احکام مقدمات نماز

مشخصات کتاب

سرشناسه:مدرسی، سیدمحمدتقی، ۱۹۴۵ - م.
عنوان و نام پدیدآور:احکام مقدمات نماز/ محمدتقی مدرسی؛ ترجمه سرور دانش.
مشخصات نشر:تهران: محبان الحسین(ع)، ۱۳۸۰.
مشخصات ظاهری: ۱۹۸ ص.
شابک:۵۰۰۰ ریال 964-7373-5-8 : ؛ ۵۰۰۰ ریال (چاپ دوم)
یادداشت:عنوان اصلی: الوجیز فی الفقه الاسلامی: احکام مقدمات الصلاه.
یادداشت:چاپ دوم: ۱۳۸۱.
یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع:نماز -- جنبه‌های قرآنی
موضوع:نماز
موضوع:نماز -- احکام و قوانین
موضوع:نماز -- احادیث
شناسه افزوده:دانش، سرور
رده بندی کنگره:BP۱۸۶/م‌۳۸و۳۰۴۱ ۱۳۸۰
رده بندی دیویی:۲۹۷/۳۵۳
شماره کتابشناسی ملی:م‌۷۹-۲۲۷۵۷

فهرست کتاب

مقدّمه
نماز، شعار ایمان(1)
نشانه ایمان
برترین اعمال
شرط ولایت
شعار مؤمنان
خشوع در نماز
برپا داشتن نماز
استعانت از نماز
برپا داشتن نماز، نشانه فروتنان و تسلیم شوندگان
مواظبت و مراقبت از نماز
برپا داشتن نماز در هر حال
اقامه نماز، شرط توبه
اقامه نماز، شعار دعوتگران به سوی خدا
نماز شعار امّت اسلامی
نماز، تزکیه نفس
نماز، یاد خدا
احکام نماز
نماز منافق، کف زدن است
کسانی که نماز را ضایع می‌سازند!
این چنین حضرت صادق نماز خواند
حدیث شریف:
تفصیل احکام:
قرآن کریم
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
اوقات نمازهای یومیّه
اوقات نمازهای ظهر و عصر
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حکمت اوقات نماز
قرآن کریم
رهنمودی از آیات
فقه آیات
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
2 - شرایط لباس نمازگزار
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
4 - آداب لباس نمازگزار
1 - نیکوترین جامه
2 - نماز با عطر
3 - انگشتر نقره
4 - کراهت لباس سیاه
5 - دهان پوش و نقاب
6 - جامه‌ای که نقش و تصویر دارد
7 - نماز در مقابل تصویر
8 - انگشتر نقش‌دار
9 - بازبودن دگمه‌ها
10 - با دستمال دیگران
حدیث شریف
تفصیل احکام
حدیث شریف
تفصیل احکام
آداب مکان نمازگزار
1 - در مساجد نماز بخوان
2 - همسایه مسجد
3 - در جاهای مختلف نماز بگزارید
4 - نماز در کلیساها
5 - بین خود و عابران، حائلی قرار ده
6 - در این مکان‌ها نماز نخوان
7 - در خانه‌ای که مجوسی باشد
8 - خانه‌ای که در آن شراب باشد
9 - بین قبرها
10 - کراهت ایستادن در مقابل تصاویر
11 - خانه‌ای که در آن سگ باشد
12 - نماز در حمّام
13 - نماز در راه
14 - نماز در برابر آتش
15 - اشکال ندارد
حدیث شریف
تفصیل احکام
مستحبّات
مکروهات
احکام
نمایه

مقدّمه

الحمد للَّه ربّ العالمین، وصلّی اللَّه علی محمّد المصطفی و آله الهداةالمرضیّین، واللعنة علی اَعدائهم اَعداء الدین.
و بعد:
در میان عباداتی که به وسیله آنها به خداوند سبحان، تقرّب می‌جوییم،عبادتی مهم‌تر و ارجمندتر از »نماز« نیست. نماز »ستون دین« و»معراج مؤمن« است. نماز تنها عبادتی است که ما به طور مستمرّ و دراوقات مختلف شب و روز و در هر موقعیّتی، آن را بجا می‌آوریم و در هیچ‌شرایطی حتّی در موقعیّتهای بسیار دشوار مانند: حالت غرق شدن یا درهنگام جنگ، ترک نمی‌شود و در هر حال واجب است. مگر نه این است که‌انسان در هنگام مشکلات و گرفتاریها، توجّهی بیشتر و افزونتر به خداپیدا می‌کند؟ پس باید نماز بگزارد تا پروردگار در سختی‌ها، او را یاری‌کند.
بدین جهت، در میان احکام دینی، »فقه نماز« از واجب‌ترین اموری‌است که برای مسلمان شایسته است آن را فرا بگیرد و بیاموزد، و بسیارجفا، بلکه ستم است که انسان برای یک عمر طولانی نماز بخواند امّا نمازناقص یا باطل! صرفاً از این جهت که در آموختن احکام آن کوتاهی کرده‌است، در حالیکه چه‌بسا در ظرف یک یا دو ماه می‌توانسته همه آن رافرا بگیرد.
بدین ترتیب خداوند سبحان ما را با همکاری برادران بزرگوار ما دردفتر، موفق ساخت که این رساله را درباره »احکام مقدّمات نماز« فراهم‌آوریم و از خداوند سبحان مسألت می‌کنیم که برای تکمیل و اتمام جلد دوم‌درباره »افعال نماز« و جلد سوم در مورد »احکام مبطلات نماز«و ملحقات آن نیز توفیق‌مان بخشد.
روش ما در بررسیهای فقهی، تکیه بر آیات قرآن و روایات پیامبرصلی الله علیه وآله‌و اهل‌بیت اوعلیهم السلام است و از خوانندگان گرامی نیز انتظار داریم که در»نصوص« و متون، تدبّر و دقّت نمایند تا قبل از استفاده از احکام‌شرعیه‌ای که ما از آن نصوص استخراج کرده‌ایم، از خود »نص«، الهام‌بگیرند و از هدایات و انوار تابناک آن بهره بجویند.
از خداوند متعال می‌خواهم که این اندک را از ما بپذیرد و عمل به آن رادر نزد خود مجزی و مبرء ذمّه قرار دهد.
انّه ولیّ التّوفیق
محمّدتقی المدرسی
14 محرّم الحرام 1420ه. ق

نماز، شعار ایمان(1)

)الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ * أُوْلئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ‌دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ(2)).
»آنها که نماز را برپا می‌دارند؛ و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند. مؤمنان‌حقیقی آنها هستند، برای آنان درجاتی نزد پروردگارشان است، و برای آنها آمرزش‌وروزی کریمانه‌ای است.«
ایمان آن است که در دل مؤمن، با »ترس و بیم«، در خرد او، با »یقین«،در عمل او، با »توکّل«، در عبادت او، با »نماز«، در اقتصاد و معیشت او،با »انفاق«، تجلّی می‌یابد. اگر ما در مورد صفاتی که در آغاز سوره انفال ذکرشده، تأمّل و دقّت کنیم، درمی‌یابیم که این صفات ما را از ظاهر و مفهوم‌ایمان، به حقایق آن هدایت می‌کند؛ حقایقی که در واقعیت زندگی ما تجلّی‌می‌یابد و ما را از تاریکی‌های خویشتن به سوی نور حق )شناخت‌خداوند، یاد او، آیات و احکام او( رهنمون می‌سازد. بدین ترتیب ایمان‌در »توکّل به خدا«، »نماز برای خدا« و »انفاق بر بندگان خدا« تجلّی‌می‌یابد.
ولی، حقایق ایمان به چه چیز کامل می‌گردد؟ مگر نه این است که بانماز کامل می‌شود؟ بیایید با هم به سخنان رسول خداصلی الله علیه وآله گوش جان‌بسپاریم. حضرت می‌فرماید:
»من أسبغ وضوءه، وأحسن صلاته، وأدّی زکاته، وکفّ غضبه، وسجن‌لسانه، واستغفر لذنبه، وأدّی النصیحة لأهل بیت نبیّه، فقد استکمل حقائق‌الإیمان، وأبواب الجنّة مفتّحة له«(3).
»کسی که وضوی خود را را بطور کامل انجام دهد، و نمازش را نیکو برپا دارد،وزکاتش را پرداخت کند، و از خشمش جلوگیری نماید، و زبانش را به بند کشد، وبرای گناهش، آمرزش بطلبد وبرای اهل‌بیت پیامبر خود، صادق و مخلص باشد، حقایق‌ایمان را تکمیل کرده است و دروازه‌های بهشت برای او گشوده است.«
نماز، حلقه وصل و ارتباط بین قلب بنده و نور خداوند است. نمازمعراجی است که مؤمن به وسیله آن به سوی عرش خداوند، صعود می‌کندو به گفته حضرت علی‌علیه السلام:
»لو یعلم المصلّی ما یغشاه من جلال اللَّه، ما سرّه أن یرفع رأسه من‌السجود«(4).
»اگر نمازگزار بداند آنچه را که از جلال و شکوه خداوند، او را فرا می‌گیرد، هرگزخوش نمی‌دارد سر از سجده بلند کند.«
نماز رمز بندگی انسان برای خداوند و تسلیم بودن او در برابر امرخداوند، در همه صحنه‌های زندگی است. لذا اوّلین عملی که به آن نگاه‌می‌شود و مورد بررسی قرار می‌گیرد، نماز است.
علی‌علیه السلام می‌فرماید:
»پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: إنّ عمود الدین الصلاة، وهی أوّل ما ینظر فیه من‌عمل ابن آدم، فإن صحّت نظر فی عمله، وإن لم تصحّ لم ینظر فی بقیّة عمله«(5).
»به یقین، نماز ستون دین است و اوّلین چیزی از اعمال فرزند آدم است که موردبررسی قرار می‌گیرد، پس اگر صحیح و درست بود، پرونده اعمال او مورد ملاحظه‌وبررسی قرار می‌گیرد و گرنه از ملاحظه بقیّه اعمال او صرف نظر می‌شود.«
نماز، چارچوب یاد خداوند بزرگ، زبان سخن گفتن مستقیم بین انسان‌و خداوند، ستون دین، محور احکام دین، هنگامه گواهی دادن به حق‌وشعار برپا داشتن قسط و عدالت است.
امام محمّدباقر می‌فرماید:
»الصلاة عمود الدین، ومثلها کمثل عمود الفسطاط، إذا ثبت العمود ثبتت‌الأوتاد والأطناب، وإذا مال العمود وانکسر لم یثبت وتد ولا طنب«(6).
»نماز ستون دین است. مثل نماز، مثل ستون خیمه است. اگر ستون ثابت و پابرجاباشد، میخ‌ها و طناب‌ها نیز ثابت و پابرجا خواهند بود، و اگر ستون کج شود یا بشکند،میخ و طنابی هم پابرجا نخواهد ماند.«
برپا داشتن نماز، رمز مدنیّت ایمان است. خداوند سبحان فرموده‌است: )وَأَوْحَیْنَا إِلَی مُوسَی وَأَخِیهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِکُمَا بِمِصْرَ بُیُوتاً وَاجْعَلُوابُیُوتَکُمْ قِبْلَةً وَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ(7)).
»به موسی و برادرش وحی کردیم که: برای قوم خود، خانه‌هایی در سرزمین مصرانتخاب کنید و خانه‌هایتان را مقابل یکدیگر )و متمرکز( قرار دهید و نماز را برپادارید و به مؤمنان بشارت ده.«
بدین سان خداوند، مؤمنان را به جهت نماز و عبادت‌شان، نویدوبشارت می‌دهد؛ نوید پیروزی و رستگاری.
امام صادق‌علیه السلام فرمود: »للمصلّی ثلاث خصال: إذا قام فی صلاته یتناثرعلیه البرّ من أعنان السماء إلی مفرق رأسه، وتحفّ به الملائکة من تحت قدمیه‌إلی أعنان السماء، وملک ینادی: أیّها المصلّی لو تعلم من تناجی ما انفتلت«(8).
»برای نمازگزار سه خصوصیّت است: زمانی که او به نماز می‌ایستد، از آفاق آسمان‌تا فرق سرش، نیکویی بر او افشانده می‌شود، و فرشتگان از زیر قدمهایش تا آفاق آسمان‌به گِرد او می‌چرخند و طواف می‌کنند، و فرشته‌ای فریاد می‌زند: ای نمازگزار! اگر بدانی‌که با که مناجات می‌کنی، هرگز از او رو بر نمی‌تابانی.«

نشانه ایمان

نماز، نشانه ایمان و توشه مؤمن برای روز قیامت است. گوش فرادهیم‌که خداوند عزّ وجلّ خطاب به پیامبرش چه می‌فرماید:
)قُل لِّعِبَادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا یُقِیمُوا الصَّلاةَ وَیُنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلاَنِیَةً مِن‌قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لَا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا خِلالٌ(9)).
»به بندگان من که ایمان آورده‌اند بگو نماز را برپا دارند و از آنچه به آنها روزی‌داده‌ایم، پنهان و آشکار، انفاق کنند، پیش از آنکه روزی فرارسد که نه در آن خریدوفروش است و نه دوستی.«
از امام صادق‌علیه السلام نیز چنین روایت شده است:
»یؤتی بشیخ یوم القیامة فیدفع إلیه کتابه، ظاهره ممّا یلی الناس لا یری إلّامساوئ فیطول ذلک علیه فیقول: یا ربّ! أتأمر بی إلی النار؟ فیقول الجبّارجلّ‌جلاله: یا شیخ أنا استحی أن اُعذّبک وقد کنت تصلّی فی دار الدنیا، اذهبوابعبدی إلی الجنّة«(10).
»روز قیامت، پیرمردی در محضر خدا آورده می‌شود و کارنامه اعمالش به او داده‌می‌شود، در ظاهر آن که به سوی مردم است جز بدی دیده نمی‌شود، و این بر او سخت‌وگران تمام می‌شود. پس می‌گوید: پروردگارا! آیا دستور می‌دهی به آتش شوم؟ خداوندمی‌فرماید: ای پیرمرد! من خجالت می‌کشم که تو را عذاب کنم در حالیکه تو در دنیانماز بجا می‌آوردی. بنده‌ام را به بهشت ببرید.«
نماز، آتش گناهانی را که انسان بین دو نماز برافروخته است، خاموش‌می‌گرداند. در خبر منقول از پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله چنین آمده است:
ما من صلاة یحضر وقتها إلّا نادی ملک بین یدی الناس )أیّها الناس( قومواإلی نیرانکم التی أوقدتموها علی ظهورکم فأطفؤوها بصلاتکم«(11).
»در هر نمازی که وقت آن فرامی‌رسد، فرشته‌ای در میان مردم، ندا سر می‌دهد که:ای مردم! بلند شوید آتشی را که پشت سر خود روشن کرده‌اید، با نماز خود خاموش‌گردانید.«
نماز از بارزترین صفات پرهیزکاران است؛ پرهیزکارانی که قرآن برای‌هدایت آنان فرود آمده است:
)الم * ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‌وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ(12)).
»الم * این کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزکاران‌است * همان کسانیکه به غیب ایمان دارند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان‌روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند.«
همچنین خداوند فرموده است:
)طس تِلْکَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَکِتَابٍ مُبِینٍ * هُدیً وَبُشْرَی لِلْمُؤْمِنِینَ * الَّذِینَ‌یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ(13)).
»این آیات قرآن و کتاب مبین است * وسیله هدایت و بشارت برای مؤمنین است *همان کسانیکه نماز را برپا می‌دارند و زکات را پرداخت می‌کنند و به آخرت یقین‌دارند.«

برترین اعمال

نماز برترین اعمال صالح و با اجرترین آنها در نزد خداوند است.خداوند متعال می‌فرماید:
)إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوْا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَرَبِّهِمْ(14)).
»کسانی که ایمان آوردند و اعمال شایسته انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات‌را ادا نمودند، اجر آنها در نزد پروردگارشان است.«
نیز از حضرت علی‌علیه السلام روایت شده است:
»من أتی الصلاة عارفاً بحقّها غُفِرَ له«(15).
»کسی که نماز را بجا آورد در حالیکه به حقیقت نماز شناخت داشته باشد،آمرزیده می‌شود.«
نماز بهترین شکر برای نعمتهای فراوان خداوند و بلکه خود خیرفراوان )کوثر( است.
خداوند می‌فرماید:
)إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ(16)).
»ما به تو کوثر ]خیر و برکت فراوان[ عطا کردیم * پس برای پروردگارت نمازبخوان و قربانی کن * )و بدان( دشمن تو قطعاً بریده نسل و بی‌عقب است.«

شرط ولایت

برپا داشتن نماز از شرایط ولایت است، پس کسی که رهبری مسلمانان‌را به عهده می‌گیرد، بر او واجب است که نماز را در میان آنان برپا دارد. مگرخداوند متعال نفرموده است:
)الَّذِینَ إِن مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاَةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ(17)).
»همان کسانی که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‌دارندوزکات می‌دهند.«
همچنین می‌فرماید:
)إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَوَهُمْ رَاکِعُونَ(18)).
»سرپرست و ولیّ شما تنها خدا است و پیامبر او و آنان که ایمان آوردند، همان‌کسانیکه نماز را برپا می‌دارند و زکات را ادا می‌نمایند در حالیکه در رکوع هستند.«
و همچنین می‌فرماید:
)إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَی الزَّکَاةَ وَلَمْ‌یَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَی أُولئِکَ أَن یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ(19)).
»مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشدونماز را برپا داشته و زکات را داده باشد و جز از خدا نترسد. امیدست چنین گروهی ازهدایت یافتگان باشند.«
اینان، همان سرپرستان مساجد، متولّیان و خدمتگزاران خانه‌های خداو شایسته‌ترین مردم نسبت به مساجد هستند، نه کسانیکه ظاهر مسجد راآباد امّا واقع و حقیقت آن را، خراب می‌نمایند و از حرکت مردم در راه خدامانع می‌شوند.
نماز، همچنین -بعداز امر به معروف و نهی از منکر- شرط ولایت‌برخی از مؤمنان بر برخی دیگر است، مگر نه این است که نماز شعارمؤمنان و رمز خداپرستی آنان است؟ به سخن خداوند گوش فرادهیم:
)وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضَهُمْ أَولِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ‌الْمُنْکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ(20)).
»مردان و زنان مؤمن، برخی ولیّ و سرپرست برخی دیگر است، امر به معروف‌ونهی از منکر می‌کنند، نماز را برپا می‌دارند، زکات را ادا می‌نمایند و از خدا وپیامبرش‌اطاعت می‌کنند.«
مطابق با آنچه از پیامبر اسلام‌صلی الله علیه وآله روایت شده است، کسی که نماز رابطور عمدی ترک کند، از حزب مؤمنان خارج شده و با منافقان محشورخواهد شد، ایشان می‌فرمایند:
»ولا تضیّعوا صلاتکم فإنّ من ضیّع صلاته حشره اللَّه مع قارون وفرعون‌وهامان، لعنهم اللَّه وأخزاهم، وکان حقّاً علی اللَّه أن یدخله النار مع المنافقین،فالویل لمن لم یحافظ علی صلاته«(21).
»نماز خود را ضایع نسازید )ترک نکنید( پس کسی که نمازش را ضایع سازد خدااو را با قارون و فرعون و هامان -خداوند آنان را لعنت کند و ذلیل‌شان بگرداند- محشورمی‌کند، و خدا -براساس حق- او را همراه منافقین، در آتش وارد کند، پس وای بر کسی‌که از نماز خود پاس نمی‌دارد.«
نماز، از جهت دیگر، بر تقوای انسان می‌افزاید و برپا دارنده خود را ازنیروی شهوات باز می‌دارد. خداوند می‌فرماید:
)إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ(22)).
»به یقین نماز انسان را از زشتی‌ها و گناه باز می‌دارد.«
نماز، همچنین باعث محو شدن بدیها و گناهان می‌شود. خداوندفرموده است:
)إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ(23)).
»حسنات و کارهای نیک، سیّئات و بدیها را از بین می‌برد.«

شعار مؤمنان

نماز از شعائر الهی است که »ارزشهای ثابت« زندگی جامعه ایمانی رادر خود خلاصه می‌سازد، و باید برای »متغیرات زندگی« که از طریق»شورا« به »عرف و عقل« ارجاع داده شده نیز، قالب و چارچوب قرارگیرد. این مطلب را ما از سخن خداوند می‌آموزیم:
)وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ‌یُنفِقُونَ(24)).
»و کسانی که دعوت پروردگار خود را اجابت کردند و نماز را بر پا داشتند وامورمهمّ خود را با شورا سامان می‌دهند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند.«
و نیز این سخن خداوند:
)وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاَةِوَإِیتَاءَ الزَّکَاةِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ(25)).
»آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما مردم را هدایت می‌کنند و به آنان انجام‌کارهای خیر و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستش کنندگان‌ما بودند.«
نماز، محور اجتماع مؤمنان در روز عید، و گردهمایی هفتگی آنان )درروز جمعه( است. مؤمنان در روز جمعه بر خوان با برکت نماز می‌نشینندو از محور نماز به اداره شؤون اجتماعی و حل مشکلات خود، می‌پردازندو از همین طریق در آن روز معیّن، خدا را نیز یاد می‌کنند واز ذکر او غافل‌نمی‌شوند.
خداوند می‌فرماید:
)یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلاَةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُواالْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ(26)).
»ای کسانی که ایمان آورده‌اید! زمانی که در روز جمعه برای نماز ندا داده می‌شود،به یاد خدا بشتابید و دادوستد را ترک گویید. اگر بدانید این برای شما بهتر است.«

خشوع در نماز

خشوع در نماز، نشانه کمال ایمان است. معنای خشوع -آنچنانکه از آیه‌ذیل فهمیده می‌شود- این است که نمازگزار را، تجارت و دادوستد، از یادخدا غافل نگرداند، پس وقتی نمازگزار در برابر خداوند به نماز می‌ایستد،نباید به مصالح و منافع خود و هر آنچه او را از یاد خدا غافل می‌کند،بیندیشد، و این از شرایط »خانه‌های ذکر« است؛ خانه‌هایی که خداوندمقام آنها را والا و رفیع داشته و آنها را چراغدان نور خود قرار داده است.خداوند بعداز آیه معروف نور می‌فرماید:
)فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ *رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ یَخَافُونَ یَوْماًتَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ(27)).
»)نور خداوند( در خانه‌هایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده آنها بالا روند و نام‌خدا در آنها برده می‌شود و صبح و شام در آنها تسبیح او می‌گویند * مردانی که نه تجارت‌و نه معامله‌ای آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمی‌کند. آنها ازروزی می‌ترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو می‌شوند.«
نماز معراج مؤمن به سوی خداوند است و تضرّع و خشوع در نماز، قلّه‌توجّه به خدا می‌باشد. نماز شرط رستگاری و سرچشمه فضیلتهای ایمانی‌است. خداوند می‌فرماید:
)قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ(28)).
»به یقین مؤمنان رستگار هستند، همان کسانی که در نماز خود، خشوع دارند.«

برپا داشتن نماز

حفظ و پاس داشتن نماز بدین معنی است که به بجای آوردن آن دراوقاتش و با شرایط و آدابش، اهتمام ورزیده شود و همین اهتمام، ازنشانه‌های ایمان به خدا و روز قیامت است.
خداوند می‌فرماید:
)وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَی صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ(29)).
»آنها که به آخرت ایمان دارند، به آن ایمان می‌آورند، و بر نمازهای خویش مراقب‌می‌کنند.«
نماز، پنجره‌ای است که مؤمن از طریق آن به جهان وسیع و گسترده‌غیب می‌نگرد. نماز؛ نیایش، ذکر، اخلاص و یاد خدا است و همه اینهاحقایق غیبی هستند، و لذا کسانی که از خداوند در نهان می‌ترسند، همانهانماز را برپا می‌دارند یعنی آنگونه که خدا خواسته و دستور داده انجام‌می‌دهند:
)إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَیْبِ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ وَمَن تَزَکَّی فَإِنَّمَا یَتَزَکَّی‌لِنَفْسِهِ وَإِلَی اللَّهِ الْمَصِیر(30)).
»تو فقط کسانی را بیم می‌دهی که از پروردگار خود در پنهانی می‌ترسند و نماز رابرپا می‌دارند و هر کس پاکی )و تقوا( پیشه کند، نتیجه آن به خودش باز می‌گردد؛وبازگشت )همگان( به سوی خداست.«

استعانت از نماز

مؤمنان با برپا داشتن نماز، با توطئه‌ها و تلاشهای کافران برای گمراه‌ساختن مسلمانان، مبارزه می‌کنند زیرا نماز در دل مؤمنان، یقین ایجادمی‌کند و کافران را مأیوس و ناامید می‌گرداند.
به سخن خداوند گوش جان بسپاریم:
)وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِندِأَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّی یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَی‌کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ * وَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ(31)).
»بسیاری از اهل کتاب، از روی حسد آرزو می‌کردند شما را بعداز اسلام و ایمان، به‌حال کفر باز گردانند با اینکه حق برای آنها کاملاً روشن شده است. شما آنها را عفو کنیدو گذشت نمایید تا خداوند فرمان خودش را بفرستد. خداوند بر هر چیزی توانا است *و نماز را برپا دارید و زکات را ادا نمایید...«.
نماز مؤمنان را در مشکلات و مصایب دنیا و گرفتاریهای زندگی کمک‌می‌کند، و مؤمنان به حسب آنچه خدا به آنان آموخته است، در برخورد بادشواریها، به نماز استعانت می‌جویند:
)وَاسْتَعِینُوْا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخَاشِعِینَ * الَّذِینَ یَظُنُّونَ‌أَنَّهُم مُلاَقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَیْهِ رَاجِعُونَ(32)).
»از صبر و نماز یاری جویید و این کار جز برای خاشعان، گران است * آنها کسانی‌هستند که می‌دانند دیدار کننده پروردگار خویشند و به سوی او باز می‌گردند.«
یاری جستن از نماز، کار سنگین و دشواری است مگر برای کسانیکه‌خشوع دارند و به دیدار پروردگار خود یقین و باور دارند، زیرا مگر نه این‌است که یاری جستن از نماز، بهترین دلیل برای صدق ایمان انسان است؟
برپا داشتن نماز، کار نیک است؛ نمازی که از ایمان خالص انسان نشأت‌یافته باشد، نه آن نمازی که محض ایستادن و رو به مشرق و مغرب)مسجدالاقصی و مسجدالحرام( کردن باشد. این همان چیزی است که ازسخنان خداوند آن را الهام می‌گیریم:
)لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ‌وَالْیَومِ الآخِرِ وَالْمَلاَئِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَی الْمَالَ عَلَی حُبِّهِ ذَوی الْقُرْبَی‌وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ الْسَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقابِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَی‌الزَّکَاةَ(33)).
»نیکی این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید بلکه نیکی از کسی‌است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب و پیامبران ایمان آورده و مال خودرا با همه علاقه‌ای که به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه‌و سائلان و بردگان انفاق می‌کند، نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد.«
پس مطلوب و خواست خداوند، صرف روبه قبله ایستادن نیست،بلکه برپا داشتن نماز با شرایط آن است، و از شرایط آن، برپا داشتن‌واجرای سایر احکام شریعت غرّای محمّدی است.

برپا داشتن نماز، نشانه فروتنان و تسلیم شوندگان

اِخبات یا تواضع و تسلیم، درجه بلندی در معراج ایمان است. فروتنان‌و تسلیم شوندگان، نشانه‌هایی دارند که بارزترین آنها این است که اگر یادخدا به میان آید، دلهای‌شان پر از خوف خدا می‌شود، و همچنین یکی‌دیگر از نشانه‌های آنها، برپا داشتن نماز است، آنجا که خداوند می‌فرماید:
)وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ * الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِینَ عَلَی مَاأَصَابَهُمْ وَالْمُقِیمِی الصَّلاَةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ(34)).
»و بشارت ده متواضعان و تسلیم شوندگان را * همانها که چون نام خدا برده‌می‌شود، دلهای‌شان پر از خوف می‌گردد؛ و شکیبایان در برابر مصیبتهایی که به آنان‌می‌رسد؛ و آنها که نماز را برپا می‌دارند؛ و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند.«
از آنجا که نماز، معراج روح و راه به دست آوردن رضای خداوند است،متواضعان و خاشعان و توبه‌کنندگان و بازگشت‌کنندگان، آن را وسیله‌تقرّب به خداوند قرار می‌دهند و این تجارتی است که شکست و ناکامی‌ندارد.
خداوند سبحان می‌فرماید:
)مُنِیبِینَ إِلَیْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ وَلاَ تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ(35)).
»این باید در حالی باشد که شما به سوی او بازگشت می‌کنید، و از )مخالفت فرمان‌او( بپرهیزید، نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید.«
خداوند سبحان درباره تجارتی که کساد و ناکامی ندارد و از ارکان مهمّ‌آن، نماز است، می‌گوید:
)إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلاَنِیَةًیَرْجُونَ تِجَارَةً لَن تَبُورَ(36)).
»کسانی که کتاب الهی را تلاوت می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان‌روزی داده‌ایم، پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، تجارتی بی‌زیان وخالی از کساد را امیددارند.«
در آیه دیگر از »قیام شبانه« می‌خوانیم؛ از میعادگاه عاشقان و خاشعان‌واز مناجات آنان با خداوند:
)إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَی مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطائِفَةٌ مِنَ الَّذِینَ‌مَعَکَ وَاللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ‌الْقُرآنِ عَلِمَ أَن سَیَکُونُ مِنکُم مَّرْضَی وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ‌اللَّهِ وَآخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّکَاةَوَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْراًوَأَعْظَمَ أَجْراً وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(37)).
»پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از آنها که با تو هستند، نزدیک دوسوم از شب‌یا نصف یا ثلث آن را به پا می‌خیزید و خداوند شب و روز را اندازه‌گیری می‌کند. اومی‌داند که شما نمی‌توانید مقدار آن را اندازه‌گیری کنید پس شما را بخشید. اکنون آنچه‌برای شما میسّر است قرآن بخوانید. اومی داند بزودی گروهی از شما بیمار می‌شوندوگروهی دیگر برای بدست آوردن فضل الهی به سفر می‌روند و گروهی دیگر در راه‌خدا جهاد می‌کنند، پس به اندازه‌ای که برای شما میسّر است از قرآن تلاوت کنید و نمازرا برپا دارید و زکات بدهید و به خدا قرض دهید، و آنچه را از کارهای نیک برای خوداز پیش می‌فرستید، نزد خدا به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت و از خداآمرزش بطلبید که خداوند آمرزنده مهربان است.«
خداوند برای بنی‌اسرائیل و نقباء و برگزیدگان آنان شرط نمود که نمازرا برپا دارند و همچنین شرط کرد که با آنان باشد تا زمانی که آنان بر این عهدو پیمان باقی بمانند:
)وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً وَقَالَ اللَّهُ إِنِّی‌مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَیْتُمْ الزَّکَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِی وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ‌قَرْضاً حَسَناً(38)).
»خدا از بنی‌اسرائیل پیمان گرفت، و از آنها دوازده نقیب و سرپرست برانگیختیم‌و خداوند گفت: من با شما هستم اگر نماز را برپا دارید و زکات را ادا نمایید و به‌رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید و به خدا قرض نیکو بدهید.«

مواظبت و مراقبت از نماز

از آنجا که نماز، معراج مؤمن و شعار عبودیت خداوند و رمزاخلاص برای اوست، مؤمنان همواره و در همه شرایط از آن مراقبت‌می‌کنند و مقام آن را پاس می‌دارند:
)إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً *إِلَّا الْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلاَتِهِمْ دَائِمُونَ(39)).
»و به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده است * هنگامی که بدی به اوبرسد، بی‌تابی می‌کند * و هنگامی که خوبی به او برسد، مانع دیگران می‌شود * مگرنمازگزاران، آنها که نماز را پیوسته بجا می‌آورند.«
)وَالَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ(40)).
»و آنان که بر نمازشان مواظبت دارند.«
)وَالَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ(41)).
»و آنان که بر نمازهایشان مراقبت و مواظبت دارند.«
مواظبت بر نماز است که مقام انسان را تا درجات بلند ایمان بالا می‌بردو از جمله درجات ایمانی، نگهداشتن انسان از حرص و آز دنیا است.
امام رضاعلیه السلام در پاسخ سؤالات محمّد بن سنان چنین نوشت:
»إنّ علّة الصلاة إنّها إقرار بالربوبیّة للَّه عزّ وجلّ، وخلع الأنداد، وقیام بین‌یدی الجبّار جلّ جلاله بالذلّ والمسکنة والخضوع والاعتراف، والطلب للإقالةمن سالف الذنوب، ووضع الوجه علی الأرض کلّ یوم إعظاماً للَّه عزّ وجلّ، وأن‌یکون ذاکراً غیر ناس ولا بطر، ویکون خاشعاً متذلّلاً راغباً، طالباً للزیادة فی‌الدین والدنیا، مع ما فیه من الایجاب والمداومة علی ذکر اللَّه عزّ وجلّ باللیل‌والنهار، لئلا ینسی العبد سیّده ومدبّره وخالقه فیبطر ویطغی ویکون من ذکره‌لربه وقیامه بین یدیه، زاجراً له عن المعاصی ومانعاً له عن أنواع الفساد«(42).
»علّت وجوب و تشریع نماز این است که نماز، اقرار به ربوبیّت خداوند، نفی‌شریک و مانند و همتا از او، قیام ذلیلانه و متواضعانه و تواَم با خضوع در محضر او،واعتراف به گناه و طلب آمرزش گناهان گذشته از او است. نماز، گذاشتن صورت در هرروز بر روی خاک است برای تعظیم خداوند و برای اینکه انسان همیشه به یاد او باشد،فراموش نکند، نا سپاسی نورزد، خاشع و ذلیل و متمایل به او باشد و زیادت در دین‌ودنیا را از او بخواهد. نماز مداومت شبانه روز یاد خداوند است تا بنده، مولا، مدبّروخالق خود را فراموش نکند و به کفران و طغیان و سرکشی کشانده نشود و همیشه به‌یاد او و در محضر او باشد تا او را از گناهان و از انواع فساد، باز دارد.«

برپا داشتن نماز در هر حال

در حالات استثنایی )مانند جنگ( لازم است که ذکر خدا بگوییم، امّادر حالت آرامش، اقامه نماز واجب است نه فقط ذکر خدا، و این دو فرق‌زیادی دارند زیرا اقامه و برپا داشتن نماز به معنای انجام دادن نماز با همه‌شرایط آن می‌باشد، در حالیکه ذکر خدا در هر حال، در حال ایستاده یانشسته یا خوابیده هم امکان دارد. باهم کلام خداوند را بخوانیم:
)فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِیَاماً وَقُعُوداً وَعَلَی جُنُوبِکُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ‌فَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَاباً مَوْقُوتاً(43)).
»و هنگامیکه نماز را به پایان رساندید، خدا را یاد کنید، ایساتده و نشسته و درحالیکه به پهلو خوابیده‌اید و هرگاه آرامش یافتید )و حالت ترس زایل گشت(، نمازرا بطور معمول انجام دهید زیرا نماز وظیفه ثابت و معیّنی برای مؤمنان است.«
در حدیث هم آمده است که همراه امیر المؤمنین‌علیه السلام در جنگ صفّین،نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا از مردم فوت شد و حضرت به آنان‌دستور داد که پیاده و سواره، تکبیر بگویند، »لا اِلهَ اِلَّا اللَّه وَسُبْحانَ اللَّهِ«بگویند و آنان هم‌چنین کردند زیرا نماز در هیچ حالتی ترک نمی‌شود و یک‌وظیفه ثابت و معیّنی برای مؤمنان است و حتّی در حالت جنگ هم که‌سخت‌ترین حالات است ترک نمی‌شود. این مسأله را از این سخن‌خداوند الهام می‌گیریم که می‌فرماید:
)وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن‌یَفْتِنَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنَّ الْکَافِرِینَ کَانُوا لَکُمْ عَدُوا مُبِیناً(44)).
»هنگامی که سفر می‌کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید اگر از فتنه‌وخطر کافران بترسید؛ زیرا کافران، برای شما دشمن آشکاری هستند.«
بدین ترتیب واجب است که در حال ترس، نماز، کوتاه )قصر( شود،امّا همچنان وجوب آن بر انسان باقی است زیرا یک حکم ثابت‌وتغییرناپذیر است.
هم‌چنین در حدیث منقول از امام صادق‌علیه السلام در تفسیر آیه یاده شده آمده‌است: »کتاب موقوت به معنای کتاب ثابت )حکم ثابت( است امّا اینکه‌اندکی شتاب کنی یا اندکی به تأخیر اندازی، ضرری به نمازت ندارد تازمانی که نماز را ضایع نکرده باشی، زیرا خداوند می‌فرماید:
)أَضَاعُوا الصَّلاَةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّاً(.
»نماز را تباه کردند و از شهوات پیروی نمودند، پس به زودی گمراهی خود راخواهند دید.(45)»
از همین رو، نماز حتّی در هنگام رویارویی نظامی و در جبهه جنگ،واجب است. خداوند می‌فرماید:
)وَإِذَا کُنْتَ فِیهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُم مَعَکَ وَلْیَأْخُذُواأَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْیَکُونُوا مِن وَرَائِکُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَی لَمْ یُصَلُّوا فَلْیُصَلُّوامَعَکَ وَلْیَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ(46)).
»و هنگامی که در میان آنها باشی و )در میدان جنگ( نماز را برای آنها برپا کنی،باید دسته‌ای از آنها با تو )به نماز( برخیزند و سلاحهایشان را با خود برگیرند،وهنگامی که سجده کردند )و نماز را به پایان رساندند( باید به پشت سر شما بروند،وآن دسته دیگر که نماز نخوانده‌اند بیایند و با تو نماز بگذارند. آنها باید وسایل دفاعی‌و سلاحهایشان را )در حال نماز( با خود حمل کنند.«

اقامه نماز، شرط توبه

از آنجا که نماز رمز عبودیّت و بندگی است، کسی که توبه می‌کند، بایدتوبه‌اش را با برپا داشتن نماز به اثبات برساند.
خداوند می‌فرماید:
)فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الْصَّلاَةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ(47)).
»هرگاه توبه کنند و نماز را برپا بدارند و زکات بدهند، آنها را رها سازید.«
)فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ فَإِخْوَانُکُمْ فِی الدِّینِ(48)).
»هرگاه توبه کنند و نماز بخوانند و زکات بدهند، برادر دینی شما هستند.«
)فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ(49)).
»اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت پس نماز را برپابدارید و زکات را ادا کنید.«

اقامه نماز، شعار دعوتگران به سوی خدا

نماز، ارزش مهمی است، و گوهر این ارزش، ارتباط انسان با خداونداست و مظهر این ارزش، ذکر خدا، سجده برای خدا، رکوع برای خدا،قرائت قرآن کریم و نیایش است و از همین رو، یکی از شعارهای‌دعوتگران به سوی خدا، و بلکه هدف اساسی آنان در دعوت و گسترش‌آن، نماز است و لذا می‌بینیم که حضرت ابراهیم‌علیه السلام برخی از فرزندان خودرا در بیت‌الحرام ساکن می‌گرداند تا نماز را برپا دارند:
)رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِندَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُواالصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُم مِنَ الَّثمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ *رَبَّنَا إِنَّکَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِی وَمَا نُعْلِنُ وَمَا یَخْفَی عَلَی اللَّهِ مِن شَیْ‌ءٍ فِی الْأَرْضِ وَلاَ فِی‌السَّماءِ * الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَی الْکِبَرِ إِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ‌الدُّعَاءِ * رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ(50)).
»پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی‌آب و علفی، در کنار خانه‌ای‌که حرم تو است، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند. تو دلهای گروهی از مردم را متوجّه‌آنها ساز و از ثمرات به آنها روزی دِه شاید آنان شکر تو را بجاآورند * پروردگارا!تو می‌دانی آنچه را ما پنهان و یا آشکار می‌کنیم و چیزی در زمین و آسمان بر خدا پنهان‌نیست * حمد خدای را که در پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید. مسلّماًپروردگار من شنونده دعا است * پروردگارا! مرا برپا کننده نماز قرار دِه و از فرزندانم‌نیز. پروردگارا! دعای مرا بپذیر.«
حضرت اسماعیل نیز خانواده خود را دستور به نماز می‌داد. خداوندمی‌فرماید:
)وَکَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاَةِ وَالزَّکَاةِ وَکَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً(51)).
»خانواده خود را به نماز و زکات دستور می‌داد و در نزد پروردگارش پسندیده‌ومورد رضایت او بود.«
خداوند بر پیامبر اسلام‌صلی الله علیه وآله و از طریق ایشان بر امّت آن‌حضرت واجب‌کرده است که خانواده خود را به نماز فرمان دهند:
)وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاَةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا(52)).
»خانواده‌ات را به نماز فرمان بده و در انجام آن شکیبا باش.«
وصیّت لقمان به فرزندش چنین بود:
)یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاَةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ(53)).
»ای فرزندم! نماز را برپا دار و به معروف امر و از منکر نهی کن.«

نماز شعار امّت اسلامی

نماز از بارزترین نشانه‌های‌امّت‌اسلامی‌است، آنجا که پروردگارسبحان‌می‌فرماید:
)مِّلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَفِی هذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ‌شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَاعْتَصِمُوابِاللَّهِ‌ِ(54)).
»از آیین پدرتان ابراهیم پیروی کنید؛ خداوند شما را در کتابهای پیشین و در این‌کتاب، مسلمان نامید تا پیامبر گواه بر شما باشد و شما گواهان بر مردم. پس نماز رابرپا دارید و زکات را بدهید و به خدا تمسّک جویید.«
برپا داشتن نماز یکی از بندهای پیمان و میثاقی است که خداوند آن را بربنی‌اسرائیل مقرّر کرده است. قرآن کریم دراین رابطه می‌گوید:
)وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَتَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً وَذِی‌الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ ثُمَ‌تَوَلَّیْتُمْ إِلَّا قَلِیلاً مِنْکُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ(55)).
»از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را پرستش نکنید، و به پدر و مادرونزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید، و به مردم نیک بگویید، و نماز را برپادارید، و زکات را بدهید. پس همه شما، جز عدّه کمی، پشت کردید و اعراض نمودید.«
از آنجا که نماز شعار مسلمانان است، از شرایط قبول توبه مشرکان این‌است که نماز را برپا دارند. قرآن مجید می‌گوید:
)فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ‌وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الْصَّلاَةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ فَخَلُّواسَبِیلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ(56)).
»پس وقتی که ماههای حرام پایان یافت، مشرکان را هرجا یافتید به قتل برسانید وآنها را اسیر سازید و محاصره کنید و در هر کمینگاه بر سر راه آنان بنشینید. پس اگرتوبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید زیرا خداوندآمرزنده و مهربان است.«

نماز، تزکیه نفس

درجات مؤمن با نماز او تعالی می‌یابد. پس هرچه بیشتر بر نماز خودمواظبت کند و آن را با شرایطش بجاآورد و در هنگام اقامه آن، خشوع‌بیشتری داشته باشد، ارتباط و قرب او به خداوند هم بیشتر خواهد شدودر نتیجه، این ارتباط و قرب، در همه ابعاد زندگی او باز تاب خواهدیافت.
نماز باعث تقوا می‌شود و تقوا، نفس را از هواپرستی‌ها باز می‌دارد.خداوند سبحان می‌فرماید:
)...إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ...(57)).
»...به‌یقین نماز )انسان را( از زشتیها وگناه باز می‌دارد ویاد خدا بزرگتر است...«
نماز انسان را به پروردگارش نزدیک می‌گرداند، به همین دلیل،اخلاص، یکتاپرستی و پاکی او از آلودگیها و پلشتی‌های شرک، افزایش‌می‌یابد. خداوند می‌فرماید:
)...قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدَی وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ * وَأَنْ أَقِیمُوا الصَّلاَةَوَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ(58)).
»...بگو: هدایت واقعی، هدایت خداوند است و ما امر شده‌ایم که تسلیم‌پروردگار جهانیان باشیم * و اینکه نماز را برپا دارید و تقوا پیشه سازید و خدا است‌که به سوی او محشور می‌شوید.«
همچنین در قرآن آمده است:
)...وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاَ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَمَن کَفَرَبَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ * وَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ‌لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(59)).
»...و ترس‌شان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند. تنها مرا می‌پرستند و چیزی راشریک من نخواهند ساخت و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند * و نماز رابرپا دارید و زکات را پرداخت نمایید و رسول خدا را اطاعت کنید تا مشمول رحمت‌خدا شوید.«
آیا نمی‌بینید در این آیات چگونه برپا داشتن نماز، بطور مستقیم بعدازامر به توحید و عبودیّت مخلصانه خداوند مطرح شده است و در آیه دوّم‌هم اقامه نماز به اطاعت از رسول مرتبط شده است زیرا برپا داشتن نماز،نفس را تزکیه و آماده اطاعت از پیامبر می‌گرداند.
بدین ترتیب نماز بهترین و برترین راه تقرّب به خداوند است، زیرانماز پرده‌های شرک را کنار می‌زند و موانع قرب به حقّ را از میان‌برمی‌دارد. در روایت یزید بن خلیفه آمده است: امام صادق‌علیه السلام فرمود:»إذا قام المصلّی إلی الصلاة نزلت علیه الرحمة من أعنان السماء إلی الأرض،وحفّت به الملائکة، وناده ملک: لو یعلم هذا المصلّی ما فی الصلاة ما انفتل«(60).
»زمانی که نمازگزار به نماز می‌ایستد، رحمت الهی از آفاق آسمان تا روی زمین براو فرود می‌آید و فرشتگان اطراف او جمع می‌شوند و فرشته‌ای ندا می‌دهد: اگر این‌نمازگزار بداند آنچه را که در نماز است هرگز از آن روبر نمی‌تاباند.«
نماز، احسان و نیکوکاری را درپی دارد زیرا نیکوکاران کسانی هستندکه نماز را برپا می‌دارند. در قرآن آمده است:
)هُدیً وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِینَ * الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُم‌بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ(61)).
»این کتاب مایه هدایت و رحمت برای نیکوکاران است، همان کسانیکه نماز رابرپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند و همانها به آخرت یقین دارند.«
نماز از مهم‌ترین عباداتی است که نفس را تزکیه می‌کند و آن را به‌برترین درجات کمال ارتقا می‌دهد. در قرآن آمده است:
)إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً *إِلَّا الْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلاَتِهِمْ دَائِمُونَ(62)).
و به یقین انسان، حریص و کم طاقت آفریده شده است * هنگامی که بدی به اوبرسد، بی‌تابی می‌کند * و هنگامی که خوبی به او برسد، مانع دیگران می‌شود * مگرنمازگزاران، آنها که نماز را پیوسته بجا می‌آورند.«
برپا داشتن نماز در رشد روحیّه اصلاح‌طلبی در نفس انسان، نقش‌مؤثّری دارد و نمازگزاران، مصلحان جامعه هستند:
)وَالَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ إِنَّا لاَنُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ(63)).
»کسانی که به کتاب تمسّک می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند. ما به یقین پاداش‌مصلحان را ضایع نمی‌کنیم.«
برپا داشتن نماز از نشانه‌های اخلاص در دین است. قرآن کریم‌می‌گوید:
)وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ وَیُقِیمُوا الصَّلاَةَ وَیُؤْتُواالزَّکَاةَ وَذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ(64)).
»به آنها دستوری داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالی که دین خود رابرای او خالص کنند و از شرک به توحید بازگردند و نماز را برپا دارند و زکات رابدهند. و این است آیین مستقیم و پایدار.«
همچنین خداوند فرموده است:
)إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لاَ إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلاَةَ لِذِکْرِی(65)).
»به یقین من خدا هستم، معبودی جزمن نیست پس مرا پرستش کن و نماز را برای‌یاد من برپادار.«

نماز، یاد خدا

جوهر و حقیقت نماز این است که نماز یاد خداوند یکتا، رمز عبودیت‌او، دلیل تسلیم بودن در مقابل او، نشانه ایمان و علامت اخلاص است و ازهمین رو آنجا که خداوند فائده نماز را بیان فرموده و آن را باز دارنده ازبدی‌ها و گناه معرفی کرده، گفته است: )...وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ...(66)) »یادخداوند بزرگتر و مهم‌تر از هر چیزی است.« و همچنین فرموده است: )وَأَقِمِ‌الصَّلاَةَ لِذِکْرِی(67)) »نماز را برای یاد من برپادار.« و همچنین فرموده است: )قَدْأَفْلَحَ مَن تَزَکَّی * وَذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی(68)) »به یقین رستگار شد کسی که خود را پاک‌ساخته است * و نام پروردگارش را ذکر کرده و نماز خوانده است.«
در قرآن مجید آمده است:
)الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَاماً وَقُعُوداً وَعَلَی جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماوَاتِ‌وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ(69)).
»همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته و آنگاه که بر پهلو خوابیده‌اند یادمی‌کنند و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می‌اندیشند و می‌گویند پروردگارا! اینها رابیهوده نیافریده‌ای منزّهی تو! ما را از عذاب آتش نگاه دار.«
نماز چون ذکر و یاد خدا است، در هیچ حالی نباید ترک شود و تا انسان‌زنده است باید آن را برپا دارد. قرآن مجید می‌گوید:
)وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أَیْنَ مَا کُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلاَةِ وَالزَّکَاةِ مَادُمْتُ حَیّاً(70)).
»و مرا هرجا باشم، وجودی با برکت قرار داده و تا زمانی که زنده‌ام مرا به نمازوزکات توصیه کرده است.«
در جای دیگر می‌گوید:
)إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِوَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ(71)).
»شیطان می‌خواهد بوسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کندوشما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. آیا خودداری خواهید کرد؟«
از این آیه الهام می‌گیریم که نماز نوعی از انواع ذکر و یاد خدا است وبیان‌آن بعداز »ذکر اللَّه«، از باب تأکید بر این نوع خاص از ذکر خدا، به عنوان‌برترین و کاملترین ذکر است.
نماز، تذکّر برای اهل تذکّر است: )وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِنَ‌اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْرَی لِلذَّاکِرِینَ(72)).
»در دوطرف روز و اوایل شب نماز را برپادار زیرا حسنات، سیّئات را از بین‌می‌برند. این تذکری است برای کسانی که اهل ذکرند.«
خداوند در جای دیگر فرموده است:
)یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلاَةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُواالْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ(73)).
»ای کسانی که ایمان آورده‌اید! زمانی که روز جمعه ندای نماز داده می‌شود، به یادخداوند بشتابید و معامله را رها کنید. اگر شما بدانید، این برای شما بهتر است.«

احکام نماز

در اسلام ارزشها و آدابی وجود دارد که مربوط به نماز و نیک برگزارکردن آن می‌باشد. بارزترین آنها، مواظبت بر نماز، استمرار و مداومت برآن است که آیات شریفه قرآن را در این رابطه تلاوت کردیم. احکام دیگری‌نیز دارد که در ضمن آیات ذیل مطالعه می‌کنیم:
1 - از احکام برپا داشتن نماز، آغاز کردن آن با طهارت است:
)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاَةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی‌الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَإِن کُنتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا...(74)).
»ای کسانیکه ایمان آورده‌اید! هنگامیکه به نماز می‌ایستید، صورت و دستها را تاآرنج بشویید و سر و پاها را تا مفصل )برآمدگی پشت پا( مسح کنید و اگر جنب باشیدخود را بشویید...«
2 - یکی دیگر از احکام نماز، تسبیح خداوند است:
)وَسَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَأَصِیلاً * هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلاَئِکَتُهُ...(75)).
»صبح و شام، او را تسبیح گویید * او کسی است که بر شما درود و رحمت‌می‌فرستد و فرشتگان او نیز...«
3 - از احکام دیگر، اعتدال و میانه روی بین جهر و اخفات )بلندخواندن و آهسته خواندن( در نماز است:
)...وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِکَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبیلاً(76)).
»...نمازت را زیاد بلند یا خیلی آهسته نخوان و در میان آن دو راهی معتدل‌برگزین.«
4 - خداوند اوقات نماز را هم در آیه ذیل بیان کرده است:
)أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ‌مَشْهُوداً(77)).
»نماز را از زوال خورشید )ظهر( تا نهایت تاریکی شب )نیمه شب( برپاداروهمچنین قرآن فجر )نماز صبح( را چرا که قرآن فجر، مشهود است.«
در این آیه سه وقت، برای پنج نماز فریضه بیان شده است و اگر کسی‌برای پنج نماز پنج وقت قرار دهد کار خوبی خواهد بود. وقت اوّل، زوال‌خورشید است )برای نماز ظهر و عصر(. وقت سوم، تقارن فجر است)برای نماز صبح( و بین آن دو در هنگام تاریکی شب، وقت نماز مغرب‌وعشاء است.
5 - قرآن، مسلمانان را برای شب زنده‌داری و تهجّد و عبادت در نیمه‌شب دعوت نموده، در حالیکه آن را برای پیامبرصلی الله علیه وآله و پیشگامان امّت‌واجب کرده است. خداوند می‌فرماید:
)یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلاً(78)).
»ای جامه به خود پیچیده! * شب را جز کمی بپاخیز.«
)وَمِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسَی أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَّحمُوداً(79)).
»و پاسی از شب را به عبادت بپرداز. این یک وظیفه اضافی برای تو است. امیداست پروردگارت تو را به مقامی در خود ستایش برانگیزد.«
6 - از احکام نماز، خشوع در نماز است:
)قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ(80)).
»به یقین مؤمنان رستگار شدند * همان کسانیکه در نماز خود خشوع دارند.«
7 - نماز در مساجد و همراه با سایر مؤمنان، فضیلت بیشتر دارد:
)وَأَقِیمُوا الْصَّلاَةَ وَآتُوا الْزَّکَاةَ وَارْکَعُوا مَعَ الْرَّاکِعِینَ(81)).
»نماز را برپا دارید و زکات را ادا نمایید و همراه با رکوع کنندگان رکوع کنید.«
8 - یکی دیگر از احکام نماز، پرداختن فوری به نماز جمعه است به‌مجردی که اذان آن گفته شود، و تعطیل کردن تجارت و دادوستد در آن‌هنگام:
)یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلاَةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُواالْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ(82)).
»ای کسانی که ایمان آورده‌اید! زمانی که در روز جمعه برای نماز ندا داده شود، به‌یاد خدا بشتابید و دادوستد را رها کنید. اگر بدانید این برای شما بهتر است.«

نماز منافق، کف زدن است

نماز، خود یک میزان و معیار است. با نماز می‌توانیم مؤمن را از منافق‌باز شناسیم. کسی که در نماز خود خشوع دارد و مراقب نماز می‌باشدوتقوا پیشه می‌سازد و انفاق و احسان می‌کند، او نماز گزار و مؤمن واقعی‌است. امّا کسی که دادوستد و تجارت، او را از نماز غافل می‌سازد و اگر هم‌به نماز بپردازد، با بی‌حالی و تنبلی نماز می‌خواند، در واقع منافق است.
قرآن مجید دراین مورد چنین می‌گوید:
)فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ * الَّذِینَ هُمْ یُرَآءُونَ *وَیَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ(83)).
»وای بر نمازگزارانی * که در نماز خود سهل‌انگاری می‌کنند * همان کسانیکه ریامی‌کنند * و دیگران را از وسایل ضروری زندگی منع می‌نمایند.«
)...وَإِذَا قَامُوا إِلَی الصَّلاَةِ قَامُوا کُسَالی...(84)).
»نماز را به جا نمی‌آورند مگر با کسالت.«
این در حالی است که مؤمنان با شتاب به سوی نماز می‌روند و برای‌انجام آن کوشش دارند امّا منافقان، نماز را بجا نمی‌آورند مگر با حالت‌کسالت و تنبلی. از همین رو نماز، معیار شناخت مؤمن از منافق و ملاک‌شناخت درجات مؤمنین است.
در حدیث منقول از هارون بن خارجه آمده است که: برای امام‌صادق‌علیه السلام مردی از اصحاب خود را نام بردم و او را ستودم. امام‌علیه السلام به من‌فرمود: کیف کانت صلاته؟(85).
»نماز او چگونه است؟«
امّا نماز مشرکان و نیایش آنان در خانه خدا، سوت زدن و کف زدن‌است. خداوند درباره آنها می‌فرماید:
)وَمَا کَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَیْتِ إِلَّا مُکَاءً وَتَصْدِیَةً(86)).
»نمازشان نزد خانه خدا چیزی جز سوت کشیدن و کف زدن نبود.«
عیّاشی از امام صادق‌علیه السلام در تفسیر این آیه و معنای »مکاءً و تصدیة«نقل می‌کند که امام فرمود: التصفیر والتصفیق(87).
»سوت کشیدن و کف زدن«.
سعید بن جبیر می‌گوید: کانت قریش تعارض النبی فی الطواف‌یستهزؤون ویصفّرون ویصفّقون فنزلت هذه الآیة(88).
»قریش در هنگام طواف با پیامبرصلی الله علیه وآله معارضه می‌کردند، مسخره و استهزاءمی‌نمودند، سوت می‌کشیدند و دست می‌زدند و لذا این آیه نازل شد.«
کافران، نماز را به باد مسخره می‌گرفتند، علیرغم اینکه هر انسان‌سالمی، به شخصی که با پروردگارش مناجات می‌کند احترام می‌گذارد،وبه حکم عقل و فطرت، عمل او را تعالی و ارتقای روح می‌شمارد.
)وَإِذَا نَادَیْتُمْ إِلَی الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُواً وَلَعِباً(89)).
»آنها هنگامیکه شما به نماز فرامی‌خوانید، آن را به مسخره و بازی می‌گیرند.«

کسانی که نماز را ضایع می‌سازند!

امّا کسانی که نماز را ضایع و تباه می‌سازند یا آن را ترک می‌کنند،جزایشان این است که مناعت نفس را از دست می‌دهند، و نمی‌توانندخویشتن را از شهوات باز دارند. خداوند می‌فرماید:
)فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاَةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ(90)).
»امّا پس‌از آنان، فرزندان ناشایسته‌ای روی کار آمدند که نماز را تباه کردند و ازشهوات پیروی نمودند.«
گاهی هم ترک نماز، شخص را به تکذیب دین و دورشدن از صراطمستقیم می‌کشاند:
)فَلاَ صَدَّقَ وَلاَ صَلَّی * وَلکِن کَذَّبَ وَتَوَلَّی(91)).
»او هرگز ایمان نیاورد و نماز نخواند * بلکه تکذیب کرد و رویگردان شد.«
گاهی هم او مانع راه خدامی شود و مؤمنان را از نمازگزاردن بازمی‌دارد:
)أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَی * عَبْداً إِذَا صَلَّی(92)).
»آیا کسی که نهی می‌کند * بنده‌ای را به هنگامی که نماز می‌خواند )مستحق عذاب‌الهی نیست؟(.«
آیا کار تارک نماز به همین جا ختم می‌شود؟ هرگز. تارک نماز بطورعمدی، کافر است. از پیامبر خداصلی الله علیه وآله روایت شده است:
»من ترک الصلاة متعمّداً فقد کفر«(93).
»کسی که عامدانه نماز را ترک کند، کافر شده است.«
زیرا حدّ فاصل بین اسلام حقیقی و کفر، نماز است. پیامبرصلی الله علیه وآله‌می‌فرماید:
»بین العبد وبین الکفر ترک الصلاة«(94).
»فاصله بین بنده و کفر، ترک نماز است.«
فرجام کار چنین کسانی، آتش سوزان دوزخ است و در آنجا است که‌با حسرت و تأسّف اعتراف می‌کنند که نماز را ترک کرده‌اند و به دنبال آن،هر کار نیک و احسانی را نیز ترک کرده‌اند امّا دیگر سودی نداردوسرنوشت آنان جهنّم است، آنجا که خداوند می‌فرماید:
)کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْیَمِینِ * فِی جَنَّاتٍ یَتَسَاءَلُونَ *عَنِ الْمُجْرِمِینَ * مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ * وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ‌الْمِسْکِینَ * وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضینَ * وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ(95)).
»هر کس در گرو اعمال خویش است * مگر اصحاب یمین * که در باغهای بهشتندو سؤال می‌کنند * از مجرمان * چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟ * می‌گویند:مااز نمازگزاران نبودیم * و اطعام مستمند نمی‌کردیم * و پیوسته با اهل باطل همنشین‌و همصدا بودیم * و همواره روز جزا را انکار می‌کردیم.«

این چنین حضرت صادق نماز خواند

حماد بن عیسی روایت می‌کند که امام صادق‌علیه السلام روزی به من گفت: ای‌حمّاد! آیا می‌توانی نیکو نماز بگزاری؟ گفتم: آقای من! من کتاب حریزرا درباره نماز حفظ کرده‌ام. فرمود: اشکال ندارد. برخیز نماز بگزار.
پس من در مقابل ایشان و رو به قبله ایستادم و نماز را آغاز کردم و رکوع‌کردم و سجده کردم.
امام‌علیه السلام فرمود: ای حمّاد! نیکو نماز نمی‌گزاری. برای مرد چه زشت‌است که 60 یا 70 سال از عمر او سپری شود امّا نتواند یک نماز را با شرایطو حدود کامل آن بجا آورد؟
حمّاد می‌گوید: در خودم احساس خواری نمودم. پس گفتم: فدایت‌گردم، نماز را به من بیاموز.
امام صادق‌علیه السلام راست ورو به قبله ایستاد. همه دستانش را به سوی‌ران‌هایش رها کرد، انگشتانش را بهم چسبانده بود، قدمهایش را بهم‌نزدیک ساخت تا آنجا که بین دو قدم ایشان، سه انگشت باز فاصله بود.همه انگشتان پاهایش را رو به قبله قرار داد. پاهای خود را از قبله منحرف‌نمی‌ساخت. با خشوع و تذلّل و زاری نماز را آغاز کرد. »اَللَّهُ اَکْبَر« گفت‌وسپس سوره حمد و قل هو اللَّه احد را با ترتیل قرائت کرد، و بعد برای‌لحظه‌ای، به اندازه‌ای که تنفّس کند، در حال ایستاده درنگ کرد و سپس درحالیکه هنوز ایستاده بود، »اَللَّهُ اَکْبَر« گفت.
سپس به رکوع رفت و هر دو کفّ دستش را به صورت باز و گشوده، برروی زانوانش قرار داد، و زانوها را به سمت عقب، برگرداند، به گونه‌ای که‌پشتش، راست و هموار شد چنانکه اگر قطره‌ای آب یا روغن، بر پشت‌آن‌حضرت ریخته می‌شد، بخاطر هموار بودن پشتش، ثابت بر سرجای‌خود باقی می‌ماند. حضرت در حال رکوع، گردنش را کشید و چشمانش رافروبست و سپس سه بار و به ترتیل سُبْحانَ رَبِّی الْعَظیمِ وَبِحَمْدِهِ گفت. بعدراست ایستاد و چون به خوبی قرار یافت، سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ گفت و سپس‌در حالیکه ایستاده بود، تکبیر گفت و دستانش را تا موازی صورتش بالاآورد.
سپس به سجده رفت و کفهای دست خود را با انگشتان بهم چسبیده،بین هر دو زانو و برابر صورت به زمین گذاشت و سه بار سُبْحانَ رَبِّیَ الْاَعْلی‌وَبِحَمْدِهِ گفت و هیچ عضوی از بدنش را روی عضو دیگر ننهاد و بر هشت‌استخوان بدن سجده کرد: پیشانی، دو کف دست، دو زانو و سر دوانگشت‌بزرگ پا. این هفت مورد واجب است و بینی را از روی استحباب بر خاک‌گذاشت، که )اِرغام( نامیده می‌شود.
سپس سر از سجده برداشت و چون بطور کامل نشست، »اَللَّهُ اَکْبَر«گفت و بعد بر روی ران چپ نشست و روی پای راست را بر کف پای چپ‌گذاشت و »اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَتُوبُ اِلَیْهِ« گفت. سپس در حالیکه نشسته بود،تکبیر گفت و به سجده دوّم رفت و همان ذکری را گفت که در سجده اوّل‌گفته بود و در رکوع و سجود، هیچ چیزی از بدنش را بر چیزی تکیه نداده‌بود، و در حال سجده آرنج‌ها را به زمین نچسبانده بود )و بازوها و آرنجا رااز زمین و پهلو جدا نگاهداشته بود( و مانند پرنده‌ای بال‌دار می‌نمود.
دو رکعت را به همین ترتیب بجا آورد و در حالیکه انگشتان دستش بهم‌چسبیده بود به تشهّد نشست، و چون از تشهّد فراغت یافت، سلام دادوبعد فرمود: ای حمّاد! چنین نماز بگزار، در هنگام نماز به جای دیگرالتفات نکن و با دست و انگشتانت بازی نکن و آب دهن به طرف راست پاچپ یا جلو نینداز.(96)»

نمازهای واجب و نافله‌

حدیث شریف:

1 - امام رضاعلیه السلام درباره علّت نماز فرمود:
»إنّها إقرار بالربوبیّة للَّه عزّ وجلّ، وخلع الأنداد، وقیام بین یدی الجبّار جلّ‌جلاله بالذلّ والمسکنة والخضوع والاعتراف، والطلب للإقالة من سالف‌الذنوب، ووضع الوجه علی الأرض کلّ یوم إعظاماً للَّه عزّ وجلّ، وأن یکون ذاکراًغیر ناسٍ ولا بطرٍ، ویکون خاشعاً متذلّلاً راغباً طالباً للزیادة فی الدین والدنیا.مع ما فیه من الإیجاب والمداومة علی ذکر اللَّه عزّ وجلّ باللیل والنهار، لئلا ینسی‌العبد سیّده ومدبّره وخالقه فیبطر ویطغی ویکون فی ذکره لربّه، وقیامه بین یدیه‌زجراً له عن المعاصی، ومانعاً له من أنواع الفساد«(97).
»علّت تشریع نماز این است که نماز، اقرار به ربوبیّت خداوند، نفی مانند و همتا ازاو، قیام متواضعانه و ذلیلانه و تواَم با خضوع در محضر او، و اعتراف به گناه و طلب‌آمرزش گناهان گذشته از او است. نماز، پیشانی مذلّت به خاک نهادن برای تعظیم‌خداوند است و برای اینکه انسان همواره به یاد او باشد، فراموشکار و ناسپاس نباشد،خاشع و ذلیل و متمایل به او باشد و زیادت دین و دنیا از او بطلبد. نماز، مداومت شبانه‌روزی یاد خداوند است تا بنده، مولا و مدبّر و خالق خود را فراموش نکند و به کفران‌وطغیان کشانده نشود و همیشه به یاد او و در محضر او باشد تا )خداوند( او را ازگناهان و از انواع فساد بازدارد.«
2 - امام باقرعلیه السلام فرمود:
»فرض اللَّه الصلاة، وسنّ رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله علی عشرة أوجه: صلاة السفروالحضر، وصلاة الخوف علی ثلاثة أوجه، وصلاة کسوف الشمس والقمر،وصلاة العیدین، وصلاة الاستسقاء، والصلاة علی المیّت«(98).
»خداوند نماز را واجب ساخته و پیامبرصلی الله علیه وآله هم سنّت گذارده و بر ده نوع است:نماز مسافر و حاضر، نماز خوف بر سه نوع، نماز کسوف خورشید و ماه، نماز دو عید،نماز استسقاء و نماز میّت.«
3 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»الفریضة والنافلة إحدی وخمسون رکعة، منها رکعتان بعد العتمة جالساًتعدّان برکعة وهو قائم، الفریضة منها سبع عشرة، والنافلة أربع وثلاثون‌رکعة«(99).
»فریضه و نافله پنچاه و یک رکعت است. از آن جمله است دو رکعت نشسته‌بعداز نماز عشاء که یک رکعت ایستاده شمرده می‌شود. فریضه هفده رکعت و نافله سی‌و چهار رکعت است.«
4 - امام صادق‌علیه السلام در حدیث شرائع الدین فرمود:
»... وصلاة الفریضة: الظهر أربع رکعات، والعصر أربع رکعات،والمغرب ثلاث رکعات، والعشاء الآخرة أربع رکعات، والفجر رکعتان، مجملةالصلاة المفروضة سبع عشرة رکعة، والسنّة أربع وثلاثون رکعة، منها: أربع‌رکعات بعد المغرب لا تقصیر فیها فی السفر والحضر، ورکعتان من جلوس بعدالعشاء الآخرة تعدّان برکعة، وثمان رکعات فی السحر وهی صلاة اللیل،والشفع رکعتان، والوتر رکعة، ورکعتا الفجر بعد الوتر، وثمان رکعات قبل‌الظهر، وثمان رکعات بعد الظهر قبل العصر، والصلاة تستحبّ فی أوّل‌الأوقات«(100).
»نماز فریضه نمازهای ذیل است: ظهر چهار رکعت، عصر چهار رکعت، مغرب سه‌رکعت، عشاء چهار رکعت، صبح دو رکعت. مجموع نماز واجب )در شبانه‌روز( هفده‌رکعت است. امّا نماز سنّت )نافله( سی و چهار رکعت است: چهار رکعت بعداز مغرب‌که در سفر و حضر کم نمی‌شود، دو رکعت نشسته بعداز عشاء که یک رکعت شمرده‌می‌شود، هشت رکعت در سحر که نماز شب نامیده می‌شود، شفع دو رکعت، وتر یک‌رکعت و دو رکعت نافله صبح بعداز وتر، هشت رکعت قبل‌از ظهر و هشت رکعت بعدازظهر و قبل‌از نماز عصر. ومستحبّ است نمازها در اوّل وقت برگزار شود.«
5 - از زراره روایت شده که از امام باقرعلیه السلام درباره نمازهای واجب‌پرسیدم. امام‌علیه السلام فرمود:
»خمس صلوات فی اللیل والنهار«. فسأله زرارة: هل سمّاهنّ اللَّه وبیّنهنّ فی‌کتابه؟ قال الإمام: »نعم، قال اللَّه تعالی لنبیّه‌صلی الله علیه وآله: )أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ‌إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ...(101)) ودلوکها زوالها، وفیما بین دلوک الشمس إلی غسق اللیل‌أربع صلوات، سمّاهنّ اللَّه وبیّنهنّ ووقّتهنّ، وغسق اللیل هو انتصافه، ثمّ قال‌تبارک وتعالی: )وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُوداً (فهذه الخامسة،وقال تبارک وتعالی فی ذلک: )وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ (وطرفاه: المغرب‌والغداة. )وَزُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ( وهی صلاة العشاء الآخرة، وقال تعالی: )حافِظُواعَلَی الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاَةِ الْوُسْطَی( وهی صلاة الظهر، وهی أوّل صلاة صلّاهارسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله، وهو وسط النهار ووسط صلاتین بالنهار: صلاة الغداة،وصلاة العصر«(102).
»پنج نماز در شبانه‌روز است. پرسید: آیا خداوند این نمازها را در قرآن بیان کرده‌است؟ امام‌علیه السلام فرمود: بلی. خداوند به پیامبرش فرمود: )أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ‌إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ...( »نماز را برپادار از زوال خورشید تا تاریکی شب«. دلوک به‌معنای زوال است، و بین زوال و تاریکی چهار نماز است که خداوند آنها را معیّن کرده‌وبیان فرموده و وقت آنها را نیز مشخّص کرده است و »غسق« به معنای »نیمه شب«است. سپس خداوند فرمود: )وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُوداً( »قرآن‌فجر«، نماز پنجم یعنی نماز صبح است. همچنین خداوند متعال فرمود: )وَأَقِمِ‌الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ( و دو طرف روز، مغرب و صبح است و فرمود: )وَزُلَفاً مِنَ‌اللَّیْلِ( یعنی: »اوایل شب« که منظور نماز عشاء است و همچنین فرمود: )حافِظُواعَلَی الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاَةِ الْوُسْطَی( یعنی: مواظب نمازها و نماز )وسطی( میانه باشید.که منظور نماز ظهر است و ظهر اوّلین نمازی بود که پیامبر گرامی آن را بجا آورد. نمازظهر، میانه و نیمه روز است و نیز میان دو نماز روزانه یعنی نماز صبح و نماز عصر،واقع می‌شود.«
6 - امام رضاعلیه السلام فرمود:
»الصلاة قربان کلّ تقی«(103).
»نماز وسیله تقرّب هر شخص پرهیزکار به خداوند است.«
7 - معاویه بن وهب می‌گوید: از امام صادق‌علیه السلام پرسیدم که بهترین‌چیزی که بندگان به وسیله آن به خداوند تقرّب می‌جویند و محبوب‌ترین‌آنها نزد خداوند چیست؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»ما أعلم شیئاً بعد المعرفة أفضل من هذه الصلاة، ألا تری أنّ العبد الصالح‌عیسی بن مریم‌علیه السلام قال: )وَأَوْصَانِی بِالصَّلاَةِ وَالزَّکَاةِ مَادُمْتُ حَیّاً(«(104).
»من بعداز خداشناسی چیزی را بهتر و برتر از نماز نمی‌دانم. آیا نمی‌بینی بنده صالح‌خداوند حضرت عیسی بن مریم‌علیه السلام گفت: »خداوند مرا تا زمانی که زنده باشم به نمازو زکات سفارش کرده است.«

تفصیل احکام:

1 - خداوند بر انسان پنج نماز را واجب کرده است:
الف - نمازهای پنجگانه یومیّه.
ب - نماز آیات.(105)
ج - نماز طواف واجب.
د - نماز میّت.
ه - قضای نمازهای فوت شده پدر و مادر بر پسر بزرگتر.
و - گاهی هم بخاطر تعهّدات شخصی مانند: نذر، عهد، قسم یا اجاره،نمازی بر انسان واجب می‌شود.
2 - نمازهای یومیّه، پنج نماز است:
الف - نماز ظهر که چهار رکعت است و نماز »وسطی« نامیده می‌شود.
ب - نماز عصر؛ چهار رکعت.
ج - نماز مغرب؛ سه رکعت.
د - نماز عشاء؛ چهار رکعت.
ه - نماز صبح؛ دو رکعت.
3 - در هنگام مسافرت واجب ا ست که نمازهای چهار رکعتی، قصرشود یعنی دو رکعت خوانده شود. شرایط قصر نماز و چگونگی نمازمسافر در جای خود شرح داده می‌شود.
4 - در روز جمعه هم، بجای نماز ظهر، دو رکعت نماز جمعه با دوخطبه انجام می‌شود که شرایط و جزئیات آن در جای خود بیان می‌گردد.
5 - از آنجا که نماز وسیله تقرّب هر شخص پرهیزکار به خداوند است،و بهترین چیزی است که می‌توان بوسیله آن به خداوند تقرّب جست،استحباب نفسی دارد یعنی بطور ابتدائی مستحب است که انسان با قصدتقرّب هر چند رکعت که بخواهد، نماز بخواند، تا در دل او، آرامش ایجادکند، و او را از بدیها و گناهان باز دارد، و او را به خداوند نزدیک گرداند.
6 - در احادیث شریف، انجام نمازهای مستحبی معیّنی در مناسبتهای‌زمانی ومکانی ویژه مورد تشویق قرار گرفته است مانند نمازهای شبهای‌ماه مبارک رمضان، نماز زیارت قبور پیامبر اسلام‌صلی الله علیه وآله و اهل بیت طاهرین‌اوعلیهم السلام وهمچنین نماز تحیّت مسجد و غیره.(106)
7 - بهترین نمازهای مستحب، نمازهای نافله منظّم یومیّه است که 34رکعت در هر شبانه‌روز، غیر از روز جمعه و به ترتیب ذیل است:
الف - هشت رکعت قبل از نماز ظهر.
ب - هشت رکعت قبل از نماز عصر.
ج - چهار رکعت بعداز نماز مغرب.
د - دو رکعت بعداز نماز عشاء که نشسته خوانده می‌شود و یک رکعت‌محسوب می‌گردد.
ه - دو رکعت قبل از نماز صبح.
و - یازده رکعت نافله شب به این ترتیب: هشت رکعت نماز شب، دورکعت نماز شفع، و یک رکعت نماز وتر.
امّا در روز جمعه علاوه بر 16 رکعت یادشده در نافله ظهر و عصر، چهاررکعت دیگر نیز افزوده می‌شود.
8 - باید نمازهای مستحبّی، به صورت دو رکعتی، دو رکعتی انجام شودمگر نماز وتر که یک رکعت است.

اوقات نمازهای واجب یومیّه‌

قرآن کریم

1 - )حافِظُوا عَلَی الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاَةِ الْوُسْطَی وَقُومُوا للَّهِ‌ِ قَانِتِینَ(107)).
»مواظب نمازها مخصوصاً نماز وسطی باشید )در انجام آنها کوشا باشید( و از روی‌خضوع و اطاعت، برای خدا بپاخیزید.«
آیه کریمه فوق به ما آگاهی می‌بخشد که مقیّد بودن به اوقات نماز،ضروری است زیرا محافظت و مواظبت بر نماز به معنای اهتمام به نمازوبه حدود و احکام آن می‌باشد. از بارزترین احکام نماز، مقیّد بودن به‌وقت نماز است و لذا در تفسیر عیّاشی از امام صادق‌علیه السلام در معنای آیه بالاآمده است: »منظور از محافظت بر نماز، اقبال و روآوردن به نمازومواظبت بر وقت آن است تا انسان از آن غافل نشود و چیز دیگری او را به‌خود مشغول نگرداند.«(108)
سیاق آیه بالا نیز بر اهمّیت وقت نماز دلالت می‌کند زیرا پروردگار مانماز راحتی در هنگام جنگ واجب کرده است با اینکه معمولاً در این‌حالت، بسیاری از شرایط نماز مانند: استقرار، آرامش، مراعات قبله،رکوع و سجود امکان‌پذیر نیست، و اگر موضوع وقت، اهمّیت زیادی‌نمی‌داشت، ادای نماز به تأخیر انداخته می‌شد تا سایر شرایط آن نیز فراهم‌آیند. فقها از مجموعه نصوص )آیات و روایاتی( که بر وقت تأکید دارند،استنباط کرده‌اند که ترک نماز در هیچ حالتی جایز نیست و مسأله وقت،مهم‌تر از سایر شرایط است.
2 - )فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِیَاماً وَقُعُوداً وَعَلَی جُنُوبِکُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ‌فَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَاباً مَوْقُوتاً(109)).
»هنگامیکه نماز را به پایان رساندید، خدا را یاد کنید، ایستاده و نشسته و درحالیکه به پهلو خوابیده‌اید و هرگاه آرامش یافتید )و حالت ترس زایل گشت( نماز راانجام دهید زیرا نماز وظیفه ثابت و با وقت معیّنی برای مؤمنان است.«
این آیه به ما بصیرت می‌دهد که نماز اهمّیت فراوانی دارد، و از همین‌رو حتّی در حالت جنگ نیز )که شدیدترین و وحشتناکترین حالت برای‌انسان است( ترک نمی‌شود و لذا لازم است که وقت آن مانند سایراحکامش رعایت شود.
برای کلمه »موقوت« که در آیه بالا آمده است، دو معنی ذکر شده است:
1 - در روایات، موقوت به معنای »ثابت« آمده است.
2 - در برخی از تفاسیر، موقوت را به »چیزی که دارای وقت خاصی‌است«، معنی کرده‌اند. هر دو معنی در تفسیر آیه قابل قبول است. بدین‌ترتیب، آیه دلالت روشنی بر اهمّیت اوقات نماز دارد و اینکه وقت، نسبت‌به همه شرایط واجب در نماز، اولویّت و اهمّیت ویژه‌ای دارد. البتّه جوهرو روح نماز، یاد خدا، خشیت از مقام ذات حق و نیایش به درگاه او است‌وحدود و شرایطی که در نماز در نظر گرفته شده، به مثابه جسد برای آن‌روح است.
3 - )أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ‌مَشْهُوداً(110)).
»نماز را از زوال خورشید تا تاریکی شب بپادار و همچنین قرآن فجر را، چراکه قرآن فجر، مشهود )فرشتگان( است.«
این آیه شریفه، اوقات نماز را بیان می‌دارد که از ظهر -که در آیه دیگر مارا بر محافظت از آن دستور داده است- آغاز می‌شود و به نماز فجر )صبح(ختم می‌گردد. وقت اصلی نمازها از زوال خورشید تا نیمه شب ادامه داردکه ظهر و عصر در روز و مغرب و عشا در شب انجام می‌شود و تنها یک‌نماز است که با طلوع فجر واجب می‌گردد.
»دلوک« در آیه به معنای زوال خورشید و »غسق« به معنای شدّت‌تاریکی در نیمه شب است امّا »قرآن فجر« یعنی نماز صبح را فرشتگان‌شب و روز، شاهد هستند و شاید دلیل اینکه این نماز، از دو رکعت بیشترنیست، همین باشد زیرا این نماز هم توسط نویسندگان )فرشتگان( شب‌وهم توسط نویسندگان )فرشتگان( روز ثبت می‌شود.
در تفسیر این آیه از زبان امام باقرعلیه السلام آمده است:
»دلوک خورشید، زوال خورشید و »غسق« شب تا نیمه شب است.این، وقت چهار نماز است که پیامبر خداصلی الله علیه وآله آنها را برای مردم تعیین‌نموده است و »قرآن فجر« نماز صبح است.«(111)
4 - )وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ‌ذلِکَ ذِکْرَی لِلذَّاکِرِینَ(112)).
»در دو طرف روز و اوایل شب، نماز را برپادار، زیرا حسنات، سیّئات را از بین‌می‌برند. این یادآوری است برای کسانی که اهل ذکرند.«
از این آیه مبارکه نیز، اوقات نمازهای پنجگانه را الهام می‌گیریم که‌عبارتند از: طرف اوّل روز )نماز صبح(، طرف دوّم روز )نماز ظهروعصر( و اوایل شب )مغرب و عشاء(.
همچنین از این آیه شریفه، حکمت تقسیم اوقات نماز را بر ساعات‌شب و روز بدست می‌آوریم زیرا:
اوّلاً - حسنات، آثار گناهان و سیّئات را از بین می‌برد پس اگر انسان‌گناهی را مرتکب شد، آن را با اقامه و انجام نماز از بین می‌برد.
ثانیاً - با این نمازها، انسان به یاد پروردگارش می‌افتد و هر چند شهوت‌پرستی‌ها و هواهای نفسانی او را از خدایش دور کرده باشد، نماز او رانزدیک می‌گرداند.
در حدیثی منقول از امام باقرعلیه السلام آیه فوق به نمازهای پنجگانه تفسیرشده است.(113)

حدیث شریف

1 - پیامبر خداصلی الله علیه وآله وارد مسجد شد و در آنجا عدّه‌ای از اصحابش‌حضور داشتند. حضرت فرمود:
»تدرون ما قال ربّکم؟« قالوا: اللَّه ورسوله أعلم. قال: »إنّ ربّکم یقول: إنّ‌هذه الصلوات الخمس المفروضات من صلّاهنّ لوقتهن وحافظ علیهنّ لقینی یوم‌القیامة وله عندی عهد اُدخله به الجنّة، ومن لم یصلّهنّ لوقتهنّ ولم یحافظ علیهنّ‌فذاک إلیَّ إن شئت عذّبته، وإن شئت غفرت له...«(114).
»می‌دانید پروردگار شما چه می‌گوید؟« عرض کردند: خدا و پیامبرش بهترمی‌دانند. حضرت فرمود: »پروردگار شما می‌فرماید: »کسی که این پنج نماز واجب رادر وقتش انجام دهد و مواظب آنها باشد، در روز قیامت مرا ملاقات می‌کند در حالیکه‌نزد من عهدی دارد که بر اساس آن، او را وارد بهشت می‌گردانم، امّا کسی که این نمازها رادر وقتش ادا نکند و مواظب آنها نباشد، در اختیار من خواهد بود، اگر خواستم عذابش‌می‌کنم و اگر خواستم می‌بخشم.«
2 - امام باقرعلیه السلام فرمود:
»أیّما مؤمن حافظ علی الصلوات المفروضة فصلّاها لوقتها فلیس هذا من‌الغافلین...«(115).
»هر مؤمنی که مراقب و مواظب نمازهای خود باشد و آنها را در وقتش ادا نماید اواز غافلان محسوب نمی‌شود.«
3 - در کتاب »عقاب الاعمال« از امام صادق‌علیه السلام روایت شده است که‌پیامبر اسلام‌صلی الله علیه وآله فرمود:
»من صلّی الصلاة لغیر وقتها رُفعت له سوداء مظلمة تقول: ضیّعتنی،ضیّعک اللَّه کما ضیّعتنی، وأوّل ما یُسأل العبد إذا وقف بین یدی اللَّه تعالی عن‌الصلاة، فإن زکت صلاته زکا سائر عمله، وإن لم تزک صلاته لم یزک عمله«(116).
»کسی که نماز را در غیر وقت آن بخواند، نماز او سیاه و تاریک به بالا می‌رود و به‌او می‌گوید: مرا تباه ساختی، خداوند تو را تباه گرداند همانطور که مرا تباه ساختی.واوّلین چیزی که از بنده در هنگامیکه در محضر خداوند می‌ایستد سؤال می‌شود، نمازاست. پس اگر نماز او، پاک و شایسته باشد، بقیّه اعمال او نیز مورد قبول خواهد بود،و اگر نمازش مورد رضایت خداوند نباشد، سایر اعمال او نیز مورد رضایت‌وخوشنودی خداوند نخواهد بود.«
4 - امام رضاعلیه السلام می‌فرماید: پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:
»لا یزال الشیطان ذعراً من المؤمن ما حافظ علی مواقیت الصلوات الخمس،فإذا ضیّعهنّ اجترأ علیه فأدخله فی العظائم«(117).
»تا زمانی که مؤمن مواظب اوقات نمازهای پنجگانه باشد، شیطان از او می‌ترسد امّاوقتی اوقات نماز خود را تباه ساخت، شیطان هم بر او جرأت می‌یابد و او را به گناهان‌بزرگ آلوده می‌گرداند.«
5 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»امتحنوا شیعتنا عند مواقیت الصلاة کیف محافظتهم علیها«(118).
»شیعیان ما را با اوقات نمازشان آزمایش کنید و ببینید که محافظت و مواظبت آنهادرباره وقت نماز چگونه است.«
6 - ابن مسعود می‌گوید:
سألت رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله: أیُّ الأعمال أحبّ إلی اللَّه؟ قال رسول اللَّه: »الصلاةلوقتها«. قلت: ثمّ أی شی‌ء؟ قال: »برّ الوالدین«. قلت: ثمّ أی شی‌ء؟ قال:»الجهاد فی سبیل اللَّه«(119).
از پیامبر خداصلی الله علیه وآله پرسیدم که محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند کدام است؟ فرمود:»نماز را در وقتش انجام دادن. گفتم: پس از آن چیست؟ فرمود: نیکی به پدر و مادر.گفتم: پس از آن چیست؟ فرمود: جهاد در راه خدا.«
7 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إنّ العبد إذا صلّی الصلاة لوقتها وحافظ علیها ارتفعت بیضاء نقیّة، تقول:حفظتنی حفظک اللَّه، وإذا لم یصلّها لوقتها ولم یحافظ علیها رجعت سوداء مظلمةتقول: ضیّعتنی ضیّعک اللَّه«(120).
»هنگامیکه بنده نماز را در وقتش بجا آورد و مواظب آن باشد، نماز او سفید ودرخشیده به بالا می‌رود و می‌گوید: مرا حفظ کردی خداوند تو را حفظ کند. امّا اگر دروقتش بجا نیاورد و مواظب آن نباشد، نماز او سیاه و تاریک باز می‌گردد و می‌گوید: مراتباه و ضایع کردی، خداوند تو را تباه سازد.«
8 - در کتاب »فقه الرضاعلیه السلام« در تفسیر آیه: )وَالَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلاَتِهِمْ‌یُحَافِظُونَ(121)) آمده است که آن‌حضرت فرمود:
»یحافظون علی المواقیت«.
»مواظب اوقات نماز خود بوده و آن را رعایت می‌کنند.«
9 - پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:
»لا تنال شفاعتی غداً من أخّر الصلاة المفروضة لوقتها«(122).
»در روز قیامت شفاعت من به کسی نمی‌رسد که نماز واجب خود را تا بعدازگذشتن وقتش به تأخیر اندازد.«
10 - زراره می‌گوید: از امام باقرعلیه السلام در مورد وقت نماز پرسیده است که‌آیا اوّل آن بهتر است یا وسط یا آخر آن؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»أوّله، إنّ رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله قال: إنّ اللَّه عزّ وجلّ یحبّ من الخیر ما یعجّل«(123).
»اوّل آن. پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: خداوند از کارهای خیر، آنچه را زودتر انجام‌می‌شود دوست دارد.«
11 - از امام صادق‌علیه السلام درباره آیه )الَّذِینَ هُمْ عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ(124)) سؤال‌شد. امام‌علیه السلام فرمود:
»تأخیر الصلاة عن أوّل وقتها لغیر عذر«(125).
»آنان کسانی هستند که نماز خود را بدون عذر، از اوّل وقت، به تأخیر می‌اندازند.«

تفصیل احکام

اگر نماز ستون دین است، پس مهم‌ترین چیزی که در نماز مورد تأکیددهها روایت قرار گرفته است، مقیّد بودن به اوقات نماز و مواظبت از آن‌می‌باشد. کسی که نمازهای یومیّه را در وقتش بجا آورد و مراقب آن باشد،خداوند را ملاقات می‌کند در حالیکه برای او نزد خداوند عهد و پیمانی‌است که بر اساس آن او را وارد بهشت می‌گرداند، و کسی که نماز را دروقتش بخواند، از غافلان شمرده نخواهد شد.
از آنجا که نماز اوّلین چیزی است که در قیامت از آن سؤال می‌شود،تضییع و سهل انگاری درباره آن به معنای تضییع همه زندگی انسان است‌زیرا اگر نماز انسان، شایسته و مورد قبول حضرت حق باشد، سایر اعمال‌او نیز مورد قبول قرار خواهد گرفت.
و اگر روایات تأکید می‌کند: تا زمانیکه انسان مواظب اوقات نمازهای‌پنجگانه است، شیطان از او وحشت دارد و می‌ترسد، پس چرا ما نمازهای‌خود را ضایع کنیم؟ و چرا مقیّد به اوقات نماز نباشیم؟ و چرا آن دربی راکه شیطان از آن وارد می‌شود و سبک شمارنده نماز را به گناهان بزرگ‌می‌کشاند، بر روی شیطان نبندیم؟
و اگر محبوب‌ترین اعمال در نزد خداوند، بجا آوردن نماز در وقتش‌باشد و این عمل بر نیکی به والدین و جهاد در راه خدا هم مقدّم باشد، پس‌چرا ما با بجا آوردن نماز در وقتش، خود را محبوب خداوند نگردانیم و ازخشم او خود را دور نگه نداریم؟
اگر ما انتظار داریم که در روز قیامت پیامبر خداصلی الله علیه وآله ما را شفاعت‌نماید، راهی جز محافظت بر نماز و بجاآوردن آن در وقتش نداریم.بنابراین باید به امور ذیل توجّه کنیم:
1 - برای مؤمن شایسته نیست که دباره نماز سهل انگاری کند یا آن راسبک بشمارد بلکه باید در حدّامکان نماز خود را در اوّل وقت آن بجا آوردو هیچ کار غیر ضروری را بر نماز مقدّم نشمارد.
2 - همچنین جایز نیست نماز از وقت مقرّر آن به تأخیر انداخته شودمخصوصاً نماز صبح که باید انسان به هر وسیله ممکن سعی کند برای ادای‌نماز صبح، قبل از طلوع خورشید، از خواب بیدار شود.
3 - کسی که می‌داند بیدار ماندن در شب، سبب می‌شود که برای نمازصبح از خواب، بیدار نشود، باید شب زودتر بخوابد به گونه‌ای که برای‌نماز از خواب بیدار شود.
4 - کسی که دچار خواب سنگین است، به گونه‌ای که به اختیار خودبرای نماز بیدار نمی‌شود، شایسته است که تدبیری برای بیدار شدن خودبسنجد، مانند اینکه از کسی دیگر بخواهد که او را از خواب بیدار کند، یا ازساعت شماطه‌دار استفاده نماید، و یا راه مشابه دیگر.

اوّل - وقت نمازهای ظهر و عصر

حدیث شریف

1 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إذا زالت الشمس فقد دخل وقت الظهر حتی یمضی مقدار ما یصلّی المصلّی‌أربع رکعات، فإذا مضی ذلک فقد دخل وقت الظهر والعصر حتّی یبقی من‌الشمس مقدار ما یصلّی المصلّی أربع رکعات، فإذا بقی مقدار ذلک فقد خرج وقت‌الظهر وبقی وقت العصر حتی تغیب الشمس«(126).
»وقتی خورشید زوال کرد، وقت نماز ظهر داخل شده است تا زمانی که مقدارخواندن چهار رکعت نماز بگذرد. بعداز آن، وقت ظهر و عصر فرارسیده است تا زمانی‌که از خورشید تنها به مقدار چهار رکعت نماز، وقت باقی بماند. اگر این مقدار باقی‌ماند، وقت ظهر تمام شده و وقت نماز عصر باقی مانده است تا موقعی که خورشیدغروب کند.«
2 - زراره روایت می‌کند که امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إذا زالت الشمس فقد دخل وقت الصلاتین، إلّا أنّ هذه قبل هذه«(127).
»زمانی که خورشید زوال کرد، وقت هر دو نماز داخل شده است ولی این یکی)ظهر( قبل از آن یکی )عصر( باید خوانده شود.«
3 - حلبی می‌گوید: از امام‌علیه السلام درباره مردی که نماز ظهر و عصر، هر دورا فراموش کرده و در هنگام غروب خورشید به یادآورد که نماز نخوانده‌است. امام‌علیه السلام فرمود:
»إن کان فی وقت لا یخاف فوت إحداهما فلیصلِّ الظهر ثمّ یصلِّ العصر، وإن‌هو خاف أن تفوته فلیبدأ بالعصر ولا یؤخّرها فتفوته فیکون قد فاتتاه جمیعاً،ولکن یصلّی العصر فیما قد بقی من وقتها، ثمّ لیصلّی الاُولی بعد ذلک علی‌أثرها«(128).
»اگر برای او آنقدر وقت باقی مانده باشد که یکی از دو نماز فوت نشود، اوّل ظهروبعد عصر را بجا آورد، امّا اگر می‌ترسد که )وقت کم مانده و( یکی از دو نماز حتماًفوت می‌شود، پس به نماز عصر بپردازد و آن را به تأخیر نیندازد و گرنه وقت عصر فوت‌می‌شود و در نتیجه هر دو نماز او فوت می‌گردد. پس باید در وقت باقی مانده نماز عصررا بجا آورد و بعد به دنبال آن، نماز ظهر را بخواند.«
4 - امام باقرعلیه السلام می‌فرماید:
»إنّه صلّی رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله بالناس الظهر والعصر حین زالت الشمس فی‌جماعة من غیر علّة«(129).
»پیامبر خداصلی الله علیه وآله در هنگامیکه خورشید زوال کرد، هر دو نماز ظهر و عصر راباهم بدون علّت و عذر خاصّی، با مردم به جماعت خواند.«
5 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إذا زالت الشمس فقد دخل وقت الظهر إلّا أنّ بین یدیها سبحة(130)، وذلک إلیک‌إن شئت طوّلت وإن شئت قصّرت«(131).
»وقتی خورشید زوال کرد، وقت نماز ظهر فرارسیده است ولی قبل از آن نماز نافله‌هم است و این در اختیار تو است که طول بدهی یا کوتاه کنی.«
6 - و در روایت دیگر چنین آمده:
»إذا صلّیت الظهر فقد دخل وقت العصر، إلّا أن بین یدیها سبحة وذلک إلیک إن‌شئت طوّلت وإن شئت قصَّرت«(132).
»وقتی نماز ظهر را خواندی، وقت عصر داخل شده است ولی قبل‌از آن نماز نافله هم‌است و اختیار داری که طول بدهی یا کوتاه کنی.«

زوال را چگونه تشخیص بدهیم؟

حدیث شریف

1 - سماعه روایت می‌کند که به امام صادق‌علیه السلام عرض کردم: فدایت‌گردم! وقت نماز چه وقت است؟ پس امام‌علیه السلام به چپ و راست رو آوردگویی که به دنبال چیزی می‌گردد. چون چنین دیدم چوبی را گرفتم و گفتم‌آیا این را می‌خواهید؟ فرمود: بلی، پس امام چوب را گرفت و در مقابل‌خورشید، در زمین نصب کرد، سپس فرمود:
»إنّ الشمس إذا طلعت کان الفی‌ء طویلاً، ثمّ لا یزال ینقص حتی تزول، فإذازالت زاد، فإذا استبنت فیه‌الزیادة فصلِّ الظهر، ثمّ تمهّل قدر ذراع وصلِ‌العصر«(134).
»وقتی خورشید طلوع می‌کند، سایه این چوب زیاد و بلند است و به تدریج کم‌می‌شود تا خورشید زوال کند. پس وقتی خورشید زوال کرد، سایه باز هم فزونی‌می‌گیرد. وقتی که زیاد شدن سایه آشکار شد، نماز ظهر را بجا آور، سپس درنگ کن تاسایه به اندازه یک ذراع اضافه شود و بعد نماز عصر را بخوان.«
2 - در روایت دیگر از امام صادق‌علیه السلام آمده است که درباره چگونگی‌شناخت و تشخیص زوال فرمود:
»أوّل وقت صلاة الظهر زوال الشمس، وعلامة زوالها أن ینصب شیئاً له‌فی‌ء فی موضع معتدل فی أوّل النهار فیکون حینئذٍ ظلّه ممتدّاً إلی جهة المغرب‌ویتعاهد، فلا یزال الظلّ یتقلّص وینقص حتی یقف، وذلک حین تکون الشمس فی‌وسط الفلک ما بین المشرق والمغرب، ثمّ تزول وتسیر ما شاء اللَّه والظلّ قائم لایتبیّن حتی یتحرّک إلی الزیادة، فإذا تبیّن حرکته فذلک أوّل وقت الظهر«(135).
»اوّل وقت نماز ظهر، زوال خورشید است و نشانه زوال این است که چیزی سایه‌داری در یک محلّ هموار در آغاز روز نصب شود. صبح که خورشید طلوع می‌کند، سایه‌آن به طرف مغرب می‌افتد و هرچه آفتاب بالا می‌آید، این سایه کم می‌شود تا اینکه‌متوقّف می‌گردد و این هنگامی است که خورشید در وسط آسمان بین مشرق و مغرب‌قرار می‌گیرد سپس خورشید زوال می‌کند وبه مشیّت خداوند حرکت می‌کند و سایه برجای خود ایستاده تا اینکه رو به فزونی و زیاد شدن می‌گذارد. وقتی حرکت سایه )روبه‌فزونی( آشکار رشد، اوّل وقت ظهر فرارسیده است.«
3 - امام صادق‌علیه السلام در روایت سوّم فرمود:
»... تأخذون عموداً طوله ثلاثة أشبار، وإن زاد فهو أبین، فیقام، فما دام‌تری الظلّ ینقص فلم تزل، فإذا زاد الظلّ بعد النقصان فقد زالت«(136).
»... ستونی را می‌گیرید که طول آن سه وجب باشد و اگر زیادتر باشد، بهتر)واضح‌تر( است. این ستون در محلّی نصب شود. پس تا زمانی که می‌بینی سایه آن درحال کم شدن است، هنوز زوال نشده است، پس اگر بعداز آنکه سایه به آخرین حدّکاهش رسید، دوباره فزونی یافت، خورشید زوال یافته است.«

تفصیل احکام

زوال در اصطلاح به معنای »مایل شدن خورشید از وسط آسمان به‌سمت مغرب« است و می‌توان فرارسیدن زوال را با »ساعت آفتابی«(137) که‌توسط آن، ظهر حقیقی تعیین می‌شود، تشخیص داد.
تعیین اوقات نوافل ظهر و عصر و اوقات فضیلت آن دو با معیار سایه‌پدید آمده بعداز زوال، صورت می‌گیرد، زیرا اگر سایه شاخص(138) در وقت‌زوال مثلاً سه قدم بوده، بعداز زوال این سایه بار دیگر امتداد و افزایش‌می‌یابد. پس زمانی که مجموع طول سایه به پنج قدم رسید )سه قدم اصلی‌در موقع زوال و دو قدم زیاد شده بعداز زوال( آخر وقت فضیلت ظهرونوافل آن خواهد بود، و اگر مجموع طول سایه به هفت قدم رسید )سه‌قدم اصلی در موقع زوال و چهار قدم جدید بعداز زوال( پایان وقت‌فضیلت نماز عصر و نافله آن خواهد بود.

تفصیل احکام‌

اوقات نمازهای یومیّه

هر نمازی از نمازهای یومیّه سه وقت دارد:
1 - وقت خاص: وقتی است که مخصوص یک نماز معیّن است و انجام‌دادن نماز همتای آن در آن وقت، جایز نیست )مانند بجا آوردن نماز عصردر وقت خاصّ نماز ظهر( اگرچه در همین وقت خاص، بجا آوردن‌نمازهای مستحبّ یا واجب دیگر مانند نمازهای قضا و نافله، اشکال‌ندارد.
2 - وقت مشترک: وقتی است که بجا آوردن دو نماز همتا )مانند ظهروعصر یا مغرب و عشاء( در آن جایز است. البتّه واجب است ظهر قبل ازعصر و مغرب قبل از عشاء خوانده شود.
3 - وقت فضیلت: وقتی است که ادای نماز تنها در آن وقت )نه در سایراجزای وقت اضافی( مستحبّ است و برای نمازگزار ثواب اضافی دارد.

اوقات نمازهای ظهر و عصر

1 - وقت عمومی نماز ظهر و عصر از زوال خورشید آغاز و به غروب آن‌ختم می‌شود.
2 - وقت خاص ظهر، از اوّل وقت به اندازه ادای نماز ظهر یعنی به‌مقدار چهار رکعت برای شخص حاضر و به اندازه دو رکعت برای مسافراست، چون طبیعت ترتیب بین ظهر و عصر، این امر را اقتضا می‌کند.
3 - وقت خاص نماز عصر، از آخر وقت به اندازه ادای نماز عصر است،یعنی به اندازه چهار رکعت برای حاضر و به اندازه دو رکعت برای مسافر.
4 - بین هر دو وقت خاص، وقت مشترک نمازهای ظهر و عصر است‌ولی واجب است نماز ظهر، قبل از عصر بجا آورده شود.
5 - وقت فضیلت ظهر از زوال خورشید است تا زمانی که سایه جدیدشاخص، بعداز زوال به اندازه دو قدم(133) برسد، و قبل از آن وقت نوافل‌است، پس کسی که نوافل را بجا آورد، بعداز آن بلافاصله نماز ظهر رابخواند، امّا اگر سایه جدید به اندازه دو قدم رسید، نماز ظهر را بجا آورد،نه نوافل.
6 - امّا وقت فضیلت عصر، بعداز زوال و ادای نافله ظهر و نماز ظهراست تا زمانی که سایه جدید به چهار قدم برسد، و اگر به چهار قدم رسید،نوافل را رها کرده و به فریضه عصر بپردازد.
7 - ظاهر این است که وقت ادای نماز ظهر به جماعت، هنگامی است که‌سایه جدید شاخص به اندازه دو قدم برسد و وقت ادای نماز عصر به‌جماعت، زمانی است که آن سایه به چهار قدم برسد، تا این که به همه افرادوقت کافی برای ادای نوافل داده شود، سپس در نماز جماعت شرکت‌کنند.
8 - فقها گفته‌اند: وقت نماز جمعه از زوال است تا هنگامیکه سایه‌شاخص به اندازه خود آن برسد، ولی احوط این است که بعداز زوال به‌نماز جمعه و خطبه آن اقدام و مبادرت شود. البتّه این مبادرت معنای عرفی‌دارد، امّا اگر نماز جمعه را به تأخیر انداخت تا اینکه سایه شاخص به اندازه‌خود آن شد، وقت جمعه گذشته است و واجب است نماز ظهر برپا شود.
9 - اگر در وقت مشترک و از باب سهو، نماز عصر را قبل از ظهر بجاآورد و بعد به اشتباه خود پی ببرد نماز او صحیح است و ظهر حساب‌می‌شود و بر او لازم است که نماز عصر را بخواند و احوط این است که‌چهار رکعت به نیّت ما فی‌الذّمّه بخواند، و اگر -دراین صورت- نماز ظهررا در وقت اختصاصی عصر در آخر وقت بجا آورد، باز هم نماز او صحیح‌است و نماز عصر را باید قضا کند و احوط این است که هر دو را قضانماید، ولی بنابر احتیاط نباید در نیّت، متعرّض ادا یا قضا شود، بلکه درنمازی که می‌خواند، نیّت ظهر یا عصر هم نکند و تنها با نیّت )مافی‌الذمّه(یعنی: آنچه بر عهده‌اش بوده، نماز بخواند.
10 - اگر مشغول نماز عصر شود، به گمان اینکه نماز ظهر را قبل از آن‌بجا آورده است ولی قبل از فراغت، متوجّه شود که نماز ظهر را نخوانده‌است، باید نیّت خود را تبدیل به ظهر کند و نماز را تمام نماید و چیزی براو نیست.
11 - اگر مشغول نماز عشاء شود، به گمان اینکه مغرب را بجا آورده‌است و در اثنای نماز متوجّه شود که مغرب را نخوانده است، باید به نیّت‌مغرب عدول کند اگر رکوع رکعت چهارم را هنوز انجام نداده باشد، و گرنه‌احوط این است که آن نماز را تمام کند و سپس هر دو نماز مغرب و عشاء رابجا آورد.

دوّم - وقت نمازهای مغرب و عشاء

حدیث شریف

1 - از امام صادق‌علیه السلام روایت شده که فرمود:
»وقت المغرب إذا غربت الشمس فغاب قرصها«(139).
»وقت نماز مغرب زمانی است که خورشید غروب کند و قرص آن از نظرها ناپدیدشود.«
2 - امام صادق‌علیه السلام در روایت دیگر می‌فرماید:
»إذا غابت الشمس فقد حلّ الإفطار ووجبت الصلاة، وإذا صلّیت المغرب فقددخل وقت العشاء الآخرة إلی انتصاف اللیل«(140).
»وقتی خورشید غروب کرد، افطار، جایز و نماز، واجب می‌شود، و موقعی که‌نماز مغرب را گزاردی، وقت نماز عشاء فرامی‌رسد که تا نیمه شب ادامه دارد.«
3 - شهاب بن عبد ربّه می‌گوید: امام صادق‌علیه السلام به او فرمود:
»یا شهاب، انّی اُحبّ إذا صلّیت المغرب أن أری فی السماء کوکباً«(141).
»ای شهاب! من دوست دارم وقتی نماز مغرب را به جا می‌آورم ستاره‌ای را درآسمان ببینم.«
4 - اسماعیل بن جابر می‌گوید: از امام صادق‌علیه السلام درباره وقت مغرب‌پرسیدم، فرمود:
»ما بین غروب الشمس إلی سقوط الشفق«(142).
»ما بین غروب خورشید تا سقوط )پایین آمدن( شفق.«
5 - نیز امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إذا غابت الشمس فقد دخل وقت المغرب حتی یمضی مقدار ما یصلّی‌المصلّی ثلاث رکعات، فإذا مضی ذلک فقد دخل وقت المغرب والعشاء الآخرةحتی یبقی من انتصاف اللیل مقدار ما یصلّی المصلّی أربع رکعات، وإذا بقی‌مقدار ذلک فقد خرج وقت المغرب وبقی وقت العشاء إلی انتصاف اللیل«(143).
»موقعی که خورشید غروب کرد، وقت نماز مغرب فرارسیده است تا اینکه به‌اندازه خواندن سه رکعت نماز، سپری شود و بعداز آن وقت مغرب و عشاء فرارسیده‌است تا اینکه به نیمه شب به اندازه چهار رکعت نماز، وقت باقی بماند. که در آن‌صورت، وقت مغرب پایان یافته و وقت عشاء تا نیمه شب باقی مانده است.«
6 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»...وأوّل وقت العشاء ذهاب الحمرة، وآخر وقتها إلی غسق اللیل، یعنی‌نصف اللیل«(144).
»... اوّل وقت عشا، رفتن سرخی شفق و آخر وقت آن تا غسق یعنی تا نیمه شب‌است.«

تفصیل احکام

1 - وقت نمازهای مغرب و عشاء، از سقوط و غروب قرص خورشیدتا نیمه شب است.
2 - وقت اختصاصی مغرب، از اوّل وقت است تا موقعی که به اندازه‌ادای سه رکعت نماز )در حضر و سفر( از اوّل وقت سپری شود.
3 - امّا وقت اختصاصی عشا، به اندازه ادای نماز عشا از آخر وقت‌است، یعنی به اندازه چهار رکعت نماز برای حاضر و دو رکعت نماز برای‌مسافر.
امّا بین وقت اختصاصی مغرب )از اوّل وقت( و وقت اختصاصی عشا)از آخر وقت( وقت مشترک هر دو است ولی باید نماز مغرب قبل از عشاءبجا آورده شود. آنچه گفتیم وقت اختیاری مغرب و عشا یعنی در غیرحالات اضطراری است.
4 - مغرب و عشا، وقت اضطراری هم دارند که تا طلوع فجر ادامه دارد.مضطرّ مانند کسی است که خواب بر او غلبه کرده یا نماز را فراموش کرده‌تا اینکه وقت از نیمه شب گذشته باشد یا مانند زن حائضی که بعداز نیمه‌شب پاک می‌شود. بهتر این است که شخص مضطرّ نه نیّت ادا کند و نه نیّت‌قضا.
5 - کسی که بطور عمد نماز مغرب و عشا یا یکی از آن دو را تا بعداز نیمه‌شب به تأخیر بیندازد، اقوا آن است که وقت او تا طلوع فجر امتداد می‌یابدولی باز هم نه قصد ادا کند و نه قصد قضا. البتّه او از جهت اینکه نماز راعمداً به تأخیر انداخته است، گنهکار می‌باشد.
6 - وقت فضیلت نماز مغرب، از اوّل مغرب تا رفتن سرخی مغرب)شفق( می‌باشد.
7 - وقت فضیلت نماز عشا، از وقت رفتن سرخی مغرب )شفق(،یعنی بعداز وقت فضیلت نماز مغرب تا سپری شدن یک‌سوم شب است.
8 - اگر کسی از باب سهو، نماز عشا را قبل از مغرب و در وقت مشترک‌بجا آورد و بعد متوجّه اشتباهش شود، نماز او صحیح بوده و واجب است‌نماز مغرب را بعداز آن بجا آورد.

وقت نماز مغرب و عشا را چگونه تشخیص بدهیم؟

حدیث شریف

1 - امام رضاعلیه السلام فرمود:
»اوّل وقت المغرب سقوط القرص، وعلامة سقوطه أن یسودّ اُفق‌المشرق«.
»اوّلین وقت مغرب، غروب قرص خورشید است و علامت غروب قرص این است‌که افق مشرق سیاه شود.«
و در جای دیگر فرمود:
»وقت المغرب سقوط القرص إلی مغیب الشفق -إلی أن قال-: والدلیل علی‌غروب الشمس ذهاب الحمرة من جانب المشرق...«(145).
»وقت نماز مغرب، از سقوط قرص )خورشید( تا غروب شفق است. ]شفق یعنی:سرخی مغرب [تا اینکه فرمود: دلیل غروب خورشید، از بین رفتن سرخی از جانب‌مشرق است.«
2 - امام باقرعلیه السلام فرمود:
»إذا غابت الحمرة من هذا الجانب، یعنی من المشرق، فقد غابت الشمس من‌شرق الأرض وغربها«(146).
»هنگامی که سرخی از این سمت یعنی از مشرق برود، خورشید از شرق و غرب‌زمین، پنهان شده است.«
3 - عمر بن حنظله از امام صادق‌علیه السلام پرسید که: ما زوال خورشید را درروز تشخیص می‌دهیم امّا در شب چه کار کنیم؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»للیل زوال کزوال الشمس«.
»شب هم مانند خورشید زوال دارد.«
گفت: زوال شب را چگونه تشخیص بدهیم؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»بالنجوم إذا انحدرت«(147).
»توسط ستاره‌ها در موقعی که به سوی مغرب مایل شوند.«

تفصیل احکام

1 - برخی از فقها می‌گویند: مغرب با رفتن سرخی مشرق و منحرف‌شدن آن از سمت بالای سر به سوی مغرب است. سرخی مشرق،سرخی‌ای است که در هنگام غروب خورشید، در سمت مشرق آسمان‌ظاهر می‌شود. ولی اقوا این است که سقوط و پنهان شدن قرص خورشیدبرای تحقّق وقت غروب کفایت می‌کند، امّا از بین رفتن و منحرف شدن‌سرخی مشرق از وسط آسمان، علامتی است که با آن می‌توانیم به تحقّق‌مغرب یقین پیدا کنیم. اگرچه احوط این است که باید انتظار کشید تاسرخی مشرق زایل شود.
2 - امّا نیمه شب که آخرین وقت نماز عشاء است، بوسیله ستاره‌هاتشخیص داده می‌شود زیرا ستاره‌هایی که در اوّل مغرب طلوع کرده‌اند،اگر از دایره نصف النهار مایل شدند، شب به نیمه رسیده است. راه آسانتر ودقیق‌تر هم این است که: نیمه شب، همان نیم وقت بین غروب خورشید وطلوع آن در روز بعدی است و برخی هم گفته‌اند: نیمه شب، نیم وقت بین‌غروب خورشید و طلوع فجر است.

سوّم - وقت نماز صبح‌

حدیث شریف

1 - زراره می‌گوید: امام باقرعلیه السلام فرمود:
»وقت صلاة الغداة ما بین طلوع الفجر إلی طلوع الشمس«(148).
»وقت نماز صبح، بین طلوع فجر و طلوع خورشید است.«
2 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»وقت الفجر حین ینشقّ الفجر إلی أن یتجلّل الصبح السماء، ولا ینبغی تأخیرذلک عمداً، ولکنّه وقت لمن شغل أو نسی أو نام«(149).
»وقت )فضیلت( نماز صبح زمانی است که فجر شکافته شود تا اینکه )روشنایی(صبح، آسمان را روشن سازد. تأخیر نماز صبح از وقت یاد شده بطور عمدی شایسته‌نیست مگر برای کسی که مشغول کاری بوده یا فراموش کرده یا به خواب مانده است.«
3 - در کتاب »دعائم الاسلام« از امام جعفر صادق‌علیه السلام آمده است:
»إنّ أوّل صلاة الفجر اعتراض الفجر فی اُفق المشرق، وآخر وقتها أن یحْمَرَّاُفق المغرب، وذلک قبل أن یبدو قرن الشمس من اُفق المشرق بشی‌ء، ولا ینبغی‌تأخیرها إلی هذا الوقت لغیر عذر وأوّل الوقت أفضل«(150).
»اوّل وقت نماز صبح، پهن شدن فجر در افق مشرق و آخر وقت آن، سرخ شدن افق‌مغرب قبل از ظاهر شدن قرص خورشید از سمت مشرق است. تأخیر نماز تا این وقت،بدون عذر، شایسته نیست و اوّل وقت، افضل است.«
4 - امام باقرعلیه السلام در پاسخ کسی که از کیفیّت تحقّق فجر پرسیده بودنوشت:
»الفجر -یرحمک اللَّه- هو الخیط الأبیض المعترض، ولیس هو الأبیض‌صعداً، فلا تصل فی سفر ولا حضر حتی تبیّنه، فإنّ اللَّه تبارک وتعالی لم یجعل‌خلقه فی شبهة من هذا، فقال: )وَکُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ‌الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ(، فالخیط الأبیض هو المعترض الذی یحرم به الأکل‌والشرب فی الصوم، وکذلک هو الذی یوجب به الصلاة«(151).
»خداوند ترا رحمت کند، فجر همان رشته سپیدی است که در افق پهن می‌شود، نه‌آن خط سپیدی که )بطور عمودی( به بالا می‌رود. پس در سفر و حضر نماز مگزار مگراینکه این رشته سپید برای تو آشکار شود زیرا خداوند متعال در این مورد، بندگان خودرا در شبهه و تردید نگذاشته است و فرمود است: )و بخورید و بیاشامید تا زمانی که‌رشته سپید فجر از رشته سیاه آشکار گردد(. رشته سپید همان خط روشنی است که‌در افق پهن می‌شود و خوردن و آشامیدن در ماه روزه، با ظهور آن حرام می‌گرددوهمچنین نماز با آن واجب می‌شود.«
5 - اسحاق بن عمّار می‌گوید: به امام صادق‌علیه السلام عرض کردم که: بافضیلت‌ترین وقت نماز صبح کدام است؟ امام فرمود:
»مع طلوع الفجر، إنّ اللَّه تعالی یقول: )إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُوداً(، یعنی‌صلاة الفجر تشهده ملائکة اللیل وملائکة النهار، فإذا صلّی العبد صلاة الصبح‌مع طلوع الفجر أثبت له مرّتین: تثبته ملائکة اللیل وملائکة النهار«(152).
»طلوع فجر. خداوند می‌فرماید: )إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُوداً( یعنی نماز صبح‌را فرشتگان شب و فرشتگان روز نظاره می‌کنند. پس هنگامیکه بنده نماز صبح را دروقت طلوع فجر بجاآورد، دوبار برای او ثبت می‌شود: هم فرشتگان شب و هم‌فرشتگان روز ثبت می‌کنند.«

تفصیل احکام

1 - وقت نماز صبح از طلوع فجر دوّم )یا فجر صادق( تا طلوع‌خورشید است. نماز صبح وقت مشترک ندارد زیرا همه وقت، تنها برای‌آن می‌باشد و شریکی ندارد.
2 - امّا وقت فضیلت نماز صبح، از طلوع فجر دوّم تا ظهور سرخی درمشرق است.
3 - طلوع فجر وقتی است که رشته سپیدی از نور به صورت عمودی درآسمان ظاهر شود و این فجر اوّل )یا فجر کاذب( است، امّا فجر دوّم )یافجر صادق( که در دخول وقت نماز صبح، معتبر است، پهن شدن آن‌سپیدی بطور افقی در امتداد آسمان است. به عبارت دیگر فجر صادق،پخش شدن سفیدی و روشنایی در امتداد آسمان است بعداز آنکه قبلاً بطورعمودی در افق بالا رفته است.
4 - مستحب است در اوّل وقت به ادای نماز صبح مبادرت شود و تانزدیک طلوع خورشید به تأخیر انداخته نشود مگر برای شخص خواب یافراموش کننده یا کسی که مشغول به کاری بوده است و بهتر این است که‌نماز صبح، در حالت تاریکی و قبل از آنکه صبح کاملاً روشن گردد، یعنی‌در سپیده دم بجا آورده شود.

احکام وقت‌

حدیث شریف

امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إنّه لیس لأحد أن یصلّی صلاة إلّا لوقتها، وکذلک الزکاة، ولا یصوم أحدشهر رمضان إلّا فی شهره إلّا قضاء، وکلّ فریضة إنّما تؤدّی إذا حلّت«(153).
»برای هیچ کس جایز نیست نماز بگزارد مگر در وقتش و همچنین است زکات.وهیچ‌کس نمی‌تواند روزه رمضان را بگیرد مگر در ماه خودش. مگر در صورتیکه)نماز یا روزه( قضائی بجا آورد. هر واجبی زمانی انجام می‌شود که وقت آن فرارسیده‌باشد.«
2 - باز هم امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لأنّ اُصلّی الظهر فی وقت العصر أحبُّ إلیَّ من أن اُصلّی قبل أن تزول‌الشمس، فإنّی إذا صلّیت قبل أن تزول الشمس لم تحسب لی، وإذا صلّیته فی‌وقت العصر حسبت لی«(154).
»اینکه نماز ظهر را در وقت عصر بخوانم برایم بهتر از این است که نماز ظهر را قبل‌از زوال خورشید بجا آورده باشم، زیرا اگر قبل از زوال نماز بگزارم برای من حساب‌نمی‌شود ولی اگر آن را در وقت عصر بجا آوردم، برایم حساب می‌شود.«
3 - باز هم امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إذا صلّیت وأنت تری أنک فی وقت ولم یدخل الوقت، فدخل الوقت وأنت فی‌الصلاة فقد أجزأت عنک«(155).
»اگر مشغول نماز شده‌ای به این اعتقاد که وقت نماز داخل شده است امّا در واقع،وقت داخل نشده بود و در هنگام نماز، وقت داخل شد، نماز تو صحیح و کفایت‌می‌کند.«
4 - از پیامبر اسلام‌صلی الله علیه وآله روایت شده که فرمود:
»من أدرک رکعة من الصلاة فقد أدرک الصلاة«(156).
»کسی که یک رکعت از نماز را در وقتش درک کند، همه نماز را درک کرده‌است.«
5 - امام علی‌علیه السلام فرمود:
»من أدرک من الغداة رکعة قبل طلوع الشمس، فقد أدرک الغداة تامّة«(157).
»کسی که یک رکعت از نماز صبح را قبل از طلوع خورشید بجا آورد، همه نمازصبح را بطور کامل درک کرده است.«
6 - از امام صادق‌علیه السلام سؤال شد درباره کسی که وارد مسجد می‌شود، درحالیکه اهل مسجد، نماز را تمام کرده‌اند، آیا او به نماز واجب بپردازد یانماز نافله بخواند؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»إن کان فی وقت حسن فلا بأس بالتطوّع قبل الفریضة، وإن کان خاف‌الفوت من أجل ما مضی من الوقت فلیبدأ بالفریضة وهو حقّ اللَّه، ثمّ لیتطوّع ماشاء«(158).
»اگر در وقت خوبی )وسیعی( است، اشکال ندارد که قبل از فریضه، به نمازمستحبّی بپردازد، امّا اگر می‌ترسد وقت نماز فوت شود، نماز واجب را شروع کند که‌حق خدا است و بعداز آن هر چند بخواهد نماز مستحبّی بجا آورد.«
7 - از امام صادق‌علیه السلام سؤال شد درباره مردی که در نماز عصر، گروهی‌را امامت کرده است. بعد در حالیکه با آنان مشغول نماز بود، به یاد آورد که‌نماز ظهر را نخوانده است. امام‌علیه السلام فرمود:
»فلیجعلها الاُولی التی فاتته ویستأنف العصر، وقد مضی القوم‌بصلاتهم«(159).
»آن نمازی را که مشغول است، نماز فوت شده ظهر قرار دهد و بعداز آن، عصر را ازنو بجا آورد و نماز آن گروه )مأمومین( انجام شده و صحیح است.«
8 - بلال می‌گوید: از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم که می‌فرمود:
»المؤذّنون اُمناء المؤمنین علی صلاتهم وصومهم ولحومهم ودمائهم«(160).
»مؤذّنان، امینان مؤمنان در نماز و روزه و گوشت و خون آنان هستند.«
9 - امام علی‌علیه السلام فرمود:
»المؤذّن مؤتمن، والإمام ضامن«(161).
»مؤذّن، امین و امام ضامن است.«

تفصیل احکام

1 - در هنگام شروع به نماز، واجب است نسبت به دخول وقت نماز،علم یا اطمینان پیدا کند و نماز قبل از وقت جایز نیست. و اگر کسی قبل ازوقت، نماز بگزارد، باطل است و برای او حساب نمی‌شود.
2 - وقت نماز را می‌توان از راههای زیر تشخیص داد:
الف - خود شخص علم پیدا کند در صورتیکه قادر به تشخیص فجر،زوال، طلوع و غروب خورشید باشد.
ب - به شهادت دو شاهد عادل اعتماد کند زیرا چنین شهادتی در نزدعقلاء، مفید اطمینان است و ظاهر این است که شهادت یک شاهد عادل نیزکفایت می‌کند چون شهادت یک نفر عادل نیز در نظر عقلاء، اطمینان آوراست.
ج - به اذان مؤذّن ثقه و مورد اطمینان اعتماد کند. برخی از فقها عدالت‌مؤذّن را شرط می‌دانند ولی اقوا این است که وثوق واطمینان به او کفایت‌می‌کند و عدالت شرط نیست.
د - به محاسبات علمی مطمئن اعتماد کند در صورتیکه از اهل خبره ثقه‌صادر شده و اطمینان آور باشد.
3 - مقیّد بودن به فرارسیدن وقت واجب است و قبل از دخول وقت،بجا آوردن نماز جایز نیست و اگر کسی عمداً قبل از وقت، نماز بخواند،هر چند در اثنای نماز هم وقت داخل شود، نماز او باطل است.
4 - اگر با اعتقاد دخول وقت، نماز گزارد و بعداز اتمام نماز، متوجّه‌شود که قبل از وقت، نماز خوانده است، نماز او باطل و اعاده آن واجب‌است، امّا اگر در هنگام نماز، وقت داخل شده باشد نماز او صحیح‌می‌باشد. و در این حالت )دخول وقت در هنگام نماز( جایز است که‌بعداز زوال، بلافاصله نماز عصر را بجا آورد هر چند که بخشی از وقت،اختصاص به ظهر دارد. نسبت به مغرب و عشا نیز حکم همین است.
5 - اگر به اعتقاد اینکه مغرب را قبلاً بجا آورده یا از باب غفلت یافراموشی، نماز عشا را شروع کند، و در اثنای نماز متوجّه اشتباه خودشود، نیّت خود را به نماز مغرب تبدیل کند مگر اینکه در رکوع رکعت‌چهارم متوجّه شود که در این صورت، احتیاط اقتضا می‌کند که عشا را تمام‌کند، بعد مغرب را بجا آورد و دوباره عشا را نیز اعاده نماید.
6 - اگر به هر دلیلی، نماز تا آخر وقت به تأخیر افتاد تا اینکه فقط به‌اندازه یک رکعت نماز وقت باقی ماند، واجب است نماز را به نیّت ادا بجاآورد زیرا کسی که یک رکعت نماز را در وقتش درک نماید، همه نماز رادرک کرده است، ولی جایز نیست کسی عمداً نماز را تا این وقت، به تأخیربیندازد.
7 - اگر وقت نماز به قدری تنگ شود که اگر مستحبّات نماز را بجا آورد،قبل از اتمام نماز، وقت تمام می‌شود، واجب است مستحبّات را رها کرده‌و تنها به واجبات اکتفا نماید.
8 - انجام دادن نماز مستحبّی در وقت نماز واجب جایز است، اگروقت، وسعت داشته باشد. و همچنین بجا آوردن نماز مستحبّی جایز است‌هر چند در ذمّه او نمازهای فوت شده واجب، باقی مانده باشد. ولی‌احتیاط اقتضا می‌کند که نماز واجب و همچنین قضای نماز واجب، برنمازهای مستحبّ، مقدّم شود.
9 - بین ظهر و عصر و همچنین بین مغرب و عشا، مراعات ترتیب‌واجب است یعنی نماز ظهر قبل از عصر و نماز مغرب قبل از عشا بجاآورده شود، و اگر عمداً بر عکس انجام دهد، نمازش باطل است.
و اگر از باب جهل به این حکم )ندانستن وجوب ترتیب( بر عکس‌انجام دهد، بنابر احتیاط هر دو نماز را اعاده کند.
و اگر از باب سهو، بر عکس انجام دهد، هر دو نماز او صحیح است.هر چند بنابر احتیاط مستحبّ، چهار رکعت، به قصد آنچه در ذمّه‌اش‌است، بدون تعیین ظهر یا عصر، بجا آورد.
10 - بنابر احوط، عدول از نیّت در اثنای نماز، از ظهر یا مغرب به عصریا عشا، جایز نیست امّا عکس آن اشکال ندارد. پس اگر به نیّت ظهر واردنماز شد و در اثنا متوجّه شد که ظهر را قبلاً خوانده است، نمی‌تواند به نیّت‌عصر عدول کند بلکه لازم است از باب احتیاط، نمازش را به پایان برساندو بعد نماز عصر را شروع کند. امّا اگر به تصوّر اینکه ظهر را بجا آورده،وارد نماز عصر شود و در اثنای آن بیاد آورد که ظهر را نخوانده است،می‌تواند بدون اینکه نماز را قطع کند، به نیّت ظهر عدول نماید. نسبت به‌مغرب و عشا نیز حکم همین است.
11 - به تأخیر انداختن نماز از اوّل وقتش در موارد زیر واجب است:
الف - در حالتی که عذری وجود داشته باشد که مانع از بجا آوردن نمازبطور کامل شود و امید برود یا احتمال بدهد که آن عذر قبل از پایان وقت،رفع گردد مانند مرضی که مانع از نماز در حالت ایستاده است و یا عذری‌مشابه آن.
بلی، مبادرت به نماز با تیمّم جایز است هر چند احتمال بدهد یا امیدداشته باشد که عذرش از بین برود.
ب - برای آماده کردن مقدّمات نماز از قبیل: طهارت، پوشش )لباس(پاک، مکان مباح و غیره.
ج - برای آموختن احکام نماز، اجزاء و شرایط آن.
د - در جایی که نماز با یک واجب دیگر که وقت آن تنگ و مضیّق است،تعارض پیدا کند مانند: تطهیر مسجد از نجاست، نجات دادن انسان محترم‌دیگر از هلاکت، یا ادای دین و بدهی که طلبکار آن را می‌خواهد و او هم‌قدرت پرداخت آن را دارد.

اوقات نوافل یومیّه‌

حدیث شریف

1 - زراره می‌گوید: از امام صادق‌علیه السلام درباره وقت نماز ظهر پرسیدم.حضرت فرمود:
»ذراع من زوال الشمس، ووقت العصر ذراعان من وقت الظهر فذاک أربعةأقدام من زوال الشمس«.
»... یک ذراع بعداز زوال خورشید. امّا وقت عصر دو ذراع بعداز وقت ظهر است‌که در مجموع چهار قدم بعداز زوال خورشید می‌شود.
سپس فرمود: »أتدری لِمَ جُعِل الذراع والذراعان؟« قلت: لِمَ جُعِلَ ذلک؟
»آیا می‌دانی چرا یک ذراع و دو ذراع در نظر گرفته شده؟ گفتم: چرا چنین شده؟فرمود:
»لمکان النافلة، لک أن تتنفل من زوال الشمس إلی أن یمضی ذراع، فإذا بلغ‌فیئک ذراعاً من الزوال بدأت بالفریضة وترکت النافلة، وإذا بلغ فیئک ذراعین‌بدأت بالفریضة وترکت النافلة«(162).
»از جهت نافله. شما با زوال خورشید می‌توانی نافله ظهر را بخوانی تا زمانی که‌سایه، یک ذراع شود. پس وقتی که سایه تو، یک ذراع بعداز زوال شد به فریضه ظهرمی‌پردازی و نافله را رها می‌کنی. و وقتی که سایه تو دو ذراع شد باز هم به فریضه)عصر( می‌پردازی و نافله را ترک می‌کنی.«
2 - محمّد بن مسلم می‌گوید: از امام صادق‌علیه السلام درباره دو رکعت فجر)نافله صبح( پرسیدم. امام‌علیه السلام فرمود:
»صلّهما قبل الفجر ومع الفجر وبعد الفجر«(163).
»این دو رکعت را قبل از فجر و با فجر و بعداز فجر بجا می‌آوری.«
3 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لا بأس بصلاة اللیل فیما بین أوّله إلی آخره، إلّا أنّ أفضل ذلک بعد انتصاف‌اللیل«(164).
»نماز شب از اوّل شب تا آخر شب، اشکال ندارد ولی بهتر این است که بعداز نیمه‌شب بجا آورده شود.«
4 - اشعری می‌گوید: درباره وقت نماز وتر از امام رضاعلیه السلام پرسیدم.امام‌علیه السلام فرمود:
»أحبّها إلیَّ الفجر الأوّل«، وسألته عن أفضل ساعات اللیل، قال: »الثلث‌الباقی«(165).
»بهترین ساعات برای من، فجر اوّل است.« درباره بهترین ساعات شب پرسیدم.فرمود: »یک سوّم آخر شب.«

تفصیل احکام

1 - وقت نافله ظهر، قبل از فریضه ظهر است پس از زوال خورشید تاوقتی که سایه به وجود آمده بعداز زوال، به اندازه دو قدم یا یک ذراع‌برسد.
2 - وقت نافله عصر، بعداز زوال وبعداز فریضه ظهر است تا زمانی که‌سایه به وجود آمده به اندازه چهار قدم یا دو ذراع برسد.
3 - وقت نافله مغرب از هنگام ادای فریضه مغرب است تا از بین رفتن‌شفق یا سرخی مغرب. نافله مغرب، بعداز نماز مغرب خوانده می‌شود.
4 - وقت وتیره )نافله عشاء( بعداز نماز عشاء است و تا هر وقت که‌وقت عشاء ادامه دارد، وتیره نیز وقت دارد، ولی بهتر این است که بعدازنماز عشاء، فوراً و بدون فاصله قابل توجّهی بجا آورده شود.
5 - وقت نماز شب از نیمه شب تا طلوع فجر دوّم )فجر صادق( ادامه‌دارد، و بهتر این است که در سحر یعنی در یک سوّم آخر شب انجام شودوءهرچه به فجر نزدیکتر باشد بهتر است.
6 - وقت نافله نماز صبح، بین فجر اوّل و نمایان شدن سرخی مشرق‌است، و می‌توان آن را بر فجر نیز مقدّم داشت و با نماز شب یکجا بجاآورد.
7 - نظریه مشهور بین فقها این است که نافله‌های نماز ظهر و عصر را درغیر روز جمعه نمی‌توان بر زوال خورشید مقدّم داشت.
8 - امّا در نماز شب جایز است که قبل از نیمه شب هم انجام شودمخصوصاً برای مسافر و کسی که برای او دشوار است که بتواند در وقتش‌بجا آورد. و همچنین برای صاحبان عذر همچون شخص سالمند و کسی‌که از سردی یا بیماری و مانند آن می‌ترسد نیز مقدّم داشتن نماز شب جایزاست، ولی بهتر این است که در نیمه شب و بهتر از آن، در سحر انجام شود.

سنن و آداب وقت‌

حدیث شریف

1 - پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:
»إذا زالت الشمس فتحت أبواب السماء وأبواب الجنان واستجیب الدعاء،فطوبی لمن رفع له عند ذلک عمل صالح«(166).
»زمانی که خورشید زوال یابد، درهای آسمان و بهشت گشوده می‌شود و دعامستجاب می‌گردد. پس خوشا به حال کسی که در آن هنگام عمل صالحی برای او بالا رود)و در پرونده اعمال او ثبت شود(.«
2 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»العصر علی ذراعین، فمن ترکها حتی تصیر علی ستّة أقدام فذلک‌المضیِّع«(167).
»وقت عصر، به دو ذراع رسیدن سایه است. پس کسی که آن را ترک کند تا اینکه‌سایه شش قدم شود، او ضایع کننده نماز حساب می‌شود.«
3 - از امام باقرعلیه السلام سؤال شد درباره مردی که بدون طهارت نماز بخواندیا نمازهایی را فراموش کند یا در خواب بماند. امام‌علیه السلام فرمود:
»یقضیها إذا ذکرها، فی أی ساعة ذکرها من لیل أو نهار«(168).
»هر وقت به یاد بیاورد، در هر ساعتی از شب و روز، قضا کند.«
4 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إنّ رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله نهی عن الصلاة عند طلوع الشمس وعند غروبها وعنداستوائها«(169).
»پیامبر خداصلی الله علیه وآله نهی کرد از نماز خواندن در هنگام طلوع خورشید و غروب‌خورشید و در هنگامی که خورشید بالا می‌آید.«
5 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إنّ رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله جمع بین الظهر والعصر بأذان وإقامتین، وجمع بین‌المغرب والعشاء من غیر علّة بأذان واحد وإقامتین«(170).
»پیامبر خداصلی الله علیه وآله نماز ظهر و عصر را جمعاً با یک اذان و دو اقامه باهم بجا آورد،مغرب و عشاء را نیز جمعاً و بدون علّت و عذر با یک اذان و دو اقامه بجا آورد.«

تفصیل احکام

1 - مبادرت به نماز و تعجیل در اقامه آن در اوّل وقت فضیلت وبه تأخیرنینداختن آن بدون عذر، استحباب مؤکّد دارد، و همچنین بعداز فوت‌وقت فضیلت، باز هم تعجیل در آن مستحبّ است وهرچه نماز به اوّل‌وقت، نزدیکتر باشد بهتر است.
2 - از استحباب در تعجیل نماز، موارد و حالات زیر استثنا شده است:
الف - به تأخیر انداختن نماز صبح و ظهر و عصر از اوّل وقت، برای‌کسی که بخواهد نافله‌های آنها را قبل از آنها بخواند.
ب - به تأخیر انداختن فریضه حاضر برای بجا آوردن قضای نماز فوت‌شده در صورتیکه از فوت وقت فضیلت برای فریضه حاضر، خوف‌نداشته باشد.
ج - زمانی که اقبال )و آمادگی کافی( برای شروع به نماز نداشته باشدپس به تأخیر بیندازد تا این حالت فراهم شود.
د - برای انتظار برپا شدن نماز جماعت نسبت به امام جماعت.
ه - به تأخیر انداختن نماز مغرب نسبت به روزه داری که علاقه به افطاردارد یا کسی دیگر بر سفره افطار، منتظر او است.
و - مسافری که عجله دارد.
3 - جمع بین دو نماز ظهر و عصر و همچنین مغرب و عشاء با یک اذان‌و دو اقامه اشکال ندارد، ولی مستحبّ است که بین دو نماز مشترک دروقت، فاصله زمانی هر چند به مقدار ادای نوافل و تعقیبات، گذاشته شود.
4 - مستحبّ است در هنگام زوال خورشید، به تسبیح و دعا و عمل‌صالح مشغول باشد.
5 - تأخیر نماز عصر تا آن وقت که سایه شاخص بعداز زوال به شش قدم‌برسد، کراهت دارد.
6 - مبادرت در قضای واجبات فوت شده مستحبّ است زیرا فوت‌فریضه، به هر دلیلی باشد، سهل انگاری، مسامحه و تعلّل در قضای آن راتوجیه نمی‌کند.
7 - انتخاب اوقات ذیل برای انجام نمازهای مستحبّی ابتدایی(171) کراهت‌دارد.
الف - بعداز نماز صبح تا طلوع خورشید.
ب - بعداز نماز عصر تا غروب خورشید.
ج - از هنگام طلوع خورشید تا پخش و پهن شدن نور آن.
د - از هنگام بالا آمدن آفتاب تا زوال.
ه - در هنگام غروب خورشید.

حکمت اوقات نماز

گاهی در ذهن این سؤال پدید می‌آید که حکمت تقسیم نمازهای یومیّه‌به اوقات خاص معروف چیست؟
امام رضاعلیه السلام در یک حدیث طولانی به این سؤال پاسخ داده و علل‌تقسیم اوقات را بیان می‌فرماید. امام‌علیه السلام درباره اوقات نمازهای پنجگانه‌می‌فرماید:
»إنّما جُعلت الصلاة فی هذه الأوقات، ولم تقدّم ولم تؤخّر لأنّ الأوقات‌المشهورة المعلومة التی تعمّ أهل الأرض فیعرفها الجاهل والعالم أربعة:
- غروب الشمس، مشهور معروف تجب عنده المغرب.
- وسقوط الشفق )أی الحمرة المغربیة(، مشهور معلوم تجب عنده العشاء.
- وطلوع الفجر، مشهور معلوم تجب عنده الغداة.
- وزوال الشمس، مشهور معلوم تجب عنده الظهر.
ولم یکن للعصر وقت معلوم مشهور مثل هذه الأوقات الأربعة، فجعل وقتهاعند الفراغ من الصلاة التی قبلها.
وعلّة اُخری: إنّ اللَّه عزّ وجلّ أحبّ أن یبدأ الناس فی کلّ عمل أوّلاً بطاعته‌وعبادته، فأمرهم أوّل النهار أن یبدؤوا بعبادته ثمّ ینتشروا فیما أحبّوا من مرمّةدنیاهم فأوجب صلاة الغداة علیهم.
فإذا کان نصف النهار وترکوا ما کانوا فیه من الشغل، وهو وقت یضع الناس‌فیه ثیابهم ویستریحون ویشتغلون بطعامهم وقیلولتهم، فأمرهم أن یبدؤوا أوّلاًبذکره وعبادته فأوجب علیهم الظهر، ثمّ یتفرّغوا لما أحبّوا من ذلک.
فإذا قضوا ظهرهم، وأرادوا الانتشار لآخر النهار، بدؤوا أیضاً بعبادته، ثمّ‌صاروا إلی ما أحبّوا من ذلک، فأوجب علیهم العصر، ثمّ ینتشرون فیما شاؤوامن مرمّة دنیاهم.
فإذا جاء اللیل ووضعوا زینتهم وعادوا إلی أوطانهم ابتدؤوا أوّلاً بعبادة ربّهم،ثمّ یتفرّغوا لما أحبّوا من ذلک، فأوجب علیهم المغرب.
فإذا جاء وقت النوم، وفرغوا ممّا کانوا به مشتغلین أحبّ أن یبدؤوا أوّلاًبعبادته وطاعته ثمّ یصیروا إلی ما شاؤوا أن یصیروا إلیه من ذلک، فیکون قدبدؤوا فی کلّ عمل بطاعته وعبادته، فأوجب علیهم العتمة، فإذا فعلوا ذلک لم‌ینسوه ولم یغفلوا عنه، ولم تقس قلوبهم، ولم تقل رغبتهم«(172).
»... نماز در این اوقات قرار داده شده، نه پیش و نه پس از آن، زیرا اوقات‌وزمانهای مشهور و معلوم که همه اهل زمین را فرامی‌گیرد و همگی از جاهل و عالم،آنها را می‌شناسند، چهار وقت است:
- غروب خورشید، که مشهور و معروف است و نماز مغرب در این وقت واجب‌می‌شود.
- سقوط شفق و از بین رفتن سرخی مغرب، که مشهور و معلوم است ونماز عشاءدر این وقت واجب می‌شود.
- طلوع فجر، که مشهور و معلوم است و نماز صبح در این وقت واجب می‌شود.
- زوال خورشید، که مشهور و معلوم است و نماز ظهر در این وقت واجب می‌شود.
برای نماز عصر، وقت معلوم و مشهور مانند اوقات چهارگانه فوق نیست و لذا وقت‌آن، بعداز فراغت از نماز قبل از آن قرار داده شده است.
علّت دیگر این است که خداوند متعال دوست دارد که مردم هر کاری را با اطاعت‌وعبادت او آغاز کنند، و لذا دستور داده که اوّل روز را با عبادت او آغاز نمایند و سپس‌برای تأمین زندگی دنیایی و تهیه مؤنه زندگی پراکنده شوند و بدین جهت نماز صبح راواجب کرده است.
موقعی که روز، به نیمه رسید و مردم کارهای خود را تعطیل کردند واین وقتی است‌که مردم، جامه از تن کشیده و به استراحت و خوردن غذا و خواب نیمروز )قیلوله(می‌پردازند، خداوند دستور داده است که اوّل به ذکر و عبادت او بپردازند و بعد به هرچه‌دوست دارند مشغول شوند و لذا نماز ظهر را واجب کرده است.
زمانی که ظهر را گذراندند و خواستند برای آخر روز پراکنده شوند، باز هم باید باعبادت او کار خود را آغاز نمایند و بعد به هرچه دوست دارند بپردازند و از این رو نمازعصر را واجب کرده است که بعداز آن، مردم به دنبال کسب و تأمین زندگی خودمی‌روند.
و هنگامی که شب فرارسید، و مردم زینت خود را از تن بیرون کردند وبه وطن‌وکاشانه خود بازگشتند، در این زمان باز هم باید با عبادت پروردگار خود آغاز کنندوبعد به آنچه دوست دارند بپردازند و لذا مغرب را بر آنها واجب کرده است.
موقعی که وقت خواب فرارسید و از همه اشتغالات خود فارغ شدند باز خداونددوست داشته است که با عبادت و اطاعت او شروع کنند و بعد به آنچه خود می‌خواهندبپردازند تا هر عملی را با اطاعت و عبادت او آغاز کرده باشند و بدین جهت نماز عشاءرا واجب کرده است. وقتی که بندگان این عبادتها را انجام دادند، خدا را فراموش‌نمی‌کنند و از او غفلت نمی‌ورزند و دل آنان قساوت پیدا نمی‌کند و شوق و علاقه آنان به‌خداوند کم نمی‌شود.«

احکام قبله‌

قرآن کریم

1 - )قَدْ نَرَی تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ‌لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ(173)).
»نگاههای انتظار آمیز تو را به سوی آسمان )برای تعیین قبله نهایی( می‌بینیم. اکنون‌تو را به سوی قبله‌ای که از آن خوشنود باشی باز می‌گردانیم. پس روی خود را به سوی‌مسجدالحرام کن. و هر جا باشید، روی خود را به سوی آن بگردانید. وکسانی که کتاب‌آسمانی به آنها داده شده، بخوبی می‌دانند این فرمان حقی است که از ناحیه پروردگارشان‌صادر شده، و خداوند از اعمال آنها غافل نیست.«
2 - )وَمِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَبِّکَ‌وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ(174)).
»از هرجا خارج شدی )به هنگام نماز( روی خود را به سوی مسجدالحرام کن. این‌دستور حقی‌از طرف پروردگار تواست؛ وخداوند، از آنچه‌انجام می‌دهید، غافل نیست.«
3 - )وَمِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا کُنْتُمْ‌فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَاتَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِی وَلأُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ(175)).
»و از هرجا خارج شدی، روی خود را به جانب مسجدالحرام کن، و هر جا بودید،روی خود را به سوی آن کنید؛ تا مردم، جز ظالمان، دلیلی بر ضد شما نداشته باشند. ازآنها نترسید و )تنها( از من بترسید. )این تغییر قبله بخاطر آن بود که( نعمت خود را برشما تمام کنم شاید هدایت شوید.«

رهنمودی از آیات

پیامبر خداصلی الله علیه وآله از اهل مکّة بود و عظمت مکّه و جلال و شکوه آن را نزدخداوند به خوبی می‌دانست ولی چون خدا امر کرده بود، به سوی‌مسجدالاقصی نماز می‌گزارد، زیرا او اوّلین پرستنده و تسلیم شونده به امرخدا بود، ولی این تسلیم بودن مانع از این نمی‌شد که پیامبر اسلام به درگاه‌خداوند دعا کند و بخواهد که قبله دیگری که حضرت از آن خوشنود باشد،تعیین کند، و لذا به گونه انتظار آمیز رو به آسمان می‌کرد و علاقه‌مند بود که‌مسجد الحرام و کعبه، قبله او قرار گیرد. خداوند نیز این دعا را استجابت‌نمود و به پیامبر دستور داد که رو به جانب مسجدالحرام نماید.

فقه آیات

از آیات مذکور، بصیرت‌های زیر را استفاده می‌کنیم:
الف - تعیین قبله تشریع و قانون الهی است، مگرنه این است که قبله‌شرط اساسی نماز است؟ پس باید درباره آن وحی نازل شود و حکم خدابیان گردد و لذا در قرآن تعیین قبله به صورت »امر« آمده است.
ب - رو نمودن -که قرآن به آن دستور داده- عبارت است از اینکه با رو،در مقابل چیزی قرار بگیری، و چون سر انسان به صورت دایره است، پس‌رو و صورت، قسمتی از این دایره را تشکیل می‌دهد، و مقابل شدن باچیزی با صورت، تنها به معنای مقابل قرار گرفتن بینی نیست بلکه مقابل‌قرار گرفتن یکی از دو جانب صورت را به گونه‌ای که »رو کردن« صدق‌کند نیز شامل می‌شود. مگر این چنین نیست که اگر در میان جمعی نشسته‌باشید که اطراف یک میزگرد نشسته باشند، هر فردی، رو به سوی همه‌کسانی دارد که در جلو او قرار گرفته‌اند نه تنها یک شخصی که در مقابل‌بینی او قرار گرفته است زیرا معیار، صورت و رو است نه بینی.
ج - »شطر« به معنای قسمت و بخشی از یک چیز است و به جهات‌چهارگانه هم »شطر« گفته می‌شود چون قسمتها و بخشهایی از مکانی‌است که بر انسان احاطه دارد. بنابراین اگر آنچه خداوند دستور داده، روکردن به »شطر المسجدالحرام« باشد، پس مقدار واجب، رو کردن به‌جهت و جانبی است که این مسجد در آن جهت قرار داد، یعنی رو به سمتی‌کند که مسجدالحرام در آن سمت است. در عرف هم معمولاً، جهات‌وجوانب را به چهار طرف و حدّاکثر به هشت طرف و سمت تقسیم‌می‌کنند. پس جهت و سمت، وسیع‌تر از خود مسجد یا خود کعبه است.بدین ترتیب از مجموع آیاتی که کلمه )شطر( در آنها تکرار شده، استفاده‌می‌کنیم که قبله مأمور به، جهت و سمت مسجدالحرام است نه خود آن.واللَّه العالم.

حدیث شریف

1 - علم الهدی در رساله »المحکم والمتشابه« از امام امیرالمؤمنین‌علیه السلام‌روایت می‌کند که فرمود:
»إنّ رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله کان فی أوّل مبعثه یصلّی إلی بیت المقدس جمیع أیام‌مقامه بمکّة وبعد هجرته إلی المدینة بأشهر، فعیّرته الیهود وقالوا: إنّک تابع‌لقبلتنا، فأحزنه ذلک، فأنزل اللَّه عزّ وجلّ وهو یقلّب وجهه فی السماء وینتظرالأمر: )قَدْ نَرَی تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ(176)).
»پیامبر خداصلی الله علیه وآله در اوّل بعثت و در همه مدّتی که در مکّه ببود و تا چند ماه بعدازهجرت به مدینه، به سوی بیت‌المقدّس نماز می‌گزارد. تا اینکه یهود، آن‌حضرت رانکوهش و سرزنش کردند و گفتند: تو تابع قبله ما هستی! این وضع برای حضرت‌سنگین تمام شد و او غمگین گردید و در حالیکه منتظرانه به آسمان نگاه می‌کرد،خداوند این آیه را نازل فرمود: )نگاههای انتظار آمیز تو را به سوی آسمان )برای تعیین‌قبله نهایی( می‌بینیم. اکنون تو را به سوی قبله‌ای که از آن خشنود باشی بازمی‌گردانیم،پس روی خود را به سوی مسجدالحرام کن. و هرجا باشید، روی خود را به سوی آن‌بگردانید...(.
2 - امام محمّدباقر فرمود:
»لا صلاة إلّا إلی القبلة«
»نماز صحیح نیست مگر به سمت قبله.«
گفته شد: حدّ قبله کدام است؟ فرمود:
»ما بین المشرق والمغرب قبلة کلّه«
»بین مشرق و مغرب، همه آن قبله است.«
گفته شد: اگر کسی به سمت غیر قبله نماز بخواند، یا در روز ابری، درغیر وقت نماز بخواند، تکلیفش چیست؟ فرمود:
»یعید«(177).
»نماز را اعاده کند.«
3 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إنّ اللَّه تعالی جعل الکعبة قبلة لأهل المسجد وجعل المسجد قبلة لأهل‌الحرم، وجعل الحرم قبلة لأهل الدنیا«(178).
»خداوند متعال، کعبه را قبله اهل مسجدالحرام، و مسجد را قبله اهل حرم، وحرم را قبله جهانیان قرار داده است.«
4 - در حدیث آمده است که مردی از امام صادق‌علیه السلام پرسید که: من نمازعصر را در بالای کوه ابوقبیس خواندم و کعبه پایین‌تر از من قرار داشت آیانمازم کفایت می‌کند؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»نعم، إنّها قبلة من موضعها إلی السماء«(179).
»بلی. کعبه، از محلّ خود تا به آسمان، قبله است.«
5 - از پیامبر خداصلی الله علیه وآله روایت شده که درباره این آیه شریفه: )وِبِالنَّجْمِ هُمْ‌یَهْتَدُونَ( فرمود:
»الجدی، لأنّه نجم لا یزول، وعلیه بناء القبلة وبه یهتدی اهل البرّ والبحر«(180).
»مقصود ستاره جدی است زیرا این ستاره ثابتی است و قبله هم بر مبنای آن قابل‌تشخیص است و اهل خشکی و دریا با همین ستاره راه خود را می‌یابند.«
6 - سماعة بن مهران روایت می‌کند که از امام معصوم پرسیده است که‌اگر خورشید و ماه و ستارگان دیده نشوند، در روز و شب چگونه باید نمازگزارد؟ امام فرمود:
»تجهد رأیک، وتعتمد القبلة بجهدک«(181).
»اِعمال نظر می‌کنی، و به هر سو که به نظرت قبله باشد نماز می‌گزاری.«
7 - زراره می‌گوید: از امام باقرعلیه السلام پرسیدم درباره قبله شخص متحیّریعنی کسی که نمی‌داند قبله به کدام سمت است. امام‌علیه السلام فرمود:
»یصلّی حیث یشاء«(182). وروی أیضاً: »أنّه یصلّی إلی أربعة جوانب«.
»به هر سمت که بخواهد نماز بخواند.« و همچنین در روایت دیگری آمده است‌که: »او به چهار طرف نماز بخواند.«
8 - از امام صادق‌علیه السلام درباره نماز در کشتی سؤال شد. امام فرمود:
»یستقبل القبلة، فإذا دارت فاستطاع أن یتوجّه إلی القبلة فلیفعل، وإلّا فلیصلِ‌حیث توجّهت به«، ثمّ قال: »فإن أمکنه القیام فلیصلِّ قائماً وإلّا فلیقعد ثمّ‌لیصلِّ«(183).
»روبه قبله کند و اگر در هنگام نماز خواندن، کشتی دور بزند، چنانچه بتواند،روبه قبله کند و گرنه به هر سمت که کشتی او را می‌برد، نماز بخواند. سپس فرمود: اگرایستادن برای او امکان دارد، ایستاده نماز بخواند و گرنه بنشیند و نماز بگزارد.«
9 - حلبی می‌گوید: از امام صادق‌علیه السلام پرسیدم درباره نماز نافله در حال‌سوار بودن بر روی شتر و چهارپا. امام فرمود:
»نعم، حیث کان متوجّهاً، وکذلک فعل رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله«(184).
»بلی، هر سو که متوجّه است نماز بگزارد و پیامبر خداصلی الله علیه وآله نیز چنین کرد.«
10 - از امام صادق‌علیه السلام روایت شده که درباره این آیه شریفه: )فَأَیْنََماتُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ( فرمود:
»هذا فی النوافل خاصّة فی حال السفر، فأمّا الفرایض فلا بدّ فیها من استقبال‌القبلة«(185).
»این، تنها درباره نوافل و در حالت سفر است امّا در فرائض )نمازهای واجب( بایدرو به قبله کرد.«

تفصیل احکام

1 - محل و جایگاه کعبه )شرّفها اللَّه( قبله مسلمانان است، و بر مردم‌است که در هر کشور و منطقه‌ای باشند، به سمت مسجدالحرام -که کعبه درآن قرار دارد- نماز بگزارند.
2 - سمت و جانب مسجدالحرام، هرچه که شخص از آن دورتر شود،وسیع‌تر می‌گردد و واجب هم رو کردن به طرف و جهت عرفی‌مسجدالحرام است، و لذا درست است آنچه گفته‌اند که اهل عراق روبه‌رکن عراقی -رکن حجرالاسود- و اهل شام روبه رکن شامی و مغربی‌هاروبه رکن مغربی و اهالی یمن روبه رکن یمانی نماز می‌گزارند، و رو در روقرار گرفتن دقیق، واجب نیست و همین که »روبه سمت قبله« صدق کندکافی است.
3 - سمت و جهت مسجدالحرام قبله است نه خود ساختمانها، و لذا اگرساختمانهای کعبه یا مسجد، از بین بروند، باز هم مسلمان روبه سمت آن‌نماز می‌خواند، وکسی که در جایگاه بلندتر از کعبه قرار داشته باشد، بازهم به همان سمت نماز می‌خواند و کسی که در داخل کعبه نماز بخواند، به‌هر طرف که بخواهد بخواند.
4 - بر مسلمانان لازم است که جایگاه خود را نسبت به کعبه و قبله‌مشخّص سازند تا روبه سمت مسجدالحرام نمایند. تشخیص و تعیین قبله‌هم با هر وسیله‌ای که موجب اعتماد و اطمینان شود، صورت می‌گیرد واحوط این است که تا آنجا درباره قبله جستجو کند که علم‌الیقین حاصل‌شود، اگرچه بنابر اقوا، حصول اطمینان نیز کفایت می‌کند.
5 - اگر کسی سمت مسجدالحرام را نداند، باید به امارات و نشانه‌های‌مورد اعتماد عقلا، که موجب اطمینان می‌شود، عمل کند. از جمله این‌امارات، امور ذیل است:
الف - قبله یابی بوسیله ستارگان مطابق با موقعیت جغرافیایی شخص‌در خشکی و دریا و فضا.(186)
ب - اعتماد به خبر عادل از مؤمنان یا خبر ثقه از عامّه مردم. بدینسان به‌قبله مناطق و کشورهایی که انسان به آنجا می‌رود، می‌توان اعتماد کرد اگرعلم به خطا و اشتباه آن نداشته باشد.
ج - قبله را از راههای علمی ممکن نیز می‌توان مشخّص کرد، از قبیل:حرکت بادها و وضعیّت خورشید و ماه در اوقات مختلف و مکانهای‌مختلف، در صورتیکه برای عقلا، اطمینان آور باشد.
د - اگر امارات و نشانه‌ها، متعارض باشند، باید به آنچه اطمینان آوراست عمل کند و بقیّه را رها نماید. پس اگر اجتهاد و جستجو کرد و قبله راتشخیص داد ولی صاحب خانه، قبله را بر خلاف آن جهت، اعلام کرد یااینکه قبله آن منطقه بر خلاف قبله مورد تشخیص او بود، او باید به آن‌جهتی عمل کند که اطمینان پیدا کرده است، امّا کسی که عاجز از جستجووتفحّص است مانند شخص نابینا و زندانی، باید در بیان امارات یا تعیین‌قبله یا کمک گرفتن از ابزارهای علمی اطمینان آور، به غیر خود مراجعه‌کند.
ه - اجتهاد به رأی و قیاس یا اعتماد بر گمان و تصوّر که شارع مقدّس ازآنها نهی کرده، جایز نیست زیرا گمان، انسان را به حق نمی‌رساند، و بایدمطابق با روشهایی که شرع در نظر گرفته یا عرف عقلا صحّت آن را تصدیق‌کرده، قبله را تشخیص داد.
6 - کسی که نمی‌تواند جهت قبله را تشخیص بدهد، مخیّر است به هرطرف که بخواهد نماز بگزارد و در این مورد قول مشهور و احوط هم این‌است که به چهار طرف نماز بخواند.
7 - برای مسافر لازم است که جهت قبله را پیدا کند و جایز نیست‌نمازهای واجب را سواره بخواند مگر در صورتیکه بتواند بدون اختلال‌در قبله، نماز را بجا آورد مانند کشتی و قطار و هواپیما. امّا حرکتهای جزئی‌که در این هنگام ایجاد می‌شود، اشکالی ندارد ولی اگر حرکت به گونه‌ای‌باشد که باعث سلب استقرار شود مانند قایق در دریای طوفانی یا هواپیمادر هنگام پرواز کردن یا فرود آمدن و مانند آن، پس احوط این است که درصورت امکان، نماز را به تأخیر اندازد تا در یک محلّ دیگر و با استقراروآرامش بجا آورد. و بر او لازم است در هنگامیکه در داخل وسیله نقلیّه‌نماز می‌خواند، مواظب قبله باشد و با انحراف وسیله نقلیّه از قبله، او خودرا به سمت قبله منحرف کند، و اگر نمی‌تواند بطور دقیق، به موازات قبله‌قرار بگیرد و می‌ترسد نمازش قضا شود، لازم است به هر مقدار که امکان‌دارد حتّی با تکبیرة الاحرام، روبه قبله کند و اگر این هم امکان نداشته‌باشد، نمازش بدون قبله کافی است. همچنین است حکم کسی که مجبوراست در حال راه رفتن نماز بخواند.
8 - جایز است برای شخص در حالت سواره یا راه رفتن، نمازهای نافله‌را در سفر و حضر، روبه غیر قبله بخواند امّا در حالت استقرار، جایزنیست و باید روبه قبله نماز بخواند. و اگر بعضی از نوافل با نذر، واجب‌شود، حکم آن، حکم سایر نوافل است.
9 - حکم سایر نمازهای واجب مانند نماز آیات و نماز میّت، حکم‌نمازهای واجب یومیّه است.

احکام استقبال یا روبه قبله کردن‌

حدیث شریف

1 - زراره می‌گوید: از امام باقرعلیه السلام درباره واجبات نماز پرسیدم. امام‌فرمود:
»الوقت والطهور والقبلة والتوجّه والرکوع والسجود والدعاء«.
»وقت، طهارت، قبله، توجّه، رکوع، سجود و دعاء.«
قلت: ما سوی ذلک؟ قال: »سنّة فی فریضة«(187).
گفتم: ما سوای اینها؟ فرمود: »سنّت است در فریضه.«
2 - امام باقرعلیه السلام در حدیث دیگر فرمود:
»لا صلاة إلّا إلی القبلة«(188).
»نماز صحیح نیست مگر رو به قبله.«
3 - از امام صادق‌علیه السلام نقل شده که فرمود:
»المریض إذا لم یقدر أن یصلّی قاعداً کیف قدر صلّی، إمّا أن یوجَّه فیومئ‌إیماءً«، وقال: »یُوجَّه کما یوجّه الرجل فی لحده، وینام علی جانبه الأیمن،ثمّ یومئ للصلاة، فإن لم یقدر أن ینام علی جنبه الأیمن فکیف ما قدر، فإنّه له‌جائز، ولیستقبل بوجهه القبلة، ثمّ یومئ بالصلاة إیماءً«(189).
»مریض اگر نتواند نشسته نماز بخواند، هرطور که می‌تواند بجا آورد، روبه قبله کندو برای اعمال نماز اشاره نماید. امام‌علیه السلام فرمود:
روبه قبله شود همانطور که انسان در قبر روبه قبله گذاشته می‌شود و به پهلوی‌راست خوابانده شود، سپس برای نماز اشاره کند، و اگر نمی‌تواند به پهلوی راست‌بخوابد، پس هر طور که می‌تواند بخوابد و رو به قبله کند و به نماز اشاره نماید.«
4 - از پیامبر خداصلی الله علیه وآله روایت شده که فرمود:
»إذا لم یستطع الرجل أن یصلّی قائماً فلیصلِّ جالساً، فإن لم یستطع جالساًفلیصلِّ مستلقیاً، ناصباً رجلیه بحیال القبلة یومئ إیماءً«(190).
»اگر انسان نتواند ایستاده نماز بخواند پس نشسته نماز بگذارد، و اگر نشسته هم‌نتواند، به پشت بخوابد و پاهایش را به سمت قبله دراز کند در حالیکه کف پاها به‌طرف قبله باشد، و برای نماز اشاره نماید.«
5 - امام باقرعلیه السلام فرمود:
»استقبل القبلة بوجهک، ولا تقلّب بوجهک عن القبلة فتفسد صلاتک، فإنّ اللَّه‌عزّ وجلّ یقول لنبیّه فی الفریضة: )فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَاکُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ(«(191).
»با صورت خود، روبه قبله کن، رو را از قبله برنگردان و گرنه نمازت باطل می‌شودزیرا خداوند به پیامبر می‌فرماید: )فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ‌مَا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ (یعنی: رویت را به سمت مسجدالحرام کن و هرجاباشید به سمت مسجدالحرام رو کنید.«
6 - از امام صادق‌علیه السلام روایت شده درباره مردی که به سوی غیر قبله نمازخوانده و در اثنای نماز و قبل از فراغت از نماز متوجّه شده است. امام‌فرمود:
»إن کان متوجّهاً فیما بین المشرق والمغرب فلیحوّل وجهه إلی القبلة ساعةیعلم، وإن کان متوجّهاً إلی دبر القبلة فلیقطع صلاته ثمّ یحوّل وجهه إلی القبلة ثمّ‌یفتتح الصلاة«(192).
»اگر رو به سمت ما بین مشرق و مغرب دارد پس در همان لحظه‌ای که متوجّه‌می‌شود، صورت خود را به طرف قبله بگرداند، و اگر کاملاً پشت به قبله بوده است،نمازش را قطع کند سپس رو به قبله بایستد و نماز خود را از اوّل شروع نماید.«
7 - از امام علی‌علیه السلام روایت شده که فرمود:
»من صلّی علی غیر القبلة وهو یری أنّه علی القبلة، ثمّ عرف بعد ذلک‌فلاإعادٌة علیه إذا کان فیما بین المشرق والمغرب«(193).
»کسی که به غیر قبله نماز بخواند و عقیده داشته باشد که رو به قبله نماز خوانده‌است و بعد بفهمد که اشتباه کرده است، اگر رو به سمت بین مشرق و مغرب داشته‌است، اعاده ندارد و نمازش صحیح است.«
8 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إذا صلّیت وأنت علی غیر القبلة، واستبان لک أنّک صلّیت وأنت علی غیرالقبلة وأنت فی وقت فأعد، وإن فاتک الوقت فلا تعد«(194).
»اگر رو به غیر قبله نماز گزاردی و بعد برای تو معلوم شد که به غیر قبله نمازخوانده‌ای و وقت نماز هم باقی است، نماز را اعاده کن امّا اگر وقت نماز فوت شده است‌اعاده لازم نیست.«
9 - همچنین امام صادق‌علیه السلام در مورد رو به قبله کردن میّت فرمود:
»تستقبل بوجهه القبلة، وتجعل قدمیه ممّا یلی القبلة«(195).
»میّت را رو به طرف قبله قرار می‌دهی به گونه‌ای که قدمهایش به طرف قبله قرارگیرد.«
10 - امام باقرعلیه السلام در پاسخ به کسی که درباره سر بریدن حیوان پرسیده‌بود فرمود:
»استقبل بذبیحتک القبلة«(196).
»حیوان را رو به قبله قرار دِه.«
11 - در روایتی آمده است:
»لا تلبسه )أی السروال( من قیام ولا مستقبل القبلة، ولا إلی الإنسان«(197).
»شلوار خود را ایستاده یا رو به قبله و روبه انسان دیگر نپوش.«
12 - ونهی رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله عن الجماع مستقبل القبلة ومستدبرها(198).
پیامبر خداصلی الله علیه وآله نهی فرمود از مرد با زن خود روبه قبله یا پشت به‌قبله نزدیکی‌کند.

تفصیل احکام

اشاره

1 - کیفیّت روبه قبله کردن در هنگام نماز، به عرف برمی‌گردد و برخی‌از حالات آن به ترتیب ذیل است:
الف - اگر صورت نماز گزار و جلو بدن او به سمت مسجدالحرام باشدکفایت می‌کند اگرچه انگشتان پاها و حالت دستها و زانوها روبه قبله‌نباشد.
ب - کسی که نشسته نماز می‌خواند، باید صورت و مجموع بدنش را به‌سوی قبله قرار دهد هر چند که نوک زانوانش به طرف قبله نباشد.
ج - کسی که می‌خواهد به پهلو خوابیده نماز بخواند، باید روبه قبله کندمانند حالت میّت در قبرش، اگر به پهلوی راست خوابیده باشد، و برعکس وضع میّت، اگر به پهلوی چپ خوابیده باشد.
د - کسی که به پشت خوابیده نماز بگزارد، احوط این است که در حال‌نماز، کف پاهایش به طرف قبله باشد به گونه‌ای که اگر بنشیند، روبه قبله‌قرار گیرد کاملاً مانند وضعیّت شخصی که در حال احتضار، رو به قبله قرارداده می‌شود.
2 - شخص محتضر، اگر امکان داشته باشد، به روشی که گفته شد روبه‌قبله گذاشته می‌شود. در هنگام نماز بر میّت، جنازه باید طوری قرار گیرد،که سر او به سمت راست نمازگزار باشد. امّا در قبر، میّت به پهلوی راستش‌گذاشته می‌شود به گونه‌ای که رویش به طرف قبله باشد.
3 - در هنگام ذبح حیوان، باید جلو بدن حیوان روبه قبله قرار گیرد و ازباب احتیاط گفته‌اند خود ذابح هم روبه قبله باشد.
4 - مستحب است در هنگام قرائت دعا و قرآن و ذکر و در هنگام مرافعه‌و قضاوت و در سجده شکر و سجده تلاوت آیات سجده قرآن، روبه قبله‌کند امّا در هنگام جماع و نزدیکی با زن و پوشیدن شلوار، روبه قبله کردن‌کراهت دارد.
5 - وجوب روبه قبله کردن در هنگام اضطرار مانند نماز خوف ساقطمی‌شود، و همچنین در هنگامیکه انسان مجبور شود در حالت سواره نمازبخواند، و همچنین در ذبح حیوان چموش و یا ساقط شده در چاه.
6 - کسی که عمداً روبه قبله نماز نخواند، باید نمازش را اعاده نماید، امّاکسی که تعمّد نداشته امّا جهت قبله را نمی‌دانسته و وقت نماز هم تنگ‌شده باشد، یا قبله را فراموش کرده باشد، یا اینکه قبله را جستجو کرده امّااشتباه کرده و اندکی از قبله منحرف شده مانند اینکه بین مشرق و مغرب‌نماز خوانده برای کسی که قبله او به طرف جنوب یا شمال قرار داشته‌است(199)، در این صورت نماز او صحیح بوده و اعاده ندارد، امّا اگر پشت به‌قبله نماز خوانده یا برای کسی که قبله او سمت جنوب است، به سوی‌مشرق یا مغرب نماز خوانده است، اگر وقت باقی باشد باید نماز را اعاده‌کند و اگر وقت فوت شده است، اعاده ندارد.
7 - کسی که درباره قبله تفحّص و جستجو کرده امّا اشتباه نموده و پشت‌به قبله یا کاملاً به سمت راست یا چپ قبله نماز گزارده باشد، پس اگر دروقت، قبله را تشخیص داد، نمازش را اعاده کند و گرنه نمازش صحیح‌است، امّا احتیاط اقتضا می‌کند که در هر دو صورت اعاده کند. شخص‌جاهل و فراموشکار و غافل نیز همین حکم را دارد، اگرچه احتیاط به اعاده‌در وقت، در این جا مؤکّدتر است و این احتیاط در مورد جاهل به حکم‌نباید ترک شود.
8 - اگر در اثنای نماز معلوم شد که از قبله انحراف دارد، پس اگرانحراف، اندک باشد، باید راست به قبله بایستد و نمازش را ادامه بدهد، امّااگر انحراف به راست یا چپ یا پشت به قبله است، باید نماز را از نو بجابیاورد.

حدیث شریف

1 - محمّد بن مسلم روایت می‌کند که: امام باقرعلیه السلام را دیدم که در یک‌پوشش واحد که فراخ هم نبود و ان را به گردن خود گره زده بود، نمازمی‌گزارد. گفتم: نظر شما چیست درباره کسی که در یک پیراهن نمازمی‌گزارد؟ فرمود:
»إن کان کثیفاً فلا بأس به، والمرأة تصلّی فی الدرع والمقنعة إذا کان الدرع‌کثیفاً یعنی إذا کان ستیراً«(200).
»اگر ضخیم باشد اشکال ندارد. و زن می‌تواند با پیراهن زنانه و مقنعه نماز بخوانداگر پیراهنش ضخیم باشد و بدنش را بپوشاند.«
2 - امام علی‌علیه السلام فرمود:
»علیکم بالصفیق من الثیاب، فإنّ من رقّ ثوبُه رقّ دینه، ولا یقومنّ أحدکم‌بین یدی الربّ جلّ جلاله وعلیه ثوب یشفّ. تجزی الصلاة للرجل فی ثوب واحدیعقد طرفیه علی عنقه، وفی القمیص الصفیق یزرّ علیه«(201).
»بر شما باد لباس ضخیم و کُلُفت، زیرا کسی که لباسش نازک و بدن نما باشد، دین‌او هم نازک است. هیچ‌کس از شما نباید با لباس بدن نما در مقابل خداوند بایستد. برای‌مرد، نماز در یک جامه واحد که دو طرفش را به گردنش ببندد، کفایت می‌کند وهمچنین در پیراهن ضخیمی که آن را بر خود دگمه کند.«
3 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لا یصلح للمرأة المسلمة أن تلبس من الخُمر والدروع ما لا یواری شیئاً«(202).
»برای زن مسلمان شایسته نیست که از پوشش‌ها و پیراهنها، چیزی را بپوشد که‌هیچ چیزی را نپوشاند.«
4 - امام صادق‌علیه السلام روایت می‌کند که امام علی‌علیه السلام فرمود:
»إذا حاضت الجاریة فلا تصلّی إلّا بخمار«(203).
»دختر، زمانی که حیض دید، نباید نماز بخواند مگر با پوشش.(204)»
5 - از امام کاظم‌علیه السلام سؤال شد درباره مردی که نماز خوانده و عورت اوبیرون )بدون پوشش( بوده و او نمی‌دانسته است آیا باید نمازش را اعاده‌کند؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»لا إعادة علیه، وقد تمّت صلاته«(205).
»اعاده ندارد و نمازش صحیح است.«
6 - امام باقرعلیه السلام فرمود:
»من غرقت ثیابه فلا ینبغی أن یصلّی حتی یخاف ذهاب الوقت، یبتغی ثیاباً،فإن لم یجد صلّی عریاناً جالساً یومئ إیماءً یجعل سجوده اخفض من رکوعه،فإن کانوا جماعة تباعدوا فی المجالس، ثمّ صلّوا کذلک فرادی«(206).
»کسی که لباس‌هایش را آب برده است، نباید نماز بخواند تا زمانی که از فوت وقت‌نماز بترسد. او باید در صدد پیدا کردن لباس باشد پس اگر نیافت، برهنه نماز بخواند درحالیکه نشسته باشد و برای اعمال نماز اشاره کند و برای سجده بیشتر از رکوع خم‌شود. و اگر گروهی با این حالت باشند، در جاهای دور از همدیگر بنشینند و فرادی‌نماز بگزارند.«

تفصیل احکام

1 - پوشاندن بدن در هنگام نماز بر مرد و زن واجب است اعمّ از اینکه‌کسی باشد که به او نگاه کند یا نباشد. همچنین پوشاندن بدن واجب است‌در انجام دادن توابع نماز مانند قضای سجده فراموش شده و تشهّدفراموش شده و همچنین بنابر احتیاط مستحب در سجده سهو. در نمازمیّت، پوشاندن بدن واجب نیست ولی مستحبّ است، و همچنین درسجده تلاوت آیات سجده قرآن و در سجده شکر واجب نیست.
در وجوب پوشاندن بدن، بین نمازهای واجب و نمازهای مستحبّ‌فرقی وجود ندارد.
2 - مقدار پوشش واجب بر مرد در حال نماز، پوشاندن هر دو عورت‌است و مستحب است از زانو تا ناف را بپوشاند.
3 - امّا مقدار پوشش واجب بر زن، پوشاندن همه بدن حتی سر و موهااست جز صورت و دستها تا مچ و ظاهر و باطن پاها تا مچ.
4 - بر زن در حال نماز واجب نیست که آرایشهایی که در صورت داردمانند سرمه، سرخه و سایر روغنها و کرمهای زینتی و یا زیور آلات خود رابردارد و یا بپوشاند. هر چند که ممکن است پوشاندن آنها را از نگاه بیننده‌نامحرم واجب بدانیم. احوط این است که مویی را که به موی اصلی خودپیوند زده هم بپوشاند.
5 - دختری که هنوز به سنّ بلوغ شرعی نرسیده، هر چند قائل به صحّت‌و مشروعیّت نماز او باشیم، پوشاندن موی و سر و گردن بر او در حال نمازواجب نیست.
6 - اگر زن یا مرد، از اوّل نماز یا در اثنای نماز، عمداً پوشش را ترک‌کند، نماز او باطل می‌شود. امّا اگر از ابتدا یا در اثنا، پوشش را فراموش‌کند، یا از باب غفلت، ترک کند، اقوا صحیح بودن نماز او است اگرچه‌احتیاط، اقتضا دارد که بعداز تمام کردن نماز، دوباره آن را بجا آورد. امّاکسی که از باب ندانستن حکم شرعی، پوشش را ترک کند بنابر احتیاطمانند کسی است که عمداً ترک کرده باشد.
7 - اگر در اثنای نماز، به علّت وزیدن باد یا غفلت نماز گزار، قسمتی ازاعضایی که پوشاندن آن در نماز واجب است، برهنه شود، نماز او باطل‌نمی‌شود، ولی هنگامی که متوجّه شد، واجب است فوراً آن را بپوشاندونمازش صحیح است، ولی احتیاط ایجاب می‌کند که نماز را بعداز اتمام،دوباره بجا آورد مخصوصاً در صورتیکه پوشاندن بدن، وقت زیادی رابطلبد.
8 - اگر لباس نمازگزار، پاره یا کوتاه باشد به گونه‌ای که مقدار واجب رادر بعضی از حالات مانند حالت ایستاده، بپوشاند ا مّا در حالت دیگر مانندرکوع یا سجود، نپوشاند، شروع به نماز با آن لباس جایز است به شرطی که‌نمازگزار، به هر طریق ممکن بتواند عورت خود را در آن حالت دیگر، قبل‌از آشکار شدن، بپوشاند.
9 - جایز است از برگهای درخت، علف، گیاه، پنبه و پشم به عنوان‌ساتر و پوشش استفاده شود ولی احتیاط ایجاب می‌کند که از این پوشش‌هاتنها در حالات اضطرار استفاده شود. پوشاندن با مالیدن گِل کفایت‌نمی‌کند مگر در حالات استثنائی. در شرایط عادی بهتر این است که بدن بالباسهای متعارف و معمولی پوشانده شود.
10 - کسی که پوشش شرعی واجد شرایط آتی ندارد، واجب است که‌هر چند با خریدن یا اجاره حتّی به بیشتر از قیمت معمولی بازار، آن را تهیه‌کند مگر در صورتیکه اجحاف به حال او یا ضرر به مال او حساب شود.همچنین، قبول هبه، یا عاریه گرفتن، اگر در آن حرجی نباشد، بر او واجب‌است، بلکه می‌توان گفت: درخواست هبه و عاریه واجب است اگر مشقّت‌و حَرَج نداشته باشد.
11 - کسی که پوشش شرعی ندارد ولی احتمال می‌دهد که تا قبل از پایان‌وقت بدست آورد، از باب احتیاط و بلکه بنابر اقوا واجب است که نماز رااز اوّل وقت به تأخیر اندازد تا لباس پیدا شود و اگر هم پیدا نشد به حسب‌وظیفه شرعی خود در آخر وقت نماز را بجا آورد.

2 -شرایط لباس نمازگزار

اشاره

علاوه بر چگونگی پوشش واجب در نماز که جزئیات آن ذکر گردید،لباس نمازگزار، شش شرط دارد:
1 - طاهر باشد.
2 - مباح باشد.
3 - از اجزاء مردار نباشد.
4 - از اجزاء حیوان حرام گوشت نباشد.
5 و 6 - لباس نمازگزار مرد، از طلا و ابریشم نباشد.
تفصیل و جزئیات این شرایط را در سطور ذیل بیان می‌کنیم:

اوّل - طهارت‌

حدیث شریف

1 - خیران خادم می‌گوید: به امام معصوم‌علیه السلام نوشتم که شخصی‌لباسش، به شراب یا گوشت خوک آلوده شده، آیا می‌تواند با آن لباس نمازبخواند؟ اصحاب ما در این مورد اختلاف کرده‌اند، برخی می‌گویند: با آن‌نماز بخوان زیرا خداوند تنها نوشیدن شراب ] و خوردن گوشت خوک[ راحرام کرده است. برخی هم می‌گویند: با این لباس نماز نخوان. امام‌علیه السلام درجواب نوشت:
»لا تصلِّ فیه فإنّه رجس«(207).
»با این لباس نماز مگزار زیرا آن رجس و پلیدی است.«
2 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لا بأس بالصلاة فی الشی‌ء الذی لا تجوز الصلاة فیه وحده، یصیب القذر،مثل القلنسوة والتکّة والجورب«(208).
»چیزی که با آن به تنهایی نماز خوانده نمی‌شود مانند کلاه، بند شلوار و جوراب،اگر نجاست به آن اصابت کند، نماز خواندن با آن اشکال ندارد.«
3 - زراره در حدیث طولانی نقل کرده که صاحب وسائل آن را، قطعه‌قطعه نقل کرده است وی می‌گوید: از امام‌علیه السلام پرسیدم که به لباس من خون‌دماغ یا غیر آن یا منی اصابت کرده است، ومن آن را علامت گذاری کردم تااین که آب پیدا کنم، پس آب پیدا کردم، و وقت نماز رسید ولی من فراموش‌کردم که لباسم نجس است و نماز خواندم و بعداز آن به یاد آوردم؟ امام‌علیه السلام‌فرمود:
»تعید الصلاة وتغسله«.
»نماز را اعاده می‌کنی و لباس را می‌شویی.«
قلت: فإن لم أکن رأیت موضعه وعَلِمْتُ أنّه أصابه فطلبته فلم أقدر علیه، فلمّاصلّیت وجدته؟
گفتم: اگر محلّ نجاست را ندیدم ولی می‌دانستم که نجاست به آن‌اصابت کرده، و هر چند جستجو کردم محلّ آن را نیافتم و زمانی که نمازگزاردم، یافتم؟ امام‌علیه السلام فرمود:
قال: »تغسله وتعید«(209).
»لباس را می‌شویی و نماز را اعاده می‌کنی.«
قلت: فإن ظننت أنّه قد أصابه ولم أتیقّن ذلک، فنظرت فلم أرَ فیه شیئاً ثمّ‌صلّیت فرأیت فیه؟
گفتم: اگر گمان کردم که نجاست به لباسم رسیده ولی یقین حاصل‌نکردم و نگاه کردم و چیزی ندیدم، سپس نماز گزاردم و بعد نجاست رادیدم؟ فرمود:
»تغسله، ولا تعید الصلاة.«
»لباس را می‌شویی ولی نماز را اعاده نمی‌کنی.«
گفتم: چرا؟ فرمود:
»لأنّک کنت علی یقین من طهارتک ثمّ شککت فلیس ینبغی لک أن تنقض الیقین‌بالشکّ أبداً«(210).
»چون تو یقین به طهارت داشتی و بعد شک کردی. پس هیچ وقت سزاوار نیست‌که یقین خود را به شک نقض نمایی.«
گفتم: اگر بدانم که نجس شده ولی محلّ نجاست را ندانم تا آن رابشویم؟ فرمود:
»تغسل من ثوبک الناحیة التی تری أنّه أصابها، حتّی تکون علی یقین من‌طهارتک«.
»آن قسمتی را که فکر می‌کنی نجس شده بشوی تا یقین به طهارت خود پیدا کنی.«
گفتم: اگر شک کردم که نجاست به لباسم اصابت کرده یا نه، آیا لازم‌است بر من که در آن جستجو کنم؟ فرمود:
»لا، ولکنّک إنّما ترید أن تذهب الشکّ الذی وقع فی نفسک«(211).
»نه، ولی تو می‌خواهی شکی را که در دلت ایجاد شده از بین برداری.«
قلت: إن رأیته فی ثوبی وأنا فی الصلاة.
گفتم: اگر نجاست را در لباسم دیدم در حالیکه من مشغول نماز هستم؟فرمود:
»تنقض الصلاة وتعید إذا شککت فی موضع منه ثمّ رأیته، وإن لم تشکّ ثمّ‌رأیته رطباً قطعت وغسلته ثمّ بنیت علی الصلاة لأنّک لا تدری لعلّه شی‌ء واقع‌علیک، فلیس ینبغی أن تنقض الیقین بالشکّ أبداً«(212).
»نماز را قطع می‌کنی و اعاده می‌کنی در صورتیکه در محلّی از لباست، اوّل شک‌کرده‌ای و سپس نجاست را دیده‌ای. امّا اگر اوّل شک نداشته‌ای و بعد لباست را دیده‌ای،نماز را قطع می‌کنی و لباس را می‌شویی، سپس بنابر ادامه نماز می‌گذاری چون نمی‌دانی‌شاید چیزی به تو رسیده باشد، پس شایسته نیست به هیچ وجه یقین خود را به شک‌نقض نمایی.
4 - از امام صادق‌علیه السلام سؤال شد درباره مردی )شخصی( که ادرارمی‌کند، پس قطره‌ای ازبول به بدنش اصابت می‌کند و او نماز می‌خواند وبعداز نماز به یاد می‌آورد که بدنش را نشسته است؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»یغسلها ویعید الصلاة«(213).
»بول را بشوید و نمازش را اعاده نماید.«
5 - ابوبصیر از امام صادق‌علیه السلام نقل می‌کند که فرمود:
»إن أصاب ثوب الرجل الدم فصلّی فیه وهو لا یعلم فلا إعادة علیه، وإن هوعلم قبل أن یصلّی فنسی وصلّی فیه فعلیه الإعادة«(214).
»اگر خون به جامه مردی )شخصی( برسد و او نداند و با آن نماز بخواند، اعاده‌ندارد، امّا اگر قبل از نماز بداند ولی فراموش کند و با آن نماز بگزارد، اعاده نماز واجب‌است.«
6 - امام علی‌علیه السلام فرمود:
»ما اُبالی أبول أصابنی أم ماء إذا لم أعلم«(215).
»باکی ندارم از اینکه بول به من اصابت کرده باشد یا آب تا زمانی که علم پیدا کنم.«
7 - ابوبصیر می‌گوید: از امام صادق‌علیه السلام پرسیدم درباره مردی)شخصی( که در لباس نجس به جنابت، دو رکعت نماز خوانده است وبعداز آن علم به نجاست پیدا کرده است؟ فرمود:
»علیه أن یبتدأ الصلاة«.
»نماز را باید از اوّل شروع کند.«
بعد پرسیدم درباره کسی که لباس او به جنابت یا خون، نجس است امّااو بعداز فراغت از نماز علم به نجاست پیدا کرده است؟ فرمود:
»مضت صلاته ولا شی‌ء علیه«(216).
»نماز او صحیح است و چیزی بر او نیست.«
8 - محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام‌علیه السلام گفتم: در حال نماز خواندن،در جامه‌ام خون می‌بینم، چه کنم؟ فرمود:
»إن رأیته وعلیک ثوب غیره فاطرحه وصلِّ فی غیره، وإن لم یکن علیک ثوب‌غیره فامضِ فی صلاتک ولا إعادة علیک ما لم یزد علی مقدار الدرهم، وما کان أقلّ‌من ذلک فلیس بشی‌ء، رأیته أو لم تره، وإذا کنت قد رأیته وهو أکثر من مقدارالدرهم فضیّعت غسله وصلّیت فیه صلاة کثیرة فأعد ما صلّیت فیه«(217).
»اگر خون را دیدی در حالیکه جامه دیگر نیز بر بدن داری، جامه نجس را بیرون‌آور و با آن جامه دیگر نماز را ادامه بده، و اگر غیر از آن، جامه دیگر بر تن نداری،به نمازت ادامه بده و اعاده بر تو نیست اگر آن خون از مقدار یک درهم بیشتر نباشد. واگر کمتر از یک درهم باشد، اشکالی ندارد چه آن را دیده باشی یا ندیده باشی. امّا اگر آن‌را دیدی و بیشتر از یک درهم بود و آن را نشستی و با آن نماز زیاد خواندی، همه‌نمازهایی را که با آن خوانده‌ای اعاده کن.«
9 - صفوان بن یحیی به امام ابوالحسن‌علیه السلام نوشت و پرسید درباره مردی)شخصی( که دو لباس دارد و یکی از آنها به بول نجس شده است امّا اونمی‌داند کدام یک از آن دو است، و وقت نماز هم رسیده و از فوت وقت‌می‌ترسد و آب هم ندارد، چه کند؟ فرمود:
»یصلّی فیهما جمیعاً«(218).
»در هر دو لباس نماز بگزارد.«

تفصیل احکام

1 - شرط اوّل لباس نمازگزار این است که همه لباسهای او، و همچنین‌بدن او، در حال نماز طاهر باشد، و اگر عمداً با لباس یا بدن نجس نمازبخواند، نماز او باطل است.
2 - قطعه‌های کوچک لباس که به تنهایی نمی‌تواند مقدار واجب از بدن‌انسان را بپوشاند، مانند جوراب و کلاه، از این شرط استثنا شده است که‌سخن درباره آنها می‌آید.
3 - حکم کسی که نجاست چیزی از نجاسات را نمی‌داند یا شرط بودن‌طهارت را در نماز نمی‌داند، مانند حکم عامد است، یعنی نماز او باطل‌است.
4 - حکم لباس را دارد هر چیزی که نماز گزاری که در حالت خواب‌نماز می‌خواند، خود را به آن پیچیده است، اعمّ از اینکه پوشش و ساترباشد یا اینکه ساتر و پوشش اصلی غیر از آن باشد. اگرچه اقوا این است که‌اگر ساتر نباشد و معمولاً لباس محسوب نشود، طهارت آن شرط نیست.
5 - نماز تنها در صورتی باطل است که نماز گزار علم به وجود نجاست‌در لباس یا بدنش داشته باشد. این قاعده دارای فروع ذیل است:
الف - اگر نمازگزار بعداز فراغت از نماز بفهمد که جامه یا بدنش نجس‌بوده است، نماز او صحیح است ولی احتیاط مستحبّی این است که اگروقت باقی باشد اعاده کند.
ب - اگر نمازگزار می‌داند که جامه یا بدنش نجس است ولی فراموش‌کرده و با نجاست نماز خوانده است، پس اگر وقت باقی است باید اعاده‌کند، و اگر وقت فوت شده، بنابر احتیاط واجب، باید قضا نماید و فرقی‌بین علم به نجاست، بعداز نماز یا در اثنای آن نیست.
ج - اگر در اثنای نماز بفهمد که قبلاً )یعنی پیش از نماز( نجاستی درجامه یا لباسش وجود داشته است، اگر وقت زیاد است، نماز او باطل‌است. امّا اگر وقت تنگ باشد، چنانچه امکان دارد که لباس خود را فوراًتطهیر یا عوض کند بدون اینکه موجب قطع نماز شود، اقدام کند و نمازش‌را تمام نماید و صحیح است، امّا اگر امکان نداشته باشد، با همان حال نمازرا تمام کند و صحیح است.
د - اگر در اثنای نماز بفهمد که در حال نماز، بدن یا لباس او نجس شده‌است، یا به وجود نجاست پی ببرد و احتمال دهد که در حین نماز، ایجادشده باشد، پس اگر وقت، وسیع است و می‌تواند بدون انجام آنچه با نمازمنافات دارد، لباسش را تطهیر یا عوض کند یا می‌تواند آن لباس نجس را ازبدن بیرون آورد چون لباس دیگر هم به تن دارد، پس همان کار را انجام‌دهد و نماز را تمام نماید و صحیح است. امّا اگر نتواند، نماز را باید اعاده‌کند. ولی اگر وقت تنگ باشد، با همان نجاست نماز را تمام کند و چیزی براو نیست.
6 - بنابر قاعده پیشین، جهل به نجاست، موجب بطلان نماز نمی‌شودهر چند نماز در واقع با نجاست انجام شده باشد. نمونه‌ها و مثالهای این‌قاعده فراوان است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
الف - زمانی که جامه نجس خود را تطهیر کند و یقین به طهارت آن پیدانماید ولی بعداز نماز متوجّه شود که نجاست آن باقی مانده است، نماز اوصحیح است.
ب - اگر لباسش قبلاً طاهر بوده، سپس در نجاست آن شک کند و بعدازنماز بفهمد که واقعاً نجس بوده است، نماز او صحیح است چون-همانطور که در حدیث شریف آمد- یقین، هیچگاه به واسطه شک نقض‌نمی‌شود.
ج - اگر بداند لباسش نجس بوده است ولی مسؤول تطهیر آن یا دوشاهد عادل از طاهر شدن آن خبر دهند و با آن نماز بخواند و بعد از نمازکشف خلاف شود، نماز او صحیح است.
د - اگر مقداری خون یا چیزی نجس دیگر بریزد و شک کند که آیا روی‌لباسش ریخته یا روی زمین، و بعداز نماز بفهمد که روی لباسش ریخته‌است، نمازش صحیح است.
ه - اگر در بدن یا لباسش خونی ببیند و یقین کند که از آن خون هایی‌است که ضرر به صحّت نماز ندارد مانند خون پشه، یا خون زخمی که درنماز عفو شده، یا خیال کند که آن خون کمتر از یک درهم است ولی بعدازنماز کشف شود که از خونهای غیر مجاز در نماز یا بیشتر از مقدار مجازبوده است، نمازش صحیح است.
و - اگر بداند چیزی نجس است ولی فراموش کند و بعد با لباس یا بدن‌مرطوب آن را لمس نماید و بعداز نماز، نجاست آن چیز را به یاد آورد،نمازش صحیح است.
7 - کسی که جز یک لباس نجس، لباس دیگری ندارد، با آن نماز بخواندو نمازش صحیح است مخصوصاً در صورتیکه بخاطر سردی هوا، یابیماری یا حضور بیننده محترم، بیرون کردن آن لباس امکان نداشته باشد،امّا اگر خارج کردن آن لباس امکان داشته باشد مثل اینکه او در یک مکان‌پوشیده، یا تنها در بیابان باشد، در این صورت نیز با آن لباس نماز بخواندولی احتیاط مستحبّ این است که در حالت برهنه هم نماز را تکرار کند.
8 - کسی که دو جامه دارد و می‌داند یکی از آن دو بطور نامعیّن نجس‌است، اگر وقت وسیع باشد نماز را با هر دو جامه تکرار کند، امّا اگر تکرارنماز بخاطر ضیق وقت امکان نداشته باشد، در یکی از آنها در وقت نمازبخواند، و از باب احتیاط با لباسی دیگر هم در خارج وقت قضا نماید،ومی‌تواند در آن جامه دیگر نماز بگزارد.

مواردی که از شرط طهارت استثنا شده است‌

حدیث شریف

1 - لیث مرادی روایت می‌کند که: به امام صادق‌علیه السلام گفتم: شخصی‌است که بدن او پر از دمل‌ها و زخم است، پوست بدن و لباسش، خونین‌وچرکین است و لباسش به منزله پوست بدنش است. امام فرمود:
»یصلّی فی ثیابه ولا یغسلها ولا شی‌ء علیه«(219).
»در همان لباسش نماز بخواند و لازم نیست آن را بشوید و چیزی بر او نیست.«
2 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إذا کان بالرجل جرح سائل فأصاب ثوبه من دمه فلا یغسله حتی یبرأوینقطع الدم«(220).
»اگر در بدن شخص، زخمی باشد که خون از آن جریان دارد و لباسش هم خونین‌شده باشد، لازم نیست خون را بشوید تا اینکه بهبود یابد و خون قطع شود.«
3 - امام باقرعلیه السلام درباره خونی که در لباس است فرمود:
»إن کان أقلّ من قدر الدرهم فلا یعید الصلاة، وإن کان أکثر من قدر الدرهم‌وکان رآه فلم یغسل حتی صلّی فلیعد صلاته، وإن لم یکن رآه حتّی صلّی فلا یعیدالصلاة«(221).
»اگر کمتر از مقدار درهم باشد، نماز را اعاده نکند، و اگر بیشتر از مقدار درهم‌باشد و آن را دیده ولی نشسته باشد و نماز بخواند، نمازش را باید اعاده نماید. امّا اگر آن‌را ندیده و نماز خوانده باشد، نماز را اعاده نکند.«
4 - ابوبصیر از یکی از دو امام باقر یا امام صادق‌علیهما السلام روایت می‌کند که‌فرمود:
»لا تعاد الصلاة من دم لا تبصره غیر دم الحیض فإنّ قلیله وکثیره فی الثوب‌إن رآه أو لم یره سواء«(222).
»اگر خون را نبینی، نماز اعاده نمی‌شود مگر خون حیض که قلیل و کثیر آن درلباس، ببیند یا نبیند یکسان است.«
5 - محمّد حلبی از امام صادق‌علیه السلام پرسید درباره مردی )شخصی( که‌در لباسش جنب شده یا اینکه بول به آن رسیده و جامه دیگر هم ندارد؟ امام‌فرمود:
»یصلّی فیه إذا اضطرّ إلیه«(223).
»اگر مضطرّ باشد در همان لباس نماز بخواند.«
6 - از امام صادق‌علیه السلام سؤال شد درباره زنی که تنها یک پیراهن دارد ونوزادی دارد که بر آن ادرار می‌کند، چه کند؟ فرمود:
»تغسل القمیص فی الیوم مرّة«(224).
»آن پیراهن را روزی یکبار بشوید.«

تفصیل احکام

از شرط طاهر بودن لباس و بدن نمازگزار، موارد چندی براساس‌روایات وارده، استثنا شده است:
1 - آلوده شدن لباس یا بدن نمازگزار به خون زخمهایی که فعلاً در بدن‌او موجود باشد، تا این که کاملاً بهبود یابد. در این حالت، نماز با این خون‌جایز است، در صورتیکه عوض کردن لباس یا برطرف کردن خون از بدن‌و تطهیر آن دشوار باشد و به شرط اینکه زخم، بزرگ و ثابت باشد. امّازخم‌های کوچکی که بطور آنی و مقطعی ایجاد شده و به سرعت بهبودمی‌یابد، خون این نوع زخمها در نماز بخشوده نیست.
بنابراین خونهایی که در اثر حوادث رانندگی و تصادف یا عمل‌جراحی، لباس و بدن شخص آسیب دیده را آلوده می‌کند و برطرف کردن‌آنها دشوار است، در نماز بخشوده شده است ونماز با آنها صحیح است.
امّا خون دماغ یا خون دهن و لثّه، از خونهای بخشوده شده محسوب‌نمی‌گردد زیرا این خونها، خون رخم نیست.
2 - آلوده شدن بدن یا لباس به خون کمتر از یک درهم -که بنابر مشهوربه اندازه بند انگشت شست دست انسان است- چه این خون از خود انسان‌باشد یا از غیر او یا از حیوان حلال گوشت. این حکم، خون حیض و نفاس‌را شامل نمی‌شود. امّا با خون استحاضه، خون حیوانات نجس، خون‌مردار )میته( و خون حیوان حرام گوشت، بنابر احتیاط واجب، نمازصحیح نیست.
شرط این مسأله این است که به خون، رطوبت دیگری نرسد، در غیراین صورت، از باب احتیاط، نماز صحیح نیست.
3 - در حالات اضطرار، نماز با بدن یا لباس نجس صحیح است مانندموارد ذیل:
الف - عدم امکان تطهیر یا تعویض آن، بخاطر فقدان آب یا نداشتن‌جامه بدیل، و وجود مانع از برهنه شدن مانند سردی هوا یا بیماری یاحضور بیننده محترم.
ب - عدم امکان تطهیر یا تعویض بخاطر ضیق وقت.
ج - عدم امکان تطهیر یا تعویض بخاطر ترس.
4 - زنی که مربی و پرستار کودک است، می‌تواند با لباس نجس شده به‌بول کودک، نماز بگزارد، و نماز او با شرایط ذیل صحیح است:
الف - امکان نداشتن تعویض لباس بخاطر نداشتن لباس دیگر یا به هردلیل دیگر.
ب - شستن لباس نجس در هر روز یکبار.
گفته شده است که بدن زن مربّی کودک، حکم لباس او را دارد ولی این‌قول مشکل است.
5 - تکّه‌های کوچک از پوشیدنیها که به تنهائی با آنها ستر عورت امکان‌ندارد، مانند: جوراب، کلاه، نعل، دستمال کوچک، کروات، کمربند ومانند آنها اگر نجس باشند نماز با آنها صحیح است، بشرطی که از اجزاءمردار )میته( یا حیوان نجس العین نباشند.

دوّم - اباحه‌

حدیث شریف

1 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لو أنّ الناس أخذوا ما أمرهم اللَّه فأنفقوه فیما نهاهم عنه ما قَبِله منهم، ولوأخذوا ما نهاهم اللَّه عنه فأنفقوه فیما أمرهم اللَّه به ما قَبِله منهم حتّی یأخذوه من حق‌وینفقوه فی حقّ«(225).
»اگر مردم آنچه را خداوند به آن امر کرده، بگیرند و آن را در آنچه او آنها را از آن‌نهی کرده، انفاق کنند، این انفاق را از آنان قبول نمی‌کند، همچنین اگر آنچه را خداوند ازآن نهی کرده بگیرند و آن را در آنچه خداوند امر کرده، انفاق کنند، از آنان نمی‌پذیرد،مگر اینکه از راه حق بگیرند و در راه حق انفاق نمایند.«
2 - از »تحف العقول« نقل شده که امام علی‌علیه السلام در وصیّت خود به کمیل‌فرمود:
»یا کمیل، انظر فی ما تصلّی وعَلَی ما تصلّی إن لم یکن من وجهه وحِلّه فلاقبول«(226).
»ای کمیل! ببین که در چه نماز می‌گزاری و بر روی چه نماز می‌گزاری. اگر از طریق‌شرعی و حلال نباشد، نماز تو مورد قبول حق تعالی نخواهد بود.«
3 - از امام مهدی)عج( نقل شده:
»لا یحلّ لأحد أن یتصرّف فی مال غیره بغیر إذنه«(227).
»برای هیچ‌کس، تصرّف در مال غیر بدون اذن او، حلال نیست.«

تفصیل احکام

در صحّت نماز -به حسب فتوای مشهور- شرط است که لباس‌نمازگزار مباح باشد یعنی غصبی نباشد. این حکم که موافق احتیاط است‌فروعی دارد:
1 - فرقی نیست در اینکه خود نمازگزار، لباس را غصب کرده باشد یاغیر او.
2 - فرقی نیست در اینکه آن لباس غصب شده، همان پوشش واجب درنماز باشد یا اینکه از لباسهای اضافی در بدن نمازگزار باشد و حتّی تکّه‌های‌کوچک مانند جوراب و کلاه هم بنابر اظهر همین حکم را دارد.
3 - نماز در جامه غصبی در حالات ذیل باطل می‌شود:
الف - نمازگزار در پوشیدن آن تعمّد داشته و از باب اضطرار نپوشیده‌باشد.
ب - نمازگزار علم به غصب داشته باشد.
4 - امّا اگر از باب اضطرار مانند اینکه برای حفظ جان خود از سرماومرض لباس غصبی را بپوشد و لباس دیگری نداشته باشد، یا به جهت‌حفظ مال غیر آن را بپوشد، چون اگر نپوشد در معرض سرقت یا تلف‌خواهد بود، دراین صورت نماز او صحیح می‌باشد.
5 - اگر از باب فراموشی یا ندانستن غصبی بودن، با جامه غصبی نمازبخواند، و بعد در اثنای نماز به یاد بیاورد یا بفهمد که غصبی است، اگربدون اختلال به هیئت نماز، می‌تواند آن را از بدن خارج کند وساتر دیگرهم بر تن دارد، فوراً این کار را انجام داده و به نماز خود ادامه دهد. امّا اگراین کار امکان نداشته باشد و وقت وسیع باشد، نماز را قطع نماید. و بعد بالباس مباح، نماز را از نو بخواند، ولی اگر وقت تنگ باشد، در اثنای نماز،آن لباس غصبی را از تن بیرون کند و اگر مانعی در میان نباشد، مطابق وظیفه‌برهنگان نماز بخواند.
6 - بسیاری از فقها گفته‌اند: از موارد غصب است اینکه انسان با جامه‌ای‌نماز بخواند که آن را از مالی خریده باشد که حقوق شرعی مانند خمس‌وزکات به آن تعلّق گرفته است. این قول موافق با احتیاط است.

سوّم - اجتناب از مردار )میته(

حدیث شریف

1 - محمّد بن مسلم می‌گوید که او از امام‌علیه السلام پرسیده است درباره‌پوست حیوان مردار که اگر دباغی شود آیا پوشیدن آن در نماز جایز است؟امام فرمود:
»لا، ولو دبغ سبعین مرّة«(228).
»نه، هر چند هفتاد بار هم دباغی شود.«
2 - امام صادق‌علیه السلام درباره مردار گفت:
»لا تصلِّ فی شی‌ء منه ولا فی شسع«(229).
»با هیچ چیزی از آن نماز مگزار حتّی اگر بند نعل و کفش از پوست حیوان مردارباشد.«
3 - امام کاظم‌علیه السلام فرمود:
»لا بأس بالصلاة فی الفراء الیمانی وفیما صنع فی أرض الإسلام«.
»نماز در پوستین یمانی و در آنچه در سرزمین اسلام تولید شده، اشکال ندارد.«
گفته شد: اگر در سرزمین اسلام، غیر مسلمانان هم ساکن باشند چه بایدکرد؟ فرمود:
»إذا کان الغالب علیها المسلمین فلا بأس«(230).
»اگر اغلب و اکثریت آنان، مسلمان باشند، اشکال ندارد.«
4 - امام ابوجعفر دوّم‌علیه السلام درباره خریدن پوستین از بازار فرمود:
»إذا کان مضموناً فلا بأس«(231).
»اگر تضمین شده باشد اشکال ندارد.«
5 - عبدالرحمن بن حجّاج می‌گوید: به امام صادق‌علیه السلام عرض کردم: من‌وارد بازار مسلمین می‌شوم یعنی بازار همین مردمی که ادّعا دارند مسلمان‌هستند، و از آنان پوستین برای تجارت می‌خرم وبه فروشنده آن می‌گویم:آیا این پوستین تذکیه شده )گرفته شده از حیوانی که به طریق شرعی ذبح‌شده باشد( است؟ می‌گوید: بلی. آیا من می‌توانم این پوستین را بفروشم‌باتعهّد اینکه پاک و تذکیه شده است؟ امام فرمود:
»لا، ولکن لابأس أن تبیعها وتقول: قد شرط لی‌الذی اشتریتها منه أنّها ذکیة«.
»نه، ولی اشکال ندارد که آن را بفروشی و بگوئی: کسی که من این را از او خریده‌ام‌به من تعهّد داده که پاک و تذکیه شده است.«
گفتم: چه چیزی این معامله را باطل می‌کند؟ فرمود:
»استحلال أهل العراق للمیتة. وزعموا أنّ دباغ جلد المیتة ذکاته، ثمّ لم‌یرضوا أن یکذبوا فی ذلک إلّا علی رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله«(232).
»حلال شمردن اهل عراق مردار را. آنان خیال می‌کنند که پوست حیوان مردار بادباغی طاهر می‌شود. آنان دراین‌مورد راضی‌نشدند دروغ ببندند مگر بر رسول خداصلی الله علیه وآله.«
6 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لا بأس بالصلاة فیما کان من صوف المیتة، إنّ الصوف لیس فیه روح«(233).
»نماز در چیزی که از پشم حیوان مردار است اشکال ندارد زیرا پشم روح ندارد.«
7 - از امام صادق‌علیه السلام روایت شده که فرمود:
»الشعر والصوف والریش وکلّ نابت لا یکون میتاً«(234).
»موی و پشم و پر و هرچه روئیدنی است، مردار محسوب نمی‌شود.«

تفصیل احکام

از شرایط صحّت نماز این است که لباس نمازگزار حتّی قطعه‌های‌کوچک آن که به تنهایی نمی‌تواند مقدار واجب از بدن را در نماز بپوشاند،نباید از اجزاء حیوان مردار(235) مانند پوست و پوستین آن باشد.
جزئیات این شرط بدین شرح است:
1 - در این حکم فرقی بین حیوان حلال گوشت یا حرام گوشت وجودندارد.
2 - همچنین فرقی نیست بین حیوانی که در هنگام ذبح، خون جهنده‌دارد و مردار آن نجس است مانند گوسفند، یا حیوانی که خون جهنده نداردو مردار آن هم نجس نیست مانند ماهی، بنابر احتیاط.
3 - نیز فرقی وجود ندارد بین اینکه پوست حیوان، دباغی شده یانشده باشد.
4 - جامه‌ای که از اجزای حیوان ساخته شده، اگر از دست مسلمان‌خریده شود یا اثر استفاده آن توسط مسلمان در آن دیده شود، طاهرمحسوب می‌شود به شرط اینکه این وضعیّت، علامتی باشد که معمولاً درعرف موجب اطمینان به تذکیه آن می‌شود. امّا بازار مسلمانانی که اکثرکالاهای خود را از خارج وارد می‌کنند و به ضوابط شرعی هم اهتمام‌نمی‌ورزند، یا در کشورهایی که مردم آن اصلاً به دین و احکام دین اعتنایی‌ندارند، اعتماد کردن به آنها جایز نیست.
5 - بنابر احتیاط، همراه داشتن چیزی از اجزاء مردار یا چیزی که ساخته‌شده از اجزاء مردار است، در نماز موجب بطلان نماز است اگرچه لباس‌وپوشیدنی شمرده نشود.
6 - اگر از روی جهل در لباسی ساخته شده از اجزاء مردار، نمازبخواند، نمازش در دو صورت صحیح است: اوّل اینکه جاهل به موضوع‌باشد یعنی نداند که این لباس از مردار ساخته شده است. دوّم اینکه جاهل‌غیر مقصّر به حکم باشد یعنی جهل او از روی عذر باشد. امّا اگر جهل او به‌حکم )باطل بودن نماز با اجزاء مردار( بدون عذر باشد، احتیاط اقتضامی‌کند که نمازش را اعاده کند.
7 - اگر از روی فراموشی در لباسی گرفته شده از مردار، نماز بخواند،پس اگر آن مردار از حیواناتی باشد که در هنگام ذبح، خون جهنده دارد،واجب است نماز را چه در وقت یا خارج آن اعاده نماید، امّا اگر ازحیواناتی باشد که خون جهنده ندارد، نمازش صحیح است.
8 - در موردی که شک کند آیا لباس او از پوست حیوان مردار یا از غیرپوست ساخته شده است، نماز با آن اشکال ندارد.

چهارم - اجتناب از اجزاء حیوان حرام گوشت‌

حدیث شریف

1 - در وصیّت پیامبر اسلام‌صلی الله علیه وآله به حضرت علی‌علیه السلام آمده است:
»یا علیّ، لا تصلِّ فی جلد ما لا یشرب لبنه ولا یؤکل لحمه«(236).
»ای علی! در پوست حیوانی که شیرش نوشیده نمی‌شود و گوشتش خورده نمی‌شودنماز مگزار.«
2 - ابراهیم بن محمّد همدانی می‌گوید: به امام معصوم‌علیه السلام نوشتم که‌موی یا کُرک حیوان حرام گوشت، بر روی لباسم می‌افتد، و شرایط هم‌شرایط تقیّه و ضرورت نیست، چه کنم؟ امام‌علیه السلام در جواب نوشت:
»لا تجوز الصلاة فیه«(237).
»نماز با آن جایز نیست.«
3 - ابن مقاتل می‌گوید: از امام ابوالحسن‌علیه السلام سؤال کردم درباره نماز درپوست سمّور وسنجاب و روباه؟ امام فرمود:
»لا خیر فی ذا کلّه، ما خلا السنجاب فإنّه دابّة لا تأکل اللحم«(238).
»در هیچ کدام از آنها خیری نیست مگر سنجاب که حیوانی است که گوشت‌نمی‌خورد.«
4 - سماعه می‌گوید: از امام معصوم‌علیه السلام سؤال کردم درباره گوشت‌وپوست حیوانات درنده. امام فرمود:
»امّا لحوم السباع من الطیر والدواب فإنّا نکرهه، وأمّا الجلود فارکبوا علیهاولا تلبسوا منه شیئاً تصلّون فیه«(239).
»امّا گوشت پرندگان و چارپایان درنده ما از آنها کراهت داریم، امّا پوست آنها را درسوار شدن، از آنها استفاده کنید ولی برای نماز از آنها نپوشید.«
5 - علی بن مهزیار می‌گوید: ابراهیم بن عقبه به امام‌علیه السلام نوشت که: درنزد ما جورابها و بندهای شلواری ساخته شده از کُرک خرگوش است آیانماز در کرک خرگوش بدون تقیّه و ضرورت جایز است؟ امام به اونوشت:
»لا تجوز الصلاة فیها«(240).
»نماز در آنها جایز نیست.«
6 - مردی از امام صادق‌علیه السلام درباره پوست خز پرسید. امام فرمود:
»لیس بها بأس«.
»اشکال ندارد.«
آن مرد گفت: فدایت گردم، کار من همین است. خز سگهایی است که‌از آب خارج می‌شوند. امام‌علیه السلام فرمود:
»إذا خرجت من الماء تعیش خارجة من الماء؟«
»آیا اگر از آب خارج شدند، در بیرون از آب زندگی می‌کنند؟«
آن مرد گفت: نه. امام فرمود:
»لا بأس به«(241).
»اشکال ندارد.«

تفصیل احکام

جایز نیست لباس نمازگزار از اجزاء حیوان حرام گوشت باشد، هرچند تذکیه شده باشد یا در حال زنده بودن از آن گرفته شده باشد. فروع این‌مسأله به شرح ذیل است:
1 - نماز خواندن در لباس گرفته شده از پوست، پوستین، موی، پشم،کُرک و پر حیوان غیر مأکول اللحم )حرام گوشت( جایز نیست.
2 - اگر لباس نمازگزار به فضله حیوان حرام گوشت آلوده باشد، نماز اوباطل است، و همچنین بنابر احتیاط مستحبّ در جامه‌ای که چیزی از موی‌حیوان حرام گوشت مانند سمور روی آن قرار گرفته، نباید نماز خوانده‌شود.
3 - برخی از فقها گفته‌اند: فرقی نیست بین حیوان حرام گوشتی که درهنگام ذبح خون جهنده دارد یا حیوانی که چنین نیست مانند ماهی حرام‌گوشت. البتّه در قسم اخیر اشکال است.
4 - فرقی نیست در عدم جواز بین اینکه همه لباس، یا قسمتی از آن، یابعضی از اجزاء آن مانند: دگمه و نخ و مانند آن، از اجزاء حیوان حرام‌گوشت باشد، حتّی آن قطعه‌های کوچک مانند جوراب و کلاه و غیره دراین‌جا جایز نیست، امّا آنچه را از اجزاء حیوان حرام گوشت، نمازگزار درحال نماز با خود حمل می‌کند اشکال ندارد.
5 - از این حکم، پوست و پوستین خز(242) و کُرک خالص آن که به کرک‌خرگوش و روباه مخلوط نشده باشد، و همچنین پوست و پوستین‌سنجاب(243) استثنا شده است یعنی نماز در پوست خز و سنجاب جایز است.
6 - کسی که از روی جهل در اجزاء حیوان حرام گوشت نماز بخواند،بنابر اقوا نماز او صحیح است.
7 - امّا کسی که فراموش کرده است، بنابر احتیاط باید نماز را اعاده کند.
8 - امّا در لباسی که شک دارد آیا از اجزاء حرام گوشت تهیه شده یا ازغیر آن، نماز اشکال ندارد.

پنجم - اجتناب از طلا

حدیث شریف

1 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لا یلبس الرجل الذهب ولا یصلّی فیه لأنّه من ثیاب أهل الجنّة«(244).
»مرد، طلا نمی‌پوشد و در لباس طلاباف نماز نمی‌خواند زیرا طلا از لباس‌های اهل‌بهشت است.«
2 - باز هم امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»... وجعل اللَّه الذهب فی الدنیا زینة النساء فحرّم علی الرجال لبسه والصلاةفیه«(245).
»... خداوند در دنیا، طلا را زینت زنان قرار داده و پوشیدن و نماز خواندن با آن رابرای مردان، حرام نموده است.«
3 - امام باقرعلیه السلام فرمود:
»إنّ رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله نهاهم عن سبع منها التختّم بالذهب«(246).
»پیامبر خداصلی الله علیه وآله مردان را از هفت چیز منع کرده است که از آن جمله است‌انگشتر طلا در دست کردن.«
4 - محمّد بن مسلم روایت می‌کند که: داندانهای امام محمّدباقرعلیه السلام‌سُست شده بود پس با )روکش( طلا، آن را محکم کرد.«

تفصیل احکام

برای مرد جایز نیست که با پوشیدن طلا نماز بگزارد. چنانکه پوشیدن‌و آرایش کردن به طلا بطور کلّی برای او جایز نیست اعمّ از اینکه طلا، به‌صورت لباس طلاباف باشد یا با نخهای طلایی دوخته شده باشد، یادگمه‌های آن از طلا باشد، یا به صورت گردن‌بند و زنجیر طلایی به گردن‌آویزان نماید، یا به صورت انگشتر طلایی یا ساعت طلایی یا چارچوب‌طلایی عینک استفاده کند.
این مسأله فروعی دارد:
1 - فرقی نیست بین اینکه طلای خالص باشد یا مخلوط، اگر در عرف‌بگویند که او طلا پوشیده است.
2 - حمل طلا در جیب مانند سکّه‌های طلا، یا زیور آلات طلا، اشکال‌ندارد. چنانکه دندان طلا هم اشکال ندارد.
3 - نماز با سلاحهاییی که در ساختن آنها از طلا استفاده شود مانندشمشیر یا خنجر طلایی اشکال ندارد مگر در عرف، آن را »پوشیدن طلا«بنامند که دراین صورت احتیاط، اقتضا می‌کند از آن اجتناب نماید.
4 - در حرام بودن طلا برای مرد در نماز و غیر نماز، فرقی نیست بین‌این که طلا، در معرض دید دیگران باشد یا به گونه‌ای پوشیده باشد که دیده‌نشود.
5 - اگر مردی با طلا نماز گزارد ولی نداند یا فراموش کند که آن چیزطلاست، ظاهراً نماز او صحیح است.
6 - پوشیدن آنچه که شک دارد آیا طلا است یا غیر آن، در نماز و غیر نمازاشکال ندارد.

ششم - اجتناب از ابریشم‌

حدیث شریف

1 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»إنّ رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله نهی )فی حدیث المناهی( عن لبس الحریر والدیباج‌والقزّ للرجال، فأمّا النساء فلا بأس«(247).
»پیامبر خداصلی الله علیه وآله )در حدیث مناهی( مردان را، از پوشیدن ابریشم، دیباج و قزّمنع فرمود، امّا برای زنان اشکال ندارد.«
2 - اسماعیل بن سعد احوص می‌گوید: از امام رضاعلیه السلام پرسیدم که آیامرد می‌تواند در جامه ابریشمین نماز بگزارد؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»لا«(248).
»نه«.
3 - محمّد بن عبدالجبّار می‌گوید: به امام ابومحمّدعلیه السلام نوشتم و پرسیدم‌که آیا با کلاه ابریشم خالص یا با کلاه دیباج می‌توان نماز خواند؟ فرمود:
»لا تحلّ الصلاة فی حریر محض«(249).
»نماز در ابریشم خالص جایز نیست.«
4 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لا یصلح للرجل أن یلبس الحریر إلّا فی الحرب«(250).
»برای مرد پوشیدن ابریشم جز در جنگ، شایسته نیست.«
5 - باز هم از امام صادق‌علیه السلام روایت شده که درباره جامه‌ای که ابریشم‌دارد، فرمود:
»إن کان فیه خلط فلا بأس«(251).
»اگر مخلوط باشد، اشکال ندارد.«
6 - پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:
»رفع عن اُمّتی: الخطأ، والنسیان، وما اُکرهوا علیه، وما لا یطیقون«(252).
»از امّت من، خطا و نسیان و آنچه بر آن مجبور شده‌اند و آنچه خارج از قدرت آنان‌باشد، برداشته شده است.«

تفصیل احکام

برای مرد پوشیدن حریر خالص، در حال نماز و غیر نماز جایز نیست.ابریشم، قزّ و دیباج نیز گفته می‌شود که همگی به یک معنی و مبطل نمازمی‌باشد. اینک به فروع مسأله می‌پردازیم:
1 - در عدم جواز، فرقی نیست بین اینکه لباس ابریشم، همان ساترشرعی نمازگزار باشد یا جامه‌ای اضافه بر آن.
2 - بنابر احتیاط واجب، پوشیدن لباسهای کوچک ابریشمین نیز جایزنیست مانند جوراب، کلاه، دست‌کش، کمربند، کروات و غیره که به‌تنهایی ساتر عورتین نیستند.
3 - در حال جنگ، پوشیدن ابریشم جایز است و بنابر اقوا نماز نیز دراین هنگام جایز است، ولی احوط این است که اگر ضرورتی نباشد نماز باآن خوانده نشود.
4 - در جامه‌ای که مخلوطی است از ابریشم با پنبه یا پشم یا هر چیزدیگری که نماز با آن جایز است، به گونه‌ای که در عرف، ابریشم خالص،صدق نکند، نماز خواندن جایز است.
5 - اگر جامه انسان، مخلوطی باشد از قطعه‌ای ابریشم خالص وقطعه‌های دیگر از غیر ابریشم، پس اگر در عرف، پوشیدن ابریشم صدق‌کند، پوشیدن آن حرام و نماز با آن باطل است. امّا اگر در عرف، پوشیدن‌ابریشم گفته نشود، اشکال ندارد، و در صورت شک در صدق عرفی،اصل، برائت است و نماز با آن صحیح می‌باشد. پس ملاک و معیار در همه‌فروع مشابه، صدق عرفی است.
6 - نماز با ابریشم، در صورتیکه برای امور پزشکی و درمانی مانندبستن زخم و شکستگی و غیره استفاده شده باشد اشکال ندارد.
7 - اگر از باب جهل یا فراموشی در لباس ابریشمین، نماز بخواند، اقواعدم وجوب اعاده نماز است، هر چند احتیاط مقتضی است که اعاده‌نماید.
8 - اگر انسان، لباسی غیر از ابریشم نداشته باشد و از باب اضطرار،بخاطر سردی هوا یا بیماری و غیره، مجبور به پوشیدن آن باشد، نماز با آن‌اشکال ندارد، امّا اگر از باب اضطرار نباشد و تنها به این دلیل بپوشد که اوساتر و پوششی غیر از آن ندارد، اقوا صحّت نماز در لباس ابریشمین‌است، و احوط این است که به حالت برهنه هم نماز را اعاده نماید.

3 -حالات اضطرار و برهنگی‌

حدیث شریف

1 - امام صادق‌علیه السلام درباره مرد )شخص( برهنه‌ای که لباسی با خودندارد، فرمود:
»إذا کان حیث لا یراه أحد فلیصلِّ قائماً«(253).
»اگر در وضعیّتی باشد که کسی او را نمی‌بیند، ایستاده نماز بخواند.«
2 - سماعه می‌گوید: از امام‌علیه السلام پرسیدم درباره مردی که در بیابانی قراردارد و دچار جنابت شده است و جز یک جامه که در آن جنب شده، لباس‌دیگری ندارد و آب هم ندارد. امام فرمود:
»یتیمّم ویصلّی عریاناً قائماً یومئ إیماءً«(254).
»تیمّم کند و برهنه و ایستاده نماز بخواند و برای افعال نماز اشاره کند.«
3 - علی بن جعفر می‌گوید: از برادرم امام موسی بن جعفرعلیه السلام پرسیدم‌درباره کسی که مورد غارت دزدان قرار گرفته، یا کالایش غرق شده و اوبرهنه مانده و وقت نماز هم رسیده است، چگونه نماز بخواند؟ فرمود:
»إن أصاب حشیشاً یستر به عورته أتمّ صلاته بالرکوع والسجود، وإن لم‌یصب شیئاً یستر به عورته أومأ وهو قائم«(255).
»اگر گیاهی پیدا می‌شود که عورتش را با آن بپوشاند، نمازش را با رکوع و سجودعادی بجا آورد، و اگر چیزی را که عورتش را بپوشاند نمی‌یابد، ایستاده نماز بخواند و به‌جای افعال نماز اشاره کند.«
4 - امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»العاری الذی لیس له ثوب إذا وجد حفیرة دخلها ویسجد فیها ویرکع«(256).
»شخص برهنه‌ای که لباسی ندارد، اگر گودالی وجود داشته باشد، داخل آن شود و درآنجا سجده و رکوع نماید.«
5 - امام باقرعلیه السلام فرمود:
»من غرقت ثیابه فلا ینبغی له أن یصلّی حتی یخاف ذهاب الوقت یبتغی ثیاباً،فإن لم یجد صلّی عریاناً جالساً یومئ إیماءاً، یجعل سجوده أخفض من رکوعه،فإن کانوا جماعة تباعدوا فی المجالس، ثمّ صلّوا کذلک فرادی«(257).
»کسی که لباس او در آب غرق شده است، شایسته نیست نماز بخواند تا موقعی که‌به پایان وقت نماز نزدیک شود. او باید در صدد تهیّه لباس باشد و اگر نیافت، برهنه‌ودر حال نشسته نماز بخواند و )برای رکوع و سجود( اشاره کند، و برای سجده،پایین‌تر از رکوع، سر خود را خم کند و اگر آنان، جماعتی باشند، دور از هم بنشینندوفرادی نماز بخوانند.«
6 - امام صادق‌علیه السلام پیرامون اضطرار فرمود:
»لیس شی‌ء ممّا حرّم اللَّه إلّا وقد أحلّه لمن اضطرّ إلیه«(258).
»هیچ چیزی نیست از آنچه خداوند حرام کرده، مگر اینکه آن را برای شخص‌مضطرّ، حلال نموده است.«

تفصیل احکام

1 - اگر لباس انسان، در ابریشم، یا پوستین و پوست حیوان حرام‌گوشت یا بافته شده از پشم، موی، کُرک و پر آن، یا در جامه نجس، منحصرشود و لباس دیگری نداشته باشد، اقوا این است که نماز با آن جایز است،واحتیاط مستحبّ آن است که در حالت برهنه هم نماز را اعاده کند.
2 - امّا اگر لباس او در پوست یا پوستین حیوان مردار یا بافته شده ازپشم، موی، کُرک و پرِ آن، یا در جامه طلاباف یا غصب شده، منحصر شودو لباس دیگری نداشته باشد، چنانچه بخاطر سرما یا بیماری و غیره،مجبور به پوشیدن آن باشد، نماز با آن اشکال ندارد، امّا اگر مجبور نباشد،باید آن را از بدن بیرون کند و اگر هیچ ساتر دیگری مانند برگهای درخت‌وگیاه و گِل وجود نداشته باشد، برهنه نماز بخواند با کیفیّتی که بعداً اشاره‌خواهیم کرد.
3 - کسی که هیچ چیزی را که با آن عورتش را بپوشاند نیابد حتّی برگ‌درخت و گیاه و گِل یا گودال و آب کدری که در آن بایستد، واجب است‌برهنه نماز بخواند.
4 - کسی که وظیفه او برهنه نماز خواندن است، در صورتیکه نامحرم اورا می‌بیند، اقوا این است که ایستاده بخواند و اشاره با سر به رکوع و سجودکفایت می‌کند و باید در اشاره به سجده سر را پائین‌تر از اشاره به رکوع قراردهد، و احتیاط مستحبّ اقتضا می‌کند که علاوه بر آن، بصورت عادی و بارکوع و سجده هم نماز بخواند و با دستش، عورتش را بپوشاند،وهمچنین در حال نشسته و با اشاره هم نماز بگزارد، یعنی هر نماز واجب‌را سه بار بخواند که بار اوّل واجب و دو بار دیگر از باب احتیاط مستحبّ‌است.
امّا اگر در وضعیّتی باشد که نامحرم او را می‌بیند پس نشسته نمازبخواند و برای رکوع و سجده خم شود به مقداری که عورت او نمایان‌نشود و اگر خم شدن هم امکان نداشته باشد، با سر اشاره کند.

4 -آداب لباس نمازگزار

اشاره

در روایاتی که از ائمّه معصومین‌علیهم السلام درباره لباس نمازگزار وارد شده،مکروهات و مستحبّاتی به عنوان آداب نیز بیان گردیده است که موارد آن‌فراوان است و ما تنها بخشی از آنها را با ذکر متن حدیث بدون اضافه کردن‌سخن دیگری، بیان می‌کنیم.

1 -نیکوترین جامه

امام حسن مجتبی‌علیه السلام، هنگامی که به نماز می‌ایستاد، بهترین جامه‌اش‌را می‌پوشید. به او گفته شد: ای فرزند رسول خدا! برای چه کسی بهترین‌لباست را می‌پوشی؟ فرمود:
»إنّ اللَّه جمیل یحب الجمال، فاتجمّل لربّی، وهو یقول: )خُذُوا زِینَتَکُمْ عِندَکُلِّ مَسْجِدٍ( فاُحبّ أن ألبس أجمل ثیابی«(259).
»خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد، و من برای پروردگارم، لباس زیبامی‌پوشم. خداوند می‌فرماید: »در نزد هر مسجدی، زینت خود را برگیرید.« پس من‌هم دوست دارم زیباترین لباسم را بپوشم.«

2 -نماز با عطر

امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»کانت لرسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله ممسکة إذا هو توضّأ أخذها بیده وهی رطبة، فکان‌إذا خرج عرفوا أنّه رسول اللَّه برائحته«(260).
»پیامبر خداصلی الله علیه وآله ظرف مشکی )مشکدان( داشت و هر وقتی که وضو می‌گرفت، بادست مرطوب خود آن را لمس می‌کرد، و هنگامی که خارج می‌شد، مردم با بوی مشک،می‌فهمیدند که او رسول خدا است.«
نیز حضرت فرمود:
»صلاة متطیّب أفضل من سبعین صلاة بغیر طیب«(261).
»یک نماز با بوی خوش از هفتاد نماز بدون بوی خوش بهتر است.«
همچنین عبداللَّه بن حارث روایت می‌کند: »علی بن الحسین‌علیه السلام درمسجد خود، ظرف مشکی داشت و وقتی که برای نماز وارد مسجدمی‌شد، از آن، خود را خوشبو می‌نمود.«

3 -انگشتر نقره

حضرت علی‌علیه السلام فرمود:
»لا تختّموا بغیر الفضة فإنّ رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله قال: ما طهرت کفّ فیها خاتم من‌حدید«(262).
»از غیر نقره، انگشتر نگیرید زیرا رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: دستی که در آن‌انگشتری از آهن باشد، پاک نخواهد شد.«

4 -کراهت لباس سیاه

کلینی می‌گوید: روایت شده که در لباس سیاه نماز مگزارید امّا کفش،عبا یا عمامه )اگر سیاه باشد( اشکال ندارد.(263)

5 -دهان پوش و نقاب

سماعه روایت می‌کند: از امام پرسیدم درباره کسی که نماز می‌خواندوقرآن تلاوت می‌کند در حالیکه )لثام( دهان پوش بر دهن بسته است؟فرمود:
»لا بأس به وإن کشف عن فیه فهو أفضل«.
»اشکال ندارد، ولی اگر از روی دهن خود بردارد بهتر است.«
گفت: از امام درباره زنی پرسیدم که نماز می‌خواند در حالیکه نقاب‌برخود دارد؟ فرمود:
»إن کشفت عن موضع السجود فلا بأس وإن أسفرت فهو أفضل«(264).
»اگر موضع سجده را برهنه کند، اشکال ندارد ولی اگر نقاب را از صورت خودبردارد بهتر است.«

6 -جامه‌ای که نقش و تصویر دارد

عبداللَّه بن سنان از امام صادق‌علیه السلام روایت می‌کند که آن‌حضرت کراهت‌داشته است از اینکه نماز بخواند در جامه‌ای که نقش تصاویر دارد.(265)»

7 -نماز در مقابل تصویر

لیث مرادی به امام صادق‌علیه السلام عرض کرد: در خانه، در طرف راست یاچپ نمازگزار، پشتی )بالش(هایی قرار دارد که در آنها تصاویری، نقّاشی‌شده است، آیا اشکال دارد؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»لا بأس ما لم تکن تجاه القبلة، فإن کان شی‌ء منها بین یدیک ممّا یلی القبلةفغطّه وصلِّ، وإذا کانت معک دراهم سود فیها تماثیل فلا تجعلها من بین یدیک‌واجعلها من خلفک«(266).
»اشکال ندارد اگر در جهت قبله قرار نداشته باشد. امّا اگر چیزی از آن بالش‌ها درمقابل تو و در جهت قبله قرار داشته باشد، آن را با چیزی بپوشان، بعد نماز بخوان.واگر همراه تو درهم‌های سیاهی باشد ]سکّه‌هایی[ که نقش و تصویر دارد، آنها را درمقابلت قرار نده بلکه پشت‌سرت بگذار.«
علی بن جعفر می‌گوید: از برادرم موسی بن جعفرعلیه السلام درباره خانه یااطاقی پرسیدم که در آن مجسّمه هایی وجود دارد، آیا در آنجا نماز بخوانم؟امام فرمود:
»لا تصلّی فیها وشی‌ء منها مستقبلک إلّا أن لا تجد بدّاً فتقطع رؤوسها، وإلّافلا تصلّی«(267).
»در آنجا نماز نخوان اگر چیزی از آنها برابر توست، مگر این که مضطرّ باشی که‌دراین صورت باید سرهای آن مجسّمه‌ها را قطع کنی، و اِلّا در آنجا نماز نخوان.«

8 -انگشتر نقش‌دار

از امام صادق‌علیه السلام سؤال شد درباره مردی که انگشتری در دست می‌کندکه نقش پرنده یا غیر آن دارد؟ امام فرمود:
»لا تجوز الصلاة فیه«(268).
»نماز با آن جایز نیست.«

9 -بازبودن دگمه‌ها

ابراهیم احمری می‌گوید: از امام صادق‌علیه السلام پرسیدم درباره مردی که‌نماز می‌خواند و دگمه‌های او باز است. امام فرمود:
»لا ینبغی ذلک«(269).
»این کار شایسته نیست.«

10 -با دستمال دیگران

امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»صلِّ فی مندیلک الذی تتمندل به، ولا تصلِّ فی مندیل یتمندل به غیرک«(270).
»با دستمالی )حوله( که خود از آن استفاده می‌کنی نماز بخوان و با دستمال )یاحوله‌ای( که دیگری از آن استفاده می‌کند نماز نخوان.«

5 -مکان نمازگزار

در کجا نماز بخوانیم؟
حدیث شریف
1 - پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله فرمود:
»جُعلت لی الأرض مسجداً وترابها طهوراً، أینما أدرکتنی الصلاة صلّیت«(271).
»زمین برای من مسجد و خاک آن پاک و پاک کننده قرار داده شده، هرجا که وقت‌نماز رسد، نماز می‌گزارم.«
2 - در کتاب »تحف العقول« آمده است که حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام دروصیّت خود به کمیل فرمود:
»یا کمیل، انظر فی ما تصلّی وعلی ما تصلّی، إن لم یکن من وجهه وحلّه‌فلاقبول«(272).
»ای کمیل! ببین با چه لباس و در کدام مکان نماز می‌خوانی، اگر از راه شرعی‌وحلال نباشد، نماز تو قبول نمی‌شود.«
3 - در حدیثی از امام مهدی‌علیه السلام آمده است:
»لا یحلّ لأحد أن یتصرّف فی مال غیره بغیر إذنه«(273).
»برای هیچ‌کس حلال نیست که در مال دیگری بدون اذن او تصرّف نماید.«
4 - در کتاب »تحف العقول« آمده است که پیامبر خداصلی الله علیه وآله در خطبه‌الوداع فرمود:
»أیّها الناس، إنّما المؤمنون اخوة ولا یحلّ لمؤمن مال أخیه إلّا عن طیب نفس‌منه«(274).
ای مردم! مؤمنان با هم برادرند و برای هیچ مؤمنی، مال برادرش حلال نیست مگربا رضایت قلبی او.«
5 - محمّد بن عبداللَّه حمیری می‌گوید: به فقیه )امام(علیه السلام نوشتم‌وپرسیدم درباره کسی که قبور ائمّه را زیارت می‌کند آیا جایز است بر قبرسجده کند؟ آیا برای کسی که در نزد قبور نماز می‌خواند، جایز است که‌پشت قبر بایستد و قبر را قبله قرار دهد و در مقابل سر یا پاهای او بایستد؟و آیا جایز است در جلو قبر بایستد و نماز بخواند و قبر را پشت سر خودقرار دهد؟ امام‌علیه السلام جواب داد:
»وأمّا السجود علی القبر فلا یجوز فی نافلة ولا فریضة ولا زیارة، بل یضع‌خدّه الأیمن علی القبر، وأمّا الصلاة فإنّها خلفه ویجعله الامام، ولا یجوز أن‌یصلّی بین یدیه لأنّ الإمام لا یُتقدّم ویُصلّی عن یمینه وشماله«(275).
»امّا سجده بر قبر جایز نیست نه در نافله، نه در فریضه و نه در زیارت، بلکه‌طرف راست صورت خود را روی قبر بگزارد. امّا نماز باید در پشت قبر باشد و قبر رادر پیش روی خود قرار دهد و جایز نیست پیش روی قبر نماز بخواند زیرا نباید بر امام‌جلو افتاد، و طرف راست یا چپ قبر نماز خواندن اشکال ندارد.«
6 - در یک حدیث مفصّل درباره نماز، امام باقرعلیه السلام فرمود:
»... وقم منتصباً، فإنّ رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله قال: من لم یقم صلبه فلا صلاة له«(276).
»... راست بایست زیرا رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: کسی که راست نایستد، نمازنخوانده است.«
7 - در خبر سلیمان بن صالح از امام صادق‌علیه السلام آمده است:
»لا یقیم أحدکم الصلاة وهو ماش ولا راکب ولا مضطجع إلّا أن یکون‌مریضاً، ولیتمکّن فی الإقامة کما یتمکّن فی الصلاة، فإنّه إذا أخذ فی الإقامة فهوفی صلاة«(277).
»هیچ‌کس در حال راه رفتن و سواره و خوابیده نماز نخواند مگر اینکه مریض‌باشد، و در حال اقامه گفتن هم باید تمکّن و استقرار داشت مانند حال نماز، زیرا وقتی‌به اقامه شروع می‌کند به نماز شروع کرده است.«
8 - علی بن جعفر روایت می‌کند که از برادرش امام موسی بن جعفرعلیه السلام‌پرسیده است درباره اینکه آیا بر روی سکو یا تخته‌ای که بین دو درخت‌خرما آویزان است می‌توان نماز خواند؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»إن کان مستویاً یقدر علی الصلاة فیه فلا بأس«(278).
»اگر هموار و پا برجا باشد که بتواند بر روی آن نماز بخواند، اشکال ندارد.«
9 - ابوبصیر می‌گوید: از امام صادق‌علیه السلام پرسیدم درباره اینکه مرد و زن‌باهم یکجا نماز می‌خوانند و زن در طرف راست مرد و در کنار او ایستاده‌است. امام‌علیه السلام فرمود:
»لا، حتی یکون بینهما شبر، أو ذراع، أو نحوه«(279).
»نه، مگر اینکه بین آن دو یک وجب یا یک ذراع یا مانند آن فاصله باشد.«
10 - از امام صادق‌علیه السلام روایت شده درباره اینکه مرد نماز می‌خواند وزن‌هم در کنار او نماز می‌گزارد. امام‌علیه السلام فرمود:
»لا بأس«(280).
»اشکال ندارد.«
11 - فضیل می‌گوید: امام باقرعلیه السلام فرمود:
»إنّما سُمِّیت بکّة لأنّه تبک فیها الرجال والنساء، والمرأة تصلّی بین یدیک‌وعن یمینک وعن یسارک ومعک ولا بأس بذلک، وإنّما یکره فی سائر البلدان«(281).
»شهر مکّه، )بکّه( نامیده شده زیرا در آنجا مردان و زنان، تراکم و ازدحام دارند به‌گونه‌ای که زن، همراه تو، در جلوتر، در طرف راست تو، در طرف چپ تو نماز می‌گزاردو این عمل اشکال ندارد، امّا در سایر شهرها کراهت دارد.«
12 - زراره می‌گوید: از امام باقرعلیه السلام سؤال کردم درباره اینکه زن در نزدمرد نماز می‌خواند. امام فرمود:
»لا تصلّی المرأة بحیال الرجل إلّا أن یکون قدّامها ولو بصدره«(282).
»زن مقابل مرد نماز نخواند مگر اینکه مرد، هر چند به اندازه سینه‌اش، جلوتر اززن باشد.«
13 - یونس بن یعقوب می‌گوید: به امام صادق‌علیه السلام عرض کردم که نمازواجب فرامی‌رسد و من در کعبه هستم آیا در کعبه نماز بخوانم؟ امام‌علیه السلام‌فرمود:
»صلِّ«.(283)
»نماز بخوان.«
14 - امام صادق‌علیه السلام از پدرش نقل می‌کند که او علی بن الحسین‌علیه السلام رادیده است که در کعبه دو رکعت نماز بجا می‌آورد.(284)»

احکام پوشانیدن بدن در نماز

1-وجوب پوشانیدن بدن در نماز:

تفصیل احکام

1 - نمازگزاردن در هر مکان، جایز است زیرا رسول خداصلی الله علیه وآله فرموده‌است: »زمین برای من مسجد و خاک آن، طهور قرار داده شده است. در هرجا که وقت نماز برسد، نماز می‌گزارم.(285)»
2 - مکان نمازگزار ازهر نجاست مرطوبی که سرایت می‌کند و بدن یالباس نمازگزار را آلوده می‌گرداند، باید پاک باشد، امّا اگر نجاست خشک‌باشد اشکال ندارد، مگر در محل سجده که پیشانی روی آن گذاشته می‌شودکه باید از هر نوع نجاست حتّی نجاست خشک پاک باشد.
3 - فقها گفته‌اند: در برخی از اماکن نماز صحیح نیست یا به جهت اینکه‌منجر به ارتکاب حرامی می‌شود یا بخاطر اینکه با بجا آوردن نماز بطورصحیح، منافات دارد. این موارد عبارتنداز:
الف - نماز در مکان غصبی یا هر مکانی که صاحب آن اجازه نداده باشد.)جزئیات این مورد را بعداً ذکر خواهیم کرد( بدون شک، قول فقها دراین‌مورد مطابق با احتیاط است.
ب - نماز در جایی که ایستادن در آن حرام باشد مثل اینکه اسماء جلاله‌ومتبرّکه یا آیات قرآن کریم، بر روی فرش یا سنگفرش، نقش شده باشد.همچنین نماز بر روی قبر پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله و ائمّه معصومین‌علیهم السلام جایزنیست زیرا این عمل، هتک حرمت آنان محسوب می‌شود.
ج - نماز در محلّی جلوتر از قبر معصوم‌علیه السلام یا برابر با آن مگر اینکه‌حایلی وجود داشته باشد، به شرط این که عرف، وجود حایل را عامل برطرف کننده بی‌احترامی و بی‌ادبی نسبت به مقام معصوم، بداند.
د - نماز در اماکنی که زندگی انسان را در معرض خطر قرار می‌دهدمانند اماکنی در جبهه‌های جنگ که در هر لحظه در معرض بمباران‌می‌باشد، یا اماکنی که در معرض هجوم حیوانات درنده است، یاساختمانهایی که در حال فروریختن و سقوط می‌باشد. عدم صحّت نمازدر اماکن یاد شده، مطابق با احتیاط مستحبّ است.
ه - نماز در مکانی که متحرّک است و استقرار ندارد، مانند وسیله نقلیّه‌متحرّک در غیر حالت اضطرار، یا جایگاهی که لرزان است به گونه‌ای که‌باعث سلب طمأنینه و آرامش واجب، از نمازگزار می‌شود.
و - نماز در جایی که نمازگزار نمی‌تواند نمازش را بطور صحیح بجاآورد، مانند نماز در میان ازدحام شدید جمعیّت که ممکن است نماز انسان‌را با بطلان، مواجه سازد، یا نماز در محلّ وزش تندباد یا ریزش شدیدباران که ممکن است از به اتمام رساندن نماز مانع شود. احتیاط مستحبّ‌این است که در چنین اماکنی، نماز شروع نشود و همچنین در هر جایی که‌نمازگزار اطمینان نداشته باشد که می‌تواند نماز را در آنجا به اتمام رساند.
ز - نماز در مکانی که با بجا آوردن آن بطور صحیح و کامل منافات داشته‌باشد مثل اینکه سقف مکان خیلی پایین باشد که از راست ایستادن‌نمازگزار بطور کامل مانع شود، یا اینکه آن مکان خیلی تنگ باشد در حدّی‌که از ادای رکوع و سجود بطور صحیح، مانع شود.
4 - گفته‌اند: واجب است در حال نماز، زن، عقب‌تر از مرد بایستدونباید مکان هر دو، برابر هم یا اینکه زن جلوتر از مرد باشد، ولی اقوا این‌است که این حالت کراهت دارد مگر اینکه، هیچگونه فاصله‌ای بین زن‌ومرد نباشد که دراین صورت بنابر احتیاط واجب، نماز باید اعاده شود.
امّا اگر بین زن و مرد، حایلی وجود داشته باشد، یا مسافتی که کمتر از ده‌ذراع نباشد )در حدود 450 تا 500 سانتی‌متر( بین آنان فاصله باشد،کراهت یا حرمت -بنابر قول به حرمت- مرتفع می‌گردد.
همچنین در حالات اضطرار و تنگی وقت نیز، کراهت مرتفع می‌شودولی در عین حال نباید زن ومرد در هنگام نماز، پهلو به پهلو و چسپیده بهم‌بایستند بلکه احتیاط واجب این است که فاصله اندکی هر چند به اندازه‌یک ذراع یا یک وجب بین آنان باقی بماند مگر در مکّه مکرّمه.
5 - اقوا این است که نماز -واجب یا مستحبّ- در بام کعبه و در داخل‌کعبه جایز است و به هر طرف از چهار طرف که رو کند، نماز او صحیح‌است.

شرط اباحه‌

حدیث شریف

1 - سماعه از امام صادق‌علیه السلام روایت می‌کند:
»إنّ رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله قال: من کانت عنده أمانة فلیؤدّها إلی من ائتمنه علیها،فإنّه لا یحلّ دم امرء مسلم ولا ماله إلّا بطیبة نفس منه«(286).
»پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: کسی که در نزد او امانتی است، باید آن را به صاحب آن‌برگرداند زیرا خون مسلمان برای کسی حلال نیست و همچنین مال او مگر با رضایت‌وخشنودی او.«
2 - در نهج البلاغه از امام علی‌علیه السلام نقل شده است:
»الحجر الغصب فی الدار رهن علی خرابها«(287).
»سنگ غصبی در بنای خانه، گرو ویرانی آن است.«
3 - پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:
»من أخذ أرضاً بغیر حقّ کلّف أن یحمل ترابها إلی المحشر«(288).
»کسی که زمینی را بناحق، در اختیار خود بگیرد، از طرف خداوند مکلّف می‌شودکه خاک آن را به روز محشر حمل کند.«

تفصیل احکام

1 - غصب حرام است و تصرّف در هر چیز غصبی، چه از طرف خودغاصب یا غیر او، نیز حرام است، و همچنین در حالات عادی و طبیعی‌نیز، تصرّف در مال دیگری بدون اذن او جایز نیست.
امّا آیا نماز در مکان غصبی، یا مکانی که صاحب آن اجازه نداده است،باطل است یا خیر؟ مشهور بین فقها، باطل بودن نماز است، و قول دیگری‌به صحیح بودن نماز وجود دارد، و عمل به قول مشهور، مطابق با احتیاطاست. فروع و جزئیات بعدی که ذکر می‌شود، مبتنی بر قول مشهور فقهامی‌باشد.
2 - غصب گاهی بر عین مکان واقع می‌شود مثل اینکه خود زمین ازصاحبش غصب شود. گاهی هم غصب بر منفعت واقع می‌شود مانندتصرّف در مکان استیجاری بدون اذن مستأجر که دراین صورت نیزتصرّف حرام است هر چند مالک مکان استیجاری اذن هم بدهد، زیرا درمدّت عقد اجاره مستأجر، مالک منفعت است. بنابر قول مشهور واحتیاط،نماز دراین مکان هم باطل است.
3 - نماز تنها در صورتی باطل است که نمازگزار علم به غصب و تعمّدداشته باشد، امّا در حالات غفلت یا ندانستن یا فراموش کردن، نماز -ان‌شاء اللَّه- صحیح است. امّا کسی که حکم شرعی، یعنی حرمت را نمی‌داند،بنابر اقوا نماز او صحیح است اگرچه بنابر احتیاط واجب، و به حسب نظرمشهور در باطل بودن نماز در مکان غصبی، نماز او باطل است مخصوصاًدر صورتی که او جاهل مقصّر باشد.
4 - هر نوع استفاده‌ای که عرف جامعه آن را استفاده و تصرّف در چیزغصبی بداند، بنابر احتیاط، موجب بطلان نماز می‌شود مانند:
- نماز در کشتی، هواپیما و ماشین غصبی.
- نماز در خیمه غصبی یا در زیر سقف غصبی، اگر عرف چنین نمازی‌را تصرّف در خیمه یا سقف تلقّی کند.
- نماز بر روی سقفی مباح که زمینش غصبی باشد، در صورتی که عرف‌آن را استفاده از غصب تلقّی کند.
5 - اگر کسی، مکانی را با پولی بخرد که زکات یا خمس آن را نداده‌است، ظاهر این است که معامله صحیح است، امّا بر مالک لازم است که‌زکات یا خمس یا هر حق شرعی دیگری را که بر او می‌باشد، از هر مالی که‌بخواهد، پرداخت نماید. بنابراین نماز هم دراین مکان -ان شاء اللَّه-صحیح است.
6 - اگر شخصی بمیرد و بر ذمّه او حقوق مردم باقی باشد، برای ورثه،قبل از پرداخت حقوق مردم یا ضمانت پرداخت با اذن حاکم شرعی،هیچ‌گونه تصرّف در ارثیّه حتّی به صورت نماز خواندن در منزلش جایزنیست. و احتمال می‌رود که اگر حقوق مردم، چیزی اندک و تصمیم ورثه‌هم بر پرداخت آن باشد، تصرّف جایز باشد. واللَّه العالم.
7 - همچنین برای ورثه جایز است، در صورتی که پرداخت حقوق‌طلبکاران را ضمانت کنند، در ارثیّه مدیون تصرّف کنند یا نماز بخوانند،هر چند که بدهکاریهای او، همه ترکه را شامل شود.
8 - بدون اجازه صریح مالک یا اماره عقلائی که دلالت بر موافقت‌ورضایت او کند، نماز خواندن در ملک دیگران جایز نیست.
9 - امّا در اراضی بسیار پهناور مانند زمینهای واقع در بیابانها و راههاوجادّه‌ها که معمولاً اجتناب از آنها دشوار است، نماز در آنها جایز است هرچند موافقت یا رضایت مالک بدست نیاید.

آداب مکان نمازگزار

اشاره

فقها، شماری‌از آداب مربوط به‌مکان‌نمازگزار ومکروهات‌ومستحبّات‌آن را بر شمرده‌اند که ما قسمتی از آنها را با ذکر روایات شریفه منقول ازمعصومین‌علیهم السلام، بیان می‌کنیم، و ظاهر این است که امر و نهی موجود دراین روایات، دلالت بر استحباب و کراهت دارند نه وجوب وحرمت.

1 -در مساجد نماز بخوان

امام علی‌علیه السلام می‌فرمود:
»من اختلف إلی المسجد أصاب إحدی الثمان: أخاً مستفاداً فی اللَّه، أو علماًمستطرفاً، أو آیة محکمة، أو یسمع کلمة تدلّ علی هدی، أو رحمة منتظرة، أوکلمة تردّه عن ردی، أو یترک ذنباً خشیة أو حیاءً«(289).
»کسی که به مسجد آمد و شد داشته باشد به یکی از هشت چیز می‌رسد: برادری که‌در راه خدا از او استفاده خواهد شد، یا دانشی جدید و بدیع، یا آیه‌ای محکم، یا سخنی‌می‌شنود که او را به راه هدایت، رهنمون می‌شود، یا به رحمت مورد انتظاری می‌رسد،یا سخنی می‌شنود که وی را از هلاکت باز می‌دارد و یا گناهی را از جهت خوف و ترس‌ویا از جهت شرم و حیا ترک می‌کند.«

2 -همسایه مسجد

امام باقرعلیه السلام روایت می‌کند که امام علی‌علیه السلام می‌فرمود:
»لیس لجار المسجد صلاة إذا لم یشهد المکتوبة فی المسجد إذا کان فارغاًصحیحاً«(290).
»برای همسایه مسجد، نمازی نیست، اگر نماز واجب را در مسجد حضور نیابد،در صورتی که فراغت داشته و سالم باشد.«

3 -در جاهای مختلف نماز بگزارید

ابو کهمس از امام صادق‌علیه السلام پرسید درباره اینکه آیا انسان نوافل خود رادر یکجا بخواند یا در جاهای مختلف؟ امام فرمود:
»لا، بل هاهنا وهاهنا فإنّها تشهد له یوم القیامة«(291).
»نه، بلکه در این جا و این جا )یعنی در محل‌های مختلف( زیرا این محل‌ها، درروز قیامت به نفع او گواهی خواهند داد.«
نیز در روایتی دیگر امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
»صلّوا فی المساجد فی بقاع مختلفة، فإنّ کلّ بقعة تشهد للمصلّی علیها یوم‌القیامة«(292).
»در مساجد، در جاهای مختلف نماز بگذارید زیرا هر محلّی در روز قیامت برای‌کسی که روی آن نمازگزارده، شهادت خواهد داد.«

4 -نماز در کلیساها

امام علی‌علیه السلام فرمود:
»لا بأس بالصلاة فی البیعة والکنیسة، الفریضة والتطوّع، والمسجدأفضل«(293).
»نماز در معابد یهود و نصارا )کلیساها( اشکال ندارد چه نماز واجب باشد یامستحبّ ولی مسجد بهتر است.«

5 -بین خود و عابران، حائلی قرار ده

امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»کان طول رحل رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله ذراعاً، فإذا کان صلّی وضعه بین یدیه‌یستتر به ممّن یمرّ بین یدیه«(294).
»طول رَحل(295) )پالان شتر( پیامبر خداصلی الله علیه وآله یک ذراع بود و هنگامی که نمازبجامی‌آورد آن را پیش روی خود قرار می‌داد تا بین او و کسانیکه از پیش روی حضرت‌عبور می‌کردند، فاصله و پوشش واقع شود.«

6 -در این مکان‌ها نماز نخوان

امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»عشرة مواضع لا یُصلّی فیها: الطین، والماء، والحمّام، والقبور، ومسان‌الطریق )أی وسط الطریق(، وقری النمل، ومعاطن الإبل، ومجری الماء،والسبخ، والثلج«(296).
»در ده جاه نماز خوانده نمی‌شود: در میان گِل، آب، حمّام، قبور، وسط راه،لانه‌های مورچه، خوابگاه شتران، مجرای آب، زمین شوره زار و یخ.«

7 -در خانه‌ای که مجوسی باشد

امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لاتصلِّ فی بیت‌فیه مجوسی، ولابأس‌بأن تصلّی وفیه یهودی‌أو نصرانی«(297).
»در خانه‌ای که در آن مجوسی باشد نماز نخوان، امّا اشکال ندارد در خانه‌ای نمازبخوانی که یهودی یا نصرانی در آن باشد.«

8 -خانه‌ای که در آن شراب باشد

امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لا تصلِّ فی بیت فیه خمر أو مسکر«(298).
»در خانه‌ای که در آن شراب یا مست کننده دیگری باشد نماز نخوان.«

9 -بین قبرها

امام صادق‌علیه السلام از پدران خود نقل می‌کند که:
»نهی رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله أن یصلّی الرجل فی المقابر والطرق والأودیة ومرابطالإبل وعلی ظهر الکعبة«(299).
»پیامبر خدا منع کرد از اینکه کسی در قبرستانها، راهها، آسیابها، درّه‌ها،طویله‌های شتران و بر بام کعبه نماز بخواند.«

10 -کراهت ایستادن در مقابل تصاویر

محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقرعلیه السلام عرض کردم که نماز می‌خوانم‌در حالیکه در جلو روی من تصاویری است که من به سوی آنها نگاه‌می‌کنم؟ امام فرمود:
»لا، اطرح علیها ثوباً ولا بأس بها إذا کانت عن یمینک أو شمالک أو خلفک أوتحت رجلک أو فوق رأسک، وإن کانت فی القبلة فألقِ علیها ثوباً وصلِّ«(300).
»نه، پارچه‌ای روی آنها بینداز امّا اگر در طرف راست یا چپ یا پشت سر یا زیر پاو یا بالای سر تو باشد اشکال ندارد و اگر در جهت قبله باشد، پارچه‌ای روی آنها بیندازو نماز بخوان.«

11 -خانه‌ای که در آن سگ باشد

امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لا یصلّی فی دار فیها کلب، إلّا أن یکون کلب صید واغلقت دونه باباًفلابأس، فإنّ الملائکة لا تدخل بیتاً فیه کلب، ولا بیتاً فیه تماثیل، ولا بیتاً فیه‌بول مجموع فی آنیة«(301).
»در خانه‌ای که سگ وجود دارد، نماز خوانده نمی‌شود، مگر اینکه سگ شکاری‌باشد و درب را بر آن ببندی که دراین صورت اشکال ندارد. فرشتگان در خانه‌ای که‌سگ باشد و همچنین در خانه‌ای که در آن تصاویر و عکس وجود داشته باشد یا درخانه‌ای که در آن بول در یک ظرف جمع شده باشد، وارد نمی‌شوند.«

12 -نماز در حمّام

از امام صادق‌علیه السلام سؤال شد که نماز در حمام چگونه است؟ امام فرمود:
»إذا کان موضعاً نظیفاً فلا بأس«(302).
»اگر جای پاکیزه و تمیزی باشد، اشکال ندارد.«

13 -نماز در راه

امام رضاعلیه السلام فرمود:
»کلّ طریق یُوطأ ویتطرّق، کانت فیه جادّة أم لم تکن، لا ینبغی الصلاة فیه«.
»هر راهی که زیر پای و محلّ رفت و آمد است، چه جاده )راه عمومی( از آنجاباشد یا نباشد، نماز در آنجا شایسته نیست.«
راوی پرسید: پس در کجا نماز بخوانم؟ امام‌علیه السلام فرمود:
»یمنة ویسرة«(303).
»کمی به طرف راست پا چپ راه نماز بخوان.«

14 -نماز در برابر آتش

امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لا یصلّی الرجل وفی قبلته نار أو حدید«.
»در جایی که در پیش روی شخص، آتش یا آهن قرار داشته باشد، نباید نمازبخواند.«
راوی می‌گوید: آیا اگر در مقابل او آتشدانی از مِس قرار داشته باشد نمازبخواند؟ فرمود:
»نعم، فإن کان فیها نار فلا یصلّی حتی ینحّیها عن قبلته.
»بلی. ولی اگر در آن آتشدان، آتش باشد، نماز نخواند مگر اینکه آن را از طرف قبله‌خود دور کند.«
از امام سؤال شد درباره کسی که نماز می‌خواند و در مقابل او چراغی‌آویزان باشد که در آن آتش باشد؟ فرمود:
»إذا ارتفع کان أشرّ، لا یصلّی بحیاله«(304).
»اگر آن چراغ، در بلندی قرار گیرد، بدتراست، رو به روی آن نماز خوانده نشود.«
همچنین روایت شده که امام صادق‌علیه السلام فرمود:
»لا بأس به، لأنّ الذی یصلّی له أقرب إلیه من ذلک«(305).
»اشکال ندارد زیرا کسی که این شخص برای او )خداوند( نماز می‌خواند، نزدیکتراز آن چراغ به اواست.«

ا15 -شکال ندارد

علی بن جعفر از برادرش امام موسی بن جعفر پرسید:
- درباره شخصی که نماز می‌خواند و در پیش روی او تاک انگور قراردارد که میوه دارد؟ فرمود:
»اشکال ندارد.«
- درباره کسی که نماز می‌گزارد و در مقابل او درخت خرما با میوه‌اش‌قرار دارد؟ فرمود:
»اشکال ندارد.«
- درباره مردی که نماز می‌خواند و در برابر او مقداری گل وجود دارد؟فرمود:
»اشکال ندارد.«
- درباره شخصی که نماز می‌خواند و در برابر او جالباسی قرار دارد که‌لباس روی آن آویزان است؟ فرمود:
»اشکال ندارد.«
- درباره فردی که در برابر او سیر یا پیاز قرار دارد آیا می‌تواند نمازبگزارد؟ فرمود:
»اشکال ندارد.«
- درباره اینکه آیا انسان می‌تواند بر روی علف روییده در زمین نمازبخواند؟ فرمود:
»اگر پیشانی را بر زمین بچسپاند اشکال ندارد.«
- درباره نماز بر روی گیاهان و چمن در حالیکه به زمین خشک‌دسترسی دارد؟ فرمود:
»اشکال ندارد.(306)»

تفصیل احکام

ساختن و آباد کردن مساجد، مستحبّ است زیرا مساجد، خانه عبادت‌و تقرّب به خداوند هستند، و شایسته است از افراط در آرایش و تزیین‌مسجد که با روحانیّت و معنویت آن، منافات داشته باشد، پرهیز شود.واحوط این است که مسجد با عکس و تصاویر جان‌داران تزیین نشود.
همچنین مستحبّ مؤکّد است که مسجد با عبادت و نیایش، وبخصوص با برپا داشتن نمازهای یومیّه احیاء شود. در روایات تأکید به‌عمل آمده که برای همسایه مسجد، نمازی نیست مگر در مسجد.
در روایات شریف مجموعه‌ای از احکام، سنن و آداب درباره مسجدذکر شده که به پاره‌ای از آنها در سطور ذیل اشاره می‌کنیم:

مستحبّات

1 - مستحبّ است کسی که وارد مسجد می‌شود پاکیزه و با طهارت‌باشد، و نماز تحیّت مسجد را که دو رکعت است بجا آورد، و بجا آوردن‌یکی از نمازهای واجب یا مستحبّ هم )بجای نماز تحیّت مسجد( کفایت‌می‌کند.
2 - مستحب است در موقع مسجد رفتن، خود را خوشبو کندولباس‌های پاکیزه بپوشد.
3 - همچنین مستحب است از همه زودتر به مسجد وارد شود و از همه‌دیرتر خارج گردد، و در هنگام وارد شدن، پای راست و در موقع خارج‌شدن، پای چپ را جلو بگذارد.
4 - روشن کردن مسجد، کوشش در نظافت و اهتمام به طهارت‌وپاکیزگی مسجد، مستحب است.
5 - تردّد و رفت و آمد زیاد به مسجد مستحبّ است. همچنین مستحب‌است نماز گزاردن در مسجدی که اهل آن محل در آن نماز نمی‌خوانند تا ازتعطیل شدن آن جلوگیری گردد.
6 - نوسازی مسجدی که روبه خرابی است مستحبّ است. بلکه جایزاست خراب کردن و از نوساختن آن حتّی اگر بنای اوّل آن محکم باشد، درصورتیکه توسعه آن مسجد مورد نیاز باشد.
7 - بهتر است سرویسهای بهداشتی و محلّ وضو در حیاط ورودی‌مسجد یا در جایی جدا از نماز خانه مسجد ساخته شوند.

مکروهات

1 - مکروه است اینکه کسی مسجد را، راه عبور خود قرار دهد مگراینکه دو رکعت نماز بجا آورد و بعد به راه خود ادامه دهد.
2 - مکروه است آلوده کردن مسجد با آب دهن و اخلاط سینه و انداختن‌چیزهای کثیف.
3 - بلند کردن صدا به گونه‌ای که مزاحم نمازگزاران شود مکروه است‌مگر در اذان و مانند آن.
4 - اعلان گمشده در مسجد و خواندن شعر )به استثنای مواعظ(ومبادله سخنان دنیایی و عقد معاملات خرید و فروش در مسجد مکروه‌است.
5 - برای کسی که سیر خورده، یا پیاز و مانند آن از چیزهایی که بوی آن‌دیگران را آزار می‌دهد، وارد شدن به مسجد مکروه است و شایسته است‌کسی که پاهایش بوی عرق می‌دهد، قبل از وارد شدن به مسجد، پاهای‌خود را بشوید.
6 - آوردن کودکان به مسجد مکروه است مگر به منظور آموزش نمازوتربیت آنان براساس فضا و آداب دینی.

احکام

1 - مساجد، خانه‌های خدا هستند و لذا فروش، تصرّفات شخصی،وملحق کردن آنها به املاک شخصی جایز نیست، همچنین جایز نیست‌بیرون آوردن چیزی از مسجد اعمّ از اثاث، فرش و سایر وسائل و امکانات‌آن، یا مواد ساختمانی آن از قبیل: آهن، آجر، ریگ و ماسه، درب و پنجره‌و... مگر اینکه براساس مصلحت خود مسجد باشد.
2 - مواظبت بر طهارت مسجد واجب است و نجس کردن مسجد به‌هیچ وجه جایز نیست، و اگر هم نجس شد واجب است فوراً به تطهیروزایل کردن نجاست، اقدام شود چه ساختمان مسجد باشد یا اثاث و لوازم‌آن.
3 - دفن اموات در مساجد، در صورتی که باعث آلوده شدن آن شودجایز نیست. و احوط این است که در هیچ حالتی، مرده در مسجد دفن‌نشود.

نمایه

1) این قسمت از بحث، از جلد چهارم کتاب »التشریع الاسلامی« نوشته مؤلّف، برگرفته‌شد. و بخاطر اهمّیت موضوعی آن در این‌جا درج گردیده است.
2) سوره انفال، آیات 4 - 3.
3) بحارالانوار، ج‌79، ص‌218، ح‌35.
4) همان، ج‌82، ص‌37. الخصال، ج‌2، ص‌167.
5) الخصال، ج‌2، ص‌227.
6) بحار الانوار، ج‌79، ص‌218، ح‌36.
7) سوره یونس، آیه 87.
8) بحارالانوار، ج‌79، ص‌215، ح‌30.
9) سوره ابراهیم، آیه 31.
10) بحارالانوار، ج‌79، ص‌204، ح‌4.
11) همان، ص‌209، ح‌21.
12) سوره بقره، آیات 3 - 1.
13) سوره نمل، آیات 3 - 1.
14) سوره بقره، آیه 277.
15) بحارالانوار، ج‌79، ص‌107، ح‌12.
16) سوره کوثر.
17) سوره حجّ، آیه 41.
18) سوره مائده، آیه 55.
19) سوره توبه، آیه 18.
20) سوره توبه، آیه 71.
21) بحارالانوار، ج‌79، ص‌202، ح‌2.
22) سوره عنکبوت، آیه 45.
23) سوره هود، آیه 114.
24) سوره شوری، آیه 38.
25) سوره انبیاء، آیه 73.
26) سوره جمعه، آیه 9.
27) سوره نور، آیات 37 - 36.
28) سوره مؤمنون، آیات 1 و 2.
29) سوره انعام، آیه 92.
30) سوره فاطر، آیه 18.
31) سوره بقره، آیات 110 - 109.
32) سوره بقره، آیات 46 - 45.
33) همان، آیه 177.
34) سوره حجّ، آیات 35 - 34.
35) سوره روم، آیه 31.
36) سوره فاطر، آیه 29.
37) سوره مزمّل، آیه 20.
38) سوره مائده، آیه 12.
39) سوره معارج، آیات 23 - 19.
40) سوره معارج، آیه 34.
41) سوره مؤمنون، آیه 9.
42) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌1، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص‌4، حدیث 7.
43) سوره نساء، آیه 103.
44) سوره نساء، آیه 101.
45) تفسیر المیزان، ج‌5، ص‌67، نقل از کافی.
46) سوره نساء، آیه 102.
47) سوره توبه، آیه 5.
48) سوره توبه، آیه 11.
49) سوره مجادله، آیه 13.
50) سوره ابراهیم، آیات 40 - 37.
51) سوره مریم، آیه 55.
52) سوره طه، آیه 132.
53) سوره لقمان، آیه 17.
54) سوره حجّ، آیه 78.
55) سوره بقره، آیه 83.
56) سوره توبه، آیه 5.
57) سوره عنکبوت، آیه 45.
58) سوره انعام، آیات 72 - 71.
59) سوره نور، آیات 55 و 56.
60) وسائل الشیعه، ج‌3، ص‌21.
61) سوره لقمان، آیات 3 و 4.
62) سوره معارج، آیات 23 - 19.
63) سوره اعراف، آیه 170.
64) سوره بیّنه، آیه 5.
65) سوره طه، آیه 14.
66) سوره عنکبوت، آیه 45.
67) سوره طه، آیه 14.
68) سوره اعلی، آیات 15 - 14.
69) سوره آل عمران، آیه 191.
70) سوره مریم، آیه 31.
71) سوره مائده، آیه 91.
72) سوره هود، آیه 114.
73) سوره جمعه، آیه 9.
74) سوره مائده، آیه 6.
75) سوره احزاب، آیات 43 - 42.
76) سوره اسراء، آیه 110.
77) همان، آیه 78.
78) سوره مزّمل، آیات 2 - 1.
79) سوره اسراء، آیه 79.
80) سوره مؤمنون، آیات 2 - 1.
81) سوره بقره، آیه 43.
82) سوره جمعه، آیه 9.
83) سوره ماعون، آیات 7 - 4.
84) سوره نساء، آیه 142.
85) وسائل الشیعه، ج‌3، ص‌21.
86) سوره انفال، آیه 35.
87) تفسیر المیزان، ج‌9، ص‌86.
88) تفسیر المیزان، ج‌9، ص‌85.
89) سوره مائده، آیه 58.
90) سوره مریم، آیه 59.
91) سوره قیامت، آیات 32 - 31.
92) سوره علق، آیات 10 - 9.
93) المحجّة البیضاء، ج‌1، ص‌301.
94) نهج الفصاحة، حدیث 1098.
95) سوره مدّثّر، آیات 46 - 38.
96) مستدرک وسائل الشیعه، کتاب الصلاة، باب‌1، ابواب افعال الصلاة، حدیث‌1. صاحب‌وسائل الشیعه نیز در همان کتاب و باب با اختلاف اندک در الفاظ، این حدیث را نقل‌کرده است.
97) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌1، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص‌4، حدیث 7.
98) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌1، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص‌3، حدیث 2.
99) همان، باب 13، ص‌32، حدیث 3.
100) وسائل‌الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌1، ابواب‌اعدادالفرائض‌ونوافلها، ص‌41، حدیث‌25.
101) سوره اسراء، آیه 78.
102) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌2، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص‌5، حدیث‌1.
103) همان، باب 12، ص‌30، حدیث‌1.
104) وسائل‌الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌10، ابواب‌اعدادالفرائض‌ونوافلها، ص‌25، حدیث‌1.
105) نماز آیات در موقع خورشید گرفتگی )کسوف( یا ماه گرفتگی )خسوف( یا زلزله وسایرحوادث طبیعی که باعث خوف و ترس اکثریت مردم می‌شود، واجب می‌گردد. جزئیات آن‌در آینده بیان می‌شود.
106) در این مورد به کتابهای موثّق ادعیه و کتابهای مفصّل احادیث مراجعه شود.
107) سوره بقره، آیه 238.
108) تفسیر میزان، ج‌2، ص‌260.
109) سوره نساء، آیه 103.
110) سوره اسراء، آیه 78.
111) تفسیر نور الثقلین، ج‌3، ص‌205. تفسیر نمونه، ج‌12، ص‌222.
112) سوره هود، آیه 114.
113) تفسیر المیزان، ج‌11، ص‌66.
114) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌1، ابواب المواقیت، ص‌80، ح‌10.
115) همان، ص‌79، حدیث‌3.
116) همان، ص‌80، حدیث 11.
117) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌1، ابواب المواقیت، ص‌81، ح‌14.
118) همان، ص‌83، ح‌22.
119) همان، ص‌82، ح‌17.
120) مستدرک الوسائل، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌1، ابواب المواقیت، ح‌1.
121) سوره مؤمنون، آیه 9. سوره معارج، آیه 34.
122) مستدرک الوسائل، ج‌3، کتاب الصلاة، باب 1، ابواب المواقیت، ح‌6.
123) وسائل الشیعه، ج‌4، کتاب الصلاة، ابواب المواقیت، باب 3، ص‌89، ح‌12.
124) سوره ماعون، آیه 5.
125) همان، ص‌91، ح‌20.
126) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌4، ابواب المواقیت، ص‌92، ح‌7.
127) همان، ص‌95، ح‌21.
128) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌4، ابواب المواقیت، ص‌94، ح‌18.
129) همان، ج‌3، ص‌92، ح‌6.
130) یعنی نماز نافله است.
131) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌5، ابواب المواقیت، ص‌97، ح‌5.
132) همان، ص‌96، ح‌4.
133) قدم یک مقیاس عرفی است و بین انگشت بزرگ پا و پاشنه پا را قدم می‌گویند، و به‌حسب مقیاسهای تقریبی عرفی، هر قدم، یک هفتم قامت انسان متوسّط را تشکیل‌می‌دهد و همچنین هر دو قدم مساوی یک ذراع است. درباره زوال، و شاخص و سایه آن،در آینده شرح بیشتری خواهد آمد.
134) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌11، ابواب المواقیت، ص‌119، ح‌1.
135) مستدرک الوسائل، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌10، ابواب المواقیت، ح‌1.
136) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌11، ابواب المواقیت، ص‌119، ح‌2.
137) ساعت آفتابی این است که در یک سطح کاملاً هموار، شاخص معتدل و راست با زوایای‌قائمه، نصب شود. با بر آمدن آفتاب، این شاخص یک سایه طولانی به سمت مغرب داردوهر چند آفتاب از مشرق به سمت وسط آسمان بالا می‌آید، سایه شاخص رو به کاهش‌می‌رود تا اینکه در برخی از مناطق استوائی، این سایه بطور کامل از بین می‌رود، و دردیگر مناطق به کمترین حدّ خود می‌رسد. با از بین رفتن کامل سایه یا رسیدن آن به‌کمترین حدّ خود، خورشید به وسط آسمان رسیده است. و از لحظه بعدی که سایه برای‌بار دوّم ظهور می‌کند )در حالت اوّل یعنی آنجا که کاملاً سایه از بین رفته است( یا مجدّداًرو به سمت مشرق، زیادتر می‌شود )در حالت دوّم یعنی آنجا که به کمترین درجه خودرسیده است( زوال خورشید تحقّق یافته، یعنی خورشید از وسط آسمان به سوی مغرب‌مایل شده و ظهر شرعی تحقّق یافته است.
138) منظور از شاخص در کتابهای فقهی غالباً چیزی است که به اندازه طول قامت انسان متوسطو یا به حسب مقیاسهای عرفی قدیم، مساوی هفت قدم یا سه ذراع و نیم باشد.
139) وسائل الشیعة، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌16، ابواب المواقیت، ص‌130، ح‌16.
140) همان، ح‌19.
141) همان، ص‌128، ح‌9.
142) وسائل الشیعة، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌16، ابواب المواقیت، ص‌133، ح‌29.
143) همان، ج‌3، ب‌17، ص‌134، ح‌4.
144) همان، ص‌135، ح‌6.
145) مستدرک الوسائل، کتاب الصلاة، باب‌13، ابواب المواقیت، ح‌3.
146) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌16، ابواب المواقیت، ص‌126، ح‌1.
147) همان، باب‌55، ص‌198، ح‌1.
148) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌26، ابواب المواقیت، ص‌152، ح‌6.
149) همان، ص‌151، ح‌1.
150) مستدرک الوسائل، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌20، ابواب المواقیت، ح‌2.
151) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌27، ابواب المواقیت، ص‌153، ح‌4.
152) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة،باب‌28، ابواب المواقیت، ص‌154، ح‌1.
153) وسائل الشیعه، ج‌6، کتاب الزکاة، باب‌51، ابواب المستحقّین للزکاة، ص‌212، ح‌2.
154) همان، ج‌3، باب‌13، ابواب مواقیت الصلاة، ص‌123، ح‌8.
155) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌25، ابواب مواقیت الصلاة، ص‌150، ح‌1.
156) همان، باب‌30، ص‌158، ح‌4.
157) همان، ح‌2.
158) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌35، ابواب مواقیت الصلاة، ص‌164، ح‌1.
159) همان، باب 62، ص‌213، ح‌3.
160) همان، ج‌4، ابواب الأذان والاقامة، باب‌3، ص‌619، ح‌7.
161) همان، ص‌618، ح‌2.
162) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌8، ابواب المواقیت، ص‌103، ح‌3.
163) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌52، ابواب المواقیت، ص‌195، ح‌3.
164) همان، باب‌44، ص‌183، ح‌9.
165) همان، باب‌54، ص‌197، ح‌4.
166) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌12، ابواب المواقیت، ص‌121، ح‌2.
167) همان، باب‌9، ص‌111، ح‌2.
168) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌57، ابواب المواقیت، ص‌199،ح‌1.
169) همان، باب‌38، ص‌171، ح‌6.
170) همان، باب‌32، ص‌160، ح‌1.
171) نمازهای مستحب بر سه قسم می‌باشد:
1 - نوافل یومیّه که دارای وقت خاصی هستند.
2 - نمازهای مستحبّ که در روایات به جهت علل معیّنی مانند زیارت و غیره واردشده‌اند.
3 - نمازهایی که نصّ معیّنی در مورد آنها وارد نشده ولی از باب اینکه نماز وسیله تقرّب‌هر پرهیزکاری است به خداوند، بجا آورده می‌شود. این قسم سوّم نمازهای مستحبّی،ابتدائی )مبتدأة( نامیده می‌شود.
172) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌10، أبواب المواقیت، ص‌117، ح‌11.
173) سوره بقره، آیه 144.
174) همان، آیه 149.
175) سوره بقره، آیه 150.
176) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌2، ابواب القبله، ص‌218، ح‌11.
177) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌9، ابواب القبله، ص‌227، ح‌2.
178) همان، ج‌3، باب‌3، ابواب القبله، ص‌220، ح‌1.
179) همان، باب‌18، ص‌247، ح‌1.
180) همان، باب‌5، ص‌223، ح‌3.
181) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌6، ابواب القبله، ص‌224، ح‌3.
182) همان، باب‌6، ص‌224، ح‌3.
183) همان، ج‌3، باب‌13، ابواب القبله، ص‌235، ح‌13.
184) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌15، ابواب القبله، ص‌240، ح‌6.
185) همان، باب‌15، ص‌242، ح‌19.
186) در این مورد جزئیاتی است که فقهارحمهم الله ذکر کرده‌اند و کارشناسان و دانشمندان از نظرعلمی، بر تفصیلات آن آگاهند و چون در این زمان، نیاز کمتری به این راه وجود دارد از ذکرآن صرف نظر کردیم.
187) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌1، ابواب القبله، ص‌214، ح‌1.
188) همان، باب‌2، ص‌97، ح‌9.
189) وسائل الشیعه، ج‌4، باب‌1، ابواب القیام، ص‌691، ح‌10.
190) همان، ص‌693، ح‌18.
191) همان، ج‌3، باب‌9، ابواب القبله، ص‌227، ح‌3.
192) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌10، ابواب القبله، ص‌229، ح‌4.
193) همان، ح‌5.
194) همان، باب‌11، ص‌229، ح‌1.
195) وسائل الشیعه، ج‌2، باب‌35، ابواب الاحتضار، ص‌662، ح‌3.
196) همان، ج‌16، باب‌14، ابواب الذبائح، ص‌265، ح‌1.
197) همان، ج‌3، باب‌68، ابواب احکام الملابس، ص‌416، ح‌4.
198) همان، باب‌12، ابواب القبله، ص‌232، ح‌3.
199) به عبارت دیگر انحراف از قبله در هر دو طرف آن، بین طرف چپ و راست، کمتر از 90درجه باشد.
200) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌22، ابواب لباس المصلّی، ص‌282؛ وباب‌21، ص‌291، ح‌1.
201) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌21، ابواب لباس المصلّی، ص‌282، ح‌5.
202) همان، ج‌3، باب‌21، ص‌281، ح‌2.
203) همان، باب‌28، ص‌296، ح‌12.
204) منظور روایت این است که دختر وقتی که به سن بلوغ رسید باید با حجاب نماز بخواند.
205) همان، ص‌293، باب‌27، ح‌1.
206) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌52، ابواب لباس المصلّی، ص‌328، ح‌1.
207) وسائل الشیعه، ج‌2، باب‌38، ابواب النجاسات، ص‌1055، ح‌4.
208) همان، باب‌31، ص‌1046، ح‌4.
209) وسائل الشیعه، ج‌2، باب‌42، ابواب النجاسات، ص‌1063، ح‌2.
210) وسائل الشیعه، ج‌2، باب‌41، ابواب النجاسات، ص‌1061، ح‌1.
211) همان، باب‌41، هامش ص‌1061.
212) وسائل الشیعه، ج‌2، باب‌44، ابواب النجاسات، ص‌1065، حدیث‌1.
213) همان، باب‌19، ص‌1025، ح‌3.
214) همان، باب‌40، ص‌1060، ح‌7.
215) وسائل الشیعه، ج‌2، باب‌40، ابواب النجاسات، ح‌4.
216) همان، باب‌40، ص‌1059، ح‌2.
217) همان، باب‌30، ص‌1027، ح‌6.
218) وسائل الشیعه، ج‌2، باب‌64، ابواب النجاسات، ص‌1082، ح‌1.
219) وسائل الشیعه، ج‌2، کتاب الطهارة، باب‌32، ابواب النجاسات، ص‌1029، ح‌5.
220) همان، ص‌1030، ح‌7.
221) همان، باب‌20، ص‌1026، ح‌2.
222) همان، باب‌21، ص‌1028، ح‌1.
223) وسائل الشیعه، ج‌2، کتاب الطهارة، باب‌45، ابواب النجاسات،همان، ص‌1067، ح‌7.
224) همان، باب‌4، ص‌1004، ح‌1.
225) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌2، ابواب مکان المصلّی، ص‌423، ح‌1.
226) همان، ح‌2.
227) وسائل الشیعه، ج‌17، باب‌1، کتاب الغصب، ص‌309، ح‌4.
228) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌1، ابواب لباس المصلّی، ص‌249، ح‌1.
229) همان، ح‌2.
230) وسائل الشیعه، ج‌2، باب‌50، ابواب النجاسات، ص‌1072، ح‌5.
231) همان، ج‌3، باب‌61، ابواب لباس المصلّی، ص‌338، ح‌3.
232) همان، ج‌2باب‌61، ابواب النجاسات، ص‌1081، ح‌4.
233) وسائل الشیعه، ج‌2، باب‌68، ابواب النجاسات، ص‌1089، ح‌1.
234) همان، ح‌4.
235) منظور از حیوان مردار، حیوانی است که خود مرده یا به روش غیر شرعی ذبح شده است‌و در مقابل آن حیوان مذکّی است که مطابق دستور شرع ذبح شده است.
236) وسائل الشیعه، ج‌3باب‌2، ابواب لباس المصلّی، ص‌251، ح‌6.
237) همان، ح‌4.
238) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌3، ابواب لباس المصلّی، ص‌252، ح‌2.
239) همان، باب‌5، ص‌256، ح‌3.
240) همان، باب‌7، ص‌258، ح‌3.
241) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌10، ابواب لباس المصلّی، ص‌263، ح‌1.
242) خَزْ به سکون زا، ظاهراً همان )قندس( است که حیوانی است دریایی پستاندار، از راسته‌جوندگان، دارای دُم دراز و پر مو و قوی با رنگ سرخ تیره، قهوه‌ای یا خاکستری و دارای‌پوست گرانبها است. گاهی به خود پوست یا پوستین، خز گفته می‌شود.
)جواهر الکلام، باب لباس المصلّی. المنجد فی اللغه(
243) سنجاب حیوانی است بزرگتر از موش بزرگ، به اندازه گربه کوچک، از راسته‌پستانداران جونده با دُم دراز و پر پشم که به چالاکی به روی درختان می‌پرد و از پوست‌او، پوستین می‌سازند، رنگ آن نیلی تیره و خاکستری است.
244) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌30، ابواب لباس المصلّی، ص‌300، ح‌4.
245) همان، ح‌5.
246) همان، ص‌301، ح‌9.
247) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌16، ابواب لباس المصلّی، ص‌276، ح‌5.
248) همان، باب‌11، ص‌266، ح‌1.
249) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌16، ابواب لباس المصلّی، ص‌267، ح‌2.
250) همان، باب‌12، ص‌269، ح‌1.
251) همان، باب‌13، ص‌271، ح‌4.
252) همان، باب‌12، ص‌270، ح‌6.
253) وسائل الشیعه، ج‌2، باب‌46، ابواب النجاسات، ص‌1068، ح‌2.
254) همان، ح‌3.
255) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌50، ابواب لباس المصلّی، ص‌326، ح‌1.
256) همان، ج‌3، ابواب لباس المصلّی، باب‌50، ص‌326، ح‌1.
257) همان، ج‌3، باب‌52، ص‌328، ح‌1.
258) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌12، ابواب لباس المصلّی، ص‌270، ح‌6.
259) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌54، ابواب لباس المصلّی، ص‌331، ح‌6.
260) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌43، ابواب لباس المصلّی، ص‌315، ح‌1.
261) همان، ح‌2.
262) همان، باب‌32، ص‌303، ح‌4.
263) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌20، ابواب لباس المصلّی، ص‌281، ح‌2.
264) همان، باب‌35، ص‌307، ح‌6.
265) همان، باب‌45، ص‌317، ح‌2.
266) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌20، ابواب لباس المصلّی، ص‌319، ح‌11.
267) همان، باب‌46، ص‌322، ح‌3.
268) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌46، ابواب لباس المصلّی، ص‌322، ح‌3.
269) همان، باب‌23، ص‌286، ح‌5.
270) همان، باب‌49، ص‌325، ح‌2.
271) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌1، ابواب مکان المصلّی، ص‌423، ح‌5.
272) همان، باب‌2، ح‌2.
273) وسائل الشیعه، ج‌17، کتاب الغصب، باب‌1، ص‌309، ح‌4.
274) همان، ج‌3، باب‌3، ابواب مکان المصلّی، ص‌425، ح‌3.
275) همان، باب‌26، ص‌454، ح‌1.
276) وسائل الشیعه، ج‌4، باب‌2، ابواب القیام، ص‌694، ح‌1.
277) موسوعة الفقه / السیّد الشیرازی، کتاب الصلاة، ج‌2، ص‌268.
278) وسائل الشیعه، ج‌3باب‌35، ابواب مکان المصلّی، ص‌467، ح‌1.
279) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌5، ابواب مکان المصلّی، ص‌427، ح‌4.
280) همان، ص‌428، ح‌6.
281) همان، ص‌429، ح‌10.
282) همان، باب‌60، ص‌430، ح‌2.
283) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌17، ابواب القبله، ص‌246، ح‌6.
284) همان، باب‌17، ص‌247، ح‌8.
285) همان، باب‌1، ابواب مکان المصلّی، ص‌423، ح‌5.
286) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌3، ابواب مکان المصلّی، ص‌424، ح‌1.
287) همان، ج‌17، کتاب الغصب، باب‌1، ص‌309، ح‌5.
288) همان، باب‌3، ص‌311، ح‌2.
289) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌3، احکام المساجد، ص‌480، ح‌1.
290) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌2، احکام المساجد، ص‌479، ح‌5.
291) همان، باب‌42، ابواب مکان المصلّی، ص‌472، ح‌2.
292) همان، ص‌474، ح‌7.
293) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌13، ابواب مکان المصلّی، ص‌439، ح‌6.
294) همان، باب‌12، ص‌437، ح‌2.
295) برخی گفته‌اند منظور از رَحْل چوب یا عصائی است که پیامبر همیشه آن را با خود داشته‌و در جلوش می‌گذاشته است امّا برخی دیگر گفته‌اند منظور همان پالان شتر است و مراداز طول آن، ارتفاع آن از زمین است که یک ذراع بوده است. )مترجم(
296) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌15، ابواب مکان المصلّی، ص‌441، ح‌6.
297) همان، باب‌16، ص‌442، ح‌1.
298) همان، باب‌21، ص‌449، ح‌1.
299) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌25، ابواب مکان المصلّی، ص‌453، ح‌2.
300) همان، باب‌32، ص‌461، ح‌1.
301) همان، باب‌33، ص‌465، ح‌4.
302) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌34، ابواب مکان المصلّی، ص‌466، ح‌1.
303) همان، باب‌19، ص‌445، ح‌3.
304) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌30، ابواب مکان‌المصلّی، ص‌459، ح‌2.
305) همان، ح‌3.
306) وسائل الشیعه، ج‌3، باب‌37، ابواب مکان المصلّی، ص‌467، ح‌1.
307) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌8، ابواب احکام المساجد، ص‌486، ح‌4.
308) همان، باب‌2، ص‌478، ح‌1.
309) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌2، ابواب احکام المساجد، ح‌3.
310) همان، باب‌2، ص‌420، ح‌10.
311) همان، باب‌5، ص‌483، ح‌1.
312) همان، باب‌4، ص‌483، ح‌3.
313) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌4، ابواب احکام المساجد، ص‌483، ح‌3.
314) همان، ح‌10.
315) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌39، ابواب احکام المساجد، ص‌516، ح‌2.
316) همان، باب‌40، ص‌517، ح‌2.
317) همان، باب‌42، ص‌518، ح‌1.
318) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌68، ابواب احکام المساجد، ص‌554، ح‌2.
319) همان، باب‌34، ص‌513، ح‌1.
320) همان، باب‌32، ص‌511، ح‌1.
321) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌28، ابواب احکام المساجد، ص‌508، ح‌3.
322) همان، باب‌14، ص‌493، ح‌4.
323) همان، باب‌27، ص‌507، ح‌3.
324) وسائل الشیعه، ج‌3، کتاب الصلاة، باب‌26، ابواب احکام المساجد، ص‌506، ح‌3.
325) همان، باب‌22، ص‌501، ح‌1.
326) همان، باب‌19، ص‌499، ح‌4.
327) همان، باب‌67، ص‌553، ح‌1

درباره مركز تحقيقات رايانه‌اي قائميه اصفهان

بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بنده‌اى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او می‌فرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمت‌ها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوست‌تر می‌داری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش می‌رَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچه‌ای [از علم] را بر او می‌گشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه می‌دارد و با حجّت‌های خدای متعال، خصم خویش را ساکت می‌سازد و او را می‌شکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بی‌گمان، خدای متعال می‌فرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».