فضائل شیعه

مشخصات کتاب

سرشناسه : ابن بابویه محمد بن علی 311 381ق. عنوان قراردادی : فضائل الشیعه . فارسی - عربی عنوان و نام پدیدآور : متن کامل و ترجمه کتاب فضائل شیعه/ شیخ صدوق (ره ) ؛ ترجمه و تحقیق لطیف راشدی ، سعید راشدی . مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران 1388. مشخصات ظاهری : 85 ص. شابک : 7000 ریال‮ ؛ 8000 ریال 978-964-973-138-4: وضعیت فهرست نویسی : فاپا(چاپ دوم) یادداشت : فارسی- عربی. یادداشت : چاپ اول : 1387. یادداشت : چاپ دوم. یادداشت : عنوان روی جلد: فضائل شیعه متن و ترجمه. عنوان روی جلد : فضائل شیعه متن و ترجمه. موضوع : احادیث اخلاقی -- قرن 4 ق. موضوع : احادیث شیعه -- قرن 4ق موضوع : اخلاق اسلامی شناسه افزوده : راشدی لطیف 1332 - ، مترجم شناسه افزوده : راشدی، سعید، 1360 -، مترجم شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم) رده بندی کنگره : BP248 / ‮الف 2ف6041 1388 رده بندی دیویی : 297/212 شماره کتابشناسی ملی : 1312372

مقدمه ناشر

بسم اللَّه الرحمن الرحیم الحمدللَّه الواحد الأحد، الفرد الصمد، الذی لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً أحد والصلاه علی محمّد عبده المجتبی و رسوله المصطفی، أرسله الی کافه الوری، بشیراً و نذیراً و داعیاً الی اللَّه باذنه و سراجاً منیراً وعلی أهل بیته أئمهالهدی و مصابیح الدجی، الذین أذهب اللَّه عنهم الرجس و طهرهم تطهیراً و السلام علی من اتبع الهدی.

و بعد:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: «العلماء ورثه الانبیاء»:

پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله فرمود: «عالمان و دانشمندان [دین وارث پیامبران هستند». «نهج الفصاحه»

جناب

شیخ جلیل القدر مرحوم صدوق قدس سره به حق، یکی از استوانه و پشتوانه های تعالیم اهل بیت علیهم السلام و از مفاخر، ذخایر و پاسداران مکتب انسان ساز تشیع می باشد. او با تلاش خستگی ناپذیر، تألیفات و تصنیفات گرانسنگ بی شماری از خود به میراث گذاشت؛ ایشان به عنوان شخصیتی بزرگ و سترگ مطرح است که مکتب پُربار تشیع به وجود این عالم بزرگ و نظایر این بزرگوار به خود می بالد و باید میراث آنان را پاس داشت. از جمله آثار این بزرگ مرد علم و جهاد، چند رساله پُر محتوا به نام های «صفات شیعه»، «فضایل شیعه»، «آیین دوستی» و «اعتقادات شیخ صدوق» می باشد.

یک شخص پیرو مکتب اهل بیت علیهم السلام که خود را شیعه می داند، قطعاً باید بداند که یک فرد شیعه چه فضایلی دارد. با دانستن فضایل شیعه بودن، مقام و ارزش شیعه بودن را درک می کند. کسی که فضایل شیعه را درک نمود، بدون تردید نیاز آشنایی با صفات شیعه را پیدا می کند تا به تمام این صفات ارزشمند که منشأ وحیانی دارد، خود را متصف سازد و به عنوان یک شخص شیعه مورد رضایت خداوند متعال و اهل بیت علیهم السلام هویت یابد.

این دو عنوان؛ یعنی «فضایل شیعه» و «صفات شیعه» به صورت ممتاز با متن عربی احادیث همراه با سند و منابع آنها و ترجمه گویا، روان و شیرین در اختیار شما عزیزان می باشد.

ان شاء اللَّه با مطالعه و عمل به مفاد آنها بتوانیم یک شیعه واقعی باشیم و خشنودی پروردگار متعال و اهل بیت علیهم السلام را تحصیل نماییم و مایه رشد و تعالی برای این مذهب شویم.

امیدواریم به زودی شاهد به ثمر رسیدن دو

اثر دیگر یعنی «آیین دوستی» و «عقاید شیخ صدوق» باشیم تا با عقاید یک متفکر و اندیشمند که وجود او مایه برکت و مُباهات شیعیان است آشنا شویم و نیز با کتاب «آیین دوستی» با دوستان و خلیلان مورد نظر اهل بیت علیهم السلام آشنا شده و محشور شویم که دوست نقش اساسی در شکل گیری و ساختار شخصیت روحی - معنوی تمام انسان ها دارد.

در پایان از زحمات برادر دانشمند و محب اهل بیت علیهم السلام جناب آقای لطیف راشدی که زحمت ترجمه و تحقیق این اثر گرانسنگ را بر عهده داشته اند قدردانی نموده و امید است در پناه حضرت مهدی «عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف» موفق و مؤید باشند.

«ربنا تقبّل منا و اجعله ذُخراً و زاداً لآخرتنا انک انت السمیع العلیم و فعّال لما ترید».

مدیر مسؤول انتشارات مسجد مقدّس جمکران حسین احمدی

حدیث شماره یکم

بسم اللَّه الرحمن الرحیم الحمدللّه ربّ العالمین و صلواته علی محمّد وآله الطاهرین 1. قال أبو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابویه القمّی الفقیه رضی اللَّه عنه:

قال: حدّثنا أبی رضی اللَّه عنه، قال: حدّثنا عبداللَّه بن الحسین المودَّب، عن أحمد بن علی الاصفهانی، عن محمّد بن أسلم الطوسی، قال: حدّثنا أبو رجاء [عن حمّاد بن زید، عن عبدالرحمان السرّاج عن نافع، عن ابن عمر قال:

سألنا النبی صلی الله علیه وآله عن علی بن أبی طالب علیه السلام؟

فغضب صلی الله علیه وآله ثُمَّ قال: ما بال أقوام یذکرون من منزلته من اللَّه کمنزلتی.

ألا و من أحبّ علیاً فقد أحبّنی و من أحبّنی فقد رضی اللَّه عنه و من رضی اللَّه عنه کافأه الجنّه.

ألا و من أحبّ علیاً لا یخرج من الدنیا حتّی یشرب

من الکوثر و یأکل من طوبی و یری مکانه فی الجنّه.

ألا و من أحبّ علیاً یقبل اللَّه صلاته و صیامه و قیامه و استجاب له دعاءه.

ألا و من أحبّ علیاً استغفرت له الملائکه و فتحت له أبواب الجنّه الثمانیه یدخلها من أی باب شاء بغیر حساب.

ألا و من أحبّ علیاً أعطاه اللَّه کتابه بیمینه و حاسبه حساب الأنبیاء.

ألا و من أحبّ علیاً هون اللَّه علیه سکرات الموت و جعل قبره روضه من ریاض الجنّه.

ألا و من أحبّ علیاً أعطاه اللَّه بکلّ عرق فی بدنه حوراء و شفّع فی ثمانین من أهل بیته و له بکلّ شعره فی بدنه حوراء و مدینه فی الجنّه.

ألا و من أحبّ علیاً بعث اللَّه الیه ملک الموت کما یبعث الی الأنبیاء و دفع اللَّه عنه هول منکر و نکیر و بیض وجهه و کان مع حمزه سیدالشهداء.

ألا و من أحبّ علیاً أثبت اللَّه فی قلبه الحکمه و أجری علی لسانه الصواب و فتح اللَّه علیه أبواب الرحمه.

ألا و من أحبّ علیاً سمّی فی السماوات و الأرض أسیر اللَّه.

ألا و من أحبّ علیاً ناداه ملک من تحت العرش:

یا عبداللَّه استأنف العمل، فقد غفراللَّه لک الذنوب کلّها.

ألا و من أحبّ علیاً جاء یوم القیامه و وجهه کالقمر لیله البدر.

ألا و من أحبّ علیاً وضع علی رأسه تاج الملک و البس حلّه الکرامه.

ألا و من أحبّ علیاً جاز علی الصراط کالبرق الخاطف.

ألا و من أحبّ علیاً کتب له براءه من النار و جواز علی الصراط و أمان العذاب و لم ینشر له دیوان و لم ینصب له میزان و قیل له: أدخل الجنّه بلا حساب.

ألا و من أحبّ علیاً صافحته الملائکه و زارته

الأنبیاء و قضی اللَّه له کلّ حاجه.

ألا و من أحبّ آل محمّد أمن من الحساب و المیزان و الصراط.

ألا و من مات علی حبّ آل محمّد فأنا کفیله بالجنّه مع الأنبیاء.

ألا و من مات علی بغض آل محمّد لم یشمّ رائحه الجنّه.

قال أبورجاء: کان حمّاد بن زید یفتخر بهذا و یقول هو الأمل.(1)

شیخ صدوق رحمه اللَّه علیه گفت: ابن عمر گفت: از رسول خداصلی الله علیه وآله راجع به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام سؤال کردیم، حضرت ناراحت شد(2) و فرمود:

عدّه ای در مورد علی علیه السلام گفتگو و کنجکاوی می کنند، آنها از این کارشان چه قصد و منظوری دارند؟ جایگاه او نزد خدا، همانند جایگاه من پیش پروردگار است.

بدانید! هر کس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته و هر کس مرا دوست داشته باشد، خدا از او راضی می شود و هر کس خدا از او راضی باشد، بهشت پاداش اوست.

بدانید! هر کس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، از دنیا خارج نمی شود، تا اینکه از حوض کوثر بنوشد و از درخت طوبی بخورد و جای خود را در بهشت ببیند.

بدانید! هر کس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، نماز و روزه او مورد قبول است و دعایش مستجاب می گردد.

بدانید! هرکس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، ملائکه برای او طلب آمرزش و مغفرت می کنند و درب های هشتگانه بهشت بر روی او گشوده می شود، تا از هر دری که می خواهد، بدون حساب وارد شود.

بدانید! هر کس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، خداوند در قیامت، نامه اعمالش را به دست راست او خواهد داد و حسابرسی از او، مثل حسابرسی از پیامبران است.

بدانید! هر

کس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، خداوند سکرات و سختی های مرگ را بر او آسان می کند و قبرش را برای او، باغی از باغ های بهشت قرار می دهد.

بدانید! هرکس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، خداوند به تعداد هر رگی که در بدن اوست، حورالعین به او می بخشد و شفاعتش در مورد هشتاد نفر از اقوام و نزدیکانش پذیرفته می شود و به تعداد هر مویی که در بدنش روئیده، حوریه و شهری در بهشت برای او خواهد بود.

بدانید! هرکس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، خداوند فرشته مرگ را هنگام جان دادن، به صورتی نزد او می فرستد که به نزد پیامبران می فرستد و ترس نکیر و منکر را از او برمی دارد و چهره اش را سفید و نورانی می گرداند و او را با حمزه سیدالشهداءعلیه السلام محشور می فرماید.

بدانید! هرکس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، خداوند حکمت را در دل او ثابت قرار می دهد و زبانش را به درستی و راستی گویا می کند و از لغزش و خطا محافظتش می فرماید و درهای رحمت خود را می گشاید.

بدانید! هرکس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، در آسمان و زمین اسیر عشق او نامیده می شود.

بدانید! هرکس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، فرشته ها از زیر عرش صدایش می کنند و می گویند: ای بنده خدا! عملت را از نو شروع کن که خداوند تمام گناهان تو را بخشیده است.

بدانید! هرکس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، در صحرای محشر، همانند ماه شب چهارده، نورانی وارد می شود.

بدانید! هرکس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، تاجی برسرش گذاشته و لباس های عزّت بر وی پوشانیده می شود.

بدانید! هرکس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، همانند

برق جهنده از پل صراط می گذرد.

بدانید! هر کس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، از آتش جهنّم در امان خواهد بود و اجازه عبور از صراط به وی داده می شود و برای او حسابرسی نیست و دیوان عمل او را باز نمی کنند و اعمال او را نمی سنجند و به او می گویند که بدون حساب داخل بهشت شود.

بدانید! هر کس علی علیه السلام را دوست داشته باشد، فرشتگان با او مصافحه می کنند و پیامبران علیهم السلام او را زیارت می نمایند و خداوند متعال آرزوهایش را برآورده می سازد. هرکس خاندان محمّدعلیهم السلام را دوست بدارد، از حسابرسی و سنجش اعمال و لغزش از پُلِ صراط، در امان خواهد بود.

هر کس بر دوستی خاندان محمّدعلیهم السلام بمیرد، من ضامن همنشینی او با پیامبران، در بهشت هستم.

دوری کنید از اینکه بر دشمنی خاندان محمّدعلیهم السلام بمیرید، چون بوی بهشت را استشمام نخواهید کرد.

ابو رجاء گفت: حماد بن زید به محبّت خاندان محمّدعلیهم السلام افتخار می کرد و می گفت: اصل قبولی اعمال این است.»

حدیث شماره دوم

2. حدّثنا الحسن بن عبداللَّه بن سعید [عن بن أحمد بن حمدان القشیری عن المغیره بن محمّد بن المهلّب الأزدی، عن عبدالغفار بن محمّد الکلابی، عن عمرو بن ثابت ، عن جابر، عن أبی جعفر، عن علی بن الحسین، عن أبیه علیهم السلام قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: [حبّی و] حبّ أهل بیتی نافع فی سبعه مواطن أهوالهنّ عظیمه: عند الوفاه و فی القبر و عند النشور و عند الکتاب و عند الحساب و عند المیزان و عند الصراط.(3)

امام سجادعلیه السلام فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

دوستی با اهل بیت من، در هفت جایگاه ترسناک برای

شما مفید است:

1) هنگام مرگ 2) در قبر 3) موقع برخاستن از قبور 4) وقت باز شدن پرونده اعمال 5) در حسابرسی 6) هنگام سنجش اعمال 7) عبور از پُلِ صراط.

حدیث شماره سوم

3. حدّثنا جعفر بن علی بن الحسین بن علی بن عبداللَّه بن المغیره [عن جدّه الحسن بن علی، عن جدّه عبداللَّه بن المغیره ]عن اسماعیل بن مسلم الشغیری عن الصادق جعفر بن محمّد، عن أبیه علیهم السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: أثبتکم قدماً علی الصراط أشدّکم حبّاً لأهل بیتی.(4)

امام باقرعلیه السلام فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

هرکس از شما که محبّتش به اهل بیت من، بیشتر باشد، قدمش از لغزیدن بر روی پُلِ صراط در امان تر خواهد بود.

حدیث شماره چهارم

4. حدّثنا الحسین بن ابراهیم رحمه الله [عن أحمد بن یحیی، عن بکر بن عبداللَّه عن محمّد بن عبیداللَّه، عن علی بن الحکم عن هشام عن [أبی حمزه الثمالی عن أبی جعفر محمّد بن علی، عن آبائه علیهم السلام قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله لعلی علیه السلام: یا علی! ما ثبت حبّک فی قلب امری ء مومن فزلت به قدمه علی الصراط الاّ ثبتت له قدم حتّی یدخله اللَّه بحبّک الجنّه.(5)

امام باقرعلیه السلام فرمود: پیامبرصلی الله علیه وآله به علی علیه السلام فرمود:

ای علی! محبّت تو، در دل هر مومنی که جای گیرد خداوند او را از لغزش روی پل صراط محافظت خواهد کرد و قدم های او را استوار و محکم خواهد نمود و او را به بهشت خواهد برد.

حدیث شماره پنجم

5. حدّثنا علی بن محمّد بن الحسن القزوینی أبوالحسن المعروف بابن مقبره [عن محمّد بن عبداللَّه بن عامر، عن عصام بن یوسف، عن محمّد بن أیوب الکلابی، عن عمرو بن سلیمان ]عن زید بن ثابت، قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: من أحبّ علیاً فی حیاته و بعد موته کتب اللَّه عزّوجلّ له من الأمن و الایمان ما طلعت علیه شمس و غربت.

و من أبغضه فی حیاته و بعد موته، مات موته جاهلیه و حوسب بما عمل.(6)

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

هرکس علی علیه السلام را در زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد، تا زمانی که آفتاب طلوع و غروب می کند، خداوند برای او امن و ایمان می نویسد و کسی که با او در زمان زندگی و پس از مرگش دشمنی داشته باشد، به مرگ زمان جاهلیت مُرده و از

کوچک ترین کاری که کرده، بازخواست خواهد شد.

حدیث شماره ششم

6. حدّثنا محمّد بن أحمد بن علی الأسدی المعروف بابن جراده البردعی، قال: حدثّتنا رقیه بنت اسحاق بن موسی بن جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب علیه السلام قالت: حدّثنی أبی اسحاق بن موسی بن جعفر قال: حدّثنی أبی موسی ابن جعفر، عن أبیه جعفر بن محمّد، عن أبیه محمّد بن علی، عن أبیه علی بن الحسین عن أبیه الحسین بن علی، عن أبیه أمیر المومنین علی بن أبی طالب علیه السلام، قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: لا یزول قدم عبد یوم القیامه حتی یسأل عن أربعه أشیاء: عن شبابه فیما أبلاه و عن عمره فیما أفناه و عن ماله من أین اکتسبه و فیما أنفقه و عن حبّنا أهل البیت.(7)

بنده در روز قیامت، هر قدمی که بر می دارد از این چهار چیز از او سؤال می کنند: 1) از جوانیش که در چه راهی به کار برده 2) از عمرش که در چه کاری تلف نموده 3) از مالش که از کجا به دست آورده و در کجا خرج کرده 4) از محبّت ما اهل بیت علیهم السلام.

حدیث شماره هفتم

7. حدّثنا عبداللَّه بن محمّد بن عبدالوهاب [عن أبی الحسن محمّد بن أحمد القواریری، عن أبی الحسین محمّد بن عمّار، عن اسماعیل بن توبه، عن زیاد بن عبداللَّه البکائی، عن سلیمان الأعمش ، عن أبی سعید الخدری، قال: کنا جلوساً مع رسول اللَّه صلی الله علیه وآله اذ اقیل الیه رجل فقال: یا رسول اللَّه أخبرنی عن قول اللَّه عزّوجلّ لابلیس: «أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْعالِینَ»(8) فمن هم یا رسول اللَّه الذین هم أعلی من الملائکه؟

فقال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

أنا و علی و فاطمه و الحسن و الحسین، کنّا فی سرادق العرش نسبّح اللَّه و تسبّح الملائکه بتسبیحنا قبل أن یخلق اللَّه عزّو جلّ آدم بألفی عام.

فلمّا خلق اللَّه عزّ و جلّ آدم، أمر الملائکه أن یسجدوا له و لم یأمرنا بالسجود فسجدت الملائکه کلّهم الا ابلیس فانّه أبی و لم یسجد.

فقال اللَّه تبارک و تعالی: «أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْعالِینَ» عنی من هولاء الخمسه المکتوبه أسماوهم فی سرادق العرش فنحن باب اللَّه الذی یوتی منه، بنا یهتدی المهتدون فمن أحبّنا أحبّه اللَّه و أسکنه جنّته و من أبغضنا أبغضه اللَّه و أسکنه ناره و لا یحبّنا الاّ من طاب مولده.(9)

ابوسعید خدری گفت: با رسول خدا صلی الله علیه وآله نشسته بودیم، مردی جلو آمد و عرضه داشت: یا رسول خدا! در مورد این فرموده خداوند به ابلیس «أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْعَالِینَ» «تکبر نمودی، یا از برترین ها بودی» به من خبر بده پس عالین چه کسانی هستند که از فرشتگان مقامی بالاتر دارند؟

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

دو هزار سال قبل از خلقت آدم و هنگامی که خداوند، آدم را آفرید من، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام در مقابل عرش پروردگار بودیم و او را تسبیح می گفتیم و فرشتگان به تسبیح ما، تسبیح می گفتند. به فرشتگان دستور داد که آدم را سجده کنند و به ما چنین دستوری نداد. تمام فرشتگان سجده کردند جز ابلیس که این کار را انجام نداد.

سپس خداوند بزرگ فرمود: «أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْعَالِینَ» مقصود از عالین، پنج تن بودند که نام آنها بر سرادق عرش خداوند نوشته شده بود و ما کسانی هستیم که

خلایق از طریق ما می توانند به خداوند نزدیک شوند و به وسیله ما هدایت می شوند و کسی که ما را دوست داشته باشد، خداوند او را دوست می دارد و او را در بهشت ساکن می گرداند و کسی که با ما دشمنی داشته باشد، خداوند او را دشمن می دارد و او را در آتش جهنّم جای می دهد. و این را بدان که کسی جز حلال زاده ما را دوست ندارد.

حدیث شماره هشتم

8. حدّثنا عبداللَّه بن محمّد بن عبدالوهّاب [باسناد یرفعه ]قال: حدّثنا محمّد ابن حمران، عن أبیه، عن أبی عبداللَّه جعفر بن محمّد الصادق علیه السلام قال:

خرجت أنا و أبی ذات یوم الی المسجد فاذا هو بأناس من أصحابه بین القبر و المنبر، قال: فدنا منهم و سلّم علیهم و قال:

انّی و اللَّه لاحبّ ریحکم و أرواحکم، فأعینو علی ذلک بورع و اجتهاد. و اعلموا أنّ و لایتنا لا تنال الاّ بالورع و الاجتهاد، من ائتمّ منکم بقوم فلیعمل بعملهم، أنتم شیعه اللَّه و أنتم أنصاراللَّه و أنتم السابقون الاوّلون و السابقون الآخرون و السابقون فی الدنیا الی محبّتنا و السابقون فی الآخره الی الجنّه.

ضمنت لکم الجنّه بضمان اللَّه عزّ و جلّ و ضمان النبی صلی الله علیه وآله و أنتم الطیبون و نساوکم الطیبات، کلّ مومنه حوراء و کلّ مؤمن صدّیق.

کم من مرّه قال أمیر المؤمنین علیه السلام لقنبر:

أبشروا و بشّروا فواللَّه لقد مات رسول اللَّه صلی الله علیه وآله و هو ساخط علی امّته الاّ الشیعه [ألا و انّ لکلّ شی ء عروه و عروه الدین الشیعه].

ألا و انّ لکلّ شی ء شرفاً و شرف الدین الشیعه.

ألا و انّ لکلّ شی ء سیداً و سید المجالس مجالس الشیعه.

ألا و انّ لکلّ

شی ء اماماً و امام الأرض أرض تسکنها الشیعه.

ألا و انّ لکلّ شی ء شهوه و انّ شهوه الدنیا سکنی شیعتنا فیها.

و اللَّه لولا ما فی الأرض منکم ما استکمل أهل خلافکم طیبات [ما لهم ]فی الآخره فیها من نصیب، کلّ ناصب و ان تعبّد و اجتهد منسوب الی هذه الآیه «عامِلَهٌ نّاصِبَهٌ تَصْلَی ناراً حامِیهً»(10) و من دعا لکم مخالفاً فاجابه دعائه لکم و من طلب منکم الی اللَّه تبارک و تعالی اسمه حاجه، فله مائه [و من سأل منکم مسأله فله مائه].

و من دعا دعوه فله مائه و من عمل حسنه فلا یحصی تضاعفاً و من أساء سیئه فمحمّد رسول اللَّه صلی الله علیه وآله حجّته علی تبعتها.

و اللَّه انّ صائمکم لیرتع فی ریاض الجنّه، تدعو له الملائکه بالفوز حتی یفطر و انّ حاجّکم و معتمرکم لخاصّه اللَّه عزّو جلّ و انّکم جمیعاً لأهل دعوه اللَّه و أهل ولایته لا خوف علیکم و لا حزن، کلّکم فی الجنّه فتنافسوا فی الصالحات.

و اللَّه ما أحد أقرب من عرش اللَّه عزّوجلّ بعدنا [یوم القیامه] من شیعتنا، ما أحسن صنع اللَّه الیهم لو لا أن تفشلوا و یشمت بکم عدوّکم و یعظّم الناس ذلک لسلمّت علیکم الملائکه قبلا.

قال أمیرالمومنین علیه السلام: یخرج أهل ولایتنا من قبورهم یخاف الناس و هم لا یخافون و یحزن الناس و هم لا یحزنون.

[قال:] و قد حدّثنی محمّد بن الحسن بن الولید رحمه الله بهذا الحدیث [باسناده عن أبی بصیر، عن أبی عبداللَّه علیه السلام (مثله) إلا أنّ حدیثه لم یکن بهذا الطول (و) فی هذا زیاده لیست فی ذلک و المعانی متقاربه.(11)

روزی من و پدرم به مسجد رفتیم و میان قبر رسول خداصلی

الله علیه وآله و منبرش، به عدّه ای از اصحاب او برخورد کردیم. به آنان نزدیک شدیم، پدرم به آنها سلام کرد و فرمود:

به خدا قسم! بو و جان های شما را دوست دارم، پس با پرهیزگاری و جهاد با نفس به این محبّت و رابطه کمک کنید و بدانید که ولایت و دوستی ما جز با دوری از گناه و پرهیزگاری و تلاش در راه حق، به دست نمی آید. هر کس از عدّه ای پیروی کند، باید مانند آنها رفتار نماید، شما شیعه و حزب و یاران خدا هستید، پیشی گیرندگان اوّل و آخرید، در دنیا برای محبّت به ما و در آخرت برای وارد شدن به بهشت، سبقت گیرنده هستید.

بهشت را به ضمانت خدا و رسولش برای شما ضمانت کردم، شما و زنانتان پاک هستید. هر زن مؤمنی حوری است و هر مرد مؤمنی، راستگو و صدّیق می باشد.

امیرالمؤمنین علیه السلام بارها به غلامش قنبر فرمود: بر شما بشارت و مژده باد خوشحال باشید که به خدا قسم! رسول خداصلی الله علیه وآله از دنیا درگذشت، در حالی که بر تمامی امّتش، جز شیعیان خشمناک و غضبناک بود.

بدانید! برای هر چیز شرفی است و شرف دین، شیعه است.

بدانید! برای هر چیزی آقایی و سروری است و سرور مجالس، جایگاه شیعیان می باشد.

بدانید! برای هر چیز رهبری است و رهبر زمین ها، آن زمینی است که شیعه در آن ساکن باشد.

بدانید! برای هر چیز تمایلی است و تمایل به دنیا، خانه ای است که شیعه ما در آن ساکن باشد.

به خدا قسم! اگر کسی از شما بر روی زمین نبود، مخالفین شما ابداً از خوبی بهره ای نمی بردند؛ آنان در آخرت نصیبی ندارند.

هر کس که دشمن ما و شما باشد، اگر در عبادت و انجام اعمال نیک پر تلاش باشد، مشمول این آیه «عَامِلَه نَّاصِبَه تَصْلی نَاراً حَامِیه» «کسانی که پیوسته عمل می کنند و خسته می شوند و در آتش سوزان وارد می گردند.» است.

اگر کسی از مخالفان برای شما دعا کند، دعای او درباره شما به استجابت خواهد رسید و اگر کسی از شما حاجتی بخواهد و یا دعایی کند، صد برابر آن، برای او خواهد بود.

اگر کسی از شما کار نیکی کند، زیادی جزای آن را نمی توان شمرد و اگر کسی از شما کار بدی کند، رسول خدا صلی الله علیه وآله از تبعات و آثار آن، جلوگیری می کند.

به خدا سوگند! روزه دار شما در باغ های بهشت قدم برمی دارد و ملائکه او را به پیروزی و رستگاری مژده می دهند، تا افطار کند. حج کننده و عمره گزارنده شما از خواص درگاه حق به حساب می آید و یقیناً همگی شما از اهل دعوت و ولایت خدا هستید و ترس و اندوهی بر شما نمی باشد، تمام شما در بهشتید، پس در انجام کارهای نیک از یکدیگر سبقت بگیرید.

به خدا قسم! پس از ما، کسی به پروردگار عالم، نزدیک تر از شما نیست. چقدر خداوند به شما نیکی کرده است، اگر چنین نبود، در کارها عاجز و ناتوان می شدید و دشمنانتان شما را سرزنش می کردند و مردم این را امری بزرگ می پنداشتند. فرشتگان با شما رو به رو می شدند و سلام می کردند.

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: دوستان ما در حالی از قبرهایشان برانگیخته می شوند که همه مردم ترسان و ناراحتند و آنان ترسی و ناراحتی ای ندارند.

حدیث شماره نهم

9. عن أبی ذرّ رضی اللَّه عنه، قال:

رأیت رسول اللَّه صلی الله علیه وآله قد ضرب کتف علی ابن أبی طالب علیه السلام بیده و قال: یا علی من أحبّنا فهو العربی و من أبغضنا فهو العلج فشیعتنا أهل البیوتات و المعادن و الشرف و من کان مولده صحیحاً.

ما علی ملّه ابراهیم علیه السلام الاّ نحن و شیعتنا و سائر الناس منها براء، ان اللَّه و ملائکته یهدمون سیئات شیعتنا کما یهدم القدوم البنیان.(12)

ابوذر رحمه الله گفت: دیدم رسول خداصلی الله علیه وآله بر کتف علی علیه السلام زد و فرمود: یا علی! هرکس ما را دوست داشته باشد، از ما است و هرکس که با ما دشمنی داشته باشد، کافر است. پس شیعیان ما اصیل زاده و با شرافتند و به صورت صحیح به دنیا آمده اند. و کسی جز ما و پیروانمان بر آیین ابراهیم علیه السلام نیست، سایر مردم از این راه دور هستند. خداوند و فرشتگان، بدی های شیعیان ما را از بین می برند، همان طور که تیشه، ساختمان را خراب می کند.

حدیث شماره دهم

10. حدّثنا عبداللَّه بن محمّد بن عبدالوهاب: قال: حدّثنا حمّاد بن یزید، عن أیوب عن عطاء، عن ابن عباس، قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: حبّ علی بن أبی طالب یأکل السیئات کما تأکل النار الحطب.(13)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

دوستی علی علیه السلام، گناهان شیعیان را از بین می برد، همان طور که آتش، هیزم را از بین می برد.

حدیث شماره یازدهم

11. و بهذا الاسناد، عن مستفاد بن محیی قال: حدّثنا زکریا بن یحیی بن أبان القسطاط، قال: حدّثنا محمّد بن زیاد، عن عقبه، عن عامر الجهنی، قال:

دخل رسول اللَّه صلی الله علیه وآله المسجد و نحن جلوس و فینا أبوبکر و عمر و عثمان و علی علیه السلام فی ناحیه، فجاء النبی صلی الله علیه وآله فجلس الی جانب علی علیه السلام فجعل ینظر یمینأ و شمالا.

ثم قال: انّ عن یمین العرش و عن یسار العرش لرجالا علی منابر من نور تتلألأ وجوههم نوراً.

قال: فقام أبوبکر و قال: بأبی أنت و امّی یا رسول اللَّه أنا منهم؟

قال له: اجلس.

ثمّ قام الیه عمر، فقال له مثل ذلک، فقال له: اجلس.

فلمّا رأی ابن مسعود ما قال لهما النبی صلی الله علیه وآله قام حتی استوی قائماً علی قدمیه، ثمّ قال: بأبی أنت و أمّی یا رسول اللَّه صفهم لنا، نعرفهم بصفتهم.

قال: فضرب علی منکب علی علیه السلام ثمّ قال: هذا و شیعته هم الفائزون.(14)

عامر جهنی گفت: رسول خداصلی الله علیه وآله وارد مسجد شد و ما نشسته بودیم و ابوبکر، عمر، عثمان و علی علیه السلام نیز در میان ما بودند. رسول خداصلی الله علیه وآله نزد علی علیه السلام نشست و به راست و چپ نگاهی کرد و فرمود:

در راست و چپ عرش، مردانی بر

منبرهایی از نور هستند که از صورت آنان نور می تابد.

ابوبکر برخاست و گفت: پدر و مادرم فدای تو باد، ای رسول خدا! من از آنانم؟

فرمود: بنشین.

سپس عمر برخاست و گفته ابوبکر را عرض کرد.

رسول خداصلی الله علیه وآله به او نیز فرمود: بنشین.

هنگامی که ابن مسعود این جریانات را دید، بلند شد و عرض کرد: پدر و مادرم فدای تو باد؛ اوصاف آنان را برایمان بگو، تا به صفت و نشانی، آنها را بشناسیم.

رسول خداصلی الله علیه وآله دست خود را بر دوش امیرالمؤمنین علیه السلام زد و فرمود: او و شیعیانش رستگارند.

حدیث شماره دوازدهم

12. حدّثنا محمّد بن موسی بن المتوکل رحمه الله، [عن عبداللَّه بن جعفر الحمیری، عن أحمد بن محمّد، عن الحسن بن محبوب عن هشام بن سالم، عن حبیب السجستانی، عن أبی جعفرعلیه السلام قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله قال اللَّه عزّ و جلّ: لاعذّ بن کلّ رعیه فی الاسلام (دانت بولایه) امام جائر ظالم لیس من اللَّه عزّوجلّ و ان کانت الرعیه فی أعمالها باره تقیه، لا وعفونّ عن کلّ رعیه فی الاسلام (دانت بولایه) امام عادل من اللَّه عزّوجلّ و ان کانت الرعیه فی أعمالها ظالمه مسیئه.(15)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: خداوند متعال فرموده است:

«هر رعیتی که به رهبر ظالمی که از طرف غیر من منصوب شده نزدیک شود و او را دوست داشته باشد، اگرچه بسیار با تقوا و نیکوکار باشد، او را عذاب می کنم و هر رعیت مسلمانی که به دوستی امام عادلی که از طرف من منصوب شده باشد، نزدیک شود، اگرچه ظالم و بدکردار باشد، او را می بخشم.

حدیث شماره سیزدهم

13. حدّثنا محمّد بن الحسن بن أحمد بن الولید رحمه الله [باسناد رفعه قال: حدّثنا المفضّل عن أبی حمزه، قال: سمعت أبا عبداللَّه علیه السلام یقول:

أنتم أهل تحیه اللَّه و سلامه و أنتم أهل اثره اللَّه و رحمته و أهل توفیق اللَّه و عصمته و أهل دعوه اللَّه و طاعته حساب علیکم و لا خوف و لاحزن.(16)

امام صادق علیه السلام فرمود:

شما شایسته درود و رحمت خدا هستید و از اکرام شدگان حق و شایسته توفیق و در پناه پروردگار و شایسته دعوت خدا و بندگی او می باشید. حسابرسی و ترس و ناراحتی برای شما نیست.

حدیث شماره چهاردهم

14. قال أبو حمزه: و سمعت أبا عبداللَّه جعفر بن محمّدعلیه السلام یقول: رفع القلم عن الشیعه بعصمه اللَّه و ولایته.(17)

امام صادق علیه السلام فرمود:

گناهان شیعیان ما نوشته نمی شود، چون خداوند آنان را محافظت می کند و در قلعه ولایت خداوند هستند.

حدیث شماره پانزدهم

15. قال أبو حمزه: و سمعت أبا عبداللَّه علیه السلام یقول:

انی لأعلم قوماً قد غفراللَّه لهم و رضی عنهم عصمهم و رحمهم و حفظهم من کلّ سوء و أیدهم و هداهم الی کلّ رشد و بلغ بهم غایه الامکان.

قیل: من هم یا أبا عبداللَّه؟ قال: اولئک شیعتنا الأبرار، شیعه علی علیه السلام.(18)

امام صادق علیه السلام فرمود:

«من گروهی را می شناسم که خداوند گناهانشان را بخشیده و از آنان راضی است و آنها را تأیید می کند و به راه راست هدایت می فرماید و به آنها در حدّ امکان رسیدگی می کند.

پرسیده شد: یا اباعبداللَّه! آنها چه کسانی هستند؟

فرمود: شیعیان نیکوکار و پیروان علی علیه السلام هستند.

حدیث شماره شانزدهم

16. و قال أبو عبداللَّه علیه السلام: نحن الشهداء علی شیعتنا و شیعتنا شهداء علی الناس و بشهاده شیعتنا یجزون و یعاقبون.(19)

امام صادق علیه السلام فرمود:

ما شاهد بر شیعیان خود هستیم و شیعیان ما، شاهد بر مردم می باشند و مردم به وسیله شهادت شیعیان به پاداش و عقاب می رسند.

حدیث شماره هفدهم

17. أبی رحمه الله قال: حدّثنی سعد بن عبداللَّه، (باسناد یرفعه) عن أبی بصیر عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

یا علی ان اللَّه وهبک حبّ المساکین والمستضعفین فی الأرض، فرضیت بهم اخواناً و رضوا بک اماماً.

فطوبی لمن أحبّک و صدّق علیک و ویل لمن أبغضک و کذّب علیک.

یا علی أنت العالم بهذه الامّه، من أحبّک فاز و من أبغضک هلک.

یا علی أنا المدینه و أنت بابها و هل توتی المدینه الاّ من بابها؟

یا علی أهل مودتک کلّ أوّاب حفیظ و کلّ ذی طمر لو أقسم علی اللَّه لبرقسمه.

یا علی اخوانک کلّ طاهر و زکی مجتهد یحبّ فیک و یبغض فیک، محتقر عند الخلق، عظیم المنزله عنداللَّه.

یا علی محبّوک جیران اللَّه فی دار الفردوس، لا یتأسّفون علی ماخلّفوا من الدنیا.

یا علی أنا ولی لمن والیت و أنا عدّو لمن عادیت.

یا علی من أحبّک فقد أحبّنی و من أبغضک فقد أبغضنی.

یا علی اخوانک الذبل الشفاه، تعرف الرهبانیه فی وجوههم.

یا علی اخوانک یفرحون فی ثلاثه مواطن: عند خروج أنفسهم و أنا شاهدهم و أنت و عند المساءله فی قبورهم وعند العرض و عند الصراط، اذا سئل سائر الخلق عن ایمانهم فلم یجیبوا.

یا علی حربک حربی و سلمک سلمی و حربی حرب اللَّه، من سالمک فقد سالم اللَّه عزّوجلّ.

یا علی بشّر اخوانک بانّ اللَّه قد رضی عنهم

اذ رضیک لهم قائداً و رضوا بک ولیاً.

یا علی أنت أمیرالمؤمنین و قائد الغرّ المحجّلین.

یا علی شیعتک المنتجبون و لو لا أنت و شیعتک ما قام للّه دین و لو لا من فی الارض منکم لما أنزلت السماء قطرها.

یا علی لک کنز فی الجنّه و أنت ذو قرنیها و شیعتک تعرف بحزب اللَّه.

یا علی أنت و شیعتک القائمون بالقسط و خیره اللَّه من خلقه.

یا علی أنا أوّل من ینفض التراب من رأسه و أنت معی، ثمّ سائر الخلق.

یا علی أنت و شیعتک علی الحوض تسقون من أحببتم و تمنعون من کرهتم و أنتم الآمنون یوم الفزع الأکبر فی ظلّ العرش، یفزع الناس و لا تفزعون و یحزن الناس و لا تحزنون، فیکم نزلت هذه الآیه «إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنّا الْحُسْنَی أُولَئِکَ عَنْها مُبْعَدُونَ لَا یسْمَعُونَ حَسِیسَها وَهُمْ فِی ما اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خلِدُونَ لَا یحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَکْبَرُ وَتَتَلَقَّیاهُمُ الْمَلَائِکَهُ هذا یوْمُکُمُ الَّذِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ»(20).

یا علی أنت و شیعتک تطلبون فی الموقف و أنتم فی الجنان تتنعّمون.

یا علی انّ الملائکه و الخزّان یشتاقون الیکم و انّ حمله العرش و الملائکه المقرّبون لیخصّونکم بالدعاء و یسألون اللَّه بمحبّتکم و یفرحون لمن قدم علیهم منهم کما یفرح الأهل بالغائب القادم بعد طول الغیبه.

یا علی شیعتک الذین یخافون اللَّه فی السرّ و ینصحونه فی العلانیه.

یا علی شیعتک الذین یتنافسون فی الدرجات، لأنّهم یلقون اللَّه و ما علیهم من ذنب.

یا علی انّ أعمال شیعتک تعرض علی کلّ یوم جمعه، فأفرح بصالح ما یبلغنی من أعمالهم و أستغفر لسیئاتهم.

یا علی ذکرک فی التوراه و ذکر شیعتک قبل أن یخلقوا بکلّ خیر و کذلک فی الانجیل [فاسأل أهل الانجیل و أهل الکتاب

یخبروک عن «الیا» مع علمک بالتوراه و الانجیل و ما أعطاک اللَّه عزّوجلّ من علم الکتاب و ان أهل الأنجیل لیتعاظمون إلیا و ما یعرفون شیعته و انّما یعرفونهم بما یجدونه فی کتبهم.

یا علی انّ أصحابک ذکرهم فی السماء أعظم من ذکر أهل الأرض لهم بالخیر فلیفرحوا بذلک و لیزدادوا اجتهاداً.

یا علی أرواح شیعتک تصعد الی السَّماء فی رقادهم، فتنظر الملائکه الیها کما ینظر الناس الی الهلال شوفاً الیهم و لما یرون من منزلتهم عنداللَّه عزّوجلّ.

یا علی قل لأصحابک العارفین بک یتنزهون عن الأعمال التی تعرفها عدوّهم فما من یوم و لا لیله إلا و رحمه اللَّه تغشاهم، فلیجتنبوا الدنس.

یا علی اشتدّ غضب اللَّه علی من قلاهم و برئ منک و منهم و استبدل بک و بهم و مال الی عدوّک و ترکک و شیعتک و اختار الضلال و نصب الحرب لک و لشیعتک و أبضغنا أهل البیت و أبغض من والاک و نصرک و اختارک و بذل مهجته و ماله فینا.

یا علی اقرئهم منّی السلام من لم أر و لم یرنی و اعلمهم أنّهم اخوانی الذین أشتاق الیهم فلیلقوا علمی الی من یبلغ القرون من بعدی و لیتمسکوا بحبل اللَّه و لیعتصموا به و لیجتهدوا فی العمل، فانّا لا نخرجهم من هدی الی ضلاله.

و أخبرهم أنّ اللَّه عنهم راض و أنّه یباهی بهم ملائکته و ینظر الیهم فی کلّ جمعه برحمته و یامر الملائکه أن یستغفروا لهم.

یا علی لا ترغب عن نصره قوم یبلغهم أو یسمعون أنّی احبّک فأحبّوک لحبی ایاک و دانوا اللَّه عزّوجلّ بذلک و أعطوک صفو الموده من قلوبهم و اختاروک علی الآباء و الاخوه و الأولاد و سلکوا طریقک

و قد حملوا علی المکاره فینا فأبوا الاّ نصرنا و بذلوا المهج فینا مع الأذی و سوء القول و ما یقاسونه من مضاضه ذلک فکن بهم رحیماً و اقنع بهم، فانّ اللَّه اختارهم بعلمه لنا من بین الخلق و خلقهم من طینتنا و استودهم سرّنا و ألزم قلوبهم معرفه حقنا و شرح صدورهم و جعلهم متمسّکین بحبلنا، لا یوثرون علینا من خالفنا مع ما یزول من الدنیا عنهم و میل الشیطان بالمکاره علیهم أیدهم اللَّه و سلک بهم طریق الهدی فاعتصموا به و الناس فی غمره الضلاله متحیرون فی الأهواء، عموا عن الحجّه و ما جاء من عنداللَّه، فهم یمسون و یصبحون فی سخط اللَّه و شیعتک علی منهاج الحقّ والاستقامه لا یستأنسون الی من خالفهم لیست الدنیا منهم و لیسوا منها.

«اولئک مصابیح الدجی، اولئک مصابیح الدجی، اولئک مصابیح الدجی».(21)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

ای علی! خداوند دوستی بیچارگان و مستضعفین را به تو بخشید و تو به برادری با آنها راضی شدی و آنان نیز به اینکه تو رهبر آنان باشی، راضی شدند. خوشا به حال کسی است که تو را دوست داشته باشد و تصدیق نماید و بیچاره کسی که دشمن تو باشد و تو را تکذیب نماید.

ای علی! تو دانشمند این امت هستی هر کس تو را دوست داشته باشد، رستگار می شود و هر کس که دشمن تو باشد، هلاک می گردد.

ای علی! من شهر هستم و تو درب آن می باشی و آیا جز از درب، می توان وارد شهر شد؟

ای علی! محبّین تو به درگاه خداوند، بسیار توبه کننده اند و بر آن مواظبت می کنند و صاحب لباس کهنه اند که اگر خدا را برای

چیزی سوگند دهند، قبول می شود.

ای علی! برادران تو از گناه پاک هستند و گرسنه و پرتلاش می باشند، دوستی شان برای تو و دشمنی آنها در راه تو می باشد. نزد مردم کوچکند ونزد خدا دارای مرتبه ای بلند می باشند.

ای علی! دوستان تو در فردوس، همسایگان خدایند و به خاطر از دست دادن مَتاع دنیا، غمگین نمی شوند.

ای علی! من دوست کسی هستم که با تو دوست است و دشمن کسی هستم که با تو دشمن است.

ای علی! هرکس تو را دوست داشته، مرا دوست داشته و هرکس با تو دشمن باشد، با من دشمن است.

ای علی! برادران تو کسانی هستند که از زیادی ریاضت و روزه داری لب هایشان چروک خورده و ترک دنیا در چهره آنان دیده می شود.

ای علی! برادران تو در سه جا شاد و خوشحال می شوند:1) هنگام جان دادن در حالی که من و تو ناظر آنان می باشیم. 2) موقع سوال و جواب قبر و عرضه اعمال 3) هنگام گذشتن از پل صراط؛ همان زمانی که از ایمان مردم سؤال می کنند و پاسخی نمی دهند.

ای علی! جنگ با تو، جنگ با من و صلح با تو، صلح با من است و جنگ با من جنگ با خدا می باشد. کسی که با تو در حال صلح است، با خدا صلح کرده است.

ای علی!به برادرانت مژده و بشارت بده که پروردگار از آنان خشنود است، چون رهبری تو را برای آنها پسندید و آنها نیز به رهبری و دوستی تو رضایت داده اند.

ای علی! تو امیرمؤمنان و پیشوای و سفیران هستی!

ای علی! شیعه تو نجیب است. و اگر تو و شیعیانت نبودید، دین خدا بر پا نمی شد و از آسمان قطره ای بر

زمین فرو نمی ریخت.

ای علی! در بهشت برای تو گنجی است و تو ذوالقرنین این امّت هستی. پیروان تو حزب اللَّه هستند.

ای علی! تو و شیعیانت قیام کنندگان برای عدالت و برگزیده الهی می باشید.

ای علی! من و تو اوّلین افرادی هستیم که از خاک بر می خیزیم و بعد از ما، سایر مردم از قبرها خارج خواهند شد.

ای علی! تو و شیعیانت دوستان خود را از حوض کوثر، سیراب می کنید و دشمنان خویش را منع می نمایید. در روز قیامت در سایه عرش خداوند در امانید، در حالی که تمام مردم در ناله، ترس و ناراحتی اند و شما از ناراحتی دور هستید.

این آیه در مورد شما نازل شده است:

«اِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُم مِنَّا الْحُسْنَی أُولَئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ، لَا یسْمَعُونَ حَسِیسَهَا وَ هُمْ فِی مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خلِدُونَ، لَا یحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَکْبَرُ وَ تَتَلقَّهُمُ الْمَلئِکَهُ هذَا یوْمُکُمُ الَّذِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ».

«کسانی که به توفیق ما، در نیکی ها سبقت گرفتند و از آن (دوزخ) دور هستند و صدای آن را نمی شنوند و از آنچه دلشان بخواهد، جاودانه متنعّم هستند. وحشت روز قیامت اندوهگین شان نسازد و فرشتگان به استقبال شان می آیند و بشارت دهند که این همان روزی است که به شما وعده داده شده بود.»

ای علی! در توقفگاه های قیامت به دنبال تو و شیعیانت هستند و حال آنکه شما در بهشت به نعمت های پروردگار خویش مشغولید.

ای علی! ملائکه و کلید داران بهشت مشتاق شما هستند و حاملان عرش و ملائکه مقرب الهی دعایشان را به شما اختصاص می دهند و از خداوند محبّت شما را می خواهند و همچون خانواده ای که از آمدن عضوی از آنها که در غیبت و سفر طولانی بود، خوشحال

می شوند، فرشتگان نیز از ورود شیعیان مسرور می گردند.

ای علی! شیعیانت در خفا از خدا می ترسند و در آشکارا بنده مطیع خدایند و مردم را به فرمانبری از حقّ، نصیحت می کنند.

ای علی! شیعیانت برای کسب درجات عالی از یکدیگر سبقت می گیرند، تا خدا را در روز قیامت، بدون گناه دیدار کنند.

ای علی! در هر جمعه، اعمال شیعیانت را به من نشان می دهند، بر اعمال نیک آنان، خوشحال می شوم و برای گناهانشان طلب آمرزش و مغفرت می کنم.

ای علی! در تورات، تو و شیعیانت به نیکی یاد شده اید، پیش از آنکه شیعیانت آفریده شده باشند و در انجیل هم تو را بزرگ می شمارند، در حالی که شیعیانت را به اندازه ای که در کتاب هایشان نوشته شده، می شناسند.

ای علی! شیعیانت را در آسمان، نیکوتر از زمین یاد می کنند. پس باید بر این نعمت خوشحالی کنند و به خاطر آن، هر لحظه تلاش خود را در بندگی پروردگار زیادتر نمایند.

ای علی! ارواح شیعیانت در خواب، به سوی آسمان بالا می روند و فرشتگان مانند کسی که هلال را می بیند، با شوق آنان را می بینند، به خاطر مقام و منزلتی که نزد خدا دارند.

ای علی! به یاران عارف خود بگو، از اعمال مخلوط به گناه که از دشمنان گرفته اند، دوری کنند و هر روز و شب رحمتی نو از طرف خداوند آنان را در بر می گیرد، پس تا می توانند از گناهان دوری کنند.

ای علی! خداوند خشم شدیدی گرفت، بر کسانی که در برابر تو و شیعیانت دشمنی کردند و از تو و آنان دوری جستند و کسانی که به جای تو و شیعیانت افراد دیگر را برگزیده اند و به سوی دشمن تو روی

آورده اند و تو و شیعیانت را ترک نموده و گمراهی را اختیار کرده اند و با تو و شیعیانت جنگ نموده اند. و نسبت به اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه وآله و دوستانت و کسانی که تو را یاری کرده و خون و جان و مال خود را در راه ما ریختند و ما را بر دیگران برگزیدند، دشمنی داشتند.

ای علی! سلام مرا به آن دسته از پیروانی که من آنها را ندیده ام و آنان هم مرا دیدار نکرده اند، برسان و بشارت ده که آنها، برادران من هستند و برای دیدار آنان مشتاق هستم. پس باید علم مرا به قرون بعد نیز برسانند و به ریسمان الهی چنگ بزنند و همراه آن باشند و در عمل کوشا باشند و بدانند که ما، آنها را از هدایت به گمراهی نمی کشانیم و به آنها خبر بده که پروردگارشان از آنها راضی است و به وجودشان بر فرشتگان خویش افتخار می کند و در هر جمعه به وسیله رحمت مخصوص خویش آنها را سرافراز می نماید و به ملائکه امر می نماید که برای آنها آمرزش بخواهند.

ای علی! از یاری رساندن به کسانی که شنیده اند من تو را دوست دارم و تو را به خاطر من دوست دارند و به این وسیله به خدا نزدیکی می جویند، دست مکش، آنها کسانی هستند که بهترین محبّت های خالصانه را به تو تسلیم کرده اند و تو را بر پدران و فرزندان خود برتری داده و راه تو را انتخاب نموده اند و همه ناراحتی ها و گفتارهای تلخ نیش دار و درد ناکی که در راه دوستی با ما تحمّل می کنند، را بر خود هموار کرده اند. پس برای آنها

دلسوز باش و فقط با آنها دوستی کن؛ چون خداوند متعال به وسیله دانایی اش، آنها را از سایر مردم برای ما انتخاب کرده و آنان را از طینت ما آفریده و سرّ ربوبیت، عبودیت، ولایت و محبّت را در دل ایشان جای داده و قلوب آنها را همراه معرفت حقّ ما کرده و دل هایشان را فراخ و گسترش داده و شرح صدر به آنان عطا فرموده و از چنگ زنندگان به ریسمان ولایت ما قرارشان داده است. آنها مخالف ما را بر ما برنمی گزینند، حتّی اگر دنیای آنها در معرض خطر قرار گیرد و حاکم بر عذاب کردنشان مداومت ورزد. خداوند دست های آنان را در دست هم می گذارد و بین آنها الفت بر قرار می کند. راه هدایت را در پیش پای آنها می گذارد تا خود را از گمراهی حفظ کنند، در حالی که سایر مردم در گمراهی و خواهش نفسانی گیج مانده و راه چپ و راست خود را نمی شناسند و از دیدن حجّت و نشانی پروردگار و آنچه از نزد او آمده محروم اند و با خشم خداوند، صبح را شام می کنند ولی شیعیان تو در راه حقّ صحیح اند، با کسانی که در راه مخالف آنها هستند، انس نمی گیرند. دنیا از آنان نیست و آنان هم از دنیا نیستند.

آنها چراغ های رفع تاریکی هستند.

حدیث شماره هجدهم

18. حدّثنا محمّد بن الحسن بن أحمد بن الولید رحمه الله، قال: حدّثنی محمّد بن الحسن الصفّار، قال: حدّثنی عباد بن سلیمان، عن محمّد بن سلیمان، عن أبیه سلیمان الدیلمی، قال: کنت عند أبی عبداللَّه علیه السلام اذ دخل علیه أبو بصیر و قد حضره النفس، فلمّا أن أخذ مجلسه قال له أبو

عبداللَّه علیه السلام:

یا أبا محمّد ما هذا النفس العالی؟ قال: جعلت فداک یابن رسول اللَّه کبر سنّی و دقّ عظمی و اقترب أجلی مع ما أنّی لا أدری علی ما أرد علیه فی آخرتی؟

فقال له أبو عبداللَّه علیه السلام: یا أبا محمّد و انّک لتقول هذا!

قال: قلت: جعلت فداک فکیف لا أقول؟

قال: یا أبا محمّد أما علمت أنّ اللَّه تبارک و تعالی یکرم الشباب منکم و یستحی من الکهول؟

قال اللَّه یکرم الشباب منکم ان یعذبهم و من الکهول ان یحاسبهم.

قال: قلت: جعلت فداک هذا لنا خاصّ أم لأهل التوحید؟

قال: فقال: لا و اللَّه الاّ لکم خاصّه دون العامّه.

(و فی الخبر) انّ اللَّه تعالی یقول: شیب المؤمنین نوری و أنا أستحی أن احرق نوری بناری و قد قیل: الشیب حلیه العقل و سمه الوقار.

قال: قلت: جعلت فداک فانّا قدرمینا بشی ء انکسرت له ظهورنا و ماتت له أفئدتنا و استحلّت به الولاه دماءنا فی حدیث رواه لهم فقهاؤهم.

قال: فقال أبوعبداللَّه علیه السلام: الرافضه؟ قال: قلت: نعم.

قال: لا و اللَّه ما هم سمّوکم به، بل انّ اللَّه سمّاکم به، أما علمت یا أبا محمّد أنّ سبعین رجلا من بنی اسرائیل رفضوا فرعون [و قومه اذ استبان لهم ضلالهم فلحقوا بموسی علیه السلام لمّا استبان لهم هداه، فسمّوا فی عسکر موسی الرافضه، لأنّهم رفضوا فرعون و کانوا أشد [أهل ذلک العسکر عباده و أشدّهم حبّاً لموسی و هارون و ذریتهما.

فأوحی اللَّه عزّو جلّ الی موسی أن أثبت لهم هذا الاسم فی التوراه فانی قدسمّیتهم به و نحلتهم ایاه، فأثبت موسی علیه السلام الاسم لهم، ثمّ ادّخر اللَّه عزّو جلّ لکم هذا الاسم حتی نحلکموه.

یا أبا محمّد رفضوا الخیر و رفضتم الشرّ

بالخیر.

تفرّق الناس کلّ فرقه و تشعبّوا کل شعبه، فانشعبتم مع أهل بیت نبیکم محمّدصلی الله علیه وآله فذهبتم حیث ذهب اللَّه و اخترتم من اختار اللَّه و أردتم من أراد اللَّه.

فابشروا ثمّ ابشروا فأنتم و اللَّه المرحومون المتقبّل من محسنکم و المتجاوز عن مسیئکم، من لم یأت اللَّه عزّو جلّ بما أنتم علیه [یوم القیامه] لم یتقبّل منه حسنه و لم یتجاوز عنه سیئه.

یا أبا محمّد [فهل سررتک؟ قال: قلت: جعلت فداک زدنی.

قال: فقال: یا أبا محمّد] انّ للَّه عزّو جلّ ملائکه تسقط الذنوب عن ظهور شیعتنا کما تسقط الریح الورق عن الشجر فی أوان سقوطه و ذلک قول اللَّه عزّوجلّ: «وَالْمَلَائِکَهُ یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ»(22).

فاستغفارهم و اللَّه لکم دون هذا الخلق، یا أبا محمّد فهل سررتک؟

قال: قلت: جعلت فداک زدنی.

قال: یا أبا محمّد ما استثنی اللَّه أحداً من أوصیاء الأنبیاء و لا أتباعهم ما خلا أمیرالمؤمنین علیه السلام و شیعته فقال فی کتابه و قوله الحقّ: «یوْمَ لَا یغْنِی مَوْلًی عَن مَّوْلًی شَیاً وَلَا هُمْ ینصَرُونَ إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»(23)

یعنی بذلک علیاً و شیعته، یا أبا محمّد فهل سررتک؟

قال: قلت: جعلت فداک زدنی.

قال: لقد ذکرکم اللَّه فی کتابه اذ یقول: «قُلْ یا عِبادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوامِن رَّحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»(24) و اللَّه ما أراد بهذا غیرکم.

یا أبا محمّد فهل سررتک؟ قال: قلت: جعلت فداک زدنی.

قال: یا أبا محمّد لقد ذکرکم اللَّه فی کتابه فقال: «إِنَّ عِبادِی لَیسَ لَکَ عَلَیهِمْ سُلْطانٌ»(25) و اللَّه ما أراد بهذا الاّ الأئمه علیهم السلام و شیعتهم.

یا أبا محمّد فهل سررتک؟ قال: قلت:

جعلت فداک زدنی. قال:

[ یا أبا محمّد لقد] ذکرکم اللَّه فی کتابه فقال: «فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِم مِنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَآءِ وَالصّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقاً»(26) و رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فی هذه الآیه من النّبیین و نحن فی هذا الموضع الصدیقون والشهداء و أنتم الصالحون، فتسّموا بالصلاح کما سمّاکم اللَّه عزّوجل.

یا أبا محمّد، فهل سررتک؟ قال: قلت: جعلت فداک زدنی. قال: یا أبا محمّد لقد ذکرکم اللَّه اذ حکی عن عدوکم و هو فی النار اذ یقول: «وَقالُوا ما لَنا لَا نَرَی رِجالاً کُنّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِیا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ»(27)

ما عنی و لا أراد بهذا غیرکم، اذ صرتم فی هذا العالم شرار الناس فأنتم و اللَّه فی الجنّه تحبرون و أنتم فی النار تطلبون.

یا أبا محمّد، فهل سررتک؟ قال: قلت: جعلت فداک زدنی. قال: یا أبا محمّد ما من آیه نزلت تقود الی الجنّه و تذکر أهلها بخیر الاّ و هی فینا و فی شیعتنا و ما من آیه نزلت تذکر أهلها بسوء و تسوق الی النار، الاّ و هی فی عدوّنا و من خالفنا.

[فهل سررتک یا أبا محمّد؟] قال: قلت: جعلت فداک زدنی.

فقال: یا أبا محمّد لیس علی ملّه ابراهیم صلی الله علیه وآله الاّ نحن و شیعتنا و سائر الناس من ذلک براء، یا أبا محمّد فهل سررتک؟(28)

سلیمان دیلمی گفت: نزد امام صادق علیه السلام بودیم که ابوبصیر نفس زنان وارد شد و هنگامی که نشست، امام صادق علیه السلام به او فرمود:

این چه حالی است که داری؟

عرض کرد: ای پسر پیامبر! سنِّ من زیاد شده و مغز استخوانم آب شده و مرگم نزدیک گشته، در حالی که نمی دانم

در آخرت چه اوضاعی خواهم داشت.

فرمود: ای ابا محمّد! تو هم چنین می گویی؟

عرض کرد: فدایت شوم، چرا نگویم!

فرمود: ای ابامحمّد! آیا نمی دانی خداوند متعال جوانان شما را گرامی داشته از اینکه عذاب کند و به پیران شما لطف نموده که از آنها حسابرسی نماید.

عرض کرد: فدایت شوم! آیا این تفضّل مخصوص ماست، یا برای تمام اهل توحید نیز می باشد؟

فرمود: نه، این فقط برای شما است، نه برای دیگران. خداوند متعال می فرماید: سفیدی مو در مؤمنین، نور من است و من شرم دارم از اینکه نورم را به وسیله آتشم بسوزانم؛ و گفته اند سفیدی مو، زینت عقل و نشانه وقار است.

عرض کرد: فدایت شوم؛ به خاطر حدیثی که فقها برایشان روایت کرده اند، ما مورد حمله قرار گرفته ایم، که پشتمان را شکسته و باعث دل مردگی ما شده است و حاکمان، خون ما را حلال دانسته اند.

امام صادق علیه السلام فرمودند: رافضه؟

عرض کرد: بلی.

فرمود: به خدا قسم! آنها، این نام را بر روی شما نگذاشته اند، بلکه پروردگار شما را به این نام نامیده است. مگر نمی دانی که گمراهی فرعون برای هفتاد مرد از بنی اسرائیل آشکار شد و او را رها کردند و به حضرت موسی علیه السلام پیوستند، موقعی که هدایت او بر آنان آشکار شد، در لشکر موسی علیه السلام به رافضه مشهور شدند، چون فرعون را رها کردند واین عدّه در بندگی خدا و محبّت به موسی علیه السلام و هارون و فرزندانش مصرّترین مردم بودند. خداوند برای موسی وحی فرستاد که این اسم را در تورات برای آنها ثبت کن که من، این نام را برای آنها قرار دادم. پس موسی علیه السلام این اسم را برای آنها ثبت

کرد، سپس خداوند بزرگ این اسم را ذخیره کرد تا به شما عنایت فرماید.

ای ابا محمّد! آنها ترک خیر کردند و شما به خاطر خیر، ترک شرّ نمودید. در حالی که مردم متفرّق شدند، شما به اهل بیت پیامبرتان پیوستید و در راهی که به خدا منتهی می شود، گام برداشتید و کسی را که خداوند انتخاب کرده، انتخاب کردید. و آنچه را که خدا اراده کرده اراده کردید پس بشارت باد شما را که مورد رحمت و عنایت پروردگارید. اعمال نیکوی شما قبول می شود و اعمال بد شما آمرزیده می گردد. هر کس از راهی که شما به سوی خدا می روید، نرود، اعمال نیکش پذیرفته نمی گردد و گناهانش بخشیده نمی شود.

ای ابا محمّد! خداوند ملائکه ای دارد که گناهان شیعیان را می ریزند، همان طور که باد، برگ درختان را می ریزد و این مصداق فرمایش خداوند در قرآن مجید است که می فرماید:

«وَ الْمَلائِکَهُ یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ»(29)، «و فرشتگان پروردگارشان را تسبیح می کنند و برای کسانی که در زمین هستند، آمرزش می خواهند.»

استغفار آنان فقط برای شما است، نه برای دیگر مردمان.

ای ابا محمّد! آیا خوشحال شدی؟

عرض کرد: فدایت شوم! زیادتر بفرما.

فرمود: ای ابا محمّد! خداوند هیچ یک از جانشینان پیامبران را استثنا قرار نداده، مگر امیرالمؤمنین علیه السلام و شیعیان او را و در قرآن فرموده:

«یوْمَ لَا یغْنِی مَوْلی عَن مَّوْلی شَیئاً وَ لَا هُمْ ینصَرُونَ الاَّ مَنْ رَحِمَ اللَّه»(30)، «روزی که هیچ دوستی، کمترین کمکی به دوستش نمی کند و از هیچ سو یاری نمی شوند مگر کسی که خدا او را مورد مرحمت قرار داده.»

مقصود این آیه، علی علیه السلام و شیعیانش هستند.

ای ابا محمّد! آیا خوشحال

شدی؟

عرض کرد: فدایت شوم! زیادتر بفرما.

فرمود: خداوند شما را در این آیه شریفه یاد کرده:

«یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُواْ عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَهِ اللَّه اِنَّ اللَّه یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»(31)؛ «ای بندگانی که بر نفس های خود ظلم کرده اید، از رحمت خدا نا امید نشوید. خداوند گناهان همه را می بخشد، او خدای آمرزنده بخشایشگر است.»

ای ابامحمّد! خوشحال شدی؟

عرض کرد: فدایت شوم! زیادتر بفرما.

فرمود: خداوند در قرآن شما را این گونه یاد نموده:

«اِنَّ عِبَادی لَیسَ لَکَ عَلَیهِمْ سَلْطان»(32)؛ «تو (شیطان) هرگز سُلطه ای بر بندگان من نخواهی یافت.»

به خدا قسم که جز ائمّه علیهم السلام و پیروانشان کسی دیگر منظور نیست.

ای ابا محمّد! آیا خوشحال شدی؟

عرض کرد فدایت شوم! زیادتر بفرما.

فرمود: خداوند در قرآن، شما را یاد کرد و فرمود:

«فَأُوْلئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّه عَلَیهِم مِنَ النَّبِیینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَآءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُوْلئِکَ رَفِیقاً»(33)؛ «آنها همنشین کسانی خواهند بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده، از پیامبران، صدّیقان، شهدا و صالحان و آنان رفیقان خوبی هستند.»

در این آیه رسول خداصلی الله علیه وآله از انبیا است و ما از صدّیقین و شهدا هستیم و شما از صالحین هستید و به صلاح و نیکی نام گذاری می شوید، همان طور که خداوند شما را نامیده است.

ای ابا محمّد! آیا مسرور شدی؟

عرض کرد: فدایت شوم! زیادتر بفرما.

فرمود: هنگامی که خداوند از دشمن شما حکایت می کند که در آتش است، شما را یاد کرده است:

«و قالوا مَا لَنَا لاَ نَرَی رجالا کُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ، أَتَّخَذْنَهُمْ سِخْرِیاً أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ»(34)؛ «چه شده مردانی را که از اشرارشان می شمردیم و آنها را به مسخره می گرفتیم،

نمی بینیم (در دوزخ نیستند) یا چشمان ما بر آنها نمی افتد.»

منظور در این آیه کسی غیر از شما نیست؛ چون در این دنیا در نظر مردم بدترین مردمان بودید، در حالی که در بهشت غرق در نعمت های خداوند هستید و شما را در دوزخ جستجو می کنند.

ای ابا محمّد! آیا خوشحال شدی؟

عرض کرد: فدایت شوم! زیادتر بفرما.

ای ابا محمّد! آیه ای پیرامون بهشت و اهل آن نازل نشده، مگر آنکه درباره ما و پیروان ما است و آیه ای پیرامون جهنم نازل نشده، مگر اینکه درباره دشمن ما و کسی که مخالف ما است، نازل شده است.

عرض کرد: فدایت شوم! زیادتر بفرما.

سپس فرمود: ای ابا محمّد! بر دین و مذهب حنیف ابراهیم علیه السلام جز ما و شیعیان ما کسی نیست و سایر مردم از این راه بدورند.

ای ابا محمّد! آیا خوشحال شدی؟

عرض کرد: کافی است.

حدیث شماره نوزدهم

19. أبی رحمه الله، قال: حدّثنی سعد بن عبداللَّه قال: حدّثنی عباد بن سلیمان [عن محمّد بن سلیمان، عن أبیه عن أبان بن تغلب، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال: قلت: جعلت فداک «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ»(35).

قال: فقال: من أکرمه اللَّه بولایتنا فقد جاز العقبه و نحن تلک العقبه، من اقتحمها نجا. قال: فسکت، ثمّ قال: هلّا افیدک حرفاً خیراً فیها من الدنیا و ما فیها؟

قال: قلت: بلی، جعلت فداک.

قال: قوله تعالی: «فَکُّ رَقَبَهٍ»(36) الناس کلّهم عبید النار غیرک و أصحابک فانّ اللَّه عزّوجلّ فکّ رقابکم من النار بولایتنا أهل البیت(37).

ابان بن تَغْلِب گفت: به امام صادق علیه السلام عرض شد: فدایت شوم معنی این آیه «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ»(38)؛ «به عقبه تکلیف تن در نداد» چیست؟.

فرمود: کسی که خداوند ولایت ما را به او کرامت فرماید،

از عقبه می گذرد و ما آن عقبه هستیم که هرکس از آن بگذرد، نجات می یابد. پس مکثی کرد و سپس فرمود: آیا سخنی به تو بگویم که خیری در آن باشد و از دنیا و هرچه در آن هست، بهتر باشد؟

عرض کرد: بله، فدایت شوم.

فرمود: فرموده خداوند تعالی «فَکُّ رَّقَبَه»(39)، «آزاد کردن بندگان» تمام مردم اسیر آتش اند، غیر از تو و یارانت که خداوند جلّ جلاله گردن های شما را از زنجیرهای آتشین دوزخ به خاطر دوستی ما اهل بیت عصمت، نجات داده است.

حدیث شماره بیستم

20. و بهذا الاسناد عن سلیمان الدیلمی، عن أبی بصیر، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال: قال امیرالمؤمنین علیه السلام: أنا الراعی، راعی الأنام، أ فتری الراعی لا یعرف غنمه؟

قال: فقام الیه جویریه و قال: یا أمیرالمومنین فمن غنمک؟

قال: صفر الوجوه، ذبل الشفاه من ذکر اللَّه.(40)

امیرالمومنین علیه السلام فرمود:

من چوپان مردم هستم. آیا فکر می کنی چوپان گلّه خود را نمی شناسد؟

جویریه عرض کرد: یا امیرالمومنین! گلّه تو چه کسانی هستند؟

فرمود: کسانی که از بسیار یاد کردن خداوند، چهره هایی زرد و لب هایی خشکیده دارند.

حدیث شماره بیست و یکم

21. و بهذا الاسناد عن سلیمان، عن عثمان بن أسلم عن معاویه الدهنی، قال: قلت لأبی عبداللَّه علیه السلام: جعلت فداک هذا الحدیث الّذی سمعته منک ما تفسیره؟

قال: و ما هو؟ قلت: «انّ المؤمن ینظر بنور اللَّه».

فقال: یا معاویه انّ اللَّه خلق المؤمنین من نوره و صنعهم من رحمته و اتّخذ میثاقهم لنا فی الولایه علی معرفته، یوم عرّفهم نفسه، فالمؤمن أخوالمؤمن لأبیه و امّه أبوه النور و امّه الرحمه، انّما ینظر بذلک النور الّذی خلق منه.(41)

معاویه دُهْنی گفت: به امام صادق علیه السلام عرض کردم:

فدایت شوم! تفسیر این حدیثی که از شما شنیدم، چیست؟

فرمود: آن حدیث کدام است؟

عرض کردم: مومن به نور خدا، نگاه می کند.

فرمود: ای معاویه! خداوند مؤمنین را از نور خودش آفرید و از رحمت خود، آنان را ساخت و از آنها برای ولایت ما عهد و پیمان گرفت بر پایه شناسایی خودش، روزی که خود را به آنها شناسانید، مومن برادر مومن از یک پدر و مادر است، پدرش نور و مادرش رحمت است. مومن به این نوری که از آن آفریده شده، نگاه می کند.

حدیث شماره بیست و دوم

22. و بهذا الاسناد عن سلیمان، عن داود بن کثیر الرقّی، قال: دخلت علی أبی عبداللَّه علیه السلام فقلت له: جعلت فداک، قوله تعالی: «وَإِنِّی لَغَفّارٌ لِّمَن تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدَی (42) فما هذا الهدی بعد التوبه و الایمان و العمل الصالح؟

قال: فقال: معرفه الأئمّه و اللَّه امام [بعد امام(43)].

داوود بن کثیر رقی گفت: نزد امام صادق علیه السلام رفتم و عرض کردم:

فدایت شوم! خداوند متعال فرموده است:

«وَ اِنِّی لَغَفَّار لِمَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَلِحاً ثُمَّ اهْتَدَی ؛ «و من کسی را که توبه کند و

ایمان آورد و اعمال شایسته به جا آورد و سپس هدایت یابد را می آمرزم.»

معنی این هدایت آخرین، بعد از توبه و ایمان و عمل صالح چیست؟

فرمود: قسم به خدا معرفت ائمّه است، امامی پس از امام دیگر.

حدیث شماره بیست و سوم

23. أبی رحمه الله، قال: حدّثنی سعد بن عبداللَّه، عن عباد بن سلیمان، عن سدیر الصیرفی، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال: دخلت علیه و عنده أبوبصیر و میسره و عدّه من جلسائه، فلمّا أن أخذت مجلسی أقبل علی بوجهه و قال:

یا سدیر، أما أنّ ولینا لیعبداللَّه قائماً و قاعداً و نائماً و حیاً و میتا. قال: قلت: جعلت فداک امّا عبادته قائماً و قاعداً وحیا فقد عرفنا فکیف یعبداللَّه نائماً و مینا؟

قال: انّ ولینا لیضع رأسه فیرقد، فاذا کان وقت الصلاه و کّل به ملکین خلقا فی الأرض لم یصعدا الی السماء و لم یریا ملکوتها فیصلیان عنده حتّی ینتبه فیکتب اللَّه ثواب صلاتهما له و الرکعه من صلاتهما تعدل ألف صلاه من صلاه الآدمیین.

و انّ ولینا لیقبضه اللَّه الیه، فیصعد ملکاه الی السماء فیقولان:

یا ربّنا عبدک (فلان بن فلان) انقطع و استوفی أجله و لأنت أعلم منّا بذلک فائذن لنا نعبدک فی آفاق سمائک و أطراف أرضک.

قال: فیوحی اللَّه الیهما: انّ فی سمائی لمن یعبدنی و مالی فی عبادته من حاجه بل هو أحوج الیها و انّ فی أرضی لمن یعبدنی حقّ عبادتی و ما خلقت خلقاً أحوج الی منه، [فاهبطا الی قبر ولیی . فیقولان: یا ربّنا من هذا یسعد بحبّک ایاه؟

قال: فیوحی اللَّه الیهما: ذلک من أخذ میثاقه بمحمّد عبدی و وصیه و ذریتهما بالولایه، اهطبا الی قبر ولیی (فلان بن فلان)، فصلیا عنده الی أن

أبعثه فی القیامه.

قال: فیهبط الملکان، فیصلیان عند القبر الی أن یبعثه اللَّه فیکتب ثواب صلاتهما له و الرکعه من صلاتهما تعدل ألف صلاه من صلاه الآدمیین.

قال سدیر: جعلت فداک یابن رسول اللَّه فأذن ولیکم نائماً و میتاً أعبد منه حیاً و قائماً؟ قال: فقال:

هیهات یا سدیر انّ ولینا لیؤمن علی اللَّه عزّوجلّ یوم القیامه فیجیز أمانه.(44)

سُدیر صیرفی گفت: نزد امام صادق علیه السلام رفتم، در حالی که ابوبصیر و میسره و عدّه ای از یارانش نزد او بودند، هنگامی که نشستم، رو به من کرد و فرمود:

ای سدیر! دوست ما در حال ایستاده، نشسته، خوابیده، بیداری، زنده بودن و مرگش، خدا را پرستش می کند.

عرض کردم: فدای تو شوم! بندگی در حال ایستاده، نشسته و زنده بودن را شناختم ولی پروردگار در خواب و مرگ چگونه عبادت می شود؟

فرمود: هنگامی که دوست ما سر خود را بر زمین می گذارد و می خوابد، در هنگام نمازش دو فرشته که در زمین خلق شده اند و به آسمان نرفته اند و ملکوت آسمان ها را ندیده اند، موکّل می شوند که در نزد او نماز بخوانند، تا زمانی که بیدار شود خداوند متعال ثواب نماز این دو فرشته را برای او می نویسد، در حالی که یک رکعت نماز آن دو، برابر هزار نمازی است که آدمیان به جای می آورند.

دوستی از دوستان ما را قبض روح می کنند، آن دو فرشته به آسمان بالا می روند و به خداوند می گویند خدایا! بنده تو، فلانی، مرده است و تو خود این خبر را بهتر می دانی. به ما اجازه بده که تو را در آسمان و زمین نیایش کنیم.

وحی می آید که: چه کسی می تواند در آسمانم، مرا آن طور که شایسته است، عبادت

کند، در حالی که من به نیایش او نیازی ندارم، بلکه اوست که نیازمند آن است. و چه کسی در زمین است که مرا به شایستگی بندگی نماید، در حالی که آفریده ای از او نیازمندتر به خود، نیافریده ام.

فرشتگان عرض می کنند: پس چه کسی به وسیله محبّت تو خوشبخت می شود؟

وحی می رسد: کسی که از او اقرار و پیمان به نبوّت بنده من محمّدصلی الله علیه وآله و ولایت و دوستی جانشین او و فرزندان پاکش گرفته شده است. به قبر دوست من، فلانی بروید و تا زمانی که از خاک برانگیخته شود، نزد او بمانید و نماز بخوانید.

سپس امام علیه السلام فرمود: آن دو فرشته پایین آمده و نزد قبر او می روند و به نیایش پروردگار مشغول می شوند، تا روز قیامت فرا رسد و مزد نمازهای آن دو را برای او می نویسند، که هر رکعت نمازشان برابر هزار نماز آدمیان است.

سدیر عرض کرد: فدای تو شوم! بنابراین دوست شما که خواب و مرده است، از دوستی که بیدار و زنده است، عابدتر می باشد.

فرمود: هیهات، ای سدیر! دوست ما در روز قیامت برای دیگران امان از آتش دوزخ می طلبد و به او اجازه شفاعت و امان داده می شود.

حدیث شماره بیست و چهارم

24. و بهذا الاسناد، عن سدیر، قال: قلت لأبی عبداللَّه علیه السلام: جعلت فداک یابن رسول اللَّه هل یکره المومن علی قبض روحه؟ قال: لا [واللَّه انّه اذا أتاه ملک الموت لیقبض روحه جزع عند ذلک، فیقول له ملک الموت: یا ولی اللَّه لا تجزع فو الذی بعث محمّداًصلی الله علیه وآله بالحقّ لأنا أبرّ بک و أشفق علیک من الوالد الرحیم لولده حین یحضره، افتح عینیک و انظر. قال:

و یمثّل له رسول اللَّه صلی الله علیه وآله و أمیرالمومنین و فاطمه و الحسن و الحسین و الأئمّهعلیهم السلام [فیقول له:] هم رفقاوک.

قال: فیفتح عینیه و ینظر و تنادی روحه من قبل العرش: «یا أیتها النفس المطمئنّه ارجعی الی محمّد و أهل بیته الی ربّک راضیه بالولایه، مرضیه بالثواب فادخلی فی عبادی - یعنی محمّداً و أهل بیته - و ادخلی جنّتی».

قال: فما من شی ء أحب الیه من انسلال روحه و اللّحوق بالمنادی.(45)

سدیر گفت: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم! آیا مومن از قبض روحش ناراحت می شود؟

فرمود: نه؛ هنگامی که فرشته مرگ برای گرفتن جانش می آید، او ناله می کند، فرشته مرگ به او می گوید: ای دوست خدا! ناله مکن، قسم به آن خدایی که محمّدصلی الله علیه وآله را به درستی برانگیخته، من از پدرِ دلسوز به پسرش، نسبت به تو دلسوزتر و نیکوکارترم. نگاه کن که چه می بینی؟

در برابر چشمانش پیغمبر خدا، امیرالمومنین، فاطمه، حسن، حسین و ائمّه ی اطهارعلیهم السلام ظاهر می شوند.

به او می گویند: اینان دوستان تو هستند. چشمان خود را باز می کند و به آنها نگاه می کند. و از عرش به روح می گویند: ای نفس مطمئن به محمّد و خاندان محمّد! به سوی پروردگارت باز گرد که تو خشنود به ولایت هستی و خداوند نیز رضایت خود را با ثواب دادن ابراز می کند، پس در میان بندگانم - یعنی محمّد و خاندانش - و در بهشت داخل شو. در چنین حالی هیچ چیزی نزد او محبوب تر از این نیست که جانش از بدنش جدا شده و به ندا کننده بپیوندند.

حدیث شماره بیست و پنجم

25. أبی رحمه الله قال: حدّثنی سعد بن عبداللَّه

[باسناد یرفعه ]عن معاویه ابن عمّار، عن جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن جّده علیهم السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: اذا کان یوم القیامه یوتی بأقوام علی منابر من نور تتلألأ وجوههم کالقمر لیله البدر، یغبطهم الأوّلون و الآخرون.

ثمّ: سکت، ثمّ أعاد الکلام ثلاثاً.

فقال عمر بن الخطاب: بأبی أنت و أمّی هم الشهداء؟ قال: هم الشهداء و لیس هم الشهداء الّذین تظنّون.

قال: هم الأنبیاء؟ [قال: هم الأنبیاء و لیس هم الأنبیاء الذین تظنّون

قال: هم الأوصیاء؟ قال: هم الأوصیاء و لیس هم الأوصیاء الّذین تظنّون.

قال:فمن أهل السماءأومن أهل الأرض؟قال:هم من أهل الأرض.

قال: فاخبرنی من هم؟

قال: فأومأ بیده الی علی علیه السلام فقال:

هذا و شیعته، ما یبغضه من قریش الاّ سفاحی و لا من الأنصار الاّ یهودی و لا من العرب الاّ دعی و لا من سائر الناس الاّ شقی، یا عمر! کذب من زعم أنّه یحبّنی و یبغض علیاً.(46)

پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: هنگامی که روز قیامت فرا رسد، عدّه ای بر منبرهایی از نور می آیند که صورت آنان همانند ماه شب چهارده می درخشد و اوّلین و آخرین مردم، به آنها حسرت می ورزند. از سخن باز ایستاد و سپس این جملات را سه بار تکرار کرد.

عمر بن خطاب عرض کرد: پدر و مادرم فدای تو باد، این افراد شهدا هستند؟

فرمود: شهدا هستند ولی نه آن شهدایی که شما خیال می کنید!

عرض کرد: انبیا هستند فرمود: انبیا هستند ولی نه آن انبیایی که شما خیال می کنید.

عرض کرد: جانشینان پیامبران هستند؟

فرمود: اوصیایند ولی نه آن جانشینانی که در خاطر خود می گذرانید!

عرض کرد: آسمانی یا زمینی هستند؟

فرمود: زمینی اند.

عرض کرد: اینان چه کسانی هستند؟

رسول خدا صلی الله علیه وآله با دستش به علی علیه السلام اشاره کرد

و فرمود: او و شیعیانش هستند. از قریش، جز کسی که حرام زاده باشد و از نژاد و مذاهب دیگر، جز یهودی و از عرب، جز مشکوک در نسب و از دیگر مردمان، جز بدبخت، کسی دشمن او نیست.

ای عمر! دروغ می گوید کسی که گمان می کند، مرا دوست دارد، در حالی که با علی دشمن است.

حدیث شماره بیست و ششم

26. حدّثنی محمّد بن الحسن بن أحمد بن الولید رحمه الله، قال: حدّثنی محمّد ابن الحسن الصفّار [باسناد یرفعه عن محمّد بن قیس بن عامر بن السمط، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: یأتی یوم القیامه قوم علیهم ثیاب من نور، علی وجوههم نور یعرفون بآثار السجود، یتخطّون صفّاً بعد صفّ حتّی یصیروا بین یدی ربّ العالمین یغبطهم النبیون و الملائکه و الشهداء و الصالحون.

فقال له عمر بن الخطاب: من هولاء یا رسول اللَّه الذین یغبطهم النبیون و الملائکه و الشهداء و الصالحون؟ قال: اولئک شیعتنا و علی امامهم.(47)

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

در روز قیامت گروهی که لباس هایی از نور به تن دارند و چهره ای نورانی دارند وارد صحرای محشر می شوند. از جای سجودشان شناخته می شوند. صفوف را می شکافند و به جلو می آیند تا در صفِ اوّل در برابر خداوند قرار می گیرند. پیغمبران و فرشتگان و شهداء و نیکوکاران به حال آنان غبطه می خورند.

عمر بن خطاب گفت: اینها چه کسانی هستند؟

فرمود: این افراد پیروان ما می باشند؛ که علی علیه السلام پیشرو آنان است.

حدیث شماره بیست و هفتم

27. حدّثنی محمّد بن الحسن بن أحمد بن الولید رحمه الله، قال: حدّثنی محمّد ابن الحسن الصفّار [عن محمّد بن الحسین، عن عبداللَّه بن جبله] عن معاویه ابن عمّار، عن أبی عبداللَّه علیه السلام، عن أبیه، عن جدّه علیهم السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله لعلی: یا علی لقد مثلت الی امّتی فی الطین حتّی رأیت صغیرهم و کبیرهم أرواحا قبل أن یخلق أجسادهم و انّی مررت بک و بشیعتک فاستغفرت لکم. فقال علی: یا نبی اللَّه زدنی فیهم. قال: نعم، یا علی تخرج أنت

و شیعتک من قبورکم و وجوهکم کالقمر لیله البدر و قد فرّجت عنکم الشدائد و ذهبت عنکم الأحزان، تستظلّون تحت العرش، تخاف الناس و لا تخافون و تحزن الناس و لا تحزنون و توضع لکم مائده و الناس فی المحاسبه.(48)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

ای علی علیه السلام! امّت من در عالم طینت، در مقابل من ظاهر شدند، تا اینکه کوچک و بزرگ آنها را دیدم. آنها، ارواحی بودند، قبل از آنکه بدن هایشان آفریده شود و من به نزد تو و شیعیانت رسیدم و برایتان طلب آمرزش کردم.

علی علیه السلام عرض کرد: ای پیامبر خدا! بیشتر بفرما.

فرمود: ای علی! تو و شیعیانت، با چهره هایی همچون ماه تابان بیرون می آیید و سختی ها بر شما هموار می شود و بدون هراس و ترسی در زیر سایه عرش خداوند آرام می گیرید، در حالی که مردم هراسناک هستند و شما نمی ترسید و مردم ناراحت هستند و شما ناراحتی ندارید و شما بر سر سفره خداوند هستید و مردم گرفتار حسابرسی می باشند.

حدیث شماره بیست و هشتم

28. أبی رحمه الله، قال: حدّثنا [أحمد بن ادریس: قال: حدّثنا یعقوب بن یزید عن محمّد بن أبی عمیر] عن محمّد القبطی قال: سمعت أبا عبداللَّه علیه السلام یقول: الناس أغفلوا قول رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فی علی علیه السلام یوم غدیر خمّ، کما أغفلوا قوله یوم مشربه امّ ابراهیم، أتی الناس یعودونه فجاء علی علیه السلام لیدنو من رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فلم یجد مکاناً، فلمّا رأی رسول اللَّه صلی الله علیه وآله أنّهم لا یفرّجون لعلی علیه السلام قال:

یا معشر الناس هؤلاء أهل بیتی تستخفّون بهم و أنا حی بین ظهرانیکم!؟ أما و اللَّه لئن غبت فانّ

اللَّه لا یغیب عنکم، انّ الروح والراحه والرضوان والبشری والحبّ والمحبّه لمن ائتمّ بعلی و تولاّه و سلّم له و للاوصیاء من بعده، حقّ علی أن ادخلهم فی شفاعتی لأنّهم أتباعی، فمن تبعنی فانّه منّی، مثل جری فی من ابراهیم لأنّی من ابراهیم و ابراهیم منّی و دینی دینه و سنّتی سنّته و فضله فضلی و أنا أفضل منه و فضلی له فضل تصدیق قول ربّی: «ذُرِّیهً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»(49)

و کان رسول اللَّه صلی الله علیه وآله قد أثبت رجله فی مشربه امّ ابراهیم حین عاده الناس.(50)

محمّد قبطی گفت: امام صادق علیه السلام فرمود: مردم سخنان رسول خدا صلی الله علیه وآله را درباره علی علیه السلام در روز غدیر خم فراموش کردند، همان طور که سخنان او را در روز مشربه امّ ابراهیم فراموش کردند. هنگامی که علی علیه السلام نزدیک رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد ولی مردم به او جایی ندادند. چون رسول خدا صلی الله علیه وآله این صحنه را مشاهده نمود، فرمود: ای مردم! اینان اهلبیت من هستند. آنها را سبک می شمارید، در حالی که من زنده و در میان شما هستم؟ به خدا قسم! اگر از شما پنهان شوم، خداوند از شما پنهان نخواهد ماند. روح، راحت، رضوان، بشارت و محبّت برای کسی است که از علی علیه السلام پیروی کند و او را دوست داشته باشد و تسلیم او و جانشینانش باشد. بر من لازم است که آنها را شفاعت کنم، برای اینکه آنها پیروان من هستند و کسی که مرا پیروی کند، از من است، همان طور که درباره ابراهیم علیه السلام وارد شده؛

چون من از ابراهیم علیه السلام و ابراهیم علیه السلام از من است و دین من، دین او و روش من، روش او و فضیلت او، فضیلت من است و من از او برترم و برتری من بر او به گواه فرمایش پروردگار است که می فرماید:

«ذُرِّیهً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَ اللَّه سَمیعٌ عَلیمٌ»؛ «فرزندانی که بعضی از آنها بر بعض دیگر برتری دارند و خداوند شنوای دانا است.»

رسول خدا صلی الله علیه وآله زمانی این مطلب را بیان داشتند که مردم در مشربه امّ ابراهیم، به خاطر درد پاهای ایشان به عیادت آمده بودند.

حدیث شماره بیست و نهم

29. أبی رحمه الله، قال: حدّثنا سعد بن عبداللَّه [باسناد یرفعه عن أبی داود الأعمی، عن أبی عبداللَّه الجدلی قال:

قال علی علیه السلام یا أبا عبداللَّه ألا احدّثک بالحسنه التی من جاء بها أمن من فزع یوم القیامه والسیئه التی من جاء بها أکبّه اللَّه علی وجهه فی النار؟ قال: قلت: بلی. قال: الحسنه حبّنا والسیئه بغضنا.(51)

ابوعبداللَّه جدلی گفت: امام علی علیه السلام به من فرمود:

ای ابو عبداللَّه! آیا می خواهی کار نیکی را به تو خبر دهم که اگر کسی به آن دست یابد، از ترس و هراس روز قیامت در امان می ماند و عمل بدی را به تو خبر دهم که اگر با آن انس گیرد، خداوند او را با صورت در آتش می اندازد؟

عرض کردم: بلی.

فرمود: آن نیکی: محبّت ما و آن بدی: دشمنی ما است.

حدیث شماره سی ام

30. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن علی، عن عاصم بن حمید، عن [أبی ]اسحاق النحوی قال: سمعت أبا عبداللَّه علیه السلام یقول:

انّ اللَّه أدّب نبیه صلی الله علیه وآله علی محبّته فقال: «وَإِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ»(52) ثم فوّض الیه فقال: «وَما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاکُمْ عَنْهُ فانتَهُوا»(53)

و قال: «مَّن یطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ»(54) و انّ رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فوّض الی علی علیه السلام فائتمنه فسلّمتم و جحد الناس، فواللَّه لنحبّکم أن تقولوا اذا قلنا و تصمتوا اذا صمتنا و نحن فیما بینکم و بین اللَّه و اللَّه ما جعل لأحد من خیر فی خلاف أمره.(55)

اسحاق نحوی گفت: امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند به رسولش آداب محبّت، را آموخت و سپس فرمود: «وَ اِنَّکَ لَعَلَی خُلُق عَظِیم»؛ «تو اخلاق برجسته ای داری.»

سپس امور دینش را به

او سپرد و فرمود: «ما ءَاتَکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَکُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ»؛ «آنچه را پیغمبر برای شما آورد، بگیرید و عمل کنید و آنچه را که شما را از آن بازداشت، عمل نکنید.»

و فرمود:

«مَن یطِع الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ»؛ «آن کس که پیغمبر را فرمان بُرد، خدا را فرمان بُرده است.»

رسول خدا صلی الله علیه وآله هم بعد از خود این امر را به علی علیه السلام واگذار نمود و او را امین دانست و شما شیعیان به او سر فرود آورید ولی دیگر مردمان قبول نکردند. به خدا قسم! شما را دوست دارم، زیرا می گویید زمانی که ما گفتیم و سکوت می کنید زمانی که ما سکوت کردیم بین شما و خدای شما گواهیم. به خدا سوگند، برای هیچ کسی در مخالفت از دستورات علی علیه السلام، خیر و خوبی قرار داده نشده است.

حدیث شماره سی و یکم

31. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن محبوب، عن العلاء عن محمّد بن مسلم، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:

انّ ذنوب المومنین مغفوره لهم فلیعمل المومن لما یستأنف، أما انّها لیست الا لأهل الایمان.(56)

امام باقر علیه السلام فرمود:

گناهان مومنان بخشیده می شود و مومن پس از آن همانند کسی است که تازه شروع به کار کرده و روشن است که این بخشش الهی، مخصوص اهل ایمان است.

حدیث شماره سی و دوم

32. و بهذا الاسناد، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:

ان اللَّه عزّ و جلّ یعطی الدنیا من یحبّ و یبغض و لا یعطی الآخره الا من أحبّ و انّ المومن لیسأل ربّه موضع سوط من الدنیا فلا یعطیه و یسأله الآخره فیعطیه ماشاء و یعطی الکافر من الدنیا قبل أن یسأله ما شاء و یسأله موضع سوط فی الآخره فلا یعطیه ایاه.(57)

امام باقرعلیه السلام فرمود:

خداوند، دنیا را به دوست و دشمن خود داد ولی بهشت را فقط برای دوستان خود اختصاص داد. مومن از خداوند به اندازه تازیانه ای از دنیا درخواست می کند، پس به او نمی دهد ولی از آخرت، هر چقدر که درخواست کند، به او می دهد. و دنیا بدون درخواست کافران به آنان داده می شود ولی هنگامی که از خداوند می خواهند که عذاب آخرت را از آنها دور کنند، جوابی نمی شنوند.

حدیث شماره سی و سوم

33. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن علی بن فضال،عن محمّد بن الفضل، عن أبی حمزه، قال: سمعت أبا عبداللَّه علیه السلام یقول:

أنتم للجنّه و الجنّه لکم، أسماوکم عندنا الصالحون و المصلحون و أنتم أهل الرضا عن اللَّه برضاه عنکم و الملائکه اخوانکم فی الخیر اذا اجتهدوا.(58)

امام صادق علیه السلام فرمود:

شما و بهشت برای یکدیگر آفریده شده اید. شما به نیکوکاران و اصلاح کنندگان نامیده می شوید شما از خداوند خشنود خواهید شد به سبب رضایت خدا از شما و اگر در انجام اعمال نیک تلاش کنید، ملائکه برادران شما هستند.

حدیث شماره سی و چهارم

34. و بهذا الاسناد قال: قال أبو عبداللَّه علیه السلام:

دیارکم لکم جنّه و قبورکم لکم جنّه، للجنّه خلقتم و الی الجنه تصیرون.(59)

امام صادق علیه السلام فرمود:

شهرها و قبرهای شما برایتان بهشت است. شما برای بهشت خلق شده اید و به آنجا هم خواهید رفت.

حدیث شماره سی و پنجم

35. و بهذا الاسناد قال: سمعته یقول:

إذا قام المومن فی الصلاه، بعث اللَّه الحور العین حتّی یحدقن به، فاذا انصرف و لم یسأل اللَّه منهن شیئاً تفرقنّ و هنّ متعجّبات.(60)

امام صادق علیه السلام فرمود:

زمانی که مؤمن نماز می خواند، خداوند متعال حورالعین را می فرستد که اطراف او باشند و هنگامی که مؤمن نماز را تمام نمود و آنها را از خداوند متعال درخواست نکرد، آنها باتعجّب از دور او پراکنده می شوند.

حدیث شماره سی و ششم

36. حدّثنی [محمّد بن الحسن بن أحمد بن الولید، عن ]محمّد بن الحسن الصفار [عن محمّد بن الحسین بن أبی الخطاب، عن الحسن بن علی النعمان عن الحارث بن محمّد الأحول، عن أبی عبداللَّه علیه السلام عن) أبی جعفرعلیه السلام قال: سمعته یقول:

انَّ رسول اللَّه صلی الله علیه وآله لما اسری به قال لعلی علیه السلام:

یا علی انّی رأیت فی الجنّه نهراً أبیض من اللّبن و أحلی من العسل و أشدّ استقامه: من السهم، فیه أباریق عدد نجوم السماء، علی شاطئه قباب الیاقوت الأحمر و الدر الأبیض، فضرب جبرئیل بجناحه الی جانبه، فاذا هو مسک أذفر، ثمّ قال:

و الّذی نفس محمّد بیده انّ فی الجنّه لشجراً یتصفّق بالتسبیح بصوت لم یسمع الأوّلون و الآخرون بأحسن منه، یثمر ثمراً کالرمّان و تلقی الثمره علی الرجل فیشقّها عن تسعین حلّه و المومنون علی کراسی من نور و هم الغّر المحجّلون، أنت قائدهم یوم القیامه، علی الرجل منهم نعلان شراکهما من نور یضی ء أمامه حیث شاء من الجنّه. فبیناهو کذلک اذ أشرفت علیه امرأه من فوقه تقول: سبحان اللَّه یا عبداللَّه أما لک فینا دوله؟

فیقول: من أنت؟ فتقول: أنا من اللّواتی قال اللَّه عزّوجلّ: «فلا تعلم نفس ما

اخفی لهم من قرّه أعین جزاءاً بما کانوا یعملون»(61)

ثم قال: و الذی نفس محمّد بیده انّه لیجیئه کلّ یوم سبعون ألف ملک یسمّونه باسمه و اسم أبیه.(62)

رسول خدا صلی الله علیه وآله بعد از معراج به امام علی علیه السلام فرمود:

ای علی! در بهشت نهری را دیدم که از شیر، سفیدتر و از عسل، شیرین تر و از تیر، فرو رونده تر بود. به تعداد ستارگان آسمان ها، کاسه هایی در آن بود و در کنار آن گنبدهایی از یاقوت قرمز و دُرّ سفید گذاشته بودند. جبرئیل با بالش به کنار او زد و آن مشک خوشبو بود.

سپس فرمود: قسم به آن کسی که جان محمّد صلی الله علیه وآله در دست او است، در بهشت درختی است که برگ هایش تسبیح می گویند که اوّلین و آخرین خلایق، صدایی به خوبی و خوشی آن نشنیده اند. میوه ای همانند انار می دهد که چون آن می افتد و مومن می شکافدش، به نود پرده تقسیم می شود.

مومنین بر تخت هایی از نور نشسته اند واز دست و پیشانی آنان نور می تابد و تو پیشوای آنان هستی. بر پای آنها کفش هایی است که بندهای آن از نور است و جلوی خود را از بهشت تا آنجا که بخواهد، ببیند، روشن می کند. در این حال زنی از بالا به او گوید: پاک است خدا. ای بنده خدا! خیر تو برای ما چیست؟

مؤمن گوید: تو کیستی؟

پاسخ دهد: از کنیزانی هستم که خداوند متعال پیرامون آنان فرموده:

«فَلا تَعْلَمُ نَفْس ما أُخْفِی لَهُم مِّن قُرَّهِ أَعْین جَزَآء بِمَا کَانُواْ یعْمَلُونَ»؛ «هیچ کس نمی داند، چه پاداش های مهمّی که مایه روشنی چشم هاست، برای آنان پنهان است. این پاداش کارهایی است که انجام می دادند.»

سپس فرمود: قسم

به آن کسی که جان محمّد صلی الله علیه وآله در دست اوست، هر روز هفتاد هزار فرشته نزد او می آیند که او را به نام و نام پدرش می خوانند.

حدیث شماره سی و هفتم

37. حدّثنی محمّد بن موسی بن المتوکّل [باسناد یرفعه عن مالک بن الجهنی، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال: یا مالک أ ما ترضون أن تقیموا الصلاه و تودّوا الزکاه و تکفّوا أیدیکم وتدخلوا الجنّه؟ ثمّ قال:

یا مالک انّه لیس من قوم ائتمّوا بامام فی دار الدنیا الاّ جاء یوم القیامه یلعنهم و یلعنونه، الاّ أنتم و من کان بمثل حالکم، ثمّ قال:

یا مالک من مات منکم علی هذا الأمر شهید بمنزله الضارب بسیفه فی سبیل اللَّه.

قال: و قال مالک: بینما أنا عنده ذات یوم جالس و أنا احدّث نفسی بشی ء من فضلهم، فقال لی: أنتم و اللَّه شیعتنا لا تظنّ أنّک مفرط فی أمرنا.

یا مالک انّه لایقدر علی صفه اللَّه أحد، فکما لا یقدر علی صفه اللَّه فکذلک لا یقدر علی صفه الرسول صلی الله علیه وآله و کما لا یقدر علی صفه الرسول فکذلک لا یقدر علی صفتنا و کذلک لا یقدر علی صفه المومن.

یا مالک إنّ المومن لیلقی أخاه فیصافحه فلا یزال اللَّه ینظر الیهما و الذنوب تتحاتّ عن وجوههما حتّی یتفرّقا و انّه لا یقدر علی صفه من هو هکذا.

و قال: إنّ أبی علیه السلام کان یقول: لن تطعم النار من یصف هذا الأمر.(63)

مالک جُهَنی گفت: امام صادق علیه السلام فرمود:

ای مالک! آیا نمی خواهید که نماز بخوانید و زکات بدهید و دست به حرام دراز نکنید و در عوض به بهشت بروید؟

ای مالک! هر گروهی که از رهبری در دنیا پیروی کنند، روز

قیامت، رهبر و پیرو هر دو یکدیگر را لعن می کنند، جز شماها یا هر کس که مانند شما باشد.

ای مالک! کسی از شما که بر دوستی ما بمیرد، شهید است و مانند کسی است که در راه خدا جنگیده است.

مالک گفت: روزی نزد آن حضرت بودم و با خود حدیثی از فضایل آنها می گفتم، که به من فرمود:

به خدا قسم! شما شیعیان گمان نکنید که درباره ما افراط کردید.

ای مالک! کسی نمی تواند خداوند را آنطور که شایسته است، ستایش کند و همان طور که نمی تواند خدا را توصیف کند، از وصف کردن رسول خدا صلی الله علیه وآله هم عاجز و ناتوان است و به همین صورت، ما را هم نمی تواند، توصیف کند و همچنین از تعریف مؤمن نیز درمانده و عاجز است.

ای مالک! مؤمن با برادر مؤمن خود برخورد می کند و مصافحه می نماید، در همان هنگام خداوند به آنها نظر می کند و گناهانشان را می ریزد، تا هنگامی که از یکدیگر جدا شوند. کسی توانایی ندارد چنین افرادی را آن طور که باید و شاید ستایش کند.

پدرم می فرمود: آتش، کسی را که این امر را توصیف کند نمی سوزاند.

حدیث شماره سی و هشتم

38. حدّثنی محمّد بن علی ماجیلویه، عن عمّه محمّد بن أبی القاسم [باسناد یرفعه عن عمر بن أبان الکلبی قال: قال أبو عبداللَّه علیه السلام: ما أکثر السواد!؟ قال: قلت له: أجل یابن رسول اللَّه ما أکثر السواد. فقال: أما و اللَّه ما یحجّ للَّه عزّو جلّ غیرکم و لا یصلّی الصلاتین غیرکم و لا یوتی أجره مرّتین غیرکم و انّکم لدعاه الشمس و القمر و النجوم و لکم یغفر و منکم یتقبّل.(64)

جعفر بن عمر کلبی

گفت: امام صادق علیه السلام فرمود: چه قدر مردم زیادند!

عرض کردم: بلی، یابن رسول اللَّه! چه قدر مردم زیادند!

فرمود: قسم به خدا! جز شما کسی برای خدا حج نکرد. و جز شما کسی آن دو نماز را به جا نیاورد و پاداش دو برابر نگرفت. شما داعیان و مبلغان آفتاب و ماه و ستارگانید، گناهان شما آمرزیده و اعمال نیکتان قبول می شود.

حدیث شماره سی و نهم

39. حدّثنا جعفر بن محمّد بن مسرور رحمه الله قال: حدّثنی الحسین ابن محمّد بن عامر [باسناد یرفعه عن الصباح بن سیابه، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال:

انّ الرجل لیحبّکم ومایدری ما تقولون، فیدخله اللَّه الجنّه و انّ الرجل لیبغضکم و ما یدری ما تقولون، فیدخله اللَّه النّار وانّ الرجل لیملأ صحیفته من غیر عمل.

قلت: فکیف؟ قال: یمرّ بالقوم ینالون منّا و اذا رأوه قال بعضهم لبعض: انّ هذا الرجل من شیعتهم و یمرّ بهم الرجل من شیعتنا فیرمونه و یقولون فیه فیکتب اللَّه له بذلک حسنات حتّی یملا صحیفته من غیر عمل.(65)

صباح بن سیابه گفت: امام صادق علیه السلام فرمود:

چه بسا کسی شما را در حالی که نمی داند، چه می گویید، دوست دارد و خدا او را داخل بهشت می کند و چه بسا مردی در حالی که نمی فهمد، چه می گویید، با شما دشمنی می کند و خداوند او را به آتش می برد و مردی هست که نامه عملش، بدون اینکه عمل نیکی انجام دهد، پُر می شود.

عرض کردم: چگونه چنین چیزی امکان دارد؟!

فرمود: فرد اوّل به گروهی از بدگویان ما برخورد می کند و هنگامی که او را می بینند، بعضی از آنها می گویند: این مرد از پیروان آنها است و فرد دوّم هنگامی که شیعه ما می گذرد،

او را مورد تهمت قرار داده و درباره او آنچه را که نباید بگوید، می گوید. پس خداوند توانا حسناتی در نامه اعمال این شیعه می نویسد، بدون اینکه عملی کرده باشد.

حدیث شماره چهلم

40. أبی رحمه الله قال: حدّثنی سعد بن عبداللَّه [باسناد یرفعه عن منصور الصیقل، قال: کنت عند أبی عبداللَّه علیه السلام فی فسطاطه بمنی، فنظر الی الناس فقال: یأکلون الحرام و یلبسون الحرام و ینکحون الحرام. ولکن أنتم تأکلون الحلال و تلبسون الحلال و تنکحون الحلال.

واللَّه ما یحجّ غیرکم و لا یتقبّل الاّ منکم.(66)

منصور صیقل گفت: نزد امام صادق علیه السلام در منی بودیم، ایشان به مردم نظری افکند و فرمود:

آنها، حرام می خورند، حرام می پوشند و به حرام ازدواج می کنند ولی شما، حلال می خورید، حلال می پوشید و به حلال ازدواج می کنید. به خدا سوگند! جز شما کسی حج نیاورده و عملی غیر از عمل شما پذیرفته نمی شود.

حدیث شماره چهل و یکم

41. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن علی بن عاصم بن حمید، عن عمر بن حنظله، قال: قال أبو عبداللَّه علیه السلام: یا عمر انّ اللَّه یعطی الدنیا لمن یحبّ و یبغض و لا یعطی هذا الأمر الاّ صفوته من خلقه، أنتم و اللَّه علی دینی و دین آبائی ابراهیم و اسماعیل، لا أعنی علی بن الحسین و لا الباقرعلیهم السلام و لو کان هولاء علی دین هولاء.(67)

عمر بن حنظله گفت: امام صادق علیه السلام فرمود:

«ای عمر! خداوند، دنیا را به دوست و دشمنش می دهد ولی دوستی ما را فقط به منتخبان خلایقش می دهد. به خدا قسم! شما دین من و دین پدرانم ابراهیم و اسماعیل علیهم السلام را دارید و منظورم پدران نزدیکم مثل علی بن الحسین و محمّد باقرعلیهم السلام نیست، گرچه این ها هم بر دین آنها هستند، منظورم این است که شماها بر دین پدران گذشته ما از پیامبران هستید.

حدیث شماره چهل و دوم

42. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن علی، عن علی بن عقبه، عن موسی النمیری، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال: أتی رسول اللَّه صلی الله علیه وآله رجل، فقال:

یا رسول اللَّه انّی لا حبّک. فقال انّک لتحبّنی؟

فقال: واللَّه انّی لا حبّک. فقال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: أنت مع من أحببت.(68)

امام صادق علیه السلام فرمود:

مردی نزد رسول خداصلی الله علیه وآله آمد و عرضه داشت: ای رسول خدا! تو را دوست دارم. حضرت فرمود: آیا تو مرا دوست داری؟ عرض کرد: به خدا قسم که هرآینه تو را دوست دارم.

فرمود: تو با کسی که دوستش داری، خواهی بود.

حدیث شماره چهل و سوم

43. حدّثنا محمّد بن علی بن ماجیلویه رحمه الله، قال: حدّثنا محمّد بن یحیی [باسناده یرفعه ]عن حنظله، عن میسر قال: سمعت أبا الحسن الرضا علیه السلام یقول:

لا یری منکم فی النار إثنان، لا واللَّه و لا واحد. قال: فقلت:

أین ذلک من کتاب اللَّه؟ فأمسک عنّی سنه قال: فانّی معه ذات یوم فی الطواف اذ قال: لی یا میسر الیوم أذن لی فی جوابک عن مسألتک کذا. قال: قلت:

فأین هو من القرآن؟ فقال: فی سوره «الرحمن» و هو قول اللَّه عزّوجلّ: «فَیوْمَئِذٍ لَّا یسَْلُ عَن ذَنْبِهِ - منکم - إِنسٌ وَلَا جَآنٌّ»(69) فقلت له: لیس فیها «منکم»!

قال: إنّ أوّل من قد غیرها ابن أروی و ذلک أنّها حجّه علیه و علی أصحابه.

و لو لم یکن فیها «منکم» لسقط عقاب اللَّه عزّوجلّ عن خلقه.

اذا لم یسأل عن ذنبه انس و لا جانّ فلمن یعاقب اللَّه اذا یوم القیامه؟!(70)

مُیسِّر گفت: از حضرت امام رضاعلیه السلام شنیدم که فرمود:

از شما، دو نفر هم در آتش دیده نمی شود. نه، به خدا

قسم! یک نفر هم دیده نمی شود.

عرض کردم: این موضوع از کجای کتاب خدا است؟

به من پاسخ نداد تا اینکه روزی با او در طواف بودم. فرمود: ای مُیسِّر! اکنون پاسخ خویشتن را بشنو.

عرض کردم: در کجای کتاب خدا است؟

فرمود: در سوره الرّحمن.

«فَیوْمَئِذ لَّا یسْئَلُ عَن ذَنبِهِ اِنس وَ لَاجَآنٌّ»؛ «پس در آن روز بر گناه آدمیان و جنیان پرسش نخواهد شد.»

عرض کردم: در آیه لفظ «مِنْکُم» نیست!

فرمود: اوّل کسی که او را تغییر داد، ابن اروی بود و آن برهانی بر ضد او و یارانش می باشد واگر در آیه «مِنْکُم» نبود، عذاب خدا از آفریدگانش برداشته می شد. اگر از گناه تمام آدمیان و جنیان باز خواست نکند، پس خداوند در روز رستاخیر چه کسی را کیفر کند؟

حدیث شماره چهل و چهارم

44. حدّثنا محمّد بن الحسن بن الولید رحمه الله، قال: حدّثنا محمّد بن الحسن الصفّار [باسناده عن العباس بن یزید، قال: قلت لأبی عبداللَّه علیه السلام ذات یوم:

جعلت فداک، قول اللَّه عزّوجلّ: «و اذا رأیت ثمّ رأیت نعیماً و ملکاً کبیراً»؟(71)

قال: فقال لی: اذا أدخل اللَّه أهل الجنّه الجنّه، أرسل رسولا الی ولی من أولیائه فیجد الحجبه علی بابه، فیقولون له: قف حتّی نستأذن لک. فما یصل الیه رسول اللَّه الاّ باذن و هو قوله: «وَاِذَا رَأَیتَ ثَمَّ رَأَیتَ نَعِیماً وَمُلْکاً کَبِیراً».(72)

عباس بن یزید گفت: روزی به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم! این فرموده خداوند «وَاِذَا رَأَیتَ ثَمَّ رَأَیتَ نَعِیماً وَمُلْکاً کَبِیراً»؛ «و چون بنگری، آنجا را کشوری پُر نعمت و بزرگ می بینی.» را تفسیر کن.

فرمود: هنگامی که خداوند بهشتیان را وارد کند، رسولی را نزد دوستی از دوستانش می فرستد، نگهبانانی آنجا هستند که به آن

رسول می گویند: بیرون بایست، تا برایت اجازه بگیریم.

فرستاده خدا، جز با اجازه او وارد نخواهد شد و این است فرمایش خدای بزرگ: «وَإِذَا رَأَیتَ ثَمَّ رَأَیتَ نَعِیماً وَمُلْکاً کَبِیراً»(73)

حدیث شماره چهل و پنجم

45. حدّثنا محمّد بن موسی بن المتوکّل رحمه الله قال: حدّثنا محمّد بن یحیی العطّار، عن أحمد بن العیص، رفعه، عن جعفر بن محمّدعلیهم السلام قال:

اذا کان یوم القیامه نشفع فی المذنبین من شیعتنا، فأمّا المحسنون فقد نجّاهم اللَّه.(74)

امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که روز قیامت فرا رسد، گناهکاران و شیعیان را شفاعت می کنیم ولی نیکوکاران را خداوند نجات می دهد.

پی نوشتها

1) عنه البحار: 7/221 ح 133 و ج 39/277 ح 55 و ص 278 و ج 68/126 بشاره المصطفی: 43، عنه البحار: 68/124 ح 53.

2) ظاهراً سوال اعتراض گونه بوده است.

3) أمالی الصدوق: 7، الخصال: 2/360 ح 49، عنهما البحار: 27/158 ح 3.

4) عنه البحار: 8/69 ح 16 و ج 27/158 ح 5.

5) عنه البحار: 8/69 ح 17 و ج 17/158 ح 6 و ج 39/305 ح 119. أمالی الصدوق: 348.

6) علل الشرائع: 1/144 ح 11، عنه البحار: 27/89 ح 40 و ص 76 ح 7 و عن الامالی: 467 ح 27.

7) أخرجه فی البحار: 7/258 ح 1 عن أمالی الصدوق: 42 ح 9 و الخصال: 1/253 ح 125 و ج 71/180 ح 33 عن الامالی. مناقب ابن شهر آشوب: 2/4، عنه البحار: 27/311 ح 1، تحف العقول: 56 ح 163، عنه البحار: 77/160 ح 162.

8) سوره ص: 75.

9) عنه البحار: 11/142 ح 9 و ج 15/21 ح 34 و ج 25/2 ح 2 و ج 39/306 ح 121. تأویل الایات: 182 ج 1، عنه البحار: 26/346 ح 19.

10) سوره الغاشیه: 3 و 4.

11) البحار: 68/65 ح 118 عن صفات الشیعه و الصحیح عن فضائل الشیعه. الکافی: 8/213 ح 259، عنه البحار: 68/80 ح 141.

تفسیر فرات: 208، عنه البحار: 7/203 ح 90. بشاره المصطفی: 16، المستدرک: 11/272 ح 16، الوسائل: 1/66 ذ ح 11، روضه الواعظین: 347، مشکاه الانوار: 92، البرهان: 2/347 ح 3 و ج 4/453 ح 6، العوالم: 42/436 ح 4.

12) أمالی الطوسی: 119، عنه البحار: 68/23 ح 41، أمالی المفید: 169 ح 4، غایه المرام: 588 ح 1، العوالم: 42/539 ح 7 و ص 580 ح 1.

13) عنه البحار: 27/136 ح 135 و ج 39/306 ح 121 و ص 257 ذ ح 22 عن مناقب ابن شهر آشوب: 3/12، مقصد الراغب: 31 (مخطوط) العوالم: 42/170ح 7.

14) عنه البحار: 7/178 ح 15 و ج 68/66 ح 120 و اثبات الهداه: 3/442 ح 345 و العوالم: 41/98 ح 1.

15) ثواب الاعمال: 245 ح 1، عنه البحار: 25/110 ح 1 و ج 17/193 ح 51 عن غیبه النعمانی: 64 و الکافی: 1/376 ح 4 و ج 68/142 ح 88 عن الاختصاص: 254، أعلام الدین 247، اثبات الهداه: 1/237 ح 193، غایه المرام: 12 ح 11.

16) عنه البحار: 68/142 ح 89 و العوالم: 42/477 ح 1.

17) عنه البحار 68/143 ذ ح 89 و العوالم: 32/487 ح 1.

18) عنه البحار: 68/143 ذ ح 89.

19) عنه البحار: 7/325 ح 19 و ج 68/143 ذ ح 89 و العوالم: 41/134 ح 2.

20) سوره الانبیاء: 101-103.

21) عنه البحار: 39/306 ح 122 و اثبات الهداه: 3/442 ح 346 و فی البحار: 68/45 ح 91 عن بشاره المصطفی: 221. أمالی الصدوق: 450 ح 2 عنه البحار: 8/28 ح 32. تأویل الایات: 1/331 ح 18. مصباح الانوار: 164 و ص 201. العوالم: 42/258 ح 1 و ص 503 ح 3 و ص 594 ح 3.

22) سوره شوری: 5.

23) سوره الدخان: 41

- 42.

24) سوره الزمر، 53.

25) سوره الحجر: 42.

26) سوره النساء: 69.

27) سوره ص: 63-62.

28) عنه البحار: 7/179 ح 7 (قطعه) و عنه البحار: 68/52 ح 93 و عن الکافی: 8/33 ح 6 و الاختصاص: 101. تأویل الایات: 2/507 ح 8 و 9 (قطعه)، عنه البحار: 24/259 ح 9. و أخرجه فی البحار: 47/390 ح 114 عن الاختصاص.

29) سوره المومن: 7.

30) سوره دخان: 41.

31) سوره زمر: 52.

32) سوره حجر: 42.

33) سوره نساء: 69.

34) سوره ص: 62 - 63.

35) سوره البلد: 11.

36) سوره البلد: 13.

37) عنه البحار: 68/143 ح 90. الکافی: 1/430 ح 88.

38) سوره بلد: 11 و 13.

39) سوره بلد: 11.

40) عنه البحار: 68/176، ح 32؛ الوسائل: 4/1184، ح 12؛ العوالم: 42/616، ح 1.

41) بصائر الدرجات: 80 ح 2، عنه البحار: 67/74 ح 2 و العوالم: 42/359 ح 2 و ص 376 ح 2.

42) سوره طه: 82.

43) عنه البحار: 27/198 ح 64، اثبات الهداه: 1/237 ح 194. شواهد التنزیل: 1/375 ح 519، البرهان: 3/40 ح 11، العوالم: 12/149 ح 66، احقاق الحق: 14/558.

44) عنه البحار: 5/327 ح 23 و ج 68/67 ح 121 و اثبات الهداه: 2/453 ح 355 و البرهان: 4/222 ح 21، 42/574 ح 1.

45) الکافی: 3/127 ح 2، عنه البحار: 6/196 ح 49 و ج 61/48 ح 24، تأویل الایات: 2/797 ح 9، عنه البحار: 24/94 ح 7، البرهان: 4/460 ح 2، العوالم: 39/69 ح 42 و ج 42/411 ح 2.

46) عنه البحار: 7/179 ح 18 (قطعه) و ج 68/68 ح 122، مشکاه الانوار: 97، البرهان: 4/293 ح 13، العوالم: 41/105 ح 28.

47) عنه البحار: 7/180 ح 19 و ج 68/68 ح 122 و العوالم: 41/101 ح 17 و ح 42/446 ح 3.

48) عنه البحار، 7/180 ح 20 و عنه البحار:68/27 ح 50 و عن بصائر الدرجات: 84 ح 5. أعلام الدین: 282، العوالم: 42/479 ح 1.

49) سوره آل عمران: 34.

50) عنه البحار: 23/154 ملحق

ح 118. بصائر الدرجات: 53 ح 1، عنه البحار: 36/248 ح 56. أمالی الصدوق: 98 ح 10، عنه البحار:38/95 ح 12، بشاره المصطفی: 24، اثبات الهداه: 2/421 ح 285 و ص 456 ح 359، العوالم: 48/340 ح 1.

51) عنه البحار، 68/143 ذح 90، أعلام الدین: 275، العوالم: 42/581 ح 1.

52) سوره القلم، 4.

53) سوره الحشر، 7.

54) سوره النساء: 80.

55) سوره المحاسن: 1/162، عنه البحار: 2/95 ح 37، الکافی: 1/265، عنه البحار: 17/3 ح 1، بصائر الدرجات: 384 ح 4 و ص 385 ح 7، عنه البحار: 25/334 ح 13 الوسائل: 18/50 ح 32، البرهان: 4/314 ح 1، العوالم: 49/138 ح 1.

56) الکافی: 2/434 ح 6.

57) عنه البحار: 93/368 ح 2.

58) عنه البحار: 68/144 ذح 90 و العوالم: 42/460 ح 2 و ص 484 ح 1.

59) عنه البحار: 8/360 ح 26 و ج 68/144 ذ ح 90 و العوالم: 41/440 ح 27 و ج 42/457 ح 20.

60) عنه البحار: 86/17 ح 14 و عن أعلام الدین: 279 و عده الداعی: 58. الوسائل: 4/1040 ح 4.

61) سوره السجده: 17.

62) المحاسن: 1/180 ح 172، تأویل الایات: 158 ح 1، البحار: 8/138 ح 5، البرهان: 3/285 ح 7.

63) عنه البحار: 7/180 ح 21 (قطعه) و ج 68/68 ح 124 عن صفات الشیعه. الکافی: 8/146 ح 122، تنبیه الخواطر: 2/146، العوالم: 42/208 ح 5 و ص 476 ح 1.

64) بحارالانوار، ج 27، ص 184؛ مستدرک، ج 1، ص 160.

65) عنه البحار: 8/360 و ج 27/136 ح 136 و فی ج 69/246 ح 21 عن الکافی: 2/126 ح 10 (قطعه) و الکافی: 8/315 ح 495. الوسائل: 11/439 ح 1، العوالم: 12/135 ح 172، ج 41/440 ح 28 و ج 42/439 ح 1.

66) عنه البحار: 27/199 ح 65 و المستدرک: 1/23 ح 53.

67) أعلام الدین: 275، عنه البحار: 27/122 ح 107 و العوالم: 42/440 ح 2.

68) عنه البحار: 27/137 ح 137 و العوالم: 12/120 ح 72.أعلام الدین: 275.

69) سوره الرحمن: 39.

70) عنه البحار: 7/273 ح 45 و ح 8/360 ح 28. تفسیر فرات: 177، عنه

البحار:

71) سوره الدهر: 20.

72) عنه البحار: 8/197 ح 188، معانی الاخبار: 210 ح 1، البرهان: 4/415 ح 2.

73) سوره انسان، آیه 20.

74) عنه البحار: 8/59 ح 77.

درباره مركز

بسمه تعالی
هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ
آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسانند ؟
سوره زمر/ 9

مقدمه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، از سال 1385 هـ .ش تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی (قدس سره الشریف)، با فعالیت خالصانه و شبانه روزی گروهی از نخبگان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.

مرامنامه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان در راستای تسهیل و تسریع دسترسی محققین به آثار و ابزار تحقیقاتی در حوزه علوم اسلامی، و با توجه به تعدد و پراکندگی مراکز فعال در این عرصه و منابع متعدد و صعب الوصول، و با نگاهی صرفا علمی و به دور از تعصبات و جریانات اجتماعی، سیاسی، قومی و فردی، بر مبنای اجرای طرحی در قالب « مدیریت آثار تولید شده و انتشار یافته از سوی تمامی مراکز شیعه» تلاش می نماید تا مجموعه ای غنی و سرشار از کتب و مقالات پژوهشی برای متخصصین، و مطالب و مباحثی راهگشا برای فرهیختگان و عموم طبقات مردمی به زبان های مختلف و با فرمت های گوناگون تولید و در فضای مجازی به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار دهد.

اهداف:
1.بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام)
2.تقویت انگیزه عامه مردم بخصوص جوانان نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی
3.جایگزین کردن محتوای سودمند به جای مطالب بی محتوا در تلفن های همراه ، تبلت ها، رایانه ها و ...
4.سرویس دهی به محققین طلاب و دانشجو
5.گسترش فرهنگ عمومی مطالعه
6.زمینه سازی جهت تشویق انتشارات و مؤلفین برای دیجیتالی نمودن آثار خود.

سیاست ها:
1.عمل بر مبنای مجوز های قانونی
2.ارتباط با مراکز هم سو
3.پرهیز از موازی کاری
4.صرفا ارائه محتوای علمی
5.ذکر منابع نشر
بدیهی است مسئولیت تمامی آثار به عهده ی نویسنده ی آن می باشد .

فعالیت های موسسه :
1.چاپ و نشر کتاب، جزوه و ماهنامه
2.برگزاری مسابقات کتابخوانی
3.تولید نمایشگاه های مجازی: سه بعدی، پانوراما در اماکن مذهبی، گردشگری و...
4.تولید انیمیشن، بازی های رایانه ای و ...
5.ایجاد سایت اینترنتی قائمیه به آدرس: www.ghaemiyeh.com
6.تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و...
7.راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی
8.طراحی سیستم های حسابداری، رسانه ساز، موبایل ساز، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک، SMS و...
9.برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم (مجازی)
10.برگزاری دوره های تربیت مربی (مجازی)
11. تولید هزاران نرم افزار تحقیقاتی قابل اجرا در انواع رایانه، تبلت، تلفن همراه و... در 8 فرمت جهانی:
1.JAVA
2.ANDROID
3.EPUB
4.CHM
5.PDF
6.HTML
7.CHM
8.GHB
و 4 عدد مارکت با نام بازار کتاب قائمیه نسخه :
1.ANDROID
2.IOS
3.WINDOWS PHONE
4.WINDOWS
به سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی و قرار دادن بر روی وب سایت موسسه به صورت رایگان .
درپایان :
از مراکز و نهادهایی همچون دفاتر مراجع معظم تقلید و همچنین سازمان ها، نهادها، انتشارات، موسسات، مؤلفین و همه بزرگوارانی که ما را در دستیابی به این هدف یاری نموده و یا دیتا های خود را در اختیار ما قرار دادند تقدیر و تشکر می نماییم.

آدرس دفتر مرکزی:

اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109