منتخب مناسك حج

مشخصات كتاب

سرشناسه : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1368 - 1279

عنوان و نام پديدآور : منتخب مناسک حج/ تهیه و تنظیم مرکز تحقیقات حج

مشخصات نشر : تهران: مشعر، 1380.

مشخصات ظاهری : ص 303

شابک : 964-7635-01-x80000ریال

يادداشت : فهرستنویسی براساس اطلاعات فیپا.

موضوع : حج

موضوع : فقه جعفری -- رساله عملیه

شناسه افزوده : حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت. مرکز تحقیقات حج

رده بندی کنگره : BP188/8/خ 8م 8021 1380

رده بندی دیویی : 297/357

شماره کتابشناسی ملی : م 80-23457

پيشگفتار

از نيازهاى مهمّ و جدّى روحانيان محترم كاروان هاى حج، آگاهى يافتن از مسائل و فروع مناسك حج و اختلاف فتاواى مراجع عظام تقليد است و از آن جا كه زائران و حجاج بيت اللّٰه الحرام، از مراجع مختلف تقليد مى كنند، بر روحانى كاروان است كه آراء فقهى مراجع معظّم تقليد را فراگرفته، زائران را راهنمايى نمايد تا آنان بتوانند اعمال حج را بدون اضطراب و دغدغۀ خاطر به جاى آورند.

براى پاسخگويى به اين نياز اساسى، از سال 1370 ه. ش. تا كنون تلاش هايى بدين شرح صورت پذيرفته است:

* ابتدا مناسك مرحوم حضرت آية اللّٰه العظمى امام خمينى قدس سره كه كامل ترين مناسك منتشر شده است، با حواشى مرحوم آية اللّٰه العظمى اراكى قدس سره به چاپ رسيد.

* در مرحلۀ دوّم مناسك حضرت امام، با حواشى سه نفر از مراجع عظام تقليد ذيل:

آية اللّٰه العظمى حاج سيّد محمدرضا گلپايگانى قدس سره

آية اللّٰه العظمى حاج سيّد ابوالقاسم خويى قدس سره

منتخب مناسك حج، ص: 14

آية اللّٰه العظمى شيخ محمدعلى اراكى قدس سره

با كوشش و تلاش فراوان تعدادى از عزيزان، تهيه و منتشر گرديد.

* در مرحلۀ سوم فتاواى حضرت آية اللّٰه

آقاى محمد فاضل لنكرانى- دامت بركاته- بر مناسك افزوده شده و حواشى مراجع معظم به چهار نفر رسيد.

* در مرحلۀ چهارم بر آن شديم تا فتاواى مراجع فعلى را نيز بر حواشى مناسك حضرت امام قدس سره بيفزاييم. كه اين مهم نيز با تلاش گروهى از روحانيان فاضل و ارجمند حوزۀ علميۀ قم، كه هم به حج مشرف شده بودند و هم ارتباط تنگاتنگ با بيوت مراجع عظام تقليد- دامت بركاتهم- داشتند، به انجام رسيد و اولين بار در سال 1375 چاپ و منتشر شد ولى از آنجا كه مناسك مذكور به جهت برخوردارى از فروع بسيار كه برخى از آنهانيز چندان مورد نياز عموم زائران نبود و وجود برخى از مسائل در قالب استفتاء كه كار بازيابى مسائل را دشوار مى كرد لذا بر آن شديم تا با يك اقدام جديد مناسك حاضر را آماده و منتشر سازيم.

حال با توجه به مطالب فوق، نظر خوانندگان عزيز و محترم را به چند نكتۀ مهم جلب مى كنيم:

1- متن اين مناسك مطابق با فتاواى بنيانگذار جمهورى اسلامى، امام خمينى قدس سره مى باشد كه از مناسك محشى گرفته شده است.

2- تمام استفتائات موجود در مناسك حضرت امام خمينى قدس سره توسط حضرت آية اللّٰه حاج شيخ محمد حسن قديرى دام ظله به صورت مسأله درآمده كه منتخبى از آنها در اين مناسك، در جايگاه واقعى خود آورده

منتخب مناسك حج، ص: 15

شده است.

3- در اين مناسك حواشى حضرت آية اللّٰه آقاى حاج سيد موسى شبيرى زنجانى دامت بركاته، نيز افزوده شد.

4- براى آن كه مسائل عمره و حج از نظم منطقى بهتر برخوردار باشد، برخى جابجائى ها در مسائل

صورت پذيرفته است.

5- پس از آماده شدن اين مناسك، نسخه اى از آن به دفاتر مراجع معظم تقليد تقديم، و پس از ملاحظه و درج اصلاحاتى به اين دفتر مسترد گرديد كه از اين جهت مسائل آورده شده مورد اطمينان مقلدان مراجع نيز خواهد بود.

6- اسامى مراجع محترمى كه حواشى آنان در اين مرحله افزوده شده به ترتيب حروف الفبا، عبارتند از:

* حضرت آية اللّٰه آقاى حاج شيخ محمدتقى بهجت- دامت بركاته-

* حضرت آية اللّٰه آقاى حاج شيخ جواد تبريزى- دامت بركاته-

* حضرت آية اللّٰه آقاى حاج سيد على خامنه اى- دامت بركاته-

* حضرت آية اللّٰه آقاى حاج سيد على سيستانى- دامت بركاته-

* حضرت آية اللّٰه آقاى حاج سيد موسى شبيرى زنجانى- دامت بركاته-

* حضرت آية اللّٰه آقاى حاج شيخ لطف اللّٰه صافى- دامت بركاته-

* حضرت آية اللّٰه آقاى حاج شيخ ناصر مكارم شيرازى- دامت بركاته-

* حضرت آية اللّٰه آقاى حاج شيخ حسين نورى همدانى- دامت بركاته-

على رغم تلاشهاى به عمل آمده شايد كار بدون نقص نباشد، موجب سپاس خواهد بود اگر نظرات اصلاحى و تكميلى خود را به نشانى مركز تحقيقات حجّ- واحد فقه، ارسال نماييد.

منتخب مناسك حج، ص: 16

در پايان از تمامى حضرات آيات، علماى اعلام، بيوت مراجع معظم و روحانيان فاضل و ارجمندى كه در تمامى مراحل ذكر شده در فراهم آمدن اين مجموعۀ ارزشمند ما را يارى دادند تشكر و قدردانى نموده، توفيق همگان را از خداوند قادر متعال مسألت داريم.

معاونت آموزش و پژوهش

بعثۀ مقام معظم رهبرى

منتخب مناسك حج، ص: 17

مقدمه

بدان كه بر هر مكلف كه جامع شرايط باشد وجوب حج به دليل قرآن و احاديث وارده از نبى اكرم

صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام ثابت است. حج يكى از اركان دين است و از ضروريات آن بشمار مى رود. ترك حج با اقرار به وجوب، يكى از گناهان كبيره و با انكار، موجب كفر است. (1) خداوند متعال در قرآن مجيد فرمود: وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ.

شيخ كلينى قدس سره به طريق معتبر از حضرت صادق عليه السلام روايت نموده كه:

هر كس از دنيا رود و حَجة الاسلام را بجا نياورد بدون اين كه او را حاجتى ضرورى باشد يا آنكه به جهت بيمار شدن از آن باز ماند يا آنكه پادشاهى آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: در صورتى كه مستند به شبهه نباشد.

آية اللّٰه بهجت در صورت منافات با بقاء تصديق به وحدانيّت خالق يا بقاء تصديق به نبوت.

آية اللّٰه فاضل: چنانچه به انكار رسالت برگشت كند.

آية اللّٰه زنجانى: و انكار آن از كسى كه در محيط اسلامى بزرگ شده امارۀ كفر است و بر اساس احاديث معتبر به همين جهت خداوند متعال ...

آية اللّٰه مكارم: در صورتى كه علم به ضرورى بودن آن داشته باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 18

از رفتن آن جلوگيرى نمايد، چنين كس در حال مردن به يهوديت يا نصرانيت از دنيا خواهد رفت.

منتخب مناسك حج، ص: 19

حَجّة الاسلام

اشاره

1- حَجّة الاسلام كه حجّ واجب بر شخص مستطيع است بيش از يك مرتبه در تمام عمر واجب نمى شود. (م 1)

2- وجوب حجّ بر شخص مستطيع فورى (1) است يعنى (2) واجب است در سال اوّل استطاعت بجا آورد و تأخير آن جايز

نيست (3) و در صورت تأخير واجب است در سال بعد انجام دهد و همچنين ... (م 2)

3- بر مستطيع واجب است مقدّمات انجام حجّ از قبيل تهيّۀ وسائل آيةاللّٰه سيستانى: در اين فوريّت دو وجه است: اوّل اينكه شرعى باشد و گويا مشهور هم همين باشد، دوّم اينكه عقلى باشد از باب احتياط تا مبادا تأخير آن منجر به ترك واجب بدون عذر شود، كه در اين صورت مستحق عقوبت خواهد بود، وجه اوّل احوط است ودوّم اقوى. پس اگر آن را از سال اوّل استطاعت تأخير انداخت بدون اينكه اطمينان داشته باشد كه بعداً مى تواند آن را انجام دهد ولى بعداً موفّق به انجام آن شود متجرّى مى شود و اگر اصلًا موفّق نشود، مرتكب گناه بزرگى شده است.

آية اللّٰه زنجانى: يعنى واجب است در اولين سالى كه مى تواند، آن را بجا آورد.

آيات عظام گلپايگانى، خويى، صافى، تبريزى: بلكه بعيد نيست تأخير آن از گناهان كبيره باشد.

آيةاللّٰه بهجت: و تأخير آن بدون عذر حرام است و تكرار اين تأخير در سالها بدون توسيط توبه از گناهان كبيره مثل ترك حجّ است.

آيةاللّٰه فاضل: تأخيرآن معصيت است ولى كبيره بودن آن به طورى كه مسقط عدالت باشد ثابت نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 20

واسباب سفر را (1) به طورى كه بتواند در همان سال به حجّ برسد (2) فراهم كند و در صورتى كه شخص كوتاهى كند (3) و به حجّ در آن سال نرسد حجّ بر او مستقر مى شود (4) كه بايد در هر صورت بعداً به حجّ برود، هر چند استطاعت از بين برود. (5) (م 3) آية اللّٰه زنجانى: به طورى كه در اولين

سالى كه مى تواند به حج برسد، فراهم كند و در صورتى كه شخص كوتاهى كند و در اثر آن به حج در آن سال نرسد حج بر ذمۀ او مستقر مى شود كه بايد بعداً به حج برود هرچند استطاعت از بين برود بلى در صورتى كه بدون اختيار انجام حج بر او حرجى شود، تأخير حج تا رفع حرج جايز است و اگر از رفع حرج مأيوس باشد بايد در اولين سال ممكن با قصد قربت براى حج نايب بگيرد، البته در هر دو صورت مى تواند خودش در حال حرج حج بجا آورد.

آيةاللّٰه مكارم: در صورت حصول استطاعت چنانچه راه منحصر به نام نويسى براى چند سال بعد باشد آن نيز واجب است.

آيةاللّٰه بهجت: در صورت اعتماد و وثوق به اينكه با تأخير نيز حجّ را حتماً درك خواهد كرد اظهر عدم وجوب خروج در اوّلين فرصت است، پس اگر اتّفاقاً درك نكرد حج بر او مستقر نشده است، و امّا با عدم اعتماد مذكور پس مورد تأمّل است و عدم حرمت تقويت احتمالى در موردى كه دليل خاصّ نباشد خالى از وجه نيست.

آية اللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: در صورتى حجّ مستقر مى شود كه معلوم شود اگر مى رفت به حجّ مى رسيد.

آيةاللّٰه خويى، آيةاللّٰه تبريزى: مگر اينكه حرجى باشد كه در اين صورت برخودش واجب نيست ولى بعد از مرگ وى بايد از تركه او حج بجا آورند.

آية اللّٰه سيستانى: اگر تأخر بعلت اطمينان به درك حجّ در همين سال باشد و اتفاقاً نرسد حجّ بر او مستقر نخواهد شد.

آيةاللّٰه فاضل: در صورتى حجّ بر او مستقر مى شود كه اگر مى رفت به حجّ مى رسيد.

آيةاللّٰه فاضل: اگر انجام حجّ براى او

حرجى باشد حجّ از خودش ساقط است ولى بايد خود او بعداً در صورت قدرت انجام دهد و يا بعد از فوتش از تركه او حجّ نيابى ولو از ميقات انجام دهند.

منتخب مناسك حج، ص: 21

شرايط وجوب حجّةالاسلام

اشاره

با چند شرط حج واجب مى شود و بدون وجود تمامى آنها حجّ واجب نيست.

1- بلوغ، 2- عقل. پس بركودك و ديوانه (1) حجّ واجب نيست. (ص 20)

3- استطاعت از جهت مال و صحت بدن و توانايى و باز بودن راه و وسعت وقت و كفايت آن. (2)

استطاعت مالى

4- استطاعت از جهت مال يعنى داشتن زاد و راحله كه توشه راه و مَركب سوارى است، (3) و چنانچه عين آنها را ندارد كافى است چيزى مثل پول يا متاع ديگر داشته باشد كه ممكن است آن را صرف در تهيه آنها نمايد (4) و شرط است كه مخارج برگشتن (5) را نيز داشته باشد. و امور ديگرى آيةاللّٰه بهجت: كه قاصر باشد زمان افاقه او از اداء واجب فعلى بر او.

آية اللّٰه زنجانى: و امنيت داشتن در سفر و اين كه تشرف به حج مستلزم هتك حيثيت او نبوده و همچنين زندگيش را مختل ننمايد.

آية اللّٰه سيستانى: اگر به آن نياز داشته باشد.

آية اللّٰه بهجت و نيز اظهر وجوب حج و تحقق استطاعت است بر كسى كه فعلًا زاد و راحله را نداردولى مى تواند بمناسبت موقعيّت شغلى خود بدون استيجار كه بعداً ذكر مى شود در بين راه كسب كند، و با كسب لايق به شأن، حوائج مناسب هر وقت را تحصيل نمايد بدون خطر و با اطمينان به حصول، مثل خدمت كردن در كاروان به اعمالى كه در غير سفر، شغل او همانهاست.

آيات عظام گلپايگانى، خويى، تبريزى، بهجت، فاضل، سيستانى، صافى: داشتن هزينه بازگشت هنگامى معتبر است كه مكلف قصد بازگشت به وطن خود را داشته باشد. اما اگر نخواسته باشد برگردد، يا خواسته باشد در جاى ديگرى غير

از وطن خود ساكن شود، بايد هزينۀ رفتن به آن جا را داشته باشد، و دارا بودن هزينۀ بازگشت به وطن لازم نيست.

آية اللّٰه سيستانى: مگر اينكه بيشتر از هزينۀ بازگشت به وطن باشد كه در اين صورت اگر ناگزير از سكونت در آنجا نباشد، هزينۀ بازگشت به وطن در وجوب حج كافى است.

آية اللّٰه بهجت بنحويكه بواسطه حج ناچار به تبديل محل اقامت و مسكن نشود.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: داشتن هزينه بازگشت هنگامى معتبر است كه مكلّف قصد بازگشت به وطن خود يا جايى كه دورتر از وطن نباشد را داشته باشد ولى اگر قصد رفتن بجايى دورتر از وطن خود را داشته باشد داشتن هزينه برگشت به وطن كافيست (البته مقصود جايى است كه از نرفتن به آنجا بحرج نمى افتد).

آية اللّٰه خامنه اى: اگر تصميم به بازگشت داشته باشد.

آية اللّٰه خويى رحمه الله: داشتن مازاد بر مصارف و رفتن و برگشتن در تحقّق استطاعت شرط نيست بلى اگر به علّتى اداء حج بر مكلّف مستلزم وقوع در حج باشد حج بر او واجب نيست.

آية اللّٰه زنجانى: داشتن هزينۀ بازگشت در صورتى معتبر است كه مكلف نيازى به برگشتن داشته باشد و اگر انجام حج باعث شود كه حاجى ملزم به سكونت در جاى ديگرى غير از وطن خود شود بايد هزينه رفتن به آنجا را داشته باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 22

در استطاعت معتبر است كه در مسائل آينده بيان مى شود. (م 15)

5- شرطاست در وجوب حج، علاوه بر مصارف رفتن و برگشتن، ضروريات زندگى (1) و آنچه را در معيشت به آن نياز دارد داشته باشد، (2) مثل آية اللّٰه بهجت

ضرورت شخصيّه يا شأنيّه.

آية اللّٰه زنجانى: داشتن ضروريات زندگى در استطاعت معتبر نيست. بلى كسى كه بعضى از ضروريات زندگى خود را ندارد و مالى به مقدار مخارج حج دارد كه اگر آن را در راه حج هزينه كند براى تهيۀ لوازم زندگى به مشقت شديد مى افتد يا تهيۀ آن ها با هتك حيثيت او همراه خواهد بود، مستطيع نمى باشد. البته در صورتى كه تصميم داشته باشد كه اگر حج هم نرود، اين مال را در تهيۀ لوازم زندگى مصرف نكند و همچنين در صورتى كه اگر اين مال را در سفر حج مصرف هم نكند، نمى تواند ضروريات زندگى را تهيه كند، مستطيع مى باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 23

خانۀ مسكونى (1) و اثاث خانه و وسيله سوارى و غير آن در حدى كه مناسب (2) با شأن او باشد (3) و چنانچه عين آنها را ندارد، (4) پول يا چيزى كه بتواند آنها را تهيه كند، داشته باشد. (م 16)

6- اگر ضروريات زندگى يا پول آنها را در حج صرف كند از حَجة الاسلام كفايت نمى كند. (5) (م 17)

7- كسى كه از ديگرى طلب دارد، و بقيه شرايط استطاعت را نيز دارا است، (6) اگر وقت طلب او رسيده يا حالّ است و مى تواند بدون واقع آية اللّٰه مكارم: خواه ملكى باشد يا اجاره اى كه با شئون او سازگار باشد.

آية اللّٰه بهجت در حدى كه كافى براى شخص و شأن او باشد.

آيةاللّٰه سيستانى: ... و نداشتن آن موجب حرج باشد.

آية اللّٰه صافى: و نداشتن آن حرجى باشد.

آية اللّٰه خويى: چنانچه سبب حرج بشود حج واجب نيست. بلى اگر بنا بر صرف نكردن آن مال در نياز خود

داشت، حج بر او واجب است.

آية اللّٰه زنجانى: كسى كه براى سفر حج بايد لوازم زندگى خود را بفروشد و پس از بازگشت براى تهيۀ آن با مشكل روبه رو مى شود مستطيع نمى باشد والا- با داشتن بقيه شرايط- مستطيع بوده به هر شكلى حج بجا آورد كافى است هرچند ضروريات اوليه زندگيش را خرج سفر حج كند.

آية اللّٰه زنجانى: كسى كه تمام هزينۀ حج را ندارد، ولى از ديگرى به مقدار مخارج حج يا مكمّل آن طلبى دارد كه وقت پرداخت آن است، چنان چه مديون بتواند بدهى خود را بپردازد و طلبكار نيز بتواند بدون مشقت و هتك حيثيت به طلب خود برسد مستطيع بوده، حج بر او واجب مى گردد و اگر انجام حج متوقف بر مطالبۀ قرض باشد، مطالبه نيز واجب مى شود و اگر وقت طلب او نرسيده، چنان چه مديون بخواهد بپردازد مستطيع است والّا مستطيع نخواهد بود. در هر صورت اگر بتواند طلب خود را به مبلغ كمترى كه براى حج لازم دارد بفروشد، چنان چه اين كار براى او مشقّت شديد نداشته باشد، مستطيع مى باشد، هرچند در اين فروش ضرر كند.

منتخب مناسك حج، ص: 24

شدن در حَرَج و مشقت، (1) آن را بگيرد واجب است مطالبه كند (2) و بگيرد و به حج برود، (3) مگر مديون نتواند بپردازد كه در اين صورت مطالبه جايز نيست و استطاعت حاصل نمى شود (4) و همچنين اگر وقت طلب او نرسيده و مديون بخواهد بپردازد لازم است طلبكار آن را بگيرد و مستطيع مى شود، ولى اگر مديون نمى خواهد بپردازد مطالبه واجب نيست، هرچند با مطالبه حاضر به پرداخت شود. (5) (م 19) آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى:

و نيز مى تواند ولو با كمك غير و اقامه دعوى در نزد حاكم شرع و يابا رجوع به حاكم غير شرعى- در صورتى كه استيفاء حقّ موقوف بر آن باشد، بنابر اقوى- آن را وصول نمايد، گرفتن و رفتن به حج واجب است.

آية اللّٰه سيستانى: مستطيع است و واجب است حج برود هر چند با مطالبه و صرف آن مال در حج باشد و همچنين است اگر بدهكار دارا باشد و نپردازد ولى بتواند هر چند با رجوع به حاكم جور حق خود را بگيرد يا بدهكار منكر باشد ولى بتواند آن را اثبات كند و بگيرد يا بتواند از اموال او از باب تقاص بردارد. بلى اگر استيفاء دين بر او حرجى باشد مستطيع نيست.

آية اللّٰه بهجت اگر تحصيل آن متوقّف بر مراجعه به دادگاه اگر چه حاكم جور باشد لازم است مراجعه نمايد در صورتى كه موجب ضرر و حرج فوق حد مسامحه نباشد، و در تضرر مالى غير مجحف و نيز ضرر حالى مثل ذلت نفس و نقص جاه نزد حاكم جور تأمّل است و اقرب وجوب مطالبه است با عقلائى بودن تن دادن به اين ضرر با قطع نظر از تكليف به حج.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى، در اين مسأله قائل شده اند كه اگر بتواند دَين را بفروشد و پول آن به تنهايى و يا به ضميمه مال ديگر وافى هزينه حج باشد و براى او مشقت شديد نداشته باشد، در اين صورت مستطيع است و بايد به حج برود.

آية اللّٰه سيستانى: اگر بتواند دَين رابفروشد بنحوى كه اجحاف در حق او نباشد، و پول آن به تنهايى و يا به ضميمۀ مال

ديگر وافى هزينۀ حج باشد، در اين صورت مستطيع است و بايد به حج برود.

آية اللّٰه فاضل: اگر بتواند دَينش را به مقدار كمتر بفروشد در صورتى كه موجب ضرر و مشقّت نباشد. و اين مقدار براى حج كافى باشد مستطيع است و بايد حج انجام دهد.

آية اللّٰه سيستانى: اگر مهلت داشتن قرض به نفع بدهكار باشد همچنانكه معمولًا چنين است.-

آية اللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: و اگر شك داشته باشد كه مديون با مطالبه مى پردازد يا نه، به جهت آنكه احتمال استطاعت مى دهد، و تمكّن از فحص دارد، احتياط در مطالبه است، و مطالبه در اين فرض فحص از استطاعت است، نه تحصيل استطاعت.

آية اللّٰه صافى: حكم مسأله در صورتى است كه فروش دين مؤجّل به نقد ممكن نباشد والّا فروش آن مانند فروش ساير اموال واجب است.

آيات عظام خويى، تبريزى، بهجت: درصورتى كه اگرمطالبه كند بدهكار خواهدپرداخت، بايد مطالبه كند و به حج برود.

آية اللّٰه فاضل: مگر آنكه يقين داشته باشد كه اگر مطالبه كند مديون حاضر به پرداخت آن مى شود، كه در اين صورت مطالبه لازم است.

آية اللّٰه مكارم: اگر مطالبه محذورى ندارد بايد مطالبه كند.

منتخب مناسك حج، ص: 25

8- اگر غير مستطيع، مصارف حجّ را قرض كند، مستطيع نمى شود، (1) هر چند بتواند بعداً به سهولت قرض را اداء كند (2) و اگر با آن حج بجا آورد از حَجّة الاسلام كفايت نمى كند. (3) (م 20) آية اللّٰه زنجانى: هر گاه كسى به مقدار مخارج حج يا مكمل آن قرض كند چنانچه اگر حج برود درپرداخت بدهى خود به مشقت شديد نمى افتد مستطيع شده بايد حج بجا آورد هرچند آن پول را براى خصوص

حج قرض كرده باشد و حج او كفايت از حجةالاسلام مى كند.

آية اللّٰه خامنه اى: كسى كه مخارج حج را ندارد، ولى مى تواند به آسانى آن مبلغ را از ديگرى وام بگيرد و بعداً اداء كند واجب نيست كه با گرفتن وام خود را مستطيع كند، ولى اگر وام گرفت، حج بر او واجب مى شود.

آيات عظام خويى، فاضل،: هرگاه كسى مقدارى پول قرض كند كه آن پول به مقدار مخارج حج باشد، و قدرت پرداخت آن را بدون مشقّت بعد از آن داشته باشد، حج بر او واجب خواهد بود.

آية اللّٰه بهجت قرض گرفتن براى حج تحصيل استطاعت است و واجب نيست. مگر آنكه مالى داشته باشد بالفعل كه مى تواند پس از حجّ با فروش و استبدال آن اداء دين كند كه در اين صورت قرض گرفتن واجب است با عدم تمكن از فروش آن قبل از حجّ و اگر مالى كه با آن اداء دين مى نمايد بعد از حج تحصيل مى شود، پس در وجوب حج فعلًا تأمّل است.

آية اللّٰه تبريزى: هرگاه كسى مقدارى پول قرض كند كه آن پول بمقدار مخارج حج باشد و در وقت قرض كردن مالى داشته باشد كه بتواند با آن قرض خود را اداء كند ولى فعلًا نمى تواند آن را بفروشد يا در آن تصرّف كند حج بر او واجب خواهد بود. بلكه در اين صورت اگر قرض كرده بر او حرجى نباشد مستطيع است و بايد حج برود و استطاعت متوقف بر قرض گرفتن نيست.

آية اللّٰه سيستانى: مگر آنكه وقت پرداخت قرض آنقدر دور باشد كه اصلًا عقلاء به آن توجه نكنند. كه در اين صورت اگر قرض كرد حجّ

بر او واجب خواهد شد.

آيةاللّٰه گلپايگانى و آيةاللّٰه صافى: در صورتى كه مالى دارد كه در دسترس او نيست و بعداً به واسطۀ آن به راحتى بتواند قرضى را كه گرفته ادا كند، در اين صورت با قرض گرفتن صدق استطاعت مى كند و با وجود ساير شرايط، حج واجب است و حجةالاسلام محسوب مى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 26

9- اگر در سالى كه استطاعت مالى دارد از جهت صحّت بدن يا باز بودن راه استطاعت ندارد و در سالهاى ديگر از آن جهات استطاعت پيدا مى كند، مى تواند (1) در مال تصرف كند و خود را از استطاعت خارج نمايد. (م 24)

10- شخص مستطيع اگر پول ندارد لكن ملك دارد (2) بايد بفروشد و آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه سيستانى: تصرّف در مال جايز نيست و واجب است مال را حفظ كند و خود را از استطاعت خارج نكند.

آية اللّٰه تبريزى: اگر ضرورت عرفى نداشته باشد بنابر احتياط واجب آن را حفظ كند.

آية اللّٰه خامنه اى: پس از فرا رسيدن زمانى كه صرف آن براى رسيدن به حج لازم است شخص مستطيع نمى تواند خود را از استطاعت بيندازد و پيش از فرا رسيدن اين زمان نيز احتياط واجب آن است كه خود را از استطاعت خارج نسازد.

آية اللّٰه زنجانى: مستطيع مى باشد و اگر براى حج در سال بعد حفظ پول لازم باشد بايد پول را حفظ كند بلى چنانچه ضرورتى پيش آمد مى تواند مال را در آن صرف نمايد پس اگر مصرف كرد از استطاعت مى افتد.

آيةاللّٰه گلپايگانى: اگر اطمينان دارد كه در سال هاى بعد از آن جهات استطاعت پيدا مى كند نمى تواند در مال خود تصرف نمايد.

آية اللّٰه گلپايگانى،

آية اللّٰه صافى: اگر خانۀ وقفى و يا غير وقفى در اختيار اوست، به طورى كه كسرشأن او نبوده، و بدون سختى و حرج، از داشتن خانه ديگر بى نياز است، و احتمال از دست رفتن آن خانه نيست، اگر خانه ملكى اى دارد كه قيمت آن وافى به مخارج حج ويا تتميم آن باشد، واجب است خانه ملكى خود را فروخته و صرف مخارج حج كند، و همچنين است نسبت به ديگر چيزهايى كه مورد نيازبوده، و از غير راه ملكيّت رفع احتياجش شده باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 27

به حج برود اگر چه بواسطۀ مشترى نداشتن به كمتر از قيمت معمولى (1) بفروشد مگر آنكه (2) فروش به اين نحو موجب حرج و مشقّت براى او شود. (م 27)

11- اگر مالى كه براى حج كفايت مى كند را به او ببخشند براى اينكه حج بجاآورد (3) بايد قبول كند و حج بجا آورد، و همچنين اگر واهب بگويد مخيّرى بين اينكه حج بجاآورى يا نه. (4) ولى اگر اسم حج را نياورد و فقط مال را به او ببخشد قبول واجب نيست. (5) (م 34) آية اللّٰه خويى، آية الهّٰخ تبريزى: اگر باعث ضرر قابل توجّه شود فروشش واجب نيست.

آية اللّٰه بهجت اگر حرجى يا ضررى نباشد.

آية اللّٰه سيستانى: مگر اينكه اجحاف بر او باشد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اجحاف و ضرر بحدّى باشد كه عرفاً بگويند مستطيع نيست.

آية اللّٰه مكارم: بطورى كه در عرف بگويند مستطيع نيست.

آية اللّٰه بهجت واجب نيست قبول نمايد و در صورت قبول، استطاعت بذليه محقّق است و استطاعت ماليّه است در دو صورت بعد.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: چنانچه مال، كافى براى مؤونه حج باشد، ويا به مقدارى است كه

به ضميمه اموال خود شخص استطاعت حاصل مى شود، حج بر او واجب، و كافى از حجّة الاسلام است.

آية اللّٰه نورى: مگر اينكه در قبول ذلّت و مهانت براى او باشد كه در اين صورت قبول واجب نيست.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: و اگر واهب (بخشنده) اختيار را به انسان بدهد و بگويدمى خواهى با اين مال حج برو و نمى خواهى به حج نرو و يا مالى را ببخشد و نامى از حج نبرد، قبولش واجب نيست.

آية اللّٰه مكارم: بلكه قبول واجب است بشرط اينكه به هنگام بازگشت، زندگى او تأمين باشد.

آية اللّٰه زنجانى: در هر سه صورت با داشتن ساير شرايط مستطيع است مگر آن كه قبول بذل يا تحويل مال موهوب حرجى يا مستلزم هتك حيثيت او باشد و همچنين است در صورتى كه مكمّل هزينه حج را به او ببخشند و در هر حال پول قربانى مانند حج غير بذلى جزء استطاعت نيست پس كسى كه تمكن از قربانى ندارد روزه مى گيرد. بلى اگر روزه گرفتن مشقت شديد يا خوف ضرر داشته باشد حج واجب نمى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 28

12- كسى كه براى نيابت از ديگرى اجير شد و با اجرت آن مستطيع گشت در صورتى كه استيجار براى سال اول باشد بايد حج نيابى را مقدم بدارد (1) و چنانچه استطاعت او تا سال بعد باقى بماند براى خودش در سال بعد حج بجا آورد. (م 38)

13- شرط است در استطاعت كه مخارج عائله اش را تا برگشت از حج داشته باشد هرچند عائله واجب النفقۀ او نباشند. (2) (م 39) آية اللّٰه سيستانى: و امّا اگر حج نيابى مقيد به همان سال

نباشد، بايد حج خود را مقدّم بدارد، مگراينكه براى او وثوق حاصل شود كه در سالهاى آينده حج را انجام خواهد داد، كه در اين صورت واجب نيست حج خود را مقدّم بدارد.

آيةاللّٰه زنجانى: و بعد از آن در اولين سال ممكن براى خودش حج به جا آورد و اگر راه انجام حج خود منحصر به حفظ اين اجرت باشد، نبايد آن را در كار ديگرى هزينه كند، مگر آن كه نياز مبرمى پيش بيايد و در اين صورت اگر پول را در آن نياز مصرف كرد از استطاعت مى افتد.

آيات عظام خويى، تبريزى، زنجانى، فاضل: اما اگر مقيّد به همان سال نباشد و براى او محرز است كه مى تواند حج نيابى را در سالهاى بعد بجا آورد، حج خودش را مقدّم كند و الّا بايد حج نيابى را مقدّم بدارد.

آية اللّٰه بهجت امّا اگر حج نيابتى مقيّد به همان سال نباشد حجّ خود را مقدّم بدارد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و يا عرفاً ملتزم به پرداخت نفقۀ آنها شده باشد مثل خواهر و برادر، بايد نفقۀ آنها را هم داشته باشد.

آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: داشتن مخارج عائله غير واجب النفقۀ شرعى، شرط نيست مگر اينكه با ترك انفاق بر آنها خودش به حرج مى افتد.

آية اللّٰه بهجت در عيال غير واجب النفقه و مصارف لازمه براى حفظ شأن احوط رعايت عسر و حرج است يعنى نه اقتصار فقط بر مقدارى كه بر او واجب شرعى است مى كند و نه انتظار تمكّن از هر چه عرفيت دارد مى كشد. پس تحقق استطاعت منوط به دارا بودن مقدارى است كه اگر نباشد لازمه اش عسر و حرج است.

آية اللّٰه زنجانى: در

استطاعت، شرط است كه حج سبب اختلال در تأمين زندگى كسانى كه عرفاً يا شرعاً واجب النفقۀ او هستند نباشد و لازم نيست كه مخارج آنها را بالفعل داشته باشد بلكه كافى است بتواند با كسب، آن را تأمين كند.

منتخب مناسك حج، ص: 29

14- شرط است در استطاعت رجوع به كفايت، (1) يعنى بعد از برگشت از حج، تجارت يا زراعت يا صنعت يا منفعت ملك، مثل باغ و دكان داشته باشد بطورى كه براى زندگانى به شدّت و حرج نيفتد و اگر قدرت بر كسب لايق به حالش هم داشته باشد كافى است، (2) و اگر بعد از مراجعت نياز به مثل زكات و خمس و ساير وجوه شرعيّه داشته باشد، آية اللّٰه بهجت اظهر اعتبار رجوع به كفايت است به اين معنا كه به سبب حج از غنا به فقر يا از فقر به اوسع از آن واقع نشود.

آية اللّٰه خويى: رجوع به كفايت در تحقق استطاعت دخيل نيست بلى اگر شخصى بداند كه از رفتن به حجّ در آينده به حرج مى افتد حج بر او واجب نيست.

آية اللّٰه زنجانى: داشتن شغل مناسب از شرايط وجوب حج نيست. بلى رجوع به كفايت به اين معنى در استطاعت شرط است كه حج مستلزم اختلال در زندگى مكلف نباشد. پس چنان چه انجام حج موجب از دست دادن شغلى كه تنها ممرّ زندگى مكلف است گردد، مستطيع نمى باشد.

آية اللّٰه فاضل: و همچنين اگر از طريق زكات و يا خمس و يا استعطاء، امور خود را اداره كند، كافى است، و همچنين كسى كه آنچه دارد در راه حج خرج كند زندگى او قبل و بعد از حج

تفاوتى نكند، حج بر او واجب مى شود و نيز بر طلاب كه با شهريه اداره مى شوند چنانچه هزينۀ حج و مخارج خانوادۀ خود را داشته باشند يا به عنوان روحانى مشرّف شوند حج واجب است و از حجّة الاسلام كفايت مى كند.

منتخب مناسك حج، ص: 30

كفايت نمى كند، (1) بنابراين بر طلاب و اهل علمى كه در بازگشت از حجّ نياز به شهريّه حوزه هاى علميه دارند (2) حجّ واجب نيست. (3) (م 40)

استطاعت طريقى و بدنى و زمانى

15- شرط است در وجوب حج، استطاعت بدنى و استطاعت از آية اللّٰه خامنه اى: اگر بعد از مراجعت زندگى آنها با شهريه اداره مى شود كفايت مى كند و حج واجب است.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: كسى كه از وجوه شرعيه مانند خمس و زكات و امثال اينها زندگى خود را اداره مى كند و بر حسب عادت مخارجش بدون مشقت، مضمون و حتمى باشد، در صورتى كه داراى مقدارى پول گردد كه وافى به هزينۀ حج و مخارج عيالش باشد، بعيد نيست حج بر او واجب باشد، و همچنين است كسى كه شخص ديگر در تمام مدت زندگى او، مخارجش را متكفل باشد و همچنين كسى كه اگر آنچه دارد در راه حج صرف كند زندگى بعد از حجّش با قبل از آن تفاوتى نكند.

آية اللّٰه بهجت عيناً موافق حاشيه قبلى بوده با اين تفاوت كه ايشان صراحت در وجوب حج دارند.

آية اللّٰه زنجانى: نياز به شهريه و وجوه شرعيه مانع استطاعت نيست مگر در مورد كسانى كه انجام حج آنها را مجبور به استفاده از وجوهات گرداند و اين گونه ارتزاق مناسب شأن آنها نباشد.

آية اللّٰه بهجت اگر زندگى آنها با وجوهات بر حسب عادت

بدون مشقّت مضمون و حتمى باشد. در صورتى كه داراى مقدارى پول گردد كه وافى به هزينۀ حج و مخارج عيالش باشد حج بر او واجب است.

آية اللّٰه مكارم: براى طلاب و مانند آنها حج واجب مى شود.

آية اللّٰه گلپايگانى: افرادى كه از وجوه خاصّى مثل سهم سادات و وجوهات شرعيه و نذورات استفاده مى كنند، مانند طلّاب و سادات و اشخاص ديگرى كه مورد توجّه مردم هستند، در صورتى كه هزينه حج و مخارج عيالات را تا بازگشت داشته باشند، بعيد نيست كه حج بر آنان واجب باشد.

آية اللّٰه صافى: ولى رعايت احتياط به اينكه به نحوى خود را واجد شرط استطاعت نمايد خوب است.

منتخب مناسك حج، ص: 31

جهت باز بودن راه و استطاعت زمانى، پس بر مريضى (1) كه قدرت رفتن به حج ندارد يا بر او حرج و مشقّت زياد دارد واجب نيست (2) و بر كسى كه راه براى او باز نيست يا وقت تنگ است بطورى كه نمى تواند به حج برسد نيز واجب نيست. (3) (م 41)

16- اگر با وجود شرايط استطاعت، حجّ را ترك كرد، حج بر او آية اللّٰه خويى: بر مريض يا شخصى كه استطاعت مالى دارد ولى از تمكن از رفتن به حج نااميداست يا بر او حرجى است واجب است نايب بگيرد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر از جهت مالى قدرت دارد و از جهت صحّت بدن استطاعت ندارد و اميد خوب شدن ندارد واجب است نايب بگيرد درصورتى كه حج بر او مستقر شده، و اگر حج بر او مستقر نشده باشد، نايب گرفتن مطابق احتياط است اگرچه اميد به زوال عذر هم وجود داشته باشد.

آية اللّٰه

خويى: در اين فرض گرفتن نايب واجب است و وجوب آن فورى است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر اميد به تمكّن از حجّ بدون حرج و مشقّت بعد از آن هم نداشته باشد در اين فرض گرفتن نايب واجب است، و وجوب آن فورى است.

آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط بايد نايب بگيرد و وجوب آن فورى است مگر اينكه اطمينان به تمكّن از مباشرت در سالهاى بعد داشته باشد.

آية اللّٰه بهجت در صورت يأس از خوب شدن استنابه مى كند بنحو فورى بنابر اظهر.

آية اللّٰه زنجانى: كسى كه استطاعت مالى دارد حج بر عهدۀ او واجب مى شود پس اگر از جهات ديگر مانند توانايى بدنى و باز بودن راه مستطيع باشد، بايد خودش حج بجا آورد.

و اگر از برخى از اين جهات استطاعت نداشته باشد پس اگر احتمال مى دهد كه در آينده بتواند خودش حج بجا آورد- و لو با تحصيل استطاعت- فوريت حج از او ساقط مى گردد ولى بايد استطاعت از اين جهات را تحصيل كند و تا ضرورتى پيش نيامده نمى تواند با مصرف مال خود را از رفتن به حج عاجز گرداند و اگر از تحصيل استطاعت مأيوس باشد بايد در اولين سال ممكن با قصد قربت براى حج نايب بگيرد و اگر نگرفت در سال بعد و همين طور ... و اين حج كفايت از حجة الاسلام او مى كند هر چند عذر اوبرطرف گردد و در جميع فروض اگر خودش حرج يا بيمارى را تحمل كرده حج بجا آورد مجزى است.

منتخب مناسك حج، ص: 32

مستقر مى شود (1) و بايد بعداً به هر نحو مى تواند به حج برود. (2) (م 42)

17- مستطيع بايد خودش به حج

برود، و حج ديگرى از طرف او كفايت نمى كند، (3) مگر در مورد مريض يا پير به شرحى كه بعداً بيان مى شود. (م 43)

18- كسى كه خودش مستطيع است (4) نمى تواند از طرف ديگرى براى حج نايب شود يا حج استحبابى بجا آورد و اگر حج نيابى يا استحبابى بجا آورد باطل است. (5) (م 44) آية اللّٰه سيستانى: مگر اين كه جاهل به حصول استطاعت يا غافل از آن باشد، يا جاهل به وجوب حج يا غافل از آن باشد، و در اين جهل و غفلت معذور باشد.

آية اللّٰه فاضل: چنانچه تا پايان اعمال حج شرايط استطاعت باقى باشد، كه در اين صورت بايد حج را انجام دهد مگر اينكه انجام حج حرجى باشد، كه در اين فرض از خودش ساقط است، و در اين صورت بايد از تركۀ او- ولو از ميقات- نايب بگيرد، يا شخصى تبرعاً حج او را انجام دهد.

آية اللّٰه تبريزى، آية اللّٰه خويى: چنانچه در زمان استطاعت مالى، معتقد به عدم تحقّق استطاعت بود و در اين اعتقاد معذور بود حجّ بر او مستقر نيست ولى اگر احتمال استطاعت را مداد حج بر او مستقر است و چنانچه حرج نباشد بايد به حجّ برود.

آية اللّٰه بهجت هر وقت قدرت پيدا نمود فوراً بايد بجا آورد ولو استطاعت شرعيه زائل شده باشد.

آية اللّٰه زنجانى: به حاشيۀ مسأله 3 مراجعه شود.

آية اللّٰه زنجانى: مگر در مورد كسانى كه در حاشيۀ مسألۀ 15 بيان شد.

آية اللّٰه زنجانى: مستطيع اگر حج نيابى بجا آورد باطل است، مگر در صورتى كه انجام حجةالاسلام خود در آن سال بر او واجب نباشد به تفصيلى كه در

حاشيۀ مسأله 12 گذشت. و اگر مستطيع حج استحبابى انجام دهد باطل است مگر از باب خطا در تطبيق باشد يعنى حجّى را كه بالفعل شارع مقدس از او خواسته نيت كرده لكن به تخيل اين كه مستطيع نيست آن را بر حج مستحب تطبيق نموده باشد، در اين صورت حج او صحيح و حجة الاسلام خواهد بود.

آية اللّٰه فاضل: اگر حج نيابى انجام داده است، حج او صحيح است اگرچه معصيت كرده است و اگر با غفلت و عدم توجه به وجوب حج، حج مستحبى انجام داده است، حج او صحيح و كفايت از حجةالاسلام مى كند، ولى اگر با توجه به حج واجب، نيت حج مستحبى كرده باشد، حج استحبابى صحيح است، ولى مرتكب فعل حرام شده است، حج هم بر او مستقر شده است.

آية اللّٰه مكارم: حج نيابتى او صحيح است هرچند گناه كرده است. و حج استحبابى او حج وجوبى محسوب مى شود.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در صحت آن اشكال است و احتياط ترك نشود، عالم باشد و يا جاهل.

آية اللّٰه سيستانى: كسى كه ذمّه اش مشغول به حجّ واجب است و بايد در همان سال بجا آورد چنانچه متوجّه آن است جايز نيست در همان سال نيابت بپذيرد ولى اگر حجّ نيابى انجام داد صحيح است و ذمّۀ منوب عنه فارغ مى شود، امّا اجاره باطل است و مستحقّ اجرت المثل است (و در مورد حجّ استحبابى با علم به استطاعت نظر ايشان در دست نيست).

آية اللّٰه بهجت حجّ نايب، صحيح و ذمّۀ منوب عنه برئ مى شود.

آية اللّٰه خويى: در صورت تنجّز وجوب حج بر نايب اجاره باطل است، مگر اينكه اجاره مطلق

باشد كه بتواند اوّل براى خودش حج بجا آورد و بعد از آن حج منوب عنه را و در فرض بطلان اجاره، اجير مستحق اجرةالمثل است مگر اينكه اجرةالمثل بيشتر از اجرةالمسمى باشد و اگر مستطيع حج استحبابى براى خودش انجام دهد، با اينكه مى داند مستطيع است، گرچه حجش صحيح است ولى مجزى از حجةالاسلام نمى باشد.

آية اللّٰه تبريزى: اگر حج نيابى بجا آورد، حجش صحيح است و ذمّه منوب عنه برى ء مى شود ولى در فرضى كه واقعاً بر او حج واجب بوده ولو نسبت به آن جاهل باشد اجاره باطل است و نايب استحقاق اجرة المثل را دارد مگر بيشتر از اجرة المسمى باشد و اگر حج استحبابى براى خودش انجام دهد در صورت علم به استطاعت خود و عدم صحت حج استحبابى، حج او باطل است و در غير اين صورت حجش صحيح و مجزى از حجةالاسلام مى باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 33

19- كسى كه حج بر او مستقر شد و بجا نياورد تا فوت شد، بايد از تركۀ او براى او حج بدهند و حج ميقاتى كفايت مى كند، (1) و تا حج او را آية اللّٰه زنجانى: و اگر استيجار حج ميقاتى ممكن باشد و از بلد براى او نايب بگيرند، مازاد بر مخارج حج ميقاتى از اصل تركه برداشته نمى شود مگر نسبت به حج بلدى وصيت نافذى كرده باشد و در صورتى كه در تصرف در تركه خطر فوت استيجار حج يا تأخير آن باشد ورثه نمى توانند در تركه تصرف نمايند ...

منتخب مناسك حج، ص: 34

ندهند ورثه نمى توانند در تركه تصرف نمايند (1) و لازم است در همان سال فوت، حج را اداء

نمايند و تأخير از آن جايز نيست، و چنانچه در آن سال استيجار ممكن نباشد مگر از بلد، لازم است (2) از بلد اجير بگيرند و از اصل تركه خارج مى شود، (3) و همچنين اگر در آن سال از ميقات نتوانند اجير آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: كسى كه مرده و حجة الاسلام بر عهدۀ او بوده، ورثه پيش ازاستيجار براى حج نمى توانند در تركه تصرف كنند، خواه هزينۀ حج برابر تركه باشد يا كمتر از آن، بنابر احتياط، بلى اگر تركه خيلى زياد باشد و ورثه ملتزم به اداى حج شوند، مى توانند تصرف كنند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: حتى در صورتى كه تركه بيش از مخارج حج باشد، بنابر احتياط واجب تصرّف در اموال ميّت جايز نيست.

آية اللّٰه فاضل: بلى اگر تركه بيشتر از مخارج حج باشد بهتر است تصرّف نكنند.

آية اللّٰه بهجت ورثه پيش از استيجار براى حج مى توانند در تركه تصرف كنند در صورتى كه قصد استيجار داشته باشند.

آية اللّٰه سيستانى: براى ورثه جايز نيست تا زمانى كه ذمّۀ او به حج مشغول است به طورى در ميراث تصرّف نمايند كه منافى با قضاء حج ميّت از ميراث باشد.

آية اللّٰه مكارم: مگر اينكه بناى قطعى بر اداى حج داشته باشد، در اين صورت تصرف جايز است.

آية اللّٰه خامنه اى: در خصوص اختيار ورثه نسبت به تصرف در تركه و عدم آن، نظر ايشان يافت نشد.

آية اللّٰه سيستانى: احوط اين است كه فوراً براى فارغ شدن ذمّۀ او اقدام نمايند هرچند با استيجار ازتركه، و اگر در همان سال، استيجار از ميقات ميسّر نشد به احتياط واجب بايد از بلد استيجار كنند

و تأخير نيندازند هر چند بدانند در سال بعد، از ميقات ميسّر مى شود، ولى در اين صورت مازاد بر اجرت حج از ميقات را از سهم صغار ورثه به حساب نياورند.

آية اللّٰه خامنه اى: مگر اينكه وصيّت كرده باشد مخارج حج از ثلث پرداخت شود كه در اين صورت بروصاياى مستحبّه مقدم است و اگر ثلث وافى نبود كمبود آن از اصل تركه ميّت اخراج مى شود.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه زنجانى: مگر اين كه وصيّت كند از ثلث خارج شود و ثلث كافى باشد و اگر كافى نباشد از ساير تركه بايد تكميل شود.

آية اللّٰه مكارم: مگر اينكه وصيّت كند از ثلث خارج شود.

منتخب مناسك حج، ص: 35

بگيرند مگر به زيادتر از اجرت متعارف، لازم است اجير بگيرند و تأخير نيندازند، (1) و اگر وصى يا وارث اهمال كنند و تأخير بيندازند و تركه از بين برود ضامنند، بلى اگر ميت تركه نداشته باشد، بر وارث، حج او واجب نمى شود. (م 45)

20- زنى كه مهريه اش وافى براى مخارج حج هست و آن را از شوهر خود طلبكار است (2) اگر شوهرش تمكّن از اداء آن را ندارد، زن حق مطالبه ندارد (3) و مستطيع نيست و اگر تمكن دارد و مطالبۀ آن براى زن مفسده اى ندارد با فرض اينكه شوهر نفقه و مخارج زندگى زن را مى دهد لازم است زن، مهريه را مطالبه كند و به حج برود و چنانچه براى او مفسده دارد مثل اينكه ممكن است مطالبه به نزاع (4) و طلاق منجر شود كه براى زن آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط واجب، ولى مازاد بر اجرت متعارف را از سهم صغار ورثه

به حساب نياورند.

آية اللّٰه زنجانى: و اگر كسى كه تركه، در دست اوست اهمال كند و تركه از بين برود ضامن است هر چند وصى يا وارث نباشد.

آية اللّٰه بهجت در صورتى كه مطالبۀ مهر از شوهر ناراحتى و يا مشكلاتى در زندگى ايجاد نكند وى مستطيع است و مطالبۀ مهر منعى ندارد بلكه لازم است، ولى اگر موجب دردسر و ناراحتى براى وى شود و يا مراجعۀ به حاكم باعث منقصت شأن او گردد مطالبه لازم نيست.

آية اللّٰه زنجانى: و در اين صورت و همچنين در صورتى كه گرفتن مهريه براى او مشقت شديدداشته باشد يا با هتك حيثيت او همراه باشد، مستطيع نيست و اگر ....

آية اللّٰه سيستانى: اگر به حدّى باشد كه براى زن تحمّلش مشكل باشد.

آية اللّٰه گلپايگانى: مجرّد طلاق باعث عدم وجوب حج نيست. بله اگر صرف مهريه در حج موجب شود كه زندگى او مختلّ شود حج بر او واجب نيست.

آية اللّٰه مكارم: حتى اگر منجرّ به طلاق نشود ولى مشكلات مهمّى در زندگى او حاصل گردد حج لازم نيست.

آية اللّٰه تبريزى: اگرمطالبۀ مهريّه موجب ناراحتى هايى شود كه زن در زندگى اش به حرج و مشقّت بيفتد، حج بر او واجب نيست.

آية اللّٰه خويى: يعنى مطالبه بر او حرجى يا در آن خوف ضرر باشد. حج بر او واجب نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 36

مفسده دارد، مستطيع نشده است. (م 47)

21- اگر كسى منزل گران قيمتى دارد و در صورتى كه آن را بفروشد و منزل ارزانتر بخرد و با تفاوت قيمت آن بتواند به حج برود، (1) چنانچه منزلى كه دارد زائد بر شئون او نباشد لازم نيست آن را

بفروشد (2) و با اين فرض مستطيع نيست و اگر زائد بر شئون او باشد با وجود ساير شرايط مستطيع است. (م 49)

22- كسى كه در محل خودش مستطيع نيست واجب نيست به حج برود هرچند استطاعت حج ميقاتى را داشته باشد، ولى اگر رفت و وقتى به ميقات (3) رسيد استطاعت حج از آنجا را با همه شرايط ديگر داشت مستطيع مى شود و كفايت از حَجة الاسلام مى كند. (م 54)

23- پزشكان يا كسان ديگرى كه با مأموريت به ميقات آمده اند و در آيةاللّٰه زنجانى: چنان چه تبديل آن به منزل ارزان تر مستلزم حرج و هتك حيثيت او نباشد، مستطيع مى باشد.

آية اللّٰه بهجت اگر استبدال ضررى يا حرجى باشد لازم نيست.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه خويى: اگر فروش خانه سبب حرج و مشقت او نيست حج بر او واجب است.

آية اللّٰه زنجانى: به ميقات يا محلى قبل از آن.

منتخب مناسك حج، ص: 37

ميقات جامع شرايط استطاعت هستند، واجب است حجةالاسلام بجاآورند (1) هرچند كه لازم است مأموريت خود را نيز انجام دهند. (م 59)

24- اگر كسى براى حجّ ثبت نام كرد و نوبت او را براى چند سال ديگر اعلام نمودند چنانچه قبل از رسيدن نوبت از راه ديگر وسيلۀ رفتن براى او فراهم شد لكن بايد قرض كند و به مكّه برود، اگر قبلًا حجّ بر او مستقر نشده و فعلًا هم نمى تواند به حجّ برود مگر با قرض (2) حجّ بر او واجب نشده است (3) و حجّ او حجّةالاسلام نيست. (4) (س 65) آية اللّٰه فاضل: مگر اينكه مأموريت آنها مشروط به عدم احرام براى حجّ تمتّع باشد، يا عمل به مأموريت

مانع از انجام اعمال حج باشد كه در اين دو صورت حج واجب نيست، بلى اگر مخالفت كردند و حج انجام دادند هر چند مرتكب معصيت شده اند ولى حج آنها صحيح است و كفايت از حجّة الاسلام مى كند.

آيةاللّٰه زنجانى، آية اللّٰه بهجت بايد حجةالاسلام بجا آورند، مگر آنكه مأموريت به گونه اى باشد كه نتوانند به وظائف عمل كنند.

آية اللّٰه سيستانى: مگر آنكه وقت پرداخت قرض آنقدر دور باشد كه اصلًا عقلاء به آن توجه نكنند. كه در اين صورت اگر قرض كرد حجّ بر او واجب خواهد شد.

آية اللّٰه بهجت حكم قرض گرفتن در ذيل مسأله 15 گذشت.

آيةاللّٰه خامنه اى: حكم قرض گرفتن در حاشيۀ مسألۀ 8 گذشت.

آية اللّٰه زنجانى، آيةاللّٰه فاضل: ولى اگر قرض كرد چنانچه در پرداخت آن به مشقت شديد نمى افتد مستطيع است.

آيةاللّٰه خويى: ولى اگر قرض كرد و در وقت اداء مى توانست آن را اداء كند مستطيع مى شود و حج بر او واجب است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: مگر در صورتى كه ازكسى طلب داشته باشد ويا مالى دارد كه در دسترس او نيست و بعداً به راحتى مى تواند به واسطه آن قرضى را كه گرفته اداء كند، كه در اين صورت با قرض كردن صدق استطاعت مى كند واگر قرض كرد وساير شرايط هم فراهم بود حج واجب مى شود وحجةالاسلام مى باشد.

آيةاللّٰه مكارم: مگر اينكه نوبت خود را كه براى آن ثبت نام كرده در مقابل آن به وام دهنده واگذار كند.

منتخب مناسك حج، ص: 38

25- شخص مستطيع با بخشش مال خود به ديگرى مثل پدر و مادر يا صرف آن در كارهاى خير مثل فرستادن آنها به حجّ از استطاعت خارج نمى شود و بايد حجّ

خود را بجا آورد و در صورتى كه با بخشش پول به والدين نتواند حجّ واجب بر خود را بجا آورد بخشش جائز نيست، اگر چه صحيح است. (س 75)

26- اگر در وقت ازدواج يك سفر حجّ به زوجه وعده داده شود چنانچه مجرّدِ وعده بوده است (1) لازم نيست اداى (2) آن و اگر مهر قرار داده شده (3) بايد به آن عمل كند. (4) (س 84)

27- كسى كه به علّت كهولت سن و مرض قادر به انجام فريضۀ حجّ نباشد اگر قبلًا از جميع جهات مستطيع بوده و اقدام بر انجام حجّ نكرده حجّ بر او مستقر شده اگر در اثر پيرى يا بيمارى كه اميد خوب شدن نباشد تمكّن از سفرندارد واجب است كسى را نايب بگيردتابراى او حجّ بجاآورد (5) و اگر قبلًا استطاعت نداشته و فعلًا هم نمى تواند به حجّ برود مستطيع آية اللّٰه سيستانى: به احتياط واجب بايد به آن وفا كند.

آية اللّٰه مكارم: ولى بدون شك عمل به آن مستحب مؤكد است.

آية اللّٰه مكارم: يا شرط ضمن العقد بوده است.

آيةاللّٰه زنجانى: يا ضمن عقد لازمى تعهد كرده ....

آيات عظام خويى، تبريزى، فاضل: و نيز اگر شرط ضمن العقد باشد، وفاء واجب است.

آية اللّٰه بهجت تنها وعدۀ سفر موجب استطاعت نمى شود ولى بر مرد لازم است كه به وعده خود وفا كند اگر هنگام عقد ازدواج به او وعده داده است.

تفصيل نظر آيات عظام در اين مسأله در ذيل مسأله 15 گذشت.

آيةاللّٰه بهجت: بر چنين شخصى واجب نيست به حج برود ولى نايب گرفتن بر او واجب است على الأظهر.

منتخب مناسك حج، ص: 39

نيست و لازم نيست نايب بگيرد. (س 85)

28- در

سفر حجّ واجب براى زن اجازۀ شوهر شرط نيست و اگر زن مستطيعه شده بايد حجّ واجب خود را بجا آورد ولو شوهر او راضى به مسافرت او براى حجّ نباشد. (1) (س 87)

29- اگر شخصى طبق وصيّت پدر كه پول به حساب سازمان حجّ واريز كرده است به نيابت او به مكّه آمده در حالى كه خود فرزند نيز استطاعت مالى داشته چنانچه راه براى پسر باز نبوده و از جهت نوبت پدر و نيابت او راه براى او باز شده است بايد براى پدرش حجّ كند (2) مگر آنكه تبرعاً و بدون اجاره به نيابت پدر آمده باشد، كه در اين صورت مستطيع شده وبايد براى خودش حج بجاآورد، (3) و به مجرد وصيت (4) و قبول فرزند، آية اللّٰه مكارم: ولى بهتر جلب رضايت اوست.

آية اللّٰه زنجانى: بلى اگر مخالفت با شوهر با مشقت شديد يا هتك حيثيت زن همراه باشد، رفتن به حج فعلًا واجب نيست.

آيات عظام تبريزى، گلپايگانى، صافى: بايد براى خود حج بجا آورد و براى پدر نايب بگيرد.

آية اللّٰه سيستانى: در اين صورت نيز بايد براى پدرش حج كند.

آية اللّٰه خويى: در صورتيكه وصيت پدر اين بوده كه او خودش حج نيابى را بجاآورد فتواى ايشان معلوم نيست.

آية اللّٰه زنجانى: در اين صورت نيز بايد براى پدرش حج بجا آورد بلى در صورتى كه پدر وصيت نكرده كه خصوص اين شخص برايش حج بجا آورد و همچنين وصيت نكرده كه با اين فيش براى او حج بجا آورده شود چنانچه مستطيع بتواند فيش را از ورثه بخرد و براى خودش حج بجا آورد، انجام حج براى او واجب

مى گردد و بايد براى حج پدرشان نايب ديگرى بگيرند.

آيةاللّٰه فاضل: در اين صورت نيز بايد براى پدرش حج به جا آورد، هرچند اگر حج را براى خودش انجام دهد، حج او صحيح است.

آية اللّٰه نورى: اگر در وصيّت قيد مباشرت شده و فرزند وصيت را قبول كرده نيابت واجب مى شود و استيجار لازم نيست.

آية اللّٰه مكارم: اگر وصيت را قبول كرده واجب العمل است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر اجرت معين شده باشد و او در حيات پدر وصيت را قبول كرده باشد، اجاره است و بايد انجام دهد.

منتخب مناسك حج، ص: 40

نيابت واجب نمى شود مگر آنكه قبل از استطاعت اجير شود. (س 88)

30- پول هدى جزء استطاعت نيست (1) و اگر شخص بجز براى هدى استطاعت را داراست مستطيع مى باشد و بايد حجّ بجا آورد. (2) (س 89)

عمره و حجّ كودكان

31- اگر غير بالغ حجّ بجا آورد صحيح است هر چنداز حجّةالاسلام كفايت نمى كند. (م 4)

32- مستحب است (3) ولىّ طفل غير مميّز (4) محرم كند او را و لباس آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه فاضل: چنين شخصى مستطيع نيست مگر با تمكّن از جميع مصارف حج واز جمله ثمن هدى.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: مستطيع نمى شود وپول هدى جزء استطاعت است.

آية اللّٰه سيستانى: استطاعت حاصل است و به جاى هدى روزه مى گيرد.

آية اللّٰه مكارم: زيرا بجاى آن روزه مى گيرد و چنين كسى عرفاً استطاعت براى حج دارد.

آية اللّٰه تبريزى: در صورتى كه بتواند بدون حرج و مشقّت بدل هدى روزه بگيرد.

آية اللّٰه زنجانى: و به جاى قربانى روزه مى گيرد بلى در صورتى كه روزه گرفتن براى او مشقت شديد يا خوف ضرر داشته باشد، مستطيع نمى باشد.

آية اللّٰه

زنجانى: انجام حج و عمره براى طفل مميز مستحب است همچنان كه مستحب است ولى شرعى يا كسى كه از طرف او مأذون در امر حج و عمره صبى است محرم كند طفل غير مميز را و ...

آيةاللّٰه بهجت: صحيح است احرام ولىّ از طفل غير مميّز و از مجنون، و متولّى نيّت احرام طفل، ولىّ حاضر مى شود و تمام اعمال حجّ را آنچه را متمكن است طفل و غير عاقل انجام مى دهد با نيّت ولىّ و آنچه را متمكّن نيست ولى از جانب او انجام مى دهد از آن جمله تلبيه احرام است كه اگر متمكن باشد طفل و غير عاقل انجام مى دهد با نيّت ولىّ وگرنه ولى نايب مى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 41

احرام به او بپوشاند و نيّت كند كه اين طفل را محرم مى كنم براى حجّ يا اين طفل را معتمر مى كنم به عمرۀ تمتّع و اگر مى شود تلبيه را به او تلقين كند و الّا خودش به عوض او بگويد. (م 8)

33- بعد از آنكه طفل محرم شد يا او را محرم كردند بايد ولىّ، او را از محرّمات احرام باز دارد (1) و اگر مميّز نيست خود ولىّ حفظ كند او را از محرّمات. (م 10)

34- بر ولىّ طفل لازم نيست او را محرم كند يا از طرف او حجّ انجام دهد ولى اگر او را محرم كرد بايد وظائف و اعمال را مطابق وظيفه اى كه در مناسك و در رساله ذكر شده است انجام دهند (2) وگرنه در بعضى صور طفل در احرام باقى مى ماند و تا تدارك نكند نمى تواند ازدواج نمايد.

35- بعد از اينكه طفل محرم شد اگر محرّمات

احرام را بجا آورد يا ولىّ؛ او را از آنها باز نداشت كفّاره بر ولىّ طفل است نه بر مال طفل، بنابر اقوى در صيد و بنابر احتياط واجب در غير آن. (3) (م 11) آيات عظام خويى، سيستانى، بهجت: اين حكم در مورد احجاج صبى غير مميّز است.

آية اللّٰه زنجانى: در مورد كودكى كه مستقلًا محرم شده، ولى وظيفه اى ندارد، امّا در مورد كودكى كه ولى او را محرم كرده است، ولى موظف است كه با نهى يا ممانعت عملى كودك را از محرمات احرام بازدارد و در اين امر فرقى بين مميز و غير آن نيست.

آيةاللّٰه مكارم: همان وظيفه اى كه در مسألۀ بالا گفته شد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: كفاره صيد بر ولىّ طفل است، و اما در وجوب ساير كفارات بر ولىّ اشكال است اگرچه احوط اين است كه بر عهده ولىّ است.

آيات عظام خامنه اى، خويى، تبريزى: ظاهراً كفارات ديگر در غير صيد نه بر ولىّ واجب است و نه در مال طفل، ولى كفاره صيد بر ولىّ واجب است.

آية اللّٰه مكارم: اين احتياط مستحب است.

آية اللّٰه سيستانى: كفارۀ صيد غير مميز بر ولىّ اوست و در غير آن بر نابالغ كفاره نيست نه در مال او و نه در مال وليّش.

آية اللّٰه بهجت فداء صيد مولىّ عليه بر ولىّ است (كه با مباشرت او عمل مولىّ عليه صحيح است) و كفاره موجب هدى بر ولىّ است در آنچه عمد و خطاء كفّاره دارد بلكه در آنچه عمد فقط كفّاره دارد و صبى عمداً مرتكب شد ثبوت كفاره بر ولى كه سبب است خالى از وجه نيست.

آية اللّٰه زنجانى: در غير

صيد كفاره ندارد و در صيد بر عهدۀ خود اوست، مگر آن كه پدر كودك او را محرم كرده باشد، كه در اين صورت كفاره صيد بر عهده پدر اوست.

منتخب مناسك حج، ص: 42

36- قربانى حجّ بر عهدۀ ولىّ طفل است. (1) (م 12)

37- تمام اعمال حج و عمره را بايد ولىّ، طفل را وادار كند كه بجا آورد (2) و اگر نمى تواند، ولىّ او به نيابت طفل بجا آورد. (3) (م 13) آية اللّٰه تبريزى: قربانى بچۀ غير مميز بر ولىّ او است كه او را به حج برده و چنانچه پول آن را نداشت و خود بچه مالى داشت از مال او قربانى تهيه مى كند وگر نه ولىّ روزه مى گيرد.

آية اللّٰه سيستانى: پول قربانى بچۀ غير مميّز بر ولىّ اوست.

آية اللّٰه فاضل، زنجانى: و اگر تمكن نداشت از طرف طفل روزه بگيرد، و چنانچه خود ولىّ نيز حجّ تمتع انجام داده وفقط تمكّن از يك قربانى دارد آن رابراى طفل قربانى كند و براى خودش روزه بگيرد.

آية اللّٰه زنجانى: و اگر كودك نمى تواند، چنانچه عمل قابل نيابت باشد ولى به نيابت او بجا مى آورد و اگر انجام عملى بر ولى مشقت دارد مى تواند نايب بگيرد و در مورد طواف اگر كودك مميز باشد خود طواف مى كند و در طواف بايد طهارت از حدث داشته، بدن و لباسش پاك باشد و اگر پسر است بايد ختنه كرده باشد، ولى اگر مميز نيست او را طواف مى دهند و طواف كننده نيت مى كند و در اين صورت لازم نيست كودك با وضو و ختنه كرده بوده، بدن و لباسش پاك باشد.

آية اللّٰه تبريزى: در وقتى كه مى خواهد طفل را

طواف دهد واجب است او را وضو دهد اگرچه بصورت وضو باشد.

آية اللّٰه فاضل: در اعمالى كه نياز به وضو دارد احتياطاً طفل را وضو بدهد، و خودش هم وضو بگيرد.

آية اللّٰه بهجت در صورت تمكن، احوط آن است كه در حال طواف هر دو طاهر باشند و نماز طواف را هر دو بخوانند و سنگ ريزه را در دست طفل يا مجنون بگذارد و ولى با آن كيفيت رمى و نيّت نمايد و در تمام افعال آنچه در غير نيّت مى تواند انجام دهد ولىّ متصدّى نيّت مى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 43

نيابت در حجّ

اشاره

38- در نايب امورى شرط است:

1- بلوغ، (1) بنابر احتياط واجب. (2) 2- عقل. 3- ايمان. 4- وثوق واطمينان (3) به انجام دادن او، (4) و اما بعد از اجراى عمل نايب، لازم نيست آية اللّٰه زنجانى: مميز بودن نايب كافى است.

آية اللّٰه تبريزى: نايب بايد بالغ باشد، پس حج بچۀ نابالغ به جاى ديگرى كفايت نمى كند، البته در حجة الاسلام و حجّهاى واجب ديگر، هرچند آن بچه مميّز باشد كه خوب و بد را تشخيص دهد. بلى بعيد نيست كه نيابت وى در حج مستحبى با اذن ولى صحيح باشد.

آية اللّٰه سيستانى: بلوغ شرط است و بنابر احتياط بچه مميّز نمى تواند نايب شود، مگر در حج مندوب به اذن ولى.

آية اللّٰه خويى: در حج واجب بلوغ نايب شرط است ولى در حج مستحبى بعيد نيست كه نيابت غير بالغ با اذن ولىّ صحيح باشد.

آية اللّٰه بهجت نيابت طفل غير مميز صحيح نيست، و اگر بچه مميّز باشد و قائل به مشروعيّت عبادت صبىّ مميز باشيم، خالى از رجحان نيست كه نيابت

وى صحيح باشد.

آية اللّٰه مكارم: بلكه بنابر اقوى در حج واجب.

آيةاللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه فاضل: اين شرط در استنابه معتبر است نه در اصل نيابت.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: و اگر نايب ثقه باشد إخبار او كافيست.

آية اللّٰه سيستانى: اگر خبر داد كه از طرف او انجام داده و از خبرش وثوق و اطمينان حاصل نشد در اين صورت اكتفا به خبر دادن او اشكال دارد.

آية اللّٰه خامنه اى: از اينجا تا آخر اين فرع را متعرض نشده اند.

آية اللّٰه زنجانى: وثوق به انجام نايب شرط واقعى صحت نيابت نيست، لكن براى امتثال واجب نمى توان به مجرد نايب گرفتن بدون داشتن حجت شرعى بر انجام دادن عمل اكتفا كرد.

منتخب مناسك حج، ص: 44

اطمينان به صحت آن، و در صورت شك در صحت، (1) حكم به صحت مى شود (2) و استنابه صحيح است هرچند قبل از عمل شك داشته باشد. (3) 5- معرفت نايب به افعال و احكام حج (4) ولو با ارشاد كسى در حال عمل. 6- ذمّه نايب، مشغول به حج واجبى (5) در آن سال نباشد.

آية اللّٰه بهجت وقتى ذمّۀ منوب عنه فارغ و برى ء مى شود كه يقين حاصل شود كه نايب عمل را بطورصحيح بجا آورده يا آنكه اماره معتبره باشد بر بجا آوردن.

آية اللّٰه زنجانى: اگر احتمال بدهيم كه نايب به رعايت شرايط عمل توجه داشته و همچنين لاابالى نيست حكم به صحت عمل او مى شود.

آية اللّٰه مكارم: احتياط واجب عدم استنابه در اين دو مورد است.

آية اللّٰه زنجانى: آن چه در نيابت معتبر است، اين است كه نايب عمل را به شكل صحيح انجام دهد، لذا اگر نايب به بعضى

از مناسك حج معرفت نداشته باشد، ولى آن را احتياطاً به جا آورد كافى است.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه بهجت (با اختلاف تعابير): مگر در صورتى كه جاهل به وجوب باشديعنى نداند كه حج بر خودش واجب است يا مى دانسته ولى غافل است و فراموش كرده، كه در اين دو صورت نيابت وى عيبى ندارد. و اين شرط شرط صحت اجاره است نه شرط صحت حج نايب.

آية اللّٰه بهجت اضافه مى فرمايد: پس هرگاه در حاليكه حج بر خودش واجب بوده و از قبل ديگرى و به نيابت او حجّ نمايد اظهر آن است كه حج او صحيح است و ذمّۀ منوب عنه برى ء شده است ولى نايب اجرتى را كه قرار داده شده مستحقّ نخواهد شد بلكه مستحقّ اجرة المثل خواهد بود (اجرة المثل يعنى نرخ متعارف).

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در صحت حجّ غافل و جاهل اشكال است و احوط عدم اكتفاء به حج آن دو است.

آية اللّٰه خويى: ذمّۀ نايب مشغول به حج واجب منجّز نباشد و اين شرط صحّت اجاره است.

آية اللّٰه تبريزى: ذمّۀ نايب مشغول به حج واجب نباشد و اين شرط صحّت اجاره است، پس اگر غافل از استطاعت بود اجارۀ او صحيح است.

آية اللّٰه فاضل: اين شرط معتبر نيست.

آية اللّٰه مكارم: اگر ذمه او مشغول باشد نيابت او صحيح است هرچند گناه كرده است.

آية اللّٰه زنجانى: در سال نيابت انجام حجة الاسلام خودش، بر او واجب نباشد و اگر غير حجة الاسلام خودش حج ديگرى بر او واجب بود، نيابت باطل نمى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 45

7- معذور (1) در ترك بعض افعال حج نباشد. (م 107) آية اللّٰه

فاضل: نيابت معذور فقط براى حج واجب صحيح نيست، ولى براى حج مستحبى و عمرۀ مستحبى مانعى ندارد، هرچند بهتر است حج را براى خودش انجام دهد و ثواب آن را اهداء كند.

آية اللّٰه گلپايگانى: بنابر احتياط نيابت معذور صحيح نيست.

آية اللّٰه خويى: اجاره كردن معذور براى حج جايز نيست بلكه اگر خودش تبرعاً حج نيابى بجا آورد اجزاء آن از منوب عنه مشكل است ولى كسانى كه جايز است در شب عيد قبل از طلوع فجر به منى بروند و در شب رمى كنند و يا كسانى كه ناچار به ارتكاب محرّمات احرام هستند نيابتشان مانعى ندارد و ايشان نيابت معذور بعذر طارى را مجزى مى دانند.

آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط واجب نمى شود كسى را كه از پيش عجز او از عمل اختيارى معلوم است اجير كرد، بلكه اكتفا به تبرّع او در نيابت نيز محلّ اشكال است و در مورد عذرهايى كه بعداً عارض مى شود حكم نايب همان حكم منوب عنه است كه در بعضى موارد حج صحيح است و گاهى باطل است و استيجار و نيابت كسى كه در انجام بعضى واجبات حج كه ترك عمدى آنها هم موجب بطلان نيست، مانند طواف نساء و بيتوته و رمى روز يازده و دوازده اشكال ندارد.

آية اللّٰه بهجت بنابر احتياط با تمكّن از استيجار غير معذور، نمى توان معذور را اجير نمود، بلكه اگر چنين شخصى تبرّعاً به نيابت ديگرى حج نمود اكتفا كردن به عملش مشكل است [بلى اگر در بجا آوردن كارهايى كه بر محرم حرام است معذور باشد مثل اينكه مضطرّ به تظليل (زير سايه رفتن) باشد اجير گرفتن يا نايب گرفتن چنين شخص

عيبى ندارد].

آية اللّٰه مكارم: ولى عذرهايى كه در خود حج پيش مى آيد مانعى ندارد.

آية اللّٰه تبريزى: نيابت كسى كه از ابتدا مى داند از اتيان به حج اختيارى عاجز است در حج واجب اشكال دارد.

آية اللّٰه صافى: نيابت كسى كه از اتيان بعض اعمال عمره و حج معذور است اگر ترك عمدى آن عمل از غير معذور موجب بطلان حج يا عمره نباشند به اينكه ترك آن عمل يا فقط حرمت تكليفى دارد و يا علاوه بر آن موجب كفّاره هم هست ولى ترك آن موجب بطلان عمل عمره يا حج نيست، اشكال ندارد و حتى اگر مى داند كه اجير بعضى از اعمالى كه ترك آن موجب بطلان حج و عمره نيست عمدا بدون عذر ترك مى كند استيجار او مانعى ندارد و مبرءذمّه منوب عنه مى باشد بلى نسبت به استحقاق اجرت اگر موقع عقد اجاره، مستأجر اطّلاع از معذور بودن اجير در امور مذكوره نداشته باشد اجير استحقاق اجرت ندارد ولو اينكه عمل او مبرءذمّه منوب عنه است.

آية اللّٰه زنجانى: كافى است بتواند به شكل صحيح محرم شود و هنگام محرم شدن گمان داشته باشد كه از انجام مناسك اختيارى معذور نيست، در اين صورت اگر در طول اعمال براى او عذرى پيش آيد ضررى به نيابت او نمى زند و همچنين معذور بودن نسبت به محرمات احرام، نيابت را باطل نمى كند و در بطلان نيابت معذور فرقى نيست كه عمل نايب تبرعى باشد يا بالاجاره، نيابت در حج واجب باشد يا مستحب.

منتخب مناسك حج، ص: 46

شرايط منوب عنه

39- در منوب عنه امورى شرط است:

1- اسلام. (1)

2- در حج واجب شرط است كه منوب عنه فوت شده باشد يا

اگر آية اللّٰه فاضل: در منوب عنه اسلام وايمان شرط است، پس حج به نيابت كافر ومخالف صحيح نيست.

آية اللّٰه بهجت نيابت از كافر به احتمال حصول تخفيف عذاب محلّ تأمّل است.

آية اللّٰه زنجانى: در منوب عنه علاوه بر اسلام امورى معتبر است:

1- بلوغ. 2- عقل مگر در مورد ديوانه اى كه قبلًا حج بر عهدۀ او مستقر شده است. 3- منوب عنه ناصبى نباشد بلى در صورتى كه منوب عنه پدر نايب باشد مسلمان بودن كافى است. 4- در حجة الاسلام شرط است كه منوب عنه فوت شده باشد يا اگر زنده است استطاعت مالى پيدا كرده و به تفصيلى كه در حاشيۀ مسأله 15 گذشت از برخى از جهات ديگر مانند توانايى بدنى يا باز بودن راه مستطيع نباشد. در حج كفاره اى نيابت صحيح نيست، و صحت نيابت در حجى كه با نذر يا قسم يا شرط ضمن عقد و مانند آن واجب شده بستگى به كيفيت التزام آنها دارد.

منتخب مناسك حج، ص: 47

زنده است حج بر او مستقر شده (1) و خودش از جهت مرضى كه اميد خوب شدن آن نيست يا از جهت پيرى نتواند به حج برود و در حج استحبابى اين شرط نيست و در منوب عنه بلوغ و عقل شرط نيست (2) و مماثله بين نايب و منوب عنه نيز شرط نيست (3) و جايز است كسى كه تاكنون به حج نرفته و مستطيع نيست براى ديگرى نايب شود. (4) (م 108)

40- نايب بايد در عمل قصد نيابت نمايد و منوب عنه را در نيت آية اللّٰه بهجت در صورت استقرار حجّ با فرض يأس از زوال عذر، واجب است استنابه نمايد و

با- اميد زوال عذر احوط جمع بين استنابه فورى و لوازم مناسب با احتياط در آن است، و با زوال عذر احوط اعاده با مباشرت است و با تبديل اميد زوال عذر به يأس از آن احوط تجديد استنابه است و با استمرار عذر تا وقت وفات احوط براى غير مأيوس قضاء از او با تكرار استنابه است. و اما صورت عدم استقرار حج پس با فرض يأس از زوال عذر اظهر وجوب فورى استنابه است و با اميد زوال عذر احتياط مستحب اين است كه فوراً استنابه كند كه با زوال عذر اعاده با مباشرت مى نمايد و احتياط در بقيه بر همان نحو است كه ذكر شد (كتاب حج ص 19- 18).

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در نيابت از مجنون اشكال است مگر آنكه بقصد رجاء آورده شود.

آية اللّٰه مكارم: نيابت از بچه و ديوانه اى كه حج بر او مستقر نشده خالى از اشكال نيست.

آية اللّٰه فاضل: شرط هست ولى اگر حج قبل از جنون بر او مستقر شده عقل شرط نيست و در صورت يأس از بهبودى يا بعد از فوت او بايد از مالش- ولو از ميقات- براى او استنابه كنند.

آية اللّٰه بهجت در غير صبى مميّز مشكل است.

آية اللّٰه بهجت اگر چه نيابت زن از مرد مرجوح است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بلكه اگر منوب عنه مرد و زنده باشد كه بخاطر عدم تمكن نمى تواند حجة الاسلام را بجاى آورد احتياط لزومى آن است كه مردى را كه تاكنون به حج نرفته، به نيابت خود به حج بفرستد.

آية اللّٰه بهجت بلى نايب گرفتن صروره مكروه است به خصوص در صورتى

كه نايب زن و منوب عنه مرد باشد، اگر چه با داشتن بعض مرجّحات ديگر از قبيل فقاهت و تقوى و كمالات ديگر جانب رجحان تقويت مى يابد و از مرجوحيّت بيرون مى آيد.

منتخب مناسك حج، ص: 48

تعيين كند (1) و لو اجمالًا و شرط نيست اسم او را ذكر كند، گرچه مستحب است. (2) (م 109)

41- لباس احرام و پول قربانى در حج نيابى بر اجير است مگر در صورتى كه شرط شده باشد كه مستأجر بدهد و همچنين اگر اجير موجبات كفاره را انجام دهد كفاره بر عهدۀ خود او است نه مستأجر. (م 111)

42- نايب در طواف نساء نيز بايد قصد منوب عنه نمايد (3) و احتياط استحبابى (4) آن است كه بقصد ما فى الذمه بجا آورد. (م 112)

43- در حج واجب نيابت يك نفر از چند نفر در يكسال جايز نيست (5) و در غير واجب مانع ندارد. (م 115)

44- كسى كه حج بر او مستقر شده يعنى سال اول استطاعت، حج نرفته اگر بواسطه مرض، يا پيرى قدرت رفتن ندارد يا رفتن براى او حرج ومشقت دارد واجب است نايب بگيرد، در صورتى كه اميد خوب شدن و قدرت پيدا كردن نداشته باشد، و بنابر احتياط آية اللّٰه بهجت معتبر است در نيابت قصد آن و تعيين منوب عنه با تعدد، و در صورت اتّحاد كافى است قصد نيابت واجبه مثلًا.

آية اللّٰه زنجانى: پس اگر قصد نيابت نكند براى خودش واقع مى شود و اگر قصد نيابت كرد ولى منوب عنه را حتى به طور اجمال تعيين نكرد، احرامش باطل است.

آية اللّٰه زنجانى: و با امكان امتثال تفصيلى قصد مافى الذمة مطابق

احتياط استحبابى هم نيست.

آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه سيستانى: اين احتياط استحبابى در مناسك ايشان مذكور نيست.

آيات عظام خويى، فاضل، تبريزى، سيستانى، بهجت، زنجانى: مگر اينكه به نحو شركت بر آنها واجب شده باشد. مثل اينكه دو نفر يا بيشتر نذر كنند كه با شركت يكديگر كسى را اجير نمايند كه در اينصورت مى توانند يك نفر را براى حج اجير نمايند.

منتخب مناسك حج، ص: 49

واجب (1) بايد فوراً نايب بگيرد (2) و اگر مستقر نشده باشد بر او، اقوى عدم وجوب است. (3) (م 116)

45- كسى كه حج بر او واجب باشد چه سال استطاعتش باشد و چه حج بر او مستقر شده باشد جايز نيست نيابت كند از غير، و اگر نيابت كند باطل است، (4) چه عالم بحكم باشد يا نباشد. (5) (م 118)

46- كسى كه به عنوان نيابت رفت به مكه، و خودش حج واجب بجا نياورده (6) احتياط آن است كه بعد از عمل نيابت، (7) براى خودش عمره مفرده بجا آورد (8) و اين احتياط واجب آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بلكه بايد فوراً نائب بگيرد.

آية اللّٰه تبريزى: بلكه احتياط واجب در صورت احتمال استمرار عذر اين است كه نائب بگيرد و چنانچه بعداً خوب شد بنابر احتياط واجب آن را اعاده نمايد.

آية اللّٰه بهجت به مسألۀ 39 مراجعه شود.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه سيستانى: بلكه واجب است نائب بگيرد.

آية اللّٰه تبريزى: احتياط واجب در اين صورت هم اين است كه نائب بگيرد.

آية اللّٰه زنجانى: به حاشيۀ مسألۀ 3 و مسألۀ 15 مراجعه شود.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: به حاشيۀ مسألۀ 15 مراجعه شود.

آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه مكارم:

نيابت او صحيح است هرچند گناه كرده است.

تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 38 گذشت.

آية اللّٰه بهجت احتياطاً عمره بجا آورد.

آية اللّٰه زنجانى: احتياط مستحب آن است كه پيش از محرم شدن به عمرۀ تمتع يا بعد از انجام حجّ و گذشتن ايام تشريق براى خودش عمرۀ مفرده بجا آورد خصوصاً اگر استطاعت انجام عمرۀ مفرده از بلد خود را داشته باشد.

آية اللّٰه فاضل: يا قبل از آن.

آية اللّٰه گلپايگانى: رجاءً.

منتخب مناسك حج، ص: 50

نيست (1) لكن خيلى مطلوب است. (م 121)

47- كسى كه خود مستطيع است (2) اگر به نيابت ديگرى محرم شود نيابت او صحيح نيست (3) و احرام او باطل است (4) و بايد برگردد به ميقات و از آنجا براى خودش محرم شود. (5) (م 124) آية اللّٰه مكارم: اين احتياط واجب است.

آية اللّٰه بهجت به ذيل مسألۀ 38 مراجعه شود.

آية اللّٰه تبريزى: اجاره باطل مى باشد، ولى حج صحيح است و ذمۀ منوب عنه برى ء مى شود گرچه موظّف بوده است به ميقات برگردد و براى خودش محرم شود.

آية اللّٰه خويى: در فرض تنجّز وجوب حج بر خود نايب، اجاره باطل است ولى اگر حج نيابى را تمام كند مجزى از منوب عنه است گرچه وظيفه اش اين بود كه هر لحظه حج نيابى را رها كرده و به ميقات برود و براى خودش حج بجا آورد.

آية اللّٰه سيستانى: اگر مطمئن باشد در سال بعد حج خود را انجام مى دهد، حج نيابى را تمام كند و اگر مطمئن نيست بايد به يكى از مواقيت رفته و براى خود احرام ببندد ولى اگر حج نيابى را تمام كند حجّش صحيح است و اگر استيجارى باشد

اجاره باطل است و مستحقّ اجرت المثل است.

آية اللّٰه فاضل: نيابت او صحيح است. همچنين احرام او صحيح است و بنابراين بايد عمرۀ تمتع را تمام كند و از احرام خارج شود و بعد به يكى از مواقيت خمسه برود و براى خودش محرم شود. عمرۀ تمتع و حج براى خودش به جا آورد و اگر دوباره معصيت كرد و محرم به حج نيابى شد، حج او صحيح است و از منوب عنه كفايت مى كند.

آية اللّٰه نورى: مگر آنكه بنحو خطاء در تطبيق باشد، كه در اين صورت از خودش واقع مى شود.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: نيابت معذور اشكال دارد.

آية اللّٰه زنجانى: تفصيل قسمت اوّل اين مسأله در حاشيۀ مسألۀ 18 گذشت و تفصيل قسمت دوّم آن در ذيل مسألۀ 77 و 80 خواهد آمد.

منتخب مناسك حج، ص: 51

48- نايب شدن معذور، (1) صحيح نيست (2) و بايد پول را به صاحبش برگرداند مگر اينكه از طرف صاحب پول مجاز در نايب گرفتن باشد كه در اين صورت مى تواند ديگرى را در اصل عمل حج نايب كند، و در صورتى كه بدون اجازه، نيابت از ميّت را به ديگرى واگذار كرد و او عمل را انجام داد، حج از طرف منوب عنه واقع مى شود، (3) ولى پول را بايد به صاحبش برگرداند (4) و صاحب پول ضامن چيزى نيست و اجرت نايب را بايد امر كننده بپردازد. (5) (س 125)

49- خدمه كاروانها كه به ناچار بايد نيمه شب از مشعر براى انجام كارهاى لازم در منى يا همراه ضعفاء به منى بروند (6) با توجّه به اينكه آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه مكارم: بنابر

احتياط.

آية اللّٰه سيستانى: اگر عذر بعداً پيش آمده است نايب گرفتن جايز است و همچنين در مواردى كه تفصيل آن در حاشيۀ مسألۀ 38 گذشت.

آية اللّٰه صافى: به حاشيه شرط هفتم از مسأله 38 مراجعه شود.

آيةاللّٰه فاضل: در حج واجب.

آية اللّٰه بهجت اگر بدون توجه محرم شده احتياطاً در موارد عذر نايب بگيرد تا عمل را صحيحاً بجا آورد و خود نيز آن عمل را انجام دهد نيابتش صحيح است هر چند از اوّل نمى توانسته نايب شود و امّا قبل از احرام پس با احراز رضايت منوب عنه حج ميقاتى براى او بدهد چون اطلاق اجاره قيد مباشرت را بر مى دارد.

آية اللّٰه زنجانى: مگر در عذرى كه پس از احرام پديد آيد به تفصيلى كه در حاشيۀ مسألۀ 38 گذشت.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: اگر منوب عنه زنده است نيابت بدون اذن او مجزى نيست.

آية اللّٰه مكارم: مگر اينكه صاحبش راضى گردد.

آية اللّٰه زنجانى: و اگر منوب عنه زنده است در حجّة الاسلام نيابت بدون اذن او مجزى نيست.

آيةاللّٰه زنجانى: نيابت آن ها صحيح است، هرچند احتياط مستحب مؤكد در اين است كه اگرمى توانند، قبل از طلوع آفتاب به مشعر بازگردند.

منتخب مناسك حج، ص: 52

از معذورين هستند و نمى توانند وقوف اختيارى در مشعر را درك كنند نيابت آنها صحيح نيست (1) و اگر قبل از استخدام اجير شده اند بايد حجّ را بجاآورند و وقوف اختيارى مشعر را درك نمايند. (س 126)

50- عمرۀ مفرده (2) و طواف استحبابى را مى توان به نيابت چند نفر انجام داد ودر اعمال آن از جمله طواف نساء بايد نيّت همه بشود. (س 128)

51- از كسانى كه مجاز هستند در شب عيد

قربان بعد از درك اضطرارى مشعر به منى بروند فقط زنها مى توانند نائب باشند و نيابت در ساير ذوى الاعذار صحيح نيست. (3) (س 138) آية اللّٰه گلپايگانى: بنابر احتياط.

آية اللّٰه بهجت بنا بر احتياط با تمكّن از استيجار غير معذور نمى توانند اجير شوند (مستفاد از مناسك، ص 40 مسأله 110) و در جزوۀ پرسشهاى جديد حج ص 4، مسأله 13 آمده است در صورتيكه بدانند به واجبات اختياريه نمى توانند عمل كنند احتياط در ترك نيابت است.

آية اللّٰه صافى: به حاشيه شرط هفتم از مسأله 38 مراجعه شود.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: نيابت آنان محل اشكال است مگر اينكه بتوانند براى درك مسمّى وقوف اختيارى به مشعر برگردند.

آيةاللّٰه فاضل: نيابت آن ها در حج واجب در صورتى كه از اول مى دانسته اند كه بايد همراه زن ها بروند و نمى توانند برگردند و وقوف اختيارى را درك كنند، صحيح نيست، يعنى كفايت از حج واجب منوب عنه نمى كند.

آية اللّٰه مكارم: نيابت آنها صحيح است.

آية اللّٰه سيستانى: صحّت نيابت آنان بعيد نيست.

آية اللّٰه زنجانى: عمرۀ مفردۀ مستحبى.

آية اللّٰه مكارم: نيابت در اين گونه موارد صحيح است.

آية اللّٰه سيستانى: چون وقوف ركنى را درك كرده اند نيابت آنها صحيح است.

نظر ساير آيات عظام در ذيل مسأله 38 گذشت.

آية اللّٰه زنجانى: كسانى كه اختياراً مى توانند شب عيد در مشعر وقوف كرده به منى كوچ كنند مانند بانوان و كودكان مميز، و همچنين خدمه اى كه بايد براى انجام كارهاى لازم يا همراهى ضعفاء شبانه از مشعر كوچ كنند، مى توانند نايب شده به وقوف شبانه اكتفا كنند و غير آنها نمى توانند به وقوف شبانه اكتفا كنند مگر در صورتى كه عذر آنها بعد از احرام پيش

آمده باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 53

52- بر نائب واجب است كه بر طبق فتواى مرجع تقليد خودش اعمال را انجام دهد و ميزان وظيفۀ خود او است (1) ولى اگر اجير شده به كيفيّت خاصى بايد طورى عمل كند كه مراعات وظيفۀ خودش و كيفيّت ذكر شده بشود. (2) (س 148)

53- كسى كه حجّ نيابى انجام مى دهد اگر در قربانى شخص ثالثى را آية اللّٰه تبريزى، آية اللّٰه خويى: چنانچه منوب عنه حىّ باشد، و او را نائب كرده باشد بايدبر طبق تقليد منوب عنه عمل كند و چنانچه منوب عنه مرده باشد، اگر وصيت كرده بايد به تقليد منوب عنه عمل كند. و در غير اين دو صورت مراعات تقليد منوب عنه لازم نيست. آية اللّٰه تبريزى اضافه فرموده اند: احتياط و لازم آن است كه عمل بنا به تقليد وصىّ و ورثه هم صحيح باشد و اگر وصيتى نكرده، نايب به حسب تقليد خودش عمل كند و طورى باشد كه به حسب وظيفه ورثه هم مجزى باشد.

آية اللّٰه سيستانى: بايد طبق تقليد خودش عمل كند ولى اگر اجير شده باشد كه طبق نظر منوب عنه يا مستأجر عمل كند، چه به صراحت ذكر شده باشد، و چه اطلاق منصرف به آن باشد بايد به همان نحو عمل كند، مگر در صورت يقين به فساد عمل.

آية اللّٰه بهجت در نيابت از ميّت به وظيفه خودش عمل مى كند و در نيابت صحيح از زنده فى الجمله احتياط مى كند.

آية اللّٰه زنجانى: نايب اگر به كيفيت خاصى اجير نشده باشد بايد در مناسك حج و عمره وظيفۀ فتوايى منوب عنه و اگر اجير شده باشد وظيفۀ فتوايى اجير كننده را نيز رعايت كند

و اگر مرجع تقليد خودش محرم شدن را بر او واجب بداند (مانند كسى كه قبل از يك ماه گذشته از مكه خارج شده) بايد فتواى مرجع تقليد خودش را نيز رعايت كند تا بدون احرام وارد مكه يا حرم نشود، و در هر حال پس از محرم شدن بايد بر اساس فتواى مرجع تقليد خودش از محرمات احرام اجتناب كند.

منتخب مناسك حج، ص: 54

وكيل كرد لازم نيست ذابح در نيّت نام ميّت را ببرد بلكه چنانچه نيّت كند آنچه بر عهدۀ نايب است را انجام مى دهد كافى است. (1) (س 156)

54- نايبى كه در وقت قبول نيابت معذور نبوده است و بعد از عقد اجاره در موقع عمل يا قبل از محرم شدن جزء معذورين شده و در هر عذرى كه پيش آمده طبق وظيفۀ معذورين رفتار نموده نيابت او محلّ اشكال است (2) و كفايت او از منوب عنه اشكال دارد. (س 159) آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: نايب بايد نيت كند كه براى حج نيابتى كه انجام مى دهد قربانى مى كند و ذابح لازم نيست كه نيّت كند هرچند احوط و اولى اين است كه نيّت كند آنچه را كه بر عهده نايب است انجام مى دهد.

آية اللّٰه زنجانى: اگر حاجى ذابحى را براى قربانى بفرستد بايد خودش نيت كند كه براى حج تمتع قربانى مى كند و با قصد قربت از ذابح بخواهد كه قربانى كند، خواه حجة الاسلام خودش باشد يا حج نيابى، و بر ذابح قصد مناسك حج و همچنين قصد قربت لازم نيست.

آيات عظام گلپايگانى، فاضل، صافى، مكارم: اشكال ندارد.

آية اللّٰه خامنه اى: نايبى كه در وقت قبول نيابت براى

حجّ معذور نبوده است لكن بعد از عقد اجاره در موقع عمل يا قبل از محرم شدن جزء معذورين شده اگر عذر او منجرّ به نقص بعضى از اعمال حج نشود نيابت او صحيح است مثل اينكه در ارتكاب بعضى از تروك معذور شود ولى اگر عذر منجر به نقص در اعمال حج شود بطلان اجاره در اين صورت بعيد نيست و احوط مصالحه بين نايب و منوب عنه در اجرت و اعاده عمره و حج براى منوب عنه مى باشد.

آية اللّٰه تبريزى: در عذر طارى نيابت معذور صحيح است و حج او از منوب عنه كافى است و در اجرت با مستأجر خود تراضى كند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه سيستانى: عذر طارى اشكال ندارد.

آية اللّٰه بهجت اتمام عمل طبق وظيفۀ عذر بى نايب كفايت مى كند و مضربه به صحّت نيابت نيست مناسك س 25. و مسأله اجرت در صورت صحّت نيابت و اجزاء مستحق تمام اجرت است اگر شرطى بر خلاف نباشد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه زنجانى: به حاشيۀ مسألۀ 38 مراجعه شود.

منتخب مناسك حج، ص: 55

55- معذور (1) كه در حجّ نمى تواند نائب شود (2) به كسى گفته مى شود كه نتواند اعمال اختيارى حجّ را انجام دهد لكن چون مباشرت در ذبح در حال اختيار هم لزوم ندارد و لذا كسى كه نمى تواند ذبح كند مى تواند براى حجّ نائب شود و براى ذبح نائب بگيرد. (س 162)

56- كسى كه قرائت نماز او صحيح نيست و به نيابت براى حجّ آمده است اگر از قرائت صحيح معذور است نيابت و احرام او باطل است (3) و آية اللّٰه گلپايگانى: بنابر احتياط.

آية اللّٰه خويى، آيةاللّٰه زنجانى:

به حاشيۀ مسألۀ 38 مراجعه شود.

آية اللّٰه صافى: به حاشيه شرط هفتم از مسأله 38 مراجعه شود.

آية اللّٰه بهجت با علم و اطلاع از معذور بودن قبول نيابت خلاف احتياط است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر از انجام عمل اختيارى در حج معذور باشد، هرچند مانند قرائت نماز طواف يا تلبيه باشد، بنابر احتياط واجب نيابت او مجزى از منوب عنه نيست، ولى اگر از انجام اعمالى كه در صحت حج دخالت ندارند، مانند طواف نساء يا بيتوته يا رمى روز 11 و 12 معذور است نيابت صحيح است و همچنين اگر در وقوف در بيش از مقدار ركن معذور باشد نيابت صحيح است.

آية اللّٰه تبريزى: نيابت او اشكال دارد.

آية اللّٰه مكارم: عذرهايى كه در حج پيش مى آيد مانع صحّت نيست.

آية اللّٰه گلپايگانى: اگر از قرائت صحيح معذور است نيابت او محلّ اشكال است (لكن در باطل بودن احرام و عدم آن فتواى ايشان بدست نيامد).

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: نيابت او اشكال دارد.

آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط واجب نيابتش مجزى نيست ولى احرامش صحيح است و بايد عمل را تمام كند.

آيةاللّٰه فاضل: احرام او صحيح است و بايد اعمال را تمام كند، ولى در حج واجب نمى توان به آن اكتفا كرد.

آية اللّٰه صافى: به حاشيه شرط هفتم از مسأله 38 مراجعه شود.

آية اللّٰه بهجت احتياطاً در موارد عذر نايب بگيرد تا عمل را صحيحاً بجا آورد و خود نيز آن عمل را انجام دهد نيابتش صحيح است هر چند از اوّل نمى توانسته نايب شود.

منتخب مناسك حج، ص: 56

اگر معذور نيست نيابت و احرام او صحيح است و بايد قرائت خود را

درست كند (1) و خودش نماز صحيح بخواند. (س 163)

حجّ استحبابى

57- مستحب است كسى كه شرايط وجوب حج را ندارد از بلوغ و استطاعت و غير آنها، (2) در صورت امكان حج بجا آورد و همچنين بر كسى كه حج واجبش را انجام داده است مستحب است دو مرتبه به حج برود و مستحب است تكرار حج در هر سال. بلكه مكروه است پنج سال متوالى آن را ترك كند و مستحب است در وقت خارج شدن از مكه نيّت برگشتن نمايد و مكروه است قصد برنگشتن داشته باشد. (3) (م 165)

58- مستحب است از طرف خويشاوندان يا غير آنها حج بجا آورد تبرّعا، چه زنده باشند يا مرده و همچنين از طرف معصومين عليهم السلام، و نيز آية اللّٰه فاضل: گرچه به تلقين شخص ديگرى باشد كه آن بخواند و نايب هم با او بخواند.

آية اللّٰه زنجانى: اگر استطاعت نداشتن شخص به جهت آن باشد كه حج براى او با ضرر شديد ياهتك حيثيت يا ناامنى همراه است، انجام حج در هيچ يك از سه صورت مستحب نيست.

آية اللّٰه مكارم: ولى اگر انجام حج هاى مستحبى پى درپى سبب محروميت انجام دهندگان حج واجب شود بهتر است مجال را به آنها بدهند.

منتخب مناسك حج، ص: 57

طواف از طرف آنها و غير آنها مستحب است بشرط آنكه در مكّه نباشند يا معذور باشند. (1) (م 166)

[عمره]

اقسام عمره

59- عمره هم مانند حج دو قسم است: واجب و مستحب. و بر كسى كه شرايط استطاعت را داشته باشد يك مرتبه در عمر واجب مى شود، و وجوب آن مانند حج فورى است و در وجوب آن استطاعت حج معتبر نيست بلكه اگر براى عمره مستطيع باشد واجب مى شود، (2)

هرچند براى حج مستطيع نباشد همچنانكه عكس اين هم همينطور است كه اگر شخص براى حج استطاعت داشته باشد و براى عمره مستطيع نباشد بايد حج بجا آورد لكن بايد معلوم باشد كه براى كسانى كه از مكه دور هستند مثل ايرانيان كه وظيفه آنها حج تمتع است هيچگاه استطاعت حج از استطاعت عمره و استطاعت عمره از استطاعت حج جدا نيست، آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه زنجانى: استحباب و مشروعيّت طواف مستحبّى براى حاضر در مكّه هرچند معذور باشد ثابت نشده است.

آية اللّٰه زنجانى: و چون بر حسب روايات معتبر حضرت ولى عصر عجل اللّٰه تعالى فرجه الشريف همه ساله در موسم حج حضور دارند، انجام طواف مستحبى به نيابت از آن حضرت در موسم حج خالى از اشكال نيست و به جاى آن بسيار مناسب است كه طواف مستحبى انجام داده، ثواب آن را به محضر مبارك حضرت تقديم نمايند.

آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب براى كسانى كه اهل مكه هستند يا دور از آن.

آية اللّٰه زنجانى، آيةاللّٰه فاضل: و اگر از اهالى مكه يا حوالى آن باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 58

چون حج تمتع مركب از هر دو عمل است (1) بخلاف كسانى كه در مكه يا قريب به آن هستند كه وظيفه آنها حج و عمرۀ مفرده است كه نسبت به آنها استطاعت براى يكى از دو عمل تصور مى شود. (2) (م 171)

60- واجب است بر كسى كه مى خواهد داخل مكه شود (3) با احرام وارد شود و براى احرام بايد نيت عمره يا حج داشته باشد و اگر وقت حج نيست و مى خواهد وارد مكه شود واجب است عمرۀ مفرده

انجام دهد و از اين حكم كسانى كه مقتضاى شغلشان اين است كه زياد وارد مكه مى شوند و از آن خارج مى شوند استثناء شده است. (4) (م 172) آية اللّٰه زنجانى: لكن اگر تنها استطاعت انجام عمرۀ مفرده از مكان خود داشته باشند، احتياطمستحب مؤكد در انجام عمرۀ مفرده است و در صورتى كه حج تمتع آنها مبدل به حج افراد شده- خواه حج تمتع واجب باشد يا مستحب- واجب است بعد از انجام حج و گذشتن ايام تشريق عمرۀ مفرده انجام بدهند، در ذى حجه باشد يا محرم يا ماه هاى ديگر.

آية اللّٰه سيستانى: ولى اگر وظيفۀ آنها بدل به حج افراد شد واجب است در صورت تمكّن بعد از آن عمره مفرده انجام دهند.

آية اللّٰه سيستانى: ورود به مكّه بلكه در حرم بدون احرام جايز نيست.

آية اللّٰه زنجانى: ورود به مكه يا حرم بدون احرام جايز نيست همچنان كه بر كسى كه قصد ورود به مكه يا حرم را دارد جايز نيست بدون احرام از مواقيت يا نزديكى آن ها عبور كند.

آيات عظام خامنه اى، مكارم، گلپايگانى، صافى: همچنين در مورد كسانى كه در همان ماه عمره را بجا آورده و خارج شده اند و سپس در همان ماه داخل مى شوند احرام و عمره مجدّد واجب نيست.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه فاضل: و همچنين كسانى كه پس از اعمال حج يا عمرۀ مفرده از مكه خارج شوند و در همان ماه بازگردند. آية اللّٰه سيستانى اضافه نموده اند: چنانچه عمره مفرده اش به نيابت از ديگران باشد بنابر احتياط واجب با احرام جديد وارد حرم يا مكّه شود.

آية اللّٰه بهجت و همچنين كسى كه بعد از تمام نمودن اعمال

حج يا بعد از عمره مفرده از مكّه خارج شده و بيرون رفته باشد چنين شخصى مى تواند در همان ماه خروج بدون گذشتن سى روز بدون احرام وارد مكّه شود و در غير اين صورت حكم آن خواهد آمد.

آية اللّٰه زنجانى: و همچنين مريضى كه احرام بستن و انجام مناسك براى او مشقت دارد و نيز كسانى كه قبلًا حج يا عمره بجا آورده اند و از بيرون آمدنشان از احرام، سى روز نگذشته است، استثناء شده اند.

منتخب مناسك حج، ص: 59

فاصلۀ بين دو عمره

61- تكرار عمره مانند تكرار حج مستحب است و در مقدار فاصله بين دو عمره اختلاف فرموده اند و احوط آن است كه در كمتر از يك ماه بقصد رجاء بجا آورده شود. (1) (م 173) آيات عظام خويى، سيستانى، فاضل، مكارم (با اختلاف در تعبير): فاصله يك ماه شرط نيست، بلكه در هر ماه قمرى مى توان يك عمره انجام داد. مثلًا يك عمره در آخر ماه رجب و عمره دوّم در اول ماه شعبان واقع گردد. و تفصيل مسأله خواهد آمد.

آية اللّٰه تبريزى: در اعتبار فاصلۀ بين عمرۀ تمتّع و عمرۀ مفرده اگر به نيّت يك شخص باشد احتياط ترك نشود.

آية اللّٰه خامنه اى: فاصلۀ معينى بين دو عمره شرط نيست ولى بنابر احتياط در هر ماه فقط يك عمره براى خود مى تواند به جا آورد ولى آوردن عمره براى غير خود هر نفر يك عمره جايز است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه زنجانى: فاصله انداختن بين دو عمره مفرده لازم نيست. بلكه مى توان در يك روز چندين عمره مفرده به جا آورد، خواه براى خود يا نيابت از ديگرى.

آية اللّٰه نورى: مى تواند هر روز يك عمره

به جا آورد.

آية اللّٰه بهجت فاصله بين دو عمره لازم نيست بنابر اظهر اگر چه افضل در عمرۀ ثانيه اين است كه در ماه ديگرى غير از ماه عمرۀ سابقه باشد و يا فاصلۀ ده روز بين دو احرام باشد، بلكه احد الفصلين احوط است و چنانچه بخواهد، يك عمره براى خود و يك عمره براى ديگرى به جا آورد فاصلۀ يك ماه لازم نيست و همچنين است، اگر هر دو عمره براى ديگرى باشد، همچنانكه فاصلۀ بين عمرۀ تمتع و عمرۀ مفرده و بالعكس لازم نيست.

اما در فاصله بين عمره تمتّع با عمره مفرده نظر آيات عظام چنين است:

آية اللّٰه گلپايگانى: انجام دو عمره پى در پى با فاصله كمتر از ده روز مكروه است و احوط ترك آن است اگر چه اقوى جواز عمل عبادى مكروه است.

آيةاللّٰه صافى: در تكرار عمره به قصد اشخاص مختلف و همچنين يك عمره براى خود و يك عمره به نيابت از ديگرى فاصله معتبر نيست.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه فاضل: كسى كه مى خواهد حج تمتّع به جا آورد مى تواند قبل از عمره تمتع و يا بعد از حج تمتّع عمره مفرده به جا آورد و بين اين دو عمره فاصله معتبر نيست.

آية اللّٰه سيستانى: در اعتبار فاصلۀ بين عمرۀ تمتع و عمرۀ مفرده اشكال است و احتياط نبايد ترك شود و امّا انجام عمرۀ مفرده بين عمرۀ تمتع و حج، موجب بطلان عمرۀ تمتع مى شود.

آية اللّٰه تبريزى: در فاصله بين عمرۀ تمتّع و عمرۀ مفرده احتياط ترك نشود.

منتخب مناسك حج، ص: 60

اقسام حجّ

اشاره

حجّ بر سه قسم است:

تمتّع، قِران، افراد.

تمتع وظيفۀ كسانى است كه چهل و هشت

ميل (1) كه شانزده فرسخ است (2) از مكه دور باشند. قران و افراد بر غير آنها واجب مى شود و اين تفصيل در حجّةالاسلام است. (ص 96) آية اللّٰه مكارم: يا بيشتر.

آية اللّٰه مكارم: يعنى حدود 86 كيلومتر.

آيات عظام خويى، خامنه اى، تبريزى: از مسجدالحرام 16 فرسخ دور باشد.

آية اللّٰه زنجانى: بيشتر از 48 ميل كه بر خلاف مشهور حدود هشتاد كيلومتر است.

منتخب مناسك حج، ص: 61

صورت حجّ افراد و عمرۀ مفرده

62- صورت حج افراد كه گاهى مورد ابتلاى متمتع مى شود از اين قرار است كه: زن حائض (1) يا كسى كه بواسطۀ ضيق وقت نمى تواند عمرۀ تمتع را بجا آورد بايد قصد كند حج افراد را، و به همان احرام عمرۀ تمتع كه عدول به افراد كرده برود به عرفات و مثل ساير حجاج وقوف كند، بعد از آن برود به مشعر و وقوف كند، بعد برود به منى و اعمال منى را بجا آورد آية اللّٰه زنجانى: زنى كه هنگام احرام بستن مى داند كه بر اثر حيض يا نفاس نمى تواند قبل از خروج به عرفات اعمال عمرۀ تمتع را بجا آورد و همچنين زنى كه به حكم استصحاب بقاء حيض قدرت انجام طواف را ندارد، به حج افراد محرم مى گردد، پس چنانچه قبل از گذشتن وقت پاك شد بايد عدول به عمرۀ تمتع كند و اگر پاك نشد حج افراد و عمرۀ مفرده بجا آورد و مجزى از حجة الاسلام اوست. و زنى كه فكر مى كند كه حيض يا نفاس مانع انجام عمرۀ تمتع او نخواهد بود و همچنين اگر پاك باشد و شك داشته باشد كه در آينده حايض مى شود يا خير، در اين دو صورت به

عمرۀ تمتع محرم مى گردد و چنانچه حيض يا نفاس عارض شد، مى تواند تا آخر وقت صبر كند كه اگر پاك شد اعمال عمره را بجا آورد والا سعى و تقصير كرده احرام حج ببندد و طواف عمره و نماز آن را قبل از طواف حج قضا كند و مى تواند براى پاك شدن صبر نكند بلكه طواف را رها كرده، سعى و تقصير كند پس اگر قبل از احرام حج پاك شد طواف و نماز را بجا مى آورد والا آنها را قبل از طواف حج قضا مى كند و اين حج نيز مجزى از حجة الاسلام است و در هر صورت مى تواند به نيت مافى الذمه محرم شود پس اگر قبل از گذشتن وقت عمره پاك شد اعمال عمره و پس از آن حج تمتع بجا آورد والا اعمال حج افراد و پس از آن عمره مفرده بجا آورد و مجزى از حجة الاسلام است.

و حكم كسى كه به واسطۀ ضيق وقت نمى تواند عمرۀ تمتع بجاآورد در مناسك الحج مسأله 102 و 103 مذكور است.

آيةاللّٰه فاضل: كسى كه به علت ضيق وقت نمى تواند عمرۀ تمتع به جا آورد، مى تواند قصد حج افراد كند، ولى كفايت از حجةالاسلام او نمى كند.

منتخب مناسك حج، ص: 62

مگر هدى را كه واجب نيست بر او، بعد برود به مكه و طواف زيارت و نماز و سعى و طواف نساء و نماز آن را بجا آورد، پس در اين وقت از احرام خارج مى شود، بعد از آن برگردد به منى براى بيتوته و اعمال ايام تشريق به همان نحو كه ساير حجاج بجا مى آورند، پس صورت حج افراد عين صورت حج تمتع است با

يك (1) فرق كه در حج تمتع هدى بايد ذبح كند و در حج افراد واجب نيست ولى استحباب دارد. (م 174)

63- صورت عمرۀ مفرده- كه بايد كسى كه حج تمتع او بدل به حج افراد شد بعد از حج بجا آورد (2)- آن است كه خارج شود به ادنى الحل، و افضل آن است كه از «جعرانه» يا «حديبيه» يا «تنعيم» كه از همه نزديكتر به مسجد الحرام است محرم شود، و بيايد به مكه و طواف كند و نماز آن را بخواند و سعى بين صفا و مروه بكند و تقصير كند يا سر بتراشد و طواف نساء بجا آورد و نماز طواف بخواند. (م 175)

64- عمرۀ مفرده با عمرۀ تمتع كه تفصيلا خواهد آمد در صورت فرق ندارد مگر در سه چيز: (3)

اوّل: آنكه در عمرۀ تمتّع بايد تقصير كند، يعنى از مو يا ناخن خود آية اللّٰه تبريزى، آية اللّٰه سيستانى: حج افراد با حج تمتّع در تمام اعمال مشترك هستند و در 6 جهت با هم فرق دارند.

آية اللّٰه زنجانى: با چند فرق كه در مناسك الحجّ مذكور است.

آية اللّٰه سيستانى: در صورت تمكن.

آية اللّٰه زنجانى: بايد بعد از حج و گذشتن ايام تشريق عمرۀ مفرده بجا آورد، هرچند حج تمتع او استحبابى باشد و بهتر است آن را در اوايل محرّم بجا آورد. و ميقات آن خارج حرم است و بهتر است از حديبيه يا جعرانه يا تنعيم محرم گردند.

آيات عظام فروق بيشترى را متذكر شده اند كه به مناسك آنان مراجعه شود.

منتخب مناسك حج، ص: 63

بايد بگيرد، (1) و سر تراشيدن (2) جايز نيست و در عمرۀ مفرده مخيّر

است (3) بين سر تراشيدن و تقصير.

دوّم: آنكه در عمرۀ تمتّع طواف نساء ندارد و در عمرۀ مفرده دارد.

سوّم: آنكه ميقات عمرۀ تمتّع يكى از مواقيت پنجگانه است كه ذكر آن مى آيد. (4) و ميقات عمرۀ مفرده ادنى الحلّ است (5) و جايز است از يكى از مواقيت پنجگانه محرم شود. (م 176)

65- كيفيت أفعال حج افراد از احرام و وقوفين و اعمال منى و آية اللّٰه سيستانى: احتياط واجب اين است كه تنها به كوتاه كردن ناخن اكتفا نشود.

آية اللّٰه فاضل: حرام است و مجزى نيست.

آية اللّٰه زنجانى: سر تراشيدن كفايت نمى كند و در عمرۀ مفرده مردان بين تراشيدن سر و تقصير مخير هستند و تراشيدن سر افضل است.

آيةاللّٰه بهجت: با افضليّت حلق آية اللّٰه زنجانى: كسى كه از مواقيت يا حوالى آن عبور مى كند بايد از مواقيت محرم گردد و كسى كه ازنقاط ديگر عبور مى كند و كسى كه در مكه است خارج حرم از هر كجا محرم شوند كافى است و در اين جهت فرقى بين عمرۀ تمتع و عمرۀ مفرده نيست.

آيات عظام خويى، خامنه اى، سيستانى، تبريزى: احرام بستن براى عمرۀ مفرده بايد از همان مواقيت عمرۀ تمتّع باشد و اگر مكلّف در مكّه باشد و بخواهد عمرۀ مفرده بجا آورد جايز است از حرم خارج شده و احرام ببندد و واجب نيست به يكى از مواقيت عمرۀ تمتّع برود و بهتر است كه احرامش از يكى از اين سه محلّ باشد: حديبيه، جعرانه، تنعيم.

آيةاللّٰه بهجت: اگر در حرم باشد، و ميقات است در صورت مرور به آن.

آيةاللّٰه فاضل: براى كسى كه از ميقات يا محاذات آن عبور مى كند و مى خواهد عمرۀ مفرده

انجام دهد، واجب است از ميقات يا محاذات آن محرم شود، ولى كسى كه از ميقات يا محاذات آن عبور نمى كند (كسانى كه به جده مى روند) يا در مكه هستند و مى خواهند عمرۀ مفرده انجام دهند، مى توانند به يكى از مواقيت خمسه بروند و از آن جا محرم شوند يا از ادنى الحل محرم شوند و عمرۀ مفرده انجام دهند.

منتخب مناسك حج، ص: 64

اعمال مكه عين كيفيت حج تمتع است، و در احكام مشترك هستند، (1) و كيفيت افعال عمرۀ تمتع از احرام و طواف و ساير اعمال عين كيفيت عمرۀ مفرده است. (م 177)

66- كسى كه وظيفه اش حج تمتع است مثل اشخاصى كه از مكه شانزده (2) فرسنگ شرعى دور باشند اگر استطاعت براى عمره داشته باشند و براى حج نداشته باشند عمره مفرده بر آنها واجب نيست مثل اشخاصى كه به نيابت، حج مى كنند، گرچه احتياط آن است كه بجا آورد. (3) (م 179)

67- كسى كه محرم شد به احرام عمرۀ مفرده حرام مى شود بر او جميع چيزهايى كه در احرام تمتع گفته شد و بعد از آنكه تقصير كرد يا سر تراشيد همه چيز بر او حلال مى شود مگر زنها و بعد از آنكه طواف نساء را با نمازش بجا آورد زن هم بر او حلال مى شود. (م 180)

68- طواف نساء را در عمرۀ مفرده بايد بعد از تقصير يا سر تراشى بجا آورد. (4) (م 181)

69- كسى كه به احرام عمرۀ مفرده وارد مكّه شد اگر احرامش در آية اللّٰه زنجانى، آيةاللّٰه فاضل: در برخى از احكام بين حج تمتع و حج افراد تفاوت هست، مثلًاتقديم اعمال مكه بر وقوفين در حج

افراد اختياراً جايز است برخلاف حج تمتع، و همچنين كسى كه احرام حج تمتع مى بندد تا طواف هاى حج تمتع را بجا نياورده نمى تواند طواف مستحبى بجا آورد و اين امر در حج افراد [آيةاللّٰه زنجانى: اشكال ندارد] مشروع است.

آية اللّٰه زنجانى: بيش از شانزده.

آية اللّٰه مكارم: اين احتياط واجب است.

آية اللّٰه زنجانى: مخصوصاً كسى كه استطاعت انجام عمرۀ مفرده را از مكان خود داشته باشد.

آيةاللّٰه بهجت: در عمره مفرده تقديم طواف نساء بر تقصير در صورت ضرورت يا نسيان يا جهل مجزى است.

منتخب مناسك حج، ص: 65

ماههاى حجّ بوده (1) جايز است در صورتى كه حجّ تمتّع مستحبى باشد كه آن را عمرۀ تمتع قرار دهد و دنبال آن حج تمتع بجا آورد و در اين صورت هدى بر او واجب مى شود. (2) (م 182)

70- اگر فاصلۀ بين دو عمره كمتر از يك ماه باشد بايد عمرۀ دوّم را به قصد رجاء بجاآورد و فرقى (3) بين دو عمرۀ مفرده از خود شخص و بين دو عمرۀ مفرده اى كه هر دو يا يكى از آنها به نيابت از ديگران باشد نيست.

مقصود از ماه در اين مسأله ماه هلالى است (4) نه سى روز و اگر در بين ماه آيةاللّٰه تبريزى: تا وقت حجّ در مكّه باقى ماند.

آيةاللّٰه سيستانى: اگر عمرۀ مفرده را در ماه هاى حجّ انجام دهد و در مكّه تا روز هشتم ذى الحجّة بماند و قصد حجّ كند عمرۀ او عمرۀ تمتّع به حساب مى آيد.

آية اللّٰه زنجانى: بر كسى كه در ماه هاى حج عمرۀ مفردۀ مستحبى بجا آورده و از مكه خارج نشده، جايز بلكه مستحب است كه آن را عمرۀ تمتع مستحبى

قرار بدهد و بعد از آن حج تمتع بجا آورد و چنانچه انجام حج تمتع بر او واجب باشد بايد عمرۀ تمتع بجا آورد و عمرۀ مفردۀ قبلى كفايت نمى كند.

آية اللّٰه بهجت در اين مسأله و دو مسأله بعدى به حاشيه مسأله 61 مراجعه شود. و حكم اجرت هم ازآن معلوم مى شود.

آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى، فاضل، صافى: در يك ماه قمرى نمى تواند دو عمره براى خود و يا يك نفر ديگر انجام دهد. ولى انجام دو عمره يكى براى خود و يكى براى ديگرى و يا دو عمره براى دو نفر متفاوت جايز است.

آية اللّٰه خامنه اى: نظر ايشان در خصوص اين مسأله و دو مسألۀ بعد ذيل مسألۀ 61 آمده است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه زنجانى: فاصله بين دو عمره شرط نيست.

آية اللّٰه مكارم: بلكه ميزان اين است كه در هر يك از ماههاى قمرى مى توان يك عمره مفرده انجام داد.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: چنانكه گذشت در هر ماه قمرى مى توان يك عمره انجام داد پس اگر يك عمره را در اواخر ماه انجام دهد عمره ديگر را در اوّل ماه بعد مانعى ندارد.

آية اللّٰه فاضل: ميزان عنوان ماه است.

منتخب مناسك حج، ص: 66

عمره بجاآورده احتياط مذكور را تا سى روز مراعات كند. (س 186 و 187)

71- اگر زنى به نيّت عمرۀ مفرده محرم و بعد از آن عادت شود و در همۀ روزهايى كه مى تواند در مكّه باشد حيض است بايد براى طواف و نماز نائب بگيرد و بقيۀ اعمال عمره را خودش بجا آورد و چنانچه از مكّه رفته باشد بايد برگردد و اگر نمى تواند، براى اعمال عمره نائب بگيرد ولى

بايد خودش تقصير كند و ترتيب بين آن و ساير اعمال مراعات شود و تا اعمال را بجا نياورد آنچه به وسيلۀ احرام بر او حرام شده بر او حلال نمى شود. (س 189)

72- عمرۀ مفرده قبل از عمرۀ تمتّع با فاصله شدن كمتر از يك ماه جايز است (1) ولى عمرۀ مفرده بعد از عمرۀ تمتّع با فاصله شدن كمتر از يك ماه به قصد رجاء انجام شود. (2) (س 194) آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: براى كسى كه نايب در حج بلدى نباشد و بر خودش حج واجب نشده يا حج واجب خود را انجام داده اشكال ندارد.

آية اللّٰه بهجت به حاشيه مسأله 61 مراجعه شود.

آية اللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط واجب بين عمرۀ تمتّع و حج، عمرۀ مفرده انجام ندهد لكن بعد از اتمام حج مانع ندارد و قصد رجاء لازم نيست.

آية اللّٰه فاضل: در فرض مزبور فاصله و قصد رجا لازم نيست امّا بين عمرۀ تمتّع و حجّ تمتّع نمى تواند عمرۀ مفرده انجام دهد.

آية اللّٰه گلپايگانى: قصد رجاء لازم نيست.

آية اللّٰه خويى: بعد از فراغ از اعمال حج مانع ندارد و قصد رجاء لازم نيست.

آية اللّٰه صافى: اگر هر دو را براى خود انجام مى دهد در عمره مفرده قصد رجاء نمايد.

آية اللّٰه نورى: بين عمره تمتّع و عمره مفرده فاصله لازم نيست چه قبل باشد چه بعد و فاصله ده روز بين دو عمره مفرده معتبر است.

آية اللّٰه سيستانى: انجام عمرۀ مفرده بين عمرۀ تمتع و اعمال حج، موجب بطلان عمرۀ تمتع است ولى اگر بعد از اعمال حج و در ماه ديگر قمرى غير آنچه در آن براى عمرۀ تمتع محرم شده بود انجام

دهد اشكال ندارد و اگر در همان ماه باشد خالى از اشكال نيست.

آية اللّٰه تبريزى: به ذيل مسألۀ 61 مراجعه شود.

________________________________________

خمينى، سيد روح اللّٰه موسوى، منتخب مناسك حج، در يك جلد، نشر مشعر، قم - ايران، دوم، 1426 ه ق

منتخب مناسك حج؛ ص: 66

آية اللّٰه زنجانى: كسى كه عمرۀ مفرده انجام داده بلافاصله مى تواند احرام عمرۀ تمتع ببندد و همچنين كسى كه حج تمتع بجا آورده مى تواند بعد از ايام تشريق عمرۀ مفرده بجا آورد و انجام عمرۀ مفرده در بين عمره و حج تمتع باعث بطلان عمرۀ تمتع مى شود و صحت آن عمرۀ مفرده خالى از اشكال نيست و بنابر احتياط بايد از حرم خارج شود (هر چند نبايد از مكه خارج گردد لذا مى تواند مثلًا به تنعيم برود) و رجاءً به عمرۀ تمتع محرم شده اعمال آن را رجاءً بجا آورد و كفايت مى كند.

منتخب مناسك حج، ص: 67

صورت اجمالى حجّ تمتّع

73- حج تمتع مركب است از دو عمل: يكى عمرۀ تمتع، و ديگرى حج تمتع. و عمرۀ تمتع مقدم است بر حج.

و عمرۀ تمتع مركّب است از پنج جزء:

اول- احرام.

دوم- طواف كعبه.

سوم- نماز طواف.

چهارم- سعى بين كوه صفا و مروه.

منتخب مناسك حج، ص: 68

پنجم- تقصير، يعنى گرفتن قدرى از مو يا ناخن. (1)

و چون محرم از اين اعمال فارغ شد آنچه بر او بواسطۀ احرام بستن حرام شده بود حلال مى شود. (2)

و حج تمتع مركّب است از سيزده عمل:

اول- احرام بستن در مكه.

دوم- وقوف به عرفات.

سوم- وقوف به مشعر الحرام.

چهارم- انداختن سنگريزه به جمرۀ عقبه در منى.

پنجم- قربانى در منى.

ششم- تراشيدن سر يا تقصير كردن در منى.

هفتم- طواف زيارت در مكه.

هشتم- دو

ركعت نماز طواف.

نهم- سعى بين صفا و مروه.

دهم- طواف نساء.

يازدهم- دو ركعت نماز طواف نساء.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه مكارم: احتياط آن است كه تنها به گرفتن ناخن قناعت نكند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بجز تراشيدن سر، و امّا سر تراشيدن تفصيلى دارد كه از اين قرار است: هرگاه عمرۀ تمتع در ماه شوال بجا آورده شود سر تراشيدن تا سى روز از عيد فطر گذشته جايز است و امّا بعد از آن احتياط اين است كه سر تراشيده نشود و چنانچه تراشيده شد و از روى علم و عمد بود احتياط اين است كه يك گوسفند كفاره داده شود.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: ولى تراشيدن سر جايز نيست و اگر سر بتراشد بايد يك گوسفند كفّاره بدهد بنابر احتياط هر چند جاهل يا ناسى باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 69

دوازدهم- ماندن در منىٰ، شب يازدهم و شب دوازدهم و شب سيزدهم براى بعضى از اشخاص.

سيزدهم- در روز يازدهم و دوازدهم رمى جمرات، و اشخاصى كه شب سيزدهم در منى ماندند روز سيزدهم بايد رمى جمرات كنند. (1) (ص 100 و 99)

74- بدان كه محل احرام بستن براى عمرۀ تمتع كه آن را ميقات مى نامند مختلف مى شود به اختلاف راههايى كه حجاج از آنها بطرف مكه مى روند، و آن پنج محل است:

اوّل: مسجد شجره؛ كه آن را ذوالحليفه مى نامند ميقات كسانى است كه از مدينۀ منوّره به مكّه مى روند.

دوّم: وادى عقيق.

سوّم: قرن المنازل.

چهارم: يلملم.

پنجم: جحفه. (م 200)

75- احتياط واجب (2) آن است كه در داخل مسجد شجره محرم شود آيات عظام خويى، مكارم، سيستانى، تبريزى: بنابر احتياط.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه مكارم: بلكه

همين اندازه كه محاذى مسجد از طرف راست يا چپ باشدكفايت مى كند هرچند از داخل مسجد مستحب است.

آية اللّٰه خويى: احرام از منطقه ذو الحليفه، مانعى ندارد.

آية اللّٰه خامنه اى: احرام خارج از مسجد شجره براى كسانى كه از طريق مدينه به سوى مكه حركت مى كنند كفايت نمى كند و واجب است داخل مسجد محرم شوند.

آية اللّٰه بهجت جايز نيست در بيرون مسجد بطورى كه محاذى و برابر آن از طرف راست يا چب باشد احرام بسته شود و اختياراً بايد در صورت امكان از درون مسجد احرام بسته شود.

آية اللّٰه تبريزى: جايز است در بيرون مسجد بطورى كه محاذى آن از طرف راست يا چپ باشد احرام بسته شود و احوط اين است كه درصورت امكان ازدرون مسجداحرام بسته شود و احتياط واجب آن است كه از پشت مسجد قديم احرام نبندند.

منتخب مناسك حج، ص: 70

نه خارج آن، (1) هر چند نزديك به آن باشد. (2) (م 202)

76- شخص جنب و حائض مى توانند (3) در حال عبور از مسجد محرم شوند، (4) و نبايد در مسجد توقف كنند. (م 203)

وادى عقيق كه اوائل آن را «مسلخ» و اواسط آن را «غمره» و اواخر آن را «ذات عرق» مى گويند كه محل احرام عامّه است، و آن ميقات كسانى است كه از راه عراق و نجد به مكه مى روند. (ص 111) آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: احرام از پشت ديوار مسجد نيز صحيح است.

آية اللّٰه زنجانى: كسى كه مى خواهد محرم شود، بايد در مسجد شجره نيت احرام حج يا عمره را انشاء كند، يعنى از قلب خود بگذراند كه- مثلًا- «خود را محرم به عمرۀ تمتع قرار مى دهم» ولى مكان

گفتن تلبيۀ واجب كلّ منطقۀ ذوالحليفه است، پس اگر تلبيۀ واجب را در خارج مسجد هم بگويد، صحيح است.

آية اللّٰه تبريزى: شخص جنب و حائض در خارج مسجد محرم مى شود و تجديد تلبيه در جحفه لزومى ندارد ونيز اگر در حال عبور از مسجد محرم شوند مانعى ندارد.

آية اللّٰه خويى: اين مسأله و دو مسأله بعد مبنى بر لزوم احتياط است و در مسألۀ قبل گفته شد كه احتياط واجب نيست و احرام در خارج مسجد مانع ندارد.

آية اللّٰه مكارم، آيةاللّٰه زنجانى: مى توانند در خارج مسجد يا در حال عبور از مسجد محرم شوند.

آية اللّٰه سيستانى: براى حائض و نفساء احرام بستن بيرون مسجد شجره كافى است.

آيةاللّٰه فاضل: اگر امكان نداشته باشد، يعنى مسجد دو درب نداشته باشد يا امكان عبور از مسجد به جهت ازدحام و موانع ديگر نباشد، كنار مسجد محرم شوند و در اين فرض تجديد احرام در جحفه يا محاذات آن لازم نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 71

قرن المنازل و آن ميقات كسانى است كه از راه طائف حج مى روند. (ص 111)

يلملم كه اسم كوهى است، و آن ميقات كسانى است كه از راه يمن مى روند. (ص 111)

جحفه و آن ميقات كسانى است كه از راه شام مى روند. (1) (ص 111)

77- كسى كه بواسطۀ فراموشى يا ندانستن مسأله و عذر ديگر (2) بدون احرام از ميقات عبور كرد پس اگر امكان داشت برگشتن به ميقات و به اعمال عمره مى توانست با برگشتن برسد واجب است برگردد و از ميقات (3) احرام ببندد، چه داخل حرم شده باشد يا نه و اگر ممكن (4) نيست به نحوى كه گفته شد، پس اگر داخل

حرم نشده از همانجا احرام ببندد، و احتياط مستحب (5) آن است كه هر مقدارى مى تواند به طرف ميقات آية اللّٰه سيستانى: و كسانى كه از مسجد شجره گذشته و محرم نشده اند هرچند بدون عذر.

آية اللّٰه بهجت عذرى كه مسوّغ ترك باشد و لو ظاهراً، از قبيل مرض و جهل به موضوع بدون تقصير، و ظاهر لحوق جهل به حكم است با عدم تقصير در آنچه مذكور شد (و اين در مسأله بعدى نافع است).

آية اللّٰه سيستانى: اين حكم در غير مورد مسجد شجره است و كسى كه از آن عبور كند هرچندعمدى باشد مى تواند از جحفه محرم شود، گر چه گناه كرده است.

آية اللّٰه مكارم: مى تواند از همانجا محرم شود.

آية اللّٰه زنجانى: واجب است از همان ميقات احرام ببندد و اگر نمى تواند به همان ميقات برگردد چنانچه ميقات ديگرى سر راه اوست، از ميقات بعدى محرم شود والا از همانجا كه هست محرم مى گردد مگر داخل حرم شده باشد كه در صورت امكان بايد براى احرام از حرم خارج گردد و در هر صورت اگر از يكى از مواقيت محرم شود كافى است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: پس اگر از ميقات ديگرى عبور مى كند از ميقات بعدى محرم شود و اگر ميقات ديگرى در مسير نيست به مقدارى كه مى تواند به طرف ميقات برگردد و اگر هيچيك از اين طرق ممكن نيست از همان محل محرم شود.

آية اللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط واجب.-

آية اللّٰه مكارم: اگر مى تواند و به اعمال عمره مى رسد از حرم خارج شود و هرچند به تنعيم رود.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط واجب به مقدارى كه ممكن است به

طرف ميقات برگردد و محرم شود.

منتخب مناسك حج، ص: 72

برگردد و آنجا محرم شود، و اگر داخل حرم شده واجب است اگر مى تواند وبه اعمال عمره مى رسد از حرم خارج شود (1) و محرم گردد، و اگر نمى تواند بنحوى كه گفته شد همانجا محرم شود، و احتياط مستحب آن است كه هرقدر مى تواند به طرف خارج حرم برگردد و آنجا محرم شود. (م 215)

78- جايز نيست احرام بستن پيش از رسيدن به ميقات، و اگر احرام ببندد صحيح نيست ولى اگر نذر كند كه از محلى كه پيش از ميقات است احرام ببندد جايز است، (2) و بايد از همانجا محرم شود. مثلا اگر نذر كرد كه از «قم» محرم شود واجب است عمل كند، و بهتر (3) آن است كه به ميقات يا آية اللّٰه مكارم: هرچند به تنعيم رود.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: ودر ميقات محرم گردد ويا به طرف ميقات به مقداريكه ممكن است برود وإلّا از ادنى الحل محرم شود و در صورت عدم تمكّن از رفتن به ادنى الحلّ در مكّه محرم شود.

آية اللّٰه بهجت و احتياط به دور شدن از حرم بمقدار عدم فوت حج ترك نشود.

آية اللّٰه سيستانى: اگر بداند مستلزم ارتكاب محرم مى شود مانند استظلال انعقاد نذر مورداشكال است.

آيةاللّٰه فاضل: صحت نذر براى كسى كه مى داند ناچار مى شود در روز با وسيلۀ مسقف حركت كند، محل اشكال است. بلى، اگر بداند كه براى احرام عمرۀ تمتع نمى تواند به يكى از مواقيت معروفه برود، مى تواند نذر كند و معصيت هم نكرده است و احرام او صحيح است و احتياط اين است كه در ادنى الحل تجديد احرام كند و على أي

حال اگر استظلال كرد، بايد كفارۀ آن را بدهد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و در اين صورت احتياط مستحب است كه در هنگام عبور ازميقات تلبيه را تجديد كند.

آية اللّٰه فاضل: تجديد احرام لازم نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 73

محاذات ميقات كه رسيد احرام را تجديد كند. (1) (م 217)

79- جايز نيست احرام را از ميقات تأخير بيندازد اختياراً، بلكه احتياط (2) واجب آن است كه از محاذات ميقات بدون احرام عبور نكند، اگرچه ميقات ديگرى بعد از آن باشد. (م 218)

80- اگر از ميقات بدون احرام (3) عبور كرد واجب است در صورت آية اللّٰه بهجت نيازى به تجديد احرام در ميقات نيست بلكه مى تواند از راهى به مكّه برود كه بر- ميقات نگذرد.

آية اللّٰه زنجانى: اگر از يكى از مواقيت يا نزديكى آن عبور مى كند بايد از همان ميقات محرم شود و نذر كردن مجوز احرام قبل از ميقات نيست و اگر از مواقيت و نزديك آن عبور نمى كند از هر كجاى حل محرم شود كافى است و نيازى به نذر نيست. هرچند با نذر احرام بستن از محل نذر شده بر او واجب مى شود مشروط بر آن كه مستلزم ارتكاب محرمات احرام- مانند استظلال- نباشد.

آية اللّٰه بهجت اقرب جواز عدول اهل مدينه است از مرور به ذو الحليفه براى احرام از جحفه اختياراً.

آية اللّٰه سيستانى: و احوط اين است كه مكلف از محاذى ميقات نگذرد مگر با احرام، اگر چه بعيد نيست كه گذشتن جايز باشد، در صورتى كه در پيش روى مكلف ميقاتى يا محاذى ميقاتى باشد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: بلكه واجب است.

آية اللّٰه فاضل: اين احتياط مستحب

است.

آية اللّٰه خوئى: تجاوز نمودن از ميقات مسجد شجره و محاذات آن و احرام بستن از محاذات يكى از مواقيت ديگر مشكل است.

آية اللّٰه زنجانى: گذشتن از مواقيت و محاذات نزديك آن بدون احرام جايز نيست و گذشتن از محاذات بعيد مانعى ندارد، پس چنانچه ميقات ديگرى سر راهش نباشد، هركجا خارج حرم محرم شود كافى است.

آيةاللّٰه فاضل: در حج تمتع بدون عذر.

آية اللّٰه بهجت در حال اختيار.

آية اللّٰه زنجانى: اگر بدون عذر بى احرام از ميقات گذشت بايد اگر مى تواند به آن ميقات برگردد و از آنجا محرم شود (هرچند ميقات ديگرى بعد از آن باشد، و در هر صورت اگر به ميقات ديگرى رفته محرم شود كافى است). و اگر نمى تواند چنانچه ميقات ديگرى سر راه اوست، از آنجا محرم مى شود والا حج و عمره او باطل است و داخل شدن در حرم و مكه برايش جايز نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 74

امكان برگردد و از آن ميقات محرم شود، بلكه اگر ميقات ديگرى بعد از آن ميقات باشد بايد به احتياط واجب (1) برگردد به ميقاتى كه از آن گذشته و محرم شود. (م 219)

81- اگر زن در ميقات حائض باشد و يقين كند كه نمى تواند عمرۀ تمتع را در وقت خود انجام دهد، بايد نيت حج افراد كند (2) و براى حج آية اللّٰه سيستانى: و هرگاه بدون احرام از ميقات گذشته، در صورت امكان بايد به ميقات برگردد، مگر كسى كه بدون عذر از ذوالحليفه گذشته و به جحفه رسيده باشد، كه چنين شخصى بنابر اظهر برايش كافى است كه از جحفه احرام ببندد، اگر چه گناهكار است.

آيات عظام خامنه اى،

خويى، گلپايگانى، تبريزى، بهجت، صافى: در صورت امكان بايد برگردد.

آية اللّٰه مكارم: اين احتياط واجب نيست.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: جمعى فرموده اند: «واجب است از ميقات محرم به حج افراد شود»، لكن چون اين يقين بر حسب عادت است و امكان دارد برخلاف عادت پاك شود، احتياط آن است كه در وقت احرام قصد كند محرم مى شوم به احرامى كه بر من واجب است از عمرۀ تمتع يا حج افراد، پس اگر قبل از گذشتن وقت عمره پاك شد اعمال عمره را تمام كند و مُحِلّ شود و بعد اعمال حج را بجا آورد، و حج تمتع او صحيح است، و اگر پاك نشد به همان احرام اعمال حج افراد را بجا آورد و بعد عمره مفرده بجا آورده و حج افراد صحيح است.

آية اللّٰه خويى: اگر به نيّت مافى الذمّه محرم شود اشكالى نيست ولى اگر به نيت حج افراد محرم شود و بعد پاك شود احرامش باطل است.

آيةاللّٰه خامنه اى: مى تواند به نيت حجّ افراد محرم شود و نيز مى تواند به قصد مافى الذمة داخل احرام شود، ولى در صورت اول، اگر زودتر از موعد مقرر پاك شود لازم است براى عمرۀ تمتع، بار ديگر محرم شود. و اما در صورت دوّم اگر پيش از موعد پاك نشد، احرام او براى حج خواهد بود و اگر پيش از موعد پاك شد، با همان احرام مى تواند عمرۀ تمتع به جا آورد.

آية اللّٰه مكارم، آيةاللّٰه فاضل: بهتر است در موقع احرام قصد كند احرامى را كه بر او واجب است انجام مى دهد، تا مشكلى براى او پيش نيايد.

آية اللّٰه تبريزى: مى تواند به قصد مافى الذمّه احرام ببندد و چنانچه قبل از

گذشتن وقت عمره تمتع پاك شد، عمره تمتع بجا آورد و بعد حج آن را انجام دهد. و اگر پاك نشد به همان احرام حج افراد بجا آورد و سپس عمره مفرده انجام دهد بلكه اگر بقصد حج افراد احرام بست، و قبل از گذشتن وقت عمره پاك شد، با همان احرام اعمال عمره تمتع را انجام داده و سپس حج تمتع را انجام دهد، گرچه احتياط مستحب در اين صورت تجديد احرام براى عمره تمتع مى باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 75

افراد محرم شود ولى اگر بعد از آن كشف خلاف شد (1) در صورتى كه براى حَجّة الاسلام محرم شده احرام او باطل است و بايد براى عمرۀ تمتع مجدداً محرم شود. (2) (م 221)

82- كسانى كه با هواپيما به جدّه مى روند (3) نمى توانند از جدّه آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: لازم است اين حج افراد را عدول به عمره تمتع كند، يعنى طواف ونماز آن و سعى را بجا آورد و تقصير كند و بعد براى حج محرم شود و اعمال حج را بجا آورد. و اين مخصوص كسى است كه مكلّف به حج تمتع باشد، و امّا كسى كه حج افراد هم از او صحيح است مختار است كه عدول نمايد به تمتع يا حج افراد را تمام نمايد.

آية اللّٰه سيستانى: عدول كند به عمرۀ تمتع و اعمال آن را انجام دهد و بايد رعايت كند كه پس از انجام سعى تلبيه نگويد.

ساير آيات عظام متذكر مسأله كشف خلاف نشده اند. و در نيّت افراد با حضرت امام رحمه الله موافق هستند.

آية اللّٰه زنجانى: حكم اين فرع در حاشيه مسأله 62 گذشت.

آية

اللّٰه زنجانى: اگر از ميقات يا نزديكى آن عبور نمى كنند مى توانند از جده بلكه هر كجاى خارج حرم مانند حديبيه محرم شوند. ولى نبايد بدون احرام وارد مكه شوند پس براى محرم شدن نبايد به مسجد تنعيم بروند.

منتخب مناسك حج، ص: 76

يا حديبيّه محرم شوند بلكه بايد به يكى از مواقيت مثل جحفه (1) بروند و از آنجا محرم شوند و اگر از مدينه بروند بايد از مسجد شجره محرم شوند و در اين حكم فرقى بين اينكه قصد عمرۀ تمتع يا مفرده داشته باشند نيست (2) وحديبيّه ميقات عمرۀ مفرده است براى كسانى كه در مكه هستند. (3) (م 222)

83- ميقات در جحفه خصوص مسجد نيست و از هر جاى جحفه مى توانند محرم شوند و همچنين مسجد تنعيم خصوصيّت ندارد (4) و احرام از ادنى الحلّ صحيح است (5) هر چند در مسجد نباشد بنابراين در صورت آية اللّٰه بهجت مثل جحفه يا محاذات آن.

آية اللّٰه سيستانى: مى تواند از جدّه با نذر محرم شود زيرا جنوب شرقى آن محاذى با جحفه است.

آيات عظام گلپايگانى، فاضل، صافى: در عمره مفرده احرام از ادنى الحلّ كفايت مى كند، اگرچه- با عبور از ميقات بدون احرام گناه كرده است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: و نيز كسى كه بدون قصد دخول مكه، از ميقات عبور كرده است مى تواند از ادنى الحل براى عمرۀ مفرده محرم شود.

آية اللّٰه سيستانى: ميقات عمرۀ مفرده براى كسى كه مى خواهد وارد حرم شود همان ميقاتهاى معروف است ولى اگر كسى براى كار ديگرى غير از عمره در آن محل بوده و قصد دخول حرم هم نداشته و از ميقات گذشته و سپس تصميم بر

انجام عمره گرفته است مى تواند از ادنى الحل محرم شود.

آية اللّٰه زنجانى: كسانى كه در مكه هستند براى محرم شدن لازم نيست به مواقيت معروفه بروند، بلكه از هر نقطۀ خارج حرم محرم شوند صحيح است و ادنى الحلّ و حديبيه و ساير حدود حرم خصوصيتى ندارد.

آيةاللّٰه زنجانى: و احرام از هر نقطۀ خارج حرم صحيح است.

آية اللّٰه مكارم: ادنى الحل ميقات عمرۀ مفرده است.

منتخب مناسك حج، ص: 77

توسعه مسجد با صدق جحفه در اوّل و ادنى الحلّ در ثانى احرام اشكال ندارد. (س 236)

84- بعد از اتمام حجّ تمتّع اگر شخص از مكّه خارج شود و بخواهد مراجعت كند در صورتى كه از وقت احرام (1) عمرۀ تمتع يك ماه نگذشته (2) است لازم نيست محرم شود و مى تواند بدون احرام وارد مكه شود. (س 241) آية اللّٰه زنجانى: اگر از زمانى كه آخرين واجب حج را انجام داده است سى روز نگذشته لازم نيست محرم شود.

آيةاللّٰه فاضل: اگر در ماه قمرى بعد وارد شود، عمرۀ تمتع قبلى او باطل شده است و نمى تواند حج تمتع انجام دهد، مگر اين كه مجدداً به يكى از مواقيت خمسه رفته و محرم به احرام عمرۀ تمتع شود و سپس بعد از انجام عمره، حج تمتع به جا آورد.

آية اللّٰه خويى: در همان ماهى كه عمرۀ تمتّع انجام داده اگر برگردد لازم نيست محرم شود.

آيةاللّٰه گلپايگانى: اگر قبل از گذشتن يك ماه (سى روز) از مُحل شدن قصد ورود داشته باشد، احرام جديد لازم نيست.

آيات عظام مكارم، تبريزى، صافى، فاضل: در همان ماهى كه محرم شده مراجعت كند لازم نيست محرم شود.

آية اللّٰه سيستانى: اگر در همان ماه قمرى باشد كه عمرۀ

تمتّع را انجام داده است لازم نيست محرم شود.

آية اللّٰه بهجت در اين صورت عدم فاصله اگر ماه خروج با ماه مراجعت تغاير دارد احوط اين است كه با احرام براى عمره وارد مكه شود اگرچه خروج در آخر ماهى و ورود در اوّل ماه ديگر باشد و همچنين است گذشتن سى روز با عدم تغاير ماه.

منتخب مناسك حج، ص: 79

[صورت تفصيلى عمره تمتع]

[احرام]

واجبات احرام

1- نيّت، 2- تلبيه، 3- پوشيدن دو جامۀ احرام براى مردان. (1) (م 251)

85- در وقت احرام سه چيز واجب است:

اول- نيت، (2) يعنى انسان در حالى كه مى خواهد محرم شود به احرام آية اللّٰه زنجانى: بنابر احتياط مستحب مؤكد، براى احرام غسل كند و انشاء نيت احرام او پس از نماز- واجب يا مستحب- باشد و بسيار شايسته است كه غسل نماز را ترك نكند.

آيات عظام خويى، خامنه اى، تبريزى، بهجت: در نيت چند چيز معتبر است:

1- قصد قربت، مانند عبادات ديگر غير از احرام.

آية اللّٰه بهجت قصد قربت (يعنى به جهت اطاعت و امتثال فرموده خداوند عالم).

2- همزمان بودن با شروع در احرام.

3- تعيين احرام كه براى عمره است يا براى حج، و تعيين حج كه تمتع است يا قران يا افراد، و تعيين اين كه براى خود است يا براى ديگرى، و تعيين اين كه حجش حجة الاسلام است كه براى اولين بار به استطاعت بر او واجب شده يا حج نذرى است كه به سبب نذر بر او واجب شده يا حجى است كه به سبب فاسد بودن حج قبل بر او واجب شده يا حج مستحبى است. خلاصه هريك از اينها كه باشد بايد در نيت مشخص شود. پس

اگر بدون تعيين نيت، احرام نمود، احرامش باطل خواهد بود.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: حجة الاسلام عنوان قصدى نيست و اگر مكلّف مستطيع براى خود حج بجا آورد حجةالاسلام است مگر با علم و عمد قصد حجّ استحبابى نمايد.

آية اللّٰه سيستانى: در نيت معتبر است قصد قربت و وقوع آن در ميقات و مانند آن و مشخص نمودن عبادتى كه قصد احرام براى آن دارد، كه آيا حج است و يا عمره و تعيين حج كه تمتّع است يا قِران يا افراد، و در صورت نيابت بايد آن را قصد كند و اگر براى خودش باشد كافى است كه قصد انجام آن از غير ننمايد و در عمل نذرى كافى است كه آنچه نذر نموده بر عملش منطبق باشد، و لزومى ندارد قصد كند حجى كه انجام مى دهد- مثلًا- حج نذرى است، همچنان كه براى اينكه حجى كه انجام مى دهد حجةالاسلام باشد، كفايت مى كند كه حجةالاسلام كه بر او واجب شده بر عملش منطبق باشد و نياز به قصد زايدى نيست.

آية اللّٰه زنجانى: در نيت احرام- مانند هر امر عبادى- سه امر معتبر است الف: قصد عمل، ب: تعيين نوع احرام، پس بايد در نيت احرام معين كند كه احرام عمره است يا حج، تمتع است يا افراد، واجب است يا مستحب و اگر نيابى است قصد نيابت و تعيين منوب عنه نيز لازم است. ج: قصد قربت و خلوص. در نيت احرام رعايت چند امر ديگر نيز لازم است: 1- وجود ارتكازى نيت كافى نيست بلكه لازم است چنين معنايى را از قلب خود بگذراند كه «خود را محرم مى كنم- مثلًا- به عمرۀ تمتع».

2- در نيت عمرۀ تمتع لازم است قصد انجام مجموع عمره و حج تمتع را داشته و عمرۀ تمتع را به عنوان بخش اول اين مجموعه بجا آورد. 3- در احرام عمرۀ مفرده بايد هنگام احرام تصميم داشته باشد- ولو اجمالًا- كه از ارتكاب عمل حرامى كه باعث فساد عمرۀ مفرده مى شود (/ جماع قبل از تمام شدن سعى) پرهيز كند.

منتخب مناسك حج، ص: 80

عمرۀ تمتع، نيت كند عمرۀ تمتع را و لازم نيست (1) قصد كند ترك محرماتى را كه بر محرم پس از احرام، حرام مى شود، (2) بلكه كسى كه بقصد عمرۀ تمتع يا حج تمتع لبيك هاى واجب را گفت، محرم مى شود چه قصد بكند احرام را يا نكند و چه قصد بكند ترك محرمات را يا نكند. پس كسى كه مى داند بعضى از محرمات را مرتكب مى شود مثل زير سايه رفتن در حال سفر، احرام او صحيح (3) است. ولى احتياط آن است كه قصد كند ترك آيات عظام گلپايگانى، بهجت، صافى: لازم است قصد كند ترك كارهايى كه بر محرم حرام است.

آية اللّٰه مكارم: نيت احرام اين است كه قصد مى كند تروك احرام را بر خود حرام كند و قصد اجمالى كافى است.

آية اللّٰه خامنه اى: لكن بايد قصد انجام چيزى كه احرام را باطل مى كند نداشته باشد.

آية اللّٰه مكارم: احرام او خالى از اشكال نيست مگر در حال ضرورت.

منتخب مناسك حج، ص: 81

محرمات را. (ص 133)- 132)

86- عمره و حج و اجزاء (1) آنها از عبادات است و بايد با نيت خالص براى طاعت (2) خداوند تعالى بجا آورد. (3) (م 253)

87- دوّم- تلبيه؛ يعنى لبيك گفتن، و صورت

آن بنابر اصحّ آن است كه بگويد:

«لَبَّيْك، اللَّهُمَّ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ لٰا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك». (4)

و به اين مقدار اگر اكتفا كند محرم شده و احرامش صحيح است، و احتياط مستحب (5) آن است كه پس از آن كه چهار «لبيك» را بصورتى كه آية اللّٰه نورى: و همچنين احرام.

آية اللّٰه سيستانى: بلكه براى تذلل در پيشگاه خداوند.

آية اللّٰه نورى: و بايد نيّت آن را داشته باشد كه بعد از عمرۀ تمتّع حج تمتّع را انجام بدهد.

آية اللّٰه زنجانى: و نبايد به اين مقدار اكتفا كند بلكه بايد پس از آن بگويد «ان الحمد والنعمة لك والملك، لاشريك لك» و گفتن لبيك پنجم واجب نيست و با گفتن تلبيه واجب محرم مى شود و پس از آن بايد از محرمات احرام اجتناب كند و همچنين واجب است حج يا عمره اى را كه براى آن محرم شده به پايان برساند. پس اگر احرام عمرۀ تمتع بسته بايد آن را تكميل كرده، پس از آن حج تمتع را به جا آورد.

آية اللّٰه بهجت: احتياط واجب اين است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: صورت تلبيه واجب كه بوسيله آن احرام واقع مى شود اين است: «لَبَّيْكَ اللّٰهُمَّ لَبَّيكَ لَبَّيكَ لٰا شَريٖكَ لَكَ لَبَّيكَ» احتياط در اين است اين جمله اضافه شود: «انَّ الْحَمدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلكَ لٰا شَريكَ لَك» و بهتر است بعد از آن بگويند: لَبَّيْكَ.

آية اللّٰه مكارم: احتياط واجب است كه جمله دوّم را بگويد امّا لبّيك پنجم را نگويد، البته گفتن آن به قصد احتياط مانعى ندارد و در هر حال ضررى به صحّت لبيك وارد نمى كند.

آية اللّٰه سيستانى: لبيك پنجم جايز است ولى جزء اين احتياط استحبابى

نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 82

گفته شد گفت، بگويد:

«انَّ (1) الْحَمْدَ وَ النِعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْك، لٰا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك».

و اگر بخواهد احتياط (2) بيشتر بكند پس از گفتن آنچه ذكر شد، بگويد:

«لَبَّيْكَ اللّٰهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ انَّ الْحَمْدَ و النِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لٰا شَرِيْكَ لَكَ لَبَّيْكَ».

و مستحب است بعد از آن بگويد:

«لَبَّيْكَ ذَا الْمَعٰارِجِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ دٰاعِياً إِلىٰ دٰارِ السَّلٰامِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ غَفّٰارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ أَهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ ذَا الْجَلٰالِ وَ الْإِكْرٰامِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعٰادُ إِلَيْك، لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ، تَسْتَغْنِي وَ يُفْتَقَرُ إِلَيْكَ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ إِلٰهَ الْحَقِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْمٰاءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ كَشّٰافَ الْكُرَبِ الْعِظٰامِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ يٰا كَرِيم».

و اين جملات را نيز بگويد خوب است:

«لَبَّيْكَ أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ بِحَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ مَعاً لَبَّيْك، لَبَّيْكَ هَذِهِ عُمْرَةُ مُتْعَةٍ إِلىٰ الْحَجِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ أَهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ تَلْبِيَةً تَمٰامُهٰا وَ بَلٰاغُهٰا عَلَيْك»

. آية اللّٰه بهجت وجوب كسر همزه انّ متّجه است.

آيات عظام خويى، تبريزى و سيستانى: اين احتياط در مناسك ايشان نيست.

آية اللّٰه فاضل: احتياط مستحب آن است كه به جاى صورت اوّل بگويد.

منتخب مناسك حج، ص: 83

88- معنى تلبيه چنين است: ترجمۀ

«لبَّيْكَ، اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لٰا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ»

چنين است: (1) اجابت مى كنم دعوت تو را خدايا اجابت مى كنم دعوت تو را، اجابت مى كنم دعوت تو را، شريكى نيست مر تو را، اجابت مى كنم دعوت تو را. و اگر كلمۀ دعوت را هم نگويد كفايت مى كند در مواردى كه بايد ترجمه را بگويد.

89- اگر تلبيه را بقدر واجب كه

ذكر شد، نداند (2) بايد آن را ياد بگيرد يا كسى او را در وقت گفتن تلقين كند، يعنى كلمه كلمه آن شخص بگويد و شخصى كه مى خواهد احرام ببندد دنبال او بطور صحيح بگويد. (م 259)

90- اگر نتواند ياد بگيرد يا وقت ياد گرفتن نباشد و با تلقين هم نتواندبگويد احتياطآن است كه به هر نحو كه مى تواند بگويد، (3) و ترجمه اش را هم بگويد، و بهتر آن است كه علاوه بر آن نايب (4) هم بگيرد. (م 262) آية اللّٰه نورى: با كمال ميل و شوق اجابت مى كنم دعوت تو را خدايا، با كمال ميل و شوق اجابت مى كنم، اجابت مى كنم دعوت تو را با كمال ميل و شوق، شريكى نيست مرتو را، با كمال ميل و شوق اجابت مى كنم، اجابت مى كنم تو را.

آية اللّٰه زنجانى: چنانچه وقت احرام وسعت دارد و مى تواند آن را ياد بگيرد بايد احرام را تا تنگى وقت به تأخير بيندازد تا آن را ياد بگيرد يا لااقل با تلقين تلبيه را به طور صحيح ادا كند و اگر نتواند ياد بگيرد يا وقت ياد گرفتن نباشد و با تلقين هم نتواند بگويد بايد براى گفتن تلبيه نايب بگيرد و بنابر احتياط مستحب خود نيز به بهترين شكلى كه مى تواند- ولو با تلقين ديگرى- تلبيه بگويد. و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مى شود.

آية اللّٰه فاضل: و ظاهراً همين مقدار كافى است و احتياط مستحب آن است كه ترجمه را بگويد ونايب نيز بگيرد.

آية اللّٰه بهجت مى تواند احتياط كند به جمع بين اين و استنابه اگرچه جواز اكتفاء به همان مقداريكه مى تواند با ضمّ ترجمه عبارت صحيحه خالى از وجه نيست مثل

اكتفا به ترجمه در صورت عدم توانائى به هيچ مقدار و نيز اكتفاء به استنابه عدم قدرت بر ترجمه هم، كما اينكه لال اكتفاء به تحريك لسان و اشاره به انگشت با عقد قلب مى نمايد و اگر ممكن نباشد استنابه مى كند.

آيةاللّٰه تبريزى، آيةاللّٰه مكارم: احوط اين است نايب هم بگيرد.

آية اللّٰه خامنه اى: بايد به هر نحو كه مى تواند بگويد و بنابر احتياط نايب هم بگيرد.

آيةاللّٰه خويى: اگر كسى قدرت بر تصحيح تلبيه ولو با تلقين نداشته باشد مى تواند به ملحون اكتفا كند گرچه احوط جمع بين ترجمه و استنابه نيز هست. و نيز اخرس (گنگ و لال) كافى است با اشاره تلبيه بگويد گرچه احوط استنابه نيز هست.

آية اللّٰه سيستانى: كافى است به نحوى كه مى تواند بگويد، اگر عرفاً صدق تلبيه كند و اگر صدق نكند به احتياط واجب هم مرادف عربى و هم ترجمۀ آن را بگويد و نيز نايب بگيرد.

آية اللّٰه نورى: نايب گرفتن لازم نيست.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر تلقين ممكن نشد به هر طورى كه مى تواند بخواند و ترجمه اش را به فارسى يا زبان ديگر بگويد و نايب هم بگيرد رجاءاً كه از طرف او بطور صحيح بخواند.

منتخب مناسك حج، ص: 84

91- واجب در لبيك بيش از يك مرتبه نيست، ولى مستحب است تكرار آن و زياد گفتن آن هرچه مى تواند، و براى هفتاد مرتبه گفتن ثواب زيادى ذكر شده است، و لازم نيست آنچه را در حال احرام بستن گفته است تكرار كند، بلكه كافى (1) است بگويد «لبيك اللهم لبيك» يا تكرار كند «لبيك» را فقط. (م 267)

92- احتياطواجب (2) آن است كه كسى كه براى

عمرۀ تمتع محرم شد آية اللّٰه مكارم: بقصد رجاء.

آيات عظام خويى، تبريزى، فاضل، مكارم: واجب است.

آية اللّٰه خامنه اى: قطع تلبيه عمرۀ تمتع در هنگام پيدا شدن خانه هاى مكه وقطع تلبيه حج از زوال روز عرفه واجب است.

آية اللّٰه زنجانى: در عمرۀ تمتع بعد از مشاهدۀ خانه هاى مكه ديگر تكرار تلبيه مستحب نيست و مراد از مكه در اين مسأله، محدودۀ مكۀ زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مى باشد و در احرام حج بعد از رسيدن ظهر روز عرفه ديگر تكرار تلبيه مستحب نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 85

دروقتى كه خانه هاى مكه پيدا مى شودلبيك راترك كند و ديگر لبيك نگويد، و مراد از خانه هاى مكه (1) خانه هايى است كه در زمانى كه عمره بجا مى آورد جزء مكه باشد هرچند مكه بزرگ شود، (2) و احتياط واجب (3) براى كسى كه احرام حج بسته آن است كه لبيك را تا ظهر روز عرفه بيشتر نگويد. (م 268)

93- سوّم- پوشيدن دو جامۀ احرام براى مردان (4) كه يكى «لنگ» است و ديگرى «رداء» كه بايد آن را به دوش بيندازند. و احتياط واجب (5) آيةاللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط واجب.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى، بهجت: بلكه مراد خانه هاى قديمى مكه است.

آيات عظام خويى، خامنه اى، تبريزى، بهجت، فاضل: بايد قطع نمايد.

آية اللّٰه گلپايگانى، متعرض اين مسأله نشده اند.

آية اللّٰه گلپايگانى: پوشيدن دو جامۀ احرام اختصاص به مردان ندارد و واجب است كه زنها نيز دوجامه را بپوشند اگرچه كندن لباس دوخته بر آنها واجب نيست و جايز است بعد از احرام دو جامه احرام را بيرون بياورند و با همان لباس خودشان باشند وبهتر آن است كه درحال سعى وطواف دو جامه احرام را دربرداشته باشند.

آية اللّٰه

فاضل: دو جامه اى كه بايد محرم بپوشد، مخصوص مرد است. ولى زن قبل از نيت و تلبيه به احتياط واجب نيت كند. همان لباسى كه پوشيده لباس احرامش باشد، ولى احتياط مستحب آن است كه فقط در حال نيّت و تلبيه دو لباس احرام را بپوشد.

آية اللّٰه صافى: احتياط مستحب آنست كه زنها نيز دو جامه احرام را در وقت محرم شدن بپوشند و در طواف و سعى نيز همراه داشته باشند.

آية اللّٰه زنجانى: پوشيدن لباس احرام شرط صحت احرام نيست، ولى از آن جا كه پوشيدن لباس هاى معمولى بر محرم حرام است، لذا چنان چه كسى در لباس هاى معمولى نيت احرام كرده، تلبيه بگويد، محرم مى شود، ولى در صورت عدم عذر گناهكار است و بايد يك گوسفند قربانى كند.

آية اللّٰه بهجت واجب است پوشيدن دو جامه در حال احرام، و محل پوشيدن، از باب مقدّمه قبل ازنيّت و تلبيه است و احتياط در صورت تاخير پوشيدن در اعاده نيّت و تلبيه است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: مى بايست قبل از نيت و تلبيه دو جامه را بپوشند.

منتخب مناسك حج، ص: 86

آن است كه (1) اين دو جامه را قبل از نيّت احرام و لبيك گفتن بپوشد و اگر بعد از لبيك پوشيد احتياط (2) آن است كه لبيك را دوباره بگويد. (م 269)

94- در پوشيدن جامۀ احرام احتياط واجب (3) آن است كه نيت كند و قصد امر الهى و اطاعت او كند (4) و احتياط مستحب آن است كه در كندن جامۀ دوخته هم نيت و قصد اطاعت كند. (م 273)

95- شرط است (5) در اين دو جامه كه نماز در آنها صحيح باشد،

پس كفايت نمى كند جامۀ حرير و غير مأكول (6) و جامه اى كه نجس باشد به نجاستى كه در نماز عفو از آن نشده باشد. (م 274)

96- دو جامه اى كه ذكر شد كه بايد محرم بپوشد مخصوص به مرد آية اللّٰه نورى: لباسهاى دوخته را بكند، و اين دو جامه را.

آية اللّٰه خامنه اى، آية اللّٰه فاضل: احتياط مستحب است.

آية اللّٰه سيستانى: احتياط مستحب اعاده نيت و تلبيه است.

آية اللّٰه زنجانى: رعايت اين احتياط مستحب است.

آيةاللّٰه فاضل: براى مردان كه لباس احرام مى پوشند واجب است كه آن را با قصد قربت بپوشند و زنان نيز لازم است نيت كنند لباسى را كه پوشيده اند لباس احرام آن ها باشد و در اين نيت قصد قربت داشته باشند.

آية اللّٰه بهجت در پوشيدن لباس احرام قصد قربت لازم است. (متذكر نيت كندن لباس مخيط نشده اند)

آيةاللّٰه خامنه اى: پوشيدن دو جامۀ احرام، واجب تعبّدى است.

آيات عظام خويى، تبريزى و سيستانى: بعيد نيست اعتبار قصد قربت در پوشيدن لباس احرام.

آية اللّٰه بهجت بنابر احتياط. در مجموع موانع نماز خواندن در لباس.

آية اللّٰه زنجانى: پوشيدن لباس احرام بر محرم واجب نيست لكن لباسى كه محرم مى پوشد بايد شرايط لباس نماز گزار را داشته باشد، خواه مرد باشد يا زن و از اينجا حكم مسألۀ بعد نيز روشن مى شود.

آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط واجب در غير درندگان.

منتخب مناسك حج، ص: 87

است، (1) ولى زن مى تواند در لباس خودش به هر نحو هست محرم شود چه دوخته باشد يانباشد (2) ولى حرير محض نباشد (3) چنانچه گذشت. (م 277)

97- احتياط واجب (4) آن است كه هر وقت در بين اعمال يا غير آن در احوال احرام اين دو

جامه (5) نجس شود تطهير يا تبديل نمايد، و احوط (6) مبادرت به تطهير بدن است در حال احرام اگر نجس شود. (م 278) نظر آيات عظام گلپايگانى، فاضل و صافى در سوّم از واجبات احرام (پوشيدن لباس) گذشت.

آيةاللّٰه مكارم: و به هر رنگ باشد.

آية اللّٰه بهجت امّا زنان بنابر اقوى جايز است در جامۀ حرير احرام ببندند گرچه احتياط در ترك آن است و همچنين است جواز پوشيدن آن در جميع احوال احرام.

آية اللّٰه تبريزى، آيةاللّٰه سيستانى: زنان مى توانند در لباسهاى عادى خود در صورتى كه داراى شرايط ذكر شده در لباس احرام باشد احرام ببندند.

آية اللّٰه گلپايگانى: از مناسك فارسى، مطابق متن احتياط وجوبى استفاده مى شود ولكن در مناسك عربى احتياط استحبابى فرموده اند.

آية اللّٰه صافى: اگر لباس احرام در بعض حالات احرام نجس شود، احتياط مستحبّ آن است كه آن را عوض كند و يا تطهير نمايد، بلكه احوط و اولى آن است كه اگر محرم بدنش نجس شود نجاست را از آن زايل كند.

آية اللّٰه مكارم: اين حكم واجب است.

آية اللّٰه سيستانى: به احتياط واجب بايد مبادرت كند به تبديل يا تطهير.

آية اللّٰه زنجانى: بدن يا لباس محرم نبايد نجس شود و اگر نجس شد بايد بدون تأخير تطهير يا تبديل شود.

آيةاللّٰه فاضل: يا لباسى كه زن محرم پوشيده.

آية اللّٰه بهجت و چنانچه بدن نجس شود تطهير آن از جهت محرم بودن واجب نيست بنابر اظهر.

آية اللّٰه فاضل: احتياط استحبابى است.

آية اللّٰه سيستانى: وجوب مبادرت به تطهير بدن ثابت نيست.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اين احتياط لازم نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 88

98- شخص محرم مى تواند از دو جامۀ احرام بيشتر

بپوشد، مثل دو سه رداء و دو سه لنگ براى حفظ از سرما يا غرض ديگر. (1) (م 285)

99- گره زدن لباس احرام اشكال ندارد (2) ولى احتياط واجب (3) آن است كه آن را كه لنگ قرار داده بگردن گره نزند، و اگر از روى جهل يا نسيان گره زد احتياط آن است كه فوراً باز كند، ولى به احرامش ضرر نمى رساند و چيزى هم بر او نيست، و سنگ در جامۀ احرام گذاشتن و با نخ بستن نيز جايز (4) است. (م 287) آية اللّٰه فاضل: لكن همۀ آنها بايد شرايط لباس احرام را داشته باشند.

آية اللّٰه زنجانى: لكن همه آنها بايد شرايط لباس نماز گزار را داشته باشد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: سنجاق زدن و گره زدن حوله احرام، و سنگ گذاشتن بين دوطرف حوله، به نحوى كه حوله به صورت يقه پيراهن درآيد جايز نيست، و نيز نبايد پارچه احرام را چاك داده و مانند پيراهن بپوشد، بلى قرار دادن سنگ كوچك، در جامه احرام براى آنكه آن را سنگين كرده، و ردا را حفظ نمايد مانعى ندارد.

آيات عظام خويى، تبريزى، بهجت، سيستانى: احوط اين است كه ازار (لنگ) خويش را به گردن خود بلكه مطلقا گره نزند، ولو بعض آن را به بعض ديگر. و با چيزى مانند سنجاق نيز آن را به هم وصل نكند. و احوط اين است كه ردا نيز گره زده نشود، ولى فرو كردن سوزن يا سنجاق در آن عيبى ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: گره زدن لباس احرام و بستن آن با دكمه و كش و سنجاق و مانند آن جايز نيست مگر در صورت

لزوم و در هر حال به احرام او ضرر نمى زند.

آية اللّٰه خامنه اى: بستن لنگ به گردن جايز نيست، ولى گره زدن لباس احرام يا گذاشتن سنگ يا چيز ديگر در ميان آن و بستن با نخ (چنان چه براى بستن جلوى رداء معمول است) اشكال ندارد و همچنين بستن با سنجاق مادامى كه از صدق مسمّاى رداء خارج نشود.

آية اللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: اگر بدون گِره باشد مانعى ندارد، بشرط آنكه دو طرف رداء را روى يكديگر نگذارد كه مثل گريبان شود.

آية اللّٰه نورى: چنانكه جايز است بعضى از لباس احرام را به بعضى ديگر با سوزن و غير وصل كند.

منتخب مناسك حج، ص: 89

بعضى از مستحبات احرام

100- اوّل: آنكه قبلًا بدن خود را پاكيزه نموده و ناخن و شارب خود را بگيرد و موى زير بغل و عانه را با نوره ازاله نمايد.

دوّم: آنكه پيش از احرام در ميقات غسل احرام بنمايد و اين غسل از زن حائض و نفساء نيز صحيح است (1) و تقديم اين غسل بخصوص در صورتى كه خوف آن باشد كه در ميقات آب يافت نشود جايز است و در صورت تقديم اگر در ميقات آب يافت شد مستحب است غسل را اعاده بنمايد و بعد از اين غسل اگر مكلف لباسى را پوشيد يا چيزى را خورد كه بر محرم حرام است باز هم اعاده مستحب است و اگر مكلف در روز غسل نمود از غسل تا آخر شب آينده كفايت مى كند و همچنين اگر غسل در شب نمود تا آخر روز آينده كافى است ولى اگر بعد از غسل و پيش از احرام به حدث أصغر محدث شد غسل

را اعاده نمايد. (2)

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و كسى كه به خاطر عذر تمكّن از غسل ندارد رجاءً بدل از غسل تيمّم نمايد.

آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: در صورت تقديم اگر در ميقات آب يافت نشد، غسل را اعاده مى كند و بعد از اين غسل اگر مكلف لباسى پوشيد يا چيزى را خورد كه بر محرم حرام است غسل را اعاده مى كند.

آية اللّٰه بهجت در انتقاض غسل سابق بغير نوم، تأمّل است و اظهر در نوم، عدم انتقاض است، و آنكه اعاده، شبيه به مستحب در مستحب است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر محدث به حدث اصغر غير از خواب بشود بهتر است رجاءً غسل را اعاده كند و غسل روز براى شب و غسل شب براى روز كفايت مى كند، خصوصاً اگر غسل شب در آخر شب و غسل روز در آخر روز باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 90

سوّم: آنكه احرام را به ترتيب ذيل ببندد در صورت تمكن بعد از فريضه ظهر، و در صورت عدم تمكن بعد از فريضۀ ديگر، (1) و در صورت عدم تمكن از آن بعد از شش يا دو ركعت نماز نافله، در ركعت أول پس از حمد سورۀ توحيد، و در ركعت دوم سورۀ جحد را بخواند، و شش ركعت أفضل است، و بعد از نماز حمد و ثناى الهى را بجا آورد و بر پيغمبر و آل او صلوات بفرستد آنگاه بگويد:

عَبْدُكَ وَ فِي قَبْضَتِكَ، لٰا أُوقٰى إِلّٰا مٰا وَقَيْتَ، وَ لٰا آخُذُ إِلّٰا مٰا أَعْطَيْتَ، وَ قَدْ ذَكَرْتَ الْحَجَّ، فَأَسْأَ لُكَ أَنْ تَعْزِمَ لِي عَلَيْهِ عَلىٰ كِتٰابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِكَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيهِ وَ

آلِهِ، وَ تُقَوِيَنِي عَلىٰ مٰا ضَعُفْتُ عَنْهُ، وَ تَسَلَّمَ مِنِي مَنٰاسِكِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عٰافِيَةٍ، وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَفْدِكَ الَّذِينَ رَضِيتَ وَ ارْتَضَيْتَ وَ سَمَّيْتَ وَ كَتَبْتَ، اللَّهُمَّ إِ نِي خَرَجْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ، وَ أَنْفَقْتُ مٰالِي ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِكَ، اللَّهُمَّ فَتَمِمْ لِي حَجِي وَ عُمْرَتِي، اللَّهُمَّ إِ نِي أُرِيدُ التَّمَتُّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلىٰ الْحَجِ عَلىٰ كِتٰابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِكَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيهِ وَ آلِه، فَإِنْ عَرَضَ لِي عَارِضٌ يَحْبِسُنِي، فَحُلَّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي لِقَدَرِكَ الَّذِي قَدَّرْتَ عَلَيّ، اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ حَجَّةً فَعُمْرَةً، أَحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ عِظٰامِي وَ مُخِي وَ عَصَبِي مِنَ النِسٰاءِ وَ الثِيٰابِ وَ الطِيبِ، أَبْتَغِي بِذَلِكَ وَجْهَكَ وَ الدّٰارَ الْآخِرَة»

. آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه بهجت در صورت عدم تمكن از فريضه اداء، بعد از فريضه قضا محرم شود.

منتخب مناسك حج، ص: 91

چهارم: آنكه تلبيه ها را در حال احرام تكرار كند خصوصاً در موارد آينده:

الف- وقت برخاستن از خواب.

ب- بعد از هر نماز واجب و مستحب.

ج- وقت رسيدن به سواره.

د- هنگام بالا رفتن از تلّ يا سرازير شدن از آن.

ه- وقت سوار شدن يا پياده شدن.

و- آخر شب. (1)

ز- اوقات سحر.

زن حائض و نفساء (2) نيز اين تلبيه ها را بگويند.

و شخص متمتع تلبيه گفتن او در عمره مستمر خواهد بود تا آنكه خانه هاى مكه راببيند. و اما تلبيۀ حج تا ظهر روز عرفه مستمر است. (3) (م 302)

آية اللّٰه بهجت آخر شب در مناسك ايشان نيامده است.

آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه بهجت زن حائض و نفساء و جنب.

آية اللّٰه بهجت و همچنين بر مردان مستحب است تلبيه را بلند بگويند.

منتخب مناسك حج، ص: 92

بعضى از مكروهات احرام

1- احرام بستن در جامۀ چركين و اگر جامه در حال احرام چرك شود بهتر آن است كه مكلف مادامى كه در حال احرام است آن را نشويد. (1)

2- احرام بستن در جامۀ راه راه. (2)

3- استعمال حنا (3) پيش از احرام در صورتى كه اثر آن تا حال احرام باقى بماند.

4- لبيك گفتن محرم در جواب كسى كه او را صدا نمايد. (4) (م 303)

محرّمات احرام به طور اجمال چنين است (5):

1- استعمال عطريّات، 2- نگاه كردن در آيينه، 3- انگشتر به دست كردن، 4- پوشيدن چيز دوخته، 5- پوشيدن چيزى كه تمام روى پا را آية اللّٰه مكارم: ولى مى تواند آنها را تبديل به احرامى تمييز كند.

آية اللّٰه سيستانى: احرام بستن در جامۀ نقشه دار و مانند آن.

آية اللّٰه بهجت اين مورد در مناسك ايشان نيامده است.

آية اللّٰه مكارم: اگر قصد زينت داشته باشد اشكال دارد و فرقى ميان حنا و رنگهاى امروز نيست.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: با قصد زينت خلاف احتياط است.

آية اللّٰه بهجت اظهر جواز استعمال حنا است قبل از احرام هرگاه اثر آن باقى بماند تا حال احرام.

آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: بلكه احتياط مستحب ترك آن است.

آية اللّٰه فاضل: و همچنين ساييدن صورت، چنانچه نداند موجب بيرون آمدن خون مى شود و همچنين كشتى گرفتن.

در مناسك مراجع عظام تفاوت هايى در صورت محرمات احرام ديده مى شود كه تفصيل آن در طى محرمات احرام خواهد آمد.

منتخب مناسك حج، ص: 93

بگيرد براى مردان، 6- پوشانيدن مرد سرخود، 7- سايه قرار دادن بالاى سر خود براى مردان. 8- پوشيدن زيور براى زنان. 9- پوشانيدن زن صورت خود را. 10- روغن ماليدن به

بدن. 11- ازالۀ مو از بدن. 12- سرمه كشيدن.

13- ناخن گرفتن. 14- بيرون آوردن خون از بدن خود. 15- كندن دندان.

16- فسوق. 17- جدال. 18- كشتن جانوران ساكن در بدن. 19- كندن درخت و گياه حرم. 20- شكار حيوان صحرايى. 22- آميزش و استفاده شهوانى. 23- عقد كردن. 24- استمنا.

منتخب مناسك حج، ص: 94

احكام محرّمات احرام

اشاره

آنچه از محرّمات احرام گفته شد برخى فقط بر مردان محرم حرام است وبرخى بر بانوان محرم حرام است وبخشى ديگربر هر دو گروه حرام مى باشد، كه در ابتدا احكام محرّمات مشترك بيان مى شود و سپس احكام محرّمات مخصوص مردان و در پايان احكام محرّمات مخصوص بانوان.

محرّمات مشترك بين مردان و زنان:

استعمال عطريات است از قبيل مشك و زعفران و كافور و عنبر بلكه مطلق (1) عطر هر قسم كه باشد. (م 334) آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه بهجت احوط اجتناب از هر بوى خوشى غير از اينهاست.

آية اللّٰه تبريزى: اين حكم در غير زعفران وعود و عنبر و مشك وورس، مبنى بر احتياط مستحب است.

آية اللّٰه سيستانى: بر محرم حرام است استعمال هر ماده اى كه براى خوشبو كردن بدن يا لباس يا خوراك يا غير آنها مورد استفاده واقع مى شود چه استعمال به بوييدن باشد يا خوردن يا ماليدن يا رنگ كردن يا بخور دادن و احتياط واجب آن است كه از شامپو و صابون و سيگارى كه بوى خوشى دارد نيز اجتناب كند.

آيةاللّٰه خامنه اى: و نيز استفادۀ محرم از صابون عطرى و شامپوى معطر بنابر احتياط جايز نيست.

آية اللّٰه زنجانى: بوييدن مطلق اشياء خوشبو خواه از عطريات باشد يا گلها و سبزيجات خوشبو بلكه بوييدن ميوه جات خوشبو بر محرم جايز نيست، لكن حرمت انواع ديگر استعمال عطريات مانند خوردن آنها مخصوص زعفران و مشك و عود و عنبر و ورس و عطرهايى است كه در اين سطح يا قوى تر از آنهاست و لذا هر گونه استفاده از عطرهايى كه امروزه متداول است بر محرم حرام است.

منتخب مناسك حج، ص: 95

101- ماليدن عطر بر بدن و لباس جايز

نيست و همينطور پوشيدن لباسى كه بوى عطر مى دهداگرچه قبلا به آن عطر ماليده شده باشد. (1) (م 335)

102- خوردن چيزى كه در آن چيزى است كه بوى خوش مى دهد مثل زعفران (2) جايز نيست. (م 336)

103- احتياط (3) آن است كه از «دارچين» و «زنجبيل» و «هِل» و امثال آنها اجتناب كند اگرچه اقوى حرام نبودن آنها است. (4) (م 339)

104- از ميوه هاى خوشبو از قبيل سيب و به، اجتناب لازم نيست، و خوردن آنها (5) و بوئيدن آنها مانع ندارد، لكن احتياط (6) آن است كه بوئيدن را ترك كند. (م 340) آية اللّٰه مكارم: يا پراكندن در فضا بوسيلۀ اسپرى و مانند آن.

آية اللّٰه زنجانى: همچنان كه گذشت فقط خوردن عطرهايى كه در سطح زعفران يا قوى تر از آن است جايز نيست بنابراين خوردن گل ها وسبزيجات و ميوه جات خوشبو مانعى ندارد لكن بايد از رسيدن بوى خوش آنها به مشام ولو با گرفتن بينى جلوگيرى كند و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مى شود.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: لازم است.

آية اللّٰه سيستانى: حرمت شامل آنها نيز مى شود.

نظر آيات عظام در مسأله قبل گذشت.

آية اللّٰه زنجانى: مانع ندارد لكن به هر نحو كه مى تواند- ولو با گرفتن بينى- بايد از رسيدن بوى آن به بينى اجتناب كند.

آية اللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط واجب از بوييدن آنها اجتناب كند.

آية اللّٰه بهجت متعرض اين احتياط نشده است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط از بوئيدن آنها هنگام خوردن بايد خوددارى شود.

آية اللّٰه تبريزى: اولى اين است كه از بوئيدن آنها هنگام خوردن خوددارى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 96

105- اقوى (1) حرمت گرفتن دماغ است از بوى بد، لكن فرار كردن

از بوى بد به تند رفتن عيب ندارد. (م 341)

106- كفارۀ استعمال بوى خوش يك گوسفند است (2) بنابر احتياط واجب. (3) (م 343)

107- اگر بوى خوش را مكرر (4) استعمال كرد در وقت واحد بعيد آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه بهجت بنابر احوط بلكه اقوىٰ.

آية اللّٰه فاضل: و اگر گرفت معصيت كرده ولى كفاره ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: كفارۀ خوردن غذاى معطر يك گوسفند است و در ساير انواع استفاده از عطريات كفاره واجب نيست.

آية اللّٰه خامنه اى: در صورت عمد، يك گوسفند است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: كفاره اش بنابر مشهور يك گوسفند است، ولى ثبوت كفاره در غير خوردن، محل اشكال است هرچند احوط كفاره دادن است.

آية اللّٰه سيستانى: هرگاه محرم عمداً مقدارى از چيزهاى خوشبو را بخورد، و يا چيزى را بپوشد كه اثر بوى خوش از سابق در آن مانده باشد، بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفاره بدهد، ولى در غير اين دو مورد در استفاده از بوى خوش كفاره واجب نيست، هرچند احوط كفاره دادن است.

آية اللّٰه فاضل: در صورت علم و عمد.

آيات عظام گلپايگانى، مكارم، صافى، بهجت: در صورت عمد ...

آية اللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: در صورت تكرار كفاره هم تكرار شود.

آية اللّٰه خامنه اى: تكرّر استعمال طيب در يك زمان تا حدى كه عرفاً آن را يكبار استعمال كردن بدانند كفاره را متعدد نمى كند و در غير آن على الظاهر بايد كفاره را به تعداد استعمال تكرار كند و عدم تخلل كفاره تأثيرى ندارد.

آية اللّٰه بهجت با تخلل تكفير كفّاره دارد و بدون آن احتياط است.

آية اللّٰه تبريزى: چنانچه گذشت كفاره در غير خوردن مبنى بر احتياط وجوبى است

و در صورت تكرار احتياط در تعدّد كفاره است.

منتخب مناسك حج، ص: 97

نيست يك گوسفند كفايت كند، لكن احتياط در تعدد است، و اگر در اوقات متعدده استعمال كرد احتياط (1) ترك نشود، و اگر بعد از استعمال كفاره داد و باز استعمال كرد واجب است كه باز كفاره بدهد. (2) (م 345)

108- صابون و بعضى شامپوها كه بويى دارد اگر صدق بوى خوش مى كند (3) در حال احرام از آن اجتناب كنند (4) و در غير اين صورت استعمال آن مانع ندارد. (5) (س 495)

109- اگر محرم به علّتى مثل عرق سوز شدن بدن احتياج به ماليدن پماد پيدا كند نمى تواند (6) پمادى كه چربى دارد به بدن بمالد مگر در موارد آية اللّٰه فاضل: بنابر اقوىٰ كفاره را بايد متعدد بدهد.

آية اللّٰه زنجانى: اگر در احرام واحد بود يك كفاره كافى است مگر در خوردن غذاى معطر كه چنان چه بعد از كفاره دادن، دوباره غذاى معطر بخورد بايد دوباره كفاره بدهد.

آية اللّٰه خويى: متعرض اين مسأله نشده اند.

آية اللّٰه سيستانى: به حاشيۀ مسألۀ 106 مراجعه شود.

آية اللّٰه زنجانى: اگر بوى خوش آن به مشامشان مى رسد بايد از آن اجتناب كنند.

آية اللّٰه بهجت، آية اللّٰه خويى: بنابر احتياط.

آية اللّٰه خامنه اى: استفادۀ محرم از صابون عطرى و شامپوى معطر بنابر احتياط جايز نيست.

آية اللّٰه سيستانى: احتياط واجب اجتناب از استعمال آنهاست در صورتى كه بوى خوش داشته باشند.

آية اللّٰه مكارم: اگر مشكوك هم باشد مانعى ندارد.

آية اللّٰه سيستانى: اگر بوى خوش نداشته باشد براى معالجه اشكال ندارد واگر داشته باشد درصورت ضرورت جايز است.

آية اللّٰه مكارم: ماليدن انواع پمادها در ضرورت و معالجه مانعى ندارد.

آية

اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: كفاره روغن مالى از روى علم و عمد يك گوسفند و از روى جهل اطعام يك فقير است بنا بر احتياط در هر دو مورد.

منتخب مناسك حج، ص: 98

ضرورت (1) ولى كفّاره ندارد ولو در غير موارد ضرورت (2) مگر آنكه بوى خوش داشته باشد، كه كفارۀ آن يك گوسفند است، اگرچه از روى اضطرار باشد (3) و حتّى در صورتى كه چربى نداشته باشد. (4) (س 500)

نگاه كردن در آينه. (5)

110- نگاه كردن به اجسام صاف صيقل داده شده كه عكس در آن پيداست و نگاه كردن در آب صاف اشكال (6) ندارد. (م 364) آية اللّٰه زنجانى: و اگر مشكل او با استفاده از پمادهاى غير معطر برطرف مى شود، پماد معطر نمالد ودر هر حال، كفارۀ روغن مالى- هر چند معطر نباشد- از روى علم و عمد يك گوسفند و از روى جهل اطعام يك فقير است و چنانچه از روى غفلت باشد كفاره ندارد و در ثبوت كفاره بين ضرورت و غير آن فرقى نيست.

آية اللّٰه مكارم: در غير مورد ضرورت كفارۀ آن احتياطاً يك گوسفند است.

آية اللّٰه خامنه اى: اگر بوى خوش داشته باشد بنابر احتياط مستحب كفّاره آن گوسفند است.

آية اللّٰه مكارم: در صورت چربى داشتن و بوى خوش در غير موارد ضرورت احتياط دو گوسفند است.

آية اللّٰه خامنه اى: نگاه كردن در آينه بدون قصد زينت مانند راننده و امثال آن اشكال ندارد.

آية اللّٰه مكارم: در صورتى كه براى تزيين خود و اصلاح سر و وضع خود باشد.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه تبريزى: نگاه كردن در آينه جهت زينت بر محرم حرام است.

آية اللّٰه بهجت

در صورتى كه براى عذرى از قبيل مرض نباشد كه صدق تزيّن نمى كند. (مناسك شيخ ص 21)

آية اللّٰه زنجانى: نگاه كردن در آينه و همچنين در ديگر اجسامى كه عكس انسان در آنها پيداست در صورتى كه همراه با قصد زينت يا در معرض تزيين محرم باشد جايز نيست لكن نگاه كردنى كه هيچ ارتباطى با زينت ندارد مانعى ندارد.

آية اللّٰه خامنه اى: نگاه كردن به آب زلال يا اجسام صيقل داده شده كه تصوير در آن پيدا است، در حكم نگاه كردن به آينه است و اگر براى زينت و آرايش باشد، حرام است.

آية اللّٰه سيستانى: اجسام صيقلى ديگرى كه خاصيت آينه را داشته باشند حكم آينه را دارند.

آية اللّٰه مكارم: هرگاه براى تزيين و اصلاح خود باشد اشكال دارد.

منتخب مناسك حج، ص: 99

111- عينك زدن اگر (1) زينت نباشد اشكال ندارد، ولى اگر زينت محسوب شود (2) جايز نيست. (3) (م 365)

112- اگر در اطاقى كه ساكن است (4) آينه باشد و بداند كه گاهى چشم او سهواً به آينه مى افتد اشكال ندارد، لكن احتياط آن است كه آن را بردارد يا چيزى روى آن بيندازد. (م 367)

113- نگاه كردن در دوربين عكاسى براى عكس گرفتن (5) اگر معلوم نيست (6) كه در آينه نظر مى شود اشكال ندارد. (7) (س 498)

114- احوط اجتناب (8) از نگاه كردن محرم است در آينه حتّى در مواردى كه نخواهد خود را ببيند بلكه براى ديدن ماشين و غيره يا مثلًا آية اللّٰه بهجت اگر بقصد زينت نباشد بنا بر اقوى عيبى ندارد.

آية اللّٰه فاضل: و به قصد زينت استفاده كند.

آية اللّٰه خامنه اى: احتياط واجب اجتناب از هر

چيزى است كه عرفاً زينت محسوب مى شود.

آية اللّٰه سيستانى: در صورتى كه عينك زدن عرفاً زينت باشد، احوط پرهيز از آن است.

آية اللّٰه فاضل: يا در ماشينى كه نشسته است.

آية اللّٰه زنجانى: اشكال ندارد.

آية اللّٰه مكارم: اشكال ندارد.

آية اللّٰه فاضل: نظر در آينه صدق نمى كند و اشكال ندارد.

آيات عظام سيستانى، خويى، تبريزى: بر فرض آينه بودن، و نظر كردن به آن چون غرض غير زينت است، مانعى ندارد.

آيةاللّٰه خامنه اى: در حال احرام تصويربردارى با دوربين عكاسى يا فيلم بردارى اشكال ندارد.

آية اللّٰه بهجت چون براى تزيين نيست اشكال ندارد.

آية اللّٰه خامنه اى: نگاه كردن محرم در آينه اگر براى زينت باشد حرام است وگرنه حرام نيست.

آية اللّٰه مكارم: تنها در موردى اشكال دارد كه براى تزيين و اصلاح سر و وضع خودش در آينه نگاه كند.

آية اللّٰه بهجت نگاه كردن محرم در آيينه اگر براى زينت باشد حرام است و گرنه حرام نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 100

علاج دردى در آن نظر مى كند. (1) (س 497)

انگشتر به دست كردن.

115- انگشتر به دست كردن به جهت زينت جايز نيست، و اگر براى استحباب باشد مانع ندارد. (2) (ص 186)

116- احتياط واجب (3) آن است كه محرم «حنا» براى زينت نبندد (4) بلكه اگر زينت باشد ولو قصد نكند احتياط در ترك است بلكه آيةاللّٰه نورى: در صورتى كه ضرورتى نباشد.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: نظردر آينه مطلقاً جايز نيست چه به قصد زينت باشد و چه نباشد.

آيةاللّٰه فاضل: آن چه از محرمات احرام است آن است كه انسان خود را در آينه ببيند، اما اگر بخواهد از طريق آينه اشياء يا افراد ديگر را ببيند اشكال ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: نگاه

كردن در آينه در اين موارد اشكال ندارد.

آيةاللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط واجب، محرم بايد از به دست كردن انگشتر و به كار بردن حنا اجتناب كند اگر اينها زينت محسوب شوند گر چه قصد زينت نكند بلكه بايد از هر كارى كه زينت حساب شود اجتناب كند.

آية اللّٰه سيستانى: انگشتر به دست كردن براى زينت به احتياط واجب جايز نيست ولى براى امر ديگرى مانند استحباب و يا نگهدارى آن اشكال ندارد.

آية اللّٰه مكارم: انگشتر زينتى به هر قصد باشد حرام است.

آيات عظام خويى، تبريزى، مكارم: حنا بستن در صورتى كه زينت گفته شود بر محرم حرام است.

آية اللّٰه خامنه اى: مراجعه شود به حاشيۀ مسألۀ قبل.

آية اللّٰه سيستانى: احتياط واجب براى زن و مرد محرم ترك هر چيزى است كه عرفاً زينت شمرده شود چه قصد زينت كردن داشته باشد چه نداشته باشد و از اين قبيل است حنا ماليدن به روش معمول ولى استعمال آن به نحوى كه زينت نباشد در موارد علاج و مانند آن اشكال ندارد.

آية اللّٰه بهجت حنا بستن اگرچه براى زينت باشد عيبى ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: استفاده از لوازم آرايشى- حنا يا غير آن- بر محرم جايز نيست هرچند قصد زينت نداشته باشد البته در سرمه كشيدن تفصيلى است كه در حاشيۀ مسأله 122 خواهد آمد.

منتخب مناسك حج، ص: 101

حرمت (1) آن در هر دو صورت خالى از وجه نيست. (م 388)

117- اگر قبل از احرام «حنا» ببندد چه بقصد زينت باشد يا نباشد و چه اثرش تا زمان احرام بماند يا نماند مانع ندارد، ولى احتياط خوب است. (2)

روغن ماليدن به بدن. (3)

118- اگر از روى اضطرار و احتياج

روغن بمالند عيبى ندارد. (4) (م 397)

ازالۀ مو است از بدن خود يا غير خود چه مُحرم باشد چه مُحِلّ. (ص 180)

119- در حرمت ازالۀ مو فرقى نيست ميان كم و زياد بلكه ازالۀ يك مو نيز حرام است. (5) (م 401) آية اللّٰه فاضل: حرمت محلّ اشكال است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در صورتى كه اثرش تا حال احرام باقى مى ماند بنابر احتياط بايد خوددارى كند و در مناسك عربى، مطابق متن فرموده اند: اگر اثرش تا زمان احرام بماند بهتر است قبل از احرام حنا نبندد.

آية اللّٰه مكارم: اگر قصدش ادامۀ زينت براى حال احرام باشد اشكال دارد.

آية اللّٰه زنجانى: روغن ماليدن به بدن خود آية اللّٰه سيستانى: محرم مى تواند روغنى كه بوى خوشى ندارد براى مداوا استعمال كند و جايز است در حال ضرورت استعمال روغنى كه خوشبو است يا بوى خوش در آن است.

آيةاللّٰه زنجانى: لكن چنانچه باماليدن روغن غيرمعطر مشكل برطرف شودنبايد روغن معطراستفاده كند.

آية اللّٰه سيستانى: بلكه حتى جزئى از يك مو.

آية اللّٰه زنجانى: لكن موهايى كه هنگام وضو يا غسل (واجب يامستحب) كنده مى شود اشكال ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 102

120- اگر از زير هر دو بغل خود ازالۀ مو كند بايد يك گوسفند ذبح كند براى كفاره، (1) بلكه احتياط (2) آن است كه اگر از زير يك بغل هم ازالۀ مو كند يك گوسفند كفاره بدهد. (3) (م 407)

121- اگر دست بكشد به سر ياريش خود و يك مو يا بيشتر بيفتد احتياط (4) آية اللّٰه نورى: اگر از زير هر دو بغل ازالۀ مو كند احتياط آن است براى هر يك از بغلها يك گوسفندكفّاره بدهد.

آية اللّٰه

مكارم: اين حكم واجب است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر موى زير بغل را بكند حكم همين است و همچنين بنابر احتياط واجب اگر- به وسيلۀ ديگرى غير از كندن موى آنرا ازاله نمايد و اگر موى ريش يا غير آن بكند كفاره آن يك مشت طعام است و اگر محرم سر ديگرى را تراشيد چه محرم باشد چه غير محرم كفّاره ندارد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: كفاره ازاله مو از زير بغل يك گوسفند است.

آية اللّٰه بهجت اگر موى زير هر دو بغل خود را بكند كفاره اش يك گوسفند است بنابر اقوى و در كندن موى يك طرف سه مسكين را طعام بدهد.

آية اللّٰه فاضل: سه فقير را اطعام كند.

آية اللّٰه زنجانى: اگر موى هر دو زير بغل خود را بكند بايد يك گوسفند يا گاو يا شتر قربانى كند و در ساير موارد ازالۀ مو از زير بغل كفاره واجب نيست.

آية اللّٰه بهجت يك كف از طعام صدقه بدهد و ساقط شدن مو به اين سبب با عدم اطمينان به ساقطشدن غير از ازاله غير عمدّيه است كه فديه ندارد، اگر چه هر دو جايز است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بايد يك مشت طعام بدهد.

آية اللّٰه سيستانى: خاراندن سر و بدن اشكال ندارد اگر مويى را نكند و خون خارج نشود و اگر بى جهت محرم دست به سر و ريش خود بكشد و مويى يا بيشتر بيافتد بايد يك مشت طعام كفاره بدهد ولى اگر در وضو و مانند آن باشد چيزى بر او نيست.

آية اللّٰه خامنه اى: احتياط آن است كه به قدر يك مشت گندم و آرد و امثال آن بدهد، اگرچه

وجوب اين احتياط معلوم نيست.

آية اللّٰه فاضل: در غير وضو و غسل.

منتخب مناسك حج، ص: 103

آن است كه يك كف طعام صدقه بدهد. (1) (م 409)

سرمه كشيدن.

122- سرمه كشيدن به سياهى (2) كه در آن زينت باشد هرچند قصد زينت (3) نكند جايز نيست. و احتياط واجب اجتناب از مطلق سرمه است كه در آن زينت باشد، بلكه اگربوى خوش (4) داشته باشد بنابر اقوى حرام است. (م 359) آية اللّٰه مكارم: مقصود از يك كف طعام، مقدارى غذاست.

آية اللّٰه زنجانى: صدقه دادن واجب است و همچنين است حكم كسى كه عضو ديگرى از بدن خود را به سر يا صورت بكشد و مو بريزد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: سرمه سياه بقصد زينت كردن حرام است قطعاً. و بنابر احتياط يك گوسفند كفاره بدهد و از سرمه سياه بدون قصد زينت و غير سياه با قصد زينت بنابر احتياط واجب اجتناب كند. آية اللّٰه خويى: و بنابر احتياط مستحب كفاره هم دارد ولى سرمه غير سياه بدون قصد زينت مانع ندارد و كفاره نيز ندارد.

آيةاللّٰه خامنه اى: كشيدن سرمه به چشم در صورتى كه زينت محسوب شود و همچنين خط بالاى پلك ها كه زنان براى زينت مى كشند در حال احرام جايز نيست و فرقى ميان رنگ سياه و غير آن نيست.

آية اللّٰه مكارم: فرقى بين سرمه سياه و غير سياه نيست، ملاك در حرمت زينت و عدم زينت است.

آية اللّٰه سيستانى: سرمۀ سياه و هر سرمه اى كه زينت حساب شود اگر به قصد زينت باشد حرام و اگر به قصد زينت نباشد احتياط واجب در ترك است و امّا سرمه اى كه نه سياه باشد و نه زينت شمرده

شود اگر به قصد زينت نباشد جايز و اگر به قصد زينت باشد احتياط واجب در ترك است، بلى در هر صورت براى معالجه در حال اضطرار اشكال ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: كشيدن سرمه سياه و سرمۀ معطر و هر سرمه اى كه زينت محسوب شود بر محرم حرام است هرچند قصد زينت نداشته باشد بلى در صورت ضرورت، مانند مواردى كه معالجه متوقف بر سرمه كشيدن باشد، مانعى ندارد.

آية اللّٰه خويى: اگر قصد زينت نكند بنابر احتياط واجب بايد اجتناب كند.

آيةاللّٰه بهجت: اگر سرمه سياه بكشد و قصد زينت نداشته باشد بلكه براى علاج مرض باشد اشكال ندارد.

آية اللّٰه بهجت احوط اجتناب از مطلق سرمه است اگر بقصد زينت باشد يا بوى خوش در آن باشد.

نظر آيات عظام در قسم اوّل از محرمات احرام گذشت.

منتخب مناسك حج، ص: 104

ناخن گرفتن. (1)

123- جايز نيست بعض ناخن را هم بگيرد (2) مگر آنكه موجب آزار شود، مثل آنكه بعض آن افتاده باشد وبعض ديگرموجب آزار شود. (3) (م 454)

124- جايز نيست ناخن پا را هم بگيرد چنانچه جايز نيست ناخن دست را بگيرد. (م 455)

125- اگرتمام ناخن دستها و پاها را در يك مجلس بگيرد يك گوسفند كفاره آن است. (م 459)

بيرون آوردن خون از بدن خود. (4)

126- بيرون آوردن خون از بدن ديگرى مثل حجامت كردن او يا دندان او را كشيدن حرام نيست. (5) (م 450)

127- جايز نيست (6) به مثل خراشيدن بدن خون از آن بيرون آورد، و همينطور به مسواك (7) نمودن خون از بن دندانها آية اللّٰه زنجانى: ناخن گرفتن از خود آية اللّٰه زنجانى: مگر آن كه باقى ماندن ناخن بر او حرجى

باشد.

آية اللّٰه بهجت لكن محتمل است فديه بعضى از ناخن آزار رساننده قبضه اى از طعام باشد نه مدّ.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: وكفاره آن يك مدّ طعام است.

آية اللّٰه تبريزى: در اين صورت گرفتن ناخن جايز است و از هر ناخنى يك مشت طعام كفاره بدهد.

آية اللّٰه بهجت به كارى كه بداند موجب آن مى شود، زيرا اخراج احتمالى خون محكوم به حرمت نيست.

آية اللّٰه خامنه اى، آيةاللّٰه سيستانى: به احتياط واجب.

آية اللّٰه سيستانى: اگر آن ديگرى محرم باشد احتياط مستحب ترك است و بر خود آن محرم جايز نيست، بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه زنجانى: لكن اگر اين كار باعث نجس شدن بدن يا لباس محرم شود جايز نيست.

آية اللّٰه مكارم: مكروه است در غير حال احتياج و ضرورت.

آية اللّٰه تبريزى، آية اللّٰه سيستانى: مسواك كردن عيبى ندارد گرچه بداند خون خارج مى شود وكفاره ندارد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه بهجت بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه مكارم: در اين مسأله و مسأله قبل بنابر احتياط مستحب.

منتخب مناسك حج، ص: 105

بيرون آورد. (1) (م 451)

128- تزريق آمپول در حال احرام مانع ندارد ولى اگر موجب بيرون آمدن خون از بدن مى شود تزريق (2) نكند مگر در مورد حاجت و ضرورت. (3) (م 487)

كندن دندان. (4)

129- كندن دندان بنابر احتياط جايز نيست هر چند خون نيايد، (5) و آيةاللّٰه گلپايگانى: در غير مواردى كه استثناء شده است، خارج كردن خون از بدن بنابر احتياط واجب يك گوسفند كفاره دارد.

آيةاللّٰه صافى: بنابر احتياط مستحب يك گوسفند كفاره دارد.

آية اللّٰه زنجانى: اگر بتواند با احتياط مسواك كند كه خون بيرون نيايد نبايد در مسواك زدن بى احتياطى كند ولى اگر لثه هاى او طورى است

كه معمولًا با مسواك زدن خون از آن بيرون مى آيد، مسواك زدن معمولى جايز است هرچند خون بيايد. و در هر حال نبايد از خمير دندان معطر كه بوى آن به مشامش مى رسد استفاده كند.

آية اللّٰه بهجت يعنى اگر بداند كه چنين مى شود، چنانچه گذشت در ذيل چهاردهم از محرمات احرام.

آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط جايز نيست مگر در حال ضرورت.

آية اللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط واجب تزريق نكند مگر در صورت نياز.

آية اللّٰه مكارم: مكروه است.

آية اللّٰه فاضل: و در هر صورت كفّاره ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: كندن دندان از خود.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: بر محرم حرام است كه دندان خود را بكند هرچند خون نيايد.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: جمعى از فقهاء نظرشان اين است كه كندن دندان هرچند خون در نيايد، از محرمات احرام است و كفاره اش را يك گوسفند دانسته اند، ولى دليلش تأمل دارد و بعيد نيست اين عمل جايز باشد.

آية اللّٰه بهجت كندن دندان در صورتى كه موجب خون آمدن شود حرام است ولى كفاره ندارد و اگر موجب خون آمدن نشود و يا كندن دندان ضرورت داشته باشد، مانعى ندارد.

آية اللّٰه مكارم: اين احتياط و احتياط بعد مستحب است.

منتخب مناسك حج، ص: 106

احتياط آن است كه يك گوسفند كفاره بدهد. (1) (م 468)

فسوق

130- فسوق اختصاص به دروغ گفتن ندارد (2) بلكه فحش دادن و فخر (3) به ديگران كردن نيز فسوق است، و از براى فسوق كفاره نيست، فقط بايد استغفار كند، و مستحب است چيزى كفاره بدهد و اگر گاو ذبح كند آية اللّٰه خامنه اى: كشيدن دندان بدون خونريزى نه حرام است و نه كفاره دارد و

در صورتى كه كشيدن دندان ضرورت پيدا كند و منجر به خونريزى شود، بنابر احتياط واجب ممنوع است مگر در حال ناچارى و نياز.

آيةاللّٰه صافى: احتياط مستحب است.

آية اللّٰه زنجانى: اگر كندن دندان با خونريزى همراه باشد بر محرم جايز نيست ولى كفاره ندارد.

آيةاللّٰه بهجت: اظهر مقيّد بودن دروغ گفتن و دشنام دادن و مفاخرت است به آنكه بر غيرمحرم حرام باشند.

آيت اللّٰه خويى: مراد از فسوق در آيه مباركه (فَلٰا رَفَثَ وَ لا فُسوقَ وَ لٰا جِدٰالَ فِى الْحَجِّ) دروغ و دشنام است، و فخر كردنِ حرام هم ملحق به فسوق است.

آية اللّٰه خويى: فخر در صورتى كه مستلزم اهانت به ديگران نباشد حرام نيست.

آية اللّٰه تبريزى: فخر كردن بر ديگران اگر براى اثبات فضيلت و برترى براى خود باشد كه توهين ديگرى را در برداشته باشد اين عمل فى نفسه حرام است.

آية اللّٰه فاضل: خواه موجب نقص ديگران باشد و يا نباشد.

آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب فخر فروشى نيز از فسوق است.

آية اللّٰه سيستانى: فخر كردن اگر مستلزم اهانت و تحقير مؤمن باشد هميشه حرام است و در حال احرام حرمتش مؤكّد است و اگر چنين نباشد اشكالى ندارد حتى در حال احرام.

منتخب مناسك حج، ص: 107

بهتر است. (م 372)

جدال و آن گفتن «لا واللّٰه» و «بلىٰ واللّٰه» است. (1) (ص 173)

131- گفتن كلمه «لٰا» و كلمه «بلىٰ» و در ساير لغات مرادف (2) آن مثل «نه» و «آرى» دخالتى (3) در جدال ندارد، بلكه قَسَم خوردن در مقام اثبات مطلب يا ردّ غير، جدال است. (م 373)

132- قَسَم اگر به لفظ «اللّٰه» باشد يا مرادف آن مثل «خدا» در زبان فارسى

(4) جدال (5) است، و اما قَسَم به غير خدا به هر كس باشد ملحق به جدال نيست. (م 374) آية اللّٰه زنجانى: و آن قسم خوردن به خداوند تبارك و تعالى است هرچند براى اثبات مطلب حقى باشد.

آيةاللّٰه فاضل: درمرادف اشكال است وظاهراً درجدال محرّم خصوص لفظ «لا» و «بلى» دخالت دارد.

آية الهّٰخ گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: بنابر احتياط لازم، گفتن كلمه آرى واللّٰه و بله واللّٰه و نه واللّٰه ملحق به آن است.

آية اللّٰه تبريزى: و احتياط در اين است كه به غير اين دو كلمه نيز قسم نخورد و همچنين با الفاظى كه مترادف آنهاست از هر لغتى كه باشد.

ظاهر فرمايش آية اللّٰه خويى اين است كه: كلمه لا و بلىٰ دخالت در مطلب دارد.

آية اللّٰه زنجانى: يا ساير اسماء مخصوص الهى مانند رحمان ....

آية اللّٰه خويى، آيةاللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط واجب لفظ مرادف «اللّٰه» به هر زبانى كه باشد ملحق به جدال است.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: بنابر احتياط واجب مى بايست از مطلق قسم خوردن به خداوند پرهيز شود، بلى در هنگام ضرورت براى ... (آداب و احكام ص 159).

آية اللّٰه بهجت: اگر قسم به لفظ جلاله نباشد اظهر عدم الحاق است، و اگر به لفظ جلاله باشد ظاهر تحقق حرام به مجرّد آن است.

آية اللّٰه فاضل: ظاهراً لفظ «اللّٰه» بدون «لا» و «بلى» جدال محرّم نيست، و مرادف «اللّٰه» نيز به هر زبانى كه باشد جدال محرّم نمى باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 108

كشتن (1) جانورانى كه در بدن (2) ساكن مى شوند (3) مثل شپش و كَك (4) و كنه كه در بدن حيوان است. (5) (ص 176)

كندن (6) درخت يا گياهى (7) كه در

حرم روئيده باشد. (8)

آية اللّٰه بهجت بنابر مشهور و موافق با احتياط، و در خصوص شپش حرمت قتل و القاء از جسد يا ثوب خالى از وجه نيست.

آية اللّٰه فاضل: انسان يا حيوان.

آية اللّٰه زنجانى: كشتن شپش مطلقاً و كشتن پشه و كك- و بنابر احتياط ساير جانورانى كه در بدن ساكن مى شوند- در صورتى كه آزار نرسانند، جايز نمى باشد، همچنان كه بر محرم جايز نيست شپش را از بدن يا لباسش بيندازد و انداختن ساير حشرات از بدن و لباس مانعى ندارد.

آيةاللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط واجب.

كَك: حشره اى است به اندازۀ شپش، بال ندارد و چون پاهاى عقب او بلند است به آسانى مى جهد، خرطومى دارد كه با آن خون انسان را مى مكد و گاهى باعث سرايت بيمارى طاعون مى شود. «فرهنگ عميد».

آية اللّٰه سيستانى متعرض حكم كنه كه در بدن حيوان است نشده اند و در مورد پشه و كك فرموده اند اگر ضرر از آنها متوجّه شخص نباشد احتياط واجب اين است كه آنها را نكشد و اما راندن آنها جايز است.

آيات عظام خويى، تبريزى، گلپايگانى، صافى: كشتن شپش و انداختن او از بدن براى محرم جايز نيست اما پشه و كك احتياط در نكشتن آنهاست در صورتى كه ضررى متوجه محرم نشود اما تا راندن آنها ظاهراً جايز است هرچند احوط ترك است.

آية اللّٰه مكارم، آية اللّٰه سيستانى: اين مسأله از محرّمات احرام نيست بلكه بر همه كس حرام است چنانچه خواهد آمد.

آيةاللّٰه خامنه اى: و بريدن و مانند آن ها.

آيات عظام سيستانى، نورى، فاضل: و بريدن آن.

آية اللّٰه بهجت و بريدن و نحو آنها.

آية اللّٰه سيستانى: حتى اگر اصل آن در خارج حرم و شاخۀ آن در

حرم يا به عكس باشد.

آية اللّٰه زنجانى: اين امر از محرمات احرام نيست و بر هر مكلفى حرام است، هرچند محرم نباشد.

منتخب مناسك حج، ص: 109

133- درختهاى ميوه و درخت خرما از اين حكم بيرون است و مى تواند (1) آنها را قطع كند، ودرگياهها (اذخر) كه گياه معروفى است از حكم مستثنى است و قطع آن مانع ندارد. (2) (م 473)

سلاح همراه برداشتن.

134- سلاح در برداشتن بنابر احوط (3) مثل شمشير و نيزه و تفنگ و هرچه از آلات جنگ باشد (4) مگر براى ضرورت، و مكروه (5) است سلاح آية الله مكارم: قطع درختان ميوه اگر خودرو باشد خالى از اشكال نيست.

آية الله فاضل ميوه هاى آنها و شاخه هايى از آنها را كه در كميت يا كيفيّت ميوه تأثير مى گذارد مى تواند قطع كند اما خود آنها را نبايد قطع كند.

آيات عظام گلپايگانى، آية الله صافى: و نيز قطع گياهى كه خود شخص غرس كرده و يا در ملك او پس از آن كه ملك او شده روييده است، جايز است.

آيات عظام گلپايگانى، سيستانى، فاضل، صافى: در برداشتن و پوشيدن سلاح حرام است.

آية الله خويى: رداشتن سلاح بر مُحرم حرام است. (برداشتن اعم از پوشيدن و حمل كردن است).

آية الله مكارم: بنابر اقوى.

آية الله بهجت: بر محرم حرام است سلاح برداشتن مگر بجهت ضرورت كه در اين صورت كفار هم ندارد، و منصوص پوشيدن است يا آنكه صدق كند سلاح بر اوست پس همراه داشتن سلاح حرمت ندارد على الاظهر.

آية الله خويى، آية الله تبريزى: حمل سلاح بر محرم حرام است و الحاق آلات تحفظ به سلاح احوط است و كفارۀ حمل سلاح بنا بر احتياط

يك گوسفند است، آية الله تبريزى: ولى بودن سلاح نزد محرم اگر حملش نكند مانعى ندارد هدچند احوط ترك آن است.

آية الله خامنه اى: حمل سلاح بر محرم حرا است مگر براى ضرورت.

آية الله سيستانى: ولى پوشيدن و حمل وسائل دفاع مانند زره و سپر اشكال ندارد.

آية الله زنجانى: مسلح بودن بر محرم جايز نيست مگر براى ضرورت. و مكروه است ...

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: احتياط واجب آن است كه سلاح را حمل نكند.

آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط مستحب.

آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط حمل آن هم به طورى كه او را مسلّح بدانند جايز نيست. ولى بودن سلاح نزد محرم وحمل آن اگر بطورى باشد كه او را مسلّح ندانند اشكال ندارد، ولى احوط ترك آن است.

منتخب مناسك حج، ص: 110

را همراه بردارد در صورتى كه به تن او نباشد اگر ظاهر (1) باشد و احوط ترك آن است. (م 480)

شكار حيوان صحرايى بر محرم حرام است.

135- شكار صحرايى كه وحشى باشد، مگر در صورتى كه ترس داشته باشد از آزار آن. (2) (ص 152)

136- شكار دريايى مانع ندارد، و آن حيوانى است كه تخم و جوجه، هر دو را در دريا كند. (3) (م 307)

137- ذبح و خوردن حيوانات اهلى مثل مرغ خانگى و گاو و گوسفند و شتر مانع ندارد. (م 308)

138- پرندگان، جزء شكار صحرايى مى باشند و ملخ نيز در حكم شكار صحرايى است. (م 309) آية اللّٰه مكارم: خواه ظاهر باشد و يا نباشد.

آية اللّٰه سيستانى: حيوانى كه در اصل وحشى باشد هر چند بالعرض اهلى شده باشد، و فرقى نمى كند كه حلال گوشت باشد يا حرام گوشت و علاوه بر شكار كردن،

كشتن و مجروح ساختن بلكه هرگونه ايذا آن حرام است.

آية اللّٰه زنجانى: و همچنين كمك به شكارچى و نگاه داشتن حيوان شكار شده و خوردن گوشت شكار بر محرم حرام است.

آيات عظام گلپايگانى، تبريزى، سيستانى: حيوان دريايى آن است كه فقط در آب زندگى كند.

آية اللّٰه مكارم: و زندگى در دريا كند بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه نورى: و در آن هم زندگى كند.

آية اللّٰه فاضل: زندگى او در دريا باشد به نظر عرف.

منتخب مناسك حج، ص: 111

139- احتياط واجب آن است كه زنبور (1) را نكشد اگر قصد اذيت او را نداشته (2) باشد. (م 310)

________________________________________

خمينى، سيد روح اللّٰه موسوى، منتخب مناسك حج، در يك جلد، نشر مشعر، قم - ايران، دوم، 1426 ه ق

منتخب مناسك حج؛ ص: 111

آميزش يا هرگونه استفادۀ شهوانى.

140- جماع كردن با زن و بوسيدن و دست بازى كردن، (3) و نگاه (4) به شهوت، بلكه هر نحو لذت و تمتّعى بردن. (5) (ص 154) آية اللّٰه فاضل: زنبور عسل باشد يا زنبورهاى ديگر.

برخى از مراجع متعرض حكم كشتن زنبور نشده اند هرچند آية اللّٰه خويى، در كفارات، كفارۀ كشتن زنبور را ذكر كرده اند.

آية اللّٰه زنجانى: كشتن زنبور اگر قصد اذيت او را نداشته باشد، بر محرم جايز نيست.

آية اللّٰه سيستانى: همان گونه كه شكار حيوانات صحرايى حرام است كشتن همۀ حيوانات حرام است به جز: 1- حيوانات اهلى هر چند وحشى شده باشند. 2- مرغى كه قادر بر پرواز نيست مانند مرغ خانگى. 3- حيوانى كه از آن بر خود مى ترسد يا قصد زدن يا گزيدن انسان را دارد. 4- پرندگان شكارى اگر كبوتران حرم را اذيت كنند. 5- مار

بد و عقرب و موش و همچنين تيراندازى و سنگ انداختن به كلاغ و لاشخور جايز است.

آية اللّٰه سيستانى: و همچنين بلند كردن يا در آغوش گرفتن با شهوت.

آية اللّٰه بهجت: قيد بودن شهوت براى نظر به اهل مسلّم است.

آية اللّٰه سيستانى: در صورتى كه نگاه كردن به همسر از روى شهوت موجب خروج منى شود لازم است از آن پرهيز كند و احتياط مستحب آن است كه اگر موجب خروج منى هم نشود پرهيز كند.

آية اللّٰه سيستانى: محرم مى توانداز همنشينى و صحبت و مانند آن با عيال خود لذّت ببرد ولى احتياط مستحب ترك استمتاع است مطلقا.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: محرم مى تواند به غير از جماع و بوسيدن و لمس و نگاه به شهوت و ملاعبه از عيال خود لذت برد بنابر اظهر (مانند التذاذ از صدا و يا سخن گفتن با او) گرچه احوط ترك استمتاع است مطلقاً.

آية اللّٰه فاضل: مرد نسبت به زوجه خودش.

آية اللّٰه مكارم: نگاه و لمس بدون قصد لذت مانعى ندارد، و احتياط آن است كه بوسيدن بدون قصد لذت را نيز ترك نمايد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: براى زنان همين حكم نسبت به مردان صادق است اگر چه از محارم زن باشند.

آيةاللّٰه خامنه اى: نگاه زن و شوهر به يكديگر و گرفتن دست يكديگر، اگر از روى شهوت و التذاذ جنسى نباشد، جايز است.

آية اللّٰه زنجانى: جماع كردن با زن و بوسيدن او از روى شهوت و ملامسۀ او در صورتى كه با قصد لذت يا خروج منى همراه باشد و همچنين نگاه كردن به او چنانچه با قصد لذت و خروج منى همراه باشد بر

محرم حرام است، و احتياط مستحب ترك مطلق استمتاع است.

آية اللّٰه نورى: از زن.

منتخب مناسك حج، ص: 112

141- اگر در عمرۀ تمتع اين عمل را از روى علم و عمد پس از سعى مرتكب شود (1) كفاره بر او واجب مى شود و كفاره (2) بنابر احتياط واجب يك آية اللّٰه نورى، آية اللّٰه فاضل: عمرۀ او صحيح است.

آية اللّٰه گلپايگانى: و كفارۀ او اگر ثروتمند باشد يك شتر، و اگر فقير باشد يك گوسفند، و در متوسط الحال يك گاو است، و اظهر تخيير بين سه چيز است مطلقاً.

آية اللّٰه صافى: كفاره آن اگر متمكّن است يك شتر و إلّايك گاو است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه نورى: بنابر احتياط واجب يك شتر است براى كسى كه بتواند شتر تهيه كند، و يك گاو است اگر متوسط باشد و نتواند شتر تهيه كند، و يك گوسفند است اگر مُعْسِر باشد و نتواند گاو تهيه كند.

آية اللّٰه سيستانى: كفاره اش بنابر احتياط يك شتر و يا يك گاو است.

آية اللّٰه تبريزى: كفاره اش يك گوسفند است و بنابر احتياط يك شتر و يا يك گاو.

آية اللّٰه خامنه اى، آية اللّٰه بهجت كفاره اش يك شتر است.

آية اللّٰه فاضل: كفاره اش يك شتر و يا يك گاو و يا يك گوسفند است به اختيار خودش اگرچه بهتر آن است كه شتر را كفاره دهد.

آية اللّٰه زنجانى: در كفارۀ بين شتر و گاو و گوسفند مخير است و شتر افضل از گاو و گاو افضل از گوسفند است و اگر قبل از اتمام سعى مرتكب شود، در اين صورت نيز عمرۀ او فاسد نمى شود و كفارۀ آن يك شتر است.

منتخب مناسك حج، ص:

113

شتر است چه ثروتمند باشد يا نباشد. (م 315)

142- اگر در احرام حج اين عمل را از روى علم و عمد بجا آورد اگر قبل از وقوف به عرفات بوده حج او فاسد است مسلّماً، (1) و اگر بعد از وقوف به عرفات وقبل از وقوف به مشعرالحرام بوده، حج او فاسد است بنابر اقوى (2) و در هر دو صورت كفارۀ آن يك شتر (3) است. (4) (م 316) آية اللّٰه نورى: و بايد زن و شوهر با هم خلوت نكنند تا اعمال مناسك خود را تمام كنند، و همچنين در سال بعد در صورتى كه از همان راه قبلى قصد حج كنند، پس از رسيدن به محلّ معصيت بايد از هم جدا شوند تا اتمام مناسك.

آية اللّٰه فاضل: ظاهراً حج او در هر دو صورت صحيح است ولى بايد يك شتر و در صورت عجز يك گاو كفّاره بدهد و بايد زن و شوهر با هم خلوت نكنند تا اعمال مناسك خود را تمام كنند و سال بعد بايد حج تمتّع به عنوان عقوبت انجام دهند. و همچنين در سال بعددر صورتى كه از همان راه قبلى قصد حج كنند، پس از رسيدن به محلّ معصيت بايد از هم جدا شوند تا اتمام مناسك. و زن هم اگر در احرام بوده و به عمل راضى شده همين حكم را دارد. و اگر مجبور شده كفّاره اش به عهدۀ شوهر است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه بهجت در اين صورت حج او فاسد است على الاشهر.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اگر اين عمل قبل از وقوف در مزدلفه صورت گرفته باشد بايد حج در سال آينده اعاده شود.

آية

اللّٰه سيستانى: اگر اين عمل قبل از وقوف در مزدلفه صورت گرفته باشد بايد حج را تمام كند و در سال آينده نيز اعاده نمايد چه حج واجب باشد چه مستحب.

آية اللّٰه بهجت كفاره اين عمل در صورت تمكّن يك شتر و در صورت عجز يك گاو و در صورت عجز يك گوسفند مى باشد.

آية اللّٰه خامنه اى: كفّارۀ آن شتر است و متعرّض صورت عجز نشده اند.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: در صورت تمكن يك شتر و در صورت عجز يك گوسفند كفاره بدهد.

آية اللّٰه زنجانى: در هيچ يك از دو صورت حج او فاسد نمى شود، ولى سه امر بر او واجب مى گردد: 1- سال آينده حجى كه از نظر نوع مانند حج امسال باشد بجا آورد هرچند حج اول او استحبابى باشد. 2- يك شتر قربانى كند. 3- از يكديگر جدا شوند يعنى در يك مكان (مانند اطاق و خيمه) با يكديگر تنها نباشند پس اگر از همان راه كه به عرفات رفته اند بازگردند تا رسيدن به مكان معصيت و اگر از راه ديگرى باز گردند تا انجام طواف نساء بايد از يكديگر جدا باشند و در سال بعد نيز اگر از همان مسير سال گذشته به عرفات مى روند پس از رسيدن به محل معصيت به دستور جدايى سال قبل عمل كنند و زن نيز در صورتى كه محرم بوده و از روى علم و عمد و اختيار اين عمل از او صادر شده باشد بايد سال بعد حج بجا آورده شتر قربانى كند، و اگر شوهرش او را مجبور كرده بايد قربانى زن را نيز بپردازد، در اين صورت حج سال بعد بر زن واجب

نيست و در هر حال براى وجوب جدايى كافى است كه اين معصيت از يكى از آنها از روى علم و عمد و اختيار صادر شده باشد و اگر اين عمل بعد از مشعر واقع شود فقط قربانى شتر و جدايى زن و مرد واجب است مگر آن كه بعد از شوط چهارم طواف نساء باشد كه كفاره ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 114

143- اگر زنى را از روى شهوت ببوسد كفارۀ آن يك شتر (1) است، و آية اللّٰه خويى: اگر زنش را با شهوت ببوسد و منى از او خارج شود يك شتر بايد كفاره بدهد و اگر منى از او خارج نشود بنابر احتياط يك شتر بايد بدهد.

آية اللّٰه تبريزى: اگر زنش را با شهوت ببوسد و منى خارج شود يك شتر كفاره بدهد و اگر منى خارج نشود و يا از روى شهوت نباشد يك گوسفند كفاره بدهد.

آية اللّٰه سيستانى: اگر مرد محرم همسرش را از روى شهوت ببوسد و منى خارج شود لازم است يك شتر كفاره بدهد ولى اگر منى خارج نشود بعيد نيست كه يك گوسفند كفاره دادن كافى باشد و اگر مردى كه محرم نيست همسر محرم خود را ببوسد به احتياط واجب بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.

آية اللّٰه بهجت اگر او را از روى شهوت ببوسد بنابر احتياط يك شتر كفاره بدهد چه منى خارج شود و چه نشود.

آية اللّٰه فاضل: اگر زنش را با شهوت ببوسد و منى خارج شود كفّارۀ آن يك شتر است و اگر منى خارج نشود كفّارۀ آن يك گوسفند است. و بوسيدن بدون شهوت كفّاره ندارد، چون حرام نيست. و زن

هم در اين مسأله حكم مرد را دارد.

آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه زنجانى: اگر محرم همسرش را با قصد لذت ببوسد كفارۀ آن يك شتر است مگر در صورتى كه اين عمل بعد از اتمام سعى در عمره يا حج تمتع رخ داده باشد كه مى تواند به ذبح گوسفند اكتفا كند و اگر بدون قصد لذت ببوسد كفاره ندارد مگر منى خارج شود كه بايد يك گوسفند قربانى كند و اگر غير همسر را ببوسد، مَحرم باشد يا نامحرم، كفاره واجب نمى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 115

اگر بدون شهوت ببوسد كفارۀ آن يك گوسفند (1) است. و احتياط مستحب آن (2) است كه يك شتر كفاره بدهد. (م 319)

عقد كردن.

144- عقد كردن زن از براى خود يا غير، (3) چه آن غير، احرام بسته باشد يا نبسته باشد و محلّ باشد. (ص 161)

استمناء.

145- استمناء يعنى طلب بيرون آمدن منى كردن بدست يا غير آن هر چند به خيال باشد يا به بازى كردن با زن خود يا كس ديگر به هر نحو باشد، پس اگر منى خارج شود كفارۀ آن يك شتر است، (4) و آية اللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: اگر زوجۀ خود را ببوسد، حتى بدون شهوت، يك شتر كفاره دارد.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه بهجت در اين صورت بنابر احتياط واجب يك گوسفند كفاره بدهد.

آية اللّٰه نورى: در اين صورت بنابر احتياط واجب يك شتر بايد كفاره بدهد.

آية اللّٰه مكارم: احتياط آن است كه بوسيدن بدون قصد لذّت را ترك كند و اگر ببوسد يك گوسفند كفّاره بدهد.

آية اللّٰه خامنه اى: كفارۀ بوسيدن همسر اگر با شهوت باشد يك شتر است و اگر

بدون شهوت باشد يك گوسفند و ظاهراً بوسيدن غير همسر مانند مادر و فرزند حرام نيست و كفاره هم ندارد.

آية اللّٰه بهجت متعرّض استحباب كفاره شتر نشده اند.

آية اللّٰه زنجانى: ازدواج كردن و صيغۀ نكاح خواندن و شاهد عقد شدن بر محرم حرام است و اگرازدواج كند يا صيغه نكاح بخواند باطل است و چنانچه در حال احرام از روى عمد با علم به حرام بودن عقد با زنى ازدواج كند، به مجرد عقد آن زن بر او حرام ابدى مى شود.

آية اللّٰه خامنه اى: و اگر نتواند شتر بدهد قربانى كردن يك گوسفند كافى است و اين در صورت علم به حكم و عمد مى باشد و اگر استمناء با كارى است كه او با خود انجام مى دهد و پيش از مزدلفه است لازم است حج را تمام كند و در سال بعد آن را دوباره بجا آورد و اگر استمناء به وسيلۀ همسرش انجام شده، احتياط واجب آن است كه باز هم اينگونه عمل كند.

آية اللّٰه زنجانى: اگر محرم با آلت خود بازى كرده منى از او خارج شود كفارۀ آن يك شتر و انجام حج در سال آينده است- هر چند قصد او خروج منى نباشد- و اگر با همسر خود به قصد خروج منى ملاعبه نموده، منى از او خارج شود بايد يك شتر قربانى كند و انجام عملى كه باعث خروج منى شود در غير اين دو صورت كفاره ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 116

احتياط (1) واجب آن است كه در جايى كه جماع موجب بطلان است استمناء نيز موجب بطلان باشد (2) به نحوى كه در جماع گفته شد. (م 334) آية اللّٰه گلپايگانى،

آية اللّٰه صافى: در صورتى كه با آلت خود بازى كند و منى بيرون بيايد كفاره آن يك شتر است و اگر اين عمل قبل از موقفين باشد سال ديگر بايد اعاده حج نمايد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اگر محرم با آلت خود بازى كند و منى از آن بيرون بيايد حكم كسى است كه با زن خود نزديكى كرده و مسأله آن گذشت. و اگر بدون بازى با آلت استمناء نمود، كفاره بر او واجب مى شود و بنابر اظهر حج و عمره اش فاسد نخواهد شد. هرچند رعايت احتياط در اعاده آنها بهتر است.

آية اللّٰه سيستانى: استمناء با عضو تناسلى چه با دست و غير آن مطلقا حرام است و حكم آن در حج حكم جماع است كه گذشت و همچنين در عمرۀ مفرده به احتياط واجب و استمناء بوسيله بوسيدن زن و يا دست زدن و يا ملاعبه و نگاه حكمش در مسائل قبل گذشت. و استمناء بوسيله شنيدن صحبت زن و يا اوصاف و مشخصات او و يا بوسيله تصوّرات او در خيال و مانند آن بر محرم حرام است ولى موجب كفاره نيست.

آية اللّٰه بهجت و بدان كه انزال منى با استمناء، بعضى او را مفسد حج دانسته اند مثل جماع كردن و اين قول احوط است در استمناء به مثل عبث با آلت خود و مانند آن ها از محرّم بر غير محرم پس ترك نشود احتياط به قضاء حج.

آية اللّٰه فاضل: ظاهراً استمناء موجب بطلان نمى شود و حكم آن مثل جماع است كه گذشت. وظاهراً زن نيز همين حكم را دارد.

منتخب مناسك حج، ص: 117

محرمات مخصوص مردان

پوشيدن چيز دوخته (1) مثل پيراهن

و زير جامه و قبا و امثال آنها براى مردان محرم، حرام است. (ص 166)

146- چيزهايى كه شبيه به دوخته است مثل پيراهنهايى كه با چرخ يا با دست مى بافند يا چيزهايى را كه با نمد به شكل بالاپوش مى مالند مثل كليجه و پستك و كلاه و غير آن جايز نيست (2) پوشيدن آنها. (3) (م 346) آية اللّٰه سيستانى: براى محرم جايز نيست كه جامۀ دكمه دار يا آنچه فايدۀ دكمه را داشته باشدبپوشد در صورتى كه دكمۀ آن را ببندد و همچنين جايز نيست جامه اى بپوشد كه يقه و آستين داشته باشد وسر را از يقه ودستها را از آستين بيرون بياورد و همچنين جايز نيست شلوار و زيرشلوارى و آنچه را كه در ستر عورتين مانند آنها باشد مگر اينكه ازار (لنگ) نداشته باشد كه در اين صورت پوشيدن آن جايز است، و بنابر احتياط واجب بايد از پوشيدن لباسهاى متعارف مانند پيراهن و قبا و لبّاده و كت و پيراهن عربى بپرهيزد، هر چند دكمۀ آنها را نبندد يادست از آستين و سر از يقه بيرون نياورد.

آية اللّٰه خويى: پوشيدن پيراهن و قبا و شلوار و زير شلوارى و جامۀ دكمه دار با بستن دكمۀ آن و درع (زره) و هر جامه اى كه آستين دار باشد كه دست در آن برود بر محرم حرام است.

آيةاللّٰه زنجانى: دوخته بودن لباس از محرمات احرام نيست ولى پوشيدن لباس هاى معمولى مانند پيراهن و قبا و شلوار و زير پوش و هر لباسى كه مانند آن عرض بدن را مى پوشاند بر مرد محرم جايز نيست و در اين امر فرقى بين لباس دوخته و بافته و غير آن

نيست و پوشيدن حوله و لنگ و پتو و مانند آن مانعى ندارد و بنابر احتياط مستحب دوخته نباشد و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مى شود.

آية اللّٰه سيستانى: فرقى نيست در آنچه در حاشيه قبل گفته شد كه لباس دوخته باشد يا بافتنى يا نمد مالى يا غير آن.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احوط اجتناب از هر جامه دوخته بلكه شبيه دوخته است، مانند نمدى كه چوپانان آن را مى پوشند.

آية اللّٰه مكارم: همچنين لباسهايى كه قطعات آن را بهم مى چسبانند.

آية اللّٰه خامنه اى: و همچنين لباسهاى دكمه دار گرچه مخيط نباشد، كه پوشيدن آن حرام است ولى ساير استعمالات آن مانند فرش قرار دادن يا به عنوان روانداز استفاده كردن مانعى ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 118

147- احوط (1) اجتناب از مطلق دوخته است هرچند كم باشد، مثل كمربند (2) دوخته و شب كلاه. (3) (م 347)

148- هميانى را كه در آن پول مى گذارند اشكال ندارد به كمر ببندد آية اللّٰه خامنه اى: پوشيدن مخيط از غير انواع لباس مانند كمربند يا هميان حرام نيست، و كفاره ندارد. و نيز انداختن پتو و امثال آن بر روى دوش، هرچند حاشيه هاى آن دوخته باشد، همچنين دوختن حاشيۀ پارچۀ احرام اشكال ندارد و نيز نشستن و خوابيدن بر روى فرش دوخته و لباس هاى ممنوع يا به عنوان روانداز از آن استفاده كردن مانع ندارد.

آية اللّٰه فاضل: ظاهراً حرمت و ثبوت كفاره مخصوص به پوشيدن لباس دوخته مانند پيراهن، قبا، شلوار و ساير لباس هاى متعارف است. اما پوشيدن و استفاده از دمپايى و كفش دوخته كه تمام روى پا را نپوشاند و كمربند و هميان و فتق بند و بند ساعت

و ساير اشياء دوخته كه به آن لباس گفته نمى شود و همچنين حمل قمقمه دوخته اشكال ندارد و كفاره هم ندارد.

آية اللّٰه خويى: احوط اجتناب از مطلق جامۀ دوخته و شبيه دوخته است ولى انداختن پتوى حاشيه دار كه طرفين آن را با نخ دوخته اند مانع ندارد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: استفاده از اين اشياء براى محرم جايز است هرچند دوخته باشد: 1- هميان و كمربند كه براى حفظ پول به كمر مى بندند. 2- فتق بند. 3- كفشى كه تمام روى پا را نپوشاند.

آية اللّٰه مكارم: كمربند دوخته اشكالى ندارد.

آية اللّٰه سيستانى: معلوم شد كه معيار لباس دوخته نيست بلكه انواع خاصى از لباس حرام است و به احتياط واجب لباسهاى متعارف هم حرام است و امّا كمربند و بند ساعت و دمپايى و امثال آن اگر دوخته باشد اشكال ندارد گرچه كمربند مكروه است و همچنين اشكال ندارد اگر حاشيۀ لباس احرام دوخته باشد يا بر آن ماركى باشد كه دوخته باشند.

آية اللّٰه تبريزى: پوشيدن شب كلاه جايز نيست و كمربند مانعى ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: پوشيدن كلاه و هرچه سر را مى پوشاند و پوشيدن هميان و كمربند و مانند آن جايز نيست مگر در صورت لزوم پس محرمى كه براى حفظ پول يا نگه داشتن لباس احرامش بايد از هميان يا كمربند استفاده كند مى تواند از اينها استفاده نمايد هرچند دوخته باشد و كفاره هم ندارد، و از اين حكم مسألۀ بعد نيز روشن مى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 119

هرچند دوخته باشد، و بهتر آن است كه قسمى كند كه بى گره باشد. (1) (م 348)

149- اگر به لباس دوخته احتياج پيدا كرد جايز است

بپوشد، ولى كفاره بايد بدهد. (2) (م 350)

150- جايز است كه لباس احرام را با سوزن يا چيز ديگر بعضى را ببعضى وصل كند گرچه احتياط در ترك است. (3) (م 352)

151- كفارۀ پوشيدن لباس دوخته، يك گوسفند است. (4) (م 354)

152- احتياط آن است كه محرم قمقمه آبى را كه در محفظه دوخته نگهداشته مى شود به دوش (5) نيندازد، و دست گرفتن آن آية اللّٰه بهجت درمناسك ايشان، قسمت اخير آورده نشده است.

آية اللّٰه بهجت الّا در صورتى كه إزار نداشته و شلوار بپوشد كه در وجوب فديه تامّل است.

آيات عظام خامنه اى، خويى، تبريزى، سيستانى: بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند بدهد.

آية اللّٰه زنجانى: اگر لنگ نيابد جايز است شلوار بپوشد و كفاره ندارد و در غير اين مورد پوشيدن لباس هايى كه گفته شد كفاره دارد هرچند مضطر باشد.

نظر آيات عظام در ذيل مسأله 99 گذشت.

آية اللّٰه بهجت براى متعمّد و يا مضطرّ، بخلاف ناسى و ساهى و جاهل كه چيزى بر آنها نيست.

آية اللّٰه نورى: هر چند از روى اضطرار پوشيده باشد و با تعدّد لباس يا تكرار در پوشيدن، كفاره نيز تكرار مى شود.

آية اللّٰه زنجانى: اگر مرد محرم پيراهن يا شلوار يا قبا يا زيرپوش و مانند آن يا جوراب يا عمامه و كلاه و مانند آن بپوشد بايد يك گوسفند كفاره بدهد هرچند دوخته نباشد همچنان كه زن محرم نيز اگر دستكش بپوشد يا با نقاب و پوشيه و مانند آن تمام يا قسمتى از صورت خود را بپوشاند بايد يك گوسفند قربانى كند.

آيةاللّٰه مكارم، آيةاللّٰه زنجانى: حمل كيفها و ساكهاى دوخته هر چند به شانه و گردن بيندازد مانعى ندارد.

آية

اللّٰه فاضل: احتياط مستحب است.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه تبريزى: مانعى ندارد.

آية اللّٰه بهجت اگر مثل هميان باشد و صدق لبس نكند اشكال ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 120

مانع ندارد. (1) (س 496)

پوشيدن چيزى كه تمام روى پا را بگيرد.

153- پوشيدن موزه و چكمه و گيوه و جوراب و هرچه تمام روى پا را مى گيرد (2) بر مردان محرم، حرام است. (3) (ص 172)

پوشانيدن سر با هرچه آن را بپوشاند.

154- بر مردان محرم پوشانيدن سر با هر چيزى كه آن را بپوشاند حرام است و احتياط واجب (4) آن است كه چيزى بر سر نگذارند مثل بار براى حمل كه سر به آن پوشيده شود. (م 411)

155- جايز است (5) ببعض بدن خود، سر را بپوشاند، مثل آنكه دستها آية اللّٰه خامنه اى: پوشيدن هميان و كمربند و ديگر دوخته هاى كوچك كه به آن لباس گفته نمى شود اشكال ندارد.

آيةاللّٰه خامنه اى: مرد محرم نبايد چكمه و جوراب بپوشد و احتياط واجب آن است كه از پوشيدن هر چيزى كه تمام روى پا را مى پوشاند، مانند كفش و گيوه و امثال آن اجتناب كند، لكن اگر لباس احرام يا پتو و امثال آن روى پا بيندازد، اشكال ندارد.

آية اللّٰه تبريزى: احوط نپوشيدن هر چيزى است كه تمام پشت پا را بپوشاند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و احتياط آنست كه از پوشيدن چيزى كه قسمتى از روى پا را هم بپوشاند نيز خوددارى كند ولى بند نعلين اشكال ندارد.

آية اللّٰه بهجت و مانند چكمه و جوراب است بلكه مطلقا با صدق لبس و پوشيدن على الاحوط.

آية اللّٰه زنجانى: و بنابر احتياط از پوشيدن كفشى كه تمام پشت پا

را مى پوشاند نيز اجتناب نمايد.

آية اللّٰه زنجانى: بلكه حرام است.

آية اللّٰه بهجت احوط و اولىٰ ترك پوشانيدن سر به قسمتى از بدن مثل دست است در غير مواردضرورت عرفيّه يا شرعيّه. اگرچه جواز خالى از وجه نيست.

آية اللّٰه زنجانى: جايز است به جهت آزار آفتاب.

منتخب مناسك حج، ص: 121

را روى سر بگذارد، لكن (1) احتياط در ترك آن است. (م 412)

156- جايز نيست سر را زير آب كند (2) و در حكم سر است بعض (3) سر، پس نبايد بعض سر را هم بپوشاند و نه زير آب يا مايع ديگرى كند. (م 414)

157- گوشها ظاهراً (4) از سر محسوب است پس نبايد آنها را پوشانيد. (م 415)

158- دستمالى را كه براى سردرد بسر مى بندد عيب ندارد. (5)

(م 418)

159- گذاشتن سر روى بالش براى خوابيدن مانع ندارد. (م 419) آية اللّٰه نورى: از لكن احتياط ... در مناسك ايشان نيامده است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: محرم نبايستى در آب فرو رود كه سرش زير آب برود.

آيةاللّٰه خامنه اى: فرو بردن سر در آب براى مرد و زن محرم جايز نيست، ولى كفاره ندارد.

آيةاللّٰه فاضل: محرم (چه زن و چه مرد) نبايستى سرش را در آب فرو ببرد.

آية اللّٰه خامنه اى: جايز نيست تمام سر را زير آب كند، ولى حرمت آن نسبت به بعض سر معلوم نيست.

آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب ولى ريختن آب بر سر مانعى ندارد.

آية اللّٰه خويى: بردن بعض سر در آب مانعى ندارد.

آية اللّٰه فاضل: بنابر اقوى در تغطيه، لكن در حمل، بنابر احتياط.

آية اللّٰه سيستانى: پوشيدن بعض سر جايز نيست ولى زير آب بردن بعض سر جايز است.

آية اللّٰه

مكارم: بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه تبريزى: گوشها در اين حكم ملحق به سر است.

آيةاللّٰه فاضل: ولى پوشاندن مقدارى از گوش مانعى ندارد.

آية اللّٰه نورى: گوشها از سر محسوب است پس نبايد آنها را پوشاند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: گناه ندارد ولكن كفّاره دارد.

آية اللّٰه زنجانى: كفاره هم ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 122

160- اگر سر را شست نبايد (1) با حوله و دستمال خشك كند و بعض سر هم در حكم همه است. (م 422)

161- در وقت خوابيدن مرد نبايد سر خود را بپوشاند، (2) و اگر بدون التفات پوشانيد بايد فوراً آن را باز كند، و همينطور اگر از روى فراموشى پوشانيد واجب است فوراً سر را باز كند، (3) و مستحب است تلبيه بگويد بلكه احوط است گفتن آن. (4) (م 423)

162- اگر سر را بپوشاند به نحوى از انحاء، كفاره (5) آن يك گوسفند آية اللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: خشك نمودن سر به وسيله حوله و دستمال مانع ندارد ولى بايدطورى خشك كند كه سر پوشيده نشود.

آية اللّٰه بهجت مرد مى تواند سر خود را با حوله خشك كند و زن صورتش را در صورتى كه اين كار بتدريج انجام گيرد.

آية اللّٰه سيستانى، آيةاللّٰه فاضل: هرچند به نحو كشيدن پارچه بر سر باشد بنابر احتياط واجب و اگر وقت نماز تنگ است گوشه حوله يا پارچه را بگيرد و به مقدارى كه در مسح سر واجب است خشك كند.

آية اللّٰه خامنه اى: خشك كردن سر با حوله اشكال ندارد مگر در صورتى كه حوله را بر روى تمام سر بيندازد و سر را با آن خشك كند.

آية اللّٰه مكارم: خشك كردن مانع ندارد

به شرط اينكه سر را با آن نپوشاند.

آية اللّٰه زنجانى: خشك كردن سر با حوله و هر چيز غير مستقرى مانع ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: مرد محرم مى تواند موقعى كه مى خواهد بخوابد رو انداز را روى سر خود بكشدهرچند مكروه بوده و احتياط استحبابى در ترك آن است.

آية اللّٰه زنجانى: و واجب است تلبيه بگويد و گفتن «لبيّك» كافى است.

آيات عظام گلپايگانى، صافى، بهجت، متعرض اين مسأله نشده اند.

آية اللّٰه نورى: از- مستحب است تلبيه ...- در مناسك ايشان نيامده است.

آيات عظام خويى، تبريزى، فاضل، سيستانى، مكارم: بنابر احتياط واجب كفاره اش يك گوسفنداست.

منتخب مناسك حج، ص: 123

است، (1) و احتياط (2) واجب كفاره است براى پوشاندن بعض سر. (م 424)

163- كسى كه موى مصنوعى دارد و با همين حال براى عمره و حجّ محرم شده و اعمال خود را انجام داده است ضرر به عمره و حجّ او ندارد ولى چنانچه مرد آن را بر سر گذاشته است بايد كفّاره بدهد. (3) (س 504)

164- اگر محرم سر خود را با چيز دوخته بپوشاند بايد دو كفاره بدهد (4) مگر در صورت جهل و نسيان. (س 526) آية اللّٰه زنجانى: اگر مرد محرم عمداً با پوشيدن كلاه يا عمامه يا دستار و مانند آنها تمام يا مقدارى از سر را بپوشاند بايد يك گوسفند كفاره بدهد و اگر با گذاشتن غير لباس مانند بادبزن و حنا و بار سر را بپوشاند كفاره ندارد.

آية اللّٰه فاضل: احتياط مستحب.

آية اللّٰه خامنه اى: كفارۀ پوشاندن سر بنابر احتياط يك گوسفند قربانى كردن است و بعض سر حكم تمام سر را ندارد مگر عرفاً برآن صدق كند كه سر را پوشانده است

مثل اينكه كلاه كوچكى كه فقط قسمت وسط سر را مى پوشاند بر سر بگذارد.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: متعرض اين فرع نشده اند.

آية اللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط كفّاره بدهد.

آيات عظام خويى، تبريزى، زنجانى: اگر از روى اضطرار باشد ظاهراً كفاره ندارد.

آية اللّٰه سيستانى: اگر از روى ضرورت باشد كفاره ندارد و در غير اين صورت بنابر احتياط يك گوسفند كفاره دارد.

آيةاللّٰه فاضل: در صورتى كه تمام سر را پوشانده باشد، اما اگر قسمتى از سر را پوشانده است كفاره ندارد.

آية اللّٰه بهجت احتياطاً.

آية اللّٰه مكارم: در مثل پارچه دوخته شده يك كفاره دارد ولى كلاه دوخته و مانند آن بنابر احتياط واجب دو كفاره دارد.

آية اللّٰه تبريزى، آية اللّٰه زنجانى: يك كفاره كافى است.

آية اللّٰه خويى: حرمت لبس اينگونه مخيط به نظر ايشان مبنى بر احتياط است و لذا احتياط در دو كفاره است.

منتخب مناسك حج، ص: 124

سايه قرار دادن بالاى سر خود براى مردان. (1)

165- حرام بودن سايه قرار دادن بالاى سر مختص بحال منزل طىّ كردن است و اما در حالى كه در محلى منزل كرد در منى باشد يا غير آن (2) زير سايه رفتن مانع ندارد، و با چتر و مثل آن سايه بر سر قرار دادن مانع (3) آيةاللّٰه فاضل: بنابراحتياط واجب سايه قراردادن براى بدن نيز در حال سير و پيمودن راه جايز نيست. بنابراين نشستن در ماشين و بيرون نگهداشتن سر از شيشه يا سقف آن خلاف احتياط وجوبى است.

آية اللّٰه نورى: در حال سير و راه پيمودن.

آية اللّٰه زنجانى: مرد محرم نمى تواند با وسيلۀ نقليه مسقف مانند ماشين مسقف حركت كند- هرچند شب يا هوا ابرى باشد- همچنان

كه نمى تواند در حال حركت با وسيله اى مانند چتر از تابش خورشيد يا باريدن باران بر سر يا بدن خود جلوگيرى كند، ولى اگر در حال حركت در سايۀ ماشينى كه از كنار او مى گذرد قرار گيرد يا سايۀ صندلى ها يا ديوارهاى ماشينى كه خود بر آن سوار است بر وى بيفتد، اشكال ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: مى تواند زير سايۀ ديوار و خانه و خيمه برود ولى نمى تواند با وسيلۀ نقليۀ مسقف يابا چتر و مانند آن به جايى مثلًا جمرات و قربانگاه برود.

آية اللّٰه سيستانى: امّا پس از پياده شدن و جايى را منزل خود قرار دادن، اگر محرم بخواهد جهت انجام كارهايش به اين جا و آنجا برود، مانند اينكه در مكه منزل كند و بخواهد جهت انجام طواف و سعى به مسجد الحرام برود، و يا به منزل خود در منى وارد شود و بخواهد به قربانگاه يا جمرات برود، حكم به جواز سايه قرار دادن بالاى سر خود، چه بوسيله چتر و چه سوار شدن ماشين سقف دار خيلى مشكل است، و احتياط نبايد ترك شود.

آية اللّٰه بهجت احتياط واجب ترك سايه انداختن است در وقت تردّد براى حوائج غير خانه و خيمه و نحو آنها، چه در مكه و چه در عرفات و منى.

آية اللّٰه تبريزى، آيةاللّٰه خامنه اى: رفتن زير سايۀ ثابت مانعى ندارد ولى بنابر احتياط نمى تواند در حال حركت براى خود سايه بان درست كند مثل آنكه چتر بردارد و يا سوار ماشين سقف دار شود.

آية اللّٰه نورى: حرمت سايه بر سر قرار دادن اختصاص به سايه اى دارد كه با شخص حركت مى كند مثل چتر و ماشين مسقّف و هواپيما وامّا سايۀ ثابت

مثل پل و تونل هر قدر طولانى باشد جواز عبور از زير آنها بدون اشكال است.

منتخب مناسك حج، ص: 125

ندارد اگرچه در حال راه رفتن باشد پس مانع ندارد كه در منى از چادر خود تا محلى كه ذبح مى كنند يا محلى كه رمى جمرات مى كنند با چتر برود (1) گرچه احتياط مستحب (2) ترك است در حال راه رفتن. (م 438)

166- نشستن در زير سقف در حال طى منزل در شب (3) خلاف احتياط است گرچه جايز بودن آن بنظر بعيد (4) نيست، بنابراين بعيد نيست آية اللّٰه نورى: اشكال ندارد.

آية اللّٰه خويى: و در قسمت جديد شهر مكه بنابر احتياط، سوار ماشين سقف دار نشوند.

آية اللّٰه بهجت استظلال در شب نيست و مانع ندارد و ظاهر مجموع روايات و مقتضاى اصل اختصاص ممنوعيت به سايه انداختن از آفتاب است.

آية اللّٰه نورى: جايز است بنابر اين نشستن محرم در هواپيمايى كه در شب حركت مى كند و همچنين ماشين و كشتى جائز است.

آية اللّٰه سيستانى: سوار شدن در ماشين سقف دار و مانند آن در شب و بين الطلوعين و روزهايى كه ابر غليظ مانع تابش خورشيد باشد، در صورتى كه بارانى نباشد اشكال ندارد. و اگر بارانى باشد كفّاره دارد و به احتياط واجب جايز نيست.

آية اللّٰه مكارم: جايز است مگر در شبهاى سرد و بارانى كه بايد كفاره بدهد و در روزهاى كاملًا ابرى و بين الطلوعين نيز استفاده از ماشين سرپوشيده مانعى ندارد.

آية اللّٰه خويى: مراد از استظلال تحفظ از آفتاب و سرما و گرما و باران و باد و مانند آنها است پس اگر هيچكدام از آنها نباشد به نحوى كه وجود و عدمِ

سايبان يكسان باشد اشكال ندارد، و در اين حكم بين شب و روز فرقى نيست. و در فرض شك در اين كه آيا مظلّه وجود و عدمش يكسان است يا نه، استظلال جايز است.

آية اللّٰه خامنه اى: ولى احتياط به ترك تظليل درشبهاى بارانى وسرد ترك نشود مگر اينكه اين احتياط موجب حرج شود.

آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط در حرمت استظلال فرقى بين شب و روز نيست.

آية اللّٰه زنجانى: در حرمت تظليل و كفارۀ آن فرقى بين شب و روز نيست، بلى اگر حركت با ماشين مسقف موجب تحفظ از تابش آفتاب يا بارش باران هم نباشد هرچند جايز نيست لكن كفاره ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 126

جايز بودن نشستن محرم در هواپيمايى كه شب حركت مى كند. (م 444)

167- استظلال در وقت طىّ منزل براى عذرى مثل شدّت گرما يا شدّت سرما يا بارندگى جايز است، لكن بايد كفاره بدهد. (م 447)

168- كفارۀ سايه قرار دادن در حال طى منزل يك گوسفند است چه با عذر سايه افكنده باشد چه با اختيار بنابر احتياط (1) واجب. (م 448)

169- اقوى كفايت يك گوسفند است در احرام عمره هر چند بيش ازيك مرتبه سايه قرار داده باشد، ويك گوسفند است در احرام حج هر چند بيش از يك مرتبه استظلال كرده باشد. (2) (م 449)

170- شخصى كه با ماشين مسقف رانندگى مى كند بايد در هر احرام يك گوسفند كفاره بدهد و با تكرار پياده و سوار شدن كفاره تكرار نمى شود. و همچنين در ساير موارد سايه بر سر قرار دادن. (3) (م 483)

171- در شب استظلال (4) نيست بنابر اين جايز است محرم در شب با آيات عظام

خويى، تبريزى، سيستانى، زنجانى، بهجت، گلپايگانى، خامنه اى، صافى: كفاره آن يك گوسفند است و فرقى بين اختيار و اضطرار نيست.

آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه مكارم: بنابر اقوىٰ.

آية اللّٰه نورى: كفاره آن يك گوسفند است چه با عذر سايه افكنده باشد چه با اختيار و بدون عذر.

آية اللّٰه سيستانى: ولى احتياط مستحب اين است كه براى هر روزى يك كفاره بدهد.

تفصيل اين مسأله در مسأله 165 و 166 گذشت.

تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 165 و 166 گذشت.

آية اللّٰه زنجانى: به قبل از مسألۀ 165 مراجعه شود.

منتخب مناسك حج، ص: 127

ماشين سقف دار به مكه برود ولى در هواى ابرى (1) در روز جايز نيست مگر ابر بطورى تيره (2) باشد كه استظلال صدق نكند. (م 485)

172- در حرام بودن سايه بر سر قرار دادن فرقى بين سايه اى كه با شخص حركت كند مثل چتر و ماشين مسقف و سايه ثابت (3) مثل پل و غيره نيست (4) و فرقى بين اجبار و اختيار نيست (5) ولى بر عبور از زير پلهايى كه در جاده ها هست صادق نيست. (م 488)

173- مكّه منزل است و محرم مى تواند (6) به محض وصول به مكّه آية اللّٰه بهجت، اگر طورى باشد كه تظليل صادق نباشد اشكال ندارد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى، در جواب استظلال در روز ابرى فرموده اند: استظلال در هواى ابرى در روز جايز نيست.

آية اللّٰه مكارم: تيره بودن ابرها لازم نيست، منظور نبودن سايه است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: استظلال در روز ابرى هم جايز نيست.

آية اللّٰه بهجت، متعرض اين حكم نشده اند.

آيةاللّٰه سيستانى: اگر ابرتيره باشدكه اشعّۀ آفتاب رابه كلّى پوشانده باشد و باران نباشد اشكال ندارد.

آيات

عظام خويى، مكارم، سيستانى، تبريزى: عبور از زير سايبان ثابت اشكال ندارد.

آية اللّٰه گلپايگانى: احتياط آن است كه به اختيار خود، روز از آن تونلهايى كه صدق رفت و آمد در منزل نمى كند، نرود.

آية اللّٰه خامنه اى: عبور از زير سايه بان ثابت مانند پل و تونل اشكال ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: عبور از زير سايبان ثابت اشكال ندارد ولى در هواى آفتابى يا بارانى اگر مشقت ندارد نبايد از تونل هاى طولانى عبور كند.

آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه نورى: فرق هست و حرمت استظلال، سايه ثابت را شامل نمى شود.

آية اللّٰه مكارم: پلها اشكال ندارد.

آية اللّٰه سيستانى: در فرض اجبار قطعاً حرام نيست.

آية اللّٰه زنجانى: رفتن زير سايۀ ثابت مانعى ندارد، ولى مرد محرم نمى تواند ماشين مسقّف سوار- شود يا در سايۀ چتر و مانند آن حركت كند و فرقى بين مكه و عرفات و منىٰ و غير آن ها نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 128

استظلال نمايد. (1) (520)

174- بعد از آنكه محرم به منزل رسيد ولو در محله هاى جديد مكه كه از مسجدالحرام دور هستند مى تواند (2) براى رفتن به مسجدالحرام در ماشينهاى مسقف سوار شود يا زير سايه برود. (3) (م 490)

175- كسانى كه در مسجدالحرام براى حجّ محرم مى شوند تا عرفاً در منزل ومكّه هستند و در حال سير براى خارج شدن از مكّه نيستند مى توانند استظلال نمايند. (4) (س 508)

176- ميقات عمرۀ مفرده (تنعيم) در خود مكّه واقع است بنابر اين كسى كه در آنجا براى عمرۀ مفرده احرام بست مى تواند در اتوبوس سقف دار سوار شود و در خود مكّه به مسجدالحرام يا منزل يا جاى ديگر آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه تبريزى: چنانكه در مسأله

165 گذشت بعد از رسيدن به مكّه هم بنا بر احتياط نمى تواند در حال حركت براى خود سايبان درست كند مثل اينكه چتر بردارد يا سوار ماشين مسقف شود بلى رفتن زير سايه ثابت مانعى ندارد.

آية اللّٰه خويى: به حاشيه مسأله 165 مراجعه شود.

آية اللّٰه نورى: چون مكه منزل است همين قدر كه محرم به مكه رسيد مى تواند در زير سايه قراربگيرد و در روز هم با ماشين مسقّف حركت كند و لازم نيست كه منتظر رسيدن به منزل و اتّخاذ منزل در مكّه باشد.

آية اللّٰه زنجانى: به حاشيۀ مسألۀ قبل مراجعه شود.

تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 165 و 166 گذشت.

به مسأله 165 و 166 مراجعه شود.

آية اللّٰه مكارم: در مكّه مانعى ندارد هر چند در حال حركت به سوى عرفات باشد.

آيةاللّٰه زنجانى: به حاشيۀ مسألۀ 173 مراجعه شود.

منتخب مناسك حج، ص: 129

برود و در اين صورت استظلال مانع ندارد. (1) (س 510)

177- حرمت استظلال مخصوص به سايه بر سر قرار دادن است و اگر سايه فقط بر شانه بيفتد مانع ندارد. (2) (م 516)

178- زير چتر حركت كردن در عرفات مثل مكّه و منىٰ اشكال ندارد. (3) (س 518)

179- در مكّه، رفتن در تونل هايى كه احداث شده و سفر كردن از داخل آنها مانع ندارد مگر خودش آن راه را اختيار كند و از زير سقف برود كه در اين صورت اشكال دارد. (4) (س 519) آية اللّٰه خويى: بنابر احتياط استظلال نكند تا دخول مكۀ متيقّن سابق.

آية اللّٰه تبريزى: احتياط لازم ترك استظلال در تنعيم و در حركت از آنجا تا مسجد الحرام يا محل اقامت است.

آية اللّٰه سيستانى: حكم به

جواز استظلال در مفروض سؤال بسيار مشكل است و احتياط ترك نشود.

آيةاللّٰه زنجانى: به حاشيۀ مسألۀ 173 مراجعه شود.

آية اللّٰه بهجت به احتياط واجب تظليل جايز نيست.

آية اللّٰه فاضل: گذشت كه بنابراحتياط واجب براى بدن نيز نبايد سايبان قرار دهد.

آية اللّٰه تبريزى، آيةاللّٰه زنجانى: صدق مى كند.

تفصيل نظر آيات عظام در مسأله 165 و 166 گذشت.

آية اللّٰه زنجانى: اشكال دارد.

آيات عظام صافى، فاضل، خامنه اى: اشكال ندارد.

آية اللّٰه مكارم: در اين صورت هم مانعى ندارد.

نظرات آيات عظام در مسأله 173 گذشت.

آية اللّٰه بهجت اشكال ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: به حاشيۀ مسأله 172 رجوع شود.

منتخب مناسك حج، ص: 130

محرّمات مخصوص بانوان

پوشيدن زيور براى زنان به قصد زينت. (1)

180- اگر زيور زينت باشد احتياط واجب (2) آن است كه ترك كند هر چندقصد تزيين نداشته باشدبلكه حرمت آن خالى از قوت نيست. (3) (م 391)

181- زيورهايى را كه عادت داشته به پوشيدن آن قبل از احرام لازم نيست براى احرام بيرون بياورد. (4) (م 392)

182- زيورهايى را كه عادت داشته به پوشيدن آن نبايد (5) به مرد نشان دهد حتى به شوهر خود. (م 393) آية اللّٰه زنجانى: حرمت پوشيدن زيور اگر زينت حساب شود اختصاص به بانوان ندارد.

آيات عظام گلپايگانى، خويى، تبريزى، بهجت، صافى: پوشيدن زيور براى زينت بر بانوان محرم حرام است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر زيور به قصد زينت باشد حرام است و اگر به قصد زينت هم نباشد ولى عرفاً زينت حساب مى شود احتياط واجب در ترك است.

آية اللّٰه فاضل: احتياط مستحب.

آية اللّٰه زنجانى: پوشيدن زيورى كه زينت محسوب شود بر مرد محرم حرام است و فقط دست كردن انگشتر زينتى اگر به قصد زينت نباشد اشكال ندارد، و در

مورد بانوان حرمت پوشيدن زيور اختصاص به گوشواره و گردنبند دارد و اين دو نيز در دو مورد مستثنى است. 1- عادت به پوشيدن آنها داشته باشد. 2- آن ها را قبل از احرام پوشيده باشد و پوشيدن ساير زيورآلات بر بانوان مكروه است و در هر حال اگر زيورى را پوشيد، نبايد آن را به مرد نشان دهد.

آية اللّٰه فاضل: اگر قصد زينت به آنها را نداشته باشد.

آية اللّٰه مكارم: ولى آن را بپوشاند.

آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط مستحب آنها را براى شوهرش و مردانى كه با او محرمند ظاهرنسازد و نشان ندهد.

منتخب مناسك حج، ص: 131

پوشانيدن (1) زن صورت خود را.

183- پوشانيدن رو را به هر چيز اگرچه چيزهاى غير متعارف باشد مثل پوشال و گل و چيزهاى ديگر جايز نيست بنابر احتياط، و جايز نيست با بادبزن روى خود را بپوشاند. (م 428)

184- بعض رو در حكم تمام آن است و نبايد آن را بپوشاند. (2)

(م 429)

185- اگر دستهاى خود راروى صورت بگذارد مانع ندارد. (3) (م 430) آية اللّٰه بهجت در غير حال ضرورت مانند تحفّظ از مگس و نحو آن در حال خوابيدن.

آيةاللّٰه زنجانى، آية اللّٰه نورى: پوشاندن رو هر چند به چيزهاى غيرمتعارف مثل پوشال و گل نيز جايز نيست و جايز نيست با بادبزن روى خود را بپوشاند.

آية اللّٰه سيستانى: به احتياط واجب، و لذا پوشيدن مقنعه كه اطراف صورت را مى گيرد خلاف احتياط است و همچنين جايز نيست بنابر احتياط خشك كردن صورت با حوله يا دستمال، هر چند همۀ صورت را نپوشاند، ولى تميز كردن بينى و مانند آن اشكال ندارد.

آية اللّٰه فاضل: بعض رو در حكم تمام است. و

بنابر اقوىٰ پوشاندن صورت در قسمت پايين آن يعنى از بينى تا چانه جايز نيست. و در قسمت بالايى آن به احتياط واجب.

آية اللّٰه خامنه اى: بر زنان حرام است پوشاندن صورت به آنگونه كه به طور معمول براى حفظ حجاب يا ناشناخته ماندن مى پوشانند و نيز پوشاندن فقط قسمت هايى از صورت كه براى اين منظورها پوشانده مى شود شامل گونه ها و بين و دهان و چانه حرام است. و اما پوشاندن گوشه هايى از بالا يا پايين صورت يا دو طرف آن بطورى كه پوشاندن صورت بر آن صدق نكند مانع ندارد، چه در نماز و چه در غير آن.

آية اللّٰه مكارم: پوشانيدن بعض صورت به طورى كه نقاب و برقع به آن نگويند جايز است.

آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط.

آية اللّٰه نورى: با توجه به حرمت پوشيدن صورت براى زنان در حال احرام چون چانه جزء صورت محسوب مى شود بايد مقنعه را طورى ببندد كه زير چانه قرار بگيرد چون زير چانه جزء صورت نيست.

آية اللّٰه بهجت دست گذاشتن روى صورت مانعى ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 132

186- اگر روى خود را براى خوابيدن روى بالش بگذارد مانع ندارد. (1) (م 431)

187- بنابر احتياط (2) زن نبايد صورت خود را با حوله پاك كند. (س 506)

188- زنها در حال احرام براى پوشيدن و در آوردن مقنعه سعى كنند كه صورتشان پوشيده نشود (3) و اگر عامداً و از روى علم پوشيده نشود مانع ندارد. (س 507)

189- در مورد حرمت پوشيدن صورت براى زنان در حال احرام (4) آية اللّٰه نورى: زن محرم نمى تواند صورت خود را با حوله خشك و يا پاك كند چنانكه مرد محرم نمى تواند سر

خود را با آن پاك يا خشك كند.

آية اللّٰه زنجانى: بلكه موقعى كه مى خواهد بخوابد مى تواند روانداز را روى صورتش بكشد، هرچند احتياط مستحب در ترك آن است.

آية اللّٰه خامنه اى: اگر حوله را بر روى همۀ صورت بيندازد اشكال دارد و در غير اينصورت مانع ندارد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه فاضل: جايز نيست، مگر در حال ضرورت.

آية اللّٰه مكارم، آية اللّٰه زنجانى: پاك كردن صورت با حوله مانعى ندارد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: به نحوى كه صورت پوشيده نمى شود خشك كند.

آية اللّٰه بهجت اگر تدريجى باشد مانعى ندارد.

آية اللّٰه بهجت تحفّظ آن از رسيدن به صورت لازم نيست.

آيةاللّٰه سيستانى: پوشيدن مقنعه كه مقدارى از اطراف صورت را مى پوشاند به احتياط واجب جايز نيست.

آية اللّٰه مكارم، آية اللّٰه زنجانى: اين مقدار مانعى ندارد.

آية اللّٰه خامنه اى: تفصيل مسألۀ حرمت پوشيدن رو، ذيل مسألۀ 184 گذشت.

منتخب مناسك حج، ص: 133

زيرچانه صورت محسوب نمى شود لكن پوشيدن مقنعه اى كه چانه را مى پوشاند اشكال دارد. (1) (س 505)

مسائل متفرّقۀ احرام

190- كسى كه حجش را باطل كند اگر حج فاسد شده را به اتمام رسانده (2) از احرام خارج شده وگرنه در احرام باقى است. (3) (م 489)

191- در بين مردم معروف است كه محرم نبايد به كسى دستور بدهد، مثلًا نبايد به كسى بگويد يك ليوان آب يا چاى يا چيز ديگر به من بدهيد و بايد خودش بردارد، اگر در حال احرام چنين درخواستى از دوست خود يا غيره بكند اشكال ندارد. (س 527)

192- شرايطى كه براى هدى است كه در حج تمتع بايد ذبح كند (4) هيچيك در حيوانى كه براى كفارۀ تقصير بايد قربانى كند معتبر نيست پس

مى تواند گوسفند خصى و معيوب را براى كفاره قربانى كند. (5) (م 1327)

193- مصرف كفارات: فقراء و مساكين هستند. (6) (م 1329) آية اللّٰه مكارم: اشكال ندارد.-

آية اللّٰه بهجت جزء صورت است كه نبايد پوشانده شود و بعض صورت نيز در حكم تمام آن است ولى دست گذاشتن روى صورت مانعى ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: يا اگر وظيفۀ او انجام اعمال عمرۀ مفرده است، آن اعمال را انجام داده.

آيات عظام سيستانى، خوئى، تبريزى: اگر حج خود را باطل كند احرامش باطل مى شود.

آية اللّٰه مكارم: يا در بعضى از موارد كه وظيفۀ او تبديل به عمره مفرده است، عمرۀ مفرده را به پايان برساند.

آيةاللّٰه فاضل: و بايد با اعمال عمرۀ مفرده از احرام خارج شود و تا اعمال تمام نشده، محرمات احرام را رعايت كند.

آية اللّٰه زنجانى: در حيوان كفاره نيز واجب است.

آية اللّٰه بهجت هر چند احتياط اين است كه آن شرايط در كفاره نيز مراعات شود.

آية اللّٰه سيستانى: بايد مسلمان بلكه به احتياط واجب مؤمن باشند مگر اينكه مؤمن مستحق پيدا نشود كه مى توان به ضعفاى غير ناصبى داد.

آية اللّٰه گلپايگانى: متن مطابق احتياط است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بايد مؤمن باشند.

آيةاللّٰه فاضل: مصرف كفاره فقير مؤمن است.

آية اللّٰه مكارم: احتياط آن است كه كفاره غير سادات به سادات داده نشود.

منتخب مناسك حج، ص: 134

مستحبات ورود به حرم (1)

194- اوّل: همينكه حاجى به حرم رسيد، پياده شده و به جهت دخول حرم غسل نمايد.

دوّم: از براى تواضع و فروتنى نسبت به حضرت حق جلَّ و علا پا برهنه شده و نعلين خود را در دست گرفته داخل حرم شود و اين عمل ثواب زيادى دارد.

سوّم: وقت

دخول حرم اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتٰابِكَ الْمُنْزَلِ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالًا وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ، اللَّهُمَّ وَ إِ نِي أَرْجُو أَنْ أَكُونَ مِمَّنْ أَجَابَ دَعْوَتَكَ، وَ قَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَ مِنْ فَجٍ عَمِيقٍ، سٰامِعاً لِنِدٰائِكَ وَ مُسْتَجِيباً لَك، مُطِيعاً لِأَمْرِكَ، وَ كُلُّ ذَلِكَ بِفَضْلِكَ عَلَيَّ وَ إِحْسٰانِكَ إِلَيَّ، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلىٰ مٰا وَفَّقْتَنِي لَه، أَبْتَغِي بِذٰلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ، وَ الْقُرْبَةَ إِلَيْك، وَ الْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ، وَ الْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي، وَ التَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْهٰا بِمَنِكَ، اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ حَرِمْ

آية اللّٰه مكارم: بقصد رجاء انجام دهد.

منتخب مناسك حج، ص: 135

بَدَنِي عَلَى النّٰارِ، وَ آمِنِي مِنْ عَذٰابِكَ وَ عِقٰابِكَ بِرَحْمَتِكَ، يٰا أَرْحَمَ الرّٰاحِمِينَ»

چهارم: وقت دخول حرم مقدارى از علف (اذخر) گرفته آن را بجود. (م 528)

مستحبات ورود به مكۀ معظمه

195- براى دخول مكۀ معظمه نيز مستحب است مكلّف غسل بنمايد. و هنگاميكه وارد مكه مى شود با حالت تواضع وارد شود، و كسى كه از راه مدينه برود از بالاى مكه داخل شده و وقت بيرون آمدن از پائين آن بيرون آيد. (م 529)

آداب ورود به مسجد الحرام

196- مستحب است مكلّف براى دخول مسجد الحرام غسل بنمايد (1) و همچنين مستحب است با پاى برهنه و با حالت سكينه و وقار وارد شود و هنگام ورود از در «بني شيبه» وارد شود و گفته اند كه باب بني شيبه در حال كنونى مقابل باب السّلام است بنابراين نيكو اين است كه شخص از باب السّلام وارد شده و مستقيماً بيايد تا از ستونها بگذرد.

و مستحب است بر در مسجد الحرام ايستاده بگويد: آية اللّٰه سيستانى: استحباب اين غسل ثابت نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 136

«السَّلٰامُ عَلَيْكَ أَيُّهٰا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكٰاتُهُ، بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مٰا شٰاءَ اللَّهُ، وَ السَّلٰامُ عَلىٰ رَسُولِ اللَّهِ وَ آلِهِ، وَ السَّلٰامُ عَلىٰ إِ بْرٰاهِيمَ وَ آلِهِ، وَ السَّلٰامُ عَلىٰ أَنْبِيٰاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعٰالَمِينَ»

و در روايت ديگر وارد است كه نزد در مسجد بگويد:

«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مٰا شٰاءَ اللَّهُ وَ عَلىٰ مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ خَيْرُ الْأَسْمٰاءِ لِلَّهِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ، وَالسَّلٰامُ عَلىٰ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، السَّلٰامُ عَلىٰ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، السَّلٰامُ عَلَيْكَ أَيُّهٰا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكٰاتُهُ، السَّلٰامُ عَلىٰ أَنْبِيٰاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِه، السَّلٰامُ عَلىٰ إِ بْرٰاهِيمَ خَلِيلِ الرَّحْمٰان، السَّلٰامُ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ،

السَّلٰامُ عَلَيْنٰا وَ عَلىٰ عِبٰادِ اللَّهِ الصّٰالِحِين، اللَّهُمَّ صَلِ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد، وَبٰارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد، وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد، كَمٰا صَلَّيْتَ وَبٰارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلىٰ إِ بْرٰاهِيمَ وَ آلِ إِ بْرٰاهِيم، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد، اللَّهُمَّ صَلِ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ، وَ عَلىٰ إِ بْرٰاهِيمَ خَلِيلِكَ، وَ عَلىٰ أَ نْبِيٰائِكَ وَ رُسُلِكَ، وَ سَلِمْ عَلَيْهِمْ وَ سَلٰامٌ عَلَى الْمُرْسَلِين، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعٰالَمِين، اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوٰابَ رَحْمَتِكَ، وَ اسْتَعْمِلْنِي فِي طٰاعَتِكَ وَ مَرْضٰاتِكَ، وَ احْفَظْنِي بِحِفْظِ الْإِيمٰانِ أَبَداً مٰا أَبْقَيْتَنِي، جَلَّ ثَنٰاءُ وَجْهِكَ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِنْ وَفْدِهِ وَ زُوّٰارِه، وَ

منتخب مناسك حج، ص: 137

جَعَلَنِي مِمَّنْ يَعْمُرُ مَسٰاجِدَهُ، وَ جَعَلَنِي مِمَّنْ يُنٰاجِيهِ، اللَّهُمَّ إِ نِي عَبْدُكَ وَزٰائِرُكَ فِي بَيْتِكَ، وَ عَلىٰ كُلِ مَأْتِيٍ حَقٌّ لِمَنْ اتَاهُ وَزٰارَهُ، وَ أَ نْتَ خَيْرُ مَأْتِيٍ، وَ أَكْرَمُ مَزُورٍ، فَأَسْأَلُكَ يٰا اللَّهُ، يٰا رَحْمٰانُ، وَ بِأَنَّكَ أَ نْتَ اللَّهُ لٰا إِلَهَ إِلّٰا أَ نْتَ، وَحْدَكَ لٰا شَرِيكَ لَكَ، وَ بِأَ نَّكَ وٰاحِدٌ أَحَدٌ صَمَد، لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ، وَلَمْ يَكُنْ لَكَ كُفُواً أَحَد، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلىٰ أَهْلِ بَيْتِه، يٰا جَوٰادُ يٰاكَرِيم، يٰامٰاجِدُ يٰاجَبّٰارُ يٰا كَرِيم، أَ سْأَ لُكَ أَنْ تَجْعَلَ تُحْفَتَكَ إِيّٰايَ بِزِيٰارَتِي إِيّٰاكَ أَوَّلَ شَيْ ءٍ تُعْطِينِي فَكٰاكَ رَقَبَتِي مِنَ النّٰارِ».

پس سه مرتبه مى گويد:

«اللَّهُمَّ فُكَّ رَقَبَتِي مِنَ النّٰار».

پس مى گويد:

«وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلٰالِ الطَّيِبِ، وَ ادْرَأْ عَنِي شَرَّ شَيٰاطِينِ الْإِنْسِ وَ الْجِنِ، وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَم».

پس داخل مسجد الحرام شود و رو به كعبه دستها را بلند نموده و بگويد:

«اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ فِي مَقٰامِي هَذٰا فِي أَوَّلِ مَنٰاسِكِي، أَنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَ

أَنْ تَجٰاوَزَ عَنْ خَطِيئَتِي، وَ تَضَعَ عَنِي وِزْرِي، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي بَلَّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرٰامِ، اللَّهُمَّ إِ نِي أَشْهَدُ أَنَّ هَذٰا بَيْتُكَ الْحَرٰامُ الَّذِي جَعَلْتَهُ مَثٰابَةً لِلنّٰاسِ وَ أَمْناً وَ مُبٰارَكاً وَ هُدًى

منتخب مناسك حج، ص: 138

لِلْعٰالَمِينَ، اللَّهُمَّ إِ نِي عَبْدُك، وَ الْبَلَدُ بَلَدُك، وَ الْبَيْتُ بَيْتُك، جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَك، وَ أَؤُمُّ طٰاعَتَكَ، مُطِيعاً لِأَمْرِكَ، رٰاضِياً بِقَدَرِكَ، أَسْأَ لُكَ مَسْأَ لَةَ الْمُضْطَرِ إِلَيْك، الْخٰائِفِ لِعُقُوبَتِك، اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوٰابَ رَحْمَتِكَ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطٰاعَتِكَ وَ مَرْضٰاتِك».

بعد خطاب مى كند بسوى كعبه و مى گويد:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَظَّمَكِ وَ شَرَّفَكِ وَ كَرَّمَكِ وَ جَعَلَكِ مَثٰابَةً لِلنّٰاسِ وَ أَمْناً مُبٰارَكاً وَ هُدًى لِلْعٰالَمِينَ».

و مستحب است وقتى كه محاذى حجر الأسود شد بگويد:

«أَشْهَدُ أَنْ لٰا إِلَهَ إِلّٰا اللَّهُ وَحْدَهُ لٰا شَرِيكَ لَه، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه، آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ كَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطّٰاغُوت، وَبِاللّٰاتِ وَالْعُزّىٰ، وَعِبٰادَةِ الشَّيْطٰانِ، وَعِبٰادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعىٰ مِنْ دُونِ اللَّهِ».

و هنگامى كه نظرش به حجر الاسود افتاد متوجه بسوى او شود و بگويد:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدٰانٰا لِهَذٰا وَ مٰا كُنّٰا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لٰا أَنْ هَدٰانٰا اللَّهِ، سُبْحٰانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لٰا إِلَهَ إِلّٰا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ، لٰا إِلَهَ إِلّٰا اللَّهُ وَحْدَهُ لٰا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ، وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي، وَ هُوَ حَيٌّ لٰا يَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلىٰ كُلِ شَيْ ءٍ قَدِير، اللَّهُمَّ صَلِ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، وَ بٰارِكْ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ

منتخب مناسك حج، ص: 139

تَرَحَّمْتَ عَلىٰ إِ بْرٰاهِيمَ وَ آلِ إِ بْرٰاهِيم، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، وَ سَلٰامٌ عَلىٰ جَمِيعِ النَّبِيِينَ وَ الْمُرْسَلِين، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ

رَبِ الْعٰالَمِينَ، اللَّهُمَّ إِ نِي أُومِنُ بِوَعْدِكَ، وَ أُصَدِقُ رُسُلَكَ، وَ أَتَّبِعُ كِتٰابَكَ».

و در روايت معتبر وارد است كه وقتى كه نزديك حجر الأسود رسيدى دستهاى خود را بلند كن و حمد و ثناى الهى را بجا آور، و صلوات بر پيغمبر بفرست و از خداوند عالم بخواه كه حج تو را قبول كند پس از آن حجر را بوسيده و استلام نما. و اگر بوسيدن ممكن نشد استلام نما، و اگر آن هم ممكن نشد اشاره به آن كن و بگو:

«اللَّهُمَّ أَمٰانَتِي أَدَّيْتُهٰا، وَ مِيثٰاقِي تَعٰاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوٰافٰاة، اللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتٰابِكَ، وَ عَلىٰ سُنَّةِ نَبِيِك، أَشْهَدُ أَنْ لٰا إِلَهَ إِلّٰا اللَّهُ وَحْدَهُ لٰا شَرِيكَ لَهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ كَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَ الطّٰاغُوتِ، وَ بِاللَّاتِ وَ الْعُزّىٰ، وَ عِبٰادَةِ الشَّيْطٰانِ وَ عِبٰادَةِ كُلِ نِدٍ يُدْعىٰ مِنْ دُونِ اللَّه»

و اگر نتوانى همه را بخوانى بعضى را بخوان و بگو:

«اللَّهُمَّ إِلَيْكَ بَسَطْتُ يَدِي، وَ فِيمٰا عِنْدَكَ عَظُمَتْ رَغْبَتِي، فَاقْبَلْ سَيْحَتِي، وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي، اللَّهُمَّ إِ نِي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْفَقْرِ وَ مَوٰاقِفِ الْخِزْيِ فِي الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةِ».

(م 530)

منتخب مناسك حج، ص: 141

طواف واجب و احكام آن

[وجوب طواف]

كسى كه محرم شد به احرام عمرۀ تمتع و وارد مكه معظّمه شد اول چيزى كه از اعمال عمره بر او واجب است آن است كه طواف كند به دور خانه كعبه براى عمره تمتع. (ص 216)

197- طواف عبارت است از هفت مرتبه دور خانه كعبه گرديدن بنحوى كه خواهد آمد، و هر دورى را شوط مى گويند، پس طواف عبارت از هفت شوط است. (م 531)

198- طواف از اركان عمره است، و كسى

كه آن را از روى عمد ترك كند تا وقتى كه فوت شود وقت آن، عمرۀ او باطل است چه عالم به مسأله باشد و چه جاهل باشد. (1) (م 532) آية اللّٰه بهجت و وجوب ذبح يك شتر مطلقا حتى در حال علم و عمد موافق احتياط است.

آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط جاهل به حكم بايد يك شتر كفاره بدهد.

آيةاللّٰه فاضل: عمرۀ تمتع او باطل مى شود، ولى احرام او باقى مى ماند كه براى خروج از احرام بايد اعمال عمرۀ مفرده را تمام كند.

آية اللّٰه زنجانى: چه عالم به اصل وجوب طواف باشد و چه جاهل به آن ولى كسى كه به خاطر جهل به احكام فرعى طواف، آن را به صورت باطل انجام داده و طواف صحيح را ترك كرده، در بعضى صورت ها عمره اش باطل نمى شود و تفصيل آن در ضمن مسائل طواف خواهد آمد. و كسى كه عمرۀ تمتعِ او باطل مى شود بايد حج افراد و پس از آن، عمرۀ مفرده به جا آورد، هرچند عمرۀ تمتع او مستحبى باشد و اگر در ترك طواف معذور نبوده، كفايت از حجةالاسلام نمى كند.

منتخب مناسك حج، ص: 142

199- شخص مريض را كه طواف مى دهند بايد مراعات شرايط و احكام طواف را به مقدارى كه براى او ممكن است بكنند. (م 538)

واجبات طواف:

واجبات طواف:

1- نيّت، 2- طهارت از حدث اكبر و اصغر، 3- طهارت بدن و لباس، 4- ختنه براى مردان، 5- ستر عورت، 6- شروع طواف از حجر الاسود، 7- ختم نمودن آن به حجرالاسود، 8- قرار گرفتن خانه كعبه در طرف چپ طواف كننده. 9- داخل كردن حجراسماعيل در طواف. 10- بودن طواف بين خانه

كعبه و مقام ابراهيم. 11- خروج طواف كننده از خانۀ كعبه و آنچه از آن محسوب است. 12- هفت دور طواف نه كمتر و نه زيادتر. (1)

واجبات طواف دو قسم است:

قسم اول- چيزهايى كه شرط طواف است و آن پنج امر است:

اول- نيت است يعنى بايد طواف را با قصد خالص براى خدا بجا آورد. (2) (ص 218) آية اللّٰه زنجانى: رعايت امور ديگرى نيز در طواف واجب معتبر است. 1- موالات بين اجزاى طواف. 2- اختيارى بودن طواف. 3- ترتيب بين اجزاى طواف. 4- حفظ كردن عدد اشواط. 5- اجتناب زنان از زدن نقاب. و چون طواف كننده در معرض ديد ناظر محترم است بايد خود را بپوشاند اما اين امر جزء واجبات طواف نيست.

نظر آيات عظام در مسائل مربوط به كيفيت نيّت در بحث نيت در احرام گذشت.

آية اللّٰه مكارم: براى عمره تمتّع يا حج و غير آن.

آية اللّٰه فاضل: و نيز نيت كند كه هفت دور طواف خانه كعبه انجام مى دهم براى عمرۀ تمتّع از حجة الإسلام يا حج استحبابى.

منتخب مناسك حج، ص: 143

200- نيت را لازم نيست به زبان بياورد و لازم نيست به قلب بگذراند، بلكه همانكه بنا دارد اين عمل را بجا آورد و با اين بنا بجا آورد، كفايت مى كند و به عبارت ديگر، نيت در عبادت و كارهاى ديگر در اين جهت فرق ندارد، پس همانطور كه انسان با قصد آب مى خورد و راه مى رود عبادت را اگر همانطور بجا آورد با نيت بجا آورده. (1) (م 539)

دوم- آن است كه طاهر باشد از حدث اكبر مثل جنابت و حيض و نفاس و از حدث اصغر يعنى

بايد با وضو باشد. (2) (ص 219)

201- طهارت از حدث اكبر و اصغر در طواف واجب شرط است، چه طواف عمره باشد يا طواف حج يا طواف نساء، حتى در عمره و حج مستحب (3) كه پس از احرام بستن واجب است آن را تمام كند. (م 545)

202- طواف- يعنى هفت دور اطراف خانه كعبه گرديدن- مستحب است و بلكه هرچه شخص بتواند طواف كند خوب (4) است. و در اين طواف طهارت شرط نيست. (م 547) آية الهّٰج زنجانى: در نيت طواف رعايت سه امر معتبر است: قصد طواف، تعيين نوع طواف، قصد قربت و خلوص و كافى است اين امور به صورت اجمالى در نيت او باشد.

آية اللّٰه نورى: و اگر وضو ممكن نيست تيمّم كند.

آية اللّٰه مكارم: يعنى در طواف عمره و حج مستحب، طهارت لازم است.

آيةاللّٰه زنجانى، آية اللّٰه مكارم: بهتر است هنگام ازدحام جمعيّت براى طواف واجب، طواف مستحب را ترك كنند.

منتخب مناسك حج، ص: 144

203- اگر در اثناى طواف حدث عارض شود پس اگر پس از تمام شدن دور چهارم است بايد طواف را قطع كند و طهارت تحصيل كند و از همانجا كه طواف را قطع كرده تمام كند. (1) (م 549) آية اللّٰه فاضل: اگر در بين طواف واجب حدث عارض شود مسأله چهار صورت دارد:

اوّل: حدث قبل از رسيدن به نصف طواف باشد، در اين صورت طواف باطل مى شود كه بايد بعد از تحصيل طهارت آن را از سر بگيرد، خواه محدث شدن اختيارى باشد يا بدون اختيار.

دوّم: پس از رسيدن به نصف و قبل از تمام شدن دور چهارم باشد، كه در اين صورت بنابر

احتياط واجب پس از وضو طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و دوباره طواف ديگر كند و نماز آن را نيز بخواند، خواه حدث با اختيار باشد يا بدون اختيار.

سوم: بعد از تمام شدن دور چهارم اختياراً خود را محدث كند، كه در اين صورت نيز مثل صورت دوّم احتياط كند.

چهارم: پس از تمام شدن دور چهارم بى اختيار محدث شود، در اين صورت پس از تحصيل طهارت، طواف را از آنجايى كه محدث شده تمام كند، و صحيح است. و در اين مسأله فرقى بين حدث اصغر و اكبر نيست.

آيةاللّٰه خامنه اى: اگر پيش از تمام شدن نصف دورۀ چهارم، حدث اصغر عارض شود واجب است قطع كند طواف را و بعد از طهارت آن را اعاده كند و در صورتى كه بعد از نصف دور چهارم و قبل از پايان اين دور عارض شود، بايد طواف را قطع و بعد از طهارت اگر موالات عرفيه باقى است طواف را تكميل كند و اگر موالات به هم خورده طواف كاملى را به قصد اعم از تمام و اتمام انجام دهد و در هر دو صورت مى تواند طواف اول را رها كند و از نو طواف ديگرى انجام دهد و حكم عروض حدث پس از پايان دور چهارم نيز همين است، گرچه در اين صورت اگر موالات عرفيه به هم خورده باشد، احتياط در اتمام طواف و اعادۀ آن است.

آية اللّٰه خويى: اگر حدث بعد از تمامى دور چهارم و بدون اختيار باشد، كه در اين صورت طواف را قطع نموده و طهارت گرفته و طواف را از همانجا كه قطع نموده ادامه مى دهد. و اگر حدث

بعد از نصف و پيش از تمامى دور چهارم طواف، يا بعد از تمامى دور چهارم و اختيارى باشد، كه احوط در اين دو صورت اين است كه طواف خود را پس از طهارت از جايى كه قطع نموده تمام كرده سپس اعاده اش نمايد. و بجاى اين احتياط اگر اين كار را بكند كافى است كه پس از قطع طواف و طهارت، يك طواف كامل بقصد اعم از تمام كردن طواف پيش و يك طواف كامل جديد بجا آورد.

آية اللّٰه تبريزى: اگر حدث قبل از رسيدن به نصف و از روى اختيار باشد طواف را از سر مى گيرد و در غير اين صورت احتياط واجب اين است كه وضو گرفته و طواف را تكميل كند و پس از نماز طواف آن را اعاده نمايد و كافيست يك طواف كامل به نيت اعم از تمام و اتمام بجا آورد.

آية اللّٰه بهجت آنكه حدث بعد از تجاوز از نصف از روى سهو و غفلت باشد، كه در اين صورت طواف را قطع نموده و طهارت گرفته و طواف را از همانجا كه قطع نموده ادامه مى دهد و در صورتى كه بعد از تجاوز از نصف و از روى عمد باشد حكم به ادامۀ طواف بعد از قطع آن مورد تأمل است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر بدون اختيار پس از تمام شدن شوط چهارم محدث شود، بايد طوافش را قطع نمايد و بعد از تحصيل طهارت از همانجا كه قطع كرده ادامه دهد و به اتمام برساند. و اگر از روى اختيار باشد احتياط واجب اين است كه طوافش را قطع نمايد و بعد از تحصيل طهارت از همانجا

كه قطع كرده ادامه دهد و به اتمام برساند، و سپس طواف را اعاده نمايد.

آية اللّٰه زنجانى: اگر در بين طواف حدث عارض شد چنانچه حدث اختيارى باشد طواف باطل مى شود و بايد پس از طهارت آن را از سر گرفت و چنانچه غير اختيارى باشد سه صورت دارد: اول: قبل از رسيدن به نيمۀ شوط چهارم، در اين صورت بايد بعد از تحصيل طهارت طواف را از سر گرفت. دوم: پس از پايان شوط چهارم، در اين صورت بايد بعد از طهارت طواف قبلى را از جايى كه محدث شده تكميل كند. سوم: پس از رسيدن به نصف طواف و قبل از اتمام شوط چهارم، در اين صورت بايد بعد از طهارت طواف قبل را تكميل كرده مجدداً يك طواف كامل بجا آورد. و در اين تفصيل فرقى بين حدث اصغر و حدث اكبر نيست و از اينجا حكم مسألۀ بعد نيز روشن مى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 145

204- اگر در فرض سابق پيش از تمام شدن دور چهارم، (1) حدث آية اللّٰه بهجت اگر پيش از تمام شدن نصف طواف حدث عارض شود طواف را قطع كند، پس ازتحصيل طهارت آن را اعاده كند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: پس اگر به سه شوط و نيم نرسيده طواف او باطل است و بايد بعد از وضو يا غسل يا بعد از رفع عذر طواف را از سر بگيرد. و اگر از سه شوط و نيم گذشته و به چهار شوط نرسيده احتياط به اتمام و اعادۀ طواف با نمازهاى آن ترك نشود.

آية اللّٰه خويى، آية الهّٰز تبريزى: اگر حدث پيش از رسيدن به

نصف طواف باشد، در اين صورت طواف باطل و لازم است پس از طهارت اعاده شود.

آية اللّٰه خامنه اى: اگر پيش از تمام شدن نصف دور چهارم حدث اصغر عارض شود واجب است كه قطع كند طواف را و بعد از طهارت آن را اعاده كند و در صورتى كه بعد از نصف دور چهارم و قبل از پايان اين دور عارض شود باز هم بايد طواف را قطع و بعد از طهارت اعاده كند لكن به نيت مافى الذمّه.

آية اللّٰه سيستانى: اگر قبل از تمام شدن شوط چهارم باشد، طوافش باطل است و بايد پس از تحصيل طهارت آن را دوباره انجام دهد.

منتخب مناسك حج، ص: 146

عارض شود احتياط واجب (1) آن است كه تمام كند طواف را و اعاده كند، و اين حكم در حدث اصغر است. (2) (م 550)

205- اگر عذر داشته باشد از وضو و غسل، (3) واجب است تيمم كند بدل از وضو يا بدل از غسل. (4) (م 552) آية اللّٰه مكارم: وظيفه او فقط اعاده است و اتمام طواف سابق لازم نيست.

نظرى كه از آية اللّٰه سيستانى در اين دو مسأله نقل شد اختصاص به حدث اصغر ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: تفصيل اين مسأله در حاشيۀ مسألۀ قبل گذشت.

آية اللّٰه مكارم: اگر عذر داشته باشد و نتواند صبر كند تا عذر برطرف شود.

آية اللّٰه زنجانى، آيةاللّٰه فاضل: بنابر احتياط بايد صبر كند تا عذر او بر طرف شود و اگر از زوال عذر مأيوس شد با تيمم طواف كند بلى قبل از يأس از زوال عذر مى تواند رجاءً با تيمم طواف نمايد پس اگر تا آخر عذر او ادامه

داشت به آن طواف اكتفا كند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در غسل غير جنابت علاوه بر تيمم بدل از غسل در صورت تمكن بايد وضو هم بگيرد، وگرنه بايد يك تيمم ديگر بجاى وضو بجا آورد. و جنب متيمّم بنا بر احتياط مستحب نايب هم بگيرد.

آية اللّٰه فاضل: و وقت طواف تنگ شود ....

منتخب مناسك حج، ص: 147

206- اگر محدث به حدث اصغر يا اكبر بوده و شك كند كه وضو گرفته يا نه يا غسل كرده يا نه بايد در فرض اول وضو بگيرد و در فرض دوم غسل كند. (م 556)

سوّم: طهارت بدن و لباس است از نجاست. (1) (ص 255)

207- احتياط واجب (2) آن است كه از نجاساتى كه در نماز عفو شده- مثل خون كمتر از درهم (3) و جامه اى كه با آن نتوان (4) نماز خواند مثل عرقچين و جوراب حتى انگشتر (5) نجس- اجتناب كند. (م 562) آيةاللّٰه زنجانى: رعايت اين امر در طواف مستحب لازم نيست.

آيةاللّٰه خامنه اى: بدن و لباس طواف كننده بايد از خون و نيز از ساير نجاسات بنابر احتياط پاك باشد.

آية اللّٰه فاضل: ظاهر آن است كه ....

آية اللّٰه خامنه اى: خونى كه در نماز معفوّ است در طواف هم معفو است و در چيزهايى از قبيل جوراب و عرقچين و نيز دستمال و انگشتر طهارت شرط نيست.

آية اللّٰه زنجانى: رعايت اين احتياط مستحب است.

آية اللّٰه زنجانى: خون كمتر از درهم در صورتى معفو است كه از دماء ثلاثه نباشد والا مانع نماز وطواف واجب است.

آيات عظام خويى، بهجت، تبريزى: طواف در جامه اى كه با آن نتوان نماز خواند [يعنى ساتر نباشد مانند مثالهاى مذكور

در متن] اگر نجس باشد مانع ندارد. و همچنين بودن چيز نجس همراه انسان در طواف مانعى ندارد.

آية اللّٰه مكارم: نجس بودن اين لباسهاى كوچك ضررى ندارد ولى خون كمتر از درهم معاف نيست.

آية اللّٰه سيستانى: همراه داشتن چيز متنجس در طواف مانع ندارد.

آية اللّٰه فاضل: طهارت در انگشتر و مانند آن كه عرفاً به آن لباس نمى گويند شرط نيست، و همين طور بودن چيز نجس همراه انسان در صورت جهل به مسأله در طواف مانعى ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 148

208- در خون قروح و جروح (1) اگر تطهير آن مشقت داشته باشد لازم نيست تطهير كند. (2) (م 563)

209- در خون قروح و جروح تا آن اندازه اى كه مى شود تطهير كرد و لباس را عوض كرد احتياط واجب آن است كه تطهير كند يا جامه را عوض كند. (م 564)

210- اگر طواف كند و بعد از آنكه از طواف فارغ شد علم پيدا كند به نجاست در حال طواف اظهر آن است كه طوافش صحيح است. (م 566)

211- اگر در بين طواف نجاستى ببدن يا لباس او عارض شود اظهر آن است كه دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و طواف را از همانجا تمام كند، و طواف او صحيح است. (3) (م 568) آية اللّٰه سيستانى: اگر تطهير آن حرجى باشد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و احتياط آن است كه هم خودش با آن حال طواف كند و هم نايب بگيرد تا براى او طواف نمايد.

آيات عظام خويى، بهجت، تبريزى: متعرض اين فرع نشده اند.

آية اللّٰه زنجانى: بر كسى كه در بدنش زخم يا جراحت يا دملى است كه

خوب نشده است لازم نيست براى طواف و نماز، آن زخم يا دمل و قسمت هايى از بدن و لباس را كه معمولًا از آن خون نجس مى شود تطهير كند، و اگر خوب شده بايد بدن و لباس را تطهير كند مگر اين كار براى او ضرر داشته يا حرجى باشد، و از اين حكم مسأله بعد نيز روشن مى شود.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر در بين طواف لباس يا بدنش نجس شود يا بفهمد كه از پيش نجس بوده و بدون رها كردن طواف شستن آن ممكن نباشد، طواف را رها نمايد، و اگر چهار دور طواف كرده بعد از تطهير بدن يا لباس بقيه طواف را تمام كند، و اگر به سه دور و نيم نرسيده طواف او باطل است و بايد بعد از تطهير از سر بگيرد و اگر از سه دور و نيم گذشته و چهار دور را تمام نكرده احتياط آن است كه بعد از تطهير از همانجا كه رها كرده طواف را تمام كند و نماز طواف را بخواند و دوباره طواف و نماز آن را بجا آورد.

آية اللّٰه مكارم: خواه قبل از تكميل شوط چهارم باشد يا بعد از آن.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: هرگاه نجس بودن بدن يا لباس خود را نمى دانسته و در اثناى طواف دانست يا آنكه پيش از فراغت از طواف، بدن يا لباسش نجس شد، اگر جامۀ پاكى داشته باشد همان جا جامۀ نجس را كنده و با جامۀ پاك طواف خود را تمام نمايد، و چنانچه جامۀ پاك همراه نداشته باشد. و اگر اين حادثه بعد از تمام شدن شوط چهارم

بوده، طواف را قطع نموده و پس از ازالۀ نجاست از بدن يا لباس باقيماندۀ طواف را بجا آورد. و چنانچه علم به نجاست يا حدوثش پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد، باز هم طواف را قطع و نجاست را ازاله نموده و بنابر احتياط يك طواف كامل بقصد اعم از تمام يا اتمام بجا آورد.

آية اللّٰه خامنه اى: اگر بدون رها كردن طواف تطهير ممكن نباشد بايد دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و فوراً برگردد و طواف را از همانجا تمام كند و طواف او صحيح است.

منتخب مناسك حج، ص: 149

212- اگر فراموش كند نجاست را و طواف كند، احتياط (1) واجب اعاده است، و همينطور است اگر در بين طواف يادش بيايد. (2) (م 571) آية اللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: اقوى اعاده طواف است.

آية اللّٰه مكارم: در فرض فراموشى اعاده ندارد.

آيةاللّٰه خامنه اى: طوافش صحيح است، ولى اگر نماز طواف را هم با بدن و لباس نجس خوانده، بايد آن را دوباره بخواند، و احتياط آن است كه در اين صورت طواف را نيز بار ديگر به جا آورد.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: بنابر اظهر طوافش صحيح است و اگر در اثناء يادش بيايد، حكم علم به نجاست در اثناء را دارد.

آية اللّٰه بهجت صحّت طواف خالى از وجه نيست. در فرضى كه بعد از طواف يادش بيايد و مسأله بيادآوردن بين نماز را متعرّض نشده اند.

آية اللّٰه زنجانى: بنابر احتياط مؤكد استحبابى اعاده كند. و اگر در بين طواف يادش بيايد آنچه انجام داده صحيح است و بايد پس از طهارت طوافش را تكميل كند و بنابر احتياط

مؤكد استحبابى در اين صورت نيز طواف را اعاده نمايد و اگر بعد از نماز يادش آمد، اعادۀ نماز واجب است.

آية اللّٰه فاضل: اگر نجس بودن بدن يا لباس را فراموش كند و در بين طواف يا پس از آن يادش آمد طواف صحيح است ولى مستحب است آن را اعاده كند. بلى اگر بعد از نماز طواف يادش آمد فقط نماز را اعاده كند.

آيةاللّٰه خامنه اى: اگر بدون رها كردن طواف، تطهير ممكن نباشد، بايد دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و فوراً برگردد و طواف را از همان جا تمام كند و طواف او صحيح است.

منتخب مناسك حج، ص: 150

چهارم- ختنه كردن است در حق مردان و اين شرط در زنها نيست، و احتياط (1) واجب آن است كه دربارۀ بچه هاى نابالغ نيز مراعات شود. (2) (ص 228)

پنجم- ستر عورت (3) است، پس اگر بدون ساتر عورت طواف كند باطل است، (4) و معتبر است در آن اباحه، (5) پس با ساتر غصبى طواف آية اللّٰه سيستانى: اگر مميّز باشد ختنه معتبر است و اگر نباشد احتياط مستحب است.

آية اللّٰه گلپايگانى: واجب است.

آيةاللّٰه فاضل: طواف طفل مميزى كه ختنه نشده، صحيح نيست و از غير مميز بنابر احتياط صحيح نيست، هرچند احرام آن ها صحيح است.

آية اللّٰه خامنه اى: و در اين حكم فرقى بين بالغ و غير بالغ نيست.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احوط بلكه اظهر اين است كه بچۀ مميز كه خوب و بد را تشخيص مى دهد، اگر شخصاً محرم شود بايد ختنه كرده باشد، و اما اگر بچه مميز نباشد، اعتبار ختان در او ظاهر نيست، اگرچه

اعتبارش احوط است.

آية اللّٰه زنجانى: اگر كودك پسر مميز باشد، ختنه معتبر است و اگر نباشد مطابق احتياط استحبابى است.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: بنابر احتياط واجب ستر عورت معتبر است.

آية اللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط واجب ستر عورت در طواف شرط است.

آية اللّٰه بهجت بنا بر احتياط بلكه اقوى.

آية اللّٰه زنجانى: بر طواف كننده واجب است عورت خود را از ديد ناظر محترم با ساتر مباح بپوشاند و اين امر از واجبات طواف نيست هرچند ستر عورت و رعايت شرايط لباس نماز گزار- به استثناء طهارت كه واجب است- در طواف واجب مطابق احتياط استحبابى است.

آية اللّٰه مكارم: حتى اگر فقط ستر عورت كند و برهنه و عريان بر او صدق كند طوافش باطل است.

آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط واجب.-

آية اللّٰه بهجت طواف در لباس غصبى جايز نيست و در صحّت آن تأمّل و احتياط است خصوصاً در ساتر.

آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط واجب.-

آية اللّٰه بهجت طواف در لباس غصبى جايز نيست و در صحّت آن تأمّل و احتياط است خصوصاً در ساتر.

منتخب مناسك حج، ص: 151

صحيح نيست بلكه با لباس غصبى غير ساتر نيز بنابر احتياط (1) واجب، و احتياط آن است كه مراعات شرايط لباس نمازگزار را بنمايند. (2) (ص 229)

قسم دوم- چيزهايى است كه گفته اند داخل در حقيقت طواف است، اگرچه بعضى از آنها نيز شرط است از براى طواف، لكن در عمل فرقى نمى كند، و آن هفت چيز است: اول- آنكه ابتداء كند به حجر الاسود. (ص 230)

213- آنچه واجب است آن است كه در عرف گفته شود از حجرالاسود شروع به طواف كرد

(3) وختم كرد به حجرالاسود، چه از ابتداء آن شروع كند چه از وسطش چه از آخرش. (م 576)

214- در طواف بايد به همان طورى كه همۀ مسلمين طواف مى كنند، از محاذات «حجر الأسود» بدون دقتهاى صاحبان وسوسه، شروع كنند، و در دورهاى ديگر بدون توقف دور بزنند (4) تا هفت دور تمام شود.

آيات عظام فاضل، سيستانى، خوئى، تبريزى: اين احتياط واجب نيست.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر جامه احرام، كفش و يا لباسهاى ديگر شخص طواف كننده غصبى باشد طواف باطل است.

آية اللّٰه نورى: بلكه با لباس غصبى غير ساتر نيز صحيح نيست.

آية اللّٰه نورى: از قبيل نبودن از اجزاء ميته و از اجزاء حيوان غير مأكول اللّحم و از حرير نبودن و طلابافت نبودن را بنمايند.

آيةاللّٰه فاضل: آن چه كه براى صحت طواف لازم است آن است كه شروع و ختم طواف عرفاً از مقابل حجر و محاذى آن باشد و مى تواند براى يقين به حصول اين معنا از باب مقدمۀ علميه كمى قبل از حجر نيت كند و در پايان، كمى پس از حجر ختم كند.

آية اللّٰه مكارم: يعنى توقف لازم نيست.-

آية اللّٰه زنجانى: يعنى توقف لازم نيست، هرچند اگر توقف كند اشكال ندارد مخصوصاً اگر براى استراحت باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 152

دوم- ختم نمودن هر دورى است به حجر الاسود و اين حاصل مى شود به اينكه بدون توقف، هفت دور را ختم كند و در دور هفتم به همان جا كه شروع كرده ختم (1) شود، و لازم نيست در هر دورى بايستد و باز شروع كند، و كارهاى جهّال را نبايد بكنند. (ص 231)

سوم- آنكه در طواف كردن، خانه كعبه در

طرف چپ طواف كننده واقع شود. (2) (ص 232)

215- لازم نيست در تمام حالات طواف خانه را حقيقتاً بشانۀ چپ قرار دهد، (3) بلكه اگر در موقع دور زدن به حجر اسماعيل عليه السلام خانه از طرف آية اللّٰه بهجت و اين از حيث مطاف كافى است، و از حيث طائف در ابتداء كافى است محاذات معظم بدن شخص، و تمام بدن محاذات آن احوط است، و همچنين در ختم محاذات معظم بدن يا تمام بدن با بعضى از حجر با رعايت وصول به موضع ابتدا موافق احتياط است.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: و در شوط آخراحتياطاً قدرى از حجر بگذرد وزيادى را مقدمۀ علميّه محسوب دارد.

آية اللّٰه خامنه اى: و مانعى ندارد كه از باب احتياط اندكى زودتر وارد مسير طواف شود، با اين نيت كه طواف او از مقابل حجرالأسود باشد (هم اكنون در مقابل حجرالأسود از كنار كعبه تا آخر صحن مسجدالحرام خط تيره اى كشيده شده است كه افراد مى توانند هنگام رسيدن به آن خط طواف را آغازو به همان جا ختم كنند).

آية اللّٰه زنجانى: يعنى بايد از حجر الاسود به سمت در خانه حركت كند نه به سوى ركن يمانى و قرار گرفتن خانه در سمت شانه چپ لازم نيست بلى اگر بر خلاف جهت به طرف ركن يمانى طواف نمود كافى نيست.

آية اللّٰه زنجانى: در حال طواف لازم نيست روى طواف كننده به طرف جلو و شانۀ چپ او به سمت خانۀ كعبه باشد بنابراين مى تواند در حالى كه رويش به سوى كعبه است طواف كند بلكه اگر در حال طواف عقب عقب برود يا گاهى پشت او به كعبه شود طوافش صحيح است ولى بايد

در هر حال از حجر الاسود به سمت در خانه طواف كند پس اگر ناتوانى را كه با تخت روان طواف مى دهند از طرف حجر الاسود به سمت در خانه طواف بدهند كافى است هرچند شانۀ راستش به طرف خانۀ كعبه باشد و اگر او را به سمت ركن يمانى طواف دهند كافى نيست هرچند شانۀ چپش رو به كعبه باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 153

چپ قدرى خارج شود مانع ندارد، حتى اگر خانه متمايل به پشت شود لكن دور زدن به نحو متعارف باشد اشكال ندارد. (1) (م 580)

216- اگر در موقع رسيدن به گوشه هاى خانه شانه از محاذات كعبه خارج شود هيچ اشكالى ندارد اگر بطور متعارف دور زند، حتى اگر خانه متمايل به پشت شود. (2) (م 581)

چهارم- داخل كردن حِجر اسماعيل عليه السلام است در طواف، و حجر اسماعيل محلى است كه متصل به خانۀ كعبه است، و بايد طواف كننده دور حجر اسماعيل نيز بگردد. (ص 233) آيةاللّٰه خويى، آيةاللّٰه تبريزى: خانه خدا در جميع احوال طواف بايد در طرف چپ قرار گيرد، پس اگر مقدارى اين چنين نبود آن مقدار از طواف شمرده نمى شود. آية اللّٰه تبريزى در ادامه مى فرمايند: و ميزان در قرار دادن كعبه در طرف چپ صدق عرفى است، و بهتر اين است كه دقت شود بخصوص در دو دهانۀ حجر اسماعيل و در نبشهاى خانۀ خدا كه در اين جاها بايد مواظب بود كه به چپ يا راست منحرف نگردد.

آية اللّٰه سيستانى: خانه بايد در همۀ حالات طواف در طرف چپ باشد پس اگر رو به آن كند براى بوسيدن و مانند آن يا فشار

جمعيت او را ناچار به پشت كردن يا رو كردن به آن كند آن مقدار از طواف شمرده نمى شود ولى معيار صدق عرفى است و لازم نيست در دو دهانه حجر اسماعيل و در نبشهاى خانه بدن را منحرف سازد.

آية اللّٰه مكارم: بهتر است بجاى اينگونه كارهاى غير متعارف مانند همه مسلمين طواف كند و حضور قلب داشته باشد و با خداوند راز و نياز كند.

نظر آيات عظام در اين مسأله، در مسأله قبل گذشت.

منتخب مناسك حج، ص: 154

پنجم- بودن طواف است (1) بين خانه كعبه و مقام حضرت ابراهيم عليه السلام از همه اطراف. (ص 234)

217- مراد از اينكه طواف بين كعبه و مقام باشد آن است كه ملاحظه شود مسافتى را كه ميان خانه و مقام ابراهيم عليه السلام است و در همۀ اطراف خانۀ كعبه (2) طواف كننده از آن مقدار دورتر نباشد از خانۀ كعبه (و مابين مقام و خانه چنانچه گفته اند تقريباً بيست و شش ذراع و نصف است) (3) پس در همۀ اطراف بايد همين قدر بيشتر دور نباشد. (4) (م 592) آية اللّٰه مكارم: رعايت اين شرط لازم نيست ولى بهتر است و براى كسانى كه به هر دليل نمى تواننددر طبقۀ پايين طواف كنند طواف در طبقۀ بالا مانعى ندارد.

آيةاللّٰه فاضل: ولى چنان چه ضرورت عرفى اقتضا كند، طواف در خارج از محدوده با رعايت الأقرب فالأقرب صحيح است.

آية اللّٰه نورى: اقوى اين است كه در طواف همين قدر كه «طواف دور خانه خدا» صدق كند كافى است و مراعات اينكه طواف بين خانۀ خدا و مقام ابراهيم عليه السلام است لازم نيست و مستحب است.

آية اللّٰه خويى:

به حاشيۀ مسألۀ بعد مراجعه شود.

آية اللّٰه زنجانى: يعنى در همۀ اطراف مقدار محلى كه مى توان در آن طواف كرد، همين مقداراست، بنابراين در سمت ديوار حجر محل طواف تنگ نمى شود و اين مقدار از بيرون ديوار حجر محاسبه مى گردد نه از خانۀ كعبه. و كسى كه نمى تواند در محدوده طواف كند يا اين امر براى او مشقت شديد دارد، نايب مى گيرد و اگر نمى تواند نايب بگيرد يا مشقت شديد دارد، مى تواند در فاصلۀ دورتر طواف كند و در هر حال اگر رعايت محدودۀ طواف- ولو با تأخير- براى نوع حجاج موجب مشقت شديد باشد طواف در فاصلۀ دورتر از كعبه صحيح است حتى براى كسانى كه مى توانند در محدوده طواف نمايند.

آية اللّٰه بهجت از خانه تا سنگ مخصوص است نه بناء، و موضع معروف به شاذروان داخل بيت است از جميع جوانب على الاحوط.

آية اللّٰه خويى: و لكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت بيست و شش ذراع و نيم نيز كافى باشد، خصوصاً براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن بهتر است، و از اين مسأله حكم مسألۀ بعد هم معلوم مى شود.

آية اللّٰه تبريزى: در صورت امكان بنابر احتياط طواف بايد در محدودۀ فاصلۀ بين كعبه و مقام ابراهيم عليه السلام باشد ولى در موارد ازدحام طواف در خارج اين محدوده هم كافى است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در صورت ازدحام جمعيت تا جايى كه جمعيّت طواف كننده متّصل به يكديگر مشغول طوافند، طواف در آن حدّ صحيح و مجزى است،

ومع ذلك اولى رعايت حدّ است با امكان.

آية اللّٰه سيستانى: ولى بعيد نيست كه در بيش از مقدار ذكر شده هم- هرچند كه كراهت دارد- طواف جايز باشد، خصوصاً براى كسى كه در فاصلۀ ذكر شده توانايى طواف را ندارد يا موجب حرج و مشقت زياد براى او مى شود، و در صورت توانايى رعايت احتياط اولى است و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مى شود.

آية اللّٰه خامنه اى: اقوى عدم وجوب است، و براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجدالحرام كه طواف در آن طواف كعبه صدق كند طواف مجزى است، بلى مستحب است كه اگر اضطرار و ازدحام نباشد فيمابين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد. و از اين مسأله حكم مسأله بعد نيز روشن مى شود.

آية اللّٰه بهجت لكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت- بيست و شش ذراع و نيم- نيز كافى باشد براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن متعيّن است و با تحرى اوقات خلوت نسبى و عدم تمكن از طواف در حد لازم، اقرب جواز طواف از اقرب به حد است با رعايت اختلاف اطراف در مانع. و از اينجا حكم مسأله بعدى معلوم مى شود.

آيةاللّٰه مكارم: رعايت اين امر خوب است ولى لازم نيست. و در همين جا حكم مسأله بعد روشن مى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 155

218- چون در طرف حجر اسماعيل عليه السلام محل طواف تنگ مى شود (1) آية اللّٰه فاضل: ظاهر آن است كه در طرف حجر اسماعيل عليه السلام مقدار محل طواف

ضيق نمى شود و ازحجر به مقدار بيست و شش ذراع و نيم عنوان مطاف را دارد لكن رعايت احتياط يعنى طواف در مقدار شش ذراع و نيم نيكو است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه زنجانى: در طرف حجر فاصله از ديوار حجر محاسبه مى شود.

آية اللّٰه صافى: در طرف حجر بنابر احتياط در فاصلۀ 5/ 6 ذراع طواف كنند.

منتخب مناسك حج، ص: 156

زيرا كه مقدار حجر از آن كاسته مى شود و چنانچه گفته اند تقريباً شش ذراع و نيم براى محل طواف باقى مى ماند بايد در طواف از آن جانب بيشتر از شش ذراع و نيم دور نشود. (1) (م 595)

ششم- خروج طواف كننده است ازخانه و آنچه از آن محسوب است. (ص 236)

219- در اطراف ديوار خانه يك پيش آمدگى است كه آن را «شاذروان» گويند، و آن جزء خانۀ كعبه است، و طواف كننده بايد آن را هم داخل قرار دهد. (2) (م 597)

220- دست به ديوار خانه كعبه گذاشتن (3) در آنجايى كه شاذروان است جايز است، (4) و به طواف ضرر نمى رساند گرچه احتياط مستحب (5) در ترك آن است. (م 599)

221- در حال طواف دست گذاشتن روى ديوار حجر اسماعيل عليه السلام آية اللّٰه مكارم: مانند مسألۀ سابق است.

آية اللّٰه زنجانى: به اين معنى كه اگر از روى شاذروان طواف كند آن مقدار از طوافش باطل است.

آية اللّٰه زنجانى: بلكه طواف كردن كعبه در حال بوسيدن آن.

آية اللّٰه بهجت: احوط آن است كه در اثناء طواف دست خودرا دراز نكند از طرف شاذروان به ديوارخانه به جهت استلام اركان يا غير آن و همچنين دست بر روى ديوار حجر نگذارد.

آيةالهّٰ گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: احتياط مستحب

آن است كه در حال طواف، ديوار بيت را مسح نكند و بر روى ديوار حجر اسماعيل دست نگذارد.

آية اللّٰه نورى، آية اللّٰه فاضل: بنابر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده كند.

منتخب مناسك حج، ص: 157

جايز است، (1) و بطواف ضرر نمى رساند گر چه احتياط مستحب (2) در ترك است. (م 600)

هفتم- آنكه هفت شوط يعنى هفت دفعه دور بزند نه كمتر و نه زيادتر. (م 237)

222- اگر از روى عمد، طواف كننده از اول قصد كند كمتر از هفت دور بجا آورد و يا بيشتر بجا آورد طوافش باطل (3) است اگرچه به هفت دور تمام كند، و احتياط واجب آن است كه اگر از روى ندانستن حكم بلكه از روى سهو و غفلت باشد طواف را اعاده كند. (4) (م 601)

223- اگربعد از طواف واجب كه هفت دور است بخيال آنكه يك دور نيز مستحبى جداگانه است هشت دور بجا آورد طوافش صحيح است. (م 605) آية الهّٰ فاضل: بنا بر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده كند.

آية اللّٰه بهجت به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.

آية اللّٰه نورى: جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده نمايد.

نظر آيات عظام غير از آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه سيستانى و آية اللّٰه تبريزى و آية اللّٰه مكارم كه موافق متن هستند در اين مسأله مثل مسأله قبل است.

آية اللّٰه خامنه اى، اين احتياط را متعرض نشده اند.

آية اللّٰه گلپايگانى: بنابر احتياط در هر حال طوافش باطل است.

آية اللّٰه خويى: اعاده لازم نيست.

آيات عظام تبريزى، صافى، فاضل: در صورت ندانستن مسأله و در صورت سهو و غفلت، چنانچه به هفت

دور تمام كند اعادۀ طواف لازم نيست گرچه احتياط مستحب اعادۀ آن است.

ساير آيات عظام متعرض اين مسأله نشده اند. و امّا نظر آية اللّٰه مكارم موافق متن است.

آية اللّٰه بهجت اشكال ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 158

224- در طواف واجب، قران جايز نيست (1) يعنى جايز نيست طواف واجب را با طواف ديگر دنبال هم آورد بدون آنكه بين دو طواف، نماز طواف فاصله شود، و در طواف مستحب (2) مكروه است. (م 611)

225- جايز است قطع طواف نافله را بدون عذر و اقوى كراهت قطع طواف واجب است (3) بدون عذر و به مجرد خواهش نفس، و احوط (4) قطع آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: بنا بر احتياط واجب سبب بطلان طواف مى شود.

آية اللّٰه زنجانى: يعنى جايز نيست بعد از طواف واجب بلافاصله طواف ديگرى- واجب يا غير واجب- انجام دهد، بدون آن كه بين دو طواف نماز فاصله شود و اين كار طواف را باطل مى كند بلى اعادۀ احتياطى طواف از قران خارج است و مبطل طواف نيست.

آية اللّٰه بهجت، حكم قران در طواف مستحب را متعرض نشده اند.

آية اللّٰه بهجت احوط عدم قطع طواف واجب است يعنى ترك بقيّه آن بنحويكه موالات عرفيّه فوت شود بدون عذر و بمجرّد خواهش نفس.

آية اللّٰه خويى: قطع طواف و سعى جايز نيست.

آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب قطع نكند.

آية اللّٰه سيستانى: قطع طواف واجب براى كارى ضرورى بلكه بنا بر اظهر قطع آن مطلقاً گرچه براى كارى يا ضرورتى نباشد جايز است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: طواف واجب را نبايد بدون عذر قطع كند.

آيةاللّٰه زنجانى: قطع عمدى طواف واجب درغيرمواردخاصه جايز نيست و مراد از قطع در

اين مسأله و مسائل بعدى اين است كه طواف كننده با فاصلۀ زياد انداختن يا انجام فعل كثير و مانند اينها موالات عرفيه بين اشواط طواف را از بين ببرد، موارد خاصه عبارتند از: استراحت، وضو و غسل، آب كشيدن بدن و لباس، تنگى وقت نماز واجب يا نماز وتر، نماز جماعت يا رسيدن به نماز اول وقت، برآوردن احتياج ديگرى، بيمارى، عيادت بيمار و هر كارى كه مطلوب شارع مقدس بوده و وقت آن مى گذرد مانند تطهير مسجد، تشييع جنازۀ مؤمن. در تمام مواردى كه طواف را رها مى كند اگر موالات از بين نرفته بايد آن را تكميل كند و اگر از بين رفته به وظيفۀ قطع طواف كه در مسائل آينده مى آيد رفتار نمايد.

آية اللّٰه خامنه اى: قطع طواف مانع ندارد اگرچه احتياط مستحب قطع نكردن طواف واجب است به نحوى كه موالات عرفيه بهم بخورد.

آية اللّٰه فاضل: احتياط مستحب آن است كه قطع نكند.

آية اللّٰه تبريزى، موافق متن هستند.

ساير آيات عظام متعرض اين حكم نشده اند.

منتخب مناسك حج، ص: 159

نكردن آن است، به اين معنى كه قطع نكند بطورى كه ترك بقيه را كند تا موالات عرفيه بهم بخورد. (م 615)

226- اگر بدون عذر طواف را قطع كرد احوط (1) آن است كه اگر چهار دور بجا آورده باشد طواف را تمام كند و بعد اعاده آية اللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: اقوى آن است كه در اين صورت اگر چهار دور بجا آورده باشدطواف را تمام كند و بعد احتياطاً اعاده كند.

________________________________________

خمينى، سيد روح اللّٰه موسوى، منتخب مناسك حج، در يك جلد، نشر مشعر، قم - ايران، دوم، 1426 ه ق

منتخب مناسك حج؛ ص:

159

آية اللّٰه بهجت احوط بلكه اقوى استيناف آن است هر چند كه چهار شوط بجا آورده باشد.

آية اللّٰه تبريزى: هرگاه طواف كننده پيش از تجاوز از نصف طواف، بدون عذر از مطاف خارج شود، اگر موالات عرفيه از او فوت شود طوافش باطل و اعاده اش لازم است، و چنانچه موالات فوت نشود يا خروجش بعد از تجاوز نصف باشد، احتياط اين است كه آن طواف را تمام نموده سپس اعاده كند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: هرگاه طواف كننده پيش از تجاوز از نصف طواف بدون عذر از مطاف خارج شود، اگر موالات عرفيه از او فوت شود طوافش باطل و اعاده اش لازم است و چنانچه موالات فوت نشود يا خروجش بعد از تجاوز نصف باشد، احتياط اين است كه آن طواف را تمام نموده سپس اعاده كند.

آية اللّٰه سيستانى: اگر طواف كننده در طواف واجب بى دليل طواف خود را قطع كرد به اين معنى كه از مطاف خارج شود و مشغول به كارى شود كه عرفاً صدق كند طوافش را قطع كرده است پس اگر قبل از تمام نمودن شوط چهارم باشد، طواف باطل است و بايد آن را دوباره انجام دهد، و اگر بعد از آن باشد، اگر فوت موالات شود، از سر مى گيرد.

آية اللّٰه زنجانى: اگر در غير مواردى كه در حاشيۀ مسألۀ قبل ذكر شد طواف را قطع كرد بايد طواف را از سر بگيرد و احتياط مستحب در آن است كه اگر قطع طواف بعد از نيمۀ شوط چهارم بود، قبل از اعاده، طواف قبلى را تكميل كرده نماز آن را بخواند.

منتخب مناسك حج، ص: 160

كند، (1) و اين

در صورتى است كه منافى بجا آورده باشد حتى مثل زياد فاصله دادن كه موالات عرفيه بهم بخورد. (م 616)

227- اگر طواف را قطع كند و منافى بجا نياورده باشد اگر برگردد و تمام كند طواف صحيح است. (م 617)

228- اگر در بين طواف عذرى براى اتمام آن پيدا شد (2) مثل مرض يا حيض يا حدث بى اختيار (3) پس اگر بعد از تمام شدن چهار آية اللّٰه فاضل: اعاده مستحب است.

آية الهّٰ زنجانى: قطع طواف واجب به جهت عذر چند صورت دارد: 1- قطع طواف به خاطرحدث اصغر يا اكبر- جنابت و حيض- حكم آن در مسألۀ 203 گذشت. 2- قطع طواف به خاطر عروض بيمارى در اثناء طواف: اگر قبل از نصف (/ 5/ 3 شوط) قطع كرده، بايد خودش و اگر نمى تواند نايبش آن را از سر بگيرد، و اگر بعد از اتمام شوط چهارم قطع كرده بايد بدون تأخير براى تكميل آن نايب بگيرد و كافى است والا طوافش باطل مى شود و بايد آن را از سر بگيرد و اگر فيمابين نيمه و پايان شوط چهارم بود بايد هم بدون تأخير براى تكميل آن نايب بگيرد و همچنين خودش- و اگر نمى تواند نايبش- يك طواف كامل بجا آورد. 3 قطع طواف براى استراحت يا تطهير بدن و لباس يا مسجد يا تنگى وقت نماز واجب يا رسيدن به نماز اول وقت يا شركت در نماز جماعت، در تمام اين موارد پس از رفع عذر طواف قبلى را- هر چند كمتر از نصف باشد- تكميل مى كند. 4- قطع طواف به جهت موانع خارجى مانند نظافت مسجد و تشكيل صفوف جماعت، حكم آن

در حاشيۀ مسألۀ 243 خواهد آمد.

در تمام صورت هاى چهار گانه اگر به جهت ندانستن حكم، طواف را از سر بگيرد طوافش صحيح است (برخى صورت هاى ديگر براى قطع طواف هست كه بايد به مناسك ايشان مراجعه شود.)

آية اللّٰه خامنه اى: اگر در اثناء طواف حدث اصغر از او سر زند در صورتى كه پيش از رسيدن به نيمۀ شوط چهارم (يعنى نرسيده به محاذى ركن سوم كعبه) باشد طواف را رها كند و پس از وضو گرفتن طواف را از اول اعاده نمايد و اگر فيمابين نيمۀ شوط چهارم و آخر شوط چهارم باشد طواف را رها كند و پس از وضو گرفتن يك طواف كامل به قصد مافى الذمه انجام دهد، و اگر پس از اتمام شوط چهارم باشد طواف را رها كند و پس از وضو سه شوط ديگر انجام دهد و در هر صورت مى تواند آن طواف را رها نموده و از نو طواف كند، و حكم حدث اكبر ذيل مسألۀ 203 گذشت.

منتخب مناسك حج، ص: 161

دور بوده بعد از رفع عذر برگردد و از همانجا تمام كند و اگر قبل از آن بوده (1) طواف را اعاده كند، و احتياط مستحب در فرض اول در غير حيض (2) آن است كه اتمام كند و اعاده نمايد. (3) (م 618) آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: پس اگر به نصف نرسيده اعاده كند و اگر در فاصله بين 5/ 3 وچهار بوده احتياط به اتمام و اعاده طواف است.

آية اللّٰه فاضل: اگر از نصف تجاوز نكرده عذر پيدا شد طواف را اعاده كند و اگر از نصف گذشته و دور چهارم را تمام نكرده

است احتياط واجب آن است كه طواف را تمام كند و اعاده نمايد.

آية اللّٰه صانعى: و حدث.

نظر آيات عظام در بحث حدث اصغر و جنابت در مسأله 202 و 203 گذشت و راجع به حيض به مناسك محشّى رجوع شود.

و امّا در مورد مرض:

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: در اين فرض اگر ناچار به قطع طواف شد و از مطاف خارج گرديد چنانچه قبل از تمامى شوط چهارم باشد، طوافش باطل و اعاده اش لازم است و چنانچه بعد از آن بوده احتياط اين است كه براى باقيمانده نايب بگيرد و شخصاً بعد از زوال عذر احتياطاً باقيمانده را بجا آورده و طواف را اعاده نمايد.

آية اللّٰه سيستانى، نظر ايشان مطابق با متن است ولى اضافه فرموده اند: اين در طواف واجب بود و امّا در طواف مستحبى از هرجا كه قطع كند مادامى كه موالات عرفى فوت نشده است مى تواند برگردد و تمام نمايد و همچنين در مورد عذر علاوه بر مرض قضاى حاجتى براى خود يا برادر دينى ذكر فرموده اند.

آية اللّٰه بهجت هرگاه طواف كننده به علّت عذر ناچار طواف خود را قطع نمود و از مطاف بيرون رفت، چنانچه قبل از تمامى شوط چهارم باشد طوافش باطل و اعاده اش لازم است، و چنانچه بعد از آن بوده اگر قادر بر اتمام نباشد احوط آن است كه صبر كند تا وقت آن طواف تنگ شود اگر قادر نشد او را دوش مى گيرند و طواف مى دهند و اگر ممكن نباشد نايب از براى او مى گيرند در اتمام.

منتخب مناسك حج، ص: 162

229- جايز است بلكه مستحب است قطع كند طواف را براى رسيدن به نماز

جماعت يا رسيدن به وقت فضيلت نماز واجب، و از هر جا قطع كرد از همانجا بعد از نماز اتمام كند، (1) و احتياط آن است كه اگر بعد از چهار دور رها كرد از همان جا طواف را تمام كند والا اعاده كند، و سزاوار نيست اين احتياط ترك شود. (2) (م 621)

230- اگر بعد از تمام شدن طواف و انصراف از آن شك كند كه آيا طواف را زيادتر از هفت دور بجا آورده يا نه يا شك كند كمتر بجا آورده يا نه اعتناء نكند (3) و طوافش صحيح است، لكن در صورت دوم خالى از اشكال نيست (4) و احتياط ترك نشود. (5) (م 622) آية اللّٰه بهجت اگر موالات عرفيه بهم نخورد و اگر بهم بخورد و قبل از اكمال شوط چهارم باشداحتياط مراعات شود با اكمال آن طواف و اعاده آن.

آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط مستحب طواف را بعد از طواف اول و نماز آن اعاده كند.

آية اللّٰه مكارم: اين احتياط واجب نيست.

آية اللّٰه زنجانى: اتمام طواف قبلى در هر صورت كافى است- هرچند قبل از نصف باشد يا از مطاف خارج شده باشد- و رعايت اين احتياط مستحب است.

آية اللّٰه زنجانى: اگر احتمال بدهد هنگام طواف نسبت به رعايت عدد اشواط، التفات داشته است، درهيچ يك از دو صورت اعتنا به شكّش نكند والّا در صورت استمرار شك طوافش باطل است.

آية اللّٰه فاضل: اين اشكال در صورت عدم انصراف از طواف است امّا اگر شك بعد از انصراف و دخول در نماز طواف باشد اعتنا نكند و طواف او صحيح است بلكه ظاهراً به محض انصراف هم طواف

محكوم به صحّت است و لازم نيست اعتنا كند.

آية اللّٰه بهجت هرگاه بعد از فراغ از طواف شك نمايد كه آيا طوافم هفت شوط يا كمتر يا بيشتر بوده، اعتنا به شك ننمايد، مانند كسى كه بعد از شروع به نماز طواف چنين شكى بكند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: در صورت دوم طواف باطل است مگر اينكه بعد از دخول در نماز طواف شك بكند كه به شكش اعتنا نمى كند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: احتياط واجب نيست.

آية اللّٰه سيستانى: اگر در عدد شوطها يا در صحت آنها بعد از تمامى طواف يا بعد از تجاوز از محل شك كند نبايد به شك اعتنا نمايد مثلًا پس از فوت موالات يا بعد از وارد شدن در نماز طواف شك نمايد.

منتخب مناسك حج، ص: 163

231- اگر بعد از طواف شك كند كه صحيح بجا آورده آن را يا نه، مثلًا احتمال بدهد كه ازطرف راست طواف كرده يا محدث بوده يا از داخل حجر اسماعيل عليه السلام طواف كرده (1) اعتنا نكند، و طوافش صحيح است اگرچه باز در محل طواف باشد و از آنجا منصرف نشده يا مشغول كارهاى ديگر نشده باشد، در صورتى كه هفت دور بودن معلوم باشد بى زياده و نقيصه. (م 623)

232- اگر در آخر دور كه به حجر الاسود ختم شد شك كند (2) كه هفت دور زده يا هشت دور يا زيادتر، اعتناء به شك نكند و طوافش صحيح است. (م 624)

233- اگر قبل از رسيدن به حجر الاسود و تمام شدن دور شك كند كه آنچه را دور مى زند دور هفتم است يا هشتم طوافش باطل است.

(3) (م 625) آية اللّٰه زنجانى: اگر احتمال بدهد هنگام طواف نسبت به رعايت شرايط طواف توجه داشته اعتنانكند و همچنين است حكم مسألۀ بعد.

آية اللّٰه بهجت حكم شك بعد از تمام شدن طواف در مسأله 230 گذشت.

آية اللّٰه بهجت احوط بطلان طواف است.

آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه مكارم: آن دور را تمام كند و طوافش صحيح است.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: ظاهر اين است كه طوافش باطل است و احتياط مستحب اين است كه به قصد رجاء تمام و پس از نماز طواف آن را اعاده نمايد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: لكن احوط اتيان نماز طواف و اعاده طواف و نماز است.

آية اللّٰه زنجانى: شك در اشواط طواف در صورتى طواف را باطل مى كند كه استمرار داشته و در اثناء يا بعد از آن به اطمينان مبدل نشود و از اينجا حكم مسأله بعد نيز معلوم مى گردد.

منتخب مناسك حج، ص: 164

234- اگر در آخر دور يا اثناء آن شك كند ميان شش و هفت و هرچه پاى نقيصه در كار است، طواف او باطل است. (1) (م 626)

235- اگر در طواف مستحب شك كند در عدد دورها، بنابر اقل گذارد، و طوافش صحيح است. (م 627)

236- شخص كثير الشك در عدد دورها (2) اعتناء به شكش نكند (3) و احتياط آن است كه كسى را وادار كند كه عدد را حفظ كند. (م 628) آية اللّٰه بهجت بطلان طواف او و لزوم استيناف خالى از قوت نيست با آنكه فى الجمله احوط است. و احوط از آن بنا بر اقلّ بگذارد و اتمام و بعد از آن اعاده طواف نمايد.

آية اللّٰه سيستانى:

اگر شك در نقيصه در غير 6 و 7 باشد، طوافش باطل است. و اگر شك در پايان شوط بين 6 و 7 باشد، بنابر احتياط واجب طواف را اعاده كند ولى اگر در اين صورت بنابر 6 گذاشت و از روى جهل به مسأله طواف را تمام كرد و متوجّه مسأله نشد تا وقت اعاده گذشت طوافش صحيح است و اگر شك در زياده و نقصان باشد مثل اينكه شك كند بين 6 و 7 و 8 و يا شك بين 6 و 8 طوافش باطل است.

آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه زنجانى: بنابر اقل گذاشته طواف را تمام كند و سپس دوباره اعاده نمايد البته مى تواند به شمارش ديگرى اكتفا كند هرچند از گفتۀ او اطمينان پيدا نكند. ولى اگر به حدّ وسواس برسد، اعتنا نكند.

آية اللّٰه مكارم: و بنا را بر آنچه به نفع اوست بگذارد.

آية اللّٰه خويى: كثيرالشك در طواف تا به حدّ وسواس نرسد بايد به شكش اعتناء كند.

آية اللّٰه بهجت كثير الشكّ در طواف مثل كثير الشك در نماز است و همان وظيفه را دارد.

آية اللّٰه سيستانى: كثيرالشك در طواف نبايد به شكش اعتنا كند چنانچه در نماز نبايد اعتنا كند.

منتخب مناسك حج، ص: 165

237- اگر كسى مريض يا طفلى را حمل كند و طواف دهد و خودش نيز قصد طواف كند طواف هر دو صحيح است. (1) (م 633)

238- واجب نيست در حال طواف روى طواف كننده طرف جلو باشد بلكه جايز است به يمين و يسار نگاه كند و صفحۀ صورت را برگرداند بلكه به عقب نگاه كند، (2) و مى تواند طواف را رها كند و

خانه را ببوسد و برگردد از همانجا اتمام كند. (3) (م 635)

239- جايز است در بين طواف براى رفع خستگى و استراحت بنشيند يا دراز بكشد و بعد از همانجا اتمام كند، (4) ولى نبايد آنقدر طول دهد كه موالات عرفيه بهم بخورد، و اگر آن قدر نشست (5) احتياط آن است آية اللّٰه زنجانى: هرچند شانۀ چپ آنها رو به كعبه نباشد.

آية اللّٰه سيستانى: احتياط واجب آن است كه به حدّى رو نگرداند كه بتواند مقدارى از پشت سر رانگاه كند.

آية اللّٰه بهجت متعرّض نگاه كردن به عقب نشده اند.

آية اللّٰه زنجانى: بلكه مى تواند رو به كعبه يا در حال بوسيدن كعبه طواف نمايد همچنان كه اگر در همان مسير طواف كنندگان عقب عقب طواف كند، طوافش صحيح است.

آية اللّٰه زنجانى: و در اين حكم فرقى نيست بين اين كه قبل از نصف طواف باشد يا بعد از آن، ازمطاف خارج شده باشد يا نه، استراحت باعث فوت موالات گردد يا خير.

آية اللّٰه بهجت اگر در موردى است كه عذر صدق نمى كند حكم آن در مسأله 228 و 229 گذشت، و بافرض تحقّق عذر از ادامه، قبل از اكمال شوط چهارم، در حدّى كه موالات عرفيه بهم نخورد مانعى ندارد و اگر بهم بخورد احتياط مراعات شود به اكمال آن طواف و اعاده آن، و بعد از شوط چهارم مطلقاً مانعى ندارد.

آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: در اين صورت طوافش باطل است، و لازم است از نو شروع كند.

آية اللّٰه فاضل: كه موالات عرفيه بهم خورد.

آية اللّٰه مكارم: احتياط به اتمام لازم نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 166

كه اتمام كند و اعاده نمايد. (1) (م

636)

240- هرگاه در طواف خانه خدا مثلًا در چند قدم از طواف اشكالى پيش آمد مثل اينكه او را بى اختيار بردند، (2) همان چند قدم را بايد از سر بگيرد و اگر از حجرالاسود به قصد طواف شروع كند، اشكال دارد. (3) (م 639)

241- اگر در طواف بى اختيار او را ببرند، اعاده آن مقدار لازم (4) است و بايد طواف را صحيح انجام دهد و خودش به اختيار طواف كند و چنانچه آية اللّٰه خامنه اى: ولى اگر بعد از نصف دور چهارم باشد مى توان به اتمام همان طواف اكتفا نمود.

آية اللّٰه زنجانى: بايد از محل اشكال تا هفت شوط را تكميل نمايد و اگر بعد از طواف متوجه شده بايديك شوط كامل طواف كند تا طوافش كامل شود و در هر صورت اگر به جهت ندانستن مسأله طواف جديدى بجا آورد، صحيح است.

آية اللّٰه خامنه اى و آية اللّٰه مكارم: سابقاً گفته شد، از اوّل نيّت مى كند كه خود را در وسط جمعيّت قرار دهد و طواف كند هرچنداو را ببرند، بنابراين اعاده لازم نيست.

آية اللّٰه بهجت اگر بتواند برگردد و از همانجا طوافش را ادامه دهد بايد اين كار را بكند و گرنه بدون نيّت دور ميزند تا به محلّى كه بدون اختيار برده شده برسد تا از همانجا به طواف ادامه دهد.

آية اللّٰه سيستانى، آيةاللّٰه فاضل: اگر به طور كلى از حالت اختيار خارج نشود، يعنى بتواند بايستد يا از مطاف خارج شود، طوافش صحيح است و اگر به طور كلى از اختيا خارج شود، اگر نتواند برگردد و جبران كند مى تواند بدون قصد طواف تا حجرالاسود برود و آن دور را از سربگيرد.

آية اللّٰه خويى،

آية اللّٰه تبريزى: ولى چنانكه سابقاً گفته شد، مجرّد بردن جمعيت موجب بطلان نمى شود مادامى كه ساير شرايط موجود باشد.

آيات عظام خامنه اى، تبريزى، مكارم: مانند مسأله سابق است.

منتخب مناسك حج، ص: 167

ممكن نيست بايد در وقت خلوت طواف نمايد (1) ولى بايد دانست كه منظور از بى اختيار شدن اين نيست كه در اثر فشار جمعيت تندتر برود (2) بلكه در اين صورت اگر قدمها را به اختيار خود برمى دارد ضرر ندارد و طوافش صحيح است. (م 640)

242- اگر در حال طواف در اثر فشار و ازدحام جمعيت (3) پشت به (4) خانه شود و قسمتى از طواف به اين صورت انجام گيرد (5) يا در اثر فشار جمعيت، شخص را مقدارى جلو ببرند بايد مقدارى از طواف كه پشت به خانه يا بدون اختيار بوده، اعاده شود و اگر نمى تواند برگردد با جمعيت بدون قصد طواف برود تا بجايى كه بايد از آنجا طواف را اعاده كند برسد و از آنجا تدارك نمايد. (6) (م 641) آية اللّٰه فاضل: و اگر وقت خلوت پيدا نكند و اعاده نيز مستلزم عسر و حرج باشد به همين مقدار اكتفاكند، و طواف در اين فرض صحيح است.

آية اللّٰه زنجانى: بلكه همين مقدار كه دربارۀ او گفته شود: «اين شخص طواف مى كند» كافى است وچنانچه دربارۀ او گفته شود «او طواف نمى كند بلكه او را طواف مى دهند» بايد اين مقدار از طواف را به تفصيلى كه در متن مسألۀ بعد گفته شده اعاده كند.

آية اللّٰه زنجانى: مقدارى از طواف را پشت به خانه شود به طواف او ضررى نمى رسد و اگر فشارجمعيت شخص را جلو براند به طورى

كه نتوانيم دربارۀ او بگوييم: «اين شخص طواف مى كند» بايد به تفصيلى كه در اين مسأله آمده است، رفتار كند.

آية اللّٰه مكارم: در مورد فشار جمعيّت مثل مسألۀ سابق است، اما اگر پشت به خانه شود بايد آن مقدار را اعاده كند.

آية اللّٰه نورى: بايد مقدارى از طواف كه پشت به خانه بوده اعاده شود.

آية اللّٰه سيستانى: چنانچه فشار جمعيت به حدى باشد كه به طور كلى حالت اختيار را از او سلب نمايد بايد آن قسمت را اعاده نمايد و همان گونه كه گذشت مى تواند بدون قصد طواف تا حجرالاسود برود و آن شوط را اعاده كند و نمى تواند بدون قصد طواف برود تاجايى كه طوافش نادرست بوده است و از آنجا اعاده نمايد.

آيةاللّٰه فاضل: همان گونه كه گذشت مى تواند بدون قصد طواف تا حجرالأسود برود و آن شوط را اعاده كند.

منتخب مناسك حج، ص: 168

243- اگر در اثناء طواف يا سعى نماز جماعت برقرار شد و شخص از ادامۀ طواف معذور شد (1) اگر بعد از شوط چهارم (2) طواف يا سعى قطع شده، (3) از همان جايى كه قطع شده طواف يا سعى را تمام كند، (4) و اگر قبل از آية اللّٰه زنجانى: اگر در نماز جماعت شركت كند، پس از آن طواف و سعى را از همان جا كه رها كرده تكميل مى كند هر چند قبل از نصف باشد و اگر شركت نكند ولى تشكيل صفوف جماعت مانع ادامۀ طواف او شود اگر بعد از پايان شوط چهارم است طواف قبلى را اتمام مى كند مگر بيش از زمان نايب گرفتن افراد بيمار فاصله شود كه در اين صورت طواف را اعاده

مى كند و اگر قبل از نيمۀ شوط چهارم بوده طواف را اعاده مى كند مگر به مقدار استراحت افراد ضعيف فاصله شود كه بايد آن را تكميل كند و در بين سه و نيم و چهار شوط طواف قبلى را اتمام و سپس اعاده مى كند و اين تفصيل حكم تمام مواردى است كه به جهت موانع خارجى مانند نظافت مسجد طواف واجب قطع مى گردد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اگر موالات فوت شود طواف باطل است و اعاده لازم است.

آية اللّٰه خامنه اى: اگر در حين طواف واجب براى نماز يوميه، طواف را قطع كند در صورتى كه اقلًانيمى از طواف يعنى سه شوط و نيم را انجام داده است بايد از همان جا كه قطع شده طواف را ادامه دهد و اگر كمتر از سه شوط و نيم طواف كرده است، اگر فاصله طويل شود، احتياط آن است كه طواف را از سر بگيرد و اگر فاصله طويل نشده، بعيد نيست كه اين احتياط واجب نباشد، اگرچه به هرحال مستحسن است و در احكام مذكوره فرقى ميان نماز جماعت و فرادا و سعۀ وقت يا ضيق آن نيست.

آية اللّٰه بهجت در طواف اگر موالات عرفيه بهم نخورد اشكالى ندارد و اگر بهم بخورد و قبل از اكمال شوط چهارم باشد احتياط مراعات شود با اكمال آن طواف و اعاده آن، ولى در سعى چون موالات معتبر نيست با فرض عذر كه مورد سؤال است مانعى ندارد.

آية اللّٰه تبريزى: حكم قطع طواف در صورتى كه در اثناء طواف نماز جماعت اقامه شود گذشت، و اما نسبت به سعى، احوط در هر دو صورت اتمام و اعاده است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية

اللّٰه صافى: و اگر بعد از سه شوط و نيم و قبل از چهار بوده احتياط اين است كه طواف را تمام كند و نماز آنرا بخواند و طواف و نماز را اعاده نمايد و اگر قبل از نصف بوده، طواف را اعاده كند.

منتخب مناسك حج، ص: 169

شوط چهارم طواف بوده (1) و فصل طويل شده طواف را از سر بگيرد، (2) هرچند احتياط آن است كه طواف را اتمام و پس از خواندن نماز آن، طواف را اعاده كند و نماز طواف ديگرى بخواند، و در سعى نيز احتياط در اتمام و اعاده است. (س 646) آية اللّٰه سيستانى: اگر در نماز جماعت شركت كند پس از نماز از همانجا كه قطع شده است ادامه دهد چه در طواف باشد چه در سعى و احتياط مستحب اتمام و اعاده است و اگر شركت نكند پس اگر قبل از پايان شوط چهارم باشد وفوت موالات عرفى نشده باشد از همانجا كه قطع شده است ادامه دهد و اگر موالات فوت شده است از سر بگيرد و اگر بعد از پايان شوط چهارم باشد در هر حال اتمام آن كافى است و در سعى اگر موالات از بين برود به احتياط واجب بايد سعى را تمام و اعاده كند.

آيةاللّٰه فاضل: در تمام صور مى تواند طواف يا سعى را از سر بگيرد و صحيح است، اما اگر بخواهد احتياط كند، اگر طواف قبل از سه دور و نيم قطع شده باشد و فاصله زياد شده، بايد طواف را از سر بگيرد و اگر بعد از نصف و قبل از تمام شدن دور چهارم طواف قطع شده و

فاصله زياد شده است، بايد طواف را تمام كند و بعد از نماز آن دو مرتبه نماز و طواف آن را اعاده كند و اگر بعد از دور چهارم قطع شده طواف را تمام كند.

آية اللّٰه نورى: طواف را از سر بگيرد و در سعى نيز اگر بعد مرتبه چهارم است بعد از قطع كردن سعى و خواندن نماز از همانجا كه قطع كرده بود سعى را به آخر برساند و اگر قبل از مرتبۀ چهارم است سعى را از سر بگيرد.

آية اللّٰه فاضل: اگر طواف قبل از سه دور و نيم قطع شده و فصل طويل شده طواف را از سر بگيرد، امّا اگر بعد از نصف و قبل از تمام شدن دور چهارم بوده و فاصله هم شده احتياطاً بايد طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و بعد طواف و نماز را اعاده كند و سعى را اگر بعد از دور چهارم قطع شده تمام كند. ولى اگر قبل از دور چهارم قطع شده و فاصله هم زياد شده بنابر احتياط لازم اعاده كند.

منتخب مناسك حج، ص: 170

244- كسانى كه در طواف بعد از انجام مقدارى از آن، آنرا رها مى كنند و بلافاصله از نو شروع مى كنند (1) طواف آنها اشكال دارد (2) و اگر بعد از شوط چهارم طواف بوده بايد آن را اتمام كند و نماز بخوانند و دو مرتبه طواف و نماز آن را اعاده نمايند و اگر قبل از شوط چهارم بوده با فرض به هم خوردن موالات عرفيّه در طواف اوّل ولو به وسيلۀ طواف دوّم مجدّداً طواف را اعاده كند وكفايت مى كند و چنانچه

در سعى آن را رها كند و از نو شروع كند در هر صورت احتياط در اتمام و اعاده است. (س 657)

245- اگر مأمورين نظافت مسجدالحرام با دست به دست دادن و توسعۀ آن شخص را از مطاف خارج كنند، به همين مقدار ضرورت آية اللّٰه زنجانى: اگر از روى جهل به مسأله باشد، طوافشان صحيح است والا بايد بعد ازپايان طواف جديد و نماز آن، يك طواف كامل بجا آورند و در اين تفصيل فرقى نيست كه در اثناء طواف جديد متوجه حكم مسأله شوند يا بعد از آن، بلى در صورتى كه طواف را از سر گرفته اند و هنوز موالات طواف قبلى از بين نرفته است بايد طواف اول را تكميل كنند. حكم سعى نيز مانند طواف است.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: طواف آن ها اشكال ندارد و اگر بعد از دور چهارم بوده، طواف قبل را اتمام كند.

آية اللّٰه سيستانى: مگر اينكه جاهل قاصر باشد.

آية اللّٰه مكارم: اشكال ندارد.

آية اللّٰه فاضل: اشكال ندارد و صحيح است.

آية اللّٰه تبريزى: در هر دو صورت اگر يك طواف كامل به نيّت وظيفۀ فعليّه اعم از تمام و اتمام بجاآورد كافى است.

آيةاللّٰه خويى، آيةاللّٰه تبريزى: در صورت اعتقاد به جواز از سر گرفتن طواف، عمل مزبور مجزى است.

آية اللّٰه سيستانى: تفصيل آن در مسأله 226 گذشت.

منتخب مناسك حج، ص: 171

حاصل نمى شود و اگر امكان دارد كه در حدّ طواف كند بايد صبر كند و در حدّ طواف نمايد و در اين صورت طواف در خارج حدّ صحيح نيست. (1) (س 666)

246- كسى كه سال خمسى براى خود قرار نداده است اگر پول او از در آمد كسب

و حقوق است و معلوم نيست كه ربح بين سال است بدون تخميس حكم غصب را دارد كه اگر با همان پول احرامى تهيّه يا قربانى كند طواف با آن احرامى و قربانى مزبور صحيح نيست. (2) (س 667) آية اللّٰه خامنه اى، آية اللّٰه مكارم: طواف حدّ معيّنى ندارد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بلكه طواف صحيح است.

آية اللّٰه فاضل: افرادى كه به طريق مذكور عمل كرده اند طواف و نماز را بايد اعاده كرده و مستحب است كه سعى و تقصير را اعاده كند و اگر كيفيت مذكور در طواف نساء واقع شده زن بر آنها حلال نشده است.

آية اللّٰه بهجت مى تواند در كنارى قرار بگيرد تا بعد از تمام شدن كار آنها از آنجا كه طوافش را قطع كرده بود به طوافش ادامه بدهد و صحيح است.

آية اللّٰه سيستانى: بعيد نيست كه در بيشتر از مقدار ذكر شده [فاصله بين مقام ابراهيم و كعبه] هر چند كراهت دارد، طواف جايز باشد.

آية اللّٰه زنجانى: پس اگر موالات طواف قبلى از بين نرفته آن را تكميل مى كند وگرنه به تفصيلى كه در حاشيۀ مسألۀ 243 ذكر شد بايد عمل نمايد.

آية اللّٰه سيستانى: در فرضى كه خمس واجب باشد اگر همانطور كه متعارف است به ذمّه خريدارى كرده باشد اشكال ندارد.

آية اللّٰه نورى: و بايد خودش آنها را انجام بدهد و اگر چون مراجعت كرده قدرت ندارد بايد براى انجام طواف و نماز طواف و قربانى نايب بگيرد.

آيات عظام خويى، تبريزى، صافى، بهجت: ولكن اگر همانطور كه متعارف است به ذمّه خريدارى كرده باشد، حجّش صحيح است.

آيةاللّٰه فاضل: ولى در همين فرض چنان چه بداند پول از درآمد

همان سال است و در همان سال خرج مى شود، خمس واجب نيست.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر با عين پول خمس نداده لباس احرام بخرد اشكال دارد.

آية اللّٰه زنجانى: كسى كه به مقدارى از اموالش خمس تعلق گرفته، تا خمس آن را نداده نبايد در آن اموال تصرف كند. و همچنين اگر مال متعلق خمس، با اموال ديگرى مشتبه شود و همۀ آن ها محل ابتلاء او باشد، و در هر دو صورت اگر آن را در راه حج صرف كرد يا لباس احرام يا قربانى خريد، معصيت كرده، لكن معامله و اعمال بعدى او صحيح است، هرچند احتياط مستحب مؤكّد در آن است كه در فرض عدم عذر به طواف و نماز و سعى در آن اكتفا نكند.

منتخب مناسك حج، ص: 172

247- اگر با پول خمس نداده لباس احرام بخرد و با آن محرم شود و طواف و نماز بجاآورد چنانچه از روى علم و عمد نبوده اصل عمره و حجّ او صحيح است ولى در صورتى كه جاهل مقصّر باشد (1) بايد طواف و نماز را اعاده كند. (2) (س 668)

248- اگر با پولى كه معلوم نيست متعلّق خمس است يا نه لباس احرام بخرد (3) لازم نيست خمس بدهد و طواف با آن صحيح است هر چند آية اللّٰه زنجانى: در اين صورت نيز مانند بقيۀ صورت هايى كه معذور نمى باشد. احتياط مستحب مؤكّد در اعادۀ طواف و نماز و سعى است.

مراجعه به مسأله قبل شود.

آيةاللّٰه صافى: اگر با عين پول خمس نداده باشد، حكم مطابق با متن است و اگر به صورت كلّى خريده و بعد پول را داده اشكال ندارد.

آية اللّٰه بهجت

اگر قصد قربت از او محقق نشده است.

آية اللّٰه فاضل: و مستحب است سعى و تقصير را اعاده كند.

آية اللّٰه زنجانى: چنانچه سابقۀ تعلق خمس نداشته و همچنين با اموال متعلق خمس مشتبه نشده باشد، لازم نيست خمس آن را بدهد.

منتخب مناسك حج، ص: 173

احتياط مطلوب است. (1) (س 669)

249- ياوضع فعلى كه غالباً در مطاف و نزديك مقام ازدحام است اگر مى توانند ولو دروقت خلوت در مطاف طواف كنند بايد (2) در حدّ آن طواف كنند (3) و نماز خواندن در مكان دور در مورد ضرورت مانع ندارد. (4) (س 658)

250- اگر قبل از حجر الاسود طواف را شروع كند طوافش باطل است. (5) (س 680) آية اللّٰه تبريزى: اگر احتمال مى دهد از ربحى مى خرد كه سال بر آن نگذشته اشكال ندارد.

آية اللّٰه سيستانى: اگر احتمال مى دهد خمس به آن متعلق باشد به احتياط واجب بايد با حاكم شرع به نسبت احتمال مصالحه كند ولى طواف با فرض خريد بنحو كلى فى الذمه صحيح است.

آية اللّٰه خويى: صور مسأله مختلف است و احتياط به مصالحه با حاكم شرع ترك نشود.

آية اللّٰه نورى: در مطاف رعايت حدّ معيّنى لازم نيست همينقدر كه صدق طواف دور خانۀ كعبه بكندكافى است هر چند هر قدر بخانۀ خدا نزديگتر انجام بگيرد اولى است.

آية اللّٰه مكارم: طواف حدّ معيّنى ندارد.

آيةاللّٰه فاضل: ولى چنان چه ضرورت عرفى اقتضا كند، انجام طواف در خارج از حد با رعايت الأقرب فالأقرب مانعى ندارد و صبر كردن و تأخير انداختن لازم نيست.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: به حاشيۀ مسألۀ 217 مراجعه شود.

آية اللّٰه زنجانى: و اگر نمى توانند يا مشقت شديد دارد، براى طواف در محدودۀ مقام

نايب مى گيرند و اگر نمى توانند نايب بگيرند يا مشقت شديد دارد، مى توانند در فاصلۀ دورتر طواف كنند و در هر حال اگر طواف در محدودۀ مقام- ولو با تأخير- براى نوع حجاج مشقت شديد داشته باشد طواف در فاصلۀ دورتر مانع ندارد حتى براى كسانى كه مى توانند در محدوده طواف كنند و در صورت ازدحام مى توان نماز طواف واجب را با فاصله از مقام خواند لكن بايد پشت مقام بايستد به طورى كه از نظر عرفى رو به مقام و كعبه باشد.

آية اللّٰه بهجت براى مسأله نماز به مسأله 280 و قبل از آن مراجعه شود.

آية اللّٰه بهجت اگر كمبود طواف يعنى از موضع شروعش تا حجرالاسود را جبران كند طوافش- صحيح است.

منتخب مناسك حج، ص: 174

251- قطع طواف بدون عذر مانع ندارد (1) ولى قبل از فوات موالات نمى توان آن را از سرگرفت (2) و بعد از فوت موالات قبل از شوط چهارم طواف را اعاده كند و بعد از شوط چهارم احتياط در اتمام و اعاده است. (3) (س 684)

252- چنانچه شخصى در اثناء طواف به خاطر بوسيدن و لمس بيت اللّٰه الحرام از مسير خود منحرف شود اگر ملتفت (4) بوده كه از همان محلى كه طواف را رها كرده شروع كرده و بعداً شك عارض شده حكم به صحّت نمايد و در غير اين صورت (5) اكتفا به طواف مزبور محلّ اشكال (6) آية اللّٰه خويى: قطع طواف جايز نيست.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: به مسألۀ 255 مراجعه كنيد.

به مسأله 224 و 225 مراجعه شود.

آيةاللّٰه فاضل: قبل از فوات موالات نيز مى تواند آن را از سر بگيرد و فرقى نيست كه دور

دوم را رها كند يا غير آن را.

آيات عظام گلپايگانى، صافى، مكارم: از سرگرفتن آن مانعى ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: حكم قطع طواف واجب در حاشيۀ مسألۀ 225 و 226 و 228 گذشت.

آية اللّٰه خامنه اى، آيةاللّٰه خويى: احتمال التفات كافى است.

آية اللّٰه زنجانى: در غير اين صورت نيز طوافش صحيح است.

آية اللّٰه مكارم: هر گاه آگاه به مسأله بوده كه نبايد در آن حالت زياد راه برود.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در صورتى كه توجّه به حكم و بنابر اتيان طواف صحيح داشته است. طواف صحيح است.

منتخب مناسك حج، ص: 175

است. (س 696)

253- اگر در اثناء طواف بر اثر فشار جمعيت به جلو رانده شود و بعد به جاى اين كه همان مقدار را جبران كند شوط ديگرى بجاآورد و طواف را تمام كند (1) طواف او اشكال دارد و بايد آن را اعاده كند. (2) (س 697)

254- اگر طواف را فراموش كند يا باطل انجام دهد (3) مى تواند در ماه هاى غير حجّ هم انجام دهد. (4) (س 710) آية اللّٰه زنجانى: بايد يك شوط ديگر بجا آورد تا طوافش كامل گردد.

آية اللّٰه سيستانى: مگر اينكه جاهل قاصر باشد.

آيةاللّٰه فاضل: اگر آن شوط را رها كرده و از نو يك شوط ديگر به جا آورده صحيح است.

آية اللّٰه زنجانى: اما در عمرۀ تمتع كسى كه بعد از گذشتن زمان تدارك متوجه فراموشى يا بطلان طواف شده، عمرۀ تمتعش مبدل به حج افراد مى گردد و بايد بعد از آن عمره مفرده بجا آورد و اما در حج تمتع كسى كه بعد از گذشتن ذى حجه متوجه شده چنانچه در مكه باشد بايد اعمال مكه را قضا كند و

اگر در وطن متوجه شده حجش صحيح است و قضاى اعمال مكه واجب نيست، ولى بايد طوافش را به جا آورد و اگر مشقت دارد مى تواند نايب بگيرد. و اگر بين راه متوجه شده بنابر احتياط آن اعمال را قضا كند و اگر مشقت شديد دارد نايب بگيرد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در صورتى كه طواف را فراموش كرده باشد و بعد از گذشتن موسم متذكر شود مانعى ندارد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اگر طواف باطل باشد با گذشت زمان تدارك، حجش باطل است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر بطلان نيز در اثر فراموشى بعضى از شروط باشد پس اگر طواف عمره باشد و در وقت متذكر شود بايد در وقت انجام دهد و اگر بعد از آن و قبل از طواف حج باشد به احتياط واجب قبل از طواف حج انجام دهد و اگر بعد از آن باشد هر وقت قضا كند جايز است و در صورتى كه طواف حج باشد و در ماه ذيحجه متذكر شود بايد قبل از پايان ماه انجام دهد وگرنه هر وقت قضا كند كافى است. و چنانچه بطلان حج ناشى از جهل به حكم باشد يا مثلًا بفهمد كه در اعضاى وضويش حاجب بوده با گذشت عمره تمتع عمره اش باطل مى شود و نيز اگر در حج باشد با گذشت وقت حج حجش باطل مى شود.

آية اللّٰه فاضل: اگر بطلان طواف عمرۀ تمتع در اثر فراموشى بعضى از شروط يا از جهت جهل به برخى شرايط و خصوصيات باشد و در وقت متوجه شود، بايد آن را تدارك كند و نماز آن را اعاده كند و اگر بعد از تقصير متوجه

شود از احرام خارج شده و فقط طواف و نماز آن را اعاده كند و اگر بعد از محرم شدن به احرام حج و قبل از طواف حج متوجه شود، بايد طواف و نماز آن را اعاده كند و مستحب است كه قبل از طواف حج آن را انجام دهد و اگر بعد از اعمال حج و در ماه ذى حجه متوجه شد همان وقت طواف و نماز آن را اعاده كند و اگر نشد هر وقت كه توانست و اگر خودش نمى تواند نايب بگيرد تا نايب او طواف و نماز او را انجام دهد و عمره و حج او صحيح است.

آية اللّٰه زنجانى: مى تواند به شمارش ديگرى اعتماد كند هرچند برايش اطمينان پيدا نشود.

منتخب مناسك حج، ص: 176

255- اگر در عدد اشواط طواف وسعى و عدد سنگ هاى رمى به ديگرى اعتماد كند چنانچه اطمينان به عدد پيدا نمايد (1) مانع ندارد. (س 712)

256- محرم مى تواند قبل از انجام طواف واجب خود هم (چه طواف عمره يا حج و چه طواف نساء) همين طوافها را براى معذور نيابت كند. (2) (س 715)

257- اگر صاحب عادت وقتيّه و عدديه كه عددش مثلًا هفت روز است، روز هفتم پاك شد و غسل كرد و اعمال را بجا آورد و بعداً خون ديد (3) چنانچه از روز دهم تجاوز نكرده محكوم به حيض است (4) كه در آية اللّٰه سيستانى: و در خصوص طواف مى توان بر او اعتماد كرد اگر خود او يقين به عدد اشواطداشته باشد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: يا آن شخص ثقه باشد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در طواف عمره احوط آن است

كه بعد از اداء مناسك خود طواف نيابتى را قبل از تقصير و خروج از احرام انجام دهد.

آية اللّٰه تبريزى: احتياط اين است كه پس از انجام اعمال خود، آن را براى منوب عنه انجام دهد.

آية اللّٰه زنجانى: چنان چه در هنگام اعمال در باطن هم پاك بود، اعمال انجام شده صحيح است هرچند از روز دهم تجاوز نكرده باشد و به طور كلى اگر در بين روزهايى كه زن خون مى بيند مدتى پاك شود، به طورى كه در باطن هم خون نباشد در اين مدت حائض نيست.

آية اللّٰه فاضل: اگر در طواف حج واقع شده بايد طواف و نماز را اعاده كند، و احتياطاً سعى را نيز اعاده كند و اگر در عمرۀ تمتّع بوده اگر فرصت دارد طواف و نماز را اعاده كند و مستحب است كه سعى را اعاده كند و اگر در عمرۀ تمتع بوده اگر فرصت دارد طواف و نماز آن را اعاده كند و احتياط مستحب اين است كه سعى و تقصير را نيز دو مرتبه به جا آورد و اگر فرصت نداشته باشد، حج تمتع او بدل به افراد مى شود و اگر حج واجب بوده، بعد از حج افراد بايد يك عمره مفرده به جا آورد والّا انجام عمرۀ مفرده واجب نيست.

آية اللّٰه تبريزى: اگر آن لك صفات حيض را داشت و قبل از گذشت ده روز از ابتداء حيض قطع شد بايد طواف و نماز طواف را كه خوانده اعاده نمايد و اگر بعد از آن سعى يا تقصير كرده آنها را هم اعاده نمايد و در غير اينصورت اعمالى را كه انجام داده صحيح است.

آية اللّٰه خويى: اگر به صفات

حيض ادامه يافت و از ده روز نگذشت اعمال گذشته باطل بوده و اگر از ده روز گذشت و يا به غير صفات ادامه يافت اعمالش صحيح واقع شده.

آية اللّٰه سيستانى: پاكى بين دو خون كه حيض واحد شمرده مى شوند محل اشكال است و به احتياط واجب بايد اعمالش را تدارك نمايد.

منتخب مناسك حج، ص: 177

وسعت وقت بايد طواف و نماز را اعاده كند و در ضيق وقت محلّ اشكال است كه مراعات احتياط بايد بشود. (1) (س 719)

258- هر گاه زنى ولو به جهت خوردن قرص نظم عادت ماهانه اش بر هم خورد چنانچه خون سه روز استمرار داشته باشد (2) ولو به اين نحو كه پس از خروج تا سه روز باطن فرج آلوده باشد حكم حيض دارد وگرنه آية اللّٰه مكارم: اگر اعمال در حال پاكى واقع شده صحيح است.

آية اللّٰه زنجانى: لازم نيست سه روز اول حيض پشت سر هم باشد، ولى بايد اين سه روز در يك دهه واقع شود. پس اگر دو روز خون ببيند و هفت روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند، هر دو خون حيض است ولى اگر بعد از دو روز خون ديدن، هشت روز پاك باشد خون ديده شده حيض نمى باشد مگر پاك بودن وى به جهت مانعى همچون قرص خوردن باشد كه لازم نيست سه روز اول در يك دهه واقع شود بلكه اگر به جهت مانعى مجموع خون ديده شده سه روز هم نباشد خونى كه در ايام عادت مى بيند حيض است.

منتخب مناسك حج، ص: 178

بايد به وظايف مستحاضه عمل كند. (1) (720)

259- مستحاضۀ كثيره بايد براى هر يك از

طواف و نماز جداگانه غسل كند، مگر آنكه از وقت غسل براى طواف تا آخر نماز خون قطع باشد. (2) (س 725) آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در صورتى كه سه روز اوّل پشت سر هم نباشد مثل آنكه دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند بنابر احتياط لازم در روزهايى كه خون مى بيند بايد جمع كند ميان كارهاى مستحاضه و تروك حائض و در روزهايى كه خون نمى بيند هم كارهايى را كه بر حايض حرام است ترك كند و عبادتهاى خود را بجا آورد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر بعد از غسل براى نماز يوميه خون نبيند تجديد غسل لازم نيست، و اگر خون ببيند براى هركدام از طواف و نماز طواف يك غسل احتياطاً بجا آورد و اگر فاصله بين غسل و طواف زياد مى شود مثل اينكه در نزديك مسجد الحرام نتواند غسل كند احتياطاً در موقع ورود به مسجد الحرام تيمم بدل از غسل هم بنمايد.

آية اللّٰه بهجت زنى كه در حال استحاضه است به همان دستورى كه براى نماز خود طهارت مى گيرد براى طواف نيز همان طهارت كافى است.

آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط براى طواف و نماز آن يك غسل كند و براى هريك از آن دو يك وضو بگيرد.

آية اللّٰه مكارم: مستحاضۀ كثيره هنگامى كه غسلهاى نماز خود را به موقع بجا آورد غسل ديگرى براى طواف بر او واجب نيست، تنها وضو بگيرد بنابر احتياط.

آية اللّٰه خويى: و اما كثيره غسل كند براى هر كدام و محتاج به وضو نيست مگر اين كه محدث به حدث اصغر باشد، كه

در اين صورت احوط ضم وضو است به غسل.

آية اللّٰه سيستانى: اگر خون مستمر باشد كه بيرون آمدن خون از پنبه منقطع نشود يك غسل كافى است اگرچه احتياط مستحب براى هر كدام يك غسل است و اگر چنين نباشد و به نحوى باشد كه بتواند پس از طواف با غسلى ديگر نماز را انجام دهد در حالى كه خون بيرون نزده باشد در اين صورت اگر پس از غسل و انجام طواف خون بيرون نيامده بود مى تواند با همان غسل نماز را بخواند و اگر بيرون آمده بود به احتياط واجب براى نماز دوباره غسل كند.

آية اللّٰه فاضل: احتياط واجب آن است كه مستحاضۀ كثيره و متوسطه علاوه بر اغسال يوميه، يك غسل براى طواف و نماز آن انجام دهند و براى طواف يك وضو و براى نماز طواف هم يك وضو بگيرد و اگر غسل براى او حرجى است، يعنى مستلزم مشقتى است كه عادتاً قابل تحمل نيست، به جاى غسل تيمم كند و وضو بگيرد. مستحاضۀ قليله براى طواف يك وضو و براى نماز آن هم يك وضو بايد بگيرد.

آية اللّٰه زنجانى: مستحاضه كثيره بايد براى هر نماز و هر طواف جداگانه علاوه بر غسل، وضو هم بگيرد، و در مورد نماز طواف، چنانچه آن را بدون فاصله قابل توجهى از طواف بجا آورده باشد لازم نيست براى آن مجدداً اعمال مستحاضه را بجا آورد، والا بايد براى نماز طواف هم اعمال مستحاضه را تكرار كند، مگر در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه پس از طواف تا پايان نماز آن، از وى خون بيرون نيامده است.

منتخب مناسك حج، ص: 179

260- اگر

براى جلوگيرى از قاعدگى از قرص استفاده مى كنند كه موقع طواف گرفتار حيض نباشند چنانچه در ايام عادت لك كمرنگ ببيند (1) اين خون حكم استحاضه را دارد (2) و بايد به وظيفۀ مستحاضه عمل كند. (س 736)

261- در مواردى كه طواف و نماز يا سعى بايد اعاده شود لازم آية اللّٰه نورى: اگر در موقع اعمال خون نبينند كه پاك مى باشند و اعمالشان صحيح است ولى اگر درايام عادت يك يا دو لكه كم رنگ ببينند اين خون خون استحاضه حساب مى شود و بايد به وظيفۀ مستحاضه عمل كنند.

آية اللّٰه بهجت: مگر آنكه علم پيداكند در باطن خون است.

آية اللّٰه زنجانى: اين خون حيض به حساب مى آيد و به طور كلى خونى كه زن در ايام عادت مى بيند هرچند نشانه هاى حيض را نداشته باشد و به جهت مانعى- چون قرص- كمتر از سه روز باشد، حيض به شمار مى رود.

منتخب مناسك حج، ص: 180

نيست (1) با لباس احرام باشد. (2) (س 751)

262- هرگاه محرم لباس احرام را كنار بگذارد و با لباس دوخته اعمال عمره از طواف و سعى را انجام دهد، جهلًا يا عمداً، طواف و سعى مزبور صحيح، و عمرۀ مذكور مجزى است. (3) (س 752)

263- حجاب زن در طواف با حجاب زن در نماز فرق مى كند، (4) و آية اللّٰه سيستانى: او بر احرام خود باقى است و بايد از محرّمات احرام اجتناب كند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: احوط آنست كه طواف و سعى را قبل از تقصير و خروج از احرام انجام دهد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اگر طواف را از روى جهل ترك كرده و يا آنها

را باطل انجام داده تا محل تدارك آن باقى است باقى در احرام مى باشد و لباس دوخته را بايد دربياورد و بعد از گذشت زمان تدارك حجش باطل است و بعيد نيست احرامش هم باطل باشد.

آية اللّٰه زنجانى: در صورتى كه تقصير يا حلق او محكوم به صحت باشد اجتناب از پوشيدن لباس هاى معمولى و ديگر محرمات احرام واجب نيست و در هر حال اگر در لباس هاى معمولى طواف يا سعى را بجا آورد ضررى به اعمالش نمى زند.

آية اللّٰه مكارم: در صورت عمد خلاف احتياط است گناه كرده و يك گوسفند كفاره دارد.

آية اللّٰه خويى: فتواى ايشان در جايى كه هيچگونه ساتر دوخته نشده نداشته باشد روشن نيست.

آية اللّٰه تبريزى: اگر ساتر منحصر به لباسهاى دوخته اى كه پوشيده است باشد طواف اشكال دارد مگر اعتقاد داشته كه اين عمل بر او جايز است.

آية اللّٰه بهجت ولى پوشيدن لباس مخيط در حال احرام كفاره دارد براى متعمّد و يا مضطرّ، بخلاف ناسى و ساهى و جاهل.

آية اللّٰه نورى: هر چند كه مرتكب حرام شده است و بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.

آية اللّٰه خويى: فرق نمى كند و پوشاندن صورت براى زن از نامحرم بنابر احتياط واجب است ولكن بايد به نحوى باشد كه ساتر از صورت زن فاصله داشته باشد.

آية اللّٰه فاضل: فرقى ندارد.

آية اللّٰه مكارم: در حال نماز پشت پا و كف آن نيز مستثنىٰ است ولى در طواف احتياط پوشاندن آن است. همچنين در نماز نقاب ضررى ندارد ولى در طواف جايز نيست.

آية اللّٰه سيستانى: فى الجمله فرق مى كند گرچه احتياط اين است كه همان مقدار كه در نماز پوشاندن واجب است در طواف نيز واجب

است ولى اگر قسمتى از موها يا بازو و ساق پا پيدا باشد طواف صحيح است همچنين به احتياط واجب نبايد صورت خود را با نقاب و مانند آن بپوشاند حتى اگر مُحل باشد.

آية اللّٰه نورى: فرق مى كند چون در نماز مى تواند صورت خود را بپوشاند ولى در طواف واجب است صورت خود را نپوشاند.

منتخب مناسك حج، ص: 181

فقط وجه و كفين در طواف مستثنى است على الاحوط. (1) (س 754)

264- اگر مقدارى از موهاى سر زن يا جاهاى ديگر بدن او كه بايد در حال طواف بپوشاند ظاهر باشد، چنانچه عمدى باشد، طواف صحيح نيست (2) على الاحوط و در غير مورد عمد صحيح است مگر در جاهل مقصر على الاحوط. (س 755)

265- اكل و شرب در حال طواف مانع ندارد. (س 757)

266- اگر در عمره يا حجّ طواف را تمام كند و بگويد دلچسب آية اللّٰه زنجانى: داشتن ساتر- بر مرد و زن- بنابر احتياط مستحب در صحت طواف معتبر است بلى چون معمولًا طواف كننده در معرض ديد ناظر محترم است تكليفاً پوشاندن عورت بر مردها و تمام اندام- بجز وجه و كفين- بر بانوان واجب است.

آيات عظام خامنه اى، مكارم، سيستانى: طواف صحيح است هرچند گناه كرده است.

آية اللّٰه خويى: در فرض جهل به حكم طواف صحيح است.

آية اللّٰه زنجانى: طواف مطلقاً صحيح است هر چند در فرض عدم عذر گناهكار است، بلى رعايت اين احتياط بسيار مناسب است.

منتخب مناسك حج، ص: 182

نشد لذا يك طواف ديگر بدون خواندن نماز طواف اول بجا مى آورد، عمل او صحيح است، (1) هرچند داخل در قِران حرام شده است. (س 756)

267- به وسوسه

نبايد اعتنا كرد، و اگر قسمتى از طواف اشكال پيدا كند همان قسمت بايد تصحيح شود و انجام يك عمل چندين بار به عنوان احتياط و رجاء با اينكه عمل نقصى هم ندارد وسوسه است بلى انجام عمل احتياطى بدون وسوسه مانع ندارد. (س 763)

268- اگر در طواف مستحبى زن بداند كه به بدن مرد نگاه مى كند (2) يا احياناً در بين فشار مردان قرار مى گيرد، چنانچه اختياراً نگاه به نامحرم نكند اشكال ندارد، ولى در ازدحام بهتر است مراعات كنند و در هر صورت طواف صحيح است. (س 766) آيات عظام خويى، گلپايگانى، صافى، تبريزى، زنجانى: اعادۀ طواف به عنوان احتياط- قران نيست.

آية اللّٰه بهجت چون جنبه احتياطى دارد اشكالى ندارد و طواف احتياطى طواف ديگر نيست تا قران حاصل شود.

نسبت به نظر ساير آيات عظام مراجعه شود به مسأله 224

آية اللّٰه سيستانى: صحّت عمل مورد اشكال است از جهت فاصله بين طواف و نماز مگر اينكه جاهل قاصر باشد.

آية الهّٰه زنجانى: چنانچه نگاه او بدون تلذذ و خوف وقوع در حرام باشد، اشكال ندارد و همچنين زنى كه در طواف مستحب احياناً در بين فشار مردان قرار مى گيرد، مى تواند طواف كند مگر بداند اين تماس موجب تحريك او يا مردان مى شود و چنانچه استثناء بداند اين امر در طواف واجب پيش مى آيد بايد طواف را به تأخير بيندازد.

منتخب مناسك حج، ص: 183

269- احوط ترك طواف (1) مستحبى است (2) براى محرم قبل از اعمال عمره تمتّع يا عمرۀ مفرده و پس از محرم شدن به حجّ قبل از رفتن به عرفات ولى به عمره و حجّ ضرر نمى زند. (س 768)

270- شخص نمى تواند هر

شوط از طواف مستحب را به نيّت يك نفر بجاآورد ولى مى تواند مجموع را به نيّت چند نفر انجام دهد. (3) (س 769)

271- جايز نيست طواف مستحبى را خارج از محدودۀ طواف واجب بجاآورد مگر در مورد ضرورت. (4) (س 770) آية اللّٰه سيستانى: طواف مستحبى قبل از طواف عمره و حج اشكال ندارد ولى پس از احرام و قبل ازرفتن به عرفات به احتياط واجب نبايد طواف مستحبى كند و اگر كرد به احتياط مستحب تلبيه بگويد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اقوى جواز و احوط ترك آن است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احوط اين است شخصى كه احرام حج تمتع بسته پس از احرام و پيش از رفتن به عرفات طواف مستحبى ننمايد و چنانچه طواف نمود بنابر احتياط بعد از طواف تلبيه را تجديد كند.

آية اللّٰه بهجت اشكالى ندارد.

[در عمرۀ تمتع و عمره مفرده نظر آيات عظام نامبرده در مناسك مطابق متن است ولكن در آراء المراجع ص 323 در جواب استفتاء آية اللّٰه خويى چنين فرموده اند: طواف مستحبى در اثناء عمره تمتع و عمره مفرده جايز است. و در ادامه از آقاى لطفى چنين نقل شده: به نظر آية اللّٰه العظمى خويى احوط ترك طواف مستحبى است در اثناء عمره تمتع و عمره مفرده قبل از تقصير، ولى در عمره مفرده بعد از تقصير و قبل از طواف نساء مانعى ندارد.]

آية اللّٰه زنجانى: در عمره و حج تمتع كسى كه طواف واجبش- ولو طواف نساء- را انجام نداده نمى تواند طواف مستحبى بجا آورد.

آية اللّٰه مكارم: و نيز مى تواند ثواب هر شوط را به يك نفر اهداء كند.

آية اللّٰه سيستانى: نيابت در

يك شوط نيز صحيح است ولى در اين صورت نبايد مجموع هفت شوط را به عنوان يك طواف انجام دهد.

مراجعه شود به پنجم از واجبات طواف.-

آية اللّٰه زنجانى: طواف مستحب از اين جهت حكم طواف واجب را دارد كه در مسألۀ 217 گذشت.

منتخب مناسك حج، ص: 184

272- احوط آن است كه حاجى بعد از برگشتن از منى تا اعمال واجب را انجام نداده طواف مستحبى نكند. (1) (س 771)

آداب و مستحبات طواف (2)

273- در حال طواف، مستحب است بگويد:

«اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي يُمْشىٰ بِهِ عَلىٰ طَلَلِ الْمٰاء، كَمٰا يُمْشَى بِهِ عَلىٰ جَدَدِ الْأَرْض، وَ أَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي يَهْتَزُّ لَهُ عَرْشُكَ، وَ أَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي تَهْتَزُّ لَهُ أَقْدٰامُ مَلٰائِكَتِكَ، وَ أَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعٰاكَ بِهِ مُوسَى مِنْ جٰانِبِ الطُّورِ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ، وَ أَ لْقَيْتَ عَلَيْهِ مَحَبَّةً مِنْكَ، وَ أَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي غَفَرْتَ بِهِ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، مٰا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مٰا تَأَخَّرَ، وَ أَتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ، أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذٰا وَ كَذٰا».

و بجاى كذا و كذا حاجت خود را بطلبد.

و نيز مستحب است در حال طواف بگويد:

«اللَّهُمَّ إِ نِي إِلَيْكَ فَقِير، وَ إِ نِي خٰائِفٌ مُسْتَجِير، فَلٰا تُغَيِرْ جِسْمِي وَ لٰا تُبَدِلِ اسْمِي»

و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد بخصوص وقتى كه به در آية اللّٰه زنجانى: به حاشيۀ مسألۀ 269 مراجعه شود.

آية اللّٰه مكارم: اين مستحبّات را بقصد رجاء بجا آورد.

منتخب مناسك حج، ص: 185

خانه كعبه مى رسد. و بخواند اين دعا را:

«سٰائِلُكَ فَقِيرُكَ مِسْكِينُكَ بِبٰابِكَ، فَتَصَدَّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنَّةِ، اللَّهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ، وَ الْحَرَمُ حَرَمُكَ، وَ الْعَبْدُ عَبْدُكَ، وَ هَذٰا مَقٰامُ الْعٰائِذِ الْمُسْتَجِيرِ بِكَ مِنَ

النّٰارِ، فَأَعْتِقْنِي وَ وٰالِدَيَّ وَ أَهْلِي وَ وُلْدِي وَ إِخْوٰانِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنَ النّٰار، يٰا جَوٰادُ يٰا كَرِيم»

و وقتى كه به حجر اسماعيل رسيد رو به ناودان و سر را بلند كند و بگويد:

«اللَّهُمَّ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ، وَ أَجِرْنِي بِرَحْمَتِكَ مِنَ النّٰارِ، وَ عٰافِنِي مِنَ السُّقْمِ، وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنَ الرِزْقِ الْحَلٰالِ، وَ ادْرَأْ عَنِي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِ وَ الْإِنْسِ، وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ»

و چون از حِجر بگذرد و به پشت كعبه برسد بگويد:

«يٰا ذَا الْمَنِ وَ الطَّوْلِ، وَ الْجُودِ وَ الْكَرَمِ، إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضٰاعِفْهُ لِي، وَ تَقَبَّلْهُ مِنِي، إِنَّكَ أَ نْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيم».

و چون به ركن يمانى برسد دست بردارد و بگويد:

«يٰااللَّهُ يٰاوَلِيَّ الْعٰافِيَة، وَخٰالِقَ الْعٰافِيَة، وَرٰازِقَ الْعٰافِيَة، وَالْمُنْعِمَ بِالْعٰافِيَة، وَ الْمَنّٰانَ بِالْعٰافِيَة، وَ الْمُتَفَضِلَ بِالْعٰافِيَة عَلَيَّ وَعَلَى جَمِيعِ خَلْقِك، يٰا رَحْمٰانَ الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِيمَهُمٰا، صَلِ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْزُقْنٰا الْعٰافِيَةَ، وَ دَوٰامَ الْعٰافِيَةِ، وَ تَمٰامَ الْعٰافِيَةِ، وَشُكْرَ الْعٰافِيَةِ فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا أَرْحَمَ الرّٰاحِمِين».

منتخب مناسك حج، ص: 186

پس سر به جانب كعبه بالا كند و بگويد:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي شَرَّفَكِ وَ عَظَّمَكِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً نَبِيّاً، وَ جَعَلَ عَلِيّاً إِمٰاماً، اللَّهُمَّ أَهْدِ لَهُ خِيٰارَ خَلْقِكَ، وَ جَنِبْهُ شِرٰارَ خَلْقِك».

و چون ميان ركن يمانى و حجر الأسود برسد بگويد:

«رَبَّنٰا آتِنٰا فِي الدُّنْيٰا حَسَنَةً، وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنٰا عَذٰابَ النّٰارِ»

و در شوط هفتم وقتى كه به مستجار (1) رسيد مستحب است دو دست خود را بر ديوار خانه بگشايد و شكم و روى خود را به ديوار كعبه بچسباند و بگويد:

«اللَّهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ، وَ الْعَبْدُ عَبْدُكَ، وَ هَذٰا مَكٰانُ الْعٰائِذِ بِكَ مِنَ النّٰارِ»

پس به گناهان خود

اعتراف نموده و از خداوند عالم آمرزش آن را بطلبد كه انشاء اللّٰه تعالى مستجاب خواهد شد بعد بگويد:

«اللَّهُمَّ مِنْ قِبَلِكَ الرَّوْحُ وَ الرّٰاحَةُ، وَ الْفَرَحُ وَ الْعٰافِيَةُ، اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضٰاعِفْهُ لِي، وَ اغْفِرْ لِي مٰا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنِي وَخَفِيَ عَلىٰ خَلْقِكَ، أَسْتَجِيرُ بِاللَّهِ مِنَ النّٰارِ»

مستجار در پشت كعبه در نزديك ركن يمانى برابر در خانۀ كعبه قرار دارد.

منتخب مناسك حج، ص: 187

و آنچه خواهد دعا كند، و ركن يمانى را استلام كند و به نزد حجر الأسود آمده و طواف خود را تمام نموده و بگويد:

«اللَّهُمَّ قَنِعْنِي بِمٰا رَزَقْتَنِي، وَ بٰارِكْ لِي فِيمٰا آتَيْتَنِي»

274- براى طواف كننده مستحب است در هر شوط أركان خانۀ كعبه و حجر الأسود را استلام نمايد و در وقت استلام حجر بگويد (1):

«أَمٰانَتِي أَدَّيْتُهٰا، وَ مِيثٰاقِي تَعٰاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوٰافٰاة».

(م 772) آية اللّٰه مكارم: انجام بعضى از اين مستحبات در زمان ما و در ازدحام جمعيّت براى بسيارى از مردم غير ممكن است بنابراين آنچه را ممكن است انجام مى دهد و آنچه را نمى توان انجام داد، هرگاه نيّت انجام آن را داشته باشد، خداوند مطابق نيّتش پاداش به او خواهد داد، بنابراين اصرار بر مزاحمت ديگران نبايد داشته باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 188

نماز طواف

اشاره

275- واجب است بعد از تمام شدن طواف عمره دو ركعت نماز بخواند مثل نماز صبح. (م 773)

276- مى تواند نماز طواف را با هر سوره اى كه خواست بخواند مگر سوره هاى سجده، (1) و مستحب است در ركعت اول بعد از «حمد» سورۀ «قل هو اللّٰه احد» را بخواند، و در ركعت دوم سورۀ «قل يا أيها الكافرون» را بخواند. (م 774)

277- جايز است

نماز طواف را بلند بخواند مثل نماز صبح يا آهسته مثل نماز ظهر. (م 775)

278- شك در ركعات نماز طواف موجب بطلان نماز است، (2) و بايد آية اللّٰه سيستانى: قرائت سوره هاى سجده در نماز جايز است ولى اگر سجده را انجام داد نماز باطل مى شود مگر اينكه سهواً سجده كند و اگر سجده نكند نماز صحيح است ولى گناه كرده است و اگر قبل از آيۀ سجده به سوره اى ديگر عدول كند اشكال ندارد هر چند عمداً شروع كرده باشد.

آية اللّٰه زنجانى: قرائت سورۀ سجده در نماز مانعى ندارد و فقط آيۀ سجده را نبايد بخواند لذا مى تواند كل سوره به استثناء آيۀ سجده را بخواند و نماز را تمام كند و چنانچه آيۀ سجده را در نماز خواند بايد سجده كند و اگر عمداً آيه را خوانده و سجده كرد، نمازش باطل مى شود.

آية اللّٰه بهجت بعد از استقرار آن به تروّى على الاحوط، و اظهر اعتبار ظنّ در ركعات است مثل ظنّ در افعال چه ظنّ به وجود باشد يا عدم به مصحّح باشد يا مبطل به ركن باشد يا غير آن در محل شك و يا نسيان باشد يا خارج از محل پس لوازم آن از تدارك يا بطلان يا عدم تدارك را مترتّب مى كند اگر چه احتياط در اعاده است فى الجمله در صورت تعلّق ظنّ به فعل كه تدارك نمى كند مگر در موردى كه انجام دادن آن مبطل نباشد يقيناً.

منتخب مناسك حج، ص: 189

اعاده كند، و بعيد نيست اعتبار ظنّ در (1) ركعات، و در ظن در افعال (2) احتياط كند. و در احكام، اين نماز با نماز يوميه مساوى است.

(م 776)

279- احوط آن (3) است كه بعد از طواف مبادرت به نماز كند و زود بجا آورد. (م 777)

280- واجب است كه اين نماز نزد مقام ابراهيم واقع شود.

آية اللّٰه مكارم: احتياط واجب اعاده بعد از اتمام است.

آيات عظام گلپايگانى، صافى، فاضل: ظن در افعال معتبر است.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: ظن در افعال حكم شك را دارد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بايستى بعد از طواف مبادرت به نماز كند، كه در عرف نگويند بين آنها فاصله شده.

آية اللّٰه خويى اضافه نموده اند كه فصل بين طواف و نماز طواف مبطل طواف است و اگر عمداً تدارك نشود حج باطل مى شود.

آية اللّٰه فاضل: اقوى مبادرت به نماز است و در صورتى كه عالما عامداً اخلال به فوريت كند. ظاهراً طواف باطل مى شود و اگر تدارك نكند و وقت بگذرد حج نيز باطل است.

آية اللّٰه سيستانى: به اين معنى كه به نظر عرف بين آن دو فاصله اى نباشد ولى فاصله به مقدار ده دقيقه براى استراحت يا يافتن جاى مناسب و مانند آن اشكال ندارد ولى كارى ديگر مانند نماز قضا به احتياط واجب نبايد انجام دهد.

آية اللّٰه نورى: احتياط واجب آن است كه بعد از انجام طواف مبادرت كند به خواندن نماز آن.

آية اللّٰه زنجانى: رعايت موالات بين طواف و نماز آن واجب است يعنى بايد بعد از طواف بدون تأخير به خواندن نماز آن اقدام كند به گونه اى كه نماز عرفاً از توابع طواف محسوب شود و اگر بدون عذر نماز را به تأخير انداخت بايد طواف و نماز را اعاده كند و اگر نماز طواف اول را نخوانده قبل از اعاده احتياطاً نماز

آن را بخواند.

منتخب مناسك حج، ص: 190

و احتياط (1) واجب آن است كه پشت مقام بجا آورد كه سنگى كه مقام است بين او و خانۀ كعبه واقع شود، (2) و بهتر آن است كه هرچه ممكن باشد نزديكتر بايستد، لكن نه بطورى كه مزاحمت با سايرين كند. (م 778)

281- اگر بواسطۀ زيادى جمعيت نتوانست پشت مقام بايستد بطورى كه گفته شود نزد مقام نماز مى كند بواسطۀ دورى زياد، (3) در يكى از آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: بنابر احتياط واجب در هنگام نماز بايد مقام ابراهيم پيش روى اوقرار گيرد.

آية اللّٰه تبريزى: احوط بلكه اظهر آن است ....

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه فاضل: اظهر آن است ....

آية اللّٰه خويى: بلكه واجب است.

آية اللّٰه مكارم: واجب است نماز طواف را در صورت امكان پشت مقام ابراهيم عليه السلام بجا آورد.

آيةاللّٰه خامنه اى: واجب است اين نماز پشت مقام نزديك به آن خوانده شود به شرط اين كه مزاحمت براى ديگران نباشد.

آية اللّٰه زنجانى: واجب است اين نماز «پشت مقام ابراهيم عليه السلام» خوانده شود و بايد نزديك مقام باشدبه طورى كه عرفاً بگويند «نزد مقام» نماز خوانده است.

آية اللّٰه خامنه اى: كافى است در هر نقطه اى كه خلف صدق كند گرچه از مقام دور باشد بلكه در اين صورت صحّت نماز در هر جاى مسجدالحرام بعيد نيست.

آية اللّٰه نورى: در هر نقطه اى از مسجدالحرام نماز طواف را بخواند مجزى است هر چند بهتر است كه نسبت به مقام حضرت ابراهيم الأقرب فالأقرب (هر چه نزديكتر باشد بهتر است) را مراعات كند.

آية اللّٰه زنجانى: در مواقع ازدحام طواف كنندگان، لازم نيست نماز را نزد مقام بخواند هرچند بتواند با وسيله اى

چون محافظت ديگران نزديك مقام نماز بخواند، بنابراين مى تواند تا جايى كه مزاحمت براى طواف كنندگان نباشد عقب برود اما بايد پشت مقام بايستد به طورى كه عرفاً رو به مقام و كعبه باشد و نماز در قسمت هاى راست و چپ مقام صحيح نيست. از همين جا حكم مسأله بعد روشن مى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 191

دو جانب بجا (1) آورد در جايى كه گفته شود نزد مقام نماز مى خواند. (م 779)

282- اگر ممكن نشد در دو جانب نزد مقام نماز را بجا آورد بايد (2) آية اللّٰه خويى: در صورت عدم تمكّن از نماز نزديك مقام مى تواند با رعايت الأقرب فالأقرب دورترنماز بخواند ولى به هر حال بايد پشت مقام باشد.

آية اللّٰه تبريزى: نماز بايد پشت مقام باشد و در نزديكى آن و در صورت عدم تمكّن از نزديكى مقام، با مراعات الاقرب فالاقرب به مقام بنا بر احتياط، پشت مقام مى تواند بجاآورد.

آية اللّٰه بهجت در صورت عدم تمكّن و بُعد مفرط در يكى از دو جانب آن بجا آورد.

آية اللّٰه سيستانى: و اگر نتواند پشت مقام و نزديك به آن بجا آورد، احتياط واجب آن است كه هم آن را در نزديكيش چه در سمت راست باشد و يا چپ، و هم دور از آن ولى پشت مقام بجا آورد. و اگر نتواند آن دو را بجا آورد هر كدام كه ممكن است انجام دهد، و اگر نتواند هيچكدام را انجام دهد، در هر جاى مسجد كه شده انجام دهد و بنابر احتياط مستحب رعايت كند هرچه به مقام نزديكتر باشد، و اگر پس از آن تا زمانى كه وقت سعى تنگ شود

توانست نزديك به مقام و پشت آن نماز را اعاده كند احتياط مستحب اعادۀ آن است.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: اگر ممكن نشد، نماز خواندن در هر جاى مسجدالحرام زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله كه خلف مقام بر آن صدق كند كافى است و بايد رعايت الأقرب فالأقرب را بنمايد.

آية اللّٰه بهجت و اگر آن هم ممكن نباشد مراعات مى كند الاقرب فالاقرب به سوى خلف مقام و دو جانب آن را با رعايت احتياط در صورت دوران امر بين بعض مراتب خلف، و احَد جانبين به جمع در نماز بلكه به اعاده پس از تمكن از نماز در پشت سر اگرچه در آخر وقت امكان باشد. و نماز طواف مستحب در هر جاى مسجد باشد جايز است.

منتخب مناسك حج، ص: 192

ملاحظۀ نزديكتر را بكند از ميان دو جانب و پشت (1) مقام، و اگر سه طرف مساوى باشند، در پشت نماز بخواند، و در دو طرف كافى نيست، و اگر دو طرف نزديك تر از پشت باشند به مقام ولكن هيچ كدام نزد مقام نباشد بعيد نيست جايز بودن اكتفاء به پشت لكن احتياط آن است كه يك نماز در پشت مقام بخواند و يك نماز در يك طرف با ملاحظۀ نزديكترى، و احوط (2) اعادۀ نماز است در صورت امكان در پشت مقام تا وقتى كه وقت (3) تنگ نشده براى سعى. (م 780)

283- جايز است نماز طواف مستحب را در هر جاى مسجد الحرام كه بخواهد بجا آورد اگرچه در حال اختيار، بلكه گفته اند كه آن را مى تواند عمداً ترك (4) كند. (م 781) آية اللّٰه فاضل: احوط نماز خلف مقام است.

آية

اللّٰه خامنه اى: نماز خواندن در دو طرف راست يا چپ مقام در صورت تمكن از خلف گرچه دور باشد كافى نيست.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: حكم آن در مسأله قبل گذشت.

آية اللّٰه فاضل: اولىٰ اعاده نماز است.

آية اللّٰه گلپايگانى: بهتر آن است كه هر وقت توانست نماز را دوباره پشت مقام رجاءً بخواند.

آية اللّٰه صانعى: يعنى احتياط در مبادرت نماز طواف بعد از طواف از بين نرفته كه در مسأله 777 بيان شد.

آية اللّٰه تبريزى، آية اللّٰه خويى: اعاده لازم نيست.

آية اللّٰه بهجت مورد تأمّل است.

آية اللّٰه مكارم: ترك آن مشكل است.

آية اللّٰه خامنه اى، متعرض ترك نماز نشده اند.

آية اللّٰه سيستانى: ظاهر آن است كه نماز طواف مستحب، مستحب است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: سزاوار نيست ترك كنند.

منتخب مناسك حج، ص: 193

284- اگر كسى نماز طواف واجب را فراموش كند بايد هر وقت كه يادش آمد در مقام ابراهيم بجا آورد و به همان دستورى كه در مسأله 280 ببعد ذكر شده عمل نمايد. (1) (م 782)

285- اگر نماز طواف را فراموش كند و در بين سعى بين صفا و مروه يادش بيايد از همانجا سعى را رها كند و برگردد دو ركعت نماز را بخواند بعد از آن سعى را از همانجا (2) تمام كند. (م 783)

286- شخصى كه نماز را فراموش كرده و ساير اعمال را كه بعد از نماز بايد عمل كند عمل كرده اعادۀ آنها ظاهراً لازم نباشد اگرچه احتياط استحبابى در اعاده است. (م 784)

287- اگر برگشتن به مسجد الحرام مشكل باشد از براى شخصى كه نماز را فراموش كرده بايد هرجا (3) يادش آمد نماز را بجا

آورد اگرچه در آية اللّٰه زنجانى: اين در صورتى است كه در مكه يا حوالى آن يادش بيايد و اگر بعد از دور شدن يادش آمد مى تواند همانجا نماز بخواند و بهتر است كسى را نايب كند كه پشت مقام نماز بخواند و از آن بهتر آن است كه خودش برگردد و پشت مقام نماز بخواند و از اين حكم مسألۀ 287 نيز روشن مى شود.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در صورت تجاوز از نصف بقيۀ سعى را، و در كمتر از نصف همۀ آن را مجدداً بجا آورد.

آية اللّٰه بهجت: سعى را اعاده نمايد.

آية اللّٰه فاضل: اگر در منى باشد مخير است بين خواندن نماز در منى و استنابه و الّا در هر جا كه هست همانجا نماز بخواند گرچه جواز گرفتن نايب هم بعيد نيست.

آية اللّٰه سيستانى: اگر بعد از بيرون رفتن از مكه يادش بيايد، احتياط واجب آن است كه برگردد و نزد مقام نماز بجاى آورد و اگر برگشتن براى او مشقت دارد نماز را در همان موضعى كه يادش آمده انجام دهد و لازم نيست براى انجام نماز به حرم برگردد، گرچه ميسور باشد.

آية اللّٰه خامنه اى: اگر از مكّه دور نشده و برگشتن و انجام نماز در محلّش بر او مشكل نيست بايد برگردد به مسجدالحرام ودر محلّش بجاآورد واگر از مكّه دور شده در همانجايى كه يادش آمد بجا آورد.

منتخب مناسك حج، ص: 194

شهر ديگر باشد و برگشتن به حرم لازم (1) نيست اگرچه آسان باشد. (م 785)

288- واجب است بر هر مكلفى كه نماز خود را ياد بگيرد و قرائت و ذكرهاى واجب را پيش كسى درست كند كه

تكليف الهى را بطور صحيح بجا آورد، خصوصاً كسى كه مى خواهد به حج برود بايد نماز را تصحيح كند، چون بعضى گفته اند (2) اگر نماز او درست نباشد عمره او باطل است، و همچنين حج نيز باطل است، پس علاوه بر آنكه بنابراين قول از حجة الاسلام برائت ذمّه پيدا نمى كند ممكن (3) است چيزهايى كه در احرام بر او حرام شده بود مثل زن و چيزهايى كه گذشت بر او حلال نشود. (4) (م 788) آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احوط و اولى اين است برگشته و نماز را در حرم بجا آورد.

آية اللّٰه بهجت و احوط آن است برگردد به حرام اگر دشوار نباشد و آنهارا بجا آورد و بعضى در صورت تعذر برگشتن به مقام استنابه را لازم دانسته اند بنابراين احوط جمع است ميان قضاء آنها در هرجا كه متذكر شود و گرفتن نايب كه آنها را در مقام بجاى آورد.

آية اللّٰه فاضل: برگشتن مطابق احتياط است ولى واجب نيست.

آية اللّٰه مكارم: منظور برگشتن به حرم خارج از مسجدالحرام است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و بهتر است نايب هم بگيرد تا خلف مقام براى او بجا آورد.

آية اللّٰه تبريزى: اگر با فرض تمكّن به طور ملحون نماز بخواند نمازش باطل است مگر اين كه جاهل قاصر يا معتقد به صحّت قرائت باشد و در فرض تعمّد حجّش باطل مى شود.

آية اللّٰه خويى: اگر در زمانى كه نماز خواند مى توانست صبر كند و قرائتش را تصحيح نمايد و مع ذلك با قرائت ملحون نماز بخواند نمازش باطل است مگر جاهل قاصر باشد و در فرض تعمّد حجّش باطل مى شود.

آية اللّٰه بهجت، از اينجا

تا آخر مسأله را متعرّض نشده اند.

آية اللّٰه مكارم: البته دقّت هاى علماى تجويد شرط نيست همين اندازه كه عربى صحيح صدق كند كافى است.

آية اللّٰه زنجانى: محرمى كه قرائتش غلط است و مى تواند آن را تصحيح كند بايد طوافش را به تأخير بيندازد تا قرائتش را تصحيح كند والا طواف و اعمال بعدى او باطل است بلى اگر بدون اطلاع از لزوم تأخير طواف، طواف كرده باشد يا لزوم تأخير را فراموش كرده باشد در هر دو صورت طوافش صحيح است ولى بايد نماز طواف و سعى و تقصير را تأخير بيندازد تا قرائتش را تصحيح كند. بلى اگر به جهت ندانستن مسأله بدون تصحيح قرائت، بقيۀ اعمال را انجام دهد، اعمال او صحيح است، ولى بايد- به تفصيلى كه در حاشيۀ مسألۀ 284 گذشت- نماز طواف را اعاده كند.

منتخب مناسك حج، ص: 195

289- اگر شخصى نتوانست (1) قرائت يا ذكرهاى واجب را ياد بگيرد بايد نماز را به هر ترتيبى كه مى تواند خودش بجا آورد و كافى است، و اگر ممكن است، كسى را بگمارد كه نماز را تلقين او كند، و احتياط آن است (2) كه در مقام ابراهيم به شخص عادلى اقتدا كند، لكن (3) اكتفا به نماز جماعت نكند چنانچه نايب گرفتن نيز كافى نيست. (4) (م 789) آية اللّٰه زنجانى: اگر شخصى نتوانست ولو با تأخير طواف.

آية اللّٰه زنجانى: اين احتياط استحبابى است.

آية اللّٰه بهجت و اگر ممكن شود نماز طواف را در مقام به جماعت بخواند و در صورت عدم امكان جماعت عمل به وظيفه يوميّه كافى است.

آية اللّٰه خامنه اى: مشروعيّت جماعت در نماز طواف ثابت نيست پس به هر نحو

مى تواند خودش بخواند و احتياطاً نايب هم بگيرد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر ياد گرفتن قرائت و احكام واجبه نماز ممكن نشود نماز طواف را به جماعت بخواند ولى اكتفا به آن اشكال دارد و واجب است بطور فرادىٰ نيز بخواند و اگر نايب هم بگيرد جهت نماز بهتر و مطابق با احتياط است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر نتواند قرائت خود را تصحيح كند هر چند در اثر مسامحه و سهل انگارى ولى مقدار زيادى از سورۀ حمد را بتواند به طور صحيح بخواند خواندن حمد به همين صورت كافى است و اگر نتواند، به احتياط واجب مقدارى از قران را كه مى تواند صحيح بخواند به آن اضافه كند و اگر نتواند، تسبيح بگويد و اگر وقت براى يادگرفتن همۀ حمد نباشد اگر به مقدار معتنابه ياد بگيرد كافى است و اگر نتواند، مقدارى از قرآن را بخواند كه عرفاً قرآن خواندن صدق كند و اگر نتواند، تسبيح بگويد و امّا سوره از جاهلى كه نتواند ياد بگيرد ساقط است.

آية اللّٰه مكارم: نماز جماعت و گرفتن نايب لزومى ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 196

290- كسى كه نماز طواف عمره را در داخل حِجر اسماعيل عليه السلام بجاآورده وبعد ازتقصير متوجه شده است، بايد نماز را اعاده كند. (1) (س 793)

291- در موقعى كه شخص طواف مى كند جمعيت زياد باشد و در اثر ازدحام نتواند بعد از طواف نزديك مقام نماز بخواند و در آن وقت چاره اى بغير از دور خواندن نماز ندارد با فرض ضرورت (2) نمازش صحيح است. (3) (س 797)

292- نيابت كسى كه قرائتش درست نيست صحيح نيست (4) هر چند تبرّعى باشد مگر آنكه بتواند

قرائت خود را تصحيح كند و از ذوى الاعذار محسوب نباشد كه در اين صورت مى تواند نيابت را قبول نمايد ولى بايد قرائت خود را درست كند. (س 810)

293- اگر افرادى كه قرائتشان درست نيست نائب شوند و عمره را به نيّت منوب عنه انجام دهند (5) در صورت امكان بايد قرائت خود را درست آية اللّٰه مكارم: و اعادۀ اعمال بعد لازم نيست.

آيةاللّٰه فاضل: ولى اعاده اعمال بعد لازم نيست.

آية اللّٰه بهجت و گذشت رعايت احتياط در ذيل مسأله 281 آية اللّٰه زنجانى: حكم اين مسأله در حاشيۀ مسأله 281 گذشت.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه گلپايگانى: نيابت چنين شخصى خلاف احتياط است.

آية اللّٰه بهجت اكتفاء به عملش مشكل است.

آيةاللّٰه فاضل: در حج واجب.

آية اللّٰه بهجت كسى كه قرائتش درست نبوده و يا از جهات ديگر معذور بوده و بدون توجّه به اين عذربه نيابت از ديگرى محرم شده و در وسط اعمال و يا بعد از عمره تمتّع متوجه نقص كار خود شده احتياطاً در موارد عذر نايب بگيرد تا عمل را صحيحاً بجا آورد و خود نيز آن عمل را انجام دهد و نيابتش صحيح است هر چند از اوّل نمى توانسته نايب شود.

منتخب مناسك حج، ص: 197

كنند و عمل نيابى خود را تصحيح نمايند تا از احرام خارج شوند. بلى اگر ممكن نيست و معذور هستند (1) احرام آنها صحيح واقع نشده و از احرام خارج هستند. (2) (س 802)

294- احتياط در ترك نماز مستحبى يا عبادت مستحبى ديگر بين طواف و نماز و مبادرت به نماز طواف است. (3) (س 807)

295- اگر در موقع نماز طواف زن و

مرد در كنار يكديگر قرار گيرند يا زن جلوتر از مرد باشد براى نماز ضرر ندارد. (4) (س 808)

آية اللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: بنا بر احتياط به قصد منوب عنه اعمال را بجا آورد و لكن صحّت عمره مذكور براى منوب عنه محلّ إشكال است و نسبت به اجرت نيز با مستأجر مصالحه نمايند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احتياط اين است كه حج را به نيّت نيابى تمام كند.

آية اللّٰه فاضل: در فرض سؤال، اعمال آن ها صحيح است و از احرام خارج شده اند، ولى كفايت از عمل واجب منوب عنه نمى كند.

آيةاللّٰه مكارم: ولى مى تواند براى خودش حج بجاآورد، اگر وقت وسعت دارد حج تمتع وگرنه حج افراد بجا آورد و چنانچه حجةالاسلام بجا نياورده حج واجب او محسوب مى شود ولى پول نيابت را بايد برگرداند.

آية اللّٰه سيستانى: احرام صحيح است و بايد حج (را) به نيّت منوب عنه تمام كنند هر چند به احتياط واجب مجزى از منوب عنه نيست.

آية اللّٰه خامنه اى: واجب است ميان طواف و نماز طواف فاصله نيفتد و صدق فاصله امر عرفى است و بعيد نيست به اندازۀ خواندن نماز يوميه يا نافلۀ مختصر اشكالى نداشته باشد.

آية اللّٰه بهجت اشكال ندارد اگر مخلّ به فوريّت عرفيّه نباشد.

آية اللّٰه زنجانى: چنانچه نماز يا عبادت مستحبى، متابعت عرفى بين طواف و نماز را به هم بزند، انجام آن بدون عذر جايز نيست و باعث بطلان طواف مى شود.

آية اللّٰه خامنه اى، آية اللّٰه خوئى: ولى بايد رعايت عدم تقدّم زن بر مرد بشود پس اگر مرد ولو به مقدار كمى از زن جلوتر باشد نماز هر دو صحيح است و همچنين اگر بين آنان فاصله باشد ولو به مقدار يك وجب.

آية

اللّٰه فاضل: بايد رعايت عدم تقدّم زن از مرد و عدم محاذى بودن آنان بشود. بلى چنانچه زن از اهل سنّت باشد يا تأخير نماز طواف موجب به هم خوردن موالات عرفيه شود يا مستلزم عسر و حرج باشد رعايت اين شرط لازم نيست.

آية اللّٰه بهجت مجرّد تنه زدن مسقط تكليف نيست بلى در صورت تعذّر به تفصيلى كه در مناسك گفته شده عمل كنند.

آية اللّٰه زنجانى: و اين امر اختصاص به نماز طواف ندارد بلكه در مطلق نمازهايى كه در مسجد الحرام و اطراف آن خوانده مى شود تساوى يا تقدم بانوان اشكال ندارد بلكه كراهتى هم در آن نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 198

296- نماز طواف را در همه اوقات مى شود خواند مگر آنكه مزاحمت كند با وقت نماز واجب كه اگر نماز طواف بخواند موجب فوت يوميه شود پس بايد اول نماز يوميه را بخواند. (1)

297- كسى كه نمازش را غلط مى خواند و وقت تصحيح آن را ندارد مى تواند (2) عمرۀ مستحبى بجاآورد. (3) (س 812)

298- اگر طواف عمره را بجاآورد و بدون نماز و سعى تقصير كرده (4) بايد نماز و سعى را بجاآورد و با فرض جهل (5) يا نسيان اعادۀ تقصير لازم نيست اگرچه احوط است. (6) (س 813) آيةاللّٰه زنجانى: و همچنين است در صورت مزاحمت با واجب اهم ديگر.

آية اللّٰه زنجانى: مى تواند براى خودش.

آيةاللّٰه فاضل: براى خودش يا به نيابت از ديگرى.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و بنا بر احتياط براى نماز نايب هم بگيرد.

آية اللّٰه بهجت اگر بتواند استنابه هم بكند اگر چه در امر تصحيح خلاف شرع كرده باشد.

آية اللّٰه زنجانى: بايد طواف و نماز

و اعمال بعدى را بجا آورد و از محرمات احرام اجتناب نمايد و درفرض جهل يا نسيان اعادۀ سعى و تقصير و اجتناب از محرمات احرام لازم نيست.

آية اللّٰه بهجت، احتياطاً تقصير را هم اعاده كند. (و در صورتى كه جهل به حكم نبوده تقصير قبلى كفّاره ندارد).

آية اللّٰه سيستانى: اگر فاصله زياد شده است به احتياط واجب بايد طواف را اعاده كند و در عمرۀ مفرده بايد پس از سعى، تقصير را نيز اعاده كند و همچنين در عمرۀ تمتّع در صورت جهل بلكه در صورت نسيان نيز بنابراحتياط و در فرض نسيان سعى در عمرۀ تمتّع به احتياط واجب بايد يك شتر كفّاره بدهد.

آية اللّٰه گلپايگانى: و تقصير نمايد و با فرض جهل و نسيان كفاره ندارد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اعاده تقصير نيز لازم است.

آية اللّٰه مكارم: و احتياطاً تقصير را نيز اعاده نمايد.

آيةاللّٰه فاضل: و مستحب است تقصير را اعاده كند.

منتخب مناسك حج، ص: 199

299- حدّ پشت مقام (1) و مقدار صدق آن عرفى است و تحديد به مقدار معيّنى نشده است. (س 819)

300- اگر كسى نماز را در غير از مقام ابراهيم بخواند و با اعتقاد به صحّت (2) آن بقيۀ اعمال را انجام دهد فقط نماز را بايد اعاده كند. (س 815)

301- صحّت نماز در اقتداء نماز طواف به نماز يوميه محلّ اشكال است. (3) (س 818)

مستحبات نماز طواف (4)

302- در نماز طواف مستحب است بعد از حمد در ركعت اول سورۀ توحيد و در ركعت دوم سورۀ جحد را بخواند، و پس از نماز، حمد و ثناى آية اللّٰه زنجانى: حد پشت مقام و نزد مقام.

آية اللّٰه زنجانى: يا

با غفلت از آن.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: معذور، نماز طواف را به كسى كه نماز طواف مى خواند اقتدا كند والّا مى تواند به نماز يوميه به رجاء مطلوبيت اقتدا نمايد.

آية اللّٰه زنجانى: بلكه محكوم به بطلان است.

آية اللّٰه خامنه اى: مشروعيت جماعت در نماز طواف ثابت نيست.

آية اللّٰه مكارم: اين مستحبات را بقصد رجاء بجا آورد.

منتخب مناسك حج، ص: 200

الهى را بجا آورده و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد و از خداوند عالم طلب قبول نمايد و بگويد (1):

«اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ بِحَقِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، أَنْ تُصَلِيَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، وَ أَنْ تَتَقَبَّلَ عَمَلِي، وَ تَشْكُرَ سَعْيِي، وَ لٰا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِي أَبَداً مٰا أَبْقَيْتَنِي

الْحَمْدُ لِلَّهِ بِمَحٰامِدِهِ كُلِهٰا، عَلىٰ نَعْمٰائِهِ كُلِهٰا، حَتَّى يَنْتَهِيَ الْحَمْدُ إِلىٰ مٰا يُحِبُّ رَبِي وَ يَرْضىٰ، اللَّهُمَّ صَلِ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، وَ تَقَبَّلْ مِنِي وَ طَهِرْ قَلْبِي وَ زَكِّ عَمَلِي».

و در روايت ديگر است:

«اللَّهُمَّ ارْحَمْنِي بِطَوٰاعِيَتِي إِيّٰاك، وَ طَوٰاعِيَتِيِ رَسُولَكَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، اللَّهُمَّ جَنِبْنِي أَنْ أَتَعَدّىٰ حُدُودَكَ، وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يُحِبُّكَ وَ يُحِبُّ رَسُولَكَ، وَ مَلٰائِكَتَكَ وَ عِبٰادَكَ الصّٰالِحِين»

و در بعضى از روايات است كه حضرت صادق عليه السلام بعد از نماز طواف به سجده رفته و چنين مى گفت:

«سَجَدَ وَجْهِي لَكَ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، لٰا إِلَهَ إِلّٰا أَ نْتَ حَقّاً حَقّاً، الْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِ شَيْ ءٍ، وَ الْآخِرُ بَعْدَ كُلِ شَيْ ءٍ، وَ هٰا أَنَا ذٰا بَيْنَ يَدَيْكَ نٰاصِيَتِي بِيَدِكَ، فَاغْفِرْ لِي، إِنَّهُ لٰا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ،

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه بهجت دعاى اوّل و دوّم در مناسك ايشان موجود نيست و در دعاى آخر نيز تفاوت در عبارت وجود

دارد.

منتخب مناسك حج، ص: 201

فَاغْفِرْ لِي، فَإِنِي مُقِرٌّ بِذُنُوبِي عَلىٰ نَفْسِي، وَ لٰا يَدْفَعُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ».

و بعد از سجده، روى مبارك آن حضرت از گريه چنين بود كه گويا در آب فرو رفته باشد.

سعى صفا و مروه

اشاره

303- واجب است بعد از بجا آوردن نماز طواف سعى كند بين صفا و مروه كه دو كوه معروفند. (م 825)

304- مراد از سعى آن است كه از كوه صفا برود به مروه و از مروه برگردد به صفا. (م 826)

305- واجب است سعى بين صفا و مروه هفت مرتبه باشد كه به هر مرتبه شوط گويند، به اين معنى كه از صفا به مروه رفتن يك شوط است و از مروه به صفا برگشتن نيز يك شوط است. (م 827)

306- واجب است اول از صفا شروع كند و بايد در دور هفتم به مروه ختم شود، (1) و اگر از مروه شروع كند هر وقت فهميد (2) بايد اعاده كند، و اگر آية اللّٰه خامنه اى: از اينجا تا آخر اين مسأله را متعرض نشده اند.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى:

آية اللّٰه مكارم: اگر آن دور را كه از مروه شروع كرده ناديده بگيرد و بقيه را تكميل كند بعيد نيست، كفايت كند.

منتخب مناسك حج، ص: 202

در بين سعى بفهمد بايد از سر بگيرد و از صفا شروع كند. (1) (م 828)

307- در سعى مابين صفا و مروه جايز است سواره و بر روى محمل، چه در حال اختيار (2) و چه با عذر لكن راه رفتن افضل است. (م 830)

308- واجب است رفتن و برگشتن از راه متعارف باشد، (3) پس اگر از راه غير متعارف به صفا برود يا

به مروه سعيش باطل است. (م 834)

309- اگر بين صفا و مروه را دو طبقه يا چند (4) طبقه كنند و تمام طبقات بين دو كوه باشد از هر طبقه جايز است سعى كند (5) گرچه احوط (6) سعى از همان راهى است كه از اول متعارف بوده. (م 835)

310- واجب است در وقت رفتن بطرف مروه متوجه به آنجا، و وقت رفتن رو به صفا متوجه به آن باشد، پس اگر عقب عقب برود يا پهلو را به طرف صفا يا مروه كند و برود باطل است، (7) لكن نگاه كردن به چپ و آية اللّٰه زنجانى: و اگر بعد از تقصير فهميد بايد تقصير را نيز اعاده كند.

آية اللّٰه زنجانى، آيةاللّٰه فاضل: لكن در حال اختيار بايد خودش آن وسيله را راه ببرد.

آية اللّٰه زنجانى: واجب نيست سعى از راه متعارف باشد پس اگر از راهى كه معمولًا به طرف صفامى روند به طرف مروه برود سعيش باطل نمى شود لكن سعى كننده در حال سعى كردن بايد بين دو كوه باشد و چنانچه در مقدارى از سعى از بين دو كوه خارج شود، آن مقدار از سعيش باطل است.

آية اللّٰه بهجت سعى در طبقۀ دوّم با توجه به اينكه از بالاى كوه صفا شروع و به بالاى كوه مروه ختم مى شود، در صورتى كه احراز شود كه سعى بين صفا و مروه واقع مى شود، كفايت مى كند.

آية اللّٰه فاضل: جايز نيست.

آية اللّٰه مكارم: طبقه دوّم كه فعلًا وجود دارد ميان دو كوه نيست و سعى در آنجا اشكال دارد.

آية اللّٰه زنجانى: ولى سعى در طبقۀ دوم كه فعلًا وجود دارد، صحيح نمى باشد.

آية اللّٰه خامنه اى، اين احتياط

در مناسك ايشان نيست.

آية اللّٰه سيستانى، اين احتياط در مناسك ايشان و ملحق آن مذكور نيست.

آية اللّٰه زنجانى: لازم نيست سعى به صورت متعارف باشد بنابراين مى تواند در همان مسير به پهلوحركت كند يا عقب عقب برود، هر چند سعى بر خلاف متعارف خلاف احتياط استحبابى است.

منتخب مناسك حج، ص: 203

راست بلكه گاهى به پشت سر اشكال ندارد. (1) (م 837)

311- جايز است به جهت استراحت و رفع خستگى، نشستن يا خوابيدن بر صفا يا مروه، و همين طور جايز است نشستن يا خوابيدن بين آنها براى رفع خستگى (2) و لازم نيست عذرى داشته باشد بنابر اقوى. (3) (م 838)

312- جايز است تأخير سعى از طواف و نماز آن براى رفع خستگى يا تخفيف گرمى هوا، و جايز است بدون عذر تأخير بيندازد تا شب گرچه احتياط در تأخير نينداختن است. (م 839)

313- جايز نيست تأخير انداختن تا فردا بدون عذر از قبيل مرض. (4) (م 840) آية اللّٰه مكارم: مثلًا اگر براى ملاحظه همراهان نگاهى به عقب كند مانعى ندارد.

آية اللّٰه خامنه اى، از اينجا تا آخر اين مسأله را متعرض نشده اند.

آية اللّٰه زنجانى: هر چند رفع خستگى به مقدارى طول بكشد كه موالات عرفيه سعى به هم بخورد.

آية اللّٰه خويى: به خاطر استراحت جايز است نشستن بر صفا يا مروه تا استراحت حاصل شود، و احوط ترك جلوس است در مابين صفا و مروه بدون عذر.

آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل: بنابر احتياط بايد به مقدارى باشد كه موالات عرفيه بهم نخورد.

آية اللّٰه مكارم: احتياط واجب رعايت موالات عرفيه در سعى است.

آية اللّٰه بهجت، متعرض موالات عرفيه نشده اند. و فرموده اند: گرچه احوط اين

است كه بين آن دو بدون عذر ننشيند.

آية اللّٰه سيستانى: احتياط مستحب آن است كه نشستن در وسط راه جهت استراحت ترك شود، مگر براى كسى كه خسته شده باشد.

آية اللّٰه مكارم: ولى اگر تأخير انداخت، سعى او باطل نخواهد شد هرچند گناه كرده است.

آية اللّٰه خويى: اگر تأخير انداخت طواف و نماز را اعاده نمايد.

آية اللّٰه تبريزى: تأخير تكليفاً جائز است ولى بايد طواف و نماز را اعاده نمود.

آية اللّٰه زنجانى: بلكه تا بين الطلوعين روز بعد نيز به تأخير نيندازد اما كسى كه كمى قبل از طلوع فجر طواف كرده مى تواند سعى را تا اوايل روز به تأخير بيندازد و در هر حال اگر بدون عذر سعى را به فردا به تأخير انداخت، بنابر احتياط طواف و نماز آن را قبل از انجام سعى اعاده كند.

منتخب مناسك حج، ص: 204

314- زياد كردن در سعى بر هفت مرتبه از روى عمد موجب باطل شدن آن است بتفصيلى كه در طواف گذشت. (م 843)

315- اگر از روى فراموشى زياد كند بر سعى چه كمتر از يك مرتبه يا بيشتر سعى او صحيح است، و بهتر آن است كه زائد را رها كند، گرچه بعيد نيست كه بتواند آن را به هفت مرتبه برساند. (1) (م 844)

316- با تمام كردن سعى حلال نمى شود بر او آنچه حرام شده بود بواسطۀ احرام. (م 847)

317- اگر شك كند در عدد رفت و آمدها بعد از تقصير (2) اعتناء نكند، (3) آية اللّٰه سيستانى: اگر زائد يك شوط يا بيشتر باشد مستحب است آن را به هفت برساند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه بهجت اگر زيادى يك شوط باشد

مستحب است آن را به هفت برساند.

آية اللّٰه زنجانى: اگر زايد كمتر از يك شوط باشد سعى را رها مى كند و اين سعى بى اشكال صحيح است و اگر زايد يك شوط يا بيشتر بود بهتر بلكه احتياط استحبابى آن است كه زايد را به هفت شوط برساند.

آية اللّٰه زنجانى: اگر بعد از تقصير شك در صحت سعى نمايد در صورتى كه احتمال بدهد هنگام سعى متوجه رعايت شرايط آن بوده اعتنا به شكش نكند و همين طور است حكم صورتى كه بعد از فارغ شدن و انصراف از سعى شك كند، و در اين امر فرقى نيست كه شك وى از جهت تعداد اشواط باشد يا از جهات ديگر، شك او در زياده باشد يا نقيصه يا در هر دو جهت.

آية اللّٰه فاضل: چه شك در زياده كند و چه شك در نقيصه، و همينطور است اگر بعد از فراغ از عمل شك در زياده كند.

منتخب مناسك حج، ص: 205

و اگر شك كند بعد از آنكه از عمل فارغ شد و منصرف شد چون بناگذارى بر اتمام و اعتناء نكردن به شك خالى از اشكال نيست (1) احتياط آن است كه آنچه احتمال نقص مى دهد اتمام كند، خصوصاً اگر شك در ناقص گذاشتن در اين باشد كه عمداً براى حاجتى ترك كرده است سعى را كه برگردد و اتمام كند كه در اين صورت وجوب اتمام بعيد نيست، (2) و اگر شك در زياده دارد و مى داند ناقص نشده اعتناء نكند. (م 850)

318- اگر در مروه شك كند كه هفت دفعه رفت و آمد كرده يا زيادتر مثل اينكه شك كند بين هفت و نه

اعتناء نكند، و اگر قبل از رسيدن به مروه شك كند كه اين دور هفت است يا كمتر (3) ظاهراً سعى او باطل است، و همچنين است هر شكى كه به كمتر از هفت تعلق بگيرد، مثل شك بين يك آيات عظام نورى، بهجت، مكارم: اعتناء به شك نكند و عملش صحيح است.

آيةاللّٰه خويى، آيةاللّٰه تبريزى: اظهراين است كه بايد به اين شك اعتناء شود. و شك در عدد اشواط سعى را باطل مى كند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر بعد از منصرف شدن از سعى شك در عدد آن كند به آن شك اعتنا نكند و سعيش صحيح است، لكن اگر احتمال مى دهد كه كمتر از هفت مرتبه سعى كرده احتياط آن است كه دوباره سعى كند.

آية اللّٰه سيستانى: اگر احتمال زياد بودن آنها را بدهد بنابر صحت بگذارد و اگر احتمال كم بودن آنها را مى دهد در صورتى كه شك او قبل از بهم خوردن موالات باشد سعى باطل است و بنابر احتياط اگر بعد باشد نيز باطل است.

آية اللّٰه مكارم: اگر از عمل منصرف شده و به ظاهر آن را پايان داده به اين شك اعتنا نكند.

آية الهّٰه زنجانى: چنانچه در اثناء سعى يا بعد از آن شك او به اطمينان مبدل نگردد، سعى او باطل است.

منتخب مناسك حج، ص: 206

و سه يا دو و چهار و هكذا. (م 852)

319- كسى كه مى دانسته بايد هفت مرتبه بين صفا و مروه سعى كند و با همين نيت از صفا شروع كرده ولى رفت و برگشت را يك مرتبه حساب كرده و در نتيجه چهارده مرتبه سعى نموده احتياط آن است كه سعى (1) را

اعاده كند اگرچه اقوى كفايت همان سعى است. (س 854)

320- سعى در طبقه فوقانى (2) اگر محرز نيست كه بين صفا و مروه است، جايز نيست. (3) (س 856)

321- اگر در اثناى سعى مثلًا براى آب خوردن از مسير منحرف شده و پس از خوردن آب ادامه داد، چنانچه سعى را قطع نكرده و به نيّت سعى حركت را ادامه داده است و در بين راه آب خورده (4) يا اگر قطع كرده از جايى كه سعى را قطع كرده يا محاذى آن سعى را تمام كرده صحيح است. (5)

(س 860)

322- محلّ سعى مسجد نيست و زنهايى كه عادت ماهانه دارند و آية اللّٰه مكارم: اين احتياط ترك نشود.

آية اللّٰه خامنه اى، آية اللّٰه بهجت سعى صحيح است.

آيةاللّٰه سيستانى: اگر جاهل قاصر بوده سعيش صحيح است و اگر مقصر بوده صحتش اشكال دارد.

آية اللّٰه زنجانى: سعى در طبقۀ فوقانى، كافى نيست.

آية اللّٰه مكارم: طبقه فوقانى ميان دو كوه نيست.

آية اللّٰه زنجانى: در صورتى كه سعى وى بين دو كوه بوده است يا اگر ...

آية اللّٰه زنجانى: بلكه اگر اشتباهاً جلوتر از محل قطع شده سعى را شروع كرده باشد سعى او صحيح است و اگر بعد از آن، سعى را شروع كرده، اگر شوط ششم يا هفتم بوده از محل قطع تا پايان سعى را بايد اعاده كند و اگر اشواط ديگر بوده دوشوط از سعيش ناقص مانده و بايد دو شوط (/ از مروه تا مروه) بجا آورد.

منتخب مناسك حج، ص: 207

براى طواف نائب مى گيرند سعى را بايد خودشان بجاآورند و با مراعات ترتيب بين طواف و نماز و سعى. (س 862)

323- اگر در حال سعى عقب

عقب به طرف مروه يا صفا رفته (1) بايد آن مقدار را تدارك كند و اگر از آن محلّ گذشته سعى او اشكال دارد و احتياط در اتمام و اعاده است. (2) (س 875)

324- در سعى لازم نيست حتماً پا به سنگ هاى سياه در صفا و مروه برسد بلكه همين كه سعى در بين دو كوه باشد و احراز شود كافى است و لازم نيست بالا برود. (3) (س 868)

مستحبّات سعى صفا و مروه

325- مستحب است بعد از فراغ از نماز طواف و پيش از سعى به نزد چاه زمزم رفته و مقدارى آب بياشامد و به سر و پشت و شكم خود بريزد و بگويد:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نٰافِعاً، وَرِزْقاً وٰاسِعاً، وَشِفٰاءًمِنْ كُلِّ دٰاءٍ وَسُقْم»

آية اللّٰه زنجانى: سعى او صحيح است، هر چند احتياط استحبابى در آن است كه از آن محل تامقدارى از سعيش كه ناقص مانده تدارك كند.

آية اللّٰه سيستانى: مگر اينكه جاهل قاصر باشد يا مقدار اضافى را به قصد سعى انجام ندهد.

آية اللّٰه مكارم: مى تواند برگردد و جبران كند و سعى او اشكال ندارد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اشكال ندارد.

آيةاللّٰه بهجت: واجب است كه ابتدا كند از جزء اوّل صفا به آنكه پاشنۀ پا را بچسباند در غير سوار و محمول؛ به جزء اوّل مسافت.

آية اللّٰه مكارم: سر بالائى صفا و مروه جزء آن دو كوه است بنابراين مسير فعلى چرخ سوارها اشكال ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 208

پس از آن بنزد حجر الأسود بيايد، و مستحب است از درى كه محاذى حجر الأسود است بسوى صفا متوجه شود و با آرامى دل و بدن بالاى صفا رفته و به خانۀ كعبه نظر كند و به

ركنى كه حجر الأسود آن است رو نمايد و حمد و ثناى الهى را بجا آورد و نعمتهاى الهى را بخاطر بياورد آنگاه اين اذكار را بگويد:

«أللّٰهُ أكْبَرُ»

هفت مرتبه.

«أَلحَمدُ للّٰهِ»

هفت مرتبه.

«لٰا إلهَ إلَّااللّٰهُ»

هفت مرتبه.

«لٰا إِلَهَ إِلّٰا اللَّهُ وَحْدَهُ لٰا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْد، يُحْيِي وَ يُمِيتُ، وَهُوَ حَيٌّ لٰا يَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَهُوَ عَلىٰ كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ»

سه مرتبه.

پس صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پس بگويد:

«اللَّهُ أَكْبَرُ، الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلىٰ مٰا هَدٰانٰا، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلىٰ مٰا أَبْلٰانٰا، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِ الْقَيُّوم، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِ الدّٰائِمِ»

سه مرتبه.

پس بگويد:

«أَشْهَدُ أَنْ لٰا إِلَهَ إِلّٰا اللَّهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، لٰا نَعْبُدُ إِلّٰا إِيّٰاهُ، مُخْلِصِينَ لَهُ الدِينُ، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»

سه مرتبه.

پس بگويد:

«اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ الْعَفْوَ وَ الْعٰافِيَةَ وَ الْيَقِينَ فِي الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةِ»

سه مرتبه.

پس بگويد:

«اللَّهُمَّ آتِنٰا فِي الدُّنْيٰا حَسَنَةً، وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنٰا عَذٰابَ النّٰارِ»

سه مرتبه.

پس بگويد:

منتخب مناسك حج، ص: 209

«أللّٰهُ أكْبَرُ»

صد مرتبه.

«لٰا إلهَ إلَّااللّٰهُ»

صد مرتبه.

«أ لْحَمْدُ للّٰهِ»

صد مرتبه.

«سُبْحٰانَ اللّٰهِ»

صد مرتبه.

پس بگويد:

«لٰا إِلٰهَ إِلّٰا اللَّهُ وَحْدَهُ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَ نَصَرَ عَبْدَهُ، وَ غَلَبَ الْأَحْزٰابَ وَحْدَهُ، فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَحْدَهُ وَحْدَهُ، اللَّهُمَّ بٰارِكْ لِي فِي الْمَوْتِ، وَ فِي مٰا بَعْدَ الْمَوْتِ، اللَّهُمَّ إِ نِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ ظُلْمَةِ الْقَبْرِ وَ وَحْشَتِهِ، اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي فِي ظِلِ عَرْشِكَ، يَوْمَ لٰا ظِلَّ إِلّٰا ظِلُّكَ»

و بسيار تكرار كند سپردن دين و نفس و اهل و مال خود را به خداوند عالم.

پس بگويد:

«أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ الرَّحْمٰانَ الرَّحِيمَ، الَّذِي لٰا تَضِيعُ وَدٰائِعُهُ، دِينِي وَ نَفْسِي وَ أَهْلِي، اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِي عَلىٰ كِتٰابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِكَ، وَ تَوَفَّنِي عَلىٰ مِلَّتِه، وَ أَعِذْنِي مِنَ

الْفِتْنَةِ».

پس بگويد:

«أللّٰهُ أكْبَرُ»

________________________________________

خمينى، سيد روح اللّٰه موسوى، منتخب مناسك حج، در يك جلد، نشر مشعر، قم - ايران، دوم، 1426 ه ق

منتخب مناسك حج؛ ص: 209

سه مرتبه.

پس دعاى سابق را دو مرتبه تكرار كند، پس يكبار تكبير بگويد و باز دعا را اعاده نمايد و اگر تمام اين عمل را نتواند انجام دهد هر قدر كه مى تواند بخواند.

و مستحب است كه رو به كعبه نمايد و اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ قَطُّ، فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَة،

منتخب مناسك حج، ص: 210

فَإِنَّكَ أَ نْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ، اللَّهُمَّ افْعَلْ بِي مٰا أَ نْتَ أَهْلُهُ، فَإِنَّكَ إِنْ تَفْعَلْ بِي مَا أَ نْتَ أَهْلُهُ تَرْحَمْنِي وَ إِنْ تُعَذِبْنِي فَأَنْتَ غَنِيٌّ عَنْ عَذٰابِي وَ أَنَا مُحْتٰاجٌ إِلىٰ رَحْمَتِكَ، فَيٰا مَنْ أَنَا مُحْتٰاجٌ إِلىٰ رَحْمَتِه، ارْحَمْنِي، اللَّهُمَّ لٰا تَفْعَلْ بِي مٰا أَنَا أَهْلُهُ، فَإِنَّكَ إِنْ تَفْعَلْ بِي مَا أَنَا أَهْلُهُ تُعَذِبْنِي وَ لَمْ تَظْلِمْنِي، أَصْبَحْتُ أَتَّقِي عَدْلَكَ، وَلٰا أَخٰافُ جَوْرَك، فَيٰا مَنْ هُوَ عَدْلٌ لٰايَجُورُ، ارْحَمْنِي».

پس بگويد:

«يٰا مَنْ لٰا يَخِيبُ سٰائِلُهُ، وَ لٰا يَنْفَدُ نٰائِلُهُ، صَلِ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَعِذْنِي مِنَ النّٰارِ بِرَحْمَتِكَ».

و در حديث شريف وارد شده است هركس كه بخواهد مال او زياد شود ايستادن بر صفا را طول دهد و هنگامى كه از صفا پائين مى آيد بر پله چهارم بايستد و متوجه خانه كعبه شود و بگويد:

«اللَّهُمَّ إِ نِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذٰابِ الْقَبْرِ وَ فِتْنَتِهِ وَ غُرْبَتِهِ وَ وَحْشَتِهِ وَ ظُلْمَتِهِ وَ ضَيْقِهِ وَ ضَنْكِهِ، اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي فِي ظِلِ عَرْشِكَ يَوْمَ لٰا ظِلَّ إِلّٰا ظِلُّكَ».

پس از پله چهارم پائين رود و احرام را از روى كمر خود بردارد و بگويد:

«يٰا رَبَّ الْعَفْوِ، يٰا

مَنْ أَمَرَ بِالْعَفْوِ، يٰا مَنْ هُوَ أَوْلِىٰ بِالْعَفْوِ، يٰا مَنْ يُثِيبُ عَلى الْعَفْوِ، الْعَفْوَ، الْعَفْوَ، الْعَفْوَ، يٰا جَوٰادُ يٰاكَرِيمُ، يٰا قَرِيبُ

منتخب مناسك حج، ص: 211

يٰا بَعِيدُ، ارْدُدْ عَلَيَّ نِعْمَتَك، وَاسْتَعْمِلْنِي بِطٰاعَتِكَ وَمَرْضٰاتِكَ».

و مستحب است پياده سعى نمايد و از صفا تا به منارۀ ميانه راه رود و از آنجا تا جايى كه محل بازار عطاران است مانند شتر تند رود و اگر سوار باشد اين حدّ را فى الجمله تند نمايد و از آنجا تا به مروه نيز ميانه رود و در وقت برگشتن نيز به همان ترتيب مراجعت نمايد و از براى زنها هروله نيست و مستحب است در هنگامى كه مى رسد به منارۀ ميانه بگويد:

«بِسْمِ اللَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَر، اللَّهُمَّ صَلِ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، اللَّهُمَّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجٰاوَزْ عَمّٰا تَعْلَم، إِنَّكَ أَ نْتَ الْأَعَزُّ الْأَكْرَم، وَ اهْدِنِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَم، اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضٰاعِفْهُ لِي، وَ تَقَبَّلْ مِنِي، اللَّهُمَّ لَكَ سَعْيِي، وَ بِكَ حَوْلِي وَ قُوَّتِي، فَتَقَبَّلْ عَمَلِي، يٰا مَنْ يَقْبَلُ عَمَلَ الْمُتَّقِينَ».

و همين كه از محل بازار عطاران گذشت بگويد:

«يٰا ذَا الْمَنِ وَ الْفَضْلِ وَ الْكَرَمِ وَ النَّعْمٰاءِ وَ الْجُودِ، اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي، إِنَّهُ لٰا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلّٰا أَنْتَ».

و هنگامى كه به مروه رسيد برود بالاى آن و بجا آورد آنچه را كه در صفا بجا آورد و بخواند دعاهاى آنجا را به ترتيبى كه ذكر شد.

و پس از آن بگويد:

«يٰا مَنْ أَمَرَ بِالْعَفْو، يٰا مَنْ يَجْزِي عَلىٰ الْعَفْوِ، يٰا مَنْ دَلَّ عَلىٰ الْعَفْوِ، يٰا مَنْ زَيَّنَ الْعَفْوَ، يٰا مَنْ يُثِيبُ عَلىٰ الْعَفْوِ، يٰا مَنْ يُحِبُّ

منتخب مناسك حج، ص: 212

الْعَفْو، يٰا مَنْ يُعْطِي عَلَى الْعَفْوِ، يٰا

مَنْ يَعْفُو عَلَى الْعَفْوِ، يٰا رَبَّ الْعَفْوَ، الْعَفْوَ، الْعَفْوَ، الْعَفْوَ»

و مستحب است در گريه كردن كوشش كند و خود را به گريه وادارد و در حال سعى دعا بسيار كند و بخواند اين دعا را:

«اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ حُسْنَ الظَّنِ بِكَ فِي كُلِ حٰالٍ، وَ صِدْقَ النِيَّةِ فِي التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ».

(م 887)

تقصير و بعض أحكام آن

326- واجب است بعد از آنكه سعى كرد تقصير كند، يعنى قدرى از ناخنها يا قدرى از موى سر يا شارب يا ريش را بزند، و بهتر آن است كه اكتفا به زدن ناخن نكند، (1) و از موى قدرى بزند، بلكه موافق احتياط است، و تراشيدن سر در تقصير كفايت نمى كند بلكه حرام است. (2) (م 888)

327- تقصير نيز از عبادات است و بايد با نيت پاك و خالى از قصد آية اللّٰه بهجت اين قيد را ندارند.

آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط واجب اكتفا به آن نكند و اگر خواست ناخن بگيرد پس از كوتاه كردن مو باشد.

آية اللّٰه مكارم: بلكه احتياط واجب است.

آية اللّٰه زنجانى: و بنابر احتياط مؤكد استحبابى براى تقصير، كوتاه كردن مو را انتخاب كند.

آية اللّٰه فاضل: و كندن مو هم كفايت نمى كند اگرچه حرمتش محرز نباشد.

آيات عظام خامنه اى، بهجت، زنجانى، سيستانى: و چنانچه از روى عمد و علم بتراشد بايد يك گوسفند كفاره بدهد.

منتخب مناسك حج، ص: 213

غير اطاعت خدا بياورد و اگر ريا كند (1) موجب باطل شدن عمره اش مى شود مگر آنكه جبران كند. (م 889)

328- اگر تقصير را فراموش كند تا وقتى كه احرام حج را ببندد عمره اش صحيح است و مستحب است فديۀ يك گوسفند، (2) و احتياط آن است كه فديه بدهد.

(م 890)

329- در عمرۀ تمتع طواف نساء واجب نيست، و اگر بخواهد احتياط كند طواف و نماز آن را رجاءاً (3) بجاآورد. (م 892)

330- بعد از آنكه شخص محرم تقصير كرد حلال مى شود بر او بغير از تراشيدن (4) سر هرچه حرام شده بود بر او بواسطۀ احرام، حتى نزديكى آية اللّٰه زنجانى: باطل مى شود و اگر تا آخر وقت آن را جبران نكند عمره اش تبديل به حج افرادمى گردد و بايد بعد از انجام حج و گذشتن ايام تشريق عمره مفرده نيز بجا آورد، هر چند عمرۀ تمتعش استحبابى باشد.

آيات عظام خويى، تبريزى، بهجت: بنابر احتياط يك گوسفند بدهد.

آيات عظام گلپايگانى، نورى، فاضل، صافى: بنابر احتياط واجب يك گوسفند فديه بدهد.

آية اللّٰه زنجانى: بنابر احتياط مؤكد استحبابى يك قربانى (شتر يا گاو يا گوسفند) ذبح كند و تقصير فراموش شده قضا ندارد.

آية اللّٰه فاضل: در عمرۀ تمتّع طواف نساء واجب نيست بلكه انجام آن موافق احتياط است و اگر بخواهند احتياط كنند محلّ انجام آن قبل از تقصير است.

آية اللّٰه مكارم: ضرورتى ندارد طواف نساء را بقصد رجاء بجا آورد.

آية اللّٰه سيستانى: سرتراشيدن نيز حلال مى شود. اگرچه احتياط مستحب ترك آن است پس ازگذشت سى روز از عيد فطر و احتياط مستحب اين است كه در صورت انجام آن از روى علم و عمد يك قربانى كفاره بدهد.

آية اللّٰه فاضل: تراشيدن سر بين عمرۀ تمتّع و حجّ تمتّع مانعى ندارد.

آية اللّٰه بهجت: ظاهر عدم حرمت احرامى آن است و حرمت به جهت منافات با وجوب توفير محلّ تأمّل است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: تراشيدن سر بين عمره و حج جائز نيست و بنابر احتياط

يك گوسفند كفاره دارد.

آية اللّٰه مكارم: ترك تراشيدن سر احتياط است.

آية اللّٰه زنجانى: بنابر احتياط مؤكد استحبابى سر نتراشد.

منتخب مناسك حج، ص: 214

با همسر. (م 893)

331- در تقصير، كندن مو كافى نيست بلكه ميزان، كوتاه كردن است به هر وسيله اى باشد و اكتفاء به كوتاه كردن موى زير بغل و نحو آن مشكل است (1) و احوط (2) در تقصير، گرفتن ناخن يا چيدن ريش يا شارب يا موى سر است. (3) (م 894)

332- اگر در عمرۀ مفرده تقصير را فراموش كرده و طواف نساء را انجام داده باشد بايد اوّل تقصير را در هر جا هست ولو در ايران خودش بجاآورد و سپس طواف نساء (4) را اعاده كند و اگر خودش آية اللّٰه زنجانى: بلكه نبايد براى تقصير موى زير بغل و مانند آن را كوتاه كند و به طور كلى كوتاه كردن غير از موى سر و ريش و شارب كفايت نمى كند بلكه حرام است.

آية اللّٰه فاضل: احتياط مستحب آن است كه به گرفتن ناخن اكتفا نكند.

آية اللّٰه خامنه اى، اين احتياط را متعرض نشده اند.

به مسأله 326 تقصير مراجعه شود.

آية اللّٰه بهجت، آية اللّٰه سيستانى: متعرض موى زير بغل نشده اند.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه مكارم: گرفتن ناخن به تنهايى كافى نيست بنا بر احتياط واجب.

آية اللّٰه بهجت اكنون كه قبل از تقصير متذكّر شده است تقصير مى كند و طواف نساء را بعد از آن اعاده مى نمايد بنابر احوط، و مقدّم شدن طواف نساء بر تقصير در عمره مفرده در صورت ضرورت يا نسيان يا جهل مجزى است.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب.

منتخب مناسك حج، ص: 215

نمى تواند برود (1) نائب بگيرد.

(س 894)

333- هرگاه غير مؤمن براى مؤمن تقصير نمايد اشكال ندارد. (س 899)

334- در عمرۀ تمتّع حلق به جاى تقصير كفايت نمى كند. (2)

(س 903)

335- اگر بعد از انجام اعمال عمره تقصير را در منزل انجام دهد مانعى ندارد. (س 904)

336- خدمه كاروانهاى حج اگر عمرۀ مفرده بجا آورده باشند (3) هر آية اللّٰه زنجانى: و اگر رفتن به مكه برايش حرجى باشد مى تواند نايب بگيرد و تا تقصير نكرده بايد از محرمات احرام اجتناب كند بنابراين تا طواف نساء را خودش يا نايبش انجام نداده، زن بر وى حرام است.

آية اللّٰه مكارم: اين كار اگر عمداً باشد و در ماه ذى القعده به بعد باشد بنابر احتياط واجب يك گوسفند كفّاره دارد و در غير عمد كفاره نيست.

آية اللّٰه سيستانى: و در صورت علم و عمد بايد يك گوسفند كفاره بدهد.

آية اللّٰه خويى: در صورت علم و عمد يك گوسفند كفاره دارد بلكه بنابر احتياط در غير صورت علم و عمد نيز كفّاره دارد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و يك گوسفند كفاره دارد و بنا بر احتياط در صورت جهل و نسيان نيز كفاره دارد.

آية اللّٰه خامنه اى: كفايت نمى كند و اگر اين كار را از روى علم و عمد كرده باشد عمل حرام انجام داده و بايد يك گوسفند قربانى كند.

آية اللّٰه زنجانى: به مسألۀ 326 و حاشيۀ آن مراجعه شود.

آية اللّٰه زنجانى: مى توانند از مكه خارج شوند ولى در برگشت اگر يك ماه از طواف نساء عمرۀ مفرده گذشته است بدون احرام نمى توانند وارد حرم يا مكه شوند و اگر عمرۀ تمتع بجا آورده اند نبايد از مكه و حوالى آن خارج شوند مگر در صورت

حاجت كه محرم به احرام حج شده بيرون مى روند آرى اگر محرم شدن بر آنها حرجى باشد مى توانند بدون احرام خارج گردند.

منتخب مناسك حج، ص: 216

دفعه كه از مكه خارج مى شوند و به جده مى روند و بر مى گردند لازم نيست محرم شوند (1) ولى اگر عمرۀ تمتع بجا آورده اند بنابر احتياط (2) نبايد از مكه خارج شوند مگر در صورت حاجت در حالى كه محرمند به احرام حج. (3) (م 910) آيات عظام سيستانى، خويى، فاضل، تبريزى: مگر اينكه ماه هلالى ديگر وارد مكه شوند كه بايددومرتبه محرم بشوند. آية اللّٰه سيستانى اضافه نموده اند: اگر عمره اش به نيابت از ديگرى باشد بنابر احتياط واجب با احرام جديد وارد حرم يا مكّه شود.

آية اللّٰه بهجت در صورتى كه اعمال حج تفويت نشود خروج از مكه مانعى ندارد مى توانند مانند حطّاب و حَشّاش بدون احرام بروند و برگردند.

آية اللّٰه مكارم: حرام است خارج شوند مگر اينكه مطمئن باشند كه بموقع برمى گردند و حج خود را انجام مى دهند و همچنين در صورت حاجت.

آية اللّٰه خامنه اى: جائز است براى كسى كه اطمينان دارد با خارج شدن از مكّه حجّ او فوت نمى شود، بعد از انجام عمرۀ تمتّع و قبل از احرام حجّ از مكّه بيرون رود. اگر چه احتياط مستحبّ آن است كه فقط در موارد ضرورت و نياز، خارج شود.

آية اللّٰه سيستانى: اگر مكلّف اعمال عمرۀ تمتّع را بجاآورد، بنابر احتياط واجب نبايد از مكّه بيرون برود مگر براى حج، مگر آنكه بيرون رفتنش جهت انجام كارى باشد، اگر چه آن كار غير ضرورى باشد و ترس از اينكه اعمال حجّش فوت گردد نداشته باشد، كه در

اين صورت اگر بداند كه مى تواند به مكّه برگردد و از آنجا احرام حج ببندد، اظهر جواز بيرون رفتنش از مكّه بدون احرام است.

آية اللّٰه فاضل: اگر يقين يا اطمينان دارد كه خروج از مكه لطمه به حج او وارد نمى كند مانعى ندارد كه حتى بدون احرام هم از مكه خارج بشود و براى احرام از مكه و مناسك به مكه برگردد لكن احتياط استحبابى بر خلاف آن است. بله اگر از مكه خارج شد و در ماه بعد به مكّه بازگشت بايد مجدّداً عمرۀ تمتع انجام دهد والّا حجّ تمتّع او صحيح نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 217

337- بين عمرۀ تمتع و حج تمتع ماشين كردن سر مانع ندارد ولى نبايد سر را بتراشد، (1) و از (2) ماشين كردنى كه مثل تراشيدن است بايد اجتناب شود على الاحوط. (3) (س 912) آية اللّٰه فاضل: سرتراشيدن نيز مانعى ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: سر تراشيدن نيز ظاهراً جايز است و كفاره هم ندارد هرچند احتياط استحبابى مؤكد در آن است كه از سر تراشيدن و از ماشين كردنى كه مثل تراشيدن است اجتناب كند و از اينجا حكم مسألۀ بعد نيز روشن مى شود.

آية اللّٰه بهجت، به ذيل مسأله 330 مراجعه شود.

آية اللّٰه سيستانى: بنا بر اظهر سرتراشيدن حلال است، اگر چه احوط ترك آن است پس از گذشت سى روز از عيد فطر.

آية اللّٰه خوئى، آية اللّٰه تبريزى: حكم ماشين كردنى كه مانند تراشيدن است ذكر نشده است.

منتخب مناسك حج، ص: 218

مسائل متفرّقه

338- كفّاره براى سر تراشيدن بين عمرۀ تمتّع و حجّ تمتّع ثابت نيست (1) اگر چه جايز نيست. (س 913)

339- اگر زنى حيض

باشد و نداند كه حيض است و اعمال عمره را بجاآورد چنانچه در وسعت وقت است (2) بايد طواف و نماز را (3) اعاده كند آية اللّٰه گلپايگانى: بايد يك گوسفند كفاره بدهد بنابر احتياط هرچند جاهل يا ناسى باشد. ولى در مجمع المسائل مى فرمايد: در صورت علم به مسأله يك گوسفند كفاره دارد و در صورت جهل و نسيان كفاره ندارد.

آية اللّٰه صافى: بايد يك گوسفند كفاره بدهد بنابر احتياط هر چند جاهل يا ناسى باشد.

آية اللّٰه مكارم: كفاره آن يك گوسفند است بنابر احتياط.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اگر عمره تمتع در ماه شوال انجام داده شود تراشيدن سر تا سى روز بعد از عيد فطر جايز است و اما بعد از آن بنابر احتياط نبايد تراشيده شود و در صورت تراشيدن اگر از روى علم و عمد باشد بنابر احتياط يك گوسفند كفاره دارد.

آية اللّٰه سيستانى: احتياط مستحب ترك آن است پس از گذشت سى روز از عيد فطر، و احتياط مستحب آن است كه در صورت انجام آن از روى علم و عمد يك قربانى كفاره بدهد.

آية اللّٰه بهجت به مسأله 330 مراجعه شود.

آية اللّٰه زنجانى: بايد پس از پاكى طواف عمره و نماز آن را اعاده كند و اگر وقت ندارد بايد محرم به احرام حج تمتع شده قبل از طواف حج، طواف عمره و نماز آن را قضا كند و اين در صورتى است كه در وقت احرام عمره فكر مى كرده براى انجام طواف عمره و نماز آن پاك است والا محرم به احرام عمرۀ تمتع نشده است پس بايد از حرم خارج شده محرم به حج افراد گردد

و پس از آن عمره مفرده بجا آورد و مجزى از حجة الاسلام است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و سعى و تقصير را اعاده نمايد و اگر پس از پاكى، وقت براى انجام اعمال عمره ندارد حج او مبدّل به إفراد مى شود.

آية اللّٰه فاضل: مستحب است سعى و تقصير را اعاده كند.

آية اللّٰه سيستانى: و سپس سعى و تقصير را اعاده نمايد.

منتخب مناسك حج، ص: 219

ولى اگر وقت ندارد در اينكه وظيفۀ مبدّل شده يا نه اشكال است و احتياط را مراعات كند. (1) (س 914)

340- تراشيدن ريش بين عمرۀ تمتّع و حجّ تمتّع حكم تراشيدن آن در غير اين موارد را دارد و حكم تراشيدن سر ندارد. (س 915)

341- در اينكه غار حرا و غار ثور جزء مكّه است يا خارج آن بايد از آية اللّٰه فاضل: پس از تمام شدن ايام حيض و غسل اگر وقت باقى است بايد طواف و نماز آن و سعى و تقصير را در عمرۀ تمتّع اعاده كند، و اگر وقت ندارد حج افراد انجام داده و عمرۀ مفرده را بعد از حج بجاآورد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: پس از تمام شدن ايام حيض و غسل اگر وقت باقى است بايد طواف و نماز آن و سعى و تقصير را در عمره تمتع اعاده نمايد، و اگر وقت ندارد حتى براى سعى و تقصير، حج افراد انجام داده، و عمره مفرده را بعد از حج بجا مى آورد، و چنانچه متمكن است سعى و تقصير كند، ولو آنكه مسمّاى وقوف اختيارى عرفات را درك كند اگر حيض او بعد از احرام بود مخيّر است بين اينكه

سعى و تقصير كرده سپس براى حج محرم شود و بعد از رجوع از منى طواف عمره تمتّع و نماز آن را قبل از طواف حج قضا كند و بين اينكه حج افراد انجام داده و عمره مفرده را بعد از حج بجاآورد و اگر حيض او قبل از احرام بستن يا هنگام احرام بستن بوده بايد حج افراد انجام داده و عمره مفرده را بعد از حج بجاآورد.

آية اللّٰه مكارم: اشكالى نيست، حج او مبدل به حج افراد مى شود و عمره مفرده بعد از حج بجا آورد.

آية اللّٰه سيستانى: اگر وقت موسع نباشد، پس اگر در حال احرام حائض بوده است حجش مبدل به افراد مى شود و پس از فراغ از حج اگر مى تواند بايد عمرۀ مفرده انجام دهد و اگر حيض او بعد از احرام بوده در فرض سؤال بايد پس از فارغ شدن از اعمال منى و بازگشتن به مكّه، قبل از اينكه طواف حج را انجام دهد طواف عمره و نماز آن را قضا كند.

آية اللّٰه بهجت لازم است طواف و نماز اعاده شود و احتياطاً سعى و تقصير را نيز بجاآورد و چون تقصير از جهت جهالت به موضوع طهارت بوده كفّاره ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 220

اهل محلّ تحقيق شود. (1) (س 916)

342- كسى كه نائب ديگرى است و به ناچار بايد بعد از عمرۀ تمتّع و قبل از حجّ از مكّه خارج شود، ضرر به حجّ و نيابت او نمى زند ولى در صورت امكان بايد محرم شود به احرام حجّ و از مكّه خارج شود على الاحوط. (2) (س 917)

343- اگر شخصى كه احرام عمره بسته است بواسطۀ

عذرى دير وقت وارد مكه شد بطورى كه اگر مى خواست عمره بجا بياورد (3) وقت وقوف به عرفات مى گذشت يا خوف داشت كه بگذرد، بايد عدول كند به حج افراد، و پس از بجا آوردن آن عمرۀ مفرده بجا آورد و حج او صحيح و آية اللّٰه سيستانى: به احتياط واجب نبايد خارج شود اين احتياط شامل غار حرا نيز مى شود.

آية اللّٰه تبريزى، آية اللّٰه مكارم: رفتن به غار حرا و امثال آن از مناطق نزديك ضررى ندارد خواه جزء مكه باشد يا نه.

آية اللّٰه خويى: خارج شدن به اطراف و توابع مكّه مانع ندارد.

آية اللّٰه فاضل: با توجّه به توسعۀ شهر مكّه رفتن به اطراف آن تا جايى كه صدق كند از مكّه است مانعى ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: پس اگر در عرف اهل مكه از محلات مكه يا توابع نزديك آن محسوب مى شود، مى تواند بين عمره و حج تمتع به آن اماكن برود.

آية اللّٰه مكارم: اگر احرام براى آنها موجب عسر و حرج است لازم نيست.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه فاضل: به حاشيۀ مسألۀ 336 مراجعه شود.

آية اللّٰه خامنه اى، آيةاللّٰه بهجت: به مسألۀ 336 مراجعه شود. و همچنين در سه مسأله بعد.

آية اللّٰه زنجانى: بلكه اگر مشقت شديد نداشته باشد بايد با احرام حج خارج شود، در هر صورت اين شخص از ذوى الاعذار است كه فقط در صورتى كه در هنگام احرام گمان داشته باشد كه چنين مشكلى برايش پيش نمى آيد نيابتش صحيح است.

آية اللّٰه زنجانى: مى داند يا خوف دارد كه نتواند خود را قبل از غروب روز نهم به عرفات برساند بايدعدول كند به حج افراد ...

منتخب مناسك حج، ص: 221

كافى

از حجة الاسلام است. (م 921)

344- اگر زنى احرام بست و وقتى به مكه وارد شد بواسطۀ حيض يا نفاس نتوانست طواف بجا آورد و اگر مى خواست بماند تا پاك شود ترس آن داشت كه وقت وقوف به عرفات بگذرد بدستورى كه در مسأله قبل گفته شد بايد عمل كند. (1) (م 922)

345- اگر بدون احرام وارد مكه شد و نبستن احرام بواسطۀ عذرى بوده و وقت هم تنگ باشد (2) بايد در مكه احرام حج افراد ببندد و بدستور سابق عمل كند. (3) (م 923) به مسأله 81 مراجعه شود.

آية اللّٰه خوئى، آية اللّٰه تبريزى: چنانچه حيض قبل از بستن احرام يا هنگام احرام بستن بود به دستورى كه در مسأله قبل گفته شد بايد عمل كند و اگر بعد از احرام بود مخيّر است بين اينكه به دستور مسأله قبل عمل كند و بين اينكه سعى و تقصير كند و براى حج احرام ببندد و پس از برگشتن از منى قبل از طواف حج، طواف عمره و نماز آن را قضا كند.

آية اللّٰه سيستانى: در فرض مسأله اگر در حال احرام حائض بوده است حجّش بدل به افراد مى شود و در صورت تمكّن بايد بعد از حج عمرۀ مفرده انجام دهد و اگر بعد از احرام حائض شده است احتياط مستحب اين است كه عدول كند ولى مى تواند به احرام خود باقى باشد و سعى و تقصير را انجام دهد و پس از اعمال منى قبل از طواف حج طواف عمره و نماز آن را قضا كند.

آية اللّٰه زنجانى: به حاشيۀ مسأله 62 مراجعه شود.

آيةاللّٰه زنجانى: بايداحرام حج افراد ببندد وبراى محرم شدن درصورت

امكان بايد از حرم خارج شود. و اين حج كفايت از حجةالاسلام مى كند.

آية اللّٰه بهجت اگر ممكن نباشد غير مكّه والا احتياط در رعايت احتمالات در محلّ احرام او است.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه فاضل: كسى كه وظيفه اش حج تمتّع است، اگر قبل از احرام عمره بفهمد كه وقت او براى اتمام عمره قبل از زوال روز عرفه تنگ است نمى تواند عدول به حج افراد يا قران نمايد، بلكه اگر حج در ذمّه اش مستقر بوده بايد حج تمتّع خود را در سالهاى آينده انجام دهد.

منتخب مناسك حج، ص: 223

[صورت تفصيلى حج تمتع]

احرام حجّ تمتّع

اشاره

346- واجب است بر مكلف كه بعد از تمام شدن اعمال عمره، احرام ببندد براى حج تمتع. (م 937)

347- كيفيت احرام بستن و لبيّك گفتن همان نحو است كه در احرام عمره ذكر شد. (1) (م 940)

348- تمام چيزهايى كه در محرمات احرام بيان شد در اين احرام هم حرام است، و آنچه كفّاره داشت كفّاره دارد به همان ترتيب. (م 941)

349- وقت احرام موسّع است، و تا وقتى كه بتواند بعد از احرام به وقوف اختيارى عرفه برسد مى تواند تأخير بيندازد (2) و از آن وقت نمى تواند عقب بيندازد. (3) (م 942)

350- احتياط واجب (4) آن است كه كسى كه از عمرۀ تمتع فارغ شد و آية اللّٰه زنجانى: بدون تفاوت مگر در نيت و مكان و زمان احرام.

آية اللّٰه زنجانى: بنابراين تأخير احرام حج تا وقتى كه بتواند مقدارى قبل از غروب وقوف عرفات رادرك كند، جايز است.

آية اللّٰه سيستانى: كسى كه مى تواند وقوف اختيارى عرفه را درك كند جايز نيست احرام را از وقت مذكور تأخير بيندازد.

آية اللّٰه مكارم: بلكه واجب است.

آية

اللّٰه خويى: بلكه جايز نيست و اين حكم در اثناى عمرۀ تمتع هم هست.

آية اللّٰه خامنه اى، آية اللّٰه نورى: كسى كه از عمرۀ تمتّع خارج شد اگر اطمينان داشته باشد كه مى تواند به مكّه برگردد و براى اعمال حجّ محرم شود مى تواند از مكّه خارج شود و اگر بدون اين اطمينان نيز خارج شد ولى برگشت و احرام بست و حج بجاآورد عملش صحيح است.

آية اللّٰه بهجت خروج از مكّه بعد از عمره تمتّع جايز نيست براى كسيكه اگر خارج شود فوت مى شود حج در آن سال، و اگر بعد از عمره (بدون احرام بستن براى حج) از مكّه و حرم و ميقات خارج شد و عود نمود در غير ماه احرام اوّلى پس محتاج به احرام عمره است و عمره ثانيه را عمره تمتّع قرار مى دهد و احتياج اوّلى به طواف نساء موافق احتياط است و اگر عود كرد قبل از فصل ماه مانعى از اكتفاء بهمان عمره براى حج تمتّع نيست و حكم فصل بين دو عمره و احرام براى دخول مكّه در مسأله 60 و 61 و 84 گذشت.

آية اللّٰه تبريزى: بلكه جايز نيست و بنابر احتياط اين حكم در اثناء عمرۀ تمتع هم هست.

منتخب مناسك حج، ص: 224

محُلّ گرديد از مكه خارج نشود بدون حاجت، و اگر حاجتى براى بيرون رفتن پيش آمد (1) احتياط واجب آن است كه محرم شود به احرام حج و بيرون رود و به همان احرام براى اعمال حج برگردد. (2) (م 943) آيةاللّٰه زنجانى، آية اللّٰه فاضل: خروج از مكه براى كسى كه مطمئن است مى تواند به مكه برگردد واعمال حج تمتع را انجام

دهد مانعى ندارد به شرط آن كه خروج از مكه و ورود به آن در همان ماهى باشد كه عمرۀ تمتع را انجام داده است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: واجب است محرم شود به احرام حج ...

آية اللّٰه سيستانى: اگر حاجتى هر چند غير ضرورى پيش آمد اگر خوف فوت اعمال حج نباشد مى تواند خارج شود و در اين صورت اگر بداند كه مى تواند برگردد و محرم شود براى حج مانعى ندارد كه بدون احرام خارج شود و اگر نمى داند، بايد احرام حج را ببندد و برود و در اين صورت لازم نيست به مكه بازگردد بلكه مى تواند از همانجا به عرفات برود.

آية اللّٰه مكارم: براى خدمه كاروانها نيز جايز است براى انجام كارهاى لازم به جدّه و مانند آن بروند و اگر محرم شدن موجب مشقت است مى توانند آن را ترك كنند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و اگر با احرام بودن براى شخص حرجى باشد بدون احرام نيز مى تواند خارج شود.

منتخب مناسك حج، ص: 225

351- اگر بدون حاجت و بدون احرام بيرون رفت از مكه لكن برگشت و احرام بست و حج بجا آورد عملش صحيح است. (1) (م 944)

352- مستحب است احرام بستن در روز ترويه بلكه احوط است. (2) (م 945)

353- محل احرام حج، شهر مكه است (3) هر موضع كه باشد گرچه در آية اللّٰه فاضل: مگر آنكه در ماه بعد وارد مكه شود، كه در اين صورت بايد مجدّداً عمره تمتع بجا آورد و بعد محرم به احرام حج تمتع بشود و عمرۀ اول فاسد شده است، و اگر مجدداً محرم نشود حج تمتّع او نيز باطل مى شود.

آية

اللّٰه سيستانى: اگر در ماه بعد وارد شود و دوباره نخواهد بيرون برود و در ماه بعد از آن وارد شود بايد با عمرۀ تمتع وارد شود و اگر باز هم بخواهد خارج شود و در ماه بعد وارد شود بايد با عمرۀ مفرده وارد شود مانند اين كه در ماه شوال عمرۀ تمتع انجام داده و خارج شده و در ماه ذيقعده وارد شده و باز هم مى خواهد خارج شود و ماه ذيحجه وارد شود در اين صورت عمرۀ ماه ذيقعدۀ او بايد عمرۀ مفرده باشد.

آيةاللّٰه مكارم: اگر در همان ماه قمرى برگردد چيزى بر او نيست ولى اگر در ماه بعد برگردد و از ميقات هم گذشته باشد (مثلًا در ذى القعده به مدينه رفت و در ذى الحجه برگشت) بايد دوباره محرم شود و عمره بجا آورد و همان عمره تمتع او حساب مى شود و براى عمره سابق احتياطاً طواف نساء بجا آورد.

آية اللّٰه خويى: اگر از ميقاتها گذشت و در ماهى كه عمره را انجام داده بوده برنگشته باشد، اعادۀ عمره لازم است، ولى اگر قبل از گذشت ماهى كه عمره را انجام داده باشد اعادۀ عمره لازم نيست.

آية اللّٰه زنجانى: لكن اگر بدون عذر از مكه و حوالى آن خارج شد عمره اش باطل مى شود.

آية اللّٰه صافى: و پيش از روز ترويه نيز احرام بستن جايز است و احتياط آنست كه بيشتر از سه روز پيش از ترويه احرام نبندد چنانكه احتياط آنستكه اگر محرم شده پيش از روز ترويه از مكه خارج نشود.

آية اللّٰه زنجانى: احتياط استحبابى در آن است كه احرام را از روز ترويه به تأخير نيندازد.

آية اللّٰه خويى: طبق استفتايى

كه كه در اواخر از ايشان شده بود احتياط واجب اين است كه از مكۀ قديمه براى حج احرام ببندد.

آية اللّٰه تبريزى: بنا بر احتياط احرام حج بايد از مكّه قديم باشد.

آية اللّٰه بهجت مكلف مى تواند از هرجاى مكه قديم بنابر احتياط براى حج احرام ببندد.

آية الهّٰه سيستانى: و احوط و اولى احرام بستن از مكّه قديم است كه در زمان رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله بوده است، اگرچه اظهر جواز احرام بستن از قسمتهاى جديد شهر است، مگر قسمتهايى كه بيرون حرم باشد.

آية اللّٰه مكارم: ولى از بيرون حرم (مانند مناطقى كه بعد از مسجد تنعيم است و اكنون جزء مكه شده) خالى از اشكال نيست.

آية اللّٰه صافى: و بنابر احتياط لازم تا مى تواند از مكّه قديم محرم شود.

منتخب مناسك حج، ص: 226

محله هاى تازه ساز، ولى مستحب است (1) در مقام ابراهيم عليه السلام يا حجر اسماعيل عليه السلام واقع شود. (م 946)

354- اگر فراموش كند احرام بستن را و بيرون رود به منى و عرفات، واجب (2) است برگردد به مكه و احرام ببندد، و اگر ممكن نشد بواسطۀ تنگى وقت يا عذر ديگر از همان جا كه هست محرم شود. (3) (م 947) آية اللّٰه مكارم: مستحب است در مسجدالحرام احرام ببندد.

آية اللّٰه خامنه اى: افضل احرام از مسجدالحرام است.

آية اللّٰه نورى، آية اللّٰه فاضل: در مسجد يا در مقام ابراهيم.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: احتياط آن است كه هر قدر مى تواند برگردد، و اگر نتوانست برگرددواجب است از همان جا كه هست محرم شود.

آية اللّٰه مكارم: در عرفات يا مشعر يا منى قبل از رمى جمرات و ذبح ولى اگر

بعد از آن متوجه شود وقت احرام گذشته و حجش صحيح است.

آية اللّٰه زنجانى: و همچنين است اگر برگشتن به مكه برايش مشقت داشته باشد البته اين در صورتى است كه به عرفات نرسيده باشد اما اگر در عرفات يادش بيايد مى تواند از همان جا محرم شود و بايد قبل يا بعد از تلبيه بگويد: «اللهم على كتابك و سنة نبيك» و احتياط مستحب در اين صورت نيز اين است كه اگر مى تواند به مكه برگردد و از آنجا محرم شود.

منتخب مناسك حج، ص: 227

355- اگر كسى از روى علم و عمد ترك كند احرام را تا زمان فوت وقوف به عرفه و مشعر، حج او باطل است. (1) (م 949)

مستحبات احرام حج تا وقوف به عرفات (2)

356- امورى كه در احرام عمره مستحب بود در احرام حج نيز مستحب است و پس از اينكه شخص، احرام بسته و از مكه بيرون آمد همين كه بر ابطح مشرِف شود به آواز بلند تلبيه بگويد، و چون متوجه منى شود بگويد:

«اللَّهُمَّ إِيّٰاكَ أَرْجُو، وَ إِيّٰاكَ أَدْعُو، فَبَلِغْنِي أَمَلِي، وَ أَصْلِحْ لِي عَمَلِي»

و با تن و دل آرام با تسبيح و ذكر حق تعالى برود و چون به منى رسيد بگويد:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَقْدَمَنِيهٰا صٰالِحاً فِي عٰافِيَةٍ، وَ بَلَّغَنِي هَذٰا الْمَكٰان».

پس بگويد:

«اللَّهُمَّ هَذِهِ مِنًى، وَ هِيَ مِمّٰا مَنَنْتَ بِهٰا عَلَيْنٰا مِنَ الْمَنٰاسِكِ،

آية اللّٰه سيستانى: اگر ترك كند احرام را از روى علم و عمد تا زمان فوت وقوف اختيارى عرفات حجّش باطل است و اگر به مقدار ركن درك كند حجّش صحيح است گرچه گناه كرده است.

آية اللّٰه زنجانى: اگر از روى علم و عمد احرام حج را ترك كند تا زمانى

كه نتواند وقوف اختيارى عرفات- ولو كمى قبل از غروب- را درك كند حجش باطل مى شود.

آية اللّٰه مكارم: اين مستحبات را بقصد رجاء بجا آورد.

منتخب مناسك حج، ص: 228

فَأَسْأَ لُكَ أَنْ تَمُنَّ عَلَيْنٰا بِمٰا مَنَنْتَ بِهِ عَلىٰ أَنْبِيٰائِك، فَإِنَّمٰا أَنَا عَبْدُكَ وَ فِي قَبْضَتِكَ»

و مستحب است (1) شب عرفه را در منى بوده و به اطاعت الهى مشغول باشد، و بهتر آن است كه عبادات و خصوصاً نمازها را در مسجد خيف بجا آورد، و چون نماز صبح را خواند تا طلوع آفتاب تعقيب گفته پس به عرفات روانه شود، و اگر خواسته باشد بعد از طلوع صبح روانه شود مانعى ندارد، ولى سنت (2) آن است كه تا آفتاب طلوع نكرده از وادى مُحَسَّر رد نشود و روانه شدن پيش از صبح مكروه (3) است و چون به عرفات متوجه شود اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ إِلَيْكَ صَمَدْتُ، وَ إِيّٰاكَ اعْتَمَدْتُ، وَ وَجْهَكَ أَرَدْتُ، أَسْأَ لُكَ أَنْ تُبٰارِكَ لِي فِي رِحْلَتِي، وَ أَنْ تَقْضِيَ لِي حٰاجَتِي، وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ تُبٰاهِي بِهِ الْيَوْمَ مَنْ هُوَ أَفْضَلُ مِنِي».

(م 955) آية اللّٰه مكارم: انجام بعضى از اين مستحبات در حال حاضر ممكن نيست يا مشكل است بنابراين نبايد اصرارى بر آن داشته باشد و دردسر براى خود و ديگران ايجاد كند هرگاه نيّتش انجام آن باشد خداوند به فضل خود به او ثواب مى دهد.

آيات عظام گلپايگانى، صافى، بهجت: بلكه احوط.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: بلكه خلاف احتياط است مگر از جهت ضرورتى مثل بيمار و ياخائف از ازدحام.

منتخب مناسك حج، ص: 229

وقوف به عرفات

اشاره

357- واجب است وقوف به عرفات- كه محلى است معروف و محدود است

بحدود معروفه- بقصد قربت و خالص مثل ساير عبادات. (م 956)

358- مراد از وقوف، بودن در آن مكان است چه سواره و چه پياده يا نشسته يا خوابيده يا در حال راه رفتن، به هر حال كه باشد كافى است. (م 957)

359- به احتياط واجب (1) لازم است در عرفات باشد از بعد از زوال روز نهم (2) تا غروب شرعى كه وقت نماز مغرب است، (3) پس جايز نيست تأخير بيندازد و در وقت عصر بيايد و توقف كند. (م 959) آية اللّٰه تبريزى: وقوف در عرفات براى شخص مختار بنابر احتياط از اول ظهر روز نهم ذى الحجه تا غروب است، و اظهر اين است كه مى تواند تا يك ساعت بعد از ظهر وقوف را تأخير نمايد.

آية اللّٰه خويى: وقوف در عرفات براى شخص مختار بنابر احتياط از اول ...

آية اللّٰه بهجت وقوف در عرفات براى شخص مختار بنابر احتياط از اوّل زوال تا غروب است.

آية اللّٰه سيستانى: واجب بودن وقوف از اوّل ظهر مبنى بر احتياط است و اظهر اين است كه جايز است آنرا از اوّل ظهر به مقدار انجام يك غسل و خواندن نماز ظهر و عصر پشت سرهم به تأخير اندازد.

آية اللّٰه زنجانى: تأخير وقوف از اول زوال به مقدار اداى نماز ظهر و عصر بلا اشكال جايز است بلكه تأخير آن تا قبل از غروب (/ زوال حمرۀ مشرقيه) به مقدار مسماى عرفى وقوف جايز مى باشد هرچند خلاف احتياط استحبابى است.

آية اللّٰه سيستانى: تا غروب آفتاب.

منتخب مناسك حج، ص: 230

360- بودن در مجموع بعدازظهر تا مغرب گرچه واجب (1) است چنانچه گذشت لكن تمام آن ركن نيست كه حج به

ترك آن باطل شود، پس اگر مقدار كمى توقف كند و برود يا طرف عصر بيايد و توقف كند حج او صحيح است اگرچه توقف نكردن از روى عمد و علم باشد. (م 961)

361- آنچه در وقوف ركن است مسمّاى وقوف است به اين معنى كه گفته شود قدرى در عرفات بوده، هرچند خيلى كم باشد مثل يك دقيقه يا دو دقيقه (2) پس اگر هيچ به عرفات نرود ركن را ترك كرده. (م 962)

362- اگركسى عمداً پيش از غروب شرعى از عرفات كوچ كند و از حدود عرفات بيرون رود (3) و پس از آن نادم شود و برگردد و تا غروب توقف كند چيزى بر او نيست بنابر اقوى، (4) لكن احتياط در كفاره است به آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه بهجت به حاشيۀ مسأله قبل مراجعه شود.

آية اللّٰه زنجانى: گذشت كه مسماى وقوف كافى است لكن بعد از حضور در عرفات نمى تواند بدون عذر قبل از غروب از عرفات كوچ كند و اگر كوچ كرد بايد كفاره بدهد ولى حجش باطل نمى شود.

آية اللّٰه مكارم: بهتر است به اين مقدار قناعت نكند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: بقدرى كه عرفاً بگويند در عرفات توقّف كرده است.

آية اللّٰه زنجانى: و ديگر برنگردد بايد يك شتر كفاره بدهد و اگر نمى توان هيجده روز روزه بگيرد واگر به خاطر پشيمانى يا براى كارى برگردد كفاره ندارد هرچند بعد از برگشتن در وقوفش قصد قربت نكند.

آيات عظام گلپايگانى، خامنه اى، خويى، تبريزى،: در صورتى كه پشيمان شده و برگردد چيزى براو نيست.

آية اللّٰه سيستانى: بيرون رفتن از عرفات قبل از غروب آفتاب از روى عمد و با دانستن

حكم آن حرام است، ولى حجّ را باطل نمى كند، و در صورتى كه دو باره برگردد به عرفات چيزى بر او واجب نيست.

آية اللّٰه نورى: احوط كفاره يك شتر است.

آية اللّٰه بهجت احوط ثبوت كفاره است در صورت برگشتن نيز.

منتخب مناسك حج، ص: 231

يك شتر، و همچنين (1) اگربدون آنكه پشيمان شود از كار خود، براى حاجتى برگردد لكن بعد از رسيدن با قصد قربت توقف كند چيزى بر او نيست. (2) (م 964)

363- حدودى كه براى عرفات و مزدلفه و منى مشخص شده است چنانچه مورد اطمينان يا تصديق اهل محل باشد معتبر است. (3) (س 971)

364- در وقت وقوف به عرفات كراهت دارد كه از جبل الرحمه بالا رود. (4) (س 972)

365- وقوف اضطرارى عرفه در شب عيد است (5) و شب تا طلوع فجر است. (6) (س 976) آية اللّٰه خامنه اى: بيرون رفتن از عرفات قبل از غروب از روى عمد حرام است ولى حج را باطل نمى كند و در صورت مراجعت كفّاره ندارد.

آية اللّٰه نورى: احوط كفاره يك شتر است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر اين حدود دست به دست از قديم اخذ شده باشد معتبر است، مادام كه اطمينان در خطاى آن پيدا نشود.

آية اللّٰه مكارم: معمولًا مورد قبول اهل محل است بنابر اين تابلوها يا علاماتى كه گذارده اند معتبر است.

آية اللّٰه سيستانى: جبل الرحمه جزء موقف است ولى افضل ايستادن در دامنه كوه از طرف چپ آن است.

آية اللّٰه زنجانى: بنابر احتياط مستحب در ساعات وقوف روى جبل الرحمة وقوف ننمايد و كراهت آن ثابت نيست.

آية اللّٰه زنجانى: و شب از زوال حمرۀ مشرقية تا طلوع فجر است.

آيات عظام نورى، سيستانى، فاضل: و

درك مقدارى از آن كفايت مى كند چنانچه گذشت.

آية اللّٰه مكارم: درك مقدارى از آن هرچند كم باشد كافى است.

آية اللّٰه خويى: و شب تا طلوع آفتاب است.

آية اللّٰه زنجانى: و شب در اين مسأله از زوال حمرۀ مشرقيه تا طلوع فجر است.

منتخب مناسك حج، ص: 232

مستحبّات وقوف به عرفات (1)

366- در وقوف به عرفات چند چيز مستحب است:

1- با طهارت بودن در حال وقوف.

2- غسل نمودن و بهتر آن است كه نزديك ظهر (2) باشد.

3- آنچه موجب تفرق حواس است از خود دور سازد تا آنكه قلب او متوجه جناب اقدس الهى گردد.

4- نسبت به قافله اى كه از مكه مى آيد وقوف شخص در طرف دست چپ كوه واقع گردد.

5- وقوف او در پائين كوه و در زمين هموار بوده باشد، و بالا رفتن كوه مكروه است. (3)

6- در اول وقت، نماز ظهر و عصر را به يك اذان و دو اقامه بجاآورد.

7- قلب خود را به حضرت حق جلّ و علا متوجه ساخته و حمد الهى و تهليل و تمجيد نموده و ثناى حضرت حق را بجا آورد، پس از آن صد مرتبه: «أللّٰهُ أكْبَرُ» و صد مرتبه: سورۀ «توحيد» را بخواند و آنچه خواهد دعا نمايد و از شيطان رجيم به خدا پناه ببرد و اين دعا را آيةاللّٰه مكارم: اين مستحبات را به قصد رجاء انجام دهد.

آية اللّٰه نورى: هنگام ظهر.

آية اللّٰه سيستانى: وقوف در پايين كوه افضل است.

آية اللّٰه زنجانى: كراهت ثابت نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 233

نيز بخواند:

«اللَّهُمَّ رَبَّ الْمَشٰاعِرِ كُلِهٰا، فُكَّ رَقَبَتِي مِنَ النّٰارِ، وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنَ الرِزْقِ الْحَلٰالِ، وَ ادْرَأْ عَنِي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِ وَ الْإِنْسِ، اللَّهُمَّ لٰا تَمْكُرْ بِي،

وَ لٰا تَخْدَعْنِي، وَ لٰا تَسْتَدْرِجْنِي، يٰا أَسْمَعَ السّٰامِعِينَ، وَ يٰا أَبْصَرَ النّٰاظِرِينَ، وَ يٰا أَسْرَعَ الْحٰاسِبِينَ، وَ يٰا أَرْحَمَ الرّٰاحِمِينَ، أَسْأَ لُكَ أَنْ تُصَلِيَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد، وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذٰا وَ كَذٰا».

و بجاى كذا و كذا حاجت خود را نام ببرد پس دست به آسمان بردارد و بگويد:

«اللَّهُمَّ حٰاجَتِي إِلَيْكَ، الَّتِي إِنْ أَعْطَيْتَنِيهٰا لَمْ يَضُرَّنِي مٰا مَنَعْتَنِي، وَ الَّتِي إِنْ مَنَعْتَنِيهٰا لَمْ يَنْفَعْنِي مٰا أَعْطَيْتَنِي، أَسْأَ لُكَ خَلٰاصَ رَقَبَتِي مِنَ النّٰارِ، اللَّهُمَّ إِ نِي عَبْدُكَ وَ مِلْكُ يَدِكَ نٰاصِيَتِي بِيَدِكَ، وَ أَجَلِي بِعِلْمِكَ، أَسْأَ لُكَ أَنْ تُوَفِقَنِي لِمٰا يُرْضِيكَ عَنِي، وَ أَنْ تُسَلِمَ مِنِي مَنٰاسِكِيَ الَّتِي أَرَيْتَهٰا خَلِيلَكَ إِبْرٰاهِيمَ صَلَوٰاتُكَ عَلَيْهِ، وَ دَلَلْتَ عَلَيْهٰا نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِمَّنْ رَضِيتَ عَمَلَهُ، وَ أَطَلْتَ عُمُرَهُ، وَ أَحْيَيْتَهُ بَعْدَ الْمَوْت»

8- اين دعا را بخواند:

«لٰا إِلَهَ إِلّٰا اللَّهُ وَحْدَهُ لٰا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْد، يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ حَيٌّ لٰا يَمُوت، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلىٰ كُلِ

منتخب مناسك حج، ص: 234

شَيْ ءٍ قَدِيرٌ، اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ كَالَّذِي تَقُولُ وَ خَيْراً مِمّٰا نَقُولُ وَ فَوْقَ مٰا يَقُولُ الْقٰائِلُونَ، اللَّهُمَّ لَكَ صَلٰاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيٰايَ وَ مَمٰاتِي، وَ لَكَ بَرٰاءَتِي وَ بِكَ حَوْلِي وَ مِنْكَ قُوَّتِي، اللَّهُمَّ إِ نِي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْر، وَ مِنْ وَسٰاوِسِ الصُّدُورِ، وَ مِنْ شَتٰاتِ الْأَمْرِ، وَ مِنْ عَذٰابِ الْقَبْرِ، اللَّهُمَّ إِنِي أَسْأَلُكَ خَيْرَ الرِيٰاحِ، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِ مٰا تَجِي ءُ بِهِ الرِيٰاحُ، وَ أَسْأَلُكَ خَيْرَ اللَّيْلِ وَ خَيْرَ النَّهٰارِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبِي نُوراً، وَ فِي سَمْعِي وَ بَصَرِي نُوراً، وَ في لَحْمِي وَ دَمِي وَ عِظٰامِي وَ عُرُوقِي وَ

مَقْعَدِي وَ مَقٰامِي وَ مَدْخَلِي وَ مَخْرَجِي نُوراً، وَ أَعْظِمْ لِي نُوراً يٰا رَبِ يَوْمَ أَلْقٰاكَ إِنَّكَ عَلىٰ كُلِ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ».

و در اين روز تا مى تواند از خيرات و صدقات كوتاهى نكند.

9- آنكه كعبه را استقبال نموده و اين اذكار را بگويد:

«سُبْحانَ اللّٰهِ»

صد مرتبه

«أَللّٰهُ أكْبَرُ»

صد مرتبه

«مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لٰا قُوَّةَ إلّاٰ بِاللّٰهِ»

صد مرتبه

«أَشْهَدُ أَنْ لٰا إِلَهَ إِلّٰا اللَّهُ، وَحْدَهُ لٰا شَرِيكَ لَه، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ، وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ»

صد مرتبه.

پس از اول سورۀ بقره ده آيه بخواند پس سورۀ توحيد سه مرتبه و آية الكرسى را بخواند تا آخر پس اين آيات را بخواند:

إِنَّ رَبَّكُمُ اللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيّٰامٍ، ثُمَّ اسْتَوىٰ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهٰارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّرٰاتٍ بِأَمْرِهِ، أَلٰا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ، تَبٰارَكَ

منتخب مناسك حج، ص: 235

اللّٰهُ رَبُّ الْعٰالَمِينَ* ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لٰا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ* وَ لٰا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلٰاحِهٰا وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّٰهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ

پس سورۀ

«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ»

و سورۀ

«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاسِ»

را بخواند.

پس آنچه از نعم الهى بياد داشته باشد يكايك ذكر نموده و حمد الهي نمايد، و همچنين بر اهل و مال و سائر چيزهايى كه حضرت حق به او تفضّل نموده حمد بنمايد و بگويد:

«اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلىٰ نَعْمٰائِكَ، الَّتِي لٰا تُحْصىٰ بِعَدَدٍ، وَ لٰا تُكٰافَأُ بِعَمَلٍ».

و به آياتى از قرآن كه در آنها ذكر حمد شده است خدا را حمد نمايد و به آياتى كه در آنها ذكر تسبيح شده است خدا

را تسبيح نمايد و به آياتى كه در آنها ذكر تكبير شده است خدا را تكبير نمايد و به آياتى كه در آنها ذكر تهليل شده است خدا را تهليل نمايد و بر محمد و آل محمد عليهم الصلاة و السلام زياد صلوات بفرستد و به هر اسمى از اسماء اللّٰه كه در قرآن موجود است خدا را بخواند و به آنچه از اسماء الهى كه در ياد دارد خدا را ذكر كند، و به اسماء الهى كه در آخر سورۀ حشر موجود است خدا را بخواند و آنها عبارتند از:

اللَّهُ عٰالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهٰادَةِ، إِ نِي أَنَا اللَّهُ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلٰامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبّٰارُ الْمُتَكَبِرُ، إِ نِي أَنَا اللَّهُ الْخٰالِقُ الْبٰارِئُ الْمُصَوِرُ

منتخب مناسك حج، ص: 236

و اين دعا را بخواند:

«أَسْأَ لُكَ يٰا اللَّهُ يٰا رَحْمٰانُ، بِكُلِ اسْمٍ هُوَ لَكَ، وَ أَسْأَ لُكَ بِقُوَّتِكَ وَ قُدْرَتِكَ وَ عِزَّتِكَ، وَ بِجَمِيعِ مٰا أَحٰاطَ بِهِ عِلْمُكُ، وَ بِجَمْعِكَ وَ بِأَرْكٰانِكَ كُلِهٰا، وَ بِحَقِ رَسُولِكَ صَلَوٰاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ بِاسْمِكَ الْأَكْبَرِ الْأَكْبَرِ، وَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الَّذِي مَنْ دَعٰاكَ بِهِ كٰانَ حَقّاً عَلَيْكَ أَنْ تُجِيبَهُ، وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَم الَّذِي مَنْ دَعٰاكَ بِهِ كٰانَ حَقّاً عَلَيْكَ أَنْ لٰا تَرُدَّهُ وَ أَنْ تُعْطِيَهُ مٰا سَأَلَ، أَنْ تَغْفِرَ لِي جَمِيعَ ذُنُوبِي فِي جَمِيعِ عِلْمِكَ فِيَّ».

و هر حاجت كه دارى بخواه و از حق سبحانه و تعالى طلب كن كه توفيق حج بيابى در سال آينده و هر سال. و هفتاد مرتبه بگو:

«أسْأَ لُكَ الْجَنَّةَ»

و هفتاد مرتبه

«أسْتَغْفِرُ اللّٰهَ رَبِّي وَأَتُوبُ الَيْهِ».

پس بخوان اين دعا را:

«اللَّهُمَّ فُكَّنِي مِنَ النّٰارِ، وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلٰالِ الطَّيِبِ، وَ ادْرَأْ عَنِي

شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِ وَ الْإِنْسِ وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ».

10- آنكه نزديك غروب آفتاب بگويد:

«اللَّهُمَّ إِ نِي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْر، وَ مِنْ تَشَتُّتِ الْأَمْر، وَ مِنْ شَرِ مٰا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ، أَمْسىٰ ظُلْمِي مُسْتَجِيراً بِعَفْوِكَ، وَ أَمْسىٰ خَوْفِي مُسْتَجِيراً بِأَمٰانِكَ، وَ أَمْسىٰ ذُلِي مُسْتَجِيراً بِعِزِكَ، وَ أَمْسىٰ وَجْهِيَ الْفٰانِي مُسْتَجِيراً بِوَجْهِكَ الْبٰاقِي، يٰا خَيْرَ مَنْ

منتخب مناسك حج، ص: 237

سُئِلَ، وَ يٰا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطىٰ، جَلِلْنِي بِرَحْمَتِكَ، وَ أَ لْبِسْنِي عٰافِيَتَكَ، وَ اصْرِفْ عَنِي شَرَّ جَمِيعِ خَلْقِكَ».

و بدان كه ادعيۀ وارده در اين روز شريف بسيار است و هر قدر كه ميسور باشد خواندن دعا مناسب است، و بسيار خوب است كه در اين روز دعاى حضرت سيد الشهداء عليه السلام و دعاى حضرت زين العابدين سلام اللّٰه عليه را كه در صحيفه كامله است خوانده شود و بعد از غروب آفتاب بگويد:

«اللَّهُمَّ لٰا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ هَذٰا الْمَوْقِفِ، وَ ارْزُقْنِيهِ مِنْ قٰابِلٍ أَبَداً مٰا أَبْقَيْتَنِي، وَ اقْلِبْنِي الْيَوْمَ مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجٰاباً لِي، مَرْحُوماً مَغْفُوراً لِي، بِأَفْضَلِ مٰا يَنْقَلِبُ بِهِ الْيَوْمَ أَحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ عَلَيْكَ، وَ أَعْطِنِي أَفْضَلَ مٰا أَعْطَيْتَ أَحَداً مِنْهُمْ مِنَ الْخَيْرِ وَ الْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الرِضْوٰانِ وَ الْمَغْفِرَةِ، وَ بٰارِكْ لِي فِيمٰا أَرْجِعُ إِلَيْهِ مِنْ أَهْلٍ أَوْ مٰالٍ أَوْ قَلِيلٍ أَوْ كَثِيرٍ، وَ بٰارِكْ لَهُمْ فِيَّ».

و بسيار بگويد:

«أللَّهُمَّ أعْتِقْنِي مِنَ النَّارِ».

(م 977)

وقوف به مشعر الحرام

اشاره

367- بعد از آنكه از وقوف به عرفات در مغرب شب دهم فراغت حاصل شد، بايد كوچ كند به مشعر الحرام كه محل معروفى است و حدود

منتخب مناسك حج، ص: 238

معينى دارد. (م 978)

368- احتياط واجب (1) آن است كه شب دهم را تا

طلوع صبح در مشعر الحرام بسر ببرد (2) و نيت كند اطاعت خدا را در اين بسر بردن شب. (3) (م 979)

369- چون صبح طلوع كرد نيت وقوف به مشعر الحرام كند تا طلوع آفتاب (4)، و چون اين وقوف، عبادت خداوند است بايد با نيت خالص از آية اللّٰه خامنه اى: وقت وقوف از طلوع فجر عيد قربان است تا طلوع شمس و احتياط آن است كه ازوقت رسيدن به مشعر در شب قصد وقوف كند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احتياط اين است كه شب عيد را در مزدلفه بيتوته كند، هرچند وجوب بيتوته ثابت نشده است.

آية اللّٰه بهجت احتياط اين است كه شب عيد را در مزدلفه بيتوته كند.

آية اللّٰه سيستانى: واجب است پس از حركت از عرفات مقدارى از شب عيد را تا صبح در مشعرالحرام بماند و پس از آن تا طلوع آفتاب نيز بايد بماند گرچه كوچ كردن به طرف وادى محسّر قبل از طلوع آفتاب به اندكى جايز است و جايز نيست از آن تجاوز كند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: واجب است بيتوته در مشعر و احتياط آنست كه در مشعر ذكر خدا را ترك نكند هر چند مختصر و كم باشد.

آية اللّٰه زنجانى: بيتوته شب دهم در مشعر الحرام واجب نيست، بلى كسى كه قبل از طلوع فجر وارد مشعر مى شود بنابر احتياط مستحبّ مؤكّد قصد كند تا طلوع فجر در آنجا مى ماند قربة الى اللّٰه.

آية اللّٰه مكارم: و مقدارى ذكر خدا بگويد.

آية اللّٰه سيستانى: معتبر در عبادات قصد تذلّل و كرنش در پيشگاه حق است.

آية اللّٰه فاضل: نيّت اين ماندن كه يك احتياط وجوبى است غير

از نيت ماندنى است كه به عنوان واجب فتوايى در مسألۀ بعد مى آيد. بنابر اين دو نيّت جداگانه بايد صورت پذيرد.

آية اللّٰه سيستانى: وقوف اختيارى مشعر مقدارى از شب است و وقوف بين الطلوعين.

آية اللّٰه زنجانى: به حاشيۀ مسأله 371 مراجعه شود.

منتخب مناسك حج، ص: 239

رياء و خودنمايى وقوف كند، (1) والّا حج او در صورت رياء كردن با عمد و علم باطل خواهد شد (2). (م 980)

370- اقوى جواز كوچ كردن (3) بلكه استحباب آن است (4) كمى قبل از طلوع آفتاب به نحوى كه قبل از طلوع آفتاب از وادى «محسَّر» تجاوز نكند و اگر تجاوز كرد گناهكار است ولى كفاره بر (5) او نيست و احتياط آن است كه وقتى حركت كند كه قبل از طلوع آفتاب وارد وادى محسّر نشود. (م 981) آية اللّٰه بهجت از اينجا تا آخر مسأله، از مناسك ايشان استفاده نمى شود.

آية اللّٰه زنجانى: وقوفى كه خالص براى خدا نباشد خواه به قصد ريا باشد يا قصد حرام يا جايز ديگر، باطل است.

آية اللّٰه مكارم: ترك عمدى وقوف در مشعر مابين الطلوعين به تنهايى موجب بطلان حج نمى شود ولى گناه كرده و يك گوسفند بايد كفاره بدهد.

آية اللّٰه خويى: ماندن تا طلوع آفتاب واجب است و در صورت كوچ قبل از طلوع آفتاب گناه كرده وكفاره ندارد.

آية اللّٰه بهجت اشهر و احوط وجوب ماندن است تا طلوع آفتاب پس اگر عمداً پيش از طلوع آفتاب بيرون رود و از وادى محسّر تجاوز كند گناه كار است و بعضى يك گوسفند كفاره واجب دانسته اند.

آية اللّٰه زنجانى: چون حاجى وارد مشعر الحرام شد نبايد قبل از آن كه هوا به

قدرى روشن شود كه عابر جلوى پاى خود را ببيند بلكه بنابر احتياط قبل از طلوع خورشيد، از آنجا كوچ كند. و اگر بدون عذر كوچ كرد و ديگر برنگشت چنانچه قبل از نيمه شب رفته، بايد يك شتر قربانى كند و اگر بعد از آن و قبل از طلوع فجر رفته، يك گوسفند كفاره دارد و چنانچه بعد از طلوع فجر كوچ كرد يا جاهل و ناسى بود يا قبل از طلوع خورشيد بازگشت، كفاره ندارد.

آية اللّٰه مكارم: ماندن تا طلوع آفتاب در سرزمين مشعر واجب است و اگر قبل از آن عمداً كوچ كند- حج او باطل نيست ولى گناه كرده و يك گوسفند بايد كفاره بدهد.

آية اللّٰه گلپايگانى: احوط دادن يك گوسفند است ولى اقوى واجب نبودن آن است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر چه از روى عمد باشد كفاره واجب نيست اگر چه گناه كار است.

منتخب مناسك حج، ص: 240

371- واجب است از طلوع صبح تا كمى قبل (1) از طلوع آفتاب (2) (بطورى كه در مسأله پيش گفته شد) در مشعر بمانند، لكن تمام آن ركن نيست بلكه ركن وقوف كمى از بين الطلوعين است (3) اگرچه بقدر يك دقيقه باشد، پس اگر كسى وقوف بين الطلوعين را يكسره ترك كند به تفصيلى كه مى آيد (4) حج او باطل خواهد شد. (م 982)

372- جايز است براى كسانى كه عذرى دارند قدرى كه شب در مشعر توقف كردند كوچ كنند به منى مثل زنها و بچه ها و بيماران و آيات عظام گلپايگانى، خويى، مكارم، تبريزى، صافى: وقوف در مزدلفه واجب است از طلوع فجرتا طلوع آفتاب روز عيد قربان.

آية اللّٰه بهجت بنابر

احتياط ماندن تا طلوع آفتاب روز عيد واجب است.

آية اللّٰه سيستانى: بلكه واجب قسمتى از شب است تا طلوع آفتاب و ركن وقوف فى الجمله از آن است پس اگر مقدارى از شب را درك كند و قبل از طلوع فجر با علم و عمد كوچ كند حجّش صحيح است ولى گوسفندى را بايد كفاره بدهد و اگر جاهل باشد كفاره ندارد و اگر فقط بخشى از بين الطلوعين بماند و كوچ كند- هرچند عمداً- باز هم حجش صحيح است و كفاره ندارد گرچه گناه كرده است.

آية اللّٰه زنجانى: مقدار واجب وقوف اختيارى مشعر مسماى بين الطلوعين است و مقدار ركن آن مسماى وقوف بين غروب (/ زوال حمرۀ مشرقيه) روز نهم تا طلوع خورشيد روز عيد است پس كسى كه تمام اين مقدار را ترك كند- به تفصيلى كه در حاشيۀ مسأله 273 خواهد آمد- حجش باطل مى شود و اگر مقدارى از شب عيد را با قصد قربت در مشعر وقوف نموده ركن وقوف را درك كرده پس چنانچه وقوف بين الطلوعين رايكسره ترك كند حجش باطل نمى شود هرچند از روى علم و عمد باشد وعلاوه بر اصل وقوف، گفتن ذكر خداوند متعال نيز از واجبات مشعر است و ذكر قلبى كافى نيست و لازم نيست كه ذكر را به عنوان ذكر مشعر الحرام بگويد و به هر صورت (نماز، دعا، دعاى تهليل، تسبيح و ...) ذكر خداوند را به زبان آورد كافى است و ترك ذكر، وقوف را باطل نمى كند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: به مقدارى كه عرفاً بگويند در آنجا توقّف كرده است.

نظر آيات عظام هم در آنجا خواهد آمد.

آية اللّٰه مكارم: اگر شب را در

مشعر باشد حج او صحيح است.

منتخب مناسك حج، ص: 241

پيرمردان و اشخاص ضعيف و اشخاصى كه براى پرستارى يا راهنمايى آنها لازم است همراه باشند، (1) و احتياط (2) واجب آن است كه پيش از نصف شب حركت نكنند، بنابراين براى اين اشخاص وقوف بين الطلوعين لازم نيست، و احتياط مستحب آن است كه اگر توقف مشكل نباشد تخلف نكنند. (3) (م 983) آية اللّٰه بهجت كسى كه شب را در مشعر به روز آورده بقصد وقوف با قصد قربت بنابر احتياطمتقدّم (368) و دشوار باشد براو ماندن بعد از طلوع فجر جايز است كه قبل از طلوع فجر از آنجا بيرون رود بسوى منى مثل زنها و مردهاى پير و بيماران و كسانيكه كار ضرورى دارند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: كسانى كه ناچارند همراه معذورين باشند اگر بتوانند ولو يك لحظه قبل از طلوع آفتاب به مشعر برگردند بايد برگردند و در فرض عجز اگر بتوانند قبل از ظهر روز عيد به آنجا برگردند بايد برگردند.

آية اللّٰه فاضل: بلى لازم است همراهان معذورين و كسانى كه عذر آنها برطرف شد. در صورت امكان براى درك وقوف اختيارى به مشعر برگردند.

آية اللّٰه مكارم: اين احتياط مستحب است.

آية اللّٰه سيستانى: جايز است به توقّف قسمتى از شب عيد در آنجا و حركت كردن قبل از طلوع فجر به طرف منى اكتفا كنند.

ساير آيات عظام نظرشان اين است: همين كه مقدارى از شب را در مشعر ماندند مى توانند تا قبل از طلوع فجر از آنجا بروند.

آية اللّٰه زنجانى: چند دسته اند كه مى توانند مقدارى از شب عيد را در مشعر وقوف كرده به منى كوچ كنند-

ولو قبل از نيمۀ شب-: 1 و 2- بانوان و كودكان، هر چند وقوف بين الطلوعين براى آنها مشقت نداشته باشد. 3- افراد ضعيف (مانند كهنسالان)؛ در صورتى كه وقوف بين الطلوعين بر آنها مشقت- هر چند شديد نباشد- داشته باشد. 4- كسانى كه مى ترسند در وقوف بين الطلوعين خطرى به آنها متوجه شود. 5- كسانى كه وقوف بين الطلوعين بر آنها حرجى است. 6- بدهكارى كه قدرت اداى بدهى ندارد و مى ترسد با طلبكار مواجه شود. 7- همراهان گروه هاى پيشين مانند همراهان بانوان به شرط آن كه همراهى آنها ضرورى باشد. 8- چوپان و هيزم كش و مانند آن. 9- مأمورين تداركات حجاج كه موظفند براى تأمين احتياجات حجاج زودتر به منى بروند هرچند احتياط استحبابى مؤكد آن است كه اين گروه ها قبل از نيمه شب از مشعر كوچ نكنند.

منتخب مناسك حج، ص: 242

373- كسى كه درك نكند وقوف بين الطلوعين را يا وقوف شب را در صورتى كه صاحب عذر باشد (1) اگر مقدارى از طلوع آفتاب تا ظهر در مشعر توقف كند اگرچه كم باشد حج او صحيح است. (2) (م 985)

374- از آنچه گذشت معلوم شد كه براى وقوف به مشعر سه وقت است:

اول- شب عيد براى كسانى كه عذرى دارند.

دوم- بين طلوع صبح و طلوع آفتاب. (3)

سوم- از طلوع آفتاب تا ظهر روز دهم كه اضطرارىِ مشعر است، چنانچه قسم اول نيز اضطرارى است. (4) (م 986)

375- خدمه اى كه نايب شده اند و با زنها قبل از طلوع فجر به منى مى روند ولى خود را قبل از طلوع آفتاب به مشعر مى رسانند وقوف ركنى آية اللّٰه فاضل: اگر وقوف در

عرفات را درك كرده باشد.

آيات عظام گلپايگانى، صافى، مكارم، زنجانى، سيستانى: حج او صحيح نيست مگر اينكه وقوف اختيارى يا لااقل اضطرارى عرفات را نيز درك كرده باشد كه حج او صحيح است.

آية اللّٰه سيستانى: قسمتى از شب تا طلوع آفتاب.

آية اللّٰه فاضل: براى افراد عادى يعنى افرادى كه عذرى براى ترك وقوفين ندارند.

آية اللّٰه سيستانى: و گذشت كه قسم اوّل اختيارى است.

آية اللّٰه زنجانى: گذشت كه وقوف ليلى براى بانوان و كودكان وقوف اختيارى است و اگر حج آنها نيابى باشد، ضررى به نيابتشان نمى زند.

منتخب مناسك حج، ص: 243

مشعر را درك مى كنند (1) چنانچه از ذوى الاعذار نبوده اند (2) كه نيابت آنها (3) صحيح است در فرض مرقوم حجشان نيابتاً صحيح است. (4) هرچند مرتكب حرام شده اند. (5) (س 992)

مستحبات وقوف به مشعر الحرام (6)

376- بدان كه مستحب است با تن و دلى آرام از عرفات بسوى مشعر الحرام متوجه شده و استغفار نمايد، و همين كه از طرف دست راست به تلّ سرخ رسيد بگويد:

«اللَّهُمَّ ارْحَمْ (7) تَوَقُّفِي، وَزِدْهُ في عَمَلي، وَسَلِّمْ لِي دِيني،

وَتَقَبَّلْ مَناسِكي».

و در راه رفتن ميانه روى نمايد و كسى را آزار ندهد، و مستحب است نماز شام و خفتن را تا مزدلفه بتأخير اندازد اگرچه ثلث شب نيز بگذرد، و آية اللّٰه زنجانى: و همچنين اگر نتوانند قبل از طلوع آفتاب به مشعر برگردند و در هر دو صورت حج ونيابتشان صحيح بوده، مرتكب معصيت نيز نشده اند.

آية اللّٰه بهجت و عذر طارى است.

آية اللّٰه صانعى: در زمان استنابه.

آية اللّٰه نورى: با فرض ترك عمدى، نيابت محلّ اشكال است.

آية اللّٰه مكارم: اگر لازم بوده است با زنها به منى بروند گناهى نكرده اند.

مراجعه شود به شرط

هفتم نايب.

آية اللّٰه سيستانى: نيابت آنها بهر حال صحيح است.

آية اللّٰه مكارم: اين مستحبّات را به قصد رجاء بجاء بياورند.

آية اللّٰه نورى: «أَللّٰهُمَّ ارْحَمْ مَوْقِفِي وَزِدْ فِي عَمَلِي».

آية اللّٰه بهجت «أَللّٰهُمَّ ارْحَمْ مَوْقِفِي وَزِدْ فِي عَمَلِي».

منتخب مناسك حج، ص: 244

ميان هر دو نماز به يك اذان و دو اقامه جمع كند، (1) و نوافل مغرب را بعد از نماز عشا بجا آورد و در صورتى كه از رسيدن به مزدلفه پيش از نصف شب مانعى رسيد، بايد نماز مغرب و عشا را بتأخير نيندازد و در ميان راه بخواند و مستحب است كه در وسط وادى از طرف راست راه، نزول نمايد، و اگر حاجى صروره باشد مستحب است كه در مشعر الحرام قدم بگذارد (2) و مستحب است كه آن شب را به هر مقدار كه ميسور باشد به عبادت و اطاعت الهى بسر برد و اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ هَذِهِ جَمْعٌ، اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ أَنْ تَجْمَعَ لِي فِيهٰا جَوٰامِعَ الْخَيْرِ، اللَّهُمَّ لٰا تُؤْيِسْنِي مِنَ الْخَيْرِ الَّذِي سَأَلْتُكَ أَنْ تَجْمَعَهُ لِي فِي قَلْبِي، وَ أَطْلُبُ إِلَيْكَ أَنْ تُعَرِفَنِي مَا عَرَّفْتَ أَوْلِيَاءَكَ فِي مَنْزِلِي هَذٰا، وَ أَنْ تَقِيَنِي جَوٰامِعَ الشَّرِ».

و مستحب است بعد از نماز صبح با طهارت حمد و ثناى الهى را بجا آورد، و به هر مقدارى كه ميسور باشد از نعم و تفضّلات حضرت حق ذكر كند و بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد آنگاه دعاء نمايد و اين دعا را نيز بخواند: آية اللّٰه مكارم: يعنى براى نماز مغرب اذان و اقامه مى گويد و براى عشا فقط اقامه.

آية اللّٰه مكارم: اين حكم در روايات متعددى آمده است

و احتمالًا منظور از آن با پاى برهنه قدم گذاشتن در سرزمين مشعر است.

آية اللّٰه زنجانى: واژۀ «مشعر» گاه به معناى سرزمين مزدلفه به كار مى رود و گاه به معناى كوهى كه در آن سرزمين قرار دارد و نام ديگر آن «قزح» است، منظور از مشعر در اين حكم، همين كوه است يعنى اگر حاجى صروره باشد مستحب است در اين كوه قدم بگذارد.

منتخب مناسك حج، ص: 245

«اللَّهُمَّ رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرٰامِ، فُكَّ رَقَبَتِي مِنَ النّٰارِ، وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلٰالِ، وَ ادْرَأْ عَنِي شَرَّ فَسَقَةِالْجِنِ وَالْإِنْسِ، اللَّهُمَّ أَ نْتَ خَيْرُ مَطْلُوبٍ إِلَيْهِ، وَ خَيْرُ مَدْعُوٍ وَخَيْرُ مَسْؤُولٍ، وَ لِكُلِ وٰافِدٍ جٰائِزَةٌ، فَاجْعَلْ جٰائِزَتِي فِي مَوْطِنِي هَذٰا، أَنْ تُقِيلَنِي عَثْرَتِي، وَ تَقْبَلَ مَعْذِرَتِي، وَ أَنْ تَجٰاوَزَ عَنْ خَطِيئَتِي، ثُمَّ اجْعَلِ التَّقْوىٰ مِنَ الدُّنْيٰا زٰادِي».

و مستحب است سنگ ريزه هايى را كه در منى رمى خواهد نمود از مزدلفه بردارد و مجموع آنها هفتاد دانه است (1) و مستحب است وقتى كه از مزدلفه بسوى منى رفته و به وادى محسَّر رسيد به مقدار صد قدم مانند شتر تند رود و اگر سواره است سوارى خود را حركت دهد و بگويد:

«اللَّهُمَّ سَلِمْ لِي عَهْدِي، وَاقْبَلْ تَوْبَتِي، وَأَجِبْ دَعْوَتِي، وَاخْلُفْنِي فِيمَنْ تَرَكْتُ بَعْدِي».

(م 995) آية اللّٰه مكارم: ولى از آنجا كه در شلوغى جمعيت غالباً بعضى از سنگها اصابت نمى كند بهتر است بيشتر جمع آورى كند.

منتخب مناسك حج، ص: 247

واجبات منى

رمى جمرۀ عقبه

اشاره

377- شرط است (1) در سنگى كه مى خواهد بيندازد به آن (حصى) يعنى ريگ گفته شود، پس اگر آنقدر ريز باشد كه ريگ به آن گفته نشود مثل (شن) كافى نيست، و اگر خيلى بزرگ باشد نيز كافى

نيست، چنانچه بغير ريگ مثل كلوخ و خزف و اقسام جواهرات نيز جايز نيست، و اما اقسام سنگها حتى سنگ مرمر مانع ندارد. (م 996)

378- شرط است كه سنگها از حرم باشد، (2) و سنگ خارج حرم كافى نيست، و در حرم از هر موضعى كه مباح باشد (3) مى تواند بردارد مگر مسجدالحرام و مسجد خيف بلكه ساير مساجد بنابر احوط (4) و مستحب آية اللّٰه سيستانى: و مستحب است ريگها رنگين و نقطه دار و سست و باندازه سر انگشت باشند.

آية اللّٰه بهجت بايد صدق اسم سنگ و سنگ ريزه بر آنها بكند.

آية اللّٰه زنجانى: كافى است كه سنگ ها از حرم برداشته شود، هرچند در اصل خلقت در حرم آفريده نشده باشد و بدانيم از خارج حرم آورده شده است.

آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط واجب نسبت به حكم وضعى.

آية اللّٰه زنجانى: بايد استفادۀ از سنگ ها مباح باشد و اگر مباح نباشد در فرض عدم عذر، معصيت كرده و اكتفا به آن خلاف احتياط استحبابى مؤكد است مانند برداشتن سنگ هايى كه جزء مسجد الحرام يا مسجد خيف يا ساير مساجد است.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: بنابر احتياط بايد بكر باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 248

است از مشعر بردارد. (م 997)

379- شرط است كه سنگها بكر (1) باشند، يعنى آنها را خودش يا كس (2) ديگرى به وجه صحيح (3) نينداخته باشد اگرچه در سالهاى قبل. (م 998)

380- شرط است كه مباح باشد پس با سنگ غصبى يا آنچه كه ديگرى براى خودش حيازت كرده كافى نيست. (4) (م 999)

381- وقت انداختن سنگ (5) از طلوع آفتاب روز عيد است تا غروب آية اللّٰه سيستانى: اين احتياط را

در حكم وضعى ذكر نفرموده اند ولى برداشتن سنگ از مساجد اگرجزء آنها باشد مطلقاً جايز نيست.

آيةاللّٰه زنجانى: اگراز پاى جمرات ريگ ها رابردارد كافى نيست وچنانچه ازجاهاى ديگر حرم بردارد كافى است هرچند بكر نباشد و بنابر احتياط مستحب از سنگ هايى كه قبلًا در رمى جمرات به كار رفته استفاده نكند.

آيات عظام گلپايگانى، مكارم، صافى: خودش ياكس ديگرى از آن براى رمى استفاده نكرده باشد ....

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه مكارم: بايد قبلًا در رمى استعمال نشده باشد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اگر اعتقاد داشت سنگها غصبى نيست و يا غصبى بودن آنها را فراموش كرد و خودش غاصب نبود رمى صحيح است و در غير آن بايد اعاده شود.

آية اللّٰه سيستانى: مشكل است اكتفا به آن مگر آنكه نداند غصبى است يا فراموش كرده باشد و خود غاصب نباشد يا حرمت را فراموش كرده باشد يا جاهل قاصر باشد.

آية اللّٰه زنجانى: تصرف در سنگ غصبى جايز نيست و رمى با آن در صورت عدم عذر بنا بر احتياط استحبابى اكيد كافى نيست.

آية اللّٰه بهجت وقت رمى بعد از طلوع آفتاب روز عيد است تا غروب آن، و اگر فراموش كرد يا ترك كردعمداً على الاحوط، تا روز سيزدهم، در روزى كه متذكّر شود بجا آورد با تقديم قضاء بر اداء، و احتياط در رعايت طلوع آفتاب است در قضاء ايضاً با عدم عذر مسوّغ رمى در شب در اداء مانند خوف و مرض، و اگر متذكّر نشد يا متذكّر شد بعد از انقضاء ايّام تشريق يا ترك كرد عمداً تا آنوقت على الاحوط، درسال آينده خود يا نايب او، با ترتب نيابت بر عدم حج در سال آينده يا

عدم امكان مباشرت، بجا آورند.

آية اللّٰه فاضل: براى غير معذورين.

منتخب مناسك حج، ص: 249

آن (1) و اگر فراموش كرد تا روز سيزدهم (2) مى تواند بجا آورد، و اگر تا آن وقت متذكر نشد احتياطاً (3) در سال ديگر خودش يا نايبش بيندازد. (م 1000) آية اللّٰه زنجانى: بلى گروه هايى كه در حاشيۀ مسألۀ 391 مى آيد مى توانند در شب عيد جمرۀ- عقبه را رمى كنند و كسى كه رمى روز عيد را فراموش كرده بايد تا روز سيزدهم هر وقت متوجه شد قبل از رمى آن روز، رمى روز عيد را قضا كند و بنابر احتياط بين رمى ادا و قضا به مقدار 112 همان روز فاصله بيندازد و اگر تا روز سيزدهم متذكر نشد چنانچه در مكه يادش آمده بنابر احتياط تا ذى حجه منقضى نشده قضا كند و در عيد قربان سال بعد نيز اگر خودش به حج مى رود خودش والا نايبش مجدداً قضا كند و اگر بعد از خروج از مكه متوجه شده قضاى آن واجب نيست هرچند مطابق احتياط استحبابى است و همچنين است حكم كسى كه بر اثر ندانستن مسأله رمى روز عيد را ترك كرده است.

آية اللّٰه فاضل: ... تا روز سيزدهم مى تواند به نيّت قضا بجا آورد و واجب است قضا را قبل از رمى آن روز انجام دهد.

آيات عظام خويى، گلپايگانى، صافى: يا مسأله را نمى دانست.

آية اللّٰه خامنه اى: احتياط واجب آن است كه خودش يا نايبش انجام دهند و در سال ديگر نيز خودش يا نايبش قضاى آن را بجا آورند.

آية اللّٰه خامنه اى: اگر از مكّه بيرون نرفته احتياط واجب آن است كه به منى رفته رمى

نمايد و در سال ديگر نيز خودش يا نائبش قضا كند و اگر از مكّه خارج شده احتياط واجب آن است كه در سال بعد خود يا نائبش رمى كند.

آية اللّٰه گلپايگانى: در سال بعد خودش يا نائبش بايد رمى نمايد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احتياط اين است كه به منىٰ رفته و رمى نموده و در سال بعد رمى را شخصاً خودش و يا نائبش بجا آورد، و اگر بعد از خروج از مكه يادش آمد واجب نيست برگردد بلكه سال ديگر خودش يا نايبش بنابر احتياط رمى مى كنند.

آية اللّٰه سيستانى: اگر در روز عيد رمى نكرد از روى جهل يا فراموشى يا هر عذر ديگر هرگاه رفع مانع شد بايد جبران كند در منى باشد و يا در مكّه حتى اگر بعد از روز سيزدهم ماه باشد، ولى در شب رمى نكند و اگر پس از خروج از مكه مانع برطرف شود لازم نيست برگردد و احتياط مستحب است كه در سال بعد خود يا نايبش رمى كنند.

آيةاللّٰه مكارم: اگربتواند بايد خودش در سال آينده درهمان موقع قضاكند واگر نمى تواند نايب بگيرد.

منتخب مناسك حج، ص: 250

واجبات رمى جمره

382- واجب است در انداختن سنگها چند امر:

اول- نيت، با قصد خالص (1) بدون رياء و نمايش دادن عمل بغير كه موجب بطلان مى شود.

دوم- آنكه آنها را بيندازد، (2) پس اگر برود نزديك و با دست بگذارد به جمره، كافى نيست.

سوم- آنكه به انداختن، (3) به جمره برسد. (4) پس اگر سنگ را انداخت و سنگ ديگران به آن خورد و بواسطۀ آن يا كمك آن به جمره رسيد كافى نيست، لكن اگر سنگ بجايى بخورد و

كمانه كند و به جمره برسد كافى است ظاهراً. (5)

آية اللّٰه فاضل: به اين صورت نيّت كند: هفت سنگ به جمرۀ عقبه در حج تمتع براى وجوب آن مى اندازم با قصد خالص.

آية اللّٰه بهجت بلكه پراندن آنها به سمت خاص.

آية اللّٰه فاضل: انداختن خودش.

آية اللّٰه خامنه اى، اين توضيح را متعرض نشده اند.

آيةاللّٰه مكارم: بايد توجه داشت كه منظور از جمره همان حوضچه اى است كه در اطراف ستون ها قرار دارد و ستون ها به عنوان نشانه است، بنابراين هرگاه سنگ را به داخل حوضچه ها پرتاب كنند كافى است، هرچند به ستون ها نخورد.

آية اللّٰه نورى: كافى نيست ظاهراً مگر آنكه، در حال عبور با چيز ديگر ملاقات كند.

آيات عظام گلپايگانى، خويى، تبريزى، صافى: اگر سنگريزه در راه به چيز بسيار سفتى مانند سنگ بخورد و در اثر آن جَسته و به جمره برسد كافى نخواهد بود.

آية اللّٰه بهجت ظاهر اين است كه اگر سنگريزه در راه به چيزى برخورد نموده و سپس به جمره برسد كافى باشد با بقاء صدق رمى در ابتداء و انتهاى آن.

آية اللّٰه فاضل: محلّ اشكال است.

آية اللّٰه زنجانى: و همچنين اگر پرتاب كرد ولى به جمره برخورد نكرد كافى نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 251

چهارم- عدد سنگ ريزه ها بايد هفت باشد.

پنجم- بايد بتدريج يكى يكى عقب هم بيندازد (1) و در اين صورت اگر با هم به جمره بخورد مانع ندارد ولى اگر همه را يا چند عدد را با هم بيندازد كافى نيست (2) اگرچه باهم به جمره نرسد ودنبال هم برسد. (م 1001)

383- اگر شك كند كه سنگ را ديگرى در رمى به كار برده يا نه، جايز است با آن رمى كند. (3) (م

1002)

384- اگر سنگى را كه در حرم است احتمال بدهد از خارج آورده اند اعتناء نكند. (4) (م 1003)

385- اگر شك كند در عدد انداختن در وقتى كه مشغول عمل است بايد چندان بيندازد تا علم بعدد پيدا كند، و همچنين اگر شك كند كه سنگى كه انداخت خورد به جمره يانه بايدبيندازد تاعلم برسيدن پيدا كند. (م 1005)

386- اگر سنگى را كه انداخت به جمره نرسيد بايد دو مرتبه بيندازد اگرچه در وقت رمى گمانش آن بود كه رسيده است، پس اگر پهلوى جمره چيزهاى ديگرى نصب شده و اشتباهاً به آنها رمى كرده كافى نيست، و بايد آية اللّٰه زنجانى: به گونه اى كه موالات عرفيه به هم نخورد، به تفصيلى كه در مناسك مذكور است.

آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه زنجانى: يعنى مجموعاً يك رمى حساب مى شود.

آية اللّٰه مكارم: و همه يكى حساب مى شود.

آية اللّٰه سيستانى: مگر اين كه در جايى باشد كه علم داشته باشد بعضى از سنگهاى آنجا استعمال شده است و احتمال بدهد كه سنگ مورد نظر هم يكى از آنها باشد كه در اين صورت بايد احتياط كند.

آيةاللّٰه زنجانى: گذشت كه بكر بودن شرط نيست.

آية اللّٰه زنجانى: گذشت كه اگر يقين هم داشته باشد كه از خارج حرم آورده اند مانعى ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 252

اعاده كند اگرچه در سال ديگر بوسيلۀ نايبش. (1) (م 1006)

387- اگر بعد از آنكه سنگ را انداخت و از محل منصرف شد (2) شك كند در عدد سنگها، اگر شك در نقيصه كند (3) احتياط آن است (4) كه برگردد و نقيصه را تمام كند، و درشك در زياده اعتنا نكند. (م 1010)

388- اگر بعد از فارغ

شدن (5) شك كند در اينكه درست انداخته يا نه، بنابر صحت بگذارد، (6) بلى اگر در رسيدن سنگ آخرى به محل شك كند بايد اعاده كند، (7) ولى اگر رسيدن را دانست و احتمال داد كه با پا انداخته آية اللّٰه سيستانى: اگر پس از خروج از مكه متوجه شود اعاده لازم نيست گرچه احوط است.

آية اللّٰه زنجانى: لكن اگر اطمينان پيدا كند كه هفت سنگ زده، يا به حدى بزند كه اگر متعارف مردم اين مقدار مى زدند اطمينان پيدا مى كردند، كافى است. و در هر حال اگر پس از خروج از مكه متوجه شد كه رمى را ترك كرده، قضاى رمى واجب نيست.

آية اللّٰه فاضل: در حالى كه هنوز ذبح يا حلق را انجام نداده.

آية اللّٰه زنجانى: چنانچه احتمال دهد هنگام رمى به حفظ عدد سنگ ها توجه داشته يا بعد ازگذشتن روز عيد شك كرده، در اين دو صورت اعتنا به شكش نكند.

آية اللّٰه سيستانى: اگر بعد از صدق عرفى فراغ باشد اعتنا نكند و اگر قبل از آن است بايد تدارك كند.

ساير آيات عظام قائلند: اگر شك در نقيصه كند بايد برگردد و نقيصه را تمام كند.

آية اللّٰه بهجت اشكال ندارد.

آية اللّٰه فاضل: از رمى.

آية اللّٰه زنجانى: در تمام فروض اين مسأله چنانچه احتمال بدهد هنگام رمى به رعايت شرايط آن توجه داشته اعتنا به شكش نكند.

آية اللّٰه سيستانى: اگر بعد از صدق فراغ باشد عرفاً اعتنا نكند، مطلقاً.

آية اللّٰه فاضل: براى اين استثناء وجهى به نظر نمى رسد.

آية اللّٰه بهجت گذشت در مسأله 386

آية اللّٰه خويى: اگر شك كند سنگريزه به جمره رسيد يا نه بنابر نرسيدن گذاشته و سنگ ديگرى بزندمگر

آنكه شك وى در وقتى باشد كه به واجب ديگرى مشغول شده يا پس از فرارسيدن شب باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 253

باشد يا سنگ مستعمل انداخته باشد اعتناء نكند. (م 1012)

389- در انداختن سنگها شرط نيست طهارت از حدث (1) يا خبث و در خود سنگها نيز طهارت شرط نيست. (2) (م 1014)

390- مستحب است بلكه موافق احتياط است كه اگر بشود مريض را حمل كنند و ببرند نزد جمره و در حضور او سنگ بيندازند. (3) (م 1016)

391- كسانى كه عذر دارند از اينكه روزر مى كنند مى توانند شب عمل كنند، (4) آية اللّٰه زنجانى: رعايت طهارت از حدث مطابق احتياط استحبابى است.

آية اللّٰه بهجت خلاف احتياط است.

آية اللّٰه بهجت و اگر ممكن است مريض سنگ را بدست گيرد كه ديگرى بيندازد اورا، و جمع كند بين اين كار و استنابه على الاحوط.

آية اللّٰه زنجانى: مريضى كه بدون مشقت شديد مى تواند ولو با وسايل نقليه به جمرات برود و خودش رمى كند بايد خودش رمى كند والا نايب مى گيرد و حضور در هنگام رمى واجب نيست.

آية اللّٰه بهجت يعنى شب مقدّم با علم به عدم تمكّن از رمى در روز، و امّا شب مؤخّر با علم به تمكّن از رمى قضائى در روز مؤخّر پس احوط تأخير قضاء است تا طلوع آفتاب.

آية اللّٰه سيستانى: كسانى كه شب از ماندن در مشعر معذور بودند مانند زنان و بيماران مى توانند همان شب عيد رمى كنند و اما پرستاران و همراهان آنها بايد روز رمى كنند مگر اينكه آنها نياز به همراهى در طول روز داشته باشند به طورى كه به مقدار رمى هم از آنها مستغنى نشوند و

اما رمى در شب بعد كافى نيست و معذور بايد نايب بگيرد مگر چوپانان و كسانى كه از ماندن روز در منى معذورند به جهت ترس يا بيمارى يا غير آن.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: شب قبل از آن روز.

آية اللّٰه زنجانى: چند دسته اند كه مى توانند جمرۀ عقبه را شب عيد رمى كنند:

1- بانوان. 2- كودكان. 3- ضعفايى كه در رمى در روز بر آنها مشقت دارد. اين گروه مى توانند شبانه از مشعر كوچ كنند لكن در صورتى مى توانند شب قبل رمى كنند كه رمى در روز بر آنها حرجى باشد. 4- كسى كه از خطر رمى در روز بر خود مى ترسد. 5- بدهكارى كه نمى تواند بدهى خود را بپردازد و مى ترسد با طلبكار مواجه شود. 6- كسانى كه بايد همراه گروه هاى سابق از مشعر كوچ كنند. 7- كسانى كه بايد تمام روز به تداركات حجاج اشتغال داشته باشند و به اين جهت نمى توانند در روز رمى كنند. 8- كسانى كه از رمى در روز عاجزند يا رمى در روز بر آنها مشقت شديد دارد. اين چند گروه مى توانند شب قبل رمى كنند و نمى توانند براى رمى در روز نايب بگيرند يا رمى را به شب بعد به تأخير بيندازند.

منتخب مناسك حج، ص: 254

هر وقت شب كه باشد. (1) (م 1018)

مستحبات رمى جمرات (2)

392- در رمى جمرات چند چيز مستحب است:

1- با طهارت بودن در حال رمى.

2- هنگامى كه سنگها را در دست گرفته و آمادۀ رمى است اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ هَذِهِ حَصَيٰاتِي فَأَحْصِهِنَّ لِي وَ ارْفَعْهُنَّ فِي عَمَلِي»

3- با هر سنگى كه مى اندازد تكبير بگويد.

4- هر سنگى را كه مى اندازد اين دعا را

بخواند: آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: و فرقى نيست در جواز رمى در شب براى صاحبان عذر كه شب قبل رمى كنند يا شب بعد و تا وقتى خودشان بتوانند در شب رمى كنند نبايد در روز براى خود نايب بگيرند.

آية اللّٰه مكارم: زنان و پيران مى توانند در شب رمى كنند، همچنين كسانى كه روزها گرفتار كار حجاج هستند و فرق نمى كند در شب قبل يا شب بعد.

آية اللّٰه بهجت و همچنين زنها و لو عذر نداشته باشند مى توانند در شب رمى كنند و اين مخصوص شب دهم است.

آية اللّٰه مكارم: اين مستحبات را بقصد رجاء بجا آورد.

منتخب مناسك حج، ص: 255

«اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ ادْحَرْ عَنِي الشَّيْطٰانَ، اللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتٰابِكَ، وَعَلىٰ سُنَّةِ نَبِيِكَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ حَجّاً مَبْرُوراً، وَ عَمَلًا مَقْبُولًا، وَ سَعْياً مَشْكُوراً، وَ ذَنْباً مَغْفُوراً»

5- ميان او و جمره در جمرۀ عقبه ده يا پانزده ذراع فاصله باشد و در جمرۀ اولى و وسطى كنارۀ جمره بايستد.

6- جمرۀ عقبه را رو به جمره و پشت به قبله رمى نمايد و جمرۀ اولى و وسطى را رو به قبله ايستاده رمى نمايد.

7- سنگريزه را بر انگشت ابهام گذارده و با ناخن انگشت شهادت بيندازد.

8- پس از برگشتن بجاى خود در منى اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ بِكَ وَثِقْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، فَنِعْمَ الرَّبُّ وَ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ».

(م 1019)

دوم از واجبات منىٰ- ذبح است

اشاره

393- واجب است بر كسى كه حج تمتع بجا مى آورد ذبح يك هدى، يعنى يك شتر يا يك گاو يا يك گوسفند، و شتر افضل است و پس از آن گاو بهتر است. (م 1020)

394- در هدى چند چيز معتبر است و

بايد مراعات شود:

اول- آنكه اگر شتر باشد سن آن كمتر از پنجسال نباشد و

منتخب مناسك حج، ص: 256

داخل در شش سال شده باشد، و اگر گاو است بنابر احتياط (1) واجب كمتر از دو سال نباشد (2) و داخل در سه سال شده باشد، و همچنين در «بز» كمتر از سن گاو نباشد، (3) و در ميش به احتياط (4) واجب كمتر از يكسال نباشد (5) و داخل در سال دوم شده باشد.

دوّم- بايد صحيح باشد (6) پس حيوان مريض (7) كافى نيست حتى مثل كچلى بنابر احتياط.

سوّم- بايد خيلى پير نباشد. (8)

آية اللّٰه فاضل: اگر گاو داخل در سال دوم شده باشد كفايت مى كند ولى بهتر است كمتر از دو سال نباشد و همچنين است اگر قربانى بز باشد و اگر ميش باشد كمتر از يك سال هم كفايت مى كند ولى احتياط مستحب است كه كمتر از يكسال نباشد.

آية اللّٰه زنجانى: گاو و بز يك ساله كافى است و بنابر احتياط مستحب دو ساله باشند.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه بهجت بنابر احتياط واجب.

آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: گوسفند بايستى هفت ماهش تمام و وارد ماه هشتم باشد و كمتر از آن كافى نيست و احتياط اين است كه يك سالش تمام و در سال دوم داخل شده باشد.

آية اللّٰه زنجانى: ميش شش ماهه كافى است و بنابر احتياط مستحب يك ساله باشد.

آية اللّٰه زنجانى: ذبح حيوانى كه مبتلا به مرضى است كه گوشتش را فاسد كرده كافى نيست و مجردكچلى حيوان مانعى ندارد.

آية اللّٰه گلپايگانى، متعرض اين حكم نشده اند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احوط اولى اين است كه مريض نباشد.

آية اللّٰه سيستانى: احتياط

مستحب اين است كه مريض نباشد.

آية اللّٰه فاضل: بنابر احتياط واجب بايد صحيح باشد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احوط اولى آن است كه خيلى پير نباشد يعنى مغز استخوانش آب نشده باشد.

آيةاللّٰه سيستانى: احتياطمستحب آن است كه خيلى پيرنباشد يعنى مغز استخوانش آب نشده باشد.

آية اللّٰه مكارم، آية اللّٰه فاضل: بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه خامنه اى: پير نبودن قربانى شرط نيست.

آية اللّٰه زنجانى: به طورى كه استخوانش پوك شده باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 257

چهارم (1)- بايد تام الاجزاء باشد، و ناقص كافى نيست. (2) پس اگر واضح باشد كورى يا لنگى آن بنابر اقوى كافى نيست، (3) و اگر واضح نباشد به احتياط واجب كافى نيست (4) و احتياط واجب آن است كه چشمش سفيد نشده باشد و بايد گوش بريده و دم بريده و شاخ داخل آن شكسته يا بريده نباشد.

پنجم- بايد لاغر نباشد، (5) و اگر در گُردۀ او پيه باشد (6) كافى است، و احتياط (7) آن است كه آن را در عرف لاغر نگويند.

ششم- بايد «خَصىّ» نباشد، (8) يعنى بايد خصيتين آن را بيرون آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: بايد تام الاعضاء باشد پس كافى نيست كور (هر چند يك چشم باشد) و لنگ و گوش بريده و آن كه شاخ داخلش شكسته است و مانند آن.

آية اللّٰه زنجانى: بايد تام الاجزاء و سالم باشد پس ناقص و معيوب كافى نيست و تفصيل موارد آن در مناسك مذكور است.

آية اللّٰه خامنه اى، آية اللّٰه بهجت بايد تام الاجزاء باشد پس كور و يك چشمى و لنگ و گوش بريده حتّى اگر قليلى از گوش را بريده باشند و آنكه از شاخ اندرونى آن چيزى ناقص است مجزى نيست.

آية

اللّٰه مكارم: لنگى مختصر عيب ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: رعايت اين احتياط مستحب است.

آية اللّٰه بهجت بايد لاغر نباشد و مشهور كفايت بودن پيه در گردهاى اوست و احوط آنستكه علاوه براين اورا در عرف لاغر نگويند.

آية اللّٰه مكارم، آية اللّٰه زنجانى: بر كليۀ آن مقدارى چربى باشد كافى است.

آية اللّٰه سيستانى: معتبر است كه قربانى عرفاً لاغر نباشد.

آية اللّٰه خويى: بايد عرفاً لاغر نباشد و پيه داشتن در گرده ملاك نيست.

آية اللّٰه فاضل، آية اللّٰه تبريزى: بنابر احوط قربانى نبايد اخته باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 258

نياورده باشند.

هفتم- بايد بيضۀ آن را نكوبيده باشند (1) به احتياط (2) واجب.

هشتم- بايد در اصل خلقت بى دم نباشد به احتياط واجب، و اگر گوش يا شاخ در خلقت اصلى نداشته باشد بعيد نيست كفايت، اگرچه خلاف احتياط است. (3)

آية اللّٰه زنجانى: بنابر احتياط مستحب بيضۀ او را نتابيده و نكوبيده و نماليده باشند.

آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: احوط و اولى آن است كه بيضه آن را نكوبيده باشند.

آية اللّٰه گلپايگانى: جايز است كشتن حيوانى كه بيضه آن را كوبيده باشند.

آية اللّٰه خامنه اى: كوبيده نبودن بيضه شرط نيست مگر اينكه به حدّ اخته شدن برسد.

آية اللّٰه مكارم: اشكالى ندارد.

آية اللّٰه بهجت اظهر اجزاء موجوء است.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: احوط و اولى اين است كه قربانى طورى نباشد كه از اصل خلقت شاخ و دُم نداشته باشد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: احتياط واجب آن است كه حيوانى راكه شاخ يا گوش يا دم در اصل خلقت ندارد قربانى نكند.

آية اللّٰه خامنه اى: فقدان اعضايى كه در همۀ اصناف اين حيوان وجود دارد ونقص محسوب مى شود، مانع اجزاء است مانند بيضه وگوش ودر

غير آنها مانند شاخ و دُم اگر در اين صنف از حيوان معمولًا وجود دارد، فقدان آن نقص محسوب مى شود و مانع است و الّا نه.

آية اللّٰه مكارم: اگر در اصل خلقت بى دم باشد اشكال ندارد.

آية اللّٰه بهجت باكى نيست اگر گوش او شكافته يا سوراخ باشد اگر چه احوط ترك اين دو و ترك حيوانى كه شاخ يا دم از براى او در اصل خلقت نباشد و همچنين آن حيوان كه عروق و بيضتين او را ماليده باشند كه اورا موجوء و مرضوض الخصيتين گويند اگرچه اظهر اجزاء موجوء است.

آية اللّٰه زنجانى: ذبح حيوانى كه در اصل خلقت گوش ندارد و همچنين حيوانى كه دم نداشته و عرفاً ناقص به حساب مى آيد كافى نيست ولى اگر در اصل خلقت شاخ نداشته باشد اشكال ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 259

نهم- در اصل خلقت بى بيضه نباشد. (1) (م 1023)

395- يك گوسفند، كمتر چيزى است كه كافى است براى ذبح، لكن هر چه بيشتر ذبح كند افضل است و در روايت است (2) كه رسول خدا صلى الله عليه و آله صد شتر همراه آوردند، سى و چهار تاى آنها را براى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نحركردند وشصت وشش تاى آنها را براى خودشان. (م 1029)

396- احتياط واجب (3) آن است كه ذبح هدى را از روز عيد تأخير نيندازد. (4) (م 1032)

397- اگر بواسطۀ عذرى مثل فراموشى يا غير آن در روز عيد ذبح نكرد احتياط واجب آن است كه (5) در ايام «تشريق» ذبح كند، و اگر نشد در آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه بهجت متعرض اين فرع نشده اند.

________________________________________

خمينى، سيد روح اللّٰه

موسوى، منتخب مناسك حج، در يك جلد، نشر مشعر، قم - ايران، دوم، 1426 ه ق

منتخب مناسك حج؛ ص: 259

آية اللّٰه زنجانى: و در روايت است كه در حج قران رسول خدا صلى الله عليه و آله ...

آية اللّٰه مكارم: تا روز سيزدهم جايز است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: بنابر احتياط اختياراً جايز نيست ذبح هدى را از روز عيد تأخير بيندازد اگرچه اقوى جواز آن است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احتياط اين است كه ذبح در روز عيد قربان باشد.

آية اللّٰه بهجت واجب است ذبح هدى در روز عيد، و امّا بعد از عيد پس مجزيست در بقيّه ذى الحجه اگر چه خلاف احتياط است تكليفاً تأخير از آن بدون عذر خصوصاً تأخير از ايّام تشريق سه گانه.

آية اللّٰه سيستانى: اين احتياط مستحب است و مى تواند در روزهاى تشريق هم قربانى كند.

آية اللّٰه زنجانى: اختياراً مى تواند ذبح را تا روز دوازدهم به تأخير بيندازد و در صورت عذر ذبح تا آخر ذى حجه مجزى است ولى بايد ترتيب بين اعمال روز عيد و همچنين بين حلق يا تقصير و اعمال مكه رعايت شود. البته لزوم ترتيب بين رمى و ذبح و حلق يا تقصير مخصوص عالم عامد است. و از اين جا حكم مسأله بعد نيز روشن مى شود.

آية اللّٰه بهجت حكم آن در مسأله قبل بيان شد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بلكه بدون ترديد لازم است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اين احتياط واجب نيست اگرچه مطلوب است ولكن اگر در غير ايام نحر (روز عيد و سه روز بعد از آن) بود بنابر احتياط قصد ادا و قضا نكند،

بلكه بقصد ما فى الذمه ذبح كند.

آية اللّٰه سيستانى: اقوىٰ آن است كه مى تواند در روزهاى تشريق قربانى كند.

آية اللّٰه مكارم: تا روز سيزدهم در هر حال جايز است ذبح كند.

منتخب مناسك حج، ص: 260

بقيه ماه ذى الحجه، و در تأخير عمدى (1) نيز همين حكم است. (2) (م 1033)

398- احتياط (3) آن است كه ذبيحه را سه قسمت كنند، يك قسمت را هديه بدهند. و يك قسمت را صدقه بدهند، و قدرى هم از ذبيحه بخورند و صدقه را به مؤمنين بدهند، ولكن هيچ يك از اين احتياطها واجب (4) آية اللّٰه خويى: اگر از روى علم و عمد ترك كرده و طواف بجا آورده باشد ظاهراً طوافش باطل و اعادۀ آن بعد از تدارك ذبح واجب است.

آية اللّٰه خامنه اى: تأخير عمدى را متعرض نشده اند.

آية اللّٰه سيستانى: اگر عمداً ذبح را از ايام تشريق تأخير بيندازد حجش باطل است و نيز بنابر احتياط واجب اگر جاهل مقصر باشد و اگر معذور باشد بنابر احتياط واجب بايد بين روزه گرفتن و ذبح در مكه تا آخر ذى حجه جمع نمايد.

آية اللّٰه فاضل: مستحب است كه ...

آية اللّٰه مكارم: تقسيم ذبيحه به سه قسمت واجب نيست ولى واجب است كه قسمتى از آن را به فقراء بدهند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: احتياط واجب آن است كه قدرى از قربانى را خودش بخورد و قدرى را هديه دهد و مقدارى را به فقير مؤمن صدقه بدهد، و احتياط آن است كه هديه را هم به مؤمن بدهد و اينكه هريك از صدقه و هديه كمتر از ثلث قربانى نباشد و در هديّه فقر شرط نيست.

آية اللّٰه بهجت احوط آنستكه

قدرى از ذبيحه بخورد و قدرى هديه دهند و قدرى صدقه دهند و لازم نيست بنابر اظهر كه مقدار هر يك از هديه و صدقه ثلث ذبيحه باشد و نيز در خصوص سهم صدقه احوط آنستكه بر مؤمنين بوده باشد و اگر به اختيار خود به غير مؤمن بدهد احوط ضمان اوست يعنى قيمت قدرى از آن را بعنوان صدقه به فقير مى دهد و همين احتياط در سهم هديه به مثل اتلاف و بيع جاريست و عمل به احتياط به مثل توسيط فقير يا استيكال او ممكن است، و در صورت عدم امكان، اين تكليف ساقط است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اين احتياط واجب است ولى نسبت به صدقه انسان مى تواند از فقير مؤمن و نسبت به هديه از مؤمن ديگرى ولو از شهر خودش وكالت در قبول و اعراض بگيرد و بعد از ذبح از طرف آنها قبول و قبض كرده و بعد اعراض نمايد و در صورتى كه در منىٰ متمكن از تقسيم نيست اخذ وكالت مزبور لازم است و اگر اين عمل را با فرض تمكن انجام ندهد بنابر احتياط واجب ضامن است.

آية اللّٰه سيستانى: در دو قسم اول با متن موافق هستند و اما در قسم سوم مى فرمايند: بنابر احتياط واجب آن را به فقراى مسلمانان صدقه دهد. و اگر صدقه دادن ممكن نباشد يا موجب مشقّت و زحمت زيادى شود وجوب آن ساقط مى شود و رساندن آن به خود فقير لازم نيست بلكه كفايت مى كند به وكيل او داده شود اگر چه وكيل خود قربانى كننده باشد آنگاه وكيل بر حسب اجازه موكّل در آن تصرّف مى كند به هديه

دادن يا فروش يا اعراض از آن و يا غير اينها.

آية اللّٰه زنجانى: ولى واجب است حداقل يك سوم قربانى را به فقير حرم- هر چند زائر باشد- صدقه بدهد.

منتخب مناسك حج، ص: 261

نيست، و اگر صدقه را به فقراى كفار بدهد يا آنكه تمام ذبيحه را به آنها بدهد اشكال ندارد و ضامن حصۀ فقراء نيست، (1) لكن احتياط خصوصاً در خوردن قدرى از ذبيحه خيلى مطلوب است. (م 1040)

399- جايز است كه ذبح را كسى ديگر به نيابت انجام دهد و نيت را نايب كند، و احتياطاً خود شخص هم نيت كند. (2) (م 1041) آية اللّٰه سيستانى: بلكه به احتياط واجب ضامن حصّۀ فقرا است مگر اين كه قربانى ارزش مالى خودرا به دليل فراوانى بيش از حد از دست بدهد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بايد نيت از صاحب قربانى تا هنگام كشتن مستمر باشد و كشنده لازم نيست نيت كند هرچند احوط و اولى نيت نمودن اوست.

آية اللّٰه گلپايگانى: علاوه بر خودش ذابح نيز بايد نيت كند.

آية اللّٰه مكارم: نيّت را حاجى مى كند.

آية اللّٰه صافى: و احوط آن است كه علاوه بر نايب خودش هم اگر در وقت ذبح حاضر باشد نيّت كند و اگر حاضر نيست موقعى كه نايب يا وكيلى را كه از طرف او براى ذبح نايب مى گيرد مى فرستد نيّت كند ونيّت را تا وقت ذبح مستمر بدارد.

آية اللّٰه زنجانى: در ذبح قربانى و كفارات مباشرت معتبر نيست پس حاجى مى تواند از كسى بخواهد برايش ذبح كند بلكه مى تواند ديگرى را نايب خود قرار دهد و در صورت اول هنگام ذبح بايد خود حاجى قصد داشته باشد

كه «براى حج تمتع قربانى مى كنم قربة الى اللّٰه» و لازم نيست كه ذابح نيت انجام قربانى براى حج يا قصد قربت داشته باشد بلكه همين كه قربانى او را ذبح مى كند كافى است هرچند به نيت او نباشد يا اصلًا كسى را نيت نكند و چون كار ذابح نيابت نيست بلا اشكال ايمان در او معتبر نيست و حكم صورت دوم در مناسك مذكور است. و از اين جا حكم مسألۀ بعد نيز روشن مى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 262

400- احتياط واجب (1) آن است كه ذابح مؤمن باشد، (2) بلكه خالى از قوت نيست، و همينطور در ذبح كفارات. (م 1042)

401- ذبح هم از عبادات است و در آن نيت خالص و قصد اطاعت خداوند لازم است. (م 1044)

402- اگر بعد از ذبح كردن احتمال داد ناقص بودن يا نداشتن ساير آيات عظام خامنه اى، نورى، فاضل: در صورتى كه ذابح را در انجام قربانى نايب كرده باشد و امّا اگرازاو خصوص ذبح را خواسته باشد لازم نيست مؤمن باشد و خودش بايد قصد قربانى و قربت را انجام دهد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اين احتياط واجب نيست.

آية اللّٰه بهجت ايمان شرط نيست ولى شرائط ديگر را بايد دارا باشد.

آية اللّٰه مكارم: تمام مسلمانان كه ذبيحه آنان پاك وحلال است مى توانند ذبح كنند.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: اگر مسلمان باشد كفايت مى كند و شيعه بودن ذابح لزومى ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 263

شرايط را اعتناء نكند. (1) (م 1046)

403- اگر قادر نباشد بر ذبح بايد سه روز در حج و هفت روز پس از مراجعت از حج روزه بگيرد. (م 1051)

404- مراد ازاينكه قادر

برذبح نباشد آن است كه نه هدى را داشته باشد و نه پولش را. (2) (م 1052)

405- بايد اين سه روز روزه را بعد از احرام به عمره (3) بجا آورد و قبل از آن نمى تواند. (4) (م 1067)

406- هفت روز بقيه را بايد بعد از مراجعت از سفر حج روزه بگيرد. (م 1068)

407- احتياط واجب (5) آن است كه پى در پى بجا آورد. (م (1069) آية اللّٰه سيستانى: و همچنين اگر شك در اين باشد كه محل ذبح منىٰ بوده يا جاى ديگر.

آيات عظام فاضل، خويى، زنجانى: در صورتى كه احتمال بدهد كه در حال ذبح احراز شرايط كرده بوده.

آية اللّٰه بهجت، متعرض نشده اند.

آية اللّٰه فاضل: و قدرت اقتراض يا فروش زايد از مؤونه سفر را هم كه در مسائل آينده گفته مى شود نداشته باشد.

آية اللّٰه زنجانى: هرچند بتواند با كسب يا قرض آن را تحصيل كند.

آية اللّٰه زنجانى: بلكه بايد بعد از محرم شدن به احرام حج روزه بگيرد.

آية اللّٰه فاضل: يعنى تا زمانى كه محرم به احرام عمرۀ تمتع نشده نمى تواند اين سه روز را بگيرد اما بعد از احرام عمرۀ تمتع اگر چه محلّ هم باشد اين سه روز روزه را بايد در ماه ذى الحجّه بگيرد و احتياط واجب آن است كه از هفتم تا نهم بگيرد و جلوتر نگيرد.

آية اللّٰه بهجت اظهر عدم وجوب توالى است.

آيات عظام گلپايگانى، فاضل، مكارم، سيستانى، صافى: بنابر احتياط مستحب ....

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احتياط اين است كه هفت روز پى در پى باشد.

آية اللّٰه زنجانى: سه روز روزه و همچنين هفت روز روزه بايد پى در پى باشد مگر در مواردى كه ذكر شده

است.

منتخب مناسك حج، ص: 264

408- تقسيم قربانى به سه قسم واجب نيست. (1) و فروش يا هبه سهم فقير (2) قبل از قربانى و بدون قبض آن باطل است، (3) بنابراين، عمل بعضى كه به ادعاى فقر يا وكالت از فقير ثلث فقير را از قربانى بخود حاجى مى فروشند يا هبه مى كنند صحيح نيست. (م 1077)

409- گفته مى شود كه در منى، مسلخ فعلى كمى در وادى مُحسَّر ساخته شده (4) و در اين صورت هر چند در صورت امكان ولو تا آخر ذيحجه بايد در منى قربانى كنند لكن قربانى در مسلخ جديد مجزى است. (5)

نظر آيات عظام در 398 گذشت.

آية اللّٰه فاضل: توسط فقير يا وكيل او.

آيات عظام خويى، تبريزى، بهجت: جايز است قبل از قبض، از فقيرى در وطنش وكالت بگيرد كه در يك سوّم قربانى طبق خواسته او تصرف كند.

آية اللّٰه سيستانى: جايز است قبل از قبض، از فقيرى در وطنش وكالت بگيرد كه در يك سوم قربانى پس از ذبح و قبض طبق خواسته او تصرف كند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: نسبت به صدقه و اهداء، انسان مى تواند از فقراء و مؤمنين آشنا در شهر خود وكالت در قبول و اعراض بگيرد و بعد از ذبح از طرف آنها قبول كرده و بدون تقسيم اعراض نمايد.

آية اللّٰه زنجانى: جايز است از فقيرى كه در حرم است- خواه اهل حرم باشد يا نباشد- وكالت بگيرد كه بعد از ذبح ثلث ذبيحه را از طرف او قبض نموده و آن را رها نمايد يا به مبلغ معينى از او بخرد.

آية اللّٰه خامنه اى: لزوم تأخير تا آخر ذى الحجه براى قربانى در منىٰ

را متعرض نشده اند.

آية اللّٰه فاضل: مى توانند در روز عيد در مذبح فعلى ولو خارج از منىٰ باشد قربانى كنند و بقيۀ اعمال راانجام دهند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: پس اگر متمكن از تأخير و ذبح در منى باشد اگرچه تا آخر ذى الحجه، حلق يا تقصير نمايد و محل شود و ذبح را تأخير بيندازد و همچنين طواف و نماز طواف و سعى را تأخير بياندازد و الّا جايز است به ذبح در مذبح فعلى اكتفاء كند، لازم به تذكر است اگر در روز عيد متمكن از ذبح در منىٰ نبود و احتمال بقاء عذر تا آخر ذى حجه را بدهد مى تواند در مسلخ هاى جديد ذبح كند ولى اگر اتفاقاً كشف خلاف شد اعاده نمايد.

آية اللّٰه تبريزى: وجايى كه مشكوك است كه منى باشد، مبيت و ذبح و تقصير در حال اختيار هم مجزى است. و اگر در وادى محسر هم ميسور نبود در هر كجاى حرك كه باشد ذبح مجزيست و احتياط واجب اين است كه حتى المقدور به منى نزديك باشد

آية اللّٰه بهجت اگر به علت تغيير محل، ذبح در منى ممكن نباشد و تأخير انداختن آن ولو تا آخر ماه ذى حجة موجب عسر و حرج نوعى باشد، در اين صورت ذبح در خارج از منى اشكال ندارد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در صورت تمكّن از ذبح در ايّام تشريق لازم است ذبح را تأخير نمايد بلكه لزوم تأخير تا آخر ذيحجه بعيد نيست ولى حلق را روز عيد انجام دهد و با اين عمل از احرام مخيط خارج مى شود و باقى اعمال را به ترتيب بجا آورد. و اگر بكلّى

ذبح در منى ممكن نبود ذبح در وادى محسر كافى است.

آية اللّٰه سيستانى: در صورت زياد بودن حجاج و گنجايش نداشتن منى براى همۀ آنها در وقت ارادۀ ذبح، بعيد نيست كشتن در وادى محسَّر نيز جايز باشد، اگرچه احوط ترك آن است مگر آنكه بداند كه نمى تواند در منى تا روز سيزدهم قربانى كند. و نيز اگر ذبح در منى و وادى محسر قرار روز سيزدهم ذى حجه ممكن يا ميسور نبود در هر كجاى حرم كه باشد ذبح نمايد.

آية اللّٰه مكارم: بدون شك تمام مذابح فعلى خارج از منى است و بنابراين مى تواند در آن جا ذبح كند يا در وطن خود.

منتخب مناسك حج، ص: 265

(م 1078)

410- كسى كه اجير در حج است مى تواند براى قربانى، شخص ثالثى را وكيل كند و وكيل مزبور نيت قربانى حجى كه موكلش از طرف موكل خود (1) انجام مى دهد را مى نمايد. (2) (م 1079) آية اللّٰه زنجانى: منوب عنه خود.

به مسأله 399 ذبح مراجعه شود.

آية اللّٰه سيستانى: وكيل بايد نيت كند آن قربانى كه بر موكلش واجب است.

آية اللّٰه مكارم: نيت قربانى را نايب اصلى مى كند.

منتخب مناسك حج، ص: 266

411- اگر جمعى از حجاج پول روى هم بگذارند و كسى با پول مشترك براى همۀ آنان تعدادى گوسفند بخرد و در وقت ذبح هر گوسفند را براى يك نفر (1) قصد كند و قربانى نمايد، چنانچه صاحبان پول راضى باشند مانع ندارد (2) هر چند بين گوسفندان تفاوت قيمت باشد و همه به يك اندازه پول داده باشند. (س 1082)

412- ذبح بدون گرفتن وكالت از طرف ديگرى كافى نيست (3) هر چند مطمئن باشد كه

وقتى بفهمد راضى و خوشحال مى شود. (س 1088)

413- ذبح بايد با آهن باشد (4) و اگر شك داشته باشد كه چاقو از آهن است يا فلز ديگر صحيح نيست. (5) (س 1094) آية اللّٰه زنجانى: براى يك نفر مشخص.

آية اللّٰه فاضل: لكن بهتراست كه وكالت بگيرد در مقابل وجه مورد توافق يك گوسفند به نيابت از او قربانى كند و مجاز باشد كه براى ذبح نايب هم بگيرد.

آية اللّٰه بهجت چنانچه احراز رضايت كرد و شاهد حال هم دالّ بر رضايت بود به طوريكه اگر او بفهمد راضى است كفايت مى كند.

آية اللّٰه خامنه اى: اين ذبح محل اشكال است و احتياط واجب اكتفا نكردن به ذبح نايب است بدون اذن قبلى از منوب عنه.

آية اللّٰه زنجانى: اذن كافى است و وكالت لازم نيست.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اگر صاحبان پول اجازه داده باشند مانعى ندارد ولى رضايت قلبى كافى نيست.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر صاحبان پول راضى باشند و ذابح وكالت در افراز داشته باشد اشكال ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: ذبح با كاردى كه در تيزى از چاقوى آهنى كمتر نيست مجزى است.

آية اللّٰه مكارم: با هر فلز برنده اى صحيح است.

آية اللّٰه خامنه اى: وسيلۀ ذبح بايد آهن باشد و استيل (فولاد همراه با مواد ضد زنگ) در حقيقت همان آهن است و ذبح با آن مانع ندارد.

آية اللّٰه فاضل: ذبح با كارد استيل مانعى ندارد.

آية اللّٰه خويى: ذبح به آن مانعى ندارد.

آية اللّٰه تبريزى: مانعى ندارد، بلى اگر در محلّ ذبح آهن باشد احتياط مستحب آن است كه با آن ذبح كند.

آية اللّٰه بهجت اگر در تيزى و حدّت مثل آهن باشد تا انتهاى ذبح،

بعيد نيست حكم آهن را داشته باشد به الغاء خصوصيت.

آية اللّٰه صافى: اگر محرز نباشد كه استيل آهن است صحيح نيست.

آية اللّٰه سيستانى: خالى از اشكال نيست.

آية اللّٰه نورى: ذبح با كاردهاى استيل كه در برندگى مثل آهن است نيز جايز است.

منتخب مناسك حج، ص: 267

414- محرم مى تواند قبل از ذبح گوسفند خود براى ديگرى ذبح نمايد. (1) (س 1098)

415- اگر قربانى را از پول غير مخمس تهيه كند كفايت نمى كند. (2) (س 1100) آية اللّٰه زنجانى: و اگر ذبح باعث نجس شدن لباس يا بدنش شود تا خودش حلق يا تقصير نكرده در صورت امكان جايز نيست براى ديگرى ذبح نمايد، هر چند صحيح است.

به مسألۀ 246 مراجعه شود.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: چون متعارف خريد به ثمن كلى است قربانى صحيح است.

آية اللّٰه مكارم: كفايت مى كند.

آية اللّٰه بهجت اگر معامله به ذمّه باشد ظاهراً كافى است.

آيةاللّٰه سيستانى: چون متعارف خريد به ثمن كلى است قربانى صحيح است ولى ضامن خمس است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر به ثمن در ذمّه باشد اشكال ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: ظاهراً كفايت مى كند ولى خلاف احتياط استحبابى مؤكد است مخصوصاً اگر معامله با شخص پول غير مخمس انجام گرفته باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 268

416- اگر كسى را وكيل در قربانى نمود چنانچه وكالت داده كه وكيل خودش قربانى كند وكيل نمى تواند به ديگرى وكالت بدهد. (س 1105)

417- محرمى كه لباس احرامش بر اثر ذبح نجس شده در صورت امكان بايد لباس خود را تطهير يا تبديل كند (1) و اگر نكرد ضررى به احرام يا ذبح ندارد. (2) (س 1107)

418- بنابر احتياط واجب (3)

بايد تخم هاى گوسفند قربانى تابيده نشده باشد. (4) (س 1111)

مستحبات هَدىْ

419- مستحبات هدى چند چيز است (5):

1- در صورت تمكن، قربانى شتر باشد، و در صورت نبودن آن گاو و در صورت نبودن آن گوسفند باشد.

آية اللّٰه بهجت بنابر احوط.

آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه صافى: احتياط مستحب تعويض يا تطهير آن است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط لباس را تطهير كند.

آية اللّٰه زنجانى: در حاشيۀ مسألۀ 394 گذشت كه رعايت اين احتياط مستحب است.

آية اللّٰه خامنه اى: اگر به حدّ اخته شدن برسد مجزى نيست.

آية اللّٰه خويى: مسأله در مورد كوبيده نبودن و تابيده و ماليده نبودن مبتنى بر احتياط استحبابى است بلى بايد خصى يعنى اخته نباشد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: به مسأله شرايط هدى مراجعه شود.

آية اللّٰه سيستانى: احتياط مستحب است.

آية اللّٰه بهجت به مسأله 393، شرط هفتم مراجعه شود.

آية اللّٰه مكارم: به قصد رجاء و اميد ثواب بجاآورد.

منتخب مناسك حج، ص: 269

2- قربانى بسيار فربه باشد.

3- در صورت شتر يا گاو بودن آن از جنس ماده و در صورت گوسفند يا بز بودن آن از جنس نر باشد.

4- شترى كه مى خواهند او را نحر كنند ايستاده و از سر دستها تا زانوى او را ببندند و شخص از جانب راست او بايستد، و كارد يا نيزه يا خنجر به گودال گردن او فرو برد، و در وقت ذبح يا نحر اين دعا را بخواند:

«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمٰاواتِ وَالْارْضَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَمٰا أَ نَا مِنَ الْمُشْرِكينَ انَّ صَلٰاتِي وَنُسُكي وَمَحْيٰايَ وَمَمٰاتِي للّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ لٰا شَرِيكَ لَهُ وَبِذٰلِكَ امِرْتُ وَأنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ، أللَّهُمَّ مِنْكَ وَلَكَ بِسْمِ اللّٰهِ

وَاللّٰهُ أكْبَرُ، أللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي».

5- اينكه خود، قربانى را بكشد و اگر نتواند دست خود را بالاى دست كشنده بگذارد. (م 1119)

منتخب مناسك حج، ص: 270

سوّم از واجبات منى تقصير است

اشاره

420- هر مكلفى مختار است كه بعد از ذبح كردن، يا سر بتراشد و يا از ناخن (1) يا موى خود قدرى بچيند مگر چند طايفه:

اول- زنها كه بايد از مو يا ناخن (2) خود قدرى بگيرند، و كافى نيست ظاهراً (3) براى آنها سر تراشيدن.

دوم- كسى كه سال اول حج او باشد، (4) كه بايد سر (5) بتراشد به احتياط واجب. (6) (م 1120) آية اللّٰه سيستانى: گرفتن ناخن كافى نيست بنابر احتياط واجب و اگر خواست ناخن بگيرد بايد بعد از كوتاه كردن مو باشد.

آية اللّٰه زنجانى: بنابر احتياط مستحب مؤكد براى تقصير كوتاه كردن مو را اختيار كند و همچنين است حكم تقصير بانوان.

آية اللّٰه فاضل: و سرتراشيدن براى آنها كافى نيست.

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب كوتاه كردن ناخن به تنهايى كافى نيست.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: سر تراشيدن براى آنها جايز نيست.

آية اللّٰه زنجانى: مردى كه براى خودش حجة الاسلام بجا مى آورد بايد سرش را بتراشد، هرچندحج اول او نباشد، و مى تواند با ماشينى كه مانند تيغ از ته مى چيند، سرش را بتراشد و همچنين بر دو دسته ديگر حلق واجب است:

1- مردانى كه موهاى خود را با ماده اى مانند صمغ يا شيره چسبانده اند.

2- مردانى كه موهاى خود را پيچيده و بافته اند.

آية اللّٰه بهجت سر تراشيدن در اين مورد دوّم و نيز سوم و چهارم مستحبّ مؤكّد است.

آية اللّٰه نورى: مخيّر بين تراشيدن سر و كوتاه كردن مو يا

چيدن ناخن مى باشد.

آيات عظام خويى، فاضل، تبريزى: احتياط مستحب اين است كه سر تراشيدن را اختيار كند، هرچند مخير بودنش بين حلق و تقصير خالى از قوت نيست.

آية اللّٰه مكارم: چنين كسى نيز مخيّر است و سر تراشيدن متعيّن نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 271

421- احتياط آن است كسى كه سر را مى تراشد تمامش را بتراشد. (1) (م 1122)

422- در تقصير كفايت مى كند مقدار كمى از موى سر يا ريش يا شارب را چيدن به هر نحو و با هر آلت كه باشد، و يا ناخن گرفتن، (2) و بهتر است كه هم مقدارى از مو بگيرد و هم ناخن را بگيرد. (م 1123)

423- جايز است سر را خود انسان بتراشد يا به سلمانى بدهد، و همچنين در تقصير و بايد خودش نيت كند، و بهتر آن است كه سلمانى هم نيت كند. (3) (م 1125)

424- محل تراشيدن سر و تقصير نمودن منى است، و جايز نيست اختياراً در غير آنجا. (4) (م 1130)

425- احتياط (5) آن است كه در روز عيد باشد اگرچه بعيد نيست جواز آيات عظام گلپايگانى، صافى، فاضل: بايد سر را تماماً بتراشد.

آيات عظام خويى، تبريزى، زنجانى: بلكه بايد تمامش را بتراشد.

آية اللّٰه مكارم: كفايت ناخن گرفتن به تنهايى مشكل است.

آيةاللّٰه زنجانى، آية اللّٰه سيستانى: رجوع شود به مسألۀ 420 آية اللّٰه سيستانى: در رابطه با نيّت سلمانى مطلبى در دست نيست.

آية اللّٰه خويى، متعرّض اين مسأله نشده اند.

آيةاللّٰه زنجانى: از آن جاكه عمل سلمانى از باب نيابت نيست وجهى براى نيت كردن او وجود ندارد.

آية اللّٰه زنجانى: بايد موى حاجى در منى ريخته شود بلكه بنابر احتياط، بايد حلق و تقصير

نيز در منى انجام شود.

آية اللّٰه نورى: اين احتياط ترك نشود.

آية اللّٰه خامنه اى: اين احتياط واجب است.

آية اللّٰه سيستانى: احتياط مستحب اين است كه از روز عيد تأخير نشود.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: احتياط واجب آن است كه در روز عيد باشد، و اگر روز عيد نكرد تا آخر ذيحجه وقت دارد.

آية اللّٰه زنجانى: رعايت اين احتياط مستحب است و اختياراً تأخير حلق و تقصير تا آخر ذى حجه تا زمانى كه بتواند اعمال مكه را در ذى حجه را بجا آورد مانعى ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 272

تأخير تا آخر ايام تشريق. (1) (م 1131)

426- اگر براى اين شخص ممكن نشود برگشتن به منى هرجا كه هست سر بتراشد يا تقصير كند، و موى خود را بفرستد (2) به منى در صورت امكان، و مستحب است كه مو را در منى دفن كند در محل خيمۀ خود. (3) (م 1133)

427- اگر قربانى بدليلى از روز عيد تأخير افتاد، بنابر احتياط نمى تواند (4) حلق كند و از احرام خارج شود و بعد قربانى كند بلكه ترتيب آية اللّٰه سيستانى: آخر وقت آن را ذكر نفرموده اند.

آية اللّٰه مكارم: بنا بر احتياط واجب.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: مستحب است موى خود را بفرستد.

آية اللّٰه مكارم: يا غير خيمه خود.

آية اللّٰه خامنه اى: تأخير حلق يا تقصير از روز عيد بر كسى كه ذبح را تأخير انداخته واجب نيست بلكه احتياط واجب آن است كه حلق يا تقصير را در روز عيد انجام دهد ولكن طواف حج قبل از ذبح محل اشكال است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: مى تواند حلق كند و از احرام خارج شود ولى اعمال

مكّه بايد بعد از قربانى و حلق انجام شود.

آية اللّٰه خوئى، آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط واجب بايد در اين صورت در روز عيد حلق يا تقصير نمايد و از احرام خارج مى شود ولى اعمال مكه را بعد از ذبح انجام دهد.

آية اللّٰه نورى: بلكه بايد روز عيد حلق كند و تأخير نيندازد.

آية اللّٰه زنجانى: بلكه نبايد حلق كند و رعايت ترتيب بين اعمال روز عيد و بين حلق و تقصير و اعمال مكه لازم است.

منتخب مناسك حج، ص: 273

بين قربانى و حلق و اعمال مترتبه بر آن را بايد مراعات كند على الاحوط. (1)

(م 1142)

428- تأخير حلق تا آخر ايام تشريق مانع ندارد هرچند عمدى باشد (2) و حلق در شب هم صحيح است و كفايت مى كند. (3) (م 1143) آية اللّٰه نورى: به حسب جمع بين روايات، ترتيب مستحب است ولى چون شهرت بر وجوب قائم شده احوط رعايت ترتيب است در صورت امكان و عند الضرورة خلاف ترتيب مانعى ندارد و در فرض سؤال اگر ذبح را تأخير انداخت، تأخير حلق جايز نيست.

آية اللّٰه مكارم: و اگر رعايت اين احتياط واجب را نكند عمل او باطل نيست.

آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط، قربانى بايد در روز عيد باشد و چنانچه قربانى در روز عيد ممكن نباشد مى تواند بعداز رمى حلق يا تقصير را در روز عيد انجام دهد و مُحلّ شود و قربانى را تأخير بيندازد.

آية اللّٰه صانعى: المستحب در قربانى و حلق.

آية اللّٰه سيستانى: اگر قربانى را در منىٰ تهيه كرد جايز است تقصير يا حلق.

آية اللّٰه زنجانى: رجوع شود به مسألۀ 425 و حاشيۀ آن.

آية اللّٰه خامنه اى: بنابر احتياط واجب حلق

يا تقصير بايد در روز عيد باشد و اگر تأخير انداخت انجام آن در شب يازدهم يا بعد از آن كافى است.

آية اللّٰه سيستانى: حلق در شب عيد جايز نيست مگر براى خائف و به احتياط مستحب از روز عيد تأخير نشود ولى بعد از عيد در شب هم كافى است.

آية اللّٰه مكارم: احتياط در ترك حلق در شب است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: حلق در شب خلاف احتياط است و اگر در روز عيد ترك نمود، روز يازدهم بايد حلق كند. معظم له متعرض تأخير عمدى تا آخر ايام تشريق نشده اند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه بهجت احتياط واجب اين است كه در روز انجام شود، و آيات عظام متعرض تأخير عمدى تا آخر ايّام تشريق نشده اند.

آية اللّٰه تبريزى: احتياط واجب در عدم تأخير عمدى است. چنانكه گذشت بنا بر احتياط حلق بايد در روز باشد. پس اگر در روز عيد انجام نگرفت بايد در روز بعد انجام گيرد.

آية اللّٰه زنجانى: حلق و تقصير در شب عيد جايز نيست مگر براى خائف و زنى كه از حيض شدن مى ترسد و انجام آن در شب هاى بعد مانعى ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 274

429- كسانى كه سال اول حج آنها است و وظيفۀ آنها سر تراشيدن (1) مى باشد بنابر احتياط، جايز نيست (2) بواسطۀ زيادى مو، اول سر را ماشين كنند و بعد آن را بتراشند هرچند فوراً بتراشند و در صورت علم و عمد كفاره دارد. (3) (م 1145)

430- كسى كه بخواهد ديگرى را حلق نمايد نمى تواند قبل از اينكه خودش حلق يا تقصير كند سر او را بتراشد (4) ولى مى تواند ناخن ديگرى را

براى تقصير بگيرد، و ازالۀ موى ديگرى نيز قبل از خارج شدن از احرام جايز نيست ولو براى تقصير. (5) (م 1146)

431- گفته مى شود كه مسلخ جديد در منى نيست اگر پس از قربانى همانجا حلق يا تقصير كنند چنانچه منى نبوده يا محرز نيست منى بودن آن آيةاللّٰه نورى: مخيّر بين تراشيدن سر و كوتاه كردن مو و يا چيدن ناخن كه در مسألۀ 420 ذكرشد مى باشد.

آية اللّٰه زنجانى: بلكه بنابر اقوى جايز نيست.

به مسأله 419 مراجعه شود.

آيةاللّٰه سيستانى: اگر با ماشين ته زن بتراشند كافى است گرچه احتياط مستحب تراشيدن با تيغ است.

آية اللّٰه مكارم: كوتاه كردن كافى است.

آية اللّٰه زنجانى: هرچند اگر حلق يا تقصير كند صحيح است مخصوصاً اگر حرمت آن را ندارند.

آيةاللّٰه بهجت: و بعيد نيست تقصير واقع و موجب احلال شود هر چند با فعلى كه بر غير حرام است انجام گيرد.

آية اللّٰه سيستانى: و مجزى نيز نمى باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 275

بايد حلق و تقصير اعاده شود. (1) (س 1149)

432- اگر در مواردى كه حاجى بايد حلق كند بجاى حلق تقصير نمايد چنانچه جاهل به مسأله بوده كفاره ندارد و در فرض علم احوط است (2) و در فرض مسأله بنابر احتياط بايد حلق را انجام دهد و چنانچه اعمال مكّه را بجا آورده اعاده نمايد. (3) (م 1152)

433- كسى كه در سال دوم حجّ است (4) مى تواند تقصير كند هر چند حجّ او نيابى از كسى باشد كه هنوز به حج نرفته است. (م 1153) آية اللّٰه فاضل: مگر اينكه از روى جهل قصور و يا غفلت و نسيان در غير منى حلق كرده باشد، هر چند

كه در صورت امكان و عدم عسر و حرج بهتر است به منىٰ برگردد و تقصير كند و اعمال مترتّبه را اعاده كند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر جهلًا يا نسياناً در غير منى حلق يا تقصير كرده صحّت آن بعيد نيست اگر چه احوط و اولى حلق و تقصير در منى و اعاده اعمال مترتبه است.

آية اللّٰه زنجانى: بنابر احتياط بايد حلق و تقصير در منى انجام گيرد و چنانچه پس از كوچ كردن از منى متوجه شده كه خارج منى حلق و تقصير كرده مى تواند هر جا كه هست حلق يا تقصير كند و لازم نيست براى حلق و تقصير به منى برگردد ولى بايد موى خود را به منى بفرستد.

آية اللّٰه مكارم: اين حكم در صورتى است كه عمداً باشد ولى در صورت جهل يا نسيان عمل او صحيح است، اما چنانچه مى تواند به منى برگردد و سر خود را بتراشد يا كوتاه كند.

آية اللّٰه زنجانى: در فرض علم بايد كفاره بدهد و در هر حال بايد حلق كرده اعمال مكه را بجا آورد.

آية اللّٰه بهجت به ذيل مسأله 420 مراجعه شود.

آية اللّٰه فاضل: به حاشيۀ مسألۀ 420 مراجعه شود.

آية اللّٰه مكارم: چنانچه گذشت حلق واجب نيست.

آية اللّٰه تبريزى: به مسأله مناسك محشّى مراجه شود.

آية اللّٰه سيستانى: در فرض جهل اعاده واجب نيست گرچه احوط است.

آية اللّٰه زنجانى: مردى كه حجى غير از حجة الاسلام خود را بجا مى آورد بين حلق و تقصير مخيراست هرچند حجة الاسلام نيابى باشد يا اولين سال حج خودش باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 276

434- اگر مقدارى از سر خود را با تيغ بتراشد و

قبل از اينكه حلق تمام شود بقيه را كوتاه كند و سپس بتراشد اين كار جايز نيست (1) و اگر تمام سر را تراشيده از حلق كافى است. (2) (م 1155)

435- كسى كه قبلًا حجّ بجا آورده است صروره نيست (3) و مى تواند تقصير نمايد هر چند زمانى كه حجّ اول را بجا آورده بالغ نبوده باشد. (4) (م 1159)

مستحبات حلق

436- در حلق چند چيز مستحب است:

1- آنكه از جانب راست پيش سر ابتدا كند و اين دعا را بخواند:

«أللَّهُمَّ أعْطِني بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُوراً يَوْمَ الْقِيامَةِ».

2- آنكه موى سر خود را در منى در خيمۀ خود دفن نمايد و اولىٰ اين است كه بعد از حلق از اطراف ريش و شارب خود گرفته و همچنين ناخنها را بگيرد. (5) (م 1171) آية اللّٰه فاضل: بلى مى تواند به قصد تقصير مقدارى از موى سر خود را بچيند، و در اين فرض لازم نيست بقيۀ سر را حلق كند.

مراجعه شود به مسأله 420

آية اللّٰه سيستانى، آية اللّٰه زنجانى: اگر با ماشين ته زن بزند كفايت از حلق مى كند.

آية اللّٰه مكارم: كوتاه كردن كافى است.

آية اللّٰه بهجت اگر صروره است در فرض مذكور بايد تقصير كند.

آية اللّٰه خويى: ماشين كردن تقصير حساب مى شود و مجزى است.

آية اللّٰه زنجانى: صروره كسى است كه براى خودش حجة الاسلام بجا مى آورد هر چند سال اول حج او نباشد و بر مرد صروره حلق واجب است.

آية اللّٰه مكارم: حلق براى صروره واجب نيست.

آية اللّٰه بهجت و مستحب است در وقت سر تراشيدن رو به قبله كند ... و احوط آنستكه از اطراف سروريش و شارب مو بگيرد و ناخنهارا بگيرد.

منتخب مناسك حج، ص:

277

واجبات بعد از اعمال منى

اشاره

واجب است بعد از تمام شدن اعمال منى كه سه چيز بود مراجعت به مكه، براى اعمالى كه در آنجا واجب است. (ص 441)

437- جايز است بلكه مستحب است روز عيد كه از اعمال منى فارغ شد بيايد به مكه براى بقيۀ اعمال حج، و جايز است (1) تأخير بيندازد تا (2) روز يازدهم وبعيد نيست كه جايز باشد تأخير تا آخر ذى الحجه به اين معنى كه روز آخر ذى الحجه هم اگر آمد واعمال را بجا آورد مانع ندارد. (3) (م 1172)

438- اعمالى كه در مكه واجب است بجا بياورد:

اول- طواف حج است كه آن را طواف زيارت مى گويند.

دوم- نماز طواف است.

سوم- سعى بين صفا و مروه است.

چهارم- طواف نساء است.

پنجم- نماز طواف نساء است. (م 1173)

439- كيفيت طواف حج و نماز آن و سعى و طواف نساء و نماز آن به همان نحو است كه در طواف عمره و نماز آن و سعى گذشت بدون هيچ تفاوت مگر در نيت كه اينجا بايد به نيت طواف حج و سعى آن و طواف آية اللّٰه سيستانى: و بنابر احتياط مستحب از روز يازدهم تأخير نيفتد.

آية اللّٰه بهجت در جواز تأخير از روز يازدهم خلاف است احوط عدم تأخير است اگرچه جواز تأخير تا بعد از ايّام تشريق بلكه تا تمام ذى حجّه بعيد نيست، و محلّ خلاف جواز تكليفى است نه وضعى.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر چه احوط آنست كه تأخير نياندازد.

منتخب مناسك حج، ص: 278

نساء بجا آورد.

440- جايز نيست (1) طواف حج و نماز و سعى و طواف نساء و نماز آن را قبل از رفتن به عرفات

و بجا آوردن اعمال عرفات و مشعر و اعمال سه گانۀ منى بجا آورد در حال اختيار. (2) (م 1175)

441- چند طايفه اند كه براى آنها جايز است (3) طواف حج و نماز و سعى و طواف (4) نساء و نماز آن را بعد از آنكه محرم به احرام حج شدند آية اللّٰه سيستانى: بنابر احتياط جايز نيست و در صورتى كه از روى ندانستن حكم شرعى مقدم بدارد اكتفا به آنها مورد اشكال است اگر چه خالى از وجه نمى باشد.

آية اللّٰه بهجت، آية اللّٰه زنجانى: و چنانچه با علم و عمد پيش از حلق يا تقصير طواف نمود، واجب است طواف را بعد از حلق يا تقصير اعاده نموده و يك گوسفند كفاره بدهد چنانچه گذشت.

آية اللّٰه بهجت اظهر جواز تقديم براى صاحب عذر است و احوط آنستكه تقديم كند و بعد از آن اگرممكن شود اعاده آن در ايّام تشريق كند والّا در باقى ماه ذى حجّه اعاده نمايد و اگر ممكن نشد استنابه نمايد على الاحوط، و اگر مى داند (مورد چهارم) كه در تمام ماه ممكن نمى شود پس بى اشكال تقديم واجب است و احوط جمع بين تقديم و استنابه است.

آية اللّٰه بهجت:... طواف نساء و نماز آن على المشهور الأظهر....

آية اللّٰه خويى: تقديم طواف حج و نماز و سعى بر وقوفين در حج تمتع جايز نيست مگر براى پيرمردان يا زنى كه بيم حيض شدن دارد، كه اين دو مى توانند طواف حج و نمازش را قبل از وقوفين به جا آورده و سعى را در وقت خودش بنمايند. و احوط اين است كه سعى را نيز مقدم داشته و در وقتش هم اعاده نمايند.

و اولى و بهتر نيز در صورت امكان، اعادۀ طواف و نماز است در ايام تشريق يا بعد از آن تا آخر ماه ذى الحجه كسى كه از رفتن به مكه بر جان خود مى ترسد مى تواند طواف حج و نماز و سعى را بر وقوفين مقدم بدارد بلكه مقدم داشتن طواف نساء نيز عيبى ندارد و بعد از اعمال منىٰ هر جا دلش بخواهد برود.

آية اللّٰه تبريزى: كسى كه از رفتن به مكّه يا از مباشرت به اعمال بعد از رجوع از منى بر جان خود مى ترسد او فقط مى تواند طواف نساء و نمازش را نيز مقدّم بدارد و بقيه طوائف معذورين طواف حج و نماز آن را مقدّم مى كنند و بنا بر احتياط مستحبّ سعى را هم مقدّم كنند و بعد در وقت خودش اعاده كنند و چنانچه سعى را مقدّم كردند احتياط واجب آن است كه در وقتش اعاده كنند.

آية اللّٰه گلپايگانى: احوط براى اين چند طائفه تقديم طواف نساء و نماز آن است رجاءاً. سپس اعاده بعد از مناسك منى در صورت تمكّن و الّا بايد نائب بگيرد.

منتخب مناسك حج، ص: 279

قبل از رفتن به عرفات بجا آورند، (1) و عمل آنها مجزى است:

اول- زنهايى كه ترس آن دارند كه در برگشتن حائض يا نفساء شوند و پاك نشوند و نتوانند بمانند تا پاك شوند.

دوم- پيرمردها يا پير زنهايى كه عاجز باشند از طواف در موقع مراجعت براى زيادى جمعيت (2) يا عاجز از برگشتن به مكه باشند. (3)

آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه زنجانى: بر كسانى كه خوف آن دارند كه به دليلى نتوانند به مكه مراجعت كنند واجب است

تمام اعمال مكه- طواف حج، سعى، طواف نساء و نمازهاى طواف- را بر وقوفين مقدم كنند و عمل آنها مجزى است هرچند كشف خلاف شود، اما ساير طوايفى كه ذكر مى شوند نمى توانند طواف نساء و نمازش را مقدم بدارند و آنها عبارتند از: 1- كسانى كه به جهتى مانند حيض يا پيرى زياد يا بيمارى نمى توانند يا مى ترسند كه نتوانند اعمال مكه را بعد از برگشتن از منى انجام دهند، بر اينها واجب است طواف حج و نماز آن و سعى- بدون طواف نساء- را بر وقوفين مقدم بدارند و مجزى است. 2- كسانى كه انجام طواف و سعى در زمان خودش بر آنها حرجى باشد مانند گروهى از كهنسالان و بيماران، بر اين گروه جايز است طواف حج و نماز آن و سعى را بر وقوفين مقدم بدارند و مجزى است. 3- كسانى كه خوف آن دارند كه اعمال مكه در زمان خودش براى آنها ايجاد حرج كند اين گروه مى توانند طواف حج و نماز آن و سعى را به نيت رجاء مقدم كنند كه اگر بعداً معلوم شد واقعاً حرجى بوده است مى تواند به آن اكتفا كند و اين سه طايفه كسانى هستند كه مطمئن هستند كه مى توانند به مكه مراجعت كنند.

آية اللّٰه فاضل: و نتواند صبر كند تا ازدحام تمام شود.

آية اللّٰه خويى: كلمۀ مريض در مناسكى كه متن معتمدالعروه است ذكر شده: إنّما يجوز تقديم الطواف للعاجز كالشيخ الكبير والمريض والمرأة التي تخاف الحيض.

آية اللّٰه سيستانى: مناط عسر است نه عجز.

منتخب مناسك حج، ص: 280

سوم- اشخاص مريضى كه بترسند در وقت ازدحام طواف كنند يا عاجز باشند از آن. (1)

چهارم-

كسانى كه مى دانند (2) تا آخر ماه ذى الحجه به جهتى براى آنها ممكن نمى شود طواف و سعى. (3) (م 1176)

442- سه طايفۀ اول اعمالى را كه جلو انداختند كافى است اگرچه بعد خلاف آن ظاهر شود مثلًا زن حائض نشود، و مريض خوب شود، و ازدحام چندان نباشد كه موجب مزاحمت شود، پس بر اينها لازم نيست اعادۀ اعمال گرچه احوط (4) است. (م 1177)

443- شخص محرم كه بواسطۀ احرام حج چيزهايى بر او حرام شد كه در سابق بتفصيل ذكر شد در سه موقع و بعد از سه عمل بتدريج آنها بر او حلال مى شود (5):

اول- بعد از تقصير كردن يا سر تراشيدن در منى كه به آن همه چيز آية اللّٰه سيستانى: مريض يا معلول و هر كسى كه بازگشت به مكه براى او مشكل باشد يا طواف مشكل باشد در اثر ازدحام و مانند آن.

آية اللّٰه فاضل: و نتوانند تا رفع ازدحام در مكّه بمانند.

آية اللّٰه سيستانى: كسانى كه مى ترسند براى آنها بازگشت به مكه ميسر نشود.

آية اللّٰه خويى، متعرّض اين فرع نشده اند.

آية اللّٰه مكارم: احتياط به اعاده در صورت امكان ترك نشود.

آية اللّٰه بهجت به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: احتياط آنست كه بعد از برگشتن از منى اگر ممكن شود در ايّام تشريق و گرنه تا آخر ذيحجّه طواف و سعى را دوباره بجاآورند.

آية اللّٰه زنجانى: در چهار مرحله حلال مى شود: مرحلۀ اول بعد از ذبح است كه انجام حلق يا تقصير كه از مناسك حج است حلال مى گردد واگر حلق مستلزم بيرون آوردن خون باشد آن هم حلال مى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 281

حلال مى شود مگر بوى

خوش و زن. (1)

دوم- بعد از بجا آوردن طواف زيارت و نماز آن و سعى بين صفا و مروه به تفصيلى كه گذشت، حلال مى شود بر او بوى خوش، (2) ولى زن بر او حرام است. (3)

سوم- بعد از بجا آوردن طواف نساء و نماز آن كه در كيفيّت مثل طواف و نماز عمره است كه گذشت، حلال مى شود بر او زن نيز، پس بعد از اين سه عمل همه چيز كه به احرام حرام شده بود حلال مى شود، و اما صيد كردن (4) در حرم حرام است براى همه كس چه محرم و چه محلّ. (5) (م 1179) آية اللّٰه سيستانى: همۀ استمتاعات جنسى بر حرمت خود باقى است ولى عقد كردن چه براى خود چه براى ديگران و همچنين شهادت بر عقد پس از حلق يا تقصير جايز است.

آية اللّٰه زنجانى: يعنى استمتاعات از زن.

آية اللّٰه مكارم: احتياط در ترك صيد است هرچند در خارج حرم باشد.

آية اللّٰه بهجت و اين احوط است امّا اقوى بودن آن در قبال قول به حليّت بعد از نماز طواف (و قبل ازسعى) محتاج به تأمل است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: صيد و زن بر او حرام است و احوط در حج تمتّع آنست كه پيش از طواف نساء و نماز آن از بوى خوش نيز اجتناب نمايد.

آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: فقط چيزى كه از حرامها باقى مى ماند شكار است كه تاظهر روز سيزدهم حرام است بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه بهجت امّا كندن گياه و درخت حرم و شكار در حرم گفته شد كه حرمتش اختصاص به محرم ندارد و شامل غير محرم نيز است،

ولى حليّت صيد احرامى به مجرّد تماميّت مناسك منى بى وجه نيست.

آية اللّٰه زنجانى، آيةاللّٰه فاضل: و همچنين ساير محرمات حرم مانند كندن گياه آن بر حرمت خود باقى است.

منتخب مناسك حج، ص: 282

444- كسانى كه بواسطۀ عذر مثل پيرى و خوف حيض، طواف زيارت و طواف نساء (1) را مقدّم داشتند، بوى خوش و زن بر آنها حلال نمى شود، وتمام محرمات بعداز تقصير يا حلق حلال خواهد شد. (م 1180)

445- طواف نساء اختصاص به مرد ندارد بلكه بر زن و خنثى و خصىّ و بچۀ مميز نيز لازم است كه اگر طواف نساء نكنند زن به همان تفصيل كه سابق گفته شد بر آنها حلال نمى شود، و نيز اگر زن آن را ترك كند مرد بر او حلال نمى شود، بلكه طفل غير مميز اگر ولىّ، او را محرم كرد بايد او را به احتياط واجب (2) طواف نساء بدهد (3) تا بعد از بالغ شدن، زن يا مرد بر او حلال شود. (4) (م 1181) آية اللّٰه زنجانى: در مسألۀ 441 گذشت كه تقديم طواف نساء مخصوص كسانى است كه مى ترسندبراى آنها مشكلى پيش آيد كه نتوانند به مكه باز گردند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: واجب است ....

آية اللّٰه خامنه اى، نظر ايشان نسبت به اين فرع يافت نشد.

آية اللّٰه زنجانى: بر ولى يا كسى كه به اذن او صبى را احجاج كرده است واجب است او را طواف نساء بدهد و ثمرۀ آن اين است كه بعد از بلوغ همسر بر او حلال مى شود.

آية اللّٰه سيستانى: همانگونه كه گذشت با حلق يا تقصير عقد حلال مى شود و اما حليّت استمتاع در صبىّ مميّز

متوقّف است بر اتمام اعمال و در مورد غير مميّز نظر ايشان در دست نيست.

آيةاللّٰه فاضل: مجنون ومغمى عليه رانيز اگرمحرم كرده اند طواف نساءبدهند تادرصورت افاقه زن يا مرد بر آنها حلال شود.

آية اللّٰه خويى: حكم صبى مميز مانند حكم مرد است. ولى راجع به صبى غير مميز كه او را به حج مى برند فتواى ايشان در دست نيست.

آية اللّٰه تبريزى: بعد از طواف حج و نماز و سعى، ظاهراً عقد حلال مى شود، ولكن بنابر احتياط استمتاعات جايز نمى شود، گرچه اظهر اختصاص حرمت به جماع است.

آية اللّٰه گلپايگانى: متعرض خصىّ و خنثىٰ نشده اند وليكن در مورد مجنونى كه وليّش او را محرم كرده طواف نساء را لازم مى دانند.

منتخب مناسك حج، ص: 283

446- طواف نساء و نماز آن اگرچه واجب است و بدون آن زن حلال نمى شود، لكن ركن نيست و ترك عمدى آن موجب باطل شدن حج نمى شود، بلكه واجب است بر كسى كه حج كرده آن را بجا آورد، (1) و اگر بجا نياورد زن بر او حلال نمى شود، بلكه آنچه از زن بر او حرام شده بود مثل عقد كردن و خطبه كردن و شاهد شدن نيز بر او حلال نمى شود بنابر احتياط واجب. (2) (م 1182)

447- نايب هم اگر خوف حيض يا مرض داشته باشد مى تواند (3) اعمال حج را بر وقوفين و اعمال منى مقدم بدارد. (4) (س 1191)

448- تقديم اعمال مكّه براى ذوى الاعذار جايز است ولى واجب نيست. (5) (س 1193) آية اللّٰه بهجت با مباشرت خودش با امكان، و با استنابه با عدم امكان مباشرت على الاحوط.

آية اللّٰه بهجت تا آنرا بجا نياورد زن بر او حلال نمى شود حتّى عقد كردن

و شهادت دادن بر آن على الاحوط.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و به احتياط واجب اداء شهادت هم ننمايد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: و ظاهر اين است كه بتواند بعد از طواف و سعى عقد نمايد ولى لذت بردن از زن برايش جايز نيست بنابر احتياط، اگرچه اظهر جواز غير از جماع است.

آية اللّٰه سيستانى: پس از تراشيدن و يا كوتاه كردن مو، بنابر اقوى جايز است زن عقد كند، و شاهد عقد باشد.

آية اللّٰه زنجانى: رعايت اين احتياط مستحب است.

آية اللّٰه خويى، فتواى ايشان در اين مورد در دست نيست بلى حكم نايب معذور به عذر طارى قبلًادر بحث نيابت گذشت.

آية اللّٰه زنجانى: اگر هنگام محرم شدن گمان به عدم عذر داشته باشد حج و نيابتش صحيح است هر چند بعداً برايش عذرى پيش آمده و اعمال مكه را مقدم بدارد.

آية اللّٰه تبريزى: مگر اينكه بدانند يا اطمينان داشته باشند چنانچه اعمال مكه را بر وقوفين مقدم نكنند، بعد امكان انجام آن را ندارند، كه در اين صورت واجب است طواف و نماز آن را مقدم كنند، و بنابر احتياط مستحب سعى را نيز مقدم و بعد اعاده كنند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: مگر براى كسى كه يقين دارد بعد از برگشتن از منى و تا آخر ذيحجّه امكان انجام آن را ندارد كه در اين صورت تقديم، واجب است.

آية اللّٰه خويى: كسى كه خوف اين را دارد كه نتواند طواف صحيح تام بعد از وقوفين انجام دهد لازم است طواف را قبل از وقوف انجام دهد بلى ظاهر مناسك راجع به زنى كه صرفاً مى ترسد حائض بشود ولى اطمينان به

آن ندارد جواز تقديم و عدم لزوم آن است.

آية اللّٰه زنجانى: به حاشيۀ مسألۀ 441 مراجعه شود.

منتخب مناسك حج، ص: 284

449- تشخيص عذر براى كسانى كه اعمال حجّ را مقدّم مى دارند بر عهدۀ خود مكلّف است. (1) (س 1195)

450- كسى كه از منى برگشته و هنوز اعمال واجب مكّه را انجام نداده (2) احتياطاً طواف مستحبى بجا نياورد. (3) (س 1201)

451- اگر شخص، چندين عمرۀ مفرده بجاى آورده باشد و در هيچكدام طواف نساء نكرده باشد يك طواف نساء براى تمام آنها كفايت مى كند. (4) (م 1203) آية اللّٰه زنجانى: يعنى مكلف بايد ببيند كه معمول مردم حالت وى را عذر مى دانند يا خير، و علم وسواس و علم كسى كه بر خلاف متعارف كمترين دشوارى را عذر مى داند ملاك نيست و بايد به متعارف رجوع گردد.

آية اللّٰه زنجانى: جايز نيست طواف مستحبى بجا آورد.

آية آللّٰه فاضل، آية اللّٰه سيستانى: مى تواند، ولى متمتع پس از احرام حج و قبل از خروج به عرفات به احتياط واجب نبايد طواف مستحبى كند هرچند طواف حج را مقدم داشته باشد.

آيات عظام خويى، صافى، زنجانى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد.

آية اللّٰه تبريزى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد ولى احتياط اين است تا طواف عمرۀ مفرده را انجام نداده محرم به احرام جديد نشود.

آية اللّٰه بهجت احتياط در تعدد است.

آية اللّٰه سيستانى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد بنابر احتياط واجب.

آية اللّٰه خامنه اى: على الظاهر واجب است براى هر عمرۀ مفردۀ جداگانه طواف نساء بجا آورد اگرچه تحلّل با طواف نساء واحد بعيد نيست.

آية اللّٰه فاضل: بنابر احتياط براى هر كدام يك طواف نساء انجام

دهند.

منتخب مناسك حج، ص: 285

452- پيش از بجا آوردن طواف نساء و بعد از انجام حلق و اعمال بعدى، تمام انواع تلذّذ و تمتع از زن حرام است (1) و اختصاص به جماع ندارد. (س 1205)

453- تأخير طواف نساء ازسعى ولوتاچند روز مانع ندارد. (2) (س 1206)

454- ترك طواف نساء حج را باطل نمى كند و كفّاره ندارد ولى حرمت نساء بدون آن باقى است و ارتكاب آن كفاره دارد. (3) (س 1212)

455- اگر نائب طواف نساء را بجانياورد علاوه بر اينكه زن بر او حرام است ذمه اش هم مشغول است ولى خودش بايد در حياتش انجام دهد و اگر نمى تواند نايب بگيرد. (4) (س 1215) آية اللّٰه مكارم: بنا بر احتياط واجب.

مراجعه شود به مسأله 444 و 445 آية اللّٰه زنجانى: ولى انجام طواف نساء همچون ديگر واجبات حج نبايد از ذى حجه به تأخير بيفتد.

آيات عظام خويى، سيستانى، فاضل، مكارم، بهجت، تبريزى، زنجانى: در صورت فراموشى يا ندانستن مسأله كفاره ندارد.

آية اللّٰه بهجت و چنانچه قبل از تدارك فوت نمايد احتياط اين است كه از تركه اش قضاى آن بجا آورده شود.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه فاضل: در صورت عدم تدارك در زمان زنده بودنش بنابر احتياط بايد قضاى آن از تركۀ او بجا آورده شود.

آية اللّٰه زنجانى: و اگر در زمان حياتش تدارك نكرد واجب است وصيت كند و در هر صورت- خواه وصيت كند يا نكند- ولى او بايد براى انجام طواف نساء او نايب بگيرد و- در صورت نبودن متبرع- هزينۀ آن از اصل تركه خارج مى شود مگر وصيت كرده باشد كه از ثلث حساب كنند، و در اين صورت نيز اگر ثلث

كفايت نكرد از اصل خارج مى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 286

مستحبات طواف حج و نماز آن و سعى (1)

456- آنچه كه از مستحبات در طواف عمره و نماز آن و سعى ذكر شداينجا نيزجارى است، ومستحب است شخصى كه به جهت طواف حج مى آيد، در روز عيدقربان بيايد وبر درب مسجدبايستد و اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ أَعِنِي عَلىٰ نُسُكِكَ، وَ سَلِمْنِي لَهُ، وَ سَلِمْهُ لِي، أَسْأَ لُكَ مَسْأَ لَةَ الْعَلِيلِ الذَّلِيلِ، الْمُعْتَرِفِ بِذَنْبِهِ، أَنْ تَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي، وَأَنْ تَرْجِعَنِي بِحٰاجَتِي، اللَّهُمَّ إِ نِي عَبْدُكَ، وَ الْبَلَدُ بَلَدُكَ، وَ الْبَيْتُ بَيْتُك، جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَكَ، وَأَؤُمُّ طٰاعَتَكَ، مُتَّبِعاً لِأَمْرِك، رٰاضِياً بِقَدَرِكَ، أَسْأَ لُكَ مَسْأَ لَةَ الْمُضْطَرِ إِلَيْكَ، الْمُطِيعِ لِأَمْرِكَ، الْمُشْفِقِ مِنْ عَذٰابِكَ، الْخٰائِفِ لِعُقُوبَتِكَ، أَنْ تُبَلِغَنِي عَفْوَكَ، وَ تُجِيرَنِي مِنَ النّٰارِ بِرَحْمَتِكَ».

پس بنزد حجر الأسود بيايد و استلام و بوسه نمايد، و اگر بوسيدن ممكن نشد دست به حجر ماليده و دست خود را ببوسد، و اگر آن هم ممكن نشد مقابل حجر ايستاده و تكبير بگويد و بعد آنچه در طواف عمره بجا آورده بود بجا آورد. (م 1219) آية اللّٰه مكارم: اين اعمال را به قصد رجا و اميد مطلوبيت بجا آورد.

منتخب مناسك حج، ص: 287

بيتوته در منى

457- واجب است بر حاج كه شب يازدهم ذى الحجه و شب دوازدهم را در منى بيتوته كند، يعنى در آنجا بماند از غروب آفتاب (1) تا نصف شب. (2) (م 1220)

458- چند طايفه اند كه واجب نيست در شبهاى يازده و دوازده و سيزدهم در منى بمانند (3):

اول- بيماران و پرستاران آنها، و ديگر كسانى كه ماندن در منى براى آية اللّٰه نورى: از غروب شرعى.

آيات عظام خويى، خامنه اى، مكارم، تبريزى، سيستانى: مى تواند از سر شب تا بعد از نيمه شب و يا از قبل از نيمه شب تا

طلوع فجر در آنجا بماند.

آية اللّٰه فاضل: و بعيد نيست كه بتوان به نيمۀ دوم شب اكتفاء كرد.

آية اللّٰه زنجانى: در شب يازدهم حاجى مخير است كه تمام نيمۀ اول شب يا هنگام طلوع فجر در منى باشد و در شب دوازدهم- و همچنين شب سيزدهم بر كسانى كه بيتوته آن شب بر آنها واجب است- بايد از غروب تا طلوع خورشيد در منى بمانند.

آية اللّٰه زنجانى: اول: كسانى كه نتوانند بيتوته كنند. دوم: كسانى كه بيتوته بر آنها مشقت شديد داشته باشد. سوم: كسانى كه شرعاً موظفند آن شب را درخارج منى به سر ببرند مانند طبيب يا پرستارى كه بايد در بيمارستان مكه باشد و مأمورينى كه بايد در خارج منى به تأمين نيازهاى حجاج بپردازند. چهارم: كسانى كه شب يازدهم براى اعمال واجب مكه بيتوته را ترك مى كنند- و اشتغال به عبادات ديگر مجوز ترك بيتوته نيست- پس اگر انجام اعمال مكه و مقدمات آن تمام شب را فرا گيرد بيتوته را ترك مى كنند والا بايد هنگام طلوع فجر در منى حضور يابند مگر كسانى كه بعد از غروب از منى خارج شده وپس ازاعمال مكه به سوى منى بازگشته اند چنين افرادى پس از اين كه از مكۀ قديم خارج شدند مى توانند- ولو اختياراً- در بين راه بخوابند. اين چهار طايفه مى توانند بيتوته را ترك كنند و كفاره ندارد.

منتخب مناسك حج، ص: 288

آنها مشقت داشته باشد به هر عذرى كه باشد. (1)

دوّم- كسانى كه شب را در مكّه بيدار (2) باشند و به عبادت مشغول باشند تا صبح و كار ديگر جز آن نكنند مگر كارهاى ضرورى از قبيل خوردن و آشاميدن بقدر احتياج

و تجديد وضو. (3) (م 1222)

459- مقدار شب كه واجب است در اين سه شب بيتوته كرد از اول شب است تا نصف آن، (4) پس كسى كه از غروب بيتوته كرد در منى تا نيمۀ آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و احتياط آنست كه اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله و عذر ديگر غير بيمارى و پرستار بودن ترك كرد يك گوسفند ذبح نمايد هر چند گناه نكرده.

آية اللّٰه سيستانى: كسى كه از منى اول شب يا پيش از آن بيرون رفته و در مكه در تمام مدت نيمه دوم شب تا طلوع فجر بجز اندك زمانى كه براى حوائج ضرورى مانند خوردن و آشاميدن و امثال آن لازم است، مشغول به عبادت شده و اشتغال به آن او را از برگشتن به منى بازداشته است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: كسى كه در مكه تمام شب و يا باقيمانده از شب اگر بعد از دخول در شب از منى خارج شده و مشغول به عبادت بوده بجز حاجت ضرورى مانند خوردن و آشاميدن و تطهير و امثال آنها كار ديگرى نداشته.

آية اللّٰه بهجت به نسك حج از قبيل طواف و سعى على الاحوط والّا رجوع به منى نمايد و مشغول به ساير عبادات نشود مگر در صورت خروج از منى بعد از نصف شب على الاحوط، و از امور ضروريّه مذكوره نوم غالب است.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: اين طايفه را نيز از وجوب بيتوته استثناء كرده اند و آن اين است: كسى كه طواف خانۀ خدا را نموده و به عبادت خود باقى مانده و سپس از مكه خارج شده و

از عقبه مدنيين گذشته باشد، چنين شخصى مى تواند در راه بيتوته كند و به منىٰ نيايد.

آية اللّٰه سيستانى: طايفۀ ديگر كسى است كه از مكه به قصد منىٰ خارج شده و از عقبۀ مدنيين گذشته باشد كه در اينصورت مى تواند در راه پيش از رسيدن به منىٰ بخوابد. ولى اگر منزل او بعد از عقبۀ مدنيين باشد نمى تواند در منزلش بخوابد.

آية اللّٰه فاضل: و اكتفاء كردن به نيمۀ دوّم شب هم بعيد به نظر نمى رسد.

نظر ساير آيات عظام در ذيل مسأله 457 گذشت.

منتخب مناسك حج، ص: 289

شب مانع ندارد بعد از آن بيرون برود، و احتياط مستحب آن است كه پيش از طلوع صبح وارد مكه نشود. (م 1224)

460- كسى كه در اول شب بى عذر در منى نبود (1) احتياط واجب (2) آن است كه قبل از نيمه شب برگردد و تا صبح بماند. (3) (م 1225)

461- نيمۀ شب را بايد از اول غروب تا طلوع آفتاب حساب كنند بنابر احتياط (4) واجب، و احتياط آن است كه از مغرب شرعى حساب كنند. (5) (م 1226) آية اللّٰه زنجانى: بايد به منى برگردد و تا طلوع آفتاب در منى بماند بلى در مورد شب يازدهم كافى است كه طلوع فجر را در منى درك كند.

آية اللّٰه فاضل: واجب است.

آية اللّٰه سيستانى: ترك نيمۀ اول چه با عذر باشد چه بى عذر بيتوته نيمۀ دوّم را بايد درك كند.

آية اللّٰه بهجت اگر حاجى ساعتى از اوايل شب بيتوته در منى را درك نكند كفاره ندارد و احتياطاً قسمت دوّم را در منى بماند.

به مسألۀ 457 مراجعه شود.

آية اللّٰه فاضل: بيتوته شب در منى نسبت به نيمۀ اوّل يا

دوّم شب واجب تخييرى است لذا اگر از روى عذر هم نيمۀ اوّل شب در منى نباشد بايد نيمۀ دوّم را در منى بيتوته كند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: از مغرب تا طلوع فجر حساب كنند.

آية اللّٰه سيستانى: نيمه شب در منىٰ از غروب آفتاب تا طلوع فجر حساب مى شود.

آية اللّٰه فاضل: نيمه شب در منىٰ از غروب آفتاب تا طلوع فجر حساب مى شود، ولى اگر بخواهد نيمۀ دوم شب را بيتوته كند، اولىٰ آن است كه آن را تا طلوع آفتاب حساب كند.

آية اللّٰه مكارم: نيمه شب از اول غروب آفتاب تا طلوع صبح حساب مى شود.

آية اللّٰه تبريزى: نصف شب در مسأله مبيت در منىٰ، نصف از غروب تا طلوع فجر است، گرچه احتياط براى كسى كه نصف اول شب را بيتوته مى كند آن است كه نصف از غروب تا طلوع آفتاب را در منىٰ بماند.

آية اللّٰه بهجت، متعرّض اين مسأله نشده اند.

آية اللّٰه خويى: معيار در بيتوته از غروب آفتاب تا طلوع فجر است و نيمه شب، مابين غروب آفتاب و طلوع فجر مى باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 290

462- بيتوتۀ در منى از عبادات است و بايد با نيت خالص براى اطاعت خداوند بجا آورد. (1) (م 1227)

463- كسى كه ترك كند بيتوتۀ به منى را در شبى كه واجب است بماند براى هر شبى يك گوسفند بايد قربانى (2) كند. (م 1229)

464- اگر قسمتى از اول شب كه بايد در منى بيتوته كرد، درك نشود يا زودتر از نصف شب از منى خارج شوند، (3) احتياط واجب (4) آن است كه آية اللّٰه سيستانى: بلكه براى تذلّل در پيشگاه خداوند.

آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط

واجب.

آية اللّٰه بهجت براى شبى كه بيتوته كند براى غير عبادت در مكّه يا در راه قبل از تجاوز از حدود مكه كه آخرش عقبة المدنيين باشد على الاظهر.

آية اللّٰه زنجانى: كسى كه بيتوته و صبح كردن در منى را ترك مى كند بايد يك گوسفند قربانى كند هرچند از روى جهل يا نسيان باشد. بلى در چند مورد كفاره ندارد: 1- كسانى كه براى اعمال مكه بيتوته واجب را ترك مى كنند هرچند شب دوازدهم يا سيزدهم باشد. 2- كسانى كه از بيتوته در منى عاجزند. 3- كسانى كه شرعاً موظفند خارج منى باشند. 4- كسانى كه در منى بوده لكن در اين ماندن قصد قربت يا قصد انجام مناسك حج نداشته اند.

آية اللّٰه فاضل: چنانكه بيتوتۀ در منى را در نيمۀ دوّم شب هم ترك كند.

آية اللّٰه زنجانى: چنانچه از مواردى باشند كه در حاشيۀ مسألۀ 463 گفته شد يا اگر شب يازدهم است طلوع فجر را در منى درك كرده اند، كفاره ندارد.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: در صورت عذر، كفاره واجب نيست و بدون عذر، احتياط ترك نشود و بقيۀ شب را تا طلوع فجر در منىٰ بماند، اگرچه بعد از نيمه شب به منىٰ رسيده باشد.

نظر ساير آيات عظام نسبت به حكم اين مسأله از مسأله 457 بدست مى آيد كه درك نيمه دوّم بيتوته هم كافى است و كفاره ندارد.

آية اللّٰه خامنه اى: مگر آنكه نيمۀ دوم شب را كاملًا در منىٰ باشد.

منتخب مناسك حج، ص: 291

يك گوسفند قربانى كنند (1) و فرقى بين صورت عذر و عدم عذر نيست. (م 1235)

465- اگر حاجى صبح دوازدهم به مكه بيايد واجب نيست (2) براى نَفْر، بعدازظهر

به منى برگردد گرچه رفتن او به مكه قبل از ظهر جايز نيست. (3) (م 1237)

466- در كوچ كردن بعدازظهر روز دوازدهم زنها هم حكم مردان را دارند بنابراين اگر با عذر از رمى در روز، شب دوازدهم رمى كردند نمى توانند قبل از ظهر از منى كوچ كنند مگر از ماندن تا آية اللّٰه مكارم: كافى است نصف اول يا نصف دوم شب را بماند.

آية اللّٰه بهجت بنابر احتياط برگردد.

آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط اگر گرفتار عسر و حرج نمى شود برگردد.

آيةاللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: در صورتى كه عمداً خارج شده، واجب است برگردد و در صورت جهل يا نسيان، چيزى بر او نيست.

آيةاللّٰه تبريزى: بايد برگردد براى تحقّق نفر بعدازظهر.

آية اللّٰه خويى: اگر مى تواند قبل از ظهر به منىٰ بيايد تا بعد از ظهر برگردد واجب است وگرنه بر او چيزى نيست.

آية اللّٰه فاضل: بنابر احتياط واجب بايد براى نفر ....

آية اللّٰه سيستانى: اگر در منىٰ متعلقاتى از قبيل رحل و اثاث بجا گذارد كه مستلزم برگشتن باشد مى تواند پس از رمى و پيش از ظهر از منىٰ بيرون رود و در اين صورت بايد به منىٰ برگردد چه پيش از ظهر و چه بعد از ظهر و قبل از غروب يا روز بعد كوچ كند، و اگر متعلقاتى ندارد بنابر احتياط جايز نيست پيش از ظهر خارج شود گرچه نيت برگشتن داشته باشد و اگر خارج شد به احتياط واجب بايد براى نفر باز گردد چه پيش از ظهر چه بعد از آن.

آية اللّٰه زنجانى: حاجى مى تواند اثاثيه و متعلقات خود را در منى گذاشته قبل از ظهر دوازدهم از منى خارج شود لكن

بايد به منى برگردد تا قبل از غروب يا روز بعد كوچ كند و جايز نيست بدون عذر اثاثيه خود را جمع كرده پيش از ظهر از منى كوچ كند هر چند اگر كوچ كرد واجب نيست برگردد.

منتخب مناسك حج، ص: 292

بعدازظهر معذور باشند. (م 1238)

467- كسانى كه در زمينهاى متصل به منى كه از منى نيست در شب يازدهم و دوازدهم بيتوته مى كنند بايد كفاره بدهند و براى هر شب يك گوسفند قربانى كنند هرچند اعتقاد پيدا كرده باشند كه آنجا از منى است يا به گفته اشخاص محلى، مطمئن شده باشند. (1) (م 1239)

468- اگر بيتوتۀ در غير منى انجام شود بايد قربانى كند و فرقى بين عالم و جاهل نيست. (2) (م 1241)

469- كسانى كه عذر دارند از رمى و ماندن در روز مى توانند بعد از مبيت واجب از منى كوچ كنند. (3) (م 1247) آيات عظام خامنه اى، مكارم، بهجت: بنابر احتياط واجب.

آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى، فاضل: در ناسى و جاهل و معذور وجوب كفاره مبنى بر احتياط است.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: در صورت فراموشى يا ندانستن مسأله كفّاره مبنى بر احتياط است.

آية اللّٰه زنجانى: بلى اگر منى گنجايش حجاج را نداشته باشد، مى توانند در وادى محسر بيتوته كنند و كفاره نيز ندارد.

مراجعه شود به مسأله 466 و 463 آية اللّٰه زنجانى: ولى بايد در شب قبل رمى نمايند و اگر نمى توانند براى رمى در روز نايب بگيرند.

آية اللّٰه مكارم: احتياط واجب آن است كه صبر كنند.

منتخب مناسك حج، ص: 293

رمى جمرات سه گانه

470- شبهايى كه واجب است (1) در منى بيتوته كند بايد در روز آنها رمى جمرات

سه گانه كند، يعنى سنگريزه بزند به سه محل كه يكى را جمرۀ اولىٰ و يكى را جمرۀ وُسطىٰ و يكى را جمرۀ عقبه گويند، ولى اگر عمداً همۀ آن را ترك كند به حج او ضرر نمى رساند (2) و صحيح است گرچه در صورت عمد معصيت كار است. (م 1253)

471- عدد سنگريزه كه بايد به جمره بزند براى هريك در هر روزى بايد هفت عدد باشد و كيفيت انداختن و شرايط و واجبات آن به همان نحو است كه سابقا در جمرۀ عقبه گفته شد. (م 1255)

472- وقت انداختن سنگ از اول طلوع آفتاب تا غروب آفتاب روزى است كه شب آن روز را بيتوته كرده است، و در شب جايز نيست بجا آورد. (م 1256)

473- اگر كسى عذرى داشته باشد از اينكه روز بجا آورد مثل شبان و مريض و عليل و كسى كه ترس داشته باشد از چيزى مثل تزاحم جمعيت، آية اللّٰه زنجانى: لكن رمى جمرات روز سيزدهم در صورتى واجب است كه شب قبل را در منى بيتوته كرده باشد پس بر كسى كه بيتوتۀ شب سيزدهم واجب بوده لكن بيتوته را ترك كرده، رمى جمرات روز سيزدهم واجب نيست.

آية اللّٰه بهجت: على الاشهر الاقوىٰ.

آية اللّٰه تبريزى: با ترك رمى اگرچه عمدى باشد، حج باطل نمى شود، و بنابر احتياط بايد قضاى آنرا در سال آينده خود يا نايبش انجام دهد.

منتخب مناسك حج، ص: 294

جايز است شب آن روز يا شب بعد (1) انجام دهد. (م 1257)

474- واجب است ترتيب در سنگ انداختن به اينكه اول به جمرۀ اولىٰ و بعد از آن به جمرۀ وُسطىٰ و بعد از آن به جمرۀ

عقبه سنگ بيندازد.

(م 1258)

475- اگر بترتيبى كه گفته شد بجا نياورد بايد دوباره آنچه كه برخلاف ترتيب كرده بجا آورد بطورى كه ترتيب حاصل شود، مثلًا اگر اول به جمرۀ وُسطىٰ انداخت و بعد به جمرۀ اولىٰ كفايت مى كند كه جمرۀ وُسطىٰ را دوباره بجا آورد و بعد جمرۀ عقبه را و اعادۀ جمرۀ اولىٰ لازم نيست. (م 1259)

476- چنانچه قضاء رمى جمرات سه گانه واجب است قضاء رمى بعض از آنها هم اگر ترك شده باشد واجب است، پس اگر در روز يازدهم جمره اولى را رمى كرد و دوتاى ديگر را نكرد روز بعد بايد آن را كه نكرده آية اللّٰه گلپايگانى: براى آنان جايز است رمى هر روزى را در شب آن روز يا شب بعد انجام دهند، و اگر اين را هم نتوانند، جايز است رمى همۀ روزها را در يك شب جمع كنند.

آيات عظام خويى، تبريزى، زنجانى: براى چنين كسانى جايز است رمى را شب آن روز انجام دهند، و اين بر نيابت مقدم است.

آية اللّٰه بهجت صاحب عذر در شب رمى مى كند يعنى شب مقدّم با علم به عدم تمكّن از رمى در روز، و اما شب مؤخّر با علم به تمكّن از رمى قضايى در روز مؤخّر پس احوط تأخير قضاء است تا طلوع آفتاب.

آية اللّٰه سيستانى: واجب است رمى جمرات در روز باشد، و از اين حكم چوپانان، و هر كسى كه از ماندن روز در منى معذور است به علت ترس يا مرض يا چيز ديگرى، استثناء مى شود، كه براى آنان جايز است رمى هر روزى را در شب آن روز انجام دهند. و اگر اين را

هم نتوانند، جايز است رمى همه روزها را در يك شب جمع كنند. و امّا زنان، ضعفا، مريضها و مثل آنان كه در روز به خاطر كثرت جمعيت يا چيز ديگر نمى توانند رمى كنند، بايد براى رمى در روز نايب بگيرند.

منتخب مناسك حج، ص: 295

اتيان كند و بعد تكليف اين روز را بجا آورد. (1) (م 1264)

477- اگر بعد از انداختن شك كند كه كيفيت آن صحيح بوده يا نه (2) اعتناء نكند. (م 1275)

478- اگر در وقتى كه مشغول رمى جمرۀ عقبه است شك كند كه اولى را يا دومى را يا هر دو را رمى كرده يا صحيح انجام داده يا نه (3) اعتنا نكند. (م 1276)

479- اگر در عدد شك كند كه آيا هفت بوده يا كمتر قبل از آنكه داخل شود در رمى جمرۀ بعدى بايد آنچه محتمل است كه كسر شده بياورد تا يقين كند هفت عدد شده (4) هرچند منصرف (5) از عمل شده باشد و مشغول كارهاى ديگر باشد بنابر احتياط واجب. (6) (م 1277)

آية اللّٰه سيستانى: حكم آن شبيه مسأله سابق است.

آية اللّٰه خويى، متعرّض اين مسأله نشده اند.

آية اللّٰه زنجانى: و بايد بين رمى قضايى و رمى ادايى لااقل به مقدار يك ساعت يعنى (112 آن روز) فاصله بيندازد.

آية اللّٰه زنجانى: اگر هنوز از رمى فارغ نشده، دوباره بزند و اگر بعد از آن كه از رمى فارغ گشت يا بعد ازآن كه خود را فارغ شده يافت و محل رمى را ترك نمود، در اين دو صورت چنانچه احتمال بدهد هنگام رمى شرايط آن را احراز كرده است اعتنا به شكش نكند.

آية اللّٰه زنجانى: چنانچه

احتمال دهد هنگام منصرف شدن از جمرۀ قبلى يا هنگام شروع اين جمره، ترتيب را احراز كرده است، اعتنا به شكش نكند.

آية اللّٰه زنجانى: ولى اگر بعد از انصراف شك كرده چنانچه احتمال مى دهد هنگام منصرف شدن ازآن جمره، كامل بودن آن را احراز كرده، اعتنا به شكش نكند.

آية اللّٰه بهجت، متعرض صورت انصراف نشده اند.

به مسأله 384 مراجعه شود.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بلكه بنابر اظهر.

آية اللّٰه مكارم: اين احتياط واجب نيست.

آية اللّٰه سيستانى: اگر شك بعد از انصراف و صدق فراغ باشد عرفاً به آن اعتنا نكند.

منتخب مناسك حج، ص: 296

480- زنها و مراقبين آنها و افراد ضعيفى كه مجازند بعد از نصف شب از مشعرالحرام به منى وارد شوند اگر از رمى در روز معذورند مى توانند شب رمى كنند بلكه زنها مطلقاً مجازند (1) همان شب رمى نمايند. (2)

(م 1283)

481- در طبقۀ دوم (3) جمرات رمى جايز است و لازم نيست در طبقه آيات عظام تبريزى، گلپايگانى، صافى: زنهامى توانند رمى روزدهم را درشب آن انجام دهند، هرچندمتمكن از رمى در روز دهم باشند، ولى در رمى روز يازدهم و دوازدهم چنانچه از رمى در روز معذور باشند مى توانند رمى هر روز را در شب آن انجام دهند، و چنانچه معذور نباشند بايد در روز رمى كنند.

آية اللّٰه خويى: بيماران و پيرها و ضعيف ها و كسانى كه از دشمن مى ترسند هم مى توانند در شب عيد رمى كنند.

آية اللّٰه بهجت زنان و كسانى كه كوچ از مشعر در شب برايشان جايز است مى توانند شب عيد رمى جمره نمايند بنا بر اظهر. و نيز به ذيل مسأله 390 مراجعه شود.

آية اللّٰه سيستانى: اين حكم اختصاص به رمى روز عيد

دارد.

آية اللّٰه زنجانى: در مورد رمى جمرۀ عقبه به حاشيۀ مسألۀ 391 مراجعه شود. اما نسبت به رمى جمرات روز يازدهم و دوازدهم، بانوان و افراد ضعيف در صورتى كه نتوانند در روز رمى كنند يا رمى در روز بر آنها مشقت شديد يا ضرر اساسى داشته باشد مى توانند رمى هر روز را شب قبل آن انجام دهند و تأخير آن به شب بعد جايز نيست.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: رمى در طبقه فوقانى خلاف احتياط است.

آية اللّٰه بهجت رمى در هر دو طبقه جايز و مكفى است، ميزان صدق رمى جمره است ولو از طبقه دوّم باشد حتى اختياراً كفايت مى كند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه سيستانى: كفايت نمودن زدن سنگ بر مقدارى كه بر ارتفاع جمره افزوده شده، محل اشكال است واحوط آن است كه مقدار سابق را رمى نمايد. و اگر متمكن نباشد مقدار زيادى را خودش رمى كند و نايب نيز بگيرد براى زدن به مقدار سابق، و فرقى بين عالم و جاهل و ناسى نيست و مقدارى كه در عصر پيامبر و ائمه عليهم السلام بوده است از جهت عرض ظاهراً فرقى با جمرۀ فعلى ندارد و ازجهت طول ظاهراً به مقدار يك قامت انسان يا مقدار كمى بيشتر بالاتراز سكوى فعلى است.

آيةاللّٰه سيستانى راجع به توسعۀ اخير جمرات فرموده اند اگر محل قديم شناسايى شود، همان جا را رمى كنند و اگر شناسايى نشود احتياطاً رمى را در محل هايى كه احتمال مى دهد محل قديم بوده تكرار نمايد تا وقتى كه مستلزم حرج نشود و آيةاللّٰه تبريزى فرموده اند اگر محل قديم شناسايى نشود، وسط جمرات فعلى را رمى كنند.

آية اللّٰه مكارم: در هنگام ازدحام جمعيت جايز

است.

آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط مجزى نيست.

آية اللّٰه خامنه اى: اگرچه احتياط مستحب رمى از مكان متعارف در گذشته است.

منتخب مناسك حج، ص: 297

اول رمى نمايند. (م 1284)

482- كسانى كه عذر دارند از اينكه روز عيد رَمْى كنند مى توانند شب قبل از آن يا شب بعد از آن رمى كنند، و اگر از رمى روز يازدهم نيز معذورند مى توانند بعد از رمى بجاى روز عيد، در شب يازدهم رمى روز يازدهم را هم انجام دهند. (1) (م 1285)

483- كسانى كه با عذر از رمى در روز مى توانند شب رمى كنند (2) مى تواند همان روز هم نايب بگيرند. (3) (س 1286) به مسأله 473 مراجعه شود.

آية اللّٰه سيستانى: رمى روز عيد در شب بعد كافى نيست مگر براى كسانى كه از ماندن روز در منى معذورند و در مورد رمى شب يازدهم و دوازدهم به حاشيۀ مسألۀ 473 مراجعه شود.

آية اللّٰه زنجانى: به مسألۀ 480 مراجعه شود.

آية اللّٰه زنجانى: بايد شب قبل رمى نمايند و چنانچه از رمى در شب قبل هم معذور بودند- مى توانند براى رمى در روز نايب بگيرند.

آية اللّٰه خامنه اى: اگر از قبيل عذرهايى است كه مجوز رمى در شب قبل است مانند خوف و شغل و امثال آن موردى براى استنابه نيست ولى اگر از عذرهايى است كه در روز حادث شده است مى تواند نائب بگيرد ولى اگر در شب بعد رفع شد احتياط واجب آن است كه عمل را اعاده كند.

آية اللّٰه فاضل: نمى توانند نايب بگيرند.

آيات عظام گلپايگانى، تبريزى، صافى: بايد شب رمى نمايد.

آية اللّٰه سيستانى: چنانچه گذشت كسى كه معذور از رمى در روز است بايد نايب بگيرد و نمى تواند

در شب رمى نمايد، مگر چوپانان و كسانى كه از ماندن روز در منىٰ معذور باشند.

آية اللّٰه مكارم: تا در شب بتواند رمى كند نايب گرفتن مشكل است.

آية اللّٰه بهجت اگر مى توانند در شب رمى كنند استنابه در روز جايز نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 298

484- اگر صبح روز دهم مثلًا از رمى كردن معذور باشند ولى بعد از ظهر قادر به رمى هستند (1) نمى توانند نائب بگيرند بايد صبر كنند و بعد از ظهر خودشان رمى كنند. (س 1287)

485- زن با اينكه درك وقوف شب مشعر و رمى در شب دهم براى او جايز است مى تواند نايب باشد. (س 1293)

486- اگر سنگ ريزه در مشعر موجود است (2) ولى معلوم است كه از خارج مشعر آورده اند و معلوم نيست كه آيا از حرم است (3) يا خارج حرم (4) نبايد در رمى از آن استفاده شود مگر اينكه طورى باشد كه جزء مشعر محسوب شود. (س 1300)

487- كسى كه نتوانسته ذبح كند و حلق يا تقصير نيز ننموده است آية اللّٰه بهجت رمى جمرات بايستى به مباشرت خودِ شخص انجام شود و نايب گرفتن در حال اختيار جايز نيست.

آية اللّٰه زنجانى: مى توانند بردارند و از آن در رمى استفاده كنند هرچند بدانند آنها را از خارج حرم آورده اند.

آية اللّٰه فاضل: اگر جزء مشعر محسوب مى شود مانعى ندارد.

آية اللّٰه خويى و آية اللّٰه تبريزى: يعنى از خارج حرم.

منتخب مناسك حج، ص: 299

روز يازدهم مى تواند رمى آن روز را انجام دهد. (س 1303)

488- زنى كه احتمال بدهد رمى باعث قاعدگى او مى شود (1) اگر در اثر آن به مشقت مى افتد عذر محسوب مى شود و ميتواند نائب بگيرد.

(2) (س 1304)

489- براى زنها رمى جمرۀ عقبه پس از وقوف به مشعر و آمدن به منى در همان شب عيد قربان مانع ندارد ولى رمى روز يازدهم و دوازدهم در صورتى براى آنان در شب صحيح است كه از رمى روز معذور باشند. (3) (س 1305)

آية اللّٰه زنجانى: اگر در اثر آن به مشقت شديد مى افتد عذر محسوب مى شود كه حكم آن در مسألۀ 484 گذشت.

آية اللّٰه تبريزى: قاعدگى مجوّز استنابه براى رمى نيست، بايد خودش انجام دهد، و اگر قبل از وقوف به عرفه مى ترسد كه رمى باعث قاعدگى بشود و نتواند طواف كند بايد طواف و نماز آن را مقدّم كند، و بنابر احتياط مستحب سعى را نيز مقدّم كند و در وقت خودش اعاده كند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى، متعرّض اين فرع نشده اند.

نظر آية اللّٰه سيستانى در حاشيۀ مسألۀ 473 گذشت كه رمى در شب براى كسانى جايز است كه از ماندن در روز معذورند.

آية اللّٰه مكارم: اين كار اشكال ندارد.

آية اللّٰه تبريزى: اگر از رمى در روز يازدهم و دوازدهم خائف بر نفس خود باشند، مى توانند رمى روز يازدهم را در شب يازدهم، و رمى روز دوازدهم را در شب دوازدهم انجام دهند. و يك شب نمى توانند براى دو روز رمى كنند.

منتخب مناسك حج، ص: 300

مستحبات منىٰ (1)

490- بدان كه براى حاجى مستحب است كه روز يازدهم و دوازدهم و سيزدهم را در منى بماند، و حتى به جهت طواف مستحب از منى بيرون نرود، و تكبير گفتن در منى بعد از پانزده نماز و در غير منى بعد از ده نماز كه اول آنها نماز ظهر روز عيد است

مستحب مى باشد و بعضى آن را واجب دانسته اند و بهتر در كيفيت تكبير آن است كه بگويد:

«اللَّهُ أَكْبَر، اللَّهُ أَكْبَر، لٰا إِلَهَ إِلّٰا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَر، اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْد، اللَّهُ أَكْبَرُ عَلىٰ مٰا هَدٰانَا، اللَّهُ أَكْبَرُ عَلىٰ مٰا رَزَقَنٰا مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعٰامِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلىٰ مٰا أَبْلٰانٰا»

و مستحب است مادامى كه در منى اقامت دارد نمازهاى واجب و مستحب را در مسجد خيف بجا آورد، و در حديث است كه صد ركعت نماز در مسجد خيف با عبادت هفتاد سال برابر است، و هركس در آنجا صد مرتبه

«سُبْحانَ اللّٰهُ»

بگويد ثواب آن برابر ثواب بنده آزاد كردن است، و هركس در آنجا صد مرتبه

«لٰا إلهَ إلَّااللّٰهِ»

بگويد ثواب آن برابر است با ثواب كسى كه احياء نفس كرده باشد و هركس در آنجا صد مرتبه

«ألْحَمْدُ للّٰهِ»

بگويد ثواب آن برابر است با ثواب خراج عراقين كه در راه خدا تصدق نمايد. (م 1309) آية اللّٰه مكارم: مناسب است اين مستحبات و مستحبات آينده بقصد رجاء انجام گيرد.

منتخب مناسك حج، ص: 301

مستحبات ديگر مكۀ معظّمه

491- آداب و مستحبات ديگر در مكۀ معظمه از اين قرار است:

1- زياد ذكر خدا نمودن و خواندن قرآن.

2- ختم نمودن قرآن.

3- خوردن از آب زمزم و بعد از خوردن اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نٰافِعاً، وَ رِزْقاً وٰاسِعاً، وَ شِفٰاءً مِنْ كُلِ دٰاءٍ وَ سُقْم».

و نيز بگويد:

«بِسْمِ اللّٰهِ وَبِاللّٰهِ وَالشُّكْرُ للّٰهِ».

4- نظر نمودن به كعبه و بسيار تكرار كردن آن.

5- در هر شبانه روز ده مرتبه طواف نمودن (1)؛ در اول شب سه طواف، و در آخر شب سه طواف، و پس از دخول صبح دو طواف، و بعدازظهر دو طواف.

6-

هنگام توقف در مكه بعدد ايام سال يعنى 360 مرتبه طواف نمايد و اگر اين مقدار نشد 52 مرتبه و اگر آن هم ميسور نشد هر مقدارى كه بتواند.

7- به خانۀ كعبه داخل شود (2) خصوصاً كسى كه سفر اول او است و مستحب است قبل از دخول غسل بنمايد و در وقت داخل شدن بگويد:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ: وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً فَآمِنِي مِنْ عَذٰابِ النّٰار»

آية اللّٰه مكارم: ولى در مواقعى كه ازدحام جمعيت براى طواف واجب است بهتر است طوافهاى مستحب را ترك كنند و مجال را به كسانى كه طواف واجب دارند بدهند.

آية اللّٰه مكارم: اينگونه امور در حال حاضر معمولًا امكان ندارد و هرگاه كسى نيّت آن را داشته باشدخداوند به لطفش به او ثواب آن را مى دهد.

منتخب مناسك حج، ص: 302

پس دو ركعت نماز بين دو ستون بر سنگ قرمز بگزارد. در ركعت اول بعد از حمد، «حم سجده» و در ركعت دوم بعد از حمد، پنجاه و پنج آيه از ساير جاهاى قرآن بخواند.

8- دو ركعت نماز خواندن در هر يك از چهار زاويه كعبه و بعد از نماز اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ مَنْ تَهَيَّأَ أَوْ تَعَبَّأَ أَوْ أَعَدَّ أَوِ اسْتَعَدَّ لِوِفٰادَةٍ إِلىٰ مَخْلُوقٍ، رَجٰاءَ رِفْدِهِ وَ جٰائِزَتِهِ، وَ نَوٰافِلِهِ وَ فَوٰاضِلِهِ، فَإِلَيْكَ يٰا سَيِدِي تَهْيِئَتِي وَ تَعْبِئَتِي وَ إِعْدٰادِي وَ اسْتِعْدٰادِي، رَجَاءَ رِفْدِكَ وَ نَوٰافِلِكَ وَ جٰائِزَتِكَ، فَلٰا تُخَيِبِ الْيَوْمَ رَجٰائِي، يٰا مَنْ لٰا يَخِيبُ عَلَيْهِ سٰائِلٌ، وَ لٰا يَنْقُصُهُ نٰائِلٌ، فَإِنِي لَمْ آتِكَ الْيَوْمَ بِعَمَلٍ صٰالِحٍ قَدَّمْتُهُ، وَ لٰا شَفٰاعَةِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ، وَ لَكِنِي أَتَيْتُكَ مُقِرّاً بِالظُّلْمِ وَ الْإِسٰاءَةِ عَلىٰ نَفْسِي، فَإِنَّهُ لٰا حُجَّةَ لِي وَ لٰا

عُذْرَ، فَأَسْأَ لُكَ يٰا مَنْ هُوَ كَذَلِكَ أَنْ تُعْطِيَنِي مَسْأَ لَتِي، وَ تُقِيلَنِي عَثْرَتِي، و تَقْلِبَنِي بِرَغْبَتِي، وَ لٰا تَرُدَّنِي مَجْبُوهاً مَمْنُوعاً وَ لٰا خٰائِباً، يٰا عَظِيمُ يٰا عَظِيمُ يٰا عَظِيمُ، أَرْجُوكَ لِلْعَظِيمِ، أَسْأَ لُكَ يٰا عَظِيمُ، أَنْ تَغْفِرَ لِيَ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ، لٰا إِلَهَ إِلّٰا أَ نْتَ».

و مستحب است هنگام خروج از كعبه سه مرتبه

«اللّٰهُ أكْبَرُ»

بگويد پس بگويد:

«اللَّهُمَّ لٰا تُجْهِدْ بَلٰاءَنٰا، رَبَّنٰا وَ لٰا تُشْمِتْ بِنٰا أَعْدٰاءَنٰا، فَإِنَّكَ أَ نْتَ الضّٰارُّ النّٰافِعُ».

منتخب مناسك حج، ص: 303

بعد پائين آمده و پله ها را دست چپ قرار داده كعبه را استقبال نمايد و نزد پله ها دو ركعت نماز بخواند. (م 1310)

استحباب عمرۀ مفرده

492- بدان كه بعد از فراغ از اعمال حج در صورتى كه ميسور باشد مستحب است عمرۀ مفرده بجا آورده شود و در اعتبار فاصله بين اين عمره و عمرۀ سابق خلاف (1) است و احتياط در اين است كه در فصل كمتر از يكماه بقصد رجاء بجا بياورد (2) و كيفيت اين عمره در صورت حج افراد و عمرۀ مفرده ذكر شد. (3) (م 1311)

طواف وداع

493- بدان كه براى كسى كه مى خواهد از مكه بيرون رود مستحب است طواف وداع نمايد، و در هر شوطى حجرالاسود و ركن يمانى را در صورت امكان استلام نمايد و چون به مستجار رسد مستحباتى كه قبلًا براى آن مكان ذكر شد بجا آورد و آنچه خواهد دعا نمايد بعد حجرالاسود را استلام نموده و شكم خود را به خانه كعبه بچسباند يك دست را بر آية اللّٰه فاضل: ميزان تبدّل عنوان ماه در فاصلۀ دو عمره است ولى بين عمرۀ مفرده و عمرۀ تمتّع فاصله اعتبار ندارد.

آية اللّٰه مكارم: در هر ماه قمرى يك عمره مشروع است و زايد بر آن بايد بقصد رجاء بجا آورده شود.

آية اللّٰه زنجانى: فاصله مطلقاً معتبر نمى باشد ولى در ايام تشريق نمى تواند عمره مفرده بجا آورد.

نظر آيات عظام در ذيل مسألۀ 72 و 61 گذشت.

منتخب مناسك حج، ص: 304

حَجَر و دست ديگر را به طرف درب گذاشته و حمد و ثناى الهى نمايد و صلوات بر پيغمبر و آل او بفرستد و اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ صَلِ عَلىٰ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ أَمِينِكَ وَ حَبِيبِكَ وَ نَجِيبِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، اللَّهُمَّ كَمٰا بَلَّغَ رِسٰالَتَكَ وَ جٰاهَدَ فِي سَبِيلِكَ وَ

صَدَعَ بِأَمْرِك، وَ أُوذِيَ فِيكَ وَ فِي جَنْبِكَ حَتَّى أَتٰاهُ الْيَقِينُ، اللَّهُمَّ اقْلِبْنِي مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجٰاباً لِي، بِأَفْضَلِ مٰا يَرْجِعُ بِهِ أَحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ، مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَ الْبَرَكَةِ وَ الرِضْوٰانِ وَ الْعٰافِيَة».

و مستحب است وقت بيرون آمدن از باب حنّاطين كه مقابل ركن شامى است بيرون رود و از خداوند متعال توفيق مراجعت را بطلبد و وقت بيرون رفتن يك درهم خرما خريده و آن را بر فقراء تصدق نمايد. (م 1312)

منتخب مناسك حج، ص: 305

مسائل متفرقه

494- در وقتى كه در «مسجد الحرام» يا «مسجد النبى» نماز جماعت منعقد شد، مؤمنين نبايد از آنجا خارج شوند و بايد از جماعت تخلف نكنند و با ساير مسلمين به جماعت نماز بخوانند. (1) (م 1313) آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: بلى نماز مجزى است در صورتى كه قرائت حمد و سوره را خود براى خود آهسته انجام دهد، و در نماز جمعه بعد از فراغ از آن با آنها نماز ظهر را اعاده كند.

آية اللّٰه سيستانى: جايز است كه نماز پشت سر آنها خوانده شود ولى بايد اگر مأموم مى تواند بصورت آهسته براى خود قرائت كند و الّا در ذهن و نفس خود بخواند و اگر نماز جمعه باشد بعد از آن ظهر را بخواند.

________________________________________

خمينى، سيد روح اللّٰه موسوى، منتخب مناسك حج، در يك جلد، نشر مشعر، قم - ايران، دوم، 1426 ه ق

منتخب مناسك حج؛ ص: 305

آية اللّٰه گلپايگانى: نماز با عامّه در حال ضرورت بى اشكال است و در غير حال ضرورت شركت در جماعت آنان خوب است لكن با تمكّن نماز را با شرايط كامل اعاده كند.

آية اللّٰه صافى: نماز با عامّه

در حال ضرورت بى اشكال است و در غير حال ضرورت شركت در جماعات آنان اگر موجب تأليف قلوب آنها و دفع اتّهام به شيعه باشد خوب است و اعادۀ آن لازم نيست اگر چه موافق با احتياط است و خروج از مسجد در هنگام اقامه جماعات و يا ايستادن و شركت نكردن شايسته نيست بلى اگر ضرورتى ايجاب كند مانع ندارد.

آية اللّٰه بهجت اگر كار ضرورى ندارند خارج نشوند و خوب است شركت كنند.

آيةاللّٰه زنجانى: حجاج محترم بايد از هر كارى كه سبب وهن شيعه مى باشد جداً خوددارى كنند و بسيار مناسب است در نماز جماعت اهل سنت شركت كنند ولى در شرايط كنونى مى بايست آن را اعاده كنند.

منتخب مناسك حج، ص: 306

495- سجده نمودن بر تمام اقسام سنگها چه مرمر باشد يا سنگهاى سياه معدنى يا سنگ گج و آهك قبل از آنكه پخته شود جايز است. (1) و سنگهايى كه در «مسجد الحرام» از اين قبيل است سجده بر آنها اشكال ندارد و همينطور در «مسجد رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله». (م 1314)

496- در «مكه» و «مدينه» در مسافرخانه و هتل نبايد (2) نماز را به جماعت بخوانند (3) و مى توانند در جماعت ساير مسلمين در مساجد شركت كنند و نماز را به جماعت بخوانند. (4) (م 1315)

497- تخيير بين قصر و اتمام در مكه و مدينه اختصاص (5) به آيات عظام خامنه اى، بهجت، فاضل: بلكه به گچ و آهك پخته و آجر و كوزه گلى و مانند آن هم مى شود سجده كرد.

آية اللّٰه سيستانى: بلكه بعد از پخته شدن نيز جايز است.

آية اللّٰه فاضل: اگر خلاف تقيه ولو تقيّۀ مداراتى است

نماز را به جماعت نخوانند.

آية اللّٰه گلپايگانى و آية اللّٰه صافى: در صورتى كه مفسده داشته باشد.

آية اللّٰه مكارم: نماز جماعتهاى كاروانى و بزرگ اشكال دارد ولى نماز چند نفرى اشكال ندارد.

آية اللّٰه بهجت برگزار نمودن نماز جماعت در هتلها و مسافر خانه ها در مكّه و مدينه مانعى ندارد اگر مستلزم مفسده نباشد.

آية اللّٰه سيستانى: اگر خلاف تقيه نباشد اشكال ندارد ولى شركت در جماعت مسلمين بهتر است.

آية اللّٰه زنجانى: برگزار كردن نماز جماعت در هتل ها در مكه و مدينه مانعى ندارد مگر باعث مفسده اى مانند وهن شيعه گردد و حكم شركت در نماز جماعت عامه در مسألۀ 494 گذشت.

آية اللّٰه سيستانى: در تمامى دو شهر مكّه و مدينه با توسعه اى كه پيدا شده است تخيير جارى است.

آيات عظام گلپايگانى، خامنه اى، فاضل، مكارم، صافى، نورى: مى تواند در تمامى دو شهر مكه و مدينه نماز را تمام بخواند و اختصاص به مسجد الحرام و مسجد النبى ندارد.

آية اللّٰه تبريزى: در همه مكه و مدينه قديم مى تواند قصر و تمام بخواند.

آية اللّٰه خويى: ظاهراً اختصاص ندارد بلكه اين حكم در شهر قديمى مكه و مدينه جارى است. [قيد قديمى در منهاج نيست بلكه در استفتائات و در بعض مناسك مذكور است].

آية اللّٰه بهجت مسافر مى تواند در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر صلى اللّٰه عليه وآله و ... نمازش را تمام بخواند و احتياط در اين است كه نماز را شكسته بخواند ولى اگر بخواهد در جايى كه اوّل جز و اين مسجد نبوده و بعد به اين مساجد اضافه شده نماز بخواند احتياط واجب آن است كه شكسته بخواند.

منتخب مناسك حج، ص: 307

مسجدالحرام و مسجدالنبى دارد

و در تمام مكه و مدينه جارى نيست بلى اختصاص به مسجد اصلى ندارد و در جاهاى توسعه داده شده مسجد هم جارى است هرچند احتياط اقتصار برمسجد اصلى است پس در تمام مسجد فعلى مسافر مى تواند نماز را تمام بخواند همانطور كه مى تواند شكسته بخواند. (1) (م 1316)

498- عمرۀ تمتع و حج تمتع بايد در يكسال واقع شوند، پس اگر در يك سال عمرۀ تمتع بجا آورد و در سال ديگر حج تمتع صحيح نمى باشد.

(م 1321)

499- در هر يك از اعمال عمره و حج اگر شك كند بعد از آنكه وارد عملى شده باشد كه مترتب بر اوست اعتناء نكند، چه شك كند كه آورده يا نه، يا شك كند كه صحيح آورده يا فاسد. (2) (م 1324)

500- بايد عمرۀ تمتع و حج تمتع هر دو در ماههاى حج واقع شود، و آية اللّٰه زنجانى: بنابر اقوى تخيير در هيچ يك در اماكن اربعه ثابت نيست و نسبت به اين اماكن تنها سفارش اكيد به قصد اقامه كردن شده است، (همچنان كه مشهور اصحاب ائمه عليهم السلام نيز بر اين نظر بوده اند) پس اگر شرايط قصد اقامه محقق نباشد حتى در قسمت قديمى مسجد الحرام و مسجد النبى صلى الله عليه و آله لازم است نماز شكسته خوانده شود.

آية اللّٰه زنجانى: چنانچه احتمال مى دهد در هنگام عمل به شرايط صحت آن توجه داشته و آنها را رعايت كرده است، به شك خود اعتنا نكند، و همچنين است حكم كسى كه بعد از پايان يافتن عمل شك كند كه صحيح به جا آورده يا فاسد.

منتخب مناسك حج، ص: 308

ماههاى حج؛ شوال و ذى القعده و ذى

الحجه است. پس اگر كسى در شوال يا ذى القعده عمرۀ تمتع بجا آورد و در موقع حج، حج تمتع بجا آورد صحيح است، و اگر قبل از شوال بخواهد عمرۀ تمتع بجا آورد صحيح نيست اگرچه بعض اعمال عمره قبل از شوال واقع شود و بقيه در شوال يا ساير ماههاى حج. (م 1325)

501- اگر در حرم چيزى پيدا كرد برداشتن آن كراهت شديد دارد، بلكه احتياط (1) در برنداشتن است. (2) (م 1330)

502- درمسجدالنبى صلى الله عليه و آله سجده كردن روى فرشهاى مسجد مانع ندارد (3) آية اللّٰه فاضل و آية اللّٰه مكارم: اين احتياط ترك نشود.

براى شناخت نظر آيات عظام نسبت به حكم لقطه در حرم به توضيح المسائل آنان مراجعه شود.

آية اللّٰه خويى: بنابر احتياط بايد عوض صاحبش به مؤمن فقير صدقه بدهد و حق تملك ندارد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: سجده روى فرشهاى مسجد در صورت تقيه مانع ندارد.

آية اللّٰه خويى: اگر در آن مكان تمكن از سجود بر آنچه سجود بر آن جايز است ندارد سجده صحيح است.

آية اللّٰه فاضل: اگر مخالف تقيه نباشد و موجب هتك و انگشت نما شدن نشود بايد در محلّى كه بتواند پيشانى او در محلّ سجده بر سنگهاى مسجد قرار گيرد سجده نمايد.

آية اللّٰه بهجت در صورت امكان سجده بر مايصح السجود عليه، اكتفا بغير آن خلاف احتياط است. و در پرسشهاى جديد حج، مى فرمايد: اعتبار عدم مندوحه در حال عمل، يقينى است وامّا مندوحه مكانى ويا زمانى پس اعتبار عدم آن موافق با احتياط است. و در مورد سجده بر مهر و يا حصير و بادبزن در مساجد مكّه و مدينه در

صورتيكه موجب وهن و انگشت نما شدن باشد و نيز در پرسشهاى جديد حج مى فرمايد: در فرض سؤال جايز نيست و حكم در صورت وجود مندوحه در مسأله قبل بيان شد.

آية اللّٰه سيستانى: اگر تقيه اقتضا كند و در همانجا مايصحّ السجود عليه نباشد سجده صحيح است و لازم نيست از آنجا منتقل شود به جاى ديگر.

آية اللّٰه زنجانى: سجده كردن بر روى فرش هاى مسجد مجزى نيست و اگر ضرورتى اقتضا كرد بر روى فرش هاى مسجد نماز بخواند ولى به آن نماز اكتفا نكند.

منتخب مناسك حج، ص: 309

و مهر گذاشتن جايز نيست، و لازم نيست (1) در جايى كه سنگ است نماز بخوانند، و لازم نيست حصير يا نحو آن با خود ببرند، ولى اگر مراعات كنند كه موجب وهن نشود و حصير براى جانماز با خود داشته باشند و روى آن نماز بخوانند به طورى كه متعارف ساير مسلمين است اشكال ندارد، لكن تأكيد مى شود از عملى كه موجب هتك و انگشت نما شدن باشد اجتناب نمايند. (م 1334)

503- در مسجد النبى صلى الله عليه و آله بعد از اتمام نماز جماعت هم مى توانند روى فرشها سجده كنند و لازم نيست بجاى ديگر كه سنگ مفروش است بروند. (2) (م 1335)

504- كسى كه نماز را در مسجد الحرام به نحو استداره خوانده است به طورى كه رودر روى امام جماعت و يا طرفين او ايستاده بوده است با وضع فعلى نياز به اعاده ندارد. (3) (م 1336) آية اللّٰه تبريزى: در صورت تمكّن لازم است ....

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: اگر فرادى مى خواند و ضرورتى نباشد نبايد به فرش سجده كند، و اگر

به جماعت مى خواند سجده بر فرش در موارديكه بخاطر تقيّه ضرورت داشته باشد، مانع ندارد و حكم لزوم اعاده و عدم آن گذشت.

مراجعه شود به مسأله قبل.

آيةاللّٰه خامنه اى: در فرض مذكور اگر با فريضۀ تقيه منافات ندارد.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه تبريزى: با وجود مكان سنگ فرش، بايد به آنجا برود.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: نماز به نحو استداره مانعى ندارد ولى بنابر احتياط بايد به حسب دائره مقدم بر امام نباشد، و همچنين بنابر احتياط با مراعات قيد قبلى نزديكتر از امام به كعبه هم نباشد.

آية اللّٰه بهجت با انحفاظ نسبت در صف مأمومين با امام با انحفاظ نسبت امام به كعبه اگر محفوظ باشد تا تمام دور حتّى اطراف حجر اسمعيل عليه السلام و عدم حائل بين هر مأموم و آنكه به او متّصل است، دور نيست تصحيح نماز جماعت بطور استداره در اطراف كعبه يا مسجد.

آية اللّٰه فاضل: اگر به جهت تقيه خوانده باشد اعاده ندارد و در غير مورد تقيه استداره جايز نيست و اگر كسى نمى دانسته است و به اين صورت خوانده نمازش صحيح و قضا ندارد.

آية اللّٰه خويى: جايز نيست، ولى بهر حال چون اقتدا صورى است بايد قرائت را ولو آهسته و يا اگر نمى شود به نحو حديث نفس بخواند و اين نماز مجزى است.

آية اللّٰه تبريزى: در هر صورت بايد قرائت را خود- ولو به نحو حديث نفس- بخواند.

آية اللّٰه مكارم: احتياط آن است كه امام به حسب دايره و از جهت فاصله به كعبه از ديگران جلوتر باشد.

آية اللّٰه زنجانى: نماز در مسجد الحرام به نحو استداره مانعى ندارد ولى در حال حاضر كه نمازهاى جماعت

آنها شرايط لازم را ندارد، بايد نماز را اعاده كرد هر چند بسيار مناسب است كه شيعيان در نماز جماعت عامه حاضر گردند.

منتخب مناسك حج، ص: 310

505- حائض و جنب نمى توانند از مقدار توسعه يافته مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله عبور كنند. (1) (س 1340)

506- كسانى كه براى شركت در نماز مغرب در مكه و مدينه وارد مساجد مى شوند و نمازهاى خود را با جماعت مى خوانند، جايز است بلافاصله بعد از نماز جماعت (2) نماز عشاء را بخوانند ولى اگر وقت نشده بايد صبر كنند. (3) (س 1341) آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط بايد عبور ترك شود.

آية اللّٰه زنجانى: نماز مغرب را اعاده كرده و نماز عشا را ...

آية اللّٰه مكارم: وقت وارد شده است.

آية اللّٰه خويى: اگر نماز مغرب قبل از زوال حمرۀ مشرقيه باشد فتواى ايشان به صحت آن معلوم نيست و لذا احتياط رعايت شود.

آية اللّٰه بهجت اشكالى ندارد با رعايت وظيفه منفرد، چه آنكه استتار قرص كافى است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر قبل از دخول وقت، نماز با آنها بخواند مجزى نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 311

507- برداشتن قرآنهايى كه در مسجدالحرام است بدون اينكه از متصدى ذى ربط بگيرند جايز نيست و بايد برگردانده شود. (س 1341)

508- برداشتن و با خود آوردن مقدارى از سنگ صفا و مروه جايز نيست و از مشعر مانع ندارد. (1) (م 1347)

509- اگر از طرف قاضى مكّه حكم شود فلان روز عيد است (2) بايد تبعيّت كنند ولو با علم به خلاف. (3) (س 1352) آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه سيستانى: نظر ايشان راجع به برداشتن سنگ از

صفا و مروه بدست نيامد.

آية اللّٰه گلپايگانى، آيةاللّٰه صافى: بيرون بردن خاك و سنگ از حرم ممنوع است.

آية اللّٰه بهجت برداشتن خاك و سنگ از مسجد الحرام و صفا و مروه جايز نيست، و اگر آورده بايد بر گرداند ولى از ساير اماكن حرام نيست.

آية اللّٰه زنجانى: در غير صورت علم به خلاف بايد تبعيت كنند.

آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: هرگاه نزد قاضى عامّه، اوّل ماه ذيحجه ثابت شود، و براى شيعه شرعاً ثابت نشده باشد، و به اين جهت روز نهم ذيحجه در نزد آنها روز هشتم به نظر شيعه باشد، احتياط واجب آن است كه اگر ممكن است وقوف اختيارى عرفات را در روزى كه نزد شيعه نهم است انجام دهد، و اگر ممكن نشد اضطرارى آن را درك كند، و به مشعر رفته، و وقوف در آنجا را نيز درك نمايد، و اعمال روز عيد را در منى به عمل آورد، و اگر درك اضطرارى عرفات هم ممكن نشد درك اختيارى مشعر كافى است، و حجش صحيح است، و بنابر اقوى چنانچه گفته خواهد شد، درك اضطرارى عرفه و اضطرارى مشعر نيز كفايت مى كند، و اگر درك هيچ يك از اين مواقف ميسر نشود، حكم آن در مسأله بعد ذكر خواهد شد.

هرگاه هلال نزد قاضى عامّه ثابت شود و نزد شيعه ثابت نشده باشد لكن از جهت تقيّه ناچار به متابعت باشند و از عمل بوظيفه خود خائف باشند اقوى صحّت و كفايت همين حج است از حجة الاسلام هرچند عالم بخلاف باشند و اگر بدون خوف متمكّن از عمل بوظيفه باشند احوط آن است كه با آنها رجاء متابعت كند

و بعد واجب است عمل بوظيفه خود نمايند حتى با عدم علم بخلاف.

آية اللّٰه خويى: آن كه علم به خلاف فرض شود، كه انسان بداند روزى كه به حكم قاضى روز عرفه (نهم) است، واقعاً روز ترويه و هشتم باشد، كه در اين صورت وقوف با آنها كافى نخواهد بود. و در اين حال اگر مكلف تمكن از عمل به وظيفه را داشته باشد ولو به وقوف اضطرارى در مزدلفه بدون محذور حتى محذور مخالفت تقيه، بايد عمل به وظيفه نمايد، و در غير اين صورت حجش بدل به عمرۀ مفرده شده و حجى نخواهد داشت. و چنانچه استطاعتش از همين سال بوده و براى سالهاى بعد باقى نخواهد ماند، وجوب حج از او ساقط خواهد بود، مگر اين كه استطاعت تازه اى پيدا كند كه در اين صورت دوباره حج مى نمايد.

آية اللّٰه تبريزى: نظر ايشان عيناً نظر آية اللّٰه خويى است امّا با اين اضافه:

و ممكن است در صورت دوم چاره كند به اينكه در روز عيد آنها (روز نهم واقعاً) از طريق منى به مكه برگردد و بعد از راه عرفات و مشعر به منى برود بنحوى كه قبل از غروب وقوف در عرفات بنمايد ولو آناًما (ولو يك لحظه) و در حال حركت، و به همين نحو وقوف در مشعر را در شب درك كند و بعد براى اعمال به منى برود.

آية اللّٰه بهجت آنكه علم به خلاف فرض شود، كه انسان بداند روزى كه به حكم قاضى روز عرفه (نهم) است، واقعاً روز ترويه و هشتم باشد، كه در اين صورت وقوف با آنها كافى نخواهد بود بلى با عدم علم بخلاف

و عدم قيام صحت شرعيه برخلاف و با صدق تقيه بر نحو معهود متعارف، اقوى كفايت موافقت با عامه است چنانچه سيرۀ قطعيه غير مردوعه بر آن دلالت دارد و عدم مانعيت علم به خلاف از صحّت عمل با ناچارى و تقيه، خالى از وجه نيست و عمل به واقع در جميع صور، ظاهراً مجزى است و با عدم شرايط تقيه صحت عمل مورد تأمل است با موافقت عامه، ولو علم بخلاف عمل ايشان بر حسب حكم حاكم ايشان نباشد، واللّٰه العالم.

آية اللّٰه سيستانى: اگر براى مكلف ممكن شود كه اعمال حج را در اوقات مخصوص خود برطبق ضوابط شرعى در باب ثبوت هلال بجا آورد، و آنها را بهمين صورت بجا آورد حجش در هر صورت صحيح است، و اگر آنها را به صورت ياد شده بجا نياورد اگرچه به علت عذرى باشد پس اگر از نظر و حكم قاضى عامّه نيز در وقوف در عرفات و مشعر پيروى نكرد، شكى در بطلان حج او نيست ولى اگر از او پيروى كند صحّت حج او مورد اشكال است.

منتخب مناسك حج، ص: 312

510- حجاجى كه در مكّه معظمه قصد اقامت كرده اند در عرفات و منى و مشعر در صورتى كه مسافت شرعى محقّق نشود نمازشان

منتخب مناسك حج، ص: 313

تمام است. (1) (س 1359)

511- حجاجى كه در مكّه معظّمه قصد اقامت كرده اند در صورت عدم مسافت شرعيه بين مكّه و عرفات يا شك در آن كه در نماز باقى بر تمام هستند اگر از عرفات به مكه برمى گردند از جهت اينكه محلّ اقامت است مى روند و بعد از مكّه قصد مسافرت مى كنند در بازگشت

به مكّه و در خود مكّه هم نمازشان تمام است. (2) (س 1359)

512- مصرف كنسروهاى گوشت و ماهى خارج كه در بازارهاى مسلمين به فروش مى رسد اگر ندانند از كجا وارد شده يا بدانند كه از بلاد آية اللّٰه گلپايگانى: در فرض مذكور اگر قصد برگشت به وطن ندارد تا در محل اقامه است بايد نمازش را تمام بخواند و اگر قصد مراجعت به وطن قبل از ده روز داشته باشد [در عرفات نماز تمام است] و در برگشت از محلى كه رفته و در محلّ اقامه [در مشعر و منىٰ و در مكه پس از مراجعت از عرفات] بايد نماز را شكسته بخواند البته در مكه مخيّر بين قصر و اتمام است.

آية اللّٰه خويى: در مفروض سؤال در مكّه معظّمه بدون قصد عشره هم اداء نماز بنحو تمام صحيح و مجزى است، و با قصد عشره متعيّن مى شود، و با خارج شدن به عرفات حكم سفر برايش تجديد مى شود كه بايد در آن ايّام نماز رباعى را شكسته بخواند (با احراز مسافت شرعيه) در عرفات و منى، و چون به مكّه برمى گردد باز مخيّر بين قصر و تمام است، در مكّه مكرّمه قديم.

آية اللّٰه بهجت بايد نماز را شكسته بخواند. (استفتائات ويژه حج). و در پرسشهاى جديد حج: در موارديكه نماز در مكّه تمام است در عرفات و مشعر و منى هم تمام است و گرنه قصر است.

آية اللّٰه سيستانى: اگر مجموع مسافت از مكّه به عرفات و از آنجا به مشعر و منى تا مكّه 44 كيلومتر يا بيشتر باشد نماز شكسته است و اگر كمتر باشد نماز تمام است و در اين صورت

اگر از عرفات قصد بازگشت به وطن را داشته باشد و آمدنش به مكّه نه از اين جهت باشد كه محلّ اقامت او است بلكه از اين جهت كه در راه واقع است نمازش در مشعر و منى شكسته است و در مكّه مخيّر است.

آية اللّٰه مكارم، آية اللّٰه فاضل: فاصله مكه تا عرفات فعلًا مسافت شرعيه نيست و اگر قبلًا در مكّه قصد اقامت كرده اند نمازشان در مكه و عرفات و در بازگشت تمام است.

منتخب مناسك حج، ص: 314

مسلمين است مانع ندارد (1) و اگر بدانند از بلاد كفر وارد مى شود در صورتى محكوم به حلّيت است كه وارد كننده مسلمان باشد (2) و احتمال بدهند كه احراز تذكيه آن را كرده و در دسترس مسلمين قرار داده است. (3) (س 1369) آية اللّٰه سيستانى: بايد احراز شود كه فلس دارد.

آية اللّٰه سيستانى: اگر فروشنده مسلمان باشد و اين احتمال در او داده شود كافى است و ماهى اگرپس از صيد در تور ماهى گيرى بميرد حلال است و اگر اطمينان پيدا شود كه صيد كافر به اين صورت بوده است اگر ماهى فلس دار باشد حلال است.

آية اللّٰه زنجانى: اگر از دست مسلمان هم گرفته شده و احتمال عقلائى بدهد كه تذكيه آن را احراز كرده، كفايت مى كند.

آية اللّٰه خويى، آية اللّٰه زنجانى: اگر ماهى معلوم نباشد كه فلس دارد خوردن آن جايز نيست.

منتخب مناسك حج، ص: 315

محصور و مصدود

513- مصدود عبارت است از كسى كه دشمن (1) او را منع كند از عمره يا حج به تفصيلى كه مى آيد. و محصور آن است كه بواسطۀ مرض (2) ممنوع شود از عمره يا حج.

(م 1370)

514- كسى كه محرم شد به احرام عمره يا احرام حج، واجب است آية اللّٰه زنجانى: يا غير دشمن او را منع كند بلكه ظاهراً تمام كسانى كه به علتى به جز بيمارى نمى توانند اعمال حج يا عمره را به پايان برسانند مصدود مى باشند و اگر مانع آنها بيمارى باشد محصور مى باشند (مراد از بيمارى معناى گسترده اى است كه شامل شكستگى استخوان و مجروح شدن نيز مى شود)، صدّ و حصر در موارد ذيل تحقق مى يابد:

1- كسى كه احرام عمرۀ مفرده بسته، در صورتى كه تا يك سال نتواند عمره را تمام كند. 2- كسى كه احرام عمرۀ تمتع بسته اگر به گونه اى از انجام عمرۀ تمتع ممنوع گشته كه نمى تواند هيچ مقدارى از وقوف اختيارى عرفه را درك كند. 3- در عمره مفرده يا عمرۀ تمتع اگر در مدتى از انجام كامل اعمال باز داشته شده كه در احرام ماندن براى شخص وى يا نوع مردم حرجى است. 4- كسى كه در حج از وقوف در عرفات و مشعر يا خصوص وقوف در مشعر منع شده است. 5- كسى كه در حج از رمى جمرۀ عقبۀ روز عيد قربان يا طواف حج يا سعى باز داشته شود و نتواند براى اينها نايب بگيرد.

آية اللّٰه مكارم: يا شكستگى اعضاء يا مجروح شدن و مانند آن.

آية اللّٰه سيستانى: مصدود كسى است كه دشمن و مانند او از رسيدن او به اماكن مقدسه براى انجام اعمال عمره يا حج پس از احرام منع كند و محصور كسى است كه بيمارى و مانند آن مانع رسيدن او به اماكن مقدسه براى انجام اعمال حج يا عمره پس از احرام

شود.

منتخب مناسك حج، ص: 316

عمره و حج را تمام كند و اگر نكند (1) به احرام باقى خواهد ماند. (2)

515- اگر كسى احرام عمره را بست و بعد از آن دشمنى يا كسى ديگر ازقبيل عمال دولت ياغير آنها او را منع كننداز رفتن مكه، وراه ديگرى نباشد جز آن راهى كه ممنوع است يا اگر باشد مؤونۀ آن را نداشته باشد مى تواند درهمان محل كه ممنوع شده يك شتر يا يك گاو يا يك گوسفند قربانى كند (3) واز احرام خارج شود واحتياط واجب آن است كه به نيت تحليل قربانى كند، (4) آية اللّٰه زنجانى: گناه كرده است و تا كارهايى كه در مسائل آينده گفته مى شود انجام ندهد از احرام بيرون نمى آيد.

آية اللّٰه تبريزى: بقاء احرام در بعضى از صور محل اشكال است.

آية اللّٰه خويى: بقاى احرام در بعض صور محلّ منع است.

آية اللّٰه سيستانى: در بعضى از موارد احرام بدون انجام اعمال باطل مى شود.

آية اللّٰه سيستانى: به احتياط واجب بدون آن محل نمى شود و اگر نتواند قربانى تهيّه كند به احتياطواجب ده روز روزه بگيرد.

آية اللّٰه مكارم: ... اگر قربانى ميسّر نشد نيّت خروج از احرام مى كند و احتياطاً بجاى قربانى 10 روز روزه مى گيرد مطابق آنچه در قربانى در مناسك آورده ايم عمل كند.

آية اللّٰه زنجانى: قربانى كردن تكليفاً نيز واجب است و اين قربانى تنها براى خروج از احرام نمى باشد و ظاهراً مراد رواياتى كه دستور داده مصدود در محلى كه منع شده قربانى كند، آن است كه لازم نيست قربانى را به محل قربانى (/ مكه يا منى) بفرستد و محلى كه منع شده خصوصيت ندارد بنابراين مى تواند در مكان ديگرى- در مكه يا منى يا محلى كه به

آن محل ها نزديك تر است يا دورتر- قربانى كند.

آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى، متعرض قيد نيت تحليل نشده اند.

آية اللّٰه زنجانى: نيت تحليل لازم نيست ولى پس از قربانى كردن با حلق يا تقصير از موى سر محرمات احرام- حتى زن- بر او حلال مى شود، خواه در عمره مصدود شده باشد يا در حج، و كوتاه كردن ريش و شارب يا ناخن گرفتن كفايت نمى كند و چنانچه نتواند قربانى كند ظاهراً در عمره مفرده با حلق يا تقصير از احرام خارج مى گردد و در غير عمرۀ مفرده بايد صبر كند تا حج فوت شود و با عمرۀ مفرده و اگر از انجام آن هم مصدود است با حلق يا تقصير از احرام خارج گردد. احكامى كه در اين مسأله در مورد مصدود گفته شد در صورتى است كه مصدود هنگام احرام بستن شرط تحلل نكرده باشد ولى اگر در هنگام احرام با خداوند متعال قرار گذاشته باشد كه اگر مانعى پيش آمد، از احرام بيرون آيد، به مجرد مصدود شدن از احرام خارج مى گردد و قربانى و حلق يا تقصير لازم نيست.

و در هر حال بر كسى كه در عمره تمتع يا مطلق حج- تمتع يا غير آن- مصدود شده است تكليفاً واجب است در سال آينده همان قسم از حج را مجدداً بجا آورد هرچند عمره يا حجى كه در آن مصدود شده بود استحبابى باشد يا حج واجب بوده ولى استطاعت او تا سال بعد باقى نمانده باشد يا هنگام احرام شرط تحلل كرده باشد. بلى اگر انجام حج آينده غير مقدور يا حرجى باشد وجوب آن ساقط مى گردد و نيازى به نايب گرفتن هم

نيست، (و همين تفصيل در وجوب حج سال بعد در مورد محصور نيز جارى است) و ظاهراً بر كسى كه در عمرۀ مفرده مصدود شده و از احرام بيرون آمده، واجب نيست دوباره عمرۀ مفرده بجا آورد.

منتخب مناسك حج، ص: 317

و به احتياط واجب (1) قدرى از مو يا ناخن (2) خود را بگيرد، و در اين صورت بر او همه چيز حلال مى شود حتى زن. (3) (م 1372) آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: و احتياط آن است كه شخص مصدود علاوه بر قربانى حلق نيزبنمايد، و بهتر آن است كه جمع كند بين حلق و تقصير، و احتياط آن است كه هنگام ذبح يا نحر قربانى قبل از تقصير نيّت تحليل از احرام كند.

آية اللّٰه فاضل: ... و يا بجاى تقصير حلق كند مخصوصاً كسى كه سوق هدى نموده باشد.

آية اللّٰه بهجت و احتياج به حلق يا تقصير بعد از هدى موافق احتياط است.

آيةاللّٰه خويى، آيةاللّٰه تبريزى: احتياط اين است كه حلق يا تقصير را به آن (قربانى) ضميمه نمايد، بلكه احتياط اين است كه حلق را اختيار نمايد در صورتى كه قربانى را با خود آورده باشد در عمره مفرده.

آية اللّٰه مكارم: ناخن به تنهايى كفايت نمى كند.

آية اللّٰه سيستانى: گرفتن ناخن بنابر احتياط واجب كافى نيست و جايز است حلق به جاى تقصير.

آية اللّٰه سيستانى: حكم مذكور در مورد عمرۀ مفرده است و همچنين عمرۀ تمتع اگر از اعمال حج نيز منع شود ولى اگر فقط از آمدن به مكه قبل از وقوفين منع شود وظيفۀ او به حج افراد تبديل مى شود.

منتخب مناسك حج، ص: 318

516- كسى كه احرام عمره بست

(1) و بواسطۀ مرض نتوانست برود به مكه اگر بخواهد مُحلّ شود بايد هدى كند، (2) و به احتياط واجب (3) هدى يا آية اللّٰه گلپايگانى، آية اللّٰه صافى: شخص محصور اگر حج تمتّع و يا حج افراد بجا مى آورد، درصورتى كه موقع احرام با خداوند قرار گذاشته كه اگر محصور شد خداوند او را محلّ گرداند، بدون فرستادن قربانى به منى خود به خود محلّ مى شود- حتى نسبت به زن- و شخص محصورى كه حج قِران بجا مى آورد به مجرّد فرستادن قربانى به منى محلّ مى شود، و نيازى به صبر كردن تا زمانى كه قربانى به منى برسد نيست.

آية اللّٰه زنجانى: اگر هنگام احرام با خداوند متعال شرط تحلل كرده باشد به مجرد محصور شدن تمام محرمات احرام- حتى زن- بر او حلال مى شود و اگر شرط نكرده قربانى كردن بر او واجب مى شود و ذبح قربانى نه تنها براى بيرون آوردن از احرام كه تكليفاً نيز واجب مى باشد، و آن را به دو شكل مى توان انجام داد. 1- قربانى يا پول آن را توسط فرد امينى به محل ذبح- اگر عمره مفرده باشد، مكه و اگر عمرۀ تمتع يا حج باشد، منى- بفرستد و با او قرار بگذارد كه در وقت معين قربانى كند و در آن وقت با تقصير همه محرمات احرام- حتى زن- بر او حلال مى شود. 2- در غير محل ذبح (محل بيمارى باشد يا جاى ديگر) قربانى كند، پس از اين قربانى محرمات احرام- به جز زن- حلال مى گردد و در اين صورت تقصير لازم نيست و براى حلال شدن زن بايد شخصاً عمره يا حج بجا آورد (و هر

نوع حج يا عمره كفايت مى كند و فرقى نيست كه احرامى كه در آن محصور شده عمره باشد يا حج، مستحب باشد يا واجب) بلى در صورتى كه انجام عمره يا حج يا اجتناب از زن تا زمانى كه بتواند شخصاً حج يا عمره بجا آورد، حرجى باشد