وسيلة الخادم الي المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم عليهم السلام قسمت مربوط به امام سجاد عليه السلام

مشخصات كتاب

‏سرشناسه : فضل‌الله‌بن روزبهان، ۸۶۰؟ - ۹۲۵؟ق
‏عنوان قراردادي : [وسيله الخادم الي المخدوم]
‏عنوان و نام پديدآور : وسيله الخادم الي المخدوم: در شرح صلوات چهارده معصوم(ع)/ فضل‌الله‌بن روزبهان خنجي‌اصفهاني؛ به‌كوشش رسول جعفريان
‏وضعيت ويراست : [ويرايش ۲؟]
‏مشخصات نشر : قم: موسسه انصاريان، ۱۳۷۵.
‏مشخصات ظاهري : ص ۳۱۵
‏شابك : بها:۶۵۰۰ريال ؛ بها:۶۵۰۰ريال
‏وضعيت فهرست نويسي : فهرستنويسي قبلي
‏يادداشت : كتابنامه به‌صورت زيرنويس
‏عنوان ديگر : در شرح صلوات چهارده معصوم(ع)
‏موضوع : صلوات
‏شناسه افزوده : جعفريان، رسول، ۱۳۴۳ - ، مصحح
‏رده بندي كنگره : BP۲۶۶/ف‌۵۶و۵ ۱۳۷۵
‏رده بندي ديويي : ۲۹۷/۷۷
‏شماره كتابشناسي ملي : م‌۷۶-۸۷۷

در صلوات بر امام زين العابدين علیه السلام

اللهم و صل و سلم علي الامام الرابع و درود و صلوات ده و سلام فرست بر امام چهارم. از اين جا شروع است در صلوات بر امام زين‌العابدين و آن حضرت بعد از امام حسين عليه‌السلام امام شد، به اتفاق جميع شيعه الا كيسانيه كه ايشان بعد از امام حسين، امامت محمد بن الحنفيه را اثبات مي‌كنند. و آثار امامت آن حضرت زياده از آن است كه كسي در آن شك كند. أبي الأئمة بادخ النهمة شامخ الهمة آن حضرت پدر امامان است، زيرا كه هشت امام بعد از او همه از اولاد آن حضرتند، و آن حضرت بلند عزم و قصد است و بلند همت است، زيرا كه اصلا التفات به خلافت صوري نفرمود و عزم همت خود را مخصوص و مقصور بر عبادت و امور آخرت ساخته. [1] . روايت كرده‌اند كه چون حضرت امام زين‌العابدين عليه‌السلام بعد از قتل امام حسين عليه‌السلام از شام با اهل‌بيت خود به مدينه فرمود به عبادت مشغول شد و چون آن حضرت به [ صفحه 178] مدينه فرمود، اهل مدينه را مصيبت امام حسين عليه‌السلام «به غايت» [2] صعب بود. تمامي پيش آن حضرت آمدند و اتفاق كردند كه يزيد را خلع كنند خون امام حسين عليه‌السلام از او طلب دارند. «آن حضرت فرمود من بدين شغل بعد از پدر مشغول نمي‌گردم. شما برويد و ديگري را طلب كنيد.» [3] ايشان با عبدالله بن حنظله كه بزرگ انصار بود بيعت كردند و حضرت امام زين‌العابدين از ميان ايشان بيرون رفت. و يزيد لعين چون خروج اهل مدينه بشنيد و قبول ناكردن امامت بيعت ايشان را، از آن حضرت راضي و شاكر شد؛ مسلم بن عقبه را با لشكري عظيم به جنگ اهل مدينه فرستاد و در موضعي كه آن را حره گويند در بيرون مدينه، جنگ كردند و بسياري از اولاد صحابه و تابعين در آن جنگ شهيد شدند و عبدالله بن حنظله نيز شهيد شد و مسلم بن عقبه بعد از جنگ و غلبه به خدمت حضرت امام، شكر يزيد - عليه اللعنه - باز گفت. آن حضرت فرمود: من به عبادت پروردگار مشغولم و با دنيا مرا كاري نيست. مرا به حال خود باز گذاريد و شما دانيد و مهمات دنيا؛ و اين از علو همت است كه بدان اشارت فرموده شده: كاشف الغمة دافع الملمة المنافح عند الامور المهمة آن حضرت كشف كننده‌ي امر پوشيده است كه آن امر بر مردم مهم [4] باشد. و اين اشارت است به علم و كشف آن حضرت. چنانچه روايت كرده‌اند كه علم واقعات در تابعين و حل مشكلات بدان حضرت منتهي شد. و آن حضرت دفع كننده‌ي بليات و شدايد است كه (بر) مردمان فرود آيد. و اين اشارت است به عطا و كرم و بخشش و جود آن حضرت كه در شدايد دفع فقر و ضرر از مردمان مي‌فرمود. چنانچه روايت كرده‌اند كه در وقتي كه آن حضرت وفات فرمود، هنگام غسل آن حضرت، بر اندام مباركش اثر جراحتها و زخمها بود؛ همچو كسي كه بارهاي سنگين بسيار بر دوش كشيده باشد و در اندام او جراحت پيدا [ صفحه 179] شده باشد. مردمان از آن حال تعجب كردند كه آن حضرت هرگز باري بر پشت نمي‌كشيده و سر آن اصلا بر كسي ظاهر نشد؛ بعد از چند روز كه از وفات آن حضرت بگذشت بسيار اهل خانه‌هاي مدينه از يتيمان و زنان بي‌شوهر بي‌قوت بماندند و ايشان گفتند قوت ما از آن بود كه در شبها كسي مي‌آمد و خروارهاي طعام بر پشت گرفته در خانه‌ي ما مي‌انداخت و ما اصلا نمي‌دانستيم كه او كيست؟ اكنون كه او وفات فرمود، آن طعام از ما منقطع شد. بعد از آن بر مردم ظاهر شد كه آن زخمها كه بر اعضاي آن حضرت بوده اثر آن بارها بوده كه در شب پوشيده به خانه‌هاي يتيمان و فقيران و جماعتهايي كه ايشان را روي طلب نبوده مي‌رسانيده و از مردمان پوشيده مي‌داشته تا بعد از وفات آن حضرت ظاهر شده. و آن حضرت دفع كننده و راننده است نزد كارها كه مردمان را در غم اندازد؛ و اين اشارت است بدان چه روايت كرده‌اند كه هر كس را در مدينه كه مشكلي روي مي‌نموده آن حضرت در آن مساعدت مي‌نموده و دفع آن زحمت و بلا از آن كس مي‌كرد. الواقف في مواقف العبادة بالليل المدلهمة «آن حضرت ايستاده در موقفهاي» [5] عبادت الهي است در شبهاي بسيار تاريك. [6] . و اين اشارت است به بسياري عبادت آن حضرت، چنانچه روايت كرده‌اند كه آن حضرت عابدترين اهل زمان خود بود و در شبانه‌روزي هزار ركعت نماز مي‌گذارد. بعد از آن، صحيفه كه در آنجا حكايت عبادت حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام ثبت كرده بودند، مي‌طلبيد و در آن نظر مي‌كرد و آن صحيفه را مي‌انداخت، همچو كسي كه ملول باشد از تقصير خود و مي‌فرمود كه أني لي بعبادة علي. [7] يعني من از كجا بياورم «عبادتي همچو» [8] عبادت علي و من چگونه عبادت را بدان حضرت رسانم. طاوس [9] يماني روايت كند كه حضرت امام زين‌العابدين شبي به حجره‌ي كعبه در [ صفحه 180] آمد، پس نماز بسيار كرد [10] و بعد از آن سجده كرد و روي بر خاك «نهاد و» [11] بماليد و كف دستها به طرف آسمان برداشت. شنيدم كه آهسته مي‌گفت. عبيدك بفنائك، مسكينك بفنائك، فقيرك بفنائك، سائلك بفنائك. طاوس گفت: من دعا ياد گرفتم و هيچ شدت پيش نيامد مرا الا آن كه اين دعا را بخواندم و خداي تعالي مرا فرج كرامت فرمود. [12] . طارح الشوكة مع المفاخر الجمة آن حضرت اندازنده‌ي شوكت دنيا و بزرگي است با وجود فخرها و شرفهاي بسيار كه آن حضرت را حاصل بوده. و اين اشارت است بدان كه آن حضرت با وجود آن مفاخر نسبي و مكارم حسبي كه در ذات مبارك آن حضرت جمع شده بود، اصلا ميل ظهور و شوكت خلافت نمي‌فرمود. چنانچه روايت كرده‌اند كه در مدت حيات آن حضرت هر چند مردم عراق آن حضرت را بر طلب ملك و خلافت ترغيب كردند اصلا ميل نفرمود؛ ابن شهاب زهري روايت كند كه، جمعي از مفسدان پيش عبدالملك مروان كه در آن زمان پادشاه بود افساد كردند كه مردم عراق ميل به امام زين‌العابدين دارند؛ كتابات بدو نوشته‌اند و او نيز ميل دارد كه به طرف كوفه رود و در آنجا ظهور كند و اين تهمت را خاطر نشان عبدالملك مروان كردند؛ عبدالملك جمعي را بفرستاد و آن حضرت را بند و غل كرده، «به طرف شام برد؛ چون موكلان، آن حضرت را بند و غل كردند و خيمه از مدينه بيرون زدند كه» [13] طرف شام روند، من رفتم تا آن حضرت را وداع كنم، در اندرون خيمه بود و موكلان در بيرون خيمه نشسته بودند از ايشان دستوري خواستم و در رفتم آن حضرت را بديدم كه دستهاي مباركش را در غل كرده بودند و سرپاي مباركش در زنجير كشيده؛ رقت بر من غالب شد بگريستم. فرمود: اي زهري! چرا مي‌گريي؟ گفتم: اي پسر رسول خدا! من تو را چنين غل كرده نمي‌توانم ديد كه آن حضرت اشارت فرمود، في الحال غل و بند بيفتاد. آن حضرت فرمود: اي زهري! اين حال را مشاهده [ صفحه 181] كردي؟ من به اختيار، همراه ايشان مي‌روم و شب سوم انتظار من بكش كه باز مي‌گردم. ايشان روانه شدند و شب سوم موكلان كه همراه آن حضرت بودند برگشتند و پرسيدند كه آن حضرت به مدينه آمد؛ از ايشان پرسيدم كه قصه‌ي او چون بود؟ گفتند: ما صباح برخواستيم ديديم كه غل و بند آنجا افتاده و آن حضرت نيست. بعد از آن من عازم شام شدم، چون پيش عبدالملك در رفتم احوال حضرت از من سؤال كرد. من حكايت باز گفتم. عبدالملك گفت: بلي او همان روز نزد من آمد. در وقتي كه من تنها بودم در خانه نشسته، من از او بترسيدم. گفت: با من چكار داري؟ من گفتم: مرا با تو هيچ كاري نيست. تو چه حاجت داري؟ گفت: حاجت من آن است كه ديگر مرا طلب نكني و مزاحم نشوي. من گفتم: به سلامت باز گرد. زهري گفت: من گفتم: يا اميرالمؤمنين! علي بن الحسين به عبادت پروردگار خود مشغول است و اصلا ميل خلافت و دنيا ندارد؛ عبدالملك گفت: خوشا «شغل» [14] امثال او. در اين فقره بدان اشارت بود. صاحب المناقب و المزايا الجمة آن حضرت صاحب منقبت‌ها و مزيت‌هاست كه آن موجب راحت مسلمانان است؛ و مومنان بدان مناقب و مزايا راحت مي‌يابند و شادكام مي‌گردند. زيرا كه هر كس كه ذكر مناقب سيد و پيشواي خود بشنود، شادگام گردد و آسايش يابد. أبي‌الحسن علي الاصغر بن الحسين زين العباد «و سيد العباد» [15] ذي الثفنات السجاد. كنيت آن حضرت ابوالحسن است. همچو كنيت حضرت اميرالمؤمنين صلوات الله عليهما. آن حضرت را علي‌اصغر مي‌گفته‌اند، زيرا كه حضرت امام حسين را پسري ديگر بوده، از آن حضرت بزرگتر. او را علي‌اكبر نام بوده، و در روز كربلا شهيد شده و آن حضرت را اولاد بوده بزرگتر از همه‌ي اولاد امام محمدباقر است. و پسر ديگر داشته، اسم او زيد بن علي كه امام زيديه است و مادر آن حضرت شهربانيه [16] بنت [ صفحه 182] يزدجرد كسري است. و از جمله‌ي القاب آن حضرت زين‌العباد است. زيرا كه از بسياري عبادت، آرايش عابدان بود؛ و سيد العباد هم لقب آن حضرت است و آن حضرت را هم ذي‌الثفنات مي‌گفته‌اند، و يعني خداوند پينه‌ها و ثفنه پينه‌اي است كه بر زانوي شتر مي‌باشد؛ گويند پيشاني مبارك آن حضرت سجاد است از بسياري سجده كه آن حضرت مي‌فرمود. و معني سجاد بسيار سجده كننده است. صاحب العز المنيع و المجد الرفيع، المقبور مع عمه الحسن في البقيع آن حضرت صاحب عزت و مناعت [17] است و خداوند [18] بزرگ بلند است و دفن كرده شده آن حضرت به اعم خود اميرالمؤمنين حسن عليه‌السلام در بقيع. و وفات آن حضرت در مدينه بود. و بعضي گويند «آن حضرت را زهر دادند فاما در اخبار صحاح اين ثابت نشده؛ ولادت» [19] آن حضرت در مدينه بوده روز جمعه؛ و بعضي گويند پنجشنبه نصف ماه جمادي الآخر؛ و وفات آن حضرت روز شنبه دوازدهم ماه محرم سنه‌ي خمس و تسعين بود از هجرت؛ و سن مبارك آن حضرت از شصت متجاوز بود؛ و قبر مقدس آن حضرت در مرقد اميرالمؤمنين حسن عليه‌السلام است و هر دو در يك قبر مدفون شده‌اند و قبر حضرت امام محمدباقر عليه‌السلام امام جعفرصادق عليه‌السلام با ايشان همه يك قبر است و خواجه محمد پارسا بخاري در كتاب فصل الخطاب [20] از بعضي اكابر روايت كرده كه ايشان فرموده‌اند: چه قطعه زميني كه خداي تعالي او را مشرف ساخته به وجود چنين ابدان طيبه و اجسام طاهره كه مورد فيض الهي و محل نزول رحمت نامتناهي است. اللهم صل علي سيدنا محمد سيما الامام السجاد زين‌العباد و سلم تسليما

پاورقي

[1] اين سخن مؤلف برخاسته از نگرش صوفي منشانه‌ي وي است كه خود تا حدودي اهل آن بوده است. در مورد امام سجاد و روش و منش سياسي آن حضرت كه باعث ثبات شيعه در برهه‌ي حساسي شده در كتاب «حيات امامان شيعه ج 1 «به تفصيل سخن گفته‌ايم.
[2] تنها در «غ» آمده.
[3] داخل گيومه در «غ» نيامده. واقعيت آن است كه نهضت حره ربطي به امام حسين و خونخواهي آن حضرت نداشت و تا آن جا كه اطلاع داريم چنين درخواستي نيز از امام سجاد عليه‌السلام نشده است؛ آنچه مسلم است اين كه حركت مزبور بيش از هر چيز مربوط به عبدالله بن زبير بوده است.
[4] شايد مبهم. در «غ»، منهم.
[5] تنها در «غ» آمده.
[6] به نظر مي‌رسد كه سقطي در آغاز اين جمله كه ترجمه كلام عربي بالاست روي داده باشد.
[7] عبارت مزبور در كشف الغمه ج 2 ص 85 چنين است: من يقوي علي عبادة علي بن ابي‌طالب؟.
[8] در «غ» نيامده.
[9] كشف الغمه ج 2 صص 81 - 80. [
[10] در «غ»: بگذارد.
[11] در «غ» نيامده.
[12] كشف الغمه ج 2 صص 81 - 80.
[13] تنها در «غ» آمده.
[14] تنها در «غ» آمده.
[15] در «غ» نيامده.
[16] در «غ»: شهر بانويه. روشن است كه در برخي از نظرات مؤلف درباره‌ي فرزندان امام حسين عليه‌السلام و همچنين نام مادر امام سجاد عليه‌السلام اختلافاتي در ميان مورخان وجود دارد.
[17] در «غ»: ذو مناعت.
[18] «خداوند» در اين جا و عبارت دو سطر قبل به معناي: صاحب.
[19] تنها در «غ» آمده.
[20] فصل الخطاب لوصول الاحباب از مولي محمد بن محمد بن محمود حافظي بخاري (م 822) معروف به پارسا است. نك: ذريعه ج 16 ص 232 ش 913. در اين كتاب بخشي به شرح حال امامان معصوم عليهم‌السلام پرداخته شده كه در ميراث اسلامي ايران دفتر چهارم چاپ شده است.

درباره مركز تحقيقات رايانه‌اي قائميه اصفهان

بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بنده‌اى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او می‌فرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمت‌ها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوست‌تر می‌داری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش می‌رَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچه‌ای [از علم] را بر او می‌گشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه می‌دارد و با حجّت‌های خدای متعال، خصم خویش را ساکت می‌سازد و او را می‌شکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بی‌گمان، خدای متعال می‌فرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».