گزیده ای از فقه طه و آل یاسین صلوات الله عليهم أجمعين جلدا (احاديث اهل بیت علیهم السلام در عقائد و ...)

- گزیده ای از فقه طه و آل یاسین صلوات الله عليهم أجمعين جلد2 (احکام عبادات، معاملات و ...)

- گزیده ای از فقه طه و آل یاسین صلوات الله علیهم اجمعین جلد3 (حج در احادیث اهل بیت عليهم السلام، مناسک و آداب حج و عمره)

آثار چاپ نشده فارسی

- پرسش ها و پاسخها جلد3 (نگاهی به موضوع معارف و تحريفات)

- پرسش ها و پاسخ ها جلد4 (آسیب شناسی معرفت)

- پرسش ها و پاسخها جلده (احادیث در معرض هجوم دشمنان)

- شرح زیارت شریفه جامعه کبیره جلد1، 2، 3، 4 و...

- ولایت کلیه آل طه و پس صلوات الله عليهم اجمعين

آثار چاپ نشده عربی

- ادب ذبيح آل محمد صلوات الله عليهم أجمعين

- الشهادة المقدسة بولاية اميرالمؤمنين و الزهراء و اولادهما الأئمة المعصومين عليهم السلام

المجلد 1: جرعة من ماء المعين في بعض فضائل امیرالمؤمنين عليه السلام

المجلد 2: جرعة من ماء المعين في بعض فضائل ائمة المؤمنين عليهم السلام و فضائل شیعتهم المؤمنين

ص: 19

المجلد 3: جرعة من ماء المعين في الشهادة بولاية أميرالمؤمنين و اهل بيته المعصومين عليهم السلام في التكوين

المجلد 4: جرعة من ماء المعين في الشهادة بولاية أميرالمؤمنين و اهل بيته المعصومين عليهم السلام في التشريع

- موسوعة احاديث بقية الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه

- موسوعة احادیث ذبیح آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين

- موسوعة احاديث طه و آل یاسین صلوات الله عليهم اجمعين الفقهية

- موسوعة تفسير طه و آل یاسین صلوات الله عليهم أجمعين

- موسوعة قراءات طه و آل یاسین صلوات الله عليهم أجمعين

- وظيفة الشيعة الكرام في زمن غيبة الامام عليه الصلوة والسلام

و تألیفات و تحقیقات دیگری در موضوعات معارف، فقه، حدیث، تاریخ و... که برگرفته از منابع اصیل (قرآن و حدیث محمد و آل محمد صلى الله عليهم اجمعین) می باشند.

هم چنین به سؤالات و شبهه هایی که برای ایشان آورده می شود در جزوه هایی و بعضا در کتاب هایی پاسخ داده شده است که مجموع آن ها بالغ بر مجلداتی می باشد.

ایشان پس از مهاجرت از اصفهان به قم مقدس که سه سال پیش واقع گردید در طبقه پایین منزل شخصی خود اقدام به احداث محسنیه نموده و برنامه تدریس دروس خارج معارف و فقه را دنبال نموده اند و نیز برنامه شرح مجموعه شريف وسائل الشيعة را در برنامه کاری خود قرار داده اند.

بنابر تکلیف احیاء امر اهل بیت علیهم السلام، همت ایشان براقامه مجالس عزای فاطمیه عليها السلام دوم و سوم و نیز دهه محسنیه عليه السلام هم چون سال های گذشته هم چنان پا برجا بوده و هر هفته شام چهار شنبه ساعتی پس از اذان مغرب نیز مجلس ذکر ذکرالله در بیت ایشان واقع در خیابان آذر (طالقانی) کوچه 87 برپا می باشد.

ص: 20

سخن آخر این که همه ما شیعیان و موالیان خاندان عصمت و طهارت موظف هستیم نقش خود را در احیاء امر اهل بيت عليهم السلام به هر شکل که می توانیم، ایفا نماييم و با توجه به این که در زمان حال، تدوین و عرضه محصولات فرهنگی نظیر آثار چاپی ، کلیپ های صوتی و تصویری و راه اندازی شبکه ماهواره ای به نام حضرت محسن شهيد عليه السلام، همه و همه متحمل هزینه های بسیار است، هریک از مؤمنین و مؤمنات که در توان دارند می توانند جهت تأمین هزینه ها، با شخص ایشان در ارتباط باشند.

شماره تماس و نشانی وب گاه شخصی ایشان به قرار زیر می باشد: 09137004612

torbatikarbalaee.loxblog.com

در پایان برای ایشان و همه کسانی که ایشان را در امر سربازی مولانا بقية الله الأعظم عجل الله تعالى فرجه الشريف، احیاء امر و نشر تراث آل محمد صلى الله عليهم اجمعین یاری می کنند، از درگاه الله تبارک و تعالی، توفیق و عترت دنیا و آخرت را خواستاریم.

ص: 21

بخش دوم : سؤالات معارفی و جواب آنها

اشاره

ص: 22

ص: 23

حديث افتراق امت، صحت و تطبیق

سؤال 1- متاسفانه در این زمان بعضی از اهل علم در بسیاری از حقائق دین مبین اسلام ایجاد شبهه می نمایند، یکی از آن شبهات که اخیرا مطرح شده در مورد حدیث شریف افتراق امت است، می گویند:

اولا: این حدیث به گونه های متفاوتی گزارش شده و نقدهای سندی و محتوایی به آن وارد است.

ثانيا: آیا می توان پذیرفت که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به گونه ای آشکار بیان کند که بعد از شهادت من امت به هفتاد و سه فرقه منشعب خواهند شد و همه آنها جزیک فرقه که شیعیان باشند اهل جهنم هستند؟ در این صورت تصور ما از پیامبر اسلام چگونه خواهد بود؟ مسلم است که صدور چنین سخنان نا امید کننده و سؤال برانگیز، نه تنها از رهبران آسمانی بلکه از هیچ فرد آشنا با سیاست و جامعه قابل انتظار نیست.

ثالثا: در قرون قبل علمای دینی شیعه در بیان مطالب با استناد به حدیث افتراق در مقابل فرق به طور غیر علمی، یعنی متعصبانه وارد بحث می شدند، شیوه بحث آنها چون بر اساس اثبات عقیده خود و رد عقیده فرقه های دیگر مبتنی بوده اشتباه بوده است، چون هرکدام از فرقه ها سهمی مهم در گسترش معارف اسلامی داشته اند. به عبارت دیگر، دین اسلام در آغاز مانند یک درخت فقط با یک نوع میوه بوده، اما به وسیله فرقه های مختلف در مسیر تکاملی خود به صورت یک باغ وسیعی مبدل شد که در آن هزاران نوع درخت و میوه های فرهنگ، دانش و معارف به وجود آمده است.

نظر حضرت عالی در مورد حديث افتراق امت چیست؟

جواب- علت این که حديث افتراق امت متفاوت نقل گردیده و نه متضاد، تعصب و دشمنی

ص: 24

دشمنان محمد و آل محمد صلوات الله عليهم بوده تا این که حقیقت بر عموم مردم مخفی بماند. و آن قسمت از حديث افتراق امت که مورد اتفاق عامه و خاصه و حتی وهابيه لعنهم الله تعالى است و اقرار بر صحت صدور آن از رسول الله صلى الله عليه وآله دارند چنین است:

«سَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي ثَلاَثَ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقُونَ هَالِكُونَ- أو - فِي اَلنَّارِ- کُلُها فِي اَلنَّارِ إلا وَاحِدَةٌ».

به زودی امت من به هفتاد و سه فرقه متفتق می گردند، از آنها یک فرقه نجات یافته و بقیه هلاک می گردند- یا- در آتش اند - یا- همه آن ها در آتش اند مگر یک فرقه از آنها.

و اما زیادتی که در کتب مخالفين مانند السنن ترمذی آمده: سؤال شد: آنان کیانند؟ فرمود: «الذين هم على ما أنا عليه و أصحابي» صحیح نیست و اضافه شده به کلام حضرت است ، زیرا آیات و سوره ای به نام سور المنافقون در قرآن کریم آمده که برخی از اصحاب رسول الله صلى الله عليه و آله منافق بوده اند، و در این جا ما برخی از آن آیات را ذکر می کنیم

«أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ * وَ لَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيمَاهُمْ ۚ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ»(1)

آیا بیمار دلها گمان کرده اند که خدا كینه های آن ها را آشکار نخواهد کرد * و اگر می خواستیم آنها را به تو نشان می دادیم و با علامتشان آن ها را می شناختی و حتما آنها را در طرز سخنشان خواهی شناخت و الله اعمال شما را می داند.

«وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ ۖ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ ۖ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ ۖ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ ۚ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيمٍ»(2)

و از اعراب (و بادیه نشینان جاهل) که گرداگرد شما هستند منافقانی هستند و بعضی از اهل مدینه منافق اند و بر نفاق عادت کرده اند و تو آن ها را نمی شناسی، ما آنها را می شناسیم، آن ها را دو بار عذاب میکنیم سپس به عذاب بزرگی بازگردانده می شوند.

ص: 25


1- سوره (47) محمد صلى الله علیه و آله آیه 30 و 31.
2- سوره (9) التوبة آيه 102.

«وَ إِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا ۚ صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ».(1)

و چون سوره ای نازل شود بعضی (از منافقان) به بعضی نگاه میکنند که آیا کسی شما را می بیند؟ سپس متفرق می شوند، خداوند دل هایشان را از حق برگردانیده، زیرا که قومی نافهم اند.

واضافه بر حديث افتراق امت که مورد اتفاق خاصه و عامه است، احادیث بسیاری دلالت قاطع دارد بر این که تنها یک فرقه حقه و ناجیه و رستگارند و آنان شیعیان ائمته اثنی عشر از اهل بیت نبوت اند و بقیه هالک اند.

و بر تعيين فرقه ناجیه- که همان شیعیان امامیه اند -کتاب الله تعالى و احادیث آل الله عليهم صلوات الله و عقل و اجماع شیعه و وجدان و اعتبار دلالت می کند که فرصتی بیشتر می طلبد- نسأل الله تعالى أن يوفقنا لذلك في العاجل ..

و فرقه ناجیه باید خصوصیاتی داشته باشد که در فرق دیگر نباشد و آن فرقه را از دیگر فرق متمایز کند و آن شیعیان اند که معتقد به ولایت ائمه معصومین علیهم السلام مشخص و محدود به دوازده شخص، رجعت و دولت آنان ، برائت از دشمنان ایشان، و معتقد به بداء، توسل، شفاعت، متعة الحج و متعة النساء می باشند.

ضمن این که نقدهای سندی سبب ضعف نمی گردد، و نقد محتوائی و سندی را بزرگان از علماء و فقهاء اماميه رضوان الله عليهم جواب داده اند، و از بهترین کتاب ها در این باره کتاب شریف «الفرقة الناجية» نوشته فقیه بزرگوار شیعه امامیه شیخ ابراهيم بن سليمان القطيفي از اعلام قرن دهم هجری قمری است؛

این کتاب شریف در بحث اول درباره الفاظ حديث بحث نموده و در بحث دوم در معنی حدیث و در فصل اول که دارای سه مطلب است: درباره امیرالمؤمنين عليه السلام و این که او وصى رسول الله صلى الله عليه و آله و باب مدینه علم اوست و به عین منصوص به امامت و واجب

ص: 26


1- سوره (9) التوبة آیه 127.

الإطاعة است و ثبوت این که آن چه را از ولایت و طاعت و جایگاه برای رسول الله صلى الله عليه وآله است برای او نیز هست. و به اشکالات وارد شده پاسخ فرموده، و تأويل لفظ مولی را بیان کرده و در فصل دوم درباره عترت پیامبر و اهل بیت آن حضرت عليهم السلام و تطهیر آنان و واجب بودن اطاعت از آنان و تمسک به آنان و علم ایشان و این که آنان دوازده نفر هستند به اجمال و تفصيل، و برخی از نصوص را آورده است دال بر این که دوازده امام هستند ، هم چنین اخباری که دلالت بر نجات خصوص شیعیان می کند و دیگر بحث هایی را آورده که در این خصوص لازم است. برای مزيد اطلاع به این کتاب با عظمت که بیش از چهار قرن از تأليف آن می گذرد و به کتاب «منهاج الكرامة» علامه حلی، «الأنوار النعمانية» سيد محدث جزائری، «الكشكول» محدث فقیه بحرانی و کتاب «تعيين الفرقة الناجية» سید محمود الغريفی مراجعه کنید.

واستبعادی که در بخش دوم شبهه آمده سخنی بیهوده است. در قرآن کریم آیاتی به صراحت دارد که بسیاری از مردم در مقابل انبیاء و رسل و اوصیاء آنان مخالفت نموده و کافر شدند:

«تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۘ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ ۖ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ ۚ وَ آتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ۗ وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَ لَٰكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ ۚ وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لَٰكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ».(1)

آن پیامبران ، بعضی را بر بعضی دیگر برتری دادیم، از آنها کسی بود که خدا با او سخن گفت، و بعضی را درجاتی بالا برد، و عیسی پسر مريم را معجزه ها دادیم و او را با روح القدس تأیید کردیم، اگر خدا می خواست کسانی که بعد از پیامبران بودند با آن همه حجت ها که به سویشان آمد، با هم جنگ نمی کردند ولی اختلاف کردند، بعضی ایمان آوردند و بعضی کافر شدند، اگر خدا می خواست جنگ نمی کردند ولی خداوند هرچه را (با حکمتش) بخواهد میکند.

ص: 27


1- سوره (2) آیه 254.

«أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَ آتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا * فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا»(1)

آیا نسبت به مردم (خاندان نبوت) در برابر آن چه خداوند از کرم خویش به آنها داده حسد می برند؟! به تحقيق ما به آل ابراهيم شریعت و حکمت دادیم و به آنان حکومت بزرگی عطا کردیم * بعضی به آن ایمان آوردند، و بعضی راه ایمان آوردن دیگران را نیز بستند، و جهنم که آتشی افروخته است آنان را بس است.

و در این امت نیز ارتداد واقع گشت و قرآن کریم آن را پیشتر بیان فرمود:

«وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ ۚ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا ۗ وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ»(2)

و محمد جز یک پیامبر نیست که پیش از او پیامبران آمده و در گذشته اند، پس اگر او بمیرد بلکه کشته شود شما عقب گرد (به جاهلیت) می کنید، و هر که عقب گرد (به جاهلیت) کند هیچ ضرری به خدا نمی زند، و خداوند به زودی شاکران (اطاعت کنندگان) را پاداش می دهد.

و بخش سوم این شبهه معلوم است که این سخن از گلوی وهابیت است که منکر خورشید در رابعة النهار می باشد، و گرنه علمای محقق شیعه در طی ده قرن کتاب های مفصلی در این باره تألیف کرده اند و به بحث مفصل علمی پرداخته اند و کسی اشکال درستی بر آنها وارد ننموده است.

و خداوند عليم حكيم شهر علم را خاتم الأنبياء صلى الله عليه وآله قرار داد و او نیز در حديث فوق حد تواتر فرمود:

«أنَا مَدینَهُ العِلمِ وعَلِیٌّ بابُها، فَمَنْ أرَادَ المَدينَةَ والحِكمَة فَلْيَأتِیها مِن بابِها».

من شهر علمم و على درب آن است ، پس هرکسی که شهر (علم) و حکمت را بخواهد باید

ص: 28


1- سوره (4) النساء آیه 55 و 56.
2- سوره (3) آل عمران آیه 145.

از درب آن بیاید.

برای مزيد اطلاع به کتاب ارزشمند «تأسيس الشيعة لعلوم الإسلام» فقيه بزرگوار سید حسن صدر مراجعه شود، ایشان با ذکر دلیل بیان نموده است که مؤسس بسیاری از علوم ادبي، فقهی، تفسیری، معارفی، تجربی و غیر آنها را حضرات ائمه معصومین علیهم السلام و شیعیان آنان - تغمدهم الله برحمته - بوده اند.

***

علم معصومین علیهم السلام

سؤال 2- روایاتی بر این مضمون می باشند که ائمه علیهم السلام در کارهای خود مشورت می کردند و یا مطلبی را از دیگران می پرسیدند و یا عملی را انجام می دادند که به حسب ظاهر با آگاهی از غیب منافات داشت، و یا اظهارات دیگر که دیگران را به تردید می انداخت، و همچنین در بعضی از روایات دارد که بر علم معصوم در مواقعی افزوده می شود، از ظاهر روایات استفاده می شود که آن علم را آنها عليهم السلام نداشته اند و به آنها داده می شده است. در مقابل این دسته از روایات، روایات دیگری وجود دارد که ائمه علیهم السلام علم غیب و علم به گذشته و آینده تا قیامت را دارا می باشند، این دو دسته روایات چگونه قابل جمع می باشند؟

جواب تمامی آنچه را ذکر نموديد دلالت بر چندین مورد دارد:

1- این که حضرات اهل بیت عصمت و نبوت عليهم الصلوة والسلام به ذات خود و مستقل از ذات خالق تبارک و تعالی، چیزی ندارند.

2- آنچه می دانند به تعليم خداوند است.

3- و آنچه را که خداوند بخواهد و به آنان بدهد، می دانند.

4- و این که إفاضات علمی حضرت الله تعالی به آنان مستمر است.

5- و این که آن چه از علم خداوند تعالی از ذات او به فعل و عالم أسماء و صفات آید به آنان می دهد.

6- و علم باری تعالی منتهایی ندارد.

ص: 29

7- و از آن جایی که حضرات محمد و آل محمد صلوات الله وسلامه عليهم أجمعين حجاب الله و واسطه جميع فيوضات الهي به خلق هستند تمامی علومی که خداوند اراده کند به عالم مخلوقات برسد به آنان داده می شود، که آنان مدینه علم و خزینه آن می باشند.

8- و برخورد اهل بیت علیهم السلام با افراد حسب سعه وجودی و قابلیت آنان و حسب معرفتشان بوده و می باشد.

9- و جهت دیگر آن ظروف تقيه بوده است، و گاهی نیز برای جلوگیری از به غلو افتادن افراد کم ظرفیت بوده است.

10- و بعضا برای استكمال ضعفاء بوده است.

آنان که خلیفه خداوند تعالی و واسطه برای تربیت خلق هستند، باید بر خلق و شرع ولایت داشته باشند، بدین جهت است که فرموده اند:

«اَلْحُجَّةُ قَبْلَ اَلْخَلْقِ وَ مَعَ اَلْخَلْقِ وَ بَعْدَ اَلْخَلْقِ»(1)

حجت خدا پیش از خلق بوده، و با خلق است، و بعد از خلق هم می باشد.

حجج الله قبلیت و سبقت وجودی ذاتی و موهوبتی دارند، و با آفریدگان ارتباط و معیت داشته ، و نفوذ قول و فعل آنان در عموم خلق ثابت است، و به منزله قيتم جامعه، رکن کاروان توحید و وسیله هدایت و رهبری کاروان توحید خواهند بود،

و دیگر لازمه این فضیلت موهوبی آن است که غایت و غرض از نظام خلقت اند، و به آنان پایان می پذیرد، که باید علم به غیب و شهود و ظاهر و باطن آن ها داشته باشد؛ لكن همه این ها از باب خليفة اللهی است و نه چیز دیگر

برای تربیت و إستكمال و تكريم مؤمنين مشورت می کرده اند و همیشه پرسش بر جهل پرسش گر دلالت نمی کند. عمل آنان نیز یا جهت تقیه و تعليم به شیعیان جهت کتمان اسرار آنان و تعلیم تقیه بوده است، و یا القای این که ما از خود و بالإستقلال چیزی را نمی دانیم و فقیر به تجدید و زیادت علوم الهی هستیم.

ص: 30


1- بصائر الدرجات: ص 487 ب11 ح1 و الكافي: ج1 ص 177 ح و الإمامة و التبصرة من الحيرة: ص 135 ح 149 و کمال الدین و تمام النعمة: ج1 ص 4و ص 221 ب22 ح5 و ص232 ب22 ح 36 و الإختصاص: ص 23 و الثاقب في المناقب، ص 117 ف1 و الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم: ص 256

و بنابر تصريح خودشان مکررا بر علم ایشان افزوده می گردد، به این جهت است که الله تعالى ارادات و مشیئات و بداءات دارد درباره مخلوقات، و همه آنها را به خلفاء خود می دهد، زیرا آنان شهداء الله و خلفاؤه على خلقه می باشند. و آنچه را که برای غیر معصوم از مخلوقات غیب است برای آنان که عين الله الناظرة هستند در شهود است، مگر ذات أحديت الله تعالی که تنها حضرتش از علم به آن آگاه است، و جز آن، آن چه که از علوم در عالم أسماء و صفات أفعال رب تبارک و تعالی می آید، در شهود حضرات معصومین علیهم السلام است به إذن الله و ولایت آنان ، والله العالم.

***

طهارت خون و بول و ... معصومین علیهم السلام

اشاره

سؤال 3- آنچه که از امام معصوم یا پیامبر صلوات الله عليم اجمعین خارج می شود مانند خون، بول یا غائط آیا نجس است یا پاک می باشد؟ به چه دلیل جواب بفرمایید؟

جواب این سؤال شریف است به این دلیل که درباره اعتقاد و ایمان به طهارت حضرات محمد و آل محمد صلوات الله عليهم است که از اصول دین است. این مسئله از مسائل عظيمه و جلیل القدر است زیرا به عقیده مربوط است، و مدار تشیع بر آن است که رهبران معصومش طاهرند از جمیع جهات، نه با کسی مقایسه می شوند و نه کسی با آنان قیاس می شود چنان که فرمودند:

«إنا أَهْلَ اَلْبَيْتِ لاَ يُقَاسُ بِنَا أَحَدٌ».(1)

همانا هیچ کسی با ما اهل بیت قیاس نشود.

و بر طهارت كل وجود و اطوار آنان از قرآن و سنت مطهره عترت و عقل و غیر آن دلایلی می باشد، و ما در این نوشته به یک دلیل اکتفا و به برخی دیگر اشاره می نماییم، زیرا در درس معارف که جناب عالی شرکت نمودید به تفصیل طی چند ماه بحث نموده و دلائل را تشریح نموده ایم.

ص: 31


1- شرح الأخبار: ج2 ص202 ح532 وكيع، باسناده، عن سلمان الفارسي قدس الله روحه، قال: صعد علي أمير المؤمنين المنبر، فحمد الله، و أثنى عليه، و صلى على النبي صلى الله عليه و آله، و ذكر شيئا أراد ذكره. فقال له الناس: أخبرنا يا أمير المؤمنين عن نفسك؟ فقال: أَمَّا تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فِي كِتَابِهِ: «فَلا تُزَکُّوا اَنْفُسَکُمْ هُوَ اَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقی؟». قالوا: يا أمير المؤمنين ! إنا نحب أن تخبرنا عن نفسك. قال: إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدُ. عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص 66 ب 31 ح 297 حدثنا محمد بن عمر الحافظ قال: حدثنا الحسن بن عبد الله التميمي قال: حدثني أبي قال: حدثني سيدي علي بن موسی الرضا، عن أبيه موسی بن جعفر، عن أبيه جعفر بن محمد، عن أبيه محمد بن علي، عن أبيه علي بن الحسين، عن أبيه الحسين، عن علي عليهم السلام قال: نَحْنُ أَهْلَ اَلْبَیْتِ لاَ یُقَاسُ بِنَا أَحَدٌ فِینَا نَزَلَ اَلْقُرْآنُ وَ فِینَا مَعْدِنُ اَلرِّسَالَهِ. معاني الأخبار: ص179ح 2 حدثنا أبي رضي الله عنه قال: حدثنا محمد بن يحيى العطار، عن محمد بن أحمد بن يحيى بن عمران الأشعري، عن حمدان بن سليمان، عن أيوب بن نوح، عن إسماعيل الفراء ، عن رجل قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام: أليس قال رسول الله صلى الله عليه و آله في أبي ذر رحمة الله عليه: مَا أَظَلَّتْ الْخَضْرَاءِ وَ لَا أَقَلَّتِ الغبراء عَلَى ذِي لَهْجَةً اصْدُقْ مِنْ أَبِي ذَرٍّ ؟ قال: بلى. قال: قلت: فأين رسول الله و أميرالمؤمنين؟ وأين الحسن و الحسين ؟، قال: فقال لي: کَمِ اَلسَّنَهُ شَهْراً؟ قال: قلت: اثناعشر شهرا. قال: کَمْ مِنْهَا حُرُمٌ؟ قال: قلت: أربعة أشهر. قال: فَشَهْرُ رَمَضَانَ مِنْهَا؟ قال: قلت: لا. قال: إِنَّ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لَیْلَهً أَفْضَلَ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ إِنَّا أَهْلَ بَیْتٍ لاَ یُقَاسُ بِنا أَحَدُ. و مانند آن: الإختصاص: ص 13. علل الشرائع: ج1 ص 177 ب141 ح2 حدثنا أحمد بن الحسن القطان قال: حدثنا الحسن بن علي بن الحسين السكري قال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيِّ الْغَلَابِيِّ الْبَصْرِيِّ قَالَ : حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ عِمْرَانَ قَالَ : حَدَّثَنَا عَبَّادُ بْنِ صُهَيْبٍ قال: قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ : أَخْبِرْنِي عَنْ أَبِي ذَرٍّ ، أَ هُوَ أَفْضَلُ أَمْ أَنْتُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ؟ فقال: يا ابن صهيب ! کَمْ شُهُورُ اَلسَّنَهِ؟ فقلت: اثني عشر شهرا. فقال: و كَمِ الحُرُمُ منها؟ قلت: أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ . قَالَ : فَشَهْرُ رَمَضَانَ مِنْهَا ؟ قِلَّةُ : لَا . قَالَ : فَشَهْرُ رَمَضَانَ أَفْضَلُ أَمِ أَشْهُرِ الْحُرُمِ ؟ فَقُلْتُ : بَلْ شَهْرٍ رَمَضَانَ . قَالَ : فَكَذَلِكَ نَحْنُ أَهْلَ الْبَيْتِ لَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدُ ، وَ أَنَّ أَبَا ذَرٍّ كَانَ فِي قَوْمٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى الله عليه و آله، فَتَذَاكَرُوا فَضَائِلِ هَذِهِ الُامَّةِ ، فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ أَفْضَلُ هَذِهِ الأمه عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ، وَ هُوَ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ ، وَ هُوَ صِدِّيقُ هَذِهِ الْأُمَّةُ ، وَ فاروقها ، وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهَا ، فَمَا بَقِيَ مِنَ الْقَوْمِ أَحَدُ إِلَّا أَعْرَضَ عَنْهُ بِوَجْهِهِ ، وَ أَنْكَرَ عَلَيْهِ قَوْلِهِ ، وَ كَذَّبَهُ ، فَذَهَبَ أَبُو أَمَامَةَ الْبَاهِلِيِّ مِنْ بَيْنَهُمْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيَّ وَ آلِهِ ، فأحبره بِقَوْلِ أَبِي ذَرٍّ ، وَ إِعْراضُهُمْ عَنْهُ ، وَ تَكْذِيبِهِمْ لَهُ ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَا أَظَلَّتْ الْخَضْرَاءِ ، وَ لَا أَقَلَّتِ الغبراء ، يَعْنِي مِنْكُمْ يَا أَبَا أُمَامَةَ ! ، مِنْ ذِي لَهْجَةً أَصْدَقُ مِنْ أَبِي ذَرٍّ ر.ک: عيون المعجزات: ص82 و نوادر المعجزات: ص267 و کشف الغمة: ج1 ص30 و الدر النظيم: ص770 و کشف اليقين : ص191 و نهج الحق و کشف الصدق: ص 253 و مشارق أنوار اليقين: ص 257 و غرر الأخبار: ص 198. نوادر المعجزات: ص267 خبر الخيط ، معروف مشهور ... یا جَابِرٍ ! إِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لَا يقاش بِنَا أَحَدُ ، مَنْ قَاسَ بِنَا أَحَدُ مِنَ الْبِشْرِ فَقَدْ كَفَرَ نهج الحق و کشف الصدق: ص 253 قال الجاحظ و هو من أعظم الناس عداوة لأمير المؤمنين عليه السلام: صدق علي في قوله: نَحْنُ أَهْلَ الْبَيْتِ لَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدُ ، كَيْفَ يُقَاسُ بِقَوْمٍ مِنْهُمْ رسول الله صلى الله عليه و آله، و الأطيبان علي و فاطمة، و السبطان الحسن و الحسين، و الشهيدان حمزة و ذو الجناحين جعفر، و سيد الوادي عبد المطلب، و ساقي الحجيج عباس، و حليم البطحاء أبو طالب، والنجدة و الخيرة فيهم، و الأنصار من نصرهم، و المهاجرون من هاجر إليهم، و معهم، و الصدیق من صدقهم، و الفاروق من فرق الحق والباطل فيهم، و الحواري حواریهم، و ذو الشهادتين لأنه شهد لهم، ولا خير إلا فيهم، و لهم، و منهم، و أبان رسول الله صلى الله علیه و آله أهل بيته بقوله: إِنِّي تَارِكٌ فِي الخَليفَتَينِ کِتابَ اللَّهِ حَبْلُ مَمْدُودٌ مِنْ السَّمَاءُ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي وَ أَهْلَ بَيْتِي ، نباني اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ . و لو كانوا كغيرهم - لما قال عمر لما طلب مصاهرة علي: إني سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله يقول : کل سَبَبٍ وَ نَسَبٍ مُنْقَطِعُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا سَبَبِي وَ نَسَبِي. فأما علي فلو أوردنا لأيامه الشريفة و مقاماته الكريمة و مناقبه السنية لأفنينا في ذلك الطوامير الطوال، العرق صحيح و المنشأ كريم و الشأن عظيم و العمل جسيم و العلم كثير و البيان عجیب و اللسان خطيب والصدر رحيب و أخلاقه وفق أعراقه و حديثه يشهد لقديمه. و در کتب عامه: سبل الهدى والرشاد، ج11 ص 7 و شواهد التنزيل: ج2 ص270 ح 904 و المناقب ابن المغازلي: ص260 ح 309 و الرياض النضرة: ج2 ص208 و النور المشتعل: ص 277 ح 77 و اللئالي سيوطي: ج1 ص198 به سه طریق و کنز العمال : 15 ص125 ح362 و أنساب الأشراف: ج5 ص 75 و سمط النجوم عصامي: ج2 ص 461 و مجمع الزوائد: ج9 و فتح الباري: ج8 ص 59 و فرائد السمطين: ج1 ص45 ح10 و ذخائر العقبي: ص 17 و چاپ جدید: ج1 ص 77

آیه کریمه تطهير:

«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».(1)

همانا الله اراده دارد که همه آلودگی ها (و ناپاکی) را از شما اهل بیت ببرد و شما را پاکیزه دارد پاکیزگی (ویژه ای) را

جمع محلى به الف و لام در «الرجس» إفاده عموم جنس رجاست و نجاست ها را می کند، و کلام در إذهاب مطلق رجس است در سیاق نفی و این نیست مگر دفع مطلق جنس رجس به کل، چه مادی و چه معنوی و نه رفع آن، و مفيد نفي جميع افراد آن است بالخصوص که در آخر فرموده است: «وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرًا»، و مفید طهارت کامله آنان؛ عصمت که مبرا نماید آنان را از هر معصيتي، و طهارت مادی ایشان چنان که هیچ گونه نجسی در آنها نباشد. رسول الله صلى الله عليه و آله در دعای خود برای اهل بیت خود فرمود:

«اللهُمَّ!...، وَاجْعَلْهُمْ مُطَهَّرِینَ مِنْ کلِّ رِجْسٍ مَعْصُومِینَ مِنْ کلِّ ذَنْبٍ»(2)

بارالها! ...، و آنان را پاکیزه دار از هر پلیدی، و معصوم دار از هر گناهی.

و مولی الموحدین علیه السلام پس از ذکر آیه تطهیر فرمودند:

«فَقَد طَهَّرَنا مِنَ الفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنها وَ ما بَطَنَ».(3)

به تحقيق الله ، ما را از همه فحشاء (و ناپاکی) پاک داشته است، ظاهری و باطنی.

و در زیارت جامعه کبیره آمده است:

«... عَصَمَكُمُ اللّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ، وَ طَهِّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ، وَ اَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً... ».(4)

... الله تعالی شما را از لغزشها معصوم گردانیده، و شما را از فتنه ها ایمن نموده ، و شما را از هر آلودگی (و عيب خَلقي و خُلقي، معنوی و ظاهری) مطهر گردانیده، و از شما رجس را دور کرده و شما را مطهر گردانیده پاک گردانیدنی (وصف نشدنی) ....

ص: 32


1- سوره (33) الأحزاب آیه 34.
2- الأمالي شیخ صدوق، ص 486 مجلس 73 ح18 حدثنا أحمد بن زياد بن جعفر الهمداني رحمه الله قال: حدثنا علي بن إبراهيم بن هاشم قال: حدثنا جعفر بن سلمة الأهوازي قال: حدثنا إبراهيم بن محمد الثقفي، عن إبراهيم بن موسی ابن أخت الواقدي قال: حدثنا أبو قتادة الحراني، عن عبد الرحمان بن العلاء الحضرمي، عن سعيد بن المسيب، عن ابن عباس قال: إن رسول الله صلى الله عليه و آله كان جالسا ذات يوم و عنده علی و فاطمة والحسن والحسين عليهم السلام فقال: اللَّهُمَّ ! إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي ، وَ أَكْرَمُ النَّاسِ عَلَيَّ ، فَأَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمْ ، وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُمْ ، وَ وَالِ مَنْ وَالَاهُمْ ، وَ عادُ مَنْ عَادَاهُمْ ، وَ أُعِنَّ مَنْ أَعَانَهُمْ ، وَ اجْعَلْهُمْ مطهرين مِنْ کل رِجْسُ ، مَعْصُومِينَ مِنْ کل ذَنْبٍ ، وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْكَ ،.... از او: بشارة المصطفى لشيعة المرتضى: ج2 ص 177.
3- تأويل الآيات الظاهرة: ص 499 و تفسير البرهان: 4 ص 449 ح8596 هردو از محمد بن العباس ابن الماهیار: حدثنا عبد العزيز بن يحيى، عن محمد بن زکریا، عن جعفر بن محمد بن عمارة قال: حدثني أبي، عن جعفر بن محمد، عن أبيه عليهما السلام قال: قال علي بن أبي طالب عليه السلام: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَضْلُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ ، وَ كَيْفَ لَا يَكُونُ کذلك ، وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » ؟ فَقَدْ طَهَّرَنَا اللَّهُ مِنَ الْفَوَاحِشَ ، ماظهرمنها وَ مَا بَطَنَ ، فَنَحْنُ عَلَى مِنْهَاجِ الْحَقِّ .
4- من لا يحضره الفقيه: ج2 ص613 ح 3213 و عیون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص 275 ح1 و تهذیب الأحکام: ج6 ص 98 ب46 ح 1/177 و المزار الكبير، ابن المشهدي: ص 529 ب1. البلد الأمين: ص299 ... عَصَمَكُمُ اللَّهُ سَادَاتِي مِنَ الذُّنُوبِ ، وبراكم مِنَ الْعُيُوبِ ، وَ ائْتَمَنَكُمْ عَلَى الْغُيُوبِ ، وَ جَنَّبَكُمُ الْآفَاتِ ، وقاکم مِنْ السیئات ، وطهرکم مِنَ الدَّنَسِ وَ الزَّيْغِ ، وَ نزهکم مِنَ الزَّلَلِ وَ الْخَطَإِ ، وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً . . . .

خداوند تبارک و تعالی آنان را از هرگونه آلودگی و کثیفی طاهر نموده است به دفع، و اختیار معنای حقیقت رجس مقدم بر معنای مجازی است، و خلاف آن دلیل می خواهد، و ذكر بعضی از وجوه معنای رجس در احادیث مانند: إذهاب رجس جهل و جاهلیت و شک، مستلزم نفي بعض دیگر معانی نیست، و تقید زدن به مواردی خاص، خلاف اصل إطلاق است.

دیگر این که طهارت نطفه و خون و بول و میت اهل بیت نبوت که أمناء الرحمان و خلفاء الله تعالى على جميع ما خلق هستند و آن چه از آنان خارج گردد، از شروط عصمت است، و اقرار به طهارت آنها از ایشان ، از لوازم ایمان، ضروری قرآنی و تشیع است.

و احادیث تصریح دارد بر این که خلقت جسم آنان از طینت عليين است و خلقت ملائکه و انبیاء و کروبیین و روح شیعیان از فاضل و زیادت طینت جسم آنان است، روح شیعیان را هیچ گونه نجاستی نمی رسد و جسم اهل بیت که الطف است به طریق اولی طیب و طاهر است و جز طاهر تولید نمی کند. و سید الساجدين عليه السلام پس از شنیدن شهادتين خطیب اموی به امر یزید بن معاویه لعنة الله عليهما چنين فرمود:

«شَهِدَ بِهَا شَعْرِی وَ بَشَرِی وَ لَحْمِی وَ دَمِی و مُخّی و عَظمی».(1)

شهادت داد به آن (توحید) مویم و پوستم و گوشت و خونم و مغزو استخوانم.

و شهادت دادن اعضاء جسمانی آنان به وحدانیت الله تعالی و نبوت خاتم الأنبياء دلالت بر طهارت مطلق و خاص و بی نظیر اهل بیت علیهم السلام است.

و این که طهارت هر طاهری از فاضل شعاع طهارت اهل بیت نبوت است که به سبب قبول ولایت آنان حاصل می گردد، و گواه بر آن است این فراز از زیارت شریفه جامعه کبیره:

«... وَ جَعَلَ صَلواتَنَا عَلَیْکُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طِیبا لِخُلُقِنَا وَ طَهَارَةً لِاَنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَةً لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا...»(2)

... و خداوند درودهای ما بر شما و نیز آنچه را که به ما اختصاص داده است (از نعمت ولایت شما) همه را مایه پاکیزگی خلقت ما، و باعث پاکی باطن ما، و موجب تزکیه و

ص: 33


1- بحار الأنوار: ج45 ص139 ب 39 و تسلية المجالس: ج2 ص395 و مقتل الحسين عليه السلام، الخوارزمي: ج2 ص 78 جزء 2 و الفتوح - أحمد بن اعثم الكوفي: ج5 ص 133
2- من لا يحضره الفقيه: ج2 ص613 ح 3213 و عیون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص 275ح1 و تهذیب الأحکام: ج6 ص 98 ب46 ح 1/177 و المزار الكبير، ابن المشهدي: ص 529 ب1.

رشد ما، و جبران کننده گناهان ما قرار داد ....

و زیارت حضرت صدیقه کبری فاطمة الزهراء سلام الله علیها که از امام محمد باقر علیه السلام است:

«... وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَمُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَانَا بِهِ وَصِیُّهُ علیه السلام فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا بالِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ»(1)

...و ما بر این باوریم که دوست دار و تصدیق کننده شما هستیم و نسبت به هر آن چه پدر شما صلى الله عليه و آله و وصی او برای ما آوردند شکیبا و فرمان بردار هستیم، پس ما از شما درخواست می کنیم که اگر در این عقیده به شما راست گفته ایم، ما را به خاطر همین راستگویی به آن دو بزرگوار ملحق نمایی به بشارت، تا به خود بشارت دهیم که ما به وسیله دوستی توپاک شده ایم.

و مطهریت آب و دیگر مطهرات به سبب قبول ولایت حضرات اهل بیت عصمت و طهارت است، و آنان که مخلوق از نور ذات الله عزوجل هستند، خود سبب طهارت هر مطهر و مطهری می باشند.

و چون ولی معصوم حجة الله برما سوى الله و خليفة الله بر مخلوقات است، واجب است که از همه بدی ها مبرا و از همه نقائص منزه باشد، چه ظاهری و باطنی، خلقی و خلقی، و ظاهر است که نجاسات از بدترین نقائص و شدیدترین آن ها است، به همین دلیل است که خداوند تعالی نطفه امام را در عالم دنیا نیز طهرو طاهر و مطهر در ارحام و اصلاب طيبه و طاهره انتقال داده است، چنان چه در زیارت هایی چند از معصومین علیهم السلام آمده است.

و به سبب آن که رشه ای از خون پیامبر و یا وصیی به زمینی رسیده و به سبب آن خون، آن زمين محبوب خداوند قرار گرفته و مسجد گردیده است.(2)

و بنابر خبری رسول الله صلى الله عليه و آله، در هنگام احتضار، خونی را قی فرمودند و

ص: 34


1- تهذیب الأحکام: ج6 ص10 ب3 ح 19 - 12 محمد بن أحمد بن داود، عن محمد بن وهبان البصري قال: حدثنا أبو محمد الحسن بن محمد بن الحسن السيرافي قال: حدثنا العباس بن الوليد بن العباس المنصوري قال: حدثنا إبراهيم بن محمد بن عیسی بن محمد العريضي قال: حدثنا أبو جعفر عليه السلام ذات يوم قال: إِذَا صِرْتَ إِلَی قَبْرِ جَدَتِکَ فَاطِمَةَ (علیها السلام) فَقُل: یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَانا بِهِ وَصِیُّهُ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا بالِبُشِّرَی لِنُبَشِرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ . و مصباح المتهجد و سلاح المتعبد: ج2 ص711 و المزار شیخ مفید: ص 178 ب7 و المزار الكبير ابن المشهدي: ص80 زیارت 2 و المزار شهید اول: ص21.
2- الكافي: ج3 ص370 ح14 الحسين بن محمد رفعه، عن ابن أبي عمير، عن بعض أصحابه قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام: إني لأكره الصلاة في مساجدهم. فقال: لاتَكرَة، فَما مِن مَسْجِدٍ بُنِیَ إِلاَّ عَلَی قَبْرِ نَبِیٍّ أَوْ وَصِیِّ نَبِیٍّ قُتِلَ فَأَصَابَ تِلْکَ اَلْبُقْعَهَ رَشَّهٌ مِنْ دَمِهِ فَأَحَبَّ اَللَّهُ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا فَأَدِّ فِیهَا اَلْفَرِیضَهَ وَ اَلنَّوَافِلَ وَ اِقْضِ فِیهَا مَا فَاتَکَ. و تهذیب الأحکام: ج3 ص 258 ب 25 ح 43/723 و سید بحرالعلوم قدس سره در کتاب الدرة النجفية بنابراین روایت چنين سروده است: والسرفي فضل صلوة المسجد * قبر لمعصوم به مستشهد.

امیرالمؤمنين عليه السلام آن خون را گرفته و به صورت مبارک خود مالیدند.(1)

و سیدالشهداء عليه السلام خون خود را و خون برخی از شهداء از اهل بیت و از آنها حضرت طفل شیرخوار خود علی اصغرو عبد الله را بر صورت خود می مالید و می فرمود:

«هَکَذَا أَلقَى اللهَ وأَلْقَی جَدِّی رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ».(2)

الله و جدم رسول الله صلى الله عليه و آله را این چنین (با صورتی آغشته به خون) ملاقات می نمایم.

«هَکَذَا أَلْقَى جَدّي بِدَمِی».(3)

جدم را این چنین آغشته به خونم ملاقات می نمایم.

و به علم و يقين خون هایی که بر جسم مطهر حضرت بود غسل داده نشد و با همان خونها توسط امام على السجاد عليهما السلام دفن گردیدند.

و امیرالمؤمنين عليه السلام هنگام ضربت خوردن در محراب مسجد کوفه، از خاک محراب مسجد بر روی جای ضربت بر فرق مبارک سر مطهر خود می ریخت، اگر- نعوذ بالله تعالى- خون آن حضرت مانند خون مردم بود، بر امام جائز بود که آن را بر روی سر آغشته به خونش می گذاشت؟ و معنای فعل امام، در حضور دو امام دیگر جز این نیست مگر این که خون امام طيب و طاهر است و گرنه تنجيس مسجد و اجزاء آن و از آنها خاک مسجد، ضرورتا حرام است و امام مبرا از فعل حرام است.(4)

و داخل شدن جنب در مسجد النبي صلى الله عليه و آله برای عموم مردم حرام است، اما برای اهل بیت نبوت جایز است و این نیست مگر این که جنابت آنان غیر از جنابت دیگران می باشد، و در بسیاری از کتاب های حدیث شیعه و مخالفين به روایت اشخاصی تصریح بر آن شده است که رسول الله صلى الله عليه و آله فرمودند:

«لاَ یَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یُجْنِبَ فِی هَذَا اَلْمَسْجِدِ إِلاَّ أَنَا وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ وَ مَنْ کَانَ مِنْ أَهْلِی فَإِنَّهُمْ مِنِّی».(5)

ص: 35


1- شرح نهج البلاغة ابن میثم البحراني: ج3 ص 441 يقال أن رسول الله صلى الله عليه و آله قاء وقت موته دما يسيرا و أن علي عليه السلام مسح بذلك الدم وجهه ....
2- ينابيع المودة: ج3 ص82.
3- رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار: ج1 ص230 ...فوقف یستريح ساعة و قد ضعف عن القتال، فأتاه سهم محدد مسموم له ثلاث شعب فوقع في صدره، فقال: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ، وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ : إِلَهِي ! إِلَيْكِ تَعْلَمُ إِنَّهُمْ يَقْتُلُونِ ؟ لَيْسَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ابْنُ نَبِيٍّ غَیرُهُ ، فأخرج السهم من قفاه و انبعث الدم كالميزاب، فوضع يده على الجرح، فلما امتلأت رمی به إلى السماء، فما رجع من ذلك الدم قطرة، و ما عرفت الحمرة في السماء حتى رمي الحسين بدمه إلى السماء، ثم وضع يده ثانيا، فلما امتلأت لطخ بها رأسه و لحيته وقال: هَكَذَا أَلقی جَدِّي بِدَمي ....
4- تسلية المجالس: ج1 ص484 و روي أنه لما ضرب أمير المؤمنين عليه السلام و سمعوا قوله: فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ، و ارتفع الصياح في المسجد، قتل أمير المؤمنين، أقبل أهل الكوفة رجالا و نساء بالمصابيح، فوجدوا أمير المؤمنين عليه السلام مطروحا في محرابه، فارتفعت أصوات الناس بالبكاء والنحيب. و أقبل الحسن و الحسين، فلما رأيا أميرالمؤمنين وقعا على قدميه و أعلنا بالبكاء والنحيب ، و أقبلت بنات أمير المؤمنين مشققات الجيوب، و جعل أمير المؤمنين يَأْخُذُ الدَّمَ مِنْ رَأْسِهِ وَ يَلْطَخُ وَجْهِهِ وَ مَحَاسِنِهِ ، وَ يَقُولُ : هَكَذَا ألقی اللَّهُ ، هکذا ألقی رَسُولَ اللَّهِ ، هَكَذَا أُلْقِيَ فَاطِمَةَ ، هَكَذَا أُلْقِيَ جَعْفَرِ الطَّيَّارِ، وَ سَمِعَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ بُكَاءً بَنَاتِهِ ، فَقَالَ : احْمِلُونِي إِلَى الْمَنْزِلِ لَا وَدَّعَ بَناتِي وَ أَهْلِي ، فَوَضَعَ إِحْدَى يَدَيْهِ عَلَى كَتِفَ الْحَسَنِ ، وَ الْأُخْرَى عَلَى كَتِفَ الْحُسَيْنُ ، وَ مَضَيَا بِهِ إِلَى حُجْرَتِهِ وَ رِجْلَاهُ تخطان الْأَرْضِ ، وَقَدْ عَلَا لَوْنُهُ الإصفرار . . . . بحارالأنوار: ج42 ص 259- 282 ب127 رأينا في بعض الكتب القديمة رواية في كيفية شهادته (علي عليه السلام) أوردنا منه شيئا مما يناسب كتابنا هذا على وجه الإختصار، قال: روى أبو الحسن علي بن عبد الله بن محمد البكري، عن لوط بن يحيى، عن أشياخه و أسلافه قالوا:... قال الراوي: .. و قام قائما يصلي و كان عليه السلام يطيل الركوع والسجود في الصلاة كعادته في الفرائض والنوافل حاضرا قلبه، فلما أحس به فنهض الملعون مسرعا و أقبل يمشي حتى وقف بإزاء الأسطوانة التي كان الإمام عليه السلام يصلي عليها ، فأمهله حتى صلي الركعة الأولى، و رکع و سجد السجدة الأولى منها، و رفع رأسه فعند ذلك أخذ السيف و هزه ثم ضربه على رأسه المكرم الشريف، فوقعت الضربة على الضربة التي ضربه عمرو بن عبد ود العامري ثم أخذت الضربة إلى مفرق رأسه إلى موضع السجود، فلما أحس الإمام بالضرب لم يتأوه و صبر واحتسب و وقع على وجهه و ليس عنده أحد، قائلا: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ، ثم صاح وقال: قتلني ابن ملجم، قَتَلَنِي اللَّعِينِ ابْنَ الْيَهُودِيَّةِ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ ، أَيُّهَا النَّاسُ ! لا یفوتنکم ابْنُ مُلْجَمُ ، و سار السم في رأسه و بد نه، و ثار جميع من في المسجد في طلب الملعون، و ماجوا بالسلاح، فما كنت أرى إلا صفق الأيدي على الهامات و علو الصرخات، وكان ابن ملجم ضربه ضرب خائفا مرعوبا ثم ولى هاربا، و خرج من المسجد، وأحاط الناس بأمير المؤمنين عليه السلام و هو في محرابه، يشد الضربة و يأخذ التراب و يضعه عليها ثم تلا قوله تعالى: «مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخرِجُکُم تَارَةً أُخْرَى». ثم قال عليه السلام: جاء أمر الله وصدق رسول الله صلى الله عليه و آله، ثم إنه لما ضربه الملعون ارتجت الأرض، و ماجت البحار و السماوات، و اصطفقت أبواب الجامع....
5- من لا يحضره الفقيه: ج3 ص 557 باب النوادر ...ح4915 و الأمالي شیخ صدوق: ص 334 مجلس 54 ح5 حدثنا محمد بن عمر البغدادي قال: حدثني الحسن بن عبد الله بن محمد بن علي التميمي قال: حدثني أبي قال: حدثني سيدي علي بن موسی بن جعفر، عن أبيه موسی بن جعفر، عن أبيه جعفر بن محمد، عن أبيه محمد بن علي، عن أبيه علي بن الحسين، عن أبيه الحسين بن علي، عن أبيه علي بن أبي طالب عليهم السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يُجْنِبَ فِي هَذَا الْمَسْجِدِ إِلَّا أَنَا وَ عَلِيُّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ مَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِي فَإِنَّهُ مِنِّي . کنز العمال: ج6 ص 159 ح2670 عن أم سلمة: لَا يَحِلُّ لَا حَدَّ أَنْ يُجْنِبَ فِي هَذَا الْمَسْجِدِ إِلَّا أَنَا وَ عَلِيُّ .

برای هیچ کس حلال نیست که در این مسجد جنب شود مگر برای من و علی و فاطمه و حسن و حسین، و هر کسی که از اهل من باشد پس همانا او از من است.

«إِنَّ اَللَّهَ أَوْحَی إِلَیَّ أَنْ أَتَّخِذَ مَسْجِداً طَهُوراً لاَ یَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یُجْنِبَ فِیهِ إِلاَّ أَنَا وَ عَلِیٌّ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ عليهم السلام».(1)

همانا الله به من وحی فرمود: این که مسجدی پاک و پاک کننده برگزینم، برای هیچ کسی جز من و علی و حسن و حسین علیهم السلام حلال نیست در آن جنب شود.

«أَلَا إِنَّ هَذَا الْمَسْجِدَ لَا یَحِلُّ لِجُنُبٍ إِلَّا لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ» (2)

آگاه باشید همانا این مسجد برای هیچ جنبی جز محمد صلى الله عليه و آله حلال نیست.

«...وَ إِنَّ عَلِیّاً عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی فَلاَ یَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یَقْرَبَ اَلنِّسَاءَ فِی مَسْجِدِی وَ لاَ یَبِیتَ فِیهِ جُنُباً إِلاَّ عَلِیٌّ وَ ذُرِّیَّتُهُ فَمَنْ سَاءَهُ ذَلِکَ فَهَاهُنَا»

... و همانا جایگاه على عليه السلام از من به منزلت هارون از موسی است، پس برای هیچ کسی حلال نیست که در این مسجد من نزدیک زنان شود و جنب در آن بماند مگر على و ذریه او، پس هرکس که از آن ناخوشایند است، این جا (برود.)

- وَ ضَرَبَ بِیَدِهِ نَحْوَ اَلشَّامِ.(3)

و با دست خود به سوی شام اشاره فرمود.

«... وَ لَا یَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یَنْکِحَ فِیهِ النِّسَاءَ إِلَّا عَلِیٍّ وَ ذُرِّیَّتِهِ فَمَنْ شَاءَ فَهَاهُنَا».

... و جز علی و ذره او حلال نیست (کسی) در آن (مسجد) زنان را نکاح کند پس هرکه را (از این سخنم) ناخوش آمد، این جا (برود).

-وَ أَشَارَ بِیَدِهِ نَحْوَ اَلشَّامِ.(4)

و با دست خود به سوی شام اشاره فرمود.

نتیجه این که جنابت اینان چون دیگران نبوده و در حکم با دیگران مشترک نیستند، و تطهير

ص: 36


1- تهذیب الأحکام: ج6 ص 15 ب5 ح34 - 14 موسی بن القاسم، عن عبد الرحمان، عن محمد بن حمران، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سألته عن الجنب يجلس في المسجد؟ قال: لَا وَ لَكِنْ یمرفيه إِلَّا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ مَسْجِدَ الْمَدِينَةِ . قال: وَ روی أَصْحَابُنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ علیه وَ آلِهِ قَالَ : لَا يَنَامُ فِي مَسْجِدِي أَحَدُ وَ لَا يُجْنِبُ فِي أَحَدُ . وَ قَالٍ : إِنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَى : أَنِ اتَّخِذْ مَسْجِداً طَهُوراً لَا يَحِلُّ لَا حَدَّ أَنْ یجنب فِيهِ إِلَّا أَنَا وَ عَلِيُّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ . قَالَ : ثُمَّ أَمَرَ بِسَدِّ أَبْوَابِهِمْ وَتْرَكَ بَابَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَتَكَلَّمُوا فِي ذَلِكَ فَقَالَ : مَا أَنَا سَدَدْتُ أَبْوَابَكُمْ وَ تَرَكْتُ بَابَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ لَكِنَّ اللَّهَ أَمَرَ بِسَدِّهَا وَ تَرَكَ بَابَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَام
2- عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج1 ص228 - 232 ب 23 ح1 حدثنا علي بن الحسين بن شاذويه المؤدب و جعفر بن محمد بن مسرور رضي الله عنهما قالا: حدثنا محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري عن أبيه عن الريان بن الصلت... الرضا عليه السلام: ... فِي قؤل رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حِينَ قَالَ : أَلَا إِنَّ هَذَا الْمَسْجِدَ لَا یحل لِجُنُبٍ إِلَّا لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ آلِهِ . . . . .
3- علل الشرائع: ج1 ص202 ب154 ح2 حدثنا المظفر بن جعفر بن المظفر العلوي رحمه الله قال: حدثنا جعفر بن محمد بن مسعود عن أبيه قال: حدثنا نصر بن أحمد البغدادي قال: حدثنا عیسی بن مهران قال: حدثنا محول [مخول] قال: أخبرنا عبد الرحمان بن الأسود، عن محمد بن عبيد الله بن أبي رافع، عن أبيه وعمه، عن أبيهما، عن أبي رافع قال: إن رسول الله صلى الله عليه و آله خطب الناس فقال: أيها الناس! إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ مُوسَى وَ هَارُونَ أَنْ يَبْنِيَا لِقَوْمِهِمَا بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ أَمَرَهُمَا أَنْ لَا يَبِيتَ فِي مَسْجِدِهِمَا جُنُبُ وَ لَا يَقْرَبَ فِيهِ النِّسَاءَ إِلَّا هَارُونُ وَ ذریته وَ أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلَامُ منی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى فَلَا يَحِلُّ لَا حَدَّ أَنْ يَقْرَبَ النِّسَاءَ فِي مَسْجِدِي وَ لَا يَبِيتَ فِيهِ جُنُبُ إِلَّا عَلِيُّ وَ ذریته فَمَنْ سَاءَهُ ذَلِكَ فَهَاهُنَا - وَ ضَرَبَ بِيَدِهِ نَحْوَ الشَّامِ . و برخی از کتب عامه: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام : ج2 ص از 194 از: جامع الترمذي و مسند أبي يعلى و أبو سعيد الخدري قال النبي صلى الله عليه و آله: يا علي! لا يحل لاحد أن يجنب في هذا المسجد غيري و غيرك. وفي رواية: يَا عَلِيُّ ! لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ غَيْرِي وَ غَيْرُكَ . وَفِي رِوَايَةُ : وَ لَا يَحِلُّ أَنْ يَدْخُلَ مَسْجِدِي جُنُبُ غَيْرِي وَ غیره وَ غیر ذُرِّيَّتُهُ فَمَنْ شَاءَ فهنا - وَ أَشَارَ بِيَدِهِ نَحْوَ الشَّامِ - فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ : لَقَدْ ضَلَّ وَ غَوَى فِي أمرختنه ، فَنُزُلُ : «ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوِيُّ» . الرياض النضرة: ج2 ص 253 عن أبي هريرة قال: قال عمر: ثلاث خصال لعلي لأن يكون لي خصلة منهن أحب إلي من أن يكون لي حمر النعم: تزويجه فاطمة بنت النبي صلى الله عليه و آله، و سکناه في المسجد مع رسول الله صلى الله عليه و آله، و الراية يوم خيبر. أخرجه ابن السمان في الموافقة. وعن أبي سعيد عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: يا علي! لَا يَحِلُّ لَا حَدُّ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ غیري وَ غَيْرُكَ . کنز العمال: ج6ص159ح2671 عن أبي سعيد: يَا عَلِيُّ ! لَا يَحِلُّ لَا حَدُّ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ غَيْرُكَ .
4- علل الشرائع: ج1 ص202 ب 154 ح3 حدثنا المظفر بن جعفر بن المظفر العلوي رحمه الله قال: حدثنا جعفر بن محمد بن مسعود، عن أبيه قال: حدثنا نصر بن أحمد البغدادي قال: حدثنا محمد بن عبيد بن عتبة قال: حدثنا إسماعيل بن أبان، عن سالم بن أبي عمرة، عن معروف بن خربوذ، عن أبي الطفيل، عن حذيفة بن أسيد الغفاري قال: إِنَّ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَامَ خَطِيباً فَقَالَ: إِنَّ رَجَاءٍ لا يَجِدُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ أَنْ أَسْكَنَ عَلِيّاً فِي السجد وَ أَخْرَجَهُمْ وَ اللَّهِ مَا أَخْرَجْتَهُمْ وَ أَسْكَنْتُهُ بَلِ اللَّهُ أَخْرَجَهُمْ وَ أَسْكَنَهُ انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَى مُوسى وَ أَخِيهِ أَنْ تَبَوَّءا لقومِکُما بِمِصْرَ بُیُوتا وَ اجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ ثُمَّ أَمَرَ مُوسَى أَنْ لَا يَسْكُنَ مَسْجِدَهُ وَ لَا يَنْكِحَ فِيهِ وَ لَا یدخله جُنُبُ إِلَّا هَارُونُ وَ ذریته وَ أَنَّ عَلِيّاً مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ هُوَ أَخِي دُونَ أَهْلِي وَ لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَنْكِحَ فِيهِ النِّسَاءَ إِلَّا عَلَى وَ ذریته فَمَنْ سَاءَهُ فَهَاهُنَا - وَ أَشَارَ بِيَدِهِ نَحْوَ الشَّامِ - . الإحتجاج: ج2 ص 378 و عن أحمد بن عبدالله البرقي، عن أبيه، عن شريك بن عبد الله، عن الأعمش قال: اجتمعت الشيعة و المحكمة عند أبي نعيم النخعي بالكوفة، و أبو جعفر محمد بن النعمان مؤمن الطاق حاضر، فقال ابن أبي حذرة: أنا أقرر معكم أيتها الشيعة أن أبا بكر أفضل من علي و من جميع أصحاب النبي بأربع خصال، لا يقدر على دفعها أحد من الناس؛ هوثان مع رسول الله في بيته مدفون، و هو ثاني اثنين معه في الغار، و هو ثاني اثنين صلى بالناس آخر صلاة قبض بعده رسول الله صلى الله عليه و آله، و هو ثاني اثنين الصديق من هذه الأمة. قال أبو جعفر مؤمن الطاق رحمة الله عليه: يا ابن أبي حذرة! و أنا أقرر معك أن عليا أفضل من أبي بكر و جميع أصحاب النبي صلى الله عليه و آله من ثلاث جهات من القرآن وصفا و من خبر الرسول نصا و من حجة العقل اعتبارا، و وقع الإتفاق على إبراهيم النخعي و على أبي إسحاق السبيعي وعلى سليمان بن مهران الأعمش. فقال أبو جعفر مؤمن الطاق: أخبرني يا ابن أبي حذرة ! عن النبي صلى الله عليه و آله كيف ترك بيوته التي أضافها الله إليه و نهى الناس عن دخولها إلا بإذنه میراثا لأهله و ولده أو تركها صدقة على جميع المسلمين ؟ قل ما شئت. فانقطع ابن أبي حذرة لما أُورِدُ عَلَيْهِ ذَلِكَ وَ عَرَفَ خَطَأً مَا فِيهِ . فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُؤْمِنِ الطَّاقِ : إِنْ تَرَكَهَا میراثا لِوُلْدِهِ وَ أَزْواجُهُ فَإِنَّهُ قُبِضَ عَنْ تِسْعٍ نِسْوَةٍ وَ إِنَّمَا لِعَائِشَةَ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ تِسْعَ ثَمَنِ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِي دُفِنَ فِيهِ صَاحِبِكَ وَ لَا يُصِيبُهَا مِنَ الْبَيْتِ ذِرَاعٍ فِي ذِرَاعٍ ، وَ إِنْ كَانَ صَدَقَةَ فالبلية أَ طَمُّ وَ أَعْظَمُ ، فَإِنَّهُ لَمْ يَصُبُّ مِنَ الْبَيْتِ إِلَّا مَا لِأَدْنَى رَجُلُ مِنَ الْمُسْلِمِينَ فدخول بَيْتِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ فِي حَيَاتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ مَعْصِيَةٍ إِلَّا لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبُ وَ وُلْدُهُ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ فَإِنَّ اللَّهَ أَحَلَّ لَهُمْ مَا أُحِلَّ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ . ثُمَّ قَالَ لَهُمْ : إِنَّكُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّ النَّبِيَّ أَمَرَ بِسَدِّ أَبْوَابِ جَمِيعِ النَّاسِ الَّتِي كَانَتْ مشرعة إِلَى الْمَسْجِدِ مَا خَلَا بَابَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَسَأَلَهُ أَبُو بَكْرٍ أَنْ يَتْرُكَ لَهُ كؤة لِيَنْظُرَ مِنْهَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ فَأَبَى عَلَيْهِ ، وَ غَضِبَ عَمِّهِ الْعَبَّاسِ مِنْ ذَلِكَ فَخَطَبَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ علیه وَ آلِهِ خُطْبَةٍ وَ قَالٍ : إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمَرَ لِمُوسَى وَ هَارُونَ أَنْ تَبُوءَ لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بیوتا وَ أَمَرَهُمَا أَنْ لَا يَبِيتَ فِي مَسْجِدِهِمَا جُنُبُ وَ لَا يَقْرَبَ فِيهِ النِّسَاءَ إِلَّا موسی وَ هارُونَ وَ ذریتهما وَ إِنَّ عَلِيّاً هُوَ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ بْنُ مُوسَى وَ ذریته کذریتة هَارُونَ وَ لَا يَحِلُّ لَا حَدَّ أَنْ يَقْرَبَ النِّسَاءِ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ لَا يَبِيتَ فِيهِ جُنُبُ إِلَّا عَلِيُّ وَ ذریته عَلَيْهِمُ السَّلَامُ ؟ فَقالُوا بِأَجْمَعِهِمْ : كَذَلِكَ كَانَ-. قال أبو جعفر: ذهب ربع دينك يا ابن أبي حذرة! و هذه منقبة لصاحبي ليس لأحد مثلها، و مثلبة لصاحبك، وأما قولك ثاني اثنين إذ هما في الغار ....

آنان به غَسل و غُسل به جهت طهور على طهور و نور على نور، و برای تعلیم مردم بوده است.

و غسل و تغسيل اعم است از نظافت و نجاست، و برای معصوم مطهر به آیه تطهیر نجاستی متصور نیست.

هم چنین جسم آنان پس از رحلتشان از عالم دنیا طیب و طاهر بلکه مطهر است.(1)

و در روایت قاسم صیقل و حسین بن عبید است که به امام جعفر صادق علیه السلام نوشتند:

آیا امیر المؤمنين عليه السلام پس از غسل دادن رسول الله صلى الله عليه و آله غسل نمود؟ در پاسخ فرمود:

«اَلنَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ طَاهِرٌ مُطَهَّرٌ وَ لَکِنَّ أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَعَلَ وَ جَرَتْ بِهِ اَلسُّنَّهُ»(2)

رسول الله طاهر و مطهر بودند، لکن امیرالمؤمنين غسل نمودند، و سنت بدان جاری گشت.

و باید که طاهر و مطهر می بودند و بر همه از جمیع جهات افضل تا حجت بالغه الهی باشند.

و روح و جسم حضرات محمد و آل محمد صلى الله عليهم از طینت فوق عليين است، در صورت و ظاهر به حکمت بشرند، لكن تمامی صفات نقص بشری از آنان به دلیل آیه تطهیر دفع گردیده و هرگز نبوده تا رفع گردد، زیرا آنان مظاهر صفات جلال و جمال ذات مقدس الله تعالی می باشند.(3) در حدیث دیگری امام جعفر صادق عليه السلام فرمودند:

«إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ ثُمَّ صَوَّرَ خَلْقَنَا مِنْ طِینَةٍ مَخْزُونَةٍ مَکْنُونَةٍ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ فَأَسْکَنَ ذَلِکَ النُّورَ فِیهِ فَکنَّا نَحْن خَلْقاً وَ بَشَراً نورَانِیِّینَ لَم یَجْعَلْ لِأَحَدٍ فِی مِثْلِ الَّذِی خَلَقَنَا مِنْه نَصِیباً...»(4)

به راستی خدا ما را از نور عظمت خود آفرید، و سپس آفرینش ما را صورت گری کرد از گلی مخزون و نهفته در زیر عرش، و آن نور را در این کالبد نهاد، و ما آفریدگانی شدیم در جلوه بشریت فروزان و درخشنده، وكسی را در این خلقت ما بهره نیست ....

ص: 37


1- کامل الزيارات: ص222 ح 17 حدثني أبو عبد الرحمان محمد بن أحمد بن الحسين العسكري و محمد بن الحسن جمیعا، عن الحسن بن علي بن مهزیار، عن أبيه علي بن مهزیار، عن محمد بن أبي عمير، عن محمد بن مروان، عن أبي حمزة الثمالي قال: قال الصادق عليه السلام :... أَشْهَدُ أنک طُهَرَ طَاهِرُ مُطَهِّرُ ، مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهِّرُ ، طَهُرَتْ ، وَ طَهُرَتْ أَرْضٍ أَنْتَ بِهَا ، وَ طَهِّرْ حرمک .... من لا يحضره الفقيه: ج2 ص590 زيارة أمير المؤمنين عليه السلام: ... أَشْهَدُ أنک طُهَرَ طَاهِرُ مُطَهِّرُ ، مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهِّرُ ...مانند آن: کتاب المزار شیخ مفید: ص81 ب 43. تهذیب الأحکام: ج 6 ص 27 ب8 ح 1/53 محمد بن أحمد بن داود، عن أحمد بن محمد بن سعيد قال: أخبرنا أحمد بن الحسين بن عبد الملك الأودي قال: حدثنا ذبيان بن حكيم قال: حدثني يونس بن ظبيان، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: إذا أردت زيارة قبر أميرالمؤمنين عليه السلام فتوضأ و اغتسل وامش على هنيئتك و قل: ... صلی اللَّهُ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ ، طُهْرُ طَاهِرُ مُطَهَّرُ مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهَّرٍ .... المزار الكبير ابن المشهدي: ص 188 ب 12 ... صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى روحِکَ وَ بَدَنِکَ ، أَشْهَدُ أنک طَاهِرُ مُطَهِّرُ ، مِنْ ظَهْرِ طَاهِرُ مُطَهِّرُ .... المزار الكبير ابن المشهدي: ص 219 ح5 و ص236 ح 6 ... أَشْهَدُ أنک طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهِّرُ ، مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهِّرُ ..... مانند آن: إقبال الأعمال: ج2 ص 712 و چاپ جدید: ج3 ص 342 فصل 53 و المزار شهید اول: ص 144 البلد الأمين: ص 282 والمصباح کفعمي: ص 492.
2- تهذیب الأحکام: ج1 ص 108 ب5 ح 281/ 13 و الإستبصار: ج1 ص100 ب60 ح 3/323 أخبرني الشيخ رحمه الله، عن أحمد بن محمد، عن أبيه، عن الصفار، عن محمد بن عيسى، عن القاسم الصيقل قال: كتبت إليه: جعلت فداك ! هل اغتسل أمير المؤمنين عليه السلام حين غسل رسول الله صلى الله عليه و آله عند موته؟ فأجابه: النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ طَاهِرُ مُطَهَّرُ وَ لَكِنْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَعَلَ ، وَ جَرَتْ بِهِ السُّنَّةُ . و تهذیب الأحکام: ج1 ص469 ح 186/1541 محمد، عن محمد بن عيسى العبيدي، عن الحسين بن عبيد قال: كَتَبْتُ إِلَى الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَامُ : هَلِ اغْتَسَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ حِينَ غَسْلَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عِنْدَ مَوْتِهِ ؟ فَقَالَ : كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ طَاهِراً مُطَهَّراً وَ لَكِنْ فَعَلَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ ذَلِكَ ، وَجْرَةَ بِهِ السُّنَّةُ .
3- اللمعة البيضاء: ص 64 - 65 و قال علي عليه السلام أيضا كما حكي عن معاني الأخبار للعلامة رحمه الله: يَا سَلْمَانَ ! نَزِلونا عَنِ الرُّبُوبِيَّةِ ، وَ ادْفَعُوا عَنَّا حُظوظَ البَشَرِيَةِ ، فَإِنَّا عَنْها مُبْعَدُونَ ، وَ عَمَّا يَجُوزُ عََلیکَم مُنَزَهونَ ، ثُمَّ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ ، فَإِنِ الْبَحْرِ لَا ینزف ، وَ سِرْ الْغَيْبِ لَا یعرف وَ كَلِمَةُ اللَّهِ لَا تُوصَفُ ، وَ مَنْ قَالَ هُنَاكَ : لِمَ وَ مِمَّ فَقَدْ کفر . مشارق أنوار اليقين: ص 105 و عنهم عليهم السلام أنهم قالوا: نَزِهونا عَنِ الرُّبُوبِيَّةِ وَ ارْفَعُوا عَنَّا حُظوظَ البَشَرِيَةِ - يَعْنِي الْحُظُوظِ الَّتِي تَجُوزُ عَلَيْكُمْ - فَلَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدُ مِنَ النَّاسِ، فَإِنَّا نُحْسِنُ الأَشرارَ الإلهية الْمُوَدَّعَةِ فِي الهَياكِلِ البَشَرِيَةِ ، وَ الْكَلِمَةُ الرَبانِيَةَ الناطقیة فِي الْأَجْسَادِ التُّرَابِيَّةَ ، وَ قُولُوا بَعْدَ ذَاكَ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَإِنَّ الْبَحْرِ لَا یُنزَفُ ، وَ عَظَمَةِ اللَّهِ لَا تُوصَفُ
4- الكافي: ج1 ص389 ح 2 أحمد بن محمد، عن محمد بن الحسن، عن محمد بن عیسی بن عبيد، عن محمد بن شعيب، عن عمران بن إسحاق الزعفراني، عن محمد بن مروان، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سمعته يقول: إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَنَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ ثُمَّ صَوَّرَ خَلْقَنَا مِنْ طِینَهٍ مَخْزُونَهٍ مَکْنُونَهٍ مِن تَحت العَرش فَأَسْکَنَ ذَلِکَ اَلنُّورَ فِیهِ فَکُنَّا نَحْنُ خَلْقاً وَ بَشَراً نُورَانِیِّینَ لَمْ یُجْعَلْ لِأَحَدٍ فِی مِثْلِ اَلَّذِی خُلِقْنَا نَصِیبا وَ خَلَقَ أَرْوَاحَ شِیعَتِنَا مِنْ طِینَتِنَا وَ أَبْدَانَهُمْ مِنْ طِینَهٍ مَخْزُونَهٍ مَکْنُونَهٍ أَسْفَلَ مِنْ ذَلِکَ اَلطِّینَهِ وَ لَمْ یَجْعَلِ اَللَّهُ لِأَحَدٍ فِی مِثْلِ اَلَّذِی خَلَقَهُمْ مِنْهُ نَصِیباً إِلاَّ لِلْأَنْبِیَاءِ وَلِذَلِکَ صِرْنَا نَحْنُ وَ هُمُ اَلنَّاسَ وَ سَائِرُ اَلنَّاسِ هَمَجا لِلنَّارِ وَ إِلَی اَلنَّارِ. بصائر الدرجات: ص20 ب10 ح 3 حدثنا محمد بن عيسى، عن محمد بن شعيب، عن عمران بن إسحاق الزعفراني، عن محمد بن مروان، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سَمِعْتُهُ يَقُولُ : خَلَقْنَا اللَّهُ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ ، ثُمَّ صَوَّرَ خُلِقْنَا مِنْ طِينَتِي محزونه مَكْنُونَةُ مِنْ تَحتَ الْعَرْشُ ، فَاسْكُنْ ذَلِكَ النُّورِ فِيهِ ، فکنا نَحْنُ خَلَقْنَا نورانيين ، لَمْ يَجْعَلْ لَا حَدَّ فِي مِثْلِ الَّذِي خُلِقْنَا مِنْهُ نَصِيباً ، وَ خَلَقَ أَرْوَاحَ شیعتنا مِنْ أَبْدَانَنَا ، وَ أبدائهم مِنْ طِينَةِ مَحْزُونَةُ مَكْنُونَةُ أَسْفَلُ مِنْ ذَلِكَ الطِّينَةِ ، وَ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَا حَدَّ فِي مِثْلِ ذَلِكَ الَّذِي خَلَقَهُمْ مِنْهُ نَصِيباً إِلَّا الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ ، فَلِذلِكَ صِرْنَا نَحْنُ وَ هُمُ النَّاسِ ، وَ صَارَ سَائِرُ النَّاسِ هجما [همجا] فِي النَّارِ وَ إِلَى النَّارِ

و در حدیثی از امام موسی کاظم عليه السلام درباره خلقت محمد و على صلى الله عليهما وآلهما چنين نقل شده است:

«...ظَاهِرُ هُمَا بَشَرِیَّهٌ وَ بَاطِنُهُمَا لاَهُوتِیَّهٌ ظَهَرَا لِلْخَلْقِ عَلَی هَیَاکِلِ اَلنَّاسُوتِیَّهِ حَتَّی یُطِیقُوا رُؤْیَتَهُمَا وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی: «وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ....»(1)

ظاهر آن دو بشری، و باطن آنان لاهوتیست، برای خلق بر هیکل های ناسوتي ظاهر شدند تا این که طاقت دیدنشان را داشته باشند، و (دلیل آن) سخن خدای تعالی است: «و هرآینه برآنان لباسی که می پوشند می پوشاندیم ...».

و از صدیقه طاهره فاطمة الزهراء سلام الله عليها و مادر گرامش و مادران ائمه اطهار صلوات الله عليهم اجمعين، بنابر روایات وارده در کتب فريقين و شاهدانی از زنان هم چون أسماء، سه خونی که از زنان دیده می شود از ایشان دیده نشده است.

شاهد دیگر میلاد خجسته امیر المؤمنين عليه السلام داخل کعبه و سه روز مکث نمودن مادر مکرمه ایشان در آن است، در همه این موارد تامل و دقت شود معلوم می گردد که آن حضرات از آب و گل دگرند و حکم آنان با دیگران یکسان نیست.

و اما بول رسول الله صلى الله علیه و آله که از او بوی بد گزارش نشده است کسانی چون ام ایمن رضي الله عنها از آن نوشید و رسول الله برخی از آثار برکت آن را به او خبردادند.

و خون حجامت ایشان را اشخاصی نوشیدند و رسول الله صلى الله عليه و آله نهی تحریمی نفرمودند و برخی از آثار و برکات آن را بشارت دادند.

و از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام غائطی دیده نشده است. حلیمه سعدیه دایه موحده و با ایمان رسول الله صلى الله عليه و آله از شیرخوارگی آن حضرت گزارش می دهد، او می گوید: به خداوند سوگند هرگز از آن حضرت لباسی آلوده به بول و غائط ایشان نشستم و ندیدم و هرچه بود زمین در خود فرو می برد و بویی خوشبوتر از مشک و کافور از آن به مشامم می رسید.(2)

ص: 38


1- تأويل الآيات الظاهرة: ص 393 نقله الشيخ أبو جعفر الطوسي رحمه الله، عن الشيخ أبي محمد الفضل بن شاذان بإسناده، عن رجاله، عن جابر بن یزید الجعفي، عن الإمام العالم موسی بن جعفر الکاظم علیه السلام قال: إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ نُورَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مِنْ نُورٍ اِخْتَرَعَهُ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ جَلاَلِهِ وَ هُوَ نُورُ لاَهُوتِیَّتِهِ اَلَّذِی اِبْتَدَأَ مِنْ لاَهٍ أَیْ مِنْ إِلَهِیَّتِهِ مِنْ أَیْنِیَّتِهِ اَلَّذِی اِبْتَدَأَ مِنْهُ وَ تَجَلَّی لِمُوسَی بْنِ عِمْرَانَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ بِهِ فِی طُورِ سَیْنَاءَ فَمَا اِسْتَقَرَّ لَهُ وَ لاَ طَاقَ مُوسَی لِرُؤْیَتِهِ وَ لاَ ثَبَتَ لَهُ حَتَّی خَرَّ صَاعِقاً مَغْشِیّاً عَلَیْهِ وَ کَانَ ذَلِکَ اَلنُّورُ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَلَمَّا أَرَادَ اَللَّهُ أَنْ یَخْلُقَ مُحَمَّداً مِنْهُ قَسَّمَ ذَلِکَ اَلنُّورِ شَطْرَیْنِ فَخَلَقَ مِنَ اَلشَّطْرِ اَلْأَوَّلِ مُحَمَّداً وَ مِنَ اَلشَّطْرِ اَلْآخَرِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ لَمْ یَخْلُقْ مِنْ ذَلِکَ اَلنُّورِ غَیْرَهُمَا خَلَقَهُمَا اَللَّهُ بِیَدِهِ وَ نَفَخَ فِیهِمَا بِنَفْسِهِ مِنْ نَفْسِهِ لِنَفْسِهِ وَ صَوَّرَهُمَا عَلَی صُورَتِهِمَا وَ جَعَلَهُمَا أُمَنَاءَ لَهُ وَ شُهَدَاءَ عَلَی خَلْقِهِ وَ خُلَفَاءَ عَلَی خَلِیقَتِهِ وَ عَیْناً لَهُ عَلَیْهِمْ وَ لِسَاناً لَهُ إِلَیْهِمْ قَدِ اِسْتَوْدَعَ فِیهِمَا عِلْمَهُ وَ عَلَّمَهُمَا اَلْبَیَانَ وَ اِسْتَطْلَعَهُمَا عَلَی غَیْبِهِ وَ جَعَلَ أَحَدَهُمَا نَفْسَهُ وَ اَلْآخَرَ رُوحَهُ لاَ یَقُومُ وَاحِدٌ بِغَیْرِ صَاحِبِهِ ظَاهِرُهُمَا بَشَرِیَّهٌ وَ بَاطِنُهُمَا لاَهُوتِیَّهٌ ظَهَرَا لِلْخَلْقِ عَلَی هَیَاکِلِ اَلنَّاسُوتِیَّهِ حَتَّی یُطِیقُوا رُؤْیَتَهُمَا وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی «وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ» فَهُمَا مَقَامُ رَبِّ اَلْعَالَمِینَ وَ حِجَابُ خَالِقِ اَلْخَلاَئِقِ أَجْمَعِینَ بِهِمَا فَتَحَ اَللَّهُ بَدْءَ اَلْخَلْقِ وَ بِهِمَا یَخْتِمُ اَلْمُلْکَ وَ اَلْمَقَادِیرَ. ثُمَّ اِقْتَبَسَ مِنْ نُورِ مُحَمَّدٍ وَ فَاطِمَهَ اِبْنَتَهُ کَمَا اِقْتَبَسَ نُورَهُ مِنْ نُورِهِ وَ اِقْتَبَسَ مِنْ نُورِ فَاطِمَهَ وَ عَلِیٍّ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ کَاقْتِبَاسِ اَلْمَصَابِیحِ هُمْ خُلِقُوا مِنَ اَلْأَنْوَارِ وَ اِنْتَقَلُوا مِنْ ظَهْرٍ إِلَی ظَهْرٍ وَ صُلْبٍ إِلَی صُلْبٍ وَ مِنْ رَحِمٍ إِلَی رَحِمٍ فِی اَلطَّبَقَهِ اَلْعُلْیَا مِنْ غَیْرِ نَجَاسَهٍ بَلْ نَقْلاً بَعْدَ نَقْلِ لاَ مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ وَ لاَ مِنْ نُطْفَهً خَثِرَهٍ کَسَائِرِ خَلْقِهِ بَلْ أَنْوَارٌ اِنْتَقَلُوا مِنْ أَصْلاَبِ اَلطَّاهِرِینَ إِلَی أَرْحَامِ اَلْمُطَهَّرَاتِ لِأَنَّهُمْ صَفْوَهُ اَلصَّفْوَهِ اِصْطَفَاهُمْ لِنَفْسِهِ وَ جَعَلَهُمْ خُزَّانَ عِلْمِهِ وَ بُلَغَاءَ عَنْهُ إِلَی خَلْقِهِ أَقَامَهُمْ مَقَامَ نَفْسِهِ لِأَنَّهُ لاَ یُرَی وَ لاَ یُدْرَکُ وَ لاَ تُعْرَفُ کَیْفِیَّتُهُ وَ لاَ إِنِّیَّتُهُ فَهَؤُلاَءِ اَلنَّاطِقُونَ اَلْمُبَلِّغُونَ عَنْهُ اَلْمُتَصَرِّفُونَ فِی أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ فِیهِمْ یَظْهَرُ قُدْرَتُهُ وَ مِنْهُمْ تُرَی آیَاتُهُ وَ مُعْجِزَاتُهُ وَ بِهِمْ وَ مِنْهُمْ عَرَفَ عِبَادُهُ نَفْسَهُ وَ بِهِمْ یُطَاعُ أَمْرُهُ وَ لَوْلاَهُمْ مَا عُرِفَ اَللَّهُ وَ لاَ یُدْرَی کَیْفَ یُعْبَدُ اَلرَّحْمَنُ فَاللَّهُ یَجْرِی أَمْرُهُ کَیْفَ شَاءَ فِیمَا یَشَاءُ لا یُسْئَلُ عَمّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ .
2- الفضائل شاذان بن جبرئيل: ص 29 قال الواقدي: قالت حليمة: و الله ما غسلت لمحمد صلى الله عليه و آله ثوبا من بول ولا غائط، بل كان إذا جاء وقت حاجته ينقلب من جنب إلى جنب، حتى تعلم حليمة بذلك و تأخذه، و تخدمه حتى يقضي حاجته، ولاشممت و رب السماء من محمد رائحة نتنة (رائحة النتن - البحار) قط، ولا شممت منه شيئا أبدا، بل كان (إذا خرج من قبله أو دبره شيء- البحار) يفوح منه رائحة المسك و الكافور. قالت حليمة: فلما أتى على النبي صلى الله عليه و آله تسعة أشهر ما رأيت ما يخرج منه (من دبره - البحارة) البتة لأن الأرض تبتلع ما يخرج منه فلهذا لم أر (لم أره - البحار). از او: بحار الأنوار: ج 15 ص347 ب4

و در حدیث امام محمد باقر و امام جعفر صادق و امام على الرضا عليهم السلام از علامت های امام که ذکر نموده اند آن است که بول و مدفوع او دیده نمی شود، و خداوند به زمین مأموریت داده که آن ها را ببلعد، و بوی آن از بوی مشک خوشبوتر است.(1)زادهم الله شرفا و زادنا الله معرفتهم وطاعتهم.

و به تمامی ایرادهایی که به نظر بعضی رسیده است در درس معارف پاسخ داده ایم، و امید است إن شاء الله تعالی در وقتی دیگر که فرصت باشد مکتوب گردد، و در این نوشتار دلائل به اختصار اکتفا شد، والله المستعان.

مطالب لازم و ارزشمند دیگر درباره آیه شریفه تطهير

رسول الله بلکه خمسه طیبه، مفردات آیه تطهیر را تفسیر کرده اند: «انما»، «یرید»، «ليذهب»، «الرجس»، «اهل البيت» و «تطهيرا».

مفردات آیه تطهیر

1- اشکالی نیست در این که واژه «انما» افاده حصر می کند، یعنی خداوند تبارک و تعالی، تنها از این خانواده إذهاب رجس فرموده است. حضرت الله تبارک و تعالی اراده نکرده است اذهاب رجس کند مگر از این خاندان و آن تنها خاندان نبوت است.

2- اراده ای که خدای تبارک و تعالی در این آیه کریمه از آن خبر داده است، اراده تکوینیه است و نه اراده تشریعیه. یعنی در تکوین و در ذات و نور مقدس این خاندان صلوات الله عليهم اجمعین، این اراده انجام گرفته و مانند اراده تشریعی نیست. اما اگر کسی اشکال کند بگوید که این جا اراده، اراده تشریعیه بوده، پاسخ داده می شود که در آیه تطهير خصوصيتی در تشریع احکام خاص برای اهل بیت نیست. احکام شرعیه حلال و حرام برای همه است. این که برای پیامبر و این خاندان چیزهایی استثنا بشود و بخواهیم بگوییم به موجب این آیه اراده ای تشریعی برای این خاندان صورت گرفته، این غلط است . پس خصوصیتی در تشریع احکام خاصی در این آیه برای اهل بیت نیست.

ص: 39


1- الكافي: ج1 ص 388 ح 8 علي بن محمد، عن بعض أصحابنا، عن ابن أبي عمير، عن حريز، عن زرارة، عن أبي جعفر عليه السلام قال: لِلْإِمَامِ عَشْرُ عَلَامَاتٍ یُولَدُ مُطَهَّراً مَخْتُوناً وَ إِذَا وَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ وَقَعَ عَلَی رَاحَتَیْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ بِالشَّهَادَتَیْنِ وَ لَا یُجْنِبُ وَ تَنَامُ عَیْنُاه وَ لَا یَنَامُ قَلْبُهُ وَ لَا یَتَثَاءَبُ وَ لَا یَتَمَطَّی وَ یَرَی مِنْ خَلْفِهِ کَمَا یَرَی مِنْ أَمَامِهِ وَ نَجْوُهُ کَرَائِحَةِ الْمِسْکِ وَ الْأَرْضُ مُوَکَّلَةٌ بِسَتْرِهِ وَ ابْتِلَاعِهِ وَ إِذَا لَبِسَ دِرْعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله کَانَتْ عَلَیْهِ وَفْقاً وَ إِذَا لَبِسَهُ غَیْرُهُ مِنَ النَّاسِ طَوِیلُهُمْ وَ قَصِیرُهُمْ زَادَتْ عَلَیْهِ شِبْراً وَ هُوَ مُحَدَّثٌ إِلَی أَنْ تَنْقَضِیَ أَیَّامُهُ. الخصال: ج2 ص428 ح6 حدثنا أحمد بن محمد بن الهيثم العجلي رضي الله عنه قال: حدثنا أحمد بن يحيى بن زكريا القطان قال: حدثنا بكر بن عبد الله بن حبيب قال: حدثنا تميم بن بهلول قال: حدثنا أبو معاوية، عن سليمان بن مهران، عن أبي عبد الله جعفر بن محمد عليه السلام قال: عَشْرُ خِصَالٍ مِنْ صِفَاتِ اَلْإِمَامِ اَلْعِصْمَهُ وَ اَلنُّصُوصُ وَ أَنْ یَکُونَ أَعْلَمَ اَلنَّاسِ وَ أَتْقَاهُمْ لِلَّهِ وَ أَعْلَمَهُمْ بِکِتَابِ اَللَّهِ وَ أَنْ یَکُونَ صَاحِبَ اَلْوَصِیَّهِ اَلظَّاهِرَهِ وَ یَکُونَ لَهُ اَلْمُعْجِزُ وَ اَلدَّلِیلُ وَ تَنَامُ عَیْنُهُ وَ لاَ یَنَامُ قَلْبُهُ وَ لاَ یَکُونُ لَهُ فَیْءٌ وَ یَرَی مِنْ خَلْفِهِ کَمَا یَرَی مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ من لا يحضره الفقيه: ج4 ص 418 ح 5914 وروى أحمد بن محمد بن سعيد الكوفي قال: حدثنا علي بن الحسن بن فضال، عن أبيه، عن أبي الحسن علي بن موسى الرضا عليه السلام قال: لِلْإِمَامِ عَلَامَاتٌ: يَكُونُ أَعْلَمَ النَّاسِ وَ أَحْكَمَ النَّاسِ، وَ أَتْقَى النَّاسِ، وَ أَحْلَمَ النَّاسِ، وَ أَشْجَعَ النَّاسِ، وَ أَسْخَى النَّاس، وَ أَعْبَدَ النَّاسِ وَ يُولَدُ مَخْتُوناً وَ يَكُونُ مُطَهَّراً وَ يَرَي مِنْ خَلْفِهِ كَمَا يَرَي مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ، وَ لَا یَکُونُ لَهُ ظِلٌّ وَ إِذَا وَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ وَقَعَ عَلَی رَاحَتَیْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ بِالشَّهَادَتین (بِالشَّهَادَة-الخصال) وَ لَا یَحْتَلِمُ وَ تَنَامُ عَیْنُهُ وَ لَا یَنَامُ قَلْبُهُ وَ یَکُونُ مُحَدَّثاً وَ یَسْتَوِی عَلَیْهِ دِرْعُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم وَ لَا یُرَی لَهُ بَوْلٌ وَ لَا غَائِطٌ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ وَکَّلَ الْأَرْضَ بِابْتِلَاعِ مَا یَخْرُجُ مِنْهُ وَ تَکُونُ رَائِحَهٌ أَطْیَبُ مِنْ رَائِحَهِ الْمِسْکِ. و الخصال: ج2 ص 527 ح1 حدثنا محمد بن إبراهيم بن إسحاق الطالقاني رضي الله عنه قال: أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد الكوفي قال: حدثنا علي بن الحسن بن فضال، عن أبيه، عن أبي الحسن علي بن موس ی الرضا عليه السلام و عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج1 ص 213 ب19 ح1 و معاني الأخبار: ص 102 ح4. و الإحتجاج: ج2 ص 437 و روي عن الحسن بن علي بن فضال عن أبي الحسن علي بن موسى الرضا عليه السلام و کشف الغمة: ج2 ص290. مجمع البيان في تفسير القرآن: ج2 ص 803 و قيل: أنهم قد شاهدوا في نفسه صلى الله عليه و آله معجزات كثيرة منها: أنه كان يرى من خلفه كما يرى من قدامه، و منها أنه كان ينام عينه و لا ينام قلبه، و منها أن ظله لم يقع على الأرض، ومنها أن الذباب لم يقع عليه ، و منها أن الأرض كانت تبتلع ما يخرج منه، و كان لا يرى له بول ولا غائط، و منها أنه كان لا يطوله أحد وإن طال، ومنها أنه كان بين كتفيه خاتم النبوة ، و منها أنه كان إذا مر بموضع يعلمه الناس لطيبه ، و منها أنه كان يسطع نور من جبهته في الليلة المظلمة، و منها أنه قد ولد مختونا، إلى غير ذلك من الآيات. إعلام الوری بأعلام الهدی: ج1 ص320 ب2. السيد الحميري في قصيدته المذهبة: صهر النبي و جاره في مسجد * طهر يطيبه الرسول مطیب * سيان فيه عليه غير مذمم * ممشاه إن جنبأ و إن لم يجنب.

مثلا در آیه:

«يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»(1)

«خداوند آسانی را برای شما اراده فرموده و می فرماید»

منظور آن است که غرض از تشریع احکام شرعیه، آسانی است و نه سختی، و احکام شرعیه حلال و حرام برای همه است، عمومیت دارد، لکن در آیه تطهیر، اراده، اراده تکوینیه بوده است مانند این آیه کریمه:

«إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ».

همانا امر خداوند چنان است که چون چیزی را اراده فرماید، به آن می گوید (چنین و چنان) باش، می شود» (2)

3- بنابر تفسیر اهل بيت عليهم الصلوة و السلام، اراده خداوند تبارک و تعالی این است که انواع رجس و مطلق رجس که شامل رجس مادی و معنوی و روحی و فکری و همه انواع آلودگی ها، شک، کفر و جهل است، همه را از اهل بیت علیهم السلام ببرد. گناهان و جهل از آلوده ترین آلودگی ها و رجس ترین رجس ها هستند. آنان هرگز گناه نکرده و نمی کنند و هرگز آلوده به هیچگونه رجس نمی شوند، این یعنی عصمت دارند.

مطلب دیگر اینکه خداوند در این آیه به ما خبر می دهد که اراده کرده است همه انواع رجس را از این خانواده دور کند. این خبر یعنی این کار را بعد از این خواهد کرد یا این کار را کرده و ادامه دارد؟ دلالت آیه چنین است که این فعل خاص واقع شده است نه اینکه اراده شده که از این به بعد، این فعل واقع شود، مخصوصا که خدای تبارک و تعالی فرموده است «إنما يريد الله»، «یرید» خبر می دهد از اراده خودش، اراده خدا في الفور، در جا انجام می گیرد و اینکه صیغه مضارع آورده شده به جهت این است که ادامه دارد و دلالت بر دوام این اراده الهي می کند. ضمن اینکه قرآن کریم در سوره نساء آیه 27 می فرماید:

«يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ»

ص: 40


1- سوره (2) آیه 186.
2- سوره (36) يس (صلى الله عليه و آله) آیه 83

خدا می خواهد با این آیات برای شما بیان کند.

هم چنین آیه:

«يُريدُ اللَّهُ بِکُمُ الْيُسْرَ».

الله برای شما آسانی را می خواهد.

اگر بنا بود این اراده با آن اراده در آیه تطهیر در یک مجرا باشد، تخصیصی برای اهل بیت لازم نبود. خداوند برای این خاندان بعد از این اراده می کند و اگر برای مضارع و برای آینده بود، وجه تخصیص بي جهت بود و معنایی نداشت.

این اراده اقتضا می کند خبر را و بیان را که بیان و خبرش عموم خلق را در بر می گیرد بروجهی از تفسیر و معنای این اراده وقتی خدای تبارک و تعالی اهل بیت را به اراده خودش به اذهاب رجس از آنها تخصیص داده است و دلالت می کند که این عمل انجام گرفته یعنی واقع شده، نه اینکه در آینده اذهاب رجس می شود بلکه در گذشته اذهاب رجس از اینها شده است.

4- چه کسی مصداق اهل بیت را تعیین می کند و می گوید این اهل بیت چه کسانی هستند؟ همان طور که بنابر تصریح آیات و احادیث، تبيين و تفسیر آیات قرآن کریم بر عهده رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم است، برای تبیین و تفسیر این آیه کریمه نیز نیازمند بیان رسول الله و خاندان عصمت هستیم و تبيين تعيين مصداق اشخاص «اهل البیت» نیز بر عهده ایشان است. جز قرآن کلام الله و همین طور کلام رسول الله و اهل بیت علیهم السلام هیچ کس دیگری این شایستگی را ندارد و قرآن و اهل بیت طوری معنا کرده اند که افراد خاصی را شامل می شود.

5- اهل کسا مساوی رسول الله هستند در همه مراتب و شئون مگر آن چه که دلیل خاصی بیاید و آنها را از این شمول خارج کند. چون آیه تطهیر برای همه اهل بیت است و کسی را مستثنی نکرده است، پس در عصمت و همه شئون و مراتب همه این اعضا با رسول الله مشترک و مساوی هستند و آن خصوصيات عصمت است، علم است.

ص: 41

6- از واژه «تطهيرا» این نتیجه مستفاد است که مطلق رجس از ایشان رفته است. یعنی خدای تبارک وتعالی همه جنس های رجس و تمام افراد رجس، رجس مادی رجس معنوی رجس اخلاقی همه را از اهل بیت اذهاب فرموده، خصوصا با تصریح خود اهل بیت، خصوصا خود آیه بعد از طهارت به دفع رجس که می فرماید: «اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ» سخن تمام است اما باز می فرماید: «وَ يُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» این جمله این فایده و نتیجه را میدهد که دفع جميع ارجاس از ایشان شده است و نه یک نوع رجس و هم چنین تأکید بیشتر است خصوصا با تأکید بعد از «يُطَهِّرَكُم» به قول «تَطهيرًا»

7- تطهیر یعنی تنزه یعنی خلوص از لوث و آلودگی همه انواع رجس ها و نجس ها و معاصی و خبائث و غیر آن از معایب و نقایص ظاهری و باطنی. همین طور که در کتاب شریف مشکوة الأنوار سبط طبرسی صفحه 150 حدیث شریف هست.

خصوصا با اینکه به صیغه مضارع آورده و صیغه مضارع مفيد استمرار است، یعنی ایشان همیشه در عدم رجس هستند و همیشه تطهیر در وجودشان هست، در جميع مدت حیات آنها. پس آیه صریح است در عصمت کبری و عظمای حضرات خمسه طیبه که بنابر فرمایش پنج معصوم اهل کساء، بقیه حضرات امامان را نیز شامل می شود.

8- إذهاب رجس از اهل بیت به معنای دفع رجس است. یعنی راندن و نزاهت از وجود نه به معنای رفع، که بوده است و حالا أذهاب می شود یعنی از بین می رود. بلکه از همان اول راه نداشته است. به معنای رفع بعد از وجود نیست به دلايلي:

الف: آن چه مناسب است با غایت تطهیری که از «وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرًا» استفاده می شود، این نزاهت از ارجاس، نزاهت اساسی است بنیادی است نه وجود و بعد رفع، به این معنا نیست، یعنی نبوده و هرگز نخواهد بود. این معنا از قرینه داخليه استفاده می شود.

ب: آن چه که ثابت است به ادله عقلیه و نصوص متواتره نقلیه، این است که هیچ گناه و معصیت و جهلی از اهل بیت سر نزده است، تاریخ نقل نکرده است. اینان از اول عمر در

ص: 42

عصمت بوده اند و در کتب شیعه حقه امامیه و کتب عمریه نقل های بسیار بر این معنی وجود دارد و در حدیث آمده است که دو فرشته امیرالمؤمنین سلام الله عليه بربقیه فرشتگان افتخار می کنند، می گویند ما تا کنون گناه و خطایی از امیرالمؤمنين عليه السلام سراغ نداریم، ندیده ایم و ثبت ننموده ایم.

«لَم يَصعَدا إِلَى اللَّهِ تَعَالَى قَطُ بِشَيءٍ يُسخِطُهُ»(1)

ملائکه امیرالمؤمنين افتخار می کنند که تا کنون نشده از امیرالمؤمنین عملی ببینیم و بنویسیم که خدا را به خشم آورد.

این هم قرینه خارجيه.

ج: «لیذهب» از باب افعال است و وقتی قرآن کریم آن را می آورد، لغتا و شرعا، در علم لغت و در شرع مورد تأیید است که اگر فعلی از باب افعال آمد، مثل اینکه کسی به کسی می گوید: «أذهب الله عنك كل مرض و سقم-خدا از تو ببرد هر مرض و دردی را»، نه این که تو این مرض را مبتلا هستی خدا آن ها را از تو ببرد، بلکه به این معنی که هنوز مرضی نیامده و تونداری، خدا از تو ببرد. استفاده ای که از این می شود به این معنا نیست که هست و درخواست رفع بکند، بلکه نیست و درخواست دفع می کند. این به معنای ذهاب امراض و اسقام بعد از وجود آنها نیست بلکه به معنای اذهاب است «أي صرفه عنك» یعنی خداوند آن را از تو دور و منصرف کند مانند این که کسی به دیگری دعا می کند می گوید: «صرف الله عنك السوء - خدا بدی را از تومنصرف کند».

در شرع هم وقتی إذهاب استفاده می شود، به همین معناست. مثل این حدیث شریف از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:

«مَن أَطْعَمَ أَخَاهُ حَلاَوَهً أَذْهَبَ اَللَّهُ عَنْهُ مَرَارَهَ اَلْمَوْتِ»(2)

هرکس به برادر (دینی) خود یک شیرینی بدهد، مثلا خرما، خدای تبارک و تعالی تلخی مرگ را از او می برد.

ص: 43


1- به معالم الزلفي صفحه 32 باب 43 و ملحقات إحقاق الحق نقل از کتب مخالفين جلد6 صفحه 97 مراجعه شود.
2- بحار الأنوار: ج 63 ص 288 ب1 ح13 و ج72 ص 456 ب91 ح33 و مستدرك الوسائل: ج 16 ص 355 ب 26 ح 20152-2 از الدعوات راوندی /سلوة الحزين صفحه 141 ح 359.

یعنی هرگز سراغ او نیاید.

امیرالمؤمنين عليه السلام فرموده اند:

«مَنْ بَدَأَ بِالْمِلْحِ أذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ سَبْعینَ دَاءً مَا یَعْلَمُ الْعِبادُ مَا هُوَ».

هرکس (غذا را) با نمک شروع کند، خدای تعالی هفتاد درد را از او دور می کند (1)

پس اذهاب عبارت است از «صرف» نه «رفع» و این آیه خبر می دهد که این خانواده تحت اراده الهی قرار گرفته که هرگز رجس و پلیدی بر آنها نبوده و نیست و نخواهد بود.

د: هم چنین کلمه «تطهيرا» که در آیه آمده است. این هم به معنای ابعاد است به معنای دور نمودن است به معنای نزاهت از رجس است نه طهارت بعد از نجاست. هم چنان که خود قرآن کریم همین معنا را استعمال کرده است

«رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً»(2)

فرستاده ای از الله که صحیفه های پاکیزه تلاوت می کند.

این صحف مطهرة از اول مطهره بوده است. و یا آیه کریمه

«لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ»(3)

برای مؤمنين در بهشت همسرانی تطهیر شده است.

یعنی خدای تعالی اینان را از آغاز بنیانشان، تطهیر فرموده است.(4)

9- در این آیه مبارکه، تطهیر اختصاص به خمسه طاهره دارد، اما درباره بقیه ائمه، نمایش بعض از مصادیق آن در قضیه کساء بوده است، پنج تن نمایش داده شدند بقیه نیامدند اما آیه تطهیر شامل آنها هم می شود و خدای تبارک و تعالی راجع به آنها هم می فرماید. و ما این را از کلام رسول الله و اهل بيت عليهم الصلوة و السلام می فهمیم، احادیث بسیاری که در کتب فريقين است و این معنا را تفسیر می کند.(5)

در لسان رسول الله و خاندان عصمت، «اهل البيت» به ائمه تفسیر شده است.(6) بنابراین اهل بیت در آیه تطهیر خمسه طیبه هستند که آیه راجع به آنها نازل شده است سپس فرزندان

ص: 44


1- وسائل الشيعة: ج 24 ص 405 ب95 ح30904 - 10 و بحار الأنوار: 63 ص397 ب13 ح 11 از کتاب المحاسن: ج2 ص 592 ب19 ح 106.
2- سوره (98) البينة آیه 3.
3- سوره (4) النساء آیه 58.
4- تصریح به این معنا در لغت هم آمده است، می توانید به کتاب العين و کتاب قاموس اللغة مراجعه کنید.
5- مؤلف کتاب شریف آية التطهير في أحاديث الفريقين در جلد2 از صفحات 251 إلى 276 آنها را احصاء نموده.
6- ر.ک: معاني الأخبار: ص 94 ح3

معصوم این خاندان و در احادیث بسیار در کتب فریقین به نقل از رسول الله صلى الله عليه و آله تصریح به تعداد و نام آنان شده است. در روایات فريقين به سندهای متصل از رسول الله رسیده است که فرمود:

«أَنَا وَ عَلِيٌّ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُون»(1)

من و على و حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین پاکیزه گردیده و معصومیم

در تفسير الدر المنثور سیوطی جلد 6 صفحه 605 و بسیاری از کتاب های مخالفين روایت شده است که رسول الله فرمود:

«فَأَنَا وَ اهلُ بیتی مُطَهَّرُونَ مِنَ الذُّنُوب»

من و اهل بیت من، از تمامی گناهان مطهر هستيم.

در کتاب شریف احقاق الحق جلد20 صفحه 530 از کتاب شریف «آل محمد» مردی خافي. آنجا هم مدارکی آکده است دال بر این که رسول الله فرمود:

«أَنَا وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ».

من و علی و حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین پاکیزه گردیده و معصوميم.

و احادیث بسیاری دال بر تفسیر مصادیق و تبيين تعیین مصادیق افراد اهل بيت عليهم الصلوة والسلام در احادیث رسول الله و اهل بیت گرام عليهم الصلوة والسلام وجود دارد. از جمله آنها حدیث شریفی است از جابر، میگوید:

در خانه ام سلمه نزد پیغمبر بودم خدای تبارک و تعالی آیه تطهیر را نازل فرمود. سپس پیغمبر اکرم امام حسن و امام حسین و فاطمه زهرا و حضرت على علیه السلام را خواندند و این ها را در مقابل خود و حضرت علی را پشت سر خود نشاندند و فرمودند:

«اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلُ بَيتي فَأذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وَطَهِّرهُم تَطهيرًا».

أم سلمة گفت: یا رسول الله و (آيا) من نیز با آنان هستم؟ فرمود: تو بر خیر هستی. گفتم: یا رسول الله! به تحقیق که خداوند این عترت پاک و ذره مبارکه را گرامی داشته است به این که همه

ص: 45


1- بحار الأنوار: ج 25 ص 201 ب5 ح12 از عیون اخبار الرضا عليه السلام و کمال الدين نقل کرده. و ملحقات إحقاق الحق: ج13 ص60 از فرائد السمطين حمويني و ينابيع المودة و مودة القربي آورده است.

پلیدی ها را از آن ها برده است. فرمود:

«يا جابِرُ! لِأَنَّهُم عِترَتي مِن لَحمي وَدَمي ، فَأَخي سَيِّدُ الأَوصِياءِ ، وَابنَيَّ خَيرُ الأَسباطِ ، وَابنَتي سَيِّدَةُ النِّسوانِ ، وَ مِنَّا المَهدِیُ».

ای جابر! زیرا که همانا آنان از گوشت و خون منند، پس برادرم سرور اوصیاء است، و دو پسرم بهترین نوادگانند، و دخترم بهترین زنان است، و مهدی از ما است.

گفتم: یا رسول الله ! و مهدی کیست؟ فرمود:

«تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أئِمّةٌ أبْرَارٌ، وَ اَلتَّاسِعُ قَائِمُهُمْ یَمْلَأُ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً یُقَاتِلُ عَلَی اَلتَّأْوِیلِ کَمَا قَاتَلْتُ عَلَی اَلتَّنْزِیلِ»(1)

نه تن از پشت حسین امامان نیک اند، و نهمین آنان قائم آنان است ، زمین را از قسط و عدل پر می کند، براساس تأویل جنگ کند، چنان که برتنزیل جنگیدم.

در این حدیث شریف می بینیم که راجع به حضرت صاحب سلام الله عليه هم صحبت می شود و می فرماید: مهدی هم از ما اهل بیت هست.

معنای رجس در آیه کریمه

مطلب شایان ذکر دیگر این است که رجس در این جا به معنای شرک نیست زیرا شرک با اطاعت از رسول، از بین می رود و وقتی که امت اطاعت از رسول کرده باشند، برای امت حاصل شده است، چنان چه در امم سابق نیز چنین بوده بدون این که به اهل بیت اختصاص داشته باشد. و اگر بنابر این بود که در این جا مقصود از رجس و أذهاب رجس، شرک باشد، سایر هدایت یافتگان نیز با ایشان شریک می شدند و دلیلی بر اختصاص نبود.

معنای اذهاب رجس در آیه کریمه

بنا بر بیان رسول الله که قرآن کریم درباره او می فرماید: «لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ»، در «اِنَّما یُریدُ اللهُ...» نیز بر پیامبر صلی الله عليه و آله و سلم است که بیان نماید و تبیین فرموده اند. پیامبر اکرم دعا فرمود: خدایا از من و از اهل بیت من أذهاب رجس كن، و خدای تبارک و تعالی موافقة للرسول

ص: 46


1- كفاية الأثر: ص66 و بحار: ج36 ص308 ح 147.

این آیه را جهت اخبار اعلان کرد و نازل فرمود و فقط برای اهل بیت. چنین نبود که پیامبر دعایی بکند و خداوند تبارک و تعالی همان موقع انشاء کند. بلکه اخبار بوده و دعای رسول به جهت اخبار برای مردم بوده . خبر راست بود و شهادت الهی بود.

و دلالت می کند بر تحقق این در فعل پیامبر در همان اجتماعشان در زیر کساء و نه تحققش در مستقبل. یعنی این کار انجام گرفته و آیه کریمه اخبار می دهد به ما و فعل اهل بیت ، فعل همه ایشان و از جمله فعل رسول الله در جمع کردن خمسه طیبه ، تبعیت از وحی است و تسديد الهی و این معنای عصمت است یعنی رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم واهل بیت احتیاج به هدایت غیرندارند و در خارج هم ثابت شده است که هیچ گاه نیاز به علم و هدایت کسی نداشته اند، و جمله خبریه است و انشائیه نیست.

در آیه کریمه می خوانیم:

«فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ * وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ * إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ * لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ».(1)

به مدار و موضع ستارگان سوگند می خورم * و بی شک اگر بدانید این سوگندی بزرگ است * که آن همانا قرآن کریم است * اندر کتابی پوشیده * که آن را جز پاکیزگان در نیابند.

مقتضای قسم در آیه این است که مقسوم علیه جمله خبریه باشد نه جمله إنشائیه، زیرا قسم برای توثيق «مقسوم علیه» است اخباری که بر آن ها قسم یاد شده و اینجا موثوق به عظمت شده به خاطر بیان عظمت مخبريتش. و این که کسی به این قرآن و به آن کتاب مکنون دسترسی ندارد و نمی رسد مگر آنان که مطهرند، مطهر از ذنوب و ضلالت. و این بیانی است که قرآن کریم فرموده است و این که قرآن کریم و قداست و عزتش مانع از این است که غیر مطهرین دسترسی به آن داشته باشند.

فرق بین مطهر و متطهر

ص: 47


1- سوره (76) الواقعة آیه 76 الي 80.

طهارت اهل بیت یعنی عصمت علمی و عملی آنها، این عصمت علمی و عملی ایشان که الهي است موجب می شود که اهلیت به حقایق غیبی قرآنی داشته باشند. و طهارت آنها باید ذاتی باشد تا به این مقام برسند و با این طهارت ذاتی، هیچ گونه رجسی در حريم عصمت آنها راه پیدا نمی کند هم چنان که در زیارت سیدالشهداء ابی عبدالله عليه السلام می خوانیم بنابر دلالت ارشاد معصوم:

«لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا».

هرگز جاهلیت به نجاست هایش تو را نجس ننموده است .

مصادیق اهل بیت در کلام الله تبارک و تعالی

رسول الله هرگاه از واژه مقدس «اهل بیت» استفاده می فرمود، برای خانه مسکونی و یا همسران و یا فامیل نبود بلکه برای افراد خاصی بود که تعداد آنها مشخص است. نه کم می شوند و نه به آنها اضافه می شود. بنابراین هیچ معارضی ندارد که آیه کریمه درباره افراد خاصی است که شخص رسول الله موظف بودند آنان را تبيين بفرماید و در احادیث خود تبیین فرموده است.

و به حد استفاضه رسیده است نصوص و احادیثی که دلالت دارد رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم پس از نازل شدن آیه تطهیر هنگامی که از خانه حضرت زهرا سلام الله علیها گذر می کردند و یا قبل از هر نماز، در نماز فجر و بقیه نمازها، به مدت شش ماه بعضا گفته شده نه ماه می آمدند و در خانه صدیقه طاهره سلام الله عليها می ایستادند و سلام نموده و در حضور مردم آیه کریمه را تلاوت می فرمودند ، مردم می دیدند و در کتب فريقين بسیاری از روات روایت کرده اند که حضرت، چنین سلام می فرمودند: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ» رسول الله با این کار به مردم می فهماندند که غیر از این خاندان، اقارب من، همسران و فامیل من عصمت ندارند بلکه فقط اینان اهل بیت من هستند، و این کار را یک بار انجام ندادند بلکه بارها این کار را تکرار نمودند.

اضافه بر این؛ هیچ کدام از نزدیکان رسول الله و حتی همسران حضرت، برای اثبات عصمت خود

ص: 48

به این آیه استناد نکرده اند. بلکه امت اجماع دارند بر این که عایشه با کلام خدا و سفارش رسول الله مخالفت کرد لکن مخالفین میگویند توبه کرد، تصریح می کنند که ایشان بعد از این که جنگ جمل را به راه انداخت توبه کرد، و توبه انجام نمی گیرد مگر بعد از گناه مگر بعد از معصیت، در حالی که عصمت مانع اجتهاد و رأی است.

راویانی هم که ازواج رسول را جزو آیه تطهیر دانسته اند، جز دو نفر کس دیگری نبوده اند. یکی عکرمه لعنة الله علیه بوده، در کتب خود عمری ها هم ثابت است که او ناصبی است. دوم مقاتل است، او نیز در کتاب های خودشان متهم به دروغگویی است بلکه از او با عنوان «بسیار دروغگو» یاد کرده اند. بنابراین بلامعارض ثابت شد که ازواج پیامبر شامل آیه تطهیر می شوند.

نکات دیگر

از جمله نکات دیگر در آیه تطهیر، مذکر بودن لفظ اهل بیت و رفتن اهل بیت در زیر کساء است. آیه تطهیر بر مطلق طهارت از ارجاس معنوی و مادی دلالت می کند و ملکه عصمت که از ضروری ترین و اساسی ترین خصیصه نبي و وصى است اخص از تطهير است و کسی جز خالق تعالی از آن خبر ندارد و به نصب او و اعلان رسول و یا امام قبل و نیز اظهار معجزه معلوم می گردد.

و امامت زعامت در امور تکوین و تشریع به جعل و نصب الهی است، امام همانند نبی حافظ علمی و عملی شرع مطهر و مبین آن است، و از اهم شرایط امامت عصمت است و اگر امام دارای ملکه عصمت نباشد خود، نیازمند امام معصوم دیگر است و تسلسل به وجود می آید که مخل نظام امامت است.

ابوطیبه حجام گوید: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را حجامت کردم، حضرت دیناری به من عطا فرمود و من خون او را سر کشیدم. چون از این کار آگاه شد فرمود: چرا چنین کردی؟ گفتم: خواستم بدان تبرک جویم. فرمود: امانی از دردها، بیماری ها و فقر و تهیدستی گرفتی و هیچ گاه آتش به تو نخواهد رسید. (اللمعة البيضاء في شرح خطبة الهراء /31 و 32)

ص: 49

و در زیارت امام حسين عليه السلام وارد است :

«وَ اَشْهَدُ اَنَّ دَمَكَ سَكَنَ فِي الجَنَةِ».(1)

و گواهی می دهم که خون تو در بهشت جای گرفت.

و در خبروارد است:

فاطمه علیها السلام در بهشت از خون فرزندش حسين خضاب می کند.

و در زیارت جامعه ای که سید علی ابن طاووس روایت نموده وارد است:

«..... فَأَنا أُشْهِدُ الله خالِقِي... عالِمٌ بِأَنَّ الله قَدْ طَهَّرَكُمْ مِنَ الفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ وَمِنْ كُلِّ رِيبَةٍ وَنَجاسَةٍ وَدَنِيَّةٍ وَرَجاسَةٍ...».(2)

... پس من خالقم الله را شاهد می گیرم ... دانایم به این که همانا خداوند شما را از زشتی های ظاهری و باطنی، و از هر شک و دو دلی، و پلیدی و آلودگی، پاکیزه ساخته...

و علامه حلی رحمه الله در تذكرة الفقهاء در اول کتاب نکاح آن جا که پاره ای از فضائل پیامبر صلى الله عليه و آله و سلم را برمی شمرد گوید:

به خون و بول حضرتش تبرک می جستند، و ظاهر این کار طهارت آنها است.(3)

***

ارتداد از اسلام یا از ولایت؟

سؤال4- در روایت: «إرتد الناس بعد رسول الله إلا ثلاث أو خمس» آیا ارتداد از اسلام بوده است یا ارتداد از ولایت؟

جواب- در این باره دو نظر است، ارتداد از اسلام و یا از ایمان، در ارتداد از ایمان همه اتفاق دارند و برای ارتداد آنان از اسلام نیز دلایلی وجود دارد، از جمله آیه کریمه:

«وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ».(4)

ص: 50


1- الكافي: ج4 ص 576ح2- عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد، عن القاسم بن يحيى، عن جده الحسن بن راشد، عن الحسين بن ثوير قال: ... (عن الصادق عليه السلام في زيارة الحسين عليه السلام: «...السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وِتْرَ اللَّهِ الْمَوْتُورَ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَشْهَدُ أَنَّ دَمَكَ سَكَنَ فِي الْخُلْدِ وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ وَ بَكَى لَهُ جَمِيعُ الْخَلاَئِقِ وَ بَكَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَ وَ مَنْ يَتَقَلَّبُ فِي الْجَنَّةِ وَ النَّارِ مِنْ خَلْقِ رَبِّنَا وَ مَا يُرَى وَ مَا لاَ يُرَى...». و کامل الزيارات: ص197-199 ح2- حدثني أبي و علي بن الحسين و محمد بن الحسن رحمهم الله جميعا، عن سعد بن عبد الله، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن القاسم بن يحيى، عن الحسن بن راشد، عن الحسين بن ثوير بن أبي فاختة .... و من لا يحضره الفقيه: ج2 ص595 ح3199 - قال الصادق عليه السلام: «إِذَا أَتَیْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ علیه السلام... السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وِتْرَ اللّهِ الْمَوْتُورَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ، أَشْهَدُ أَنَّ دَمَكَ سَكَنَ فِي الْخُلْدِ، وَاقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ،الْعَرْشِ، وَبَكَى لَهُ جَمِيعُ الْخَلائِقِ، وَبَكَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرَضُونَ السَّبْعُ وَمَا فِيهِنَّ وَمَا بَيْنَهُنَّ، وَمَنْ يَتَقَلَّبُ فِي الْجَنَّةِ وَالنَّارِ مِنْ خَلْقِ رَبِّنا، وَمَا يُرى وَمَا لاَ يُرى ...». و تهذیب الأحکام: ج6 ص55 ب18ح 1/131 از الكافي.
2- مصباح الزائر: ص 462 الفصل 18.
3- تذكرة الفقهاء (چاپ قدیمی): ص 568 [القسم] الثاني في غير النكاح و هو أمور: ا- إنه خاتم النبيين صلى الله علیه و آله و عليهم ب- أمته خير الأمم لقوله تعالى: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ» تكرمة له عليه السلام و تشريفا له ج- نسخ جميع الشرائع بشريعته د- جعل شريعته مؤبدة ه- جعل كتابه معجزا بخلاف کتب سائر الأنبياء عليهم السلام و- حفظ عن كتابه التبديل و التغيير و أقيم بعده حجة على الناس و معجزات غيره من الأنبياء انقرضت بانقراضهم ز- نصر بالرعب على مسيرة شهر فكان العدو يرهبه من مسيرة شهر ح- جعلت له الأرض مسجدا و ترابها طهورا ط - أحلت له الغنائم دون غيره من الأنبياء ي- يشفع في أهل الكبائر لقوله عليه السلام: ذخرت شفاعتي لأهل الكبائر من أمتي يا- بعث إلى الناس عامة يب- سيد ولد آدم يوم القيمة يج- أول من تنشق عنه الأرض يد- أول شافع و مشفع به - أول من يقرع باب الجنة يو- أكثر الأنبياء تبعا يز- أمته معصومة لا يجتمع على الضلالة يح- صفوف أمته كصفوف الملائكة يط- كان تنام عينيه ولا ينام قلبه ك- كان يرى من ورائه كما يرى من قدامه بمعنى التحفظ و الحس و كذلك قوله عليه السلام: تنام عيناي ولا ينام قلبي کا- تطوعه بالصلاة قاعدا كتطوعه قائما و إن لم يكن له عدد و في حق غيره ذلك على النصف من هذا كب- مخاطبه المصلي بقوله السلام عليك أيها النبي ورحمة الله و بركاته ولا تخاطب سایر الناس لج- يحرم على غيره رفع صوته على صوت النبي صلى الله عليه و آله کد- يحرم على غيره مناداته من وراء الحجرات للآية که - نادا الله تعالى الأنبياء و حکی عنهم بأسمائهم فقال تعالى: «یُوسُفُ أَعْرِضْ ... اَنْ یا اِبْراهیمُ ... یا نُوحُ * و میز نبينا عليه السلام بالنداء بألقابه الشريفة فقال تعالى: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ * ... یا أیُّها الرَّسُولُ * ... یا أیّها المُزمِّل... يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ» و لم يذكر إسمه في القرآن إلا فيأ أربعة مواضع شهد له فيها بالرسالة لإفتقار الشهادة إلى ذكر اسمه فقال: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ......ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ......وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ - وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ هُوَ اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ... بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ» و كان يحرم أن ينادي باسمه فيقول: يا محمد يا أحمد و لكن يقول : يا نبي الله یا رسول الله يا خيرة الله إلى غير ذلك من صفاته الجليلة كو- كان يستشفي به كن- كان يتبرك ببوله و دمه ....
4- سوره (3) آل عمران آیه 145.

و محمد جز پیامبری نیست که پیامبرانی پیش از وی برفتند، آیا با این وصف اگر او بمیرد بلکه کشته شود واپس برمیگردید حال آن که هرکس واپس خویش (به جاهلیت کفر) بگردد هرگز ذره ای به خدا زیان نزند و خدا سپاسگزاران را مزد خواهد داد.

که شاهد صدق بر ارتدادی است که قرآن کریم، پس از شهادت رسول الله صلى الله عليه و آله و ستم، پیش از وقوع از آن خبر داده است.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ».(1)

هان ای کسانی که ایمان آوردند، هر کس از شما از دین خویش برگردد بداند که بزودی خدا قومی را پدید آرد که دوستشان می دارد و دوستش میدارند، با مؤمنان نرم خو هستند با کافران درشت رفتارند در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ سرزنش گری نمی هراسند، آن فضل خداست که آن را به هر کس خواهد بدهد و خدا فراخی دهی داناست.

و در این آیه ارتداد از دین ذکر گردیده است.

و احادیث و روایاتی بر وقوع ارتداد در آن زمان دلالت می کند، از جمله فرمایش امام محمد باقر عليه السلام:

«ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ النَّبِيِّ إِلَّا ثَلَاثَةَ نَفَرٍ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِيُّ وَ سَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ ثُمَّ إِنَّ النَّاسَ عَرَفُوا وَ لَحِقُوا بَعْدُ».(2)

پس از پیامبر جز سه نفر از مردم همه مرتد شدند: مقداد بن الأسود و أبوذر غفاری و سلمان فارسی، پس از آن (از میان) مردم کسانی شناختند و ملحق شدند.

ص: 51


1- سوره (5) المائدة آیه 55.
2- الإختصاص: ص6.

و فرمود:

«ارْتَدَّ النَّاسُ إِلَّا ثَلَاثَةَ نَفَرٍ؛ سَلْمَانُ وَ أَبُوذَرٍّ الْغِفَارِیُّ وَ الْمِقْدَادُ» .

همه مردم مرتد شدند جز سه نفر؛ سلمان و ابوذر غفاری و مقداد.

حضرمی گوید: گفتم: پس عمار (چه شد)؟ فرمود:

قَدْ کَانَ جَاضَ جَیْضَهً ثُمَّ رَجَعَ

(از حق به باطل) میلی نمود و پس از آن بازگشت.

سپس فرمود:

إِنْ أَرَدْتَ اَلَّذِی لَمْ یَشُکَّ وَ لَمْ یَدْخُلْهُ شَیْءٌ فَالْمِقْدَادُ فَأَمَّا سَلْمَانُ فَإِنَّهُ عَرَضَ فِی قَلْبِهِ عارض أَنَّ عِنْدَ ذا- یَعنی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ- اِسْمَ اَللَّهِ اَلْأَعْظَمَ لَوْ تَکَلَّمَ بِهِ لَأَخَذَتْهُمُ اَلْأَرْضُ وَ هُوَ هَکَذَا فَلُبِّبَ وَ وُجِئَتْ عُنُقُهُ حَتَّی تُرِکَتْ کَالسِّلْعَهِ وَ مَرَّ بِهِ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ یَا بَا عَبْدِ اَللَّهِ هَذَا مِنْ ذَاکَ بَایِعْ فَبَایَعَ وَ أَمَّا أَبُوذَرٍّ الْغِفَارِیُّ فَأَمَرَهُ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ بِالسُّکُوتِ وَ لَمْ یَکُن تَأْخُذْهُ فِی اَللَّهِ لَوْمَهُ لاَئِمٍ فَأَبَی إِلاَّ أَنْ یَتَکَلَّمَ فَمَرَّ بِهِ عُثْمَانُ فَأَمَرَ بِهِ ثُمَّ أَنَابَ اَلنَّاسُ بَعْدَهُ فکَانَ أَوَّلَ مَنْ أَنَابَ أَبُو سَاسَانَ اَلْأَنْصَارِیُّ وَ أَبُو عَمْرَهَ وَفُلاَنٌ -حَتَّی عَقَدَ سَبْعَهً - وَ لَمْ یَکُنْ یَعْرِفُ حَقَّ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِلاَّ هَؤُلاَءِ اَلسَّبْعَهُ»(1)

اگر آن را می خواهی (بدانی) که شک نکرد و چیزی (از تردید) در او داخل نگشت پس او مقداد است. اما سلمان همانا در قلبش عارض شد که «همانا اسم اعظم نزد او- یعنی امیر المؤمنين علي عليه السلام-است که اگر آن را بگوید به يقين آنان را زمین بگیرد» و او چنین بود، در نتیجه در گریبانش پیچیده و گردنش کوبیده شد و زائده ای مانند غده پدید آمد و امیر المؤمنين عليه السلام از او گذر کرد و فرمود: ای اباعبدالله ! این (که بر سرت آمد) نتیجه آن است که از دلت گذشت) پس بیعت کن و بیعت نمود، واما ابوذر غفاری ، امیر المؤمنين عليه السلام او را امربه سکوت فرمود و او در راه فرمانبری از الله از

ص: 52


1- الإختصاص: ص 10. رک.: إختيار معرفة الناقلين: ص11 ح 2. روضة المتقين: ج4 ص 218 و روي أخبار كثيرة أنه ارتد الناس بعد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم إلا ثلاثة؛ سلمان، و أبا ذر، و المقداد، فقيل: فأين عمار ؟ فقال الصادق عليه السلام: جاض جيضة ثم رجع.

ملامت ملامت گران باکی نداشت، او (از فرمان مولا) سرباز زد (مطلوبش نبود) مگر این که سخن بگوید، در نتیجه (وقتي) دور عثمان شد و فرمان (تبعید) او را داد. پس از مدتی مردم بازگشتند و اولین کسانی که بازگشتند ابوساسان انصاری و ابوعمره و فلانی بود- تا این که هفت شخص را نام برد - و حق اميرالمؤمنين عليه السلام را جزاین هفت نفر معرفت ننموده و نشناختند.

و امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:

«إِنَّ النَّبِيَّ لَمَّا قُبِضَ ارْتَدَّ النَّاسُ عَلَى أَعْقَابِهِمْ كُفَّاراً إِلَّا ثَلَاثاً سَلْمَانُ وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِيُّ إِنَّهُ لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ جَاءَ أَرْبَعُونَ رَجُلًا إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام فَقَالُوا لَا وَ اللَّهِ لَا نُعْطِي أَحَداً طَاعَةً بَعْدَكَ أَبَداً قَالَ وَ لِمَ قَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم فِيكَ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍ قَالَ وَ تَفْعَلُونَ قَالُوا نَعَمْ قَالَ فَأْتُونِي غَداً مُحَلِّقِينَ

همانا آن گاه که پیامبر قبض روح شد، مردم مرتد شده و به عقب (و کفر جاهلیت بازگشته) و کافر شدند مگر سه نفر؛ سلمان و مقداد و ابوذر غفاری. به تحقیق آن گاه که رسول الله قبض روح شدند، چهل مرد نزد امیرالمؤمنين عليه السلام آمدند و گفتند: پس از تو دست (بیعت و) و فرمانبرداری هرگز به کسی نمی دهیم. فرمود: و برای چه؟ گفتند همانا ما درباره تو در روز غدیر از رسول الله صلى الله علیه و آله شنیدیم. فرمود: و (فرمان) انجام می دهید؟ گفتند: بله. فرمود: پس شما فردا با سر تراشیده تان نزدم بیایید.

امام صادق عليه السلام فرمود:

فَمَا أَتَاهُ إِلَّا هَؤُلَاءِ الثَّلَاثَةُ قَالَ وَ جَاءَهُ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ بَعْدَ الظُّهْرِ فَضَرَبَ يَدَهُ عَلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ مَا لَكَ أَنْ تَسْتَيْقِظَ مِنْ نَوْمَةِ الْغَفْلَةِ ارْجِعُوا فَلَا حَاجَةَ لِي فِيكُمْ أَنْتُمْ لَمْ تُطِيعُونِي فِي حَلْقِ الرَّأْسِ فَكَيْفَ تُطِيعُونِّي فِي قِتَالِ جِبَالِ الْحَدِيدِ ارْجِعُوا فَلَا حَاجَةَ لِي فِيكُمْ».(1)

ص: 53


1- الإختصاص: ص 6.

(فردای آن) جز این سه نفر کسی نیامد. و عمار یاسر بعد از ظهر آمد، (امام على عليه السلام) دست مبارک را بر سینه او زد و به او فرمود: نمی خواهی که از خواب غفلت بیدار شوی ؟ بازگردید که نیازی به شما ندارم، شما در تراشیدن سرتان از من اطاعت نمی کنید پس چگونه از من در نبرد کوه های آهن فرمان می برید؟!! بازگردید که مرا در شما نیازی نیست.

حارث بن مغيرة نصری گوید: شنیدم عبدالملک بن أعين از امام جعفر صادق عليه السلام می پرسید تا این که به امام گفت: بنابراین مردم هلاک شدند؟ فرمود:

«إِي وَ اَللَّهِ يَا اِبْنَ أَعْيَنَ هَلَكَ اَلنَّاسُ أَجْمَعُونَ»

آری به الله سوگند همه مردم هلاک شدند.

من گفتم: هرکسی که در مشرق و مغرب است (همه هلاک شدند)؟ فرمود:

«إِنَّهَا فُتِحَتْ عَلَى الضَّلَالِ إِي وَ اللَّهِ هَلَكُوا إِلَّا ثَلَاثَةَ ثُمَّ لَحِقَ أَبُو سَاسَانَ وَ عَمَّارٌ وَ شُتَيْرَةُ وَ أَبُو عَمْرَةَ فَصَارُوا سَبْعَةً».

آن ها بر ضلالت فتح شدند (و رهبری غاصبان، نه این که به اذن و فرمان امام فتح شده و به اسلام گرایش نموده باشند) ، آری قسم به الله همه هلاک شدند جز سه نفر، پس از آن ابوساسان و عمار و شتیره و أبوعمره به آنان پیوستند و هفت نفر شدند.(1)

ابوبصیر گوید به امام صادق عليه السلام عرضه داشتم:

همه مردم مرتد شدند جز؛ ابوذر و سلمان و مقداد.

فرمود:

«فَأَيْنَ أَبُو سَاسَانَ وَ أَبُو عَمْرَةَ اَلْأَنْصَارِيُّ؟!»(2)

پس کجاست ابوساسان و ابوعمره انصاری ؟!.

و در تفسیر علی بن ابراهیم قمی: ج1 ص170 فرمود: واما قول خداوند که فرموده:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ

ص: 54


1- رجال الكشي: ص 7 ح144- محمد بن مسعود، قال: حدثني علي بن الحسن بن فضال قال: حدني العاس بن عامر و جعفر بن محمد بن حكيم، عن أبان بن عثمان، عن الحارث بن المغيرة النصري قال: سمعت عبد الملك بن أعين يسأل أبا عبد الله عليه السلام قال: فلم يزل يسأله حتى قال له: فهلك الناس اذا؟ فقال: إِي وَ اَللَّهِ يَا اِبْنَ أَعْيَنَ هَلَكَ اَلنَّاسُ أَجْمَعُونَ قُلْتُ اهل اَلشَّرْقِ وَ اَلْغَرْبِ قَالَ إِنَّهَا فُتِحَتْ عَلَى اَلضَّلاَلِ إِي وَ اَللَّهِ هَلَكُوا إِلاَّ ثَلاَثَةً نَفَرٍ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِیُّ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ اَلْمِقْدَادُ وَ لَحِقَهُمْ عَمَّارٌ وَ أَبُو سَاسَانَ اَلْأَنْصَارِیُّ وَ حُذَیْفَهُ وَ أَبُو عَمْرَةَ فَصَارُوا سَبْعَةً. و الإختصاص: ص5 أحمد بن محمد بن يحيى، عن أبيه، عن محمد بن الحسين ، عن الحسن بن محبوب، عن الحارث قال: سمعت عبد الملك بن أعين يسأل أبا عبد الله عليه السلام فلم يزل يسأله حتى قال: فهلك الناس إذا؟ فقال: إِي وَ اَللَّهِ يَا اِبْنَ أَعْيَنَ هَلَكَ اَلنَّاسُ أَجْمَعُونَ قُلْتُ مَنْ فِي اَلشَّرْقِ وَ مَنْ فِي اَلْغَرْبِ قَالَ فَقَالَ إِنَّهَا فُتِحَتْ عَلَى اَلضَّلاَلِ إِي وَ اَللَّهِ هَلَكُوا إِلاَّ ثَلاَثَةً ثُمَّ لَحِقَ أَبُو سَاسَانَ وَ عَمَّارٌ وَ شُتَيْرَةُ وَ أَبُو عَمْرَةَ فَصَارُوا سَبْعَةً و الکافي: ج 8 ص 253 ح 356 - الحسین بن محّمد، عن المعلّی بن محمّد، عن الوشّاء عن أبان بن عثمان، عن الحارث بن المغیرة قال: سمعت عبد الملك بن أعین یسأل أبا عبد الله علیه السّلام فلم یزل یسائله حتّی قال: فهلك الَنّاس إذاً؟ قال: إي وَ الله یَا اْبنَ أعْیََن فَهَلَكَ النَّاسُ اجْمَعُونَ. قلت: من في المشرق و من في المغرب؟ قال: إنَّها فُتحَتْ بضَلالٍ إِي وَ الله لَََهلَکُوا إّلا ثَلاثَةً.
2- إختيار معرفة الناقلين: ص 8 ح 17.

عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ».

ای اهل ایمان! هر کس از شما از دینش برگردد خدا به زودی گروهی را می آورد که آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند، در برابر مؤمنان فروتن اند، و در برابر کافران سرسخت و قدرتمندند، همواره در راه خدا جهاد می کنند.

فرمود:

«هُوَ مُخَاطَبَهٌ لِأَصْحَابِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ اَلَّذِینَ غَصَبُوا آلَ مُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ وَ اِرْتَدُّوا عَنْ دِینِ اَللَّه...».

این خطابی است به آن اصحاب رسول الله صلى الله عليه و آله که حق آل محمد را غصب نموده (و به سبب آن) و از دين الله مرتد شده (و خارج گشتند) ....

و آیات و روایات بسیاری بر اتحاد اسلام و ایمان دلالت دارد و از آن ها:

«أَمْ تُرِیدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَکُمْ کَمَا سُئِلَ مُوسَی مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ یَتَبَدَّلِ الکُفْرَ بِالإیمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَآءَ الْسَّبِیلِ»(1)

بلکه می خواهید از پیامبرتان [کارهای نامعقول و بیهوده] درخواست کنید ، همان گونه که پیش از این از موسی درخواست شد؟ و کسی که کفر را به ایمان تبدیل کند، تحقیقا از راه راست گمراه شده است.

«إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ»(2)

قطعا دین (حق) نزد الله اسلام است. و اهل کتاب [درباره آن] اختلاف نکردند مگر پس از آن که [نسبت به حقانیت آن] آگاه شدند، این اختلاف به خاطر حسد و تجاوز میان خودشان بود؛ و هر کس به آیات خدا کافر شود [بداند که] همانا خداوند حساب رسی سریع است.

ص: 55


1- سوره (2) آیه 109.
2- سوره (3) آل عمران (سوره آل محمد صلى الله عليهم) آیه20

«وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ».(1)

و هرکه جز اسلام، دینی طلب (و اختیار) کند، هرگز از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیان کاران است.

«الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا(2)

آنان که همواره حوادثی را برای شما انتظار می برند، اگر از سوی خدا برایتان فتح و پیروزی رسد، می گویند: مگر ما با شما (در میدان جنگ) نبودیم؟ (پس سهم خواهی کنند)، و اگر برای کافران بهره ای اندک (از غلبه) باشد، به آنان می گویند: آیا (ما که در میان ارتش اسلام بودیم) بر شما چیره و مسلط نبودیم؟ (ولی دیدید که از ضربه زدن به شما خودداری کردیم) و شما را (از آسیب و زیان مؤمنان) مانع میشدیم (پس سهم غنیمت ما را بدهید) خدا روز قیامت میان شما داوری میکند؛ و خدا هرگز هیچ راه سلطه ای به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است.

«فَأَخْرَجْنَا مَنْ كَانَ فِيهَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ».(3)

پس هر که را از مؤمنان در آن شهر بود [پیش از آمدن عذاب] بیرون بردیم * در آن جا جز یک خانه از مسلمانان نیافتيم

«هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كَافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ ۚ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»(4)

اوست که شما را آفرید؛ پس گروهی از شما کافرند، و برخی مؤمن، و خدا به آن چه انجام می دهید، بیناست.

و آن که ایمان از او منتفی باشد بنا بر قول اکثر علمای طائفه حقه شیعه امامیه بلکه اجماع آنها

ص: 56


1- سوره (3) آل عمران (سوره آل محمد صلى الله عليهم) آیه 86
2- سوره (4) النساء آیه 142
3- سوره (51) الذاريات آیه 36 و 37.
4- سوره (64) التغابن آیه 3.

كما ادعي ، اسلام او منتفی باشد.

علت نام گذاری نام غاصبین بر فرزندان بعضی از معصومین علیهم السلام

سؤال 5- چرا بعضی از معصومین علیهم السلام نام فرزندانشان را به نام غاصبین می گذاشته اند؟ آیا این کار نشانه رضایت و محبت آنها نسبت به غاصبین بوده است؟

جواب - از تحریف های دشمنان اهل بیت نبوت، تحریف نمودن نام فرزندان آنان از «عمرو» به عمر بوده است که درباره عمرو بن علي بن أبي طالب فرزند صهباء تغلبيه و عمرو بن علي بن الحسين و عمرو بن الحسن بن علي و هاشم یکی از اجداد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم است که نام او عمرو بوده که به عمرتحریف نمودند. ونام عبد الله بن الحسن که در کربلاء به شهادت رسید را نیز به ابوبکر تحریف نمودند، و علمای شیعه رساله هایی در این باره نوشته اند، برای مزید اطلاع به منابعی که ذکر می گردد مراجعه نمایید(1)

***

علم معصومین علیهم السلام به زمان ظهور و وقوع قیامت

سؤال6- آیا معصومین علیهم السلام زمان ظهور امام زمان عجل الله فرجه و هم چنین زمان وقوع قیامت را می دانسته اند یا خیر؟

جواب - حضرات محمد و آل محمد صلوات الله علیهم از تمامی علومی که مربوط به خلائق است آگاهی دارند، البته نه از خودشان بلکه خداوند تعالی به آنها تعلیم فرموده است، تنها علم به ذات باری تعالی را خدا میداند و هیچ کسی از آن آگاهی ندارد، آن چه را که خداوند اراده فرماید علم به تمامیت آن از تقدیر و مشیت و... به آنها رسیده و نسبت بدان آگاهی کامل و ولایت دارند:

«...إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ وَالصَّادِرُ عَمَّا فُضِّلَ مِنْ أَحْكَامِ الْعِبَادِ...»(2)

... اراده پروردگار در تقدیر (و هندسه) امور برشما فرود می آید، و از بيوت شما صادر

ص: 57


1- جواهر المطالب: ص 122، تاریخ کبیر بخاری و ابن عساکر و المصنف و...، بحارالأنوار و کنز العمال و تحريف أسماء أولاد المعصومين نجاح الطائی، و.... وسائل الشيعة: ج21 ص 398 ب28 باب كراهة التسمية بالحكم و حکیم و خالد و مالك و حارث و یاسین و ضرار و مرة و حرب و ظالم و ضريس و أسماء أعداء الأئمة عليهم السلام. و الكافي: ج6 ص20 باب الأسماء و الكنى ... ح 12 الحسين بن محمد، عن معلی بن محمد، عن محمد بن مسلم، عن الحسين بن نصر، عن أبيه، عن عمرو بن شمر، عن جابر قال: أراد أبو جعفر عليه السلام الركوب إلى بعض شیعته ليعوده فقال: يا جابر الحقني. فتبعته فلما انتهى إلى باب الدار خرج علينا ابن له صغير فقال له أبو جعفر عليه السلام: ما اسمك؟ قال: محمد. قال: فَبِمَا تُكَنَّى؟ قال: بعلي. فقال له أبو جعفر عليه السلام: لَقَدِ اِحْتَظَرْتَ مِنَ اَلشَّیْطَانِ اِحْتِظَاراً شَدِیداً إِنَّ اَلشَّیْطَانَ إِذَا سَمِعَ مُنَادِیاً یُنَادِی يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ ذَابَ كَمَا يَذُوبُ الرَّصَاصُ حَتَّى إِذَا سَمِعَ مُنَادِياً يُنَادِي بِاسْمِ عَدُوٍّ مِنْ أَعْدَائِنَا اِهْتَزَّ وَ اِخْتَالَ.
2- الكافي: ج4 ص 577ح2 وكامل الزيارات: ص200 ح2 و تهذیب الأحکام: ج6 ص55 ب18ح1.

می گردد، تفاصيل احکام عباد از بیوت شما صادر می گردد، ....

و قیامت تقدیر گشته است و هندسه آن تعيين گشته است، و اهل بیت علیهم السلام به آن چه شده است و خواهد شد و نخواهد شد آگاهی دارند: بزرگ بانوی عالم خلقت حضرت فاطمه علیها السلام به حضرت ابوالحسن عليه السلام فرمودند:

«اِعْلَمْ یا اَبَا الْحَسَنِ! ...اَعْلَمُ ما کانَ وَما یَکُونُ وَما لَمْ یَکُنْ ...»(1)

بدان ای ابا الحسن ! ... آن چه را که بوده و خواهد بود و نخواهد بود را می دانم....

و در آیات کریمات:

«إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ ۖ وَ مَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا ۖ وَ مَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»(2)

يقينا خداست که علم قیامت نزد اوست، و او باران را نازل میکند، و آن چه را در رحم هاست می داند؛ و هیچکس نمی داند فردا چه چیزی [از خیر و شر] به دست میاورد، و کسی نمی داند در چه سرزمینی می میرد؛ بی تردید خدا دانا و آگاه است.

«وَ تَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ».(3)

و بزرگوار خدایی که آسمانها و زمین و هر چه بين آنهاست همه ملک اوست و علم ساعت قیامت نزد اوست و شما همه به سوی او بازگردانیده می شوید.

«يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي ۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ۚ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً ۗ يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَ لَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ»(4)

(ای رسول ما) از تو از ساعت قیامت می پرسند که چه وقت فراخواهد رسید؟ پاسخ ده که علم آن نزد پروردگار من است، کسی به جز او آن را به هنگامش آشکار نکند، (شأن)

ص: 58


1- بحار الأنوار: ج 43 ص 8 ب1 ح11 از عيون المعجزات: ص54: و روي عن حارثة بن قدامة قال: حدثني سلمان الفارسي، قال: حدثني عمار و قال: أخبرك عجبا، قلت: حدثني يا عمار، قال: نعم، شهدت علي بن أبي طالب عليه السلام و قد ولج على فاطمة عليها السلام فلما بصرت به نادت: أَدْنِ لاحَدِثَکَ بِمَا كَانَ وَ مَا هُوَ كَائِنُ وَ بِمَا لَمْ يَكُنْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ حِينَ تَقُومَ السَّاعَةُ . قال: فرأيت امیر المؤمنين عليه السلام يرجع القهقرى فرجعت برجوعه، إذ دخل على النبي صلى الله عليه و آله و سلم فقال له: اُدنُ یَا أَبَا الْحَسَنِ. فدنا فلما اطمأن به المجلس قال له: تُحَدِّثُنِي أَمْ أُحَدِّثُكَ ؟ فَقَالَ : الْحَدِيثَ منک أَحْسَنَ یا رَسُولَ اللَّهِ. فقال : كَأَنِّي بِكِ وَ قَدْ دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ وَ قَالَتْ لک کیت وَ کیت فَرَجَعْتُ ، فقال علي عليه السلام: نُورُ فَاطِمَةَ يَرِثُ نُورَنا؟ فقال صلى الله عليه و آله و سلم: أَ وَ لا تَعْلَمُ ؟ فسجد علي شكرا الله تعالى. قال عمار: فخرج أمير المؤمنين و خرجت بخروجه فولج على فاطمة عليها السلام و ولجت معه، فقالت: کأَنَکَ رَجَعْتُ إِلَى أَبِي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا قُلْتَهُ لَكَ ؟ قال: كانَّ کَذلِكِ يَا فَاطِمَةَ . فقالت: اعْلَمْ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی خَلَقَ نُورِی وَ کَانَ یُسَبِّحُ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ ثُمَّ أَوْدَعَهُ شَجَرَهً مِنْ شَجَرِ الْجَنَّهِ فَأَضَاءَتْ فَلَمَّا دَخَلَ أَبِی الْجَنَّهَ أَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَیْهِ إِلْهَاماً أَنِ اقْتَطِفِ الثَّمَرَهَ مِنْ تِلْکَ الشَّجَرَهِ وَ أَدِرْهَا فِی لَهَوَاتِکَ فَفَعَلَ فَأَوْدَعَنِی اللَّهُ سُبْحَانَهُ صُلْبَ أَبِی صلی الله علیه و آله و سلم ثُمَّ أَوْدَعَنِی خَدِیجَهَ بِنْتَ خُوَیْلِدٍ فَوَضَعَتْنِی وَ أَنَا مِنْ ذَلِکَ النُّورِ أَعْلَمُ مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ وَ مَا لَمْ یَکُنْ یَا أَبَا الْحَسَنِ الْمُؤْمِنُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ تَعَالَی.
2- سوره (31) لقمان (عليه السلام) آیه 35.
3- سوره (43) الزخرف آیه 89
4- سوره (7) الأعراف آیه 188.

آن ساعت در آسمان ها و زمین بسی سنگین است، نیاید شما را مگر ناگهانی. از تو او می پرسند گویی تو کاملا (از خود) بدان آگاهی. بگو: علم آن ساعت محققا نزد خداست، لیکن اکثر مردم آگاه نیستند.

آمده است که علم به مرسای آن عند الله و در حیطه قدرت او است، اوست که إجلاء وقت آن را می کند و آن بغتة می باشد.

و در کریمه:

«يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا ۖ * فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها * إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها»(1)

از تو می پرسند قیامت کی برپا شود؟ * تو را چه کار است دیگر که از آن به یاد آری؟ * کار آن ساعت به خدای تو منتهی شود.

منتهی و نهایت و بازگشت علم به ساعت قیامت (صغری و کبری) به رب تعالی می باشد.

و در کریمه:

«إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ ۚ وَ مَا تَخْرُجُ مِنْ ثَمَرَاتٍ مِنْ أَكْمَامِهَا وَ مَا تَحْمِلُ مِنْ أُنْثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ ۚ وَ يَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَائِي قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ»(2)

علم به ساعت قیامت به او (الله) بازمی گردد، و هیچ میوه ای از غنچه خود بیرون نیاید و هیچ آبستنی بار بر ندارد و نزاید مگر به علم ازلی او. و روزی که خداوند به مشركان خطاب کند: آن معبودان باطلی که شریک من پنداشتید کجا رفتند؟ مشرکان گویند: بار الها، ما حضور تو عرضه داشتیم که از ما هیچ کس گواه نیست (که تو شریک داشته ای).

بازگشت علم الساعة به خداوند است هیچ کسی از خود و منقطع از رب جل و علا نمی تواند کاشف آن باشد.

و می فرماید:

«الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ»(3)

ص: 59


1- سوره (79) النازعات آیات 43 الى 45.
2- سوره (41) فصلت آیه 44.
3- سوره (2) آیه 4.

کسانی که ایمان به غیب می آورند و نماز را برپا می دارند و از آن چه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند.

ایمان به غیب از اعمال مؤمنان حقیقی است، به آن چه که از آن ها در غیب است و مستلزم این نیست که شامل حضرات اهل بیت نبوت باشد زیرا آنان مرتضی و مجتبای رب جلیل می باشند به دلیل آیه کریمه:

«عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا».(1)

او عالم به غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمیکند * مگر آن کس که به پیامبری برگزیده است که فرشتگان را از پیش رو و پشت سر او می فرستد (تا شياطين اسرار وحی را به سرقت گوش نربایند).

و آیه:

«مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ۗ وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لَٰكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ۚ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ».(2)

خداوند هرگز مؤمنان را بدین حال کنونی که بر آنید وانگذارد تا آن که (با امتحان) ناپاک را از پاک جدا کند. و خدا همه شما را از غیب آگاه نسازد و لیکن هر که را مشیت او تعلق گرفت (به این مقام) از پیغمبران خود برگزیند، پس شما به خدا و پیغمبرانش ایمان بیاورید، که هرگاه ایمان آرید و پرهیزکار شوید اجر عظیم خواهید یافت.

و آنچه خداوند به حضرات اهل بیت علیهم السلام داده است در حیطه قدرت اوست، آنان مقام عنداللهی دارند و آن چه دارند از خداوند است و نه از خودشان و براو پیشی نمی گیرند. و آن چه از اشیاء است و مراحل هفت گانه: مشیت، اراده، قدر، قضاء، إذن، کتاب و أجل را طی نموده باشد در حیطه علم و ولایت آنان قرار یافته است و قیامت صغری و کبری هردو مخلوقند و

ص: 60


1- سوره (72) الجن آیه 27 و 28.
2- سوره (3) آل عمران آیه 180.

مراحل: مشیت و اراده و قضاء و قدر و ...(1) خود را طی نموده اند، و از علم به ذات قدوسی رب تعالی که مستأثر و خاص به اوست نمی باشد، از ناس در غیب است و حضرات اهل بیت عصمت و طهارت «من ارتضی من رسول و مجتبای رب» هستند بنابر این در حیطه علم و ولایت اهل بیت علیهم السلام قرار گرفته است.(2) و تمامی حروف علم که 27 حرف است(3)و اسم اعظم که 43 حرف است (4) (که اشاره دارد بر علم و ولایت بر همه و هر چیز جز ذات مقدس الله تعالی) نزد حضرات محمد و آل محمد صلى الله عليهم می باشد.

«إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَىٰ وَ نَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ ۚ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ».(5)

ما مردگان را زنده می گردانیم و کردار گذشته و آثار وجودی آینده شان همه را ثبت خواهیم کرد، و در لوح محفوظ و روشن خدا (قلب امام و خليفة الله) همه چیز را به شماره آورده ایم . و امام مبین که (علم و ولایت احاطی بر) هر چیز و هر ترو خشکی در او احصاء گردیده است، همانا ولی معصوم است (6)

«وَ عِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَ لَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ».(7)

و کلیدهای غیب نزد اوست، کسی جز او بر آن آگاه نیست و نیز آن چه در خشکی و دریاست همه را می داند و هیچ برگی از درخت نمی افتد مگر آن که او آگاه است و نه هیچ دانه ای در زیر تاریکی های زمین و نه هیچ ترو خشکی، جز آن که در کتابی مبین است.

و مفاتيح غيب الهي همانا حضرات خاندان عصمت و طهارت هستند(8) هرچه را که آفریده و بیافریند به مشیت است و ظرف مشيت او آنهایند.(9)

***

امامت و رهبریت حضرت فاطمة الزهرا سلام الله عليها

سؤال 7- آیا صدیقه طاهره فاطمه زهراء سلام الله عليها علاوه بر عصمت کبری، امامت و رهبریت بر

ص: 61


1- الكافي: ج1 ص 149 ح1 به چند سند صحیح خود از امام جعفر صادق عليه السلام که حضرتش فرمود: لَا یَکُونُ شَیْءٌ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ إِلَا بِهذِهِ الْخِصَالِ السَّبْعِ: بِمَشِیئَهٍ، وَإِرَادَهٍ، وَقَدَرٍ، وَقَضَاءٍ ، وَإِذْنٍ ، وَکِتَابٍ، وَأَجَلٍ، فَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَقْدِرُ عَلی نَقْضِ وَاحِدَهٍ، فَقَدْ کَفَرَ. والكافي: ج1 ص 149 ح 2 به سند متصل خود از امام موسی بن جعفر عليهما السلام فرمود: لا یَکونُ شَیءٌ فِی السَّماواتِ ولا فِی الأَرضِ إِلاّ بِسَبعٍ بِقَضاءٍ و قَدَرٍ و إِرادَهٍ و مَشیئَهٍ و کِتابٍ وأَجَلٍ و إِذنٍ ؛ فَمَن زَعَمَ غَیرَ هذا فَقَد کَذِبَ عَلَی اللّهِ أَو رَدَّ عَلَی اللّهِ عَز وَ جَل.
2- بصائر الدرجات: ص 113 باب نادر ح1 به سند صحیح از سدیر گوید: شنیدم حمران بن أعين از امام محمد باقر عليه السلام می پرسید از آیه کریمه: «بَدِیعَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ» حضرت فرمود: إِنَّ اَللَّهَ اِبْتَدَعَ اَلْأَشْیَاءَ کُلَّهَا عَلَی غَیْرِ مِثَالٍ کَانَ قَبْلَهُ وَ اِبْتَدَعَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ لَمْ یَکُنْ قَبْلَهُنَّ سَمَاوَاتٌ وَ لاَ أَرَضُونَ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ تَعَالَی: «وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی اَلْماءِ»؟ فَقَالَ لَهُ حُمْرَانُ بْنُ أَعْیَنَ أَ رَأَیْتَ قَوْلَهُ «عالِمُ اَلْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً» فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ « إِلاّ مَنِ اِرْتَضی مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً» وَ کَانَ وَ اَللَّهِ مُحَمَّدٌ مِمَّنْ اِرْتَضَی وَ أَمَّا قَوْلُهُ «عالِمُ اَلْغَیْبِ» فَإِنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَالِمٌ بِمَا غَابَ عَنْ خَلْقِهِ فَمَا یُقَدِّرُ مِنْ شَیْءٍ وَ یَقْضِیهِ فِی عِلْمِهِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَهُ وَ قَبْلَ أَنْ یَقْبِضَهُ إِلَی اَلْمَلاَئِکَهِ فَذَلِکَ یَا حُمْرَانُ عِلْمٌ مَوْقُوفٌ عِنْدَهُ إِلَیْهِ فِیهِ اَلْمَشِیَّهُ فَیَقْضِیهِ إِذَا أَرَادَ وَ یَبْدُو لَهُ فِیهِ فَلاَ یُمْضِیهِ فَأَمَّا اَلْعِلْمُ اَلَّذِی یُقَدِّرُهُ اَللَّهُ وَ یُمْضِیهِ فَهُوَ اَلْعِلْمُ اَلَّذِی اِنْتَهَی إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ثُمَّ إِلَیْنَا. و حدیث 2 - حدثنا عبد الله بن محمد، عن الحسن بن محبوب به همان سند و با اضافه: فَمَا یُقَدِّرُ مِنْ شَیْءٍ وَ یَقْضِیهِ فِی عِلْمِهِ أَنْ یَخْلُقَهُ وَ قَبْلَ أَنْ یَقْضِیَهُ فِی عِلْمِهِ أَنْ یَخْلُقَهُ وَ قَبْلَ أَنْ یَقْضِیَهُ إِلَی مَلاَئِکَتِهِ وَ ذَلِکَ یَا حُمْرَانُ عِلْمٌ مُقَدَّمٌ مَوْقُوفٌ عِنْدَهُ غَیْرُ مقتضی[مَقْضِیٍّ] لاَ یَعْلَمُهُ غَیْرُهُ إِلَیْهِ فِیهِ اَلْمَشِیَّهُ فَیَقْضِیهِ إِذَا أَرَادَ- إِلَی آخِرِ اَلْحَدِیثِ-.
3- الخرائج و الجرائح: ج2 ص841 ح 59 به سند خود از أبان از امام صادق عليه السلام فرمود: اْلعلْمُ سَبْعَةٌ و عشْرُونَ جُزْءاً (حَرْفاً- المختصر)، فَجَمیعُ ما جاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ جُزْءان (حَرْفان- المختصر)، فَلَمْ یَعْرف النَّاسُ حَتَّی اْلیَوْم غَیْرَ الْجُزْءَیْن (الْحَرْفَین- المختصر)، فَإذا قامَ اْلقائُم أًخرَجَ الَْْخمْسَةَ و اْلعشْرینَ جُزْءاً فَبَثَّّها في النّاس، و ضَمَّ إَلیْهَا الْجُزْءَیْن (الْحَرْفَین- المختصر) حَتی یَبُثَّّها سَبْعَةً وَ عشْرینَ جُزْءاً (حَرْفاً- المختصر). از او: مختصر البصائر: ص 320 ح 35/346
4- بصائر الدرجات: ص210 ب13 ح 3 به سند موثق خود از نوفلی از امام على الهادی علیه السلام گوید: شنیدم امام می فرمود: اِسْمُ اَللَّهِ اَلْأَعْظَمُ ثَلاَثَهٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً وَ إِنَّمَا کَانَ عِنْدَ آصَفَ مِنْهُ حَرْفٌ وَاحِدٌ فَتَکَلَّمَ بِهِ فَانْخَرَقَتْ لَهُ اَلْأَرْضُ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ سَبَإٍ فَتَنَاوَلَ عَرْشَ بِلْقِیسَ حَتَّی صَیَّرَهُ إِلَی سُلَیْمَانَ ثُمَّ اِنْبَسَطَتِ اَلْأَرْضُ فِی أَقَلَّ مِنْ طَرْفَهِ عَیْنٍ وَ عِنْدَنَا مِنْهُ اِثْنَانِ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً وَ حَرْفٌ عِنْدَ اَللَّهِ اسْتَأْثَرٌ بِهِ فِی عِلْمِ اَلْغَیْبِ .
5- سوره (36) يس (صلى الله عليه و آله و سلم) آیه 13.
6- اليقين : ص350 ب127 به رواية إمام محمد باقر عليه السلام: در خطبه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم روز غدیر فرمودند: ... مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَ قَدْ أَحْصَاهُ اَللَّهُ فِیَّ وَ کُلُّ عِلْمٍ عَلَّمَنِیهِ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً وَ اَلْمُتَّقِینَ مِنْ وُلْدِهِ وَ هُوَ اَلْإِمَامُ اَلْمُبِینُ اَلَّذِی ذَکَرَهُ اَللَّهُ فِی سُورَهِ یس «وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ» .... و روضة الواعظين: ج1 ص 93 و الإحتجاج: ج1 ص10:...مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَ قَدْ أَحْصَاهُ اَللَّهُ فِیَّ وَ کُلُّ عِلْمٍ عَلَّمَنِیهِ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً وَ اَلْمُتَّقِینَ مِنْ وُلْدِهِ وَ هُوَ اَلْإِمَامُ اَلْمُبِینُ، .... الأمالي ابن بابویه: ص170ح5 و معاني الأخبار: ص 95 به سند خود از أبو الجارود از امام باقر عليه السلام: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : «وَ کل شَيْ ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» قَامَ رَجُلَانِ مِنْ مَجْلِسِهِمَا فَقَالَا: یا رَسُولَ اللهِ ! هُوَ التَّوْرَاةِ ؟ قَالَ : لَا ، قَالَا: فَهُوَ الْإِنْجِيلَ ؟ قَالَ : لَا ، قَالَا : فَهُوَ الْقُرْآنِ ؟ قَالَ : لَا . قَالَ : فَاقْبَلْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : هُوَ هَذَا إِنَّهُ الْإِمَامِ الَّذِي أَحْصَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيهِ عِلْمُ كُلِّ شَيْ ءٍ الصراط المستقيم: ج1 ص270 از کتاب نخب المناقب حسين بن جبر از امام محمدباقر عليه السلام فرمود: لما نزل قوله تعالى: «وَ کل شَيْ ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» قيل يا رسول الله ! هُوَ التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ أَوِ الْقُرْآنِ ؟ فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : لَا ، فَأَقْبَلَ عَلَيَّ فَقَالَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : هَذَا هُوَ الْإِمَامَ المبین الَّذِي أَحْصَى اللَّهُ فِيهِ كُلُّ شَيْ ءٍ الفضائل: ص 94 به سند خود از عمار بن یاسر رضي الله عنه گفت: كنت عند أمیرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام في بعض غزواته فمررنا بواد مملوء نملا فقلت: يا أمير المؤمنين ! تَرَى يَكُونُ أَحَدُ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ تَعَالَى يَعْلَمُ كَمْ عَدَدُ هَذَا ؟ قَالَ : نَعَمْ يَا عَمَّارُ أَنَا أَعْرَفُ رَجُلًا يَعْلَمُ عَدَدُهُ وَ کم فِيهِ ذِکر وَ كَمْ فِيهِ أُنثي. فقلت: من ذلك الرجل يا مولاي ؟ فقال: يا عمار؛ أَمَّا قَرَأْتُ فِي سُورَةِ يس : «وَ کل شَيْ ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مَبینِ»؟ فقلت: بلی یا مولاي . فقال : أَنَا ذَلِكَ الْإِمَامُ الْمُبِينُ . الفضائل: ص174 و الروضة: ص231 ح191 و بالإسناد يرفعه إلى الثقات الذين كتبوا الأخبار أنهم وضح لهم فيما وجدوا و بان لهم من أسماء أمير المؤمنين عليه السلام ثلاثمائة اسم في القرآن منها ما رواه بالإسناد الصحيح عن ابن مسعود قوله تعالى:... «وَ کل شَيْ ءُ أَحصَیناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» مَعْنَاهُ عَلِيِّ عَلَيَّ السَّلَامُ تأويل الآيات: ص 477 از تفسیر محمد بن العباس رحمه الله به سند خود از صالح بن سهل گوید: شنیدم امام جعفر صادق عليه السلام تلاوت می فرمود آیه: «وَ كُلُّ شَيْ ءٍ أَحصَیناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» قال: فِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ . الصراط المستقيم: ج1 ص211 به سند خود از ابن أبي عمير از امام جعفر صادق عليه السلام: أَنَّ اللَّهَ قَالَ لِمُوسَى عَلَيْهِ السَّلَامُ : «وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شي» ، وَ لَمْ یقل كُلِّ شَيْ ءٍ ، وَ فِي عيسى: «وَلِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ ۖ »، وقال في علي بن أبي طالب: «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب»، وقال: «وَ لَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»، فَعِنْدَ عَلِیٍّ عِلْمُ کُلِّ رَطْبٍ وَ یَابِسٍ. تفسير العياشي: ج1 ص361 ح 29 به سند خود از حسین بن خالد گوید: از امام على الرضا عليه السلام پرسیدم از تفسیر آیه کریمه: «مَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَ لَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»، فقال: الْوَرَقُه السِّقْطُ یَسْقُطُ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُهِلَ الْوَلَدُ. قال: فقلت: و قوله: «وَ لا حَبَّةٍ»؟ قال: یَعْنِی اَلْوَلَدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ، إِذَا أَهَلَّ وَ یَسْقُطُ مِنْ قَبْلِ اَلْوِلاَدَهِ. قال: قلت: قوله: «وَ لا رَطب»؟ قال: یَعْنِی اَلْمُضْغَهَ إِذَا اِسْتَکَنَّتْ فِی اَلرَّحِمِ قَبْلَ أَنْ یَتِمَّ خَلْقُهَا قَبْلَ أَنْ یَنْتَقِلَ . قال : قوله: «وَ لا يابِسٍ»؟ قال: الولد التام. قال: قلت: «فِی کِتابٍ مُبِینٍ» ؟ قال: في إمام مبین. الإحتجاج: ج2 ص375 از محمد بن أبي عمير الكوفي از عبد الله بن الوليد السمان گوید: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: مَا يَقُولُ النَّاسُ فِي أُولِي الْعَزْمِ وَ صَاحِبِكُمْ أميرَالمُؤمِنينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ؟ قال: قلت: ما يقدمون على أولي العزم أحدا. قال: فقال أبوعب الله عليه السلام: إن الله تبارك و تعالى قال لموسى «وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْ ءٍ مؤعِظَةً» وَ لَمْ يَقُلْ کل شَيْ ءُ موعظه، وَ قَالَ لِعِيسَى : «وَ لابین لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْلُقُونَ فِيهِ» و لم يقل كل شيء، وَ قَالَ لِصَاحِبِكُمْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ : «قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَينَکُم وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ لا رَطْبٍ وَ لَا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ» وَ عَلَّمَ هَذَا الْكِتَابِ عِنْدَهُ ....
7- سوره (6) الأنعام آیه 60
8- بحار الأنوار: ج 39 ص350 ب90 ح23 از تفسیر فرات بن إبراهيم به سندش از امیرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام که فرمود: أَنَا أَوْرَثَ مِنَ النَّبِيِّينَ إِلَى الْوَصِيِّينَ مِنِ الْوَصِيِّينَ إِلَی اَلنَّبِیِّینَ وَ مَا بَعَثَ اَللَّهُ نَبِیّاً إِلاَّ وَ أَنَا أَقْضِی دِینَهُ وَ أُنْجِزُ عِدَاتِهِ وَ لَقَدِ اِصْطَفَانِی رَبِّی بِالْعِلْمِ وَ اَلظَّفَرِ وَ لَقَدْ وَ فَدْتُ إِلَی رَبِّی اِثْنَتَیْ عَشْرَهَ وِفَادَهً فَعَرَّفَنِی نَفْسَهُ وَ أَعْطَانِی مَفَاتِیحَ اَلْغَیْبِ ثُمَّ قَالَ أَنَا اَلْفَارُوقُ اَلَّذِی أُفَرِّقُ بَیْنَ اَلْحَقِّ وَ اَلْبَاطِلِ وَ أَنَا أُدْخِلُ أَوْلِیَائِی اَلْجَنَّهَ وَ أَعْدَائِی اَلنَّارَ أَنَا اَلَّذِی قَالَ اَللَّهُ «هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّ أَنْ یَأْتِیَهُمُ اَللّهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ اَلْغَمامِ وَ اَلْمَلائِکَهُ وَ قُضِیَ اَلْأَمْرُ وَ إِلَی اَللّهِ تُرْجَعُ اَلْأُمُورُ». مشارق أنوار اليقين: ص 268 و از خطبه های أمير المؤمنين عليه السلام است که فرمود: أَنَا عِنْدِي مَفَاتِيحِ الْغَيْبِ ، لَا يَعْلَمُهَا بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ إِلَّا أَنَا ، ....
9- دلائل الإمامة: ص505 ح 95/491 به سند خود از کامل بن إبراهيم المزنيی در حدیثی از امام صاحب الزمان عجل الله فرجه الشریف که در سن چهار سالگی بودند ضمن فرمایشی در محضر امام حسن زکی عسکری فرمودند: ... وَ جِئْتُ تَسْأَلُهُ عَنْ مَقَالَةِ الْمُفَوِّضَةُ ، کذوا عَلَيْهِمْ لعته اللَّهُ ، بَلْ قُلُوبَنَا أَوْعِيَةِ لمشيئة اللَّهُ ، فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شِئْنَا ، وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ».... مانند آن: الصراط المستقيم: ج2 ص210 ح 4 و الهداية الكبرى: ص 359 ب14 و إثبات الوصية: ص 262 و الغيبة شيخ طوسی: ص 247 فصل 2 و الخرائج و الجرائح: ج1 ص459 ب 13 ح 4 و کشف الغمة: ج2 ص 499 ب25 و منتخب الأنوار المضيئة: ص140 فصل 10.

مخلوقات خداوند تعالی را دارند یا خیر؟ ادله را در جهت نفی و اثبات این مطلب بیان فرمایید.

جواب- با استعانت از حضرات اسماء الله تبارک و تعالی الحسنى محمد و آل محمد صلوات الله و سلامه عليهم درصدد پاسخ به سؤال از وحی تنزیلی و تأویلی طه و آل یاسین صلوات الله عليهم درباره حضرت آیة الله العظمي فاطمة الزهراء سلام الله علیها برمی آییم:

درباره شخصیت های عموم مردم می توان سخن گفت و از شخصیت بی نظیر حضرت صدیقه کبری سلام الله عليها تنها کسانی میتوانند بگویند که از سنخ ذات اویند و معرفت اولیاء معصومین صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين صنع الله تبارک و تعالی است و موهبتی و نه اکتسابی پس به ناچار آن را از او درخواست نموده و عرض می کنیم:

«... اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي»(1)

... بارالها حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی از دینم گمراه می گردم.

بنا بر فرمایش رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم :

حضرت فاطمه از نور عظمة الله بی واسطه آفریده شده و حجاب الله است، إشراق نور و ضياء نور آسمان ها و زمین (عالم ملکوت و ناسوت) از نور ایشان است زیرا که از نور الله آفریده شده، او از جمیع انبیاء افضل است و نور أئمه هدی- که خلفاء الله و قوام بأمر الله می باشند - از نور اوست. (2)

علت غائی خلقت افضل انبیاء و سید اوصیاء است که الله تعالی در حدیث قدسی خود در بارگاهش به سید رسل فرمود:

«ي-ا أَحْمَدُ! لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما»(3)

ای احمد! اگر تو نبودی افلاک را نمی آفریدم، و اگر علت نبود تو را نمی آفریدم، و اگر فاطمه نبود هیچ یک از شما را نمی آفریدم.

ص: 62


1- الكافي: ج1 ص 337 حه و 342 ح 29 و الغيبة، النعماني: ص 166 ح6 و کمال الدين: ج2 ص 343 ب33 ح 24 و مصباح المتهجد: ج1 ص412 و إعلام الوری: ص 432 فصل 2 و جمال الأسبوع: ص521 و ص 522 و....
2- الإمامة و التبصرة من الحيرة: ص 133 ب35 ح 144 به سند متصل خود از جابر گوید: به امام صادق عليه السلام عرض کردم: از برای چه حضرت فاطمة الزهراء زهراء نامیده شدند؟ فرمود: لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ و جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ بِنُورِهَا، وَ غَشِیَتْ أَبْصَارَ اَلْمَلاَئِکَهِ، وَ خَرَّتِ اَلْمَلاَئِکَهُ لِلَّهِ سَاجِدِینَ، وَ قَالُوا: إِلَهَنَا وَ سَیِّدَنَا، مَا هَذَا اَلنُّورُ؟ فَأَوْحَی اَللَّهُ إِلَیْهِمْ: هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِی، وَ أَسْکَنْتُهُ فِی سَمَائِی، خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِی أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِی، أُفَضِّلُهُ عَلَی جَمِیعِ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِکَ اَلنُّورِ أَئِمَّهً یَقُومُونَ بِأَمْرِی، یَهْدُونَ إِلَی حَقِّی، وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِی فِی أَرْضِی بَعْدَ اِنْقِضَاءِ وَحْیِی. علل الشرائع: ج1 ص180 ب 143 ح1 به سند متصل خود از جابر از امام صادق عليه السلام مانند الإمامة و التبصرة. كشف الغمة: ج1 ص464 از امام محمد باقر عليه السلام مانند آن. نوادر المعجزات: ص 193 ح 3/65 از جابر بن عبدالله از امام محمد باقر عليه السلام مانند آن و در آن است: وَ یَهْدُونَ إِلَی خَلْقِی.... الدر النظيم: ص 456 و حديث کرد حماد از عمرو بن شمر از جابر مانند نوادر المعجزات. العدد القوية: ص 227 از کتاب الدر و کتاب مواليد الأئمة. دلائل الإمامة: ص 149 ح60 ويروى : أَنَها (عَلَيهَا السَلامُ) سُمِّيَتِ اَلزَّهْرَاءَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ و جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ . معاني الأخبار: ص 64 ح16 - و قد روي: اِنما سُمِّيَتِ اَلزَّهْرَاءَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ و جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ.
3- منابع حدیث شریف: 1- کشف اللآلي (مخطوط): ص5. از او: جنة العاصمة، سید حسن میر جهاني: ص 283 نگارنده مؤلف قاصر حسن میرجهانی طباطبائی جرقوئی اصفهانی عفي الله عن جرائمه گوید: زمانی که در نجف اشرف مشرف بودم، بر حسب اتفاق برای اخذ کتابی از فضيلة العلامة خلد مقام شیخ محمد سماوی مؤلف كتاب إبصار العين في أنصار الحسين عليه السلام شرف خدمت ایشان را حاصل کردم، در مکتبه ایشان به کتابی مخطوط که در مقابل داشتند نگاه می کردم، از نام آن کتاب پرسیدم، فرمودند: کتاب کشف اللآلي تأليف عالم جلیل شیخ صالح بن عبد الوهاب بن العرندس حلى است، که یکی از علماء بزرگ شیعه بوده از علماء قرن نهم، و کتاب را به من دادند، کتابی بود به قطع وزیری، کاغذ زرد، قریب سیصد صفحه بخط شیخ احمد توني نوشته شده بود. در ضمن این که مشغول دیدن عناوین آن بودم، برخورد کردم به حدیثی که مکرر از زبان معدودی از بزرگان اهل فضل شنیده بودم به طور مرسل و هرچند تفحص کرده و از بعضی از محدثین از سند آن سؤال میکردم اظهار بی اطلاعی می کردند، و بعضی هم از احادیث موضوعه میدانستند، دیدم در آن حدیث را مسندا نقل نموده ، از مرحوم سماوی استجازه استنساخ آن را نمودم، ایشان هم مضایقه نفرمودند، من با نهایت خوشحالی در همان مجلس حديث را نوشتم چون در فضیلت بی بی معظمه فاطمه زهراء سلام الله علیها بود مقتضی دیدم که در این کتاب درج نمایم، و العهدة على راويه. في کتاب کشف اللآلي لصالح بن عبد الوهاب بن العرندس أنه روي عن الشيخ إبراهيم بن الحسن الذراق، عن الشيخ علي بن هلال الجزائري، عن الشيخ أحمد بن فهد الحلي، عن الشيخ زين الدين علي بن الحسن الخازن الحائري، عن الشيخ أبي عبد الله محمد بن مكي الشهيد، بطرقه المتصلة إلى أبي جعفر محمد بن علي بن موسی بن بابويه القمي، بطريقه إلى جابر بن یزید الجعفي، عن جابر بن عبد الله الأنصاري، عن رسول الله صلى الله عليه و آله، عن الله تبارك وتعالى أنه قال: «يا أحمد ! لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُکَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما». ثم قال جابر: هذا من الأسرار التي أمرنا رسول الله صلى الله عليه و آله بكتمانه إلا عن أهله. یعنی: به سند مذکور از جابر بن عبد الله انصاری از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: خدای تبارك و تعالی فرمود: ای احمد! اگر تو نبودی افلاك را نمی آفریدم، و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم، و اگر فاطمه نبود هیچ يك از شما را نمی آفریدم. مؤلف کتاب کشف اللآلی یکی از علماء قرن نهم هجری بوده، و او یکی از مؤلفين از علماء شیعه در فقه و اصول و حديث بوده، كان عالما ناسكا زاهدا ورعا ادیبا شاعرأ، و در حدود هشتصد و چهل هجری تقریبا وفات یافته، و قبر او در حله هيفاء مزاری است که به آن تبرك می جویند. و سلسله راویان حدیث همه عدل امامی و از بزرگان مشيخه به شمار می روند، و سند حدیث در نهایت اتقان است. 2- بحرالمعارف. از او: مجمع النورين: ص 13 و 14 و في الحديث القدسي: «يا أَحمَدُ! لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُکَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما»، كما ذكره الوحيد البهبهاني، و روي في بحر المعارف: «لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُکَ»، و في ضياء العالمين للشيخ أبي الحسن الجد الأمي للشيخ محمد حسن صاحب الجواهر بزيادة فقرة: «وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما». و زندگانی حضرت فاطمة الزهراء عليها السلام، حسين عمادزاده: ص242 در بحرالمعارف در دنباله عبارت : «لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ» می نویسد: «وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما» اگر فاطمه نبود شما را (یعنی محمد و علی) خلق نمی کردم. القطرة من بحار مناقب النبي صلى الله عليه و آله و العترة، المستنبط : ج 1 ص 273. و مستدرك عوالم العلوم (فاطمة الزهراء عليها السلام): ج11-قسم-1-ص 44 ب 4 از مستدرك سفينة البحار: ج 3 ص 334 از مجمع النورين. و الموسوعة الكبرى عن فاطمة الزهراء، الأنصاري: ج1 ص 233 ح 16 از برخی از منابع. 3- ضياء العالمين ، أبوالحسن بن محمد طاهر العاملي الفتوني ت 1138: از او: مجمع النورين: ص 14 ... و في ضياء العالمين للشيخ أبي الحسن الجد الأمي للشيخ محمد حسن صاحب الجواهر بزيادة فقرة: «وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما».

فاطمه از رسول الله و رسول الله از فاطمه است.(1)

در خلقت نوری متحدند. او بضعه خاتم الأنبياء(2) است.

و آدم، به معرفت و اقرار به حضرتش خليفة الله شد، و انبیاء و رسل به نبوت و رسالت مبعوث شدند.(3)

حضرت فاطمه همانند حضرات أئمه معصومين آية الله و دلیل و برهان توحید است(4) چنان که فرمودند:

....وَ نَحْنُ اَلْأَعْرَافُ اَلَّذِينَ لاَ يُعْرَفُ اَللَّهُ إِلاَّ بِسَبِيلِ مَعْرِفَتِنَا».(5)

... و ماییم «اعراف» همانان که الله شناخته نشود جز به سبب راه شناخت ما (اهل بیت وحی).

مضاف بر این که حضرت فاطمه سلام الله علیها از بهترین خلق است هم چون رسول و وصی و سبطین بنابر صریح فرمایش رسول الله، بلکه نام حضرت از اسم فاطر مشتق گشته است که به معنی خلق نمودن لا من شيء بوده و اشاره به خلق به سبب و واسطه حضرت می باشد.(6)

بقية النبوة است، حضرت امیرالمؤمنين عليه السلام به ایشان فرمودند:

«....اِبْنَةَ الصَّفْوَةِ وَ بَقِيَّةَ النُّبُوَّةِ، ...»(7)

... ای فرزند برگزیده (خداوند)، وای باقی مانده از نبوت ....

و فرمودند:

«.... یَا بَقِیَّةَ النُّبُوَّةِ وَ شَمْسُ الرِّسَالَةِ وَ مَعْدِنُ الْعِصْمَةِ وَ الْحِکْمَةَ...»(8)

... ای باقی مانده نبوت، و خورشید رسالت، و معدن عصمت و حکمت ....

و فرموده اند:

«إِنَّ فَاطِمَةَ بقیة النُّبُوَّةِ ، وَ بَرْزَخُ بَيْنَ بَحْرِ النُّبُوَّةِ وَ الْإِمَامَةِ»(9)

همانا فاطمه، باقی مانده نبوت، و برزخ (و واسطه و میانه) بین نبوت و امامت است.

فاطمة الزهراء سلام الله علیها «مصطفاة الله»(10) و خود «حجاب النبوة» است چنان که وارد

ص: 63


1- تفسير البرهان: ج4 ص 104 ح7734 از کتاب المناقب الفاخرة في العترة الطاهرة سيد رضی به سند خود از امام جعفر صادق از پدرانش از حضرت فاطمه علیهم السلام فرمود: عَلِیٌّ سَیِّدِی (صَلَوَاتُ اَللَّهِ وَ سَلاَمُهُ عَلَیْهِ) قَرَأَ هَذِهِ اَلْآیَهَ: «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ اَلرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً» فَجِئْتُ اَلنَّبِیَّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنْ أَقُولَ لَهُ: یَا أَبَاهْ، فَجَعَلْتُ أَقُولُ: یَا رَسُولَ اَللَّهِ. فَأَقْبَلَ عَلَیَّ، وَ قَالَ: یَا بُنَیَّهِ، لَمْ تَنْزِلْ فِیکِ وَ لاَ فِی أَهْلِکِ مِنْ قَبْلُ، قَالَ: أَنْتِ مِنِّی، وَ أَنَا مِنْکِ، وَ إِنَّمَا نَزَلَتْ فِی أَهْلِ اَلْجَفَاءِ، وَ إِنَّ قَوْلَکَ: یَا أَبَاهُ، أَحَبُّ إِلَی قَلْبِی، وَ أَرْضَی لِلرَّبِّ، ثُمَّ قَالَ: أَنْتَ نِعْمَ اَلْوَلَدُ، وَ قَبَّلَ وَجْهِی، وَ مَسَحَنِی مِنْ رِیقِهِ، فَمَا اِحْتَجْتُ إِلَی طِیبٍ بَعْدَهُ». الدار النظيم ص 462 به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام مانند آن. ملحقات إحقاق الحق: ج19 ص 94 از مناقب الإمام علي بن أبي طالب عليه السلام ابن المغازلی: ص 364 چاپ اسلامية طهران به سند متصل خود از امام صادق مانند آن. و در المناقب چاپ جدید: ص 292 ح 411. و در مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص320 از کتاب قاضي أبو محمد الكرخی از امام صادق از حضرت فاطمه علیهما السلام که فرمود: لَمَّا نَزَلَتْ «لا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً» هِبْتُ رَسُولَ اَللَّهِ أَنْ أَقُولَ لَهُ: یَا أَبَتِ، فَکُنْتُ أَقُولُ: یَا رَسُولَ اَللَّهِ فَأَعْرَضَ عَنِّی مَرَّهً أَوْ ثِنْتَیْنِ أَوْ ثَلاَثاً، ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَیَّ فَقَالَ: یَا فَاطِمَهُ إِنَّهَا لَمْ تَنْزِلْ فِیکِ وَ لاَ فِی أَهْلِکِ وَ لاَ فِی نَسْلِکِ، أَنْتِ مِنِّی وَ أَنَا مِنْکِ، إِنَّمَا نَزَلَتْ فِی أَهْلِ اَلْجَفَاءِ وَ اَلْغِلْظَهِ مِنْ قُرَیْشٍ، أَصْحَابِ اَلْبَذَخِ وَ اَلْکِبْرِ قُولِی: یَا أَبَتِ فَإِنَّهَا أَحْیَا لِلْقَلْبِ وَ أَرْضَی لِلرَّبِّ...
2- کتاب سليم بن قيس الهلالي: ج2 ص 869 ح 48... قالت: نَشَدْتُکُمَا بِاللَّهِ هَلْ سَمِعْتُمَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم: یَقُولُ فَاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی ؟ قَالا: نَعَمْ فَرَفَعَتْ یَدَهَا إِلَی السَّمَاءِ فَقَالَتِ: اللَّهُمَّ إنَّهُمَا قَدْ آذَیَانِی فَأَنَا أَشْکُوهُمَا إِلَیْکَ وَ إِلَی رَسُولِکَ، لا وَاللَّهِ لا أَرْضَی عَنْکُمَا أَبَداً حَتَّی أَلْقَی [أَبِی] رَسُولَ اللَّهِ وَ أُخْبِرَهُ بِمَا صَنَعْتُمَا فَیَکُونَ هُوَ الْحَاکِمَ فِیکُمَا .... كفاية الأثر: ص 62 - 65 به سند متصل از جابر بن عبد الله الأنصاري از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم در حدیثی در آخر عمر حضرت در بستر شهادت به حضرت فاطمه سلام الله عليها فرمود... قَدْ سَأَلْتُ رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ تَكُونِي أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي أَلَا إِنَّكِ بَضْعَةٌ مِنِّي مَنْ آذَاكِ فَقَدْ آذَانِي. جابر گوید پس از شهادت حضرت دو نفر از اصحاب خدمت حضرت فاطمه رسیدند و از حال حضرت جویا شدند و حضرت فرمودند: اُصْدُقَانِی هَلْ سَمِعْتُمَا مِن رَسُولُ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ قُولُ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي؟ قالا: نعم قد سمعنا ذلك منه، فرفعت يديها إلى السماء و قالت: اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنَّهُمَا قَدْ آذَیَانِی وَ غَصَبَا حَقِّی ثُمَّ أَعْرَضَتْ عَنْهُمَا فَلَمْ تُکَلِّمْهُمَا بَعْدَ ذَلِکَ وَ عَاشَتْ بَعْدَ أَبِیهَا خَمْسَةً وَ تسعِینَ یَوْماً حَتَّی أَلْحَقَهَا اللَّهُ بِهِ. ر.ک: الجعفريات (الأشعثيات): ص 9 و شرح الأخبار: ج 3 ص30 -31 و 59 و 61 و 64 و الأمالي ابن بابویه: ص104 المجلس 22 و ص 487 المجلس 73 و إعتقادات الإمامية : ص 105 ب38 و علل الشرائع: ج1 ص 187 ب149 و الأمالي شیخ مفید، ص260 مجلس 31 و تقريب المعارف: ص 337 و التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة: ص134 فصل 16 و عيون المعجزات: ص 58 و دلائل الإمامة: ص 135 و الأمالي، الطوسي: ص 24 مجلس1 و شواهد التنزيل: ج2 ص 414 و روضة الواعظين: ج1 ص150 و بشارة المصطفى صلى الله علیه و آله: ج2 ص70 و 178 و النوادر قطب الدين الراوندي: ص 14 و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج 3 ص 332 و الروضة في الفضائل، ص167 ح143 و عمدة العيون: ص 384 و 385 و 388 و 383 و شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد: ج 4 ص 64 وج16 ص273 و 278 و إقبال الأعمال: ج2 ص 624 و ج3 ص164 و الطرائف: ج1 ص 262 و بناء المقالة الفاطمية: ص394 و کشف الغمة: ج1 ص363 و 466 و الدر النظيم: ص 457 و 458 و 462 و 484 و العدد القوية: ص 225 و کشف اليقين: ص351 و نهج الحق: ص 362 و إرشاد القلوب: ج2 ص 232 و الصراط المستقيم: ج1 ص170 و ج2 ص118 و 282 و 289 و ج3 ص12 و عوالي اللئالي: ج4 ص 93 و ج4 ص 279 و تسلية المجالس: ج1 ص 522 و 576 و الصوارم المهرقة: ص140 و 148 و بسیاری از کتاب های شیعه امامیه و مخالفين.
3- سوره (3) آل عمران (سورة آل محمد صلى الله عليهم) آیه 82: «وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ ۚ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ إِصْرِي ۖ قَالُوا أَقْرَرْنَا ۚ قَالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»الأمالي، الشيخ الطوسي: ص 668 مجلس 36 ح 1399- 6 به سند متصل از إسحاق بن عمار و أبو بصیر از امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَی أَمْهَرَ فَاطِمَهَ عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ رُبُعَ اَلدُّنْیَا، فَرُبُعُهَا لَهَا، وَ أَمْهَرَهَا اَلْجَنَّهَ وَ اَلنَّارَ ، تُدْخِلُ أَعْدَاءَهَا اَلنَّارَ ، وَ تُدْخِلُ أَوْلِیَاءَهَا اَلْجَنَّهَ ، وَ هِیَ اَلصِّدِّیقَهُ اَلْکُبْرَی، وَ عَلَی مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ اَلْقُرُونُ اَلْأُوَلُ از او: بحار الأنوار: ج 43 ص105 ب5 ح19.
4- کنز الفوائد: ج1 ص 149 به سند خود از موسی بن جعفر از پدران گرامش از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم که فرمود: دَخَلْتُ اَلْجَنَّهَ فَرَأَیْتُ عَلَی بَابِهَا مَکْتُوباً بِالذَّهَبِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ حَبِیبُ اَللَّهِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَلِیُّ اَللَّهِ فَاطِمَهُ آیَهُ اَللَّهِ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ صَفْوَتَا اَللَّهِ عَلَی مُبْغِضِیهِمْ لَعْنَهُ اَللَّهِ
5- احادیث بسیاری در کتاب های: بصائر الدرجات و الإختصاص و الكافي وغير آنها در این مطلب است و ما در این جا به دو حدیث شریف اکتفا می کنیم: بصائر الدرجات: ص 497 ب 16 ح 7 به سند خود از أصبغ بن نباتة از سلمان فارسی گفت: قسم به خداوند هرآینه از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم شنیدم که به حضرت على علیه السلام می فرمود: یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَ اَلْأَوْصِیَاءُ مِنْ بَعْدِی- أَوْ قَالَ- مِنْ بَعْدِکَ أَعْرَافٌ لاَ یُعْرَفُ اَللَّهُ إِلاَّ بِسَبِیلِ مَعْرِفَتِکُمْ وَ أَعْرَافٌ لاَ یَدْخُلُ اَلْجَنَّهَ إِلاَّ مَنْ عَرَفَکُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ وَ لاَ یَدْخُلُ اَلنَّارَ إِلاَّ مَنْ أَنْکَرَکُمْ وَ أَنْکَرْتُمُوهُ بصائر الدرجات: ص 497 ب 16 ح6 به سند صحیح از أصبغ بن نباتة گويد: أميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: ... وَ نَحْنُ اَلْأَعْرَافُ اَلَّذِینَ لاَ یُعْرَفُ اَللَّهُ إِلاَّ بِسَبِیلِ مَعْرِفَتِنَا، .....
6- معاني الأخبار: ص56 ح3 به سند متصل خود از امام جعفر بن محمد صادق از پدرش از جدش عليهم السلام فرمود: کان رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ذَاتَ يَوْمٍ جَالِساً وَ عِنْدَهُ علی وَ فاطمه وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ فَقَالَ : وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ بشیرا مَا عَلَى وَجهِ الأَرضِ خَلقٌ أحَبَّ إلَی اللّهِ عز و جل و لا أکرَمَ عَلَیهِ مِنّا ، إنَّ اللّهَ تَبارَکَ و تَعالی شَقَّ لِیَ اسماً مِن أسمائِهِ فَهُوَ مَحمودٌ وأنَا مُحَمَّدٌ ، و شَقَّ لَکَ یا عَلِیُّ اسما مِن أسمائِهِ فَهُوَ العَلِیُّ الأَعلی و أنتَ عَلِیٌّ ، و شَقَّ لَکَ یا حَسَنُ اسما مِن أسمائِهِ فَهُوَ الُمحسِنُ و أنتَ حَسَنٌ ، و شَقَّ لَکَ یا حُسَینُ اسما مِن أسمائِهِ فَهُوَ ذُو الإِحسانِ و أنتَ حُسَینٌ ، و شَقَّ لَکِ یا فاطِمَهُ اسما مِن أسمائِهِ فَهُوَ الفاطِرُ و أنتِ فاطِمَهُ . ثُمَّ قالَ صلی الله علیه و آله و سلم: اللّهُمَّ إنّی اُشهِدُکَ أنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَهُم ، و حَربٌ لِمَن حارَبَهُم ، و مُحِبٌّ لِمَن أحَبَّهُم ، و مُبغِضٌ لِمَن أبغَضَهُم ، و عَدُوٌّ لِمَن عاداهُم ، و وَلِیٌّ لِمَن والاهُم ، لِأَنَّهُم مِنّی و أنَا مِنهُم .
7- الأمالي، الشيخ الطوسي: ج 2 ص 295 ح 8 و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج2 ص 51 والإحتجاج: ج 1 ص 145 و شرح ابن میثم: ج 5 ص 105 والد النظيم: ص 145.
8- مشارق أنوار اليقين: ص 133 الفصل 3.
9- زندگانی حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها نوشته حسين عمادزاده: ص242.
10- الأمالي، ابن بابويه القتي: ص 114 مجلس 24 به سند خود از ابن عباس از رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ضمن حدیثی در باره حضرت فاطمه سلام الله عليها فرمودند: ... وَ تَسْتَوْحِشُ إِذَا جَنَّهَا اللَّیْلُ لِفَقْدِ صَوْتِیَ الَّذِی کَانَتْ تَسْتَمِعُ إِلَیْهِ إِذَا تَهَجَّدْتُ بِالْقُرْآنِ ثُمَّ تَرَی نَفْسَهَا ذَلِیلَهً بَعْدَ أَنْ کَانَتْ فِی أَیَّامِ أَبِیهَا عَزِیزَهً فَعِنْدَ ذَلِکَ یُؤْنِسُهَا اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ بِالْمَلَائِکَهِ فَنَادَتْهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ فَتَقُولُ: یَا فَاطِمَهُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلی نِساءِ الْعالَمِینَ یَا فَاطِمَهُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ. از او: بشارة المصطفی: ج 2 ص 198 و مناقب آل ابی طالب علیهم السلام: ج 3 ص 360. الامالی ابن بابویه القمی: ص 487 مجلس 73 از ابن عباس از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ضمن حدیثی درباره حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند:... فَأَمَّا ابنَتِی فَاطِمَهُ فَهِیَ سَیِّدَهُ نِسَاءِ العَالَمِینَ مِنَ الأَوَّلِینَ وَ الآخِرِینَ وَ إِنَّهَا لَتَقُومُ فِی مِحرَابِهَا فَیُسَلِّمُ عَلَیهَا سَبعُونَ أَلفَ مَلَکٍ مِنَ المَلَائِکَهِ المُقَرَّبِینَ وَ یُنَادُونَهَا بِمَا نَادَت بِهِ المَلَائِکَهُ مَریَمَ فَیَقُولُونَ «یَا فَاطِمَهُ إِنَّ اللهَ اصطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصطَفَاکِ عَلی نِساءِ العالَمِین».... و بشارة المصطفي: ج2 ص 177 و روضة الواعظين: ج1 ص 149 و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام : ج3 ص360 مانند الأمالي. دلائل الإمامة: ص80 و 152 به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام روایت کند که فرمود: سُمِّیَتْ فَاطِمَهُ مُحَدَّثَهً لِأَنَّ اَلْمَلاَئِکَهَ کَانَتْ تَهْبِطُ مِنَ اَلسَّمَاءِ فَتُنَادِیهَا کَمَا کانَت تُنَادِی مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَتَقُولُ «یَا فَاطِمَهُ إِنَّ اَللّهَ اِصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اِصْطَفاکِ عَلی نِساءِ اَلْعالَمِینَ» «یَا فَاطِمَهُ اُقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اُسْجُدِی وَ اِرْکَعِی مَعَ اَلرّاکِعِینَ» وَتُحَدِّثُهُمْ وَ یُحَدِّثُونَهَا مانند آن: الدر النظيم: ص 456. و العدد القوية: ص 226 از کتاب الدر و کتاب مواليد الأئمة عليهم السلام: اسمها فاطمة ...و مُحَدَّثَهً لِأَنَّ اَلْمَلاَئِکَهَ كانُوا يُنادُونَها: «یَا فَاطِمَهُ إِنَّ اَللّهَ اِصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اِصْطَفاکِ عَلی نِساءِ العالَمينَ» «یَا فَاطِمَهُ اُقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اُسْجُدِی وَ اِرْکَعِی مَعَ اَلرّاکِعِینَ»، وَتُحَدِّثُهُمْ وَ یُحَدِّثُونَهَا....

شده است:

« ...اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ اَهْلِ بَیْتِهِ، وَ صَلِّ عَلَی الْبَتُولِ الطّاهِرَهِ، ....الَّتی شَرَّفْتَ مَوْلِدَها بِنِساءِ الْجَنَّهِ، وَ سَلَلْتَ مِنْها اَنْوارَ الاَْئِمَّهِ، وَ اَرْخَیْتَ دُونَها حِجابَ النُّبُوَّهِ ....»(1)

همانطور که ولایت در معرفت دارد، ولایت در طاعت نیز از آن اوست.

و بنابر آیه کریمه:

«مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ»(2)

دو دریا را که با هم ملاقات دارند به هم درآمیخت.

و احادیث بسیار، آن حضرت هم چون امیر المؤمنين عليهما السلام دریای ژرف علم الله است.

ایشان کفویت ایمانی امیر المؤمنين عليه السلام را دارا هستند.(3)

همراه با امیر المؤمنين عليه السلام شفع است که از امام جعفر صادق عليه السلام روایت است که فرمود:

سخن خداوند که فرمود «وَالْفَجْرِ» حضرت قائم عجل الله فرجه است، «وَ لَيَالٍ عَشْرٍ» ائمه از امام حسن تا امام حسن هستند، «وَ الشَفْعُ» امیرالمؤمنين و فاطمه علیهما السلام هستند «وَ الْوَتْرِ» الله است که یگانه است و شریک ندارد، «وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ» دولت حبتر است که تا قیام قائم عجل الله فرجه ادامه دارد.(4)

بنابر تفسیر طه و آل یاسین صلوات الله علیهم از آیاتی از قرآن کریم و بیانات آن حضرات درباره حضرت صدیقه طاهره فاطمة الزهراء سلام الله عليها، طاعتش بر همه فرض و امامتش بر حضرات أمته معصومین از نسل خود صلى الله عليهم اجمعين ساری و جاریست. (5)

پیامبری هیچ پیامبری تکامل نیافت مگر با معرفت ولایت رسول الله و اهل بیت اطهارش و فضل فاطمه و محبت ایشان و قبول و إقرار این ها.(6)

حضرت امام علی بن موسی الرضا المرتضی صلوات الله و سلامه عليه در وصف امامت فرمود:

«....اِنَّ الاِمامَةَ اَجَلُّ قَدراً، وَ اَعظَمُ شَأناً،وَ اَعلی مَکاناً وَ اَمنَعُ جانِباً وَ اَبعَدُ غَوراً مِن اَن

ص: 64


1- بحار الأنوار: ج 97 ص200 ب5 ح20 از الإقبال بالأعمال الحسنة: ج3 ص 166 فصل 6 ذکر زیارتها عليها السلام.
2- سوره (55) الرحمان آیه 20: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ». تفسير علي بن ابراهيم القمي: ج2 ص 344 و تفسیر فرات الكوفي: ص 459 ح600 از امام جعفر صادق عليه السلام درباره این آیه فرمود: عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ بَحْرَانِ عَمِیقَانِ لاَ یَبْغِی أَحَدُهُمَا عَلَی صَاحِبِهِ... - على و فاطمه در دریای ژرف اند که هرکدام بر دیگری ستم نکند .... و تفسیر فرات الكوفي: ص460 ح601 به سند خود از امام على الرضا عليه السلام درباره آیه فرمود: ذَلِکَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ.... و تفسیر فرات کوفي: ص 459 ح599 و 602 از ابن عباس و أبو ذر غفاری رضي الله عنه درباره آیه فرمود: أمير المؤمنين علي بن أبي طالب و فاطمة عليهما السلام.... و تفسيرفرات الكوفي: ص 461 ح603 به سند خود از عبد الله بن مسعود در جمعی از مهاجرین و أنصار از او درباره این آیه پرسیده شد وی گفت (مراد این است که): لاَ يَبْغِي عَلِيُّ عَلَي فَاطِمَةَ وَ لاَ تَبْغِي فَاطِمَةُ عَلَي عَلِيٍّ يُنْعِمُ عَلِيٌّ بِمَا أَعَدَّ اللَّهُ لَهُ و خَصَّهُ مِنْ نَعِیمِهِ بِفَاطِمَهَ. و شواهد التنزيل: ج2 ص284 ح 918 الی 921 و 923 به سند خود از ضحاك و سلمان و ابن عباس درباره این آیه گفتند(مقصود): عَلَي وَ فَاطِمَةَ... مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص319 به سند خود از ابن عباس گفت:... فانزل الله: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ» يقول: أَنَا اَللَّهُ أَرْسَلْتُ «اَلْبَحْرَیْنِ» عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ بَحْرَ اَلْعِلْمِ وَ فَاطِمَهَ بَحْرَ اَلنُّبُوَّهِ «یَلْتَقِیَانِ» یَتَّصِلاَنِ أَنَا اَللَّهُ أَوقَعْتُ اَلْوُصْلَهَ بَیْنَهُمَا. الخصال: ج1 ص65 ح96 و روضة الواعظين: ج1 ص148 به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام در تفسیر این آیه فرمود: علی وَ فاطمه علیهما السَّلَامُ بحراني مِنَ الْعِلْمِ عَميقانِ لَا يَبْغِي أَحَدُهُمَا عَلَى صَاحِبِهِ .... الفضائل: ص81 در خبر مفاخرت علي بن أبي طالب و فاطمة الزهراء عليهما السلام آمده است که... أمير المؤمنين فرمود: أَنَا شِيعَتِي مِنْ عِلْمِي يَسْطُرُونَ. حضرت فاطمه در پاسخ فرمود: وَ أَنَّا مِنَ بَحْرٍ عِلْمِي یَغتَرِفُونَ.... مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص 318 از کتاب های مخالفين؛ كتاب اللوامع و شرف المصطفى خرگوشی به سندش از سلمان، و أبو بکر شیرازی در کتابش از ابو صالح و ابواسحاق ثعلبی و على بن أحمد الطائي و أبو محمد بن الحسن بن علوية القطان در تفسیرهایشان از سعید بن جبيرو سفیان ثوری ، و ابونعیم اصفهانی در کتاب ما نزل من القرآن في أمير المؤمنين عليه السلام از حماد بن سلمة از ثابت از انس، و از ابومالك از ابن عباس، و قاضی نطنزی از سفیان بن عيينة از امام جعفر صادق عليه السلام همه گی در تفسیر آیه گفتند که: عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ بَحْرَانِ عَمِیقَانِ لاَ یَبْغِی أَحَدُهُمَا عَلَی صَاحِبِهِ. و در روایتی چنین است: «بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ» رسول الله ....
3- الكافي: ج1 ص461 ح10 به سند متصل خود از یونس بن ظبيان از امام جعفر صادق عليه السلام گوید: شنیدم حضرت می فرمود: لَوْ لاَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ لِفَاطِمَهَ عَلَیْهَا السَّلاَمُ مَا کَانَ لَهَا کُفْؤٌ عَلَی وَجْهِ اَلْأَرْضِ آدَمُ مَنْ دُونَهُ مانند آن: الأمالي، الشيخ الطوسي: ص 43 مجلس 2 ح 46- 15 و بشارة المصطفى: ج2 ص 267 و کشف الغمة: ج1 ص 472. و بحار الأنوار: ج100 ص 375 ب21 ح 17 از مصباح الأنوار و علل الشرائع: ج1 ص 178 ب 142 ح 3 به سند متصل خود از امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:... لَولا أنَّ أمیرَ المُؤمِنینَ عليه السلام تَزَوَّجَها ما کانَ لَها کُفؤٌ إلی یَومِ القِیامَهِ عَلی وَجهِ الأَرضِ؛آدَمُ فَمَن دونَهُ.
4- تأويل الآيات الظاهرة: ص 766 به سند از جابر جعفی از امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: عز و جل: «وَ الْفَجْرِ» وَ الْفَجْرُ هُوَ الْقَائِمُ عجل الله فرجه، «وَ اللَّيَالِي العَشرُ» الآئمه عليهم السلام مِنَ الْحَسَنِ إِلَى الْحَسَنِ، «وَ الشَّفْعُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ فَاطِمَةُ علیهما السلام، «وَ الْوَتْرُ» هُوَ اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیک لَهُ، «وَ اللَّیلِ إِذا یسْرِ» هِی دَوْلَةُ حَبْتَرٍ، فَهِی تَسْرِی إِلَى قِیامِ الْقَائِمِ عَجَّل الله فَرَجَهُ.
5- دلائل الإمامة: ص104-106 ح 34 به سند متصل از ابو بصیر، گوید: از امام ابوجعفر محمد بن علي الباقر عليه السلام از مصحف فاطمة صلوات الله علیها پرسیدم، حضرت فرمود: «... وَ لَقَدْ کَانَتْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا طَاعَتُهَا مَفْرُوضَةً عَلَی جَمِیعِ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْجِنِّ، الْإِنْسِ، وَ الطَّیْرِ، وَ الْبَهَائِمِ، وَ الْأَنْبِیَاءِ، وَ الْمَلَائِکَةِ...».
6- بصائر الدرجات: ص 73 ب8 ح 7 به سند متصل خود از حذيفة بن أسيد الغفاری گفت: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: مَا تَکَامَلَتِ اَلنُّبُوَّهُ لِنَبِیٍّ فِی اَلْأَظِلَّهِ حَتَّی عُرِضَتْ عَلَیْهِ وَلاَیَتِی وَ وَ لاَیَهُ أَهْلِ بَیْتِی وَ مَثُلُوا لَهُ فَأَقَرُّوا بِطَاعَتِهِمْ وَ وَ لاَیَتِهِمْ. غرر الأخبار: 305 فصل 24 از حذيفة بن أسيد غفاری مانند البصائر و در آن است: فَأَقَرَّ بِهَا وَ بِطَاعَتِهِمْ وَ وَلاَیَتِهِمْ. غررالأخبار: 206 فصل 7 رسول الله صلى الله عليه وآله فرمود: «مَا تَکَامَلَتِ اَلنُّبُوَّهُ لِنَبِیٍّ فِی اَلْأَظِلَّهِ حَتَّی عُرِضَتْ عَلَیْهِ وَلاَیَتِی وَ وَلاَیَهُ أَهْلِ بَیْتِی وَ مَثُلُوا لَهُ فَأَقَرُّوا بِطَاعَتِهِمْ وَ وَلاَیَتِهِمْ». مجمع النورين: ص.2 و فاطمة الزهراء عليها السلام بهجة قلب المصطفى صلى الله عليه و آله: ص 86. از مدينة المعاجز از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: «ما تَکامَلَتِ النُّبُوَّهُ لِنَبِیِّ حَتّی أَقَرَّ بِفَضْلِها وَ مُحَبَّتِها». ملحقات إحقاق الحق: ج 9 ص 192 از کتاب المناقب المرتضوية: ص 97 چاپ بمبئی از کتاب خلاصة المناقب رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمود: «إنّ اللّهَ -لَهُ الْحَمْدُ- عَرَضَ حُبَّ عَلَیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ ذُرِّیَّتِهَا عَلَی الْبَرِیَّةِ فَمَنْ بَادَرَ مِنْهُمْ بِالْإِجَابَةِ جَعَلَ مِنْهُمْ وَ الرُّسُل وَ مَنْ أَجَابَ بَعدَ ذلِکَ جَعِلَ مِنْهُمْ الشِّیعَةَ وَ إِنَّ اللَّهَ جَمَعَهُمْ فی الْجَنَّةِ».

یَبلُغَها النّاسُ بِعُقُولِهِم اَو یَنالُوا بِآرائِهِم اَو یُقیمُوا اِماماً بِاِختیارِهِم.... اِنَّ الاِمامة اُسُ اْلإِسْلامِ النّامي، وَ فَرْعُهُ ال السامي...».(1)

... همانا امامت قدرش والاتر، و شأنش بزرگتر و منزلتش عالیتر، و مکانش منیعتر، و عمقش گودتر از آن است که مردم با عقل خود به آن رسند، یا به آرائشان آن را دریابند، و یا با انتخاب خود امامی منصوب کنند... همانا امامت اساس و ریشه اسلام بالنده و شاخه بلند آن است ....

و همان طور که با عقل عموم مردم، معرفت حقیقت امام دست نایافتنی است چنان که حضرت امام على الرضا المرتضى عليه السلام فرمود، خلق از معرفت حقیقت حضرت فاطمه علیها السلام نیز بریده و منقطع و ناتوان می باشند. امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:

«.... اللَّیلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَک لَیلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّیتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا- أو - مِنْ مَعْرِفَتِهَا، ...»(2)

... (مقصود از) الليله فاطمه است، و قدر الله است، پس هر کسی که به قدر حق معرفت فاطمه او را شناخت، همانا شب قدر را درک نموده، و تنها به این خاطر فاطمه نامیده شد که همه خلق از معرفت او بریده شدند....

حضرتش ليلة القدر و ظرف إنزال تمام قرآن کریم است إنزالا من الزب الجليل، و حضرتش همان روح القدس است که واسطه تنزل مقدرات و ملائکه برولی معصوم است، همو که لهو و لغوو لعب و حدثانی بر آن نیست و حضرات آل الله را توفيق عنایت و تسدید می کند و علم می آموزد.(3)

امامت خاص نسل آن حضرت است.(4)

شرایط امامت ظاهری که عبارتند از عصمت و طهارت، اعلمیت، افضلیت و خلافت کلیه الهیه (5)مقام شاهد برخلق(6) ومحدث رب جلیل بودن(7) همه را دارا می باشند.

امامت بر مردم انتصابی الهی است، حضرت فاطمه علیها السلام حجة الله است نه تنها بر

ص: 65


1- حدیث امام رضا در وصف امام و امامت و عجز مردم از شناخت و اختیار امام علیهم السلام: الكافي: ج1 ص 198 ح1: « ... الْإِمَامُ الْأَنِيسُ الرَّفِيقُ، وَ الْوَالِدُ الشَّفِيقُ، وَ الْأَخُ الشَّقِيقُ، وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِيرِ، وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِي الدَّاهِيَةِ النَّآدِ. لْإِمَامُ أَمِينُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ، وَ حُجَّتُهُ عَلَى عِبَادِهِ، وَ خَلِيفَتُهُ فِي بِلَادِهِ، وَ الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ، وَ الذَّابُّ عَنْ حُرَمِ اللَّهِ. الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُيُوبِ، الْمَخْصُوصُ بِالْعِلْمِ، الْمَوْسُومُ بِالْحِلْمِ، نِظَامُ الدِّينِ، وَ عِزُّ الْمُسْلِمِينَ، وَ غَيْظُ الْمُنَافِقِينَ، وَ بَوَارُ الْكَافِرِينَ. الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ، لَا يُدَانِيهِ أَحَدٌ، وَ لَا يُعَادِلُهُ عَالِمٌ، وَ لَا يُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ، وَ لَا لَهُ مِثْلٌ وَ لَا نَظِيرٌ، مَخْصُوصٌ بِالْفَضْلِ كُلِّهِ، مِنْ غَيْرِ طَلَبٍ مِنْهُ لَهُ وَ لَا اكْتِسَابٍ، بَلِ اخْتِصَاصٌ مِنَ الْمُفْضِلِ الْوَهَّابِ، فَمَنْ ذَا الَّذِي يَبْلُغُ مَعْرِفَةَ الْإِمَامِ أَوْ يُمْكِنُهُ اخْتِيَارُهُ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ، ضَلَّتِ الْعُقُولُ، وَ تَاهَتِ الْحُلُومُ، وَ حَارَتِ الْأَلْبَابُ، وَ خَسَأَتِ الْعُيُونُ، وَ تَصَاغَرَتِ الْعُظَمَاءُ، وَ تَحَيَّرَتِ الْحُكَمَاءُ، وَ تَقَاصَرَتِ الْحُلَمَاءُ، وَ حَصِرَتِ الْخُطَبَاءُ، وَ جَهِلَتِ الْأَلِبَّاءُ، وَ كَلَّتِ الشُّعَرَاءُ، وَ عَجَزَتِ الْأُدَبَاءُ، وَ عَيِيَتِ الْبُلَغَاءُ، عَنْ وَصْفِ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِهِ، أَوْ فَضِيلَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ، وَ أَقَرَّتْ بِالْعَجْزِ وَ التَّقْصِيرِ، وَ كَيْفَ يُوصَفُ بِكُلِّهِ، أَوْ يُنْعَتُ بِكُنْهِهِ، أَوْ يُفْهَمُ شَيْ ءٌ مِنْ أَمْرِهِ، أَوْ يُوجَدُ مَنْ يَقُومُ مَقَامَهُ، وَ يُغْنِي غِنَاهُ لَا كَيْفَ؟ وَ أَنَّى وَ هُوَ بِحَيْثُ النَّجْمُ مِنْ يَدِ الْمُتَنَاوِلِينَ، وَ وَصْفِ الْوَاصِفِينَ، فَأَيْنَ الِاخْتِيَارُ مِنْ هَذَا؟ وَ أَيْنَ الْعُقُولُ عَنْ هَذَا؟ وَ أَيْنَ يُوجَدُ مِثْلُ هَذَا؟ أَ تَظُنُّونَ أَنَّ ذَلِكَ يُوجَدُ فِي غَيْرِ آلِ الرَّسُولِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم؟ كَذَبَتْهُمْ وَ اللَّهِ أَنْفُسُهُمْ وَ مَنَّتْهُمُ الْأَبَاطِيلَ، فَارْتَقَوْا مُرْتَقًى صَعْباً دَحْضاً تَزِلُّ عَنْهُ إِلَى الْحَضِيضِ أَقْدَامُهُمْ رَامُوا إِقَامَةَ لْإِمَامِ بِعُقُولٍ حَائِرَهٍ بَائِرَهٍ نَاقِصَهٍ وَ آرَاءٍ مُضِلَّهٍ،فَلَمْ یَزْدَادُوا مِنْهُ إِلاَّ بُعْداً.... فَکَیْفَ لَهُمْ بِاخْتِیَارِ الْإِمَامِ؟!وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ لاَ یَجْهَلُ،رَاعٍ لاَ یَنْکُلُ، مَعْدِنُ الْقُدْسِ وَ الطَّهَارَهِ،وَ النُّسُکِ وَ الزَّهَادَهِ،وَ الْعِلْمِ وَ الْعِبَادَهِ. مَخْصُوصٌ بِدَعْوَةِ الرَّسُولِ صلی الله علیه وآله وَ نَسْلُ المُطَهَّرَةِ الْبَتُولِ...» و تحف العقول، ص 436 و الغيبة، النعماني: ص 216 ب13 ح6 و عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج1 ص 216 ب20 ح1 و کمال الدین و تمام النعمة: ج2 ص 675 ب58ح32 و معاني الأخبار: ص96 ح2 والأمالي، ابن بابويه: ص 675 مجلس 97 ح1 و الإحتجاج: ج2 ص 433 و الصراط المستقيم: ج1 ص83. بحار الأنوار: ج25 ص120 ب4 ح4 از: كمال الدين و معاني الأخبار و الأمالي و العيون و الإحتجاج و التحف والغيبة والكافي.
2- تفسیر فرات الكوفي: ص 581 ح 747 به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام که فرمود: «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا- أَوْ- مِنْ مَعْرِفَتِهَا «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» يَعْنِي خَيْرٌ مِنْ أَلْفَ مُؤْمِنٍ وَ هِيَ أُمُّ الْمُؤْمِنِينَ «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ اَلرُّوحُ فِيها» وَ الْمَلاَئِكَةُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ يَمْلِكُونَ عِلْمَ آلِ مُحَمَّد صلى الله عليهم. وَ الرُّوحُ الْقُدُسُ هِيَ فَاطِمَةُ عليها السلام...»
3- در این باره احادیث بسیاریست و ما در اینجا به چند مورد اکتفا می کنیم: بصائر الدرجات: ص 447 ب 14 ح4 به سند خود از جابر از امام محمد باقر عليه السلام گوید: از امام درباره علم عالم (أئمته) پرسیدم که فرمود: «یا جابِرُ إِنَّ فِی الأَنْبِیاءِ وَالأَوصِیاءِ خَمْسَهَ أَرْواح رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الإِیمانِ وَ رُوحَ الحیاه وَ رُوحَ القُوَّهِ وَرُوحَ الشَّهْوَهِ فَبِرُوح القُدُسِ یا جابِرُ عَرَفُوا ما تَحْتَ الْعَرْشِ إِلی ما تَحْتَ الثَّری» ثُمَّ قال: «یا جابر إِنَّ هذِهِ أَلارْواحٌ یُصیبُه الحَدَثانُ إِلاّ ان رُوحَ الْقُدُسِ لا تَلْهُو وَلا یَلْعَبُ بصائر الدرجات: ص 453 ب 15 ح12 به سند خود از جابر از امام محمد باقر عليه السلام که فرمود: «إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَنْبِیَاءَ وَ اَلْأَئِمَّهَ عَلَی خَمْسَهِ أَرْوَاحٍ رُوحِ اَلْقُوَّهِ وَ رُوحِ اَلْإِیمَانِ وَ رُوحِ اَلْحَیَاهِ وَ رُوحِ اَلشَّهْوَهِ وَ رُوحِ اَلْقُدُسِ فَرُوحُ اَلْقُدُسِ مِنَ اَللَّهِ وَ سَائِرُ هَذِهِ اَلْأَرْوَاحِ یُصِیبُهَا اَلْحَدَثَانِ فَرُوحُ اَلْقُدُسِ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَتَغَیَّرُ وَ لاَ یَلْعَبُ وَ بِرُوحِ اَلْقُدُسِ عَلِمُوا یَا جَابِرُ مَا دُونَ اَلْعَرْشِ إِلَی مَا تَحْتَ اَلثَّرَی» بصائر الدرجات: ص460 ب18ح1 به سند صحیح از هشام بن سالم گوید: شنیدم امام جعفر صادق می فرمود درباره این آیه: «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی»، خَلقٌ أعظَمُ مِن جَبرَئیلَ و میکائیلَ، لَمْ یَکُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَی غَیْرِ محمد صلی الله علیه و آله و سلم و هُوَ مَعَ الأَئِمَّهِ یُوَفِّقُهُمْ وَ یُسَدِّدُهُمْ، وَ لَیْسَ کُلَّمَا طُلِبَ وُجِدَ». بصائر الدرجات: ص 461 ب18 ح5 به سند صحیح از أبو بصیر گوید: از امام جعفر صادق عليه السلام پرسیدم از آیه: «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ مَا أُوتِیتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلًا» فرمود: هُوَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ کَانَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ یُوَفِّقُهُ وَ هُوَ مَعَنَا أَهْلَ اَلْبَیْتِ».
4- حدیث امام رضا عليه السلام در وصف امام و امامت و عجز مردم از شناخت و اختیار امام عليهم السلام: الكافي: ج1 ص198 ح1: « ...، فَکیفَ لَهُمْ بِاخْتِیارِ الْإِمَامِ، وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ لا یجْهَلُ،.. مَخْصُوصٌ بِدَعْوَهِ الرَّسُولِ صلی الله علیه و آله وَ نَسْلِ الْمُطَهَّرَهِ الْبَتُولِ،...». و تحف العقول، ص436 و الغيبة، النعماني: ص 216 ب13 ح6 و عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج1 ص 216 ب20 ح1 و کمال الدین و تمام النعمة: ج2 ص 675 ب58 ح32 و معاني الأخبار: ص 96 ح2 و الأمالي، ابن بابویه: ص 675 مجلس 97 ح1 و الإحتجاج: ج2 ص 433 و الصراط المستقيم: ج1 ص83. بحار الأنوار: ج25 ص120 ب4 ح4 از: كمال الدين و معاني الأخبار و الأمالي و العيون و الإحتجاج والتحف والغيبة والكافي.
5- الكافي: ج1 ص 198 ح ا و تحف العقول، ص 436 و الغيبة، النعماني: ص 216 ب13 ح6 و الأمالي، ابن بابویه: ص674 مجلس 97 ح1 و عیون أخبار الرضا عليه السلام: ج1 ص 216 ب20 ح1 و کمال الدين: ج2 ص675 ب58 ح32 و معاني الأخبار: ص96 ح2 و الإحتجاج: ج2 ص 433.
6- سوره (2) آیه 144: «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً...» و سوره (4) النساء آیه 42: «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً» و سوره (13) الرعد آیه 44: «وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» و سوره (16) النحل آیه: 85: «وَ يَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً ثُمَّ لا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ». و سوره (16) النحل آیه 90: «وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ۖ وَ جِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَىٰ هَٰؤُلَاءِ ۚ...». و سوره (22) الحج آیه 79: «وَ جَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ ۚ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ۚ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ ۚ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هَٰذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ ۚ ... ». و سوره (28) القصص آیه 76: «وَ نَزَعْنَا مِن کُلِّ أُمَّهٍ شَهِیدًا فَقُلْنَا هَاتُواْ بُرْهَانَکُمْ فَعَلِمُواْ أَنَّ الْحَقَّ لِلّهِ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ».
7- احادیث بسیاری در باب محدث بودن حضرات محمد و آل محمد و حضرت فاطمه صلوات الله عليهم است که به برخی از آن ها اشاره می شود: سوره (22) الحج آیه 53: «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ». تفسير علي بن إبراهيم القمي: ج2 ص85 و أما در روایات خاصة همانا روایت شده است از إمام صادق عليه السلام که فرمود: «أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلّم: أَصَابَهُ خَصَاصَهٌ فَجاءَ إِلَی رَجُلٍ مِنَ الأَنصَارِ فَقَالَ لَهُ هَل عِندَکَ مِن طَعَامٍ؟ فَقَال نَعَم یَا رَسُولَ اللهِ وَ ذَبَحَ لَهُ عَنَاقاً وَ شَوَاهُ فَلَمَّا أَدنَاهُ مِنهُ تَمَنَّی رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلّم: أَن یَکُونَ مَعَهُ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ وَ الحَسَنُ وَ الحُسَینُ علیهم السلام فَجَاءَ مُنَافِقَانِ ثُمَّ جَاءَ عَلِیٌّ بَعْدَهُمَا فَأَنْزَلَ اَللَّهُ فِی ذَلِکَ «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ وَ لاَ مُحَدَّثٍ إِلاّ إِذا تَمَنّی أَلْقَی اَلشَّیْطانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ» یَعْنِی فُلاَناً وَ فُلاَناً». کتاب سليم بن قیس الهلالي: ج2 ص 823 ح 37 ... فقلت لمحمد: من تراه حدث أميرالمؤمنين عليه السلام عن هؤلاء الخمسة بما قالوا؟ فقال: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، إنه يراه في منامه كل ليلة و حديثه إياه في المنام مثل حديثه إياه في [الحياة] و اليقظة فإن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم قال: «مَنْ رَآنِی فِی اَلْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِی فَإِنَّ اَلشَّیْطَانَ لاَ یَتَمَثَّلُ بِی وَ لاَ بِأَحَدٍ مِنْ أَوْصِیَائِی إِلَی یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ». قال سليم: فقلت لمحمد بن أبي بكر: من حدثك بهذا؟ قال علي عليه السلام. فقلت: وأنا سمعته أيضا منه كما سمعت أنت. فقلت لمحمد: فلعل ملكا من الملائكة حدثه؟ قال: أو ذاك. قلت: و هل تحدث الملائكة إلا الأنبياء؟ قال: أما تقرأ القرآن: «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لاَ نَبِیٍّ وَ لاَ مُحَدَّثٍ»؟ قال: قلت له: أمير المؤمنين عليه السلام محدث هو؟ قال: نعم، و كانت فاطمة عليها السلام محدثة ولم تكن نبية و مريم كانت محدثة و لم تكن نبية و أم موسى ما كانت نبية و كانت محدثة و كانت سارة امرأة إبراهيم قد عاينت الملائكة فبشروها «بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ یَعْقُوبَ» و لم تكن نبية . قال سليم: فلما قتل محمد بن أبي بكر بمصر ونعي عزيت به أمير المؤمنين عليه السلام و خلوت به فحدثته بما حدثني به محمد بن أبي بکرو خبرته بما خبرني به عبد الرحمان بن غنم قال: صَدَقَ مُحَمَّدٌ رَحِمَهُ اَللَّهُ أَمَا إِنَّهُ شَهِیدٌ حَیٌّ یُرْزَقُ.... بصائر الدرجات: ص 372 جزء 8 ب1 ح16 به سند متصل خود از سلیم گوید: شنیدم حضرت على عليه السلام می فرمود: «إِنِّی وَ أَوْصِیَائِی مِنْ وُلْدِی (أَئِمَّهٌ مُهْتَدُونَ - الإختصاص) مَهْدِیُّونَ کُلُّنَا مُحَدَّثُونَ». فقلت: يا أمير المؤمنين ! من هم؟ قال: «الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ ثُمَّ ابْنَيْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ». قال: و علي يومئذ رضيع - «ثُمَّ ثَمَانِیَهٌ مِنْ بَعْدِهِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ وَ هُمُ اَلَّذِینَ أَقْسَمَ اَللَّهُ بِهِمْ فَقَالَ «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» أَمَّا اَلْوَالِدُ فَرَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سلم «وَ مَا وَلَدَ» یَعْنِی هَؤُلاَءِ اَلْأَوْصِیَاءَ» قلت: يا أمير المؤمنين ! تجمع [أيجتمع] إمامان؟ قال: «لاَ إِلاَّ وَ أَحَدُهُمَا مُصْمَتٌ لاَ یَنْطِقُ حَتَّی یَمْضِیَ اَلْأَوَّلُ» . قال سليم الشامي: سألت محمد بن أبي بكر قلت: كان علي عليه السلام محدثا؟ قال: نعم. قلت: و هل يحث الملائكة إلا الأنبياء؟ (و يحدث الملائكة الأئمة - الإختصاص) قال: أما تقرأ: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِی وَ لا مُحَدَّثٍ»؟ قلت: فأمير المؤمنين عليه السلام محدث؟ قال: نعم، و فاطمة كانت محدثة ولم تكن نبية. الإختصاص: ص 329 از إسماعيل بن يسار مانند البصائر با اختلاف اندک. علل الشرائع: ج1 ص 183 ب146 ح2 از پدرش از عبد الله بن الحسن مؤدب از أحمد بن على اصفهانی از ابراهيم بن محمد ثقفی از إسماعيل بن بشار از علي بن جعفر حضرمی از سلیمان از محمد بن أبي بكر: لما قرأ: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍ و لا مُحَدّثٍ»، و هل يحدث الملائكة إلا الأنبياء ؟ قال: مريم لم تكن نبية و كانت محدثة و أم موسی بن عمران كانت محدثة و لم تكن نبية و سارة امرأة إبراهيم قد عاينت الملائكة فبشروها «بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعقُوبَ» ولم تكن نبية، و فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم كانت محدثة و لم تكن نبية. و کشف الغمة: ج1 ص468 و روي أن محمد بن أبي بكر رضي الله عنه ...مانند العلل. و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص ص 336 از سلیم مانند علل الشرائع. و گوید: و قد ذكر سعد القمي في بصائر الدرجات و محمد بن يعقوب الكليني في الكافي بابا في ذلك. سوره (11) هود عليه السلام آیه 72: «وَ امْرَأَتُهُ قائِمَهٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ یَعْقُوبَ». و إرشاد القلوب: ج2 ص393 ... قال (سليم) قلت لمحمد: من تراه حدث أمير المؤمنين عليه السلام عن هؤلاء الخمسة بما قالوا؟ فقال: رسول الله، إنه يراه كل ليلة في المنام و حدثه إياه في المنام مثل ما حدثه إياه في اليقظة والحياة. وقد قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : «مَنْ رَآنِی فِی اَلْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِی فَإِنَّ اَلشَّیْطَانَ لاَ یَتَمَثَّلُ بِی فِی اَلنَّوْمِ وَ لاَ فِی اَلْیَقَظَةِ وَ لاَ بِأَحَدٍ مِنْ أَوْصِیَائِی إِلَی یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ». قال سليم: فقلت: لمحمد: من حدثك بهذا؟ قال: أمير المؤمنين علي بن أبي طالب. فقلت: و أنا أيضا سمعته منه كما سمعته أنت، فلعل ملكا من الملائكة حدثه . قال: و هل تحدث الملائكة إلا الأنبياء ؟ أو ما تقرأ كتاب الله العزيز: «وَ ما أرْسَلْنا مِن قَبْلِكَ مِن رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ وَ لا مُحَدّثٍ»؟ قلت: فأمير المؤمنين عليه السلام محدث؟ قال: نعم و فاطمة عليها السلام محدثة و لم تكن نبية، و مريم عليها السلام محدثة ولم تكن نبية، و أم موسی عليها السلام محدثة و لم تكن نبية، و سارة امرأة إبراهيم عليهما السلام محدثة قد عاينت الملائكة و لم تكن نبية وبشروها «بِاسحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ»... قال سليم: فلما قتل محمد بن أبي بكر بمصر و نعي عزيت به أمير المؤمنين عليه السلام و خلوت به و حدثته بما حدثني به محمد بن أبي بكر و بما حدثني به ابن غنم قال: «صَدَقَ مُحَمَّدٌ (رَحِمَهُ اللَّهُ)، أَمَا إِنَّهُ شَهِیدٌ حَیٌّ مَرْزُوقٌ. یَا سُلَیْمُ! إِنِّی وَ أَوْصِیَائِی أَحَدَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْ وُلْدِی أَئِمَّةُ الهُدًی مَهْدِیُّونَ مُحَدَّثُونَ» . قلت: و من هم يا أمير المؤمنين ؟ قال: «ابنی [اِبْنَایَ] اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ ثُمَّ اِبْنِی هَذَا- وَ أَخَذَ بِیَدِ عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ وَ هُوَ رَضِیعٌ ثُمَّ قَالَ-: ثَمَانِیَةٌ مِنْ وُلْدِهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ وَ هُمُ اَلَّذِینَ أَقْسَمَ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِهِمْ فَقَالَ «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» فَالْوَالِدُ رَسُولُ اَللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ سلم وَ أَنَا وَ مَا وَلَدَ یَعْنِی هَؤُلاَءِ اَلْأَحَدَ عَشَرَ أَوْصِیَائِی (علیهم السلام) وَ اَللَّعْنَةُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أبدا [أَبَدَ اَلْآبِدِینَ]» قُلْتُ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ یَجْتَمِعُ إِمَامَانِ قَالَ «لاَ أَحَدُهُمَا لاَ یَنْطِقُ حَتَّی یَهْلِکَ اَلْأَوَّلُ». بصائر الدرجات: ص 320 ب5 ح3 به سند متصل خود از حکم بن عيينة قال: دخلت على علي بن الحسين يوما فقال لي: «یَا حَکَمُ هَلْ تَدْرِی مَا اَلْآیَهُ اَلَّتِی کَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَعْرِفُ بِهَا صَاحِبَ قَتْلِهِ (يَعْرِفُ قَاتِلَهُ بِهَا -الکافی) وَ یَعْلَمُ بِهَا اَلْأُمُورَ اَلْعِظَامَ اَلَّتِی کَانَ یُحَدِّثُ بِهَا اَلنَّاسَ ؟». قال الحكم: فقلت في نفسي قد وقفت على علم من علم علي بن الحسين ، أعلم بذلك تلك الأمور العظام. قال: فقلت: لا والله لا أعلم به أخبرني بها يا ابن رسول الله صلى الله عليه و آله. قال: «وَ اَللَّهِ قَوْلُ اَللَّهِ: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ وَ لاَ مُحَدَّثٍ». فقلت: و كان علي بن أبي طالب عليه السلام محدثا؟ قال: «نَعَمْ وَ کُلُّ إِمَامٍ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ فَهُوَ مُحَدَّثٌ». از او: الكافي: ج1 ص270ح 2 مانند او و اضافه نمود: فقال له رجل يقال له عبد الله بن زید کان أخا علي لأمه: سبحان الله محدثا؛ كأنه ينكر ذلك فأقبل علينا أبو جعفر عليه السلام فقال: «أَمَا وَاللّهِ إِنَّ ابْنَ أُمِّکَ بَعْدُ قَدْ کَانَ یَعْرِفُ ذلِکَ». قال: فلما قال ذلك سكت الرجل. فقال: «هِیَ الَّتِی هَلَکَ فِیهَا أَبُوالْخَطَّابِ ، فَلَمْ یَدْرِ مَا تَأْوِیلُ الْمُحَدَّثِ وَ النَّبِیِّ». مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص ص 336 در کتاب الأحياء است که ابن عباس آیه را چنين قرائت می نموده: «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ وَ لاَ نَبِیٍّ وَ لاَ مُحَدَّثٍ».

خلق که براهل عصمت(1) که حکایت از تقدم جوهری رتبی ایشان می کند.

و در بیان حضرت در خطبه فدکیه است که فرمودند:

«...وَ نَحْنُ وَسیلَتُهُ فی خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فی غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ، ..».(2)

... و ماییم وسیله خداوند در میان خلق او، و ماييم خاصان او و جایگاه قدس او، و ما حجت های او در غيب اوييم، و ما وارثان پیامبرانش هستیم....

و فرمودند:

«...فَفَرَضَ (فَجَعَلَ)(3) اللّهُ عَلَیکُمُ الإيمانَ تَطْهيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، ... وَ طاعَتَنا (أَهلَ البَيتِ)(4) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا(5) لِمَا (أَمَاناً) لِلْفُرْقَةِ،...».(6)

... الله برای پاک بودن از (آلودگی) شرک؛ ایمان را بر شما واجب فرمود... و اطاعت (از ما اهل بیت) را برای نظام ملت، و امامت ما را برای اجتماع (و امانی) از تفرقه واحپجب نمود (قرار داد) ....

دقت شود که فرمود: «... وَ طاعَتَنا (أَهلَ البَيتِ)(7) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا...» و حضرتش از اهل البيت است و اطاعت از او بر انبیاء و غير آنان واجب است.

چنان چه گذشت- زیرا او نیز امام است و شیعه دارد. (به پی نوشت 135 مراجعه کنید)

حضرت واسطه علوم و مواريث الهی و انبیاء و مصحف خود برای ائمته است.(8)

و واسطه مقدرات در ليلة القدر می باشند، و رضایت و غضب ایشان نقش اساسی در همه مراحل مقدرات را دارد.(9)

مقام حجیت ایشان در آیه کریمه مباهله(10) و آيه إنذار(11) روشن است.

حضرت فاطمه سلام الله علیها سیده زنان اهل بهشت است اجمعين بلکه سیده اولین و آخرین است سوای خاتم النبيين(12)

هم چنان که مودت حضرات اهل بیت بر همه واجب است مودت ایشان نیز واجب است(13)

ص: 66


1- فسير أطيب البيان: ج13 ص 226 حضرت امام حسن زکی عسکری علیه السلام فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللهِ ِ عَلَى خَلْقِهِ وَ جَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةُ اللهِ عَلَيْنا- ما حجت های الله بر خلق او هستيم، و جده ما فاطمه حجت الله است برما».
2- شرح نهج البلاغة إبن أبي الحديد: ج16 ص 211 از کتاب السقيفة و فدك: ص98 قسمت 2 به چند سند خطبه فدکیه را نقل کرده است که حضرت فاطمه علیها السلام ضمن خطبه خود فرمودند: «...وَ اِحْمَدُوا اَللَّهَ... وَ نَحنُ وَسیلَتُهُ فی خَلقِهِ، و نَحنُ خاصَّتُهُ، و مَحَلُّ قُدسِهِ وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فی غَیْبِهِ وَ نَحْنُ وَرَثَهُ أنْبِیائِهِ...». و شرح نهج البلاغة ابن میثم البحراني: ج5 ص105.
3- الإحتجاج.
4- الدر النظيم
5- الإحتجاج
6- بسیاری از محدثین و مورخين خطبه فدکیه حضرت فاطمه سلام الله عليها را نقل نموده اند: دلائل الإمامة: ص 109 - 113 ح 36 به سندهای متصل از: ابن عباس، و به چند سند از حضرت زینب عليها السلام، و از چند تن دیگر، و از عبد الله محض از گروهی از بنی هاشم، و به سند خود از امام محمد باقر عليه السلام از پدرش از حضرت زینب، و از ابن عائشة و از زید بن علي بن الحسين از حضرت زینب؛ از حضرت فاطمه سلام الله علیها که در خطبه خود فرمودند: «... فَفَرَضَ (فَجَعَلَ - الإحتجاج) اللَّهُ عَلَيْكُمُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ؛ ... وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا لَمّاً (أَماناً - الإحتجاج) لِلفُرقَةِ ... ». و الإحتجاج: ج1 ص97- 99 به سند خود از عبد الله محض. و کشف الغمة: ج1 ص480-483 از کتاب السقيفة جوهری به سند ها و طرق خود: «...فَفَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ ... وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا لَمّاً لِلْفُرْقَةِ... ». الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم: ص465 -469 از ابن عباس از حضرت زینب عليها السلام: «...فَفَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ، ... وَ طَاعَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ نِظَاماً لِلْمِلَّةِ ، وَ إِمَامَتَنَا لِمَا لِلْفُرْقَةِ، ... ». ر.ک: من لا يحضره الفقيه : ج3 ص 567 و 568 ح4940 به سند خود از جابر از حضرت زینب علیها السلام: «... فَفَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ، ... وَ الطَّاعَةَ نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ الْإِمَامَةَ لَمّاً مِنَ الْفُرْقَةِ، ...». علل الشرائع: ج1 ص 248 و 249ب 182ح 2 و 3 و 4 از أحمد بن محمد بن جابر و جمعی از بنی هاشم و زید بن علي از حضرت زینب علیها السلام: «... فَفَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ، ... وَ الطَّاعَةَ نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ الْإِمَامَةَ لَمّاً مِنَ الْفُرْقَةِ، ...». ر.ک: من لا يحضره الفقيه: ج3 ص 568 ح.494.
7- الدرالنظيم
8- بصائرالدرجات: 151 ب14 ح70 به سند متصل خود از ابوبصی: «... وَ مَا یُدْرِیهِمْ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَهَ قَالَ مُصْحَفٌ فِیهِ مِثْلُ قُرْآنِکُمْ هَذَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ...هُوَ شَیْءٌ أَمْلاَهَا اَللَّهُ وَ أَوْحَی إِلَیْهَا...». مانند آن: الكافي: ج1 ص 239 ح1.
9- تفسیر فرات الكوفي: ص 581 ح 747 به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام که فرمود: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» اللَّیْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا- أو- مِنْ مَعْرِفَتِهَا ، وَ قَوْلِهِ : «وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ الْقَدْرِ لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» ، «يَعْنِي خَيْرٌ مِنْ أَلْفَ مُؤْمِنٍ وَ هِيَ أُمُّ الْمُؤْمِنِينَ «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها» وَ الْمَلَائِكَةُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ يَمْلِكُونَ عِلْمَ آل محمد صلى الله عليهم. وَ الرُّوحُ الْقُدُسُ هِيَ فَاطِمَةُ علیهاالسلام «بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِيَ حَتّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ» يَعْنِي حَتَّي يَخْرُجَ اَلْقَائِمُ عليه السلام». تأويل الآيات الظاهرة: ص791 از محمد بن جمهور از موسی بن بکر از زرارة از حمران گفت: از امام جعفر صادق علیه السلام پرسیدم: عما يفرق في ليلة القدر هل هو ما يقدر الله فيها؟ قال: «لاَ تُوصَفُ قُدْرَهُ اَللَّهِ إِلاَّ أَنَّهُ قَالَ: «فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ»، فَکَیْفَ یَکُونُ حَکِیماً إِلَّا مَا فُرِقَ وَ لَا تُوصَفُ قُدْرَهُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ، لِأَنَّهُ یُحْدِثُ مَا یَشَاءُ، وَ أَمَّا قَوْلُهُ: «لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»، یَعْنِی فَاطِمَهَ علیها السلام ، وَ قَوْلُهُ: «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیها»، وَ الْمَلَائِکَهُ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ یَمْلِکُونَ عِلْمَ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ الرُّوحُ رُوحُ الْقُدُسِ، وَ هُوَ فِی فَاطِمَهَ علیها السلام ، «مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ»، یَقُولُ: مِنْ کُلِّ أَمْرٍ مُسَلَّمَهٍ، «حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ»، یَعْنِی حَتَّی یَقُومَ الْقَائِمُ علیه السلام»
10- سوره (3) آل عمران (آل محمد صلوات الله عليهم) آیه 62.
11- سوره (16) النحل آیه 4.
12- بحار الأنوار: ج43 ص 218ب7 ضمن ح49 و ج78 ص 391 ب10 ضمن ح56 از مصباح الأنوار خطی: ص 257 از امام جعفر بن محمد از پدرانش علیهم السلام که فرمودند: «لَمَّا حَضَرَتْ فاطِمَهَ الْوَفاهُ بَکَتْ فَقالَ لَها أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ یا سَیِّدَتِی ما یُبْکِیکِ؟ قالَتْ أَبْکِی لِما تَلْقَی بَعْدِی فَقالَ لَها لَا تَبْکِی فَوَ اللهِ إِنَّ ذَلِکَ لَصَغِیرٌ عِنْدِی فِی ذَاتِ اَللَّهِ... ». مستدرك الوسائل: ج2 ص290ب 29 ح 1995 از بحار الأنوار
13- سوره (42) الشوری آیه 26: «ذَٰلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ۗ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ ۗ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ» در بسیاری از کتاب های تفسیر و حدیث و فضائل اهل بیت عصمت عليهم السلام از شیعه امامیه و مخالفين در تفسیر مودت در آیه، و مودت آل محمد و خصوص حضرت فاطمه صلوات الله و سلامه عليهم احادیث بسیاری ذکر گردیده است.

ملاک رضا و غضب الله تبارک و تعالی رضا و غضب ایشان است.(1)

بیت ایشان بإذن الله مرفوع است.(2)

او ذي القربای رسول الله و صاحب خمس است و این مقام وراثى رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم است (3)

مثل «نور الله كمشكاة» در آیه نور، ایشان است(4)

و فرموده اند: «يَكادُ زَيْتُها يُضِي ءُ»:

«یَکَادُ اَلْعِلْمُ یَتَفَجَّرُ مِنْهَا»(5)

نزدیک است که نور علم از او درخشش گیرد.

«كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌ» در حديث رسول الله به امام باقرو در حدیث امیرالمؤمنين به امام سجاد و در حدیث امام صادق و امام کاظم به حضرت فاطمة الزهراء صلوات الله عليهم أجمعين تأويل گشته است که همسانی ایشان با مقام امامت دانسته شده است.(6) و چرا که نباشد کسی که رسول الله صلى الله عليه و آله درباره مادر گرامیش فرمود:

«إِنَّ بَطْنَ أُمِّکِ کَانَ لِلْإِمَامَهِ وِعَاءً»(7)

همانا شکم مادرت ظرف امامت بود.

وأفضلیت ایشان بر مادر گرامش و برامامان از نسل خود مسلم است.

«بِئْرٍ مُعَطَّلَهٍ» در آیه کریمه(8) بنابر فرمایش امام صادق و امام کاظم عليهما السلام به امام صامت(9) تفسير شده، و در حدیث دیگری از امام صادق عليه السلام به امیرالمؤمنين عليه السلام(10) و در روایت صالح بن سهل از امام صادق عليه السلام به حضرت فاطمه و امامان از فرزندان ایشان تفسیر شده است.(11)

پس او نیز چون امیر المؤمنين و ائمه معصومین علیهم السلام امام صامت است.

او بهترین اهل زمین است «عُنْصُراً وَ شَرَفاً وَ کَرَماً»(12)

از جهت عنصر (جوهرا) و شرافت و کرامت (ذاتی).

ص: 67


1- الأمالي، إبن بابویه: ص384 مجلس 61 ح1 به سند خود از امام جعفر صادق از پدران گرامش از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «یا فاطمه! إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی لَیَغْضَبُ لِغَضَبِ وَ یَرْضی لِرِضاک، ...». مانند آن: دلائل الإمامة: ص 146ح53 به سند خود از امام حسین از پدرش از جدش رسول الله، والأمالي، الشيخ الطوسي: ص 427 مجلس 15 ح954- 11 به سند خود از امام جعفر صادق از پدرانش از رسول الله . و روضة الواعظين: ج1 ص 149 از رسول الله . و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: از امام صادق و از کتاب شرف النبي ابن سعید واعظ و از کتاب الفضائل از أبوصالح مؤدن از ابن عباس و از کتاب الإبانة عكبري و از كتاب الديانة محمود إسفرائینی همه گی از رسول الله. والإحتجاج: ج 2 ص 354 از حسین بن زید از امام جعفر صادق عليه السلام از رسول الله، و کشف الغمة: ج1 ص 458 از کتاب الآل از امام حسین از پدرش عليهما السلام از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم. عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص 26 ب31 ح6 به سند خود از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «تُحْشَرُ ابْنَتِی فَاطِمَهُ سلام الله علیها یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ مَعَهَا ثِیَابٌ مَصْبُوغَهٌ بِالدِّمَاءِ، تَتَعَلَّقُ بِقَائِمَهٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ تَقُولُ: یَا عَدْلُ احْکُمْ بَیْنِی وَ بَیْنَ قَاتِلِ وُلْدِی قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه فَیَحْکُمُ اللَّهُ تعالی لِابْنَتِی وَ رَبِّ الْکَعْبَهِ و إنَّ اللهَ عَزَّ و جَلَّ یَغْضَبُ بغَضَب فاطمَةَ و یَرْضی لِرِضاها» عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص 46 ب 31 ح 171 به سند خود از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «إنَّ اللهَ تَعالی یَغْضَبُ لغَضَب فاطمَةَ وَ یَرْضی لِرِضاها». و معاني الأخبار: ص 303 ح2 به سند خود از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «إِنَّ فَاطِمَهَ شِجْنَهٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَا آذَاهَا وَ یَسُرُّنِی مَا یَسُرُّهَا، وَ إنَّ اللهَ تَبارَكَ و تَعالی لیَغْضَبُ لغَضَب فاطمَةَ و یَرْضی لرضاها». و کشف الغمة: ج1 ص 467 از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «إِنَّ فَاطِمَهَ شِجْنَهٌ مِن ی یُسْخِطُنِی مَا أَسْخَطَهَا وَ یُرْضِینِی مَا أَرْضَاهَا». الأمالي، الشيخ المفيد: ص 95 مجلس 19 ح4 به سند خود از امام محمد باقر از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «إنَّ اللَّهَ لَیَغضَبُ لِغَضَبِ فاطِمَهَ، و یَرضی لِرِضاها». مانند آن: إعلام الوری: ص 149 فصل 2 از رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم، و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام : ج3 ص325 از حسین بن زید بن علي از امام صادق، و از جابر از امام محمد باقر از رسول الله ، و کشف الغمة: ج1 ص 467 روایت شده است از امام جعفر صادق از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم. بشارة المصطفى: ج2 ص208 به سند خود از امام رضا از پدرانش از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «إِنَ اللهَ لَیَغْضِبَ لِغَضَبِ فاطِمَة وَ یَرْضَی بِرِضَاها». إعتقادات الإمامية: ص 105 و أما فاطمة صلوات الله عليها فاعتقادنا فيها أنها سيدة نساء العالمين من الأولين والآخرين، وأن الله يغضب لغضبها، و يرضى لرضاها و أنها خرجت من الدنيا ساخطة على ظالميها وغاصبيها و مانعي إرثها.
2- سوره (24) النور آیه 37: «فی بیوتٍ أذِنَ اللهُ أن تُرفَعَ وَ یُذکرَ فیها اسمُهُ یُسَبِحُ لَهُ فیها بالغُدُوِّ والاصال». تفسير علي بن إبراهيم القمي: ج 2 ص 103 به سند خود از امام محمد باقر عليه السلام که فرمود: هِیَ بُیُوتُ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ بَیْتُ عَلِیٍّ مِنْهَا. و تفسیر فرات الكوفي: ص: 282 ح 382 به سند خود از امام محمد باقر عليه السلام که فرمود: «...هِیَ بُیُوتُ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ بَیْتُ عَلِیٍّ بن ابی طالب مِنْهَا». تفسیر فرات الكوفي: ص 286 ح 386 به سند خود به سند خود از زیدعليه السلام گفت: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «هِیَ بُیُوتُ اَلْأَنْبِیَاءِ». فقال أبو بكر: هذا منها -يعني بيت علي بن أبي طالب - ؟ فقال له النبي: «هَذَا مِنْ أَفْضَلِهَا». و الكافي: ج8 ص 113 ح92 به سند خود از امام محمد باقر عليه السلام که فرمود: «... وَ هِیَ بُیُوتَاتُ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ اَلرُّسُلِ وَ اَلْحُکَمَاءِ وَ أَئِمَّهِ اَلْهُدَی، فَهَذَا بَیَانُ عُرْوَةِ الْإیمَانِ الَّتِی نَجَا بِهَا مَنْ نَجَا قَبْلَکُمْ وَ بِهَا یَنْجُو مَنْ یَتَّبِعُ الْأئِمَّةَ». کامل الزيارات: ص 53ح2 به سند خود از امام محمد باقریا امام جعفر صادق عليهما السلام که فرمودند: «...طِبتُمْ وَطابَت مَنْبَتُکُمْ، مَنَّ بِکُمْ عَلَینا دَیّانُ الدِّینِ، فَجَعَلَکُم فی بُیُوت أذِنَ اللهُ أنْ تُرفَعَ وَیُذکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ جَعَلَ صَلاتَنا عَلَيْكُمْ رَحْمَةً لَنا وَ كَفارَةً لِذُنُوبِنا...». مانند آن: من لا يحضره الفقيه: ج2 613 و عیون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص275 و كمال الدين: ج1 ص218. شواهد التنزيل: ج1 ص533 ح 567 به سند خود از أنس بن مالک و بريدة که گفتند: رسول الله این آیه را قرائت فرمود کسی برخواست و گفت: (مراد آیه از خانه) کدام خانه است ای رسول الله ؟ فرمود: «بُیُوتُ اَلْأَنْبِیَاءِ». پس أبو بكر برخواست و گفت: ای رسول الله این خانه از آن هاست (خانه علی و فاطمة)؟ فرمود: «نَعَمْ مِنْ أَفْضَلِهَا». شواهد التنزيل: ج1 ص 533 ح568 به سند دیگری از انس و بریدة مانند آن. خصائص الوحي المبين: ص 79 و الصراط المستقيم: ج1 ص293 از تفسیر ثعلبی مانند آن. و کشف الغمة: ج1 ص319 از کتاب ما نزل من القرآن في شأن علي عليه السلام از ابن مردویه مانند آن. و تأويل الآيات الظاهرة: ص 358 و تفسیر البرهان: ج3 ص 138 از محمد بن العباس الماهیار مانند آن.
3- سوره (17) الإسراء آیه 27: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً». و سوره (8) الأنفال آیه 42: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أنْزَْلنا عَلی عَبْدنا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعَانِ وَ اللهُ عَلَی کُلِّ شَی ءْ قَدِیرٌ».
4- سوره (24) النور آیه 36: «اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجَاجَةٍ ۖ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَ لَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»
5- تفسير علي بن ابراهيم القمي: ج2 ص 102 به سند خود از امام جعفر بن محمد الصادق عليه السلام درباره آیه نور فرمود: «اَلْمِشْکَاهُ: فَاطِمَهُ عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ «فِیها مِصْباحٌ اَلْمِصْبَاحُ» اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ «فِی زُجاجَهٍ اَلزُّجاجَهُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ» کَأَنَّ فَاطِمَهَ عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ اَلْأَرْضِ، «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ» یُوقَدُ مِنْ إِبْرَاهِیمَ عَلَیْهِ وَ عَلَی نَبِیِّنَا وَ آلِهِ اَلسَّلاَمُ «لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ» یَعْنِی لاَ یَهُودِیَّهٍ وَ لاَ نَصْرَانِیَّهٍ، «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» یَکَادُ اَلْعِلْمُ یَتَفَجَّرُ مِنْهَا...»
6- مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج1 ص280 روایات به تظاهر از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم درباره آیه نور رسیده است که فرمود: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ» أنه قال: یَا عَلِیُّ اَلنُّورُ اِسْمِی وَ «اَلْمِشْکَاهُ» أَنْتَ یَا عَلِیُّ «مِصْباحٌ» اَلْمِصْباحُ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ «اَلزُّجاجَهُ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ» «کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ» جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ «مُبارَکَهٍ» مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ «زَیْتُونَهٍ» عَلِیُّ بْنُ مُوسَی «لا شَرْقِیَّهٍ» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ «وَ لا غَرْبِیَّهٍ» عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ «یَکادُ زَیْتُها» اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ «یُضِیءُ» اَلْقَائِمُ اَلْمَهْدِیُّ» در تفسير البرهان: ج4 ص 72 ح764 گوید: از جابر بن عبد الله الأنصاري روایت شده است که گوید: داخل مسجد کوفه گردیدم و أمير المؤمنين صلوات الله وسلامه عليه را دیدم که با انگشت خود بر زمین می نوشت و لبخند می زد، عرضه داشتم: ای أمیرالمؤمنین ! چه چیز شما را خندان نموده است؟ فرمود: «عَجِبْتُ لِمَنْ یَقْرَأُ هَذِهِ اَلْآیَهَ وَ لَمْ یَعْرِفْهَا حَقَّ مَعْرِفَتِهَا». فقلت له: أي آية، يا أمير المؤمنين ؟ فقال: «قوله تعالی: «اَللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ»، الْمِشْکَاةُ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ،، «فيها مصباح» أَنَا الْمِصْبَاحِ «فِي زُجاجیة» الزُجاجه الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ عليهما السلام «کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ» وَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ) زَیْتُونَهٍ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ) «لا شَرْقِیَّهٍ» مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، «وَ لا غَرْبِیَّهٍ» عَلِیُّ بْنُ مُوسَی (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، «وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ» عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، «نُورٌ عَلی نُورٍ» اَلْحَسَنُ اِبْنُ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، «یَهْدِی اَللّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» اَلْقَائِمُ اَلْمَهْدِیُّ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ) «وَ یَضْرِبُ اَللّهُ اَلْأَمْثالَ لِلنّاسِ وَ اَللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» تأويل الآيات: ص 357 و تفسير البرهان : ج4 ص 71 ح7639 از تفسیر محمد بن العباس به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام که درباره آیه کریمه نور فرمود: «الْحَسَنُ «الْمِصْبَاحُ» «فِي زُجاجَةٍ» الحسین الزُّجاجَةُ «كَأنّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ» فَاطِمَهُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ اَلْجَنَّهِ «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ» إِبْرَاهِیمُ «زَیْتُونَهٍ لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ» لاَ یَهُودِیَّهٍ وَ لاَ نَصْرَانِیَّهٍ «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» یَکَادُ اَلْعِلْمُ یَتَفَجَّرُ مِنْهَا «وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ» إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ «یَهْدِی اَللّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» یَهْدِی اَللَّهُ لِلْأَئِمَّهِ مَنْ یَشَاءُ...». بحار الأنوار: ج 23 ص 304 ب18 ح1 از تفسیر قمی به سند متصل از صالح بن سهل همدانی گوید شنیدم امام صادق عليه السلام درباره آیه کریمه نور فرمود: «اَلْمِشْکَاهُ» فَاطِمَهُ (عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ) «فِیها مِصْباحٌ» اَلْحَسَنُ المِصباحُ وَ اَلْحُسَیْنُ «فِی زُجاجَهٍ» اَلزُّجاجَهُ «کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ» کَأَنَّ فَاطِمَهَ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ اَلْجَنَةِ، «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ» یُوقَدُ مِنْ إِبْرَاهِیمَ «لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ» یَعْنِی لاَ یَهُودِیَّهٍ وَ لاَ نَصْرَانِیَّهٍ، «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» یَکَادُ اَلْعِلْمُ یَتَفَجَّرُ مِنْهَا، «وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ» إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ، «یَهْدِی اَللّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» یَهْدِی اَللَّهُ اَلْأَئِمَّهَ مَنْ یَشَاءُ...». کشف اليقين: ص 416 المبحث 21 و تفسیر البرهان: ج4 ص 72 ح7942 از مناقب علي بن أبي طالب عليه السلام ابن المغازلي: ص271ح319 به سند خود از محمد بن سهل بغدادی از موسی بن القاسم از علی بن جعفر گوید: از امام موسی کاظم علیه السلام پرسیدم از معنی آیه کریمه: «کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ» فرمود: «اَلْمِشْکَاهُ» فَاطِمَهُ وَ «اَلْمِصْبَاحُ» اَلْحَسَنُ وَ «اَلزُّجَاجَهُ» اَلْحُسَیْنُ «کَأَنَّهٰا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ» کَانَتْ کَوْکَباً دُرِّیّاً بَیْنَ نِسَاءِ اَلْعَالَمِینَ...».
7- مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص335 رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به حضرت فاطمة سلام الله علیها فرمود: «إِنَّ بَطْنَ أُمِّکِ کَانَ لِلْإِمَامَهِ وِعَاءً».
8- سوره (22) الحج آیه 46: «فَكَاَیِن مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةُ فَهِيَ خاوِيَةُ عَلى عُرُوشِها وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصِيرُ مَشیدِ».
9- بصائر الدرجات: ص505 ب18 ح4 و معاني الأخبار: ص111 ح2 هر دو به سند متصل خود از نصربن قابوس گوید: از امام جعفر صادق عليه السلام پرسیدم درباره آیه کریمه: «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصِيرُ مَشیدٍ» فرمود: «اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ اَلْإِمَامُ اَلصَّامِتُ وَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ اَلْإِمَامُ اَلنَّاطِقُ». کمال الدین و تمام النعمة: ج2 ص417 ب40 ح10 به سند متصل خود از أبوبصیر از امام جعفر صادق عليه السلام روایت نمود که حضرت درباره آیه کریمه: «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصِيرُ مَشیدٍ» فرمود: «اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ اَلْإِمَامُ اَلصَّامِتُ وَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ اَلْإِمَامُ اَلنَّاطِقُ». معاني الأخبار: ص111 ح1 به سند متصل خود از إبراهيم بن زیاد گفت: از امام جعفر صادق عليه السلام درباره سخن خداوند: «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصِيرُ مَشیدٍ» پرسیدم فرمود: «اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ اَلْإِمَامُ اَلصَّامِتُ وَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ اَلْإِمَامُ اَلنَّاطِقُ». الكافي: ج1 ص 427 ح75 به سند متصل خود از علی بن جعفر از برادرش امام موسی کاظم عليه السلام پرسیدم از تفسیر آیه کریمه: «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ» فرمود: «اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ اَلْإِمَامُ اَلصَّامِتُ، وَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ اَلْإِمَامُ اَلنَّاطِقُ». مانند آن: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص 88.
10- مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص 88 أحمد بن حميد هاشمی گفت: در کتاب جامع جعفر صادق عليه السلام درباره سخن خداوند تعالى: «رَسُولُ اللَّهِ الْقَصْرُ الْمَشِیدُ وَ الْبِئْرُ الْمُعَطَّلَهُ عَلِیٌّ»
11- معاني الأخبار: ص111 ح3 به سند متصل خود از صالح بن سهل از امام صادق عليه السلام که فرمود: «أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ هُوَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ وَ اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ فَاطِمَهُ وَ وُلْدُهَا مُعَطَّلِینَ مِنَ الْمُلْكِ». تأويل الآيات الظاهرة: ص 339 و تفسير البرهان: ج3 ص895 ح7376 از تفسير محمد بن العباس رحمه الله به سند متصل خود از صالح بن سهل از امام صادق عليه السلام که فرمود: قوله تعالى: «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصِيرُ مَشیدٍ» «أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ وَ اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ فَاطِمَهُ وَ وُلْدُهَا مُعَطَّلِینَ مِنَ الْمُلْكِ»
12- مائة منقبة: ص135 به سند متصل خود از ابن عباس گفت: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به عبد الرحمان بن عوف (لعنة الله علیه): «یَا عَبْدَ اَلرَّحْمَنِ أَنْتُمْ أَصْحَابِی وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ عَلِیٍّ فَمَنْ قَاسَهُ بِغَیْرِهِ فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ جَفَانِی [فَقَدْ] آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ رَبِّی یَا عَبْدَ اَلرَّحْمَنِ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَی أَنْزَلَ عَلَیَّ کِتَاباً مُبِیناً وَ أَمَرَنِی أَنْ أُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نَزَّلَ إِلَیْهِمْ مَا خَلاَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَإِنَّهُ یَسْتَغْنِی عَنِ اَلْبَیَانِ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَی جَعَلَ فَصَاحَتَهُ کَفَصَاحَتِی وَ دِرَایَتَهُ کَدِرَایَتِی وَ لَوْ کَانَ اَلْحِلْمُ رَجُلاً لَکَانَ عَلِیّاً عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ لَوْ کَانَ اَلْفَضْلُ شَخْصاً لَکَانَ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ لَوْ کَانَ اَلْحَیَاءُ صُورَهً لَکَانَ اَلْحُسَیْنَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ لَوْ کَانَ اَلْحُسْنُ هَیْئَهً لَکَانَتْ فَاطِمَهَ بَلْ هِیَ أَعْظَمُ إِنَّ فَاطِمَهَ عَلَیْهَا السَّلاَمُ اِبْنَتِی خَیْرُ أَهْلِ اَلْأَرْضِ عُنْصُراً وَ شَرَفاً وَ کَرَماً. از او: مقتل الحسين عليه السلام خوارزمی: ج1 ص60، و فرائد السمطين: ج 2 ص 68ح 392 از خوارزمی. و ملحقات إحقاق الحق: ج 15 ص 133 ح3 از کتاب مودة القربي: ص 118 چاپ لاهور سید علی همدانی حسینی به سند خود از ابن عباس مانند آن با اختلافي اندک.

اسوه حضرت صاحب الأمر حجة ابن الحسن المهدی عجل الله فرجه الشريف است.(1)

آن چه در این مختصر ذکر شد کنه حقیقت آن حضرت نیست، و در دولت کریمه آل محمد صلی الله عليهم و سلم و در قیامت بیان خواهد شد، و ظرف قابل آن خاتم الأنبياء و ساداتنا الأوصياء هستند و هر آن که را مشیت نمایند.(2)

جانم و جان عزیزانم به فدای آن که رضای الله در رضای او، و دستان تازیانه خورده اش و درگاه خانه اش بوسه گاه رسول و وصي و آل الرسول بود و حجت بر حجج الله، شفيعة شيعتها و شفيعة محبيها است.(3)

از آنچه ذکر گردید از آیات و احادیث نورانی درباره حضرت آية الله العظمي فاطمة الزهراء صلوات الله و سلامه عليها برای کسی که از فاضل طینت حضرات محمد و آل محمد صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين باشد غنیمتی بزرگ است فهنيئا للمسلمين لهم(4) و جعلنا الله منهم.

***

نصوص در مورد ائمه اثنی عشر عليهم السلام

سؤال 8- آیا احادیث معتبری در نص بر ائمه اثنی عشر عليهم السلام با ذکر نام و اسامی دوازده خليفه وجود دارد؟

جواب- حداقل 39 آیه از قرآن کریم تفسیر و تأويل به دوازده امام معصوم شده است، در این خصوص به کتاب «جامع الأثر في إمامة الأئمة الإثني عشر عليهم السلام» صفحات 25-110 مراجعه شود.

روایات بسیاری دلالت دارد که خداوند تعالی انوار امامان معصوم را قبل از خلقت دیگر مخلوقات آفریده است.

روایات بسیاری در باب اختیار نمودن خداوند تعالی امامت امامان دوازده گانه است.

روایات بسیاری در نص خداوند تعالی است بر امامت دوازده امام در معراج رسول الله صلى الله

ص: 68


1- الغيبة، الشيخ الطوسي: ص 285 فصل 4 به سند متصل خود از ناحیه مقدسه توقیعی صادر شد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ عَافَانَا اللَّهُ وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ الْفِتَنِ وَ وَهَبَ لَنَا وَ لَکُمْ رُوحَ الْیَقِینِ وَ اجارَنا و إیّاکُمْ منْ سُوء الْمُنْقَلَب... وَ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...» سلم لي أشوة حسنة...». و مانند آن: الإحتجاج: ج2 ص 467.
2- بصائر الدرجات: ص 22 ب11 ح10 حدثنا أحمد بن إبراهيم، عن إسماعيل بن مهزیار، عن عثمان بن جبلة، عن أبي الصامت، قال أبو عبد الله عليه السلام: «إِنَّ حَدِیثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ شَرِیفٌ کَرِیمٌ ذَکْوَانُ ذَکِیٌّ وَ عْرٌ لاَ یَحْتَمِلُهُ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ لاَ مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ» قُلْتُ فَمَنْ یَحْتَمِلُهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ «مَنْ شِئْنَا یَا أَبَا اَلصَّامِتِ» قَالَ أَبُو اَلصَّامِتِ فَظَنَنْتُ أَنَّ لِلَّهِ عِبَاداً هُمْ أَفْضَلُ مِنْ هَؤُلاَءِ اَلثَّلاَثَهِ
3- الأمالي، صدوق، ص 18 المجلس 5 ح 14، 15- 4- حدثنا محمد بن إبراهيم قال: حدثنا أبو جعفر محمد بن جرير الطبري قال: حدثنا أبو محمد الحسن بن عبد الواحد الخزاز قال: حدثني إسماعيل بن علي السندي، عن منيع بن الحجاج، عن عیسی بن موسى، عن جعفر الأحمر، عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر عليه السلام قال: سمعت جابر بن عبد الله الأنصاري يقول: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: «إِذَا کَانَ یَوْمُ اَلْقِیَامَهِ تُقْبِلُ اِبْنَتِی فَاطِمَهُ عَلَی نَاقَهٍ مِنْ نُوقِ اَلْجَنَّهِ مُدْلَجَهَ اَلْجَنْبَیْنِ خِطَمُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ رَطْبٍ قَوَائِمُهَا مِنَ اَلزُّمُرُّدِ اَلْأَخْضَرِ ذَنَبُهَا مِنَ اَلْمِسْکِ اَلْأَذْفَرِ عَیْنَاها یَاقُوتَتَانِ حَمْرَاوَانِ عَلَیْهَا قُبَّهٌ مِنْ نُورٍ یُرَی ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا دَاخِلُهَا عَفْوُ اَللَّهِ وَ خَارِجُهَا رَحْمَهُ اَللَّهِ عَلَی رَأْسِهَا تَاجٌ مِنْ نُورٍ لِلتَّاجِ سَبْعُونَ رُکْناً کُلُّ رُکْنٍ مُرَصَّعٌ بِالدُّرِّ وَ اَلْیَاقُوتِ یُضِیءُ کَمَا یُضِیءُ اَلْکَوْکَبُ اَلدُّرِّیُّ فِی أُفُقِ اَلسَّمَاءِ وَ عَنْ یَمِینِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ عَنْ شِمَالِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ جَبْرَئِیلُ آخِذٌ بِخِطَامٍ اَلنَّاقَهِ یُنَادِی بِأَعْلَی صَوْتِهِ غُضُّوا أَبْصَارَکُمْ حَتَّی تَجُوزَ فَاطِمَهُ بنْتُ مُحَمَّدٍ صَلی اللهُ عَلَیْه و آله فَلا یَبْقی یَوْمَئذٍ نَبٌّي و لا رَسُولٌ و لا صدّیقٌ وَ لا شَهیدٌ إّلا غَضُّوا أبْصارَهُمْ حَتی تَجُوزَ فاطمَةُ فَتَسِیرُ حَتَّی تُحَاذِیَ عَرْشَ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ فَتَزُخُّ بِنَفْسِهَا عَنْ نَاقَتِهَا وَ تَقُولُ: إِلَهِی وَ سَیِّدِی احْکُمْ بَیْنِی وَ بَیْنَ مَنْ ظَلَمَنِی اللَّهُمَّ احْکُمْ بَیْنِی وَ بَیْنَ مَنْ قَتَلَ وُلْدِی فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ: یَا حَبِیبَتِی وَ ابْنَةَ حَبِیبِی سَلِینِی تُعْطَیْ وَ اشْفَعِی تُشَفَّعِی فَوَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا جَازَنِی ظُلْمُ ظَالِمٍ فَتَقُولُ: إِلَهِی وَ سَیِّدِی ذُرِّیَّتِی وَ شِیعَتِی وَ شِیعَةَ ذُرِّیَّتِی وَ مُحِبِّیَّ وَ مُحِبِّی ذُرِّیَّتِی فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ: أَیْنَ ذُرِّیَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِیعَتُهَا وَ مُحِبُّوهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّیَّتِهَا فَیُقْبِلُونَ وَ قَدْ أَحَاطَ بِهِمْ مَلَائِکَةُ الرَّحْمَةِ فَتَقْدُمُهُمْ فَاطِمَةُ علیها السلام حَتَّی تُدْخِلَهُمُ الْجَنَّةَ» رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: چون روز قیامت شود دخترم فاطمه بر ناقه ای از ناقه های بهشت به محشر رو کند که دو پهلویش نگار دارد و مهارش از لؤلؤ تر و چهارپایش از زمرد سبز و دمش از مشك أذفرو دو چشمش از یاقوت سرخ است. بر پشت آن قبه ایست از نور که برونش از درونش دیده شود و درونش از برونش، درون آن گذشت خداست و برونش رحمت خدا بر سر آن مخدره تاجی است از نور که آن تاج هفتاد رکن دارد و هر رکنی مرصع به در و یاقوت است ، چونان ستاره فروزان در افق آسمان می درخشد و بر سمت راستش هفتاد هزار فرشته باشد و بر چپش هفتاد هزار فرشته و جبرئیل مهار آن ناقه را گرفته و به بانگ بلند فریاد کشد: دیده برهم نهید تا فاطمه دختر محمد بگذرد. در آن روز هیچ پیغمبر و رسول و صدیق و شهیدی نماند جز آن که همه دیده برهم نهند، تا فاطمه بگذرد و خود را برابر عرش پروردگارش جل جلاله رساند، و از ناقه به زیراندازد و گوید: معبودا سیدا! میان من و هرکه به من ستم کرده، حکم کن، خدايا! میان من و هر کس که فرزندانم را کشته، حکم کن. به ناگاه پاسخی از طرف خدای جل جلاله آید: ای حبیبه ام و زاده حبیبم! از من بخواه تا عطا شوی و شفاعت کن تا پذیرفته گردد به عزت و جلالم سوگند که ستم ستمگر را کیفر دهم. می گوید: معبودم سیدم! ذریه و شیعیان و شیعیان ذریه ام و دوستانم و دوستان ذریه ام را دریاب. از طرف خدای جل جلاله ندا رسد: کجایند ذریه فاطمه و شیعیان و دوستان او و دوستان ذراری او؟ و آنان در میان فرشتگان رحمت پیش آیند و فاطمه رهبر آنها گردد تا آنها را وارد بهشت کنند. از او: روضة الواعظين و بصيرة المتعظين: ج1 ص 149 و بشارة المصطفى لشيعة المرتضی، ص19 و بالإسناد قال: حدثنا محمد بن إبراهيم قال: .... و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام و الفضائل، ابن شاذان القمي: ص 12 المقدمة و تسلية المجالس و زينة المجالس: ج1 ص60.
4- صفات الشيعة: ص 3 ح 2 به سند صحیح از حسین بن خالد از امام علی بن موسی الرضا عليه السلام که فرمود: «شِیعَتُنَا اَلْمُسَلِّمُونَ لِأَمْرِنَا اَلْآخِذُونَ بِقَوْلِنَا اَلْمُخَالِفُونَ لِأَعْدَائِنَا فَمَنْ لَمْ یَکُنْ کَذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَّا». الكافي: ج1 ص368 ح2 به سند متصل خود از عبد الرحمان بن کثیر گوید نزد حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بودم که مهزم بر آن حضرت داخل گشت و عرضه داشت: قربانت گردم مرا خبر ده از (فرج آل محمد صلى الله عليهم) امری که انتظار آن را می کشیم کی خواهد بود؟ فرمود: «یَا مِهْزَمُ ، کَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ، وَ هَلَکَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ، وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ». و الغيبة، النعماني: ص 294 ب16 ح 11 از کلینی به سندش مانند الكافي. الغيبة، الشيخ الطوسي: ص 426 به سند خود از عبد الرحمان بن کثیر گوید: نزد حضرت امام صادق عليه السلام بودم که مهزم بر حضرت داخل گشته، عرض کرد: فدایت شوم، از این امر که انتظار آن می برید، مرا خبر ده چه زمانی خواهد بود، زیرا بر ما طولانی شده است؟ فرمود: «یَا مِهْزَمُ ، کَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ، وَ هَلَکَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ، وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ، وَ إِلَیْنَا یَصِیرُونَ». الإمامة و التبصرة من الحيرة: ص 95 ب23 ح 87 به سند صحیح خود از محمد بن مسلم، از امام صادق عليه السلام، گوید: نزد حضرت بودم که مهزم بر حضرت داخل گشت پس عرض کرد: فدایت گردم، مرا خبرده از این امر که انتظار آن می بریم چه زمانی خواهد بود؟ فرمود: «یَا مِهْزَمُ ، کَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ، وَ هَلَکَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ، وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ، وَ إِلَیْنَا یَصِیرُونَ». و الغيبة، النعماني: ص 198 ب11ح8 به سند متصل خود از عبد الرحمان بن کثیر گوید: خدمت امام جعفر صادق عليه السلام بودم و مهزم أسدى نزد حضرت بود که عرضه داشت: خداوند مرا فدایت گرداند این امری که انتظار آن می کشید کی می شود که بر ما به درازا کشید؟ پس حضرت فرمود: «یَا مِهْزَمُ ، کَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ، وَ هَلَکَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ، وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ، وَ إِلَیْنَا یَصِیرُونَ». مختصر البصائر: ص518 وفي الحديث: «نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ، وَ هَلَکَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ».

علیه و آله.

و روایاتی در نص جبرئیل از جانب خداوند تعالی برامامت دوازده امام به روایت امامان عليهم السلام است، وعائشه نیز از راویان آن ها است.

و احادیثی بر تنصيص خدای تعالی برامامت دوازده امام آمده است، از جمله آنها حديث لوح و خواتيم و غیر آن است.

و بشارت هایی از انبیاء و کتاب های تورات و مقدس و هارون و عهد موسی و کتاب شمعون و انجيل و زبور و نوشته ای بر صخره ای که بر امامت دوازده امام دلالت دارد، و روایاتی بر شهادت مخلوقات برامامت دوازده امام عليهم السلام.

و نصوصی از رسول الله صلى الله علیه و آله بر امامت دوازده خلیفه و نصوصی از رسول الله بر امامان بعد از او به تعداد اسباط و نقباء بنی اسرائیل و حواریون عیسی و تعداد ماه های سال وجود دارد.

نصوصی از رسول الله صلى الله علیه و آله است بر این که امامان پس از او دوازده تن هستند و اولین آنها على عليه السلام و آخرین آنها حضرت قائم عجل الله فرجه است.

و نصوصی از رسول الله صلى الله عليه و آله است بر این که نه تن از امامان از فرزندان امام حسين عليه السلام هستند.

ونصوصی از آن حضرت به نام امامان است که برخی از آنها در این جا ذکر می گردد:

1- رسول الله صلى الله علیه و آله که به امام حسین علیه السلام فرمود:

«یَا حُسَیْنُ یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِکَ تِسْعَهٌ مِنَ اَلْأَئِمَّهِ مِنْهُمْ مَهْدِیُّ هَذِهِ اَلْأُمَّهِ، فَإِذَا اُسْتُشْهِدَ أَبُوکَ فَالْحَسَنُ بَعْدَهُ، فَإِذَا سُمَّ اَلْحَسَنُ فَأَنْتَ، فَإِذَا اُسْتُشْهِدْتَ فَعَلِیٌّ اِبْنُکَ فَإِذَا مَضَی عَلِیٌّ فَمُحَمَّدٌ اِبْنُهُ فَإِذَا مَضَی مُحَمَّدٌ فَجَعْفَرٌ اِبْنُهُ فَإِذَا مَضَی جَعْفَرٌ فَمُوسَی اِبْنُهُ فَإِذَا مَضَی مُوسَی فَعَلِیٌّ اِبْنُهُ فَإِذَا مَضَی عَلِیٌّ فَمُحَمَّدٌ اِبْنُهُ فَإِذَا مَضَی مُحَمَّدٌ فَعَلِیٌّ اِبْنُهُ فَإِذَا مَضَی عَلِیٌّ فَالْحَسَنُ اِبْنُهُ فَإِذَا مَضَی اَلْحَسَنُ فَالْحُجَّهُ بَعْدَ اَلْحَسَنِ یَمْلَأُ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَمَا

ص: 69

مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»(1)

ای حسين ! از پشت تو نه تن از امامان خارج می شوند، از آنهاست مهدی این امت، پس آن گاه که پدرت شهید شد امام پس از او حسن است، و آن گاه که حسن مسموم شد توامامی، و چون شهید شدی فرزندت على امام است، پس چون على رفت پسرش محمد امام است، و چون محمد رفت پسرش جعفر امام است، پس چون جعفر رفت پسرش موسی، و پس از آن که موسی رفت پسرش علی، پس چون على رفت پسرش محمد، پس چون محمد رفت پسرش على، پس آن گاه که علی رفت پسرش حسن، و پس از آن که حسن رفت پسرش حضرت حجت امام است، او که زمین را از قسط و عدل پر کند همان طور که پر از ستم و ظلم شده باشد.

امیرالمؤمنين عليه السلام و جابر بن عبد الله الأنصاري و حارث و سعید بن قيس از رسول الله صلى الله عليه و آله روایت کرده اند که فرمود:

«أَنَا وَارِدُکُمْ عَلَی اَلْحَوْضِ وَ أَنْتَ یَا عَلِیُّ اَلسَّاقِی وَ اَلْحَسَنُ اَلذَّائِدُ وَ اَلْحُسَیْنُ اَلْآمِرُ وَ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ اَلْفَارِسُ (الفارِطُ)وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ اَلنَّاشِرُ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلسَّائِقُ وَ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ مُحْصِی اَلْمُحِبِّینَ وَ اَلْمُبْغِضِینَ وَ قَامِعُ اَلْمُنَافِقِینَ وَ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی وَ مُزَیِّنُ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ مُنْزِلُ أَهْلِ اَلْجَنَّهِ فِی دَرَجَاتِهِمْ وَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ خَطِیبُ شِیعَتِهِ (شِیعَتِهِمْ -یَوْمِ الْقِیَامَةِ) وَ مُزَوِّجُهُمْ اَلْحُورَ (اَلْعِینَ) وَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ سِرَاجُ أَهْلِ اَلْجَنَّهِ یَسْتَضِیئُونَ بِهِ وَ اَلْقَائِمُ (وَ الهادِی اَلْمَهْدِیُّ) شَفِیعُهُمْ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ حَیْثُ لاَ یَأْذَنُ اَللَّهُ إِلاَّ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضی».(2)

من جلوتر از شما بر حوض (کوثر) وارد می شوم، و تو یا علی ساقی هستی، و حسن مدافع، و حسین امر کننده، و على بن الحسین پیشرو، و محمد بن على ناشر، و جعفر بن محمد رهبر، و موسی بن جعفر شماره بردار دوستان و دشمنان و از بین برنده

ص: 70


1- در کتاب «كفاية الأثر» صفحه 61 به سند متصل و صحیح خود از شیخ کلینی او به سند صحیح از امام جعفر صادق عليه السلام و به سند دیگری از آن حضرت هر دو سند از پدر گرامش امام محمد باقر عليه السلام از جابر بن عبدالله انصاری از رسول الله صلى الله علیه و آله که به امام حسين عليه السلام فرمود: ....
2- مائة منقبة، ابن شاذان: ص 23 المنقبة5 - حدثني محمد بن علي بن الفضل بن تمام الزيات رحمه الله قال: حدثني محمد بن القاسم قال: حدثني عباد بن يعقوب قال: حدثني موسى بن عثمان قال: حدثني الأعمش قال: حدثني أبو إسحاق، عن الحارث و سعید بن قيس عن علي بن أبي طالب عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله. ومقتل الحسين عليه السلام، الخوارزمي: ج1 ص144 فصل 6 ح21 عن ابن شاذان .... الطرائف: ص 173 ح 271 و الصراط المستقيم: ج2 ص150 و حلية الأبرار: ج 2 ص721 ح130 و غاية المرام: ص35 ح22 و ص692 ح2 و فرائد السمطين: ج 2 ص 321 ح572 همه از مقتل خوارزمی. و الصراط المستقيم: ج2 ص150 فصل 4 از خوارزمی و ابن شاذان. و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج1 ص 251 و چاپ دیگری ص 292 - عن الأعمش، عن أبي إسحاق، عن الحارث بن سعيد بن قيس، عن علي بن أبي طالب وعن جابر بن عبد الله الأنصاري كليهما عن النبي صلى الله عليه و آله:...... و الدر النظيم: ص 795 عن الأعمش.... و العدد القوية: ص 88 از کتاب کشف الحيرة: قال الأعمش: عن أبي إسحاق، عن الحارث و سعید بن قیس کلاهما، عن النبي صلى الله عليه و آله أنه قال: .... و تفضيل الأئمة عليهم السلام: ص 233 ح73 و مما رواه محمد بن العباس بن مروان في «تفسير ما نزل في محمد و آله صلوات الله عالیهم»: عن الحارث و سعید بن قيس، عن علي بن أبي طالب عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: .... و الإستنصار، العلامة الكراجكي: ص 23.

منافقين، و علی بن موسی زینت بخش مؤمنين، و محمد بن على جای دهنده مؤمنین است در درجه خود در بهشت، علی بن محمد سخنگوی شیعیان و به ازدواج در آورنده حور العين، حسن بن علی چراغ بهشتیان که از نور ایشان استفاده می کنند، و هادی مهدی شفیع آنها است روز قیامت موقعی که اجازه داده نمی شود مگربرای کسی که خدا بخواهد.

به روایت سلمان رضی الله عنه رسول الله صلى الله عليه و آله در ضمن حدیثی در بیان نام امامان معصوم علیهم السلام فرمود:

«...أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ بَعْدَهُ سِبْطَایَ وَ بَعْدَهُمَا عَلِیٌّ زَیْنُ اَلْعَابِدِینَ وَ بَعْدَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ بَاقِرُ عِلْمِ اَلنَّبِیِّینَ وَ اَلصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ اِبْنُهُ اَلْکَاظِمُ سَمِیُّ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ وَ اَلَّذِی یُقْتَلُ بِأَرْضِ اَلْغُرْبَهِ اِبْنُهُ عَلِیٌّ ثُمَّ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ وَ الصَّادِقَانِ عَلِیٌّ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُجَّهُ اَلْقَائِمُ اَلْمُنْتَظَرُ فِی غَیْبَتِهِ فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِی مِنْ دَمِی وَ لَحْمِی عِلْمُهُمْ عِلْمِی وَ حُکْمُهُمْ حُکْمِی مَنْ آذَانِی فِیهِمْ فَلاَ أَنَالَهُ اَللَّهُ شَفَاعَتِی»(1)

... اولین آنها على بن ابي طالب، و پس از او دو نواده ام، و پس از آنها على زين العابدین، بعد از او محمد پسر على شکافنده علم پیامبران، و صادق جعفر بن محمد، و پسرش کاظم هم نام موسی بن عمران، و پسر او که در سرزمین غربت کشته می شود، سپس پسر او محمد، و دو صادق على، و حسن، و حجت قائم که در غیبتش منتظر است امام اند، پس همانا اینان عترت (و خاندان من هستند)، از خون و گوشت من هستند، علم آنان علم من است، و حکم آنان حكم من است، هر کسی مرا درباره آنها اذیت کند مرا اذیت کرده، خداوند شفاعت مرا به آنان نرساند.

و از نواصب عبد الله بن عمر است او از رسول الله صلى الله عليه و آله روایت نمود که به امیر المؤمنين عليه السلام فرمود:

ص: 71


1- كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر: ص40 حدثنا محمد بن عبد الله بن المطلب و أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عبد الله بن الحسن بن عباس الجوهري جميعا قالا: حدثنا لاحق اليماني، عن إدريس بن زیاد لوى قال: حدثنا إسرائيل بن يونس بن أبي إسحاق السبيعي، عن جعفر بن الزبير، عن القاسم، عن سلمان الفارسي رضي الله عنه قال: خطبنا رسول الله صلى الله علیه و آله فقال: «مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ إِنِّی رَاحِلٌ عَنْ قَرِیبٍ وَ مُنْطَلِقٌ إِلَی اَلْمَغِیبِ أُوصِیکُمْ فِی عِتْرَتِی خَیْراً وَ إِیَّاکُمْ وَ اَلْبِدَعَ فَإِنَّ کُلَّ بِدْعَهٍ ضَلاَلَهٌ وَ لاَ مَحَالَهَ أَهْلُهَا فِی اَلنَّارِ اَلْخَبَرَ. مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ مَنِ اِفْتَقَدَ اَلشَّمْسَ فَلْیَتَمَسَّکْ بِالْقَمَرِ وَ مَنِ اِفْتَقَدَ اَلْقَمَرَ فَلْیَتَمَسَّکْ بِالْفَرْقَدَیْنِ، فَإِذَا فَقَدْتُمُ اَلْفَرْقَدَیْنِ فَتَمَسَّکُوا بِالنُّجُومِ اَلزَّاهِرَهِ بعْدی أقُوُل قَوْلي هذا أسْتَغْفرُ اللهَ لي و لکُم» قال: فلما نزل عن المنبر صلى الله عليه و آله تبعته حتى دخل بيت عائشة فدخلت إليه وقلت: بأبي أنت وأمي يا رسول الله سمعتك تقول: «إِذَا اِفْتَقَدْتُمُ اَلشَّمْسَ فَتَمَسَّکُوا بِالْقَمَرِ وَ إِذَا اِفْتَقَدْتُمُ اَلْقَمَرَ فَتَمَسَّکُوا بِالْفَرْقَدَیْنِ وَ إِذَا اِفْتَقَدْتُمُ اَلْفَرْقَدَیْنِ فَتَمَسَّکُوا بِالنُّجُومِ اَلزَّاهِرَهِ»، فما الشمس ؟ و ما القمر؟ وما الفرقدان ؟ و ما التجوم الزاهرة؟ فقال: «أَنَا اَلشَّمْسُ وَ عَلِیٌّ اَلْقَمَرُ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ الفَرْقَدَانِ فَإِذَا اِفْتَقَدْتُمُونِی فَتَمَسَّکُوا بِعَلِیٍّ بَعْدِی وَ إِذَا اِفْتَقَدْتُمُوهُ فَتَمَسَّکُوا بِالْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ وَ أَمَّا اَلنُّجُومُ الزَّاهِرَهُ فَهُمُ اَلْأَئِمَّهُ اَلتِّسْعَهُ مِنْ صُلْبِ اَلْحُسَیْنِ تَاسِعُهُمْ مَهْدِیُّهُمْ» ثم قال صلى الله عليه و آله: «إِنَّهُمْ هُمُ اَلْأَوْصِیَاءُ وَ اَلْخُلَفَاءُ بَعْدِی أَئِمَّهٌ أَبْرَارٌ عَدَدَ أَسْبَاطِ یَعْقُوبَ وَ حَوَارِیِّ عِیسَی» قُلْتُ: فَسَمِّهِمْ لِی یَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ: «أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ، وَ بَعْدَهُ سِبْطَایَ، وَ بَعْدَهُمَا عَلِیُّ زَیْنُ اَلْعَابِدِینَ، وَ بَعْدَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ بَاقِرُ عِلْمِ اَلنَّبِیِّینَ وَ اَلصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ اِبْنُهُ اَلْکَاظِمُ سَمِیُّ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ، وَ اَلَّذِی یُقْتَلُ بِأَرْضِ اَلْغُرْبَهِ عَلِیٌّ اِبْنُهُ ثُمَّ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ، وَ اَلصَّادِقَانِ عَلِیٌّ وَ اَلْحَسَنُ، وَ اَلْحُجَّهُ اَلْقَائِمُ اَلْمُنْتَظَرُ فِی غَیْبَتِهِ؛ فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِی مِنْ دَمِی وَ لَحْمِی عِلْمُهُمْ عِلْمِی وَ حُکْمُهُمْ حُکْمِی، مَنْ آذَانِی فِیهِمْ فَلاَ أَنَالَهُ اَللَّهُ شَفَاعَتِی». از او: الصراط المستقيم: ج 2 ص 142 فصل 1. مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج1 ص 281 و في رواياتنا روى القاسم، عن سلمان الفارسي: «فَإِذَا فَقَدْتُمُ اَلْفَرْقَدَیْنِ فَتَمَسَّکُوا بِالنُّجُومِ اَلزَّاهِرَهِ». ثم قال: «وَ أَمَّا اَلنُّجُومُ اَلزَّاهِرَهُ فَهُمُ اَلْأَئِمَّهُ اَلتِّسْعَهُ مِنْ صُلْبِ اَلْحُسَیْنِ وَ اَلتَّاسِعُ مَهْدِیُّهُمْ...».

«یَا عَلِیُّ أَنَا نَذِیرُ أُمَّتِی وَ أَنْتَ هَادِیهَا وَ اَلْحَسَنُ قَائِدُهَا وَ اَلْحُسَیْنُ سَائِقُهَا وَ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ جَامِعُهَا وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ عَارِفُهَا وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ کَاتِبُهَا وَ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ مُحْصِیهَا وَ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی مُعَبِّرُهَا وَ مُنَجِّیهَا وَ طَارِدُ مُبْغِضِیهَا وَ مُدْنِی مُؤْمِنِیهَا وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ قَائِدُهَا وَ سَائِقُهَا وَ عَلِیُ بْنُ مُحَمَّدٍ سَائِرُهَا وَ عَالِمُهَا وَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ منَادِیهَا وَ مُعْطِیهَا وَ اَلْقَائِمُ اَلْخَلَفُ سَاقِیهَا وَ منَاشِدُهَا انَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ»(1)

ای علی! من بيم دهنده امتم هستم، و تو هدایت گر آنان، و حسن رهبرشان، و حسین پیش راننده آنان، و على بن الحسين گردآورنده ایشان، و محمد بن على شناسنده شان، و جعفر بن محمد نویسنده آنان، و موسی بن جعفر به شماره آورنده شان، و على بن موسى عبور دهنده و نجات دهنده ایشان ، و دور کننده کینه داران ایشان، و نزدیک کننده مؤمنان، و محمد بن على قائم آن و راننده اش، و على بن محمد پوشاننده و عالم آن، و حسن بن على نداکننده و ندادهنده آن، و قائم خلف سقایت کننده و قسم دهنده آن است، همانا در آن نشانه هایی برای نشانه داران است.

سلمان فارسی رضوان الله عليه روایت کرده که روزی رسول اکرم صلی الله عليه و آله خطبه ای ایراد کرده، از نزدیک شدن رحلت خود خبر داده ، امت را به ستارگان فروزان امامت توجه دادند. در آخرین فراز از حدیث، سلمان رضی الله عنه عرض کرد: یا رسول الله ، اسامی آنان را برای من بیان فرمایید. رسول اکرم صلی الله عليه و آله فرمود:

«أَوَّلُهُمْ (وَ سَیِّدُهُمْ)(2)عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ بَعْدَهُ سِبْطَایَ وَ بَعْدَهُمَا عَلِیٌّ زَیْنُ اَلْعَابِدِینَ وَ بَعْدَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ بَاقِرُ عِلْمِ اَلنَّبِیِّینَ وَ اَلصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ اِبْنُهُ اَلْکَاظِمُ سَمِیُّ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ وَ اَلَّذِی یُقْتَلُ بِأَرْضِ اَلْغُرْبَهِ اِبْنُهُ عَلِیٌّ ثُمَّ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ وَ الصَّادِقَانِ عَلِیٌّ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُجَّهُ اَلْقَائِمُ اَلْمُنْتَظَرُ فِی غَیْبَتِهِ فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِی مِنْ دَمِی وَ لَحْمِی عِلْمُهُمْ عِلْمِی وَ حُکْمُهُمْ حُکْمِی مَنْ آذَانِی فِیهِمْ فَلاَ أَنَالَهُ اَللَّهُ شَفَاعَتِی».(3)

نخستين آنها سید و سرورشان على بن ابی طالب، بعد از او دو سبط و نواده ام حسن و

ص: 72


1- مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة عليهم السلام: ص24 المنقبة 6 - حدثني محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن مرة رحمه الله قال: حدثنا عبد الله بن محمد البغوي قال: حدثني علي بن الجعد قال: حدثني أحمد بن وهب بن منصور قال: حدثني أبوقبيصة شریح بن محمد العنبري قال: حدثني نافع، عن عبد الله بن عمر بن الخطاب قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله لعلي بن أبي طالب عليه السلام: «یَا عَلِیُّ أَنَا نَذِیرُ أُمَّتِی وَ أَنْتَ هَادِیهَا وَ اَلْحَسَنُ قَائِدُهَا وَ اَلْحُسَیْنُ سَائِقُهَا وَ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ جَامِعُهَا وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ عَارِفُهَا وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ کَاتِبُهَا وَ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ مُحْصِیهَا وَ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی مُعَبِّرُهَا وَ مُنَجِّیهَا وَ طَارِدُ مُبْغِضِیهَا وَ مُدْنِی مُؤْمِنِیهَا وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ قَائِدُهَا وَ سَائِقُهَا وَ عَلِیُ بْنُ مُحَمَّدٍ سَائِرُهَا وَ عَالِمُهَا وَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ منَادِیهَا وَ مُعْطِیهَا وَ اَلْقَائِمُ اَلْخَلَفُ سَاقِیهَا وَ منَاشِدُهَا إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ یا عَبْدِ اَللَّهِ مانند آن: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج1 ص292 و الصراط المستقيم: ج2 ص150 و الدرالنظيم في مناقب الأئمة اللهاميم: ص 795 و العدد القوية لدفع المخاوف اليومية: ص 88 همه از: عبد الله بن محمد البغوي، عن علي بن الجعد، عن أحمد بن وهب بن منصور، عن أبي قبيصة شریح بن محمد العنبري، عن نافع، عن عبد الله بن عمر. و در العدد القوية گوید: و روى ذلك جماعة، عن جابر بن عبد الله الأنصاري، عن النبي صلى الله عليه و آله.
2- بحارالأنوار
3- كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر: ص40 حدثنا محمد بن عبد الله بن المطلب و أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عبد الله بن الحسن بن عباس الجوهري جميعا قالا: حدثنا لاحق اليماني عن إدريس بن زیاد لوى قال: حدثنا إسرائيل بن يونس بن أبي إسحاق السبيعي، عن جعفر بن الزبير ، عن القاسم، عن سلمان الفارسي رضي الله عنه قال: خطبنا رسول الله صلى الله علیه و آله فقال: «مَعاشِرَ النّاسِ! إِنِّي رَاحِلٌ عَنْ قَرِيبٍ وَ مُنْطَلِقٌ إِلَى الْمَغِيبِ أُوصِيكُمْ فِي عِتْرَتِي خَيْراً وَ إِيَّاكُمْ وَالْبِدَعَ فَإِنَّ كُلَّ بِدْعَةٍ ضَلالَةٌ وَالضَّلالَةُ وَأَهْلُهَا فِي النَّارِ مَعَاشِرَ النَّاسِ مَنِ افْتَقَدَ الشَّمْسَ فَلْيَتَمَسَّكْ بِالْقَمَرِ وَ مَنِ افْتَقَدَ الْقَمَرَ فَلْيَتَمَسَّكْ بِالْفَرْقَدَين فتَمَسَّكْوا بِالنُّجُومِ الزَّاهِرَةِ بَعْدِي أَقُولُ قَوْلِي هذا وَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِي وَ لَكُمْ» قال: فلما نزل عن المنبر صلى الله عليه و آله تبعته حتى دخل بيت عائشة فدخلت إليه و قلت: بأبي أنت وأمي يا رسول الله ! سمعتك تقول: إذا افتقدتم الشمس فتمسكوا بالقمر، و إذا افتقدتم القمر فتمسكوا بالفرقدين، و إذا افتقدتم الفرقدين فتمسكوا بالتجوم الزاهرة، فما الشمس وما القمر و ما الفرقدان و ما النجوم الزاهرة؟ فقال: «أَنَا اَلشَّمْسُ وَ عَلِیٌّ اَلْقَمَرُ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ الفَرْقَدَانِ فَإِذَا اِفْتَقَدْتُمُونِی فَتَمَسَّکُوا بِعَلِیٍّ بَعْدِی وَ إِذَا اِفْتَقَدْتُمُوهُ فَتَمَسَّکُوا بِالْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ وَ أَمَّا اَلنُّجُومُ الزَّاهِرَهُ فَهُمُ اَلْأَئِمَّهُ اَلتِّسْعَهُ مِنْ صُلْبِ اَلْحُسَیْنِ تَاسِعُهُمْ مَهْدِیُّهُمْ». ثم قال صلى الله عليه و آله: «إِنَّهُمْ هُمُ اَلْأَوْصِیَاءُ وَ اَلْخُلَفَاءُ بَعْدِی أَئِمَّهٌ أَبْرَارٌ عَدَدَ أَسْبَاطِ یَعْقُوبَ وَ حَوَارِیِّ عِیسَی». قُلْتُ: فَسَمِّهِمْ لِی یَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ: أَوَّلُهُمْ (وَ سَیِّدُهُمْ-بحار) عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ، وَ بَعْدَهُ سِبْطَایَ، وَ بَعْدَهُمَا عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ زَیْنُ اَلْعَابِدِینَ، وَ بَعْدَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ بَاقِرُ عِلْمِ اَلنَّبِیِّینَ وَ اَلصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ اِبْنُهُ اَلْکَاظِمُ سَمِیُّ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ، وَ اَلَّذِی یُقْتَلُ بِأَرْضِ اَلْغُرْبَهِ عَلِیٌّ اِبْنُهُ ثُمَّ اِبْنُهُ مُحَمَّد ٌ، وَ اَلصَّادِقَانِ عَلِیٌّ وَ اَلْحَسَنُ، وَ اَلْحُجَّهُ اَلْقَائِمُ اَلْمُنْتَظَرُ فِی غَیْبَتِهِ؛ فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِی مِنْ دَمِی وَ لَحْمِی، عِلْمُهُمْ عِلْمِی وَ حُکْمُهُمْ حُکْمِی، مَنْ آذَانِی فِیهِمْ فَلاَ أَنَالَهُ اَللَّهُ شَفَاعَتِی» از او: بحار الأنوار ج 36 ص 289. و كفاية المهتدي في معرفة المهدي عليه السلام: ص491 ح13 قال ابن شاذان عليه الرحمة والغفران: حدثنا علي بن الحكم رضي الله عنه، عن جعفر بن سليمان الضبعي، عن سعد بن ظریف، عن الأصبغ بن نباته، عن سلمان الفارسي رضوان الله عليه، قال: خطبنا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فقال: «معاشر الناس ! ... » - مانند كفاية الأثر با اختلافي اندک -.

حسین، بعد از آنها زين العابدین علی بن الحسين، سپس محمد بن على شکافنده علوم پیامبران، آن گاه جعفر صادق بن محمد، بعد از او على بن موسى الرضا -که در سرزمین غربت به شهادت می رسد -سپس پسرش محمد، آن گاه فرزندش علت، بعد از او فرزندش حسن، آن گاه فرزندش حجت قائم عجل الله تعالی فرجه که در زمان غیبت، ظهورش را انتظار کشند و به هنگام ظهور فرمانش مطاع است. آنها از تبار من و از گوشت و خون من هستند، دانش آنها دانش من، فرمان آنها فرمان من است. هرکس مرا در حق آن ها آزار دهد خداوند او را به شفاعت من نرساند.

عمار یاسر رضي الله عنه گوید: در بعضی از غزوه ها دیدم که امیرالمؤمنين عليه السلام پرچم داران لشکر کفار و بردگانی از آنان و از آن ها عمرو بن عبد الله الجمحي و شيبة بن نافع را کشت و جمع آنان را متفرق نمود، خدمت رسول الله رسیدم و عرضه داشتم: یارسول الله ! صلوات خدا بر تو باد ! همانا على جهاد فرمود حق جهاد را. پس رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود:

«لِأَنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ، وَارِثُ عِلْمِی وَ قَاضِی دَیْنِی وَ مُنْجِزُ وَعْدِی وَ الْخَلِیفَهُ بَعْدِی، وَ لَوْلَاهُ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُ الْمَحْضُ، حَرْبُهُ حَرْبِی وَ حَرْبِی حَرْبُ اللَّهِ، وَ سِلْمُهُ سِلْمِی وَ سِلْمِی سِلْمُ اللَّهِ، أَلَا! إِنَّهُ أَبُو سِبْطَیَّ وَ الْأَئِمَّهِ مِنْ صُلْبِهِ یُخْرِجُ اللَّهُ تَعَالَی الْأَئِمَّهَ الرَّاشِدِینَ وَ مِنْهُمْ مَهْدِیُّ هَذِهِ الْأُمَّهِ».

زیرا که به راستی او از من است و من از اویم، وارث علم من، و پرداخت کننده بدهی من، و خلیفه پس از من است، و اگر او نباشد مؤمن محض شناخته نمی شد، جنگ (با) او جنگ (با) من، و جنگ (با) من جنگ (با) خداوند است، و صلح و سازش (با) او صلح (با) من و صلح و سازش (با) من صلح و سازش (با) الله است، آگاه باشید همانا او پدر نوادگانم و امامان است، خداوند از پشت او امامان راشد (و هدایت گر) را خارج سازد، و مهدی این امت از اینان است.

پس عرضه داشتم: پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله این مهدی چیست؟ فرمود:

ص: 73

«یَا عَمَّارُ! إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَهِدَ إِلَیَّ أَنَّهُ یُخْرِجُ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ تِسْعَهً، وَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِهِ یَغِیبُ عَنْهُمْ، وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَز وَ جَلَ: «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ»، یَکُونُ لَهُ غَیْبَهٌ طَوِیلَهٌ، یَرْجِعُ عَنْهَا قَوْمٌ وَ یَثْبُتُ عَلَیْهَا آخَرُونَ، فَإِذَا کَانَ فِی آخِرِ الزَّمَانِ یَخْرُجُ، فَیَمْلَأُ الدُّنْیَا قِسْطاً وَ عَدْلًا، وَ یُقَاتِلُ عَلَی التَّأْوِیلِ کَمَا قَاتَلْتُ عَلَی التَّنْزِیلِ، وَ هُوَ سَمِیِّی وَ أَشْبَهُ النَّاسِ بِی. یَا عَمَّارُ إِنَّکَ سَتُقَاتِلُ بَعْدِی مَعَ عَلِیٍّ صِنْفَیْنِ النَّاکِثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ ثُمَّ یَقْتُلُکَ الْفِئَهُ الْبَاغِیَةُ...»(1)

ای عمار؛ همانا الله تبارک و تعالی به من عهد نموده قطعا از پشت حسین نه تن (امام) خارج کند، و نهمین از آنان غائب شود و دلیل آن قول خدای عزوجل است که فرمود: «بگو: اگر صبح گاهی آب که مایه حیات شماست در زمین فرو رود، چه کسی برای شما آبی گوارا و جاری بیاورد؟» برای او غیبتی است دراز که گروهی از آن (دین) برمی گردند و دیگرانی بر آن ثابت می مانند، پس آن گاه که آخرالزمان فرا رسد، قیام کرده سپس زمین را از قسط و عدل پر می کند، و براساس تأويل (و باطن قرآن) می جنگد همان طور که من براساس تنزیل قرآن جنگیدم، و او هم نام و شبیه ترین مردم به من است. ای عمار! به زودی پس از من فتنه ای خواهد بود، چون محقق شد، از على و حزب او پیروی کن که به راستی او به حق است و حق با اوست. ای عمار؛ قطعا پس از من، تو همراه با على با دو گروه خواهی جنگید؛ با ناکثین (بیعت شکنان) و قاسطين (معاویه و پیروانش)، سپس تو را گروه تجاوزگر خواهند کشت....

از ابن عباس روایت است که گفت: شخصی یهودی به نام نعثل به خدمت رسول الله رسید و درباره خداوند سؤال داشت و حضرت پاسخ او را دادند، سپس از اوصیاء آن حضرت پرسید، حضرت فرمودند:

«نَعَمْ إِنَّ وَصِیِّی وَ اَلْخَلِیفَهَ مِنْ بَعْدِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ، وَ بَعْدَهُ سِبْطَایَ

ص: 74


1- كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر: ص120 أخبرنا محمد بن عبد الله بن المطلب الشيباني قال: حدثنا محمد بن الحسين بن حفص الخثعمي الكوفي قال: حدثنا عباد بن یعقوب قال: حدثنا علي بن هاشم، عن محمد بن عبد الله، عن أبي عبيدة بن محمد بن عمار، عن أبيه ، عن جده عمار قال: كنت مع رسول الله صلى الله عليه و آله في بعض غزواته و قتل علي عليه السلام أصحاب الألوية و فرق جمعهم و قتل عمرو بن عبد الله الجمحي و قتل شيبة بن نافع أتيت رسول الله صلى الله عليه و آله فقلت له: يا رسول الله صلى الله عليك إن عليا! قد جاهد في الله حق جهاده. فقال: «لِأَنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ، وَارِثُ عِلْمِی وَ قَاضِی دَیْنِی وَ مُنْجِزُ وَعْدِی وَ الْخَلِیفَهُ بَعْدِی، وَ لَوْلَاهُ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُ الْمَحْضُ، حَرْبُهُ حَرْبِی وَ حَرْبِی حَرْبُ اللَّهِ، وَ سِلْمُهُ سِلْمِی وَ سِلْمِی سِلْمُ اللَّهِ، إِنَّهُ أَبُو سِبْطَیَّ وَ الْأَئِمَّهِ مِنْ صُلْبِهِ یُخْرِجُ اللَّهُ تَعَالَی الْأَئِمَّهَ الرَّاشِدِینَ وَ مِنْهُمْ مَهْدِیُّ هَذِهِ الْأُمَّهِ» فَقُلْتُ: بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی! یَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا هَذَا الْمَهْدِیُّ؟ قَالَ: «یا عَمَّارُ! إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَهِدَ إِلَیَّ أَنَّهُ یُخْرِجُ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ تِسْعَهً، وَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِهِ یَغِیبُ عَنْهُمْ، وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عز و جل: «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ»، یَکُونُ لَهُ غَیْبَهٌ طَوِیلَهٌ، یَرْجِعُ عَنْهَا قَوْمٌ وَ یَثْبُتُ عَلَیْهَا آخَرُونَ، فَإِذَا کَانَ فِی آخِرِ الزَّمَانِ یَخْرُجُ، فَیَمْلَأُ الدُّنْیَا قِسْطاً وَ عَدْلًا، وَ یُقَاتِلُ عَلَی التَّأْوِیلِ کَمَا قَاتَلْتُ عَلَی التَّنْزِیلِ، وَ هُوَ سَمِیِّی وَ أَشْبَهُ النَّاسِ بِی یَا عَمَّارُ سَیَکُونُ بَعْدِی فِتْنَةٌ فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ فَاتَّبِعْ عَلِیّاً وَ حِزْبَهُ فَإِنَّهُ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ یَا عَمَّارُ إِنَّکَ سَتُقَاتِلُ بَعْدِی مَعَ عَلِیٍّ صِنْفَیْنِ النَّاکِثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ ثُمَّ یَقْتُلُکَ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ» قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ لَیْسَ ذَلِکَ عَلَی رِضَا اللَّهِ وَ رِضَاکَ قَالَ «نَعَمْ عَلَی رِضَا اللَّهِ وَ رِضَایَ وَ یَکُونُ آخِرُ زَادِکَ مِنَ الدُنیا شَرْبَةً مِنْ لَبَنٍ تَشْرَبُهُ» فَلَمَّا کَانَ یَوْمُ صِفِّینَ خَرَجَ عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقَالَ لَهُ یَا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ أَ تَأْذَنُ لِی فِی الْقِتَالِ قَالَ «مَهْلًا رَحِمَکَ اللَّهُ» فَلَمَّا کَانَ بَعْدَ سَاعَةٍ أَعَادَ عَلَیْهِ الْکَلَامَ فَأَجَابَهُ بِمِثْلِهِ فَأَعَادَهُ ثَالِثاً فَبَکَی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَنَظَرَ إِلَیْهِ عَمَّارٌ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّهُ الْیَوْمُ الَّذِی وَصَفَه لِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَنَزَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ عَنْ بَغْلَتِهِ وَ عَانَقَ عَمَّاراً وَ وَدَّعَهُ ثُمَّ قَالَ «یَا أَبَا الْیَقْظَانِ جَزَاکَ اللَّهُ عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ نَبِیِّکَ خَیْراً فَنِعْمَ الْأَخُ کُنْتَ وَ نِعْمَ الصَّاحِبُ کُنْتَ» ثُمَّ بَکَی علیه السلام وَ بَکَی عَمَّارٌ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ مَا تَبِعْتُکَ إِلَّا بِبَصِیرَةٍ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ یَوْمَ خیبر «یَا عَمَّارُ سَتَکُونُ بَعْدِی فِتْنَةٌ فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ فَاتَّبِعْ عَلِیّاً وَ حِزْبَهُ فَإِنَّهُ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ سَتُقَاتِلُ بَعْدِیَ النَّاکِثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ» فَجَزَاکَ اللَّهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَنِ الْإِسْلَامِ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ فَلَقَدْ أَدَّیْتَ وَ ابَلَّغْتَ وَ نَصَحْتَ ثُمَّ رَکِبَ وَ رَکِبَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام ثُمَّ بَرَزَ إِلَی الْقِتَالِ ثُمَّ دَعَا بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاءٍ فَقِیلَ مَا مَعَنَا مَاءٌ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ فَأَسْقَاهُ شَرْبَةً مِنْ لَبَنٍ فَشَرِبَهُ ثُمَّ قَالَ هَکَذَا عَهِدَ إِلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنْ یَکُونَ آخِرُ زَادِی مِنَ الدُّنْیَا شَرْبَةً مِنَ اللَّبَنِ ثُمَّ حَمَلَ عَلَی الْقَوْمِ فَقَتَلَ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ نَفْساً فَخَرَجَ إِلَیْهِ رَجُلَانِ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَطَعَنَاهُ فَقُتِلَ رَحِمَهُ اللَّهُ فَلَمَّا کَانَ اللَّیْلُ طَافَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی الْقَتْلَی فَوَجَدَ عَمَّاراً مُلْقًی فَجَعَلَ رَأْسَهُ عَلَی فَخِذِهِ ثُمَّ بَکَی علیه السلام وَ أَنْشَأَ یَقُولُ: «یَا مَوْتُ کَمْ هَذَا التَّفَرُّقُ عَنْوَةً * فَلَسْتَ تُبَقِّی لِلخَلِیلَ خَلِیلٍ * أَرَاکَ بَصِیراً (نصیرا) بِالَّذِینَ أُحِبُّهُمْ * کَأَنَّکَ تَمْضِی نَحْوَهُمْ بِدَلِیلٍ» و كفاية المهتدي في معرفة المهدي عليه السلام: ص497 ح15 و کشف الحق او الأربعون ، الخاتون آبادي: ص90 ح 17 از کتاب فضل بن شاذان: حدثنا الحسن بن علي بن فضال رضى الله عنه، عن عبد الله بن بکیر، عن عبد الملك بن إسماعيل الأسدي عن أبيه، عن سعيد بن جبير قال: قيل لعمار بن یاسر ما حملك على حب علي بن أبي طالب؟ قال: قد حملني الله و رسوله صلى الله عليه و آله، وقد أنزل الله تعالى فيه آیات جليلة، و قال رسول الله صلى الله عليه و آله فيه أحاديث كثيرة. فقيل له: هلا تحدثني بشيء مما قال فيه رسول الله صلى الله عليه و آله ؟ قال : ولم لا أحدث! و لقد کنت بريئا من الذين يكتمون الحق، و يظهرون الباطل. ثم قال: كنت مع رسول الله ، فرأيت عليا عليه السلام في بعض الغزوات قد قتل عدة من أصحاب راية قريش، فقلت لرسول الله صلى الله عليه و آله: یا رسول الله! إن عليا قد جاهد في الله حق جهاده. فقال: «وَ مَا يَمْنَعُهُ مِنْهُ ؟ ! إِنَّهُ منی وَ أَنَا مِنْهُ ؛ وَ إِنَّهُ وارثي ، وَ قَاضِي دِينِي ، وَ مُنْجِزُ وَ عَدِيٍّ ، وَ خَلِيفَتِي مِنْ بَعْدِي ، وَ لَوْلَاهُ لَمْ يُعَرَّفْ الْمُؤْمِنُ الْمَحْضِ فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ وَفَاتِي ؛ حَرْبُهُ حَرلبي، ، و حَربی حَرْبُ اللَّهُ ؛ وَ سَلِّمْهُ سِلْمِي ، وَ سِلمی سِلْمُ اللَّهُ ؛ وَ يُخْرِجُ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ . فَاعْلَمْ یا عَمَّارُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَهِدَ إِلَى أَنْ يُعْطِيَنِي اثْنَيْ عَشَرَ خَلِيفَةَ ؛ مِنْهُمْ عَلِيُّ ، وَ هُوَ أَوَّلِهِمْ وَ سَیدُهُم» . فقلت: و من الآخرون منهم یا رسول الله؟ قال: «الثَّانِي مِنْهُمُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ؛ وَ الثَّالِثُ مِنْهُمْ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ، وَ الرَّابِعُ مِنْهُمْ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ زین الْعَابِدِينَ ؛ وَ الْخَامِسُ مِنْهُمْ مُحَمَّدُ بْنُ عَلَى ، ثُمَّ ابْنِهِ جَعْفَرٍ ، ثُمَّ ابْنِهِ موسی ؛ ثُمَّ ابْنِهِ عَلَى ، ثُمَّ ابْنِهِ مُحَمَّدٍ ، ثُمَّ ابْنِهِ عَلَى ، ثُمَّ ابْنِهِ الْحَسَنِ ، ثُمَّ ابْنُهُ الَّذِي يَغِيبُ عَنِ النَّاسِ غُيَّبُ طَوِيلَةً ، وَ ذَلِكَ قَوْلِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى : «قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ». ثُمَّ يَخْرُجُ وَ يَمْلَأُ الدُّنْيَا قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً . یَا عَمَّارُ سَتَکُونُ بَعْدِی فِتْنَهٌ فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ فَاتَّبِعْ عَلِیّاً وَ حِزْبَهُ فَإِنَّهُ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ إِنَّکَ سَتُقَاتِلُ النَّاکِثِینَ و َ القاسطین مَعَهُ ثُمَّ تفتلك الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ ، وَ یکون آخَرَ زادک شُرْبُهُ مِنْ لَبَنِ تَشْرَبْهُ» . قال سعيد: فكان كما أخبره رسول الله صلى الله عليه و آله. صدق الله العظيم، و صدق رسوله الكريم، و صلى الله على محمد وآله أجمعين.

اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ تَتْلُوهُمْ تِسْعَهٌ مِنْ صُلْبِ اَلْحُسَیْنِ أَئِمَّهٌ أَبْرَارٌ»

آری همانا وصی و خلیفه پس از من على بن ابی طالب عليه السلام است و پس از او دو نواده ام حسن و حسین ، در پی آنان 9 تن از پشت حسين هستند، همه امامان نیک کردار.

عرضه داشت: ای محمد! آن ها را برایم نام ببر. فرمود:

«نَعَمْ إِذَا مَضَى الْحُسَيْنُ فَابْنُهُ عَلِيٌّ فَإِذَا مَضَى عَلِيٌّ فَابْنُهُ مُحَمَّدٌ فَإِذَا مَضَى فَابْنُهُ جَعْفَرٌ فَإِذَا مَضَى جَعْفَرٌ فَابْنُهُ مُوسَى فَإِذَا مَضَى مُوسَى فَابْنُهُ عَلِيٌّ فَإِذَا مَضَى عَلِيٌّ فَابْنُهُ مُحَمَّدٌ فَإِذَا مَضَى مُحَمَّدٌ فَابْنُهُ عَلِيٌّ فَإِذَا مَضَى عَلِيٌّ فَابْنُهُ الْحَسَنُ فَإِذَا مَضَى الْحَسَنُ فَبَعْدَهُ ابْنُهُ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ علیهم السلام فَهَذِهِ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً عَلَى عَدَدِ نُقَبَاءِ بَنِي إِسْرَائِيل»

آری چون حسین درگذشت ، پسرش على امام است، چون على درگذشت پسرش محمد، چون محمد درگذشت پسرش جعفر، چون جعفر درگذشت پسرش موسی، چون موسی درگذشت پسرش على، چون على درگذشت پسرش محمد، چون محمد درگذشت پسرش على، چون على درگذشت پسرش حسن، چون حسن درگذشت بعد از او پسرش حجت ابن الحسن عليهم السلام امام است، پس این دوازده شخص امام به عدد و شماره نقیبان بنی اسرائیل همه امام می باشند.

گفت: جایگاه آنان کجای بهشت است؟ فرمود:

«مَعِی فِی دَرَجَتِی».

با من در درجه (و جایگاه) من هستند.

آن گاه اسلام آورد و گفت: شهادت می دهم که خداوندی جز الله نیست، و همانا تو پیامبرش هستی، و شهادت می دهم که اینان جانشینان پس از تو هستند، و بدرستی که این را (امامت امامان معصوم را) در کتاب های گذشته و آن چه موسى عليه السلام با ما (یهودیان) عهد نموده است یافتم که چون آخر الرمان شود، پیامبری به نام احمد خاتم پیامبران خارج شود، که

ص: 75

پیامبری پس از او نباشد، و از نسل او امامانی نیکوکردار به تعداد اسباط (دوازده تن) باشند. سپس رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود:

«أَبَا عُمَارَةَ أَ تَعْرِفُ الْأَسْبَاطَ؟».

ای ابا عماره! آیا اسباط را میشناسی؟

گفت: بله یا رسول الله ، آنان دوازده کس بودند. فرمود:

«فَإِنَّ فِیهِمْ لَاوَی بْنَ أرحیا».

پس همانا لاوی فرزند ارحیا در میان آنان است.

گفت: او را می شناسم و اوست که سال ها از بنی اسرائیل غائب گردید سپس بازگشت و شریعت خود را پس از مندرس شدن اظهار نمود و با فریطیای پادشاه جنگید تا این که او را کشت. و فرمود:

«کَائِنٌ فِی أُمَّتِی مَا کَانَ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ حَذْوَ اَلنَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ اَلْقُذَّهِ بِالْقُذَّهِ وَ إِنَّ اَلثَّانِیَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِی یَغِیبُ حَتَّی لاَ یُرَی وَ یَأْتِی عَلَی أُمَّتِی زَمَنٌ لاَ یَبْقَی مِنَ اَلْإِسْلاَمِ إِلاَّ اِسْمُهُ وَ لاَ مِنَ اَلْقُرْآنِ إِلاَّ رَسْمُهُ فَحِینَئِذٍ یَأْذَنُ اَللَّهُ لَهُ بِالْخُرُوجِ فَیُظْهِرُ اَلْإِسْلاَمَ وَ یُجَدِّدُ اَلدِّینَ».

هر آن چه در بنی اسرائیل بوده در امت من نیز خواهد بود، قدم به جای قدم آنان، و چون پری که بر تیرگذارند (مطابق)، و همانا دوازدهمین از فرزندانم غیبت نماید تا این که دیده نشود، و برامتم زمانی بیاید که از اسلام جز اسمش نماند، و از قرآن جز نوشته هایش، در آن هنگام الله به او اجازه خروج میدهد، پس اسلام (حقیقی) را اظهار نماید، و دین را نو کند.

سپس آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود:

«طُوبی لِمَنْ أحَبَّهُمْ ، وَ طُوبی لِمَنْ تَمَسَّکَ بِهِم ، وَالْوَیْلُ لِمُبْغِضِهِمْ».(1)

خوشا به حال هر کس که آنان (امامان) را دوست بدارد، و خوشا به حال کسی که به آنان تمسک نماید، و بدا به حال آنان که نسبت به ایشان بغض ورزند.

ص: 76


1- كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر: ص 11 أخبرني أبو المفضل محمد بن عبد الله بن المطلب الشيباني قال: حدثنا أحمد بن مطرق بن سواد بن الحسين القاضي البستي بمكة قال: حدثني أبو حاتم المهلي المغيرة بن محمد بن مهلب قال: حدثنا عبد الغفار بن كثير الكوفي، عن إبراهيم بن حميد، عن أبي هاشم، عن مجاهد، عن ابن عباس قال: قدم يهودي على رسول الله صلى الله عليه و آله يقال له: نعثل فقال: يا محمد! إني أسألك عن أشياء تلجلج في صدري منذ حين فإن أنت أجبتني عنها أسلمت على يدك. قال: سل یا أبا عمارة . فقال : يا محمد! صف لي ربك. فقال صلى الله عليه و آله: «إِنَّ اَلْخَالِقَ لاَ یُوصَفُ إِلاَّ بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ اَلْخَالِقُ اَلَّذِی تَعْجِزُ اَلْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ اَلْأَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ اَلْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ اَلْأَبْصَارُ عَنِ اَلْإِحَاطَهِ بِهِ جَلَّ عَمَّا یَصِفُهُ اَلْوَاصِفُونَ نَأَی فِی قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِی نَأْیِهِ کَیَّفَ اَلْکَیْفِیَّهَ فَلاَ یُقَالُ لَهُ کَیْفَ وَ أَیَّنَ اَلْأَیْنَ فَلاَ یُقَالُ لَهُ أَیْنَ هُوَ مُنْقَطِعُ اَلْکَیْفُوفِیَّهِ وَ اَلْأَیْنُونِیَّهِ فَهُوَ اَلْأَحَدُ اَلصَّمَدُ کَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ وَ اَلْوَاصِفُونَ لاَ یَبْلُغُونَ نَعْتَهُ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ» قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِکَ إِنَّهُ وَاحِدٌ لاَ شَبِیهَ لَهُ أَ لَیْسَ اَللَّهُ وَاحِدٌ وَ اَلْإِنْسَانُ وَاحِدٌا فَوَحْدَانِیَّتُهُ أَشْبَهَتْ وَحْدَانِیَّهَ اَلْإِنْسَانِ فَقَالَ صلی الله علیه و آله «اَللَّهُ وَاحِدٌ وَ أَحَدِیُّ اَلْمَعْنَی وَ اَلْإِنْسَانُ وَاحِدٌ ثَنَوِیُّ اَلْمَعْنَی جِسْمٌ وَ عَرَضٌ وَ بَدَنٌ وَ رُوحٌ فَإِنَّمَا اَلتَّشْبِیهُ فِی اَلْمَعَانِی لاَ غَیْرُ» قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ فَأَخْبِرْنِی عَنْ وَصِیِّکَ مَنْ هُوَ فَمَا مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا وَ لَهُ وَصِیٌّ وَ إِنَّ نَبِیَّنَا مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ أَوْصَی إِلَی یُوشَعَ بْنِ نُونٍ فَقَالَ «نَعَمْ إِنَّ وَصِیِّی وَ الْخَلِیفَهَ مِنْ بَعْدِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام وَ بَعْدَهُ سِبْطَایَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ تَتْلُوهُ تِسْعَهٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ أَئِمَّهٌ أَبْرَارٌ» قَالَ یَا مُحَمَّدُ فَسَمِّهِمْ لِی قَالَ «نَعَمْ إِذَا مَضَی الْحُسَیْنُ فَابْنُهُ عَلِیٌّ فَإِذَا مَضَی عَلِیٌّ فَابْنُهُ مُحَمَّدٌ فَإِذَا مَضَی مُحَمَّدٌ فَابْنُهُ جَعْفَرٌ فَإِذَا مَضَی جَعْفَرٌ فَابْنُهُ مُوسَی فَإِذَا مَضَی مُوسَی فَابْنُهُ عَلِیٌّ فَإِذَا مَضَی عَلِیٌّ فَابْنُهُ مُحَمَّدٌ فَإِذَا مَضَی مُحَمَّدٌ فَابْنُهُ عَلِیٌّ فَإِذَا مَضَی عَلِیٌّ فَابْنُهُ الْحَسَنُ فَإِذَا مَضَی الْحَسَنُ فَبَعْدَهُ ابْنُهُ الْحُجَّهُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ لیهم السلام فَهَذِهِ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً عَلَی عَدَدِ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ» قَالَ فَأَیْنَ مَکَانُهُمْ فِی الْجَنَّهِ قَالَ «مَعِی فِی دَرَجَتِی» قَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّهُمُ الْأَوْصِیَاءُ بَعْدَکَ وَ لَقَدْ وَجَدْتُ هَذَا فِی الْکُتُبِ الْمُقَدَّمَهِ وَ فِیمَا عَهِدَ إِلَیْنَا مُوسَی علیه السّلام إِذَا کَانَ آخِرُ الزَّمَانِ یَخْرُجُ نَبِیٌّ یُقَالُ لَهُ أَحْمَدُ خَاتَمُ الْأَنْبِیَاءِ لَا نَبِیَّ بَعْدَهُ یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّهٌ أَبْرَارٌ عَدَدَ الْأَسْبَاطِ فَقَالَ «یَا أَبَا عُمَارَهَ أَ تَعْرِفُ الْأَسْبَاطَ؟» قَالَ نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهُمْ کَانُوا اثْنَیْ عَشَرَ قَالَ «فَإِنَّ فِیهِمْ لَاوَی بْنَ أرحیا» قَالَ أَعْرِفُهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ هُوَ الَّذِی غَابَ عَنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ سِنِینَ ثُمَّ عَادَ فَأَظْهَرَ شَرِیعَتَهُ بَعْدَ انْدِرَاسِهَا وَ قَاتَلَ مَعَ قریطیا الْمَلِکِ حَتَّی قَتَلَهُ وَ قَالَ علیه السلام: «کَائِنٌ فِی أُمَّتِی مَا کَانَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّهِ بِالْقُذَّهِ وَ إِنَّ الثَّانِیَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِی یَغِیبُ حَتَّی لَا یُرَی وَ یَأْتِی عَلَی أُمَّتِی زَمَنٌ لَا یَبْقَی مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ فَحِینَئِذٍ یَأْذَنُ اللَّهُ لَهُ بِالْخُرُوجِ فَیُظْهِرُ الْإِسْلَامَ وَ یُجَدِّدُ الدِّینَ» ثُمَّ قَالَ صلی الله علیه و آله «طُوبَی لِمَنْ أَحَبَّهُمْ وَ طُوبَی لِمَنْ تَمَسَّکَ بِهِمْ وَ الْوَیْلُ لِمُبْغِضِیهِمْ» و مانند آن: العدد القوية لدفع المخاوف اليومية: ص81 و رووا عن أبي هاشم، عن مجاهد، عن أبي عباس قال: قدم يهودي على رسول الله صلى الله عليه و آله يقال له نعثل

و روایات دیگری از رسول الله به روایت امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی و علی بن موسی الرضا و امام علی بن محمد الهادي عليهم السلام و غیر آنها آمده است. مراجعه کنید به کتاب جامع الأثر صفحه 365 الی 372.

***

آیا معصوم در کودکی بیهودگی و بازی می کند؟

سؤال 9- با توجه به عصمت ائمه معصومین علیهم السلام آیا می توان پذیرفت بعضی از آنها در زمان کودکی کارهای لهو و لعب انجام می داده اند؟

جواب- روايات ظاهر در لعب اهل بیت علیهم السلام در طفولیت بشری ظاهری، یا از مخالفين است با سندهای ضعیف و یا در کتب ما و قابل تأویل زیرا با روایات صریح در نفي لهو و لعب بر حجت الله و امام وصاحب الأمر در طفولیت معارض می باشند.

حجت الله وامام و صاحب الأمر از آغاز خلقتش براساس علم خداوند تعالی جوهرا مرتفع است لذا به تسبیح و تهلیل و تکبیر حق مشغول شد و پس از خلقت ملکوتیان به امر خداوند معلم آنان گشت، معلم توحید آنان بود، چون علم و معرفت و عقل تمام وجود او بود، و در طاعت بر همه سابق بود، و در این نشأه نیز حجت الله است، و لهو و لعب فعل جاهل است.

همه وجود حجت الله نور است، خود، نور است و منیر غیر به علم و طاعت از بدو خلقتش، لذا لهو و لعب منافات دارد با اناره (و روشنائی بخشی) ایشان خلق را

در لهو و لعب کودکانه غرض عقلائی نیست، و حجت الله خود عقل تمام است، و لهو و لعب با حجت بودنش منافات دارد.

و روایاتی وجود دارند که امام هنگام تولدش ستونی از نور تا به عرش (تمامی مخلوقات) پیش رویش برپا می شود که در آن همه عالمیان و اعمال آنان را می بیند، که آن از لوازم حجت بودن اوست بر همه عالمیان، و او احاطه بر همه و کارهای آنان دارد، و این با حجت بودن او منافات دارد، اگر او نیازمند لهو و لعب است و دیگران نیز پس چه حجتی برای اوست؟

ص: 77

امام محمد باقر علیه السلام می فرمود:

«أَنَّ الْإِمَامَ مِنَّا بَعْدَ الْإِمَامِ یَسْمَعُ فِی بَطْنِ أُمِّهِ، وَ إِذَا وَقَعَ إِلَى الْأَرْضِ رُفِعَ لَهُ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ یَرَی بِهِ أَعْمَالَ عِبادِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ»(1)

همانا امام از ما (اهل بیت) در شکم مادر کلام را می شنود، و آن گاه که بیاید برای او ستونی از نور برپا گردد و با آن کارهای بندگان خدای سبحان را می بیند.

و می فرمود:

«إِنَّ اَلْإِمَامَ مِنَّا یَسْمَعُ اَلْکَلاَمَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وَقَعَ عَلَی اَلْأَرْضِ بَعَثَ اَللَّهُ مَلَکاً فَکَتَبَ عَلَی عَضُدِهِ «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ» ثُمَّ یَرْفَعُ لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ یَرَی بِهِ أَعْمَالَ اَلْعِبَادِ»(2)

همانا امام از ما (اهل بیت) در شکم مادر کلام را می شنود، و آن گاه که بر زمین فرود آید خداوند فرشته ای را می فرستد تا این که بر بازویش (این آیه را) بنویسد: «و کلمه پروردگارت از روی راستی و عدل تمام گشت، تغییری در کلمات او نیست و او شنوا و داناست»، سپس برای او ستونی از نور برپا گردد که با آن کارهای بندگان را می بیند.

و امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:

«اَلْإِمَامُ یَسْمَعُ اَلصَّوْتَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا سَقَطَ إِلَی اَلْأَرْضِ کُتِبَ عَلَی عَضُدِهِ اَلْأَیْمَنِ «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ» فَإِذَا تَرَعْرَعَ نَصَبَ لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ مِنَ اَلسَّمَاءِ إِلَی اَلْأَرْضِ یَرَی بِهِ أَعْمَالَ اَلْعِبَادِ»(3)

امام صدا را در شکم مادرش می شنود، وقتی به زمین آمد بر بازوی راستش این آیه کریمه نوشته است: «وَ تَمَّت کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدقاً وَ عَدلاً لاَ مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ العَلیم»، وقتی به حرکت در آمد برایش استوانه و ستونی از نور از آسمان تا زمین قرار داده می شود و به وسیله آن اعمال بندگان را می بیند.

و همان طور که حلیمه سعدیه رضوان الله عليها حکایت فرموده که رسول الله صلى الله عليه و

ص: 78


1- عيون المعجزات: ص 77 و عن الفضل بن يسار، قال: سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول: «إِنَّ اَلْإِمَامَ مِنَّا یَسْمَعُ اَلْکَلاَمَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وَقَعَ عَلَی اَلْأَرْضِ رُفِعَ لَهُ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ یَرَی بِهِ اعْمالَ عباد الله سُبْحانَهُ» و إثبات الوصية: ص180 و روي عن الفضيل بن يسار قال: سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول: ....
2- بصائر الدرجات: ص 432 ب7 ح6 - حدثنا الهيثم بن أبي المسروق، عن محمد بن فضيلة، عن محمد بن مروان قال: سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول: «إِنَّ اَلْإِمَامَ مِنَّا یَسْمَعُ اَلْکَلاَمَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وَقَعَ عَلَی اَلْأَرْضِ بَعَثَ اَللَّهُ مَلَکاً فَکَتَبَ عَلَی عَضُدِهِ «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ» ثُمَّ یُرْفَعُ لَهُ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ یَرَی بِهِ أَعْمَالَ اَلْعِبَادِ»
3- بصائر الدرجات: ص 431 ب7 ح3 - حدثنا أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم، عن سیف بن عميرة، عن إسحاق بن عمار قال: قال أبو عبد الله عليه السلام: «اَلْإِمَامَ یَسْمَعُ اَلصَّوْتَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا سَقَطَ إِلَی اَلْأَرْضِ کَتَبَ عَلَی عَضُدِهِ اَلْأَیْمَنِ «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ» فَإِذَا تَرَعْرَعَ نُصِبَ لَهُ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ مِنَ اَلسَّمَاءِ إِلَی اَلْأَرْضِ یَرَی بِهِ أَعْمَالَ اَلْعِبَادِ» و بصائر الدرجات: ص431 ب7 ح1- حدثنا محمد بن الحسين عن أبي داود المسترق، عن محمد بن مروان، عن أبي عبد الله عليه السلام قال سمعته يقول: «إِنَّ اَللَّهَ إِذَا أَرَادَ اَللَّهُ أَنْ یَخْلُقَ اَلْإِمَامَ أَنْزَلَ قَطْرَهً مِنْ مَاءِ اَلْمُزْنِ فَیَقَعُ عَلَی کُلِّ شَجَرَهٍ فَیَأْکُلُ مِنْهُ ثُمَّ یُوَاقِعُ فَیَخْلُقُ اَللَّهُ اَلْإِمَامَ فَیَسْمَعُ اَلصَّوْتَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وَقَعَ عَلَی اَلْأَرْضِ رُفِعَ لَهُ مَنَارٌ مِنْ نُورٍ یَرَی أَعْمَالَ اَلْعِبَادِ فَإِذَا تَرَعْرَعَ کُتِبَ عَلَی عَضُدِهِ اَلْأَیْمَنِ «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ العَلِیمُ» و ح2- حدثنا أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم، عن محمد بن مروان قال: قال أبو جعفر عليه السلام: «إِذَا دَخَلَ أَحَدُکُمْ عَلَی اَلْإِمَامِ فَلْیَنْظُرْ مَا یَتَکَلَّمُ بِهِ فَإِنَّ اَلْإِمَامَ یَسْمَعُ اَلْکَلاَمَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا هِیَ وَضَعَتْهُ سَطَعَ لَهَا نُورٌ سَاطِعٌ إِلَی اَلسَّمَاءِ وَ سَقَطَ وَ فِی عَضُدِهِ اَلْأَیْمَنِ مَکْتُوبٌ «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ» فَإِذَا هُوَ تَکَلَّمَ رَفَعَ اَللَّهُ لَهُ عَمُوداً وَ یُشْرِفُ بِهِ عَلَی اَلْأَرْضِ یَعْلَمُ بِهِ أَعْمَالَهُمْ» و ص 432 ح5 - حدثنا محمد بن الحسين، عن موسى بن سعدان، عن عبد الله بن القاسم، عن الحسن بن راشد قال : سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: «انَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِذَا أَحَبَّ أَنْ یَخْلُقَ اَلْإِمَامَ أَمَرَ مَلَکاً أَنْ یَأْخُذَ شَرْبَهً مِنْ مَاءٍ تَحْتَ اَلْعَرْشِ فَیَسْقِیهَا إِیَّاهُ فَمِنْ ذَلِکَ یَخْلُقُ اَلْإِمَامَ وَ یَمْکُثُ أَرْبَعِینَ یَوْماً وَ لَیْلَهً فِی بَطْنِ أُمِّهِ لاَ یَسْمَعُ اَلصَّوْتَ ثُمَّ یَسْمَعُ بَعْدَ ذَلِکَ اَلْکَلاَمَ فَإِذَا وُلِدَ بَعَثَ اَللَّهُ مَلَکاً فَکَتَبَ عَلَی عَضُدِهِ: «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ» ثُمَّ یَرْفَعُ لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ یَرَی بِهِ أَعْمَالَ اَلْعِبَادِ».

آله در طفولیتش با کودکان بازی نمی فرمود ، اهل بیت ایشان نیز در این امر با او یکسانند در حجت الله بودن.

معاوية بن وهب گوید: به امام محمد باقر عليه السلام عرض کردم: علامت و نشانه امام پس از امام چیست؟ فرمود:

«طَهَارَهُ اَلْوِلاَدَهِ وَ حُسْنُ اَلْمَنْشَإِ وَ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَلْعَبُ». (1)

پاکیزگی ولادت (حلال زادگی، ختنه شده، به خون آلوده نبودن) و تربیت خوب (رشد و نموش به فضيلت و كمال مقرون به سعادت)، و این که یاوه گری و بازی نکند.

و فرمود:

«إِذَا أَرَادَ اَللَّهُ أَنْ یَقْبِضَ رُوحَ إِمَامٍ وَ یَخْلُقَ مِنْ بَعْدِهِ إِمَاماً أَنْزَلَ قَطْرَهٍ مِنْ مَاءٍ تَحْتَ اَلْعَرْشِ إِلَی اَلْأَرْضِ فَیُلْقِیهَا عَلَی ثَمَرَهٍ أَوْ عَلَی بَقْلَهٍ فَیَأْکُلُ تِلْکَ اَلثَّمَرَهَ أَوْ تِلْکَ اَلْبَقْلَهَ اَلْإِمَامُ اَلَّذِی یَخْلُقُ اَللَّهُ مِنْهُ نُطْفَهَ اَلْإِمَامِ اَلَّذِی یَقُومُ مِنْ بَعْدِهِ قَالَ فَیَخْلُقُ اَللَّهُ مِنْ تِلْکَ اَلْقَطْرَهِ نُطْفَهً فِی اَلصُّلْبِ ثُمَّ یَصِیرُ إِلَی اَلرَّحِمِ فَیَمْکُثُ فِیهَا أَرْبَعِینَ لَیْلَهً فَإِذَا مَضَی لَهُ أَرْبَعُونَ لَیْلَهً سَمِعَ اَلصَّوْتَ فَإِذَا مَضَی لَهُ أَرْبَعَهُ أَشْهُرٍ کُتِبَ عَلَی عَضُدِهِ اَلْأَیْمَنِ «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ» فَإِذَا خَرَجَ إِلَی اَلْأَرْضِ أُوتِیَ اَلْحِکْمَهَ وَ زُیِّنَ بِالْعِلْمِ وَ اَلْوَقَارِ وَ أُلْبِسَ اَلْهَیْبَهَ وَ جُعِلَ لَهُ مِصْبَاحٌ مِنْ نُورٍ یَعْرِفُ بِهِ اَلضَّمِیرَ وَ یَرَی بِهِ أَعْمَالَ اَلْعِبَادِ»(2)

وقتی خداوند بخواهد امامی را قبض روح کند، و امام بعد از او را بیافریند، قطره ای از آب زیر عرش فرو می فرستد، آن را بر میوه و یا دانه ای قرار می دهد، امام از آن میوه یا دانه می خورد، خداوند از همان قطره نطفه ای در صلب او می آفریند، سپس به رحم مادر منتقل می شود، پس از چهل روز از سکونت در رحم صدا را می شنود، پس از چهار ماه بر بازوی راستش نوشته می شود: «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ» وقتی بر زمین قرار گیرد به او حکمت داده می شود، و به علم و وقار

ص: 79


1- الكافي: ج1 ص 284 ح4 - محمد بن يحيى عن محمد بن إسماعيل عن علي بن الحكم عن معاوية بن وهب قال: قلت لأبي جعفر عليه السلام: ما علامة الإمام الذي بعد الإمام؟ فقال:.
2- بصائر الدرجات: ص 432 ب7 ح4 - حدثنا أحمد بن محمد، عن الحسن بن محبوب، عن صالح بن سهل الهمداني و غيره رواه ، عن يونس بن ظبيان، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: «إِذَا أَرَادَ اَللَّهُ أَنْ یَقْبِضَ رُوحَ إِمَامٍ وَ یَخْلُقَ مِنْ بَعْدِهِ إِمَاماً أَنْزَلَ قَطْرَهً مِنْ مَاءٍ تَحْتَ اَلْعَرْشِ إِلَی اَلْأَرْضِ فَیُلْقِیهَا عَلَی ثَمَرَهٍ أَوْ بَقْلَهٍ فَیَأْکُلُ تِلْکَ اَلثَّمَرَهَ أَوْ تِلْکَ اَلْبَقْلَهَ اَلْإِمَامُ اَلَّذِی یَخْلُقُ اَللَّهُ مِنْهُ نُطْفَهَ اَلْإِمَامِ اَلَّذِی یَقُومُ مِنْ بَعْدِهِ قَالَ فَیَخْلُقُ اَللَّهُ مِنْ تِلْکَ اَلْقَطْرَهِ نُطْفَهً فِی اَلصُّلْبِ ثُمَّ یَصِیرُ إِلَی اَلرَّحِمِ فَیَمْکُثُ فِیهَا أَرْبَعِینَ لَیْلَهً فَإِذَا مَضَی لَهُ أَرْبَعُونَ لَیْلَهً سَمِعَ اَلصَّوْتَ فَإِذَا مَضَی لَهُ أَرْبَعَهُ أَشْهُرٍ کَتَبَ عَلَی عَضُدِهِ اَلْأَیْمَنِ «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ» فَإِذَا خَرَجَ إِلَی اَلْأَرْضِ أُوتِیَ اَلْحِکْمَهَ وَ زُیِّنَ بِالْعِلْمِ وَ اَلْوَقَارِ وَ أُلْبِسَ اَلْهَیْبَهَ وَ جُعِلَ لَهُ مِصْبَاحٌ مِنْ نُورٍ یَعْرِفُ بِهِ اَلضَّمِیرَ وَ یَرَی بِهِ أَعْمَالَ اَلْعِبَادِ» و تفسير العياشي: ج1 ص374 ح83- عن يونس بن ظبيان، عن أبي عبد الله عليه السلام قال:....

آراسته می گردد، و (جامه) هیبت و جلال بر پیکرش می پوشاند، به او چراغی از نور می دهند که به وسیله آن ، درون مردم را می شناسد و کارهای مردم را می بیند.

آیا کسی که کلمه تامه رب به صدق و عدل است و بدلی ندارد و سميع رب و بصیر به ضمیر و ظاهر خلق است و به علم و وقار آراسته، یاوه گری و بازی می کند؟ !!!

کودکان به حضرت یحیی نبي عليه السلام گفتند: بیا تا بازی کنیم. آهی کشید و فرمود:

«وَ اللَّهِ مَا لِلَّعِبٍ خُلِقْنَا وَ إِنَّمَا خُلِقْنَا لِلْجِدِّ لِأَمْرٍ عَظِيمٍ»(1)

قسم به الله که برای بازی ای خلق نشده ایم، و همانا تنها برای جدیت در کاری بس بزرگ آفریده شده ایم.

و امام محمد جواد عليه السلام فرمود:

«مَا لِهَذَا خَلَقَنِی اَللَّهُ مَا أَنَا وَ اَللَّعِبُ؟!»(2)

خداوند مرا برای این (بازی کردن) کار خلق نفرموده ، مرا چه رسد به بازی کردن ؟!.

و امام جعفر صادق عليه السلام درباره صاحب این امر (امر امامت) فرمود:

«إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَا يَلْهُو وَ لَا يَلْعَبُ».

همانا صاحب این امر (امر امامت) یاوه گری و بازی نمی کند.

و درباره امام موسی کاظم علیه السلام که در ظاهر مشغول سخن گفتن با بز خود بود فرمود:

«بِأَبِی وَ أُمِّی مَنْ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَلْعَبُ»(3)

پدر و مادرم فدای کسی که بیهوده گری و بازی نکند.

و آن چه را که در برخی از روایات چون همین روایت است که عملی از حجت خداوند سرزده که در ظاهر بازی کودکانه به نظر می آمده، تسامحی و مجازی و قابل تأويل است، و حقیقت و باطنی ندارد.

و روایات فراوانی که حاوی سخنان ائمه معصومين عليهم السلام در طفولیت آنان است که بر وفور علم و معرفت و کمالات معنوی آنان دلالت می کند نیز منافات با لعب آنان دارد.

ص: 80


1- بحار الأنوار: ج 37 ص50 ب 50
2- دلائل الإمامة: ص 401 ح360 / 20- حدثنا أبو المفضل محمد بن عبد الله قال: حدثني أبو النجم بدر ابن عمار الطبرستاني قال: حدثني أبو جعفر محمد بن علي الشلمغاني قال: حج إسحاق بن إسماعيل في السنة التي خرجت الجماعة إلى أبي جعفر عليه السلام. قال إسحاق: فأعددت له في رقعة عشر مسائل لأسأله عنها، و كان لي حمل، فقلت: إذا أجابني عن مسائلي، سألته أن يدعو الله لي أن يجعله ذكرا. فلما سأله الناس قمت، و الرقعة معي، لأسأله عن مسائلي، فلما نظر إلي قال لي: يا أبا يعقوب ! سمه أحمد، فولد لي ذكر، فسميته أحمد، فعاش مدة و مات. و كان ممن خرج مع الجماعة علي بن حسان الواسطي المعروف بالعمش، قال: حملت معي إليه عليه السلام من الآلة التي للصبیان ، بعضها من فضة. وقلت: أتحف مولاي أبا جعفر بها. فلما تفرق الناس عنه عن جواب لجميعهم، قام فمضي إلى صریا و اتبعته، فلقيت موفقا، فقلت: استأذن لي على أبي جعفر، فدخلت فسلمت، فرد علي السلام، و في وجهه الكراهة، ولم يأمرني بالجلوس، فدنوت منه و فربغت ما كان في كمي بين يديه، فنظر إلي نظر مغضب، ثم رمي يمينا و شمالا، ثم قال: «مَا لِهَذَا خَلَقَنِی اَللَّهُ مَا أَنَا وَ اَللَّعِبُ ؟ !». فاستعفیته فعفا عني، فأخذتها فخرجت.
3- الكافي: ج1 ص 311 ح 15 - الحسين بن محمد، عن معلی بن محمد، عن الوشاء، عن علي بن الحسن، عن صفوان الجمال قال : سألت أبا عبد الله عليه السلام عن صاحب هذا الأمر فقال: «إِنَّ صَاحِبَ هَذَا اَلْأَمْرِ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَلْعَبُ». و أقبل أبو الحسن موسى و هو صغير و معه عناق مكية وهو يقول لها: «اُسْجُدِی لِرَبِّکِ فَأَخَذَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ ضَمَّهُ إِلَیْهِ وَ قَالَ بِأَبِی وَ أُمِّی مَنْ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَلْعَبُ». و الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد: ج2 ص 219 و روی الوشاء، عن علي بن الحسين عن صفوان الجمال قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن صاحب هذا الأمر فقال: صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَلْعَبُ. فأقبل أبو الحسن عليه السلام و معه بهمة له وهو يقول لها: اُسْجُدِی لِرَبِّکَ. فأخذه أبو عبد الله عليه السلام وقال: «بِأَبِی وَ أُمِّی مَنْ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَلْعَبُ». و إعلام الوری بأعلام الهدی: ج2 ص 12 الفصل 2 و الخرائج و الجرائح: ج2 ص 896 و سئل الصادق عليه السلام عن صاحب هذا الأمر بعده فقال: «صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَلْعَبُ». فأقبل موسى عليه السلام و معه بهمة و هو يقول لها: «اسْجُدِي لِرَبِّكِ» . فأخذه و ضمه إليه و قال: «بِأَبِی وَ أُمِّی مَنْ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَلْعَبُ إِنَّهُ أَفْضَلُ وُلْدِی وَ أَفْضَلُ مَنْ أُخَلِّفُ مِنْ بَعْدِی، وَ هُوَ اَلْقَائِمُ مَقَامِی وَ اَلْحُجَّهُ لِلَّهِ عَلَی کَافَّهِ خَلْقِهِ مِنْ بَعْدِی». و الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم: ص 653 و قال صفوان الجمال ..... و الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم: ج2 ص 164 وسئل الصادق عليه السلام عن صاحب هذا الأمر....

و شجاعت آنان در مقابل دشمنان و دیکتاتورهایی چون غاصب اولى و جنایت کار دومی دلالت بر بزرگی آنان می کند و نه ترسی که در کودکان عادی وجود دارد. امام حسن مجتبی علیه السلام به اقلى فرمود: «اِنْزِلْ عَنْ مِنْبَرِ أَبِی...» و امام حسين عليه السلام در جمع مردم خطاب به دومی که بر فراز منبر رسول الله صلى الله عليه و آله می گفت «من بر شما اولاتر هستم» فرمود:

«انْزِلْ أَیهَا الْکذَّابُ عَنْ مِنْبَرِ أَبِی رَسُولِ اللَّهِ إِلَی مِنْبَرِ أَبِیک».

ای دروغ گو! از منبر پدرم رسول الله پایین بیا و به منبر پدرت برو.

این شجاعت و برهان را ببینید، آیا کودکانه می نماید؟!

عمر به او گفت: منبر پدر توست، ای حسین. به جانم سوگند نه منبر پدرم، چه کسی این را به تو یاد داد، علی پدرت؟ امام حسين عليه السلام فرمود:

«إنْ اُطِعْ أَبی فیما أَمَرَنی فَلَعَمْری إِنَّهُ لَهادٍ وَأَنَا مُهْتَدٍ بِهِ، وَ لَهُ فی رِقابِ النَّاسِ الْبَیعَهُ عَلی عَهْدِ رَسُولِ اللهِ، نَزَلَ بِها جَبْرَئیلُ مِنْ عِنْدِاللهِ تَعالی لا ینْکِرُها اِلاَّ جاحِدٌ بِالْکِتابِ، قَدْ عَرَفَها الناسُ بِقُلوُبِهِمْ وَ أَنْکَروُها بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ وَیلٌ لِلْمُنْکِرینَ حَقَّنا أَهْلَ الْبَیتِ، ماذا یلْقاهُمْ بِهِ مُحَّمَدٌ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله مِنْ إِدامَهِ الْغَضَبِ وَ شِدَهِ الْعَذابِ».

اگر در این کار پدرم را اطاعت کرده باشم که به جان خودم سوگند به يقين او هدایت کننده و من پیرو اویم، و بنا بر عهد رسول خدا او برگردن مردم بیعتی دارد، بیعتی که جبرئیل به خاطر آن از جانب الله نازل شده که جز افراد منکر قرآن، کسی آن را انکار نمیکند، همه مردم با قلبهاشان آن را پذیرفته و با زبان رد نمودند، و وای بر منکرین حق ما اهل بیت، آیا محمد رسول خدا صلى الله عليه و آله جز با خشم و غضب و شدت عذاب با ایشان روبرو خواهد شد؟!

عمر گفت: ای حسین ! هرکه حق پدرت را انکار کند خدا لعنتش کند، مردم مرا به حکومت رسانده و پذیرفتم، و اگر پدرت را برگزیده بودند ما نیز اطاعتشان می کردیم. امام حسین علیه السلام به او فرمود:

ص: 81

«یَا ابْنَ الْخَطَّابِ! فَأَیُّ النَّاسِ أَمَّرَکَ عَلَی نَفْسِهِ قَبْلَ أَنْ تُؤَمِّرَ أَبَا بَکْرٍ عَلَی نَفْسِکَ لِیُؤَمِّرَکَ عَلَی النَّاسِ بِلَا حُجَّهٍ مِنْ نَبِیٍّ وَ لَا رِضًی مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ؟ فَرِضَاکُمْ کَانَ لِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم رِضًی أَوْ رِضَا أَهْلِهِ کَانَ لَهُ سَخَطاً؟ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ أَنْ لِلِّسَانِ مَقَالًا یَطُولُ تَصْدِیقُهُ وَ فِعْلًا یُعِینُهُ الْمُؤْمِنُونَ لَمَا تَخَطَّأْتَ رِقَابَ آلِ مُحَمَّدٍ، تَرْقَی مِنْبَرَهُمْ وَ صِرْتَ الْحَاکِمَ عَلَیْهِمْ بِکِتَابٍ نَزَلَ فِیهِمْ لَا تَعْرِفُ مُعْجَمَهُ وَ لَا تَدْرِی تَأْوِیلَهُ إِلَّا سَمَاعَ الْآذَانِ، الْمُخْطِئُ وَ الْمُصِیبُ عِنْدَکَ سَوَاءٌ، فَجَزَاکَ اللَّهُ جَزَاکَ وَ سَأَلَکَ عَمَّا أَحْدَثْتَ سُؤَالًا حَفِیّاً»(1)

ای پسر خطاب ! کدام مردم پیش از ابوبکر تو را به حکومت رساندند؛ بدون هیچ حجتی از جانب رسول خدا صلى الله علیه و آله و رضایتی از آل محمد؟! آیا رضایت شما همان رضایت محمد صلى الله عليه و آله است؟ یا این که رضایت اهل او برایش موجب سخط وغضب بوده ؟ به خدا قسم که اگر برای زبان گفتاری بود که تصدیقش به درازا کشد و کرداری که اهل ایمان یاریش کنند، هرگز بر دوش آل محمد سوار نمیشدی، که از منبرشان بالا رفته و با قرآنی که برایشان نازل شده به همان ها حکم کنی ،کتابی که نه از مشکلاتش با خبری و نه از تأويلش جز شنیدن، و نزد تو اهل صواب و خطا یک سان هستند، پس خدای تعالی تو را جزا دهد به آن چه جزای توست و از این بدعت هایی که بنیان نهاده ی از تو خوب سؤال کند!.

آیا این برهان قوی و شجاعت بی مانند در مقابل آن ستمگر جنایت کار که همه از او و ضربات تازیانه اش می ترسیدند جز از حجت خدا از دیگری سر می زند؟

یکی از شؤونات ولی معصوم واجدیت روح القدس در اوست، در صریح احادیث صحیح معصومین علیهم السلام است:

«رُوحُ اَلْقُدُسِ لاَ یَنَامُ وَ لاَ یَغْفُلُ وَ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَزْهُو، ...»(2)

روح القدس به خواب نمی رود، و غافل نمی شود، و یاوه گری نمی کند، و تکبر نورزد، ....

ص: 82


1- الإحتجاج: ج2 ص292 روي أن عمر بن الخطاب كان يخطب الناس على منبر رسول الله صلى الله عليه و آله فذكر في خطبته: أنه أولى بالمؤمنين من أنفسهم. فقال له الحسين عليه السلام من ناحية المسجد: «انْزِلْ أَیهَا الْکذَّابُ عَنْ مِنْبَرِ أَبِی رَسُولِ اللَّهِ لَا [إِلَی] مِنْبَرِ أَبِیک». فقال له عمر: فمنبر أبيك، لعمري يا حسين لا منبر أبي، من علمك هذا أبوك علي بن أبي طالب؟ فقال له الحسين عليه السلام: «إِنْ أُطِعْ أَبِی فِیمَا أَمَرَنِی فَلَعَمْرِی إِنَّهُ لَهَادٍ وَ أَنَا مُهْتَدٍ بِهِ وَ لَهُ فِی رِقَابِ النَّاسِ الْبَیعَهُ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ نَزَلَ بِهَا جَبْرَئِیلُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَعَالَی لَا ینْکرُهَا إِلَّا جَاحِدٌ بِالْکتَابِ ، قَدْ عَرَفَهَا النَّاسُ بِقُلُوبِهِمْ وَ أَنْکرُوهَا بِأَلْسِنَتِهِمْ و وَیلٌ لِلْمُنْکرِینَ حَقَّنَا أَهْلَ الْبَیتِ مَا ذَا یلْقَاهُمْ بِهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ مِنْ إِدَامَهِ الْغَضَبِ وَ شِدَّهِ الْعَذَابِ» قال عمر: يا حسين ! من أنكر حق أبيك فعليه لعنة الله ، أمرنا الناس فتأمرنا و لو أمروا أباك لأطعنا. فقال له الحسين عليه السلام: «یَا ابْنَ الْخَطَّابِ! فَأَیُّ النَّاسِ أَمَّرَکَ عَلَی نَفْسِهِ قَبْلَ أَنْ تُؤَمِّرَ أَبَا بَکْرٍ عَلَی نَفْسِکَ لِیُؤَمِّرَکَ عَلَی النَّاسِ بِلَا حُجَّهٍ مِنْ نَبِیٍّ وَ لَا رِضًی مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ؟ فَرِضَاکُمْ کَانَ لِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله رِضًی أَوْ رِضَا أَهْلِهِ کَانَ لَهُ سَخَطاً؟ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ أَنْ لِلِّسَانِ مَقَالًا یَطُولُ تَصْدِیقُهُ وَ فِعْلًا یُعِینُهُ الْمُؤْمِنُونَ لَمَا تَخَطَّأْتَ رِقَابَ آلِ مُحَمَّدٍ تَرْقَی مِنْبَرَهُمْ وَ صِرْتَ الْحَاکِمَ عَلَیْهِمْ بِکِتَابٍ نَزَلَ فِیهِمْ لَا تَعْرِفُ مُعْجَمَهُ وَ لَا تَدْرِی تَأْوِیلَهُ إِلَّا سَمَاعَ الْآذَانِ، الْمُخْطِئُ وَ الْمُصِیبُ عِنْدَکَ سَوَاءٌ، فَجَزَاکَ اللَّهُ جَزَاکَ وَ سَأَلَکَ عَمَّا أَحْدَثْتَ سُؤَالًا حَفِیّاً». قال: فنزل عمر مغضبا فمشى معه أناس من أصحابه حتى أتى باب أمير المؤمنين عليه السلام فاستأذن عليه فأذن له فدخل فقال: يا أبا الحسن ما لقيت اليوم من ابنك الحسين، يجهرنا بصوت في مسجد رسول الله و يحرض على الطغام و أهل المدينة. فقال له الحسن عليه السلام: «عَلَی مِثْلِ اَلْحُسَیْنِ اِبْنِ اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَشْخَبُ بِمَنْ لاَ حُکْمَ لَهُ أَوْ یَقُولُ بِالطَّغَامِ عَلَی أَهْلِ دِینِهِ أَمَا وَ اَللَّهِ مَا نِلْتَ إِلاَّ بِالطَّغَامِ فَلَعَنَ اَللَّهُ مَنْ حَرَّضَ اَلطَّغَامَ» فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ «مَهْلاً یَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَإِنَّکَ لَنْ تَکُونَ قَرِیبَ اَلْغَضَبِ وَ لاَ لَئِیمَ اَلْحَسَبِ وَ لاَ فِیکَ عُرُوقٌ مِنَ اَلسُّودَانِ اِسْمَعْ کَلاَمِی وَ لاَ تَعْجَلْ بِالْکَلاَمِ» فَقَالَ لَهُ عُمَرُ یَا أَبَا اَلْحَسَنِ إِنَّهُمَا لَیَهُمَّانِ فِی أَنْفُسِهِمَا بِمَا لاَ یُرَی بِغَیْرِ اَلْخِلاَفَهِ. فَقَالَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ: «هُمَا أَقْرَبُ نَسَباً بِرَسُولِ اَللَّهِ مِنْ أَنْ یَهُمَّا أَمَا فَأَرْضِهِمَا یَا اِبْنَ اَلْخَطَّابِ بِحَقِّهِمَا یَرْضَ عَنْکَ مَنْ بَعْدَهُمَا» قَالَ وَ مَا رِضَا هُمَا یَا أَبَا اَلْحَسَنِ؟ قَالَ «رِضَاهُمَا اَلرَّجْعَهُ عَنِ اَلْخَطِیئَهِ وَ اَلتَّقِیَّهُ عَنِ اَلْمَعْصِیَهِ بِالتَّوْبَهِ» فَقَالَ لَهُ عُمَرُ أَدِّبْ یَا أَبَا اَلْحَسَنِ اِبْنَکَ أَنْ لاَ یَتَعَاطَی اَلسَّلاَطِینَ اَلَّذِینَ هُمُ اَلْحُکَمَاءُ فِی اَلْأَرْضِ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ «أَنَا أُؤَدِّبُ أَهْلَ اَلْمَعَاصِی عَلَی مَعَاصِیهِمْ وَ مَنْ أَخَافُ عَلَیْهِ اَلزَّلَّهَ وَ اَلْهَلْکَهَ فَأَمَّا مَنْ وَالِدُهُ رَسُولُ اَللَّهِ وَ نَحَلَهُ أَدَبَهُ فَإِنَّهُ لاَ یَنْتَقِلُ إِلَی أَدَبٍ خَیْرٍ لَهُ مِنْهُ أَمَا فَأَرْضِهِمَا یَا اِبْنَ اَلْخَطَّابِ» قَالَ فَخَرَجَ عُمَرُ فَاسْتَقْبَلَهُ عُثْمَانُ بْنُ عَفَّانَ وَ عَبْدُ اَلرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ فَقَالَ لَهُ عَبْدُ اَلرَّحْمَنِ یَا أَبَا حَفْصٍ مَا صَنَعْتَ فَقَدْ طَالَتْ بِکُمَا اَلْحُجَّهُ؟ فَقَالَ لَهُ عُمَرُ وَ هَلْ حُجَّهٌ مَعَ اِبْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ شِبْلَیْهِ ؟ فَقَالَ لَهُ عُثْمَانُ یَا اِبْنَ اَلْخَطَّابِ هُمْ بَنُو عَبْدِ مَنَافٍ اَلْأَسْمَنُونَ وَ اَلنَّاسُ عِجَافٌ فَقَالَ لَهُ عُمَرُ مَا أَعُدُّ مَا صِرْتَ إِلَیْهِ فَخْراً فَخَرْتَ بِهِ بِحُمْقِکَ فَقَبَضَ عُثْمَانُ عَلَی مَجَامِعِ ثِیَابِهِ ثُمَّ نَبَذَ بِهِ وَ رَدَّهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ یَا اِبْنَ اَلْخَطَّابِ کَأَنَّکَ تُنْکِرُ مَا أَقُولُ فَدَخَلَ بَیْنَهُمَا عَبْدُ اَلرَّحْمَنِ وَ فَرَّقَ بَیْنَهُمَا وَ اِفْتَرَقَ اَلْقَوْمُ از او: بحار الأنوار: ج 3 ص 47.
2- الكافي: ج1 ص272 ح3- الحسين بن محمد، عن المعلى بن محمد، عن عبد الله بن إدريس، عن محمد بن سنان، عن المفضل بن عمر، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سألته عن علم الإمام بما في أقطار الأرض و هو في بيته مرخئ عليه ستره. فقال: «یَا مُفَضَّلُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی جَعَلَ فِی اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ خَمْسَهَ أَرْوَاحٍ رُوحَ اَلْحَیَاهِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ اَلْقُوَّهِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ وَ رُوحَ اَلشَّهْوَهِ فَبِهِ أَکَلَ وَ شَرِبَ وَ أَتَی اَلنِّسَاءَ مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ رُوحَ اَلْإِیمَانِ فَبِهِ آمَنَ وَ عَدَلَ وَ رُوحَ اَلْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ اَلنُّبُوَّهَ فَإِذَا قُبِضَ اَلنَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اِنْتَقَلَ رُوحُ اَلْقُدُسِ فَصَارَ إِلَی اَلْإِمَامِ وَ رُوحُ اَلْقُدُسِ لاَ یَنَامُ وَ لاَ یَغْفُلُ وَ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَزْهُو وَ اَلْأَرْبَعَهُ اَلْأَرْوَاحِ تَنَامُ وَ تَغْفُلُ وَ تَزْهُو وَ تَلْهُو وَ رُوحُ اَلْقُدُسِ کَانَ یَرَی بِهِ» و مختصر البصائر: ص48 ح4 - إسماعيل بن محمد البصري قال: حدثني أبو الفضل عبد الله بن إدريس، عن محمد بن سنان، عن المفضل بن عمر، قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن علم الإمام بما في أقطار الأرض و هو في بيته مرخى عليه ستره؟ فقال: «یَا مُفَضَّلُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی جَعَلَ فِی اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ خَمْسَهَ أَرْوَاحٍ رُوحَ اَلْحَیَاهِ فَبِهِا دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ اَلْقُوَّهِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ عَدُوَهُ وَ رُوحَ اَلشَّهْوَهِ فَبِهِا أَکَلَ وَ شَرِبَ وَ أَتَی اَلنِّسَاءَ مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ رُوحَ اَلْإِیمَانِ فَبِهِا آمَر وَ عَدَلَ وَ رُوحَ اَلْقُدُسِ فَبِهِا حَمَلَ اَلنُّبُوَّهَ و لما قُبِضَ اَلنَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اِنْتَقَلَ رُوحُ اَلْقُدُسِ فَصَارَ فی اَلْإِمَامِ علیه السلام وَ رُوحُ اَلْقُدُسِ لاَ یَنَامُ وَ لاَ یَغْفُلُ وَ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَسهُو وَ اَلْأَرْبَعَهُ اَلْأَرْوَاحِ تَنَامُ وَ تَلْهُو وَ تَسهُو بِرُوحِ اَلْقُدُسِ کَانَ یَرَی مَا فِی شَرْقِ اَلْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا» قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ یَتَنَاوَلُ اَلْإِمَامُ مَا بِبَغْدَادَ بِیَدِهِ؟ قَالَ: «نَعَمْ، وَ مَا دُونَ اَلْعَرْشِ»

و امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:

«إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَنْبِیَاءَ وَ اَلْأَئِمَّهَ عَلَی خَمْسَهِ أَرْوَاحٍ رُوحِ اَلْقُوَّهِ وَ رُوحِ اَلْإِیمَانِ وَ رُوحِ اَلْحَیَاهِ وَ رُوحِ اَلشَّهْوَهِ وَ رُوحِ اَلْقُدُسِ فَرُوحُ اَلْقُدُسِ مِنَ اَللَّهِ وَ سَائِرُ هَذِهِ اَلْأَرْوَاحِ یُصِیبُهَا اَلْحَدَثَانِ فَرُوحُ اَلْقُدُسِ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَتَغَیَّرُ وَ لاَ یَلْعَبُ وَ بِرُوحِ اَلْقُدُسِ عَلِمُوا یَا جَابِرُ مَا دُونَ اَلْعَرْشِ إِلَی مَا تَحْتَ اَلثَّرَی»(1)

همانا الله تعالی پیامبران و اوصیاء را بر پنج روح آفرید؛ روح قوت و روح ایمان و روح حیات و و روح شهوت و روح القدس، پس روح القدس (روح خاصی) از الله است، و دیگر روح ها دست خوش تغییر قرار می گیرند، ولی روح القدس دست خوش لهو و تغییر و لعب قرار نمی گیرد، و آن چه را که زیر عرش تا زیر زمین است، به وسیله روح القدس می دانند.

نتیجه این که ولی معصوم که صاحب علم و عقل کامل و تمام است و منتخب خداوند و حجت او بر همه مخلوقات است، از انجام کارهای بیهوده و جاهلانه منزه است زیرا با حجت الله بودن او منافات دارد و در خارج نیز چنین بوده اند و این اعتقاد حق است.

ص: 83


1- بصائر الدرجات: ص454 ب15 ح12- حدثنا بعض أصحابنا، عن موسى بن عمر، عن محمد بن بشار، عن عمار بن مروان، عن جابر قال: قال أبو جعفر عليه السلام: «إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَنْبِیَاءَ وَ اَلْأَئِمَّهَ عَلَی خَمْسَهِ أَرْوَاحٍ: رُوحِ اَلْقُوَّهِ و رُوحِ اَلْإِیمَانِ، وَ رُوحِ اَلْحَیَاهِ، وَ رُوحِ اَلشَّهْوَهِ، وَ رُوحِ اَلْقُدُسِ، فَرُوحُ اَلْقُدُسِ مِنَ اَللَّهِ وَ سَائِرُ هَذِهِ اَلْأَرْوَاحِ یُصِیبُهَا اَلْحَدَثَانُ، فرُوحُ اَلْقُدُسِ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَتَغَیَّرُ وَ لاَ یَلْعَبُ، وَ بِرُوحِ اَلْقُدُسِ عَلِمُوا یا جابر مَا دُونَ اَلْعَرْشِ إِلَی مَا تَحْتَ اَلثَّرَی» و مختصر البصائر: ص 48 ح 5-از بصائر الدرجات سعد بن عبدالله: موسی بن عمر بن یزید الصیقل عن محمد بن سنان ن عمار بن مروان عن جابر بن یزید عن ابی جعفر علیه السلام قال: «إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ اَلْأَنْبِیَاءَ وَ اَلْأَئِمَّهَ عَلَیهِمُ السَّلاَمُ عَلَی خَمْسَهِ أَرْوَاحٍ: رُوحِ اَلْإِیمَانِ، وَ رُوحِ اَلْقُوَّهِ وَ رُوحِ اَلشَّهْوَهِ، وَ رُوحِ اَلْحَیَاهِ، وَ رُوحِ اَلْقُدُسِ، فَرُوحُ اَلْقُدُسِ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ سَائِرُ هَذِهِ اَلْأَرْوَاحِ یُصِیبُهَا اَلْحَدَثَانُ، وَ رُوحُ اَلْقُدُسِ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَتَغَیَّرُ وَ لاَ یَلْعَبُ، فَبِرُوحِ اَلْقُدُسِ یَا جَابِرُ عَلِمْنَا مَا دُونَ اَلْعَرْشِ إِلَی مَا تَحْتَ اَلثَّرَی» بحار الانوار: ج 25 ص 58 ب 3 ح 26 از البصائر.

پی نوشت های بخش دوم

1- سوره (47) محمد صلى الله علیه و آله آیه 30 و 31.

2- سوره (9) التوبة آيه 102.

3- سوره (9) التوبة آیه 127.

4 - سوره (2) آیه 254.

5 - سوره (4) النساء آیه 55 و 56.

6 - سوره (3) آل عمران آیه 145.

7 - بصائر الدرجات: ص 487 ب11 ح1 و الكافي: ج1 ص 177 ح و الإمامة و التبصرة من الحيرة: ص 135 ح 149 و کمال الدین و تمام النعمة: ج1 ص 4و ص 221 ب22 ح5 و ص232 ب22 ح 36 و الإختصاص: ص 23 و الثاقب في المناقب، ص 117 ف1 و الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم: ص 256

8 - شرح الأخبار: ج2 ص202 ح532 وكيع، باسناده، عن سلمان الفارسي قدس الله روحه، قال: صعد علي أمير المؤمنين المنبر، فحمد الله، و أثنى عليه، و صلى على النبي صلى الله عليه و آله، و ذكر شيئا أراد ذكره. فقال له الناس: أخبرنا يا أمير المؤمنين عن نفسك؟ فقال: أَمَّا تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فِي كِتَابِهِ: «فَلا تُزَکُّوا اَنْفُسَکُمْ هُوَ اَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقی؟». قالوا: يا أمير المؤمنين ! إنا نحب أن تخبرنا عن نفسك. قال: إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدُ.

عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص 66 ب 31 ح 297 حدثنا محمد بن عمر الحافظ قال: حدثنا الحسن بن عبد الله التميمي قال: حدثني أبي قال: حدثني سيدي علي بن موسی الرضا، عن أبيه موسی بن جعفر، عن أبيه جعفر بن محمد، عن أبيه محمد بن علي، عن أبيه علي بن الحسين، عن أبيه الحسين، عن علي عليهم السلام قال: نَحْنُ أَهْلَ اَلْبَیْتِ لاَ یُقَاسُ بِنَا أَحَدٌ فِینَا

ص: 84

نَزَلَ اَلْقُرْآنُ وَ فِینَا مَعْدِنُ اَلرِّسَالَهِ.

معاني الأخبار: ص179ح 2 حدثنا أبي رضي الله عنه قال: حدثنا محمد بن يحيى العطار، عن محمد بن أحمد بن يحيى بن عمران الأشعري، عن حمدان بن سليمان، عن أيوب بن نوح، عن إسماعيل الفراء ، عن رجل قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام: أليس قال رسول الله صلى الله عليه و آله في أبي ذر رحمة الله عليه: مَا أَظَلَّتْ الْخَضْرَاءِ وَ لَا أَقَلَّتِ الغبراء عَلَى ذِي لَهْجَةً اصْدُقْ مِنْ أَبِي ذَرٍّ ؟ قال: بلى. قال: قلت: فأين رسول الله و أميرالمؤمنين؟ وأين الحسن و الحسين ؟، قال: فقال لي: کَمِ اَلسَّنَهُ شَهْراً؟ قال: قلت: اثناعشر شهرا. قال: کَمْ مِنْهَا حُرُمٌ؟ قال: قلت: أربعة أشهر. قال: فَشَهْرُ رَمَضَانَ مِنْهَا؟ قال: قلت: لا. قال: إِنَّ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لَیْلَهً أَفْضَلَ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ إِنَّا أَهْلَ بَیْتٍ لاَ یُقَاسُ بِنا أَحَدُ. و مانند آن: الإختصاص: ص 13.

علل الشرائع: ج1 ص 177 ب141 ح2 حدثنا أحمد بن الحسن القطان قال: حدثنا الحسن بن علي بن الحسين السكري قال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيِّ الْغَلَابِيِّ الْبَصْرِيِّ قَالَ : حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ عِمْرَانَ قَالَ : حَدَّثَنَا عَبَّادُ بْنِ صُهَيْبٍ قال: قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ : أَخْبِرْنِي عَنْ أَبِي ذَرٍّ ، أَ هُوَ أَفْضَلُ أَمْ أَنْتُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ؟ فقال: يا ابن صهيب ! کَمْ شُهُورُ اَلسَّنَهِ؟ فقلت: اثني عشر شهرا. فقال: و كَمِ الحُرُمُ منها؟ قلت: أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ . قَالَ : فَشَهْرُ رَمَضَانَ مِنْهَا ؟ قِلَّةُ : لَا . قَالَ : فَشَهْرُ رَمَضَانَ أَفْضَلُ أَمِ أَشْهُرِ الْحُرُمِ ؟ فَقُلْتُ : بَلْ شَهْرٍ رَمَضَانَ . قَالَ : فَكَذَلِكَ نَحْنُ أَهْلَ الْبَيْتِ لَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدُ ، وَ أَنَّ أَبَا ذَرٍّ كَانَ فِي قَوْمٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى الله عليه و آله، فَتَذَاكَرُوا فَضَائِلِ هَذِهِ الُامَّةِ ، فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ أَفْضَلُ هَذِهِ الأمه عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ، وَ هُوَ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ ، وَ هُوَ صِدِّيقُ هَذِهِ الْأُمَّةُ ، وَ فاروقها ، وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهَا ، فَمَا بَقِيَ مِنَ الْقَوْمِ أَحَدُ إِلَّا أَعْرَضَ عَنْهُ بِوَجْهِهِ ، وَ أَنْكَرَ عَلَيْهِ قَوْلِهِ ، وَ كَذَّبَهُ ، فَذَهَبَ أَبُو أَمَامَةَ الْبَاهِلِيِّ مِنْ بَيْنَهُمْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيَّ وَ آلِهِ ، فأحبره بِقَوْلِ أَبِي ذَرٍّ ، وَ إِعْراضُهُمْ عَنْهُ ، وَ تَكْذِيبِهِمْ لَهُ ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَا أَظَلَّتْ الْخَضْرَاءِ ، وَ لَا أَقَلَّتِ الغبراء ، يَعْنِي مِنْكُمْ يَا أَبَا أُمَامَةَ ! ، مِنْ ذِي لَهْجَةً

ص: 85

أَصْدَقُ مِنْ أَبِي ذَرٍّ

ر.ک: عيون المعجزات: ص82 و نوادر المعجزات: ص267 و کشف الغمة: ج1 ص30 و الدر النظيم: ص770 و کشف اليقين : ص191 و نهج الحق و کشف الصدق: ص 253 و مشارق أنوار اليقين: ص 257 و غرر الأخبار: ص 198. نوادر المعجزات: ص267 خبر الخيط ، معروف مشهور ... یا جَابِرٍ ! إِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لَا يقاش بِنَا أَحَدُ ، مَنْ قَاسَ بِنَا أَحَدُ مِنَ الْبِشْرِ فَقَدْ كَفَرَ

نهج الحق و کشف الصدق: ص 253 قال الجاحظ و هو من أعظم الناس عداوة لأمير المؤمنين عليه السلام: صدق علي في قوله: نَحْنُ أَهْلَ الْبَيْتِ لَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدُ ، كَيْفَ يُقَاسُ بِقَوْمٍ مِنْهُمْ رسول الله صلى الله عليه و آله، و الأطيبان علي و فاطمة، و السبطان الحسن و الحسين، و الشهيدان حمزة و ذو الجناحين جعفر، و سيد الوادي عبد المطلب، و ساقي الحجيج عباس، و حليم البطحاء أبو طالب، والنجدة و الخيرة فيهم، و الأنصار من نصرهم، و المهاجرون من هاجر إليهم، و معهم، و الصدیق من صدقهم، و الفاروق من فرق الحق والباطل فيهم، و الحواري حواریهم، و ذو الشهادتين لأنه شهد لهم، ولا خير إلا فيهم، و لهم، و منهم، و أبان رسول الله صلى الله علیه و آله أهل بيته بقوله: إِنِّي تَارِكٌ فِي الخَليفَتَينِ کِتابَ اللَّهِ حَبْلُ مَمْدُودٌ مِنْ السَّمَاءُ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي وَ أَهْلَ بَيْتِي ، نباني اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ . و لو كانوا كغيرهم - لما قال عمر لما طلب مصاهرة علي: إني سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله يقول : کل سَبَبٍ وَ نَسَبٍ مُنْقَطِعُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا سَبَبِي وَ نَسَبِي. فأما علي فلو أوردنا لأيامه الشريفة و مقاماته الكريمة و مناقبه السنية لأفنينا في ذلك الطوامير الطوال، العرق صحيح و المنشأ كريم و الشأن عظيم و العمل جسيم و العلم كثير و البيان عجیب و اللسان خطيب والصدر رحيب و أخلاقه وفق أعراقه و حديثه يشهد لقديمه.

و در کتب عامه:

سبل الهدى والرشاد، ج11 ص 7 و شواهد التنزيل: ج2 ص270 ح 904 و المناقب ابن المغازلي:

ص: 86

ص260 ح 309 و الرياض النضرة: ج2 ص208 و النور المشتعل: ص 277 ح 77 و اللئالي سيوطي: ج1 ص198 به سه طریق و کنز العمال : 15 ص125 ح362 و أنساب الأشراف: ج5 ص 75 و سمط النجوم عصامي: ج2 ص 461 و مجمع الزوائد: ج9 و فتح الباري: ج8 ص 59 و فرائد السمطين: ج1 ص45 ح10 و ذخائر العقبي: ص 17 و چاپ جدید: ج1 ص 77

9- سوره (33) الأحزاب آیه 34.

10 - الأمالي شیخ صدوق، ص 486 مجلس 73 ح18 حدثنا أحمد بن زياد بن جعفر الهمداني رحمه الله قال: حدثنا علي بن إبراهيم بن هاشم قال: حدثنا جعفر بن سلمة الأهوازي قال: حدثنا إبراهيم بن محمد الثقفي، عن إبراهيم بن موسی ابن أخت الواقدي قال: حدثنا أبو قتادة الحراني، عن عبد الرحمان بن العلاء الحضرمي، عن سعيد بن المسيب، عن ابن عباس قال: إن رسول الله صلى الله عليه و آله كان جالسا ذات يوم و عنده علی و فاطمة والحسن والحسين عليهم السلام فقال: اللَّهُمَّ ! إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي ، وَ أَكْرَمُ النَّاسِ عَلَيَّ ، فَأَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمْ ، وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُمْ ، وَ وَالِ مَنْ وَالَاهُمْ ، وَ عادُ مَنْ عَادَاهُمْ ، وَ أُعِنَّ مَنْ أَعَانَهُمْ ، وَ اجْعَلْهُمْ مطهرين مِنْ کل رِجْسُ ، مَعْصُومِينَ مِنْ کل ذَنْبٍ ، وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْكَ ،.... از او: بشارة المصطفى لشيعة المرتضى: ج2 ص 177.

11 - تأويل الآيات الظاهرة: ص 499 و تفسير البرهان: 4 ص 449 ح8596 هردو از محمد بن العباس ابن الماهیار: حدثنا عبد العزيز بن يحيى، عن محمد بن زکریا، عن جعفر بن محمد بن عمارة قال: حدثني أبي، عن جعفر بن محمد، عن أبيه عليهما السلام قال: قال علي بن أبي طالب عليه السلام: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَضْلُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ ، وَ كَيْفَ لَا يَكُونُ کذلك ، وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » ؟ فَقَدْ طَهَّرَنَا اللَّهُ مِنَ الْفَوَاحِشَ ، ماظهرمنها وَ مَا بَطَنَ ، فَنَحْنُ عَلَى مِنْهَاجِ الْحَقِّ .

12 - من لا يحضره الفقيه: ج2 ص613 ح 3213 و عیون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص 275

ص: 87

ح1 و تهذیب الأحکام: ج6 ص 98 ب46 ح 1/177 و المزار الكبير، ابن المشهدي: ص 529 ب1. البلد الأمين: ص299 ... عَصَمَكُمُ اللَّهُ سَادَاتِي مِنَ الذُّنُوبِ ، وبراكم مِنَ الْعُيُوبِ ، وَ ائْتَمَنَكُمْ عَلَى الْغُيُوبِ ، وَ جَنَّبَكُمُ الْآفَاتِ ، وقاکم مِنْ السیئات ، وطهرکم مِنَ الدَّنَسِ وَ الزَّيْغِ ، وَ نزهکم مِنَ الزَّلَلِ وَ الْخَطَإِ ، وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً . . . .

13 - بحار الأنوار: ج45 ص139 ب 39 و تسلية المجالس: ج2 ص395 و مقتل الحسين عليه السلام، الخوارزمي: ج2 ص 78 جزء 2 و الفتوح - أحمد بن اعثم الكوفي: ج5 ص 133

14 - من لا يحضره الفقيه: ج2 ص613 ح 3213 و عیون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص 275ح1 و تهذیب الأحکام: ج6 ص 98 ب46 ح 1/177 و المزار الكبير، ابن المشهدي: ص 529 ب1.

15 - تهذیب الأحکام: ج6 ص10 ب3 ح 19 - 12 محمد بن أحمد بن داود، عن محمد بن وهبان البصري قال: حدثنا أبو محمد الحسن بن محمد بن الحسن السيرافي قال: حدثنا العباس بن الوليد بن العباس المنصوري قال: حدثنا إبراهيم بن محمد بن عیسی بن محمد العريضي قال: حدثنا أبو جعفر عليه السلام ذات يوم قال: إِذَا صِرْتَ إِلَی قَبْرِ جَدَتِکَ فَاطِمَةَ (علیها السلام) فَقُل: یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَانا بِهِ وَصِیُّهُ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا بالِبُشِّرَی لِنُبَشِرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ . و مصباح المتهجد و سلاح المتعبد: ج2 ص711 و المزار شیخ مفید: ص 178 ب7 و المزار الكبير ابن المشهدي: ص80 زیارت 2 و المزار شهید اول: ص21.

16 - الكافي: ج3 ص370 ح14 الحسين بن محمد رفعه، عن ابن أبي عمير، عن بعض أصحابه قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام: إني لأكره الصلاة في مساجدهم. فقال: لاتَكرَة، فَما مِن

ص: 88

مَسْجِدٍ بُنِیَ إِلاَّ عَلَی قَبْرِ نَبِیٍّ أَوْ وَصِیِّ نَبِیٍّ قُتِلَ فَأَصَابَ تِلْکَ اَلْبُقْعَهَ رَشَّهٌ مِنْ دَمِهِ فَأَحَبَّ اَللَّهُ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا فَأَدِّ فِیهَا اَلْفَرِیضَهَ وَ اَلنَّوَافِلَ وَ اِقْضِ فِیهَا مَا فَاتَکَ. و تهذیب الأحکام: ج3 ص 258 ب 25 ح 43/723

و سید بحرالعلوم قدس سره در کتاب الدرة النجفية بنابراین روایت چنين سروده است:

والسرفي فضل صلوة المسجد * قبر لمعصوم به مستشهد.

17 - شرح نهج البلاغة ابن میثم البحراني: ج3 ص 441 يقال أن رسول الله صلى الله عليه و آله قاء وقت موته دما يسيرا و أن علي عليه السلام مسح بذلك الدم وجهه ....

18 - ينابيع المودة: ج3 ص82.

19 - رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار: ج1 ص230 ...فوقف یستريح ساعة و قد ضعف عن القتال، فأتاه سهم محدد مسموم له ثلاث شعب فوقع في صدره، فقال: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ، وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ : إِلَهِي ! إِلَيْكِ تَعْلَمُ إِنَّهُمْ يَقْتُلُونِ ؟ لَيْسَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ابْنُ نَبِيٍّ غَیرُهُ ، فأخرج السهم من قفاه و انبعث الدم كالميزاب، فوضع يده على الجرح، فلما امتلأت رمی به إلى السماء، فما رجع من ذلك الدم قطرة، و ما عرفت الحمرة في السماء حتى رمي الحسين بدمه إلى السماء، ثم وضع يده ثانيا، فلما امتلأت لطخ بها رأسه و لحيته وقال: هَكَذَا أَلقی جَدِّي بِدَمي ....

20 - تسلية المجالس: ج1 ص484 و روي أنه لما ضرب أمير المؤمنين عليه السلام و سمعوا قوله: فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ، و ارتفع الصياح في المسجد، قتل أمير المؤمنين، أقبل أهل الكوفة رجالا و نساء بالمصابيح، فوجدوا أمير المؤمنين عليه السلام مطروحا في محرابه، فارتفعت أصوات الناس بالبكاء والنحيب. و أقبل الحسن و الحسين، فلما رأيا أميرالمؤمنين وقعا على قدميه و أعلنا بالبكاء والنحيب ، و أقبلت بنات أمير المؤمنين مشققات الجيوب، و جعل أمير المؤمنين يَأْخُذُ الدَّمَ مِنْ رَأْسِهِ وَ يَلْطَخُ وَجْهِهِ وَ مَحَاسِنِهِ ، وَ يَقُولُ : هَكَذَا ألقی اللَّهُ ، هکذا ألقی رَسُولَ اللَّهِ ، هَكَذَا أُلْقِيَ

ص: 89

فَاطِمَةَ ، هَكَذَا أُلْقِيَ جَعْفَرِ الطَّيَّارِ، وَ سَمِعَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ بُكَاءً بَنَاتِهِ ، فَقَالَ : احْمِلُونِي إِلَى الْمَنْزِلِ لَا وَدَّعَ بَناتِي وَ أَهْلِي ، فَوَضَعَ إِحْدَى يَدَيْهِ عَلَى كَتِفَ الْحَسَنِ ، وَ الْأُخْرَى عَلَى كَتِفَ الْحُسَيْنُ ، وَ مَضَيَا بِهِ إِلَى حُجْرَتِهِ وَ رِجْلَاهُ تخطان الْأَرْضِ ، وَقَدْ عَلَا لَوْنُهُ الإصفرار . . . .

بحارالأنوار: ج42 ص 259- 282 ب127 رأينا في بعض الكتب القديمة رواية في كيفية شهادته (علي عليه السلام) أوردنا منه شيئا مما يناسب كتابنا هذا على وجه الإختصار، قال: روى أبو الحسن علي بن عبد الله بن محمد البكري، عن لوط بن يحيى، عن أشياخه و أسلافه قالوا:... قال الراوي: .. و قام قائما يصلي و كان عليه السلام يطيل الركوع والسجود في الصلاة كعادته في الفرائض والنوافل حاضرا قلبه، فلما أحس به فنهض الملعون مسرعا و أقبل يمشي حتى وقف بإزاء الأسطوانة التي كان الإمام عليه السلام يصلي عليها ، فأمهله حتى صلي الركعة الأولى، و رکع و سجد السجدة الأولى منها، و رفع رأسه فعند ذلك أخذ السيف و هزه ثم ضربه على رأسه المكرم الشريف، فوقعت الضربة على الضربة التي ضربه عمرو بن عبد ود العامري ثم أخذت الضربة إلى مفرق رأسه إلى موضع السجود، فلما أحس الإمام بالضرب لم يتأوه و صبر واحتسب و وقع على وجهه و ليس عنده أحد، قائلا: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ، ثم صاح وقال: قتلني ابن ملجم، قَتَلَنِي اللَّعِينِ ابْنَ الْيَهُودِيَّةِ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ ، أَيُّهَا النَّاسُ ! لا یفوتنکم ابْنُ مُلْجَمُ ، و سار السم في رأسه و بد نه، و ثار جميع من في المسجد في طلب الملعون، و ماجوا بالسلاح، فما كنت أرى إلا صفق الأيدي على الهامات و علو الصرخات، وكان ابن ملجم ضربه ضرب خائفا مرعوبا ثم ولى هاربا، و خرج من المسجد، وأحاط الناس بأمير المؤمنين عليه السلام و هو في محرابه، يشد الضربة و يأخذ التراب و يضعه عليها ثم تلا قوله تعالى: «مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخرِجُکُم تَارَةً أُخْرَى». ثم قال عليه السلام: جاء أمر الله وصدق رسول الله صلى الله عليه و آله، ثم إنه لما ضربه الملعون ارتجت الأرض، و ماجت البحار و السماوات، و اصطفقت أبواب الجامع....

ص: 90

21 - من لا يحضره الفقيه: ج3 ص 557 باب النوادر ...ح4915 و الأمالي شیخ صدوق: ص 334 مجلس 54 ح5 حدثنا محمد بن عمر البغدادي قال: حدثني الحسن بن عبد الله بن محمد بن علي التميمي قال: حدثني أبي قال: حدثني سيدي علي بن موسی بن جعفر، عن أبيه موسی بن جعفر، عن أبيه جعفر بن محمد، عن أبيه محمد بن علي، عن أبيه علي بن الحسين، عن أبيه الحسين بن علي، عن أبيه علي بن أبي طالب عليهم السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يُجْنِبَ فِي هَذَا الْمَسْجِدِ إِلَّا أَنَا وَ عَلِيُّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ مَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِي فَإِنَّهُ مِنِّي .

کنز العمال: ج6 ص 159 ح2670 عن أم سلمة: لَا يَحِلُّ لَا حَدَّ أَنْ يُجْنِبَ فِي هَذَا الْمَسْجِدِ إِلَّا أَنَا وَ عَلِيُّ .

22 - تهذیب الأحکام: ج6 ص 15 ب5 ح34 - 14 موسی بن القاسم، عن عبد الرحمان، عن محمد بن حمران، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سألته عن الجنب يجلس في المسجد؟ قال: لَا وَ لَكِنْ یمرفيه إِلَّا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ مَسْجِدَ الْمَدِينَةِ . قال: وَ روی أَصْحَابُنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ علیه وَ آلِهِ قَالَ : لَا يَنَامُ فِي مَسْجِدِي أَحَدُ وَ لَا يُجْنِبُ فِي أَحَدُ . وَ قَالٍ : إِنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَى : أَنِ اتَّخِذْ مَسْجِداً طَهُوراً لَا يَحِلُّ لَا حَدَّ أَنْ یجنب فِيهِ إِلَّا أَنَا وَ عَلِيُّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ . قَالَ : ثُمَّ أَمَرَ بِسَدِّ أَبْوَابِهِمْ وَتْرَكَ بَابَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَتَكَلَّمُوا فِي ذَلِكَ فَقَالَ : مَا أَنَا سَدَدْتُ أَبْوَابَكُمْ وَ تَرَكْتُ بَابَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ لَكِنَّ اللَّهَ أَمَرَ بِسَدِّهَا وَ تَرَكَ بَابَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ .

23- عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج1 ص228 - 232 ب 23 ح1 حدثنا علي بن الحسين بن شاذويه المؤدب و جعفر بن محمد بن مسرور رضي الله عنهما قالا: حدثنا محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري عن أبيه عن الريان بن الصلت... الرضا عليه السلام: ... فِي قؤل رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حِينَ قَالَ : أَلَا إِنَّ هَذَا الْمَسْجِدَ لَا یحل لِجُنُبٍ إِلَّا لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ آلِهِ . . . . .

ص: 91

24 - علل الشرائع: ج1 ص202 ب154 ح2 حدثنا المظفر بن جعفر بن المظفر العلوي رحمه الله قال: حدثنا جعفر بن محمد بن مسعود عن أبيه قال: حدثنا نصر بن أحمد البغدادي قال: حدثنا عیسی بن مهران قال: حدثنا محول [مخول] قال: أخبرنا عبد الرحمان بن الأسود، عن محمد بن عبيد الله بن أبي رافع، عن أبيه وعمه، عن أبيهما، عن أبي رافع قال: إن رسول الله صلى الله عليه و آله خطب الناس فقال: أيها الناس! إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ مُوسَى وَ هَارُونَ أَنْ يَبْنِيَا لِقَوْمِهِمَا بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ أَمَرَهُمَا أَنْ لَا يَبِيتَ فِي مَسْجِدِهِمَا جُنُبُ وَ لَا يَقْرَبَ فِيهِ النِّسَاءَ إِلَّا هَارُونُ وَ ذریته وَ أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلَامُ منی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى فَلَا يَحِلُّ لَا حَدَّ أَنْ يَقْرَبَ النِّسَاءَ فِي مَسْجِدِي وَ لَا يَبِيتَ فِيهِ جُنُبُ إِلَّا عَلِيُّ وَ ذریته فَمَنْ سَاءَهُ ذَلِكَ فَهَاهُنَا - وَ ضَرَبَ بِيَدِهِ نَحْوَ الشَّامِ .

و برخی از کتب عامه:

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام : ج2 ص از 194 از: جامع الترمذي و مسند أبي يعلى و أبو سعيد الخدري قال النبي صلى الله عليه و آله: يا علي! لا يحل لاحد أن يجنب في هذا المسجد غيري و غيرك. وفي رواية: يَا عَلِيُّ ! لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ غَيْرِي وَ غَيْرُكَ . وَفِي رِوَايَةُ : وَ لَا يَحِلُّ أَنْ يَدْخُلَ مَسْجِدِي جُنُبُ غَيْرِي وَ غیره وَ غیر ذُرِّيَّتُهُ فَمَنْ شَاءَ فهنا - وَ أَشَارَ بِيَدِهِ نَحْوَ الشَّامِ - فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ : لَقَدْ ضَلَّ وَ غَوَى فِي أمرختنه ، فَنُزُلُ : «ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوِيُّ» .

الرياض النضرة: ج2 ص 253 عن أبي هريرة قال: قال عمر: ثلاث خصال لعلي لأن يكون لي خصلة منهن أحب إلي من أن يكون لي حمر النعم: تزويجه فاطمة بنت النبي صلى الله عليه و آله، و سکناه في المسجد مع رسول الله صلى الله عليه و آله، و الراية يوم خيبر. أخرجه ابن السمان في الموافقة. وعن أبي سعيد عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: يا علي! لَا يَحِلُّ لَا حَدُّ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ غیري وَ غَيْرُكَ .

کنز العمال: ج6ص159ح2671 عن أبي سعيد: يَا عَلِيُّ ! لَا يَحِلُّ لَا حَدُّ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ غَيْرُكَ .

25 - علل الشرائع: ج1 ص202 ب 154 ح3 حدثنا المظفر بن جعفر بن المظفر العلوي رحمه الله

ص: 92

قال: حدثنا جعفر بن محمد بن مسعود، عن أبيه قال: حدثنا نصر بن أحمد البغدادي قال: حدثنا محمد بن عبيد بن عتبة قال: حدثنا إسماعيل بن أبان، عن سالم بن أبي عمرة، عن معروف بن خربوذ، عن أبي الطفيل، عن حذيفة بن أسيد الغفاري قال: إِنَّ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَامَ خَطِيباً فَقَالَ: إِنَّ رَجَاءٍ لا يَجِدُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ أَنْ أَسْكَنَ عَلِيّاً فِي السجد وَ أَخْرَجَهُمْ وَ اللَّهِ مَا أَخْرَجْتَهُمْ وَ أَسْكَنْتُهُ بَلِ اللَّهُ أَخْرَجَهُمْ وَ أَسْكَنَهُ انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَى مُوسى وَ أَخِيهِ أَنْ تَبَوَّءا لقومِکُما بِمِصْرَ بُیُوتا وَ اجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ ثُمَّ أَمَرَ مُوسَى أَنْ لَا يَسْكُنَ مَسْجِدَهُ وَ لَا يَنْكِحَ فِيهِ وَ لَا یدخله جُنُبُ إِلَّا هَارُونُ وَ ذریته وَ أَنَّ عَلِيّاً مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ هُوَ أَخِي دُونَ أَهْلِي وَ لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَنْكِحَ فِيهِ النِّسَاءَ إِلَّا عَلَى وَ ذریته فَمَنْ سَاءَهُ فَهَاهُنَا - وَ أَشَارَ بِيَدِهِ نَحْوَ الشَّامِ - .

الإحتجاج: ج2 ص 378 و عن أحمد بن عبدالله البرقي، عن أبيه، عن شريك بن عبد الله، عن الأعمش قال: اجتمعت الشيعة و المحكمة عند أبي نعيم النخعي بالكوفة، و أبو جعفر محمد بن النعمان مؤمن الطاق حاضر، فقال ابن أبي حذرة: أنا أقرر معكم أيتها الشيعة أن أبا بكر أفضل من علي و من جميع أصحاب النبي بأربع خصال، لا يقدر على دفعها أحد من الناس؛ هوثان مع رسول الله في بيته مدفون، و هو ثاني اثنين معه في الغار، و هو ثاني اثنين صلى بالناس آخر صلاة قبض بعده رسول الله صلى الله عليه و آله، و هو ثاني اثنين الصديق من هذه الأمة. قال أبو جعفر مؤمن الطاق رحمة الله عليه: يا ابن أبي حذرة! و أنا أقرر معك أن عليا أفضل من أبي بكر و جميع أصحاب النبي صلى الله عليه و آله من ثلاث جهات من القرآن وصفا و من خبر الرسول نصا و من حجة العقل اعتبارا، و وقع الإتفاق على إبراهيم النخعي و على أبي إسحاق السبيعي وعلى سليمان بن مهران الأعمش. فقال أبو جعفر مؤمن الطاق: أخبرني يا ابن أبي حذرة ! عن النبي صلى الله عليه و آله كيف ترك بيوته التي أضافها الله إليه و نهى الناس عن دخولها إلا بإذنه میراثا لأهله و ولده أو تركها صدقة على جميع المسلمين ؟ قل ما شئت. فانقطع ابن أبي حذرة لما

ص: 93

أُورِدُ عَلَيْهِ ذَلِكَ وَ عَرَفَ خَطَأً مَا فِيهِ . فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُؤْمِنِ الطَّاقِ : إِنْ تَرَكَهَا میراثا لِوُلْدِهِ وَ أَزْواجُهُ فَإِنَّهُ قُبِضَ عَنْ تِسْعٍ نِسْوَةٍ وَ إِنَّمَا لِعَائِشَةَ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ تِسْعَ ثَمَنِ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِي دُفِنَ فِيهِ صَاحِبِكَ وَ لَا يُصِيبُهَا مِنَ الْبَيْتِ ذِرَاعٍ فِي ذِرَاعٍ ، وَ إِنْ كَانَ صَدَقَةَ فالبلية أَ طَمُّ وَ أَعْظَمُ ، فَإِنَّهُ لَمْ يَصُبُّ مِنَ الْبَيْتِ إِلَّا مَا لِأَدْنَى رَجُلُ مِنَ الْمُسْلِمِينَ فدخول بَيْتِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ فِي حَيَاتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ مَعْصِيَةٍ إِلَّا لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبُ وَ وُلْدُهُ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ فَإِنَّ اللَّهَ أَحَلَّ لَهُمْ مَا أُحِلَّ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ . ثُمَّ قَالَ لَهُمْ : إِنَّكُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّ النَّبِيَّ أَمَرَ بِسَدِّ أَبْوَابِ جَمِيعِ النَّاسِ الَّتِي كَانَتْ مشرعة إِلَى الْمَسْجِدِ مَا خَلَا بَابَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَسَأَلَهُ أَبُو بَكْرٍ أَنْ يَتْرُكَ لَهُ كؤة لِيَنْظُرَ مِنْهَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ فَأَبَى عَلَيْهِ ، وَ غَضِبَ عَمِّهِ الْعَبَّاسِ مِنْ ذَلِكَ فَخَطَبَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ علیه وَ آلِهِ خُطْبَةٍ وَ قَالٍ : إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمَرَ لِمُوسَى وَ هَارُونَ أَنْ تَبُوءَ لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بیوتا وَ أَمَرَهُمَا أَنْ لَا يَبِيتَ فِي مَسْجِدِهِمَا جُنُبُ وَ لَا يَقْرَبَ فِيهِ النِّسَاءَ إِلَّا موسی وَ هارُونَ وَ ذریتهما وَ إِنَّ عَلِيّاً هُوَ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ بْنُ مُوسَى وَ ذریته کذریتة هَارُونَ وَ لَا يَحِلُّ لَا حَدَّ أَنْ يَقْرَبَ النِّسَاءِ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ لَا يَبِيتَ فِيهِ جُنُبُ إِلَّا عَلِيُّ وَ ذریته عَلَيْهِمُ السَّلَامُ ؟ فَقالُوا بِأَجْمَعِهِمْ : كَذَلِكَ كَانَ-. قال أبو جعفر: ذهب ربع دينك يا ابن أبي حذرة! و هذه منقبة لصاحبي ليس لأحد مثلها، و مثلبة لصاحبك، وأما قولك ثاني اثنين إذ هما في الغار ....

26 - کامل الزيارات: ص222 ح 17 حدثني أبو عبد الرحمان محمد بن أحمد بن الحسين العسكري و محمد بن الحسن جمیعا، عن الحسن بن علي بن مهزیار، عن أبيه علي بن مهزیار، عن محمد بن أبي عمير، عن محمد بن مروان، عن أبي حمزة الثمالي قال: قال الصادق عليه السلام :... أَشْهَدُ أنک طُهَرَ طَاهِرُ مُطَهِّرُ ، مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهِّرُ ، طَهُرَتْ ، وَ طَهُرَتْ أَرْضٍ أَنْتَ بِهَا ، وَ طَهِّرْ حرمک ....

من لا يحضره الفقيه: ج2 ص590 زيارة أمير المؤمنين عليه السلام: ... أَشْهَدُ أنک طُهَرَ طَاهِرُ مُطَهِّرُ ، مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهِّرُ ...مانند آن: کتاب المزار شیخ مفید: ص81 ب 43.

ص: 94

تهذیب الأحکام: ج 6 ص 27 ب8 ح 1/53 محمد بن أحمد بن داود، عن أحمد بن محمد بن سعيد قال: أخبرنا أحمد بن الحسين بن عبد الملك الأودي قال: حدثنا ذبيان بن حكيم قال: حدثني يونس بن ظبيان، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: إذا أردت زيارة قبر أميرالمؤمنين عليه السلام فتوضأ و اغتسل وامش على هنيئتك و قل: ... صلی اللَّهُ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ ، طُهْرُ طَاهِرُ مُطَهَّرُ مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهَّرٍ .... المزار الكبير ابن المشهدي: ص 188 ب 12 ... صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى روحِکَ وَ بَدَنِکَ ، أَشْهَدُ أنک طَاهِرُ مُطَهِّرُ ، مِنْ ظَهْرِ طَاهِرُ مُطَهِّرُ .... المزار الكبير ابن المشهدي: ص 219 ح5 و ص236 ح 6 ... أَشْهَدُ أنک طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهِّرُ ، مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهِّرُ ..... مانند آن: إقبال الأعمال: ج2 ص 712 و چاپ جدید: ج3 ص 342 فصل 53 و المزار شهید اول: ص 144 البلد الأمين: ص 282 والمصباح کفعمي: ص 492.

27 - تهذیب الأحکام: ج1 ص 108 ب5 ح 281/ 13 و الإستبصار: ج1 ص100 ب60 ح 3/323 أخبرني الشيخ رحمه الله، عن أحمد بن محمد، عن أبيه، عن الصفار، عن محمد بن عيسى، عن القاسم الصيقل قال: كتبت إليه: جعلت فداك ! هل اغتسل أمير المؤمنين عليه السلام حين غسل رسول الله صلى الله عليه و آله عند موته؟ فأجابه: النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ طَاهِرُ مُطَهَّرُ وَ لَكِنْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَعَلَ ، وَ جَرَتْ بِهِ السُّنَّةُ . و تهذیب الأحکام: ج1 ص469 ح 186/1541 محمد، عن محمد بن عيسى العبيدي، عن الحسين بن عبيد قال: كَتَبْتُ إِلَى الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَامُ : هَلِ اغْتَسَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ حِينَ غَسْلَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عِنْدَ مَوْتِهِ ؟ فَقَالَ : كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ طَاهِراً مُطَهَّراً وَ لَكِنْ فَعَلَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ ذَلِكَ ، وَجْرَةَ بِهِ السُّنَّةُ .

28 - اللمعة البيضاء: ص 64 - 65 و قال علي عليه السلام أيضا كما حكي عن معاني الأخبار للعلامة رحمه الله: يَا سَلْمَانَ ! نَزِلونا عَنِ الرُّبُوبِيَّةِ ، وَ ادْفَعُوا عَنَّا حُظوظَ البَشَرِيَةِ ، فَإِنَّا عَنْها مُبْعَدُونَ ، وَ عَمَّا يَجُوزُ عََلیکَم مُنَزَهونَ ، ثُمَّ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ ، فَإِنِ الْبَحْرِ لَا ینزف ، وَ سِرْ الْغَيْبِ لَا

ص: 95

یعرف وَ كَلِمَةُ اللَّهِ لَا تُوصَفُ ، وَ مَنْ قَالَ هُنَاكَ : لِمَ وَ مِمَّ فَقَدْ کفر .

مشارق أنوار اليقين: ص 105 و عنهم عليهم السلام أنهم قالوا: نَزِهونا عَنِ الرُّبُوبِيَّةِ وَ ارْفَعُوا عَنَّا حُظوظَ البَشَرِيَةِ - يَعْنِي الْحُظُوظِ الَّتِي تَجُوزُ عَلَيْكُمْ - فَلَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدُ مِنَ النَّاسِ، فَإِنَّا نُحْسِنُ الأَشرارَ الإلهية الْمُوَدَّعَةِ فِي الهَياكِلِ البَشَرِيَةِ ، وَ الْكَلِمَةُ الرَبانِيَةَ الناطقیة فِي الْأَجْسَادِ التُّرَابِيَّةَ ، وَ قُولُوا بَعْدَ ذَاكَ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَإِنَّ الْبَحْرِ لَا یُنزَفُ ، وَ عَظَمَةِ اللَّهِ لَا تُوصَفُ .

29 - الكافي: ج1 ص389 ح 2 أحمد بن محمد، عن محمد بن الحسن، عن محمد بن عیسی بن عبيد، عن محمد بن شعيب، عن عمران بن إسحاق الزعفراني، عن محمد بن مروان، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سمعته يقول: إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَنَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ ثُمَّ صَوَّرَ خَلْقَنَا مِنْ طِینَهٍ مَخْزُونَهٍ مَکْنُونَهٍ مِن تَحت العَرش فَأَسْکَنَ ذَلِکَ اَلنُّورَ فِیهِ فَکُنَّا نَحْنُ خَلْقاً وَ بَشَراً نُورَانِیِّینَ لَمْ یُجْعَلْ لِأَحَدٍ فِی مِثْلِ اَلَّذِی خُلِقْنَا نَصِیبا وَ خَلَقَ أَرْوَاحَ شِیعَتِنَا مِنْ طِینَتِنَا وَ أَبْدَانَهُمْ مِنْ طِینَهٍ مَخْزُونَهٍ مَکْنُونَهٍ أَسْفَلَ مِنْ ذَلِکَ اَلطِّینَهِ وَ لَمْ یَجْعَلِ اَللَّهُ لِأَحَدٍ فِی مِثْلِ اَلَّذِی خَلَقَهُمْ مِنْهُ نَصِیباً إِلاَّ لِلْأَنْبِیَاءِ وَلِذَلِکَ صِرْنَا نَحْنُ وَ هُمُ اَلنَّاسَ وَ سَائِرُ اَلنَّاسِ هَمَجا لِلنَّارِ وَ إِلَی اَلنَّارِ. بصائر الدرجات: ص20 ب10 ح 3 حدثنا محمد بن عيسى، عن محمد بن شعيب، عن عمران بن إسحاق الزعفراني، عن محمد بن مروان، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سَمِعْتُهُ يَقُولُ : خَلَقْنَا اللَّهُ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ ، ثُمَّ صَوَّرَ خُلِقْنَا مِنْ طِينَتِي محزونه مَكْنُونَةُ مِنْ تَحتَ الْعَرْشُ ، فَاسْكُنْ ذَلِكَ النُّورِ فِيهِ ، فکنا نَحْنُ خَلَقْنَا نورانيين ، لَمْ يَجْعَلْ لَا حَدَّ فِي مِثْلِ الَّذِي خُلِقْنَا مِنْهُ نَصِيباً ، وَ خَلَقَ أَرْوَاحَ شیعتنا مِنْ أَبْدَانَنَا ، وَ أبدائهم مِنْ طِينَةِ مَحْزُونَةُ مَكْنُونَةُ أَسْفَلُ مِنْ ذَلِكَ الطِّينَةِ ، وَ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَا حَدَّ فِي مِثْلِ ذَلِكَ الَّذِي خَلَقَهُمْ مِنْهُ نَصِيباً إِلَّا الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ ، فَلِذلِكَ صِرْنَا نَحْنُ وَ هُمُ النَّاسِ ، وَ صَارَ سَائِرُ النَّاسِ هجما [ همجا ] فِي النَّارِ وَ إِلَى النَّارِ

30 - تأويل الآيات الظاهرة: ص 393 نقله الشيخ أبو جعفر الطوسي رحمه الله، عن الشيخ أبي محمد الفضل بن شاذان بإسناده، عن رجاله، عن جابر بن یزید الجعفي، عن الإمام العالم موسی

ص: 96

بن جعفر الکاظم علیه السلام قال: إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ نُورَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مِنْ نُورٍ اِخْتَرَعَهُ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ جَلاَلِهِ وَ هُوَ نُورُ لاَهُوتِیَّتِهِ اَلَّذِی اِبْتَدَأَ مِنْ لاَهٍ أَیْ مِنْ إِلَهِیَّتِهِ مِنْ أَیْنِیَّتِهِ اَلَّذِی اِبْتَدَأَ مِنْهُ وَ تَجَلَّی لِمُوسَی بْنِ عِمْرَانَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ بِهِ فِی طُورِ سَیْنَاءَ فَمَا اِسْتَقَرَّ لَهُ وَ لاَ طَاقَ مُوسَی لِرُؤْیَتِهِ وَ لاَ ثَبَتَ لَهُ حَتَّی خَرَّ صَاعِقاً مَغْشِیّاً عَلَیْهِ وَ کَانَ ذَلِکَ اَلنُّورُ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَلَمَّا أَرَادَ اَللَّهُ أَنْ یَخْلُقَ مُحَمَّداً مِنْهُ قَسَّمَ ذَلِکَ اَلنُّورِ شَطْرَیْنِ فَخَلَقَ مِنَ اَلشَّطْرِ اَلْأَوَّلِ مُحَمَّداً وَ مِنَ اَلشَّطْرِ اَلْآخَرِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ لَمْ یَخْلُقْ مِنْ ذَلِکَ اَلنُّورِ غَیْرَهُمَا خَلَقَهُمَا اَللَّهُ بِیَدِهِ وَ نَفَخَ فِیهِمَا بِنَفْسِهِ مِنْ نَفْسِهِ لِنَفْسِهِ وَ صَوَّرَهُمَا عَلَی صُورَتِهِمَا وَ جَعَلَهُمَا أُمَنَاءَ لَهُ وَ شُهَدَاءَ عَلَی خَلْقِهِ وَ خُلَفَاءَ عَلَی خَلِیقَتِهِ وَ عَیْناً لَهُ عَلَیْهِمْ وَ لِسَاناً لَهُ إِلَیْهِمْ قَدِ اِسْتَوْدَعَ فِیهِمَا عِلْمَهُ وَ عَلَّمَهُمَا اَلْبَیَانَ وَ اِسْتَطْلَعَهُمَا عَلَی غَیْبِهِ وَ جَعَلَ أَحَدَهُمَا نَفْسَهُ وَ اَلْآخَرَ رُوحَهُ لاَ یَقُومُ وَاحِدٌ بِغَیْرِ صَاحِبِهِ ظَاهِرُهُمَا بَشَرِیَّهٌ وَ بَاطِنُهُمَا لاَهُوتِیَّهٌ ظَهَرَا لِلْخَلْقِ عَلَی هَیَاکِلِ اَلنَّاسُوتِیَّهِ حَتَّی یُطِیقُوا رُؤْیَتَهُمَا وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی «وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ» فَهُمَا مَقَامُ رَبِّ اَلْعَالَمِینَ وَ حِجَابُ خَالِقِ اَلْخَلاَئِقِ أَجْمَعِینَ بِهِمَا فَتَحَ اَللَّهُ بَدْءَ اَلْخَلْقِ وَ بِهِمَا یَخْتِمُ اَلْمُلْکَ وَ اَلْمَقَادِیرَ. ثُمَّ اِقْتَبَسَ مِنْ نُورِ مُحَمَّدٍ وَ فَاطِمَهَ اِبْنَتَهُ کَمَا اِقْتَبَسَ نُورَهُ مِنْ نُورِهِ وَ اِقْتَبَسَ مِنْ نُورِ فَاطِمَهَ وَ عَلِیٍّ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ کَاقْتِبَاسِ اَلْمَصَابِیحِ هُمْ خُلِقُوا مِنَ اَلْأَنْوَارِ وَ اِنْتَقَلُوا مِنْ ظَهْرٍ إِلَی ظَهْرٍ وَ صُلْبٍ إِلَی صُلْبٍ وَ مِنْ رَحِمٍ إِلَی رَحِمٍ فِی اَلطَّبَقَهِ اَلْعُلْیَا مِنْ غَیْرِ نَجَاسَهٍ بَلْ نَقْلاً بَعْدَ نَقْلِ لاَ مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ وَ لاَ مِنْ نُطْفَهً خَثِرَهٍ کَسَائِرِ خَلْقِهِ بَلْ أَنْوَارٌ اِنْتَقَلُوا مِنْ أَصْلاَبِ اَلطَّاهِرِینَ إِلَی أَرْحَامِ اَلْمُطَهَّرَاتِ لِأَنَّهُمْ صَفْوَهُ اَلصَّفْوَهِ اِصْطَفَاهُمْ لِنَفْسِهِ وَ جَعَلَهُمْ خُزَّانَ عِلْمِهِ وَ بُلَغَاءَ عَنْهُ إِلَی خَلْقِهِ أَقَامَهُمْ مَقَامَ نَفْسِهِ لِأَنَّهُ لاَ یُرَی وَ لاَ یُدْرَکُ وَ لاَ تُعْرَفُ کَیْفِیَّتُهُ وَ لاَ إِنِّیَّتُهُ فَهَؤُلاَءِ اَلنَّاطِقُونَ اَلْمُبَلِّغُونَ عَنْهُ اَلْمُتَصَرِّفُونَ فِی أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ فِیهِمْ یَظْهَرُ قُدْرَتُهُ وَ مِنْهُمْ تُرَی آیَاتُهُ وَ مُعْجِزَاتُهُ وَ بِهِمْ وَ مِنْهُمْ عَرَفَ عِبَادُهُ نَفْسَهُ وَ بِهِمْ یُطَاعُ أَمْرُهُ وَ لَوْلاَهُمْ مَا عُرِفَ اَللَّهُ وَ لاَ یُدْرَی کَیْفَ یُعْبَدُ اَلرَّحْمَنُ فَاللَّهُ یَجْرِی أَمْرُهُ کَیْفَ شَاءَ فِیمَا

ص: 97

یَشَاءُ لا یُسْئَلُ عَمّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ .

31 - الفضائل شاذان بن جبرئيل: ص 29 قال الواقدي: قالت حليمة: و الله ما غسلت لمحمد صلى الله عليه و آله ثوبا من بول ولا غائط، بل كان إذا جاء وقت حاجته ينقلب من جنب إلى جنب، حتى تعلم حليمة بذلك و تأخذه، و تخدمه حتى يقضي حاجته، ولاشممت و رب السماء من محمد رائحة نتنة (رائحة النتن - البحار) قط، ولا شممت منه شيئا أبدا، بل كان (إذا خرج من قبله أو دبره شيء- البحار) يفوح منه رائحة المسك و الكافور. قالت حليمة: فلما أتى على النبي صلى الله عليه و آله تسعة أشهر ما رأيت ما يخرج منه (من دبره - البحارة) البتة لأن الأرض تبتلع ما يخرج منه فلهذا لم أر (لم أره - البحار). از او: بحار الأنوار: ج 15 ص347 ب4

32 - الكافي: ج1 ص 388 ح 8 علي بن محمد، عن بعض أصحابنا، عن ابن أبي عمير، عن حريز، عن زرارة، عن أبي جعفر عليه السلام قال: لِلْإِمَامِ عَشْرُ عَلَامَاتٍ یُولَدُ مُطَهَّراً مَخْتُوناً وَ إِذَا وَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ وَقَعَ عَلَی رَاحَتَیْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ بِالشَّهَادَتَیْنِ وَ لَا یُجْنِبُ وَ تَنَامُ عَیْنُاه وَ لَا یَنَامُ قَلْبُهُ وَ لَا یَتَثَاءَبُ وَ لَا یَتَمَطَّی وَ یَرَی مِنْ خَلْفِهِ کَمَا یَرَی مِنْ أَمَامِهِ وَ نَجْوُهُ کَرَائِحَةِ الْمِسْکِ وَ الْأَرْضُ مُوَکَّلَةٌ بِسَتْرِهِ وَ ابْتِلَاعِهِ وَ إِذَا لَبِسَ دِرْعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله کَانَتْ عَلَیْهِ وَفْقاً وَ إِذَا لَبِسَهُ غَیْرُهُ مِنَ النَّاسِ طَوِیلُهُمْ وَ قَصِیرُهُمْ زَادَتْ عَلَیْهِ شِبْراً وَ هُوَ مُحَدَّثٌ إِلَی أَنْ تَنْقَضِیَ أَیَّامُهُ. الخصال: ج2 ص428 ح6 حدثنا أحمد بن محمد بن الهيثم العجلي رضي الله عنه قال: حدثنا أحمد بن يحيى بن زكريا القطان قال: حدثنا بكر بن عبد الله بن حبيب قال: حدثنا تميم بن بهلول قال: حدثنا أبو معاوية، عن سليمان بن مهران، عن أبي عبد الله جعفر بن محمد عليه السلام قال: عَشْرُ خِصَالٍ مِنْ صِفَاتِ اَلْإِمَامِ اَلْعِصْمَهُ وَ اَلنُّصُوصُ وَ أَنْ یَکُونَ أَعْلَمَ اَلنَّاسِ وَ أَتْقَاهُمْ لِلَّهِ وَ أَعْلَمَهُمْ بِکِتَابِ اَللَّهِ وَ أَنْ یَکُونَ صَاحِبَ اَلْوَصِیَّهِ اَلظَّاهِرَهِ وَ یَکُونَ لَهُ اَلْمُعْجِزُ وَ اَلدَّلِیلُ وَ تَنَامُ عَیْنُهُ وَ لاَ یَنَامُ قَلْبُهُ وَ لاَ یَکُونُ لَهُ فَیْءٌ وَ یَرَی مِنْ خَلْفِهِ کَمَا یَرَی مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ من لا يحضره الفقيه: ج4 ص 418 ح 5914 وروى أحمد بن محمد بن سعيد الكوفي قال: حدثنا علي بن الحسن

ص: 98

بن فضال، عن أبيه، عن أبي الحسن علي بن موسى الرضا عليه السلام قال: لِلْإِمَامِ عَلَامَاتٌ: يَكُونُ أَعْلَمَ النَّاسِ وَ أَحْكَمَ النَّاسِ، وَ أَتْقَى النَّاسِ، وَ أَحْلَمَ النَّاسِ، وَ أَشْجَعَ النَّاسِ، وَ أَسْخَى النَّاس، وَ أَعْبَدَ النَّاسِ وَ يُولَدُ مَخْتُوناً وَ يَكُونُ مُطَهَّراً وَ يَرَي مِنْ خَلْفِهِ كَمَا يَرَي مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ، وَ لَا یَکُونُ لَهُ ظِلٌّ وَ إِذَا وَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ وَقَعَ عَلَی رَاحَتَیْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ بِالشَّهَادَتین (بِالشَّهَادَة-الخصال) وَ لَا یَحْتَلِمُ وَ تَنَامُ عَیْنُهُ وَ لَا یَنَامُ قَلْبُهُ وَ یَکُونُ مُحَدَّثاً وَ یَسْتَوِی عَلَیْهِ دِرْعُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم وَ لَا یُرَی لَهُ بَوْلٌ وَ لَا غَائِطٌ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ وَکَّلَ الْأَرْضَ بِابْتِلَاعِ مَا یَخْرُجُ مِنْهُ وَ تَکُونُ رَائِحَهٌ أَطْیَبُ مِنْ رَائِحَهِ الْمِسْکِ. و الخصال: ج2 ص 527 ح1 حدثنا محمد بن إبراهيم بن إسحاق الطالقاني رضي الله عنه قال: أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد الكوفي قال: حدثنا علي بن الحسن بن فضال، عن أبيه، عن أبي الحسن علي بن موس ی الرضا عليه السلام و عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج1 ص 213 ب19 ح1 و معاني الأخبار: ص 102 ح4. و الإحتجاج: ج2 ص 437 و روي عن الحسن بن علي بن فضال عن أبي الحسن علي بن موسى الرضا عليه السلام و کشف الغمة: ج2 ص290.

مجمع البيان في تفسير القرآن: ج2 ص 803 و قيل: أنهم قد شاهدوا في نفسه صلى الله عليه و آله معجزات كثيرة منها: أنه كان يرى من خلفه كما يرى من قدامه، و منها أنه كان ينام عينه و لا ينام قلبه، و منها أن ظله لم يقع على الأرض، ومنها أن الذباب لم يقع عليه ، و منها أن الأرض كانت تبتلع ما يخرج منه، و كان لا يرى له بول ولا غائط، و منها أنه كان لا يطوله أحد وإن طال، ومنها أنه كان بين كتفيه خاتم النبوة ، و منها أنه كان إذا مر بموضع يعلمه الناس لطيبه ، و منها أنه كان يسطع نور من جبهته في الليلة المظلمة، و منها أنه قد ولد مختونا، إلى غير ذلك من الآيات.

إعلام الوری بأعلام الهدی: ج1 ص320 ب2. السيد الحميري في قصيدته المذهبة: صهر النبي و جاره في مسجد * طهر يطيبه الرسول مطیب * سيان فيه عليه غير مذمم * ممشاه إن جنبأ و إن لم

ص: 99

يجنب.

33 - سوره (2) آیه 186.

34 - سوره (36) يس (صلى الله عليه و آله) آیه 83

35- به معالم الزلفي صفحه 32 باب 43 و ملحقات إحقاق الحق نقل از کتب مخالفين جلد6 صفحه 97 مراجعه شود.

36 - بحار الأنوار: ج 63 ص 288 ب1 ح13 و ج72 ص 456 ب91 ح33 و مستدرك الوسائل: ج 16 ص 355 ب 26 ح 20152-2 از الدعوات راوندی /سلوة الحزين صفحه 141 ح 359.

37 - وسائل الشيعة: ج 24 ص 405 ب95 ح30904 - 10 و بحار الأنوار: 63 ص397 ب13 ح 11 از کتاب المحاسن: ج2 ص 592 ب19 ح 106.

38- سوره (98) البينة آیه 3.

39 - سوره (4) النساء آیه 58.

40- تصریح به این معنا در لغت هم آمده است، می توانید به کتاب العين و کتاب قاموس اللغة مراجعه کنید.

41- مؤلف کتاب شریف آية التطهير في أحاديث الفريقين در جلد2 از صفحات 251 إلى 276 آنها را احصاء نموده.

42 - ر.ک: معاني الأخبار: ص 94 ح3

43 - بحار الأنوار: ج 25 ص 201 ب5 ح12 از عیون اخبار الرضا عليه السلام و کمال الدين نقل کرده. و ملحقات إحقاق الحق: ج13 ص60 از فرائد السمطين حمويني و ينابيع المودة و مودة القربي آورده است.

44 - كفاية الأثر: ص66 و بحار: ج36 ص308 ح 147.

45 - سوره (76) الواقعة آیه 76 الي 80.

ص: 100

46 - الكافي: ج4 ص 576ح2- عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد، عن القاسم بن يحيى، عن جده الحسن بن راشد، عن الحسين بن ثوير قال: ... (عن الصادق عليه السلام في زيارة الحسين عليه السلام: «...السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وِتْرَ اللَّهِ الْمَوْتُورَ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَشْهَدُ أَنَّ دَمَكَ سَكَنَ فِي الْخُلْدِ وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ وَ بَكَى لَهُ جَمِيعُ الْخَلاَئِقِ وَ بَكَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَ وَ مَنْ يَتَقَلَّبُ فِي الْجَنَّةِ وَ النَّارِ مِنْ خَلْقِ رَبِّنَا وَ مَا يُرَى وَ مَا لاَ يُرَى...». و کامل الزيارات: ص197-199 ح2- حدثني أبي و علي بن الحسين و محمد بن الحسن رحمهم الله جميعا، عن سعد بن عبد الله، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن القاسم بن يحيى، عن الحسن بن راشد، عن الحسين بن ثوير بن أبي فاختة .... و من لا يحضره الفقيه: ج2 ص595 ح3199 - قال الصادق عليه السلام: «إِذَا أَتَیْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ علیه السلام... السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وِتْرَ اللّهِ الْمَوْتُورَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ، أَشْهَدُ أَنَّ دَمَكَ سَكَنَ فِي الْخُلْدِ، وَاقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ،الْعَرْشِ، وَبَكَى لَهُ جَمِيعُ الْخَلائِقِ، وَبَكَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرَضُونَ السَّبْعُ وَمَا فِيهِنَّ وَمَا بَيْنَهُنَّ، وَمَنْ يَتَقَلَّبُ فِي الْجَنَّةِ وَالنَّارِ مِنْ خَلْقِ رَبِّنا، وَمَا يُرى وَمَا لاَ يُرى ...». و تهذیب الأحکام: ج6 ص55 ب18ح 1/131 از الكافي.

47 - مصباح الزائر: ص 462 الفصل 18.

48 - تذكرة الفقهاء (چاپ قدیمی): ص 568 [القسم] الثاني في غير النكاح و هو أمور: ا- إنه خاتم النبيين صلى الله علیه و آله و عليهم ب- أمته خير الأمم لقوله تعالى: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ» تكرمة له عليه السلام و تشريفا له ج- نسخ جميع الشرائع بشريعته د- جعل شريعته مؤبدة ه- جعل كتابه معجزا بخلاف کتب سائر الأنبياء عليهم السلام و- حفظ عن كتابه التبديل و التغيير و أقيم بعده حجة على الناس و معجزات غيره من الأنبياء انقرضت بانقراضهم ز- نصر بالرعب على مسيرة شهر فكان العدو يرهبه من مسيرة شهر ح- جعلت له الأرض مسجدا و ترابها طهورا ط - أحلت له الغنائم دون غيره من الأنبياء ي- يشفع في أهل الكبائر لقوله عليه

ص: 101

السلام: ذخرت شفاعتي لأهل الكبائر من أمتي يا- بعث إلى الناس عامة يب- سيد ولد آدم يوم القيمة يج- أول من تنشق عنه الأرض يد- أول شافع و مشفع به - أول من يقرع باب الجنة يو- أكثر الأنبياء تبعا يز- أمته معصومة لا يجتمع على الضلالة يح- صفوف أمته كصفوف الملائكة يط- كان تنام عينيه ولا ينام قلبه ك- كان يرى من ورائه كما يرى من قدامه بمعنى التحفظ و الحس و كذلك قوله عليه السلام: تنام عيناي ولا ينام قلبي کا- تطوعه بالصلاة قاعدا كتطوعه قائما و إن لم يكن له عدد و في حق غيره ذلك على النصف من هذا كب- مخاطبه المصلي بقوله السلام عليك أيها النبي ورحمة الله و بركاته ولا تخاطب سایر الناس لج- يحرم على غيره رفع صوته على صوت النبي صلى الله عليه و آله کد- يحرم على غيره مناداته من وراء الحجرات للآية که - نادا الله تعالى الأنبياء و حکی عنهم بأسمائهم فقال تعالى: «یُوسُفُ أَعْرِضْ ... اَنْ یا اِبْراهیمُ ... یا نُوحُ * و میز نبينا عليه السلام بالنداء بألقابه الشريفة فقال تعالى: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ * ... یا أیُّها الرَّسُولُ * ... یا أیّها المُزمِّل... يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ» و لم يذكر إسمه في القرآن إلا فيأ أربعة مواضع شهد له فيها بالرسالة لإفتقار الشهادة إلى ذكر اسمه فقال: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ......ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ......وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ - وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ هُوَ اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ... بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ» و كان يحرم أن ينادي باسمه فيقول: يا محمد يا أحمد و لكن يقول : يا نبي الله یا رسول الله يا خيرة الله إلى غير ذلك من صفاته الجليلة كو- كان يستشفي به كن- كان يتبرك ببوله و دمه ....

49 - سوره (3) آل عمران آیه 145.

50 - سوره (5) المائدة آیه 55.

51 - الإختصاص: ص6.

52 - الإختصاص: ص 10. رک.: إختيار معرفة الناقلين: ص11 ح 2. روضة المتقين: ج4

ص: 102

ص 218 و روي أخبار كثيرة أنه ارتد الناس بعد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم إلا ثلاثة؛ سلمان، و أبا ذر، و المقداد، فقيل: فأين عمار ؟ فقال الصادق عليه السلام: جاض جيضة ثم رجع.

53 - الإختصاص: ص 6.

54 - رجال الكشي: ص 7 ح144- محمد بن مسعود، قال: حدثني علي بن الحسن بن فضال قال: حدني العاس بن عامر و جعفر بن محمد بن حكيم، عن أبان بن عثمان، عن الحارث بن المغيرة النصري قال: سمعت عبد الملك بن أعين يسأل أبا عبد الله عليه السلام قال: فلم يزل يسأله حتى قال له: فهلك الناس اذا؟ فقال: إِي وَ اَللَّهِ يَا اِبْنَ أَعْيَنَ هَلَكَ اَلنَّاسُ أَجْمَعُونَ قُلْتُ اهل اَلشَّرْقِ وَ اَلْغَرْبِ قَالَ إِنَّهَا فُتِحَتْ عَلَى اَلضَّلاَلِ إِي وَ اَللَّهِ هَلَكُوا إِلاَّ ثَلاَثَةً نَفَرٍ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِیُّ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ اَلْمِقْدَادُ وَ لَحِقَهُمْ عَمَّارٌ وَ أَبُو سَاسَانَ اَلْأَنْصَارِیُّ وَ حُذَیْفَهُ وَ أَبُو عَمْرَةَ فَصَارُوا سَبْعَةً.

و الإختصاص: ص5 أحمد بن محمد بن يحيى، عن أبيه، عن محمد بن الحسين ، عن الحسن بن محبوب، عن الحارث قال: سمعت عبد الملك بن أعين يسأل أبا عبد الله عليه السلام فلم يزل يسأله حتى قال: فهلك الناس إذا؟ فقال: إِي وَ اَللَّهِ يَا اِبْنَ أَعْيَنَ هَلَكَ اَلنَّاسُ أَجْمَعُونَ قُلْتُ مَنْ فِي اَلشَّرْقِ وَ مَنْ فِي اَلْغَرْبِ قَالَ فَقَالَ إِنَّهَا فُتِحَتْ عَلَى اَلضَّلاَلِ إِي وَ اَللَّهِ هَلَكُوا إِلاَّ ثَلاَثَةً ثُمَّ لَحِقَ أَبُو سَاسَانَ وَ عَمَّارٌ وَ شُتَيْرَةُ وَ أَبُو عَمْرَةَ فَصَارُوا سَبْعَةً

و الکافي: ج 8 ص 253 ح 356 - الحسین بن محّمد، عن المعلّی بن محمّد، عن الوشّاء عن أبان بن عثمان، عن الحارث بن المغیرة قال: سمعت عبد الملك بن أعین یسأل أبا عبد الله علیه السّلام فلم یزل یسائله حتّی قال: فهلك الَنّاس إذاً؟ قال: إي وَ الله یَا اْبنَ أعْیََن فَهَلَكَ النَّاسُ اجْمَعُونَ. قلت: من في المشرق و من في المغرب؟ قال: إنَّها فُتحَتْ بضَلالٍ إِي وَ الله لَََهلَکُوا إّلا ثَلاثَةً.

55 - إختيار معرفة الناقلين: ص 8 ح 17.

56 - سوره (2) آیه 109.

ص: 103

57 - سوره (3) آل عمران (سوره آل محمد صلى الله عليهم) آیه20

58 - سوره (3) آل عمران (سوره آل محمد صلى الله عليهم) آیه 86

59 - سوره (4) النساء آیه 142

60 - سوره (51) الذاريات آیه 36 و 37.

61 - سوره (64) التغابن آیه 3.

62 - جواهر المطالب: ص 122، تاریخ کبیر بخاری و ابن عساکر و المصنف و...، بحارالأنوار و کنز العمال و تحريف أسماء أولاد المعصومين نجاح الطائی، و.... وسائل الشيعة: ج21 ص 398 ب28 باب كراهة التسمية بالحكم و حکیم و خالد و مالك و حارث و یاسین و ضرار و مرة و حرب و ظالم و ضريس و أسماء أعداء الأئمة عليهم السلام.

و الكافي: ج6 ص20 باب الأسماء و الكنى ... ح 12 الحسين بن محمد، عن معلی بن محمد، عن محمد بن مسلم، عن الحسين بن نصر، عن أبيه، عن عمرو بن شمر، عن جابر قال: أراد أبو جعفر عليه السلام الركوب إلى بعض شیعته ليعوده فقال: يا جابر الحقني. فتبعته فلما انتهى إلى باب الدار خرج علينا ابن له صغير فقال له أبو جعفر عليه السلام: ما اسمك؟ قال: محمد. قال: فَبِمَا تُكَنَّى؟ قال: بعلي. فقال له أبو جعفر عليه السلام: لَقَدِ اِحْتَظَرْتَ مِنَ اَلشَّیْطَانِ اِحْتِظَاراً شَدِیداً إِنَّ اَلشَّیْطَانَ إِذَا سَمِعَ مُنَادِیاً یُنَادِی يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ ذَابَ كَمَا يَذُوبُ الرَّصَاصُ حَتَّى إِذَا سَمِعَ مُنَادِياً يُنَادِي بِاسْمِ عَدُوٍّ مِنْ أَعْدَائِنَا اِهْتَزَّ وَ اِخْتَالَ.

63 - الكافي: ج4 ص 577ح2 وكامل الزيارات: ص200 ح2 و تهذیب الأحکام: ج6 ص55 ب18ح1.

64 - بحار الأنوار: ج 43 ص 8 ب1 ح11 از عيون المعجزات: ص54: و روي عن حارثة بن قدامة قال: حدثني سلمان الفارسي، قال: حدثني عمار و قال: أخبرك عجبا، قلت: حدثني يا عمار، قال: نعم، شهدت علي بن أبي طالب عليه السلام و قد ولج على فاطمة عليها السلام فلما

ص: 104

بصرت به نادت: أَدْنِ لاحَدِثَکَ بِمَا كَانَ وَ مَا هُوَ كَائِنُ وَ بِمَا لَمْ يَكُنْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ حِينَ تَقُومَ السَّاعَةُ . قال: فرأيت امیر المؤمنين عليه السلام يرجع القهقرى فرجعت برجوعه، إذ دخل على النبي صلى الله عليه و آله و سلم فقال له: اُدنُ یَا أَبَا الْحَسَنِ. فدنا فلما اطمأن به المجلس قال له: تُحَدِّثُنِي أَمْ أُحَدِّثُكَ ؟ فَقَالَ : الْحَدِيثَ منک أَحْسَنَ یا رَسُولَ اللَّهِ. فقال : كَأَنِّي بِكِ وَ قَدْ دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ وَ قَالَتْ لک کیت وَ کیت فَرَجَعْتُ ، فقال علي عليه السلام: نُورُ فَاطِمَةَ يَرِثُ نُورَنا؟ فقال صلى الله عليه و آله و سلم: أَ وَ لا تَعْلَمُ ؟ فسجد علي شكرا الله تعالى. قال عمار: فخرج أمير المؤمنين و خرجت بخروجه فولج على فاطمة عليها السلام و ولجت معه، فقالت: کأَنَکَ رَجَعْتُ إِلَى أَبِي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا قُلْتَهُ لَكَ ؟ قال: كانَّ کَذلِكِ يَا فَاطِمَةَ . فقالت: اعْلَمْ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی خَلَقَ نُورِی وَ کَانَ یُسَبِّحُ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ ثُمَّ أَوْدَعَهُ شَجَرَهً مِنْ شَجَرِ الْجَنَّهِ فَأَضَاءَتْ فَلَمَّا دَخَلَ أَبِی الْجَنَّهَ أَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَیْهِ إِلْهَاماً أَنِ اقْتَطِفِ الثَّمَرَهَ مِنْ تِلْکَ الشَّجَرَهِ وَ أَدِرْهَا فِی لَهَوَاتِکَ فَفَعَلَ فَأَوْدَعَنِی اللَّهُ سُبْحَانَهُ صُلْبَ أَبِی صلی الله علیه و آله و سلم ثُمَّ أَوْدَعَنِی خَدِیجَهَ بِنْتَ خُوَیْلِدٍ فَوَضَعَتْنِی وَ أَنَا مِنْ ذَلِکَ النُّورِ أَعْلَمُ مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ وَ مَا لَمْ یَکُنْ یَا أَبَا الْحَسَنِ الْمُؤْمِنُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ تَعَالَی.

65 - سوره (31) لقمان (عليه السلام) آیه 35.

66 - سوره (43) الزخرف آیه 89

67 - سوره (7) الأعراف آیه 188.

68 سوره (79) النازعات آیات 43 الى 45.

69 - سوره (41) فصلت آیه 44.

70 - سوره (2) آیه 4.

71 - سوره (72) الجن آیه 27 و 28.

72 - سوره (3) آل عمران آیه 180.

ص: 105

73 - الكافي: ج1 ص 149 ح1 به چند سند صحیح خود از امام جعفر صادق عليه السلام که حضرتش فرمود: لَا یَکُونُ شَیْءٌ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ إِلَا بِهذِهِ الْخِصَالِ السَّبْعِ: بِمَشِیئَهٍ، وَإِرَادَهٍ، وَقَدَرٍ، وَقَضَاءٍ ، وَإِذْنٍ ، وَکِتَابٍ، وَأَجَلٍ، فَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَقْدِرُ عَلی نَقْضِ وَاحِدَهٍ، فَقَدْ کَفَرَ.

والكافي: ج1 ص 149 ح 2 به سند متصل خود از امام موسی بن جعفر عليهما السلام فرمود: لا یَکونُ شَیءٌ فِی السَّماواتِ ولا فِی الأَرضِ إِلاّ بِسَبعٍ بِقَضاءٍ و قَدَرٍ و إِرادَهٍ و مَشیئَهٍ و کِتابٍ وأَجَلٍ و إِذنٍ ؛ فَمَن زَعَمَ غَیرَ هذا فَقَد کَذِبَ عَلَی اللّهِ أَو رَدَّ عَلَی اللّهِ عَز وَ جَل.

74 - بصائر الدرجات: ص 113 باب نادر ح1 به سند صحیح از سدیر گوید: شنیدم حمران بن أعين از امام محمد باقر عليه السلام می پرسید از آیه کریمه: «بَدِیعَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ» حضرت فرمود: إِنَّ اَللَّهَ اِبْتَدَعَ اَلْأَشْیَاءَ کُلَّهَا عَلَی غَیْرِ مِثَالٍ کَانَ قَبْلَهُ وَ اِبْتَدَعَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ لَمْ یَکُنْ قَبْلَهُنَّ سَمَاوَاتٌ وَ لاَ أَرَضُونَ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ تَعَالَی: «وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی اَلْماءِ»؟ فَقَالَ لَهُ حُمْرَانُ بْنُ أَعْیَنَ أَ رَأَیْتَ قَوْلَهُ «عالِمُ اَلْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً» فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ « إِلاّ مَنِ اِرْتَضی مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً» وَ کَانَ وَ اَللَّهِ مُحَمَّدٌ مِمَّنْ اِرْتَضَی وَ أَمَّا قَوْلُهُ «عالِمُ اَلْغَیْبِ» فَإِنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَالِمٌ بِمَا غَابَ عَنْ خَلْقِهِ فَمَا یُقَدِّرُ مِنْ شَیْءٍ وَ یَقْضِیهِ فِی عِلْمِهِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَهُ وَ قَبْلَ أَنْ یَقْبِضَهُ إِلَی اَلْمَلاَئِکَهِ فَذَلِکَ یَا حُمْرَانُ عِلْمٌ مَوْقُوفٌ عِنْدَهُ إِلَیْهِ فِیهِ اَلْمَشِیَّهُ فَیَقْضِیهِ إِذَا أَرَادَ وَ یَبْدُو لَهُ فِیهِ فَلاَ یُمْضِیهِ فَأَمَّا اَلْعِلْمُ اَلَّذِی یُقَدِّرُهُ اَللَّهُ وَ یُمْضِیهِ فَهُوَ اَلْعِلْمُ اَلَّذِی اِنْتَهَی إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ثُمَّ إِلَیْنَا.

و حدیث 2 - حدثنا عبد الله بن محمد، عن الحسن بن محبوب به همان سند و با اضافه: فَمَا یُقَدِّرُ مِنْ شَیْءٍ وَ یَقْضِیهِ فِی عِلْمِهِ أَنْ یَخْلُقَهُ وَ قَبْلَ أَنْ یَقْضِیَهُ فِی عِلْمِهِ أَنْ یَخْلُقَهُ وَ قَبْلَ أَنْ یَقْضِیَهُ إِلَی مَلاَئِکَتِهِ وَ ذَلِکَ یَا حُمْرَانُ عِلْمٌ مُقَدَّمٌ مَوْقُوفٌ عِنْدَهُ غَیْرُ مقتضی[مَقْضِیٍّ] لاَ یَعْلَمُهُ غَیْرُهُ إِلَیْهِ فِیهِ اَلْمَشِیَّهُ فَیَقْضِیهِ إِذَا أَرَادَ- إِلَی آخِرِ اَلْحَدِیثِ-.

ص: 106

75 - الخرائج و الجرائح: ج2 ص841 ح 59 به سند خود از أبان از امام صادق عليه السلام فرمود: اْلعلْمُ سَبْعَةٌ و عشْرُونَ جُزْءاً (حَرْفاً- المختصر)، فَجَمیعُ ما جاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ جُزْءان (حَرْفان- المختصر)، فَلَمْ یَعْرف النَّاسُ حَتَّی اْلیَوْم غَیْرَ الْجُزْءَیْن (الْحَرْفَین- المختصر)، فَإذا قامَ اْلقائُم أًخرَجَ الَْْخمْسَةَ و اْلعشْرینَ جُزْءاً فَبَثَّّها في النّاس، و ضَمَّ إَلیْهَا الْجُزْءَیْن (الْحَرْفَین- المختصر) حَتی یَبُثَّّها سَبْعَةً وَ عشْرینَ جُزْءاً (حَرْفاً- المختصر). از او: مختصر البصائر: ص 320 ح 35/346

76 – بصائر الدرجات: ص210 ب13 ح 3 به سند موثق خود از نوفلی از امام على الهادی علیه السلام گوید: شنیدم امام می فرمود: اِسْمُ اَللَّهِ اَلْأَعْظَمُ ثَلاَثَهٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً وَ إِنَّمَا کَانَ عِنْدَ آصَفَ مِنْهُ حَرْفٌ وَاحِدٌ فَتَکَلَّمَ بِهِ فَانْخَرَقَتْ لَهُ اَلْأَرْضُ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ سَبَإٍ فَتَنَاوَلَ عَرْشَ بِلْقِیسَ حَتَّی صَیَّرَهُ إِلَی سُلَیْمَانَ ثُمَّ اِنْبَسَطَتِ اَلْأَرْضُ فِی أَقَلَّ مِنْ طَرْفَهِ عَیْنٍ وَ عِنْدَنَا مِنْهُ اِثْنَانِ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً وَ حَرْفٌ عِنْدَ اَللَّهِ اسْتَأْثَرٌ بِهِ فِی عِلْمِ اَلْغَیْبِ .

77 - سوره (36) يس (صلى الله عليه و آله و سلم) آیه 13.

78 - اليقين : ص350 ب127 به رواية إمام محمد باقر عليه السلام: در خطبه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم روز غدیر فرمودند: ... مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَ قَدْ أَحْصَاهُ اَللَّهُ فِیَّ وَ کُلُّ عِلْمٍ عَلَّمَنِیهِ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً وَ اَلْمُتَّقِینَ مِنْ وُلْدِهِ وَ هُوَ اَلْإِمَامُ اَلْمُبِینُ اَلَّذِی ذَکَرَهُ اَللَّهُ فِی سُورَهِ یس «وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ» ....

و روضة الواعظين: ج1 ص 93 و الإحتجاج: ج1 ص10:...مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَ قَدْ أَحْصَاهُ اَللَّهُ فِیَّ وَ کُلُّ عِلْمٍ عَلَّمَنِیهِ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً وَ اَلْمُتَّقِینَ مِنْ وُلْدِهِ وَ هُوَ اَلْإِمَامُ اَلْمُبِینُ، ....

الأمالي ابن بابویه: ص170ح5 و معاني الأخبار: ص 95 به سند خود از أبو الجارود از امام باقر عليه السلام: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : «وَ کل شَيْ ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» قَامَ رَجُلَانِ مِنْ مَجْلِسِهِمَا فَقَالَا: یا رَسُولَ اللهِ ! هُوَ التَّوْرَاةِ ؟ قَالَ : لَا ، قَالَا:

ص: 107

فَهُوَ الْإِنْجِيلَ ؟ قَالَ : لَا ، قَالَا : فَهُوَ الْقُرْآنِ ؟ قَالَ : لَا . قَالَ : فَاقْبَلْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : هُوَ هَذَا إِنَّهُ الْإِمَامِ الَّذِي أَحْصَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيهِ عِلْمُ كُلِّ شَيْ ءٍ

الصراط المستقيم: ج1 ص270 از کتاب نخب المناقب حسين بن جبر از امام محمدباقر عليه السلام فرمود: لما نزل قوله تعالى: «وَ کل شَيْ ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» قيل يا رسول الله ! هُوَ التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ أَوِ الْقُرْآنِ ؟ فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : لَا ، فَأَقْبَلَ عَلَيَّ فَقَالَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : هَذَا هُوَ الْإِمَامَ المبین الَّذِي أَحْصَى اللَّهُ فِيهِ كُلُّ شَيْ ءٍ

الفضائل: ص 94 به سند خود از عمار بن یاسر رضي الله عنه گفت: كنت عند أمیرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام في بعض غزواته فمررنا بواد مملوء نملا فقلت: يا أمير المؤمنين ! تَرَى يَكُونُ أَحَدُ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ تَعَالَى يَعْلَمُ كَمْ عَدَدُ هَذَا ؟ قَالَ : نَعَمْ يَا عَمَّارُ أَنَا أَعْرَفُ رَجُلًا يَعْلَمُ عَدَدُهُ وَ کم فِيهِ ذِکر وَ كَمْ فِيهِ أُنثي. فقلت: من ذلك الرجل يا مولاي ؟ فقال: يا عمار؛ أَمَّا قَرَأْتُ فِي سُورَةِ يس : «وَ کل شَيْ ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مَبینِ»؟ فقلت: بلی یا مولاي . فقال : أَنَا ذَلِكَ الْإِمَامُ الْمُبِينُ .

الفضائل: ص174 و الروضة: ص231 ح191 و بالإسناد يرفعه إلى الثقات الذين كتبوا الأخبار أنهم وضح لهم فيما وجدوا و بان لهم من أسماء أمير المؤمنين عليه السلام ثلاثمائة اسم في القرآن منها ما رواه بالإسناد الصحيح عن ابن مسعود قوله تعالى:... «وَ کل شَيْ ءُ أَحصَیناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» مَعْنَاهُ عَلِيِّ عَلَيَّ السَّلَامُ

تأويل الآيات: ص 477 از تفسیر محمد بن العباس رحمه الله به سند خود از صالح بن سهل گوید: شنیدم امام جعفر صادق عليه السلام تلاوت می فرمود آیه: «وَ كُلُّ شَيْ ءٍ أَحصَیناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» قال: فِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ .

الصراط المستقيم: ج1 ص211 به سند خود از ابن أبي عمير از امام جعفر صادق عليه السلام: أَنَّ اللَّهَ قَالَ لِمُوسَى عَلَيْهِ السَّلَامُ : «وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شي» ، وَ لَمْ یقل كُلِّ شَيْ ءٍ ، وَ فِي

ص: 108

عيسى: «وَلِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ ۖ »، وقال في علي بن أبي طالب: «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب»، وقال: «وَ لَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»، فَعِنْدَ عَلِیٍّ عِلْمُ کُلِّ رَطْبٍ وَ یَابِسٍ.

تفسير العياشي: ج1 ص361 ح 29 به سند خود از حسین بن خالد گوید: از امام على الرضا عليه السلام پرسیدم از تفسیر آیه کریمه: «مَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَ لَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»، فقال: الْوَرَقُه السِّقْطُ یَسْقُطُ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُهِلَ الْوَلَدُ. قال: فقلت: و قوله: «وَ لا حَبَّةٍ»؟ قال: یَعْنِی اَلْوَلَدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ، إِذَا أَهَلَّ وَ یَسْقُطُ مِنْ قَبْلِ اَلْوِلاَدَهِ. قال: قلت: قوله: «وَ لا رَطب»؟ قال: یَعْنِی اَلْمُضْغَهَ إِذَا اِسْتَکَنَّتْ فِی اَلرَّحِمِ قَبْلَ أَنْ یَتِمَّ خَلْقُهَا قَبْلَ أَنْ یَنْتَقِلَ . قال : قوله: «وَ لا يابِسٍ»؟ قال: الولد التام. قال: قلت: «فِی کِتابٍ مُبِینٍ» ؟ قال: في إمام مبین.

الإحتجاج: ج2 ص375 از محمد بن أبي عمير الكوفي از عبد الله بن الوليد السمان گوید: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: مَا يَقُولُ النَّاسُ فِي أُولِي الْعَزْمِ وَ صَاحِبِكُمْ أميرَالمُؤمِنينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ؟ قال: قلت: ما يقدمون على أولي العزم أحدا. قال: فقال أبوعب الله عليه السلام: إن الله تبارك و تعالى قال لموسى «وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْ ءٍ مؤعِظَةً» وَ لَمْ يَقُلْ کل شَيْ ءُ موعظه، وَ قَالَ لِعِيسَى : «وَ لابین لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْلُقُونَ فِيهِ» و لم يقل كل شيء، وَ قَالَ لِصَاحِبِكُمْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ : «قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَينَکُم وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ لا رَطْبٍ وَ لَا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ» وَ عَلَّمَ هَذَا الْكِتَابِ عِنْدَهُ ....

79 - سوره (6) الأنعام آیه 60

80 - بحار الأنوار: ج 39 ص350 ب90 ح23 از تفسیر فرات بن إبراهيم به سندش از امیرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام که فرمود: أَنَا أَوْرَثَ مِنَ النَّبِيِّينَ إِلَى الْوَصِيِّينَ مِنِ الْوَصِيِّينَ

ص: 109

إِلَی اَلنَّبِیِّینَ وَ مَا بَعَثَ اَللَّهُ نَبِیّاً إِلاَّ وَ أَنَا أَقْضِی دِینَهُ وَ أُنْجِزُ عِدَاتِهِ وَ لَقَدِ اِصْطَفَانِی رَبِّی بِالْعِلْمِ وَ اَلظَّفَرِ وَ لَقَدْ وَ فَدْتُ إِلَی رَبِّی اِثْنَتَیْ عَشْرَهَ وِفَادَهً فَعَرَّفَنِی نَفْسَهُ وَ أَعْطَانِی مَفَاتِیحَ اَلْغَیْبِ ثُمَّ قَالَ أَنَا اَلْفَارُوقُ اَلَّذِی أُفَرِّقُ بَیْنَ اَلْحَقِّ وَ اَلْبَاطِلِ وَ أَنَا أُدْخِلُ أَوْلِیَائِی اَلْجَنَّهَ وَ أَعْدَائِی اَلنَّارَ أَنَا اَلَّذِی قَالَ اَللَّهُ «هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّ أَنْ یَأْتِیَهُمُ اَللّهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ اَلْغَمامِ وَ اَلْمَلائِکَهُ وَ قُضِیَ اَلْأَمْرُ وَ إِلَی اَللّهِ تُرْجَعُ اَلْأُمُورُ».

مشارق أنوار اليقين: ص 268 و از خطبه های أمير المؤمنين عليه السلام است که فرمود: أَنَا عِنْدِي مَفَاتِيحِ الْغَيْبِ ، لَا يَعْلَمُهَا بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ إِلَّا أَنَا ، ....

81 - دلائل الإمامة: ص505 ح 95/491 به سند خود از کامل بن إبراهيم المزنيی در حدیثی از امام صاحب الزمان عجل الله فرجه الشریف که در سن چهار سالگی بودند ضمن فرمایشی در محضر امام حسن زکی عسکری فرمودند: ... وَ جِئْتُ تَسْأَلُهُ عَنْ مَقَالَةِ الْمُفَوِّضَةُ ، کذوا عَلَيْهِمْ لعته اللَّهُ ، بَلْ قُلُوبَنَا أَوْعِيَةِ لمشيئة اللَّهُ ، فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شِئْنَا ، وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ».... مانند آن: الصراط المستقيم: ج2 ص210 ح 4 و الهداية الكبرى: ص 359 ب14 و إثبات الوصية: ص 262 و الغيبة شيخ طوسی: ص 247 فصل 2 و الخرائج و الجرائح: ج1 ص459 ب 13 ح 4 و کشف الغمة: ج2 ص 499 ب25 و منتخب الأنوار المضيئة: ص140 فصل 10.

82 - الكافي: ج1 ص 337 حه و 342 ح 29 و الغيبة، النعماني: ص 166 ح6 و کمال الدين: ج2 ص 343 ب33 ح 24 و مصباح المتهجد: ج1 ص412 و إعلام الوری: ص 432 فصل 2 و جمال الأسبوع: ص521 و ص 522 و....

83 - الإمامة و التبصرة من الحيرة: ص 133 ب35 ح 144 به سند متصل خود از جابر گوید: به امام صادق عليه السلام عرض کردم: از برای چه حضرت فاطمة الزهراء زهراء نامیده شدند؟ فرمود: لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ و جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ

ص: 110

بِنُورِهَا، وَ غَشِیَتْ أَبْصَارَ اَلْمَلاَئِکَهِ، وَ خَرَّتِ اَلْمَلاَئِکَهُ لِلَّهِ سَاجِدِینَ، وَ قَالُوا: إِلَهَنَا وَ سَیِّدَنَا، مَا هَذَا اَلنُّورُ؟ فَأَوْحَی اَللَّهُ إِلَیْهِمْ: هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِی، وَ أَسْکَنْتُهُ فِی سَمَائِی، خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِی أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِی، أُفَضِّلُهُ عَلَی جَمِیعِ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِکَ اَلنُّورِ أَئِمَّهً یَقُومُونَ بِأَمْرِی، یَهْدُونَ إِلَی حَقِّی، وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِی فِی أَرْضِی بَعْدَ اِنْقِضَاءِ وَحْیِی. علل الشرائع: ج1 ص180 ب 143 ح1 به سند متصل خود از جابر از امام صادق عليه السلام مانند الإمامة و التبصرة. كشف الغمة: ج1 ص464 از امام محمد باقر عليه السلام مانند آن. نوادر المعجزات: ص 193 ح 3/65 از جابر بن عبدالله از امام محمد باقر عليه السلام مانند آن و در آن است: وَ یَهْدُونَ إِلَی خَلْقِی.... الدر النظيم: ص 456 و حديث کرد حماد از عمرو بن شمر از جابر مانند نوادر المعجزات. العدد القوية: ص 227 از کتاب الدر و کتاب مواليد الأئمة.

دلائل الإمامة: ص 149 ح60 ويروى : أَنَها (عَلَيهَا السَلامُ) سُمِّيَتِ اَلزَّهْرَاءَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ و جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ . معاني الأخبار: ص 64 ح16 - و قد روي: اِنما سُمِّيَتِ اَلزَّهْرَاءَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ و جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ.

84 - منابع حدیث شریف:

1- کشف اللآلي (مخطوط): ص5.

از او: جنة العاصمة، سید حسن میر جهاني: ص 283 نگارنده مؤلف قاصر حسن میرجهانی طباطبائی جرقوئی اصفهانی عفي الله عن جرائمه گوید: زمانی که در نجف اشرف مشرف بودم، بر حسب اتفاق برای اخذ کتابی از فضيلة العلامة خلد مقام شیخ محمد سماوی مؤلف كتاب إبصار العين في أنصار الحسين عليه السلام شرف خدمت ایشان را حاصل کردم، در مکتبه ایشان به کتابی مخطوط که در مقابل داشتند نگاه می کردم، از نام آن کتاب پرسیدم، فرمودند: کتاب کشف اللآلي تأليف عالم جلیل شیخ صالح بن عبد الوهاب بن العرندس حلى است، که یکی از علماء بزرگ شیعه بوده از علماء قرن نهم، و کتاب را به من دادند، کتابی بود به قطع

ص: 111

وزیری، کاغذ زرد، قریب سیصد صفحه بخط شیخ احمد توني نوشته شده بود. در ضمن این که مشغول دیدن عناوین آن بودم، برخورد کردم به حدیثی که مکرر از زبان معدودی از بزرگان اهل فضل شنیده بودم به طور مرسل و هرچند تفحص کرده و از بعضی از محدثین از سند آن سؤال میکردم اظهار بی اطلاعی می کردند، و بعضی هم از احادیث موضوعه میدانستند، دیدم در آن حدیث را مسندا نقل نموده ، از مرحوم سماوی استجازه استنساخ آن را نمودم، ایشان هم مضایقه نفرمودند، من با نهایت خوشحالی در همان مجلس حديث را نوشتم چون در فضیلت بی بی معظمه فاطمه زهراء سلام الله علیها بود مقتضی دیدم که در این کتاب درج نمایم، و العهدة على راويه. في کتاب کشف اللآلي لصالح بن عبد الوهاب بن العرندس أنه روي عن الشيخ إبراهيم بن الحسن الذراق، عن الشيخ علي بن هلال الجزائري، عن الشيخ أحمد بن فهد الحلي، عن الشيخ زين الدين علي بن الحسن الخازن الحائري، عن الشيخ أبي عبد الله محمد بن مكي الشهيد، بطرقه المتصلة إلى أبي جعفر محمد بن علي بن موسی بن بابويه القمي، بطريقه إلى جابر بن یزید الجعفي، عن جابر بن عبد الله الأنصاري، عن رسول الله صلى الله عليه و آله، عن الله تبارك وتعالى أنه قال: «يا أحمد ! لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُکَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما». ثم قال جابر: هذا من الأسرار التي أمرنا رسول الله صلى الله عليه و آله بكتمانه إلا عن أهله. یعنی: به سند مذکور از جابر بن عبد الله انصاری از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: خدای تبارك و تعالی فرمود: ای احمد! اگر تو نبودی افلاك را نمی آفریدم، و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم، و اگر فاطمه نبود هیچ يك از شما را نمی آفریدم. مؤلف کتاب کشف اللآلی یکی از علماء قرن نهم هجری بوده، و او یکی از مؤلفين از علماء شیعه در فقه و اصول و حديث بوده، كان عالما ناسكا زاهدا ورعا ادیبا شاعرأ، و در حدود هشتصد و چهل هجری تقریبا وفات یافته، و قبر او در حله هيفاء مزاری است که به آن تبرك می جویند. و سلسله راویان حدیث همه عدل امامی و از بزرگان مشيخه به شمار می روند، و سند حدیث در

ص: 112

نهایت اتقان است.

2- بحرالمعارف.

از او: مجمع النورين: ص 13 و 14 و في الحديث القدسي: «يا أَحمَدُ! لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُکَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما»، كما ذكره الوحيد البهبهاني، و روي في بحر المعارف: «لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُکَ»، و في ضياء العالمين للشيخ أبي الحسن الجد الأمي للشيخ محمد حسن صاحب الجواهر بزيادة فقرة: «وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما».

و زندگانی حضرت فاطمة الزهراء عليها السلام، حسين عمادزاده: ص242 در بحرالمعارف در دنباله عبارت : «لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ» می نویسد: «وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما» اگر فاطمه نبود شما را (یعنی محمد و علی) خلق نمی کردم.

القطرة من بحار مناقب النبي صلى الله عليه و آله و العترة، المستنبط : ج 1 ص 273. و مستدرك عوالم العلوم (فاطمة الزهراء عليها السلام): ج11-قسم-1-ص 44 ب 4 از مستدرك سفينة البحار: ج 3 ص 334 از مجمع النورين. و الموسوعة الكبرى عن فاطمة الزهراء، الأنصاري: ج1 ص 233 ح 16 از برخی از منابع.

3- ضياء العالمين ، أبوالحسن بن محمد طاهر العاملي الفتوني ت 1138:

از او: مجمع النورين: ص 14 ... و في ضياء العالمين للشيخ أبي الحسن الجد الأمي للشيخ محمد حسن صاحب الجواهر بزيادة فقرة: «وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما».

85 - تفسير البرهان: ج4 ص 104 ح7734 از کتاب المناقب الفاخرة في العترة الطاهرة سيد رضی به سند خود از امام جعفر صادق از پدرانش از حضرت فاطمه علیهم السلام فرمود: عَلِیٌّ سَیِّدِی (صَلَوَاتُ اَللَّهِ وَ سَلاَمُهُ عَلَیْهِ) قَرَأَ هَذِهِ اَلْآیَهَ: «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ اَلرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً» فَجِئْتُ اَلنَّبِیَّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنْ أَقُولَ لَهُ: یَا أَبَاهْ، فَجَعَلْتُ أَقُولُ: یَا رَسُولَ اَللَّهِ. فَأَقْبَلَ عَلَیَّ، وَ قَالَ: یَا بُنَیَّهِ، لَمْ تَنْزِلْ فِیکِ وَ لاَ فِی أَهْلِکِ مِنْ قَبْلُ، قَالَ: أَنْتِ مِنِّی، وَ أَنَا

ص: 113

مِنْکِ، وَ إِنَّمَا نَزَلَتْ فِی أَهْلِ اَلْجَفَاءِ، وَ إِنَّ قَوْلَکَ: یَا أَبَاهُ، أَحَبُّ إِلَی قَلْبِی، وَ أَرْضَی لِلرَّبِّ، ثُمَّ قَالَ: أَنْتَ نِعْمَ اَلْوَلَدُ، وَ قَبَّلَ وَجْهِی، وَ مَسَحَنِی مِنْ رِیقِهِ، فَمَا اِحْتَجْتُ إِلَی طِیبٍ بَعْدَهُ». الدار النظيم ص 462 به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام مانند آن. ملحقات إحقاق الحق: ج19 ص 94 از مناقب الإمام علي بن أبي طالب عليه السلام ابن المغازلی: ص 364 چاپ اسلامية طهران به سند متصل خود از امام صادق مانند آن. و در المناقب چاپ جدید: ص 292 ح 411. و در مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص320 از کتاب قاضي أبو محمد الكرخی از امام صادق از حضرت فاطمه علیهما السلام که فرمود: لَمَّا نَزَلَتْ «لا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً» هِبْتُ رَسُولَ اَللَّهِ أَنْ أَقُولَ لَهُ: یَا أَبَتِ، فَکُنْتُ أَقُولُ: یَا رَسُولَ اَللَّهِ فَأَعْرَضَ عَنِّی مَرَّهً أَوْ ثِنْتَیْنِ أَوْ ثَلاَثاً، ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَیَّ فَقَالَ: یَا فَاطِمَهُ إِنَّهَا لَمْ تَنْزِلْ فِیکِ وَ لاَ فِی أَهْلِکِ وَ لاَ فِی نَسْلِکِ، أَنْتِ مِنِّی وَ أَنَا مِنْکِ، إِنَّمَا نَزَلَتْ فِی أَهْلِ اَلْجَفَاءِ وَ اَلْغِلْظَهِ مِنْ قُرَیْشٍ، أَصْحَابِ اَلْبَذَخِ وَ اَلْکِبْرِ قُولِی: یَا أَبَتِ فَإِنَّهَا أَحْیَا لِلْقَلْبِ وَ أَرْضَی لِلرَّبِّ...

86 - کتاب سليم بن قيس الهلالي: ج2 ص 869 ح 48... قالت: نَشَدْتُکُمَا بِاللَّهِ هَلْ سَمِعْتُمَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم: یَقُولُ فَاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی ؟ قَالا: نَعَمْ فَرَفَعَتْ یَدَهَا إِلَی السَّمَاءِ فَقَالَتِ: اللَّهُمَّ إنَّهُمَا قَدْ آذَیَانِی فَأَنَا أَشْکُوهُمَا إِلَیْکَ وَ إِلَی رَسُولِکَ، لا وَاللَّهِ لا أَرْضَی عَنْکُمَا أَبَداً حَتَّی أَلْقَی [أَبِی] رَسُولَ اللَّهِ وَ أُخْبِرَهُ بِمَا صَنَعْتُمَا فَیَکُونَ هُوَ الْحَاکِمَ فِیکُمَا ....

كفاية الأثر: ص 62 - 65 به سند متصل از جابر بن عبد الله الأنصاري از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم در حدیثی در آخر عمر حضرت در بستر شهادت به حضرت فاطمه سلام الله عليها فرمود... قَدْ سَأَلْتُ رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ تَكُونِي أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي أَلَا إِنَّكِ بَضْعَةٌ مِنِّي مَنْ آذَاكِ فَقَدْ آذَانِي. جابر گوید پس از شهادت حضرت دو نفر از اصحاب خدمت حضرت فاطمه رسیدند و از حال حضرت جویا شدند و حضرت فرمودند: اُصْدُقَانِی هَلْ سَمِعْتُمَا

ص: 114

مِن رَسُولُ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ قُولُ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي؟ قالا: نعم قد سمعنا ذلك منه، فرفعت يديها إلى السماء و قالت: اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنَّهُمَا قَدْ آذَیَانِی وَ غَصَبَا حَقِّی ثُمَّ أَعْرَضَتْ عَنْهُمَا فَلَمْ تُکَلِّمْهُمَا بَعْدَ ذَلِکَ وَ عَاشَتْ بَعْدَ أَبِیهَا خَمْسَةً وَ تسعِینَ یَوْماً حَتَّی أَلْحَقَهَا اللَّهُ بِهِ. ر.ک: الجعفريات (الأشعثيات): ص 9 و شرح الأخبار: ج 3 ص30 -31 و 59 و 61 و 64 و الأمالي ابن بابویه: ص104 المجلس 22 و ص 487 المجلس 73 و إعتقادات الإمامية : ص 105 ب38 و علل الشرائع: ج1 ص 187 ب149 و الأمالي شیخ مفید، ص260 مجلس 31 و تقريب المعارف: ص 337 و التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة: ص134 فصل 16 و عيون المعجزات: ص 58 و دلائل الإمامة: ص 135 و الأمالي، الطوسي: ص 24 مجلس1 و شواهد التنزيل: ج2 ص 414 و روضة الواعظين: ج1 ص150 و بشارة المصطفى صلى الله علیه و آله: ج2 ص70 و 178 و النوادر قطب الدين الراوندي: ص 14 و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج 3 ص 332 و الروضة في الفضائل، ص167 ح143 و عمدة العيون: ص 384 و 385 و 388 و 383 و شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد: ج 4 ص 64 وج16 ص273 و 278 و إقبال الأعمال: ج2 ص 624 و ج3 ص164 و الطرائف: ج1 ص 262 و بناء المقالة الفاطمية: ص394 و کشف الغمة: ج1 ص363 و 466 و الدر النظيم: ص 457 و 458 و 462 و 484 و العدد القوية: ص 225 و کشف اليقين: ص351 و نهج الحق: ص 362 و إرشاد القلوب: ج2 ص 232 و الصراط المستقيم: ج1 ص170 و ج2 ص118 و 282 و 289 و ج3 ص12 و عوالي اللئالي: ج4 ص 93 و ج4 ص 279 و تسلية المجالس: ج1 ص 522 و 576 و الصوارم المهرقة: ص140 و 148 و بسیاری از کتاب های شیعه امامیه و مخالفين.

87 - سوره (3) آل عمران (سورة آل محمد صلى الله عليهم) آیه 82: «وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ ۚ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ إِصْرِي ۖ قَالُوا أَقْرَرْنَا ۚ قَالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»

ص: 115

الأمالي، الشيخ الطوسي: ص 668 مجلس 36 ح 1399- 6 به سند متصل از إسحاق بن عمار و أبو بصیر از امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَی أَمْهَرَ فَاطِمَهَ عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ رُبُعَ اَلدُّنْیَا، فَرُبُعُهَا لَهَا، وَ أَمْهَرَهَا اَلْجَنَّهَ وَ اَلنَّارَ ، تُدْخِلُ أَعْدَاءَهَا اَلنَّارَ ، وَ تُدْخِلُ أَوْلِیَاءَهَا اَلْجَنَّهَ ، وَ هِیَ اَلصِّدِّیقَهُ اَلْکُبْرَی، وَ عَلَی مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ اَلْقُرُونُ اَلْأُوَلُ از او: بحار الأنوار: ج 43 ص105 ب5 ح19.

88 - کنز الفوائد: ج1 ص 149 به سند خود از موسی بن جعفر از پدران گرامش از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم که فرمود: دَخَلْتُ اَلْجَنَّهَ فَرَأَیْتُ عَلَی بَابِهَا مَکْتُوباً بِالذَّهَبِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ حَبِیبُ اَللَّهِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَلِیُّ اَللَّهِ فَاطِمَهُ آیَهُ اَللَّهِ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ صَفْوَتَا اَللَّهِ عَلَی مُبْغِضِیهِمْ لَعْنَهُ اَللَّهِ

89 - احادیث بسیاری در کتاب های: بصائر الدرجات و الإختصاص و الكافي وغير آنها در این مطلب است و ما در این جا به دو حدیث شریف اکتفا می کنیم: بصائر الدرجات: ص 497 ب 16 ح 7 به سند خود از أصبغ بن نباتة از سلمان فارسی گفت: قسم به خداوند هرآینه از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم شنیدم که به حضرت على علیه السلام می فرمود: یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَ اَلْأَوْصِیَاءُ مِنْ بَعْدِی- أَوْ قَالَ- مِنْ بَعْدِکَ أَعْرَافٌ لاَ یُعْرَفُ اَللَّهُ إِلاَّ بِسَبِیلِ مَعْرِفَتِکُمْ وَ أَعْرَافٌ لاَ یَدْخُلُ اَلْجَنَّهَ إِلاَّ مَنْ عَرَفَکُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ وَ لاَ یَدْخُلُ اَلنَّارَ إِلاَّ مَنْ أَنْکَرَکُمْ وَ أَنْکَرْتُمُوهُ

بصائر الدرجات: ص 497 ب 16 ح6 به سند صحیح از أصبغ بن نباتة گويد: أميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: ... وَ نَحْنُ اَلْأَعْرَافُ اَلَّذِینَ لاَ یُعْرَفُ اَللَّهُ إِلاَّ بِسَبِیلِ مَعْرِفَتِنَا، .....

90 - معاني الأخبار: ص56 ح3 به سند متصل خود از امام جعفر بن محمد صادق از پدرش از جدش عليهم السلام فرمود: کان رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ذَاتَ يَوْمٍ جَالِساً وَ عِنْدَهُ علی وَ فاطمه وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ فَقَالَ : وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ بشیرا مَا عَلَى

ص: 116

وَجهِ الأَرضِ خَلقٌ أحَبَّ إلَی اللّهِ عز و جل و لا أکرَمَ عَلَیهِ مِنّا ، إنَّ اللّهَ تَبارَکَ و تَعالی شَقَّ لِیَ اسماً مِن أسمائِهِ فَهُوَ مَحمودٌ وأنَا مُحَمَّدٌ ، و شَقَّ لَکَ یا عَلِیُّ اسما مِن أسمائِهِ فَهُوَ العَلِیُّ الأَعلی و أنتَ عَلِیٌّ ، و شَقَّ لَکَ یا حَسَنُ اسما مِن أسمائِهِ فَهُوَ الُمحسِنُ و أنتَ حَسَنٌ ، و شَقَّ لَکَ یا حُسَینُ اسما مِن أسمائِهِ فَهُوَ ذُو الإِحسانِ و أنتَ حُسَینٌ ، و شَقَّ لَکِ یا فاطِمَهُ اسما مِن أسمائِهِ فَهُوَ الفاطِرُ و أنتِ فاطِمَهُ . ثُمَّ قالَ صلی الله علیه و آله و سلم: اللّهُمَّ إنّی اُشهِدُکَ أنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَهُم ، و حَربٌ لِمَن حارَبَهُم ، و مُحِبٌّ لِمَن أحَبَّهُم ، و مُبغِضٌ لِمَن أبغَضَهُم ، و عَدُوٌّ لِمَن عاداهُم ، و وَلِیٌّ لِمَن والاهُم ، لِأَنَّهُم مِنّی و أنَا مِنهُم .

91 - الأمالي، الشيخ الطوسي: ج 2 ص 295 ح 8 و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج2 ص 51 والإحتجاج: ج 1 ص 145 و شرح ابن میثم: ج 5 ص 105 والد النظيم: ص 145.

92 - مشارق أنوار اليقين: ص 133 الفصل 3.

93 - زندگانی حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها نوشته حسين عمادزاده: ص242.

94 - الأمالي، ابن بابويه القتي: ص 114 مجلس 24 به سند خود از ابن عباس از رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ضمن حدیثی در باره حضرت فاطمه سلام الله عليها فرمودند: ... وَ تَسْتَوْحِشُ إِذَا جَنَّهَا اللَّیْلُ لِفَقْدِ صَوْتِیَ الَّذِی کَانَتْ تَسْتَمِعُ إِلَیْهِ إِذَا تَهَجَّدْتُ بِالْقُرْآنِ ثُمَّ تَرَی نَفْسَهَا ذَلِیلَهً بَعْدَ أَنْ کَانَتْ فِی أَیَّامِ أَبِیهَا عَزِیزَهً فَعِنْدَ ذَلِکَ یُؤْنِسُهَا اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ بِالْمَلَائِکَهِ فَنَادَتْهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ فَتَقُولُ: یَا فَاطِمَهُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلی نِساءِ الْعالَمِینَ یَا فَاطِمَهُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ. از او: بشارة المصطفی: ج 2 ص 198 و مناقب آل ابی طالب علیهم السلام: ج 3 ص 360.

الامالی ابن بابویه القمی: ص 487 مجلس 73 از ابن عباس از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ضمن حدیثی درباره حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند:... فَأَمَّا ابنَتِی فَاطِمَهُ فَهِیَ سَیِّدَهُ نِسَاءِ العَالَمِینَ مِنَ الأَوَّلِینَ وَ الآخِرِینَ وَ إِنَّهَا لَتَقُومُ فِی مِحرَابِهَا فَیُسَلِّمُ عَلَیهَا سَبعُونَ أَلفَ

ص: 117

مَلَکٍ مِنَ المَلَائِکَهِ المُقَرَّبِینَ وَ یُنَادُونَهَا بِمَا نَادَت بِهِ المَلَائِکَهُ مَریَمَ فَیَقُولُونَ «یَا فَاطِمَهُ إِنَّ اللهَ اصطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصطَفَاکِ عَلی نِساءِ العالَمِین».... و بشارة المصطفي: ج2 ص 177 و روضة الواعظين: ج1 ص 149 و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام : ج3 ص360 مانند الأمالي.

دلائل الإمامة: ص80 و 152 به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام روایت کند که فرمود: سُمِّیَتْ فَاطِمَهُ مُحَدَّثَهً لِأَنَّ اَلْمَلاَئِکَهَ کَانَتْ تَهْبِطُ مِنَ اَلسَّمَاءِ فَتُنَادِیهَا کَمَا کانَت تُنَادِی مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَتَقُولُ «یَا فَاطِمَهُ إِنَّ اَللّهَ اِصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اِصْطَفاکِ عَلی نِساءِ اَلْعالَمِینَ» «یَا فَاطِمَهُ اُقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اُسْجُدِی وَ اِرْکَعِی مَعَ اَلرّاکِعِینَ» وَتُحَدِّثُهُمْ وَ یُحَدِّثُونَهَا مانند آن: الدر النظيم: ص 456. و العدد القوية: ص 226 از کتاب الدر و کتاب مواليد الأئمة عليهم السلام: اسمها فاطمة ...و مُحَدَّثَهً لِأَنَّ اَلْمَلاَئِکَهَ كانُوا يُنادُونَها: «یَا فَاطِمَهُ إِنَّ اَللّهَ اِصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اِصْطَفاکِ عَلی نِساءِ العالَمينَ» «یَا فَاطِمَهُ اُقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اُسْجُدِی وَ اِرْکَعِی مَعَ اَلرّاکِعِینَ»، وَتُحَدِّثُهُمْ وَ یُحَدِّثُونَهَا....

95 - بحار الأنوار: ج 97 ص200 ب5 ح20 از الإقبال بالأعمال الحسنة: ج3 ص 166 فصل 6 ذکر زیارتها عليها السلام.

96 - سوره (55) الرحمان آیه 20: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ».

تفسير علي بن ابراهيم القمي: ج2 ص 344 و تفسیر فرات الكوفي: ص 459 ح600 از امام جعفر صادق عليه السلام درباره این آیه فرمود: عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ بَحْرَانِ عَمِیقَانِ لاَ یَبْغِی أَحَدُهُمَا عَلَی صَاحِبِهِ... - على و فاطمه در دریای ژرف اند که هرکدام بر دیگری ستم نکند .... و تفسیر فرات الكوفي: ص460 ح601 به سند خود از امام على الرضا عليه السلام درباره آیه فرمود: ذَلِکَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ.... و تفسیر فرات کوفي: ص 459 ح599 و 602 از ابن عباس و أبو ذر غفاری رضي الله عنه درباره آیه فرمود: أمير المؤمنين علي بن أبي طالب و فاطمة عليهما السلام.... و تفسيرفرات الكوفي: ص 461 ح603 به سند خود از عبد الله بن مسعود در جمعی از مهاجرین و

ص: 118

أنصار از او درباره این آیه پرسیده شد وی گفت (مراد این است که): لاَ يَبْغِي عَلِيُّ عَلَي فَاطِمَةَ وَ لاَ تَبْغِي فَاطِمَةُ عَلَي عَلِيٍّ يُنْعِمُ عَلِيٌّ بِمَا أَعَدَّ اللَّهُ لَهُ و خَصَّهُ مِنْ نَعِیمِهِ بِفَاطِمَهَ. و شواهد التنزيل: ج2 ص284 ح 918 الی 921 و 923 به سند خود از ضحاك و سلمان و ابن عباس درباره این آیه گفتند(مقصود): عَلَي وَ فَاطِمَةَ...

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص319 به سند خود از ابن عباس گفت:... فانزل الله: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ» يقول: أَنَا اَللَّهُ أَرْسَلْتُ «اَلْبَحْرَیْنِ» عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ بَحْرَ اَلْعِلْمِ وَ فَاطِمَهَ بَحْرَ اَلنُّبُوَّهِ «یَلْتَقِیَانِ» یَتَّصِلاَنِ أَنَا اَللَّهُ أَوقَعْتُ اَلْوُصْلَهَ بَیْنَهُمَا.

الخصال: ج1 ص65 ح96 و روضة الواعظين: ج1 ص148 به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام در تفسیر این آیه فرمود: علی وَ فاطمه علیهما السَّلَامُ بحراني مِنَ الْعِلْمِ عَميقانِ لَا يَبْغِي أَحَدُهُمَا عَلَى صَاحِبِهِ ....

الفضائل: ص81 در خبر مفاخرت علي بن أبي طالب و فاطمة الزهراء عليهما السلام آمده است که... أمير المؤمنين فرمود: أَنَا شِيعَتِي مِنْ عِلْمِي يَسْطُرُونَ. حضرت فاطمه در پاسخ فرمود: وَ أَنَّا مِنَ بَحْرٍ عِلْمِي یَغتَرِفُونَ....

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص 318 از کتاب های مخالفين؛ كتاب اللوامع و شرف المصطفى خرگوشی به سندش از سلمان، و أبو بکر شیرازی در کتابش از ابو صالح و ابواسحاق ثعلبی و على بن أحمد الطائي و أبو محمد بن الحسن بن علوية القطان در تفسیرهایشان از سعید بن جبيرو سفیان ثوری ، و ابونعیم اصفهانی در کتاب ما نزل من القرآن في أمير المؤمنين عليه السلام از حماد بن سلمة از ثابت از انس، و از ابومالك از ابن عباس، و قاضی نطنزی از سفیان بن عيينة از امام جعفر صادق عليه السلام همه گی در تفسیر آیه گفتند که: عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ بَحْرَانِ عَمِیقَانِ لاَ یَبْغِی أَحَدُهُمَا عَلَی صَاحِبِهِ. و در روایتی چنین است: «بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ» رسول الله ....

ص: 119

97 - الكافي: ج1 ص461 ح10 به سند متصل خود از یونس بن ظبيان از امام جعفر صادق عليه السلام گوید: شنیدم حضرت می فرمود: لَوْ لاَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ لِفَاطِمَهَ عَلَیْهَا السَّلاَمُ مَا کَانَ لَهَا کُفْؤٌ عَلَی وَجْهِ اَلْأَرْضِ آدَمُ مَنْ دُونَهُ مانند آن: الأمالي، الشيخ الطوسي: ص 43 مجلس 2 ح 46- 15 و بشارة المصطفى: ج2 ص 267 و کشف الغمة: ج1 ص 472. و بحار الأنوار: ج100 ص 375 ب21 ح 17 از مصباح الأنوار

و علل الشرائع: ج1 ص 178 ب 142 ح 3 به سند متصل خود از امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:... لَولا أنَّ أمیرَ المُؤمِنینَ عليه السلام تَزَوَّجَها ما کانَ لَها کُفؤٌ إلی یَومِ القِیامَهِ عَلی وَجهِ الأَرضِ؛آدَمُ فَمَن دونَهُ.

98 - تأويل الآيات الظاهرة: ص 766 به سند از جابر جعفی از امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: عز و جل: «وَ الْفَجْرِ» وَ الْفَجْرُ هُوَ الْقَائِمُ عجل الله فرجه، «وَ اللَّيَالِي العَشرُ» الآئمه عليهم السلام مِنَ الْحَسَنِ إِلَى الْحَسَنِ، «وَ الشَّفْعُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ فَاطِمَةُ علیهما السلام، «وَ الْوَتْرُ» هُوَ اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیک لَهُ، «وَ اللَّیلِ إِذا یسْرِ» هِی دَوْلَةُ حَبْتَرٍ، فَهِی تَسْرِی إِلَى قِیامِ الْقَائِمِ عَجَّل الله فَرَجَهُ.

99 - دلائل الإمامة: ص104-106 ح 34 به سند متصل از ابو بصیر، گوید: از امام ابوجعفر محمد بن علي الباقر عليه السلام از مصحف فاطمة صلوات الله علیها پرسیدم، حضرت فرمود: «... وَ لَقَدْ کَانَتْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا طَاعَتُهَا مَفْرُوضَةً عَلَی جَمِیعِ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْجِنِّ، الْإِنْسِ، وَ الطَّیْرِ، وَ الْبَهَائِمِ، وَ الْأَنْبِیَاءِ، وَ الْمَلَائِکَةِ...».

100 – بصائر الدرجات: ص 73 ب8 ح 7 به سند متصل خود از حذيفة بن أسيد الغفاری گفت: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: مَا تَکَامَلَتِ اَلنُّبُوَّهُ لِنَبِیٍّ فِی اَلْأَظِلَّهِ حَتَّی عُرِضَتْ عَلَیْهِ وَلاَیَتِی وَ وَ لاَیَهُ أَهْلِ بَیْتِی وَ مَثُلُوا لَهُ فَأَقَرُّوا بِطَاعَتِهِمْ وَ وَ لاَیَتِهِمْ.

غرر الأخبار: 305 فصل 24 از حذيفة بن أسيد غفاری مانند البصائر و در آن است: فَأَقَرَّ بِهَا وَ

ص: 120

بِطَاعَتِهِمْ وَ وَلاَیَتِهِمْ.

غررالأخبار: 206 فصل 7 رسول الله صلى الله عليه وآله فرمود: «مَا تَکَامَلَتِ اَلنُّبُوَّهُ لِنَبِیٍّ فِی اَلْأَظِلَّهِ حَتَّی عُرِضَتْ عَلَیْهِ وَلاَیَتِی وَ وَلاَیَهُ أَهْلِ بَیْتِی وَ مَثُلُوا لَهُ فَأَقَرُّوا بِطَاعَتِهِمْ وَ وَلاَیَتِهِمْ».

مجمع النورين: ص.2 و فاطمة الزهراء عليها السلام بهجة قلب المصطفى صلى الله عليه و آله: ص 86. از مدينة المعاجز از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: «ما تَکامَلَتِ النُّبُوَّهُ لِنَبِیِّ حَتّی أَقَرَّ بِفَضْلِها وَ مُحَبَّتِها».

ملحقات إحقاق الحق: ج 9 ص 192 از کتاب المناقب المرتضوية: ص 97 چاپ بمبئی از کتاب خلاصة المناقب رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمود: «إنّ اللّهَ -لَهُ الْحَمْدُ- عَرَضَ حُبَّ عَلَیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ ذُرِّیَّتِهَا عَلَی الْبَرِیَّةِ فَمَنْ بَادَرَ مِنْهُمْ بِالْإِجَابَةِ جَعَلَ مِنْهُمْ وَ الرُّسُل وَ مَنْ أَجَابَ بَعدَ ذلِکَ جَعِلَ مِنْهُمْ الشِّیعَةَ وَ إِنَّ اللَّهَ جَمَعَهُمْ فی الْجَنَّةِ».

101 - حدیث امام رضا در وصف امام و امامت و عجز مردم از شناخت و اختیار امام علیهم السلام: الكافي: ج1 ص 198 ح1: « ... الْإِمَامُ الْأَنِيسُ الرَّفِيقُ، وَ الْوَالِدُ الشَّفِيقُ، وَ الْأَخُ الشَّقِيقُ، وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِيرِ، وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِي الدَّاهِيَةِ النَّآدِ. لْإِمَامُ أَمِينُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ، وَ حُجَّتُهُ عَلَى عِبَادِهِ، وَ خَلِيفَتُهُ فِي بِلَادِهِ، وَ الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ، وَ الذَّابُّ عَنْ حُرَمِ اللَّهِ. الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُيُوبِ، الْمَخْصُوصُ بِالْعِلْمِ، الْمَوْسُومُ بِالْحِلْمِ، نِظَامُ الدِّينِ، وَ عِزُّ الْمُسْلِمِينَ، وَ غَيْظُ الْمُنَافِقِينَ، وَ بَوَارُ الْكَافِرِينَ. الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ، لَا يُدَانِيهِ أَحَدٌ، وَ لَا يُعَادِلُهُ عَالِمٌ، وَ لَا يُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ، وَ لَا لَهُ مِثْلٌ وَ لَا نَظِيرٌ، مَخْصُوصٌ بِالْفَضْلِ كُلِّهِ، مِنْ غَيْرِ طَلَبٍ مِنْهُ لَهُ وَ لَا اكْتِسَابٍ، بَلِ اخْتِصَاصٌ مِنَ الْمُفْضِلِ الْوَهَّابِ، فَمَنْ ذَا الَّذِي يَبْلُغُ مَعْرِفَةَ الْإِمَامِ أَوْ يُمْكِنُهُ اخْتِيَارُهُ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ، ضَلَّتِ الْعُقُولُ، وَ تَاهَتِ الْحُلُومُ، وَ حَارَتِ الْأَلْبَابُ، وَ خَسَأَتِ الْعُيُونُ، وَ تَصَاغَرَتِ الْعُظَمَاءُ، وَ تَحَيَّرَتِ الْحُكَمَاءُ، وَ تَقَاصَرَتِ الْحُلَمَاءُ، وَ حَصِرَتِ الْخُطَبَاءُ، وَ جَهِلَتِ الْأَلِبَّاءُ، وَ كَلَّتِ الشُّعَرَاءُ، وَ عَجَزَتِ الْأُدَبَاءُ، وَ عَيِيَتِ الْبُلَغَاءُ، عَنْ وَصْفِ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِهِ، أَوْ فَضِيلَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ، وَ أَقَرَّتْ بِالْعَجْزِ وَ

ص: 121

التَّقْصِيرِ، وَ كَيْفَ يُوصَفُ بِكُلِّهِ، أَوْ يُنْعَتُ بِكُنْهِهِ، أَوْ يُفْهَمُ شَيْ ءٌ مِنْ أَمْرِهِ، أَوْ يُوجَدُ مَنْ يَقُومُ مَقَامَهُ، وَ يُغْنِي غِنَاهُ لَا كَيْفَ؟ وَ أَنَّى وَ هُوَ بِحَيْثُ النَّجْمُ مِنْ يَدِ الْمُتَنَاوِلِينَ، وَ وَصْفِ الْوَاصِفِينَ، فَأَيْنَ الِاخْتِيَارُ مِنْ هَذَا؟ وَ أَيْنَ الْعُقُولُ عَنْ هَذَا؟ وَ أَيْنَ يُوجَدُ مِثْلُ هَذَا؟ أَ تَظُنُّونَ أَنَّ ذَلِكَ يُوجَدُ فِي غَيْرِ آلِ الرَّسُولِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم؟ كَذَبَتْهُمْ وَ اللَّهِ أَنْفُسُهُمْ وَ مَنَّتْهُمُ الْأَبَاطِيلَ، فَارْتَقَوْا مُرْتَقًى صَعْباً دَحْضاً تَزِلُّ عَنْهُ إِلَى الْحَضِيضِ أَقْدَامُهُمْ رَامُوا إِقَامَةَ لْإِمَامِ بِعُقُولٍ حَائِرَهٍ بَائِرَهٍ نَاقِصَهٍ وَ آرَاءٍ مُضِلَّهٍ،فَلَمْ یَزْدَادُوا مِنْهُ إِلاَّ بُعْداً.... فَکَیْفَ لَهُمْ بِاخْتِیَارِ الْإِمَامِ؟!وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ لاَ یَجْهَلُ،رَاعٍ لاَ یَنْکُلُ، مَعْدِنُ الْقُدْسِ وَ الطَّهَارَهِ،وَ النُّسُکِ وَ الزَّهَادَهِ،وَ الْعِلْمِ وَ الْعِبَادَهِ. مَخْصُوصٌ بِدَعْوَةِ الرَّسُولِ صلی الله علیه وآله وَ نَسْلُ المُطَهَّرَةِ الْبَتُولِ...» و تحف العقول، ص 436 و الغيبة، النعماني: ص 216 ب13 ح6 و عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج1 ص 216 ب20 ح1 و کمال الدین و تمام النعمة: ج2 ص 675 ب58ح32 و معاني الأخبار: ص96 ح2 والأمالي، ابن بابويه: ص 675 مجلس 97 ح1 و الإحتجاج: ج2 ص 433 و الصراط المستقيم: ج1 ص83. بحار الأنوار: ج25 ص120 ب4 ح4 از: كمال الدين و معاني الأخبار و الأمالي و العيون و الإحتجاج و التحف والغيبة والكافي.

102 - تفسیر فرات الكوفي: ص 581 ح 747 به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام که فرمود: «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا- أَوْ- مِنْ مَعْرِفَتِهَا «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» يَعْنِي خَيْرٌ مِنْ أَلْفَ مُؤْمِنٍ وَ هِيَ أُمُّ الْمُؤْمِنِينَ «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ اَلرُّوحُ فِيها» وَ الْمَلاَئِكَةُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ يَمْلِكُونَ عِلْمَ آلِ مُحَمَّد صلى الله عليهم. وَ الرُّوحُ الْقُدُسُ هِيَ فَاطِمَةُ عليها السلام...»

103 - در این باره احادیث بسیاریست و ما در اینجا به چند مورد اکتفا می کنیم: بصائر الدرجات: ص 447 ب 14 ح4 به سند خود از جابر از امام محمد باقر عليه السلام گوید: از امام

ص: 122

درباره علم عالم (أئمته) پرسیدم که فرمود: «یا جابِرُ إِنَّ فِی الأَنْبِیاءِ وَالأَوصِیاءِ خَمْسَهَ أَرْواح رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الإِیمانِ وَ رُوحَ الحیاه وَ رُوحَ القُوَّهِ وَرُوحَ الشَّهْوَهِ فَبِرُوح القُدُسِ یا جابِرُ عَرَفُوا ما تَحْتَ الْعَرْشِ إِلی ما تَحْتَ الثَّری» ثُمَّ قال: «یا جابر إِنَّ هذِهِ أَلارْواحٌ یُصیبُه الحَدَثانُ إِلاّ ان رُوحَ الْقُدُسِ لا تَلْهُو وَلا یَلْعَبُ

بصائر الدرجات: ص 453 ب 15 ح12 به سند خود از جابر از امام محمد باقر عليه السلام که فرمود: «إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَنْبِیَاءَ وَ اَلْأَئِمَّهَ عَلَی خَمْسَهِ أَرْوَاحٍ رُوحِ اَلْقُوَّهِ وَ رُوحِ اَلْإِیمَانِ وَ رُوحِ اَلْحَیَاهِ وَ رُوحِ اَلشَّهْوَهِ وَ رُوحِ اَلْقُدُسِ فَرُوحُ اَلْقُدُسِ مِنَ اَللَّهِ وَ سَائِرُ هَذِهِ اَلْأَرْوَاحِ یُصِیبُهَا اَلْحَدَثَانِ فَرُوحُ اَلْقُدُسِ لاَ یَلْهُو وَ لاَ یَتَغَیَّرُ وَ لاَ یَلْعَبُ وَ بِرُوحِ اَلْقُدُسِ عَلِمُوا یَا جَابِرُ مَا دُونَ اَلْعَرْشِ إِلَی مَا تَحْتَ اَلثَّرَی»

بصائر الدرجات: ص460 ب18ح1 به سند صحیح از هشام بن سالم گوید: شنیدم امام جعفر صادق می فرمود درباره این آیه: «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی»، خَلقٌ أعظَمُ مِن جَبرَئیلَ و میکائیلَ، لَمْ یَکُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَی غَیْرِ محمد صلی الله علیه و آله و سلم و هُوَ مَعَ الأَئِمَّهِ یُوَفِّقُهُمْ وَ یُسَدِّدُهُمْ، وَ لَیْسَ کُلَّمَا طُلِبَ وُجِدَ».

بصائر الدرجات: ص 461 ب18 ح5 به سند صحیح از أبو بصیر گوید: از امام جعفر صادق عليه السلام پرسیدم از آیه: «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ مَا أُوتِیتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلًا» فرمود: هُوَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ کَانَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ یُوَفِّقُهُ وَ هُوَ مَعَنَا أَهْلَ اَلْبَیْتِ».

104 - حدیث امام رضا عليه السلام در وصف امام و امامت و عجز مردم از شناخت و اختیار امام عليهم السلام: الكافي: ج1 ص198 ح1: « ...، فَکیفَ لَهُمْ بِاخْتِیارِ الْإِمَامِ، وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ لا یجْهَلُ،.. مَخْصُوصٌ بِدَعْوَهِ الرَّسُولِ صلی الله علیه و آله وَ نَسْلِ الْمُطَهَّرَهِ الْبَتُولِ،...». و تحف العقول، ص436 و الغيبة، النعماني: ص 216 ب13 ح6 و عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج1

ص: 123

ص 216 ب20 ح1 و کمال الدین و تمام النعمة: ج2 ص 675 ب58 ح32 و معاني الأخبار: ص 96 ح2 و الأمالي، ابن بابویه: ص 675 مجلس 97 ح1 و الإحتجاج: ج2 ص 433 و الصراط المستقيم: ج1 ص83. بحار الأنوار: ج25 ص120 ب4 ح4 از: كمال الدين و معاني الأخبار و الأمالي و العيون و الإحتجاج والتحف والغيبة والكافي.

105 - الكافي: ج1 ص 198 ح ا و تحف العقول، ص 436 و الغيبة، النعماني: ص 216 ب13 ح6 و الأمالي، ابن بابویه: ص674 مجلس 97 ح1 و عیون أخبار الرضا عليه السلام: ج1 ص 216 ب20 ح1 و کمال الدين: ج2 ص675 ب58 ح32 و معاني الأخبار: ص96 ح2 و الإحتجاج: ج2 ص 433.

106 - سوره (2) آیه 144: «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً...»

و سوره (4) النساء آیه 42: «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً»

و سوره (13) الرعد آیه 44: «وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»

و سوره (16) النحل آیه: 85: «وَ يَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً ثُمَّ لا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ».

و سوره (16) النحل آیه 90: «وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ۖ وَ جِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَىٰ هَٰؤُلَاءِ ۚ...».

و سوره (22) الحج آیه 79: «وَ جَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ ۚ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ۚ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ ۚ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هَٰذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ ۚ ... ».

و سوره (28) القصص آیه 76: «وَ نَزَعْنَا مِن کُلِّ أُمَّهٍ شَهِیدًا فَقُلْنَا هَاتُواْ بُرْهَانَکُمْ فَعَلِمُواْ أَنَّ الْحَقَّ

ص: 124

لِلّهِ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ».

107 - احادیث بسیاری در باب محدث بودن حضرات محمد و آل محمد و حضرت فاطمه صلوات الله عليهم است که به برخی از آن ها اشاره می شود: سوره (22) الحج آیه 53: «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ».

تفسير علي بن إبراهيم القمي: ج2 ص85 و أما در روایات خاصة همانا روایت شده است از إمام صادق عليه السلام که فرمود: «أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلّم: أَصَابَهُ خَصَاصَهٌ فَجاءَ إِلَی رَجُلٍ مِنَ الأَنصَارِ فَقَالَ لَهُ هَل عِندَکَ مِن طَعَامٍ؟ فَقَال نَعَم یَا رَسُولَ اللهِ وَ ذَبَحَ لَهُ عَنَاقاً وَ شَوَاهُ فَلَمَّا أَدنَاهُ مِنهُ تَمَنَّی رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلّم: أَن یَکُونَ مَعَهُ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ وَ الحَسَنُ وَ الحُسَینُ علیهم السلام فَجَاءَ مُنَافِقَانِ ثُمَّ جَاءَ عَلِیٌّ بَعْدَهُمَا فَأَنْزَلَ اَللَّهُ فِی ذَلِکَ «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ وَ لاَ مُحَدَّثٍ إِلاّ إِذا تَمَنّی أَلْقَی اَلشَّیْطانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ» یَعْنِی فُلاَناً وَ فُلاَناً».

کتاب سليم بن قیس الهلالي: ج2 ص 823 ح 37 ... فقلت لمحمد: من تراه حدث أميرالمؤمنين عليه السلام عن هؤلاء الخمسة بما قالوا؟ فقال: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، إنه يراه في منامه كل ليلة و حديثه إياه في المنام مثل حديثه إياه في [الحياة] و اليقظة فإن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم قال: «مَنْ رَآنِی فِی اَلْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِی فَإِنَّ اَلشَّیْطَانَ لاَ یَتَمَثَّلُ بِی وَ لاَ بِأَحَدٍ مِنْ أَوْصِیَائِی إِلَی یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ». قال سليم: فقلت لمحمد بن أبي بكر: من حدثك بهذا؟ قال علي عليه السلام. فقلت: وأنا سمعته أيضا منه كما سمعت أنت. فقلت لمحمد: فلعل ملكا من الملائكة حدثه؟ قال: أو ذاك. قلت: و هل تحدث الملائكة إلا الأنبياء؟ قال: أما تقرأ القرآن: «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لاَ نَبِیٍّ وَ لاَ مُحَدَّثٍ»؟ قال: قلت له: أمير المؤمنين عليه السلام محدث هو؟ قال: نعم، و كانت فاطمة عليها السلام محدثة ولم تكن نبية و مريم

ص: 125

كانت محدثة و لم تكن نبية و أم موسى ما كانت نبية و كانت محدثة و كانت سارة امرأة إبراهيم قد عاينت الملائكة فبشروها «بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ یَعْقُوبَ» و لم تكن نبية . قال سليم: فلما قتل محمد بن أبي بكر بمصر ونعي عزيت به أمير المؤمنين عليه السلام و خلوت به فحدثته بما حدثني به محمد بن أبي بکرو خبرته بما خبرني به عبد الرحمان بن غنم قال: صَدَقَ مُحَمَّدٌ رَحِمَهُ اَللَّهُ أَمَا إِنَّهُ شَهِیدٌ حَیٌّ یُرْزَقُ....

بصائر الدرجات: ص 372 جزء 8 ب1 ح16 به سند متصل خود از سلیم گوید: شنیدم حضرت على عليه السلام می فرمود: «إِنِّی وَ أَوْصِیَائِی مِنْ وُلْدِی (أَئِمَّهٌ مُهْتَدُونَ - الإختصاص) مَهْدِیُّونَ کُلُّنَا مُحَدَّثُونَ». فقلت: يا أمير المؤمنين ! من هم؟ قال: «الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ ثُمَّ ابْنَيْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ». قال: و علي يومئذ رضيع - «ثُمَّ ثَمَانِیَهٌ مِنْ بَعْدِهِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ وَ هُمُ اَلَّذِینَ أَقْسَمَ اَللَّهُ بِهِمْ فَقَالَ «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» أَمَّا اَلْوَالِدُ فَرَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سلم «وَ مَا وَلَدَ» یَعْنِی هَؤُلاَءِ اَلْأَوْصِیَاءَ» قلت: يا أمير المؤمنين ! تجمع [أيجتمع] إمامان؟ قال: «لاَ إِلاَّ وَ أَحَدُهُمَا مُصْمَتٌ لاَ یَنْطِقُ حَتَّی یَمْضِیَ اَلْأَوَّلُ» . قال سليم الشامي: سألت محمد بن أبي بكر قلت: كان علي عليه السلام محدثا؟ قال: نعم. قلت: و هل يحث الملائكة إلا الأنبياء؟ (و يحدث الملائكة الأئمة - الإختصاص) قال: أما تقرأ: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِی وَ لا مُحَدَّثٍ»؟ قلت: فأمير المؤمنين عليه السلام محدث؟ قال: نعم، و فاطمة كانت محدثة ولم تكن نبية. الإختصاص: ص 329 از إسماعيل بن يسار مانند البصائر با اختلاف اندک.

علل الشرائع: ج1 ص 183 ب146 ح2 از پدرش از عبد الله بن الحسن مؤدب از أحمد بن على اصفهانی از ابراهيم بن محمد ثقفی از إسماعيل بن بشار از علي بن جعفر حضرمی از سلیمان از محمد بن أبي بكر: لما قرأ: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍ و لا مُحَدّثٍ»، و هل يحدث الملائكة إلا الأنبياء ؟ قال: مريم لم تكن نبية و كانت محدثة و أم موسی بن عمران كانت محدثة و لم تكن نبية و سارة امرأة إبراهيم قد عاينت الملائكة فبشروها «بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ

ص: 126

يَعقُوبَ» ولم تكن نبية، و فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم كانت محدثة و لم تكن نبية. و کشف الغمة: ج1 ص468 و روي أن محمد بن أبي بكر رضي الله عنه ...مانند العلل. و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص ص 336 از سلیم مانند علل الشرائع. و گوید: و قد ذكر سعد القمي في بصائر الدرجات و محمد بن يعقوب الكليني في الكافي بابا في ذلك.

سوره (11) هود عليه السلام آیه 72: «وَ امْرَأَتُهُ قائِمَهٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ یَعْقُوبَ».

و إرشاد القلوب: ج2 ص393 ... قال (سليم) قلت لمحمد: من تراه حدث أمير المؤمنين عليه السلام عن هؤلاء الخمسة بما قالوا؟ فقال: رسول الله، إنه يراه كل ليلة في المنام و حدثه إياه في المنام مثل ما حدثه إياه في اليقظة والحياة. وقد قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : «مَنْ رَآنِی فِی اَلْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِی فَإِنَّ اَلشَّیْطَانَ لاَ یَتَمَثَّلُ بِی فِی اَلنَّوْمِ وَ لاَ فِی اَلْیَقَظَةِ وَ لاَ بِأَحَدٍ مِنْ أَوْصِیَائِی إِلَی یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ». قال سليم: فقلت: لمحمد: من حدثك بهذا؟ قال: أمير المؤمنين علي بن أبي طالب. فقلت: و أنا أيضا سمعته منه كما سمعته أنت، فلعل ملكا من الملائكة حدثه . قال: و هل تحدث الملائكة إلا الأنبياء ؟ أو ما تقرأ كتاب الله العزيز: «وَ ما أرْسَلْنا مِن قَبْلِكَ مِن رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ وَ لا مُحَدّثٍ»؟ قلت: فأمير المؤمنين عليه السلام محدث؟ قال: نعم و فاطمة عليها السلام محدثة و لم تكن نبية، و مريم عليها السلام محدثة ولم تكن نبية، و أم موسی عليها السلام محدثة و لم تكن نبية، و سارة امرأة إبراهيم عليهما السلام محدثة قد عاينت الملائكة و لم تكن نبية وبشروها «بِاسحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ»... قال سليم: فلما قتل محمد بن أبي بكر بمصر و نعي عزيت به أمير المؤمنين عليه السلام و خلوت به و حدثته بما حدثني به محمد بن أبي بكر و بما حدثني به ابن غنم قال: «صَدَقَ مُحَمَّدٌ (رَحِمَهُ اللَّهُ)، أَمَا إِنَّهُ شَهِیدٌ حَیٌّ مَرْزُوقٌ. یَا سُلَیْمُ! إِنِّی وَ أَوْصِیَائِی أَحَدَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْ وُلْدِی أَئِمَّةُ الهُدًی مَهْدِیُّونَ مُحَدَّثُونَ» .

ص: 127

قلت: و من هم يا أمير المؤمنين ؟ قال: «ابنی [اِبْنَایَ] اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ ثُمَّ اِبْنِی هَذَا- وَ أَخَذَ بِیَدِ عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ وَ هُوَ رَضِیعٌ ثُمَّ قَالَ-: ثَمَانِیَةٌ مِنْ وُلْدِهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ وَ هُمُ اَلَّذِینَ أَقْسَمَ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِهِمْ فَقَالَ «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» فَالْوَالِدُ رَسُولُ اَللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ سلم وَ أَنَا وَ مَا وَلَدَ یَعْنِی هَؤُلاَءِ اَلْأَحَدَ عَشَرَ أَوْصِیَائِی (علیهم السلام) وَ اَللَّعْنَةُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أبدا [أَبَدَ اَلْآبِدِینَ]» قُلْتُ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ یَجْتَمِعُ إِمَامَانِ قَالَ «لاَ أَحَدُهُمَا لاَ یَنْطِقُ حَتَّی یَهْلِکَ اَلْأَوَّلُ».

بصائر الدرجات: ص 320 ب5 ح3 به سند متصل خود از حکم بن عيينة قال: دخلت على علي بن الحسين يوما فقال لي: «یَا حَکَمُ هَلْ تَدْرِی مَا اَلْآیَهُ اَلَّتِی کَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَعْرِفُ بِهَا صَاحِبَ قَتْلِهِ (يَعْرِفُ قَاتِلَهُ بِهَا -الکافی) وَ یَعْلَمُ بِهَا اَلْأُمُورَ اَلْعِظَامَ اَلَّتِی کَانَ یُحَدِّثُ بِهَا اَلنَّاسَ ؟». قال الحكم: فقلت في نفسي قد وقفت على علم من علم علي بن الحسين ، أعلم بذلك تلك الأمور العظام. قال: فقلت: لا والله لا أعلم به أخبرني بها يا ابن رسول الله صلى الله عليه و آله. قال: «وَ اَللَّهِ قَوْلُ اَللَّهِ: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ وَ لاَ مُحَدَّثٍ». فقلت: و كان علي بن أبي طالب عليه السلام محدثا؟ قال: «نَعَمْ وَ کُلُّ إِمَامٍ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ فَهُوَ مُحَدَّثٌ». از او: الكافي: ج1 ص270ح 2 مانند او و اضافه نمود: فقال له رجل يقال له عبد الله بن زید کان أخا علي لأمه: سبحان الله محدثا؛ كأنه ينكر ذلك فأقبل علينا أبو جعفر عليه السلام فقال: «أَمَا وَاللّهِ إِنَّ ابْنَ أُمِّکَ بَعْدُ قَدْ کَانَ یَعْرِفُ ذلِکَ». قال: فلما قال ذلك سكت الرجل. فقال: «هِیَ الَّتِی هَلَکَ فِیهَا أَبُوالْخَطَّابِ ، فَلَمْ یَدْرِ مَا تَأْوِیلُ الْمُحَدَّثِ وَ النَّبِیِّ».

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص ص 336 در کتاب الأحياء است که ابن عباس آیه را چنين قرائت می نموده: «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ وَ لاَ نَبِیٍّ وَ لاَ مُحَدَّثٍ».

108 - تفسير أطيب البيان: ج13 ص 226 حضرت امام حسن زکی عسکری علیه السلام فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللهِ ِ عَلَى خَلْقِهِ وَ جَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةُ اللهِ عَلَيْنا- ما حجت های الله بر خلق او هستيم، و جده ما فاطمه حجت الله است برما».

ص: 128

109 - شرح نهج البلاغة إبن أبي الحديد: ج16 ص 211 از کتاب السقيفة و فدك: ص98 قسمت 2 به چند سند خطبه فدکیه را نقل کرده است که حضرت فاطمه علیها السلام ضمن خطبه خود فرمودند: «...وَ اِحْمَدُوا اَللَّهَ... وَ نَحنُ وَسیلَتُهُ فی خَلقِهِ، و نَحنُ خاصَّتُهُ، و مَحَلُّ قُدسِهِ وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فی غَیْبِهِ وَ نَحْنُ وَرَثَهُ أنْبِیائِهِ...». و شرح نهج البلاغة ابن میثم البحراني: ج5 ص105.

110 - الإحتجاج.

111 - الدر النظيم

112 - الإحتجاج

113 - بسیاری از محدثین و مورخين خطبه فدکیه حضرت فاطمه سلام الله عليها را نقل نموده اند: دلائل الإمامة: ص 109 - 113 ح 36 به سندهای متصل از: ابن عباس، و به چند سند از حضرت زینب عليها السلام، و از چند تن دیگر، و از عبد الله محض از گروهی از بنی هاشم، و به سند خود از امام محمد باقر عليه السلام از پدرش از حضرت زینب، و از ابن عائشة و از زید بن علي بن الحسين از حضرت زینب؛ از حضرت فاطمه سلام الله علیها که در خطبه خود فرمودند: «... فَفَرَضَ (فَجَعَلَ - الإحتجاج) اللَّهُ عَلَيْكُمُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ؛ ... وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا لَمّاً (أَماناً - الإحتجاج) لِلفُرقَةِ ... ». و الإحتجاج: ج1 ص97- 99 به سند خود از عبد الله محض. و کشف الغمة: ج1 ص480-483 از کتاب السقيفة جوهری به سند ها و طرق خود: «...فَفَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ ... وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا لَمّاً لِلْفُرْقَةِ... ». الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم: ص465 -469 از ابن عباس از حضرت زینب عليها السلام: «...فَفَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ، ... وَ طَاعَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ نِظَاماً لِلْمِلَّةِ ، وَ إِمَامَتَنَا لِمَا لِلْفُرْقَةِ، ... ». ر.ک: من لا يحضره الفقيه : ج3 ص 567 و 568 ح4940 به سند خود از جابر از حضرت زینب علیها السلام: «... فَفَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ، ... وَ الطَّاعَةَ نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ الْإِمَامَةَ لَمّاً مِنَ الْفُرْقَةِ، ...». علل

ص: 129

الشرائع: ج1 ص 248 و 249ب 182ح 2 و 3 و 4 از أحمد بن محمد بن جابر و جمعی از بنی هاشم و زید بن علي از حضرت زینب علیها السلام: «... فَفَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ، ... وَ الطَّاعَةَ نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ الْإِمَامَةَ لَمّاً مِنَ الْفُرْقَةِ، ...». ر.ک: من لا يحضره الفقيه: ج3 ص 568 ح.494.

114 - الدرالنظيم

115 – بصائرالدرجات: 151 ب14 ح70 به سند متصل خود از ابوبصی: «... وَ مَا یُدْرِیهِمْ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَهَ قَالَ مُصْحَفٌ فِیهِ مِثْلُ قُرْآنِکُمْ هَذَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ...هُوَ شَیْءٌ أَمْلاَهَا اَللَّهُ وَ أَوْحَی إِلَیْهَا...». مانند آن: الكافي: ج1 ص 239 ح1.

116 - تفسیر فرات الكوفي: ص 581 ح 747 به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام که فرمود: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» اللَّیْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا- أو- مِنْ مَعْرِفَتِهَا ، وَ قَوْلِهِ : «وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ الْقَدْرِ لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» ، «يَعْنِي خَيْرٌ مِنْ أَلْفَ مُؤْمِنٍ وَ هِيَ أُمُّ الْمُؤْمِنِينَ «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها» وَ الْمَلَائِكَةُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ يَمْلِكُونَ عِلْمَ آل محمد صلى الله عليهم. وَ الرُّوحُ الْقُدُسُ هِيَ فَاطِمَةُ علیهاالسلام «بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِيَ حَتّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ» يَعْنِي حَتَّي يَخْرُجَ اَلْقَائِمُ عليه السلام».

تأويل الآيات الظاهرة: ص791 از محمد بن جمهور از موسی بن بکر از زرارة از حمران گفت: از امام جعفر صادق علیه السلام پرسیدم: عما يفرق في ليلة القدر هل هو ما يقدر الله فيها؟ قال: «لاَ تُوصَفُ قُدْرَهُ اَللَّهِ إِلاَّ أَنَّهُ قَالَ: «فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ»، فَکَیْفَ یَکُونُ حَکِیماً إِلَّا مَا فُرِقَ وَ لَا تُوصَفُ قُدْرَهُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ، لِأَنَّهُ یُحْدِثُ مَا یَشَاءُ، وَ أَمَّا قَوْلُهُ: «لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»، یَعْنِی فَاطِمَهَ علیها السلام ، وَ قَوْلُهُ: «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیها»، وَ الْمَلَائِکَهُ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ یَمْلِکُونَ عِلْمَ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ الرُّوحُ رُوحُ الْقُدُسِ، وَ هُوَ فِی فَاطِمَهَ علیها السلام ، «مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ»، یَقُولُ: مِنْ کُلِّ أَمْرٍ مُسَلَّمَهٍ، «حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ»، یَعْنِی حَتَّی یَقُومَ

ص: 130

الْقَائِمُ علیه السلام»

117 - سوره (3) آل عمران (آل محمد صلوات الله عليهم) آیه 62.

118 - سوره (16) النحل آیه 4.

119 - بحار الأنوار: ج43 ص 218ب7 ضمن ح49 و ج78 ص 391 ب10 ضمن ح56 از مصباح الأنوار خطی: ص 257 از امام جعفر بن محمد از پدرانش علیهم السلام که فرمودند: «لَمَّا حَضَرَتْ فاطِمَهَ الْوَفاهُ بَکَتْ فَقالَ لَها أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ یا سَیِّدَتِی ما یُبْکِیکِ؟ قالَتْ أَبْکِی لِما تَلْقَی بَعْدِی فَقالَ لَها لَا تَبْکِی فَوَ اللهِ إِنَّ ذَلِکَ لَصَغِیرٌ عِنْدِی فِی ذَاتِ اَللَّهِ... ». مستدرك الوسائل: ج2 ص290ب 29 ح 1995 از بحار الأنوار

120 – سوره (42) الشوری آیه 26: «ذَٰلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ۗ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ ۗ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ»

در بسیاری از کتاب های تفسیر و حدیث و فضائل اهل بیت عصمت عليهم السلام از شیعه امامیه و مخالفين در تفسیر مودت در آیه، و مودت آل محمد و خصوص حضرت فاطمه صلوات الله و سلامه عليهم احادیث بسیاری ذکر گردیده است.

121 - الأمالي، إبن بابویه: ص384 مجلس 61 ح1 به سند خود از امام جعفر صادق از پدران گرامش از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «یا فاطمه! إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی لَیَغْضَبُ لِغَضَبِ وَ یَرْضی لِرِضاک، ...». مانند آن: دلائل الإمامة: ص 146ح53 به سند خود از امام حسین از پدرش از جدش رسول الله، والأمالي، الشيخ الطوسي: ص 427 مجلس 15 ح954- 11 به سند خود از امام جعفر صادق از پدرانش از رسول الله . و روضة الواعظين: ج1 ص 149 از رسول الله . و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: از امام صادق و از کتاب شرف النبي ابن سعید واعظ و از کتاب الفضائل از أبوصالح مؤدن از ابن عباس و از کتاب الإبانة عكبري و از

ص: 131

كتاب الديانة محمود إسفرائینی همه گی از رسول الله. والإحتجاج: ج 2 ص 354 از حسین بن زید از امام جعفر صادق عليه السلام از رسول الله، و کشف الغمة: ج1 ص 458 از کتاب الآل از امام حسین از پدرش عليهما السلام از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم.

عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص 26 ب31 ح6 به سند خود از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «تُحْشَرُ ابْنَتِی فَاطِمَهُ سلام الله علیها یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ مَعَهَا ثِیَابٌ مَصْبُوغَهٌ بِالدِّمَاءِ، تَتَعَلَّقُ بِقَائِمَهٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ تَقُولُ: یَا عَدْلُ احْکُمْ بَیْنِی وَ بَیْنَ قَاتِلِ وُلْدِی قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه فَیَحْکُمُ اللَّهُ تعالی لِابْنَتِی وَ رَبِّ الْکَعْبَهِ و إنَّ اللهَ عَزَّ و جَلَّ یَغْضَبُ بغَضَب فاطمَةَ و یَرْضی لِرِضاها» عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص 46 ب 31 ح 171 به سند خود از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «إنَّ اللهَ تَعالی یَغْضَبُ لغَضَب فاطمَةَ وَ یَرْضی لِرِضاها». و معاني الأخبار: ص 303 ح2 به سند خود از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «إِنَّ فَاطِمَهَ شِجْنَهٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَا آذَاهَا وَ یَسُرُّنِی مَا یَسُرُّهَا، وَ إنَّ اللهَ تَبارَكَ و تَعالی لیَغْضَبُ لغَضَب فاطمَةَ و یَرْضی لرضاها». و کشف الغمة: ج1 ص 467 از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «إِنَّ فَاطِمَهَ شِجْنَهٌ مِن ی یُسْخِطُنِی مَا أَسْخَطَهَا وَ یُرْضِینِی مَا أَرْضَاهَا». الأمالي، الشيخ المفيد: ص 95 مجلس 19 ح4 به سند خود از امام محمد باقر از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «إنَّ اللَّهَ لَیَغضَبُ لِغَضَبِ فاطِمَهَ، و یَرضی لِرِضاها». مانند آن: إعلام الوری: ص 149 فصل 2 از رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم، و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام : ج3 ص325 از حسین بن زید بن علي از امام صادق، و از جابر از امام محمد باقر از رسول الله ، و کشف الغمة: ج1 ص 467 روایت شده است از امام جعفر صادق از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم. بشارة المصطفى: ج2 ص208 به سند خود از امام رضا از پدرانش از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «إِنَ اللهَ لَیَغْضِبَ لِغَضَبِ فاطِمَة وَ یَرْضَی بِرِضَاها». إعتقادات الإمامية: ص 105 و أما فاطمة صلوات الله عليها فاعتقادنا فيها أنها سيدة نساء العالمين من

ص: 132

الأولين والآخرين، وأن الله يغضب لغضبها، و يرضى لرضاها و أنها خرجت من الدنيا ساخطة على ظالميها وغاصبيها و مانعي إرثها.

122 - سوره (24) النور آیه 37: «فی بیوتٍ أذِنَ اللهُ أن تُرفَعَ وَ یُذکرَ فیها اسمُهُ یُسَبِحُ لَهُ فیها بالغُدُوِّ والاصال».

تفسير علي بن إبراهيم القمي: ج 2 ص 103 به سند خود از امام محمد باقر عليه السلام که فرمود: هِیَ بُیُوتُ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ بَیْتُ عَلِیٍّ مِنْهَا. و تفسیر فرات الكوفي: ص: 282 ح 382 به سند خود از امام محمد باقر عليه السلام که فرمود: «...هِیَ بُیُوتُ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ بَیْتُ عَلِیٍّ بن ابی طالب مِنْهَا». تفسیر فرات الكوفي: ص 286 ح 386 به سند خود به سند خود از زیدعليه السلام گفت: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «هِیَ بُیُوتُ اَلْأَنْبِیَاءِ». فقال أبو بكر: هذا منها -يعني بيت علي بن أبي طالب - ؟ فقال له النبي: «هَذَا مِنْ أَفْضَلِهَا». و الكافي: ج8 ص 113 ح92 به سند خود از امام محمد باقر عليه السلام که فرمود: «... وَ هِیَ بُیُوتَاتُ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ اَلرُّسُلِ وَ اَلْحُکَمَاءِ وَ أَئِمَّهِ اَلْهُدَی، فَهَذَا بَیَانُ عُرْوَةِ الْإیمَانِ الَّتِی نَجَا بِهَا مَنْ نَجَا قَبْلَکُمْ وَ بِهَا یَنْجُو مَنْ یَتَّبِعُ الْأئِمَّةَ». کامل الزيارات: ص 53ح2 به سند خود از امام محمد باقریا امام جعفر صادق عليهما السلام که فرمودند: «...طِبتُمْ وَطابَت مَنْبَتُکُمْ، مَنَّ بِکُمْ عَلَینا دَیّانُ الدِّینِ، فَجَعَلَکُم فی بُیُوت أذِنَ اللهُ أنْ تُرفَعَ وَیُذکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ جَعَلَ صَلاتَنا عَلَيْكُمْ رَحْمَةً لَنا وَ كَفارَةً لِذُنُوبِنا...». مانند آن: من لا يحضره الفقيه: ج2 613 و عیون أخبار الرضا عليه السلام: ج2 ص275 و كمال الدين: ج1 ص218. شواهد التنزيل: ج1 ص533 ح 567 به سند خود از أنس بن مالک و بريدة که گفتند: رسول الله این آیه را قرائت فرمود کسی برخواست و گفت: (مراد آیه از خانه) کدام خانه است ای رسول الله ؟ فرمود: «بُیُوتُ اَلْأَنْبِیَاءِ». پس أبو بكر برخواست و گفت: ای رسول الله این خانه از آن هاست (خانه علی و فاطمة)؟ فرمود: «نَعَمْ مِنْ أَفْضَلِهَا». شواهد التنزيل: ج1 ص 533 ح568 به سند دیگری از انس و بریدة مانند آن. خصائص الوحي المبين:

ص: 133

ص 79 و الصراط المستقيم: ج1 ص293 از تفسیر ثعلبی مانند آن. و کشف الغمة: ج1 ص319 از کتاب ما نزل من القرآن في شأن علي عليه السلام از ابن مردویه مانند آن. و تأويل الآيات الظاهرة: ص 358 و تفسیر البرهان: ج3 ص 138 از محمد بن العباس الماهیار مانند آن.

123 – سوره (17) الإسراء آیه 27: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً». و سوره (8) الأنفال آیه 42: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أنْزَْلنا عَلی عَبْدنا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعَانِ وَ اللهُ عَلَی کُلِّ شَی ءْ قَدِیرٌ».

124 - سوره (24) النور آیه 36: «اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجَاجَةٍ ۖ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَ لَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»

125 - تفسير علي بن ابراهيم القمي: ج2 ص 102 به سند خود از امام جعفر بن محمد الصادق عليه السلام درباره آیه نور فرمود: «اَلْمِشْکَاهُ: فَاطِمَهُ عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ «فِیها مِصْباحٌ اَلْمِصْبَاحُ» اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ «فِی زُجاجَهٍ اَلزُّجاجَهُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ» کَأَنَّ فَاطِمَهَ عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ اَلْأَرْضِ، «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ» یُوقَدُ مِنْ إِبْرَاهِیمَ عَلَیْهِ وَ عَلَی نَبِیِّنَا وَ آلِهِ اَلسَّلاَمُ «لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ» یَعْنِی لاَ یَهُودِیَّهٍ وَ لاَ نَصْرَانِیَّهٍ، «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» یَکَادُ اَلْعِلْمُ یَتَفَجَّرُ مِنْهَا...»

126 - مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج1 ص280 روایات به تظاهر از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم درباره آیه نور رسیده است که فرمود: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ» أنه قال: یَا عَلِیُّ اَلنُّورُ اِسْمِی وَ «اَلْمِشْکَاهُ» أَنْتَ یَا عَلِیُّ «مِصْباحٌ» اَلْمِصْباحُ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ «اَلزُّجاجَهُ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ» «کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ» جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ «مُبارَکَهٍ» مُوسَی

ص: 134

بْنُ جَعْفَرٍ «زَیْتُونَهٍ» عَلِیُّ بْنُ مُوسَی «لا شَرْقِیَّهٍ» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ «وَ لا غَرْبِیَّهٍ» عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ «یَکادُ زَیْتُها» اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ «یُضِیءُ» اَلْقَائِمُ اَلْمَهْدِیُّ» در تفسير البرهان: ج4 ص 72 ح764 گوید: از جابر بن عبد الله الأنصاري روایت شده است که گوید: داخل مسجد کوفه گردیدم و أمير المؤمنين صلوات الله وسلامه عليه را دیدم که با انگشت خود بر زمین می نوشت و لبخند می زد، عرضه داشتم: ای أمیرالمؤمنین ! چه چیز شما را خندان نموده است؟ فرمود: «عَجِبْتُ لِمَنْ یَقْرَأُ هَذِهِ اَلْآیَهَ وَ لَمْ یَعْرِفْهَا حَقَّ مَعْرِفَتِهَا». فقلت له: أي آية، يا أمير المؤمنين ؟ فقال: «قوله تعالی: «اَللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ»، الْمِشْکَاةُ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ،، «فيها مصباح» أَنَا الْمِصْبَاحِ «فِي زُجاجیة» الزُجاجه الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ عليهما السلام «کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ» وَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ) زَیْتُونَهٍ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ) «لا شَرْقِیَّهٍ» مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، «وَ لا غَرْبِیَّهٍ» عَلِیُّ بْنُ مُوسَی (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، «وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ» عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، «نُورٌ عَلی نُورٍ» اَلْحَسَنُ اِبْنُ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ)، «یَهْدِی اَللّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» اَلْقَائِمُ اَلْمَهْدِیُّ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ) «وَ یَضْرِبُ اَللّهُ اَلْأَمْثالَ لِلنّاسِ وَ اَللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» تأويل الآيات: ص 357 و تفسير البرهان : ج4 ص 71 ح7639 از تفسیر محمد بن العباس به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام که درباره آیه کریمه نور فرمود: «الْحَسَنُ «الْمِصْبَاحُ» «فِي زُجاجَةٍ» الحسین الزُّجاجَةُ «كَأنّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ» فَاطِمَهُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ اَلْجَنَّهِ «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ» إِبْرَاهِیمُ «زَیْتُونَهٍ لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ» لاَ یَهُودِیَّهٍ وَ لاَ نَصْرَانِیَّهٍ «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» یَکَادُ اَلْعِلْمُ یَتَفَجَّرُ مِنْهَا «وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ» إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ «یَهْدِی اَللّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» یَهْدِی اَللَّهُ لِلْأَئِمَّهِ مَنْ یَشَاءُ...». بحار الأنوار: ج 23 ص 304 ب18 ح1 از تفسیر قمی به سند متصل از صالح بن سهل همدانی گوید شنیدم امام صادق عليه السلام درباره آیه کریمه نور فرمود: «اَلْمِشْکَاهُ» فَاطِمَهُ (عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ) «فِیها

ص: 135

مِصْباحٌ» اَلْحَسَنُ المِصباحُ وَ اَلْحُسَیْنُ «فِی زُجاجَهٍ» اَلزُّجاجَهُ «کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ» کَأَنَّ فَاطِمَهَ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ اَلْجَنَةِ، «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ» یُوقَدُ مِنْ إِبْرَاهِیمَ «لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ» یَعْنِی لاَ یَهُودِیَّهٍ وَ لاَ نَصْرَانِیَّهٍ، «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» یَکَادُ اَلْعِلْمُ یَتَفَجَّرُ مِنْهَا، «وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ» إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ، «یَهْدِی اَللّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» یَهْدِی اَللَّهُ اَلْأَئِمَّهَ مَنْ یَشَاءُ...». کشف اليقين: ص 416 المبحث 21 و تفسیر البرهان: ج4 ص 72 ح7942 از مناقب علي بن أبي طالب عليه السلام ابن المغازلي: ص271ح319 به سند خود از محمد بن سهل بغدادی از موسی بن القاسم از علی بن جعفر گوید: از امام موسی کاظم علیه السلام پرسیدم از معنی آیه کریمه: «کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ» فرمود: «اَلْمِشْکَاهُ» فَاطِمَهُ وَ «اَلْمِصْبَاحُ» اَلْحَسَنُ وَ «اَلزُّجَاجَهُ» اَلْحُسَیْنُ «کَأَنَّهٰا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ» کَانَتْ کَوْکَباً دُرِّیّاً بَیْنَ نِسَاءِ اَلْعَالَمِینَ...».

127 - مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص335 رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به حضرت فاطمة سلام الله علیها فرمود: «إِنَّ بَطْنَ أُمِّکِ کَانَ لِلْإِمَامَهِ وِعَاءً».

128 - سوره (22) الحج آیه 46: «فَكَاَیِن مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةُ فَهِيَ خاوِيَةُ عَلى عُرُوشِها وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصِيرُ مَشیدِ».

129 - بصائر الدرجات: ص505 ب18 ح4 و معاني الأخبار: ص111 ح2 هر دو به سند متصل خود از نصربن قابوس گوید: از امام جعفر صادق عليه السلام پرسیدم درباره آیه کریمه: «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصِيرُ مَشیدٍ» فرمود: «اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ اَلْإِمَامُ اَلصَّامِتُ وَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ اَلْإِمَامُ اَلنَّاطِقُ».

کمال الدین و تمام النعمة: ج2 ص417 ب40 ح10 به سند متصل خود از أبوبصیر از امام جعفر صادق عليه السلام روایت نمود که حضرت درباره آیه کریمه: «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصِيرُ مَشیدٍ» فرمود: «اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ اَلْإِمَامُ اَلصَّامِتُ وَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ اَلْإِمَامُ اَلنَّاطِقُ».

معاني الأخبار: ص111 ح1 به سند متصل خود از إبراهيم بن زیاد گفت: از امام جعفر صادق عليه السلام درباره سخن خداوند: «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصِيرُ مَشیدٍ» پرسیدم فرمود: «اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ

ص: 136

اَلْإِمَامُ اَلصَّامِتُ وَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ اَلْإِمَامُ اَلنَّاطِقُ».

الكافي: ج1 ص 427 ح75 به سند متصل خود از علی بن جعفر از برادرش امام موسی کاظم عليه السلام پرسیدم از تفسیر آیه کریمه: «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ» فرمود: «اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ اَلْإِمَامُ اَلصَّامِتُ، وَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ اَلْإِمَامُ اَلنَّاطِقُ». مانند آن: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص 88.

130 - مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج3 ص 88 أحمد بن حميد هاشمی گفت: در کتاب جامع جعفر صادق عليه السلام درباره سخن خداوند تعالى: «رَسُولُ اللَّهِ الْقَصْرُ الْمَشِیدُ وَ الْبِئْرُ الْمُعَطَّلَهُ عَلِیٌّ»

131- معاني الأخبار: ص111 ح3 به سند متصل خود از صالح بن سهل از امام صادق عليه السلام که فرمود: «أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ هُوَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ وَ اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ فَاطِمَهُ وَ وُلْدُهَا مُعَطَّلِینَ مِنَ الْمُلْكِ». تأويل الآيات الظاهرة: ص 339 و تفسير البرهان: ج3 ص895 ح7376 از تفسير محمد بن العباس رحمه الله به سند متصل خود از صالح بن سهل از امام صادق عليه السلام که فرمود: قوله تعالى: «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصِيرُ مَشیدٍ» «أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ اَلْقَصْرُ اَلْمَشِیدُ وَ اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَهُ فَاطِمَهُ وَ وُلْدُهَا مُعَطَّلِینَ مِنَ الْمُلْكِ»

132 - مائة منقبة: ص135 به سند متصل خود از ابن عباس گفت: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به عبد الرحمان بن عوف (لعنة الله علیه): «یَا عَبْدَ اَلرَّحْمَنِ أَنْتُمْ أَصْحَابِی وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ عَلِیٍّ فَمَنْ قَاسَهُ بِغَیْرِهِ فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ جَفَانِی [فَقَدْ] آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ رَبِّی یَا عَبْدَ اَلرَّحْمَنِ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَی أَنْزَلَ عَلَیَّ کِتَاباً مُبِیناً وَ أَمَرَنِی أَنْ أُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نَزَّلَ إِلَیْهِمْ مَا خَلاَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَإِنَّهُ یَسْتَغْنِی عَنِ اَلْبَیَانِ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَی جَعَلَ فَصَاحَتَهُ کَفَصَاحَتِی وَ دِرَایَتَهُ کَدِرَایَتِی وَ لَوْ کَانَ اَلْحِلْمُ رَجُلاً لَکَانَ عَلِیّاً عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ لَوْ کَانَ اَلْفَضْلُ شَخْصاً لَکَانَ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ لَوْ کَانَ اَلْحَیَاءُ صُورَهً لَکَانَ اَلْحُسَیْنَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ

ص: 137

لَوْ کَانَ اَلْحُسْنُ هَیْئَهً لَکَانَتْ فَاطِمَهَ بَلْ هِیَ أَعْظَمُ إِنَّ فَاطِمَهَ عَلَیْهَا السَّلاَمُ اِبْنَتِی خَیْرُ أَهْلِ اَلْأَرْضِ عُنْصُراً وَ شَرَفاً وَ کَرَماً. از او: مقتل الحسين عليه السلام خوارزمی: ج1 ص60، و فرائد السمطين: ج 2 ص 68ح 392 از خوارزمی. و ملحقات إحقاق الحق: ج 15 ص 133 ح3 از کتاب مودة القربي: ص 118 چاپ لاهور سید علی همدانی حسینی به سند خود از ابن عباس مانند آن با اختلافي اندک.

133 - الغيبة، الشيخ الطوسي: ص 285 فصل 4 به سند متصل خود از ناحیه مقدسه توقیعی صادر شد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ عَافَانَا اللَّهُ وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ الْفِتَنِ وَ وَهَبَ لَنَا وَ لَکُمْ رُوحَ الْیَقِینِ وَ اجارَنا و إیّاکُمْ منْ سُوء الْمُنْقَلَب... وَ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...» سلم لي أشوة حسنة...». و مانند آن: الإحتجاج: ج2 ص 467.

134 - بصائر الدرجات: ص 22 ب11 ح10 حدثنا أحمد بن إبراهيم، عن إسماعيل بن مهزیار، عن عثمان بن جبلة، عن أبي الصامت، قال أبو عبد الله عليه السلام: «إِنَّ حَدِیثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ شَرِیفٌ کَرِیمٌ ذَکْوَانُ ذَکِیٌّ وَ عْرٌ لاَ یَحْتَمِلُهُ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ لاَ مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ» قُلْتُ فَمَنْ یَحْتَمِلُهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ «مَنْ شِئْنَا یَا أَبَا اَلصَّامِتِ» قَالَ أَبُو اَلصَّامِتِ فَظَنَنْتُ أَنَّ لِلَّهِ عِبَاداً هُمْ أَفْضَلُ مِنْ هَؤُلاَءِ اَلثَّلاَثَهِ

135 - الأمالي، صدوق، ص 18 المجلس 5 ح 14، 15- 4- حدثنا محمد بن إبراهيم قال: حدثنا أبو جعفر محمد بن جرير الطبري قال: حدثنا أبو محمد الحسن بن عبد الواحد الخزاز قال: حدثني إسماعيل بن علي السندي، عن منيع بن الحجاج، عن عیسی بن موسى، عن جعفر الأحمر، عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر عليه السلام قال: سمعت جابر بن عبد الله الأنصاري يقول: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: «إِذَا کَانَ یَوْمُ اَلْقِیَامَهِ تُقْبِلُ اِبْنَتِی فَاطِمَهُ عَلَی نَاقَهٍ مِنْ نُوقِ اَلْجَنَّهِ مُدْلَجَهَ اَلْجَنْبَیْنِ خِطَمُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ رَطْبٍ قَوَائِمُهَا مِنَ اَلزُّمُرُّدِ اَلْأَخْضَرِ ذَنَبُهَا مِنَ اَلْمِسْکِ اَلْأَذْفَرِ عَیْنَاها یَاقُوتَتَانِ حَمْرَاوَانِ عَلَیْهَا قُبَّهٌ مِنْ نُورٍ یُرَی ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا دَاخِلُهَا عَفْوُ

ص: 138

اَللَّهِ وَ خَارِجُهَا رَحْمَهُ اَللَّهِ عَلَی رَأْسِهَا تَاجٌ مِنْ نُورٍ لِلتَّاجِ سَبْعُونَ رُکْناً کُلُّ رُکْنٍ مُرَصَّعٌ بِالدُّرِّ وَ اَلْیَاقُوتِ یُضِیءُ کَمَا یُضِیءُ اَلْکَوْکَبُ اَلدُّرِّیُّ فِی أُفُقِ اَلسَّمَاءِ وَ عَنْ یَمِینِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ عَنْ شِمَالِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ جَبْرَئِیلُ آخِذٌ بِخِطَامٍ اَلنَّاقَهِ یُنَادِی بِأَعْلَی صَوْتِهِ غُضُّوا أَبْصَارَکُمْ حَتَّی تَجُوزَ فَاطِمَهُ بنْتُ مُحَمَّدٍ صَلی اللهُ عَلَیْه و آله فَلا یَبْقی یَوْمَئذٍ نَبٌّي و لا رَسُولٌ و لا صدّیقٌ وَ لا شَهیدٌ إّلا غَضُّوا أبْصارَهُمْ حَتی تَجُوزَ فاطمَةُ فَتَسِیرُ حَتَّی تُحَاذِیَ عَرْشَ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ فَتَزُخُّ بِنَفْسِهَا عَنْ نَاقَتِهَا وَ تَقُولُ: إِلَهِی وَ سَیِّدِی احْکُمْ بَیْنِی وَ بَیْنَ مَنْ ظَلَمَنِی اللَّهُمَّ احْکُمْ بَیْنِی وَ بَیْنَ مَنْ قَتَلَ وُلْدِی فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ: یَا حَبِیبَتِی وَ ابْنَةَ حَبِیبِی سَلِینِی تُعْطَیْ وَ اشْفَعِی تُشَفَّعِی فَوَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا جَازَنِی ظُلْمُ ظَالِمٍ فَتَقُولُ: إِلَهِی وَ سَیِّدِی ذُرِّیَّتِی وَ شِیعَتِی وَ شِیعَةَ ذُرِّیَّتِی وَ مُحِبِّیَّ وَ مُحِبِّی ذُرِّیَّتِی فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ: أَیْنَ ذُرِّیَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِیعَتُهَا وَ مُحِبُّوهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّیَّتِهَا فَیُقْبِلُونَ وَ قَدْ أَحَاطَ بِهِمْ مَلَائِکَةُ الرَّحْمَةِ فَتَقْدُمُهُمْ فَاطِمَةُ علیها السلام حَتَّی تُدْخِلَهُمُ الْجَنَّةَ»

رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: چون روز قیامت شود دخترم فاطمه بر ناقه ای از ناقه های بهشت به محشر رو کند که دو پهلویش نگار دارد و مهارش از لؤلؤ تر و چهارپایش از زمرد سبز و دمش از مشك أذفرو دو چشمش از یاقوت سرخ است. بر پشت آن قبه ایست از نور که برونش از درونش دیده شود و درونش از برونش، درون آن گذشت خداست و برونش رحمت خدا بر سر آن مخدره تاجی است از نور که آن تاج هفتاد رکن دارد و هر رکنی مرصع به در و یاقوت است ، چونان ستاره فروزان در افق آسمان می درخشد و بر سمت راستش هفتاد هزار فرشته باشد و بر چپش هفتاد هزار فرشته و جبرئیل مهار آن ناقه را گرفته و به بانگ بلند فریاد کشد: دیده برهم نهید تا فاطمه دختر محمد بگذرد. در آن روز هیچ پیغمبر و رسول و صدیق و شهیدی نماند جز آن که همه دیده برهم نهند، تا فاطمه بگذرد و خود را برابر عرش پروردگارش جل جلاله رساند، و از ناقه به زیراندازد و گوید: معبودا سیدا! میان من و هرکه به من ستم کرده، حکم کن، خدايا!

ص: 139

میان من و هر کس که فرزندانم را کشته، حکم کن. به ناگاه پاسخی از طرف خدای جل جلاله آید: ای حبیبه ام و زاده حبیبم! از من بخواه تا عطا شوی و شفاعت کن تا پذیرفته گردد به عزت و جلالم سوگند که ستم ستمگر را کیفر دهم. می گوید: معبودم سیدم! ذریه و شیعیان و شیعیان ذریه ام و دوستانم و دوستان ذریه ام را دریاب. از طرف خدای جل جلاله ندا رسد: کجایند ذریه فاطمه و شیعیان و دوستان او و دوستان ذراری او؟ و آنان در میان فرشتگان رحمت پیش آیند و فاطمه رهبر آنها گردد تا آنها را وارد بهشت کنند. از او: روضة الواعظين و بصيرة المتعظين: ج1 ص 149 و بشارة المصطفى لشيعة المرتضی، ص19 و بالإسناد قال: حدثنا محمد بن إبراهيم قال: .... و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام و الفضائل، ابن شاذان القمي: ص 12 المقدمة و تسلية المجالس و زينة المجالس: ج1 ص60.

136 - صفات الشيعة: ص 3 ح 2 به سند صحیح از حسین بن خالد از امام علی بن موسی الرضا عليه السلام که فرمود: «شِیعَتُنَا اَلْمُسَلِّمُونَ لِأَمْرِنَا اَلْآخِذُونَ بِقَوْلِنَا اَلْمُخَالِفُونَ لِأَعْدَائِنَا فَمَنْ لَمْ یَکُنْ کَذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَّا». الكافي: ج1 ص368 ح2 به سند متصل خود از عبد الرحمان بن کثیر گوید نزد حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بودم که مهزم بر آن حضرت داخل گشت و عرضه داشت: قربانت گردم مرا خبر ده از (فرج آل محمد صلى الله عليهم) امری که انتظار آن را می کشیم کی خواهد بود؟ فرمود: «یَا مِهْزَمُ ، کَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ، وَ هَلَکَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ، وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ». و الغيبة، النعماني: ص 294 ب16 ح 11 از کلینی به سندش مانند الكافي. الغيبة، الشيخ الطوسي: ص 426 به سند خود از عبد الرحمان بن کثیر گوید: نزد حضرت امام صادق عليه السلام بودم که مهزم بر حضرت داخل گشته، عرض کرد: فدایت شوم، از این امر که انتظار آن می برید، مرا خبر ده چه زمانی خواهد بود، زیرا بر ما طولانی شده است؟ فرمود: «یَا مِهْزَمُ ، کَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ، وَ هَلَکَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ، وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ، وَ إِلَیْنَا یَصِیرُونَ». الإمامة و التبصرة من الحيرة: ص 95 ب23 ح 87 به سند صحیح خود از محمد بن مسلم، از امام صادق

ص: 140

عليه السلام، گوید: نزد حضرت بودم که مهزم بر حضرت داخل گشت پس عرض کرد: فدایت گردم، مرا خبرده از این امر که انتظار آن می بریم چه زمانی خواهد بود؟ فرمود: «یَا مِهْزَمُ ، کَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ، وَ هَلَکَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ، وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ، وَ إِلَیْنَا یَصِیرُونَ». و الغيبة، النعماني: ص 198 ب11ح8 به سند متصل خود از عبد الرحمان بن کثیر گوید: خدمت امام جعفر صادق عليه السلام بودم و مهزم أسدى نزد حضرت بود که عرضه داشت: خداوند مرا فدایت گرداند این امری که انتظار آن می کشید کی می شود که بر ما به درازا کشید؟ پس حضرت فرمود: «یَا مِهْزَمُ ، کَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ، وَ هَلَکَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ، وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ، وَ إِلَیْنَا یَصِیرُونَ». مختصر البصائر: ص518 وفي الحديث: «نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ، وَ هَلَکَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ».

137 – در کتاب «كفاية الأثر» صفحه 61 به سند متصل و صحیح خود از شیخ کلینی او به سند صحیح از امام جعفر صادق عليه السلام و به سند دیگری از آن حضرت هر دو سند از پدر گرامش امام محمد باقر عليه السلام از جابر بن عبدالله انصاری از رسول الله صلى الله علیه و آله که به امام حسين عليه السلام فرمود: ....

138 - مائة منقبة، ابن شاذان: ص 23 المنقبة5 - حدثني محمد بن علي بن الفضل بن تمام الزيات رحمه الله قال: حدثني محمد بن القاسم قال: حدثني عباد بن يعقوب قال: حدثني موسى بن عثمان قال: حدثني الأعمش قال: حدثني أبو إسحاق، عن الحارث و سعید بن قيس عن علي بن أبي طالب عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله.

ومقتل الحسين عليه السلام، الخوارزمي: ج1 ص144 فصل 6 ح21 عن ابن شاذان ....

الطرائف: ص 173 ح 271 و الصراط المستقيم: ج2 ص150 و حلية الأبرار: ج 2 ص721 ح130 و غاية المرام: ص35 ح22 و ص692 ح2 و فرائد السمطين: ج 2 ص 321 ح572 همه از مقتل خوارزمی. و الصراط المستقيم: ج2 ص150 فصل 4 از خوارزمی و ابن شاذان. و مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج1 ص 251 و چاپ دیگری ص 292 - عن الأعمش، عن أبي إسحاق،

ص: 141

عن الحارث بن سعيد بن قيس، عن علي بن أبي طالب وعن جابر بن عبد الله الأنصاري كليهما عن النبي صلى الله عليه و آله:...... و الدر النظيم: ص 795 عن الأعمش.... و العدد القوية: ص 88 از کتاب کشف الحيرة: قال الأعمش: عن أبي إسحاق، عن الحارث و سعید بن قیس کلاهما، عن النبي صلى الله عليه و آله أنه قال: .... و تفضيل الأئمة عليهم السلام: ص 233 ح73 و مما رواه محمد بن العباس بن مروان في «تفسير ما نزل في محمد و آله صلوات الله عالیهم»: عن الحارث و سعید بن قيس، عن علي بن أبي طالب عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: .... و الإستنصار، العلامة الكراجكي: ص 23.

139 - كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر: ص40 حدثنا محمد بن عبد الله بن المطلب و أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عبد الله بن الحسن بن عباس الجوهري جميعا قالا: حدثنا لاحق اليماني، عن إدريس بن زیاد لوى قال: حدثنا إسرائيل بن يونس بن أبي إسحاق السبيعي، عن جعفر بن الزبير، عن القاسم، عن سلمان الفارسي رضي الله عنه قال: خطبنا رسول الله صلى الله علیه و آله فقال: «مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ إِنِّی رَاحِلٌ عَنْ قَرِیبٍ وَ مُنْطَلِقٌ إِلَی اَلْمَغِیبِ أُوصِیکُمْ فِی عِتْرَتِی خَیْراً وَ إِیَّاکُمْ وَ اَلْبِدَعَ فَإِنَّ کُلَّ بِدْعَهٍ ضَلاَلَهٌ وَ لاَ مَحَالَهَ أَهْلُهَا فِی اَلنَّارِ اَلْخَبَرَ. مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ مَنِ اِفْتَقَدَ اَلشَّمْسَ فَلْیَتَمَسَّکْ بِالْقَمَرِ وَ مَنِ اِفْتَقَدَ اَلْقَمَرَ فَلْیَتَمَسَّکْ بِالْفَرْقَدَیْنِ، فَإِذَا فَقَدْتُمُ اَلْفَرْقَدَیْنِ فَتَمَسَّکُوا بِالنُّجُومِ اَلزَّاهِرَهِ بعْدی أقُوُل قَوْلي هذا أسْتَغْفرُ اللهَ لي و لکُم» قال: فلما نزل عن المنبر صلى الله عليه و آله تبعته حتى دخل بيت عائشة فدخلت إليه وقلت: بأبي أنت وأمي يا رسول الله سمعتك تقول: «إِذَا اِفْتَقَدْتُمُ اَلشَّمْسَ فَتَمَسَّکُوا بِالْقَمَرِ وَ إِذَا اِفْتَقَدْتُمُ اَلْقَمَرَ فَتَمَسَّکُوا بِالْفَرْقَدَیْنِ وَ إِذَا اِفْتَقَدْتُمُ اَلْفَرْقَدَیْنِ فَتَمَسَّکُوا بِالنُّجُومِ اَلزَّاهِرَهِ»، فما الشمس ؟ و ما القمر؟ وما الفرقدان ؟ و ما التجوم الزاهرة؟ فقال: «أَنَا اَلشَّمْسُ وَ عَلِیٌّ اَلْقَمَرُ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ الفَرْقَدَانِ فَإِذَا اِفْتَقَدْتُمُونِی فَتَمَسَّکُوا بِعَلِیٍّ بَعْدِی وَ إِذَا اِفْتَقَدْتُمُوهُ فَتَمَسَّکُوا بِالْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ وَ أَمَّا اَلنُّجُومُ الزَّاهِرَهُ فَهُمُ اَلْأَئِمَّهُ اَلتِّسْعَهُ مِنْ صُلْبِ اَلْحُسَیْنِ تَاسِعُهُمْ مَهْدِیُّهُمْ» ثم قال صلى الله عليه

ص: 142

و آله: «إِنَّهُمْ هُمُ اَلْأَوْصِیَاءُ وَ اَلْخُلَفَاءُ بَعْدِی أَئِمَّهٌ أَبْرَارٌ عَدَدَ أَسْبَاطِ یَعْقُوبَ وَ حَوَارِیِّ عِیسَی» قُلْتُ: فَسَمِّهِمْ لِی یَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ: «أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ، وَ بَعْدَهُ سِبْطَایَ، وَ بَعْدَهُمَا عَلِیُّ زَیْنُ اَلْعَابِدِینَ، وَ بَعْدَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ بَاقِرُ عِلْمِ اَلنَّبِیِّینَ وَ اَلصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ اِبْنُهُ اَلْکَاظِمُ سَمِیُّ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ، وَ اَلَّذِی یُقْتَلُ بِأَرْضِ اَلْغُرْبَهِ عَلِیٌّ اِبْنُهُ ثُمَّ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ، وَ اَلصَّادِقَانِ عَلِیٌّ وَ اَلْحَسَنُ، وَ اَلْحُجَّهُ اَلْقَائِمُ اَلْمُنْتَظَرُ فِی غَیْبَتِهِ؛ فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِی مِنْ دَمِی وَ لَحْمِی عِلْمُهُمْ عِلْمِی وَ حُکْمُهُمْ حُکْمِی، مَنْ آذَانِی فِیهِمْ فَلاَ أَنَالَهُ اَللَّهُ شَفَاعَتِی». از او: الصراط المستقيم: ج 2 ص 142 فصل 1. مناقب آل أبي طالب عليهم السلام: ج1 ص 281 و في رواياتنا روى القاسم، عن سلمان الفارسي: «فَإِذَا فَقَدْتُمُ اَلْفَرْقَدَیْنِ فَتَمَسَّکُوا بِالنُّجُومِ اَلزَّاهِرَهِ». ثم قال: «وَ أَمَّا اَلنُّجُومُ اَلزَّاهِرَهُ فَهُمُ اَلْأَئِمَّهُ اَلتِّسْعَهُ مِنْ صُلْبِ اَلْحُسَیْنِ وَ اَلتَّاسِعُ مَهْدِیُّهُمْ...».

140 - مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة عليهم السلام: ص24 المنقبة 6 - حدثني محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن مرة رحمه الله قال: حدثنا عبد الله بن محمد البغوي قال: حدثني علي بن الجعد قال: حدثني أحمد بن وهب بن منصور قال: حدثني أبوقبيصة شریح بن محمد العنبري قال: حدثني نافع، عن عبد الله بن عمر بن الخطاب قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله لعلي بن أبي طالب عليه السلام: «یَا عَلِیُّ أَنَا نَذِیرُ أُمَّتِی وَ أَنْتَ هَادِیهَا وَ اَلْحَسَنُ قَائِدُهَا وَ اَلْحُسَیْنُ سَائِقُهَا وَ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ جَامِعُهَا وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ عَارِفُهَا وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ کَاتِبُهَا وَ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ مُحْصِیهَا وَ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی مُعَبِّرُهَا وَ مُنَجِّیهَا وَ طَارِدُ مُبْغِضِیهَا وَ مُدْنِی مُؤْمِنِیهَا وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ قَائِدُهَا وَ سَائِقُهَا وَ عَلِیُ بْنُ مُحَمَّدٍ سَائِرُهَا وَ عَالِمُهَا وَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ منَادِیهَا وَ مُعْطِیهَا وَ اَلْقَائِمُ اَلْخَلَفُ سَاقِیهَا وَ منَاشِدُهَا إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ یا عَبْدِ اَللَّهِ مانند آن: مناقب آل أبي