خطبه حضرت زهرا سلام اللَّه علیها

مشخصات کتاب

سرشناسه : فاطمه زهرا (س)، 8؟ قبل از هجرت - 11ق.

عنوان و نام پدیدآور : خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها/ مترجم مکارم شیرازی؛ به سفارش اداره فرهنگی و تربیتی مدیریت مدارس حوزه علمیه قم.

مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران 1386.

مشخصات ظاهری : 60 ص. ؛ 16×8 س م.

شابک : 978-964-973-100-1

وضعیت فهرست نویسی : برون سپاری.

یادداشت : فارسی - عربی.

یادداشت : واژ ه نامه.

یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.

موضوع : فاطمه زهرا س) ، 8؟ قبل از هجرت - 11ق. -- خطبه ها

شناسه افزوده : مکارم شیرازی ناصر، 1305 -، مترجم

شناسه افزوده : حوزه علمیه قم. مرکز مدیریت. امور مدارس. ادره فرهنگی تربیتی

شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)

رده بندی کنگره : BP27/22 /م7خ6 1386

رده بندی دیویی : 297/973

شماره کتابشناسی ملی : 1313767

پیشگفتار

این کتاب در ایام شهادت حضرت زهرا سلام اللَّه علیها به عنوان متن مسابقه بزرگ «حفظ خطبه حضرت زهرا سلام اللّه علیها همراه با مفاهیم کلمات نورانی آن حضرت» تهیه ومنتشر گردید و با توجه به استقبال گسترده طلاب علوم دینی پس از بازبینی و اصلاحاتی برای دومین مرتبه در تیراژ بالاتری چاپ و منتشر می گردد.

از خوانندگان گرامی درخواست می کنیم پیش از مطالعه، نکات ذیل را ملاحظه فرمایند:

1. این نوشتار به خطبه تاریخی حضرت زهرا سلام اللَّه علیها پرداخته است. خطبه معروفی که علاوه بر مباحث اعتقادی و تبیین جایگاه قرآن، پیامبر صلی اللَّه علیها و آله و اهل بیت علیهم السلام حوادث و رویدادهای بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی اللَّه علیها و آله را بررسی نموده و از جامعیت ویژه ای برخوردار است و در واقع خطبه های حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه را تداعی می کند.

2. ترجمه خطبه از

کتاب ارزشمند «زهرا سلام اللَّه علیها، برترین بانوی جهان» حضرت آیه اللَّه العظمی مکارم شیرازی که علاوه بر تشریح زندگانی و فضایل حضرت زهرا سلام اللَّه علیها به شرح و ترجمه خطبه آن حضرت با بیانی زیبا و شیوا پرداخته، نقل شده است.

3. در چاپ اوّل بخش «واژه شناسی» که از کتاب «شرح خطبه حضرت زهرا سلام اللَّه علیها» نوشته آیه اللَّه سیّد عزالدین زنجانی» بهره گرفته ایم به صورت مستقل در پایان جزوه آمده بود. با پیشنهاد دوستان در چاپ دوم واژه های هر صفحه در همان صفحه درج شده است. امید است این تلاش مورد عنایت حضرت زهرا سلام اللَّه علیها قرار گیرد و گام کوچکی در راه ایجاد انس با متون روایی اهل بیت علیهم السلام باشد.

با توجه به استقبال و مراجعات مکرر تصمیم به چاپ مجدد آن گرفتیم از همه عزیزان که ما را یاری نمودند کمال تشکر و امتنان را داریم.

مدیر مسؤول انتشارات مسجد مقدس جمکران حسین احمدی

عظمت و اهمیت خطبه

هرچه بیشتر خطبه حضرت زهرا سلام اللَّه علیها مورد مطالعه قرار می گیرد، عظمت و اهمیت خطبه بیشتر روشن می گرددو خوانندگان محترم با مطالعه خطبه این مطلب را تصدیق خواهند نمود. لذا با توجه به ظرفیت نوشته به ذکر دو مطلب مستند در مورد عظمت و اهمیت خطبه در قالب دو عنوان اکتفا می کنیم.

1. تعلیم خطبه:

راوی می گوید: خطبه حضرت زهرا سلام اللَّه علیها را نزد «زید» فرزند «امام سجاد» علیه السلام خواندم و گفتم: برخی گمان می کنند خطبه کلام حضرت زهرا سلام اللَّه علیها نیست بلکه کلام «ابی العیناء» است. در پاسخ گفت: این خطبه را بزرگان آل ابوطالب از پدرانشان نقل نموده و آن را

به فرزندانشان یاد می دادند. پدرم خطبه را از جدم نقل و سند آن را به حضرت زهرا سلام اللَّه علیها رسانید و بزرگان شیعه آن را نقل نموده و مطالعه می کردند قبل از آنکه «جد ابی العیناء» متولد گردد.(1)

2. حفظ خطبه «علّامه سیّد شرف الدین» در کتاب «المراجعات» می نویسد: حضرت زهرا سلام اللَّه علیها دارای حجج بالغه ای است و دو خطبه آن حضرت در مورد ولایت مشهور است.

اهل بیت علیهم السلام فرزندانشان را به حفظ این دو خطبه وا می داشتند آن سان که به حفظ قرآن وا می داشتند.(2)

اسناد و مدارک خطبه

این خطبه از خطبه هایی است که علمای بزرگ شیعه و اهل سنّت با سلسله سندهای بسیار آن را نقل کرده اند. برخی از منابع شیعه و اهل سنّت که خطبه را به صورت کامل یا بخش هایی از آن را نقل نموده اند عبارتند از:

1 - شرح «نهج البلاغه» اثر «ابن ابی الحدید معتزلی».

2 - «کشف الغمه» اثر «علی بن عیسی اربلی».

3 - «مروج الذهب» اثر «مسعودی».

4 - «شافی» اثر «سیّد مرتضی».

5 - «علل الشرایع» اثر «صدوق».

6 - «طرائف» اثر «سید بن طاووس».

7 - «احتجاج» اثر «مرحوم طبرسی».

و ... .

متن خطبه حضرت زهرا سلام اللَّه علیها

قسمت اول

بِسم اللَّه الرَّحمن الرَّحیم أَلْحَمْدُ للَّهِ ِ عَلَی مَا أَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلَی مَا أَلْهَمَ، وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ، مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا، وَ سُبُوغِ(3) آلَاءٍ(4) أَسْدَاهَا(5)، وَ تَمَامِ مِنَنٍ(6) وَالَاهَا!

جَمَّ(7) عَنِ الْإِحْصَاءِ عَدَدُهَا، وَ نَأَی عَنِ الْجَزَاءِ أَمَدُهَا، وَ تَفَاوَتَ عَنِ الْإِدرَاک أَبَدُهَا وَ نَدَبَهُمْ(8)، لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّکْرِ لِاتِّصَالِهَا، وَ اسْتَحْمَدَ إِلَی الْخَلَائِقِ بإِجْزَالِهَا، وَ ثَنَّی بِالنَّدْبِ اِلَی أَمْثَالِهَا.

وَ أَشْهَدُ أنْ لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ، کَلِمَهٌ جَعَلَ الْإِخْلَاصَ تَاوِیلَهَا، وَ ضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَهَا، وَ أَنَارَ فِی الْفِکَرِ مَعْقُولَهَا.

خدا را بر نعمت هایش سپاس می گویم، و بر توفیقاتش شکر می کنم، و بر مواهبی که ارزانی داشته، ثنا می خوانم.

بر نعمت های گسترده ای که از آغاز به ما داده.

و بر مواهب بی حسابی که به ما احسان فرموده.

و بر عطایای پی در پی که همواره ما را مشمول آن ساخته. نعمت هایی که از شماره و احصاء بیرون است.

و به خاطر گستردگی در بستر زمان هرگز قابل جبران نیست.

و انتهای آن از ادراک انسان ها خارج است.

بندگان را برای افزایش و استمرار این مواهب به شکر خویش فراخوانده.

و خلایق را برای تکمیل

آن به ستایش خود دعوت نموده.

و آنان را برای به دست آوردن همانند آنها تشویق فرموده.

و من شهادت می دهم که معبودی جز خداوند یکتا نیست. بی مثال است، و شریک و مانند ندارد.

این سخنی است که روح آن اخلاص است، و قلوب مشتاقان با آن گره خورده، و آثار آن در افکار پرتوافکن شده.

الْمُمْتَنِعُ مِنَ الْأَبْصَارِ رُویَتُهُ، وَ مِنَ الْأَلْسُنِ صِفَتُهُ، وَ مِنَ الْأَوْهَامِ کَیْفِیَّتُهُ.

اِبْتَدَعَ(9) الاَشْیَاءَ لَا مِنْ شَیْ ءٍ کَانَ قَبْلَهَا، وَ أَنْشَأَهَا بِلَا احْتِذَاءِ(10) اَمْثِلَهٍ امْتَثَلَهَا.

کَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا(11) بِمَشِیَّتِهِ، مِنْ غَیْرِ حَاجَهٍ مِنْهُ اِلَی تَکْوِینِهَا، وَ لَافَائِدَهٍ لَهُ فِی تَصْوِیرِهَا إِلَّا تَثْبِیتاً لِحِکْمَتِهِ، وَ تَنْبِیهاً عَلَی طَاعَتِهِ، وَ إِظْهَاراً لِقُدْرَتِهِ، وَ تَعَبُّدَاً لِبَرِیَّتِهِ، وَ اِعْزَازَاً(12) لِدَعْوَتِهِ، ثُمَّ جَعَلَ الثَّوَابَ عَلَی طَاعَتِهِ، وَ وَضَعَ الْعِقَابَ عَلَی مَعْصِیَتِهِ، ذِیَادَهً لِعِبَادِهِ عَنْ نِقْمَتِهِ وَ حِیَاشَهً(13) لَهُم اِلَی جَنَّتِهِ.

خدایی که رؤیتش با چشم ها غیر ممکن است، و بیان اوصافش با این زبان، محال، و درک ذات مقدسش برای عقل و اندیشه ها ممتنع است.

موجودات جهان هستی را ابداع فرمود، بی آنکه چیزی پیش از آن وجود داشته باشد.

و همه آنها را ایجاد کرد، بی آن که الگو و مثالی قبل از آن موجود باشد.

آنها را به قدرتش تکوین نمود، و به اراده اش خلق کرد، بی آن که به آفرینش آنها نیاز داشته باشد، یا فایده ای از صورت بندی آنها عاید ذات پاکش شود.

جز این که می خواست حکمتش را از این طریق آشکار سازد. مردم را به اطاعتش دعوت کند.

قدرت بی پایان خود را از این دریچه نشان دهد.

خلایق را به عبودیت خود رهنمون گردد.

و دعوت پیامبرانش را از طریق هماهنگی تکوین و تشریع قوت بخشد.

سپس برای اطاعتش پاداش ها مقرر فرموده، و برای معصیتش کیفرها.

تا بندگان

را بدین وسیله از خشم و انتقام و عذاب خویش رهایی بخشد، و به سوی باغ های بهشت و کانون رحمتش سوق دهد.

وَ أَشْهَدُ أَنَّ أَبِی مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، إِخْتَارَهُ وَ انْتَجَبَهُ قَبْلَ أَنْ أَرْسَلَهُ، وَ سَمَّاهُ قَبْلَ أَنِ اجْتَبَلَهُ(14)، وَ اصْطَفَاهُ قَبْلَ أَنِ ابْتَعَثَهُ(15)، إِذِ الْخَلَائِقُ بِالْغَیْبِ مَکْنُونَهٌ(16)، وَ بِسَتْرِ الْأَهَاوِیلِ(17) مَصُونَهٌ(18)، وَ بِنِهَایَه ِ الْعَدَمِ مَقْرُونَهٌ.

عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعَالَی بِمائِلِ [بِمآلِ(19)] الْأُمُورِ، وَ إِحَاطَهً بِحَوَادِثِ الدُّهُورِ(20)، وَ مَعْرِفَهً بِمَوَاقِعِ الْمَقْدُورِ.

إِبْتَعَثَهُ اللَّهُ اتْمَاماً لِأمْرِهِ، وَ عَزِیمَهً عَلَی إِمْضَاءِ حُکْمِهِ، وَ إنْفَاذاً لِمَقَادِیرِ حَتْمِهِ.

فَرَأَیَ الْأُمَمَ فُرَّقَاً(21) فِی أَدْیَانِهَا، عُکَّفَاً(22) عَلَی نِیرَانِهَا، [وَ] عَابِدَهً لِأَوْثَانِهَا(23)، مُنْکِرَهً للَّهِ ِ مَعَ عِرْفَانِهَا.

و گواهی می دهم که پدرم محمد صلی اللَّه علیه و آله بنده و فرستاده اوست، پیش از آن که او را بفرستد، برگزید؛ و پیش از آن که او را بیافریند، برای این مقام نامزد فرمود؛ و قبل از بعثتش او را انتخاب نمود.

در آن روز که بندگان در عالم غیب پنهان بودند، و در پشت پرده های هول انگیز نیستی پوشیده و به آخرین سرحدّ عدم مقرون بودند.

این به خاطر آن صورت گرفت که خداوند از آینده آگاه بود، و به حوادث جهان احاطه داشت، و مقدرات را به خوبی می دانست.

او را مبعوث کرد تا فرمانش را تکمیل کند، و حکمش را اجرا نماید، و مقدرات حتمی اش را نفوذ بخشد.

هنگامی که مبعوث شد، امّت ها را مشاهده کرد که مذاهب پراکنده ای را برگزیده اند؛ گروهی برگرد آتش طواف می کنند، و گروهی در برابر بت ها سر تعظیم فرود آورده اند، و با این که با قلب خود خدا را شناخته اند، او را انکار می کنند.

فَأَنَارَ اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ [صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ] ظُلَمَهَا، وَ کَشَفَ عَنِ

الْقُلُوبِ بُهَمَهَا(24)، وَ جَلَّی عَنِ الْأَبْصَارِ غُمَمَهَا.(25)

وَ قَامَ فِی النَّاسِ بِالْهِدَایَهِ، وَ أَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغِوَایَهِ(26)، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمَایَهِ(27)، وَهَدَاهُمْ إِلَی الدِّینِ الْقَوِیمِ، وَ دَعَاهُمْ إِلَی الطَّرِیقِ الْمُسْتَقِیمِ.

ثُمَّ قَبَضَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ قَبْضَ رَأْفَهٍ وَ اخْتِیَارٍ، وَ رَغْبَهً وَ إِیْثَارٍ، فَمُحَمَّدٌ [صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنْ [مِنْ تَعَبِ هَذِهِ الدَّارِ فِی رَاحَهٍ، قَدْ حُفَّ(28) بِالْمَلَائِکَهِ الْأَبْرَارِ، وَ رِضْوَانِ الرَّبِ ّ الْغَفَّارِ، وَ مُجَاوَرَهِ الْمَلِکِ الْجَبَّارِ.

قسمت دوم

صَلَّی اللَّهُ عَلَی أَبِی، نَبِیِّهِ وَ أَمِینِهِ عَلَی الْوَحْیِ وَصَفِیِّه ِ وَ خِیَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ رَضِیِّه ِ، وَ السَّلَامُ عَلَیْه ِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.

خداوند به نور محمّد صلی اللَّه علیه و آله ظلمت ها را برچید، و پرده های ظلمت را از دل ها کنار زد، و ابرهای تیره و تار را از مقابل چشم ها برطرف ساخت.

او برای هدایت مردم قیام کرد، و آنها را از گمراهی و غوایت رهایی بخشید، و چشم هایشان را بینا ساخت، و به آئین محکم و پا برجای اسلام رهنمون گشت، و آنها را به راه راست دعوت فرمود.

سپس خداوند او را با نهایت محبت و اختیار خود و از روی رغبت و ایثار قبض روح کرد، سرانجام او از رنج این جهان آسوده شد و هم اکنون در میان فرشتگان، و خشنودی پروردگار غفار و در جوار قرب خداوند جبار قرار دارد.

درود خدا بر پدرم پیامبر صلی اللَّه علیه و آله امین وحی، و برگزیده او از میان خلایق باد، و سلام بر او و رحمت خدا و برکاتش.

ثُمَّ الْتَفَتَتْ عَلَیْهَا السَّلامُ إِلَی أَهْلِ الْمَجْلِسِ وَ قَالَتْ: أَنْتُمْ عِبَادُ اللَّهِ نُصْبُ أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ، وَ حَمَلَهُ دِینِهِ وَ وَحْیِهِ، وَ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَی أَنْفُسِکُمْ، وَ

بُلَغَاؤُهُ(29) إِلَی الْأُمَمِ.

وَ زَعیمُ حَقٍّ لَهُ فِیکُمْ، وَ عَهْدٌ قَدَّمَهُ إِلَیْکُمْ.

فسمت سوم

وَ بَقِیَّهٌ اسْتَخْلَفَهَا عَلَیْکُمْ: کِتَابُ اللَّهِ النَّاطِقُ وَ الْقُرْآنُ الصَّادِقُ، وَ النُّورُ السَّاطِعُ،(30) وَ الضِّیَاءُ اللَّامِعُ،(31) بَیِّنَهٌ بَصَائِرُهُ، مُنْکَشِفَهٌ سَرَائِرُهُ، مُتَجَلِّیَهٌ ظَوَاهِرُهُ، مُغْتَبِطَهٌ(32) بِهِ أَشْیَاعُهُ، قَائِدٌ إِلَی الرِّضْوَانِ إِتِّبَاعُهُ، مُؤَدٍ(33) إِلَی النَّجَاهِ اسْتِماعُهُ.

سپس رو به اهل مجلس کرد و مسؤولیت سنگین مهاجران و انصار را برشمرد و فرمود:

شما ای بندگان خدا! مسؤولان امر و نهی پروردگار و حاملان دین و وحی او هستید، و نمایندگان خدا بر خویشتن، و مبلغان او به سوی امّت ها می باشید.

پاسدار حق الهی در میان شما، و حافظ پیمان خداوند که در دسترس همه شماست و آنچه پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بعد از خود در میان امت به یادگار گذارده کتاب اللَّه ناطق، و قرآن صادق و نور آشکار و روشنایی پرفروغ اوست.

کتابی که دلایلش روشن، باطنش آشکار، ظواهرش پر نور، و پیروانش پرافتخار.

کتابی که عاملان خود را به بهشت فرا می خواند، و مستمعینش را به ساحل نجات رهبری می کند.

بِهِ تُنَالُ حُجَجُ اللَّهِ الْمُنَوَّرَهُ، وَ عَزَائِمُهُ الْمُفَسَّرَهُ، وَ مَحَارِمُهُ الْمُحَذَّرَهُ، وَ بَیِّنَاتُهُ الْجَالِیَهُ، وَ بَرَاهِینُهُ الْکَافِیهُ، وَ فَضَائِلُهُ الْمَنْدُوبَهُ، وَ رُخَصُهُ الْمَوْهُوبَهُ، وَ شَرَایِعُهُ [شَرَائِعُهُ] الْمَکْتُوبَهُ.

فَجَعَلَ اللَّهُ الْایمَانَ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ، وَ الصَّلَاهَ تَنْزِیهَاً لَکُمْ عَنِ الْکِبْرِ، وَ الزَّکَاهَ تَزْکِیَهً لِلنَّفْسِ، وَ نَمَاءً فِی الرِّزْقِ، وَالصِّیَامَ تَثْبِیتاً لِلْإِخْلَاصِ، وَ الْحَجَّ تَشْیِیداً لِلدِّینِ، وَ الْعَدْلَ تَنْسِیقاً(34) لِلْقُلُوبِ، وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّهِ، وَ امَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَهِ [لِلْفُرقَهِ]، وَ الْجِهَادَ عِزَّاً لِلْإِسْلَامِ، وَ الصَّبْرَ مَعُونَهً عَلَی اسْتِیجَابِ الْأَجْرِ، وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَهً لِلْعَامَّهِ.

از طریق آن به دلایل روشن الهی می توان نایل گشت، و تفسیر واجبات او را دریافت، و

شرح محرمات را در آن خواند، و براهین روشن و کافی را بررسی کرد، و دستورات اخلاقی و آنچه مجاز و مشروع است در آن مکتوب یافت.

قسمت چهارم

سپس افزود:

خداوند «ایمان» را سبب تطهیر شما از شرک قرار داده.

و «نماز» را وسیله پاکی از کبر و غرور. «زکات» را موجب تزکیه نفس و نمو روزی.

«روزه» را عامل تثبیت اخلاص.

«حج» را وسیله تقویت آئین اسلام.

«عدالت» را مایه هماهنگی دل ها.

«اطاعت» ما را باعث نظام ملّت اسلام.

و «امامت» ما را امان از تفرقه و پراکندگی.

«جهاد» را موجب عزت اسلام.

«صبر و شکیبایی» را وسیله ای برای جلب پاداش حق.

«امر به معروف» را وسیله ای برای اصلاح توده های مردم.

وَ بِرَّ الْوَالِدَیْنِ وِقَایهً مِنَ السُّخْطِ، وَ صِلَهَ الْاَرْحَامِ مَنْمَاهً لِلْعَدَدِ، وَ الْقِصَاصَ حَقْنَاً(35) لِلدِّمَاءِ، وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَهِ، وَ تَوْفِیهَ الْمَکَایِیلِ وَ الْمَوَازِینِ تَغْیِیراً لِلْبَخْسِ(36)، وَ النَّهْیَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزِیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَ اجْتِنَابَ الْقَذْفِ(37) حِجَاباً عَنِ اللَّعْنَهِ، وَ تَرْکَ السَّرِقَهِ إِیْجاباً لِلْعِفَّهِ، وَ حَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْکَ إِخْلَاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّهِ.

فَ «اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لاتَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»(38)(39)*، وَ اطِیعُوا اللَّهَ فِیمَا أَمَرَکُمْ بِهِ وَ نَهَاکُمْ عَنْهُ، فَإِنَّهُ «إِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ».(40)*

«نیکی به پدر و مادر» را موجب پیشگیری از خشم خدا.

«صله رحم» را وسیله افزایش جمعیت و قدرت.

«قصاص» را وسیله حفظ نفوس.

«وفاء به نذر» را موجب آمرزش.

«جلوگیری از کم فروشی» را وسیله مبارزه با کمبودها.

«نهی از شراب خواری» را سبب پاکسازی از پلیدی ها.

«پرهیز از تهمت و نسبت های ناروا» را حجابی در برابر غضب پروردگار.

«ترک دزدی» را برای حفظ عفت نفس.

قسمت پنجم

و «تحریم شرک» را برای اخلاص بندگی و ربوبیت حق. اکنون که چنین است تقوای الهی پیشه کنید، و «آن چنان که شایسته مقام اوست، از مخالفت فرمانش بپرهیزید، و تلاش کنید که مسلمان از دنیا بروید».

خدا را در آنچه امر یا نهی فرموده، اطاعت کنید -

و راه علم و آگاهی را پیش گیرید - چرا که:

«از میان بندگان خدا، تنها عالمان و آگاهان از او می ترسند و احساس مسؤولیت می کنند».

ثُمَّ قَالَتْ: أَیُّهَا النَّاسُ! اعْلَمُوا أَنِّی فَاطِمَهُ، وَ أَبِی مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ و آلِهِ، أَقُولُ عَوْداً وَ بَدْءاً، وَ لَا أَقُولُ مَا أَقُولُ غَلَطاً، وَ لَا أَفْعَلُ مَا أَفْعَلُ شَطَطاً.(41)

«لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ(42) حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤمِنِینَ رَوفٌ رَحِیمٌ»(43)*

فَإِنْ تَعْزُوهُ(44) وَ تَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ أَبِی دُونَ نِسَائِکُمْ، وَ أَخَا ابْنِ عَمِّی دُونَ رِجَالِکُمْ، وَ لَنِعْمَ الْمَعْزِیُّ إِلَیْهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ. فَبَلَّغَ بِالرِّسَالَهِ صَادِعاً(45) بِالنَّذَارَهِ، مَائِلاً عَنْ مَدْرَجَهِ(46) الْمُشْرِکِینَ، ضَارِباً ثَبَجَهُمْ(47)، آخِذاًبِأکْظَامِهِمْ(48)،

سپس فرمود: ای مردم! بدانید من فاطمه ام! و پدرم محمد است، که صلوات و درود خدا بر او و خاندانش باد.

آنچه می گویم آغاز و انجامش یکی است - و هرگز ضدّ و نقیض در آن راه ندارد - و آنچه را می گویم غلط نمی گویم، و در اعمالم راه خطا نمی پویم.

«به یقین رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رؤف و مهربان است».

هرگاه نسب او را بجویید می بینید او پدر من بوده است، نه پدر زنان شما! و برادر پسر عموی من بوده است، نه برادر مردان شما! و چه پرافتخار است این نسب، درود خدا بر او و خاندانش باد!

آری او آمد و رسالت خویش را به خوبی انجام داد، و مردم را به روشنی انذار کرد، از طریقه مشرکان روی برتافت و برگردن هایشان کوبید، و گلویشان را فشرد - تا از شرک دست بردارند و

در راه توحید گام بگذارند.

دَاعِیاً إِلَی سَبِیلِ رَبِّهِ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ.

یَکْسِرُ الْاصْنَامَ، وَ یَنْکُتُ(49) الْهَامَ، حَتَّی انْهَزَمَ(50) الْجَمْعُ وَ وَلَّوُا الدُّبُرَ(51)، حَتَّی تَفَرَّی اللَّیْلُ عَنْ صُبْحِهِ(52)، وَأَسْفَرَ(53) الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ، وَ نَطَقَ زَعِیمُ الدِّینِ، وَ خَرِسَتْ شَقَاشِقُ(54) الشَّیَاطِینِ، وَ طَاحَ(55) وَشِیظُ(56) النِّفَاقِ، وَ انْحَلَّتْ عُقَدُ الْکُفْرِ وَ الشِّقَاقِ، وَ فُهْتُمْ(57) بِکَلِمَهِ الْإِخْلَاصِ فِی نَفَرٍ(58) مِنَ الْبِیضِ(59) الْخِمَاصِ.(60)

او همواره با دلیل و برهان و اندرز سودمند مردم را به راه خدا دعوت می کرد.

بت ها را درهم می شکست، و مغزهای متکبران را می کوبید، تا جمع آنها متلاشی شد، و تاریکی ها برطرف گشت، صبح فرا رسید، و حق آشکار شد، نماینده دین به سخن درآمد، و زمزمه های شیاطین خاموش گشت.

افسر نفاق بر زمین فرو افتاد، گره های کفر و اختلاف گشوده شد، و شما زبان به کلمه اخلاص (لا اله الا اللّه) گشودید، در حالی که گروهی اندک و تُهیدست بیش نبودید!

وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ، مُذْقَهَ(61) الشَّارِبِ، وَ نُهْزَهَ(62) الطَّامِعِ، وَ قَبْسَهَ(63) الْعَجْلَانِ، وَ مَوْطِئَ(64) الْأَقْدَامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرَقَ(65)، وَ تَقْتَاتُونَ(66) الْوَرَقَ، أَذِلَّهً خَاسِئِینَ، تَخافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ. فَانْقَذَکُمُ(67) اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بَعْدَ اللَّتَیَا وَ الَّتِی، بَعْدَ أَنْ مُنِیَ(68) بِبُهَمِ الرِّجَالِ وَ ذُؤبَانِ الْعَرَبِ(69) وَ مَرَدَهِ(70) أَهْلِ الْکِتَابِ، کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ، أَوْ نَجَمَ(71) قَرْنٌ(72) لِلشَّیْطَانِ.

آری شما در آن روز بر لب پرتگاه آتش دوزخ قرار داشتید، و از کمی نفرات همچون جرعه ای برای شخص تشنه، و یا لقمه ای برای گرسنه، و یا شعله آتشی برای کسی که شتابان به دنبال آتش می رود، بودید، و زیر دست و پاها لِه می شدید!

در آن ایام آب نوشیدنی شما

متعفن و گندیده بود، و خوراکتان برگ درختان! ذلیل و خوار بودید، و پیوسته از این می ترسیدید که دشمنان زورمند شما را برُبایند و ببلعند!

امّا خداوند تبارک و تعالی شما را به برکت محمّد که درود خدا بر او و خاندانش باد بعد از آن همه ذلت و خواری و ناتوانی نجات بخشید، او با شجاعان درگیر شد، و با گرگ های عرب و سرکشان یهود و نصاری پنجه درافکند، ولی هر زمان آتش جنگ را برافروختند خدا آن را خاموش کرد.

قسمت ششم

و هرگاه شاخ شیطان نمایان می گشت أَوْ فَغَرَتْ(73) فَاغِرَهٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَذَفَ(74) اخَاهُ فِی لَهَوَاتِهَا، فَلَا یَنْکَفِئُ(75) حَتَّی یَطَأَ(76) صِمَاخَهَا بِأَخْمَصِهِ(77)، وَ یُخْمِدَ(78) لَهَبَهَا(79) بِسَیْفِهِ، مَکْدُوداً(80) فِی ذَاتِ اللَّهِ، مُجْتَهِداً فِی أَمْرِ اللَّهِ، قَرِیباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ، سَیِّداً فِی أَوْلِیَاءِ اللَّهِ، مُشَمِّراً(81) نَاصِحَاً، مُجِدَّاً کَادِحاً(82) وَ أَنْتُمْ فِی رَفَاهِیَّهٍ مِنَ الْعَیْشِ، وَادِعُونَ(83) فَاکِهُونَ آمِنُونَ، تَتَرَبَّصُونَ(84) بِنَا الدَّوَائِرَ(85) وَتَتَوَکَّفُونَ(86) الْأَخْبَارَ، وَ تَنْکُصُونَ(87) عِنْد َالنِّزَالِ(88)، وَ تَفِرُّونَ عِنْدَ الْقِتَالِ.

و فتنه های مشرکان دهان می گشود، پدرم برادرش علی علیه السلام را در کام آنها می افکند، و آنها را به وسیله او سرکوب می نمود، و او هرگز از این مأموریت های خطرناک باز نمی گشت مگر زمانی که سرهای دشمنان را پایمال می کرد و بینی آنها را به خاک می مالید!

[او (علی علیه السلام) در راه خشنودی خدا متحمل رنج و سختی گردید، و در راه انجام دستورات الهی تلاش می نمود و به رسول خدا صلی اللَّه علیه و اله نزدیک و سیّد و سالار اولیای خدا بود. او همیشه آماده (فعالیت) و خیرخواه مردم بود و با جدّیت و زحمت تلاش می نمود و این در حالی بود که شما در رفاه

و خوشگذرانی، آسایش، نعمت و امنیت به سر می بردید و انتظار می کشیدید که برای ما (اهل بیت علیهم السلام) حوادث ناگوار پیش آید و توقع شنیدن اخبار (بد درباره ما) داشتید و هنگام جنگ عقب نشینی می کردید. و از نبرد فرار می کردید.]

فَلَمَّا اخْتَارَ اللَّهُ لِنَبِیِّه ِ [صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ دَارَ أَنْبِیَائِهِ، وَ مَأْوَی أَصْفِیائِهِ، ظَهَرَتْ فِیکُمْ حَسِیکَهُ(89) النِّفَاقِ، وَ سَمَلَ(90) جِلْبَابُ(91) الدِّیْنِ، وَ نَطَقَ کَاظِمُ(92) الْغَاوِینَ(93)، وَ نَبَغَ(94) خَامِلُ(95) الْأَقَلِّینَ، وَ هَدَرَ فَنِیقُ(96) الْمُبْطِلِینَ، فَخَطَرَ(97) فِی عَرَصَاتِکُمْ(98)، وَ أَطْلَعَ الشَّیْطَانُ رَاسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ(99) هَاتِفاً بِکُمْ، فَأَلْفَاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِیبِینَ، وَ لِلْغِرَّهِ(100) فِیه ِ مُلَاحِظِینَ، ثُمَّ اسْتَنْهَضَکُمْ فَوَجَدَکُمْ خِفَافاً، وَ احْمَشَکُمْ فَالْفَاکُمْ غِضَاباً،

امّا هنگامی که خداوند سرای پیامبران را برای پیامبرش برگزید، و جایگاه برگزیدگانش را منزلگاه او ساخت، ناگهان کینه های درونی و آثار نفاق در میان شما ظاهر گشت، و پرده دین کنار رفت، گمراهان به صدا در آمدند و گمنامان فراموش شده سربلند کردند، نعره های باطل برخاست و در صحنه اجتماع شما به حرکت درآمدند.

شیطان سرش را از مخفیگاه خود بیرون کرد و شما را به سوی خود دعوت نمود، و شما را آماده پذیرش دعوتش یافت و منتظر فریبش!

سپس شما را دعوت به قیام کرد و سبکبار برای حرکت یافت! شعله های خشم و انتقام را در دل های شما برافروخت و آثار غضب در شما نمایان گشت.

فَوَسَمْتُمْ(101) غَیْرَ ابِلِکُمْ، وَ أَوْرَدْتُمْ غَیْرَ شِرْبِکُمْ، هَذَا وَ الْعَهْدُ قَرِیبٌ، وَ الْکَلْمُ(102) رَحِیبٌ(103)، وَ الْجُرْحُ(104) لَمَّا یَنْدَمِلْ(105)، وَ الرَّسُولُ لَمَّا یُقْبَرْ.

إِبْتِدَاراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَهِ «أَلا فِی الْفِتْنَهِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالْکافِرِینَ»(106)*، فَهَیْهَاتَ مِنْکُمْ! وَ کَیْفَ بِکُمْ؟ وَ أَنَّی تُوفَکُونَ؟ وَ کِتَابُ اللَّهِ بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ، أَمُورُهُ زَاهِرَهٌ [ظَاهِرَهٌ(107)]،

وَأَعْلَامُهُ بَاهِرَهٌ(108)، وَزَوَاجِرُهُ لَائِحَهٌ، وَ أَوَامِرُهُ وَاضِحَهٌ، قَدْ خَلَّفْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ، ارَغْبَهً عَنْهُ تُرِیدُونَ؟ أَمْ بِغَیْرِهِ تَحْکُمُونَ؟ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلاً.

«وَ مَنْ یَبْتَغِ(109) غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرِینَ».(110)*

و همین امر سبب شد بر غیر شتر خود علامت نهید، و در غیر آبشخور خود وارد شوید، - و به سراغ چیزی رفتید که از آن شما نبود و در آنِ حقی نداشتید و سرانجام به غصب حکومت پرداختید.

در حالی که هنوز چیزی از رحلت پیامبر نگذشته بود، زخم های مصیبت ما وسیع و جراحات قلبی ما التیام نیافته، و حتی هنوز پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به خاک سپرده نشده بود.

بهانه شما این بود که «می ترسیم فتنه ای برپا شود!»، و چه فتنه ای از این بالاتر که در آن افتادید؟ و همانا دوزخ به کافران احاطه دارد.

چه دور است این کارها ازشما! راستی چه می کنید؟ و به کجا می روید؟

با این که کتاب خدا - قرآن - در میان شماست، همه چیزش پرنور، نشانه هایش درخشنده، نواهی اش آشکار، اوامرش واضح، امّا شما آن را پشت سرافکندید!

آیا از آن روی برتافته اید؟ یا به غیر آن حکم می کنید؟ آه که ستمکاران جانشین بدی را برای قرآن برگزیدند.

«و هر کس آئینی غیر از اسلام را انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است».

ثُمَّ لَمْ تَلْبَثُوا(111) إِلَّا رَیْثَ [إِلَی رَیْثَ أَنْ تَسْکُنَ نَفْرَتُهَا، وَ یَسْلَسَ(112) قِیَادُهَا(113)، ثُمَّ أَخَذْتُمْ تُورُونَ(114) وَ قْدَتَهَا(115) وَ تُهَیِّجُونَ جَمْرَتَهَا(116)، وَ تَسْتَجِیبُونَ لِهِتَافِ الشَّیْطَانِ الْغَوِیِ ّ، وَ إِطْفَاءِ أَنْوَارِ الدِّینِ الْجَلِیِ ّ، وَ إِخْمَادِ سُنَنِ النَّبِیِ ّ الصَّفِیِ ّ.

تُسِرُّونَ حَسْوَاً فِی ارْتِغَاءٍ، وَ تَمْشُونَ لِأَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ فِی الْخَمَرِ وَ الضَّرَّاءِ، وَ نَصْبِرُ مِنْکُمْ

عَلَی مِثْلِ حَزِّ(117) الْمُدَی 118)، وَ وَخْزِ(119) السِّنَانِ فِی الْحَشَا.

وَ أَنْتُمْ اَلآنَ تَزْعَمُونَ أَلَّا إِرْثَ لَنَا؟

قسمت هفتم

آری، شما ناقه خلافت را در اختیار گرفتید، حتی این اندازه صبر نکردید که رام گردد، و تسلیمتان شود، ناگهان آتش فتنه ها را برافروختید، و شعله های آن را به هیجان درآوردید و ندای شیطان اغواگر را اجابت نمودید، و به خاموش ساختن انوار تابان آئین حق و از میان بردن سنّت های پیامبر پاک الهی پرداختید.

به بهانه گرفتن کف - از روی شیر - آن را به کلی تا ته مخفیانه نوشیدید.

ظاهراً سنگ دیگران را به سینه می زدید اما باطناً در تقویت کار خود بودید. برای منزوی ساختن خاندان و فرزندان او به کمین نشستید، ما نیز چاره ای جز شکیبایی ندیدیم، همچون کسی که خنجر بر گلوی او و نوک نیزه بر دل او نشسته باشد! عجب این که شما چنین می پندارید که خداوند ارثی برای ما قرار نداده و ما از پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله ارث نمی بریم!

أَفَحُکْمَ الْجاهِلِیَّهِ تَبْغُونَ؟ «وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ»(120)* أَفَلَا تَعْلَمُونَ؟ بَلَی تَجَلَّی لَکُمْ کَالشَّمْسِ الضَّاحِیَهِ أَنِّی ابْنَتُهُ.

أَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ أَاُغْلَبُ عَلَی إِرْثِیهْ؟ یَا ابْنَ ابِی قُحَافَهَ! أَفِی کِتَابِ اللَّهِ أَنْ تَرِثَ أَبَاکَ وَ لَا أَرِثَ أَبِی؟ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً فَرِیّاً(121).

أَفَعَلَی عَمْدٍ تَرَکْتُمْ کِتَابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ إِذْ یَقُولُ: «وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ».*(122)(123)

وَ قَالَ فِیمَا اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا إِذْ قَالَ «فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ*(124)(125)، وَ قَالَ: «وَ أُولُوا الْارْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّهِ»*.(126)(127)

وَ قَالَ: «یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْانْثَیَیْنِ».*(128)

آیا از حکم جاهلیت پیروی

می کنید؟ «چه کسی حکمش از خدا بهتر است برای آنها که اهل یقینند؟»

آیا شما این مسایل را نمی دانید؟ آری می دانید، و همچون آفتاب برای شما روشن است که من دختر اویم.

شما ای مسلمانان! آیا باید ارث من به زور گرفته شود؛

ای فرزند ابی قحافه! به من پاسخ ده! آیا در قرآن است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارثی نبرم؟ چه سخن ناروایی!

آیا عمداً کتاب خدا را ترک گفتید و پشت سر افکندید؟ در حالی که می فرماید: «و سلیمان وارث داود شد».

و در داستان یحیی بن زکریا می گوید: «(خداوندا!) تو از نزد خود جانشینی به من ببخش که وارث من و دودمان یعقوب باشد».

و نیز می فرماید: «و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در احکامی که خدا مقرر داشته (از دیگران) سزاوارترند».

و نیز می گوید: «خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش می کند که سهم (میراث) پسر به اندازه سهم دو دختر باشد».

وَ قَالَ: «إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّهُ لِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَی الْمُتَّقِینَ»(129)*

وَ زَعَمْتُمْ أَلَّا حَظْوَهَ(130) لِی وَ لَا ارِثُ مِنْ أَبِی؟ وَ لَا رَحِمَ بَیْنَنَا؟ أَفَخَصَّکُمُ اللَّهُ بِآیَهٍ أَخْرَجَ مِنْهَا أَبِی؟ أَمْ هَلْ تَقُولُونَ إِنَّ أَهْلَ مِلَّتَیْنِ لَا یَتَوَارَثَانِ؟ أَوَ لَسْتُ أَنَا وَ أَبِی مِنْ أَهْلِ مِلَّهٍ وَاحِدَهٍ؟ أَمْ أَنْتُمْ أَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْآنِ وَ عُمُومِهِ مِنْ أَبِی وَ ابْنِ عَمِّی؟

و نیز فرموده: «(اگر کسی مالی از خود بگذارد) برای پدر و مادر و نزدیکان به طور شایسته وصیت کند، این حقی است بر پرهیزکاران».

شما چنین پنداشتید که من هیچ بهره و ارثی از پدرم ندارم؟ و هیچ نسبت و خویشاوندی در میان ما نیست؟!

آیا خداوند آیه ای مخصوص شما نازل کرده است که

پدرم را از آن خارج ساخته؟

یا می گویید: پیروان دو مذهب از یکدیگر ارث نمی برند، و من با پدرم یک مذهب نداریم؟

یا این که شما به عام و خاص قرآن از پدرم و پسر عمویم آگاه ترید؟

فَدُونَکَهَا(131) مَخْطُومَهً(132) مَرْحُولَهً(133)، تَلْقَاکَ یَوْمَ حَشْرِکَ، فَنِعْمَ الْحَکَمُ اللَّهُ، وَ الزَّعِیمُ مُحَمَّدٌ [صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ ، وَ الْمَوْعِدُ الْقِیَامَهُ، وَ عِنْدَ السَّاعَهِ یَخْسَرُ المُبْطِلُونَ وَ لَا یَنْفَعُکُمْ إِذْ تَنْدَمُونَ، «وَلِکُلِ ّ نَبَالٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ»*(134)(135) «مَنْ یَأتِیهِ عَذابٌ یُخْزِیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذابٌ مُقِیمٌ»*(136)

قسمت هشتم

ثُمَّ رَمَتْ بِطَرْفِهَا(137) نَحْوَ الْأَنْصَارِ فَقَالَتْ:

یَا مَعْشَرَ الْفِتْیَهِ (النَّقِیبَهِ(138)) وَ أَعْضَادَ(139) الْمِلَّهِ، وَ حَضَنَهَ(140) الْإِسْلَامِ! مَا هَذِهِ الْغَمِیزَهُ(141) فِی حَقِّی؟ وَ السِّنَهُ عَنْ ظُلَامَتِی؟

حال که چنین است پس بگیر آن - ارث مرا - که همچون مرکب آماده و مهار شده آماده بهره برداری است و بر آن سوار شو.

ولی بدان در قیامت تو را دیدار می کند و بازخواست می نماییم و در آن روز چه جالب است که داور خداست، و مدعی تو محمّد صلی اللَّه علیه و آله، و موعد داوری، رستاخیز، و در آن روز باطلان زیان خواهند دید، امّا پشیمانی به حال شما سودی نخواهد داشت! بدانید: «هر چیزی - که خداوند به شما داده سرانجام - قرارگاهی دارد - و در موعد خود انجام می گیرد - و به زودی خواهید دانست» «به زودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوار کننده به سراغش خواهد آمد و مجازات جاودان بر او وارد خواهد شد»!

سپس بانوی اسلام گروه انصار را مخاطب ساخته و با آهنگی رسا و محکم و کوبنده ادامه سخن داد و چنین فرمود: ای جوانمردان! و ای بازوان توانمند ملت و یاران اسلام این نادیده

گرفتن حق مسلم من از سوی شما چیست؟ این چه تغافلی است که در برابر ستمی که بر من وارد شده نشان می دهید؟!

أَمَا کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ و آلِهِ أَبِی یَقُولُ: «الْمَرْءُ یُحْفَظُ فِی وُلْدِهِ»؟

سَرْعَانَ(142) مَا أَحْدَثْتُمْ، وَ عَجْلَانَ ذَا إِهَالَهٍ(143)، وَ لَکُمْ طَاقَهٌ بِمَا أُحَاوِلُ وَ قُوَّهٌ عَلَی مَا أَطْلُبُ وَ أُزَاوِلُ.

أَتَقُولُونَ مَاتَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وآلِهِ؟ فَخَطْبٌ(144) جَلِیلٌ اسْتَوْسَعَ(145) وَهْنُهُ(146)، وَ اسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ(147)، وَ انْفَتَقَ رَتْقُهُ، وَ اظْلِمَتِ الْأَرْضُ لِغَیْبَتِهِ، وَ کُسِفَتِ النُّجُومُ لِمُصِیبَتِهِ، وَ أَکْدَتِ الْآمَالُ(148)، وَ خَشَعَتِ الْجِبَالُ، وَ أُضِیعَ الْحَرِیمُ، وَأُزِیلَتِ الْحُرْمَهُ عِنْدَ مَمَاتِهِ.

آیا رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله پدرم نمی فرمود: احترام هر کس را در مورد فرزندان او باید نگاه داشت؟ چه زود اوضاع را دگرگون ساختید، و چه با سرعت به بیراهه گام نهادید، با این که توانایی بر احقاق حق من دارید، و نیروی کافی بر آنچه می گویم در اختیار شماست.

آیا می گویید: محمّد صلی اللَّه علیه و آله از دنیا رفت - و با مُردن او همه چیز تمام شد، و خاندان او باید به دست فراموشی سپرده شوند و سنتش پایمال گردد؟ - .

آری مرگ او مصیبت و ضربه دردناکی بر جهان اسلام بود. فاجعه سنگینی است که بر همه غبار غم فروریخت، و شکافش هر روز آشکارتر، و گسستگی آن دامنه دارتر، و وسعتش فزون تر می گردد، زمین از غیبت او تاریک، و ستارگان برای مصیبتش بی فروغ و امیدها به یاس مبدل گشت، کوه ها متزلزل گردید احترام افراد پایمال شد و با مرگ او حرمتی باقی نماند!

قسمت نهم

فَتِلْکَ وَ اللَّهِ النَّازِلَهُ الْکُبْرَی وَ الْمُصِیبَهُ الْعُظْمَی

لَامِثْلُهَا نَازِلَهٌ، وَ لَا بَائِقَهٌ(149) عَاجِلَهٌ، أَعْلَنَ بِهَا

کِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ فِی أَفْنِیَتِکُمْ وَ فِی مُمْسَاکُمْ وَ مُصْبَحِکُمْ، هُتَافاً(150) وَ صُرَاخاً(151)، وَ تِلَاوَهً وَ أَلْحَاناً، وَ لَقَبْلَهُ مَا حَلَّ بِأَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ حُکْمٌ فَصْلٌ، وَ قَضَاءٌ حَتْمٌ.

«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ».*(152)

به خدا سوگند این حادثه ای است عظیم و مصیبتی است بزرگ و ضایعه ای است جبران ناپذیر.

ولی فراموش نکنید اگر پیامبر (صلی اللَّه علیه و آله) رفت قرآن مجید قبلاً از آن خبر داده بود، همان قرآنی که پیوسته در خانه های شماست، و صبح و شام با صدای بلند و فریاد و - یا - آهسته و با الحان مختلف در گوش ما خوانده می شود، پیامبران پیشین نیز قبل از او با این واقعیت روبرو شده بودند چرا که مرگ فرمان تخلف ناپذیر الهی است.

آری قرآن صریحاً گفته بود: «محمّد صلی اللَّه علیه و آله فقط فرستاده خداست، و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند، آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود شما به عقب برمی گردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هرکس به عقب بازگردد هرگز به خداوند ضرری نمی زند و خداوند به زودی شاکران (و استقامت کنندگان) را پاداش خواهد داد».

إِیْهاً(153) بَنِی قَیْلَهَ! أَاُهْضَمُ(154) تُرَاثَ أَبِیَ وَأَنْتُمْ بِمَرْأیً مِنِّی وَ مَسْمَعٍ، وَ مُنْتَدَیً(155) وَ مَجْمَعٍ؟

تَلْبَسُکُمُ الدَّعْوَهُ وَ تَشْمَلُکُمُ الْخُبْرَهُ وَ أَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَ الْعُدَّهِ، وَ الْأَدَاهِ وَ الْقُوَّهِ، وَ عِنْدَکُمُ السِّلاَحُ وَ الْجُنَّهُ، تُوَافِیکُمُ الدَّعْوَهُ فَلَا تُجِیبُونَ، وَ تَاتِیَکُمُ الصَّرْخَهُ فَلَا تُغِیثُونَ [تُعِینُونَ ، وَ

أَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْکِفَاحِ(156)، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّلَاحِ، وَ النُّخْبَهُ الَّتِی انْتُخِبَتْ، وَ الْخِیَرَهُ الَّتِی اخْتِیرَتْ.

قَاتَلْتُمُ الْعَرَبَ، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْکَدَّ وَ التَّعَبَ، وَ نَاطَحْتُمُ الْاُمَمَ، وَ کَافَحْتُمُ الْبُهَمَ(157)، لَا نَبْرَحُ أَوْ تَبْرَحُونَ، نَأْمُرُکُمْ فَتَأتَمِرُونَ،

عجبا! «ای فرزندان قیله» (قیله زن با شخصیت و شرافتمندی است بود که نسب قبایل انصار به او منتهی می گردد) آیا ارث من باید پایمال گردد و شما آشکارا می بینید و می شنوید، و در جلسات و مجمع شما این معنی گفته می شود و اخبارش به خوبی به شما می رسد و باز هم خاموش نشسته اید؟ با این که دارای نفرات کافی و تجهیزات ونیروی وسیع و سلاح و سپر هستید، دعوت مرا می شنوید و لبیک نمی گویید؟ و فریاد من در میان شما طنین افکن است و به فریاد نمی رسید؟ با اینکه شما در شجاعت زبانزد می باشید و در خیر و صلاح معروفید، و شما برگزیدگان اقوام و قبایل هستید.

با مشرکان عرب پیکار کردید و رنج ها و محنت ها را تحمل نمودید، شاخ های گردنکشان را در هم شکستید، و با جنگجویان بزرگ دست و پنجه نرم کردید، و شما بودید که پیوسته با ما حرکت می کردید، و در خط ما قرار داشتید، دستورات ما را گردن می نهادید و سر بر فرمان ما داشتید،

حَتَّی إِذَا دَارَتْ بِنَا رَحَی الْإِسْلاَمِ، وَ دَرَّ(158) حَلَبُ(159) الْأَیَّامِ، وَ خَضَعَتْ نَعْرَهُ(160) الشِّرْکِ ، وَ سَکَنَتْ فَوْرَهُ(161) الْإِفْکِ، وَ خَمَدَتْ(162) نِیرَانُ الْکُفْرِ، وَ هَدَأَتْ(163) دَعْوَهُ الْهَرْجِ(164)، وَ اسْتَوْثَقَ(165)[ اسْتَوْسَقَ نِظَامُ الدِّینِ، فَأَنَّی حِرْتُمْ بَعْدَ الْبَیَانِ؟ وَ أَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْإِعْلَانِ؟ وَ نَکَصْتُمْ بَعْدَ الْإِقْدَامِ؟ وَ أَشْرَکْتُمْ بَعْدَ الْاِیمَانِ؟

«أَلا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُوکُمْ اوَّلَ مَرَّهٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ

إنْ کُنْتُمْ مُؤمِنِینَ»*.(166)

تا آسیای اسلام بر محور وجود خاندان ما به گردش درآمد، و شیر در پستان مادر روزگار فزونی گرفت، نعره های شرک در گلوها خفه شد و شعله های دروغ فرو نشست، آتش کفر خاموش گشت، و دعوت به پراکندگی متوقف شد و نظام دین محکم گشت.

پس چرا بعد از آن همه بیانات قرآن و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله امروز حیران مانده اید؟ چرا حقایق را بعد از آشکار شدن مکتوم می دارید و پیمان های خود را شکسته اید، و بعد از ایمان راه شرک پیش گرفته اید؟

«آیا با گروهی که پیمان های خود را شکستند و تصمیم به اخراج پیامبر صلی اللَّه علیه و آله گرفته اند پیکار نمی کنید؟ در حالی که آنها نخستین بار (پیکار با شما را) آغاز کردند، آیا از آنها می ترسید؟ با این که خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن هستید».

أَلَا قَدْ أَرَی أَنْ قَدْ أَخْلَدْتُمْ إلَی الْخَفْضِ(167)، وَ أَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ أَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ، قَدْ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَهِ(168) وَ نَجَوْتُمْ مِنَ الضِّیقِ بِالسَّعَهِ، فَمَجَجْتُمْ(169) مَا وَعَیْتُمْ، وَ دَسَعْتُمُ الَّذِی تَسَوَّغْتُمْ.(170)

فَ «إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ».*(171)

قسمت دهم

ألَا وَ قَدْ قُلْتُ مَا قُلْتُ عَلَی مَعْرِفَهٍ مِنِّی بِالْخَذْلَهِ الَّتِی خَامَرَتْکُمْ وَ الْغَدْرَهِ الَّتِی اسْتَشْعَرَتْهَا قُلُوبُکُمْ، وَ لَکِنَّهَا فَیْضَهُ النَّفْسِ، وَ نَفْثَهُ(172) الْغَیْضِ [الْغَیْظِ]، وَ خَوْرُ(173) الْقَنَاهِ(174) وَ بَثَّهُ(175) الصَّدْرِ، وَ تَقْدِمَهُ الْحُجَّهِ.

آگاه باشید من چنین می بینم که شما رو به راحتی گذارده اید، و عافیت طلب شده اید، کسی را که از همه برای زعامت و اداره امور مسلمین شایسته تر بود دور ساختید، و به تن پروری و آسایش در گوشه خلوت تن دادید، و از فشار و تنگنای مسؤولیت ها

به وسعت بی تفاوتی روی آوردید.

آری آنچه را از ایمان و آگاهی در درون داشتید بیرون افکندید، و آب گوارایی را که نوشیده بودید به سختی از گلو برآوردید! امّا فراموش نکنید خداوند می فرماید: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید (به خدا زیانی نمی رسد، چرا که) خداوند بی نیاز و شایسته ستایش است».

بدانید و آگاه باشید من آنچه را باید بگویم، گفتم، با این که به خوبی می دانم ترک یاری حق با گوشت و پوست شما آمیخته، و عهدشکنی قلب شما را فراگرفته است ولی چون قلبم از اندوه پُر بود - و احساس مسؤولیت شدیدی می کردم - کمی از غم های درونی ام بیرون ریخت، و اندوهی که در سینه ام موج می زد خارج شد، تا با شما اتمام حجّت کنم و عذری برای احدی باقی نماند.

فَدُونَکُمُوهَا فَاحْتَقِبُوهَا(176) دَبْرَهَ(177) الظَّهْرِ، نَقِیبَهَ [نَقِبَهَ(178)] الْخُفِ ّ، بَاقِیَهَ الْعَارِ(179) مَوْسُومَهً بِغَضَبِ اللَّهِ وَ شَنَارِ(180) الْأَبَدِ، مَوْصُولَهً بِنارِ اللَّهِ الْمُوقَدَهِ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَهِ.

فَبِعَیْنِ اللَّهِ مَا تَفْعَلُونَ. «وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا ایَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ».*(181)

وَ أَنَا ابْنَهُ نَذِیرٍ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدِیدٍ، فَاعْمَلُوا «إِنَّا عامِلُونَ*(182)(183) وَ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ».*(184)(185)

اکنون که چنین است این مرکب خلافت و آن فدک، همه از آن شما، محکم بچسبید و رها نکنید ولی بدانید این مرکبی نیست که بتوانید راه خود را بر آن ادامه دهید: پشتش زخم، و کف پایش شکافته است! داغ ننگ بر آن خورده، و غضب خداوند علامت آن است، و رسوایی ابدی همراه آن، و سرانجام به آتش برافروخته خشم الهی که از دل ها سربرمی کشد خواهد پیوست!

فراموش نکنید آنچه را انجام می دهید در برابر خداست.

«آنها که ستم کردند به زودی می دانند که

بازگشتشان به کجاست!»

و من دختر پیامبری هستم که شما را در برابر عذاب شدید انذار کرد، «آنچه از دست شما بر می آید انجام دهید، ما هم انجام می دهیم؛ و انتظار بکشید، ما هم منتظریم!».

پی نوشت ها

1) بحارالانوار، ج 29، ص 235، بلاغات النساء، ص 23.

2) المراجعات، ص 392.

3) وسیع و فراخ در محاورات فصیح می گویند: «ذرع سابغ»؛ زره رسا، نه دراز و نه کوتاه.

4) جمع «الی» نعمت.

5) إسداء» عطا، بخشیدن.

6) جمع «منّت»، نعمت های گران قدر.

7) زیاد.

8) ندب» دعوت نمودن.

9) ابتداع» بدون مثال و نقشه قبلی، اختراع.

10) پیروی کردن.

11) از ماده «ذَرَأ» آفرید.

12) گرامی داشتن و ارجمند داشتن.

13) اگر شکاری را به طرف کسی برانند می گویند: حُشتُ عَلَیِه الصّیدّ: شکار را به سوی او راندم.

14) او را آفرید.

15) او را مبعوث داشت.

16) مستور.

17) جمع «اهوال» حوادث ترس آور.

18) محفوظ.

19) جمع «مآل»، عاقبت و آخر کار.

20) جمع «دهر» روزگاران دراز.

21) فرق»: جمع فرقه، گروها.

22) جمع «عاکف»، ملازمان.

23) جمع «وثن»، بت ها.

24) جمع «بهمه» مسائل مشکل و پیچیده و حیرت زا.

25) تحیر و راه نیافتن.

26) گمراهی، ضد رشد.

27) کوری و گمراهی.

28) فراگرفته شد.

29) جمع «بلیغ»، رسانندگان پیام یا خبر.

30) نور ساطع» نور برآمده همراه با درخشندگی است.

31) اسم فاعل از «لمعان» روشن شدن و درخشیدن.

32) آرزو بردن به حال کسی بدون آن که زوال آن را از وی بخواهد، در مقابل حسد که زوال آن را آرزو می کند.

33) ایصال، رساندن.

34) نظم و ترتیب دادن.

35) نگهداری و بازداشتن خون از ریختن.

36) نقص و کم دادن.

37) انداختن شی ء.

38) سوره آل عمران، آیه 102.

39)

40) سوره فاطر،آیه 28.

41) دوری و تجاوز از حق.

42) آنچه موجب مشقت و دشواری شما باشد.

43) سوره توبه: آیه 129.

44) نسبت او را

بررسی کنید.

45) از «صدع» آشکار کردن، شکافتن، به جای آوردن فرمان.

46) راه، محله، مرکز.

47) وسط هر چیز و عمده آن، میان پشت و کتف.

48) جمع «کظم» ، گلو، دهان، راه تنفس.

49) از «نکت» به رو انداختن و به سر درافکندن را می گویند.

50) انهزام» شکست خوردن.

51) پشت گرداندند، کنایه از شکست.

52) شب صبح را شکافت.

53) روشن شد.

54) جمع «شقشقه» آنچه شتر مست از دهان بیرون کند، کنایه از سخنوری.

55) هلاک شد.

56) مردمان پست و فرومایه.

57) به زبان آوردید.

58) مردم (کمتر از ده نفر).

59) جمع «ابیض» سفید پوستان.

60) جمع «اخمص» گرسنگان.

61) آب اندک.

62) فرصت.

63) شعله کوچک آتش.

64) لگد کوب.

65) گنداب، آب آمیخته با بول شتر.

66) از «قوت» به معنای غذا یعنی آذوقه خود قرار می دادید.

67) پوست بز دباغی نشده.

68) گرفتار شد.

69) سرکردگان عرب.

70) جمع «مارد» طغیان گران و سرکشان.

71) آشکار شد، «نَجْم» آشکار شدن و روییدن گیاه ها.

72) شاخ.

73) گشوده شد «فغرت فاغره»: دهانی گشوده شد.

74) فعل ماضی از قَذف: انداخت.

75) بر نمی گشت، دست بردار نبود.

76) مضارع از مصدر «وطی ء» لگدکوب می کرد.

77) فرورفتگی کف پا.

78) إخماد»: خاموش کردن.

79) شعله آتش.

80) رنج پذیر، رنج بر.

81) اسم فاعل «شمّر» أزارَهُ عن ساقه: بالا زد پیراهن خود را از ساق پا.

82) رنج بر، زحمت کش 83) جمع «وادع» آسوده خیالان، تن آسایان.

84) انتظار می کشیدید.

85) جمع دایره، حوادث نامطلوب.

86) توقع داشتید.

87) از آن خیری که به طرف آن رفته بودید بر می گشتید.

88) رویارویی دو طرف در جنگ.

89) خار، کینه و عدوات در دل.

90) پوشیده شد.

91) روپوش.

92) ساکت، خاموش.

93) گمراهان، «کاظم الغاوین» گمراهان خاموش.

94) ظاهر شد.

95) ساقط، زبون، گمنام.

96) رئیس ارجمند.

97) خطر، دم جنبانیدن حیوان و به راست و چپ زدن آن.

98) ساحت ها.

99) جای خزیدن.

100) خدعه.

101) از «وسم»

اثر داغ کردن حیوان با آتش.

102) جراحت و زخم.

103) وسیع، گشاد.

104) زخم.

105) جراحت، هنوز بهبودی نیافته.

106) سوره توبه: آیه 49.

107) از «زهر» درخشان، فروزان.

108) نور چهره و غالب.

109) طلب کند.

110) سوره آل عمران: آیه 85.

111) درنگ نکردید، از «لبث» درنگ نمودن.

112) آسان شود.

113) ریسمانی که با آن حیوانی را بکشند.

114) آتش جنگ را روشن کردید.

115) بر وزن «تمره» شعله.

116) قطعه شعله ور شده از آتش.

117) بریدن.

118) جمع «مدیه» کارد تیز.

119) با تیر و نیزه زدن امّا نه به قدری که بشکافد.

120) سوره مائده : آیه 50.

121) تهمت بزرگ و عجیب.

122) سوره نمل: آیه 16.

123)

124) سوره مریم: آیه 5 و 6.

125)

126) سوره انفال: آیه 75

127)

128) سوره نساء: آیه 11.

129) سوره بقره : آیه 180.

130) محبوبیت و منزلت.

131) اسم فعل به معنای امر، بگیر مرکب و شتر خلافت را.

132) مهار شد.

133) افسار زده و جُل شده (آماده).

134) سوره انعام : آیه 67.

135)

136) سوره هود : آیه 39.

137) چشم یا نگاه.

138) از «نقب» شاهد قوم که گفته او مورد قبول طایفه خود باشد، چهره های با نفوذ و شناخته شده.

139) جمع عضد، نصرت و بازو.

140) جمع «حاضن» حافظ و نگه دارنده.

141) سستی در عمل و نادانی در عقل.

142) اسم فعل به معنای «سرع» و «عجل» یعنی چه با سرعت و با شتاب.

143) پی و مانند آن است که ذوب شود.

144) امر عظیم.

145) از «وسعت» ، گشاد شد.

146) لباسی که پوسیده و پاره شده باشد.

147) شکاف.

148) خیرش تمام و منقطع شده.

149) شرو بلا.

150) آواز بلند.

151) صدای بلند.

152) سوره آل عمران : آیه 144.

153) اسم فعل به معنی امر، به کسی که ادامه گفتار و یا عملی را از کسی دیگر بخواهد

«ایه» گفته می شود.

154) از «هضم» شکستن، ظلم کردن، بازداشتن ، نقص.

155) مجلس و محل مشورت.

156) بدون زره و سپر به استقبال دشمن رفتن.

157) جمع «بهمه» مجهولی که شناخته نشود، قهرمان.

158) جریان و کثرت.

159) شیر دوشیده شده.

160) در این جا خضوع گردنکشان.

161) هیجان.

162) شعله های آتش فرو نشست.

163) آرامش پیدا کرد.

164) فتنه.

165) نظم یافت.

166) سوره توبه: آیه 13.

167) آسایش زندگی.

168) راحت و آرامش.

169) مَجّ» ریختن.

170) از «ساغ الشراب» به سهولت و آسانی نوشیدید.

171) سوره ابراهیم: آیه 8.

172) نفثه المصدور: آه کشیدن از درد سینه.

173) ضعف و سستی.

174) نیزه.

175) نشر و اظهار، غمی که انسان توانایی کتمان آن را ندارد و اظهار می کند.

176) از «حقب» ریسمانی که با آن رحل را به شکم شتر می بندند و آماده سوار شدن می شود.

177) زخمی که در پشت شتر و یا هر مرکبی باشد.

178) نازک شدن پشت پای شتر.

179) عیبی که در معرض زوال نباشد.

180) عیب و عار.

181) سوره شعراء : آیه 227.

182) سوره شعراء: آیه 227.

183)

184) سوره هود: آیه 122 - 121.

185)

درباره مركز

بسمه تعالی
هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ
آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسانند ؟
سوره زمر/ 9

مقدمه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، از سال 1385 هـ .ش تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی (قدس سره الشریف)، با فعالیت خالصانه و شبانه روزی گروهی از نخبگان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.

مرامنامه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان در راستای تسهیل و تسریع دسترسی محققین به آثار و ابزار تحقیقاتی در حوزه علوم اسلامی، و با توجه به تعدد و پراکندگی مراکز فعال در این عرصه و منابع متعدد و صعب الوصول، و با نگاهی صرفا علمی و به دور از تعصبات و جریانات اجتماعی، سیاسی، قومی و فردی، بر مبنای اجرای طرحی در قالب « مدیریت آثار تولید شده و انتشار یافته از سوی تمامی مراکز شیعه» تلاش می نماید تا مجموعه ای غنی و سرشار از کتب و مقالات پژوهشی برای متخصصین، و مطالب و مباحثی راهگشا برای فرهیختگان و عموم طبقات مردمی به زبان های مختلف و با فرمت های گوناگون تولید و در فضای مجازی به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار دهد.

اهداف:
1.بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام)
2.تقویت انگیزه عامه مردم بخصوص جوانان نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی
3.جایگزین کردن محتوای سودمند به جای مطالب بی محتوا در تلفن های همراه ، تبلت ها، رایانه ها و ...
4.سرویس دهی به محققین طلاب و دانشجو
5.گسترش فرهنگ عمومی مطالعه
6.زمینه سازی جهت تشویق انتشارات و مؤلفین برای دیجیتالی نمودن آثار خود.

سیاست ها:
1.عمل بر مبنای مجوز های قانونی
2.ارتباط با مراکز هم سو
3.پرهیز از موازی کاری
4.صرفا ارائه محتوای علمی
5.ذکر منابع نشر
بدیهی است مسئولیت تمامی آثار به عهده ی نویسنده ی آن می باشد .

فعالیت های موسسه :
1.چاپ و نشر کتاب، جزوه و ماهنامه
2.برگزاری مسابقات کتابخوانی
3.تولید نمایشگاه های مجازی: سه بعدی، پانوراما در اماکن مذهبی، گردشگری و...
4.تولید انیمیشن، بازی های رایانه ای و ...
5.ایجاد سایت اینترنتی قائمیه به آدرس: www.ghaemiyeh.com
6.تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و...
7.راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی
8.طراحی سیستم های حسابداری، رسانه ساز، موبایل ساز، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک، SMS و...
9.برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم (مجازی)
10.برگزاری دوره های تربیت مربی (مجازی)
11. تولید هزاران نرم افزار تحقیقاتی قابل اجرا در انواع رایانه، تبلت، تلفن همراه و... در 8 فرمت جهانی:
1.JAVA
2.ANDROID
3.EPUB
4.CHM
5.PDF
6.HTML
7.CHM
8.GHB
و 4 عدد مارکت با نام بازار کتاب قائمیه نسخه :
1.ANDROID
2.IOS
3.WINDOWS PHONE
4.WINDOWS
به سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی و قرار دادن بر روی وب سایت موسسه به صورت رایگان .
درپایان :
از مراکز و نهادهایی همچون دفاتر مراجع معظم تقلید و همچنین سازمان ها، نهادها، انتشارات، موسسات، مؤلفین و همه بزرگوارانی که ما را در دستیابی به این هدف یاری نموده و یا دیتا های خود را در اختیار ما قرار دادند تقدیر و تشکر می نماییم.

آدرس دفتر مرکزی:

اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109