بانك جامع اشعار مداحان جلد 2

مشخصات كتاب

سرشناسه:مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان،1390

عنوان و نام پديدآور:بانك جامع اشعار مداحان (جلد2)/ مهدي سروري (مداح)

مشخصات نشر:اصفهان:مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان ، 1390.

مشخصات ظاهري:نرم افزار تلفن همراه و رايانه

موضوع : حضرت فاطمه (س)

حضرت فاطمه (س)

ولادت

1- بر بانوي مطهرمان گريه مي كنيم

مشخصات

مناسبت فاطميه

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

بر بانوي مطهرمان گريه مي كنيم

بر آن ز خوب بهترمان گريه مي كنيم

بر روي بال هاي سپيد ملائكه

بر آن كبود پيكرمان گريه مي كنيم

با اين دو زمزمي كه خداوند داده است

بر آيه هاي كوثرمان گريه مي كنيم

بر لاله هاي بستر او خيره مي شويم

بر آنچه آمده سرمان گريه مي كنيم

دير آمديم و حادثه او را ز ما گرفت

حالا كنار باورمان گريه مي كنيم

قبل از حساب صبح قيامت كه مي شود

اول براي مادرمان گريه مي كنيم

2- بعد از پدر به فاطمه دشمن امان نداد

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

بعد از پدر به فاطمه دشمن امان نداد

از مهر كس تسلّي آن خسته جان نداد

زهرا نديد محسن و گلچين روزگار

گل چيد و فيض ديدن بر باغبان نداد

مي خواست با پسر بدهد جان به پت در

اما چو بي كسي علي ديد جان نداد

در كوچه خواست تا كه شود حامي علي

دردا كه تازيانه ي دشمن امان نداد

3- ساعتي را با غريق غصه سر كن اي بلال

مشخصات

مناسبت فاطميه

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

ساعتي را با غريق غصه سر كن اي بلال

پرسش حال من خونين جگر كن اي بلال

ساقه اي در شعله مانده زير پا افتاده ام

گريه بر نيلوفري بي برگ و بر كن اي بلال

خواهشي غير از دعاي مرگ خود دارم بيا

لطف بر حال دل اين محتضر كن اي بلال

با اذان خويشتن در خاطر آزرده ام

زنده يك بار دگر ياد پدر كن اي بلال

با اذان خود بگو از حيدر خانه نشين

شهر را از غربت او با خبر كن اي بلال

جاي زهرا كه به حتم اين چند روزه رفتني است

از امام خود حمايت بيشتر كن اي بلال

در مسير خانه ي ما از مغيره دور باش

از غلاف تيغ قنفذ هم حذر كن اي بلال

دست سيلي هيچ مي داني كه با زهرا چكرد

چهره ي خود را در آئينه نظر كن اي بال

عمر هر روز من از هفت بار مردن بدتر است

علت آن را سئوال از ميخ در كن اي بلال

4- من مرغ عشق حيدرم، زخمي شده بال و پرم

مشخصات

مناسبت شهادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

من مرغ عشق حيدرم، زخمي شده بال و پرم

كارم رسيد به جايي كه، رو مي گيرم از شوهرم

دلم گرفته به خدا، خسته شدم

ديگه شبيه مرغ، پر بسته شدم

رمق نمونده به تنم، پيش علي جون مي كنم

رفيق نيمه راه شدم، سربار مرتضي شدم

آه، از اين حال خراب، مي رم ز دست بوتراب(2)

اي قبلگاه عالمين، مادر بيمار حسين

*****

از خون زخماي تنم، مي چسبه بر تن پيرهنم

مي ميرم و زنده مي شم، تا پيرهن و عوض كنم

موندم ميون، شهر پيغمبر غريب

زينب مي خونه، كنارم امن يجيب

امون ز شهر مدينه، خون مياد از زخم سينه

كبود ز سر تا پا همه، لكه ي خون تو چشمامه

آه، از اين حال خراب، مي رم ز دست بوتراب(2)

اي قبلگاه عالمين، مادر بيمار حسين

*****

بار سفر رو بسته اي، مگه ز حيدر خسته اي

اينقدر حلاليت نخواه، دل منو شكسته اي

با اون نگاهت، دلمو مي سوزوني

بگو كه زهرا، پيش حيدر مي موني

آتيش نزن به هست من، توئي عصاي دست من

داري عذابم مي كني، خونه خرابم مي كني

آه، از اين حال خراب، مي رم ز دست بوتراب(2)

اي قبلگاه عالمين، مادر بيمار حسين

*****

5- زينب اي يگانه، يادگار مادر

مشخصات

مناسبت شهادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

زينب اي يگانه، يادگار مادر

ياور ولايت، افتخار مادر

تو اميد زهرايي افتخار بابايي

اي عزيز مادر، اي عزيز مادر

*****

به من تو هستي، حامي ولايت

با دست شكسته، مي كنم دعايت

تو دعا به بابا كن، عقده از دلش واكن

اي عزيز مادر، اي عزيز مادر

*****

بعد من تو ديگر، مادر حسيني

تا كنار گودال، ياور حسيني

كربلا شوي تنها، در ميان دشمن ها

اي عزيز مادر، اي عزيز مادر

*****

مثل مادر خود، در كنار خانه

كن براي بابا، گريه مخفيانه

اي مرا چراغ دل، از پدر مشو غافل

اي عزيز مادر، اي عزيز مادر

*****

ماجراي كوچه، از حسن نپرسي

وز پدر تو سرّ ، پيرهن نپرسي

يار و همدم مادر، محرم غم مادر

اي عزيز مادر، اي عزيز مادر

*****

گريه بهر بابا، مخفي از پدر كن

چادر مرا هر، نيمه شب به سر كن

بعد هر دعا بنشين، بر مغيره كن نفرين

اي عزيز مادر، اي عزيز مادر

*****

بر پدر دعا كن، با برادرت باش

در نماز شب هم، ياد مادرت باش

ديدم آخرين بارت، دست حق نگهدارت

اي عزيز مادر، اي عزيز مادر

*****

6- مادرا برگو، بر پرستارت

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

مادرا برگو، بر پرستارت

كي شفا بيابد، جسم بيمارت

يا مرو اي مادر من از بر من

يا مرا با خود ببر اي مادر من

كن مدد اي حي داور، من بميرم جاي مادر

*****

چشم خود وا كن، يار مجروحم

در پي ات از تن، مي رود روحم

خانه دار كوچكت خانه خراب است

دختر دردانه ات در پيچ و تاب است

چاره كن اي چاره سازم، جاي تو من جان ببازم

*****

در برت مادر، مي زنم بر سر

گشته ذكر من، مادر اي مادر

يادگاري مانده از تو روي ديوار

خون پاكت مانده بر ديوار و مسمار

كن مدد اي حي داور، من بميرم جاي مادر

*****

7- تو رفتي و من بيقرارم ، مادر ...

مشخصات

مناسبت بعد از شهادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

تو رفتي و من بيقرارم ، مادر، بيا لحظه اي در كنارم

*****

بغل وا كن اي مادر امشب

كه سايم بپايت سر امشب

ندارم جز اين آرزويي

كه گيري مرا در بر امشب

منم دختر بي شكيبت، مادر، ز خاك تو سر بر ندارم

*****

چه كم مي شود بار ديگر

ترا در بر اي گل بگيرم

بود آرزويم كه شايد

در آغوش پاكت بميرم

گلم مهربانم بهارم، مادر، تويي ماه شبهاي تارم

*****

من و ماتم و داغداري

من و بي كسي بيقراري

بجز من كه ديده بعالم

كه طفلي كند خانه داري

گلم مهربانم بهارم، مادر، تويي ماه شبهاي تارم

*****

من و ياد راز و نيازت

من و شعله ي سوز و سازت

روم مخفي از چشم بابا

زنم بوسه بر جانمازت

كه سجاده ي با صفايت، مادر، بود بهترين يادگارم

*****

8- هر چند پر شكسته شدي و نمي پري

مشخصات

مناسبت شهادت

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

هر چند پر شكسته شدي و نمي پري

اما هنوز مثل هميشه كبوتري

شكر خدا كه پا شدي و راه مي روي

انگار فاطمه كمي امروز بهتري

با اين قنوت نا متعادل چه مي كني

داري دعا به خانه ي همسايه مي بري

بانو تو را قسم به دلم احتياط كن

وقتي كه دست جانب دستاس مي بري

حتي براي دلخوشي ما چه خوب شد

مشغول كار خانه شدي روز آخري

9- حتي اگر مي ماند اين پر، پر نمي شد

مشخصات

مناسبت بعد از شهادت

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

حتي اگر مي ماند اين پر، پر نمي شد

آغوش او آغوش يك مادر نمي شد

پروانه ي زخمي اين خانه نمي ماند

حتي اگر همرنگ خاكستر نمي شد

حتي اگ بازوي او هم خوب مي شد

زخم عميق سينه اش بهتر نمي شد

حتي به خانه يك شب اندر اين سه ماهه

با سبزي لبخند مادر سر نمي شد

مادر كه رفت و كار بابا گوشه گيري است

آه اي خدا ديگر از اين بدتر نمي شد

ديشب شنيدم زير لب بابا به خود گفت

اي كاش اصلا نام من حيدر نمي شد

10- فاطمه ام ابيهاست تعجب نكنيد

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

فاطمه ام ابيهاست تعجب نكنيد

مادر ما سينه زنهاست تعجب نكنيد

فاطمه يا زهرا (2)

*****

آيت سرمد سرّ ازلي فاطمه است

منبع شعشعه ي نور جلي فاطمه است

دُر احمد گل بي خار علي فاطمه است

فاطمه گويش دانشكده ي قرآن است

فاطمه جوشش يك چشمه ي بي پايان است

فاطمه رويش نخل شرف و ايمان است

گل زهرا چمن آراست تعجب نكنيد

فاطمه يا زهرا (2)

*****

فاطمه باغ گلاب است خدا مي داند

فاطمه گوهر ناب است خدا مي داند

فاطمه درس حجاب است خدا مي داند

دلش از غصه كباب است خدا مي داند

فاطمه واژه ي زيباست تعجب نكنيد

فاطمه يا زهرا (2)

*****

عفت و عصمت مطلق صفت فاطمه است

شرف و شرم و حيا مرتبت فاطمه است

معرفت هم خجل از معرفت فاطمه است

قدرت چرخ دليل هنر فاطمه است

كل عالم به طفيل پدر فاطمه است

كربلا صحنه ي سرخ پسر فاطمه است

فاطمه يا زهرا (2)

*****

11- كنار بسترت عزاداري كنم

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

كنار بسترت عزاداري كنم

به بيمار علي پرستاري كنم

بود حيدر غريب، بخوان امن يجيب

مي لرزد دست و پاي تو، شانه ام شد عصاي تو

اي واي از روضه هاي تو

مادر مادر مرو مرو(3)

*****

اجابت مي شود دعايت مادرم

اگر خواهي ز حق شفايت مادرم

بيا بهر خدا، دلم را خوش نما

مثل چشمان دخترت، خون مي چكد ز بسترت

مگر چه آمده سرت

مادر مادر مرو مرو(3)

*****

12- شباي فاطميه و شباي غربت و غمه

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

شباي فاطميه و شباي غربت و غمه

اين شبا قدّ مادري از درد و غصه ها خمه

با اين كه شبهاي عزاي بي بي فاطمه است ولي

بياين كه بيشتر بسوزيم براي غربت علي

دلها غمينه، بريم مدينه

اين شبا مولا، خونه نشينه

آه و واويلا(4)

*****

اي ياس مهربون من اي همه ي دلخوشيم

روزي يه برگت مي ريزه ببين داري مي كُشيم

از صحن چشمات فاطمه يه كم برا دلم ببار

حرف جدايي رو نزن علي رو از پا در نيار

اي همزبونم، يار جوونم

يادته گفتي، پيشت مي مونم

آه و واويلا(4)

*****

ببين دل دختركت گرفته و در مَحَنه

نمي ذاره كسي به جز تو به موهاش دست بزنه

ميگه فقط مادر بايد موي منو شونه كنه

به گريه ميگه زوده زينب كاراي خونه كنه

بري ستاره، هر شب مي باره

زينب عروسيش، مادر نداره

آه و واويلا(4)

*****

13- آن دم كه در پس در پهلوي من شكستند

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

آن دم كه در پس در پهلوي من شكستند

فرياد من در آنجا علي علي علي بود

بر روي سينه ي من با ميخ در نوشتند

اين مزد گفتن يا علي علي علي بود

من هم به روي سينه با ميخ در نوشتم

تنها گناه زهرا علي علي علي بود

در بين آتش و دود چون مي زدم پر و بال

مرهم به دردم آنجا علي علي علي بود

من پشت در فتادم در كوچه خيل مردم

مظلوم ميان آنها علي علي علي بود

با ريسمان كشيدند او را به سوي مسجد

پاي برهنه تنها علي علي علي بود

14- خدا مادرامونو برامون نگه داره

مشخصات

مناسبت فاطميه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

خدا مادرامونو برامون نگه داره

با دعاي مادره داره چشمام مي باره

با دعاي مادرم بوده سينه زن شدم

من ديوونه ي حسين عاشق حسن شدم

الهي كه مادري نميره تو جووني

نشينه تو هيچ دلي غم بي همزبوني

زينب و بيقراري واي واي واي واي

زينب و خونه داري واي واي واي واي

زينب و آه و زاري واي واي واي واي

مادر و بي مزاري واي واي واي واي

مادر مادر مادر (3)

*****

غم غربت علي عالمو مي سوزونه

تنها سينه ي يه چاه غصه هاشو مي دونه

داره چاووش مي خونه نوحه خون كوثره

برا بچه هاش علي هم پدر هم مادره

مرد دلير خيبر واي واي واي واي

ز پا نشسته مضطر واي واي واي واي

صاحب ذوالفقاره واي واي واي واي

غريب روزگاره واي واي واي واي

مادر مادر مادر (3)

*****

سر سفره ي پدر عاشق مولا شدم

با دعاي مادرم مست كربلا شدم

تا كه اسم كربلا ميادش دل مي گيره

هر دلي مي خواد برا شه بي سر بميره

اسم حسين شنيدن واي واي واي واي

دل از همه بريدن واي واي واي واي

هميشه غرق آهم واي واي واي واي

دلخون قتلگاهم واي واي واي واي

مادر مادر مادر (3)

*****

15- وقتي كه ديدم دلت حيدريه

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

وقتي كه ديدم دلت حيدريه

روي سينه ات مدال نوكريه

اجازه دادم برام گريه كني

تا همه بگن اينم مادريه

آتيش دلم غمو آب مي كنه

جگر هر آدمو آب مي كنه

غصه ها مو كه مي خوني نسوزي

آخه داره خودمو آب مي كنه

روز غربت فراموشم نمي شه

شب وحشت فراموشم نمي شه

اون روزي كه دومي وقت غروب

نيتش كشتن گل با غنچه بود

بوي آتيش بوي خون و بوي دود

همه ي خونمون و گرفته بود

بوي يك غنچه ي پرپر مي رسيد

بوي داغ دل مادر مي رسيد

خودمو نقش رو ديوار مي ديدم

رو سرم يه دنيا آوار مي ديدم

چشم بچه ها به من بود ولي من

ديگه حتي زينب و تار مي ديدم

16- اي همسر گرامي پيغمبر

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي همسر گرامي پيغمبر

ام الائمه فاطمه را مادر

تبريك جنّ و انس گوارايت

كامشب خداي داده تو را كوثر

اين است نخل آرزوي طاها

اين است ميوة دل پيغمبر

اين است جان پاك رسول ا...

اين است بر جمال خدا مظهر

اين است آن سپهر كه آينده

سادات عالمند ورا اختر

از منطقش صداي خدا بشنو

در صورتش جمال خدا بنگر

لبخند مي زنند به رخسارش

سارا و مريم، آسيه و هاجر

برگير رو نما ز رسول الله

تا بنگرد به صورت اين دختر

تو هست خويش را به خدا دادي

حق هديه كرد بر تو چنين گوهر

اين گوهري كه داد خدا بر تو

در مخزنش نداشت از اين بهتر

اين است بر رجال جهان بانو

اين است بر زنان جنان سرور

انسيه صورت است و محمد خو

حوريه سيرت است و خدا منظر

در حيرتم كه فاطمه آوردي

يا زاده اي پيامبري ديگر

خوانم خداش، نيست خدا راضي

گويم بشر بشر نكند باور

دُرَي كه داشت، در يم رحمت جا

سيبي كه بود، نخل خدا را بر

اين است دختري كه خداوندش

فرموده است، فاطمه اطهر

افضل ز انبياست به جز احمد

برتر ز اولياست به جز حيدر

با اين همه رسول خدا بوسيد

او را جبين و صورت و دست و سر

هم شخص مصطفاش مديحت خوان

هم نطق مرتضاش ثنا گستر

انسيه اي كه خواجة لولاكش

بگرفته چون كتاب خدا

در بر

حوريه اي كه پيش تر از خلقت

آغوش كبرياش شدي بستر

آرد نماز سجده به پاي او

بر خاك بندگي چو گذارد سر

در زير پاي فضه ي دربارش

روح القدس گشوده ز هم شهپر

خورشيد، بي فروغ تجلايش

چون آتشي است در دل خاكستر

چشمي كه از خداش جدا بيند

گردد شعاع مهر در آن خنجر

جز مهر او نجوشدم از سينه

جز وصف او نرويدم از حنجر

جز ذكر او نگفته ام از آغاز

جز مدح او نگويم تا آخر

بي مهر او قسم به خدا هرگز

جنت به هيچ كس نگشايد در

پيغمبري نجات نخواهد يافت

بي دوستي فاطمه در محشر

بر خاك فضه اش نرسد هرگز

عالم اگر شود همه سيم و زر

با يك اشاره اش همگي سلمان

با يك نظاره اش همگان بوذر

متن اوامرش همه جا معروف

كل نواهيش همه از منكر

يك لحظه دل برد ز دو صد يوسف

چشم افكند اگر به روي قنبر

پاي محب او به سر رضوان

جاي عدوي او به دل آذر

شد يك تنه سپاه علي ، نگذاشت

يك موي كم شود ز سر حيدر

يك شهر با علي همگي دشمن

يك فاطمه بر او شده يك لشكر

صحرا و خانه و اُحد و مسجد

شد در حمايت علي اش سنگر

تا روز حشر بحر ولايت را

كشتي علي است، فاطمه اش لنگر

«ميثم» بگير درس ولايت را

زين مادر حسين و حسن پرور

17- آسمان امشب تا سحرگاهان ....

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده

0

متن شعر

آسمان امشب تا سحرگاهان بر سر مكه ريزد ستاره

خواجه ي عالم شخص پيغمبر بر رخ كوثر دارد نظاره

نور سرمد خوش آمد دخت احمد خوش آمد

كوث_ر از ج_انب ح_ق ب__ر محمّد خوش آمد

عيد زهرا مبارك عيد زهرا مبارك

*****

داور سبحان خالق من_ان بر رسول خود كوثر عطا كرد

كوري چشم دشمن ابتر حق به پيغمبر دختر عطا كرد

عيد ام ابيهاست جشن ياسين و طاهاست

ليله الق__در ق__رآن عصمت ا... يكت_است

عيد زهرا مبارك عيد زهرا مبارك

*****

اي كرم داران خواجه عالم در بغل امشب دارد كريمه

ذات پاك حق بر گنهكاران از كرم امشب بخشد وليمه

آم_ده ج_ان احم_د عصمت حي سرمد

بر محبان زهرا داده عيدي محمّد

عيد زهرا مبارك عيد زهرا مبارك

*****

اي خديجه اين عصمت داور دخت پيغمبر اين مادر ماست

سايه مهرش هم در اين دنيا هم در آن دنيا روي سرماست

م_ادر آدم اس_ت اي_ن دختر خاتم است اين

برتر از هاجر است و بهتر از مريم است اين

عيد زهرا مبارك عيد زهرا مبارك

*****

ما كه در محشر فاطمه داريم ديگر از محشر باكي نداريم

ب_ر ك_ف پ_اي ناق_ه ي زه_را در همان صحرا صورت گذاريم

هر كه زهرا ندارد در جنان جا ندارد

بي ت_ولاي زه__را دي_ن و دنيا ندارد

عيد زهرا مبارك عيد زهرا مبارك

*****

18- احمدا فخر نما، ما به تو كوثر داديم

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب تركيب بند

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

احمدا فخر نما، ما به تو كوثر داديم

كوث_ري پاك ت_ر از روح مطه_ر داديم

بع_د ق_رآن ب_ه ت_و قرآن مكرر داديم

بهترين گوهر خود را به پيمبر داديم

قدر اين گوهر يكدانه بدان پيغمبر

اي_ن ب_وَد كوثر تو، صلّ لربك، وانحر

*****

خصم تو ابتر و ش_أن تو به قرآن اين است

يمِ ن_ور و ص_دف لؤلؤ و مرج_ان اين است

پيكر خوب تر از جانِ تو را جان، اين است

دخت تو، كفو عل_ي، مام امامان اين است

ملك و روح كن_د فخر به ريحانه ي تو

بحر توحيد، شرف يافت ز دردانه ي تو

*****

نور اگر خلق ش_د از جل_وه ي رب_اني اوست

وج_ه نادي_ده ي م_ا ص_ورت ن_وراني اوست

چ_ارده اخت_ر توحي_د ب_ه پيشاني اوست

ذكر جن و ملك و حور، ثناخواني اوست

اين همان خير كثير است كه در قرآن است

ه__ل ات__ي و زم_ر و بيّن__ه و فرق__ان است

*****

اين هم__ان فاطم_ه ي ماست، كم_الش بنگر

س__وره ي ن__ور بخ_وان و ب__ه جم_الش بنگر

تو ك_ه خود خلق عظيمي به خصالش بنگر

اوست همچون تو، تويي او، به جلالش بنگر

صل_وات از ط_رف م_ا و تو و شوهر او

به چنين دختر و مام و پسر و دختر او

*****

ليله الق__درِ ت_و و فاطمه ي ما اين است

برتر از آسيه و مريم و حوا اين است

آيت العظم__ي، صديق__ه ي كبري اين است

روح ما بين دو پهلوي تو زهرا اين است

به

خديجه بده از جانب ما اين پيغام

كه ز ما بر تو و بر فاطمه ات باد سلام

*****

اين چ__راغ سح_ر تو است، مبارك باشد

هم صدف هم گهر تو است، مبارك باشد

ب_اغ و نخ_ل ثم_ر تو است، مبارك باشد

پ_اره اي از جگ__ر تو است، مبارك باشد

مكتب زنده ي توحيد، از او مي ماند

تا ابد نسل تو جاويد از او مي ماند

*****

مصدر علم خدا، بانوي عالم، زهراست

م_ادر آدم و ريحان_ه ي خات__م زهراست

برتر از آسيه و هاجر و مريم زهراست

راضيه، مرضيه، زهراي مكرم، زهراست

سر و جان هم_ه خوبان جهان قربانش

نه شفاعت كه قيامت همه در فرمانش

*****

كيست زهرا؟ كه خدا نازد بر خلقت او

طينت ختم رسل مي دمد از خصلت او

ب_وي «تطهير» دهد پيرهنِ عصمت او

جاي گلبوسه ي احمد به سر و صورت او

اولي_ا لال__ه ي خندان گلستان وي اند

انبيا روز جزا دست به دامان وي اند

*****

انبي_ا خ_م ب__ه حضورش همه حتي پدرش

م__لك و روح، پ_ر و ب__ال زن__د دور سرش

چون عل__ي پيره__ن سب__ز ولايت به برش

عزت و غيرت و مردي و شرف، خاكِ درش

نه عجب فضه ز مريم دل اگر بربايد

ي__ا ك__ه از قنب_ر او كار مسيحا آيد

*****

روز محشر سخن عالميان يا زهراست

دستگيري همه خلق خدا با زهراست

بان__وي ملك خداوند تعالي زهراست

ذكر سادات بني فاطمه زهرا زهراست

آري آن روز كه عجز همه را مي نگرند

ع__زت و سلطنت فاطم_ه را مي نگرند

*****

به امامان قس_م آن روز، امامت با اوست

به كريمان دو عالم، كه كرامت با اوست

انبي_ا يكس__ره گوين_د: زعامت با اوست

به خ_دا رهب__ريِ روز

قي__امت با اوست

فاطم_ه روز ج_زا مادر رستاخيز است

چادر خاكي او بر همه دست آويز است

*****

صحن_ه ي محش_ر، برپ_ا نشود بي زهرا

درِ رحمت به كسي وا نشود بي زهرا

هيچ پرونده اي امض_ا نش_ود بي زهرا

هي_چ قانون_ي، اج__را نشود بي زهرا

اگر از روز جزا واهمه داريم همه

به عنايات خدا فاطمه داريم همه

*****

اي ب__ه فرمان خداي احد داور تو

دوزخ و نار به فرمان تو و شوهر تو

پدران_م ب__ه ف_داي پدر و مادر تو

مادرانم به ف_داي پسر و دخت_ر تو

ب__ا هم__ه دام_نِ آل__وده و ك__وه گنه_ي

چه شود گر كني از لطف به «ميثم» نگهي

*****

19- محيط نامتناهي ز نور شد سرشار

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

محيط نامتناهي ز نور شد سرشار

مگ_ر ولادت خت__م رس__ل ش__ده تك_رار

س_لام داده ب__ر اي_ن جل_وهْ خالق هستي

قي__ام ك__رده ب_ر اي_ن ن_ور، احمد مختار

خ_داي عزّوج__لّ كوث__ري ب_ه احمد داد

ك_ه ق_در او را در «قدر»، كرده خود اقرار

گرفت هستِ خدا را خديجه از احمد

چنانك_ه در ره حق كرد هست خود ايثار

چگون_ه فاطم_ه را هستِ حق نخوانم من

كه بسته است ب_ه او هستِ حضرت دادار

بدون فاطمه گ_ردون ز هم فرو مي ريخت

ب_دون فاطم_ه عال__م نم__ي گرفت ق_رار

اگ_ر ز خ_لقت او دس_ت م__ي كشيد خدا

قس_م ب_ه او ك_ه نمي داد نخل هستي بار

سلام خلق به زهرا كه ذات حق ب_ه نب_ي

رسان_ده اس__ت س__لام ورا ه__زاران ب_ار

يكي به موي وي و ديگري به روي، شبيه

از آن كنن_د تف__اخر، هم_اره لي_ل و نهار

ب_هشت وحي ز انف_اس ق_دس او سرسبز

دل نب_ي ب_ه تماش_اي اوس_ت ب_اغ به_ار

ف___داي خ__اك ني__ا و تب__ار او باي___د

ه_ر آنچه ب_ودِ ني_ا و هر آنچه هست تبار

چو بابِ خان_ه او، جبرئيل خواهد سوخت

ب__دون اذن_ش اگ__ر در حري__م يابد بار

اگ__ر نب__ود تج__لاي روي او، ت_ا حش_ر

تم_ام م_لك خ_دا ب_ود همچنان شبِ تار

ب__ه آه__وان تت__اري خب__ر دهيد همه

كه خاك مقدم زهرا كجا و مشك تتار؟!

جبين اوست منقش به نقش يا «قدوس»

حجاب اوست مزي_ن ب__ه ذكر يا «ستار»

ت_وان جم_ال خدا را به چشم دل ديدن

ز ن__ور ع__ارض او

ه__ر كج__ا بوَد آثار

رس_ول گفت «فداها» ب_ه وصف او، زيبد

كنن_د خ_لق خ_دا جان به مقدمش ايثار

كج_ا نوشت_ن اوص__اف او ب__وَد ممكن؟

بگ__و شون__د قل__م شاخ_ه شاخه ي اشجار

الا ت__و م__ام اولوالعظ__م انبي_ا هر پنج!

الا ت__و بان__وي س_ادات بان_وان هر چار!

جحيم، گر ت_و نگاهش كني حديقه ي گل

بهشت، ب__ي نگهت بوت_ه اي ب_وَد از خار

به ي__ك نگ_اه ش_ود زائ__ر خ_دا احمد

همي_ن ك__ه م_ي كند از م_اه عارضت ديدار

حي__ات م__ا ب_ه ولاي ت__و ب__وده از آغ__از

وگرن__ه يكس_ره بودي__م نق__ش ب__ر دي_وار

دعاي تو همه چون وحي، سركشيده به عرش

نم__از ت__وست، تماش__اي حض__رت دادار

اگ__ر چ__ه م__ا ز خط__ا از ت_و دور افتاديم

ت_و لطف و رحمت خ__ود را ز ما دريغ مدار

گن__اه ع__ادت م__ا و ك__رم سجيّ_ه ي توست

بي__ا ز شان__ه ي م__ا ك__وه ج__رم را ب__ردار

به بذل نان تو در عين ضعف جوع، سه شب

«ويطعم___ون عل__ي حبّ__ه» كن__د اق__رار

ش__ب زف__اف ك__ه دادي لباس نو به فقير

ك__رم ب__ه سج_ده فتاد و ز دست داد قرار

ت__و وج__ه داوري و ق__لبِ ق__لبِ ق_رآني

تو روح احمدي و ركنِ ركنِ هشت و چهار

ه__زار مرتب__ه از ت___ارك الصل__وه بت__ر

كسي كه بي تو كند سجده روز و شب بسيار

ك_ه گفت__ه اس__ت م_زاري نداري اي مادر!

ت_و را هميش__ه در آغ__وش كبرياست مزار

بگ__و ت__لاوت ق___رآن كنن__د در كعب__ه

ب_ه ل_حن حض_رت داوود و چش_مِ گوهربار

قس__م ب__ه خال_ق كعب_ه كه بي ولاي شما

هم__ان ت__لاوت ق__رآن ش__ود ش_راره ي نار

اگ__ر ع__دوي ت__و ب__اب و ب__رادرم باشد

ب__ه دوستي__ت، ز ب__اب و ب__رادرم بي_زار

اگ__ر

ب__ه روض__ه ي رضوان قدم نهم هر دم

ه__زار ب__ار ثن__اخوانمت چ__و م__رغ هزار

به رب كعبه قسم، از عذاب ايمن نيست

اگ_ر ك_ه خصم شما بر حرم نهد رخسار

به پ_اي ناق_ه ي ت_و روز حشر، يا زهرا

ب_رات عف__و بريزن__د از يمي__ن و يس_ار

همين كه ناقه ي تو رو كُند به ج_انب حشر

ش_ود قي__امت، از رح__مت خ_دا سرشار

به دوست_يِ تو از منكر و نكير چ_ه باك؟

بگ__و دهن__د ب__ه قب__رم ه__زاربار فشار

خطابه ه__اي ت__و قل_ب مدين_ه را سوزاند

تك_ان نخ__ورد قل__وب مهاج_ر و انص__ار

علي كه حصن حصين بود حي سرم_د را

ب_ه حف_ظ خانه ي او سينه ي تو گشت حص_ار

نخي_زد از دو لب_م جز صداي يا زهرا

ب__ه دادگ__اه اله__ي چ_و مي شوم احضار

اگر ك_ه ثبت ش_ود ن_ام م_ن به مصحف تو

جحي_م را كن_م از اش_ك ش_وق خود گلزار

كه جز تو نان به يتيم و اسير بخشد و، خود

ده__ان روزه كن__د ب__ا گرسنگ__ي افط_ار

تم__ام لِشك_ر شي__رخدا ت__و بودي و بس

ن_ه لشك_رش، سپرش بين آن در و دي_وار

ن__ه تي__غ پورم__رادي، نه زخم ه_اي احد

مصيب_ت ت__و ب__راي عل__ي ب__وَد دشوار

كت___اب مستن___دِ مكت___بِ ولاي_ت را

ب__ه سين__ه ي ت__و نوشتن__د با سرِ مسمار

ب__ده اج_ازه به شيعه كه در صف محشر

ز قات__لان ت__و يك ي__ك برآورن_د دم_ار

از آنكه كشت تو را پشت در سؤال كنند

ب__اي ذن__بٍ؟ پ__اسخ ب_ده جنايت كار!

ش__رار آه ت__و خي__زد ز سين_ه ي «ميثم»

اگر به شعله كشم عرش را عجب مشمار

20- مادر زهرا سلام حق به تو مادر

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار

حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

مادر زهرا سلام حق به تو مادر

فاطمه آورده اي براي پيمبر

سيب بهشت خداست در كف دستت

كآيد از او بوي ذات خالق اكبر

بيت نبوت نداشت مثل تو بانو

مادر گيتي نزاده مثل تو دختر

عقل به حيرت فتاده اينكه تو زادي

حضرت زهراست يا محمد ديگر

دسته گل آورده اند خيل ملايك

بهر تو از آيه هاي سوره ي كوثر

مخزن غيب خداي عز و جل را

گوهر نابي نبودي از اين بهتر

اينكه تو زادي بود تمام محمد

وينكه تو داري بود بتول مطهر

ليله ي قدرت مبارك است خديجه

قدر بدانش به حق خالق اكبر

طينتش از ميوه ي بهشت الهي

قابله اش مريم است و ساره و هاجر

سينه ي موساست طور معرفت او

روح مسيحا كشد به محضر او پر

حبل متين نجات ماست همانا

رشته اي از چادرش به عرصه ي محشر

فاطمه يعني تمام صورت قرآن

فاطمه يعني كمال احمد و حيدر

هر چه فشانند دُر، كم است به وصفش

خواجه ي اَسرا مگر فشاند گوهر

كوثر و طاها و قدر و نور بخوانيد

كآمده در شأن او ز حضرت داور

شك نكند كس، حقيقتي است مسلّم

اينكه به او متكي است، فاتح خيبر

گردون بي نام اوست، پايش در گل

خلقت بي مهر اوست، خاكش بر سر

تا كه شود جاي پاي فضه ي زهرا

رشك برد بر مدينه وادي مشعر

دخت پدر پرور است و امّ ابيها

بلكه فِداها به وصف اوست مكرر

احمد گويد مراست، روح دو پهلو

حيدرگويد مراست،

همدم همسر

خالق گويد مراست گوهر مكنون

قرآن گويد مراست سوره ي كوثر

حوا گويد مراست فاطمه بانو

مريم گويد مراست فاطمه رهبر

بر در بيت الولاش برده توسل

جن و ملك سر به سر ز ايمن و ايسر

قدر و شرف بين كه پنج بار شب و روز

احمد مرسل كند زيارت اين در

دل برد از صد هزار يوسف مصري

گر نظري افكند به صورت قنبر

مُلك الهي پر از ذَراري زهراست

تا كه شود كور چشم دشمن اَبتر

كيست به جز او كه زينب آرد و كلثوم

كيست كه چون او شُبير زايد و شبّر

اي صلوات خدا و خلق هماره

بر تو و نسل مطهر تو سراسر

دختر پيغمبري و مادر بابا

اي پدر و مادرم فداي تو دختر

عطر بهشت خداست در نفس تو

روح محمد زبوي توست معطر

تو ز علي هستي و علي بود از تو

ختم رسل عاشق شما زن و شوهر

گر همه هفت آسمان شوند صحيفه

مدح تو نايد ز خلق اول و آخر

ملك وجود از قدوم توست مصفا

باغ جنان با تبسم تو منور

عالم هستي فنا و نور تو باقي

صادر اول خدا، وجود تو مصدر

روزي «ميثم» ثناي توست هماره

لطف توأش بوده از نخست مقدر

21- ام ابيها خوش آمدي

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

ام ابيها خوش آمدي

دختر طاها خوش آمدي

كوثر و تطهير و قدر و نور

حضرت زهراخوش آمدي

هستي احمد خوش آمدي

روح محمد خوش آمدي

*****

دار و ندار پيمبري

كعبه اميد حيدري

راضيه، مرضيه، فاطمه

طاهره اي و مطهري

هستي احمد خوش آمدي

روح محمد خوش آمدي

*****

معني و مصداق كوثري

آينه حُسن داوري

بهتر و برتر ز ساره و

مريم و حوا و هاجري

هستي احمد خوش آمدي

روح محمد خوش آمدي

*****

امّ كتاب محمدي

كوثر ناب محمدي

اصل همه آيه هاي نور

فصل خطاب محمدي

هستي احمد خوش آمدي

روح محمد خوش آمدي

*****

اي همه عالم گداي تو

گفته محمد فداي تو

خوانده براي پيمبرش

ذات الهي ثناي تو

هستي احمد خوش آمدي

روح محمد خوش آمدي

*****

سيب بهشت خدا تويي

مشعل نور الهدي تويي

فاطمه تا لحظه ابد

فاطمه از ابتدا تويي

هستي احمد خوش آمدي

روح محمد خوش آمدي

*****

22- مادر سادات عالم عيد ميلادت مبارك

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

مادر سادات عالم عيد ميلادت مبارك

ام آدم دخت خاتم عيد ميلادت مبارك

تو وجه كبريا تو حسن داوري تو از سر تا قدم همه پيغمبري

صلوات خدا به محمّد

ك__ه ولادت فاطم_ه آمد

*****

آمدي اي جان احمد جان ما بادا فدايت

كبريا گويا درودت مصطفي خواند ثنايت

جمال سرمدي سرشت احمدي رياض عصمتي بهشتِ احمدي

صلوات خدا به محمّد

ك__ه ولادت فاطم_ه آمد

*****

جان شيرين محمّد شمع جمع انبيايي

ساي_ه ات ب_ر ف_رق عال__م آفتاب انبيايي

تمام مكه پر زعطر و بوي توست حرم پروان_ه چراغ روي توست

صلوات خدا به محمّد

ك__ه ولادت فاطم_ه آمد

*****

من نمي دانم كه هستم هر چه هستم با تو هستم

جان گرفت__م روي دست_م دل ب_ه اولاد تو بستم

تهي دستم ولي تو را دارم تو را نگيرد غي_ر تو كسي دست مرا

صلوات خدا به محمّد

ك__ه ولادت فاطم_ه آمد

*****

آسمان امشب بيفشان جاي گل ماه و ستاره

آفت__اب حس_ن احم_د س_رزد از مكه دوباره

بشارت فاطمه به دنيا آمده علي جان تهنيت كه زهرا آمده

صلوات خدا به محمّد

ك__ه ولادت فاطم_ه آمد

*****

عصمت ذات خداي حي سرمد آمد امشب

روح م_ا بين دو پهل_وي محمّد آمد امشب

تو از پيغمبران به جز احمد سري تو با نفس نبي علي همسنگري

صلوات خدا به محمّد

ك__ه ولادت فاطم_ه آمد

*****

23- مفتاح رموز اسم اعظم زهراست

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

مفتاح رموز اسم اعظم زهراست

تاج شرف آدم و خاتم زهراست

فرمود نبي ام ابيها زيرا

اصل سبب خلقت عالم زهراست

24- امشب بر ختم الانبيا، كوثر بخشيده خدا

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

امشب بر ختم الانبيا، كوثر بخشيده خدا

امشب بر كل اوليا، مادر بخشيده خدا

امشب بر مرتضي علي، ياور بخشيده خدا

امشب بر خيل حوريان، سرور بخشيده خدا

عيد اولاد احمد است، روشن چشم محمد است

دخت پيمبر: يا زهرا، عصمت داور: يا زهرا

روح مصور: يا زهرا، هستي حيدر: يا زهرا

يا زهرا يا زهرا، ميلادت مبارك(2)

*****

امشب پيغمبر خدا، قرآن دارد به بغل

امشب بانوي بيت وحي، ريحان دارد به بغل

امشب درياي معرفت، مرجان دارد به بغل

امشب جان همه جهان، جانان دارد به بغل

عصمت سرمد: يا زهرا، هستي احمد: يا زهرا

جان محمد: يا زهرا، روح مجرد: يا زهرا

يا زهرا يا زهرا، ميلادت مبارك(2)

*****

اي رخسار خداييت قرآن ختم رسل

اي روح آسمانيت ريحان ختم رسل

قدر و تطهير و كوثر و فرقان ختم رسل

مادر قرآن: يا زهرا، همسر ياور: يا زهرا

محور قرآن: يا زهرا، همسر قرآن: يا زهرا

يا زهرا يا زهرا، ميلادت مبارك(2)

*****

اي غرقه ي بوسه ي نبي دست و پيشاني تو

دُر لبخند مصطفي بادا ارزاني تو

اي عرش و فرش كبريا بزم مهماني تو

دل برده از رسول حق روي نوراني تو

خاتون روز محشري بر كل شيعه مادري

بانوي عالم: يا زهرا، مادر آدم: يا زهرا

نير اعظم: يا زهرا، جان مجسم: يا زهرا

يا زهرا يا زهرا، ميلادت مبارك(2)

*****

25- خديجه كوثر آوردي مبارك

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

خديجه كوثر آوردي مبارك

جمال داور آوردي مبارك

نبي را دختر آوردي مبارك

علي را همسر آوردي مبارك

اي دخت پيمبر، اي سوره ي كوثر

زهرا زهرا ميلادت مبارك

ميلادت مبارك

*****

نبوت را فروزان اختر است اين

محمد را گرامي دختر است اين

ولايت را يگانه مادر است اين

اميرالمومنين را ياور است اين

اي عصمت داور، اي هستي حيدر

زهرا زهرا ميلادت مبارك

ميلادت مبارك

*****

كتاب الله مرآت جمالش

سلام الله بر قدر و جلالش

محمد خرم از خلق و خصالش

اميرالمومنين محو كمالش

اي بحر عنايت، اي مام ولايت

زهرا زهرا ميلادت مبارك

ميلادت مبارك

*****

صفورا! آسيه! مريم! كجاييد

همه از گلشن رضوان بياييد

ثناي دخت پيغمبر سراييد

تبسم بر رخ زهرا نماييد

اي ام ابيها، آيينه ي طاها

زهرا زهرا ميلادت مبارك

ميلادت مبارك

*****

تو دخت رحمت للعالميني

تو تنها مادر قرآن و ديني

تو حبل محكم حبل المتيني

طرفدار اميرالمومنيني

ممدوحه ي سرمد، محبوبه ي احمد

زهرا زهرا ميلادت مبارك

ميلادت مبارك

*****

ولايت مثل تو مادر ندارد

محمد مثل تو دختر ندارد

خدا مانند تو كوثر ندارد

علي مانند تو ياور ندارد

اي شمسه ي، عصمت اي روح محبت

زهرا زهرا ميلادت مبارك

ميلادت مبارك

*****

26- بزمي به حريم كبريا بر پا شد

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

بزمي به حريم كبريا بر پا شد

كوثر ز خدا به مصطفي اعطا شد

هر قطره كه ز آب كوثر افتاد به خاك

صد شاخه گل محمدي پيدا شد

27- روزيكه گل خلقت زهرا بشكفت

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

روزيكه گل خلقت زهرا بشكفت

در عرش فرشته اشك شادي مي سفت

ميلاد سعيد حضرت زهرا را

تبريك به صاحب الزمان بايد گفت

28- يارب نظري ز مرحمت بر ما كن

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

يارب نظري ز مرحمت بر ما كن

لطفي تو به ما به حرمت زهرا كن

امشب به حق فاطمه و ميلادش

امر فرج مهدي او امضا كن

29- فرشته ها از جان ...

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

فرشته ها از جان ز جا همه برخيزيد

بپاي كوثر از جان طبق طبق گل ريزيد

قبله حاجات آمده ، مادر سادات آمده2

آمده زهرا گل باغ خدا ، سوره كوثر عزيز مصطفي

مصحف عشق علي مرتضي

زهرا يا زهرا يا زهرا يا زهرا(3)

*****

ز جان و دل پيغمبر گرفته در آغوشش

به چشم تر مي گويد علي علي در گوشش

اي خدا را بود و نبود ، كعبه غم ياس كبود2

آمده زهرا گل باغ خدا ، سوره كوثر عزيز مصطفي

مصحف عشق علي مرتضي

زهرا يا زهرا يا زهرا يا زهرا(3)

*****

تمام نور هستي ز پرتو روبندت

دل از خدايت برده نسيم هر لبخندت

دل ز غيرت گسته ام ، سرراهت نشسته ام2

آمده زهرا گل باغ خدا ، سوره كوثر عزيز مصطفي

مصحف عشق علي مرتضي

زهرا يا زهرا يا زهرا يا زهرا(3)

*****

30- از مشد امام رضا داد مزنم ولائيم

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

از مشد امام رضا داد مزنم ولائيم

آي همه مردم بدنن زهرائيم زهرائيم

موخاك پايي بي بي ر به هر دو دنيا نمدم

خدا گواهه جون مدم به دشمناش پا نمدم

اگه تمام عالمه با هر چي هس به مو بدن

يك ذره از محبت حضرت زهرا نمدم

*****

اي شده از ولادتت روز شب سياه مو

بدست با كفايتت بشه گل نگاه مو

اگر چه خيلي خيليه خطاي مو گناه مو

ز مرحمت نظر نما به حالت تباه مو

*****

بيا به عشق فاطمه نعره حيدري بزن

بيا و مثل كفترا بسوي او پري بزن

آي عزيز مصطفي آي اميد فاطمه

شبي كه مردم آقاجون به نوكرت سري بزن

*****

31- چون اذان گوي نبي نيمه شبي

مشخصات

مناسبت داستاني

سبك ولادتي

قالب قصيده

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

چون اذان گوي نبي نيمه شبي

ديد در رؤيا گل روي نبي

حال پيغمبر پريشان مي نمود

محنتي حاكي در ايشان مي نمود

گفت با او اين مؤذن با ادب

يا اب الزهرا چه باشد اين سبب

با بلال آن لحظه فرمود از ملال

بي وفا هرگز نبودي اي بلال

دخترم زهرا غريب يثرب است

آفتاب عمر او در مغرب است

خيز از گوشه نشيني كن حذر

در دلت نيت نما عزم سفر

ناگهان بيدار شد از خواب ناز

كرد با خلاق خود راز و نياز

اين چه خوابي بود يارب ديده ام

يار را نالان دل شب ديده ام

واله و حيران زجا برخواست زار

زد به راه و رفت سوي شهريار

چون سوي دروازه ي يثرب شتافت

شهر احمد را دگرگون باز يافت

نخل اميد دلش بي برگ ديد

كوچه ها را در سكوت مرگ ديد

بود يثرب در فضاي ديگري

كوچه در حال و هواي ديگري

ديد درب بيت حيدر سوخته

گفت يارب از چه اين در سوخته؟

چيست يارب علت اين شور و شر

جاي پاي سامري مانده به در

پاك از چشم تر خود آب كرد

با دل بشكسته دق الباب كرد

يك صداي آشنا آمد به گوش

گفت : آيا كيستي با اين خروش؟

گفت : در را باز كن اي ممتحن

اي به قربان صدايت يا حسن

من بلالم خسته از راه آمدم

با اميدي سوي درگاه آمدم

آشنا هستم غريبه نيستم

آگه از حال حبيبه نيستم

باز شد درب و حسن با اشك و آه

سوي مولا بهر او بگشود راه

با فغان و گريه و نازك دلي

بوسه ها زد بر قدمهاي علي

ماجراي خواب را تعريف كرد

قدري از وصف نبي

توصيف كرد

مرتضي هم ماجرا را باز گفت

قدري از آن را به رمز و راز گفت

گفت با فرياد و ناله آن غلام

رخصتي تا گيرم از خصم انتقام

گفت مولا از پيمبر ياد كن

خيز و ما را با اذان امداد كن

گر چه زهرا نيمه جان است اي بلال

سخت دلتنگ اذان است اي بلال

بر مناره چون مؤذن ايستاد

ياد ايام خوش احمد فتاد

صوت او چون از مناره شد بلند

جسم كوثر گوئيا شد بند بند

چون بلال ا... اكبر مي سرود

آه زهرا كرد تا جنت صعود

چون به نام نامي احمد رسيد

واي من رنگ از رخ كوثر پريد

مادرم طاقت ندارد واي من

يا الهي رحم بر باباي من

32- اي خدا من عاشق مدينه ام

مشخصات

مناسبت مدينه

سبك ولادتي

قالب فولكوريك

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي خدا من عاشق مدينه ام

داغ اون آتيش زده به سينه ام

عمريه مي گم با اشك و زمزممه

كي مي شه بيام بقيع فاطمه

پشت ديوار بقيع صفا داره

هر دلي نواي آشنا داره

يكي ميگه اي خدا ممنونتم

چند روزي تو مدينه مهمونتم

يه طرف قبر امام حسنه

تربت پاك غريب وطنه

بعد او تربت زين العابدين

شاهد غربت زين العابدين

پيش اون قبر امام پنجمه

خاك او سرمه ي چشم مردمه

ديگري قبر امام صادقه

تربت امام بر حق ، ناطقه

اما هر چي تو بقيع نگا كني

نمي توني قبري رو پيدا كني

قبري كه هست آرزوي ما همه

تربت غريب بي بي فاطمه

يه نفر تو مدينه دلش خونه

تو بقيع شبهاي جمعه مهمونه

بگم اون كيه ؟ امام زمونه

جاي قبر مادر و خوب ميدونه

مياد اونجا پيش مادر مي شينه

گل اشك از باغ چشماش مي چينه

ميگه مادر قربون وجود تو

قربون اون صورت كبود تو

رنگ غم شده همه تار و پودم

كاشكي من بجات سيلي خورده بودم

33- نصف شب مدينه عجب صفائي داره

مشخصات

مناسبت مدينه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 5

تعداد استفاده 0

متن شعر

نصف شب مدينه عجب صفائي داره

پشت بقيع كه مي رم حال و هوائي داره

فقط به عشق عباس ، ساقي نازنينم

مي رم كنار قبر ، ام البنين مي شينم

يا فاطمه يا زهرا (4)

*****

اگه آقام يه روزي و ا... برگرده پيشم

باهاش مي رم مدينه زائر زهرا مي شم

براش حرم مي سازم ، با گنبد طلائي

ديگه طاقت ندارم ، آقا پس كي مي آئي؟

يا فاطمه يا زهرا(4)

*****

34- نقاش ازل كه هر كه را نقشي داد

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

نقاش ازل كه هر كه را نقشي داد

مي خواست ميان خلق از او باشد ياد

در آينه عكس خويش را ديد و كشيد

و آنرا كه كشيد فاطمه نام نهاد

35- جهان سراسر چراغان ز نور ....

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

جهان سراسر چراغان ز نور روي زهرا شده

بهار دلهاي عشاق ز عطر و بوي زهرا شده

ذكر لبهاي همه ، اين سرود و زمزمه

آمدي خوش آمدي ، فاطمه يا فاطمه

فاطمه يا فاطمه (4)

*****

مدينه از نور زهرا سراسر همچون سينا شده

پيمبر از اين ولادت به سجده سوي يكتا شده

گويد اي پرودگار ، نخل دين بگرفته بار

كوثرم كردي عطا ، شكر و حمد بي شمار

فاطمه يا فاطمه (4)

*****

وجود عالم زعشق و ولاي تو اي زهرا بود

كسي بعالم ترا كفو و همتايي چون مولا بود

مرتضي از بهر تو ، تو براي مرتضي

كرده خلقت از ازل ، خالق هستي خدا

فاطمه يا فاطمه(4)

*****

36- مه جبينا دل فداي نامت

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

مه جبينا دل فداي نامت

بهشت جان مني و منم غلامت

به صيد جان آمدي من اسير دامت

نذر تو جوانيم ، مرا نرانيم

چه سازم اي فاطمه جان كه قابل بدانيم

*****

بي بي جانم اي نو بهارم

عشقت باشد دارو ندارم

همه هستي من فداي تو ، دل و جان بريزم بپاي تو

تمام وجودم ، ذكر سجودم

بود و نبودم ، تويي زهرا

*****

گر چه من را نمي باشد دلي قابل ولي دل بر تو بستم

جان زينب مددي كن بيا نشكن دل زهرا پرستم

اي بهشت جاوداني ، هرگز مرا از درگه لطفت نراني

تمام وجودم ، ذكر سجودم

بود و نبودم ، تويي زهرا

*****

37- غزل بارونه امشب ، دلم مي خونه امشب

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع شور عاشقي 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

غزل بارونه امشب ، دلم مي خونه امشب

دلا درياست ، پر از غوغاست ، خدا با ماست

كه امشب شب زهراست

ميگه مولا ، كه با زهرا ، شب دنيا

چقدر قشنگ و زيباست

مدد زهرا(3) مدد حضرت زهرا(2)

*****

بگو خورشيد نخوابه ، بايد امشب بتابه

به مهموني ، تو مي دوني ، چراغوني

مدينه مي خواد امشب

همه عالم ، ز جزء و كل ، گل و بلبل

اومد مادر زينب

مدد زهرا (3) مدد حضرت زهرا(3)

*****

به تشنه كوثر آمد ، به شيعه مادر آمد

آهاي عالم ، آهاي دنيا ، بدون زهرا

ابدي ازليه

ازون اول ، تپش هاي ، دل زهرا

هميشه يا عليه

مدد زهرا (3) مدد حضرت زهرا(3)

*****

بدون جام و ساغر ، شدم سر مست كوثر

اگر رامم ، چو بد نامم ، بده جامم

ز پيمانه ي كوثر

بده جامي ، پياپي از ، بده مي از

سبوي كفو حيدر

مدد زهرا (3) مدد حضرت زهرا(3)

*****

الا اي بيقراران ، رسد بوي بهاران

در اين منظر ، غم دلبر ، مرا بهتر

ز دنيا و ز عقباست

مي بكرم ، همه فكرم ، همه ذكرم

حديث ياد زهراست

مدد زهرا (3) مدد حضرت زهرا(3)

*****

38- آي جماعت محبين علي : خبر داغ داغ

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع كبوتران حرم 22

تعداد استفاده 0

متن شعر

آي جماعت محبين علي : خبر داغ داغ

پيروان مكتب حق نبي : خبر داغ داغ

به نبي خدا داده فاطمه ، به غم علي داده خاتمه

اومده ام ابيها: اومده همسر مولا(2)

*****

بياييد با هم بگيم دسته جمي: زهرا يا زهرا

در خونه ي خدا بريم دمي : با يك يا زهرا

حق به جسم پيمبر جون داده ، قدرتش رو ببين نشون داده

ميگي نه بيا نگاه كن : چشماي دلت رو وا كن

اومده حضرت زهرا : اومده حضرت زهرا

*****

اي كه نور ديده هاي حيدري : عيدت مبارك

پسر فاطمه يابن عسكري : عيدت مبارك

جان زهرا بيا يابن الحسن ، كن عنايت به ما يابن الحسن ، سفر كرببلا يابن الحسن

دل ما گشته هوايي ، كه بشه كرببلايي

اومده ام ابيها ، اومده حضرت زهرا

*****

39- اشك در ديده ترم باشد

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اشك در ديده ترم باشد

شب ميلاد دلبرم باشد

اي سپهر رسول يا زهرا

اسم تو روح پيكرم باشد

جان منرا اگر پذيرايي

هديه روز مادرم باشد

40- شب ميلادكوثره ...

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك نوحه سنگين جديد

قالب آهنگين

شاعر عبدالكريمي مهدي

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

شب ميلاد كوثره ، شب ا... اكبره ، يكي داره دل مي بره

همه گل ميدن گل مي گيرن انگاري روز مادره

پرستوهاي خوش خبر خبر ميدن يار اومده

حضرت زهرا مادر عترت اطهار اومده

حضرت زهرا دخيلم دخيلم دخيلم

*****

مظهر آيات اومده ، يه علي مرآت اومده ، قبله حاجات اومده

مردم دنيا مادرم زهرا جدّه سادات اومده

هر كي ندونه تو ميدوني هستي من ز هست توست

اين دل من امانتي دو روز دنيا به دست توست

حضرت زهرا دخيلم دخيليم دخيلم

*****

اي مي من ساغر من ، تاج شاهي بر سر من ، تا تو هستي مادر من

ز تو ممنونم بتو مديونم كه گرفتار تو شدم

هر كي دلش گرفته و با اين بي بي كاري داره

امشب به اين بي بي بگه هر كي گرفتاري داره

حضرت زهرا دخيلم دخيلم دخيلم

*****

ايكه اسمت رمز بهشت ، رو دل اين بنده نوشت ، خدا با خط سرنوشت

اين گداي من آشناي من بخودم بخشيده شده

منكه شدم شرمنده تو به من تو آبرو دادي

كاش ببينم در روز جزا بازم به يادم افتادي

حضرت زهرا دخيليم دخيلم دخيلم

*****

آسمون زير پاي تو ، دنيا روي دستاي تو، از مقام والاي تو

روز ميلادت شده با يادت روز مادرهاي جهان

تو مادر كهكشوني و معلم ستاره اي

كن فيكون مي كني فقط توسط اشارتي

حضرت زهرا دخيلم دخيلم دخيلم

*****

41- درياي توكل است زهرا

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

درياي توكل است زهرا

سر فصل توسل است زهرا

ميلاد گل است گل بريزيد

فرمود: نبي ، گل است زهرا

42- زهرا كه رهش به جان و دل مي پوئيم

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

زهرا كه رهش به جان و دل مي پوئيم

با لطف خدا رضايتش مي جوئيم

تبريك ولادت گهربارش را

بر مهدي صاحب الزمان(عج) مي گوئيم

43- مژده اي اهل ولا كوثر آمد

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك شور سينه زني

قالب آهنگين

شاعر قانع ابراهيم

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

مژده اي اهل ولا كوثر آمد

با جلال كبريا كوثر آمد

حيدريون حيدريون حيدريون

همنشين مرتضي كوثر آمد

زهرا = دختر رسالت

زهرا = همسر ولايت

زهرا = مادر امامت

زهرا = بانوي بانوي هدايت

دوست دارم كه مهر تو داشته باشم

تا تموم خوبياتو داشته باشم

دوست دارم تو باشي و من زير سايه ات

همه صلح و صفا تو داشته باشم

اي گل گلها ، حضرت زهرا(2)

*****

آسمان درياي نور است

عالمي غرق سرور است

بال ناز هر فرشته

سايبان زلف حور است

زهرا = اي اميد دلها

زهرا = اي كعبه جانها

شده ذكر تو دعايم بي بي

من به عشقت مبتلايم بي بي

اي گل گلها ، حضرت زهرا(2)

*****

بر در ميخانه نور

دل شده مستانه نور

خنده بر لبهاي احمد

مي زند پيمانه نور

زهرا = بودم و نبودم

زهرا = ذكر سجودم

هستي حيدر و طاها هستي

عصمت ايزدي زهرا هستي

*****

44- تبريك به مولا ، تبريك به طاها

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك شور سينه زني

قالب آهنگين

شاعر قانع ابراهيم

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

تبريك به مولا ، تبريك به طاها

امروز ابالقاسم ، گرديد اب الزهرا

يافاطمه الزهرا

*****

افتاده به دام غمت آهوي وجودم

قربان قدومت همه بود و نبودم

يا فاطمه يا فاطمه شد ذكر سجودم

شاد است پيمبر ، چون آمده كوثر

عالم شده گلباران ، از مقدمت اي زهرا

يا فاطمه الزهرا

*****

مفتون چليپاي دو ابروي تو هستيم

از باده كوثر همگي سر خوش و مستيم

دلرا به نخ چادر شبرنگ تو بستيم

اي بانوي محشر ، آئينه داور

دست من و دامانت ، در لحظه وانفسا

يا فاطمه الزهرا

*****

اي ماه كه قنداقه ات از جنس بلور است

سرتاسر گهواره ات آغشته به نور است

بر لعل لبت آيه قرآن و زبور است

اي نوگل احمد ، محبوبه سرمد

اي دختر پيغمبر ، بنما نظري بر ما

يا فاطمه الزهرا

*****

آييه رخسار تو را ماه ندارد

درباني دربار ترا شاه ندارد

خورشيد به محراب رخت راه ندارد

اي بانوي محشر ، آئينه داور

دست من و دامانت ، در لحظه وانفسا

يا فاطمه الزهرا

*****

45- زندگي بي تو صفا نداره

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك نوحه سنگين سنتي

قالب آهنگين

شاعر شاهنوري محمود

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

زندگي بي تو صفا نداره ، گداي ديوونه نا نداره

ببين بازم گدائيم و سر مي گيرم

تا كه منو بخري يا بميرم

قلب سياهم : مال تو مال تو

بار گناهم : مال تو مال تو

تو آسمون دل ماه مني تو

سرمايه ام آهه آه مني تو

يا فاطمه جانم يا فاطمه جان(2)

**************

كوچه سينه بنام تويه ، آهوي دل من رام تويه

واسه تو كه مهار من كار نداره

منو بخر كه دلم يار نداره

دستاي خاليم : مال تو مال تو

اشك خياليم :مال تو مال تو

كاشكي مي شد امشب مدينه باشم

رو خاكاي قبرت گلاب بپاشم

يا فاطمه جانم يا فاطمه جانم(2)

**************

46- بي پروا زدم به سيم آخر

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

بي پروا ، زدم به سيم آخر

مي گردم ، گِرد شراب و ساغر

از يمن ، قدوم پاك زهرا

سر مستم ، ز آيه هاي كوثر

منكر مصطفي بود ابتر ، كه آمده به ما سوي مادر

يا فاطمه بهشت پيغمبر (2)

*****

خديجه ، شده مست و مدهوشش

گرفته ، شبيه گل آغوشش

محمد ، پر شور و عاشقانه

مي خواند ، علي علي در گوشش

قسم به اشك شوق پيغمبر ، لبخند او برده دل از حيدر

يا فاطمه بهشت پيغمبر(2)

*****

اسيرم ، در بند دام عشقم

خوشم كه ، عبد و غلام عشقم

فقيرم ، آمدم دست خالي

گداي ، آن با مرام عشقم

جز خانه اش دلم نمي خواند ، كه مادرم مرا نمي راند

يا فاطمه بهشت پيغمبر(2)

*****

47- تو نور دو چشم احمدي فاطمه جان

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

تو نور دو چشم احمدي فاطمه جان

در چشم علي ، محمدي فاطمه جان

با خنده چو از خديجه بگرفت ترا

فرمود نبي خوش آمدي فاطمه جان

48- امشب سر و كار خلق بافاطمه است

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

امشب سر و كار خلق با فاطمه است

چون جشن حبيبه خدا فاطمه است

اي مهدي موعود بيا و بنگر

آواي محبان تو يا فاطمه است

49- مي شناسيد مرا اي كه مرا مي خوانيد

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب قصيده

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

مي شناسيد مرا اي كه مرا مي خوانيد

مي شناسيد و يا نام مرا مي دانيد

مي شناسيد كه هستم كه به من مهمانيد

مي شناسيد چه هستم كه شما حيرانيد

نشناسيد كه گردون همه نشناخت مرا

كه خدا از گل و آب دگري ساخت مرا

*****

اي شما كه دل و دين باخته نام منيد

اي غزالان كه همه شيفته دام منيد

مست مستيد ولي تشنه يك جام منيد

مست ميلاد من و سرخوش ايام منيد

جز خدايي كه بپا داشته بنياد مرا

هيچ كس ياد ندارد شب ميلاد مرا

*****

گر نبودم بخدا شير خدا نيز نبود

نه علي بلكه حبيب دو سرا نيز نبود

گر نبودم حرم عشق شما نيز نبود

گر نبودم بخدا كرببلا نيز نبود

تشنه اي نيست كه مايل نبود دريا را

نيست قلبي كه نخواند پي هم زهرا را

*****

فاطمه نام من و كينه من پروانه

طالب شمعم و پرواز كنم از لانه

جانب هر دل آتشزده ديوانه

آشنايم به شما و ز همه بيگانه

خانه ام قلب شما سوختگان دردم

بخدا خانه به خانه همه جا مي گردم

*****

از ازل سوخته ام در شرر عشق پدر

سوخت از زمزمه نيمه شبم مرغ سحر

شمع افروخته دارم به دل و ديده تر

دلبري سوخته دارم جگري سوخته تر

كس نداند كه ز هجر تو چه داغي ندارم

باز در سينه خود سوخته باغي دارم

*****

خواب بودند همه ننگ بر آن بيداري

واي زين مردم و زين رسم امانتداري

باري ار گوش به گفتار دلم بسپاري

آري اي دوست بهشت تو و آتش آري

يورش دوزخيان سخت تماشايي بود

شعله ها را

به زبان قصه تنهايي بود

*****

50- امشب از مكه اين زمزمه مي آيد

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

امشب از مكه اين زمزمه مي آيد

گل بيفشانيد كه فاطمه مي آيد

خديجه امشب ، خنده روي لب ، فرشته اي آورده

كه نور رويش ، عطر گيسويش ، هفت آسمان پر كرده

طاهره انسيه حورا : فاطمه يا فاطمه

سيده صديقه عذرا : فاطمه يا فاطمه

راضيه مرضيه زهرا : فاطمه يا فاطمه

*****

عطر نجيب چهل شب سجاده

عطيه اي كه خدا به احمد داده

سوره كوثر ، بهترين دختر ، براي بابا مادر

عصمت مطلق ، آيينه حق ، شير خدا را همسر

ليله القدر پيمبر: فاطمه يا فاطمه

نقش بر سربند حيدر: فاطمه يا فاطمه

رمز جنگ بدر و خيبر: فاطمه يا فاطمه

*****

سر خدا در هر آيه در هر سوره

در زمين زهراست در آسمان منصوره

ماه منيري ، خير كثيري ، بهشت و لبخند تو

آرزوي هر ، شيعه به محشر ، نخي ز روبند تو

ايكه مشكات هدايي: فاطمه يا فاطمه

قبله اي قبله نمايي: فاطمه يا فاطمه

مادر كرببلايي : فاطمه يا فاطمه

*****

51- ايكه گل بي قرينه اي

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك نوحه سنگين سنتي

قالب آهنگين

شاعر شاهنوري محمود

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

ايكه گل بي قرينه اي

بي بي شهر مدينه اي

اومدي كه عشق ولي بشي

دلبر و ياور علي بشي

ياور شيعه : فاطمه فاطمه

مادر شيعه : فاطمه فاطمه

عشق تو باشد تاب و قرار من

در همه جا باشد مهرت يار من

يا فاطمه جانم يا فاطمه جانم

*****

در همه عمر حاصل مني

تو سفره دار دل مني

مهر تو باشد در سرشت من

مجلس ميلادت بهشت من

مام حسن : عشق زينبينه

مادر ارباب : من حسينه

*****

كوچه سينه به نام تويه

آهوي دل من رام تويه

واسه تو كه مهار من كار نداره

منو بخر كه دلم يار نداره

دستاي خاليم : مال تو مال تو

اشك خياليم : مال تو مال تو

كاشكي مي شد امشب مدينه باشم

رو خاكاي قبرت گلاب بپاشم

يا فاطمه جان يا فاطمه جان

*****

52- اي نبوي منظر و الهي مظهر

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب قصيده

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي نبوي منظر و الهي مظهر

وي به نگاه علي پيمبر ديگر

شير خدا را خجسته همسرو همدم

ختم رسل را يگانه دختر و مادر

كعبه قلب علي وجود تو بانو

قبله جان علي جمال تو دختر

مصحف رخسار تو تمامي قرآن

گلشن دامان تو حقيقت كوثر

هم به ولاي تو زنده عالم و آدم

هم به وجود تو بسته احمد و حيدر

سيده كائنات بانوي كونين

فاطمه طاهره بتول مطهر

خانه تو قبله مراد امامان

حجره تو كعبه اميد پيمبر

موي تو حبل المتين مريم و حوا

روي تو حق اليقين ساره و هاجر

قلب نبي با تكلم تو مصفا

بيت علي با تبسم تو منور

گوشه چشمي گر افكني به خلايق

نيمي سلمان شوند و نيمي بوذر

بر در بيت تو اي مليكه هستي

بر سر كوي تو اي حبيبه داور

مريم با آن جلال واله فضه

عيسي با آن جمال عاشق قنبر

آنكه زدي عرش و فرش بوسه بپايش

پينه دست تو بوسه زاست مكرر

خواندن مدح تو با كلام نه ممكن

گفتن وصف تو با سخن نه ميسر

خانه تو مشرق بلند دو خورشيد

دامن تو آسمان يازده اختر

پاكي از خاك قنبر تو مزين

عصمت در دست فضه تو مسخر

تقوي در باغ دولت تو زند گل

ايمان از نخل همت تو دهد بر

تاب شنيدن نبود تا كه بگويم

مدح ترا اي ز حد مدح فراتر

پرده از اين راز اگر زنند به يكسو

انسان مشرك شود ملائكه كافر

پي نبرد هيچ كس به اوج جلالت

تا ابد ار جبرئيل وهم زند پر

باب تو باب المراد دوست نه تنها

دشمن هم نا اميد نيست از اين در

كار قضا با اشاره تو معين

راه قدر با

نظاره تو مقدر

دختر قد خم كند به حرمت بابا

بابا خم شود به احترام تو دختر

يزدان نازد با اقتدار تو بنده

حيدر بالد به افتخار تو همسر

53- امشب خدا به خلقت خود ناز مي كند

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

امشب خدا به خلقت خود ناز مي كند

درهاي رحمتش به همه باز مي كند

از اين زمان كه فاطمه را آفريده است

رسماً خدا خدائيش آغاز مي كند

54- يا فاطمه اي منشأ خير و بركات

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

يا فاطمه اي منشأ خيرو بركات

مهر تو بود قبولي صوم و صلات

فرمود نبي خدا گناهش بخشد

هر كس كه براي تو فرستد صلوات

55- خدا كند اثري حق به آه ما بخشد

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

خدا كند اثري حق به آه ما بخشد

بصيرتي به دل عذرخواه ما بخشد

به احترام محمد چه مي شود كه خدا

شب ولادت زهرا گناه ما بخشد

56- اي بر همه انبياء مادر زهرا

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي بر همه انبياء مادر زهرا

يك نكته ز وصف توست كوثر زهرا

كن ديده ما به روي مهدي روشن

اي روشني چشم پيمبر زهرا

57- صد مژده به عاشقان كه زهرا آمد

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

صد مژده به عاشقان كه زهرا آمد

ميلاد يگانه كفو مولا آمد

در روز تولد چنين بانويي

از عرش خميني سوي دنيا آمد

58- هميشه خورشيد مني حضرت خوبيا سلام

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك نوحه سنگين جديد

قالب آهنگين

شاعر عبدالكريمي مهدي

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

هميشه خورشيد مني حضرت خوبيا سلام

كساي اصحاب كساء سيده النساء سلام

شب گلاب و شب بارونه

شب اميد فاطميّونه

اي دختر پيغمبر اكرم

خدا سلامتو مي رسونه

هميشه در قلب مني مادر(4)

*****

فرشته هاي آسمون به خير مقدم اومدند

كنار حوريّه ترين ساره و مريم اومدند

سوره ي كوثر علي بانوي آيه هاي ناب

شايد بدنيا اومده بخاطر ابوتراب

تو آسموناي خدا غوغاست

شب تبسم دل مولاست

با قدوم مبارك زهرا

پيغمبر از امشب اب الزهراست

هميشه در قلب مني مادر(4)

*****

عزيزترين مادرا قد خدا دوستت دارم

هديه به روز مادريت جونمو هديه ميارم

مث يه فرزند بذار كه مادرم صدات كنم

با يه نفس يا فاطمه زندگيمو فدات كنم

با بوي اسفند دونه دونه

نذري پزونه خونه به خونه

هر كي با بي بي عهدي مي بنده

كه قدر مادرشو بدونه

هميشه در قلب مني مادر(4)

*****

59- قابليت بين كه آمد قابله از عرش اعظم

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب قصيده

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

قابليت بين كه آمد قابله از عرش اعظم

بهر آن ماه درخشاني كه باشد مادرش گل

جبرئيل عقل گشته مست مست از شادماني

دست افشان پايكوبان ريزد از بال و پرش گل

در جنان پرسيد آدم كيست اين بانو كه باشد

گوشوار و سينه ريز و تاج زرين سرش گل

پاسخ از عرش برين آمد بگوش جان آدم

اوست آن بانو كه خوانده خالق جانپرورش گل

فاطمه ام ابيها روح ياسين جان طاها

هست همچون نخل طوبي ريشه و برگ و برش گل

طاهره صديقه كبري طيبه انسيه حورا

راضيه مرضيه زهرا نام پاك ديگرش گل

صولتش گل شوكتش گل عفتش گل عصمتش گل

حاجبش گل خادمش گل فضه اش گل قنبرش گل

اسم او گل رسم او گل اصل او گل نسل او گل

باب او گل مام او گل همسر نام آورش گل

خُلق او گل خوي او گل روي او گل موي او گل

دست او گل چشم او گل پاي تا فرق سرش گل

مكتبش گل مذهبش گل منصبش گل زينبش گل

مصحفش گل دفترش گل هم قلم هم جوهرش گل

خود نه تنها گل بود آن مهر بي همتا كه باشد

چادرش گل جامه اش گل تار و پود معجرش گل

ذاكرش گل شاعرش گل واعظش گل خادمش گل

باني اش گل مجلسش گل شيعيان شوهرش گل

هم حسن گل هم حسين گل هم وجود زينبين گل

هست آري تا قيامت هم پسر هم دخترش گل

محسنش گل قاسمش گل عون و فضل و جعفرش گل

اكبرش گل اصغرش گل ساقي آب آورش گل

هر كسي گل را به گيتي مقتداي خويش سازد

بي

گمان روز قيامت مي زند حق بر سرش گل

اينهمه گفتم من از گل از گل زهرا نگفتم

پس بيا با هم بگوئيم مهدي نام آورش گل

(پس بگو از جان و از دل)

حق بود شاهد چو آيد آن نگار بي قرينه

اين جهان با اين بزرگي مي شود سرتاسرش گل

60- آمد به دنيا زهراي اطهر

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

آي اهل دنيا ، اومد به دنيا

بهترين مادر دنيا

*****

آمد به دنيا زهراي اطهر

محبوبه ي حق دخت پيمبر

چشم تو روشن ساقي كوثر (2)

*****

در آسمانها شوري بپا شد

بيت خديجه قبله نما شد

هنگام جشن آل عبا شد (2)

*****

از آسمانها سر زد سپيده

الحمد لله كوثر رسيده

در شهر مكه از بيت احمد

خورشيد روي زهرا دميده

*****

امشب سراغ از حيدر بگيريد

از او شراب كوثر بگيريد

از دست مولا با شور و شادي

هديه براي مادر بگيريد

*****

مهر تو را حق با گِل سرشته

بر روي لوح قلبم نوشته

هر جا كه آمد نام رفيعت

زيبنده تر از باغ بهشته

*****

آمد كسيكه باب نجاته

بانيّ دنيا و كائناته

خاك قدوم بانوي محشر

پاكيزه تر از آب حياته

*****

يا فاطمه اي روح معاني

كن ياري ما اندر جواني

تا از تو و از مولا بگيريم

آئين و آداب پهلواني

*****

بنما نظر اي خورشيد تابان

بر جمله ي اعضاي سپاهان

تا در مصاف جمله حريفان

گردند هميشه پيروز ميدان

*****

61- بيستم ماه جمادي جلوه گاه كوثر است

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

بيستم ماه جمادي جلوه گاه كوثر است

روز ميلاد سعيد دختر پيغمبر است

ديگران را روز مادر ، بي سند باشد ولي

با سند سادات را آنروز روز مادر است

62- مرا هر ميگساري مي شناسد

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب قصيده

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

مرا هر ميگساري مي شناسد

مرا هر برد باري مي شناسد

مرا هر بيقراري مي شناسد

مرا هر داغداري مي شناسد

منم اسطوره ايثار زينب

عزيز حيدر كرار زينب

*****

در اين بزمي كه نُقلش مادر ماست

در اين بزمي كه نَقل كوثر ماست

حكايت از عزيز و دلبر ماست

سخن از مادر و تاج سر ماست

مقام مادر از من گوش داريد

حديث كوثر از من گوش داريد

*****

سخن از بهترين مادر بگويم

حديث شوكت كوثر بگويم

ز عشق حضرت داور بگويم

ز نور چشم پيغمبر بگويم

بگويم رتبه خير النساء را

مقام همسر شير خدا را

*****

تمام گفتگوي عشق زهراست

مي ناب سبوي عشق زهراست

بهشت آرزوي عشق زهراست

تمام آبروي عشق زهراست

تمام عشق از او وام گيرد

محبت هم از او الهام گيرد

*****

نه تنها عشق از او تعليم دارد

فلك در محضرش تعظيم دارد

خدا هم آنچنان تكريم دارد

كه با او كار خود تقسيم دارد

امور عرش دست مادر ماست

همه هستي ز هست مادر ماست

*****

هزاران بار ديدم در بر او

ارادتمندي پيغمبر او

ملك را خاك بوس محضر او

طواف كعبه را دور سر او

به خاكش بوسه جبريل امين زد

به دستش بوسه ختم المرسلين زد

*****

علي را قوت بازوست زهرا

علي را بهترين نيرو است زهرا

علي را ياوري نيكو است زهرا

علي را بهترين بانو است زهرا

علي تنهاترين آئينه دارش

علي مرهون دست پينه دارش

*****

63- باز امشب دل نمي گنجد به پوست

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

باز امشب دل نمي گنجد به پوست

باز امشب مست مستم كرده دوست

ساقي امشب باده پي در پي بريز

گل بريز و گل بپاش و مي بريز

از خم كوثر مي بي غش بده

مي ز جنس آب ، نه آتش بده

ساقي امشب خارها گل مي شود

دشتهاي خشك سنبل مي شود

كارها امشب به سامان مي رسد

كار درد امشب به درمان مي رسد

عرش را تا فرش آذين بسته اند

هر طرف گلهاي رنگين بسته اند

مطرب لاهوتيان دف مي زند

حور مي رقصد ملك كف مي زند

كوه بي تاب است و دريا بي قرار

آسمان حيران زمين چشم انتظار

مكه مبهوت و مدينه در سكوت

كعبه محرم ، قبله در حال قنوت

در حجاز امشب صفايي ديگر است

غرق در شور و نوايي ديگر است

الغرض از انبياء و اولياء

و ز ملائك تا رسولان خدا

جمله گرد خانه اي گرديده جمع

همچنان پروانه ها بر گرد شمع

خانه اي كوچك ولي كانون وحي

خانه اما مجلس قانون وحي

خانه اي كز آسمانها برتر است

شهر دلها خانه پيغمبر است

سقف آن لطف و زمينش رحمت است

فرش آن جود و گليمش عزت است

خشت خشتش قبله گاه عالم است

درب آن باب النجات آدم است

سينه ها بريان نفس ها در شمار

گرد خانه عالمي چشم انتظار

ناگهان جبريل آمد با شعف

رفت روي بام آن بيت الشرف

گفت مردم روح طاها آمده

فاش مي گويم كه زهرا آمده

كيست زهرا ياس خوش عطر رسول

راضيه مرضيه انسيه بتول

كيست زهرا

كهكشاني منجلي

كيست زهرا كعبه عشق علي

كيست زهرا عالمي را نور عين

ميوه قلب حسن جان حسين

كسيت زهرا عالمي حيران

ذره تا خورشيد سر گردان او

گر نبود او هستي هستي نبود

ساغر و پيمانه و مستي نبود

گر نبود او عشق معنايي نداشت

هيچكس اميد فردايي نداشت

گر نبود او زمزم و كوثر نبود

گر نبود او احمد و حيدر نبود

او تمام راز و رمز عالم است

افتخار دودمان آدم است

موي او والليل رويش و الضحي

قد او طوبي و قدرش هل اتي

هرچه در عالم بود پابست اوست

هرچه در هستي بود از هست اوست

كيست زهرا قبله شرم و عفاف

كعبه گرد اوست در حال طواف

حجب و ايمان غنچه اي بر موي او

صبر و تقوي نيز ريگ جوي او

او بود روح تجلهاي طور

در حقيقت نور محض و محض نور

قامت او عرش حق را قائمه است

هر چه در عالم بود از فاطمه است

اوست شمع و قلبها پروانه اش

ما همه مستاجران خانه اش

آي بي بي جان گدايان توأيم

خوانده يا ناخوانده مهمان توأيم

من كجا و ميهمان فاطمه

من كجا و مدح خوان فاطمه

دولت اين لطف و اين فضل خدا

از تو دارم يا علي موسي الرضا

64- آسمان درياي نوره

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

آسمان درياي نوره ، عالمي غرق سروده

بال ناز هر فرشته ، سايبان زلف حوره

زهرا : اي اميد دلها

زهرا: اي كعبه جانها

شده ذكر تو دعايم زهرا

من به عشقت مبتلايم زهرا

اي گل گلها حضرت زهرا (3)

**************

بر در ميخانه نور ، دل شده مستانه نور

خنده بر لبهاي احمد ، مي زند پيمانه نور

زهرا : بود و نبودم

زهرا : ذكر سجودم

هستي حيدر رو طاها هستي

عصمت ايزدي زهرا هستي

اي گل گلها حضرت زهرا(3)

**************

زهرا: دختر رسالت

زهرا : همسر ولايت

زهرا: مادر امامت

زهرا : بانوي هدايت

65- آمده از ره روح هم عهدي

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

آمده از ره روح هم عهدي

سوره كوثر مادر مهدي

آوريد طبق طبق گل در پايش

جان و دل فدا كنيد رو نمايش

فاطمه يا فاطمه زهرا زهرا

**************

مشكات نور ماه رويش

عطر جنت بوي مويش

خوانده ختم الانبياء مدهوش او

نغمه علي علي در گوش او

فاطمه يا فاطمه زهرا زهرا

**************

ليله القدري طاهره عذارء

عصمت كبري سيده حوراء

نور ما سوي همه از رو بندت

دل ربودي از خدا با لبخندت

فاطمه يا فاطمه زهرا زهرا

**************

بر ساق عرش حك نام تو

هستي سر مست از جام تو

بس مرا در هياهوي محشر

ريشه چادرت بانوي محشر

فاطمه يا فاطمه زهرا زهرا

**************

شد همه عالم از رخت پيدا

تا تو اي مادر آمدي دنيا

اي حبيبه خدا عشق طاها

دست من به دامنت جان مولا

فاطمه يا فاطمه زهرا زهرا

**************

66- اي روي تو جلوه گاه سرمد زهرا

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي روي تو جلوه گاه سرمد زهرا

وي سينه تو بهشت احمد زهرا

عيد تو بود ببخش عيدي ما را

زآن دست كه بوسيده محمد زهرا

67- اگر چه مادر تو اين جهان فراوونه فراوونه

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اگر چه مادر تو اين جهان فراوونه فراوونه

اما فقط يك مادره كه به عالمي مهربونه

اونيكه غمخوارمونه

تو دو دنيا يارمونه

شب بارونه ، دل ديوونه ، داره مي خونه ، دوباره

كه تو اين دنيا ، مادرم زهرا ، بخدا همتا نداره

مادر مادر هميشه در قلب مني(3)

*****

اگر كه دختر تو اين جهان فراوونه فراوونه

يه دختره كه پدر اونو ام ابيها مي خونه

كوكب اقبال نبي

كعبه ي آمال نبي

اونيكه باباش ، پيش قدمهاش ، تموم قامت ، قيام مي كرد

عوض زهرا ، پيشاپيش باباش ، محضر او سلام مي كرد

مادر مادر هميشه در قلب مني(3)

*****

زمزمه هاي آل علي بوده از اول هميشه

تو ماجراي عشق علي هيچ كسي زهرا نمي شه

عاشق ممتاز علي

همدم و همراز علي

شب بارونه ، دل ديوونه ، داره مي خونه ، دوباره

كه تو اين دنيا ، مادرم زهرا ، بخدا همتا نداره

مادر مادر هميشه در قلب مني(3)

*****

68- دل بي قراره ، فصل بهاره ، دل بي تابم ...

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

دل بي قراره ، فصل بهاره ، دل بي تابم طاقت نداره

دل پر شوره ، خلقت نوره ، ببين ستاره داره مي باره

مادر من هستي حيدر

مادر من سوره ي كوثر

*****

باده به دستم ، مست الستم ، به در خونه ي احمد نشستم

مست و مجنونم ، آره ديوونم ، دلو دخيل ميخونه بستم

مادر من هستي حيدر

مادر من سوره ي كوثر

*****

شب سروره ، دل پر غروره ، دشمن شيعه هميشه كوره

مادرم زهراست ، شيعه تا بر پاست ، دشمن حيدر ميان گوره

مادر من دختر خاتم

مادر من صاحب عالم

*****

ليله ي قدره ، لؤلؤ و بدره ، تو خلايق اول و صدره

يه علي داره ، همتا نداره ، فاتح خيبر و خندق و بدره

مادر من تك گل احساس

مادر من عطر و بوي ياس

*****

ماه تمامم ، ختم كلامم ، سجده و ذكر و ركن و قيامم

حرف من اينه ، نقش جبينه ، بخدا من فاطمي مرامم

مادر من دل اسير تو

مادر من من فقير تو

*****

69- آسمونا همه زير پرمه

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

مادر من هستي حيدر

مادر من سوره ي كوثر

*****

آسمونا همه زير پرمه

تاج عشق تو به روي سرمه

همه ي اهل دو عالم بدونن

بدونيد كه فاطمه مادرمه

*****

اسمتو روز قيامت ميارم

تا سراغم بيايي هي مي بارم

هر كسي نداشت تو رو دل نداره

روي پاي عاشقات سر مي ذارم

*****

اي چراغ شب من اي سحرم

عمريه به تو ميگم اي مادرم

تموم آرزوي من همينه

كه يه بار به من بگي اي پسرم

*****

70- نبوت نا تمام است و علي تنهاست بي زهرا

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب تركيب بند

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

نبوت نا تمام است و علي تنهاست بي زهرا

ولايت كشتي گمگشته در درياست بي زهرا

چنان كه بي علي زهرا ندارد كفو و همتايي

علي آري علي يكتاي بي همتاست بي زهرا

به قدر قدر و كوثر مي خورم سوگند نزد حق

كه قدر قدر و كوثر هر دو نا پيداست بي زهرا

نه جنت را نه كوثر را نه غلمان را نه حورا را

نه دنيا را نه عقبا را نخواهم خواست بي زهرا

مبادا ناقه ي او پا گذارد دير در محشر

كه حتي انبيا را بانگ وانفساست بي زهرا

به آيات شفاعت مي خورم سوگند در محشر

شفاعت را نه مفهوم است و نه معناست بي زهرا

به پيشاني اهل جنت اين مصراع بنوشته

كه جنت دوزخ رنج و عذاب ماست بي زهرا

محبت آب داده لاله هاي بوستانش را

شفاعت مي كشد در حشر ناز دوستانش را

*****

محمد جان جان عالم و زهرا بود جانش

از آن مي گفت اي جان پدر بادا به قربانش

زمين و آسمان مهمان سرا و ميزبان زهرا

ملك در عرش و جن و انس در فرشند مهمانش

چگونه ، كي ، كجا از خلق آيد وصف بانويي

كه ذات حق ثنا گو باشد و احمد ثناخوانش

بقرآن مي خورم سوگند بي جا نيست گر گويم

محمد خاتم پيغمبران زهراست قرآنش

اگر بي مهر او سلمان گذارد پاي در محشر

مسلمان نيستم بالّه اگر خوانم مسلمانش

مناز اينقدر بر عيساي خود اي مادر عيسي

دو عيسي آفرين پرورده اين مادر به دامانش

نه جن و انس و حوري و ملك گشتند مبهوتش

كه علم كل امير

المؤمنين گرديده حيرانش

ثناها گفته و خواندند در امكان بسي او را

به جز آنكس كه خلقش كرده نشناسد كسي او را

*****

تو زهرايي تو زهراي محمد پروري زهرا

رسول الله را هم دختري ، هم مادري زهرا

نبي را پاره ي تن روح ما بين دو پهلويي

اميرالمؤمنين را ركن و كفو و همسري زهرا

گواهي مي دهم اي روح احمد هستي حيدر

كه تو ، هم مصطفي ، هم فاطمه ، هم حيدري زهرا

گهي گويم اميرالمؤمنين برتر بود از تو

گهي بينم تو از او در جلالت برتري زهرا

تو والشمسي ، تو والليلي ، تو والفجري ، تو والعصري

تو نوري ، هل اتايي ، والضحايي ، كوثري زهرا

تو از مريم ، تو از هاجر ، تو از حوا ، تو از ساره

نه ، تو از انبيا جز احمد مرسل سري زهرا

اميد رحمتٌ للعالمين محبوبه ي داور

پناه انبيا در گير و دار محشري زهرا

تو سرّ ناشناس ذات پاك حق تعالايي

نمي دانم كه هستي آنقدر دانم كه زهرايي

*****

سلام ا... اي جان محمد بر تو و جانت

كه پيغمبر كند تعظيم و بوسد همچو قرآنت

تويي آن سرمدي بحر و تويي آن احمدي كوثر

كه جوشد تا قيامت گوهر عصمت ز دامانت

خدا خود بر محمد كرد ابلاغ سلامت را

محمد گفت جانان مني جانم بقربانت

تو از روز نخستين ميزبان خلقتي زهرا

تمام آفرينش تا صفر حشرند مهمانت

تويي انسيه الحورا تويي حوراء الانسيه

همه در حيرتم حوريه خوانم يا كه انسانت

تو نور اللهي و نورٌ علي نورند اولادت

تو الرحماني و حق داده لؤلؤ ، داده مرجانت

نه تنها خواجه ي لولاك برخيزد به تعظيمت

كه جبريل امين آرد سلام از حي سبحانت

تو روحي ، روح ما بين دو پهلوي رسول استي

بتول استي ،

بتول استي ، بتول استي ، بتول استي

*****

تو مام يازده عيساي عيسي آفرين استي

تو سرتا پا تمام رحمت للعالمين استي

تو از صبح ازل منصوره ي اهل سماواتي

تو تا شام ابد عرش الهي در زمين استي

اميرالمؤمنين دست خدا بود و يقين دارم

كه تو يا فاطمه دست اميرالمؤمنين استي

علي حبل المتين باشد به قران حي سرمد را

يقين دارم تو حبل محكم حبل المتين استي

شنيدم بعد احمد جبرئيلت هم سخن بودي

چه مي گويم تو خود استاد جبريل امين استي

تو منصوره ، تو صديقه ، تو راضيه ، تو مرضيه

تو توحيدي ، تو قرآني ، تو ايماني ، تو دين استي

تو هم روح الفؤاد استي ، تو هم باب المراد استي

تو هم عين الحيات استي ، تو هم حق اليقين استي

اگر چه در ثنايت دُر فشاندم يا گهر سفتم

تو بالاتر از آني من به قدر فهم خود گفتم

*****

قيامت روز قدر و اقتدار توست يا زهرا

عذاب و عفو هم در اختيار توست يا زهرا

شفاعت مي كني در حشر كل دوستانت را

كرامت تا ببخشي بي قرار توست يا زهرا

نه تنها آدم و نوح و خليل و موسي و عيسي

رسول ا... هم چشم انتظار توست يا زهرا

رها كردن ، گرفتن ، عفو كردن ، حكم فرمودن

به تو تفويض از پروردگار توست يا زهرا

تمام آفرينش در مزارت گشته گم آري

كجا از ديده ها پنهان مزار توست يا زهرا

ميان دشمنان تنها حمايت از علي كردن

به دست و سينه مُهر افتخار توست يا زهرا

مدينه خواست از نفرين تو زير و زبر گردد

فداكاريت باعث شد كه حيدر زنده بر گردد

*****

تو در بيت ولايت شمع سوزان علي بودي

تو جانان محمد بودي و جان علي بودي

چگونه حرمتت پامال

شد اي سوره ي كوثر

چرا نقش زمين گشتي تو قرآن علي بودي

علي حق داشت گر از هجر تو سرو قدش خم شد

تو سرو باغ و بستان و گلستان علي بودي

نه در شام عروسي ، نه ز صبح روز ميلادت

تو پيش از خلقتت در عهد و پيمان علي بودي

تو تا رفتي علي تنهاي تنها شد ، كه تو تنها

شريك درد و غمهاي فراوان علي بودي

تو با دست شكسته ، دست حيدر بودي اي زهرا

تو با اشك پياپي چشم گريان علي بودي

ندارد شير حق بعد از تو همتايي و هم شاني

تو همتاي علي بودي و هم شان علي بودي

علي مي ديد مرآت الهي را به ديدارت

چگونه پيش چشم او جسارت شد به رخسارت

*****

شگفتا اهل دوزخ باغ رضوان را زدند آتش

شياطين بيت ذات حي سبحان را زدند آتش

الهي جسمشان در نار قهر كبريا سوزد

كه هيزم جمع كرده كعبه ي جان را زدند آتش

به دين كردند با شمشير دين از چهار سو حمله

ز قرآن دم زدند و بيت قرآن را زدند آتش

گُلي را كه نبي پرورد با ضرب لگد چيدند

به غنچه حمله كردند و گلستان را زدند آتش

به قرآن مي خورم سوگند سوزاندند قرآن را

به ايمان مي خورم سوگند ايمان را زدند آتش

مسلمان نيستم گر كذب گويم ، نا مسلمانان

از اين بيداد قلب هر مسلمان را زدند آتش

به ناموس الهي حمله ور گشتند نامردان

همان قومي كه بيت شاه مردان را زدند آتش

نمي گويم كه تنها دخت احد را زدند آنجا

محمد را ، محمد را ، محمد را ، زدند آنجا

*****

خداي من بهشت و شعله هاي نار يعني چه؟

خطاكاران و بيت عصمت دادار يعني چه؟

جسارتهاي ديو و صورت انسيه الحورا

گل

بي خار باغ وحي و نيش خار يعني چه؟

نگاه شير حق و تازيانه خوردن زهرا

طناب خصم و دست حيدر كرار يعني چه؟

اميرالمؤمنين تنها ميان آن همه دشمن

يگانه حاميش بين در و ديوار يعني چه؟

مگر نه سينه ي زهرا ، بهشت مصطفي بودي

بهشت مصطفي و صدمه ي مسمار يعني چه؟

فشار در ، غلاف تيغ ، قتل طفل ششماهه

به ناموس الهي اين چنين رفتار يعني چه؟

مدينه زير و رو شد از صداي ناله ي زهرا

خدايا بي تفاوت بودن انصار يعني چه؟

نه تنها سوختند از آتش كين بيت مولا را

مسلمانان به پيغمبر قسم كشتند زهرا را

*****

تو طوباي علي بودي چرا بشكست پهلويت

تو مرآت خدا بودي چرا شد نيلگون رويت

تو روح مصطفي بودي ، چرا پشت در افتادي

تو دست مرتضي بودي ، چرا بشكست بازويت

خديجه كو كه گيرد در بغل چون جان شيرينت

محمد كو كه در بر گيرد و چون گل كند بويت

اگر چه در پس در ، حبس شد در سينه فريادت

صداي يا علي سر مي كشيد از تار هر مويت

تو با دست شكسته لب گشودي تا كني نفرين

اميرالمؤمنين با دست بسته شد دعا گويت

مصيبت هاي تو از آسمان ها بود سنگين تر

كه در سن جواني اين چنين خم گشت زانويت

چرا در هم شكستي اي محمد در قد و قامت

چه با مهر رخت شد اي قمر شرمنده از رويت

چه شد با تو چه پيش آمد كه با آن صبر بسيارت

طلب كردي هماره مرگ خود از حي دادارت

*****

تو در راه اميرالمؤمنين خود را فدا كردي

تو با ايثار جان حق ولايت را ادا كردي

تو بر حفظ علي با طفل معصومت سپر گشتي

تو حتي بين دشمن چهار كودك را رها

كردي

تو زينب داشتي اي بانوي خلقت چه پيش آمد

كه چون نقش زمين گشتي كنيزت را صدا كردي

مدال روي بازويت گواهي مي دهد آري

كه جان دادي طناب از دست حبل ا... وا كردي

تو از دور علي ، روبه صفت ها را پراكندي

تو در يك شهر دشمن ، ياري شير خدا كردي

تو برگرداندي از مسجد امامت را سوي خانه

تو دختر تربيت بهر قيام كربلا كردي

تو با نطق رسايت خطبه خواندي از علي گفتي

تو ما را با علي تا صبح محشر آشنا كردي

ولايت زنده از نطق رساي توست يا زهرا

غدير دوم ما خطبه هاي توست يا زهرا

*****

سلام ما به سوز و گريه و تاب و تبت مادر

سلام مرغ شب بر ذكر يارب ياربت مادر

سلام ما به پايان غروب درد انگيزت

سلام ما به غسل و كفن و تشييع شبت مادر

سلام ما به غمهايي كه كردي از علي پنهان

سلام ما به اشك بي صداي زينبت مادر

سلام ما به آن آخر نگاه و آخرين ذكرت

كه وقت دادن جان ، گشت جاري بر لبت مادر

سلام ما سلام ما سلام ما بر آن بانو

كه درس عصمت و ايمان گرفت از مكتبت مادر

سلام ما به فرزندان پاكت تا صف محشر

كه تو خود آسمان استي و آنان كوكبت مادر

سلامي پاك همچون آيه ي تطهير از «ميثم»

به سبطين و دو دخت و شوهر و امّ و ابت مادر

به هر جا رو كنم شهر و ديار توست يا زهرا

دل هر شيعه تا محشر مزار توست يا زهرا

*****

71- اي تو پناه من ، تو قبله گاه من ...

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي تو پناه من ، تو قبله گاه من ، نام تو ماه من فاطمه فاطمه

تويي آرامشم ، تمام خواهشم ، مادر شاه من فاطمه فاطمه

تويي تبسّم هر شب مهتاب

مادر زينب و مادر ارباب

*****

تويي تاج سرم ، نام تو دلبرم ، تشنه ي كوثرم فاطمه فاطمه

افتخارم اينه ، اعتبارم اينه ، كه تويي مادرم فاطمه فاطمه

تويي ترانه ي قطره ي بارون

از تماشاي تو گل شده مجنون

*****

تمام حاصلم ، تويي آب و گلم ، مهر تو حاصلم فاطمه فاطمه

بنده ي حيدرم ، غلام حيدرم ، عشق تو قاتلم فاطمه فاطمه

نغمه ي بلبل عاشق صحرا

فاطمه فاطمه فاطمه زهرا

*****

72- شب آرزوها شب آرزوها ...

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب ترجيع بند

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

شب آرزوها شب آرزوها

سحرت مبارك سحرت مبارك

صدف نبوت صدف نبوت

گهرت مبارك گهرت مبارك

فلك كرامت فلك كرامت

قمرت مبارك قمرت مبارك

قلم الهي قلم الهي

اثرت مبارك اثرت مبارك

به رسول اكرم به تمام عالم

خبرت مبارك خبرت مبارك

خبري است دلكش خبري است زيبا

خبري است نيكو خبري است زيبا

*****

به سرشك شوق و به گلاب زمزم

به شراب كوثر لب خود بشويم

به دعاي احمد به ولاي حيدر

ز رياض طبعم گل تازه بويم

به فلك ببالم به ملك بنازم

به فضا بگردم به سما بپويم

به بهار شوقم به صفاي ذوقم

گل خنده گردم به مدينه رويم

كه حضور احمد به ثناي زهرا

نفسي بر آرم سخني بگويم

سخني بگويم كه رسول اكرم

گل خنده گردد به لبش شكوفا

*****

صلوات داور صلوات احمد

صلوات حيدر به ولادت او

به ولادت او به شهادت او

به حقيقت او به سيادت او

دل انبيا پر ز محبت او

قد مصطفي خم به ارادت او

زهي از جلالش كه خداي منان

به ملك ببالد ز عبادت او

به تمام امت به تمام خلقت

كرم و عنايت شده عادت او

قدمش فراتر ز هزار گردون

كرمش فزون تر ز هزار دريا

*****

به هزار آوا به هزار مضمون

به هزار منطق نتوان ثنايش

چه بگويم اينجا كه رسول اكرم

به وضوح گويد پدرش فدايش

همه خلق عالم چه ملك چه آدم

به فلك مطيعش به زمين گدايش

نه عجب كه عيسي ز فراز گردون

ببرد توسل به در سرايش

نفس محمد دمد از دهانش

گهر اجابت چكد از دعايش

زهي از نيازش كه به هر نمازش

به نماز كرده پر و بال اعطا

*****

جبروت بالا ملكوت اعلا

همه محو

رويش همه غرق نورش

همه جاست محضر همه جاست طورش

همه محو جاهش همه خاك راهش

همه در پناهش همه در حضورش

به خدا و خَلقش به رسول و خُلقش

به كتاب و حكمش به بهشت و حورش

كه ملال داور بود از ملالش

كه سرور احمد بود از سرورش

به رسول، كوثر، به ائمه مادر

به جلال، ياسين به كمال طاها

*****

به تو باد زهرا، همه جا درودم

به تو باد مادر همه دم سلامم

كه تويي حياتم كه تويي مماتم

كه تويي صلاتم كه تويي صيامم

به ولات امضا شده هم ركوعم

شده هم سجودم شده هم قيامم

به ثنات بسته همه جا دعايم

به دعات بسته همه دم كلامم

همه غرق حيرت كه بدين جلالت

چه تو را بخوانم چه تو را بنامم

كه رسول بويد، ز تو عطر جنت

كه نبي ات بوسد سر و دست و اعضا

*****

نه عجب كه عيسي به تو دل ببندد

نه عجب كه موسي به تو سر سپارد

به تو ماه رخشد به تو مهر تابد

به تو چرخ گردد به تو ابر بارد

تو اگر نباشي كه حسين زايد

تو اگر نياري كه حسن بيارد

نبي ار نگويد كه ثنات گويد؟

علي ار نباشد كه توان شمارد؟

تو اگر نگويي كه سخن بگويد

تو اگر نخواهي كه نفس بر آرد؟

تو زبان حقي تو بيان حقي

چو رسول اكرم چو علي اعلي

*****

نه عجب كه با اين شرف و جلالت

به امام خود هم تو كني امامت

به خدا كه زيبد به تو انبيا را

همه دم بزرگي همه جا زعامت

سخنت هدايت نفست عنايت

نگهت ولايت روشت كرامت

همه عرشيان را به سويت توسل

همه فرشيان را به درت اقامت

تو بخوان خدا را كه كني خدايي

تو ببند قامت كه كني قيامت

تو بيا به مسجد كه خداست شايق

تو بخوان خطابه كه علي است تنها

*****

تو

تمام عصمت تو تمام خلقت

تو تمام قرآن تو تمام ديني

تو جمال هويي ز چه بين مايي

تو چراغ عرشي ز چه در زميني

به خداي منظر، به ائمه مادر

به رسول، كوثر به علي قريني

نه تو راست كفوي چو علي به عالم

نه بود علي را چو تو همنشيني

به جمال طاها كه تو طا و هايي

به جلال ياسين كه تو يا و سيني

كه جمال ياسين كند از تو جلوه

كه جلال طاها بود از تو پيدا

*****

تو خدا جلالي تو خدا جمالي

كه شود حضورت قد مصطفي خم

تو نبي سرشتي تو همان بهشتي

كه بهشت بوي تو دهد مسلم

تو هميشه ركني به وجود حيدر

تو هماره روحي به رسول اكرم

رسدش هماره شرف دوباره

گذرد چو نامت به زبان آدم

تو كه چشم حقي چه شود كه گاهي

فكني نگاهي ز كرم به «ميثم»

كه بگويد از تو كه بخواند از تو

به زبان شيرين به بيان شيوا

*****

73- سبد سبد ستاره از آسمون مي باره

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

سبد سبد ستاره از آسمون مي باره

خدا تموم دار و ندارشو مياره

كي گفته كه با يك گل هرگز بهار نمي شه

گلي شكفته امشب كه معني بهاره

دلم دخيل روي ، چو ماه فاطميشه

دل دل اسيره ، صداي حيدريشه

يا بضعه الرسول يا زهرا يا زهرا(3)

*****

نوشته روي برگ شقايق و صنوبر

رسيده كوثر حق به عشق روي حيدر

علي با شور و شادي نماز شكر مي خونه

ميگه خدايا شكرت كه يارم

خداي عشقه زهرا ، ياس بهشته زهرا

حق حق رو دلها ، فقط نوشته زهرا

يا بضعه الرسول يا زهرا يا زهرا(3)

*****

كبوتر دل من نشسته روي بامت

دل رميده ي من شده اسير و رامت

خدا ميدونه مستي ز حد گذشته امشب

خرابم و بنوشم مي از سبويت امشب

تو نور هر دو عيني ، عزيز عالميني

عالم مي دونه ، تو مادر حسيني

يا بضعه الرسول يا زهرا يا زهرا(3)

*****

ز بس عزيز و ماهه خدا ميگه ماشاء ا...

بياد بگين به حيدر عيدي بده د يا ا...

اسپند دونه دونه روي آتيش بريزيد

كه كوثر الهي چشم نخوره ايشاء ا...

بجون هر چي مرده ، دوستت دارم مي دوني

مي خوام بيام مدينه ، تو موسم جووني

يا بضعه الرسول يا زهرا يا زهرا(3)

*****

آرزومه يه روزي به راه تو بميرم

برات كربلامو ز دست تو بگيرم

تو آن يگانه اي كه خدا بهت مي نازه

منم ز روز اول به عشق تو اسيرم

بيايد بريم گدايي ، به پشت خونه ي يار

عيدي بگيريم ، ز دستاي علمدار

يا بضعه الرسول يا زهرا يا زهرا(3)

*****

74- طراوت بارون رحمته: تبسمش تبسمش

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

طراوت بارون رحمته: تبسمش تبسمش

تلاوت آيات حكمته : ترنمش ترنمش

وجود خلقت هميشه

بوده از يك اصل و ريشه

حيات عالم و آدم

بدون مادر نمي شه

يا فاطمه يا زهرا (3) مدد مدد ام ابيها (2)

*****

محبوبه ي حق دخت احمده : مباركه مباركه

عطيه حق بر محمده : مباركه مباركه

انيس روح الأمينه

سپهر روي زمينه

به منكر فاطمه بگو

معني كوثر همينه

يا فاطمه يا زهرا (3) مدد مدد ام ابيها (2)

*****

75- بر مقدم دختر پيمبر صلوات

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

بر مقدم دختر پيمبر صلوات

بر چشمه ي پاك حوض كوثر صلوات

بر محضر حضرت محمد تبريك

بر مادر شيعيان حيدر صلوات

76- بر عالم سرما زده گرما دادند

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب تركيب بند

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

بر عالم سرما زده گرما دادند

خورشيدترين، ترا به دنيا دادند

با سجده و سجاده چهل روز گذشت

تا عاقبت آن سيب خدا را دادند

مفهوم حقيقي حياتي بانو!

با تو به زمين معني و معنا دادند

تا اينكه به سوي آسمانها بپريم

با نام شما به بالمان پا دادند

با معجزه ي كنيز چشمان شما

هي مرده گرفتند و مسيحا دادند

اي قبله ي لبهاي محمد زهرا

سر سبزي طوباي محمد زهرا

*****

تسبيح خدا كه از ازل مي كردي

سجده به هُوَ عزّوجل مي كردي

در لحظه ي ناب سحر هر جمعه

ياد همه ي اهل محل مي كردي

با شهد نگاه مهربانت هر روز

تلخي زمانه را عسل مي كردي

لبخند كه مي زدي همه غم ها را

در چشم علي چه زود حل ميكردي

يك دست به آسياب سنگي با درد

با دست دگر بچه بغل مي كردي

زحمت كش خانه ي علي يا زهرا

مهتاب شبانه ي علي يا زهرا

*****

تو فاطمه هستي و كسي كوثر نيست

از رتبه ي قدسي تو بالاتر نيست

تا روز ابد اگر بماند دنيا

غير از تو كسي هم نفس حيدر نيست

اي شأن نزول همه ي آيين ها

بي معرفت مهر تو پيغمبر نيست

هر روز مي آيد دم در بابايت

يعني احدي از گل من بهتر نيست

اين واجب عيني است ببوسد دستت

اين مهر پدر به ناز يك دختر نيست

يعني كه تويي باني خلقت زهرا

يعني كه تويي راه سعادت زهرا

*****

اي بال و

پر فرشته ها دور و برت

اي حور زمين كه آسمان زير پرت

با پاي ورم كرده سر سجاده

هرگز نشود ترك دعاي سحرت

صد بار شنيده شد كه پيغمبر گفت

اي روي دو پهلوم فدايت پدرت

خرماي بهشتي تو را مي خواهد

اين معتكف دائمي پشت درت

تا حشر بماند به دل دنيامان

غمنامه ي اين زندگي مختصرت

اي ناله ي جانسوز مدينه زهرا

خاكستر تو مانده به سينه زهرا

*****

بي تو همه ي باغچه هامان زردند

از داغ و غم دوشنبه ها دل سردند

از روز سقيفه تا كه بازوت شكست

بر حرمت اين خانه بلا آوردند

با ضربه ي يك غلاف بي شرم و حيا

اي واي بميرم چه كبودت كردند

تو رفتي و مادران اين داغ هنوز

ما را به بهانه ي غمت پروردند

حالا همه ي قبيله ات در به درند

كي در حرم امن تو بر مي گردند

عجل لوليك تو بخوان يا زهرا

اي مادر صاحب الزمان يا زهرا

*****

77- آفتاب عالم تجريد يعني فاطمه

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك واحد جديد

قالب قصيده

شاعر مؤيد سيد رضا

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

آفتاب عالم تجريد يعني فاطمه

كهكشان در كهكشان خورشيد يعني فاطمه

جلوه ي آئينه هاي رحمت و ايثار و عشق

چشمه ي جوشنده ي توحيد يعني فاطمه

حاصل پيغمبري در بعثت پيغمبران

روح قدس عالم جاويد يعني فاطمه

دختري پرورده در آغوش مهر انگيز وحي

زهره اي در دامن خورشيد يعني فاطمه

عصمت اللهي كه تابيد از حريم دامنش

يازده خورشيد و دو ناهيد يعني فاطمه

آن گل خلقت گلاب دين كه احمد بارها

از بهشت سينه اش گل چيد يعني فاطمه

گر شنيدي در تمام دخترانش مصطفي

دختري را دست مي بوسيد يعني فاطمه

گر شنيدي از سپهر شرم و عفت زهره اي

در حريم مرتضي تابيد يعني فاطمه

مصطفي در كعبه و معراج و در غار حرا

هر كجا نور خدا را ديد يعني فاطمه

سر علام الغيوب از درك ما والاست ليك

اسم اعظم گر كه مي خواهيد يعني فاطمه

آسيا گردان گردون آنكه را با دست غيب

آسياي خانه مي گرديد يعني فاطمه

سينه ي آدم ز نور علّم الاسماء شكفت

راز آن اسماء كه آدم ديد يعني فاطمه

خطبه خوان مسجد آن بانو كه در راه علي

تيغ بهتان را سپر گرديد يعني فاطمه

خانه داري قهرمان كز اشك مظلومانه اش

كاخ ظلم غاصبين لرزيد يعني فاطمه

مادري والا كه هم شام بلا هم كربلا

زير گام زينبش لرزيد يعني فاطمه

روز محشر كز همه اميد مي بايد بُريد

شيعيان را مايه ي امّيد يعني فاطمه

78- باز از اشك مدد مي جويم

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك واحد جديد

قالب مثنوي

شاعر مؤيد سيد رضا

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

باز از اشك مدد مي جويم

وادي عشق به سر مي پويم

توشه از خون جگر مي گيرم

وز دل خويش خبر مي گيرم

دست بر دامن پاكان زده ام

بوسه بر خاك نياكان زده ام

تا به مقصد برسانند مرا

آب كوثر بچشانند مرا

آب كوثر كه اميد همه است

چشمه اش در قدم فاطمه است

مكه امشب چه تماشا دارد

كه صفا از رخ زهرا دارد

امشب از ميمنت ميلادش

شده شمع دل هستي يادش

ياد او زنده كند دلها را

وصف او خيره كند دنيا را

وصف او معجز و كار ما نيست

قطره را حوصله ي دريا نيست

ذكر هر دلشده يا فاطمه است

اسم اعظم بخدا فاطمه است

آنكه آرام دل ياسين است

مدحش از منطق قرآن اين است

اي پيمبر به تو كوثر داديم

لطف اين بود كه دختر داديم

دختري پاك و سراپا همه ناز

نك بپا دار به شكرانه نماز

دختري با نفس رحماني

كن به شكرانه شتر قرباني

تا بدانند همه دشمن و دوست

ابترت هر كه بخواند ابتر اوست

جاودان نام تو زين دختر توست

كثرت نسل تو از كوثر توست

گوي با همسرت اي حامل نور

ما غفوريم و صبوريم و شكور

چون تو در ياري ما كوشيدي

داشتي هر چه به ما بخشيدي

ما هم احسان تو جبران كرديم

دامنت مهد امامان كرديم

خوبتر از همه چيزت داديم

هم چو زهراي عزيزت داديم

بتو داديم نگار خود را

همه ي دار و ندار خود را

حاليا اين تو و اين گوهر ما

اين تو اين فاطمه اين كوثر ما

مصطفي واسطه ي فيض مدام

كه ز هر بنده بر او باد سلام

گفت زهرا گل زيباي من است

فاطمه پاره ي اعضاي

من است

هر زمان عطر جنان مي جويم

دخترم فاطمه را مي بويم

79- اي خالق بخشنده اي خدايم

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك واحد جديد

قالب مثنوي

شاعر مؤيد سيد رضا

منبع در سايه سار طوبي

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي خالق بخشنده اي خدايم

با نام تو من نامه مي گشايم

وصفت ز «ا... الصمد» بخوانم

من «قل هو ا... احد» بخوانم

يا «رازق الطفل الصغير» يارب

«يا راحم الشيخ الكبير» يارب

غفاري و مدبر و مديري

علامي و مهيمن و خبيري

اي ياد تو آرام بخش دلها

در عطر گلهايي و قعر گلها

هر ذره خورشيدي است از جلالت

هر قطره دريايي است از كمالت

دريا به دريا حكم توست جاري

صحرا به صحرا فضل توست كاري

يا دائم الفضل علي البريه

يا باسط اليدين بالعطيه

يا من هو عظيم في جلاله

صل علي محمد و آله

*****

اي فيض هستب از تو مهر و مه را

يك جلوه از جودت وجود زهرا

زهرا كه امشب چهره مي نمايد

بر ملك هستي ديده مي گشايد

امشب به يمن بدر هاشميه

اغفر لنا في هذ العشيه

امشب به جز تابندگي ندارد

رحمت ز رحمت كندگي ندارد

آن ليله القدري كه قدر عشق است

در مطلع الفجري كه بدر عشق است

با طلعتي ايزد نما بر آمد

در جلوه گاه انما بر آمد

كوثر تو را شد ميهمان محمد

نك سوره ي كوثر بخوان محمد

*****

اي بانوي اسلام اي خديجه

بر آنهمه ايثارت اين نتيجه

پاداش خود از دادگر گرفتي

وز هر چه دادي خوب تر گرفتي

قبيله ات از تو اگر بريدند

اعجاز زهراي تو را نديدند

تو افتخار هر قبيله داري

نور جلال از اين جليله داري

حق كوثر و قدر تباركت داد

ميلاد اين دختر مباركت داد

يك دختر و تا بيكران فضيلت

يك اختر و هفت آسمان فضيلت

*****

ميلاد زهرا موج آبروهاست

گل كردن گلزار آرزوهاست

ميلاد زهرا افتخار سرمد

پيدايش باغ بهشت احمد

ميلاد زهرا روح حق سپاسي

سرفصل ديوان

خداشناسي

ميلاد زهرا راز آفرينش

زيباترين اعجاز آفرينش

ميلاد زهرا عين معنويت

تاريخ عدل، آيين مهدويت

اين راز باقيات الصالحات است

اين ساحل سفينه النجات است

زيبايي گلهاي آفرينش

اعجوبه ي دنياي آفرسينش

خير كثير بي نهايت است او

سر تا قدم فضلو عنايت است او

شخصيت والاي او الهي است

تجليل پيغمبر از او گواهي است

دار و ندار انبياء والا

گشته خلاصه در وجود زهرا

ماهي كه خود جاويد مي درخشد

با سيزده خورشيد مي درخشد

عالم فروز عشق و افتخار است

و ان سيزده خورشيد را مدار است

مسند نشين بارگاه خلقت

فرمان گزار كارگاه خلقت

درياي لطف اش را كرانه اي نيست

خوش تر ز نام او، ترانه اي نيست

زيباترين گلها در بهشت طاها

روح نبي ارواحنا فداها

رفتار و گفتارش مثال احمد

بوسيد دستش مدال احمد

قران حكايتها كند ز قدرش

و ان لوح محفوظ خداست صدرش

فرياد او تفسير رعد قرآن

قرآن نازل گشته بعد قران

آن آيت

80- فاطمه مظهر صفا و عشقه

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

ام ابيها يا فاطمه(4)

*****

فاطمه مظهر صفا و عشقه

فاطمه بانوي وفا و عشقه

برتري زنهاي عالمينه

فاطمه آخر حيا و عشقه

ام ابيها يا فاطمه(4)

*****

فاطمه تصوير دل خدايي

فاطمه دُرِ قلب مصطفايي

فاطمه مادر حسين و زينب

تاج سر علي مرتضايي

ام ابيها يا فاطمه(4)

*****

از آسمون يه دختري رسيده

زيباتر از رخش كسي نديده

تموم عالم رو خداي رحمن

بخاطر فاطمه آفريده

ام ابيها يا فاطمه(4)

*****

از كوچه هاي عرش تا شهر مكه

ريسه كشيده شده از ستاره

فصل سياهي و خزون سر اومد

مژده بديد تولد بهاره

ام ابيها يا فاطمه(4)

*****

فاطمه يعني عشق و مهر و احساس

فاطمه اصل و ريشه ي گل ياس

فخر و غرور هر چي پهلوونه

فاطمه نقش بازوبند عباس

ام ابيها يا فاطمه(4)

*****

81- لب احمد مي خونه گل بابا يا زهرا

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

لب احمد مي خونه گل بابا يا زهرا

مي خونه وان يكادو برا ام ابيها

مي ، نازد خدايش

مي ، خواند ثنايش

جم ، ع ما فدايي

به ، ر رو نمايش

يا زهرا يا زهرا (4)

*****

همه جا غرق شادي همه جا سور و ساته

شده ذكر ملايك بي بي نور نجاته

از بالا ملايك

تا مكه پريدند

تا در بيت پاك

پيغمبر رسيدند

يا زهرا يا زهرا (4)

*****

با يه نيم نگاهت دل عالم مي لرزه

بي بي خاك قدومت به دو عالم مي ارزه

استاد دعايي

امّ المجتبايي

تو مادر براي

دشت كربلايي

يا زهرا يا زهرا (4)

*****

با نور چادر تو يهودي شد مسلمون

يا زهرا نگاهي كه سياهه دلامون

رفتارت نجابت

دعاي تو اجابت

وقت خطبه خواني

گفتارت قيامت

يا زهرا يا زهرا (4)

*****

مي بره بين جنت بوي تو مصطفي رو

تويي ام ابيها مادري كربلا رو

تو ، ركن كسايي

شأن هل اتايي

ياسين قدر و كوثر

قرآن خدايي

يا زهرا يا زهرا (4)

*****

82- مهر فاطمه قدر آفاق آسمونه

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

فاطمه مدد فاطمه مدد فاطمه (4)

*****

مهر فاطمه قدر آفاق آسمونه

چون مقامشو تنها ذات خدا مي دونه

مرغ دل روي برگ ياس كرده آشيونه

تا بريزه زهرا پيشش نون و اب و دونه

مي كشد مي از سينه ام شراره

حق ديگه مث فاطمه نداره

غرق لطف و آرامش و سكونم

اين دل ديوونه اگه بذاره

*****

ماه آسمون پشت ابرايي از خجالت

چون دميده نور عشق و پاكي و نجابت

آسمونيا دارند سوي زمين اشارت

اومده گل پيغمبر همسر ولايت

آسمون ببين سائل و گداشه

قلب مرتضي تا ابد باهاشه

نه علي نه احمد نه عالمي هست

گر كه لحظه اي فاطمه نباشه

*****

خاك پاي اون قدر هفت آسمون مي ارزه

تا علي مي بينه روشو دلش مي لرزه

عاشقش نمي شه واللهي دلاي هرزه

چون خود خدا هر لحظه عشق بهش مي ورزه

نور تو چشم حيدر چه مي درخشه

گل بريز گل ياس و هم بنفشه

عيدي خداست روز عيد زهرا

هر كي سائل فاطمه اس مي بخشه

*****

83- ترانه ي محبوب دلها يا فاطمه يا زهرا

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

ترانه ي محبوب دلها يا فاطمه يا زهرا

فاطمه اومد به دنيا روشن شده دل ما

سوره ي كوثر رو لبمه

شور و شعف در سرمه

حضرت زهرا مادرمه

يا فاطمه يا زهرا(4)

*****

گلاي ياسو دسته دسته رو قنداقه اش بپاشيد

حمد و قل هو اله بخونيد براش كوثر بخونيد

گل زيباي ياسمنه

امّ حسين و حسنه

لاله و گل در چمنه

يا فاطمه يا زهرا(4)

*****

سايه ي هفت آسمونه اما حرم نداره

مادر سادات تو دنيا قبر و حرم نداره

دلبر بيقرار مني

بي بي بي مزار مني

هميشه در كنار مني

يا فاطمه يا زهرا(4)

*****

84- عقل كل بابا شد امشب

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

عقل كل بابا شد امشب

چون گل از هم وا شد امشب

هم ابوالكوثر شد امشب

هم ابوالزهرا شد امشب

يا نبي امّ ابيهايت مبارك

يا علي ميلاد زهرايت مبارك

*****

اين همان امّ ابيهاست

قلب ياسين، روح طاهاست

از لب جانبخش احمد

مدح او روحي فداهاست

يا نبي امّ ابيهايت مبارك

يا علي ميلاد زهرايت مبارك

*****

آسمان اختر فشانش

سوره كوثر به شانش

ذات حق در باغ جنت

داده بر آدم نشانش

يا نبي امّ ابيهايت مبارك

يا علي ميلاد زهرايت مبارك

*****

اي خديجه اي خديجه

از محمد دلبري كن

خيز و بر امّ ابيها

مادري كن مادري كن

يا نبي امّ ابيهايت مبارك

يا علي ميلاد زهرايت مبارك

*****

مصطفي را دختر است اين

مرتضي را ياور است اين

از همه مردان عالم

بهتر است اين بهتر است اين

يا نبي امّ ابيهايت مبارك

يا علي ميلاد زهرايت مبارك

*****

اين ز سر تا پا تمام

رحمت للعالمين است

در جلالت هم محمد

هم اميرالمؤمنين است

يا نبي امّ ابيهايت مبارك

يا علي ميلاد زهرايت مبارك

*****

اي رسولان الهي

دختر پيغمبر آمد

اي همه سادات عالم

مادر آمد مادر آمد

يا نبي امّ ابيهايت مبارك

يا علي ميلاد زهرايت مبارك

*****

85- يقيناً كشور من قلب دنياست

مشخصات

مناسبت ولادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

يقيناً كشور من قلب دنياست

به زير سايه ي مهدي زهراست

شب جشن و سرور آسمان است

خميني عيدي زهرا به دنياست

فضائل

1- اي ز نبي ربوده دل، روي خدا نماي تو

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي ز نبي ربوده دل، روي خدا نماي تو

وي ز علي گره گشا، دست گره گشاي تو

پيش روي نبي نبي، عازم دست بوسيت

پشت سر علي علي، ملتمس دعاي تو

روح دهي به قدسيان با نفست به هر نفس

دل برد از ملايكه ذكر خدا خداي تو

درد نگفته ي دلت اشك شبانه ي علي

حرف دل علي بود گريه ي بي صداي تو

ناله و آه ما كجا حق تو را ادا كند

جز كه هماره مهديت گريه كند براي تو

تو سپر علي شدي پيش هجوم دشمنان

محسن بي گناه تو، شد سپر بلاي تو

بازوي بسته شير حق، راهي مسجد النبي

تو در قفاي او روان، حسين در قفاي تو

تا ز علي نهان كني، قصه ي گوشواره را

دست تو بود برروي، روي خدا نماي تو

تا كه به پاست عالمي قطع نمي شود دمي

ناله ي واي واي ما، گريه ي هاي هاي تو

تربت بي چراغ تو، سينه ي داغدار ما

قبر تو هر كجا بود، در دل ماست جاي تو

2- كيستم من فاطمه محبوبه ي جان آفرينم

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

كيستم من فاطمه محبوبه ي جان آفرينم

جن__ت الاع_لاي ق__ربِ رحم_ت للع_المينم

ليله القدري كه كس غير از خدا قدرش نداند

معن__ي «انا فتحن___ا»ي امي__رالمؤمنينم

مادر پيغمبران از شخص آدم تا محمّد

بان__وي م_لك خ_دا در آسمان ها و زمينم

از ازل پيشان__ي توحي__د را ب__ودم ستاره

تا اب_د انگش_تر خت__م رس__الت را نگينم

ذات حق كرده اراده تا كه باشد يك حسينش

ور نه ريزد تا صف محش_ر، حسين از آستينم

آن جناب مري_م ع_ذرا و اين يكت_ا مسيحش

اين م_ن و اي_ن ي_ازده عيس_اي عيساآفرينم

راست_ي رك_ن همه اركان عالم كيست؟- حيدر

در حقيق_ت م_ن هم_ان رك_ن ام_ام راستين_م

اي_ن عجب نبْوَد چو پا در عرصه ي محشر گ_ذارم

عف_و جوش__د از يس_ار و رحم_ت آيد از يمينم

سج_ده و والشمس و واللي_ل دخ_ان و عادياتم

كوثر و تطهير و ق_در و فج_ر و نور و يا و سينم

هم به سيرت مصطفي فرموده در شأنم «فداها»

هم به ص__ورت گفت__ه ص__ورت آفرينم، آفرينم

در حقيقت عبد حق خوانده، سپس گوييد مدحم

گرچ__ه ف__وق م__دح خل__قِ اوّلي_ن و آخرينم

گاه م_ي خوانند ح__ورم، گ__اه م_ي گويند انسان

هر چه باشم بهتر از آن، هر چه هستم فوق اينم

عصمت_م، زه_دم، عفافم، كعبه ام، ركنم، طوافم

م_ام نفس مطمئن_ه، ق_لب تق_وا، ج_ان دين_م

ني عجب گر چشم حق در من بيند روي حق را

نيست_م هرگ_ز خ_دا ام_ا خ_دا را جانشينم

مرتضي در من خدا را ديد با چشم خدايي

م_ن خدا را ديده ام هر گاه حيدر را ببينم

شب كه همچون كوكب دُرّي جمالم مي درخشد

ت__ا ف__لك ان__وار ث__ار ا... خي__زد از جبينم

ه_م نب__وت را يگان__ه چشم__ه ي عين الحياتم

ه_م ولاي_ت را ف_روزان آي__ت ح__ق اليقينم

بهتري_ن س__ادات عال__م: چ_ار بانوي بهشتي

م_ن مي_ان چ_ار س_ادات بهشت__ي، برترين_م

ايست_ادم روي پ_ا چ_ون كوه، بر حفظ ولايت

سيل اگر سيلي زن_د، آن نيستم كز پا نشينم

بست_ه دست ح_ق زمام آسمان را در كمندم

كوردل دشمن كه پشت در ستاده در كمينم

اين حمايت از علي، اين ضربه هاي دست دشمن

آن ش__رار آت__ش و اي_ن خطبه هاي آتشينم

ب_ا وج_ود آنك__ه در راه عل__ي اولْ شهي_دم

پيش ت_ر از م_ن ف__دا گردي__د طف_لِ نازنينم

ي_ك مدين_ه دشم_ن و ي_ك خانه ي آتش گرفته

كس نبود آنجا به جز ديوار و در يار و معينم

من كه پيغمبر «فداها» گفت در حقم، همانا

اولي__ن ي___ار ف___داكار امي___رالمؤمنينم

دست دادم ليك بند از دست مولايم گشودم

تا بدانن__د اه__ل عل_م حامي حبل المتينم

من شدم نقش زمين، بردند مولا را به مسجد؛

آه ي_ارب ت__ا قي__امت از ام_امم ش_رمگينم

من ب_ه ي_اري علي «ميثم» مق_اوم ايست_ادم

شد خج_ل مسم_ار آهن، پيشِ عزمِ آهنينم

3- محمد را گرامي دخت احمد پروري زهرا

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

محمد را گرامي دخت احمد پروري زهرا

اب_ر م_رد دو عال_م را يگان__ه همسري زهرا

ت__و امّ الاحم__د و امّ الكت_اب و امّ اسلامي

تو فرقاني، تو طاهايي، تو قدر و كوثري زهرا

امي_رالمؤمنين حيدر بوَد، حبل المتين حق

به حق حق تو كه تو حبل المتين حيدري زهرا

تو از سر تا قدم احمّد، محمّ_د پاي تا سر تو

علي زهراي ديگر، تو عل_يِّ ديگري زهرا

ب_ه گ_رداب تحي_ر غرق شد عقلم، نمي دانم

علي از توست برتر يا تو از او برتري زهرا

نب_وّت ب_ر زن__ان نب__وَد، وگرن_ه ف_اش مي گفتم

تو روي دست، مصحف داري و پيغمبري زهرا

تو پيغمب__ر ن_ه، ت__و بالات_ر از پيغمبران استي

تو روح پ_اك خت__م الانبيا در پيكري زهرا

تو بان__وي هم_ه س_ادات عال_م ت_ا صف محشر

تو ب_ر م_ردان كل آف__رينش رهب_ري زهرا

تو ب__ر ب__اغ ولاي__ت ب__ا سرشكت فيض باراني

تو ب_ر نخ_ل نبوت ريشه و برگ و بري زهرا

ت_و ه_م ب_ر چ_ار س_ادات مل_ك تا حشر، بانويي

ت_و ه_م ب_ر چار بانوي بهشتي سروري زهرا

علي فخريّه زآن دارد ك_ه دارد همسري چون تو

نبي بر خويش مي بالد كه او را دختري زهرا

زه__ي ايم__ان و تق_وا و جهاد و همت و عزمت

كه با مولا اميرالم_ؤمنين هم سنگ_ري زهرا

ام__ام مجتب__ي بال__د ك__ه م_ن فرزند زهرايم

حسين بن علي ن_ازد كه او را مادري زهرا

تو در بيت ولايت ه_م مهي ه_م آفت_اب است__ي

تو در بح_ر نبوت هم صدف هم گوهري زهرا

نه در مسجد، نه در خانه، نه

در كوچه، نه در صحرا

تو در عال_م، ت_و ت_ا محشر، علي را ياوري زهرا

تو ب__ا شيرخ__دا هم شأن_ي و هم گ_ام و هم سنگر

تو از پيغمب__ران ه__م ج_ز محمّد برتري زهرا

تو ب_ا ي_ك خطب_ه لرزان_دي تن كفر و ضلالت را

تو ت__ا عم__ق زم_ان اس_لام را روشنگري زهرا

محمّ__د شه__ر عل_م اس_ت و اميرالمؤمنينش در

يقين دارم كه تو هم شهر علمي، هم دري زهرا

نب__ي مه__ر و عل__ي ماه__ي ك_ه دارد يازده اختر

تو تنها خود سپهر و مهر و ماه و اختري زهرا

محمّ__د خل__ق عال__م را ب_ه فرقان داوري كرده

تو فرق__ان محمّ_د را به نطقت داوري زهرا

نوشت_ه در نگ_اه و نق_ش لبخن_د علي هر دو

تو زهرايي، تو زهراي محمّد منظري زهرا

هم__اي قلّ_ه ي رحم_ت عل_ي بود و علي باشد

ت_و او را ت_ا خداي__يِّ خدا بال و پري زهرا

قي__ام كرب__لا را زينب__ت پ__رورد ب_ا صبرش

زهي بر دامن پاكت كه زينب پروري زهرا

من و تاريخ و عالم هر سه مي گوييم با هم، تو

قتي_ل انتق_امِ جن_گِ بدر و خيبري زهرا

نمي دان_م بقيع_ي ي_ا كن__ار خان_ه ات دفني

و يا در بين محرابِ نماز و منب_ري زهرا

ز درد ب_ازو و پهل_وي ت_و اين درد، سنگين تر

كه غم هاي علي را لحظه لحظه بنگري زهرا

تو بر م_ا از ازل آموخت__ي درس ولايت را

تو ما را تا ابد آموزگار و رهبري زهرا

ع_دو ب_ر بيت م_ولا حمل__ه ور گشت__ه، نمي داند

كه تو پشت در خانه ب_ر او يك لشكري زهرا

تو ب__ا دست شكست__ه پاسدار دست حق گشتي

تو از مسجد علي را سوي خانه مي بري زهرا

تو دادي چش__م گري__ان «ميث_م» آلوده دامان را

اگر چه نيست قابل اشك او را مي خري زهرا

4- اي مظه_ر ا... تبارك و تعالي

مشخصات

مناسبت

مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي مظه_ر ا... تبارك و تعالي

در وجه خداييت خدا كرده تجلا

آباء تو پاك_ان جهان زاوّلِ خلقت

ابن_اء تو ب_ه، از همه تا آخرِ دنيا

جز تو چه كسي دخت نبي، همسر حيدر؟

غي__ر از ت_و ك__ه دارد ش__رف ام ابيها؟

اوصاف تو زيباست، ولي از لب احمد

م_دح ت__و ده_د روح، ول_ي ب_ا دم مولا

تو وجه خدايي و عجب نيست ك_ه بيند

در روي ت_و پيوست_ه علي روي خدا را

راضي__ه و مرضي__ه و صديق__ه و كوثر

زهرايي و زهرايي و زهرايي و زهرا

ت_و كوث_ري و ساقي ت_و دس_ت ولاي_ت

ت_و جنت و يك شاخ_ه گلت نخله ي طوبا

پاك_ي ب_ه ت_و ن_ازد كه تويي مادر پاكي

تق_وي ب_ه تو بالد كه توي_ي مظهر تقوا

مانن_د تو مادر چه كسي زاده دو مريم؟

يا مثل تو مريم چه كس آورده دو عيسا؟

عيسي به دو عيساي تو نازد به سماوات

موسي به دو موساي تو دل داده ز سينا

ه_م سين__ه ي ت_و مرك__ز اس__رار اله_ي

ه_م دام_ن تو مدرسه ي زينب كبري

بر اه_ل زمي_ن ساي_ه فكندي ز كرامت

اي خ_اكِ ره_ت آب__روي ع_رش معلا

ف_رش ق_دمت وقت عبادت پرِ جبريل

سج__اده ات آغ__وش خداون_د تعال_ي

ه_م سي_رت قرآن_ي، در آي__ه ي تطهي__ر

ه_م ص_ورت فرقان__ي، در س_وره ي طاها

در محضر تو ختم رسل، خواجه ي لولاك

هم دست تو بوسيده و هم خاسته برپا

مشتاق_يِ باب_ا ش__ده رو، تا تو كني رو

سرو ق_د احم_د ش_ده تا، ديده تو را تا

گردي__د عل_ي مح_و تماش_اي خداوند

ه_ر ج_ا گل رخس_ار تو را ك_رد تماشا

والله چه نيكوست چه نيكوست چه نيكو

آن خال__ق يكت__ا را اي__ن بن__ده يكتا

آن احمد مرس_ل را، اين دخ_ت گرامي

آن ش__اه ولاي__ت را، اي__ن همسر والا

آن لؤل_ؤ و مرجان را، اي_ن سوره ي مريم

آن مصح_ف داور را، اي_ن كوث_رِ زيب_ا

ب__ر پاي__ه ي مدح_ت نرس__د ت_ا ابدالدهر

ه_ر چن_د سخ_ن سركش__د از بام ثري_ا

اي بان__وي عال__م چ_ه به روز تو گذشته

كين گونه كني در دلِ شب، مرگ، تمنا؟

تشيي_ع ت__و و دف_ن ت_و و قبر تو مخفي

زين هر سه بود غربت ي_ك عمر تو پيدا

موي تو سفيد از غم هجران پيمبر

روي ت__و كب__ود از اث__رِ سيل__يِ اع_دا

اين غم به كه گويم به كه گويم به كه گويم

يك شهر پر از دشمن و يك فاطمه تنها

در خان_ه ت_و را گريه به بابا شده ممنوع

ج__ا دارد اگ__ر گري__ه كن_د بهر تو بابا

حق ت_و و حق علي اين ش_د كه بگوييد

او درد دل خويش به چاه و تو به صحرا

گويي بدن ختم رسل روي زمين بود

ام_ت پ_ي آزار ت__و گشتن__د مهي__ا

بودي تو عزادار و ب_رايت ع_وض گل

آورد ع__دو هي__زم، از به__ر تس_لا

از مرك_ز ق_رآن ع__وض نور فضيلت

ديدن_د خلاي_ق ك_ه رود دود به بالا

اين دود سرآورده ب_رون از دل «ميثم»

چون ناله كه خيزد به فلك از دل مولا

5- اي خوانده خدا مدح تو را بهر پيمبر

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر

سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي خوانده خدا مدح تو را بهر پيمبر

وصف تو درخشيده به تطهير و به كوثر

راضي__ه و مرضي_ه و صديق__ه، امين_ه

منص_وره ي معصوم_ه و زهراي مطّهر

هم وجه خدايي تو و قرآن محمّد

هم دست يداللهي و هم حامي حيدر

هم مام دو عيسايي و هم مام دو مريم

ه_م برت__ري از آسي_ه و مريم و هاجر

بر دست تو اي دست خدا خواجه ي لولاك

يك ب_ار ن_ه ص_د ب_ار زن_د ب_وسه مكرر

انسيّ__ه ي ح__ورايي و ح__وريّه ي انس__ي

با اين همه مي بينمت از هر دو فراتر

گويند: دم_د ب_وي ب_هشت از ن_فس تو

- والله ب__هشت از ن_فس ت_وست معطر

ميك_ال، جل__ودار ت__و در روز قي__امت

جبري__ل، علم__دار ت_و در عرصه ي محشر

هم خانه تو مشرق دو ماه و دو خورشيد

ه__م دام_ن پاك_ت، ف__لك ي__ازده اختر

اي_ن ذات اله_ي است ك_ه نازد به حسينش

اين شخص حسين است كه نازد به تو مادر

اي دور سرت قلبِ نبي گشت_ه! بگردان

ما را ز ك__رم دور س__ر فض__ه و قنبر

بر عرش خ_دا هشت ملك آمده حامل

در خي_ل م_لَك چار ملَك آمده سرور

آن چار، گرفته به سويت دست توسل

وينِ هشت، نهادند به خاك قدمت سر

خورشي_د فروزن_ده ي ع_رش اس_ت هماره

آن دل ك__ه ب__وَد در ي_مِ ن_ور تو شناور

اوص_اف ت_و را اي ز ثن_ايت هم_ه عاجز

خوانن_ده خ__دا و شنون_ده است پيمبر

خ_لقت بن_ويسند و بگوين_د و بخوانن_د

هرگ_ز نب__وَد گ_فتن م__دح ت__و ميسر

دست تو همان دست خداوند تعالاست

گر نيست چرا خم

شد و بوسيد پيمبر

ارواح رُسُل را همه تعظيم به احمد

تعظيم محمّد به تو- اي عصمت داور

مقب_ول خ_دا توب__ه ي آدم ب__ه تو بانو

محت_اج دعا حضرت حوّا ز ت_و دختر

سوگند به مهر تو كه با خصم تو خصمم

حت__ي پ__در و م_ادر و فرزن__د و برادر

اسلام، سراف_راز عل_ي ب__ود و علي بود

پيوست_ه سراف_راز كه بوديش تو همسر

ت_و دي_ن خدا را چو زره بودي و سنگر

تو بهر علي دست و سپر بودي و سنگر

والله قس_م فض__ه ي ت_و برت_ر از آن است

از اينك_ه فشانن_د ب_ه پايش دُر و گوهر

در خط حجاب تو ه_دايت ش_ده پاكي

با درس عفاف ت_و حي_ا گشت_ه مسخر

دستي كه به آيات رُخت كرد جسارت

پاي_ي ك_ه لگ_د زد ب_ه در خانه ي حيدر

آن پ_اي ف_رو ب__اد ف_رو باد در آتش!

آن دست ج_دا ب_اد ج_دا باد ز پيكر!

قرآن رسول اله و دست نجس خصم؟!

بيت الح__رم فاطم__ه و شعل__ه ي آذر؟!

اين ب__ود طرف__داري از بي_ت ولايت؟

اي_ن ب_ود نگهبان__ي از س__وره ي كوثر؟

زه__را زدن و دع_وي اسلام نمودن؟!

ناپاك ترن__د اي__ن ق__وم، و ا... ز كافر

كشتند ز كين همسر و فرزند علي را

با كين_ه ي ب_در و احد و خندق و خيبر

تنها نه ز يك دست جسارت به رُخت شد

از ه_ر ط_رف آم_د ب__ه تنت ضربتِ ديگر

آن زخم به بازوت زد، آن ضربه به پهلوت

كشتن__د ن_ه يكب__ار، ت__و را بلك_ه مكرر

بشكست در و ب_از ش_د و خورد به پهلوت

يك ضرب_ه ز دي_وار رسي_دت، يكي از در

«ميثم» به خدا فاطمه

پيوسته ستم ديد

نفري_ن اب__د ب__اد ب__ر آن قوم ستمگ_ر

6- يا فاطمه اي قلب محمد حرم تو

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب تركيب بند

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

يا فاطمه اي قلب محمد حرم تو

خلق دو جهان سائل لطف و ك_رم تو

بيت الحرم محترمت طور محمّد

عيساي نفس هاي علي في_ض دم تو

از خ_واب ع_دم آدم، بي_دار نم_ي شد

گر خل_ق نم_ي گشت ز خاكِ قدم تو

هم عرض زمين گوشه اي از بيتِ گلينت

هم طول زم_ان لحظ_ه اي از عمرِ كم تو

ميك_ال كش_د ن__از غ_م و درد و بلايت

جبري_ل زده سين_ه ب__ه پ_اي علم ت_و

با آن كه مزار تو نهان بود و نهان است

پيوسته فلك گشت_ه به دور ح_رم ت_و

اين است و جز اين نيست كه پرونده ي شيعه

امض__ا ش__ده از ام__ر خ__دا ب__ا ق__لم تو

تو فاطمه اي، دور ز تو، رجس و گناه است

«تطهير» گواه است، گواه است، گواه است

*****

خلقت ن_ه فقط، خالق داور به تو نازد

سلطان رُسل شخص پيمبر به تو نازد

فخريّ__ه كن__د ذات خداون__د ب__ه حي_در

اين است و جز اين نيست كه حيدر به تو نازد

ت__و ليل__ه ي ق__در استي و قدرت همه مجهول

ت__و كوث__ري و س__وره ي كوث_ر ب_ه تو ن_ازد

اس__لام ب__وَد مفتخ___ر از شيع_ه هم_اره

شيع_ه است كه در عرصه ي محشر به تو نازد

اج_داد ت_و گوين_د هم_ه فاطم_ه از ماست

دخ_ت و پس_ر و شوه_ر و م_ادر به تو نازد

تعظي_م كن___د آسي__ه در محض_ر فضّ_ه

مري_م ب_ه ت_و م_ي بالد و هاج_ر ب_ه تو نازد

هر صبح ك_ه از شرق كن_د رو ب_ه م_دينه

ت_ا صب_ح دگ__ر مه__ر من_ور ب_ه ت_و نازد

در ش_أن تو پيغمبر اسلام، مكرر

فرمود: پدر باد به قربان تو دختر!

*****

افس_وس كه ام_ت ز خداون_د بريدند

ج_اي علي و آل، به شيطان گرويدند

ب_ا شعل_ه ي آت_ش درِ بي_ت تو گشودند

هيزم عوض گل به سرِ دوش كشيدند

نام_وس خ__دا دخت_ر پيغمبر م_ا را

مردم همه پشت درِ آتش زده ديدن_د

تنها نه فقط اهل مدين_ه، همه عال_م

فري_اد ت_و بي_ن در و دي_وار شنيدن_د

گرديد چو در سنّ جواني كمرت خم

حوران بهشتي همه از غصه خميدند

دنب_ال عل_ي ب_ا ب_دن خسته دويدي

هم_راه ت_و اطف_ال تو با گريه دويدند

سوگند به قرآن كه به شمشير سقيفه

سر از تن صد چاك حسين تو بريدند

ب_ر دام_ن تاري_خ ب__وَد نن__گ سقيفه

بشكست حسينت سرش از سنگ سقيفه

*****

اي پر شده از اشك شبت جام ولايت!

دخ_ت نب_ي و كف_و عل_ي، مام ولايت

هستي است حياتش به ولايت تو كه هستي

ك_ز فيض دم_ت زن_ده ب_وَد ن_ام ولايت

خ_ط ت_و بق_ا داد ب_ه توحي_د و نب_وت

ح_رز ت_و زره گش_ت ب__ر ان_دامِ ولايت

تو سينه سپر ك_ردي، در پيش حوادث

ورن__ه سپ__ري م__ي شد، اي_ام ولايت

پ__رواز ك__ن اي طاي_ر ق_دس ازليّت!

ت_ا ساي_ه كن_د ب_ال ت_و بر بام ولايت

در خانه و در مسجد و در بستر و سنگر

ك_ردي هم_ه دم ب_ر هم_ه اعلامِ ولايت

ت_ا ب_وده و ت_ا باش_د و ت_ا هست هماره

از ت_وست سرآغ_از و سرانج_ام ولاي_ت

سوگند به قرآن كه ولايت به تو نازد

حيدر كه بود ركنِ هدايت به تو نازد

*****

اي طين_ت ت_و پاكت_ر از آي__ه ي تطهي_ر

وي آي_ه ي تطهي_ر ب_ه پاك_ي ت_و تفسير

جبري_ل، اذان گفت_ه ب_ه هنگام نمازت

ميك_ال، ب_ه تكبي_ر ت_و آم_اده ي تكبي_ر

خ_اك قدم_ت ت_اج شده بر سر افلاك

افلاك به خاك قدمت گشته زمين گير

ت_و كوث_ر پيغمب__ر و ق__رآن خ__دايي

در ملك خدا كثرت خيرت شده تكثير

دوزخ ب_ه خروش آيد، اي بانوي جنت!

در عرص_ه ي محش_ر قدمت گر برسد دير

از قنب_ر و از فضه ي تو هيچ عجب نيست

گر گ_ردن خورشي_د ببندن_د به زنجير

تو روي خداي_ي ك__ه خداون__د تع_الي

بر روي تو از روي خود انداخته تصوير

تنه_ا نده_د طين_ت ت_و ب_وي خدا را

در روي تو ديده است علي روي خدا را

*****

گفت__م ب__ه گ_ل ع_ارض ت_و كار ندارد

دي__دم ك__ه حياي__ي ش__رر ن_ار ندارد

دي_وار ب_ه در گف_ت مبادا كه ش_وي باز

اي_ن سين__ه دگ_ر طاق_ت مسمار ندارد

خون گريه كن اي ديده كه يار همه عالم

ج_ز مح_سن ششماه_ه ي خود، يار ندارد

م_ردم همگ_ي ساكت و دشمن در خانه

اي_ن خان_ه مگ__ر حي_دركرار ن__دارد؟!

تنها شفقِ سوخته دل بود كه مي گفت:

گ_ل ت_اب فش__ار در و دي__وار ن_دارد

خ_ون جگ_رش دمب_دم از دي_ده بريزد

آن ك_و ز غم_ت دي_ده خونب_ار ن_دارد

م_ردم همگ_ي بن_ده ي دني_ا ش_ده آري

دي_ن اس_ت متاع_ي كه خريدار ندارد

با آنكه ز مظلومي اين هر دو سخن هاست

ت_ا روز قي_امت عل_يِ فاطم_ه تنه_است

*****

اي ك_وكب دُرّي ك_ه ب_وَد نور، حبابت

عصمت گهري ن_اب ز دري_اي حجابت

ب_ا ب_اد پراكن_ده ش__ود عط_ر بهشتي

از سين_ه ن_ه، از ب_وي دل انگيز ترابت

ديگر چه هراس_ي ز كتاب و ز حسابم

گ_ر ن_ام م_را ثب_ت

نماي_ي ب_ه كتابت

در حشر نهي پاي چو در عرصه ي محشر

زيب_د ك_ه ش_ود دي_ده ي جبريل، ركابت

زآن پيش كه در حشر خدا را تو بخواني

اوّل رس_د از س_وي خداون__د، ج_وابت

در داي__ره ي ن__ور ت__و خورشيد شود گم

گ_ر جل_وه كن_د ماه رخ از پشت نق_ابت

ريزن__د خلاي__ق هم_ه در كام جهن_م

در حش_ر اگ__ر عف_و نب_ارد ز سح_ابت

آن روز ن__دا م__ي رسد از ذات اله_ي

محبوبه ام امروز بخواه آنچه كه خواهي

*****

اي حجره ي تو كعبه ي جان و دل احمد

بي_ت ت_و زيارتگ_ه ه__ر روز محمّد

دست ت__و اگ_ر دس_ت خداوند نبودي

پيغمب__ر اس_لام ب_ر آن بوس_ه نمي زد

بر نقش رخت كرد قلم سجده و بنْوشت

اي_ن اس_ت هم_ان آين__ه ي خال_ق سرمد

ي_اد ح_رمت خ_وب تر از روضه رضوان

ج_اي ق_دم توست ب_ه از خل_د مخلّد

ب_ا آنك__ه نماين__ده و آرن__ده ي دينن_د

پيغامبرانن__د ب__ه دي_ن ت__و مقيّ__د

از آي__ه ي تطهي__ر عي_ان است كه ذاتت

چون ذات الهي است ز هر عيب مجرد

گفتند: نشان از حرمت نيست- چرا، هست

تنه_ا ح__رم ت__وست هم__ان سينه ي احمد

افسوس كه چون باد همه در به در استيم

دني_است م_زار ت_و و م_ا بي خبر استيم

*****

ه_ر روز ب_ه ت_و ظلم شد و ظلم دگر باز

گردي_د ب_ه آت_ش در بيت الح_رمت ب__از

ت_اريخ گ_واه است گ_واه است گواه است

ب_ا كشت_ن ت_و كشت_ن س_ادات شد آغاز

رازي است به قلب تو و محسن كه نباشد

غير از در و مسمار، كسي واقف از اين راز

آه ت_و نش_ان داد ك_ه روح_ت ز ت_ن آمد

ص_د ب_ار مي_ان در و دي__وار ب__ه پ__رواز

ت__و ي__ار عل__ي ب_ودي و او محرم رازت

چون شد كه نك_ردي به علي راز دل ابراز

لعنت به كساني كه به خون خواهي خيبر

ب_ر قت_ل ت_و و آل ت__و گشتن__د هم آواز

س__رو ق__د ت_و خم شد و تا دامن محشر

اس_لام از اي_ن ق_امت خ_م گشت سرافراز

چون مهر به عالم ز تو افروخت ولايت

و ا... ك_ه باي_د ز ت_و آم_وخت ولايت

*****

در م_دح ت_و اي كوث_ر طاها چه بگويم؟

جايي كه نبي گفت «فداها» چه بگويم؟

م_ن كمت_رم از قط__ره ي افت_اده ي به دريا

در وصف تو اي م_ادر دريا چ_ه بگويم؟

جاي_ي ك_ه عل_ي ش_د ز جلالت متحير

من كيستم اي هستي مولا؟ چه بگويم؟

م_دح ت_و ن_ه گفت_ن، نه نگفتن، نتوانم

مان_دم متحي_ر ب_ه خ_دا، تا چه بگويم؟

م_ن بن_ده ي ب__ي قدرم و ت_و ليله ي قدري

اي قدر تو از ق_در من اولا، چه بگويم؟

دست و قل_م و منطق_م از ك_ار فتادند

ي_ارب ت_و بگ_و ب_ار خداي_ا چه بگويم؟

در شأن تو جز سوره ي كوثر چه بخوانم؟

غي_ر از سخ_ن ح_يّ تعالي چه بگويم؟

تعري_ف ت_و را عال_م و آدم نت_وانند

جز آنكه فقط كوثر و تطهير بخوانند

*****

اي برده دعا سجده به محراب دعايت

وي روح نب_ي در ن_فس روح ف__زايت

گردن_د اگ_ر خل_ق جهان حاتم طايي

آرن_د تض_رع ب__ه س__ر ك_ويِ گدايت

يكب_ار ن_ه، پيوست_ه نب_ي گفت مكرر

يا فاطم_ه ج_انِ پ_درت ب_اد ف__دايت

والله سراف___راز نگ___ردند م___لايك

تا س_ر نگذارن_د ب_ه خ_اك كف پايت

سر تا قدم توست همان وحي مجسم

فرم_وده خ_دا ب_ا سخن وحي، ثنايت

نقش نگ_ه خال_ق معب_ود،

عيان است

ب_ا چش_م عل_ي در رخ معب_ودْ نمايت

بردار سر از خاك و بخوان خطبه ي ديگر

اس_لام ب__وَد منتظ__ر ص_وتِ رس_ايت

برخي_ز ك_ه گفتار خدا در دهن توست

بشتاب كه فرياد علي در سخن توست

*****

افسوس كه از كثرت غم عمر تو شد كم

گردي__د در اي__ام جوان_ي كم__رت خم

روزش همه شب بود و شبش محفلِ فرياد

غم هاي ت_و م__ي ريخت اگ_ر ب_ر سر عالم

آن كس كه تو را كشت ميان در و دي_وار

والله ب__ود قات__لِ پيغمب___ر اك__رم

با كشت__ن فرزن__د ت__و اي مادر سادات

يك ثلث ز س__ادات بني فاطمه شد كم

والله ك__ه ج__ا دارد اگ__ر شيع_ه بميرد

هر ج_ا ك__ه كند ياد از آن ضربه ي محكم

تاري__خ گ__واه اس_ت فلان__ي و فلان__ي

كشتن_د ت_و را اي هم_ه توحي_دِ مجسم

آه_ي ك_ه ت__و بي_ن در و ديوار كشيدي

بر چرخ رس_د شعل_ه اش از سينه ي «ميثم»

قرآن پس در سوخت و كوثر به زمين خورد

در بي_ت خداون_د پيمب_ر ب_ه زمين خورد

*****

7- صحنه ي محشر كبراست، خلايق همه در ...

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب بحر طويل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

صحنه ي محشر كبراست، خلايق همه در محكمه ي عدل خداوند حكيم، و همه در وحشت و اندوه عظيمند، هراسان همه از خشم جحيمند، گريزد پسر از مادر و مادر ز پسر، خلق همه منتظر اجر و صوابند و عقابند و حسابند و كتابند و عتابند و خطابند، نه راهي كه گريزند ز تعقيب گناهي، نه اميدي نه پناهي، همه در محكمه ي عدل الهي، همه جا رفته فرو يكسره در كام سياهي، امم و خيل نبيّين، همه در جوش و خروشند و ستادند و به گوشند كه شايد شنوند از طرف ذات خدا، حكم خدا را

*****

اُممِ گشته پناهنده به نوح و به خليل الله و موسي و مسيح و به سليمان و به داوود، نبيّين همه گويند كه ما راست نگه جانبِ پيغمبر اسلام، محمّد كه بوَد احمد و محمود، به جز او و وصيش علي آن حجت معبود، كسي مظهر لطف و كرم خالق دادار نباشد، همه با چشم گهربار، گريزند سوي احمد مختار، كه اي رحمت تو سايه فكنده به سر خلق گنهكار، مگر لطف تو گردد همه را يار، نگاهي كه رهاني تو از اين دايره ي وحشتِ عظما دل ما را

*****

در آن حال محمّد سخن آغاز كند، دست دعا باز كند، با احد لم يزلي راز دل ابراز كند، از جگر آواز كند، بار خدا فاطمه ام، كو همه دارند به من ديده و من ديده گشودم به سوي عصمت داور،

كه ثنايش شده از جانب تو سوره ي كوثر، كه تو خوانديش ز لطف و كرمت حضرت صديقه ي اطهر، همه اميد رسول است، بتول است، بتول است، و بوَد پاك و مطهر، نفس خلق به سينه شده حبس و همه مبهوت و پريشان، همه با ديده ي گريان، كه ندا مي رسد از خالق منان همگي چشم بپوشيد ز وحشت، نخروشيد كه آيد به سوي عرصه ي محشر، ثمرِ نخلِ دل پاك پيمبر، همه هستِ علي آن هستيِ داور، همه بينيد جلال و شرف و عزت ناموس خدا را

*****

قيامت بوَد آن لحظه كه زهرا به سوي حشر بيايد، به روي خلق ز لطف و كرمش ديده گشايد، نه دل احمد و حيدر كه دل از دوست و دشمن بربايد، به لبش خنده ي عفو و به سرش تاج شفاعت، به كفش برگه ي آزادي و دندان رسول اله و پيشاني بشْكافته ي حيدر و خون جگرِ نورِ دو عينش، حسن و جامه ي خونين حسين ابن عليف دست ابوالفضل علمدار، دو مظلوم دگر محسن ششماهه و قنداقه ي خونين عليْ اصغر و جبريل امينف پيش روي ناقه و پشت سر او حضرت ميكال، دو سوي دگرِ او ملك الموت، سرافيل به تعظيم و به تجليل و به تكبير و به تسبيح و به تهليل، فزون از عددِ اهل قيامت، ملَك آيند و ستايند همه حضرت امّ النّجبا را

*****

پس آنگاه ندا مي رسد از ذات خداوند كه محبوبه ي من، فاطمه امروز بخواه آنچه كه خواهي، ز چنين طرفه ندا فاطمه را اشك، روان گردد و گويد كه الهي، اگر امروز مرا اشك روان است به صورت، تو گواهي كه فقط

عاشق ديدار حسينم، كه رسد باز ندا از طرف ذات خداوند كه يا فاطمه اي دخت پيمبر، بگشا ديده ي خود را به سوي عرصه ي محشر، نگه فاطمه افتد به يكي پيكرِ بي سر كه بود پاره تر از لاله ي پرپر، همه اعضاش جدا گشته ز شمشير و ز خنجر، زده خون يكسره فواره ز رگ هاي گلويش، جگر فاطمه خون گردد و آهي كشد از سينه كه محشر بخروشد، به ستوه آورد از ناله ي خود ارض و سما را

*****

اهل محشر همه با فاطمه فرياد برآرند، چنان اشك ببارند كه در حشر شود باز بپا محشر ديگر، ز خدا باز ندا مي رسد اي فاطمه بار دگر از ذات خداوند تعالي بطلب حاجت خود را و بخواه آنچه كه خواهي، نگه فاطمه بر حنجر صد چاك حسين است و دو دستش به دعا، گريد و گويد به خداي ازلي: بار خدا حاجت من نيست به جز آن كه ببخشي ز كرم خيلِ محبّان من و شوهر مظلوم مرا، باز ندا مي رسد از حضرت معبود كه اي نور دل احمد و محمود، به عزّت و جلالم، به تو آنقدر ببخشم كه تو راضي شوي از من، به خدا مي سزد آن روز خدا خلقت خود را به همان سيليِ سختي كه به ياس رخ زهرا اثرش ماند، ببخشد كه همان لطمه شرر زد جگر اهل ولا را

*****

بگشا ديده و الطاف و عنايات و كرم بين كه همان عصمت داور كه همان روح دو پهلوي پيمبر، كه همان آينه ي احمد و حيدر، چو نهد پاي به محشر، همه بينند چو مرغي كه كند دانه ز خاشاك جدا،

جمع كند جمله محبان خودش را و منادي خداوند ندا مي دهد: اي اهل قيامت! همگي پيش به پشت سر زهرا، همه پويند به گلزار جنان همره صديقه ي اطهر، به جز آنان كه شكستند ميان در و ديوار، ز كين پهلوي او را، نه فقط پهلوي او، سينه ي او، بازوي او را و گروهي كه ستادند و نكردند در آن عرصه ي غم ياري او را و گروهي كه گشودند به آتش در كاشانه ي او را و گروهي كه شكستند درون صدف سينه در آن واقعه دردانه ي او را و هم آنان كه شكستند نمكدان و گرفتند نديده نمكش را و هم آنان كه گرفتند پس از رحلت پيغمبر اكرم فدكش را و هم آنان كه پس از فاطمه كشتند حسين و حسنش را و هر آن كس كه به اولاد علي ظلم كند تا صف محشر، و هم آنان كه گرفتند به جز راه ولايت، ره عصيان و خطا را

*****

8- شهر زيباي مدينه شده آبستن صد ...

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب بحر طويل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

شهر زيباي مدينه شده آبستن صد فتنه و بيداد، كه تا حشر به گردون رود از حنجره ي اهل ولا ناله و فرياد، كه در ازمنه ي دهر ندارد كسي اين حق كُشي و ظلم و ستم ياد، شرافت ز ميان رفته، قرار از دل و جان رفته، گل آرزوي ملت اسلام به تاراج خزان رفته، محمد كه بود جان گرامي جهان ها ز جهان رفته، مدينه شده خاموش، فضا گشته سيه پوش، عجيب است كه بعد از دو مه و نيم غدير نبوي گشته فراموش، در فتنه شده باز و سقيفه شده آغاز، عدالت ز جفا خانه نشين گشته، بيدادگري سر به در آورده، مولاي دو عالم شده بي ياور و در خانه ي در بسته، گرفته ز الم زانوي غم در بر و بر غربت اسلام كشد از دل پر غصه ي خود آه، كه آتش زده با شعله ي فرياد درون ارض و سما را

****

آب غسل و كفن ختم رسل خشك نگرديده كه قرآن شده پامال، و فراموش شده حرمت پيغمبر و دين و علي و آل، گروهي كه شده بنده ي دجال، ستادند در بيت خداوند تبارك و تعالي، به درون كينه ي مولا، نه حيايي و نه شرمي ز رسول و علي و حضرت زهرا، عوض دسته ي گل شاخه ي هيزم به سر شانه نهادند، در خانه ستادند ز بيداد زبان را به جسارت بگشادند، كه هان

يا علي از چيست كه در خانه نشستي، در از قهر به روي همه بستي، اگر اين لحظه در خانه ي خود را نگشايي، نيايي به سوي مسجد و بيعت ننمايي، همه آتش بفروزيم و در خانه بسوزيم، بسوزيم حسين و حسن و فاطمه ات را، كه از اين شورش و تهديد تن زينب و كلثوم و حسين و حسن و فاطمه لرزيد، كشيدند ز دل ناله كه اي ختم رسل سر به درآور ز دل خاك و ببين غربت ما را

****

در آن حادثه ي شوم، به اذن علي آن رهبر مظلوم، كه مظلومي او تا ابدالدهر بود بر همه معلوم، مه برج حيا فاطمه آمد، پس در گفت كه اي قوم ستمكار، به جرأت شده با ذات خداي احد قادر دادار، پس از رحلت پيغمبرش آماده ي پيكار، چه خواهيد ز آل نبي و شير خدا حيدر كرار، نديديد كه ما در غم پيغمبر اكرم همه هستيم عزادار، دريغا كه همان عهدشكن هاي دو روي همه غدّار، عوض شرم و حيا پاسخشان شد شرر نار، ز بيت الحرم وحي بر آمد شرر و دود سوي گنبد دوار، خدا داند و زهرا كه چه رخ داد ميان در و ديوار، چه با فاطمه از آن لگد و ضربت در شد، به هواداري او محسن ششماهه سپر شد، به خدا زودتر از مادر مظلومه ي خود گشت فدا شير خدا را

****

نفس فاطمه از درد درون قفس سينه افروخته پيچيد، كه مي خواست شود زير و رو از ناله ي او شهر مدينه، كه به هم ريخت نظام فلك از ناله ي يك يا

ابتايش، چه بگويم كه سخن در جگرم لخته ي خون گشته و انگار كه بازوم شكسته است، و يا درد كنم در دل و در سينه و در پهلويم احساس، و يا مانده به رويم اثر سيلي و انگار كه پشت در آن خانه ز شلاق ستم گشته تنم يكسره مجروح، نه آخر مگر از آب و گل فاطمه كردند مرا خلق، نباشم به خدا شيعه اگر حس نكنم آن همه دردي كه فرو ريخت به جان و تن زهرا، به تن پاك و شريفي كه محمد زده گل بوسه چو آيات خدا بر همه اعضاش، به قرآن بود اين درد درون تن ما تا پسرش مهدي موعود بيايد، شرر آتش جان و دل كل، محبان علي را بنشاند، ز عدو دادِ دل مادر مظلومه ي خود را بستاند، بگشاييد به تعجيل ظهورش همه شب دست دعا را

****

به خدايي خداوند در اين صحنه ي ايجاد، علي دوست تر از فاطمه نبود، به پيمبر قسم از فاطمه بايست بگيريم همه درس ولايت، به علي دوستي فاطمه سوگند، بخوانيد به تاريخ و ببينيد كه با پهلوي بشكسته و بازوي ورم كرده و با سقط جنينش ز فشار در و ديوار و كبودي رخ چون گل ياسش، به دفاع علي از جا حركت كرد، سپس يك تنه استاد و ندا داد كه من در دل دشمن تك و تنها به علي ياور و يارم، نگذارم نگذارم كه شود يك سر مو از سر او كم، منم و مهر و ولايش، سر و جانم به فدايش، ز ازل گفتم و گويم كه علي هست من و من

همه اويم، به خدا، يا كه علي را به سوي خانه برم يا كه چو ششماهه ي خود كشته در اين راه شوم، اين من و اين بازو و اين صورت و اين سينه و اين محسن مظلوم، بگيرم جلوي فتنه و بيداد شما را

*****

بعد از اين فاجعه شد دست ستم باز و دگر كشتن اولاد علي تا ابد الدهر شد آغاز، شروعش ز در خانه ي زهراست، سپس كشتن مولا، پس از آن قتل حسن، پس از آن فاجعه ي كرب و بلا، ريختن خون حسين ابن علي بود و جوانان بني هاشم و هفتاد دو سرباز رشيدش، پس از آن كودك شش ماهه ي معصوم شهيدش، چه شهيدان عزيزي كه از اين سلسله تقديم خدا گشت، يكي مالك اشتر، يكي عمار، يكي ميثم تمار، يكي حُجر و رشيد است و سعيد ابن جبير است، هزاران وَ هزاران وَ هزاران تن از اينان، كه بريدند سر از پيكرشان فرقه ي اشرار، به اين جرم كه بودند طرفدار علي حيدر كرار، وَ هنوز از دم شمشير سقيفه به ستم خون محبان علي ريزد و ريزد، مگر آن روز كه مهدي بستاند ز عدو داد تمام شهدا را

*****

9- مهر و مه آيتي از مصحف رخسار تواند

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

مهر و مه آيتي از مصحف رخسار تواند

اختران نقط_ه ي «تطهي_ر» ب_ه ديوار تواند

ت_و ي_م م__وج زن رح_مت نامح_دودي

عف_و احسان و كرم، گوه_ر شهوار تواند

دام_ن پ_اك تو گلخانه ي سرسبز خداست

اي كه سادات دو عالم، گل بي خار تواند!

شجرالاخض_رِ ان__وار خ_دا، قامت توست

عصمت و عفت و ايمان و حيا، بار تواند

ذكره_ا سوخت__ه ي آت_ش پنه__ان درون

اشك ه__ا شيفت__ه ي چش_مِ گهربار تواند

ما كه هستيم كه باشيم گرفتار غمت؟

سين__ه چاك_ان خ_داوند، گرفتار تواند

چار فرخنده ملك، بي_ن ملايك علَمند

در صف حشر، همين چار علمدار تواند

مريم و هاجر و حوا و خديجه، هر چار

چشم بسته ز جنان در پي ديدار تواند

هرچه گل داشت خداوند، به دامان تو ريخت

شاه_دم لال_ه رخ__اني ك_ه ب_ه گلزار تواند

مرتفعْ خانه ي خشت و گلت از ذكر خداست

آدم و ج_ن و م_لك، سائ_ل در ب_ار تواند

طايران_ي ك_ه گشودن_د سح_ر بال عروج

هم_ه پرسوخت__ه ي شم_ع شب ت_ار تواند

همه گل هاي جنان جامه دريدند به تن

ج_ان و دل باخت_ه ي ب_وذر و عم_ار تواند

دشمن_ان دست گشودن_د ب_ه آزار شما

دوست_ان بي خب_ر از حالِ دلِ زار تواند

هم تو بيدار غم و درد و فراقي همه شب

هم غ_م و درد و فراقند كه بي_دار تواند

به تو شد حمله و ديدند و نمودند سكوت

شك ندارم كه همه قاتلِ خونخ_وار تواند

اشكِ پنهان، غم ناگفت_ه، شررهاي فراق

در دلِ

خلوتِ شب، هر سه پرستار تواند

چ_اه اس_رار علي سينه ي بشكسته ي ت_وست

غصه ه_اي ت_و هم_ه مح_رمِ اس_رار تواند

حمل_ه بردن_د به تو اهل مدينه افسوس

دي_دم آنج_ا در و دي_وار، فقط يار تواند

نه فقط «ميثم» دلسوخته گريد ز غمت

فاطمي_ون هم_ه ت_ا حشر، عزادار تواند

10- عجب به عهد رسول خدا وفا كردند

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

عجب به عهد رسول خدا وفا كردند

فزون ز حد توان بر علي جفا كردند

به جاي لاله و گل بار هيزم آوردند

شراره هديه به ناموس كبريا كردند

هزار مرتبه خشم خدا بر آن امت

كه قصد سوختن خانه ي خدا كردند

به جاي مزد رسالت زدند فاطمه را

نه از خدا نه ز پيغمبرش حيا كردند

غلاف تيغ گواهي دهد كه سنگدلان

چگونه فاطمه را از علي جدا كردند

چهار كودك معصوم در دل دشمن

به مادر و پدر از سوز دل دعا كردند

خدا گواست كه از بيم آه فاطمه بود

اگر ز بازوي مولا طناب وا كردند

چه اتفاق عظيمي به پشت در رخ داد

چه شد كه محسن شش ماهه را فدا كردند

علي ولي خدا را كه جان احمد بود

پي رضايت شيطان دون رها كردند

خدا گواست قلم شرم مي كند «ميثم»

از اينكه شرح دهد با علي چه ها كردند

11- اي خدا ثناخوانت، با بيان قرآني

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب تركيب بند

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي خدا ثناخوانت، با بيان قرآني

وي تم_ام اوص_افت، وحيِ حيِّ سبحاني

وي سلاله ات تا حش_ر، لاله هاي رضواني

عرش و فرش را بانو، هست و بود را باني

ه__م تجلّ__يِّ اول، ه_م محمّ__د ث__اني

كفو و يار و هم سنگر، با علي عمراني

*****

كيستي تو يا زهرا؟ مادرِ كتاب ا...

قدر و نور و ياسين و كوثرِ كتاب ا...

دخت_ر كت_اب ا...، همسر كتاب ا...

داور كت__اب ا...، ي__اور كت_اب ا...

مظه_ر كت_اب ا...، منظر كتاب ا...

ب__ا بي__ان رحمان__ي ب_ا جمال رباني

*****

ت_و خ__داي پيداي_ي، يا پيمبري زهرا

جان احمد مرسل، دست حيدري زهرا

ي_ازده مسيح_ا را، پ__اك م_ادري زهرا

رك_ن آفرينش را، رك__ن ديگ_ري زهرا

دون خالق__ي ام__ا، خَل_ق برتري زهرا

در ستودنت لال است، همچنان سخنداني

*****

عط_ر جن__ت احم__د: ت__ارْ ت__ارِ گيسويت

مصح___ف ول___ي الله: آي__ه آي__ه ي روي__ت

بحرِ بحرِ رحمت ها: چشمه چشمه از جويت

وص_ف خُل_ق پيغمب_ر: نكته نكته در خويت

روح انبي__ا زائ__ر، لحظ__ه لحظه در كويت

ج__ان اولي__ا ب__ادت دست_ه دسته قرباني

*****

ج_ز ولايتت نبْ_وَد ج_ن و انس را ديني

ج_ز اطاعتت م_ا را نيست رسم و آييني

دوستان خود را چون در صف جزا، بيني

همچو دانه از خاشاك دانه دانه برچيني

يكص__دا ص__دا آرن_د: فاطم_ه اغيثيني

م_ي سزد ت_و را آن روزِ اقت_دارِ سلطان__ي

*****

ه_م تماميِ خلق_ت، ه_م خداست زهرايي

مصطف__است زهراي_ي، مرتض_است زهرايي

ابت__داست زه__رايي، انته__است زه__رايي

روز حشر مي پرسند: كي؟كجاست زهرايي؟

اي خدا تو شاهد باش، دين ماست زهرايي

منتهي به سوي

توست اين طريق نوراني

*****

قنبر تو هر گامش، مكتبي است از ايمان

فضه ي تو ه_ر حرفش آيه اي است از قرآن

شيعه ي تو هر فردش لاله اي ست از رضوان

بي تو انبيا لغزن_د، در صراط و در ميزان

آب و خاك مهر تو، خلق عالمت مهمان

بلكه وسعت امكان بر تو بزم مهماني

*****

فلك عصمت و ايم_ان، چ_ون تو لنگري دارد

حسن غي_ب در پ_رده، چون تو مظهري دارد

صاحب كت_اب وح_ي، چ_ون تو كوثري دارد

جان مصطفي- حيدر- چون تو همسري دارد

ي__اورِ هم__ه عال__م، چ__ون ت_و ياوري دارد

كرده اي به بذل جان، از علي نگهباني

*****

اي ز چشم ما جاري اشك چشم گريانت

س__رِّ غ__ربتت پي___دا از م__زار پنهانت

كوه غصه، ب__ار غم، خون دل به دامانت

كرده آتش غم آب، همچو شمع سوزانت

باره_ا پيمب_ر گفت: جان من به قربانت

از چه بعد او گشتي پشت در تو قرباني؟

*****

درد بازويت سنگين، زخم سينه ات كاري

ناله ات نهان در دل، اشك ديده ات جاري

بين دشمن_ان كردي، از امام خود ياري

داد از آنهم_ه بيداد، آه از اين ستمكاري

قت_ل م_ادر دي_ن و ادع__ايِ دينداري؟!

ش__رم م_ي كند كاف_ر از چنين مسلماني

*****

ام_ت از نمك_دانت سال ه_ا نمك خوردند

در ع__وض حق_وقت را از رهِ جف__ا بردند

ب__ود ب__ر جگ__ر داغت، باز قلبت آزردند

جاي دسته گل بر دوش، بار هيزم آوردند

گوييا به دل هاشان غي_رت و شرف مردند

يا كه مُرد در آنان، خلق و خوي انساني

*****

آتش_ي است از داغ_ت، در دل بني آدم

آتشي كه تا محشر، شعله اش نگردد كم

ص_ورت خداون_د و، دست ديو نامح_رم

ماند جاي آن سيل_ي،

بر رخ نبي در دم

واي بر چنين امت در صف جزا «ميثم»

داغ ننگش_ان مان_د ت_ا اب_د ب_ه پيشاني

*****

12- اي ز تو پيغامبران را شرف

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب مثنوي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي ز تو پيغامبران را شرف

لؤلؤ و مرجان خدا را صدف

راضيه و مرضيه و عالمه

سيدة النساء يا فاطمه

آينة سيرت ختم رسل

دانش كل عصمت كل عقل كل

دختر دين مادر دين كيست تو

نور سماوات و زمين كيست تو

مام دو عيساي مسيح آفرين

بر دو مسيحت ز مسيح آفرين

وصف تو و مدح تو خيرالكلام

مادر سادات عليك السلام

مادر روحاني روح الامين

ذريه ات ستارگان زمين

روح علي جان محمد تويي

سورة فرقان محمد تويي

دست خدا دست به دامان توست

مادري ختم رسل شان تو است

بوسه گه ختم رسل دست تو

نفس محمد شده پابست تو

آية تطهير گل دامنت

هست خدا پيشتر از بودنت

عمر تو اي مادر ما كم نبود

نور تو بود و همه عالم نبود

دخت نبي مادر آدم سلام

سيدة النساء عالم سلام

در يم غم ها به علي نوح كيست

بين دو پهلوي نبي روح كيست

روح عبادات سلام عليك

مادر سادات سلام عليك

مصحف مهر تو كتاب همه

درس حجاب تو حجاب همه

جنت موعود پيمبر تويي

آرزوي احمد و حيدر تويي

حسن تو نقش قلم ابتداست

سينة پاك تو بهشت خداست

پيك خدا فخر كند بر همه

اين كه منم هم سخن فاطمه

جان نبي در بدني فاطمه

محور هر پنج تني فاطمه

كعبه دهد تكيه به ديوار تو

چشم علي تشنه به ديدار تو

صورت تو سيرت پيغمبر است

صحبت تو حرف دل حيدر است

مصحف ناخواندة حق صدر تو است

ليله قدري كه نهان قدر تو است

اي همه دم ذكر خدا بر لبت

روح علي محو نماز شبت

كعبة دل هاست سرايت هنوز

پشت سر ماست دعايت هنوز

كشور ايران حرم پاك تو است

هر وجبش قبضه اي از خاك تو است

اي كرمت شامل حال همه

مادر سادات بني فاطمه

نعمت هستي نمك فاطمه است

ملك الهي فدك فاطمه است

اي كه به خاك تو فدك گم شده

بين سپاه تو ملك گم شده

ياس كبود از اثر خارها

حيف كه كشتند تو را بارها

وصف تو اينگونه به ما رسيده

ايتها الصديقة الشهيده

اجر رسالت شرر نار شد

يار تو تنها در و ديوار شد

ديو كجا غرفة حورا كجا

شعله كجا صورت زهرا كجا

سرو علي گرچه قدت خم شده

پشت ولايت ز تو محكم شده

مادر يازده ولي كيست تو

فدايي راه علي كيست تو

آتش بيت تو دل عالم است

شعله اي از آن نفس ميثم است

13- اي شنيده ز دمت ختم رسل بوي خدا

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب تركيب بند

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي شنيده ز دمت ختم رسل بوي خدا

ديده در ماه رخت چشم علي روي خدا

چشمِ چشمِ حق_ي و ب_ازوي بازوي خدا

منطقت وحي و زبان تو سخن گوي خدا

سين_ه ات مخ_زن اس_رارِ ه_والهوي خدا

خ_لقتت آين_ه ي خُل_ق خ__دا، خوي خدا

سوَرِ، كوث_ر و ياسين محمّد، رويت

ليله ي القدر خدا، سايه اي از گيسويت

****

مصطف_ي شيفت_ه ي وجهه ي رباني تو

نوره_ا هاله اي از طلعت نوراني تو

ملك و جن و بش_ر گرم ثناخواني تو

آسمان گوشه اي از سفره ي مهماني تو

روح جبري_ل امين مرغ گلستاني تو

وحي پرواز كن_د وقت سخن راني تو

نگ_ه ناف_ذ چشم تو مسيحاي علي است

راز هر موي تو يك ليله ي احياي علي است

*****

خال_ق عزّوج_لّ م__دح ت__و را مي گويد

پ__در از ب_اغ جن_ان عطر تو را مي بويد

كوثر از اشك سحرگاه ت_و رخ مي شويد

عصمت از چار طرف راه ت_و را مي پويد

خلد، خ_اك در سلم_ان ت_و را مي بويد

از قدم ه__اي كني_ز ت__و ملك مي رويد

ب_ال جبري_ل امي_ن فرش ره زائر توست

دو جهان گمشده در تربت بي حائر توست

*****

دفت_ر م_دح ت_و ق_رآن رسول الله است

مه_ر ت__و پاي_ه ي ايم_ان رسول الله است

دامنت ب_اغ دو ريح_ان رسول الله است

سينه ي پ_اك ت_و رضوان رسول الله است

ص_ورتت س_وره ي فرق_ان رسول الله است

جان تو جان علي، جان رسول الله است

برت_ر از دان_ش و ادارك و ثن_اي همه اي

تو

همان فاطمه اي فاطمه اي فاطمه اي

*****

طاي_ر قل_ه ي ع_رشي و زمي__ن منزل توست

عق_ل ك_ل زائر كاشانه ي خشت و گل توست

ناقه ات رف_رف و آغ_وش خدا محمل توست

وسعت باغ جنان گوشه اي از محفل توست

تو در آغوش خداي_ي و خدا در دل توست

ت_ا اب_د ذريّ_ه ي خت_م رس_ل، حاصل توست

كوث_ر رحمت_ي و ساقي تو دست علي است

بودِ تو، بود علي، هستيِ تو هست علي است

*****

پدران_م هم__ه خ__اك ق__دم دو پسرت

پسران_م هم__ه ت_ا روزِ ج_زا خاك درت

پدرت گفت: به قربان تو دخت_ر، پدرت!

م_ادرت عصم_تِ ذاتِ اح__دِ دادگ_رت

دخترت زينب كبراست- حسينِ دگرت

تو: صدف، نسلِ علي تا صف محشر: گهرت

نور و فرقاني و طاهايي و ياسين علي

مهر تو دين علي، مشي تو آئين علي

*****

جز تو يا فاطمه بر ختم رسل كوثر كيست؟

بضع__ه و م_ام دو ريح_انه ي پيغمبر كيست؟

دخت_ري را كه پدر گفته به او مادر، كيست؟

با علي همدم و هم پايه و هم سنگر كيست؟

حام_ي دست خ_دا، دخت پدرپرور كيست؟

بين دشمن تك و تنها سپر حيدر، كيست؟

تو سراپا علي استي و علي زهرايي است

ن_ه علي، بلكه خداي ازلي زهرايي است

*****

نوح ت_وحي_د در ام_واج خطر كيست؟ تويي

روح مابي__ن دو پهلوي پ__در كيست؟ تويي

اُمِّ دي__ن، اُمِّ كت_اب، اُمِّ بش__ر كيست؟ تويي

مطلع الفجرِ دو شمس و دو قمر كيست؟ تويي

بهتري_ن ي_ار عل_ي در پس در، كيست؟ تويي

به عل_ي بازو و شمشي_ر و سپر كيست؟ تويي

بهت_رين ي_ار عل_ي يار علي يار علي

تا صف حشر به هر عصر، طرفدار علي

*****

ه_ر ك__ه از قب_ر نه_ان ت_و

نشاني مي خواست

گفتمش در دل تو، در دل من، در دل ماست

بس ك_ه پيداست، به چشم دگران ناپيداست

نه مدين__ه، هم_ه جا ترب__تِ پ__اكِ زهراست

فاش گويم: ح_رمِ فاطم_ه، آغ__وش خداست

حال مي پرسم: آنجا كه خدا نيست، كجاست؟

چ__ارْ ديوارِ بهشت دل ما حائر توست

تو همان وجه خدايي و خدا زائر توست

*****

تو كجا؟ اين همه رنج و غم و آزار كجا؟

ت_و كج_ا؟ نال_ه بين در و ديوار كجا؟

بضع_ه ي احمد و دود و ش__رر نار كجا؟

روي ح_ور و ستمِ دي_وِ ستمكار كجا؟

مخزن سرِّ حق و صدْمه ي مسمار كجا؟

گل بي خار؟ كجا نيشِ سرِ خار كجا؟

از در سوخت__ه ي خانه تو معلوم است

به خدايي خداوند، علي مظلوم است

*****

ش_ده نزدي_ك ب_ه آتش بكش_م دنيا را

گويي__ا مي نگ_رم اي__ن ست_مِ عظما را

ك_ه فلاني ب_ه فلان گف_ت: بزَن زهرا را

آن كه سوزان_د ب_ه آتش، حرمِ طاها را

كشت ب_ا كشت_ن نام_وس خدا، مولا را

زد چو بر باب ولايت به جسارت، پا را

لگدي زد به در و سوخت روان همه را

كشت ي_ك سوم سادات بني فاطمه را

*****

ن_ه فق_ط دس_ت ع_دو بيت ت_و را آتش زد

دست شيطان به همه هست خدا آتش زد

ب__ه دل سوخت_ه اه_ل ولا آتش زد

به خدا بر حرمِ ك_رب و بلا آتش زد

تا صفِ حشر به قلب شهدا آتش زد

بال جبريل امين را ز جف_ا آتش زد

زين شرر تا صف محشر دل عالم سوزد

پاي اين آتش دل، سينه ي «ميثم» سوزد

*****

14- جمال غيب خداوند، مظهرش زهراست

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب

قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع بهار امامت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

جمال غيب خداوند، مظهرش زهراست

رسول، روح و روان مطهرش زهراست

پيمب_ري ك_ه به قرآن خويش مي نازد

يقين كنيد كه قرآن ديگرش زهراست

نب_ي تمام_ي ت_وحيد را در او دي_ده

علي جمال خداوندْمنظرش زهراست

درود باد به مردي كه خاكِ فضه اوست

سلام باد بر آن زن كه رهبرش زهراست

به ه_ر فلك كه گذر كرد خواجه لولاك

به چشم فاطمه بين ديد، محورش زهراست

عل_ي ك_ه كف_و ن_دارد چو ذات اقدس حق

از آن كشد به فلك سر كه همسرش زهراست

حسين گف_ت: ب_ه ن_زد ستمگ_ران هرگز

ذليل نيست عزيزي كه مادرش زهراست

چگونه خصم به روي علي كشد شمشير؟

كه جان به كف همه جا در برابرش زهراست

ب_ه آي_ه آيه ي ق__رآن قس__م ك_ه اين قرآن

زبان و روح و نگهبان و داورش زهراست

حرام_زاده! مك__ن شيع_ه را چني_ن تهديد

كه هر كه شيعه بوَد يار و ياورش زهراست

چگون_ه دي_ن رس_ول خ_دا رود از دست

مگ_ر ن_ه دخت_ر اس_لام پرورش زهراست

كجا ز نامه و مي_زان و محشرش باك است

كسي كه نامه و ميزان و محشرش زهراست

نب_ي ك_ه ع_اشق روي ب_لال اوست بهشت

بهش_ت ق_رب خداون_دِ اكب_رش زهراست

علي كه بازو شمشير و شير يزدان است

مگو سپاه ندارد كه لشگ_رش زهراست

به دشمني كه كند قصد حمل_ه بر اسلام

خبر دهيد كه اسلام، سنگرش زه_راست

خوش آن بهشت كه با بوي او معطر شد

خوش آن فرشته كه ذكر مكررش زهراست

سف_ر كنيد ب_ه ياسين كه شهر فاطمه است

نظر كنيد ب_ه ق_رآن كه كوثرش زهراست

مق_ام و ع_زت و ق_در و جلال را نگريد

كه بوسه گاهِ نبي دست دخترش زهراست

نب_ي حديق_ه ن_ور و چ_راغ، فاطم_ه اش

علي سپهر كمال است و اخترش زهراست

علي كه حيدر حق بود و حي_در احمد

اگر چه بي كس و تنهاست، حيدرش زهراست

گل_ي ك_ه سيلي گلچين به او اصابت كرد

گلي كه دست ستم كرد پرپرش زه_راست

زن_ي ك_ه به_ر دف_اع عل_ي چه__ل نام_رد

به پيش چشم علي ريخت بر سرش زهراست

كس_ي ك_ه گش_ت ب_ه دور عل_ي چ_و پروانه

چو شمع آب شد از غصه پيكرش زهراست

اگ_ر چ__ه غ__صب ش_ده منبر علي «ميثم»

خطابه خوان و سخنگوي منبرش زهراست

15- دو تا خورشيد دو تا ماهند....

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

دو تا خورشيد دو تا ماهند، دو تا چشمه دو تا دريا

يكي ساقي يكي كوثر، يكي حيدر يكي زهرا

دو تا آسمون، كهكشون، اما بي قرينه

هر دو تا جوون، مهربون، تو شهر مدينه

علي مي ميره براي زهرا=قبله ي زهرا علي اعلي

*****

دو تا نور ناب نابند، هر دو تا شون آفتابند

دو تا مظهر زلالي، دو تا سر چشمه ي آبند

دو تا قبله توي قلبا، دو تا كعبه توي دنيا

يكيشون باباي آدم، يكيشون مادر حوا

*****

هر دو تا نور تجلي، اهالي عرش اعلي

روي خاك قدم گذاشتند، واسه خاطر دل ما

اما آدماي سنگي، مردم شهر دو رنگي

بهشون حمله آوردند، با هزار نامرد جنگي

*****

بسكه كينه بي امونه، دلاشون و مي سوزونه

يكي آورده طناب و، يكي همراش تازيونه

يكي با دستاي بسته، يكي با دست شكسته

يكي بين غم گرفتار، يكي بين خون نشسته

*****

يكي مير مؤمنينه، يكي دختر امينه

يكيشون انگشت نما و ، يكيشون نقش زمينه

يكيشون كه رو گرفته است، كشتي پهلو گرفته است

اون يكي مثل جنيني، به بغل زانو گرفته است

*****

16- آيد ز كرامت زهرا به قيامت

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

آيد ز كرامت زهرا به قيامت

با دست ابوالفضل به شفاعت

پر زد طرف كرببلا اين دل شيدا

در فاطميه از كرم حضرت زهرا

يا فاطمه يا فاطمه يا ام ابيها(2)

*****

ما مرد بلائيم در خط ولائيم

ما حافظ خون شهدائيم

هر سنگر و هر جبهه دلم سمت خدا رفت

با حضرت زهرا سر خاك شهدا رفت

يا فاطمه يا فاطمه يا ام ابيها(2)

*****

17- دل عاشق كه بي دلبر نمي شه

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

دل عاشق كه بي دلبر نمي شه

آسمون بي مه و اختر نمي شه

بري از هر كي بپرسي مي گه

واسه من هيچ كسي مادر نمي شه

بي تو رو به غروب مي شم=بدتر از سنگ و چوب مي شم

ميدونم من بدم اما=با دعاي تو خوب مي شم

شاخه گل ياس كبود: مادر مادر

مليكه ي ملك وجود: مادر مادر

عشقت دل از دلم ربود: مادر مادر

مادر مادر مادر مادر

*****

به زير سايه ي لطفت شكفتم

ميون خيمه ي تو پا گرفتم

خدا مي دونه وقتي بر مشامم

عطر ياس مي رسه يادت مي افتم

دل من با تو آرومه=بي بي ذكرت هياهومه

وقتي دلتنگ تو مي شم=ميرم پابوس معصومه

شاخه گل ياس كبود: مادر مادر

مليكه ي ملك وجود: مادر مادر

عشقت دل از دلم ربود: مادر مادر

مادر مادر مادر مادر

*****

18- ياس علي قد كشيده، مي خونه با قد خميده

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

ياس علي قد كشيده، مي خونه با قد خميده

بيا كنارم اي علي جان، كه موقع سفر رسيده

چي مي شه يه روز بياد بريم كنار تربتش

بخونيم دم بگيريم سينه زنان به غربتش

همگي شور بگيريم ياد حسين و حسنش

بخونيم به ياد اون لحظه ايكه مي زدنش

كوچه مهموني شده=فاطمه خوني شده

در وسط كوچه تو را مي زدند مادرم

كاش به جاي تو مرا مي زدند مادرم

خداحافظ علي (2)

*****

ياس علي قد كشيده، مي خونه با قد خميده

بيا كنارم اي علي جان، كه موقع سفر رسيده

ميره آسمون چرا آتيش ز قلب يك خونه

مي زدند يه عده اي مادري رو تازيونه

زير دست و پا مياد يه ناله اي غريبونه

با چشاي گريون و غرقه به خونش مي خونه

ميون گلخونمون=كشته شد محسنمون

كشته شد محسن و آنانكه تماشا كردند

سند تير به اصغر زدن امضا كردند

خداحافظ علي (2)

*****

ياس علي قد كشيده، مي خونه با قد خميده

بيا كنارم اي علي جان، كه موقع سفر رسيده

سبب خلقت دنيا به روي خاكا نشسته

دست و بازوي گل علي ز كينه ها شكسته

زدن آتيش به دَرِ خونه ي فاطمه چرا

دست بسته مي برند كجا علي مرتضي

مي بينه امام حسن=مادرش رو مي زنن

درد و بلاي مادرم قلبمو از جا مي كنه

هر كي با هر چي دستشه مادر ما رو مي زنه

خداحافظ علي (2)

*****

19- آن زمانى كه خدا خلقت دنيا مى كرد

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب قصيده

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

آن زمانى كه خدا خلقت دنيا مى كرد

فاطمه بود در آنجا و تماشا مى كرد

با وجوديكه نبى بود و على بود و خداى

خلقت كوى و مكان، خاطر زهرا مى كرد

ماجراى فدك و غصب خلافت آن روز

حق رقم كرد و بخون فاطمه امضا مى كرد

توبه آدم اگر گشت قبول، از او بود

چون تقاضاى ورا ذات حق اجرا مى كرد

كشتى از ورطه طوفان برهانيد كه نوح

نام او ورد زبان در دل دريا مى كرد

به خليل آتش اگر گشت گلستان آتش

شرم از روى گل عصمت كبرا مى كرد

بهر موسى بخدا گشت شكافنده ي نيل

آنكه با منطق خود معجز عيسى مى كرد

دخترى را كه پدر، ام ابيها ناميد

زير لب شكوه ز بى رحمى دنيا مى كرد

من ندانم چه بسر آمدش از ظلم عدو

كز خدا گاه دعا مرگ تمنا مى كرد

از فشار در و ديوار ندانم چه كشيد

رازها سينه اش از پرده هويدا مى كرد

پهلويش را بشكستند بناحق كه چرا

در بر ظلم طرفدارى مولا مى كرد

داغ محسن جگرش سوخت كه از ماتم او

ناله از سوز جگر لاله ي صحرا مى كرد

من ندانم كه چه رخ داد در آن كوچه كه او

رخ نهان از على عالى اعلى مى كرد

از غم فاطمه افتاده گره دركارش

آنكه صدها گره از مشكل ما وا مى كرد

20- مادرم سايه ي سرم، مادرم روح پيكرم

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع از حرم تا حرم 9

تعداد استفاده 0

متن شعر

مادرم سايه ي سرم، مادرم روح پيكرم

دل و دلدار و دلبرم، مادرم يار و ياورم

مادرم اي بال و پرم، مادرم بي تو پرپرم

چرا با اين همه كرم، شدي بي بي بي حرم

تموم قلبم خورده به نامت: مادر مادر

هر جا كه باشم ميدم سلامت: مادر مادر

مادر ما، همدم اشك و ماتمه

مادر ما، مادر كلّ عالمه

*****

مادرم اي آب و گلم، مادرم شمع محفلم

مادرم اسمتو زدم، به روي سر دَرِ دلم

مادرم شمس محشري، مادرم نجم و قمري

مادرم از همه سري، مادرم عشق حيدري

وقتي ابوالفضل علم مي گيره: مادر مادر

با ذكر يا زهرا دم مي گيره: مادر مادر

مادر ما، همدم اشك و ماتمه

مادر ما، مادر كلّ عالمه

*****

مادرم در قلب مني، گل ياس و ياسمني

مادرم زائرت مي شم، وسط هر سينه زني

مادرم امّ الحسنه، مادرم عشق عالمين

منو تا جنت مي بره، تا ميگم ذكر يا حسين

به هر نفس غرق شور وشينم: مادر مادر

به اذن تو خادم الحسينم: مادر مادر

مادر ما، همدم اشك و ماتمه

مادر ما، مادر كلّ عالمه

*****

21- آيينه ي رسول خدا روي فاطمه

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

آيينه ي رسول خدا روي فاطمه

جان وجود، بسته به يك موي فاطمه

با آنك__ه نيست از ح_رم مخفي اش نشان

شهر مدينه گم شده در كوي فاطمه

ب_وي ب_هشت اگ_ر چ_ه محمّد از او شنيد

بالله قس_م بهشت ده_د ب_وي فاطمه

ختم رسل گرفت به پهلو دو دست خويش

از آن لگد كه خورد به پهلوي فاطمه

طوبي دميد و سدره فتاد و شجر شكست

وقت_ي خمي_د قام_ت دلجوي فاطمه

چ_ون ب_اب وح_ي سوخت پر و بال جبرييل

نزديك شد چو شعله به گيسوي فاطمه

انگ__ار رف_ت طاق_ت دس__ت خ_دا ز دست

زآن ضربتي كه خورد به بازوي فاطمه

آي_ات ن__ور و پ__رده ي ظلم_ت؟! خداي من!

دس_ت پلي__د دي__و كج_ا روي فاطمه

از يك طرف خجل شده از فاطمه، علي

از يك طرف نگاه حسن، سوي فاطمه

«ميث_م» اگ_ر چ_ه فاطمه رازش نگفته ماند

محسن هميشه هست سخن گوي فاطمه

22- محمد آسمان وحي و زهرا مهر رخشانش

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

محمد آسمان وحي و زهرا مهر رخشانش

امامان ماه و ساداتند اخترهاي تابانش

وجودش جان جان عالم است و باز مي گويد

كه زهرا هست جانان من و جانم به قربانش

ندانم كيست اين بانو ولي آنقدر مي دانم

كه فردا دست هر پيغمبري باشد به دامانش

فلك بيت الولاي فاطمه ، خيل ملك خادم

زمين مهرية او، كلّ جنّ و انس مهمانش

اميرالمؤمنين شير خدا، او دست و شمشيرش

محمد خاتم پيغمبران اين است قرآنش

گل لبخند او چون بشكفد بر گلشن حُسنش

دل احمد صدف گردد به شوق دُرّ دندانش

شگفتا باز رخ پوشد ز چشم كور، بانويي

كه چشم نور بينا مي شود از نور ايمانش

شهادت، عشق بازي مي كند با عزم مقدادش

مسلماني، جبين سايد به خاك پاي سلمانش

هم از انسان بود برتر هم از حوريه بالاتر

كه هم ماتش بود حوريه هم محو است انسانش

گهي خوانند در قدر و شرافت كوثر و قدرش

گهي گويند در تفسير قرآن نور و فرقانش

چو در بيت ولايت از كمالش پرده بالا زد

علي با آن جلال و مرتبت گرديد حيرانش

به ذات خالق يكتا، قسم زهراست مخلوقي

كه در خلقت نه آغازش بود پيدا، نه پايانش

اگرموسي رود در طور، دست اوست همراهش

اگر عيسي شود بيمار، مهر اوست درمانش

گره خوردند با هم چون نگاه احمد و حيدر

شب و بيداري و ذكر و نماز و چشم

گريانش

سلام الله بر مردي كه اين بانوست، بانويش

درود خلق برآن زن كه اين زهراست ميزانش

به محشر مي شود معلوم قدر و عزت زهرا

كه محشر روز وانفسا بود در تحت فرمانش

اگر نازي كند، جنت بيفتد در دل دوزخ

وگر چشم افكند، دوزخ شود رشك گلستانش

اميرالمؤمنين روحي فداها گفته در وصفش

بزرگ انبيا امّ ابيها خوانده در شانش

نبي را روح مابين دو پهلو باشد، اين دختر

سلام الله بر جسمش، سلام الله بر جانش

به جوش آيد بحار رحمت از يك قطرة اشكش

به وجد آيد رسول الله از لب هاي خندانش

نمي گويم خدا باشد، ولي آنقدر مي گويم

كه چون لطف خدا حدّي ندارد بحر احسانش

هزاران ديدة فردوس، جاي پاي زوّارش

هزاران حور و غلمان، خادم خدّام ايوانش

به باغ خلد روح تازه مي بخشد ملائك را

اگر روح الامين با خود برد برگي ز ريحانش

سلام انبيا تا روز محشر بر حسين او

كه مريم قابله، جبريل شد گهواره جنبانش

زبان قاصر، قلم عاجز، خدايا كيست اين بانو؟

كه پيشاني نهد، مردانگي بر خاك ميدانش

مكرّر بوسه زد پيغمبري بر دست و بازويش

كه مي خواندند خيل انبيا، بر خويش سلطانش

چنان بر او ستم كردند بعد از مصطفي امت

كه دنيا با تمام وسعتش، گرديد زندانش

چنان شهر مدينه تنگ شد بر دخت پيغمبر

كه جاي گريه تنها گشت صحرا و بيابانش

گهي مي سوخت چون شمعي كنار تربت حمزه

گهي گل شد ز اشك ديده، خاك بيت الاحزانش

خدا داند، خدا داند كه از شب تيره تر مي شد

اگر بر روز روشن

ريختي رنج فراوانش

بهشت وحي و سيلي و رخ انسية الحورا

نمي دانم كه امت روز محشر چيست برهانش

هماي بوستان وحي را كشتند در خانه

خدا داند كه همچون جوجه لرزيدند طفلانش

بيابان بود و زهرا بود وغربت بود و خون دل

غبار چهره مي شد شستشو با اشك هجرانش

شرار ناله زهراست ، سوز سينه «ميثم»

سزد در شعله هاي دل بسوزد كل ديوانش

23- آن فرقه اي كه تيشه به نخل فدك زدند

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

آن فرقه اي كه تيشه به نخل فدك زدند

بر قلب پاك ختم رسولان نمك ردند

مهدي بيا ز قاتل مادر سؤال كن

زهرا چه كرده بود كه او را كتك زدند

24- من پسر خون خدا مهديم

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب مثنوي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

من پسر خون خدا مهديم

طالب خون شهدا مهديم

مادر من مادر خون خداست

مادر من ائمه را مقتداست

مادر من امّ ابيها بود

مادر من حضرت زهرا بود

مادر من بهشت احمد بود

روح دو پهلوي محمد بود

مادر من سيدة الانبياست

دائرة المعارف كبرياست

مادر من اسوه صبر و رضاست

آينه پيمبر و مرتضاست

عصمت حق، همسر حبل المتين

امّ نبي، امّ كتاب، امّ دين

مادر من روح نماز شب است

حاصلي از تربيتش زينب است

مادر من حسين مي پرورد

دامن پاك او حسن آورد

مادر من دست يدالله بود

دست مگو هستِ يدالله بود

مادر من بود و نبود علي ست

مادر من ياس كبود علي ست

مادر من فدايي حيدر است

شاهد او ناله پشت در است

مادر من كيست اميد علي ست

مادر اولين شهيد علي ست

مادر من چو مرغ بي بال شد

مثل كتاب وحي، پامال شد

حيف از آن نخل كه بي برگ شد

اول زندگي جوانمرگ شد

حيف كه ناموس خدا را زدند

مادر مظلومه ما را زدند

حيف از آن سينه كه در خون نشست

حيف از آن دست كه دشمن شكست

25- اي به هر ديده اشك ديده ي تو

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي به هر ديده اشك ديده ي تو

دل پ__ر از درد ناشني__ده ي ت__و

ب__ر س__ر سرفرازه_ا ت__ا حشر

ساي__ه ي ق__امت خمي__ده ي ت__و

نخل ه__اي مدين__ه را دي__دم

داده خرم_ا ز اش_ك دي_ده ي تو

هم فلك، خم به زير بار غمت

هم اف_ق، پيره__ن دري_ده ي تو

تا قي__امت مدين__ه را ل_رزاند

نال__ه ي از جگ__ر كشي__ده ي ت_و

مانده داغش به سين_ه ي شيع_ه

گ_لِ ب__ا تازيان__ه چي__ده ي تو

بي تو گشته نفس به قلب علي

مث_ل ج_انِ ب_ه ل_ب رسي_ده ي تو

حي_ف در چ_ار سالگي خم شد

ق__امت دخت__رِ رشي___ده ي ت__و

جاي مسمار ماند همچ_و مدال

ب__ر روي ق__لب داغدي__ده ي ت_و

ه__ر ن__فس نال__ه ي دلِ «ميثم»

شعل__ه اي دارد از قصي__ده ي ت_و

26- اي مصحف رخسار تو قرآن محمد

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي مصحف رخسار تو قرآن محمد

سر تا قدمت روضه ي رضوان محمد

هم مادر توحيدي و هم دخت نبوت

هم كفو علي هستي و هم جان محمد

سوگند به گل هاي گلستان ولايت

مانند تو گل نيست به بستان محمد

عطر نفست بوي خداوند تعالي

دُرّ سخنت لؤلؤ و مرجان محمد

حُسن تو كتابُ الله و اوصاف تو توحيد

رفتار تو دين، مهر تو ايمان محمد

مهر تو بهشت است، بهشت است، بهشت است

روحي بفداك اي همه ريحان محمد

اي عرش نشيني كه همان چادر خاكيت

شد بافته از رشته دامان محمد

فرمود كه اي جان محمد به فدايت

اي جان جهان باد به قربان محمد

كي مثل تو؟ اي ملك خدا سفره بذلت!

در قلب محمد شده مهمان محمد

خورشيد جمال تو كه در پرده نور است

آورده برون سر ز گريبان محمد

اي بر سر عصمت ز ازل چادر خاكيت

اي بوده مسلمان تو، سلمان محمد

شك نيست كه با دست خدايي به صف حشر

گيري همه را دست به عنوان محمد

حور و ملك و جنّ و بشر روز قيامت

گردند به دور تو به فرمان محمد

بي شبهه كند ميوه مهر تو تناول

هر كس كه نشيند به سر خوان محم

تو جان علي جان علي بودي و هستي

با آنكه علي بود علي جان محمد

دنياست به زيبايي و گستردگي خويش

بي روي دل آراي تو زندان محمد

از اول خلقت به ادب نام تو بردن

پيمان خدا بوده و پيمان محمد

خورشيد زند بوسه به خاك قدم تو

اي ماه رخت شمع شبستان محمد

در شأن تو نازل شده از سوي خداوند

هر آيه كه نازل شده در شأن محمد

از امر خداوند ثناخوان تو گرديد

با آنكه خدا بود ثناخوان محمد

بالله قسم آن شعله كه از بيت تو سرزد

افكند شرر بر دل سوزان محمد

كي گفت به صحرا روي و اشك بريزي؟

اي ديده ي تو، ديده ي گريان محمد

يارب كه گمان داشت كه در خانه توحيد

پامال شود اين همه قرآن محمد؟

سيلي زدن و سوختن و سينه شكستن

اين بود همه پاسخ احسان محمد

«ميثم» چه توان گفت كه در مدحت زهرا

مدّاح بود، خالق منّان محمد

27- از كوثر و زمزم دهن خويش بشويم

مشخصات

مناسبت مدح

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

از كوثر و زمزم دهن خويش بشويم

تا با مدد فاطمه در فاطمه گويم

درمانده ام از گفتن شرمنده از اويم

گردد عرق شرم روان از سر و رويم

اين نكته عيان است، عيان است عيان است

مداحي ناموس خدا فوق بيان است

او گوهر نايافته ي بحر عقول است

او ؟؟ نشناخته ي شخص رسول است

او نورالهي به صعود و به نزول است

والله بتول است بتول است بتول است

28- كيستي تو صدف گوهر مكنون خدايي

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب تركيب بند

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

كيستي تو صدف گوهر مكنون خدايي

دختر احمدي و مادر مصباح هدايي

نه همين امّ ابيهايي و ناموس الهي

همسر حيدري و مادر كل شهدايي

بشري و همه جا كار خدايي ز تو ديدم

چه بگويم؟ كمكم كن كه نگويم تو خدايي

به سخن ريخته از درج دهان گوهر وحيت

به نگه زنگ ز آيينة دل ها بزدايي

در تماشاي رخت حُسن خدا ديد محمد

دست تو دست خدا بود كه بوسيد محمد

*****

لاله ي گلبن وحي استي و دل، باغ و بهارت

گشته در ارض و سما، هر ملكي مرغ هَزارت

شده گم در حرم گمشده ات شهر مدينه

نه مدينه، كه همه عالم هستي ست مزارت

عرش و فرشند و سماوات همه سفره احسان

خلق مهمان سر اين سفره، به هر ليل و نهارت

گل لبخند كند هديه ز هر شعله به اهلش

گر به دوزخ فتد اي مادر سادات! گذارت

باغ خلد آبرو از خاك سر كوي تو دارد

نه تو را بوي جنان است، جنان بوي تو دارد

*****

خانه كوچك خشت و گل تو كعبه ي آدم

حجره ات قبله ارواح رسولان مكرّم

چادر خاكي تو خوب تر از پرده ي كعبه

دامن عصمت تو پاك تر از پاكي مريم

اولين شخص همه عالم خلقت به حضورت

خيزد از جاي و به تعظيم كند قامت خود خم

به ملائك، به نبيّين، به رسولان، به محمد

به همه دوستي ات واجب،

حتي به علي هم

تويي آن روح كه در بين دو پهلوي رسولي

تو بتولي، تو بتولي، تو بتولي، تو بتولي

*****

در نمازت چو ز لب ناله العفو بر آيد

اين عجب نيست كه محراب به فرياد درآيد

گهي از ذوق شود زنده گه از شوق بميرد

به تماشاي نماز تو چو مرغ سحر آيد

مادر دهر نزايد چو تو اي دختر احمد

مگر آن روز كه ميلاد رسولي دگر آيد

كه شنيده است وكه ديده است كه يك دخت پيمبر

كفو حيدر شود و مادر پيغامبر آيد

آري آري سخن امّ ابيهاست گواهم

همچو آيينه به اين طرفه حديث است، نگاهم

*****

حُسن پوشيده ات از چشم خدا دل بربايد

پلك چشمت به محمد در رحمت بگشايد

گريه ات غرق كند در يَم رحمت دو جهان را

خنده ات زنگ ملال از دل حيدر بزدايد

به خداوند تعالي، به محمد، كه علي را

«بخت باز آيد از آن در كه يكي چون تو در آيد»

گو شود وصف تو بر حضرت جبريل محوّل

چه بگويد؟ چه بخواند؟ چه بيارد؟ چه سرايد؟

گر چه يك عمر فشاندم گهر مدح به پايت

چه بگويم كه پدر گفت: "پدر باد فدايت!"

*****

نور از روز ازل خلق شد از جلوه رويت

حور پيوسته برد سجده به خاك سر كويت

همه اعضات بود آيه، تو خود مصحف نوري

غرق در بوسه احمد شده دست و سر و رويت

پدرت احمد و شويت علي و مام خديجه

همه عالم به فداي تو و اُم و اَب و شويت

عجبي نيست خداوند به فرداي قيامت

كه ببخشد همه را بر سر يك

تار ز مويت

ملك و جنّ و بشر وصف تو گفتن نتواند

هيچ كس غير خدا قدر شب قدر نداند

*****

اي رخت كوكب تابنده اقبال محمد

ركن توحيدي و بال علي و بال محمد

خانه ات غار حرا بعثتت اسلام دوباره

خطبه ات نيز غدير دگر آل محمد

چارده قرن زمان مي گذرد، تا صف محشر

با تجلّاي تو هر سال بود، سال محمد

از تو جاري است به درياي زمان نور نبوت

در تو پيداست همه عزت و اجلال محمد

تو خداوند كلامي ز خداوند، سلامت

كه خروشيدي و گرديد علي محو كلامت

*****

بي قيام تو قيامت نشود روز قيامت

افتد آن روز به خاكت ملك عفو و كرامت

تو به فرمان خدا مي كني آن روز خدايي

تو همانند امامت، كني آن روز امامت

ملك العرش كند ديدة خود فرش قدم ها

جبرئيلت پي تعظيم بر افراشته قامت

طاعت خلق نباشد اگر از پرتو مهرت

ثمرش نيست به جز آتش و خسران و ندامت

با ولاي تو قيامت اگر آغاز نگردد

تا خدايي خدا باب جنان باز نگردد

*****

نه فقط خلق جهان، خالق اكبر به تو نازد

نه رسولان خدا، شخص پيمبر به تو نازد

روز محشر كه به سوي تو بود چشم نبيّين

بيشتر از همگان احمد و حيدر به تو نازد

همسر شير خدا! شير تويي شير خدا را

كوثر ختم رسل! سوره كوثر به تو نازد

مريم مادري و مام دو عيسا و دو مريم

آري آري؛ پسر و مادر و دختر به تو نازد

جلوه حُسن ازل كيست؟ به ذات ازلي! تو

ركن اركان خدا كيست؟ علي، ركن علي

تو

*****

اي عيان از حرم مخفي تو، اشك غم تو

جگر سوخته شيعه، چراغ حرم تو

قلب تو خون شد و جوشيد ز چشم حَسنِينت

تا چهل سال علي آب شد از عمر كم تو

چاه غم هاي علي، سينه مجروح تو، مادر!

سرو بشكسته باغ نبوي قدّ خم تو

خصم بر مصحف زيباي رخت كرد جسارت

عوض آنكه زند بوسه به خاك قدم تو

آنچه با روي تو شد با گل رخسار نبي شد

نه به رخسار كه با چشم گهربار نبي شد

*****

ز حرامي صفتان خون جگر گشت حلالت

درِ آتش زده و آتشِ در، سوخت به حالت

حامي شير خدا گشتي و از جانب امت

زخم گل ميخِ درِ سوخته گرديد مدالت

دست بشكسته ات از دامن حيدر كه جدا شد

بود چشمي سوي سلمان و نگاهي به بلالت

اي پرستوي علي اذن بده كز تو بپرسم

با چه جرمي به قفس ريخت، تمام پر و بالت؟

نخل امّيد علي از تو بر و برگ نديدم

ديده ام پير، ولي پير جوان مرگ نديدم

*****

شيعه تا چند غريبانه به رخ اشك ببارد؟

شيعه دور حرمت جرأت فرياد ندارد

شيعه شمع حرمت گشته، مزار تو نديده

شيعه سوز جگر از شمع شب تار تو دارد

شيعه آنقدر غريب است كه حتي نتواند

صورت خويش به ديوار بقيعت بگذارد

شيعه را دست ولاي تو نگه داشته ورنه

چون قدم بر سر خاك تو نهد جان بسپارد

اي سرشك غمت از روز ازل در گل «ميثم»

حرم گم شده تو است هميشه دل «ميثم»

*****

29- قرن ها بر عترت و قرآن ستم بسيار شد

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب

غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

قرن ها بر عترت و قرآن ستم بسيار شد

قرن ها بر شيعه مانند علي آزار شد

قرن ها تن قطعه قطعه قرن ها سرها جدا

از سعيد و عَمرو و حُجر و ميثم تمار شد

گه جمل، گه نهروان، گه فتنه صفين بود

جنگ ها با نفس احمد حيدر كرار شد

بس محمدها و مالك ها و بوذرها شهيد

كُشته ي راه ولايت، همچنان عمّار شد

از عبيدالله و حجّاج و يزيد و عَمرعاص

ظلم ها تكرار شد، تكرار شد، تكرار شد

اي بسا كشتند از آل علي عباسيان

دست ها سرها جدا از عترت اطهار شد

كس نمي پرسد چرا در چارده قرن تمام

اينقدر در شيعه ي آل علي كشتار شد

روز محشر پيش پيغمبر شهادت مي دهم

آنچه شد با شيعه بين آن در و ديوار شد

تا كند دست ستم امضاي قتل شيعه را

صفحه آمد سينه ي زهرا ، قلم مسمار شد

در حقيقت خون پاك محسن ششماهه بود

اولين خوني كه در راه علي ايثار شد

شاخه بشكست و درخت افتاد بر روي زمين

غنچه پيش از لاله پرپر در هجوم خار شد

بر رخ انسيه الحورا جسارت شد اگر

نيلگون، ماه جمال احمد مختار شد

من نمي گويم چه شد در كوچه با زهرا ولي

آنقدر گويم جهان در چشم زهرا تار شد

قادر بي چون به خشم آمد، بهشت آتش گرفت

نخل طوباي اميرالمؤمنين بي بار شد

«ميثم» از اين نامسلمانان كه زهرا را زدند

هم مسلماني خجل، هم ذات حق بيزار شد

30- اي گوهر كلام محمد ثناي تو

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي گوهر كلام محمد ثناي تو

تا حشر افتخار ولايت ولاي تو

هم كوثر خدايي و هم دخت مصطفي

هم آمده است امّ ابيها ثناي تو

پيغمبري كه جان همه انبيا فداش

فرمود با تو جان محمد فداي تو

با آنكه نيست روي خداوند ديدني

پيداست در جمال تو، وجه خداي تو

پيغمبران، ملائكه، حوريّه، جنّ و انس

دارند احتياج به ذكر دعاي تو

تا صبح حشر حسرت بيماري اش بود

آيد اگر مسيح به دارالشفاي تو

هرگز نگه به وادي سينا نمي كند

گر بنگرد كليم به دارالولاي تو

امواج نور سر زده از خانه ي گلين

بوي بهشت مي دمد از خاك پاي تو

بيت الحرام خواجه ي اسراست حجره ات

آرد ملك طواف، به دور سراي تو

گلبوسه هاي پشت هم ختم انبيا

پيداست روي آبله دست هاي تو

در حيرتم كه روي تو را ديد در بهشت

آدم نداد جان ز چه بر رو نماي تو؟

سوگند مي خورم به خدا تا خدا خداست

بيگانه با خدا نشود، آشناي تو

حوّا اميد داشت شود فضه درت

آدم شد از بهشت برون در هواي تو

تصوير توست، خنده گلخانه بهشت

بوي خداست، در نفس دلرباي تو

پيغمبر و خدا و رسول و ائمه اند

با حُسن اتفاق، مديحت سراي تو

آن روزها كه صحبتي از ماسوا نبود

كوثر نداشت، ذات الهي سواي تو

پيش از ظهور عالم خلقت، هماره بود

آغوشِ غيبِ

ذاتِ خداوند، جاي تو

والله بهترينِ كسانند در زمين

ابنا و شوي و امّ و بنات و نياي تو

مُلك وجود در حرمت گشته ناپديد

كي گفته گم شده حرم با صفاي تو؟

محدود نيست بحر عنايات رحمتت

وصل است بر عطاي الهي، عطاي تو

آگاه نيست كس به جز از ذات ذوالجلال

از بدو ابتداي تو و انتهاي تو

گر جنّ و انس، حاتم طايي شوند باز

بايد زنند بوسه به خاك گداي تو

حقّا كه شد گشوده ز بازوش ريسمان

مشكل گشا به پنجه ي مشكل گشاي تو

تاريخ شاهد است كه آيد هنوز هم

از مسجد مدينه صداي رساي تو

گويي فقط رسول خدا حرف مي زند

وقت خطابه با دو لب جانفزاي تو

با آنكه از صداي تو هفت آسمان گريست

انگار هيچ كسي نشنيدي صداي تو

حتي يكي نگفت به زهرا ستم شده

حتي نكرد گريه كسي از براي تو

هرگز نگشت چون تو كسي در وطن غريب

بالله نبود اين همه غربت، سزاي تو

اجر رسالت پدرت خوب شد ادا

گرديد تازيانه امّت، جزاي تو

اي ياس نيلي نبوي! كاش خورده بود

آن تازيانه ها به تن ما به جاي تو

تا روز حشر كاسه خون جگر شود

چشمي كه تر نگشت ز اشك عزاي تو

بايد به «ميثمت» دُر مضمون عطا كني

تا گوهر قصيده بريزد به پاي تو

31- زهرا و وصف خالق دادارش

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

زهرا و وصف خالق دادارش

زهرا و مدح احمد مختارش

نازد هماره قدر به تقديرش

ريزد هماره روح ز گفتارش

طوباي راست قامت باغ وحي

گل هاي گلشن نبوي، بارش

دُرّي كه هديه كرد ز سوي حق

ختم رسل به حيدر كرّارش

طوطي باغ وحي به مدح او

ريزد مسيح از سر منقارش

اين است نخل آرزوي احمد

كآمد ثمر ائمه اطهارش

گلبوسه هاي دم به دم احمد

انداخت گل به مصحف رخسارش

حيدر، جمال حيّ تعالي را

مي ديد لحظه لحظه به ديدارش

ميكال نخله اي به لب جويش

جبريل لاله اي است به گلزارش

ايمان كمال قنبر درگاهش

قرآن زبان فضه ي دربارش

مأمور احترام، رسول ا...

از سوي ذات خالق دادارش

زهرا سجيّه اش همه دم احسان

زهراست لطف و جود و كرم كارش

مسكين كوي فاطمه بايد شد

هركس كه هست حاجت بسيارش

كالاي هر كه دوستي زهراست

بالله قسم خداست خريدارش

هركس كه خصم اوست، خدا خصمش

هركس كه يار اوست، خدا يارش

يك خلقتند سائل درگاهش

يك امّتند برده ي بازارش

خاك درش شفاست، عجب نبود

ناز ار كشد مسيح ز بيمارش

قرآن نيازمند به تأويلش

اسلام متكي است به ايثارش

جان بر كف علي نبود باكي

از تازيانه و شرر نارش

زهرا چه كرده بود؟ كه از امت

بر جان رسيد اين همه آزارش

ثابت قدم ستاد كه در اين راه

آمد فشار از در و ديوارش

با

چشم او چه شد؟ كه در آن كوچه

روز مدينه گشت، شب تارش

داغي است در ميان در و ديوار

رازي است بين سينه و مسمارش

بايد ز گوشواره او پرسيد

از ضرب دست، قاتل خونخوارش

مهدي كنار تربت پاك اوست

بيش از هزار سال عزادارش

«ميثم»! گذشت فاطمه اما دل

خون شد ز بي وفايي، انصارش

32- اي خلايق خاك فرزندان تو

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب مثنوي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي خلايق خاك فرزندان تو

قلب احمد در لب خندان تو

راستي بوسيده پاي بوذرت

خلد مشتاق بلال و قنبرت

عالمي پشت درت سائل شده

مائده بر فضه ات نازل شده

بوستانت فادخلوها آمنين

هر گلش بر شاخه يك روح الامين

دست خيل انبيا بر دامنت

روح پيغمبردر آغوش تنت

روي تو با چشم حيدر ديدني است

دستت از سوي پدر بوسيدني است

بنده اي اما خدايي بنده اي

تا خدا دارد خدايي، زنده اي

حسن تو مرآت حسن ابتداست

وجه تو باقي است، چون وجه خداست

مشتي از خاكت وجود آدم است

هر گل بستان تو يك مريم است

نامت از نام خدا مشتق شده

تو شدي ميزان حق تا حق شده

مهرت از سوي خداي لم يزل

آب و خاك و باد و آتش از ازل

در ولادت مريم نيكو سرشت

پيكرت را شست با آب بهشت

بلكه دست عصمت مريم درست

آب كوثر را به اندام تو شست

روي تو خورشيد پيش از ابتداست

نور تو تا وسعت ملك خداست

هرچه رفتم در ثنايت پيشتر

غرق گشتم در تحير بيشتر

چشم خود تا بر عروجت دوخته

از براق معرفت پر سوخته

ليلةالقدري كه حي پاك گفت

بر محمد هم «وَ ما ادراك» گفت

گرچه در بين خلايق زيستي

آنكه خلقت كرد داند كيستي

روح حوا، مرغ باغ ياس تو

رزق آدم، دانه ي دستاس تو

چشم كلّ خلق بر دست پُرت

زلف

حورا رشته هاي چادرت

تا بگيرد از تو درس خويشتن

با تو جبريل امين شد هم سخن

او كه واقف از جلال و جاه توست

فارغ التحصيل دانشگاه توست

اي كه عصمت از حجابت پا گرفت

كي به جز تو رو، ز نابينا گرفت

حمد و تكبير و دعا دلداده ات

سجده برده سجده بر سجاده ات

اي دعا برده به درگاهت نياز

از نماز توست پرواز نماز

آسمان بر لب زند مهر سكوت

كز دهانت بشنود ذكر قنوت

هر كلامت خلق را خيراكلام

بر سلامت از سوي داور سلام

قل هو ا... است دامنگير تو

كرده حق فخريه بر تكبير تو

تا كند در محضرت عرض سلام

پيش پايت كرده پيغمبر قيام

روح عصمت تشنه ي تطهير توست

ليلة القدر خدا تفسير توست

چادر تو سايبان انبياست

جامه ات از نور قدس كبرياست

قلب هستي خانه ي خشت و گلت

قاب قوسين الهي منزلت

آسمان لبريز از احسان توست

باغ جنت عاشق سلمان توست

وصف تو در آيه ي ا... و نور

چشم بد از آستانت دور دور

انبيا در بيتت اي دخت رسول

پاي نگذارند بي اذن دخول

صاحب البيت تو حي داور است

زائر هر روز آن پيغمبر است

حيف بيت كبريا را سوختند

قلب ختم الانبيا را سوختند

33- منكران قتل زهرا گوش گوش

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب مثنوي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

منكران قتل زهرا گوش گوش

حاميان قاتل زهرا خموش

قتل دخت مصطفي افسانه نيست

قصه شمع و گل و پروانه نيست

آتش افروزي به بيت بوتراب

پيش ما روشن تر است از آفتاب

دارم از اهل تسنن چل سند

چل سند جمله صحيح و مستند

كه فلاني گفت با حبل المتين

نفس پيغمبر اميرالمؤمنين

كاي علي بيرون بيا از خانه باز

بر خليفه دست بيعت كن دراز

گر ز خانه پاي نگذاري برون

ور نيايي جانب مسجد كنون

به خداوندي كه جان داد و تنم

خانه را با اهلش آتش مي زنم

پاسخش گفتا يكي در آن ميان

با چه جرأت از تو سر زد اين بيان

هيچ مي داني كه در اين انجمن

زينبش است و حسين است و حسن

گفت حتي با حسين و با حسن

بايدم اين خانه را آتش زدن

او برون استاده مولا در درون

او قسم خورد و علي نامد برون

چون علي بيرون نيامد لاجرم

دود آتش رفت بالا زان حرم

از هجوم دشمنان در باز شد

حمله بر بيت الولا آغاز شد

حال مي پرسم كه آيا فاطمه

بي تفاوت بود در بين همه؟

نيست هرگز يك مسلمان باورش

فاطمه غافل شود از شوهرش

بين دشمن يار را تنها نهد

بهر حفظ جان علي را وانهد

او از اول پشت در استاده بود

بر دفاع شير حق آماده بود

ديد دشمن گشته زهرا سدّ راه

تازيانه رفت بالا آه آه

سدّ راه خويش را برداشتند

پاي در بيت خدا بگذاشتند

داشت زهرا دامن حيدر به دست

زان غلاف تيغ دستش را شكست

«ميثم» اينجا ديده را خونبار كن

باز هم اين بيت را تكرار كن

قتل ناموس خدا افسانه نيست

قصه شمع و گل و پروانه نيست

34- بت پرستان كعبه ي توحيد را آذر زدند

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

بت پرستان كعبه ي توحيد را آذر زدند

روز روشن با لگد بيت خدا را در زدند

در مدينه هر چه گرديدند، گل پيدا نشد

جاي گل با شاخه ي هيزم به زهرا سر زدند

روي ناموس خدا و دست شيطان واي من!

اين جنايتْ پيشگان، سيلي به پيغمبر زدند

دست بابا بسته، مادر بر زمين افتاده بود

چار كودك مثل مرغ نيم بسمل پر زدند

روبهان ديدند شير حق بود مأمور صبر

روي دست همسر او، ضربه محكم تر زدند

كاش بيرون مدينه يا ميان كوچه بود

مادر سادات را در خانه ي حيدر زدند

بيشتر دردش به قلب زار دختر مي نشست

ضربه هايي را كه روي شانه مادر زدند

انبيا از درد پيچيدند در جنت به خويش

ضربه تا بر پهلوي صديقه ي اطهر زدند

سوره ي كوثر به قتل فاطمه تفسير شد

در حريم وحي سيلي بر رخ كوثر زدند

قصه ي مسمار را با كس مگو «ميثم»، بدان

قلب زهرا سوخت بر قلب علي خنجر زدند

35- اي از كرامت تو بلند اختر آفتاب

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي از كرامت تو بلند اختر آفتاب

وز ذره در حضور تو كوچكتر آفتاب

خود در حجاب نوري و از شرم چادرت

پوشد درون آتش دل، منظر آفتاب

پيوسته در قلمرو قدر و جلال توست

هر جا كند عبور و برآرد سر آفتاب

گر بنگرد به حُسن تو در چادر خيال

بر سر كشد ز شرم رخت معجر آفتاب

نسل تو اختران سپهرند در زمين

مامت بود قمر، پدر و شوهر آفتاب

هر صبح چون عبور كند از مدينه ات

خواند به احترام، تو را مادر آفتاب

بر خاك راه زائرت، اي دختر رسول

گسترده فرش نور به هر معبر آفتاب

با ذره هاي نور خود از بام آسمان

ريزد به قبر گمشده ات اختر آفتاب

بالاتر است فضّه ات از اينكه دم به دم

سازد نثار مقدم او گوهر آفتاب

بالله قسم رواست فشاند ز بام چرخ

بر فرق دشمنان شما آذر آفتاب

آرد طواف تا به حريم مقدّست

دارد ز نور اين همه بال و پر آفتاب

فخرّيه مي كند به تمام ستارگان

گر رخ نهد به خاك ره قنبر آفتاب

سر تا به پاست زيور و خواهد هنوز هم

از طلعت بلال درت زيور آفتاب

مُهرش زمين و آب وضو شعله هاي نور

كافتد به سجده در قدم كوثر آفتاب

تا قلب خصم كور دلت را ز هم دَرَد

دارد زهر شعاع، دو صد خنجر آفتاب

يك آسمان و اين همه ماه

و ستاره اش

اي تا ابد تو را پسر و دختر آفتاب

از پرتو ولاي تواَش نور اگر نبود

هرگز نبود اين همه روشنگر آفتاب

نور از مه جمال تو دارد، عجيب نيست

گر دل برد هماره ز پيغمبر آفتاب

بالله قسم رواست كه از شرم روي تو

صورت نهد به دامن خاكستر آفتاب

پيداست از تشعشع رنگ طلايي اش

كز خاك بوذر تو ستاند زر آفتاب

تا ايمن از بلاي قضا و قدر شود

بگرفته در پناه شما سنگر آفتاب

با جام نور، ساقي خلق است و مي زند

از كوثر ولايت تو ساغر آفتاب

افتد اگر به ذره نگاه كرامتت

آن ذره گردد اختر و آن اختر آفتاب

تا آرد از تبسم گرمش پيام نور

از جانب تو گشته پيام آور آفتاب

هر بامداد بر حرمت مي دهد سلام

اي از خدا سلام محمد بر آفتاب

خورشيد كوچه! روي تو هم رنگ سايه شد

اين قصه را چگونه كند باور آفتاب؟

بعد از كبودي رخت اي باغ ياس وحي

بالله رواست سر نزند ديگر آفتاب

اي چادر مطهر تو سايه بان حشر

كي گفته تو ستاره بريزي در آفتاب؟

با معجر سياه برآيد به بام حشر

خجلت كشد ز روي تو در محشر آفتاب

تا آفتاب حُسن تو در كوچه ها گرفت

گرديد تيره در نظر حيدر آفتاب

بالله قسم رواست كه بر زخم سينه ات

چون مرغ سربريده زند پرپر آفتاب

«ميثم» ز شعله درِ بيتُ الولا كه سوخت؟

سوزد چو شمع و آب كند پيكر آفتاب

36- اي انكه اميد روز پر واهمه اي

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر

ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي انكه اميد روز پر واهمه اي

تو خود همه اي از همه اي با همه اي

گر خلق جهان را به تو بخشد يزدان

چيزي نبود از آنكه تو فاطمه اي

37- خدا نياد اون روزيكه دلم ز گريه سير بشه

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك ولادتي

قالب فولكوريك

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

خدا نياد اون روزيكه دلم ز گريه سير بشه

به غير كوي فاطمه جايي ديگه اسير بشه

بيايد برا عيادت مريضه ي علي بريم

مي ترسم آي گريه كنا خدا نكرده دير بشه

كسي ديگه تو مدينه سراغشو نمي گيره

امام اون خونه نشين خودش به محنت اسيره

سينه زناي فاطمه بيايد بريم به ديدنش

دعا كنيد كه خوب بشه وگر نه زينب مي ميره

بيايد به دور بسترش سير ببينيد فاطمه رو

چرا تعجب مي كنيد نمي شناسيد فاطمه رو

بيايد بپرسيم ز عدو نامرداي بي عاطفه

به پيش چشماي علي چرا زديد فاطمه رو

ميون بستر افتاده با رنگ و روي پريده

بلاي عشق حيدر و با دل و با جون خريده

نفس نفس كه مي زنه خونم ياد از كنج لبش

خدا علي چي كشيده او رو به قبله خوابيده

علي دلخسته اگه روي كبود و نديده

ولي صداي سيلي رو ميون كوچه شنيده

گيرم كه با چادر خود فاطمه رو شو بگيره

ولي تو چادر كه نهان نمي شه قد خميده

ديگه به مرگش راضيه انا اليه راجعون

باقي او اون نمونده جز يه مشتي پوست و استخون

دل علي كباب شده خدا به دادش برسه

همش ميگه با فاطمه نرو نرو پيشم بمون

38- در سينه ي ما محبت فاطمه است

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

در سينه ي ما محبت فاطمه است

وندر دل ما ارادت فاطمه است

بي شبهه و شك حضور دارد مهدي

در انجمني كه صحبت فاطمه است

(هر جا سخن از شهادت فاطمه است)

39- زندگيم و فدات مي كنم

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

زندگيم و فدات مي كنم

فداي خاك پات مي كنم

خودمو تو بهشت مي بينم

وقتي مادر صدات مي كنم

مادر مادر مادر مادر

*****

بي بي دل بر شما بستم

خاك پاي شما هستم

مادرانه دعايم كن

گرچه آلوده و پستم

بي بي جان افتخار مني ، بي بي جان اعتبار مني

گفته ام باز و مي گويم ، كه تو دار و ندار مني

*****

لايق دوزخ است آنكه

به تو مهري نمي ورزد

بخدا بي تو اين عالم

به يك ارزن نمي ارزد

تو همه رحمتي مادر ، مظهر عصمتي مادر

همه خلقت گياه تواند، تو گل خلقتي مادر

*****

تو صفا بخش آب و گلي

تو علي را عزيز دلي

همه خار و خسند اما

تو گلي تو گلي تو گلي

بي بي در شور و شين توأم ، مست نور دو عين توأم

به سلاطين ندارم كار ، من گداي حسين توأم

40- زهرا كه فيض آفرينش از دم اوست

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

زهرا كه فيض آفرينش از دم اوست

دل تا قيامت ميهماندار غم اوست

گر چه ز هجرانش گذشته چارده قرن

گويي نخستين سالروز ماتم اوست

41- من تشنه ي محبتم آبم نمي دهند

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

من تشنه ي محبتم آبم نمي دهند

گل داده ام ز دست گلابم نمي دهند

گويا شنيده اي كه سلامم نمي كنند؟

من مي كنم سلام و جوابم نمي دهند

42- يا فاطمه الزهرا دست من و دامانت

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

يا فاطمه الزهرا دست من و دامانت

يا انسيه الحورا دست من و دامانت

*****

اي روح نماز من اي قبله ي راز من

بين سوز و گداز من دست من و دامانت

*****

نام تو در آوازم عشق تو پس اندازم

تنها به تو مي نازم دست من و دامانت

*****

اي باغ گل معصوم اي قدر تو نا معلوم

جان علي مظلوم دست من و دامانت

*****

43- امان اي دل امان از دست شكسته

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك نوحه سنگين سنتي

قالب آهنگين

شاعر شاهنوري محمود

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

امان اي دل ، امان از دست شكسته

امان اي دل ، امان از بانوي خسته

امان اي دل ، پهلوون دست بسته

يا فاطمه ام ابيها مادر مادر

*****

دل تنگم ، مي زنه پر تا مدينه

دل تنگم ، روي خاك آروم مي شينه

دل تنگم ، ياد خون زخم سينه

يا فاطمه ام ابيها مادر مادر

*****

نام زهرا ، سبب خلق جهونه

نام زهرا، چراغ هفت آسمونه

نام زهرا ، تا ابد زنده مي مونه

يا فاطمه ام ابيها مادر مادر

*****

44- اي باغ بهشت علي تو حضرت فاطمه اي

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي باغ بهشت علي ، تو حضرت فاطمه اي

تو دختر پيغمبر ، تو مادر ما همه اي

از داغ تو مجنونيم ، از عشق تو دلخونيم

غلاده به ما بستي ، از لطف تو ممنونيم

يا فاطمه الزهرا(2)

*****

ز قدر و مرتبه او (تو) هزار ا... اكبر

كه شهبانوي دو عالم بود (تويي) زهراي اطهر

روشن دل و قلب من ، از نور دو عين توست

در قاب دلم بي بي ، تصوير حسين توست

يا فاطمه الزهرا(2)

*****

45- اي روح و ريحان مصطفي

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي روح و ريحان مصطفي

اي جان و جانان مرتضي

اي اصل كوثر و قدر و نور

اي روح سوره هل اتي

اي بانوي عشق و شور و صفا

اي بانوي كاخ شرم و حيا

يا زهرا يا زهرا فاطمه(2)

*****

مهر تو حك شد در سرشت من

عشق تو گشته سرنوشت من

هر جا كه نام زيباي توست

آنجا باشد باغ بهشت من

در باغ دل من لاله توست

در سينه خس ته ناله توست

يا زهرا يا زهرا فاطمه(2)

*****

روز آخر كار خانه كرد

گيسوي طفلان را شانه كرد

چون كبوتري پر شكسته

ترك لانه اش شبانه كرد

طفلان همگي در شور و نوا

اي دلبرما مرو مادر ما

يا زهرا يا زهرا فاطمه(2)

*****

اي همسر سينه خسته من

اي يار پهلو شكسته من

من غمگين دست خسته تو

تو گريان دست بسته من

اي ياس من و نيلو فر من

اي همسر من اي ياور من

يا زهرا يا زهرا فاطمه(2)

*****

46- اي به شخصيتت خدا رسانده سلام

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي به شخصيتت خدا رسانده سلام

وي نبي پيش پات كرده قيام

خجل از قصه ي غمت تاريخ

سرفراز از شهادتت اسلام

همه زنها تو را كنيز كنيز

همه مردان تو را غلام غلام

خاكسار درت فقير و غني

جان نثار رهت خواص و عوام

دختر اطهر و بزرگ رسول

مادر يازده امام همام

بايد از آن پدر چنين دختر

سزد از آن ائمّه اين سان مام

ز آن پيمبر تو را درود درود

زين ائمه تو را سلام سلام

مي رسد از مزار گمشده ات

به هر آزاده اين خجسته پيام

كاي شما رهروان راه رسول

وي شما پيروان راه امام

سر سپردن به راه دوست حلال

دست دادن به دست غير حرام

آنكه گيرد ز فاطمه تعليم

پيش ظالم نمي شود تسليم

47- فاطمه ليله ي قدر است علي مي داند

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

فاطمه ليله ي قدر است علي مي داند

فاطمه جلوه ي بدر است علي مي داند

فاطمه رمز علي بود علي مي داند

نام او حرز علي بود علي مي داند

فاطمه مادر شيعه است علي مي داند

دست او بر سر شيعه است علي مي داند

فاطمه جان علي بود علي مي داند

جان به قربان علي بود علي مي داند

فاطمه عطر و گلاب است علي مي داند

شافع روز حساب است علي مي داند

فاطمه صبر علي بود علي مي داند

او شب قدر علي بود علي مي داند

فاطمه سوره ي عشق است علي مي داند

رمز مستوره ي عشق است علي مي داند

48- از همون روز نخستي كه به دنيا اومدم

مشخصات

مناسبت مدح

سبك غديريه

قالب فولكوريك

شاعر مهربان مسعود

منبع گلواژه هاي فاطميه 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

از همون روز نخستي كه به دنيا اومدم

مادرم به جاي قنداقه كفن كرده تنم

شير مادرم حرومم اگه ديوونه نشم

سگ بي نام و نشون در اين خونه نشم

توي اين دنيا به جز گدائي كاري ندارم

بخدا كه من بجز فاطمه ياري ندارم

اهل شعر عشقمو و ساكن كوي فاطمه

صد و ده شماره ي پلاك روي خونمه

هر كه ديوونه ميشه آدرس خونش همينه

بذار راحتت كنم نشوني خدا اينه

ميدوني راه ورود شهر عاشقا چيه

بخدا قسم فقط عشق حسين عليه

هر كسي مدافع زهرا و حيدر نمي شه

هر كسي خاطرخواه ساقي كوثر نمي شه

حضرت فاطمه سرچشمه ي امّيد منه

بذار راحتت كنم مرجع تقليد منه

ميدوني رساله ي فاطمه در باب چيه؟

بخدا تمام اين رساله وصف عليه

حرف آخرم اينه هر چي ميشه بذار بشه

روزي صد دفعه خدا عاشق فاطمه مي شه

49- دلم را از غم مادر سرشتند

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 5

تعداد استفاده 0

متن شعر

دلم را از غم مادر سرشتند

غبار چادر خاكي نوشتند

خدا بر بيرق عشاق زهرا

نوشت اين طايفه اهل بهشتند

خدا تا خلقت انشا كرد ، سند بر نام مولا كرد

سند شد معتبر وقتي ، كه زهرا زيرش امضا كرد

مدد ام ابيها

*****

خدا نام ورا فوق همه زد

به اشكش شعله اي در علقمه زد

بهشت ار زير پاي مادران شد

حسين تا رخ با پاي فاطمه زد

علي ذكر لبه زهرا ، حسيني مذهبه زهرا

براي فخر او اين بس ، كه امّ زينبه زهرا

مدد ام ابيها

*****

قسم بر سينه ي در خون نشسته

قسم بر غربت دستاي بسته

به روي دسته ي دستاس حك شد

فلك مي گرده با دست شكسته

فلك را دلبري كرده ، علي را حيدري كرده

فقط ام ابيها نيست ، به عالم مادري كرده

مدد ام ابيها

*****

50- روز من بي تو تاريك ، شب من با تو روشن

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك شور سينه زني

قالب آهنگين

شاعر قانع ابراهيم

منبع گلواژه هاي فاطميه 5

تعداد استفاده 0

متن شعر

روز من بي تو تاريك ، شب من با تو روشن

دل من بي تو دشت و ، سينه ام با تو گلشن

بي بي جان ريشه اي چادر تو اگر به دست من بيفته

روز محشر از خجالت سرم به پائين دگر نيفته

شفيعه ي محشر : مادر مادر مادر

شهيده ي حيدر : مادر مادر مادر

*****

من به عشق تو عمري ، عاشق و مبتلايم

هر چه هستم بي بي جان ،من محبّ شمايم

بي بي جان من گداي يك نگاه توأم نگاهم كن بي بي جان

با نگاهت غرق در نور ، دل سياهم نگاهم كن بي بي جان

شفيعه ي محشر : مادر مادر مادر

شهيده ي حيدر : مادر مادر مادر

*****

مِهر تو مُهر قلبم ، عشق تو حك به سينه

نام تو بر لبم گل ، اي بهار مدينه

بي بي جان هر كجا نام تو آمد من نشستم حال كردم

پر زدم سوي تو يك لحظه از تو بر نگردم

شفيعه ي محشر : مادر مادر مادر

شهيده ي حيدر : مادر مادر مادر

*****

تو كجا و زخم كوچه ، تو كجا و درد شانه

تو كجا و ضرب قنفذ ، تو كجا و تازيانه

بي بي جان كوچه ي تنگ و دست سنگ و چشم تو شد به رنگ نيلي

بشكنه آن بي حيا دستي كه مي زد بر تو سيلي

شفيعه ي محشر : مادر مادر مادر

شهيده ي حيدر : مادر مادر مادر

*****

51- روز اول كه به دنيا اومدم

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب فولكوريك

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

روز اول كه به دنيا اومدم

من خاطر خواه حسين تو بودم

قلب كوچيكم به مهر تو تپيد

خون توي رگام به عشق تو دويد

اسم باباي تو رو تا شنيدم

طعم مهربونياتو چشيدم

منو با تو مادر آشنا مي كرد

تنهائيهامو با تو دوا مي كرد

گل ياس جانمازش تو بودي

غم و غصه هاشو كم مي نمودي

وقتي كه بوي گل ياس مي پيچيد

موقع نماز مادر مي رسيد

مادرم مي گفت كه ياسها غريبند

بعضيهاشون تو جووني مي ميرند

مادرم مي گفت گل ياس عزيزه

حيفه از شعله ي آتيش بسوزه

حيفه كه اسير نامردا بشه

حيفه كه با ضربه اي كبود بشه

گل ياس رو نبايد زخمي كنند

يا كه با لگد ز شاخه بچينند

من زير چادر نماز گوش مي دادم

كوچولو بودم و سينه مي زدم

مادرم يادم مي داد فدات بشم

مث ذره هاي خاك پات باشم

آرزو داشت كه سياه پوشت بشم

هميشه غلام حلقه گوش باشم

اگه چه اينا رو اون يادم داده

مي دونم كه كار تو همه بوده

52- اگر روزي به من بخشند ملك هر دو دنيا را

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اگر روزي به من بخشند ملك هر دو دنيا را

نخواهم داد هرگز ذرّه اي از مهر زهرا را

من از روزي كه هستم سائل او سلطنت دارم

ببين معراج عشق اين گداي بي سر و پا را

وجود من پر از درد است اما سحر خود كردم

به يك يا فاطمه گفتن صد اعجاز مسيحا را

اگر چه قلب من لبريز مهر او بود اما

چگونه مي شود در يك سبو جا داد دريا را

چي مي شد من غبار زير پاي فضه اش بودم

كه روي سر دهم جا پاي خدمتكار زهرا را

دهانم پر شود از عطر جنت تا كه بفشانم

به لبهايم كلامي از كتاب عشق مولا را

به هر جايي كه جمعي در عزايش اشك مي ريزند

ملائك توتيا سازند خاك فرش آنجا را

53- فاطمه اي بهار خوبيها

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب ترجيع بند

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

فاطمه اي بهار خوبيها

هر چه خوبي بود تو دارايي

ديده مانند تو نخواهد ديد

ايكه مرات ذات يكتايي

دختر برترين پدر هستي

مادر بهترين پسرهايي

مريم ار داشت يك مسيحا تو

مادر 11 مسيحايي

54- پست بالا مي شود با يك نگاه فاطمه

مشخصات

مناسبت مدح

سبك شور سينه زني

قالب غزل

شاعر قانع ابراهيم

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

پست بالا مي شود با يك نگاه فاطمه

زشت زيبا مي شود با يك نگاه فاطمه

از بهار سينه ي سلمان چنين آيد به گوش

دل مصفا مي شود با يك نگاه فاطمه

دل به مهرش داده ام زيرا كه در هر ظلمتي

نور پيدا مي شود با يك نگاه فاطمه

دوش گفتا هاتفي آيا خبر داري كه دل

عرش اعلي مي شود با يك نگاه فاطمه

بر در باغ بهشت عاشقان بنوشته اند

گل شكوفا مي شود با يك نگاه فاطمه

هر نفس بر دوستان و شيعيان مرتضي

مرحمت ها مي شود با يك نگاه فاطمه

روز محشر مهر منا اهلبيت مصطفي

شامل ما مي شود با يك نگاه فاطمه

دردمندان را بگو آرند اينجا درد را

چون مداوا مي شود با يك گاه فاطمه

اي گره در كار خورده هر كجا هستي بيا

هر گره وا مي شود با يك نگاه فاطمه

غم مخور قانع جواز ما به ديدار بقيع

آخر امضا مي شود با يك نگاه فاطمه

55- بشنو از بلبل روايت مي كنم

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

بشنو از بلبل روايت مي كنم

وز مقام گل حكايت مي كنم

بلبلي پا تا به سر شيداي گل

بلبلي شيداي سر تا پاي گل

بلبلي خود سر مستور خدا

هر پرش مرآتي از نور خدا

بلبلي هفت آسمان زير پرش

آشيانش عرش و عالم محضرش

بلبلي كعالم طفيل هست اوست

اختيار كل هستي دست اوست

بشنو از از عالم ز شأن عالمه

از علي بشنو مقام فاطمه

من عليم مدح زهرا مي كنم

مدح آن بانوي يكتا مي كنم

افتخارم مدح زهرا گفتن است

نام او بردن مناجات من است

شاه بيت هر سرودم نام اوست

ذكر قامت تا سجودم نام اوست

عشق زهرا در ميان سينه ام

برده زنگار غم از آئينه ام

مهر و ماه و انجم من فاطمه است

ساقي و مي و خم من فاطمه است

فاطمه نطق مرا گويا كند

نام زهرا عقده از دل وا كند

فاطمه يعني روان و روح من

فاطمه يعني اميد و نوح من

فاطمه يعني تمام هيتيم

فاطمه يعني شراب مستيم

فاطمه يعني اصول دين من

فاطمه يعني همه آئين من

فاطمه يعني يم جوشان عشق

سايه اش شيرازه ديوان عشق

فاطمه يعني بلنداي عفاف

عصمت اله است و سيماي عفاف

فاطمه يعني تمام انبياء

نام او رمز قيام انبياء

فاطمه يعني محمد(ص) در حجاب

شمه اي از طلعت او آفتاب

فاطمه يعني مدال اهلبيت

ذكر روز و ماه و سال اهلبيت

فاطمه يعني خداوند ثبات

فاطمه ركن تمام كائنات

من مسيحاي فلك هستم ولي

فاطمه باشد مسيحاي علي

گر چه دارم همسري فاطمه

حيدريم حيدري فاطمه

56- دل تو را آينه ي صدق و صفا مي داند

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه

تعداد استفاده 0

متن شعر

دل تو را آينه ي صدق و صفا مي داند

مَظهر و مُظهر آيات خدا مي داند

بين زنهاي بهشتي كه همه فاضله اند

حق تو را شافعه ي روز جزا مي داند

مصطفي طاق دو ابروي دل آراي تو را

قبله ي حاجت و محراب دعا مي داند

بر دل هر كه رسد عقده اي از درد و غمي

گريه بر فاطمه را عقده گشا مي داند

حضرت موسي و عيسيِ پيمبر خود را

سائل درگه سلمان شما مي داند

خاك آن كوچه كه تو پا به سرش بگذاري

خويش را آبروي آب بقا مي داند

درد عشق تو چه درد است كه بيمار غمت

به ، ز بهبودي و درمان و دوا مي داند

كعبه با آن عظمت خانه ي خاكي تو را

كعبه ي كعبه ي عرفان و دعا مي داند

شمع خود را ز فروغ رخ نوراني تو

صاحب آن همه انوار وفا مي داند

ميخ دستاس تو را خالق دستاس فلك

محور دايره ي ارض و سما مي داند

چه گذشته به تو و محسن ششماهه ي تو

بين ديوار و در خانه خدا مي داند

بايد از زينب مظلومه بپرسيم چرا

مرگ را مادر سادات شفا مي داند؟

خبر از پهلوي بشكسته اگر مي خواهيد

در آتش زده ي بيت ولا مي داند

جاي قبري كه كسي راه بر آن مي نبرد

يوسف گمشده ي آل عبا مي داند

57- مرغ دلم پر زده ، سوي بقيع دوباره

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه

تعداد استفاده 0

متن شعر

مرغ دلم پر زده ، سوي بقيع دوباره

قبراي بي نشونش ، شمع و چراغ نداره

اي بقيع دلم از غم تو بيقراره

قبر مخفي ات بر دلم زده شراره 2

يا فاطمه

*****

كوچه به كوچه ي تو ، پر از غم و ماتمه

به گوش جان مي رسد ، نغمه ي يا فاطمه

مي رسد به گوش گريه هاي دختري

ذكر مادر و ناله هاي حيدري 2

يا فاطمه

*****

از در بيت ولا ، شعله كشد زبانه

آمده ثاني دون ، براي تازيانه

شعله ور در و مادري به پشت در

هر چه ناله كرد ديد نداره هيچ اثر 2

يا فاطمه

*****

58- سلام اي ماوراي عقل و افكار

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه

تعداد استفاده 0

متن شعر

سلام اي ماوراي عقل و افكار

سلام اي شاهكار دست دادار

تو بالاتر ز بالا بي قريني

تو هر شب با خدايت همنشيني

پيمبر را بهشت جاوداني

تو محبوب تمام عرشياني

تو را يكتا و بي همتا چو ديدند

براي تو علي را آفريدند

نه فخر مصطفي فخر خدايي

كه تو بنيانگذار كربلايي

فداي ذكر يارب يارب تو

دو عالم خاك پاي زينب تو

شود قلب محبان پاره پاره

كه در محشر تو مي آيي سواره

تو مي آيي ولي محزون و خسته

به روي ناقه اي عريان نشسته

مهار ناقه ات در دست مولاست

عجب هنگامه اي آنروز بر پاست

در آن هنگام غوغا مي كني تو

حسين خويش پيدا مي كني تو

كه محشر را كني يكباره محشر

حسين آيد حضورت ليك بي سر

تو مي آيي و چشمت پر ز الماس

به روي دست داري دست عباس

59- خدائي كه به من لطف و عطا كرد

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

خدائي كه به من لطف و عطا كرد

مرا بر درگه زهرا صدا كرد

مقيم خانه ي مولا شدم من

كنيز حضرت زهرا شدم من

خدا شاهد بود بر گفته هايم

بهشت جاودان بود آن سرايم

كنيزي علي و امّ زينب

مرا مي برد تا معراج هر شب

ملاقات نبي رزق دگر بود

دلم در عشق بازي شعله ور بود

نبي تا بود مي ديدم كه از دور

به پا مي خواست پاي سوره ي نور

خودم مي ديدم آن برتر ز قرآن

كند دست عزيزش بوسه باران

هزاران بار مي فرمود طاها:

شوم قربان تو امّ ابيها

ولي تا رفت شاه بي قرينه

نمي دانم چه ها شد در مدينه

دري كه قبله گاه مصطفي بود

پس از او سوخته در شعله ها بود

ره معروف را منكر نمودند

عيان بغض دل حيدر نمودند

مرا مانع شد آن درّ يگانه

روم در پشت در ، در آن ميانه

خودش رزمنده و يار علي بود

مددكار و نگهدار علي بود

دلم مي خواست در آن روز نيلي

به رويم جاي او مي خورد سيلي

عدو تا پهلويش از كينه بشكست

دو دست مرتضي را ريسمان بست

زماني كه علي را مي كشيدند

همه فرياد زهرا را شنيدند

صدا زد بانويم «فضه خذيني»

بيا تا كه ذبيحم را ببيني

بيا فضه كه من مادر ندارم

به جز تو يك نفر ياور ندارم

زبانم لال گر گويم چه ديدم

من از احوال بانويم چه ديدم

فقط تا لحظه اي كه زنده بودم

ز روي فاطمه شرمنده بودم

60- پرواز آسماني او را ملك نداشت

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع زمزمه هاي ولايت 1-59

تعداد استفاده 0

متن شعر

پرواز آسماني او را ملك نداشت

ماهي كه در اطاعت خورشيد شك نداشت

سنگش زدند و دست ز افشاي شب نشست

آن نور ناب واهمه اي از محك نداشت

مهتاب زير سيلي شب بود و آفتاب

حتي دو دست باز براي كمك نداشت

اين بود دستمزد رسالت ، زمينيان

اي خلق خيره دست محمد نمك نداشت؟

مي پرسد از شما كه چه كرديد مردمان

گلدان ياس باغ من ترك نداشت؟

خورشيد و ماه را به زميني فروختند

اي كاش خاك تيره ي يثرب فدك نداشت

61- اي درود و صلوات از احد دادگرت

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ***

قالب غزل

شاعر انساني حاج علي

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي درود و صلوات از احد دادگرت

وي امامان و رسولان همگي مفتخرت

خازن باغ جنان سائل كوي كرمت

حامل وحي خدا طوطي شاخ شجرت

نخل توحيدي و خوبان همه برگند تو را

شجر نوري و فرخنده امامان ثمرت

بخداوند دو عالم به دو عالم نبود

چون تو ام اب و شوهر و دخت و پسرت

چه خلوصي چه خصوعي چه خشوعي است ترا

كه خدا فخر نمايد به نماز سحرت

دختران در همه جا دست پدر مي بوسند

تو كه هستي كه زند بوسه به دستت پدرت

تو كه هستي كه بفرمان خداوند مجيد

قد به تعظيم بر افراشته خيرالبشرت

تو كه مرآت خدايي به چه جرم و تقصير

نيم رو گشت ز سيلي صورت همچون قمرت

بسته شد دست علي تا تو ز پا افتادي

واي بر بي كسي شوهر خونين جگرت

62- تو حبل محكم حبل المتيني

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب مثنوي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

تو حبل محكم حبل المتيني

اميد رحمت للعالميني

تو ابر و انبيا باران فيضت

بهشت از آبرو داران فيضت

همه دشت كويرند و تو گلشن

همه شام سيه تو صبح روشن

همه سوز درونند و تو داغي

همه تاريكي اند و تو چراغي

پيمبر عاشق راز و نيازت

خدا فخريه دارد بر نمازت

امامان آبرومند جلالت

اميرالمرمنين محو جمالت

تمام آفرينش پاي بستت

پيمبر خم شد و بوسيد دستت

تو استاد و جهان دانشگه توست

تو قرآن و علي بسم الله توست

به محشر ناقه ات چون پا گذارد

سحاب رحمت از هر سو ببارد

شود تا نازنين قلب تو خورسند

ببخشند و ببخشند و ببخشند

بگردند و بگردند و بگردند

بجويند و گنه كاري نجويند

چنان گردد كه از فرمان دادار

بگردد عفو دنبال گنهكار

به محشر بر فراز چرخ گردون

ندا خيزد كه اين الفاطميون

63- درياست نبي و گوهرش فاطمه است

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

درياست نبي و گوهرش فاطمه است

مولاست علي و همسرش فاطمه است

با آنكه حسين است پناه دو جهان

او خود به پناه مادرش فاطمه است

64- اين دلم دلخون از اين ديباچه شد

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اين دلم دلخون از اين ديباچه شد

داني از چه نام كوچه ، كوچه شد

بسكه ناليد و به شبها گريه كرد

گفت «كو» زهرا و دست او «چه» شد؟

65- با نام فاطمه به جهان ناز مي كنم

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

با نام فاطمه به جهان ناز مي كنم

صدها گره ز همت او باز مي كنم

خواهم كه بگذرم به سهولت من از صراط

با يك نگاه فاطمه پرواز مي كنم

66- مشكي پوشه دل از ماتم تو ...

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع زمزمه هاي ولايت 2-59

تعداد استفاده 0

متن شعر

(مادر 3 واي مادر 3)3

*****

مشكي پوشه دل از ماتم تو ، مي سوزه سينم باز از غم تو

عزا مي گيرم با حيدر ، بازم مي خونم واي مادر

مي باله خدا با بودن تو ، روح القدسه سينه زن تو

حاجت دل من اينه كه تو روضت بميرم

با نفساي نوكراي تو آتيش بگيرم

وقتي كه جگرم به ياد تو صد پاره ميشه

باز به ياد تو خون به پا كنه چشم حقيرم

(مادر 3 واي مادر 3)3

*****

سبز و زرد و سرخه صورت من ، گل مي كارم با دستام روي تن

اسمت چراغ شبهامه ، سينه زني ها رؤيامه

سنگين ميشه بغضم نيمه شبا ، حس مي كنمت پيشم به خدا

سايه ي نگاه تو هميشه روي سرمه ، قربوني روضه هاي تو چشم ترمه

كاشكي همه اينو بدونن اي آرامش من

اون كه طپش نبض آسموناس مادرمه

(مادر 3 واي مادر 3)3

*****

67- اي كه در تصوير انسان زيستي

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي كه در تصوير انسان زيستي

كيستي و كيستي و كيستي؟

اي بهشت قرب احمد فاطمه

ليله القدر محمد فاطمه

آن كه خاك مقدمش جان همه است

گفت جان من فداي فاطمه است

اولين نور آفرين روشنگري

هم ازل را هم ابد را مادري

مدح تو كي با قلم كامل شود

وحي بايد بر قلم نازل شود

فوق هر تعريف و هر تفسير ، تو

پاك تر از آيه ي تطهير ، تو

اي گريبان چاك تو افلاكيان

از چه رو پيوسته اي با خاكيان

قدرت فهم تو را خلقت نداشت

خاك ، پاكيّ تو را باور نداشت

گر عدوي تو فدك را غصب كرد

طوق لعنتت را به گردن نصب كرد

اي فدكهاي زمين و آسمان

ذره ي گردي تو را بر آستان

بر نگين عرش نامت گشته حك

قطره ي اشك تو صد دريا فدك

اي مهار ناقه ات زلف عفاف

پيرهن بخشيده در شام زفاف

از شب ميلاد تا آخر نفس

مصطفي يك دست بوسيده است بس

آن هم اي دست خدا دست تو بود

پس بر آن دست و بر آن لبها درود

68- از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد

نشناخته توصيف مرامش نكنيد

هر كس كه در او محبت فاطمه نيست

علامه اگر هست سلامش نكنيد

69- فاطمه يعني علي سر تا قدم

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه

تعداد استفاده 0

متن شعر

فاطمه يعني علي سر تا قدم

صاحب كرسي و هم لوح و قلم

فاطمه كار خدايي مي كند

از همه مشكل گشايي مي كند

فاطمه استاد صدها هاجر است

فاطمه نور دو چشم حيدر است

فاطمه حق اليقين عين اليقين

بهترين يار امير المؤمنين

فاطمه عشق علي دين علي

فاطمه چشم خدا بين علي

فاطمه كار مسيحا مي كند

قطره را همسنگ دريا مي كند

فاطمه مرآت ذات كبريا

فاطمه آئينه ي ايزد نما

عشق زهرا آبرومندم كند

عشق زهرا عبد در بندم كند

عشق گفتم ، عاشقي مجنون او

هر دو عالم واله و مفتون او

مي زند آتش به جانم اين شرر

سينه ي زهرا كجا و ميخ در

تازيانه مي زدند بر پيكرش

موج مي زد آب در چشم ترش

گيسوانش در ميان شعله سوخت

ليك بر دستان مولا ديده دوخت

گفت اي آرام جانم يا علي

بي تو من زنده نمانم يا علي

70- ياد شبهاي توسل كرده ام

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه

تعداد استفاده 0

متن شعر

ياد شبهاي توسل كرده ام

ياد پرپر گشتن گل كرده ام

ياد شبهاي شلمچه كرده ام

ياد زهرا بين كوچه كرده ام

ياد بدر و ياد خيبر كرده ام

ياد تنهايي حيدر كرده ام

روز محشر كار ما با فاطمه است

نقش پيشاني ما يا فاطمه است

بي كسيم و نيست ما را جز تو كس

روز وانفسا به فريادم برس

زشتي افعال ما را خاك كن

نامه ي اعمال ما را پاك كن

روز محشر گرمي بازار توست

نام كل خلق در طومار توست

تو قيامت را قيامت مي كني

بر امامان هم امامت مي كني

از كرامت بر جبين ما همه

ثبت كن هذا محب الفاطمه

بين نار و خلق حائل مي شوي

با حسين خود مقابل مي شوي

مي كند با پيكر بي سر قيام

گويد از هر زخم تن مادر سلام

آن سلام و آن سخن بشنيدني است

آن گلوي پاره پاره ديدني است

71- ما گوشه نشينان غم فاطمه ايم

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

ما گوشه نشينان غم فاطمه ايم

محتاج عطا و كرم فاطمه ايم

عمري است كه

ما سوخته ي عمر كم فاطمه ايم

72- دختر فكر بكر من غنچه ي لب چو وا كند

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

دختر فكر بكر من غنچه ي لب چو وا كند

از نمكين كلام خود حق نمك ادا كند

مفتقرا متاب روي از در او به هيچ سوي

ز آنكه مس وجود را فضه ي او طلا كند

73- اي كعبه ي دلها ، شه بانوي دنيا

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

يا زهرا يا زهرا(3)

*****

اي كعبه ي دلها ، شه بانوي دنيا

عشق علي مولا ، نور چشم طاها

*****

اي جان دو جهان ، جانفداي توأم

تو كريمه اي و ، من گداي توأم

*****

عشق تو در قلبم ، مهر تو در جانم

عاقبت از داغت ، مي ميرم مي دانم

*****

محراب لاي تو ، دنيا و دين من

يك نخ از چادرت ، حبل المتين من

*****

74- با نام تو دل چه با صفا مي گردد

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

با نام تو دل چه با صفا مي گردد

با ياد تو دل ز غم رها مي گردد

باشي تو كليد راز هستي ، زهرا

با نام تو قفل بسته وا مي گردد

75- اي گوهر تابناك زهرا

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي گوهر تابناك زهرا

اي پاكترين پاك زهرا

اي مفخر دودمان آدم

اي چشم و چراغ اهل عالم

در جسم جهانيان تو روحي

بر فلك نجات نوح ، نوحي

در رتبه ز عالمي مقدم

خاك درت آبروي عالم

تو چشمه ي لطف و بحر جودي

شهبانوي عالم وجودي

ياد تو صفاي قلب خسته

نام تو كليد قفل بسته

يا فاطمه تو گل خدايي

ريحانه ي مصطفايي

اي محور چرخ آفرينش

گردونه ي آفتاب بينش

تفسير بلند كوثري تو

آيينه ي چشم حيدري تو

اي روح سخاوت و كرامت

پيوند نبوت و امامت

از نور تو ماه وام گيرد

جبريل ز تو پيام گيرد

گلزار تو عطر در سرشت است

گلخانه ي خانه ات بهشت است

طاق حرم تو باغ فردوس

شمع حرمت چراغ فردوس

داريم دلي درون سينه

يك پارچه عاشق مدينه

اين سينه پر از شرار داغت

قربان مزار بي چراغت

اي ياس علي چرا كبودي

آخر تو مگر چه كرده بودي؟

*****

زهرايي و نور آسماني

روشنگر چشم اختراني

خورشيد نكرده نور تو لمس

آري تويي اظهر من الشمس

چون آينه روشني و صافي

شاداب ترين گل عفافي

در نزد خداي خود عزيزي

آزاده زني ستم ستيزي

اي مادر يازده ستاره

خوشيوي تر از گل بهاره

دل از غمت التهاب دارد

از اشك تو ، گل گلاب دارد

اي جلوه گه فروغ سرمد

وي دختر و مادر محمد

76- عشق سر در گم رها مي شد اگر زهرا نبود

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

عشق سر در گم رها مي شد اگر زهرا نبود

مهر بي مهر و وفا مي شد اگر زهرا نبود

فاطمه تفسير يكرنگي و يكدل بود است

دوستي از دل جدا مي شد اگر زهرا نبود

با خدا و با مرام چارده معصوم پاك

قلبها كي آشنا مي شد اگر زهرا نبود

رو گرفت از مرد كوري كاي علي فرياد زن

بي حيا كي با حيا مي شد اگر زهرا نبود

بارها مي گفت پيغمبر گل من فاطمه است

باغ دين كي با صفا مي شد اگر زهرا نبود

در قيامت هر گره با دست او وا مي شود

كاي شفاعت در جزا مي شد اگر زهرا نبود

77- اي اميد دلها ، اي زهره ي زهرا

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

يا فاطمه يافاطمه اي ياور حيدر

*****

اي اميد دلها ، اي زهره ي زهرا

اي آنكه ترا خوانده پدر ام ابيها

*****

دل در تب و تابت ، شده اسير دامت

تويي مادر ارباب من و منم غلامت

*****

اي روح مناجات ، اي كعبه ي حاجات

فخر همه ي عالمي و مادر سادات

*****

دلم تنگه تو سينه ، داره شور مدينه

مي خواد گريه كنه پشت بقيع حرفش همينه

*****

اي بود و نبودم ، اي ياس كبودم

من حيدرم از آنچه كه ديدم چه بگويم

ميون آتيش و دود ، گلم به پشت در بود

نوك مسمار داغ پشت در نگم كجا بود

قلبم و شكستند ، تا دستام و بستند

گل ياس مرا به ضربه ي لگد شكستند

78- مرغ دل ميون سينه ، پر زده سوي مدينه

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

مرغ دل ميون سينه ، پر زده سوي مدينه

تا كه با ديده ي گريون ، غربت تو رو ببينه

اي چراغ آسموني ، دلبر ابرو كموني

آرزومند بقيعم ، قسمتم كن تو جووني

*****

بي تو از زندگي سيرم ، تو فقط هستي اميرم

دلمو بتو سپردم ، بخدا پس نمي گيرم

تو عزيز مصطفايي ، سلطان كربلايي

چه بگويم چه بگويم ، كه تو محبوب خدايي

79- ميخوام بهت وفا كنم يه محشري بر پا كنم

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

ميخوام بهت وفا كنم يه محشري بر پا كنم

بذار بجون حيدرت مادر تو رو صدا كنم

يه وقتايي كه بد مي شم من راه نور و سد مي شم

ولي چه غم روي صراط ميگم يا زهرا رد مي شم

تابوتمو تا ميارند درون قبرم مي ذارند

ميگن كه اين با فاطمه است ديگه باهام كار ندارند

حكم براتم مي دهي ز غم نجاتم مي دهي

تا كه مي بيني تشنه ام آب فراتم مي دهي

ميگي كه اين بده اگه كسي بهش جواب نده

ولي تو مجلساي ما برا حسين زده

من نمي خوام جفا كنم دامنتو رها كنم

بذار تو مجلس حسين تا به ابد صدا كنم

از عشق تو شيدائيم مست مي آگاهيم

بذار بدونند آدما ديوونه ي زهرائيم

عشقت هلاكم مي كنه اسير خاكم مي كنه

وقتي ميام تو مجلست اسم تو پاكم مي كنه

80- تو بالاتر ز بالا برتريني

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 5

تعداد استفاده 0

متن شعر

تو بالاتر ز بالا برتريني

تو هر شب با خدايت همنشيني

پيمبر را بهشت جاوداني

تو محبوب تمام عرشياني

تو را يكتا و بي همتا چو ديدند

براي تو علي را آفريدند

تو صدها مرتبه اعجاز كردي

گره از كار مولا باز كردي

فراز آسمانها خانه ي تو

تو شمعي و علي پروانه ي تو

اگر احمد به تو اكرام مي كرد

دلش را نام تو آرام مي كرد

اگر گلبوسه از روي تو مي چيد

خدا را در دو چشمان تو مي ديد

نه فخر مصطفي فخر خدايي

كه تو بنيانگار كربلايي

فداي ذكر يارب يارب تو

دو عالم خاك پاي زينب تو

شود قلب محبان پاره پاره

چو مي آيي تو در محشر سواره

تو مي آيي ولي پهلو شكسته

به روي ناقه اي غمگين و خسته

تو مي آيي و چشمت پر ز الماس

به روي دست داري دست عباس

81- مادر من هر چي دارم فدات ....

مشخصات

مناسبت مدح

سبك نوحه سنگين جديد

قالب آهنگين

شاعر عبدالكريمي مهدي

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

واي واي واي

مادرم مادرم مادرم مادرم(3)

*****

مادر من هر چي دارم فدات مي كنم فاطمه

جون مي گيرم وقتي مادر صدات مي كنم فاطمه

*****

بي نشوني تو كه بر قلب شيعه اميدي قراري

اين هزار سال حتي يك سنگ قبر هم نداشتي نداري

*****

82- خدا براي دل من تو را نگه دارد

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه زمزمه اي

قالب غزل

شاعر امير حسيني امير حسين

منبع بي بي بي حرم

تعداد استفاده 0

متن شعر

خدا براي دل من تو را نگه دارد

به درد عشق توأم مبتلا نگه دارد

دعا كنم كه خدا سايه ي تو را زهرا

هميشه روي سر مرتضي نگه دارد

تو را كه از همه گلها لطيف تري و سري

ز چشم زخم حسودان جدا نگه دارد

تمام هستي خود را علي دهد صدقه

تو را اميد دلم تا خدا نگه دارد

تو مادري و به غمخانه ام فروغ صفا

خدا تو را به سر بچه ها نگه دارد

مرا كه اين همه دشمن كمر به كين بسته

دعاي خير تو از هر بلا نگه دارد

به پيشواز من آيي به پشت در زهرا

اگر چه فضه تو را روي پا نگه دارد

83- نور خداي عالمه ...

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

نور خداي عالمه خورشيد هر نه فلكه

مثلي و همتا نداره تو خلقت خدا تكه

دنيا بدون فاطمه صفا و معنا نداره

حرومه زندگي براش هر كي كه زهرا نداره

دلي كه عشق فاطمه توش نباشه دل نمي شه

دين بدون فاطمه والله ِ كامل نمي شه

هر كسيكه فاطميه باك قيامت نداره

تو روز محشر بخدا راحته وحشت نداره

امام صادق اينو گفت هر كي محبّ فاطمه است

راحت بگه مادر مادر فاطمه مادر همه است

آي عاقلا آي عاقلا ديوونگي كار منه

هر كي مي خواد هر چي بگه فاطمه دلدار منه

به عشق مرتضي ميگم فاطمه مهتاب منه

تموم دلخوشيم اينه حسينش ارباب منه

84- حضرت زهرا مددي بانوي گلهاي جهان

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

حضرت زهرا مددي بانوي گلهاي جهان

دلخوشيمه مادرمه مادر صاحب الزمان

باني خلقت ماها دخت نبيّ خاتمه

تنها نه مام سيدا مادر كل عالمه

من يه حباب خاليم بي تو

اصلاً خودت بگو كيم بي تو

جوونيمو بپاي تو دادم

مگه ميشه زندگي هم بي تو

يا فاطمه يا فاطمه مادر(4)

*****

عالم و آدم رو خدا گردونده دور سر تو

بسته دل عاشقمو به ريشه معجر تو

مليكه ي هستي همه واله و شيداي توأند

حور و ملك بوسه زنِ خاك كف پاي توأند

تو كه هميشه گل زيبايي

مادر بي نشونه ي مايي

من بميرم چرا نصيبت شد

اينهمه مصيبت و تنهايي

يا فاطمه يا فاطمه مادر(4)

*****

عصمت رب ازلي فاني والي الولي

جلوه اي از ذات خدا شهيده ي عشق علي

اشك مصيبت تو را به زمزمي نميدهم

گدايي در تو را به عالمي نمي دهم

فاطميه تا كه مياد وجودمو غم مي گيره

عالم امكان بخدا فضاي ماتم مي گيره

دلم مي خواد تو مدينه كبوتر بقيع بشم

پر بزنم تو آسمون در به در بقيع بشم

اهل مدينه خيلي نامردند

با صورت ماه تو چه كردند

سيدا هنوزم توي كوچه

دنبال گوشواره ها مي گردند

يا فاطمه يا فاطمه مادر(4)

*****

بوي گل ياس علي پيچيده تو كهكشونا

غلام درگاهش شدند اهالي آسمونا

85- گل من چون ترا در گل بپوشم

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

گل من چون ترا در گِل بپوشم

ز هجران تو خون دل بنوشم

در ايام جواني قسمتم شد

كه تابوت ترا گيرم بدوشم

86- من قطره نا چيزم و دريا زهرا

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

من قطره نا چيزم و دريا زهرا

اميد من است در دو دنيا زهرا

گيرند اگر نوار قلبم روزي

گويد ضربان قلب من يا زهرا

87- بي بي عالم بخدا جان به فدات مي كنم

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

يا زهرا مادر (2)

*****

بي بي عالم بخدا جان به فدات مي كنم

بوي گل آيد از لبم وقتي صدات مي كنم

*****

ايكه خداوند كائنات مهر تو خود پروريده است

با گِل عشق و ولاي تو ، دل مرا آفريده است

بر روي لوح قلب من ، مدينه ات را كشيده است

بهارم ، قرارم ، تويي دار و ندارم

مدد كن ، كه تنها ، بتو اميدوارم

*****

ز ابر ديده تا ابد گريه برات مي كنم

بوي گل آيد از لبم وقتي صدات مي كنم

*****

نام مقدس شما حك شده بر روي سينه ام

اي گل گلشن وجود ، بهشت بي قرينه ام

بده جواز زيارتم ، كه دلتنگ مدينه ام

به عشقت ، اسيرم ، تويي ماه منيرم

نباشي ، يا زهرا ، خدا گواهه مي ميرم

*****

گوهر درياي عصمتي طلاي بي مثل عالمين

فقط نه در گنج قلب من ، به عالمي تو نور دوعين

ام ابيهاي مصطفي ، عشق علي مادر حسين

به شور و به شينم ، ديوونه آقام حسينم

گدايم ، گدايم ، گداي بين الحرمينم

*****

88- من حيدرم مي خواهم از زهرا بگويم

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك شور سينه زني

قالب مثنوي

شاعر قانع ابراهيم

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

من حيدرم مي خواهم از زهرا بگويم

مي خواهم از آن بضعه ي طاها بگويم

زهراي من يعني بهار آفرينش

من بيقرارش او قرار آفرينش

زهراي من جان جهان و هست هستي است

زهراي من يعني تمام حق پرستي است

زهراي من ماه تمام آسمانهاست

زهراي من نور آفرين كهكشانهاست

نور خدا مي تابد از زيبا جبينش

بر خويش مي نازم كه هستم همنشينش

زهراي من يعني محبت بي نهايت

زهراي من يعني عنايت در عنايت

زهراي من تفسير ناب مهرباني است

كردار و گفتارش خدايش را نشاني است

زهراي من خورشيد صبر و استقامت

زهراي من يعني دليري و شهامت

زهراي من يعني بلنداي سعادت

از گلشن سجاده اش گلچين عبادت

زهراي من معبود را يك عبد كامل

زين روي خوبيها بر او گرديده نازل

وقت عبادت مي برد دل از ملايك

دارند شوق ديدن او را يكايك

هرگز دعايش را نديدم بي اجابت

با او دعا شد همنشين استجابت

از هر نگاهش نور نور عشق خيزد

از دامنش مرد صبور عشق خيزد

در باغ دلها ريشه دارد مكتب او

مرد شهادت پيشه دارد مكتب او

زينب كه باشد زينت من دختر اوست

سر تا قدم آئينه دار ديگر اوست

زهراي من يعني فدائي ولايت

با هستي خود كرده از قرآن حمايت

زهراي من بر ياري من جان سپر كرد

از كوچه ها با چادر خاكي گذر كرد

بر گوشه ي چشمان او مهر فدك خورد

او بارها بهر دفاع من كتك خورد

از خانه تا مسجد چه غوغا بود آنروز

دامان من در دست زهرا بود آنروز

ديدم كه بالا رفت دستي وحشيانه

در آن كف بي رحم ديدم تازيانه

پهلو شكسته همسرم

را خانه بردم

آنروز تا شب شد هزاران بار مردم

ديدم يكي مي گفت دستش را شكستم

ايكاش چشمم بسته مي شد جاي دستم

89- جان مرا جاناني تو

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

جان مرا جاناني تو ، هجر مرا پاياني تو

منم مريض عشق تو ، درد مرا درماني تو

اي همه هستم دل بتوبستم

اگر چه پستم يا زهرا

فاطمه جانم(2) فاطمه جان

**************

ديوانه ام و ديوانه ، هستم سائل ميخانه

گنچ ولايت در قلبم ، تو شمعي و من پروانه

آرامش دل تويي تو حاصل

عشق تو قاتل يا زهرا

فاطمه جانم(2) فاطمه جان

**************

جانم فداي روي تو ، منم گداي كوي تو

سرمايه ام باشد يكدل ، آنهم اسير موي تو

اي مهربونم اي همزبونم

دردت بجونم يا زهرا

فاطمه جانم(2) فاطمه جان

**************

شيعه به علي مي نازد ، حيدر هم به تو مي نازد

پيدايش جهان از توست ، پس عالم به تو مي نازد

دل سرِ كويت مست سبويت

پر زده سويت يا زهرا

فاطمه جانم(2) فاطمه جان

**************

بر روي قلبم نوشتم ، كرببلايت بهشتم

عشق تو سرمايه من، محبتت در سرشتم

روياي نابي جام شرابي

ارباب مايي ثار ا...

يا ابي عبد ا...(3) ثار ا...

**************

افتاده دل در دام تو ، مستي من از جام تو

هستي من در دو عالم ، جانم فداي نام تو

من روسياهم غرق گناهم

بده پناهم ثار ا...

يا ابي عبد ا...(3) ثار ا...

**************

90- اي دخت مصطفي كه پدر خوانده مادرت

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع گلواژه هاي فاطميه 5

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي دخت مصطفي كه پدر خوانده مادرت

صف بسته انبياء به ادب در برابرت

تو كيستي كه خواجه ي لولاك مي شنفت

بوي بهشت از نفس روح پرورت

حورا نهاده دست به دامان فضه ات

غلمان گشوده چشم به احسان قنبرت

تا صبح حشر سلسله ي اولياء حق

مديون صبر و نهضت شبّير و شبرت

عالم نهاده چهره به ديوار كوچه ات

خلقت ستاده بر در بيت محقرت

گوش علي به زمزمه هاي سحر گهت

چشم نبي به ماه جمال منورت

ميكال ملتجي به در آستانه ات

جبريل ايستاده چو ابري به محضرت

در اقتدار مادري و حُسن تربيت

اين بس بود كه زينب كبري است دخترت

هرگز تو را به باغ فدك احتياج نيست

اي باغ خُلد عاشق سلمان و قنبرت

باشي سه شب گرسنه به سائل كني عطا

قوت خود و غذاي عزيزان ديگرت

كي در هواي اَخذ فدك مي كني تلاش

اي بوده از نخست دو گيتي مسخّرت

اي حامي ولايت و اي يار شير حق

اي از اُحد گرفته الي خانه سنگرت

با ا... عجب نبود گر به روز حشر

پيغمبران تمام بخوانند مادرت

ريزد برات عفو ز دامان فضه ات

ريزد شميم خلد ز گلهاي پرپرت

رويد گل شفاعت از خون محسنت

جوشد محيط رحمت از حلق اصغرت

از هر كجا عبور كني مي رسد به خلق

بوي بهشت از نفس روح پرورت

يك سو حسن ستاده كنارت به احترام

يك سو حسين با تن بي سر برابرت

نبود عجب گناه تمامي خلق را

بخشد به خون محسن تو ذات داورت

تو بر سوار ناقه بپويي ره بهشت

دنبال تو پياده همه خلق محشرت

يك فرد نه

، دو تن نه ، شنيدم چهل نفر

در پيش ديدگان علي ريخت بر سرت

از پا فتاده بودي و كردي قيام ليك

دستت به تازيانه جدا شد ز رهبرت

اي شمسه ي سپهر نبوت روا نبود

ابر سيه كشند به روي منورت

91- اي آنكه ولاي تو محك مي باشد

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي آنكه ولاي تو محك مي باشد

يك مدح تو ا... معك مي باشد

شد آب ز فاطمه نمك هم از اوست

ز آن روست كه اشك با نمك مي باشد

92- شبي گفت استاد نيكو سرشت

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

شبي گفت استاد نيكو سرشت

كه ديدم به سر درب باغ بهشت

نوشته ملك با خطي منجلي

به فرمان حق جمله اي از علي

كه اي دوستداران صاحب نفس

ز اوصاف زهرا همين جمله بس

هلالي كه در آسمان جاي اوست

تراشيده ي ناخن پاي اوست

93- روزيكه قرارداد دنيا بستند

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

روزيكه قرارداد دنيا بستند

خورشيد به روز و مه به شبها بستند

در چشمه ي نور ، قلب ما را شستند

بر چادر وصله دار زهرا بستند

94- من آن گلم كه خدا فاطمه خطابم كرد

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

من آن گلم كه خدا فاطمه خطابم كرد

نبي به امر خدا وقف بوترابم كرد

چو ديد سدّ ره خويشتن مرا دشمن

در آستانه ي در با لگد گلابم كرد

95- حضرت زهرا (س) و شب عروسي

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب نثر

شاعر ناشناس

منبع احقاق الحق

تعداد استفاده 0

متن شعر

در روايت آمده هنگاميكه حضرت زهرا شنيد كه پدرش او را به همسري حضرت علي در آورده و فقط چند درهم مهر او قرار داده فرمود: اي رسول خدا دختران ديگر با چند درهم ازدواج مي كند پس بين من و آنها هيچ فرقي نيست؟ از شما مي خواهم اين چند درهم را هم بر گردانيد و از خداوند متعال بخواهيد كه مهريه ي مرا شفاعت گنهكاران امت شما قرار دهد.

جبرئيل نازل شد و قطعه اي از ابريشم آورد كه در آن نوشته شده بود: خداوند مهر زهر را شفاعت امت پدرش قرار داده است.

آن حضرت به هنگام رحلت از اين دنيا وصيت فرمود كه آن نوشته زير كفن و روي سينه ي ايشان قرار گيرد.

حضرت فرمود: هنگاميكه روز قيات سر از قبر بيرون آورم اين نوشته را به دست مي گيرم و درباره ي گنهكاران امت پدرم شفاعت مي كنم.

96- خدا داند ز داغت داغدارم

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

خدا داند ز داغت داغدارم

به تن رخت سياه و سوگوارم

دعا كردم فرج نزديك گردد

كه سنگ قبر مادر را گذارم

97- گفت روزي باغبان بينوا

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب قصيده

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

گفت روزي باغبان بينوا

بلبل شوريده اي را از وفا

كاي همايون طاير فرخنده فال

مژده دارم از بهار خوش خصال

هر گياهي از كنار جويبار

چشم وا كرده است از خواب خمار

هر كسي جا در گلستان ساخته

رنج و غم را پشت سر انداخته

تو چرا در كنج باغ و لاله زار

ناله ها از دل كشي ديوانه وار

گفت بلبل در جواب باغبان

فاش گويم بر تو من راز نهان

هر زمان آيد بهار با صفا

يادم آيد از خزاني پر بلا

از خزاني در بهاري منجلي

از حديث درد زهرا و علي

گر ببينم لاله اي تنها شود

يادم از پشت در و زهرا شود

98- مادر من حبيبه ي داور است

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 5

تعداد استفاده 0

متن شعر

مادر من حبيبه ي داور است

مادر من شفيعه ي محشر است

مادر من عصمت كبري بود

مادر من انسي حورا بود

مادر من كوثر جوشان دين

مادر من بحر خروشان دين

مادر من دخت رسالت بود

مادر من كفو ولايت بود

مادر من ام ابيهاستي

مادر من ياور مولاستي

مادر من رايحه ي ياس بود

مادر من باغ پر احساس بود

مادر من مام امامت بود

مادر من باب شفاعت بود

مادر من محور ايمان بود

مادر من يار ضعيفان بود

مادر من روح صميميت است

مادر من زمزمه ي غربت است

مادر من ذكر جلي بود و بس

مادر من عشق علي بود و بس

مهديم و ناله زن كوثرم

آه چه آمد به سر مادرم

آه بيا باده ي غم نوش كن

روضه ي مادر ز پسر گوش كن

روضه ي پژمردن و نيلي شدن

خسته دل از ضربت سيلي شدن

روضه ي جانسوز در سوخته

قصه ي ميخ و جگر سوخته

پشت در سوخته در حال غش

سوخت مرا ناله ي يا مهديش

بغض علي داشته ها آمدند

مادر ما را همگي مي زدند

خصم علي را سوي مسجد كشيد

مادر ما در پي او مي دويد

فاطمه و پهلوي خونبار او

قنفذ و شلاق شرر بار او

يار علي از نفس افتاده بود

مادر من فاطمه ، جان داده بود

حل نشده برايم اين مسأله

چرا لگد زد به زن حامله

99- يا زهرا ، عشق تو چلچراغ دل من است

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

يا زهرا ، عشق تو چلچراغ دل من است

يا زهرا ، داغ غمهاي تو حاصل من است

يا زهرا ، از غمت رنگ و بو داده اي مرا

يا زهرا ، غيرت و آبرو داده اي مرا

يا زهرا ، داغ تو شد عجين با وجود من

يا زهرا ، اي فداي تو بود و نبود من

يا زهرا ، همچو آتش به تاب و تب توأم

يا زهرا ، من غلام تو و زينب توأم

يا زهرا ، آتش اندر وجود زمانه زد

آن كس كه ، پيش مولا تو را تازيانه زد

100- چلچراغ آسماني فاطمه

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

چلچراغ آسماني فاطمه

قبله ي افلاكياني فاطمه

عطر فردوس خدا از سينه ات

عرش پيغمبر دل بي كينه ات

آسمان پر نور از سيماي تو

نيست غير از مرتضي همتاي تو

تو نماز بي رياي حيدري

شور و عشقي ، مصطفاي حيدري

كعبه ي آمال پيغمبر تويي

دختر اما بر پدر مادر تويي

آسمان هستي و بر روي زمين

آمدي بهر اميرالمؤمنين

با نگاهي حل مشكل مي كني

پيرهن تقديم سائل مي كني

بي تو حتي ذره اي پاينده نيست

بي تو بر لبهاي حيدر خنده نيست

اي پرستوي مهاجر در قفس

مي كشي اين روزها وقتي نفس

از پر بشكسته ات خون مي چكد

اشك تو از چشم گلگون مي چكد

101- فاطمه مشكل گشايي مي كند

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

فاطمه مشكل گشايي مي كند

فاطمه كار خدايي مي كند

علت ايجاد عالم فاطمه است

نقش روي قلب خاتم فاطمه است

فاطمه يعني سرور اهل بيت

عزت و فخر و غرور اهل بيت

فاطمه بر قلب عالم كوكب است

مادر و آموزگار زينب است

بهر او ارض و سما را ساختم

خواست از من مصطفي را ساختم

بهترين غمخوار و دلبر دادمش

همسري را همچو حيدر دادمش

ماسوا روزي خورند از خوان او

گردش چرخ است با فرمان او

هستي عالم بود از هست او

جنت و دوزخ بود در دست او

102- سلامي جانفزاتر از نفسهاي مسيحائي

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع گلواژه هاي فاطميه 5

تعداد استفاده 0

متن شعر

سلامي جانفزاتر از نفسهاي مسيحائي

به روح پاك تو اي مادر صبر و شكيبائي

توئي آن ليله القدري كه كس نشناختش هرگز

توئي آن عصمت يكتا ، كه يكتائي به يكتائي

تو آن آئينه ي حسن دل آراي خداوندي

ز ختم الانبياء دل برده در عين دل آرائي

جمال حق ، جلال انبياء ، حُسن امامان را

علي مي ديد در آئينه ي حسنت به تنهائي

به غير از تو كسي نگرفته رو از چشم نابينا

الا اي خاك پاي رهروانت چشم بينائي

نموده از چراغ خانه ات مه كسب نور ، آري

از آن گرديده بر بام فلك هر شب تماشائي

تو نور حق به چشم عرش ، چشم فرشيان بودي

نشستي از چه با ما خاكيان كوه و صحرايي؟

از آن گشتي زميني اي چراغ آسمانيها

كه شوئي از دل ما رنگ ظلمتهاي دنيائي

نباشم شيعه گر مهر تو را يك ذره بفروشم

به زيورهاي صحرايي و گوهرهاي دنيايي

تو در محشر سوار ناقه اي و خلق دنبالت

ز صحراي قيامت تا جنان در راهپيمائي

قيامت ، نار ، جنت ، هر سه فرمان مي برند از تو

از آنان بردن فرمان و از تو حكمفرمائي

تبسم كن ز پشت ناقه بر روي گنهكاران

الا گلهاي جنت را ز لبخندت شكوفائي

تهي دستم ، فقيرم ، روز محشر فاش مي گويم

مرا امروز غير از مهر زهرا نيست دارائي

دريغا سرو قد خم گشت مانند كمان آخر

تو را كز سايه ي قامت خجل مي گشت رعنايي

مسلماني ببين بعد از پيمبر داد اين امت

يتيم وحي را با ضرب سيلي

دل تسلائي

مسلماني اگر اين است «ميثم» با تو مي گويم

حذر كن زين مسلماني و رو آور به ترسايي

103- توئي كه وصف كمالت جميع آياتند

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

توئي كه وصف كمالت جميع آياتند

شهود منزلتت جمله ي رواياتند

پيمبران اولوالعزم با تمام وجود

به نوكري درت غرق در مباهاتند

فرشتگان حريم مقدس رحمان

به نام توست كه همواره در مناجاتند

به زير سخت ترين ضربه يا علي گفتي

ز عشق حيدر تو اهل آسمان ماتند

از آن شبي كه خسوف رخ تو كامل شد

ملائكه همگي در نماز آياتند

بياد پهلوي بشكسته ات دل دو جهان

حزين و سوخته چون قلبهاي ساداتند

104- اي همه عصمت و تقواي ز پا تا به سرت

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ***

قالب قصيده

شاعر انساني حاج علي

منبع گلهاي محبت

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي همه عصمت و تقواي ز پا تا به سرت

سرمه ي چشم ملائك همه از خاك درت

زن به شايستگي ات ديده ي تاريخ نديد

اي كه وصف تو به قرآن شده از دادگرت

اولين شخص جهان بشريت احمد

بارها گفت به قربان تو جان پدرت

غير زينب كه به دامان تو تحصيلش بود

ديده ي چرخ نديده است نظير دگرت

چه خلوصي چه خضوعي چه خشوعي است ترا

كه خدا فخر نمايد به نماز سحرت

مجلسي را كه تو وارد شوي از امر خداي

انبيا بر سر پا نزد تو حتي پدرت

با تحيّر به سوي ختم رسل برگرديد

تا علي يافت ز سرّ دو جهان با خبرت

همه اوصاف تو ناديده گرفتم اما

فخرت اين بس كه بود همچو حسيني پسرت

زير اين چرخ كهنسال تو در شام زفاف

جامه ي نو پي انفاق در آري ز برت

دختران در همه جا دست پدر مي بوسند

تو كه هستي كه زند بوسه به دستت پدرت

تو كه سر تا به قدم احمد مرسل بودي

از چه خم گشت در ايام جواني كمرت

به كتاب و به رسول و به علي داد بقا

عمر كوتاه تو و زندگي مختصرت

بسته شد دست علي تا تو ز پا افتادي

آه از بي كسي شوهر خونين جگرت

به نگاه علي و ناله ي زينب سوگند

پسرت ديد در آن كوچه چه آمد به سرت

105- اي سبزترين گل بهاري زهرا

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع گلهاي محبت

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي سبزترين گل بهاري زهرا

وي نخل بلند بردباري زهرا

در روز جزا به جان فرزندانت

ما را به كسي وا نگذاري زهرا

106- دلم به ياد مدينه بهانه مي گيرد

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

دلم به ياد مدينه بهانه مي گيرد

سراغ باغ گلي را شبانه مي گيرد

چه حكمت است كه چون نام فاطمه آيد

براي گريه دل من بهانه مي گيرد

107- اي ز تو پيغامبران را شرف

مشخصات

مناسبت مدح

سبك مرثيه

قالب مثنوي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي ز تو پيغامبران را شرف

لؤلؤ و مرجان خدا را صدف

راضيه و مرضيه و عالمه

سيده النساء يا فاطمه

آينه ي سيرت ختم رسل

دانش كل عصمت كل عقل كل

دختر دين مادر دين كيست ؟ تو

نور سماوات و زمين كيست؟ تو

مام دو عيساي مسيح آفرين

بر دو مسيحت ز مسيح آفرين

وصف تو و مدح تو خير الكلام

مادر سادات عليك السلام

مادر روحاني روح الامين

ذريه ات ستارگان زمين

روح علي جان محمد تويي

سوره ي فرقان محمد تويي

دست خدا دست به دامان توست

مادري ختم رسل شان توست

بوسه گه ختم رسل دست تو

نفس محمد شده پابست تو

آيه ي تطهير گل دامنت

هست خدا پيشتر از بودنت

عمر تو اي مادر ما كم نبود

نور تو بود و همه عالم نبود

دخت نبي مادر آدم سلام

سيده النساء عالم سلام

در يم غمها به علي نوح كيست؟

بين دو پهلوي نبي روح كيست؟

روح عبادات سلام عليك

مادر سادات سلام عليك

مصحف مِهر تو كتاب همه

درس حجاب تو حجاب همه

جنت موعود پيمبر تويي

آرزوي احمد و حيدر تويي

حُسن تو نقش قلم ابتداست

سينه ي پاك تو بهشت خداست

پيك خدا فخر كند بر همه

اينكه منم هم سخن فاطمه

جان نبي در بدني فاطمه

محور هر پنج تني فاطمه

كعبه دهد تكيه به ديوار تو

چشم علي تشنه به ديدار تو

صورت تو سيرت پيغمبر است

صحبت تو حرف دل حيدر است

مصحف نا خوانده ي حق صدر تو است

ليله ي قدري كه نهان قدر تو است

اي همه دم ذكر خدا بر لبت

روح علي محو نماز شبت

كعبه ي دلهاست سرايت هنوز

پشت سر ماست دعايت هنوز

كشور ايران حرم پاك توست

هر

وجبش قبضه اي از خاك توست

اي كرمت شامل حال همه

مادر سادات بني فاطمه

نعمت هستي نمك فاطمه است

ملك الهي فدك فاطمه است

اي كه به خاك تو فدك گم شده

بين سپاه تو ملك گم شده

ياس كبود از اثر خارها

حيف كه كشتند ترا بارها

وصف تو اينگونه به ما رسيده

ايتها الصديقه الشهيده

اجر رسالت شرر نار شد

يار تو تنها در و ديوار شد

ديو كجا غرفه ي حورا كجا؟

شعله كجا صورت زهرا كجا؟

سرو علي گرچه قدت خم شده

پشت ولايت ز تو محكم شده

مادر يازده ولي كيست؟ تو

فدايي راه علي كيست؟ تو

آتش بيت تو دل عالم است

شعله اي از آن نفس «ميثم» است

108- تو كيستي آينه ي داوري

مشخصات

مناسبت مدح

سبك مرثيه

قالب مثنوي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

تو كيستي آينه ي داوري

تو كيستي فراتر از باوري

تو كيستي راضيه و مرضيه

تو كيستي فاطمه ي اطهري

فاطمه يا حوراء الانسيه اي

ام ابيهايي يا كوثري

تو آسمانِ اخترانِ زمين

تو آفتاب خانه ي حيدري

تو پاره ي تن رسول خدا

تو جان بهترين پيام آوري

تو صاحب دو مريم بيت وحي

تو يازده مسيح را مادري

تو ميوه ي درخت طوباي نور

نه ميوه كه ريشه و برگ و بري

سيده النساء مريم بود

تو در مقام خود ز مريم سري

پدر تو را گفت فداكِ ابوك

تو تا ابد دخت پدر پروري

ركن علي روح رسول خدا

محمدي يا علي ديگري

ز چار سادات زنان بهشت

برتر و والاتر و بالاتري

تو با خدا هم سخن و هم زبان

تو با علي همدم و همسنگري

تو برترين مادر آل رسول

تو بهترين شفيعه ي محشري

تو قبله ي حاجت پيغمبران

تو بر حوائج امامان دري

تو بحر دو لؤلؤ و مرجان وحي

تو مخزن كمال را گوهري

تو اولين مام شهيد علي

تو اولين شهيده ي حيدري

تو با نثار خون ششماهه ات

حافظ جان جان پيغمبري

تو روضه الرسول را باغبان

تو زينت محراب و منبري

تو زير تازيانه در بيت وحي

حافظ جان فاتح خيبري

تو با مزار مخفيت تا ابد

به شيعه در خط علي رهبري

سقيفه محكوم قيام تو شد

غدير را غدير را ياوري

تو با رخ كبود خود همچنان

هماره مرآت خدا منظري

تو ماه پيچيده به ابر خسوف

تو ياس يا لاله ي نيلوفري

تو آفتاب خانه ي غربتي

تو اشك افتاده ز چشم تري

به سوز آه علي و فاطمه

بسوز «ميثم» كه همه آذري

109- سرچشمه ي فيض حي سرمد زهراست

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع گلهاي محبت

تعداد استفاده 0

متن شعر

سرچشمه ي فيض حي سرمد زهراست

ناموس حق و بضعه ي احمد زهراست

در گلشن هستي گل بي خار يكي است

آن هم گل گلزار محمد زهراست

110- يا فاطمه روز حشر ستاري كن

مشخصات

مناسبت مدح

سبك واحد جديد

قالب رباعي

شاعر مؤيد سيد رضا

منبع گلهاي محبت

تعداد استفاده 0

متن شعر

يا فاطمه روز حشر ستاري كن

دلسوختگان را ز كرم ياري كن

ما با هه گفتيم كه با زهرائيم

تو نيز بيا و آبرو داري كن

111- اي روح خدا به چشم حيدر

مشخصات

مناسبت مدح

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي روح خدا به چشم حيدر

اي پاره ي پيكر پيمبر

اي مادر وحي و دختر وحي

اي ليله ي قدر حيّ داور

عيساي مسيح كرده تعظيم

اول به تو بعد از آن به مادر

يك دفتر وصف تو ست قران

يك سطر مديحه ي تو كوثر

قرآن محمد است رويت

وحي است هماره گفتگويت

*****

ما تشنه ولايت تو آب است

ما خشكي و بذل تو سحاب است

بي سايه ي تو خدا گواه است

گلزار بهشت هم سراب است

پوشيده ترين رموز خلقت

در چشم تو مثل آفتاب است

يك لاله ز باغ توست عصمت

يك خوشه ز خرمنت حجاب است

جبريل به محضر تو بانو

با عرض ادب زده است زانو

*****

خالق به تو افتخار دارد

خلقت ز تو اعتبار دارد

با ديدن صورتت محمد

در سينه دلش قرار دارد

تن با نگه تو مي شود روح

روح از نفست بهار دارد

هر كس كه به مهر توست خورسند

كي بيم ز خشم نار دارد

اي عصمت مطلق الهي

در حشر تو راست پادشاهي

*****

اي سائل فضه ات كرامت

اي مادر شيعه تا قيامت

نازد به تو اي تمام ايمان

توحيد و نبوت و امامت

تو در دل مايي و دل ما

دارد به مدينه ات اقامت

قرآن به تو متكي هماره

ايمان ز تو يافته سلامت

اسلام رهين زينبينت

دين يافت حيات از حسينت

*****

در كوي تو رهسپار خورشيد

با مهر تو نور بار خورشيد

منظومه اي از چهارده ماه

داري به بغل چهار خورشيد

هر قطره ي تو هزار دريا

هر ذره ي تو هزار خورشيد

از نور تو خلق شد كه تابيد

بر قله ي روزگار خورشيد

اي مادر آفتاب زهرا

در حشر به ما بتاب زهرا

*****

تا بوده و هست آفريده

زن چون

تو خدا نيافريده

احمد ز بهشت لحظه لحظه

بوي نفس تو را شنيده

الحق كه نبي نديده ها را

در روي نديده ي تو ديده

احمد تو و تو محمد استي

اينگونه خبر به ما رسيده

ذكر تو چراغ محفل ماست

ديوار تو كعبه ي دل ماست

*****

اي دخت رسول و مادر آل

اي وقت عروج بر علي بال

اي مصحف سينه ي محمد

شد حرمت تو چگونه پامال

قامت الف صحيفه ي نور

دردا كه ز كوه غم شدي دال

چون شد كه در آستانه ي وحي

با آنهمه شور رفتي از حال

اي ياس كبود گلشن وحي

گرديده خزان به دامن وحي

*****

اي طاير عرش آشيانه

چون شد كه فتادي از ترانه

گلزار جنان كجا و آتش

حوريه كجا و تازيانه

از اجر رسالت نبي ماند

بر لاله ي عارضت نشانه

آن شعله كه سوخت خانه ات را

از سينه ي ما كشد زبانه

ما سوختگان اين شراريم

تا صبح ظهور بيقراريم

*****

بس تير غمت به دل رسيده

مانند كمان قدت خيده

چون ناله كه در درون شدي حبس

چون اشك كه اوفتد ز ديده

اي ياس بهشت قرب احمد

كي با لگدت ز شاخه چيده

با ياد كبودي رخ تو

رنگ از رخ مهديت پريده

دل زخمي زخم سينه ي توست

شهر دل ما مدينه ي توست

*****

سوگند به آخرين نگاهت

سوگند به طفل بي گناهت

سوگند به پهلوي شكسته

سوگند به بازوي سياهت

سوگند به صبح درد خيزت

سوگند به اشك شامگاهت

در صورت ماست درد سيلي

در سينه ي ماست سوز و آهت

ماييم و سرشك ماتم تو

تقديم تو اشك ميثم تو

*****

112- غم با دل ما قرار دارد اينجا

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع گلهاي محبت

تعداد استفاده 0

متن شعر

غم با دل ما قرار دارد اينجا

اشك است كه اعتبار دارد اينجا

بايد ز جگر داد زند ناله كند

با فاطمه هر كه كار دارد اينجا

113- اي مردم زمونه الا اي اهل دنيا

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي مردم زمونه الا اي اهل دنيا

فاطميِ خدا هم نگيد كه كافريم ما

قبله ي آسمونه جاش توي قلبمونه

امشب دلم به عشقش دوباره باز مي خونه

مادر مهربونم خورشيد آسمونم

مي خوام تا آخر عمر غلام تو بمونم

مليكه ي دو عالم قبله ي قلب مايي

تو عصمت خدا و مادر كربلايي

بال و پر ملايك فرشه به زير پاهات

گل و ستاره و ماه مي ريزه از قدمهات

يا فاطمه يا زهرا كليد مشكلاته

رمز عبور شيعه از رو پل صراطه

شب و روز محشر يا فاطمه تو هستي

بر سر اين غلامات بي بي بكش تو دستي

تو كل آفرينش نداري مثل و همتا

چونكه خدا تو عالم آفريده يه زهرا

وقتي در و ز جا كند علي تو جنگ خيبر

گفت زير لب يا زهرا مدد بده به حيدر

فضه كنيزه ي تو بالاتره ز مريم

قنبر غلام خونت طعنه زده به آدم

چي بگم از مقامت كه خارج از توانه

عاشق روي ماهت خداي اين جهانه

خدا به عرش اعلي به خط خوش نوشته

كه جاي فاطميون تو جنت و بهشته

هر كي مياد تو روضه به اذن و دعوت توست

هر كي ميشه حسيني تحت حمايت توست

114- مادرم مثل صنوبر مثل گلهاي بهاره

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

مادرم مثل صنوبر مثل گلهاي بهاره

توي اين عالم فاني تنها يك علي رو داره

مادرم مثل شقايق عاشق وليّ عشقه

هي ميگه به زير لبهاش به علي علي رو عشقه

مادرم مثل اقاقي دور شوهرش مي گرده

هي ميگه قسم كه تنها توي دنيا علي مرده

مادرم شبيه ياسه دلي داره مث دريا

مي خونه موقع كارش علي مولا علي مولا

اگه حيدرو نبينه قسم از غصه مي ميره

از صداي مرد خونه اش مادرم نفس مي گيره

مادرم ميگه هميشه جون من فداي حيدر

هر چي دارم توي دنيا مي ريزم بپاي حيدر

مثل گل عاطفه داره خيلي خيلي مهربونه

ميره پشت در مي شينه تا بابا بياد بخونه

مي شينه كنار دستاس گاهي دستش به تنوره

گاهي وقتا به نمازه گاهي هم شبيه نوره

الهي تو زنده باشي سايه ات هميشه بر سر

قلبمو ميدم بدوني اينم از هديه ي مادر

115- زهرا همه جا ياور و غم خوار علي است

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب رباعي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

زهرا همه جا ياور و غم خوار علي است

با پهلوي بشكسته طرفدار علي است

هر دست كه نيست قابل ياري او

دستي كه نبي بوسه زند يار علي است

116- حيات روح رسول خداست در تن او

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

حيات روح رسول خداست در تن او

فرشته مي چكد از رشته هاي دامن او

كليدهاي تمام خزانه هاي بهشت

جواهري است كه آويخته به گردن او

از آن مزار شريفش هميشه ناپيداست

كه گشته گم همه عالم به خاك مدفن او

چگونه دوست ز درگاه او شود نوميد

كه از كرامت او شرم داشت دشمن او

چگونه نشنود از او پدر شميم بهشت

كه جبرئيل دمد جاي گل ز گلشن او

به وسعت حرمش نور ماه لازم نيست

كه هر دلي است چراغ هميشه روشن او

صحيفه ي دل مولا كتيبه ي حرمش

سلام روح محمد به مصحف تن او

برهنه پا به حريمش بيا كه مدهوش اند

هزار موسي عمران به طور ايمن او

يگانه حامي جان بر كف علي زهراست

كه گشت چادر خاكي به كوچه جوشن او

قدش قيامت قد قامت محمد داشت

كه بود چشم نبي محو راه رفتن او

كسي كه دم نزند از ثناي او «ميثم»

سزد كه سركشد از بام چرخ شيون او

117- شنيدي حمله بر تنها گل بستان حيدر شد

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

شنيدي حمله بر تنها گل بستان حيدر شد

نديدي غنچه ي نشكفته اش يك لحظه پرپر شد

شنيدي خانه ي شير خدا شد طُعمه ي آتش

نديدي شعله اش با صورت زهرا برابر شد

شنيدي داستان سينه و مسمار را عمري

نديدي درد آن پيچيده در قلب پيمبر شد

شنيدي شد مدينه زير و رو از ناله ي زهرا

نديدي از فشار در چه با آيات كوثر شد

شنيدي مرغ روح فاطمه آزاد شد از تن

نديدي خانه ي بي فاطمه زندان حيدر شد

شنيدي در كفن پيچيد مولا هستي خود را

نديدي جان پاكش بارها بيرون ز پيكر شد

شنيدي مادري با روي نيلي رفت از دنيا

نديدي يك شكسته گوشواره ارث دختر شد

شنيدي مجتبي را زهر قاتل كشت در خانه

نديدي قاتل او دست ثاني داغ مادر شد

شنيدي بارها و بارها كشتند زهرا را

نديدي سالها مولا علي بي يار و ياور شد

شنيدي شد قباله پاره و زهرا به خاك افتاد

نديدي ز آن ستم گستر چه با خاتون محشر شد

شنيدي سوخت «ميثم» در پي اشعار جانسوزش

نديدي اين كه هر مصراع او يك كوه آذر شد

118- اي گمشده در تربت پاكت همه عالم

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي گمشده در تربت پاكت همه عالم

اي دختر ختم رسل اي مادر آدم

منصوره ي افلاك به چشم كره ي خاك

محبوبه ي حق كوثر پيغمبر خاتم

يك نخله ي سرسبز بيابان تو عيسي

يك لاله ي خندان گلستان تو مريم

خاك قدمت آبروي حور و ملايك

فيض نفست روح رسولان مكرم

بر پنج تن پاك حضور تو معرّف

از چار زن خلد وجود تو مقدّم

ميلاد تو ميلاد رسولان الهي

ديدار تو ديدار خداوند دو عالم

تو كيستي اي ام ابيها كه حضورت

پيغمبر اسلام به تعظيم شود خم

مرات خداوندي، مرآت سراپا

قرآن رسول ا...، قرآن مجسّم

لبهاي دعا گشته به تهليل تو گويا

اركان نمازند به تكبير تو محكم

با حُلّه ي احرام تو عصمت شده مُحرم

در كعبه ي تطهير تو عفّت شده مَحرم

در سايه ي عمر كمت اي مادر هستي

بگذشته و آينده و حالند چو يك دم

اين خانه ي خشت و گل كوچك كه تو داري

در صحن و حياتش شده گم وسعت عالم

از بذل و عطاي تو اگر بود خبر دار

مي گشت گدايي همه جا شيوه ي حاتم

از يك كرم كوچك تو كاه شود كوه

با يك نظر رحمت تو قطره شود يم

حتي پدر و شوهر و مام و حسنينت

زن چون تو نديدند نديدند مسلّم

يكتايي و همتات نمي بود به هستي

جز شير خدا كو به تو مي بود پسر عم

آن چار زني را كه خداوند ستوده

آرند به پيش تو در اجلال و شرف كم

ترسم دو لبش از حركت باز بماند

جبريل امين خواهد اگر از تو زند دم

يك قطره ز

اشك شب تو هستي كوثر

يك جرعه ز فيض يم تو چشمه ي زمزم

گلزرا ولايت ز نفس هاي تو سر سبز

بستان نبوت ز گل روي تو خرم

اي حجت كلِّ حجج اي آيت عظمي

اي روي زمين ساكن، اي عرش معظم

سلطان رسل بايد در وصف تو گويا

گفتار خدا باشد با مدح تو توأم

فرداي قيامت به قيام تو قيامت

اسباب شفاعت به وجود تو فراهم

خلقت همه محتاج عنايات تو، ما نيز

امت همگي دست به دامان تو من هم

افسوس كه يك طايفه خاموش نشستند

يك دسته به آزار تو، گشتند مصمّم

اين غم به كه گويم كه علي فاتح خيبر

بگرفت به بر از غم تو زانوي ماتم

اي سوز تو در سينه، چرا بر تو نسوزم

اي منع ز گريه شده چون بر تو نگريم

با كشتن تو كرببلا گشته مدينه

در ماتم تو ماه جُمادي است محرم

فرياد تو از سيلي و از ضرب لگد نيست

با ا... كه شد از سه مصيبت كمرت خم

جهل همگان، داغ پدر، غربت مولا

مي كشت تو را آن همه رنج و الم و غم

افسوس كه بر زخم دل سوخته ات شد

طعن سخن و خانه ي آتش زده مرهم

بهتر كه از اين راز كسي پرده نگيرد

ترسم كه جهان شعله كشد چون دل «ميثم»

119- دست دشمن بر ستم وا شد نمي دانم چرا

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

دست دشمن بر ستم وا شد نمي دانم چرا

بسته بيت حق تعالي شد نمي دانم چرا

روبهان بر گِرد پير خويش گرديدند جمع

شير حق تنهاي تنها شد نمي دانم چرا

سرو قدّ مادر طاووس علييّن وحي

در جواني چون كمان تا شد نمي دانم چرا

قتل محسن، خانه ي آتش زده، روي كبود

اجر احمد سهم زهرا شد نمي دانم چرا

داغ زهرا، داغ محسن، اشك غربت، خون دل

مزد زحمت هاي مولا شد نمي دانم چرا

صورتي كز شرم در محراب مي انداخت گل

نيلگون از جور اعدا شد نمي دانم چرا

در سقيفه بود شورايي كه تا دامان حشر

قتل آل ا... امضا شد نمي دانم چرا

خاك قبر مريم بيت اميرالمؤمنين

شسته با قبر دو عيسي شد نمي دانم چرا

ما همه فرزند زهرائيم «ميثم» كز ازل

داغ مادر قسمت ما شد نمي دانم چرا

120- علي است كعبه و بيت گلين اوست مطاف

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

علي است كعبه و بيت گلين اوست مطاف

در اين مطافِ گلين فاطمه است گرم طواف

طواف اول او از كنار حيدر بود

شروعش از وسط حجره تا دم در بود

كسي كه ركن و حرم خشتي از حياتش بود

طواف دوم او بين دود و آتش بود

طواف سوم او شعله بر جگر مي زد

نفس شمرده شمرده به پشت در مي زد

طواف چارم او جان به كف نهادن بود

دم از علي زدن و پشت در ستادن بود

طواف پنجم او شد شهادت پسرش

كه گشت در بر مادر فدائي پدرش

ششم طواف چگويم ز ضربت آن دست

به گوش مادر سادات گوشواره شكست

طواف هفتم، دادند اجر مولا را

در اين طواف شكستند دست زهرا را

در اين طواف به بازوي او نشانه زدند

در اين طواف به حوريه تازيانه زدند

اگر چه بعد نبي همچنان علي تنهاست

هميشه حفظ ولايت بعهده ي زهراست

121- اي با تمام هستي خود ياور علي

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي با تمام هستي خود ياور علي

در بيت وحي حامي و همسنگر علي

چون شد كه در بهار جواني خزان شدي

اي ياس مصطفي گل نيلوفر علي

با دفن مخفيانه ي تو در دل زمين

هفت آسمان خراب شده بر سر علي

وقتي نفس به قلب تو پيچيد پشت در

مي خواست روح، پر زند از پيكر علي

با تازيانه اجر رسالت به دست تو

تقديم شد به پيش دو چشم تر علي

در لحظه ي غروب غم انگيز مرگ تو

گويي رسيده بود شب آخر علي

دست خدايي تو چو از كار اوفتاد

نيرو گرفت خصم ستم گستر علي

يارب چه مي شود كه گذارم به باغ وحي

صورت به قتلگاه گل پرپر علي

وقتي كه گوشواره ز گوش تو شد جدا

افتاد لرزه بر بدن دختر علي

اي اولين شهيده ي راه علي بمان

آخر به خاطر دل غم پرور علي

اي طاير شكسته پر بوستان وحي

اينقدر بال بال مزن در بر علي

«ميثم» بر آستان ولايت نظاره كن

بي فاطمه شكسته شده محور علي

122- بهشت قبضه ي خاكي بود ز معبر من

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

بهشت قبضه ي خاكي بود ز معبر من

وجود، گم شده در تربت مطهر من

در آن زمان كه زمان و مكان وجود نداشت

خداي عزّ وجل بود مدح گستر من

خداي خوانده مرا كوثر رسول خدا

رسول گفته كه اين دختر است مادر من

خديجه مادر و احمد پدر ائمه پسر

بزرگ مرد دو عالم علي است شوهر من

منم بهشت نبوت ائمه ميوه ي آن

منم سفينه ي عصمت علي است لنگر من

زهي سعادت آن تشنه اي كه نوشد آب

به دست ساقي كوثر ز حوض كوثر من

سلام گرم مسيحا به خون پاك حسين

درود مريم عذرا به صبر دختر من

شود به عرصه ي محشر مقام من معلوم

كه روز، روز من و محشر است محشر من

كند قيام ز جا از براي عرض سلام

حسين با تن مجروح در برابر من

بس است بهر شفاعت دو دست عباسم

كه اوست با علم خود حسين ديگر من

فرشتگان الهي برات عفو به دست

زنند بوسه به پاي بلال و قنبر من

روا بود كه ببخشد گناه خلقت را

خدا به خون گلوي عليّ اصغر من

منم كتيبه ي عصمت منم صحيفه ي نور

كه آيه آيه شد از تازيانه پيكر من

من آن خميده درختم كه از جفاي خزان

شكست شاخه و از دست رفت نوبر من

قوي ترين سند غربت علي ثبت است

به دست و سينه و مِهر رخ منور من

سرشك رخ و عذار كبود و موي سفيد

نشان دهد كه چها آمده است بر سر من

گمان نداشتم اينقدر بي حيايي را

كه قاتلم بنشيند كنار بستر من

مدينه و

احد و مسجد الرسول و بقيع

براي حفظ ولايت شدند سنگر من

چه پشت در چه مسجد چه در دل دشمن

علي علي سخن اول است و آخر من

ز قول فاطمه «ميثم» به نخل خود بنويس

كه هر چه پيش بيايد علي است رهبر من

123- تيره گي با جلوه ي داور نمي دانم چه كرد

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

تيره گي با جلوه ي داور نمي دانم چه كرد

غم به جان دخت پيغمبر نمي دانم چه كرد

شعله ي آتش چو از بيت خدا بالا گرفت

باغبان با غنچه ي پرپر نمي دانم چه كرد

از صداي ناله ي زهرا مدينه گفت آه

اين صدا با ساقي كوثر نمي دانم چه كرد

سينه ي دخت نبي آيينه ي وحي خداست

با چنين آيينه ميخ در نمي دانم چه كرد

بر سر يك بانوي تنها، چهل نامرد ريخت

اين ستم با فاتح خيبر نمي دانم چه كرد

فاطمه دنبال حيدر زينب از دنبال وي

مادر افتاد از نفس دختر نمي دانم چه كرد

دست قنفذ رفت بالا بازوي زهرا شكست

دست هاي بسته ي حيدر نمي دانم چه كرد

با نگاه دو كبوتر بچّه ي بي بال و پر

در ميان دشمنان آذر نمي دانم چه كرد

سالها «ميثم» علي در خانه ي بي فاطمه

بي كس و تنها و بي ياور نمي دانم چه كرد

124- بانوي بي نظير

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب نثر

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اگر مريم محترمه است اين احترام رو بواسطه بستگي به عيسي دارد

اگر مادر موسي محترمه است خداوند مي فرمايد ما بهش وحي كرديم و اين احترام را بخاطر موسي بهش داديم .

اما زير اين آسمون اگر حسين محترم است بخاطر اينكه مادرش زهراست

زير اين آسمون اگه علي احترام دارد بخاطر اينكه شوهر فاطمه است

پدرش هم اين احترام را از فاطمه دارد تا جاييكه سينه سپر مي كنه مي فرمايد فكر نكنيد فاطمه از منه ، من از فاطمه هستم.

خدا هم مي فرمايد: لولاك لما خلقت الافلاك

لولا علي لما خلقتك و لولا الفاطمه لما خلقتكما.

125- در پنجه ي غم اگر اسيرم زهرا

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

در پنجه ي غم اگر اسيرم زهرا

آغشته غم تو با ضميرم زهرا

هر گه كه نشستم به عزايت گويم

اي كاش كه از غمت بميرم زهرا

126- جهاد فاطمه بر ياري امامش بود

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

جهادِ فاطمه بر ياري امامش بود

اگر چه شير خدا يار و هم مرامش بود

صداي ناله ي او در مدينه مي پيچيد

ز پا فتادن او لحظه ي قيامش بود

اگر چه ناله و فرياد او جواب نداشت

ز زخم سينه علي دوستي پيامش بود

عجب مدال علي دوستي به او دادند

تمام جايزه اش هتك احترامش بود

ز پا فتاد ولي لحظه اي ز پا ننشست

جهاد ديگر او گريه ي مدامش بود

ز دست و پهلو و رخسار و سينه هيچ نگفت

تمام غصه ي او غربت امامش بود

كسي كه داد ز پشت درش رسول، سلام

سكوت اهل وطن پاسخ سلامش بود

ز درد سينه و پهلو نفس نفس مي زند

علي علي به نفس هاي صبح و شامش بود

غريب ماند ميان مهاجر و انصار

كسي كه حضرت جبريل هم كلامش بود

ز اشك و خونِ دل اين نكته ثبت كن «ميثم»

زمامدار فلك ريسمان زمامش بود

127- الا به يمن تو پاينده اقتدار ولايت

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

الا به يمن تو پاينده اقتدار ولايت

وجود عرشي تو محور و مدار ولايت

جبين و سينه و دست تو بوسه گاه محمد

جلال و شوكت و شأن تو اعتبار ولايت

به اشك چشم تو سبز است باغ عترت و قرآن

ز خون نسل تو سرخ است لاله زار ولايت

تو بر خزان ستم تيره گشته اي كه هماره

ز قبر گمشده ات مي دمد بهار ولايت

تو ركن حيدر كرار و استوانه ي حقي

تو آبروي رسالت تو افتخار ولايت

به شهر علم و درش دسترس نبود كسي را

اگر نبود وجود تو در ديار ولايت

به دامن تو شده تربيت امامت و عصمت

ز برگ و بار تو سبز است شاخسار ولايت

تو ماه انجمني در غروب شهر مدينه

تو بامداد اميدي به شام تار ولايت

سلام بر تو كه در كوچه هاي شهر مدينه

قدت خميد و كشيدي به دوش بار ولايت

به وقت گريه صداي تو ناله ي دل قرآن

به وقت خطبه زبان تو ذوالفقار ولايت

ز خون محسن تو زنده ماند جان تشيع

اگر چه قلب تو گرديد داغدار ولايت

به سايه ي تو كه خود آفتاب جان رسولي

غروب راه ندارد به روزگار ولايت

قسم به لحظه ي ايثارت اي شهيده ي توحيد

نكرده چون تو كسي جان خود نثار ولايت

بلند گشت ز بيداد دست غاصب ثاني

نشان غصب فدك ماند بر عذار ولايت

تو تكيه گاه علي بودي و ز بار فراقت

خميد قامت نستوه شهريار ولايت

نواي طائر وحي مدينه ماند به سينه

شكست نخل و فرو ريخت برگ و بار ولايت

هميشه منتظر سيلي است و

باك ندارد

كسي كه در خط زهرا دهد شعار ولايت

به جان فاطمه و خون محسن و دل حيدر

كه شيعه نيست هر آنكس كه نيست يار ولايت

امام منتظران پرده از جمال بر افكن

كه با تو صبح شود شام انتظار ولايت

به سر بلندي «ميثم» بس است از تو نگاهي

كه پايدار بميرد به پاي دار ولايت

128- مي تپد دلها به نام فاطمه

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

مي تپد دلها به نام فاطمه

هستي جان ها ز جام فاطمه

پادشاهي در دو عالم مي كند

هر كسي گردد غلام فاطمه

129- بي تو بهشت سبز ولايت بري نداشت

مشخصات

مناسبت مدح

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

بي تو بهشت سبز ولايت بري نداشت

قرآن كامل نبوي كوثري نداشت

اي دختر رسول خدا بي وجود تو

فُلك رسالت نبوي لنگري نداشت

شهر علوم، احمد و شير خدا درش

اين شهر، بي تو مشعل روشنگري نداشت

بي خلقت علي تو نظيري نداشتي

بي حضرت تو شير خدا همسري نداشت

جز تو كه خود به امّ ابيها ملقّبي

مُلك وجود دخت پدر پروري نداشت

ناموس كبريايي و تأنيث احمدي

آيينه ي تمام نماي محمدي

*****

در سينه ي رسول خدا سرّ هو تويي

بر هل اتي و كوثر و نور آبرو تويي

سر تا به پا محمد و پا تا به سر علي

در خَلق و خُلق و سيرت و رفتار و خو تويي

مام نبوت آنكه پس از انقطاع وحي

با او امين وحي كند گفتگو تويي

وجه اللّهي كه خواجه ي عالم به محضرش

تعظيم مي كند چو شود رو به رو تويي

حيدر كه ركن محكم اركان عالم است

يك ركن او محمد و يك ركن او تويي

امّ الوجود، مادر قرآن و عترتي

تا روز حشر بر حجج الله حجتي

*****

اسرار ناشنيده ي حق در ضمير توست

از بس بزرگي، عالم خلقت حقير توست

وقتي ز خود به سوي خدا سير مي كني

بال و پر ملائكه فرش مسير توست

نوري كه در تمام مشارق كند ظهور

از يازده چراغ هميشه منير توست

خون خدا به دامن تو فخر مي كند

زينب به آن جلالت، مرهون شير توست

بعد از خطابه ي نبي و قصه ي غدير

ايثار تو به حفظ ولايت غدير توست

جان در ره بقاي ولايت نهاده اي

بعد از هزار سال هنوز ايستاده اي

*****

جبريل

را به كوي شما آشيانه بود

مُهر ولايت تو به بالش نشانه بود

احمد كه از خداش درود و سلام باد

روزي دو بار زائر اين آستانه بود

روز ازل اراده ي حق خلقت تو بود

ور نه وجود عالم خلقت بهانه بود

نور تو اي عطيّه ي حق بر پيمبرش

گنج گرانبهاي خدا در خزانه بود

گر صبر تو نبود، به روي عدوي تو

هنگام خشم، بال ملك تازيانه بود

گفتار تو هماره فروغ هدايت است

درس ولايت از تو گرفتن ولايت است

*****

با اين درخششي كه تو داري، شهادتت

كم نيست از طليعه ي صبح ولادتت

هم آبرو گرفته نماز از نماز تو

هم افتخار كرده خدا بر عبادتت

چون بنگرد ز دور محمد به قامتت

آيد به پيشتاز به عرض ارادتت

تو كوثر رسول خدايي و تا ابد

سادات عالمند رهين سعادتت

مريم، صفيه، هاجر و حوا و آسيه

مبهوت قدر و عزّت و مجد و سعادتت

روح پيمبران سلف پاي بست توست

گلبوسه ي رسول خدا روي دست توست

*****

افلاك محو زمزمه ي آسمانيت

خورشيد جلوه اي ز فروغ جهانيت

فخر رُسل ولي خدا مسجد النبي

تحسينشان به معجزه ي خطبه خوانيت

عالم پر از نشان تو اي واي من اگر

از يك مزار گمشده گيرم نشانيت

هجده بهار، زندگيت بود بين ما

اي پيش از ابتداي جهان زندگانيت

اسلام اعتبار گرفت از خطابه ات

حق جاودان شد از سخن جاودانيت

فرياد ناشنيده ي مولاست خطبه ات

نهج البلاغه ي دگر ماست خطبه ات

*****

بي مِهر تو حيات، حرام است فاطمه

در خطّ تو قيام، قيام است فاطمه

جز تو كه دختر نبي و همسر علي است؟

جز تو كه مادر دو امام است فاطمه؟

پيغمبر خدا را از جانب خدا

بر حضرت تو عرض سلام است فاطمه

تو كوثر رسولي و خير كثير تو

اين يازده امام همام است فاطمه

دين كامل از ولاي

علي شد، ولاي او

با صبر و همت تو تمام است فاطمه

اسلام از تو زندگي جاودان گرفت

پيش از ولادت از تو خدا امتحان گرفت

*****

حُسن نديده ي ازلي را تو مظهري

زيباترين عطيّه ي حق بر پيمبري

ام الائمهف راضيه، مرضيه، فاطمه

زهرا، كريمه، طاهره، منصوره، كوثري

يك آسمان ستاره درخشد به دامنت

ماه محمد استي و خورشيد حيدري

از صبح دهر مُلك خدا را چراغ نور

تا روز حشر آل نبي را تو مادري

«ميثم» چه گفته و چه بگويد به وصف تو

كز هر چه گفته اند و نگفتند برتري

مدح تو را نخست خداي يگانه گفت

و آن گفته را علي ز لب مصطفي شنفت

*****

130- اعطاي حق به ختم رسل چيست؟ كوثر است

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع آتش مهر

تعداد استفاده 0

متن شعر

اعطاي حق به ختم رسل چيست؟ كوثر است

كوثر وجود اقدس زهراي اطهراست

زهرا يگانه ليله قدري كه قدر او

مخفي چو علم غيب خداوند اكبر است

زهرا كه نقطه نقطه به دست و جبين او

آثار بوسه هاي مدام پيمبر است

زهرا كه كفو نفس رسول خدا علي است

زهرا كه حيدر است چواو،اوچوحيدراست

زهرا كه قدر و عزت و جاه و جلال او

از صد هزار مريم عذرا فراتر است

انسيه اي كه از ملك و حور و جنّ و انس

هركس كه نيست خاك درش خاك بر سر است

ممدوحه اي كه ذات خداوند ذوالجلال

او را به مصحف نبوي مدح گستر است

زهرا عليمه، طاهره، زهره، محدثه

زهرا همان بتول، بتول مطهر است

بر مادرش سلام كه حق گويدش سلام

بر شوهرش درود كه ساقي كوثر است

اين است آن گلي كه گلابش ائمه اند

اين است آن سپهر كه ساداتش اختر است

اين مادر است مادر كل پيمبران

اين دختر است، دختر اسلام پرور است

در دامن خديجه رسول مجسّم است

در بوسة رسول بهشت مصور است

بر روي او نگاه علي موج مي زند

از بوي او مشام محمد معطر است

آيينه تمام نماي خداست اين

خود بر هزار نام خداوند مظهر است

در حشر آفتاب شود سايه بهشت

بر هر كسي كه سايه زهراش بر سر است

پرونده گناه شود برگه بهشت

زيرا كه شخص فاطمه

خاتون محشر است

قبرش دل علي و دل شيعه علي است

كي گفته در ميانه محراب و منبر است

دست نبي گرفت شب دفنش از علي

يعني كه اين امانت خلّاق داور است

بالله قسم! كبودي آن ياس مصطفي

با سرخي عذار محمد برابر است

آن تازيانه را به رسول خدا زدند

كاو را روان پاك محمد به پيكر است

با آنكه كوه جرم و گناهش بود به دوش

"ميثم" هماره چشم اميدش به اين در است

131- دوش تنها با درون خويشتن

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

دوش تنها با درون خويشتن

از حديث خويش مي گفتم سخن

گفتمش گم كرده ام خود را كه ام؟

قطره ام رودم يمم يا بركه ام؟

اين كه مي گويم منم، من كيستم؟

هست آيا هستيم؟ يا نيستم؟

گر كه هستم از كجا پيدا شدم؟

با كدامين لفظ ها معني شدم؟

كيست اين پنهان مرا در جان و تن

كز زبان من همي گويد سخن؟

گفت: با من ذره اي بودي نخست

اي غلط فكرت! نفهميدي درست

در فضا از كهكشاني ديگرت

سايه افكند آفتابي بر سرت

طيف نوري در وجودت راه يافت

رشته ات را با قماش عشق بافت

آب خورد از حوض معني ريشه ات

مهرباني ريخت مي در ريشه ات

جزء بودي قدر كل داده تو را

خار بودي عطر گل داده تو را

خشك بودي برگ و بارت داد او

پيش مردم اعتبارت داد او

اي سراب اكنون پري از آبرو

تو نبودي تو، تو را تو، كرد او

نور تو اي ذره از آن مه بود

اين همه آوازه ها از شه بود

گفتمش: او كيست جانم سوختي؟

آتشي در قلب من افروختي

هر كه هست او جان و جانان من است

روح دين من ايمان من است

او بهشت من بهار من بود

او همه دار و ندار من بود

من هميشه مست و مدهوش وي ام

من غلام حلقه در گوش وي ام

گفت: نه او نيز از بالا بود

جمله عالم زشت و او زيبا بود

ليله القدر اندكي از قدر اوست

آسمانها ريزه خوار بدر اوست

گفتمش ديگر دلم بي تاب شد

در لئيم شوق جانم آب شد

نك فرو پاشيد طاق طاقتم

كيست او با من بگو كن راحتم

گفت: او

چون نور در چشم همه است

گفتمش: نامش چه؟ گفتا فاطمه است

فاطمه يعني نگارستان وحي

فاطمه يعني بهارستان وحي

132- من سوز شعله اي ز در خانه توام

مشخصات

مناسبت مدح

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع آتش مهر

تعداد استفاده 0

متن شعر

من سوز شعله اي ز در خانه توام

گه اشك شمع و گه پر پروانه توام

مسكينم و يتيم و اسيرم، عنايتي

ردّم مكن كه سائل كاشانه توام

آهي درونِ چاهِ شبِ دردهاي تو

اشكي نثارِ دامنِ دردانه توام

با اشك وآه و ناله و سو و شرار شعر

پيغمبر صداي غريبانه توام

گر بر سريرعرش نهم، پاي خويش را

آن سائلم كه پشت در خانه توام

تا روز حشر از نفسم، بوي گل دمد

خاري كنارِ راه دو ريحانه توام

تو با مزار گمشده ات در دل مني

من دردي از شكستگي شانه توام

ديوانه نيستم، به خدا! عاقلم، ولي

درصد هزار سلسله ديوانه توام

مُلك وجود، بعد تو ويرانه گشت و من

جغدي عزا گرفته، به ويرانه توام

دادم ز دست قافيه تا باز گويمت

من "ميثمم"، گداي در خانه توام

133- من با دم تيغم شهامت آفريدم

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

من با دم تيغم شهامت آفريدم

در فتح خيبر قلب مرهب را دريدم

چون كوه بنشستم به روي سينه عمر

مردانه آن خصم خدا را سر بريدم

يك روز در جنگ اُحد ديدم نود زخم

درياي لشكر را به خاك و خون كشيدم

يك لحظه زانويم نلرزيد و بگوشم

من لافتي الا علي از حق شنيدم

روزي زمين خوردم كه زهرايم زمين خورد

جان دادن خود را به چشم خويش ديدم

روي زمين خوردم كه دور از چشم مردم

اندر پي تابوت زهرا مي دويدم

134- كسيكه دغدغه ي فاطميه را دارد

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع زمزمه هاي ولايت 74

تعداد استفاده 0

متن شعر

كسيكه دغدغه ي فاطميه را دارد

هميشه از گنه و معصيت ابا دارد

كسي كه وقت عزا گريه مي كند چشمش

دگر ز ديدن نامحرمان حيا دارد

كسي كه مي شنود روضه هاي غربت را

براي آمدن منتقم دعا دارد

دوباره مرغ دلم روي بام تنهايي

به لب ترانه ي يابن الحسن بيا دارد

نگاه ملتمس و ابريم خدا را شكر

به راه مانده و دلشوره ي تو را دارد

براي آن كه تو امشب به ما سري بزني

دلم توسّل بر مادر شما دارد

شبيه قلب تو اين قلب هاي خسته ي ما

ز داغ فاطميه تا ابد عزا دارد

بيا و روضه بخوان و به ما بگو آقا

چه شد كه در دل آتش فرشته جا دارد

135- فاطمي گشتن يكي از حسن هايش اين بود

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب قصيده

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

فاطمي گشتن يكي از حسن هايش اين بود

مي شود از بهر رفتن در جنان هم ناز كرد

قفل اين دنيا به دست فضه هم وا مي شود

باب خلقت را خدا با نام زهرا باز كرد

136- بي عطر تو به باغ ولايت بهار نيست

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

بي عطر تو به باغ ولايت بهار نيست

بي مهر تو به نخل عمل برگ و بار نيست

يك لحظه بي محبت تو روح زندگي

در سال و ماه و هفته و ليل و نهار نيست

احمد كه گفت جان محمد فداي تو

گفتار اوست وحي الهي، شعار نيست

طاعات جن و انس و ملك را به روز حشر

منهاي دوستي شما اعتبار نيست

ملك وجود گم شده اي در مزار توست

كي گفته بانوي دو جهان را مزار نيست

با تو، لواي نصر امامت در اهتزاز

بي تو به هفت چرخ نبوت مدار نيست

در منطق تو معجزه ي بدر و خيبر است

تيغ خطابه ي تو كم از ذوالفقار نيست

سجاده را ز مُهر جبين تو آبرو

محراب را ز شوق نمازت قرار نيست

پرواز معرفت به جلالت نمي رسد

زيرا كه قدرِ قدر، به كس آشكار نيست

روز جزا كه حق دهدت اختيار تام

ما را به جز اراده ي تو اختيار نيست

جز نام تو به برگ عبور بهشت، ثبت

جز مهر تو بر آتش دوزخ مهار نيست

در اوج هفت گنبد گردون ستاره اي

مانند چشم پاك تو شب زنده دار نيست

آزردن دل تو، جز آزردن رسول

خشم تو غير خشم خداوندگار نيست

اي هل اتي به شأن تو و خلق، سائلت

مسكينم و به هيچ كسم جز تو كار نيست

احسان و جود، عادتان بوده از نخست

لطف و كرم ز غير شما انتظار نيست

با تو شرار نار، گل تازه مي شود

بي تو گل بهشت به جز مشت خار نيست

از رحمت خدا شده مأيوس و نا اميد

آنكس

كه بر عطاي تو اميدوار نيست

بوي خدا دهي و نبي پر ز عطر توست

در باغ وحي بي نفست لاله زار نيست

فردا كه آتش از همه سو شعله مي كشد

ما را به جز محبت زهرا حصار نيست

بي شبهه پا به قعر جهنم گذاشته

آنكو به حشر پشت سرت رهسپار نيست

گيرم هزار سال كند عمر، آدمي

عمرش بدون مهر تو جز احتضار نيست

پيوسته كور بوده و پيوسته كور باد

چشمي كه در مصيبت تو اشكبار نيست

اي لاله هاي گلبن كوثر ندا دهيد

سيلي سزاي برگ گل داغدار نيست

اي لاله ي خزان شده رفتي و بعد تو

ديگر به لاله زار ولايت بهار نيست

بابت هماره سوخت و بر خلق نور داد

پاداش نوربخشي او دود نار نيست

بي مهر روي تو شده روز علي سياه

ديگر بر او تفاوت ليل و نهار نيست

بر چار كودكت كه عزادار مادرند

جر اشك و آه و سوز دل و حال زار نيست

سوزد دلم هماره كه جز زخم ميخ در

بر سينه ي مقدس تو يادگار نيست

بر قبر تو نوشته به خون دل علي

داغي به سينه سخت تر ازداغ يار نيست

برخيز اي خديجه به ياري دخترت

كو را به غير فضه كسي در كنار نيست

بايد به روي تربت پنهان تو نوشت

سيلي به داغديده زدن افتخار نيست

يك لحظه از دو چشم تو «ميثم» روان مباد

اشكي كه در محبت زهرا نثار نيست

137- علاقه بين حضرت زهرا(س) و امام حسين(ع)

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب نثر

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

ارتباط بين حضرت زهرا(س) و امام حسين(ع) يك ارتباط خاصي بود. يك شبي پيامبر اكرم(ص) نوه اش حسين(ع) را برد خانه ي خودش كمي از شب گذشت فرمود: حسين جان امشب پهلو بابا بزرگ مي موني؟ گفت: بله. گويا باران شديدي هم مي باريد كمي از شب كه گذشت حسين شروع كرد گريه كردن پيغمبر بغلش كرد و فرمود: عزيزم يه شب مهمون مني چرا اينقدر گريه مي كني بابا؟ گفت: مي خوام برم خونمون. فرمود: برا چي؟ عرض كرد: دلم برا مادرم تنگ شده. فرمود:عزيزم تو يه ساعت نيم ساعت پيش پهلو مادرت بودي عزيزم باران داره مياد خيس مي شي مريض مي شي. گفت: نمي شه بايد برم من مادرمو مي خوام. بايد برم مادرم و بغل كنم مادرم منو ببوسه. بابا يا رسول ا... هر جوري شده بايد برم. (فاصله ي خونه ي رسول ا... با خونه ي زهرا مگه چقدر بود) پيغمبر تا اصرار حسين را شنيد دستاش و بلند كرد و فرمود: خدايا داره بارون مياد امكان داره اين بارون اذيتش كنه مريض بشه حسين من از برگ گل نازكتره خدايا اين بارون رو قطعش كن. (باران آسمان مدينه كجا بارون تير و نيزه كربلا كجا) باران بند آمد پيغمبر دست حسين رو گرفت و به سمت خانه ي زهرا راه افتادند همينكه وارد خونه شدند ديدند فاطمه هم يه گوشه كز كره نگاش به دره هي ميگه عزيز دلم كجايي خوب شد اومدي

دويد سمت مادر همو بغل كردند.

138- روح تو حضور عشق در افلاك است

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

روح تو حضور عشق در افلاك است

اين قصه وراي قوه ي ادراك است

اين نكته ي سر بسته بگويم كه فقط

نام تو ادامه ي خدا در خاك است

139- اي فاطمه دختر پيمبر

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي فاطمه دختر پيمبر

اي همسر با وفاي حيدر

اي مادر كائنات زهرا

پرورده ي تو شبير و شبّر

اي باعث حادثات عالم

وي شافعه ي بزرگ محشر

با ا... كه حقيقت تو باشد

از وهم و گمان و عقل برتر

همتاي تو گر علي نبودي

شايسته ي تو نبود همسر

140- اگر بال و پرم بخشند بي زهرا نمي خواهم

مشخصات

مناسبت مدح

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

اگر بال و پرم بخشند بي زهرا نمي خواهم

وگر جان و سرم بخشند بي زهرا نمي خواهم

اگر روز قيامت از عطش جانم به لب آيد

شراب كوثرم بخشند بي زهرا نمي خواهم

اگر آب بقا ريزند بي حيدر نمي نوشم

وگر چشم ترم بخشند بي زهرا نمي خواهم

اگر سلمان شوم بي مهر زهرا نا مسلمانم

خلوص بوذرم بخشند بي زهرا نمي خواهم

اگر چون نخل خشكي باشم و از روضه ي رضوان

همه برگ و برم بخشند بي زهرا نمي خواهم

اگر در روضه ي رضوان هزاران حوري و غلمان

دمادم ساغرم بخشند بي زهرا نمي خواهم

اگر با آن همه فيض مني در ماه ذيحجّه

وقوف مشعرم بخشند بي زهرا نمي خواهم

اگر با دست جبريل امين، پروانه ي جنت

به صبح محشرم بخشند بي زهرا نمي خواه

اگر از كلّ سادات ملك بر قلّه ي گردون

مقام برترم بخشند بي زهرا ني خواهم

اگر بر مسند شاهي به بام عرش بنشينم

هزاران كشورم بخشند بي زهرا نمي خواهم

اگر از كثرت اشك سحر در خلوت شبها

دو دريا گوهرم بخشند بي زهرا نمي خواهم

اگر دائم بميرم وز نفس هاي مسيحايي

روان بر پيكرم بخشند بي زهرا نمي خواهم

اگر با جام خضر از چشمه ي آب بقا هر دم

حيات ديگرم بخشند بي زهرا نمي خواهم

كي ام من «ميثمم» عمري گداي كوي زهرايم

وگر صد افسرم بخشند بي زهرا نمي خواهم

141- در حقيقت با حقيقت دشمنت بيگانه بود

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

در حقيقت با حقيقت دشمنت بيگانه بود

گفت قتل تو بود افسانه، كاش افسانه بود

آدمي هرگز نيازارد رخ حوريّه را

آنكه سيلي زد تو را هم ديو هم ديوانه بود

مرغ اگر در لانه باشد لانه سوزاندن خطاست

بيت آل ا... آيا كمتر از يك لانه بود

فاطمه سينه سپر كرد از پي حفظ علي

آنكه بر زهرا سپر شد محسن دردانه بود

اي جنايت كار، بيت وحي را آتش زدي!

نا مسلمان مهبط قرآن مگر بت خانه بود

دست مولا بسته بود و همسرش را مي زدند

آنكه بر او سوخت سر تا پا در كاشانه بود

گر چه خود مانند شمعي آب مي شد دم به دم

تا به تن جان داشت بر گِرد علي پروانه بود

نخل خم گرديده سرو قامت رعناي او

لاله ي نيلوفري رخسار آن ريحانه بود

«ميثم» اين اجر رسالت بود يا مزد علي

يا سفارش هاي پيغمبر همه افسانه بود

142- مهي كه چشم مه و ستاره ...

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب قصيده

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

مهي كه چشم مه و ستاره به خلوت او گذر ندارد

به غير معمار آفرينش ز طينت او خبر ندارد

چونان ز اسمت نقاب دارد كه شرم از او آفتاب دارد

صبا به كويش گذر ندارد خرد از او پرده بر ندارد

143- من مادر ساداتم و يار علي ام

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب رباعي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

من مادر ساداتم و يار علي ام

باغ و گل و لاله و بهار علي ام

با بازوي بشكسته و شمشير زبان

بازوي عليّ و ذوالفقار علي ام

144- اي بانويي كه مظهر جود و كرامتي

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

اي بانويي كه مظهر جود و كرامتي

باب النّجات و ملجأ ارباب حاجتي

اي مهر آسمان هدايت كه از كرم

ما را دليل راه و چراغ هدايتي

مدحت به آيه آيه ي قرآن كند خدا

با الله كه كوثر است به شأنت حكايتي

145- من حيدرم و فاطمه همسنگر من

مشخصات

مناسبت مدح

سبك مرثيه

قالب رباعي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

من حيدرم و فاطمه همسنگر من

من از همه عالم سر و او همسر من

منصوره ي آسمان و زهراي زمين

تطهير خدا، قدر نبي، كوثر من

146- امت همه در باطل و حق تنها بود

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب رباعي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

امت همه در باطل و حق تنها بود

يك فاطمه يار و ياور مولا بود

پهلوي شكسته، عمر كم، روي كبود

تفسير علي دوستيِ زهرا بود

147- تو پشت در از علي حمايت كردي

مشخصات

مناسبت مدح و مرثيه

سبك مرثيه

قالب رباعي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

تو پشت در از علي حمايت كردي

ما را به ولايتش هدايت كردي

فرياد علي در نفست مي پيچيد

وا... تو تفسير ولايت كردي

148- شد پرده نشين پرده ي لا زهرا

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

شد پرده نشين پرده ي لا زهرا

آئينه ي نقشبند الّا زهرا

گفتم كه شفيع شيعيان كيست يه حشر؟

برخاست صلا ز عرش زهرا زهرا

داستاني

1- اين بود گفته ز قول معصوم

مشخصات

مناسبت داستاني

سبك ولادتي

قالب مثنوي

شاعر ناشناس

منبع گلواژه هاي فاطميه 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

اين بود گفته ز قول معصوم

بين اعراب بباشد مرسوم

تا كه از خانه اي از اهل عرب

روز از دار فنا جانب رب

چند روزي در آن بيت عزا

نرود سوي سماء بوي غذا

گفت راوي كه پس از مرگ رسول

در عزاخانه ي زهراي بتول

ديده ام ديده به كاشانه ي او

دود بالا رود از خانه ي او

بدويدم به سوي اهل عزا

كه بپرسم سبب طبخ غذا

ناگهان چشم من از دور بديد

طعم آن بو و غذا رابچشيد

راه ديدم كه چو مسدود شده

خانه ي وحي پر ازدود شده

آنچه ديدم به ظهور و به شهود

فاطمه بود در آن آتش و دود

2- شنيدم علي آن وليّ خدا

مشخصات

مناسبت داستاني

سبك مرثيه

قالب مثنوي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع نخل ميثم 4

تعداد استفاده 0

متن شعر

شنيدم علي آن وليّ خدا

كه جان جهان باد او را فدا

نظر كرد در خانه ي خويشتن

به اشك حسين و به رنگ حسن

دل حضرتش گشت بحر ملال

بپرسيد از فاطمه شرح حال

بگفتا سه روز است يا مرتضي

كه اينان نخوردند قوت و غذا

وليّ خدا از سرا شد برون

دل عرشي اش بود درياي خون

غم دل به معبود خود عرض كرد

يكي دِرهم از دوستي قرض كرد

ببين لطف و آقايي و داد را

به ره ديد افسرده مقداد را

بگفتش كه اي پير افسرده حال

چرا سخت غرقي به بحر ملال

بگفتا بود چار روز تمام

كه ماندند اطفال من بي طعام

علي گفت اين غصه ي سينه سوز

تو را چار روز است و ما را سه روز

به اين دِرهم اي يار نيكو سير

تو هستي در اين دم سزاوارتر

چو آن درهم خود به مقداد داد

به اندوه، رو سوي مسجد نهاد

رسول خداوند بعد از نماز

بفرمود كاي خلق را چاره ساز

روا باشد امشب شوم ميهمان

به بيت تو اي ميزبان جهان

بگفتا كه يا سيد المرسلين

قدم نه به چشمم چه بهتر از اين

سپس آن ولي خدا با رسول

روان شد به بيت الولاي بتول

چو زهرا در آن لحظه بگشود در

بيفتاد چشمش به روي پدر

چو در دست مولا طعامي نديد

به خلوتگه كبريايي دويد

به محراب استاد بهر نماز

به سوي خدا بُرد دست نياز

كه يارب رسول تو مهمان ماست

تو داني كه او جان و جانان ماست

تو مگذار اي خالق ذوالكرم

كه خجلت كشد از نبي شوهرم

در آن لحظه جبريل نيكو سرشت

بياورد ظرف غذا از بهشت

طعامي كه عطرش

به از مُشك ناب

كه حيران شد از ديدنش بوتراب

در آن دم نبي گفت يابالحسن

مبر حيرت از كار زهراي من

من از او جلالي نكو يافتم

كه اعجاز مريم از او يافتم

سلام نبيين، سلام همه

سلام خدا باد بر فاطمه

در اين خانه اسلام شد سرفراز

از اين خانه برخواست نور نماز

در اين خانه حقّ نبي شد ادا

در اين خانه گرديد زهرا فدا

در اين خانه كوثر شده پايمال

در اين خانه زهرا زده بال بال

در اين خانه شير خدا داغ ديد

در اين خانه شد موي زهرا سپيد

در اين خانه صديقه از پا نشست

در اين خانه پهلوي زهرا شكست

در اين خانه دخت رسول خدا

به جاي علي فضّه را زد صدا

در اين خانه با سينه ي سوخته

نه «ميثم» كه عالم نگه دوخته

عروسي

1- زمين نور و سما نور و بزن صور

مشخصات

مناسبت ***

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

زمين نور و سما نور و بزن صور

بلا از مرتضي و فاطمه دور

نشسته گل كنار غنچه امروز

ببين به به شده نورٌ علي نور

2- فرشته ي طبع من زندگي از سر بگير

مشخصات

مناسبت ***

سبك مرثيه

قالب تركيب بند

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع از صيام تا قيام 3

تعداد استفاده 0

متن شعر

فرشته ي طبع من زندگي از سر بگير

باز به سوي خدا، بال بزن پر بگير

بخوان سرود و صله ز حيّ داور بگير

ز دست مولا علي شراب كوثر بگير

دست فشان پاي كوب فرشتگان عفاف

خ_دا ب_راي عل_ي گ_رفته جشن زفاف

*****

به گلشن عيش ما غم است چون زاغ زشت

امين وحي خدا لاله بيار از بهشت

ببين به بالت خدا شعر عروسي نوشت

به هم رسيدند باز دو يار نيكو سرشت

دو اخت_ر تابناك دو آفتاب كمال

دو سوره ي واقعه دو آيتِ ذوالجلال

*****

فرشتگان بر بدن ز نور خلعت كنيد

غرق شده در خدا ناز به خلقت كنيد

عروسي فاطمه است تمام همّت كنيد

پيمبران را سوي مدينه دعوت كنيد

وليم_ه ي كبري__ا هدي_ه ي نق_د عل_ي است

قلب علي دوستان سفره ي عقد علي است

*****

الا كه شادي كنيد يافته غم خاتمه

فيض الهي شده شامل حال همه

از نفس كائنات مي رسد اين زمزمه

كه گشته امشب عروس فاطمه بر فاطمه

مادر مولا علي، علي اگر حيدر است

عروس تو فاطمه دختر پيغمبر است

*****

خنده زنم كز حسد جان عدو سوخته

ريخته در نار بخل هر چه كه اندوخته

عروس را از حيا چهره برافرخته

لباس داماد را دست خدا دوخته

عروس خواهد كه چون قدم به منزل نهد

پيره_ن خ_ويش را هدي_ه ب_ه سائل دهد

*****

خواجه ي لولاك را يار و برادر علي است

فاطمه را

تا ابد همدم و همسر علي است

امير بدر و احد فاتح خيبر علي است

خديجه! داماد تو، ساقي كوثر علي است

قدر بدان اين همه لطف خداداد را

خنده بر آر و ببوس بازوي داماد را

*****

عروسي است و عروس دختر پيغمبر است

عروسي است و عروس آينه ي داور است

عروسي است و عروس فاطمه ي اطهر است

عروسي است و عروس فدايي حيدر است

وج_ود او ب_ا عل_ي ع_روج او ت_ا علي است

هر نفسِ اين عروس هزارها «يا علي» است

*****

علي به تخت زفاف چقدر زيبا شده

با نفس فاطمه چو گل ز هم وا شده

دل ز خدا مي برد بس كه دل آرا شده

از اين چه بهتر كه او شوهر زهرا شده

آين_ه ي كبري_است طلع_ت نوراني اش

خواجه ي عالم زند بوسه به پيشاني اش

*****

زراريِ فاطمه! ثناي مادر كنيد

ثناي مادر كنيد دعا به حيدر كنيد

پاره ي دل هديه بر، اين زن و شوهر كنيد

نثارشان جاي گل سوره ي كوثر كنيد

رسانده بر بام عرش نداي تكبير را

كن_ار ه_م بنگري_د كوثر تطهير را

*****

عاقد اين هر دو زوج خالق حيّ مبين

حاصل اين مهر و ماه ستارگان زمين

خادم اين جشن نور حضرت روح الامين

خطابه ي عقدشان «تبارك» و يا و سين

ز چشم بد دور باد بهشت ديدارشان

دست خدا يارشان خدا نگهدارشان

*****

آينه ي كبريا فاطمه و حيدرند

معلم انبيا فاطمه و حيدرند

مؤسس اوصيا فاطمه و حيدرند

امّ و اب اوليا فاطمه و حيدرند

بتول، كفو علي است علي است كفو بتول

سلامش_ان از خ__دا درودش_ان از رس_ول

*****

نعمت بي انتها مباركت يا علي

عنايت كبريا مباركت يا علي

وصال خيرالنسا مباركت يا علي

سيب بهشت خدا مباركت يا علي

به مجلس جشن تو اي دو جهان خرمت

لاله ي ناقابلي است قصي_ده ي «ميثمت»

*****

3- شب سرور و شب روبوسي

مشخصات

مناسبت ***

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع زمزمه هاي ولايت 2-83

تعداد استفاده 0

متن شعر

شب سرور و شب روبوسي

دعوتيم امشب همه عروسي

شب وصال دو تا دلداده، دل تموم ملائك شاده

زهرا عروس و علي داماده

علي(3) زهرا(2)

*****

مولا سبقت از همه گرفته

بله رو از فاطمه گرفته

علي به فاطمه دل مي بازه، خونه ي عشقو براش مي سازه

خدا به هر دوتاشون مي نازه

علي(3) زهرا(2)

*****

بي زهرا عالم به رنگ اسود

علي مي موند تا ابد مجرد

ذكر لب مرتضي يا نوره، علي و فاطمه خيلي جوره

هر دو تا چشم حسودا كوره

علي(3) زهرا(2)

*****

داماد قشنگه هزار ماشا ا...

به پاي هم پير بشن ايشا ا...

صورتاشون بهتر از آفتابه، چراغ محفلشون مهتابه

مهريه ي بي بي زهرا آبه

علي(3) زهرا(2)

*****

ذكر فرشته امشب همينه

عروس خانوم رفته گل بچينه

سند عقد علي و زهرا، اومده از دل عرش اعلي

خود خدا اونو كرده امضا

علي(3) زهرا(2)

*****

4- لباس ياس بر تن كرد زهرا

مشخصات

مناسبت ***

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

لباس ياس بر تن كرد زهرا

كنار دست او بنشست مولا

محمد خطبه خواند زهرا بلي گفت

غلط گفتم بلي نه يا علي گفت

5- به بزم انبيا امشب نشاط ديگري پيداست

مشخصات

مناسبت مدح

سبك مرثيه

قالب بحر طويل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع از صيام تا قيام 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

به بزم انبيا امشب نشاط ديگري پيداست، مي بينم گل لبخند شادي بر لب آدم، تو گويي با ادب بستند صف، پيغمبران از نوح و ابراهيم و اسحاق و كليم الله و روح الله و يعقوب و جناب يوسف و داود و فرزندش سليمان در كف هر يك گلي از آيه هاي نور و آواي مبارك بادشان بر لب كه اي مولا مبارك باد بر قد رسايت خلعت شادي و اوج تخت دامادي، مبارك باد اي جان محمّد وصل زهرايت، چه نيكو همسري بخشيده ذات حقتعالايت، كه باشد روح پاك و بضعه پيغمبر اكرم.

*****

سماوات العلي امشب همه درياي نورند و ملايك شاد و مسرورند و عالم سينه ي سينا و دل ها محفل طورند، جبريل امين از جانب دادار منان آمده در محضر پيغمبر اكرم، پيام آورده از حق با سلامي گرم بر احمد كه ما در آسمان خوانديم اول خطبه ي عقد اميرالمؤمنين و دخترت زهراي اطهر را، تو بايد در زمين اينك ببندي عقد آنان را، دو خورشيد فروزان را، دو درياي خروشان را، دو روح پاك ايمان را، دو وجه ذات منان را، دو جان را و دو جانان را كه پيش از آفرينش اين دو را حق خوانده كفو هم.

محمّد از امين وحي چون بشنيد اين فرمان گل، لبخند او بشكفت همچون لاله در بستان، به مسجد آمد و بگذاشت پا بر عرشه ي منبر، فرو باريد از ياقوت لب با اين

كلام دلنشين گوهر، به امر حضرت داور، الا يا مسلمين از مرد و زن از اكبر و اصغر، هم اينك من به امر حضرت پروردگارم عقد بستم دخترم زهرا و حيدر را دو كفو نيك اختر را، دو روح روح پرور را، دو شمع نورگستر را، دو دريا را دو گوهر را، دو هم سنگ و دو همسر را، كه بسته پيشتر از آفرينش عقدشان را خالق عالم.

*****

چو بشنيدند از ختم رسل اين مژده را ياران، زمين شد از گل لبخند اصحاب رسول الله گلباران، زنان تبريك گو بر فاطمه، مردان، مبارك باد مي گفتند بر مولا محمّد بود و زهرايش، علي بود و تجلايش، تمام قدسيان تسبيح گو تهليل خوان تكبير مي گفتند و مي گشتند دور اين زن و شوهر، خداوند تعالي تهنيت مي گفت بر پيغمبر و بر حضرت صديقه و بر حيدر و بر شيعه ي مولا علي تا دامن محشر همه بودند مسرور از همه مسرورتر بودي دل نوراني پيغمبر خاتم.

*****

پس از چندي زمان بگذشت و ايام عروسي آمد و خورشيد عصمت را برِ اين ماه مي بردند و مي خواندند حوران آيت الكرسي و قدر و كوثر و ياسين و نور و آيه ي تطهير و مي بودي زمام ناقه اش در دست جبرائيل و دنبال سر او قل هوالله احد مي خواند اسرافيل و گل از بال خود مي ريخت ميكائيل و جان فرش رهش مي كرد عزرائيل و داماد ايستاده بر در خانه كه با دست يداللهي ز خورشيد جمال عصمت حق پرده بردارد، بخواند با تماشاي جمال كوثر خود سوره ي مريم.

*****

فرود آمد عروس از ناقه و بگذاشت پا در خانه ي مولا، علي محو

تجلايش، خدا در نور سيمايش، نبي از فرق تا پايش، به لب ذكر خداوند تعالايش كه يكباره نگاهش بر در و ديوار آن بيت گلين افتاد از آينده ي خود كرد ياد و با زبان دل دمادم يا علي مي گفت، گويي باعلي مي گفت: منم تا پاي جان يارت منم يار فداكارت، شهيد پاي ديوارت، ميان آن همه نامرد تنها مرد ايثارت، تو گر خواهي بود آرايش من چهره ي نيلي از امشب همسرت باشد براي ياريي ات آماده ي سيلي، وجودم چاه غم هايت فدايت باد زهرايت، مقاوم در كنارت ايستادم تا ابد چون كوه مستحكم.

*****

كجايي فاطمه بنت اسد تا بنگري امشب عروست را، بيا اي مادر مولا! بزن گلبوسه بر روي اميرالمؤمنين و بر عروست حضرت زهرا خديجه اي سلام حق فزون بادا ز اعدادت كجايي تا ببيني گشته وجه الله دامادت، تو هست خويش را در ياري دين خدا دادي، نه هستي، بلكه جان خويش را در دست بنهادي، تو زهرا بر علي زادي، چو هست خويش در راه خدا دادي، خدا هم هست خود را بر تو بخشيده همانا دختري دادت چو زهرا و همانند علي بخشيد دامادت چه دامادي كه ذات پاك حق جان رسولش خواند و جان خلق عالم باد قربانش چه قابل سر كه بر خاك قدوم او نهد «ميثم».

*****

6- امشب خدا لطف نهان خود هويدا مي كند

مشخصات

مناسبت ***

سبك ***

قالب قصيده

شاعر انساني حاج علي

منبع دل سنگ آب شد

تعداد استفاده 0

متن شعر

امشب خدا لطف نهان خود هويدا مي كند

امشب تفاخر فرش بس بر عرش اعلي مي كند

امشب دو تا را جفتِ هم، از صُنع، يكتا مي كند

يعني علي ماه رخ زهرا تماشا مي كند

با چشم دل در صورت او، سير معنا مي كند

امشب حسد بر خاكيان، بي حد برند افلاكيان

خندان چمن، رقصان دمن، خوشدل زمين، خرم زمان

*****

اهل ولايت شادمان، خرد و كلان و جزء و كل

در دست اسرافيل بين، صورش شده ساز و دهل

با نور، دعوتنامه بفرستاده هاديّ سبل

امضاء ز ختم المرسلين، گيرندگان، خيل رسل

هر كس كه آيد همرهش ني دسته گل، يك باغ گل

در آمد و شد اولياء در رفت و آمد انبياء

اي غصه و اي غم برو، اي شوق و اي شادي بيا

*****

از بهر اين ساعت زمين لحظه شماري كرده است

وز بهر اين وصلت زمين نابردباري كرده است

چشم فلك شب تا سحر اختر شماري كرده است

ايوب دهر از شوقِ امشب، بيقراري كرده است

دست خدا، وجه خدا را خواستگاري كرده است

امشب علي، آن عدل كل، بر عقل كل داماد شد

شاگرد ممتاز نبي، داماد بر استاد شد

*****

خوان كرم مخلوق را دعوت به مهماني كند

صد نعمت از رحمت خدا بر خلق ارزاني كند

وز طور، موسي آمده تا آنكه درباني كند

آيد خليل، آرد ذبيحِ خود كه قرباني كند

يوسف گرفته مجمر و اسپند گرداني كند

كروبيان در هلهله، قدوسيان در همهمه

عيسي به دنبال علي، مريم، كنار فاطمه

*****

امشب به مُلك اهل دل مولي الموالي، والي است

بر سينه ي غم دست رد زن،

موسم خوشحالي است

شام سيه بختي شد و روز همايون فالي است

كوثر، كنار ساقي كوثر، علي عالي است

زهرا به خانه ي بخت شد جاي خديجه خالي است

امشب به روي مرتضي لبهاي زهرا خنده كرد

آن دل گر از غم مرده بود، از خنده ي خود زنده كرد

*****

ميخانه باز و هر كسي جام مُكيَّف مي زند

ناهيد، پا مي كوبد و تندر به كف دف مي زند

رنگين كمان چون مشتري خود را در اين صف مي زند

لبخند وصل، امشب چه خوش، كوثر، به مصحف مي زند

آري نه تنها خاكيان هر آسمان كف مي رند

منشين غمين امشب دلا، شادي جان كن بر ملا

خيز و مس خود كن طلا آيينه ات را ده جلا

*****

عقد علي و فاطمه در آسمانها بسته شد

در آسمانها بسته شد در كهكشان ها بسته شد

زين نرگس و سوسن دگر چشم و زبانها بسته شد

راه يقين ها باز شد، پاي گمان ها بسته شد

بازاريان حُسن را، ديگر دكان ها بسته شد

خورشيد و ماه آسمان، آيينه گرداني كنند

چون در زمين خورشيد و ماهي نور افشاني كنند

*****

بزمي كه حق آراسته الحق تماشايي بود

جبريل مأموراست و فكر مجلس آرايي بود

ميكال از عرش آمده گرم پذيرايي بود

چشم كواكب خيره گر از چرخ مينايي بود

در شهر يثرب لاجرم خوش گرد هم آيي بود

خيل ملك از عرش، سوي فرش فرش آورده اند

بهر جلوس انبيا پرهاي خود گسترده اند

*****

امشب ز شادي هر وجودي خويش را گم مي كند

گردون تماشاي زمين با چشم انجم مي كند

درياي لطف سرمدي، بي حد تلاطم مي كند

اهل زمين را آسمان غرق تنعّم مي كند

هر غنچه بهر وا شدن چون گل تبسم مي كند

امشب كه گاه شادي بي حد و بي

اندازه شد

با دست جانان دفتر عشق علي، شيرازه شد

*****

امشب صدف، بر گوهري، يك بحر، گوهر مي دهد

يك گوهر اما از دو عالم پر بهاتر مي دهد

صرّاف كل، دردانه اي بر درج حيدر مي دهد

خود دست دختر را پدر بر دست شوهر مي دهد؟

ني ني، فلك خورشيد را بر ماه انور مي دهد؟

تبريك گو بر مصطفي جبريل از دادار شد

زهرا امانت باشد و حيدر امانت دار شد

*****

امشب علي در خانه ي خود شمع محفل مي برد

كشتيّ عصمت ناخدا را سوي ساحل مي برد

مشكل گشاي عالمي، حل مسائل مي برد

انسان كامل را ببين، با خود مكمل مي برد

هم آن به اين دل مي دهد، هم اين از آن دل مي برد

با نغمه ي جادويي اش، داوود مداحي كند

با خامه ماني كي توان اين نقش طراحي كند

*****

چشمي نديده در زمين در هر زمان مانندشان

خورشيد و مه تبريك گو بر وصلت و پيوندشان

شادي زهرا و علي پيداست از لبخندشان

لبخندشان دارد نشان از خاطر خورسندشان

شيعه مبارك باد گو، بر يازده فرزندشان

اي شيعه، دست افشان شو و تبريك بر دلها بگو

بر پاي خيز و تهنيت بر مهدي زهرا بگو

*****

اي ساقي كوثر كنار خود بهشتي رو ببين

قامت قيامت را نگر طوبي ببين مينو ببين

زين پس هلال خويش را در آن خم ابرو ببين

هم روز را در چهر او، هم شب در آن گيسو ببين

هم لاله زار رو ببين، هم نافه بار مو ببين

هر چند ماه رخ عيان امشب به تو آسان كند

روزي رسد كز چشم تو رخسار خود پنهان كند

*****

7- امشب شب سرور خدا و پيمبر است

مشخصات

مناسبت ***

سبك مرثيه

قالب قصيده

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع از صيام

تا قيام

تعداد استفاده 0

متن شعر

امشب شب سرور خدا و پيمبر است

امشب به جمع حور و ملك شور ديگر است

امشب فرشتگان همه سرمست و پايكوب

جبريل همچو گل پر و بالش معطر است

امشب تمام ارض و سماوات هر چه هست

بزم سرور ذات خداوند اكبر است

امشب ستارگان همگي نُقل مجلس اند

دامان سبز رنگ زمين پر ز اختر است

امشب شب ولادت سادات عالم است

امشب شب عروسي زهرا و حيدر است

امشب به عرش زمزمه ي شادي علي است

امشب شب مبارك دامادي علي است

*****

پيغمبران تمام امم را خبر كنيد

امشب همه به سوي مدينه سفر كند

اسفند دود كرده و مشعل به روي دست

از چار سو به چهره ي مولا نظر كنيد

خوانيد بر علي همگي مدح فاطمه

شب را به دور حجره ي زهرا سحر كنيد

قرآن به دست دور و بر ناقه ي عروس

تطهير و قدر و سجده و كوثر ز بر كنيد

بر حفظ اين امانت پيغمبر خدا

امشب دعا به جان علي بيشتر كنيد

بنت اسد كه بوده ملك دست بوس تو

عيدي بده كه فاطمه گشته عروس تو

*****

اين مهر و مه كه هر دو شريف و مكرّمند

با نورشان محيط به عرش معظّمند

پيش از وجود خلقت، تا بعد روز حشر

با هم هماره بوده و پيوسته با همند

پيش از هبوط آدم و حوا در اين زمين

ام و اب و سلاله ي حوا و آدمند

منظومه ي مباركه ي آسمان وحي

مصداق نور و معني آيات محكمند

محصول اين زفاف بود يازده پسر

عالم فدايشان كه امامان عالمند

اولادشان به روي زمين بي شماره اند

در چشم كل عرش نشينان ستاره اند

*****

عقدي كه بسته بود خداوند لايزال

تبديل شد به شام زفاف و شب وصال

جبريل ساربان شده و ناقه ي عروس

آمد به

سوي بيت علي با دو صد جلال

يك سو زمام ناقه گرفته، ز يك طرف

چون سايبان گشوده به فرق عروس بال

وقتي ز روي فاطمه مولا كشد نقاب

جا دارد ار به مأذنه گويد اذان بلال

خورشيد رقص مي كند امشب در آسمان

مه چون هلال خم شده در بزم دو حلال

جشن سرور عترت و قرآن مبارك است

وصل دو بحر لؤلؤ و مرجان مبارك است

*****

داماد كيست اسوه ي زهد و اطاعت است

شغلش دو كار، حفر قنات و زراعت است

مهر عروس چيست؟ زمين است و چار نهر

مهر دگر؟ به عرصه ي محشر شفاعت است

داماد را هنر چه بود غير از اين دو كار؟

شير خدا به بيشه ي سرخ شجاعت است

در بين اين دو يار چه خطي است مشترك

زهد و نماز و صبر و رضا و قناعت است

شيريني هماره ي اين زندگي ز چيست؟

مهر و وفا و عاطفه، ساعت به ساعت است

مهر عروس زير لب آهسته يا علي است

كلّ جهاز او زره مرتضي علي است

*****

اين هر دو زوج كآمده قرآن به شأنشان

داده خدا به خيل ملايك نشانشان

جبريل جاي دسته گل از جانب خدا

تطهير هديه آورد از آسمانشان

كردند سر اگر چه سه شب در گرسنگي

رمز نزول سوره ي دهر است نانشان

اطعامشان براي خداوند بود و بس

اينجا خداست مفتخر از امتحانشان

خلق جهان به پيروي اين دو زوج پاك

باغ جنان شود به حقيقت جهانشان

نه سال زندگاني شان عمر عالم است

دانشگه تمام كمالات عالم است

*****

تا مهر و ماه در يم هستي شناورند

عالم پر از سلاله ي زهرا و حيدرند

محصول اين عروسي و اين عقد با شكوه

دو قرص آفتاب، دو تابنده اخترند

گر نيك بنگري دو محمد دو فاطمه

يا دو كتاب وحي خدا يا دو كوثرند

سوگند مي خورم

به اب و ام و جدشان

كاين چارتن ز خلق دو عالم نكوترند

آن دو پسر به آدم و ذريه اش پدر

وين دو به شيعه تا ابد الدهر مادرند

جان تمام عالم خلقت فدايشان

«ميثم» بگو قصيده به مدح و ثنايشان

*****

8- نويده، سپيده، به گوش اهل دل رسيده

مشخصات

مناسبت ***

سبك ولادتي

قالب آهنگين

شاعر ناشناس

منبع زمزمه هاي ولايت 2-69

تعداد استفاده 0

متن شعر

نويده، سپيده، به گوش اهل دل رسيده

بيا كه، سعادت، عيدي اين عيد سعيده

عالم به زير، پاي عروسه

جن و ملك خاك قدمهاشو مي بوسه

رو سر همه سايه ي عشقه

شب نزول آيه ي عشقه

عيدي بگير شب شب مولاست

شب عروسي حيدر و زهراست

*****

شكوه، جووني، به يه نگاه كهكشوني

روح الامين هم، روي زمينه

دلش مي خواد خنده ي داماد و ببينه

لحظه ي طلوع راز عشقه

علي ميون نماز عشقه

عيدي بگير شب شب مولاست

شب عروسي حيدر و زهراست

*****

سروره، رو لبها، شده شبيه موج دريا

برا اين ، عروسي، چراغوني شده دو دنيا

بيايد ببينيد، آئينه ها رو

تا ببينيد اوج خدايي خدا رو

اونيكه جهانو آفريده

ما رو سر اين سفره كشيده

*****

وفا رو، صفا رو، مادري كرده انبيا رو

عروسي، كه دستش، حس مي كنه دست خدا رو

نور خدا ها، له ي عروسه

زمين و زمان پشت قباله ي عروسه

عيدي بگير شب شب مولاست

شب عروسي حيدر و زهراست

*****

9- تا پرده بر افكند ز رخساره ي ماه

مشخصات

مناسبت مدح

سبك ولادتي

قالب رباعي

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

تا پرده بر افكند ز رخساره ي ماه

غوغاي قيامتي بپا شد ناگاه

فرياد ز ذره ذره ي هستي خاست

لا حول ولا قوه الا با ا...

قبل از شهادت

1- من آن لاله ي وحي ام كه گرديده خزاني

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

من آن لاله ي وحي ام كه گرديده خزاني

قدم گشته كماني در ايام جواني

مدينه ز تو سيرم، دعا كن كه بميرم

*****

بهارم شده پاييز نمانده بر و برگم

به زودي همه ياران بنالند به مرگم

مدينه ز تو سيرم، دعا كن كه بميرم

*****

علي بي كس و تنها غريبانه نشسته

دگر كار نيايد از اين دست شكسته

مدينه ز تو سيرم، دعا كن كه بميرم

*****

من آن ياس كبودم كه چيدند ز باغم

به لب آمده جانم به دل مانده دو داغم

مدينه ز تو سيرم، دعا كن كه بميرم

*****

نه ديوار مرا كشت، نه مسمار مرا كشت

بدانيد بدانيد غم يار مرا كشت

مدينه ز تو سيرم، دعا كن كه بميرم

*****

نفس ها شده در دل، همه شعله ي آهم

تنم نقش زمين شد، علي كرد نگاهم

مدينه ز تو سيرم، دعا كن كه بميرم

*****

من و بازوي مجروح، من و صورت نيلي

كجا بر ورق گل بود طاقت سيلي

مدينه ز تو سيرم، دعا كن كه بميرم

*****

2- چه زود گشت فراموش حكم داورشان

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

چه زود گشت فراموش حكم داورشان

چه زود عهد شكستند با پيمبرشان

چه زود اجر رسالت به مصطفي دادند

چه زود رفت كلام خدا ز خاطرشان

جواب حق نمك، داده شد به غصب فدك

جزاي ختم رسل شد شرار آذرشان

دو گوشواره ي عرش خداي مي لرزيد

چو گوشواره به گلزار وحي پيكرشان

گهي به همره بابا فتاده اشك فشان

گهي به گريه دويدند دور مادرشان

همينكه مادرشان بر روي زمين افتاد

دو دست كوچك خود را زدند بر سرشان

ز ضربه اي كه به مادر رسيد فهميدند

كه شد شهيد همان پشت در برادرشان

هزار سال فزون بعد دفن اين دو شهيد

نديده كس اثر از تربت مطهرشان

علي به فاطمه مي سوخت فاطمه به علي

شراره ي دلشان بود اشك دخترشان

مغيره فاطمه را مي زد و علي مي ديد

هزار حيف كه يك تن نبود ياورشان

خدا گواست كه زهرا شهيده رفت به خاك

اگر چه نيست گروهي هنوز باورشان

3- گل خزان شده ام چراغ محفل من

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

گل خزان شده ام چراغ محفل من

دو چشم خود بگشا به خاطر دل من

اي همه هستِ علي، رفته از دست علي

داد از جدايي، داد از جدايي

زهرا

*****

علي فداي تو و سرشك ديده ي تو

تويي امام من و منم شهيده ي تو

سيدي مولا علي، كن حلالم يا علي

داد از جدايي، داد از جدايي

زهرا

*****

بهشت ختم رسل گل مدينه ي من

نفس به سينه شده شرار سينه ي من

شعله بر قلبم مزن از جدايي دم مزن

داد از جدايي، داد از جدايي

زهرا

*****

همه مصيبت من، بود مصيبت تو

بيا كه گريه كنم براي غربت تو

تو ز من تنهاتري بعد من بي ياوري

داد از جدايي، داد از جدايي

مولا

*****

ز خجلت تو و آن همه محبت تو

چكيده اشك علي به روي صورت تو

روح من از تن مرو، جان من بي من مرو

داد از جدايي، داد از جدايي

زهرا

*****

اجل ستاده و جان رسيده بر لب من

تو هستي و حسن و حسين و زينب من

غربتت از امشب است، خانه دارت زينب است

داد از جدايي، داد از جدايي

زهرا

*****

تكلم تو بود تمام دل خوشيم

نفس شمرده نزن وگرنه مي كشيم

اي تمام صبر من، بي تو عالم قبر من

داد از جدايي، داد از جدايي

زهرا

*****

قسم به جان حسين به گريه ي حسنم

شبانه غسل بده، شبانه كن كفنم

غربتم

را كن عيان از مزار بي نشان

داد از جدايي داد از جدايي

زهرا

*****

4- گل بي خار كجا، در و ديوار كجا

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

گل بي خار كجا، در و ديوار كجا

صورت حور كجا، شعله ي نار كجا

اي بني فاطمه ترسم نشود باورتان

بر در خانه شده نقش زمين مادرتان

با لگد گشت خدا، ميوه از شاخه جدا

*****

بيشه پر ولوله بود، شير در سلسله بود

در خانه كه شكست، فاطمه حامله بود

داغ يك كودك شش ماهه نصيب همه شد

قتل يك سوم سادات بني فاطمه شد

با لگد گشت خدا، ميوه از شاخه جدا

*****

مادر از پاي نشست، كودكش رفت ز دست

ميوه چون نارس بود، ناگهان شاخه شكست

طاير سوخته در بين قفس مي افتاد

او نفس مي زد و مولا ز نفس مي افتاد

با لگد گشت خدا، ميوه از شاخه جدا

*****

فاطمه يار نداشت، يك طرفدار نداشت

كاش در سينه دگر، زخم مسمار نداشت

بدن خسته كجا، ضربه ي پيوسته كجا

بوسه ي ميخ در و سينه ي بشكسته كجا

با لگد گشت خدا، ميوه از شاخه جدا

*****

كودكان لرزيدند، حال مادر ديدند

همه از اشك ز رخ، دانه بر مي چيدند

حامي مادر مظلومه فقط كودك بود

خواست گردد سپر اما قد او كوچك بود

با لگد گشت خدا، ميوه از شاخه جدا

*****

چه بر آن ماه رسيد، به فلك آه رسيد

يا علي زود بيا، قنفذ از راه رسيد

از چه بايد شرر از خانه ي مولا خيزد

چند نامرد سر يك زن تنها ريزد

با لگد گشت خدا، ميوه از

شاخه جدا

*****

اين صداي حسن است، لرزه اش بر بدن است

جگرش پاره شده، به لبش اين سخن است

اي خزان زود گل پر پر ما را كشتي

اي مغيره تو چرا مادر ما را كشتي

با لگد گشت خدا، ميوه از شاخه جدا

*****

5- اين ضرب تازيانه اين زخم مسمارم

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت

تعداد استفاده 0

متن شعر

اين ضرب تازيانه اين زخم مسمارم

دست از اميرالمؤمنين بر نمي دارم

يا ابتاه يا ابتاه يا رسول ا...(2)

*****

امت به ما زجر و ستم بي عدد دادند

اجر رسالت تو را با لگد دادند

يا ابتاه يا ابتاه يا رسول ا...(2)

*****

بنگر به حال دخترت يا رسول ا...

شد آيه آيه كوثرت يا رسول ا...

يا ابتاه يا ابتاه يا رسول ا...(2)

*****

دست علي را بسته اند يا رسول ا...

دست مرا شكسته اند يا رسول ا...

يا ابتاه يا ابتاه يا رسول ا...(2)

*****

من نخل پا مال علي فاطمه هستم

غنچه ناشكفته ام رفته از دستم

يا ابتاه يا ابتاه يا رسول ا...(2)

*****

وقتي كه با غلاف تيغ شد فزون دردم

بر غربت مولا علي گريه مي كردم

يا ابتاه يا ابتاه يا رسول ا...(2)

*****

زخم دل مولا فزون، عمر من كم شد

در سن هجده سالگي قامتم خم شد

يا ابتاه يا ابتاه يا رسول ا...(2)

*****

6- من ز ثاني اشاره را ديدم

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك مرثيه

قالب رباعي

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع دو دريا اشك 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

من ز ثاني اشاره را ديدم

ضربه هاي دوباره را ديدم

مادرم رو نشان نداد ولي

قطعه ي گوشواره را ديدم

7- امير المومنين خانه نشين شد

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

امير المومنين خانه نشين شد

انسية الحورا نقش زمين شد

سادات عالم، فرياد از اين غم

زهرا زهرا زهرا، مظلومه زهرا

*****

مانده بر بازوي زهرا نشانه

هم از غلاف تيغ هم تازيانه

مدينه غوغاست، حمله به زهراست

زهرا زهرا زهرا، مظلومه زهرا

*****

آيه از سوره ي كوثر جدا شد

بين ديوار و در محسن فدا شد

گويد مدينه، از سوز سينه

زهرا زهرا زهرا، مظلومه زهرا

*****

زهرا جاري به رخ خون دلش بود

محسن آخر نديد كي قاتلش بود

از ضربت در، يكباره زد پر

زهرا زهرا زهرا، مظلومه زهرا

*****

زهرا يا ابتا از دل كشيده

رنگ مولا علي از رخ پريده

حامي مولا افتاده از پا

زهرا زهرا زهرا، مظلومه زهرا

*****

دود از بيت علي گيرد زبانه

زهرا بين در و ديوار خانه

مهدي كجايي، صاحب عزايي

زهرا زهرا زهرا، مظلومه زهرا

*****

از آه فاطمه عالم گرفته

دامان حيدر را محكم گرفته

با قلب خسته، دست شكسته

زهرا زهرا زهرا، مظلومه زهرا

*****

8- يار غريب تو منم يا علي

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك مرثيه

قالب غزل

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

يار غريب تو منم يا علي

وقف تو شد جان و تنم يا علي

حيف كه از بهر دفاعت دگر

جان نبود در بدنم يا علي

با همه دردم عوض آه آه

نام تو گشته سخنم يا علي

غربت تو فاطمه را مي كشد

اي تو غريب وطنم يا علي

تا كه غريبانه روم زير خاك

در دل شب كن كفنم يا علي

با همه دردم ز خدا خواستم

پيش تو پرپر نزنم يا علي

من به تو مي گريم و تو گريه كن

بهر حسين و حسنم يا علي

بازوي خيبر شكنت بسته شد

دست تو امروز منم يا علي

بس كه غريبم به تن خسته ام

گريه كند پيرهنم يا علي

«ميثم» دلسوخته در انجمن

سوخته با سوختنم يا علي

9- من اولين شهيده ي بيت الولايم

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك مرثيه

قالب آهنگين

شاعر سازگار حاج غلامرضا

منبع صدف نبوت 2

تعداد استفاده 0

متن شعر

من اولين شهيده ي بيت الولايم

در بين دشمن حامي شير خدايم

باشد قيامم، بهر امامم

مولا علي مولا علي حيدر يا حيدر (2)

*****

در پشت در شش ماهه ام محسن فدا شد

با تازيانه از علي دستم جدا شد

من از ولايت، كردم حمايت

مولا علي مولا علي حيدر يا حيدر (2)

*****

در ياري مولاي خود جان مي سپارم

از ضرب تازيانه ها باكي ندارم

در پشت اين در، گويم يا حيدر

مولا علي مولا علي حيدر يا حيدر (2)

*****

من شمعم و آتش شده پروانه من

فضه كجايي كشته شد دردانه من

حقم ادا شد، محسن فدا شد

مولا علي مولا علي حيدر يا حيدر (2)

*****

من در بيابان هم دگر جايي ندارم

تا رو كنم سوي اُحد پايي ندارم

باشد نجاتم، روز وفاتم

مولا علي مولا علي حيدر يا حيدر (2)

*****

اي دل شكسته شوهر خانه نشينم

من اشك غربت تو را تا كي ببينم

زهرا فدايت، گريد به جايت

مولا علي مولا علي حيدر يا حيدر (2)

*****

مسمار در بر سينه ي پاكم نوشته

زهرا به ياري علي از جان گذشته

باشد ولايت، از حق حمايت

مولا علي مولا علي حيدر يا حيدر (2)

*****

10- غير اشكم كه ز خون است تو را ياري نيست

مشخصات

مناسبت قبل از شهادت

سبك ولادتي

قالب غزل

شاعر ناشناس

منبع بايگاني

تعداد استفاده 0

متن شعر

غير اشكم كه ز خون است تو را ياري نيست

وَ مرا غير غريبي تو بيماري نيست

گر چه شادم كه اجل سايه زد آخر به سرم

خجلم بعد من ات هيچ طرفداري نيست

همه از گريه ي من خسته و بيزار شدند