آغاز تا پایان

مشخصات کتاب

‏سرشناسه : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
‏عنوان و نام پدیدآور : آغاز تا پایان : بررسی وقایع سیاسی- نظامی جنگ از زمینه‌ساری تهاجم عراق تا آتش‌بس/ محمد درودیان؛ نظارت بهاءالدین شیخ‌الاسلامی؛ویرایش مهدی انصاری، احمد نصرتی.
‏مشخصات نشر : تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس‏،۱۳۹۱.
‏مشخصات ظاهری : ۲۲۳ ص.
‏فروست : سیری در جنگ ایران و عراق‏؛ ۶.
‏شابک : ‏۴۸۰۰۰ ریال: ‏978-964-6315-58-7
‏یادداشت : چاپ قبلی: ‏ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ‌‏، ۱۳۸۳.‏
‏یادداشت : چاپ هفدهم.
‏موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹ - ۱۳۶۷
‏شناسه افزوده : درودیان، محمد، ‏۱۳۳۸ -‏
‏شناسه افزوده : شیخ الاسلامی، بهاءالدین، ‏۱۳۳۰ - ‏، ناظر
‏شناسه افزوده : انصاری، مهدی ‏، ۱۳۳۴ -، ویراستار
‏شناسه افزوده : نصرتی، احمد‏، ۱۳۴۲ -، ویراستار
‏شناسه افزوده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
‏شناسه افزوده : سیری در جنگ ایران و عراق‏؛[ج]۶.
‏رده بندی کنگره : ‏DSR۱۶۰۰‏/س۲س۹ ج.۶ ۱۳۹۲
‏رده بندی دیویی : ‏۹۵۵/۰۸۴۳
‏شماره کتابشناسی ملی : ۳۰۳۰۴۱۵

پیشگفتار چاپ هفتم

کتاب «آغاز تا پایان» از جمله آثار مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ است که پس از انتشار استقبال فراوان علاقه‌مندان و محققان تاریخ انقلاب اسلامی و تاریخ جنگ ایران و عراق را در پی داشته است و همچنین دانشجویان و استادان درس «تجزبه و تحلیل جنگ ایران و عراق» در دانشگاه‌های صنعتی شریف و شهید بهشتی، طی چند دوره تدریس این درس، از آن بهره برده‌اند.
«آغاز تا پایان» کتابی است نبستا جامع و مختصر که عهده‌دار توضیح، بررسی و تجزیه و تحلیل رخدادهای نظامی و سیاسی جنگ هشت ساله عراق و قدرت‌های بزرگ علیه ایران اسلامی می‌باشد. اگرچه این کتاب در تقسیم‌بندی آثار مرکز مطالعات ششمین جلد از مجموعه‌ی «سیری در جنگ ایران و عراق» محسوب شده، لیکن کتابی است مستقل که کل دوران جنگ، از زمینه‌سازی هجوم ارتش عراق تا آتش‌بس را شامل می‌شود و هرچند توجه علاقمندان مطالعه وقایع جنگ به آثار این مرکز بیشتر به دلیل دقت، سندیت و محتوای مفید آن می‌باشد، ولی توجه افزون‌تر به کتاب آغاز تا پایان به دلیل جامعیت و در عین حال اختصار آن است.

[ صفحه 8]

یکی از اهل نظر که در تمام دوران جنگ در صحنه‌های مختلف آن حضور داشته است، پس از مطالعه کتاب در یادداشتی که برای این مرکز ارسال کرده، نوشته است:
«کتاب مجموعا خوب نوشته شده، ساده، روان و برای خواننده جاذب... احساسی که از خواندن کتاب به من دست داد این بود که کتابی را مطالعه کردم که هشت سال جنگ در 200 صفحه به صورت اجمالی، مفید و جمع‌وجور تحلیل شده است و سر درگم نمی‌شوم...»
این کتاب تاکنون شش بار چاپ شده و بیش از 25000 نسخه از آن منتشر گردیده است. زمانی که نسخه‌های چاپ ششم به اتمام رسید و چاپ مجدد آن ضروری شد، با تلاش محققان و ویراستاران مرکز مطالعات مجددا ویرایش شد و اشکالات آن برطرف گردید و دوباره حروفچینی و صفحه‌آرایی شد تا در شکلی مطلوب‌تر تقدیم علاقه‌مندان شود. در اینجا از همه کسانی که در مراحل مختلف کار تحقیق، تدوین، ویرایش، آماده‌سازی و چاپ این کتاب تلاش کردند و همچنین از حسین مجیدی و هادی کریم دهنوی که مدیریت بهره‌دهی را در آماده‌سازی کتاب یاری کردند، سپاسگزاری می‌شود.
امید است این کوشش ناچیز مقبول حضرت حق جل و علا و اهل نظر قرار گیرد.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ 1383

[ صفحه 9]

مقدمه

مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران از زمان تأسیس تاکنون به عنوان یک تکلیف انقلابی و دینی با بهره‌برداری از مجموعه اسناد و نوارهای صوتی منحصر به فردی که راویان و محققانش در طول هشت سال دفاع مقدس با حضور در سطوح مختلف فرماندهی جنگ و جلسات طراحی عملیات‌های گوناگون و میدان‌های نبرد با دشمن جمع‌آوری و ثبت و ضبط کرده‌اند و همچنین با استفاده از دیگر اسناد و منابع نظامی و سیاسی مرتبط با جنگ تحمیلی که با تلاش همکاران این مرکز جمع‌آوری شده است، مجموعه‌های گوناگونی همچون: مجموعه بزرگ «روزشمار جنگ ایران و عراق»، مجموعه‌ی بزرگ «اطلس جنگ»، مجموعه‌ی «سیری در جنگ ایران و عراق»، مجموعه «گزارش عملیات» و... را طراحی کرده است که با توفیق الهی از هر مجموعه آثاری تهیه و منتشر شده است و به یاری خداوند این تلاش ادامه خواهد یافت.
مجموعه‌ی «سیری در جنگ ایران و عراق» عهده‌دار توضیح، بررسی و تجزیه و تحلیل رخدادهای سیاسی - نظامی جنگ هشت ساله می‌باشد. در این مجموعه جنگ به پنج دوره زمانی تقسیم شده و هر دوره در یک جلد گنجانده شده است که عنوان‌های آن به ترتیب سیر زمانی چنین است:
1- خونین‌شهر تا خرمشهر (از آغاز تهاجم سراسری عراق تا فتح خرمشهر در عملیات بیت‌المقدس)

[ صفحه 10]

2- خرمشهر تا فاو (پس از عملیات بیت‌المقدس تا فتح فاو در عملیات والفجر 8)
3- فاو تا شلمچه (پس از عملیات والفجر 8 تا فروریختن دیوارهای دفاعی عراق در شرق بصره در عملیات کربلای 5).
4- شلمچه تا حلبچه (پس از عملیات کربلای 5 تا انتقال منطقه نبرد از زمین به دریا و از جنوب به شمال غرب و تصرف حلبچه در عملیات والفجر 10)
5- حلبچه تا مرصاد (پس از عملیات والفجر 10 تا پذیرش قطعنامه 598 و آخرین عملیات جمهوری اسلامی ایران در منطقه چارزبر و انهدام منافقین) که در حال آماده‌سازی برای چاپ است.
به موازات تهیه جلد پنجم این مجموعه، اقدام جدیدی برای بررسی کلی و اجمالی جنگ و گنجاندن آن در یک جلد صورت گرفت که حاصل آن کتاب حاضر است. این کتاب در حالی که به دلیل تشابه کلی در روش بررسی رخدادهای جنگ در امتداد مجموعه‌ی پنج جلدی «سیری در جنگ ایران و عراق» محسوب می‌شود و آن را می‌توان ششمین جلد از این مجموعه به شمار آورد لیکن به لحاظ موضوع‌بندی جدید و سبک و سیاق فصل‌بندی آن و مهم‌تر از همه بیان جنگ از آغاز تا پایان در یک جلد، نمی‌تواند در ادامه مجموعه یاد شده باشد و بیشتر به عنوان یک کتاب مستقل قابل ارزیابی است.
کتاب حاضر در عین حال در مقایسه با مجموعه پنج جلدی «سیری در جنگ ایران و عراق» و سایر کتاب‌های منتشر شده‌ی مرکز از تفاوت‌هایی برخوردار است که به منزله ویژگی‌ها و وجه تمایزهای آن محسوب می‌شود.
1- در جلدهای یک تا پنج، حوادث سیاسی - نظامی جنگ به صورت موضوعی تقسیم‌بندی شده است، اما در این کتاب برخلاف روش‌های پیشین، سال ملاک تقسیم‌بندی و عنوان‌گذاری می‌باشد و سعی شده عناوینی انتخاب شود که وضعیت کلی حاکم بر هر سال جنگ را بیان نماید.

[ صفحه 11]

2- برای هر فصل تنها یک عنوان انتخاب شده که در ابتدای فصل قرار می‌گیرد و از انتخاب عناوین فرعی اجتناب شده است، لذا سعی بر این بوده است که انسجام مطالب هر فصل از آغاز تا پایان به گونه‌ای باشد که نیاز به عناوین فرعی را برطرف سازد.
3- در پایان هر فصل یک سؤال طرح شده است که نشان‌دهنده مسئله اصلی جنگ در همان سال است. این سال در واقع مبنای توضیح رخدادهای جنگ در سال بعد می‌باشد. به عبارت دیگر، غیر از فصل اول که بررسی زمینه‌های شکل‌گیری تجاوز عراق است و سؤال اصلی بحث درباره امکان اجتناب‌پذیری از وقوع جنگ می‌باشد و در ابتدای فصل طرح شده است، هر فصل پاسخ به یک سؤال است که در پایان فصل قبلی طرح شده است.
پس از هر فصل کتاب (به جز فصل اول) نقشه‌ای برای راهنمایی مطالعه‌کنندگان آمده است. همچنین در پایان کتاب ضمیمه‌ای با عنوان «فهرست راهنمای موضوعی» اضافه شده است که در آن موضوع‌های گوناگون کتاب به تفکیک دسته‌بندی و تنظیم شده و راهنمای بسیار خوبی برای پژوهشگران است تا به سادگی به موضوع موردنظر خود دست یابند.
مجموعه‌ی سیری در جنگ ایران و عراق با تلاش گروه کاری این مجموعه به ثمر رسیده است که بار اصلی یعنی تحقیقات و تدوین آن را برادر محمد درودیان بر دوش داشته است. ویرایش محتوایی آن را برادر بهاءالدین شیخ‌الاسلامی، ارزیابی نظامی را سردار غلامعلی رشید و ویرایش فنی و آماده‌سازی برای چاپ را برادر مهدی انصاری، تهیه نقشه‌ها را برادران اسدالله احمدی و علی‌محمد تقیئی به عهده داشتند. جلدهای یک تا چهار از این مجموعه و کتاب حاضر در زمان فرماندهی سردار محسن رضایی و با مجوز ایشان منتشر گردیده است. ضمنا جلد دوم از این مجموعه در زمان تصدی و مسئولیت برادر ابراهیم حاجی محمدزاده در مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ

[ صفحه 12]

و بقیه در زمان مسئول فعلی مرکز انتشار یافته است.
مرکز مطالعات بر خود لازم می‌داند ضمن سپاسگزاری از دست‌اندرکاران اصلی این مجموعه، از کلیه همکارانی که در مراحل مختلف تهیه و آماده‌سازی کتاب این مرکز را یاری کرده‌اند، به ویژه مدیریت اطلاع‌رسانی و مدیریت بهره‌دهی مرکز که سرویس‌دهی اطلاعاتی و تحقیقات و آماده‌سازی کتاب‌های این مجموعه را به عهده داشته‌اند، تشکر کند.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
1376

[ صفحه 14]

زمینه‌های تهاجم

با گذشت هفده سال از آغاز جنگ و نه سال از اتمام آن، بررسی ابعاد حقوقی، سیاسی، نظامی و اقتصادی جنگ، همچنان ادامه دارد. جنگ ایران و عراق با مشخصه‌ی طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین درگیری نظامی در تاریخ معاصر منطقه خاورمیانه [1] که دو قدرت جهانی و هم‌پیمانانشان در دوران جنگ سرد در حمایت از یک طرف جنگ اتفاق‌نظر داشته‌اند و مهم‌تر از همه حل‌وفصل نهایی نشدن این جنگ و امضا نشدن پیمان صلح میان دو کشور و بسیاری مسائل دیگر، سبب شده است علت، نحوه و نتایج جنگ تا سال‌هایی مدید همچنان بحث و بررسی شود. [2] .
شکل‌گیری زمینه‌ها و مجموعه عواملی که امکان وقوع جنگ را فراهم ساخت، به دلیل ابعاد و نتایج نظامی، سیاسی و حقوقی آن، همواره یکی از جدی‌ترین موضوعاتی بوده است که از زمان شروع جنگ و پس از آن بحث و بررسی شده و خواهد شد. اهمیت این موضوع بدین دلیل است که می‌تواند به این سؤال پاسخ دهد که آیا شروع جنگ اجتناب‌ناپذیر بود؟ با بیان ساده‌تر، آیا این امکان وجود داشت که از وقوع جنگ جلوگیری شود؟ طبیعتا بدون توصیف و تشریح اوضاع حاکم بر ایران انقلابی پس از سقوط رژیم پهلوی و التهاب و نگرانی‌های موجود درباره نتایج و تأثیرات ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی در منطقه و سپس کالبدشکافی دلائل عراق برای تجاوز به ایران، نمی‌توان به درک و پاسخ درستی در این زمینه دست یافت.
محققان غربی عموما بر این باور هستند که انقلاب اسلامی و آثار و نتایج

[ صفحه 15]

آن بیشترین تأثیر را در وقوع جنگ داشته است. [3] بدین معنا که با پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط شاه، بنای استراتژی امریکا که بر دو ستون ایران و عربستان سعودی پی‌ریزی شده بود، فروریخت [4] و این مسئله مناسبات میان دو کشور ایران و عراق را دستخوش تغییر و تحول کرد. [5] بدین ترتیب که «موازنه نسبی قوا» که بین ایران و عراق حاکم بود، تغییر کرد [6] و با پیدایش خلأ قدرت در منطقه، «موج اسلامی» می‌توانست ثبات منطقه را تهدید جدی کند. [7] در نتیجه اعاده نظم پیشین، لازمه‌ی تأمین منافع امریکا و غرب در منطقه بود.
دریافت موجود در غرب از علل ایجاد جنگ و ماهیت آن، که به اعتباری نشان‌دهنده‌ی نحوه‌ی نگرش غربی‌ها و مفهوم‌سازی آنها درباره جنگ، با هدف توضیح و تشریح وقایع آن می‌باشد. ناظر بر این معناست که انقلاب اسلامی نظم موجود و حاکم بر منطقه و ایران را برهم زد و نتایج ناشی از این تحول، زمینه‌های وقوع جنگ را به وجود آورد. [8] در واقع، در غرب جنگ ایران و عراق از زاویه «تجاوز و دفاع» که بیان‌کننده واقعیات جنگ و مبین دیدگاه و نظریات ایران می‌باشد، بررسی نمی‌شود و بیشتر وضعیتی که به جنگ منجر شد، مدنظر می‌باشد. [9] در این نگرش مفهوم جنگ به عنوان امری نامطلوب پس از جنگ جهانی دوم، در چارچوب «نظریه توسعه و تکامل» بررسی می‌گردد. به همین دلیل جنگ عاملی بالقوه «مغایر با نظم مطلوب جهان» [10] ارزیابی می‌شود. بر پایه این مفهوم، غربی‌ها انقلاب اسلامی و تأثیرات ناشی از آن را برای منافع غرب (شامل: نفت، ثبات کشورهای مرتجع منطقه، امنیت اسرائیل و همچنین مقابله با نفوذ شوروی)، جنایتی علیه نظم جهانی [11] قلمداد می‌کنند.
چنین باوری درباره انقلاب اسلامی، مقابله با آن را با استفاده از زور و کلیه ابزار و وسائل لازم، نه تنها ضروری بلکه اجناب‌ناپذیر می‌نمایاند. زیرا مسئله اصلی مفهوم درگیری و جنگ نیست، بلکه در این جنگ هدف اصلی و ضروری، واژگون ساختن نظام انقلابی حاکم بر ایران یا «تعدیل و مهار» آن،

[ صفحه 16]

برای اعاده نظم پیشین بوده است. آیت‌الله خامنه‌ای رئیس جمهور وقت ایران با درک روشن از هدف جنگ، در این باره گفت:
«این جنگ علیه انقلاب اسلامی ایران و به منظور واژگون ساختن نظام انقلابی ایران و از بین بردن انقلاب اسلامی سازماندهی شد.» [12] .
در همین زمینه حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی گفت:
«شرع جنگ تحقیقا برای نابودی انقلاب بود و از آن‌رو که شرقی‌ها و غربی‌ها از این انقلاب راضی نبودند، غرب که بیشترین منافع را در ایران داشت، انقلاب را مستقیما علیه منافع خود دانست، باید در ایران شرایطی به وجود می‌آمد که دیگران ناامید شوند و بگویند نمی‌شود بدون اتکا به شرق وغرب، انقلابی باقی بماند ویکی از اهداف جنگ، تحقق این امر بود و برای سرکوبی و مهار انقلاب، مارکسیسم شرق و امپریالیسم غرب در این هدف به تلاقی رسیدند و صدام نقطه تقاطع خطوط فوق بود و از آنجا شروع کردند و بر روی ایران فشار آوردند.» [13] .
جیمز بیل یکی از کارشناسان مسائل منطقه خلیج فارس و خاورمیانه درباره دلیل واقعی جنگ در کتاب خود می‌نویسد:
«دلیل واقعی جنگ درگیری سیاسی برای دست یافتن به برتری و سلطه یافتن بر خلیج فارس بود. در این روند عراق امیدوار بود انقلاب ایران را در نطفه خفه کند و نابود سازد که این برای کشورهای منطقه نظیر عربستان سعودی و شیخ‌نشین‌های خلیج فارس، هدف چندان ناخوشایندی نبود.» [14] .
عراقی‌ها در توضیح علل شروع جنگ بر مفهوم حقوقی «پیشگیری» [15] تأکید می‌کنند و در اظهارات خود بدون آنکه دلایل روشن و درستی ارائه نمایند، می‌گویند پس از پیروزی انقلاب اسلامی در برابر وضعیتی قرار داشتند که «به جز مقاومت و برخورد با تجاوزگری راهی برای حفظ کشور خود نداشتند.» [16] در نهمین کنگره حزب بعث - که برای نخستین بار مباحث آن درباره جنگ ایران و عراق منتشر شد - تأکید می‌شود که «در برابر رهبران عراق تنها اختیار یک راه وجود داشت یا مقاومت و جلوگیری از

[ صفحه 17]

تجاوزات دشمن و یا اینکه تسلیم شدن به برنامه‌های (امام) خمینی.» [17] همچنین مجید خدوری، عراقی‌الاصل مقیم امریکا، در کتاب خود، در توجیه علل تجاوز عراق به ایران می‌نویسد: «عراق در موقعیتی قرار داشت که ناگزیر شد برای دفاع از خود دست به اقدام بزند.» [18] وی در عین حال به دلیل اینکه چنین ادعایی فاقد مبانی حقوقی روشن و مشخص می‌باشد، [19] اضافه می‌کند: «البته مناسب بود که عراق به شورای امنیت متوسل می‌شد و خود رأسا دست به کار نمی‌شد.» [20] .
در هر صورت، وجود اختلاف مرزی و ارضی میان ایران و عراق که با انعقاد قرارداد 1975 الجزایر حل‌وفصل شده بود و حتی وقوع تشنج مجدد میان دو کشور به تنهایی نمی‌توانست انگیزه و علت اصلی تجاوز عراق به ایران باشد، زیرا اولا که مبانی و راه‌حل‌های رفع اختلافات در قرارداد الجزایر تعیین شده بود و ثانیا پیش از این، دو کشور ایران و عراق در اوضاع بسیار حادتری قرار داشته‌اند که هرگز به یک جنگ تمام عیار متوسل نشده‌اند. [21] مهم‌تر آنکه ایران به دلیل وضعیت انقلابی و منازعات داخلی - که به طور طبیعی انقلاب‌ها پس از پیروزی درگیر آن هستند - فرصت و امکان آن را نداشت که عراق را تحریک و یا به آن هجوم کند. آقای هاشمی رفسنجانی با اشاره به اوضاع ایران پس از انقلاب و امکان تحریک کردن عراق می‌گوید:
«ما ترورها و انفجارهایی روزانه و کودتا داشتیم. کودتای نوژه چند هفته قبل از آغاز جنگ اتفاق افتاد و در کل تصور این امر که ایران این همه بر خود مسلط باشد که به این زودی عراق را تحریک کند، از نظر آشنایان به تاریخ و سیاست محال است. اینکه بخواهیم در یک کشور همسایه برنامه‌ای پیاده کنیم محققا انقلاب ما آماده نبود و همه به این امر اذعان دارند. در آن زمان حتی ارتش ما نیز آماده نبود و بنابراین ادعای عراق که ما قصد تحریک این کشور را داشتیم

[ صفحه 18]

پذیرفتنی نیست. البته ما مواضع انقلاب را اعلام کرده بودیم که در هیچ منطق، مکتب و در هیچ جایی اعلام نظرات یک انقلاب و مکتب به دنیا، نمی‌تواند جرم تلقی شود.» [22] .
در عین حال اظهارات مقامات رسمی عراق اهداف عراق را از تهاجم به ایران روشن می‌سازد. در آبان 1359 صدام طی مصاحبه‌ای گفت:
«ما از تجزیه و انهدام ایران ناراحت نمی‌شویم و صریحا اعلام می‌داریم در شرایطی که این کشور دشمنی بورزد هر فرد عراقی و یا شاید هر عربی مایل به تقسیم ایران و خرابی آن خواهد بود.» [23] .
طارق عزیز نخست‌وزیر وقت عراق نیز اعلام کرد:
«وجود پنج ایران کوچک‌تر بهتر از وجود یک ایران واحد خواهد بود... ما از شورش ملت‌های ایران پشتیبانی خواهیم کرد و همه سعی خود را متوجه تجزیه ایران خواهیم نمود.» [24] .
طه یاسین رمضان معاون نخست‌وزیر عراق نیز در مصاحبه با الثوره تأکید کرد:
«این جنگ به خاطر عهدنامه 1975 و یا چند صد کیلومتر خاک و یا نصف شطالعرب نیست. این جنگ به خاطر سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است.» [25] .
بنابراین گرچه عراق قرارداد 1975 الجزایر و درخواست لغو آن را بهانه تهاجم به ایران قرار داد ولی «تجزیه ایران و براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی» هدف نهایی رژیم بعثی محسوب می‌شد. [26] .
بررسی اوضاع داخلی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هر چند به صورت اجمالی و گذرا، نشان‌دهنده این معناست که ایران نه تنها برای جنگ که حتی برای دفاع نیز آمادگی نداشت، زیرا علاوه بر منازعه‌ای که در داخل کشور بلافاصله پس از پیروزی انقلاب میان نیروهای انقلابی و لیبرال‌ها آغاز شد، اقتصاد کشور فوق‌العاده ضعیف شده بود و بسیاری از گروه‌های ضدانقلاب در مناطق مختلف کشور برای تضعیف دولت مرکزی تلاش می‌کردند. [27] منابع تسلیحاتی ایران به دلیل ماهیت ضدامریکایی انقلاب اسلامی، قطع شده بود و در مجموع ایران بسیار آسیب‌پذیر به نظر می‌رسید. [28] .

[ صفحه 19]

در این میان وضعیت نیروهای ارتش که وظیفه دفاع از مرزهای ایران را در مقابله با تهدیدات و تهاجم دشمن بیگانه بر عهده داشتند بسیار نامطلوب بود. گروه‌های سیاسی شعار انحلال ارتش را سر می‌دادند که با درایت و هوشمندی امام خمینی خنثی شد، [29] در عین حال ارتش با مشکلات اساسی که بسیاری از آنها ریشه در «ساختار»، «هویت»، «آموزش» و «فرماندهی و کنترل» [30] داشت، برای انتقال از ارتشی طاغوتی به ارتشی اسلامی دست و پنجه نرم می‌کرد. این روند همچنان ادامه یافت و حتی جریان ضدانقلابی در درون ارتش برای اعاده وضعیت پیشین، کودتان نوژه را سازماندهی کرد که در آستانه اجرا (20 / 4 / 1359) کشف و خنثی شد. [31] آقای هاشمی رفسنجانی در تشریح وضعیت نظامی ایران می‌گوید:
«... ما هنوز مشغول تصفیه ارتش بودیم و افراد ارتش فرار کرده و بسیاری از آنها محبوس بودند و جای کارشناسان امریکایی را که از ایران رفته بودند، کسی نگرفته بود. تعداد بسیاری از قراردادهای تسلیحاتی که مکمل قدرت ارتش بود، در همان روزهای قبل از انقلاب توسط بختیار لغو شده بود و بسیاری از امکانات ما بدون پشتیبانی مانده بود و نیروی نظامی دیگری نیز هنوز در ایران شکل نگرفته بود.» [32] .
سپاه پاسداران در این وضعیت با مأموریت دفاع از انقلاب، درگیر مأموریت‌های امنیتی در داخل کشور و در شهرها بود و بخشی از توانش در کردستان در مصاف با گروه‌های ضدانقلاب صرف می‌شد. بسیج نیز که پس از تصرف لانه جاسوسی امریکا با فرمان امام خمینی در ششم آذر 1358 تشکیل

[ صفحه 20]

شد به دلیل موانع موجود، فاقد هویت نظامی بود. [33] رژیم بعثی حاکم بر عراق دقیقا به چنین وضعیتی آگاه بود. احمد زبیدی سرهنگ سابق ارتش عراق درباره درک رهبری عراق از وضعیت داخلی ایران پس از سقوط شاه می‌نویسد:
«رهبری عراق معتقد بود پس از سقوط شاه، ایران و خصوصا ارتش ایران پس از انجام تصفیه و پاک‌سازی در آن، ضعیف شده است.» [34] .
وضعیت نظامی ایران نشان‌دهنده‌ی کاهش توان دفاعی کشور و در نتیجه از میان رفتن «قدرت بازدارندگی ایران» در برابر عراق بود و این مسئله قطعا نقش بسیار اساسی در تصمیم‌گیری عراق برای تجاوز به ایران داشته است.
رژیم عراق برای دستیابی به نقش جدید در منطقه و در فضای برخورد خصومت‌آمیز امریکا و غرب علیه نظام انقلابی ایران، بی‌ثباتی ناشی از انقلاب خصومت‌آمیز امریکا و غرب علیه نظام انقلابی ایران، بی‌ثباتی ناشی از انقلاب در داخل ایران را به مثابه یک فرصت استثنایی، برای «تسلط بر خلیج فارس»، به سود خود ارزیابی می‌کرد. [35] در واقع روند تحولات ظاهرا به نفع عراق تمام شده بود، زیرا به جای یک ایران قوی در مقابل یک عراق ضعیف و منزوی، یک عراق قوی در مقابل یک ایران ضعیف و متفرق قرار گرفته بود. [36] .
در این مرحله گرایش سیاسی عراق که به طور سنتی به سوی شرق بود، تدریجا به سمت غرب به چرخش درآمد، زیرا برای عراق، مقابله با انقلاب اسلامی در چارچوب منافع و سیاست‌های غرب، در مقایسه با شرق عملی و امکان‌پذیرتر بود. عراقی‌ها احتمال قطع ارسال تسلیحات روسی را پیش‌بینی کرده بودند و با توجه به سلاح‌هایی که پیش از این خریده بودند و انعقاد قرارداد تسلیحاتی چهار میلیارد دلاری با فرانسه، تصور می‌کردند در یک «جنگ سریع و کوتاه مدت» دچار مشکلات اساسی نخواهند شد. البته این مسئله نیز قابل پیش‌بینی بود که روس‌ها هم با تهاجم عراق به ایران موافق باشند. زیرا این مسئله علاوه بر اینکه تمرکز و انرژی ایران را به جنگ با عراق منتقل می‌کرد، می‌توانست، جمهوری اسلامی ایران را به گسترش روابط به ویژه در زمینه نظامی با مسکو، سوق دهد.
شمارش معکوس برای شروع جنگ، متعاقب ناامیدی امریکایی‌ها از حل

[ صفحه 21]

معضل گروگان‌ها (در تسخیر لانه جاسوسی) در سال 1358 آغاز شد. در بهمن 1358 برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب بنی‌صدر به عنوان اولین رئیس‌جمهور و کلا تلاش‌هایی که وی انجام داد، هیچ کدام به حل معضل گروگان‌های امریکایی منجر نشد. با فرارسیدن زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در امریکا، «کارتر» که عملا در کمند گروگان‌ها به گروگان گرفته شده بود، به تدریج فشار بر ایران را فزایش داد. در فروردین 1359 امریکا ضمن اعلام قطع رابطه با ایران، به تحریم اقتصادی ایران اقدام کرد. [37] ضمن اینکه پیش از این، ارسال هرگونه تجهیزات نظامی به ایران قطع شده بود. صدام نیز در این فضای روانی جدید ناشی از فشارهای سیاسی و نظامی اعلام کرد عراق آماده است تمام اختلافات خود با ایران را، با زور حل کند. [38] موضع‌گیری صدام آشکارترین اعلام آمادگی عراق برای فشار به ایران در جهت سیاست واشنگتن بود. رژیم عراق بلافاصله بر نقل و انتقالات و تجاوزات مرزی افزود به گونه‌ای که بسیاری از ناظران، وقوع جنگ میان دو کشور را محتمل ارزیابی کردند و در نتیجه بخشی از نیروهای نظامی ایران در مرز مستقر شدند. [39] خبرگزاری رویتر در گزارش خود، اوضاع نظامی را وخیم‌ترین برخوردها میان دو کشور پس از جنگ‌های سال 1974 اعلام کرد. [40] .
عملیات طبس با هدف آزادسازی گروگان‌های امریکایی در 11 آوریل 1980 (23 فروردین 1359) در جلسه ویژه شورای امنیت ملی امریکا تصویب و 13 روز بعد (5 اردیبهشت 1359) اجرا شد؛ زیرا برژینسکی معتقد بود زمان تیغ زدن به دمل فرارسیده است. [41] عراقی‌ها از این اقدام چنین برداشت کردند که امریکا در مرحله بعد به اقدام نظامی به مراتب بزرگ‌تری علیه ایران دست خواهد زد. [42] .
برژینسکی مغز متفکر و تصمیم گیرنده امریکا برای مقابله با ایران، در تیر 1359 برنامه مذاکره محرمانه مقامات عالی رتبه امریکا و عراق را طراحی کرد. [43] به گزارش نشریه نیویورک تایمز هدف از این دیدار بحث و مذاکره درباره‌ی راه‌های هماهنگ کردن فعالیت‌های امریکا و عراق در مخالفت با

[ صفحه 22]

سیاست‌های ایران بود. [44] برژینسکی صدام را «نیروی متعادل کننده» آیت‌الله خمینی تلقی می‌کرد. [45] ملاقات محرمانه صدام و برژینسکی در مرز اردن به منزله «چراغ سبز امریکا» [46] به عراق برای آغاز جنگ بود و این تلقی را در صدام به وجود آورد که در صورت حمله به ایران مورد حمایت امریکا قرار خواهد گرفت. [47] سه ماه پس از تجاوز عراق به ایران و گرفتار شدن عراقی‌ها در سرزمین‌های اشغالی، طارق عزیز در سفر به فرانسه خبر ملاقات صدام و برژینسکی را در اختیار مجله فیگارو قرار داد تا به عنوان اعتراض عراق به سیاست‌های امریکا در قبال عراق منتشر شود. گزارش فیگارو چنین است:
«جریان جنگ ایران و عراق در واقع از ژوئن گذشته (تیر 1359) زمانی آغاز شد که برژینسکی به اردن سفر کرد و در مرز دو کشور اردن و عراق با شخص صدام ملاقات کرد و قول داد که از صدام حسین کاملا حمایت نماید و این امر را تفهیم کرد که امریکا با آرزوی عراق درباره شطالعرب (اروند رود) و احتمالا برقراری یک جمهوری عربستان در این منطقه مخالفت نخواهد کرد و بالاخره کلیه اقدامات به کشاندن عراق به جنگ علیه ایران منجر شد و پیش‌بینی‌ها چنین بود که اگر بغداد پیروز بشود، ایران بی‌ثبات می‌شود و رژیم جمهوری اسلامی از میان می‌رود و یک دولت طرفدار غرب جای آن به قدرت می‌رسد و در صورتی که عراق با شکست مواجه گردد، امریکا می‌تواند خود را به عنوان حامی و مدافع ایران قلمداد نماید.» [48] [49] .
در تیر 1359 برابر اعترافات «رکنی»، [50] یکی از عناصر کودتای نوژه، امریکایی‌ها درباره تقدم و تأخر کودتا و جنگ به بحث و بررسی پرداختند و اجرای کودتا را در تقدم قرار دادند. زیرا در صورت موفقیت کودتا دیگر نیازی

[ صفحه 23]

به تهاجم نظامی عراق نبود. ضمن اینکه شکست کودتا با توجه به نقش محوری ارتش در اجرای آن، می‌توانست موقعیت روحی و روانی ارتش را به طور کامل متزلزل نماید. بنابر برخی گزارش‌ها رهبران عراق از ناحیه نیروی هوایی ایران بسیار نگران بوده‌اند، [51] لذا وقوع کوتا می‌توانست تا اندازه‌ای نگرانی عراق را که در اندیشه تجاوز به ایران بود، نیز برطرف سازد.
با شکست کودتای نوژه و فرار عناصر کودتاچی به عراق و تشریح وضعیت نظامی ایران، عراقی‌ها که از چند ماه قبل از تجاوز به ایران در آمادگی به سر برده و هزمان با کودتای نوژه نیز در 20 نقطه مرزی درگیری ایجاد کرده بودند، [52] بر نقل و انتقالات خود افزودند و سرانجام در 31 شهریور 1359 تهاجم سراسری خود را آغاز کردند.
با توجه به آنچه که توضیح داده شد، تهاجم عراق به ایران در واقع تهاجم به یک انقلاب بود. به عبارت دیگر، ایران بهای انقلاب خود را پرداخت، زیرا با راه‌حل‌هایی که در برابر خود داشت، ممانعت از وقوع جنگ امکان‌ناپذیر بود. ایران برای جلوگیری از وقوع جنگ که زمینه‌های آن به نحو اجتناب‌ناپذیری در حال شکل‌گیری و تکوین بود، سه راه‌حل شامل «بازدارندگی»، «یارگیری سیاسی» و «ارائه امتیاز» فراروی خود داشت. قدرت بازدارندگی ایران ظاهرا به دلیل وضعیت نیروهای ارتش کاهش یافته بود و نیروهای انقلابی نظیر سپاه و بسیج نیز از لحاظ امکانات در وضعیت مناسبی قرار نداشتند. حضور لیبرال‌ها در رأس هرم قدرت سیاسی در این مقطع، عوارض نامطلوب و جبران‌ناپذیری به دنبال داشت، زیرا لیبرال‌ها به لحاظ بینش و تفکر و عدم درک ماهیت و مبانی انقلاب، قادر به حل معضلات انقلاب نبودند. بنی‌صدر در حد فاصل اسفند 1358 تا شهریور 1359 علاوه بر ریاست‌جمهوری به فرماندهی کل قوا منصوب شده بود، لیکن نه تنها نیروهای انقلابی را منزوی کرد، بلکه در به کارگیری ارتش برای بازدارندگی در برابر عراق نیز ناتوان بود. نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع، آیت‌الله خامنه‌ای در این باره در نماز جمعه تهران اظهار کرد:

[ صفحه 24]

«نزدیک به هفت ماه قبل از جنگ، شما فرمانده کل قوا بودید چرا نیروهای نظامی ما هنگام شروع جنگ نتوانست مقاومت کند؟ حضرت امام شما را در اول اسفند 1358 به فرماندهی کل قوا برگزیدند. در اول مهرماه 1359 یعنی هفت ماه تمام بعد از فرماندهی کل قوای شما جنگ شروع شد. در این هفت ماه شما چه کردید؟ چرا ارتش را مرمت نکردید. چرا نظامیان را آموزش ندادید. آیا اینها را چه کسی می‌بایست انجام می‌داد؟ چرا شما وقتی جنگ شروع شد و خرابی کار شما در هفت ماه گذشته آشکار شد، تقصیرها را به گردن این و آن می‌اندازید؟ وقتی از ایشان می‌پرسند چرا ارتش را سر و سامان نداده‌اید می‌گوید چون کسان دیگری در ارتش دخالت کرده‌اند. منظور ایشان دادگاه‌های انقلاب در ارتش است چون افراد متهم به کودتا را دستگیر کرده بودند. آقای بنی‌صدر توقع داشتند در ارتش علیه جمهوری اسلامی کودتا شود و کودتاچیان آزاد گردند و دستگیر نشوند.» [53] .
«یارگیری سیاسی و مشارکت در یک ائتلاف سیاسی منطقه‌ای یا جهانی» نیز به دلیل فقدان ثبات سیاسی در کشور برای تصمیم‌گیری و همچنین به دلیل ماهیت انقلاب اسلامی عملی نبود، زیرا وضعیت کشور مانع از شکل‌گیری روابط سیاسی پایدار بود. ضمن اینکه «ارائه امتیاز آشکار» نیز کاملا با خطمشی انقلاب در تضاد بنیادین بود و عملا هیچ گونه تأثیری در ممانعت از وقوع جنگ نداشت و تنها می‌توانست زمان آن را به تأخیر اندازد. در نتیجه مردم ایران بر پایه هویت جدیدی که با انقلاب اسلامی کسب کردند، تهاجم عراق را در چارچوب سیاست‌های امریکا و با هدف براندازی نظام انقلابی حاکم بر ایران تفسیر و به دفاع در برابر متجاوزان مبادرت کردند.
ماهیت تجاوز عراق و مقاومت مردمی جمهوری اسلامی نشان‌دهنده‌ی پیوستگی عمیق اهداف جنگ با انقلاب اسلامی بود. تأثیرات و تعاملات جنگ و انقلاب بر یکدیگر، تا پایان جنگ همچنان ادامه یافت. در عین حال دستیابی به درک روشن و عمیق‌تر درباره تأثیرات انقلاب در دفاع و در نتیجه

[ صفحه 25]

ناکامی دشمن نیاز به بررسی جداگانه‌ای دارد و شاید پاسخ به سؤال زیر تا اندازه‌ای ابعاد این موضوع را روشن نماید:
«اگر شروع جنگ از جانب رژیم عراق به دلیل وقوع انقلاب در ایران و فقدان توان نظامی جمهوری اسلامی برای بازدارندگی دشمن بوده است، پس چه عامل یا عواملی به ناکامی و محقق نشدن اهداف دشمن پس از تجاوز به ایران انجامید؟»

[ صفحه 28]

تجاوز و اشغال

جنگ در سال اول
شهریور 1359 تا شهریور 1360
تجاوز ارتش عراق به ایران با استعداد 48 یگان سازماندهی شده در قالب تیپ‌ها و لشکرهای زرهی، مکانیزه و پیاده، با برخورداری از پشتیبانی 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانک و نفربر، 400 قبضه توپ ضدهوایی، 366 فروند هواپیما و 400 فروند هلی‌کوپتر [54] انجام گرفت. مقصود رهبران عراق از تجاوز این بود که با شکست نظامی ایران [55] به اهداف خود: لغو قرارداد 1975 الجزایر، تجزیه استان خوزستان [56] و در نهایت براندازی نظام جمهوری اسلامی دست یابند.
مقاومت اندک نیروهای نظامی در برخی خطوط مرزی سبب گردید نیروهای دشمن به سهولت از خطوط مرزی عبور کنند و برخی از شهرهای ایران را محاصره نمایند. اهمیت و جایگاه خوزستان در استراتژی تهاجمی عراق، موجب شد توان اصلی ارتش عراق در این منطقه متمرکز شود. لشکرهای 1 مکانیزه و 10 زرهی ارتش عراق با پیشروی در منطقه غرب رودخانه کرخه، فاصله 80 کیلومتری مرز تا رودخانه را طی چهار روز [57] پشت سر گذاشتند. [58] در محور بستان - سوسنگرد لشکر 9 زرهی ارتش عراق در همان خیز اول بستان را اشغال کرد و سوسنگرد و حمیدیه را محاصره نمود و به نزدیکی اهواز رسید که با شبیخون برادران سپاه و بسیج اهواز به فرماندهی شهید غیور اصلی مواجه شد و عقب‌نشینی کرد.

[ صفحه 29]

در محور جنوب غربی اهواز لشکر 5 مکانیزه عراق بعد از تصرف جفیر و پادگان حخمید تا منطقه نورد در 15 کیلومتری جنوب اهواز پیشروی کرد و سپس از حرکت ایستاد. در محور شلمچه لشکر 3 زرهی و تیپ 33 نیروی مخصوص برای اشغال خرمشهر و آبادان وارد عمل شدند که بر اثر مقاومت مردم، بسیج و سپاه در خرمشهر تا چهارم آبان 59 (به مدت 34 روز) دشمن نتوانست این شهر را تصرف کند. نیروهای لشکر 3 در 19 مهر 1359 در منطقه‌ای که هیچ گونه مواضع دفاعی وجود نداشت، از رودخانه کارون عبور کردند و شهر آبادان را به محاصره درآوردند. در مجموع ارتش عراق در این مرحله از تهاجم خود بیش از 15000 کیلومتر مربع از اراضی ایران را اشغال کرد و در آن مستقر شد. [59] .
نواقص و کاستی‌های دفاعی ایران، هنگامی که فرماندهی کل قوا بر عهده بنی‌صدر بود، نقش زیادی در سهولت پیشروی نیروهای ارتش عراق در عمق سرزمین ایران و محاصره و اشغال شهرها داشت. آرایش دفاعی نیروهای ایران به شیوه‌ی سنتی (یعنی طبق آئین‌نامه‌های رسمی و بدون در نظر گرفتن وضعیت جدید)، بدون بررسی دقیق و در نظر گرفتن احتمالات گوناگون انجام گرفته بود. [60] در آرایش نیروها پوشش مرز در نظر گرفته شده بود، حال آنکه باید به صورت متحرک عمل می‌شد و نیروهای ایران با تمرکز در شمال حسینیه از جبهه اهواز خرمشهر دفاع می‌کردند. [61] بنابراین گسترش عملیاتی و تاکتیک نظامی ایران دچار نقص بود، معابر مسدود نشده بود و درک روشنی از تلاش اصلی عراق وجود نداشت. [62] .
«کردزمن» دلائل عدم آمادگی جنگی ایران را «فقدان قرارگاه فرماندهی» در مناطقی که جنگ جریان داشت و «مستقر نبودن توپخانه و هلی‌کوپترهای تهاجمی و کلیه یگان‌های ارتشی در مرز» ذکر می‌کند و می‌نویسد:
«ایران هیچ گونه آرایش نظامی در مناطق بسیار حساس نزدیک خرمشهر و آبادان نداشت. نزدیک‌ترین لشکر ایران به منطقه عملیاتی در اهواز مستقر بود که 40 تا 50 کیلومتر تا صحنه جنگ فاصله داشت.» [63] .

[ صفحه 30]

وی سهولت پیشروی نیروهای عراقی را نشانه‌ی عدم آمادگی دفاعی ایران دانسته و می‌نویسد:
«در واقع حتی اعلامیه‌های نظامی عراق نیز نشان می‌داد که ارتش عراق در طول یکی دو روز اول جنگ با مقاومت زیادی روبه‌رو نشده، بنابراین تمامی شواهد حکایت دارند که این عراق بوده است که با آمادگی کامل و به کارگیری نیروهای نظامی، تهاجم همه جانبه‌ای را علیه ایران سازمان داد، در حالی که ایران حتی از آمادگی دفاعی کامل برخوردار نبود.» [64] .
نماینده امام در شورای عالی دفاع، آیت‌الله خامنه‌ای در تشریح وضعیت دفاعی ایران و ناتوانی در بهره‌برداری از توان و امکانات موجود گفت:
«... از جمله شهرهایی که به شدت تهدید می‌شد دزفول بود، در حالی که ما آنجا نیرو کم داشتیم و وقتی به فرماندهان ارتش می‌گفتیم، می‌گفتند نیرو کم داریم و یا نیرو و تجهیزات هر دو را با هم نداریم، درست هم بود، به این معنا که آمادگی لازم را برای خودشان در این جنگ تهیه ندیده بودند. در صورتی که ابزارهای زیادی داشتیم ولی از کار افتاده بود و مهمات زیادی داشتیم که اینها از وجودش خبر نداشتند. افراد زیادی هم داشتیم که اینها در پادگان‌ها حضور نداشتند و لذا وضعمان خیلی بد بود.» [65] .
مقاومت نیروهای مردمی و انقلابی، به ویژه در شهرها، بسیاری از کاستی‌ها را جبران کرد و نقشی بسیار تعیین‌کننده در ناکامی ارتش عراق داشت. به عنوان مثال پس از آنکه تیپ سوم از لشکر 92 زرهی اهواز تنها سه روز [66] در مرز در برابر لشکر 9 زرهی ارتش عراق پدافند فعال کرد، [67] نیروهای لشکر 9 با عبور از بستان، سوسنگرد و حمیدیه در آستانه ورود به اهواز بودند که بر اثر شبیخون نیروهای مردمی و انقلابی عقب‌نشینی کردند و سرانجام در پشت دیوارهای غربی شهر سوسنگرد زمین‌گیر شدند [68] ارتش عراق تیپ 33 نیروی

[ صفحه 31]

مخصوص را نیز مأمور تصرف خرمشهر کرد ولی به دلیل مقاومت‌های مردمی، سرانجام پس از 34 روز جنگ و گریز و با اختصاص 2 لشکر، موفق به اشغال خرمشهر شد. [69] مقاومت‌های مردمی علاوه بر ایجاد فاصله میان یگان‌های ارتش عراق و ناهماهنگی در پیشروی آنها و ایجاد تأخیر و کندی در حرکت یگان‌های مهاجم، به تأخیر در سقوط خرمشهر و حفظ آبادان انجامید. [70] .
دلایل ناتوانی عراق برای بهره‌برداری از وضعیت سیاسی - نظامی ایران و دست نیافتن به پیروزی «قاطع و روشن» علی‌رغم توضیحات و نظریاتی که ناظران و تحلیل‌گران نظامی تاکنون ارائه کرده‌اند، همچنان مبهم است، اما آنچه بیشتر تأکید می‌شود «عدم وجود یک استراتژی نظامی روشن» [71] است که آن را مرکز ثقل ناکامی عراق می دانند؛ زیرا رفتار نظامی عراق نشان‌دهنده‌ی این است که نیروهای عراقی نمی‌دانستند تا چه حد باید پیشروی کنند و اهداف آنها مشخص نبود. [72] به همین دلیل عراق با دستور توقف به ارتش در حال پیشروی، دچار یک اشتباه نظامی جبران‌ناپذیر شد. [73] همچنین اطلاعات غلط و نادرست و اشتباه در محاسبات اوضاع داخلی ایران، [74] بخش دیگری از عوامل ناکامی عراق است که تحلیل‌گران نظامی به آن اشاره کرده‌اند. در واقع آنچه که پس از تهاجم عراق، در داخل ایران روی داد «ظهور جنگ مردمی در شهرها» و «تحکیم موقعیت سیاسی ایران» بود. حال آنکه عراقی‌ها تصور می‌کردند که حمله نظامی سراسری در زمین و هوا، به مثابه یک شک، به سقوط نظام انقلابی ایران منجر خواهد شد!
یکی از نظامیان سابق ارتش عراق بر این باور است که رهبری عراق از روح انقلابی مردم که شاه را ساقط کرده و آماده بودند تا به دفاع از انقلاب برخیزند، غافل بوده است. [75] وی معتقد است اگر رهبری عراق وضعیت داخلی ایران را به خوبی بررسی کرده بود، حمله خود را به تأخیر می‌انداخت و راه‌های دیگری را در پیش می‌گرفت. [76] بنابراین توضیح، در واقع رهبری عراق تنها به مشاهده ظواهر و تکیه بر منابع اطلاعاتی امریکا و غرب و اطلاعات عناصر فراری ضد انقلاب اکتفا کرده است، برای همین «قدرت پنهان

[ صفحه 32]

ایران» [77] را درک نکرده و از همین نقطه آسیب‌پذیر شده است.
تنها یک هفته پس از شروع جنگ، صدام در سخنانی خطاب به ملت عراق اعلام کرد: «عراق به مقاصد ارضی خود نائل شده و مایل است خصومت‌ها را کنار بگذارد و به مذاکره بپردازد.» [78] برخی از تحلیل‌گران ارائه این پیشنهاد را به مثابه شکست عراق ارزیابی کردند. [79] دبیر کل سازمان ملل در تاریخ 22 سپتامبر 1980 (31 شهریور 1359)، در شرایطی که به ایران تجاوز شده بود به دولت‌های ایران و عراق پیشنهاد کرد: «دو دولت مساعی جمیله خود را در جهت کمک به حل مسالمت‌آمیز برخورد میان دو کشور به کار بندند» روز بعد نخستین جلسه شورای امنیت سازمان ملل برگزار شد و اولین موضع‌گیری خود را در قبال جنگ تحمیلی اعلام کرد. [80] حاصل این جلسه صدور بیانیه‌ای بود که در آن شورای امنیت به جانبداری از عراق - در حالی که این کشور با اقدام به زور از مرزهای ایران عبور کرده بود - از طرفین متخاصم می‌خواهد «از استفاده بیشتر از زور خودداری کنند و پیشنهاد صحیح میانجیگری و مصالحه را بپذیرند» [81] چنان که مشخص است شورای امنیت ضمن اجتناب از صدور قطعنامه، تنها بیانیه‌ای صادر کرد که در آن هیچ گونه اشاره‌ای به نقض تمامیت ارضی ایران نشده است.
جمهوری اسلامی با توجه به تردد هیئت‌های میانجیگری و درخواست‌هایی که برای برقراری صلح ارائه می‌شد، شرایط خود را اعلام کرد:
1- محکومیت متجاوز.
2- عقب‌نشینی نیروهای اشغالگر به مرزهای بین‌المللی.
3- پرداخت غرامت.
4- بازگشت پناهندگان. [82] .
در وضعیتی که ارتش عراق در مناطق اشغالی مستقر بود، کلیه‌ی هیئت‌های صلح ابتدا از ایران درخواست می‌کردند آتش‌بس را بپذیرد! حال آنکه ایران «عقب‌نشینی» و «محکومیت متجاوز» را بر هر اقدام دیگر مقدم می‌دانست. آنچه که بعدها امام خمینی بیان کردند، مواضع برحق ایران را نمایان ساخت:

[ صفحه 33]

«ایران می‌گوید که تا از خانه ما بیرون نروید و تا جرم‌هایی که کرده‌اید معلوم نشود که شما مجرم هستید و تا ضررهایی که به ایران زدید جبران نشود و حکم به جبران نشود، صلح معنی ندارد.» [83] .
رهبری عراق متعاقب «نرسیدن به اهداف نظامی» و «ناکامی در تحمیل صلح به ایران»، پس از هفته اول جنگ، بیشترین تلاش نظامی خود را روی اشغال شهرهای سوسنگرد، خرمشهر و آبادان، متمرکز کرد. لیکن مقاومت نیروهای مردمی و سپاه و عناصر ژاندارمری و ارتش در سوسنگرد و فرمان امام برای شکستن محاصره شهر آبادان، طرح دشمن را عقیم گذاشت. تداوم مقاومت در خرمشهر توان زیادی از دشمن گرفت و اشغال این شهر با تأخیر، خسارات فراوان برای دشمن به همراه داشت. در این مرحله بیشترین فشار ارتش عراق بر «اشغال آباان» متمرکز شد. صدام امیدوار بود با این اقدام و تصرف ساحل شمالی رودخانه اروند، به حداقل اهداف خود مبنی بر لغو قراداد 1975 دست یابد. امام خمینی با درکی که از ماهیت تلاش‌های سیاسی - نظامی عراق در مرحله جدید داشتند، فرمان «شکستن حصر آبادان» را در تاریخ 14 آبان 1359 صادر فرمودند. [84] تشدید مقاومت در آبادان و عقب راندن نیروهای مهاجم عراق از نخلستان‌های کوی ذوالفقاری آبادان و شکست نیروهای عراقی در عبور از رودخانه بهمنشیر، در واقع استراتژی عراق را در نقطه اصلی آن با شکست مواجه کرد. [85] .
رژیم عراق که با اقدام به «جنگ تحمیلی» نتوانسته بود «صلح تحمیلی» را به ایران تحمیل کند، دو راه‌حل: «عقب‌نشینی» یا «استقرار در مواضع اشغالی» را فرا روی خود داشت. رهبری عراق برای عقب‌نشینی توضیح روشنی نداشت؛ زیرا بدون اینکه از تهاجم به ایران نتیجه‌ای کسب کرده باشد، باید به داخل خاک عراق عقب‌نشینی می‌کرد. استقرار در مواضع اشغالی بر پایه این تصور که قوای نظامی ایران قادر به بیرون راندن متجاوزان نخواهد بود و اوضاع سیاسی داخل ایران نیز شدیدا بی‌ثبات است، مورد توجه قرار گرفت. صدام در توضیح اقدام خود می‌گوید «اگر تاکتیک نظامی و امنیت ارتش

[ صفحه 34]

خودمان اقتضا نماید که در این سرزمین‌ها باشیم، آن را تحت اشغال خود قرار خواهیم داد.» [86] در واقع ناتوانی نظامی ایران برای حمله به نیروهای عراق، ضامن امنیت آنها بود؛ به همین دلیل رهبری عراق تصمیم به اشغال مناطق و استقرار در آن گرفت.
عراقی‌ها در مرحله جدید به اطمینان از «تضمین امنیت نیروهای عراقی» در مواضع اشغالی، در انتظار تشدید بحران در داخل ایران و سرانجام مجبور شدن جمهوری اسلامی به پذیرش «صلح تحمیلی» بودند. در عین حال عراقی‌ها برای تقویت توان نظامی و کسب حمایت‌های سیاسی، بر تلاش‌های خود افزودند. طارق عزیز حداقل سه بار به فرانسه سفر کرد که یکی از اهداف اصلی این ترددهای دیپلماتیک دریافت هواپیماهای میراژ جنگنده بود. [87] سفر طارق عزیز به مسکو نیز با هدف ترمیم روابط و رفع تحریم تسلیحاتی عراق انجام گرفت که نتیجه مطلوبی نداشت. [88] .
جمهوری اسلامی ایران پس از متوقف کردن قوای دشمن با «مقاومت و دفاع همه‌جانبه و مردمی»، در مرحله جدید لزوما می‌بایست متجاوزان را از سرزمین‌های اشغالی عقب می‌راند.
تداوم استقرار نیروهای متجاوز در مناطق اشغالی، سرنوشت سیاسی بنی‌صدر (فرمانده کل قوا) را تحت تأثیر قرار داده بود، بنابراین آزادسازی این مناطق و کسب پیروزی در جنگ می‌توانست موقعیت سیاسی وی را ارتقا و بهبود بخشد. بنی‌صدر می‌پنداشت با اتکا به نیروهای ارتش و استفاده از روش‌های کلاسیک تحت عنوان روش‌های علمی و تخصصی می‌تواند این مهم را تحقق بخشد. [89] از سوی دیگر، بنی‌صدر که در پی حذف نیروهای خط امام از صحنه سیاسی کشور بود، راه‌حل‌های پیشنهادی نیروهای انقلابی و مردمی را که در مرحله «دفاع و مقاومت» در برابر دشمن، نقش اساسی و تعیین‌کننده داشتند، نادیده می‌گرفت.
در این مرحله با هدف «آزادسازی مناطق اشغالی» چهار عملیات طرح‌ریزی و اجرا شد:

[ صفحه 35]

1- عملیات نیروهای ارتش در 23 مهر 1359 در منطقه غرب رودخانه کرخه که با هدف آزادسازی این منطقه انجام گرفت ولی تا قبل از ظهر همین روز به دلیل ناکامی، به اتمام رسید و نیروها به مواضع خود عقب‌نشینی کردند. [90] .
2- در سوم آبان 1359، متعاقب محاصره آبادان، نیروهای ارتش برای شکستن محاصره این شهر عملیاتی اجرا کردند، [91] ولی بنا به دلایلی از جمله «نداشتن اطلاعات کافی و حتی اطلاعات کاذب» با ناکامی روبه‌رو شدند. پیدایش این وضعیت، توان اجرای عملیات بعدی را در نیروهای ارتش ضعیف کرد. [92] .
3- در پانزدهم دی عملیات «نصر» که بعدها به عملیات هویزه مشهور شد، در منطقه غرب رودخانه کارون با هدف آزادسازی خرمشهر اجرا شد. این عملیات علی‌رغم موفقیت اولیه، به شکست انجامید. صرف‌نظر از نتیجه نظامی این عملیات، به دلیل شهادت تعداد بسیاری از دانشجویان پیرو خط امام که پس از تحویل گروگان‌ها، عازم جبهه‌های نبرد شده بودند، این عملیات انعکاس نسبتا وسیعی در داخل کشور و در صحن مناقشات سیاسی داشت.
4- در بیستم دی عملیات «توکل»، با هدف شکستن محاصره آبادان و آزادسازی خرمشهر [93] انجام شد که نتیجه‌ای همانند عملیات‌های پیشین داشت.
نتایج سلسله تلاش‌هایی که در این مرحله انجام گرفت در بعد نظامی سبب گردید تفکر «تهاجم گسترده» به دشمن کنار گذاشته شود. چنان که در کتاب منتشر شده ارتش جمهوری اسلامی ایران آمده است:
«پس از انجام ناموفق عملیات آفندی توکل، از روز 21 دی وضعیت کلی منطقه عملیاتی آبادان - ماهشهر به حالت قبل از اجرای حمله بازگشت و الزاما نیروهای فرماندهی اروند وضعیت پدافندی را پذیرفتند و نیروهای طرفین مجددا به حالت نبرد توپخانه بازگشتند و مبادله آتش به جریان خود ادامه داد و طرفین به تقویت و تحکیم مواضع پرداختند و مرحله دیگری از عملیات در جبهه‌ی ماهشهر - آبادان آغاز شد که پدافند در مواضع و اجرای تک‌های محدود و محلی بود. این مرحله از عملیات حدود 8 ماه ادامه داشت.» [94] .

[ صفحه 36]

پیدایش این وضعیت تا اندازه‌ای بدیهی بود زیرا آنچه که با هدف آزادسازی مناطق اشغالی انجام گرفت براساس بضاعت و توان فکری و کلیه امکانات نیروهای ارتش به فرماندهی بنی‌صدر بود. لذا پس از مواجه شدن با ناکامی جز «اندیشه پدافندی» و اجرای «تک‌های محدود و محلی» راه‌حل دیگری تصور نمی‌شد. با گذشت چهار ماه از تجاوز دشمن، نیروهای اشغالگر نیز همچنان در سرزمین‌های اشغال شده مستقر بودند و از عملیات‌های انجام شده جز اتلاف وقت و نابودی امکانات موجود - که جایگزینی آنها عملی نبود - نتیجه‌ای حاصل نشد. ضمن آنکه به صورت اساسی «تفکر تکیه بر مانور زرهی»، صرفا با استفاده از تانک و نفربر، منسوخ شد، به گونه‌ای که پس از آن از تانک تنها برای پشتیبانی نیروی پیاده یا توپخانه استفاده شد. [95] .
بنی‌صدر که با مشاهده پی‌درپی ناکامی‌های نظامی، وضعیت سیاسی خود را در مخاطره می‌دید، با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و چپ‌های امریکایی و سایر عناصر واخورده ساسی ائتلاف کرد تا آنچه را که در صحنه نظامی نتوانست به دست آورد با «گسترش دامنه مناقشات داخلی» کسب کند. [96] غائله 14 اسفند 1359 در دانشگاه تهران نقطه آغاز مرحله‌ی جدید منازعات سیاسی بود. عراقی‌ها با مشاهده «بن‌بست نظامی» در جبهه‌ها و «بحران سیاسی» در داخل کشور، بر صحت ارزیابی و تحلیل خود از ناتوانی نظامی و اوضاع داخلی ایران پافشاری می‌کردند طوری که اندیشه عملیات آفندی دوباره در آنها قوت گرفت و در همین جهت ارتش عراق به دنبال اجرای عملیاتی در منطقه آبادان برای اشغال این شهر به صورت کامل بود. [97] .
تداوم «بحران سیاسی» در داخل کشور، در حالی که جبهه‌های نبرد در

[ صفحه 37]

وضعیتی نامطلوب به سر می‌برد و امام خمینی مکررا بر «اصلی بودن جنگ» تأکید می‌فرمودند، سرانجام در خرداد 1360 به درگیری داخلی مسلحانه منجر شد. امام خمینی، بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا خلع کردند و مجلس شورای اسلامی «کفایت سیاسی» وی را به بحث گذاشت و در نتیجه عدم کفایت بنی‌صدر به اتفاق آرا - در زمانی که نمایندگان نهضت آزادی از شرکت در مجلس خودداری کرده بودند - به تصویب رسید.
وزیر خارجه وقت فرانسه (کلودشسون) طی مصاحبه‌ای رسما اعلام کرد:
«اگر بنی‌صدر از فرانسه تقاضای پناهندگی سیاسی بکند، چون فرانسه کشور حقوق بشر است»، به وی پناهندگی خواهیم داد و از او حمایت خواهیم کرد.» [98] .
صدام نیز در مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد:
«چنانچه بنی‌صدر تمایل داشته باشد، عراق آماده دادن پناهندگی سیاسی به وی می‌باشد.» [99] .
سرانجام بنی‌صدر به اتفاق رجوی با کمک خلبان پیشین شاه به فرانسه متواری شدند و سازمان مجاهدین (منافقین) موجی از ترور و انفجار را به امید براندازی نظام جمهوری اسلامی، در سراسر کشور به راه انداخت. در حادثه هفتم تیر 1360 آیت‌الله بهشتی و 72 تن از یارانش شامل مسئولان اجرایی کشور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شهادت رسیدند و در هشتم شهریور 1360 آقای رجایی که پس از خلع بنی‌صدر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده بود، به همراه حجت‌الاسلام باهنر در حادثه‌ی انفجار ساختمان نخست‌وزیری به شهادت رسیدند.
صدام که پیش از این حوادث در دیدار با کمیته‌ی حسن‌نیت آمادگی خود را برای برقراری آتش‌بس و مذاکره سیاسی اعلام کرده بود، [100] پس از مشاهده وضعیت سیاسی - نظامی ایران در تیر 1360 در مصاحبه‌ای مطبوعاتی اعلام کرد:
«اگر می‌خواهید نظر ما را بدانید، باید بگویم، ما ترجیح می‌دهیم، در حالی که جنگ ادامه دارد، با ایرانیان به قصد رسیدن به توافق به مذاکره بنشینیم. زمانی که به توافق دست یابیم می‌گوییم جنگ خاتمه یابد!» [101] .

[ صفحه 38]

بدین ترتیب سال اول جنگ در وضعیتی به پایان رسید که هیچ گونه پیروزی نظامی در جهت آزادسازی سرزمین‌های اشغالی به دست نیامد و کشور در گرداب عمیقی از بحران سیاسی و امنیتی فرورفته بود. بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران دورنمای سیاسی ایران را پس از حذف بنی‌صدر و آغاز ترور و انفجار، براندازی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می‌کردند. یکی از نشریات چاپ امریکا در همین زمینه نوشت:
«دولتمردان متعصب ایران ضعیف‌تر از آن هستند که اشغالگران عراقی را از خاک خود بیرون برانند و بسیاری از کارشناسان خاورمیانه معتقدند که با پایان دادن به جنگ ایران و عراق، رژیم جنگ‌زده آیت‌الله خمینی باید سقوط کند... سقوط سران حکومت (امام) خمینی گاهی بسیار نزدیک به نظر می‌آید و رهبر رژیم کنونی با بمب‌گذاری‌های گروه مخالفان بسیار ضعیف شده است.» [102] .
بنابراین مهم‌ترین سؤالی که بعدها فراروی ناظران و تحلیل‌گران امور سیاسی - نظامی ایران قرار گرفت و همواره در جست‌وجوی یافتن پاسخ مناسب آن بودند، این بود که:
«ایران تحت چنین وضعیتی چگونه توانست ضمن «تثبیت اوضاع سیاسی» روند آزادسازی مناطق اشغالی را آغاز و سرانجام جشن پیروزی را در مسجد جامع خرمشهر برگزار نماید؟»

[ صفحه 44]

آزادسازی مناطق اشغالی، تداوم جنگ

جنگ در سال دوم
شهریور 1360 تا شهریور 1361
تجزیه و تحلیل علل ناکامی تلاش‌هایی که برای آزادسازی مناطق اشغالی با تکیه بر نیروها و روش‌های کلاسیک انجام گرفت، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا پس از برکناری بنی‌صدر، مناطق اشغالی با اجرای چهار عملیات گسترده پاک‌سازی و آزاد شد و قوای دشمن منهدم گردید. لذا بررسی دلایل ناکامی‌ها در مرحله پیشین و موفقیت‌ها در مرحله جدید، می‌تواند «زمینه‌ها و علل تحول در جنگ» را که برای بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران امور ایران شگفت‌آور بود، روشن کند و توضیح دهد.
کانون مرکزی و نقطه ثقل تحول در جنگ را بدون شک باید حضور جدی و همه جانبه سپاه و بسیج در جنگ دانست. مسلما این حضور صرفا به معنای حضور فیزیکی نیروهای سپاهی و یا بسیجی در جنگ نیست زیرا که پیش از این و در مرحله مقاومت و دفاع در برابر متجاوز، نیروهای انقلابی و مردمی در صحنه حضور داشتند و نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرده بودند. در مرحله جدید بر پایه‌ی درکی روشن از ناکامی‌ها بنی‌صدر و ارتش در آزادسازی مناطق اشغالی، ضرورت شکستن بن‌بست نظامی حاکم بر جنگ و حمله به دشمن، که با تغییر استراتژی جنگ قابل تحقق بود، با حضور سپاه تأمین و آغاز شد، [103] شید حسن باقری در فرودین 1360 پس از بحث با برخی از مسئولان سپاه درباره ضرورت تغییر استراتژی جنگ می‌گوید:
«باید به خود جرأت داد که این نوع جنگیدن به درد نمی‌خورد و لازم است استراتژی جنگ عوض شود.» [104] .

[ صفحه 45]

تأکید بر ضرورت تغییر استراتژی جنگ [105] به موازات ایجاد تردید درباره فرماندهی بنی‌صدر در سطوح بالای کشور و شورای عالی دفاع، [106] بخشی از موانع موجود را برای ایفای نقش تعیین‌کننده سپاه در جنگ، برطرف ساخت. محسن رضایی در این زمینه می‌گوید:
«استراتژی نظامی به طور کلی در ایران از هم پاشید. در اینجا استراتژی جدید نیروهای حزب‌الله آغاز شد. نیروهای حزب‌اللهی آمدند و جنگ انقلابی را تدوین کردند و براساس آن یک سری عملیات‌های محدود انجام شد.» [107] .
آموزه‌ی [108] جدید نیروهای انقلابی (سپاه و بسیج) در مرحله نخست شامل اصولی بود که به طور بنیادین با تفکر و روش فرماندهی بنی‌صدر در تعارض قرار داشت. این اصول چنین بود:
1- حملات پی‌درپی به دشمن با اجرای عملیات محدود.
2- تکیه بر عوامل معنوی همچون وحدت، ایمان و عشق به شهادت.
3- جذب نیرو و گسترش سازمان نیروهای انقلابی با سازماندهی نیروهای بسیجی.
4- همکاری با نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران و به کارگیری نیرو و امکانات آنها.
5- اتخاذ تاکتیک‌های جدید با اتکا بر نیروهای پیاده و اجرای عملیات در شب.
ستاد عملیات سپاه در جنوب، در تیر 1360 طی تحلیلی درباره ضرورت اتخاذ تاکتیک‌های جدید و اتکا به نیروهای پیاده در عملیات می‌نویسد:
«با طولانی شدن جنگ، توجه سپاه و نیروهای مردمی روی این نکته متمرکز شد

[ صفحه 46]

که با توجه به محدودیت و آسیب‌پذیری وسایل نظامی و عدم امکان جایگزینی آن (با موقعیت فعلی انقلاب اسلامی ایران، به علت مخالفتش با ابرقدرت‌های سازنده این وسایل) بهترین راه، تأکید بر نیروی پیاده می‌تواند باشد.» [109] .
در مرحله جدید و با در نظر گرفتن تجارب پیشین و با شناخت نسبتا عمیق از دشمن و مطابق با توان و مقدورات موجود و فارغ از روش‌های کلاسیک - که اساسا حاصل ترجمه آیین‌نامه‌های ارتش امریکا بود - در فاصله زمانی اسفند 1359 تا مهر 1360 بیش از 20 عملیات محدود طرح‌ریزی و اجرا شد. مشخصه این عملیات‌ها دستیابی به روش‌های جدید برای شکستن خطوط دفاعی دشمن با اتکا به نیروهای بسیجی و سپاه بود. در روش نظامی منطبق با آئین‌نامه‌های ارتش، مواضع دفاعی دشمن عمدتا می‌بایست با اتکا به آتش و نیروهای زرهی درهم می‌شکست و سپس پیشروی در عمق انجام می‌گرفت. در روش جدید برای غافلگیری دشمن و جبران کمبود امکانات، عملیات در شب و با تکیه بر نیروی پیاده - که از روحیه شهادت‌طلبی برخوردار بود - طرح‌ریزی می‌شد. در این مرحله تجهیزات ارتش شامل توپخانه و زرهی تنها نقش آتش پشتیبانی‌کننده داشت.
نتایج حاصله از اجرای عملیات‌های محدود علاوه بر نمایاندن ضعف‌های دشمن و توانایی و قابلیت‌های نیروهای انقلابی، صحت استراتژی جدید را تأیید کرد. ضمن اینکه روحیه یأس و ناامیدی که پس از شکست تلاش‌های نظامی کلاسیک به فرماندهی بنی‌صدر، در نیروهای نظامی و مسئولان سیاسی بروز کرده بود برطرف شد و در عین حال زمینه را برای پشت سر نهادن بحران بی‌ثباتی سیاسی در کشور آماده ساخت.
همچنین اندیشه‌های دفاعی سپاه تدریجا شکل گرفت و زمینه‌های طرح‌ریزی عملیات گسترده و آزادسازی کلیه مناطق اشغالی را فراهم ساخت. به موازات این تحولات، دشمن نیز تدریجا بخشی از تغییرات تاکتیکی را درک کرد و برای ممانعت از غافلگیری دستورالعمل‌های جدیدی صادر کرد که در آن بر آمادگی دفاعی تأکید شده بود. [110] آیت‌الله خامنه‌ای هنگامی که به

[ صفحه 47]

عنوان نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع از نزدیک تحولات جنگ را پیگیری می‌کرد پس از فتح خرمشهر در تحلیلی از روند جنگ، به مسائلی اشاره کرد که حائز اهمیت است:
«کلا تا قبل از عملیات ثامن‌الائمه، عملیات ما غالبا موفق نبوده است و شاید یک یا دو عملیات را بتوان نشان داد که تا حدودی موفق بوده و علتش هم این است که تا قبل از عملیات ثامن‌الائمه نیروهای مردمی به کار گرفته نمی‌شد، یعنی از بسیج و سپاه در عملیات به صورت کامل خبری نبود و سپاه امکانات نداشت و گذشته از این، مسئولان نظامی حاضر نبودند حتی سپاه را در حیطه کار نظامی راه بدهند و لذا یکی از درگیری‌های ما با بنی‌صدر همین مسئله بود. نیروهای محدود ارتش هم طبیعی بود که با فرمانده‌ای مثل بنی‌صدر شانس موفقیت بسیار کمی را داشت و عملا هم موفق نبود.» [111] .
در این جمع‌بندی روی دو مسئله تأکید شده است: نخست اینکه نیروهای سپاه و بسیج به صورت کامل در صحنه حضور نداشتند و دیگر اینکه نیروهای محدود ارتش با فرماندهی بنی‌صدر قادر به کسب پیروزی نبودند و در عمل هم موفق نشدند. آیت‌الله خامنه‌ای در جایی دیگر با اشاره به تأخیر در فتح خرمشهر چنین بیان کرد:
«به اعتقاد من یک سال دیر برگشت چون می‌توانست خرمشهر در سال گذشته، یعنی یک سال پیش آزاد شود.» [112] .
ایشان درباره علت این تأخیر و تفاوت آن با سال گذشته اظهار کرد:
«سال گذشته در این وقت سپاه پاسداران جدی گرفته نمی‌شد و وجود سپاه در صحنه رزم فرض نمی‌شد.» [113] .
در عین حال به دلیل بحران سیاسی در کشور و حتی پس از فرار بنی‌صدر همچنان برای اجرای فرمان امام موانعی وجود داشت که محسن رضایی درباره آن گفت:
«حضرت امام مدت‌ها بود که دستور داده بودند که حصر آبادان باید شکسته شود، اما مدیریت اولیه جنگ بهای لازم را به این کار نمی‌داد و حتی

[ صفحه 48]

بقایای ین مدیریت هم با اینکه آقای بنی‌صدر کنار رفته بود، باز به سختی زیر بار حمله به این منطقه می‌رفتند. به طوری که طرح اولیه سپاه در اوایل فروردین سال 60 آماده شد ولی شش ماه طول کشید تا عملیات اجرا شود.» [114] .
تأخیر در اجرای عملیات شکستن محاصره آبادان با توجه به وضعیت سیاسی کشور به گونه‌ای بود که امام مدتی بعد از حادثه هفتم تیر خطاب به شورای عالی دفاع که در محضر ایشان تشکیل شد، فرمودند:
«چرا حمله نمی‌کنید. بنی‌صدر هم همیشه امروز و فردا می‌کرد و می‌گفت یک ماه دیگر طراحی داریم.. اگر نمی‌خواهید بجنگید بگویید تا ما تکلیف خودمان را بدانیم.» [115] .
سرانجام عملیات ثامن‌الائمه با هدف شکستن محاصره آبادان در تاریخ 15 مهر 1360 در شرق رودخانه کارون آغاز شد و پس از 48 ساعت نبرد، کلیه مواضع دشمن درهم کوبیده شد و کلیه اهداف عملیات تأمین شد. در کنار سازماندهی جدید، توپخانه به تدریج به کار گرفته شد و پس از عملیات فتح‌المبین عملا توپخانه سپاه شکل گرفت. همچنین سپاه با جذب و به کارگیری نیروهای مردمی، توانست 15 گردان نیرو سازماندهی کرده و وارد عمل نماید. این اقدام به منزله افزایش توان سازماندهی سپاه به میزان ده برابر بود. [116] .
اولین نتیجه کلی و برجسته عملیات ثامن‌الائمه عبارت بود از «درهم شکستن استراتژی دشمن در نقطه اصلی آن»؛ [117] بدین معنا که دشمن پس از ناکامی اولیه در آغاز جنگ با هدف برخورداری از برگ برنده برای مذکرات صلح، تلاش اصلی خود را روی اشغال خرمشهر و آبادان متمرکز کرد. تداوم مقاومت در خرمشهر به حفظ آبادان منجر شد. در عین حال دشمن در فرصت‌های متعدد درصدد اشغال آبادان برآمد ولی موفق به این کار نشد بنابراین در منطقه‌ای که دشمن براساس استراتژی خود برای اشغال آبادان تلاش می‌کرد، شکستن محاصره آبادان به معنای عقیم گذاشتن برنامه‌های دشمن بود. نتیجه دوم «کسب اعتماد به نفس برای برداشتن گام‌های بلندتر»

[ صفحه 49]

بود. در واقع پیروزی در عملیات ثامن‌الائمه نیروهای انقلابی را برای ادامه جنگ مطمئن کرد و وضعیت روانی مناسبی در جامعه به وجود آمد و امید و اعتماد برای کسب پیروزی حاصل شد. در نتیجه، این تحول موقعیت و زمینه‌ی لازم را برای طرح‌ریزی «استراتژی آزادسازی مناطق اشغالی» [118] براساس ساختار و ترکیب جدید نیروها و استراتژی و تاکتیک‌های جدید فراهم کرد. [119] یکی از کارشناسان نظامی خارجی بر این مسئله تأکید کرد که «این پیروزی این حقیقت را آشکار ساخت که برتری در قدرت زرهی و هوایی می‌تواند بی‌معنا باشد» [120] این کارشناس همچنین با اعتراف درباره ماهیت ناشناخته تاکتیک‌های جدید و نحوه کسب پیروزی نظامی ایران می‌نویسد:
«هنوز مشخص نشده است که ایرانیان چگونه به این پیروزی دست یافتند!» [121] .
پیروزی‌های حاصله در صحنه سیاسی کشور با انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به ریاست‌جمهوری و گذر از مرحله بحران و بی‌ثباتی، همراه با پیروزی در عملیات ثامن‌الائمه، به دو اقدام اساسی انجامید؛ نخست اینکه سپاه سازمان رزم جدید خود را توسعه داد و دیگر اینکه به موازات گسترش سازمان رزم، اقدامات جدی و اساسی را برای طرح‌ریزی یک سلسله عملیات با هدف آزادسازی کلیه مناطق اشغالی آغاز کرد. [122] [123] .
سال دوم جنگ را برای سپاه در مقایسه با سال اول - که سال «تولد در

[ صفحه 50]

مقاومت» بود - در واقع باید سال «رشد و تثبیت» نامگذاری کرد. [124] در این سال تدریجا به ضرورت تشکیل تیپ توجه گردید و سپاه با سازمان تیپ وارد عملیات طریق‌القدس شد.
در این مرحله مجموعا 12 عملیات شامل کربلای 1 تا 12 طرح‌ریزی شد. [125] اهداف استراتژی جدید با ترکیب و هماهنگی سپاه و ارتش عبارت بود از:
1- انهدام نیرو و امکانات دشمن به منظور تقلیل توان نظامی عراق.
2- آزادسازی نیروهای خودی که در خطوط پدافندی استقرار داشتند.
3- کسب آمادگی برای حمله تعیین‌کننده و نهایی به دشمن.
در چارچوب استراتژی جدید و با ترکیب و هماهنگی نیروها و سازماندهی سپاه در شکل تیپ، عملیات طریق‌القدس با هدف قطع ارتباط دشمن از شمال به جنوب با تصرف و تأمین تنگه چزابه و همچنین آزادسازی شهر بستان و 70 روستای دیگر آن، در هشتم آذر 1360 آغاز شد. غافلگیری دشمن نسبت به تاکتیک ویژه عملیات (عبور از زمین‌های رملی)، زمینه‌های انهدام دشمن و کسب پیروزی را فراهم کرد. [126] .
برجسته‌ترین ویژگی عملیات طریق‌القدس «نقش بسیار مهم نیروهای مردمی» [127] بود و در واقع برای نخستین بار نیروهای مردمی در سطح گسترده‌ای سازماندهی و به کار گرفته شدند [128] و مسلما همین حضور مردمی اجرای تاکتیک عبور از منطقه رملی را میسر کرد؛ زیرا بدون خلاقیت و ابتکار عمل و شجاعت نیروهای مردمی و انقلابی اجرای این تاکتیک عملی نبود.
همچنین پیروزی ایران در این عملیات همچون وارد شدن ضربه‌ای قاطع و اساسی بر دشمن بود، چنان که بر اثر این ضربه، دشمن تعادل خود را از

[ صفحه 51]

دست داد و هر چه تلاش کرد نتوانست این تعادل را بازیابد. [129] .
برخی از تحلیل‌گران نظامی که روند تحولات جنگ را پیگیری می‌کردند با مشاهده ابعاد و نتایج عملیات طریق‌القدس، به بازیابی قدرت برنامه‌ریزی عملیات و مهارت‌های فرماندهی و کنترل نظامی ایران که پیش از این کاملا از بین رفته بود، توجه و تأکید کردند. [130] به کارگیری اصطلاح «تاکتیک‌های موج انسانی» [131] برای توضیح تاکتیک جدید ایران و حضور گسترده نیروهای مردمی، پس از این عملیات در رسانه‌های غربی رواج و گسترش یافت، طوری که یکی از فرماندهان نظامی ارتش امریکا با توجه به تغییر استراتژی و تاکتیک‌های ایران نوشت:
«در این عملیات که ایرانی‌ها آن را عملیات طریق‌القدس نامگذاری کردند یک تغییر استراتژیکی عمده به چشم می‌خورد. ایرانی‌ها به استراتژی استفاده از نیروهای پیاده و سرمایه‌گذاری روحی احساسات آنها، جهت غلبه بر کمبود تجهیزات نظامی روی آورده‌اند.» [132] .
عراقی‌ها که پیش از این، پیروزی ایران در عملیات ثامن‌الائمه را با اکراه و تأخیر پذیرفته و اعلام کرده بودند، چنین تصور می‌کردند که شکست ارتش عراق به دلیل مواضع نامناسب نیروهایشان در شرق رودخانه کارون بوده است، به همین دلیل احتمال تکرار پیروزی ایران در یک منطقه دیگر را بعید می‌پنداشتند. مهم‌تر آنکه اجرای پی‌درپی عملیات‌های پیروز، اصلی‌ترین منشأ نگرانی عراقی‌ها بود، لذا با تهاجم ارتش عراق به تنگه‌ی چزابه از تاریخ 17 / 11 / 1360 به مدت 13 روز، عراقی‌ها امیدوار بودند ضمن نمایش قدرت نظامی خود و جبران تأثیرات روحی و روانی ناشی از شکست در دو عملیات پیشین، از اجرای عملیات بعدی ایران ممانعت یا در آن «تأخیر» ایجاد کنند.
درک و تشخیص فرماندهی سپاه از ماهیت تحرکات نظامی عراق در تنگه چزابه، سبب گردید بلافاصله کلیه تلاش‌های ایران در منطقه عمومی غرب رودخانه کرخه با هدف اجرای عملیات فتح‌المبین، متمرکز شود. [133] آزادسازی منطقه غرب رودخانه کرخه می‌توانست ضمن انهدام نیروهای دشمن، شهرهای

[ صفحه 52]

شوش، اندیمشک، دزفول و پایگاه چهارم شکاری را از برد آتش توپخانه دشمن خارج سازد. علاوه بر این با موفقیت در این عملیات، مناطق و تأسیسات مهم منطقه شامل سایت و رادار، جاده اندیمشک - اهواز و چاه‌های نفتی ابوغریب از برد توپخانه و یا اشغال نیروهای دشمن خارج می‌شد.
متعاقب تلاش‌هایی که در زمینه طرح‌ریزی، مهندسی و پشتیبانی انجام گرفت، سرانجام در تاریخ 2 / 1 / 1361، عملیات فتح‌المبین آغاز شد و طی یک هفته کلیه مواضع دشمن منهدم و منطقه به طور کامل پاک سازی شد. اسارت 17000 تن از نیروهای دشمن نشان‌دهنده میزان موفقیت عملیات و مهم‌تر از آن، فروپاشی اردوگاه دشمن بود. در این عملیات غنائم بسیاری از جمله 165 قبضه توپ و 320 دستگاه تانک و نفربر دشمن به دست رزمندگان افتاد و مقدار زیادی از تجهیزات عراقی نیز منهدم گردید.
عملیات فتح‌المبین به لحاظ وسعت، میزان نیروهای شرکت‌کننده و سرعت عمل نیروها در تأمین اهداف و نتایج و دستاوردها بسیار برجسته و چشمگیر بود. برخی از کارشناسان از این عملیات به عنوان پیچیده‌ترین تلاش ایران در جنگ تا آن زمان [134] که «خفت‌بارترین شکست را از آغاز جنگ تاکنون نصیب عراق کرده است» [135] یاد کردند.
مهم‌ترین ویژگی و نتیجه کلی عملیات در دو زمینه قابل مشاهده است، نخست اینکه عملیات فتح‌المبین نمایش جنگ فراگیر مردمی بود. [136] بدین معنا که در سازمان رزم سپاه با تشکیل تیپ و قرارگاه تحول جدی ایجاد شد. [137] همین مسئله علاوه بر فراهم نمودن زمینه‌ی افزایش جذب و به کارگیری نیروهای مردمی و برتری قوای ایران بر عراق، امکان فرماندهی و کنترل و هدایت را به نحوی مناسب فراهم ساخت.
تحمیل وضعیت جدید به دشمن، دومین نتیجه مهم در این عملیات بود. تاکتیک ویژه عملیات فتح‌المبین در طرح مانور عملیات با توجه به زمین منطقه و آرایش دشمن، در نظر گرفته شد. آرایش قوای دشمن بر «تنگه رقابیه»، «تپه‌های عین خوش»، و «ارتفاع برغازه» متکی بود و نزدیکی به این

[ صفحه 53]

نقاط می‌توانست تمام جبهه دشمن را متزلزل کند. به همین دلیل با پیشروی نیروها در محور قرارگاه قدس و تصرف عین خوش، تعادل دشمن به هم خورد و با پیشروی در محور قرارگاه فتح و تصرف تنگه رقابیه تیر خلاص به دشمن شلیک شد. در نتیجه، با پیروزی در عملیات فتح‌المبین، ذهنیت و باورهای دشمن از توانایی‌هایش، درهم شکسته شد. [138] اگر تا پیش از این دشمن تصور می‌کرد با تکیه بر نیروهایش قادر به حفظ مواضع اشغالی خواهد بود، با شکست در عملیات فتح‌المبین، این باور درهم شکست و اندیشه عقب‌نشینی از همین زمان در ذهن دشمن شکل گرفت.
گسترش پیروزی‌های ایران و تزلزل در وضعیت نظامی دشمن، حامیان منطقه‌ای و جهانی عراق را مضطرب و نگران کرد. برخی از سران کشورهای عربی فشارهای بسیاری به امریکا وارد کردند تا به حمایت از عراق اقدام نماید. یکی از مقامات وزارت دفاع امریکا طی سخنانی صریحا اظهار کرد: «کمک به عراق، برای واشنگتن در جهان عرب منافع زیادی به همراه خواهد داشت.» [139] رادیو اسرائیل به منظور پافشاری بر ضرورت تغییر موضع امریکا برای جانبداری از عراق، بهبود موقعیت ایران برای «صدور انقلاب» را تأکید کرد. [140] .
در پی تحولات جدید، دولت امریکا با اعزام واینبرگر وزیر دفاع خود به منطقه و مذاکره با سران کشورهای عرب، تصمیم به افزایش فروش تسلیحات به کشورهای منطقه گرفت. امریکایی‌ها که تا پیش از این به طور سنتی تهدید شوروی را خطر اصلی برای منافع خود ارزیابی می‌کردند، ایران را به عنوان یک تهدید منطقه‌ای جایگزین آن کردند. این تغییر فراتر از تأثیرات کوتاه مدت آن، به عنوان یک استراتژی جدید، آثار و نتایج بلند مدتی را بر جای نهاد که پس از فتح خرمشهر به صورت تدریجی نمایان شد.
طرح‌ریزی و اجرای عملیات بیت‌المقدس در فضایی کاملا متفاوت با عملیات‌های پیشین انجام گرفت. نخست آنکه دشمن درباره منطقه عملیات هوشیار بود زیرا تنها منطقه‌ای که در جنوب همچنان در اشغال دشمن قرار داشت، منطقه غرب رودخانه کارون بود و طبیعی به نظر می‌رسید که قوای

[ صفحه 54]

نظامی ایران این منطقه را برای عملیات انتخاب کنند. بنابراین امکان غافلگیری دشمن درباره مکان عملیات وجود نداشت.
عملیات بیت‌المقدس [141] در موقعیتی کاملا حساس طرح‌ریزی شد. [142] تدبیر فرماندهان سپاه این بود که تلاش اصلی عملیات باید در عبور از رودخانه کارون و تصرف سرپلی بزرگ متمرکز شود. حال آنکه فرماندهان ارتش براساس تفکر کلاسیک، همانند عملیات قبلی (هویزه در 15 / 10 / 59) در این منطقه، بر این نظر بودند که تلاش اصلی باید با اتکا به جاده اهواز - خرمشهر انجام شود. [143] متعاقب بحث‌ها و بررسی‌های طولانی، سرانجام براساس نظر سپاه عملیات در ساعت 3 بامداد دهم اردیبهشت 1361 آغاز و در چهار مرحله اجرا شد و به پیروزی رسید. در این عملیات 19000 تن از نیروهای دشمن به اسارت قوای ایران درآمدند. [144] .
فتح خرمشهر صرف‌نظر از بازتاب و نتایج سیاسی آن، از بعد نظامی بسیار حائز اهمیت بود. عوامل مؤثر در پیروزی ایران علاوه بر استراتژی برتر، اجرای تاکتیک ویژه‌ی عملیات عبور از رودخانه کارون و افزایش توان رزمی سپاه بود. در این عملیات سپاه 100 تا 120 گردان نیرو در قالب تیپ (ولی با استعداد لشکر) وارد عملیات کرد که در مقایسه با عملیات ثامن‌الائمه، تنها در فاصله‌ی 9 ماه، توان رزمی سپاه نزدیک به 10 برابر رشد و افزایش را نشان می‌دهد. در واقع گرچه سپاه به عنوان یک نهاد انقلابی به تناسب ضرورت‌های انقلاب متولد شد ولی «در خوزستان و در لابلای حوادث جنگ تحمیلی به رشد و بالندگی رسید» [145] و موقعیت آن تثبیت شد. [146] .
خرمشهر در روند تحولات جنگ تحمیلی به عنوان نماد و مظهر «مقاومت

[ صفحه 55]

سرسختانه ایران و پیروزی بر عراق «به شمار می‌رفت. [147] به همین دلیل عملیات بیت‌المقدس و نتایج آن می‌توانست سرنوشت جنگ و موقعیت سیاسی رژیم عراق را مشخص نماید. مواضع و استحکامات عراق در خرمشهر و آمادگی برای مقابله با تهاجم رزمندگان اسلام، این امیدواری را برای حامیان جهانی و منطقه‌ای عراق به وجود آورده بود که عراق با حفظ خرمشهر و با ایجاد تأخیر در آزادسازی آن، ضمن فرسایش توان نظامی ایران، فرصت لازم را برای آمادگی ارتش عراق جهت مقابله با وضعیت جدید فراهم خواهد ساخت.
سرعت عمل قوای نظامی ایران با اتکا به تاکتیک ویژه‌ی عملیات عبور از رودخانه کارون و سقوط مواضع عراق و آزادسازی زودهنگام خرمشهر، نه تنها تمامی امیدهای حامیان عراق را بر باد داد، بلکه دامنه نگرانی و اضطراب آنها را درباره سرنوشت سیاسی رژیم صدام و آینده منطقه گسترش داد. روزنامه آلمانی دویچه سایتونگ طی تحلیلی در این باره نوشت:
«خطر پیروزی ایران و در نتیجه درهم ریختن عراق، نظام‌های حاکم منطقه را پس از سقوط رژیم بعثی بغداد، تهدید می‌کند و احتمال مداخله ابرقدرت‌ها را نیز به دنبال دارد.» [148] .
از نظر نظامی اجرای چهار عملیات پیروز طی 8 ماه نشان‌دهنده تجدید قوای نظامی ایران بود. متقابلا ناتوانی عراق برای دفاع از مواضع و استحکامات خود، به منزله از میان رفتن توان نظامی این کشور و در نتیجه سقوط احتمالی رژیم عراق ارزیابی می‌شد.
از بعد سیاسی، در واقع عراق با از دست دادن خرمشهر تکیه‌گاهش را برای مذاکره از دست داد. [149] به عبارت دیگر، خرمشهر برای عراق «برگ برنده‌ای» [150] محسوب می‌شد که با آزادسازی آن به دست رزمندگان اسلام و «عقب‌نشینی تحقیرآمیز» [151] و مفتضحانه ارتش دشمن، رژیم عراق به نقطه پایان نزدیک می‌شد.
روزنامه لوموند با توجه به روند تحولات جنگ که به بن‌بست رسیده بود و بی‌ثباتی داخل کشور با فرار بنی‌صدر به پاریس، موقعیت جدید ایران و این

[ صفحه 56]

پیروزی‌ها را از زاویه دیگری بررسی کرد و نوشت:
«جنگ به رژیم ایران اجازه داد که ضمن برقراری مجدد اتحاد مقدس، به پاسداران، بازوی نیرومند انقلاب اسلامی و عمده‌ترین نیروهای نظامی کشور، اهمیت خاصی داده شود و جناح‌های مختلف «لیبرال» و «چپی» تصفیه شوند و این خود نشانه‌ی یکی از عمده‌ترین پیروزی‌های جمهوری اسلامی ایران در مقابل رژیم بعثی بغداد بود.» [152] .
در واقع تثبیت اوضاع داخلی و مهار بحران و بی‌ثباتی سیاسی، منشأ دستیابی به پیروزی نظامی بود و متقابلا این پیروزی‌ها روند تثبیت اوضاع داخلی را تسریع کرد. کمیته روابط خارجی سنای امریکا نیز طی گزارشی پیروزی‌های ایران را نتیجه‌ی تجدید قوای نیروهای مسلح ایران، نیروی انسانی بیشتر ایران و هماهنگی بهتر بین ارتش منظم و پاسداران انقلابی ارزیابی می‌کند. [153] .
پیدایش وضعیت جدید در صحنه سیاسی - نظامی جنگ و تحولات احتمالی در منطقه، امریکا را به شدت نگران کرد. با فتح خرمشهر در واقع امریکا دچار همان مخاطراتی شد که با پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط شاه با آن روبه‌رو گردید، با این تفاوت که با بی‌ثباتی داخل ایران و شروع جنگ، امریکا امیدوار بود انقلاب در درون کشور مضمحل یا تعدیل شود، ولی پیروزی‌های پی‌درپی ایران و سرانجام فتح خرمشهر و احتمال سقوط رژیم عراق، دامنه نگرانی امریکا را در سطح منطقه گسترش داد. زیرا این تحول اساسی و چشمگیر به منزله تهدید منافع امریکا در منطقه ارزیابی شد. [154] به همین دلیل واینبرگر وزیر دفاع وقت امریکا اعلام کرد پیروزی‌های ایران به نفع امریکا نخواهد بود. [155] .
هیگ وزیر خارجه وقت امریکا نیز اعلام کرد که امریکا در برابر هرگونه تغییر اساسی در منطقه‌ی خلیج فارس که ناشی از جنگ ایران و عراق باشد، بی‌تفاوت نخواهد بود. [156] کیسینجر وزیر خارجه اسبق امریکا طی تحلیلی چالش‌های موجود در منطقه را به چهار دسته تقسیم کرد: «رادیکالیسم

[ صفحه 57]

شیعه، نهادگرایی اسلامی، انقلاب ایران و امپریالیسم شوروی.» [157] وی در عین حال به ضرورت «توازن قوا در منطقه» تأکید کرد.
بازنگری استراتژی منطقه‌ای امریکا در خلیج فارس که با آشکار شدن برتری نظامی ایران بر عراق پس از عملیات فتح‌المبین آغاز شده بود، امریکا را ناچار به اتخاذ سه ابتکار دیپلماتیک کرد. هیگ وزیر خارجه امریکا در این باره گفت:
«اگر بخواهیم به یک نظم مسالمت‌آمیز بین‌المللی امیدی داشته باشیم، باید وقایع خاورمیانه را شکل دهیم و اکنون لحظه ورود امریکا به منطقه است. امریکا برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق، فعال کرن مذاکرات خودمختاری فلسطین و رفع تهدید از آغاز جنگ اقدام خواهد کرد. این ابتکارها به یکدیگر مربوط و با کشورهای دیگر نیز هماهنگ خواهد بود.» [158] .
وی همچنین یادآور شد:
«بیم آن می‌رود که درگیری ایران و عراق به کشورهای همسایه گسترش پیدا کرده موجب تغییرات گسترده و غیرقابل پیش‌بینی در توازن نیروهای منطقه بشود.» [159] .
بدین ترتیب امریکایی‌ها به دلیل نگرانی از سقوط رژیم عراق که حاصل اخطار آژانس‌های متعدد جاسوسی این کشور بود، کمک‌های حیاتی به بغداد را آغاز کردند. [160] امریکا برای رفع محدودیت‌های موجود [161] نام عراق را از لیست کشورهای به اصطلاح تروریست خارج کرد و محدودیت فروش تسلیحات به عراق لغو شد و برای برقراری روابط دیپلماتیک میان دو کشور توافقاتی به عمل آمد. مصر و کشورهای شورای همکاری [162] برای کمک به عراق ترغیب و تشویق شدند. کمک‌های اطلاعاتی و حمایت‌های سیاسی و تبلیغاتی امریکا از

[ صفحه 58]

عراق به نحو چشمگیری افزایش یافت. [163] مشاور کمیته روابط خارجی سنای امریکا در توضیح فروش تسلیحات امریکا به عراق در همان زمان گفت:
«این عمل امریکایی‌ها به منظور تنبیه ایران و باز کردن راهی برای خروج عراق از بن‌بست موجود می‌باشد و ایران در جنگ با عراق از برتری محسوسی برخوردار است و این واقعه‌ی ناخوشایندی برای امریکاست.» [164] .
امریکایی‌ها به منظور فراهم‌سازی زمینه‌های حمایت سیاسی و تبلیغاتی از عراق، این کشور را متقاعد کردند آمادگی خود را برای عقب‌نشینی از خاک ایران اعلام نماید. رژیم بعثی و صدام که پیش از این به لحاظ سیاسی و نظامی در موقعیت برتری قرار داشتند و از تجزیه ایران سخن می‌گفتند با پیدایش وضعیت جدید در جنگ و اوضاع جنوب، آمادگی خود را برای برقراری آتش‌بس اعلام کردند. [165] .
در اجلاس چهار روزه‌ی کنگره‌ی حزب بعث عراق، صدام با پذیرش مسئولیت شکست استعفا داد [166] ولی مجددا به اتفاق آرا به مقام دبیرکل حزب بعث انتخاب شد. [167] .
صدام در موقعیت جدید تغییرات نسبتا گسترده‌ای را به وجود آورد؛ بدین شکل که اعضای شورای فرماندهی انقلاب را از 17 تن به 10 تن کاهش داد و در کابینه عراق 8 تن از وزیران (از جمله وزیر نفت) سمت‌های خود را از دست دادند و 10 وزیر جدید وارد کابینه عراق شدند. [168] بسیاری از تحلیل‌گران تحولات داخلی عراق را نتیجه شکست‌های اخیر [169] این کشور و با هدف از میان بردن «هر گونه انتقاد در سطح بالا» [170] و فراهم‌سازی تحکیم موقعیت صدام [171] ارزیابی کردند.
امریکایی‌ها برای مهار نتایج ناشی از پیروزی‌های ایران علاوه بر اقدامات مذکور، سعی داشتند به هر نحو ممکن از ارائه امتیاز به ایران جلوگیری کنند.

[ صفحه 59]

تا جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه‌ای ظاهر نشود. در جهت این سیاست، سازمان ملل نیز با وجود برتری جمهوری اسلامی، شرایط ایران مبنی بر محکومیت متجاوز و پرداخت غرامت به ایران را نپذیرفت و همچنان بر تقدم آتش‌بس به هر اقدام دیگری تأکید کرد. ایران در وضعیت جدید و با توجه به موقعیت برتر سیاسی و نظامی سه راه‌حل فراروی خود داشت:
1- آغاز مذاکره سیاسی با رژیم عراق و قدرت‌های حامی وی که لازمه آن دادن امتیاز به ایران بود ولی سازمان ملل و قدرت‌های حاکم بر شورای امنیت، این اقدام را به منزله به رسمیت شناختن قدرت انقلاب ایران در منطقه خلیج فارس می‌دانستند، لذا با بی‌توجهی به درخواست‌های برحق ایران، عملا درهای مذاکره را مسدود کردند زیرا تمام رژیم‌های ذی‌نفع در جنگ بر «ندادن امتیاز به ایران» به منظور جلوگیری از برتری این کشور، توافق داشتند.
2- ترک مخاصمه بدون اتمام جنگ راه‌حل دیگری بود که فراروی ایران قرار داشت. در این صورت قوای نظامی ایران می‌بایست در حالت نه جنگ و نه صلح در مرزها مستقر باشند و این امر جز فرسایش قوای سیاسی و نظامی ایران نتیجه‌ای نداشت. روزنامه گاردین درباره‌ی این راه‌حل نوشت:
«توقف ایران در داخل خاک خود به گفته تحلیل‌ژگران نمی‌تواند ضامن آن باشد که صدام حسین به دادن امتیاز بیشتری تن در دهد. ضمن اینکه نباید این احتمال را از نظر دور داشت که نیروهای عراقی پس از گذراندن یک دوره استراحت و بازسازی به تهاجم مجدد اقدام نکنند.» [172] .
3- صلح شرافتمندانه و تضمین شده تنها راه‌حلی بود که در برابر ایران قرار داشت. [173] «شرافتمندانه» به این معنا که حقوق ایران تأمین می‌شد و «تضمین شده» به معنای جلوگیری از جنگ مجدد بود. این راه‌حل با توجه به سیاست قدرت‌ها در جلوگیری از ارائه هرگونه امتیاز به ایران، سرآغاز دوره جدیدی از جنگ بود [174] که به تصمیم‌گیری نیاز داشت. لذا جلسه شورای عالی دفاع در حضور امام خمینی برگزار شد و سرانجام مسئولان سیاسی و نظامی کشور راه‌حل سوم را هرچند با تأخیر برگزیدند.

[ صفحه 60]

از بعد سیاسی در حالی که جمهوری اسلامی در موقعیت برتر قرار داشت و از ارائه هرگونه امتیاز مناسب به ایران از جمله محکوم کردن متجاوز خودداری می‌شد، آیا ایران راه‌حل دیگری جز آنچه برگزید، می‌توانست انتخاب کند؟ از نظر نظامی نیز نظامیان به عنوان متولیان اصلی صحنه جنگ بر این اعتقاد بودند که به لحاظ نظامی امکان پدافند با توقف روی خط مرزی وجود ندارد زیرا در اغلب نقاط خط مرزی هیچ گونه مانع طبیعی وجود نداشت. ضمن اینکه ایجاد استحکامات نیز یک سال به طول می‌انجامید و طی این مدت احتمال تجدید قوای دشمن و حمله مجدد وجود داشت. مهم‌تر از همه اینکه با تکیه بر اصل «تعقیب دشمن»، هرگونه توقف پس از فتح خرمشهر یک حرکت غیراصولی بود. امام خمینی پس از تردید [مخالفت] اولیه درباره تداوم جنگ در خاک عراق، [175] با استماع دلایل نظامیان، به ادامه‌ی جنگ متقاعد شدند و حمایت‌های لازم را به عمل آوردند. [176] .
موقعیت برتر نظامی ایران و پیروزی‌های پی‌درپی، در ایجاد اعتماد لازم برای پیروزی بر عراق و تصمیم‌گیری برای تداوم جنگ در داخل خاک عراق تأثیر اساسی داشت. ورود به داخل خاک عراق از نظر نظامی نیز اجتناب‌ناپذیر بود و با هدف تأمین ساحل شرقی رودخانه اروند انجام گرفت. [177] این اقدام حاصل نگرانی و در عین حال بی‌اعتمادی به سیاست‌های امریکا و مجامع بین‌المللی بود. تنها راه‌حل این بود که قوای نظامی ایران با تکیه بر عوارض طبیعی و تهدید شهر بصره و در تیررس قرار دادن منطقه عظیم نفتی رمیله و صفوان، عراق را وادار به تأمین خواسته‌های ایران کنند. [178] بدین ترتیب در مرحله جدید جنگ، عملیات رمضان در چارچوب تجربیات و تاکتیک‌های

[ صفحه 61]

پیشین طرح‌ریزی و در تاریخ 23 تیر 1361 به اجرا گذاشته شد. در این مرحله تغییرات بسیاری در زمین منطقه و نحوه آرایش دشمن به وجود آمده بود. متقابلا عدم آمادگی نیروهای خودی برای مواجهه با وضعیت جدید، سبب گردید نیروها با وجود موفقیت در شکستن مواضع و استحکامات دشمن، سرانجام به مواضع خود مراجعت نمایند. [179] .
نتیجه عملیات رمضان نشان داد که هیچ گونه آمادگی لازم در داخل عراق برای برپایی یک نهضت انقلابی به حمایت از انقلاب اسلامی ایران و مبارزه با رژیم بعثی عراق وجود ندارد. [180] و از نظر نظامی نیز وضعیت جدیدی فراروی ایران قرار دارد که دورنمای آن روشن نیست.
سال دوم جنگ در وضعیتی پایان یافت که بیشتر مناطق اشغالی از لوث وجود متجاوزان پاک شده بود و ایران به منظور تأمین «صلح شرافتمندانه و تضمین شده» عملیات رمضان را طرح‌ریزی و اجرا کرد. مهم‌ترین سؤالی که در این مرحله وجود داشت این بود که:
«چه علل یا عواملی مانع از تبدیل پیروزی ایران در خرمشهر به یک پیروزی استراتژیک برای پایان بخشیدن به جنگ شد؟»

[ صفحه 68]

بن بست و توقف

جنگ در سال سوم
شهریور 1361 تا شهریور 1362
روند تحولات جنگ در سال سوم براساس دو شاخص آغاز شد. نخست آنکه پیروزی‌های پی‌درپی ایران با آزادسازی مناطق اشغالی [181] به منزله ظهور قدرت نظامی جدیدی در ایران انقلابی با محوریت سپاه در منطقه و سقوط احتمالی رژیم عراق ارزیابی شد. تهدیدات ناشی از این تحولات برای منافع امریکا و غرب، زنگ خطر را به صدا درآورد و کلیه منابع و امکانات سیاسی و تبلیغاتی غرب برای مقابله با پیدایش وضعیت جدید در منطقه و مقابله با تغییر توازن به سود ایران، بسیج شد. امتناع از ارائه امتیاز و به رسمیت شناختن حقوق جمهوری اسلامی و خودداری از معرفی عراق به عنوان متجاوز [182] و نپذیرفتن پرداخت غرامت به ایران، بخشی از روش‌های مقابله با موقعیت برتر ایران بود و همین مسئله عملا مانع از خاتمه‌ی جنگ شد.
شاخص دوم در واقع درک ایران از موقعیت نظامی خود و اوضاع بین‌المللی برای نادیده انگاشتن آن بود. به عبارت دیگر، امکان دستیابی به پیروزی سریع و زودهنگام بر عراق سهل و آسان پنداشته می‌شد. لذا با تکیه بر همان تاکتیک‌های پیشین [183] عملیات رمضان آغاز گردید.
عراق در مرحله جدید جنگ و پس از شکست‌های پی‌درپی، در برابر وضعیتی

[ صفحه 69]

دشوار قرار داشت. در واقع سرنوشت عملیات رمضان با سرنوشت رژیم حاکم بر بغداد گره خورده بود. برای همین، مقابله با تهاجم ایران می‌توانست تزلزل روحی - روانی موجود در ارتش عراق و موقعیت سیاسی صدام را برطرف سازد و مجددا اعتماد به نفس را به ارتش عراق و حامیان منطقه‌ای عراق بازگرداند.
در این حال عراق با استفاده از فرصت کوتاهی که ذهنیت و تلاش مسئولان جمهوری اسلامی به تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان معطوف شده بود، موانع و استحکامات بسیاری [184] که با گذشته تفاوت آشکار داشت - در منطقه شرق بصره ایجاد کرد. [185] .
با تغییر زمین منطقه نبرد و آرایش و استحکامات جدید دشمن و آمادگی دفاعی نسبتا مطلوب ارتش عراق، نیروهای ایران در عملیات رمضان با وجود درهم شکستن خطوط دفاعی عراق به دلیل نداشتن امکانات مناسب مهندسی و زرهی برای تثبیت مواضع جدید، سرانجام به مواضع قبلی خود بازگشتند. گرچه در این عملیات تلفات بسیاری به دشمن وارد شد ولی ابتکار عمل در اختیار قوای نظامی ایران نبود. [186] .
عملیات رمضان پیامدهای استراتژیک برای طرفین درگیر در جنگ داشت و روند جنگ در سال سوم و سال‌های بعد را شکل داد. عراق در این عملیات برتری زرهی و استحکاماتش را به نمایش گذاشت و همین مسئله مهم‌ترین عامل موفقیت دفاعی عراق در سال‌های 1362 و 1363 بود. [187] حال آنکه قدرت زرهی ایران که برای آخرین بار در عملیات هویزه به فرماندهی بنی‌صدر به نمایش گذاشته شده بود، به دلیل نتایج نامناسب عملیات و از دست دادن امکانات زرهی و جایگزین نشدن آن و مهم‌تر از آن با تغییر تاکتیک‌های رزمی در مرحله آزادسازی مناطق اشغالی، هرگز بازسازی و احیا نشد و یگان‌های زرهی تنها نقش پشتیبانی و اجرای آتش داشتند که این

[ صفحه 70]

وضعیت تا پایان جنگ ادامه یافت. [188] .
بنابراین با اجرای عملیات رمضان کاستی‌های موجود در قدرت زرهی، مهندسی و توپخانه ایران نمایان شد و همچنین این تصور به وجود آمد که سازمان رزم ایران از نظر حجم و شکل سازماندهی دچار کاستی است و برای دستیابی به پیروزی نیاز به بازسازی و گسترش دارد. [189] این برداشت به اقداماتی انجامید که در آستانه عملیات والفجر مقدماتی نتایج آن با «تغییر در سازمان رزم سپاه و گسترش آن» آشکار شد. [190] .
جمهوری اسلامی پس از عملیات رمضان در وضعیت بسیار دشواری قرار گرفت. بدین معنا که پس از فتح خرمشهر با راه‌حل سیاسی و مذاکره قادر به تأمین خواسته‌های برحق خود نبود و با عملیات رمضان نیز نتوانست در تداوم پیروزی‌های مرحله پیشین و تبدیل آن به یک پیروزی استراتژیک، جنگ را با پیروزی نظامی و قاطعانه در کنار شهر بصره خاتمه دهد. [191] .
پیدایش وضعیت جدید برای ایران، تا اندازه‌ای نتیجه نادیده انگاشتن تغییر اوضاع جنگ و اقتضائات گذر از مرحله پیشین به مرحله جدید و همچنین خوش‌بینی درباره آسیب‌پذیری عراق بود. [192] بنابر واقعیت‌های موجود، ایران برای ادامه جنگ ناگزیر از ورود به داخل خاک عراق بود ولی آنچه که اوضاع را به زیان ایران تغییر داد، تأخیر در تصمیم‌گیری و فراهم نکردن شرایط و امکانات لازم در مرحله جدید برای تداوم جنگ در خاک عراق بود. دشمن از نظر تاکتیکی و عملیاتی، دشمن پیشین نبود و ضرورت داشت که تاکتیک‌های جدیدی اتخاذ شود ولی این ضرورت با تأخیر درک شد. [193] .
همچنین به نظر می‌رسد با وجود اجماع نظر مسئولان سیاسی و نظامی برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، درباره چگونگی این حرکت و مراحل بعدی و همچنین خاتمه‌ی آن، نظریات به صورت یکسان، هماهنگ، شفاف و روشن نبوده است و به دلیل وضعیت خاصی که برای تصمیم‌گیری وجود داشته، فرصت لازم برای بحث و بررسی در این زمینه فراهم نشده است.
صرف‌نظر از احتمال مذکور، پس از عملیات رمضان به تدریج این مسئله

[ صفحه 71]

روشن شد که استراتژی جمهوری اسلامی دستیابی به صلح با کسب یک پیروزی می‌باشد. [194] بدین شکل که ایران با یک عملیات پیروز، دشمن را در وضعیتی قرار دهد که سرانجام جز ارائه امتیاز به ایران و پایان دادن به جنگ راه‌حل دیگری نداشته باشد. این تفکر تدریجا بر جنگ سایه افکند و تا پایان جنگ همچنان حاکم بود.
برخلاف ایران که با عملیات رمضان و به‌طور مشخص پس از عملیات رمضان برای دستیابی به صلح و با تمایل به اتمام سریع جنگ، می‌جنگید و بازسازی مناطق و شهرهای مرزی را نیز براساس همین تدبیر آغاز کرده بود، عراق با اندیشه جنگ طولانی، اقدامات نسبتا گسترده و اساسی را آغاز کرد. نخست آنکه سازمان ارتش عراق را بازسازی و به تشکیل تیپ‌های سه رقمی [195] اقدام کرد و برای مقابله با تاکتیک‌های ایران آرایش دفاعی خود را تغییر داد و مواضع و استحکامات جدیدی ایجاد کرد. [196] .
همان طور که اشاره شد امریکایی‌ها عمیقا از روند پیروزی‌های رو به گسترش ایران و تداوم جنگ در خاک عراق و سقوط احتمالی صدام نگران بودند. سولیوان سفیر سابق امریکا در ایران طی تحلیلی حتی پیش‌بینی کرد صدام تا سال 1983 سقوط خواهد کرد. سفیر وقت امریکا در عربستان (ریچارد مورفی) در توضیح علل نگرانی امریکا، تأکید کرد که: «ما نگران گسترش شیعه‌گرایی تندرو بودیم.» [197] .
امریکا برای مقابله با تأثیرات احتمالی ناشی از پیروزی ایران، تمهیدات جدیدی اتخاذ کرد. گرچه نتایج عملیات رمضان به منزله بازیابی توانایی دفاعی عراق برای مقابله با تهاجمات ایران ارزیابی شد و به اطمینان خاطر امریکا منجر گردید و همین موضوع سبب شد جنگ ایران و عراق، به عنوان

[ صفحه 72]

اولویت‌های اول سیاست خارجی، از دستور کار ریگان خارج شود. [198] و لیکن تداوم جنگ به عنوان یک واقعیت و ضرورت کنترل و مهار آن، سیاست منطقه‌ای امریکا را شکل داد. استراتژی جدید آمریکا درباره جنگ ایران و عراق بر این پایه قرار داشت که «جنگ را در یک محدوده معین نگه دارد. [199] و ضمن ممانعت از پیروزی ایران، حمایت‌های لازم را از عراق به عمل آورد. امریکایی‌ها برای توجیه این سیاست، بر این موضوع تأکید می‌کردند که «سیاست نه شکست نه پیروزی» را دنبال می‌کنند. امریکا برای تحقق این استراتژی از کشورهای عرب متحد خود درخواست کرد به عراق کمک مالی کنند. کشورهای صنعتی متحد امریکا نیز ترغیب شدند که سلاح‌های بیشتری در اختیار عراق قرار دهند. ریگان طرحی نیز آماده کرد تا در صورت سقوط رژیم عراق، امریکا با مداخله سریع، اوضاع را کنترل نماید. از طرف دیگر، امریکایی‌ها تنها به دلیل اهمیت و حساسیت مسئله اسرائیل، بیشترین تلاش و توجه خود را روی حل بحران جنوب لبنان و جلوگیری از تأثیرگذاری ایران بر حوادث لبنان متمرکز ساختند.
سیاست جانبدارانه امریکا از عراق - که مشاور امنیت ملی ریگان رسما آن را در تاریخ 17 / 12 / 1361 تأیید کرد [200] سبب گردید پس از حذف نام عراق از فهرست کشورهای به اصطلاح تروریست، وزارت خارجه امریکا طرحی را برای کمک به عراق (از جمله صدور غله به این کشور) تهیه نماید. بر همین اساس در آذر 1361 بنگاه اعتبار کالا (شاخه‌ای از وزارت کشاورزی امریکا) اعتباری 300 میلیون دلاری برای خرید برنج و گندم در اختیار دولت عراق قرار داد. دولت امریکا تضمین داد اگر عراق تا سه سال آینده پول غله را نپرداخت، راسا صورت‌حساب طلبکارهای عراق را خواهد پرداخت. این اعتبار در مرحله بعد به یک میلیارد دلار افزایش یافت. [201] امریکایی‌ها با این اقدام مرحله جدیدی از کمک به عراق را آغاز کردند که به تدریج به همکاری در زمینه‌های اقتصادی،

[ صفحه 73]

اطلاعاتی و حمایت‌های سیاسی - تبلیغاتی و نظامی منجر شد.
در مرحله جدید جنگ، شوروی که ظاهرا پس از تهاجم عراق به ایران ارسال سلاح به عراق را قطع کرده بود، با بهبود مناسبات، مجددا ارسال سلاح به عراق را از سر گرفت. در نوامبر 1982 تعداد 1000 تا 1200 مستشار نظامی شوروی به عراق مراجعت کردند و 400 تانک تی - 55 و 250 تانک تی - 72 به عراق تحویل شد و تعداد زیادی موشک و تعدادی جنگنده‌های میگ 25 شناسایی و هلی‌کوپترهای توپدار به عراق ارسال گردید. [202] ارسال تانک‌های تی - 72 به عراق توان دفاعی عراق را برای مقابله با تهاجمات ایران به نحوی مؤثر تقویت کرد طوری که برخی از ناظران، تجهیزات ارسالی به عراق را صرف‌نظر از ابعاد سیاسی آن، به لحاظ نظامی دارای «اهمیت استراتژیکی» ذکر کردند. [203] .
فرانسوی‌ها که از سال‌ها قبل بخشی از نیامندی‌های عراق را تأمین می‌کردند، تلاش بسیاری برای تقویت قدرت تهاجمی هوایی و واحدهای ضدهوایی عراق انجام دادند. بنابر برخی گزارش‌ها فرانسه نخستین جنگنده بمب‌افکن «میراژ» را بلافاصله پس از آزادی گروگان‌های امریکایی از ایران (در بهمن 1359) به عراق تحویل داد. دقیقا 10 روز پس از آنکه گروگان‌های امریکایی ایران را ترک کردند (بهمن 1359) چهار میراژ فرانسوی با هدایت خلبانان نیروی هوایی فرانسه وارد قبرس شد که خلبانان عراقی آنها را به عراق منتقل کردند. [204] پس از آن هم به تدریج میراژهای فرانسوی در پی سفارش عراق به این کشور تحویل شد. علاوه بر این، فرانسوی‌ها با تحویل موشک‌اندازهای «رولاند» شبکه دفاع هوایی عراق را تقویت کردند. همچنین 13 دستگاه موشک‌انداز متحرک، علاوه بر سکوهای ثابت به عراق تحویل شد. [205] .
بازسازی راکتور هسته‌ای ازیراک - که در سال 1981 به دست اسرائیلی‌ها منهدم شده بود - از جمله کمک‌هایی بود که کلودشسون وزیر خارجه وقت فرانسه در دیدار ژانویه 1983 با طارق عزیز قول آن را داد.
احداث شبکه پناهگاه‌های پرهزینه زیرزمینی، بخش دیگری از تلاش‌های

[ صفحه 74]

عراق بود که در ژوئن 1982 با تصمیم صدام و مشارکت مهندسان انگلیسی آغاز شد. کالین گرافت رئیس فدراسیون مشاوران و مقاطعه‌کاران پناهگاه‌های هسته‌ای انگلیس می‌گوید: «شرکت‌های انگلیسی طرح‌هایی ارائه کردند که به موجب آن برای 48000 سرباز پناهگاه امن ساخته شد. هر پناهگاه تونلی پولادین داشت و می‌توانست تا 1200 نفر را در خود جای دهد. در هر پناهگاه پست‌های فرماندهی، محل بیماران، اتاق‌های ضدآلودگی، آشپزخانه، انبار غذاهای خشک، آب و قورخانه، یعنی تمامی ملزومات یک اقامت بلندمدت پیش‌بینی شده بود.» [206] .
در مجموع با اقداماتی که رژیم عراق پس از فتح خرمشهر و به ویژه بعد از عملیات رمضان برای تقویت بنیه دفاعی خود انجام داد، چنین به نظر می‌رسید که موقعیت سیاسی صدام نیز تحکیم شده است.
ضرورت ادامه جنگ پس از عملیات رمضان و تأکید امام خمینی بر ضرورت حضور نیروهای مردمی در جبهه، به عنوان واجب کفایی، تحرک لازم را برای بازنگری وضعیت حاکم بر صحنه جنگ و اتخاذ تدابیر ضروری فراهم ساخت. طی جلساتی که در همین زمینه در قرارگاه کربلا با حضور فرماندهان ارتش و سپاه تشکیل شد، اجرای عملیات محدود به منظور اخذ فرصت از دشمن تا آماده شدن شرایط لازم برای عملیات گسترده تأکید گردید. [207] در واقع از یک سو ادامه جنگ ضرورت داشت و از سوی دیگر با توان موجود امکان دستیابی به پیروزی با دشواری‌های بسیار همراه بود. استراتژی نظامی ایران در این مرحله اجرای عملیات محدود در مناطق غرب و جنوب کشور با هدف ایجاد فشار نظامی و تجزیه قوای دشمن و ممانعت از ایجاد فرصت حمله برای دشمن بود. [208] این امیدواری وجود داشت که با اجرای سلسله عملیات محدود، فرصت و زمنه لازم برای اجرای عملیات گسترده فراهم شود. [209] در این چارچوب عملیات مسلم بن عقیل در منطقه غرب سومار طرح‌ریزی و در تاریخ 9 / 7 / 1361 اجرا شد و یک ماه بعد عملیات محرم در جنوب شرقی دهلران در غرب عین‌خوش، در تاریخ 10 / 8 / 1361 انجام شد که هر دو عملیات با موفقیت همراه بود.

[ صفحه 75]

موقعیت دشمن در منطقه عمومی العماره و موفقیت در عملیات محرم به طرح‌ریزی عملیات والفجر با هدف تصرف پل غزیله و رسیدن به حلفائیه انجامید. انتخاب نام «والفجر» علاوه بر تقارن زمانی با دهه فجر، اساسا با این تفکر انتخاب شد که در آستانه برگزاری کنفرانس غیرمتعهدها، سرنوشت جنگ با شکست عراق مشخص شود. عملیات والفجر در موقعیتی که بسیاری از مسئولان کشور با امیدواری به صحنه جنگ می‌نگریستند در تاریخ 17 / 11 / 1361 آغاز شد. مواجه شدن رزمندگان با خطوط دفاعی جدی عراق و قرار گرفتن بیش از 16 رده از موانع مختلف در برابر آنها و سایر مشکلات و ناهماهنگی‌ها مانع از دستیابی به اهداف عملیات شد. [210] ضمن اینکه اختلاف‌نظر ارتش و سپاه درباره طرح‌ریزی، فرماندهی و اجرای عملیات برای نخستین بار آشکار گردید.
ناکامی در عملیاتی دیگر، با وجود اقداماتی که پیش از این با گسترش سازمان رزم سپاه انجام گرفته بود و توقف در پشت دیوارهای دفاعی عراق و ناتوانی از تثبیت مواضع تصرف شده، بر پیچیدگی اوضاع سیاسی و نظامی جنگ افزود.
عملیات والفجر با توجه به نتایج آن به «والفجر مقدماتی» تغییر نام یافت و عملیات جدیدی با عنوان «والفجر 1 «بر پایه نظریات و تفکرات فرماندهان ارتش در شمال غربی منطقه والفجر مقدماتی - ارتفاعات حمرین تا فکه - طرح‌ریزی و در تاریخ 21 / 1 / 1362 اجرا شد. ناکامی مجدد در این عملیات، دامنه اختلاف‌نظر میان ارتش و سپاه را گسترش داد [211] و به عبارتی اندیشه اجرای

[ صفحه 76]

عملیات سپاه و ارتش به طور مستقل - که عملا پس از عملیات بدر آغاز شد - در این مرحله ریشه گرفت.
از میان رفتن امکان غافلگیری دشمن و از دست دادن ابتکار عمل و بسیاری از مشکلات دیگر، مانع از رسیدن غلبه بر استحکامات عراق و تثبیت مواضع تصرف شده بود. قدرت زرهی ارتش و آتش توپخانه به عنوان دو عامل تعیین‌کننده، توانایی برابری و غلبه بر دشمن را نداشت، برای همین ناکامی در دو عملیات والفجر مقدماتی و والفجر 1 سبب گردید کلیه راه‌کارهای عملیات در منطقه جنوب، مسدود ارزیابی شود.
پس از آنکه اجرای عملیات‌های محدود به عنوان مقدمه و واسطه‌ی اجرای عملیات بزرگ و پیروز با موفقیت همراه نشد، اجرای عملیات در منطقه غرب کشور در دستور کار قرار گرفت، با این تدبیر عملیات والفجر 2 در 29 تیر 1362، در غرب پیرانشهر، در حدفاصل ارتفاعات قمطره و تمرچین، اجرا و منطقه حاج عمران به وسعت 30 کیلومتر مربع آزاد شد. همچنین عملیات والفجر 3 در 7 مرداد 1362 در منطقه عمومی مهران اجرا شد. با اجرای این عملیات دشت مهران و جاده مهران - دهلران از اشغال دشمن آزاد شد و ارتباط جبهه‌ی میانی با جنوب برقرار گردید. [212] .
گرچه جنگ در سال سوم به نتیجه روشنی منتهی نشد، در عین حال «نقطه قوت جمهوری اسلامی» در این مرحله، برخوداری از «روحیه تهاجمی و تداوم تلاش‌های نظامی» با اجرای عملیات‌های محدود و گسترده در جبهه‌های میانی و شمالی بود. در مقابل گرچه عراق موقعیت دفاعی خود را با مهار حملات پی‌درپی ایران بهبود بخشید و تثبیت کرد، لیکن این نگرانی و اضطراب همواره برای حامیان جهانی و منطقه‌ای عراق وجود داشت که

[ صفحه 77]

احتمال درهم شکستن خطوط دفاعی عراق و وقوع حوادث غیرمترقبه وجود دارد. این باور و نگرانی، هسته مرکزی نگرش‌ها و ساماندهی سیاست‌های حمایت‌آمیز از عراق و تشدید فشار به ایران بود.
در هر صورت، گشوده نشدن بن‌بست جنگ و دست نیافتن ایران به پیروزی نظامی، این سؤال را به وجود آورد که:
«ایران برای رهایی از بن‌بست موجود و شکستن آن چه راه‌حل‌هایی را فراروی خود دارد و چه اقداماتی را باید انجام دهد؟»

[ صفحه 80]

تشدید فشار به ایران

جنگ در سال چهارم
شهریور 1362 تا شهریور 1363
ادامه‌ی توقف قوای جمهوری اسلامی در پشت دیوارهای دفاعی عراق و صرفا ایجاد رخنه‌هایی در آن و کاهش توان نظامی ایران [213] در درازمدت، به منزله تغییر ماهیت جنگ از «تهاجمی» به «فرسایشی» بود. لازمه مقابله ایران با حاکم شدن این وضعیت، علاوه بر حملات پی‌درپی به مواضع دفاعی عراق، که در سال سوم جنگ انجام گرفت، به کار گرفتن ابتکار عمل برای شکستن بن‌بست حاکم بر جنگ بود. در واقع تجارب جنگ در سال سوم حاوی این معنا بود که بدون «ابتکار عمل نظامی»، امکان غافلگیری دشمن و در نتیجه دستیابی به پیروزی همانند مرحله آزادسازی مناطق اشغالی، فراهم نخواهد شد.
توجه به این موضوع برای نخستین بار پس از عملیات رمضان برای فرماندهی سپاه حاصل شد. به همین دلیل فرمانده کل سپاه بلافاصله مسئولان و فرماندهان یگان‌های سپاه را فراخواند و پس از بحث‌ها و بررسی‌های طولانی، منطقه هور برای اولین بار به عنوان منطقه عملیاتی مورد توجه قرار گرفت. [214] لیکن مجموع اوضاع حاکم بر صحنه جنگ و ضرورت اجرای عملیات مشترک سپاه و ارتش و امیدواری به موفقیت بر پایه تجارب پیشین و مهم‌تر از همه تطابق نداشتن توان و تجهیزات موجود با آنچه که

[ صفحه 81]

برای عملیات در هور لازم بود، در مجموع مانع از توجه جدی به این منطقه شد. پس از عملیات والفجر 1 و بروز دیدگاه‌های متفاوت در ارتش و سپاه، فرمانده سپاه با تشکیل یک قرارگاه در منطقه هور، شناسایی منطقه را به طور مستقیم کنترل و هدایت کرد. [215] .
با تغییر زمین منطقه عملیات از خشکی به آب با ویژگی‌های «هور» از جمله وجود آبراه‌های مختلف و امکان استتار در نی‌زارها، این امیدواری به وجود آمد که با غافلگیری در مکان و تاکتیک و احتمالا در زمان، امکان غلبه بر دشمن و تصرف و تأمین منطقه فراهم شود. زیرا عدم درک دشمن از عملیات در هور به لحاظ تاکتیکی و عدم سازمان و توانایی مناسب برای مقابله با تهاجم نظامی ایران، به گونه‌ای بود که دورنمای دستیابی به پیروزی را روشن می‌نمایاند.
سپاه بنابر تجارب دو عملیات والفجر مقدماتی و والفجر 1، بر اجرای عملیات به طور مستقل از ارتش تأکید می‌کرد ولی شورای عالی دفاع این مسئله را نپذیرفت. [216] لذا پس از توافقات لازم، مقرر شد ارتش با به کارگیری لشکرهای 7 ولی عصر (عج) و 14 امام حسین (ع) از یگان‌های قوی و خطشکن سپاه به همراه تیپ زرهی 72 محرم (سپاه) در منطقه زید به عملیات بپردازد [217] و دیگر یگان‌های سپاه در منطقه هور به اجرای عملیات مبادرت کنند.
عملیات خیبر در تاریخ 3 / 12 / 1362 در منطقه هورالهویزه آغاز شد و با تصرف جزایر مجنون - که دارای حوزه‌های نفتی زیرزمینی بود - به پایان رسید. [218] لیکن عملیاتی که با فرماندهی ارتش در منطقه زید انجام گرفت با موفقت توأم نبود.
عملیات خیبر از نظر نظامی بسیار حائز اهمیت بود زیرا در وضعیتی که روند جنگ، فرسایشی ارزیابی می‌شد، قوای نظامی ایران با ابتکار عمل در منطقه‌ای که به تصور دشمن عملیات در آن قابل اجرا نبود، در شمال منطقه بصره حضور یافتند و جاده بصره - العماره را تهدید کردند. مسلما در صورتی که امکانات مورد نیاز برای عملیات تأمین می‌شد، نتیجه‌ی عملیات و جنگ

[ صفحه 82]

چیزی غیر از آن بود که به دست آمد. در صورت تصرف شرق رودخانه دجله و منطقه «القرنه» به همراه جزایر مجنون و گشایش محور طلائیه به نشوه، بصره در خطر جدی قرار می‌گرفت، اما متأسفانه به دلیل واگذار نشدن امکانات مورد نیاز، بخش کمی از اهداف عملیات خیبر تأمین شد. مثلا اگر به جای حدود 500 قایق، 2000 قایق واگذار می‌شد و یا چنانچه در زمینه‌ی استفاده از هلی‌کوپترهای هجومی و ترابری مشکل جدی وجود نداشت و نیرو به میزان مورد نیاز در جزیره شمالی - به جای 3 گردان، 18 گردان مانوری - پیاده می‌شد، دستیابی به یک پیروزی اساسی و تعیین‌کننده قطعی بود. [219] .
غافلگیری دشمن در این عملیات و ناتوانی او در عقب راندن نیروهای خودی از جزایر مجنون، مجددا توانایی دفاعی عراق را مورد تردید قرار داد و شگفتی ناظران را از قابلیت‌های طرح‌ریزی عملیات تهاجمی و دفاعی جمهوری اسلامی برانگیخت.
به گزارش رادیو امریکا، دیپلمات‌های غربی، عرب و آسیایی در تهران تاکتیک‌های جنگی جدید ایران را ستایش کردند. [220] ناظران بر این عقیده بودند که نتیجه نبرد در جزایر مجنون هرچه باشد، تاکتیک‌های نظامی ایران از نظر جسارت و شهامت، در تاریخ استفاده خواهد شد. این عملیات به مثابه اقدامی جسورانه از سوی ایران، ارزیابی شد. [221] .
عراق به دلیل نگرانی از نتایج عملیات، برای نخستین بار نوعی از سلاح‌های شیمیایی محصول کارخانه سامره (به نام گاز خردل) را با استفاده از هلی‌کوپترهای ساخت شوروی و فرانسه، به کار گرفت. [222] پیش از این در عملیات والفجر 2 در منطقه حاج عمران، عراق به صورت محدود از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده بود، ولی آنچه که در عملیات خیبر انجام گرفت، بسیار گسترده و فاجعه‌آمیز بود. گاز خردل با ایجاد تاول‌های بزرگ روی پوست بدن و اختلال در دستگاه تنفسی، آثار مخرب روحی و جسمی فراوان را بر رزمندگان اسلام به صورت کوتاه‌مدت و درازمدت داشت. شورای امنیت سازمان ملل در واکنش به این اقدام عراق، در تاریخ 10 / 1 / 1363 با صدور

[ صفحه 83]

بیانیه‌ای استفاده از گازهای سمی را محکوم کرد اما مسئولیت استفاده از آن را به هیچ یک از طرفین نسبت نداد. صدور بیانیه، به جای قطعنامه، بنابر تحلیل منابع دیپلماتیک به دلیل اجتناب از مباحث شدید و اشاره به هر یک از دو طرف جنگ بوده است. [223] در هر صورت، این نخستین اقدام سازمان ملل بود که حداقل گرچه به سود ایران نبود ولی به زیان آن نیز تنظیم نشده بود.
به کارگیری سلاح‌های شیمیایی از یک سو نشان‌دهنده‌ی ضعف دفاعی، نومیدی و درماندگی ارتش عراق بود [224] و از سوی دیگر این موضوع را روشن می‌کرد که عراق با ایجاد زیرساخت‌های جدید در زمینه تولید سلاح‌های شیمیایی با کمک کشورهای اروپایی به ویژه آلمان، استراتژی جدیدی را برای مقابله با تهاجمات پی‌درپی و گسترده ایران برگزیده است.
مسلما دستیابی به تمامی اهداف عملیات خیبر می‌توانست جنگ را به وضعیت تعیین‌کننده‌ای نزدیک سازد، لیکن محقق نشدن این امر مانع از تغییر توازن سیاسی - نظامی به سود ایران و کسب برتری بر عراق شد. نشریه نیویورک تایمز پس از آشکار شدن نتایج عملیات خیبر طی تحلیلی درباره ادامه بن‌بست در جنگ و دلائل آن نوشت:
«به نظر منابع اطلاعاتی امریکا و دیگر منابع غربی، جنگ ایران و عراق ظاهرا به یک بن‌بست رسیده و هیچ یک از دو طرف قادر به برتری بر دیگری نیست. به نظر می‌رسد ایرانی‌ها قادر به شکستن مرز طولانی عراق نباشند و عراقی‌ها نیز نتوانند به موفقیت‌های دفاعی دست یابند.
منابع اطلاعاتی غرب گفتند ناتوانی ظاهری ایران در اجرای یک تهاجم تعیین‌کننده تنها یکی از دلائل ادامه بن‌بست جنگ 43 ماهه است. آنها می‌گویند دلیل دوام و ادامه این بن‌بست شکست مداوم ارتش عراق در امر دفاع و عدم استفاده از برتری کمی و کیفی نیروی هوایی عراق علیه هدف‌های مهم در جبهه و پشت جبهه است.» [225] .
بنابر نظریه مذکور بن‌بست حاکم بر جنگ حاصل دو وضعیت جداگانه است. به این ترتیب که ایران با وجود تهاجمات پی‌درپی، قادر به اجرای

[ صفحه 84]

«تهاجم تعیین‌کننده» نیست و عراق نیز در مواضع دفاعی قادر به دفاع کامل نیست، ضمن اینکه عراقی‌ها فاقد قابلیت‌های لازم برای استفاده از برتری تکنولوژیک خود در هوا می‌باشند. یکی از نشریات خارجی با توجه به نتایج عملیات‌های ایران در این باره نوشت:
«مقدورات نظامی طرفین با اهدافشان تناسبی ندارد. عراق تجهیزات لازم برای دست زدن به حمله را دارد اما فاقد انگیزه و نیروی انسانی است در حالی که ایران بر دست زدن به حمله تأکید می‌ورزد و لیکن از تجهیزاتی که مؤثر واقع شود، برخوردار نیست.» [226] .
در هر صورت، عدم دستیابی ایران به پیروزی کامل در عملیات خیبر - که همواره باید از آن به عنوان یک فرصت استثنایی و بی‌نظیر که از دست رفت یاد کرد - متأثر از عوامل مختلفی بود: «تعجیل در اجرای عملیات» [227] به دلیل اسارت چند تن از نیروها، «افزایش تردد قایق‌ها و احتمال هوشیاری دشمن» و مهم‌تر از آن «به پایان رسیدن زمان مأموریت نیروها» و همچنین نگرانی از تأخیر عملیات به دلیل احتمال لو رفتن آن، به نوعی شتاب در اجرای عملیات منجر شد. حال آنکه بنابر تحلیل فرمانده سپاه، با توجه به درکی که از زمین منطقه و نیز وضعیت دشمن وجود داشت [228] سپاه باید بر پایه ابتکار عمل جدید به صورت «مستقل» از ارتش، عملیات را اجرا می‌کرد و دو لشکر خطشکن و قوی سپاه را از سازمان خود خارج نمی‌کرد و تحت کنترل عملیاتی ارتش قرار نمی‌داد. [229] .
در هر صورت، با اجرای عملیات خیبر قابلیت و توانایی‌های فوق‌العاده سپاه در طرح‌ریزی، فرماندهی و دفاع، بیش از گذشته آشکار شد. با اجرای این عملیات سپاه به تجارب جدید نظامی دست یافت و جای پای مناسبی در منطقه هور (جزایر مجنون) به دست آورد و زمینه‌های لازم برای اجرای عملیات‌های آبی - خاکی دیگر در منطقه هور فراهم گردید.
اگرچه ایران با تصرف جزایر مجنون در عملیات خیبر برای نخستین بار پس از ورود به داخل خاک عراق مناطقی مهم را تصرف کرد، لیکن با وجود

[ صفحه 85]

شکسته شدن خطوط دفاعی دشمن، توازن تغییر نکرد؛ زیرا هنوز در مواردی از جمله پشتیبانی، هوایی، توپخانه و مهندسی کاستی‌ها و نقایص زیادی وجود داشت که باید برطرف می‌شد.
دشمن پس از این عملیات و پی بردن به پیچیدگی‌ها و نتایج احتمالی آن، سازمان رزم خود را با تشکیل یک سپاه برای هور با عنوان سپاه ششم تکمیل کرد. ضمن اینکه ارتش عراق در حدفاصل عملیات رمضان تا عملیات خیبر و مدتی پس از آن 10 لشکر جدید تشکیل داد و بر توان نظامی خود افزود. [230] .
به موازات عملیات خیبر و ابعاد سیاسی و نظامی آن، انفجار مقر امریکایی‌ها در بیروت، وضعیت جدیدی را در منطقه به وجود آورد. امریکایی‌ها که در سال 1982 پس از فتح خرمشهر، به طور جدی در اندیشه تسلط بر لبنان بودند، انتظار داشتند با «فرسایشی شدن جنگ» از فرصت لازم برای حل بحران ناشی از پیروزی ایران بر عراق از طریق تجاوز اسرائیل و تشکیل یک دولت مسیحی و وابسته در لبنان برخوردار شوند.
حضور اولیه نیروهای سپاه برای مقابله با تجاوز اسرائیل و گسترش و تعمیق این حضور با سازماندهی حزب‌الله لبنان تدریجا ساختار قدرت در لبنان را دستخوش تغییر کرد و اسرائیل و امریکا پس از اجرای عملیات استشهادی حزب‌الله لبنان و انفجار مقر امریکایی‌ها در بیروت، [231] با شکست، صحنه لبنان را ترک کردند. در واقع شکست امریکایی‌ها در سلطه بر لبنان و تشکیل یک دولت مسیحی، ضربه‌ی استراتژیک را به آنها وارد ساخت.
در اوضاع جدید، امریکا در موقعیتی قرار گرفت که باید استراتژی جدیدی را طرح‌ریزی می‌کرد. بر این اساس «بنیاد هریتیج» طرحی را مبنی بر از بین بردن «اصل امید» به ریگان ارائه کرد. این سیاست به منزله تشدید فشار به ایران با هدف از میان بردن امیدواری ایران برای دستیابی به پیروزی بود. عناصر اصلی

[ صفحه 86]

این استراتژی که در صفحات بعد توضیح داده خواهد شد، به شرح ذیل می‌باشد:
1- تقویت وضعیت اقتصادی عراق.
2- ایجاد محدودیت در منابع ارزی ایران.
3- اجرای عملیات استانچ [232] با هدف جلوگیری از فروش سلاح به ایران.
4- ایجاد محدودیت در استخراج و فروش نفت ایران.
قبل از عملیات خیبر، روزنامه واشنگتن پست در تحلیلی با اشاره به اهمیت مسائل اقتصادی بر سرنوشت جنگ، بر این مسئله تأکید کرد که عراق به دلیل از دست دادن بخش اعظم صادرات نفت خود با دشواری روبه‌رو شده است. [233] امریکایی‌ها پیش از این اقداماتی را برای تقویت موقعیت اقتصادی عراق با تشویق روابط بازگانی میان عراق و کشورهای اروپایی، تعمیر چاه‌های نفت عراق و فراهم کردن زمینه صدور نفت عراق انجام داده بودند، [234] ولی با توجه به روند تحولات جنگ، تلاش برای افزایش کمک‌های امریکا به عراق به منظور جلوگیری از سقوط صدام، به سفر معاون وزارت خارجه امریکا به عراق در دی 1362 انجامید. واشنگتن پست این سفر را به منزله برقراری روابط کامل سیاسی عراق و امریکا ارزیابی کرد. [235] .
بنابر گزارش کمیته روابط خارجی سنای امریکا از سال 1982 که عراقی‌ها بدون هیچ پیش شرطی حاضر به مذاکره با امریکا شدند، امریکا برای تقویت عراق و جلوگیری از پیروزی ایران، اقدامات ذیل را به عمل آورد:
1- تخصیص حدود یک میلیارد دلار به صورت اعتبار غیر نقدی برای خرید محصولات کشاورزی.

[ صفحه 87]

2- تصمیم بانک صادرات و واردات امریکا براث ضمانت 85 درصد از 7 / 5 میلیارد دلار مبلغ لازم جهت ساخت خط لوله نفتی عقبه.
3- حمایت امریکا از قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل که ایران را به خاطر حملاتش به کشتیرانی در خلیج فارس تقبیح نموده است.
4- حمایت شدید امریکا از تحریم فروش تسلیحات به ایران. [236] .
جورج شولتز که قبل از انتصاب به سمت وزارت خارجه امریکا در سال 1982 برای شرکت مهندسی ساختمانی گروه بجتل - که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های ساخت پالایشگاه و احداث لوله نفت محسوب می‌شد - کار می‌کرد، مقدمات قرارداد یک میلیارد دلاری بجتل را با عراق برای احداث لوله نفتی از عراق به بندر عقبه فراهم ساخت. امریکایی‌ها موافقت اسرائیل را در این زمینه به دست آوردند و به عراقی‌ها درباره امنیت خطوط لوله نفت عراق که به بنادر مدیترانه و دریای سرخ متصل می‌شد، اطمینان دادند. [237] .
در عین حال دولت ریگان به دلیل مشکلاتی که وجود داشت با نگرانی چشم به موفقیت خطوط لوله نفت عقبه دوخته بود. [238] عراقی‌ها امیدوار بودند با توجه به عدم صدور نفت از اسکله‌های البکر و العمیه و قطع صدور نفت از طریق سوریه، صادرات نفت خود را از 750 هزار بشکه در روز به بیش از یک میلیون بشکه افزایش دهند تا مشکلات و کمبود نقدینگی عراق برطرف شود. [239] ضمن اینکه عربستان و کویت متعهد شدند روزانه نیم میلیون بشکه نفت به حساب عراق بفروشند. این موضوع را کویت در اجلاس اوپک اعلام کرد. [240] .
عراقی‌ها به موازات تلاش برای رفع تنگناهای اقتصادی خود و فشار به ایران برای پایان دادن به جنگ، در چارچوب موافقت امریکا، ضربه زدن به توانایی‌های صدور نفت ایران با موشک‌های اگزوسه و هواپیماهای سوپراتاندارد را طرح‌ریزی و اجرا کردند. [241] در واقع عراق با هدف محدود کردن درآمد نفتی ایران و بین‌المللی کردن مسئله جنگ، جنگ نفتکش‌ها را آغاز کرد. عراقی‌ها در نظر داشتند به محل صدور نفت ایران در جزیره خارک حمله کنند. چنان که خبرگزاری رویتر از بغداد درباره تهدید عراق برای حمله

[ صفحه 88]

به خارک، خبر زیر را مخابره کرد:
«عراق گفت اگر تهران دست به حمله زمینی جدیدی در جبهه جنگ بزند این کشور تأسیسات حیاتی نفتی ایران در جزیره خارک را مستقیما مورد حمله قرار خواهد داد.» [242] .
ریچارد مورفی معاون وزارت خارجه امریکا که در آستانه عملیات خیبر در اسفند 1362 به خاورمیانه و بغداد سفر کرده بود، [243] صراحتا اعلام کرد: امریکا یک حمله گسترده به جزیره خارک را ناممکن نمی‌داند. [244] فارین ریپورت چاپ امریکا نیز طی تحلیلی نوشت: تشدید فشار به ایران و گسترش جنگ، نتیجه طبیعی حمله عراق به خارک است. [245] همچنین روزنامه نیویورک تایمز طی تحلیلی درباره هدف این اقدام نوشت: حمله به خارک برای شکستن بن‌بست جنگ است. [246] ایران با درکی که از ماهیت تلاش‌های جدید عراق داشت، رسما هشدار داد اگر عراق نقل و انتقالات نفتی ایران را قطع کند، تنگه هرمز در دهانه خلیج فارس بسته خواهد شد.
بعدها طی اجلاسی که هفت کشور عمده صنعتی در تاریخ 17 / 3 / 1363 برگزار کردند، تحلیلی که درباره عواقب جنگ بر جریان نفت جهان ارائه شد [247] نشان‌دهنده‌ی این معنا بود که حملات عراق کنترل شده و تنها برای فشار به ایران می‌باشد. ضمن اینکه از قبل با افزایش تولید نفت عربستان،

[ صفحه 89]

پیش‌بینی‌های لازم برای جایگزینی کاهش صادرات نفت ایران در بازار نفت، انجام گرفته بود؛ طوری که به موازات تشدید حملات عراق به پایانه‌های صدور نفت ایران و نفتکش‌ها، قیمت نفت تدریجا کاهش یافت!
بدین ترتیب عراقی‌ها با حمایت امریکا و غرب برای نخستین بار در تاریخ 3 / 2 / 1363 با استفاده از هواپیماهای فرانسوی سوپراتاندارد به خاک و نفتکش‌های حامل نفت ایران حمله کردند. طارق عزیز در دیدار با شولتز وزیر خارجه امریکا درباره اقدام عراق چنین استدلال کرد که این حمله سبب پایان یافتن جنگ خواهد شد، زیرا گر ایران پول نفت را نداشته باشد نمی‌تواند اسلحه مورد نیاز خود را از بازارهای سیاه تهیه کند. [248] .
واکنش ایران در برابر اقدامات جدید عراق که اتخاذ سیاست «مقابله به مثل محدود» بود، به اعتراض کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و برگزاری جلسات پی‌درپی و نامه به شورای امنیت سازمان ملل منجر شد. اعضای شورای امنیت پس از برگزاری جلسه با 13 رأی موافق و 2 رأی ممتنع (زیمبابوه و نیکاراگوئه) ایران را به دلیل حمله به کشتی‌های کویت و عربستان محکوم کردند. [249] سازمان ملل که پیش از این در واکنش به حملات شیمیایی عراقی‌ها تنها به صدور بیانیه (به جای قطعنامه) بدون ذکر نام عراق اقدام کرده بود، در اینجا با صدور قطعنامه و ذکر نام ایران ماهیت سیاست جانبدارانه‌ی این سازمان از عراق را بیش از گذشته آشکار ساخت.
امریکا در روند تشدید فشار به ایران و تنگ کردن حلقه محاصره اقتصادی آن، نام ایران را در فهرست کشورهایی که به اقدام‌های تروریسم بین‌المللی کمک می‌رسانند، افزود. این اقدام تأیید آشکار رژیم عراق و تشدید فشار برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی بود. [250] .
تلاش برای جلوگیری از ورود سلاح به ایران تحت عنوان عملیات استانچ، بخش دیگری از اقدامات امریکا برای فشار به ایران بود که پس از عملیات خیبر آغاز شد. [251] عملیات استانچ و محدودیت‌های قانونی برای فروش سلاح به ایران، فروشندگان بین‌المللی اسلحه را بیش از گذشته به بازار عراق

[ صفحه 90]

امیدوار و جذب کرد. [252] ضمن اینکه ایران پس از این باید برای تهیه نیازمندی‌های خود علاوه بر پرداخت پول بیشتر، مسیر طولانی‌تری را طی نماید. در گزارش کمیته روابط خارجی سنای امریکا درباره تأثیر عملیات استانچ آمده است:
«تحریم فروش تسلیحات علیه ایران در توانایی این کشور به ادامه جنگ تأثیر محسوس داشته است. از نظر عراقی‌ها تحریم فروش تسلیحات احتمالا مهم‌ترین علت گرمی روابط ایالات متحده با عراق است.» [253] .
با گسترش روابط امریکا و عراق، شوروی نیز متعاقب تغییر اوضاع جنگ پس از فتح خرمشهر و احتمال سقوط رژیم عراق، با واگذاری تجهیزات مدرن به عراق، بر میزان کمک‌های خود به این کشور افزود. [254] در فرودین 1363 یک هیئت بلندپایه به ریاست پاکوف ریابوف [255] رئیس کمیته روابط اقتصادی خارجی شوروی به بغداد اعزام شد و فروش 5 / 4 میلیارد دلار اسلحه‌ی شوروی به عراق را پیشنهاد داد. این بزرگ‌ترین پیشنهاد فروش سلاح بود که تاکنون شوروی‌ها به عراق می‌دادند. [256] ریابوف که از میزان عصبانیت صدام به خاطر از دست دادن جزایر مجنون در عملیات خیبر مطلع بود، به عراق اطلاع داد شوروی حاضر است میگ‌های 23 و 21، هلی‌کوپترهای توپدار و 350 موشک اسکاد. بی در اختیار عراق قرار دهد. سرانجام طه یاسین رمضان معاون اول صدام این قراردادها و قرارداد وام 2 میلیارد دلاری شوروی به عراق را در 27 آوریل 1984 (7 اردیبهشت 1363) در سفر به مسکو امضا کرد. [257] .
در تیر ماه 1363 در کنفرانس بررسی آثار جنگ بر صلح و امنیت که در بغداد گشایش یافت، اظهارات یکی از مقامات شوروی تا اندازه‌ای ماهیت و دامنه پیوند عراق و شوروی را آشکار ساخت. وی گفت که شوروی درباره جنگ ایران و عراق عمیقا نگران است و کشور متبوعش مصمم است عراق را

[ صفحه 91]

با سلاح‌های گوناگون مجهز سازد، چون این تصمیم تلاش مشترک عراق و شوروی را برای پایان یافتن جنگ و برقراری صلح تقویت می‌کند. [258] روزنامه الخلیج چاپ امارات مدتی بعد اعلام کرد: عراق هواپیماهای پیشرفته میگ 29 از شوروی دریافت کرده است. [259] .
تهدیداتی که صدام و وزیر دفاع عراق - پس از این حمایت‌های همه‌جانبه‌ی غرب و شرق - درباره ایران ابراز کردند مسلما بدون ارتباط با تجهیزات واگذار شده به عراق نبود، زیرا تجهیزات نظامی سنگین مانند تانک‌ها، نفربرهای زرهی و هواپیماهای عراق دو برابر شده بود. [260] صدام طی مصاحبه‌ای اعلام کرد: سلاح‌های جدید دریافت شده طی روزهای آینده علیه منافع ایران مورد استفاده قرار خواهد گرفت. [261] وزیر دفاع وقت عراق نیز گفت عراق به زودی صاحب سلاح‌های تهاجمی‌ای خواهد شد که قادر است هدف‌های داخل ایران را مورد حمله قرار دهد. [262] بدون تردید این تهدید برای حمله به شهرها بود که در ماه‌های پایانی سال 1363 انجام گرفت. عراقی‌ها درباره نتایج فشار به ایران چنان امیدوار بودند که رئیس خبرگزاری عراق طی مصاحبه‌ای اعلام کرد رهبران و مردم فکر می‌کنند در سال جاری مسیحی بین دو کشور آتش‌بس برقرار شود. [263] .
گسترش دامنه فشار، جمهوری اسلامی را برای ادامه جنگ در وضعیت بسیار دشواری قرار داده بود. در واقع به همان میزان که دستیابی به پیروزی در جبهه‌های نبرد با موانع بسیاری مواجه شده بود، مقاومت در برابر فشار نیز به سهولت امکان پذیر نبود. اظهارات آقای هاشمی فرمانده عالی جنگ، در این زمینه به خوبی گویا و روشن است:
«توان کشور برای ادامه جنگ محدود است و دشمن محاسبه کرده و امکان ارزی ما را می‌داند. بعد از زدن کشتی‌ها درآمد ما پایین آمده، 5 / 2 میلیون بشکه صدور نفت به زیر 2 میلیون رسیده، قیمت هر بشکه 24 دلار است که 5 / 2 دلار ارزانتر شده است. اسکله خارک زده شده و خسارات زیادی داشته است و فشار دشمن روز به روز بر ما بیشتر خواهد شد.» [264] .

[ صفحه 92]

نظر به ضرورت تحرک در میدان نبرد و با توجه به فشارهای سیاسی - اقتصادی گسترده به ایران، تلاش برای اجرای عملیات آغاز شد. نخست مناطق زید و کوشک در شمال ایستگاه حسینیه برای اجرای عملیاتی با عنوان «والفجر 7» انتخاب شد، لیکن موقعیت منطقه و استحکامات دشمن و مهم‌تر از آن، دشمن با رها کردن آب امکان اجرای عملیات در این منطقه را از بین برد. [265] .
انتخاب بعدی برای عملیات، شمال شبه‌جزیره‌ی فاو (منطقه سیبه) از مقابل جزیره مینو تا پاسگاه خسروآباد و با عنوان «والفجر 8» بود. با توجه به محدودیت در وسایل عبور و موقعیت دشمن، با جود بحث و بررسی‌های فراوانی که برادران ارتشی و سپاه انجام دادند، به نظر می‌رسید اجرای عملیات در این منطقه با توان نیروهای خودی تطابق ندارد، لیکن نظر به ضرورت اجرای عملیات، آقای هاشمی (فرمانده عالی جنگ) با حضور در منطقه عملیاتی در تلاش بود تا با تأکید بر ضرورت حمله به دشمن، زمینه و تجهیزات لازم را برای اجرای عملیات فراهم سازد. ایشان با اشاره به اقدامات جنون‌آمیز دشمن در منطقه، گفت:
«اگر ما بازنده شویم و اگر روزی به عقب برویم،، عقب‌نشینی در مواضع سیاسی جمهوری اسلامی فشار را شدیدتر خواهد کرد. ما همه امیدمان و همه تلاشمان و همه غم و غصه‌مان این است که یک جایی را پیدا کنیم و دست به اقدام (عملیات) بزنیم و یک حمله مجدد بکنیم ولو با 30% موفقیت و یا 40%، تا جنگ را از این حالت نجات بدهیم.» [266] .
آقای هاشمی همچنین بر این مسئله تأکید کرد که اگر عملیات ناموفق باشد، علاوه بر از میان رفتن اعتبار نظامی ایران، تأمین خواسته‌های ایران نیز دشوار خواهد شد. [267] پس از پیشنهادهایی که فرماندهان ارتش و سپاه درباره مشکلات اجرای عملیات و امکانات لازم برای تأمین پیروزی ارائه کردند، آقای هاشمی گفت:
«عملیات ناموفق به صلاح ما نیست، این به عنوان یک اصل است، انجام عملیات با تمام امکانات لازم تا آنجایی که من می‌دانم مقدور نخواهد بود، عملیاتی را پشنهاد کنید تا بتوانیم بپذیریم.» [268] .

[ صفحه 93]

فرمانده عالی جنگ با توجه به ترکیب جلسه و نظریات متفاوت درباره اجرای عملیات و مشکلات موجود افزود:
«این برای این است که فقط بخواهیم کلاسیک فکر کنیم. حفظ جزیره مجنون بدون هیچ یک از امکاناتی که در اینجا مطرح است انجام شد.»
وی سپس تأکید کرد:
«در صورت موفقیت در اجرای این عملیات، تمام زحمات ما این خواهد شد که این طرف آب (در منطقه فاو) باقی بمانیم و فشار سیاسی‌مان را به دنیا از همین جا وارد خواهیم کرد. ما در هیچ کدام از جنگ‌هایمان این اطمینان‌هایی را که شما می‌خواهید نداشته‌ایم... اگر بخواهیم کاری کنیم همین است که اینجا بکنیم. باید یک جنگ حزب‌اللهی را اینجا کرد.» [269] .
آقای هاشمی در ادامه با اشاره به حملات دشمن به اسکله نفتی خارک و افزایش این فشارها و ضرورت اجرای عملیات، گفت:
«فرماندهان راه ما را مشخص کنند. اگر پیشنهاد دارید به ما بگویید در کجا خواهید جنگید. من تصورم از شما این بوده که 50 کیلومتر می‌توانید جلو بروید، و لیکن در طلائیه (عملیات خیبر) 13 کیلومتر بیشتر جلو نرفتید... اگر کسی نظرش این است که نمی‌شود بجنگیم حالا باید تصمیم گرفت. زمان امروز برای ما بسیار مهم است چون دنیا پیروزی مطلق ما را نمی‌پذیرد، لذا به مرور بر ما فشار می‌آورد.درباره صلح، نظر امام مطرح است و ایشان می‌گویند بدون جنگ صلح امکان ندارد و اگر ما هم نتوانیم بجنگیم [امام] به مردم می‌گویند بروید بجنگید.» [270] .
به هر صورت، اجرای عملیات در منطقه شمال فاو با امکانات موجود امکان‌پذیر نبود و نوعی اتفاق‌نظر در مخالفت با عملیات در این منطقه وجود داشت و به این ترتیب اجرای این عملیات منتفی شد و بعدها به «عملیات والفجر 8 انجام نشده» موسوم گردید.
از سوی دیگر، عملیات در منطقه‌ای دیگر با برآورد صحیح و پس از تأمین نیازمندی‌ها، نیاز به زمان داشت و در نیمه نخست سال 1363، اجرای آن عملی نبود.

[ صفحه 94]

در واقع سرنوشت عملیات خیبر به دلیل عدم تطابق بین ابتکار و امکانات مورد نیاز، موجب نرسیدن به نتیجه مطلوب و ظهور نوعی سرگردانی شد. پیدایش وضعیت جدید دو نتیجه آشکار در پی داشت؛ نخست عدم ابتکار عمل و بازگشت به وضعیت قبل از عملیات خیبر و دیگری نبود امکانات لازم برای اجرای عملیات فراهم نشد. در این جلسات برای نخستین بار فرمانده عالی جنگ در برابر توضیحاتی که فرماندهان و طراحان عملیات درباره مشکلات و نیازمندی‌های پشتیبانی برای اجرای عملیات بیان کردند، به مسائلی اشاره نمود که تا اندازه‌ای سؤال‌برانگیز بود. در واقع با توجه به مجموع مسائلی که بیان شد برای نخستین بار مشکلات ادامه جنگ و تردیدهای موجود در این زمینه به نحو تعجب‌آمیزی اظهار شد. [271] .
سفر گنشر وزیر خارجه وقت آلمان به ایران در مرداد 1363 به عنوان سفر اولین وزیر خارجه کشورهای اروپایی به ایران، بسیار حائز اهمیت بود. وی در ایران مذاکراتی با مسئولان و مقامات سیاسی و اقتصادی انجام داد و پس از بازگشت به آلمان اعلام کرد آنچه که در اروپا درباره ایران تصور می‌شود با واقعیات موجود در ایران تفاوت زیادی دارد.
متعاقب سفر گنشر و بحث و بررسی‌هایی که پیرامون آن انجام گرفت، برای نخستین بار بحث‌هایی جدید در رسانه‌های غربی درباره جناح‌بندی‌های سیاسی داخل کشور و نظریات مختلفی که در میان جناح‌ها درباره مسائل سیاسی و اقتصادی و به ویژه جنگ و ادامه آن وجود دارد، اشاره شد. در همین روند، وزیر خارجه ژاپن در دیدار با طارق عزیز با اشاره به اندیشه‌های

[ صفحه 95]

متفاوتی که در ایران درباره جنگ وجود دارد، به وی گفت:
«در ایران دو گروه سرسخت و میانه‌رو و با دو عقیده مختلف وجود دارد. دسته دوم که امیدوار است جنگ از راه‌های صلح‌آمیز پایان یابد، برای برقراری صلح به ژاپن و کشورهای غربی نزدیک شده است و ژاپن فکر می‌کند تشویق گروه میانه‌رو در ایران می‌تواند به پایان یافتن جنگ منتهی شود.» [272] .
بنابر تحلیل‌هایی که منتشر می‌شد چنین به نظر می‌رسید که از یک سو به موازات افزایش فشارها و از سوی دیگر، دست نیافتن به پیروزی قطعی و تعیین‌کننده و مشکلاتی که برای ادامه جنگ وجود داشت، به تدریج گرایش‌های جدید در نگرش به جنگ و سیاست خارجی در حال به وجود آمدن است و بازتاب آن در خارج از کشور، دسته‌بندی این گرایش‌ها به راست و چپ و میانه بود.
با پیدایش وضعیت جدید سیاسی، نظامی و اقتصادی و افزایش فشار به ایران برای خاتمه دادن به جنگ و نظریات متفاوتی که درباره نحوه ادامه جنگ و ضرورت تنظیم سیاست خارجی مناسب وجود داشت، همچنان این سؤال همانند گذشته به قوت خود باقی بود که:
«ایران چه راه‌حل‌هایی برای رهایی از بن‌بست جنگ و فشارهای سیاسی و اقتصادی فراروی خود دارد؟»

[ صفحه 100]

گسترش جنگ

جنگ در سال پنجم
شهریور 1363 تا شهریور 1364
عراق پنجمین سال جنگ را در وضعیتی آغاز کرد که پیش از آن سالانه نیمی از تولید ناخالص داخلی خود را، یعنی حدود 14 میلیارد دلار، صرف خرید جنگ‌افزار کرده بود. [273] در همین سال 60 درصد از کل درآمد نفتی عراق به خرید جنگ‌افزار و تکنولوژی ساخت سلاح اختصاص یافت. [274] اعتبارات و سلاح‌های ارسالی امریکا، شوروی، فرانسه، آلمان و انگلیس، و همچنین فروش بخشی از نفت صادراتی کویت و عربستان برای عراق، در مجموع وضعیتی را فراهم ساخت که بنابر گزارش کمیته روابط خارجی سنای امریکا، تعادل نظامی را به سود عراق تغییر داد. [275] در حالی که بر اثر تحریم فروش سلاح به ایران، جمهوری اسلامی هیچ گونه تجهیزات مهم نظامی دریافت نکرده بود. [276] [277] برخی ارزیابی‌ها حاکی از آن بود که عراق با دریافت تجهیزات جدید [278] از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار شده است و

[ صفحه 101]

به خوبی در برابر حملات مکرر ایران مقاومت می‌کند. [279] در عین حال، بنابر همین ارزیابی‌ها عراق فاقد استراتژی دقیق و روشن بود و به نظر می‌رسید روحیه سربازان عراقی نیز شکننده است. [280] متقابلا مهم‌ترین ضعف عمده ایران کمبود تجهیزات و قطعات یدکی در زمینه‌های مختلف ارزیابی می‌شد. [281] .
وضعیت نظامی ایران و عراق به نحوی آشکار بر استراتژی دو کشور سایه افکنده بود. عراق در حالی که در اندیشه حفظ منابع انسانی محدود خود بود، تلاش می‌کرد ضمن حفظ مواضع دفاعی خود، از راه‌های بین‌المللی بر ایران فشار وارد کند تا شرایط خود را به ایران تحمیل نماید. عراق برای متقاعد ساختن جامعه بین‌الملل جهت وارد کردن فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران، به دنبال «گسترش دامنه جنگ» بود. [282] در گزارش کمیته روابط خارجی سنای امریکا در این زمینه آمده است:
«هدف اصلی ارتش عراق پایان دادن فوری به جنگ است که این خود به معنای ایستادگی در برابر حملات زمینی ایران، دامن زدن به جنگ نفتکش‌ها برای کاستن از برتری اقتصادی ایران و احتمال حمله به جزیره خارک می‌باشد.» [283] .
جمهوری اسلامی متقابلا به دلیل محدودیت‌هایی که در تأمین تجهیزات و تکنولوژی مورد نیاز خود داشت، همچنان متکی بر نیروی داوطلب بود. عناصر اصلی استراتژی ایران، مقاومت در برابر فشارها و تأکید بر خواسته‌های برحق [284] خود با ادامه تهاجم مکرر به عراق و سیاست مقابله به مثل در برابر حملات عراق به نفتکش‌ها بود. به موازات تشدید فشار به ایران و مشکلات موجود برای دستیابی به نیازمندی‌های نظامی و کسب پیروزی در صحنه جنگ، برخلاف گذشته تحرکات دیپلماتیک نیز مورد توجه قرار گرفت. کمیته روابط خارجی سنای امریکا مواضع ایران را در این دوره چنین ارزیابی می‌کند:

[ صفحه 102]

«ایرانی‌ها معتقدند که آنها هستند که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند و استحقاق مجازات متجاوز را دارند. تا همین اواخر به نظر نمی‌رسید که هیچ کس در ایران به چیزی کمتر از یک پیروزی قاطع نظامی فکر کند، اما در چند ماهه‌ی اخیر بعضی از اعضای رهبری ایران درباره ادامه جنگ دچار تردید شده‌اند.» [285] .
در عین حال پافشاری ایران بر تأمین اهداف خود، علی‌رغم برتری قابل توجه عراق، موجب گردید که به این موضوع توجه شود که «نباید احتمال یک پیشرفت غیرمنتظره از سوی ایران را نادیده گرفت.» [286] برخی از ناظران سیاسی در مصاحبه با هیئت اعزامی کمیته روابط خارجی سنای امریکا به منطقه، معتقد بودند که حمله برق‌آسای ایران قادر است این وضع را تغییر دهد. [287] .
«گسترش دامنه جنگ» با توجه به تشدید جنگ نفتکش‌ها به وسیله عراق در سال 1363 و مقابله به مثل ایران و توانایی احتمالی جمهوری اسلامی برای مسدود کردن تنگه هرمز، [288] مداخله غرب را ضروری می‌کرد و این مسئله به منزله ایجاد فرصت‌های جدید برای شوروی در ایران و منطقه ارزیابی می‌شد. [289] به همین دلیل امریکایی‌ها بر تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان بخشیدن به جنگ تأکید داشتند. [290] [291] .
«پیروزی ایران» به دلیل پیدایش فرصت‌های جدید برای صدور انقلاب، موجب نگرانی شدید امریکا و غرب بود. در واقع ظرفیت انقلابی ایران برای تحمل فشارها و ایجاد فرصت‌های استثنایی و بهره‌برداری از آن، نقطه ثقل پیش‌بینی تغییر احتمالی اوضاع در جنگ ارزیابی می‌شد. برای همین علی‌رغم تقویت و حمایت همه‌جانبه از عراق، همچنان پیروزی ایران محتمل و با نگرانی دنبال می‌شد.
در 25 مهر 1363 عملیات میمک (عاشورا) روی ارتفاعات میمک با هدف

[ صفحه 103]

آزادسازی قسمتی از اراضی اشغالی انجام شد. [292] این عملیات صرف‌نظر از نتایج آن، نشان‌دهنده‌ی استقامت ایران در برابر فشارهای عراق، با وجود حملات این کشور به جزیره خارک بود. عراق در این عملیات همانند عملیات خیبر، با تعداد معتنابهی گلوله‌های حاوی گازهای شیمیایی منطقه را گلوله‌باران کرد. [293] .
با فرارسیدن زمستان و احتمال اجرای عملیات جمهوری اسلامی - که در منطقه جنوب در موقعیت مناسب فصلی انجام می‌گرفت - زمزمه‌های تازه‌ای مبنی بر احتمال گسترش حملات عراق به نفتکش‌ها و حمله به شهرها و اماکن غیرنظامی آغاز شد. وزیر اطلاعات عراق طی مصاحبه‌هایی در آبان 1363 رسما اعلام کرد عراق اماکن غیرنظامی [294] را هدف حمله قرار خواهد داد. [295] یک افسر عالی‌رتبه عراق نیز اعلام کرد عراق سلاح‌های جدید دریافت کرده است تا به اهداف موردنظر در عمق خاک ایران حمله کند. [296] .
این تهدیدات که بعدها تحقق یافت در عین حال که به منزله‌ی تشدید فشار به ایران و در نتیجه گسترش دامنه جنگ بود، نشان‌دهنده‌ی ناکامی استراتژی عراق در مراحل پیشین نیز بود.
بنابراین اگر قصد عراق از ایجاد زیرساخت تولید گازهای شیمیایی مقابله با حضور گسترده نیروهای داوطلب بود و حمله به نفتکش‌ها برای «محروم کردن ایران از درآمد ارزی» انجام می‌گرفت، «حمله به اماکن غیرنظامی» با موشک‌های دور برد و افزایش حملات هوایی با هدف «فشار روانی - اجتماعی» مستقیم روی مردم و غیرمستقیم بر مسئولان و تصمیم‌گیرندگان برای فراهم‌سازی زمینه‌های پایان دادن به جنگ بود. [297] سخنان صدام در این

[ صفحه 104]

باره تا اندازه‌ای اهداف رژیم عراق را آشکار می‌سازد:
«ما دو راه بیشتر نداریم یا مصالحه و یا اینکه برای حل مسئله جنگ باید شهرهای ایران را بزنیم.» [298] .
متعاقب انفجار اولین راکت هواپیماهای عراقی در تهران که کاملا دور از انتظار بود و نگرانی‌های بسیاری را به وجود آورد، برخی تحلیل‌گران هدف عراق از این اقدام را وادار ساختن ایران برای دست زدن به یک حمله زمینی زودرس ذکر کردند. [299] رادیو امریکا نیز به نقل از دیپلمات‌های مقیم تهران بر همین تحلیل تأکید کرد. [300] لطیف جاسم وزیر وقت اطلاعات عراق هم با اشاره به برخورداری عراق از 400 جنگنده و بمب‌افکن اعلام کرد که هدف عراق از تهاجم به مردم بی‌دفاع در شهرها، مجبور ساختن ایران به مذاکره و پایان دادن به جنگ می‌باشد. [301] .
اقدام تلافی‌جویانه ایران در برابر عراق، طی این دوره، به شلیک 13 موشک زمین به زمین اسکاد به شهرهای کرکوک و بغداد انجامید که یگان موشکی سپاه پاسداران اجرای این عملیات را به عهده داشت. اولین موشک ایران ساعت 20 / 3 بامداد پنج شنبه 23 / 12 / 1363 به بانک رافدین در بغداد اصابت کرد. شگفتی ناظران از این واقعه و تکذیب عراق نشان‌دهنده اهمیت و تأیید حملات موشکی ایران به بغداد بود. [302] عراقی‌ها پس از وقوع چهار انفجار در بغداد، همچنان اصابت موشک به بغداد را تکذیب می‌کردند و انفجار را حاصل اقداماتی خرابکارانه [303] اعلام می‌کردند. حتی سخنگوی وزارت خارجه امریکا نیز گفت: چنین برداشت می‌کنیم که انفجار بغداد یک انفجار داخلی بوده است! [304] .

[ صفحه 105]

وقوع افنجارهای پی‌درپی در بغداد و سردرگمی مقامات عراق، اوضاع را در این شهر دستخوش تغییر کرد و دیپلمات‌های غربی روزها از تردد در شهر اجتناب می‌کردند و شب‌ها نیز در هراس و نگرانی به سر می‌بردند. این حملات چند ماه ادامه یافت و در مجموع دو اقدام ایران اهداف عراق را عقیم کرد. نخست آنکه حملات موشکی ایران به بغداد و آمادگی نداشتن عراق برای رویارویی با این واقعه، وضعیت ناهنجاری را برای عراقی‌ها در شهر بغداد به وجود آورد. عراقی‌ها تصور نمی‌کردند ایران از توانایی لازم برای حمله موشکی به بغداد برخوردار باشد به همین دلیل کاملا غافلگیر شدند. در ثانی، سپاه پاسداران سیستم موشکی سام 2 (زمین به هوا) را به سرعت فعال کرد و به این ترتیب دفاع از تهران در برابر حملات هواپیماهای عراقی تقویت شد.
فشار روانی حاصله از این وضعیت، اوضاع را به زیان عراق به چرخش درآورد. علاوه بر این، آغاز عملیات بدر در تاریخ 20 / 12 / 1363 در منطقه هورالهویزه، [305] عراق را در وضعیت دشواری قرار داد. بدین معنا که از یک سو باید در خطوط مرزی به مقابله با تهاجم قوای نظامی ایران می‌پرداخت و از سوی دیگر مشکلات روحی - روانی مردم و غربی‌ها را در بغداد برطرف می‌ساخت.
انتخاب منطقه هور برای اجرای عملیات بدر صرف‌نظر از نتایج آن، با دشواری‌های زیادی همراه بود. در حدفاصل عملیات خیبر (اسفند 1362) تا عملیات بدر تلاش‌های بسیاری برای انتخاب منطقه عملیاتی انجام گرفت، لیکن هیچ یک به نتیجه مطلوب نرسید. در این زمینه فرمانده کل سپاه می‌گوید:
«ما در ادامه جنگ با عراق منطقه‌ای را پیدا کرده‌ایم که دارای یک رشته نقاط ضعف و یک رشته نقاط قوت است. اگر ما برویم جایی دیگر که نقاط ضعف برای ما بیشتر است و نقاط قوت برای دشمن بیشتر، سرنوشت جنگ به صورت دیگری خواهد بود. اگر نیروی زرهی داشتیم، امکانات داشتیم و آتش داشتیم، می‌توانستیم در دشت‌های عریض و عمیق مانور بکنیم.» [306] .
در واقع محدودیت‌های موجود در زمینه امکانات زرهی، آتش و پدافند هوایی مانع از اجرای مانور در دشت‌های عریض و عمیق بود. ضمن اینکه فشار

[ صفحه 106]

روی سپاه برای اجرای عملیات گسترده با تضمین پیروزی بیش از گذشته، افزایش یافته بود. [307] بنابراین انتخاب منطقه هور برای اجرای عملیات بدر اساسا به این دلیل بود که «باید می‌جنگیدیم» و اگر متوقف می‌شدیم، کلاف سردرگم بن‌بست جنگ پیچیده‌تر می‌شد. [308] ضمن اینکه از یک سال گذشته به موازات افزایش فشارها و دشواری‌های موجود برای دستیابی به پیروزی نظامی، برخی سپاه را - که میدان‌دار جنگ بود - تشویق و ترغیب می‌کردند که رسما به امام اعلام کند «نمی‌توانیم بجنگیم» برادر رضایی در این زمینه می‌گوید:
«بعضا از ما خواسته می‌شد که اگر توانایی جنگ را نداریم، برویم به امام بگوییم که نمی‌توانیم بجنگیم. این ایده‌آل و آرزوی کسانی بود که احساس می‌کردند واقعا نمی‌شود جنگید. این تفکر از کجا حاصل شده بود؟ از اینکه احساس ناتوانی در جنگ می‌شد. پس ما باید به هر قیمتی شده می‌جنگیدیم. توقف در جنگ فرورفتن در یک منجلاب را به دنبال داشت.» [309] .
علاوه بر این، عامل دومی که در انتخاب هور نقش داشت، وضعیت زمین هور برای جنگ بود. در واقع با انتخاب هور معضل برابری توان نیروهای خودی و دشمن با عامل موقعیت و وضعیت زمین، تا حدودی حل می‌شد. ضمن اینکه امکان گسترش عملیات با پیشروی در هور، در غرب رودخانه دجله و شمال غربی بصره و تهدید این شهر وجود داشت. [310] .
عملیات بدر در موقعیتی بسیار دشوار و با امیدواری زیاد آغاز شد [311] لیکن به دلیل هوشیاری و اطلاع دشمن از تاکتیک ایران برای اجرای عملیات در هور و همچنین آمادگی‌هایی که دشمن طی یک سال گذشته (پس از عملیات خیبر) به دست آورده بود و مهم‌تر از همه کاستی‌های خودی در زمینه پدافند هوایی و آتش توپخانه، با وجود پیشروی شجاعانه رزمندگان در مواضع

[ صفحه 107]

دشمن و حضور در غرب رودخانه‌ی دجله، رزمندگان سرانجام پس از یک هفته نبرد، از بخش اعظم مناطق تصرف شده، عقب‌نشینی کردند.
عملیات بدر، تکامل یافته‌ی عملیات خیبر بود [312] لیکن به دلیل شکاف موجود بین خلاقیت و ابتکار عمل طراحان، فرماندهان و رزمندگان از یک سو و از سوی دیگر مقدورات و امکانات موردنیاز برای تحقق آن، زحمات یک ساله آنها به نتایج مطلوب نرسید. یکی از نشریات چاپ لندن در این زمینه نوشت:
«ایرانی‌ها با کارایی بسیار نیروهای خویش را به هنگام رسیدن به اراضی خشک استحکام بخشیدند، اما آنها نتوانستند مواضع خویش را حفظ کنند چون از پشتیبانی تدارکاتی، تسلیحاتی و یا پوشش هوایی کافی برای مقابله با ضدحمله عراق برخوردار نبودند. آنها از دو سال پیش نظیر این مواضع را داشته‌اند ولی نتوانسته‌اند آنها را حفظ کنند. نبرد اخیر مقدورات و محدودیت‌های هر دو طرف را به خوبی نشان می‌دهد. عراق از جنگ‌افزارهای بسیاری برخوردار بوده و یک نیروی هوایی عظیم دارد و...» [313] .
در واقع اجرای عملیات در هور و درهم شکستن خطوط دفاعی عراق - که به حیرت عراقی‌ها منجر شد - یکی از مشکل‌ترین و خطرناک‌ترین عملیات رزمی [314] و حاصل ابتکار عمل و خلاقیت قوای نظامی ایران بود زیرا بدون برخورداری از این ویژگی، عبور از خطوط دفاعی و استحکامات عراق امکان‌پذیر نبود. [315] اما لازمه‌ی حفظ مواضع تصرف شده، برخورداری از تجهیزات دفاعی مناسب بود. [316] کاستی‌ها و نقایص خودی در این زمینه و متقابلا برتری قابل توجه عراق سبب می‌شد پس از اجرای پرحجم آتش توپخانه و فشار

[ صفحه 108]

هواپیماهای عراقی همراه با به کارگیری گازهای شیمیایی، حفظ مواضع تصرف شده با دشواری مواجه گردد و نیروهای خودی به ناچار به مواضع اولیه مراجعت نمایند. [317] استفاده‌ی عراق از سلاح‌های شیمیایی با عملیات خیبر به صورت گسترده آغاز شد و همچنان ادامه یافت. بی‌توجهی محافل بین‌المللی درباره نقض قوانین منع استفاده از سلاح‌های شیمیایی، به دلیل تمایلات موجود برای حمایت از عراق با هدف غلبه این کشور بر ایران، وضعیت تحمل‌ناپذیری را به وجود آورد. در واقع تلفات ناشی از به کارگیری این سلاح‌ها و تأثیرات روانی آن، قدرت دفاعی ایران را تحت‌تأثیر قرار داده بود. عراق با درکی که از این مسئله داشت در عملیات بدر بیش از گذشته از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرد. برابر آمار موجود تنها در طول 5 روز (از 22 تا 27 / 12 / 1363) عراقی‌ها بیش از 30 بار انواع سلاح شیمیایی را استفاده کردند. [318] برخی از منابع نظامی فاش ساختند که عراقی‌ها در کارخانه‌ای در حدود 10 کیلومتری جاده سامرا - بغداد در حال تولید سلاح شیمیایی می‌باشند و همزمان با اوج‌گیری عملیات بدر، دستور دو برابر کردن تولیدات کارخانه را که گازهای خردل و تابون تولید می‌کند، [319] صادر کرده‌اند. [320] .
ابعاد گسترده ناشی از استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی، به تدریج توجه افکار عمومی را به خود معطوف کرد. سخنگوی وزارت خارجه امریکا رسما

[ صفحه 109]

اعلام کرد در بررسی مقدماتی متقاعد شده‌ایم که عراق از سلاح‌های شیمایی استفاده کرده است! [321] دبیر کل سازمان ملل (خاویر پرز دکوئیار) نیز پس از دیدار با نمایندگان ایران و عراق، استفاده از سلاح‌های شیمیایی را محکوم کرد. [322] در وضعیت جدید سرانجام شورای امنیت طی بیانیه‌ای و با اجتناب از صدور قطعنامه، در 25 آوریل 1985 کاربرد سلاح‌های شیمیایی از سوی عراق را محکوم ساخت. [323] کشورهای اروپایی نیز استفاده از این سلاح‌ها را محکوم کردند. سه روز بعد در 28 آوریل 1985 عراق طی یادداشتی به سازمان ملل درباره صدور بیانیه اعتراض کرد و طارق عزیز وزیر خارجه وقت عراق در مصاحبه‌ای مطبوعاتی اعلام کرد:
«عراق برای دفاع از خاک خود هرگونه سلاحی را که در اختیار دارد به کار خواهد گرفت!» [324] .
برخی از تحلیل‌گران بیانیه اخیر شورای امینت را به منزله تشویق و ترغیب ایران برای گفت‌وگو درباره‌ی مذاکرات صلح در سازمان ملل، ارزیابی کردند.
تداوم جنگ در سال 1364 نشان‌دهنده‌ی ناکامی استراتژی عراق برای از پا درآوردن ایران بود. صرف‌نظر از مقاومت ایران در برابر فشارهای رو به گسترش عراق و تأثیر آن بر عقیم گذاشتن اهداف این کشور، بنابر ارزیابی تحلیل‌گران نظامی، عراق علی‌رغم برتری بسیاری که در زمینه تجهیزات نظامی به دست آورده بود، همچنان دچار ضعف و کاستی بود. در کاربرد این تجهیزات و نتیجه‌گیری از عملیات بدر، برخی از منابع غربی ناتوانی عراق در هدف‌گیری دقیق در حملات هوایی به تهران و به نفتکش‌ها را به ضعف تاکتیکی خلبانان عراقی نسبت دادند. [325] آنتونی کردزمن معتقد است: «عراق فاقد ترکیب هواپیما و موشک‌های زیاد با شعاع عمل گسترده هوایی و قدرت حمل سلاح برای انجام حملات هوایی پرحجم علیه مردم ایران بوده است. ضمن اینکه عراق نتوانست حملات خود را دقیقا بر اهداف آسیب‌پذیر اقتصادی چون نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌های نفتی متمرکز سازد.» [326] وی بر این باور است که «این ضعف و ناتوانی در رسیدن به اهداف استراتژیک، از فقدان

[ صفحه 110]

تکنولوژی ریشه می‌گرفت. علاوه بر این، عراق از سازمان نظامی و فرماندهی مناسب برخوردار نبود. به همین دلیل حملات عراق همواره نتایج استراتژیک و سیاسی عمده‌ای به دست نداد.» [327] .
با فرارسیدن تابستان 1364 در حالی که تهدیدات عراق برای حمله مجدد به شهرها و اماکن غیرنظامی ادامه داشت، لطیف جاسم وزیر اطلاعات عراق طی مصاحبه‌ای تهدید کرد که عراق حملات خود علیه کشتیرانی در خلیج فارس را تشدید خواهد کر تا بدین وسیله ایران را وادار به نشستن بر سر میز مذاکره کند. [328] وزیر نفت عراق نیز پیش از این اعلام کرده بود عراق به نفتکش‌هایی که به بنادر ایران نزدیک شوند حمله خواهد کرد زیرا این بنادر شاهرگ اقتصاد ایران که ماشین جنگی این کشور را تغذیه می‌کند، می‌باشند. [329] .
به نظر می‌رسید عراق پس از عملیات بدر در مرحله جدیدی از حملات خود، به تأسیسات نفتی جزیره خارک که محل صدور نفت ایران بود، حمله خواهد کرد. این اقدام عراق به منزله بنیان نهادن گسترش دامنه جنگ ارزیابی شد. [330] آقای هاشمی فرمانده عالی جنگ و رئیس وقت مجلس شورای اسلامی با درکی که درباره اهداف عراق داشت، گفت:
«آنها می‌خواهند ما را از خارک محروم کنند تا نتوانیم نفت صادر کنیم، ولی ما می‌توانیم در مقابل هر کشتی یک کشتی از آنها را بزنیم و مسئولیت هیچ کدام را به عهده نمی‌گیریم و به فرض اینکه به عراق امکاناتی بدهند که هیچ کشتی‌ای نتواند نفت ما را ببرد، ما تنگه‌ی هرمز را به راحتی می‌بندیم.» [331] .
عراق سرانجام در 24 مرداد 1364 به پایانه‌های نفتی ایران در خارک حمله کرد. گزارش‌های اولیه حاکی از انهدام پایانه‌های T و H در دو سوی جزیره بود. بنابر گزارش‌های موجود، عراق در حمله به خارک از موشک‌های پیشرفته فرانسوی «آرما» استفاده کرد [332] که قادر به ردیابی رادار بودند. [333] این

[ صفحه 111]

اقدام عراق مشکلات جدیدی را برای صدور نفت ایران به وجود آورد.
همزمان با حملات عراق به پایانه‌های نفت ایران در جزیره خارک، حملات هوایی عراق علیه مردم غیرنظامی در شهرها (مرحله دوم آن از خرداد 1364 آغاز شد) ادامه داشت. آقای هاشمی فرمانده عالی جنگ وضعیت دشوار ایران را چنین ترسیم می‌کند:
«ما الآن وضع امکانات و درآمدمان نمی‌کشد، به سختی خودمان را تجهیز و یا کالایی را فراهم می‌کنیم. از نظر نظامی و امکانات مربوطه مشکلات داریم. الآن فشار اقتصادی می‌آورند و نفت ما را نمی‌خرند. الآن ما در وضع ضعیفی حرکت می‌کنیم و ظرف این دو ماه قدرت خرید ما مقدار زیادی پایین آمده، امکان فروش نفت در آن سطحی که می‌خواهیم نیست. اینها در طول زمان برای کشور مشکل است.» [334] .
هر اقدام نظامی ایران به طور طبیعی نتایجی را در بهبود وضعیت سیاسی - نظامی داشت، لیکن عدم دستیابی به پیروزی، عملا به تقویت موقعیت عراق می‌انجامید و به منزله اثبات توانایی این کشور برای دفاع در برابر تهاجمات ایران ارزیابی می‌شد. فرمانده عالی جنگ در همین زمینه می‌گوید:
«تا یک ضربه می‌زنیم شرایطمان بهتر می‌شود، اما رکود که پیدا می‌کند وضع کم‌کم بدتر می‌شود.» [335] .
در فضای ناشی از تشدید فشارها تدریجا این سؤال مطرح می‌شد که «چه می‌خواهید بکنید؟» [336] امام خمینی برای رفع هرگونه تردید درباره ادامه جنگ، در ملاقات با مسئولان، بر «ادامه جنگ به صورت قاطع» تأکید کردند و چنین نقل شده است که ایشان فرموده‌اند:
«حتی اگر یک خانه سالم مانده باشد و یک نفر در این مملکت زنده مانده باشد، این جنگ را ادامه خواهیم داد.» [337] .
براساس ضرورت‌های یاد شده، بلافاصله پس از عملیات بدر، فرماندهان ارتش با مسئولیت فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش، عملیات کمیل را در منطقه هور طرح‌ریزی و آماده کردند. در این عملیات برادران ارتش قصد داشتند که از محور ضلع شرقی جزیره جنوبی تا نشوه و از آنجا با گسترش به

[ صفحه 112]

طرف شرق تا طلائیه و سپس کوشک پیشروی کنند. هدف نهایی این عملیات رسیدن به نزدیکی بصره از طریق غرب کانال ماهیگیری بود. [338] .
در این عملیات قرار بود یگان‌های سپاه تحت امر ارتش قرار گیرد و فرمانده سپاه نیز به عنوان معاون عملیات باشد. تأید بر شیوه‌ای مغایر با تجارب گذشته‌ی جنگ، تحت عنوان اصول کلاسیک و تأکید بر تدبیر فرماندهی به جای بحث و بررسی که پیش از این انجام می‌شد و سایر موارد، مشکلاتی را ایجاد کرده بود. نظر به اهمیت اجرای این عملیات، برادر رضایی به فرماندهان یگان‌های سپاه چنین نوشت:
«با برادر صیاد شیرازی که از طرف اینجانب هم مسئولیت دارد، مسائلتان را در میان بگذارید؛ هر تصمیمی ایشان بگیرد، واجب‌الاطاعه است و چون این عملیات مورد تصویب مسئولان بوده و به اطلاع شخص امام نیز رسیده است، لذا به برادران بگویید آبروی اسلام و سپاه و رزمندگان به عمل شما بستگی دارد.» [339] .
با وجود محاسن بسیاری که برای اجرای عملیات کمیل به صورت ذهنی برشمرده می‌شد [340] و علی‌رغم اینکه یگان‌های خطشکن سپاه برای نخستین بار به این شکل تحت امر ارتش قرار می‌گرفتند، به علل مشکلاتی که در طرح‌ریزی عملیات وجود داشت، پس از تعویق‌های مکرر (و سرانجام تعویق از فروردین به اردیبهشت)، در نهایت به دلیل عدم انطباق راه‌کارها با واقعیات، اجرای آن منتفی شد. [341] .
سرانجام عملیات کمیل بسیار قابل توجه بود. پیش از این بسیاری از مسئولان و تصمیم‌گیرندگان جنگ تصور می‌کردند که با واگذاری مسئولیت جنگ به ارتش و قرار دادن یگان‌های سپاه تحت کنترل ارتش، مسائل و مشکلات جنگ حل خواهد شد؛ به همین دلیل علی‌رغم آنکه ضعف‌ها و کاستی‌های طرح‌ریزی در عملیات کمیل مرتبا به فرمانده عالی جنگ اطلاع داده می‌شد، لیکن چندان به آن توجه نشد.
با پیدایش وضعیت جدید در صحنه جنگ و ملاحظات سیاسی - اقتصادی که به وجود آمده بود، ضرورت اجرای عملیات مطرح گردید. سپاه و ارتش

[ صفحه 113]

طرح‌های پیشنهادی خود را ارائه کردند. برادران ارتش پس از آنکه عملیات کمیل انجام نشد، مناطق مختلفی مانند کوشک و شلمچه در جنوب و سیدکان در غرب را پیشنهاد کردند. [342] [343] سپاه براساس درکی که از روند تحولات جنگ پس از فتح خرمشهر داشت، مشکل اساسی جنگ را در استراتژی و میزان اختصاص منابع و امکانات کشور، برای جنگ ارزیابی می‌کرد. در چارچوب این تحلیل، شکست در عملیات بدر به منزله شکست در «استراتژی حرکت محدود و شتاب‌زده» تعبیر می‌شد. مشخصه‌ی این استراتژی [344] کسب پیروزی با یک عملیات، بدون برخورداری از برنامه درازمدت و در نظر گرفتن افزایش توان، گسترش سازمان رزم و محاسبه حرکت‌های احتمالی دشمن بود. [345] .
فرمانده کل سپاه بر پایه این ملاحظات با فراخوانی فرماندهان مناطق پنجگانه سپاه، قرارگاه‌ها و برخی یگان‌ها به تهران، از آنها خواست صرف‌نظر از وضعیت موجود، طرح‌ها و نظریات خود را برای ادامه جنگ پیشنهاد کنند، تا به شورای عالی دفاع ارائه شود. [346] .
به موازات اقدامات مذکور، توجه به تحرکات دیپلماتیک که از تابستان 1363 با سفر گنشر وزیر خارجه وقت آلمان به ایران آغاز شده بود با سفر آقای هاشمی به کشورهای سوریه، لیبی، چین و ژاپن در تابستان 1364 ابعاد جدیدی به خود گرفت. طی این مدت بحث‌هایی در دفتر مطالعات و تحقیقات وزارت خارجه در باب سیاست خارجی ایران تحت عنوان «سیاست درهای باز» انجام گرفت. در یکی از همین جلسات بر این مسئله تأکید شد

[ صفحه 114]

که باید «روابط با هر کشوری عادی شود مگر دلیل خاصی آن را محدود کند.» [347] همچنین بیان شد که «لازمه دیپلماسی ارتباط است. اگر ما نباشیم در غیاب ما سرنوشت ما رقم زده می‌شود. ولی اگر باشیم به قدر لیاقت و کارمان در تعیین سرنوشتمان دخالت خواهیم داشت.» [348] .
وزیر خارجه ایران نیز در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سؤال نمایندگان مجلس درباره سیاست خارجی ایران بر همین مسئله تأکید کرد.
صرف‌نظر از کلیه ملاحظات، به نظر می‌رسد ارزیابی جدید درباره قدرت رو به افزایش عراق [349] و مشکلات و دشواری‌های ایران برای دستیابی به پیروزی، نقش بسیاری در ساماندهی مجدد سیاست خارجی ایران داشت. بنابر ارزیابی‌های موجود ارکان قدرت عراق بر سه عامل: «کمک‌های تسلیحاتی فرانسه، حمایت‌های مالی ارتجاع عرب در منطقه و همکاری تسلیحاتی شوروی با عراق» استوار بود. جمهوری اسلامی برای خنثی کردن و تضعیف این عوامل اقدامات جدیدی را شروع کرد. از جمله روابط جدید با فرانسه آغاز شد. این تماس‌ها گرچه تأثیری بر کاهش حمایت فرانسه از عراق نداشت ولی فضای جدیدی را برای تحرکات دیپلماتیک ایران و تماس با اروپا فراهم کرد. توماس مک تاور (کارشناس نظامی) با توجه به روابط سیاسی - اقتصادی ایران با آلمان، فرانسه، بریتانیا و ژاپن، گفت: «به هر صورت این روابط علامت مثبتی است که می‌تواند در آینده به تحولی مثبت‌تر منجر شود.» [350] همچنین گفت‌وگو با روس‌ها به ویژه پس از روی کار آمدن گورباچف، موقعیت جدیدی

[ صفحه 115]

را برای ایران فراهم ساخت که به هنگام حمله عراق به تهران، آثار آن با حملات موشکی ایران به بغداد آشکار شد. ضمن اینکه روس‌ها از تحویل موشک به عراق اجتناب کردند و برای حل مسئله افغانستان انتظارات خود را از ایران بیان داشتند. گرومیگو وزیر خارجه وقت شوروی حتی در اردیبهشت 1364 آمادگی شوروی برای نظارت بر مذاکرات صلح میان ایران و عراق را اعلام کرد.
سفر سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران بخشی از نتایج شکل‌گیری روند جدید در سیاست خارجی ایران بود. همچنین ایران از بیانیه‌ی سازمان ملل مبنی بر محکومیت به کارگیری سلاح شیمیایی، در فروردین 1364، استقبال کرد که به گفته‌ی آقای هاشمی برای اولین بار سازمان ملل به واقعیت جنگ توجه نشان داد. اینها تماما آثار و نتایج همین روند بود که تدریجا آشکار می‌شد.
توجه جدیدی که در این مرحله به ایران شد به نظر می‌رسد متأثر از چند موضوع بود. نخست آنکه با نگرش درازمدت به روند جنگ و اوضاع منطقه، تقویت و تجهیز عراق در هر صورت منشأ پیدایش نوعی نگرانی درباره رفتارهای سیاسی و نظامی احتمالی عراق در آینده بود. ثانیا پیش‌بینی‌های موجود درباره از پای درآمدن ایران با واقعیات انطباق نداشت [351] و جمهوری اسلامی همچنان برای اجرای عملیات‌های محدود و گسترده در جبهه‌های جنگ و اقدامات تلافی‌جویانه در برابر حملات عراق به نفتکش‌ها و اماکن غیرنظامی، از توانایی لازم برخوردار بود. ضمن اینکه همچنان احتمال وقوع حوادث غیرمترقبه و دستیابی ایران به پیروزی، قابل پیش‌بینی و موجب نگرانی بود. فراتر از این مسائل، بحث‌های جدیدی بود که چند تن از

[ صفحه 116]

نمایندگان در مجلس شورای اسلامی تحت عنوان مجمع عقلا درباره برقراری صلح انجام می‌دادند [352] و در وزارت خارجه نیز بحث‌های دیگری با عنوان «سیاست درهای باز» در سیاست خارجی دنبال می‌شد. این رخدادها به پیدایش تحلیل‌هایی جدید در رسانه‌های خارجی درباره‌ی وجود گرایش‌های دوگانه در ایران در زمینه‌ی ادامه جنگ منجر شد. هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق امریکا و از طراحان و صاحب‌نظران سیاست خارجی آمریکا طی تحلیلی که در روزنامه واشنگتن پست در اسفند 1364 منتشر شد، نوشت:
«نفع امریکا در جلوگیری از سقوط دول مقتدر عرب است که آن هم مستلزم عقیم گذاشتن ایران است. اما از طرفی ایران ضعیف نیز به نفع شوروی خواهد بود. ایران محور طبیعی برای اهداف روسیه در پیشروی به سوی اقیانوس هند است.
غرب باید از شکست عراق جلوگیری کند، اما نه به نحوی که ایران از هم بپاشد. ایران یکپارچه که سیاست ملی معتدل را دنبال کند با منافع غرب هماهنگی خواهد داشت. سیاست منزوی کردن ایران تا موقعی درست است که تهران توسط متعصب‌های توسعه‌طلب رهبری شود، لذا امریکا باید دروازه‌ها را به روی تهران نبندد، اگر یک جو واقعیت‌گرایی بر تهران حکمفرما شود. [353] .
به عقیده من سیاست عاقلانه امریکا باید دو طریق را به موازات هم بپیماید. ایستادگی در برابر توسعه‌طلبی‌های ایرانی‌ها همگام با برقراری یک رابطه سازنده، آنگاه که واقعیت‌ها خودشان را نشان بدهند.» [354] .

[ صفحه 117]

این نظریات کیسینجر علاوه بر اینکه مورد توجه و اشاره‌ی بسیاری از تحلیل‌گران قرار گرفت، به تدریج آثار خود را در سیاست خارجی امریکا نمایان ساخت.
در ادامه‌ی تلاش‌های سیاسی و دیپلماتیک، سفر آقای هاشمی به سوریه و حل معضل گروگان‌گیری هواپیمای امریکایی تی. دبلیو. ای (T.W.A) و سپس اظهارات ایشان در سفر به چین و ژاپن درباره ابعاد رابطه با امریکا بسیار مورد توجه قرار گرفت. برابر شواهد و قرائن موجود زمینه‌ی شکل‌گیری ماجرای موسوم به مک فارلین [355] و برقراری رابطه پنهانی میان ایران و امریکا نیز از همین جا شروع شد.
مهم‌ترین رخداد جنگ در ماه پایانی پنجمین سال جنگ، صدور حکم امام خمینی به سپاه برای تشکیل سه نیروی هوایی، دریایی و زمینی بود. بنا به گفته‌ی محسن رضایی این اقدام بیش از آنکه متأثر از درخواست سپاه باشد، بر پایه درک امام از اوضاع جنگ و ضرورت‌های موجود بود. [356] به نظر می‌رسد امام با توجه به روند تحولات جنگ پس از فتح خرمشهر و ضرورت‌های موجود برای تقویت سپاه، حکم تشکیل سه نیرو را صادر فرمودند. در عین حال این حکم نشان‌دهنده‌ی انتظار امام از سپاه برای حل معضلات جنگ نیز بود.
بدین ترتیب با گسترس دامنه جنگ از زمین به دریا و شهرها، از یک سو ادامه جنگ با دشواری‌های بسیار همراه بود و از سوی دیگر موانع پایان دادن به جنگ با توجه به برتری عراق، به نحوی آشکار افزایش یافته بود. حال جای این سؤال وجود دارد که:
«ایران در چنین وضعیتی چگونه می‌توانست با تغییر توازن نظامی به سود خود، جنگ را پایان دهد؟»

[ صفحه 122]

تغییر توازن به سود ایران

جنگ در سال ششم
شهریور 1364 تا شهریور 1365
رژیم عراق روند تحولات جنگ در چهار سال گذشته و حفظ موقعیت دفاعی خود را ناشی از برتری تسلیحاتی و اطلاعاتی ارزیابی می‌کرد. بدین معنا که رزمندگان اسلام در عملیات‌های مختلف پس از درهم شکستن خطوط دفاعی دشمن، با برتری آتش توپخانه، قدرت هوایی [357] و قوای زرهی ارتش عراق مواجه می‌شدند که این برتری مانع از تثبیت مواضع تصرف شده می‌گردید. درک عراق از عوامل مؤثر در حفظ موقعیت دفاعی نیروهای عراقی در برابر ایران، آنها را بیش از گذشته به خرید تکنولوژی دفاعی، سلاح و تجهیزات ترغیب می‌کرد. حامیان عراق نیز بر پایه همین ملاحظه، همچنان سیل سلاح و تجهیزات نظامی را به سوی عراق سرازیر می‌کردند.
عراقی‌ها مایل بودند بیش از خرید سلاح، تکنولوژی نظامی خریداری کنند تا از توانایی لازم برای تولید نیازمندی‌های دفاعی و بهسازی سلاح‌ها برخوردار شوند. از اوایل سال 1986، شواهد و قرائن موجود نشان‌دهنده‌ی برخورداری عراق از تولیدات نظامی در داخل عراق بود. دیپلمات‌های غربی در بغداد به دولت‌های متبوع خود گزارش دادند که عراق از بمب‌ها و مهمات ساخت داخل استفاده می‌کند. [358] بنا به گزارش یکی از سفارتخانه‌ها، عراق کارخانه‌هایی دایر کرده بود که تانک‌های تی - 55 ساخت شوروی را به لوله پرقدرت 105 میلیمتری مجهز

[ صفحه 123]

می‌ساخت که همراه گلوله‌های ساخت غرب از این تانک‌ها سلاح‌های پرقدرتی ساخته بود. [359] ژنرال عامر رشید العبیدی مدیر شورای پژوهش علمی عراق در فوریه 1986 طی مصاحبه‌ای در بغداد اعلام کرد:
«می‌خواهیم صنایع الکترونیکی خاص خود را در دستگاه‌هایی بپردازیم که استقلال و آزادی عمل ما را در حال و آینده تضمین نماید... تکنولوژی نظامی یکی از اولویت‌های بزرگ دولت ما است از همین رو تلاش می‌کنم مجهز به آن نوع تکنولوژی شویم که به بهترین وجه توسعه و رشد صنعتی را تضمین کند.» [360] .
در این روند عراقی‌ها از توانایی لازم برای سوار کردن موشک‌های فرانسوی بر هواپیماهای شوروی و برعکس برخوردار شدند. [361] در عین حال عامر رشید معتقد بود عراق هنوز تجهیزاتی به دست نیاورده است که صددرصد با انتظارات این کشور همخوانی داشته باشد. [362] .
در ژوئیه 1986 پنتاگون در نبرد بر سر صدور تکنولوژی به عراق بازنده شد. در نشست شورای امنیت ملی امریکا (NSC) از پنتاگون خواسته شد مانع از صدور پروانه صادراتی تکنولوژی پیشرفته به عراق نشود. در واقع شرکت‌های امریکایی از اختیارات لازم برای کمک به عراق در زمینه‌های مختلف از جمله تولید موشک‌های دوربرد برخوردار شدند. [363] .
ویلیام اشنایدر دستیار امور خارجه امریکا در مسائل امنیتی که مسئولیت عملیات استانچ را بر عهده داشت، در فوریه 1986 به بغداد سفر کرد تا درباره توسعه رو به افزایش دادوستد میان امریکا و عراق مذاکره کند. [364] این اقدام امریکایی‌ها در حالی صورت می‌گرفت که اسرائیلی‌ها نگران آن بودند. چنان که از توسعه و تحول مجتمع «سعد 16» مرکز تحقیقات نظامی عراق در نزدیکی موصل ابراز نگرانی کردند و بعدها نیز عراقی‌ها مدعی شدند که یکی از هواپیماهای شناسایی اسرائیل را بر فراز این مجتمع سرنگون کرده‌اند. [365] .
کمک اطلاعاتی امریکا به عراق که یکی از مهم‌ترین نیازمندی‌های این کشور بود، در صدر موافقت‌های عراق و امریکا در سال 1986(1365) بود. امریکایی‌ها درباره فعالیت نیروی هوایی ایران اطلاعات ذی‌قیمتی در اختیار

[ صفحه 124]

عراق قرار می‌دادند. این اطلاعات را آواکس‌های امریکایی مستقر در ریاض جمع‌آوری می‌کردند. هواپیماهای عراق براساس همین اطلاعات بود که برای نخستین بار به جزیره ایرانی سیری حمله هوایی کرند و در راه بازگشت با استفاده از تانکر ساخت شرکت‌های امریکایی سوختگیری کردند. [366] گزارش اطلاعاتی امریکایی‌ها از آرایش نیروهای نظامی ایران نیز پیوند محرمانه اطلاعاتی امریکا و عراق را برقرار کرد. در اوت 1986 واشنگتن پست در گزارشی نوشت: امریکا درباره آرایش نیروهای نظامی ایران در جبهه‌ها و هدف‌های اقتصادی ایران، اطلاعات ماهواره‌ای در اختیار عراق قرار می‌دهد. [367] ویلیام کیسی رئیس پیشین سازمان سیا در سفر به امان پایتخت اردن در سال 1982، با برزان رئیس سازمان اطلاعاتی عراق دیدار کرد. کیسی در سر راه خود به امان در پاریس توقف کرد و با همتای خود، رئیس پیشین سازمان اطلاعاتی فرانسه به تبادل‌نظر پرداخت، کیسی پیوند اطلاعاتی امریکا و عراق را برقرار ساخت و امریکا پیش از اعزام سفیر به بغداد، یک رئیس تمام وقت ایستگاه اطلاعاتی را در بغداد مستقر کرد. صدام قبل از هر حمله بزرگ عراق در جبهه جنگ با حمله دیپلماتیک در جبهه سیاسی، با رئیس این ایستگاه مشورت می‌کرد. [368] .
علاوه بر کمک‌های تسلیحاتی و اطلاعاتی امریکا به عراق، فرانسه نیز مانند گذشته ارسال تسلیحات به عراق را ادامه می‌داد. [369] یکی از فرودگاه‌های پیشین ناتو در فرانسه مرکز بارگیری هواپیماهای نیروی هوایی عراق بود و این هواپیماهای غول‌پیکر باری هر روز به این فرودگاه می‌آمدند و موشک‌های ساخت فرانسه، بمب خوشه‌ای، فیوز، تجهیزات رادار و تجهیزات الکترونیکی هواپیما را با خود به عراق می‌بردند. محموله‌های تسلیحاتی فرانسه به عراق آن قدر زیاد بود که تقریبا از اواسط سال 1986 حتی هواپیماهای غیرنظامی

[ صفحه 125]

خطوط هوایی بغداد - پاریس نیز به حمل جنگ‌افزار می‌پرداختند. [370] .
شرکت‌های انگلیسی نیز برخلاف آنچه که رسما اعلام شده بود، فروش سلاح به عراق را ادامه می‌دادند. در این روند از جمله بیش از 5 / 1 میلیارد دلار کالای تکنولوژی پیشرفته به عراق صادر کردند. [371] این در حالی بود که انگلیسی‌ها نتایج استراق سمع در دفتر خرید ایران در لندن را در اختیار عراق قرار می‌دادند.
برابر گزارش‌های موجود، [372] به دنبال تقویت توان رزمی و دفاعی عراق، استعداد ارتش این کشور به شرح زیر بود:
- 5 لشکر زرهی شامل لشکرهای 17،12،10،6،3.
- 3 تیپ مستقل زرهی شامل تیپ‌های 2،1،10 گارد جمهوری.
- 2 لشکر مکانیزه شامل لشکرهای 1 و 5.
- 5 لشکر پیاده شامل لشکرهای 11،8،7،4،2.
- 7 تیپ مستقل پیاده از نیروهای احتیاط.
- 15 لشکر که پس از شروع جنگ سازماندهی شدند. شامل لشکرهای 35،31،28،27،26،24،23،22،21،20،19،18،16،15،14.
- لشکرهای زرهی و مکانیزه در قالب 120 گردان تانک و نفربر با استعداد 45 تا 50 تانک جمعا 5400 تا 6000 دستگاه تانک و نفربر.
- 120 گردان توپخانه سازمانی.
- مجموع نیروهای پیاده 550 گردان.
بنابر برآوردهای موجود، ارتش عراق بر پایاه سازمان و نیروی انسانی و تجهیزاتی که در اختیار داشت از توانایی‌های زیر برخوردار بود: [373] .
«- دشمن در هر زمان توانایی جابه‌جایی 3 لشکر پیاده را در هر منطقه دارد. یک تیپ پیاده را در عرض 24 ساعت جابه‌جا می‌کند. یک تیپ

[ صفحه 126]

زرهی را در 72 ساعت از غرب منتقل می‌کند.
- دشمن در هر زمان دارای 5 لشکر زرهی و مکانیزه است که در عرض 4 تا 5 روز قابلیت مانور و جابه‌جایی سریع را دارد.
- دشمن در هر زمان توانایی آزادسازی 40 گردان توپخانه را دارد که در خط جمع کند و در یک نقطه تمرکز بدهد.
- دشمن توانایی یک ماه بمباران و فشار هوایی به گستردگی عملیات بدر را دارد.
- دشمن توانایی اداره دو عملیات همزمان به وسعت 3 تا 4 لشکر را دارد.
- دشمن در برابر عملیات آفندی ما با 100 گردان، می‌تواند با 300 گردان آزاد، مقابله کند.»! [374] .
مشکل ایران در مرحله جدید جنگ با توجه به افزایش توان نظامی عراق، اساسا ناشی از این بود که به راحتی قادر به کسب پیروزی نظامی برای تغییر توازن به سود خود نبود. در واقع تقویت عراق و متقابلا تضعیف ایران، فاصله میان توانمندی ایران برای تهاجم و کسب پیروزی و توانایی عراق برای مقابله با تهاجمات ایران را به نحوی آشکار افزایش داده بود. به عبارت دیگر، امکانات و مقدورات سپاه با خلاقیت و ابتکارات این نیرو برای دستیابی به پیروزی لازم، به تناسب ضرورت‌ها و اوضاع سیاسی حاکم بر جنگ نبود. برادر محسن رضایی با بازنگری سال‌های پیشین جنگ، روند گذشته را چنین تشریح می‌کند:
«سال اول جنگ ما می‌خواستیم با شیوه دشمن حمله کنیم، لذا شکست خوردیم. سال دوم، جنگ جدیدی را آغاز کردیم که دشمن فکر آن را نکرده بود و پیروز شدیم. در سال سوم و چهارم دشمن روش جنگ ما را فهمید و روی جنگ مطالعه کرد و با به کارگیری شیمیایی، جنگ علیه پیاده را اجرا کرد. در سال پنجم رفتیم در هور، جایی که توان دشمن ضعیف بود. ما هور را به عنوان یک گذر در نظر گرفتیم و قصدمان نبود آنجا بمانیم ولی به هر حال به یک نوع جنگ جدیدی دست زدیم. در خیبر می‌خواستیم بلافاصله به نشوه برسیم و عقبه دشمن را بگیریم. این به ما فرصت می‌داد ابتکار عمل را به دست بگیریم. در

[ صفحه 127]

هر حال، با جنگ در هور به عنوان یک جنگ جدید، می‌خواستیم استفاده کنیم. ما یک جنگ انقلابی و مردمی داریم، اگر توان مناسب با این جنگ را بتوانیم ارائه بدهیم موفق خواهیم بود.» [375] .
در سال ششم جنگ، در وضعیتی که دشمن 550 گردان نیروی پیاده در اختیار داشت و برای مقابله با عملیات آفندی، از 300 گردان نیروی آزاد برخوردار بود، سپاه تنها 80 گردان نیرو برای 7 روز جنگ در اختیار داشت. [376] ضمن اینکه بخشی از توان رزمی سپاه در خطوط دفاعی مناطق تصرف شده، مانند جزایر مجنون و هور زمین‌گیر شده بود. در این روند کاهش توان ایران در برابر عراق دو عارضه اساسی به دنبال داشت: نخست آنکه نمی‌توانست از امکان غافلگیری و تجزیه قوای دشمن برخوردار شود، در نتیجه اجرای عملیات با نوعی ریسک و عدم موفقیت همراه بود. علاوه بر این، قوای ایران فاقد توانایی لازم برای نبرد طولانی در یک عملیات بود؛ زیرا بلافاصله پس از آغاز عملیات، در حالی که خطوط دفاعی دشمن درهم شکسته شده بود، دشمن به سرعت نیروهای خود را در منطقه عملیات متمرکز می‌کرد و با افزایش آتش هوایی و توپخانه، به تدریج نیروهای خودی را از مناطق تصرف شده عقب می‌زد.
با توجه به واقعیت‌های موجود، کم‌کم این اعتقاد به وجود آمد که «با این توان نمی‌توانیم غافگیری را رعایت کنیم و قطعا باید این توان 2 تا 3 برابر شود که با یکی دشمن را فریب بدهیم و با 2 توان دیگر بتوانیم به طور جدی عمل کنیم.» [377] بر پایه همین ملاحظه، در انتخاب منطقه عملیات نیز دچار مشکل بودیم. [378] لذا چنین استدلال می‌شد که «ما جایی می‌توانیم بجنگیم که بلافاصله پشت یک رودخانه، یک عارضه یا تنگه‌ای برسیم تا دشمن به راحتی نتواند به ما حمله کند.» [379] .

[ صفحه 128]

پس از عملیات بدر بحث‌های بسیار اساسی و جدی درباره نحوه ادامه جنگ انجام شد. لازمه ارائه طرح به شورای عالی دفاع انجام دادن یک بررسی همه جانبه بود که با حضور فرماندهان سپاه صورت می‌گرفت. در این جلسات ضمن بازنگری گذشته و بررسی وضعیت کنونی، سپاه پیشنهادهایی در زمینه‌های مختلف برای استمرار جنگ ارائه می‌کرد. ملاقات اولیه فرماندهان سپاه با مسئولان و رهنمودهای فنی‌ای که ارائه شد، در سامان‌دهی چارچوب مباحث نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. در این ملاقات‌ها دو موضوع اساسی: آماده کردن طرح و سازمان جنگ، تأیید شده بود. [380] محورهای اساسی بحث بر پایه ملاحظات یاد شده، شامل: استراتژی جنگ، فرماندهی در جنگ، نحوه ادامه جنگ، آموزش و امکانات مورد نیاز، شیوه جنگ (در شب و روز)، طرح‌های عملیاتی برای عملیات گسترده، محدود و نامنظم، تغییر سازمان رزم و اجرای عملیات مستقل از ارتش بود. [381] در عین حال بیشترین تأکید بر تغییر وضعیت جنگ با تغییر در استراتژی جنگ، گسترش سازمان رزم سپاه، افزایش توان از جهت امکانات، تجهیزات و نیرو بود.
اعتقاد عمومی فرماندهان سپاه براساس تجارب حاصله در چهار سال گذشته چنین بود که ادامه جنگ با اجرای عملیات گسترده با توان موجود امکان‌پذیر نیست. برادر رحیم صفوی در این باره گفت:
«از تجارب عملیات‌های رمضان گرفته تا والفجرها و حتی خیبر و بدر به این نتیجه قطعی رسیده‌ایم که با این مقدورات و امکانات حاضر که داریم، نمی‌توانیم عملیات گسترده داشته باشیم.» [382] .
برادر غلامعلی رشید نیز در این زمینه گفت:
«در ادامه جنگ به روش پیشین و براساس استراتژی دستیابی به یک پیروزی، به بن‌بست رسیدیم.» [383] .
سپاه پاسداران از یک سو به این نتیجه قطعی و روشن رسیده بود که با روش گذشته امکان ادامه جنگ با عملیات گسترده وجود ندارد و از سوی دیگر اوضاع جنگ پس از عملیات بدر و تشدید فشار به ایران، اجرای عملیات را ضروری

[ صفحه 129]

ساخته بود. در واقع میان توانایی ایران برای اجرای عملیات مؤثر و تعیین‌کننده با تضمین پیروزی، با اوضاع و ضرورت‌های سیاسی حاکم بر جنگ، تناسبی وجود نداشت. پیدایش این وضعیت در جنگ بیش از هر مسئله‌ای متأثر از نحوه نگرش به جنگ و کسب پیروزی بود. بدین معنا که پس از فتح خرمشهر پیروزی بر عراق بسیار سهل و آسان پنداشته می‌شد و این باور همگانی وجود داشت که صدام در حال سقوط است. بر پایه همین نگرش، تفکرات استراتژیک مسئولان درباره‌ی جنگ مبنی بر «کسب یک پیروزی و خاتمه جنگ»، در پی ناکامی در عملیات رمضان به تدریج شکل گرفت. در چارچوب این تفکر تصور می‌شد با یک پیروزی قاطع می‌توان جنگ را تمام کرد، لذا نیازی به بسیج کشور در خدمت جنگ نیست. این گونه تفکرات منطبق و همسو با اندیشه استراتژیک امام درباره جنگ نبود. [384] شکاف موجود میان دو نگرش یاد شده در واقع از مهم‌ترین دلائل وضعیت جنگ در چهار سال گذشته بود. [385] کم‌کم با گسترش دامنه جنگ و فشار بر ایران و افزایش موانع موجود برای دستیابی به پیروزی، نوعی تردید و ناامیدی در مسئولان به وجود آمد. برخی چنین تصور می‌کردند که کار تمام شده است و باید چهار سال پیش (پس از فتح خرمشهر) تصمیم می‌گرفتیم. [386] علاوه بر این، مشاهده واکنش حامیان عراق در برابر پیروزی‌های نسبی ایران، این نگرانی را به وجود آورده بود که حتی اگر موفق به تصرف بغداد بشویم امکان حمله اتمی به ایران وجود دارد!
سپاه با الهام از نظریات امام و درکی که از اوضاع و ضرورت‌های جنگ داشت، در اندیشه تداوم جنگ بود. فرمانده سپاه در همین زمینه با اشاره به نظریات امام خمینی [387] چنین تأکید می‌کرد:
«جنگ باید ادامه پیدا کند یا با عملیات محدود یا با عملیات بزرگ یا با ترکیبی از عملیات‌های منظم و نامنظم چرخ جنگ باید مرتب در جریان باشد.» [388] .

[ صفحه 130]

با بررسی‌هایی که انجام گرفت این نتیجه حاصل شد که برای ادامه جنگ، بدون ورود کلیه‌ی سازمان‌ها و امکانات کشور به جنگ، امکان پشتیبانی از جنگ وجود ندارد. حداقل توان لازم برای ادامه جنگ 300 گردان نیرو بود که در آخرین پیشنهاد سپاه ارائه شد. در عین حال جمع‌بندی نتایج جلسات فرماندهان سپاه در این مرحله به شرح زیر بود:
1- استراتژی جنگ تاکنون براساس «جنگ، جنگ تا پیروزی» بوده است که این سیاست با شکست مواجه شده است، لذا باید استراتژی جنگ تغییر کند.
2- توان خودی در مقایسه با توان دشمن کاهش یافته، لذا توان موجود نه تنها برای کسب پیروزی کامل نظامی بلکه برای ادامه جنگ هم کافی نیست.
3- با توان موجود تنها می‌توان عملیات محدود انجام داد.
4- باید یک فرماندهی واحد با اختیارات و ستاد تخصصی، با قدرت کشور را به جنگ بکشاند و کلیه امکانات و نیروها را برای پیشبرد جنگ به کار گیرد.
5- ادامه همکاری ارتش و سپاه به صورت گذشته امکان‌پذیر نیست. لذا باید به صورت مستقل و جداگانه همکاری کنند. سپاه و ارتش طرح‌ها را بدهند، فرماندهی (عالی) تصمیم بگیرد و هر کدام در زمین پیشنهادی خود بجنگند.
6- به دلیل کمبود آتش توپخانه و هوایی و زرهی خودی و برتری دشمن در این زمینه‌ها، اساس جنگ همچنان بر عملیات نیروهای پیاده در شب همراه با حفظ غافلگیری می‌باشد. [389] .
در پی تبیین استراتژی جدید جنگ و ارائه آن به وسیله سپاه، این شائبه که سپاه تمایل به ادامه جنگ ندارد، گسترش یافت! این وضعیت در حالی پیش آمده بود که قبل از آن تمایل سپاه به ادامه جنگ بنابر نظر امام خمینی، عامل اصلی در ادامه جنگ ذکر می‌شد! در نتیجه سپاه در مرحله جدید - که اساسا بار جنگ را بر دوش می‌کشید - تحت فشار برخی جریان‌ها

[ صفحه 131]

قرار گرفت. فرمانده کل سپاه با درکی که از ماهیت این جریان‌ها داشت، در شورای عالی سپاه گفت:
«امروز مشکلات ما در سپاه بسیار زیاد و غیرقابل تصور است، هم در خارج سپاه و هم در داخل، وضع بودجه ما خراب است. مشکلات عظیمی از جاهای مختلف به وجود می‌آید. هر کجا دست می‌گذارید مشکلات هست. تا چند جزوه چند صفحه‌ای در مجلس، علیه جنگ و سپاه پخش کرده‌اند.» [390] .
برادر رضایی مشکلات سپاه را برای انتقال به امام خمینی با بیت ایشان در میان گذاشت. [391] به نظر می‌رسید هسته مرکزی این جوسازی‌ها علیه سپاه، به دلیل تعهد و پایبندی سپاه به نظریات امام و فراتر از آن اعتقاد سپاه به برنامه‌ریزی برای جنگ درازمدت بود.
برادر رشید نیز درباره علت جوسازی‌ها می‌گوید با استراتژی جنگ درازمدت کسی موافقت نداشت. [392] .
سپاه برای فائق آمدن بر معضلات ناشی از جنگ و فشارهای وارده، دو اقدام را در کنار طرح‌ریزی عملیات‌های گسترده و محدود به موازات هم انجام داد. نخست تشریح مسائل جنگ با ارسال نامه به امام خمینی بود. در یکی از این نامه‌ها آمده است:
«این جنگ نابرابر به کجا کشیده می‌شود؟ ما پیشنهادات را خدمت آقایان بیان کردیم و اینها باز هم معتقد به یک تغییر و دگرگونی اساسی در مملکت نیستند و می‌خواهند جنگ را با همین وضعیت پیش ببرند.» [393] .
علاوه بر این، تماس سپاه با مسئولان شامل آیات عظام، ائمه جماعات مناطق، مجلس و نمایندگان مجلس برای بیان مشکلات جنگ انجام گرفت. این اقدامات و به موازات آن ناامیدی مسئولان از دو عملیات کمیل و قادر (عملیات کمیل انجام نشد ولی عملیات قادر با ناکامی مواجه گردید.) سبب گردید مواضع مسئولان تغییر کرده و به نظریات سپاه توجه کنند. [394] .
برادر رضایی نیز پس از ملاقات با امام تأکید می‌کند:
«اگر کشور هم نیاید در جنگ و اگر امکانات کل کشور هم در جنگ وارد

[ صفحه 132]

نشود، ولو ما 2 نفر هم باشیم، 3 نفر هم باشیم، جنگ را ادامه خواهیم داد و عاشورا می‌سازیم.» [395] .
سپاه بر پایه همین ملاحظات و برای استمرار جنگ، استراتژی جدیدی را تبیین کرد که از اصول زیر پیروی می‌کرد:
1- ضرورت ادامه جنگ با جنگ درازمدت.
2- اجرای عملیات محدود [396] با هدف زنده نگهداشتن جنگ و فشار نظامی بر دشمن.
3- افزایش توان و سازمان رزم سپاه برای اجرای عملیات گسترده.
4- طرح‌ریزی و اجرای عملیات گسترده به صورت مستقل. [397] .
سپاه در فاصله خرداد تا شهریور 1364 سلسله عملیات محدودی را انجام داد که آثار مثبتی بر جای نهاد. علاوه بر این، با توجه به تجارب به دست آمده در عملیات‌های پیشین، به ویژه عملیات بدر، برای اجرای عملیات گسترده شرایط زیر تعیین شد:
1- در اختیار داشتن حداقل 150 گردان نیرو (هدف‌های ارزشمند در جنوب بدون 150 گردان قابل تصرف نبود).
2- بیش از یک میلیون گلوله توپ برای آتش پشتیبانی مناسب در یک عملیات گسترده.
3- سلاح ضدزره به اندازه کافی (حداقل 3 هزار موشک تاو) برای اجرای یک عملیات گسترده.
4- اجرای تک پشتیبانی در جزیره مینو.
5- شرکت مؤثر نیروی هوایی ارتش برای پشتیبانی هوایی عملیات. [398] .
انتخاب منطقه مناسب برای اجرای عملیات با رعایت غافلگیری همچنان از مهم‌ترین مشکلات سپاه بود، بدین معنا که فرماندهان سپاه از یک سو باید

[ صفحه 133]

درباره امکان دستیابی به پیروزی با در اختیار داشتن نیرو و تجهیزات کافی، متقاعد شده و به نتیجه می‌رسیدند و از سوی دیگر مسئولان کشور نیز باید از تضمین سپاه برای کسب پیروزی اطمینان حاصل کرده امکانات مورد نیاز سپاه را واگذار می‌کردند. مشکلات ناشی از این وضعیت سبب گردید سپاه موقعیت بسیار سخت و دشواری را پشت سر قرار دهد. چنان که برادر رضایی پس از عملیات فاو گفت:
«سپاه فاصله زمانی پس از عملیات بدر تا عملیات فاو را با سختی سپری کرد.» [399] .
بحث و بررسی‌هایی که به هنگام انتخاب منطقه عملیات صورت گرفت تا اندازه‌ای ابعاد این دشواری‌ها را نشان می‌دهد. چنان که تردیدهای موجود درباره ادامه جنگ به دلیل مشکلات و دشواری‌هایی که وجود داشت، سبب گردید دیدگاه‌های موجود درباره‌ی ادامه جنگ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. برادر رحیم صفوی در این زمینه در جلسه فرماندهان سپاه گفت:
«هر عملیات ناموفقی هم از نظر سیاسی و هم از نظر نظامی منجر به تقویت دشمن خواهد شد. هم اکنون دو تفکر وجود دارد. نخست استراتژی ادامه جنگ متناسب با توان، دیگری تصرف یک منطقه و برقراری صلح.
در جنوب در هر منطقه‌ای، هرگونه عملیات گسترده‌ی خارج از توان، به شکست قطعی ما منجر خواهد شد، چون نمی‌توان غافلگیری را رعایت کرد. با توان موجود، حداکثر 5 الی 6 روز بیشتر نمی‌توان با دشمن جنگید زیرا توان ما از نظر نیرو و امکانات نسبت به دشمن ضعیف است.» [400] .
تأخیر در اجرای عملیات گسترده نیز قابل پذیرش نبود، زیرا بنابر تجربیات گذشته، عدم اجرای عملیات بزرگ، بیشتر از اجرای عملیات بزرگ و شکست‌خورده زیان داشت. [401] به همین دلیل ضرورتا باید عملیات بزرگ و گسترده انجام می‌شد. بحث و بررسی‌های مربوط به انتخاب منطقه فاو از خرداد 1364 آغاز شد. برادر شمخانی در جلسه قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) با در نظر گرفتن کلیه ملاحظات برای اجرای عملیات، گفت:
«1- ما مجبوریم عملیاتی را شروع کنیم که این عملیات مبتنی بر توانمان باشد.

[ صفحه 134]

2- توان دشمن در آنجا محدودتر باشد.
3- براساس تجربه عملیات خیبر و بدر باشد.
4- بتوانیم مسئله آتش دشمن را که در عملیات بدر مسئله اساسی بود، حل کنیم.» [402] .
فرمانده کل سپاه نیز با اشاره به وضعیت زمین و امکان اجرای آتش پشتیبانی روی مواضع دشمن، درباره محاسن اجرای عملیات در منطقه فاو گفت:
«دشمن همواره سعی می‌کند زمین و نیرو را برای خود نگه دارد ولی در اینجا مجبور است برای بازپس گیری زمین، نیروی خود را دیوانه‌وار مصرف کند.» [403] .
در عین حال چون سپاه درگیر عملیات محدود بود، طراحی و آماده‌سازی عملیات فاو با کندی دنبال می‌شد. در فاصله مهر تا آبان 1364 با ظهور تردیدهای جدید درباره اجرای عملیات گسترده و با مشکل مواجه شدن دریافت امکانات مورد نیاز، تضمین‌های لازم برای اجرای عملیات اتخاذ نشد. این مرحله برای سپاه، چنان که اشاره شد، بسیار دشوار بود لیکن با تدبیر فرمانده سپاه به آرامی پشت سر نهاده شد، بعدها فرمانده سپاه درباره ضرورت در اختیار داشتن امکانات برای اجرای عملیات می‌گوید:
«در عملیات فاو ما به این نتیجه رسیده بودیم که بایستی بدون کم و کاست، از تمام عوامل مؤثر در یک عملیات استفاده کرد و هیچ چیز را فدای چیز دیگری نکنیم. به مهندسی گفتیم باید حتما توجه شود به کارهای مهندسی و نباید از آن بگذریم. به آتش باید توجه شود و نباید از کنار آن بگذریم و به مانور باید حتما توجه کنیم. گفتیم یک میزان سخت‌گیری و تأمین همه عوامل لازم برای یک عملیات بکنیم، دیگر ساده‌اندیشی هم نکنیم.» [404] .
نگرانی از دشواری‌های دستیابی به پیروزی در فاو، سبب گردید که سپاه علاوه بر تلاش برای اجرای تک پشتیبانی در جزیره ام‌الرصاص، بر ضرورت اجرای عملیات ارتش در شلمچه نیز تأکید کند. [405] در جریان طرح‌ریزی

[ صفحه 135]

عملیات، با توجه به وجود رودخانه اروند و نخلستان‌های حاشیه آن، درباره شکستن خط و پاک‌سازی، بحث‌های بسیار پیچیده و ظریفی انجام گرفت و مراحل اجرای عملیات در طرح‌ریزی کاملا تفکیک شد. [406] همچنین تجربه عملیات بدر در امر پدافند هوایی، سبب گردید سپاه قرارگاه رعد به فرماندهی سرلشکر شهید عباس بابایی را در کنترل عملیاتی خود بگیرد و علاوه بر تأکید بر استقرار سیستم پدافند ضدهوایی هاگ (هاوک) در منطقه نزدیک عملیات، اهداف را برای بمباران مشخص کند. [407] .
سرانجام در ساعت 22:10 تاریخ 20 / 11 / 1364 فرمانده کل سپاه رمز عملیات والفجر 8 را قرائت و دستور آغاز عملیات را صادر کرد. [408] .
غافلگیری دشمن در این عملیات و تأخیر عراقی‌ها در درک اصلی بودن عملیات در منطقه فاو، به نیروهای خودی فرصت داد تا منطقه را پاک‌سازی و تثبیت نمایند. پاتک‌های دشمن در این عملیات 75 روز به طول انجامید و سرانجام ارتش عراق با ناامیدی از بازپس گیری منطقه عملیات، حملات خود را متوقف کرد. ضمنا تک پشتیبانی این عملیات را سپاه در جزیره ام‌الرصاص انجام داد که با موفقیت همراه بود. برادران ارتش نیز در منطقه شلمچه وارد عمل شدند لیکن موفق به پیشروی نشدند.
فتح فاو آثار و نتایج بسیار مهمی داشت، زیرا برای نخستین بار پس از فتح خرمشهر، منطقه مورد تهاجم در یک عملیات بزرگ، پس از تصرف تثبیت شده بود. این مسئله به منزله ناتوانی دفاعی عراق و متقابلا توانمندی نیروهای خودی برای تهاجم و پدافند، ارزیابی می‌شد. توانایی و قابلیت سپاه در طرح‌ریزی و اجرای عملیات به صورت مستقل، شگفت‌انگیز و حیرت‌آور بود پیش از این تأکید بر اجرای روش‌های کلاسیک و تحت کنترل قرار گرفتن سپاه بود، لیکن با صدور فرمان امام خمینی به سپاه برای تشکیل سه نیروی زمینی، هوایی و دریایی؛ اجرای عملیات والفجر 8 به صورت مستقل و پیروزی به دست آمده، موقعیت سپاه را در عرصه جنگ تثبیت کرد. در واقع با فتح فاو و ظهور توانایی سپاه در طرح‌ریزی، فرماندهی، پشتیبانی و

[ صفحه 136]

پدافند به مدت 75 روز، حیات جدید سپاه آغاز شد. همچنین «قدرت فرماندهی سپاه برای کنترل هوایی، پدافندی و هوانیروز در این عملیات آشکار شد». ضمن اینکه اعتماد به نفس برای کسب پیروزی که بیش از این مورد تردید قرار گرفته بود، مجددا حاصل گردید. [409] نتایج حاصله از فتح فاو، قرارداد 1975 الجزایر را به سود ایران تثبیت کرد. با تکیه بر منطقه تصرف شده امکان ادامه جنگ و بعدها رویارویی با امریکا نیز به وجود آمد. [410] در مجموع عملیات فاو تجارب زیر را برای سپاه به دنبال داشت:
1- استقلال در تصمیم‌گیری؛ پیش از این سپاه سایر ملاحظات را در نظر می‌گرفت ولی در این عملیات تأکید بر اجرای عملیات به صورت مستقل، وضعیت سپاه را بهبود بخشید.
2- صراحت و اطمینان در به کارگیری امکانات و پافشاری بر تأمین آن.
3- ضرورت تأمین امکانات برای هر عملیات حتی اگر به تأخیر در زمان اجرای عملیات منجر شود.
4- دخالت بیشتر فرماندهی و کاهش واگذاری اختیارات به رده پایین در صورت وجود ابهام و تردید.
5- کنار گذاشتن اندیشه «استراتژی یک پیروزی» با ارائه پیشنهاد 1200 گردان نیرو و رفع ابهام در استراتژی موجود.
6- به کارگیری آتش توپخانه براساس تجارب عملیات خیبر و بدر.
7- فعال کردن قرارگاه رمضان در داخل خاک عراق.
8- استفاده از اصل غافلگیری با اجرای عملیات فریب. [411] .
بازتاب عملیات فاو در رسانه‌های خارجی و تحلیل‌ها و تفسیرهای ناظران و تحلیل‌گران مسائل سیاسی از این عملیات، قابل توجه بود. تحلیل‌گر نظامی مؤسسه بین‌المللی تحقیقات استراتژیک لندن حمله ایران به فاو را «حمله‌ای زیرکانه» می‌نامد که «به مراتب پیچیده‌تر از معمول» بوده است. [412] .
کارشناس نظامی سرویس بین‌المللی رادیو استرالیا نیز موفقیت در عملیات فاو را چشمگیر و بهتر از تمام دوران جنگ ذکر می‌کند. [413] .

[ صفحه 137]

خبرنگاران لوس‌آنجلس تایمز و شبکه ان. بی. سی امریکا عملیات والفجر 8 را بزرگ‌ترین پیروزی ایران در خلال جنگ تحمیلی خواندند. [414] .
روزنامه معاریو چاپ اسرائیل نوشت: «اگر ایرانی‌ها موفق شوند پایگاهی را که تصرف کرده‌اند حفظ نمایند، موقعیت صدام را متزلزل خواهند ساخت.» [415] .
رادیو بی. بی. سی نیز در تحلیل خود تأکید کرد: «در صورت تصرف فاو از سوی ایران، این ضربه‌ای شدید بر روحیه نیروهای عراق خواهد بود؛ ضمن اینکه عواقب مهم نظامی به دنبال خواهد داشت.» [416] همین رادیو چند روز بعد مجددا در تفسیری گفت: «اگر عراق نتواند فاو را بگیرد، ممکن است روحیه معنوی و موقعیت صدام به طرز خطرناکی از بین برود.» [417] گزارشگر نشریه میدل ایست نیز «تفوق روانی» ایران را بر عراق را تأکید کرد. [418] .
از میان رفتن «تفوق نظامی عراق» [419] و برخورداری ایران از امتیاز نظامی، [420] توازن نظامی را به سود ایران تغییر داد. این مهم در موقعیتی به دست آمد [421] که تصور می‌شد عراق اوضاع نظامی را تحت کنترل دارد [422] و ایران قادر به ایجاد شکاف عمده در خطوط دفاعی مستحکم عراق نیست. [423] در بررسی علل پیدایش این وضعیت تحلیل‌های مختلفی ارائه شد. «ماهر عبدالرشید» یکی از فرماندهان نظامی عراق اعتراف کرد ایران از روش‌های نظامی نوین استفاده کرده است. [424] کردزمن یکی از تحلیل‌گران نظامی، پوشش دفاعی ضعیف عراق و احتمال ندادن اینکه ایران به اجرای عملیات آبی - خاکی دست بزند و مهم‌تر از همه بی‌توجهی عراقی‌ها به اهمیت استراتژیک منطقه فاو را از علل موفقیت ایران ذکر کرده است. [425] .
«تیمرمن» نیز در کتاب «سوداگری مرگ» نوشت:
«نیروهای رزمنده ایرانی کاری کردند که تا آن زمان از نظر ناظران نظامی غیرممکن بود... این شبیخون سریع، کارآمد و نمایان، کار رزمندگان غواصی بود که به یاری هزاران پاسدار در قایق‌های کوچک فایبرگلاس از اروندرود گذشتند و قدم به فاو گذاشتند.» [426] .
رادیو امریکا نیز گفت:

[ صفحه 138]

«تحلیل‌گران نظامی غرب از این موضوع متعجب هستند که ایران چگونه با تجهیزات اندک توانسته از این آبراه عبور نموده و به مواضع عراقی‌ها دست یابد؟» [427] .
به موازات ناتوانی عراق از بازپس گیری منطقه فاو و متقابلا توانایی نیروهای خودی برای تثبیت مواضع تصرف شده، تدریجا نتایج این پیروزی ایران در منطقه مورد تأکید قرار گرفت. «در کویت و دنیای غرب این نگرانی به وجود آمد که ایران در جنگ برنده خواهد شد.» [428] جرج بوش معاون ریگان رئیس جمهور وقت امریکا پس از سفر 8 روزه به منطقه [429] و اقدام نظامی امریکا علیه لیبی، گفت:
«امریکا نمی‌خواهد نظاره‌گر این مسئله باشد که گسترش جنگ از سوی ایران، به روند تغییر در توازن قدرت در منطقه بینجامد.» [430] .
روند تحولات جنگ پس از تثبیت موقعیت ایران در فاو، با توجه به تحلیل‌های ارائه شده درباره نتایج حاصله از پیروزی ایران در منطقه و عراق و اظهارات مقامات امریکایی، تا اندازه‌ای نگران‌کننده به نظر می‌رسید. پیش از این چنین تصور می‌شد که در صورت دستیابی ایران به یک پیروزی، شرایط برای خاتمه یافتن جنگ با ارائه امتیاز به ایران فراهم خواهد شد، به همین دلیل فاو به عنوان آخرین عملیات تلقی می‌شد. بنابه اظهار فرمانده کل سپاه، مسئولان چنین تصور می‌کردند که با عبور از فاو، در حقیقت می‌توانیم جنگ را تمام کنیم و دنیا دیگر مسئله‌اش حل می‌شود [431] این نگرش سبب شده بود کلیه تلاش‌ها و اقدامات ایران در حد فاصل عملیات رمضان تا عملیات فاو در چارچوب «کسب یک پیروزی» سازماندهی و انجام شود. سپاه برخلاف این نگرش، بر این باور بود که عملیات فاو تنها برای گرفتن زمان از دشمن است و باید با عملیات‌های پی‌درپی دشمن را مستأصل کرد و از پای در آورد؛ به همین دلیل، سپاه پیشنهادهایی را برای ادامه جنگ درازمدت ارائه کرد که تصویب نشد.
فتح فاو برخلاف تصور برخی که آن را نوعی ارائه امتیاز به ایران برای خاتمه یافتن جنگ تلقی می‌کردند، نه تنها هیچ تغییری در روش قدرت‌های

[ صفحه 139]

حامی عراق، به سود ایران به وجود نیاورد، بلکه فشار به ایران در ابعاد جدیدی گسترش یافت و حمایت کشورهای منطقه از صدام افزایش یافت. [432] در واقع فتح فاو تردید دنیا را از میان برد و برای خاتمه دادن به جنگ با روش تضعیف ایران به تصمیم‌گیری رسیدند. [433] تلاش برای تصویب قطعنامه 598 در حالی که ایران در موقعیت برتر قرار داشت، نوعی اعمال فشار به ایران ارزیابی می‌شد.
عراقی‌ها نیز پس از ناامیدی از بازپس گیری فاو، به دلیل تشدید آسیب‌پذیری مواضع دفاعی و استحکامات خود و آشکار شدن میزان قدرت دفاعی این کشور، استراتژی موسوم به «دفاع متحرک» را آغاز کردند. این اقدام عراق نوعی تجدیدنظر در استراتژی [434] و انتقال از موقعیت دفاعی به تهاجمی بود. در واقع عراقی‌ها در نظر داشتند با کسب پیروزی نظامی، قدرت نظامی خود را مجددا به نمایش بگذارند. [435] تهاجم دشمن از شمال و منطقه عملیاتی والفجر 9 در تاریخ 5 / 12 / 1364 آغاز شد، [436] صدام گفته بود از دم شروع می‌کنیم تا به سر (فاو) برسیم. [437] این دور از تهاجمات عراق با اشغال مجدد مهران در تاریخ 27 / 2 / 1365 خاتمه یافت. [438] .
صدام در پاسخ به اینکه چرا عراقی‌ها به جای فاو به جای دیگری حمله می‌کنند، گفت:
«ما به این نتیجه رسیده‌ایم که اگر ارتش ما حمله نکند، نیروهای ایران حمله می‌کنند و اگر در یک منطقه پدافند کنیم، پس از چند روز همان اندازه تلفات می‌دهیم که معمولا در حمله می‌دهیم. بنابراین بهترین راه را در این یافتیم که فعلا از فاو صرف‌نظر کنیم و در سایر جبهه‌ها به نیروهای ایران حمله کنیم.» [439] .
شواهد و قرائن موجود حاکی است که قبل از عملیات فاو، عراق در نظر

[ صفحه 140]

داشت به مواضع ایران حمله کند. در واقع افزایش توان عراق با انباشت امکانات و گسترش سازمان رزم و ناکامی ایران طی سه سال گذشته شرایطی را فراهم ساخته بود که احتمال حمله‌ی دشمن دور از انتظار نبود؛ چنان که در گزارش کمیته روابط خارجی سنای امریکا به این مسئله اشاره شده است. [440] در هر صورت، عملیات فاو اقدام دشمن را به تأخیر انداخت ولی بلافاصله پس از ناامیدی عراقی‌ها از بازپس گیری فاو، تهاجم آنها آغاز شد.
گرچه ارتش عراق در عملیات فاو شکست خورد و نتوانست مواضع دفاعی خود را حفظ کند و منطقه را بازپس گیرد، لیکن آنچه که حائز اهمیت بود و شاید به اندازه کافی به آن توجه نشد توانایی عراق برای 75 روز تهاجم پی‌درپی در فاو و سپس اجرای استراتژی موسوم به دفاع متحرک بود. در واقع حوادث یادشده نشان‌دهنده‌ی قدرت نهفت عراق بود که در صورت موفقیت در به دست‌گیری ابتکار عمل در جنگ با تغییر استراتژی از پدافند به آفند، می‌توانست روند جنگ را تغییر دهد. تلاش‌های سیاسی دشمن در این مرحله سبب گردید بخی از نتایج ناشی از شکست فاو، در داخل عراق جبران شود و از نظر نظامی نیز درگیر کردن قوای نظامی ایران در سایر مناطق، از تمرکز توان ایران در فاو جلوگیری کرد و این به سود عراق بود. اگر ما مهران را آزاد نمی‌کردیم، مسلما عراق در تداوم عملیات دفاع متحرک خود، دو ماه بعد به فاو حمله می‌کرد. [441] .
عراقی‌ها همزمان با اجرای عملیات موسوم به استراتژی دفاع متحرک به نفتکش‌ها و پایانه‌های نفتی ایران در خلیج فارس با استفاده از جنگنده بمب‌افکن‌های فرانسوی و موشک‌های اگزوسه، حمله کردند. [442] موج جدید حملات عراق پس از یک توقف سه ماهه آغاز شد. هدف‌های عراق شامل اردوگاه‌های نظامی، پالایشگاه‌های نفت و اهداف غیرنظامی در مناطق مختلف بود. [443] عراق در همین روند برای اولین بار به تأسیسات نفتی ایران در جزیره‌ی سیری حمله کرد. [444] در واقع عراقی‌ها پس از حمله به خارک به جزیره سیری، محل بارگیری نفت ایران حمله کردند.

[ صفحه 141]

امام خمینی با درکی که از نتایج احتمالی ناشی از پیروزی ایران در عملیات فاو، مبنی بر تشدید فشار به ایران، داشتند، سال 1365 را «سال استقامت» نامیدند. [445] آقای هاشمی با استقبال از سخنان امام تأکید کرد: «این پیام به موقع بود و شرایط جدیدی را به وجود آورده است.» [446] مهندس موسوی نخست‌وزیر اعلام کرد که جنگ را در اولویت می‌گذارد و تمام امکانات را در اختیار جنگ قرار می‌دهد. [447] برادر رضایی فرمانده کل سپاه نیز اعلام کرد که تنها راه، بسیج کلیه نیروها و امکانات کشور است. [448] وی همچنین گفت:
«در فاو با 150 هزار نیرو در برابر 700 هزار نفر از ارتش عراق جنگیدیم و به آن پیروزی درخشان نائل آمدیم. آیا نمی‌توانیم با 10 برابر این نیرو ارتش عراق را منهدم کنیم؟» [449] .
آقای هاشمی مدتی بعد و پس از تشدید فشارهای عراق با حملات هوایی به مراکز اقتصادی و صنعتی و حملات زمینی، در سمینار فرماندهان سپاه برای لبیک به پیام امام خمینی، با تأکید بر ضرورت تسریع در امر جنگ، اعلام کرد: منطقی‌ترین راه این است که زمان را از دست ندهیم. [450] وی در نماز جمعه تهران نیز گفت:
«هر محاسبه‌ای نشان می‌دهد ما باید هر چه زودتر جنگ را به پایان برسانیم. [451] زمان بیش از این نباید در اختیار دشمن قرار گیرد. همه چیز در اولویت اول در خدمت جنگ باید باشد.» [452] .
شعار تعیین سرنوشت جنگ به تدریج در همین روند شکل گرفت. آقای هاشمی در توضیح این مفهوم تأکید کرد که تعیین سرنوشت جنگ بدان معنا نیست که امسال جنگ پایان یابد. [453] بلکه جنگ را به جایی می‌رسانیم که پیروزی ایران مشخص شود. [454] این اظهارات براساس این تحلیل بیان می‌شد که پیروزی در عملیات فاو کافی نبوده است برای تشدید فشار به عراق وحامیانش

[ صفحه 142]

باید در تداوم پیروزی در فاو، اقدامات نظامی دیگری را نیز انجام داد. [455] .
عراق پس از عملیات فاو با شروع عملیات «دفاع متحرک» فرصت بازسازی و ادامه حملات در منطقه فاو یا سایر مناطق را از ما گرفت و سپس به بازسازی مشغول شد. پیدایش وضعیت جدید بدین شکل بود که از یک سو پیروزی در فاو برخلاف تحلیل‌های پیشین نتایج مثبتی برای پایان دادن به جنگ نداشت، بلکه متقابلا به تشدید فشار به ایران انجامید. عبور از این مرحله الزاما با مقاومت در برابر فشارها و اجرای عملیات محود یا گسترده امکان‌پذیر بود. در چارچوب نظر امام برای پاسخ به وضعیت جدید که فرمودند:
«شما در جبهه‌ها هیچ نگذارید آرامش پیدا کند دشمن، اگر بگذارید آرامش پیدا کند می‌رود و تجهیز بیشتر می‌کند و شما را به زحمت می‌اندازد.» [456] .
سپاه سلسله عملیات‌های محدود را طرح‌ریزی و اجرا کرد. بدین ترتیب که سپاه پاسدران با هدف آزادسازی مهران، عملیات کربلای 1 را در تاریخ 9 / 4 / 1365 به اجرا درآورد. عملیات مشترک سپاه و ارتش به نام کربلای 2 در تاریخ 10 / 6 / 1365 در منطقه حاج عمران اجرا شد و همزمان با آن، سپاه عملیات دریایی کربلای 3 را روی اسکله العمیه در تاریخ 10 / 6 / 1365 انجام داد. یگان‌های سپاه پاسداران همچنین در تاریخ 20 / 6 / 1365 «عملیات انصار» را در جزیره جنوبی خیبر و در تاریخ 19 / 7 / 1365 عملیات فتح 1 را در عمق خاک عراق اجرا کردند. [457] .
بدین ترتیب ششمین سال جنگ در حالی پایان یافت که در سخت‌ترین وضعیت، سپاه با طرح‌ریزی و اجرای عملیات فاو و تصرف و تأمین این منطقه، توازن جنگ را به سود جمهوری اسلامی تغییر داد. تشدید فشار به ایران، به

[ صفحه 143]

جای ارائه امتیاز، کلیه تحلیل‌ها و باورهای پیشین مبنی بر دستیابی به یک پیروزی و خاتمه دادن به جنگ را درهم شکست، مقابله با پیدایش وضعیت جدید با شعار تعیین سرنوشت جنگ و بسیج عمومی دولت و مردم آغاز شد.
مهم‌ترین سؤالی که در این مرحله فراروی تصمیم‌گیرندگان قرار داشت این بود که:
«چگونه می‌توان موقعیت برتر سیاسی - نظامی ایران را حفظ و تثبیت کرد و بر پایه آن با تأمین خواسته‌های برحق ایران، وضعیت نهایی جنگ را به سود جمهوری اسلامی تغییر داد؟»

[ صفحه 148]

تثبیت توازن به سود ایران

جنگ در سال هفتم
شهریور 1365 تا شهریور 1366
مشخصه‌ی حاکم بر جنگ در هفتمین سال، سرعت تحولات، پیچیدگی و گسترش دامنه آن بود. پیدایش این وضعیت به منزله آغاز شمارش معکوس برای خاتمه یافتن جنگ ارزیابی می‌شد. به عبارت دیگر، با تنوع، شدت و سرعت وقوع رخدادهای جنگ، تدریجا کلیه ظرفیت‌های لازم برای تداوم جنگ، رو به اتمام بود. به بهمین دلیل با مشاهده علائم موجود، برخی از تحلیل‌گران پیش‌بینی می‌کردند که زمان خاتمه یافتن جنگ فرارسیده است. نقطه ثقل پیدایش وضعیت جدید در جنگ، با تغییر توازن به سود ایران پس از فتح فاو و توانایی ایران در حفظ آن و متقابلا ناتوانی عراق برای بازپس گیری آن، آغاز شد. آقای هاشمی با توجه به همین وضعیت، در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه گفت:
«در محاسباتی که تاکنون شده، به نظر ما هیچ شرایطی بهتر از اینکه تسریع کنیم در پیشبرد کار جنگ به چشم نمی‌خورد.» [458] .
ایشان سپس با اشاره به وضعیت اقتصادی کشور چنین تأکید کرد:
«وضع عمومی کشور و شرایط اقتصادی کشور هم ایجاب می‌کند که ما این مسئله را اگر بتوانیم زودتر به نقطه‌ای برسانیم.» [459] .
آقای هاشمی یک روز بعد در نماز جمعه تهران مجددا تأکید کرد:
«وضع جنگ الآن به جایی رسیده که هر محاسبه‌ای نشان می‌دهد ما باید هرچه زودتر جنگ را به پایان برسانیم.
به همین دلیل آقای هاشمی در این وضعیت، چنین معتقد بود:

[ صفحه 149]

«تا زمانی که جنگ به چیزی نیاز دارد، مصرف کردن آن در غیر جنگ سزاوار نیست و همه باید همه چیز خود را در اولویت در خدمت جنگ قرار دهند.» [460] .
در این مرحله اعلام شعار «تعیین سرنوشت جنگ» محور فراخوانی نیروهای داوطلب و به کارگیری و اختصاص امکانات کشور برای جنگ بود. آقای هاشمی درباره مفهوم این شعار گفت:
«با برنامه‌هایی که داریم جنگ را به جایی خواهیم رساند که پیروزی ایران مشخص شود.» [461] .
فرمانده‌ی کل سپاه نیز درباره مفهوم شعار تعیین سرنوشت جنگ، طی تحلیلی گفت:
«سال سرنوشت، قطعا سال آخر معنی ندارد، ضمن اینکه می‌تواند سال آخر هم در آن مفهوم داشته باشد. سال سرنوشت به این معنی است که اگر امسال ما جهتی در امر جنگ پیدا نکنیم عواقب بسیار سختی را در پیش داریم.» [462] .
بدین ترتیب ضرورت دستیابی سریع‌تر به پیروزی، برای خاتمه دادن به جنگ، فعالیت‌های همه‌جانبه‌ای را سازمان و گسترش داده بود که کاملا بر روند تحولات هفتمین سال جنگ سایه افکنده بود. در چنین موقعیتی افشای ماجرای مک فارلین در 13 آبان 1365 کلیه تحولات سیاسی و نظامی جنگ را تحت‌تأثیر قرار داد. با در نظر گرفتن اهداف و ماهیت گفت‌وگوهای پنهانی ایران و امریکا، به نظر می‌رسد علاوه بر اینکه امکان خاتمه یافتن جنگ از میان رفت، سلسله حوادث و اقداماتی که به تدریج علیه ایران صورت گرفت، بدون تردید متأثر از افشای ماجرای موسوم به مک فارلین بود [463] و اوضاع را بیش از گذشته برای ایران سخت و دشوار کرد.
زمینه‌های شکل‌گیری مذاکرات پنهانی مقامات امریکایی با عناصر ایرانی، با مبادله قطعات یدکی نظامی به ایران در مقابل آزادی گروگان‌های امریکایی در لبنان، از سال 1364 آغاز شد. ناتوانی امریکایی‌ها، به‌رغم تلاش‌های سوریه، برای حل معضل گروگانگیری در لبنان و هواپیمای ربوده شده تی. دبلیو. ای (T.W.A) در 24 خرداد 1364، [464] و متقابلا میانجیگری ایران در

[ صفحه 150]

حل معضل هواپیمای تی. دبلیو. ای (T.W.A) پس از سفر آقای هاشمی به سوریه در تیر 1364، توجه امریکا را مجددا به ایران معطوف کرد. البته عوامل دیگری در این ماجرا مؤثر بود که پس از افشای آن، ریگان رئیس جمهور وقت امریکا به آنها اشاره می‌کند:
«اکنون هجده ماه است که طی یک ابتکار سیاسی محرمانه ارتباط با ایران را در جریان کار خود قرار داده‌ایم. برای استفاه از این ابتکار ساده‌ترین و بهترین دلائل را در اختیار داریم: 1- تجدید روابط با ایران. 2- اقدامی شرافتمندانه برای خاتمه دادن به جنگ شش ساله ایران و عراق. 3- محو کردن تروریسم دولتی و خرابکاری. 4- تأثیر بخشیدن به روند بازگشت تمامی گروگان‌ها.» [465] .
بنابر نشته‌ی فارین ریپورت چاپ لندن، در گزارش سری کیسینجر به ریگان ضرورت گشودن کانال‌های ارتباط مستقیم و غیرمستقیم برای مذاکره با ایران تأکید شده است و ریگان براساس همین توصیه برای برقراری رابطه امریکا با ایران اقدام کرده است. [466] طبق نظر کیسینجر، در صورتی که یک جناح میانه‌رو و قدرتمند مایل به گفت‌وگو با امریکا در بین رهبران ایران وجود نداشته باشد، هیچ گونه پیوند و مصالحه‌ای میان دو کشور برقرار نخواهد شد. [467] بر پایه همین ملاحظه، امریکایی‌ها مذاکرات محرمانه‌ای را از طریق یک میانجی در لندن آغاز کردند و امیدوار بودند با بهره‌برداری از اختلاف‌نظر میان جناح‌های سیاسی ایران [468] با ارائه امتیاز به میانه‌روها برای تحکیم موقعیت آنها تلاش نمایند. [469] .
متعاقب تماس‌ها و اقدامات دوجانبه‌ای که از سال 1364 آغاز شد، در ماه‌های پایانی همین سال توافقات لازم برای سفر هیئت امریکایی به تهران انجام گرفت. صبح روز یکشنبه 25 مه 1986 (4 خرداد 1365) هیئت امریکایی شامل مک فارلین، نورث، کیو، تیچر، نیر و رابط سیا وارد تهران شدند. [470] معطلی بیش از یک ساعت و عدم حضور افرادی برای استقبال، اولین

[ صفحه 151]

نگرانی هیئت امریکایی بود که در مذاکرات به عنوان گلایه عنوان شد. [471] هیئت امریکایی پس از استقرار در هتل، اولین دور مذاکرات خود را در ساعت 17 آغاز کردند. [472] در این جلسه هیئت امریکایی به ریاست مک فارلین نظریات خود را در زمینه‌های مختلف بیان کردند و متقابلا نظریات و پاسخ‌های هیئت ایرانی را استماع کردند.
در این جلسه اولویت اصلی، «ساختن پل اطمینان» ذکر شد و مک فارلین حضور خود را در ایران به نمایندگی از طرف رئیس جمهور امریکا به نشان شروع فصلی جدید در مناسبات دو کشور ذکر کرد. وی تأکید کرد که برای نشان دادن حسن نیت آماده است برخی از اقلام مورد نیاز ایران را تأمین نماید. [473] طرف ایرانی نیز اظهار کرد: به هر حال انتظار داریم که اقلام بیشتری از طرف شما دریافت نماییم تا در موقعیت بهتری از جهت رهبران خود باشیم. ایران 6 سال است که درگیر جنگ است. تصرف فاو موفقیت بزرگی بود. ما انتظار تجهیزات بیشتری را داریم. همچنین طرف ایرانی درباره میزان حمل سلاح به ایران توسط هواپیماهای هیئت امریکایی و مستعمل بودن برخی از قطعاتی که پیش از این ارسال شده بود، اعتراض کرد. [474] نورث محدودیت سوخت و وزن برای هواپیما را علت محدودیت در حمل سلاح ذکر کرد. بدین ترتیب جلسه در ساعت 19 به پایان رسید.
دور دوم مذاکرات روز 26 مه 1986 (دوشنبه 5 / 3 / 1365) ساعت 15:30 آغاز شد. نگرانی از عدم پیشرفت در مذاکرات سبب گردید نورث اظهار کند: «ما سردرگم و نگران هستیم.» [475] علت این مسئله مخالفت برخی از مقامات در دولت امریکا درباره مذاکره با ایران بود. [476] وی گفت: «اکنون بیش از یک روز است که در اینجا هستیم و کسی با ما صحبت نمی‌کند.» [477] مک فارلین در ادامه صحبت‌های نورث گفت: «هدف از آمدن به اینجا ایجاد اساسی برای اعتماد و سپس پرداختن به مسائل مهم می‌باشد.» [478] منظور از موضوعات مهم از نظر وی، موضوعاتی درباره‌ی «شوری و افغانستان و عراق» بود [479] لازمه صحبت در این زمینه ملاقات با وزیران بود. لذا در جلسه اظهار کرد: «مایلم با

[ صفحه 152]

وزیران شما ملاقات نمایم.» [480] .
وی علت این درخواست را عمدتا به دلیل موقعیت خودش می‌دانست. لذا گفت: «از آنجا که من در سطح وزیر هستم، انتظار دارم با مقامات تصمیم‌گیرنده ملاقات نمایم در غیر این صورت می‌توانید با کارمندان من صحبت نمایید.» [481] .
دور دوم مذاکرات در ساعت 16 پایان یافت و به نظر می‌رسید انتظار هیئت امریکایی این بود که برای تصمیم‌گیری به ملاقات در سطوح بالاتر نیاز است. در دور سوم مذاکرات که ساعت 19:30 همان روز آغاز شد مک فارلین در جلسه شرکت نکرد و نورث صریحا اظهار کرد: «چیزی که ما به آن امید بسته بودیم توافق در خصوص جهت گفت‌وگوها بین ایران و امریکا بود. برای این هدف تصمیمات سیاسی لازم است. [482] وی همچنین درباره لو رفتن مذاکرات قبل از دستیابی به نتایج روشن، به ویژه از سوی روس‌ها، نگران بود. وی یکی از نقطه ضعف‌های اساسی را فقدان ارتباطات امن ذکر کرد. [483] وی همچنین گفت: «اگر بدون برداشتن موانع به خانه‌های خود برگردیم، موانع جدیدی در آینده بروز خواهد کرد.» [484] هوارد تیچر در این جلسه بخشی از تهدیدات شوروی علیه ایران از جمله استقرار 26 لشکر در نزدیکی‌های ایران و اجرای تمریناتی برای اقدامات نظامی علیه ایران را برشمرد. [485] جورج کیو یکی دیگر از اعضای هیئت امریکایی اعلام کرد: «ما برای توجیه اطلاعاتی هشت ساعت مواد (مطالب) توجیهی در اختیار داریم.» [486] .
در ادامه گفت‌وگوها مسائلی مبادله شد که تا اندازه‌ای دشواری‌ها و موانع را آشکار ساخت. طرف ایرانی در سخنان خود گفت: «پذیرش سفر مک فارلین به ایران یک تحول جدید سیاسی بوده است لیکن یک سوءتفاهم به وجود آمده است. زیرا سفر به معنای انجام گفت‌وگوهای مستقیم نبود.» [487] نورث در برابر این اظهارات، گفت: «وی به مک فارلین گفته است با رئیس مجلس آقای رفسنجانی، آقای موسوی نخست‌وزیر و پرزیدنت خامنه‌ای ملاقات خواهد کرد.» [488] نورث تکرار کرد: «قربانی‌فر در حالی که آقای جورج کیو حضور

[ صفحه 153]

داشت، گفت که گروه امریکایی با مقامات عالی‌رتبه ایران ملاقات خواهند کرد.» [489] مقام ایرانی اظهار کرد: «قبلا موافقت شده بود که نورث به تهران بیاید و ترتیب کارها را بدهد و دستور کار جلسات را تنظیم نماید. برابر آخرین مذاکره تلفنی، صبحتی از جلسه در سطح وزیر نبوده است و سوابق موجود است.» [490] نورث مجددا سؤال کرد: «آیا می‌توانیم ترتیب ملاقاتی سری بین مک فارلین و رهبران شما را بدهیم.» [491] قرار شد این درخواست منتقل شود و ادامه مذاکرات در ساعت 10 صبح روز 27 مه (6 / 3 / 1365) با بحث‌هایی که جنبه سیاسی دارد پیگیری شود. [492] جلسه در ساعت 5 / 1 بامداد پس از یک بحث سنگین به پایان رسید.
در واقع معضل اصلی در این مرحله با توجه به حضور مک فارلین به عنوان نماینده رئیس جمهور امریکا در ایران و درخواست وی برای گفت‌وگو با مسئولان، عدم تمایل و آمادگی ایران بود، زیرا امام پس از استماع گزارش سفر هیئت امریکایی، فرمودند:
«هیچ یک از مسئولان با آنها مذاکره نکند.»
تدبیر امام در واقع مذاکرات را با بن‌بست و شکست مواجه ساخت و از این پس کلیه بحث‌هایی که صورت گرفت نوعی وقت‌گذرانی بود؛ زیرا دستیابی به نتیجه عملی امکان‌پذیر نبود.
در چهارمین دور مذاکرات در ساعت 10 صبح روز 27 مه 1986 (سه‌شنبه 6 / 3 / 65) طرف ایرانی مشکلات مربوط به آزادی گروگان‌ها و شرایط آن را بازگو کرد: خروج اسرائیل از بلندی‌های جولان و جنوب لبنان، بازگشت آنتوان لحد به شرق بیروت، آزادی زندانیان اسیر در کویت و پرداخت هزینه. در این جلسه با توجه به دستور جلسه، بحث‌ها از ماهیت سیاسی برخوردار بود. جلسه برای صرف ناهار تعطیل شد و مک فارلین در گزارش خود به دریادار پویندکستر، گزارش جلسه را برای گرفتن دستور از رئیس جمهور، مخابره کرد. در این جلسه امریکایی‌ها تأکید کردند: «شوروی‌ها تا میزان قابل توجهی برای جلوگیری از شکست عراق به ایران، جلو خواهند رفت زیرا

[ صفحه 154]

چنانچه عراق در جنگ شکست بخورد، اعتبار شوروی در منطقه به نحوی مصیبت‌بار آسیب خواهد دید، فکر می‌کنیم که شوروی‌ها تمامی نیازهای عراق را تأمین نمایند و اگر کافی نباشد سپس به طور مستقیم با نیروی نظامی به ایران فشار خواهند آورد.» [493] امریکایی‌ها در این جلسه همچنین تأکید کردند که سیاست آنها در جنگ خاتمه دادن به جنگ و ممانعت از پیروزی طرفین است. ضمن اینکه درباره ارسال سلاح به ایران، آمادگی ندارند به میزانی به ایران اسلحه بدهند که در جنگ پیروز شود. [494] در پایان جلسه توافق شد طرفین از شعار علیه یکدیگر بکاهند و خود را به گفت‌وگوهای مستمر برای رفع اختلاف، متعهد نمایند و جلسات محرمانه باشد. [495] به همین منظور قرار شد وسایل امن‌تری برای ارتباط با اعزام یک تکنسین انجام گیرد. [496] مک فارلین در گزارش خود به پویندکستر درباره روند مذاکرات می‌نویسد: «قضاوت من این ا ست که آنها (ایرانی‌ها) بسیار ناراحت هستند. آنها در یک سردرگمی روانی به سر می‌برند، از یک طرف می‌خواهند از این معامله چیز بیشتری به دست آورند و از طرف دیگر به این واقعیت پی برده‌اند که امکان دارد واسطه‌ها آنها را گمراه کرده باشند.» [497] .
دور پنجم مذاکرات در همان روز از ساعت 17 آغاز شد. در این جلسه برخلاف مذاکرات جلسه صبح، بحث‌ها درباره دشواری‌های موجود برای آزادی گروگان‌ها بود. هیئت امریکایی مایل بود کلیه گروگان‌ها آزاد شوند. طرف ایرانی با ذکر مشکلات، بر این مسئله تأکید می‌کرد که سلاح‌ها کمتر از آن چیزی است که انتظار می‌رفت و باید کلیه سلاح‌ها تحویل شود. مک فارلین در این جلسه اظهار کرد: «اگر اشتباهی شده است تقصیر ما نمی‌باشد. شاید قربانی‌فر اشتباه کرده است.» [498] وی تأکید کرد: «تمام اقلامی که پول آن پرداخت شده است، آماده تحویل است، به مجرد اینکه گروگان‌ها در اختیار ما قرار گیرند، تحویل سریع آنها در عرض 10 ساعت تعهد ما می‌باشد.» جلسه بدون نتیجه در ساعت 18 به پایان رسید.
دور ششم مذاکرات مجددا در همان روز از ساعت 21:30 آغاز شد. به

[ صفحه 155]

دلیل نرسیدن به نتیجه مطلوب و تمایل هیئت امریکایی به بازگشت، گذرنامه آنها بازگردانده شد. امریکایی‌ها در این جلسه پیش‌نویس پیشنهاد برای تکامل تدریجی روابط را تسلیم کردند. امریکایی‌ها از این پس چنین تصور می‌کردند که سر دوانده می‌شوند، لذا مک فارلین دستور داد لوازم خود را برای بازگشت جمع‌آوری کنند. [499] .
آخرین دور گفت‌وگوها روز 28 مه 1986 (چهارشنبه 7 خرداد 1365) انجام گرفت. مک فارلین معتقد بود: «فرصت مهمی از دست رفت.» زیرا پس از چهار روز حضور در تهران و چند دور گفت‌وگو، به دلیل نرسیدن به نتیجه مطلوب در حال ترک تهران بودند. برابر پیش‌نویس موافقت‌نامه 27 مه (سه‌شنبه 6 خرداد) گفت‌وگوی سیاسی میان طرفین همچنان تا زمان افشای این روابط در آبان 1365 و مدتی پس از آن ادامه یافت و بعدها افشای ماهیت تماس‌های پنهانی ایران و امریکا به نحو آشکاری بر روند تحولات جنگ تأثیر گذاشت که بخشی از آن چنین بود:
1- اعتبار سیاست امریکا درباره تحریم صدور تسلیحات به ایران در نزد متحدین این کشور عمیقا مخدوش شد. [500] .
2- بحران تمام عیار سیاسی در امریکا، [501] تغییر و اصلاح سیاست امریکا را به عنوان ضرورتی اجتناب‌ناپذیر، آشکار ساخت و جدال‌های بسیاری میان کنگره و دولت در امریکا انجام گرفت.
3- بی‌اعتمادی متحدین امریکا در منطقه، به تشتت سیاست خارجی امریکا در منطقه و از دست دادن ابتکار عمل امریکا برای پایان دادن به جنگ انجامید.
4- عراقی‌ها طی بیانیه‌ای از اقدام امریکا انتقاد کردند و اعتبار سیاست‌های اعلام شده‌ی امریکا را مورد سؤال قرار دادند [502] و این اقدام را به شدت محکوم کردند.
5- روس‌ها با بهره‌برداری از خلأ ایجاد شده، سیاست‌های مشخص و فعال‌تری را با حضور در منطقه و به دست گرفتن ابتکار عمل در جنگ ایران و عراق

[ صفحه 156]

با حمله به سیاست‌های امریکا و حمایت از عراق آغاز کردند.
مجموع عوامل یاد شده سبب گردید امریکایی‌ها ضمن از دست دادن ابتکار عمل برای خاتمه دادن به جنگ، در موقعیت بسیار دشواری قرار گیرند. بخشی از تلاش امریکا برای خروج از این وضعیت و کسب اعتماد مجدد متحدین خود در منطقه و عراق، تشدید فشار به ایران به طور مستمر بود. [503] .
چنان که بنابر اطلاعات و شواهد موجود، حملات گسترده عراق به مراکز صنعتی و اقتصادی ایران در این مرحله با چراغ سبز امریکا و حمایت و هدایت اطلاعاتی این کشور انجام گرفت. در این زمینه ساندی تایمز نوشت: «افشای حمایت تسلیحاتی ایران، ماشه حملات ناگهانی و سنگین عراق به منابع و مراکز صنعتی و نظامی ایران را چکاند.» [504] .
روزنامه واشنگتن پست نیز نوشت: «پس از افشای ارسال پنهانی اسلحه به ایران، عراقی‌ها حملات هوایی خود را به ایران افزایش دادند.» [505] همچنین نشریات، حضور یک افسر عالی‌رتبه امریکایی در بغداد برای کمک اطلاعاتی به نیروی هوایی عراق را افشا کردند. [506] در پی بمباران نیروگاه نکا در آذر 1365، ساندی تلگراف به نقل از دیپلمات‌های مستقر در بغداد نوشت: «کمک اطلاعاتی امریکا به عراق این کشور را قادر ساخت تا به تأسیسات اقتصادی ایران و نیروگاه نکا ضربه وارد کند.» [507] .
امریکایی‌ها در این مرحله رسما اعتراف کردند که طی چند سال گذشته با هدف جلوگیری از پیشروی ایران، اطلاعات جاسوسی به عراق ارائه کرده‌اند. [508] آقای هاشمی در نماز جمعه تهران کمک‌های اطلاعاتی امریکا به عراق برای حمله به تأسیسات ایران و علت افشای آن را جلوگیری از افزایش سرخوردگی متحدین امریکا از این کشور ذکر کرد. [509] .
امریکایی‌ها در توضیح سیاست خود مجددا تأکید کردند: «امریکا می‌کوشد که از پیروزی جمهوری اسلامی ایران در جنگ جاری جلوگیری به عمل آورد.» [510] وزیر خارجه وقت امریکا نیز رسما درباره سیاست امریکا اعلام کرد. کاستن از توان نظامی ایران می‌تواند به دستیابی به یک راه‌حل از طریق

[ صفحه 157]

مذاکره کمک کند. وی افزود: هدف پایان دادن جنگ است، بدون اینکه جنگ طرف بازنده یا پیروز داشته باشد. [511] .
حمد شعبان فرمانده وقت نیروی هوایی عراق در فضای ناشی از تشدید سیاست خصومت‌آمیز امریکا برای جلب اعتماد این کشور و سایر کشورهای عربی، پس از حملات گسترده نیروی هوایی عراق به مراکز اقتصادی و صنعتی ایران گفت:
«سال جاری تحولی قطعی و سریع به خود خواهد دید که به پایان یافتن جنگ به نفع عراق منجر خواهد شد. اولین مرحله از طرح شکست ایران با انهدام کلیه منابع انرژی این کشور به خصوص منابع نفتی آن کامل خواهد شد.» [512] .
خطمشی عراق در این مرحله «قطع نفت ایران و تأمین نفت جهان» بود. لذا به موازات گسترش حمله به مراکز نفتی ایران و اخلال در صدور نفت جمهوری اسلامی، تلاش گسترده‌ای برای تأمین نفت جهان با صدور نفت از منطقه خلیج فارس با اتکا به خطوط لوله به جای نفتکش‌ها انجام گرفت. سیستم صدور نفت عراق در این مرحله از طریق اردن، عربستان و تریکه طراحی شده بود و سعودی‌ها نیز در اجرای لوله‌گذاری تعهداتی را پذیرفتند. به همین دلیل ادامه تهاجمات عراق بیشترین خسارات را متوجه ایران می‌کرد. بدون اینکه در صدور نفت سایر کشورها اخلال ایجاد شود و یا قیمت نفت تحت‌تأثیر این حملات افزایش یابد. با توجه به همین نتایج، روزنامه واشنگتن تایمز در تحلیلی نوشت:
«این حملات توازن جنگ در خلیج فارس را تغییر داده است... تهاجم نیروی هوایی عراق تأثیرات عمده‌ای در جنگ خلیج فارس داشته است.» [513] .
بر اثر تهاجمات هوایی عراق به مراکز صنعتی و اقتصادی ایران و به موازات آن تهدید کمپانی‌های خارجی صادر کننده‌ی نفت ایران و حمله به نفتکش‌ها و پایانه‌های نفتی و کشتی‌های تجاری، وضعیت اقتصادی جمهوی اسلامی رو به وخامت گذاشت. ضمن اینکه قیمت نفت به کمتر از بشکه‌ای 10 دلار کاهش یافت. فصل‌نامه اینتلجنت وابسته به هفته‌نامه اکونومیست با استفاده

[ صفحه 158]

از برآورد دبیرخانه اوپک نوشت:
«درآمد نفت ایران در نیمه اول سال 1986 معادل 2 میلیارد و 896 میلیون دلار بوده است که در مقایسه با دور مشابه سال قبل بیش از 50 درصد کاهش نشان می‌دهد. در واقع سال 1986 برای اقتصاد ایران یکی از بدترین سال‌ها بود و این مسئله به دلیل کاهش عایدات ایران در مقایسه با سال‌های گذشته بود.» [514] [515] .
طی همین سال بخشی از واردات ایران به دلیل کمبود شدید ذخایر ارزی، به قراداد پایاپای با کشورهای دوست متکی بود. [516] گزارش‌های منتشره نشان‌دهنده‌ی افزایش مشکلات و سختی‌های روزافزون در زندگی قشرهای وسیعی از جامعه بود که عمدتا درآمد ثابتی داشتند و در تأمین مایحتاج خود به ارزاق کوپنی و ارزان متکی بودند. در واقع در دوران سخت بی‌برقی، جیره‌بندی بنزین، بازار سیاه کالاهای اساسی، افزایش قیمت‌ها و تورم، نیروهای داوطلب مردمی برای اجرای عملیات جذب و سازماندهی می‌شدند. امریکایی‌ها امیدوار بودند، ایران در این روند تدریجا مواضع خود را تغییر دهد. «دانیل پاس» مدیر مؤسسه پژوهش‌های سیاست خارجی در امریکا بر این باور بود که اگر برای اینها (ایرانی‌ها) روشن سازیم که به عراقی‌ها کمک خواهیم کرد و پیروزی را برای آنها دشوار خواهیم ساخت، آنگاه به گمان من ایرانی‌ها بیدار خواهند شد. به همین دلیل وی معتقد بود که دادن اطلاعات جاسوسی و اسلحه و کمک‌های دیگر به عراق، به سود آمریکاست. [517] .
در این موقعیت دشوار، عملیات کربلای 4 - که سپاه پاسداران از مدت‌ها قبل طرح‌ریزی و آماده‌سازی کرده بود - برای اجرا آماده شد. انتخاب منطقه عملیاتی بر پایه موفقیت به دست آمده در فاو بود. در واقع پس از عملیات فاو

[ صفحه 159]

ادامه عملیات از سمت کارخانه نمک به دلیل آگاهی دشمن از سمت تک و تمرکز نیروها و امکانات ارتش عراق در این منطقه، عملی نبود. دو راه‌حل وجود داشت: نخست پیشروی به سمت ام‌القصر و در غیر این صورت انتخاب منطقه جدید با هدف پیشروی به سمت بصره، که به انتخاب منطقه عملیاتی کربلای 4 انجامید. فرمانده کل سپاه درباره ضرورت اجرای عملیات در این منطقه گفت:
«در صورت نجنگیدن در اینجا (جنوب) باید زمین‌های دیگری انتخاب کنیم و سازمان آبی و خاکی‌مان را تغییر دهیم.» [518] .
منطقه عملیاتی در حد فاصل پنج ضلعی در شمال شلمچه تا 4 کیلومتری انتهای جزیره جنوبی جزیره مینو قرار داشت. چنین تدبیر شد که عملیات از دو محور شلمچه و ابوالخصیب با هدف بصره، طرح‌ریزی شود. عبور از بین جزایر ام‌الرصاص و بوارین در واقع تاکتیک ویژه عملیات بود. [519] به نظر می‌رسید با پیشروی به سمت ابوالخصیب و بصره و با مسدود کردن عقبه سپاه هفتم عراق و عبور از میان خط حد سپاه سوم و سپاه هفتم عراق می‌توان قوای دشمن را تجزیه کرد و به پیشروی در عمق ادامه داد. [520] .
عملیات کربلای 4 سرانجام در وضعیت خاص سیاسی - نظامی کشور و با امید به کسب پیروزی، در تاریخ 3 / 10 / 1365 آغاز شد. تنها به فاصله 24 ساعت پس از شروع عملیات، به دلیل وضعیت جدیدی که در خطوط درگیری به وجود آمد، فرمانده کل سپاه دستور توقف عملیات را صادر کرد. در واقع با توجه به افشای عملیات براساس اطلاعاتی که امریکا به عراق داده بود [521] و استفاده عراق از تجارب عملیات فاو، [522] امکان پیروزی در عملیات از میان رفت. عراقی‌ها بلافاصله از امریکایی‌ها به دلیل واگذاری اطلاعات اساسی به این کشور برای مقابله با تهاجم ایران، تشکر کردند. [523] .
نظر به شش ماه تلاش و سرمایه‌گذاری و با توجه به سردادن شعار تعیین سرنوشت جنگ، سرانجام عملیات کربلای 4 وضعیت دشواری را فراروی مسئولان سیاسی - اقتصادی کشور و فرماندهان سپاه قرار داد. عراقی‌ها که

[ صفحه 160]

پس از فاو (عملیات والفجر 8) و ناکامی در استراتژی موسوم به دفاع متحرک با وضعیت نامطلوبی روبه‌رو شده بودند، مجددا اعتماد به نفس خود را بازیافتند [524] و حامیان عراق نیز درباره توانایی این کشور برای مقاومت در برابر حملات ایران و دفاع از مراکز دفاعی تا اندازه‌ای امیدوار شدند. [525] .
با پیدایش وضعیت جدید به نظر می‌رسید توازن جنگ که پس از فتح فاو به سود ایران تغییر کرده بود، مجددا در حال تغییر به سود عراق باشد، در چنین وضعیتی تداوم حملات عراق به مراکز صنعتی و اقتصادی کشور و آمادگی قوای عراقی برای بازپس گیری فاو می‌توانست برتری ایران را دستخوش تغییر قرار داده و اوضاع را به سود عراق به چرخش درآورد.
در چنین موقعیت دشواری نیروهای بسیجی نیز به دلیل اتمام مأموریتشان در حال بازگشت به خانه‌های خود بودند. تحقق این امر می‌توانست ایران را در برابر حملات زمینی احتمالی عراق کاملا آسیب‌پذیر نماید، ضمن اینکه امکان اجرای عملیات نیز از میان می‌رفت. بر پایه این ملاحظات، مجددا تمامی طرح‌های عملیاتی بازبینی شد و سرانجام منطقه شلمچه - به دلیل موفقیت لشکر 19 فجر و تیپ 57 حضرت ابوالفضل (ع) در محور شلمچه در عملیات کربلای 4 - مورد توجه فرمانده کل سپاه قرار گرفت. در واقع گزارش عملیات یگان‌های یاد شده در عملیات کربلای 4 و پیشروی این دو یگان در جهت خلاف آرایش دشمن، از شمال به جنوب، نطفه طرح‌ریزی عملیات کربلای 5 را در ذهن فرمانده سپاه منعقد کرد و تلاش‌ها مجددا در همین چارچوب شروع شد. کمتر از دو هفته پس از توقف عملیات کربلای 4، سپاه پاسداران عملیات کربلای 5 را در ساعت 2 بامداد 19 / 10 / 1365 در منطقه شرق بصره آغاز کرد. تأخیر در واکنش دشمن نشان‌دهنده حضور نیروهای عراقی در منطقه فاو و آمادگی آنها برای حمله به فاو و بازپس گیری آن بود.
تاکتیک ویژه عملیات با عبور از کانال پرورش ماهی و اجتناب از تک جبهه‌ای از منطقه شلمچه، نیروهای دشمن را در موقعیتی دشوار قرار داد و

[ صفحه 161]

سرانجام پس از یک نبرد سخت و دشوار، نیروها در شرق نهر جاسم مستقر شدند و دشمن به رغم تمام تلاش‌هایی که انجام داد، نتوانست مناطق تصرف شده را بازستاند. [526] .
یکی از کارشناسان نظامی ضمن تأکید بر «سرعت سازماندهی» نیروها در این عملیات [527] ، بر این باور است که ایران بدون «غافلگیری تاکتیکی» نمی‌توانست بر مواضع پدافندی و استحکامات عراق فائق آید. [528] در عین حال وی معتقد است: «اگرچه عراق نتوانست مناطق تصرف شده را بازپس بگیرد ولی ثابت کرد می‌تواند از بصره دفاع کند. ایران نیز متقاعد شد حتی با عملیات‌های خوب تدارک یافته هم نمی‌تواند عراق را شکست دهد.» [529] عراق برای جبران شکست در عملیات کربلای 5 مجددا حملات هوایی به شهرها و مردم بی‌دفاع را از سر گرفت. [530] ایران نیز متقابلا بغداد را زیر حملات موشکی گرفت و با اجرای آتشبار کاتیوشا روی بصره، عراق را در وضعیت دشواری قرار داد.
روس‌ها که پیش از این مترصد بهره‌برداری از فرصت‌ها برای به دست‌گیری ابتکار عمل در جنگ ایران و عراق و خروج از افغانستان بودند، در پی پیدایش تنش در روابط امریکا با ایران و عراق و تشتت در سیاست خارجی امریکا و مهم‌تر از همه بی‌اعتبار شدن سیاست‌های امریکا در نزد متحدین خود، حمایت از عراق را با افزایش ارسال سلاح به این کشور تشدید کردند. بنابر برخی گزارش‌ها شوروی از اول ژانویه 1987 یک قطار هوایی برای ارسال موشک‌های زمین به زمین با برد متوسط از نوع اسکاد. بی، تانک‌های مدرن تی. 72، هواپیماهای میگ 23 و میگ 27 و چهار هواپیمای سوخت‌رسان از نوع توپولف 72 به کار انداخت. [531] هفته‌نامه فارین ریپورت معتقد است این سیاست تازه شوروی در افزایش حمایت از عراق، با هدف تضعیف ایران و وادار کردن حکومت تهران به درخواست کمک از مسکو می‌باشد؛ زیرا در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند از امریکا کمک‌های ارسالی دریافت کند. [532] روس‌ها چنین تصور می‌کردند بدین وسیله قادر خواهند بود علاوه بر اینکه برنده اصلی جنگ شوند، با کسب توافق ایران، معضل افغانستان را حل کنند.

[ صفحه 162]

اظهارات رئیس هیئت نمایندگی شوروی در سازمان ملل، ماهیت سیاست‌های جدید این کشور را روشن ساخت:
«مسکو امیدوار است با سیاست فروش تسلیحات جنگی به عراق، ایران را وادار سازد که درصدد حل‌وفصل جنگ از راه گفت‌وگو برآید. تا وقتی ایران معتقد باشد که می‌تواند از طریق نظامی بر عراق چیره شود، مسکو روش خود را تغییر نخواهد داد... مسکو هیچ گونه تردیدی برای تأمین اسلحه عراق به خود راه نمی‌دهد.» [533] .
با آشکار شدن پیروزی ایران در عملیات کربلای 5 و ناتوانی عراق در باز پس‌گیری مناطق تصرف شده، گورباچف رهبر وقت شوروی ضمن «بی‌معنی خواندن جنگ» گفت:
«این جنگ باید از طریق مذاکرات سیاسی پایان یابد. و هرچه زودتر این اقدام صورت گیرد بهتر خواهد بود؛ راه دیگری وجود ندارد.» [534] .
در عین حال ضرورت توجه روس‌ها به ایران، سبب گردید به رغم اصرار و تمایل عراقی‌ها برای دریافت موشک‌های برد بلند برای تهاجم به تهران، مسکو از تحویل آن خودداری نماید. همین مسئله برنامه دستیابی به صنعت تسلیحات موشکی را در عراق تسریع کرد [535] که نتایج آن یک سال بعد با حملات موشکی به تهران در اسفند 1366 آشکار شد.
مهم‌ترین نتیجه پیروزی ایران در عملیات کربلای 5 و دستاورد استراتژیک آن، تثبیت توازن به سود ایران بود. در واقع مجموع تحولات جنگ از بهمن 1364 با فتح فاو تا بهمن 1365 با پیروزی در عملیات کربلای 5، کوشش ایران برای حفظ برتری و متقابلا تلاش عراق برای تغییر آن بود. سرانجام تحکیم مواضع دفاعی ایران در منطقه شرق بصره سبب گردید بر این تأکید شود که «تعادل قوا به نحوی قاطع به نفع ایران به هم خورده است.» [536] میتران رئیس‌جمهور اسبق فرانسه درباره نتایج احتمالی برتری ایران گفت:
«پیروزی ایران در این جنگ به مثابه پیروزی تندروهای اسلامی خواهد بود که می‌تواند ثبات کلی جهان عرب و مدیترانه را برهم زند». [537] .

[ صفحه 163]

سفیر وقت انگلیس در سازمان ملل نیز اعلام کرد:
«هیچ کس مایل به پیروز شدن ایران انقلابی - این برهم زننده وضع موجود در منطقه و زیر پا گذارنده‌ی حقوق و عرف بین‌المللی - نیست.» [538] .
بر پایه این ملاحظات، نوعی بازبینی در برنامه‌های استراتژیک کشورهای غربی و شوروی درباره جنگ پدید آمد. [539] فضای پدید آمده از این تحول، این امکان را برای عراق فراهم ساخت که با هدف بین‌المللی کردن جنگ، به نفتکش‌ها و پایانه‌های نفتی و مراکز صنعتی و اقتصادی ایران شدیدا تهاجم کند. «گری سیک» مشاور رئیس‌جمهور اسبق امریکا درباره ضرورت قطع صدور نفت ایران می‌نویسد:
«عامل عمده ادامه جنگ از جانب ایران، صدور نفت توسط این کشور است و تا موقعی که نفت از ایران صادر می‌شود، جنگ ادامه خواهد یافت. بنابراین باید جریان صدور نفت ایران را قطع کرد.» [540] .
هسته مرکزی سیاست جدید عراق با حمایت امریکا، چنان که وزیر دفاع وقت امریکا می‌گوید، از بین بردن اصل «امید» بود:
«اکنون ما با نوعی جنگ روبه‌رو هستیم که هدف آن از بین بردن امید است.» [541] .
امریکایی‌ها کاهش توان نظامی ایران را لازمه دستیابی به یک راه‌حل از طریق مذاکره می‌دانستند و بر همین اساس زمینه لازم را برای حمایت از اقدامات عراق در حمله به نفتکش‌ها و پایانه‌های نفتی و مراکز صنعتی و اقتصادی ایران فراهم ساختند. نتایج عملیات کربلای 5 سبب گردید پس از آن کابینه‌ی ریگان استراتژی صلح را به طور جدی دنبال نماید و حتی وزیر خارجه وقت امریکا، جورج شولتز، به ایران هشدار داد که یا جنگ را پایان دهد و یا با اقدامات شدید و مقتضی روبه‌رو خواهد شد. [542] .
عراق همزمان با حملات خود برای قطع صدور نفت ایران، تدریجا استراتژی نظامی خود را با کمک‌های مستشاری روس‌ها بازبینی کرد و به این نتیجه رسید که سرنوشت جنگ روی زمین تعیین خواهد شد، لذا هماهنگ با افزایش توان نظامی برای مقابله با تهاجمات پی‌درپی ایران، رهیافت نظامی

[ صفحه 164]

تهاجمی‌تری را مورد توجه قرار داد.
ایران نیز با وجود افزایش فشارها پس از عملیات والفجر 8 (فتح فاو)، به دلیل کسب برتری‌های نظامی در سال 1365 از اعتماد به نفس بیشتری برای پیگیری اهداف خود برخوردار شد. یکی از کارشناسان مسائل ایران در این زمینه می‌گوید:
«آنها دلیل نداشتند که فکر کنند قادر به پیروزی می‌باشند ولی عملیات فاو و مهران (کربلای 1) در سال گذشته به آنها نشان داد که به این امر قادر می‌باشند و هم اکنون آنها برای کسب پیروزی عجله دارند.» [543] .
جمهوری اسلامی به دلیل برتری نظامی در جبهه زمینی و تمایل نداشتن به گشایش جبهه جدید و مهم‌تر از همه نیاز به صدور نفت از خلیج فارس، هیچ گونه تمایلی به گسترش جنگ در دریا نداشت، لذا برای مقابله با تشدید حملات عراق، سیاست «امنیت در خلیج فارس برای همه یا هیچ کس» را دنبال می‌کرد. سیاست مقابله به مثل ایران با توجه به امکانات محدود و رغبت نداشتن به اجرای این سیاست، مراحل مختلفی را پشت سر نهاد.
در مرحله اول تا سال 1363 ایران به ازای هر سه حمله عراق به اهداف غیرنظامی، تنها یک مورد را پاسخ می‌داد. روش اقدام نیز به این صورت بود که حملات به صورت هوایی و با استفاده از موشک ماوریک انجام می‌شد. اصابت این موشک‌ها به غرق شدن کشتی منجر نمی‌شد و روند حرکت کشتی را مختل نمی‌کرد بلکه تنها خساراتی به آن وارد می‌کرد. در این مرحله با حمله‌ی جنگنده‌های سعودی، دو فروند هواپیمای جنگی اف. 4 جمهوری اسلامی سقوط کردو در پی آن عملا سیاست مقابله به مثل ایران متوقف شد. [544] .
در مرحله دوم، ضرورت مقابله به مثل در برابر عراق سبب گردید با استفاده از هلی‌کوپترهای نیروی دریایی و با استقرار آنها روی برخی سکوهای نفتی در منطقه جنوبی خلیج فارس که در برابر مسیر کشتیرانی قرار داشت، برای مقابله به مثل با همان اصل سه به یک اقدام شود. حمله عراقی‌ها به سکوی

[ صفحه 165]

نفتی سلمان بیش از 100 میلیون دلار خسارت به دنبال داشت و عملا این شیوه نیز کنار گذاشته شد. [545] .
در مرحله سوم به کارگیری توپخانه نیروی دریایی ارتش در منطقه بعد از تنگه‌ی هرمز، از سال 1365 دنبال شد ولی نتیجه قابل توجهی در پی نداشت و حملات عراق همچنان رو به افزایش بود. در واقع به موازات تشدید حملات عراق، توانایی ایران برای پاسخ با ابزارهای مناسب محدودتر و بسیار پرهزینه‌تر می‌شد. [546] .
پیدایش بن‌بست در اجرای «سیاست مقابله به مثل» سبب گردید منطقه خلیج فارس کاملا در اختیار عراق قرار گیرد. ضمن اینکه فشارهای وارده به جمهوری اسلامی، برتری‌های سیاسی - نظامی ایران را تا اندازه‌ای تحت‌تأثیر قرار داد و کشور در وضعیت بسیار دشواری قرار گرفت.
آقای هاشمی، با توجه به این وضعیت، در اوج اجرای عملیات کربلای 5 خطاب به برادر علایی فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه گفت:
«بررسی کنید آیا برای مقابله به مثل می‌توانید وارد خلیج فارس شوید؟» [547] .
این دستور در واقع طلیعه حضور سپاه در دریا بود. البته نیروی دریایی سپاه پیش از این به فرمان امام خمینی تشکیل شده بود و سپاه نیز برای «جنگ در دریا» طرح و برنامه داشت، لیکن امیدواری به سایر منابع و ابزارها، مانع از توجه به طرح‌های سپاه شده بود. [548] .
حضور فعالانه سپاه، مرحله چهارم از سیاست مقابله به مثل ا یران را تشکیل می‌داد و آثار آن تنها چند ماه بعد از فروردین 1366 آشکار شد. در این مرحله برخورد نفتکش‌ها به مین، حملات قایق‌های تندرو و شلیک موشک کرم ابریشم، زمینه‌های گسترش دامنه درگیری را به کشورهای منطقه به وجود آورد. درخواست جدی و عاجزانه کویت از امریکا برای اسکورت نفتکش‌هایش در این مرحله بود. نگرانی امریکا از عواقب این اقدام، سبب گردید امریکایی‌ها در وهله اول از اجابت درخواست کویتی‌ها اجتناب کنند، لیکن کویت همین پیشنهاد را به شوروی کرد که شوری آن را پذیرفت. این

[ صفحه 166]

مسئله امریکایی‌ها را تحریک کرد تا پس از یک بررسی جدی در کنگره امریکا و بحث میان کنگره و دولت، سرانجام پرچم امریکا را بر فراز نفتکش‌های کویت به اهتزاز درآورند. [549] امریکایی‌ها به موازات این اقدام، پس از تلاش‌های گسترده در سازمان ملل، سرانجام قطعنامه 598 را در شورای امنیت به تصویب رساندند. [550] ضمن اینکه کشتار حجاج ایرانی با دست عوامل سعودی و با حمایت امریکایی‌ها نیز در همین زمان انجام گرفت. برابر شواهد موجود، امریکایی‌ها پس از افشای ماجرای مک فارلین، با تصویب قطعنامه 598 و حضور نظامی گسترده در منطقه خلیج فارس و اسکورت نفتکش‌ها، در نظر داشتند با ابتکار عمل جدید، شرایط خاتمه یافتن جنگ را فراهم سازند. شش ماهه‌ی نخست سال 1366 اساسا به درگیری ایران و امریکا در خلیج فارس و تلاش‌های دیپلماتیک ایران در سازمان ملل برای تعدیل قطعنامه 598 و ممانعت از صدور قطعنامه مجدد علیه ایران معطوف شد. [551] .
بدین ترتیب هفتمین سال جنگ در حالی پایان یافت که علی‌رغم تثبیت توازن جنگ به سود ایران، دامنه فشار علیه ایران گسترش یافت و موانع و دشواری‌های ادامه جنگ و فائق آمدن بر مشکلات و برخورداری از وضعیت مناسب برای خاتمه دادن به جنگ، بیش از گذشته خودنمایی می‌کرد. به همین دلیل این سؤال در برابر مسئولان و تصمیم‌گیرندگان سیاسی و نظامی به وجود آمه بود که:
«در وضعیت موجود چه راه‌حلی برای ادامه پیروزمندانه جنگ یا خاتمه شرافتمندانه آن وجود دارد؟»

[ صفحه 172]

پایان جنگ

جنگ در سال هشتم
شهریور 1366 تا مرداد 1367
هشتمین سال جنگ در حالی آغاز شد که درگیری ایران و امریکا در خلیج فارس با حملات امریکا به سکوهای نفتی ایران و مقابله‌ی ایران به نقطه اوج خود رسید. [552] با فرارسیدن ماه آبان، امریکایی‌ها به تدریج از مواضع خود عقب‌نشینی کردند. چنان که پس از اصابت موشک به اسکله‌ی الاحمدی کویت در بامداد 30 مهر 1366 و انفجار یک بمب در کویت در دوم آبان همان سال، ریگان رئیس جمهور وقت امریکا با توجه به دست نیافتن امریکا به اهداف خود برای پایان بخشیدن به اوضاع بحرانی در خلیج فارس، اعلام کرد:
«فکر نمی‌کنم در هیچ چیز دچار اشتباه محاسبه شده باشیم. ما در آنجا (خلیج فارس) برای آغاز جنگ حضور نداریم... ما گفته‌ایم در صورتی که مورد حمله واقع بشویم از خود دفاع می‌کنیم.» [553] .
این اظهارات به روشنی نشان‌دهنده عدم تمایل امریکا به ادامه‌ی درگیری‌ها ارزیابی می‌شد، چنان که وزارت خارجه امریکا رسما اعلام کرد:
«به عهده دولت کویت است که تصمیم بگیرد به سومین موشک شلیک شده توسط ایران پاسخ لازم را بدهد.» [554] .
بدین ترتیب امریکایی‌ها به رغم تبلیغات و توافق برای اعمال پشتیبانی از کویت، سرانجام به دلیل نگرانی از عواقب تداوم و گسترش درگیری ایران و امریکا، تصمیم‌گیری درباره پاسخ به حملات موشکی را بر عهده کویت گذاشتند. [555] وزیر دفاع وقت امریکا با پذیرش تلویحی شکست امریکا در درگیری با ایران، اعلام کرد:

[ صفحه 173]

«بهترین راه پایان بخشیدن به ستیزه‌جویی ایران، اجرای برنامه تحریم سازمان ملل در مراودات ایران است.» [556] .
سفیر کویت در امریکا نیز طی مصاحبه با روزنامه الشرق الاوسط با توجه به تغییری موضع امریکا گفت:
«منافع کشورهای شورای همکاری این است که در زندگی با آرامش و صلح در کنار ایران باشند... درگیر شدن با ایران آسان است ولی پایان دادن به چنین نبردهایی دشوار می‌باشد!» [557] .
ریگان رئیس جمهور امریکا با صدور بیانیه‌ای تحریم اقتصادی ایران را اعلام کرد. در بیانیه صادره چنین تأکید شده است:
«ما فقط پس از تلاش‌های مکرر و ناموفق برای کاهش بحران با ایران، دست به این تحریم‌های اقتصادی زدیم!» [558] .
از جمله موارد تحریم، خرید نفت از ایران ذکر شده است. [559] .
در وضعیتی که ابتکار عمل امریکا برای پایان دادن به جنگ با شکست مواجه شد، تحولات دیگری در حال انجام بود که بدون تردید نقش مهمی در فراهم‌سازی زمینه‌های پایان دادن به جنگ داشت. پیش از این تلاش عراق برای بین‌المللی کردن جنگ با فراهم کردن زمینه‌های حضور امریکا در منطقه و حمله به ایران و تصویب قطعنامه 598 و همچینن حمله به مردم بی‌دفاع و غیرنظامی در شهرها، گرچه ابعاد فشار به ایران را گسترش داد و تشدید کرد ولی هیچ کدام به پایان یافتن جنگ منجر نشد. بنابراین عراقی‌ها در جستجوی راه‌حل پایان دادن به جنگ، «تغییر استراتژی» عراق را «از تدافعی به تهاجمی» مورد توجه قرار دادند. ضمن اینکه تلاش برای دستیابی به موشک‌هایی برای «حمله موشکی به تهران» و تداوم «حمله به مراکز صنعتی و اقتصادی» ایران را کماکان در دستور کار خود داشتند.
درک جدید عراق درباره ضرورت تغییر استراتژی با کمک مستشاری کارشناسان ارشد نظامی شوروی و کمک‌های نظامی و اطلاعاتی امریکا انجام گرفت، ضمن اینکه برخی از افسران ارشد عراق نیز با تجزیه و تحلیل

[ صفحه 174]

شوروی‌ها درباره ضعف‌ها و کاستی‌های اساسی در ساختار هجومی ارتش عراق موافق بودند. [560] ناتوانی عراق در بازپس گیری فاو و سپس ناکامی در تأمین اهداف استراتژی موسوم به دفاع متحرک، نشان‌دهنده‌ی ضعف در ساختار دفاعی و تهاجمی عراق بود. آنتونی کردزمن یکی از کارشناسان نظامی امریکا بر این نظر است که عراقی‌ها مشکل استراتژیکی و تاکتیکی داشتند و قادر نبودند در برابر پیشروی نیروهای ایران مقاومت کنند و همچنین نمی‌توانستند با تصرف بخش‌های محدودی از خاک ایران، این کشور را مجبور به پذیرش صلح کنند. [561] .
در واقع پیشروی قوای نظامی ایران در مستحکم‌ترین مواضع دفاعی عراق در منطقه شرق بصره، مجددا ضعف‌های عراق را آشکار ساخت. برابر برخی گزارش‌ها، در 15 مارس 1987(14 اسفند 1365) صدام حسین در جلسه‌ای 5 ساعته با فرماندهان ارتش عراق و برخی از مسئولان سیاسی و حزبی، خطر شکست تدریجی عراق را بررسی کردند که در این جلسه تصمیم‌های اساسی برای تغییر استراتژی عراق، با گسترش بیشتر سازمان گارد ریاست جمهوری و سایر نیروها جهت تدارک ضد حملات و تشدید جنگ نفتکش‌ها اتخاذ شد. [562] .
روس‌ها با برخورداری از نقش جدید در منطقه، با افزایش حمایت سیاسی و تسلیحاتی از رژیم بعثی، نقش تعیین‌کننده‌ای در بهبود موقعیت عراق داشتند. رهبری جدید شوروی برای خاتمه دادن به جنگ، در اندیشه تجهیز بیشتر عراق بود تا بدین وسیله ایران را مجبور به پذیرش صلح نماید. گورباچف رهبر وقت شوروی در همان زمان رسما اعلام کرد:
«این جنگ باید از طریق مذاکرات سیاسی پایان یابد و راه دیگری وجود ندارد.» [563] .
رئیس هیئت نمایندگی شوروی در سازمان ملل نیز اعلام کرد که مسکو امیدوار است سیاست فروش تسلیحات جنگی به عراق، ایران را وادار سازد درصدد حل‌وفصل جنگ از راه گفتگو برآید. وی در اظهارات خود با تأکید بر عدم تغییر روش مسکو در حمایت از عراق، گفت:
«مسکو هیچ گونه تردیدی برای تأمین اسلحه عراق به خود راه نمی‌دهد.» [564] .

[ صفحه 175]

گرچه شوروی در این مرحله نقش برجسته‌تر و فعال‌تری در مقایسه با سایر کشورها برای حمایت از عراق داشت، ولی تصمیم به تقویت نظامی عراق در برابر ایران، یک تصمیم جهانی بود. [565] [566] منطق حاکم بر این تصمیم مشترک به این دلیل بود که هیچ‌گونه چشم‌انداز واقعی و روشن برای خاتمه‌ی جنگ مشاهده نمی‌شد. بر پایه این ملاحظه چنین تصور می‌شد که «یک تغییر اساسی در موازنه نظامی جنگ به نفع عراق، شرط اولیه‌ی پایان سریع جنگ است.» [567] از سال 1365 اعزام کارشناسان شوروی برای تأمین تسلیحات عراق به میزان و کیفیتی بود که وضعیت استراتژیکی را تغییر دهد و ایران را مجبور به قبول یک راه‌حل سیاسی کند. [568] .
در نتیجه‌ی پشتیبانی‌های همه‌جانبه‌ی جهانی، دو تحول اساسی در ساختار نظامی عراق پدید آمد: گسترش سازمان رزم، خرید و انباشتن تجهیزات. در طول سال 1366 عراقی‌ها تمرین‌های آموزشی گسترده‌ای را با انتقال نیروها از خط مقدم به عقب در تمام سطوح انجام دادند. واحدهای گارد ریاست‌جمهوری از اجازه‌ی آزادی عمل بیشتری برخوردار شدند. به واحدهای توپخانه

[ صفحه 176]

آموزش‌های ویژه‌ای در زمینه تمرکز و تغییر مسیر آتش داده شد. مجموع این آموزش‌ها اصلاحات عمده‌ای در تعدادی از سپاه‌ها و لشکرهای کلیدی عراق به وجود آورد. [569] ضمن اینکه نیروی زمینی عراق از 26 لشکر در سال 1986(1365) به 45 لشکر در 1988(1367) افزایش یافت. بنابراین رشد واقعی هم در ساختار نیرو و هم توانایی عملیاتی آنها به وجود آمد. [570] صدام طی مصاحبه‌ای با روزنامه کویتی السیاسه رسما اعلام کرد که عراق در تمام زمینه‌های سیاسی - نظامی قوی‌تر از سال گذشته است و امکانات نظامی آن حداقل از 6 ماه پیش، دو برابر شده است. [571] .
بنابراین در سال 1366، در وضعی که ایران عمیقا درگیر مشکلات فزاینده ناشی از فشارهای بین‌المللی و حملات عراق به مراکز صنعتی و اقتصادی بود، [572] «فضای تنفس حیاتی» برای عراق فراهم شد تا با سازماندهی کامل نیروهایش و ایجاد قابلیت‌های جدید دفاعی و تهاجمی، برای حمله به مواضع و استحکامات ایران کمین نماید.
عناصر اصلی استراتژی ایران در موقعیت دشوار هشتمین سال جنگ، مقاومت در برابر فشارها [573] با رویکرد جدید نظامی در جبهه‌های غرب بود. گرچه موقعیت برتر نظامی ایران با پیروزی در عملیات کربلای 5 تثبیت شد، ولی همین عملیات نقطه ثقل آغاز تحول جدید در جنگ و چرخش روند جنگ به زیان ایران بود. یکی از کارشناسان نظامی بر این عقیده است که «در این عملیات چکش ایران در مقابل سندان عراقی‌ها درهم شکست.» [574] و ایران پس از آن دیگر مجال بازسازی پیدا نکرد. حال آنکه عراق تحت حمایت بین‌المللی به رشد کمی و کیفی شگفت‌انگیز و باورنکردنی دست یافت.
محسن رضایی فرمانده کل سپاه درباره‌ی تأثیرات عملیات کربلای 5 بر روند

[ صفحه 177]

جنگ و کاهش توانایی ایران می‌گوید:
«1- بخش قابل توجهی از توان سپاه با استقرار در مناطق فاو، جزایر مجنون و شلمچه زمین‌گیر شد.
2- استراتژی کشور برای بسیج امکانات شکست خورد.
3- در منطقه جنوب به بن‌بست رسیدیم و امکان غافلگیری دشمن از میان رفت.» [575] .
اجرای عملیات کربلای 8 در ادیبهشت 1366 بر اثر اصرار مسئولان، و سایر دشواری‌های موجود سبب گردید فرمانده کل سپاه طی نامه‌ای به امام خمینی با بیان کردن مشکلات جنگ بر این مسئله تأکید نماید که اگر کشور وارد جنگ نشود، عراق حملاتش را علیه ایران آغاز خواهد کرد. [576] .
نگرانی‌های ذکر شده در این نامه به ملاقات آقای رضایی با امام و سپس ملاقات با حاج سید احمد خمینی انجامید و در پی آن طی نامه‌ای 20 صفحه‌ای مسائل به طور مشروح بیان شد. [577] .
افزایش توان نظامی عراق به صورت روزافزون و متقابلا کاهش توان اقتصادی و نظامی ایران، شکاف عمیقی میان توانایی نظامی ایران و اهداف سیاسی کشور به وجود آورده بود و امکان تغییر موازنه جنگ با آغاز تهاجمات عراق وجود داشت. در واقع گرچه استقرار نیروهای ایران در طول مرز و حملات پی‌درپی قوای خودی موازنه را همچنان به نفع ایران حفظ کرده بود [578] ولی همین وضعیت موجب کاهش تدریجی توان نظامی و افزایش آسیب‌پذیری ما شده بود. ضمن اینکه خلأ استراتژیک [579] موجود بر اثر درنگ و تردید دو ابرقدرت جهت اقدام علیه ایران، در حال کم‌رنگ شدن بود. [580] چنان که از اواسط سال 1987(1366) با حضور نظامی امریکا در منطقه و اسکورت نفتکش‌ها و تصمیم شوروی برای بازسازی و تقویت ماشین جنگی

[ صفحه 178]

عراق، به تدریج توانایی ایران برای بهره‌برداری از رقابت ابرقدرت‌ها کاهش یافت و بدین ترتیب خلأ استراتژیک که برای اقدامات و سیاست ایران در خلیج فارس بسیار اهمیت داشت، منتفی گردید. [581] .
لازمه فائق آمدن بر این وضعیت، تداوم حملات ایران بود که از این پس حداقل برای یک مقطع زمانی تنها در منطقه غرب کشور، قابل پیگیری و اجرا بود. در واقع هرگونه درنگ در انتقال از جنوب به غرب هیچ گونه گشایشی را در جنگ حاصل نمی‌کرد، زیرا به دلیل بن‌بست نظامی، امکان اجرای عملیات گسترده و پیروز در جنوب وجود نداشت. ضمن اینکه امکان تهاجم دشمن همچنان پابرجا بود [582] با این تفاوت که حصول پیروزی در منطقه غرب کشور با پیشروی به سمت سلیمانیه و کرکوک امکان تجزیه قوای دشمن را به دنبال داشت. در عین حال عوامل مؤثر در تغییر رویکرد نظامی ایران از جنوب به غرب به شرح زیر بود:
1- ضرورت تداوم جنگ و ممانعت از ایجاد رکود در جنگ.
2- حفظ ابتکار عمل در برابر دشمن.
3- گشودن جبهه جدید در مقابل دشمن و تجزیه قوای آن.
4- کسب زمان از دشمن برای دستیابی به راه‌کار جدید در جنوب. [583] .
در این چارچوب علاوه بر سلسله عملیاتی که سپاه پاسداران در نیمه اول سال 1366 (کربلای 10، فتح 5، نصر 4 و نصر 7) انجام داد، عملیات نصر 8 را نیز در تاریخ 29 / 8 / 66 در ماؤوت به اجرا درآورد. سپاه پس از آن نیز دو عملیات بیت‌المقدس 2 و 3 را در 25 / 10 / 1366 و 24 / 12 / 1366 در محور ماؤوت اجرا کر. با توجه به دشواری‌های موجود برای ادامه عملیات در این محور، سپاه پاسداران در منطقه حلبچه عملیات والفجر 10 را طرح‌ریزی کرد که در تاریخ 23 / 12 / 1366 اجرا شد. [584] .
در این مرحله رژیم عراق به کارگیری سازمان مجاهدین خلق (منافقین) را برای مقابله با سیاست‌های ایران در همکاری با معارضین کرد عراقی به نحو گسترده‌ای افزایش داد. ملاقات صدام و رجوی در بغداد زمینه اجرای

[ صفحه 179]

عملیات‌های نامنظم منافقین را فراهم ساخت. [585] رجوی در پیام به نیروهای شناسایی خود تأکید کرد که عملیات‌های شناسایی بدون برجای نهادن رد پا از سازمان انجام گیرد. [586] .
با فرارسیدن ماه پایانی سال 1366، از نیمه اسفند حملات موشکی عراق به تهران آغاز شد. به دلیل این تصور که عراق فاقد موشک مناسب برای حمله به تهران می‌باشد، این حملات موجب شگفتی ناظران شد، به نظر می‌رسید حمله موشکی ایران به بغداد در پاسخ به تهاجمات هوایی عراق به مردم بی‌دفاع و غیرنظامی در شهرها، در اسفند 1363 و بعدها در سال‌های 1364 و 1365، به تصمیم عراقی‌ها در شتاب برای تهیه و ایجاد زیرساخت صنایع موشکی و همچنین دریافت موشک‌های اس. اس. 12، منجر شده است. [587] .
عراقی‌ها در فضای خصومت‌آمیز بین‌المللی علیه ایران، متقاعد شده بودند که غرب از آنها حمایت می‌کند و می‌توانند به هر عملی دست بزنند. [588] به همین دلیل صدام طی سخنانی برای اعضای شورای فرماندهی عراق رسما اعلام کرد:
«عراق از کلیه سلاح‌های ممکن برای وادار ساختن ایران به پذیرش آتش‌بس استفاده خواهد کرد.» [589] .
گرچه عراق توانایی شلیک موشک به تهران را با کمک آلمان و آرژانتین به دست آورد، ولی کمک‌های فنی روس‌ها [590] و نقش مشاوره‌ی فنی و پشتیبانی عملی آنها در طرح‌ریزی مأموریت و سازمان یگان‌های هوایی تهاجمی عراق در این مرحله بسیار مهم و مؤثر بوده است. مهم‌تر از این، عراق تهاجم موشکی به تهران را در چارچوب سیاست‌های شوروی [591] و با هدف تغییر موضع ایران در قبال افغانستان انجام داد. یک مقام رسمی وزارت خارجه

[ صفحه 180]

امریکا در همان زمان اعلام کرد:
«هر عکس‌العمل شوروی را باید در عملکرد فوری رژیم بعث عراق جستجو کرد.» [592] .
بعدها آقای ولایتی وزیر خارجه ایران در مصاحبه با روزنامه کیهان گفت:
«در اوج بمباران‌های عراق به قائم‌مقام وزیر خارجه شوروی گفتم: چرا به عراقی‌ها موشک می‌دهید؟ گفت: شما دست از حمایت مجاهدان افغانی بردارید تا ما هم موشک ندهیم. [593] معامله خوبی نیست؟» [594] .
در آغاز سال 1367 امام خمینی با درکی که از وضعیت حاکم بر جنگ داشتند، طی پیامی در تاریخ 11 / 1 / 1367 به مناسبت انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی، فرمودند:
«این روزها روز امتحان الهی است. امروز روز عاشورای حسینی است. امروز ایران کربلاست، حسینیان آماده باشید.»
در ادامه پیام امام آمده است:
«ای آزادگان و احرار بپاخیزید، قدرت‌های بزرگ شرق و غرب می‌خواهند شما را زیر چکمه‌ها و چنگال‌های کثیف و خونین خود خرد کنند که حتی آخ هم نگویید. امروز روز مقاومت است.»
امام خمینی در ادامه‌ی پیام پس از اشاره به حملات موشکی دشمن به مردم بی‌دفاع در شهرها و حملات شیمیایی به مناطق مسکونی حلبچه، فرمودند:
«به سوی جبهه‌ها هجم برید تا ضربات پی‌درپی شما توان و امان او را بگیرد.» [595] .
با فرارسیدن سال 1367 و در حالی که حملات موشکی عراق به تهران همچنان ادامه داشت، اجرا نشدن عملیات گسترده در جبهه‌ی جنوبی (طی سال 1366)، بازتاب وسیعی در رسانه‌های خارجی داشت. واشنگتن پست به نقل از کارشناسان نظامی نوشت که احتمال نمی‌رود ایران بتواند در آینده‌ای نزدیک حمله بزرگ و مورد انتظار خود را علیه عراق آغاز کند. [596] .

[ صفحه 181]

علت این موضوع علاوه بر تأثیر حمله هوایی عراق بر ساختار اقتصادی ایران و تضعیف آن، عمدتا خسارات و تلفات ناشی از عملیات کربلای 5 و عدم بازسازی و جبران نشدن کمبودها، ذکر شده است. [597] شائول بخاش یکی از کارشناسان مسائل ایران «مشکلات ایران در خرید اسلحه» بر اثر سیاست‌های دولت ریگان در تحریم بین‌المللی فروش اسلحه به ایران را یکی از عوامل مؤثر در پیدایش وضعیت جدید می‌داند. [598] ریچارد مورفی معاون وزارت خارجه امریکا در همین زمینه گفت:
«قدرت نظامی ایران به دنبال حرکتی که تحت رهبری امریکا برای جلوگیری از فروش اسلحه به تهران صورت گرفته، شدیدا به تحلیل رفته است. امریکا تاکنون برای جلوگیری از ارسال اسلحه به ایران با 20 کشور تماس رسمی گرفته است...
در سال 1987(1366) شش کشور غربی سلاح‌هایی به ارزش 200 میلیون دلار [599] به ایران فروختند، ولی در سال 1984 (1363) ارزش سلاح‌هایی که پانزده کشور غربی به ایران تحویل داده‌اند، یک میلیارد دلار بوده است.» [600] .
بنابراین اظهارات، علاوه بر کاهش کشورهای فروشنده سلاح به ایران، حجم خرید ایران نیز کاهش بسیاری یافته است. مورفی در ادامه اظهارات خود درباره‌ی تأثیرات اقدام امریکا در تحریم ایران می‌گوید:
«ایران در خرید تکنولوژی پیشرفته و سیستم نظامی مدرن از غرب، دچار مشکل شده و به همین دلیل بهای گرانی را برای سلاح‌ها می‌پردازد و با تأخیر زمانی بیشتری سلاح دریافت می‌کند.» [601] .
مجموع این عوامل سبب گردید علائم و نشانه‌های مهمی از «تغییر موازنه قدرت به سود عراق» آشکار شود. [602] .
امریکایی‌ها در حالی که فشارهای شدید و گسترده‌ای را روی ایران متمرکز

[ صفحه 182]

کردند و متقابلا سیاست‌های حمایت‌آمیزی را درباره عراق اعمال می‌کردند، تنها به این دلیل از تأمین نظر ایران مبنی بر متجاوز شناختن عراق خودداری می‌کردند که این اقدام ممکن است به سرنگون شدن رژیم عراق بینجامد و به ایران پیروزی ببخشد که در میدان نبرد توان دستیابی به آن را نداشته است. [603] .
در همین وضعیت امریکایی‌ها در تاریخ 28 / 1 / 1367 به دو سکوی نفتی ایران در خلیج فارس حمله کردند. [604] و همزمان با آن عراقی‌ها غافلگیرانه و پس از حمله‌ی گسترده‌ی شیمیایی به خطوط پدافندی خودی در منطقه فاو، با سپاهی مجهز به این منطقه یورش آوردند؛ بدین ترتیب جمهوری اسلامی در برابر یک آزمون بسیار دشوار و سرنوشت‌ساز قرار گرفت. [605] برابر شواهد و قرائن موجود پیش از این احتمال حمله دشمن، به ویژه در منطقه فاو بررسی شده بود. [606] با ادامه جنگ در فصل زمستان در منطقه‌ی شمال غرب، چنین تصور می‌شد که قوای دشمن به این منطقه گسیل خواهند شد و خطر حمله به جبهه‌ی جنوب رفع می‌شود و یا اگر عراقی‌ها به جنوب حمله کنند با توجه به پیشروی‌های عمیق رزمندگان در منطقه شمال غرب و دسترسی به سلیمانیه، نوعی تعادل برقرار خواهد شد [607] ولی قبل از رسیدن به نتایج و دستاوردهای استراتژیک و حیاتی در منطقه شمال غرب، دشمن تهاجم به فاو را آغاز کرد.
عراق توان لازم را برای این اقدام به تدریج طی سال‌های قبل به ویژه سال 1366 به دست آورد، ضمن اینکه سیستم فرماندهی و سازماندهی عراقی‌ها دچار تغییر و اصلاحاتی شد که بر کارآمدی آنها در مقایسه با گذشته افزود. [608] .
سقوط فاو در عرض 36 ساعت [609] - پس از آنکه 2 سال و 3 ماه در اختیار ایران بود - و در حالی که عراق از حضور عمده قوای ایران در منطقه غرب

[ صفحه 183]

اطلاع داشت، [610] با به کارگیری سلاح‌های شیمیایی [611] و از جمله گاز خردل و گاز سیانور، انجام گرفت. این رخداد نظامی، به دلیل آشکار شدن برتری نظامی عراق و مهم‌تر از آن، احتمال خاتمه یافتن جنگ، بازتاب نسبتا گسترده‌ای داشت. برخی از تحلیلگران بازپس گیری فاو را همانند زمان فتح آن در سال 1986(1364) به منزله نقطه عطف و نشانه‌ی مرحله‌ی نهایی جنگ ارزیابی کردند. [612] تایمز لندن بر تأثیر روانی سقوط فاو تأکید کرد. [613] اظهارات برخی از شخصیت‌های رسمی نیز قابل توجه بود.
میتران رئیس جمهور وقت فرانسه با تأکید بر ضرورت خاتمه یافتن جنگ، گفت:
«این جنگ باید بدون غالب و مغلوب پایان پذیرد.» [614] .
واینبرگر وزیر دفاع وقت امریکا نیز اعلام کرد:
«امریکا نمی‌خواهد ایران در جنگ برنده شود.» [615] .
گرومیکو وزیر خارجه وقت شوروی با توجه به پافشاری ایران بر تعیین متجاوز، اعلام کرد:
«بدون توجه به اینکه چه کسی مسئول آغاز جنگ می‌باشد، این جنگ باید به فوریت پایان یابد.» [616] .
مورفی معاون وزارت خارجه امریکا گفت: «ادامه جنگ ایران و عراق به هیچ وجه به نفع امریکا نیست.» [617] وی در جای دیگر با توجه به تأثیرات بازپس گیری فاو، در سمینار خلیج فارس اعلام کرد: «ما می‌خواهیم توازن در جنگ برهم نخورد.» [618] مورفی بر این باور بود که عراق با بازپس گیری فاو توازن را مجددا برقرار کرده است و ادامه تهاجمات عراق به برهم خوردن موازنه منجر خواهد شد. [619] .
آقای هاشمی فرمانده عالی جنگ با توجه به ابعاد و نتایج احتمالی این حادثه اعلام کرد:
«از این پس زمان به نفع ما نخواهد بود.» [620] .

[ صفحه 184]

با توجه به اهمیت سقوط فاو، به نظر دو تن از تحلیل‌گران نظامی درباره علت وقوع این حادثه اشاره می‌شود. کردزمن معتقد است مرحله جدید جنگ را سه عامل شکل داد: نخست، تغییرات مهم در نیروهای مسلح عراق [621] و شیوه رزم آن. دوم، تغییر توانایی ایران برای ادامه جنگ و سومین عامل که کمتر محسوس بود، حضور نیروهای غربی در خلیج فارس و انزوای فزاینده دیپلماسی ایران بود. [622] ژنرال موگلن کارشناس نظامی فرانسه معتقد است عراقی‌ها به چند دلیل توانستند فاو را مجددا آزاد سازند: اولا برنامه‌ریزی بسیار خوب و دقیق. ثانیا اطلاعات بسیار دقیق از مواضع استقرار نیروهای ایران در فاو. ثالثا اجرای مانور موفق و ایجاد این ذهنیت برای ایرانی‌ها که عراق قصد انجام عملیات در شمال را دارد. [623] .
بدون تردید افزایش توان نظامی عراق و تغییر استراتژی این کشور، نقش مهمی در تغییر اوضاع به سود عراق داشت. بیش از این عراق با عملیات موسوم به «استراتژی دفاع متحرک» در اندیشه تصرف برخی از مناطق مرزی و شهرهای ایران بود که به توفیق چندانی دست نیافت. عراق ضعف و کاستی‌های خود را در این زمینه برطرف ساخت و «با بهبود ارتش عراق» [624] و تغییر شیوه رزم آن، از موقعیت برتری برخوردار شد. محی‌الدین مصباحی در مقاله خود وضعیت نظامی عراق را در آستانه بازپس گیری فاو چنین ذکر می‌کند:
«نیروهای مسلح عراق در نتیجه فروش عظیم تسلیحاتی توسط شوروی و سایرین، در مدتی کمتر از 2 سال سیستم‌های تسلیحاتی خود را به بیشتر از 40% افزایش دادند. ارتش عراق در شرف بازپس گیری فاو در آوریل 1988 (فتح نظامی که بعدا ثابت شد نقطه عطفی در جنگ می‌باشد) حدود 5000 تانک، 4500 نفربر زرهی (5500)، (AF7) عراده توپ و آلات توپخانه، 420 هلی‌کوپتر و 720 هواپیمای جنگی آماده برای عملیات در اختیار داشت. این خیل عظیم سیستم‌های

[ صفحه 185]

تسلیحاتی با حداقل 300 موشک زمین به زمین اسکاد و مقادیر زیادی مهمات شیمیایی تکمیل می‌شد. بغداد با کسب این مقادیر عظیم سلاح توانست نیروهای زمینی خود را از 26 لشکر در سال 1986 به 50 لشکر در سال 1988 یعنی دو برابر برساند. این امر نمایانگر رشد واقعی در ساختار نیرو و توانایی‌های عملیاتی بود و گام مهمی در تغییر موازنه استراتژیک کلی در خلیج فارس به شمار می‌رفت. افزایش نیروی انسانی آموزش دیده در ارتش عراق نیز به وضوح نشان‌دهنده‌ی کمک‌های شوروی در این زمینه بود که عراق را قادر ساخت ضمن کسب مقادیر زیادی سلاح از شوروی، امر سازماندهی ارتش خود را مجددا تکمیل نماید.» [625] .
نشریه اسپرسو چاپ ایتالیا با ارائه آماری از نیروها و تجهیزات نظامی ایران و عراق، وضعیت دو کشور را مقایسه کرده است:
ایران- نیرو: 655000 نفر، تانک: 1050 دستگاه، توپخانه: 600 قبضه، هواپیما: 400 فروند [626] ، هلی کوپتر: 300 فروند، کشتی: 21 فروند
عراق- نیرو: 800000 نفر، تانک: 7000 دستگاه، توپخانه: 5600 قبضه، هواپیما: 500 فروند، هلی کوپتر: 200 فروند [627] ، کشتی: 34 فروند [628] .
در عین حال، غافلگیر شدن ایران در فاو و به کارگیری سلاح شیمیایی به وسیله عراق به نحوی گسترده، نقش مؤثری در سقوط فاو داشت. عراقی‌ها با استفاده از زمان تمرکز نیروهای ایران در منطقه شمال غرب کشور، تهاجم خود را به منطقه فاو آغاز کردند و آن را بازپس گرفتند. البته برتری بارز عراق در تجهیزات، سازمان گسترده و آمادگی قوا نیز به گونه‌ای بود که با فرض هوشیاری و غافلگیر نشدن ایران، با توجه به موقعیت فصلی و حضور حداقل

[ صفحه 186]

نیروهای مردمی در جبهه‌های جنگ و به تحلیل رفتن قوای ایران به دلیل اجرای عملیات والفجر 10، احتمالا سقوط فاو به جای 36 ساعت زمان بیشتری به طول می‌انجامید. به عبارت دیگر، تفوق استراتژیک عراق وضعیت را به گونه‌ای اساسی به نفع عراق و به زیان ایران تغییر داده بود و مهار تهاجمات عراق در مرحله جدید امری بسیار دشوار بود.
ارتش عراق در تداوم تهاجمات خود در ساعت 8 صبح 4 / 3 / 1367 حمله به منطقه شلمچه را آغاز کرد. [629] در این هجوم منطقه شلمچه طی 8 ساعت سقوط کرد در حالی که نیروهای خودی در این منطقه نسبت به منطقه فاو آماده‌تر بودند، عقبه مناسبی داشتیم، هوشیار بودیم و غافلگیر نشدیم. [630] زیرا از 24 ساعت قبل، تحرکات عراق و تجمع نیرو نشان‌دهنده آمادگی عراق برای عملیات بود. [631] این اراده وجود داشت که شلمچه را حفظ کنیم اگر نیروی احتیاط در اختیار داشتیم و خطوط تقویت شده بود، ولی دشمن قدرتمند بود و تغییر تاکتیک داده بود. [632] .
امکانات فوق‌العاده، تجهیزات پیشرفته، کاربرد سلاح‌های غیرمتعارف همچون سلاح‌های شیمیایی و گسترش سازمان ارتش عراق، امکان مانور گسترده با استفاده از شیوه‌های جدید را به عراق داد. این تغییرات در ارتش عراق و شیوه‌های رزم و برتری چشمگیر این کشور از نظر نیرو و سازمان، بعد از سقوط فاو مورد توجه رسانه‌های خارجی و تحلیل‌گران نظامی قرار گرفت ولی پس از سقوط شلمچه «استراتژی تازه کادر رهبری سیاسی عراق» و ظهور نشانه‌هایی آشکار از کارآیی این استراتژی مورد توجه واقع شد. [633] روزنامه نیویورک تایمز به نقل از مقامات عراقی نوشت: «آنها می‌گویند استراتژی تازه‌ای در پیش گرفته‌اند.» [634] نظر به اهمیت منطقه شلمچه و نگرانی‌های جمهوری اسلامی از احتمال پیشروی دشمن از محور شلمچه به سمت خرمشهر و آبادان، یگان‌های سپاه پاسداران در تاریخ 22 / 3 / 1367 طی عملیاتی با نام «بیت‌المقدس 7» به نیروهای دشمن هجوم بردند و خسارات بسیاری را بر آنها و امکاناتشان وارد کردند. [635] .

[ صفحه 187]

در روزهای پایانی خرداد 1367 نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به کمک ارتش عراق به مهران و دهلران - که در کنترل پدافندی ارتش قرار داشت - حمله کردند. [636] پیش از این منافقین - پس از توافق جدید با رژیم عراق - در تایخ 8 / 1 / 1367 به فکه حمله کرده بودند. در بهار همین سال، بعد از نشست محرمانه‌ی رجوی و صدام، تجهیزات سنگین شامل تانک تی 55 و نفربرهای پی. ام. پی در اختیار منافقین قرار گرفت و افسران عراقی آموزش فشرده‌ای را برای آنها برگزار کردند. [637] رجوی قبل از عملیات مهران طی نشستی برای تحریک و تشویق نیروهایش جهت حمله به خطوط ارتش، می‌گوید: «توان یک یگان ما با 3 یا 4 یگان ارتش ایران برابر است، یک گردان برای درهم شکستن چند گردان کلاسیک ارتش.» [638] منافقین پس از حمله به مهران شعار «امروز مهران فردا تهران» را سر دادند.
در تاریخ 4 / 4 / 1367 تهاجم نیروهای عراق به جزایر مجنون آغاز شد. [639] این حمله، اوج قدرت عراق بود. [640] و پس از آن با توجه به بازپس گیری کلیه‌ی مناطق آزادشده، عراقی‌ها مواضع جدیدی اتخاذ کردند. نزار حمدون معاون وزیر خارجه عراق اعلام کرد: «زمان به نفع ایران نیست و در مرحله نهایی جنگ هستیم. عراق نمی‌تواند صرفا یک آتش‌بس را بپذیرد!» [641] .
طه یاسین رمضان معاون نخست‌وزیر عراق نیز طی مصاحبه‌ای گفت: نتیجه جنگ در روزها، هفته‌ها و ماه‌های آینده روشن خواهد شد.» [642] تأکید نزار حمدون بر این مسئله که عراق از این پس تصمیم ندارد مساعی خود را در صحنه‌ی دیپلماتیک متمرکز کند، [643] نشان‌دهنده‌ی تصمیم عراق بر تداوم تهاجمات بود. چنان که نیروهای عراقی حملات گسترده‌ای را به خطوط ارتش با هدف گرفتن اسیر و غنائم آغاز کردند. در این مرحله تعداد زیادی نیرو و مقدار بسیاری امکانات ارتشی به اسارت و غنیمت گرفته شد و در بغداد به نمایش گذاشته شد.
بنابر یک ارزیابی شتابزده درباره علل سقوط این مناطق در مرحله پایانی جنگ، می‌توان به عوامل زیر اشاره کرد:

[ صفحه 188]

1- از سال 1362 ارتش درخواست کرد سپاه نیز در خطوط پدافندی مستقر شود. با این کار بخشی از توان تهاجمی سپاه زمین‌گیر شد. در نتیجه در سال 1367 نیروی متحرک و هجومی سپاه در بدترین موقعیت پدافندی، در مناطقی مانند فاو، شلمچه، مهران، جزایر مجنون، هور، ماؤوت و حلبچه زمین‌گیر شده بود.
2- عدم توسعه توان رزم جمهوری اسلامی به تناسب گسترش دامنه جنگ و به تبع آن رشد کند سازمان رزم سپاه، با ضرورت‌های جنگ هیچ گونه تناسبی نداشت.
3- متقابلا توسعه توان رزم عراق امکان پاسخگویی به حملات ایران در یک یا چند منطقه را می‌داد. ضمن اینکه عراق قادر به آفند در چند منطقه به صورت همزمان بود.
4- استفاده‌ی گستاخانه‌ی عراق از سلاح‌های شیمیایی، به دلیل برخورداری از حمایت تکنولوژیک و سیاسی - تبلیغاتی غرب، از عوامل مؤثر و مهم سقوط خطوط پدافندی خودی در این دوره است.
البته عوامل دیگری در این زمینه مؤثر بوده است که باید به صورت جداگانه و در موقعیت مناسب بررسی شود.
در مجموع وضعیتی کاملا نگران‌کننده به وجود آمده بود. در همین حال امریکایی‌ها هواپیمای مسافربری ایران را با 2 فروند موشک که از رزم ناو امریکایی وینسنس، مستقر در خلیج فارس شلیک شد، ساقط کردند. [644] این حادثه پیام روشن و قاطع امریکا مبنی بر تشدید جنگ در صورت عدم اقدام ایران برای خاتمه دادن به جنگ بود. چنان که ریگان رئیس‌جمهور وقت امریکا گفت که این فاجعه ضرورت دستیابی به برقراری صلح را با حداکثر شتاب، دوچندان ساخته است. [645] سخنگوی کاخ سفید نیز گفت: امریکا مدت مدیدی است که تمایل به برقراری تماس با ایران دارد و ما این تمایل را در هر موقعیتی ابراز کرده‌ایم. [646] مایکل آرماکاست معاون وزارت خارجه امریکا نیز تأکید کرد که امریکا از انعطاف ایران استقبال می‌کند، اما ایران نمی‌تواند به

[ صفحه 189]

انتخاب خود بخش‌هایی از قطعنامه را بپذیرد. [647] .
ایران با توجه به وضعیت یاد شده، علاوه بر شتاب در تلاش‌های دیپلماتیک و شکایت از امریکا در دادگاه لاهه به خاطر سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران، دو اقدام اساسی انجام داد. نخست حکم امام خمینی مبنی بر انتصاب آقای هاشمی به عنوان جانشین فرمانده کل قوا به منظور «ایجاد ستاد فرماندهی کل»، «هماهنگی ارتش و سپاه»، «تمرکز صنایع نظامی و تهیه مایحتاج نظامی و دفاعی»، «تمرکز امور تبلیغی و فرهنگی»، و «بهره‌برداری صحیح از کمک‌های مردمی» [648] بود. اقدام دیگر، «اعلام بسیج عمومی» [649] برای دفاع در برابر تهاجمات عراق بود.
در این مرحله تداوم حملات عراق سبب گردید در منطقه شرهانی، زبیدات و ارتفاعات حمرین، قوای عراقی ضمن حمله به خطوط دفاعی نیروهای ارتش تا عین خوش پیشروی کنند و در این حملات و همچنین حمله به مناطق سومار و میمک، در مجموع نزدیک به 17000 تن را اسیر کردند. با ادامه‌ی تهدیدات عراق برای حمله به مناطق جنوبی، [650] عقب‌نشینی از حلبچه بررسی شد و سرانجام به رغم نظرهای متفاوتی که وجود داشت، نیروهای خودی منطقه حلبچه را تخلیه کردند. [651] علاوه بر این، بنابه ملاحظات جدید و احتمال تداوم تهاجمات عراق و همچنین تشدید فشار بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی، امام خمینی با یک تصمیم حساب شده و ناگهانی، اوضاع را به نفع ایران تغییر دادند و رئیس جمهوری اسلامی ایران در نامه‌ای به خاویر پرز دکوئیار دبیرکل وقت سازمان ملل، پذیرش قطعنامه را رسما اعلام کرد. خبر پذیرش قطعنامه روز دوشنبه 27 / 4 / 1367 ساعت 2 بعدازظهر از صدای جمهوری اسلامی ایران به شرح زیر قرائت شد:
«جمهوری اسلامی ایران طی پیامی خطاب به خاویر پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل اعلام نمود که با تأیید مجدد تلاش‌های انجام شده و اطمینان قلبی به اقدامات ایشان و به منظور یاری نمودن دبیرکل در جهت استقرار امنیت براساس عدالت، قطعنامه 598 را رسما پذیرفته است.» [652] .

[ صفحه 190]

در نامه رئیس‌جمهور ایران به دبیرکل سازمان ملل به این مسئله اشاره شده است که جنگ اکنون ابعادی غیرقابل پیش‌بینی یافته و ضمن وارد کردن کشورهای دیگر در جنگ، «قربانیان بی‌گناهی را در خود فروبرده است». [653] .
اقدام ایران و اهمیت آن واکنش‌های متفاوتی را برانگیخت. اعجاب و شگفتی مردم و همچنین تأسف و تألم آنها موجی از حزن و اندوه همراه با نوعی ابهام و حیرت را در میان رزمندگان اسلام و طرفداران انقلاب اسلامی در خارج از ایران برانگیخت. در واقع شکاف موجود میان آگاهی مردم از واقعیات جنگ و برتری‌های چشمگیر عراق در توان رزمی و تبلیغاتی که انجام می‌گرفت و اذهان جامعه را شکل داده بود، مهم‌ترین عاملی بود که براساس آن می‌توان وضعیت روحی و روانی مردم را توضیح داد.
«و اما درباره قبول قطعنامه که حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه‌ی دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم ولی به واسطه‌ی حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلا خودداری می‌کنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور - که من به تعهد و دلسوز و صداقت آنان اعتماد دارم - با قبول قطعنامه و آتش‌بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم، و خدا می‌داند که اگر نبود انگیزه‌ای که همه‌ی ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نبودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود...»
امام خمینی در همین پیام این اقدام را به منزله‌ی نوشیدن جام زهر ذکر کرده و فرمودند:
«شما می‌دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره‌ی خون و آخرین نفس بجنگم اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم، گذشتم و اگر آبرویی داشتم با خدا معامله کردم.» [654] .

[ صفحه 191]

اقدام ایران در پذیرش قطعنامه، بازتاب نسبتا وسیعی داشت. رابین رایت کارشناس مسائل منطقه، دلیل این تصمیم را ناامیدی ایران از راه‌حل نظامی ذکر کرد و وضعیت اقتصادی و تحولات اخیر جبهه‌های جنگ را مؤثر در این تصمیم‌گیری دانست. [655] وزیر دفاع وقت امریکا، رویارویی امریکا با ایران را یکی از عوامل مؤثر در پذیرش قطعنامه به وسیله ایران دانست. [656] عراقی‌ها که اوضاع را به سود خود ارزیابی می‌کردند و از اقدام ایران ناخشنود بودند، پذیرش قطعنامه را یک تاکتیک خواندند! [657] برخی از صاحب‌نظران غربی نیز واکنش عراق را قصد عملی عراق برای جلوگیری از برقراری آتش‌بس ارزیابی کردند [658] همچنین رادیو لندن با استناد به بیانیه نظامی عراق، خبر حمله نظامی وسیع برعلیه مواضع ایران را اعلام کرد. [659] امریکایی‌ها از اقدام ایران اظهار خرسندی کردند و سخنگوی وزارت خارجه امریکا اعلام کرد امریکا پذیرش قطعنامه 598 را توسط ایران خوش‌آمد می‌گوید. [660] وایتهد معاون وزیر خارجه امریکا نیز اعلام کرد واشنگتن هفته گذشته پیامی برای ایران ارسال داشته و از تصمیم این کشور برای قبول قطعنامه 598 تقدیر کرده است. [661] امریکایی‌ها اقدام ایران را عامل مهمی در رفع موانع در روابط ایران و امریکا می‌دانستند. [662] چنان که شولتز وزیر خارجه امریکا اعلام کرد امریکا مایل به تجدید مناسبات مستقیم با نمایندگان معتبر تهران است. [663] .
تنها سه روز پس از اقدام ایران در اعلام پذیرش قطعنامه 598، عراقی‌ها در روز جمعه 31 / 4 / 1367 تهاجم خود را در منطقه جنوب آغاز کردند و در 30 کیلومتری شمال خرمشهر مستقر شدند. [664] این حرکت شتابزده شباهت زیادی به تهاجم آنها در آغاز جنگ داشت. هدف عراق از این اقدام وارد کردن ضربه سنگین نظامی به ایران، اشغال زمین و به اسارت گرفتن شمار بیشتری از نظامیان ایرانی بود تا به هنگام مذاکرات بعد از جنگ، از آنها به عنوان برگ برنده استفاه کند و در تبادل اسیران نسبت به ایران از موقعیت بهتری برخوردار شود. ضمن آنکه خرمشهر به شدت تهدید می‌شد و اشغال مجدد آن امتیاز بزرگی برای عراق بود. [665] .

[ صفحه 192]

وضعیت بسیار حساسی بود. خرمشهر در آستانه‌ی سقوط قرار داشت. سقوط مجدد خرمشهر ضربات روانی سنگینی بر مردم وارد می‌کرد و ممکن بود ابتکار عملی را که امام با پذیرش قطعنامه به دست آورده بود، از دست برود. نگرانی‌های برخاسته از این وضعیت سبب شد امام خمینی توسط فرزندشان (حاج احمد آقا) پیامی را برای سپاه، تنها سازمان حاضر در صحنه، ارسال فرمایند که در آن آمده بود:
«اینجا نقطه حیاتی کفر و اسلام است، یعنی نقطه شکست و پیروزی، یا اسلام یا کفر است و باید متر به متر بجنگید و هیچ چیزی از هیچ کس پذیرفته نیست. اینجا نقطه‌ای است که یا موجب می‌شود سپاه حیات پیدا کند دوباره در کشور و یا برای همیشه سپاه یک سپاه ذلیل و مرده‌ای بشود.» [666] .
سپس حاج سید احمد آقا خطاب به برادر رحیم صفوی که پیام را یادداشت می‌کرد، به این مسئله اشاره نمود که اگر خدای ناکرده در خرمشهر یک حادثه‌ای رخ بدهد، دیگر ما هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم. [667] .
طولی نکشید که سیل نیروهای بسیجی که از قبول قطعنامه به شدت متأثر بودند و امام خمینی را تنها می‌دیدند، به یاری او شتافتند و راهی جبهه‌ها شدند تا به هر نحو ممکن در برابر دشمن بایستند، دشمنی که بسیار قدرتمندتر از روزهای اول جنگ شده بود. بار دیگر بسیجیان با کمترین امکانات به میدان شهادت آمدند. جبهه‌ای که تنها سپاه بود و بسیج، اما نه در سازمان‌های از پیش تعریف شده، بلکه در هسته‌هایی خودجوش مرکب از فرماندهان لشکرهای سپاه و رده‌های پایین‌تر و نیروهای مردمی‌و بسیجی همه شانه به شانه در لابه‌لای تانک‌های عراقی با سلاح سبک و آرپی‌جی، بدون اتکا به نیروی زرهی و توپخانه به دشمن یورش بردند و طی چند روز درگیری سنگین، بخش بزرگی از قوای عراقی را منهدم و آنها را مجبور به عقب‌نشینی کردند.
تهاجم عراق تأثیر فوق‌العاده‌ای بر جای نهاد، ادعاهای دروغین صلح‌طلبی این رژیم آشکارتر شد و عناصر مردد داخلی و افکار فریب‌خورده جهان به این

[ صفحه 193]

امر واقف شدند. ضمن آنکه نگرانی ناشی از حرکت اخیر عراق با توجه به زمینه روانی ویژه‌ای که امام آماده کرده بود، جو عمومی داخل کشور را یکباره دستخوش تحول کرد و سیل نیروهای مردمی بسیار گسترده‌تر از روزهای نخستین جنگ به جبهه سرازیر شدند. همچنین این اقدام عراق تغییر مواضع بین‌المللی را به زیان عراق و به سود ایران موجب شد. چنان که پنج عضو دائمی شورای امنیت، عراق را برای نشان دادن انعطاف بیشتر تحت فشار قرار دادند. [668] به نوشته‌ی نیویورک تایمز، امریکا نیز عراق را برای برقراری آتش‌بس تحت فشار قرار داد. [669] .
عراقی‌ها در وضعیت جدید ضمن اعلام مقاومت در برابر فشار امریکا، مدعی بودند امریکا می‌خواهد هرچه زودتر جنگ تمام شود تا با ایران ارتباط برقرار کند، [670] واکنش عراق در مجموع سبب گردید ایران پیروزی تبلیغاتی به دست آورد. [671] به همین دلیل برخی از تحلیل‌گران اقدام عراق در اشغال مجدد خاک ایران را یک «اشتباه محض» [672] قلمداد کردند. یک سرهنگ سابق ارتش عراق این اقدام عراق را یک اشتباه استراتژیک نامید و گفت:
«در موقعیتی که ایران از کمبود نیرو رنج می‌برد و ابتکار عمل در اختیار رهبری عراق بود، پیشروی نیروهای عراق به سمت خوزستان منجر به «خروش ملی» و ایجاد شور و شوق در میان مردم ایران شد. همین نیروها طی یک هفته تلفات و خسارت‌های سنگینی به ویژه در محور جنوب، بر نیروهای عراقی وارد ساختند و در این منطقه 18 تیپ زرهی و مکانیزه که اصل قدرت عراق را تشکیل می‌دادند، مورد تهاجم نیروهای داوطلب ایرانی قرار گرفتند و با عقب‌نشینی مقدار زیادی منهدم شدند.» [673] .
در جبهه‌ی جنوب هنوز ارتش عراق به طور کامل تا خط مرزی عقب زده نشده بود که حدود ساعت 14:30 روز 3 / 5 / 1367 سازمان مجاهدین خلق (منافقین) همراه با ارتش عراق هجوم مشترکی را از طریق سرپل ذهاب به طرف شهر «کرند» آغاز کردند. [674] آنها عملیات خود را با هدف براندازی شروع کردند با این تصور که اوضاع بین‌المللی کاملا به زیان ایران می‌باشد و همانند

[ صفحه 194]

وضعیتی است که آلمان در اواخر جنگ جهانی دوم گرفتار آن شده بود. وضعیت نظامی ایران را به دلیل تهاجمات پی‌درپی عراق از هم پاشیده ارزیابی می‌کردند و همچنین اوضاع داخلی ایران را به دلیل تحولات نظامی و پذیرش قطعنامه 598 آسیب‌پذیر می‌دانستند. برای همین، منافقین می‌پنداشتند یک ضربه و شوک نظام جمهوری اسلامی را فروخواهد ریخت و این تنها فرصتی است که در اختیار دارند. [675] رجوی در همان زمان طی تحلیلی گفته بود که نباید این فرصت تاریخی را از دست بدهیم و باید حمله کنیم و در شرایطی که رژیم نیروی جنگی ندارد، کار را تمام کنیم! [676] مریم رجوی نیز در جمع نیروهای حمله‌کننده اظهار کرده بود: وقتی از جبهه برویم آن طرف‌تر کسی نیست که جلوی ما را بگیرد. [677] رجوی در پاسخ به سؤالات حاضرین در همین نشست می‌گوید:
«جمع‌بندی نهایی در میدان آزادی!» [678] .
منافقین طرح خود را در یک نشست 24 ساعته آماده کردند و در تاریخ 31 / 4 / 1367 توجیه صورت گرفت و نام عملیات را «فروغ جاویدان» گذاشتند. [679] .
سخنگوی سازمان منافقین استراتژی سازمان را وارد کردن هرچه بیشتر تلفات و باز کردن راه برای یک انقلاب عمومی ضد (امام) خمینی ذکر کرد! [680] در یکی از رسانه‌های غربی استراتژی منافقین «ایجاد منطقه آزاد شده» اعلام شد. [681] .
به هر صورت، بلافاصله پس از اطلاع مردم از هجوم منافقین؛ بسیجی‌ها سیل‌وار راهی غرب کشور شدند و به همراه یگان‌های سپاه پاسداران، راه را بر منافقین بستند و از روبه‌رو و پهلو به آنها حمله کردند و سازمان نظامی منافقین را متلاشی کردند. منافقین با آشکار شدن ناتوانی و برملا شدن آثار توهمات خود، با بر جای گذاشتن کشتگان و اسیران بسیار، مجددا به داخل خاک عراق فرار کردند. رادیو لندن طی تفسیری گفت: «هدف از این حمله هرچه باشد ظاهرا تأثیر مثبت و مطلوبی در داخل ایران نداشته است.» [682] .
بدین ترتیب با حضور گسترده نیروهای مردمی در جبهه‌ها و پیام امام به سپاه پاسداران برای مقاومت و رفع تهاجم عراق و منافقین، سرانجام عراقی‌ها

[ صفحه 195]

پس از تحمل تلفات و عدم موفقیت در لشکرکشی مجدد به خاک ایران و ناامیدی از کارآیی منافقین به عنوان یک عامل تعیین‌کننده، با برقراری آتش‌بس موافقت کردند و در تاریخ 29 / 5 / 1367 میان ایران و عراق آتش‌بس برقرار شد. رابین رایت متخصص مسائل منطقه، در تحلیلی نوشت: برای ایران اجرای آتش‌بس رسمی نخستین گام از اجرای استراتژی گسترده برای آغاز مرحله‌ای جدید در انقلاب آن کشور است. هدف از این استراتژی آن است که آن بقای انقلاب اسلامی اهمیت بیشتری یافته است.
بدین ترتیب جنگ ایران و عراق پس از هشت سال در حالی پایان یافت که علی‌رغم حمایت همه‌جانبه‌ی غرب و شرق از عراق، که قدرت نظامی این کشور را به نحوی چشمگیر افزایش داده بود، دستاورد مهمی عاید عراق نشد.
عدم موفقیت عراق در جنگ و باقی ماندن مشکلات ژئوپلتیک این کشور، عراق بعد از جنگ را در وضعیت ویژه‌ای قرار داد. حمایت فوق‌العاده غرب و شرق از عراق در زمینه انواع تسلیحات به خصوص سلاح‌ها و تجهیزات پیشرفته و کشتار جمعی و همکاری با این کشور برای دستیابی به سلاح‌های غیرمتعارف و حتی ایجاد زمینه مناسب برای ساخت سلاح‌های اتمی، به همراه جنبه‌های روانی و ویژگی‌های شخصی سران رژیم عراق، پس از جنگ توان متراکم و تهدیدکننده‌ای از عراق ساخته بود که کشورهای منطقه و همجوار، خصوصا عربستان و اسرائیل را در معرض تهدید جدی قرار می‌داد. این مسئله در تجاوز عراق به کویت به وقوع پیوست و در یک حرکت مشکوک - که در آن فریب خوردن رژیم عراق دور از ذهن نیست - ارتش عراق، کویت را اشغال کرد و این اقدام زمینه‌ای شد که حامیان عراق - که صرفا برای مقابله با انقلاب اسلامی، رژیم صدام را تا این حد تجهیز کرده بودند - پس از پایان جنگ اوضاع را مساعد دیدند که آنچه را با ثروت کشورهای حوزه خلیج فارس در اختیار عراق گذاشته بودند، مجددا با امکانات همین کشورها همه را منهدم کنند. انهدامی که طی چندین سال گذشته ادامه داشته و هنوز هم غرب از آن احساس تهدید می‌کند.

پاورقی

[1] روابط عمومی فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بولتن «مطبوعات جهان»، نیمه دوم فروردین 1364، ص 26 [مقاله «جنگ ایران و عراق: تضادهای بنیادین» از نشریه‌ی میدل ایست اینسایت چاپ امریکا، 1985، نوشته رمضانی].
[2] پیشین.
[3] محمد درودیان، «علل تهاجم و توقف اولیه عراق: بررسی نظریه‌های موجود،» مجله سیاست دفاعی (ویژه‌نامه جنگ تحمیلی)، سال چهارم، شماره 3 و 4، تابستان و پاییز 1375.
[4] مایکل لدین و ویلیام لوئیس، هزیمت یا شکست رسوای امریکا، ترجمه احمد سمیعی (گیلانی)، تهران، نشر ناشر، 1362، ص 301.
[5] افرایم کارش، جنگ ایران و عراق - آثار و مفاهیم (شامل سلسله مقالات ارائه شده در کنفرانسی که پس از پذیرش قطعنامه 598 در تل‌آویو - سپتامبر 1988 - برگزار شد)، ترجمه‌ی خبرگزاری جمهوری اسلامی، شهریور 1368.
[6] پیشین، مقاله شهرام چوبین.
[7] کنت آر تیمرمن، سوداگری مرگ، ترجمه احمد تدین، تهران، مؤسسه فرهنگی رسا، چاپ دوم، 1376، ص 162.
[8] مأخذ 5.
[9] دبیرخانه کنفرانس بین‌المللی تجاوز و دفاع، بازشناسی جنبه‌های تجاوز و دفاع - جلد دوم، مقاله‌ی «مسئله تجاوز و نقش دریافت جهانی از جنگ ایران و عراق»، نوشته‌ی ژوهانس دیسنر، تهران، چاپخانه سپهر، 1368، ص 259.
[10] پیشین، ص 298.
[11] مأخذ 9، ص 301.
[12] دبیرخانه کنفرانس بین‌المللی تجاوز و دفاع، بازشناسی جنبه‌های تجاوز و دفاع - جلد اول، مراسم افتتاحیه‌ی کنفرانس بین‌المللی تجاوز و دفاع، سخنان آقای هاشمی رفسنجانی، تهران، چاپخانه سپهر، 1368، ص 1.
[13] پیشین، ص 41.
[14] جیمز بیل، عقاب و شیر، ترجمه مهوش غلامی، تهران، انتشارات شهرآشوب، بهار 1371، ص 485.
[15] خبرگزاری جمهوری اسلامی، ویژه‌نامه «گزارش نهمین کنگره‌ی حزب بعث درباره‌ی جنگ»، 24 / 2 / 1362، رادیو بغداد، اسفند 1361.
[16] پیشین.
[17] مأخذ 15.
[18] خبرگزاری جمهوری اسلامی، معرفی کتاب جنگ ایران و عراق ریشه‌ها و عواقب منازعه ایران و عراق، ترجمه گروه تحقیق خبرگزاری جمهوری اسلامی، 11 / 2 / 1368، ص 7.
[19] البته تاکنون سازمان ملل این مفهوم را به رسمیت نشناخته است ولی در برخی از مخاصمات (رخدادهایی که به منازعه نظامی منتهی شده است) کشور تجاوزکننده، برای مشروعیت اقدام خود، از این مفهوم استفاده کرده است.
[20] پیشین.
[21] آنتونی کردزمن و آبراهام. آر. واگنر، درس‌هایی از جنگ مدرن - جلد دوم: جنگ ایران و عراق، ترجمه حسین یکتا، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 50 (منتشر نشده).
[22] مأخذ 12، ص 46.
[23] محمد جوادی‌پور، علی نیکفرد، سید یعقوب حسینی، نقش ارتش جمهوری اسلامی در هشت سال دفاع مقدس - جلد اول: نبردهای غرب دزفول، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی، 1372، ص 51 و 52، تاریخ مصاحبه 21 / 8 / 1359 (12 نوامبر 1980).
[24] پیشین، ص 52.
[25] مأخذ 22، ص 41، تاریخ مصاحبه دی 1360، (ژانویه 1982).
[26] محمد درودیان، از خونین‌شهر تا خرمشهر، چاپ دوم، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، خرداد 1373، ص 24 و 25.
[27] مأخذ شماره‌ی 14.
[28] مأخذ 20، ص 54.
[29] آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت، مصاحبه با مجله پیام انقلاب، 25 / 12 / 1360.
[30] آنتونی کردزمن از مسئولان وزارت دفاع امریکا، درباره مشکلات اساسی ارتش در کتاب خود می‌نویسد: «هیچ یک از دو کشور ایران و عراق ساختار فرماندهی عالی کارآمد نداشتند، شاه ایران دائما فرماندهی عالی ارتش را تغییر می‌داد. با سقوط شاه حتی این رکن شکننده فرماندهی و کنترل ارتش ایران نیز فروپاشید.» (درس‌هایی از جنگ مدرن، ترجمه حسین یکتا، ص 73).
[31] افراد شرکت کننده در کودتای نوژه علاوه بر نیروی هوایی، در غالب یگان‌ها و نیروهای ارتش حضور داشتند. چنان‌که شهید فکوری در نامه‌ای به امام خمینی برای کمک به خانواده‌های معدومان کودتا می‌نویسد. معدومان نیروی زمینی که اکثر آنان از افسران زرهی و توپخانه، لشکر گارد (سابق)، لشکر 92 زرهی، لشکر 16 قزوینی و لشکر 64 پیاده ارومیه و تیپ نوهد بوده‌اند... (صحیفه نور، جلد 14، ص 34).
[32] مأخذ 12، ص 46.
[33] مأخذ 20، ص 54.
[34] سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت، به نقل از روزنامه السفیر، 1368، 29 / 8 / 1989.
[35] مأخذ 20، ص 43.
[36] مأخذ 9، مقاله «تحلیل خطرات جنگ» نوشته‌ی کیث مک گلان، ص 139.
[37] مأخذ 25، ص 19 و 20.
[38] مأخذ 25، ص 20.
[39] مهدی انصاری، محمد درودیان، هادی نخعی، خرمشهر در جنگ طولانی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، تهران، 1375، ص 96.
[40] پیشین، ص 93، به نقل از خبرگزاری جمهوری اسلامی،21/ 1 / 1359.
[41] مأخذ 14، ص 480.
[42] خبرگزاری پارس، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 293، 17 / 10 / 1359، رادیو امریکا، 16 / 10 / 1359، به نقل از مجله فارین‌افرز.
[43] مأخذ 7، ص 165.
[44] مأخذ 7، ص 165.
[45] مأخذ 7، ص 163.
[46] مأخذ 7، ص 166.
[47] مأخذ 7، ص 165.
[48] روزنامه انقلاب اسلامی، 17 / 9 / 1359.
[49] پس از آنکه عراق تصمیم به استقرار در مواضع اشغال گرفت نماینده امریکا در سازمان ملل اعلام کرد: اراضی نباید با زور تصرف شود و اختلافات به جای توسل به جنگ با مسالمت حل شود (رادیو لندن 30 / 7 / 59). ماسکی وزیر خارجه امریکا نیز اعلام کرد: امریکا با تجزیه ایران مخالف است (رادیو امریکا 3 / 8 / 59). حال آنکه برابر خبر منتشره فیگارو در واقع عراقی‌ها از مواضع امریکایی‌ها چنین استنباط می‌کردند که امریکایی‌ها با تجزیه ایران موافق هستند. بنابراین تغییر موضع امریکایی‌ها مورد گلایه و انتقاد عراق قرار گرفت.
[50] مأخذ 25، ص 21 و 22.
[51] اسرای عراقی، «تحلیل نبردهای بین ایران اسلامی و بعثیان عراق»، ترجمه اطلاعات نیروی زمینی سپاه، ص 8.
[52] مأخذ شماره‌ی 36، ص 96.
[53] آیت‌الله خامنه‌ای، نماز جمعه تهران، 29 / 3 / 1360.
[54] مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، از خونین‌شهر تا خرمشهر، چاپ دوم، خرداد 1373، ص 23 و 26.
[55] وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، بولتن سفارت جمهوری اسلامی در مسکو، 8 / 8 / 1359، به نقل از روزنامه ستاره‌ی سرخ مسکو.
[56] دفتر حقوقی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، تحلیلی از جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، تهران، انتشارات دفتر حقوقی وزارت امور خارجه، 1361، ص 102، روزنامه‌ی القبس به نقل از مقامات عراقی، آوریل 1981 (فروردین 1360).
[57] لشکر 10 ارتش عراق در این محور از 1 / 7 / 1359 تجاوز خود را آغاز کرد و در ساعت 9 صبح 5 / 7 / 59 در کنار پل نادری مستقر شد.
[58] سند شماره 289663 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، اظهارات معاون تیپ 17 از لشکر 10 ارتش عراق، ص 5.
[59] محمد پاکپور، «آخرین وضعیت خطوط مرزی ایران و عراق»، پایان‌نامه فوق‌لیسانس، مرداد 1367، ص 1.
[60] محسن رضایی، «تجزیه و تحلیل جنگ ایران عراق»، دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، دوره عالی جنگ، 15 / 4 / 1374.
[61] پیشین.
[62] مأخذ 6.
[63] آنتونی کردزمن و آبراهام. آر. واگنر، درس‌هایی از جنگ مدرن - جلد دوم جنگ ایران و عراق، ترجمه حسین یکتا، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 54. (منتشر نشده).
[64] پیشین.
[65] انتشارات سروش، مجموعه‌ی مصاحبه‌های سال 1361 و 1362، تهران، انتشارات سروش، 1366، مصاحبه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی شهادت شهید چمران، 12 / 3 / 1361، ص 64 و 65.
[66] مدت 3 روز در منابع منتشره از ارتش ذکر شده است، حال آنکه بنابر گزارش‌های دیگر تیپ سوم بدون درگیری عقب‌نشینی کرده است.
[67] نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، دفاع مقدس - نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال جنگ، اسفند 1371، ص 8.
[68] مأخذ 1، ص 29.
[69] مأخذ 1، ص 49 و 50.
[70] مأخذ 6.
[71] گزارش سفارت جمهوری اسلامی در بیروت، 1368، به نقل از مقاله‌ی روزنامه‌ی السفیر، نوشته‌ی احمد زبیدی (سرهنگ سابق ارتش عراق)، 20 / 11 / 1989.
[72] پیشین.
[73] افرایم کارش، «جنگ ایران و عراق، یک تحلیل نظامی»، نشریه‌ی ادلفی پی‌پر، مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک لندن، بهار 1987، ترجمه دفتر مطالعات و تحقیقات جنگ ستاد کل نیروهای مسلح، 1370، ص 40 و 41.
[74] کنت آر. تیمرمن، سوداگری مرگ، ترجمه احمد تدین، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1373، ص 176 و 177، به نقل از مارنشه (رئیس وقت سازمان اطلاعاتی فرانسه).
[75] مأخذ 16.
[76] پیشین.
[77] جی دال - مکی لیپ، «نگرشی جدید به استراتژی عراق در جنگ خلیج فارس»، ترجمه علیرضا کاوه، مجله سیاست دفاعی، شماره 2، دانشگاه امام حسین (ع)، بهار 1375، ص 33.
[78] مأخذ 1، ص 51.
[79] پیشین.
[80] عباس هدایتی خمینی، شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1370، ص 69.
[81] پیشین، ص 70.
[82] وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، «طرح سیاسی جمهوری اسلامی ایران برای خاتمه جنگ»، آذر 1366، ص 1.
[83] مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، صحیفه نور: مجموعه رهنمودهای امام خمینی - جلد 16، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، 1361، ص 76، سخنرانی 24 / 12 / 1360.
[84] مأخذ 1، ص 73.
[85] مأخذ 15، 22 / 4 / 1374.
[86] روزنامه‌ی میزان، 1 / 7 / 1359.
[87] مأخذ 19، ص 185.
[88] مأخذ 19: ص 178.
[89] ابوالحسن بنی‌صدر، روزها بر رئیس‌جمهور چه می‌گذرد؟، تهران: انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، 1360.
[90] محمد جوادی‌پور، علی نیکفرد و سید یعقوب حسینی، ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس - جلد اول، نبردهای غرب دزفول، تهران، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران، 1372، ص 135 تا 139.
[91] سید یعقوب حسینی، محمد جوادی‌پور، ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس - جلد سوم: اشغال خرمشهر و شکستن حصر آبادان، تهران، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران، 1373، ص 159.
[92] تیمسار اسدالله میرمحمدی، مصاحبه با روزنامه کیهان، 25 / 5 / 1375.
[93] مأخذ 36.
[94] مأخذ 36، ص 207.
[95] خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، ویژه‌نامه «گزارش نهمین کنگره‌ی حزب بعث درباره جنگ»، 24 / 2 / 1362، رادیو بغداد، اسفند 1361.
[96] مأخذ شماره‌ی 1، ص 58 و 59.
[97] یکی از فرماندهان عراق در این زمینه می‌گوید: «ما تصور می‌کردیم که نیروهای ایرانی از انجام یک عملیات دقیق و برنامه‌ریزی شده در سطحی گسترده ناتوان هستند، لذا بر موضع خود کاملا اصرار داشتیم... ما این ذهنیت را از شکست نیروهای ایرانی در تاریخ 5 / 1 / 1981 (16 / 10 / 1359) در هویزه به دست آوردیم.»
[فصلنامه بررسی‌های نظامی (دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران) شماره 1 ص 23 و 29].
[98] دفتر سیاسی سپاه، «بولتن رویدادها و تحلیل»، شماره‌ی 19، 14 / 4 / 1460، خبرگزاری فرانسه 29 / 3 / 1360.
[99] وزارت ارشاد اسلامی، «بولتن بررسی مطبوعات جهان»، شماره‌ی 89، 7 / 7 / 1360، نشریه السیاسه چاپ کویت، 21 ژوئیه 1981.
[100] ستاد تبلیغات شورای عالی دفاع، ستیز با صلح، به نقل از رادیو بغداد، 12 / 12 / 1359، ص 123.
[101] پیشین، به نقل از مصاحبه مطبوعاتی صدام در تاریخ 22 / 7 / 1981 (31 / 4 / 1360)، ص 123.
[102] خبرگزاری پارس، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 191، 5 / 7 / 1360، رادیو اسرائیل، 4 / 7 / 1360، به نقل از هفته‌نامه نیوزور لدیپورت.
[103] غلامعلی رشید، «شرایط و ضرورت‌های تولد و رشد و تثبیت نقش سپاه در جنگ»، مصاحبه 25 / 6 / 1375، ص 3، پیاده شده نوار.
[104] شهید حسن باقری، «دفترچه یادداشت‌های روزانه»، یادداشت 17 / 5 / 1360، سند شماره 502، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.
[105] مأخذ 1.
[106] محسن رضایی، «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق»، در دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، دوره‌ی عالی جنگ، 19 / 5 / 1374.
[107] پیشین.
[108] آموزه: واژه دکترین (آموزه) از اصطلاح لاتین دکترینا و دکتر به معنای تعلیم و تعلم و علم گرفته شده است. در استعمال رایج، دکترین (آموزه) به معنای چیزی که آموخته شده و تعلیم می‌شود به کار می‌رود و اغلب به طور اخص چیزی که تحت عنوان اصول، عقیده، قاعده، نظریه، اصل قانونی و یا بیان رسمی سیاست ملی تعلیم شده را نیز دربر می‌گیرد.
(فئوفلت و گووالنیک 1988، کتاب تئوری عملیات و جنگ، ترجمه‌ی معاونت تحقیق و پژوهش دانشکده فرماندهی و ستاد، چاپ اول 1375، ص 33).
[109] ستاد عملیات سپاه در جنوب، تیر 1360.
[110] سپاه پاسداران خوزستان، واحد اطلاعات، «گزارش ستاد عملیات جنوب از وضعیت جبهه‌های جنگ»، 25 / 4 / 1360، ترجمه اطلاعیه‌های محرمانه دشمن.
[111] انتشارات سروش، مجموعه مصاحبه‌های سال‌های 1361-62، تهران، انتشارات سروش، 1366، ص 119، مصاحبه آیت‌الله خامنه‌ای با مجله پیام انقلاب، 16 / 6 / 1362.
[112] پیشین، مصاحبه با گروه تلویزیونی سپاه پاسداران، 4 / 3 / 1361.
[113] پیشین.
[114] مأخذ 4، 12 / 7 / 1375.
[115] مأخذ 2.
[116] سید یعقوب حسینی، محمود جوادی‌پور، ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس - جلد سوم: اشغال خرمشهر و شکستن حصر آبادان، تهران: سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران، 1373، ص 261.
[117] مأخذ شماره 4، 27 / 4 / 1374.
[118] پیشین.
[119] سردار محسن رضایی در این زمینه می‌گوید: «در گلف (پایگاه منتظران شهادت» جلسه داشتیم. شهید باقری، آقا رحیم و رشید بودند. به آنها گفتم برای عملیات بعدی طرحی بدهید که حجم به کارگیری نیروها دو برابر عملیات ثامن‌الائمه باشد و عملیات بعدی هم دو برابر و... چون مشکل نیرو وجود داشت گفتم تأمین نیرو بر عهده من، در این مرحله 14 عملیات طرح‌ریزی شد که اولین آن عملیات طریق‌القدس بود.»
(دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، دوره عالی جنگ، 27 / 2 / 1375.
[120] آنتونی کردزمن و آبراهام آر. واگنر، درس‌هایی از جنگ مدرن - جلد دوم: جنگ ایران و عراق، ترجمه‌ی حسین یکتا، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 146، (منتشر نشده).
[121] پیشین.
[122] مأخذ 4، 12 / 7 / 1375.
[123] سردار رضایی در توضیح این مطلب می‌گوید: «ما بچه‌های سپاه را کاملا جدا کردیم و گفتیم شما یک تیمی بشوید طراحی عملیات بکنید و برادران ارتش هم یک تیم درست کنند. به صورت جداگانه طراحی عملیات کنید ولی بعد در جلسه مشترکی نظرتان را بگویید، آنها هم نظرشان را بگویند. علت این تفکیک این بود که می‌خواستیم به سپاه شکل بدهیم، یک سازمان درست بکنیم... گفتیم سپاه با هویت سپاه باید طرح‌ریزی کند...»
(دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، دوره عالی جنگ، 12 / 7 / 1375).
[124] مأخذ 1، ص 8.
[125] در سال 1365 پس از فتح فاو و بعد از عملیات‌های عراق موسوم به استراتژی دفاع متحرک، سلسله عملیات‌های جدیدی تحت عنوان کربلای 1 در مهران، کربلای 2 در حاج عمران، کربلای 3 در خلیج فارس و... انجام گرفت که تنها در به کارگیری کلمه «کربلا» اشتراک داشت.
[126] ویژگی عملیات طریق‌القدس اجرای همین تاکتیک بود که با پیشنهاد سپاه و با تلاش نیروهای سپاه اجرا شد. موفقیت عملیات در سایر محورها اساسا متکی به پیروزی در این محور بود که حاصل شد.
[127] مأخذ 8، ص 39 و 40.
[128] غلامعلی رشید، «بررسی روند شکل‌گیری استراتژی آزادسازی مناطق اشغالی»، مجله‌ی سیاست دفاعی، پژوهشکده‌ی علوم دفاعی - استراتژیک دانشگاه امام حسین (ع)، سال چهارم، شماره‌ی 4، تابستان و پاییز 1375، ص 31.
[129] مأخذ 4، 12 / 7 / 1375.
[130] افرایم کارش، مقاله «جنگ ایران و عراق، یک تحلیل نظامی»، نشریه ادلفی پی‌پر، مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک لندن، بهار 1987، ترجمه‌ی دفتر مطالعات و تحقیقات جنگ ستاد کل نیروهای مسلح، 1370، ص 25.
[131] پیشین، ص 26.
[132] ویلیام اف. هیکمن، مقاله «ارتش از هم پاشیده و از نو متولد شده»، 1982، ترجمه‌ی خبرگزاری جمهوری اسلامی 20 / 12 / 1363، ص 31.
[133] مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، از خونین‌شهر تا خرمشهر، تهران، چاپ دوم، 1373، ص 80.
[134] پیشین، ص 82.
[135] پیشین.
[136] مأخذ 21.
[137] مأخذ 4، 12 / 7 / 1375.
[138] مأخذ 21.
[139] روزنامه اطلاعات، 17 / 11 / 1360.
[140] خبرگزاری پارس، نشریه «گزارش‌های ویژه» شماره 326، 20 / 11 / 1360 به نقل از رادیو اسرائیل 19 / 11 / 1360.
[141] تشدید تهاجمات اسرائیل به جنوب لبنان و مناسبات بحرانی اعراب و اسرائیل سبب گردید نام عملیات با الهام از این اوضاع «بیت‌المقدس» انتخاب شود.
[142] احتمال فروپاشی نظام حاکم بر عراق بر اثر تداوم پیروزی‌های نظامی ایران، مهم‌ترین دغدغه و نگرانی حامیان جهانی و منطقه‌ای عراق بود، ضمن اینکه رژیم اشغالگر قدس نیز برای حمله به جنوب لبنان در آمادگی به سر می‌برد.
[143] مأخذ 26، ص 113.
[144] مأخذ 26، ص 121.
[145] آیت‌الله خامنه‌ای در جمع مسئولان استان خوزستان، روزنامه جمهوری اسلامی، 26 / 12 / 1375.
[146] مأخذ 1، ص 32.
[147] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 41، 10 / 2 / 1361، به نقل از روزنامه تایمز مالی، 9 / 2 / 1361.
[148] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه» شماره 63، 1 / 3 / 1361.
[149] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 67، 5 / 3 / 1361،به نقل از روزنامه دویچه سایتونگ چاپ آلمان.
[150] روزنامه اطلاعات 19 / 3 / 61، به نقل از روزنامه گاردین.
[151] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 59، 28 / 2 / 1361، به نقل از خبرنگار وال استریت ژورنال در واشنگتن.
[152] مأخذ 26، ص 177 و 178.
[153] روابط عمومی فرماندهی کل سپاه، «گزارش رسمی کمیته روابط خارجی سنای امریکا پس از سفر به منطقه»، ترجمه خبرگزاری جمهوری اسلامی، دی 1362، ص 12.
[154] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 78، 16 / 3 / 1361، لوس‌آنجلس تایمز.
[155] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره63، 1 / 3 / 1361، رویتر 31 / 2 / 1361.
[156] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 60، 29 / 2 / 1361، خبرگزاری آلمان به نقل از روزنامه مصری الاهرام، 28 / 2 / 61.
[157] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 98، 5 / 4 / 1361.
[158] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 68، 6 / 3 / 1361، یونایتدپرس، 5 / 3 / 1361.
[159] پیشین.
[160] روزنامه نیویورک تایمز 26 ژانویه 1992 (6 بهمن 1370).
[161] الکساندر هیگ وزیر امور خارجه وقت امریکا پیش از این در مارس 1981 (اسفند 1360) در کنگره امریکا گفت که عراق تمایل به شوروی را تا حدی تغییر داده است. چند هفته بعد منع فروش پنج بوئینگ 747 به عراق از میان برداشته شد.
(نشریه مسلم میدیا - چاپ لندن - ژانویه 1985).
[162] شفیق ناظم الغبراء استاد دانشگاه کویت، طی سخنانی در تهران اعلام کرد: «کویت در ابتدای جنگ بی‌طرف بود. اما پس از فتح خرمشهر توسط نیروهای ایران، عرب‌ها بر خود لرزیدند و بی‌صبرانه به حمایت از صدام حسین برخاستند.»
(سمینار بحران و توسعه همکاری کشورهای منطقه، دی 1375).
[163] نک.به: کتاب سوداگری مرگ، نوشته‌ی کنت آرتیمرمن.
[164] مأخذ 26، ص 186.
[165] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 66، 4 / 4 / 1361، روزنامه هرالدتربیون.
[166] استعفای صدام در منابع رسمی عراق منتشر نشد و تنها پس از تصفیه‌ای که مجددا انجام گرفت. این خبر منعکس گردید.
[167] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 101، 8 / 4 / 1361، رادیو امریکا، 7 / 4 / 1361، به نقل از خبرگزاری عراق.
[168] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 102، 9 / 4 / 1361، رادیو امریکا، 8 / 4 / 1361.
[169] پیشین.
[170] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 104، 11 / 4 / 1361، رادیو امریکا، 10 / 4 / 1361، به نقل از روزنامه کریستین ساینس مانیتور.
[171] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 103، 10 / 4 / 1361، آسوشیتدپرس، 9 / 4 / 1361.
[172] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 99، 6 / 4 / 1361، روزنامه گاردین، 5 / 4 / 1361.
[173] مأخذ 4، 19 / 5 / 1374.
[174] مأخذ 59.
[175] برای اطلاع از مشروح چگونگی تصمیم‌گیری برای ادامه‌ی جنگ پس از آزادی خرمشهر و نظریات مختلف در این باره، فصل سوم کتاب علل تداوم جنگ از انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ را مطالعه نمایید.
[176] این توضیحات براساس دست نوشته سردار غلامعلی رشید بر متن دستنویس همین کتاب تنظیم شده است.
[177] مأخذ 4، 16 / 6 / 1374.
[178] پیشین.
[179] محمد درودیان، از خرمشهر تا فاو، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ چهارم، 1375، ص 24 تا 34.
[180] مأخذ 16، ص 178. أخذ 1، ص 52.
[181] طی چهار عملیات گسترده بیش از 10000 کیلومترمربع آزاد شد.
(پایان‌نامه محمد پاکپور، آخرین وضعیت خطوط مرزی ایران و عراق، مرداد 1367، ص 1).
[182] البته سال‌ها بعد از آتش‌بس و پس از تجاوز عراق به کویت، سازمان ملل، عراق را به عنوان متجاوز در جنگ ایران و عراق معرفی کرد.
[183] محمد درودیان، از خرمشهر تا فاو، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ چهارم، 1375. ص 29.
[184] برخی از این موانع و استحکامات در سال‌های قبل از انقلاب ایجاد شده بود. مانند کانال پرورش ماهی به طول 40 کیلومتر، عرض 1 کیلومتر و عمق 2 متر که چون سدی در مقابل بصره خودنمایی می‌کرد.
[185] پیشین، ص 26.
[186] محسن رضایی «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق» در دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، دوره‌ی عالی جنگ، 26 / 6 / 1374.
[187] آنتونی کردزمن و آبراهام. آر. واگنر، درس‌هایی از جنگ مدرن، جلد دوم: جنگ ایران و عراق، ترجمه حسین یکتا، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 215 (منتشر نشده).
[188] پیشین.
[189] مأخذ 4، ص 214.
[190] مأخذ 1، ص 50.
[191] مأخذ 3.
[192] مأخذ 4، ص 214.
[193] مأخذ 3، 20 / 2 / 1375.
[194] پیشین.
[195] ضرورت گسترش سازمان رزم عراق سبب گردید عراقی‌ها با جمع‌آوری نیرو به تشکیل تیپ‌های جدیدی اقدام کنند. شماره این یگان‌های جدید تماما سه رقمی بود، لذا به تیپ‌های سه رقمی مشهور شدند. وجه تفاوت یگان‌های جدید با یگان‌های قبلی ارتش عراق، ضعف در توانایی دفاعی و تهاجمی آنها بود.
[196] مأخذ 1، ص 34.
[197] کنت آر. تیمرمن، سوداگری مرگ، ترجمه‌ی احمد تدین، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1373، ص 235.
[198] پیشین، ص 191.
[199] مأخذ 13، ص 235.
[200] وی در تاریخ یاد شده رسما اعلام کرد: امریکا در جنگ جانب عراق را گرفته است.
[201] مأخذ 13، ص 258 و 259.
[202] مأخذ 13، ص 249.
[203] مأخذ 13، ص 370.
[204] مأخذ 13، ص 193.
[205] مأخذ 13، ص 194.
[206] مأخذ 13، ص 240.
[207] مأخذ 3.
[208] مأخذ 3.
[209] مأخذ 1، ص 36 تا 39.
[210] مأخذ 1، ص 52.
[211] سردار محسن رضایی در این باره گفت: «عملیات رمضان را که انجام دادیم و عدم الفتح حاصل شد، دیگر همه برادران ارتش آمدند و گفتند که بایستی از اصول جنگ ارتش و جداول کلاسیک استفاده شود و نباید همه‌ی نیروهای بسیج را به سپاه بدهند بلکه از نیروهای بسیج به ارتش هم باید بدهند. قبل از عملیات والفجر مقدماتی نوع بحث‌ها منجر به تعویق زمان عملیات به مدت یک ماه شد. سپاه به امام نامه نوشت و نظر ارتش را برای کنترل عملیاتی سپاه توضیح داد و پیشنهاد کرد یک نفر فرمانده برای حل مسائل سپاه و ارتش مشخص شود. امام به آیت‌الله خامنه‌ای حکم دادند و دو گروه کار تشکیل شد برای تمشیت امور سپاه و ارتش، ولی مسائل حل نشد. مجددا پس از عملیات والفجر 1 بحث شد و سپاه بر تشکیل دو قرارگاه و انجام عملیات به صورت جداگانه تأکید کرد. سپاه عملیات خیبر را پیشنهاد کرد که ارتش در زید و سپاه در منطقه هور وارد عمل شد و آقای هاشمی برای نخستین بار به قرارگاه آمد و از سوی امام به عنوان فرمانده عالی جنگ منصوب شد.»
(سند شماره 15310 / پ ن مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، مصاحبه با راویان، 3 / 5 / 1365، ص 8).
[212] مأخذ 1، ص 52.
[213] کاهش بنیه دفاعی ایران در مقایسه با عراق، علاوه بر حمایت بین‌المللی از عراق و فشار به ایران، اساسا متأثر از استراتژی دو کشور بود. عراقی‌ها با در اولویت نخست قرار دادن جنگ، کلیه منابع خود را برای همین هدف بسیج کرده بودند، حال آنکه در ایران منابع و امکانات اصلی کشور تا سال 1365 که فاو فتح شد، در خدمت جنگ نبود.
[214] هادی نخعی، راوی قرارگاه مرکزی کربلا در عملیات رمضان.
[215] محمد درودیان، از خرمشهر تا فاو، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ چهارم، 1375، ص 81.
[216] محسن رضایی، «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق»، در دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد سپاه (دوره عالی جنگ)، 1374.
[217] مأخذ 2، ص 85.
[218] پیشین.
[219] غلامعلی رشید، حاشیه‌نویسی دستنویس کتاب حاضر، ص 76.
[220] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 3، 3 / 1 / 1363، رادیو امریکا 2 / 1 / 1363.
[221] پیشین، خبرگزاری فرانسه، 2 / 1 / 63.
[222] کنت آر. تیمرمن، سوداگری مرگ، ترجمه‌ی احمد تدین، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1373، ص 274 تا 291.
[223] روابط عمومی فرماندهی کل سپاه، «عملیات خیبر و پیامدهای جهانی آن»، آبان 1363، ص 22.
[224] نشریه روابط عمومی فرماندهی کل سپاه پاسداران، تیر 1364، ص 2، به نقل از مایکل جانسون (کارشناس ارشد ارتش امریکا).
[225] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 365، 29 / 12 / 1362، نیویورک تایمز، 28 / 12 / 1362.
[226] روابط عمومی فرماندهی کل سپاه پاسداران، «گزارش تحولات یک ساله جنگ تحمیلی در مطبوعات جهان» (شهریور 1363 تا شهریور 1364)، ص 32.
[227] محسن رضایی، «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق» در دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد سپاه (دوره‌ی عالی جنگ)، 13 / 7 / 1374.
[228] پیشین.
[229] مأخذ شماره 14.
[230] غلامرضا محرابی (مسئول پیشین اطلاعات نیروی زمینی سپاه)، «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق»، در دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران (دوره عالی جنگ)، 1374.
[231] واینبرگر وزیر دفاع وقت امریکا پس از انفجار مقر امریکایی‌ها در بیروت، به کنگره امریکا گفت: دخالت ایران در این انفجار تأییدکننده این امر است که امریکا باید به عراق کمک کند. (نشریه مسلم میدیا، چاپ لندن، ژانویه 1985).
[232] عملیات استانچ (Operation staunch) عملیاتی بود که امریکایی‌ها طرح‌ریزی کردند تا از دسترسی ایران به تجهیزات نظامی و سلاح جلوگیری کنند. این عملیات از پاییز 1983 شروع شد. به این ترتیب که امریکایی‌ها با جمع‌آوری اطلاعات درباره خریدهای سلاح و وسائل نظامی ایران، از طریق دولت‌ها یا واسطه‌ها و بازار سیاه، بلافاصله وارد عمل می‌شدند و به کشور فروشنده تذکر می‌دادند و یا بعضا اقدام به دستگیری فروشنده و واسطه و یا خریدار می‌کردند. این اقدام امریکایی‌ها چند نتیجه داشت: 1- مسیر دستیابی ایران به سلاح طولانی می‌شد. 2- سلاح با قیمت بالاتر خریداری می‌شد، ضمن اینکه برخی از این وسائل از رده خارج و فاقد کیفیت لازم بودند.
[233] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 288، 12 / 10 / 1362.
[234] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 254، 8 / 9 / 1362،.
[235] مأخذ 18، واشنگتن پست، 11 / 10 / 1362.
[236] روابط عمومی فرماندهی کل سپاه، «گزارش رسمی کمیته روابط خارجی سنای امریکا پس از سفر به منطقه»، ترجمه خبرگزاری جمهوری اسلامی، دی 1363، ص 18.
[237] مأخذ 9، ص 355.
[238] مأخذ 9، ص 357.
[239] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 248، 2 / 9 / 1362، خبرگزاری رویتر، 1 / 9 / 1362.
[240] مأخذ شماره 10، ص 30.
[241] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 218، 20 / 8 / 1362، نیویورک تایمز، 19 / 8 / 1362.
[242] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 5، 15 / 1 / 1363.
[243] روزنامه وال استریت ژورنال درباره سفر مورفی به منطقه نوشت: ریگان که از تضعیف تدریجی عراق در جنگ با ایران دچار هراس شده است، دستور تهیه طرح‌های جدیدی برای تقویت عراق در جنگ با ایران به دستیارانش صادر کرده است. دولت ریگان هیئت عالی رتبه‌ای را به کشورهای حوزه خلیج فارس اعزام کرده است. مورفی رئیس هیئت از بحرین و عراق و برخی از کشورهای منطقه دیدن کرد. به توصیه ریگان نقش وزارت خارجه امریکا در تهیه طرح‌های جدید، چاره‌اندیشی برای جلوگیری از سقوط صدام است. متقاعد ساختن اردن و فرانسه برای افزایش کمک به عراق بخش دیگری از این طرح است. (خبرگزاری جمهوری اسلامی، «گزارش‌های ویژه»، شماره 24، 24 / 1 / 63).
[244] مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، «طرح کلی روزشمار جنگ».
[245] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 219، 21 / 8 / 1362.
[246] مأخذ 27، خبرگزاری رویتر، 4 / 1 / 1363.
[247] در این تحلیل آمده است: «ما همچنین عواقب این جنگ روی جریان نفت جهان را در چارچوب اصول اقتصادی کنفرانس مورد بحث و کنترل و بررسی قرار دادیم و به این نتیجه رسیدیم که بازار نفت جهان از ثبات نسبی برخوردار می‌باشد. ما معتقدیم که سیستم بین‌المللی قابلیت مقابله با هرگونه مشکلات آینده را از طریق ادامه تماس‌های صحیح و منطقی دارا می‌باشد.»
(روابط عمومی فرماندهی کل سپاه «گزارش عملیات خیبر و پیامدهای جهانی آن» آبان 1363، ص 65).
[248] مأخذ 9، ص 289.
[249] مأخذ 9، ص 276.
[250] مأخذ 9، ص 289.
[251] مأخذ 9، ص 284.
[252] مأخذ 9، ص 335.
[253] مأخذ 21، ص 18.
[254] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 250، 4 / 9 / 1364، رادیو آلمان، 3 / 9 / 1363، به نقل از روزنامه پراودا.
[255] پاکوف ریابوف از افسران بلندپایه کا. گ. ب بود که در سال 1986 به سمت سفیر شوروی در فرانسه منصوب شد.
[256] مأخذ شماره 9، ص 371.
[257] پیشین.
[258] مأخذ 10، ص 68.
[259] مأخذ 10، ص 29.
[260] مأخذ 11، ص 5.
[261] مأخذ 10، ص 29.
[262] مأخذ 10، ص 30.
[263] مأخذ 10، ص 30.
[264] سند شماره 009 / گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، «عملیات والفجر 8 انجام نشده»، گزارش راوی قرارگاه مرکزی، (محمد درودیان)، ص 14، سخنان حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی در دزفول، 30 / 4 / 1363.
[265] محمد درودیان، نبرد در شرق بصره، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1374، ص 32.
[266] مأخذ 46، ص 13.
[267] مأخذ 46، ص 15.
[268] مأخذ 46، ص 118.
[269] مأخذ 46، ص 113 تا 116.
[270] پیشین.
[271] در گزارش کمیته روابط خارجی سنای امریکا به این نکته اشاره شده است که بعضی از رهبران اصلی ایران به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه ادامه اقدامات نظامی بیش از حد زیاد است. تردید ایران در شروع یک حمله به بصره تا اندازه‌ای نشان‌هنده این نگرش است.»
(روابط عمومی فرماندهی کل سپاه، «گزارش کمیته روابط خارجی سنای امریکا»، ترجمه‌ی خبرگزاری جمهوری اسلامی، دی 1363، ص 48).
[272] مأخذ 10، ص 44 و 45.
[273] کنت آر. تیمرمن، سوداگری مرگ، ترجمه‌ی احمد تدین، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ دوم 1376، ص 315.
[274] پیشین، ص 443.
[275] روابط عمومی فرماندهی کل سپاه، «گزارش رسمی کمیته روابط خارجی سنای امریکا، پس از سفر به منطقه»، ترجمه خبرگزاری جمهوری اسلامی، دی 1363، ص 22.
[276] پیشین.
[277] نشریه المجله چاپ انگلیس در آوریل 1985 عوامل اصلی عدم تعادل قدرت نظامی ایران و عراق را چنین ذکر کرد:
1- برتری کامل عراق در نیروی هوایی: عراق دارای 600 فروند هواپیمای بمب‌افکن و تهاجمی شامل توپولف، میگ 21، میگ 23 و میگ 27، سوخوی 7، سوخوی 20، میراژ اف - 1 و سوپراتاندارد می‌باشد و در حالی که ایران حدود 60 تا 70 فروند هواپیمای جنگی دارد.
2- برتری عراق در زمینه سلاح‌های زمینی به ویژه تانک و نفربر زرهی و توپ.
3- نیروهای ایران از داشتن عوامل کمکی و پشتیبانی لجستیکی و فرماندهی مناسب در هر عملیات تهاجمی محروم می‌باشند.
(وزارت ارشاد اسلامی، «بررسی مطبوعات جهان»، شماره 839، 20 / 3 / 1364، المجله 16 آوریل 1985 برابر 27 / 1 / 1364).
[278] نیویورک تایمز چاپ امریکا در شماره 27 / 7 / 1363 طی گزارشی نوشت: سلاح‌های سنگین عراق اخیرا نسبت به سال گذشته به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.
[279] مأخذ 3.
[280] مأخذ 3، ص 2.
[281] مأخذ 3، ص 38.
[282] مأخذ 3، ص 13.
[283] مأخذ 3، ص 25.
[284] یکی از کارشناسان امور ایران طی تحلیلی از اوضاع جنگ در مصاحبه با رادیو امریکا گفت: «ایران خواستار شناخته شدن این حقیقت است که عراق متجاوز اصلی بوده است و این مسئله برای دولت ایران مهم است.» (خبرگزاری جمهوری اسلامی، «گزارش‌های ویژ»، شماره 1، 1 / 1 / 1367، به نقل از شیرین هانتر، معاون مؤسسه‌ی استراتژیک در دانشگاه جرج تاون).
[285] مأخذ 3، ص 13.
[286] مأخذ 3، ص 24.
[287] مأخذ 3، ص 27.
[288] مأخذ 3، ص 12.
[289] مأخذ3، ص 3.
[290] پیشین.
[291] طی بررسی جامعی که دو تن از کارشناسان مجله میدل ایست چاپ لندن انجام دادند و در میان سناریوهای مختلف شامل «ادامه جنگ فرسایشی»، «تشدید جنگ»، «نه جنگ نه صلح»، همچنان ادامه وضعیت «نه جنگ نه صلح» به میزان 40% ارزیابی شد.
(فوریه 1985، ترجمه روابط عمومی فرماندهی کل سپاه، شهریور 1364، ص 23).
[292] محمد درودیان، از خرمشهر تا فاو، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ چهارم، اسفند 1375، ص 98.
[293] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 218، 2 / 8 / 1363، باختران.
[294] در اینجا مفهوم حمله به اماکن غیرنظامی، حمله موشکی یا بمباران هوایی شهرها و تأسیسات بود. عراق برای نخستین بار پس از ناکامی اولیه در تهاجم به ایران، حملات موشکی به شهر دزفول را آغاز کرد، بعدها این حملات به سایر شهرها از جمله تهران گسترش یافت.
[295] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 216، 30 / 7 / 1363، روزنامه‌ی داگنس نیهتر، چاپ سوئد.
[296] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 253، 7 / 9 / 1363.
[297] روزنامه وال استریت ژورنال در این باره نوشت: «عراق پس از 2 سال که در مواضع غیردفاعی قرار گرفته بود و امیدوار بود فشار بین‌المللی ایران را به گفت‌وگوهای صلح وادار سازد، به این نتیجه رسید که به ادامه‌ی فشار به ایران نیاز دارد و تدارک تازه سلاح‌های پیشرفته فرانسوی و روسی به عراق اطمینان داد که می‌تواند فشار را با حمله به مناطق غیرنظامی ادامه دهد و به نتایج حاصله از این فشار دست یابد.» (خبرگزاری جمهوری اسلامی «گزارش‌های ویژه»، 22 / 12 / 1363، وال استریت ژورنال، 21 / 12 / 1363).
[298] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 353، 17 / 12 / 1363، رادیو بغداد، 16 / 12 / 1363.
[299] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 360، 24 / 12 / 1363، روزنامه‌ی گاردین چاپ انگلستان، 23 / 12 / 1363.
[300] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 354، 19 / 12 / 1363، رادیو امریکا، 18 / 12 / 1363.
[301] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 69، 7 / 3 / 1363، روزنامه واشنگتن پست، 6 / 3 / 1363.
[302] بنابر اظهارات یک دیپلمات غربی به سفیر ایران در چین، عراق با تهاجم وسیع به شهرهای ایران در نظر داشته است ایران را به قبول صلح وادار سازد، ولی موشک‌های ایران این محاسبه را دچار تأخیر کرده است و عراق در تلاش برای به دست آوردن موشک‌هایی است که تهران را مورد هدف قرار دهد. (دفتر سیاسی سپاه پاسداران، «رویدادها»، شماره 40، 31 / 1 / 64).
[303] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 360، 24 / 12 / 1363، رادیو امریکا، 23 / 12 / 1363.
[304] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 361، 25 / 12 / 1363، خبرگزاری یونایتدپرس، 24 / 12 / 1363.
[305] مأخذ 16، ص 94.
[306] سند شماره 1283 / گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه: «عملیات بدر»، گزارش راویان قرارگاه‌ها و لشکرهای سپاه در عملیات بدر، جلسه فرمانده کل سپاه پاسداران با فرماندهان یگان‌ها، 30 / 11 / 1363، قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص).
[307] در مباحث پیشین اجمالا به این موضوع اشاره شد.
[308] سند 15309 / پ ن، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: مصاحبه راویان جنگ با فرمانده کل سپاه، نوار شماره‌ی 17377، 3 / 5 / 1365، ص 21 و 22.
[309] پیشین، ص 22.
[310] مأخذ 28، ص 25.
[311] سردار محسن رضایی در این زمینه می‌گوید: «تحلیل ما این بود که دشمن جهت اصلی را جزایر و طلائیه می‌داند، لذا رفتیم روی العزیر تمرکز قوا دادیم و زمین را محدود گرفتیم. جاده زدیم به جاده شمال و با احداث پل خیبری برای پشتیبانی، تلاش کردیم ضعف‌های قبلی را جبران کنیم.»
(دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، دوره عالی جنگ، 13 / 7 / 74).
[312] سردار محسن رضایی، «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق»، دانشکده فرماندهی و ستاد و سپاه پاسداران (دوره‌ی عالی جنگ)، 20 / 2 / 1375.
[313] روابط عمومی فرماندهی کل سپاه، بولتن «تحولات یکساله جنگ تحمیلی در مطبوعات جهان»، شهریور 1363 تا شهریور 1364 (به نقل از فایننشال تایمز، 1 آوریل 1985)، ص 35.
[314] روابط عمومی فرماندهی کل سپاه، «مایکل جانسون، کارشناس ارشد ارتش امریکا»، تیر 1364، ص 4.
[315] یک کارشناس ارشد ارتش امریکا درباره این عملیات می‌گوید: در حقیقت این عملیات به عنوان یکی از مشکل‌ترین و خطرناک‌ترین عملیات رزمی تلقی شد و روی آنان که هنوز فکر می‌کنند ایرانیان یک مشت بی‌دست و پای آموزش ندیده‌ی فناتیک هستند، اثر معکوس می‌گذارد.
[316] سپاه در این عملیات ارزش و اهمیت آتش توپخانه را بیش از گذشته درک کرد. بدین معنا که در سازمان سپاه باید توپخانه گسترش یابد و در عملیات نیز توپخانه ارتش تحت امر عملیاتی سپاه قرار گیرد تا آتش در اختیار فرماندهی باشد. در عملیات بدر این نقض موجب گردید در مناطقی که یگان‌های سپاه درخواست آتش پشتیبانی می‌کردند، حمایت لازم از آنها صورت نگیرد.
[317] برادر محسن رضایی در این زمینه می‌گوید: «عملیاتی که در هور انجام دادیم، یک هفته کامل کنار دجله بودیم. در عملیات خیبر جای پای خوبی به دست آوردیم. همه اینها نشان می‌داد زمین و طرح و مانور و همه مسائل بسیار خوب انتخاب شده و در جهت استراتژی انجام گرفته است. اما از پیروزی به دست آمده نمی‌توانستیم استفاده بکنیم. مشکل ما ضعف استفاده خودمان از پیروزی‌ها بود. (دشمن به دلیل تفوق استراتژیک به ما اجازه نمی‌داد) ما به اندازه کافی آن سه روز اول زمان داشتیم که بتوانیم پل عزیر را ببندیم کافی بود 2 گردان نیروی دیگر داشتیم، کافی بود 200 قایق دیگر می‌دادیم به لشکر ولی عصر (عج) و یا...»
(مصاحبه با راویان جنگ، نوار شماره 17378 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 21 و 22).
[318] روابط عمومی فرماندهی کل سپاه، گذری بر پنجمین سال جنگ تحمیلی، شهریور 1364، ص 51.
[319] برابر مندرجات کتاب سوداگری مرگ نوشته کنت. آر. تیمرمن که به نقل از منابع اطلاعاتی انگلیس و امریکا نوشته شده است، عراقی‌ها در این کارخانه هر ماه 60 تن گاز خردل تولید می‌کردند. تولید گاز تابون و ساروین تازه آغاز شده بود و طبق برنامه در طول یک سال تولید ماهانه آن به 8 تن بالغ می‌گردد. عراقی‌ها نیازمندی‌های خود را از آلمان، هلند، انگلیس و بازار مشترک تأمین می‌کردند. (سوداگری مرگ، ص 379).
[320] پیشین، ص 171.
[321] مأخذ 34، ص 63، 7 / 1 / 1364.
[322] مأخذ 34، ص 64، 7 / 1 / 1364.
[323] مأخذ 34، ص 189.
[324] مأخذ 34، ص 50.
[325] مأخذ 32.
[326] آنتونی کردزمن و آبراهام. آر. واگنر، درس‌هایی از جنگ مدرن (جلد دوم: جنگ ایران و عراق)، ترجمه‌ی: حسین یکتا، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 229 (منتشر نشده).
[327] پیشین، ص 225.
[328] مأخذ 34، ص 156.
[329] پیشین.
[330] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 187، 1 / 7 / 1363، جان هیوز، 31 / 6 / 1363.
[331] روزنامه‌ی اطلاعات، 8 / 10 / 1363.
[332] این موشک بسیار پیچیده و پیشرفته بود و شرکت سازنده‌ی آن از انتشار هرگونه عکس درباره آن خودداری کرد و در سیاهه‌ی طبقه‌بندی شده تسلیحات عراق که سازمان اطلاعات ارتش فرانسه در اوت 1990 تهیه و ارائه کرد، جای آن خالی بود. (سوداگری مرگ، ص 421).
[333] مأخذ 1، ص 49.
[334] سند شماره 0221 / گ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: «مسائل اساسی جنگ و سپاه پس از عملیات بدر»، آذر 1365، گزارش جلسه قرارگاه خاتم، 16 / 6 / 1364، ص 9.
[335] پیشین.
[336] مأخذ 48.
[337] مأخذ 48، ص 10.
[338] مأخذ 48، ص 12، برادر علایی 4 / 3 / 1364.
[339] مأخذ 48، ص 15.
[340] مأخذ 48، ص 15.
[341] مأخذ 48، ص 24 و 25.
[342] مأخذ 48، ص 27.
[343] البته به دلیل آنکه برادران ارتش در این مقطع بررسی‌های خود را جداگانه انجام می‌دادند و پیشنهاد می‌کردند، اطلاعات یاد شده براساس گزارش‌هایی است که در جلسات مشترک مطرح می‌شد و اطلاع دقیقی از کم و کیف آن در اختیار این مرکز نیست.
[344] آقای هاشمی قبل از عملیات بدر درباره این استراتژی می‌گوید: «ما بعد از فتح خرمشهر یک سیاستی را اتخاذ کردیم که یک جایی را از دشمن بگیریم که در صورت ادامه جنگ، برای دشمن اهمیت داشته باشد و نتواند تحمل کند. در این صورت اگر جنگ هم متوقف بشود، می‌توانیم امتیازاتی از دشمن بگیریم.» (سند شماره 0221 / گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ،» مسائل اساسی جنگ و سپاه پس از بدر»، آذر 65، ص 30، به نقل از جلسه قرارگاه خاتم‌الانبیاء، 14 / 10 / 64).
[345] مأخذ 48، ص 30.
[346] مأخذ 48، ص 10.
[347] محمدجواد لاریجانی، مقولاتی در سیاست خارجی، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، اسفند 1363، ص 125.
[348] سیروس ناصری،، گزارش سمینار، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1364، ص 23.
[349] در همین وضعیت سیل ارسال سلاح به عراق همچنان ادامه داشت طوری که در خرداد 1364 طارق عزیز اعلام کرد: عراق موشک‌های پیشرفته و تسلیحات بیشتری خواهد گرفت. شیخ صباح الاحمد نیز در ملاقات با یک هیئت ایرانی گفت: صدام درباره جنگ مشغول رسیدن به توافق‌هایی با شوروی است. برابر گزارش روزنامه دی‌ولت چاپ آلمان، امریکا نیز قرار است 20 هلی‌کوپتر مدرن بل هاوک به مبلغ 30 میلیون دلار به عراق واگذار نماید. (8 / 3 / 64، گذری بر پنجمین سال جنگ تحمیلی از انتشارات روابط عمومی فرماندهی کل سپاه، ص 174)فرانسوی‌ها نیز در همین موقعیت 60 هواپیمای میراژ 2000 به عراق تحویل دادند. (همان، ص 174، به نقل از مجله جینزدیفنس) بنابر گزارش‌های مطبوعات امارات به نقل از لوموند، کیسینجر و راکفلر نیز اخیرا معاملاتی را به ارزش میلیاردها دلار برای تحویل اسلحه برزیل به عراق ترتیب داده‌اند. (همان، ص 171).
[350] دفتر سیاسی سپاه پاسداران، خط توطئه در ششمین و هفتمین سال جنگ، شهریور 1366، ص 62.
[351] در خرداد 1364 همزمان با روز قدس در حالی که حملات عراق به شهرها ادامه داشت، به درخواست آقای هاشمی مردم برای حمایت از جنگ به تظاهرات فراخوانده شدند. حضور گسترده مردم در این تظاهرات به گونه‌ای بود که خبرگزاری فرانسه به خاطر وسعت تظاهرات، آن را با تجمع‌های عظیم اوائل انقلاب قابل مقایسه دانست.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی، «گزارش‌های ویژه»، 25 / 3 / 1364، خبرگزاری فرانسه، 24 / 3 / 64).
[352] زمانی که حفظ و نگهداری منطقه تصرف شده در عملیات بدر با دشواری روبه‌رو شد و فرماندهی در حال تصمیم‌گیری بود، آقای روحانی نماینده مجلس که در قرارگاه حضور داشت، به وجود این جمع و تلاش آنها برای خامه دادن به جنگ اشاره کرد. امام خمینی با حساسیتی که درباره این مسئله داشتند، دستور فرمودند جلسات مزبور تعطیل شود.
[353] برژینسکی مشاور امنیت کارتر مشابه نظریات کیسینجر را مطرح کرد و گفت: «هدف غرب می‌بایست این باشد که از شکست عراق جلوگیری کند، ولی نه به طریقی که ایران را فرسوده و بی‌نظام سازد. زیرا یک ایران متحد با اهداف سیاسی میانه‌رو با منافع امریکا در ثبات خلیج فارس مطابق است، به همین منظور سیاست منزوی نمودن ایران تا جایی صحیح است که دولت تهران به وسیله افراطیون توسعه‌طلب رهبری می‌شود.»
(دفتر سیاسی سپاه، خط توطئه در ششمین و هفتمین سال جنگ، 1366، ص 78).
[354] روزنامه کیهان، 17 / 11 / 1363.
[355] در فصل هشتم توضیح داده خواهد شد.
[356] مأخذ 31، سال 1374.
[357] تفوق هوایی عراق نسبت به ایران، برابر اظهارات رابرت اسبوت تحلیل‌گر نظامی مؤسسه بین‌المللی تحقیقات استراتژیک لندن، شش بر یک بود.
(روزنامه رسالت، 14 / 2 / 65، به نقل از میدل ایست).
[358] کنت آر. تیمرمن، سوادگری مرگ، ترجمه احمد تدین، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ دوم 1376، ص 455.
[359] پیشین.
[360] مأخذ 1.
[361] مأخذ 1، ص 458.
[362] مأخذ 1، ص 458.
[363] مأخذ 1، ص 472.
[364] مأخذ 1، ص 468.
[365] مأخذ 1، ص 491.
[366] مأخذ 1، ص 475.
[367] مأخذ 1، ص 474.
[368] مأخذ 1، ص 474.
[369] سازمان‌های اطلاعاتی فرانسه در اواسط سال 1986 چنین برآورد می‌کردند که اگر فرانسه فقط سه هفته از ارسال سلاح به عراق خودداری کند آن کشور شکست خواهد خورد.
(تیمرمن، سوداگری مرگ، ص 453).
[370] مأخذ 1، ص 453.
[371] مأخذ 1، ص 453.
[372] سند شماره 0221 / گ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: «مسائل اساسی جنگ و سپاه پس از عملیات بدر»، آذر 1365، ص 33.
[373] برادر غلامعلی رشید معاون عملیات فرمانده کل سپاه در تاریخ 25 / 2 / 1364 در تجزیه و تحلیل توان دشمن این ارزیابی را به عمل آورده است.
[374] غلامعلی رشید، «تجزیه و تحلیل توان دشمن»، 25 / 2 / 1364.
[375] سند شماره 0220 / گ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: «انتخاب منطقه فدک»، گزارش داوود رنجبر، راوی قرارگاه خاتم، مهر 1365، ص 126 (نوار شماره‌ی 205).
[376] مأخذ 14، ص 37 - به نقل از غلامعلی رشید (25 / 2 / 64).
[377] مأخذ 14، ص 38، غلامعلی رشید.
[378] اجتناب از رویارویی با دشمن پس از عملیات رمضان سبب گردید همواره در جستجوی منطقه‌ای باشیم که دشمن در آنجا حضور ندارد. این مسئله گرچه در عمل به غافلگیری و به دست‌گیری ابتکار عمل می‌انجامید ولی نشان‌دهنده کاستی‌های ایران بود. همچنین بلافاصله پس از تمرکز قوای دشمن در منطقه عملیات، به دلیل برتری نیروهای دشمن، عملا امکان پیشروی ایران از بین می‌رفت و تنها برای حفظ منطقه تصرف شده تلاش می‌شد.
[379] مأخذ 14، ص 38.
[380] مأخذ 14، ص 28.
[381] مأخذ 14، ص 28، غلامعلی رشید.
[382] مأخذ 14، ص 29.
[383] مأخذ 14، ص 38.
[384] سند شماره‌ی 15309 / پ ن، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: مصاحبه راویان با محسن رضایی، 3 / 5 / 65، نوار شماره‌ی 17377، ص 4 و 5.
[385] پیشین.
[386] مأخذ 24.
[387] نکته دیگری که امام تأید داشتند استمرار عملیات بود.
(سند شماره 0221 / گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: «مسائل اساسی جنگ و سپاه پس از بدر»، آذر 1365، ص 31 و 32، به نقل از محسن رضایی، 4 / 3 / 63).
[388] مأخذ 14.
[389] مأخذ 14، ص 61 تا 63.
[390] مأخذ 14، 4 / 3 / 1364، ص 44.
[391] مأخذ 14، ص 66.
[392] مأخذ 14 (اهواز، 18 / 8 / 1364، نوار شماره‌ی 193، به نقل از غلامعلی رشید)، ص 68.
[393] پیشین، ص 72.
[394] مأخذ 14، ص 69 و 70.
[395] مأخذ 14، 3 / 7 / 1364، ص 73.
[396] چنین پیش‌بینی می‌شد که با اجرای عملیات محدود، کلیه خطوط فعال دشمن درگیر نگه داشته می‌شود و برای همین، دشمن جهت اصلی تلاش نیروهای خودی برای اجرای عملیات گسترده را گم خواهد کرد.
[397] مأخذ 16، ص 125.
[398] مأخذ 16، ص 81.
[399] مأخذ 24، ص 33.
[400] مأخذ 16، ص 120 و 121.
[401] مأخذ 16، ص 114.
[402] مأخذ 16.
[403] مأخذ 16.
[404] سند شماره 15311 / پ ن، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: مصاحبه راویان جنگ با محسن رضایی، نوار شماره 17379، 4 / 5 / 1365، ص 23.
[405] این عملیات (در شلمچه) برابر زمان‌بندی از قبل تعیین شده انجام نگرفت و به دلیل خاتمه سریع، فاقد آثار و نتایج لازم برای تجزیه قوای دشمن بود.
[406] محمد درودیان، از خرمشهر تا فاو، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، تهران، اردیبهشت 1367، ص 175 تا 179.
[407] پیشین، ص 180.
[408] مأخذ 43، ص 186.
[409] سند شماره 15316 / پ ن، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: مصاحبه راویان جنگ با محسن رضایی، 7 / 5 / 1365، نوار شماره 17384.
[410] محسن رضایی، «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق»، در دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران (دوره عالی جنگ 13 / 7 / 74).
[411] پیشین.
[412] روزنامه‌ی رسالت، 14 / 2 / 1365، به نقل از میدل ایست، رابرت الیوت.
[413] روزنامه‌ی کیهان، 1 / 12 / 1364، ویلیام ریدیک.
[414] روزنامه کیهان، 1 / 12 / 1364.
[415] دفتر سیاسی سپاه پاسداران، خط توطئه در ششمین و هفتمین سال جنگ، شهریور 1366، ص 29، 28 / 11 / 1364.
[416] پیشین، ص 28، 23 / 11 / 1364.
[417] واحد مرکزی خبر، «بولتن رادیوهای بیگانه»، 4 / 12 / 64، رادیو لندن، 3 / 12 / 1364.
[418] روزنامه‌ی رسالت، 14 / 2 / 1365.
[419] روزنامه‌ی کیهان، 17 / 12 / 1364.
[420] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نظریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 315، 15 / 12 / 64 به نقل از خبرگزاری رویتر 14 / 12 / 1364.
[421] وزارت ارشاد اسلامی، «بولتن بررسی مطبوعات جهان»، شماره‌ی 1196، 11 / 9 / 1365، مجله تایم چاپ لندن، 3 / 9 / 1365، به نقل از ویلیام اسمیت.
[422] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 31، 31 / 1 / 1364، به نقل از رادیو اسرائیل، 30 / 1 / 1365.
[423] محی‌الدین مصباحی، «چارچوب مواضع شوروی»، در کتاب بازشناسی جنبه‌های تجاوز و دفاع، تهران، دبیرخانه کنفرانس بین‌المللی تجاوز و دفاع، چاپخانه سپهر، 1368، ص 228.
[424] محمد درودیان، از فاو تا شلمچه، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1373، ص 24.
[425] آنتونی کردزمن و آبراهام آر. واگنر. درس‌هایی از جنگ مدرن، مترجم: حسین یکتا، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 252. (منتشر نشده).
[426] مأخذ 1، ص 449.
[427] دفتر سیاسی سپاه، خط توطئه در ششمین و هفتمین سال جنگ، شهریور 1364، ص 27، (25 / 11 / 1365).
[428] مأخذ 1، ص 451.
[429] مأخذ 61، ص 27.
[430] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 29، 29 / 1 / 1365، به نقل از رادیو امریکا، 28 / 1 / 1365.
[431] مأخذ 24.
[432] مأخذ 24.
[433] مأخذ 47، 20 / 7 / 1374.
[434] روزنامه‌ی رسالت، 14 / 2 / 1365، به نقل از مجله‌ی میدل ایست، فیلیپ مارفیلد.
[435] مأخذ 47، 20 / 7 / 1374.
[436] سپاه عملیات والفجر 9 را همزمان با عملیات والفجر 8 انجام داد که به منزله نوعی قدرت‌نمایی و عامل تجزیه قوای دشمن بود. سپاه پس از تثبیت منطقه متصرفه، آن را به ارتش واگذار کرد. البته با حمله عراق تحت عنوان استراتژی دفاع متحرک، منطقه مجددا به تصرف نیروهای عراقی درآمد.
(سردار رضایی، دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه، دوره عالی جنگ، 13 / 7 / 1374).
[437] مأخذ 47، 20 / 7 / 1374،.
[438] مأخذ 43، ص 225 و 226.
[439] مأخذ 43، ص 57.
[440] روابط عمومی فرماندهی کل سپاه، «گزارش کمیته روابط خارجی سنای امریکا»، ترجمه‌ی خبرگزاری جمهوری اسلامی، دی 1363.
[441] مأخذ 47، 20 / 7 / 1374.
[442] مأخذ 1، ص 454.
[443] مأخذ 62، ص 263.
[444] پیشین.
[445] مأخذ 61، ص 67.
[446] مأخذ 61، ص 70.
[447] پیشین.
[448] مأخذ 61، ص 71.
[449] پیشین.
[450] مأخذ 61، 15 / 3 / 1365، ص 72.
[451] اظهارات آقای هاشمی دقیقا بلافاصله پس از شکست سفر مک فارلین به ایران و بن‌بست در مذاکرات بیان شد.
[452] مأخذ 61، ص 72.
[453] مأخذ 61، ص 74.
[454] مأخذ 61، ص 75.
[455] خبرگزاری فرانسه به نقل از تحلیل‌گران و ناظران غربی نقل می‌کند: «به عقیده عده‌ای از ناظران، پیروزی اعلام شده توسط تهران هنوز جهت به دست آوردن امتیاز برای جهوری اسلامی در چانه‌زدن‌های دیپلماتیک پیش‌بینی شده در شورای امنیت برای به دست آوردن «محکومیت مهاجم» - که تهران شرط ضروری برای پایان دادن به خصومت‌ها تعیین کرده - کافی نیست.»
(دفتر سیاسی سپاه، خط توطئه، شهریور 64، ص 32، خبرگزاری فرانسه، 29 / 11 / 64).
[456] روزنامه رسالت، 29 / 4 / 1365.
[457] مأخذ 61، ص 76.
[458] محمد درودیان، از فاو تا شلمچه، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1373، ص 72.
[459] روزنامه جمهوری اسلامی، 17 / 3 / 1365.
[460] پیشین.
[461] روزنامه‌ی کیهان 11 / 5 / 1365.
[462] سند شماره 15316 / پ ن، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، مصاحبه راویان جنگ با محسن رضایی، 7 / 5 / 1365، نوار شماره 17384.
[463] مأخذ 1، فصل چهارم.
[464] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 116، 23 / 4 / 1365، نشریه‌ی نیوزویک 22 / 4 / 1365.
[465] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 233، 17 / 8 / 1365، واشنگتن پست 16 / 8 / 1365، به نقل از ریگان، روزنامه رسالت، 24 / 8 / 1365.
[466] مأخذ 1، ص 89، به نقل از نشریه «بررسی مطبوعات جهان»، 19 / 9 / 1365.
[467] روزنامه ابرار 24 / 8 / 1365، خبرگزاری آسوشیتدپرس، به نقل از مک فارلین.
[468] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 231، 15 / 8 / 1365، گاردین، 14 / 8 / 1365.
[469] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 237، 21 / 8 / 1365، رادیو مسکو، 20 / 8 / 1365.
[470] کلیه این اطلاعات و مطالبی که در همین زمینه به آن اشاره خواهد شد، با استفاده از گزارش موسوم به «تاور» ترجمه وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است.
[471] «گزارش کمیسیون تاور»، ترجمه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، ص 380.
[472] پیشین، ص 381.
[473] مأخذ 14، ص 389.
[474] مأخذ 14، ص 391.
[475] مأخذ 14، ص 393.
[476] پیشین.
[477] پیشین.
[478] پیشین.
[479] مأخذ 14، ص 394.
[480] مأخذ 14، ص 395.
[481] مأخذ 14، ص 396.
[482] مأخذ 14، ص 398.
[483] پیشین.
[484] مأخذ 14، ص 399.
[485] پیشین.
[486] مأخذ 14، ص 400.
[487] مأخذ 14، ص 402.
[488] مأخذ 14، ص 403.
[489] پیشین.
[490] پیشین.
[491] مأخذ 14، ص 404.
[492] مأخذ 14، ص 408.
[493] مأخذ 14، ص 411.
[494] پیشین.
[495] مأخذ 14، ص 412.
[496] پیشین.
[497] مأخذ 14، ص 415.
[498] مأخذ 14، ص 416.
[499] مأخذ 14، ص 422.
[500] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 278، 2 / 10 / 1365، آسوشیتدپرس، 1 / 10 / 1365.
[501] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 273، 27 / 9 / 1365، رادیو بی. بی. سی، 26 / 9 / 1365، به نقل از شهرام چوبین. روزنامه جمهوری اسلامی، 27 / 9 / 1365، به نقل از نشریه ایندیپندنت.
[502] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 272، 26 / 9 / 1365، رادیو بی. بی. سی، 25 / 9 / 1365.
[503] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 34، 4 / 2 / 1367، رادیو امریکا، 3 / 2 / 1367، به نقل از شیرین هانتر معاون بخش خاورمیانه‌ای مرکز مطالعات بین‌المللی و استراتژیک دانشگاه جرج تاون امریکا.
[504] معاونت سیاسی سپاه پاسداران، بولتن «بررسی» اسفند 1366، به نقل از ساندی تایمز، ص 17.
[505] روزنامه کیهان، 25 / 9 / 1365.
[506] روزنامه جمهوری اسلامی، 22 / 9 / 1365، به نقل از میدل ایست اینترنشنال چاپ لندن.
[507] مأخذ 48، ص 17 و 18.
[508] مأخذ 46، خبرگزاری یونایتدپرس، به نقل از مقامات رسمی امریکا.
[509] روزنامه رسالت، 29 / 9 / 1365.
[510] روزنامه رسالت، 26 / 9 / 1365، واحد مرکزی خبر به نقل از وزیر خارجه وقت امریکا (شولتز).
[511] روزنامه جمهوری اسلامی، 27 / 9 / 1365.
[512] دفتر سیاسی سپاه پاسداران، «رویدادها»، شماره 128، 24 / 10 / 1365، به نقل از روزنامه القادسیه، 16 / 10 / 1365.
[513] معاونت سیاسی سپاه، بولتن، «بررسی»، 4 / 10 / 1365.
[514] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 290، 14 / 10 / 1365، رادیو بی بی سی، 13 / 10 / 1365.
[515] عدنان مزارعی در بررسی اقتصادی ایران بعد از انقلاب می‌نویسد: کاهش عمومی قیمت‌های نفت و خسارات وارده بر ظرفیت صدور نفت ایران به سبب جنگ با عراق به افت قابل توجه درآمدهای نفتی انجامید. روشن است که به رغم افزایش درآمدهای نفتی بین سال‌های 1361 تا 1363، جنگ نفتکش‌ها در خلیج فارس و افت شتابان قیمت‌های نفت از سال 1365، به سرعت درآمدهای نفتی ایران را کاهش داد. در سال 1366 درآمدهای نفتی حدود 40% سال 1356 بود. (مجله فرهنگ و توسعه، شماره 26، سال 75، ترجمه پرویز صداقت).
[516] دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، بولتن «گزارش»، 24 / 11 / 1365، رادیو دولتی انگلیس.
[517] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 298، 22 / 10 / 1365، رادیو امریکا، 21 / 10 / 1365.
[518] سند شماره 0304 / گ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، «کربلای 4 - عملیات سرنوشت‌ساز» جلد 1، گزارش راویان قرارگاه مرکزی سپاه در عملیات کربلای 4، ص 8.
[519] پیشین، ص 35.
[520] مأخذ شماره 62، ص 14.
[521] مأخذ 1، ص 116.
[522] مأخذ 1، ص 118.
[523] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 287، 11 / 10 / 1365 خبرگزاری فرانسه از بغداد.
[524] دفتر سیاسی سپاه پاسداران «رویدادها»، شماره 127، 17 / 10 / 1365، خبرگزاری تانیوگ.
[525] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 291، 15 / 10 / 1365ساندی تلگراف.
[526] محمد درودیان، نبرد در شرق بصره، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1374، ص 31.
[527] آنتونی کردزمن، آبراهام آر. واگنر، درس‌هایی از جنگ مدرن - جلد دوم: جنگ ایران و عراق، ترجمه حسین یکتا، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 385 (منتشر نشده).
[528] پیشین، 287.
[529] مأخذ 293، 70.
[530] روزنامه کیهان، 25 / 10 / 1365.
[531] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 280، 4 / 10 / 1365 رادیو اسرائیل، 3 / 10 / 1365، به نقل از هفته‌نامه فارین ریپورت.
[532] پیشین.
[533] روزنامه جمهوری اسلامی، 20 / 10 / 65، به نقل از رادیو امریکا، 19 / 10 / 1365.
[534] کنت آر. تیمرمن، سوداگری مرگ، ترجمه احمد تدین، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ دوم 1366، ص 488.
[535] پیشین.
[536] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 354، 18 / 12 / 65، نشریه نول آبزرور.
[537] روزنامه رسالت، 11 / 1 / 1366، خبرگزاری فرانسه.
[538] روزنامه اطلاعات، 20 / 7 / 1373، به نقل از مجله «سیاست خارجی» دفتر مطالعات وزارت خارجه، مقاله روح‌الله کارگر رمضانی از دانشگاه ویرجینیا.
[539] مأخذ 79.
[540] معاونت سیاسی سپاه، بولتن «بررسی»، اردیبهشت 1367، مقاله‌ی نگاهی به بحران خلیج فارس، ص 24.
[541] پرفسور حمید مولانا، «تکنولوژی‌های ا طلاعاتی و حاکمیت ملی»، کتاب بازشناسی جنبه‌های تجاوز و دفاع - جلد اول (دبیرخانه کنفرانس بین‌المللی جنبه‌های دفاع و تجاوز، نشر سپهر، 1368)، ص 280.
[542] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 57، 26 / 2 / 1366، رادیو لندن، 25 / 2 / 1366.
[543] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره 305، 29 / 10 / 1365، رادیو لندن، 28 / 10 / 1365.
[544] مصاحبه اختصاصی با سردار علایی فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه و سردار فدوی مسئول اطلاعات نیروی دریایی سپاه، 22 / 9 / 1375.
[545] پیشین.
[546] مأخذ 87.
[547] مأخذ 87.
[548] مأخذ 87.
[549] محمد درودیان، شلمچه تا حلبچه، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1376، فصل دوم.
[550] پیشین.
[551] مأخذ 92.
[552] محمد درودیان، شلمچه تا حلبچه، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1376، فصل دوم.
[553] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 218، 2 / 8 / 1366، رادیو امریکا، 1 / 8 / 1366.
[554] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 217، 1 / 8 / 1366،اوکلی، سخنگوی وزارت خارجه امریکا.
[555] مأخذ 2، اوکلی، سخنگوی وزارت خارجه امریکا.
[556] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 219، 3 / 8 / 1366.
[557] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 22، 5 / 8 / 1366، خبرگزاری آلمان، 4 / 8 / 1366.
[558] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 222، 6 / 8 / 1366، رویتر، 5 / 8 / 1366.
[559] پیشین.
[560] محی‌الدین مصباحی، «چارچوب مواضع شوروی»، بازشناسی جنبه‌های تجاوز و دفاع جلد دوم، تهران: دبیرخانه کنفرانس بین‌المللی جنبه‌های تجاوز و دفاع، نشر سپهر، 1368، ص 233.
[561] آنتونی کردزمن و آبراهام آر. واگنر، درس‌هایی از جنگ مدرن - جلد دوم: جنگ ایران و عراق، ترجمه حسین یکتا، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1376، ص 228.
[562] پیشین، ص 299.
[563] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 328، 2 / 11 / 1365، خبرگزاری تاس، 21 / 11 / 1365.
[564] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 296، 20 / 10 / 1365،رادیو امریکا، 19 / 10 / 1365.
[565] مأخذ 9.
[566] واگذاری تجهیزات به عراق به نحوی چشمگیر و بی‌سابقه افزایش یافت. بنابر نظر آنتونی کردزمن در طول جنگ جمعا 50 میلیارد دلار تسلیحات جنگی به عراق تحویل شد (کنفرانس خلیج فارس، بررسی منافع و راه‌های موجود امریکا 21 / 6 / 1369، واشنگتن). فرانسه در کمتر از 2 سال، تسلیحاتی به ارزش 6 / 5 میلیارد دلار به عراق ارسال کرد. چین، انگلستان، آلمان، برزیل، مصر، کلمبیا، اسپانیا، امریکا و بسیاری از کشورهای دیگر تسلیحات شیمیایی بسیاری با تکنولوژی پیشرفته در اختیار عراق قرار دادند. پس از تشدید درگیری میان عراق و کویت، عراقی‌ها مدعی شدند جنگ را به تنهایی انجام داده‌اند. پس از تشدید درگیری میان عراق و کویت، عراقی‌ها مدعی شدند جنگ را به تنهایی انجام داده‌اند. ابوغزاله معاون سابق رئیس جمهوری و وزیر دفاع مصر در گفت‌وگو با رادیو کویت اعلام کرد: همه می‌دانند که تنها کویت و عربستان بیش از 60 میلیارد دلار به عراق کمک کرده‌اند و ادعای عراق در مورد اینکه جنگ را به تنهایی شروع کرد یک دروغ بزرگ است و دولت‌های عرب در طول جنگ کمک‌های فراوانی به عراق کردند (روزنامه کیهان، 7 اسفند 1369). شوروی در بین سال‌های 88-1986 (67-1365) سلاح‌هایی به ارزش تقریبی 8 / 8 تا 2 / 9 میلیارد دلار شامل 2000 تانک (از جمله 800 تانک تی. 72)، 300 هواپیمای جنگنده، حدود 300 موشک زمین به زمین از نوع اسکاد. بی و هزاران قطعات توپخانه سنگین و نفربرهای مسلح به عراق تحویل دادند (محی‌الدین مصباحی، اتحاد جماهیر شوروی و جنگ ایران و عراق از برژنف تا گورباچف، مجله سیاسی دفاعی، ویژه‌نامه جنگ، تابستان و پاییز 1375). طه یاسین رمضان به خبرگزاری مصر گفت: «شوروی‌ها در کنار ما هستند و در توسعه نیروهای مسلح ما شرکت دارند.» (خبرگزاری جمهوری اسلامی، گزارش‌های ویژه، 14 / 4 / 66، خبرگزاری فرانسه، 13 / 4 / 66).
[567] مأخذ 9.
[568] مأخذ 9.
[569] مأخذ 10، ص 392.
[570] مأخذ 9.
[571] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 207، 21 / 7 / 1367،.
[572] مأخذ 10، ص 394.
[573] حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی در جلسه‌ای با حزب‌الله مجلس گفت: «تداوم حملات عراق به مراکز اقتصادی ایران و کاهش قیمت نفت سبب گردید درآمد ارزی ایران در سال 65 اندکی بالاتر از 5 میلیارد دلار برسد که از این مقدار 3 میلیارد دلار به قوای مسلح اختصاص یافت و با 2 میلیارد و خرده‌ای کشور اداره شد.» (روزنامه اطلاعات، 9 / 12 / 1375).
[574] مأخذ 10، ص 301.
[575] محسن رضایی، «تجزیه و تحیل جنگ ایران و عراق»، در دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران (دوره عالی جنگ)، 12 / 11 / 1374.
[576] پیشین.
[577] مأخذ 22.
[578] وزارت ارشاد اسلامی، «بولتن بررسی مطبوعات جهان»، شماره
1196، مجله‌ی تایم، 3 / 9 / 1365، به نقل از ویلیام اسمیت.
[579] محدود بودن جنگ به مرزهای دو کشور ایران و عراق و عدم مداخله‌جویی جدی امریکا و شوروی، وضعیتی را برای ایران به وجود آورد که در اینجا به عنوان خلأ استراتژیک از آن یاد می‌شود. عراق با گسترش دامنه جنگ با هدف بین‌المللی کردن آن، تدریجا اوضاع را برای ایران دشوار کرد و از سال 1366 امریکا و شوروی ایران را عملا تحت فشار قرار دادند.
[580] مأخذ 9.
[581] مأخذ 9.
[582] مأخذ 22، بهار 1375.
[583] محسن رضایی، «تجزیه و تحلیل استراژی دفاع مقدس».
[584] مأخذ 1، فصل سوم.
[585] سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در همین روند در بهار 1367 یک گزارش اطلاعاتی، همراه با یک جمع‌بندی برای استخبارات عراق تهیه کردند. در این گزارش تأکید شده بود که ارتش ایران توان آفندی ندارد و به همین دلیل در مواضع پدافندی استقرار یافته است. همچنین ارتش عراق تشویق شده بود به مواضع دفاعی این نیروها حمله کند.
(اظهارات یکی از اعضای منافقین که در یکی از این عملیات‌ها به اسارت درآمد).
[586] اظهارات یکی از اعضای منافقین که به اسارت درآمده است.
[587] کنت آر. تیمرمن، سوداگری مرگ، ترجمه احمد تدین، تهران، خدمات فرهنگی رسا، 1373، ص 488.
[588] وزارت ارشاد اسلامی «بولتن بررسی مطبوعات جهان»، شماره‌ی 1308، تایمز لندن، 21 / 1 / 1367، به نقل از مایکل ایوانس.
[589] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 8، 8 / 1 / 1367،آسوشیتدپرس، 7 / 1 / 1367.
[590] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 365، 29 / 12 / 1366، رادیو لندن، 28 / 12 / 1366.
[591] مأخذ 10، ص 394.
[592] سند شماره 208834 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: معاونت اطلاعات نیروی دریایی سپاه، گزارش «اگر من بودم می‌زدم»، 1367، به نقل از ریچارد مورفی.
[593] کیانوری دبیر کل حزب منحله توده در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی (6 / 11 / 1371) گفت: «وزیر خارجه شوروی به آقای ولایتی گفته است شما به محض اینکه حمایت از افغان‌ها را قطع کنید، ما هم حملات عراق به ایران را متوقف می‌کنیم.».
[594] روزنامه‌ی کیهان، 28 / 11 / 1375.
[595] مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، صحیفه نور: مجموعه رهنمودهای امام خمینی، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، جلد 1369،20، ص 194 و 195.
[596] واحد مرکزی خبر، «بولتن رادیوهای بیگانه»، 29 / 1 / 1367، رادیو امریکا، 27 / 1 / 1367.
[597] پیشین.
[598] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 11، 11 / 1 / 1367، واشنگتن پست، 10 / 1 / 1367.
[599] این در حالی است که عراق در همین سال بیش از 15 میلیارد دلار (75 برابر ایران) سلاح و تجهیزات نظامی‌دریافت کرد.
[600] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 363، 27 / 12 / 1366، خبرگزاری رویتر.
[601] پیشین.
[602] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 349، 13 / 12 / 1366، رادیو امریکا، 12 / 12 / 1366، و روزنامه نیویورک تایمز.
[603] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی15، 15 / 1 / 1367، رادیو امریکا، 14 / 1 / 1367، و شیرین هانتر معاون بخش خاورمیانه، مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک در واشنگتن.
[604] معاونت سیاسی سپاه پاسداران، «بولتن بررسی»، اردیبهشت 1367، ص 9.
[605] پیشین.
[606] چنان که سردار رضایی می‌گوید. «در جلسه‌ای در دی ماه 1366 گفته‌ایم اگر در اسفندماه در جنوب حمله نکنیم، دشمن به جنوب حمله می‌کند (ولی راه‌کارهای جنوب بسته است). دشمن می‌داند ما در جنوب ابتکار عمل نداریم. اگر در شمال سلیمانیه عمل نشود تا پایان بهار وضع خوبی نخواهیم داشت. من تأکید داشتم زمستان باید در غرب کار کنیم. فرماندهان عملیاتی می‌گفتند در جنوب نمی‌توانیم عملیات انجام دهیم (و باید) تا فصل بهار (صبر کنیم شاید راه‌کاری باز شود).»
(دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران) دوره عالی جنگ (19 / 11 / 74).
[607] مأخذ 22، 19 / 11 / 1374.
[608] مأخذ 10، ص 464.
[609] مأخذ 22، 26 / 11 / 1374.
[610] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 34، 3 / 2 / 1367، روزنامه تایمز، 2 / 2 / 1367.
[611] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 106، 13 / 4 / 1367، خبرگزاری رویتر، به نقل از یک تحلیل‌گر خاورمیانه.
[612] مأخذ 9، ص 229.
[613] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 34، 3 / 2 / 1367، رادیو امریکا، 2 / 2 / 1367، به نقل از روزنامه تایمز لندن.
[614] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 37، 6 / 2 / 1367، پاریس، ژون آفریک.
[615] پیشین.
[616] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 41، 10 / 2 / 1367،خبرگزاری رویتر، به نقل از خبرگزاری تاس.
[617] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 57، 26 / 2 / 1367، رادیو لندن، 25 / 2 / 1367.
[618] مأخذ 47، ص 6.
[619] طه یاسین رمضان با تهدید ایران مبنی بر اینکه استراتژی عراق نابود کردن تمامی تأسیسات نفتی ایران است، نشان داد عراقی‌ها در اندیشه تداوم تهاجم به ایران هستند.
[620] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی32، 1 / 2 / 1367.
[621] برنارد نیوز در نیویورک تایمز نوشت: تحلیل‌گران پنتاگون به وجود تحولات عمده‌ای در ارتش عراق پی بردند و به تجدیدنظر در تفکر خود پرداختند. (نشریه هفتگی ایران تایمز، 9 / 2 / 1376).
[622] مأخذ 10، ص 389.
[623] وزارت ارشاد اسلامی، «بررسی مطبوعات جهان»، شماره‌ی 1317، 4 / 3 / 1367، به نقل از روزنامه الدستور چاپ انگلیس (7 مه 1988 برابر با 7 / 2 / 1367).
[624] برنارد نیوز، نیویورک تایمز، هفته‌نامه ایران تایمز، 9 / 2 / 1367.
[625] محی‌الدین مصباحی، «شوروی و جنگ ایران و عراق و چارچوب‌ها و اهداف»، مجله‌ی سیاست دفاعی، شماره‌ی 4، سال چهارم، تابستان و پاییز 1375، ویژه‌نامه جنگ تحمیلی، ص 203 تا 206.
[626] ایران 150 تا 200 فروند هواپیما بیشتر نداشت.
[627] ارتش عراق 450 فروند هلی‌کوپتر در اختیار داشت.
[628] وزارت ارشاد اسلامی، «بولتن بررسی مطبوعات جهان»، شماره‌ی 1317، 4 / 3 / 1367، به نقل از روزنامه اسپرسو (24 آوریل 1988، 4 / 2 / 1367).
[629] دفتر سیاسی سپاه، «بولتن رویدادها و تحلیل»، شماره 44، 6 / 3 / 1367، ص 8.
[630] مأخذ 22، 26 / 11 / 1374.
[631] مأخذ 67.
[632] مأخذ 68.
[633] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 73، 11 / 3 / 1367، رادیو لندن، به نقل از روزنامه واشنگتن پست.
[634] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 93، 31 / 3 / 1367، رادیو امریکا 30 / 3 / 1367، به نقل از نیویورک تایمز.
[635] دفتر سیاسی سپاه، «بولتن رویدادها و تحلیل»، شماره 45، 25 / 4 / 1367،ص 16.
[636] پیشین، ص 12.
[637] مأخذ 31.
[638] پیشین.
[639] مأخذ 73، ص 13.
[640] مأخذ 22، 26 / 11 / 1374.
[641] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 103، 10 / 4 / 1367، آسوشیتدپرس، 9 / 4 / 1367.
[642] پیشین.
[643] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی97، 4 / 4 / 1367،خبرگزاری فرانسه 3 / 4 / 1367.
[644] مأخذ 73، ص 28.
[645] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 110، 17 / 4 / 1367، رادیو امریکا، 16 / 4 / 1367.
[646] پیشین، رویتر، 16 / 4 / 1367، مارلین فیتزواتر.
[647] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 117، 24 / 4 / 1367،رویتر، 23 / 4 / 1367.
[648] مأخذ 73، ص 1 و 2.
[649] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 111، 18 / 4 / 1367، رادیو لندن، 17 / 4 / 1367.
[650] مأخذ 10، ص 443.
[651] مأخذ22، 26 / 12 / 1374.
[652] [دفتر] نخست‌وزیری، «بررسی روند تحولات صلح»، حمید فرهادنیا، ص 112.
[653] پیشین، ص 123.
[654] مأخذ 39، ص 239،238، و 241.
[655] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 122، 29 / 4 / 1367، رادیو آمریکا، 28 / 4 / 1367.
[656] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 124، 31 / 4 / 1367، خبرگزاری رویتر، 30 / 4 / 1367، به نقل از هارلد براون.
[657] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 121، 28 / 4 / 1367،خبرگزاری فرانسه، خبرگزاری عراق، 27 / 4 / 1367، به نقل از لطیف جاسم (وزیر اطلاعات عراق).
[658] مأخذ 94، روزنامه‌ی گاردین.
[659] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 125، 1 / 5 / 1367، رادیو لندن، 31 / 4 / 1367.
[660] مأخذ 93.
[661] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 127، 3 / 5 / 1367،خبرگزاری رویتر، 2 / 5 / 1367.
[662] مأخذ 94، به نقل از مقامات وزارت خارجه.
[663] مأخذ 94.
[664] دفتر سیاسی سپاه «بولتن رویدادها و تحلیل»، شماره‌ی 46، 29 / 5 / 1367.
[665] مأخذ 97، رسانه‌های انگلیسی، 31 / 4 / 1367.
[666] سند شماره‌ی 1710 / د، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، دفترچه ثبت جنگ راوی قرارگاه مرکزی (حمیدرضا فراهانی)، ص 53، 1 / 5 / 1367.
[667] پیشین.
[668] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 134، 10 / 5 / 1367،رادیو لندن، به نقل از دیپلمات‌های غربی.
[669] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 140، 16 / 5 / 1367، رادیو امریکا، 15 / 5 / 1367.
[670] پیشین، نیویورک تایمز، به نقل از مقامات عراقی.
[671] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 139، 15 / 5 / 1367، به نقل از هانس هاتیوکوبیلس، تحلیل‌گر مؤسسه مطالعات استراتژیک لندن،14 / 5 / 1367.
[672] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 126، 2 / 5 / 1367، به نقل از دان کار، یکی از ناظران جنگ مؤسسه مطالعات استراتژیک لندن، 1 / 5 / 1367.
[673] روزنامه السفیر، مقاله‌ی احمد زبیدی، 29 / 8 / 1369، ترجمه سفارت جمهوری اسلامی در بیروت.
[674] دفتر سیاسی سپاه، «بولتن رویدادها و تحلیل»، شماره‌ی 46، 29 / 5 / 1367، ص 16.
[675] مأخذ 31.
[676] مأخذ 31.
[677] مأخذ 31.
[678] مأخذ 31.
[679] مأخذ 31.
[680] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه» شماره‌ی 133، 9 / 5 / 1367، دیلی تلگراف، به نقل از سخنگوی منافقین، 8 / 5 / 1367.
[681] مأخذ 106، ایندیپندنت، 6 / 5 / 1367.
[682] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارش‌های ویژه»، شماره‌ی 135، 11 / 5 / 1367، رادیو لندن، 10 / 5 / 1367.

درباره مركز تحقيقات رايانه‌اي قائميه اصفهان

بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بنده‌اى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او می‌فرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمت‌ها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوست‌تر می‌داری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش می‌رَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچه‌ای [از علم] را بر او می‌گشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه می‌دارد و با حجّت‌های خدای متعال، خصم خویش را ساکت می‌سازد و او را می‌شکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بی‌گمان، خدای متعال می‌فرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».