ندای ولایت مجموعه سخنرانی همایش غدیر،محور نوآوری شکوفایی

مشخصات کتاب

عنوان و نام پدیدآور : ندای ولایت مجموعه سخنرانی همایش غدیر،محور نوآوری شکوفایی اردیبهشت۱۳۸۷/به کوشش حسین احمدی
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران،بنیاد بین المللی غدیر،استان قم، ۱۳۸۷
مشخصات ظاهری : ۴۲ص.؛۱۰.۵×۲۱س.م
وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
شماره کتابشناسی ملی : ۱۶۳۶۹۵۳

مقدّمه

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
بنیاد بین المللی غدیر که به زحمت و تلاش حضرت آیت اللَّه خزعلی و عنایت مقام معظم رهبری سالهای سال است که به فرهنگ سازی غدیر در داخل کشور اسلامی و خارج مشغول است، هر ساله دبیران اجرایی آن در یکی از استانها گرد هم می‌آیند و با تبادل نظر و همفکری راهکارهایی را بررسی و چگونگی پیشبرد اهداف را انتخاب می‌نمایند.
در سالی که توسّط مقام معظم رهبری به سال نوآوری و شکوفایی نامگذاری گردید، دبیران اجرایی از سراسر کشور در شهر مقدس قم که حوزه مبارکه علمیه آن هدایت گر شیعیان جهان می‌باشد و در جوار حرم مطهر حضرت معصومه‌علیها السلام و در سالروز ولادت حضرت زینب‌علیها السلام گردهم آمدند و از نظرات علما و اندیشمندان به ویژه مرجع آگاه و فقیه وارسته حضرت آیت‌اللَّه العظمی مکارم شیرازی «دام ظله» بهره‌ها بردند و راهکارهای جدیدی را به اجرا خواهند گذاشت.
در پایان از همه عزیزانی که در برگزاری این همایش ما را یاری نمودند به ویژه استاندار محترم جناب آقای دکتر ناظمی اردکانی و برادران آقای احمد زاده، جوان، حداد و دیگر همکارانشان و از عزیزان همکار در بنیاد بین المللی غدیر مرکز به ویژه مدیر عامل محترم حجّت الاسلام و المسلمین ملک محمدی و برادر رضا پیش پا کمال تشکر را داریم.
امید است در پناه حضرت مهدی «عجل اللَّه تعالی فرجه الشّریف» موفّق و مؤید باشید.
دبیر اجرایی بنیاد بین المللی غدیر استان قم
حسین احمدی

سخنرانی حضرت آیت اللَّه خاتمی (افتتاحیه اجلاس)

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمد للَّه الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لو لا أن هدانا اللَّه
الحمدللَّه الذی جَعَلَنا مِن المتمسّکین بولایة علیٍ و الائمّةعلیهم السلام.
ای دل بیا ز نامِ علی استفاده کن
خود را رهان ز پیچ و خم و فکرِ چاره کن
ما را سوار کن به قطارِ ولایِ او
در ایستگاهِ آل محمّد پیاده کن
شاکر خداوند هستم که در این روز بسیار بابرکت، روزِ ولادت شیر زن قهرمان کربلا زینب، روز ولادت فاطمه ثانی این افتخار نصیبَم شد که ذرّه‌ای در این دریای مَوّاج و ارزشمند بنیادِ غدیر باشم.
حکم به دستِ استادی بزرگوار به اینجانب اعطا شد که افتخار شاگردی او را دارم. نامِ آیت اللَّه خزعلی از روزی که ما طلبه شدیم همچنان به عنوان نماد مبارزه، نماد جهاد، نماد تفسیر، نماد عشق به دین و اهلِ بیت‌علیهم السلام، بوده و امیدواریم که خداوند همچنان سایه ایشان را بر سرِ ما مستدام بدارد.
کلمه اوّلم این است که بحمداللَّه بنیادِ غدیر، نقش والا و ارزشمندش را ایفا کرد. بحمداللَّه شاهدیم طی سالهای اخیر، جشن عید غدیر بسیار باشکوه، باعظمت در کشورِ ما برپا می‌شود. ما امیدواریم که همچنان این شکوه و عظمت ادامه پیدا کند با تلاشهای ابتکاری که این بنیادِ ارزشمند دارد.
دوم: بحمداللَّه کارهای کَمِّیِ ارزشمند که یک ضرورت در عرصه عید غدیر هست، توسّط این بنیاد صورت گرفته بایستی سراغِ کیفیّتِ بیشتر و معرّفی غدیر به نسل مان باشیم.
یادم نمی‌رود که عید غدیر چند سال پیش که همراه با نوروز بود، در مشهد محضرِ مقام معظم رهبری مشرّف شدم؛ ایشان فرمودند که بر شما طلّابِ جوان واجب است که حدیثِ غدیر را برای نسلِ نو بیان کنید. تعبیر زیبایی در آن جلسه داشتند که غدیر «شناسنامه شیعه» است، این شناسنامه را بایستی نو و باطراوت و شاداب نگه دارید و فرمودند نحوه مطرح کردنِ حدیثِ غدیر را هم باید از علّامه بزرگ، علّامه امینی آموخت. فرمودند متن سالم و قابل طرح و قابلِ عرضه حدیثِ غدیر همان است که مرحوم علّامه امینی در الغدیر آورده است. بنابراین می‌طلبد که ان شاءاللَّه عزیزان بنیادِ بین المللی غدیر، نمی‌گویم که در عرصه کیفیت کار نکرده‌اند، کار شده امّا تلاشِ بیشتری در عرصه معرّفی این حدیث بشود.
مطلب سوّمی که می‌خواهم در این سالِ نوآوری و شکوفایی محضرِ استاد بزرگوار آیت اللَّه خزعلی و دست‌اندرکاران عزیزِ بنیاد بین المللی غدیر داشته باشم، مسأله چشم‌انداز بیست ساله است. می‌خواهم عرض کنم که این همه تلاش تنها برای یک روز نباشد؛ بلکه بنیادِ بین المللی غدیر نهادی باشد برای معرّفی سیمای پرافتخار، در عین حال مظلومِ مولا در طول سال؛ نهادی باشد برای معرّفی چهره امامان - سلام اللَّه علیهم اجمعین - که آنها هم نماد «من کنتُ مولاه فهذا علیٌّ مولاه» هستند. آن روز مولا علی امام بود بعد امام حسن بعد امام حسین و امروز هم «من کنت مولاه» می‌گوید جان جانان بقیة اللَّه الاعظم حجّة بن الحسن ارواحنا لِتراب مقدمه الفداء، ولیّ است.
این انتظار از بنیاد بین المللی غدیر هست که ان شاء اللَّه حوزه فعالیتش را گسترش بدهند به این سمت و سو. بنده به عنوانِ طلبه‌ای که بیش از سی سال است در عرصه بیان مناقب اهل بیت‌علیهم السلام هستم سوگمندانه می‌گویم که سیمای امامان ما، چهره امامان ما آن گونه که باید در بینِ پیروانِ شان شناخته شده باشد، نیست؛ بایستی که این دُرّ های قیمتی و ارزشمند را معرّفی کرد، هم به نسل جوان هم دیگران و این کاری است که از این بنیادی که «أُسِّسَ علَی التّقوی» از این بنیاد می‌آید. من به همین مقدار اکتفا می‌کنم. افتخار می‌کنم که قطره‌ای از این دریای ارزشمند هستم، از محضر شما خوبان مرخص می‌شوم با یک رباعی در مدح و منقبت حضرت زینب، عقیله بنی هاشم:
در برج ولایت است کوکب زینب
علّامه نارفته به مکتب است زینب
امام سجاد علیه السلام فرمود: «أنتِ بحمداللَّه عالمةٌ غَیرُ مُعَلَّمَةَ و فَهِمَةٌ غَیرُ مُفَهَّمَة» (1) یعنی همان علمی که به ما دادند به تو دادند؛ خطبه فدکیّه را دیده‌اید که، خطبه بلند، خطبه‌ای که بایستی یک لغت نامه در کنار گرفت و کلمه کلمه‌اش را فهمید، این خطبه را زینب پنج ساله از مادر روایت کرده؛ نه ضبط صوت بوده، نه فیلمبرداری بوده، نه تند نویسی بوده.
گفتم به خِرَد یگانه دوران کیست
بی‌پرده دو بار گفت زینب زینب
والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته

خیر مقدم جناب آقای دکتر ناظمی اردکانی (استاندار محترم قم)

بسم اللَّه الرحمن الرحیم الحمدللَّه رب العالمین و به نستعین
با سلام و درود بر امامِ عصر و با یاد و نام امام راحل و شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی؛ عرض تبریک دارم به مناسبت سالروز ولادت زینب کبری‌علیها السلام.
ابتدا خیر مقدم عرض می‌کنم خدمت حضرت آیت اللَّه خزعلی دبیر کل بنیاد بین المللی غدیر، حضرت آیت اللَّه سیّد احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران و حضرات، علما، فضلا و سروران عزیزِ حاضر در این همایشِ باشکوه و پر فضیلت و همچنین خدمت دبیران محترم بنیاد بین المللی غدیر از سراسر کشور، مدیر عامل و اعضای هیئت محترم آن، هیئت محترم مدیره این بنیاد پر فضیلت، عرض خیر مقدم دارم.
امیدوار هستم که این همایش در جوار حرم مطهر کریمه اهل بیت در سالروز ولادت دخت امام علی‌علیه السلام زینب کبری قرین توفیقات الهی باشد. من از فرصت استفاده بکنم و اجازه بگیرم و نکته‌ای را بیان کنم. هر چند که بسیار سخت است در رابطه با امام علی‌علیه السلام و غدیر صحبت کردن ولیکن حیفم آمد که با بضاعت بسیار کمی که در این رابطه وجود دارد نکته‌ای را بیان نکنم.
امام علی‌علیه السلام شخصیت بی‌نظیر تاریخ اسلام است حضرت مظهر انسان کامل بود و برترین دستاورد بعثت پیامبر.
امام علی‌علیه السلام جامع جهات اضداد بود، عارف بود و مجاهد، زاهد و مظهر ایمان و اخلاص؛ جلوه‌ای از صفات الهی بود. او بابِ مدینة العلم، مدینه علمِ الهی و نبوی بود.
امام علی‌علیه السلام معلّمِ بشریّت پس از پیامبر اسلام بود؛ عابدترین و متواضع ترین خلق در برابرِ حق و مظهر ظلم ستیزی بود.
امام علی علیه السلام آفریننده نهج البلاغه، نقش آفرین غدیر و یک معجزه الهی بود. زندگی و شخصیت امام علی‌علیه السلام در سه دوره و سه فرازِ بزرگ شکل گرفت. امام علی‌علیه السلام آن زمان که همراه، همگام و هم رزم پیامبر برای پیروزی اسلام جنگید و در تمامی فراز و نشیبها همچون کوه استوار و مقاوم بود. بیست و سه سال این دوران طی شد و امام علی‌علیه السلام در سخت‌ترین شرایطِ زندگی‌اش برای حفظ وحدت مسلمین سکوت اختیار کرد. این دورانِ بسیار سخت که خود می‌فرمایند دورانی که همچون استخوان در گلو و خار در چشم بود، بیست و پنج سال برای حضرت گذشت و پنج سال حکومت برای استقرارِ عدالت تا این که الگویی برای همه رهبرانِ عدالت پیشه در جهان باشد و رهبری را یاد بدهد و الگو باشد.
امام علی‌علیه السلام در زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و اداره حکومت در عرصه‌های مختلف برای همه رهبرانِ عدالت پیشه، الگو هست و برای همیشه تاریخ الگو خواهد بود و امروز در عصرِ انتظار، جهان بیش از هر زمانِ دیگری تشنه و طالبِ رهبرانِ عدالت پیشه و صفات امام گونه است؛ در عصری که برخی از قدرتهای بزرگ، عرصه را بر ملتها تنگ کرده‌اند و ظلم و جور شان به بی‌نهایت رسیده است.
و امّا غدیر بزرگ‌ترین واقعه تاریخ اسلام است. سرنوشت عدالت و امامت در چنین روزی رقم خورد. در صورتِ تحقق عدالت و امامت، سرنوشت دنیا عوض خواهد شد و انتظارِ ظهور، برای استقرارِ این دو اصل است و بنیاد بین المللی غدیر رسالتِ بزرگی را پی‌گیری می‌کند. وظیفه بسیار گرانسنگ بر عهده گرفته است. شناساندن شخصیت بی‌نظیر تاریخ بشریّت، امام علی‌علیه السلام، آموختن درسهای نهج البلاغه و آموختن شیوه امامت و حکومت مداری، مبتنی بر شیوه‌های امام علی‌علیه السلام.
من بار دیگر خوش آمد عرض می‌کنم خدمت همه سروران عزیزم در این همایش باشکوه و پر فضیلت و پرفیض و پرنور و امیدوار هستم که قرین توفیقات الهی باشد.
وَ صَلَّ اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد.

سخنرانی حضرت آیت اللَّه خزعلی

بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمد للَّه الذی القدیر الخبیر البصیر، الصّلاة و السلام علی البشیر النذیر السراج المنیر سیدنا و مولانا ابی‌القاسم محمد و آله الطیبین الطاهرین لا سیّما اوّلهم و رئیسهم امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب آیتک الکبری و النّبأ العظیم و آخرهم بقیة اللَّه المهدی المنتظر روحی لتراب أقدامهم الفداء و اللّعن علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین.
اللهم کن لولیّک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا.
قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام فی نهج البلاغه: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا» (2)
در این روز فرّخ و خرّم، روز ولادت عقلیه بنی هاشم، عمّه زین العابدین‌علیه السلام، در خانه عمّه امام جوادعلیه السلام، حضرت معصومه‌علیها السلام، در کنار مردم عزیز قم از علما و از مردمِ دیگرِ انقلابی و در محضر استاندار محترم و دست‌اندرکاران برپا کردن این مجلس، تبریک عرض می‌کنم و خیرِ مقدم می‌گویم.
امّا راجع به اشاره به حضرت معصومه‌علیها السلام، حضرتِ استاد ما علّامه طباطبایی، ماهِ رمضان، موقع افطار، اوّل می‌آمد ضریح حضرت را می‌بوسید و بعد می‌رفت و افطار می‌کرد.
اوّل باید دست به ضریح ایشان بزند و بعد به افطار برسد. سه مورد بنده از ایشان حاجت خواستم، بلافاصله انجام شده، دو مورد را قبل گفته‌ام و در روزنامه‌ها آمده ولی یک مورد هنوز بیست روز از فاصله اش نگذشته است.
جزوه‌ای که یادداشتهای قرآنی و غیر قرآنی داشتم گم شد، نه اینکه از دست رفته باشد، کتابخانه را کسی منظّم کرد، این جزوه احتمال می‌رفت که در کتابخانه بینِ کتابها رفته باشد؛ حالا من بایستی هزار و خرده ای، نزدیک دوهزار کتاب را بگردم، چند روزی طول می‌کشد. چون موردِ نیاز بود.
درمانده شدم، گفتم خدایا به حقّ حضرت معصومه علیها السلام این مشکل را برطرف کن. کتابی جلویم بود رفتم آن کتاب را بردارم، برداشتم دیدم جزوه آن زیر است. این چیزی است که از آن بیست روز نگذشته.
دو مورد یکی از آن دو مورد را بیان می‌کنم: آقایی است بین نهاوند و همدان، مرد برجسته‌ای است.
به حضرت عرض کردم -طرف مغرب بود- من این آقا را از شما می‌خواهم. نماز خواندم رفتم منزلِ یکی از دوستان، چای آورد گذاشت، خواستم استکان را بردارم بخورم، گفت: این آقا را می‌شناسی؟ گفتم نه! گفت این آقا بین همدان و ملایر مسکنش بود. گفتم به خدا الان از حضرتِ معصومه‌علیها السلام این را خواستم.
امّا راجع به عقیله بنی هاشم؛ این بانو آن قدر شجاع و آن قدر ارزشمند است که فقط تاریخش را به طورِ اشاره عرض می‌کنم.
بعد از ظهر عاشورا، همه عزیزان رفته‌اند، سر بر نیزه رفته، آتش به خیمه‌ها زده‌اند. ایشان جلو افتاد و به عمرِ سعد گفت: «بِحَقِ‌ّ اللَّهِ إِلَّا مَا مَرَرْتُمْ بِنَا عَلَی مَصْرَعِ الْحُسَیْنِ‌علیه السلام» (3) «تو را به خدا قسم اجازه بده ما برویم کنار بدن کشته عزیزمان حسین بمانیم.»
اجازه داد، کاری کرد در آن جا، دو کار مهم.
یک کار: «فَأَبْکَتْ وَاللَّهِ کُلَّ عَدُوٍّ وَ صَدِیقٍ» (4) همه را به گریه انداخت.» عمر سعد گریه کرد، شمر گریه کرد، خولی گریه کرد، «فَأَبْکَتْ وَ اللَّهِ کُلَّ عَدُوٍّ وَ صَدِیقٍ» زمام کار را به دست گرفت، آنجا، آقایانی که برای غدیر آمده‌اید، آنجا یک جمله‌ای دارد: «بِأَبِی مَنْ أَضْحَی عَسْکَرُهُ فِی یَوْمِ الإِثْنَیْنِ نَهْباً» (5) پدرم قربان آن کسی که لشکرش دوشنبه شکست خورد.»
سؤال می‌کنیم: بانو شما کِی آمدید کربلا؟ پنج شنبه دوم محرم، پنج شنبه دیگر نهم محرّم، عاشورا جمعه بوده، چرا شما می‌گویید دوشنبه؟!
البتّه کسی که شش برادر از دست داده، دو پسر از دست داده، اقوام از دست داده باید حواسش پرت باشد ولی ایشان حواس پرت نیست، بسیار سیاستمدار است.
می‌فرماید امروز ما شکست نخوردیم، دوشنبه ای که پدرم را با گردنِ بسته بردند، آن روز ما شکست خوردیم، آن روز که مادرم را بینِ در و دیوار آزردند، ما شکست خوردیم.»
در آن موقع که حواسّ همه پرت است، ایشان حواسش جمع است؛ روز دوشنبه ای که خلافت را از ما گرفتند، آن روز ما شکست خوردیم نه امروز.
این کارش در کربلا همه را به گریه انداخت، هیچ قدرتمندی این جرأت را ندارد. واردِ کوفه شد، فرمود: گریه می‌کنید! خدا کند همیشه گریه کنید، ناپاک ها! کسانی که نامه نوشتید و برادر مرا دعوت کردید! با گریه می‌خواهید جواب دهید؟ باید کار می‌کردید. دائماً گلوی تان پر از ناله باد و چشمانتان پر از اشک!
بعد در داخل مسجد عبیداللَّه، خطرناک‌ترین شخص، سلام نکرد. من به این ناپاک سلام کنم؟ گفت: این زنِ متکبّر کیست که بر ما گذشت و سلام نکرد؟! جواب ندادند. دفعه دوم، دفعه سوم، کنیزی گفت این زینب دختر علی است. شروع کرد به حرفهای نامنظم زدن تا آنکه زینب برخاست. «آن چه ما دیدیم از خدا زیبا بود، برادرم کشته شد زیبا بود، برای دین بود، فرمود: «ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ یَا بْنَ مَرْجَانَة» مادرت به عزایت بنشیند ای پسر آن زن ناپاک!»
دیده‌اید کسی مرد هم بتواند این طور صحبت کند؟ تو مادرت پرچم می‌افراشت و مردم را به خود دعوت می‌کرد، از آن مادر چنین فرزندی باید به دنیا بیاید. عبیداللَّه می‌خواست بکشد زینب را، کسی گفت: ایشان بانو است، غمدیده است، نباید اینجور برخورد کنید.
فرمود حالا نوبت اول است، صبر کن برسم به دربار آن کس که تو را برانگیخته است.
آن جا که وارد شد، پیش یزید ابو برزه اسلمی(6) گفت: یزید، چوب بردار از این لب و دندان! خودم دیدم پیغمبر لب و دندان را می‌بوسید. پایش را گرفتند و کشان کشان از مجلس بیرون کردند. زینب این وضعیت را دید، بعد شروع کرد به صحبت کردن، این می‌گه نزن، من می‌گم بزن، هر چی می‌تونی بزن، «کِدْ کَیْدَکَ وَ اجْهَدْ جُهْدَک» (7) هر چه کید داری انجام بده، «وَ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا وَ لَا تَرْحَضُ عَنْکَ عَارُنَا» (8) به خدا نام حسین از بین نمی‌رود، چند روزی به تو مهلت داده‌اند، از بین خواهی رفت.
آن جمله سوزانی که خیلی سوزان هست و علامتِ عظمت او هست، این است: «وَ لَئِنْ جَرَّتْ عَلَیَّ الدَّوَاهِی مُخَاطَبَتَکَ إِنِّی لأَسْتَصْغِرُ قَدْرَکَ - وَ أَسْتَعْظِمُ تَقْرِیعَکَ وَ أَسْتَکْبِرُ تَوْبِیخَکَ- لَکِنَّ الْعُیُونَ عَبْرَی» (9)
«اگر روزگار مرا پایین آورده، مصیبتها مرا پایین آورده که با مثل تویی هم سخنم، تو لایق نبودی سخن دختر زهرا را بشنوی؛ خیلی عجیب است! فرمود: من قدر تو را خیلی کوچک میشمارم، من تو را توبیخ می‌کنم، حیف است، حیف توبیخ!
گاهی شخصی با آدمِ بیست ساله، توبیخ دارد، بچه ده ساله را توبیخ می‌کند، با شش ساله توبیخ داریم، ولی آیا با بچه قنداق کسی توبیخ می‌کند؟!
حضرت زینب‌علیها السلام می‌فرماید من حیفم می‌آید تو را توبیخ کنم. و تو کوچکتر از آنی که من به تو فحش دهم، حیف فحش!
لِذا گفتند قهرمانی است این زن، کار کربلا را جوری کرد در مجلس یزید و چند روز بعد از مجلس یزید که از خانه یزید صدا بلند شد: «وا حُسِیْنا؛ وا قَتِیلُ أَوْلَادِ الْبَغَایَا؛(10) ای حسین! ای کشته پسرِ زنازاده!»
خیلی عجیب است، این فتح زینب است؛ زن یزید این را گفت، هِند زن یزید گفت: ای کشته به دستِ زنا زادگان! خیلی فتح کردند.
درِ گوش یزید گفتند اینها را مرخص کن، بوی انقلاب می‌آید، مردم می‌خواهند به پا خیزند. لذا زینب فاتحانه برگشت.
به مناسبت ولادت آن حضرت این چند سخن را گفتم.
بحثِ من درباره این حدیث است: «نَحْنُ صَنَائِعُ رَبِّنا وَالْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنَا» (11) این را برای معاویه نوشته، اگر برای دوست بود خب! ولی دشمنِ شدید است! «ما دست پرورده خداییم، همه مردم دست پرورده ما هستند.» همه مردم؛ یعنی مردم زمانش؟! نه! یعنی ابراهیم، موسی، عیسی، قرون قبلی، آیندگان. اینها دست پرورده ما هستند. «صنائع» سه بار در نهج البلاغه آمده: یکی در خطبه 98، یکی در خطبه 108، یکی در نامه 28.
بعضی ممکن است متوجّه نباشند می‌گویند ما مصنوع خداییم و مخلوقات، مصنوع ما هستند؛ نه این طور نیست، همه مصنوع خداییم، چنان نیست که ما خالق مان خداست ولی دیگران را ما خلق کردیم، ابداً، این مراد نیست. «صنیعه» یعنی دست پرورده، انسان کسی را پرورش می‌دهد می‌گویند این صنیعه اوست. ما مستقیم دست پرورده خداییم و موجود های دیگر دست پرورده ما هستند؛ کجا این را می‌گوید؟ معاویه نامه‌ای نوشت یادت هست تو را با گردنِ بسته بردند برای ابوبکر بیعت کنی؟ اول کارِت نیست، با ابوبکر هم بد بودی، حالا با من هم بد هستی، تو از اوّل این طور بودی.
الحمدللَّه! خواستی مذمّت کنی مدح کردی، فهماندی که من با اختیار نرفتم، این مدح ماست، من از قبیله‌ای هستم که خیلی‌ها کشته شدند، همه‌شان خوب بودند، اما حمزه ما که کشته شد، بقیه کشتگان را پیغمبر پنج تکبیر می‌گفت ولی بر حمزه هفتاد تکبیر گفت؛ دیگر کشتگان هم به شهادت رسیدند ولی حمزه سیّد الشّهدا است؛ دستهای خیلی قطع شد و همه خوب بودند امّا دست برادر من که قطع شد خدا دو بال داد به او که پرواز کند، چه کنم که خدا فرموده از خودتان صحبت نکنید، من صحبت نمی‌کنم، اگر بگویم تمام مؤمنین قبول دارند، تمامِ گوشها با اشتیاق می‌شنوند؛ ولی یک جمله می‌گویم «نحن صنائع ربّنا و النّاس بعد صنائع لنا» ما دست پرورده مستقیم خدا هستیم هیچ کس واسطه نبود ولی تمامِ مردم دست پرورده ما هستند، از آدم گرفته تا آخر، همه دست پرورده ما هستند.»
برادرانِ عزیز دقّت کنند که به معاویه می‌نویسد. بعد معاویه گفت که آقا این حرفها چیه؟ چرا تندروی می‌کنی؟
امّا مطلبی است ثابت، حتّی برای معاویه: «نحن صنائع ربّنا و النّاس بعد صنائع لنا.»
این قضیّه را از قرآن باز کنم؛ سوره حمد پنجمین سوره نازل شده در مکّه است: علق، قلم، مزمّل، مدثّر، پنجم فاتحه.
وقتی گفتید: «اهدنا الصراط المستقیم» بگویید: «صراط الّذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لاالضالّین»؛ راهِ راست را به ما بنما، راه آن کسانی که نعمت شان دادی، غضب شان نکردی، به آراء خود و برداشت خودشان اعتنا نکردند، دائماً از تو می‌گرفتند.
نگاه کنید هم شیعه، هم سنّی گفته‌اند که منظور از صراط مستقیم در آیه، راهِ علی است. از روزِ اوائل مکّه به همه گفتند حتماً باید سوره فاتحه را در نماز بخوانید، حالا قل هو اللَّه را خواندید، خواندید؛ نخواندید، انّا انزلناه یا قل یا ایّها الکافرون یا اذا جاء را بخوانید؛ امّا سوره فاتحه الکتاب را باید حتماً در نماز بخوانید. «لا صلاةَ الّا بفاتحة الکتاب» (12) بخصوص آیه آخرش: «صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لاالضالین».
همه گفته‌اند: «غیر المغضوب علیهم» مراد یهود است و «الضالّین» مراد نصاری است. گفتم این طور نیست، «غَیرِ» است نه «غَیرَ»؛ «غیرِ المغضوب علیهم؛ اینها که نعمت شان دادی، اینهایی که غضب شان نکردی، اینهایی که گمراه نشدند، یعنی علی و آل. بر ما قرار دادند که از روز اوّل در نماز، علی و آل را یاد کنیم، سه سال گذشت پیغمبر مطلب را آشکار کرد، چهل نفر را دعوت کرد، نهار دعوت کرد با مختصر غذایی، همه تعجّب کردند؛ تا خواست اسم علی را ببرد به هم ریختند؛ فردا روز دوم قبل از صرف نهار، صحبت کرد بعد گفت هر که به من اوّل ایمان بیاورد، او وصیّ من است، وزیر من است.
علی حرکت کرد، در سن سیزده سالگی؛ حضرت فرمود: تو وصیّ منی، تو وزیر منی.
خندیدند به ابوطالب، ابوطالب! پسرت امیر تو شد، تو باید تابع پسر باشی، خبر ندارند که در امامت جای این مسائل نیست.
و امّا در پایان نکته‌ای عرض کنم و آن اینکه خدمتِ حضرت آیت اللَّه مکارم شیرازی هستیم. من گاهی برای بعضی از آیات باید تمام ترجمه‌ها را ببینم؛ هفته قبل، 53 ترجمه را دیدم، ببینم مترجمین چه کردند؟! بحمداللَّه ترجمه ایشان بر قرآن اوّل است نه به تصدیق من بلکه به تصدیق کارشناسان، ترجمه ایشان از نظر توضیح دادن و جاهای مشتبه را بیان کردن و لغت رسا به کار بردن اوّل است. من یافتم این طور است بعد پرسیدم گفتند ترجمه ایشان اوّل است. بحمداللَّه ترجمه قرآن لطیف است. مفاتیحی که ایشان کار کرده‌اند نیز با سند و دور از بعضی از روایات صعب و مستصعب است و رساله ایشان نیز حاوی فتاوای خوب است. ایشان درد شناس و مرد شناس هستند. دردِ جامعه را می‌داند، گاهی انحرافاتی می‌خواهد واقع شود در مقالات و در کلمات و روزنامه‌ها می‌بینیم که فرمایشات ایشان متوجه درد است و از این هم که اظهار لطف کردند که آقایان مربوط به بنیاد بین المللی غدیر خدمتِ ایشان برسد هم خودم و هم از طرفِ آقایان تشکر فراوان دارم و طول عمر ایشان و مزیدات عنایات ولی عصر (عج) را از خداوند برای معظم له مسئلت می‌کنم.
والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.

سخنرانی جناب آقای مهندس حبیبی

قائم مقام دبیر کل بنیاد بین المللی غدیر
بسم اللَّه الرحمن الرحیم.
بنده هم اجازه می‌خواهم که گرچه قابلیت این اظهار نظر را هم می‌دانم که ندارم اما در محضر مرجعی قرار داریم که قبل از مرجعیت هم اگر کسی با آثار و رفتارهای حضرت آیت اللَّه العظمی مکارم شیرازی آشنا بود، مصداق اتمّ عالِم به روز بودن را می‌توانست هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب و بعد از مرجعیت کاملاً احساس کند. بنابراین تشرّف ما به محضر جناب عالی، علی القاعده موجب یک توفیق بزرگ و افتخار به یاد ماندنی است. از چند سال پیش با محوریت آیت اللَّه خزعلی، عده‌ای از غدیر دوستان در تهران دور هم جمع شدند و به تأسیس بنیاد بین المللی غدیر پرداختند در سال 79 به ثبت رسمی رساندند و با یک اساسنامه مشخص، همه امور مربوط به فعالیتهای بنیاد بین المللی غدیر در کلیات در این اساسنامه مندرج شد.
هدف مهم در بند اوّل اساسنامه، فرهنگ شدن تفکر غدیر، تعمیق و گسترش فرهنگ غدیر بود که ما تعریف مان از فرهنگ شدن تفکر غدیری در واقع در مهم‌ترین بُعد، فرهنگ شدن تفکر حکومت دینی با زاویه غدیری است. اعتقادمان بر این است که این صف بندیِ مهمّی که تاریخی است، الان هم وجود دارد، در آینده هم وجود خواهد داشت. در یک صف، مخالفین حکومت دینی قرار دارند، در صف دیگر، موافقین حکومت دینی و این صف بندی به نظر بنده از جدّی ترین صف بندی های تاریخی است و عدّه‌ای ما ها را ترغیب می‌کنند که شماها به نماز و روزه‌تان بپردازید و حکومت را به دست ما بسپارید نصیحت می‌کنند که دین، از حکومت نیست. ما در بنیاد بین المللی غدیر با محوریت و هدایتِ حضرت آیت اللَّه خزعلی می‌خواهیم به این مهمترین بُعد تفکر غدیری بپردازیم که اسلام، داعیه حکومت دارد و در غدیر دو موضوع مهم مشخص شده، یکی این که بعد از پیامبر گرامی اسلام، حکومت با چه محتوایی و آن کسی که در رأس حکومت قرار دارد، با چه مشخصاتی است؟ اگر این دو موضوع تعریف نشود، بعد داخل همین تاریخ اسلام افراد فاسقِ جابر ظالمی مثل حجاج بن یوسف ثقفی هم داعیه حکومت بر مسلمین پیدا می‌کنند و اما اگر این دو موضوع از ابتدا مورد توجه قرار می‌گرفت، معتقدیم که سرنوشت جهان اسلام تفاوتی بسیار ماهوی داشت. ما وقتی فرهنگ شدن غدیر را با این تعریف عرض می‌کنیم، معتقدیم که اصولاً حادثه عاشورا برای احیای غدیر اتفاق افتاده، خودِ عاشورا فرهنگ شد اما غدیر با این تعریف، باز هم فرهنگ نشد، در حدّ برگزاری مراسم و جشنها باقی ماند. مسلمانی که صبح از خواب برمی‌خیزد و به اهتمام امور مسلمین نمی‌پردازد، به تعبیر معصوم‌علیه السلام مسلمان نیست. ما مهمترین نوع اهتمام به امور مسلمین را در شکل حکومت می‌بینیم. اگر حکومت را از دست بدهیم، طبیعی است که هر چه به دست بیاوریم به پای این عامل مهم نخواهد رسید. بنابراین در بنیاد بین المللی غدیر مسأله این است که ما حول و حوش همین موضوع، فعالیت کنیم وگرنه پرداختن به ابعاد مختلف حتیّ غدیر و تشیّع که کار بسیار بسیار ارزشمندی هم هست، اگر با این تمرکز فکری و برنامه ریزی صورت نگیرد، کارهای پراکنده موازی فراوانی انجام می‌شود امّا مهمترین مقصود که فرهنگ شدن تفکر دینی با زاویه غدیری است تحقق پیدا نمی‌کند. بحمداللَّه موفقیتهای خوبی هم در این رابطه وجود داشته. بنده هم که توفیق پیدا کردم، افتخار پیدا کردم در محضر جنابعالی عرایضی داشته باشم به عنوان قائم مقام حضرت آیت اللَّه خزعلی در بنیاد غدیر، توفیق خدمت دارم. اگر اجازه بفرمایید مختصری هم جناب آقای ملک محمدی مدیر عامل بنیاد بین المللی غدیر که اخیراً نماینده مردم دامغان شده‌اند در مجلس شورای اسلامی از دستاوردها و اجرائیات غدیر، توضیحاتی را به عرض جنابعالی می‌رسانند.

سخنرانی حجت الاسلام ملک محمّدی

مدیر عامل بنیاد بین المللی غدیر
بسم اللَّه الرحمن الرحیم. با عرض تبریک ولادت با سعادت حضرت زینب سلام اللَّه علیها، خداوند متعال را شکر می‌کنم که در پایان اجلاس دبیران اجرایی بنیاد بین المللی غدیر به محضر مبارک فقیه والا، مرجع آگاه به زمان، مکان، اسلام، قرآن و جهان شرفیاب شدیم و به اختصار به ساختار تشکیلاتی و جمعیتی و گستره کار غدیری اشاره می‌کنم. به فضل الهی و عنایات امام زمان ارواحنا له الفداه و به برکت نام مقدس امیرالمؤمنین علی علیه السلام تاکنون در هفده کشور جهان دفاتر بنیاد بین المللی غدیر رسماً شکل گرفته؛ در کانادا، در تونس، در مغرب عربی، در هلند، بلژیک، آلمان، در ترکیه و پنج کشور آسیای میانه، امارات، عربستان، عراق، لبنان و سوریه و هندوستان که در اکثر این کشورها حضرت آیت اللَّه خزعلی شخصاً حضور داشته‌اند و به عنوان نمونه، در لبنان سید حسن نصراللَّه با آن ویژگیهای منحصر به فرد هنگامی که حکم را از دست آیت اللَّه خزعلی گرفتند، بوسیدند و بر سر گذاشتند و اظهار کردند که شرف بزرگی است برای من که در خدمت غدیر باشم. در داخل کشور هم در بیست و نه استان نمایندگان مقام معظم رهبری به عنوان نمونه در استان فارس، آیت اللَّه حائری شیرازی و در دیگر استانها هم نمایندگان رهبر معظم انقلاب، علمدار غدیر هستند و در دوازده وزارتخانه تاکنون موضوع غدیر رسماً شکل گرفته و وزرای کابینه نهم از دست آیت اللَّه خزعلی حکمشان را دریافت کردند. در نهاد ریاست جمهوری، بنیاد غدیر فعالیت دارد که الان رئیس دفتر سابق شهید رجایی، جناب آقای دکتر عسگری راد در جلسه ما حضور دارند به نیابت از طرف نهاد ریاست جمهوری و به عنوان دبیر اجرایی.
بنابراین بنیاد بین المللی غدیر، تنها بنیادی است که برنامه چشم‌انداز بیست ساله، پنج ساله و یک ساله خودش را تدوین کرد؛ هم به محضرِ رهبر معظّم تقدیم و هم به تصویب هیأت امناء رساند و به دبیرانش ابلاغ کرد و رئیس دفتر رهبر معظم و رئیس جمهور عزیزمان عضو هیأت امنا هستند و علاوه بر این دو، بزرگانی مانند آیت اللَّه مهدوی کنی، آیت اللَّه جنّتی، و بزرگانی از چهره‌های علمی مانند آقای دکتر ولایتی، دکتر لاریجانی و آقای عسگر اولادی و دیگران از اعضای هیأت امنای غدیر هستند. بنابراین بنیاد بین المللی غدیر در ویژگی منحصر به فردش کفایت می‌کند که منصوب است به مولی الموالی، امیر عالم در دنیا و آخرت که هستی عالَم هستی از هست علی بن ابی طالب علی علیه السلام‌است و به فرموده امام باقرعلیه السلام: «لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‌ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَة» (13)
خدا را شکر می‌کنم به نعمت ولایت و به همین مقدار اکتفا و از محضر مقدس حضرت آیت اللَّه العظمی مکارم شیرازی تقاضا می‌کنیم با بیانات نورانی شان دل و جان ما را جلا و صفا بدهند.
والسلام علیکم و رحمة اللَّه.

سخنرانی حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی

(اختتامیه اجلاس)
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
و به نستعین و صلّی اللَّه علی سیّدنا محمد و علی آله الطیبین الطاهرین لا سیّما بقیة اللَّه المنتظر ارواحنا فداه و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلی العظیم.
از دیدارِ شما عزیزان که کمر همّت برای انجام کار مهمّی بسته‌اید و بحمداللَّه در کارتان با سرعت مشغول پیشروی هستید بسیار خوشوقتم و از بیانات برادر عزیزمان آیت اللَّه خزعلی و بیانات دیگری که عزیزان فرمودند بسیار خوشوقت شدم و اطلاعات تازه‌ای را درباره این جمعیت پیدا کردم که نشان می‌دهد بحمداللَّه ریشه دار و در حال گسترش است. آنچه لازم می‌دانم عرض کنم به طور اجمال و فشرده این است که علیرغم این که عده‌ای اصرار دارند که دین از حکومت جدا شود، از آغازی که پیغمبر اکرم وارد مدینه شد، دین و حکومت با هم آمیخته شد. اوّلین برنامه‌ای که پیغمبر اکرم در مدینه شروع کرد، تشکیل حکومت بود، بیت المال بود، ارتش بود. یواش یواش مسأله جهاد پیش آمد. اینها مسائلی است که جز در حکومت مفهوم ندارد. اگر بنا بود فقط پیغمبر اکرم منادی اخلاق باشد، بیان کننده احکام حلال و حرام باشد، احتیاج به این مسائل نبود و اصولاً برای پیشرفت اهداف دین، جز از طریق حکومت کار حسابی انجام نخواهد شد. مثلاً یکی از اهداف که در سوره جمعه و جاهای دیگر هست: «وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ» (14) خوب تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه جز در سایه برنامه ریزی حکومتی امکان‌پذیر نیست و یا در سوره حدید که می‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (15) قیام به قسط که با اندرز و نصیحت نمی‌شود، تا حکومتی تشکیل نشود قیام به قسط نمی‌شود و همچنین اهداف دیگری که ما در بررسی هایی که کردیم، ده هدف برای بعثت انبیا در آیات قرآن پیدا کردیم. همه این اهداف در سایه حکومت اسلامی می‌باشد و از جمله نشانه‌های این مسأله، مسأله غدیر است. اگر بنا بود علی‌علیه السلام عالِمی باشد، بیان حلال و حرامی بکند، اندرز و نصیحتی داشته باشد و حکومتی نباشد، مسأله غدیر و بیعت گرفتن و امثال اینها معنی ندارد؛ یعنی بنده اگر می‌خواهم درس بدهم برای عده‌ای در مسجد اعظم، بیعت بگیرم از اینها که می‌خواهم به شما درس بدهم، بیعت مربوط به حکومت است. بنابراین غدیر، ادامه حکومت اسلامی پیغمبر اکرم است. داستان کربلا هم همین است؛ اگر امام حسین‌علیه السلام می‌خواست عالِمی باشد و در مدینه بیان حلال و حرام بکند، مشکلی نداشت. مشکل آن زمانی است که امام حسین‌علیه السلام می‌خواهد خطِ ولایت و امامت و نبوت را ادامه دهد و مسأله حکومت را تثبیت کند. تعجب است از کسانی که اخیراً در گوشه و کنار بعضی از مقالات دارند می‌نویسند که آقا مسأله حکومت گذشت، فعلاً سخن باید از مقام علمی علی‌علیه السلام باید کرد، آنها عالمانی بودند و بیان حلال و حرام می‌کردند و خیلی تعجب است از افرادی که درس خوانده باشند و این رقم تاریخ اسلام را تحقیر کنند و این رقم احکام فقه را تحقیر کنند. به هر حال کار شما همانطوری که فرمودند از یک سو برای احیای مکتب شیعه است، از سوی دیگر برای احیاء حکومت اسلامی است و این دو تا نمی‌تواند از هم جدا شود. این یک نکته.
و اما نکته دیگری که هست این است که متأسفانه قبل از آنی که این برنامه تشکیل شود، ما در مراسم غدیر، جز جشنی چیزی نمی‌دیدیم. جشنهای باشکوهی قبل از انقلاب گرفته می‌شد، مراسم غدیر و دید و بازدید و سنّتی که سادات را می‌رفتند دیدن می‌کردند و عیدی می‌گرفتند و غدیر خلاصه بود در جشن و عیدی گرفتن و دیدار سادات و امثال اینها. در حالی که خوب بحمداللَّه از وقتی که شما شروع کردید به این برنامه، غدیر دارد ماهیت اصلی خودش را پیدا می‌کند و این را باید پررنگ کنیم. غدیر یک فرهنگ است، غدیر یک جریان جهانی است، غدیر یک مکتب است، اینها باید تثبیت شود، منحصر نشود به این جشن هایی که بوده. عرض کردم بحمداللَّه حرکاتی که شروع کردید خوب این نشان دهنده این معناست. من نمی‌دانم، لابد سایتی برای غدیر داریم، مجله‌ای برای این ماهانه، سه ماهه، باید مجله‌ای هم داشته باشید که با این کشورهای مختلف دنیا که در ارتباط هستید و با تمام شهرهای مملکت در ارتباط هستید، افکار را منتقل کنید؛ یعنی اگر واقعاً بخواهید غدیر را به صورت یک مکتب و یک برنامه و جریان و یک فرهنگ در بیاید، احتیاج داریم روشها را یک مقدار اصلاح کنیم و یواش یواش تبدیل شود به یک دانشکده یک دانشگاه که مسائل غدیر را دنبال کند. چون شبهات در اطراف فراوان است و شاخ و برگهای غدیر هم فراوان است. درسهای غدیر احیای آثار امیرالمؤمنین‌علیه السلام است. ما وقتی شرح نهج البلاغه را بعد از تفسیر نمونه شروع کردیم دیدیم نهج البلاغه علی علیه السلام واقعاً مثل خودِ حضرت امیر، مظلوم است. برای قرآن بیش از هزار تا تفسیر نوشته شده اما نهج البلاغه ده تا شرح حسابی ندارد، به عدد انگشت است، این‌ها مظلومیت است. در سایه غدیر بالاخره باید یک حرکت گسترده و وسیعی حتی دانشگاهی، حوزوی، فرهنگی انجام شود. باید به مدارس کشیده شود، از دبستان گرفته تا راهنمایی و بعد بیاید در متوسطه، بیاید در دانشگاه، بیاید در سطح جامعه، بیاید در نماز جمعه‌ها، بیاید در صدا و سیما. باید یک برنامه ریزی خیلی وسیع باشد. ممکن است همه اینها را نشود یک جا انجام داد، خوب نمی‌شود. برنامه باشد باید از یک گوشه شروع کرد و رفت جلو تا آخر برنامه. این هم یک نکته.
اما نکته سومی که عرض کنم و عرایضم را کوتاه کنم و از همه شما مخصوصاً آیت اللَّه خزعلی معذرت می‌خواهم، این است که هوای این طرف هم داشته باشیم، گروهی ولایت و امامت و غدیر را خلاصه می‌کنند در توسلی و زیارتی و امثال اینها. و محتوای غدیر را رها می‌کنند. در آن حدیثی که اشاره کردند جناب آقای خزعلی وقتی امام می‌فرماید: «لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‌ءٍ کَما نُودِیَ بِالْوَلَایَة» در کنارش هم می‌گوید: «فیکون أعمالهم بولایته» ولایت برای این است که اعمال به ولایت امام باشد؛ یعنی همه زندگی انسان رنگ ولایت به خود بگیرد؛ حکومت رنگ ولایت داشته باشد؛ بازار، تجار، صنایع، دانشگاهها.
ولایت بر این است نه ولایت فقط به این است که ما توسلی پیدا کنیم و فردا شفیعان ما در روز قیامت باشند. توسل در جای خودش صحیح است، شفاعت صحیح است اما سخن در این است محدود کردن در این، عده‌ای هم از این طرف باید به آن‌ها هم آگاهی داد، آموزش داد، نکند غدیر و ولایت را خلاصه کنند در یک چنین برنامه محدود و سطحی و نادرست از نظر ما. به هر حال این سه موضوعی که عرض کردم از نظر من در مسأله غدیر مهم است و می‌دانیم که شما توجه دارید، من به عنوان تأکید عرض کردم و از خدا می‌خواهم و از روح مبارک مولا می‌خواهم که ان شاءاللَّه شما را مدد کند در این کارتان موفق بدارد.
من یک داستانی دارم راجع به درس نهج البلاغه مربوط به زمان آیت اللَّه العظمی فاضل است. ایشان برنامه‌ای تنظیم کردند و از من دعوت کردند که این که درس نهج البلاغه بگویم، خیلی سالها پیش؛ من گفتم نمی‌دانم، نمی‌توانم، وقت ندارم. بعد شب، خوابی دیدم، خواب دیدم رفتم به عراق، زمان صدام هم بود. آمدم از منزل بیرون، راه منزل را گم کردم، بعد هم یک وقت دیدم مأموران عراقی آمدند گفتند گذرنامه ات کو آقا؟ یادم آمد که گذرنامه ام را در منزل گذاشته‌ام و الان آدرس منزل را هم گم کرده‌ام. بعد یک ورقه دعوت نامه‌ای که از من دعوت کرده بودند برای تدریس نهج البلاغه در جیبم بود. این را درآوردم، گفتند همین کافی است، همین کافی است. و من آن دعوت را اجابت کردم و درس آن را گفتم. غرض این که اگر رابطه‌ای باشد، همین برای همه ما کافی است. دعا می‌کنم برای موفّقیّت تان.
والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.

پی نوشت ها

1) الاحتجاج علی اهل اللجاج 2: 135.
2) نهج البلاغة: 512.
3) اللّهوف علی قتلی الطّفوف: 132.
4) اللّهوف علی قتلی الطّفوف: 130.
5) اللهوف علی قتلی الطفوف: 134.
6) ابو برزة فضلة بن عبید بن حارث اسلمی است. از صحابی و ساکن مدینه و سپس بصره بود. در جنگِ نهروان با علی‌علیه السلام همراه بود و در سالِ 65 ه.ق در خراسان درگذشت.
الاعلام 8: 33.
7) الاحتجاج علی اهل اللجاج 2: 309.
8) همان.
9) اللّهوف علی قتلی الطّفوف: 184.
10) همان: 133.
11) الاحتجاج علی اهل اللجاج 2: 467.
12) مفتاح الفلاح: 202.
13) الکافی 2: 18.
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍعلیه السلام قَالَ بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَی خَمْسٍ عَلَی الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‌ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَة؛ امام باقرعلیه السلام فرمود: اسلام روی پنج پایه نهاده شده: نماز و زکاة و روزه و حج و ولایت و چنان که برای ولایت (در روز غدیر خم یا در عالم میثاق) فریاد زده شد، برای هیچ چیزی دیگر فریاد زده نشد.
14) سوره مبارکه بقره، آیه 129.
15) سوره مبارکه حدید، آیه 26.

درباره مركز تحقيقات رايانه‌اي قائميه اصفهان

بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بنده‌اى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او می‌فرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمت‌ها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوست‌تر می‌داری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش می‌رَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچه‌ای [از علم] را بر او می‌گشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه می‌دارد و با حجّت‌های خدای متعال، خصم خویش را ساکت می‌سازد و او را می‌شکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بی‌گمان، خدای متعال می‌فرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».