استفتائات آيت اللّه حاج شيخ لطف الله صافي گلپايگاني

مشخصات كتاب

نويسنده : لطف الله صافي گلپايگاني
ناشر :قم: موسسه انتشارات حضرت معصومه سلام‌الله‌عليها
موضوع : حج -- رساله عملیه
موضوع : فقه جعفری -- رساله عملیه
موضوع : فتواهای شیعه -- قرن ۱۴
رده بندی كنگره : BP۱۸۸/۸/ص۱۶الف۵ ۱۳۸۰
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۵۷
برگرفته از:
http://www.saafi.net/fa/node/7300

احكام اعتكاف

تعريف

اعتكاف، توقّف در مسجد است با اين قيد كه در اين توقّف قصد و نيّت تعبّد و بندگي را داشته باشد؛ و احوط آن است كه نيّت عبادت ديگري مانند نماز و روزه و... غير از اعتكاف را نيز ضميمه نمايد.

زمان اعتكاف

در هر زماني كه روزه‌گرفتن صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است؛ امّا افضل اوقات اعتكاف، ماه مبارك رمضان و افضل اوقات ماه مبارك رمضان دهه آخر آن مي‌باشد.

شرايط معتكف

عقل

س) آيا اعتكاف كودك مميّز صحيح است؟
ج. اقوي، صحّت آن است.

نيّت‌كردن

نيّت

س) آيا در اعتكاف واجب و مستحب، قصد وجوب يا استحباب لازم است؟
ج) لازم نيست.
س) اگر از روي اشتباه، براي اعتكاف واجب، نيّت استحباب نمايد يا بالعكس، تكليف چيست؟
ج) اشكال ندارد.
س) آيا تجديد نيّت در روز سوّم اعتكاف مستحب، لازم است؟
ج) لازم نيست، هر چند احوط است.
س. آيا در اعتكاف، نيازي به قصد نمودن عبادات ديگر (علاوه بر نيّت اعتكاف) هم است؟
ج. بنابر احتياط بايد قصد عبادت ديگري نيز بشود.

زمان نيّت

س. زمان نيّت اعتكاف چه وقتي است؟ آيا اوّل شب مي‌شود نيّت كرد؟
ج. وقت نيّت، قبل از فجر صادق است و اكتفا به نيّت اوّل شب مشكل است مگر اين‌كه نيّت اوّل شب تا فجر ادامه داشته باشد.
س. در مراسم اعتكاف بايد قبل از اذان صبح در مسجد مستقر باشد. اگر دقايقي بعد از اذان بيايد، اعتكاف چه صورتي دارد؟
ج. بايد قبل از طلوع فجر صادق در مسجد باشد.

شرط برگشت از اعتكاف در هنگام نيّت

س. آيا انسان مي‌تواند از آغاز، هنگام نيّت، شرط كند كه اگر برايش اتّفاقي افتاد يا مشكلي پيش آمد- مثلاً بگويد اگر هوا سرد شد- اعتكاف را رها مي‌كنم حتي در روز سوّم؟ آيا لازم است اتّفاق يا مشكل خاصّي را در نظر بگيرد يا نيازي نيست؟
ج. جايز است در حين نيّت (نه قبل از آن و نه بعد از شروع در اعتكاف)، شرط رجوع از اعتكاف را در هر وقت كه بخواهد حتي در روز سوّم بنمايد، حتي بدون عروض هيچ سببي.
س. آيا در اعتكاف نذري، انسان مي‌تواند هنگام خواندن صيغه نذر، شرط كند كه اگر مانعي پيش آمد اعتكافم را رها مي‌كنم؟
ج. صحّت اشتراط رجوع از اعتكاف در نذر، محلّ تأمل بلكه محلّ منع است. بلي، نذر اعتكاف مشروط، صحيح است.
س. فرموده‌ايد معتكف مجاز است هنگام نيّت شرط كند «هر وقت خواست» (حتي در روز سوّم) از اعتكاف برگردد. اگر بعد از نيّت حكم شرط خود را ساقط نمود، آيا شرط او ساقط مي‌شود يا خير؟
ج. شرط رجوع از اعتكاف حتي در روز سوم در حين نيّت، جايز است و اما ظاهر اين است كه حكم شرط ساقط نمي‌شود، اگر چه احتياط در ترتيب آثار سقوط است به اينكه اگر بعد از اكمال دو روز، شرط را ساقط كند، اعتكاف را تمام كند و آن را رها نكند.

عدول از نيّت

س. حكم عدول از اعتكاف به اعتكاف ديگر چيست؛ چه هر دو واجب باشند يا مستحب يا يكي واجب باشد و ديگري مستحب يا يكي براي خودش باشد و ديگري براي نيابت يا هر دو براي نيابت باشد؟
ج. در هيچ يك از صور مذكوره، عدول جايز نيست.

نيابت

س. آيا اعتكاف را به نيابت از كسي كه مرده و يا به نيابت از كسي كه زنده است مي‌توان انجام داد؟
ج. نيابت از ميّت در اعتكاف، صحيح است و نيابت از حيّ محلّ اشكال است. بلي، به قصد رجاء، اشكال ندارد.

روزه‌گرفتن

نوع روزه

س. آيا هرگونه روزه و لو استيجاري و ... براي اعتكاف كافي است؟
ج. بلي، مطلق صوم كفايت مي‌كند.
س. در اعتكاف رمضان نيّت روزه بايد چگونه باشد؟
ج. روزه بايد به نيّت روزه ماه مبارك رمضان گرفته شود.
س. اگر شخصي نذر كند كه در ايام معيّني معتكف شود. اگر در همان ايام، روزه نذري يا استيجاري بر عهده او باشد، آيا مي‌تواند در همان اعتكاف، روزه نذري يا اجاره‌اي خود را بجا آورد؟
ج. بلي، مانعي ندارد.

اعتكاف در سفر

س. آيا انسان مي‌تواند نذر كند كه در سفر روزه بگيرد؟
ج. اگر در حضر چنين نذري بكند صحيح است.
س. آيا در حين مسافرت مي‌شود روزه‌ي در سفر را نذر كرد؟
ج. صحيح نيست.
س. مسافر در چه صورتي مي‌تواند اعتكاف كند؟
ج. در مواردي كه صوم براي مسافر صحيح باشد، مانند اين‌كه در وطن نذر كرده باشد كه در سفر روزه بگيرد يا در مدينه كه جايز است مسافر براي طلب حاجت سه روز روزه بگيرد.
س. شخصي نذر كرده در ايام البيض ماه رجب، در مسجد مقدّس جمكران معتكف شود و نذر كرده در فرض مسافرت روزه هم بگيرد. آيا نذرش منعقد است؟ آيا اعتكاف او صحيح است؟(هر چند مسافر باشد)
ج. در فرض سؤال، اعتكاف صحيح است.
س. شخصي براي درك فضيلت اعتكاف در مشهد مقدّس، بعد از رسيدن به مشهد بدون قصد اقامت نذر كرده سه روز روزه بگيرد. آيا چنين نذري صحيح است؟
ج. صحيح نيست.
س. حكم اعتكاف مسافر در مساجد مدينه، كوفه، مسجد‌الحرام، سهله و مشاهد مشرفه بدون نذر روزه و قصد اقامت چيست؟
ج. در هر مكاني كه روزه صحيح نيست، اعتكاف هم صحيح نيست.

اعتكاف در سفر حرام

س. آيا در سفر حرام مي‌توان اعتكاف كرد؟
ج. در مورد سؤال با تحقّق اعتكاف به قصد قربت و حصول ساير شرائط اعتكاف صحيح است.

اذن براي اعتكاف

س. آيا زن بايد براي اعتكاف از شوهرش اجازه بگيرد؟ حتي اگر معتكف شدن او با حقّ شوهر، منافات نداشته باشد.
ج. انجام اصل اعتكاف زن، چنانچه منافي با حقّ زوج نباشد مشروط به اذن زوج نيست، ولي خروج او ازمنزل بدون اذن زوج جايز نيست. پس اگر بدون اذن او خارج شود و به مسجد براي اعتكاف برود، از اين جهت اعتكافش باطل است.
س. آيا زن مي‌تواند با امر شوهرش روز سوم اعتكاف خود را بشكند؟ و اگر شوهر او را مجبور به اين كار كند، آيا بر عهده شوهر كفّاره مي‌آيد يا خير؟
ج. اگر زوجه با اذن زوج معتكف شده، زوج نمي‌تواند او را مجبور به شكستن اعتكاف نمايد و لكن در صورت اجبار، كفّاره ثابت نيست.
س. آيا فرزند بايد براي اعتكاف از والدين خود اجازه بگيرد حتّي اگر معتكف شدن او موجب اذيّت و آزار يا زحمت آنها نباشد؟
ج. در صورت عدم ايذاء، اذن والدين شرط نيست. بلي، احتياط خوب است.

عدد (صحيح‌نبودن كمتر از سه روز)

س. اعتكاف كمتر از سه روز چه حكمي دارد؟
ج. صحيح نيست.
س. آيا معتكف مي‌تواند شش روز يا ده روز نيّت اعتكاف بكند؟
ج. مانعي ندارد.
س. منظور از روز در اعتكاف چيست؛ آيا پايان روز، غروب آفتاب است يا مغرب؟
ج. منظور از غروب، زوال حُمرِه مَشرقيّه است كه عرفاً مغرب گفته مي‌شود.
س. اگر كسي نذر كند سه روز منفصل اعتكاف كند، آيا نذرش منعقد مي‌شود؟
ج. صحيح نيست.

مكان اعتكاف

س. ملاك در تعيين مسجد جامع چيست؟ آيا ممكن است تعداد مساجد يك شهر يا روستا متعدّد باشد؟ آيا مساجد جامع، ممكن است به هم خيلي نزديك باشند؟
ج. مسجد جامع، مسجدي است كه براي گروه خاصي ساخته نشده است در مقابل مسجد بازار و قبيله و امثال اينها كه در آنها معظم اهل بلد جمع نمي‌شوند و آماده براي اجتماع آنها هم نشده است و ممكن است مسجد جامع متعدّد باشد و نيز نزديك هم باشند.
س. اعتكاف در غير مسجد جامع مانند حسينيه، نمازخانه دانشگاه چگونه است؟
ج. اعتكاف در غير مسجد جامع، صحيح نيست.
س. اعتكاف شيعه در عبادتگاه‌هاي ديگر اهل كتاب يا مسجد مخالف چه حكمي دارد؟
ج. اعتكاف در عبادتگاه اهل كتاب صحيح نيست و امّا در مسجد جامع اهل تسنّن صحيح است.
س. آيا در تهران بزرگ، در مسجد جامع هر محلّه مي‌توان اعتكاف كرد؟
ج. اگر خصوصيات مسجد جامع را داشته باشد، مي‌توان اعتكاف كرد.
س. اگر اعتكاف واجب خود را در مسجدي بجا آورد و بعداً فهميد كه اعتكاف در آنجا صحيح نبوده است، اعتكاف او چه حكمي دارد؟
ج. اگر اعتكاف واجب بوده، بايد استيناف يا قضا شود.
س. آيا اعتكاف در مسجد مقدّس جمكران و زيرزمين آن، صحيح است يا خير؟
ج. در حال حاضر كه عنوان جامعيّت حاصل شده، اعتكاف در آن صحيح است.
س. آيا محوطه اطراف مسجد كه به عنوان حياط از آن استفاده مي‌شود، حكم مسجد را دارد؟
ج. حياط، حكم مسجد را ندارد مگر آن‌كه به عنوان مسجد وقف شده باشد.
س. پشت بام و سرداب و محراب مسجد و هر چه به سبب توسعه مسجد به آن افزوده شده جزو مسجد به حساب مي‌آيد؟ و در صورت شكّ، چنين جاهايي حكم مسجد را دارد؟
ج. پشت بام و سرداب و محراب جزو مسجد است و آنچه به مسجد به قصد اينكه جزو مسجد باشد افزوده شده، مثل اينكه خود مسجد را توسعه داده باشند، مسجد محسوب است و اگر شكّ داشته باشيد در اينكه آنچه افزوده شده به قصد مسجديّت بوده يا نه، مسجد محسوب نمي‌شود.

وحدت مسجد

س. آيا معتكف مي‌تواند قسمتي از اعتكاف را در يك مسجد جامع و قسمت ديگر را در مسجد جامع ديگري بجا بياورد؟
ج. نمي‌تواند.
س. آيا اعتكاف در دو مسجد متصل به هم (به طوري كه بخشي از وقت را در يكي و بخشي از آن در ديگري بماند) جايز است؟
ج. اعتكاف، بايد در مسجد واحد باشد و به نحو مذكور در سؤال، اعتكاف باطل است.
س. اگر اعتكاف به سبب پيش‌آمدن مانعي به هم بخورد:
الف: آيا مي‌توان همان اعتكاف را بعد از برطرف شدن مانع در همان مسجد به پايان ببرد؟
ب: آيا مي‌توان آن را در مسجد ديگر ادامه داد؟
ج. ادامه آن اعتكاف صحيح نيست؛ چه در همان مسجد و يا در مسجد ديگر.

استفاده شخصي معتكف از وسائل مسجد

س. استفاده از وسايل مسجد در كارهاي شخصي، در حال اعتكاف چه حكمي دارد؟
ج. جايز نيست چنان‌كه در غير حال اعتكاف هم جايز نيست، ولي مبطل اعتكاف نيست.

غصب مكان و اعتكاف

س. آيا اعتكاف كسي كه جاي شخص ديگري را غصب كرده يا عمداً بر فرش غصبي نشسته، صحيح است؟
ج. در هر دو صورت بنابر احتياط، اعتكاف باطل است، و در هر دو صورت اگر بعد از اكمال دو روز بوده، احتياط كند به اينكه اعتكاف را به آخر برساند و نيز اگر اعتكاف با نذر يا عهد مثلاً واجب شده و لو در روز اوّل باشد، احتياط اين است كه اعتكاف را تمام كند. بلي، اگر جاهل به غصب يا ناسي بوده، اعتكاف صحيح است.
س. اگر جاي كسي را كه معتكف بوده غصب كند، فرموده‌اند اعتكاف او باطل است. حال اگر جاهل بود يا عامد بود ولي حال پشيمان شده و جاي خود را عوض كند، اعتكاف او صحيح است يا خير؟ در صورت عمد، آيا كفّاره دارد يا خير؟
ج. در فرض سؤال، چنانچه جاهل بوده، اعتكاف صحيح است و اگر عامد بوده پس اگر بعد از غصب و جلوس به عنوان اعتكاف پشيمان شده، اعتكاف باطل است ولي كفّاره ندارد هر چند احوط است و اگر به عنوان اعتكاف، تصرّف در مكان مغصوب نكرده بلكه فقط شخص ذي حقّ را از مكان خود كنار زده و خودش هم در مكان ديگر اعتكاف نموده هر چند فعل حرامي مرتكب شده امّا اعتكافش باطل نيست.

استدامه توقف در مسجد

س. در چه مواردي معتكف مي‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج. در مواردي كه ضرورت عقلي يا شرعي يا عادي وجود داشته باشد، مانند رفع حصر از بول و غائط يا احتياج به غسل در مورد جنابت يا استحاضه و مانند اينها و همچنين براي اقامه شهادت يا تشييع جنازه يا عيادت مريض.
س. معتكف براي موارد ضروري چه مدّتي مي‌تواند در خارج از مسجد بماند؟
ج. در فرض خروج براي امر لازم، اگر زمانِ بودن در خارج مسجد به قدري طول بكشد كه صورت اعتكاف را بر هم زند، اعتكاف باطل مي‌شود.
س. معتكف وقتي براي توالت و يا گرفتن وضو به خارج مسجد مي‌رود گاهاً اتفاق مي‌افتد كه تقريباً 10دقيقه يا بيشتر در صف نوبت مي‌ايستد. آيا اين عمل ضرري به اعتكاف مي‌زند؟ و آيا در آن مدّت مي‌تواند كارهايي را انجام دهد مثلاً ظرف بشويد؟
ج. اگر خروج براي گرفتن وضو يا توالت ضروري باشد و به غير از اينكه در صف نوبت بايستد، راه ديگري نباشد اشكال ندارد، لكن در آن مدّت اشتغال به كار ديگر بر خلاف احتياط است و بايد ترك شود.
س. در چه مواردي واجب است معتكف از مسجد خارج شود؟ اگر در مواردي كه واجب است خارج شود اين كار را نكند، آيا به اعتكاف او ضرري مي‌زند؟
ج. در موردي كه مثلاً در مسجد جنب شود اگر خارج نشود اعتكافش باطل است ولي اگر مثلاً وجوب خروج براي اداء دين واجب الأداء و يا انجام واجب ديگري كه متوقّف بر خروج است باشد گناه كرده ولي اعتكاف باطل نمي‌شود.
س. در هنگام خروج در موارد مجاز يا خروج ضروري از محلّ اعتكاف، آيا مي‌توان زير سايه راه رفت؟ آيا مي‌توان در سايه نشست و آيا انتخاب نزديكترين مسير واجب است؟
ج. احوط، مراعات نزديكترين راه است و واجب است مكث او به مقدار حاجت باشد نه زائد بر آن و واجب است در صورت امكان در سايه ننشيند بلكه احتياط اين است كه در سايه، راه هم نرود بلكه احتياط اين است كه مطلقاً ننشيند مگر در مورد ضرورت.
س. در موارد زير اگر عمداً و از روي اختيار، در غير موارد مجاز، از مسجد بيرون رود، اعتكاف او چه حكمي دارد؟
الف: اگر جاهل به حكم باشد.
ب: اگر به سبب فراموشي يا اكراه از مسجد خارج شود.
ج(الف). اعتكاف باطل است.
ج(ب). در صورت نسيان محلّ اشكال است و احتياط به اتمام و اعاده در صورت وجوب اعتكاف ترك نشود و بعيد نيست صورت اكراه، ملحق به موارد ضرورت باشد كه اعتكاف باطل نشود.
س. معتكف در روز سوم اعتكاف بدون مجوز شرعي از مسجد خارج مي‌شود. آيا تنها قضاء لازم است يا كفّاره هم بايد بدهد؟
ج. در مورد سؤال، فقط قضاء دارد و كفّاره لازم نيست.
س. تأخير غسل واجب، مثل غسل جنابت و مس ميّت در حال اعتكاف، آيا مبطل اعتكاف است؟
ج. تأخير غسل مسّ ميت موجب بطلان اعتكاف نمي‌شود ولي چون توقّف جنب در مسجد حرام است لذا تأخير غسل جنابت حرام است و موجب بطلان اعتكاف مي‌شود.
س. شخصي از لثه‌هايش خون مي‌آيد، آيا مي‌تواند دهان خود را در يك ظرف بشويد و بعد آن را در بيرون از مسجد دور بريزد و يا تسريع در اين امر واجب است و يا شستن دهان بايد در بيرون از مسجد صورت بگيرد؟
ج. اگر موجب تنجيس مسجد نمي‌شود، مانعي ندارد.
س. خارج شدن معتكف از مسجد در موارد ذيل چه حكمي دارد:
الف: گرفتن وضو؟
ب: غسل مستحبي و مسواك؟
ج: تلفن‌زدن به خانواده در موارد غيرضروري و امور متعارف؟
د: ديدار با خانواده در بيرون از محدوده مسجد؟
هـ: شركت در دروس حوزه و دانشگاه؟
و: نماز جماعت يا نماز جمعه؟
ج. براي شركت در دروس و نماز جماعت و تلفن به خانواده و راهپيمايي و ديدار با خانواده محلّ اشكال بلكه ممنوع است، و براي نماز جمعه اشكال ندارد و همچنين براي وضو و غسل مستحبّي و براي مسواك‌زدن هم اگر ضرورت داشته باشد، اشكال ندارد.
س. شخصي امام جماعت مسجد يا مدرسه‌اي مي باشد. آيا در حال اعتكاف جهت اقامه نماز جماعت مي‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج. جواز خروج براي اقامه جماعت مشكل است. بلي، خروج براي نماز جمعه اشكال ندارد.
س. قسمتي از بدن در حال اعتكاف خوني شده است. آيا ازاله آن در بيرون مسجد ضرورت فوري دارد يا تأخير نيز جايز است؟
ج. اگر نمي‌خواهد فعلاً نماز بخواند، تطهير فوري ضرورت ندارد.
س. اگر در مسجد شير آب و ظرفشويي براي مسواك‌زدن و وضوي مستحبي باشد، در اين صورت معتكف مي‌تواند براي بجا آوردن آنها از مسجد خارج شود؟
ج. نمي‌تواند.
س. با توجه به مشكلاتي كه صرف غذا در مسجد دارد. آيا صرف غذا در سالن غذاخوري كه در محوّطه مسجد است براي معتكفين جايز است؟
ج. جايز نيست.
س. آيا معتكف مي‌تواند جهت اخذ سهميه دولتي (در صورتي كه در غير آن زمان ممكن نباشد و به آن محتاج باشند) از مسجد خارج شود؟ و آيا اين معامله محسوب مي‌شود؟
ج. در فرض سؤال، چنانچه با توكيل هم ممكن نباشد، اشكال ندارد.
س. در صورت وجود شير آب و ظرفشويي در داخل مسجد براي مسواك‌زدن و وضوي مستحبّي و از طرفي منع خادمين مسجد به خاطر رعايت نظافت، آيا براي انجام امور مذكوره معتكف مي‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج. كسي حقّ منع ندارد و اگر با اين حال منع كردند، خروج به مقدار ضرورت براي امور مذكوره اشكال ندارد.

بر هم‌زدن اعتكاف

س. انسان چه موقع مي‌تواند اعتكاف خود را به هم بزند و چه موقع نمي‌تواند؟
ج. در صورتي كه اعتكاف مستحبّ باشد در دو روز اول مي‌تواند بهم بزند و اگر دو روز را تمام كرد نمي‌تواند بهم بزند و اگر اعتكاف واجب مانند اعتكاف نذري باشد. پس اگر معين نموده در چه زماني اعتكاف كند حقّ بهم زدن آن را حتي در روز اول هم ندارد و اگر در نذر زماني براي اعتكاف تعيين ننموده مانند اعتكاف مندوب است كه مي‌تواند در دو روز اول آن را قطع كند.
س. كسي كه در حين اعتكاف مريض شود (و قبلاً هم شرط نكرده باشد) مي‌تواند روز سوم اعتكاف خود را بهم بزند؟
ج. مرضي كه موجب بطلان صوم است، موجب بطلان اعتكاف نيز است و لو روز سوّم باشد.
س. اگر زني را كه معتكف است طلاق رجعي دهند، تكليفش چيست؟ اعتكاف او چه حكمي دارد؟
ج در فرض سؤال، اعتكاف مطلّقه باطل است و بايد براي نگهداشتن عدهّ به منزل برود و اگر اعتكافش واجب موسّع بوده، بايد بعد از خروج از عدّه استيناف كند و اگر واجب معيّن بوده پس اگر تعيّن از جهت وقوع طلاق در روز سوّم اعتكاف باشد بعيد نيست مخيّر باشد بين اتمام اعتكاف و خروج پس از آن و بين ابطال اعتكاف و خروج فوري و اگر تعيّن از جهت اجاره و نذر و شبه آن باشد بايد خارج شود.
س. اگر شخص معتكف در اثناء اعتكاف واجب (به نذر يا مثل آن) بميرد، آيا قضاي آن بر وليّ او واجب است؟
ج. در فرض سؤال، قضاء آن بر وليّ واجب نيست هر چند احوط است. بلي، اگر مورد نذر، روزه در حال اعتكاف باشد قضاء آن بر وليّ واجب است.

محرّمات اعتكاف

س. چه چيزهايي بر معتكف حرام است؟
ج. به كتب مفصّله مدوّنه در اين موضوع مراجعه نماييد اجمالاً: 1- تماس با زن2- استشمام بوي خوش 3- بيع و شراء 4- مجادله در امر دنيوي و ديني.
س. گرفتن ناخن و يا كندن مو، مثل اصلاح سر و صورت، در حال اعتكاف چه حكمي دارد؟
ج. اشكال ندارد اگر چه احوط و اولي ترك است. البته اصلاح صورت اگر تراشيدن ريش باشد حرام است.
س. عطر زدن، شانه زدن و در آينه نظر كردن معتكف، چه حكمي دارد؟
ج. استشمام بوي خوش مانند عطر و رياحين براي معتكف حرام است ولي شانه‌زدن و نگاه در آيينه حرام نيست اگر چه اولي ترك است.
س. آيا در حال اعتكاف بوييدن عطريات و گياهان خوشبو « براي لذّت بردن» حرام است يا اگر لذّت هم نبرد، جايز نيست؟
ج. نسبت به عطريات، اعتبار تلذّذ در حرمت، محلّ تأمل است، ولي در مورد گل‌ها بعيد نيست حرمت مخصوص به مورد التذاذ باشد. بلي، براي كسي كه فاقد حس شامه است اشكال ندارد.
س. حكم موارد زير براي زن و شوهر در حال اعتكاف چگونه است؟
الف: لمس
ب: بوسه
ج: نگاه از روي شهوت
د: صحبت تلفني از روي شهوت
ج(الف وب). لمس و بوسه با شهوت بنابر احتياط، براي معتكف و معتكفه حرام بلكه موجب بطلان اعتكاف است.
(ج و د). نگاه با شهوت به همسر اشكال ندارد هر چند احتياط در ترك آن است و همين‌طور صحبت تلفني از روي شهوت با كسي كه اينگونه صحبت با او در غير حال اعتكاف جايز است، اشكال ندارد.
س. آيا در صورت نياز و ضرورت مي‌تواند خريد و فروش نمايد؟ آيا در اين امور مي‌تواند به شخص ديگري وكالت دهد تا از طرف او خريد و فروش كند يا به غير خريد و فروش مثلاً با قرض يا بخشش نقل و انتقال كنند؟
ج. در صورتي كه خريد و فروش براي اكل و شرب در خود اعتكاف، مورد نياز باشد و توكيل، متعذّر باشد و بدون بيع، رفع حاجت نشود اشكال ندارد.
س. مجادله در چه اموري حرام است؟
ج. مجادله بر امر دنيوي يا ديني هنگامي كه هدف غلبه بر طرف مقابل يا اظهار فضيلت باشد، حرام مي‌باشد.
و امّا اگر مجادله به قصد اظهار حق باشد يا مجادله براي اين باشد كه طرف مقابل از خطاي خويش برگردد، اشكالي ندارد بلكه اين نوع از مجادله از بهترين طاعات محسوب مي‌شود.
س. اگر معتكف عادت به اين داشته باشد كه در حال استمتاع يا راه‌دادن بعضي فكرها به خود از او مني خارج مي‌شود اگر با اين كارها مني از او خارج شود چه حكمي دارد؟ و اگر عادت نداشته باشد و مني بيرون بيايد چطور؟ و اگر عادت داشته باشد ولي مني بيرون نيايد، چه حكمي پيدا مي‌كند؟
ج. اگر تعمّدي در بين نباشد و بي اختيار باشد، اشكال ندارد.

كفّارات محرّمات اعتكاف

س. اگر معتكف، اعتكاف واجب يا مستحب را با جماع باطل كند، آيا كفّاره بر او واجب است؟ آيا ارتكاب اين عمل در شب يا روز فرقي در حكم ايجاد مي‌كند؟ آيا ارتكاب اين عمل در دو روز اوّل يا روز سوّم فرقي در حكم ايجاد مي‌كند؟
ج. در اعتكاف واجب هر چند جماع، در شب باشد كفّاره واجب مي‌شود و در اعتكاف مستحبّ اگر بعد از تكميل دو روز باشد، بنابر احتياط كفّاره دارد و قبل از آن وجوب كفّاره معلوم نيست.
س. اگر روزه قضا را در هنگام اعتكاف واجب بگيرد و سپس روزه خود را در بعد ازظهر باطل كند، چند كفّاره بر او واجب است؟ اگر اعتكاف مستحبّ باشد، حكم چگونه است؟
ج. در اعتكاف واجب، دو كفّاره دارد و در اعتكاف مستحبّ، چون قضاء روزه را بعد از ظهر باطل كرده، يك كفّاره واجب است و جهت ابطال اعتكاف هم اگر در روز سوّم باطل كرده، احوط لزوم كفّاره است.

اعمال امّ داوود

س. طبق مندرجات مفاتيح الجنان اعمال ام داوود بعد از اذان ظهر شروع مي‌شود ليكن در مراسم اعتكاف در بعضي مساجد به جهت داشتن برنامه سخنراني و نوحه‌خواني اعمال را دو ساعت قبل از اذان ظهر شروع مي كنند، به اين عنوان كه كلّ اعمال مستحب است و فرقي نمي‌كند كه قبل از اذان يا بعد آن باشد. آيا اين كار صحيح است؟
ج. اگر رجاءاً به عنوان ثواب انجام شده باشد، مانع ندارد.

فقه عاشورايي ( احكام عزاداري )

كيفيت عزاداري

س)حكم چاك زدن گريبان و بر سر و صورت زدن در مصيبت امام حسين عليه‌السلام چيست؟
ج) بر سر و صورت زدن و گريبان چاك زدن در مصيبت آن بزرگوار مانعي ندارد.
س)برخي در جلسات سينه زني و عزاداري معصومين عليه‌السلام در حال عزاداري صورت خود را خراش انداخته و به صورتشان خون جاري مي‌شود؛ عزاداري به اين شكل چه حكمي دارد؟
ج) معلوم نيست كه اين كارها به عنوان ابراز شدت تألم بر مصائب اهل‌بيت علهيم السلام و عزاداري براي آن بزرگواران وهن باشد؛ بلي اگر موجب ضرر معتني به شود جائز نيست.
س)بعض عزاداران به خود گِل مي‌مالند و يا اينكه با پاي برهنه راه مي‌روند. اين نحوه عزاداراي چه حكمي دارد؟
ج) اين گونه امور كه در محلّي طبق مرسوم آن محل بوسيله آن اظهار حزن و عزا نسبت به سالار شهيدان عليه‌السلام بنمايند چنانچه ضرر معتد به براي جسم و جان نداشته باشد مانعي ندارد.
س)سينه‌زني به صورتي‌كه دور مي‌چرخند و جست و خيز دارند، چه حكمي دارد؟
ج) اشكال ندارد ولي مواظب باشيد وقار عزاداري مخدوش نشود.
س)آيا سينه زني به صورتي كه از كمر به بالا برهنه شوند، در عزاداري سيّدالشهدا عليه‌السلام جائز است؟
ج) اگر مستلزم نگاه نامحرم نباشد اشكال ندارد.
س)سينه‌زني، زنجيرزني و يا به سر و صورت كوبيدن در خلال عزاداري، به طوري‌كه موجب صدمه، مثلاً مجروح شدن و يا سرخ شدن مي‌شود، چه حكمي دارد؟
ج) اگر صدمه معتد به نباشد اشكال ندارد.
س)در مراسم سينه زدن، در آوردن لباس در صورتي كه معرض تحريك باشد چه حكمي دارد؟
ج) اگر معرض تحريك باشد اشكال دارد و بهتر است با لباس عزاداري شود.
س)در مراسم عزاداري ائمه معصومين عليهم السلام سينه زدن يا چنگ زدن به صورت به طريقي كه خون بيايد چه حكمي دارد؟
ج) عزاداري بر آن بزرگواران به هر نحوي كه موجب ضرر معتدّ به به بدن نباشد و مشتمل بر خلاف شرع از هر جهت نباشد مطلوب است.
س)«هروله» در جلسات عزاداري چه صورتي دارد و حال آن كه مظنه هتك عزاداري و لوث شدن آن و پايين آمدن حزن و تأثر عزاداران بسياري است؛ لطفاً علاوه بر جواب قاعده و نصيحتي راجع به عزاداري عنايت بفرماييد؟
ج) گاه مي‌شود كه اشخاص مصيبت زده از شدّت تأثر از جا بر مي‌خيزند و مي‌روند و مي‌آيند و خود را مي‌زنند و فرياد مي‌كنند؛ اگر كسي در مصيبت حضرت سيد الشهدا سلام الله عليه كه اعظم مصائب است واقعاً چنين حالي پيدا كند يا مثل تباكي چنين حالي را دارد نمي‌توان اين حالات را اهانت دانست. در اين موارد سليقه‌ها مختلف است؛ بحسب ازمنه و امكنه فرق پيدا مي‌كند و عرف عام را بايد ملاك دانست. آنچه لازم است اين است كه همه بر حفظ و شكوه و عظمت و حقيقت و وقار قدس و ملكوتي اين برنامه و نشان دادن كمال حزن و اندوه خود اهتمام نمايند. خداوند تأييد فرمايد.
س)نظرتان راجع به اينكه به هنگام عزاداري و سينه زدن بعضي به نيت اينكه در موسم حج هستند و يا اينكه با ياد حضرت زينب سلام الله عليها كه در حال هروله بود، هروله مي‌كنند و سينه مي‌زنند را بيان فرماييد؟
ج) نيّت اينكه در موسم حج هستم و هروله مي‌كنم صحيح نيست ولي به عنوان شدّت تأثر و ناراحتي از آن مصائب عظمي اشكال ندارد.
س)در برخي از جلسات مذهبي و عزاداري براي اظهار نهايت تذلّل در برابر اهل بيت عليهم السلام عدّه‌اي صداي حيوانات مانند سگ از خود در مي‌آورند. حكم شرعي آن را بيان فرماييد؟
ج) چون در انظار بعضي موهن است سزاوار است اظهار ارادت و ولايت خود را در صورت‌هاي جالب و تحسين‌آميز انجام دهيد.
س)تشكيل هيأت در كوي و خياباني كه اهالي آن به شعائر ديني مقيد نبوده، بلكه سينه زني و نظائر آن نزد ايشان، كاري عجيب و غريب مي‌نمايد و احياناً باعث تمسخر مجالس عزاداري و يا هتك حرمت مي‌شود، چه حكمي دارد؟
ج) بايد در مسجد و حسينيه واقع در محل‌هاي مذكور هيئت و مجالس مذهبي به صورت شايسته تشكيل شود و از وعاظ و علماي با فضل جهت اداره مجلس دعوت بشود كه آنها دين مبين اسلام را آن چنان كه هست براي مستمعين بيان كنند؛ در اين صورت گمان نمي‌رود باعث تمسخر بشود؛ مضافاً بر اينكه در تبليغ دين، به تمسخر يك عده جاهل و نادان نبايد اعتنا كرد.

آيين‌ها و نمادهاي عزاداري

س)در مراسم عاشورا مراسمي چون علم‌گرداني، چهل چراغ كشي و نخل گرداني چه حكمي دارند؟
ج) مانع ندارد.
س)استفاده از عَلَم چه صورتي دارد؟
ج) در مراسم عزاداري سالار شهيدان حضرت ابي عبد الله الحسين عليه‌السلام استفاده از عَلَم كه تعظيم شعائر محسوب مي‌شود به شرط اينكه مشتمل بر مجسّمه ذيروح كه حرام است نباشد، اشكال ندارد؛ بلكه مطلوب است.
س)در ايام عاشورا ضريح مانندي به نام نخل را به اسم و رسم عزاداري ملبّس به البسه و اقمشه فاخره مي‌كنند ، با عنايت به فتواي مرحوم حضرت آيت الله العظمي بروجردي كه فرموده‌اند: « عزاداري در ايام عاشورا برحسب متعارف بلاد مختلف است وآنچه درهر بلدي مصداق عزاداري است مانعي ندارد.» نظر حضرتعالي در اين‌باره چيست؟
ج) آنچه استاد عظيم الشان ما اعلي الله مقامه در پاسخ سؤال مذكور فرموده‌اند مورد تأييد اينجانب است.
س)آيا شمع روشن كردن در شام غريبان سيدالشهداء عليه‌السلام را بلا اشكال مي‌دانيد؟ آيا از مصاديق بدعت نمي‌باشد؟
ج) اشكال ندارد.
س)در بعضي از مراسم‌ها، شبيه‌سازي انجام مي‌شود، مثل درست‌كردن قبر مطهر حضرت زهرا سلام الله عليها و تابوت حضرت رقيه سلام الله عليها، حكم آن چيست؟
ج) اشكال ندارد.
س)نظرتان راجع به تعزيه خواني چيست؟
ج) تعزيه و شبيه خواني اگر مشتمل بر آلات لهو از قبيل طبل و شيپور و صنج نباشد و اشعار دروغ و غنا نخوانند و مرد، لباس زنان را نپوشد اشكال ندارد.
س)بعضي افراد در تعزيه نقش امام معصوم عليه‌السلام يا نقش شخصيت‌هايي مثل حضرت عباس عليه‌السلام را اجرا مي‌كنند و حال آنكه صاحب سابقه درخشاني نيستند و فقط به جهت اينكه خوب برنامه اجرا مي‌كنند آن نقش را به عهده مي‌گيرند نظر مبارك را بيان نماييد.
ج) درخشان بودن سابقه تعزيه خوان شرط نيست ولي اگر سوء سابقه خصوصا سوء حال فعلي عرفاً توهين باشد نبايد آن اشخاص، مجري باشند. اصولاً مناسب است عزاداري حضرات ائمه طاهرين عليهم‌السلام به صورت مجلس روضه‌خواني برگزار شود تا سخنرانان عالِم و وعاظ و روضه‌خوان‌هاي متعهد ضمن ذكر مصائب آن بزرگواران با ذكر فضائل و مناقب و تاريخ زندگي ايشان و بيان احاديث و احكام و تبليغ معارف اسلام و دفع بدع و شبهات، مردم را آگاه و به مكتب اهل بيت عليهم السلام هدايت و ارشاد نمايند.
س)اخيراً مطرح مي‌شود كه مجالس عزاداري خصوصاً عزاي سيد الشهدا عليه‌السلام از صورت سنّتي و روضه خواني و استماع آن خارج بشود و به صورت نمايشي و تئاتري تبديل‌گردد، بلكه به‌اين مطلب اصرارمي‌ورزند. نظرمباركتان را بيان‌فرماييد.
ج) اقامه عزاي آن بزرگوار بايد با ذكر مصائب از كتب صحيحه معتبره توسط ذاكرين و علماي محترم با حفظ شئون اهل بيت عليهم السلام باشد و به صورت تئاتر در آوردن معمولاً خالي از لوازم فاسده و غير شرعي نيست.
س)حكم خريد، فروش، چاپ، توليد و يا استفاده از عكس ها و پوسترهايي كه از چهره ائمه معصومين عليهم السلام تهيه شده است، چگونه است؟
ج) عكس‌ها و پوسترهاي مذكور، مستند صحيحي ندارند؛ خوب است از اين عمل خودداري شود.

آداب و اخلاق عزاداري

س)اگر شخصي در حين عزاداري براي خودنمايي بلند بلند گريه كند و يا خيلي سنگين زنجير و يا سينه بزند، آيا ريا كرده و عزاداري او باطل است؟ اگر به قصد گريانيدن ديگران باشد، چگونه است؟
ج) ريا در هيچ عملي صحيح نيست ولي تباكي به نحو عزاداري و به قصد تعظيم امر شعائر، ريا نيست.
س)گاهي در مجالس عزاداري سالار شهيدان عليه‌السلام، كه پر جمعيت نيز مي‌باشند، ديده شده كه خادمين و نوكران ابي عبدالله عليه‌السلام رفتار ناشايستي با عزاداران دارند، (مثل فرياد زدن، هُل دادن و غيره) اين كارها از حيث شرعي چه حكمي دارد؟
ج) بايد با عزاداران و مستمعين با ادب رفتار و با احترام پذيرايي شود.
س)آيا رضايت پدر و مادر در رفتن به مجالس عزايِ سيد الشهداء عليه‌السلام واجب است؟ و بدون رضايت ايشان مي‌توان در اين مجالس شركت كرد؟
ج) موارد، مختلف است.
س)حكم شوخي و خنده در ماه محرم خصوصاً روز عاشورا چيست؟
ج) صحيح نيست.
س)راه اندازي دسته‌هاي عزاداري در كوچه و خيابان كه باعث ترافيك مي‌شود، چه حكمي دارد؟
ج) در حد متعارف ايام عزاداري اشكال ندارد.
س)بعضي عزاداري‌ها و هيئات به صورت چادر و خيمه در كوي و خيابان بر پا مي‌شود و برخي از همسايگان به اين كار، رضايت ندارند، و اقامه مجلس به اين شكل و شركت در آن چه حكمي دارد؟
ج) اين مراسم را به نحوي برگزار كنند كه موجب زحمت عابرين و همسايگان نشود.
س)ايجاد سر و صدا، كم يا زياد، در هنگام عزاداري، در صورتي كه از رضايت همسايگان بي اطلاع هستيم، چه حكمي دارد؟ (آيا رضايت تك تك همسايه‌ها كافي است يا اغلب ايشان)؟
ج) عزت و شأن اين برنامه خود مقتضي است كه مزاحمت فراهم نشود.
س)عزاداري در نيمه شب كه موجب بر هم زدن آسايش و خواب مردم مي‌شود از نظر شرعي چه حكمي دارد؟
ج) به طور كلي مزاحمت و آزار اشخاص چه در خواب باشند چه در بيداري جائز نيست؛ اين مراسم بايد در حدّ معمول و متعارف انجام شود. و در بعض موارد مثل شب عاشورا، صدق اذيت نمي‌كند.
س)آيا اين‌كه مؤسس يك مجلس عزاي امام حسين عليه‌السلام بخواهد اين مراسم، جمعيت بيشتري داشته باشد، صحيح است؟
ج) مجالس مذكور هرچه باشكوه‌تر و پر جمعيت‌تر باشد اثرش در قلوب بيشتر و آثار مثبتش زيادتر است و اگر به اين مسئله اهميت داده نمي‌شد دشمنان دين و مسلمانان فريب خورده و ظاهربين و غرب‌زده اصل حادثه كربلا را انكار مي‌كردند.

البته همگان متوجه باشند كه اجر و ثواب بسيار زيادي را كه بر اقامه عزاي حضرت و شركت در مراسم آن بزرگوار است با وارد نمودن محرّمات از بين نبرند، و از هر چيزي كه موجب وهن مذهب و وهن مراسم سوگواري مي‌گردد بايد اجتناب شود.

س)گاهي ايام سوگواري حضرت ابا عبدالله الحسين عليه‌السلام با بعضي از مناسبت‌ها مثل نوروز تقارن پيدا مي‌كند، نظر مباركتان را در مورد برگزاري مراسم اين گونه مناسبت‌ها در زمان عزاي حسيني بيان فرماييد.
ج) واضح است كه مؤمنين و محبين اهل بيت عليهم السلام در ايام محرم و صفر از برگزاري مراسم و تظاهر به اعمالي كه مناسب شأن محبّ اهل‌بيت سلام الله عليهم نباشد خودداري مي‌نمايند و مراسم و سيره سوگواري را حفظ مي‌نمايند.
نماز و عزاداري
س)وظيفه كسي كه مردّد است امور عزاداري را تا دير وقت انجام دهد يا مراقبت بر قضا نشدن نماز صبح كند چيست؟
ج) مراقبت بر قضا نشدن نماز، واجب است.
س)اگر كسي نماز نخواند و روزه نگيرد و براي امام حسين عليه‌السلام احسان كند و سينه و زنجير بزند و گريه كند و نيز كسي كه خمس و زكات مالش را ندهد، آيا مي‌تواند از اين مال در راه امام حسين عليه‌السلام احسان كند؟ آيا اجر و ثوابي بر اين شخص است؟
ج) نمازوروزه واجب است ولي‌عزاداري و گريه بر امام حسين عليه‌السلام مستحب است. انسان بايد نماز بخواند و روزه هم بگيرد و عزاداري هم بكند و پولي كه متعلّق خمس شده واجب است اول، خمس آن ادا شود آن‌گاه در راه امام حسين عليه‌السلام و كار خير ديگر مصرف شود و مصرف نمودن پولي كه خمس به آن تعلّق‌گرفته قبل از اداي خمس درهركاري اگرچه خير باشد حرام است.
س)در ظهر عاشورا عزاداران براي شور و اظهار حزن، آماده مي‌شوند و از طرفي وقت نماز ظهر مي‌شود؛ وظيفه مؤمنين چيست؟
ج) در اين موارد بايد جمع بين اغراض و كسب فضائل نمود؛ هم برنامه‌اي را كه به صورت عزاداري براي حضرت سيد الشهداء عليه‌السلام انجام مي‌شود، انجام دهيد و هم نماز ظهر را در اول وقت بجا آوريد.
عزاداري بانوان
س)آيا گريه كردن زن‌ها با صداي بلند در مجالس عزاي ائمه اطهار عليهم السلام بخصوص حضرت سيد الشهداء عليه‌السلام با توجه به حضور مردان نامحرم در مجلس مذكور جايز است.
ج) اشكال ندارد.
س)ايستادن و نگاهِ خانم‌ها به مرداني كه در خيابان مشغول عزاداري هستند، چه حكمي دارد؟ و مسئوليت دست اندركارانِ هيئت در اين مورد چه مقدار است؟
ج) نگاه كردن خانم‌ها به بدن مردان نامحرم جايز نيست.
س)راه رفتن خانم‌ها در عقب دسته هاي عزاداري چه حكمي دارد؟
ج) اگر مستلزم ارتكاب معصيت نباشد اشكال ندارد.

سخنرانان و مداحان مجلس عزاداري

س)نظر حضرتعالي در مورد مدّاحي چيست؟ و يك مدّاح اهل بيت عليهم السلام چه خصوصياتي بايد داشته باشد؟
ج) مدّاحي اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين چنانچه براي خدا باشد عبادت است و اجر عظيم دارد و به همين جهت مداح بايد اهل تقوا و مقيّد باشد اشعاري كه مي‌خواند خلاف واقع و دروغ نباشد و اين عبادات را تا مي‌تواند به قصد قربت انجام دهد تا از مثوبات آن برخوردار شود هر چند گرفتن مزد در برابر آن اشكال ندارد.
س)بعضي از مداحان به گونه‌اي ذكر حسين حسين مي‌گويند كه موجب شور و هيجان مي‌گردد و همراه با سينه زدن و گريه كردن، جست و خيزي در جمعيت، ايجاد مي‌شود. آيا اين كار صحيح است؟
ج) اگر نوحه خواني و مداحي به صورت غنا باشد حرام است.
س)آيا مداحي كه با ريتم موسيقي و به صورت غنا خوانده شود حرام است؟
ج) بلي؛ حرام است.
س)آيا دريافت وجه توسط مدّاح و سخنران در عوض مداحي و سخنراني در مجالس عزاداري سيدالشهداء عليه‌السلام جائز است؟
ج) جائز است.
س)مداحان در اثناي دعاي كميل و ندبه و زيارت عاشورا، اشعار يا روضه مي‌خوانند، اين كار چه حكمي دارد؟
ج) بهتر است دعاهاي وارده را بدون اين كه در اثناي آنها شعر و يا چيز ديگري خوانده شود بخوانند ولي خواندن روضه صحيح در بعضي مواضعي كه مناسب دعاست اشكال شرعي ندارد؛ بلي اگر طوري در اين كار، افراط شود كه از صورت دعا خواندن خارج شود معلوم نيست ثواب آن دعا را داشته باشد.
منابع روايي عزاداري
س)آيا كتاب روضه الشهداء مرحوم ملا حسين كاشفي و اسرار الشهادة ملا آقاي دربندي داراي گزارش‌هاي تحريف شده از واقعه كربلاست؟
ج) ما حق نداريم نويسندگان دو كتاب مذكور را متهم به تحريف حادثه كربلا كنيم؛ نسبت به مطالبي كه در آنها درج شده آنچه كه محتمل الوقوع است و دليلي بر عدم آن نباشد نمي‌توان انكار كرد و نويسنده را رمي به دروغ نويسي كرد و آنچه كه بر حسب دليل، مقطوع العدم باشد نبايد نقل شود.
س)مقاتل معتبر اعم از فارسي و عربي از نظر حضرتعالي كدام‌اند؟
ج) از كتبي كه در اين زمينه مرحوم محدّث آقاي حاج شيخ عباس قمي تأليف نموده‌اند استفاده نماييد.
س)خواندن‌روضه بي‌اساس، يا مشكوك‌توسط مدّاح ويا سخنران، چه‌حكمي دارد؟
ج) خواندن روضه بي اساس جائز نيست و خواندن چيزي كه احتمال صحت آن را مي‌دهد اگر به صورت احتمال باشد اشكال ندارد.
س)اگر روضه بي اساس خوانده شد ما چه وظيفه‌اي داريم؟
ج) اگر دروغي از ذاكرين بشنويد بر حسب وظيفه شرعي بايد به عنوان نهي از منكر به خود گوينده تذكر دهيد و همه مكلّفين اين وظيفه را دارند.
اموال مربوط به اقامه عزا
س)اگر براي برپايي هيأت، بنا به فرض از مالي استفاده شود كه صاحب آن راضي نيست، اقامه و شركت در آن مجلس چگونه است؟ و درصورت عدم اطلاع از رضايت صاحب مال، حكم مسئله چيست؟
ج) اگر عين مالي كه صاحبش راضي نيست مورد استفاده قرار گيرد تصرف در آن حرام است و ضمان دارد.
س)آيا وجوهي را كه براي منظوري خاص در عزاداري هديه شده است مي‌توان در موارد ديگري غير از آن، در عزاداري مصرف نمود؟ (مثل پولي كه براي غذا و اطعام داده شده ولي به مصرف خريد لوازم برسد)
ج) صرف وجوهي كه مصرفشان مورد خاص است در غير آن مورد جائز نيست و موجب ضمان است.
س)حكم استفاده شخصي از وسايل و لوازمي كه بدون خواندن صيغه وقف، فقط به منظور استفاده در عزاداري سيدالشهداء عليه‌السلام تهيه شده است چگونه است؟ و در صورتي كه كسي چندين بار جاهلاً اين كار را مي‌كرده وظيفه اش چيست؟
ج) استفاده شخصي از وسائل مذكور جايز نيست و كسي كه استفاده شخصي نموده بايد توبه كند و در برخي موارد، موجب ضمان است.
س)آيا اطعام و نذري را كه براي ظهر عاشورا در نظر گرفته شده مي‌توان در روزهاي ديگر محرّم، انجام داد؟
ج) درفرض سؤال نمي‌توان اطعام و نذر مذكور را درغير روز عاشورا انجام دهد.
س)گاهي پيشنهاد مي‌شود هدايا و نذورات مربوط به عزاداري كه براي روضه‌خواني حضرت سيد الشهدا عليه‌السلام تعيين مي‌شود در قالب عزاداري‌هاي نمايشي و تئاتري مصرف شود، آيا اين امر جايز است؟
ج) هدايا و نذور بايد در مواردي كه مورد نظر هديه دهنده و نذر كننده است مصرف شود و به همان روش معمول سابق نه به صورت نمايش و تئاتر.
آلات موسيقي در عزاداري
س)استفاده از آلات موسيقي مثل طبل، صنج، ني، ارگ و مانند آنها در خلال عزاداري چه حكمي دارد؟
ج) جائز نيست.
س)در زمان عزاداري سالار شهيدان حسين بن علي عليهما السلام استفاده از طبل و صنج جهت هماهنگي عزاداران چه حكمي دارد؟
ج) اشكال دارد.

برگرفته از كتاب « گفتمان عاشورايي» اثر آيت الله العظمي صافي

استفتائاتي پيرامون حج

س) اگر حاجي لباس احرام را با پول خمس نداده خريده باشد، احرام او صحيح است يا خير؟
ج. اگر معامله به عين پول خمس‌نداده انجام نشده است و به ذمه باشد، تصرف در آن جايز است.
س) آيا محرم ميتواند به وسيله سنجاق دو طرف رداء را بهم متصل كند يا گره بزند؟
ج. اين كار اشكال دارد و نبايد دو طرف رداء را به يكديگر متصل كنند.
س) اگر زن‌ها تلبيه را بطوري بلند بگويند كه اجنبي بشنود، آيا اشكال دارد يا نه؟
ج. اگر با شنيدن اجنبي جهر به تلبيه كرده، احوط و اولي، اعاده است.
س) آيا استفاده از صابون و بعضي از شامپوها در حال احرام اشكال دارد؟
ج. اگر صدق بوي خوش ميكند، از آن اجتناب كنند، و در غير اين صورت مانع ندارد.
س) در حال احرام، عدهاي با دوربين ديجيتال از هم عكس مي‌گيرند و هنگام ديدن تصاوير به مانيتور آن نگاه مي‌كنند كه حالت شفاف و آينه‌مانندي دارد. بفرمائيد اشكال دارد يا خير؟
ج. اشكال ندارد.
س) استفاده از كِرِم‌هاي آرايشي دست و صورت براي زنان در حال احرام چه حكمي دارد؟
ج. جايز نيست.
س) عقد كردن در زمان احرام چه حكمي دارد؟
ج. عقد باطل است و موجب حرمت هميشگي مي‌شود.
س) اگر در حال احرام، اتوبوس‌ها از زير پل‌هايي كه در مسير واقع شده بروند، و به ناچار، محرمين از زير پل‌ها عبور كنند، و يا در پمپ بنزين در زير سقف متوقف شود، و محرمين زير سقف قرار گيرند اشكالي دارد؟
ج. آنچه در حال احرام حرام است، سايه بر سر قرار دادن است. بنابراين در فرض سؤال براي محرم اشكال پيدا نميشود، و كفّاره ندارد.
س) كسي كه موهايش مصنوعي است و محرم شده است. وظيفه‌اش چيست؟
ج. ضرر به عمره و حج ندارد. بلي، اگر مرد است بايد كفّاره بدهد ولي بايد موي مصنوعي، مضرّ به صحّت غسل و وضويش نباشد.
س) چنانچه شخصي نتواند در حال طواف از ادرار خود جلوگيري كند، آيا بايد نايب بگيرد؟
ج. حكم طواف مسلوس حكم نماز است و مبطون نايب بگيرد، و احتياط اين است كه خودش بجا آورد و نايب هم بگيرد.
س) آيا شاذروان جزء كعبه حساب مي‌شود؟ در صورتي كه عضوي از اعضاي بدن طواف كننده بالاي آن قرار گيرد، چه حكمي دارد؟
ج. بلي جزء كعبه معظمه است، بنابراين اگر در حال طواف بر روي آن راه برود و يا عضوي از بدن بر آن قرار گيرد بايد آن مقدار را به طورصحيح دوباره بجا آورده و طواف را تمام و بعد از اتمام آن با نمازش، احتياطاً طواف و نماز را اعاده نمايد.
س) در هنگام شلوغي، خانم‌ها اگر بخواهند طواف را در محدوده 5/26 ذراع بجا آورند يا نماز را پشت مقام ابراهيم بخوانند، مردان نامحرم به آنها تنه ميزنند. وظيفه چيست؟
ج. اين امر به تنهايي مجوز طواف در خارج محدوده نيست.
س) امروزه كه فاصله بين صفا و مروه به صورت سالن دو طبقهاي ساخته شده است انجام سعي در طبقه دوم چه حكمي دارد؟
ج. اگر طبقه دوم بين كوه صفا و مروه قرار گرفته باشد و بلندتر نباشد، مانع ندارد.
س) اگر كسي به جاي تقصير، حلق نمود، آيا كفايت ميكند؟
ج. در عمره تمتّع كفايت نميكند، و بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.
س) بنظر حضرتعالي رمي جمرات از طبقه فوقاني كافي است يا نه؟
ج. رمي آنچه بر ستون جمره اضافه شده خلاف احتياط است، ولي اگر از طبقه فوقاني به قسمت قبلي جمره رمي كنند اشكال ندارد.
س) اخيراً محل قرباني را از مني تغيير دادهاند، و به وادي محسر بردهاند. آيا ميشود قرباني را در غير مني انجام داد، يا حتماً بايد در خود مني انجام دهند؟
ج. تا قرباني در مني ممكن است، قرباني در غير مني مجزي نيست. بلي، اگر كلاً ممنوع شود، اقوي كفايت آن است در وادي محسر.
س) آيا شركت در نماز جماعت اهل سنّت و خواندن نمازهاي يوميه با آنها، كافي است؟
ج. نماز با عامه در حال ضرورت بي اشكال است، و در غير حال ضرورت هم شركت در جماعات آنان اگر موجب تأليف قلوب آنها و دفع اتهام به شيعه باشد خوب است و اعاده آن لازم نيست اگر چه موافق با احتياط است.
س) آيا ميتوان يك حج را به نيابت از دو نفر انجام داد؟
ج. هر كس در ماه ذيحجه، فقط ميتواند يك حج واجب براي خود يا به نيابت از ديگري انجام دهد، اما حج مستحبي به نيابت از دو يا چند نفر مانعي ندارد.
س) سجده‌كردن بر سنگ‌ها‌ئي كه مسجدالحرام به آن فرش شده مثل سنگ مرمر جايز است يا خير؟
ج. بلي، جايز است، و معادني كه سجده بر آن جايز نيست معادني است كه عرفاً به آن‌ها زمين گفته نمي‌شود، مثل طلا و نقره و عقيق و مس و ساير فلزات.
س) زن ها در حال احرام مي‌توانند جوراب بپوشند يا بايستي روي پاي آن‌ها مثل مردان باز باشد؟
ج. اقوي، جواز پوشيدن جوراب است براي زن.
س) با توجه به اينكه استفاده از خودتراش‌هاي متعارف براي حلق سر در حج تمتع مشكلاتي را براي برخي از حجاج بيت‌الله‌الحرام ايجاد مي‌نمايد. لطفاً به چند سؤال زير در اين مورد پاسخ دهيد:
الف) در حج تمتع حتماً حلق لازم است يا امكان تقصير هم وجود دارد؟
ب) در مواردي كه حلق تعين دارد حتماً بايد از تيغ (موس) براي حلق استفاده نمود يا امكان حلق با وسائل امروزي وجود دارد؟
ج) اگر وسيله‌اي مشتمل بر تيغ باشد ولي نه به صورت دستگاه متعارف تيغ‌ها و عرفاً وسيله ديگر باشد ولي تيغ داشته باشد كفايت مي‌كند؟
د) اگر وسيله‌اي تيغ نداشته باشد ولي مو را از ته بزند بگونه‌اي كه هيچ چيز از ساقه مو باقي نماند كفايت مي‌كند يا خير؟
ج. الف. براي صرورة(كسي كه بار اول است حج تمتع بجا مي‌آورد) بنابراحتياط حلق واجب است.
ب. بايد تيغ و تراشيدن باشد.
ج. اگر با تيغ باشد كه در حقيقت سر را با تيغ تراشيده اشكال ندارد.
د. كفايت نمي‌كند.
س) اگر كسي در طواف حج واجب شك كند كه 6 دور طواف كرده يا 7 دور ولي همسرش كه به همراه او طواف مي‌كند بگويد7 دور بوده است. آيا مي‌تواند بنا را بر صحبت همسرش بگذارد و به شك خود اعتنا نكند؟
ج. چنانچه از گفته همسر اطمينان حاصل مي‌كند مانعي ندارد.
س) آيا در حالت اختيار و حالت اضطرار اعم اين كه اضطرار مالي باشد يا اضطرار تنگي مكان در مناي جديد كه خارج از مني مي‌باشد كه بعضي از چادرها در وادي محسر و مزدلفه نصب شده‌اند در شب‌هاي 11و12ذي‌الحجه، بيتوته مني جايز است يا نيست؟
ج. بيتوته بايد در مني باشد.
س) نمازهايي كه در هتل يا مساجد ديگر يا مكان‌هاي ديگر مكه و مدينه خوانده مي‌شود كامل است يا شكسته؟
ج. در تمام شهر مكه و مدينه زائرين مخير هستند نماز را شكسته يا تمام بخوانند.
س) آيا در حج تمتع كسي كه اولين بارش است مي‌تواند بجاي حلق، تقصير نمايد؟
ج. بنابراحتياط واجب، حلق لازم است.
س) سال گذشته دختر هفت ساله خودم را در عمره مفرده محرم كردم. بعد از بازگشت به ايران متوجه شدم كه وضويش اشتباه بوده است. حكمش چيست؟ آيا دراين مدت كه درايران بوده بايد از محرّمات احرام خودداري مي‌كرده است؟ و كفاره مترتب است؟
ج. در صورت امكان برگشت، بايد طواف‌ها ونماز آن را انجام دهد واحوط اين است كه اعمال مترتبه راهم انجام دهد والا نائب بگيرد تا اعمال را انجام دهد بعد به شما خبر دهد تا تقصير كند ونائب بعد از آن طواف نساء ونمازش را انجام دهد وتا انجام اعمال از محرمات احرام اجتناب كند ودر صورت انجام با علم و عمد كفاره واجب است وبر عهده وليّ طفل است.
س) كسي كه موي مصنوعي در سر خود كاشته است، آيا در حج تمتعي كه براي اولين بار مشرف مي‌گردد، حتماً بايد اين موهاي مصنوعي را بتراشد؟ اگر غير از اين، راه ديگري وجود دارد راهنمايي فرماييد.
ج. چنانچه موي كاشته شده در پوست قرار گرفته و رشد و نمو دارد در حكم موي طبيعي است و بنابر احتياط واجب بايد مرد در سفر اول سر را بتراشد و در اين حكم مي تواند به مجتهد ديگر كه فتوي به جواز اكتفا به تقصير مي‌دهد رجوع نمايد با رعايت الاعلم فالاعلم. ولي چنانچه موي مصنوعي چسبانده شده بر داشتن آن واجب است و همچنين است اگر نموي ندارد.
س) آيا شخص محرم مي‌تواند پتوي كه دور آن دوخته به دور خودش بپيچد مثل احرام يا موقع خواب روي خود قرار دهد؟
ج. خوابيدن زير پتو اگر طوري بخود نپيچند كه مثل لباس شود، اشكال ندارد ولي در حال جلوس و قيام پتوي دوخته روي خود نيندازند.
س) در سال‌هاي اخير با بكارگيري طرح ترددي بين عرفات و مشعر و مني از عرفات عجزه وبانوان را به سمت مني برده وبدون توقف درمشعرالحرام اين حجاج را عبور داده وبه مني و رمي جمرات مي‌برند آيا صرف عبور از مشعرالحرام وبدون وقوف حتي چند لحظه براي وقوف كفايت مي‌كند و يا اينكه لازم است وقوف كمي و يا چند لحظه‌اي داشته باشند.
ج. وقوف بمعني مكث نيست بلكه مقصود، بودن در مشعر الحرام است بنابراين اگر در حال عبور از مشعر قصد وقوف داشته باشند مجزي است.
س) در برنامه‌ريزي‌هاي جديدي كه براي انتقال معذورين با وسائل نقليه از عرفات به مني صورت گرفته است، گاه توقفي در مزدلفه محقق نمي‌شود، تكليف چيست؟ به تعبيري ديگر: آيا صرف حضور در مزدلفه (كه زايرين «چه معذورين در شب، يا غير معذورين در بين طلوعين»، در حال عبور آن را درك مي‌كنند) و نيّت در حال عبور براي وقوف كفايت مي‌كند يا خير؟
ج. در فرض سؤال وقوف ولو سواره كفايت مي‌كند.

احكام زكات فطره

اشاره

- فطره مهماني كه پيش از مغرب شب عيد فطر با رضايت صاحبخانه وارد شده در صورتي كه بگويند، امشب نان او را داده، بر او واجب است هر چند نان خور او حساب نشود.
- فطره مهماني كه پيش از مغرب شب عيد فطر بدون رضايت صاحبخانه وارد مي‌شود و مدتي نزد او ميماند، بنابر احتياط، واجب است و هم چنين است فطره كسي كه انسان را مجبور كردهاند كه خرجي او را بدهد.
- فطره مهماني كه بعد از مغرب شب عيد فطر وارد ميشود، بر صاحبخانه واجب نيست، اگر چه پيش از مغرب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند.
- اگر كسي را كه نان خور شخص است و در شهر ديگر است، وكيل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنان چه اطمينان داشته باشد كه فطره را ميدهد، لازم نيست خودش فطره او را بدهد.
- اگر كسي موقع مغرب شب عيد فطر ديوانه باشد، زكات فطره بر او واجب نيست.
- اگر پيش از مغرب يا مقارن آن بچه بالغ شود، يا ديوانه عاقل گردد، يا فقير غني شود، در صورتي كه شرايط واجب شدن فطره را دارا باشد، بايد زكات فطره را بدهد.
- كسي كه موقع مغرب شب عيد فطر، زكات فطره بر او واجب نيست، اگر تا پيش از ظهر روز عيد شرطهاي واجب شدن فطره در او پيدا شود، مستحب است زكات فطره را بدهد.
- كافري كه بعد از مغرب شب عيد فطر مسلمان شده فطره بر او واجب نيست، ولي مسلماني كه شيعه نبوده، اگر بعد از ديدن ماه شيعه شود، بايد زكات فطره را بدهد.
- كسي كه فقط به اندازه يك صاع كه تقريباً سه كيلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد و چنان چه عيالاتي داشته باشد و بخواهد فطره آنان را هم بدهد ميتواند به قصد فطره، آن يك صاع را به يكي از عيالاتش بدهد و او هم به همين قصد به ديگري بدهد و هم چنين تا به نفر آخر برسد و بهتر است نفر آخر چيزي را كه ميگيرد به كسي بدهد كه از خودشان نباشد، و اگر يكي از آنها صغير باشد، ولي او به جاي او مي گيرد و احتياط آن است كه چيزي را كه براي صغير گرفته به كسي ندهد.
- اگر بعد از مغرب شب عيد فطر بچه‌دار شود، يا كسي نانخور او حساب شود، واجب نيست فطره او را بدهد؛ اگرچه مستحب است فطره كساني را كه بعد از مغرب تا پيش از ظهر روز عيد نان خور او حساب ميشوند بدهد.
- اگر انسان نان خور كسي باشد و پيش از مغرب يا مقارن آن نان خور كس ديگر شود، فطره او بر كسي كه نان خور او شده واجب است. مثلاً اگر دختر پيش از مغرب به خانه شوهر رود، شوهرش بايد فطره او را بدهد.
- كسي كه ديگري بايد فطره او را بدهد، واجب نيست فطره خود را بدهد.
- اگر فطره انسان بر كسي واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نميشود مگر آن كه شخص غني نان خور فقير باشد كه در اين صورت احتياط لازم آن است كه غني فطره خود را بدهد.
- اگر كسي كه فطره او بر ديگري واجب است خودش فطره را بدهد، از كسي كه فطره بر او واجب شده ساقط نميشود.
- زني كه شوهرش مخارج او را نمي دهد، چنان چه نان خور كس ديگر باشد، فطرهاش بر آن كس واجب است. و اگر نانخور كس ديگر نيست، در صورتي كه فقير نباشد، بايد فطره خود را بدهد.
- كسي كه سيد نيست، نميتواند به سيد فطره بدهد حتي اگر سيدي نان خور او باشد، نميتواند فطره او را به سيد ديگر بدهد.
- فطره طفلي كه از مادر يا دايه شير ميخورد، بر كسي است كه مخارج مادر يا دايه را ميدهد. ولي اگر مادر يا دايه مخارج خود را از مال طفل برميدارد، فطره طفل بر كسي واجب نيست.
- انسان اگر چه مخارج عيالاتش را از مال حرام بدهد، بايد فطره آنان را از مال حلال بدهد.
- اگر انسان كسي را اجير نمايد و شرط كند كه مخارج او را بدهد بايد فطره او را هم بدهد، ولي چنان چه شرط كند كه مقداري از مخارج او را بدهد و مثلاً پولي براي مخارجش بدهد، واجب نيست فطره او را بدهد.
- اگر كسي بعد از مغرب شب عيد فطر بميرد، بايد فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند ولي اگر پيش از مغرب بميرد، واجب نيست فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند.
- احتياط واجب آن است كه زكات فطره را به فقراي شيعه اثنا عشري بدهد اگر چه در شهر ديگر باشند و چون نقل اين زكات به شهر ديگر خلاف احتياط است اگر در شهر خودش فقير شيعه نباشد مال خود را به شهر ديگر ببرد و در آنجا به قصد زكات به شيعه بدهد.
- اگر طفل شيعهاي فقير باشد، انسان ميتواند فطره را با اذن ولي شرعي او به مصرف او برساند، يا به واسطه دادن به ولي طفل، ملك طفل نمايد.
- فقيري كه فطره به او ميدهند، لازم نيست عادل باشد ولي احتياط واجب آن است كه به شراب خوار و كسي كه آشكارا معصيت ميكند فطره ندهند.
- به كسي كه فطره را در معصيت مصرف ميكند نبايد فطره بدهند.
- احتياط واجب آن است كه به يك فقير كمتر از يك صاع كه تقريباً سه كيلو است فطره ندهند. ولي اگر بيشتر بدهند اشكال ندارد.
- اگر از جنسي كه قيمتش دو برابر قيمت معمولي آن است مثلاً از گندمي كه قيمت آن دو برابر قيمت گندم معمولي است، نصف صاع كه معناي آن در مسأله پيش گفته شد بدهد كافي نيست و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد.
- انسان نميتواند نصف صاع را از يك جنس مثلاً گندم و نصف ديگر آن را از جنس ديگر مثلاً جو بدهد، و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد.
- مستحب است در دادن زكات فطره، خويشان فقير خود را بر ديگران مقدم بدارد و بعد همسايگان فقير را، بعد اهل علم فقير را ولي اگر ديگران از جهتي برتري داشته باشند، مستحب است آنها را مقدم بدارد.
- اگرانسان به خيال اين كه كسي فقير است به او فطره بدهد و بعد بفهمد فقير نبوده، چنان چه مالي را كه به او داده از بين نرفته باشد، بايد پس بگيرد و به مستحق بدهد. و اگر نتواند پس بگيرد، بايد از مال خودش فطره را بدهد، و اگر از بين رفته باشد، در صورتي كه گيرنده فطره ميدانسته آنچه را گرفته فطره است، بايد عوض آن را بدهد، و اگر نميدانسته، دادن عوض بر او واجب نيست و انسان بايد دوباره فطره را بدهد.
- اگر كسي بگويد فقيرم، نميشود به او فطره داد، مگر آن كه از گفته او اطمينان پيدا شود، يا انسان بداند كه قبلا فقير بوده است.
- انسان بايد زكات فطره را به قصد قربت ـ يعني: براي انجام فرمان خداوند عالم ـ بدهد و موقعي كه آن را ميدهد، نيت دادن فطره نمايد.
- اگر پيش از ماه رمضان فطره را بدهد صحيح نيست لكن جواز دادن آن در ماه رمضان بعيد نيست، و اگر پيش از رمضان يا در ماه رمضان به فقير قرض بدهد و بعد از آن كه فطره بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعي ندارد.
- گندم يا چيز ديگري را كه براي فطره ميدهد، بايد به جنس ديگر يا خاك مخلوط نباشد، و چنان چه مخلوط باشد، اگر خالص آن به يك صاع كه تقريباً سه كيلو است برسد، يا آنچه مخلوط شده به قدري كم باشد كه قابل اعتنا نباشد اشكال ندارد.
- اگر فطره را از چيز معيوب بدهد كافي نيست.
- كسي كه فطره چند نفر را ميدهد، لازم نيست همه را از يك جنس بدهد و اگر مثلاً فطره بعضي را گندم و فطره بعض ديگر را جو بدهد كافي است.
- كسي كه نماز عيد ميخواند، بنابر احتياط واجب، بايد فطره را پيش از نماز عيد بدهد و يا جدا نمايد، ولي اگر نماز عيد نميخواند، ميتواند دادن فطره را تا ظهر تأخير بيندازد.
- اگر به نيت فطره مقداري از مال خود را كنار بگذارد و تا ظهر روز عيد به مستحق ندهد، احتياط واجب آن است كه هر وقت آن را ميدهد نيت فطره نمايد.
- اگر موقعي كه دادن زكات فطره واجب است، فطره را ندهد و كنار هم نگذارد، بعداً بايد بدون اين كه نيت ادا و قضا كند فطره را بدهد.
- اگر فطره را كنار بگذارد، نميتواند آن را براي خودش بردارد و مال ديگري را براي فطره بگذارد.
- اگر انسان مالي داشته باشد كه قيمتش از فطره بيشتر است، چنان چه فطره را ندهد و نيت كند كه مقداري از آن مال براي فطره باشد اشكال دارد.
- اگر مالي را كه براي فطره كنار گذاشته از بين برود، چنان چه دسترسي به فقير داشته و دادن فطره را تأخير انداخته، بايد عوض آن را بدهد، و اگر دسترسي به فقير نداشته ضامن نيست.
- اگر در محل خودش مستحق پيدا شود، احتياط واجب آن است كه فطره را به جاي ديگر نبرد و اگر به جاي ديگر ببرد و تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.
________________________________________
س) زمان پرداخت زكات فطره چه موقع است؟آيا ميتوان براي رساندن به فقير خاصي پرداخت زكات را به تأخير انداخت؟
ج. زمان پرداخت زكات فطره در روز عيد فطر است و براي پرداخت به فقير خاصي ميتوان به تأخير انداخت؛ اما نبايد در پرداخت آن مسامحه و كوتاهي گردد و ميتوانيد به وسيله پست يا بانك براي او ارسال نماييد.
س) آيا ميتوانيم زكات فطره را براي كمك به مدرسه و مسجد بپردازيم؟
ج. احتياط واجب آن است كه زكات فطره را به فقراي شيعه اثني عشري بدهند اگر چه در شهر ديگر باشند.
س) آيا ميتوانم با پول زكات فطره، چيزي براي فقير خريداري نمايم؟
ج. خير، زكات فطرهاي را كه كنار گذاشتهايد، بايد به همان صورت به فقير بدهيد و تبديل آن به جنس ديگر صحيح نيست.
س) حكم كساني كه سرباز هستند و شب عيد فطر در آنجا هستند، فطريه، آيا بر پدر آنها واجب است يا خودشان يا مثلاً سپاه يا ارتش يا نيروي انتظامي؟
ج. در فرض سؤال با تمكّن مالي فطره را بايد خودشان بپردازند. والله العالم
س) اگر ميهمان با اجازه صاحب خانه، فطره‌ي خودش را بدهد، آيا از عهده صاحب خانه ساقط مي‌شود؟
ج. ساقط نمي‌شود. والله العالم
س) آيا مي‌شود زكات فطره را به افرادي، مانند فرزند، زن، پدر يا مادر (اگر مستحقّ باشند) داد يا نه؟
ج. زكات فطره را نمي‌توان به واجب النفقه داد. والله العالم
س) پرداخت زكات فطره به كميته امداد، سازمان بهزيستي و بعض مؤسسات خيريه چه صورتي دارد؟
ج. بنظر اينجانب، زكات فطره بنابراحتياط واجب بايد به فقراي شيعه اثني عشري برسد و مكلّف بايد آنچه را تحت عنوان زكات فطره به اينگونه سازمان‌ها و مؤسسات مي‌دهد يقين كند كه بدون كم و زياد در مورد مصرف، (فقير شيعه اثني عشري) صرف شده و الا ذمّه‌اش برئ نمي‌شود. پس براي هر كس اين يقين حاصل شود، اشكال ندارد، مثلاً كسي كه زكات فطره مي‌دهد و سيّد نيست بايد يقين كند كه به مصرف فقير غير سيّد رسيده، نه سيّد و نه مدرسه و مسجد و حسينيه. والله العالم

احكام روزه

جهت رويت يا دانلود لينك كتابي مجموعه استفتائات احكام روزه اينجا كليك كنيد.

________________________________________

رؤيت هلال با چشم مسلح

س. آيا رؤيت هلال با استفاده از ابزارهاي نجومي (دوربين، تلسكوپ و ...) اعتبار شرعي دارد؟
ج. كفايت رؤيت با چشم مسلّّح، مورد اشكال است.والله العالم

اثبات اول ماه

س. اگر راديو و رسانه‌ها خبر دهند كه در شهري ماه را ديده‌اند، آيا مسلمان‌ها در سراسر آن كشور مي‌توانند آن روز را عيد قرار دهند يا نه؟
ج. اگر از خبر راديو يا رسانه‌هاي ديگر، براي شخص علم حاصل شود، بايد عيد قرار دهد. والله العالم

اتحاد افق

س. اگر ماه رمضان در شهري ديده شود، در شهرهاي ديگر كه افق آنها يكسان و يا دو ساعت فرق دارند اول ماه ثابت مي‌شود يا نه؟
ج. اكتفا به رؤيت ماه در يك بلد براي ساير بلاد بعيد نيست. والله العالم

ثبوت ماه با محاسبات منجّمين

س. آيا با محاسبات منجمين، ماه ثابت مي‌شود، مخصوصاً وقتي كه آنها امروز نسبت به زمان‌گذشته امكانات خيلي دقيق و مجهّز در اختيار دارند و اصرار مي‌ورزند كه نتائج دستگاه‌هاي علمي‌امروز قابل انكار نمي‌باشد؟
ج. پيشگوئي منجمّين بنفسه حجّت شرعيّه نيست. بلي، اگر براي هر كس موجب علم به صحّت محاسبه شود، بايد به علمي كه از گفته منجّم حاصل شده عمل نمايد. والله العالم

روزه يوم الشك

س. اگر يوم الشك بين آخر شعبان و اول رمضان را به نيّت شعبان روزه گرفت، سپس نيّت افطار كرد و قبل از ظهر يا قبل از افطار معلوم شد كه رمضان بوده است؛ در اين صورت، اگر نيّت رمضان كند روزه‌اش صحيح است؟
ج. در فرض سؤال، نيّت روزه رمضان كند و روزه صحيح است. والله العالم

بلندبودن ماه

س. آيا تطوع و بلند بودن هلال را، دليل بر شب دوم مي‌دانيد؟
ج. بلند بودن ماه و تطوع آن، دليل شرعي بر شب دوم نيست. والله العالم

وقت امساك در ماه مبارك

س. در آستانه ماه شريف رمضان و با توجه به توسعه شهرها و عدم امكان تشخيص دقيق لحظه طلوع فجر، خواهشمند است نظر شريف خود را در مورد زمان امساك براي روزه و اقامه نماز صبح اعلام فرمائيد.
ج. از هنگامي كه شخص يقين به طلوع فجر صادق كند، امساك واجب است و مي‌تواند نماز صبح را بخواند و تعيين طلوع با ساعت و دقيقه بطوري‌كه شرعاً امساك واجب و نيز وقت نماز صبح باشد، ممكن نيست و احتياط اين است كه در روزه امساك را قدري قبل از يقين به طلوع فجر شروع كند. والله العالم

دختران بالغ و عدم قدرت بر روزه‌گرفتن

س. سن بلوغ زن نه سال در رساله ذكر شده است و تكليف بر او واجب است، در حالي‌كه دختر اين قدر كوچك است كه اگر روزه بگيرد مريض مي‌شود بلكه نمي‌تواند روزه بگيرد و علامت بلوغ ديگر هم ندارد، تكليف ايشان چيست؟
ج. سن تكليف دختران نه سال كامل قمري است و در عين حال قدرت شرط تكليف است، آنچه قدرت انجامش را دارد بايد انجام دهد و آنچه قدرتش را ندارد تكليف ساقط است، مثلاً اگر قدرت گرفتن روزه ندارد نبايد روزه بگيرد و هر وقت قدرت يافت قضا آن را بجا آورد ولي نماز و حجاب و امثال اينها را كه قدرت دارد بايد انجام دهد. والله العالم

عدم قدرت بر روزه بجهت سختي شغل و گرماي هوا

س. حكم شخصي كه شغل او سخت و دشوار است و در شهر بسيار گرمي كار مي‌كند و عملاً روزه‌گرفتن در تابستان براي وي تقريباً غير ممكن است، چيست؟
ج. اگر مي‌توانند از ساعات كار كم كنند و روزه‌ها را بگيرند و از بركات آن محروم نشوند؛ و اگر اين كار ميسر نيست، هر روز صبح به قدر مسافت شرعي مسافرت كنند و روزه خود را در آنجا افطار نمايند كه فقط قضاي آن روزها به عهده شخص مي‌آيد و كفاره ندارد.والله العالم

اعتبار تعيين روزه هر روز ماه رمضان

س. آيا در نيّت روزه ماه رمضان بايد معيّن كنيم كه روز چندم ماه رمضان را روزه مي‌گيريم؟
ج. لازم نيست روزه هر روز را بخصوص نيّت كند، بلكه همين اندازه كه بداند روزه ماه رمضان را مي‌گيرد، كافي است. والله العالم

فراموش‌كردن نيّت روزه در ماه رمضان

س. اگر در ماه رمضان قبل از طلوع فجر نيّت را فراموش كرد، چه كند؟
ج. اگر قبل از ظهر يادش آمد، نيّت كند و اگر بعدازظهر يادش بيايد، روزه باطل است؛ ولي بايد آن روز را امساك كند و بعد هم قضاي آن را بگيرد. والله العالم

بيدارشدن روزه‌دار بدون نيت روزه بعد از نماز صبح

س. اگر شخصي قصد روزه‌گرفتن دارد ولي سحر جهت خوردن سحري بيدار نشود و فقط براي نماز بيدار و پس از آن بخوابد. آيا روزه‌گرفتن چنين شخصي صحيح است؟
ج. همين قدر كه قصد روزه داشته باشد، كافي است و خوردن سحري لازم نيست. والله العالم

تزريق سرم يا آمپول

س. آيا شخص روزه‌دار در ماه مبارك رمضان، مي‌تواند سرم يا آمپول، تزريق كند؟
ج. احتياط مستحب آن است كه از استعمال آمپول و سرم خودداري كند. و اگر لازم شد و تزريق كرد، روزه‌اش باطل نمي‌شود. والله العالم

استفاده از اسپري تنفسي

س. آيا استفاده از اسپري تنفسي در داخل دهان و بيني براي بازكردن مجاري تنفسي، مبطل روزه مي‌باشد يا خير؟
ج. در مفروض سؤال، چنانچه ناچار از استفاده آن در روز باشد اشكال ندارد و روزه را بگيرد، لكن اگر قبل از حلول ماه مبارك رمضان بعد، عارضه‌اش برطرف شود، بنابراحتياط قضاي روزه‌ها را نيز بگيرد. و اگر عارضه تا ماه رمضان بعد ادامه يافت، بنابراحتياط براي هر روز يك چارك طعام مانند گندم يا جو به عنوان كفّاره به فقير غير سيّد بدهد و قضا ندارد. والله العالم

استفاده از قطره بيني

س. حكم استفاده از قطره بيني جهت بازكردن مجاري تنفسي و درمان كه در بعضي موارد يقيناً وارد حلق مي‌گردد، چگونه است؟
ج. اگر وارد حلق شود، مبطل روزه است. والله العالم

مسواك‌كردن

س. مسواك كردن در روز ماه رمضان، آيا مبطل روزه است يا خير؟
ج. اگر آبي كه از خمير دندان توليد شده يا آب خارجي وارد حلق نشود و آن را بيرون بريزد، اشكال ندارد. والله العالم

آندوسكپي

س. آندوسكپي دستگاهي است كه داخل معده مي‌شود و عكسبرداري مي‌كند، بدون اينكه چيزي داخل معده شود. آيا اين عمل روزه را باطل مي كند يا نه؟
ج. بنابر احتياط، براي روزه‌دار اشكال دارد. والله العالم

بخار حمام

س. اگر فضاي حمام را بخار گرفته باشد، آيا موجب بطلان روزه مي‌شود؟
ج. باطل نمي‌شود. والله العالم

مصرف آدامس

س. جويدن آدامس در حال روزه، چه حكمي دارد؟
ج. چنانچه هيچ طعمي نداشته باشد كه به حلق برود، روزه صحيح است؛ لكن اين عمل براي روزه‌دار پسنديده نيست و تظاهر به آن، اشكال دارد. والله العالم

مصرف دخانيات

س. آيا كشيدن سيگار و استعمال قليان، مبطل روزه است؟
ج. بنابراحتياط واجب، روزه‌دار نبايد دود سيگار يا قليان را به حلق برساند. والله العالم

تزريق خون

س. آيا تزريق خون به روزه‌دار، مبطل روزه است؟
ج. مبطل روزه نيست. والله العالم

اهداي خون

س. اگر در ماه مبارك رمضان، 5 سي سي خون براي آزمايش از ما گرفته شود، چه حكمي دارد؟
ج. اشكال ندارد، ولي اگر موجب ضعف شود مكروه است. والله العالم

پركردن دندان

س. پركردن دندان در ماه رمضان چه حكمي دارد؟
ج. پر كردن، جرمگيري و كشيدن دندان در ماه رمضان براي پزشكان مانعي ندارد و براي شخص روزهدار، زماني جايز است كه مطمئن باشد خون يا آبي كه به وسيله دستگاه، وارد فضاي دهان ميشود، فرو نخواهد رفت. والله العالم

استفاده از مواد آرايشي

س. استفاده از مواد آرايشي، مانند كرم، سرمه و ... در ماه مبارك رمضان براي شخص روزه‌دار چه حكمي دارد؟
ج. اشكال ندارد، ولي در مورد سرمه اگر از موّادي باشد كه مزه يا بوي آن به حلق برسد مكروه است. والله العالم

استفاده از قرص ضدبارداري

س. روزه زناني كه در ماه مبارك رمضان براي جلوگيري از عادت ماهانه از قرص استفاده مي‌نمايند، صحيح است يا خير؟
ج. اگر عادت نشوند، روزه آنها صحيح است. والله العالم

استعمال شياف

س. آيا استعمال شياف‌هاي درماني، شياف ترياك و يا شياف تغذيه مبطل روزه است؟
ج. شياف، مبطل روزه نيست. والله العالم

غواصي و روزه‌داري

س. مستدعي است حكم شرع مقدس را در مورد اشخاصي كه كارشان غواصي در اعماق آب‌هاست نسبت به روزه بيان فرماييد.
ج. زير آب رفتن با لباس غواصّي، بنابراحتياط واجب مبطل صوم است، ولي اگر شخص داخل زير دريائي كه‌شبيه اطاق است و ملاصق بدن نيست زير آب برود روزه باطل نمي‌شود. والله العالم

گرد و غبار در محيط كار

س. محيط كاري اينجانب طوري است كه ذرات گرد و غبار در فضاي كارگاه پراكنده مي‌باشد و دوري از اين محيط ممكن نيست. در ضمن حتي الامكان هم از وسايل جلوگيري‌كننده، مانند ماسك و غيره استفاده مي‌گردد ولي باز هم گرد و غبار وارد فضاي حلق مي‌گردد. حكم روزه در اين فضا چيست؟
ج. چنانچه گرد و غبار وارد حلق شود، روزه اشكال دارد. والله العالم

روزه زن باردار

س. آيا براي خانم باردار 5 ماهه، روزه واجب است؟
ج. اشخاص مختلفند؛ بطور كلي اگر به تجربه يا از قول طبيب حاذق، خوف ضرر براي خود زن يا بچه حاصل شود روزه نگيرد. والله العالم

غلط خواندن قرآن

س. اگر در ماه مبارك رمضان، قرآن را به طرز غلطي بخوانيم، آيا ضرري متوجه روزه مي‌شود؟(عدم تلفظ صحيح كلمات)
ج. اگر عمداً آيات را غلط نخوانيد، اشكال ندارد. والله العالم

نسبت‌دادن روايت از معصومي به معصوم ديگر

س. اگر كلام يكي از معصومين را اشتباه به ديگري نسبت دهيم، مثلاً به جاي اينكه بگوئيم رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمودند، بگوئيم: اميرالمؤمنين عليه السلام چنين فرموده‌اند. آيا باعث باطل‌شدن روزه مي‌شود؟
اگر عمداً اين كار را انجام دهد، حكمش چيست؟
ج. در صورت اشتباه، اشكال ندارد، ولي اگر عمداً و با توجّه باشد، چون انتساب بمعني اين است كه آن حضرت خصوص اين كلام را فرموده با اينكه مي‌داند نفرموده، نسبت دروغ است و روزه را باطل مي‌كند و قضا و كفّاره دارد. والله العالم

مسافرت در ماه رمضان

س. آيا انسان مي‌تواند در ماه مبارك رمضان براي فرار از روزه عمداً مسافرت كند؟
ج. اشكال ندارد، ولي مكروه است. والله العالم

تبعيّت زن از شوهر در وطن

س. زني كه ازدواج مي‌كند و از وطن اصلي خود به شهر ديگري مي‌رود و در عرض سال چند مرتبه براي ديدن ارحام به وطن اصلي‌اش باز مي‌گردد، نماز و روزه او چه حكمي دارد؟
ج. در فرض سؤال، كه زن بنا دارد در وطن شوهر همراه با شوهر زندگي كند، اعراض قهري از وطن خود اوست و در بازگشت به وطن جهت صله ارحام، حكم مسافر را دارد. والله العالم

افطار در حد ترخص

س. كسي كه در ماه رمضان مسافرت مي‌كند، مي‌تواند در منزل خود افطار نمايد يا بايد از حد ترخّص بگذرد و سپس افطار نمايد؟
ج. تا به حدّ ترخّص نرسيده، نبايد افطار كند. والله العالم

خروج مني بدون قصد

س. اگر روزه‌دار بدون قصد بيرون‌آمدن مني با همسرش شوخي كند بطوري كه بعد از شوخي مني از او خارج شود در صورتي‌كه مي‌دانسته مني از او خارج خواهد شد، حكم روزه او چگونه خواهد بود؟
ج. در فرض سؤال كه روزه‌دار مي‌دانسته كه اگر با همسر خود بازي كند مني از او خارج مي‌شود، در صورت خروج مني، قضاء و كفّاره دارد. والله العالم

استمنا در حال روزه

س. كسي كه نمي‌دانسته استمناء روزه را باطل مي‌كند و حتي يك گناه كبيره است، اگر اين‌عمل را انجام دهد. آيا روزه او باطل است؟ اگر باطل است، كفّاره دارد يا خير؟
ج. در فرض سؤال، بايد قضاي روزه را بگيرد، ولي كفّاره ندارد. بلي، اگر جاهل مقصّر باشد، به اين معني كه در موقع ارتكاب عمل، احتمال حرمت بدهد و سؤال نكند و يا بداند استمناء حرام و معصيت است، هرچند نداند كه روزه را باطل مي‌كند و اگر در روز ماه رمضان انجام دهد، كفّاره جمع دارد. والله العالم

علم به محتلم شدن در صورت خوابيدن

س. شخصي يك ساعت به اذان صبح مانده در ماه رمضان مي‌داند كه اگر بخوابد محتلم مي‌شود و تا اذان بيدار نمي‌شود. آيا مي‌تواند بخوابد يا نه؟ و اگر خوابيد و محتلم شد و اذان گفته شد، روزه او صحيح است يا نه؟
ج. در مورد سؤال، اگر شخص مذكور مي‌داند كه قبل از اذان صبح محتلم مي‌شود، بنابر احتياط واجب نبايد بخوابد. والله العالم

محتلم شدن در روز ماه رمضان

س. اگر كسي ماه رمضان بعد از اذان صبح در خواب جنب شود، آيا روزه‌اش باطل مي‌شود يا نه؟ و اگر باطل نمي‌شود، آيا مي‌تواند بعد از اذان ظهر يا اذان مغرب غسل كند يا نه؟
ج. روزه‌اش باطل نمي‌شود ولي براي نماز ظهر واجب است غسل نمايد.والله العالم

رسيدن وقت اذان هنگام غسل

س. شخصي قبل از اذان صبح بيدار شده و جنب بوده، مشغول غسل مي‌شود كه وسط غسل، اذان مي‌گويند. آيا روزه او صحيح است و كفّاره دارد يا نه؟
ج. اشكال ندارد و روزه صحيح است. والله العالم

كفاره تأخير

س. اگر كسي قضاي روزهاي ماه رمضان سال قبل را تا ماه مبارك رمضان سال بعد نگيرد، حكمش چيست؟
ج. در فرض سؤال، بايد علاوه بر قضاء روزه‌ها براي هر روز يك مد(750گرم) گندم يا جو يا آرد بعنوان كفاره به فقير غير سيد بدهد و دادن پولش كافي نيست. بايد خود جنس باشد و مي توان همه را به يك فقير داد. والله العالم

دادن پول كفاره به فقير

س. آيا مي‌توان پول كفّاره را به فقير داد و به او گفت: طعامي كه روزانه مي‌خوري قصد كفّاره كن؛ يا لازم است فقير از همين پول طعام بگيرد؟
ج. در فرض سؤال، فقير بايد با همين پول، براي دهنده آن طعام بخرد و به وكالت از طرف او طعام را به عنوان كفّاره بردارد.والله العالم

زكات فطره‌ي سرباز

س. حكم كساني كه سرباز هستند و شب عيد فطر در آنجا هستند، فطريه، آيا بر پدر آنها واجب است يا خودشان يا مثلاً سپاه يا ارتش يا نيروي انتظامي؟
ج. در فرض سؤال با تمكّن مالي فطره را بايد خودشان بپردازند. والله العالم

فطره‌دادن ميهمان و اسقاط ذمه ميزبان

س. اگر ميهمان با اجازه صاحب خانه، فطره‌ي خودش را بدهد، آيا از عهده صاحب خانه ساقط مي‌شود؟
ج. ساقط نمي‌شود. والله العالم

دادن زكات فطره به واجب النفقة

س. آيا مي‌شود زكات فطره را به افرادي، مانند فرزند، زن، پدر يا مادر (اگر مستحقّ باشند) داد يا نه؟
ج. زكات فطره را نمي‌توان به واجب النفقه داد. والله العالم

پرداخت زكات فطره به مؤسسات

س. پرداخت زكات فطره به كميته امداد، سازمان بهزيستي و بعض مؤسسات خيريه چه صورتي دارد؟
ج. بنظر اينجانب، زكات فطره بنابراحتياط واجب بايد به فقراي شيعه اثني عشري برسد و مكلّف بايد آنچه را تحت عنوان زكات فطره به اينگونه سازمان‌ها و مؤسسات مي‌دهد يقين كند كه بدون كم و زياد در مورد مصرف، (فقير شيعه اثني عشري) صرف شده و الا ذمّه‌اش برئ نمي‌شود. پس براي هر كس اين يقين حاصل شود، اشكال ندارد، مثلاً كسي كه زكات فطره مي‌دهد و سيّد نيست بايد يقين كند كه به مصرف فقير غير سيّد رسيده، نه سيّد و نه مدرسه و مسجد و حسينيه. والله العالم

زكات فطره بچه در شكم مادر

س. بچه‌اي كه در شكم مادر است، آيا فطريه‌اش واجب است يا نه؟
ج. واجب نيست. والله العالم

سفرهاي دانشجوئي و حكم نماز و روزه آنها

مقدار مسافت شرعي

س. مقدار مسافت شرعي چند كيلومتر است؟
ج. مسافت شرعي، تقريباً 5/22 كيلومتر است.

عدم وطنيت براي محل تحصيل

س. آيا محل تحصيل، در حكم وطن محسوب مي‌شود؟
ج. در حكم وطن محسوب نمي‌شود.

حدَ ترخص

س. حد ترخص را توضيح دهيد.
ج. حدَ ترخص هر محل، نزديكترين جائي است كه در آنجا صداي اذان شهر شنيده نميشود، و ديوار شهر ديده نميشود.

ابتداي مسافت شرعي؛ دانشگاه يا ابتداي شهر

س. آيا دانشجو يا استاد بايد جهت تعيين حد ترخص ابتداي شهر را محاسبه كند يا محل دانشگاه را؟
ج. در فرض سؤال ابتداي شهر لحاظ مي‌شود.

شكسته يا تمام‌خواندن بخلاف وظيفه

س. شكسته‌خواندن نماز تمام و تمام‌خواندن نماز شكسته با عدم آگاهي به حكم چه حكمي دارد؟
ج. اگر اصلاً نميدانستهايد كه نمازتان شكسته است و بجاي شكسته تمام خواندهايد، قضا ندارد، ولي اگر بجاي نماز تمام، شكسته خوانده باشيد، نماز باطل است.

حكم سفر اول دانشجو

س. حكم نماز و روزه دانشجوي مسافر، در سفر اول چگونه است؟
ج. بايد نماز را شكسته بخواند و روزه صحيح نيست.

سفر تحصيلي روزانه

س. دانشجويي كه وطن و محل تحصيل او بيش از چهار فرسخ شرعي فاصله دارد و تقريباً هر روز اين مسير را براي تحصيل ميرود و بر ميگردد، درباره نماز و روزه چه تكليفي دارد؟
ج. در غير سفر اول، نماز تمام، و روزه صحيح است.

سفر تحصيلي دو روز در هفته

س. نماز و روزه دانشجويي كه دو روز در هفته به محل تحصيل ميرود و در همان روز به وطن بر ميگردد و فاصله محل تحصيل و وطنش بيش از چهار فرسخ شرعي است، چگونه است؟
ج. در غير سفر اول، نماز تمام، و روزه صحيح است.

سفر تحصيلي هر دو هفته يك بار

س. دانشجوي دانشگاهي كه بعضاً هر دو هفته يك بار يا بيش از ده روز يك بار به محل درس ميرود و برميگردد، چه حكمي دارد؟
ج. نمازش در بين راه و محل تحصيل شكسته است و روزه صحيح نيست.

ماندن در محل تحصيل براي هدفي غير تحصيل

س. من ساكن كرج هستم و دانشجوي تهران و تقريباً هر روز رفت و آمد دارم. اما گاهي بعد از كلاس به منزل دوستان و اقوام مي‌روم و مثلاً فرداي آن روز كه كلاسي هم ندارم در تهران هستم يا براي برنامه‌اي به غير از دانشگاه مانند مراسم‌هاي مذهبي در دانشگاه مي‌مانم. مي خواستم حكم نمازم را در اين شرايط بدانم كه شكسته است يا كامل؟
ج. چنانچه حداقل سه الي چهارماه سفر تحصيلي شما تداوم داشته باشد، مادامي كه در سفر تحصيلي هستيد و به منظور غير تحصيل نرفته‌ايد نماز تمام و روزه صحيح است گرچه در سفر مذكور اضافه در محل مقصد بمانيد.

سفر به محل تحصيل در غير ايام درسي

س. در دوران دانشجويي بعضي از موارد، مثل تابستان كه تعطيل است (به مدت 2 ماه تقريباً) براي انتخاب واحد، گرفتن وام يا امور دانشگاهي از شهر خود براي يك روز يا بيشتر به محل تحصيل مي‌روم. حكم نماز و روزه در آن زمان در محل تحصيل چگونه است؟
ج. در مفروض سؤال، نماز شكسته است و روزه صحيح نيست و حكم مسافر را داريد.

سفر به غير از محل تحصيل در ايام درسي

س. اگر دانشجو به طور اتفاقي به شهري غير از محل درس مسافرت كند، نماز و روزه او چگونه است؟
ج. نماز شكسته است و روزه صحيح نيست.

اردو به غيرمحل تحصيل توسط دانشگاه

س. گاهي اوقات از طرف دانشگاه، دانشجويان را براي بازديد يا گردش علمي به بعضي از شهرستان‌ها
مي‌برند. نماز ايشان در اين سفرها چگونه است؟
ج. اگر از فروع شغل تحصيلي آنها باشد، نماز تمام و روزه صحيح است و الّا حكم مسافر دارند.

ويژه‌نامه اعتكاف

تعريف

اعتكاف، توقّف در مسجد است با اين قيد كه در اين توقّف قصد و نيّت تعبّد و بندگي را داشته باشد؛ و احوط آن است كه نيّت عبادت ديگري مانند نماز و روزه و... غير از اعتكاف را نيز ضميمه نمايد.

زمان اعتكاف

در هر زماني كه روزه‌گرفتن صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است؛ امّا افضل اوقات اعتكاف، ماه مبارك رمضان و افضل اوقات ماه مبارك رمضان دهه آخر آن مي‌باشد.

احكام اعتكاف

عقل

اعتكاف غير بالغ

س) 1. آيا اعتكاف كودك مميّز صحيح است؟
ج) اقوي، صحّت آن است.
نيّت
س) 2. آيا در اعتكاف واجب و مستحب، قصد وجوب يا استحباب لازم است؟
ج) لازم نيست.
س) 3. اگر از روي اشتباه، براي اعتكاف واجب، نيّت استحباب نمايد يا بالعكس، تكليف چيست؟
ج) اشكال ندارد.
س) 4. آيا تجديد نيّت در روز سوّم اعتكاف مستحب، لازم است؟
ج) لازم نيست، هر چند احوط است.
س) 5. آيا در اعتكاف، نيازي به قصد نمودن عبادات ديگر (علاوه بر نيّت اعتكاف) هم است؟
ج) بنابر احتياط بايد قصد عبادت ديگري نيز بشود.

شرط برگشت از اعتكاف در هنگام نيّت

س) 6. آيا انسان مي‌تواند از آغاز، هنگام نيّت، شرط كند كه اگر برايش اتّفاقي افتاد يا مشكلي پيش آمد- مثلاً بگويد اگر هوا سرد شد- اعتكاف را رها مي‌كنم حتي در روز سوّم؟ آيا لازم است اتّفاق يا مشكل خاصّي را در نظر بگيرد يا نيازي نيست؟
ج) جايز است در حين نيّت (نه قبل از آن و نه بعد از شروع در اعتكاف)، شرط رجوع از اعتكاف را در هر وقت كه بخواهد حتي در روز سوّم بنمايد، حتي بدون عروض هيچ سببي.
س) 7. آيا در اعتكاف نذري، انسان مي‌تواند هنگام خواندن صيغه نذر، شرط كند كه اگر مانعي پيش آمد اعتكافم را رها مي‌كنم؟
ج) صحّت اشتراط رجوع از اعتكاف در نذر، محلّ تأمل بلكه محلّ منع است. بلي، نذر اعتكاف مشروط، صحيح است.
س) 8. فرموده‌ايد معتكف مجاز است هنگام نيّت شرط كند «هر وقت خواست» (حتي در روز سوّم) از اعتكاف برگردد. اگر بعد از نيّت حكم شرط خود را ساقط نمود، آيا شرط او ساقط مي‌شود يا خير؟
ج) شرط رجوع از اعتكاف حتي در روز سوم در حين نيّت، جايز است و اما ظاهر اين است كه حكم شرط ساقط نمي‌شود، اگر چه احتياط در ترتيب آثار سقوط است به اينكه اگر بعد از اكمال دو روز، شرط را ساقط كند، اعتكاف را تمام كند و آن را رها نكند.

زمان نيّت

س) 9. زمان نيّت اعتكاف چه وقتي است؟ آيا اوّل شب مي‌شود نيّت كرد؟
ج) وقت نيّت، قبل از فجر صادق است و اكتفا به نيّت اوّل شب مشكل است مگر اينكه نيّت اوّل شب تا فجر ادامه داشته باشد.
س) 10. در مراسم اعتكاف بايد قبل از اذان صبح در مسجد مستقر باشد. اگر دقايقي بعد از اذان بيايد، اعتكاف چه صورتي دارد؟
ج) بايد قبل از طلوع فجر صادق در مسجد باشد.
* نيابت
س) 11. آيا اعتكاف را به نيابت از كسي كه مرده و يا به نيابت از كسي كه زنده است مي‌توان انجام داد؟
ج) نيابت از ميّت در اعتكاف، صحيح است و نيابت از حيّ محلّ اشكال است. بلي، به قصد رجاء، اشكال ندارد.
* عدول از نيّت
س) 12. حكم عدول از اعتكاف به اعتكاف ديگر چيست؛ چه هر دو واجب باشند يا مستحب يا يكي واجب باشد و ديگري مستحب يا يكي براي خودش باشد و ديگري براي نيابت يا هر دو براي نيابت باشد؟
ج. در هيچ يك از صور مذكوره، عدول جايز نيست.
روزه‌گرفتن
س) 13. آيا هرگونه روزه و لو استيجاري و ... براي اعتكاف كافي است؟
ج) بلي، مطلق صوم كفايت مي‌كند.
س) 14. در اعتكاف رمضان نيّت روزه بايد چگونه باشد؟
ج) روزه بايد به نيّت روزه ماه مبارك رمضان گرفته شود.
س) 15. اگر شخصي نذر كند كه در ايام معيّني معتكف شود. اگر در همان ايام، روزه نذري يا استيجاري بر عهده او باشد، آيا مي‌تواند در همان اعتكاف، روزه نذري يا اجاره‌اي خود را بجا آورد؟
ج. بلي، مانعي ندارد.
س) 16. حكم اعتكاف مسافر در مساجد مدينه، كوفه، مسجد‌الحرام، سهله و مشاهد مشرفه بدون نذر روزه و قصد اقامت چيست؟
ج) در هر مكاني كه روزه صحيح نيست، اعتكاف هم صحيح نيست.
*اعتكاف در سفر حرام
س) 17. آيا در سفر حرام مي‌توان اعتكاف كرد؟
ج) در مورد سؤال با تحقّق اعتكاف به قصد قربت و حصول ساير شرائط اعتكاف صحيح است.
* اعتكاف در سفر
س) 18. آيا انسان مي‌تواند نذر كند كه در سفر روزه بگيرد؟
ج) اگر در حضر چنين نذري بكند صحيح است.
س) 19. آيا در حين مسافرت مي‌شود روزه‌ي در سفر را نذر كرد؟
ج) صحيح نيست.
س) 20. مسافر در چه صورتي مي‌تواند اعتكاف كند؟
ج. در مواردي كه صوم براي مسافر صحيح باشد، مانند اينكه در وطن نذر كرده باشد كه در سفر روزه بگيرد يا در مدينه كه جايز است مسافر براي طلب حاجت سه روز روزه بگيرد.
س) 21. شخصي نذر كرده در ايام البيض ماه رجب، در مسجد مقدّس جمكران معتكف شود و نذر كرده در فرض مسافرت روزه هم بگيرد. آيا نذرش منعقد است؟ آيا اعتكاف او صحيح است؟(هر چند مسافر باشد)
ج) در فرض سؤال، اعتكاف صحيح است.
س) 22. شخصي براي درك فضيلت اعتكاف در مشهد مقدّس، بعد از رسيدن به مشهد بدون قصد اقامت نذر كرده سه روز روزه بگيرد. آيا چنين نذري صحيح است؟
ج) صحيح نيست.
س) 23. اگر زن‌ها در روزهاي عادت قرص بخورند (تا از حالت عادت خارج شده و روزه آنها صحيح باشد) و معتكف شوند، چه صورتي دارد؟
ج) خوردن قرص اگر مضرّ نباشد اشكال ندارد و چنانچه با خوردن قرص حائض نشود، اعتكاف صحيح است.
عدد (صحيح‌نبودن كمتر از سه روز)
س) 24. اعتكاف كمتر از سه روز چه حكمي دارد؟
ج) صحيح نيست.
س) 25. آيا معتكف مي‌تواند شش روز يا ده روز نيّت اعتكاف بكند؟
ج) مانع ندارد.
س) 26. منظور از روز در اعتكاف چيست؟ آيا پايان روز، غروب آفتاب است يا مغرب؟
ج) منظور از غروب، زوال حُمرِه مَشرقيّه است كه عرفاً مغرب گفته مي‌شود.
س) 27. اگر كسي نذر كند سه روز منفصل اعتكاف كند، آيا نذرش منعقد مي‌شود؟
ج) صحيح نيست.

مكان اعتكاف

س) 28. ملاك در تعيين مسجد جامع چيست؟ آيا ممكن است تعداد مساجد يك شهر يا روستا متعدّد باشد؟ آيا مساجد جامع، ممكن است به هم خيلي نزديك باشند؟
ج) مسجد جامع، مسجدي است كه براي گروه خاصي ساخته نشده است در مقابل مسجد بازار و قبيله و امثال اينها كه در آنها معظم اهل بلد جمع نمي‌شوند و آماده براي اجتماع آنها هم نشده است و ممكن است مسجد جامع متعدّد باشد و نيز نزديك هم باشند.
س) 29. اعتكاف در غير مسجد جامع مانند حسينيه، نمازخانه دانشگاه چگونه است؟
ج) اعتكاف در غير مسجد جامع، صحيح نيست.
س) 30. اعتكاف شيعه در عبادتگاه‌هاي ديگر اهل كتاب يا مسجد مخالف چه حكمي دارد؟
ج) اعتكاف در عبادتگاه اهل كتاب صحيح نيست و امّا در مسجد جامع اهل تسنّن صحيح است.
س) 31. آيا در تهران بزرگ، در مسجد جامع هر محلّه مي‌توان اعتكاف كرد؟
ج) اگر خصوصيات مسجد جامع را داشته باشد، مي‌توان اعتكاف كرد.
س) 32. اگر اعتكاف واجب خود را در مسجدي بجا آورد و بعداً فهميد كه اعتكاف در آنجا صحيح نبوده است، اعتكاف او چه حكمي دارد؟
ج) اگر اعتكاف واجب بوده، بايد استيناف يا قضا شود.
س) 33. آيا اعتكاف در مسجد مقدّس جمكران و زيرزمين آن، صحيح است يا خير؟
ج) در حال حاضر كه عنوان جامعيّت حاصل شده، اعتكاف در آن صحيح است.
س) 34. آيا محوطه اطراف مسجد كه به عنوان حياط از آن استفاده مي‌شود، حكم مسجد را دارد؟
ج) حياط، حكم مسجد را ندارد مگر آن‌كه به عنوان مسجد وقف شده باشد.
س) 35. پشت بام و سرداب و محراب مسجد و هر چه به سبب توسعه مسجد به آن افزوده شده جزو مسجد به حساب مي‌آيد؟ و در صورت شكّ، چنين جاهايي حكم مسجد را دارد؟
ج) پشت بام و سرداب و محراب جزو مسجد است و آنچه به مسجد به قصد اينكه جزو مسجد باشد افزوده شده، مثل اينكه خود مسجد را توسعه داده باشند، مسجد محسوب است و اگر شكّ داشته باشيد در اينكه آنچه افزوده شده به قصد مسجديّت بوده يا نه، مسجد محسوب نمي‌شود.

وحدت مسجد

س) 36. آيا معتكف مي‌تواند قسمتي از اعتكاف را در يك مسجد جامع و قسمت ديگر را در مسجد جامع ديگري بجا بياورد؟
ج) نمي‌تواند.
س) 37. آيا اعتكاف در دو مسجد متصل به هم (به طوري كه بخشي از وقت را در يكي و بخشي از آن در ديگري بماند) جايز است؟
ج) اعتكاف، بايد در مسجد واحد باشد و به نحو مذكور در سؤال، اعتكاف باطل است.
س) 38. اگر اعتكاف به سبب پيش‌آمدن مانعي به هم بخورد:

الف: آيا مي‌توان همان اعتكاف را بعد از برطرف شدن مانع در همان مسجد به پايان ببرد؟

ب: آيا مي‌توان آن را در مسجد ديگر ادامه داد؟

ج) ادامه آن اعتكاف صحيح نيست؛ چه در همان مسجد و يا در مسجد ديگر.
* استفاده شخصي از وسائل مسجد درحال اعتكاف
س) 39. استفاده از وسايل مسجد در كارهاي شخصي، در حال اعتكاف چه حكمي دارد؟
ج) جايز نيست چنان‌كه در غير حال اعتكاف هم جايز نيست، ولي مبطل اعتكاف نيست.
* غصب مكان و اعتكاف
س) 40. آيا اعتكاف كسي كه جاي شخص ديگري را غصب كرده يا عمداً بر فرش غصبي نشسته، صحيح است؟
ج) در هر دو صورت بنابر احتياط، اعتكاف باطل است، و در هر دو صورت اگر بعد از اكمال دو روز بوده، احتياط كند به اينكه اعتكاف را به آخر برساند و نيز اگر اعتكاف با نذر يا عهد مثلاً واجب شده و لو در روز اوّل باشد، احتياط اين است كه اعتكاف را تمام كند. بلي، اگر جاهل به غصب يا ناسي بوده، اعتكاف صحيح است.
س) 41. اگر جاي كسي را كه معتكف بوده غصب كند، فرموده‌اند اعتكاف او باطل است. حال اگر جاهل بود يا عامد بود ولي حال پشيمان شده و جاي خود را عوض كند، اعتكاف او صحيح است يا خير؟ در صورت عمد، آيا كفّاره دارد يا خير؟
ج) در فرض سؤال، چنانچه جاهل بوده، اعتكاف صحيح است و اگر عامد بوده پس اگر بعد از غصب و جلوس به عنوان اعتكاف پشيمان شده، اعتكاف باطل است ولي كفّاره ندارد هر چند احوط است و اگر به عنوان اعتكاف، تصرّف در مكان مغصوب نكرده بلكه فقط شخص ذي حقّ را از مكان خود كنار زده و خودش هم در مكان ديگر اعتكاف نموده هر چند فعل حرامي مرتكب شده امّا اعتكافش باطل نيست.
س) 42. آيا گذاشتن وسائل يا نوشتن نام و امثال آن موجب سبقت در محلّي از مسجد مي‌شود؟
ج) بر حسب مورد فرق مي‌كند و مجرّد نام يا گذاشتن وسيله بنفسه علامت سبقت به آن مكان براي عبادت نيست. بلي، گاهي تناسب زمان يا مكان يا غير اينها نشانه سبقت براي عبادت است.
اذن براي اعتكاف
س) 43. آيا زن بايد براي اعتكاف از شوهرش اجازه بگيرد؟ حتي اگر معتكف شدن او با حقّ شوهر، منافات نداشته باشد.
ج) انجام اصل اعتكاف زن، چنانچه منافي با حقّ زوج نباشد مشروط به اذن زوج نيست، ولي خروج او ازمنزل بدون اذن زوج جايز نيست. پس اگر بدون اذن او خارج شود و به مسجد براي اعتكاف برود، از اين جهت اعتكافش باطل است.
س) 44. آيا زن مي‌تواند با امر شوهرش روز سوم اعتكاف خود را بشكند؟ و اگر شوهر او را مجبور به اين كار كند، آيا بر عهده شوهر كفّاره مي‌آيد يا خير؟
ج) اگر زوجه با اذن زوج معتكف شده، زوج نمي‌تواند او را مجبور به شكستن اعتكاف نمايد و لكن در صورت اجبار، كفّاره ثابت نيست.
س) 45. آيا فرزند بايد براي اعتكاف از والدين خود اجازه بگيرد حتّي اگر معتكف شدن او موجب اذيّت و آزار يا زحمت آنها نباشد؟
ج) در صورت عدم ايذاء، اذن والدين شرط نيست. بلي، احتياط خوب است.

استدامه توقف در مسجد

س) 46. در چه مواردي معتكف مي‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج) در مواردي كه ضرورت عقلي يا شرعي يا عادي وجود داشته باشد، مانند رفع حصر از بول و غائط يا احتياج به غسل در مورد جنابت يا استحاضه و مانند اينها و همچنين براي اقامه شهادت يا تشييع جنازه يا عيادت مريض.
س) 47. معتكف براي موارد ضروري چه مدّتي مي‌تواند در خارج از مسجد بماند؟
ج) در فرض خروج براي امر لازم، اگر زمانِ بودن در خارج مسجد به قدري طول بكشد كه صورت اعتكاف را بر هم زند، اعتكاف باطل مي‌شود.
س) 48. معتكف وقتي براي توالت و يا گرفتن وضو به خارج مسجد مي‌رود گاهاً اتفاق مي‌افتد كه تقريباً 10دقيقه يا بيشتر در صف نوبت مي‌ايستد. آيا اين عمل ضرري به اعتكاف مي‌زند؟ و آيا در آن مدّت مي‌تواند كارهايي را انجام دهد مثلاً ظرف بشويد؟
ج) اگر خروج براي گرفتن وضو يا توالت ضروري باشد و به غير از اينكه در صف نوبت بايستد، راه ديگري نباشد اشكال ندارد، لكن در آن مدّت اشتغال به كار ديگر بر خلاف احتياط است و بايد ترك شود.
س) 49. در چه مواردي واجب است معتكف از مسجد خارج شود؟ اگر در مواردي كه واجب است خارج شود اين كار را نكند، آيا به اعتكاف او ضرري مي‌زند؟
ج) در موردي كه مثلاً در مسجد جنب شود اگر خارج نشود اعتكافش باطل است ولي اگر مثلاً وجوب خروج براي اداء دين واجب الأداء و يا انجام واجب ديگري كه متوقّف بر خروج است باشد گناه كرده ولي اعتكاف باطل نمي‌شود.
س) 50. در هنگام خروج در موارد مجاز يا خروج ضروري از محلّ اعتكاف، آيا مي‌توان زير سايه راه رفت؟ آيا مي‌توان در سايه نشست و آيا انتخاب نزديكترين مسير واجب است؟
ج) احوط، مراعات نزديكترين راه است و واجب است مكث او به مقدار حاجت باشد نه زائد بر آن و واجب است در صورت امكان در سايه ننشيند بلكه احتياط اين است كه در سايه، راه هم نرود بلكه احتياط اين است كه مطلقاً ننشيند مگر در مورد ضرورت.
س) 51. در موارد زير اگر عمداً و از روي اختيار، در غير موارد مجاز، از مسجد بيرون رود، اعتكاف او چه حكمي دارد؟

الف: اگر جاهل به حكم باشد.

ب: اگر به سبب فراموشي يا اكراه از مسجد خارج شود.
ج(الف). اعتكاف باطل است.

ج(ب). در صورت نسيان محلّ اشكال است و احتياط به اتمام و اعاده در صورت وجوب اعتكاف ترك نشود و بعيد نيست صورت اكراه، ملحق به موارد ضرورت باشد كه اعتكاف باطل نشود.

س) 52. معتكف در روز سوم اعتكاف بدون مجوز شرعي از مسجد خارج مي‌شود. آيا تنها قضاء لازم است يا كفّاره هم بايد بدهد؟
ج) در مورد سؤال، فقط قضاء دارد و كفّاره لازم نيست.
س) 53. تأخير غسل واجب، مثل غسل جنابت و مس ميّت در حال اعتكاف، آيا مبطل اعتكاف است؟
ج) تأخير غسل مسّ ميت موجب بطلان اعتكاف نمي‌شود ولي چون توقّف جنب در مسجد حرام است لذا تأخير غسل جنابت حرام است و موجب بطلان اعتكاف مي‌شود.
س) 54. شخصي از لثه‌هايش خون مي‌آيد، آيا مي‌تواند دهان خود را در يك ظرف بشويد و بعد آن را در بيرون از مسجد دور بريزد و يا تسريع در اين امر واجب است و يا شستن دهان بايد در بيرون از مسجد صورت بگيرد؟
ج. اگر موجب تنجيس مسجد نمي‌شود، مانعي ندارد.
س) 55. خارج شدن معتكف از مسجد در موارد ذيل چه حكمي دارد:

الف: گرفتن وضو؟

ب: غسل مستحبي و مسواك؟

ج: تلفن‌زدن به خانواده در موارد غيرضروري و امور متعارف؟

د: ديدار با خانواده در بيرون از محدوده مسجد؟

هـ: شركت در دروس حوزه و دانشگاه؟

و: نماز جماعت يا نماز جمعه؟

ج. براي شركت در دروس و نماز جماعت و تلفن به خانواده و راهپيمايي و ديدار با خانواده محلّ اشكال بلكه ممنوع است، و براي نماز جمعه اشكال ندارد و همچنين براي وضو و غسل مستحبّي و براي مسواك‌زدن هم اگر ضرورت داشته باشد، اشكال ندارد.
س) 56. شخصي امام جماعت مسجد يا مدرسه‌اي مي باشد. آيا در حال اعتكاف جهت اقامه نماز جماعت مي‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج. جواز خروج براي اقامه جماعت مشكل است. بلي، خروج براي نماز جمعه اشكال ندارد.
س) 57. قسمتي از بدن در حال اعتكاف خوني شده است. آيا ازاله آن در بيرون مسجد ضرورت فوري دارد يا تأخير نيز جايز است؟
ج) اگر نمي‌خواهد فعلاً نماز بخواند، تطهير فوري ضرورت ندارد.
س) 58. اگر در مسجد شير آب و ظرفشويي براي مسواك‌زدن و وضوي مستحبي باشد، در اين صورت معتكف مي‌تواند براي بجا آوردن آنها از مسجد خارج شود؟
ج) نمي‌تواند.
س) 59. با توجه به مشكلاتي كه صرف غذا در مسجد دارد. آيا صرف غذا در سالن غذاخوري كه در محوّطه مسجد است براي معتكفين جايز است؟
ج) جايز نيست.
س) 60. آيا معتكف مي‌تواند جهت اخذ سهميه دولتي (در صورتي كه در غير آن زمان ممكن نباشد و به آن محتاج باشند) از مسجد خارج شود؟ و آيا اين معامله محسوب مي‌شود؟
ج) در فرض سؤال، چنانچه با توكيل هم ممكن نباشد، اشكال ندارد.
س) 61. در صورت وجود شير آب و ظرفشويي در داخل مسجد براي مسواك‌زدن و وضوي مستحبّي و از طرفي منع خادمين مسجد به خاطر رعايت نظافت، آيا براي انجام امور مذكوره معتكف مي‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج) كسي حقّ منع ندارد و اگر با اين حال منع كردند، خروج به مقدار ضرورت براي امور مذكوره اشكال ندارد.
*بهم‌زدن اعتكاف
س) 62. انسان چه موقع مي‌تواند اعتكاف خود را به هم بزند و چه موقع نمي‌تواند؟
ج) در صورتي كه اعتكاف مستحبّ باشد در دو روز اول مي‌تواند بهم بزند و اگر دو روز را تمام كرد نمي‌تواند بهم بزند و اگر اعتكاف واجب مانند اعتكاف نذري باشد. پس اگر معين نموده در چه زماني اعتكاف كند حقّ بهم زدن آن را حتي در روز اول هم ندارد و اگر در نذر زماني براي اعتكاف تعيين ننموده مانند اعتكاف مندوب است كه مي‌تواند در دو روز اول آن را قطع كند.
س) 63. كسي كه در حين اعتكاف مريض شود (و قبلاً هم شرط نكرده باشد) مي‌تواند روز سوم اعتكاف خود را بهم بزند؟
ج) مرضي كه موجب بطلان صوم است، موجب بطلان اعتكاف نيز است و لو روز سوّم باشد.
س) 64. اگر زني را كه معتكف است طلاق رجعي دهند، تكليفش چيست؟ اعتكاف او چه حكمي دارد؟

ج در فرض سؤال، اعتكاف مطلّقه باطل است و بايد براي نگهداشتن عدهّ به منزل برود و اگر اعتكافش واجب موسّع بوده، بايد بعد از خروج از عدّه استيناف كند و اگر واجب معيّن بوده پس اگر تعيّن از جهت وقوع طلاق در روز سوّم اعتكاف باشد بعيد نيست مخيّر باشد بين اتمام اعتكاف و خروج پس از آن و بين ابطال اعتكاف و خروج فوري و اگر تعيّن از جهت اجاره و نذر و شبه آن باشد بايد خارج شود.

س) 65. اگر شخص معتكف در اثناء اعتكاف واجب (به نذر يا مثل آن) بميرد، آيا قضاي آن بر وليّ او واجب است؟
ج) در فرض سؤال، قضاء آن بر وليّ واجب نيست هر چند احوط است. بلي، اگر مورد نذر، روزه در حال اعتكاف باشد قضاء آن بر وليّ واجب است.
محرّمات اعتكاف
س) 66. چه چيزهايي بر معتكف حرام است؟
ج) به كتب مفصّله مدوّنه در اين موضوع مراجعه نماييد اجمالاً: 1- تماس با زن2- استشمام بوي خوش 3- بيع و شراء 4- مجادله در امر دنيوي و ديني.
س) 67. گرفتن ناخن و يا كندن مو، مثل اصلاح سر و صورت، در حال اعتكاف چه حكمي دارد؟
ج. اشكال ندارد اگر چه احوط و اولي ترك است. البته اصلاح صورت اگر تراشيدن ريش باشد حرام است.
س) 68. عطر زدن، شانه زدن و در آينه نظر كردن معتكف، چه حكمي دارد؟
ج) استشمام بوي خوش مانند عطر و رياحين براي معتكف حرام است ولي شانه‌زدن و نگاه در آيينه حرام نيست اگر چه اولي ترك است.
س) 69. آيا در حال اعتكاف بوييدن عطريات و گياهان خوشبو « براي لذّت بردن» حرام است يا اگر لذّت هم نبرد، جايز نيست؟
ج) نسبت به عطريات، اعتبار تلذّذ در حرمت، محلّ تأمل است، ولي در مورد گل‌ها بعيد نيست حرمت مخصوص به مورد التذاذ باشد. بلي، براي كسي كه فاقد حس شامه است اشكال ندارد.
* تماسّ با زن
س) 70. حكم موارد زير براي زن و شوهر در حال اعتكاف چگونه است؟

الف: لمس

ب: بوسه

ج: نگاه از روي شهوت

د: صحبت تلفني از روي شهوت

ج(الف وب). لمس و بوسه با شهوت بنابر احتياط، براي معتكف و معتكفه حرام بلكه موجب بطلان اعتكاف است.

(ج و د). نگاه با شهوت به همسر اشكال ندارد هر چند احتياط در ترك آن است و همين‌طور صحبت تلفني از روي شهوت با كسي كه اينگونه صحبت با او در غير حال اعتكاف جايز است، اشكال ندارد.

* خريد وفروش
س) 71. آيا در صورت نياز و ضرورت مي‌تواند خريد و فروش نمايد؟ آيا در اين امور مي‌تواند به شخص ديگري وكالت دهد تا از طرف او خريد و فروش كند يا به غير خريد و فروش مثلاً با قرض يا بخشش نقل و انتقال كنند؟
ج) در صورتي كه خريد و فروش براي أكل و شرب در خود اعتكاف، مورد نياز باشد و توكيل، متعذّر باشد و بدون بيع، رفع حاجت نشود اشكال ندارد.

مجادله

س) 72. مجادله در چه اموري حرام است؟
ج. مجادله بر امر دنيوي يا ديني هنگامي كه هدف غلبه بر طرف مقابل يا اظهار فضيلت باشد، حرام مي‌باشد.

و امّا اگر مجادله به قصد اظهار حق باشد يا مجادله براي اين باشد كه طرف مقابل از خطاي خويش برگردد، اشكالي ندارد بلكه اين نوع از مجادله از بهترين طاعات محسوب مي‌شود.

استمناء

س) 73. اگر معتكف عادت به اين داشته باشد كه در حال استمتاع يا راه‌دادن بعضي فكرها به خود از او مني خارج مي‌شود اگر با اين كارها مني از او خارج شود چه حكمي دارد؟ و اگر عادت نداشته باشد و مني بيرون بيايد چطور؟ و اگر عادت داشته باشد ولي مني بيرون نيايد، چه حكمي پيدا مي‌كند؟
ج. اگر تعمّدي در بين نباشد و بي اختيار باشد، اشكال ندارد.

كفّارات محرّمات اعتكاف

س) 74. اگر معتكف، اعتكاف واجب يا مستحب را با جماع باطل كند، آيا كفّاره بر او واجب است؟ آيا ارتكاب اين عمل در شب يا روز فرقي در حكم ايجاد مي‌كند؟ آيا ارتكاب اين عمل در دو روز اوّل يا روز سوّم فرقي در حكم ايجاد مي‌كند؟
ج) در اعتكاف واجب هر چند جماع، در شب باشد كفّاره واجب مي‌شود و در اعتكاف مستحبّ اگر بعد از تكميل دو روز باشد، بنابر احتياط كفّاره دارد و قبل از آن وجوب كفّاره معلوم نيست.
س) 75. اگر روزه قضا را در هنگام اعتكاف واجب بگيرد و سپس روزه خود را در بعد ازظهر باطل كند، چند كفّاره بر او واجب است؟ اگر اعتكاف مستحبّ باشد، حكم چگونه است؟
ج) در اعتكاف واجب، دو كفّاره دارد و در اعتكاف مستحبّ، چون قضاء روزه را بعد از ظهر باطل كرده، يك كفّاره واجب است و جهت ابطال اعتكاف هم اگر در روز سوّم باطل كرده احوط لزوم كفّاره است.
اعمال ام داوود
س) 76. طبق مندرجات مفاتيح الجنان اعمال ام داوود بعد از اذان ظهر شروع مي‌شود ليكن در مراسم اعتكاف در بعضي مساجد به جهت داشتن برنامه سخنراني و نوحه‌خواني اعمال را دو ساعت قبل از اذان ظهر شروع مي كنند، به اين عنوان كه كلّ اعمال مستحب است و فرقي نمي‌كند كه قبل از اذان يا بعد آن باشد. آيا اين كار صحيح است؟
ج) اگر رجاءاً به عنوان ثواب انجام شده باشد، مانع ندارد.

احكام خمس

س) 1-آيا كتابي كه مورد مطالعه قرار نگرفته، خمس دارد؟
ج) اگر كتاب، مورد نياز انسان و در شأن او باشد، خمس به آن تعلق نميگيرد هر چند آنها را در طول سال نخواند.
س) 2- خانمي كه مقداري طلا به او هديه شده و الان هم از آن استفاده ميكند، بايد خمس و زكاتش را بپردازد؟
ج) زينتهاي مذكور زكات ندارد، و اگر در حد معمول و متعارف باشد، خمس ندارد.
ولي چنانچه بيشتر از حد معمول و شأن فرد باشد، پرداخت خمس آن واجب است.
س) 3- آيا به سكه طلا (بهار آزادي) خمس تعلق ميگيرد؟
ج) سكه بهار آزادي نيز مانند ساير داراييها است. چنانچه تا سر سال خمسي باقي بماند پرداخت خمس آن واجب ميباشد.
س) 4- آيا به سود پولي كه در بانك سپرده گذاري شده در صورتي كه خمس اصل پول پرداخت شده باشد خمس تعلق ميگيرد؟
ج) اگر سود بنحو مشروع باشد، هر مقدار از آن كه مصرف نگردد و تا سر سال خمسي باقي بماند پرداخت خمس آن واجب است.
س) 5- پولي بابت وام دانشجويي به ما داده ميشود، آيا اگر آن را پس انداز كنيم خمس دارد؟
ج) وام، مشمول خمس نميگردد، مگر به مقداري كه اقساط آن پرداخت شده و پس انداز شده باشد.
س) 6- خانم هايي كه شاغلند و در آمد دارند، آيا لازم است هر ماه خمس حقوق خود را كنار بگذارند يا تعيين سال خمسي كفايت ميكند؟
ج) پرداخت خمس در هر ماه لازم نيست، اولين حقوقي كه ميگيرند، اول سال خمسي آنها است. و چنانچه درآمدشان از مخارج سال اضافه بيايد، بايد خمس آن را بپردازند.
س) 7- مهريه خود را به تدريج از شوهرم ميگيرم، خمس دارد يا خير؟
ج) مهريه خمس ندارد.
س) 8- براي رفتن به عمره مفرده ثبت نام كردهام. قسمتي از پول آن را پرداختهام و بقيه وام است، آيا لازم است خمس آنها را بپردازم؟
ج) پولي كه پرداختهايد، اگر از درآمد بوده و يك سال بر آن گذشته و بعد به حساب ريختهايد، خمس دارد؛ اما وام مذكور خمس ندارد.
س) 9- اگر با اين هدف كه خمس ندهيم، طوري خرج كنيم كه از درآمد سال چيزي زياد نيايد، اشكال دارد؟
ج) اگر مصارف حلال باشد و زايد بر شأن نباشد، اشكال ندارد و در فرض سؤال، پرداخت خمس لازم نيست.
س) 10- خوردن غذاهايي كه به عنوان نذر ميدهند و نميدانيم صاحبانش حساب خمسي دارند يا نه، چه صورت دارد؟
ج) اگر يقين نداشته باشيد به عين غذايي كه مصرف ميكنيد خمس تعلق گرفته يا خير، استفاده از آن براي شما اشكال ندارد.
س) 11- آيا ميتوانم بدون رجوع به مرجع تقليد، خمس خود را در راهي كه مصلحت ميبينم خرج كنم؟
ج) خير، تصرف در خمس بدون اجازه از مجتهد جامعالشرايط جايز نيست. بلي با اجازه ازآن مجتهد يا وكيل او ميتوانيد در مصارف شرعي تعيين شده صرف نماييد.
س) 12- اگر وام گرفته باشم و قبل از مصرف آن، سال خمسي برسد پرداخت خمس آن لازم است يا خير؟
ج) خمسِ وام، واجب نيست، مگر به مقداري كه از اقساط آن پرداخته باشيد كه در حكم پس انداز است.
س) 13- پولي را به تدريج براي تهيه خانه پس انداز كردهام آيا به آن خمس تعلق ميگيرد؟
ج) اگر راهي براي تهيه خانه مسكوني مورد نياز فعلي، غير از پس انداز تدريجي نداريد، پس انداز مذكور خمس ندارد.
س) 14- آيا سهامي‌كه از بازار بورس خريداري ميكنيم، خمس دارد؟
ج) حكم سرمايه را دارد كه در سر سال خمسي، بايد خمس آن را بپردازيد.
س) 15- اگر از درآمد خود به كسي قرض داده باشيم، و بعد از دو سال به ما برگرداند، خمس دارد؟
ج) بلي، پرداخت خمس آن بلا فاصله واجب است.
س) 16- در شرايط فعلي كه پول حج و عمره، بيش از يك سال در حساب سپرده در بانك ميماند، پرداخت خمس آن واجب است يا خير؟
ج) خمس ندارد، اگر چه احتياط در پرداخت آن نيكو است.
س) 17- آيا ميتوانيم خمس خود را به پدر و مادر فقير خود بدهيم؟
ج) پدر و مادر فقير، واجب النفقه اولاد هستند و اگر فرزند تمكن مالي داشته باشد، بايد مخارج آنها را تأمين كند و اگر از ساداتند براي نفقه واجب نميتواند سهم سادات به آنها بدهد، و نسبت به سهم مبارك امام عليه السلام موكول به اذن فقيه جامع الشرايط است.
س) 18- آيا ميتوانيم خمس خود را صرف حسينيه و يا سايركارهاي خير نماييم؟
ج) سهم سادات بايد به سيد فقير داده شود،اما نسبت به سهم امام عليه السلام با اجازه از مرجع تقليد خود و يا نماينده او، مانعي ندارد.
س) 19- حقوقي كه پس از فوت، هر ماه به خانواده مرحوم داده ميشود، آيا مشمول خمس ميگردد؟
ج) چنانچه از مخارج سال اضافه بيايد، خمس دارد.
س) 20- كسي كه به تقليد از مجتهد ميّت باقي مانده است، خمس خود را بايد به چه كسي بپردازد؟
ج) لازم است خمس را به مجتهد زنده بپردازد، و پرداخت به وكيل مجتهد ميت كفايت نميكند.
س) 21- كتابهايي را تهيه كردهام؛ ولي موفق به مطالعه آنها نشدهام؛ آيا خمس به آنها تعلق ميگيرد؟
ج) چنانچه مورد نياز و در معرض استفاده بوده، خمس ندارد.

برخي احكام بانك‌ها

س) جايزه‌هايي‌كه بانك به صاحبان حساب قرض‌الحسنه ميدهد، چه صورتي دارد؟
ج) اگر در موقع افتتاح حساب، شرط شركت در قرعه كشي نكرده باشند، اشكال ندارد؛ هر چند انگيزه شخص از افتتاح حساب، شركت در قرعه كشي باشد.
س) آيا قرضي راكه بانك براي استفاده خاصي به اشخاص ميدهد، جايز است شخص در امر ديگري مصرف كند؟
ج) خير، جايز نيست.
س) پولي مربوط به ديگري درحساب بانكي من بود، جايزه بانكي به من تعلق گرفت. آيا جايزه را بايد تقسيم كنيم؟
ج) جايزهاي كه بانك ميدهد مربوط به صاحب حساب است، هر چند موجودي دفترچه مربوط به ديگري باشد.
س) براي سپرده ثابت بانكها سود روز شمار ميدهند، آيا اين ربا نيست؟
ج) اگر سپرده گذار، بانك را وكيل كند كه با پول او معامله مشروع انجام دهد و درصدي از سود آن را به سپرده گذار بدهد و بقيه را به عنوان حق وكالت بردارد ـ همان گونه كه در قانون بانكداري بدون ربا آمده است ـ اشكال ندارد؛ اما اگر به شرط گرفتن زياده، قرض به بانك بدهد، ربا و حرام است.
س) چرا با وجود حرام بودن ربا، بانكهاي كشور ما وام ربوي ميدهند و اسمش راقرض الحسنه ميگذارند؟
ج) اگر بانكها مطابق قانون بانكداري بدون ربا عمل كنند، وام آنها ربوي نميشود؛ لكن متأسفانه برخي از مسؤولان بانكها بدون توجه به قانون، عمل ميكنند و مشتريان نيز آگاهي به مسائل شرعي وام ندارند، در نتيجه وام آنها ربوي و حرام ميگردد.
س) گذاشتن پول در مؤسسات پولي و اعتباري كه سود ميدهند، چگونه است؟
ج) اگر پول را بر مبناي يكي از عقود شرعي مثل مضاربه و مشاركت و... در اختيار مؤسسه ميگذارند، با رعايت شرايط شرعي معامله، گرفتن سود اشكال ندارد. همچنين است اگر مؤسسه را وكيل كنند كه با سپرده ايشان معاملات مشروع انجام دهد و قسمتي از سود را به عنوان حق الوكاله بردارد و بقيه را به سپرده گذار بدهد، امّا اگر به شرط گرفتن سود به مؤسسه، قرض ميدهد، ربا و حرام است.
س) بعضي از صندوقهاي قرض الحسنه ميگويند: در صورتي وام ميدهيم كه مثلا 6 ماه يا يك سال در نزد ما سپرده داشته باشيد، آيا اين شرط صحيح است؟
ج) اگر پول گذاشتن در صندوق، مشروط به قرض دادن پس از شش ماه باشد، حكم ربا دارد.

برخي از احكام عقد موقت

اذن پدر در ازدواج دختر باكره

س. آيا اذن پدر دختر در ازدواج موقت دختر باكره لازم است؟ اگر دختر رشيده باشد چطور؟
ج. به نظر اينجانب بنابر احتياط واجب، اذن پدر يا جد پدري در ازدواج دختر باكره لازم است و چون مسأله بنابراحتياط است، رجوع به مجتهد ديگري كه اذن را لازم نمي‌داند، با رعايت الاعلم فالاعلم جايز است.والله العالم

اجراي عقد موقت بدون اذن وليّ

س. چنانچه عقد موقتي بدون اجازه پدر يا جد پدري صورت بگيرد، وظيفه چيست؟
ج. احتياط اين است كه يا وليّ اذن بدهد و يا اين‌كه زوج، مدت را ببخشد. بلي، چون مسأله بنابراحتياط است، رجوع به مجتهد ديگري كه اذن را لازم نمي‌داند، با رعايت الاعلم فالاعلم جايز است.والله العالم

اذن پدر با شرط عدم دخول

س. اگر در عقد موقت شرط عدم دخول و عدم ازاله بكارت شود، آيا باز هم اذن وليّ لازم است؟
ج. به نظر اينجانب بنابراحتياط واجب، اذن پدر يا جد پدري در ازدواج دختر باكره لازم است و شروط مذكور در سؤال، تأثيري در حكم ندارد.والله العالم

ازاله بكارت در غير ازدواج و اذن وليّ

س. دختري كه بر اثر كارهاي ورزشي و يا زنا و ... بكارتش را از دست داده است، آيا در ازدواج به اذن پدر يا جد پدري نياز دارد؟
ج. دختري كه بكارتش از طريق زنا و يا اموري غير از ازدواج شرعي زائل شده، بنابر احتياط واجب بايد ازدواجش با اذن پدر يا جد پدري باشد.والله العالم

سبقت يكي از اوليا در اذن

س. اگر بين جدّ پدري و پدر در ازدواج دختر صغيره يا باكره رشيده اختلاف شد، قول كدام يك مقدم است؟
ج. هر يك از جد پدري يا پدر كه سبقت بر تزويج صغيره بنمايند، محلّي براي ديگري باقي نمي‌ماند، چون هر يك به طور استقلال ولايت دارند و ظاهراً نسبت به اذن در تزويج بالغه رشيده هم حكم كه بنابر احتياط است همين است. والله العالم

متعه با كفار

س. ازدواج موقت با كفار، چه صورتي دارد؟
ج. ازدواج مرد مسلمان با زن كافر غير اهل كتاب، حرام و باطل است؛ بلي، مرد مسلمان ميتواند با كافر اهل كتاب ـ يهودي، مسيحي و زرتشتي ـ ازدواج موقت نمايد.والله العالم

اذن پدر در دختران اهل كتاب

س. آيا اذن پدر در ازدواج موقت با دختران اهل كتاب شرط است؟
ج. چنانچه خود آنها در دين خود اذن پدر را شرط نمي‌دانند، رعايت آن لازم نيست.والله العالم

متعه زانيه و عدّه او

س. اگر كسي بخواهد زن زانيه را به متعه خود در آورد، آيا زن زانيه بايد عده نگه دارد؟
ج. زنا عده ندارد، و متعه‌نمودن زانيه كراهت دارد.والله العالم

خواندن صيغه توسط مرد به وكالت از زن

س. آيا مرد مي‌تواند به وكالت از زن، او را براي خود به عقد موقت درآورد؟
ج. مرد ميتواند از طرف زن وكيل شود و او را براي خود به طور دائم يا غيردائم عقد كند ولي احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.والله العالم

قرائت صحيح مجري صيغه

س. آيا كسي كه قرآن مي‌تواند بخواند ولي از نظر مخارج و لهجه خوب نيست، آيا مي‌تواند صيغه نكاح؛ دائم و غير دائم را جاري كند؟
ج. مجري صيغه بايد كلمات را صحيح اداء كند و معناي قصد انشاء را بداند.والله العالم

عدم ذكر مدت در عقد موقت

س. چنانچه در عقد موقت، مدت ذكر نشود وظيفه چيست؟ آيا جدا شدن نياز به طلاق دارد؟
ج. در فرض سؤال، چنانچه مدت ذكر نشود، حكم عقد دائم را دارد و اگر بخواهند جدا شوند جدايي بايد با طلاق باشد.والله العالم

تبديل عقد موقت به دائم

س. اگر بخواهيم عقد موقت را به عقد دائم تبديل كنيم، چگونه عمل كنيم؟
ج. بايد مدّت عقد موقت تمام شود و يا بقيّه مدت را، شوهر ببخشد و سپس عقد دائم خوانده شود و در غير اين صورت، عقد دائم باطل است.والله العالم

عقد 99 ساله

س. اجراي عقد موقت 99 ساله حكم عقد دائم دارد يا موقت؟
ج. حكم عقد موقت را دارد.والله العالم

ذكر مدت مجهول در عقد موقت

س. شخصي خانمي را به عقد موقت خود با مهر مشخص درآورده است و مدت را تا زماني كه زوج مسكن مناسبي پيدا كند قرار داده‌اند. حال سؤال اين است كه عقد اينها چه حكمي دارد؟
ج. در فرض سؤال، عقد مذكور مبدل به عقد دائم شده، زيرا مدت مجهول است و در حكم عدم ذكر مدت است.والله العالم

اجراي صيغه موقت در حال حيض

س. آيا خواندن صيغه موقت، در حالي كه زن در عادت ماهانه باشد، صحيح است؟
ج. اشكال ندارد؛ و پاك‌بودن زن در وقت خواندن عقد، شرط صحت عقد نيست.والله العالم

شاهد در عقد موقت

س. آيا عقد موقت نياز به شاهد دارد؟
ج. در ازدواج دائم يا موقت، نياز به حضور شاهد نيست.والله العالم

نقض شرط عدم دخول با رضايت زوجه

س. اگر در عقد موقت شرط عدم دخول و نزديكي كنيم ولي بعد زن راضي به نزديكي شود، آيا نزديكي جايز است؟
ج. اگر زوجه بعد از عقد راضي به نزديكي شود، شوهر ميتواند با او نزديكي نمايد.والله العالم

نفقه و ارث در عقد موقت

س. آيا زن در عقد موقت نفقه دارد و يا بعد از فوت شوهر از او ارث مي‌برد؟
ج. نه حق نفقه دارد و نه از شوهر ارث ميبرد.والله العالم

شرط نفقه در عقد موقت

س. آيا مي‌توان در عقد موقت، شرط نفقه را به صورت شرط نتيجه بيان نمود؟
ج. شرط نفقه در نكاح منقطع به نحو شرط فعل صحيح و بر زوج واجب است به شرط عمل كند لكن تخلف آن موجب حق فسخ نكاح نمي‌شود بلكه زوج اجبار به اداء نفقه مي‌شود.والله العالم

شرط توارث در عقد موقت

س. آيا در عقد موقت، زوجين مي‌توانند ارث‌بردن را شرط كنند؟
ج. مسأله مورد اشكال است؛ احتياط در ترك شرط توارث است و در صورت اشتراط، احتياط به تصالح با باقي ورثه است.والله العالم

اذن جهت خروج از منزل در عقد موقت

س. آيا خروج از منزل براي زني كه صيغه موقت شده بدون اذن شوهر جايز است؟
ج. زني كه متعه شده ميتواند بدون اجازه شوهر از خانه بيرون برود. ولي اگر به واسطه بيرون‌رفتن، حق شوهر از بين ميرود، بيرون‌رفتن او حرام است. والله العالم

مهريه با بذل مدت

س. با مردي عقد موقت كردم. هنوز مدت عقد باقي مانده بود كه زوج مدت را بخشيد. آيا همه مهريه به بنده تعلق مي‌گيرد؟
ج. چنان‌چه دخول صورت گرفته، بايد تمام مهريه را بدهد و اگر دخول نبوده، بايد نصف آن را بدهد.والله العالم

قبول قول زن در عدم وجود وليّ يا عدم بكارت و يائسه‌بودن

س. اگر كسي با زني بخواهد ازدواج موقت كند و زن بگويد كه من وليّ (پدر يا جد پدري) ندارم يا ثيّبه (غير باكره) و يا يائسه هستم، آيا مي توان او را تصديق كرد؟
ج. اگر بگويد پدر يا جد پدري ندارم، به احتياط واجب قولش قبول نيست و بايد فحص شود و اگر بگويد يائسه‌ام نبايد حرف او را قبول كرد ولي اگر بگويد شوهر ندارم و احتمال صدق در باره او داده شود قبول است و فحص هم لازم نيست. بلي، اگر متهمه باشد احوط فحص است.والله العالم

ازدواج دختر باكره بدون وليّ

س. دختري كه پدرش فوت كرده و جد پدري هم ندارد. آيا در ازدواج موقت نياز به اذن كسي دارد؟
ج. اگر دختر باكره‌اي، پدر يا جد پدري ندارد، جز اجازه و رضايت خود دختر بالغه رشيده اجازه ديگري لازم نيست.والله العالم

بذل مدت عقد موقت براي اجراي عقد دائم

س. در بين مردم مسلمان رسم است كه قبل از جاري شدن صيغه دائم بين زوج و زوجه، صيغه محرميت جاري مي‌شود. آيا در هنگام جاري‌شدن صيغه دائم، بخشش مدت باقيمانده صيغه محرميت و موقت از طرف زوج واجب است يا خير؟
ج. بلي، بايد مدت را ببخشد و اگر نبخشد، صيغه عقد دائم صحيح نيست.والله العالم

برخي استفتائات پيرامون امر بمعروف و نهي از منكر

س) بنظر شما، آيا همكاري بين آحاد مختلف جامعه اسلامي در اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منكر ضروري است يا هر كس به تنهايي مي‌تواند از عهده اين كار برآيد؟
ج. امر به معروف و نهي از منكر يكي از تكاليف اجتماعي است كه در بعض موارد با همت و اقدام يك نفر انجام مي‌پذيرد و در بعض مواقع، موقوف به قيام چند نفر، بلكه محتاج به اقدام و همكاري يك جمعيت و امّت است. پس نمي‌توان اقدام يك نفر را در همه موارد كافي شمرد و از ديگران تكليف را ساقط دانست؛ زيرا اوّلاً: همكاري و همصدا شدن ديگران با آن كس كه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كند، باعث كمال تأثير و حصول مقصود است. اگر هزار نفر در يك موضوع موافق يكديگر اظهارنظر كنند از حيث اثر با نظري كه يك نفر اظهار نمايد يكسان نيست.
و ثانياً: بيانات اشخاص و طرز اداي مطالب و سليقه‌هايي كه در اين موارد اعمال مي‌شود در تأثير، تفاوت دارد. بسيار اتفاق افتاده كه شخصي از مواعظ و نصايح طولاني يك نفر متنبّه نشده، ولي با يك كلمه كه از ديگري شنيده فوراً متنبّه و بيدار گرديده است.
و ثالثاً: در مورد بعضي از منكرات كه ميان جامعه رايج مي‌شود يا بعضي از فرايض و واجباتي كه ترك آن متداول مي‌گردد و همچنين نسبت به بعض اشخاص كه بايد امر به معروف و نهي از منكر شوند، جز با كمك و همكاري افراد و همصدا شدن جمعيت بسيار، موفقيت حاصل نمي‌شود.
مخصوصاً همراهي و همكاري كساني كه در ميان جامعه داراي شخصيت و وزن علمي و مقام و نفوذ هستند در پيشرفت مقصد مشروع آمر به معروف و ناهي از منكر دخالت بسيار دارد؛ زيرا مرتكبين معاصي وقتي ببينند جامعه به آنها با ديده تنفّر نگاه مي‌كند و كار آنها را زشت و خلاف شرافت و انسانيت تشخيص مي‌دهد، يا كساني كه داراي مقامات و يا اطلاعات و معلوماتي هستند عمل او را تقبيح مي‌نمايند، بيشتر راه منحرفي را كه در پيش گرفته‌اند ترك مي‌كنند. پس تأثير امر به معروف و نهي از منكر، غالباً محتاج به همكاري و تعاون است. اگر چنانچه آمرين به معروف را تنها گذارند، موفقيت لازم به دست نخواهد آمد.
س) چگونه است با آن‌كه بسياري از مصالح و فوايد امر بمعروف و نهي از منكر و زيان‌هاي ترك آن را مي‌دانيم، در اداي اين فريضه كوتاهي مي‌كنيم؟
ج. بعض علل اين بي‌قيدي بشرح ذيل است:
اوّل: «ضعف ايمان» را كه علت العلل اين بي‌اعتنايي است. ضعف ايمان قدرت و شجاعت اخلاقي را از انسان سلب كرده و او را تحت نفوذ و مرعوبيت از قدرت‌هاي موهومه و اعتبارات ظاهريه، خوار و زبون مي‌سازد. بدترين نقطه ضعف انسان كه با وجود آن او را از هيچ عمل زشت و ارتكاب خلاف وظيفه نمي‌توان مصون دانست، بي‌ايماني و بي‌ديني است.
دوّم: «طمع است». بسياري از مردم با آن‌كه آگاه و ملتفت هستند و خسارت ترك امر به معروف و نهي از منكر را مي‌فهمند، براي طمعي كه به مال يا استفاده از مقام اشخاص دارند به خيال آن‌كه اگر فلان شخص را امر به معروف كنند از مال او يا رياست او بي‌بهره مي‌مانند، در اداي اين وظيفه سهل‌انگاري روا داشته و بسا كه در حضور آنها معصيت‌ها واقع شود كه چون خوي زشت طمع، آنان را فاقد حريت و آزادمنشي و صراحت لهجه كرده از نهي از منكر خودداري مي‌كنند.
سوّم: «ترس بي جا و خوف بيمورد است». پاره‌اي از مردم براي آن‌كه رشد و بلوغ اخلاقي ندارند بيم و ترس بيجا غالباً از اداي اين تكليف باز مي‌دارد و در پيش خودشان براي يك امر به معروف و نهي از منكر ساده و سهل كه به هيچ مانع و محذوري برخورد نمي‌كند، محاذير و موانع بسياري فرض نموده و خود را به خيال خويش، معذور مي‌سازند. حتي گاهي اين مردم ترسو به ديگران هم كه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند اعتراض مي‌نمايند و آنها را احساساتي و بي فكر مي‌شمارند!
چهارم: «يأس و نوميد از حصول مقصود است». بسياري از مردم وقتي كثرت اهل معصيت و طغيان و قوه و قدرت و تظاهرات و رونق بازار آنها را مي‌بينند، گمان مي‌كنند با امر به معروف و نهي از منكر مخصوصاً با نداشتن همكار، نمي‌توان كاري انجام داد و مردم را عوض نمود.
س) در مقابل منكراتي كه در جامعه صورت مي‌پذيرد، كمترين كاري كه مي‌توانيم و بايد آن را انجام دهيم چيست؟
ج. چون مقصود از امر به معروف و نهي از منكر آن است كه مرتكب فعل حرام و ترك واجب، اين عمل را ترك كند، پساگر به مجرد اظهار كراهت از اين عمل ـ ولو به اعراض و ترك معاشرت و مراوده- مرتكب، مرتدع ميشود و ترك ميكند، كافي است در اداء وظيفه امر به معروف و نهي از منكر و حاجت به امر و نهي بيشتر از اين نيست.
س) بنظر حضرتعالي، آيا آمر بمعروف و ناهي از منكر خود بايد عامل به معروف و منكر باشد يا با عدم عمل هم مي‌تواند امربمعروف و نهي از منكر نمايد؟
ج. بجا آوردن معروف و ترك نمودن منكر، بر هر مسلماني، واجب است و لكن آنان كه امر و نهي ميكنند بايد در عمل به معروف و ترك منكر، بر ديگران، پيش‌قدم باشند زيرا عمل، شرط تأثير گفتار است.
س) شرايط امر به معروف و نهي از منكر چيست؟
ج.1. آمر و ناهي، بايد معروف و منكر را بشناسند.
2. احتمال دهد امر و نهي او تأثير دارد.
3. امر و نهي، مفسدهاي (ضرر جاني، مالي مهم و آبرويي) نداشته باشد.
4. كسي كه معروف را ترك ميكند، و نيز كسي كه منكر را انجام ميدهد، بر ادامه عمل خود اصرار داشته باشد.
س) اگر كسي عملي را مرتكب شود كه مرجع تقليد من آن را حرام ميداند، ولي به نظر مرجع تقليد خودش جايز است، آيا بايد او را از آن عمل نهي كنم؟
ج. خير، نهي او در اين خصوص مورد ندارد.
س) در فريضه امر به معروف و نهي از منكر، آيا يك بار تذكر دادن كافي است يا بايد چندين بار تكرار كند؟
ج. اگر در تكرار تذكّر، احتمال اثر ميدهد، بايد تكرار كند.
س) اگر پدر و مادر انسان، مرتكب گناه شوند، آيا نهي از منكر آنان بياحترامي محسوب نميشود؟
ج. خير، نهي از منكر آنان. با فراهم بودن شرايط آن، بر فرزند واجب است؛ البته سعي كند اين كار را با سخن نرم و اخلاق نيك، انجام دهد و اين امر، بياحترامي به آنان محسوب نميشود و اگر تأثير نكرد، وظيفه ديگري ندارد.
س) در زمان حكومت اسلامي، اگر نيروي انتظامي در برخورد با مفاسد اجتماعي از خود جديّت نشان ندهد، وظيفه مردم چيست؟
ج. اين واجب با وجود شرائط از كسي ساقط نميشود، مگر آن‌كه ديگران به اين فريضه عمل نمايند.
س) امروزه بيشتر مراسم‌هاي عروسي آلوده به انواع گناه‌هاست. وظيفه ما در برابر دعوت به اينگونه مراسم در صورتي كه از اقوام نزديك هم مي‌باشد چيست؟ با توجه به اينكه عدم اجابت دعوت، موجب قطع رحم مي‌شود.
ج) شركت در اينگونه مجالس، شركت در مجلس معصيت و حرام است و شخص مسلمان نبايد در چنين مجالسي شركت كند و بايد علّت آن را بگويد و چنانچه حاضر نشدن وي در مجالس معصيت سبب قطع رحم شد، اشكال ندارد چرا كه در حقيقت، علت قطع رحم آنها هستند.
س) وظيفه‌ي بنده به عنوان يك دانشجو، در مورد شركت در كلاس‌هاي مختلط و نيز بي‌حجابي‌هاي موجود در دانشگاه چيست؟
ج. شركت در كلاس‌هاي مختلط اگر مستلزم حرام باشد (از قبيل نظر به نامحرم و غيره)، جائز نيست. دانشجويان مسلمان متعهد بايد مؤكداً از اولياء دانشگاه، مراعات تعاليم و ظواهر اسلامي را بخواهند كه هم دانشجويان در معرض محرمات قرار نگيرند و هم دانشگاه از مفاسد مصون بماند.
س) برخي از افراد خانواده ما نماز نمي خوانند. آيا بيدار كردن آنها براي نماز جايز است؟
ج. بيداركردن كسي كه بناي خواندن نماز صبح را ندارد بعنوان امر به معروف واجب است ولي كسي كه قصد نماز خواندن دارد و اتفاقاً خواب مانده است، بيدار كردنش واجب نيست.
س) اگر كسي در اداره‌اي رشوه بگيرد. آيا حق داريم به مسئولان مربوطه گزارش كنيم؟
ج. اول به خود او تذكّر دهيد و اگر تذكر را نپذيرفت، بايد به مسئولان امر گزارش داد.
س) وظيفه شرعي فرزندي كه تحت تكفل پدري كه رعايت موازين شرعي را درباره كسب و در آمد حلال را نمي‌كند و يا اينكه خمس نمي‌دهد چيست؟ با فرض اينكه امر و نهي تأثير ندارد.
ج) اگر امر بمعروف و نهي از منكر در او اثر نمي‌كند وظيفه‌اي ندارد، ولي اگر عين مالي را كه از اموال پدر مورد ابتلاء او است بداند حرام است، بايد از آن اجتناب نمايد.
س) گاهي در وسايل نقليه عمومي، مانند اتوبوس، ميني‌بوس و غيره، راننده‌ها نوارهاي موسيقي پخش مي‌كنند. وظيفه ما چيست؟
ج. در صورتي كه احتمال تأثير بدهيد بايد تذكر بدهيد و الّا لازم نيست و نبايد به آن گوش داد.
س) همان‌طور كه مستحضريد در رسانه‌ها مخصوصاً تلويزيون برخي فيلم‌هاي خلاف شرع كه مشتمل بر زنان بي‌حجاب و يا موسيقي‌هاي لهوي است پخش مي‌شود. وظيفه ما چيست؟
ج) همه مسلمانان وظيفه دارند در برابر منكراتي كه صورت مي‌پذيرد نهي از منكر نمايند و اگر همه در برابر پخش اين بي‌عفتي‌ها در اين موارد اعتراض كنند، از رواج اين منكرات جلوگيري مي‌شود.
س) آيا جايز است با كساني كه نماز و روزه و احكام شرعي اسلام را بجا نمي‌آورند معاشرت كرد يا خير؟
ج. اگر معاشرت به منظور ارشاد و امر بمعروف و نهي از منكر باشد اشكال ندارد، و اگر مؤثر واقع نشود ترك معاشرت نمايد.

احكام نماز عيد فطر

× نماز عيد فطر در زمان حضور امام عليه السلام واجب است و بايد به جماعت خوانده شـود. و در زمـان مـا كه امام عليه السلام غايب است، مستحب مي‌باشد. و مي‌شود آن را به جماعت يا فرادي خواند ولي احتياط اين است كه به جماعت آن را رجاءاً بخواند.
× وقت نمازعيد فطر از اول آفتاب روز عيد تا ظهر مي‌باشد.
× مستحب است در عيد فطر، بعد از بلند شدن آفتاب افطار كنند و زكات فطره را هم بدهند يا جدا نمايند و بعد، نماز عيد را بخوانند.
× نماز عيد فطر دو ركعت است كه در ركعت اول بعد از خواندن حمد وسوره، بايد پنج تكبير بگويد و بعد از هر تكبير يك قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم، تكبير ديگري بگويد و بـه ركـوع رود و دو سـجده بجا آورد و برخيزد و در ركعت دوم چهار تكبير بگويد و بعد از هر تكبير قنوت بخواند و تكبير پنجم را بگويد و به ركوع رود وبعد از ركوع دو سجده كند وتشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
× در قنوت نماز عيد فطر، هر دعا وذكري بخوانند كافي است، ولي بهتر است ايـن دعـا را بـخوانند: اللهم اهل الكبريا والعظمة واهل الجود والجبروت واهل العفو والرحمة واهل الـتـقـوي والـمغفرة اسالك بحق هذا اليوم الذي جعلته للمسلمين عيداً ولمحمد ذخراً وشرفاً وكـرامة ومزيداً ان تصلي علي محمد وآل محمد وان تدخلني في كل خير ادخلت فيه محمداً وآل مـحـمد وان تخرجني من كل سوء اخرجت منه محمداً وآل محمد صلواتك عليه وعليهم. اللهم اني اسالك خير ما سألك به عبادك الصالحون واعوذ بك ممااستعاذ منه عبادك المخلصون.
× در زمان غايب بودن امام عليه السلام مستحب است بعد از نماز عيد فطر، دو خطبه بـخـوانـند، و بهتر آن است كه در خطبه عيد فطر احكام زكات فطره را بگويند.
× نماز عيد سوره مخصوصي ندارد ولي بهتر است كه در ركعت اول آن سوره شمس (سـوره 91) و در ركـعت دوم سوره غاشيه (سوره 88) را بخوانند، يا در ركعت اول سوره سبح اسم (سوره 87) و در ركعت دوم سوره شمس (سوره 91) را بخوانند.
× مستحب است نماز عيد را در صحرا بخوانند ولي در مكه مستحب است در مسجد الحرام خوانده شود.
× مستحب است پياده و پابرهنه و با وقار به نماز عيد بروند و پيش از نماز غسل كنند و عمامه سفيد بر سر بگذارند.
× مستحب است در نماز عيد بر زمين سجده كنند و در حال گفتن تكبيرها، دست‌ها را بـلـند كنند وكسي كه نماز عيد مي‌خواند، اگر امام جماعت است يا فرادي نماز مي‌خواند، نماز را بلند بخواند.
× بعد از نماز مغرب و عشا شب عيد فطر و بعد از نماز صبح آن و بعداز نماز عيد فطر بلكه بعد از نماز ظهر وعصر روز عيد نيز مستحب است اين تكبيرها را بگويد: الله اكبر الله اكبر لا اله الا الله والله اكبر الله اكبر ولله الحمد، الله اكبر علي ما هدانا.
× احـتـيـاط مستحب آن است كه زن از رفتن به نماز عيد خودداري كند ولي اين احتياط براي زن پير نيست.
× در نماز عيد هم مثل نمازهاي ديگر، مأموم بايد غير از حمد و سوره چيزهاي ديگر نماز را خودش بخواند.
× اگر مأموم موقعي برسد كه امام مقداري از تكبيرها را گفته بعد از آن كه امام به ركـوع رفـت بايد آنچه از تكبيرها و قنوت‌ها را كه با امام نگفته خودش بگويد و اگر در هر قنوت يك سبحان الله و يك الحمدلله بگويد كافي است.
× اگـر در نـماز عيد موقعي برسد كه امام در ركوع است چنانچه بتواند اقتدا كند وتـكبيرها و قنوت‌ها را مختصراً اگر چه به يك سبحان الله باشد بگويد و درك ركوع امام كند اشكالي ندارد والا احتياط آن است كه در حال ركوع اقتدا نكند.
× اگر در نماز عيد يك سجده يا تشهد را فراموش كند، احتياط آن است كه بعد از نماز آن را بجا آورد و نيز اگر كاري كه براي آن سجده سهو لازم است پيش آيد، بنابر احتياط بايد بعد از نماز دو سجده سهو بنمايد.

جديدترين سوالات بيشتر پرسيده شده

س) در حال حاضر مجتهد اعلم كيست؟
ج) مجتهد و اعلم را از سه راه مي‌توان شناخت؛ يكي از راه‌ها اين است كه دو نفر عالم عادل كه مي‌توانند اعلم را تشخيص بدهند اعلم بودن كسي را گواهي دهند بشرط آن‌كه دو نفر ديگر مانند آنها با ايشان مخالفت نكنند و اگر براي شما بعد از تحقيق از اهل خبره اعلم يا محتمل الاعلمية ثابت نشد، مخيريد از هر يك از مجتهدين تقليد نماييد.والله العالم
س) آيا عدول از مرجع حي به مرجع ديگر جايز است؟
ج) عدول به ديگري جايز نيست مگر در صورتي كه مرجع تقليد اول فاقد شرائط شود يا علم به اعلميت مرجع ديگر حاصل شود.والله العالم
س) كاشتن ناخن براي زنان چه حكمي دارد؟
ج) كاشتن ناخن بصورتي كه براي وضو و غسل نتوانيد آن را برداريد اشكال دارد ولي چنانچه شخصي مرتكب اين عمل شده باشد، در صورت امكان، ناخن مصنوعي را بردارد و وضو و غسل به نحو معمول انجام شود و در صورت عدم امكان برداشتن ناخن، با همان حال وضو و غسل بعنوان جبيره انجام شود و احتياطاً تيمّم هم كند.والله العالم
س) شستن لباس نجس در لباسشويي‌هاي تمام اتوماتيك كه عمل شستن، آب كشيدن و خشك كردن را انجام مي‌دهند چه حكمي دارد؟ آيا لباس نجس با اين روش پاك مي‌شود؟
ج. اگر پس از برطرف شدن عين نجاست، آب متصل به كر همه لباس‌ها را فرابگيرد و داخل ماشين را نيز تا هر جا نجس شده بگيرد همه پاك مي‌شود و چنانچه آب قطع شود آبي كه داخل ماشين است آب قليل مي‌باشد. پس اگر يقين كنيد كه آب همه لباس‌ها و مواضع نجس ماشين را فراگرفته و غساله را خارج كند پاك هستند و در متنجس به بول بايد دو مرتبه اين عمل انجام شود و چنانچه يقين به اين امور پيدا نكنيد، محكوم به نجاست مي‌باشند.والله العالم
س) زني كه 50 سال قمري را پشت سر گذاشته اما همچنان عادت ماهانه مي‌شوند، آيا از نظر شرعي يائسه محسوب مي‌شود يا حائض؟
ج) زن‌هايي كه سيده نيستند بعد از اتمام 50 سال قمري يائسه مي‌شوند و بايد به اعمال مستحاضه عمل كنند اگر چه خوني كه مي‌بينند نشانه‌هاي حيض را داشته باشد. والله العالم
س) در چه صورتي غسل جنابت بر زن واجب مي‌شود؟
ج) بطور كلي جنابت به دو چيز محقّق مي‌شود: يكي دخول مرد به زن هر چند مني خارج نشود و ديگر خروج مني هر چند دخول واقع نشود.
س) متنجس تا چند واسطه نجس مي‌كند؟
ج) متنجسّ، منجّس است و فرقي بين يك واسطه و چند واسطه نمي‌باشد.والله العالم
س) آيا ماء الشعيري كه در بازار مسلمين فروخته مي‌شود، حلال است؟
ج) اگر جو را به طريقي كه در سابق اطباء دستور مي‌دادند و به آن ماء الشعير مي‌گفتند بجوشانند اشكالي ندارد و اما آنچه از جو گرفته مي‌شود و به آن آب جو مي‌گويند حرام است. والله العالم
س) آيا تغيير جنسيت جايز است يا خير؟
ج) اگر به معناي آشكار نمودن حقيقت زنانه و مردانه اشخاص باشد، چنانچه مستلزم امر حرامي از قبيل نظر نامحرم نباشد مانعي ندارد و احكام بر رجوليت و انوثيت واقعي جاري مي‌شود اما تغيير جنسيت قطعي بر فرض تحقق آن در خارج، جايز نيست.والله العالم
س) عدالتي كه در امام جماعت معتبر است به چه معناست و از كجا بايستي به عدالت امام پي‌برد و راه‌هاي احراز آن كدام است؟
ج) مأموم بايد عدالت امام جماعت را احراز كند هر چند از اقتداء جمعي از مؤمنين باشد و با عدم احراز عدالت، اقتداء صحيح نيست. و معناي عدالت در مسأله شماره 2 توضيح المسائل آمده است.والله العالم
س) چند وقتي است در مراسم مواليد ائمه اطهار عليهم السلام، به هنگام شادي و شعف، به كف‌زدن ممتد پرداخته مي‌شود. آيا كف‌زدن در اين مراسم‌ها صحيح است؟
ج) كف‌زدن امري لهوي و حرام است و سزاوار است از كف زدن در مجالس مذهبي خصوصاً در مساجد و حسينيه ها اجتناب نمايند و شكوه و قداست اينگونه مجالس را با حركات مذكور ضايع نسازند.والله العالم
س) آيا ماليات در كشور اسلامي، بجاي خمس و زكات محسوب مي‌شود؟
ج) ماليات بجاي خمس و زكات محسوب نمي‌شود. والله العالم
س) آيا به هديه خمس تعلق مي‌گيرد؟
ج) هديه به نظر اينجانب با سائر درآمدها فرقي ندارد يعني چنانچه سال بر آن بگذرد و صرف مؤنه نشود، خمس دارد.والله العالم
س) آيا شخص مي‌تواند خمس مال خود را بين فقرا و نيازمندان محل زندگي خود مصرف كند؟
ج) خمس دو بخش است به طور مساوي؛ يك بخش سهم مبارك امام عليه السلام است كه اختيار مصرف آن با مجتهد جامع الشرائط است و بايد بدست او برسد و بخش ديگر سهم سادات گرام است كه به مستحقّ شرعي از سادات فقير پرداخت مي‌شود.والله العالم
س) آيا ازدواج موقت با دختر باكره رشيده بدون اجازه پدر صحيح است؟
ج) به نظر اينجانب به احتياط واجب اذن پدر يا جد پدري براي ازدواج دختر باكره لازم است گرچه رشيده باشد، لكن چون مسئله مبني بر احتياط است رجوع به مرجع ديگري كه اذن را لازم نمي‌داند با مراعات الاعلم فالاعلم مانع ندارد. والله العالم
س. آيا متعه با زني كه مشهور به فساد و بدكاره بودن است جايز است؟
ج) ازدواج موقت در صورتي كه مشهوره به بدكاره بودن باشند بر خلاف احتياط است مگر بعد از توبه.والله العالم
س) نزديكي با همسر از دبر چه حكمي دارد؟
ج) وطي در دبر زن؛ چه در حال حيض و چه در حال پاكي، كراهت شديده دارد و با عدم رضايت زوجه، جايز نيست.والله ا‌لعالم
س) بستن لوله براي مردان و زنان چه حكمي دارد؟
ج) اگر بستن لوله موجب عقيم‌شدن دائم باشد، جايز نيست. والله العالم
س) گوش‌دادن به موسيقي چه حكمي دارد؟ آيا فرقي بين انواع موسيقي است؟
ج) بنظر اينجانب تمام آهنگ‌هايي كه از آلات طرب مي‌باشد حرام است و هيچ نوعي جايز نيست.والله العالم
س. حكم بازي پاسور بدون شرط‌بندي و نيز شطرنج چيست؟ بازي كامپيوتري آنها چطور؟
ج) بازي با پاسور و شطرنج و لو بدون برد و باخت جايز نيست و فرقي بين كامپيوتري و غيرآن نيست.والله العالم
س) در مورد كپي‌رايت از نرم‌افزارها يا شكستن قفل آنها حكم شرع چيست؟
ج) بطور كلي اگر در ضمن عقد فروش سي‌دي يا ضمن عقد لازم ديگري، شرط عدم رايت و يا عدم شكستن قفل سي‌دي شده باشد، رايت و شكستن قفل آن جايز نيست ولي در صورت رايت يا شكستن قفل، براي افراد بعدي خريد و فروش و استفاده از آن مانع ندارد.والله العالم
س) حكم تراشيدن ريش را به طور كامل بيان فرماييد؟
ج) تراشيدن ريش مطلقاً با هر وسيله‌اي انجام شود جايز نيست گرچه قسمتي از آن هم باشد، لكن تراشيدن با ماشين به مقداري كه بر آن صدق وجود ريش كند مانعي ندارد.والله العالم
س) اگر كسي در امتحانات تقلب كند و قبول شود و در آينده به شغلي هم دست يابد، پولي كه بدست مي‌آورد حلال است يا حرام؟
ج) اصل تقلب در امتحانات جايز نيست، ولي اگر شخص مذكور از عهده وظايف مربوطه به شغلش كاملاً بر مي‌آيد و از اين جهت كمبودي ندارد، استخدام ايشان و حقوق دريافتي اشكال ندارد.والله العالم
س) نظر حضرتعالي در مورد رعايت قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي چيست؟
ج) رعايت قوانين راهنمائي و رانندگي و سائر قوانين مشروعه لازم است.والله العالم
س) مراجعه به دعانويسان و فالگيرها چه حكمي دارد؟
ج) نوشتن دعاهائي‌كه با دليل معتبر از ائمه معصومين عليهم‌السّلام نقل شده و اجرت گرفتن در مقابل آن، اشكال ندارد ولي مراجعه به دعانويسان كه به صورت‌هاي مختلفه از منابعي كه اعتبار شرعي ندارد نقل مي‌كنند يا مي‌نويسند جايز نيست و اينگونه پول گرفتن، اكل مال بباطل و حرام است.والله العالم
س) آيا خريد و استفاده از ماهواره جايز است؟
ج) استفاده مشروع و مفيد از آن اشكال ندارد ولي اگر معرض استفاده نامشروع و فساد اخلاق باشد جايز نيست. در اين زمان كه شرايط خاص رسانه‌ها و وسائل ارتباطي، صيانت اخلاقي و هويت اسلامي جامعه مخصوصاً نسل جوان را تهديد مي‌كند همگان مخصوصاً بزرگان خانواده و عائله بايد مراقبت نمايند كه بستگان آنها به اين خطر كه از خطر اعتياد زيان‌بارتر است مبتلا نشوند و حيات اخلاقي آنها محفوظ بماند.
س. آيا سودي كه بانك‌ها و مؤسسات مالي اعتباري به سپرده‌هاي مردم؛ بلندمدت يا كوتاه مدت مي‌دهند حلال است؟
ج) در فرض سؤال اگر شخص پول خود را به عنوان وام ندهد بلكه بانك را وكيل كند كه با پول او معامله مشروع با رعايت شرايط آن انجام دهد و بانك آن مبلغ را به عنوان منافع معاملات بدهد، اشكال ندارد.والله العالم
س) گرفتن وام بشرط سود يا كارمزد و نيز بشرط گذاشتن پول براي مدتي در حساب، چه حكمي دارد؟
ج) بطور كلي وام بشرط سودولو بعنوان كارمزد و نيز بشرط گذاشتن مبلغي در حساب، ربا و حرام است.والله العالم

احكام حجاب و رابطه با نامحرم

س) پوشاندن پا از مچ تا انگشتان در مقابل نامحرم براي زن واجب است يا نه؟ ج) بلي زن در مقابل نامحرم بايد روي پاها را هم بپوشاند.
س) سلام بر نامحرم چه حكمي دارد؟
ج) در محيطهاي جمعي سلام بر جمع مانعي ندارد؛ ولي بهتر است از سلامهاي خصوصي كه نوعاً زمينه ساز فتنه است، اجتناب شود. از اميرمؤمنان عليه‌السلام روايت شده است كه فرمود: «من به زن جوان سلام نميكنم؛ زيرا ميترسم در قلبم چيزي خلجان كند كه مطلوب پروردگار نيست.»
س) آيا صحبت با نامحرم در محيط خلوت و به مدت طولاني جايز است؟
ج) اگر محيط خلوتي باشد كه ديگري نتواند به آن وارد شود بودن دو نامحرم در آن مكان، حرام است، و در غير آنجا هم، اگر صحبتهاي شهواني باشد، يا مفسده ديگري بر آن مترتب شود، جايز نيست.
س) آيا رعايت حجاب در مقابل پسر خاله و پسر عمو لازم است، اگر چه مسنتر از خودم و جاي پدرم باشند؟
ج) پسر عمه، پسر خاله، پسر دايي و پسر عمو همه نامحرم هستند و رعايت حجاب در برابر آنها واجب و ترك آن گناه است؛ و بالا بودن سن آنان موجب تغيير حكم نيست.
س) آيا ميتوانيم با دختر نامحرمي، صيغه خواهر و برادري بخوانيم، و مثل خواهر و برادر با هم رفتار كنيم؟
ج) خير، صيغه خواهر و برادري با نامحرم مشروع نيست، آنچه موجب محرميت ميشود، انجام عقد ازدواج بصورت دائم يا موقت، با رعايت شرائط مربوطه است.
س) با توجّه به اينكه كلاسهاي دانشجويان دختر و پسر با هم برگزار ميشود، طبعاً ناخودآگاه چشم آدم به دختران نامحرم ميافتد، حكم آن چيست؟
ج) نگاه غير عمدي و بدون قصد لذت اشكال ندارد.
س) شنيدهام كه ميگويند گريم جزء آرايش حساب نميشود، آيا اين مطلب درست است، و گريم كردن جايز است؟
ج) گريم ـ اگر همراه كار حرامي نباشد ـ اشكال ندارد. بنابراين، گريم مردان به وسيله مردان يا زنان به وسيله زنان اشكال ندارد.
امّا اگر گريم زن يا مرد به وسيله نامحرم صورت بگيرد، جايز نيست. نكته ديگر آن كه هر جا «گريم» به عنوان آرايش يا آرايش و تغيير چهره براي خانمها باشد، بايد از نامحرم پوشانده شود؛ امّا اگر صرفاً براي تغيير چهره باشد، احوط پوشاندن آن از نامحرم است.
س) در جلسات عقد و عروسي كه داماد وارد ميشود، تكليف خانمهايي كهبا او نامحرم هستند چيست؟
ج) در مقابل داماد و ساير نامحرمان بايد رعايت حجاب كامل را بنمايند و فرقي بين مجلس عروسي و ساير موارد نيست.
س) عكسهايي كه در كودكي (قبل از تكليف) گرفتهايم و مسلماً بدون حجاب و... بوده، الان كه بزرگ شدهايم، اگر نامحرم ببيند ـ مثلاً پسر خاله يا شوهر عمه و... آيا اشكال شرعي دارد؟
ج) اگر نامحرم بدون قصد لذت به عكسها نگاه كند مانعي ندارد و شما هم تكليفي نداريد.
س) در عقدها و عروسيها كه معمولاً خانمها با لباسهاي ويژه آن مراسم شركت دارند و در اكثر مواقع نيز لباسها، بدن نما است و فيلمبرداري صورت ميگيرد تكليف ما چيست؟
ج) اگر ميدانيد يا احتمال ميدهيد كه در آينده اين فيلمها توسط افراد نامحرم مشاهده ميگردد لازم است حجاب كامل خود را موقع فيلمبرداري مراعات كنيد و اگر نميتوانيد، از واقع شدن در مقابل دوربين فيلمبرداري خودداري نماييد.
س) استفاده از كرمهاي چرب كننده، مرطوب كننده، ضد آفتاب و... بر روي دست و صورت، اگر به منظور محافظت از پوست بكار برده شود ولو اينكه خوشبو باشد و يا باعث سفيد و روشن شدن پوست شوند؛ چه حكمي دارد؟
ج) اگر آرايش و زينت محسوب نشود، و بوي خوش آن موجب التذاذ و تحريك نامحرم نگردد اشكال ندارد.
ولي در هر صورت بنابر احتياط واجب، صورت را از نامحرم بپوشاند.
س) در خانواده ما رسم است كه در ميهمانيها همه بستگان با يكديگر دست ميدهند. دست‌دادن بدون‌قصد لذت چه صورت دارد؟
ج) دست دادن با نامحرم، اگر چه از بستگان نزديك مثل پسر دايي و پسر عمو باشند، حتي بدون قصد لذت هم جايز نيست. لازم است آنها را با احكام شرعي آشنا سازيد.
س) آيا دايي يا عموي جوان ميتواند دختر خواهر يا دختر برادر خود را كه جوان است، ببوسد؟
ج) اگر قصد لذت شهواني و ريبه در كار نباشد، اشكال ندارد.
س) آيا چيدن و رنگ كردن ابرو جايز است؟
ج) اصلاح و رنگ كردن ابرو براي خانمها اشكال ندارد؛ ولي بايد از نامحرم پوشانده شود.
س) نگاه كردن به استاد مرد براي بهتر فهميدن درس چگونه است؟
ج) نگاه به صورت و گردن و دستهاي مرد نامحرم كه معمولا نميپوشانند، بدون قصد لذت و ريبه اشكال ندارد.
س) پوشيدن جوراب نازك براي خانمها چه حكمي دارد؟
ج) چون پوشاندن روي پا در مقابل نامحرم واجب است. بنابراين، استفاده از جوراب نازك كه پوست پا از زير آن پيدا باشد در مقابل نامحرم جايز نيست.
س) اگر انسان با دوست دختر خود به امامزاده برود و زيارت كند، آيا زيارتش همانند دوست معمولي صحيح است؟
ج) رفتن به زيارت امامزادگان براي كسب ثواب است. اگر انسان در مسير كسب ثواب، گناهي مرتكب گردد، واضح است كه به پاداش مذكور نخواهد رسيد و چه بسا موجب افزايش گناه نيز بشود.
س) آيا پوشيدن لباس تنگ و كوتاه براي خانمها جايز است؟
ج) لباس خانمها در مقابل نامحرم، بايد اولاً بدن را بپوشاند و ثانياً بنحوي نباشد كه موجب تحريك نامحرم گردد، و برجستگيهاي بدن در آن ظاهر باشد.
س) لبخند زدن هنگام صحبت با نامحرم چه حكمي دارد؟
ج) لبخند زدن و هر كاري كه در معرض تهييج نامحرم است، جايز نيست، و در حديث آمده كه هزار سال حبس در آخرت مجازات يك كلمه شوخي با نامحرم است.
س) معاينات پزشكي كه مستلزم لمس و نظر به نامحرم است چه صورت دارد؟
ج) در صورت نبودن پزشك مماثل،به مقدار ضرورت اشكال ندارد.
س) دانشجوي پرستاري هستم. در موقع كار در بيمارستان گاهي دستم با دست همكاران نامحرم تماس پيدا ميكند. با اين كه قصد و غرضي در كار نيست و كوشش خود را براي عدم تماس انجام ميدهم، آيا مرتكب گناه ميشوم؟
ج) اگر در اثناي كار، دستتان به طور اتفاقي با همكارانتان تماس پيدا كند، اشكال ندارد؛ ولي چنانچه بدانيد اين عمل به طور مكرر ـ هر چند ناخودآگاه ـ انجام ميگيرد، لازم است از دستكش و مانند آن استفاده كنيد.
س) اگر كسي با نگاه كردن يا لمس دختران غير بالغ لذت ببرد، چه صورت دارد؟
ج) حرام است.
س) آيا لازم است حجاب را براي توريستها الزامي كنيم؟
ج) افراد توريست، از جهت حكم فقهي حجاب، تابع دين خود هستند؛ لكن همان گونه كه ملزم به رعايت ديگر قوانين كشور هستند نبايد اجازه داده شود بر خلاف ارزشهاي ديني و فرهنگي كشور اقدام كنند، و موجب اشاعه فساد و ابتذال اخلاقي شوند.
س) آيا پوشيدن لباس آستين كوتاه براي آقايان جايز است؟
ج) چنانچه مرد بداند زنان با قصد لذت به دستانش نگاه ميكنند، احتياط واجب پوشاندن آن است.
س) آيا پوشيدن لباس سياه در عزاي امام حسين عليه‌السلام كراهت دارد؟
ج) پوشيدن لباس مشكي در سوگواري امام حسين عليه‌السلام از مصاديق تعظيم شعائر و داراي رجحان شرعي است و كراهت ندارد. بسياري از فقهاي بزرگوار و مراجع تقليد در روز عاشورا از قباي سياه استفاده ميكردند.
س) معيار لباس شهرت چيست؟
ج) لباس شهرت، لباسي است كه پوشيدن آن بخاطر رنگ، كيفيت دوخت، يا علل ديگر مناسب نيست، بطوري كه اگر آن را در برابر مردم بپوشند، توجه آنان را به خود جلب ميكند، و انگشت نما ميشوند.
س) آيا لباس خانمها حتماً بايد سياه باشد؟
ج) پوشيدن لباس سياه واجب نيست بلكه ملاك آن است كه لباس خانمها بايد به رنگي نباشد كه خلاف متعارف، و موجب جلب توجّه نامحرم گردد.
س) آيا پوشيدن جوراب براي خانمها لازم است؟
ج) بلي، خانمها در برابر نامحرم بايد روي پاي خود را بپوشانند و در اين جهت فرقي بين حال نماز و غير نماز نيست.
س) ظاهر شدن خانمها با مانتوهاي تنگ، در بيرون منزل چه حكمي دارد؟
ج) رفت وآمد خانمها درمقابل نامحرم با لباسي‌كه برجستگيهاي بدن آنها را مشخص كند يا معرضيت براي فساد داشته باشد، جايز نيست.
س) آيا پزشك معالج به مريض مَحرم است؟
ج) پزشك، به مريض محرم نيست، ولي در مواقعي كه معالجه متوقف بر نگاه يا لمس مريض است، به مقدار ضرورت ميتواند نگاه يا لمس كند و در صورتي كه لمس با دستكش يا از روي حايل ديگري‌كافي باشد، لمس مستقيم جايز نيست.
س) آيا نگاه كردن نامحرم به روي پا تا مچ كه در نماز، الزامي براي پوشاندن آن نيست، حرام است؟
ج) بلي، نگاه مرد به روي پاي نامحرم، حرام است و در حال نماز هم اگر خانمي بداند كه در معرض ديد نامحرم است، بايد روي پا تا مچ را بپوشاند.
س) با توجّه به اينكه كلاسهاي دانشجويان دختر و پسر با هم برگزار ميشود، طبعاً ناخودآگاه چشم آدم به دختران نامحرم ميافتد، حكم آن چيست؟
ج) نگاه غير عمدي و بدون قصد لذت اشكال ندارد.
س) آيا نگاه كردن به عكسهاي زنان و مردان غير مسلمان كه در كتابهاي درسي به صورت نيمه عريان وجود دارد، جايز است؟
ج) اگر با قصد لذت نباشد و مفسدهاي هم به دنبال نداشته باشد، اشكال ندارد.
س) آيا نگاه كردن به دست و صورت و موهاي زنان كفار جايز است؟
ج) در صورتي كه قصد لذت و خوف از وقوع در حرام نباشد، نگاه به دست و صورت و جاهايي از بدنشان كه عادت در نپوشاندن آن دارند، اشكال ندارد.
س) نگاه به نامزدم كه بعداً قصد ازدواج با او را دارم، چه صورت دارد؟
ج) تا صيغه عقد دائم يا موقّت خوانده نشده، نامزد با نامحرمان ديگر تفاوتي ندارد، و نگاه به او با قصد لذت و شهوت، جايز نيست.

برخي سؤالات بيشتر پرسيده شده

س) نظر جنابعالي در مورد درآمد حاصل از بازاريابي شبكه‌اي و مخصوصاً شركت گلد كوئيست چيست؟
ج) بازاريابي به شكلي كه در گلد كوئيست و امثال آن است حرام و درآمد حاصل از آن نيز حرام است و الله العالم.
س)با عرض سلام و خسته نباشيد مي‌خواستم نظر شرع را در مورد حلال يا حرام بودن باشگاه بيليارد بدانم. با تقديم احترام و التماس دعا.
ج) اگر عرفاً بيليارد از آلات قمار باشد خريد و فروش و بازي آن و تأسيس باشگاه و شركت در آن حرام است و الله العالم.
س)خريد و فروش (سرمايه گذاري) در سهام شركت‌هاي بورس اوراق بهادر ايران كه قوانين مربوطه آن توسط مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان به تصويب رسيده چه حكمي دارد و نيز خريد و فروش سهام در بورس كشورهاي ديگر چه حكمي دارد؟
ج) اگر با يكي از عناوين معاملات شرعي با وجود شرايط صحت آن انجام شود مانع ندارد. و الله العالم.
س)اگر يك كودك يك ماهه را از بهزيستي به فرزند خواندگي بگيريم و امكان محرميت از طريق شير دادن نباشد و از طرفي نخواهيم كسي متوجه شود كه اين كودك، فرزند ما نيست، محرميت اين كودك چه حكمي دارد؟ براي محرميت چه بايد كرد؟
ج) مراد ازكودك را كه پسر يا دختر است بنويسيد تا جواب داده شود كه اگر دختر است با عقد موقت براي پدر كسي كه او را گرفته است به او محرم مي‌شود و اگر دسترسي به پدر او يا جدّ پدري وي ممكن نيست بايد به اذن مجتهد جامع الشرايط باشد؛ ضمنا مخفي كردن اينكه كودك، فرزند شما نيست صحيح نمي‌باشد. والله العالم
س)با عرض سلام. در خصوص كسي كه دير به نماز جماعت ميرسد و در ركعت دوم جماعت هنگام تشهد بصورت نيم خيز مي‌نشيند آيا ركعت چهارم جماعت لازم است در تشهد و سلام نماز بصورت نيم خيز بشيند يا مي‌تواند بلافاصله پس از سجده دوم برخيزد و نماز خودش را ادامه دهد. از شما كمال تشكر را دارم.
ج) بنا بر احتياط واجب تا موقع سلام بايد در حال جماعت باشد و موقع سلام جائز است قصد فرادا كند و برخيزد و الله العالم.
س)يك شركت داخلي فروش كتاب، براي عضويت مبلغي دريافت مي‌كند و در ازاي آن كتاب‌هاي درخواستي را با پست، مجاني ارسال مي‌كند، همچنين اگر هر عضو، افراد ديگري را به عضويت شركت ترغيب كند، به ازاي هر دو نفر و با شرايط خاص، مبلغ دو هزار تومان به شخص معرفي كننده به عنوان حق بازاريابي پرداخت مي‌كند. عضويت افراد به صورت شبكه اي ثبت مي‌شود و هر شخص، داراي دو نفر زير مجموعه مي‌گردد. در صورت تشكيل يك زوج به عنوان زير مجموعه يك شخص، دو هزار تومان به او و همه افرادي كه بالاتر از او مي‌باشند پرداخت مي‌گردد. ضمن ارائه آدرس پايگاه اينترنتي اين شركت، تقاضا دارم نظر خود را درباره اين مبلغ كه به عنوان حق بازاريابي پرداخت مي‌شود، بفرماييد.
ج) اين نوع معاملات صورت شرعي ندارند و اكل مال به باطل است چه به صورت كتاب باشد چه طلا چه غيره و وجوهي كه شركت يا اشخاص از اين طريق بدست مي‌آورند نمي‌توانند در آنها تصرف كنند چون مالكش نيستند.
س)با سلام. با اجازه جنابعالي اول وضعيت خودم را عرض ميكنم بعد از آن به طرح سوالم ميپردازم. بنده در حال پايه گذاري فروشگاه اينترنتي نرم افزار هستم. بنده سي دي ها را از فروشگاههاي ديگر كه آن را رايت ميكنند تهيه مي‌كنم و پس از بسته بندي براي مشتريان ارسال مي‌كنم. با فرض مذكور تكليف بنده چيست؟ آيا اگر خودم هم سي دي هاي را رايت كنم يا به همان صورت سابق رايت سي دي ها را به فرد ديگري بسپارم (در صورتي كه به كار آن فرد راضي هستم) از نظر شرعي مشكلي متوجه من است؟ آيا بنده بايد از كار خود دست بكشم و فروشگاه را تعطيل كنم؟ خواهشم مي‌كنم تكليف زندگي مرا روشن كنيد تا انشاء الله مال حرام وارد زندگيم نشود. متشكرم.
ج) اگر در ضمن عقد بيع (سي دي) ـ يا ضمن عقد لازم ديگري از رايت آن منع نمي‌باشد تكثيرش جايز نيست ولي خريد و فروش شما پس از آنكه ديگران تكثير كرده‌اند محكوم به صحت است بشرط آنكه محتواي (سي دي) مخالف شرع نباشد. و الله العالم.
س)نظر حضرتعالي در خصوص عقد موقت دختر بالغه‌ي رشيده بدون اذن ولي چيست؟ در حالي كه قصد ايجاد ارتباط زناشويي نباشد؟
ج) در نكاح باكره بنا بر احتياط واجب اذن پدر يا جد پدري شرط است حتي اگر قصد جماع نداشته باشد و الله العالم.
س)حكم بازي كردن شطرنج در جامعه امروزي بدون شرط بندي چيست؟
ج) بازي شطرنج و هر چيزي كه آن قمار محسوب شود حتي بدون برد و باخت حرام است و الله العالم.
س)آيا رايت سي دي جايز است يا خير؟
ج) اگر در ضمن عقد بيع سي دي يا ضمن عقد لازم ديگري عدم رايت شرط شده باشد رايت آن جايز نيست و الله العالم.
س)آيا كسي كه مقلد يك مرجع مي‌باشد مي‌تواند وجوهات (سهمين) خود را به مرجع ديگري تحويل دهد يا خير؟
ج) موقوف به اجازه‌ي مرجع تقليد او است و الله العالم.

استفتائات مربوط به احكام روزه

رؤيت هلال ـ ثبوت ماه

س) 1. آيا با محاسبات منجمين، ماه ثابت مي‌شود ـ مخصوصاً وقتي كه آنها امروز نسبت به زمان‌گذشته امكانات خيلي دقيق و مجهّز در اختيار دارند و اصرار مي‌ورزند كه نتائج دستگاه‌هاي علمي‌امروز قابل انكار نمي‌باشد.
ج)ـ پيشگوئي منجمّين بنفسه حجّت شرعيّه نيست، بلي اگر براي هر كس موجب علم به صحّت محاسبه شود،بايد به علمي كه از گفته منجّم حاصل شده عمل‌نمايد.
س) 2. آيا تطوِ و بلند بودن هلال را، دليل بر شب دوم مي‌دانيد؟
ج)ـ بلند بودن ماه و تطوِ آن، دليل شرعي بر شب دوم نيست.
س) 3. اختلافات مربوط به تعيين اوقات و ازمنه چگونه مرتفع مي‌گردد؟ آيا امروز واقعاً همان‌روزي است كه تقاويم بيان داشته‌اند؟ در حاليكه شيعه و سني در اين امر مختلف القول هستند.
ج)ـ تعيين ايام از جهت اينكه اوّل ماه است ويا چند روز از فلان ماه گذشته با رؤيت هلال در اول ماه ياگذشتن سي روز از رؤيت هلال ماه قبل ثابت ميشود و همچنين با بيّنه شرعي و يقين خود مكلّف.
س) 4. اگر ماه رمضان در شهري ديده شود، در شهرها ديگري كه افق آنها يكسان و يا دو ساعت فرِق دارند اول ماه ثابت مي‌شود يا نه؟
ج)ـ اكتفا، به رؤيت ماه در يك بلد براي ساير بلاد بعيد نيست.
س) 5. اگر ماه در كشورهاي شرقي رؤيت شود آيا براي كشورهاي غربي خود بخود ثابت‌مي‌شود يا خير؟
ج)ـ بطور كلي در هر نقطه از زمين كه ماه رؤيت شود براي هر نقطه ديگر كه بعداً روز مي‌شود آن روز، روزاول ماه است.
س) 6. آن طور كه از توضيح المسائل و كتاب هداية العباد حضرتعالي استفاده مي‌شودحضرتعالي در طريق ثبوت هلال اتحاد افق را شرط نمي‌دانيد بنابر اين آيا ما مي‌توانيم مثلاً به راديوعربستان اعتماد كنيم و اگر فردا را اول ماه يا روز عيد فطر اعلام كرد ما هم روزه بگيريم يا افطار كنيم‌در هر صورت وظيفه ما چيست؟ سؤال ديگر اينكه در ذيل عنوان طريق ثبوت هلال در كتابة هداية‌العباد حضرتعالي پيرامون همين مسأله فرموديد كه سزاوار است كه احتياط ترك نشود، رعايت‌احتياط در صورت اعلام اينكه فردا عيد فطر است چگونه ميسر است.
ج)ـ همانطوريكه در توضيح المسائل و هداية العباد ذكر شده بنظر اينجانب رؤيت هلال در بلدي نسبت به‌بلاد ديگر نيز بعيد نيست كافي باشد البته ثبوت رؤيت بايد به علم و يا بيّنه شرعي باشد و احتياط به اين حاصل ميشود كه مكلف در آن روز به مقدار مسافت شرعي مسافرت بنمايد و روزه خود را در مسافرت افطارنمايد.
س) 7. بعضي از مراجع عظام، در رؤيت هلال در شهري شرط كفايت آن در شهر ديگر را،اتحاد افق مي‌دانند تفاوت افق چه قدر باشد كافي از رؤيت در شهر ديگر نيست؟
ج)ـ بنظر حقير رؤيت هلال اگر به يكي از راههائي كه در رساله‌هاي عمليّه مذكور است ثابت شود، براي همه‌نقاطي كه روزشان بعد از آن است كفايت مي‌كند.
س) 8. در ماه مبارك رمضان اگر در شهر غزني افغانستان ماه ديده نشود ولي راديو جمهوري‌اسلامي ايران اعلام كند كه ماه ديده شده و ثابت هم شود آيا مردم آنجا مي‌توانند عيد بگيرند يا نه؟ و مردمي كه از چند مجتهد تقليد دارند مي‌توانند در مسأله رؤيت هلال به فتواي مجتهد واحدعمل كنند يا خير؟
ج)ـ بنظر حقير بعيد نيست، رؤيت هلال در هر نقطه‌اي، براي نقاط ديگر كه در ساعت رؤيت هلال در آن شب يا روز باشد كافي باشد يعني روز بعد از آن روز يا شب براي آنها روز اوّل ماه است ولي بنظر آقاياني كه توافق افق را در كفايت رؤيت هلال براي بلد ديگر معتبر ميدانند، بايد اين جهت مراعات شود و مقلد هر مرجعي طبق فتواي مرجع خود عمل بنمايد.
س) 9. در شهري كه اكثريّت با اهل سنت مي‌باشند و شيعه‌ها در اقليّت هستند، در عيد قربان وعيد فطر قطع بخلاف نداشته باشيم مي‌توانيم با آنها عيد بگيريم و اگر در نجف اشرف ماه را ديده‌باشند و 29 روز روزه گرفته‌اند ولي در استانبول ديده نشده و سني‌ها سي روز روزه مي‌گيرند ويك روز بعد از نجف عيد بگيرند وظيفه ما شيعه‌ها چيست؟
ج)ـ در فرض مزبور اشكالي پيش نمي‌آيد فقط از تظاهر به خوردن روزه و اقامه نماز عيد به جماعت خودداري شود و اگر تقيه و حفظ وحدت اقتضا بكند روز عيد آنها نماز عيد بخوانند.

مبطلات روزه

س) 10. اگر كسي در ماه مبارك رمضان، از خواب بيدار شود و بعد متوجه بشود كه از وقت اذان‌گذشته است آيا روزه اين فرد صحيح است؟
ج)ـ بلي صحيح است.
س) 11. كيفيت روزه‌ي شخص كاهل نماز، كه در انجام نمازهاي واجبش، كوتاهي كرده چيست؟
ج)ـ روزه، واجب ديگري است و شخص مذكور به جهت كاهل نماز بودن، معصيت كار است، ولي اگر روزه گرفته روزه او صحيح است.
س) 12. آيا اگر در ماه مبارك رمضان، قرآن را به طرز غلطي بخوانيم، ضرري متوجه روزه مي‌شود؟(عدم تلفظ صحيح كلمات)
ج)ـ اگر عمداً آيات را غلط نخواند، اشكال ندارد و رعايت تجويد در قرائت قرآن واجب نيست.
س) 13. مستدعي است حكم شرع مقدس را در مورد اشخاصي كه كارشان غواصي در اعماق آبهاست نسبت به صوم و صلوة بيان فرماييد.
ج)ـ زير آب رفتن با لباس غواصّي بنابر احتياط واجب مبطل صوم است ولي اگر شخص داخل زير دريائي كه‌شبيه اطاق است و ملاصق بدن نيست زير آب برود روزه باطل نمي‌شود و نسبت به نماز، كسي كه با لباس غواصّي زير آب است اگر نمي‌تواند خارج شود و نماز بخواند و يا وقت تنگ است با همان حال مقداري كه مي‌تواند قرائت و ساير اذكار را بخواند و ركوع و سجود را به ايماء و اشاره انجام دهد و به احتياط واجب بعد هم قضاء آن‌نماز را بخواند. واللّه العالم.
س) 14. كشيدن سيگار و استعمال قليان آيا مبطل روزه هست؟
ج)ـ بنابراحتياط واجب، روزه‌دار نبايد دود سيگار يا قليان را به حلق برساند.
س) 15. كشيدن ترياك براي شخص معتاد، در ماه مبارك رمضان، مبطل روزه مي‌باشد؟
ج)ـ احتياط واجب در ترك آن است، چه براي معتاد و چه غير.
س) 16. آيا كشيدن سيگار، به صورتي كه دود آن را فرو نبرند، روزه را باطل مي‌كند؟
ج)ـ اگر دود آن را فرو نبرند روزه را باطل نمي‌كند، ولي تظاهر به آن در اين صورت، مناسب نيست و به احترام ماه مبارك ترك شود.
س) 17. زدن آمپول مقوّي يا پني‌سيلين براي روزه‌دار جايز است يا خير؟
ج)ـ اشكال ندارد و فرقي بين اقسام آمپولها نيست، ولي احتياط مستحب در ترك است.
س) 18. آيا شخص روزه‌دار در ماه مبارك رمضان، مي‌تواند سُرم يا آمپول، تزريق كند؟
ج)ـ احتياط مستحب آن است كه از استعمال آمپول و سرم خودداري كند و اگر لازم شد و تزريق كرد روزه‌اش باطل نميشود.
س) 19. اگر كسي در ماه مبارك رمضان، قبل از اذان صبح، از خواب بيدار شود و در خواب‌محتلم شده باشد و امكان غسل كردن را نداشته باشد، حكم روزه اين فرد چه مي‌شود؟
ج)ـ در فرض سؤال اگر متمكن از غسل قبل از اذان صبح نباشد، تيمم بدل از غسل كند و روزه بگيرد.
س) 20. شخصي در ماه رمضان با خودبازي مي‌كند ولي مني بيرون نمي‌آيد و علائم جنب هم دراو نيست بعد از ساعتي بول مي‌كند مايعي سفيد رنگ خارج مي‌شود شك دارد مني هست يا نه روزه‌او باطل است يا نه در صورت بطلان كفاره دارد يا نه؟
ج)ـ اگر كاري با خود كند كه بر حسب عادت موجب انزال مني مي‌شود، هر چند مني انزال نشود،روزه‌اش باطل است، ولي در فرض مذكور وجوب كفّاره معلوم نيست. واللّه العالم.
س) 21. كسي كه نمي‌دانسته استمناء روزه را باطل مي‌كند و حتي يك گناه كبيره است، اگر اين‌عمل را انجام دهد آيا روزه او باطل است ؟ اگر باطل است كفّاره دارد يا خير؟ اگر دارد مقدار آن چقدراست؟
ج)ـ در فرض سؤال، بايد قضاي روزه را بگيرد ولي كفّاره ندارد، بلي اگر جاهل مقصّر باشد، به اين معني كه درموقع ارتكاب عمل، احتمال حرمت بدهد و سؤال نكند و يا بداند استمناء حرام و معصيت است، هرچند نداند كه‌روزه را باطل مي‌كند و در روز ماه رمضان انجام دهد، كفّاره جمع دارد، كه در توضيح المسائل مسأله شماره 1674 ذكر شده است.
س) 22. اگر شخصي در كلاس درس بوده ناگهان متوجه گرديد كه لاي دندان غذائي است و خودرا مقداري كنترل نموده به اين اميد كه در پايان درس آن را بيرون ريزد، ولي احتمال قوّي مي‌دهد كه‌در كلاس درس همراه با آب وارد حلق شده باشد آيا روزه باطل مي‌شود يا اين شخص معذورمي‌باشد؟
ج)ـ در فرض سؤال مجرّد وجود غذا در لاي دندان ويا در داخل آب دهن تا پائين نرود، مبطل روزه نيست،البته بايد شخص مذكور به هر نحوي، از رفتن غذا به معده ممانعت نمايد و احتمال پائين رفتن غذا موجب بطلان‌روزه نيست.

كفاره روزه

س) 23. كفّاره روزه يك ماه، با نان چقدر است؟ با برنج چقدر است؟
ج)ـ كفّاره افطار غير عمدي، براي هر روز يك چارك طعام مانند گندم و برنج است و اگر بخواهد نان بدهد،براي هر روز يك كيلو بدهد.
س) 24. آيا مي‌توان پول كفّاره را به فقير داد. و به او گفته شود طعامي كه روزانه مي‌خوري قصد كفّاره كن يا لازم است فقير از همين پول طعام بگيرد.
ج)ـ در فرض سؤال، فقير بايد با همين پول، براي دهنده آن طعام بخرد و به وكالت از طرف او طعام را به عنوان كفّاره بردارد. واللّه العالم.
س) 25. كسي كه از خصال كفارات اطعام را برگزيده و يا از بابت كفاره و فديه يك مدّ طعام بايد بدهد يا فطره عيد فطر را مي‌دهد آيا مجزي است كه از نانوائي‌هاي كشور نان خريداري كند و به‌مستحقين بدهد يا نه با آنكه مي‌دانيم كه دولت به نانوائي‌ها سوبسيد ميدهد و يك كيلو نان كه در نانوائي به سيزده تومان مي‌دهند، اگر آزاد خريداري شود شايد در حدود چهل تومان باشد؟
ج)ـ در فرض سئوال، خريدن نان از نانوائي و به عنوان كفّاره يا فطره دادن مانع‌ندارد.
س) 26. در باب كفاره روزه آيا مي‌شود به مقدار پول گندم، يا برنج به فقير داد؟
ج)ـ پرداخت كفاره به نحو مذكور در سؤال مجزي نيست. بايد همان گندم را بدهد و يا برنج و يا اجناس ديگري كه در باب كفارات مذكور است. واللّه العالم.
س) 27. زني مريض بوده و ماه رمضان روزه نگرفته و مرض او تا سال بعد ادامه داشته است وكفاره بر عهده او آمده ولي از خود پولي ندارد آيا كفاره زن بر عهده شوهر واجب است يا نه؟
ج)ـ كفّاره زن بر شوهر واجب نيست.
س) 28. تكليف شخصي كه چندين كفّاره جمع بر گردن دارد، ليكن فعلاً نه وسع مالي دارد كه‌اطعام فقرا بدهد و نه توان جسمي دارد كه چندين ماه روزه بگيرد، در حال حاضر چيست؟ (در اين‌مورد نيز ميزان دقيق در دست نيست) آيا چنين فردي از گرفتن روزه مستحبي محروم است؟
ج)ـ به مسأله شماره 1669 توضيح المسائل مراجعه نماييد و اگر چنين شخصي قدرت بر روزه گرفتن ندارد،قهراً قدرت بر روزه مستحبي هم ندارد مگر اينكه مثلاً قدرت بر دو و سه روز، روزه گرفتن دارد ولي چون روزه‌كفّاره بايد سي و يك روز آن پشت سر هم باشد، قدرت بر آن نداشته باشد، كه در اين صورت اگر روزه قضا نداشته باشد روزه مستحبي اشكال ندارد. واللّه العالم.
س) 29. اگر كسي در ماه مبارك رمضان عمداً افطار به حرام كند و قبل از اداء كفّاره روزه فوت نمايد در صورت وصيّت به بجا آوردن وانجام كفّاره روزه و يا در صورت عدم وصيّت اگر ولي‌ّ متوفي بخواهد استيجار صوم كند، و يا خودش بخواهد عمل به وصيّت كند تتابع در بجا آوردن روزه در دو فرض سؤال واجب است يا خير؟
ج)ـ در هر دو فرض تتابع واجب است.
س) 30. اينجانب داراي سنگ كليه مي‌باشم وقبلاً نيز هر دو كليه‌هايم را عمل جراحي نموده‌ام ودكتر متخصص گفته است روزه نبايد بگيريد و آب و مايعات زياد بخوريد، اگر اينجانب فقط آب‌بخورم و چيز ديگري نخورم روزه‌ام درست است يا خير، وتا كنون نيز حقير اينگونه عمل نموده‌ام؟
ج)ـ در فرض مسأله كه روزه گرفتن براي شما ضرر دارد و بايد در اثناء روز از مايعات استفاده نمائيد، روزه بر شما واجب نيست و براي هر روز يك مدّ طعام (تقريباً هفتصد و پنجاه گرم) به فقير غير سيد در رمضان آينده كفاره بدهيد.
س) 31. اگر در ماه مبارك رمضان بي‌سحري بمانيم و مريض هم باشيم و در روز قبل از اينكه‌چيزي بخوريم با زن خود جماع كرديم چه حكمي دارد؟
ج)ـ در صورتي كه مرض مجوّز افطار نداشته‌ايد در فرض سؤال كفاره واجب است.
س) 32. ملاك مريض كه روزه ماه رمضان از وي ساقط است، چيست؟
ج)ـ اگر بداند روزه براي او مضرّ است يا مظنه ضرر داشته باشد و يا احتمال عقلايي بدهد كه مضر باشد به طوري كه از آن احتمال، خوف ضرر حاصل شود، روزه واجب نيست و بعد بايد قضاي آن را بگيرد بلي اگر مرض تا رمضان سال بعد طول بكشد قضا هم ساقط است، فقط بايد كفّاره مدّ بدهد. واللّه العالم.
س) 33. اگر شخصي در ماه مبارك رمضان به مسافرت برود و قصد ده روز نمايد، در بين اين ده روز آيا مي‌تواند در بلاد كبيره بيش از 4 فرسخ از منزل خود دور شود؟
ج)ـ در فرض سؤال، چنانچه تمام مسافتي را كه طي ميكند در داخل شهر باشد، اشكال ندارد.
س) 34. كفّاره روزه رمضان و كفّاره حنث نذر، قسم و عهد آيا از اصل مال ميت بايد داده شود يا از ثلث اگر به آن وصيّت كرده باشد؟
ج)ـ اگر وصيت كرده كه اينها را از ثلث بدهند از ثلث برداشته مي‌شود و در غير اين صورت از اصل مال برداشته مي‌شود.
س) 35. شخصي به حدّ بلوغ رسيده است امّا ندانسته در ماه مبارك رمضان با اينكه روزه است(نعوذ باللّه) عمل منافي عفت انجام داده حالا كه اين شخص بعد از گذشت چند سال، حكم حرام بودن اين عمل را دانسته نمي‌داند كه آيا بايد كفاره جمع دهد يا اصلاً كفاره بدهد يا نه و روزه‌اش چگونه است، خواهشمند است حكم اين شخص را بيان فرمائيد و بفرمائيد اين چند سال كه گذشته،روزه او كه باطل شده، چه حكمي دارد؟
ج)ـ در فرض سؤال، چنانچه حرام بودن عمل را نمي‌دانسته و در جهل خود هم مقصّر نبوده فقط قضاي آن‌روزه‌ها واجب است و چون در انجام قضا تأخير نموده، براي هر روز 10 سير طعام مانند گندم يا آرد بعنوان كفارة تأخير قضا به فقير غير سيّد بدهد و اگر حرام بودن عمل را مي‌دانسته هر چند وجوب كفاره را نمي‌دانسته ويا اينكه در جهل بمسأله مقصّر بوده علاوه بر آنچه گفته شد كفاره عمد هم بر او واجب است و تفصيل آن در توضيح‌المسائل مسأله 1669 مذكور است مراجعه نمائيد.
س) 36. دختري در سن 9 سالگي از روي ناداني روزه خود را در ماه رمضان افطار مي‌نمايد آيا كفاره تعلق مي‌گيرد؟
ج)ـ در فرض سؤال چنانچه 9 سال قمري را تمام كرده و توانايي روزه گرفتن را دارد و با اينكه مي‌داند روزه خوردن براي او حرام شده است، روزه را مي‌خورد كفاره دارد هرچند نداند كه روزه خوردن علاوه بر حرمت كفاره هم دارد. واللّه العالم.
س) 37. مسافر در سفر نماز تمام خوانده، روزه را هم گرفته بعداً فهميد كه بايد نماز را شكسته وروزه را افطار نمايد. آيا نماز و روزه قبلي وي درست است يا احتياج به اعاده دارد؟
ج)ـ نماز و روزه‌اش صحيح است احتياج به قضاء ندارد.
س) 38. چند روز روزه ماه مبارك رمضان، از چند سال، بر ذمه دارم، و در ضمن نمي‌دانم از هر سال چند روزي بوده تكليف چيست؟
ج)ـ در فرض مسأله مي‌توانيد به مقداري كه يقيناً كمتر از آن مقدار نبوده اكتفاء نمائيد و اگر مقداري روزه قضاء بگيريد كه بدانيد قطعاً بيشتر از آن بر ذمه شما نيست احوط است.
س) 39. نمي‌دانم چند ساله بودم شك دارم حدود 14 الي 15 سالگي نماز نخوانده‌ام عمداً و روزه خواري هم كرده‌ام بفرمائيد چه حكمي دارد وظيفه من در قبال اين اعمال انجام نشده چيست؟
ج)ـ هر مقدار از نماز و روزه خود را كه يقين داريد در حال بلوغ ترك كرده‌ايد بايد قضا نمائيد و براي تأخير قضاي روزه كفاره غير عمد بايد بدهيد و چنانچه افطار روزه بدون عذر و عمدي بوده بايد براي هر روز كفاره عمد هم بدهيد.
س) 40. آيا كسي كه روزه قضا در ذمه دارد مي‌تواند روزه نذري بگيرد؟ در صورتي كه نذر كرده باشد تكليف او چيست؟
ج)ـ كسي كه روزه قضا بر ذمّه دارد ميتواند نذر كند كه روزه بگيرد و صحيح است.
س) 41. بنده شش سال است كه به سن تكليف رسيده‌ام يعني 6 ماه رمضان بر من گذشته كه مي‌بايست روزه مي‌گرفتم، چهار سال اخير را روزه گرفته‌ام تماماً، 2 سال ابتدائي را نمي‌دانستم كه به‌تكليف رسيده‌ام، بعدها فهميدم كه قبل از 15 سالگي مكلف بوده‌ام از اين رو بعضي از روزهاي اين دو ماه مبارك رمضان را روزه گرفته و بعضي ديگر را كه حدوداً از هر دو ماه مبارك 30 روز مي‌شود روزه نگرفته‌ام تكليف بنده در برابر قضاي اين روزه‌ها چيست؟
ج)ـ در فرض سؤال روزه‌هاي فوت شده را قضا نمائيد، و براي هر كدام يك مدّ طعام كفاره بدهيد و اگرالتفات به وجوب صوم نداشته‌ايد و غافل از سؤال كردن بوده‌ايد كفاره عمد واجب نيست.
س) 42. شخصي 42 ساله تاكنون روزه نگرفته و گفته داراي 15 عائله بوده و براي تلاش و اداره خانواده‌ام در گرما و سرما كار مي‌كردم طاقت نداشتم روزه بگيرم. عذر شرعي هم نداشته خواهشمند است نظر مبارك را بيان فرمائيد.
ج)ـ در مورد سؤال چنانچه شخص مذكور، بدون عذر شرعي روزه نگرفته، بايد كفّاره بدهد و نيز قضاي روزه‌هائي كه نگرفته انجام دهد و اگر با عذر شرعي روزه نگرفته كفاره عمد ندارد و اما نسبت به قضاي موردي كه با عذر افطار كرده موارد مختلف است مورد محل‌ّ ابتلاء را بنويسيد تا جواب داده شود.
س) 43. اگر دختري كه 9 سالگي روزه بر او واجب شده است؛ بنا به گفته والدين كه توان گرفتن‌همه روزه‌ها را نداشته، چند روزه از روزهاي واجب را نگرفته باشد (و تعداد روزه‌هاي نگرفته را نيز نداند) و اكنون نيز نداند كه آيا در زمان توان آن روزه‌ها را داشته است يا نه و اطرافيان هم ندانند تكليف او چيست؟
ج)ـ در فرض سؤال، هر مقدار را يقين دارد كه كمتر از آن نبوده قضا كند.
س) 44. اين حقير در سنوات ماضيه سه سال در ماه مبارك رمضان در فصل تابستان و در گرماي طاقت فرسا و در شرايطي كه گرفتن روزه دشوار بود مشغول درو، جمع‌آوري زراعت و محصول بودم، لذا به اكراه بدون ميل و رغبت از فضايل ماه مبارك محروم ماندم و روزه را افطار كردم كه درماههاي بعد قضاي آن را نمودم آيا بري الذمّه شده‌ام يا نه؟
ج)ـ در مورد سؤال جمع آوري محصول مجوّز افطار روزه رمضان نيست، براي هر روزه‌اي كه افطار كرده‌ايد علاوه بر قضاي آن روزه، كفّاره عمد به شرحي كه در توضيح المسائل مذكور است بايد ادا نمائيد.
س) 45. آيا احتمال ضرر و بيماري مجوزي براي افطار مي‌باشد يا اطمينان به ضرر و بيماري لازم است؟ ميزان در مقدار ضرر چيست؟
ج)ـ خوف ضرر مجوز بلكه موجب افطار است و اطمينان لازم نيست و نسبت به مقدار آن كافي است كه‌عرف عقلاء اثر مترتب بر روزه را ضرر محسوب دارند. واللّه العالم.
س) 46. كسي كه مريض بوده مدت چند سال نتوانسته روزه بگيرد، اگر صحت پيدا كرد آيا آخرين سال را روزه بگيرد و آن مدت را كه نتوانسته روزه بگيرد كفّاره بدهد و اگر توان پرداخت كفّاره را نداشته بايستي استغفار نمايد؟ و يا اگر بعداً متمكن شد بايستي كفّاره روزه آخرين سال را بدهد يا سالهاي گذشته راهم بپردازد؟
ج)ـ در مورد سؤال بنابر احتياط واجب بايستي كفاره سالهاي گذشته را هم بپردازد.
س) 47. خانمي از 27 سالگي به بعد بر اثر بيماري قادر به گرفتن روزه نبوده است حال تكليف اوچيست؟
ج)ـ در فرض سؤال، قضاي روزه‌ها لازم نيست لكن براي هر روز يك چارك طعام مانند گندم و آرد به فقيرغير سيّد به عنوان كفّاره بدهد.
س) 48. اينجانب سه ماه روزه ماه مبارك رمضان بدهكار مي‌باشم ولي بعلت بيماري كليه و دستور پزشك نمي‌توانم تا آخر عمر روزه بگيرم حكم روزه‌هاي قضاء چگونه است و آن را اگر عمداً افطار كرده باشم چه حكمي دارد و اگر به خاطر عذر شرعي بوده چه حكمي دارد؟
ج)ـ در صورتي كه شخصي بواسطه مرضي معذور از گرفتن روزه باشد نبايد روزه بگيرد و چنانچه تا ماه رمضان بعد بيماري او ادامه داشت و نتوانست قضاء روزه‌ها را بگيرد قضاء هم از او ساقط است فقط بايد براي هرروز يك مدّ (ده سير) طعام مثل گندم كفاره به فقرا بدهد و اگر بدون عذر عمداً روزه را افطار كرده كفاره عمد وقضاء بر او واجب ميشود و تفصيل مسأله را در توضيح المسائل ملاحظه‌نمائيد.
س) 49. دختري 9 ساله مي‌باشد و توان روزه گرفتن ندارد آيا وقتي كه توان پيدا كرد قضاي‌روزهاي گذشته واجب است يا نه؟
ج)ـ در صورتي كه روزه موجب حرج يا بيماري شود گرفتن جائز نيست فعلاً به مقداري كه ميتواند از روزه بگيرد و بقيه را در طول سال به تدريح قضاء نمايد.
س) 50. اينجانب متولد 1343 كه تا سال 70 هجري شمسي در سلامت بوده و بعلت مسافرت وعذر شرعي بعد از بلوغ تا سال 70 روي هم نود روز (سه ماه) از روزهاي ماه مبارك رمضان را نتوانسته‌ام بگيرم بنابراين از سال 70 هجري شمسي بدليل بيماري كليوي و دستور پزشك بر منع روزه گرفتن تا آخر عمر از گرفتن روزه معذورم.

خواهشمندم حكم روزه‌هاي قضائي كه در روزهاي سلامتي به علت عذر شرعي (مسافرت) نگرفته‌ام بيان بفرمائيد؟

ج)ـ كفاره روزه‌هائي كه قضاء آنها را تا رمضان بعد نگرفته‌ايد بپردازيد (براي هر روز يك مد طعام) و چنانچه در تمام عمر از گرفتن آن عاجز باشيد وصيت كنيد بعد از شما قضاء آنها را بگيرند.
س) 51. اگر روزه موجب چشم درد نمي‌باشد ولي سوي چشم كم مي‌شود آيا كسي كه به اين‌بيماري مبتلا است بايد روزه بگيرد يا نه؟
ج)ـ اگر بطور موقت باشد كه بعد از روزه بر طرف ميشود مجوز افطار نيست ولي اگر روزه موجب شود كه نور چشم براي هميشه كم شود روزه واجب نيست.
س) 52. شخصي در ماه رمضان مريض بوده روزه نگرفته ـ بعد از ماه رمضان هم مريض بوده ـ و اوّل ذي‌القعده فوت كرد و در حيات خود كفاره ماه رمضان را كه روزي 750 گرم باشد اطعام نداده،حالا كفّاره بر عهده كيست آيا از اصل مال برداشت شود يا نه ويا اينكه بر پسر بزرگ قضا واجب است يا نه؟
ج)ـ در فرض سؤال، اگر از اوّل ماه رمضان تا وقت فوت مريض بوده قضا و كفّاره ندارد و اگر در ماه رمضان‌مريض نبوده و عمداً روزه نگرفته و بعد از ماه رمضان مريض شده بايد كفاره عمد از اصل مال برداشته شود و قضا هم دارد و اگر در ماه رمضان مسافر بوده وبه اين جهت روزه نگرفته و بعد از ماه هم مريض شده تا فوت كرده كفاره ندارد ولي قضاء دارد و در تمام صور قضاء بعهده پسر بزرگ است.
س) 53. اينجانب از سال‌هاي قبل روزه بدهكارم. كفّاره‌هاي آنها را پرداخته‌ام ولي هنوز موفق به‌گرفتن آن روزه‌ها نشده‌ام. مي‌خواهم ببينم آيا اگر روزه از سال قبل نيز بدهكار باشم و براي اينكه نخواهم كفّاره آن را بدهم و خود روزه‌ها را تا آمدن ماه رمضان امسال بگيرم. آيا اين روزه‌هايي كه مي‌گيرم به جاي روزه‌هاي سال قبل محسوب شده يا به جاي روزه‌هاي سال‌هاي ما قبل آن كه كفاره‌هايش راپرداخته‌ام؟
ج)ـ نيّت هر كدام از روزه‌هاي قضا را بنماييد همان روزه محسوب مي‌شود. واللّه العالم.
س) 54. شخصي سالها قادر به روزه گرفتن نبوده تا آخر عمر هم نتوانست روزه بگيرد و همه‌ساله كفّاره صوم را پرداخت نموده است. آيا قضاي روزه به گردن چنين شخصي هست يا خير؟ شخص مذكور وصيّت هم كرده است چهل سال روزه براي او بدهند تكليف ورّاث ووصي اوچيست؟
ج)ـ در فرض سؤال قضاي روزه ايّامي كه مريض بوده بر او واجب نيست، لكن چنانچه وصيّت او زائد بر ثلث نيست و احتمال مي‌دهند كه قبل از بيماري روزه به ذمّه او بوده، عمل به وصيّت واجب است. واللّه العالم.
س) 55. آيا زن حامله‌اي كه نمي‌تواند روزه بگيرد و روزه‌هايش را مي‌خورد، براي اداي روزه‌هاي نگرفته بايد دو كفّاره بپردازد يا خير؟
ج)ـ براي افطار روزه يك كفّاره بپردازد و اگر تا رمضان آينده موفق به گرفتن قضا نشد كفاره تأخير هم لازم است. واللّه العالم.
س) 56. در رساله حضرت عالي مسأله 1730 چنين آمده اگر روزه‌دار بعد از ظهر مسافرت نمايد،بايد روزه خود را تمام كند و در صورتي كه شب نيت سفر كرده باشد احتياطاً قضاي آن را بجا آورد سؤال اين است كه اين احتياط واجب است يا مستحب؟
ج)ـ اين احتياط مستحبي است.
س) 57. روزه زناني كه در ماه مبارك رمضان براي جلوگيري از عادت ماهانه از قرص استفاده‌مي‌نمايند صحيح است يا خير؟
ج)ـ اگر عادت نشوند روزه آنها صحيح است.

درباره مركز تحقيقات رايانه‌اي قائميه اصفهان

بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بنده‌اى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او می‌فرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمت‌ها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوست‌تر می‌داری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش می‌رَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچه‌ای [از علم] را بر او می‌گشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه می‌دارد و با حجّت‌های خدای متعال، خصم خویش را ساکت می‌سازد و او را می‌شکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بی‌گمان، خدای متعال می‌فرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».