رفاقت و دوستي از ديدگاه قرآن و روايات

مشخصات كتاب

‏سرشناسه : بيستوني محمد، ‏‌۱۳۳۷ -‏
‏عنوان و نام پديدآور : رفاقت و دوستي از ديدگاه قرآن و روايات =Friendship from view point of tradition and Quran/ تاليف محمد بيستوني گروه تحقيق گيتا حامد محمديان روح‌الله كريميان قاسم عليپور؛ با همكاري و كارشناسي اسدالله اسدي گرمارودي
‏مشخصات نشر : تهران بيان جوان‌‏ ۱۳۸۷.
‏مشخصات ظاهري : ‏ ۱۸۱] ص ‏ ۱۴ × ۱۰ س‌م.
‏فروست : ... سري كتابهاي روش انس با قرآن
‏شابك : ‏‌۲۰۰۰۰ ريال‏‌964-8399-06-9 :
‏وضعيت فهرست نويسي : برونسپاري (فاپا)
‏يادداشت : چاپ چهارم.
‏يادداشت : چاپ قبلي: بيان جوان، ۱۳۸۳ (۱۹۷ص).
‏يادداشت : كتابنامه ص [۱۷۵ - ۱۷۶]؛ همچنين به صورت زيرنويس
‏موضوع : ‏‌دوستي (اسلام) -- جنبه‌هاي قرآني
‏موضوع : ‏‌دوستي (اسلام) -- احاديث
‏شناسه افزوده : حامدمحمديان گيتا
‏شناسه افزوده : كريميان روح‌الله
‏شناسه افزوده : عليپور، قاسم
‏شناسه افزوده : اسدي گرمارودي اسدالله، ‏‌۱۳۴۰ - ‏
‏رده بندي كنگره : ‏‌BP۱۰۴ /د۸۷‏‌ب۹ ۱۳۸۷
‏رده بندي ديويي : ‏‌۲۹۷/۱۵۹
‏شماره كتابشناسي ملي : ۲۲۶۸۲۰۹

فهــرسـت مطـالـب

موضـوع صفحـه
متن تأييديه مرجع عاليقدر حضرت «آية اللّه العظمي مكارم شيرازي»••• 6
متن تأييديه فقيه اهل‌بيت حضرت «آية‌اللّه حاج سيد مرتضي خاتمي»••• 8
مقدمه••• 9
رفاقــت پيونــدي الهــي اســــت••• 12
راز موفّقيت شكوهبار پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ••• 15
بــــرادري در ايمـان و اخـــــلاق••• 18
حــــدود و حقـــــوق دوستــــي••• 20
اعتـدال در دوستــي و دشمنـــي••• 33
دوستـــــي‌هـــــــاي پــــايــدار••• 36
(177)
فهــرسـت مطـالـب
موضـوع صفحـه
اهميت اخوت اسلامي و حقوق سي‌گانه مؤمن نسبت به برادران ايماني••• 37
ديـدگـاه پيامبـر اسـلام صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و ائمّــه اهــل‌بيت عليهم‌السلام درباره «دوستي»••• 44
چه‌كسي را بايد به‌دوستي برگزيد؟••• 51
روش‌هــاي تثبيـــــــت دوستــي••• 78
1 ـ ديـــــد و بــازديــــــــــد••• 79
2 ـ سـلام و مصـافـحه و معــانقه••• 82
3 ـ دادن هــديـه بــه يكـديگـر••• 85
4 ـ گشـــــاده‌رويــي و لبخنـــد••• 87
5 ـ فــروتنــــي بــا دوستــــان••• 91
6 ـ خـوش گمـانـي بـــه دوســت••• 93
(178)
فهــرسـت مطـالـب
موضـوع صفحـه
7 ـ رازداري••• 95
8 ـ تــوجـه بـــه مشخصــات دوستـــان••• 97
9 ـ چشم‌پوشي از بدي••• 99
10ـ شادكردن دوستان••• 101
11 ـ همدردي با دوست و برآوردن حاجت‌او••• 103
12ـ از خــود گذشتگي••• 106
13ـ انــــــــــــدرز••• 110
14ـ دوسـت را از محبّت خـود باخبـر كردن••• 111
15ـ دعـا بـراي دوست••• 112
(179)
فهــرسـت مطـالـب
موضـوع صفحـه
16ـ نيكــــي در بــرابـــر بـــــدي••• 114
17ـ خوب گوش دادن به سخن دوست••• 117
18ـ اطعام دوستان••• 119
19 ـ رعايت صفا و محبــت با دوستان••• 122
طبقه‌بندي دوستــان••• 128
رفيـق‌شنـــاســي از ديدگاه روايــات••• 132
دوستي‌هاي ممنــوع••• 139
دوستـي با كـافــران يــا اهــــل ذمــه••• 139
دوستـي با فـاســق••• 140
(180)
فهــرسـت مطـالـب
موضـوع صفحـه
دروغگــــــــو••• 142
آئين دوستيابي و خلاصه‌اي از نظــريه ديــل كارنگي••• 142
آئين دوستيابي از ديدگاه قابوسنامه و حكما و بزرگان••• 146
آزمايش رفيــق••• 154
تقــــــــــــوي••• 156
روش تشخيــص دوستـــان خـــوب••• 162
از رفاقت با چه كساني پرهيز نمائيم؟••• 164
منحـــــرفيـــــــــن از ديـــــــــــن••• 165
بــدســابقـه‌هــــا و مشكــوكـــــان••• 171
اشخــــاص را از روي دوستــــانشـــان بشنــاسيــد••• 173
(181)
(182)

اَلاِْهْداءِ

اِلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا مُحَمَّدٍ
رَسُولِ اللّهِ وَ خاتَمِ النَّبِيّينَ وَ اِلي مَوْلانا
وَ مَوْلَي الْمُوَحِّدينَ عَلِيٍّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَ اِلي بِضْعَةِ
الْمُصْطَفي وَ بَهْجَةِ قَلْبِهِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ وَ اِلي سَيِّدَيْ
شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، السِبْطَيْنِ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ اِلَي الاَْئِمَّةِ التِّسْعَةِ
الْمَعْصُومينَ الْمُكَرَّمينَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ سِيَّما بَقِيَّةَ اللّهِ فِي الاَْرَضينَ وَ وارِثِ عُلُومِ
الاَْنْبِياءِ وَ الْمُرْسَلينَ ، الْمُعَدِّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ وَ الْمُدَّخِرِ لاِِحْياءِ الْفَرائِضِ وَ مَعالِمِ الدّينِ ،
الْحُجَّةِ‌بْنِ‌الْحَسَنِ صاحِبِ الْعَصْرِ وَ الزَّمانِ عَجَّلَ اللّهُ تَعالي فَرَجَهُ الشَّريفَ فَيا مُعِزَّ
الاَْوْلِياءَوَيامُذِلَ‌الاَْعْداءِاَيُّهَاالسَّبَبُ‌الْمُتَّصِلُ‌بَيْنَ‌الاَْرْضِ‌وَالسَّماءِقَدْمَسَّنا
وَ اَهْلَنَا الضُّـــرَّ في غَيْبَتِـــكَ وَ فِراقِـــكَ وَ جِئْنـا بِبِضاعَـةٍ
مُزْجاةٍ مِنْ وِلائِكَ وَ مَحَبَّتِكَ فَاَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ مِنْ مَنِّكَ وَ
فَضْلِكَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا بِنَظْرَةِ رَحْمَةٍ مِنْكَ
اِنّا نَريكَ مِنَ الْمُحْسِنينَ
(4)

متن تأييديه مرجع عاليقدر حضرت «آية اللّه العظمي مكارم شيرازي» در

مــورد كتــــاب «تفسيــــر جـــــــوان» (منبــــع مطالعــــاتي و
تحقيقــــاتي اصلـــــي «روش انـس بــا قـــرآن»)
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
قرآن مجيدبالاترين سند افتخار مامسلمانان است و تاكسي با قرآن آشنا نشود ، پي به عظمت آن نخواهد برد و هر قدر آشنايي ما با ا ين كتاب بزرگ آسماني افزون گردد ، به درجه اهميت و عظمت آن بهتر پي مي‌بريم ، مخصوصا براي حل مشكلات مسلمين در دنياي امروز ، بهترين راه‌گشا قرآن است .
به‌همين دليل‌شايسته است نسل‌جوان برومندما روزبه روز با اين كتاب آسماني آشناتر گردد ، نه فقط به «خواندن» و «قرائت» و «حفظ» آن ، بلكه به «محتوا و معناي
(5)
قرآن» ، به يقين قرآن مجيد مي‌تواند صفا و روشني ويژه‌اي به تمام زندگي آنان بدهد و از آنــان افـــرادي بــا ايمــان ، شــايسته ، قـوي ، شجــاع و طــرفدار حــق بسازد .
از آنجا كه تفسير نمونه بحمداللّه در ميان تمام قشرها نفوذ يافته و تحولي در محيط ما ايجاد كرده است ، جناب آقاي «دكتر محمد بيستوني» كه فردي باذوق و علاقمند به مسائل اسلامي و مسائل جوانان است ، ابتكاري به خرج داده و تفسير نمونه را به صورت فشرده و خلاصه با «سبكي تازه» كه به آساني قابل استفاده براي همه جوانان باشد ، درآورده و به گونه‌اي كه هم‌اكنون ملاحظه مي‌كنيد ، در اختيار آنان گذارده است . خداوند اين خدمت را از ايشان قبول كند و به همه جوانان عزيز توفيق استفاده از آن را مرحمت فرمايد .
ناصر مكارم شيرازي
28/8/79
(6)

متن تأييديه فقيه اهل‌بيت حضرت آية اللّه حاج سيدمرتضي خاتمي درخصوص

«روش انس با قرآن» و تأليفات تفسيري جناب آقاي دكتر محمد بيستوني
بسم اللّه الرحمن الرحيم
قرآن‌منشور هدايت، راهنماي‌جاويد،مبشرنور و بركت‌و «نسخه‌شفابخش»براي همه انسان‌ها مي‌باشد . اين نور روشنگر و ابر باران‌خيز و «نسيم معنوي و جانبخش حيات» بايد به عمق جان و روح نفوذ نموده و با روش‌هاي صحيح و كارشناسي شده در متن زندگي و فعاليت‌هاي فردي و اجتماعي همه انسانها خصوصا «اهل قبله» قرارگيرد .
در همين راستا ، فرزند معنوي و عزيزم جناب آقاي «دكتر محمد بيستوني» كه از عنفوان‌جواني درخدمت «قرآن و مساجد» بوده‌است . در يك تلاش طاقت‌فرسا و منظم كه بنده از 10 سال پيش، مستقيما در جـريان آن قــرارگــرفتم «طــرح جديد و دقيقي» را تحت عنوان «روش انس با قرآن» از طريق «كارگاه آموزشي مفسّرين جوان» ابـداع نموده است و كليّه منابع تحقيقاتي آن را نيز شخصا تأليف كرده و همه آن‌ها را قبل از چاپ و نشر براي «تصحيح لفظي و محتوايي و اعرابي» به رؤيت اينجانب رسانده است. بنده نيز با كمال‌دقت و حوصله تمامي آن‌هـــا را از اول تــــا آخـــر مطــــالعــــه و تصحيح نمودم .
تأليفات‌قرآني‌جناب‌آقاي‌دكتر محمد بيستوني كه عموما در حوزه «تفسيرموضوعي‌وزنجيره‌اي قرآن كريم»
(7)
مي‌باشد ، بسيار ساده و براي عموم مردم و متديّنين خصوصا «نوجوانان و جوانان عزيز» كاملاً قابل استفاده بوده و مي‌تواند تحوّل عظيمي را در «مؤانست نسل جوان با محتواي قرآن كريم» خصوصا در حوزه‌هاي علميه و دانشگاههــا و مــراكــز آمــوزشي و دولتـي كشــور به همــــراه داشتــه بــاشد .
ازويژگي‌هاي بارز تأليفات تفسيري ايشان، توجه به «تفسيرموضوعي‌وزنجيره‌اي (تفسيرقرآن‌باقرآن)» مي‌باشد كه در نوع خود بي‌نظير است.
اميدوارم جوانان عزيز مسلمان در سراسر جهان وجود وي را غنيمت شمرده و از تأليفات قرآني ايشان كه بحمداللّه اخيرا به زبانهاي عربي ، انگليسي ، فرانسه و آلماني نيز در دست چاپ و انتشار مي‌باشد ، حداكثر استفــــــــاده را بنمـــاينــــــد .
آرزو مي‌كنم خداوند تبارك و تعالي به اين برادر با ذوق و علاقمند به قرآن و مسائل جوانان توفيق ادامه مخلصانه چنين «تلاشهاي مفيد و مؤثر قرآني» را بيش از پيش عنايت فرمايد .
بتــاريــخ 2/7/1382 ه.ش
27 رجب‌المرجب 1424 ه.ق
مبعث رسـول اكـرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله
سيد مرتضي خاتمي
(8)

مقــدمـه

كتابــي كه در محضر آن هستيــم يكي از زيباتريــن واژه‌هاي خلقــت يعنــي «رفاقــت و دوستــي» از ديدگاه قــرآن كريم و روايــات را ترسيم مي‌كنــد. اين موضوع از مهم‌ترين لوازم زندگي است و اسلام عزيز تمامي لايه‌ها و زواياي رفيق‌شناسي و تحكيم دوستي و مهرباني بين مردم را تبيين نموده و مجموعه‌اي را ارائه‌مي‌دهد كه در ساير مكتب‌ها و اديان فقط موارد مختصري از آن‌ها مورد توجه قرار گرفته است.
اگر ديدگاه قرآن عظيم و روايات را با آنچه كه ديگران از جمله استاد ديل كارنگي، بنيانگذار مركز روابط انساني در نيويورك در كتاب آئين دوست‌يابي مطرح نموده‌اند مقايسه كنيد، به سادگي متوجه خواهيد شد كه آنچه نويسندگان غربي و مكتب‌ها و فرقه‌هاي مختلف در طول تاريخ درباره دوستي و رفاقت گفته‌اند همچون قطره‌اي است در مقابل دريا. توجه ويژه اسلام به اين مهم به‌خاطر آن است كه هرچه صفوف جوامع بشري پيوسته‌تر و استوارتر باشد و ميان آن‌ها همكاري و همسازي بيشتري برقرار شود، به همان اندازه در صحنه‌هاي زندگي موفّق‌تر و در مدارج ترقي و كمال برتر و پيشروتر خواهند بود.
مقدمه (9)
از خــداي آفريننــده زيبايي‌هــا و محكم‌كننده دوستي‌هــا عاجزانــه مي‌خواهــم كـه اخـلاص را سرلوحـه همـه فعاليت‌هايمــان قرارداده و اين قبيــل تلاش‌هاي قرآنــي مـا و شمـا را بــراي روزي ذخيــره فرمايد كه مــال و فرزنــدان بـــدون قلب سليــم سودي ندارند .
(10) رفاقت و دوستي
«اَللّهُمَّ ارْزُقْني عَقْلاً كامِلاً، وَ لُبّا راجِحا، وَ عِزّا باقِيا، وَ قَلْبا زَكِيّا، وَ عَمَلاً كَثيرا، وَ اَدَبا بارِعا، وَ اجْعَلْ ذلِكَ كُلَّه لي، وَ لا تَجْعَلْهُ عَلَيَّ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ: خدايا روزيم كن عقل كامل و عقل و هوش وزين، و عزّت ماندني، و دلي پاك و با تزكيه و عمل زياد و ادب زيبا و عالي را، و قرار ده همه آن‌ها را براي من و به نفع من، و قرار نده آن را عليه من، برحمتت اي رحم‌كننده‌ترين رحم‌كنندگان».
دكتر محمد بيستوني
25 ديماه 82 ـ مشهد مقدس
دارالاجابه حرم مطهر امام رضا عليه‌السلام
مقدمه (11)

رفاقت پيوندي الهي است

«وَاَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لوْ اَنْفَقْتَ ما فِي الاَْرْضِ جَميعا ما اَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلكِنَّ اللّهَ اَلَّفَ بَيْنَهُمْ اِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ: (1) و ميان قلب‌هاي آنان [پيوند و] هماهنگي پديد آورد، [به گونه‌اي كه] اگر تو آنچه در [روي] زمين است، همه را هزينه مي‌نمودي نمي‌توانستي ميان قلب‌هاي آنان [پيوند و] هماهنگي پديد آوري، امّا خداميان‌آنان [مهر و[ هماهنگي پديد آورد؛ چرا كه او پيروزمند و فرزانه است».
فراز و نشيب‌هاي زندگي تو اي پيامبر نشانگر اين حقيقت است كه خداي يكتا به وسيله ياري خود و كمك مردم با ايمان، تو را تأييدنمود و ميان دوگروه بزرگ مدينه، «اوس» و «خزرج» دوستي و هماهنگي و همدلي پديد آورد. گفتني است كه اين دو گروه پيش از هجرت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به «مدينه»، هماره با هم در حال پيكار و دشمني بودند و از آن پس به بركت قرآن و وجود پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله برادر و همدل شدند.
1- 63 / انفال .
(12) رفاقت و دوستي
«لــوْ اَنْفَقْتَ مـا فِي الاَْرْضِ جَميعــا مــا اَلَّفْتَ بَيْـنَ قُلُوبِهِمْ»
اين ايجاد پيوند و برادري از سوي خدا بود و گرنه تو اي پيامبر اگر ثروت روي زميــن را در دســت مي‌داشتــي و در اين راه هزينــه مي‌كردي، نمي‌توانستــي كينه‌هاي عصر جاهليت را از دل‌هاي آنــان زدوده و مهر و صفـا را جايگزين آن سازي.
«وَ لكِنَّ اللّهَ اَلَّفَ بَيْنَهُمْ اِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ»
امّا خــدا از راه بهترين تدبيرهــا و به بركت اسلام و قــرآن در ميان آنــان هماهنگــي و همدلــي و مهــر به وجود آورد؛ چرا كه او شكســت ناپذير و كارهــايش بــر اســاس حكمــت و فـرزانگــي اســت.
آري، يكي از معجزه‌ها و كارهاي شگرف‌پيامبر گرامي صلي‌الله‌عليه‌و‌آله اين است كه او به فرمان
رفاقت پيوندي الهي است (13)
خدا در ميان مردمي به دعوت و رساندن پيام خدا پرداخت كه سرا پا غرق در خشونت و كينه توزي و تعصّب نژادي و خانوادگي و فاميلي بودند؛ به گونه‌اي كه اگر به كسي يك سيلي نواخته مي‌شد، كافي بود كه به خاطر آن جنگ‌ها پديد آيد و سيلي از خون‌ها روان گردد، امّا در پرتو قرآن و پيامبرخدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ، آفريدگار هستي اين لجام گسيختگي‌ها و دشمني‌ها را زدود و به جاي آن بذر مهر و صفا افشاند و گل‌ها و گل بوته‌هاي برادري و برابري و همزيستــي و محبت را شكوفا ساخــت و آنان به صورتي دگرگون شدند كه به جاي تعصبات نژادي و گروهي و قومي، ديگر حق و عدالــت را معيار قرار دادنــد و در راه آن پدر در برابر فرزند و زن در برابر شوهر و برادر در برابر برادر مي‌ايستاد تا او را به حق و عدالت فراخواند.
آري، اين ازكارهاي شگرف و شگفت‌آوري‌است‌كه خداي‌توانا انجام داد و در آيه نيز آن را به خود نسبت داده است.
(14) رفاقت و دوستي

راز موفّقيت شكوهبـار پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَي اللّهِ اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ:(1) پس [اي پيامبر!] تنها به [بركت مهر و [رحمتي ازجانب خداست كه [ اينچنين] با آنان نرمخو [و پرمهر] شده‌اي؛ و اگر خشن و سختدل بودي، بي‌ترديد [آنان] از گردت پراكنده مي‌شدند؛ بنابراين، از [ لغزشهاي [آنان در گذر و برايشان [ از آفريدگارت] آمرزش‌بخواه و در كار [تدبير امور و تنظيم شئون‌جامعه] باآنان مشورت نما؛ و هنگامي كه به [ انجام كاري] تصميم گرفتي، بر خدا توكّل كن، چرا كه خداوند توكّل‌كنندگان را دوست مي‌دارد» .
1- 159 / آل‌عمران .
راز موفّقيت شكوهبار پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله (15)
در آيه مورد بحث قرآن رفتار پدرانه و پرمهر پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله با امّت و گذشت از گناه و لغزشهاي آنان را، لطف و رحمتي ازسوي خداوند عنوان مي‌سازد چرا كه آفريدگار هستي است كه او را پر مهر و خوشخو قرار داده است.
«فَبِمـــا رَحْمَــــةٍ مِــــنَ اللّــــــهِ لِنْــــتَ لَهُــــمْ»
پس اي پيامبر! درپرتو مهر و رحمتي از جانب خداست كه تو دربرابر آنان تا اين اندازه مهربان و خوشخو شده‌اي؛ و اين از عواملي است كه آنان را به پيام آسماني تو جذب مي‌كند و باعث مي‌شود كه راه و رسم تو را بجويند و بپويند؛ چرا كه تو با ارزشهاي اخلاقي و شيوه بسيار انساني‌ات، هم بر درستي و حقّانيت توحيدـ گرايي‌ات، بــراي آنــان دليــل مــي‌آوري و هم با عملكــرد شايستــه‌ات، گفتــارت را استحكـــام مــي‌بخشــي و در دل‌هـا نفــوذ مي‌كنـي .
«وَ لَـوْ كُنْتَ فَظّاً غَليــظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»
(16) رفاقت و دوستي
و اگر خشن و سنگدل و نتدخو و بداخلاق بودي و از انسان‌دوستي و مهر سرشار بي بهــره، يـاران و رهـروان راهــت، از گـردت پـراكنده مي‌شدند و از تـو مـي‌گريختند.
گفتني است كه در اين آيه شريفه، بدان جهت با دو واژه «فظّ» و «غَليظَ الْقَلْبِ» كه از نظــر معنا و مفهوم به هم نزديكنــد، از وجود گرانمايــه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله سخن رفته است كه هم خشونــت در گفتار را از آن حضــرت نفي كنــد و هم سنگدلـي و قسـاوت قلب را.
«فَاعْــفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شـاوِرْهُمْ فِـي الْاَمْرِ»
بر اين‌اساس، هر رنجش خاطر و كدورتي ميان تو و مردم پيش‌آمد، ازآنان درگذر؛ و دربرابرآنچه‌ميان من و آنان پديدآمده‌است، برايشان آمرزش‌بخواه و بامشورت‌با آنان و دريافت ديدگاه‌هايشان، از خواسته‌هايشان مطّلع شو.
راز موفّقيت شكوهبار پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله (17)

برادري در ايمان و اخلاق

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ:(1) جز اين نيست كه ايمان‌آوردگان با هم برادرند، پس ميان برادرانتان [صلح و] سازش پديد آوريــد و از خـدا پــروا داريد، باشــد كــه مــورد [مهر و [رحمت [او] قـرار گيـريــد».
به باور مفسّران، اين آيه اشاره به آيه پيش دارد و منظور اين است كه: جز اين نيست كه مردم با ايمان برادران ديني يكديگرند؛ از اين رو اگر ميان دو تن و يا دو گروه از آنان كشمكش و پيكاري پيش آمد، شما به ياري ستمديده برويد و با حمايت از مظلوم، شرارت ظالم را دفع و او را به عدالت و انصاف بازگردانيد و آن گاه براساس عدالت ميان آن دو صلح و آشتي برقرار سازيد.
1- 10 / حجرات .
(18) رفاقت و دوستي
«وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»
و از خدا بترسيد كه در پديد آوردن صلــح و آشتــي در ميان مردم با ايمان كوتاهي كنيد و يا از اداي حقــوق ديگران دريغ نماييــد، تا مورد مهــر و رحمت خـدا قرار گيريد.
«زَجّــاج» مي‌گويد: مردم با ايمان در صورتي كه از نظر عقيده و عملكرد همانند باشند برادر يكديگر خوانــده مي‌شوند؛ چرا كه در دين و اخلاق يكسانند و در انديشه و عملكرد بسان همديگر. آنان از نظر نسب نيز از يك پدر و مادرند؛ چرا كه همه فـرزنــدان آدم و حـواء هستنـد.
از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آورده‌اند كه فرمود: «اَلْمُسْلِمُ اَخَ الْمُسْلِمِ، لا يَظْلِمُ وَ لا يُسْلِمُهُ، مَنْ كانَ في حاجَةِ اَخيهِ كانَ اللّهُ في حاجَتِه وَ مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُسْلِمٍ كُرْبَةً فَرَّجَ اللّهُ بِها عَنْهُ كُرْبَةً مِنْ كُرُوبِ يَوْمِ الْقِيامَةِ. وَ مَنْ سَتَرَ مُسْلِماً يَسْتُرُهُ‌اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ.(1) انسان مسلمان برادر مسلمان است؛ نه به او ستم روا مي‌دارد و نه او را در فراز و نشيب‌هاي زندگي رها مي‌سازد. هركس در انديشه برآوردن نياز برادر مسلمان خويش باشد، خداوند نياز او را برمي‌آورد و هركس اندوه و رنجي را از دل مسلماني بزدايد، خداي مهربان به پاداش آن در روز رستاخيز اندوهي از اندوه‌هاي گران آن روز را از دل و چهره او مي‌زدايد و هركس عيب مسلماني را بپوشاند، خدا در روز رستاخيز عيب او را مي‌پوشاند.»
1. نــورالثقليــن، ج 5، ص 88؛ المَحَجَّـةُ‌الْبَيْضـاءُ، ج 3، ص 332، كتــاب آداب الصحبــة والمعـاشــرة.
برادري در ايمان و اخلاق (19)

حدود و حقوق دوستي

پس از آن كه دانستي دوستي را كه براي خود انتخاب مي‌كني و رفيقي را كه براي همنشيني و همدمي برمي‌گزيني بايد از چه صفاتي برخوردار باشد و دريافتي كسي كه دوستي و برادري او واجب و رفاقت او نيكو و پسنديده است تنها آن انسان شايسته و
(20) رفاقت و دوستي
پرهيزگاري است كه از محرمات الهي دوري ورزد و طاعات او را به‌كار بندد و به اخلاق پسنديده و اعمال نيك آراسته باشد ـ و چقدر اين‌گونه افراد در اين روزگار اندكند ـ از اين رو بر توست كه در يافتن چنين دوستي حريص باشي و هنگامي كه او را به دست آوردي آغوش خود را برايش بگشايي و او را نسبت به خودت در برترين موقعيّت‌ها قراردهي. روايت شده كه مردي در بصره نزد اميرمؤمنان عليه‌السلام رفت و گفت: اي اميرمؤمنان! ما را از دوستان آگاه كن، آن حضرت پاسخ داد: «دوستان دو دسته‌اند: دسته‌اي مورداعتماد و دسته‌اي خنده‌رو و ظاهرفريبند.
اما دسته‌اي كه مورد وثوق‌اند، مانند دست و بال و خانواده و مال مي‌باشند. باري، اگــر بـه ايـن دوسـت خــود اعتماد داري مــال و توان خــود را در راه او صــرف كن، با هــركس دوســت است دوســت و با هركس دشمن اســت دشمن باش، راز او را مكتــوم بــدار، او را يــاري و خوبي‌هايــش را ظاهــر كن و بدان اي پرســش‌كننــده كه اين‌گونه دوستــان از كبــــريت احمر كميـاب‌ترنـد.
اما دوستان خنده‌رو: از آن‌ها به تو لذت و خوشي مي‌رسد، اين را از آن‌ها قطع مكن و
حدود و حقوق دوستي (21)
بيش‌ازاين از وجدان آن‌ها چيزي‌مخواه و به‌مقداري‌كه با تو گشاده‌رويي و شيرين‌زباني مي‌كننـد با آن‌ها رفتار كـن» .(1)
هرگاه به چنين دوست راستيني دست يافتي سعادت و نيكبختي تو تحقّق يافته است زيرا اين امر از مهم‌ترين اسباب و بزرگ‌ترين عوامل خوشبختي است. ابوعبداللّه امام صادق عليه‌السلام به اين موضوع تصريح كرده و فرموده است: «از نيكبختي آدمي است كه محل كار و تجارتش در شهرش باشد و فرزنداني داشته باشد كه از آن‌ها كمك بگيرد و داراي دوستاني شايسته و خانه‌اي وسيع و گشاده و همسري زيبا و صالحه‌باشدكه هر موقع به او بنگرد شاد شود» .(2)
اي برادر و خواهر مسلمان بايد بداني كه دوستانت را حقوقي است كه بايد مراعات و
1- مصادقة‌الاخوان، /30 .
2- فروع كافي، 5/258 .
(22) رفاقت و دوستي
دوستي را حدودي است كه بايد از آن تجاوز نكني وگرنه رشته دوستي را در معرض بريدن و پيوند برادري را در آستانه گسستن قرار داده‌اي و اين گناهي بزرگ است كه عقل سليم آن را اجازه نمي‌دهد و شرع مقدس آن را تأييد نمي‌كند تا آن جا كه امام صادق عليه‌السلام فرموده است: «چقدر زشت است براي آدمي كه دوستش حق او را رعايت كند و وي حق دوستش‌را مراعات‌نكند» (1) و نيز فرموده‌است: «كسي‌كه دين خدا را بزرگ مي‌شمارد حقوق برادران را بزرگ مي‌داند» .(2) امام كاظم عليه‌السلام فرموده است: «حق دوست خود را به اطمينان رابطه‌اي كه ميان تو و اوست ضايع مكن چه آن كه حقش را ضايع كرده‌اي دوست تو نيست و نبايد دوست تو بر بريدن از تو قوي‌تر از تو بر پيــونــد بــا او باشــد» .(1)
1- وسائل الشيعه، 12/210 .
2- بحارالانوار، 74/87 .
حدود و حقوق دوستي (23)
اوامر متواتر و مؤكّدي از پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل‌بيت عليهم‌السلام در دست است كه انسان را به حسن معاشرت و پرهيز از كوتاهي در اداي‌حقوق‌آن و اظهاردوستي‌بامردم و نيكي و احسان‌به‌آن‌هاتشويق‌مي‌كند.
پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است : «رفتار خود را با كسي كه با تو معاشرت دارد نيكو كـن تـا مسلمـان باشي» .(2)
نيز : «پروردگارم مرا به مدارا با مردم امر كرد، همان‌گونه كه به اداي واجبات مــأمور فـرموده است» .(1)
1- تحــف العقول، / 55 .
2- امالي شيخ صدوق، 1/120 .
(24) رفاقت و دوستي
امير مؤمنان عليه‌السلام فرموده است: «همان حقي را كه تو بر دوست خود داري دوستت بــــــــر تـــــو دارد» .(2)
و نيز: «با مردم همان‌گونه معاشرت كن كه دوست داري با تو معاشرت كنند تا عـــــادل بــــاشـــي» .(3)
امام صادق عليه‌السلام فرموده است: «كسي كه مصاحبتش با همنشينش و رفاقتش با همسفرش و معاشرتش با معاشرش و همسايگيش با همسايه‌اش و رفتارش با كسي كه نسبت به او خوشرفتاري كرده و كردارش با كسي كه با او نان و نمك خورده است نيكو نباشد از مـا نيست».(4)
1- وسائل‌الشيعه،8/540 .
2- روضـه كافي، 8/23 .
3- بحارالانوار، 78/112 .
حدود و حقوق دوستي (25)
از امام رضا عليه‌السلام پرسيدند: عقل چيست؟ فرمود: «تحمل غم، مدارا با دشمنان و سازگاري با دوستان است» .(1)
اهل بيت عليهم‌السلام به اين كه مردم را تنها به حسن معاشرت و حفظ حقوق آن تشويق كنند بسنده نكرده‌اند بلكه اين حقوق را بيان و حدود آن را روشن ساخته‌اند و ما اي خواننده عزيز برخي از اين احاديث را در پيش روي شما مي‌گذاريم آن‌ها را به خوبي ملاحظه و با دقّت و امعان نظر يكايك آن‌ها را بررسي كن سپس بر آن شو كه خود به اتّفاق ياران و دوستانت آن‌ها را به طور درست به مرحله عمل درآوريد. تو به زودي چيزهايي شگفت‌انگيز خواهي ديد و خواهي دانست كه پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است:
1- فروع كافي، 4/286 .
2- بحــارالانـــوار، 1/116 .
(26) رفاقت و دوستي
«مسلمان بر عهده برادر ديني خود سي حق دارد كه از آن‌ها پاك نمي‌شود مگر آن كه آن‌ها را ادا كند يا عفو شود. اين كه: از لغزش او بگذرد، بر اشك او ترحم كند، زشتي‌هاي او را بپوشاند، از تقصيرش چشم پوشد، پوزش او را بپذيرد، بدگويي از او را رد كند، پيوسته او را اندرز دهد، دوستي او را حفظ كند، ميثاق او را رعايت كند، در صورت بيماري عيادتش كند، بر جنازه‌اش حاضر شود، دعوتش را اجابت كند، هديه‌اش را بپذيرد، بخشش او را تلافي كند، نعمتش را شكر گزارد، به‌خوبي ياريش كند، ناموسش را حفظ كند، حاجتش را انجام دهد، درخواستش را برآورد، عطسه‌اش را يَرْحَمُكَ اللّه‌ُ بگويد، گمشده‌اش را راهنمايي كند، سلامش را پاسخ گويد، گفتارش را با او نيكو كند، دوست او را دوست بدارد و با او دشمني نكند، او را چه مظلوم باشد و چه ظالم ياري كند، ياري او در صورتي كه ظالم باشد اين است كه او را از ستمگري بازدارد و ياري او در صورت مظلوميت آن است كه در گرفتن حقّش به او كمك كند، او را به دشمن تسليم نكند، او را خوار نسازد آنچه را براي خود مي‌خواهد براي او بخواهد، آنچه را براي خود
حدود و حقوق دوستي (27)
ناخــوش مي‌دارد بــراي او ناخــوش بدارد» سپس فرمود: «اگر يكي از شمــا از حقوق بــرادر ديني خود چيزي فـروگذارد در روز قيامــت از او مطالبــه و به زيان درخواست او بــرآورده مي‌شـــود».(1)
و نيــز فرموده است: «از براي مؤمن بر مؤمن هفت حقّ است كه خداوند آن‌ها را واجب كرده اســت: در روياروي او را بــزرگ بدارد، محبتــش را در دل داشته باشد، در مالــش با او مواســات كنــد، غيبتش را بر خود حــرام بداند، در بيمــاري از او عيادت كند، جنازه‌اش را تشييع كند و پس از مــردن جز نيكي دربــاره‌اش نگويــد» .(2)
ـ امام صادق عليه‌السلام فرموده است: «دوستي حدودي دارد كسي‌كه اين حدود را رعايت نكند نبايد او را كامل دانست:
1- بحــــارالانوار، 71/231 .
2- خصال شيخ صدوق، 2/351 .
(28) رفاقت و دوستي
اول ـ آن كه درون و بــرون او يكــي بــاشــد.
دوم ـ آراستگـــي تــو را آراستگـــي خــود و بدنامي تــو را بـدنـامـي خود بداند.
سوم ـ داشتن مال و فرزند او را دگرگون نكند.
چهارم ـ چيــزي را كــه تــوانـاييــش بـــــدان مــي‌رســـد از تــو دريــغ نكنــد.
پنجم ـ در هنگـام بـدبختــي تـو را رهـا نكند» .(1)
ـ معلّي روايت كرده است: به ابي عبداللّه عليه‌السلام عرض كردم: حقّ مسلمان بر برادر مسلمانش چيست؟ فرمود: براي او هفت حقّ واجب است و به راستي هريك از آن‌ها بر برادر مسلمانش واجب مي‌باشد كه اگر چيزي از آن‌ها را ضايع گذارد از ولايت الهي و طاعــت او بيرون رفته و خدا را بندگي نكرده است.
1- مصادقة الاخوان، /30 .
حدود و حقوق دوستي (29)
عــرض كــردم: قربـانــت شـــوم: ايـــن حقــــوق چيســـــت ؟
فرمود: اي معلّي من نسبت به تو مهربانم، بيم دارم آن‌ها را ضايع كني و نگـه‌نـداري و در حالي كه مي‌داني عمل نكني.
گفتـــم: لا قـــــوة الاّ بـــاللّه .
فرموده: ساده‌ترين حقّ او آن است كه آنچه را براي خودت دوست مي‌داري براي او دوست بـداري و هــر چــه را براي خــودت ناخــوش است بــراي او ناخــوش بدانـي.
حقّ دوم: آن كــه از خشمــش بپــرهيــزي و خشنــوديش را بخواهــي و دستــــورش را اطــاعـت كنــي .
حقّ سوّم: بــا جــان و مــال و زبــان و پــايت او را يـاري كنــي.
حقّ چهارم: ديده‌بان و راهنما و به منزله آيينه و جامه تنش باشي.
حقّ پنجم: در حالي كه او گرسنه است تو سير و در صورتي كه او تشنه است تو
(30) رفاقت و دوستي
سيرآب و چنانچه او لخت است تو داراي پوشاك نباشي.
حقّ ششم: اين كه اگر تــو و برادر دينيت فاقد همسر هستيــد و تــو داراي خدمتكــاري و او خدمتگــزاري نــدارد خدمتگــزارت را بفرستي تا جامــه‌اش را بشويــد و خوراكش را آمـاده كند و بسترش را بگسترد.
حقّ هفتم: سوگند او را راست بداني. دعوتش را اجابت كني و در بيماري او را عيادت كني، بر جنازه‌اش حاضر شوي و چون آگاه شوي او را حاجتي است پيش از آن كه نـاچـار شــود آن را از تـو بخـواهـد فـوري نسبـت بـــه بـرآوردن آن مبـادرت كــني.
اگرحقوق‌مذكور را به‌جاآوردي دوستي‌خودرا با دوستي‌او و دوستي‌اورابا دوستي خودت‌پيوندداده‌اي» .(1)
1- اصول كافي، 2/169 .
حدود و حقوق دوستي (31)
ـ از آن حضرت پرسيدند: كمترين حقّ مؤمن بر برادر مؤمنش چيست؟ فرمود: «چيــزي را كه بــرادر مؤمنش از او بدان محتـاج‌تر است بــراي خــود بــرنگزيند» .(1)
ـ نيز فرموده است : «دوستان در ميان خــود به سه چيــز نيــاز دارند: اگر آن‌ها را به كار نگيرند بايد از هم جــدا شــوند و راه دشمنــي در پيش گيــرند و آن‌ها عبارتند از: انصاف، ترحّم و ترك‌حسد».(2)
هرگاه انسـان شرايط مذكور را انجام دهد و اندرزهاي مزبور را به كار بندد بي‌ترديد واژه صديق يا دوست با تمام معاني بلند و پرفضيلت آن بر او صادق است و به هدف مطلوب دست يافته است. زيرا غرض از انتخاب دوست در دوران زندگي
1- مستدرك الوسائل، 7/212 .
2- بحارالانوار، 8/246 .
(32) رفاقت و دوستي
بهره‌گيري از چهره و رخسارش يا لذت بردن از گفتارش نيست بلكه دوستي پيوندي روحي است كه از نظر عمل و تفكر و گرايش از دو كس انسان واحدي مي‌سازد تا مراحل زندگــي را با تبادل كمــك و ياري مشترك بپيماينــد و به هنگــام بروز حوادث و شدايــد يكــي از ديگــري كمــك گيـرد و در مشكــلات امـــور بــا او مشــورت كنــد.

اعتدال در دوستي و دشمني

اين امري مهم است كه اهل بيت عليهم‌السلام ما را بدان متوجه و آگاه كرده‌اند و سزاوار هر انساني است كه آن را در دوران زندگي اجتماعي خود نصب‌العين خويش قراردهد و در معاشرت با مردم آن را چراغ راه خود سازد. اين امر همان ميانه‌روي در دوستي و دشمني و خودداري از زياده‌روي در آن‌هاست.
آري هرگاه كسي را دوست مي‌داري در دوستي وي زياده‌روي مكن و همه آن چيزهايي را كه در دل داري و در انديشه‌ات مي‌گذرد براي او مكشوف مساز، چه ممكن اسـت كه در آينــده اين دوست با تو دشمن گردد. همچنين هرگاه باكسي دشمني
اعتدال در دوستي و دشمني (33)
داشتــي در آن زياده‌روي مكــن و در عداوت با او تــلاش و كوشش بسيــار به كــار مبر چه ممكـن است در آينـده همو دوست تو گردد.
جامعه ما بزرگ‌ترين گواه بر اين مطلب است چه بسيار دوستاني كه دشمن شدند و چـــه بسـا دشمنـانـي كــه دوست گــرديــدنـــد.
سرور اوصياء امام علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام به اين امر دقيق تصريح كرده و فرموده است: «دوست خود را به آهستگي دوست بدار شايد روزي دشمن تو شود و دشمنت را به آرامي دشمن بدار شايد روزي دوست تو شود» .(1)
نيز فرموده است: «همه محبّت خود را براي دوستت به كارگير ليكن همه اطمينان خويش را به او نداشته باش و همه مواسات و همياري را براي او به كار بر اما همه اسرارت را به او وامگذار. با اين روش شرط حكمت و حقّ واجب دوست خود را ادا كــــــــــــــــــــرده‌اي».(1)
1- بحارالانوار، 71/177 .
(34) رفاقت و دوستي
امام صادق عليه‌السلام فرموده است: «دوستت را از راز خود آگاه مكن جز آن‌گاه كه اگر دشمنت بر آن آگاه شود برايت زياني نداشته باشد چه دوست ممكن است روزي دشمــــــن شــــــــود» .(2)
نيز فرموده است: «به دوست خود به طور كامل اعتماد مكن، چه گفتار شتابزده هرگز بخشوده نمي‌شود» .(3)
1- الحكم ؛ 1/33؛ بحار، 71/165 .
2- بحارالانوار، 74/168 .
3- مصــادقة الاخــوان، /82 ؛ تحف العقول /265 ؛ بحـار، 72/173 .
اعتدال در دوستي و دشمني (35)

دوستي‌هاي پايدار

«اَلْأَخِلّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إلَّا الْمُتَّقِينَ: در آن روز، همه دوستان [از هم دوري گزيده و] دشمن يكديگر مي‌گردند، مگر پرواپيشگان [كه دوستي‌شان براساس حق و عدالت بود]» .(1)
آن كساني كه در زندگي دوستي و روابط دوستانه و رفاقت آنان براساس منافع ناپايدار و امور زودگذر مادّي و دنيوي بوده است، در روز قيامت به يكباره همه پيوندها و روابط را مي‌گسلند و دشمنان يكديگر خواهند شد! چرا كه آنان مردمي بودند كه در زندگي براساس كفر و بيداد و نافرماني خدا و پيكار با پيامبر و آرمان‌هاي والا و هدف‌هاي بلند و انساني او با هم طرح دوستي ريختند و از آنجايي كه براي اين كارهاي زشــت و ظالمانه كيفر سهمگيــن و عذاب دردناكــي آماده شــده است، هركــدام ديگــري را عامل انحــراف و گناه و نگون‌ســاري خويش مي‌نگرد و دشمن او مي‌شود.
«إلاَّ الْمُتَّقِينَ»
1- 67 / زخــرف .
(36) رفاقت و دوستي
آري، دوستي و پيوند همه مردم در روز رستاخيز به دشمني تبديل مي‌گردد، مگر دوستي و پيوند مردم پرواپيشه و آزادمنش؛ دوستي آن‌كساني‌كه در پرتو توحيدگرايي و يكتاپرستي و حقيقت و فضيلت با هم دست دوستي دادند؛ تنها اين دوستي است كه پايــدار و ماندگار خواهد ماند و در سراي آخرت استوارتر و عميق‌تر و پرشورتر خواهــد گرديـد.

اهميت اخوت اسلامي و حقوق سي‌گانه مؤمن نسبت به برادران ايماني

همان اندازه كه براي ايجاد صلح در ميان دو برادر نسبي تلاش و كوشش مي‌كنيد ، بايــد در ميان مؤمنان متخاصــم نيز براي برقراري صلــح به طور جــدي و قاطــع واردعمل شويد .
چه تعبير جالب و گيرايي ؟ كه همه مؤمنان برادر يكديگرند و نزاع و درگيري ميان
اهميت اخوت اسلامي و حقوق سي‌گانه مؤمن (37)
آن‌ها را درگيري ميان برادران ناميده ، كه بايد به زودي جاي خود را به صلح و صفا بدهد .
و از آن‌جا كه در بسياري از اوقات « روابط » در اين گونه مسائل جانشين « ضوابط » مي‌شود ، بار ديگر هشدار داده و در پايان آيه مي‌افزايد : « تقواي الهي پيشه كنيد تا مشمــول رحمــت او شويـــد » (وَ اتَّقُوا اللّــهَ لَعَلَّكُـــمْ تُرْحَمُــونَ) .
و به اين ترتيب يكي از مهم‌ترين مسؤوليت‌هاي اجتماعي مسلمانان در برابر يكديگر و در اجراي عدالت‌اجتماعي با تمـام ابعــادش روشــن مــي‌شــود .
جمله «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ» كه در آيات فوق آمده است يكي از شعارهاي اساسي و ريشه‌دار اسلامي است، شعاري بسيار گيرا، عميق، مؤثر و پرمعني .
ديگران وقتي مي‌خواهند اظهار علاقه زيادي به هم‌مسلكان خود كنند از آنان به عنوان « رفيق » ياد مي‌كنند ، ولي اسلام سطح پيوند علائق دوستي مسلمين را به قدري بالا برده كه به صورت نزديك‌ترين پيوند دو انسان با يكديگر آن هم پيوندي بر اساس مسـاوات و برابري ، مطرح مي‌كنــد و آن علاقــه دو « برادر » نسبــت به يكديگــر است .
(38) رفاقت و دوستي
روي اين اصل مهم اسلامي مسلمانان از هر نژاد و هر قبيله و داراي هر زبان و هر سن و سال ، با يكديگر احساس عميق برادري مي‌كنند، هر چند يكي در شرق جهان زندگي كند و ديگري در غرب .
درمراسم « حج » كه مسلمين از همه نقاط جهان در آن كانون توحيد جمع مي‌شوند ، اين علاقه و پيوند و همبستگي نزديك ، كاملاً محسوس است و صحنه‌اي است از تحقق عيني ايـن قانون مهم اسلامي .
به تعبير ديگر اسلام تمام مسلمان‌ها را به حكم يك خانواده مي‌داند و همه را خواهر و برادر يكديگر خطاب كرده ، نه تنها در لفظ و در شعار كه در عمل و تعهدهاي متقــابل نيز همه خـواهـر و بــرادرند .
اهميت اخوت اسلامي و حقوق سي‌گانه مؤمن (39)
در روايات اسلامي نيز روي اين مسأله تأكيد فراوان شده و مخصوصا جنبه‌هاي عملي آن ارائه گرديده است كه به عنوان نمونه چند حديث پرمحتواي زير را از نظر مـي‌گـذرانيــم :
ـ در حديثي‌از پيغمبر گرامي اسلام صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آمده است: «اَلْمُسْلِمُ اَخُوالْمُسْلِمِ، لايَظْلِمُــهُ، وَ لا يَخْذُلُهُ، وَ لا يُسَلِّمُهُ : مسلمان برادر مسلمان است، هرگز به او ستم نمي‌كند ، دست از ياريش بر نمـي‌دارد و او را در برابر حــوادث تنها نمــي‌گــذارد » . (1)
ـ در حديث ديگري از همان حضرت صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل شـده : « مَثَلُ الاَْخَوَينِ مَثَلُ الْيَدَيْنِ يَغْسِلُ اِحْداهُمَا الاْخَرَ : دو برادر ديني همانند دو دستند كـه هر كدام ديگري را
1 و 2- « المحجة البيضاء » ، جلد 3 ، صفحه 332 و 319 .
(40) رفاقت و دوستي
مي‌شويــد،» يعني با يكديگــر كمال همكاري را دارند و عيوب هم را پاك مــي‌كننــد .(1)
ـ امام صادق مي‌فرمايد : « اَلْمُؤْمِنُ اَخُو الْمُؤْمِنِ ، كَالْجَسَدِ الْواحِدِ ، اِذَا اشْتَكي شَيْئا مِنْهُ وُجِدَ اَلَمُ ذلِكَ في سائِرِ جَسَدِهِ وَ اَرْواحُهُما مِنْ روُحٍ واحِدَةٍ : مؤمن برادر مؤمــن است و همگي به منزله اعضاء يك پيكرند ، كه اگر عضوي‌به‌دردآيد، ديگر عضوها را نمانـد قـرار و ارواح همگـي آن‌ها از روح واحـدي گرفتـــه شـده اســت » .(2)
ـ در پايان اين بحث به روايتي اشاره مي‌كنيم كه از پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله درباره
1- « اصول كافي » ، جلد 2 ، صفحه 133 .
اهميت اخوت اسلامي و حقوق سي‌گانه مؤمن (41)
حقوق‌سي‌گانه‌مؤمن‌بربرادرمؤمنش‌نقل‌شده‌كه‌از جامع‌ترين روايات در اين‌زمينه است:
پيامبر اسلام صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود : « مسلمان بر برادر مسلمانش سي حق دارد كه برائت ذمه از آن حــاصــل نمي‌كنــد ، مگــر به اداي اين حقــوق يــا عفـو كردن برادر مسلمان او :
1 ـ لغـزش‌هـــاي او را ببخشـــد . 2 ـ در ناراحتي‌ها نسبت‌به او مهربان باشد .
3 ـ اســـــرار او را پنهـــان دارد . 4 ـ اشتبـــاهـــات او را جبــــران كنـــــد .
5 ـ عــــذراو را بـپــــذيــــــرد . 6 ـ در برابـر بدگويــان ، از او دفــاع كنــد .
7 ـ همواره خيرخواه او بـاشـــد . 8 ـ دوستـــــي او را پاســـــداري كنــــد .
9 ـ پيمـان او را رعـايــت كنــــد . 10 ـ در حـال مـرض از او عيــــادت كنــد .
11 ـ در حــــال مـــــرگ ، بــــه تشيـيــــــع او حــاضــــــــــر شــــــود .
12 ـ دعوت او را اجــابــت كنــد . 13 ـ هــــديــــــه او را بپــــذيـــــــــرد .
14 ـ عطـاي او را جــــزا دهــــد . 15 ـ نعمـــــت او را شكـــــر گــــويـــــد .
16 ـ در يــــاري او بكـوشـــــد . 17 ـ نــامـــــوس او را حفــــظ كنـــــــد .
18 ـ حـاجـــــت او را بـــرآورد . 19 ـ براي خواستــه‌اش شفــاعــت كنــــد .
20 ـ عطســه‌اش را تحيـت گويد . 21 ـ گمشـــده‌اش را راهنمــايــــي كنــــد .
(42) رفاقت و دوستي
22 ـ ســلامـش را جـواب دهـد . 23 ـ گفتـــه او را نيكـو شمـــرد .
24 ـ انعـام او را خـوب قرار دهد . 25 ـ سوگندهايش را تصديق كند.
26 ـ دوستـــــش را دوســـت دارد و بـــا او دشـمنــــي نـكنــــــد .
27 ـ در ياري او بكـوشـد ، خواه ظالم باشد يا مظلوم : اما ياري او در حالي كه ظالم باشد ، به ايـن است كه او را از ظلمش بـازدارد و در حـالـي كـه مظلــوم اســت ، بـــه اين است كه او را در گرفتن حقش كمك كند .
28 ـ او را در برابر حوادث ، تنها نگذارد .
29 ـ آن‌چــه را از نيكي‌هــا بـراي خــــود دوست دارد براي او دوســت بـــــدارد .
30 ـ آن‌چــه از بــدي‌هــا بــراي خــود نمي‌خــواهــد بـراي او نخــواهـــــد » .(1)
1- « بحــار الانوار » ، جلد 74 ، صفحه 236 .
اهميت اخوت اسلامي و حقوق سي‌گانه مؤمن (43)

ديدگاه پيامبر اسلام صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل‌بيت عليهم‌السلام درباره «دوستي»

به راستي سخنان پيامبر اسلام صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و ائمه طاهرين عليهم‌السلام دانشگاه علمي بزرگي است كه درس‌هاي ارزشمندي را در هر فن به‌اختيار اجتماع مي‌گذارد. سخنان آن‌ها مشتمل بر مقاصد بلند و معاني ژرف و داراي افقي گسترده است، آنان به علل مشكلات اجتماعي آگاه بوده‌اند و آن‌ها را توجيه كرده و بهترين راه‌هاي حل آن‌ها را براي مردم بيان كرده‌اند تا آن جا كه پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «خوبتران شما خوشخوتران شمايند، همان‌هايي كه‌با ديگران و ديگران با آن‌ها انس مي‌گيرند» .(1)
نيز فرموده است: «هيچ بنده‌اي برادري در راه خدا به دست نمي‌آورد جز اين‌كه
1- مستــــدرك، 8/451 ؛ بحـــــارالانـــــوار، 74/149 .
(44) رفاقت و دوستي
خـداوند درجـه‌اي در بهشـت بـراي او بـر پــا مي‌كند».(1)
نيز فرموده است: «مؤمن رفيق و همراه است و با او انس مي‌گيرند و در كسي كه انس نمي‌گيـرد و با او انس نمـي‌گيرند سودي نيست» .(2)
نيز فرموده است: «دوستي مؤمن نسبت به مؤمن به خاطر خداوند بزرگ‌ترين بخش ايمــان است، بدانيــد كسي كه به‌خاطــر خداوند دوســت بدارد، دشمــن بدارد، ببخشد و يــا بـــازدارد او از برگزيدگــان خداونــد اســـت» .(3)
1- مستدرك الوسائل، 8/323 ؛ احياء علوم‌الدين، 2/110 .
2- مستدرك، 8/450 ؛ جامع‌السعادات، 2/255 و 3/196 .
ديدگاه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل‌بيت عليهم‌السلام درباره دوستي (45)
پيشواي مسلمانان علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام فرموده است: «مردم برادران يكديگرند و كســي كه برادريش در غيــر رضاي خدا باشد برادري او دشمنــي است و ايــن مضمون قول خـداوند اسـت كه «اَلاَْخِـلاّءُ يَوْمَئِـذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَـدُوٌّ الاَّ الْمُتَّقيــنَ».(1)
نيز فرموده است: «با مردم معاشرت كنيد تا اگر بر اين حال بميريد بر شما بگريند و اگـر زنـده بـوديد مشتـاق شمـا باشنـد» .(2)
نيز فرموده است: «خوشا به حال كسي كه براي فرمانبرداري خدا با مردم انس مي‌گيرد و آن‌ها نيز با او انس مي‌گيرند» .(3)
نيز فرموده است: «بر شما باد به برادران و دوستان چه آن‌ها در دنيا و آخرت سرمايه‌اند». (1)
1- بحــارالانـــوار، 69/240 ؛ بحــارالانـــوار، 74/152 .
2- 67 / زخرف: دوستان در آن روز دشمن يكديگرند جز پرهيزگاران .
3- بحارالانوار، 74/167 .
4- بحـارالانوار، 78/56 .
(46) رفاقت و دوستي
نيــز فرمــوده اســت: «ديـدار بـرادران غنيمــت بزرگــي است هرچنــد انــدك بــاشــــد» .(2)
نيز فرموده است: «ناتوان‌ترين مردم كسي است كه از به دست آوردن دوست ناتــوان باشد و ناتوان‌تر از او كســي است كه يكي از دوستانــي را كه يافتــه اســت رها سازد» .(3)
1- بحارالانوار، 75/251 .
2- اصــول كافي، 2/179 .
3- الحكم، 1/137 ؛ نهج البلاغه صبحي صالح /470 .
ديدگاه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل‌بيت عليهم‌السلام درباره دوستي (47)
همچنيـــن فـــرمـــوده است: «ديـدار دوستـان سبـب دوام شــــادي اســت» .(1)
امام صادق عليه‌السلام فرموده است: «كسي كه دوستي و دشمني او به خاطر خدا باشد و بــه خــاطـــر او ببخشـد و بـازدارد او از جملـه كسـاني اســت كــه ايمــانــــش كامــل اســـت» .(2)
نيز فرموده است: «هيچ يك از شما به حقيقت ايمان نمي‌رسد مگر آن گاه كه دورترين افرادخلق را نسبت به‌خود به خاطر خدا دوست داشته و نزديك‌ترين كسانش را به خاطر او دشمن بدارد» .(3)
نيز فرموده است: «از مزاياي آدمي در نزد خداوند محبت اوست نسبت به بـــرادرانــــش».(1)
1- الحكـــــــم، 1/470 .
2- بحارالانوار، 69/238 .
3- بحارالانوار، 78/252 .
(48) رفاقت و دوستي
نيز فرموده است: «در دنيا دوستان زياد به‌دست آوريد چه آن‌ها در دنيا و آخرت سود مي‌رسانند اما در دنيا نيازهايي را رفع مي‌كنند و در آخرت دوزخيان مي‌گويند: فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ . وَ لا صَديقٍ حَمِيمٍ».(2) (3)
نيز فرموده است: «در صدد افــزايش دوستــان بــاشيد چــه هــر مؤمني را دعاي مستجــابــي اســت» .(4)
همچنين فرموده است: «دوست زياد براي خود فراهم كنيد چه براي هر مؤمني امكـان شفاعتي است».(5)
1- بحارالانوار، 74/397 .
2- 101 و102 / شعراء: (افسوس‌كه امروز) شفاعت‌كنندگاني‌براي‌مانيست‌ونه‌دوست‌گرم و پرمحبتي .
3- مصادقـة الاخوان /46 .
4- مصادقـة الاخوان /46 .
ديدگاه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل‌بيت عليهم‌السلام درباره دوستي (49)
همچنين فرموده است: «آرامش در سه‌چيز است: همسر سازگار، فرزند نيكوكار و دوست باصفا» .(1)
مردي در حضور امام باقر عليه‌السلام گفت: خداوندا! ما را از همه آفريدگانت بي‌نياز كن. امام عليه‌السلام فرمود: اين طور مگو ليكن بگو: «خداوندا! ما را از اشرار آفريدگانت بي‌نياز فرما، چه مؤمن از دوست خود بي‌نياز نيست» .(2)
امام رضا عليه‌السلام فرمــوده است: «كسي كه در راه خــدا دوستي به دســت آورد غرفه‌اي در بهشـــت كســـب كـــرده اســت» .(3)
1- مصـادقة الاخوان /46 .
2- بحارالانوار، 75/231 .
3- تحف العقول /213 .
4- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال /182 ؛ مسندالامام الرضا عليه‌السلام ، 1/299 .
(50) رفاقت و دوستي

چه كسي را بايد به دوستي برگزيد ؟

دوست جايگاه اسرار و خاستگاه آرزوهاست از اين رو لازم است خوشرفتار، خوش نيّت، پاكنهاد و از صفات خوب برخوردار باشد تا دوست وي به وسيله او هدايت شود و به او تأسّي كند، چه تأثير دوست بسيار زياد است و گزافه نيست اگر بگويم: دوست خوب بزرگ‌ترين مؤثر در زندگي انسان و تشكيل‌دهنده اوست و اي بسا شخص شايسته‌اي كه در نفوس ياران و دوستان خود نفوذ و تأثير كرده و آن‌ها نيز در زمره افراد صالح و شايسته درآمده‌اند. همچنين بسا فرد ناشايست كه بر اثر نفوذ در همنشينان و دوستان خويش، آن‌ها را نيز ناصالح و ناشايست نموده است. اين موضوع امري ثابت و غير قابل ترديد است و واقعيت و وجدان و مشاهده آن را تأييد و رخدادهاي بسيــار در هر زمان و مكــان آن را اثبــات و انديشمندان گذشتــه و حــال بر آن تصريح كرده‌اند .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (51)
درباره اين امر به سبب اهميت و تأثير فوق‌العاده‌اي كه در زندگي انسان از نظر سعادت و شقاوت او دارد. نصوص بسياري از پيامبر گرامي صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل‌بيت عليهم‌السلام به ما رسيده است كه مردم را ترغيب مي‌كند شايستگان و مخلصان را به دوستي بــرگــزيننــد و از همنشينــي و رفــاقـت با بــزهكــاران و فســادگران بپــرهيــزند .
پيامبر گرامي صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و ائمّه عليهم‌السلام دراين‌باره به ترغيب و تحذير اكتفاء نفرموده بلكه صفاتي را كه براي دوست شايسته لازم است بيان و روشن كرده‌اند كه چه كسي سزاوار رفاقت و دوستي است. همچنين صفات همنشين بد و كسي را كه لازم است انسان ازاو دوري و كناره‌گيري كند توضيح داده‌اند. احاديثي كه در اين باره وارد شده بسيار زياد است كه نمي‌توان آن‌ها را شماره كرد و يا در اين مختصر مورد بررسي قرارداد، ليكن ما به انــدازه‌اي از آن احاديث نقــل مي‌كنيم كه بتوانيم تصويري از دوست شايستــه را ارائه بدهيم تا او را جستجــو كرده و به دوستــي برگزينيم و دوسـت بــد و ناشايســت را نشــان بدهيــم تــا از او دوري جستــه و پرهيــز كنيــم:
پيامبر بزرگوار صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «از دانشمندان بپرسيد و با حكيمان گفتگو كنيد و با فقيران‌همنشين شويد» .(1)
(52) رفاقت و دوستي
اين دستور براي آن است كه پرسش از دانشمندان سبب تهذيب نفس و پاكيزگي عقل و گفتگو با حكيمان و خردمندان موجب روشني‌فكر و همنشيني با فقرا، باعث ســركــوبـي نفــس اســت.
اميرمؤمنان عليه‌السلام فرموده است: «بدانيد همنشيني با دانشمند و پيروي از او آييني است كه بايد بدان پايبند بود، فرمانبرداري از او وسيله كسب حسنات و محو سيئات و اندوخته‌اي براي مؤمنان و بلنــدي منــزلت آنان در حال زندگي و مرگ آن‌هــا و سبب آن است كــه مؤمن به‌هنگــام مــرگ به نيكــي يــاد شــود» .(1)
1- تحـــف‌العقـــــول /28 .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (53)
نيز فرموده است: «جز با خردمند پرهيزگار معاشرت مكن و جز با دانشمندان پاكدل همنشين مباش و راز خــود را تنهـا به مؤمن وفـادار بسپار» .
امام زين‌العابدين عليه‌السلام فرموده است: «محفل صالحان و شايستگان سبب هدايت و صلاح ؛ و آداب و رفتار دانشمندان موجب افزايش خرد است» .(2)
امام صادق عليه‌السلام فرموده است: «هركس در كار سفيهان و نابخردان مداخله كند حقير و كوچك مي‌شود و كسي كه با دانشمنـدان معاشرت كنـد بزرگ و محترم مي‌گردد».(3)
از اين رو لقمان فرزندش را تشويق مي‌كند كه با دانشمندان همنشيني و معاشرت كند تا از اين راه دانشي سودبخش و تربيتي برجسته و شرافتي بزرگ به دست آورد. او به فرزندش پند مي‌دهد كه «اي پسرك من با دانشمندان همنشين باش و در برابر آن‌ها زانو بزن چه دل‌ها با شنيدن حكمت زنده مي‌شود چنان كه زمين مرده با باران‌هاي تند زندگي را از سرمي‌گيرد» .
1- بحارالانوار، 1/175 .
2- تحف العقول، /205 .
3- بحارالانوار، 75/202 .
(54) رفاقت و دوستي
نيز لقمان به او گفته است: «كسي كه در جاهاي بد وارد شود متهم مي‌گردد و كسي كه با رفيق بد معاشرت كند سالم نمي‌ماند و آن كه با دانشمندان همنشيني كند سود مي‌برد». هرگاه نتواني با دانشمندان و حكيمان همنشين باشي بر توست با ديگر مردم كه صالح و پرهيزگار باشند معاشرت كني چه آن‌ها براي تو در سختي‌ها پناهگاه و در آسودگــي و رفاه زيب و زيورنــد چنان‌كه پبامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «بر شما باد بــه دوستـان راستيـن چـه آن‌هـا براي شمــا به هنگام رفــاه زيور و در وقــت بلا پناه و مــانـع‌انـد» .(1)
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (55)
نيز پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در وصيت خود به ابن‌مسعود فرموده است: «بايد همنشينانت نيكان و دوستانت پرهيزگاران پارسا باشند چه خداوند متعال در كتابش فرموده است: "اَلاَْخِلاّءُ يَوْمَئِـذٍ بَعْضُهُـمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ اِلاَّ الْمُتَّقِيْنَ"»(2) و در وصيّت خود به اباذر فرموده است «اي اباذر جز با مؤمن دوستي مكن» .(3)
نيز فرموده است: «خوشبخت‌ترين مردم كسي است كه با مردم بلندنظر و بزرگوار معاشرت كند» .(1)
1- بحارالانوار، 71/186.
2- بحارالانوار، 74/100 ؛ الزخرف /67 .
3- بحارالانوار، 74/84 .
(56) رفاقت و دوستي
نيز: «هــرگــاه مــردي را ديــديــد كه در دنيـا زهــد به او داده شــده به او تقـرب جــوييــد چه او القـاي حكمـت مي‌كنـد» .(2)
نيز «تنها با كسي همنشيني كنيد كه شما را از پنج چيز به پنج‌چيز فرامي‌خواند: از شــك به يقيــن، از خود برتربيني به فــروتني، از دشمنــي به دوستــي، از رياكــاري به اخــلاص و از محبــت دنيـا بـه زهد» .(3)
نيز: «هر كس با مردم داد و ستد كند و به آن‌ها ستم نورزد و با آن‌ها سخن گويد و دروغ نگويد و به آن‌ها وعده دهد و تخلف نكند او از كساني است كه جوانمرديش كامل و عدالتش آشكار و برادريش واجب است» .(4)
از آن حضرت پرسش شد كدام همنشين افضل است؟ فرمود: «كسي كه هرگاه (نيــازت را) اظهار كنــي يــاريت كند و اگر فرامــوش كرده باشــي به يادت آورد» .(1)
1- بحارالانوار، 71/185 .
2- بحارالانوار، 70/311 .
3- بحـارالانوار، 71/188 .
4- اصـول كافي، 2/239 .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (57)
امير مؤمنان عليه‌السلام فرموده است: «معاشرت با خردمندان موجب اصلاح اخلاق است».(2)
نيز: «با اهل فضيلت معاشرت كن تا برتري يابي» .(3)
نيز: «همنشيني با خردمندان شرافت را مي‌افزايد» .(4)
نيـز: «دوستي با نيكان موجب شرف و رفاقت با بدان باعث تلف و نابودي است» .(5)
1- تحف العقول /25 ؛ بحارالانوار، 77/140 .
2-بحارالانوار، 1/160 .
3-الحكـــــم، 2/7 .
4- الحكــــــــم، 2/7 .
5- الحكم، 2/322 .
(58) رفاقت و دوستي
نيز: «بــــا نيكــــان رفـاقـــت كــن تــــا از بـــدان ايمـــن بـاشــــي» .(1)
نيز: «بهترين ياران كسي است كه تو را به راه خير و نيكي راهنمايي كند» .(2)
نيز: «همنشيــن نيكوكاران باش تا از آنــان باشي و از بدكــاران دوري كن تا از آن‌ها جداباشي».(3)
امام حسن عليه‌السلام در وصيت خود به جنادة بن اميه فرموده است: «هرگاه نيازمندي تو را به رفاقت با كساني مايل سازد با كسي مصاحبت كن كه هرگاه با او رفاقت كني زيورت، و اگر او را خدمت كني نگهدارت، و اگر از او كمك بخواهي كمك كارت باشد و
1- الحكم، 1/547 .
2- الحكم، 1/453 .
3- الحكــم، 1/83 .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (59)
هرگاه سخن گويي تصديقت كند، و اگر يورش بري پشتيبانت باشد و اگر بخواهي بخشش كني تو را كمك كند، و اگر رخنه‌اي در كارت پديدآيد آن را مسدود سازد، و اگر كار نيكي از تو ببيند آن را بر زبان آورد، و اگر از او چيزي بخواهي به تو ببخشد، اگر خاموشي گزيني او آغاز سخن كند، اگر حادثه ناگواري برايت روي دهد با تو همدردي و مواسات كند، همان كسي كه بدي و ستم و آزاري از او به تو نمي‌رسد، و بر اثر او راه‌ها بر تو مشتبه نمي‌گردد، و در برابر حقايق امور تو را خوار نمي‌سازد، و اگـر در حـال تقسيـم چيـزي نـزاعــي ميـان شمــا اتّفـاق افتـد تـو را بـر خــودش تـرجيـح دهد» .(1)
امــام زين‌العابــديــن عليه‌السلام فرمــوده است: «همنشيني با نيكــان انســان را بــه نيكــي فـرامي‌خواند» .(2)
امام باقر عليه‌السلام فرموده است: «اگر بخواهي بداني كه آيا در تو خيري است به دلت بنگر
1- بحارالانوار، 32/539 .
2- تحف العقول /205 .
(60) رفاقت و دوستي
چنانچه مطيعان خدا را دوست و اهل معصيت را دشمن مي‌داري به يقين در تو خيري است. خداوند تو را دوست مي‌دارد. و اگر اهل طاعت را دشمن و معصيت‌كاران را دوست داري بي‌شك در تو خيري نيست و خداوند تو را دشمن مي‌دارد چه انسان با كسي محشور مي‌شود كه او را دوست مي‌دارد» .(1)
نيز فرموده است : «با حكمت‌ترين مردم كسي است كه از نادانان بگريزد و سعادتمندترين مردم آن كه با افراد كريم و بزرگوار همنشين شود و خردمندترين مردم كسي است كه در مدارا با مردم استوارتر باشد» .(2)
امام صادق عليه‌السلام فرموده است : «همنشيني با دينداران موجب شرف دنيا و آخرت است» .(1)
1-مصادقة الاخوان، ج /50، 1/50 .
2- امالي الصدوق /27 .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (61)
نيز: «بر تو باد به داشتن دوستان راستين چه آنان به هنگام آسودگي و رفاه ذخيره‌اند و در وقت سختـي و بلا سنگر و سپرند. و در گفتار خود با كساني مشورت كـن كــه از خـدا بتـرسند، و دوستـانـت را بـه انـدازه تقـواي آن‌هـا دوســت بـدار» .(2)
نيز: «با كسي دوستي كن كه زينت تو باشد، و با كسي كه تو زينت او باشي دوستي مكن» .(3)
1- اصـــول كافي، 1/39 .
2- تحف العقول /274 ؛ بحارالانوار، 71/187 .
3- بحارالانوار، 76/267 .
(62) رفاقت و دوستي
از آنچه گذشت دانسته شد دوست صالح و شايسته‌اي كه انسان را در همه ادوار و احوال سود مي‌رساند چه كسي است اينك اي برادر مسلمان با ما همگام باش تا به آن همنشين بدي كه واجب است همچون گريز از شير و فرار از دشمن و پرهيز از بيمار از او بگريــزي تو را آگـاه كنم زيرا او از همه سو به تو زيان مي‌رساند.
از جمله آن كه :
1 ـ در شهرت و آوازه مؤثر واقع مي‌شود و شكّ و ترديد را درباره‌ات برمي‌انگيزد زيراتوبه‌او شناخته‌وبه‌او نسبت‌داده مي‌شوي چنان‌كه اميرمؤمنان‌علي‌ابن‌ابي‌طالب عليه‌السلام فرموده است: «زينهار از همنشين بد چه تو به او شناخته مي‌شوي» .(1)
نيز فرموده است: «با كسي كه عيب‌هاي مردم را بازگو مي‌كند همنشين مباش تا از شك‌كنندگــان به شمار آيــي و با فاجــر و بدكار رفاقــت مكن تا متهم ديده شوي» .(2)
1- بحارالانوار، 71/199 مضمون .
2- بحـارالانوار، 75/10 .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (63)
امام حسين عليه‌السلام فرموده است: «همنشيني با فرومايگان شر و مجالست با فاسقان و بدكاران موجب برانگيختن شك است» .(1)
امام صادق عليه‌السلام فرموده است: «با بدعتگذاران مصاحبت نكنيد تا در نظر مردم يكي از آن‌ها به شمار نياييــد،» (2) پيامبر خــدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده اســت: «انســان بر آيين دوســـت و همنشين خويــش اسـت» .(3)
2 ـ ممكن است خداوند بر دوست تو خشم خود را نازل كند و به سبب همنشيني و نزديكي تو با او عذاب خداوند تو را نيز فراگيرد چنان كه امام موسي بن جعفر عليه‌السلام به
1- بحارالانوار، 71/194.
2- اصول كافي، 2/375 .
3- نهج الفصاحة، /624 .
(64) رفاقت و دوستي
مردي فرمود: «چرا تو را در نزد عبدالرحمان بن يعقوب مي‌بينم؟»، عرض كرد او خالوي من است، فرمود: «او درباره خدا گفتاري بس نادرست دارد، خداوند را كه هرگز به وصف درنمي‌آيد توصيف مي‌كند، يا با او بنشين و ما را و يا با ما بنشين و او را ترك كن». عرض كرد: او هرچه مي‌خواهد مي‌گويد آيا هرگاه آنچه را او مي‌گويد نگويم و بدان معتقد نباشيم از بابت او گناهي بر من است، امام عليه‌السلام فرمود: «آيا نمي‌ترسي بلايي نازل شود و همه شما را فراگيرد» .(1)
3 ـ او افكار و اخلاق شما را دگرگون مي‌كند و بر دين و اعتقادات شما تأثير مي‌گذارد، بسا مردي كه قرباني اقربان و همنشينان خود شده و در نتيجه با روش آن‌ها سازگار و با انديشه‌هاي آن‌ها دمساز گرديده و اخلاق و رفتار آن‌ها را در پيش گرفته اســت، از اين رو پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است : «انسان بر آيين دوست خويش است
1- بحــــارالانوار، 71/195 .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (65)
پس هريك از شمـا بايـد بنگـرد با چـه كســي دوستــي مي‌كنــد» .(1)
اميرمؤمنان عليه‌السلام فرموده است: «همانا همنشين بد همنشين خود را دگرگون مـي‌كنـد».(2)
همچنين فرموده است: «گمراه شد آن كه به اشرار اعتماد كرد» .(3)
نيز: «با احمق همنشين مشو چه او كردارش را براي تو مي‌آرايد و دوست دارد مانند او باشي» .(4)
نيز: «با دنيادوستان همنشيني مكن، چه اگر نادار باشي تو را اندك شمارند و اگر دارا بــاشي بـــــه تـــــو حســـــــــــد ورزنــــــــــــد» .(1)
1- بحارالانوار، 71/192 .
2- بحارالانوار، 42/203 .
3- الحكـــــــم، 1/570 .
4- همــان مــأخذ، /177.
(66) رفاقت و دوستي
نيز: «تباهي اخلاق، آميزش با سفيهان و نابخردان است».(2)
نيز: «دوســت آدم نــادان، در معــرض هـلاكت اســت».(3)
نيز: «بـــا بـــــــي‌خـــــرد همنشينــــي مكـــــــــن» .(4)
نيز: «تـا مي‌تـوانـي از فـــرومــايــــه احمــق بگـريـز» .(5)
نيز: «دشمــن دانــا بهتــر از همنشيــن احمــــق است» .(6)
1- همان مأخذ178.
2- بحـــــارالانــــوار، 75/82 .
3- الحكم، 1/557 ؛ الغرر 203 .
4- الحكم، 2/178؛ الغرر 332 .
5- بحـــارالانــــوار، 71/187 .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (67)
نيـز: «همنشينـي بـا هـوسبازان قرآن را از ياد مي‌برد و شيطان را حاضر مي‌گرداند» .(1)
نيز: «حق را بگو و به پرهيزگاران تقرب جو، و از فاسقان دوري و از منافقان پـرهيـز كـن و با خيـانت كــاران همنشينــي مكـن» .(2)
نيز: «مسلمان بايد از دوستي با دروغگو دوري جويد چه او دروغ مي‌گويد تا آن جا كه هرگاه راست بگويد از او باور نمي‌شود» .(3)
از آن حضــرت پرسش شد: كدام رفيــق بدتر اســت؟ فرمــود: «كسي كه نافرماني خـــداونـــد را در نظـــر تــو بيـــارايـــد» .(4)
1-الحكـــــــــــــــــم، 2/23 .
2- الحكــم، 2/322 ؛ تحــف العقول /151 ؛ بحـــارالانوار، 77/291 .
3- بحارالانوار، 77/271 و 78/64 .
4- مصادقة‌الاخوان، 1/78 .
5- 5920000 بحارالانوار، 75/190 .
(68) رفاقت و دوستي
به كميل بن زياد نخعي فرمود: «اي كميل! در همه احوال حقّ را بگو، پرهيزگاران را ياور باش و از فاسقان دوري گزين. اي كميل! از منافقان اجتناب كن و با خيانت‌كاران همنشين مباش. اي كميل! باكي نيست كه بداني دوست تو در باطن كيست. اي كميل! بــرادر تو كيست؟ برادرت كســي است كه در هنگــام سختي تو را تنهــا نگــذارد و اگــر لغــزشــي كني دست از حمايت تو بازندارد و چون از او پرسش كني تـــو را فــــريب نــــدهـد». (1)
علي عليه‌السلام بر فراز منبر كوفه ضمن خطبه خود فرمود: «اي گروه مسلمانان! مسلمان بايد با مسلمان دوستي كند و بــا فــاجر و احمــق و دروغگو رفــاقت نكند، چه فاجر و بــدكــار كــردار بـد خود را بــراي تــو مي‌آرايــد و آمد و شد او نزد تو بــرايت ننــــــگ و رســوايي اســـــت.
1- تحف العقول /116 .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (69)
اما احمق از تو فرمان نمي‌برد و تو را راهنمايي نمي‌كند و نمي‌تواند بدي را از تو دورگرداند و بسا بخواهد به تو سود رساند درحالي كه به تو ضرر مي‌رساند، دوريش بهتـر از نـزديكي و خـاموشيش بهتر از سخن گفتن و مرگش بهتر از زنده بودن اوست.
اما دروغگو هرگز به تو سود نمي‌رساند و اسباب دشمني برايت فراهم مي‌سازد و كينه‌ات را در دل‌ها فراهم مي‌كند و راز تو را آشكار مي‌گرداند و وقايع برخي از مردم را براي برخي ديگر بازگو مي‌كند» .(1)
آن حضرت به فرزندش امام حسن عليه‌السلام مي‌فرمايد: «اي فرزندم! از دوستي با احمق بپرهيز چه او مي‌خواهد به تو سود رساند ليكن به تو ضرر مي‌رساند و از دوستي با
1- مصادقة الاخوان /80 .
(70) رفاقت و دوستي
بخيل دوري كن زيرا او آنچه را كه از هرچيز ديگر بدان محتاج‌تري از دسترس تو دور مي‌گردانــد و از دوستي با فاجر بپرهيــز چه او تو را در برابر انــدك چيــزي مي‌فروشد و زينهار از دوستي با دروغگو چه او همچون سراب است، دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور نشان مي‌دهد». (1)
اما فاجر و بدكار: عمل خود را برايت مي‌آرايد و دوست دارد تو هم مانند او باشي و در امر دين و آخرت به تو كمك نمي‌كند همنشيني او همراه با بدرفتاري و خشونت و ورود او بر تو مايــه ننگ و رسوايـي توست.
اما احمق: او هرگز تو را به كار خوبي راهنمايي نمي‌كند و اميدي به او نيست كه بدي را از تو دور سازد هرچند در اين راه بكوشد و بسا كه بخواهد به تو سود رساند ليكن ضرر مي‌رساند از اين رو مرگش بهتر از زندگي و خاموشيش بهتر از سخن گفتن و دوريش بهتر از نزديكي مي‌باشد.
1- الحكم، 1/318 ؛ الغرر /75 .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (71)
اما دروغگو: تو با او هرگز زندگي گوارايي نخواهي داشت، وي پيوسته امور تو را براي ديگران نقل و اوضاع ديگران را برايت بازگو مي‌كند تا آن جا كه اگر سخن راستي بگويــد كسي بــاور نمي‌كنــد، مــردم را به دشمنــي با يكديگــر تشويق مي‌كنــد و كينـه در دل‌ها پديد مي‌آورد. بنـابراين از خـداوند بترسيد و دربـاره خود بينديشيد .(1)
امــام باقــر عليه‌السلام فرمــوده اســت: «كســي كــه بــا رفيــق بــد همنشيـــن مي‌شــود سالـــم نمي‌مانـد».(2)
1- تحف العقول /250 مصادقة‌الاخوان /78 .
2- بحــــــــارالانـــــــــــــوار، 71/191 .
(72) رفاقت و دوستي
از امام باقر عليه‌السلام نقل شده كه فرموده است: «پدرم علي بن الحسين عليه‌السلام به من گفت: بنگر با پنج تن همنشيني نكني و با آن‌ها سخن نگويي و در هيچ راهي آن‌ها را همراهي نكني. گفتم: اي پدر! آن‌ها چه كساني هستند؟ به من آنان را بشناسان. فرمود: بپرهيز از همنشيني با دروغگو چه او مانند سراب دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور نشان مي‌دهد و زنهار از رفاقت با فاسق، زيرا او تو را به لقمه‌اي يا به كمتر از آن مي‌فروشد و بپرهيز از رفاقت با بخيل چه او تو را با مال خود در سخت‌ترين نيازي كه پيدا مي‌كني ياري نمي‌كند و بپرهيز از رفاقت با احمق زيرا او مي‌خواهد به تو سود رساند ليكن به تو ضرر مي‌رساند و زنهار از مصاحبت با قطع كننده رحم چه من او را در سه جا از كتاب خدا ملعون يافتم. خداوند فرموده است: "فَهَلْ عَسَيْتُمْ انْ تَوَلَّيْتُمْ أنْ تُفْسِدُوا فِي الاَْرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أرْحامَكُمْ اُوْلئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّه‌ُ فَأصَمَّهُمْ وَ أعْمي
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (73)
أَبْصارَهُمْ"» .(1) و نيز فرموده است: «اَلَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَاللّه‌ِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أمَرَاللّه بِهِ أن يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الاَْرْضِ اُولَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّارِ».(2) و نيز فرموده است: «اَلَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْـدَ اللّه‌ِ مِــنْ بَعْــدِ مِيثــاقِهِ وَ يَقْطَعُــونَ مــا أمَــرَ اللّه‌ُ بِهِ أنْ يُـوصَلَ وَ يُفْسِـــدُونَ فِـــي‌الاَْرْضِ اُولئِــكَ هُــمُ الْخـــاسِــرُونَ». (3) (4)
1-22و23/محمّد:امّااگرروگردان‌شويدآياجزاين‌انتظارمي‌رودكه‌درزمين‌فسادوقطع‌رحم‌كنيد.آن‌هاكساني هستند كه خداوند از رحمت خويش دورشان ساخته گوش‌هايشان راكر و چشم‌هايشان راكوركرده است.
2- 25 / رعد: آن‌ها كه ميثاق الهي را پس از محكم كردن مي‌شكنند و پيوندهايي را كه خدا دستور برقراري آن‌راداده‌قطع و درروي زمين‌فسادمي‌كنند لعنت و بدي (مجازات) سراي آخرت براي آن‌هاست.
3- 27 / بقره. آناني كه پيمان خدا را پس از آن كه محكم ساختند مي‌شكنند و پيوندهايي را كـه خـدا دستـور داده بـرقـرار سـازند قطـع و در جهـان فسـاد مي‌كنند آن‌ها زيانكارانند .
(74) رفاقت و دوستي
نيــز فرموده است: «بپرهيز از همنشين با گنهكاران و كمك به ستمگران و همسايگـي بـا فاسقـان، از فتنه آن‌ها برحــذر باش و از فضــاي آن‌هــا دوري كن». (1)
نيــز فرمــوده اســت: «بــا چهــار تــن همنشينــي و دوستــي مكــن: احمق، بخيل، تـرســـو و دروغگــو.
اما احمق: او مي‌خواهد به تو سود رساند ليكن زيان مي‌رساند. بخيل از تو مي‌گيرد و به تو نمي‌دهد. ترسو: از تو و از پدر و مادرش مي‌گريزد و دروغگو: اگر هم راست بگويدكسي‌باور نمي‌كند» .(2)
امام صادق عليه‌السلام فرموده است: «و كسي كه از دوستي با احمق دوري نمي‌ورزد به
1- بحارالانوار، 71/197 .
2- امالي شيخ مفيد، 1/203 .
3- بحارالانوار، 71/192 .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (75)
زودي اخلاق او را فراگيرد» .(1)
نيــز: «بـا فاجــر و بدكــار رفاقــت مكـــن چــه او فجــور و كــردار بــد خـــود را بــه تـــو مــي‌آمـــوزد» .(2)
نيز: «بپرهيزيــد از همنشيني با اهل دنيــا چه در آن، دين شمـا از ميان مي‌رود» .(3)
نيز: «همنشين شايسته و همنشين بد، مانند دارنده مشك و دمنده دم آهنگري است، دارنــده مشــك يا آن را به تو مي‌دهــد و يا آن را از او مي‌خــري و يا از بــوي خوش آن بهره‌منــد مي‌شــوي. اما دمنــده دم آهنگــري يا جامــه‌ات را مي‌ســوزانــد و يــا از او بــوي گنـدي مي‌يابي».
1- بحــارالانوار، 71/191 .
2- بحارالانوار، 71/191 .
3- بحـــارالانوار 75/367 .
(76) رفاقت و دوستي
نيز: «بپرهيز از دوستي با احمق زيرا خوش‌ترين حالت تو از ناحيه او نزديك‌تريــن چيــزي است بــه آن چــه تــو را بــدحــال مــي‌سازد» .(1)
نيز: «با فاجر و بدكار همنشين مباش تا او را به راز خود آگاه كني و در كار خود با آنــانـــي مشــــورت كـن كــه از خـداونــد مي‌ترسند» .(2)
نيز: «از معاشرت با دنيا دوستان بپرهيزيد چه در آن دين خود را از دست مي‌دهيد و به‌دنبال آن دچار نفاق خواهيد شد و اين دردي زشت و منفور است كه بهبودي‌ناپذير است و موجب سخت‌دلي و سلب خشوع و فروتني است» .(3)
نيز: «سه‌چيز است كه بر هر انساني لازم است از آن‌ها دوري كند: همنشيني با اشرار، گفتگو با زنان و نشستن با بدعتگذاران» .(1)
1- بحارالانوار، 74/196 .
2- اختصاص شيخ مفيد، 1/230 .
3- بحارالانوار ،72/367 .
چه كسي را بايد به دوستي برگزيد؟ (77)
نيز: «زنهار از اين كه با فرومايگان و سفلگان معاشرت كني چه از سفلگان خيري بــه دست نمــي‌آيـــد» .(2)

روش‌هاي تثبيت دوستي

روش‌هاي تثبيت دوستي

پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل بيت عليهم‌السلام در بيان آنچه برادري براساس آن قراردارد و دوستي بر پايه‌هاي آن استوار است به هيچ روي فروگذاري نكرده و مردم را بدان‌ها آگاه و تشويق فرموده‌اند. چه رعايت آن‌ها موجب مزيد استحكام روابط برادري و پيونـدهاي دوستي در ميان افراد اجتماع است.
1- تحـف العقـول ،235.
2- بحارالانوار، 84/103 .
(78) رفاقت و دوستي

1 ـ ديــد و بـــازديـد

شايد زيباترين و دلپسندترين مظاهر وفاداري و دوستي ديدار دوستان از يكديگر و جويا شدن حال ايشان در خانه آن‌ها مي‌باشد و اين امر در دل دوستي كه به ديدارش مي‌روند بزرگ‌ترين اثر را به جا مي‌گذارد چه اين عمل نشانه دوستي صادقانه و گواه گرايش و هماهنگي و موجب استحكام پيوندهاي برادري و دوستي است.از اين‌رو پيامبر بزرگوار صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «ديدارها دوستي را مي‌روياند»(1) . آن حضرت و ائمّه عليهم‌السلام بر ديد و بازديد و مراوده تشويق فرموده و آن را از اعمالي شمرده‌اند كه انسان را به خداوند نزديك مي‌گرداند.
پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «فرشته‌اي مردي را ديد كه بر در خانه‌اي ايستاده
1- بحارالانوار، 71/355 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (79)
است به او گفت: اي بنده خدا در اين خانه چه حاجت داري؟ پاسخ داد: در آن دوستي دارم كه مي‌خواهم به او سلام كنم، فرشته به او گفت: ميان تو و او پيوند خويشي نزديكي است يا نيازمندي تو را به اين كار وادار كرده است؟ پاسخ داد: من هيچ نيازي به او ندارم جز اين كه من در برابر پروردگار جهانيان نسبت به او متعهدم و ميان من او خويشي و قرابتي نزديك‌تر از اسلام نيست، فرشته گفت: من فرستاده خداوند به سوي تو هستم او به تو سلام مي‌رساند و مي‌فرمايد: مرا ديدار كردي و من بهشت را برايت واجب ساختم و از خشم خود و آتش دوزخ تو را معاف كردم و اين به سبب آن است كه او را بـه خاطر مــن دوســت داشتـــي» .(1)
نيز فرموده است: «كسي كه برادر مؤمن خود را در خانه‌اش ديدار كند خداوند مي‌فرمايد: تو مهمان و ديداركننده مني و پذيرايي تو بر عهده من است و به سبب آن كه او را دوست داشتي بهشت را برايت واجب كردم» .(1)
1- بحارالانوار، 71/354 .
(80) رفاقت و دوستي
علي‌بن‌الحسين عليه‌السلام فرموده است: «كسي كه به خاطر خدا و رسيدن به وعده لقاي او دوستش را ديدار كند هفتادهزار فرشته او را مشايعت مي‌كنند و نداكننده‌اي از پشت سر او را مشايعت مي‌كند و ندا مي‌دهد: هان خوش باش و بهشت بر تو گوارا باد و هنگامي كه بــا دوستــش مصافحــه مي‌كنـد رحمــت الهي سـرتـا پـاي او را فـرامي‌گيـرد».(2)
امام باقر عليه‌السلام فرموده است: «هر مؤمني براي ديدار برادر مؤمنش از خانه بيرون آيد در حالي كه دانا به حقّ او باشد خداوند براي هرگام او حسنه‌اي ثبت و سيئه‌اي محو مي‌كند و يك درجه او را بالا مي‌برد. هنگامي كه درخانه را مي‌كوبد درهاي آسمان به رويش بازمي‌شود و وقتي همديگر راديدار و مصافحه و معانقه مي‌كنند خداوند به آن‌ها نظر رحمت‌مي‌كند و دربرابر فرشتگان به‌آن‌ها مباهات فرموده مي‌گويد: به اين‌دو بنده‌ام بنگريد كه به‌خاطر من يكديگر راديدار و با هم‌آشتي‌مي‌كنند، حق‌است‌برمن كه پس از اين آن‌ها را به آتش عذاب نكنم و هنگامي كه او به خانه‌اش بازمي‌گردد فرشتگاني به عدد نفس‌ها و گام‌ها و سخنانش او را بدرقه مي‌نمايند و پيوسته او را از بلاهاي دنيا و شدايد هولناك آخرت محافظت مي‌كنند».(1)
1- اصول كافي، 2/177 .
2- بحارالانوار، 71/350 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (81)

2 ـ سلام و مصافحه و معانقه

شك نيست هنگامي كه برادر ديني تو دوستانه به تو سلام مي‌كند و با گرمي دستت را مي‌فشارد و برادرانــه با تو معانقه و روبوسي مي‌كند احساس مي‌كني وجودت را ميــل و گرايــش به او فراگرفته اســت چه سلام و مصافحــه و معانقــه نشانـه دوستي و رمز برادري اســت از اين رو به انجــام دادن آن‌هــا امر و بدان‌ها تشويق شده است.
1- اصول كافي، 2/186 .
(82) رفاقت و دوستي
پيامبــر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمــوده است: «سوگنــد به آن كه جانم در دست اوست به بهشت داخل نمي‌شويد مگر آن‌گاه كه ايمان آوريــد و ايمان نمي‌آوريــد مگر زماني كه بــا يكديگــر دوستــي كنيــد. هــان شمــا را به چيـزي دلالــت مي‌كنــم كــه اگــر آن را انجــام دهيد با يكديگــر دوستي كرده‌ايــد و آن به ديگــران ســلام كــردن اســت» .
نيز فرموده است: «هنگامي كه يكديگر را ملاقات مي‌كنيد با سلام و مصافحه (دست دادن) ديــدار كنيد و زمانــي كه پراكنده مي‌شويد با استغفار و (طلب آمرزش) از هم جــدا شويد» .(1)
روش‌هاي تثبيت دوستي (83)
امام باقر عليه‌السلام فرموده است: «وقتي مؤمنان يكديگر را ديدار و مصافحه مي‌كنند خداوند به آن‌ها نظر رحمت مي‌كند و گناهانشان مانند برگ درختان از آن‌ها فرومي‌ريزد» .(2)
از اين رو درباره صفات پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل كرده‌اند كه آن حضرت خود سلام و مصافحه را با اصحابش آغاز مي‌كرد و هنگامي كه با يكي از آنان مصافحه مي‌كرد دستــش را پيش از او بيــرون نمي‌كشيد .(1)
1- اصول كافي، 2/181 ؛ بحارالانوار، 76/28 .
2- اصول كافي، 2/180 .
(84) رفاقت و دوستي

3 ـ دادن هديه به يكديگر

به يكديگر هديه دادن نيز از عوامل مهم ايجاد دوستي و نزديكي است و به وسيله آن دل‌ها از آلايش كينه‌ها پاك مي‌شود. بسا كسي كه در دل نسبت به دوست خود خشمگين است و نمي‌تواند آن را از دل خود بزدايد و كينه‌اش را از دل بيرون كند ليكن با تقديم هديه‌اي به او همه ناسازگاري‌ها برطرف مي‌شود و امور به روند طبيعي خود بازمي‌گردد و ابرهاي تيره و كدورت از دل آن‌ها برداشته مي‌شود و خداوند دل‌هاي آن‌هــا را از كينه‌ها پاك مي‌كنــد و در پرتو نعمت و احسان او دوست و برادر مي‌شوند. از اين رو مشاهده مي‌كنيم پيامبر خــدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل‌بيت عليهم‌السلام اين امر را از نظر دور نداشتــه بلكــه توجــه مــردم را به اهميــت آن جلب كــرده و فوايــد آن را بــراي آنــان تــوضيـــح داده‌انـــد.
پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «از جمله گرامي‌داشت انسان نسبت به برادر
1- بحارالانوار، 68/15 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (85)
مسلمانش آن است كه هديه او را بپذيرد و آنچه را برايش ميسر است به او هديه كند و به خاطر او خود را به زحمت نيندازد» .(1)
نيز: «به همديگــر هديــه بدهيد چه هديــه خشم و كينـه را از دل بيرون مي‌برد» .(2)
نيز: «هديــه موجب دوستي و تجديــد برادري و زدودن كينــه است، دوستــي كنيد و بــه يكــديگــر هـديـه بــدهيـد و بــه هنگـام نيـاز هـديـه بهتـرين چيــز اســت» .(3)
نيز: «به همديگر هديه بدهيد چه هديه كينه‌ها را از دل بيرون مي‌كشد و دل را از دشمنــي و حسـد تهـي مي‌سـازد» .(4)
هديه همان‌گونه كه چيزي مادي است ممكن است گاهي امري معنوي باشد در اين صورت ارزش آن بيشتر و اثر آن بزرگ‌تر است مانند اين كه به او سخن خوبي بگويد كه انديشه‌اش از آن روشني گيرد، يا يكي از مسائل علمي را كه مورد نياز اوست در دسترس او بگذارد، يا به او پند و اندرزي دهد كه او را به صراط مستقيم و راه بهتر رهنمون شود، از اين رو پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «برترين هديه مسلمان به برادر مسلمانش سخن حكمت‌آميزي است كه مايه مزيد هدايت او شود و يا او را از طــريـق هــلاكت بــازگـــردانــد» .(1)
1- بحـارالانـوار، 72/45 .
2- بحارالانوار، 72/44 .
3- بحارالانوار، 74/166 .
4- فـروع كافي، 5/143 .
(86) رفاقت و دوستي

4 ـ گشاده‌رويي و لبخند

گشاده‌رويي و لبخند در ايجاد دوستي نقش اساسي دارد، بلكه برترين عامل محبوبيت انسان در ميان مردم و بزرگ‌ترين وسيله نزديكي دل‌هاي جهانيان به يكديگر
1- بحارالانوار، 74/108 و 84/3 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (87)
است. چه يك لبخند در برابر دوستت مي‌تواند ضامن آن باشد كه دلش را به سوي تو جذب كند و بر محبت او نسبت به تو بيفزايد و اگر در قلب او كينه‌اي از تو وجود دارد او را با خنده‌اي بر لب و چهره‌اي گشاده ديدار كن زيرا اين رفتار دلش را پاك مي‌كند و زنگار كينه را از قلبش مي‌زدايد و هرگاه در كسي احساس شر و بدي كردي او را با مهرباني و گشاده‌رويي و لبخند ديدار كن كه خداوند فرموده است: «وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي هِيَ‌اَحْسَنُ فَاذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَـأَنَّـهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ»(1). از ايـن رو پيامبر بزرگوار صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «خوشخويي دوستي را پايدار مي‌كند و گشاده‌رويي كينه را از دل مي‌زدايد» .(2)
1- 34 / فصّلت:... تا آن كــه ميـان تـو و او دشمنــي است همچون دوستي كريــم و صميمي شــود.
2- تحف العقول /32 .
(88) رفاقت و دوستي
نيز: «سه چيز است كه محبت انسان را نسبت به برادر مسلمانش صفا و روشني مي‌دهــد، اين كه با گشاده‌رويــي او را ديدار كنـد و هرگاه در كنار وي بنشيند جا برايش باز كنــد و او را با نامي كه نزد او محبوب‌تر است بخواند» .(1)
نيز: «شما هرگز نمي‌توانيد با اموالتان مردم را به سوي خود جذب كنيد پس با گشــاده‌رويـــي و خــوشخــــويي آن‌هـــــا را ديـــدار كنيــد» .(2)
امير مؤمنان عليه‌السلام فرموده است: «خوشرويي دام محبت است» .(3)
نيــــز: «خـــــوشـــــــرويـــــي كمنــــــد محبّـــت است» .(4)
1- اصول كافي، 2/643 .
2- اصـول كـافي، 2/103 .
3- الحكم، 1/351 ؛ تحف العقول، 202 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (89)
نيز: «بهترين چيزي كه انسان‌ها مي‌توانند دل دوستانشان را به دست آورند و كينه را از دل دشمنانشان بزدايند خوشرويي به هنگام ديدار، احوال‌پرسي در غياب و لبخند زدن در وقت حضور آن‌هاســـت» . (1)
به همان اندازه كه گشاده‌رويي و لبخند و خوشرويي در كسب مودت و تحكيم محبت تأثير عميق دارد گرفتگي و ترشرويي و بداخلاقي در دوري دل‌ها از يكديگر و نفرت نفوس و قطع پيوندهاي دوستي و برادري بي‌نهايت مؤثر است. از اين رو از پيامبرخدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت شده كه فرموده است: «خداوند كسي را كه در برابر برادر ديني خود ترش روست دشمن مي‌دارد» .(2)
1- الحكم، 1/351 ؛ الغرر /24 .
2- بحــــارالانــــــــوار، 75/57 .
(90) رفاقت و دوستي
از امام صادق عليه‌السلام نقل شده كه فـرمـوده است: «گـرفتگـي در برابر مردم سبب دشمنـــي اســــــــت» .(1)
از جمله سخناني كه در اين فصل آمده اين است كه: تغييرات چهره آدمي زبان گويايي است كه آوازش عميق‌تر و اثرش شديدتر از آواز زبان است چه مانند آن است كه لبخند از سوي صاحب خود مي‌گويد: من تو را دوست مي‌دارم، تو به من سعادت بخشيده‌اي، من به ديدار تو سعادتمند شدم، تو مهرباني و من با لبخندم پاسخ مهرباني و صفاي تورا مي‌دهم و...

5 ـ فروتني با دوستان

هيچ چيزي مانند تكبر و خودبرتربيني دوستي را تباه نمي‌كند، چه انسان متكبر همواره عبوس و اخمو و بدمعاشرت است. همچنين هيچ چيزي مانند تواضع و فروتني نهال دوستي و برادري را در دل‌ها نمي‌نشاند، زيرا انسان فروتن محبوب دل‌ها و مقرب مردم است، همنشيني با او پسنديده و رفاقت با او لذت‌بخش و گفتگوي با او دلنشين است چنان كه امام صادق عليه‌السلام فرموده است: «سه چيز ايجاد محبت مي‌كند: دينداري، فروتنــي و بخشـش» .(1)
1- مستدرك الوسائل، 8/32 .
2- اصول كافي، 2/638 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (91)
فروتني منزلت انسان را درميان مردم بالا مي‌برد، پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «تواضــع بــر منزلــت انســان مي‌افزايــد» .(2) و موجــب مزيــد شرافــت او در ميان آن‌هــاســت. اميــر مؤمنــان عليه‌السلام فـرمـوده است: «كليــد شرف فروتنــي اســت». (3)
نيــز اميــر مؤمنــان عليه‌السلام فـرمـوده اسـت: «هر كــس بخــواهــد شرافتمنــد باشد بايــد فروتني را پيشه كند» .(1)
1- بحارالانوار، 78/229 .
2- جامع السعادات، 1/360 .
3- بحـــارالانـوار، 78/9 .
(92) رفاقت و دوستي
اما تكبر و خودبرتربيني جز اين كــه انســان را در ميــان مردم مبغوض و منفور كنــد چيــزي بــر او نمــي‌افــزايــد، چنان كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فــرمــوده است: «متكبــر منفـورتــرين مـردم است» .(2)

6 ـ خـوش گماني به دوست

هر كدام از ما تأثير فوق‌العاده‌اي را از شنيدن اين كه دوستش به وي حسن ظنّ دارد و او را ابدا متّهم نمي‌كند در نفس خود به خوبي احساس مي‌كند و در اين موقع لذت برادري و دوستي را درك و آميختگي دو روح و نزديكي دو قلب را به همديگر لمس مي‌كند، از اين رو اميرمؤمنان عليه‌السلام فرموده است: «عمل دوست خود را به نيكوترين وجه آن توجيه كن تا آن‌گاه كه آنچه تو را به او دگرگون مي‌كند به تو برسد و نسبت به سخنــي كه‌از دوستت صادرشده چنان‌چــه راهي مي‌يابي كه آن را خـوب بداني بدگمان مباش». (1)
1- بحــــارالانــــوار، 78/9.
2- بحـــارالانـــوار، 77/144 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (93)
هنگامي كه دوستت نسبت به تو حسن ظنّ دارد تو نسبت به او بدگمان مباش چه اين امر كينه و تنفر او را از تو در دلش جاي مي‌دهد به همين سبب قرآن كريم از آن نهي كرده و فرموده است: «يا أَيُّهَاالَّذِيْنَ آمَنُوااجْتَنِبُوا كَثِيْرا مِنَ‌الظَّنِ اِنَّ بَعْضَ الْظَّنِ اثمٌ». (2)
1- بحارالانوار، 71/187 ؛ 72/196 .
2- 12 / حجرات. اي كساني كه ايمان آورده‌ايد از بسياري از گمان‌ها بپرهيزيد، چه برخي از گمان‌ها گناه است.
(94) رفاقت و دوستي

7 ـ رازداري

براي دوست تو لذت بخش است كه گاهي از اوقات اخبار خود را با تو در ميان نهد و اسرارش را به تو بازگو كند. همچنين براي تو لذت‌انگيز است كه به همين‌گونه با او رفتار كني و اخبار و اسرار خويش را به او بسپاري و در اين امر بر او و بر تو باكي نيست زيرا اين مقتضاي طبيعت ياران و دوستان است. ليكن بر توست كه اسرار دوستت را محفوظ بداري و از افشاي آن‌ها به ديگران خودداري كني زيرا اگر به چنين كاري اقدام كني پيمان برادري و دوستي را نقض و به او خيانت كرده و فريبش داده‌اي و آن كه به دوستش خيانــت كند و او را فريــب دهد دوست و برادر نيست چنــان‌كه پيامبــر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمـوده است: «مجالس امانت است و روا نيست دوستي راز دوســــــت خــود را فــــاش كنــــد» .(1)
روش‌هاي تثبيت دوستي (95)
آن حضرت در وصيّت خود به ابي‌ذر فرموده است: «اي اباذر مجالس امانت است و افشاي راز برادر ديني خيانت مي‌باشد» .(2)
امير مؤمنــان عليه‌السلام فرمــوده است: «به كسـي كه رازت را فـاش كند اعتماد مكن».(3)
امام موسي‌بن‌جعفر عليه‌السلام فرموده است: «بر ضد دوستت چيزي را بازگو مكن كه او را بدنام كني و جوانمردي او را از ميان بري كه در اين صورت از جمله كساني خواهي
1- بحــــارالانــــوار، 72/172 .
2- بحارالانوار، 77/91 .
3- الحكم، 2/161 ؛ الغرر، 333.
(96) رفاقت و دوستي
بود كه خداوند در كتاب خود درباره آن‌ها فرموده است: "انَّ الَّذِيْنَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيْعَ الْفاحِشَةُ فِي‌الَّذِيْنَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أليمٌ"» .(1)

8 ـ توجـه به مشخصات دوستــان

انسان شيفته نام خويش و نام پدر و فرزندان و خانواده و ديگر امور مخصوص به خويش مي‌باشد و دوست دارد در هر زمان آن‌ها را بر زبان آورد و تكرار كند. چنان‌كه در آن هنگام كه كسي او را به نامش صدا مي‌كند يا از امور مربوط به وي مي‌پرسد يا در جايي از او سخن مي‌گويد سخت شاد و خوشحال مي‌شود .
1- 19 / نور: كسانــي كه دوست دارند زشتي‌ها در ميان مردم با ايمــان شيــوع يابد عذاب دردناكــي براي آن‌هـا در دنيا و آخرت است. بحــارالانــوار، 72/255 ؛ 72/214 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (97)
پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «هنگامي كه كسي نزد تو آمد از نام و نام پدرش و ايــن كه از چه طايفــه‌اي است از او بپــرس. اين امــر به دوستــي نزديك‌تـر است» .(1)
آنچه بر دوستي و محبت مي‌افزايد آن است كه دوست خود را به نامي كه نزد او محبوب‌تر است صدا كني تا اين كه در دل او محبوب و در نزد او نزديك و مقرب باشي، از اين رو پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله براي گراميداشت اصحابش آنان را با كنيه خطاب و با نامي كه نزد آن‌ها محبوب‌تر بود صدا مي‌كرد. همان حضرت فرموده است: «سه چيز است كه محبت انسان را نسبت به برادر مسلمانش صفا مي‌دهد، اين كه با خوشرويي او را ديدار كند، هرگاه نزد او بنشيند جا برايش باز كند، و او را به نامي كه نزد او محبـــوب‌تر است
1- بحارالانوار، 84/166 و 74/166 .
(98) رفاقت و دوستي
صـــدا كنــد». (1)
ديل كارنگي در كتاب آيين دوست‌يابي گفته است: اگر مي‌خواهي مردم تو را دوست بدارند اين قاعده را رعايت كن: «به ياد داشته باش كه نام انسان نزد او از هرچيزي زيباتـر و محبوب‌تر است».

9 ـ چشم‌پوشي از بدي

هر انساني در زندگي در معرض خطا و اشتباه است، لغزش‌هايي از او صادر و خلاف‌هايي از او ظاهر مي‌شود، زيرا كمال مطلق به خداوند و عصمت از خطا به بندگان برگزيده او اختصاص دارد و هيچ‌كس در اين اختصاص با آن‌ها مشاركت ندارد و احدي را در اين امر ياراي منازعه با آن‌ها نيست. اما ديگر مردم مرتكب گناه و بدي مي‌شوند و خطا و اشتباه از آن‌ها سرمي‌زند، بهترين آن‌ها كسي است كه لغزش او كمتر و خطا و اشتباهش ساده‌ترباشد، همان‌كساني‌كه اشتباهات خود را مي‌شمرند و لغزش‌هاي خود رامنحصرومحدودمي‌كنند.
پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «مسلمان آيينه برادر مسلمان خويش است، اگر از برادر ديني خود لغزشي ديديد با او ضديت نكنيد بلكه خود را به جاي او قرار دهيد و با نرمي و مدارا او را اندرز داده راهنمايي كنيد» .(1)
1- اصول كافي، 2/643 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (99)
برايت ميسر است كه اين‌گونه موارد خود را به درجات برجسته رشد و كمال برساني و در اوج نمونه‌اي عالي از اخلاق و رفتار قرارگيري بدين‌گونه كه در برابر بدي او نيكي و در مقابل بدرفتاري و جفاي او وفاكني تا با اين روش در زمره كساني درآيي كــه خداونــد در توصيــف آن‌هـا فرموده اســت «وَ يَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَــةِ‌السَّيِّئَــةَ» .(2)
امام صادق عليه‌السلام فرموده است: «بيشترين چيزي كه بنده را از درگاه خداوند دور مي‌كند آن‌است‌كه انسان به ديگري اظهار محبت و دوستي نمايد و در همين حال
1- بحارالانوار، 10/97 .
2- 22 / رعـــد: با نيكـي بـــدي را دفع مي‌كنند .
(100) رفاقت و دوستي
لغزش‌هاي او را ضبط كنــد تا روزي آن‌هــا را وسيله سرزنــش وي قــرار دهــد» .(1)
چشم‌پوشي از گناه و فراموش كردن بــدي‌ها و به يــاد آوردن خــوبي‌ها و نيكي‌ها از فضيلت‌ها و صفــات پسنــديــده‌اي است كه اهل‌بيت عليهم‌السلام به آن‌ها اشـــاره كرده‌اند و آن‌هـــا را ستــوده‌انــد.

10ـ شاد كردن دوستان

هر كسي در دنيا چيزي را كه مايه شادماني اوست دوست مي‌دارد و با آنچه او را خوشحال مي‌كند انس مي‌گيرد و دلش را براي هر چيز لذت‌بخشي كه مايه روشني چشمش مي‌شود بازمي‌كند و سينه‌اش را براي آن مي‌گشايد.
انسان برحسب طبع خود افراد خوش اخلاق و شادي آفرين را كه موجب فرح و
1- اصــول كافي، 2/355 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (101)
شادي‌او مي‌شود دوست‌دارد و عمل نيك او را قدرداني مي‌كند. ازاين رو پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل‌بيت عليهم‌السلام تشويق كرده‌اند كه هر دوستي بكوشد بر دوستش سرور و شادي وارد سازد تا محبت و دلبستگي او نسبت به وي فزوني يابد و اين عمل را از برترين اعمال و محبوب‌ترين آن‌ها نزد خداوند شمرده‌اند .
پيامبر گرامي صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «برترين اعمال آن است كه دل برادر ديني خود را شــاد و يـا وام او را بــرآورده كنـــــي» .(1)
استاد ديل‌كارنگي درباره اين موضوع عنوان «چگونه مردم به تو شاد مي‌شوند» به بحث خاصي پرداخته و در آن روشن ساخته كه گفتگو با مردم به آنچه آن‌ها را خوشحال مي‌كند از مهمترين عوامل در به دست آوردن دوستان و تأثير در آن‌هاست
1- وسائـــل الشيعه اصول كافي، 2/355 .
(102) رفاقت و دوستي
سپس بحــث خود را با اين جملــه كوتــاه پــايــان داده اســت كـه:
اگر مي‌خواهي مردم تو را دوست بدارند از اين قاعده پيروي كن:
«در آن‌چــه شنونــده‌ات را خوشحــال مي‌كنــد و از آن لـذّت مي‌بـرد سخن گوي» .

11 ـ همدردي با دوست و برآوردن حاجت او

زندگاني دنيا همواره در معرض حوادث و دگرگوني‌ها مي‌باشد و انسان هدف اصلي اين رويدادها و تغييرهاست، چه بسيار ثروتمند كه اموال خود را از دست داده فقير مي‌شوند و چه بسا مستمند كه بي‌نياز و ثروتمند مي‌گردند، چه بسا مرد گمنام كه زعيم و رهبر مي‌شود و مردم و سران در برابر او تسليم شده همه به فرمان او گردن مي‌نهند و بسا بزرگ مرد كه روزگار او را نگون‌بخت كرده خوار و زبون مي‌شود و موقعيت خود را در ميان مردم از دست مي‌دهد. بنابراين گردش روزگار بر يك طريقه پايدار نيست و انسان بر يك وضع باقي نمي‌ماند، اين سنت خداوند در اين جهان است،
روش‌هاي تثبيت دوستي (103)
«وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّه‌ِ تَبْدِيْلاً» .(1)
بنابراين دوست راستين كسي است كه در همه شرايط و احوال در كنار دوست خود بايستد و در شادي و غم با او سهيم بماند و در سختي و رفاه با او مشاركت داشته باشد و از همين راه دوست از غير دوست مشخص و ممتاز و حقايق آشكار و مقاصد و نيّات آزمــوده مي‌شود. از اين رو اميــر مؤمنــان عليه‌السلام فرمــوده اســت: «در سختــي، دوستي آشكـار مي‌شـــود» .(2)
پيامبـر خــدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «هرگــاه برادر مؤمن خود را در حاجتي كه دارد كمــك كنـــي نــزد مـن محبــوب‌تر از روزه رمضــان و اعتكـــاف در آن اســت» .(3)
1- 23 / فتح. هرگز در سنت الهي تغييري نخواهي يافت.
2- الحكم، 2/78 و غرر 125 .
3- بحارالانوار، 71/285 .
(104) رفاقت و دوستي
نيز: «سه چيز است كه امت طاقت آن را ندارد: مواسات با برادر ديني در مال خود، انصاف با مردم هرچند به زيان خود باشد و ياد خدا در همه احوال» (1) نيز: «خداوند در قرآن كريم فرموده است (انَّمَا المُومِنُونَ اخْوَةٌ) (2) آن‌ها حوايج يكديگر را برآورده مي‌كنند و من حوايج آن‌ها را در روز قيامت برآورده خواهم كرد» .(3)
نيز: «هر كس برادر مسلمانش از او وام بخواهد و به او وام ندهد خداوند در روزي كه به نيكوكاران پاداش مي‌دهد بهشت را بـر او حــرام مي‌گرداند» .(4)
1- مصادقة‌الاخوان ،/38 .
2- 10/حجرات، مؤمنان‌برادريكديگرند.
3- بحارالانوار، 74/311 .
4- ثواب‌الاعمال و عقاب الاعمال /339 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (105)

12ـ از خود گذشتگي

ايثار و از خود گذشتگي مرتبه‌اي است كه جز كساني كه خداوند درباره آنان فرموده است: «الاّ الَّذينَ صَبَرُوا ما يُلَقّاها الاّ ذُوْحَظٍّ عَظِيْمٍ» (1) بدان نمي‌رسند و اين برترين مراتب برادري و عالي‌ترين درجات دوستي است و متأسفانه انسان در اين روزگار كسي را نمي‌يابد كه به اين اصل عمل كند و به اين مرتبه دست يابد چه در اين زمــان اندكند كسانــي كه به حديث نبوي مشهور عمل كنند كه فرموده است: «هيچ يك از شما ايمان نمي‌آورد مگــر آن‌گاه كه براي برادر مؤمنــش دوست بــدارد آنچه را بــراي خود دوست مي‌دارد» .(2) چه رسد به مرتبــه ايثار و از خود گذشتگــي كه
1- 35 / فصّلــــــــــت .
2- بحارالانوار، 75/127 ؛ احياء علوم‌الدين، 2/142 .
(106) رفاقت و دوستي
انسان برادر ديني‌اش را بر خودش مقدّم بدارد و مصلحت او را بر مصلحت خود و حاجت خـــويش تـرجيـح دهــــد .
شايد جالب‌ترين صورت ايثار كه تاريخ آن را نقل مي‌كند چيزي است كه غزالي در احياءالعلوم ذكر كرده و گفته است:
امام علي‌بن ابي طالب عليه‌السلام با خوابيدن در بستر پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در شب هجرت آن حضرت از مكّه به مدينه جانش را فداي پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ساخت و او را با خون خود حفظ كرد از اين رو خداوند به جبرئيل و ميكائيل وحي فرمود كه: من ميان شما عقد برادري جاري كرده‌ام و عمر يكي از شما را طولاني‌تر از عمر ديگري قرارداده‌ام پس كدام يك از شما حيات خود را به ديگري ايثار مي‌كند، آن‌ها هركدام حيات خود را دوست داشته و آن را اختيــار كردند. خداونــد به آن‌ها وحي فرمود: آيا شما مانند علي‌بن‌ابي‌طالب
روش‌هاي تثبيت دوستي (107)
نمي‌باشيد كه ميان او و پيامبــرم محمّد صلي‌الله‌عليه‌و‌آله پيوند برادري برقرار كردم درحالي كه علــي در بستــر پيامبــر خوابيــد و جانــش را فداي او ساخــت و زندگي خــود را به او ايثــار كــرد، اكنــون بـه زميــن فــرود آييــد و او را از دشمنــانــش حفــظ كنيــد.
لذا جبرئيــل بر بالاي سر و ميكائيل در پايين پاي او نشسته و مي‌گفتند: آفرين بر مثل تو اي پســر ابي‌طالب خداوند به وجود تو بر فرشتگان مباهات مي‌كند. سپس خداوند اين آيه را درباره علي عليه‌السلام فرو فرستاد: «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ اِبْتِغاءَ مَرْضــاةِ اللّه‌ِ رَؤُفٌ بِالْعِبــادِ». (1)
روايت شده كه پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله اموال قبيله بني‌نضير را پس از شكست آن‌ها در جنگ ميان مهاجران تقسيم فرمود و به انصار جز به سه نفر از آن‌ها كه نيازمند بودند
1- 207 / بقره. برخي از مردم جان خود را در برابر خشنودي خدا مي‌فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.
(108) رفاقت و دوستي
چيزي‌ندادوبه‌آنان‌فرمود:«اگرمي‌خواهيداموال‌وخانه‌هايتان‌رابامهاجرين‌قسمت كنيد و در اين غنايم، با آن‌ها شريك باشيد واگرمايليدخانه‌هاواموالتان از آن خودتان باشد از اين غنايم‌بهره‌اي‌به‌شمانمي‌رسد»،انصارعرض‌كردند: مااموال و خانه‌هايمان را با مهاجران قسمت مي‌كنيم و در اين غنايم آن‌ها را بر خودمان ترجيح مي‌دهيم و در آن با آن‌ها شريك نمي‌شويم، لذا اين قول خداوند درباره آن‌ها نازل شد: "وَ الَّذينَ تَبَوَّءُ الدّارَ وَ الاْيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ اِلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمّا اُوْتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلي انْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ"». (1)
1- 9 / حشر. و كساني كه در دارالهجره و در خانه ايمان (سرزمين مدينه) پيش از مهاجران مسكن گزيدند آن‌ها كسي را كه به سويشان هجرت كرده دوست مي‌دارند و در دل خود نيازي به آن چه به مهاجــران داده شده احســاس نمي‌كنند و آن‌هــا را بر خود مقــدم مي‌دارنـد هرچند سخت فقير باشند.
روش‌هاي تثبيت دوستي (109)

13ـ اندرز

نصيحت و اندرز از بزرگ‌ترين لوازم محبت و مهمترين اركان مودّت است و دوستي و برادري وقتي به كمال مي‌رسد كه نصيحت و ارشاد پيشرو و انگيزه آن باشد و كسي كه نصيحت گوي برادر ديني خويش نباشد برادر نيست. از اين رو هرگاه در برادر مؤمن خويش نارسايي يا عيبي يافتي بايد بكوشي با لطف و مدارا او را بر نقص خود راهنمايي و به عيب خويش آگاه سازي تا نقص خود را برطرف كند و عيب را از خود بزدايد. در اين صورت نسبت به او نيكي كرده‌اي و در برابر آن استحقاق پاداش بزرگ از سوي خداوند و سپاس فراوان از سوي برادر ديني خودداري .
امــام صــادق عليه‌السلام فرموده است: «محبوب‌ترين دوستانم كسي است كه عيب‌هايم را به مــن هديـــه كنــد» .(1)
(110) رفاقت و دوستي
اميـر مؤمنان علـي‌بن ابي طالب عليه‌السلام فرمــوده است: «كســي را كــه از تــو نصيحت بخواهــد فريــب مـــده» .(2)

14ـ دوست را از محبّت خود باخبر كردن

پيامبر گرامي صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «هرگاه يكي از شما كسي را دوست بدارد او را از محبّــت خود باخبر كند» .(3)
1- بحارالانوار، 71/282 .
2- الحكم، 2/359 ؛ الغرر /266 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (111)
نيز: «كسي كه از آبروي برادر مؤمنش دفاع كند اين عمل او برايش حجابي ميان وي و آتش خواهد بود و كسي كه نسبت به برادر مسلمانش در دل خود محبّتي احساس كند و او را از آن آگاه نسازد به او خيانت كرده است» .(1)

15ـ دعا براي دوست

دعاي برادر مؤمن درباره برادرش مستجاب است زيرا دعاي او برانگيخته از دلي صادق و راستين است و در آنچه درخواست مي‌كند مخلص است و خداوند وعده كرده است دعاي صادقان را اجابت كند و آرزوي مخلصان را تحقّق دهد و خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نمي‌كند، از اين رو پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «دعاي انسان درباره بــرادر مؤمنش به اجابــت مي‌رسد درحالــي كه ممكــن است همان دعا درباره خودش به‌اجابت نرسد» .(2)
1- بحـارالانوار، 71/182، (مضمون) و 71/179 ؛ احياء علوم‌الدين، 2/125 .
2- مكارم الاخلاق، /470 .
3- احياء علوم الدين، 2/130 .
(112) رفاقت و دوستي
نيــز: «دعاي انســان دربــاره بــرادر مؤمنــش در غيــاب او رد نمـي‌شـــود» .(1)
هنگامي كه دعاكننده براي برادر مؤمنش دعا مي‌كند رحمت و بركت الهي به قدري كه مايه روشني چشم اوست بر او نازل مي‌شود و خداوند كرم و تفضّل خود را شامل حالش مي‌سازد آنچه را براي برادر مؤمن خود خواسته است به او عطا مي‌كند، چنان‌كه پيامبــر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمــوده است: «هنگامي كه انسان براي برادر مؤمنش در غياب او دعا مي‌كنــد فــرشته مي‌گويــد: و همـــانند آن براي توست» .(2)
امام‌صادق عليه‌السلام فرموده‌است: «دعاي مسلمان براي برادر مؤمنش در غياب او روزي
1- وسـائــل الشيعــه، 7/109 ؛ احيــاء علــوم الديـــن، 2/130 .
2- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال /184 ؛ وسائل الشيعه، 7/109 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (113)
را به سوي دعاكننده جلب مي‌كند و بلا را از او برمي‌گرداند و فرشتگان به او مي‌گويند: براي تو دو برابر آن است». (1)

16ـ نيكي در برابر بدي

نيكي در برابر بدي صفتي است برجسته كه از بزرگ‌ترين موهبت‌هاي الهي و عالي‌ترين ملكات انساني به شمار مي‌آيد و تنها طبقه عالي جامعه كه نفسشان تزكيه شده و دل‌هايشان پاكيزه و وجدانشان پاك و درونشان به صلاح آراسته است از اين صفت ارزشمند انساني برخوردارند و تأثير آن در نفوس مردم بسيار زياد و غيرقابل انكار است. اين صفت والا از مهم‌ترين اركان دوستي و برادري و مؤثّرترين عامل انس و آشنايي و بزرگ‌ترين انگيزه محبّت و نزديكي مردم به يكديگر است. چه احسان در انســان مؤثّــر است و باعــث تملّك قلــب اوســت از ايــن رو خداونــد بــه ايــن امر دستــور داده و مردم را بدان دعوت و تشويق كرده اســت.
1- اصول كافي، 2/507 .
(114) رفاقت و دوستي
خداوند فرموده است: «انَّ اللّه‌َ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسانِ» .(1)
نيز: «اِنَّ اللّه‌َ مَــعَ الَّذيــنَ اتَّقَـوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ» .(2)
نيـــــــز: «وَ اللّه‌ُ يُحِـــــــــبُّ الْمُحْسِنيـــــــــــــنَ» .(3)
پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود: «دل‌ها بر محبّت كساني كه به آن‌ها نيكي مي‌كنند و بر دشمني كساني‌كه به‌آن‌ها بدي مي‌كنند سرشته‌شده‌است» .(4)
1- 90 / نحل. خــداوند به عــدل و احسان... فرمان مي‌دهد.
2- 128 / نحــل. خداوند با كسانــي است كه تقــوا پيشه مي‌كنند و كساني كه نيكوكارند.
3- 134 / آل‌عمران. و خداوند نيكوكاران را دوست مي‌دارد .
4- مصـادقـة الاخــوان، 55 ؛ تحف العقول، /26 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (115)
اميـرمؤمنــان صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده اســت: «به هر كس كه خواهـي نيكـي كـن تـا فرمانرواي او شوي» .(1)
چون نيكي به كسي كه به تو بدي كرده عالي‌ترين مرتبه و بزرگ‌ترين منزلت است و بيشترين‌تأثير را در اصلاح نفوس دارد. قرآن كريم ما را بدان ارشاد كرده و در توصيف مؤمنان فرموده است: «وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةِ» (2) و نيز: «ادْفَعْ بِالَّتـي هِيَ احْسَنُ فَاذَاالَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ‌كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميمٌ». (3)
از سوي پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل بيت عليهم‌السلام دستورهاي بسياري وارد شده كه مردم را
1- بحارالانوار، 74/411 .
2- 22 / رعد:... و با نيكي بدي را از ميان مي‌برند.
3- 34 / فصلت. بـدي را با نيكي دفع كن تا دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صميمي شوند.
(116) رفاقت و دوستي
تشويق مي‌كند بر اين كه در برابر بدي نيكي كنند و سيّئات را با حسنات دفع‌كننــده به ويژه با دوستــان چنين باشند تا با خوشبختي و شادكامي زندگي را به‌سر برند.

17ـ خوب گوش دادن به سخن دوست

هنگامي كه دوستت با تو سخن مي‌گويد آنچه وفاداري و ادب بر تو واجب مي‌كند آن است كه روي خود را متوجه او كني و به سخنان او گوش دهي و رشته سخنان او را پاره نكني و در طول گفتار او دل به چيزي مشغول نگرداني، چه اين امــور به دوستي آسيب‌مي‌زند و صفاي‌محبت‌راتيره‌مي‌سازد.
پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل بيت عليهم‌السلام خوب گوش دادن به گفتار كسي را كه با تو سخـن مي‌گويـد نشـانه مـروّت و جـوانمردي انســان شمــرده‌اند، چنان كه پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است: «از مروّت و جوانمردي است كه انسان به هنگامي كه دوستش با او سخن
روش‌هاي تثبيت دوستي (117)
مي‌گويد به‌گفتارش گوش‌دهد و ازخوبي همراهي دوست‌است‌كه وقتي‌بندكفش دوستش پاره شود به خاطر او بايستد».
همچنين پيامبر گرامي صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل بيت عليهم‌السلام گوش ندادن به سخنان گوينده را تـا آن‌گـاه كــه بـه پايـان رســد از دلايــل نــادانــي و روش نــادان‌هــا شمرده‌انــد، امــام صادق عليه‌السلام فرمود است: «از خوبي‌هاي نادان‌هاست كه پيش از آن كه بشنوند پاســخ مي‌گويند و پيش از آن كه بفهمنــد مخالفت مي‌كننــد و به چيــزي كه در آن آگاهي ندارند داوري مي‌كنند».(1)
ديل كارنگي درباره خوب گوش دادن و تأثير فوق‌العاده آن در كسب قلوب و جذب نفوس سخن گفته و گفتار خود را به اين جمله كوتاه پايان داده است كه: اگر
1- بحارالانوار، 2/62 .
(118) رفاقت و دوستي
مي‌خـواهــي مـــردم تو را دوست بــدارند از اين قــاعـــده پيــروي كـــن:
«شنونده خوبي باش و گوينده را تشويق كن كه از خودش سخن گويد» .
همچنين مي‌گويد: اگر مي‌خواهي مردم از گرد تو پراكنده شوند و هنگامي كه اجتمـــاع آن‌هـــا را تــرك كــردي تـــو را مسخـره كنند چنيـــن بــــاش :
«به كسي فرصت سخن گفتن مده... و پيوسته از خودت سخن گوي و هرگاه ضمن آن كه ديگري سخن مي‌گويد انديشه‌اي به ذهنت خطور كرد منتظر مباش تا او گفتارش را تمام كند چه او مانند تو تيزهوش و با ادب نيست پس چرا وقت خود را با شنيدن گفتار ياوه‌اش‌ضايع‌كني... بلكه در ميان‌سخنانش بر او وارد ودرنيمه‌گفتارش‌بااوروبروشو».
سپس‌مي‌گويد: «براي آن‌كه گوينده برجسته‌اي بشوي نخست شنونده خوبي باش».

18ـ اطعــام دوستـان

همه ما درك مي‌كنيم كه اجتماع دوستان در يك خانه و بر سر يك سفره بودن در
روش‌هاي تثبيت دوستي (119)
برانگيختن روح دوستي و نزديكي ميان آن‌ها از چه اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است. اينان از چنين مجالسي برنمي‌گردند جز اين كه در بازگشت دل‌هايشان از محبت لبريــز و نفوسشان سرشار از مودّت نسبت به يكديگر است و همگي شكرگزار و ثناگوي دوستــي هستند كه آن‌ها را مورد لطــف قرارداده و مشمول فضل و احسان خــود ساخته اســت و در نتيجــه بر محبــت و مـودت خويش نسبــت به او مي‌افزايند .
از اين رو روايات بسياري از اهل‌بيت عليهم‌السلام در تشويق و ترغيب بر اطعام دوستان وارد شده است تا منافع بسيار آن در دنيا و پاداش بزرگ آن در آخرت عايد آنــان گـردد.
امير مؤمنان عليه‌السلام فرموده است: اگر يك صاع (سه كيلوگرم) طعام فراهم سازم و بــرادران ديني خود را بر گرد آن جمــع كنم نزد من محبوب‌تر است از اين كه بنده‌اي آزاد كنم» .(1)
(120) رفاقت و دوستي
از ابي‌بصير نقل شده كه گفته است: سخن از اصحاب ما (برادران مذهبي) به ميان آمد، گفتم: من ناهار و شام نمي‌خورم مگر آن كه دو يا سه تن يا كمتر يا بيشتر از برادران در كنارم باشند. ابي عبداللّه عليه‌السلام فرمود: «احسان آن‌ها بر تو بزرگ‌تر از احسان تو بر آن‌هاست». عرض كردم: فدايت شوم، اين چگونه است و حال آن كه من به آن‌ها طعام مي‌خورانم و مالم را براي آن‌ها خرج مي‌كنم و خانواده و خدمتكارانم به آن‌ها خدمت مي‌كنند؟، فرمود: «وقتي آن‌ها بر تو داخل مي‌شوند رزق فراواني را بر تو وارد مي‌كننــد و زمانــي كه خارج مي‌شونـد با مغفـرت و آمرزش الهي بيرون مي‌روند» .(1)
1- بحار الانوار، 71/366 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (121)
به اسحاق فرمود: آيا برادران ديني تو به خانه‌ات وارد مي‌شوند و از طعامت مي‌خورند و از آشاميدني‌هايت مي‌نوشند و پا بر فرش تو مي‌نهند؟ عرض كردم: آري، فرمود: «بدان آن‌ها از خانه‌ات بيرون نمي‌روند جز اين كه بر تو فضيلت دارند». اسحاق گفــت: اي آقاي من، آن‌ها به خانه‌ام وارد مي‌شوند و طعامم را مي‌خورند و بر روي فرش من مي‌نشيننــد با اين همه از خانــه‌ام بيــرون مي‌روند در حالي كه بر مــن فضيلت دارند؟ فرمود: «آري آنـان روزي خـود را خـورده‌انـد و گنــاهــان تو و عـائلــه‌ات را از خــانه بيــرون بـرده‌اند».

19 ـ رعايت صفا و محبت با دوستان

«وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي هِيَ اَحْسَنُ فَاِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَاَنَّهُ وَلِيٌّ حَميمٌ :(2) هرگز نيكي و بدي يكسان نيست ، بدي‌را با نيكي دفع كن ، تا
1- بحارالانوار، 71/375 .
2- 34 / فصّلت .
(122) رفاقت و دوستي
دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صميمي شوند» .
« وَلِيّ » در اين جا به معني دوست و « حَميمٌ » در اصل به معني آب داغ و سوزان اســت و اگر به عــرق بدن حميم گفته مي‌شــود به خاطر گرمــي آن است و حمــام را نيز به همين مناسبت حمــام مي‌گويند ، به دوستــان پرمحبت و گــرم و داغ نيــز « حميم » گفتـه مي‌شـود و منظـور در آيــه هميــن اســــت .
بعد از بيان دعوت به‌سوي خداوند و اوصاف داعيان الي اللّه ، اين آيه روش دعوت را شــرح داده اســـت ( وَ لا تَسْتَــوِي الْحَسَنَــةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ).
در حالي كه مخالفان حق سلاحي جز بدگويي و افتراء و سخريه و استهزاء و انواع فشارها و ستم‌ها ندارند ، بايد سلاح شما پاكي و تقوا و سخن حق و نرمش و محبت باشد .
روش‌هاي تثبيت دوستي (123)
گرچه «حَسَنَة» و «سَيِّئَة» مفهوم وسيعي دارد ، تمام نيكي‌ها و خوبي‌ها و خيرات و بركات در مفهوم حسنه جمع است ، همان‌گونه كه هر گونه انحراف و زشتي و عذاب در مفهوم سيّئة خلاصه شده است ، ولي در آيه مورد بحث آن شاخه‌اي از « حَسَنَة » و «سَيِّئَة» كه مربوط به‌روش‌هاي تبليغي‌است منظورمي‌باشد .
درپايان‌آيه به‌فلسفه عميق اين برنامه در يك جمله كوتاه اشاره كرده ، مي‌فرمايد : نتيجه اين كار آن خواهد شد كه « دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صميمي شونــد » ( فَاِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَـهُ عَـداوَةٌ كَاَنَّـهُ وَلِيٌّ حَميمٌ ) .
آن‌چه را قرآن در اين آيه بيان كرده و در آيه 96 سوره مؤمنون نيز به‌شكل ديگري آمده( اِدْفَعْ بِالَّتي هِيَ اَحْسَنُ السَّيِّئَةَ ) از مهم‌ترين و ظريف‌ترين و پربارترين روش‌هاي تبليغ ، مخصوصا در برابر دشمنان نادان و لجوج است و آخرين تحقيقات روانشنـــاســـان نيـــز بـــه آن منتهـــي شـــده اســـت .
زيرا هر كس بدي كند ، انتظار مقابله به مثل را دارد ، مخصوصا افراد بد چون
(124) رفاقت و دوستي
خودشان از اين قماشند و گاه يك بدي را چند برابر پاسخ مي‌گويند ، هنگامي كه ببينند كه طرف مقابل نه تنها بدي را به بدي پـاسخ نمـي‌دهد ، بلكـه با خوبي و نيكي به مقابله برمي‌خيزد ، اين‌جا است كه طوفاني در وجودشان برپا مي‌شود ، وجـدانشـان تحت فشــار شديدي قـرار مي‌گيــرد و بيــدار مي‌گردد ، انقلابي در درون جانشان صورت مي‌گيــرد ، شرمنــده مي‌شونــد ، احساس حقــارت مي‌كننــد و براي طــرف مقــابل عظمـت قـائـــل مي‌شونــد .
اين‌جا است كه كينه‌ها و عداوت‌ها با طوفاني از درون جان برخاسته و جاي آن را محبت و صميميت مي‌گيرد .
بديهي است اين يك قانون غالبــي است نه دايمي ، زيرا هميشه اقليتي هستند كه از اين روش ســوء استفــاده مي‌كننــد و تا زير ضربــات خردكننــده شــلاق مجازات قــرار نگيـرنــد ، آدم نمي‌شـــونــد و دســـت از اعمـال زشــت خـود بـرنمـي‌دارنــد .
روش‌هاي تثبيت دوستي (125)
البته حساب اين گروه جدا است و بايد در برابر آن‌ها از شدت عمل استفاده كرد ، ولي نبايد فراموش كرد كه اين دسته هميشه در اقليت هستند ، قانوني كه حاكم بر اكثـريت اسـت ، همـان قانون « دفـع سيئـه بـا حسنـه » اسـت .
و لذا ملاحظه مي‌كنيم كه پيغمبر گرامي اسلام صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و پيشوايان معصوم عليهم‌السلام هميشه از اين روش عالي قرآني بهره مي‌گرفتند ، في المثل به هنگام فتح مكه كه نه تنها دشمنان ، بلكه دوستان انتظار انتقام‌جويي شديد مسلمين و به راه انداختن حمام خون در آن سرزمين كفر و شرك و نفاق و كانون دشمنان سنگ‌دل و بي‌رحم داشتند و حتي بعضي از پرچم‌داران سپاه اسلام در آن روز رو به سوي ابوسفيان كرده و شعار «اَلْيَوْمُ يَوْمُ الْمَلْحَمَةِ، اَلْيَوْمُ تُسْبَي‌الْحُرْمَةُ، اَلْيَوْمُ اَذَلَّ اللّهُ قُرَيْشا : امروز ، روز انتقـام ، روز از بين رفتن احتـرام نفوس و اموال دشمنـان و روز ذلت و خواري قريش است » سر دادند ، پيغمبر گرامي اسلام صلي‌الله‌عليه‌و‌آله با جملـه « اِذْهَبُوا فَاَنْتُمُ الطُّلَقاءُ : برويد و همه آزاديد »
(126) رفاقت و دوستي
همه را مشمول عفو خود قرار داد ، رو به سوي ابوسفيان فرمود و شعار انتقام‌جويانه را به اين شعــار محبت‌آميــز تبديل فرمود : « اَلْيَوْمُ يَوْمُ الْمَرْحَمَةُ اَلْيَوْمُ اَعَــزَّ اللّهُ قُــرَيْشــا : امــروز ، روز رحمــت اســت ، امــروز روز عــزت قـريـــش اســـت » . (1)
هميــن عمل چنان طوفاني در سرزميــن دل‌هاي مكيــان مشرك بر پا كرد كه به گفتــه قرآن : « يَدْخُلُونَ في دينِ اللّهِ اَفْــواجا : فــوج ، فــوج مسلمان شدند و آيين اسلام را با جـان و دل پذيــرا گشتند» (2 / نصر) .
ولي با تمام اين احوال به طوري كه در تواريخ اسلام آمده است پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله چند نفر را نام برد و از عفو عمومي مستثني كرد ، چراكه افرادي خطرناك و غير قابل بخشش بودند ، اما بقيه را جز اين چند نفر مشمول عفو عمومي ساخت و در ضمن، اين جمله
1- « بحار الانوار » ، جلد 21 ، صفحه 109 .
روش‌هاي تثبيت دوستي (127)
پرمعني را بيان كرد : « من درباره شما همان مي‌گويم كه يوسف درباره برادران خود كه بر او ستم كرده بودند ، گفت : لا تَثْريبَ عَلَيْكُمُ اَلْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَكُمْ وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ: امـروز ملامتي بر شمـا نيست ، خــدا شمـا را ببخشـد كــه او ارحم‌الراحمين است » .(1)

طبقـه‌بنــدي دوستـان

مــردم از حيث آغاز و پايان با همديگر برابر و همچون دندانه‌هاي شانه‌اند همه از آدم عليه‌السلام و آدم‌از خاك آفريده شده است. ليكن‌از نظر مواهب و ويژگي‌ها و ملكات درجات و طبقات آن‌ها مختلف است.
دستــه‌اي از عالمــان و حكيمــان و پرهيزگــاراننــد كــه بـالاتـريــن طبقــاتنــد.
دستــه ديگــر نادانان و فاسقـان و اشـرارند كه در پايين‌تريــن طبقات جاي دارند.
1- « بحار الانوار » ، جلد 21 ، صفحه 132 .
(128) رفاقت و دوستي
ميان اين دو طبقه درجات متعدد و مراتب بسياري است.
قرآن كريم بر اين تفاوت و اختلاف تصريح فرموده است: «يَرْفَعِ اللّه‌ُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُــمْ وَ الَّذينَ اُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ». (1)
نيز: «اُنْظُرْ كَيْفَ‌فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَليبَعْضٍ وَ لَلاَخِرَةُ‌اَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَأَكْبَرُتَفْضيلاً» .(2)
نيز: «أمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقينَ كالْفُجّارِ» .(3)
نيز: «هَـلْ يَسْتَـوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُــونَ». (4)
1-11/مجادله:...خداوندآن‌هاراكه‌ايمان‌آورده‌اندوكساني‌راكه‌ازعلم‌بهره‌دارنددرجات‌بزرگي‌مي‌بخشد.
2- اصــول كـــافــي، 2/660 ؛ بحــــارالانــــوار، 75/75 .
3- 28 / ص. يا پرهيزگاران را همچون فاجران قـرار مي‌دهيم .
4- 9 / زمـــر. بگــو آيــا كسـانــي كــه مي‌داننــد با كســـاني كه نمي‌داننــد يكســانند؟
طبقه‌بندي دوستان (129)
نيز: «أفَمَنْ كانَ مُؤْمِنا كَمَنْ كانَ فاسِقا لا يَسْتَوُونَ» .(1)
اكنون درباره آنچه در برابر دوستان بر انســان واجب است گمــان تــو چيست ؟
آيا به طور برابر با آن‌ها رفتار كند يا اختلاف را در نظر گيرد. اگر به طور برابر رفتار كند بي‌شك حقّ بلندپايه را انكار كرده يابه فرومايه چيزي را كه استحقاق ندارد بخشيــده است و اگر اختــلاف را در نظر گيــرد كينه‌هايي بر ضــد خود در دل يــاران و دوستانــش برانگيخته است. بنابرايــن براي اصلاح اين امــر راه حل صحيــح و رأي درست‌چيست ؟
1- 18 / سجده. آيا كسي كه با ايمان باشد همچون كسي است كه فاسق باشد؟ نه هرگز اين دو برابر نيستند.
(130) رفاقت و دوستي
بي شك رأي درست آن است كه ميان دوستان از حيث محبت قلبي تفاوت قايل شود، چه اين تفاوت برحسب صفات محبوب و ويژگي‌ها و خصايص او امري اجتنــاب‌ناپــذيــر است. همچنيــن از حيث ارزش و بــزرگواري و احتــرام شخصــي بايد اختــلاف ميان آن‌ها را در نظر گرفت و هركدام را در حد استحقاقي كه دارد مـــورد اكـرام و احترام قرار داد.
آري اگر دوستان همه در يك جا گرد هم آمده باشند شايسته است در حفظ مظاهر دوستي و روكردن و خوشآمدگويي به آن‌ها و سخن گفتن با آنان و شنيدن گفتارشان و امثال اين‌ها كه از لوازم دوستي و حقوق برادري است ميان آن‌ها تساوي را برقرار كرد. اما اگر با هر يك از دوستان به‌طور جداگانه ديدار كند بايد آنچه را در خور است بي‌كم و كاست رعايت و حقّ او را ادا كند.
امام صادق عليه‌السلام در اين حديث به همين نكته دقيق اشاره كرده و فرموده است: «هرگاه افراد حاضر سه تن از مؤمنان باشند دو نفر از آن‌ها به سخنگويي درگوشي
طبقه‌بندي دوستان (131)
نپـردازند چه اين امر دوســت آن دو را غمگيــن مي‌سازد» .(1)
نيز فرموده است: «پيامبر خــدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نگاه‌هاي خــود را ميان اصحابش تقسيم مي‌فرمــود، و بــه ايـن و آن به تســاوي نظــر مي‌كـــرد» .(2)

رفيـق‌شنــاسي از ديـدگــاه روايـات

1. عن موسي بن جعفر عن آبائه عليه‌السلام قال: قالَ رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله : «اذا أحَبَّ أحَدُكُمْ أخاهُ فلْيسألَهُ عَنْ اسم أبيهِ و عَنْ قَبِيلَتِهِ وَ عَشِيرَتِه فانّهُ مِن الحَقِّ الواجِبِ و صدق الاخاءِ أنْ
1- اصـــول كــــافــي، 2/660 .
2- اصــول كــافــي، 2/671 .
(132) رفاقت و دوستي
يسألَهُ عَنْ ذلِكَ وَ الاّ فانَّها مَعْرِفَةٌ حَمْقاهُ».(1)
امام‌موسي‌بن‌جعفر عليه‌السلام ازجدش رسول‌اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل مي‌كند:
هرگاه يكي‌ازشما برادرش را دوست داشته باشد، بايد از نام پدر و قبيله و عشيره او سؤال كند، زيرا اين حقوق واجب به شمار مي‌رود.
اخوّت حقيقــي آن است كه از برادرش اين ســؤال را بكنــد، وگرنه شناختي احمقانـــه خواهــد بــود.
2. قال النبــي صلي‌الله‌عليه‌و‌آله : «أكْثِــروا مِن الاخوانِ فــانَّ ربَّكمْ حييُّ كريمٌ يستحْيِي أن يُعَــذّب عبْــدَهُ بيــن اخــوانِهِ يَـــوْمَ القيمَــــةِ».
پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند: دوست بسيار گيريد، زيرا خداي شما با حيا و بخشنده است و شــرم دارد كـــه روز رستــاخيز، بنــده خـــود را در ميــان بــرادرانش عــذاب كنـد.
3. قال رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله : «انَّ اللّه تَعالي يحِبُّ الْمداوَمَة عَلَي الاخاءِ القديم فَدوِمُوا» .(2)
1- بحارالانوار، ح 74، ص 179.
2- نهج الفصاحه، ص 84 .
رفيق‌شناسي از ديدگاه روايات (133)
خداونــد ادامــه دوستي ديرينـه را دوست دارد، بنابرايــن دوستي ديرينــه را ادامــه دهيد.
4. قال الامام علي عليه‌السلام «يَا بُنيَّ اجْعَلْ نَفْسك مِيزانا فِيما بَيْنَك وَ بَيْنَ غَيْرِكَ، فَاَحْبِبْ لِغَيْركَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ، و اَكْرَهْ لَهُ ما تَكْرَهُ لَهَا. وَ لا تَظْلِمْ كَمَا لا تُحِبُّ اَنْ تُظلَم وَ اَحْسِنْ كَمَا اَن يُحْسَنَ الَيْكَ. وَاسْتَقْبِحْ مِن نَّفْسِكَ ما تسْتَقْبِحُ مِنْ غَيْركَ. وَ ارْضَ مِنَ النَّاسِ بِمَا تَرْضاهُ لَهُمْ مِّن نَّفْسِكَ. وَ لا تَقُلْ ما لا تَعْلَمُ وَ ان قَلَّ ما وَ لا تَقُلْ تَرْضاهُ لَهُمْ مِّن نَّفْسِكَ. وَ لا تَقُلْ ما لا تَعْلَمُ وَ ان قَلَّ ما وَ لا تَقُلْ ما لا تُحِبُّ اَن يُقالَ لَك. وَ اَعْلَمْ اَنَّ الاْعِجابَ ضِدُّ الصَّرابِ و ءَافَةُ الاَْلبابِ. فَاسْمعَ فِي كَدْحِكَ وَ لا تَكُنْ خازنا لِغَيْرِكَ، وَ اذا اَتَتْ هُدِيتَ لِقَصْدِكَ فَكُنْ اَخْشَعَ ما تَكوُنُ لرَبِّكَ.»
اي فرزند عزيزم، در روابط خود با ديگران، نفس خويش را ميزان قرارده، هرآنچه را
(134) رفاقت و دوستي
كه براي خود مي‌پسندي، براي ديگران نيز بپسند و آن چه را كه بر خويش نمي‌پسندي، بر ديگران نيز مپسند. چنان كه دوست نداري ستم بيني، خود نيز ستم مكن، و همان‌گونه كه از ديگران نيكي را انتظار داري، خود نيز در حق آنان نيكي كن. هركاري را كه از ديگران زشت مي‌شماري، ارتكابش را براي خود نيز زشت بدان. از خدمت ديگران به مقداري خشنود باش كه خود با ارائه آن خشنودي و درنهايت آن چه نمي‌داني مگو، هـرچنــد دانسته‌هـايــت اندك باشــد و آنچه را كه دوســت نداري دربـــاره‌ات بگويند، تو نيـز درباره ديگـران مگـو.
و نيز بدان كه خود بزرگ بينــي خلاف منطــق و آفــت انديشه است.
پس براي زندگي خويش بكوش و خزانه‌دار ديگران مباش و آنگاه كه در راستا تعادل حركت مي‌كني، در برابر پروردگارت بيشتر و بيشتر خاشع بـاش. (1)
1- نهج الفصاحه، فيض الاسلام، ج 5 .
رفيق‌شناسي از ديدگاه روايات (135)
5. «وَ قــالَ عِنْــدَهُ رَجُــلٌ: اِنَّ الْمَعْــرُوفَ اِذا اُسْــدِيَ اِلـي غَيْـرِ أَهْلِـهِ ضـــاعَ فَقـــالَ الحسيـــنُ عليه‌السلام لَيْــسَ كَــذلِــكَ، وَ لكِــنْ تكــونُ الضيعُـهُ مِثْـلُ المطـــر تصيبُ البِرَّ و الفـاجِرَ» (1)
مردي در خدمت امام حسين عليه‌السلام گفت: محبت و احسان به نا اهل به هدر مي‌رود و حضــرت فرمودنـد: چنيــن نيســت. نيكـي همانند باران است كه بر نيك و بد مي‌بـارد .
6. «قال الباقر عليه‌السلام صحبة عشرين سنة قرابةٌ
رفاقت بيســت ساله خــويشــاونـدي است».
7. «عــن ابــي عبــداللّه عليه‌السلام قال: ما صافَــحَ رســول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله رَجُلاً قَــطُّ فَنَزَعَ يَــدَهُ حَتّــي يَكُــونَ هُــو الَّذِي ينْزَعُ يَدَهُ مِنْهُ (2)
1- تحف العقول، ص 279 .
(136) رفاقت و دوستي
از امام صادق عليه‌السلام نقل شده است: پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله هرگز با مردي مصافحه نكرد كه دستش را از دست او بردارد تا آن مرد دستش را از دست رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله برمي‌داشت».
8. «... عن ابي عبــداللّه عليه‌السلام قالَ: قالَ أمِيــرُ المؤمنين عليه‌السلام : الْمُؤْمِــنُ مَأْلُوفٌ وَ لا خَيـــر فِيمَـنْ و لا يُــؤلَـفُ (1)
از امام صادق عليه‌السلام نقل شده است كه فرمود: امير المؤمنين عليه‌السلام فرموده است: مؤمن مورد انس قرار مي‌گيرد. كســي كه نــه انس بگيرد و نه ديگــران با او انس داشته باشند خيري در او نيست».
9. «عن ابي عبداللّه عليه‌السلام قال: أحبَ‌اخْوانِي الَيَّ مَن أَهْدي اِلَيَّ عُيُوبِي (2)
1- مشكوة الانوار، ص 201 .
2- بحار الانوار، ج 7، ص 381 .
رفيق‌شناسي از ديدگاه روايات (137)
از امـام صــادق عليه‌السلام نقــل شــده كــه فــرمــود: محبوب‌ترين برادران من در نظرم كسي است كه عيـوب مـرا بـه مـن بگـويد».
10. «يا بُني اذا زُرْتَ فَزُرِ الاَْخْيارَ و لا تَزرِ الفُجّارَ فَاِنَّهُمْ صَخْرةٌ لا يَتَفَجَّرُ ماؤُها وَ شَجَرةٌ لا يَخْضَرُّ وَرَقُهـا وَ أرضٌ لا يَظْهَـرُ عُشبُها (1)
پسرم اگر خواستي با كسي ديدار كني به ديدار خوبان برو و هيچ‌گاه به ديدار بدكاران نرو، زيرا آنان همانند تخته سنگي هستند كه هرگز از آن آبي جاري نمي‌شود و درختــي كه بــرگش سبـــز نمي‌گــــردد و زمينـــي كـــه گيــاهش آشكار نمي‌شود.»
11. «قــالَ الامــــامُ الجــوادُ عليه‌السلام : ملاقـاتُ الاخــوانِ نَشْــرَةٌ و تَلقيــحٌ لِلْعقــلِ وَ اِنْ كـــــانَ نـــزرا قليــــــلاً (2)
ملاقــات و ديــدار بــرادران سبــب توسعه و باروري عقــل است اگر چه كم و
1- روضة المتقين، ج 12، ص 13 .
2- بحارالانوار، ج 75، ص 302 .
3- مسند امام جواد عليه‌السلام ، ص 242 .
(138) رفاقت و دوستي
اندك باشــد.»
12. «خَيْــــرُ أِخْــوانُــــكَ مَـــنْ نَسِــــيَ ذَنْبَــكَ و ذَكَّــرَ اِحْســـانَــكَ اِلَيْـــــهِ (1)
بهتــرين بــرادران تــو كســي است كه اشتباهت را ناديده و احسانت را متذكر و يادآور شود.»

دوستــي‌هـاي ممنـــوع

دوستي با كافران يا اهل‌ذمه

از امام صادق عليه‌السلام طبق سند معتبري منقول است: سزاوارنيست كه مؤمن با كافر اهل ذمه شريك شده يا امانتــي را به وي بسپــارد تا برايش چيــزي را خريداري كنند. و همچنيــن از امــام كاظــم عليه‌السلام نقــل شــده اســت كــه مسلمــان نبايــد با كافر در
1- بحارالانوار، ج 78، ص 379.
دوستي‌هاي ممنوع (139)
يك كاسه چيـزي بخــورد و يـا بـا او در يـك جــا بنشينـد و يــا بـا او مصـاحبـت كنـد.

دوستي با فاسق

فاسق كسي است كه از راه راست منحرف گشته و به احكام الهي بي‌تفاوت است و كسي است كه احكام و دستورات الهي را ناديده گرفته يعني شخصي پست و فرومايه، او تنها به دنبال منافع خويش بوده و اگر نفعي از كسي به او برسد دوستي مي‌كند و اگر شخص ثالثي منفعتش بيشتر از آن باشد دوستي قبلي را فداي آن مي‌كند، دوستي با اين‌گونه افراد مايه بدبختي انسان و باعث متزلزل شدن زندگي افراد بوده و فاسق كسي است كه با بي‌شرمي به هر كار زشت و پستي تن دهد تا هوس‌هاي حيواني خويش را اشباع نمايد و از هواپرستي ترس ندارد دوست دارد افراد پاك را مانند خود جلوه دهد و خصوصيات خويش را به آنها نسبت دهد فاسق ياوه‌گو و بي‌نزاكت بوده و فحاش و بدزبان‌است‌با اين خصوصيات او هم به خودش ضربه مي‌زند و به هركسي كه دوست
(140) رفاقت و دوستي
يا آشناي او است ضربه خواهد زد و انسان بايد از دوستي با اين‌گونه افراد خودداري نمايــد. حضرت رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله مبــارزه با اين‌گونــه افــراد را مثل جهاد قلمداد نموده‌ومي‌فرمايد:
«الجهادُ أرْبَعٌ: الامْرُ بالْمَعْرُوف وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الصِّدقُ في مَواطِنَ الصَّبْرِ وَ شَنَــآن الفاســق (1)
جهاد چهار قسم است : امر به معروف و نهــي از منكــر و راستي در مـــوقع صبر و تنفـر از فاسق.»
1- نهج الفصاحه، ص 281 .
دوستي با فاسق (141)

دروغگو

«ايّـاكَ و مُصاحَبَــة الكـذّابِ فانَّــهُ كَسَــرابٍ البَعيــدَ و يُبَعِّــدُ الَيْـــكَ الْقَريــبَ (1)
از مصاحبــت دروغگو بپرهيزد كه دروغگو چون سراب است دور را نزديك و نزديك‌را دور نمايد».

آئين دوستيابي و خلاصه‌اي از نظريه ديل كارنگي

در اين فصل از كتاب به منظور مقايسه نظر قرآن كريم و روايات با نظرات شخصيت‌هاي برجسته و حكماي مشهور، بخشي از آن‌ها را درج نموده‌ايم. در اين مقايسه مشاهده خواهيد نمود كه نظرات اسلام عزيز بسيار عميق‌تر و جذاب‌تر و كارسازتر مي‌باشد .
1- نهج الفصاحه، ش 1015، ص 204 .
(142) رفاقت و دوستي
ديل كارنگي در بين سال‌هاي 1955 ـ 1888 ميلادي زندگي مي‌كرده، يكي از روانشناسان و مربيان تعليم و تربيت مشهور آمريكا است. از جمله شخصيت‌هايي است كه در كار خويش موفق بوده است. اكنون به خلاصه‌اي از نظريات او در كتاب آيين دوست‌يابي در رابطه با نفوذ در ديگران توجه فرماييد:
1. نخست بايد در طرف (فرد مورد نظر) ميل شديدي ايجاد نمود، آن كه بتواند اين كــار را بكنــد دنيــا را طــرفدار خــود ساختــه و آن كــه نتوانــد در تنهايــي در جاده متروكي گــام خواهد گــذاشت.
2. به ساير افراد علاقه‌مند گرديد.
3. لبخنـــــــد بـــــزنيـــــــــد.
4. شنونده‌خوبي‌باشيد. ديگران‌را تشويق‌كنيد تا در رابطه‌با خودشان صحبت كند.
5. آنچه مــورد علاقه طــرف است صحبــت كنيد.
آئيـن دوستيابي و خلاصه‌اي از نظريه ديل كارنگي (143)
6. كاري كنيد كه طرف مقابل خود را مهمّ احساس كند و اين كار را صميمانه انجام دهيــد براي انجام كارهايــي كه به ديگران پيشنهاد مي‌كنيــد طوري رفتار نماييد كه آنها خــود را مهــمّ احسـاس كننـد و بـا خــوشحــالي به خـواستــه شمــا عمل كنند.
7. با تحسين و تقدير حقيقي و صادقانه بحث را شروع كنيد و درنهايت طرف را وادار به حفـظ ارزش‌هاي خود بنماييد.
8. خطاي ديگران را به‌طور مستقيم به آنها تذكر دهيد و مراقب باشيد احساس تفاخر و برتري در حرف‌هايتان نباشد.
9. قبل از طرح انتقادهاي خود از ديگران ابتدا پاي اشتباهات خودتان را به ميان بكشيد و از آن‌هــــا سخـن بگـــوييـد.
10. بجـاي صـدور دستور مستقيم خواسته‌هاي خود را به صورت پيشنهاد سؤالي مطرح كنيد.
(144) رفاقت و دوستي
11. اجازه دهيد طرف حيثيت و آبروي خود را حفظ كند، «جريحه‌دار كردن احساسات ديگران كار انسـان‌هاي بـزرگ نيست».
12. از پيشرفت‌هاي كوچك ديگران سخاوتمندانه تعريف كنيد و در ستايش استعــدادهــاي آن‌هــا صميميــت نشــان دهيـد.
13. ديگران را از حُسن شهرت برخوردار سازيد تا خود را لايق نام نيك كه براي آن‌هـا فــراهــم آورده‌ايــد بسازنـد در ايــن صورت هر دو طرف به مقصود رسيده‌ايد.
14. با تشويــق ديگــران وانمــود كنيد كه برطــرف كردن عيوبشــان ســاده اســت، كــاري كنيــد كــه خواستــه شمــا براي طــرف آســان جلــوه كند و خــودش را در مقــابــل يــك غيـر ممكـن نبينــد.
16. نكته مهمي كه در برخورد با ديگران بايد مورد توجه باشد اين است كه اجازه دهيم آنها در طريقي كه براي سعادتمند شدن در پيش گرفته‌اند بنا به سليقه خود پيش
آئيـن دوستيابي و خلاصه‌اي از نظريه ديل كارنگي (145)
بـروند، البته مشـروط بر اين كه آن‌ها نيز با راهي كه درپيش گرفته‌اند مزاحم ما نشوند.
17. از خــرده‌گيــري احتـراز كنيـد.
18. به ديگران نشان دهيد كه به آن‌ها اعتماد داريد تا آن‌ها نيز بكوشند خويش را ســـــــزاوار اعتمــاد نشــان دهنــــد.
19. بكوشيد تا حسن رقابت را در افراد مورد نظر خود تحريك كند تا مرد استعدادهاي ذاتي خويش را بروز دهند.
20. به‌شريف‌ترين انگيزه‌هاي‌افراد متوسل شويد.

آئين دوستيابي از ديدگاه قابوسنامه و حكما و بزرگان

بدان پسر! كه مردمان تا زنده باشند ناگزير باشند از دوستان. كه مرد اگر بي‌برادر باشـد به كه بي‌دوســت ؛ از آنچه حكيمــي را پرسيدنــد كه: دوست بهتــر است يا برادر؟ گفـت : «بـرادر هـم دوســت بـه».
(146) رفاقت و دوستي
پس انديشــه كني به كار دوستــان و به احيا كردن آن. رسم هديه فرستادن و مردمــي كــردن. زيـرا كه هر كه از دوستــان نينديشد، دوستــان نيز از او نينديشنــد.
پس مرد همواره بي دوست بُود و كسي كه دوست داشته باشد از خويشاوندي بي‌نياز است و عادت كن به بسيار دوست گرفتن. چرا كه با دوستان (عيب‌هاي زيادي مخفي و هنرهاي زيادي آشكار مي‌شود) و موقعي كه دوست نو گرفتي پشت به دوستان كهن مكن، در طلب دوست تازه باش و بر دوستان كهن وفادار باش و چنان باش كه گفته‌اند: «دوست خوب گنج بزرگ است». ديگر انديشه كن از مردماني كه با تو به راه دوستي روند و ميانه باشند با آن‌ها سازگاري كرده و در نيك و بد همراه آنان باش تا از تو اين خصلت راببينند و از ته دل دوست تو شوند.
از اسكندر پرسيدند كه بدين كم مايه روزگار، اين همه ملك و قدرت را چطور به دست آوردي گفت: به دست آوردن دشمنان به تَلَطُّف (مهرباني) و به جمع كردن
آئين دوستيابي‌ازديدگاه قابوسنامه و حكما و بزرگان (147)
دوستان به تعهد. بترس از دوستي كه دشمن تو را دوست دارد و حذركن از كسي كه هم ادعاي دوستي با تو و هم ادعاي دوستي با دشمنت را دارد. در اين جهان بي‌عيب كسي مشناس، اما خود هنرمند باشد كه هنرمند كم عيب بود و دوست بي‌هنر مگير كه از دوســــت بــي‌هنــر سعــادت دور اســـت.
و اما با بي‌خردان هرگز دوستي مكن، كه دوست بي‌خرد بدتر از دشمن بُوَد. كه دوست بي‌خرد با دوست همان كند كه صد دشمن با دشمن نكند و دوستي با مردم هنرمند، خوش قول و خوش معاشرت بنماي.
و حـق مـردمان و دوستـان را ضــايع مكن. تا سزاوار ملامت نگردي، كه گفته‌اند: «دو گروه از مردم سزاوار مــلامت بـاشند، يكـي ضـايع‌كننده حق دوستان و ديگـــري نـــاديـــده گــرفتــن كـــردار نيكـــــــو» .
و با مردمان دوستي ميانه‌دار و بر دوستان، به اميد دل مبند كه «من دوستان بسيار
(148) رفاقت و دوستي
دارم» دوست خاصه خويش، خود باش و به اعمال و كردار خويش ناظر باش و به اعتماد دوستان از خويشتن غافل مباش. چه اگر هزار دوست باشد از تو دوست‌تر تو را كسي نبود و دوست را به فراخي و تنگي آزمايش كن.
و در سود و زيان دوستي كه دشمني تو را دشمن ندارد وي را جز آشناي خويش مخوان. كه آن كس آشنا بُود نه دوست و با دوستان در وقت ناراحتي و گله همچنان باش كه در وقت خشنودي و دوست را به دوستي چيزي آزمايش مكن، كه اگر وقتي دشمن بود تو را آن زيان رساند و پشيماني فايده‌اي ندارد و اگر فقير باشي دوست غني و توانگر طلب مكن. كه درويش را غير از خود كسي رفيق نباشد و دوست را به درجه خويش انتخاب كن و در دوستي مردمان، دل استواردار تا كارهاي تو استوار بُود و از دوســت طمع‌كار دور باش كه دوستــي او با تو به طمع باشد نه به حقيقت و با مردم كينه ورز (حقود)، دوستي مكن زيرا كه هميشــه آزرده و كينــه‌ور باشد. دوستي تو
آئين دوستيابي‌ازديدگاه قابوسنامه و حكما و بزرگان (149)
در دل وي محكــم نبـاشــد و بر او اعتماد نبـود.(1)
قال رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله :
«اَلجَليــسُ الصّالِــحُ خَيْــرٌ مِــنَ الوَحـدَةِ وَ الوّحــدَةُ خيرٌ مِنْ جَليــسِ السُــوءِ (2)
دوست صـالــح و خوب بهتــر از تنهايــي است و تنهايـي از دوسـت بد بهتر است.»
قــــال علـــي عليه‌السلام :
«اَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ‌اكْتِسابِ‌الاِْخْوانِ وَ اَعجَزُمِنهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَبِهِ مِنهُم (3)
عاجزترين مردم كسي است كه از دوست‌يابي ناتوان باشد و ناتوان‌تر از او كسي
1- قــابــوس نامه ، عنصــر المعالي كيكــــاووس بن اسكنــدر (با تلخيص و تصـرف).
2- صادق احسانبخش، آثارالصادقين، ج 2، ص 268 .
3- نهــج البلاغه، قصار 11 .
(150) رفاقت و دوستي
است كه دوستــان خـود را از دسـت بـدهـد».
قال لقمان لابنه :
«يا بُنَيَّ: اِتَّخِذْ اَلْفَ صَديقٍ، وَ اَلْفٌ قَليلٌ (1)
لقمان حكيم به فرزندش گفت: پسرم: هزار دوست برگزين كه هزار دوست نيز كم اســــــــــــــــت».
قـال علــي عليه‌السلام :
«مُعـاشَــرَةُ الاَبــرارِ تُــوجبُ الشَّرَفَ (2)
بانيكان‌نشستن‌سبب بزرگي‌وشرف‌است.»
1- وسايل الشيعه، ج 18 .
2- آية‌اللّه عبدالواحد آمدي، غررالحكم، ج 2، ص 760 .
آئين دوستيابي‌ازديدگاه قابوسنامه و حكما و بزرگان (151)
قــــال علـــي عليه‌السلام :
«صُحْبَةُ‌الاَخيارِ تَكْتَسِبُ الْخَيْرَ كَالرّيح اِذا مَرَّتْ بِالطّيِبِ حَمَلَتْ طيبا (1)
هم‌صحبت‌باخوبان‌كسب‌خوبي‌كند،مثل‌بادي‌كه‌چون‌برمُشك‌و بوي‌خوش‌بوزد بوي خوب به‌همراه‌مي‌آورد.»
قال رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله :
«اَقَـلُّ ما يَكُــونُ في اخِرِ الزَّمــان ؛ اَخٌ يُوثَـقُ بِهِ، اَوْ دِرْهَــمٌ مِنْ حَلالٍ (2)
دو چيــز در آخــر الزمـان كميـاب است ؛ دوســت مــورد اعتمــاد و پــول حلال».
عده‌اي از اصحاب امام صادق عليه‌السلام گرد آن بزرگوار نشسته بودند كه يكي از آنان در
1- آية‌اللّه عبدالواحد آمدي، غررالحكم، ج 1، ص 454 .
2- حســـن شعبــه حـــراني، تحــف العقـول، ص 53 .
(152) رفاقت و دوستي
موردشخصي بدگوئي‌كرد، امام‌صادق عليه‌السلام بي‌درنگ‌فرمودند:
«وَ اَنّــي لَـكَ بِاَخيــكَ كُلِّهِ؟ وَ اَيُّ الــرِّجــالِ الْمُهَــذَّبِ؟ (1)
دوســت كــامــل و بــي‌عيــــب را از كجــا مــي‌تــوانــي پيـــدا كنـــي؟ و كجــا مــرد بي‌عيـــب پيــــدا مــي‌شـــــود؟»
حضرت علي‌بن ابيطالب عليه‌السلام فرموده:
«اَحبِبْ حَبيبَكَ هُونا مّا، عَسي ان يَكونَ يَغْبِظكَ يَوْما ما(2)
در دوستـي با رفيقــت افـراط مكــن كــه ممكــن اســت او روزي دشمنـت گـردد».
امـام جعفر صادق عليه‌السلام مي‌فـرمايند :
1- وسايل الشيعه، ج 8، ابواب احكام العشر، ص 458 .
2-نهج البــلاغه، تـرجمـه فيـض‌الاسـلام، قصـار 260 .
آئين دوستيابي‌ازديدگاه قابوسنامه و حكما و بزرگان (153)
«لا تَطَّلِعُ صَديقَكَ الاّ عَلي ما لَوِاطَّلَعَ عَلَيهِ عَدُوُّكَ لَمْ يَضُرَّكَ، فَاِنَّ الصَّديقَ قَد يَكُونُ عَدُوّكَ يَوما ما (1)
تمام رازهاي خود را به دوست و رفيق خود مگو، مگر آن رازهايي كه اگر دشمنت هم آن‌هــا را بدانــد ضــرري به تــو نمي‌رســد. چـه بسا دوستت روزي دشمن تو گردد.»

آزمـايش رفيـق

قال علي عليه‌السلام :
«الطُّما نينةُ اِلي كُلٌّ اَحَدٍ قَبْلَ الْخُبْرَةِ مِنْ قُصُورِ العَقْل (2)
اعتمـاد به ديگري قبل از آزمايش، نشانه كم عقلي است».
1- علامــه محمــد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 4، ص 177.
2- عبـــدالـواحـــد آمــدي، غــــررالحكـــم، ج 2، ص 86 .
(154) رفاقت و دوستي
قال علي عليه‌السلام :
«لا تأمَنْ صَديقَكَ حتّي تَخْتَبُرهُ (1)
از رفيقت ايمــن مباش تا اين كه او را امتحان كني».
قال علي عليه‌السلام :
«في الشّـدَةِ يَختَبَـرَ الصِّــديقُ (2)
در هنگام سختي‌است‌كه دوست آزمايش مي‌شود».
1- عبـــدالواحـــد آمدي، غررالحكـــم، ج 2، ص 86 .
2- عبــدالــواحــد آمـــدي، غررالحكم، ج 2، ص 86 .
آزمايش رفيق (155)

تقـــــــــوي

تقـوا چيست ؟
متّقين كيانند ؟
لغت تقوا از كلمات شايع و رايج دين است، در قرآن كريم به همان اندازه كه از ايمان و عمـل و يـا نمـاز و زكـوة نام بـرده شــده از اين واژه نيــز استفــاده گرديــده اسـت.
تقوي، از ماده «وقي» است كه به معناي حفظ و صيانت و نگهداري است و حقيقت تقوي از نظر اسلام يعني: انسان خود را از آنچه كه از نظر دين، خطا و گناه و پليدي و زشتي شناخته شده، حفظ و صيانت كند و مرتكب آنها نشود. (1)
خداونـد سبحان در سـوره بقـره آيــه 193 مـي‌فـرمـايـد:
1- شهيد مطهري، ده گفتار، ص 3.
(156) رفاقت و دوستي
«و اتَّقُــوا اللّه وَاعْلمُـــوا اِنّ اللّه‌َ مَـعَ المُتَّقيـــن
ازخــدا بترسيد و بدانيد كه خداونــد با پرهيزكاران است.»
و نيز در ســوره نحل، آيــه 128 مي‌فرمايـــد:
«اِنَّ اللّه‌َ مَــــــعَ الَّــــذيــــــــنَ اتَّقَــــــــــوا
همانا خداونــد با پرهيزكـاران و متقين است.»
دومين ويژگي رفيق خوب، تقوي است، بايد با پرهيزكاران و اهل تقوي رفاقت و دوستي داشته باشيم و توصيه اسلام به پيروانش اين است كه با متّقين همنشين شوند.
خداونــد در سـوره زخــرف آيه 67 فـرمـوده:
«الاَْخِلاّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ اِلاَّ الْمُتَّقينَ
دوستــان در آن روز (روز قيامــت) دشمن يكديگرند مگـر متقيـن و پـرهيزكاران.»
تبديل شدن دوستي غيرپرهيزكاران به عداوت در روز قيامت، طبيعي است. چرا كه
تقوي (157)
هركدام از آن‌ها ديگري را عامل بدبختي و بيچارگي خود مي‌شمرد.
غير متّقين در روز قيامت به يكديگر مي‌گويند: تو بودي كه اين راه را به من نشان دادي و مرا به سوي آن دعوت كردي، تو بودي كه دنيا را در نظر من زينت دادي و مرا به آن تشويق نمودي. ولي پرهيزكاران كه از رستگاران روز قيامت هستند به يكديگر سخن نمي‌گوينـــد زيراكه پيونــد دوستي آن‌ها جاوداني است. (1)
پيامبر اســلام صلي‌الله‌عليه‌و‌آله مي‌فرمايد: «قالتِ‌الحواريون لِعيسي: يا روح‌اللّه من نُجالِسُ؟ قال عليه‌السلام : مَن يُذَكِّرُكُــمُ اللّه رُؤيَتُهُ و يَزيدُ في عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي الاْخِـرَةِ عَمَلُـهُ از او پرسيدند با چه كساني همنشين شويم؟ حضرت عيسي فرمودند: با كسي كه از دين او به يــاد خدا افتيــد، كلامش بر دانش شما بيافزايد و عملش شما را به كار براي
1- ناصـرمكـارم شيـرازي و جمعـي از نــويسنـدگـان، تفسير نمونه، ج 21، ص 110 .
(158) رفاقت و دوستي
آخــرت تشـويق نمايــد.»
قال رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله :«اَلجُلُوسُ ساعَةً عِنْدَ مُذاكَرَةِ الْعِلْمِ اَحَبُّ اِلَي اللّه‌ِ مِنْ قَراءَةِ الْقُرْانِ كُلِّهِ اِثْنـي عَشَرَ اَلْــفَ مَرَّةٍ (1)
ساعتــي با عالم همنشيـن شدن، از دوازده هـزار مرتبه ختم قرآن محبوب‌تر است.»
امام علي عليه‌السلام فرموده:
«عَــدُوُّ عــاقِلٌ خَيــرٌ مِـــنْ صَديـــقٍ اَحمَــــقَ (2)
دشمن عاقل و خردمند بهتر از دوست احمق است.»
سعـــدي گــــويـــد :
1- علـــي بـــابــازاده، آئيـــن دوستــــــي، ص 107 .
2- محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج 2، ص 529 .
تقوي (159)
دوست مشمار آن كه درنعمت زند لاف ياري و برادرخواندگي
دوست آن باشد كه گيرد دست دوست در پريشان حالي و درماندگي
امــام جعفـر بـــن محمــد الصـادق عليه‌السلام فـرمـوده اســـت:
«لا تَكُــونُ الصَّداقَةُ اِلاّ بِحُدُودِها فَمَنْ كانَتْ فيهِ هذِهِ الحُدودُ
اَوْ شَي‌ءٌ مِنها فَانْسِبْهُ اِلَي الصَّداقَةِ وَ مَنْ يَكُنُ فِيهِ شَي‌ءٌ مِنْها
فَــلا تَنْسِبْـــهُ اِلي شَـي‌ءٍ مِــنَ الصَّــداقَــــةِ
فَاوَّلُها: اَنْ تَكُونَ سِريرَتُهُ و عَلانِيَتُهُ لَكَ واحِدَةٌ
والثّاني: اَنْ يَري زَيْنَكَ زَيْنَـهُ و شَيْنَـكَ شَيْنَـهُ
والثّالِثَةُ: اَنْ لا تُغيِّــرَهُ عَلَيْــكَ وِلايـةٌ وَ لا مـالٌ
(160) رفاقت و دوستي
والرّابِعَةُ: اَنْ لا تَمْنَعَكَ شَيْئا تَنالُهُ مَقْتدَرَتُهُ
والْخامِسَةُ: وَ هِيَ تَجْمَعُ هذِهِ الْخِصالَ اَنْ لا يُسَلِّمَكَ عِنْدَ النَّكباتِ (1)
دوستي از روي راستــي و درستــي نباشد مگر با اين شرايط :
پس هر كه در او اين شرايط يا پاره‌اي از آن‌ها باشد او را اهل چنين دوستي بدان و كسي كـه چيزي از آن شرايط در او نبـاشد بــا او دوست مشــــو :
اول: ظـــاهــر و بـــاطنـــش بــا تــــو يكســـان بــاشــــــد.
دوم: زينــت (خوبــي) تــو را زينـت خــود، و زشتـــي تو را زشتـي خـود بــدانــد.
سوم: رياســت و ثروت، برخـورد او را نسبت به تو تغيير ندهد.
چهارم: اين كه از آن‌چه تـوانـائي دارد نسبت به تو دريــغ نكند.
1- يعقوب كليني ، اصول كافي، ج 4، ص 452 .
تقوي (161)
پنجم: كه همه اين خصلت‌هــا را دربــردارد و آن ايــن اســت كه هنگــام بيچارگي و درماندگــي و پيش‌آمدهــاي ناگـوار تو را رها نكند.»

روش تشخيص دوستان خوب

حضــرت امــام صــــادق عليه‌السلام مي‌فــرمــايــــــد :
«لا تَنظُرُوا اِلَي طُولِ رُكُوعَ الرَّجُلِ و سُجُودِهِ فَاِنَّ ذلِكَ شَيْ‌ءٌ اعْتادَهُ فَلَو تَرَكَهُ اِسْتَوحَشَ و لكِنِ انْظُرُوا اِلي صِدْقِ حديثِهِ وَ اَداءِ امانَتِهِ (1)
نگــاه به طول كشيدن ركوع و سجــود شخص نكنيد زيــرا اين چيزي است كه عادت كرده و اگر آن را ترك كند وحشت مي‌كند وليكن بنگريــد به راستگويي و درستكاري آن.»
1- مـرحـوم كلينـي، اصــول كــافــــي، ج 2، ص 105 .
(162) رفاقت و دوستي
حضرت باري تعالي در قرآن كريم مي‌فرمايد:
«وَ لا تَطْرُدِالَّذينَ يَدعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداوَةِ وَ العَشيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ ماعَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِـم مِن شَي‌ءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَي‌ءٍ فَتَطْرُدَ هُمْ فَتَكُونَ مِــنَ الظّالِمينَ(1)
آن‌هــا را كه صبح و شام خــدا را مي‌خوانند و جز ذات پــاك او نظــري ندارند از خــود دور مكــن، كه نه حســاب آن‌هــا بر توسـت و نه حساب تو بر آن‌هــا، اگر آن‌ها را طـــرد كنـــي از ستمگـــران خواهـــي بــود.»
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوّتش گم شد
سگ اصحاب كهف روزي چند پي نيكان گرفت و آدم شد
1- قرآن كريم، سوره انعام، آيه 52 .
روش تشخيص دوستان خوب (163)
و سنــايــي گويـد :
با بدان كن نشين كه بد ماني خوپذير است نفس انساني
از رفاقت با چه كساني پرهيز نمائيم ؟
1 ـ منحرفين از دين 9 ـ بخيــــــــــلان
2 ـ فــــاسقين 10ـ چــاپلـــوسان
3 ـ خــــائنيـن 11ـ احمقـــــــــان
4 ـ جـــاهليــن 12ـ شـــرا بخواران
5 ـ ظــــالميـن 13ـ نـــاسزا گويان
6 ـ تـرسـويان 14 ـ قـاطعين ارحام
7 ـ تن پـروران 15 ـ بدسابقه‌ها و مشكـوكان
8 ـ دروغگويان
(164) رفاقت و دوستي

منحـــرفيــن از ديــــــن

كافرين، منافقان، بدعتگزاران
قرآن كريم در بسياري از آيات توصيه دارد كه با اين گروه‌ها لاف رفاقت و دوستي نداشته باشيد و از آنان اعـراض و دوري كنيد:
«لا تَجِدُ قَوما يُؤمِنُونَ بِاللّه‌ِ وَ الْيَومِ الاخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللّه‌َ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا اباءَهُمْ اَوْ اَبْناءَهُمْ اَوْ اِخْوانَهُمْ اَوْ عَشيرَتَهُمْ (1)
هيــچ قــومي را كــه ايمــان بـــه خــدا و روز قيــامت دارد پيـــدا نمــي‌كنــي كــه با دشمنــان خــدا و رســولش دوستي كنند هرچنــد پــدران يا فرزندان يا بــرادران يا خويشــاوندان آن‌هــا بـــاشنـد».
1- قرآن كريم، سوره مجادله، آيه 22 .
منحرفين از دين (165)
در سوره انعام در دو مورد خداوند باصراحت مي‌فرمايد:
«وَاَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ (1)
و از مشركان روي بگردان.»
«وَ اِذا رَأَيْتَ الَّذينَ يَخُوضُونَ في آياتِنا فَاَعْرِضْ عَنْهُمْ (2)
هــر وقــت كسانــي را كــه آيــات مــا را استهــزاء مي‌كننــد مشاهــده نمــائــي از آن‌هــــــا روي بگـــــردان.»
وقتي آيه فوق نازل شد و مسلمانان از مجالست با كفار و استهزاءكنندگان آيات الهي نهي شدند، جمعي از مسلمانان گفتند: اگر بخواهيم در همه جا به اين دستور عمل كنيم بايد هرگز به مسجدالحرام نرويم و طواف خانه خدا نكنيم، در اين موقع آيه نازل
1- قرآن كريم، سوره انعام، آيه 106 .
2- قرآن كريم، سوره انعام، آيه 68 .
(166) رفاقت و دوستي
شد و به مسلمان‌ها دستور داد كه در اين‌گونه مواقع آن‌ها را نصيحت كنند و تا آن‌جاكه در قدرت دارند به ارشاد و راهنمايي آن‌ها بپردازد. (1)
قال رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله :
«مَنْ كانَ يُؤمِنُ بِاللّه‌ِ وَ الْيَومِ الاخِرِ، فَلا يُواخِيَنَّ كافِرا و لا يُخالِطِنَّ فاجِرا و مَنْ كان اَخـــي كـافِــرا اَوْ خالَطَ فاجِــرا كانَ كافِـــرا فاجِرا (2)
هركس ايمان به خدا و روز قيامت دارد با كافر و فاجر دوستي ندارد و هركس با كافر و فـاجـر دوست شود كــافر و فـاجر شـود.»
1- استاد مكارم شيرازي و جمعي از فضلا، تفسير نمونه، ج 5، ص 68.
2- صــادق احســــانبخش، آثـــــارالصــادقيــــــن، ج 2، ص 260 .
منحرفين از دين (167)
«لا يُـؤمِنُ مَجــالِسُ الاَشرارِ غَـوائِلَ الْمَعاصِي (1)
همنشين با اشــرار و مفسدين از فساد در امان نيست.»
«يا بُنَــيّ اِيّــاكَ وَ مُصاحِبَــةُ الفُسّــاقِ، هُمْ كَالْكِلاب اِنْ وَجَدُوا عِنْدَكَ شَيْئا اَكَلُوا وَ اِلاّ ذَمّـــوكَ وَ فَضَّحُـــوكَ وَ اِنَّمــا حُبُّهُــمْ بَيْنَهُـــمْ ساعَـــةٌ (2)
فرزندم مبادا با فاسقان و بدكاران همنشين شوي، زيرا آنان همانند سگانند اگر چيزي نزد تو پيدا كردند مي‌خورند و اگر چيزي نيافتند تو را نكوهش و بدگوئي مي‌كننــد و پــي در پــي رســوايت مي‌سـازنــد.»
1- محمد ري شهري، ميزان الحكمه، ج 2، ص 63.
2- شيـــخ مفيـــــد، الاختصــــــــاص، ص 333.
(168) رفاقت و دوستي
امـام جعفـر صادق عليه‌السلام در اين‌باره مي‌فرمايد:
«اِحْذَرْ مِــنَ النّاسِ ثَلاثَــةٌ، الْخائِــنَ، وَ الظَّلـومَ، و النَّمامَ، لاَِنَّ مَنْ خانَ لَكَ، خانَــكَ(1)
از سه گروه بپرهيز: خيانتكار، ستمگر و سخن‌چين، زيرا كسي كه براي تو به ديگري خيـانــت مي‌كنــد بــه تــو هــم خيانــت مـي‌كنــــد» .
امــام هفتــم حضـرت كــاظم عليه‌السلام فــرمــوده‌انــد:
«اِنَّ اللّه‌َ يُبْغَـــضُ الْعَبْـــــدَ النَّـــــوّامَ اَلْفـــارغَ(2)
خداوند شخص پرخـواب و تنبل را دشمن مي‌دارد.»
و در حديثي‌از امام‌هفتم عليه‌السلام وارد شده كه فرمودند:
«من فردي را كه در كارهاي دنيايش تنبل است دشمن مي‌دارم، زيرا كسي كه در كار
1- ابــن شعبـــة حــراني، تحــف العقــــول، ص 329 .
2- علي‌اكبــر بــابــازاده، آئيــــن دوستــــي، ص 192.
منحرفين از دين (169)
دنيــايش تنبــل است در كـارهاي مـربـوط بـه آخـرتـش نيـز تنبـل‌تـر خواهــد بــود.»
بنابراين رفاقت با شخص تنبل و تن‌پرور اثرات سوئي دارد، روح كار و تلاش را در رفيق از بين مي‌برد.
پيـــامبـــر اكــرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به علــي عليه‌السلام توصيــه كردنــد كــــه:
«يا عَلِيٌّ: مَنْ لَمْ تَنْتَفِعْ بِدينِهِ وَ لا دُنْياهُ فَلا خَيْرَ لَكَ في مُجالَسَتِهِ (1)
اي علي كسي كه از دين و دنيايش سودي به تو نمي‌رسد، همنشيني و مجالست با او ارزشــي نـــدارد.»
1- شيخ حر عاملي، وسايل الشيعه، ج 8، ص 431 .
(170) رفاقت و دوستي

بدسابقه‌هــا و مشكوكان

هـر كـه بـا بـدان نشينـد اگـر نيـز طبيعـت ايشـان در او اثـر نكنـد، بـه طــريقت ايشـان متّهـم گـردد و اگـر حتّـي شخصـي به خـرابـاتي رود بـراي نمـاز كـردن، متّهـم گـردد بـه شـراب خـوردن، بـدون شـك عـامل سـازنده شخصيت انسان امور مختلفي است كه از اهمّ آن‌ها همنشين و دوست خوب است چرا كه انسان خواه‌ناخواه تأثيرپذير است، انسان بخش مهمي از افكـار و صفـات اخـلاقي خود را از طريق دوستانش مي‌گيرد، حفظ آبــرو و حيثيت بر حفظ جان و تن مقـدم است و نشان مي‌دهد كه انسان‌هــاي شريف چگونه و تا چه انــدازه از اتّهام و تهمــت مردم وحشت دارند، اســلام توصيــه دارد از جايگــاه و محافلــي كه متهــم مي‌شــوي پرهيــز كـــن: «اِتقوا مِنْ مَواضِعِ التُّهَمُ» .
بدسابقه‌ها و مشكوكان (171)
حضرت علي عليه‌السلام فرموده:
«مَـنَ كانَ يُؤْمِنُ بِاللّه‌ِ وَالْيَوْمِ‌الاخِرِ فَلا يَقُومُ مَكانَ ريبَةٍ (1)
هـر كــه ايمــان به خــدا و روز قيامــت دارد در مكــان تهمــت و شــك نايستــد».
امام صـادق عليه‌السلام فـرموده كـه پـدرم بـه مـن فـرمـود:
«يا بُنَــيَّ، مَنْ يَصْحَــبْ صاحِبَ السُّــوءِ لا يُسْلَم ـ(2)
پســرم! هر كس با بــدان بنشينــد ســالم نمي‌مـاند».
1- مـرحـــوم كلينــي (ره)، اصـول كـافــي، ج 4، ص 87 .
2- شيــــخ عبـــــاس قمـــــي، سفينــــة‌البحــــار، ج 2.
(172) رفاقت و دوستي

اشخاص را از روي دوستانشان بشناسيد

«اَلْمَـــــرْءُ عَلــــي ديـــــــنِ خَليلِــــهِ وَ قَـــرينِـــــه (1)
روش‌آدمي برطبق مذهب دوست و رفيقش خواهد بود.»
همنشيني و رفاقت با دروغگو زيان‌آور است و خطرناك؛ و بزرگان؛ و رهبران دين اسلام سفارش دارند كه از رفاقت با اين گروه برحذر باشيد:
اميــرالمـــؤمنيـــن علــي عليه‌السلام مــي‌فـرمــــايـــــــــد:
«اِجْتَنِبْ مُصاحَبَةَ‌الْكَذّابَ، فَاِنْ اضْطُرِرْتَ اِلَيْهِ فَلا تُصَدِّقْهُ (2)
1- استــاد ناصــر مكــارم شيـرازي و جمعــي از فضــلا، تفسير نمونه، ج 15، ص 73 .
2- عبــدالــواحــد آمــدي، غـــررالحكـــم، ج 1، ص 122.
اشخاص را از روي دوستانشان بشناسيد (173)
از همنشينــي با دروغگو بپرهيز، اگر به همنشيني با او مجبور شدي سخن او را باور نكن».
حضــرت علي عليه‌السلام به دفعــات مي‌فرمـــود:
«يَنْبَغـي لِلْمُسْلِــمِ اَنْ يَجْتَنِــبَ مُواخــاهُ ثَلاثَــةٍ اَلْماجِــنِ وَ الاَْحْمَــقِ وَالْكَــذّابِ (1)
براي مسلمان سزاوار است كه از رفاقت سه‌كَس دوري كند: هرزه، احمق و دروغگـو».
1- مرحوم كليني(ره)، اصول كافي، ج 4 ،ص 85 .
(174) رفاقت و دوستي

«كتابنامه»

بيستوني، محمد، تفسير جوان (5 جلدي)، اوّل، قــم، انتشــارات بيــان جــوان .
بيستوني، محمد، فهرستواره‌موضوعي تفسيرجوان، اوّل، قم، انتشارات بيان‌جوان .
بيستوني، محمد، تفسير بيان (30 جلدي)، اوّل، تهــران، انتشــارات فــراهــاني .
بيستوني، محمد، فهرستواره‌موضوعي تفسير بيـان، اوّل،تهران، انتشارات فراهاني .
الحيدري، محمد، روش دوست‌يابي، دوم، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي آستان قدس رضوي.
رســاله حقــوق، امــام زين‌العــابـدين عليه‌السلام .
ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق .
مكــارم الاخــلاق، ابــي‌نصر حسـن طوسي .
احيـــــاء العلــــــــــــوم، غـــــــزالــي .
خُلـــق المسلــــم، محمّــــد غـــــزّالـــي .
(175)
آئيـــن دوست‌يابــي، ديـــل‌كـــارنگـــــي .
خــرمي مشگــاني، ابراهيم، رفيــق‌شنــاسي، ششم، انتشــارات مرسل .
بـابـازاده، اكبر، آئين دوستي در اسـلام .
مجلسـي، محمـد باقر، بحــــار الانوار .
محمدي اشتهاردي، داستــان دوستـان .
محمدي اشتهاردي، داستان‌هاي مثنوي .
شهيـــد مطهــــــري، ده گفتـــــــــار .
حسينـــي، سيـــد نعمـــت‌اللّه مـــــردان علـــم در ميـــدان عمــــل .
محمدي ري‌شهــري، ميــزان الحكمــه .
تــرجمه فيض الاســلام، نهــج البلاغه .
عـاملي، شيخ حــر، وســايل الشيعـــه .
قابلي، علي، آيين دوست‌يابي از ديدگاه معصومين عليه‌السلام ، انتشارات نصايح .
(176)

درباره مركز تحقيقات رايانه‌اي قائميه اصفهان

بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بنده‌اى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او می‌فرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمت‌ها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوست‌تر می‌داری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش می‌رَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچه‌ای [از علم] را بر او می‌گشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه می‌دارد و با حجّت‌های خدای متعال، خصم خویش را ساکت می‌سازد و او را می‌شکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بی‌گمان، خدای متعال می‌فرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».