چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله

مشخصات کتاب

سرشناسه : سعیدی، احمد، 1346 -

عنوان و نام پدیدآور : چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظم صلی الله علیه واله: به ضمیمه معرفی 260 کتاب پیرامون پیامبر اکرم صلی الله علیه واله / گردآورنده احمد سعیدی.

مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران 1386.

مشخصات ظاهری : 111ص. ؛ 16×11/5 س م.

شابک : 6000 ریال ‮ 978-964-8484-79-3 :

وضعیت فهرست نویسی : برون سپاری.

یادداشت : فارسی- عربی.

یادداشت : چاپ دوم.

یادداشت : عنوان دیگر: چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظم صلی الله علیه واله.

یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.

عنوان دیگر : چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظم صلی الله علیه واله.

موضوع : محمد (ص) ، پیامبر اسلام، 53 قبل از هجرت - 11ق -- احادیث

موضوع : اربعینات -- قرن 14

موضوع : احادیث شیعه -- قرن 14

رده بندی کنگره : BP143/9 /س7 چ9 1386

رده بندی دیویی : 297/218

شماره کتابشناسی ملی : 1159575

مقدمه

رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است:

مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِی أَرْبَعِینَ حَدِیثاً مِمّا یَحْتاجُونَ إِلَیْهِ مِنْ أَمْرِ دِینِهِمْ بَعَثَهُ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - یَوْمَ الْقِیامَهِ فَقِیهاً عالِماً؛(1)

هرکس از امّت من چهل حدیث از آنچه که در امر دینشان نیاز دارند حفظ نماید خداوند متعال وی را در روز قیامت فقیه و عالم محشور خواهد کرد.

معروف است که برای ردّ سخن کسی یا پایین آوردن ارزش آن می گویند: "حرف فلانی که وحی مُنزَل نیست"؛ لکن در بین تمام حرف ها و حرف تمام افراد، گفتار پیامبر اعظم اسلام حضرت محمّد مصطفی صلی اللَّه علیه و آله وسلم، واقعاً وحی منزل است، چون این قرآن است که در تمجید آن حضرت می فرماید: «وَما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحی ؛(2) «و هرگز

از روی هوای نفس سخن نمی گوید! آنچه می گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست!»

آنچه پیامبرصلی الله علیه وآله می فرمود خدایی بود، و طبعاً آنچه هم عمل می کرد خدایی بود، و به همین جهت است که می گویند: قول و فعل و تقریر (گفتار و رفتار و حتی سکوت) معصوم برای همه حجّت است؛ لذا خداوند متعال ایشان را به عنوان شاخص و الگو معرفی فرمود: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»؛(3) «مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود»؛ یعنی شما هم مانند او باشید.

پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله هرچه می گفت، هر امری می کرد، هر نصیحتی می نمود، یا هر حکم شرعی را بیان می داشت، قبل از همه، خود به آن عمل می فرمود. اگر می گفت صبر و تحمل و تواضع داشته باشید، او که اشرف مخلوقات بود و بالاترین مقامات وقدرت و درجه را داشت «یا أَیُّها النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً * وَداعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِراجاً مُّنِیراً»(4) ولی آن قدر متواضع بود که زندگی اش با دیگران نه تنها فرقی نداشت، بلکه خودش را پایین تر از همه می گرفت به طوری که امام علی علیه السلام می فرماید: او هم مانند یکی از ما و در بین ما زندگی می کرد.

همین خُلق خوش و قلب رئوف(5) و حرص به هدایت مردم(6) بود که آنان را شیفته وی و مؤمن به سخن و پیرو دین خویش کرده بود و خداوند نیز ایشان را به مدال «وَإِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ»(7) مفتخر فرمود.

اگرچه سخنان پیامبرصلی الله علیه وآله وحی منزل بوده و هست؛ لکن دو علت باعث شد که احادیث آن حضرت در مظلومیت واقع

شود: یکی این که در کنار بزرگ ترین و جاودانه ترین معجزه ایشان؛ یعنی قرآن کریم قرار گرفته بود و دیگر این که برخی ها تا مدت ها از کتابت و تدوین و حتی نقل احادیث پیامبر به بهانه «حسبنا کتاب اللَّه» جلوگیری می کردند.

با وجود تمام این موانع، اصحاب خاص پیامبر به ویژه اهل بیت مکرم و مطهر آن حضرت علیهم السلام گفتار و احادیث ایشان را سینه به سینه حفظ و ضبط کردند و از طریق امامان معصوم علیهم السلام در جوامع حدیثی و کتب تاریخی و فقهی منتشر گشت؛ لذا کتاب های بسیاری است که سخنان آن حضرت را جمع آوری نموده است.

لکن بنا به فرمایش «مَنْ حفظ من أُمّتی اربعین حدیثاً ....» و به عنوان تبرّک در سالی که توسط مقام معظم رهبری به نام و یاد پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله مزیّن شده است، فقط چهل(8) حدیث شریف از سخنان گهربار ایشان، از کتب معتبر حدیثی؛ مانند اصول کافی، امالی شیخ صدوق، بحارالانوار و نهج الفصاحه در موضوعات مختلف گزینش شده است، یعنی این تنها قطره ای است از اقیانوس بی کران معارف نبوی و پنجره ای است به سوی دنیای فضایل و کمالات رسول خداصلی الله علیه وآله به روی مشتاقان؛ خصوصاً جوانان عزیز.

امید است با عمل کردن به دستورات پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و به کارگیری نصایح ارزشمند آن حضرت و نیز الگوبرداری از اخلاق و رفتار ایشان، با رفتاری اسلامی و اخلاقی محمّدی، نمونه ای از مسلمان واقعی باشیم.

در انتهای کتاب، برخی از کتاب هایی که پیرامون تاریخ و سیره پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله چاپ شده، جهت آشنایی و مطالعه علاقمندان و دوستداران آن حضرت معرفی شده است.

از تمامی

عزیزانی که در به ثمر رسیدن این کتاب، حقیر را یاری نموده اند کمال تشکر را دارم.

احمد سعیدی

هفدهم ربیع الاول 1427 ه.ق

حدیث اوّل

نشانه اولیای الهی

حدّثنا الحسین بن أحمد بن إدریس رحمه الله قال: حدّثنا أبی، عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن محمّد بن علیّ الکوفی، عن محمّد بن سنان، عن عیسی النهریری (النهزیزی)، عن أبی عبداللَّه الصادق عن آبآئه علیهم السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

مَنْ عَرَفَ اللَّهَ وَعَظَّمَهُ، مَنَعَ فاهُ مِنَ الکَلامِ وَبَطْنَهُ مِنَ الطَّعامِ وَعَنا نَفْسَهُ بِالصِّیامِ وَالقِیامِ.

قالُوا: بِآبآئِنا وَأُمَّهاتِنا یا رَسُولَ اللَّهِ! هؤُلآءِ أَوْلِیآءُ اللَّهِ؟

قالَ صلی الله علیه وآله: إِنّ أَوْلِیآءَ اللَّهِ سَکَتُوا فَکانَ سُکُوتُهُمْ فِکْراً، وَتَکَلَّمُوا فَکانَ کَلامُهُمْ ذِکْراً، وَنَظَرُوا فَکانَ نَظَرُهُمْ عِبْرَهً، وَنَطَقُوا فَکانَ نُطْقُهُمْ حِکْمَهً، وَمَشَوْا فَکانَ مَشْیُهُمْ بَیْنَ النّاسِ بَرَکَهً.

لَوْلَا الْآجالُ الَّتِی قَدْ کُتِبَتْ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْواحُهُمْ فِی أَجْسادِهِمْ خَوْفاً مِنَ الْعَذابِ وَشَوْقاً إِلَی الثَّوابِ.(9)

پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله فرمود:

هرکه خدا را بشناسد و او را بزرگ بدارد، دهان خود را از کلام اضافی می بندد و شکم خود را از طعام نگه می دارد و خود را برای روزه و نماز به رنج می افکند.

گفتند: پدر و مادرمان به فدایت یا رسول اللَّه! آیا اینان اولیای خدایند؟

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: اولیای خدا هرگاه سکوت کنند سکوتشان فکر و اندیشه است و چون سخن گویند سخن شان ذکر خدا باشد؛ و هر گاه نگاه کنند، نگاه آن ها عبرت است و گفتارشان علم و حکمت باشد و رفتار و روش آن ها میان مردم باعث برکت است.

اگر اجل برایشان معیّن نشده بود، از ترس عذاب آتش و شوق ثواب الهی در پوست خود نمی گنجیدند.

حدیث دوم

خداشناسی و معجزه نبوت

علیّ بن ابراهیم، عن أبیه، عن الحسن بن علیّ، عن الیعقوبی، عن بعض أصحابنا، عن عبد الأعلی مولی آل سام، عن أبی عبداللَّه علیه السلام:

قالَ: إِنَّ

یَهُودِیّاً یُقالُ لَهُ سِبَخْتُ، جآءَ إِلی رَسُولِ اللَّه صلی الله علیه وآله فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! جِئْتُ أَسْأَلُکَ عَنْ رَبِّکَ، فَإِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنِی عَمّا أَسْأَلُکَ عَنْهُ وَإِلّا رَجَعْتُ.

قالَ: سَلْ عَمّا شِئْتَ.

قالَ: أَیْنَ رَبُّکَ؟

قالَ: هُوَ فِی کُلِّ مَکانٍ، وَلَیْسَ فِی شَیْ ءٍ مِنَ الْمَکانِ الْمَحْدُودِ.

قالَ: وَکَیْفَ هُوَ؟

قالَ: وَکَیْفَ أَصِفُ رَبِّی بِالْکَیْفِ وَالْکَیْفُ مَخْلُوقٌ وَاللَّهُ لایُوصَفُ بِخَلْقِهِ.

قالَ: فَمِنْ أَیْنَ یُعْلَمُ أَنَّکَ نَبِیُّ اللَّهِ؟

قالَ علیه السلام: فَما بَقِیَ حَوْلَهُ حَجَرٌ وَلا غَیْرُ ذلِکَ إِلّا تَکَلَّمَ بِلِسانٍ عَرَبِیّ ٍ مُبِینٍ: یا سِبَخْتُ! إِنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ.

فَقالَ سِبَخْتُ: ما رَأَیْتُ کَالْیَوْمِ أَمْراً أَبْیَنُ مِنْ هذا. ثُمَّ قالَ: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ.(10)

امام صادق علیه السلام فرمود:

شخصی یهودی به نام «سبخت» خدمت رسول خداصلی الله علیه وآله آمد و گفت:

یا رسول اللَّه! نزد شما آمدم تا در مورد پروردگارت پرسش کنم، اگر پاسخ مرا دادید که بسیار خوب و گرنه برگردم.

فرمود: هرچه خواهی بپرس.

عرض کرد: پروردگارت کجاست؟

فرمود: او همه جا هست و در هیچ جا محدود نیست.

گفت: پس او چگونه است؟

فرمود: چطور پروردگار خود را به کیفیت وصف کنم با این که اصل کیفیت و چگونگی، مخلوق خداست و خدا به چیزی که خود خلق کرده است وصف نگردد.

گفت: از کجا دانسته شود که تو پیغمبر خدایی؟

امام علیه السلام فرمود: هیچ سنگ و چوب و درختی در آن نزدیکی نبود جز این که به زبان عربیِ گویا شروع به سخن کردند و گفتند: ای سبخت! به راستی او رسول خداست.

سبخت گفت: من تا امروز مطلبی روشن تر از این ندیدم و سپس گفت: شهادت می دهم که خدایی جز اللَّه نیست و شهادت می دهم که تو رسول خدایی.

حدیث سوم

اعتماد به رحمت الهی

عده من أصحابنا، عن أحمد بن

محمّد، عن ابن محبوب، عن داود بن کثیر، عن أبی عبیده الحذاء، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

قالَ اللَّهُ تَبارَکَ وَتَعالی لایَتَّکِلُ الْعامِلُونَ لِی عَلی أَعْمالِهِمُ الَّتِی یَعْمَلُونَها لِثَوابِی، فَإِنَّهُمْ لَوْ اِجْتَهَدُوا وَأَتْعَبُوا أَنْفُسَهُمْ - أَعْمارَهُمْ - فِی عِبادَتِی کانُوا مُقَصِّرِینَ غَیْرَ بالِغِینَ فِی عِبادَتِهِمْ کُنْهَ عِبادَتِی فِیما یَطْلُبُونَ عِنْدِی مِنْ کَرامَتِی وَالنَّعِیمِ فِی جَنّاتِی وَرَفِیعِ الدَّرَجاتِ الْعُلی فِی جِوارِی وَلکِنْ بِرَحْمَتِی فَلْیَثِقُوا وَفَضْلِی فَلْیَرْجُوا وَإِلی حُسْنِ الظَّنِّ بِی فَلْیَطْمَئِنُّوا، فَإِنَّ رَحْمَتِی عِنْدَ ذلِکَ تُدْرِکُهُمْ، وَمَنِّی یُبَلِّغُهُمْ رِضْوانِی، وَمَغْفِرَتِی تُلْبِسُهُمْ عَفْوِی، فَإِنِّی أَنَا اللَّهُ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ وَبِذلِکَ تَسَمَّیْتُ.(11)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

خداوند تبارک و تعالی می فرماید: کسانی که برای درک ثواب از من کار می کنند به کردار خود اعتماد نداشته باشند؛ زیرا اگر همه عمر بکوشند و خود را در عبادت من به رنج و زحمت اندازند، بازهم تقصیر کارند و در عبادت خود به کُنه (مقام) بندگی من نرسند.

و نسبت به آنچه از کرامت من، نزد من می جویند و نیز به نعمت های بهشتی ام و درجات بلندی که در جوار من است نخواهند رسید؛ ولی باید به رحمت من اعتماد کنند و به فضل من امیدوار باشند و به خوش بینی نسبت به من اطمینان داشته باشند؛ زیرا در این صورت است که رحمت من شامل آن ها می شود. و بخشش من است که آنان را به بهشت و رضوانم می رساند. و آمرزش من، لباسی است برای عفو آنان؛ زیرا منم خدای بخشاینده و مهربان، و بدین اسم نیز نامیده شده ام.

حدیث چهارم

حقیقت اسلام

عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن أبیه، عن عبداللَّه بن القاسم، عن مدرک بن عبدالرحمن، عن أبی عبداللَّه علیه

السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

اَلْإِسْلامُ عُرْیانٌ، فَلِباسُهُ الْحَیآءُ وَزِینَتُهُ الْوَقارُ وَمُرُوءَتُهُ الْعَمَلُ الصّالِحُ وَعِمادُهُ الْوَرَعُ، وَلِکُلِّ شَیْ ءٍ أَساسٌ وَأَساسُ الْإِسْلامِ حُبُّنا أَهْلَ الْبَیْتِ.(12)

پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:

اسلام حقیقتی است لخت و برهنه؛ پس جامه اش حیا، و زیورش وقار، و مردانگی اش کار خوب، و ستونش ورع و پارسایی است. هرچیزی بنیادی دارد و بنیاد اسلام دوستی ما خاندان است.

حدیث پنجم

جانشینان پیامبرصلی الله علیه وآله دوازده نفرند

حدّثنا أحمد بن محمّد، عن أبیه، عن محمّد بن عبدالجبّار، عن محمّد بن زیاد الأزدی، عن أبان بن عثمان، عن ثابت بن دینار، عن علیّ بن الحسین، عن أبیه، عن أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب علیهم السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

اَلْأَئِمَّهُ مِنْ بَعْدِی اِثْناعَشَرَ: أَوَّلُهُمْ أَنْتَ یا عَلِیُّ! وَآخِرُهُمْ الْقآئِمُ الَّذِی یَفْتَحُ اللَّهُ - تَعالی ذِکْرُهُ - عَلی یَدَیْهِ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَمَغارِبَها.

امام سجّاد از پدر بزرگوارش علیهما السلام از جدّ والامقامش امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل می کند که پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:

امامان پس از من دوازده نفرند؛ نخستین آن ها تویی ای علی! و آخر آن ها همان قائمی است که خداوند متعال به دست او مشرق و مغرب زمین را فتح می کند.(13)

حدیث ششم

حقیقت اسلام و دوستی اهل بیت علیهم السلام

عده من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد، عن عبدالعظیم بن عبداللَّه الحسنیّ، عن أبی جعفر الثانی، عن أبیه، عن جدّه علیهم السلام قال: قال أمیرالمؤمین علیه السلام:

قالَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وآله:

إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْإِسْلامَ فَجَعَلَ لَهُ عَرْصَهً وَجَعَلَ لَهُ نُوراً وَجَعَلَ لَهُ حِصْناً وَجَعَلَ لَهُ ناصِراً؛

فَأَمّا عَرْصَتُهُ فَالْقُرْآنُ، وَأَمّا نُوُرهُ فَالْحِکْمَهُ، وَأَمّا حِصْنُهُ فَالْمَعْرُوفُ، وَأَمّا أَنْصارُهُ فَأَنَا وَأَهْلُ بَیْتِی وَشِیعَتُنا، فَأَحِبُّوا أَهْلَ بَیْتِی وَشِیعَتَهُمْ وَأَنْصارَهُمْ، فَإِنَّهُ لَمّا أُسْرِیَ بِِی إِلیَ السَّماءِ الدُّنْیا فَنَسَبَنِی جِبْرَئِیل علیه السلام لِأَهْلِ السَّمآءِ، اسْتَوْدَعَ اللَّهُ حُبِّی وَحُبَّ أَهْلِ بَیْتِی وَشِیعَتِهِمْ فِی قُلُوبِ الْمَلائِکَهِ، فَهُوَ عِنْدَهُمْ وَدِیعَهٌ إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ.

ثُمَّ هَبِطَ بِی إِلی أَهْلِ الْأَرْضِ فَنَسَبَنِی إِلی أَهْلِ الْأَرْضِ فَاسْتَوْدَعَ اللَّهُ - عَزَّ وَجَلَّ - حُبِّی وَحُبَّ أَهْلِ بَیْتِی وَشِیعَتِهِمْ فِی قُلُوبِ مُؤمِنِی أُمَّتِی، فَمُؤمِنُوا أُمَّتِی یَحْفَظُونَ وَدِیعَتِی فِی أَهْلِ بَیْتِی إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ.

أَلا فَلَوْ أَنَّ الرَّجُلَ

مِنْ أُمَّتِی عَبَدَ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - عُمْرَهُ أَیّامَ الدُّنْیا ثُمَّ لَقَی اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - مُبْغِضاً لِأَهْلِ بَیْتِی وَشِیعَتِی ما فَرَجَ اللَّهُ صَدْرَهُ إِلّا عَنِ النِّفاقِ.(14)

حضرت عبدالعظیم حسنی از امام محمّد تقی علیه السلام نقل می کند که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

خدا اسلام را آفرید و برای آن میدانی ساخت و چراغی برافروخت و دژی برآورد و یاوری مقرّر کرد؛ میدانش قرآن و چراغ فروزانش حکمت و دژ نگهدارنده اش کار خوب است.

امّا یاورانش؛ منم و خاندانم و شیعیان ما، پس دوست بدارید خاندانم را و شیعیان و یاوران آن ها را؛ زیرا آن گاه که مرا در شب معراج به آسمان بالا بردند پس جبرئیل مرا به اهل آسمان به نسب معرفی کرد. خداوند دوستی من و دوستی خاندانم و شیعیان آن ها را در دل فرشته ها امانت گذاشت و آن در نزد آنان تا روز قیامت ودیعه است.

سپس مرا نزد اهل زمین فرود آورد و بر اهل زمین نیز به نسب معرفی کرد. خدای - عزّوجلّ - دوستی من و دوستی خاندانم و شیعه آن ها را در دل های مؤمنان امّتم امانت گذاشت، پس مؤمنان امّتم تا روز قیامت، ودیعه مرا درباره خاندانم نگه می دارند.

آگاه باشید! اگر مردی از امّتم تا دنیاست عمر کند و خدا را بپرستد و عبادت کند و سپس با خدا ملاقات نماید؛ در حالی که دشمن خاندان و شیعه من است، خدا دلش را نگشاید، جز به نفاق (روز قیامت، منافق و بی ایمان محشور می شود).

حدیث هفتم

دوستی و دشمنی برای خدا

حدّثنا محمّد بن القاسم، عن یوسف بن محمّد بن زیاد و علی بن محمّد بن سیار، عن أبویهما، عن أبی محمّد العسکری، عن

آبائه علیهم السلام قال:

قالَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وآله لِبَعْضِ أَصْحابِهِ ذاتَ یَوْمٍ:

یا عَبْدَ اللَّهِ! أَحْبِبْ فِی اللَّهِ، وَأَبْغِضْ فِی اللَّهِ، وَوالِ فِی اللَّهِ، وَعادِ فِی اللَّهِ؛ فَإِنَّهُ لا تَنالُ وِلایَهَ اللَّهِ إِلّا بِذلِکَ وَلا یَجِدُ رَجُلٌ طَعْمَ الْإِیمانِ وَإِنْ کَثُرَتْ صَلاتُهُ وَصِیامُهُ حَتّی یَکُونُ کَذلِکَ، وَقَدْ صارَتْ مُؤاخاهُ النّاسِ یَوْمِکُمْ هذا أَکْثَرُها فِی الدُّنْیا، عَلَیْها یَتَوادُّونَ وَعَلَیْها یَتَباغَضُونَ وَذلِکَ لا یُغْنِی عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً.

فَقالَ لَهُ: وَکَیْفَ لِی أَنْ أعْلَمَ أَنِّی قَدْ والَیْتُ وَعادَیْتُ فِی اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ -؟ فَمَنْ وَلِیُّ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - حَتّی أُوالِیهِ وَمَنْ عَدُوّهُ حَتّی أُعادِیهِ؟

فَأَشارَ لَهُ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وآله إِلی عَلِیٍ علیه السلام فَقالَ: أَ تَری هذا؟

فَقالَ: بَلی

قالَ: وَلِیُّ هذا وَلِیُّ اللَّهِ، فَوالِهِ، وَعَدُوُّ هذا عَدُوُّ اللَّهِ، فَعادِهِ، والِ وَلِیِ ّ هذا وَلَوْ أَنَّهُ قاتِلُ أَبِیکَ وَوَلَدِکَ، وَعادِ عَدُوَّ هذا وَلَوْ أَنَّهُ أَبُوکَ وَوَلَدُکَ.(15)

پیامبر خداصلی الله علیه وآله روزی به یکی از یاران خود فرمود:

ای بنده خدا! دوستی و دشمنی ات برای خدا باشد و مهر و غضبت نیز برای خدا؛ زیرا که به ولایت خدا نمی رسی، جز با این کار.

هیچ کس مزه ایمان را درک نمی کند هر چند نماز و روزه اش زیاد باشد مگر این که چنین باشد، ولی در این روزگار، اکثر مردم بر اساس دنیا، دوستی و دشمنی می کنند در حالی که این، برایشان هیچ سودی از جانب خدا ندارد.

آن شخص به پیامبر صلی الله علیه وآله عرض کرد: معیار دوستی و دشمنی در راه خدا چیست؟ دوست خدا کیست، تا با او دوستی کنم؟ و دشمن خدا کیست تا دشمن او باشم؟

پیامبر خداصلی الله علیه وآله در حالی که به علی علیه السلام اشاره می کرد، فرمود: آیا

این مرد را می بینی؟

عرض کرد: آری.

حضرت فرمودند: دوست او، دوست خداست؛ پس با آن دوستی کن. دشمن او، دشمن خداست، پس با آن دشمن باش. دوست او را دوست بدار، هر چند قاتل پدر وفرزندت باشد، و دشمن او را دشمن بدار، هر چند پدر یا فرزندت باشد.

حدیث هشتم

سفارش پیامبر به ولایت اهل بیت علیهم السلام

حدّثنا الحافظ، عن محمّد بن أحمد بن ثابت بن کنانه، عن محمّد بن الحسن بن العبّاس، عن حسن بن الحسین العرنی، عن عمرو بن ثابت، عن عطاء، عن أبی یحیی، عن ابن عبّاس قال:

صَعِدَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وآله الْمِنْبَرَ فَخَطَبَ وَاجْتَمَعَ النّاسُ إِلَیْهِ فَقال صلی الله علیه وآله:

یا مَعْشَرَ الْمُؤْمِنِینَ! إِنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - أَوْحی إِلَیَّ أَنِّی مَقْبُوضٌ وَأَنَّ ابْنَ عَمِّی عَلِیّاً مَقْتُولٌ وَأَنِّی أَیُّهَا النّاسُ! أُخْبِرُکُمْ خَبَراً إِنْ عَمِلْتُمْ بِهِ سَلَّمْتُمْ وَإِنْ تَرَکْتُمُوهُ هَلَکْتُمْ:

إِنَّ ابْنَ عَمِّی عَلِیّاً هُوَ أَخِی وَهُوَ وَزِیرِی وَهُوَ خَلِیفَتِی وَهُوَ الْمُبَلِّغُ عَنِّی وَهُوَ إِمامُ الُمُتَّقِینَ، وَقآئِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ، إِنْ اسْتَرْشَدْتُمُوهُ أَرْشَدَکُمْ، وَإِنْ تَبِعْتُمُوهُ نَجَوْتُمْ، وَإِنْ خالَفْتُمُوهُ ضَلَلْتُمْ، وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُ فَاللَّهَ أَطَعْتُمْ، وَإِنْ عَصَیْتُمُوهُ فَاللَّهَ عَصَیْتُمْ، وَإِنْ بایَعْتُمُوهُ فَاللَّهَ بایَعْتُمْ، وَإِنْ نَکَثْتُمْ بَیْعَتَهُ فَبَیْعَهَ اللَّهِ نَکَثْتُمْ.

إِنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - أَنْزَلَ عَلَیَّ الْقُرْآنَ وَهُوَ الَّذِی مَنْ خالَفَهُ ضَلَّ، وَمَنِ ابْتَغی عِلْمَهُ عِنْدَ غَیْرِ عَلِیٍ ّ هَلَکَ.

أَیُّهَا النّاسُ! اِسْمَعُوا قَوْلِی وَاعْرِفُوا حَقَّ نَصِیحَتِی وَلا تُخَلِّفُونِی فِی أَهْلِ بَیْتِی إِلّا بِالَّذِی أَمَرْتُمْ بِهِ مِنْ حِفْظِهِمْ، فَإِنَّهُمْ حامَّتِی وَقَرابَتِی وَإِخْوَتِی وَأَوْلادِی، وَإِنَّکُمْ مَجْمُوعُونَ وَمُسآءَلُونَ عَنِ الثَّقَلَیْنِ، فَانْظُرُوا کَیْفَ تُخَلِّفُونِی فِیهِما، إِنَّهُمْ أَهْلُ بَیْتِی، فَمَنْ آذاهُمْ آذانِی وَمَنْ ظَلَمَهُمْ ظَلَمَنِی، وَمَنْ أَذَلَّهُمْ أَذَلَّنِی، وَمَنْ أَعَزَّهُمْ أَعَزَّنِی، وَمَنْ أَکْرَمَهُمْ أَکْرَمَنِی، وَمَنْ نَصَرَهُمْ نَصَرْنِی، وَمَنْ خَذَلَهُمْ خَذَلَنِی، وَمَنْ طَلَبَ الْهُدی فِی غَیْرِهِمْ

فَقَدْ کَذَّبَنِی.

أَیُّهَا النّاسُ! اتَّقُوا اللَّهَ وَانْظُرُوا ما أَنْتُمْ قائِلُونَ إِذا لَقِیتُمُوهُ؛ فَإِنِّی خَصْمٌ لِمَنْ آذاهُمْ وَمَنْ کُنْتُ خَصْمُهُ خَصَمْتُهُ، أَقُولُ قَوْلِی هذا وَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِی وَلَکُمْ.(16)

ابن عبّاس می گوید: روزی پیامبر خداصلی الله علیه وآله بر فراز منبر رفت و در حالی که مردم گرد او جمع شده بودند، شروع به سخنرانی کرد وفرمود:

ای گروه مؤمنان! خداوند عزیز وحی کرده که من قبض روح خواهم شد، و پسر عمویم، علی، به شهادت خواهد رسید و حال ای مردم! من به شما خبری می دهم که اگر به آن عمل کنید، سالم بمانید و اگر آن را ترک کنید، هلاک شوید و آن خبر این است:

به راستی که پسر عمویم، علی، برادر، وزیر و جانشین من است، او از طرف من تبلیغ می کند، او امام پرهیزکاران و پیشوای روسفیدان است؛ اگر از او راهنمایی بخواهید ارشادتان می کند، اگر پیرو او شوید نجات می یابید و اگر مخالفت او کنید گمراه می شوید؛ اطاعت از او اطاعت از خدا ونافرمانی او، نافرمانی خدا است؛ بیعت با او، بیعت با خدا و نقض عهد او، نقض عهد خداست.

به راستی که خداوند متعال قرآن را بر من نازل فرمود و آن همان چیزی است که اگر کسی با آن مخالفت کند، گمراه شود و هر کس دانش آن را از غیر راه علی جست و جو کند هلاک گردد.

ای مردم! گفتار مرا بشنوید، حق اندرز مرا بشناسید و پس از من نسبت به خاندانم، آن گونه که امر کردم عمل کنید و آنان را حفظ نمایید؛ زیرا آن ها در حوزه من و خویشان و برادران و فرزندان من هستند.

شما حتماً در روز قیامت جمع

خواهید شد و در باره قرآن و عترت من بازجویی می شوید، لذا پس از من مواظب باشید که با آن ها چگونه رفتار می کنید؛ آنان خاندان من هستند، هرکس آزارشان دهد مرا آزار داده، هرکس به آن ها ستم کند به من ستم کرده، هرکس خوارشان کند مرا خوار کرده، هرکس عزیزشان کند مرا عزیز داشته، هرکس آن ها را گرامی دارد مرا گرامی داشته، هرکه آن ها را یاری کند مرا یاری کرده، هرکه از یاری آن ها دست بردارد از یاری من دست برداشته و هرکس از غیر آن ها هدایت بخواهد مرا تکذیب کرده است.

ای مردم! از خدا بیم داشته باشید و مواظب باشید که هنگام ملاقات خدا چه خواهید گفت. به راستی که من، دشمن کسی هستم که آن ها را آزار دهد و هرکس من دشمن او باشم با او مخاصمه کنم (و مغلوب و مقهورش سازم).

این گفتار من بود که گفتم و برای خودم و شما از خداوند طلب آمرزش می کنم.

حدیث نهم

مقام و منزلت امام علی علیه السلام و شیعیانش

حدّثنا الحافظ، عن عبد اللَّه بن یزید، عن محمّد بن ثواب، عن إسحاق بن منصور، عن کادح البجلی، عن عبد اللَّه بن لهیعه، عن عبد الرحمن - یعنی إبن زیاد - عن سلمه بن یسار، عن جابر بن عبد اللَّه قال:

لَمّا قَدَمَ عَلِیّ علیه السلام عَلی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله بِفَتْحِ خَیْبَرَ، قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله:

لَوْلا أَنْ تَقُولَ فَیِکَ طَوآئِفُ مِنْ أُمَّتِی ما قالَتِ النَّصاری لِلْمَسِیحِ عِیْسَی بْنِ مَرْیَمَ لَقُلْتُ فِیکَ الْیَوْمَ قَوْلاً لا تَمُرُّ بِمَلاءٍ إِلّا أَخَذُوا التُّرابَ مِنْ تَحْتِ رِجْلَیْکَ وَمِنْ فَضْلِ طَهُورِکَ یَسْتَشْفُونَ بِهِ، وَلکِنْ حَسْبُکَ أَنْ تَکُونَ مِنِّی وَأَنَا مِنْکَ،

تَرِثُنِی وَأَرِثُکَ، وَأَنَّکَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلّا أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدِی وَأَنَّکَ تُبْرِئُ ذِمَّتِی، وَتُقاتِلُ عَلی سُنَّتِی، وَأَنَّکَ غَداً عَلَی الْحَوْضِ خَلِیفَتِی.

وَأَنَّکَ أَوَّلُ مَنْ یَرِدُ عَلَی الْحَوْضِ، وَأَنَّکَ أَوَّلُ مَنْ یُکْسی مَعِی، وَأَنَّکَ أَوَّلُ داخِلِ الْجَنَّهِ مِنْ أُمَّتِی، وَأَنَّ شِیعَتَکَ عَلی مَنابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْیَضَّهً وُجُوهُهُمْ حَوْلِی، أَشْفَعُ لَهُمْ وَیَکُونُوا غَداً فِی الْجَنَّهِ جِیرانِی.

وَأَنَّ حَرْبَکَ حَرْبِی، وَسِلْمَکَ سِلْمِی، وَأَنَّ سِرَّکَ سِرِّی وَعَلانِیَّتَکَ عَلانِیّتِی، وَأَنَّ سَرِیرَهَ صَدْرِکَ کَسَرِیرَتِی، وَأَنَّ وَلَدَکَ وَلَدِی.

وَأَنَّکَ تُنْجِزُ عِداتِی، وَأَنَّ الْحَقَّ مَعَکَ، وَأَنَّ الْحَقَّ عَلی لِسانِکَ وَقَلْبِکَ وَبَیْنَ عَیْنَیْکَ، أَلْإِیمانُ مُخالِطٌ لَحْمُکَ وَدَمُکَ کَما خالَطَ لَحْمِی وَدَمِی، وَأَنَّهُ لَنْ یَرِدَ عَلَیَّ الْحَوْضَ مُبْغِضٌ لَکَ وَلَنْ یَغِیبَ عَنْهُ مُحِبٌّ لَکَ حَتّی یَرِدَ الْحَوْضَ مَعَکَ.

قالَ: فَخَرَّ عَلِیٌ علیه السلام ساجِداً، ثُمَّ قالَ: الْحَمْدُ للَّهِ ِ الَّذِی أَنْعَمَ عَلَیَّ بِالْإِسْلامِ وَعَلَّمَنِی الْقُرْآنَ وَحَبَّبَنِی إِلی خَیْرِ الْبَرِیَّهِ خاتِمِ النَّبِیّینَ وَسَیِّدِ المُرْسَلِینَ إِحْساناً مِنْهُ وَفَضْلاً مِنْهُ عَلَیَّ.

قالَ: فَقالَ النَّبِیُ صلی الله علیه وآله: لَوْلا أَنْتَ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدِی.(17)

جابر بن عبداللَّه انصاری می گوید: هنگامی که امام علی علیه السلام مژده فتح خیبر را برای پیامبر خداصلی الله علیه وآله آورد، حضرت به او فرمود:

اگر برخی از امّت من، در مورد تو سخنانی را نمی گفتند آن گونه که نصاری درباره عیسی گفتند، در باره تو چیزهایی می گفتم که مردم، خاک زیر پایت و زیادی آب وضویت را به عنوان شفا می گرفتند. با این حال، همین برای تو کافی است که: تو از من هستی و من از توام؛ تو، وارث منی و من هم وارث تو؛ تو نسبت به من به منزله هارون هستی نسبت به موسی، جز این که بعد از من پیامبری نیست. دَین مرا تو ادا می کنی،

به روش من جنگ می کنی و فردای قیامت بر حوض کوثر خلیفه من می باشی.

تو اوّلین کسی هستی که سر حوض کوثر بر من وارد می شوی. اوّلین کسی هستی که همراه من جامه بر تن می کنی و اوّلین کسی هستی که از اُمّت من وارد بهشت می شوی.

شیعیان تو بر منبرهایی از نور و با روی سفید، در اطراف من باشند و من هم آن ها را شفاعت می کنم و آنان همسایه های من در بهشتند.

جنگ و صلح با تو، جنگ و صلح با من است، راز و سرّ تو، راز و سرّ من است؛ آشکار تو آشکار من و فرزندان تو، فرزندان من هستند.

این تویی که به وعده های من عمل می کنی، همیشه حق با تو بوده و بر زبان تو جاری و در قلب و چشم توست. ایمان با گوشت و خون تو آمیخته است؛ همان گونه که با گوشت و خون من آمیخته است.

هرگز دشمن تو بر حوض کوثر نرسد و دوست تو نیز از آن غایب نمی شود تا این که به همراه تو وارد آن شود.

جابر می گوید: در این هنگام علی علیه السلام بر سجده افتاد و گفت: حمد خدا را که نعمت مسلمانی به من داد، مرا قرآن آموخت و به فضل و احسان خودش مرا محبوب بهترین مردم، آخرین پیامبر و آقای پیامبران قرار داد.

جابر می گوید: آن گاه پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: ای علی! اگر تو نبودی، پس از من مؤمنان شناخته نمی شدند.(18)

حدیث دهم

بشارت به امام زمان علیه السلام

حدّثنا جعفر بن محمّد بن مسرور قال: حدّثنا الحسین بن محمّد بن عامر، عن المعلّی بن محمّد البصریّ، عن جعفر بن سلیمان، عن عبد اللَّه الحکم، عن أبیه،

عن سعید بن جبیر، عن عبد اللَّه بن عبّاس قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

إِنَّ خُلَفآئِی وَأَوْصِیآئِی، وَحُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنا عَشَرَ: أَوَّلُهُمْ أَخِی وَآخِرُهُمْ وَلَدِی.

قِیلَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! وَمَنْ أَخُوکَ؟

قالَ: عَلِیُّ بْنُ أَبِی طالِبٍ.

قِیلَ: فَمَنْ وَلَدُکَ؟

قالَ: اَلْمَهْدِیُّ الَّذِی یَمْلَأُها قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً. وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِ ّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقِ مِنَ الدُّنْیا إِلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَخْرُجَ فِیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَتَشْرَقُ الْأَرْضُ بِنُورِهِ وَیَبْلُغُ سُلْطانُهُ الْمَشْرِقَ وَالْمَغْرِبَ.(19)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

همانا جانشینان و اوصیای من و حجّت های الهی بر مردم دوازده نفرند که اوّل آنان برادرم و آخر آن ها فرزندم می باشد.

گفته شد: ای پیامبر خدا! برادرت چه کسی است؟

فرمود: علی بن ابی طالب.

عرض شد: فرزندت چه کسی است؟

فرمود: مهدی؛ همان که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد.

قسم به آن که مرا به پیامبری برانگیخت! اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد خداوند آن یک روز را آن قدر طولانی کند که فرزندم مهدی ظهور نماید. حضرت مسیح از آسمان نازل شود و پشت سر ایشان نماز گزارد و زمین به نور وجود او روشن شود و حکومتش از شرق تا غرب عالم را فرا گیرد.

حدیث یازدهم

شرافت عقل

عده من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن بعض أصحاب، رفعه قال:

قالَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وآله:

ما قَسَمَ اللَّهُ لِلْعِبادِ شَیْئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ، فَنَوْمُ الْعاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجاهِلِ وَاِقامَهُ الْعاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ شُخُوصِ الْجاهِلِ، وَلابَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً وَلا رَسُولاً حَتّی یَسْتَکْمِلَ

الْعَقْلَ وَیَکُونُ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِیعِ عُقُولِ أُمَّتِهِ وَما یُضْمِرُ النَّبِیّ فِی نَفْسِهِ أَفْضَلَ مِنْ اجْتِهادِ الْمُجْتَهِدِینِ، وَما أَدَّی الْعَبْدُ فَرائِضَ اللَّهِ حَتّی عَقَلَ عَنْهُ وَلا بَلَغَ جَمِیعَ الْعابِدِینَ فِی فَضْلِ عِبادَتِهِمْ ما بَلَغَ الْعاقِلُ، وَالْعُقَلآءُ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ، الَّذِینَ قالَ اللَّهُ تَعالی «وَما یَتَذَکَّرُ إِلّا أُولُوا الأَلْبَابِ»(20).(21)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

خدا به بندگانش چیزی بهتر از عقل قسمت نکرده، خواب عاقل بهتر از شب بیداری جاهل است و اقامت عاقل بهتر از رنج و زحمت جاهل است برای جهاد.

خدا پیغمبر و رسولی برنینگیخته است تا وقتی که عقل او را کامل کرده و عقلش بهتر از عقل همه امّتش بوده باشد. و پیغمبر در خاطرش چیزی بهتر از اجتهاد مجتهدان نداشت.

هیچ بنده ای فرایض خدا را انجام ندهد تا به عقل خود آن را از وی دریابد، همه عابدان در فضل عبادت به پای عاقل نرسند، و عاقلان همان خردمندان هستند که خداوند متعال درباره آن ها فرموده است: «یاد آور نشوند جز خردمندان».

حدیث دوازدهم

فضیلت علم

محمّد بن الحسن وعلی بن محمّد، عن سهل بن زیاد، ومحمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، جمیعاً عن جعفر بن محمّد الأشعری، عن عبداللَّه بن میمون القداح؛ و علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن حماد بن عیسی، عن القداح، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال:

قالَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وآله:

مَنْ سَلَکَ طَرِیقاً یَطْلُبُ فِیهِ عِلْماً سَلَکَ اللَّهُ بِهِ طَرِیقاً إِلَی الْجَنَّهِ وَإِنَّ الْمَلائِکَهُ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَها لِطالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِهِ وَإِنَّهُ یَسْتَغْفِرُ لِطالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِی السَّمآءِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ حَتّیَ الْحُوتِ فِی الْبَحْرِ، وَفَضْلُ الْعالِمِ عَلَی الْعابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلی سآئِرِ النُّجُومِ لَیْلْهَ الْبَدْرِ، وَإِنَّ الْعُلَمآءَ وَرَثَهُ الْأَنْبِیآءِ، إِنَّ الْأَنَبِیآءَ

لَمْ یُوَرِّثُوا دِیناراً وَلا دِرْهَماً وَلکِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ، فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ مِنْهُ بِحَظٍّ وافِرٍ.(22)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

هرکه راهی رود که در آن دانشی جوید، خدا او را به بهشت برساند و به راستی که فرشته ها به نشانه رضایت از طالب علم پرهای خود را در زیر پایش می گشایند.

همانا هرکه در آسمان و زمین است برای طالب علم، آمرزش می خواهد حتی ماهیان دریا.

فضیلت عالم بر عابد، همچون فضیلت ماه است بر ستارگان در شب چهارده، و به راستی که علما وارثان پیامبرانند.(23) البته پیغمبران دینار و درهمی به ارث نگذاشته اند بلکه ارث آن ها همان علم ایشان است که هرکه از آن برگرفت، بهره فراوانی برده است.

حدیث سیزدهم

نماز و عبادت

حدّثنا محمّد بن ابراهیم بن اسحق - رحمه اللَّه - قال: حدّثنا احمد بن محمّد الهمدانی قال: حدّثنا محمّد بن احمد بن صالح بن سعد التمیمی عن ابیه قال: حدّثنا احمد بن هشام قال: حدّثنا منصور بن مجاهد عن الربیع بن بدر، عن سوار بن منیب، عن وهب، عن ابن عباس قال:

قالَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وآله:

إِنَّ للَّهِ ِ تَبارَکَ وَتَعالی مَلَکاً یُسَمّی سَخآئِیلُ، یَأْخُذُ الْبَرَواتِ لِلْمُصَلِّینَ عِنْدَ کُلِّ صَلوهٍ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ - جَلَّ جَلالُهُ -.

فَإِذا أَصْبَحَ الْمُؤمِنُونَ وَقامُوا وَتَوَضَّؤُوا وَصَلُّوا صَلوهَ الْفَجْرِ، أَخَذَ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - بَرآءَهً لَهُمْ مَکْتُوبٌ فِیها: أَنَا اللَّهُ الباقِی، عِبادِی وَإِمآئِی! فِی حِرْزِی جَعَلْتُکُمْ، وَفِی حِفْظِی وَتَحْتَ کَنَفِی صَیَّرْتُکُمْ، وَعِزَّتِی لا خَذَلْتُکُمْ، وَأَنْتُمْ مَغْفُورٌ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ إِلَی الظُّهْرِ.

فَإِذا کانَ وَقْتَ الظُّهْرِ فَقامُوا وَتَوَضَّؤُوا وَصَلُّوا، أَخَذَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - الْبَرآئَهَ الثّانِیَهَ مَکْتُوبٌ فِیها: أَنَا اللَّهُ الْقادِرُ، عِبادِی وَإِمآئِی! بَدَّلْتُ سَیِّئآتِکُمْ حَسَناتٍ وَغَفَرْتُ لَکُمُ السَّیِّئآتِ وَأَحْلَلْتُکُمْ

بِرِضآئِی عَنْکُمْ دارَ الْجَلالِ .

فَإِذا کانَ وَقْتَ الْعَصْرِ فَقامُوا وَتَوَضَّؤُوا وَصَلُّوا، أَخَذَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - الْبَرآئَهَ الثّالِثَهَ مَکْتُوبٌ فِیها: أَنَا اللَّهُ الْجَلِیلُ جَلَّ ذِکْرِی وَعَظُمَ سُلْطانِی. عَبِیدِی وَإِمآئِی! حُرِّمَتْ أَبْدانُکُمْ عَلَی النّارِ وَأَسْکَنْتُکُمْ مَساکِنَ الْأَبْرارِ وَدَفَعْتُ عَنْکُمْ بِرَحْمَتِی شَرَّ الْأَشْرارِ.

فَإِذا کانَ وَقْتَ الْمَغْرِبِ فَقامُوا وَتَوَضَّؤُوا وَصَلُّوا، أَخَذَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - الْبَرآئَهَ الرّابِعَهَ مَکْتُوبٌ فِیها: أَنَا اللَّهُ الْجَبّارُ الْکَبِیرُ الْمُتَعالُ. عَبِیدِی وَإِمآئِی! صَعَدَ مَلآئِکَتِی مِنْ عِنْدِکُمْ بِالرِّضا، وَحَقٌّ عَلَیَّ أَنْ أَرْضِیَکُمْ وَأَعْطِیَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ مَنِیَّتَکُمْ.

فَإِذا کانَ وَقْتَ الْعِشآءِ فَقامُوا وَتَوَضَّؤُوا وَصَلُّوا، أَخَذَ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - لَهُمُ الْبَرآئَهَ الْخامِسَهَ مَکْتُوبٌ فِیها: إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ غَیْرِی وَلا رَبَّ سِوایَ. عِبادِی وَإِمآئِی! فِی بُیُوتِکُمْ تَطَهَّرْتُمْ وَإِلی بُیُوتِی مَشَیْتُمْ وَفِی ذِکْرِی خُضْتُمْ وَحَقِّی عَرَفْتُمْ وَفَرآئِضِی أَدَّیْتُمْ.

أُشْهِدُکَ یا سَخآئِیلُ وَسآئِرَ مَلآئِکَتِی! إِنِّی قَدْ رَضِیتُ عَنْهُمْ.

قالَ: فَیُنادِی سَخآئِیلُ بِثَلاثَهِ أَصْواتٍ کُلَّ لَیْلَهٍ بَعْدَ صَلوهِ الْعِشآءِ: یا مَلآئِکَهَ اللَّهِ! إِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَتَعالی قَدْ غَفَرَ لِلْمُصَلِّینَ الْمُوَحِّدِینَ. فَلایَبْقی مَلَکٌ فِی السَّماواتِ السَّبْعِ إِلّا اسْتَغْفَرَ لِلْمُصَلِّینَ وَدَعا لَهُمْ بِالْمُداوَمَهِ عَلی ذلِکَ.

فَمَنْ رُزِقَ صَلوهَ اللَّیْلِ مِنْ عَبْدٍ أَوْ أَمَهٍ قامَ للَّهِ ِ - عَزَّوَجَلَّ - مُخْلِصاً فَتَوَضَّأَ وُضُوءاً سابِغاً وَصَلّی للَّهِ ِ - عَزَّوَجَلَّ - بِنِیَّهٍ صادِقَهٍ وَقَلْبٍ سَلِیمٍ وَبَدَنٍ خاشِعٍ وَعَیْنٍ دامِعَهٍ، جَعَلَ اللَّهُ تَبارَکَ وَتَعالی خَلْفَهُ تِسْعَهَ صُفُوفٍ مِنَ الْمَلآئِکَهِ فِی کُلِّ صَفٍّ ما لایَحْصی عَدَدَهُمْ إِلَّا اللَّهُ تَبارَکَ وَتَعالی أَحَدَ طَرْفَیْ کُلِّ صَفٍّ بِالْمَشْرِقِ وَالْآخَرُ بِالْمَغْرِبِ.

قالَ: فَإِذا فَرَغَ، کُتِبَ لَهُ بِعَدَدِهِمْ دَرَجاتٌ.

قالَ مَنْصُورُ: کانَ الرَّبِیعُ بْنُ بَدْرٍ إِذا حَدَّثَ بِهذَا الْحَدِیثِ یَقُولُ: أَیْنَ أَنْتَ یا غافِلُ عَنْ هذَا الْکَرَمِ؟! وَأَیْنَ أَنْتَ عَنْ قِیامِ هذَا اللَّیْلِ وَعَنْ جَزِیلِ هذَا الثَّوابِ وَعَنْ هذَا الْکَرامَهِ؟!(24)

پیامبر اکرم صلی الله

علیه وآله فرمود:

برای خدای تبارک و تعالی فرشته ای است به نام سخائیل که وقت هر نمازی برات [سند و برگه عبور ]برای نمازگزاران از خداوند ربّ العالمین دریافت می کند.

صبح که مؤمنان برخیزند و وضو سازند و نماز فجر گزارند، براتی از خدای - عزّوجلّ - برای آن ها بگیرد که در آن نوشته است: منم خدای باقی، ای بنده ها و کنیزهایم! شما را در پناه خود دارم و در حفظ خود و زیر سایه خود گرفتم.

به عزت خودم سوگند که شما را وا نگذارم، بلکه گناهان شما تا ظهر آمرزیده شده است.

و چون ظهر برخیزند و وضو و نماز به جا آرند، برات دومی از خدا برای آن ها بگیرد که نوشته است: منم خدای توانا، ای بندگان و کنیزانم! سیئات شما را بدل به حسنات کردم و سیّئات شما را آمرزیدم و شما را بر رضای خود در دارالجلال وارد کردم.

وقت عصر که به وضو و نماز برخیزند، برات سومی از خدا برای آن ها بگیرد که نوشته است: منم خدای جلیل و با سلطنتی عظیم، ای بندگان و کنیزانم! تن های شما را بر آتش حرام کردم و شما را در مسکن نیکان در آوردم و به رحمت خود، شرّ اشرار را از شما دفع کردم.

وقت نماز مغرب که نماز بخوانند، از خدای - عزّوجلّ - برات چهارمی بگیرد که در آن نوشته است: منم خدای جبّار و کبیر و متعال، ای بندگان و کنیزانم! فرشتگانم با رضایتمندی از طرف شما بالا آمدند، پس بر من حقّ است که شما را خشنود کنم و روز قیامت آرزوی شما را برآورم.

وقت عشا که وضو و نماز به جا

آورند، برات پنجمی از خدای - عزّوجلّ - برای آن ها بگیرد که در آن نوشته است: به راستی منم خدایی که جز من معبود حقّی نیست و پروردگاری جز من نباشد، ای بندگانم و کنیزانم! در خانه های خود تطهیر کردید و به خانه من آمدید و در ذکر من اندر شدید و حقّ مرا شناختید و واجبات مرا ادا کردید.

ای سخائیل! تو و سایر فرشتگان را گواه می گیرم که من از آن ها راضی ام.(25)

پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: سخائیل هرشب پس از نماز عشا سه بار فریاد برآورد: ای فرشتگان خدا! به راستی خدای تبارک و تعالی نمازگزاران یگانه پرست را آمرزید.

پس هیچ فرشته ای در آسمان های هفت گانه نمی ماند مگر این که برای نمازگزاران استغفار می کند و برای آن ها بر ادامه این عمل دعا نماید.

هر بنده مؤمنی که برای خدای - عزّوجلّ - و از روی اخلاص، موفق به نماز شب شود، و برای خدا وضوی کامل بگیرد و به نیّت درست و دل سالم و تن خاشع و چشم گریان نماز گزارد، خدای تبارک و تعالی پشت سرش نُه صف از فرشتگان قرار دهد که شماره هر صف را جز خدا نداند، ابتدای هر صف در مشرق باشد و انتهای آن در مغرب.

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: و چون از نماز فارغ شود به شماره آن ها درجه برایش نوشته شود.

منصور که یکی از راویان حدیث است، می گوید: وقتی ربیع بن بدر این حدیث را نقل می کرد، می گفت: ای غافل تو کجا و دریافت این کرم الهی کجا؟!

تو کجا و شب خیزی و درک این ثواب جزیل و این کرامت کجا؟!

حدیث چهاردهم

فضیلت عید غدیر

حدّثنا إبن سعید الهاشمی، عن فرات،

عن محمّد بن ظهیر، عن عبد اللَّه بن الفضل، عن الصادق، عن آبائه علیهم السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

یَوْمُ غَدِیرِ خُمٍ ّ أَفْضَلُ أَعْیادِ أُمَّتِی وَهُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَمَرَنِیَ اللَّهُ تَعالی ذِکْرُهُ فِیهِ بِنَصْبِ أَخِی عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ، عَلَماً لأُمَّتِی ، یَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِی وَهُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ فِیهِ الدِّینُ وَأَتَمَّ عَلی أُمَّتِی فِیهِ النِّعْمَهَ وَرَضِیَ لَهُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.(26)

امام صادق از پدران بزرگوارش علیهم السلام نقل می کند که پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:

بهترین عید امّت من، عید غدیر خم است، و آن روزی است که خدای تعالی به من فرمان داد، برادرم، علی علیه السلام را به امامت نصب کنم تا مردم پس از من به وسیله او هدایت گردند، و آن همان روزی است که خداوند در آن دین را کامل و نعمت را بر امّت من تمام کرد و دین اسلام را برای آن ها پسندید.

حدیث پانزدهم

مشورت با عاقل خیرخواه

وعن ابی عبداللَّه الجامورانی، عن الحسن بن علی، عن سیف بن عمیره، عن منصور بن حازم، عن ابی عبداللَّه علیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

مُشاوَرَهُ الْعاقِلِ النّاصِحِ رُشْدٌ وَ یُمْنٌ وَ تَوْفِیقٌ مِنَ اللَّهِ فَإِذا أَشارَ عَلَیْکَ النّاصِحُ الْعاقِلُ فَإِیّاکَ وَالخلافَ فَإِنَّ فِی ذلِکَ الْعَطَبَ.(27)

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله فرمودند:

مشورت با شخص عاقل که خیرخواه تو باشد، موجب راهنمایی و برکت توست و این توفیقی از جانب خداوند متعال است.

پس هرگاه چنین شخص عاقل و ناصحی، تو را مشورت داد، مبادا با او مخالفت کنی، که در این صورت رنج و دردسر برای توست.

حدیث شانزدهم

حقوق برادر مسلمان

محمّد بن علی الکراجکی (فی کنز الفوائد)، عن الحسین محمّد بن علی الصیرفی، عن محمّد بن علی الجعابی، عن القاسم بن محمّد بن جعفر العلوی، عن ابیه عن علی علیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

لِلْمُسْلِمِ عَلی أَخِیهِ ثَلاثُونَ حَقّاً لا بَرآءَهَ لَهُ مِنْها إِلّا بِالاَدآءِ أَوِ الْعَفْوِ: یَغْفِرُ زَلَّتَهُ وَیَرْحَمُ عَبْرَتَهُ، وَیَسْتُرُ عَوْرَتَهُ، وَیُقِیلُ عَثْرَتَهُ، وَیَقْبَلُ مَعْذِرَتَهُ وَیَرُدُ غِیبَتَهُ، وَیُدِیمُ نَصِیحَتَهُ، وَیَحْفَظُ خُلَّتَهُ، وَیَرْعی ذِمَّتَهُ، وَیَعُودُ مَرِضَتَهُ، وَیَشْهَدُ مَیْتَتَهُ، وَیُجِیبُ دَعْوَتَهُ، وَیَقْبَلُ هَدِیتَهُ، وَیُکافِی ءُ صِلَتَهُ، وَیَشْکُرُ نِعْمَتَهُ وَیَحْسُنُ نُصْرَتَهُ، وَیَحْفَظُ حَلِیلَتَهُ، وَیَقْضِی حاجَتَهُ، وَیَشْفَعُ مَسْأَلَتَهُ، وَیُسَمِّتُ عَطْسَتَهُ، وَیُرْشِدُ ضَالَّتَهُ، وَیَرُدُّ سَلامَهُ، وَیُطِیبُ کَلامَهُ، وَیَبِرُّ إِنْعامَهُ، وَیُصَدِّقُ أَقْسامَهُ، وَیُوالِی وَلِیَّهُ وَلایُعادِ، وَیَنْصُرُهُ ظالِماً وَمَظْلُوماً؛ فَأَمّا نُصْرَتُهُ ظالِماً فَیَرُدُّهُ عَنْ ظُلْمِهِ وَأَمّا نُصْرَتُهُ مَظْلُوماً فَیُعِینُهُ عَلی أَخْذِ حَقِّهِ، وَلایَسْلِمُهُ وَلایَخْذُلُهُ وَیُحِبُّ لَهُ مِنَ الْخَیْرِ ما یُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَیَکْرَهُ مِنَ الشَّرِّ ما یَکْرَهُ لِنَفْسِهِ.

ثَمُّ قالَ علیه السلام: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله یَقُولُ:

إِنّ أَحَدَکُمْ لَیَدَعُ مِنْ حُقُوقِ أَخِیهِ شَیْئاً فَیُطالِبُهُ بِهِ یَوْمَ الْقِیامَهِ فَیُقْضی

لَهُ وَعَلَیهِ.(28)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

هر مسلمانی به گردن برادر مسلمانش 30 حق دارد که از آن خلاص نمی شود مگر به ادا کردن یا گذشت صاحب آن حق. [و اما آن 30 حق عبارت است از:]

1) لغزش او را ببخشد 2) در ناراحتی ها و اندوه نسبت به او مهربان باشد. 3) عیب و اسرار او را بپوشاند. 4) از اشتباه او درگذرد. 5) معذرت خواهی او را بپذیرد 6) هنگام غیبت کردن دیگران از او دفاع کند. 7) همیشه خیرخواه و ناصح او باشد. 8) دوستی او را پاسداری کند. 9) پیمان و امان او را مراعات کند. 10) هنگام بیماری از او عیادت کند. 11) به تشییع جنازه او حاضر شود. 12) دعوت او را اجابت کند. 13) هدیه او را قبول نماید. 14) هدیه و جایزه اش را تلافی کند. 15) نعمت او را سپاس گزار باشد. 16) در یاری او بکوشد. 17) از خانواده و ناموس او حفاظت کند. 18) حاجت او را برآورد. 19) برای رفع مشکلش از دیگران کمک بخواهد. 20) بعد از عطسه کردن او را دعا و تهیت بگوید.(29) 21) در پیدا کردن گم شده اش او را یاری نماید. 22) سلامش را جواب دهد 23) با او خوش کلام باشد و گفته او را نیکو شمارد. 24) انعام او نیکو قرار دهد. 25) سوگندش را راست بداند. 26) دوستش را دوست بداند و با او دشمنی نکند 27) یاری گرش باشد؛ چه ظالم است چه مظلوم؛ اگر ظالم است او را از ظلم باز دارد. و اگر مظلوم است کمک کند تا حقش را باز ستاند.

28) او را در برابر

حوادث تنها نگذارد تا خوار شود. 29) هرچه از خیر و نیکی برای خودش می خواهد برای برادر مسلمانش نیز بخواهد. 30) هرچه از شر و بدی که برای خودش دوست ندارد برای او نیز دوست نداشته باشد.

سپس امام علی علیه السلام فرمود: از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم که می فرمود:

همانا یکی از شما که حق برادر مسلمانش را رها کرده و ادا ننموده است در روز قیامت آن برادر مسلمان حقش را مطالبه می کند ولی چون جوابی ندارد به نفع او و بر علیه این حکم داده خواهد شد.

حدیث هفدهم

استفاده از فرصت ها

محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، عن علیّ بن النعمان، عن حمزه بن حمران قال: سمعت أبا عبداللَّه علیه السلام یقول:

إِنّ مِمّا حُفِظَ مِنْ خُطَبِ النَّبِیّ صلی الله علیه وآله أَنَّهُ قالَ:

یا أَیُّهَا النّاسُ! إِنَّ لَکُمْ مَعالِمَ فَانْتَهُوا إِلی مَعالِمِکُمْ وَإِنَّ لَکُمْ نِهایَهً فَانْتَهُوا إِلی نِهایَتِکُمْ.

أَلا إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَعْمَلُ بَیْنَ مَخافَتَیْنِ: بَیْنَ أَجَلٍ قَدْ مَضی لایَدْرِی مَا اللَّهُ صانِعٌ فِیهِ وَبَیْنَ أَجَلٍ قَدْ بَقِیَ لایَدْرِی مَااللَّهُ قاضٍ فِیهِ، فَلْیَأْخُذِ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ مِنْ نَفْسِهِ لِنَفْسِهِ وَمِنْ دُنْیاهُ لآخِرَتِهِ وَفِی الشَّبِیبَهِ قَبْلَ الْکِبَرِ وَفِی الْحَیاهِ قَبْلَ الْمَماتِ. فَوَالَّذِی نَفْسَ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ ما بَعْدَ الدُّنْیا مِنْ مُسْتَعْتِبٍ وَما بَعْدَها مِنْ دارٍ إِلَّا الْجَنَّهِ أَوِ النّارِ.(30)

از سخنرانی های پیغمبرصلی الله علیه وآله که ضبط شده این است که فرمود:

ای مردم! شما را نشانه هایی است، به نشانه های خود برسید. و نیز به راستی برای شما پایانی است، به پایان خود برسید.

آگاه باشید! مؤمن میان دو ترس کار می کند: میان عمر گذشته ای که نداند خدا در آن، چه کند و میان عمر مانده ای که نداند خدا برای او در آن، چه چیز

مقدّر کرده است.

بنده مؤمن می بایست از خود برای خود توشه برگیرد، از دنیایش برای دیگر سرایش و از جوانی اش برای پیری (از ریش سفیدش برای سالخوردگی) و برای زندگی اش پیش از مردن.

پس قسم به آن که جان محمّد به دست او است، پس از دنیا جای عذر خواهی و تلافی نیست و پس از آن خانه ای نیست جز بهشت و دوزخ.

حدیث هجدهم

روزی حلال خود را حرام نکنید

عده من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد، عن ابن فضال، عن عاصم بن حمید، عن أبی حمزه الثمالیّ، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:

خَطَبَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وآله فِی حَجَّهِ الْوِداعِ فَقالَ:

یا أَیُّهَا النّاسُ! وَاللَّهِ ما مِنْ شَیْ ءٍ یُقَرِّبُکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ وَیُباعِدُکُمْ مِنَ النّارِ إِلاّ وَقَدْ أَمَرْتُکُمْ بِهِ، وَما مِنْ شَیْ ءٍ یُقَرِّبُکُمْ مِنَ النّارِ وَیُباعِدُکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ إِلاّ وَقَدْ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ.

أَلا وَإِنَّ الرُّوحَ الاَمِینَ نَفَثَ فِی رَوْعِی أَنَّهُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ حَتّی تَسْتَکْمِلَ رِزْقَها، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ، وَلایَحْمِل أَحَدَکُمْ اسْتِبْطاءُ شَیْ ءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ یَطْلُبَهُ بِغَیْرِ حِلِّهِ، فَإِنَّهُ لایُدْرَکُ ما عِنْدَ اللَّهِ إِلاّ بِطاعَتِهِ.(31)

رسول خداصلی الله علیه وآله در سخنرانی حجه الوداع فرمود:

ای مردم! به خدا هیچ چیزی نیست که شما را به بهشت نزدیک و از دوزخ دور کند جز آن که شما را به آن فرمان دادم. و هیچ چیزی نیست که شما را به دوزخ نزدیک و از بهشت دور کند، جز آن که شما را از آن نهی کردم.

آگاه باشید! همانا که روح الأمین در دلم افکند که هیچ جان داری نمی میرد تا روزیِ خود را کاملاً بگیرد، بنابراین از خدا بپرهیزید و در جستن رزق و روزی، آرامی کنید پس اگر روزیِ

یکی از شما دیرتر رسد او را وادار نسازد که از راه نامشروع و حرام بجوید؛ زیرا آنچه نزد خدا است جز به طاعت او دریافت نشود.

حدیث نوزدهم

اقسام صبر

محمّد بن یحیی عن، أحمد بن محمّد بن عیسی قال: أخبرنی یحیی بن سلیم الطائفی قال: أخبرنی عمرو بن شمر الیمانی، یرفع الحدیث إلی علیّ علیه السلام، قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

اَلصَّبْرُ ثَلاثَهٌ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَهِ وَصَبْرٌ عَلَی الطّاعَهِ وَصَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَهِ؛ فَمَنْ صَبَرَ عَلَی الْمُصِیبَهِ حَتّی یَرُدّها بِحُسْنِ عَزآئِها کَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلاثُمِائهَ دَرَجَهٍ ما بَیْنَ الدَّرَجَهِ إِلَی الدَّرَجَهِ کَما بَیْنَ السَّمآءِ إِلَی الْأَرْضِ.

وَمَنْ صَبَرَ عَلَی الطّاعَهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمائَهَ دَرَجَهً ما بَیْنَ الدَّرَجَهِ إِلَی الدَّرَجَهِ کَما بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَی الْعَرْشِ.

وَمَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِیَهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَهَ دَرَجَهِ ما بَیْنَ الدَّرَجَهِ إِلَی الدَّرَجَهِ کَما بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلی مُنْتَهَی الْعَرْشِ.(32)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

صبر بر سه قسم است: صبر هنگام مصیبت و صبر برای طاعت خدا و صبر در مقابل گناه کردن.

هرکه در موقع مصیبت صبر کند تا آن را به تسلّی خوبی جواب گوید، خدا برایش سیصد درجه نویسد که میان هر درجه تا درجه دیگر به مانند فاصله میان آسمان تا زمین است.

و هرکه برای طاعت و عبادت خداوند صبر کند، خدا برایش ششصد درجه نویسد که میان هر درجه ای تا درجه دیگر از عمق زمین تا عرش است.

و هر که بر معصیت خداوند صبر کند(و آن را انجام ندهد)، خدا برایش نهصد درجه نویسد که میان هر درجه تا درجه دیگر از عمق زمین تا نهایت عرش باشد.

حدیث بیستم

نقل و قرائت حدیث

محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، عن عبداللَّه بن محمّد الحجال، عن بعض أصحابه، رفعه قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

تَذاکَرُوا وَتَلاقُوا وَتُحَدِّثُوا فَإِنَّ الحَدِیثَ جَلآءٌ لِلْقُلُوبِ، إِنَّ الْقُلُوبَ لَتَرِینُ کَما یَرِینُ السَّیفُ

وَجَلآؤُهَا الحَدِیثُ.(33)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

علم را مورد مذاکره قرار دهید، باهم ملاقات کنید و احادیث را بازگو نمایید؛ زیرا حدیث وسیله زلال کردن دل های زنگ زده است. به راستی که دل ها زنگ می گیرد چنان که شمشیر زنگ گیرد و زلال کردن دل ها و جلای آن ها به حدیث گفتن است.(34)

حدیث بیست و یکم

بهترین ها و بدترین ها

حدّثنا علی بن عبداللَّه الوراق قال: حدّثنا سعد بن عبداللَّه، عن إبراهیم بن مهزیار، عن أخیه علی، عن الحسین بن سعید، عن الحرث بن محمّد بن النعمان الأحوال صاحب الطاق، عن جمیل بن صالح، عن ابی عبداللَّه الصادق، عن آبائه علیهم السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَکْرَمَ النّاسِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ وَمَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَتْقَی النّاسِ فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ وَمَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَغْنَی النّاسِ فَلْیَکُنْ بِما عِنْدَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - أَوْثَقُ مِنْهُ بِما فِی یَدِهِ.

ثُمَّ قال صلی الله علیه وآله: أَلا أُنَبِّئُکُمْ بِشَرِّ النّاسِ؟

قالُوا: بَلی یا رَسُولَ اللَّهِ!

قالَ: مَنْ أَبْغَضَ النّاسَ وَأَبْغَضَهُ النّاسُ.

ثُمَّ قالَ: أَلا أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ هذا؟

قالُوا: بَلی یا رَسُولَ اللَّهِ.

قالَ: اَلَّذِی لایُقِیلُ عَثْرَهً وَلایَقْبَلُ مَعْذِرَهً وَلایَغْفِرُ ذَنْباً.

ثُمَّ قالَ: أَلا أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ هذا؟

قالُوا: بَلی یا رَسُولَ اللَّهِ.

قالَ: مَنْ لایُؤْمَنُ شَرُّهُ وَلا یُرْجی خَیْرُهُ.

أَنَّ عِیسَی بْنَ مَرْیَم علیهما السلام قامَ فِی بَنِی اِسْرآئِیلَ، فَقالَ: یا بَنِی اِسْرآئِیلَ! لاتُحَدِّثُوا بِالْحِکْمَهِ الْجُهّالَ فَتَظْلِمُوها وَلاتَمْنَعُوها أَهْلَها فَتَظْلِمُوهُمْ وَلاتُعِینُوا الظَّالِمَ عَلی ظُلْمِهِ فَیَبْطُلْ فَضْلَکُمْ.

الأُمُورُ ثَلاثَهٌ: أَمْرٌ تَبَیَّنَ لَکَ رُشْدُهُ فَاتَّبِعْهُ وَأَمْرٌ تَبَیَّنَ لَکَ غَیُّهُ فَاجْتَنِبْهُ وَأَمْرٌ أُخْتُلِفَ فِیهِ فَرُدَّهُ إِلَی اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - .(35)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

هرکه دوست دارد گرامی ترین مردم باشد باید از خدا بپرهیزد(36) و هرکه دوست دارد پرهیزکارترین مردم باشد باید بر خدا توکل کند

و هرکه دوست دارد غنی ترین مردم باشد باید بدانچه نزد خداست بیشتر اعتماد داشته باشد از آنچه در دست خودش می باشد.

سپس فرمود: آیا شما را آگاه کنم به بدترین مردم؟

گفتند: بفرمایید، یا رسول اللَّه.

فرمود: کسی که مردم را دشمن می دارد و مردم نیز او را دشمن می دارند.

سپس فرمود: آیا شما را آگاه نکنم به بدتر از این؟

گفتند: آری یا رسول اللَّه.

فرمود: آن که از لغزش کسی نگذرد و عذر کسی را نپذیرد و گناهی را نیامرزد.

سپس فرمود: آیا شما را آگاه نکنم به بدتر از آن؟

گفتند: بله یا رسول اللَّه.

فرمود: آن که دیگران از شرش آسوده نباشند و امید به خیرش نباشد.

به راستی عیسی بن مریم در بنی اسرائیل به پا خاست و فرمود: ای بنی اسرائیل! حکمت را به نادانان نیاموزید که موجب ظلم به حکمت است و از اهلش نیز دریغ مدارید که موجب ظلم به آن ها است. و به ستمکار کمک نکنید در ستم او، که موجب بطلان فضل شماست.

امور سه گونه است: امری که رهیابی [خیر و صواب ]آن بر تو آشکار است پس پیرو آن باش و امری که گمراهی اش بر تو آشکار است پس از آن کناره بگیر و امری که مورد اختلاف است، آن را به خدای - عزّوجلّ - برگردان.

حدیث بیست و دوم

دوست یابی برای خدا

عن احمد بن ابی عبداللَّه، عن محمّد بن علیّ، عن عمر بن جبله الأحمسیّ، عن أبی الجارود، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

اَلْمُتَحابُّونَ فِی اللَّهِ یَوْمَ الْقِیامَهِ عَلی أَرْضِ زَبَرْجَدَهٍ خَضْرآءَ فِی ظِلِّ عَرْشِهِ عَنْ یَمِینِهِ - وَکِلْتا یَدَیْهِ یَمِینٌ - وُجُوهُهُمْ أَشَدُّ بَیاضاً وَأَضْوَءُ مِنَ الشَّمْسِ الطّالِعَهِ، یَغْبِطُهُمْ بِمَنْزِلَتِهِمْ کُلُّ مَلَکٍ

مُقَرَّبٍ وَکُلُّ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ.

یَقُولُ النّاسُ: مَنْ هؤُلآءِ؟

فَیُقالُ: هؤُلآءِ الْمُتَحابُّونَ فِی اللَّهِ.(37)

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:

کسانی که برای خدا با همدیگر دوستی و رفاقت می کنند، روز قیامت بر روی یک زمین از زبرجد سبز در سایه عرش خدا و در سمت راست آن خواهند بود؛ البته هر دو دست خدا، راست است. چهره های آنان از آفتاب تابان سپیدتر و روشن تر است، به مقام و منزلت آن ها هر فرشته مقرّب و هر پیغمبر مرسل غبطه می خورند.

مردم می گویند: اینان چه کسانی اند؟

گفته می شود: آنان کسانی اند که برای خدا با یکدیگر دوستی و رفاقت داشته اند.

حدیث بیست و سوم

صله رحم

عن محمّد بن یحیی، عن الحسن بن محبوب، عن عمرو بن أبی المقدام، عن جابر، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

أُوصِیَ الشّاهِدَ مِنْ أُمَّتِی وَالْغائِبَ مِنْهُمْ وَمَنْ فِی أَصْلابِ الرِّجالِ وَأَرْحامِ النِّسآءِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ أَنْ یَصِلَ الرَّحِمَ وَإِنْ کانَتْ مِنْهُ عَلی مَسِیرَهِ سَنَهٍ، فَإِنَّ ذلِکَ مِنَ الدِّینِ.(38)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

به هر یک از حاضر و غایب امّتم، و تمام آن ها که در پشت مردان و رحم زنان هستند، تا قیامت سفارش می کنم که صله رحم کنند؛ اگرچه تا یک سال راه از او دور باشند؛ زیرا این کار از شرایط دیانت است.

حدیث بیست و چهارم

شاد کردن مؤمن

محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، عن علیّ بن الحکم، عن مالک بن عطیّه، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

أَحَبُّ الْأَعْمالِ إِلَی اللَّهِ سُرُورُ [الَّذِی تُدْخِلُهُ عَلَی الْمُؤْمِنِ: تَطْرُدُ عَنْهُ جُوعَتَهُ، أَوْ تَکْشِفُ عَنْهُ کُرْبَتَهُ.(39)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

محبوب ترین کارها نزد خداوند متعال، شاد کردن قلب مؤمن است به این که گرسنگی را از او برانی و سیرش نمایی یا گرفتاری و مشکلش را از او بگردانی.

حدیث بیست و پنجم

کمک کردن به مؤمن

علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن النوفلیّ، عن السکونّی، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

مَنْ أَعانَ مُؤْمِناً، نَفَّسَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - عَنْهُ ثَلاثاً وَسَبْعِینَ کُرْبَهً: واحِدَهً فِی الدُّنْیا وَثَنَتَیْنِ وَسَبْعِینَ کُرْبَهً عِنْدَ کُرْبَتِهِ الْعُظْمی

قالَ: حَیْثُ یَتَشاغَلُ النّاسُ بِأَنْفُسِهِمْ.(40)

امام صادق از قول رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

هرکه به مؤمنی کمک کند، خدای - عزّوجلّ - هفتاد و سه گرفتاری را از او برطرف نماید، یک گرفتاری در دنیا و هفتاد و دو گرفتاری دیگر هنگام گرفتاری بزرگ او.

فرمود: آنجا که همه مردم به [گرفتاری خود مشغول می باشند.

حدیث بیست و ششم

عُجب، دامگاه شیطان

علیّ بن ابراهیم، عن محمّد بن عیسی بن عبید، عن یونس، عن بعض أصحابه، عن أبی عبداللَّهِ علیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

بَیْنَما مُوسی علیه السلام جالِساً إِذْ أَقْبَلَ إِبْلِیسُ وَعَلَیْهِ بُرْنُسٌ ذُوأَلْوانٍ، فَلَمّا دَنا مِنْ مُوسی علیه السلام خَلَعَ الْبُرْنُسَ وَقامَ إِلی مُوسی فَسَلَّمَ عَلَیْهِ.

فَقالَ لَهُ مُوسی مَنْ أَنْتَ؟

فَقالَ: أَنَا إِبْلِیسُ.

قالَ: أَنْتَ؟! فَلا قَرَّبَ اللَّهُ دارَکَ.

قالَ: إِنِّی إِنَّما جِئْتُ لِأُسَلِّمَ عَلَیْکَ لِمَکانِکَ مِنَ اللَّهِ.

قالَ صلی الله علیه وآله: فَقالَ لَهُ مُوسی علیه السلام: فَما هذَا الْبُرْنُسُ؟

قالَ: بِهِ أَخْتَطِفُ قُلُوبَ بَنِی آدَمَ.

فَقالَ مُوسی فَأَخْبِرْنِی بِالذَّنْبِ الَّذِی إِذا أَذْنَبَهُ ابْنُ آدَمَ اسْتَحْوَذْتَ عَلَیْهِ؟

قالَ: إِذا أَعْجَبَتْهُ نَفْسُهُ وَاسْتَکْثَرَ عَمَلَهُ وَصَغُرَ فِی عَیْنِهِ ذَنْبَهُ.

وَقالَ: قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِداوُدعلیه السلام: یا داوُدُ! بَشِّرِ الْمُذْنِبِینَ وَأَنْذِرِ الصِّدِّیقِینَ.

قالَ: کَیْفَ أُبَشِّرُ الْمُذْنِبِینَ وَأُنْذِرُ الصِّدِّقِینَ؟

قالَ: یا داوُدُ! بَشِّرِ الْمُذْنِبِینَ أَنِّی أَقْبَلُ التَّوْبَهَ وَأَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ، وَأَنْذِرِ الصِّدِّیقِینَ أَلّا یُعْجِبُوا بِأَعْمالِهِمْ فَإِنَّهُ لَیْسَ عَبْدٌ أَنْصبُهُ لِلْحِسابِ إِلّا هَلَکَ.(41)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

در یک موقعی که موسی علیه السلام نشسته بود، ناگاه شیطان نمایان شد که کلاه رنگارنگی

بر سرداشت و چون نزدیک موسی علیه السلام رسید، کلاه خود را از سر برداشت و نزد موسی ایستاد و به آن حضرت سلام داد.

موسی گفت: تو کیستی؟

او پاسخ گفت: من ابلیسم.

گفت: تویی!؟ خدا تو را به کسی نزدیک نسازد.

گفت: من آمدم به شما سلام کنم، به خاطر مقامی که نزد خدا داری.

پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: موسی به او گفت: این کلاه چیست؟

ابلیس گفت: با آن دل مردم را می ربایم.

موسی به او گفت: به من خبر ده از گناهی که چون آدمی زاده انجام دهد، تو بر او مسلّط می شوی؟

پاسخ داد: زمانی که خودبین شود و کار خود را فزون شمارد و گناهش در چشم او کوچک جلوه کند.

پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: خدای - عزّوجلّ - به داوودعلیه السلام وحی فرمود: ای داوود! گنهکاران را مژده بده، و صدّیقان را بیم بده!

عرض کرد: چگونه به گنهکاران، مژده بدهم و به صدّیقان بیم بدهم؟

خداوند متعال فرمود: ای داوود! به گنهکاران مژده بده که من توبه پذیرم و از گناه درگذرم، و به صدّیقان بیم بده که مبادا به کردار خود عُجب کنند و خودبین شوند؛ زیرا من هیچ بنده ای را پای میز حساب نکشم جز آن که هلاک شود.

حدیث بیست و هفتم

انسان بدزبان بی حیا

عده من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن عثمان بن عیسی عن عمر بن أذینه، عن أبان بن أبی عیاش، عن سلیم بن قیس، عن أمیرالمؤمنین علیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّهَ عَلی کُلِّ فَحّاشٍ بَذِیٍ ّ، قَلِیلِ الْحَیآءِ، لایُبالِی ما قالَ وَلا قِیلَ لَهُ، فَإِنَّکَ إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلّا لِغَیَّهٍ أَوْ شِرْکِ شَیْطانٍ.

فَقِیلَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! وَفِی النّاسِ

شِرْکُ شَیْطانٍ؟

فَقالَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وآله: أَما تَقْرَأُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَشَارِکْهُمْ فِی الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ»؟(42)

از امیرالمؤمنین علیه السلام است که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

به راستی خدا حرام کرده است بهشت را به هر فحّاش بی آبرو و کم شرم که باک ندارد چه بگوید و چه به او گفته شود؛ زیرا به راستی اگر از او بازرسی کنی یا از زنا است و یا شیطان در او شریک شده است.

عرض شد: یا رسول اللَّه! در میان مردم هم شرک شیطان هست؟

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: آیا گفته خداوند - عزّوجلّ - را نخواندی که فرموده است:(43) «و تو ای شیطان شریک آن ها باش در دارایی و فرزندان».(44)

حدیث بیست و هشتم

نتیجه خداخواهی و هوی خواهی

عده من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن أبیه، عن عبداللَّه بن القاسم، عن أبی حمزه عن أبی جعفرعلیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

یَقُولُ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ -: وَعِزَّتِی وَجَلالِی وَعَظَمَتِی وَکِبْرِیائِی وَنُورِی وَعُلُوِّی وَارْتِفاعِ مَکانِی، لایُؤثِرُ عَبْدٌ هَواهُ عَلی هَوایَ إِلّا شَتَّتُّ عَلَیْهِ أَمْرَهُ وَلَبَسْتُ عَلَیْهِ دُنْیاهُ وَشَغَلْتُ قَلْبَهُ بِها وَلَمْ أُوتِهِ مِنْها إِلّا ما قَدَّرْتُ لَهُ.

وَعِزَّتِی وَجَلالِی وَعَظَمَتِی وَنُورِی وَعُلُوِّی وَارْتِفاعِ مَکانِی، لایُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوایَ عَلی هَواهُ إِلَّا اسْتَحْفَظَتْهُ مَلآئِکَتِی وَکَفَّلْتُ السَّماواتِ وَالْأَرَضِینَ رِزْقَهُ وَکُنْتُ لَهُ مِنْ وَرآءِ تجارَهِ کُلِّ تاجِرٍ وَأَتَتْهُ الدُّنْیا وَهِیَ راغِمَهٌ.(45)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

خداوند - عزّوجلّ - می فرماید: به عزت و جلال خودم قسم، به بزرگی و کبریایی ام قسم و به نور و برتری و مقام بلندم سوگند! هیچ بنده ای خواسته خود را بر خواسته من ترجیح ندهد، جز آن که کارش را پریشان کنم و دنیایش را در هم

سازم و دلش را بدان سرگرم نمایم و از دنیا به او ندهم جز همان مقدار که مقدّر او کرده ام.

همچنین به عزت و جلال و عظمت خودم قسم، به نور و برتری و مقام بلندم سوگند! هیچ بنده ای خواست مرا بر دلخواه خود مقدم ندارد جز آن که فرشته های من او را حفظ و حمایت کنند و آسمان ها و زمین را کفیل روزی او سازم و از پس تجارت و بهره جویی هرتاجری، من پشتیبان او باشم و دنیا هم با همه دارایی اش [با خواری و فروتنی به آستان بوسی او آید.(46)

حدیث بیست و نهم

قهر کردن دو مسلمان

محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، عن محمّد بن سنان، عن أبی سعید القمّاط، عن داود بن کثیر قال: سمعت أبا عبداللَّه علیه السلام یقول: قال أبی علیه السلام:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

أَیُّما مُسْلِمَیْنِ تَهاجَرا فَمَکثا ثَلاثاً لایَصْطَلِحانِ إِلّا کانا خارِجَیْنِ مِنَ الْإِسْلامِ وَلَمْ یَکُنْ بَیْنَهُما وِلایَهٌ، فَأَیُّهُما سَبَقَ إِلی کَلامِ أَخِیهِ کانَ السّابِقُ إِلَی الْجَنَّهِ یَوْمَ الْحِسابِ.(47)

امام صادق علیه السلام از قول پدرش فرمود که رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده است:

اگر دو نفر مسلمان با هم قهر کنند و سه روز بر آن حال بمانند و صلح نکنند، هر دو از اسلام خارج باشند و میان آن ها پیوست دینی نباشد. پس هرکدام پیشی گیرد به سخن گفتن با برادر مسلمان خود، اوست که روز قیامت و هنگام حساب زودتر به بهشت داخل خواهد شد.

حدیث سی ام

چه کسی بوی بهشت را هم استشمام نمی کند؟

عن احمد بن محمّد بن خالد، عن محمّد بن علیّ، عن محمّد بن فرات، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فِی کلام له:

إِیّاکُمْ وَعُقُوقَ الْوالِدَیْنِ فَإِنَّ رِیحَ الْجَنَّهِ تُوجَدُ مِنْ مَسِیرَهِ أَلْفَ عامٍ وَلا یَجِدُها عاقٌّ وَلا قاطِعُ رَحِمٍ وَلا شَیْخٌ زانٍ وَلا جارُّ إِزارِهِ خُیَلآءَ، إِنَّمَا الْکِبْرِیآءُ للَّهِ ِ رَبِّ الْعالَمِینَ.(48)

از امام باقرعلیه السلام نقل است که رسول خداصلی الله علیه وآله در ضمن سخنان خود فرمود:

بپرهیزید از عاق پدر و مادر، زیرا بوی بهشت که از مسافت هزار سال راه به مشام می رسد، ولی عاق والدین وقاطع رحم و پیرمرد زناکار و شخص متکبّر آن را استشمام نخواهند کرد. همانا کبریایی از آن خداوند است، او که پروردگار جهانیان است.

حدیث سی و یکم

عواقب دنیوی گناهان

علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، وعدّه من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد، جمیعاً، عن ابن محبوب، عن مالک بن عطیّه، عن أبی حمزه، عن أبی جعفرعلیه السلام قال:

وَجَدْنا فِی کِتابِ رَسُولِ اللَّه صلی الله علیه وآله:

إِذا ظَهَرَ الزِّنا مِنْ بَعْدِی کَثُرَ مَوْتُ الْفُجْأَهِ، وَإِذا طَفَّفَ الْمِکْیالُ وَالْمِیزانُ أَخَذَهُمُ اللَّهُ بِالسِّنِینِ وَالنَّقْصِ، وَإِذا مَنَعُوا الزَّکاهَ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَکَتَها مِنَ الزَّرْعِ وَالثِّمارِ وَالْمَعادِنِ کُلِّها، وَإِذا جارُوا فِی الْأَحْکامِ تَعاوَنُوا عَلَی الظُّلْمِ وَالْعُدْوانِ، وَإِذا نَقَضُوا الْعَهْدَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ عَدُوَّهُمْ، وَإِذا قَطَعُوا الْأَرْحامَ جُعِلَتِ الْأَمْوالُ فِی أَیْدِی الْأَشْرارِ، وَإِذا لَمْ یَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَلَمْ یَنْهَوا عَنِ الْمُنْکَرِ وَلَمْ یَتَّبِعُوا الْأَخْیارَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ شِرارَهُمْ فَیَدْعُوا خِیارُهُمْ فَلا یُسْتَجابُ لَهُمْ.(49)

امام باقرعلیه السلام می فرماید: در کتاب رسول خداصلی الله علیه وآله یافتیم که فرمودند:

هرگاه پس از من زنا پدیدار و شایع گردد، مرگ ناگهانی

فراوان شود و چون در کیل و وزن (پیمانه ترازو) کم و زیاد کنند، خدایشان به قحطی و کاستی گرفتار کند. و هرگاه از زکات دریغ کنند، زمین برکتش را نسبت به زراعت و میوه ها و معادن همه دریغ کند. و هرگاه در احکام الهی ظلم و ستم کنند، بر ستم و عدوان همکاری نمایند. و هرگاه پیمان شکنند، خدا دشمنان را بر آن ها چیره سازد. و چون قطع رحم کنند، خدا مال را به دست اشرار اندازد. و هرگاه امر به معروف و نهی از منکر نکنند و پیروی از نیکان خاندان من ننمایند، خدا اشرار آن ها را بر ایشان مسلّط گرداند و نیکان آن ها دعا کنند، ولی دعایشان اجابت نشود.

حدیث سی و دوم

بت پرستی و شراب خواری

حدّثنا الشیخ الفقیه ابو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی رحمه الله قال: حدّثنا ابی - رضی اللَّه عنه - قال: حدّثنا سعد بن عبداللَّه، عن الهیثم بن أبی مسروق النهدی، عن الحسن بن محبوب، عن أبی أیّوب الخزاز، عن محمّد بن مسلم الثقفی قال: سئل ابو عبداللَّه جعفر بن محمّد الصادق علیه السلام عن الخمر، فقال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

إِنَّ أَوَّلَ ما نَهانِی عَنْهُ رَبِّی - عَزَّوَجَلَّ - عَنْ عِبادَهِ الاَوْثانِ وَشُرْبِ الْخَمْرِ وَمُلاحاهِ الرِّجالِ، أَنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَتَعالی بَعَثَنِی رَحْمَهً لِلْعالَمِینَ وَلَأَمْحَق الْمَعازِفَ وَالْمَزامِیرَ وَأُمُورَ الْجاهِلِیَّهِ وَأَوْثانَها وَأَزْلامَها وَأَحْداثَها.

أُقْسِمُ رَبِّی - جَلَّ جَلالُهُ - فَقالَ: لایَشْرِبُ عَبْدٌ لِی خَمْراً فِی الدُّنْیا إِلّا سَقَیْتُهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ مِثْلَ ما شَرِبَ مِنْها مِنَ الْحَمِیمِ مُعَذَّباً بَعْدُ أَوْ مَغْفُوراً لَهُ.

وَقال علیه السلام: لاتُجالِسُوا شارِبَ الْخَمْرِ، وَلا تُزَوِّجُوهُ وَلا تَتَزَوَّجُوا إِلَیْهِ، وَإِنْ مَرِضَ فَلا تَعُودُوهُ، وَإِنْ ماتَ فَلا تُشَیِّعُوا

جِنازَتَهُ.

إِنَّ شارِبَ الْخَمْرِ یَجِی ءُ یَوْمَ الْقِیامَهِ مُسْوَدّاً وَجْهُهُ، مُزْرَقَهً عَیْناهُ، مائِلاً شَدْقُهُ، سائِلاً لِعابُهُ، دالِعاً لِسانُهُ عَنْ قَفاهُ.(50)

پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله فرمود:

اوّلین چیزی که خداوند متعال من را از آن نهی فرمود، بت پرستی و شراب خواری و در افتادن با مردان [ترک منازعه و مخاصمه با مردم بود.

همانا خداوند تبارک و تعالی مرا مبعوث کرد تا رحمت برای جهانیان باشم، تار و تنبور و امور جاهلیت را و بت ها و قمارهای آن(51) و بدعت هایش را نابود سازم.

پروردگارم قسم یاد کرده و فرموده است:

هیچ یک از بندگانم در دنیا شراب نخورد مگر این که به همان اندازه که شراب نوشیده، از آب جوشیده جهنم به او بنوشانم؛ چه پس از آن هم معذّب باشد یا آمرزیده شود.

و فرمود: با شراب خوار همنشین نشوید، به او زن ندهید، از او زن نگیرید، اگر مریض شد به عیادتش نروید، اگر مرد در تشییع جنازه اش شرکت نکنید.

همانا شراب خوار در روز قیامت با روی سیاه محشور می شود، چشمانش کبود، لب و لوچه اش آویزان، آب دهانش روان و زبانش از پشت سر در آمده است.

حدیث سی و سوم

انگشت نما شدن

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

کَفی بِالْمَرْءِ إِثْماً أَنْ یُشارَ إِلَیْهِ بِالْأَصابِع؛ إِنْ کانَ خَیْراً فَهِیَ مَزَلَّهٌ إِلّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ تَعالی وَإِنْ کانَ شَرّاً فَهُوَ شَرٌّ.(52)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

برای هر شخصی همین گناه بس است که انگشت نمای(53) دیگران شود؛ اگر کارش خوب باشد که محل لغزش است مگر آن که خدایش ترحم کند و اگر کارش بد باشد که این انگشت نما شدن نیز خود شرّ دیگری است.

حدیث سی و چهارم

فرزند صالح

حدّثنا احمد بن محمّد بن یحیی العطار قال: حدّثنا أبی، عن أحمد بن أبی عبداللَّه، عن محمّد بن علی الکوفیّ، عن شریف بن سابق التفلیسیّ، عن إبراهیم بن محمّد، عن الصادق جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن آبائه علیهم السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

مَرَّ عِیْسَی بْنُ مَرْیَمَ علیهما السلام بِقَبْرٍ یُعَذَّبُ صاحِبُهُ، ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِنْ قابِلٍ فَإِذا هُوَ لَیْسَ یُعَذَّبُ. فَقالَ: یا رَبِ ّ! مَرَرْتُ بِهذَا الْقَبْرِ عَامِ أَوَّلَ فَکانَ صاحِبُهُ یُعَذَّبُ، ثُمَّ مَرَرْتُ بِهِ الْعامَ فَإِذا هُوَ لَیْسَ.

فَأَوْحَی اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ -: یا رُوْحَ اللَّهِ! أَنَّهُ أَدْرَکَ لَهُ وَلَدٌ صَالِحٌ فَأَصْلَحَ طَرِیقَاً وَآوی یَتِیماً، فَغَفَرْتُ لَهُ بِما عَمَلَ إِبْنَهُ.

قالَ: وَقالَ عِیْسَی بْنُ مَرْیَمَ علیهما السلام لِیَحْییَ بْنِ زَکرَیّاعلیه السلام: إِذا قِیلَ فِیکَ ما فِیکَ فَاعْلَمْ أَنَّهُ ذَنْبٌ ذَکَرْتَهُ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ مِنْهُ وَإِنْ قِیلَ فِیکَ مالَیْسَ فِیکَ فَاعْلَمْ أَنَّها حَسَنَهٌ کُتِبَتْ لَکَ لَمْ تَتْعَبُ فِیها.(54)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

حضرت عیسی به گوری گذر نمود که صاحبش را عذاب می کردند ولی سال دیگر بر آن گذشت، دید عذاب ندارد. عرض کرد: پروردگارا! پارسال به این گور گذشتم، صاحبش در حال عذاب بود ولی امسال می بینم عذاب ندارد.

خداوند متعال به او وحی

فرمود: ای روح اللَّه! وی فرزند صالحی داشت که بعد از بلوغ، راهی را اصلاح کرد و یتیمی را پناه داد، پس پدر را به خاطر عمل فرزندش آمرزیدم.(55)

عیسی بن مریم علیهما السلام به یحیی بن زکریاعلیهما السلام فرمود: اگر عیبی در توست، و دیگران درباره آن گفت و گو می کنند، بدان که آن گناه را به یادت آورده اند، پس استغفار کن و از خدا آمرزش بخواه.

و اگر عیبی در تو نیست و به تو تهمت می زنند، بدان که برایت حسنه ای نوشته خواهد شد بدون این که رنج و زحمتی را متحمّل شده باشی.

حدیث سی و پنجم

رساندن پیام پیامبرصلی الله علیه وآله

عده من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد بن عیسی عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر، عن أبان بن عثمان، عن ابن أبی یعفور، عن أبی عبداللَّه علیه السلام:

أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خَطَبَ النّاسَ فِی مَسْجِدِ الْخیفِ، فَقالَ:

نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقالَتِی فَوَعاها وَحَفِظَها وَبَلَّغَها مَنْ لَمْ یَسْمَعْها، فَرُبَّ حامِلِ فِقْهٍ غَیْرَ فَقِیهٍ، وَرُبَّ حامِلِ فِقْهٍ إِلی مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ.

ثَلاثٌ لایَغُلّ عَلَیْهِنَّ قَلْبُ امْرِی ءٍ مُسْلِمٍ:

إِخْلاصُ الْعَمَلِ للَّهِ ِ، وَالنَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ وَاللُّزُومُ لِجَماعَتِهِمْ، فَإِنَّ دَعْوَتَهُمْ مُحِیطَهٌ مِنْ وَرآئِهِمْ، اَلْمُسْلِمُونَ إِخْوَهٌ تَتَکافَأُ دِماؤُهُمْ وَیَسْعی بِذِمَّتِهِمْ أَدْناهُمْ.(56)

رسول خداصلی الله علیه وآله که در مسجد خیف برای مسلمانان سخنرانی می کرد، فرمود:

خرّم کند خدا بنده ای را که گفتار مرا بشنود و آن را در دل جای دهد و نگه دارد و به کسی که نشینده برساند. چه بسا کسی که دستور بینایی و فهم با خود دارد و خود بینا و با فهم نیست و چه بسا کسی که چنین دستوری را به فهیم تر از خود نقل می کند.

سه چیز است

که دل مرد مسلمان در آن ها دغلی [کوتاهی و خیانت روا نمی دارد:

1) کردار پاک و بی غرض برای خدا.

2) خیراندایشی برای پیشوایان و رهبران مسلمین.

3) پیوست و پایداری در جماعت مسلمانان؛ زیرا دعوت جامعه مسلمانان فراگیرنده است هر آن که را در دنبال آنان باشد (دعای ائمه فراگیرد هرکه را در دنبال آنان باشد).

مسلمانان همه برادرند و خونشان با هم برابر است، کوچک ترین فرد مسلمان برای اجرای پیمان امان جامعه مسلمان کوشا است (پیمان امان کوچک ترین فرد مسلمان بر همه مسلمانان مجری است و باید برای اجرای آن شتاب شود).

حدیث سی و ششم

چند پند و نصیحت

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

کُونُوا فِی الدُّنْیا أَضْیافَاً وَاتَّخِذُوا الْمَساجِدَ بُیُوتاً، عَوِّدُوا قُلُوبَکُمْ الرِّقَّهَ، وَأَکْثِرُوا التَّفَکُّرَ وَالْبُکآءَ، وَلا تَخْتَلِفَنَّ بِکُمُ الْأَهْوآءُ؛ تَبْنُونَ ما لا تَسْکُنُونَ وَتَجْمَعُونَ ما لا تَأْکُلُونَ وَتَأْمَلُونَ ما لا تُدْرِکَونَ.(57)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

در دنیا همانند مهمان باشید. مسجدها را خانه خود کنید. دل ها را به رقّت عادت دهید. اندیشه و گریه بسیار نمایید. و هوس ها شما را از راه بیرون نبرد.

[آگاه باشید!] بناهایی می سازید که در آن ساکن نخواهید شد خوردنی هایی فراهم می کنید که از آن نخواهید خورد، و امیدهایی دارید که به آن نخواهید رسید.

حدیث سی و هفتم

چه دعایی کنیم؟

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

قُلِ اللَّهُمَّ اجْعَلْ سَرِیرَتِی خَیْراً مِنْ عَلانِیَتِی وَاجْعَلْ عَلانِیَتِی صالِحَهً، اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْئَلُکَ مِنْ صالِحِ ما تُؤْتِی النّاسَ مِنَ الْمالِ وَالْأَهْلِ وَالْوَلَدِ غَیْرَ الضّالِ ّ وَلاَ الْمُضِلِ ّ.(58)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

بگو: خداوندا! نهان مرا از عیانم بهتر کن و عیانم را هم آن طور که شایسته است قرار بده.

خدایا! من از تو درخواست می کنم از همان چیزهای شایسته ای که به مردم می دهی؛ چه مال و چه زن و فرزند، که نه گمراه باشد و نه گمراه کند.

حدیث سی و هشتم

دعا برای دیگران و اثر آن

علی بن محمّد، عن محمّد بن سلیمان، عن اسماعیل بن إبراهیم، عن جعفر بن محمّد التمیمی، عن حسین بن علوان، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

ما مِنْ مُؤْمِنٍ دَعا لِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ إِلّا رَدَّ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - عَلَیْهِ مِثْلَ الَّذِی دَعا لَهُمْ بِهِ مِنْ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَهٍ مَضی مِنْ أَوَّلِ الدَّهْرِ أَوْ هُوَ آتٍ إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ.

إِنَّ الْعَبْدَ یُؤْمَرُ بِهِ إِلیَ النّارِ یَوْمَ القِیامَهِ فَیُسْحَبُ، فَیَقُولُ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتِ: یا رَبِ ّ هذَا الَّذِی کانَ یَدْعُو لَنا فَشَفِّعْنا فِیهِ، فَیُشَفِّعَهُمُ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - فِیهِ فَیَنْجُو.(59)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

هیچ مؤمنی نیست که برای مردان و زنان مؤمن دعا کند جز این که خداوند - عزّوجلّ - به او برگرداند مانند آنچه را برای آنان دعا کرده است از طرف هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنه ای که از آغاز روزگار از دنیا رفته است یا تا روز قیامت به جهان خواهد آمد.

همانا بنده ای باشد که روز قیامت دستور دهند که او را به دوزخ برند، پس او را به سوی آتش می کشند،

مؤمنین و مؤمنات می گویند: پروردگارا! این همان است که برای ما دعا می کرد، پس شفاعت ما را درباره او بپذیر.

و خدا نیز شفاعت آنان را درباره او می پذیرد پس این فرد نجات می یابد.

حدیث سی و نهم

همراهی با قرآن

عن احمد بن محمّد باسناده عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:

تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ یَأْتِی یَوْمَ الْقِیامَهِ صاحِبَهُ فِی صُورَهِ شَابٍ ّ جَمِیلٍ شاحِبِ اللَّوْنِ فَیَقُولُ لَهُ القُرآنُ: أَنَا الَّذِی کُنْتُ أَسْهَرْتُ لَیْلَکَ وَأَظْمَأْتُ هَواجِرَکَ وأَجْفَفْتُ رِیْقَکَ، وَأَسَلْتُ دَمْعَتَکَ، أَؤُولُ مَعَکَ حَیْثُما أُلْتَ وَکُلُّ تَاجِرٍ مِنْ وَرآءِ تِجارَتِهِ وَأَنَا الْیَوْمَ لَکَ مِنْ وَرآءِ تِجارَهِ کُلِ ّ تاجِرٍ وَسَیَأْتِیکَ کِرامَهٌ [مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - فَأَبْشِرْ.

فَیُؤْتی بِتاجٍ فَیُوضَعُ عَلی رَأْسِهِ وَیُعْطَی الْأَمانُ بِیَمِینِهِ وَالْخُلْدُ فِی الْجِنانِ بِیَسارِهِ وَیُکْسی حُلَّتَیْنِ.

ثُمَّ یُقالُ لَهُ: إِقْرَءْ وَارْقَهْ.

فَکُلَّما قَرَأَ آیَهً صَعِدَ دَرَجَهً، وَیُکْسی أَبَواهُ حُلَّتَینْ إِنْ کانا مُؤْمِنَیْنِ.

ثُمَّ یُقالُ لَهُما: هذا لِما عَلَّمْتُماهُ القُرآنَ.(60)

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

قرآن بیاموزید زیرا روز قیامت نزد خواننده خود آید صورت جوانی زیبا و خوش سیما.

پس قرآن به او می گوید: منم که شب تو را بی خواب کردم و روزهای گرم، تو را به تشنگی کشیدم و آب دهانت را خشک کردم و اشکت را روان ساختم، هرجا بروی با تو می آیم و هر تاجری در فکر تجارت خود به انتظار سود است و امروز نیز من برای تو و به نفع تو هستم.

پس بشارت باد بر تو که به زودی کرامتی از سوی خداوند - عزّوجلّ - به تو می رسد.

پس تاجی برایش آورند و بر سرش نهند و برگ امان به دست راستش و سند ماندگاری در بهشت را به دست دیگرش دهند و دو جامه بهشتی

به او بپوشانند.

سپس به او گفته شود: بخوان و بالا برو.

پس هرگاه آیه ای بخواند، درجه ای بالا رود و به پدر و مادر او هم اگر مؤمن باشند دو جامه پوشند و به آن ها گویند: این مزد آن است که قرآن به او آموختید.

حدیث چهلم

لعن شده ها(61)

قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله

1) لَعَنَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَشارِبَها وَساقِیَها وَبایِعَها وَمُبْتاعَها وَعاصِرَها وَحامِلَها وَالْمَحْمُولَهَ إِلَیْهِ وَآکِلَ ثَمَنِها.

پیامبر خدا فرمود:

خدا لعنت کند شراب را و خورنده آن را و ساقی آن را و فروشنده آن را و خریدار آن را و تهیه کننده آن را و حمل کننده آن را و کسی که شراب برای او حمل می شود و خورنده پول آن را.

2) لَعَنَ اللَّهُ الرِّبا وَآکِلَهُ وَکاتِبَهُ وَشاهِدَهُ وَهُمْ یَعْلَمُونَ.

خدا لعنت کند ربا را و خورنده آن را و نویسنده آن را و شاهد آن را، در حالی که می دانند.

3) لَعَنَ اللَّهُ الرَّجُلَ یَلْبَسُ لُبْسَهَ الْمَرْأَهِ وَالمَرْأَهَ یَلْبَسُ لُبْسَهَ الرَّجُلِ.

خدا لعنت کند مردی را که لباس زنانه می پوشد و زنی را که لباس مردانه می پوشد.

4) لَعَنَ اللَّهُ الرَّجُلَهَ مِنَ النِّسآءِ.

خدا زنان مردنما را لعنت کند.

5) لَعَنَ اللَّهُ المُتَشَبِّهاتِ مِنَ النِّسآءِ بِالرِّجالِ وَالمُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجالِ بِالنِّسآءِ.

خدا لعنت کند زنانی را که خود را شبیه مردان کنند. و مردانی که خود را شبیه زنان نمایند.

6) لَعَنَ اللَّهُ مَنْ فَرَّقَ بَیْنَ الْوالِدَهِ وَوَلَدِها وَبَیْنَ الْأَخِ وَأَخِیهِ.(62)

خدا لعنت کند کسی را که بین مادر و فرزندش و بین دو برادر جدایی اندازد.

7) لَعَنَ اللَّهُ مَنْ لَعَنَ وَالِدَیْهِ.

خدا لعنت کند کسی را که پدر و مادر خود را لعن کند.

8) لَعَنَ اللَّهُ مَنْ یَسِمُ فِی الْوَجْهِ.

هرکه به چهره علامت نهد خدایش لعنت کند.

9)

لُعِن عَبْدُ الدِّینارِ وَلُعِنَ عَبْدُ الدِّرْهَمِ.

ملعون باد بنده دینار و ملعون باد بنده درهم.

10) لَعَنَ اللَّهُ الرَّاشِی وَالْمُرْتَشِی وَالَّذِی یَمْشِی بَیْنَهُما.

خدا لعنت کند رشوه دهنده و رشوه گیرنده را و آن کسی که بین این دو واسطه می شود.

11) مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقی کَلَّهُ عَلَی النّاسِ.

هر کسی بار خویش به دوش مردم افکند ملعون است.

12) مَلْعُونٌ مَنْ ضَارَّ مُؤْمِناً أَو مَکَرَ بِهِ.(63)

هرکه به مؤمنی زیان برساند یا با او مکر و حیله کند ملعون است.

معرفی کتاب های چاپ شده پیرامون پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله

قسمت اول

عنوان کتاب پدید آورنده/موضوع و سطح

1 ) آثار احمدی(تاریخ پیامبر اسلام و ائمه صلی الله علیه وآله) احمد استرآبادی

2 ) آخرین پیامبرصلی الله علیه وآله امیرمهدی مراد حاصل/ادبیات نوجوانان

3 ) آخرین دیدار رسول اکرم سید مهدی شمس الدین

4 ) آخرین رسالت و آخرین پیامبر مؤسسه در راه حقّ

5 ) آخرین سفر رسول خدا سید اسد اللَّه یاوری

6 ) آخرین سفیر رضا شیرازی

7 ) آخرین نماز پیامبرصلی الله علیه وآله سید مرتضی عسکری/دفاعیه

8 ) آداب پیامبرصلی الله علیه وآله در معاشرت با همنوعان محمّدرضا رضوانی/اخلاق

9 ) آشنایی با جنگ های پیامبر و علی علیهما السلام مهدی آیت اللهی/تاریخی

10 ) آشنایی با جنگ های پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله مهدی آیت اللهی/تاریخی

11 ) آنچه خدای کعبه اراده کند رضا رهگذر / کودکان

12 ) آن قصه که در کتاب ها آمده بود... رضا رهگذر/داستان مذهبی

13 ) آنک آن یتیم نظر کرده(پیامبر، از تولد تا بعثت) رضا رهگذر/سرگذشتنامه

14 ) آنک آن یتیم نظر کرده(داستان کودکی پیامبر) محمّد لواسانی

15 ) آواز گنجشک ها(چهل قصه) ناصر نادری/داستان های کودکان

16 ) اخلاق از دیدگاه قرآن و پیامبر و عترت حسین

موسوی رادلاهیجی/اخلاق اسلامی

17 ) اخلاق پیامبرصلی الله علیه وآله عبدالحمید جوده السحار/ اخلاق

18 ) اخلاق پیامبرصلی الله علیه وآله عبدالکریم بی آزار شیرازی

19 ) اخلاق و رفتار پیامبرصلی الله علیه وآله(برگزیده حیاه القلوب علامه مجلسی) ولی فاطمی

20 ) اذان گوی پیامبرصلی الله علیه وآله سیدجلال خادمی/آموزش بزرگسالان، سرگذشتنامه

21 ) از اسلام چه می دانیم (محمّد پیامبر رحمت) حسن اسلامی اردکانی

22 ) اسرار مباهله محمّد رضا انصاری/اسلام و مسیحیت

23 ) اسرار معراج پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله علی قرنی گلپایگانی

24 ) اسلام شناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی/انتشارات جمکران

25 ) افق علی (سیمایی از معراج) سید علی رضوی کشمیری/احادیث معراج

26 ) الگوی برتر (شیوه مبارزه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله) محمّد رضا تویسرکانی/تاریخ

27 ) الگوی کامل (نگاهی به سیره اخلاقی پیامبراکرم صلی الله علیه وآله) همت سهراب پور/اخلاق اسلامی

28 ) امام علی علیه السلام از زبان پیامبر ذبیح اللَّه اسماعیلی/فضایل

29 ) امین قافله نور(برگزیده شعر مذهبی در ستایش پیامبر) امیرمسعود طاهریان

30 ) اوّلین دانشگاه و آخرین پیامبر رضا پاک نژاد/ اسلام و بهداشت، اجتماع وعلوم

31 ) اویس قرنی (اصحاب و یاران پیامبرصلی الله علیه وآله) امیر مهدی مراد حاصل/سرگذشتنامه

32 ) ای ابوذر (پندهای پیامبر به ابوذر) حسن بن فضل طبرسی/احادیث اخلاقی

33 ) ای پسر مسعود(پندهای گرانمایه پیامبراکرم صلی الله علیه وآله) حسن بن فضل طبرسی/اخلاق

34 ) ای علی (پندهای گرانمایه پیامبراکرم به علی علیه السلام) حسن بن فضل طبرسی

35 ) با پیامبر به سوی معراج علی شیروانی/سرگذشتنامه

36 ) با جنگ های پیامبر اسلام آشنا شویم مهدی آیت اللهی

37 ) با من سخن بگو رضا رهگذر/کودکان

38 )

بچه ها و پیامبرصلی الله علیه وآله مصطفی رحماندوست

39 ) بحران جانشینی پیامبرصلی الله علیه وآله یوسف غلامی/اثبات خلافت

40 ) برادر پیامبر، امام علی علیه السلام محمّدجواد شری

41 ) بر ساحل چشمانش سعید روح افزا/داستان های مذهبی، ادبیات نوجوانان

42 ) بر کرانه غدیر(72 سؤال پیرامون غدیر) خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله

43 ) برگزیدگان، حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله احمد رضا حسینی/احادیث اخلاقی

44 ) بشاره المصطفی لشیعه المرتضی طبری / حدیث

45 ) بوی گل محمّدی، قصه زندگانی پپامبر اسلام صلی الله علیه وآله جواد نعیمی/ادبیات نوجوانان

46 ) بهار خانه ما(یادآور زندگی پیامبر گرامی اسلام) سعید روح افزا/ادبیات نوجوانان

47 ) بهترین زندگی پرتو کلام پیامبرصلی الله علیه وآله م حکیمی

48 ) به خاطر محمدصلی الله علیه وآله مجید ملا محمدی/داستان های مذهبی، ادبیات نوجوانان

49 ) پروازهای غیبی (داستان های معراج) اسماعیل محمدی/داستان

50 ) پژوهشی درباره پیامبر و قرآن فخرالدین حجازی/تمدن اسلام

51 ) پندهای پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله خطاب به ابوذغفاری خیراللَّه سلیم زاده/اندرزنامه

52 ) پیامبرصلی الله علیه وآله زین العابدین رهنما/سرگذشتنامه

53 ) پیامبر، آفاق هجرت محمّد ابراهیم فجر

54 ) پیامبر آگاهی محمّد ملکی/شعر فارسی

55 ) پیامبر، از زبان علی محمّد تقی جعفری تبریزی/نهج البلاغه، نقد و تفسیر

56 ) پیامبر، از کودکی و نوجوانی تا حراء محمّد ابراهیم فجر

57 ) پیامبر، اسطوره حسن محمّد ابراهیم فجر

58 ) پیامبر امّی مرتضی مطهری/مقاله و خطبه ها

59 ) پیامبرصلی الله علیه وآله بهترین الگوی انسان ها جلیل صفری/آموزش بزرگسالان، اخلاق

60 ) پیامبر پایه گذار تشیع از دیدگاه احادیث اهل سنت موسسه انتشارات رسالت

61 ) پیامبر، جاذبه های عشق محمّد ابراهیم فجر/تاریخ

62 ) پیامبر،

خندق، حماسه جاودانه حق محمّد ابراهیم فجر/تاریخ

63 ) پیامبر خیبر، جلوه اعجاز حیدر محمّد ابراهیم فجر/تاریخ، اطلس ها

64 ) پیامبر، در سپیده دم محمّد ابراهیم فجر

65 ) پیامبر رحمت،(نگرشی گذرا بر زندگی رسول اکرم) ولی فاطمی/سرگذشتنامه

66 ) پیامبر، رستاخیز جان ها محمّد ابراهیم فجر/سرگذشتنامه

67 ) پیامبر، شهریار محبت محمّد ابراهیم فجر/سرگذشتنامه

68 ) پیامبر، طائف به سفر لطائف محمّد ابراهیم فجر/اسلام و تاریخ

69 ) پیامبر، طلیعه های بدر محمّد ابراهیم فجر/اسلام و تاریخ

70 ) پیامبر، علی در معنای محمد محمّد ابراهیم فجر/اسلام و تاریخ

71 ) پیامبر، فروغ ایزدی محمّد ابراهیم فجر

72 ) پیامبر، قلمروهای بعثت محمّد ابراهیم فجر/سرگذشتنامه

73 ) پیامبر، قله های احد محمّد ابراهیم فجر/ اسلام و تاریخ

74 ) پیامبر، کیمیای معنا محمّد ابراهیم فجر/اسلام و تاریخ

75 ) پیامبر،معراج محمّد ابراهیم فجر/اسلام، تاریخ

76 ) پیامبر مهربانی غلامرضا حیدری ابهری/داستان ادبیات نوجوانان

77 ) پیامبر و اهل بیت محمّد علی مجاهدی/به خط کریل

78 ) پیامبر و پیامش سید مجتبی موسوی لاری/به خط زبان روسی

79 ) پیامبر و بچه ها محسن بنشاسته/کودکان

80 ) پیامبر وحدت سید حسین حسینی/سرگذشتنامه

81 ) پیامبرصلی الله علیه وآله و یهود حجاز مصطفی صادقی/اسلام و یهودیان

82 ) پیام پیامبر بهاءالدین خرمشاهی،مسعود انصاری/(نامه ها و خطبه ها

83 ) پیام پیامبر محمّد تقی حکیم/کلمات قصار

84 ) پیغمبر و یاران آیه اللَّه محمّد علی عالمی

85 ) پیمانه ای از غدیر(خطبه پیامبر) علیرضا مهرپرور/شعرفارسی

86 ) تاریخ اسلام: زندگانی پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله جعفر سبحانی تبریزی/تاریخ

87 ) تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله عباس صفایی حائری/انتشارات جمکران

88 ) تاریخ پیامبر اسلام محمّد ابراهیم آیتی/سرگذشتنامه

89

) تاریخ تحلیلی اسلام عین اللَّه ارشادی/تاریخ پیش از اسلام تا رحلت پیامبر

90 ) تاریخ تحلیلی اسلام،(نگرشی بر روش پیامبرصلی الله علیه وآله برای ساختن جامعه اسلامی) تاریخ

91 ) تاریخ چهارده معصوم علیهم السلام احمد امیر پور/چهارده معصوم، سرگذشتنامه

92 ) تاریخ حدیث پیامبرصلی الله علیه وآله سید مرتضی عسکری/احادیث شیعه

93 ) تاریخ صدر اسلام، پژوهشی در تاریخ پیامبر اسلام اصغر منتظر القائم/تاریخ

94 ) تاریخ مجاهدات پیامبر اکرم عباس صفایی حایری/سرگذشتنامه

95 ) تاریخ مختصر زندگی پیامبراکرم علی کمالی دزفولی

96 ) تاریخ منظوم چهارده معصوم علیهم السلام مجتبی رضانژاد/شعر فارسی

97 ) تاریخ و تحلیل پنج سال از هجرت پیامبرصلی الله علیه وآله حسین ایرانی

98 ) ترجمه ارشاد القلوب حسن بن محمّد دیلمی

99 ) تکنولوژی اعتقادی، معراج، تولد عیسی علی اکبر مهرابی/مقاله های فارسی

100 ) توسل به پیامبر سیّد مرتضی عسکری/شفاعت، توسل

101 ) توصیف علی علیه السلام از زبان پیامبر عباس قدیانی

102 ) ثبات و دوام سنّت پیامبر محمّد رضا جوادی

103 ) جانشینی پیامبر، یا امامت موسسه در راه حق/عقاید

104 ) جستار و پژوهش درباره، زندگی پیامبر اسلام مهرو (شهیدزاده)امامزاده

105 ) جلوه های تقوا محمّد حسن حائری یزدی/داستان های اخلاقی

106 ) جنگ احد، بدر ناصر طاهرنیا/ادبیات نوجوانان

107 ) جنگ های ارتداد و بحران جانشین پیامبر علی غلامی دهقی/تاریخ

108 ) جنگ ها و غزوات پیامبر اسلام، جنگ بدر حلمی التونی/ادبیات نوجوانان

109 ) جوان در چشم و دل پیامبرصلی الله علیه وآله محمّد باقر پورامینی/احادیث، جوانان

110 ) چرا به پیامبر نیازمندیم؟ مهدی آیت اللهی/ادبیات نوجوانان

111 ) چکیده تاریخ پیامبر اسلام محمّد ابراهیم آیتی/تاریخ، اطلس ها

112 ) چهل حدیث حیات از

ستارگان درخشان انسانیت حسین خیاطی

113 ) حضرت محمّدصلی الله علیه وآله آخرین پیامبر عبدالرشید تریز/ادبیات نوجوانان

114 ) حضرت محمّد (بخوان و رنگ کن) مرتضی امین/کودکان

115 ) حضرت محمّدصلی الله علیه وآله انتشارات جمکران/کودکان

116 ) حیات پاکان، داستان هایی از زندگی پیامبراکرم مهدی محدثی/داستان

117 ) حیوه القلوب، تاریخ پیامبر اسلام علامه مجلسی/سرگذشتنامه

118 ) خاطره هایی از پیامبر اکرم، از زبان این پنج زن قاسم کریمی/سرگذشتنامه

119 ) خداوند پیروزی پیامبر اسلام را تضمین کرده است عزت السادات الهی

120 ) خطاب های پیامبر به علی علیهما السلام محمّد علی رسولی/نامه ها و یادبودها

121 ) خطابه غدیر: ترسیمی از صحنه غدیرخم محمّد باقر انصاری/اثبات خلافت

122 ) خطبه پیامبر اکرم در غدیر حسین عمادزاده/غدیرخم، خطبه ها

123 ) خطبه پیامبر اکرم در غدیر خم عبدالمجید رکنی/غدیرخم، خطبه ها

124 ) خورشید اسلام چگونه درخشید و ... محمّد باقر علم الهدی/تاریخ اسلام

125 ) خورشیدی در خانه خدیجه رضا رهگذر/جوانی پیامبر

126 ) داد و ستد کودکانه رضا رهگذر/ داستان زندگی پیامبرصلی الله علیه وآله

127 ) داستان پیامبر علی موسوی گرمارودی

128 ) داستان پیامبر اسلام ناصر مکارم شیرازی/قرآن، قصه ها

129 ) داستان زندگی پیامبر رضا رهگذر/داستان زندگی نیای پیامبر

قسمت دوم

130 ) داستان زندگی پیامبر عبدالحمید جوده السحار/ جنگ خندق

131 ) داستان زندگی پیامبر (اخلاق پیامبر) عبدالحمید جوده السحار/اخلاق

132 ) داستان زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله رضا رهگذر/سرگذشتنامه

133 ) داستان زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله از تولد تا وفات مهدی آیت اللهی/سرگذشتنامه

134 ) داستان زندگی پیامبر عبدالحمید جوده السحار/کودکان و نوجوانان

135 ) داستان زندگی پیامبر (فتح مکه) عبدالحمید جوده السحار/کودکان و نوجوانان

136 ) داستان زندگی

پیامبرجنگ احد عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه

137 ) داستان زندگی پیامبر جنگ تبوک عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه

138 ) داستان زندگی پیامبر جنگ حنین عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه

139 ) داستان زندگی پیامبر جنگ خندق عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه

140 ) داستان زندگی پیامبر حجّ وداع عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه

141 ) داستان زندگی پیامبر دوران جوانی عبدالحمید جوده السحار /جوانان

142 ) داستان زندگی پیامبر دوران شکنجه و رنج عبدالحمید جوده السحار

143 ) داستان زندگی پیامبردوران کودکی عبدالحمید جوده السحار /کودکان

144 ) داستان زندگی پیامبر صدور انقلاب عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه

145 ) داستان زندگی پیامبر صلح حدیبیه عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه

146 ) داستان زندگی پیامبر فتح مکه عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه

147 ) داستان زندگی پیامبر عبدالکریم بی آزار شیرازی/کودکان و نوجوانان

148 ) داستان زندگی پیامبر(صلح حدیبیه) عبدالحمید جوده السحار/کودکان و نوجوانان

149 ) داستان زندگی پیامبر محاصره اقتصادی عبدالحمید جوده السحار /سرگذشتنامه

150 ) داستان سیل آن سال (داستان جوانی پیامبر) رضا رهگذر /ادبیات نوجوانان

151 ) داستان ها ودرس هایی از زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله مرتضی نظری

152 ) داستان هایی از پیامبر اسلام حمید خرمی /داستان های مذهبی

153 ) داستان هایی از معجزات پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله رضا باقریان موحد /داستان های مذهبی

154 ) داستان هایی از معراج پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله عبداللَّه حسینی/معراج

155 ) داستان های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله جعفر حسینی/برگرفته از بحارالانوار

156 ) داستان های خواندنی از پیامبران اولوالعزم محمّد محمدی اشتهاردی

157 ) در آستانه سالزاد پیامبر محمود رامیار

158 ) درر المصائب،(در مراثی ومدائح پیامبرصلی الله علیه وآله) علی سرافراز/شعر مذهبی

159 ) درس هایی از زندگی پیامبر نور و رحمت

مهدی حائری تهرانی/کلمات قصار

160 ) دریاست که می ماند(یادآوری زندگی پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله) سعید روح افزا/نوجوانان

161 ) رسائل النبیّ والوصی صادق آئینه وند/نامه ها

162 ) رفتار پیامبرصلی الله علیه وآله با کودکان و جوانان محمّد علی چنارانی/اخلاق اسلامی

163 ) رفتار پیامبرصلی الله علیه وآله در منزل محمّد علی چنارانی/اخلاق

164 ) رمز اشک، اشک های پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله مهدی احدی امیر کلائی

165 ) ره توشه، پندهای پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله محمدتقی مصباح/احادیث شیعه

166 ) ریاض الصالحین،(احادیث پیامبر بزرگ اسلام) یحی بن شرف نووی/احادیث شیعه

167 ) زبان فرشتگان، شرحی به پیامبر جبران خلیل جبران/شعر منثور فارسی

168 ) زبده المنهاج مشتمل بر اسرار معراج علی قرنی گلپایگانی

169 ) زنان پیرامون پیامبرصلی الله علیه وآله محمودی مهدی استانبولی/زنان مقدّس اسلام

170 ) از نجران تا مدینه،(90 داستان از مباهله) محمّد رضا انصاری/داستان مذهبی

171 ) زندگانی امام علی، زندگی با پیامبر مهدی یوسف/سرگذشتنامه

172 ) زندگانی پیامبر اسلام شهباز آزادمهر/سرگذشتنامه

173 ) زندگانی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله محمّد تقی صرفی/سرگذشتنامه

174 ) زندگانی پیامبر اسلام حضرت محمدصلی الله علیه وآله موسسه در راه حق/آموزش بزرگسالان

175 ) زندگانی پیامبر در بیست قصه عبدالتواب یوسف/ادبیات نوجوانان، قصه ها

176 ) زندگی حضرت محمد سید هاشم رسول محلاتی

177 ) زندگی حضرت محمدصلی الله علیه وآله پیامبر اسلام عبدالملک ابن هشام/ترجمه سیره النبویه

178 ) زندگی محمّدصلی الله علیه وآله پیامبر اسلام محمّد علی خلیلی/سرگذشتنامه

179 ) زندگی محمّد پیشوای اسلام حسین عماد زاده

180 ) زیارت پیامبرصلی الله علیه وآله سعید آراء/زیارتنامه ها

181 ) سخنان قدسی موسسه پیام امام هادی علیه السلام/احادیث خاص

182 )

سفارشات پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به دختران و زنان سید جمیلی/کلمات قصار

183 ) سفر دراز شام: داستان کودکی پیامبرصلی الله علیه وآله رضا رهگذر

184 ) سفر شبانه (قصه معراج پیامبرصلی الله علیه وآله) رضا شیرازی/داستان ها معراج

185 ) سنن النبی آداب و سنن پیامبرصلی الله علیه وآله علامه محمّد حسین طباطبایی/احادیث شیعه

186 ) سیاست خارجی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله علی فائزی/اسلام و دولت

187 ) سیره تبلیغی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله مترجم،اصغر افتخاری/اسلام، تبلیغات

188 ) سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام علی حسینی زاده/اسلام و آموزش و پرورش

189 ) سیره صحیح پیامبر بزرگ اسلام مرتضی عاملی

190 ) سیره معصومان، پیامبر اسلام خاتم الانبیاء محسن امین

191 ) سیری در سیره پیامبرصلی الله علیه وآله محی الدین مستو/500 سؤال و جواب

192 ) سیمای آفتاب: شمایل پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه وآله ابوالفضل موسوی گرمارودی

193 ) سیمای پرفروغ محمّد (کحل البصر) شیخ عباسی قمی

194 ) سیمای مدینه (شهر پیامبرصلی الله علیه وآله) محمّد صحتی سردرودی/زیارتگاه های اسلامی

195 ) سیمای معراج پیامبرصلی الله علیه وآله محمدمحمدی اشتهاردی/معراج

196 ) شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم در غدیرخم محمدتقی نقوی

197 ) شش مقاله، ختم نبوت مرتضی مطهری/مقاله ها و خطابه ها

198 ) شصت و سه سال با پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله اسداللَّه افشار/سرگذشتنامه

199 ) شعله جاوید سعید آل رسول/داستان زندگی پیامبرصلی الله علیه وآله

200 ) شهر پیامبر حبیب یغمایی/شعر

201 ) شیعه النبی سید ابوالحسن حسینی

202 ) شیعیان اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله سید مرتضی عسکری/چهارده معصوم

203 ) شیعیان علی علیه السلام از نگاه پیامبرصلی الله

علیه وآله محمّد حسن زمانی/احادیث اهل سنت

204 ) شیفتگان مکتب اهل بیت علیهم السلام محمّد فوزی/صحابه، سرگذشتنامه

205 ) شیوه همسرداری پیامبرصلی الله علیه وآله احمد عابدینی/به گزارش قرآن وسنت

206 ) صدقه، چهل اندرز و سخن کوتاه از پیامبر گرامی رمضانعلی قربان پور

207 ) صدور انقلاب، داستان زندگی پیامبر عبدالحمید جوده السحار

208 ) ضیافت نور میرخسرو نیکزاد

209 ) طبقات، غزوه ها و سریه های پیامبرصلی الله علیه وآله محمّد بن سعد کاتب واقدی

210 ) طه سیّد امیر معصومی

211 ) عجایب و معجزات شگفت انگیزی از پیامبرصلی الله علیه وآله معجزات

212 ) عشق به بی نهایت اللَّه معجزه آسمانی پیامبرصلی الله علیه وآله اقدس (مجدی) فقیهی

213 ) عطر آیه ها (پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله) مهدی وحیدی صدر/شعر کودکان

214 ) فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله جعفر سبحانی/تاریخ، اطلس ها

215 ) فروغ ابدیت،(تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبراکرم صلی الله علیه وآله) جعفر سبحانی

216 ) قرآن و آخرین پیامبر ناصر مکارم شیرازی

217 ) کودکی آخرین پیامبر سپیده خلیلی/سرگذشتنامه، کودکان

218 ) کودکی با پیامبر سخن گفت مرتضی دانشمند/گروه سنی ب.ج

219 ) گزیده ای از اندرزها و سخنان کوتاه پیامبراکرم صلی الله علیه وآله علاء الدین پازارگادی/اندرزنامه

220 ) گفتار پیامبرصلی الله علیه وآله در نهج البلاغه محمّد محمّدی اشتهاردی

221 ) لالایی معصومین (حضرت محمّد) رضوان داستان پرو/ شعر کودک

222 ) لبخند شیرین پیامبر محمّد ناصری/نماز، داستان، ادبیات نوجوانان

223 ) مادر پیامبرصلی الله علیه وآله عایشه بنت الشاطی

224 ) ماه رمضان در بیان پیامبرصلی الله علیه وآله حسین استادولی/دعای شعبانیه، روزه

225 ) مأثورات یا دعاهای سینه به سینه از پیامبراکرم صلی

الله علیه وآله حسن بنا/دعا

226 ) متن کامل خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیرخم حوزه علمیه حضرت زهراعلیها السلام

227 ) محاصره اقتصادی، داستان زندگی پیامبر عبدالحمید جوده السحار

228 ) محمدصلی الله علیه وآله آخرین پیامبر حسن اسلامی اردکانی

229 ) محمّدصلی الله علیه وآله پیامبر رحمت حسن اسلامی اردکانی

230 ) محمّد تصویر جمال خدا حسین بدرالدین

231 ) محمدصلی الله علیه وآله در مکه(تحلیلی نوین از زندگی سیاسی و اجتماعی پیامبر) سمیح عاطف زین

232 ) محمدصلی الله علیه وآله فرزانه آفرینش سید محمّد یزدی/سرگذشتنامه، فضایل

233 ) مصابیح القلوب حسن بن حسن/شرح پنجاه و سه حدیث اخلاقی از پیامبرصلی الله علیه وآله

234 ) معجزات و مقامات عرفانی حضرت محمدصلی الله علیه وآله سید علی حسینی

235 ) معراج فیض کاشانی

236 ) منتهی الاعمال مرحوم شیخ عباس قمی

237 ) منشور جاوید جعفر سبحانی تبریزی/تفسیر موضوعی

238 ) میلاد پیامبرصلی الله علیه وآله اسحاق محمدی/ادبیات نوجوانان

239 ) میلاد پیامبر عبدالحمید جوده السحار/ادبیات نوجوانان

240 ) میلاد نور نجف علی مهاجر

241 ) نای حکمت جواد محدثی

242 ) نگاهی بر زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله محمّد محمدی اشتهاردی

243 ) نگاهی دوباره به سیمای پیامبرصلی الله علیه وآله رضا رجب زاده

244 ) نگرشی کوتاه به زندگی پیامبر مؤسسه در راه حق

245 ) نهج الفصاحه ابوالقاسم پاینده / حدیث

246 ) 14 نور پاک؛ زندگی پیامبر عقیقی بخشایشی/سرگذشتنامه

247 ) و آن ستاره که دنباله دار می آید رضا رهگذر/کودکان و نوجانان

248 ) اوصاف روزه داران(شرح خطبه شعبانیه) محمّد علی جزایری/دعای شعبانیه

249 ) وحی در ادیان آسمانی ابراهیم امینی

250

) وصیت های پیامبر به علی علیهما السلام مکتب قرآن

251 ) وضوی پیامبرصلی الله علیه وآله سید علی شهرستانی

252 ) وفات پیامبر و فتح فلسطین عبدالکریم بی آزار شیرازی

253 ) ولایت علی در قرآن و سنت پیامبرصلی الله علیه وآله سید مرتضی عسکری

254 ) هجرت به مدینه عبدالحمید جوده السحار

255 ) هجرت پیامبر اسحاق محمدی

256 ) هدایت گران راه نور سید محمد تقی مدرسی/زندگی پیامبرصلی الله علیه وآله

257 ) همگام با رسول صلی الله علیه وآله جواد محدثی/اخلاقی

258 ) یاران مهربانی (بازسازی کعبه، آغاز رسالت) کریمان حمزه/سرگذشتنامه

259 ) یک باغ لبخند محمّد پور وهاب/نوجوانان، داستانی

260 ) یک پیامبر و هفتاد و سه مذهب محمّد مهدی نکونام

پی نوشت ها

1) بحارالانوار، ج 2، ص 153.

2) سوره نجم، آیه 3 و 4.

3) سوره احزاب، آیه 21.

4) سوره احزاب، آیه 45، 46.

5) فَبِما رَحْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ» (سوره آل عمران، آیه 159).

6) لَقَدْ جَآءَکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ»؛به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! (سوره توبه، آیه 128).

7) و تو اخلاق عظیم و برجسته ای داری!» (سوره قلم، آیه 4).

8) جالب توجّه این که از زمان بررسی کتاب های حدیثی و انتخاب و گزینش این چهل حدیث تا مرحله تایپ و آماده شدن متن جهت چاپ، چهل روز طول کشید.

9) امالی شیخ صدوق، مجلس 50، حدیث 7.

10) اصول کافی، ج 1، ص 274، حدیث 9.

11) اصول کافی، ج 4، ص 218، حدیث 1

12) اصول کافی، جلد 4، ص 148،

حدیث 2.

13) أمالی صدوق رحمه الله، مجلس 23، حدیث 9.

14) اصول کافی، جلد4، ص 150، حدیث 3.

15) أمالی صدوق رحمه الله، مجلس 3، حدیث 7.

16) أمالی صدوق رحمه الله، مجلس 15، حدیث 11.

17) أمالی صدوق رحمه الله، مجلس 21، حدیث 1.

18) از بزرگی نقل شده است: با این که دشمنان امام علی علیه السلام فضایل ایشان را به علّت بغض و کینه مخفی کردند و دوستانش نیز از ترس و تقیه، لب به سخن نگشودند فضایل و مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام تمام جهان را فرا گرفته است.

19) کمال الدین، جلد 1، ص 280، حدیث 27.

20) سوره آل عمران، آیه 7.

21) اصول کافی، ج 1، ص 38، حدیث 11.

22) اصول کافی، ج 1، ص 94، حدیث 1.

23) از این قسمت حدیث معلوم می شود، آن علمی ارزش دارد که برای خدا و در راستای امر رسالت باشد.

24) امالی شیخ صدوق، مجلس 16، حدیث 2.

25) وقت مخصوص و فضیلت نمازهای پنجگانه توسط معصومین علیهم السلام مشخص شده و در رساله مراجع معظم تقلید بیان شده است؛ اگرچه اجازه داده اند که به صورت جمع و در سه نوبت نیز خوانده شود.

26) امالی شیخ صدوق، مجلس 26، حدیث 8.

27) وسائل الشیعه، ج 8، ص 426، حدیث 6.

28) وسائل الشیعه، ج 8، ص 550، حدیث 24.

29) مستحب است کسی که عطسه می کند، الحمد للَّه بگوید و صلوات بفرستد و آن که می شنود به او «یَرْحَمُکُمُ اللَّهُ» بگوید.

30) اصول کافی، ج 4، ص 214، حدیث 9.

31) اصول کافی، ج 4، ص 224، حدیث 2.

32) اصول کافی، ج 4، ص 278، حدیث 15.

33) اصول کافی، ج 1، ص 114، حدیث 8.

34) چون کلام معصومین علیهم السلام نور است و نور الهی تاریکی ها و ظلمات گناه را که قلب احاطه

کرده است می زداید.

35) امالی شیخ صدوق، مجلس 50، حدیث 11.

36) خلاصه معنای تقوای و پرهیزکاری؛ یعنی پروا و حریم نگه داشتن برای خداوند که نتیجه آن انجام واجبات الهی و ترک محرمات است.

37) اصول کافی، ج 4، ص 378، حدیث 7.

38) اصول کافی، ج 4، ص 446، حدیث 5.

39) اصول کافی، ج 4، ص 568، حدیث 11.

40) اصول کافی، ج 4، ص 592، حدیث 2.

41) اصول کافی، ج 5، ص 228، حدیث 8.

42) اصول کافی، ج 5، ص 250، حدیث 3.

43) سوره اسراء، آیه 64.

44) در حدیثی است که هرکه خمس اموال خود را نپردازد، شیطان در مال و فرزندان او شریک می شود.

45) اصول کافی، ج 5، ص 280، حدیث 2.

46) پس چه بهتر که انسان خواسته خود را به خواسته الهی گره بزند و هرچه خدا می خواهد همان را بخواهد.

47) اصول کافی، ج 5، ص 302، حدیث 5.

48) اصول کافی، ج 5، ص 312، حدیث 6.

49) اصول کافی، ج 5، ص 372، حدیث 2.

50) امالی شیخ صدوق، مجلس 65، حدیث 1.

51) تیرهای مخصوصی بوده است که در زمان جاهلیّت برای شرطبندی استفاده می کرده اند.

52) نهج الفصاحه، ص 454، ح 2141.

53) یعنی رفتار و پوشاک او به نحوی باشد که موجب جلب توجّه دیگران شود؛ اگر چه پوشیدن لباس شهرت نیز تحریم شده است.

54) امالی، مجلس 77، حدیث 8.

55) در حدیثی است که می فرماید: هرگاه انسان از دنیا برود عمل او نیز منقطع می شود مگر در سه چیز: فرزند صالحی تربیت کرده باشد، یا علمی که دیگران از او استفاده کنند و یا صدقه جاریه ای باقی گذاشته باشد.

56) اصول کافی، ج 6، ص 132، حدیث 1.

57) نهج

الفصاحه، ص 463، ح 2188.

58) نهج الفصاحه، ص 445، ح 2091.

59) اصول کافی، ج 6، ص 126، حدیث 5.

60) اصول کافی، ج 6، ص 398، حدیث 3.

61) این چند حدیث با موضوع لعن که در یک عنوان آمده، از نهج الفصاحه ابوالقاسم پاینده و غلام حسین مجیدی گزینش شده است.

62) نهج الفصاحه، ص 476، ح 2240

63) نهج الفصاحه، ص 473 - 476.

درباره مركز

بسمه تعالی
هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ
آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسانند ؟
سوره زمر/ 9

مقدمه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، از سال 1385 هـ .ش تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی (قدس سره الشریف)، با فعالیت خالصانه و شبانه روزی گروهی از نخبگان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.

مرامنامه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان در راستای تسهیل و تسریع دسترسی محققین به آثار و ابزار تحقیقاتی در حوزه علوم اسلامی، و با توجه به تعدد و پراکندگی مراکز فعال در این عرصه و منابع متعدد و صعب الوصول، و با نگاهی صرفا علمی و به دور از تعصبات و جریانات اجتماعی، سیاسی، قومی و فردی، بر مبنای اجرای طرحی در قالب « مدیریت آثار تولید شده و انتشار یافته از سوی تمامی مراکز شیعه» تلاش می نماید تا مجموعه ای غنی و سرشار از کتب و مقالات پژوهشی برای متخصصین، و مطالب و مباحثی راهگشا برای فرهیختگان و عموم طبقات مردمی به زبان های مختلف و با فرمت های گوناگون تولید و در فضای مجازی به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار دهد.

اهداف:
1.بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام)
2.تقویت انگیزه عامه مردم بخصوص جوانان نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی
3.جایگزین کردن محتوای سودمند به جای مطالب بی محتوا در تلفن های همراه ، تبلت ها، رایانه ها و ...
4.سرویس دهی به محققین طلاب و دانشجو
5.گسترش فرهنگ عمومی مطالعه
6.زمینه سازی جهت تشویق انتشارات و مؤلفین برای دیجیتالی نمودن آثار خود.

سیاست ها:
1.عمل بر مبنای مجوز های قانونی
2.ارتباط با مراکز هم سو
3.پرهیز از موازی کاری
4.صرفا ارائه محتوای علمی
5.ذکر منابع نشر
بدیهی است مسئولیت تمامی آثار به عهده ی نویسنده ی آن می باشد .

فعالیت های موسسه :
1.چاپ و نشر کتاب، جزوه و ماهنامه
2.برگزاری مسابقات کتابخوانی
3.تولید نمایشگاه های مجازی: سه بعدی، پانوراما در اماکن مذهبی، گردشگری و...
4.تولید انیمیشن، بازی های رایانه ای و ...
5.ایجاد سایت اینترنتی قائمیه به آدرس: www.ghaemiyeh.com
6.تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و...
7.راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی
8.طراحی سیستم های حسابداری، رسانه ساز، موبایل ساز، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک، SMS و...
9.برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم (مجازی)
10.برگزاری دوره های تربیت مربی (مجازی)
11. تولید هزاران نرم افزار تحقیقاتی قابل اجرا در انواع رایانه، تبلت، تلفن همراه و... در 8 فرمت جهانی:
1.JAVA
2.ANDROID
3.EPUB
4.CHM
5.PDF
6.HTML
7.CHM
8.GHB
و 4 عدد مارکت با نام بازار کتاب قائمیه نسخه :
1.ANDROID
2.IOS
3.WINDOWS PHONE
4.WINDOWS
به سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی و قرار دادن بر روی وب سایت موسسه به صورت رایگان .
درپایان :
از مراکز و نهادهایی همچون دفاتر مراجع معظم تقلید و همچنین سازمان ها، نهادها، انتشارات، موسسات، مؤلفین و همه بزرگوارانی که ما را در دستیابی به این هدف یاری نموده و یا دیتا های خود را در اختیار ما قرار دادند تقدیر و تشکر می نماییم.

آدرس دفتر مرکزی:

اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109