ديگر زبان هاي هزارگي

مشخصات كتاب

سرشناسه:كتابخانه مجازي افغانستان ،1392
عنوان و نام پديدآور:ديگر زبان هاي هزارگي/ دكتر حفيظ الله شريعتي.
مشخصات نشر ديجيتالي:اصفهان:مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان، ۱۳92.
مشخصات ظاهري:نرم افزار تلفن همراه و رايانه
موضوع: فرهنگ - زبان

زبان زرگري هزارگي

زبان زرگري هزارگي زبان زرگري (گ، آ، ز، ا)،[ زَ ن ِ زَ گ َ ] (تركيب وصفي، اِ مركب) است كه در ماهيت زباني خويش، زبان نيست بلكه زبان گونه است كه جمعي از همصنفان، همسالان و گروهي از مردم يا يك گروه اجتماعي هزاره، در گذشته تحت شرايط خاص زماني مانند: هجوم بيگانگان و يا حملۀ حاكمان جور به هزارستان به كار مي بردند. اينان قرار گذاشته بودند، طوري با هم حرف بزنند كه ديگران نفهمند.
زبان گفتاري هزارگي كه عده اي از كسبه كاران و اصناف بازاري يا عده اي خاصي از مردم هزاره آن را ساخته اند. هدف آنان صحبت كردن به شيوه بوده است كه ديگران متوجه مقاصد آنان نشوند. امروز اين شيوه گفتار يا زبان پنهان هزارگي هنوز گويندگاني دارد و نوجوانان هزاره آن را به درستي گذشته به كار مي برند. هزاره ها در اين زبان نوعي كدگذاري به آواهاي واژگان مي دهند كه با آواهاي اصلي متفاوت مي نمايند.
زبان زرگري هزارگي متكي به سيلاب هاي زباني است. با تغيرات در سيلاب هاي واژگاني است كه زبان زرگري به وجود مي آيد. هر سيلاب گويش هزارگي شامل يك صامت (حرف بي صدا) و يك مصوت (حرف صدادار) است. در زبان زرگري هر سيلاب دوبار ادا مي شود. با اين تفاوت كه در سيلاب دوم، حرف (گ، آ، ز، ق، ا) جايگزين همخوان اوّل مي شود. براي هر سيلاب و هر حرف اگر (گ، آ، ز، ق، ا) اضافه گردد، اين زبان شكل مي گيرد. آن هم با رعايت چند قانون ساده. بطورنمونه براي گفتن كلمه اي مثل (او) نخست بايد بدانيم كه اين واژه يك بخش (سيلاب) دارد يا دو بخش و يا چند بخش. هنگامي كه سيلاب ها معين گرديد يكي از حرف هاي(گ، ق، آ، ز، ا) اضافه مي گردد:
او- اونگو( اونگو بنگه چنگه، بينگي ينگه كين گي دنگه بگ گا زنگار بوگرينگي(او بچه بيا كه به بازار برويم)
او- (اي قي قي بقه قه چقه قه بي قي قي يقه قه كه قي ده قه قه به قا قا ز قه قار بو قو قو رقي قيم) (او بچه بيا كه به بازار برويم)
او- (ازي زي بزه بزه چزه زه زه به زي زي يه زه زه كه زي زي ده زه زه به زا زار بو زو زو ر زي زيم) (او بچه بيا كه به بازار برويم)
در اين زبان حرف و واژگان با همان آوايي كه گفته مي شود بايد زرگري شود. به طور نمونه وقتي مي گوييم بازار با همان آواي اصلي بايد گفته شود(بنگا زنگار) يا(بزه يه زار) يا(به قه قا ز قه قار) در غير اين صورت صدا و آواي اشتباه تولد مي شود و پيوستگي آوايي و معنايي از دست مي رود. در اين زبان گفتاري گاهي با كسره و ضمه هاي زايد كه به اشتباه وارد دايره آوايي گفتار مي شود، مي تواند جمله را بي معنا سازد كه نبايد استفاده شوند. از نظر تاريخي، زبان زرگري هزارگي، در گذشته تاريخي هزاره ها مي توانسته كارايي خوبي داشته باشد، زيرا هزاره ها همواره تحت تعقيب بوده و ديگران با سوظن به آنان مي نگرسته اند. اينان براي اينكه از ديد كلام ديگران دور باشند و ديگران متوجه حرف و تصميم هاي آنان نشوند به اين شيوه سخن مي گفتند. هزاره ها در دوران هجوم بيگانگان به اين ديار و يا جنگ با حاكمان جور ملي و محلي از اين زبان بدرستي استفاده مي كرده اند. هنگامي كه قاصدي براي رساندن پيامي به نزد بزرگي مي رسيدند با اين زبان حرف مي زدند تا جاسوس دشمن متوجه حرف آنان نشود. از بزرگان به ياد است كه در روزگاران تلخ گذشته سربازان و سرداران هزارگي در ايام نبرد با دشمن اين زبان را به كار مي بردند. نامه را با اين زبان مي نوشتند و جابجايي اخبار و اطلاعات با اين زبان صورت مي گرفتند. در دوران اخير در مبارزات ملي و محلي و به ويژه در دوران مبارزات و مقاومت آزادي خواهي مردم هزاره، مردان نبرد و فرماندهان آنان از اين زبان بسيار استفاده مي كردند. به نظر مي رسد اين زبان كه يك زبان برساخته است، در گذشته هزاره ها مي توانسته گفتگوهاي سري و سياسي هزاره ها را پنهان نگه دارد تا كسي از اسرار آنان آگاهي نيابد. لذا كلمات را طوري دستكاري مي كردند كه غير از خود آنان گروه ديگري آن را نمي فهميدند. هزاره ها اين زبان را با نام هاي زبان مرغي، زبان سيدي، زبان گنجشكي مي خوانده اند. ارزش غير مردمي و سياسي اين زبان به كار افتادن مغز و سلول هاي خاكستري آن و در نتيجه تمرين ذهني گويندگان اين زبان است

زبان خليفه گي

زبان خليفه گي را سادات ششپر در هزارستان- روستاي ششپر(شاهپر) در جاغوري به كار مي برند. در اين زبان اصل بر پنهان كاري و نهان نگهداشتن اهداف و مقاصد گويندگان آن است. سادات ششپر همواره به خاطرگذشتۀ تاريخي آنان كه گويا در اصل از (كته واز) كته آواز پكتيا بوده و در اثر جنگ هاي داخلي خونين قبيله اي از خانه و كاشانه شان آواره شده و به هزاره ها پناه آورده اند؛ تلاش بر استفاده از اين زبان داشته اند. بزرگان منطقه حكايت مي كنند كه پسر شهپرخان افغان كه كلان اين قبيله و طايفه بوده عاشق دختر آدم خان از قبيله تركي مي شود اما اين وصلت به فرجام نمي رسد. در پايان دختر با پسر از خانه فرار مي كند و توسط سربازان قبيله تركي هر دو كشته مي شوند. آدم خان با قبيله اش پس از اين اتفاق درگير جنگ با قبيله شهپرخان افغان مي شود و در فرجام شهپرخان شكست تلخي مي خورد و قبيله اش تارو مار مي گردد. خود شهپر خان با برخي از افراد خانواده و دوستانش فرار مي كنند و به جاغوري پناه مي آورند. آنان با توجه به اين كه هزاره ها به سادات خود شديد احترام دارند، سادات مي شوند و در جامعه قومي و مذهبي هزاره جذب مي گردند.
اين حكايت از گذشتۀ تاريخي و قومي سادات ششپر چه درست باشد چه حكايت مردمي، استفاده از زبان خليفه گي در بين آنان بر اين باور تاريخي افزوده است. سادات ششپر در گذشته همواره مي كوشيدند از اين زبان براي رساندن پيام سري و مقاصد شان استفاده كنند. شجاعت، بي پروايي، بدقولي، گدايي و ديگرگونه بودن و زيستن سادات ششپر همواره مردم هزاره و حتي ديگر سادات را نسبت به آنان بدبين كرده بودند و آنان را سيد نمي دانيستند. حضرت سيد اسماعيل بلخي، سيد شهداي آزادي خواهي مردم افغانستان و هزاره ها نيز اين سادات را سيد نمي دانيستند. اين باورهاي مردمي و شفاهي و استفاده از زبان خليفه گي باعث شده بود كه هم مردم هزاره و غير هزاره ديگرگونه به آنان بنگرند و هم آنان براي رسيدن به اهداف و مقاصد شان از رفتار ديگرگونه و زبان خليفه گي استفاده كنند. از آنجايي كه تاريخ محلي هزاره ها بيشتر شفاهي است و مكتوب نشده است اينگونه حكايت ها و باور ها در بين هزاره، ديگر مردم و بافت قومي هزاره ها بسيارند.
زبان خليفه گي كه سادات ششپر به كار مي برند، فارسي به گويش هزارگي است. اين زبان اما كمي خشين و گاهي بلند و نتراشيده صحبت مي شود. گويندگان اين زبان در بخش ساختاري زبان مانند نحو، صرف و دستگاه آوايي گويش هزارگي دست نمي برند اما بخش واژگاني گويش هزارگي را عوض مي كنند. واژگان عوض شده براي مردم محل و ديگران بيگانه اند و آن ها را نمي فهمند. لذا آنان به راحتي با اين واژگان ساختگي مقاصد شان را مي رسانند و به اهداف پنهان شان مي رسند. به طور نمونه آنان برخي از واژگان گويش هزارگي را به زبان خليفه گي چنين مي گويند:
هزاره- گور
سيد- شف
اوغو- پف
افغانستان- دزخينه (دزدخانه)
ايران- جاغ
پاكستان- سياه توبره
عربستان- شل تنبو (پيراهن درازان)
بزن- حيدر
بكش- صفدر
فرار كن- پركش
بخور- سركش
بس كن- تركش

درباره مركز تحقيقات رايانه‌اي قائميه اصفهان

بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بنده‌اى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او می‌فرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمت‌ها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوست‌تر می‌داری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش می‌رَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچه‌ای [از علم] را بر او می‌گشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه می‌دارد و با حجّت‌های خدای متعال، خصم خویش را ساکت می‌سازد و او را می‌شکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بی‌گمان، خدای متعال می‌فرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».