پيامبر ما كيست؟

مشخصات كتاب

‏شماره كتابشناسي ملي : ايران
‏سرشناسه : انصاريان، حسين
‏عنوان و نام پديدآور : پيامبر ما كيست؟/حسين انصاريان
‏منشا مقاله : رسالت ، ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۵ : ص ۶
‏توصيفگر : محمد (ص)، پيامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت، ـ ۱۱ ق
‏توصيفگر : سيره نبوي
‏توصيفگر : فضايل اخلاقي ۱]

مقدمه

اولين دليلي كه انسان را به انسانيت رساند و مقام خليفه اللهي را نصيبش كرد، عنايت حضرت پروردگار به او بود كه اگر اين عنايت حضرت رب شامل حالش نمي گرديد، هرگز آدم و فرزندانش به محوريت در عالم امكان دست نمي يافتند و اشرفيت بر جميع مخلوقات را تجربه نمي نمودند.در ميان فرزندان آدم و حوازادگان عالم، يكدانه اي است كه اقليم بالا برايش فرش است و عشق حضرت دوست برايش عرش، فاتح قله (فكان قاب قوسين) و ساكن مقام حبيب اللهي، يتيم مدينه محمد بن عبد الله(صلي الله عليه و آله وسلم) كه عالم امكان و تمام هستي، به طفيل وجودش به موهبت وجود نائل آمدند و در زمره كائنات شدند.محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) كسي است كه مقام بندگي [1] ايمان [2] عصمت [3] طهارت [4] رسالت [5] حكومت [6] اولويت [7] و اول المسلمين و اخلص الموحدين و اخشع العابدين [8] بودن، و دارا بودن خصائصي چون فضل عظيم [9] مانع عذاب [10] مؤيد به نصر الهي [11] رؤوف و رحيم [12] مسافر معراج [13] رحمه للعالمين [14] اسوه حسنه [15] و خاتم النبيين [16] بودنش، او را چو خورشيدي بي مانند كرده است.محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) بهانه رحمت پروردگار بر عالميان و واسطه فيض قدسي اوست، هرچند كه بي خرداني از همان زمان طلوع اسلام و آغاز برآمدن صداي دلنشين دعوتش، قلب رئوفش را به بي ادبي ها و ستيزه هاي جاهلي رنجه كردند. اما اين پيامبر رحمت و اين فرستاده مبارك، هماره نويد دهنده رحمت الهي است و بي شك قلب مهربانش، خواسته اي جز هدايت بشريت ندارد.هتاكي امروزه بي خرداني از تبار اعراب جاهلي كه در بيچارگي غوطه ورند و شنيدن صداي دلرباي محمدي(صلي الله عليه وآله و سلم) را بر نمي تابند يادآور همان بي مهري هاي سالهاي نخستين تولد اسلام است كه روز را در پيش چشمان رسول خدا(صلي الله عليه وآله و سلم) چون شب ظلماني مي نمود اما هماره دعاي خير او بدرقه راه آنان بود.آنكه امروز محمد(صلي الله عليه وآله و سلم) را نمي شناسد را چه گناهي است؟ هرچند كه هتاكي مزدوران شيطان را راه توجيهي نمي توان يافت اما آيا مسلمانان توانسته اند چهره پيامبر عزيز خود را آنچنان كه شايسته است به جهانيان بشناسانند؟ آيا خردمندي يافت مي شود كه او را بشناسد و از صميم قلب زبان به ستايش او نگشايد؟بي شك آنكه بيش از دشمن دانا مورد نكوهش است، دوست نادان است كه چهره اي عبوس از پيامبر رحمت به نمايش مي گذارد و يا از معرفي چهره ملكوتي او آنسان كه بايد، عاجز است.در سال پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله و سلم) پيگيري اين هدف كه به جهانيان بگوييم پيامبر ما كيست، از اولويت خاصي برخوردار است. موقعيت هاي مسلمانان بسيار بيشتر از آن است كه تصور مي شود و اين واقعيت، اقتضاي آن را دارد تا هر مسلماني در راه شناساندن پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله و سلم)، قدمي در خور توان خود بردارد.نوشتار زير به بيان شمه اي از ويژگيهاي حضرت محمد(صلي الله عليه وآله و سلم) مي پردازد كه بيان آن ميتواند راهكاري براي شناساندن آن جلوه آسماني باشد.

اخلاق و سيره پيامبر اكرم

رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) كاملترين انسان و بزرگ و سالار تمام پيامبران است.در عظمت آن حضرت همين بس كه خداوند متعال در قرآن مجيد او را با تعبير «يا ايّها الرّسول» و «يا ايّها النّبي» مورد خطاب قرار ميدهد و او را به عنوان انساني الگو براي تمام جهانيان معرّفي مينمايد: «لَقَدْ كانَ لَكُم في رَسُول اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»; «در(سيره و سخن) پيامبر خدا براي شما الگوي نيكويي است.»او به حقّ داراي اخلاقي كامل و جامعِ تمام فضايل و كمالات انساني بود.خدايش او را چنين مي ستايد: «إِنّك لَعَلي خُلُق عَظيم»; «اي پيامبر تو داراي بهترين اخلاق هستي.» «وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»; «اگر تندخو و سخت دل مي بودي مردم از اطرافت پراكنده مي شدند.» از اين رو، يكي از مهمترين عوامل پيشرفت اسلام، اخلاق نيكو و برخورد متين و ملايم آن حضرت با مردم بود.در طول زندگاني او هرگز ديده نشد وقتش را به بطالت بگذراند.در مقام نيايش هميشه مي گفت: «خدايا از بيكارگي و تنبلي و زبوني به تو پناه مي برم.»، و مسلمانان را به كار كردن تحريض مي نمود.او هميشه جانب عدل و انصاف را رعايت مي كرد و در تجارت به دروغ و تدليس، متوسّل نمي شد و هيچ گاه در معامله سختگيري نمي كرد و با كسي مجادله و لجاجت نمي نمود و كار خود را به گردن ديگري نمي انداخت.او صدق گفتار و اداي امانت را قوام زندگي مي دانست و مي فرمود: اين دو در همه تعاليم پيغمبران تأكيد و تأييد شده است.در نظر او همه افراد جامعه، موظّف به مقاومت در برابر ستمكاران هستند و نبايد نقش تماشاگر داشته باشند.مي فرمود: برادرت را چه ظالم باشد و چه مظلوم، ياري نما! اصحاب گفتند: معني ياري كردن مظلوم را دانستيم، ولي ظالم را چگونه ياري كنيم؟ فرمود: دستش را بگيريد تا نتواند به كسي ستم كند!پيامبران سيمايي دوست داشتني دارند، در رفتارشان صداقت و صميميّت بيشتر از اُبّهت و قدرت پيداست، از پيشانيشان پرتو مرموزي كه چشمها را خيره مي دارد ساطع است، پرتويي كه همچون «لبخندِ سپيده دم» محسوس است امّا همچون راز غيب مجهول.ساده ترين نگاهها آن را به سادگي مي بينند امّا پيچيده ترين نبوغها به دشواري ميتوانند يافت.روحهايي كه در برابر زيبايي و معنا و راز حسّاسند، گرما و روشنايي و رمز شگفت آن را همچون گرماي يك «عشق»، برق يك «امّيد» و لطيفه پيدا و پنهان زيبايي حس مي كنند و آن را در پرتو مرموز سيمايشان، راز پرجذبه نگاهشان و طنين دامن گستر آوايشان، عطر مستي بخش انديشه شان، راه رفتنشان، نشستنشان، سخنشان، سكوتشان و زندگي كردنشان مي بينند، مي يابند و لمس مي كنند.و به رواني و شگفتي، «الهام» در درونشان جريان مي يابد و از آن پُر، سرشار و لبريز مي شوند.و اين است كه هر گاه بر بلندي قلّه تاريخ برآييم انسانها را هميشه و همه جا در پي اين چهره هاي ساده امّا شگفت مي بينيم كه «عاشقانه چشم به آنان دوخته اند.» ابراهيم، نوح، موسي و عيسي، پيامبران بزرگِ تاريخ اين چنين بوده اند.امّا محمّد(صلي الله عليه وآله وسلم)كه خاتم الانبيا است چگونه است؟در برابر كساني كه با وي به مشاجره برمي خاستند وي تنها به خواندن آياتي از قرآن اكتفا مي كرد و يا عقيده خويش را با سبكي ساده و طبيعي بيان مي كرد و به جدل نمي پرداخت.زندگي اش، پارسايان و زاهدان را به ياد مي آورد.گرسنگي را بر سيري ترجيح ميداد گاه خود را چندان گرسنه مي داشت كه بر شكمش سنگ مي بست تا آزارِ آن را اندكي تخفيف دهد.در برابر كساني كه او را مي آزردند چنان گذشت مي كرد و بدي را به مِهر پاسخ مي داد كه آنان را شرمنده مي ساخت.هر روز، از كنار كوچه اي كه مي گذشت، يهودي اي طشت خاكستري گرم از بام خانه بر سرش مي ريخت و او بي آنكه خشمگين شود، به آرامي رد مي شد و گوشه اي مي ايستاد و پس از پاك كردن سر و رو و لباسش به راه مي افتاد.روز ديگر با آنكه مي دانست باز اين كار تكرار خواهد شد مسير خود را عوض نمي كرد.يك روز كه از آنجا مي گذشت با كمال تعجّب از طشت خاكستر خبري نشد! محمّد با لبخند بزرگوارانه اي گفت: رفيق ما امروز به سراغ ما نيامد! گفتند: بيمار است.گفت: بايد به عيادتش رفت.بيمار در چهره محمّد كه به عيادتش آمده بود چنان صميميّت و محبّت صادقانه اي احساس كرد كه گويي سالها است با وي سابقه ديرين دوستي و آشنايي دارد.مرد يهودي در برابر چنين چشمه زلال و جوشاني از صفا و مهرباني و خير، يكباره احساس كرد كه روحش شسته شد و لكّه هاي شومِ بدپسندي و آزارپرستي و ميل به كجي و خيانت از ضميرش پاك گرديد.چنان متواضع بود كه عرب خودخواه و مغرور و متكبّر را به اعجاب وامي داشت.زندگي اش، رفتارش و خصوصيّات اخلاقي اش محبّت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندي انديشه و زيبايي روح را الهام مي داد.سادگي رفتارش و نرمخويي و فروتني اش از صلابت شخصيّت و جذبه معنويتش نمي كاست.هر دلي در برابرش به خضوع مي نشست و هر غروري از شكستن در پاي عظمتِ زيبا و خوبِ او سيراب مي شد.در هر جمعي برتري او بر همه نمايان بود.»

صفات و ويژگيهاي پيامبراكرم

از آشكارترين صفات رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) اين بود كه غرورِ پيروزي او را نمي گرفت، چنان كه در بازگشت از نبرد بدر و فتح مكّه نشان داد، و نيز از شكست نا اميد نمي شد، همان طور كه شكست احد بر وي تأثير نداشت، بلكه پس از آن به سرعت براي جنگ «حمراءالأسد» آماده شد و نيز نقض پيمان بني قريظه و پيوستن آنان به سپاه احزاب بر روحيه او تأثيري نگذاشت، بلكه او را ثابت قدم گردانيد.از صفات ديگر او احتياط و پرهيز بود كه نيروي دشمن را بدين وسيله ارزيابي كرده، براي مقابله با او به تهيّه ابزار و تجهيزات دست مي زد.حتّي هنگام اقامه نماز نيز احتياط را از دست نمي داد، بلكه مراقب و هوشيار بود.صفت ديگر او نرمي همراه با صلابت بود كه در شرايط متغيّر جنگي از آن برخوردار بود و به سبب سرعت تغيير اين شرايط، دستورها و احكام جديدي صادر مي كرد.سرعت در فرماندهي نزد او، براي مقابله با مسائل جدّي، شرطي اساسي بود و به تمركز فرماندهي، توجّه و تأكيد فراوان داشت.با ياران و قوم خود رفتاري مبتني بر جذب و اصلاح داشت و روح اعتماد و آرامش را در ميان آنها تقويت مي كرد.به كوچك رحم ميكرد، بزرگ را گرامي مي داشت، يتيم را خشنود كرده و پناه مي داد، به فقيران و مسكينان نيكي و احسان مي كرد، حتّي به حيوانات هم ترحّم مي نمود و از آزار آنها نهي مي كرد.از مهمترين نمونه هاي انسانيّتِ رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) اين بود كه آن حضرت نيروهايي را كه براي سرايا و جنگ با دشمن اعزام مي كرد به دوستي و مدارا با مردم و عدم يورش و شبيخون عليه ايشان وصيّت و سفارش مي فرمود.او بيشتر دوست داشت دشمن را به سوي صلح منقاد كند، نه اين كه مردانِ ايشان را بكشد.آن حضرت سفارش مي كرد تا پير مردان، كودكان و زنان را نكشند و بدن مقتول را شكنجه و مُثله نكنند.وقتي قريش به او پناه آوردند، محاصره اقتصادي آنان را لغو و با تقاضاي ايشان، براي تهيّه گندم از يمن، موافقت فرمود.او به صلح كامل در جهان دعوت مي كرد و از جنگ، جز به هنگام ضرورت و ناچاري، پرهيز داشت.نامه هايي كه به سوي پادشاهان مي فرستاد به سلام و صلح، آراسته و مزّين بود و آن را براي آغاز كلام در ديدار بين فرزندان آدم قرار داده بود.پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) در جنگها بيش از يك فرمانده تعيين مي كرد، ضوابطي دقيق براي فرماندهي لشكر و تقويت آن قرار مي داد و بين اصول سياسي و نظامي ارتباط برقرار مي ساخت و اطاعت از فرماندهان را رمزي براي انضباط، انقياد و فرمانبرداري مي دانست.او برنامه ريزي جدّي، سازماندهي نمونه و فرماندهي برتر را بنياد گذاشت، و فرماندهي لشكر را بر اساس شايستگي و شناخت برگزيد.لشكر را به طور يكسان در فرماندهي خود جمع كرد، و از آنچه كه در وسع و توانايي رزمندگان بود بيشتر به آنان مي بخشيد.

پاورقي

[1] بقره: 23.
[2] بقره:285.
[3] اسراء: 74.
[4] احزاب: 33.
[5] آل عمران:164.
[6] نساء: 65.
[7] احزاب: 6.
[8] انعام: 161-163.
[9] نساء: 113. [
[10] انفال:33.
[11] توبه: 40.
[12] توبه: 128.
[13] اسراء: 1.
[14] انبياء: 107.
[15] احزاب: 21.
[16] احزاب: 40.

درباره مركز تحقيقات رايانه‌اي قائميه اصفهان

بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بنده‌اى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او می‌فرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمت‌ها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوست‌تر می‌داری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش می‌رَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچه‌ای [از علم] را بر او می‌گشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه می‌دارد و با حجّت‌های خدای متعال، خصم خویش را ساکت می‌سازد و او را می‌شکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بی‌گمان، خدای متعال می‌فرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».