چرا نهج‌البلاغه اين همه جاذبه دارد

مشخصات كتاب

‏شماره كتابشناسي ملي: ايران۸۳-۱۶۱۱۱
‏سرشناسه: مكارم‏شيرازي‏، ناصر
‏عنوان و نام پديدآور: چرا نهج‏البلاغه اين همه جاذبه دارد/ مكارم‏شيرازي‏، ناصر
‏منشا مقاله:، معارف‏، ش ۱۷، (بهمن و اسفند ۱۳۸۲): ص ۵ - ۷.
‏توصيفگر: نهج‏البلاغه‏
‏توصيفگر: علي‏بن‏ابيطالب‏(ع‏)، امام اول‏
‏توصيفگر: شيوه زندگي‏
‏توصيفگر: آزادي‏
‏توصيفگر: عدالت‏

موقعيت ويژه و استثنائي نهج البلاغه

اشاره

مدتها بود كه نهج‌البلاغه در ميان ما بود با تمام شكوه و عظمتش، با خطبه‌هاي الهام بخش و تكان دهنده‌اش، با ابعاد گسترده فكري و اجتماعيش، با درسهاي پر مغز خدا شناسيش، با حماسه‌هاي شور انگيزش و با دفاع بي قيد و شرطش از توده‌هاي مستضعف و رنجديده انسانها!
ولي جز خواص از آن آگاهي نداشتند، و بعنوان يك كتاب الهام بخش انقلابي در سطح توده‌ي مردم مورد شناسائي زيادي نبود، و اين درد بزرگي است كه بايد روزي علل و اسباب آن دقيقا بررسي شود. اما سرانجام نهج‌البلاغه پرده‌هاي بيخبري را شكافت و گرد و غبار نسيان را از خود دور كرد و همچون قرآن در دسترس همگان قرار گرفت و جنبش در توده مردم ايجاد كرد و آتش انقلاب را شعله ور ساخت، در خطابه‌ها و حماسه‌ها و نظم و نثر و فرهنگ انقلابي جاي خودش را در يك سطح گسترده و عمومي باز كرد و نشان داد تا چه اندازه در روزهاي سخت و بحراني مي‌تواند كارساز و پيروزي آفرين باشد.
كار بجايي رسيد كه (طاغوتيان گذشته) نهج‌البلاغه را بعنوان يك كتاب ممنوع الانتشار از خانه‌ي جوانان انقلابي جمع آوري مي‌كردند! و درست فهميده بودند. چرا كه نهج‌البلاغه خصم آشتي ناپذير آنها و دوست و مهربان و دلسوز مظلومان و محرومان و مسلمانان زجر ديده بود.
از اين به بعد موج تازه‌اي در تمامي افكار جهت شناخت نهج‌البلاغه به وجود آمد و تمامي قشرها مخصوصا جوانان با تشنگي روز افزوني سعي داشتند خود را به نهج‌البلاغه نزديك كنند و از سرچشمه‌ي زلالش سيراب شوند. امروز شايد كمتر خانه‌ايست كه نهج‌البلاغه در آن نباشد و كمتر كسي است در محيط ما كه تحت جاذبه فوق العاده آن قرار نگرفته باشد.
به عقيده ما آنچه موقعيت ويژه و استثنائي را به نهج‌البلاغه بخشيده گذشته از اينكه (گفتار امام و پيشواي انسانهاست) وجود ويژگيهاي مهم زير است:
[صفحه 2]

بيانگر مسائل عيني و ملموس زندگي است

در بخشهاي سه گانه اين كتاب بزرگ (خطبه‌ها- نامه‌ها- كلمات قصار) همه جا سخن از مسائل عيني كه به زندگي معنوي و مادي انسانها مربوط است به ميان آمده همه جا انگشت روي دردها، روي آلام و مشكلات، روي رنجهاي انسانها گذارده شده و طرق درمان نيز ارائه گرديده است، نهج‌البلاغه به سراغ كلي گوئي و فلسفه بافي و مسائل پنداري نمي‌رود علي عليه‌السلام مرد مبارزه و عمل، مرد زندگي و حيات، مرد هدف و پيروزي بود و سخنانش همه جا همين آهنگ را دارد.
اگر مي‌بينيم فلسفه افلاطون و ارسطو نتوانست توده‌هاي مردم را به حركت درآورد و نظام فاسد حاكم بر يونان را- چه رسد به نقاط ديگر جهان- واژگون سازد، ولي نهج‌البلاغه‌ي علي (ع) به دنبال خط قرآن و سنت پيامبر، دنيايي را بحركت درآورد به خاطر همين تفاوت بارز است كه يكي تنها به سراغ كل گويي مي‌رود و از زندگاني انسانها دور مي‌شود و ديگري انگشت روي فصل، فصل و فراز، فراز و بند، بند زندگي مي‌گذارد و همه در دل جامعه حركت مي‌كند و اين به خاطر آنست كه اولي زاييده پندار انساني است اسير چنگال محيط و نظامهاي حاكم بر آن و ديگري مولود تعليمات آسماني و از سرچشمه‌ي وحي كه هماهنگ با فطرت و قوانين آفرينش است.

نهج‌البلاغه مرهمي بر دردهاي جانكاه بشريت

كدام كتاب را پيدا مي‌كنيد كه اينگونه براي انسانهاي محروم فرياد بر آورده باشد؟ فريادي آميخته با آگاه سازي توده‌ها و حركت دادن آنها به سوي هدف.
في المثل: هنگامي كه در فرمان مالك اشتر سخن از قشرهاي جامعه مي‌گويد، و وظايف و مسئوليتهاي هر يك از آنها را با دقت و ظرافت و جامعيت و عمق خاص خود بر مي‌شمرد، لحن سخن آرام و منظم پيش مي‌رود ولي همينكه به قشر محروم و ستمديده مي‌رسد گفتار امام چنان اوج مي‌گيرد كه گويي از پرده دل فرياد مي‌كشد:
«الله الله في الطبقه السفلي من الذين لا حيله لهم من المساكين و المحتاجين و اهل البوسي و الزمني»
«خدا را خدا را، اين مالك! در باره قشر پايين و محروم، نيازمندان، رنجديدگان و از كار افتادگان بينديش»
و اين سخن را با دستور ويژه‌اي كه درباره آنها صادر مي‌كند تكميل مي‌سازد.
[صفحه 3]
مي‌فرمايد: «بايد شخص خودت بدون هر واسطه ديگري وضع آنها را در سراسر كشور اسلام زير نظر بگيري و بطور مداوم از آنها سركشي كني، تا مشكلاتشان با سر پنجه عدالت گشوده شود».
باز براي اينكه محرومان و ستمديدگان بر اثر دخالت اطرافيان، حاجبان، دربانان و واسطه‌ها زير دست و پا نمانند و فريادهايشان مستقيما به گوش رهبران برسد به مالك چنين دستور مي‌دهد:
«و اجعل لذوي الحاجات منك قسما- «تفرغ لهم فيه شنحصك و تجلس لهم مجلسا عاما فتتواضع فيه لله الذي خلقك و تعقد عنهم جندك و اعوانك من احراسك و شرطك حتي يكلمك متكلمهم غير متتعتع، فاني سمعت رسول‌الله صلي الله عليه و آله و سلم يقول في غير موطن لن تقدس امه لا يوخذ للضعيف فيها حقه من القوي غير متتعتع»
«براي نيازمندان بخشي از اوقات خود را اختصاص ده كه فارغ البال از همه چيز به آنها بپردازي، و در يك مجلس عمومي كه درهاي آن به روي همه گشوده باشد بنشين، و تواضع را براي خدايي كه آفريننده توست پيشه كن پاسداران و محافظان و اعوان و انصارت را در اين مجلس كنار بگذار تا در نهايت آزادي هر كس سخني دارد بدون ترس و وحشت، و خالي از لكنت، بيان كند، چرا كه من از رسول خدا (ص) شنيدم كه در مواطن متعددي اين سخن را تكرار فرمود: «امتي كه حق ضعيفان را با صراحت از زورمندان نگيرد هرگز روي پاكي بخود نخواهد ديد».
نه تنها در اين فرمان كه در وصيتها به فرزندانش و به همه‌ي دوستانش از بستر شهادت همين فرياد را مي‌كشد.
[صفحه 4]
در كجاي تاريخ جهان ديده‌ايد كه پيشوايي فرماندارش را تنها به خاطر شركت در يك مجلس ميهماني مجلل توبيخ و سرزنش كند كه علي (ع) در نامه‌ي (عثمان بن حنيف) فرموده است: آنهم تنها به اين دليل كه اغنيا بر سر آن سفره حاضر بودند و گرسنگان محروم و ممنوع. كجا شنيده‌ايد كه پيشوايي، بدترين درد را براي يك زمامدار اين بشمارد كه او شب سير بخوابد و در اطراف او گرسسنگان باشند و به فرماندارش بگويد:
و حسبك داء ان تبيت ببطنه
و حولك اكباد تحن الي القدر
علي (ع) در نهج‌البلاغه ناراحتي شديد خود را در نامه‌هايش از اينكه لشكر به هنگام عبور از آباديها مزاحم مردم شوند اظهار مي‌دارد و بدون توجه به سياستهاي معمول دنيا كه به هنگام نياز به ارتش در برابر تندرويهاي آنها اغماض روا مي‌دارد در نامه‌ي 60 نهج‌البلاغه بخش نامه‌ها دستور مي‌دهد كه هر كدام از اين لشكريان به هنگام عبور از شهرها و روستاها از هر گونه مزاحمت و غصب حقوق مردم و اموال آنها خود داري كند، مگر آنكه به قدري مضطر و گرسنه باشند كه جانشان به خطر بيفتد كه در اين هنگام تنها به مقدار حفظ جان مي‌توانند استفاده كنند.
و مخصوصا در اين نامه تاكيد مي‌كند كه من به دنبال لشكر در حركتم هر گونه شكايتي از آنها داشته باشيد به من برسانيد تا اقدام كنم.
زندگي شخصي امير مومنان كه در لابلاي سطور نهج‌البلاغه به روشني ترسيم شده است خود الگويي است براي همه آنها كه مي‌خواهند راه و رسم همدردي با مستضعفان را دريابند، همه جا با آنها و در كنار آنها است.
كوتاه سخن اينكه نهج‌البلاغه حامي رنجديدگان، پشتيبان مستضعفان، يار و غمخوار محرومان، و دشمن سر سخت ظالمان و ستمگران و مستكبران است. به همين دليل يكي از مهمترين شرايطي را كه براي فرماندهان لشكر ضروري مي‌شمرد آنست كه در برابر زرومندان، قوي و محكم، و در برابر ضعيفان مهربان و ملايم باشند (و يراف بالضعفاء و ينبو علي الاقوياء). [1].

نهج‌البلاغه و آزادي

مي‌دانيم كه يكي از مهمترين هدفهاي انساني پيامبران آزاد ساختن انسانها از زنجيرهاي اسارت است كه به مقتضاي «و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التي كانت عليهم» [2] در يك سطح وسيع و گسترده انجام مي‌گيرد. در نهج‌البلاغه اين برنامه اساسي پيامبران به عاليترين وجهي
[صفحه 5]
تعقيب شده و آزادي انسانها از اسارت در بغداد مختلفش مورد توجه دقيق قرار گرفته است.
آزادي از زنجير ستمگران خود كامه كه همواره مردم محروم و زحمتكش را آزار مي‌داده است،
آزادي از زنجير اسارت جهل و بيخبري كه سرچشمه جسارت خود كامگان و توانايي آنها بر ادامه ظلمها و ستمهاست،
آزادي از زنجير هوي و هوس و حرص و آز و شهوت و كبر و غرور و نخوت و ساير رذايل اخلاقي كه بدتر از هر زنجير اسارت ديگريست و مبارزه در راه آن در منطق اسلام جهاد اكبر شناخته شده است.
مخصوصا در خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات قصار همه جا روي مساله جهاد با نفس آنچنان تاكيد شده كه در كمتر موضوعي اينچنين تاكيد شده است و بر خلاف آنچه بعضي مي‌پندارند اينگونه خطبه‌ها و كلمات تنها يك بحث اخلاقي را تعقيب نمي‌كند بلكه مستقيما با موضعگيريهاي اجتماعي در برخورد با مسائل سر و كار دارد، چرا كه مي‌بينيم انگيزه بسياري از شكستها، عقب گردها، توطئه‌ها و نابسامانيها و هرج و مرجهاي اجتماعي همان نقطه ضعفهاي اخلاقي، همچون خود محوري، حسادت، خود خواهي، انحصار طلبي، كبر و غرور، خود بيني و خود پسندي است.

نهج‌البلاغه منادي عدالت اجتماعي

در دنيايي كه ظلم و جور و تبعيض و بي عدالتي همه جا را گرفته باشد و ظالمان مكيدن خون مظلومان را براي خود افتخار بشمرند هر نعمه‌ي عدالت خواهي برخيزد گيرا و جذاب و اميد انگيز است تا چه رسد به اينكه طرحي همه جانبه در زمينه عدل و داد در همه ابعادش ارائه شود.
درخشندگي نهج‌البلاغه نيز يك دليلش همين است كه همه جا منادي عدالت و حمايت از مظلومان و ستمديدگان و پيكار آشتي ناپذير با ظالمان و ستمگران است.
نام پر افتخار علي عليه‌السلام همه جا ياد آورنده اصول عدالت و دادگري است و نام پر ابهت نهج‌البلاغه تنظيم خطوط آن را در خاطره‌ها مجسم مي‌كند، چرا كه خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات قصار به هر مناسبت سخن از حمايت از مظلومان و پيكار با ستم پيشگان به ميان آمده است.
بنابر اين جاي تعجب نيست كه در محيط پر ظلم و فساد دنياي كنوني نهج‌البلاغه مر امنامه و آئين نامه مستضعفان را تشكيل دهد و همواره چون تشنگان گرد اين چشمه زلال عدالت پرور جمع شوند.
[صفحه 6]

جامعيت نهج‌البلاغه

يكي ديگر از علل جاذبه نيرومند نهج‌البلاغه آنست كه در هر ميداني گام مي‌نهد چنان حق سخن را ادا مي‌كند و دقايق را مو بمو شرح مي‌دهد كه گويي گوينده اين سخن تمامي عمر را به بحث و بررسي روي همين موضوع مشغول بوده و تخصصش منحصرا همان است.
هنگامي كه امام خطبه‌اي در زمينه توحيد آغاز مي‌كند و به شرح اسماء و صفات جمال و جلال خدا مي‌پردازد، چهره يك فيلسوف بزرگ الهي در نظر انسان مجسم مي‌گردد كه ساليان دراز همه وقت سخن از توحيد گفته، و درهاي گرانبها در اين زمينه سفته و غير از آن گفتار نداشته است.
نه به سوي «تجسم» گام برمي‌دارد و نه به سوي (تعطيل صفات) و آنچنان خدا را معرفي مي‌كند كه انسان با چشم دل او را همه جا، در آسمانها، در زمين و درون جان خود حاضر مي‌بيند به گونه‌اي كه روحش سرشار از انوار معرفي الهي مي‌گردد.
اما همين كه نهج‌البلاغه را ورق مي‌زنيم ناگاه چشم ما روي خطبه «جهاد» متوقف مي‌گردد. فرمانده شجاع و دلاوري را مي‌بينيم كه لباس رزم در تن كرده و دقيق ترين دستورات و تاكتيكهاي جنگي را براي افسران و لشكريان خود تشريح مي‌كند آنچنان كه گويي در تمام عمر جز با ميدان جنگ و فنون نبرد سر و كار نداشته است.
نهج‌البلاغه را ورق مي‌زنيم امام را بر كرسي حكومت و رهبري امت مي‌بينيم كه آيين كشور داري را براي استانداران و فرمانداران خود شرح مي‌دهد، رموز انحطاط و اوج گرفتن تمدنها، سرنوشت اقوام ظالم و ستمگر و راه وصول به يك آرامش اجتماعي و سياسي و نظامي را با پخته‌ترين عبارات بيان مي‌كند، آنچنان كه گويي در سرتا سر عمر كاري جز حكومت نداشته است.
دگر بار آن را ورق مي‌زنيم امام (ع) را بر مسند درس اخلاق و تهذيب نفوس و تربيت ارواح و افكار مي‌بينيم مرد وارسته‌اي بنام (همام) از او تقاضاي درس جديدي در زمينه صفات و پرهيزكاري كرده و آنچنان تشنه است كه با يك پيمانه و دو پيمانه سيراب نمي‌گردد.
امام منافذ، چشمه‌هاي دانش سرشار خود را بر روي او گشوده آنچنان درس پارسايي و وارستگي و پرهيزكاري به او مي‌دهد و حدود يكصد صفت از صفات پرهيزكاران را در عباراتي محكم، عميق و نافذ براي سالكان راه حق بر مي‌شمرد، آنچنان كه گويي كه قرنها بر همين مسند و همين جايگاه به ارشاد خلق و تربيت نفوس و تدريس اخلاق مشغول بوده است، به گونه‌ايي كه سئوال كننده (همام) پس از شنيدن اين گفتار صيحه‌اي مي‌زند و نقش بر زمين مي‌شود، اينگونه نفوذ سخن چيزي است كه در تاريخ سابقه ندارد.
[صفحه 7]
براستي اين صحنه‌هاي مختلف نهج‌البلاغه كه هر كدام در نوع خود بي نظير است از اعجاب انگيزترين ويژگيها اين كتاب بزرگ محسوب مي‌شود.
كوتاه سخن اينكه نهج‌البلاغه كتابي است براي امروز و فردا و فرداهاي ديگر، براي اين نسل و همه نسلهاي آينده، اثري است:
به درخشندگي آفتاب
به لطافت گل
به قاطعيت صاعقه
به غرش توفان
به تحرك امواج
و … به بلندي ستارگان دور دست به اوج آسمانها.

پاورقي

[1] فرمان مالك اشتر نهج‌البلاغه صبحي الصالح، صفحه‌ي 433.
[2] سوره‌ي اعراف آيه‌ي 157.

درباره مركز تحقيقات رايانه‌اي قائميه اصفهان

بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بنده‌اى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او می‌فرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمت‌ها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوست‌تر می‌داری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش می‌رَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچه‌ای [از علم] را بر او می‌گشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه می‌دارد و با حجّت‌های خدای متعال، خصم خویش را ساکت می‌سازد و او را می‌شکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بی‌گمان، خدای متعال می‌فرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».