ارتباط با خدا (منتخب ادعیه)

مشخصات کتاب

عنوان و نام پدیدآور : ارتباط با خدا مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران 1384. مشخصات ظاهری : 168ص.؛ 17x12س م. وضعیت فهرست نویسی : توصیفی یادداشت : چاپ دهم یادداشت : عنوان روی جلد: زیارت عاشورا، آل یاسین، حدیث کساء، دعاهای توسل، کمیل...‮ عنوان روی جلد : ارتباط با خدا: زیارت عاشورا، آل یاسین، حدیث کساء، دعاهای توسل، کمیل... شناسه افزوده : مسجد جمکران، قم شماره کتابشناسی ملی : 1259816

پیشگفتار

بسم اللَّه الرحمن الرحیم «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»

«وهنگامی که بندگان من درباره من از تو سؤال کردند، من به آنان نزدیکم و اجابت می کنم دعای کسی را که مرا بخواند، پس بندگان ما از من طلب اجابت کنند و به من ایمان آورند باشد که به مقام رشد نایل گردند».

«ما مفتخریم که ادعیه حیات بخش که او را قرآن صاعد می خوانند از ائمه معصومین ماست.» این کلام بخشی از وصیتنامه سیاسی اللهی حضرت امام خمینی رحمه الله بنیانگذار جمهوری اسلامی و احیاگر اسلام ناب محمدی صلی الله علیه وآله در عصر حاضر است. هم او که آثار روحانی دعا را در وجود خویش کاملاً متبلور ساخته بود و به رهروانش سفارش می نمود که با تمسک به این دو وسیله (قرآن نازل) کلام خدا و (قرآن صاعد) گفتار اهل بیت علیهم السلام به خصوص دعای شعبانیه و زیارت جامعه، راه صحیح زندگی را دریافته و از خود موجودی بسازند با روح بلند الهی و اراده قوی، مصمم و شکست ناپذیر «وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ».

اینک که به یاری خداوند منان در سال پیامبر اعظم صلی الله علیه

وآله توفیق آماده سازی این منتخب را در راستای اشاعه و ترویج فرهنگ و معارف پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اهل بیت طاهرینش علیه السلام داشته ایم ضمن تقدیم این کتاب به شما رهروان صادق اهل بیت علیهم السلام از خداوندی که «مجیب دعوه المضطرین» است عاجزانه درخواست می کنیم در ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود(عجل اللَّه تعالی فرجه) تعجیل فرماید و ما را از بهترین اعوان و انصار آن حضرت قرار دهد. آمین یا رب العالمین.

اللهم صل علی محمّد وآل محمّد وعجل فرجهم ستاد فجر آفرینان عاشورایی استان سمنان

دعای فرج

اِلهِی عَظُمَ البَلآءُ، وَ بَرِحَ الخَفآءُ، وَ انْکَشَفَ الغِطآءُ، بار الها ! گرفتاری بزرگ گشت ، و پنهانی ها آشکار شد ، و پرده از رازها برداشته شد ، وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ، وَضاقَتِ الاَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ، و امید گسسته شد ، و پهنای زمین تنگ شد ، و از ریزش رحمت آسمان دریغ ورزیده شد ، وَ اَنْتَ المُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ المُشْتَکی ، وَ عَلَیْکَ و تویی یاور ما و به سوی توست گلایه ها و شکایت ها ، و بر توست المُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَ الرَّخآءِ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی اعتماد و تکیه ما چه در سختی و چه در آسانی . بار الها! درود فرست بر مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، اُولِی الاَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ محمد و خاندان محمد ، آن زمامدارانی که واجب کرده ای عَلَیْنا طاعَتَهُمْ ، وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ ، فَفَرِّجْ عَنّا بر ما فرمان برداریشان را ، و بدین سبب جایگاه شان را به ما شناساندی ، پس گشایش ده بر ما بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَرِیباً ، کَلَمْحِ البَصَرِ اَوْ هُوَ به حقّ ایشان گشایشی فوری

و نزدیک ، همچون برهم زدن چشم یا اَقْرَبُ ، یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ ! یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ ! زودتر (از آن) ، ای محمد ای علی! ای علی ای محمد! اِکْفِیانِی فَاِنَّکُما کافِیانِ ، وَانْصُرانِی فَاِنَّکُما ناصِرانِ. مرا نگه دارید که شمایید نگه دارندگان من ، و مرا یاری کنید که شمایید یاوران من یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ ، الغَوْثَ الغَوْثَ الغَوْثَ. ای سرور ما! ای صاحب اختیار جهان! به فریادم برس! به فریادم برس! به فریادم برس . اَدْرِکْنِی اَدْرِکْنِی اَدْرِکْنِی . السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ . دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا ! همین ساعت، همین ساعت، هم اکنون . العَجَلَ العَجَلَ العَجَلَ . یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ ! فوری فوری زود ! ای خدا ای مهربان ترین مهربانان ! بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرِینَ.

به حق محمد و خاندان پاکیزه اش (برآورده کن دعای مرا).

دعای عهد

اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ العَظِیمِ ، وَ رَبَّ الکُرْسِیِّ الرَّفِیعِ ، بار الها! ای پروردگار روشنی بزرگ ، و پروردگار سریر بلند وَ رَبَّ البَحْرِ المَسْجُورِ ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراهِ وَ الاِنْجِیلِ و پروردگار دریای جوشان ، و فرو فرستنده کتاب تورات و انجیل وَ الزَّبُورِ ، وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الحَرُورِ ، وَ مُنْزِلَ القُرْآنِ و زبور ، و پروردگار سایه و آفتاب داغ ، و فرو فرستنده قرآن العَظِیمِ ، وَ رَبَّ المَلآئِکَهِ المُقَرَّبِینَ وَ الاَنْبِیآءِ بزرگ ، و پروردگار فرشتگان نزدیک درگاه خدا و پیامبران وَ المُرْسَلِینَ . اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ بِوَجْهِکَ الکَرِیمِ ، و فرستادگان . خدایا! از تو می خواهم به حقّ ذات بزرگوارت ، وَ بِنُورِ وَجْهِکَ المُنِیرِ وَ مُلْکِکَ القَدِیمِ ، یا حَیُّ و به حقّ نور

جمال تابانت و فرمانروایی دیرینه ات ، ای زنده ، ای پاینده ! یا قَیُّومُ اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی اَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ از تو می خواهم به حقّ آن نامت که روشن شد بدان آسمان ها وَ الاَرَضُونَ ، وَ بِاسْمِکَ الَّذِی یَصْلَحُ بِهِ الاَوَّلُونَ و زمین ها ، و به حقّ آن نامت که صالح و شایسته گشتند بدان پیشینیان وَالآخِرُونَ، یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَیٍ ّ وَیا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَیٍ ّ، و پسینیان ، ای زنده پیش از هر موجود زنده ای ، و ای زنده پس از هر موجود زنده ای ، وَ یا حَیّاً حِینَ لا حَیَّ ، یا مُحْیِیَ المَوْتی وَ مُمِیتَ و ای زنده در آن هنگام که زنده ای وجود نداشت ، ای زنده کننده مردگان و ای میراننده الاَحْیآءِ ، یا حَیُّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ . اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا زندگان ، ای زنده ای که معبودی جز تو نیست . خدایا ! برسان به مولای ما الاِمامَ الهادِیَ المَهْدِیَّ القآئِمَ بِاَمْرِکَ صَلَواتُ اللَّهِ آن امام راهنمای راه یافته و قیام کننده به فرمان تو - که درودهای خدا عَلَیْهِ وَ عَلی آبآئِهِ الطّاهِرِینَ ، عَنْ جَمِیعِ المُؤْمِنِینَ بر او و پدران پاکش باد - ، از طرف همه مردان وَ المُؤْمِناتِ فِی مَشارِقِ الاَرْضِ وَمَغارِبِها، سَهْلِها و زنان با ایمان در مشرق های زمین و مغرب های آن ، هموار آن وَ جَبَلِها، وَ بَرِّها وَ بَحْرِها، وَ عَنِّی وَ عَنْ والِدَیَّ مِنَ و کوهش ، خشکی آن و دریایش ، و از طرف من و پدر و مادرم الصَّلَواتِ زِنَهَ عَرْشِ اللَّهِ وَمِدادَ کَلِماتِهِ، وَما اَحْصاهُ درودهایی هموزن عرش خدا و شماره سخنان او ، و آنچه را

شمارش کرده عِلْمُهُ ، وَ اَحاطَ بِهِ کِتابُهُ . اَللّهُمَّ اِنِّی اُجَدِّدُ لَهُ فِی دانشش ، و کتاب و دفترش بدان احاطه دارد . خدایا من تجدید و تازه می کنم در صَبِیحَهِ یَوْمِی هذا ، وَ ما عِشْتُ مِنْ اَیّامِی ، عَهْداً بامداد این روز ، و هر چه زندگی کنم از روزهای دیگر ، عهد وَ عَقْداً وَ بَیْعَهً لَهُ فِی عُنُقِی لا اَحُولُ عَنْها ، و پیمان و بیعتی برای آن حضرت در گردنم که هرگز از آن سرپیچی نکنم ، وَلا اَزُولُ اَبَداً. اَللّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ و دست نکشم هرگز . خدایا قرار ده مرا از یاران و کمک کارانش وَ الذّآبِّینَ عَنْهُ ، وَ المُسارِعِینَ اِلَیْهِ فِی قَضآءِ و دفاع کنندگان از او ، و شتابندگان به سوی او در برآوردن حَوآئِجِهِ ، وَ المُمْتَثِلِینَ لِاَوامِرِهِ وَ المُحامِینَ عَنْهُ ، خواسته هایش ، و انجام دهندگان به دستورات و اوامرش و حمایت کنندگان از آن حضرت ، وَ السّابِقِینَ اِلی اِرادَتِهِ ، وَ المُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ . و پیشی گیرندگان به سوی خواسته اش ، و شهادت یافتگان پیش رویش . اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ المَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ خدایا اگر فاصله افتد میان من و او آن مرگی که قرار داده ای آن را عَلی عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً ، فَاَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی بر بندگانت حتمی و مقرّر ، پس بیرون آور مرا از گورم مُؤْتَزِراً کَفَنِی ، شاهِراً سَیْفِی ، مُجَرِّداً قَناتِی ، مُلَبِّیاً در حالی که کفن به خود پیچیده ، با شمیشر آخته ، و نیزه برهنه ، پاسخ گویان دَعْوَهَ الدّاعِی فِی الحاضِرِ وَ البادِی . اَللّهُمَّ اَرِنِی

به فراخوانی آن دعوت کننده بزرگوار در شهر و بیابان . خدایا نشان بده به من الطَّلْعَهَ الرَّشِیدَهَ وَ الغُرَّهَ الحَمِیدَهَ ، وَ اکْحُلْ ناظِرِی آن جمال ارجمند و آن دارای پیشانی نورانی پسندیده را ، و بکش دیده ام را بِنَظْرَهٍ مِنِّی اِلَیْهِ ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ ، وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ ، به سرمه وصال دیدارش به یک نگاه ، و شتاب کن در ظهورش ، و آسان گردان خروجش را ، وَ اَوْسِعْ مَنْهَجَهُ ، وَ اسْلُکْ بِی مَحَجَّتَهُ ، وَ اَنْفِذْ اَمْرَهُ ، و بگستران راهش را ، و مرا به راه او درآور ، و دستورش را نافذ گردان ، وَ اشْدُدْ اَزْرَهُ ، وَ اعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ ، وَ اَحْیِ بِهِ و پشتش را محکم کن ، و آباد گردان خدایا به دست او شهرهایت را ، و زنده گردان بوسیله اش عِبادَکَ ، فَاِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الحَقُّ ، ظَهَرَ الفَسادُ فِی بندگانت را ، زیرا که تو فرمودی و گفته ات عین حقیقت است ، (که): «آشکار شد تبه کاری در البَرِّ وَالبَحْرِ بِما کَسَبَتْ اَیْدِی النّاسِ . فَاَظْهِرِ اللّهُمَّ خشکی و دریا به خاطر کرده های مردم» . پس آشکار کن خدایا لَنا وَلِیَّکَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ المُسَمّی بِاسْمِ رَسُولِکَ ، برای ما نماینده ات را و فرزند دختر پیامبرت که همنام فرستاده توست ، حَتّی لا یَظْفَرَ بِشَیْ ءٍ مِنَ الباطِلِ اِلّا مَزَّقَهُ ، وَ یُحِقَّ تا دست نیابد به هیچ باطلی جز آنکه از هم بدراند ، و پابرجا کند الحَقَّ وَ یُحَقِّقَهُ . وَ اجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ حق را و ثابت کند آن را ، و قرار بده

آن بزرگوار را خدایا پناه گاه ستمدیدگان عِبادِکَ ، وَ ناصِراً لِمَنْ لا یَجِدُ لَهُ ناصِراً غَیْرَکَ ، بندگانت ، و یاور کسی که جز تو یاوری برایش یافت نشود ، وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْکامِ کِتابِکَ ، وَ مُشَیِّداً و تازه کننده آن احکامی که از کتاب تو تعطیل مانده ، و محکم کننده لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دِینِکَ وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ آنچه رسیده از نشانه های دین و آیینت و دستورات پیامبرت - که درود خداوند عَلَیْهِ وَ آلِهِ . وَ اجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ بر او و آلش باد - ، و قرارش ده خدایا از آنان که نگاهش داری از صولت و حمله المُعْتَدِینَ . اَللّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ زورگویان . خدایا شاد گردان (دل) پیامبرت محمد - که درود خداوند عَلَیْهِ وَآلِهِ بِرُؤْیَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلی دَعْوَتِهِ ، وَ ارْحَمِ بر او و آلش باد - را به دیدارش ، و نیز هرکه در دعوتش از آن حضرت پیروی کرد ، و رحم کن اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ . اَللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الغُمَّهَ عَنْ هذِهِ بر بیچارگی ما پس از آن حضرت . خدایا برطرف کن این اندوه را از این الاُمَّهِ بِحُضُورِهِ ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ ، اِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ امّت به حضور امام زمان ، و شتاب کن برای ما در ظهور آن جناب ، که آنان پندارند ظهورش را بَعِیداً وَ نَراهُ قَرِیباً ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ.

بسیار دور ولی ما آن را نزدیک می دانیم ، به مهرت ای مهربان ترین مهربانان. پس سه مرتبه دست راست را بر ران راست خود زده و

می گویی:

اَلعَجَلَ العَجَلَ یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ.

بشتاب ، بشتاب ! ای سرور من ! ای صاحب الزمان !

دعای حضرت مهدی

اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الطّاعَهِ ، وَ بُعْدَ المَعْصِیَهِ ، بار الها! روزی ما کن کامیابی بر فرمان برداری را ، و دوری از گناه را ، وَ صِدْقَ النِّیَّهِ ، وَ عِرْفانَ الحُرْمَهِ ، وَ اَکْرِمْنا بِالهُدی و راستی در نیّت را ، و شناختن آنچه حرمتش لازم است ، و گرامی دار ما را به وسیله راهنمایی وَ الاِسْتِقامَهِ ، وَ سَدِّدْ اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَ الحِکْمَهِ ، و پایداری ، و استوار کن زبان های ما را به درست گویی و فرزانگی ، وَ امْلَأْ قُلُوبَنا بِالعِلْمِ وَ المَعْرِفَهِ ، وَ طَهِّرْ بُطُونَنا و لبریز گردان دل های ما را از دانش و شناخت خود ، و پاک کن اندرون ما را مِنَ الحَرامِ وَ الشُّبْهَهِ ، وَ اکْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّلْمِ از غذاهای حرام و شبهه ناک ، و بازدار دست های ما را از ستم وَالسَّرِقَهِ ، وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الفُجُورِ وَالخِیانَهِ، و دزدی ، و بپوشان چشمان ما را از هرزگی و خیانت ، وَ اسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ وَ الغِیبَهِ ، وَ تَفَضَّلْ عَلی و ببند گوش های ما را از شنیدن سخنان بیهوده و عیب جویی دیگران ، و نیکویی کن بر عُلَمآئِنا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَهِ ، وَ عَلَی المُتَعَلِّمِینَ دانشمندان ما به پارسایی و خیرخواهی کردن ، و بر دانش آموزان بِالجُهْدِ وَ الرَّغْبَهِ ، وَ عَلَی المُسْتَمِعِینَ بِالاِتِّباعِ به کوشش و اشتیاق ، و بر شنوندگان به پیروی کردن وَ المَوْعِظَهِ ، وَ عَلی مَرْضَی المُسْلِمِینَ بِالشِّفآءِ و پند گرفتن ، و بر بیماران مسلمان به بهبودی یافتن وَ

الرّاحَهِ، وَ عَلی مَوْتاهُمْ بِالرَّأْفَهِ وَ الرَّحْمَهِ، وَعَلی و آسودگی ، و بر مردگان آنها به دلسوزی و مهربانی کردن ، و بر مَشایِخِنا بِالوَقارِ وَ السَّکِینَهِ ، وَ عَلَی الشَّبابِ پیران ما به وقار و آرامش ، و بر جوانان بِالاِنابَهِ وَ التَّوْبَهِ ، وَ عَلَی النِّسآءِ بِالحَیآءِ وَ العِفَّهِ ، به پشیمانی و توبه ، و بر زنان به شرم و پاک دامنی ، وَ عَلَی الاَغْنِیآءِ بِالتَّواضُعِ وَ السِّعَهِ، وَ عَلَی الفُقَرآءِ و بر توانگران به فروتنی و بخشش کردن ، و بر مستمندان بِالصَّبْرِ وَ القَناعَهِ ، وَ عَلَی الغُزاهِ بِالنَّصْرِ وَ الغَلَبَهِ ، به شکیبایی و قناعت ، و بر جنگجویان به یاری و پیروزی ، وَعَلَی الاُسَرآءِ بِالخَلاصِ وَالرّاحَهِ ، وَعَلَی الاُمَرآءِ و بر اسیران به رهایی یافتن و آسودگی ، و بر زمامداران بِالعَدْلِ وَ الشَّفَقَهِ ، وَ عَلَی الرَّعِیَّهِ بِالِانْصافِ به دادگری و دلسوزی ، و بر ملّت به انصاف در کارها وَ حُسْنِ السِّیرَهِ ، وَ بارِکْ لِلْحُجّاجِ وَ الزُّوّارِ فِی و خوش رفتاری ، و برکت ده برای حاجیان و زیارت کنندگان در الزّادِ وَ النَّفَقَهِ ، وَ اقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الحَجِّ توشه و خرجی راه ، و به انجام رسان آنچه را بر ایشان واجب کردی از اعمال حج وَ العُمْرَهِ ، بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ. و عمره ، به وسیله احسان و مهربانی ات ای مهربان ترین مهربانان !

استغاثه به صاحب الزمان

سَلامُ اللَّهِ الکامِلُ التّآمُّ ، الشّامِلُ العآمُّ ، وَصَلَواتُهُ درود کامل و تمام و همه جانبه و فراگیر الهی ، و رحمت الدّآئِمَهُ ، وَ بَرَکاتُهُ القآئِمَهُ التّآمَّهُ ، عَلی حُجَّهِ اللَّهِ جاودانه اش ، و

برکات پابرجا و تامّ و تمامش بر حجّت خدا وَ وَلِیِّهِ فِی اَرْضِهِ وَ بِلادِهِ ، وَ خَلِیفَتِهِ عَلی خَلْقِهِ و ولیّ گرامش در کره زمین و تمام کشورهایش ، و جانشین او بر خلایق وَ عِبادِهِ وَ سُلالَهِ النُّبُوَّهِ ، وَ بَقِیَّهِ العِتْرَهِ وَ الصَّفْوَهِ ، و بندگانش و نژاد پاک نبوت ، و باقی مانده خاندان رسالت و برگزیده ویژه حق ، صاحِبِ الزَّمانِ ، وَ مُظْهِرِ الاِیمانِ ، وَ مُلَقِّنِ اَحْکامِ حضرت صاحب الزمان ، و نمایان گر ایمان ، و تعلیم دهنده احکام القُرْآنِ ، وَ مُطَهِّرِ الاَرْضِ ، وَ ناشِرِ العَدْلِ فِی الطُّولِ قرآن ، و پاک کننده زمین از جور ، و گسترش دهنده عدالت در درازا وَ العَرْضِ، وَ الحُجَّهِ القآئِمِ المَهْدِیِّ، الاِمامِ المُنْتَظَرِ و پهنای زمین ، و حجّت قائم حضرت مهدی ، پیشوای به انتظار نشسته المَرْضِیِّ ، وَ ابْنِ الاَئِمَّهِ الطّاهِرِینَ ، الوَصِیِّ ابْنِ و پسندیده ، و فرزند امامان پاکیزه ، و جانشین و فرزند الاَوْصِیآءِ المَرْضِیِّینَ ، الهادِی المَعْصُومِ ابْنِ الاَئِمَّهِ جانشینان پسندیده حق ، و رهنمای معصوم و فرزند پیشوایان الهُداهِ المَعْصُومِینَ. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُعِزَّ المُؤْمِنِینَ هدایت گر و معصوم . درود بر تو ای عزّت بخش مردم مؤمنی المُسْتَضْعَفِینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُذِلَّ الکافِرِینَ که (در اثر ظلم ستم کاران) ضعیف و ناتوان شدند ، درود بر تو ای ذلیل کننده کافران المُتَکَبِّرِینَ الظّالِمِینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلایَ گردن کش و ستم پیشه ، درود بر تو ای سرور من یا صاحِبَ الزَّمانِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، ای صاحب الزمان ! درود بر تو ای فرزند رسول خدا ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ

اَمِیرِالمُؤْمِنِینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ درود بر تو ای فرزند امیر مؤمنان ، درود بر تو یَابْنَ فاطِمَهَ الزَّهْرآءِ سَیِّدَهِ نِسآءِ العالَمِینَ ، ای فرزند فاطمه زهرا بانوی زنان جهانیان اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ الاَئِمَّهِ الحُجَجِ المَعْصُومِینَ ، درود بر تو ای فرزند پیشوایان و حجّت های معصوم وَ الاِمامِ عَلَی الخَلْقِ اَجْمَعِینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا و امام و پیشوا بر همه خلق ، سلام بر تو ای مَوْلایَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَکَ فِی الوِلایَهِ . اَشْهَدُ اَنَّکَ سرور من! سلامی خالصانه به تو در ولایت و پیروی ات . گواهی می دهم که تویی الاِمامُ المَهْدِیُّ قَوْلاً وَ فِعْلاً ، وَ اَنْتَ الَّذِی تَمْلَأُ آن پیشوای هدایت پیشه ، چه در گفتار و چه در کردار ، و تویی آن بزرگواری که پر کنی الاَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً ، زمین را از عدل و داد، پس از آنکه از ستم و بیدادگری پر شده باشد ، فَعَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَکَ، وَ سَهَّلَ مَخْرَجَکَ، وَقَرَّبَ زَمانَکَ، پس خدا در فرجت تعجیل ، و قیامت را آسان ، و زمان حکومتت را نزدیک فرماید ، وَ کَثَّرَ اَنْصارَکَ وَ اَعْوانَکَ ، وَ اَنْجَزَ لَکَ ما وَعَدَکَ ، و یاران و یاوران تو را بسیار گرداند ، و وفا کند به آن وعده فتح و پیروزی که به تو داده ، فَهُوَ اَصْدَقُ القآئِلِینَ: وَ نُرِیدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ زیرا او راست گوترین گویندگان است ، که فرموده: «و می خواهیم منّت نهیم بر آنان که اسْتُضْعِفُوا فِی الاَرْضِ ، وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّهً ، وَ نَجْعَلَهُمُ مستضعف شده اند ، و آنان را پیشوایان خلق قرار دهیم ، و

بگردانیم آنان را الوارِثِینَ، یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ، یَابْنَ رَسُولِ وارثان روی زمین» ، ای سرور من ای صاحب الزمان! ای فرزند رسول اللَّهِ ، حاجَتِی کَذا وَ کَذا. به جای کذا وکذا حاجات خود را بگو: خدا! ، حاجت من چنین و چنان است. فَاشْفَعْ لِی فِی نَجاحِها، فَقَدْ تَوَجَّهْتُ اِلَیْکَ بِحاجَتِی، پس شفاعت کن برایم در برآمدن حاجات ، زیرا که من با حاجت خویش به تو متوجّه شده ام ، لِعِلْمِی اَنَّ لَکَ عِنْدَ اللَّهِ شَفاعَهً مَقْبُولَهً ، وَ مَقاماً زیرا می دانم که شفاعت تو به درگاه خدا پذیرفته می شود ، و دارای مقام مَحْمُوداً ، فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّکُمْ بِاَمْرِهِ ، وَ ارْتَضاکُمْ ارزشمندی هستی ، سوگند می دهم به حقّ آن که شما را به امر خلافت اختصاص داد ، و برگزید لِسِرِّهِ ، وَ بِالشَّأْنِ الَّذِی لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُ ، بر اسرار خود ، و به حقّ مقام و منزلتی که شما در نزد خدا، میان خود و او دارید ، سَلِ اللَّهَ تَعالی فِی نُجْحِ طَلِبَتِی ، وَ اِجابَهِ دَعْوَتِی سوگند می دهم که از خدای تعالی بخواهی که حاجاتم را برآورد ، و دعایم را اجابت فرماید ، وَکَشْفِ کُرْبَتِی. حاجات خود را بگو، ان شاء اللَّه برآورده شود.

و غم و اندوهم را برطرف نماید. مرحوم محدّث قمی بعد از نقل این استغاثه می فرماید: بهتر آن است که در رکعت اول نماز این استغاثه، بعد از سوره حمد، سوره فتح و در رکعت دوم سوره نصر خوانده شود.

زیارت آل یس

سَلامٌ عَلی آلِ یس ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا داعِیَ اللَّهِ درود بر خاندان یاسین ، درود بر تو ای دعوت کننده

به خدا وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بابَ اللَّهِ وَ دَیّانَ و آشنا به نشانه هایش ، درود بر تو ای واسطه خدا و سرپرست دِینِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلِیفَهَ اللَّهِ وَ ناصِرَ حَقِّهِ ، دین او ، درود بر تو ای خلیفه خدا و یاور حق او ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّهَ اللَّهِ وَ دَلِیلَ اِرادَتِهِ ، اَلسَّلامُ درود بر تو ای حجّت خدا و راهنمای اراده اش ، درود عَلَیْکَ یا تالِیَ کِتابِ اللَّهِ وَ تَرْجُمانَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ بر تو ای تلاوت کننده کتاب خدا و تفسیر کننده آیات او ، درود بر تو فِی آنآءِ لَیْلِکَ وَ اَطْرافِ نَهارِکَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ در تمام لحظه ها و دقایق شب و سرتاسر روز ، درود بر تو یا بَقِیَّهَ اللَّهِ فِی اَرْضِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مِیثاقَ اللَّهِ ای ذخیره خدا در روی زمین ، درود بر تو ای پیمان محکم خدا الَّذِی اَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَعْدَ اللَّهِ که از مردم گرفت و سخت محکمش کرد ، درود بر تو ای وعده خدا الَّذِی ضَمِنَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا العَلَمُ المَنْصُوبُ که تضمینش کرده ، درود بر تو ای پرچم برافراشته وَ العِلْمُ المَصْبُوبُ ، وَ الغَوْثُ وَ الرَّحْمَهُ الواسِعَهُ ، و دانش ریزان ، و فریادرس خلق و رحمت گسترده حق ، وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقُومُ ، آن وعده ای که دروغ پنداشته نشود ، درود بر تو هنگامی که به پا می ایستی ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ درود بر تو هنگامی که می نشینی ، درود بر تو هنگامی که

(فرامین حق را) تَقْرَءُ وَ تُبَیِّنُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَ تَقْنُتُ ، می خوانی و تفسیر می کنی ، درود بر تو هنگامی که نماز می خوانی و قنوت می گیری ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَ تَسْجُدُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ درود بر تو هنگامی که رکوع و سجده به جای می آوری ، درود بر تو حِینَ تُهَلِّلُ وَ تُکَبِّرُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَحْمَدُ هنگامی که لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر می گویی ، درود بر تو هنگامی که خدا را ستایش می کنی وَ تَسْتَغْفِرُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسِی ، و از او آمرزش می خواهی ، درود بر تو هنگامی که صبح می کنی و به شب می رسانی ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ اِذا یَغْشی وَ النَّهارِ اِذا درود بر تو در شب هنگامی که تاریکی اش فرا گیرد ، و در روز هنگامی که تَجَلّی ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الاِمامُ المَأْمُونُ ، پرده برگیرد ، درود بر تو ای امام امین و محفوظ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا المُقَدَّمُ المَأْمُولُ ، اَلسَّلامُ درود بر تو ای پیشی گرفته (بر همه خلق و) مورد آرزو (ی آنان) ، درود عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلامِ . اُشْهِدُکَ یا مَوْلایَ بر تو با همه درودها . گواه گیرم تو را ای سرور من اَنِّی اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ، که من گواهی می دهم به اینکه معبودی نیست جز خدای یگانه که شریک ندارد ، وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ لا حَبِیبَ اِلّا هُوَ وَاَهْلُهُ، و نیز (گواهی می دهم که) محمد بنده و رسول اوست و محبوبی نیست جز او و خاندانش ، وَ

اُشْهِدُکَ یا مَوْلایَ اَنَّ عَلِیّاً اَمِیرَالمُوْمِنِینَ حُجَّتُهُ ، و گواه می گیرم تو را ای مولای من که علی امیر مؤمنان حجت خدا است ، وَ الحَسَنَ حُجَّتُهُ ، وَ الحُسَیْنَ حُجَّتُهُ ، وَ عَلِیَّ بْنَ و حسن حجت اوست ، و حسین حجت اوست ، و علی فرزند الحُسَیْنِ حُجَّتُهُ ، وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍ ّ حُجَّتُهُ ، حسین حجت اوست ، و محمد فرزند علی حجت اوست ، وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، و جعفر فرزند محمد حجت اوست ، و موسی فرزند جعفر حجت اوست ، وَ عَلِیَّ بْنَ مُوسی حُجَّتُهُ ، وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍ ّ حُجَّتُهُ ، و علی فرزند موسی حجت اوست ، و محمد فرزند علی حجت اوست ، وَ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ ، وَ الحَسَنَ بْنَ عَلِیٍ ّ حُجَّتُهُ . و علی فرزند محمد حجت اوست ، و حسن فرزند علی حجت اوست . وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ حُجَّهُ اللَّهِ . اَنْتُمُ الاَوَّلُ وَ الآخِرُ ، و گواهی می دهم که تو حجت خدایی . شمایید اوّل و آخر ، وَ اَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لا رَیْبَ فِیها ، یَوْمَ لا یَنْفَعُ نَفْساً و مسلّماً بازگشت شما حتمی است و شکّی در آن نیست ، روزی که سود ندهد کسی را اِیمانُها ، لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ اَوْ کَسَبَتْ فِی ایمانش ، که پیش از آن ایمان نیاورده یا در (مدّت) ایمان خویش اِیمانِها خَیْراً ، وَ اَنَّ المَوْتَ حَقٌّ ، وَ اَنَّ ناکِراً وَنَکِیراً کار خیری انجام نداده ، و اینکه مرگ حق است ، و ناکر و نکیر (دو فرشته سؤال قبر) حَقٌّ ، وَ

اَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ ، وَ البَعْثَ حَقٌّ ، حق است . و گواهی دهم که زنده شدن پس از مرگ حق است ، و برانگیخته شدن حق است ، وَ اَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَ المِرْصادَ حَقٌّ، وَ المِیزانَ حَقٌّ ، و اینکه پل صراط حق است ، و کمین گاه حق است ، و ترازوی حسابرسی حق است ، وَ الحَشْرَ حَقٌّ، وَ الحِسابَ حَقٌّ، وَ الجَنَّهَ حَقٌّ، وَالنّارَ و محشور شدن حق است ، و حساب کشیدن حق است ، و بهشت حق است ، و دوزخ حَقٌّ ، وَ الوَعْدَ وَ الوَعِیدَ بِهِما حَقٌّ . یا مَوْلایَ ! شَقِیَ حق است ، و نوید و تهدید درباره آن دو حق است . ای سرور من ! بدبخت است مَنْ خالَفَکُمْ وَ سَعِدَ مَنْ اَطاعَکُمْ ، فَاشْهَدْ عَلی ما کسی که با شما مخالفت کند و سعادتمند است کسی که از شما پیروی کند ، پس گواهی ده بر اَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ ، وَ أَنَا وَلِیٌّ لَکَ ، بَرِی ءٌ مِنْ عَدُوِّکَ ، آنچه تو را بر آن گواه گرفتم ، و من دوست تو هستم ، و از دشمنت بیزارم ، فَالحَقُّ ما رَضِیْتُمُوهُ ، وَ الباطِلُ ما اَسْخَطْتُمُوهُ ، حق آن است که شما پسند کرده اید ، و باطل همان است که شما بدان خشم گرفته اید ، وَ المَعْرُوفُ ما اَمَرْتُمْ بِهِ ، وَ المُنْکَرُ ما نَهَیْتُمْ عَنْهُ ، و کار نیک آن است که شما بدان دستور داده اید ، و کار زشت آن است که از آن نهی کرده اید ، فَنَفْسِی مُؤْمِنَهٌ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ، وَ بِرَسُولِهِ من ایمان دارم

به خدای یگانه ای که شریک ندارد ، و به فرستاده او وَ بِاَمِیرِالمُؤْمِنِینَ وَ بِکُمْ یا مَوْلایَ اَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ، و به امیر مؤمنان و به شما - ای مولای من - از اول تا آخرتان وَنُصْرَتِی مُعَدَّهٌ لَکُمْ وَ مَوَدَّتِی خالِصَهٌ لَکُمْ ، آمِینَ و یاری ام برای شما آماده است ، و دوستی ام برای شما خالص و پاک است ، برآورده کن آمِینَ. و بعد از آن، این دعا خوانده شود:

خواسته ام را ، آمین.

اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ نَبِیِّ خدایا از تو می خواهم که درود فرستی بر محمد ، پیامبر رَحْمَتِکَ وَ کَلِمَهِ نُورِکَ، وَ اَنْ تَمْلَأَ قَلْبِی نُورَ الیَقِینِ، رحمتت و کلمه نورت ، و آنکه پر کنی دل مرا با نور یقین ، وَ صَدْرِی نُورَ الاِیمانِ ، وَ فِکْرِی نُورَ النِّیّاتِ ، و سینه ام را با نور ایمان ، و اندیشه ام را با نور تصمیم ها ، وَ عَزْمِی نُورَ العِلْمِ ، وَ قُوَّتِی نُورَ العَمَلِ ، وَ لِسانِی و اراده ام را با نور علم ، و نیرویم را با نور عمل ، و زبانم را نُورَ الصِّدْقِ ، وَ دِینِی نُورَ البَصآئِرِ مِنْ عِنْدِکَ ، با نور راست گویی ، و دین و مذهبم را با نور بینایی هایی از نزد خودت ، وَ بَصَرِی نُورَ الضِّیآءِ ، وَ سَمْعِی نُورَ الحِکْمَهِ ، و چشمم را با نور روشنایی ، و گوشم را با نور فرزانگی و حکمت ، وَ مَوَدَّتِی نُورَ المُوالاهِ لِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ و دوستی ام را با نور موالات بر محمد و خاندانش - که درود خداوند بر آنان باد - حَتّی اَلْقاکَ وَقَدْ وَفَیْتُ بِعَهْدِکَ وَ مِیثاقِکَ

، فَتُغَشِّیَنِی تا تو را دیدار کنم ، و من به عهد و پیمان تو وفا کردم ، پس بپوشان بر من رَحْمَتُکَ یا وَلِیُّ یا حَمِیدُ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ رحمت خود را ای سرپرست و ای ستوده . خدایا درود فرست بر محمد حُجَّتِکَ فِی اَرْضِکَ وَ خَلِیفَتِکَ فِی بِلادِکَ ، وَالدّاعِی حجّت تو در روی زمینت و جانشین تو در شهرهایت ، و دعوت کننده اِلی سَبِیلِکَ ، وَ القآئِمِ بِقِسْطِکَ وَ الثّآئِرِ بِاَمْرِکَ ، به سوی راهت ، و قیام کننده به عدل و دادت ، و انقلاب کننده به دستورت ، وَلِیِّ المُؤْمِنِینَ وَ بَوارِ الکافِرِینَ ، وَ مُجَلِّی الظُّلْمَهِ دوست مؤمنان و نابود کننده کافران ، و برطرف کننده تاریکی وَ مُنِیرِ الحَقِّ ، وَ النّاطِقِ بِالحِکْمَهِ وَ الصِّدْقِ ، و روشن کننده حق ، و گوینده به حکمت و راستی ، وَ کَلِمَتِکَ التّآمَّهِ فِی اَرْضِکَ ، المُرْتَقِبِ الخآئِفِ ، و آن کلمه (دستور و فرمان) کاملت در روی زمین ، که در حال انتظار و هراس به سر برد ، وَ الوَلِیِّ النّاصِحِ ، سَفِینَهِ النَّجاهِ وَ عَلَمِ الهُدی ، و آن سرپرست خیرخواه ، و کشتی نجات و پرچم هدایت ، وَ نُورِ اَبْصارِ الوَری ، وَ خَیْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدی ، و روشنی دیدگان مردم ، و بهترین کسی که جامه و ردا به بر کرد ، وَ مُجَلِّی العَمی ، اَلَّذِی یَمْلَأُ الاَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً و زداینده گمراهی ، آن کس که پَر کند زمین را از عدل و داد ، کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ

قَدِیرٌ . چنان که پر شده باشد از ستم و بیدادگری ، که به راستی تو بر هر چیز توانایی . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیِّکَ وَ ابْنِ اَوْلِیآئِکَ ، الَّذِینَ خدایا درود فرست بر بنده مقرّب درگاهت و فرزند بندگان مقرّبت ، آنان که فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ ، وَ اَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ ، وَ اَذْهَبْتَ عَنْهُمُ واجب کردی فرمان برداریشان را ، و واجب گرداندی حقّشان را ، و دور کردی از ایشان الرِّجْسَ ، وَ طَهَّرْتَهُمْ تَطْهِیراً . اَللّهُمَّ انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ پلیدی را ، و به خوبی پاکیزه شان کردی . خدایا یاری اش کن و یاری کن بِهِ لِدِینِکَ ، وَ انْصُرْ بِهِ اَوْلِیآءَکَ وَ اَوْلِیآءَهُ وَ شِیعَتَهُ به دست او دینت را ، و یاری کن به وسیله او دوستان خودت و دوستان او و شیعیان وَ اَنْصارَهُ ، وَ اجْعَلْنا مِنْهُمْ . اَللّهُمَّ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ کُلِّ و یاورانش را ، و ما را نیز از آنان قرار ده . خدایا پناهش ده از شرّ هر باغٍ وَ طاغٍ ، وَ مِنْ شَرِّ جَمِیعِ خَلْقِکَ ، وَ احْفَظْهُ مِنْ متجاوز و سرکشی ، و از شرّ همه آفریده هایت ، و نگاهش بدار از بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ ، وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمالِهِ ، پیش رویش و از پشت سرش ، و از سمت راستش و از طرف چپش ، وَ احْرُسْهُ وَ امْنَعْهُ مِنْ اَنْ یُوصَلَ اِلَیْهِ بِسُوءٍ ، و پاسداری اش کن و نگاهش دار از اینکه گزند و آسیبی بدو برسد ، و (شوکت و عزّت) وَ احْفَظْ فِیهِ رَسُولَکَ وَ آلَ رَسُولِکَ ، وَ اَظْهِرْ بِهِ رسول و خاندان رسولت را در (وجود)

او حفظ فرما ، و آشکار (یا پیروز) گردان به دست او العَدْلَ ، وَ اَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ ، وَ انْصُرْ ناصِرِیهِ ، وَ اخْذُلْ عدل و داد را ، و با یاری ات کمکش کن ، و یاورانش را نیز یاری کن ، و خوار گردان هرکه دست خاذِلِیهِ ، وَ اقْصِمْ قاصِمِیهِ وَ اقْصِمْ بِهِ جَبابِرَهَ الکُفْرِ ، از یاری اش بردارد ، و درهم شکن شکننده اش را و بشکن بدست او قدرت و شوکت کافران را وَ اقْتُلْ بِهِ الکُفّارَ وَ المُنافِقِینَ ، وَ جَمِیعَ المُلْحِدِینَ ، و آنان را بدست آن حضرت به خاک هلاکت افکن و هم چنین منافقان و همه بی دینان حَیْثُ کانُوا مِنْ مَشارِقِ الاَرْضِ وَ مَغارِبِها ، بَرِّها ستیزه جو را در هر جا هستند از خاورهای زمین و باخترهای آن چه در خشکی وَ بَحْرِها ، وَ امْلَأْ بِهِ الاَرْضَ عَدْلاً ، وَ اَظْهِرْ بِهِ دِینَ و چه در دریا، و پرکن بوسیله او زمین را از عدل و داد و آشکار (یا پیروز) کن بوسیله اش دین نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ . وَ اجْعَلْنِی اللّهُمَّ مِنْ پیامبرت را - که درود خداوند بر او و آلش باد - ، و قرار ده خدایا مرا نیز از اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ ، وَ اَتْباعِهِ وَ شِیعَتِهِ . وَ اَرِنِی فِی یاران و کمک کاران و پیروان و شیعیانش و به من بنما در مورد آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ ما یَأْمُلُونَ ، وَ فِی آل محمد علیهم السلام آنچه را آرزو داشتند و در مورد عَدُوِّهِمْ ما یَحْذَرُونَ ، اِلهَ الحَقِّ آمِینَ یا ذَا الجَلالِ دشمنشان آنچه از آن می ترسند ، مستجاب

گردان ای معبود حق و ای صاحب جلالت وَ الاِکْرامِ ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ.

و بزرگواری ای مهربان ترین مهربانان.

زیارت امین اللَّه

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمِینَ اللَّهِ فِی اَرْضِهِ ، وَ حُجَّتَهُ درود بر تو ای امانت دار خدا در زمین او ، و حجّتش عَلی عِبادِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمِیرَالمُؤْمِنِینَ ، بر بندگان او ، درود بر تو ای امیر مؤمنان ، اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ ، وَ عَمِلْتَ گواهی می دهم که تو در راه خدا جهاد کردی آن طور که باید ، و رفتار کردی بِکِتابِهِ ، وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیِّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، به کتاب خدا (قرآن) ، و پیروی کردی از سنت های پیامبرش - که درود خدا بر او و آلش باد - ، حَتّی دَعاکَ اللَّهُ اِلی جِوارِهِ ، فَقَبَضَکَ اِلَیْهِ بِاخْتِیارِهِ ، تا اینکه خداوند تو را به جوار خویش دعوت فرمود ، و به اختیار خودش جانت را قبض نمود ، وَ اَلْزَمَ اَعْدآءَکَ الحُجَّهَ مَعَ ما لَکَ مِنَ الحُجَجِ و ملزم کرد دشمنانت را با دلیل و برهان از حجّت های البالِغَهِ عَلی جَمِیعِ خَلْقِهِ . اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِی رسای دیگری که با تو بود بر تمامی خلق خود . خدایا قرار ده نفس مرا مُطْمَئِنَّهً بِقَدَرِکَ ، راضِیهً بِقَضآئِکَ ، مُولَعَهً بِذِکْرِکَ آرام به تقدیرت ، و خوشنود به قضایت ، و حریص به ذکر وَ دُعآئِکَ ، مُحِبَّهً لِصَفْوَهِ اَوْلِیآئِکَ ، مَحْبُوبَهً فِی و دعایت ، و دوستدار برگزیدگان دوستانت ، و محبوب در اَرْضِکَ وَ سَمآئِکَ ، صابِرَهً عَلی نُزُولِ بَلآئِکَ ، زمین و آسمانت ، و شکیبا در مورد نزول بلایت ، شاکِرَهً

لِفَواضِلِ نَعْمآئِکَ ، ذاکِرَهً لِسَوابِغِ آلآئِکَ ، و سپاس گزار در برابر نعمت های فزونت ، و یاد کننده عطایای فراوانت ، مُشْتاقَهً اِلی فَرْحَهِ لِقآئِکَ ، مُتَزَوِّدَهً التَّقْوی لِیَوْمِ و مشتاق به شاد گشتن دیدارت ، و توشه گیر پرهیزکاری برای روز جَزآئِکَ ، مُسْتَنَّهً بِسُنَنِ اَوْلِیآئِکَ ، مُفارِقَهً لِاَخْلاقِ پاداشت ، و پیروی کننده روش های دوستانت ، و دوری گزیننده اخلاق اَعْدآئِکَ ، مَشْغُولَهً عَنِ الدُّنْیا بِحَمْدِکَ وَ ثَنآئِکَ.

دشمنانت ، و سرگرم از دنیا به ستایش و ثنایت. پس پهلوی خود را بر قبر گذاشت و گفت: اَللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ خدایا به راستی دل های المُخْبِتِینَ اِلَیْکَ والِهَهٌ ، وَ سُبُلَ الرّاغِبِینَ اِلَیْکَ فروتنان درگاهت به سوی تو حیران است ، و راه های مشتاقان به جانب تو شارِعَهٌ ، وَ اَعْلامَ القاصِدِینَ اِلَیْکَ واضِحَهٌ ، وَ اَفْئِدَهَ باز است ، و نشانه های قاصدان کویت آشکار و نمایان است ، و قلب های العارِفِینَ مِنْکَ فازِعَهٌ ، وَ اَصْواتَ الدّاعِینَ اِلَیْکَ عارفان از تو ترسان است ، و صداهای خوانندگان به طرف تو صاعِدَهٌ ، وَ اَبْوابَ الاِجابَهِ لَهُمْ مُفَتَّحَهٌ ، وَ دَعْوَهَ مَنْ بلند ، و درهای اجابت به رویشان باز است ، و دعای آن کس که ناجاکَ مُسْتَجابَهٌ ، وَ تَوْبَهَ مَنْ اَنابَ اِلَیْکَ مَقْبُولَهٌ ، با تو راز گوید مستجاب است ، و توبه آن کس که به درگاه تو بازگردد پذیرفته است ، وَ عَبْرَهَ مَنْ بَکی مِنْ خَوْفِکَ مَرْحُومَهٌ ، وَ الاِغاثَهَ و اشک دیده آن کس که از خوف تو گرید مورد رحم و مهر است ، و فریادرسی لِمَنِ اسْتَغاثَ بِکَ مَوْجُودَهٌ ، وَ الاِعانَهَ لِمَنِ اسْتَعانَ تو برای کسی که

به تو استغاثه کند آماده است ، و کمک کاری ات برای آن که از تو کمک بِکَ مَبْذُولَهٌ ، وَ عِداتِکَ لِعِبادِکَ مُنْجَزَهٌ ، وَ زَلَلَ مَنِ خواهد رایگان است ، و وعده هایی که به بندگانت دادی وفایش حتمی است ، و لغزش کسی که اسْتَقالَکَ مُقالَهٌ ، وَ اَعْمالَ العامِلِینَ لَدَیْکَ مَحْفُوظَهٌ ، از تو پوزش طلبد بخشوده است ، و کارهای آنان که برای تو کار کنند در نزد تو محفوظ است ، وَ اَرْزاقَکَ اِلَی الخَلآئِقِ مِنْ لَدُنْکَ نازِلَهٌ ، وَ عَوآئِدَ و روزی هایی که به آفریدگانت دهی از نزدت ریزان است ، و بهره های المَزِیدِ اِلَیْهِمْ واصِلَهٌ، وَذُنُوبَ المُسْتَغْفِرِینَ مَغْفُورَهٌ، بیشتری هم به سویشان می رسد ، و گناه آمرزش خواهان (از تو) آمرزیده است ، وَ حَوآئِجَ خَلْقِکَ عِنْدَکَ مَقْضِیَّهٌ ، وَ جَوآئِزَ السّآئِلِینَ و حاجت های آفریدگانت نزد تو روا شده است ، و جایزه های سائلان عِنْدَکَ مُوَفَّرَهٌ ، وَ عَوآئِدَ المَزِیدِ مُتَواتِرَهٌ ، وَ مَوآئِدَ در پیش تو شایان و وافر است ، و بهره های فزون پیاپی است ، و خوان های احسان تو المُسْتَطْعِمِینَ مُعَدَّهٌ، وَمَناهِلَ الظِّمآءِ مُتْرَعَهٌ. اَللّهُمَّ برای طعام خواهان آماده است ، و حوض های آب برای تشنگان لبریز است . خدایا ! فَاسْتَجِبْ دُعآئِی، وَ اقْبَلْ ثَنآئِی، وَاجْمَعْ بَیْنِی وَبَیْنَ پس دعایم را مستجاب کن ، و بپذیر مدح و ثنایم را ، و گرد آور میان من اَوْلِیآئِی ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍ ّ وَ فاطِمَهَ وَ الحَسَنِ و دوستانم ، به حق محمد و علی و فاطمه و حسن وَالحُسَیْنِ ، اِنَّکَ وَلِیُّ نَعْمآئِی ، وَ مُنْتَهی مُنایَ ، و حسین ، که همانا تویی صاحب نعمت هایم ، و منتهای

آرزویم ، وَ غایَهُ رَجآئِی فِی مُنْقَلَبِی وَ مَثْوایَ.

و سرحدّ نهایی تکیه گاه و بازگشت گاه و اقامت گاهم . در کامل الزیاره آمده است که بگویید: اَنْتَ اِلهِی وَ سَیِّدِی تویی معبود و آقا وَ مَوْلایَ ! اِغْفِرْ لِاَوْلِیآئِنا ، وَ کُفَّ عَنّا اَعْدآءَنا ، و مولای من ! بیامرز دوستان ما را ، و باز دار از ما دشمنانمان را ، وَ اشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا ، وَ اَظْهِرْ کَلِمَهَ الحَقِّ وَ اجْعَلْهَا و سرگرمشان کن از آزار ما ، و آشکار کن گفتار حق را و آن را قرار ده العُلْیا ، وَ اَدْحِضْ کَلِمَهَ الباطِلِ وَ اجْعَلْهَا السُّفْلی ، برتر ، و از میان ببر گفتار باطل را و آن را پست گردان ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ.

که به راستی تو بر هر چیز توانایی.

زیارت عاشورا

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِ اللَّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ درود بر تو ای اباعبداللَّه ، درود بر تو ای فرزند رَسُولِ اللَّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمِیرِالمُؤْمِنِینَ رسول خدا ، درود بر تو ای فرزند امیر مؤمنان وَ ابْنَ سَیِّدِ الوَصِیِّینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَهَ و فرزند سرور برگزیدگان ، درود بر تو ای فرزند فاطمه سَیِّدَهِ نِسآءِ العالَمِینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ بانوی زنان جهانیان ، درود بر تو ای آن که خدا خونخواهی اش کند وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الوِتْرَ المَوْتُورَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی و فرزند چنین کسی ، و ای کشته ای که انتقام خونت گرفته نشده ، درود بر تو و بر الاَرْواحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنآئِکَ ، عَلَیْکُمْ مِنِّی جَمِیعاً روان هایی که سر سپردند به آستانت ، بر همه شما از جانب من

سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ ، سلام خدا باد همیشه ، تا من زنده ام و شب و روز برقرار است . یا اَباعَبْدِ اللَّهِ ! لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ ای اباعبداللَّه ! چه بسیار بزرگ است سوگواری تو ، و گران و سنگین است المُصِیبَهُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلی جَمِیعِ اَهْلِ الاِسْلامِ ، مصیبت تو بر ما و بر همه پیروان اسلام ، وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُکَ فِی السَّماواتِ عَلی و گران و سنگین است مصیبت تو در آسمان ها بر جَمِیعِ اَهْلِ السَّماواتِ ، فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً اَسَّسَتْ همه اهل آسمان ها ، پس خدا لعنت کند مردمی را که برپا داشتند اَساسَ الظُّلْمِ وَ الجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ البَیْتِ ، وَ لَعَنَ شالوده و بنای ستم و بیدادگری را بر شما خاندان پیامبر ، و لعنت کند اللَّهُ اُمَّهً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ ، وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ خدا مردمی را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان ، و دور کردند شما را از مَراتِبِکُمُ الَّتِی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فِیها ، وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً آن مرتبه هایی که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود ، و خدا لعنت کند مردمی که قَتَلَتْکُمْ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ المُمَهِّدِینَ لَهُمْ بِالتَّمْکِینِ مِنْ شما را کشتند ، و خدا لعنت کند آنان که وسایل جنگ بر شما را فراهم کردند برای قِتالِکُمْ ، بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ کشندگان شما . من بیزاری می جویم به سوی خدا و به سوی شما از آنان و از اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیآئِهِمْ . یا اَباعَبْدِ اللَّهِ ! اِنِّی پیروان

و دنبال روندگانشان و دوستانشان . ای اباعبداللَّه ! من سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ در صلحم با هرکه با شما در صلح است و در جنگم با هرکه با شما در جنگ است تا روز القِیامَهِ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ قیامت ، و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را ، و خدا لعنت کند بَنِی اُمَیَّهَ قاطِبَهً ، وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَهَ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ بنی امیه را همگی ، و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را ، و خدا لعنت کند عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً ، وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً عمر بن سعد را ، و خدا لعنت کند شمر را ، و خدا لعنت کند مردمی را که اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ . بِاَبِی اَنْتَ اسب ها را زین کردند و دهنه زدند و به راه افتادند برای پیکار با تو ، پدر و مادرم وَ اُمِّی ، لَقَدْ عَظُمَ مُصابِی بِکَ ، فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذِی به فدایت ! به راستی بزرگ است مصیبت من به خاطر تو ، پس می خواهم از آن خدایی که اَکْرَمَ مَقامَکَ وَ اَکْرَمَنِی بِکَ اَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثارِکَ گرامی داشت مقام تو را و گرامی داشت مرا به خاطر تو ، که روزی ام گرداند خونخواهی تو را مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ در رکاب آن امام یاری شده از خاندان محمد - که درود خداوند عَلَیْهِ وَ آلِهِ . اَللّهُمَّ اجْعَلْنِی عِنْدَکَ وَجِیهاً بِالحُسَیْنِ بر او و آلش

باد - . خدایا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند به وسیله حسین عَلَیْهِ السَّلامُ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ . یا اَباعَبْدِاللَّهِ ! اِنِّی - درود خدا بر او باد - در دنیا و آخرت . ای اباعبداللَّه ! من اَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ وَ اِلی اَمِیرِالمُؤْمِنِینَ تقرّب می جویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و امیر المؤمنین وَ اِلی فاطِمَهَ وَ اِلَی الحَسَنِ وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ . و فاطمه و حسن و شما به وسیله دوستی ات ، وَ بِالبَرآءَهِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ ذلِکَ ، وَ بَنی عَلَیْهِ و به وسیله بیزاری جستن از کسی که پی ریزی کرد شالوده این کار را ، و پایه گذاری کرد بر آن بُنْیانَهُ ، وَ جَری فِی ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ عَلی بنیانش را ، و دنبال کرد ظلم و ستمش را بر شما و بر اَشْیاعِکُمْ . بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ ، وَ اَتَقَرَّبُ پیروان شما . بیزاری می جویم به درگاه خدا و پیشگاه شما از ایشان ، و تقرّب می جویم اِلَی اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاهِ وَلِیِّکُمْ ، به سوی خدا سپس به سوی شما به وسیله دوستی تان و دوستی دوستانتان ، وَ بِالبَرآءَهِ مِنْ اَعْدآئِکُمْ وَ النّاصِبِینَ لَکُمُ الحَرْبَ ، و به بیزاری جستن از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان) جنگ با شما ، وَ بِالبَرآءَهِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ . اِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ و به بیزاری جستن از یاران و پیروانشان ، من در صلحم با هرکه با شما در صلح است سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ ، وَ وَلِیٌّ لِمَنْ والاکُمْ و در جنگم با هرکه با شما

در جنگ است ، و دوستم با هرکه شما را دوست دارد ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداکُمْ ، فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذِی اَکْرَمَنِی و دشمنم با هرکه شما را دشمن دارد ، پس درخواست می کنم از خدایی که مرا گرامی داشت بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَهِ اَوْلِیآئِکُمْ ، وَرَزَقَنِی البَرآءَهَ مِنْ به وسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان ، و روزی ام کرد بیزاری جستن از اَعْدآئِکُمْ ، اَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ ، دشمنانتان را ، به اینکه قرار دهد مرا همراه شما در دنیا و آخرت ، وَ اَنْ یُثَبِّتَ لِی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیا و مقرّر فرماید برای من در پیش شما درستی و ثابت قدمی را در دنیا وَ الآخِرَهِ ، وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِی المَقامَ المَحْمُودَ و آخرت ، و از او می خواهم که برساند مرا به مقام پسندیده لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ ، وَ اَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثارِکُمْ مَعَ اِمامٍ شما در پیش خدا ، و روزی ام کند خونخواهی شما را با پیشوای هُدیً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالحَقِّ مِنْکُمْ ، وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ راهنمای آشکار و گویای به حق که از شما (خاندان) است ، و از خدا می خواهم به حق شما وَ بِالشَّأْنِ الَّذِی لَکُمْ عِنْدَهُ ، اَنْ یُعْطِیَنِی بِمُصابِی و بدان منزلتی که شما نزد او دارید ، که عطا کند به من به جهت مصیبتی که از ناحیه بِکُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطِی مُصاباً بِمُصِیبَتِهِ ، مُصِیبَهً ما شما به من رسیده بهترین پاداشی را که می دهد به یک مصیبت زده در برابر مصیبتی که دیده ، اَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِی الاِسْلامِ وَ فِی جَمِیعِ به راستی چه مصیبت بزرگ و

چه داغ گرانی است در اسلام و در تمام السَّماواتِ وَ الاَرْضِ . اَللّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی مَقامِی آسمان ها و زمین . خدایا قرار ده مرا در جایگاهم هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَهٌ وَ مَغْفِرَهٌ . از کسانی باشم که از جانب تو درود و رحمت و آمرزش شامل حال آنها شده است . اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ خدایا قرار ده زندگی ام را زندگی محمد و آل محمد ، وَ مَماتِی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ . اَللّهُمَّ اِنَّ هذا و مرگم را مرگ محمد و آل محمد . خدایا این روز یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُواُمَیَّهَ وَ ابْنُ آکِلَهِ الاَکْبادِ ، اللَّعِینُ روزی است که مبارک دانستند آن را بنی امیه و پسر آن زن جگرخوار (معاویه) ، آن ملعون ابْنُ اللَّعِینِ عَلی لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ پسر ملعون که لعن شده بر زبان تو و زبان پیامبرت - که درود خدا عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، فِی کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِیهِ بر او و آلش باد - ، در هر جا و هر مکانی که توقف کرد در آن مکان نَبِیُّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ . اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ پیامبرت - که درود خدا بر او و آلش باد - . خدایا لعنت کن ابوسفیان وَ مُعاوِیَهَ وَ یَزِیدَ بْنَ مُعاوِیَهَ ، عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَهُ و معاویه و یزید پسر معاویه را ، که لعنت بر ایشان باد از جانب تو اَبَدَ الآبِدِینَ ، وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ برای همیشه ، و این روز روزی است که شادمان شدند به این روز دودمان

زیاد وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ . و دودمان مروان به خاطر کشتن حضرت حسین - که درود خدا بر او باد - . اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَالعَذابَ الاَلِیمَ. خدایا ! پس چندین برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناک را . اَللّهُمَّ اِنِّی اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فِی هذَا الیَوْمِ وَفِی مَوْقِفِی خدایا ! من تقرّب می جویم به سوی تو در این روز و در این جایی که هذا وَ اَیّامِ حَیاتِی ، بِالبَرآءَهِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَهِ عَلَیْهِمْ ، هستم و در تمام دوران زندگی ام ، به بیزاری جستن از اینها و لعنت فرستادن بر ایشان ، وَبِالمُوالاهِ لِنَبِیِّکَ وَآلِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ . و به وسیله دوست داشتن پیامبرت و خاندان پیامبرت که درود خدا بر او و بر ایشان باد پس صد مرتبه می گویی: اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ خدایا ! لعنت کن نخستین ستمگری را که به زور گرفت حقّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ. اَللّهُمَّ محمد و خاندان محمد را ، تا آخرین کسی که او را در این زور و ستم پیروی کرد . خدایا ! الْعَنِ العِصابَهَ الَّتِی جاهَدَتِ الحُسَیْنَ . وَ شایَعَتْ لعنت کن بر گروهی که پیکار کردند با حسین ، و همراهی کردند وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلی قَتْلِهِ . اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِیعاً.

و پیمان بستند و از هم پیروی کردند برای کشتن آن حضرت . خدایا لعنت کن همه آنها را. پس صد مرتبه می گویی: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِ اللَّهِ درود بر تو ای اباعبداللَّه! وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنآئِکَ ، عَلَیْکَ مِنِّی و

بر روان هایی که سر سپردند به آستانت ، بر تو از جانب من سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ ، درود خدا باد همیشه ، تا من زنده ام و تا شب و روز برقرار است ، وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّی لِزِیارَتِکُمْ . اَلسَّلامُ و قرار ندهد خداوند این زیارت را آخرین زیارت من از شما . درود عَلَی الحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الحُسَیْنِ ، وَ عَلی بر حسین و بر علی فرزند حسین ، و بر اَوْلادِ الحُسَیْنِ ، وَ عَلی اَصْحابِ الحُسَیْنِ .

دیگر فرزندان حسین . و بر اصحاب و یاران حسین. پس می گویی: اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّی خدایا ! مخصوص گردان نخستین ستمگر را به نفرین من وَ ابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ، ثُمَّ الثّانِیَ وَ الثّالِثَ وَ الرّابِعَ . اَللّهُمَّ و آغاز کن بدان نفرین ، اولی را ، سپس دومی و سومی و چهارمی را . خدایا الْعَنْ یَزِیدَ خامِساً ، وَ الْعَنْ عُبَیْدَاللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم ، و لعنت کن عبیداللَّه پسر زیاد و پسر مَرْجانَهَ ، وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً ، وَ آلَ اَبِی سُفْیانَ مرجانه را ، و عمر پسر سعد و شمر را ، و دودمان ابوسفیان را ، وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلی یَوْمِ القِیامَهِ.

و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا روز قیامت. پس به سجده می روی و می گویی: اَللّهُمَّ لَکَ الحَمْدُ حَمْدَ خدایا ! تو را سپاس می گویم همانند سپاس الشّاکِرِینَ لَکَ عَلی مُصابِهِمْ . الحَمْدُ للَّهِ ِ عَلی شکرگزارانت که در برابر مصیبت

، خدا را ستایش می کنند . ستایش خدا را بر عَظِیمِ رَزِیَّتِی . اَللّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفاعَهَ الحُسَیْنِ بزرگی مصیبتم . خدایا روزی ام گردان شفاعت حسین را یَوْمَ الوُرُودِ ، وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ در روز ورود (به صحرای قیامت) ، و ثابت بدار گام راستینم را در نزد خودت با الحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الحُسَیْنِ ، الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ حسین و یاران حسین ، آنان که بی دریغ فدا کردند جان خود را دُونَ الحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ. سپس دعای علقمه را بخواند:

در راه حسین - که درود خدا بر او باد - .

دعای علقمه

یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ ! یا مُجِیبَ دَعْوَهِ المُضْطَرِّینَ ای خدا ای خدا ای خدا ! ای اجابت کننده دعای درماندگان یا کاشِفَ کُرَبِ المَکْرُوبِینَ ! یا غِیاثَ المُسْتَغِیثِینَ ! ای برطرف کننده گرفتاری گرفتاران ! ای فریادرس فریادخواهان ! یا صَرِیخَ المُسْتَصْرِخِینَ ! وَ یا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَیَّ ای دادرس دادخواهان ! و ای کسی که نزدیک تر است به من مِنْ حَبْلِ الوَرِیدِ ، یا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ المَرْءِ وَ قَلْبِهِ ، از رگ گردن ، ای کسی که فاصله می شود میان انسان و دلش ، یا مَنْ هُوَ بِالمَنْظَرِ الاَعْلی وَ بِالاُفُقِ المُبِینِ ، ای کسی که (از حیث ظهور) در دیدگاه اعلی و افق آشکاری هستی ، یا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ عَلَی العَرْشِ اسْتَوی ، ای کسی که بخشاینده و مهربان هستی و بر عرش (عظمت و کشور وجود) استیلا داری ، یا مَنْ یَعْلَمُ خآئِنَهَ الاَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ ، ای کسی که می دانی خیانت چشمان و آنچه را سینه ها پنهان کنند ، یا

مَنْ لا یَخْفی عَلَیْهِ خافِیَهٌ ، یا مَنْ لا تَشْتَبِهُ عَلَیْهِ ای کسی که مخفی نیست بر او امر پنهان و پوشیده ای ، ای کسی که بر او مشتبه نشود الاَصْواتُ ، یا مَنْ لا تُغَلِّطُهُ الحاجاتُ ، وَ یا مَنْ صداها ، ای کسی که حاجت ها او را به غلط و اشتباه نیندازد ، و ای کسی که لا یُبْرِمُهُ اِلْحاحُ المُلِحِّینَ ، یا مُدْرِکَ کُلِّ فَوْتٍ ، وَ یا او را به ستوه نیاورد پافشاری اصرارورزان ، ای درک کننده هرچه از دست رود ، و ای جامِعَ کُلِّ شَمْلٍ ، وَ یا بارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ المَوْتِ ، گردآورنده هر پراکنده ، و ای پدید آورنده جان ها پس از مرگ ، یا مَنْ هُوَ کُلَّ یَوْمٍ فِی شَأْنٍ ، یا قاضِیَ الحاجاتِ ، ای کسی که او هر روز در کاری است یا در هر چیز تجلّی و ظهوری دارد ، ای برآرنده حاجات ، یا مُنَفِّسَ الکُرُباتِ ، یا مُعْطِیَ السُّؤُلاتِ ، یا وَلِیَّ ای برطرف کننده گرفتاری ها ، ای عطا کننده خواسته ها ، ای دارنده الرَّغَباتِ ، یا کافِیَ المُهِمّاتِ ، یا مَنْ یَکْفِی مِنْ کُلِّ هرچه مورد رغبت و اشتیاق است ، ای کفایت کننده هر مهم ، ای کسی که کفایت کند هر شَیْ ءٍ وَ لا یَکْفِی مِنْهُ شَیْ ءٌ فِی السَّماواتِ چیزی را و کفایت نکند از او چیزی در آسمان ها وَ الاَرْضِ ، اَسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیِّینَ و زمین ، از تو می خواهم به حقّ محمد آخرین فرستادگان وَ عَلِیٍ ّ اَمِیرِالمُؤْمِنِینَ ، وَ بِحَقِّ فاطِمَهَ بِنْتِ نَبِیِّکَ ، و به حقّ علی امیر مؤمنان ، و به

حقّ فاطمه دختر پیامبرت ، وَ بِحَقِّ الحَسَنِ وَ الحُسَیْنِ ، فَاِنِّی بِهِمْ اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ و به حق حسن و حسین ، همانا من به وسیله آنها رو می کنم به درگاهت فِی مَقامِی هذا ، وَ بِهِمْ اَتَوَسَّلُ وَ بِهِمْ اَتَشَفَّعُ اِلَیْکَ ، در این جایگاهی که هستم ، و به آنها توسل می جویم و آنها را شفیع می گیرم به درگاهت ، وَ بِحَقِّهِمْ اَسْئَلُکَ وَ اُقْسِمُ وَ اَعْزِمُ عَلَیْکَ ، وَ بِالشَّأْنِ و به حقّ ایشان از تو می خواهم و سوگند می خورم و تو را سوگند می دهم بدان منزلتی الَّذِی لَهُمْ عِنْدَکَ ، وَ بِالقَدْرِ الَّذِی لَهُمْ عِنْدَکَ ، که ایشان در پیش تو دارند ، و بدان قدر و مرتبه ای که نزد تو دارند ، وَ بِالَّذِی فَضَّلْتَهُمْ عَلَی العالَمِینَ ، وَ بِاسْمِکَ الَّذِی و بدانچه آنها را برتری دادی بر جهانیان ، و بدان نامی که جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ ، وَ بِهِ خَصَصْتَهُمْ دُونَ العالَمِینَ ، در نزد ایشان گذاردی ، و تنها آنان را از میان جهانیان بدان نام مخصوص داشتی ، وَ بِهِ اَبَنْتَهُمْ وَ اَبَنْتَ فَضْلَهُمْ مِنْ فَضْلِ العالَمِینَ ، و به وسیله آن آشکار کردی برتری ایشان را بر سایر جهانیان ، حَتّی فاقَ فَضْلُهُمْ فَضْلَ العالَمِینَ جَمِیعاً ، اَسْئَلُکَ اَنْ تا آنجا که فائق آمد فضیلت ایشان بر فضیلت تمام جهانیان ، از تو می خواهم که تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اَنْ تَکْشِفَ عَنِّی درود فرستی بر محمد و خاندان محمد ، و این که بگشایی از من غَمِّی وَ هَمِّی وَ کَرْبِی، وَتَکْفِیَنِی المُهِمَّ مِنْ اُمُورِی،

غصّه و اندوه و گرفتاری ام را ، و کفایت کنی امور

مهمّه ام را ، وَتَقْضِیَ عَنِّی دَیْنِی ، وَتُجِیرَنِی مِنَ الفَقْرِ ، وَتُجِیرَنِی و بپردازی از من بدهی ام را ، و پناهم دهی از نداری ، و پناهم دهی

مِنَ الفاقَهِ ، وَ تُغْنِیَنِی عَنِ المَسْئَلَهِ اِلَی المَخْلُوقِینَ ، از نیازمندی و گدایی ، و بی نیازم کنی از درخواست کردن از دیگران ، وَ تَکْفِیَنِی هَمَّ مَنْ اَخافُ هَمَّهُ ، وَ عُسْرَ مَنْ اَخافُ و کفایت کنی مرا اندوه کسی را که می ترسم از اندوهش ، و دشواری کار کسی را که می ترسم عُسْرَهُ ، وَ حُزُونَهَ مَنْ اَخافُ حُزُونَتَهُ ، وَ شَرَّ مَنْ از دشواری کارش ، و ناهمواری کار کسی را که نگرانم از ناهمواری کارش ، و گزند کسی را که اَخافُ شَرَّهُ ، وَ مَکْرَ مَنْ اَخافُ مَکْرَهُ ، وَ بَغْیَ مَنْ ترسانم از گزندش ، و مکر و حیله کسی را که ترس دارم از مکرش ، و ستم کسی را که اَخافُ بَغْیَهُ ، وَ جَوْرَ مَنْ اَخافُ جَوْرَهُ ، وَ سُلْطانَ بیمناکم از ستمش ، و بیدادگری کسی را که واهمه دارم از بیدادگری اش ، و تسلّط مَنْ اَخافُ سُلْطانَهُ ، وَ کَیْدَ مَنْ اَخافُ کَیْدَهُ ، کسی را که می ترسم از سلطه اش ، و نقشه کشیدن کسی را که بیم دارم از نقشه های شومش ، وَ مَقْدُرَهَ مَنْ اَخافُ مَقْدُرَتَهُ عَلَیَّ ، وَ تَرُدَّ عَنِّی کَیْدَ و قدرت یافتن کسی را که از قدرتش بر خود ترسانم ، و بازگردان از من نقشه های شوم

الکَیَدَهِ وَ مَکْرَ المَکَرَهِ . اَللّهُمَّ مَنْ اَرادَنِی فَاَرِدْهُ ، بداندیشان و نیرنگ نیرنگ بازان را . خدایا هرکس قصد مرا دارد تو قصد او کن ،

وَ مَنْ کادَنِی فَکِدْهُ ، وَ اصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُ وَ مَکْرَهُ ، و هر که دامی سر راهم گذارده تو نیز با او چنان کن ، و بگردان از من دام و نیرنگش را ، وَ بَأْسَهُ وَ اَمانِیَّهُ ، وَ امْنَعْهُ عَنِّی کَیْفَ شِئْتَ وَ اَنّی و نیرو و آرزوهایش را ، و بازدار او را از من به هرگونه که خواهی و هرجا شِئْتَ . اَللّهُمَّ اشْغَلْهُ عَنِّی بِفَقْرٍ لا تَجْبُرُهُ ، وَ بِبَلآءٍ که خواهی . خدایا سرگرمش کن از من به چنان فقر و بیچارگی که جبرانش نکنی ، و به بلایی لا تَسْتُرُهُ، وَ بِفاقَهٍ لاتَسُدُّها، وَ بِسُقْمٍ لاتُعافِیهِ، وَ ذُلٍ ّ که نپوشانی اش ، و به نیازی که سامانش ندهی ، و به دردی که درمانش نکنی ، و به خواری لا تُعِزُّهُ، وَبِمَسْکَنَهٍ لا تَجْبُرُها. اَللّهُمَّ اضْرِبْ بِالذُّلِّ و ذلّتی که عزّتش ندهی ، و به چنان بیچارگی ای که جبرانش نکنی . خدایا قرار ده خواری را نَصْبَ عَیْنَیْهِ ، وَ اَدْخِلْ عَلَیْهِ الفَقْرَ فِی مَنْزِلِهِ ، وَ العِلَّهَ در برابر چشمانش ، و داخل کن فقر و نداری را در خانه اش ، و بیماری

وَ السُّقْمَ فِی بَدَنِهِ ، حَتّی تَشْغَلَهُ عَنِّی بِشُغْلٍ شاغِلٍ و درد را در تنش ، تا سرگرمش کنی از من به سرگرمی مشغول کننده ای لا فَراغَ لَهُ ، وَ اَنْسِهِ ذِکْرِی کَما اَنْسَیْتَهُ ذِکْرَکَ ، وَ خُذْ که فراغتی نداشته باشد ، و مرا از یادش ببر چنان که (ذکر) خودت را از یاد او بردی ، و برگیر عَنِّی بِسَمْعِهِ وَ بَصَرِهِ وَ لِسانِهِ وَ یَدِهِ وَ رِجْلِهِ وَقَلْبِهِ از من گوش و چشم

و زبان و دست و پا و دل وَ جَمِیعِ جَوارِحِهِ ، وَ اَدْخِلْ عَلَیْهِ فِی جَمِیعِ ذلِکَ و تمام اعضا و جوارحش را ، و گرفتار کن او را در تمام اعضا و جوارح السُّقْمَ ، وَ لا تَشْفِهِ حَتّی تَجْعَلَ ذلِکَ لَهُ شاغِلاً بِهِ به درد ، و آسوده اش نکن تا آن را برایش سرگرمی مشغول کننده ای بگردانی که عَنِّی وَ عَنْ ذِکْرِی ، وَ اکْفِنِی یا کافِیَ ما لا یَکْفِی از من و از یاد من بیرون رود ، و کفایتم کن ای کفایت کننده چیزی که کفایت نشود سِواکَ ، فَاِنَّکَ الکافِی لا کافِیَ سِواکَ ، وَ مُفَرِّجٌ جز تو ، چون تویی کفایت کننده و کفایت کننده ای جز تو نیست ، و گشایش دهنده ای هستی

لا مُفَرِّجَ سِواکَ ، وَ مُغِیثٌ لا مُغِیثَ سِواکَ ، وَ جارٌ که جز تو گشایش دهنده ای نیست ، و فریادرسی هستی که جز تو فریادرسی نیست ، و پناهی لا جارَ سِواکَ ، خابَ مَنْ کانَ جارُهُ سِواکَ ، وَ مُغِیثُهُ هستی که جز تو پناهی نیست ، نومید گردد کسی که پناهش جز تو باشد ، و فریادرسش سِواکَ ، وَ مَفْزَعُهُ اِلی سِواکَ ، وَ مَهْرَبُهُ اِلی سِواکَ ، غیر تو باشد ، و پناه گاهش جز درگاه تو باشد ، و گریزگاهش به آستان غیر تو باشد ، وَ مَلْجَؤُهُ اِلی غَیْرِکَ ، وَ مَنْجاهُ مِنْ مَخْلُوقٍ غَیْرِکَ ، و چشم امید به غیر از تو داشته باشد ، و نجات خود را از مخلوقی غیر از تو خواهد . فَاَنْتَ ثِقَتِی وَ رَجآئِی وَمَفْزَعِی وَ مَهْرَبِی وَمَلْجَأِی پس تویی مورد اعتماد و

تکیه گاه و پناه گاه و گریزگاه و امید دهنده وَ مَنْجایَ ، فَبِکَ اَسْتَفْتِحُ وَ بِکَ اَسْتَنْجِحُ ، وَ بِمُحَمَّدٍ و نجات بخش من ، پس به تو گشایش می طلبم و به تو رستگاری می جویم ، و به وسیله محمد وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ وَ اَتَوَسَّلُ وَ اَتَشَفَّعُ ، و خاندان محمد به درگاهت رو می کنم و توسل می جویم و شفیع می گیرم ،

فَاَسْئَلُکَ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ ! فَلَکَ الحَمْدُ وَ لَکَ پس از تو می خواهم ای خدا ای خدا ای خدا ! از آن توست ستایش و خاصّ توست الشُّکْرُ ، وَ اِلَیْکَ المُشْتَکی وَ اَنْتَ المُسْتَعانُ ، سپاس گزاری ، و به درگاه توست گلایه ، و تویی که از تو یاری می جویند ، فَاَسْئَلُکَ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، از تو می خواهم ای خدا ای خدا ای خدا به حقّ محمد و خاندان محمد ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اَنْ تَکْشِفَ که درود فرستی بر محمد و خاندان محمد ، و برطرف کنی عَنِّی غَمِّی وَ هَمِّی وَ کَرْبِی فِی مَقامِی هذا ، کَما از من غصّه و اندوه و گرفتاری ام را در این جایگاهم ، چنان که کَشَفْتَ عَنْ نَبِیِّکَ هَمَّهُ وَ غَمَّهُ وَ کَرْبَهُ ، وَ کَفَیْتَهُ هَوْلَ برطرف کردی از پیامبرت اندوه و غصّه و گرفتاری اش را ، و کفایت کردی از او هراس عَدُوِّهِ ، فَاکْشِفْ عَنِّی کَما کَشَفْتَ عَنْهُ ، وَ فَرِّجْ عَنِّی دشمنش را ، پس برطرف کن از من چنان که برطرف کردی از او ، و بگشا از من

کَما فَرَّجْتَ عَنْهُ ، وَ اکْفِنِی کَما کَفَیْتَهُ،

وَ اصْرِفْ عَنِّی چنان که گشودی از او ، و کفایتم کن چنان که او را کفایت کردی ، و بگردان از من هَوْلَ ما اَخافُ هَوْلَهُ ، وَ مَؤُونَهَ ما اَخافُ مَؤُونَتَهُ ، هراس آنچه را می ترسم از هراسش ، و هزینه آنچه را می ترسم از هزینه اش ، وَ هَمَّ ما اَخافُ هَمَّهُ ، بِلا مَؤُونَهٍ عَلی نَفْسِی و اندوه آنچه را که می ترسم از اندوهش ، بی آنکه زحمتی به من برسد مِنْ ذلِکَ ، وَ اصْرِفْنِی بِقَضآءِ حَوآئِجِی وَ کِفایَهِ از این ناحیه ، و بازگردان مرا با حاجات برآورده و کفایت ما اَهَمَّنِی هَمُّهُ مِنْ اَمْرِ آخِرَتِی وَ دُنْیایَ . آنچه اندوهش مرا فراگرفته از کار آخرت و دنیایم . یا اَمِیرَ المُؤْمِنِینَ وَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ عَلَیْکُما مِنِّی سَلامُ ای امیر مؤمنان و ای اباعبداللَّه! بر شما باد از جانب من درود اللَّهِ اَبَداً ما بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ ، وَ لا جَعَلَهُ خدا همیشه ، تا من زنده ام و شب و روز برقرار است ، و قرار ندهد

اللَّهُ آخِرَ العَهْدِ مِنْ زِیارَتِکُما ، وَ لا فَرَّقَ اللَّهُ بَیْنِی خداوند این زیارت مرا آخرین بار از زیارت شما دو بزرگوار ، و جدا نکند خدا میان من وَ بَیْنَکُما . اَللّهُمَّ اَحْیِنِی حَیاهَ مُحَمَّدٍ وَ ذُرِّیَّتِهِ ، و شما را . خدایا ! زنده دار مرا به زندگی محمد و فرزندانش ، وَ اَمِتْنِی مَماتَهُمْ ، وَ تَوَفَّنِی عَلی مِلَّتِهِمْ ، وَ احْشُرْنِی و بمیران مرا به مرگ ایشان ، و جانم را بر کیش آنها بگیر ، و محشور کن مرا فِی زُمْرَتِهِمْ ، وَ لا تُفَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ طَرْفَهَ

عَیْنٍ در گروه و جرگه آنان ، و جدایی مینداز میان من و ایشان به یک چشم برهم زدنی اَبَداً فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ . یا اَمِیرَالمُؤْمِنِینَ وَ یا هرگز در دنیا و آخرت . ای امیر مؤمنان و ای اَباعَبْدِ اللَّهِ اَتَیْتُکُما زآئِراً ، وَ مُتَوَسِّلاً اِلَی اللَّهِ رَبِّی اباعبداللَّه آمده ام به درگاهتان برای زیارتتان ، و این که توسل جویم به درگاه خدا پروردگارم وَ رَبِّکُما ، وَ مُتَوَجِّهاً اِلَیْهِ بِکُما ، وَ مُسْتَشْفِعاً بِکُما و پروردگار شما دو بزرگوار ، و رو کنم به درگاهش به وسیله شما ، و شفیع گیرم شما را

اِلَی اللَّهِ فِی حاجَتِی هذِهِ ، فَاشْفَعا لِی فَاِنَّ لَکُما نزد خداوند در این حاجتی که دارم ، پس شما دو بزرگوار شفاعت کنید برای من زیرا شما را عِنْدَ اللَّهِ المَقامَ المَحْمُودَ وَ الجاهَ الوَجِیهَ ، وَ المَنْزِلَ در نزد خداوند مقامی است پسندیده و منزلتی است آبرومند ، و جایگاهی است الرَّفِیعَ وَ الوَسِیلَهَ . اِنِّی اَنْقَلِبُ عَنْکُما مُنْتَظِراً بلندمرتبه و (مقام) وسیله از شما است ، و من هم اکنون که از نزد شما بازمی گردم چشم به راه لِتَنَجُّزِ الحاجَهِ وَ قَضآئِها وَ نَجاحِها مِنَ اللَّهِ ، قطعی شدن حاجتم و برآمدنش و به انجام رسیدنش از جانب خدا هستم ، بِشَفاعَتِکُما لِی اِلَی اللَّهِ فِی ذلِکَ ، فَلا اَخِیبُ به شفاعتی که شما برایم در این باره به درگاه خدا می کنید ، پس چنان نباشد که نومید شوم وَ لا یَکُونُ مُنْقَلَبِی مُنْقَلَباً خآئِباً خاسِراً ، بَلْ یَکُونُ و بازگشتم بازگشت شخص نومید زیان کاری باشد ، بلکه بازگشت مُنْقَلَبِی مُنْقَلَباً راجِحاً مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً کسی باشد که

با موفقیت و امیدواری و رستگاری و کامیابی با حاجت هایی که تمامی اش

بِقَضآءِ جَمِیعِ حَوآئِجِی ، وَ تَشَفَّعا لِی اِلَی اللَّهِ ، روا شده باز می گردد ، و شفاعت کنید برایم به درگاه خدا . اِنْقَلَبْتُ عَلی ما شآءَ اللَّهُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ، بازمی گردم بر آنچه خدا خواهد ، و جنبش و نیرویی نیست جز به خدا ، مُفَوِّضاً اَمْرِی اِلَی اللَّهِ ، مُلْجِئاً ظَهْرِی اِلَی اللَّهِ ، واگذار می کنم کارم را به خدا ، و خدا را پشت و پناه خود قرار می دهم ، مُتَوَکِّلاً عَلَی اللَّهِ ، وَ اَقُولُ حَسْبِیَ اللَّهُ وَ کَفی ، سَمِعَ و توکّل می کنم بر خدا ، و می گویم بس است مرا خدا و کافی است برای من ، بشنود اللَّهُ لِمَنْ دَعا ، لَیْسَ لِی وَرآءَ اللَّهِ وَ وَرآءَکُمْ یا خدا (آواز) هر که او را بخواند ، برای من جز خدا و جز شما ای سادَتِی مُنْتَهی ، ما شآءَ رَبِّی کانَ ، وَما لَمْ یَشَأْ آقایان بزرگوار پایگاهی نیست ، آنچه پروردگارم خواهد شدنی گردد ، و آنچه نخواهد لَمْ یَکُنْ ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ . اَسْتَودِعُکُمَا شدنی نگردد ، و نیست جنبش و نیرویی جز به خدا ، شما دو بزرگوار را می سپارم

اللَّهَ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّی اِلَیْکُما ، به خدا و قرار ندهد خداوند این بار را آخرین بار زیارتم از شما ، اِنْصَرَفْتُ یا سَیِّدِی یا اَمِیرَالمُؤْمِنِینَ وَ مَوْلایَ ! باز می گردم ای آقای من ای امیر مؤمنان و ای سرور من وَ اَنْتَ یا اَباعَبْدِ اللَّهِ یا سَیِّدِی ! وَ سَلامِی

عَلَیْکُما و تو نیز ای اباعبداللَّه ای آقای من ! و درود من بر شما دو آقا مُتَّصِلٌ مَا اتَّصَلَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ ، واصِلٌ ذلِکَ پیوسته باد تا پیوسته است شب و روز ، برسد این درود اِلَیْکُما غَیْرَ مَحْجُوبٍ عَنْکُما سَلامِی اِنْ شآءَ اللَّهُ ، به شما در حالی که از شما پوشیده نیست درود من اگر خدا بخواهد ، وَ اَسْئَلُهُ بِحَقِّکُما اَنْ یَشآءَ ذلِکَ وَ یَفْعَلَ ، فَاِنَّهُ و از خدا می خواهم به حق شما دو بزرگوار که چنین بخواهد و آن را انجام دهد ، که همانا او حَمِیدٌ مَجِیدٌ ، اِنْقَلَبْتُ یا سَیِّدَیَّ عَنْکُما تآئِباً حامِداً بسی ستوده و بزرگوار است ، بازگردم ای آقایان من از خدمت شما توبه کننده و ستایش کننده

للَّهِ ِ ، شاکِراً راجِیاً لِلاِجابَهِ ، غَیْرَ آیِسٍ وَ لا قانِطٍ ، خدا ، و سپاس گزار و امیدوار به اجابت ، بدون یأس و ناامیدی ، آیِباً عآئِداً راجِعاً اِلی زِیارَتِکُما ، غَیْرَ راغِبٍ و به امید رجوع و بازگشت دوباره برای زیارت شما ، بی آنکه اشتیاق و رغبتم عَنْکُما وَ لا مِنْ زِیارَتِکُما ، بَلْ راجِعٌ عآئِدٌ اِنْ شآءَ از شما کاسته شود و یا از زیارت شما (سیر شوم) ، بلکه بازآیم و مراجعت کنم ان شاء اللَّهُ ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ . یا سادَتِی ! رَغِبْتُ اللَّه ، و جنبش و نیرویی نیست جز به خدا . ای آقایان من ! مشتاقم اِلَیْکُما وَ اِلی زِیارَتِکُما بَعْدَ اَنْ زَهِدَ فِیکُما وَ فِی به شما و زیارتتان پس از آنکه بی میل بودند به شما و به زِیارَتِکُما اَهْلُ الدُّنْیا

، فَلا خَیَّبَنِیَ اللَّهُ ما رَجَوْتُ ، زیارتتان مردم دنیا ، پس خدا نومیدم نکند در آنچه بدان امیدوارم ، وَ ما اَمَّلْتُ فِی زِیارَتِکُما ، اِنَّهُ قَرِیبٌ مُجِیبٌ.

و بدانچه آرزومندم در مورد زیارت شما ، که همانا او خدایی است نزدیک و اجابت کننده.

دعای توسل

اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ نَبِیِّ خدایا ! از تو می خواهم و به سویت رو می کنم به وسیله پیامبرت ، پیامبر الرَّحْمَهِ ، مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ . یا اَبَاالقاسِمِ رحمت ، محمد - که درود خداوند بر او و آلش باد - . ای اباالقاسم یا رَسُولَ اللَّهِ ، یا اِمامَ الرَّحْمَهِ ، یا سَیِّدَنا وَ مَوْلانا ، ای رسول خدا ، ای پیشوای رحمت ، ای آقای ما و سرور ما ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا ،

و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان . یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .

یا اَبَاالحَسَنِ یا اَمِیرَالمُؤْمِنِینَ یا عَلیَّ بْنَ اَبِی طالِبٍ ای اباالحسن ، ای امیر مؤمنان ، ای علی فرزند ابی طالب ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا وَ مَوْلانا ، ای حجّت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، وَ قَدَّمْناکَ

بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا ،

و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان . یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا . یا فاطِمَهُ الزَّهْراءُ یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ یاقُرَّهَ عَیْنِ الرَّسُولِ ای فاطمه زهرا ، ای دختر محمد ، ای نور چشم پیغمبر ، یا سَیِّدَتَنا وَ مَوْلاتَنا ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا ای بانوی ما و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم

وَ تَوَسَّلْنا بِکِ اِلَی اللَّهِ، وَ قَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا.

و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان . یا وَجِیههً عِنْدَ اللَّهِ ، اشْفَعِی لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا . یا اَبامُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْن عَلِیٍ ّ ، اَیُّهَا الُمجْتَبی یَابْنَ ای ابامحمد ، ای حسن فرزند علی ، ای برگزیده ، ای فرزند رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .

و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان . یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .

یا اَباعَبْدِ اللَّهِ یا حُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍ ّ ، اَیُّهَا الشَّهِیدُ یَابْنَ ای اباعبداللَّه ، ای حسین فرزند علی ، ای شهید (راه حق)

، ای فرزند رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .

و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان . یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا . یا اَبَاالحَسَنِ یا عَلِیَّ بْنَ الحُسَیْنِ ، یا زَیْنَ العابِدِینَ ای اباالحسن ، ای علی فرزند حسین ، ای زیور پرستش کنندگان ، یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما

وَ مَوْلانا ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو اِلَی اللَّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .

به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان . یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا . یا اَباجَعْفَرٍ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍ ّ ، اَیُّهَا الباقِرُ یَابْنَ ای اباجعفر ، ای محمد فرزند علی ، ای شکافنده علوم ، ای فرزند رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ، اِنّا

تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .

و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان .

یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا . یا اَباعَبْدِ اللَّهِ یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ، اَیُّهَا الصّادِقُ یَابْنَ ای اباعبداللَّه ، ای جعفر فرزند محمد ، ای (امام) صادق ، ای فرزند رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .

و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان . یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا . یا اَبَاالحَسَنِ یا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ ، اَیُّهَا الکاظِمُ یَابْنَ ای اباالحسن ، ای موسی فرزند جعفر ، ای کاظم ، ای فرزند

رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .

و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان

. یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا . یا اَبَاالحَسَنِ یا عَلِیَّ بْنَ مُوسی ، اَیُّهَا الرِّضا یَابْنَ ای اباالحسن ، ای علی فرزند موسی ، ای (حضرت) رضا ، ای فرزند رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،

وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .

و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان . یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا . یا اَباجَعْفِرٍ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍ ّ ، اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَوادُ ای اباجعفر ، ای محمد فرزند علی ، ای حضرت تقی جواد ، یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما وَ مَوْلانا ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو اِلَی اللَّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .

به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان . یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .

یا اَبَاالحَسَنِ یا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ ،

اَیُّهَا الهادِی النَّقِیُّ ای اباالحسن ، ای علی فرزند محمد ، ای حضرت هادی نقی ، یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما وَ مَوْلانا ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو اِلَی اللَّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .

به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان . یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا . یا اَبامُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بْنَ عَلِیٍ ّ، اَیُّهَا الزَّکِیُّ العَسْکَرِیُّ ای ابامحمد ، ای حسن فرزند علی ، ای زکی عسکری ، یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما

وَ مَوْلانا ، اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو اِلَی اللَّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .

به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجت هایمان . یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا . یا وَصِیَّ الحَسَنِ وَ الخَلَفَ الحُجَّهَ ، اَیُّهَا القآئِمُ ای وصی امام حسن عسکری و یادگار شایسته و حجّت ، ای امام قائم المُنْتَظَرُ المَهْدِیُّ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، یا حُجَّهَ اللَّهِ

منتظر مهدی ، ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا وَ مَوْلَانا ، اِنّا تَوَجَّهْنا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ، ما رو آوردیم وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللَّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، و قرار دهیم تو را پیش

یَدَیْ حاجاتِنا .

روی حاجت های خویش . یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ .

ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا . پس حاجات خود را بطلبد که برآورده می شود إن شاء اللَّه. و در روایت دیگر وارد شده: که بعد از این بگوید:

یا سادَتِی وَ مَوالِیَّ ! اِنِّی تَوَجَّهْتُ بِکُمْ اَئِمَّتِی ای آقایان من و سرورانم ! من رو آوردم به وسیله شما پیشوایانم وَ عُدَّتِی لِیَوْمِ فَقْرِی وَ حاجَتِی اِلَی اللَّهِ ، وَ تَوَسَّلْتُ و ذخیرگانم در روز نداری و نیازمندی به درگاه خدا ، و توسل جستم بِکُمْ اِلَی اللَّهِ ، وَ اسْتَشْفَعْتُ بِکُمْ اِلَی اللَّهِ ، فَاشْفَعُوا بوسیله شما به درگاه خدا ، و شفاعت جویی کردم بوسیله شما به درگاه خدا ، پس شفاعت کنید لِی عِنْدَ اللَّهِ ، وَ اسْتَنْقِذُونِی مِنْ ذُنُوبِی عِنْدَ اللَّهِ ، برای من در پیشگاه خدا ، و از او بخواهید مرا از گناهانم نجات دهد ،

فَإنَّکُمْ وَسِیلَتِی اِلَی اللَّهِ ، وَ بِحُبِّکُمْ وَ بِقُرْبِکُمْ اَرْجُو زیرا شمایید وسیله من به درگاه خدا ، و به وسیله دوستی و قرب به شما امید نجات نَجاهً مِنَ اللَّهِ ، فَکُونُوا عِنْدَ اللَّهِ رَجآئِی . یا سادَتِی دارم از

سوی خدا ، پس شما هم تکیه گاه و مایه امید من به درگاه خدا باشید . ای آقایان من یا اَوْلِیآءَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِمْ اَجْمَعِینَ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ ای اولیای خدا - که درود خدا بر همگی ایشان باد - ، و خدا از رحمت خویش دور کند اَعْدآءَ اللَّهِ ظالِمِیهِمْ مِنَ الاَوَّلِینَ وَ الآخِرِینَ ، دشمنان خدا ستم کنندگان به اولیای خدا را ، چه آنهاکه گذشته اند و چه آنهاکه پس از این آیند ، آمِینَ رَبَّ العالَمِینَ.

اجابت کن ای پروردگار جهانیان.

دعای کمیل

قسمت اول

اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ ،

خدایا من از تو درخواست می کنم به حقّ آن مهربانی ات که فرا گرفته همه چیز را ، وَ بِقُوَّتِکَ الَّتِی قَهَرْتَ بِها کُلَّ شَیْ ءٍ ، وَخَضَعَ لَها کُلُ و به آن نیرویت که همه چیز را به وسیله آن مغلوب خویش کرده ای ، و همه چیز در برابر آن شَیْ ءٍ وَ ذَلَّ لَها کُلُّ شَیْ ءٍ ، وَ بِجَبَرُوتِکَ الَّتِی غَلَبْتَ فروتن و همه چیز در برابر آن پست و ذلیل است ، و به عظمتت که چیره گشته ای بِها کُلَّ شَیْ ءٍ ، وَ بِعِزَّتِکَ الَّتِی لا یَقُومُ لَها شَیْ ءٌ ، به وسیله آن بر هر چیز ، و به نیرومندی ات که چیزی در برابرش ایستادگی ندارد ، وَ بِعَظَمَتِکَ الَّتِی مَلَأَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ ، وَ بِسُلْطانِکَ و به آن عظمت و بزرگی ات که پر کرده هر چیزی را ، و به آن سلطنت و پادشاهی ات

الَّذِی عَلا کُلَّ شَیْ ءٍ ، وَ بِوَجْهِکَ الباقِی بَعْدَ فَنآءِ که برتری گرفته بر هر چیز ، و به آن ذات پاکت که پایدار است پس از نابودی کُلِّ شَیْ ءٍ

، وَ بِاَسْمآئِکَ الَّتِی مَلَأَتْ اَرْکانَ کُلِّ شَیْ ءٍ ، هر چیز ، و به آن نام های مقدّست که پر کرده اساس هر موجودی را ، وَ بِعِلْمِکَ الَّذِی اَحاطَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ ، وَ بِنُورِ وَجْهِکَ و به آن علم و دانشت که احاطه یافته بر هر چیز ، و به روشنی ذاتت الَّذِی اَضآءَ لَهُ کُلُّ شَیْ ءٍ . یا نُورُ یا قُدُّوسُ ، یا اَوَّلَ که روشن شده از فروغ آن همه چیز . ای نور حقیقی و ای پاکیزه از هر عیب ، ای آغاز الاَوَّلِینَ وَیا آخِرَ الآخِرِینَ. اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ موجودات اولین ، و ای پایان آخرین . خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را الَّتِی تَهْتِکُ العِصَمَ . اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی که پرده ها را می درد . خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که تُنْزِلُ النِّقَمَ. اَللَّهُمَّ اغْفِرْلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ. کیفرها را فرو می ریزاند . خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که نعمت ها را دگرگون می سازد .

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعآءَ . خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که از (اجابت) دعا جلوگیری می کند . اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ البَلآءَ . خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که بلا را نازل می کند . اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ ، وَ کُلَّ خَطِیئَهٍ خدایا بیامرز برایم هر گناهی را که کرده ام و هر خطا و لغزشی که اَخْطَأْتُها . اَللّهُمَّ اِنِّی اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِذِکْرِکَ از من سر زده است . خدایا من به سوی تو تقرّب می جویم به وسیله یاد تو وَ اَسْتَشْفِعُ بِکَ اِلی نَفْسِکَ ، وَ اَسْئَلُکَ بِجُودِکَ و شفیع می آورم به

درگاهت ، خودت را ، و به حقّ بخشش و کرمت از تو می خواهم اَنْ تُدْنِیَنِی مِنْ قُرْبِکَ ، وَ اَنْ تُوزِعَنِی شُکْرَکَ ، که مرا به مقام قُرب خویش نزدیک سازی ، و شکر و سپاس گزاری ات را بر من روزی کنی ، وَ اَنْ تُلْهِمَنِی ذِکْرَکَ . اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ سُؤالَ و یاد خود را به من الهام کنی . خدایا از تو درخواست می کنم همچون درخواست

خاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ اَنْ تُسامِحَنِی وَ تَرْحَمَنِی ، شخص فروتن خوار ترسان ، که بر من آسان گیری و به من رحم کنی ، وَ تَجْعَلَنِی بِقِسْمِکَ راضِیاً قانِعاً ، وَ فِی جَمِیعِ و مرا به آنچه برایم قسمت کرده ای راضی و قانع سازی ، و در تمام الاَحْوالِ مُتَواضِعاً . اَللّهُمَّ وَ اَسْئَلُکَ سُؤالَ مَنِ حالات فروتنم کنی . خدایا از تو درخواست می کنم همچون درخواست کسی که اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ ، وَ اَنْزَلَ بِکَ عِنْدَ الشَّدآئِدِ حاجَتَهُ ، سخت فقیر و بی چیز شده ، و خواسته اش را هنگام سختی ها پیش تو آورده ، وَ عَظُمَ فِیما عِنْدَکَ رَغْبَتُهُ. اَللّهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُکَ و امیدش به آنچه نزد توست بسیار بزرگ است . خدایا سلطنت و پادشاهی ات بس بزرگ وَعَلا مَکانُکَ ، وَ خَفِیَ مَکْرُکَ وَظَهَرَ اَمْرُکَ ، وَ غَلَبَ و مقامت بسی بلند است ، چاره سازی ات در کارها پنهان ، و فرمانت آشکار است ، و چیره است قَهْرُکَ ، وَ جَرَتْ قُدْرَتُکَ ، وَ لا یُمْکِنُ الفِرارُ مِنْ قهر و غلبه ات ، و تأثیرگذار است نیرویت ، و ممکن نیست گریز از

حُکُومَتِکَ . اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبِی غافِراً وَ لا سیطره فرمانروایی ات . خدایا نمی یابم برای گناهانم

آمرزنده ای ، و نه لِقَبآئِحِی ساتِراً ، وَ لا لِشَیْ ءٍ مِنْ عَمَلِیَ القَبِیحِ برای کارهای زشتم پرده پوشی ، و نه کسی را که عمل زشت مرا بِالحَسَنِ مُبَدِّلاً غَیْرَکَ . لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ سُبْحانَکَ به کار نیک تبدیل کند جز تو . نیست معبودی جز تو ، پاکیزه ای تو وَ بِحَمْدِکَ ، ظَلَمْتُ نَفْسِی وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِی ، و به ستایش تو مشغولم ، من به خویشتن ستم کردم ، و در اثر نادانی ام گستاخی کردم ، وَ سَکَنْتُ اِلی قَدِیمِ ذِکْرِکَ لِی وَ مَنِّکَ عَلَیَّ . اَللّهُمَّ و به اینکه همیشه پیش از این به یاد من بوده ای ، و بر من لطف داشتی . ای خدا مَوْلایَ کَمْ مِنْ قَبِیحٍ سَتَرْتَهُ ، وَ کَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ ای سرور من ! چه بسیار زشتی ها که از من پوشاندی ، و چه بسیار البَلآءِ اَقَلْتَهُ ، وَ کَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَیْتَهُ ، وَ کَمْ مِنْ بلاهای بزرگ که از من بازگرداندی ، و چه بسیار لغزش هایی که از آن نگاهم داشتی ، و چه

مَکْروُهٍ دَفَعْتَهُ ، وَ کَمْ مِنْ ثَنآءٍ جَمِیلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ بسیار ناراحتی ها که از من دور کردی ، و چه بسیار ستایش زیبایی که من سزاوار آن نبودم نَشَرْتَهُ. اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلآئِی ، وَاَفْرَطَ بِی سُوءُ حالِی ، ولی تو آن را پراکنده کردی . خدایا گرفتاری من بسی بزرگ است ، و زیاد گشته بدی حالم ، وَ قَصُرَتْ بِی اَعْمالِی ، وَ قَعَدَتْ بِی اَغْلالِی ، و کارهایم نارساست ، و مرا زمین گیر کرده زنجیرهای وابستگی (به امور بی ارزش) ، وَ حَبَسَنِی عَنْ نَفْعِی بُعْدُ اَمَلِی ،

وَ خَدَعَتْنِی الدّϙƙҙʘǠو آرزوهای دور و دراز مرا از رسیدن به منافعم بازداشته ، و دنیا مرا گول زد بِغُرُورِها وَ نَفْسِی بِجِنایَتِها . وَ مِطالِی یا سَیِّدِی با آراستگی های فریبنده اش ، و نفس من با جنایتش ، ولی من سهل انگاری کردم ای آقای من فَاَسْئَلُکَ بِعِزَّتِکَ اَنْ لا یَحْجُبَ عَنْکَ دُعآئِی سُوءُ پس از تو می خواهم به عزّتت که جلوگیری نکند اجابت دعایم را بدی عَمَلِی وَ فِعالی ، وَ لا تَفْضَحْنِی بِخَفِیِّ مَا اطَّلَعْتَ رفتار و کردار من ، و رسوا نکنی مرا به آنچه آگاهی داری

عَلَیْهِ مِنْ سِرِّی ، وَ لا تُعاجِلْنِی بِالعُقُوبَهِ عَلی ما بر آن از رازهای من ، و شتاب نکنی در عذاب کردنم برای آنچه عَمِلْتُهُ فِی خَلَواتِی مِنْ سُوءِ فِعْلِی وَ اِسآءَتِی ، انجام داده ام در خلوت خود از رفتار زشت و کارهای بد ، وَدَوامِ تَفْرِیطِی وَجَهالَتِی، وَکَثْرَهِ شَهَواتِی وَغَفْلَتِی، و استمرار بر کوتاهی و نادانی ام ، و زیادی شهوت رانی و بی خبری ام ، وَ کُنِ اللّهُمَّ بِعِزَّتِکَ لِی فِی کُلِّ الاَحْوالِ رَؤُوفاً ، و خدایا به عزّتت سوگند که در تمام احوال نسبت به من دلسوز و مهربان باشی ، وَ عَلَیَّ فِی جَمِیعِ الاُمُورِ عَطُوفاً . اِلهِی وَ رَبِّی مَنْ و در تمام کارها بر من محبّت فرمایی ، ای معبود من و ای پروردگار من ! چه کسی لِی غَیْرُکَ؟! اَسْئَلُهُ کَشْفَ ضُرِّی وَ النَّظَرَ فِی اَمْرِی . برای من است غیر از تو؟! تا درخواست کنم از او رفع گرفتاری و توجّه در کارم را ، اِلهِی وَ مَوْلایَ اَجْرَیْتَ عَلَیَّ حُکْماً اِتَّبَعْتُ فِیهِ ای معبود من و ای سرور من! تو بر من

فرمانی را مقرّر داشتی که در اجرای آن پیروی

هَوی نَفْسِی ، وَ لَمْ اَحْتَرِسْ فِیهِ مِنْ تَزْیِینِ عَدُوِّی ، هوای نفسم را کردم ، و در این باره نهراسیدم از فریب کاری دشمنم ، فَغَرَّنِی بِما اَهْوی ، وَ اَسْعَدَهُ عَلی ذلِکَ القَضآءُ ، پس او هم به دلخواه خویش مرا فریب داد ، و قضا (و قدر) هم با او کمک کرد ، پس در اثر فَتَجاوَزْتُ بِما جَری عَلَیَّ مِنْ ذلِکَ بَعْضَ حُدُودِکَ ، همین ماجرای شومی که بر سرم آمد سرپیچی کردم نسبت به پاره ای از حدود و احکامت ، وَ خالَفْتُ بَعْضَ اَوامِرِکَ . فَلَکَ الحَمْدُ عَلَیَّ فِی و مخالفت کردم با برخی از دستوراتت . پس تو را ستایش می کنم در تمام آنچه جَمِیعِ ذلِکَ ، وَ لا حُجَّهَ لِی فِیما جَری عَلَیَّ فِیهِ پیش آمده ، و اکنون دلیل و برهانی ندارم درباره کیفری که بر من جاری گشته قَضآؤُکَ ، وَ اَلْزَمَنِی حُکْمُکَ وَ بَلآؤُکَ ، وَ قَدْ اَتَیْتُکَ حکم تو ، و قضا و آزمایش تو مرا بدان ملزم ساخته ، و اینک در حالی به درگاهت آمده ام یا اِلهِی بَعْدَ تَقْصِیرِی وَ اِسْرافِی عَلی نَفْسِی ، ای معبود من! که درباره ات کوتاهی کرده و بر خود زیاده روی نموده ام ،

مُعْتَذِراً نادِماً ، مُنْکَسِراً مُسْتَقِیلاً ، مُسْتَغْفِراً مُنِیباً ، عذرخواه و پشیمان ، دل شکسته و پوزش جو ، آمرزش خواه و بازگشت کنان ، مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً ، لا اَجِدُ مَفَرّاً مِمّا کانَ مِنِّی ، و به گناه خویش اقرار و اذعان و اعتراف دارم ، و نمی یابم راه گریزی از آنچه از من سر زده ، وَ لا مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ اِلَیْهِ

فِی اَمْرِی ، غَیْرَ قَبُولِکَ و پناه گاهی ندارم که بدان رو آورم در کار خویش ، جز این که تو بپذیری عُذْرِی ، وَ اِدْخالِکَ اِیّایَ فِی سَعَهِ رَحْمَتِکَ . اَللّهُمَّ پوزشم را ، و مرا در گستره رحمتت درآوری . پس ای خدای من! فَاقْبَلْ عُذْرِی ، وَ ارْحَمْ شِدَّهَ ضُرِّی ، وَ فُکَّنِی مِنْ پوزشم را بپذیر ، و رحم کن بر سختی پریشانی ام ، و رهایی ام ده از شَدِّ وَثاقِی . یا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِی ، وَ رِقَّهَ بند سخت گناهانم . ای پروردگار من رحم کن بر ناتوانی بدنم ، و نازکی جِلْدِی وَ دِقَّهَ عَظْمِی ، یا مَنْ بَدَءَ خَلْقِی وَ ذِکْرِی پوست تنم و باریکی استخوانم ، ای کسی که آغاز کردی آفرینش مرا و یاد مرا

وَ تَرْبِیَتِی وَ بِرِّی وَ تَغْذِیَتِی ، هَبْنِی لِابْتِدآءِ کَرَمِکَ و پرورش مرا و نیکوکاری و خوراک دادنم را ، اکنون مرا ببخش به همان بزرگواری نخستینت وَ سالِفِ بِرِّکَ بِی . یا اِلهِی وَ سَیِّدِی وَ رَبِّی ، اَتُراکَ و به سابقه احسانی که به من داشتی ، ای معبود من و ای آقای من و ای پروردگارم ، آیا تو مُعَذِّبِی بِنارِکَ بَعْدَ تَوْحِیدِکَ ، وَ بَعْدَ مَا انْطَوی عَلَیْهِ چنانی که عذاب کنی مرا به آتش دوزخت پس از اینکه به یگانگی ات اقرار دارم ، و آباد گشته قَلْبِی مِنْ مَعْرِفَتِکَ ، وَ لَهِجَ بِهِ لِسانِی مِنْ ذِکْرِکَ ، دلم با شناخت تو ، و گویا شده زبانم به ذکر تو ، وَ اعْتَقَدَهُ ضَمِیرِی مِنْ حُبِّکَ، وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافِی و پیوند خورده اندرون دلم با دوستی تو ،

و پس از اقرار راستین وَ دُعآئِی خاضِعاً لِرُبُوبِیَّتِکَ . هَیْهاتَ ! اَنْتَ اَکْرَمُ و دعای فروتنانه ام به مقام بنده پروری ات ؟ بسیار دور است ! تو بزرگوارتر از مِنْ اَنْ تُضَیِّعَ مَنْ رَبَّیْتَهُ ، اَوْ تُبْعِدَ مَنْ اَدْنَیْتَهُ ، آنی که تباه کنی کسی را که خود پرورده ای ، یا دور گردانی کسی را که خود نزدیکش کرده ای ،

اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَیْتَهُ ، اَوْ تُسَلِّمَ اِلَی البَلآءِ مَنْ کَفَیْتَهُ یا آواره کنی کسی را که خود پناهش داده ای ، یا به بلا بسپاری کسی را که خود سرپرستی وَ رَحِمْتَهُ ، وَلَیْتَ شِعْرِی یا سَیِّدِی وَاِلهِی وَمَوْلایَ ! و مهربانی اش کرده ای ، و کاش می دانستم ای آقا و معبود و سرور من ! اَتُسَلِّطُ النّارَ عَلی وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِکَ ساجِدَهً ، آیا چیره می کنی آتش دوزخ را بر چهره هایی که در برابر عظمتت به سجده افتاده ، وَ عَلی اَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِیدِکَ صادِقَهً ، وَ بِشُکْرِکَ و بر زبان هایی که صادقانه به یگانگی ات گویا شده ، و به سپاس گزاری ات مادِحَهً ، وَ عَلی قُلُوبٍ اِعْتَرَفَتْ بِاِلهِیَّتِکَ مُحَقِّقَهً ، ستایش گرند ، و بر دل هایی که اقرار کرده اند به معبود بودنت از روی یقین ، وَ عَلی ضَمآئِرَ حَوَتْ مِنَ العِلْمِ بِکَ حَتّی صارَتْ و بر نهادهایی که پر شده از علم و معرفت تو تا به جایی که در برابرت خاشِعَهً ، وَ عَلی جَوارِحَ سَعَتْ اِلی اَوْطانِ تَعَبُّدِکَ فروتن گشته ، و بر اندام و جوارحی که مشتاقانه به پرستش گاه هایت

طآئِعَهً ، وَ اَشارَتْ بِاسْتِغْفارِکَ مُذْعِنَهً ، ما هکَذَا شتافته ، و اقرارکنان به گناه ، جویای آمرزش تو هستند ، نیست چنین الظَنُّ بِکَ، وَلا

اُخْبِرْنا بِفَضْلِکَ عَنْکَ یا کَرِیمُ یا رَبِّ ! گمانی درباره تو ، و از فضل تو چنین خبری به ما نرسیده ای خدای بزرگوار ای پروردگار من ! وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِی عَنْ قَلِیلٍ مِنْ بَلآءِ الدُّنْیا و تو می دانی ناتوانی مرا در مقابل اندکی از گرفتاری های دنیا وَ عُقُوباتِها ، وَ ما یَجْرِی فِیها مِنَ المَکارِهِ عَلی و کیفرهای ناچیز آن ، و ناملایماتی که می رسد معمولاً بر اَهْلِها ، عَلی اَنَّ ذلِکَ بَلآءٌ وَ مَکْرُوهٌ قَلِیلٌ مَکْثُهُ ، اهل آن ، در صورتی که این گرفتاری و ناراحتی دوامش کم است ، یَسِیرٌ بَقآؤُهُ ، قَصِیٌر مُدَّتُهُ ، فَکَیْفَ احْتِمالِی لِبَلآءِ و دورانش اندک ، و مدتش کوتاه است ، پس چگونه است تاب و تحمّل من در برابر عذاب الآخِرَهِ وَ جَلِیلِ وُقُوعِ المَکارِهِ فِیها ، وَ هُوَ بَلآءٌ آخرت و ناملایمات بزرگی که در آن رخ می دهد ، در صورتی که آن گرفتاری

تَطُولُ مُدَّتُهُ ، وَ یَدُومُ مَقامُهُ ، وَ لا یُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ ، مدّتش طولانی ، و دوامش همیشگی است ، و تخفیفی برای مبتلایان به آن نیست ، لِاَنَّهُ لا یَکُونُ اِلّا عَنْ غَضَبِکَ وَانْتِقامِکَ وَسَخَطِکَ؟! زیرا آن بلا از خشم و انتقام و غضب تو سرچشمه گرفته ، وَهذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّماواتُ وَالاَرْضُ ، یا سَیِّدِی و آن هم چیزی است که آسمان ها و زمین ، تاب و تحمل آن را ندارند . ای آقای من ! فَکَیْفَ لِی وَ أَنَا عَبْدُکَ الضَّعِیفُ الذَّلِیلُ الحَقِیرُ تا چه رسد به من در حالی که من بنده ناتوان رسوای ناچیز المِسْکِینُ المُسْتَکِینُ ! یا اِلهِی وَ رَبِّی

وَ سَیِّدِی درمانده و بیچاره تو هستم ! ای معبود و پروردگار و آقا وَ مَوْلایَ ! لِاَیِّ الاُمُورِ اِلَیْکَ اَشْکُو؟! وَ لِما مِنْها و سرور من ! برای کدام یک از گرفتاری هایم به تو شکایت کنم؟! و برای کدام یک از آنها اَضِجُّ وَ اَبْکِی؟! لِاَلِیمِ العَذابِ وَ شِدَّتِهِ؟! اَمْ لِطُولِ شیون و گریه کنم؟! آیا برای عذاب دردناک و سختی آن؟! یا برای بلای

قسمت دوم

البَلآءِ وَ مُدَّتِهِ؟! فَلَئِنْ صَیَّرْتَنِی لِلْعُقُوباتِ مَعَ طولانی و درازمدّت آن؟! پس اگر مرا به خاطر کیفرهایم در زمره اَعْدآئِکَ ، وَ جَمَعْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ اَهْلِ بَلآئِکَ ، دشمنانت قرار دهی ، و مرا با گرفتاران در بلا و عذابت در یک جا گرد آوری ، وَ فَرَّقْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ اَحِبّآئِکَ وَ اَوْلِیآئِکَ . فَهَبْنِی و میان من و دوستان و برگزیدگانت جدایی اندازی ، گیرم که یا اِلهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلایَ وَ رَبِّی ! صَبَرْتُ عَلی ای معبود و آقا و سرور و پروردگارم ! من صبر کنم بر عَذابِکَ ، فَکَیْفَ اَصْبِرُ عَلی فِراقِکَ؟! وَ هَبْنِی عذاب تو ، اما چگونه جدایی تو را تحمّل کنم؟! و گیرم که صَبَرْتُ عَلی حَرِّ نارِکَ ، فَکَیْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ ای معبود من حرارت آتشت را تحمل کنم ، اما چگونه برخود هموار سازم چشم پوشیدن اِلی کَرامَتِکَ؟! اَمْ کَیْفَ اَسْکُنُ فِی النّارِ وَ رَجآئِی از بزرگواری ات را؟! یا چگونه در میان آتش بمانم در حالی که امید

عَفْوُکَ؟! فَبِعِزَّتِکَ یا سَیِّدِی وَ مَوْلایَ! اُقْسِمُ صادِقاً ، بخشش تو را دارم؟! پس به عزّتت ای آقا و سرور من! به راستی سوگند می خورم ، لَئِنْ تَرَکْتَنِی ناطِقاً

لَاَضِجَّنَّ اِلَیْکَ بَیْنَ اَهْلِها که اگر زبانم را در آنجا باز بگذاری حتماً در میان دوزخیان شیون را به سویت سر دهم ضَجِیجَ الآمِلِینَ ، وَ لَاَصْرُخَنَّ اِلَیْکَ صُراخَ همچون شیون آرزومندان ، و مسلّماً به درگاهت فریاد برآورم چون فریاد المُسْتَصْرِخِینَ ، وَ لَاَبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بُکآءَ الفاقِدِینَ ، فریادرس خواهان ، و قطعاً مانند عزیز گم کردگان بر دوری تو گریه و زاری می کنم ، وَ لَاُنادِیَنَّکَ اَیْنَ کُنْتَ یا وَلِیَّ المُؤْمِنِینَ ، یا غایَهَ و با صدای بلند تو را می خوانم و می گویم کجایی ای یار و یاور مؤمنان ، ای منتهای آمالِ العارِفِینَ ، یا غِیاثَ المُسْتَغِیثِینَ ، یا حَبِیبَ آرمان خداشناسان ، ای فریادرس درماندگان ، ای دوستدار قُلُوبِ الصّادِقِینَ ، وَ یا اِلهَ العالَمِینَ ، اَفَتُراکَ دل راست گویان ، و ای معبود جهانیان ، آیا به راستی چنان می بینی

سُبْحانَکَ یا اِلهِی وَ بِحَمْدِکَ ، تَسْمَعُ فِیها صَوْتَ ای پاکیزه و ای معبودم که به ستایشت مشغولم ، که بشنوی از میان آتش صدای عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فِیها بِمُخالَفَتِهِ ، وَ ذاقَ طَعْمَ بنده مسلمانی را که در اثر مخالفتش در آنجا زندانی شده ، و چشیده مزه عَذابِها بِمَعْصِیَتِهِ ، وَ حُبِسَ بَیْنَ اَطْباقِها بِجُرْمِهِ عذاب آتش را به خاطر نافرمانی اش ، و گرفتار شده در میان طبقات دوزخ به واسطه گناه وَ جَرِیرَتِهِ ، وَ هُوَ یَضِجُّ اِلَیْکَ ضَجِیجَ مُؤَمِّلٍ و جنایتش ، و در آن حال به درگاهت شیون کند همچون شیون آرزومند لِرَحْمَتِکَ ، وَ یُنادِیکَ بِلِسانِ اَهْلِ تَوْحِیدِکَ ، وَیَتَوَسَّلُ به رحمت تو ، و تو را فریاد می زند با زبان یگانه پرستان ، و متوسل می گردد اِلَیْکَ

بِرُبُوبِیَّتِکَ . یا مَوْلایَ ! فَکَیْفَ یَبْقی فِی به تو به خاطر بنده پروری ات ، ای سرور من ! پس چگونه بماند العَذابِ وَ هُوَ یَرْجُو ما سَلَفَ مِنْ حِلْمِکَ؟! اَمْ کَیْفَ در عذاب در حالی که چشم امید دارد به بردباری سابقه دارت؟! یا چگونه

تُؤْلِمُهُ النّارُ وَ هُوَ یَأْمُلُ فَضْلَکَ وَ رَحْمَتَکَ؟! اَمْ کَیْفَ آتش او را بیازارد در حالی که آرزوی احسان و مهربانی تو را دارد؟! یا چگونه یُحْرِقُهُ لَهِیبُها وَ اَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَ تَری مَکانَهُ؟! بسوزاند شعله آتش او را با اینکه تو صدایش را می شنوی و جایش را می بینی؟! اَمْ کَیْفَ یَشْتَمِلُ عَلَیْهِ زَفِیرُها وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ؟! یا چگونه شعله های آتش او را دربر گیرد در حالی که تو می دانی ناتوانی اش را؟! اَمْ کَیْفَ یَتَقَلْقَلُ بَیْنَ اَطْباقِها وَ اَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ؟! یا چگونه در میان طبقات آتش دست و پا زند در حالی که تو می دانی راستگویی اش را؟! اَمْ کَیْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِیَتُها وَ هُوَ یُنادِیکَ یا رَبَّهُ؟! یا چگونه موکلان دوزخ او را با تندی برانند در حالی که تو را به پروردگاری می خواند؟! اَمْ کَیْفَ یَرْجُو فَضْلَکَ فِی عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُکُهُ فِیها؟! یا چگونه ممکن است که امید احسان تو را داشته باشد در آزادی خویش ولی او را واگذاری؟! هَیْهاتَ ! ما ذلِکَ الظَّنُّ بِکَ ، وَ لَا المُعْرُوفُ مِنْ چه بسیار دور است از تو و چنین گمانی به تو نیست ، و این سان شناخته شده نیست

فَضْلِکَ ، وَ لا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ المُوَحِّدِینَ مِنْ احسان تو ، و نه شباهت با رفتار تو نسبت به یگانه پرستان دارد با آن بِرِّکَ وَ اِحْسانِکَ! فَبِالیَقِینِ اَقْطَعُ لَوْلا

ما حَکَمْتَ بِهِ نیکی و احسانت که نسبت به آنها داری! و من به یقین می دانم که اگر فرمان نداده بودی مِنْ تَعْذِیبِ جاحِدِیکَ ، وَ قَضَیْتَ بِهِ مِنْ اِخْلادِ در عذاب کردن منکرانت ، و حکم نکرده بودی بر همیشه ماندن در عذاب مُعانِدِیکَ ، لَجَعَلْتَ النّارَ کُلَّها بَرْداً وَ سَلاماً ، وَ ما برای دشمنانت ، حتماً آتش دوزخ را هر چه بود به تمامی سرد و سالم می کردی ، کانَ لِاَحَدٍ فِیها مَقَرّاً وَ لا مُقاماً ، لکِنَّکَ تَقَدَّسَتْ و هیچ کس در آن قرارگاه و جایگاهی نداشت ، ولی تو ای خدایی که مقدّس است اَسْمآؤُکَ ، اَقْسَمْتَ اَنْ تَمْلَأَها مِنَ الکافِرِینَ تمام نامهایت ، سوگند یاد کرده ای که دوزخ را پر کنی از کافران مِنَ الجِنَّهِ وَ النّاسِ اَجْمَعِینَ ، وَ اَنْ تُخَلِّدَ فِیهَا از تمام جنّیان و آدمیان ، و برای همیشه جای دهی در آن

المُعانِدِینَ ، وَ اَنْتَ جَلَّ ثَنآؤُکَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً ، دشمنانت را ، و تو که ستایشت برجسته است در ابتدا بدون سابقه فرمودی ، وَ تَطَوَّلْتَ بِالاِنْعامِ مُتَکَرِّماً ، اَفَمَنْ کانَ مُؤْمِناً و به این بخشش از روی بزرگواری تفضّل کردی ، (که فرمودی) «آیا کسی که باایمان است کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ . اِلهِی وَ سَیِّدِی ! مانند کسی است که تبهکار است؟ نه یکسان نیستند» . ای معبود من و ای آقای من ! فَاَسْئَلُکَ بِالقُدْرَهِ الَّتِی قَدَّرْتَها ، وَ بِالقَضِیَّهِ الَّتِی به حقّ آن نیرویی که مقدّرش کردی ، و به فرمانی که حَتَمْتَها وَ حَکَمْتَها ، وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَیْهِ اَجْرَیْتَها ، لازم کرده ای آن را و صادر فرموده ای

، و چیره گشتی بر هر کس که آن را بر او اجرا کردی ، اَنْ تَهَبَ لِی فِی هذِهِ اللَّیْلَهِ وَ فِی هذِهِ السّاعَهِ ، از تو می خواهم که ببخشی بر من در این شب و در این لحظه ، کُلَّ جُرْمٍ اَجْرَمْتُهُ ، وَ کُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ ، وَ کُلَّ قَبِیحٍ هر جرمی را که مرتکب شده ام ، و هر گناهی را که از من سر زده ، و هر کار ناپسندی را که

اَسْرَرْتُهُ ، وَ کُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ ، کَتَمْتُهُ اَوْ اَعَلَنْتُهُ ، پنهان کرده ام ، و هر نادانی ای که کرده ام ، چه آن را پوشانده و چه آشکار نموده باشم ، اَخْفَیْتُهُ اَوْ اَظْهَرْتُهُ ، وَ کُلَّ سَیِّئَهٍ اَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا چه پنهان نموده و چه عیان انجام داده ام ، و هر کار بدی را که دستور یادداشت آن را الکِرامَ الکاتِبِینَ ، اَلَّذِینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما یَکُونُ به نویسندگان گرامی ات داده ای ، همان نویسندگانی که آنها را موکّل بر ثبت اعمال مِنِّی ، وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَیَّ مَعَ جَوارِحِی ، وَ کُنْتَ من کرده ای ، و آنها را همراه اندام و جوارحم گواه بر من کرده ای ، و اضافه بر آنها اَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرآئِهِمْ ، وَ الشّاهِدَ لِما خودت هم مراقب من بوده ای ، و نیز گواه اعمالی بودی که از ایشان خَفِیَ عَنْهُمْ ، وَ بِرَحْمَتِکَ اَخْفَیْتَهُ ، وَ بِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ ، پنهان مانده ، ولی به مهربانی خود آنها را پنهان داشتی ، و از فضل خود آنها را پوشاندی ، وَ اَنْ تُوَفِّرَ حَظِّی مِنْ کُلِّ خَیْرٍ اَنْزَلْتَهُ ، اَوْ اِحْسانٍ و نیز می خواهم که بهره ام

را فراوان گردانی از هر خیری که فرو فرستاده ای ، یا احسانی که

فَضَّلْتَهُ ، اَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ ، اَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ ، اَوْ ذَنْبٍ بفرمایی ، یا نیکی هایی که پخش کنی ، یا روزی ای که بگسترانی ، یا گناهی که تَغْفِرُهُ ، اَوْ خَطَأٍ تَسْتُرُهُ ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ ! بیامرزی ، یا خطایی که بپوشانی ، پروردگارا پروردگارا پروردگارا ! یا اِلهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلایَ وَ مالِکَ رِقِّی ! یا مَنْ ای معبود من و ای آقا و سرور من و ای زمامدار من ! ای کسی که بِیَدِهِ ناصِیَتِی ، یا عَلِیماً بِضُرِّی وَ مَسْکَنَتِی ، زمام اختیارم به دست اوست ، ای دانای بر پریشانی و بی نوایی ام ، یا خَبِیراً بِفَقْرِی وَ فاقَتِی ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ ! ای آگاه از بی چیزی و تنگدستی ام ، پروردگارا پروردگارا پروردگارا ! اَسْئَلُکَ بِحَقِّکَ وَ قُدْسِکَ ، وَ اَعْظَمِ صِفاتِکَ از تو می خواهم به حق خودت و به ذات مقدّست ، و به بزرگ ترین صفات وَ اَسْمآئِکَ ، اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتِی مِنَ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ و نام هایت ، که بگردانی اوقاتم را در شب و روز

بِذِکْرِکَ مَعْمُورَهً ، وَ بِخِدْمَتِکَ مَوْصُولَهً ، وَ اَعْمالِی به یاد خودت معمور و آباد ، و به بندگی ات پیوسته داری ، و کارهای نیکم را عِنْدَکَ مَقْبُولَهً ، حَتّی تَکُونَ اَعْمالِی وَ اَوْرادِی نزد خودت پذیرفته شده ، تا اینکه باشد کارها و گفتارم کُلُّها وِرْداً واحِداً ، وَ حالِی فِی خِدْمَتِکَ سَرْمَداً . همگی یک جهت برای تو ، و حالم همیشه در بندگی ات صرف شود . یا سَیِّدِی ! یا

مَنْ عَلَیْهِ مُعَوَّلِی ، یا مَنْ اِلَیْهِ ای آقای من! ای کسی که تکیه گاهم اوست ، ای کسی که به درگاه او شَکَوْتُ اَحْوالِی ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ . قَوِّ عَلی شکایت احوال خویش ببرم ، پروردگارا پروردگارا پروردگارا . نیرو ده بر خِدْمَتِکَ جَوارِحِی ، وَ اشْدُدْ عَلَی العَزِیمَهِ جَوانِحِی ، انجام خدمتت اعضای مرا ، و محکم گردان برای تصمیم خود اندام مرا ، وَ هَبْ لِیَ الجِدَّ فِی خَشْیَتِکَ ، وَالدَّوامَ فِی الاِتِّصالِ و عطا فرما به من پافشاری در بیم از خودت ، و پایداری در پیوستن

بِخِدْمَتِکَ ، حَتَّی اَسْرَحَ اِلَیْکَ فِی مَیادِینِ السّابِقِینَ ، به بندگی ات ، تا به سویت برانم در میدان های پیشتازان ، وَ اُسْرِعَ اِلَیْکَ فِی البارِزِینَ ، وَ اَشْتاقَ اِلی قُرْبِکَ و در زمره شتابندگان به سویت بشتابم ، و اشتیاق بجویم به قرب تو را فِی المُشْتاقِینَ ، وَ اَدْنُوَ مِنْکَ دُنُوَّ المُخْلِصِینَ ، در صف آرزومندان ، و نزدیک گردم همچون نزدیک شدن مخلصان به تو ، وَ اَخافَکَ مَخافَهَ المُوقِنِینَ ، وَ اَجْتَمِعَ فِی جِوارِکَ و از تو بترسم همچون ترس یقین کنندگان ، و در یک جا گرد آیم در جوار رحمتت مَعَ المُؤْمِنِینَ . اَللّهُمَّ وَ مَنْ اَرادَنِی بِسُوءٍ فَاَرِدْهُ ، با افراد باایمان . خدایا هرکه بدی مرا می خواهد بدی او را بخواه ، وَ مَنْ کادَنِی فَکِدْهُ ، وَ اجْعَلْنِی مِنْ اَحْسَنِ عَبِیدِکَ و هرکه مرا بفریبد تو نیز به مکر خویش دچارش کن ، و بهتر از دیگر بندگانت قرار ده نَصِیباً عِنْدَکَ ، وَ اَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَهً مِنْکَ ، وَ اَخَصِّهِمْ نصیبم را پیش خود ،

و جایگاهم را نزد خود نزدیک تر از ایشان کن ، و مخصوص تر از دیگران

زُلْفَهً لَدَیْکَ ، فَاِنَّهُ لا یُنالُ ذلِکَ اِلّا بِفَضْلِکَ ، وَ جُدْ گردان رتبه ام را در پیشگاهت ، که همانا جز با بخشش تو کسی به این مقام نرسد ، و ببخشای لِی بِجُودِکَ ، وَ اعْطِفْ عَلَیَّ بِمَجْدِکَ ، وَ احْفَظْنِی بر من از جود و بخششت ، و محبّت فرما بر من به مجد و بزرگواری خود ، و مرا نگاه دار بِرَحْمَتِکَ ، وَ اجْعَلْ لِسانِی بِذِکْرِکَ لَهِجاً ، وَ قَلْبِی به رحمت خود ، و قرار ده زبانم را به ذکرت گویا ، و دلم را بِحُبِّکَ مُتَیَّماً ، وَ مُنَّ عَلَیَّ بِحُسْنِ اِجابَتِکَ ، وَ اَقِلْنِی به دوستی ات بی قرار و شیدا ، و منّت گذار بر من با پاسخ نیک دادنت ، و نادیده بگیر عَثْرَتِی ، وَ اغْفِرْ زَلَّتِی ، فَاِنَّکَ قَضَیْتَ عَلی عِبادِکَ لغزشم را ، و بیامرز گناهم را ، زیرا تو خود بندگانت را فرمان داده ای بِعِبادَتِکَ ، وَاَمَرْتَهُمْ بِدُعآئِکَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الاِجابَهَ، به پرستش خویش ، و دستور داده ای به درخواست از درگاهت و پذیرفته ای برآوردن آن را ، فَاِلَیْکَ یارَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِی ، وَ اِلَیْکَ یارَبِّ مَدَدْتُ پس ای پروردگار من به سوی تو رو کردم ، و به درگاه تو ای پروردگارم دراز کردم

یَدِی ، فَبِعِزَّتِکَ اسْتَجِبْ لِی دُعآئِی وَ بَلِّغْنِی مُنایَ ، دست حاجتم را ، پس به عزّتت سوگند که دعایم را مستجاب فرما و مرا به آرزویم برسان ، وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِکَ رَجآئِی ، وَ اکْفِنِی شَرَّ الجِنِّ و قطع مگردان امیدم را از

فضل و احسان خویش ، و حفظ فرما شرّ جنّ وَ الاِنْسِ مِنْ اَعْدآئِی . یا سَرِیعَ الرِّضا ، اِغْفِرْ لِمَنْ و انس از دشمنانم را ، ای خدای زودگذر ، بیامرز کسی را که لا یَمْلِکُ اِلَّا الدُّعآءَ ، فَاِنَّکَ فَعّالٌ لِما تَشآءُ . یا مَنِ جز درخواست از تو چیزی ندارد ، که به راستی تو هر چه را بخواهی انجام دهی ، ای کسی که اسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفآءٌ وَ طاعَتُهُ غِنیً ، اِرْحَمْ مَنْ نامش دوای دردها و یادش بهبودی بیماری ها و طاعتش توانگری است ، رحم کن برکسی که رَأْسُ مالِهِ الرَّجآءُ وَ سِلاحُهُ البُکآءُ . یا سابِغَ النِّعَمِ ، سرمایه اش امید و ساز و برگش گریه و زاری است . ای تمام دهنده نعمتها ، یا دافِعَ النِّقَمِ ، یا نُورَ المُسْتَوْحِشِینَ فِی الظُّلَمِ ، و ای برطرف کننده گرفتاری ها ، ای روشنی وحشت زدگان در تاریکی ها ،

یا عالِماً لا یُعَلَّمُ ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، ای دانایی که کسی او را دانا نکرده ، درود فرست بر محمد و خاندان محمد ، وَ افْعَلْ بِی ما اَنْتَ اَهْلُهُ ، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ و انجام ده درباره من آنچه را که تو سزاوار آن هستی ، و درود خدا بر پیامبر وَ الاَئِمَّهِ المَیامِینَ مِنْ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً.

و پیشوایان بابرکت از خاندانش و سلام فراوان خدا بر آنان باد.

دعای ندبه

قسمت اول

اَلحَمْدُ للَّهِ ِ رَبِّ العالَمِینَ ، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا ستایش مخصوص خدا پروردگار جهانیان است ، و درود خدا بر آقای ما مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً . اَللّهُمَّ لَکَ الحَمْدُ

محمد پیامبرش و بر خاندان او و سلام فراوان بر ایشان باد . خدایا از آن توست ستایش عَلی ما جَری بِهِ قَضآؤُکَ ، فِی اَوْلِیآئِکَ الَّذِینَ بر آنچه جاری شد بدان قضا و قدر تو ، درباره بندگان مقربت آنان که اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ دِینِکَ ، اِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ خالص گردانیدی آنان را برای خود و دین خود ، چون انتخاب کردی برای آنها جَزِیلَ ما عِنْدَکَ مِنَ النَّعِیمِ المُقِیمِ ، الَّذِی لا زَوالَ آن نعمت فراوان و پایداری که نزد توست ، آن نعمتی که کاستی لَهُ وَ لَا اضْمِحْلالَ ، بَعْدَ اَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ ، و نابودی برایش نیست، (و این) پس از آنی (بود که) با آنها شرط کردی تا کناره گیرند فِی دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّهِ ، وَ زُخْرُفِها از درجات (و ریاست های) این دنیای پست و از زیب

وَ زِبْرجِها، فَشَرَطُوا لَکَ ذلِکَ وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الوَفآءَ و زیورش ، و آنها نیز این شرط تو را پذیرفتند ، و تو نیز وفای آنان را به این شرط دانستی بِهِ ، فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ العَلِیَّ و پذیرفتیشان و مقرب درگاهشان کردی ، و مقرر داشتی از پیش برای ایشان نامی بلند وَ الثَّنآءَ الجَلِیَّ ، وَ اَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلآئِکَتَکَ ، و ثنایی آشکار و فرو فرستادی برایشان فرشتگانت را وَ کَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِکَ ، وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِکَ ، وَ جَعَلْتَهُمُ و گرامی داشتی آنان را به وحی خود و یاریشان کردی به علم خود و قرارشان دادی الذَّرِیعَهَ اِلَیْکَ وَ الوَسِیلَهَ اِلی رِضْوانِکَ ، فَبَعْضٌ واسطه درگاهت و وسیله ای به سوی خوشنودی ات ، پس برخی را اَسْکَنْتَهُ

جَنَّتَکَ اِلی اَنْ اَخْرَجْتَهُ مِنْها ، وَ بَعْضٌ در بهشت جا دادی تا آن گاه که از آنجا بیرونش آوردی و برخی را حَمَلْتَهُ فِی فُلْکِکَ وَ نَجَّیْتَهُ وَ مَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ در کشتی خود سوار کردی و نجات دادی او و همراهانش را که ایمان آورده بودند از

الهَلَکَهِ بِرَحْمَتِکَ ، وَ بَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِکَ خَلِیلاً ، هلاکت به مهر خود ، و برخی را برای خود دوست صمیمی گرفتی ، وَ سَئَلَکَ لِسانَ صِدْقٍ فِی الآخِرِینَ فَاَجَبْتَهُ و او از تو درخواست کرد نام نیک را در امّت های آینده و تو اجابت کردی آن را وَ جَعَلْتَ ذلِکَ عَلِیّاً ، وَ بَعْضٌ کَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَهٍ و نام او را بلند گرداندی ، و با برخی از میان درخت سخن گفتی تَکْلِیماً وَ جَعَلْتَ لَهُ مِنْ اَخِیهِ رِدْءاً وَوَزِیراً ، وَبَعْضٌ به طور مخصوصی و برای او برادرش را یاور و وزیر گردانیدی ، و برخی را اَوْلَدْتَهُ مِنْ غَیْرِ اَبٍ وَ آتَیْتَهُ البَیِّناتِ وَ اَیَّدْتَهُ بدون پدر به وجود آوردی و نشانه های آشکاری به او دادی و یاری فرمودی او را بِرُوحِ القُدُسِ ، وَ کُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَرِیعَهً ، وَ نَهَجْتَ به روح القدس (جبرئیل) ، و برای همه آنها دین و قانونی مقرر داشتی ، و معین کردی لَهُ مِنْهاجاً ، وَ تَخَیَّرْتَ لَهُ اَوصِیآءَ مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ برایش طریقه و برنامه ای ، و جانشینانی برای او انتخاب کردی تا یکی پس از دیگری

مُسْتَحْفِظٍ ، مِنْ مُدَّهٍ اِلی مُدَّهٍ ، اِقامَهً لِدِینِکَ وَ حُجَّهً نگهبان (دین) باشد ، از زمانی تا زمان معیّنی برای برپا داشتن دین تو و حجتی باشند عَلی عِبادِکَ

، وَ لِئَلّا یَزُولَ الحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ ، وَ یَغْلِبَ بر بندگانت ، و تا نلرزد (دین) حق از جای خود ، و تا پیروز نگردد الباطِلُ عَلی اَهْلِهِ ، وَ لا یَقُولَ اَحَدٌ لَوْلا اَرْسَلْتَ باطل بر اهل حق ، و کسی نگوید چرا نفرستادی اِلَیْنا رَسُولاً مُنْذِراً ، وَ اَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِیاً فَنَتَّبِعَ به سوی ما پیامبری که ما را بترساند ، و چرا به پا نداشتی پرچمی راهنما را تا پیروی کنیم آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزی ، اِلی اَنِ انْتَهَیْتَ از آیات تو پیش از آن که خوار و رسوا گردیم ، تا این که رساندی بِالاَمْرِ اِلی حَبِیبِکَ وَ نَجِیبِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ کار را به دست دوست خود و برگزیده ات (حضرت) محمد - که درود خداوند بر او وَ آلِهِ ، فَکانَ کَمَا انْتَجَبْتَهُ سَیِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ ، وَ صَفْوَهَ و خاندانش باد - ، پس او چنان بود که او را برگزیدی سرور آفریدگانت ، و برگزیده

مَنِ اصْطَفَیْتَهُ ، وَ اَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَیْتَهُ ، وَ اَکْرَمَ مَنِ برگزیدگانت ، و برترین انتخاب شدگانت ، و گرامی ترین اعْتَمَدْتَهُ ، قَدَّمْتَهُ عَلی اَنْبِیآئِکَ ، وَ بَعَثْتَهُ اِلَی الثَّقَلَیْنِ معتمدین تو بود ، و او را بر پیامبرانت مقدم داشتی ، و مبعوث فرمودی به سوی جنّ و انس مِنْ عِبادِکَ، وَاَوْطَأْتَهُ مَشارِقَکَ وَمَغارِبَکَ، وَسَخَّرْتَ از بندگانت ، و مشرق ها و مغرب های عالم را زیر فرمان رسالتش گذاردی ، لَهُ البُراقَ ، وَ عَرَجْتَ بِرُوحِهِ (بِهِ) اِلی سَمآئِکَ ، و اسب تیزرو را مسخّر او گرداندی ، و بالا بردی به آسمان خود او را ، وَاَوْدَعْتَهُ عِلْمَ ما

کانَ وَما یَکُونُ اِلَی انْقِضآءِ خَلْقِکَ، و علم گذشته و آینده را به او سپردی تا هنگام پایان آفرینش ، ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ وَ حَفَفْتَهُ بِجَبْرآئِیلَ وَ مِیکآئِیلَ آن گاه او را به وسیله ترس و رعب در دل دشمنش یاری کردی وگرداگردش جبرئیل و میکائیل وَ المُسَوِّمِینَ مِنْ مَلآئِکَتِکَ ، وَ وَعَدْتَهُ اَنْ تُظْهِرَ و فرشتگان نشان دارت را واداشتی ، و به او وعده دادی که پیروز گردانی

دِینَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ ، وَ لَوْ کَرِهَ المُشْرِکُونَ ، وَ ذلِکَ دینش را بر همه دین ها ، اگرچه مشرکان خوش نداشته باشند ، و این جریان بَعْدَ اَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّءَ صِدْقٍ مِنْ اَهْلِهِ ، وَ جَعَلْتَ لَهُ پس از آنی بود که جایش دادی در جایگاه راستی از خاندانش ، و قرار دادی برای او وَ لَهُمْ اَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبارَکاً و خاندانش نخستین خانه ای را که برای مردم بنا شد که مکه است و مایه برکت وَ هُدیً لِلْعالَمِینَ ، فِیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ اِبْراهِیمَ و موجب راهنمایی جهانیان است ، و در آن نشانه های آشکاری است چون مقام ابراهیم وَمَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً ، وَ قُلْتَ: اِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ و هرکه به آن وارد شود ایمن است ، وفرمودی: «جز این نیست که خدا اراده فرموده تا دورکند عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً ، ثُمَّ از شما خاندان ، پلیدی را و به خوبی شما را پاک گرداند» ، آن گاه جَعَلْتَ اَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَوَدَّتَهُمْ قرار دادی مزد محمد را - که درودهای تو بر او و خاندانش باد - دوستی و مودّت ایشان

فِی کِتابِکَ ،

فَقُلْتَ: قُلْ لا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْراً اِلَّا در کتاب خود و فرمودی: «بگو من از شما برای رسالت مزدی نخواهم جز المَوَدَّهَ فِی القُرْبی ، وَ قُلْتَ: ما سَئَلْتُکُمْ مِنْ اَجْرٍ دوستی خویشانم» ، و فرمودی: «آنچه مزد از شما خواستم آن هم فَهُوَ لَکُمْ ، وَ قُلْتَ: ما اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْرٍ اِلّا به سود شماست» ، و فرمودی: «من از شما برای رسالت مزدی نخواهم مگر مَنْ شآءَ اَنْ یَتَّخِذَ اِلی رَبِّهِ سَبِیلاً ، فَکانُوا هُمُ کسی که بخواهد به سوی پروردگار خویش راهی پیش گیرد» ، و این ها بودند السَّبِیلَ اِلَیْکَ وَ المَسْلَکَ اِلی رِضْوانِکَ ، فَلَمَّا آن راه به سوی تو و طریقه سلوک به سوی خوشنودی ات ، و چون انْقَضَتْ اَیّامُهُ اَقامَ وَلِیَّهُ عَلِیَّ بْنَ اَبِی طالِبٍ روزگار آن حضرت سپری شد برگماشت علی فرزند ابی طالب را صَلَواتُکَ عَلَیْهِما وَ آلِهِما هادِیاً اِذْ کانَ هُوَ المُنْذِرَ - که درودهای تو بر آن دو و بر خاندانشان باد - برای راهنمایی ، زیرا آن جناب بیم دهنده بود

وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ ، فَقالَ وَ المَلَأُ اَمامَهُ: مَنْ کُنْتُ و برای هر ملّتی راهنمایی است ، و در برابر مردمی که نزدش حاضر بودند فرمود: هرکه من مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ مولای اویم علی مولای اوست . خدایا دوست بدار هرکه دوستش دارد ، و دشمن بدار هرکه عاداهُ ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ ، وَقالَ: دشمنش باشد ، و یاری کن هرکه یاری اش کند ، و خوار کن هرکه خوارش کند ، و فرمود: مَنْ کُنْتُ أَنَا نَبِیَّهُ فَعَلِیٌّ اَمِیرُهُ ، وَ

قالَ: أَنَا وَ عَلِیٌّ هرکه من پیامبر او هستم علی امیر و فرمانروای اوست ، و فرمود: من و علی مِنْ شَجَرَهٍ واحِدَهٍ وَ سآئِرُ النّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّی ، هر دو از یک درخت هستیم و سایر مردم از درخت های پراکنده هستند ، وَ اَحَلَّهُ مَحَلَّ هارُونَ مِنْ مُوسی ، فَقالَ لَهُ: اَنْتَ و رتبه او را نسبت به خود چون رتبه هارون نسبت به موسی قرار داد ، و بدو فرمود: مقام تو مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هارُونَ مِنْ مُوسی اِلّا اَنَّهُ لا نَبِیَّ نسبت به من مانند مقام هارون است نسبت به موسی جز اینکه پیامبری

بَعْدِی ، وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَهَ نِسآءِ العالَمِینَ ، وَ اَحَلَّ پس از من نیست ، و تزویج کرد به او دخترش بانوی زنان جهانیان را ، و حلال کرد لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ ، وَ سَدَّ الاَبْوابَ اِلّا بابَهُ ، برایش ازمسجدش آنچه برای خود حلال بود ، وبست درِ خانه های مردم را جز درِ خانه علی را ثُمَّ اَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِکْمَتَهُ ، فَقالَ: أَنَا مَدِینَهُ العِلْمِ سپس علم و حکمت خود را به او سپرد ، و فرمود: من شهر علم هستم وَ عَلِیٌّ بابُها ، فَمَنْ اَرادَ المَدِینَهَ وَ الحِکْمَهَ فَلْیَأْتِها و علی دَرِ آن شهر است ، پس هرکه خواهد بدین شهر درآید و حکمت خواهد ، باید درآید مِنْ بابِها ، ثُمَ قالَ: اَنْتَ اَخِی وَ وَصِیِّی وَ وارِثِی ، از دَرِ آن . سپس فرمود: تویی برادر من و جانشین من و وارث من ، لَحْمُکَ مِنْ لَحْمِی وَدَمُکَ مِنْ دَمِی ، وَسِلْمُکَ سِلْمِی گوشتت از گوشت من و خونت از

خون من است ، صلح تو صلح من وَ حَرْبُکَ حَرْبِی ، وَ الاِیمانُ مُخالِطٌ لَحْمَکَ وَ دَمَکَ ، و جنگ تو جنگ من است ، و ایمان با گوشت و خون تو آمیخته شده ،

کَما خالَطَ لَحْمِی وَدَمِی ، وَ اَنْتَ غَداً عَلَی الحَوْضِ چنان که با گوشت و خون من آمیخته ، و تو در فردای محشر بر سر حوض (کوثر) خَلِیفَتِی ، وَ اَنْتَ تَقْضِی دَیْنِی وَ تُنْجِزُ عِداتِی ، جانشین من هستی ، و تو می پردازی قرض مرا و وفا می کنی به وعده های من ، وَ شِیعَتُکَ عَلی مَنابِرَ مِنْ نُورٍ ، مُبْیَضَّهً وُجُوهُهُمْ و شیعیانت بر منبرهایی از نور ، با چهره های (نورانی و) سفید حَوْلِی فِی الجَنَّهِ وَهُمْ جِیرانِی ، وَ لَوْلا اَنْتَ یا عَلِیُّ در بهشت اطراف منند در حالی که همسایگان من هستند ، و اگر تو نبودی ای علی لَمْ یُعْرَفِ المُؤْمِنُونَ بَعْدِی ، وَ کانَ بَعْدَهُ هُدیً مِنَ مؤمنان پس از من شناخته نمی شدند ، و آن جناب بود پس از رسول خدا راهنمای (مردم) از الضَّلالِ وَ نُوراً مِنَ العَمی ، وَ حَبْلَ اللَّهِ المَتِینَ گمراهی و مایه روشنایی از کوری جهالت ، و رشته محکم خدا وَ صِراطَهُ المُسْتَقِیمَ ، لا یُسْبَقُ بِقَرابَهٍ فِی رَحِمٍ و راه راست او ، کسی پیشی نگرفت بر او در نزدیکی و خویشاوندی به رسول خدا

وَ لا بِسابِقَهٍ فِی دِینٍ ، وَ لا یُلْحَقُ فِی مَنْقَبَهٍ مِنْ و نه از نظر سابقه در دین ، و نه کسی توانست به او برسد در وصفی از مَناقِبِهِ ، یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِما اوصاف پسندیده ، قدم می گذاشت

به جای پای پیامبر - که درود خدا بر هر دوی ایشان وَ آلِهِما ، وَ یُقاتِلُ عَلَی التَّأْوِیلِ وَ لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ و خاندان ایشان باد - ، و او بود که بر طبق تأویل و باطن قرآن می جنگید و درباره خدا باکی از لَوْمَهُ لآئِمٍ ، قَدْ وَتَرَ فِیهِ صَنادِیدَ العَرَبِ ، وَ قَتَلَ سرزنش ملامت کنندگان نداشت ، در راه خدا خون بزرگان عرب را به خاک ریخت ، و بکشت اَبْطالَهُمْ وَ ناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ ، فَاَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ اَحْقاداً ، دلاورانشان را و با گرگانشان دراُفتاد ، و همین سبب شد در دل های ایشان کینه ها بگذارد ، بَدْرِیَّهً وَ خَیْبَرِیَّهً وَ حُنَیْنِیَّهً وَ غَیْرَهُنَّ ، فَاَضَبَّتْ عَلی کینه های جنگ بدر و خیبر و حنین و غیر آنها ، پس به دل گرفتند عَداوَتِهِ ، وَ اَکَبَّتْ عَلی مُنابَذَتِهِ ، حَتّی قَتَلَ دشمنی او را ، و به جنگ و مخالفت با او برخاستند ، تا کشت

النّاکِثِینَ وَ القاسِطِینَ وَ المارِقِینَ ، وَلَمّا قَضی نَحْبَهُ پیمان شکنان (طلحه و زبیر و عایشه) و زورگویان (معاویه) و خوارج (اصحاب نهروان) را، و چون درگذشت وَ قَتَلَهُ اَشْقیَ الآخِرِینَ یَتْبَعُ اَشْقَی الاَوَّلِینَ ، و او را کشت بدبخت ترین مردم پسینیان که پیروی کرد از بدبخت ترین پیشینیان ، لَمْ یُمْتَثَلْ اَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ امتثال نشد دستور رسول خدا - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - ، فِی الهادِینَ بَعْدَ الهادِینَ ، وَ الاُمَّهُ مُصِرَّهٌ عَلی که درباره راهنمایان دین یکی پس از دیگری فرموده بود ، و امّت پافشاری کردند بر مَقْتِهِ ، مُجْتَمِعَهٌ عَلی قَطِیعَهِ رَحِمِهِ وَ اِقْصآءِ

وُلْدِهِ ، دشمنی او ، و گرد آمدند برای قطع خویشاوندی او و تبعید و آواره کردن فرزندانش ، اِلَّا القَلِیلَ مِمَّنْ وَفی لِرِعایَهِ الحَقِّ فِیهِمْ ، فَقُتِلَ جز اندکی از کسانی که وفا کردند برای رعایت کردن حق در میان ایشان ، و در نتیجه جمعی مَنْ قُتِلَ ، وَ سُبِیَ مَنْ سُبِیَ ، وَ اُقْصِیَ مَنْ اُقْصِیَ ، کشته ، و گروهی اسیر ، و دسته ای از وطن آواره گشتند ،

وَ جَرَی القَضآءُ لَهُمْ بِما یُرْجی لَهُ حُسْنُ المَثُوبَهِ ، و قلم سرنوشت طوری بر ایشان جاری شد که امید پاداش نیک در آن می رود ، اِذْ کانَتِ الاَرْضُ للَّهِ ِ یُورِثُها مَنْ یَشآءُ مِنْ عِبادِهِ ، زیرا (کره) زمین از خداست و به هرکه از بندگانش بخواهد آن را ارث دهد و بدو واگذارد ، وَ العاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ ، وَ سُبْحانَ رَبِّنا اِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا و سرانجام از آنِ پرهیزکاران است ، و منزّه است پروردگار ما که حتماً وعده پروردگارمان لَمَفْعُولاً ، وَلَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَهُوَ العَزِیزُ الحَکِیمُ، انجام شدنی است ، و خدا هرگز خلف وعده نمی کند و اوست ارجمند فرزانه ، فَعَلَی الاَطآئِبِ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍ ّ صَلَّی پس بر پاکیزگان از خاندان محمد و علی - که درود اللَّهُ عَلَیْهِما وَ آلِهِما ، فَلْیَبْکِ الباکُونَ ، وَ اِیّاهُمْ خدا بر هر دوی ایشان و خاندانشان باد - ، باید گریه کنندگان بگریند ، و بر آنها فَلْیَنْدُبِ النّادِبُونَ ، وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرَفِ الدُّمُوعُ ، باید زاری کنندگان زاری کنند ، و برای امثال آن ها باید اشک ها روان گردد ،

وَ لْیَصْرُخِ الصّارِخُونَ ، وَ یَضِجَّ الضّآجُّونَ ،

وَ یَعِجَّ و فریاد زنندگان فریاد زنند ، و شیون کنندگان شیون نمایند ، و ناله کنندگان العآجُّونَ . اَیْنَ الحَسَنُ اَیْنَ الحُسَیْنُ ، اَیْنَ اَبْناءُ ناله جان سوز سر دهند که ، کجاست حسن ؟ کجاست حسین ؟ و کجایند فرزندان الحُسَیْنِ؟! صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ ، وَ صادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ! حسین؟! شایسته ای پس از شایسته دیگر ، و راست گویی پس از راست گوی دیگر ، اَیْنَ السَّبِیلُ بَعْدَ السَّبِیلِ؟! اَیْنَ الخِیَرَهُ بَعْدَ الخِیَرَهِ؟! کجاست آن راه حق پس از راه دیگر؟! کجایند برگزیدگان (خدایی) هر یک پس از دیگری؟! اَیْنَ الشُّمُوسُ الطّالِعَهُ؟! اَیْنَ الاَقْمارُ المُنِیرَهُ؟! اَیْنَ کجایند خورشیدهای تابان؟! کجایند ماه های نورافشان؟! کجایند الاَنْجُمُ الزّاهِرَهُ؟! اَیْنَ اَعْلامُ الدِّینِ وَ قَواعِدُ العِلْمِ؟! اختران فروزان؟! کجایند بزرگان دین و پایه های دانش؟! اَیْنَ بَقِیَّهُ اللَّهِ الَّتِی لا تَخْلُو مِنَ العِتْرَهِ الهادِیَهِ؟! اَیْنَ کجاست آن ذخیره خدا که بیرون نیست از خاندان راهنمای رسول خدا؟! کجاست

قسمت دوم

المُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَهِ؟! اَیْنَ المُنْتَظَرُ لِاِقامَهِ آن که آماده شده برای بریدن ریشه ستمگران؟! کجاست آن که منتظر اویند برای راست کردن الاَمْتِ وَ العِوَجِ؟! اَیْنَ المُرْتَجی لِاِزالَهِ الجَوْرِ نادرستی ها و کجی ها؟! کجاست آن مایه امید برای از بین بردن ستم وَالعُدْوانِ؟! اَیْنَ المُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الفَرآئِضِ وَالسُّنَنِ؟! و تجاوز؟! کجاست آن که ذخیره شده برای نو کردن فریضه ها و سنّت های دین؟! اَیْنَ المُتَخَیَّرُ لِاِعادَهِ المِلَّهِ وَ الشَّرِیعَهِ؟! اَیْنَ کجاست آن که انتخاب گشته برای برگرداندن کیش و آیین؟! کجاست المُؤَمَّلُ لِاِحْیآءِ الکِتابِ وَ حُدُودِهِ؟! اَیْنَ مُحْیِی آن که آرزویش داریم برای زنده کردن قرآن و حدود آن؟! کجاست زنده کننده مَعالِمِ الدِّینِ وَ اَهْلِهِ؟! اَیْنَ قاصِمُ شَوْکَهِ المُعْتَدِینَ؟! آثار دین و پیروان آن؟! کجاست درهم شکننده شوکت زورگویان؟!

اَیْنَ هادِمُ اَبْنِیَهِ الشِّرْکِ وَ النِّفاقِ؟! اَیْنَ مُبِیدُ اَهْلِ کجاست ویران کننده بنیان های شرک و دورویی؟! کجاست نابود کننده اهل

الفُسُوقِ وَ العِصْیانِ وَ الطُّغْیانِ؟! اَیْنَ حاصِدُ فُرُوعِ ناپارسایی و گردن کشی و گستاخی؟! کجاست آن که ببُرد شاخه های الغَیِّ وَالشِّقاقِ؟! اَیْنَ طامِسُ آثارِ الزَّیْغِ وَ الاَهْوآءِ؟! گمراهی و اختلاف را؟! کجاست نابود کننده آثار کج روی و هوی و هوس ها؟! اَیْنَ قاطِعُ حَبآئِلِ الکِذْبِ وَ الاِفْتِرآءِ؟! اَیْنَ مُبِیدُ کجاست پاره کننده دام های دروغ و بهتان؟! کجاست نابود کننده العُتاهِ وَ المَرَدَهِ؟! اَیْنَ مُسْتَأْصِلُ اَهْلِ العِنادِ سرکشان و گردن کشان؟! کجاست ریشه کن کننده ستیزه جویان وَ التَّضْلِیلِ وَ الاِلحادِ؟! اَیْنَ مُعِزُّ الاَوْلِیآءِ وَ مُذِلُّ و گمراهان و بی دینان؟! کجاست عزّت بخش دوستان و خوار کننده الاَعْدآءِ؟! اَیْنَ جامِعُ الکَلِمَهِ عَلَی التَّقْوی ! اَیْنَ دشمنان؟! کجاست گردآورنده سخنان (پراکنده) بر پرهیزکاری؟! کجاست بابُ اللَّهِ الَّذِی مِنْهُ یُؤْتی ! اَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی آن درگاه خداوند که از آنجا به سوی خدا روند؟! کجاست آن آیینه خدایی که

اِلَیْهِ یَتَوجَّهُ الاَوْلِیآءُ؟! اَیْنَ السَّبَبُ المُتَّصِلُ بَیْنَ به سویش رو کنند اولیا؟! کجاست آن پیوند دهنده میان الاَرْضِ وَ السَّمآءِ؟! اَیْنَ صاحِبُ یَوْمِ الفَتْحِ وَ ناشِرُ زمین و آسمان؟! کجاست آن فرمانروای روز فتح و پیروزی و برافرازنده رایَهِ الهُدی ! اَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَ الرِّضا؟! پرچم هدایت و راهنمایی؟! کجاست آن که پریشانی خلق را اصلاح و دل ها را خوشنود می سازد؟! اَیْنَ الطّالِبُ بِذُحُولِ الاَنْبِیآءِ وَ اَبْنآءِ الاَنْبِیآءِ؟! اَیْنَ کجاست آن خواهنده خون (پاک) پیامبران و فرزندان پیامبران؟! کجاست الطّالِبُ بِدَمِ المَقْتُولِ بِکَرْبَلآءَ؟! اَیْنَ المَنْصُورُ آن خواهنده خون کشته شده کربلا؟! کجاست آن یاری شده و پیروزمند عَلی مَنِ اعْتَدی عَلَیْهِ وَ افْتَری ! اَیْنَ المُضْطَرُّ

بر کسانی که بر او ستم کردند و دروغ بستند؟! کجاست آن درمانده ای الَّذِی یُجابُ اِذا دَعی ! اَیْنَ صَدْرُ الخَلآئِقِ ذُوالبِرِّ که چون دعا کند به اجابت رسد؟! کجاست صدرنشین مخلوقات عالم، آن صاحب نیکوکاری

وَ التَّقْوی ! اَیْنَ ابْنُ النَّبِیِّ المُصْطَفی وَ ابْنُ عَلِیٍ ّ و باتقوا؟! کجاست فرزند پیامبر برگزیده خدا و فرزند علی المُرْتَضی وَ ابْنُ خَدِیجَهَ الغَرّآءِ وَ ابْنُ فَاطِمَهَ پسندیده خدا و فرزند خدیجه روشن سیما و فرزند فاطمه الکُبْری ! بِاَبِی اَنْتَ وَ اُمِّی وَ نَفْسِی لَکَ الوِقآءُ بزرگ منش؟! پدر و مادرم به فدایت و خودم بلاگردان وَ الحِمی ، یَابْنَ السّادَهِ المُقَرَّبِینَ ، یَابْنَ النُّجَبآءِ و سپر پیش روی تو باشم ، ای فرزند بزرگان مقرّب درگاه حق ، ای فرزند پاک نژادان الاَکْرَمِینَ ، یَابْنَ الهُداهِ المَهْدِیِّینَ ، یَابْنَ الخِیَرَهِ گرامی ، ای فرزند راهنمایان راه یافته ، ای فرزند برگزیدگان المُهَذَّبِینَ ، یَابْنَ الغَطارِفَهِ الاَنْجَبِینَ ، یَابْنَ الاَطآئِبِ پاکیزه ، ای فرزند سروران شرافتمند ، ای فرزند نیکوترین المُطَهَّرِینَ ، یَابْنَ الخَضارِمَهِ المُنْتَجَبِینَ ، یَابْنَ پاکان جهان ، ای فرزند جوانمردان برگزیده ، ای فرزند

القَماقِمَهِ الاَکْرَمِینَ ، یَابْنَ البُدُورِ المُنِیرَهِ ، یَابْنَ دریاهای بخشش و عطای گرامی ، ای فرزند ماه های نورافشان ، ای فرزند السُّرُجِ المُضِیئَهِ ، یَابْنَ الشُّهُبِ الثّاقِبَهِ ، یَابْنَ الاَنْجُمِ چراغ های تابان ، ای فرزند ستارگان فروزان ، ای فرزند اختران الزّاهِرَهِ ، یَابْنَ السُّبُلِ الواضِحَهِ ، یَابْنَ الاَعْلامِ درخشان ، ای فرزند راه های روشن ، ای فرزند نشانه های اللّآئِحَهِ ، یَابْنَ العُلُومِ الکامِلَهِ ، یَابْنَ السُّنَنِ آشکار ، ای فرزند دانش های کامل ، ای فرزند آیین های المَشْهُورَهِ، یَابْنَ المَعالِمِ المَأْثُورَهِ، یَابْنَ المُعْجِزاتِ معروف و

مشهور ، ای فرزند آثار و معالم رسیده (از خدا و انبیا) ، ای فرزند معجزات المَوْجُودَهِ ، یَابْنَ الدَّلآئِلِ المَشْهُودَهِ ، یَابْنَ الصِّراطِ موجود ، ای فرزند دلیل های آشکار ، ای فرزند راه المُسْتَقِیمِ ، یَابْنَ النَّبَأِ العَظِیمِ ، یَابْنَ مَنْ هُوَ فِی راست ، ای فرزند آن خبر بسیار بزرگ ، ای فرزند کسی که در

اُمِّ الکِتابِ لَدَی اللَّهِ عَلِیٌّ حَکِیمٌ ، یَابْنَ الآیاتِ دفتر اصلی نزد خدا «علی» (والا) و فرزانه است ، ای فرزند نشانه ها وَ البَیِّناتِ ، یَابْنَ الدَّلآئِلِ الظّاهِراتِ ، یَابْنَ البَراهِینِ و برهان های آشکار ، ای فرزند دلیل های هویدا ، ای فرزند برهان های الواضِحاتِ الباهِراتِ ، یَابْنَ الحُجَجِ البالِغاتِ ، یَابْنَ نمایان و درخشان ، ای فرزند حجّت های رسا ، ای فرزند النِّعَمِ السّابِغاتِ ، یَابْنَ طه وَ المُحْکَماتِ ، یَابْنَ یس نعمت های شایان و فراوان ، ای فرزند طه و نشانه های استوار قرآن ، ای فرزند سوره یس وَ الذّارِیاتِ ، یَابْنَ الطُّورِ وَ العادِیاتِ ، یَابْنَ مَنْ و ذاریات ، ای فرزند سوره طور و عادیات ، ای فرزند کسی که (در شب معراج) دَنی فَتَدَلّی ، فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنی ، دُنُوّاً نزدیک شد پس آویخت ، و نزدیک تر شد به فاصله دو کمان یا نزدیک تر ، در نزدیکی وَ اقْتِراباً مِنَ العَلِیِّ الاَعْلی ! لَیْتَ شِعْرِی اَیْنَ و قرب نسبت به خدای والای بلندمرتبه ! ای کاش می دانستم کجا

اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوی ، بَلْ اَیُّ اَرْضٍ تُقِلُّکَ اَوْ ثَری ! دل ها به وجود تو آرام می شوند ، و چه سرزمین و مکانی تو را نگه داشته؟! اَبِرَضْوی اَوْ غَیْرِها اَمْ ذِی طُوی ! عَزِیزٌ

عَلَیَّ اَنْ آیا در کوه رضوایی یا غیر آن یا در ذی طوایی؟! سخت است بر من که اَرَی الخَلْقَ وَ لا تُری ، وَ لا اَسْمَعُ لَکَ حَسِیساً وَ لا مردم را ببینم ولی تو دیده نشوی ، و نشنوم از تو صدایی و نه نَجْوی . عَزِیزٌ عَلَیَّ اَنْ تُحِیطَ بِکَ دُونِیَ البَلْوی ، زمزمه ای . سخت است بر من که احاطه کند فقط بر تو بدون من بلا ، وَلا یَنالُکَ مِنِّی ضَجِیجٌ وَلا شَکْوی . بِنَفْسِی اَنْتَ و صدای زاری و شکایت من به تو نرسد . جانم به قربانت مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنّا . بِنَفْسِی اَنْتَ مِنْ نازِحٍ ای پنهانی که از میان ما بیرون نیستی . جانم به قربانت ای دور از نظری که ما نَزَحَ عَنّا . بِنَفْسِی اَنْتَ اُمْنِیَّهُ شآئِقٍ یَتَمَنّی از ما جدا نیستی . جانم به قربانت ای آرمان هر مشتاقی که آرزویت کنند

مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ ذَکَرا فَحَنّا . بِنَفْسِی اَنْتَ مِنْ از مردان و زنان باایمانی که به یاد تو ناله از دل کشند . جانم به قربانت ای عَقِیدِ عِزٍّ لا یُسامی . بِنَفْسِی اَنْتَ مِنْ اَثِیلِ مَجْدٍ بسته به عزّتی که کسی برتو برتری نگیرد . جانم به قربانت ای بزرگوار ریشه داری لا یُجاری . بِنَفْسِی اَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضاهی . که هم طراز ندارد . جانم به قربانت ای نعمت دیرینه ای که شبیه ندارد . بِنَفْسِی اَنْتَ مِنْ نَصِیفِ شَرَفٍ لا یُساوی . اِلی مَتی جانم به قربانت ای هم نشین بزرگواری که برابر ندارد ، تا کی اَحارُ فِیکَ یا مَوْلایَ! وَ اِلی مَتی وَ اَیَّ خِطابٍ سرگردان

وجودت باشم ای مولای من؟! و تا کی و با چه زبانی اَصِفُ فِیکَ وَ اَیَّ نَجْوی ! عَزِیزٌ عَلَیَّ اَنْ اُجابَ وصف تو گویم و راز دل کنم؟! سخت و ناگوار است بر من که پاسخ بشنوم دُونَکَ وَ اُناغی . عَزِیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَبْکِیَکَ وَ یَخْذُلَکَ از دیگری جز تو و با او گفتگو کنم . سخت است بر من که بر تو بگریم ولی مردم تو را

الوَری . عَزِیزٌ عَلَیَّ اَنْ یَجْرِیَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ ما سخت واگذارند . سخت است بر من که بر تو بگذرد نه بر دیگران آنچه جَری ، هَلْ مِنْ مُعِینٍ فَاُطِیلَ مَعَهُ العَوِیلَ وَ البُکآءَ؟ می گذرد ، آیا کمک کاری هست که با او فریاد و گریه را طولانی کنم؟ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُساعِدَ جَزَعَهُ اِذا خَلا؟ هَلْ قَذِیَتْ آیا بی تابی (چون من) هست که چون به خلوت رود در زاری و جزع کمکش کنم؟ آیا چشمی عَیْنٌ فَساعَدَتْها عَیْنِی عَلَی القَذی هَلْ اِلَیْکَ هست که خار فراق در آن رفته وگریان باشد تا چشم پرخار من نیز یاری اش دهد؟ آیا بسویت یَابْنَ اَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقی هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنا مِنْکَ ای پسر احمد راهی هست تا دیدارت کنم؟ آیا روز جدایی ما پیوست می شود بِعِدَهٍ فَنَحْظی مَتی نَرِدُ مَناهِلَکَ الرَّوِیَّهَ فَنَرْوی به وعده تو تا بهره مند گردیم؟ کی می شود به سرچشمه های پرآبت درآییم و سیراب شویم؟ مَتی نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مآئِکَ فَقَدْ طالَ الصَّدی مَتی کی می شود که سیراب گردیم از آب وصل تو که تشنگی ما طولانی شد؟ کی می شود

نُغادِیکَ وَ نُراوِحُکَ فَنُقِرُّ عَیْناً ؟ مَتی تَرانا وَ نَراکَ ؟ صبح و

شام را با تو بسر بریم و دیده روشن کنیم ؟ کی می شود تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم ؟ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوآءَ النَّصْرِ تُری ؟ اَتَرانا نَحُفُّ بِکَ و پرچم نصرتت را برافراشته باشی و مردم ببینند ؟ آیا می ببینیم روزی که گرداگردت را گرفته باشیم وَاَنْتَ تَؤُمُّ المَلَأَ ، وَقَدْ مَلَأْتَ الاَرْضَ عَدْلاً، وَاَذَقْتَ و تو رهبر مردم باشی ، و زمین را پر از عدل و داد کنی ، و بچشانی اَعْدآءَکَ هَواناً وَ عِقاباً ، وَ اَبَرْتَ العُتاهَ وَ جَحَدَهَ به دشمنانت خواری و کیفر را ، و نابود کنی سرکشان و منکران الحَقِّ ، وَ قَطَعْتَ دابِرَ المُتَکَبِّرِینَ وَ اجْتَثَثْتَ اُصُولَ حق را ، و بزنی ریشه گردن کشان را ، و از بیخ بَر کَنی اساس الظّالِمِینَ ، وَ نَحْنُ نَقُولُ: الحَمْدُ للَّهِ ِ رَبِّ العالَمِینَ ، ستم کاران را ، و ما در آن حال می گوییم: ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است . اَللّهُمَّ اَنْتَ کَشّافُ الکُرَبِ وَ البَلْوی ، وَ اِلَیْکَ خدایا ! تویی برطرف کننده گرفتاری ها و بلاها ، و از تو

اَسْتَعْدِی فَعِنْدَکَ العَدْوی ، وَ اَنْتَ رَبُّ الآخِرَهِ دادرسی و یاری جویم که در نزد تو است دادخواهی ، و تویی پروردگار آخرت وَ الدُّنْیا ، فَاَغِثْ یا غِیاثَ المُسْتَغِیثِینَ عُبَیْدَکَ و دنیا ، پس فریادرسی کن ای فریادرس درماندگان! از بنده کوچک المُبْتَلی ، وَ اَرِهِ سَیِّدَهُ یا شَدِیدَ القُوی ، وَ اَزِلْ عَنْهُ و گرفتارت ، و بنمایان به او آقایش را ای پُرتوان ، و زایل کن از او بِهِ الاَسی وَ الجَوی ، وَ بَرِّدْ غَلِیلَهُ یا مَنْ عَلَی به

دیدار آن حضرت اندوه و سوز دلش را ، و فرو نشان سوز عطشش را ، ای که بر العَرْشِ اسْتَوی ، وَ مَنْ اِلَیْهِ الرُّجْعی وَ المُنْتَهی . عرش پابرجایی ، و ای که به سوی اوست بازگشت و سرمنزل هر چیز . اَللّهُمَّ وَ نَحْنُ عَبِیدُکَ التّآئِقُونَ اِلی وَلِیِّکَ المُذَکِّرِ خدایا این ماییم بندگان تو که شیفته دیدار دوستت هستیم ، آن که مردم را به یاد بِکَ وَ بِنَبِیِّکَ ، خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَهً وَ مَلاذاً ، وَ اَقَمْتَهُ لَنا تو و به یاد پیامبرت اندازد ، و تو او را آفریدی که نگهدار و پناه گاه ما باشد ، و برپایش داشتی

قِواماً وَ مَعاذاً ، وَ جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِینَ مِنّا اِماماً ، فَبَلِّغْهُ تا مایه پایداری و نگهدار ما باشد ، و او را پیشوای مؤمنین از ما گردانی ، پس برسان به آن مِنّا تَحِیَّهً وَ سَلاماً ، وَ زِدْنا بِذلِکَ یا رَبِّ اِکْراماً ، جناب از طرف ما درود و سلامی ، و بیفزا بدین وسیله ای پروردگار ما بر کرامت و مقام ما ، وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنا مُسْتَقَرّاً وَ مُقاماً ، وَ اَتْمِمْ نِعْمَتَکَ و جایگاه او را جایگاه و اقامت گاه ما قرار ده ، و کامل کن نعمتت را بر ما بِتَقْدِیمِکَ اِیّاهُ اَمامَنا ، حَتّی تُورِدَنا جِنانَکَ وَ مُرافَقَهَ به مقدّم داشتن آن بزرگوار در پیش روی ما ، تا ما را به بهشت های خود درآوری ، و به رفاقت الشُّهَدآءِ مِنْ خُلَصآئِکَ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ و هم نشینی شهیدان از بندگان خالصت برساند . خدایا درود فرست بر محمد وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ جَدِّهِ

وَ رَسُولِکَ و خاندان محمد ، و درود فرست بر محمد جدّ بزرگوار او و رسول تو السَّیِّدِ الاَکْبَرِ ، وَ عَلی اَبِیهِ السَّیِّدِ الاَصْغَرِ ، وَ جَدَّتِهِ آن آقای بزرگ ، و بر علی پدر بزرگوارش آن آقای کوچک تر ، و بر جدّه اش

الصِّدِّیقَهِ الکُبْری فاطِمَهَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ راست گوی بزرگ منش فاطمه دختر محمد - که درود خداوند عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، وَ عَلی مَنِ اصْطَفَیْتَ مِن آبآئِهِ البَرَرَهِ ، بر او و خاندانش باد - ، و به برگزیدگان نیک رفتار از پدران آن حضرت ، وَ عَلَیْهِ اَفْضَلَ وَ اَکْمَلَ، وَ اَتَمَّ وَ اَدْوَمَ، وَ اَکْثَرَ وَ اَوْفَرَ و بر خود حضرت فزون ترین و کامل ترین ، و تمام ترین و مدام ترین ، و بیشترین و فراوان ترین ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَصْفِیآئِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ درودی که فرستاده ای بر یکی از برگزیدگان و نیکان از خَلْقِکَ، وَصَلِّ عَلَیْهِ صَلاهً لا غایَهَ لِعَدَدِها، وَلا نِهایَهَ خلق خود ، و درود فرست بر آن جناب درودی بی پایان از حیث شماره ، و بی پایان لِمَدَدِها ، وَ لا نَفادَ لِاَمَدِها . اَللّهُمَّ وَ اَقِمْ بِهِ الحَقَّ ، از حیث زمان ، و بی پایان از حیث مدّت . خدایا حق را به وسیله آن حضرت برپا دار ، وَ اَدْحِضْ بِهِ الباطِلَ ، وَ اَدِلْ بِهِ اَوْلِیآءَکَ ، وَ اَذْلِلْ بِهِ و باطل را بدو نابود گردان ، و راهنمایی کن دوستانت را به وسیله او ، و خوار گردان به دست او

اَعْدآءَکَ ، وَ صِلِ اللّهُمَّ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُ وُصْلَهً تُؤَدِّی دشمنانت را ، و پیوند کن خدایا میان ما و او را به پیوندی که

برساند اِلی مُرافَقَهِ سَلَفِهِ ، وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ یَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ ما را به هم نشینی پدران گذشته او ، و قرار بده ما را از کسانی که دامن آنها را بگیرند وَ یَمْکُثُ فِی ظِلِّهِمْ ، وَ اَعِنّا عَلی تَأْدِیَهِ حُقُوقِهِ اِلَیْهِ ، و در سایه لطف آنها بایستند ، و کمک کن ما را بر ادای حقوق آن حضرت ، وَ الاِجْتِهادِ فِی طاعَتِهِ ، وَ اجْتِنابِ مَعْصِیَتِهِ ، وَ امْنُنْ و سعی و کوشش در فرمانبرداری اش ، و دوری از نافرمانی اش ، و منّت بگذار عَلَیْنا بِرِضاهُ ، وَ هَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعآءَهُ بر ما به خوشنودی اش ، و ببخش بر ما دلسوزی و مهربانی و دعا وَخَیْرَهُ، ما نَنالُ بِهِ سَعَهً مِنْ رَحْمَتِکَ وَ فَوْزاً عِنْدَکَ، و خیر آن حضرت را ، بدان حدّ که برسیم بدان وسیله به رحمت وسیع تو و کامیابی از نزد تو ، وَ اجْعَلْ صَلاتَنا بِهِ مَقْبُولَهً ، وَ ذُنُوبَنا بِهِ مَغْفُورَهً ، و قرار بده نمازهای ما را به وسیله او پذیرفته ، و گناهانمان را آمرزیده ،

وَ دُعآءَنا بِهِ مُسْتَجاباً، وَ اجْعَلْ اَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَهً، و دعاهایمان را مستجاب شده ، و قرار ده روزی های ما را بدان حضرت گسترده ، وَ هُمُومَنا بِهِ مَکْفِیَّهً ، وَ حَوآئِجَنا بِهِ مَقْضِیَّهً ، وَ اَقْبِلْ و اندوه های ما را به وسیله اش برطرف شده ، و حاجت هایمان را روا شده ، و رو کن اِلَیْنا بِوَجْهِکَ الکَرِیمِ ، وَ اقْبَلْ تَقَرُّبَنا اِلَیْکَ ، وَ انْظُرْ به سوی ما (پروردگارا) بدان چهره بزرگوارت ، و بپذیر تقرّب جویی ما را به درگاهت ، و بنگر اِلَیْنا نَظْرَهً

رَحِیمَهً ، نَسْتَکْمِلُ بِهَا الکَرامَهَ عِنْدَکَ ، به سوی ما نگاهی مهربانانه ، تا بدان وسیله بتوانیم مقام خود را در پیش تو به کمال رسانیم ، ثُمَّ لا تَصْرِفْها عَنّا بِجُودِکَ ، وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ و هرگز آن مقام را از ما بازنگردان به بخشش خودت ، و سیرابمان کن از حوض جدّش صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِکَأْسِهِ وَ بِیَدِهِ رَیّاً رَوِیّاً هَنِیئاً - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - از جام او و به دست آن جناب و سیر و سیراب و گوارا سآئِغاً لا ظَمَاَ بَعْدَهُ ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ.

و خوش که تشنگی پس از آن نباشد ، ای مهربان ترین مهربانان.

دعای سمات

قسمت اول

اَللّهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ العَظِیمِ الاَعْظَمِ الاَعَزِّ خدایا از تو درخواست می کنم به حقّ نام بزرگ تو که از همه نام ها بزرگ تر و عزیزتر الاَجَلِّ الاَکْرَمِ ، الَّذِی اِذا دُعِیتَ بِهِ عَلی مَغالِقِ و برجسته تر و گرامی تر است ، همان نامی که هرگاه خوانده شوی بدان نام برای گشودن اَبْوابِ السَّمآءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَهِ انْفَتَحَتْ ، وَاِذا دُعِیتَ درهای بسته آسمان ، به رحمت گشوده شود ، و هرگاه خوانده شوی بِهِ عَلی مَضآئِقِ اَبْوابِ الاَرْضِ لِلْفَرَجِ انْفَرَجَتْ ، بدان نام برای گشایش تنگناهای درهای زمین باز شود ، وَ اِذا دُعِیتَ بِهِ عَلَی العُسْرِ لِلْیُسْرِ تَیَسَّرَتْ ، وَ اِذا و هرگاه خوانده شوی بدان نام برای آسان شدن سختی آسان گردد ، و هرگاه دُعِیتَ بِهِ عَلَی الاَمْواتِ لِلنُّشُورِ انْتَشَرَتْ ، وَ اِذا خوانده شوی بدان نام برای زنده شدن مردگان زنده شوند ، و هرگاه

دُعِیتَ بِهِ عَلی کَشْفِ البَأْسآءِ وَ الضَّرّآءِ انْکَشَفَتْ ، خوانده شوی

بدان نام برای برطرف شدن دشواری ها برطرف گردد . وَ بِجَلالِ وَجْهِکَ الکَرِیمِ اَکْرَمِ الوُجُوهِ وَ اَعَزِّ و سوگند به عظمت ذات بزرگوارت که بزرگوارترین و عزیزترین الوُجُوهِ ، الَّذِی عَنَتْ لَهُ الوُجُوهُ ، وَ خَضَعَتْ لَهُ ذات هاست ، و تمام چهره ها در برابرش خوار گشته ، و گردن ها در مقابلش خم شده ، الرِّقابُ ، وَ خَشَعَتْ لَهُ الاَصْواتُ ، وَ وَجِلَتْ لَهُ و صداها از هیبتش خاموش گشته ، و هراسان گشته برای او القُلُوبُ مِنْ مَخافَتِکَ ، وَ بِقُوَّتِکَ الَّتِی بِها تُمْسِکُ همه دل ها از ترس تو ، و سوگند به نیرو و قدرتت که بدان نگه داشته ای السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَی الاَرْضِ اِلّا بِاِذْنِکَ ، وَ تُمْسِکُ آسمان را از اینکه بر زمین افتد جز به اجازه خودت ، و نگه داشته ای السَّماواتِ وَ الاَرْضَ اَنْ تَزُولا ، وَ بِمَشِیَّتِکَ الَّتِی آسمان ها و زمین را از این که از جای خود بروند ، و سوگند به اراده ات که

دانَ لَهَا العالَمُونَ ، وَ بِکَلِمَتِکَ الَّتِی خَلَقْتَ بِهَا جهانیان در برابرش پست و خوار گشته ، و به حقّ آن سخنت که بدان آفریدی السَّماواتِ وَ الاَرْضَ ، وَبِحِکْمَتِکَ الَّتِی صَنَعْتَ بِهَا آسمان ها و زمین را ، و به حقّ آن حکمتت که پدید آوردی به وسیله آن (موجودات) العَجآئِبَ ، وَ خَلَقْتَ بِهَا الظُّلْمَهَ وَ جَعَلْتَها لَیْلاً ، شگفتی های جهان را ، و تاریکی را بدان خلق فرمودی و آن را شب قرار دادی ، وَ جَعَلْتَ اللَّیْلَ سَکَناً ، وَ خَلَقْتَ بِهَا النُّورَ وَ جَعَلْتَهُ و شب را نیز (وقت) آرامش قرار دادی ، و نور و روشنی را بدان آفریدی و

آن را قرار دادی نَهاراً ، وَ جَعَلْتَ النَّهارَ نُشُوراً مُبْصِراً ، وَ خَلَقْتَ بِهَا روز ، و روز را هم (هنگام کار و) جنبش و مایه بینش قرار دادی ، و بدان آفریدی الشَّمْسَ وَ جَعَلْتَ الشَّمْسَ ضِیآءً ، وَ خَلَقْتَ بِهَا خورشید را و خورشید را نیز فروزان کردی ، و بدان خلق کردی القَمَرَ وَ جَعَلْتَ القَمَرَ نُوراً ، وَ خَلَقْتَ بِهَا الکَواکِبَ ماه را و برای آن نور و روشنایی قرار دادی ، و بدان ستارگان را آفریدی

وَ جَعَلْتَها نُجُوماً وَ بُرُوجاً وَ مَصابِیحَ وَ زِینَهً و قرارشان دادی اخترانی تابناک و برج ها و چراغ هایی و زیوربخش آسمان وَ رُجُوماً ، وَ جَعَلْتَ لَها مَشارِقَ وَمَغارِبَ، وَ جَعَلْتَ و وسیله راندن (شیاطین) ، و قرار دادی برای آن ها شرق ها و غرب ها ، و نیز قرار دادی لَها مَطالِعَ وَ مَجارِیَ ، وَ جَعَلْتَ لَها فَلَکاً وَ مَسابِحَ ، برایش طلوع گاه ها و گردش گاه ها ، و قرار دادی برای هر یک از آن ها مدار حرکت و شناوری وَ قَدَّرْتَها فِی السَّمآءِ مَنازِلَ ، فَاَحْسَنْتَ تَقْدِیرَها ، و معین فرمودی برای آنها در آسمان منازل و خانه هایی ، و به خوبی اندازه گرفتی . وَ صَوَّرْتَها ، فَاَحْسَنْتَ تَصْوِیرَها ، وَ اَحْصَیْتَها و چهره پردازی شان کردی ، و چه نیکو صورتشان دادی ، و برشمردی آنها را بِاَسْمآئِکَ اِحْصاءً ، وَ دَبَّرْتَها بِحِکْمَتِکَ تَدْبِیراً ، به نام های خویش برشمردنی دقیق ، و با حکمت خویش با کمال تدبیر اداره نمودی ، وَ اَحْسَنْتَ تَدْبِیرَها ، وَ سَخَّرْتَها بِسُلْطانِ اللَّیْلِ و چه نیکو تدبیر کردی ، و تسخیرشان کردی به وسیله تسلّط شب

وَ سُلْطانِ النَّهارِ وَ

السّاعاتِ وَ عَدَدِ السِّنِینَ و تسلّط روز برای تنظیم ساعت ها و شماره سال ها وَ الحِسابِ ، وَ جَعَلْتَ رُؤْیَتَها لِجَمِیعِ النّاسِ مَرْئً و برقراری حساب ، و قرار دادی دیدنشان را برای همه مردم به صورت واحِداً ، وَ اَسْئَلُکَ اللّهُمَّ بِمَجْدِکَ الَّذِی کَلَّمْتَ بِهِ یکنواخت ، و از تو می خواهم خدایا به حقّ آن بزرگواری ات که سخن گفتی بدان عَبْدَکَ وَ رَسُولَکَ مُوسَی بْنَ عِمْرانَ عَلَیْهِ السَّلامُ با بنده و فرستاده ات موسی پسر عمران - که درود خدا بر او باد - فِی المُقَدَّسِینَ ، فَوْقَ اِحْساسِ الکَرُوبِینَ ، فَوْقَ در میان قدسیان ، برتر از دریافت مهتران فرشتگان ، بالاتر غَمآئِمِ النُّورِ ، فَوْقَ تابُوتِ الشَّهادَهِ فِی عَمُودِ از ابرهای نور ، و بالاتر از صندوق شهادت که در میان ستونی النّارِ ، وَ فِی طُورِ سَیْنآءَ ، وَ فِی جَبَلِ حُورِیثَ فِی از آتش (بود) ، و هم در طور سینا ، و در کوه حوریث در

الوادِی المُقَدَّسِ ، فِی البُقْعَهِ المُبارَکَهِ مِنْ جانِبِ سرزمین پاکیزه ، در بقعه مبارک از جانب الطُّورِ الاَیْمَنِ مِنَ الشَّجَرَهِ ، وَفِی اَرْضِ مِصْرَ بِتِسْعِ راست کوه طور از درخت ، و در سرزمین مصر با نُه آیاتٍ بَیِّناتٍ ، وَ یَوْمَ فَرَقْتَ لِبَنِی اِسْرآئِیلَ البَحْرَ ، معجزه آشکار ، (به حقّ بزرگواری ات در) روزی که دریا را برای بنی اسرائیل شکافتی ، وَ فِی المُنْبَجِساتِ الَّتِی صَنَعْتَ بِهَا العَجآئِبَ فِی و نیز در (روزی که) چشمه های جوشیده و جاری (از سنگ) که از آن عجایبی ساختی در بَحْرِ سُوفٍ ، وَ عَقَدْتَ مآءَ البَحْرِ فِی قَلْبِ الغَمْرِ دریای سوف ، و در دل آن دریای عظیم

آب آن دریا را منجمد کرده و بستی کَالحِجارَهِ ، وَ جاوَزْتَ بِبَنِی اِسْرآئِیلَ البَحْرَ ، وَ تَمَّتْ مانند سنگ ، و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادی و تمام کردی کَلِمَتُکَ الحُسْنی عَلَیْهِمْ بِما صَبَرُوا ، وَ اَوْرَثْتَهُمْ وعده نیکت را به خاطر صبری که کردند بر ایشان ، و وارث و مالک کردی آنان را

مَشارِقَ الاَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِی بارَکْتَ فِیها بر شرق و غرب سرزمینی که مبارک گردانده بودی لِلْعالَمِینَ ، وَ اَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَ جُنُودَهُ وَ مَراکِبَهُ فِی برای جهانیان ، و غرق کردی فرعون و سپاهیانش را با مرکب هایشان در الیَمِّ . وَ بِاسْمِکَ العَظِیمِ الاَعْظَمِ الاَعَزِّ الاَجَلِّ دریا . و سوگند به حقّ نام بزرگ و اعظم و عزیزتر و برتر الاَکْرَمِ ، وَ بِمَجْدِکَ الَّذِی تَجَلَّیْتَ بِهِ لِمُوسی و گرامی ترت ، و به حقّ آن مجد و بزرگواری ات که تجلّی کردی بدان بر موسی کَلِیمِکَ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی طُورِ سَیْنآءَ ، وَ لِاِبْراهِیمَ کلیم خود - که درود خدا بر او باد - در طور سینا ، و (تجلی کردی) پیش از آن نیز برای ابراهیم عَلَیْهِ السَّلامُ خَلِیلِکَ مِنْ قَبْلُ فِی مَسْجِدِ الخَیْفِ ، - که درود خدا بر او باد - خلیل خود در مسجد خیف ، وَ لِاِسْحاقَ صَفِیِّکَ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی بِئْرِ شِیَعٍ ، و (تجلّی کردی) برای اسحاق برگزیده ات - که درود خدا بر او باد - در چاه شیع ،

وَلِیَعْقُوبَ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی بَیْتِ اِیْلٍ، وَاَوْفَیْتَ و (تجلّی کردی) برای یعقوب پیامبرت - که درود خدا بر او باد - در خانه ایل (خانه خدا) ، و وفا لِاِبْراهِیمَ عَلَیْهِ السَّلامُ بِمِیثاقِکَ،

وَ لِاِسْحاقَ بِحَلْفِکَ، کردی برای ابراهیم - که درود خدا بر او باد - به پیمان خود ، و برای اسحاق وَلِیَعْقُوبَ بِشَهادَتِکَ، وَلِلْمُؤْمِنِینَ بِوَعْدِکَ، وَلِلدّاعِینَ به سوگندت ، و برای یعقوب به گواهی ات ، و برای مؤمنان به وعده ات ، و برای خوانندگان بِاَسْمآئِکَ فَاَجَبْتَ ، وَ بِمَجْدِکَ الَّذِی ظَهَرَ لِمُوسَی به نام هایت که اجابتشان کردی ، و به حقّ بزرگواری ات که آشکار گردید برای موسی بْنِ عِمْرانَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَلی قُبَّهِ الرُّمّانِ، وَ بِآیاتِکَ پسر عمران - که درود خدا بر او باد - در قبّه الرمان (عبادت گاهش) ، و به آن معجزات و نشانه هایت الَّتِی وَقَعَتْ عَلی اَرْضِ مِصْرَ بِمَجْدِ العِزَّهِ وَ الغَلَبَهِ ، که واقع شد که در سرزمین مصر با بزرگواری و ارجمندی و چیرگی ، بِآیاتٍ عَزِیزَهٍ ، وَ بِسُلْطانِ القُوَّهِ ، وَ بِعِزَّهِ القُدْرَهِ ، به آن معجزات باشکوه ، و به آن تسلّط نیرومند ، و قدرت باعزّت ،

وَ بِشَأْنِ الکَلِمَهِ التّآمَّهِ ، وَ بِکَلِماتِکَ الَّتِی تَفَضَّلْتَ و به مقام آن سخن کاملت ، و به حق آن سخنانی که برتری دادی بِها عَلی اَهْلِ السَّماواتِ وَ الاَرْضِ ، وَ اَهْلِ الدُّنْیا به وسیله آن ها بر اهل آسمان ها و زمین ، و اهل دنیا وَ اَهْلِ الآخِرَهِ ، وَ بِرَحْمَتِکَ الَّتِی مَنَنْتَ بِها عَلی و اهل آخرت ، و به آن مهربانی ات که مِنّت نهادی بدان بر جَمِیعِ خَلْقِکَ ، وَ بِاسْتِطاعَتِکَ الَّتِی اَقَمْتَ بِها عَلَی همه مخلوقاتت ، و به آن توانایی ات که برپا داشتی بدان العالَمِینَ ، وَ بِنُورِکَ الَّذِی قَدْ خَرَّ مِنْ فَزَعِهِ طُورُ جهانیان را ، و بدان روشنی و نورت را که

درافتاد از هراس آن طور سَیْنآءَ ، وَبِعِلْمِکَ وَجَلالِکَ وَ کِبْرِیآئِکَ وَعِزَّتِکَ سینا ، و بدان علم و جلال و بزرگواری و عزّت وَ جَبَرُوتِکَ الَّتِی لَمْ تَسْتَقِلَّهَا الاَرْضُ ، وَ انْخَفَضَتْ و جبروتت که زمین توان کشیدن آن را نداشت ، و به زانو درآمد

قسمت دوم

لَهَا السَّماواتُ ، وَانْزَجَرَ لَهَا العُمْقُ الاَکْبَرُ ، وَرَکَدَتْ در برابرش آسمان ها ، و اعماق بزرگ زمین در برابرش خود را واپس کشید ، و از جنبش ایستاد لَهَا البِحارُ وَ الاَنْهارُ ، وَ خَضَعَتْ لَهَا الجِبالُ ، در برابرش دریاها و رودخانه ها ، و کوه ها در برابرش فروتن گشت ، وَ سَکَنَتْ لَهَا الاَرْضُ بِمَناکِبِها ، وَ اسْتَسْلَمَتْ لَهَا و زمین با همه پست و بلندی هایش برای او ساکن شد ، و در برابرش تسلیم گردیدند الخَلآئِقُ کُلُّها ، وَ خَفَقَتْ لَهَا الرِّیاحُ فِی جَرَیانِها ، تمام مخلوقات ، و بادها به خاطر آن در جریان خود مضطرب گردید ، وَ خَمَدَتْ لَهَا النِّیرانُ فِی اَوْطانِها ، وَ بِسُلْطانِکَ و آتش ها به واسطه آن در جاهای خود خاموش شد ، و به فرمانروایی مطلق (یا حجّت الَّذِی عُرِفَتْ لَکَ بِهِ الغَلَبَهُ دَهْرَ الدُّهُورِ ، وَ حُمِدْتَ و برهانت) که شناخته شدی به واسطه آن همیشه به پیروزی و غلبه ، و ستایش شدی بِهِ فِی السَّماواتِ وَ الاَرْضِینَ ، وَ بِکَلِمَتِکَ کَلِمَهِ به واسطه آن در آسمان ها و زمین ها ، و به حقّ آن سخن و کلمه

الصِّدْقِ الَّتِی سَبَقَتْ لِاَبِینا آدَمَ عَلَیْهِ السَّلامُ راستینت که سبقت جست پیش از این برای پدر ما آدم - که درود خدا بر او باد - وَ ذُرِّیَّتِهِ بِالرَّحْمَهِ . وَ اَسْئَلُکَ بِکَلِمَتِکَ الَّتِی

غَلَبَتْ و فرزندانش به لطف و رحمت . و می خوانم تو را به حقّ آن گفتارت که غلبه کرده کُلَّ شَیْ ءٍ ، وَ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذِی تَجَلَّیْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ بر هر چیز . و به نور ذاتت که به وسیله آن جلوه فرمودی بر کوه فَجَعَلْتَهُ دَکّاً ، وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً . وَ بِمَجْدِکَ الَّذِی و آن را از هم متلاشی ساختی ، و موسی مدهوش درافتاد . و به مجد و بزرگواری ات که ظَهَرَ عَلی طُورِ سَیْنآءَ، فَکَلَّمْتَ بِهِ عَبْدَکَ وَرَسُولَکَ آشکار شد بر طور سینا ، و به وسیله آن سخن گفتی با بنده و پیامبرت مُوسَی بْنَ عِمْرانَ ، وَبِطَلْعَتِکَ فِی ساعِیرَ ، وَظُهُورِکَ موسی پسر عمران ، و به طلوع پرتوت در ساعیر (جای مناجات عیسی) ، و به آشکار شدنت فِی جَبَلِ فارانَ ، بِرَبَواتِ المُقَدَّسِینَ وَ جُنُودِ در کوه فاران (جای مناجات رسول خدا) ، در جایگاه مرتفع بهشتیان و صفوف

المَلآئِکَهِ الصّآفِّینَ، وَخُشُوعِ المَلآئِکَهِ المُسَبِّحِینَ ، لشکر فرشتگان ، و در میان فروتنی فرشتگان تسبیح کننده ، وَ بِبَرَکاتِکَ الَّتِی بارَکْتَ فِیها عَلی اِبْراهِیمَ خَلِیلِکَ و به حقّ آن برکاتت که برکت دادی در آنها بر ابراهیم دوست مهربانت عَلَیْهِ السَّلامُ فِی اُمَّهِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، - که درود خدا بر او باد - در میان امّت محمد - که درود خدا بر او و خاندانش باد - ، وَ بارَکْتَ لِاِسْحاقَ صَفِیِّکَ فِی اُمَّهِ عِیسی عَلَیْهِمَا و برکت دادی بر اسحاق برگزیده ات در میان امّت عیسی - که درود خدا بر آن دو السَّلامُ ، وَ بارَکْتَ لِیَعْقُوبَ اِسْرآئِیلِکَ فِی اُمَّهِ باد -

، و برکت دادی بر یعقوب اسرائیلت در امت مُوسی عَلَیْهِمَا السَّلامُ ، وَ بارَکْتَ لِحَبِیبِکَ مُحَمَّدٍ موسی - که درود خدا بر آن دو باد - ، و برکت دادی بر حبیبت محمد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی عِتْرَتِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ اُمَّتِهِ . - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - در عترت و فرزندان و امّتش .

اَللّهُمَّ وَ کَما غِبْنا عَنْ ذلِکَ وَ لَمْ نَشْهَدْهُ ، وَ آمَنّا بِهِ خدایا چنان که ما در آن جریانات نبودیم و آنها را مشاهده نکرده ، و بدان ایمان آوردیم وَ لَمْ نَرَهُ صِدْقاً وَ عَدْلاً ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ در حالی که ندیده ایم از روی راستی و درستی ، همان طور می خواهیم درود فرستی بر محمد وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اَنْ تُبارِکَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، و خاندان محمد ، و این که مبارک گردانی بر محمد و خاندان محمد ، وَ تَرَحَّمَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ و رحمت فرستی بر محمد و خاندان محمد ، مانند بهترین درود وَ بارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلی اِبْراهِیمَ وَ آلِ اِبْراهِیمَ ، و برکت و رحمتی که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادی ، اِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ ، فَعّالٌ لِما تُرِیدُ ، وَ اَنْتَ عَلی کُلِّ که به راستی تو ستوده و بزرگواری ، و انجام دهی هر چه را اراده کنی ، و تو بر هر شَیْ ءٍ قَدِیرٌ .

چیز توانایی.

پس هر حاجت داری ذکر کن و بگو: یا اَللَّهُ یا حَنّانُ یا مَنّانُ ، ای خدا ، ای دوستدار بندگان ، و نعمت بخش به آنان ، یا بَدِیعَ السَّمواتِ

وَالاَرْضِ، یا ذَاالجَلالِ وَالاِکْرامِ، ای آفریننده آسمان ها و زمین ، ای خدای با جلال و عظمت و بخشش و کرامت ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ. پس بگوید: اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا ای مهربان ترین مهربانان. خدایا به حقّ این الدُّعآءِ ، وَ بِحَقِّ هذِهِ الاَسْمآءِ الَّتِی لا یَعْلَمُ تَفْسِیرَها دعا ، و به حقّ این نام هایی که نمی داند تفسیرش را وَ لا یَعْلَمُ باطِنَها غَیْرُکَ ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ و نداند حقیقت آنها را کسی جز تو ، درود فرست بر محمد و خاندان مُحَمَّدٍ ، وَ افْعَلْ بِی ما اَنْتَ اَهْلُهُ ، وَلا تَفْعَلْ بِی ما اَنَا محمد ، و انجام بده درباره من آنچه را تو شایسته آنی ، و انجام نده درباره من آنچه من اَهْلُهُ ، وَاغْفِرْ لِی مِنْ ذُنُوبِی ما تَقَدَّمَ مِنْها وَما تَاَخَّرَ ، سزاوار آنم ، و بیامرز گناهانم را آنچه گذشته و آنچه پس از این سر می زند ،

وَ وَسِّعْ عَلَیَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِکَ ، وَ اکْفِنِی مَؤُونَهَ و گشایش ده بر من از روزی حلالت ، و کفایت فرما مرا از زحمت و شرّ اِنْسانِ سَوْءٍ ، وَ جارِ سَوْءٍ ، وَ قَرِینِ سَوْءٍ ، وَ سُلْطانِ انسان بد ، و همسایه بد ، و رفیق بد ، و فرمانروای سَوْءٍ ، اِنَّکَ عَلی ما تَشآءُ قَدِیرٌ ، وَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلِیمٌ ، بد ، که تو بر هر چه بخواهی توانایی . و به هر چیز دانایی ، آمِینَ رَبَّ العالَمِینَ.

اجابت فرما ای پروردگار جهانیان. و بعد از دعا، این دعا را بخواند: اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الدُّعآءِ ، خدایا به حقّ این دعا وَ بِحَقِّ هذِهِ

الاَسْمآءِ الَّتِی لا یَعْلَمُ تَفْسِیرَها وَ لا و به حقّ این نام هایی که نمی داند تفسیرش را و نه تَأْوِیلَها وَ لا باطِنَها وَ لا ظاهِرَها غَیْرُکَ ، اَنْ تُصَلِّیَ تأویلش را و نه حقیقتش را و نه ظاهرش را کسی جز تو ، (از تو می خواهم) که درود فرستی بر

عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اَنْ تَرْزُقَنِی خَیْرَ الدُّنْیا محمد و خاندان محمد ، و این که روزی من گردانی خیر دنیا وَ الآخِرَهِ.

و آخرت را. پس حاجات خود را بطلبد و بگوید: وَ افْعَلْ بِی ما اَنْتَ اَهْلُهُ و انجام ده درباره من آنچه را تو شایسته آنی وَ لا تَفْعَلْ بِی ما أَنَا اَهْلُهُ ، وَ انْتَقِمْ لِی مِنْ فُلانِ بْنِ و مکن با من آنچه را من سزاوار آنم ، و انتقام بگیر برای من از فلان پسر فُلانٍ نام دشمن را بگوید وَاغْفِرْ لِی مِنْ ذُنُوبِی ما تَقَدَّمَ فلانی و بیامرز گناهانم را آنچه گذشته مِنْها وَ ما تَاَخَّرَ ، وَ لِوالِدَیَّ وَ لِجَمِیعِ المُؤْمِنِینَ و آنچه از این پس سر می زند ، و بیامرز پدر و مادرم را و همه مردان با ایمان وَ المُؤْمِناتِ . وَ وَسِّعْ عَلَیَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِکَ . و زنان با ایمان را ، و گشایش ده بر من از روزی حلالت .

وَ اکْفِنِی مَؤُونَهَ إِنْسانِ سَوْءٍ ، وَ جارِ سَوْءٍ ، وَ سُلْطانِ و کفایت فرما مرا از زحمت و شرّ انسان بد ، و همسایه بد ، و فرمانروای سَوْءٍ ، وَ قَرِینِ سَوْءٍ ، وَ یَوْمِ سَوْءٍ ، وَ ساعَهِ سَوْءٍ . بد ، و رفیق بد ، و روز بد ،

و ساعت بد . وَ انْتَقِمْ لِی مِمَّنْ یَکِیدُنیِ ، وَ مِمّنْ یَبْغِی عَلَیَّ ، و انتقام بگیر از کسی که به من نیرنگ زند ، و بر من ستم کند ، وَیُرِیدُ بِی وَ بِاَهْلِی وَ اَوْلادِی وَ اِخْوانِی وَ جِیرانِی و می خواهد ظلم کند به من و به خاندان و فرزندان و همسایگان وَ قَراباتِی ، مِنَ المُؤْمِنِینَ وَ المُؤْمِناتِ ظُلْماً ، اِنَّکَ و نزدیکانم ، از مردان با ایمان و زنان با ایمان ، که تو عَلی ما تَشآءُ قَدِیرٌ ، وَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلِیمٌ ، آمِینَ رَبَّ بر هر چه بخواهی توانایی ، و به هر چیز دانایی ، اجابت فرما ای پروردگار العالَمِینَ. سپس بگو: اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الدُّعآءِ تَفَضَّلْ جهانیان. خدایا به حقّ این دعا (بر همه اهل ایمان) تفضّل کن

عَلی فُقَرآءِ المُؤْمِنِینَ وَالمُؤْمِناتِ بِالغِنی وَ الثَّرْوَهِ ، (امّا) بر فقرای مؤمنین و مؤمنات به ثروت و توانگری ، وَ عَلی مَرْضَی المُؤْمِنِینَ وَ المُؤْمِناتِ بِالشِّفآءِ و بر بیماران از مؤمنین و مؤمنات به شفا و بهبودی وَ الصِّحَّهِ ، وَ عَلی اَحْیآءِ المُؤْمِنِینَ وَ المُؤْمِناتِ و تندرستی ، و بر زندگان مؤمنین و مؤمنات بِاللُّطْفِ وَ الکَرامَهِ ، وَ عَلی اَمْواتِ المُؤْمِنِینَ به مهربانی و بزرگواری ، و بر مردگان مؤمنین وَ المُؤْمِناتِ بِالمَغْفِرَهِ وَ الرَّحْمَهِ ، وَ عَلی مُسافِرِی و مؤمنات به آمرزش و دل سوزی ، و بر مسافرین المُؤْمِنِینَ وَ المُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ إِلی اَوْطانِهِمْ سالِمِینَ مؤمنین و مؤمنات به بازگشتن به سوی وطن های خویش به سلامتی غانِمِینَ ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ . وَ صَلَّی اللَّهُ و بهره مندی ، به رحمتت ای مهربان ترین مهربانان . و

درود فرستد خداوند

عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیِّینَ وَعِتْرَتِهِ الطّاهِرِینَ، بر آقای ما محمد آخرین پیامبران و عترت پاکیزه اش وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً کَثِیراً.

و سلام فرستد سلام فرستادنی بسیار. و مستحبّ است که بعد از دعای سمات بگوید: اَللّهُمَّ إِنِّی خدایا ! از تو اَسْئَلُکَ بِحُرْمَهِ هذَا الدُّعآءِ ، وَ بِما فاتَ مِنْهُ مِنَ می خواهم به حرمت این دعا ، و به آنچه در آن ذکر نشده از الاَسْمآءِ ، وَ بِما یَشْتَمِلُ عَلَیْهِ مِنَ التَّفْسِیرِ وَ التَّدْبِیرِ ، نام هایت ، و به آنچه دربر دارد از تفسیر و تدبیری ، اَلَّذِی لا یُحِیطُ بِهِ إِلّا اَنْتَ ، اَنْ تَفْعَلَ بِی کَذا وَ کَذا . که کسی جز تو بر آن احاطه ندارد ، که درباره من چنین و چنان کنی. پس حاجات خود را بخواهد.

حدیث کساء

بِسَنَدٍ صَحِیحٍ عَنْ جابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الاَنْصارِی: به سند صحیح از جابر بن عبد اللَّه انصاری عَنْ فاطِمَهَ الزَّهْرآءِ عَلَیْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ از فاطمه زهرا - که درود خدا بر او باد - دختر رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، قالَ: سَمِعْتُ فاطِمَهَ اَنَّها - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - ، جابر گوید: شنیدم از فاطمه زهرا که قالَتْ: دَخَلَ عَلَیَّ اَبِی رَسُولُ اللَّهِ فِی بَعْضِ الاَیّامِ فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در یکی از روزها فَقالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَهُ ! فَقُلْتُ: عَلَیْکَ و فرمود: درود بر تو ای فاطمه ! در پاسخش گفتم: بر تو باد السَّلامُ ! قالَ: اِنِّی اَجِدُ فِی بَدَنِی ضُعْفاً ، فَقُلْتُ لَهُ: درود. فرمود: من در بدنم سستی و ضعفی احساس می کنم .

عرض کردم: اُعِیذُکَ بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ ! فَقالَ: یا فاطِمَهُ ! پناه می دهم تو را به خدا ای پدر جان از سستی و ضعف ! فرمود: ای فاطمه !

اِئتِینِی بِالکِسآءِ الیَمانِی فَغَطِّینِی بِهِ ، فَاَتَیْتُهُ بیاور برایم عبای یمانی را و مرا بدان بپوشان ، من برایش آوردم بِالکِسآءِ الیَمانِی فَغَطَّیْتُهُ بِهِ ، وَ صِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیْهِ عبای یمانی را و او را بدان پوشاندم ، و همواره به او می نگریستم وَ اِذا وَجْهُهُ یَتَلَأْلَأُ ، کَاَنَّهُ البَدْرُ فِی لَیْلَهِ تَمامِهِ و در آن حال چهره اش می درخشید ، همانند ماه شب چهارده وَ کَمالِهِ ، فَما کانَتْ اِلّا ساعَهً وَ اِذا بِوَلَدِیَ الحَسَنِ به طور کامل ، پس ساعتی نگذشت که دیدم فرزندم حسن عَلَیْهِ السَّلامُ قَدْ اَقْبَلَ ، وَقالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ ! - که درود خدا بر او باد - وارد شد ، و گفت: درود بر تو ای مادر ! فَقُلْتُ: وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّهَ عَیْنِی وَ ثَمَرَهَ فُؤادِی ! گفتم: بر تو باد درود ای نور دیده ام و میوه دلم ! فَقالَ: یا اُمّاهُ ! اِنِّی اَشَمُّ عِنْدَکِ رآئِحَهً طَیِّبَهً ، کَاَنَّها گفت: مادر جان ! من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم ، گویا

رآئِحَهُ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ، بوی جدّم رسول خدا - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - است ، فَقُلْتُ: نَعَمْ ، اِنَّ جَدَّکَ تَحْتَ الکِسآءِ ، فَاَقْبَلَ الحَسَنُ گفتم: آری ، همانا جدّ تو در زیر عباست ، پس حسن نَحْوَ الکِسآءِ ، وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدّاهُ ، یا به طرف عبا رفت

، و گفت: درود بر تو ای جدّ بزرگوار ، ای رَسُولَ اللَّهِ ! اَتَأْذَنُ لِی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکَ تَحْتَ الکِسآءِ؟ رسول خدا ! آیا به من اجازه می دهی که وارد شوم با تو در زیر عبا ؟ فَقالَ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدِی وَ یا صاحِبَ فرمود: بر تو باد سلام ای فرزندم و ای صاحب حَوْضِی ! قَدْ اَذِنْتُ لَکَ ، فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الکِسآءِ . حوض من ! اجازه دادم تو را ، پس حسن با آن جناب به زیر عبا رفت . فَما کانَتْ اِلّا ساعَهً وَ اِذا بِوَلَدِیَ الحُسَیْنِ عَلَیْهِ ساعتی نگذشت که فرزندم حسین - که درود خدا

السَّلامُ قَدْ اَقْبَلَ ، وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ ! بر او باد - وارد شد ، و گفت: درود بر تو ای مادر ! فَقُلْتُ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدِی وَ یا قُرَّهَ عَیْنِی گفتم: بر تو باد درود ای فرزندم و ای نور دیده ام وَ ثَمَرَهَ فُؤادِی ، فَقالَ لِی: یا اُمّاهُ ! اِنِّی اَشَمُّ عِنْدَکِ و میوه دلم ، گفت: مادر جان ! من استشمام می کنم در نزد تو رآئِحَهً طَیِّبَهً ، کَاَنَّها رآئِحَهُ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ، فَقُلْتُ: بوی خوشی را ، گویا بوی جدّم رسول خدا است ، گفتم: نَعَمْ ، اِنَّ جَدَّکَ وَاَخاکَ تَحْتَ الکِسآءِ، فَدَنَی الحُسَیْنُ آری همانا جدّ تو و برادرت در زیر عبا هستند ، حسین نزدیک نَحْوَ الکِسآءِ وَقالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدّاهُ! اَلسَّلامُ عبا رفته و گفت: درود بر تو ای جدّ بزرگوار ! درود عَلَیْکَ یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ ! اَتَأْذَنُ لِی اَنْ اَکُونَ مَعَکُما بر تو ای کسی که

خدا او را برگزید ! آیا به من اجازه می دهی که داخل شوم با شما

تَحْتَ الکِسآءِ ؟ فَقالَ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدِی در زیر عبا ؟ فرمود: و بر تو باد درود ای فرزندم وَ یا شافِعَ اُمَّتِی ! قَدْ اَذِنْتُ لَکَ ، فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ و ای شفاعت کننده امّتم ! به تو اجازه دادم ، پس او نیز با آن دو وارد شد در زیر الکِسآءِ . فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِکَ اَبُوالحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ عبا . در این هنگام ابوالحسن علی فرزند اَبِی طالِبٍ وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ! ابی طالب وارد شد و فرمود: درود بر تو ای دختر رسول خدا ! فَقُلْتُ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا اَبَا الحَسَنِ وَ یا اَمِیرَ گفتم: و بر تو باد درود ای اباالحسن و ای پیشوای المُؤْمِنِینَ ! فَقالَ: یا فاطِمَهُ ! اِنِّی اَشَمُّ عِنْدَکِ رآئِحَهً مؤمنان ! فرمود: ای فاطمه ! من استشمام می کنم در نزد تو طَیِّبَهً ، کَاَنَّها رآئِحَهُ اَخِی وَ ابْنِ عَمِّی رَسُولِ اللَّهِ ، بوی خوشی ، گویا بوی برادرم و پسر عمویم رسول خداست .

فَقُلْتُ: نَعَمْ ، ها هُوَ مَعَ وَلَدَیْکَ تَحْتَ الکِسآءِ ، گفتم: آری ، این اوست که با دو فرزندت در زیر عبا هستند ، فَاَقْبَلَ عَلِیٌّ نَحْوَ الکِسآءِ وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا پس علی نیز به طرف عبا رفت و گفت: درود بر تو ای رَسُولَ اللَّهِ! اَتَأْذَنُ لِی اَنْ اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الکِسآءِ؟ رسول خدا ! آیا اجازه می دهی که من نیز با شما در زیر عبا باشم ؟ قالَ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا اَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی رسول خدا

به او فرمود: و بر تو باد درود ای برادر من و ای وصی و جانشین من وَ صاحِبَ لِوآئِی ! قَدْ اَذِنْتُ لَکَ ، فَدَخَلَ عَلِیٌّ تَحْتَ و پرچمدار من ! به تو اجازه دادم ، پس علی نیز وارد در زیر عبا شد ، الکِسآءِ ، ثُمَّ اَتَیْتُ نَحْوَ الکِسآءِ وَقُلْتُ: اَلسَّلامُ در این هنگام من نیز به طرف عبا رفتم و عرض کردم: درود عَلَیْکَ یا اَبَتاُه یا رَسُولَ اللَّهِ ! اَ تَأْذَنُ لِی اَنْ اَکُونَ بر تو ای پدر جان ای رسول خدا ! آیا به من هم اجازه می دهی که با شما

مَعَکُمْ تَحْتَ الکِسآءِ ؟ قالَ: وَ عَلَیْکِ السَّلامُ یا بِنْتِی در زیر عبا باشم ؟ فرمود: و بر تو باد درود ای دخترم و ای وَ یا بِضْعَتِی ! قَدْ اَذِنْتُ لَکِ ، فَدَخَلْتُ تَحْتَ الکِسآءِ ، پاره تنم ! به تو هم اجازه دادم ، پس من نیز به زیر عبا رفتم ، و چون فَلَمَّا اکْتَمَلْنا جَمِیعاً تَحْتَ الکِسآءِ ، اَخَذَ اَبِی رَسُولُ همگی در زیر عبا جمع شدیم ، پدرم رسول خدا اللَّهِ بِطَرَفَیِ الکِسآءِ، وَاَوْمَأَ بِیَدِهِ الیُمْنی اِلَی السَّمآءِ، دو طرف عبا را گرفت ، و با دست راست به سوی آسمان اشاره کرد ، وَ قالَ: اَللّهُمَّ اِنَّ هؤُلآءِ اَهْلُ بَیْتِی وَخآصَّتِی و فرمود: خدایا ! اینان خاندان من و برگزیدگان قوم من وَ حآمَّتِی ، لَحْمُهُمْ لَحْمِی وَ دَمُهُمْ دَمِی ، یُؤْلِمُنِی و نزدیکانم هستند ، گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است ، می آزارد مرا ما یُؤْلِمُهُمْ ، وَ یَحْزُنُنِی ما یَحْزُنُهُمْ ، أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ هرچه آنها را بیازارد ،

و غمگین کند مرا هرچه آنها را غمگین کند ، من در جنگم با هرکه با

حارَبَهُمْ ، وَ سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُمْ ، آنها بجنگد ، و در صلحم با هرکه با آنها در صلح است ، و دشمنم با هرکه با آنها دشمنی کند ، وَ مُحِبٌّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ ، اِنَّهُمْ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُمْ ، فَاجْعَلْ و دوست دارم هرکه آنها را دوست دارد ، اینان از منند و من از ایشانم ، پس بفرست صَلَواتِکَ وَبَرَکاتِکَ وَرَحْمَتَکَ وَغُفْرانَکَ وَرِضْوانَکَ درودهای خود و برکت هایت و مهرت و آمرزشت و خوشنودی ات را عَلَیَّ وَ عَلَیْهِمْ ، وَ اَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ ، وَ طَهِّرْهُمْ بر من و بر ایشان ، و دور کن از ایشان پلیدی را ، و پاکیزه شان کن تَطْهِیراً . فَقالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: یا مَلآئِکَتِی وَیا سُکّانَ به خوبی . پس خدای عزّوجلّ فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان سَماواتِی ! اِنِّی ما خَلَقْتُ سَمآءً مَبْنِیَّهً ، وَ لا اَرْضاً آسمان هایم ! به راستی که من نیافریدم آسمان بنا شده ، و نه زمین مَدْحِیَّهً ، وَ لا قَمَراً مُنِیراً ، وَ لا شَمْساً مُضِیئَهً ، وَ لا گسترده ، و نه ماه تابان ، و نه آفتاب درخشان ، و نه

فَلَکاً یَدُورُ ، وَ لا بَحْراً یَجْرِی ، وَ لا فُلْکاً یَسْرِی ، سپهر آسمان که بچرخاند ، و نه دریای روان ، و نه کشتی در جریان را ، اِلّا فِی مَحَبَّهِ هؤُلآءِ الخَمْسَهِ ، اَلَّذِینَ هُمْ تَحْتَ مگر به خاطر دوستی این پنج تن ، اینان که در زیر الکِسآءِ . فَقالَ الاَمِینُ

جَبْرآئِیلُ: یارَبِّ ! وَ مَنْ تَحْتَ عبایند . پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا ! کیانند در زیر الکِسآءِ ؟ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ: هُمْ اَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّهِ وَمَعْدِنُ عبا ؟ خدای عزّوجلّ فرمود: آنان خاندان نبوت و بنیاد الرِّسالَهِ ، هُمْ فاطِمَهُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها . فَقالَ رسالتند ، آنان فاطمه و پدرش و شوهر و دو فرزندش هستند . عرض کرد جَبْرآئِیلُ: یا رَبِّ اَتَأْذَنُ لِی اَنْ اَهْبِطَ اِلَی الاَرْضِ جبرئیل: پروردگارا ! آیا به من هم اجازه می دهی که فرود آیم به زمین لِاَکُونَ مَعَهُمْ سادِساً ؟ فَقالَ اللَّهُ: نَعَمْ ، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ ، تا ششمین آنها باشم ؟ خدا فرمود: آری ، همانا به تو اجازه دادم ،

فَهَبَطَ الاَمِینُ جَبْرآئِیلُ ، وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا پس جبرئیل امانت دار به زمین آمد ، و گفت: درود بر تو ای رَسُولَ اللَّهِ! العَلِیُّ الاَعْلی یُقْرِؤُکَ السَّلامَ وَ یَخُصُّکَ رسول خدا ! (پروردگار) والای والاتر درودت می رساند و مخصوص داشته تو را بِالتَّحِیَّهِ وَ الاِکْرامِ ، وَ یَقُولُ لَکَ: وَ عِزَّتِی وَ جَلالِی به تحیّت و اکرام ، و می فرماید: به عزّت و جلالم سوگند اِنِّی ما خَلَقْتُ سَمآءً مَبْنِیَّهً ، وَ لا اَرْضاً مَدْحِیَّهً ، که من نیافریدم آسمان بنا شده ، و نه زمین گسترده ، وَ لا قَمَراً مُنِیراً ، وَ لا شَمْساً مُضِیئَهً ، وَ لا فَلَکاً و نه ماه تابان ، و نه خورشید درخشان ، و نه سپهر آسمان یَدُورُ ، وَ لا بَحْراً یَجْرِی ، وَ لا فُلْکاً یَسْرِی ، اِلّا که بچرخاند ، و نه دریای روان ، و نه کشتی در جریان را ، مگر

لِاَجْلِکُمْ وَ مَحَبَّتِکُمْ . وَ قَدْ اَذِنَ لِی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکُمْ ، برای خاطر شما و محبت و دوستی شما . و به من نیز اجازه داده که با شما در زیر عبا باشم ،

فَهَلْ تَأْذَنُ لِی یا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ: وَعَلَیْکَ پس آیا تو هم ای رسول خدا به من اجازه می دهی ؟ رسول خدا فرمود: و بر تو باد السَّلامُ یا اَمِینَ وَحْیِ اللَّهِ ، اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَکَ ، درود ای امانت دار وحی خدا ، آری اجازه دادم به تو هم ، فَدَخَلَ جَبْرآئِیلُ مَعَنا تَحْتَ الکِسآءِ . فَقالَ لِاَبِی: اِنَّ پس جبرئیل با ما وارد در زیر عبا شد . و به پدرم گفت: همانا اللَّهَ قَدْ اَوْحی اِلَیْکُمْ، یَقُولُ: اِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ خداوند به سوی شما وحی کرده ، و می فرماید: «همانا خدا می خواهد ببرد عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً ، پلیدی (و ناپاکی) را از شما خاندان و پاکیزه کند شما را پاکیزگی کامل» ، فَقالَ عَلِیٌّ لِاَبِی: یا رَسُولَ اللَّهِ ! اَخْبِرْنِی ما لِجُلُوسِنا علی به پدرم گفت: ای رسول خدا ! به من بگو: این نشستن ما هذا تَحْتَ الکِسآءِ مِنَ الفَضْلِ عِنْدَ اللَّهِ ؟ فَقالَ النَّبِیُّ در زیر عبا چه فضیلتی (و چه شرافتی) نزد خدا دارد ؟ پیغمبر - که درود خداوند

صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالحَقِّ نَبِیّاً ، بر او و آلش باد - فرمود: سوگند بدان خدایی که مرا برانگیخت به راستی برای پیامبری ، وَ اصْطَفانِی بِالرِّسالَهِ نَجِیّاً ! ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فِی و برگزید به رسالت و نجات دادن (خلق)

! که ذکر نشود این خبر (و سرگذشت) ما در مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَرْضِ ، وَ فِیهِ جَمْعٌ مِنْ انجمن و محفلی از محافل مردم زمین ، که در آن گروهی از شِیعَتِنا وَ مُحِبِّینا ، اِلّا وَ نَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَهُ ، شیعیان و دوستان ما باشند ، جز آنکه نازل شود بر ایشان رحمت (حق) ، وَ حَفَّتْ بِهِمُ المَلآئِکَهُ ، وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلی اَنْ و فرا گیرند ایشان را فرشتگان ، و برایشان آمرزش خواهند مادامی که از دور هم یَتَفَرَّقُوا! فَقالَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلامُ: اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَفازَ پراکنده شوند ! علی - که درود خدا بر او باد - فرمود: به خدا سوگند ما رستگار شدیم شِیعَتُنا وَرَبِّ الکَعْبَهِ ، فَقالَ النَّبِیُّ ثانِیاً: یا عَلِیُّ ! و سوگند به پروردگار کعبه شیعیان ما رستگار شدند ، دوباره پیغمبر فرمود: ای علی !

وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالحَقِّ نَبِیّاً ، وَ اصْطَفانِی بِالرِّسالَهِ سوگند بدان که برانگیخت مرا به راستی برای پیامبری ، و برگزید مرا برای رسالت نَجِیّاً ! ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فِی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ و نجات دادن خلق ، ذکر نشده این خبر (و سرگذشت) ما در انجمن و محفلی از محافل مردم الاَرْضِ ، وَفِیهِ جَمْعٌ مِنْ شِیعَتِنا وَ مُحِبِّینا ، وَ فِیهِمْ زمین ، که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند ، و در میان آنها مَهْمُومٌ اِلّا وَ فَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ، وَ لا مَغْمُومٌ اِلّا وَ کَشَفَ اندوه ناکی باشد جز آن که خدا اندوهش را برطرف کند ، و نه غمناکی جز آن که بگشاید اللَّهُ غَمَّهُ ، وَ لا طالِبُ حاجَهٍ اِلّا وَ

قَضَی اللَّهُ حاجَتَهُ . خدا غمش را ، و نه حاجت خواهی باشد جز آن که خدا حاجتش را برآورد . فَقالَ عَلِیُّ: اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ سُعِدْنا ، وَ کَذلِکَ شِیعَتُنا پس علی گفت: بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم ، و هم چنین شیعیان ما فازُوا وَ سُعِدُوا فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ وَ رَبِّ الکَعْبَهِ. کامیاب و سعادتمند شدند در دنیا و آخرت ، به پروردگار کعبه سوگند.

تاریخچه ی مسجد مقدس جمکران

بیش از هزارسال است که از تاریخ بنای این مسجد مقدّس می گذرد. در رابطه با احداث این مسجد، محدّث بزرگوار، آیت اللَّه حاج میرزا حسین نوری طبرسی رحمه الله در کتاب نجم الثاقب حکایت مبسوطی دارد که خلاصه آن چنین است:

«شیخ عفیف صالح، حسن بن مثله جمکرانی چنین نقل می کند: ... من شب سه شنبه هفدهم ماه مبارک رمضان در سرای خود خفته بودم، ناگاه جماعتی مردم به سرای من آمدند، نصفی از شب گذشته مرا بیدار کردند و گفتند: برخیز و طلب مولایت حضرت صاحب الزمان علیه السلام را اجابت کن که تو را می خواند، برخاستم آماده شدم... چون به در سرای آمدم جماعتی از بزرگان را دیدم، سلام کردم جواب دادند... مرا بیاوردند تا بدان جایگاه که اکنون مسجد است. چون نیک بنگریستم تختی دیدم نهاده و فرشی نیکو بر آن تخت گسترده و بالش های نیکو نهاده و جوانی سی ساله برآن تخت بر چهار بالش تکیه کرده و پیری پیش او نشسته... و فزون از شصت مرد بر آن زمین بر گرد او نماز می خوانند و آن پیر حضرت خضرعلیه السلام بود، پس آن پیر مرا نشاند و امام علیه السلام مرا با نام خواندند و

دستور ساخت مسجد را با تشریفات و مقدمات خاصّی صادر فرمودند».

بنابر نقل مرحوم محدّث نوری در کتاب شریف نجم الثاقب، حضرت امام عصر - ارواحنا له الفداء - خطاب به حسن بن مثله جمکرانی فرمودند: به مردم بگو تا بدین موضع رغبت نمایند و آن را عزیز دارند و در آن چهار رکعت نماز بجای آورند:

الف) دو رکعت نماز تحیّت مسجد: در هر رکعت بعد از سوره حمد، هفت مرتبه سوره توحید «قل هو اللَّه أحد» را بخوانید و در رکوع هفت مرتبه «سبحان ربّی العظیم وبحمده» و در سجده هفت مرتبه «سبحان ربّی الأعلی وبحمده» بگویید.

ب) دو رکعت نماز صاحب الزمان علیه السلام: در هر رکعت، هنگام خواندن سوره حمد، چون به آیه «إیّاک نعبد وإیّاک نستعین» رسیدید، این آیه را صد مرتبه تکرار کنید، سپس سوره حمد را تمام کرده و سوره توحید «قل هو اللَّه أحد» را یک مرتبه خوانده، و در رکوع هفت مرتبه «سبحان ربّی العظیم وبحمده» و در سجده هفت مرتبه «سبحان ربّی الأعلی وبحمده» بگویید. پس از پایان نماز، تسبیحات حضرت زهراعلیها السلام را گفته، سپس سر به سجده گذارده و صد مرتبه صلوات بفرستید.

امام علیه السلام فرمودند: «مَنْ صَلّیها فَکَأَنَّما صَلّی فِی البَیْتِ العَتِیقِ» هر کس این نماز را بخواند، گویا در کعبه نماز خوانده است.

درباره مركز

بسمه تعالی
هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ
آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسانند ؟
سوره زمر/ 9

مقدمه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، از سال 1385 هـ .ش تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی (قدس سره الشریف)، با فعالیت خالصانه و شبانه روزی گروهی از نخبگان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.

مرامنامه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان در راستای تسهیل و تسریع دسترسی محققین به آثار و ابزار تحقیقاتی در حوزه علوم اسلامی، و با توجه به تعدد و پراکندگی مراکز فعال در این عرصه و منابع متعدد و صعب الوصول، و با نگاهی صرفا علمی و به دور از تعصبات و جریانات اجتماعی، سیاسی، قومی و فردی، بر مبنای اجرای طرحی در قالب « مدیریت آثار تولید شده و انتشار یافته از سوی تمامی مراکز شیعه» تلاش می نماید تا مجموعه ای غنی و سرشار از کتب و مقالات پژوهشی برای متخصصین، و مطالب و مباحثی راهگشا برای فرهیختگان و عموم طبقات مردمی به زبان های مختلف و با فرمت های گوناگون تولید و در فضای مجازی به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار دهد.

اهداف:
1.بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام)
2.تقویت انگیزه عامه مردم بخصوص جوانان نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی
3.جایگزین کردن محتوای سودمند به جای مطالب بی محتوا در تلفن های همراه ، تبلت ها، رایانه ها و ...
4.سرویس دهی به محققین طلاب و دانشجو
5.گسترش فرهنگ عمومی مطالعه
6.زمینه سازی جهت تشویق انتشارات و مؤلفین برای دیجیتالی نمودن آثار خود.

سیاست ها:
1.عمل بر مبنای مجوز های قانونی
2.ارتباط با مراکز هم سو
3.پرهیز از موازی کاری
4.صرفا ارائه محتوای علمی
5.ذکر منابع نشر
بدیهی است مسئولیت تمامی آثار به عهده ی نویسنده ی آن می باشد .

فعالیت های موسسه :
1.چاپ و نشر کتاب، جزوه و ماهنامه
2.برگزاری مسابقات کتابخوانی
3.تولید نمایشگاه های مجازی: سه بعدی، پانوراما در اماکن مذهبی، گردشگری و...
4.تولید انیمیشن، بازی های رایانه ای و ...
5.ایجاد سایت اینترنتی قائمیه به آدرس: www.ghaemiyeh.com
6.تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و...
7.راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی
8.طراحی سیستم های حسابداری، رسانه ساز، موبایل ساز، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک، SMS و...
9.برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم (مجازی)
10.برگزاری دوره های تربیت مربی (مجازی)
11. تولید هزاران نرم افزار تحقیقاتی قابل اجرا در انواع رایانه، تبلت، تلفن همراه و... در 8 فرمت جهانی:
1.JAVA
2.ANDROID
3.EPUB
4.CHM
5.PDF
6.HTML
7.CHM
8.GHB
و 4 عدد مارکت با نام بازار کتاب قائمیه نسخه :
1.ANDROID
2.IOS
3.WINDOWS PHONE
4.WINDOWS
به سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی و قرار دادن بر روی وب سایت موسسه به صورت رایگان .
درپایان :
از مراکز و نهادهایی همچون دفاتر مراجع معظم تقلید و همچنین سازمان ها، نهادها، انتشارات، موسسات، مؤلفین و همه بزرگوارانی که ما را در دستیابی به این هدف یاری نموده و یا دیتا های خود را در اختیار ما قرار دادند تقدیر و تشکر می نماییم.

آدرس دفتر مرکزی:

اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109