بانک جامع امام زادگان ایران

مشخصات کتاب

سرشناسه:مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان،1390
عنوان و نام پدیدآور:بانک جامع امام زادگان ایران/ واحد تحقیقات مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان گردآوری مطالب : از سایت های پایگاه اطلاع رسانی امام زادگان به نشانی :http://www.harameyar.ir و سایت اینترنتی ایران به نشانی :http://www.iran.ir می باشد.
مشخصات نشر:اصفهان:مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان ۱۳90.
مشخصات ظاهری:نرم افزار تلفن همراه و رایانه
توصیفگر : آرامگاه ها
توصیفگر : زیارتگاه ها
توصیفگر : امام زادگان
توصیفگر : سادات‌

دانستنیها

زیارت

از نگاه دین

توسل و زیارت در قرآن

توسل و زیارت از موضوعاتی است که در آیات و روایات اسلامی مورد توجه و سفارش قرار گرفته است و در میان مردم به ویژه شیعیان جایگاه و اهمیت ویژه ای دارد، در این مقاله توسل و زیارت از دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار می گیرد.
الف) توسل: «توسل» از ماده «وسل» به معنی تقرّب جستن و یا چیزی که باعث تقرّب به دیگری از روی علاقه و رغبت میشود؛ میباشد.[1] و توسل شامل شفاعت نیز میشود. «شفاعت» از ماده «شفع» به معنی ضمیمه کردن چیزی به همانند او است[2] و در مفهوم قرآنی، شخص گناهکار به خاطر پارهای از جنبههای مثبت (مانند: ایمان، عمل صالح و...) شباهتی با اولیاء الله پیدا میکند و آنها با کمکهای خود، او را به سوی کمال سوق میدهند و از پیشگاه خداوند تقاضای عفو میکنند. به عبارت دیگر میتوان گفت: قرار گرفتن موجود قویتر و برتر در کنار موجود ضعیفتر و کمک نمودن به او در راه پیمودن مراتب کمال است.[3] آیهای که به مسئله «توسل» اشاره دارد؛ آیه 35 سوره مائده است که خداوند میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» ای کسانی که ایمان آوردهاید پرهیزکاری پیشه کنید و وسیلهای برای تقرب به خدا، انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید. وسیله در آیه فوق، معنای بسیار وسیعی دارد و هر کار و هر چیزی که باعث نزدیک شدن به پیشگاه مقدس پروردگار میشود؛ شامل میگردد. همانطورکه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: بهترین چیزی که به وسیله آن میتوان به خدا نزدیک شد؛ ایمان به خدا و پیامبر او و جهاد در راه او، نماز، زکات، روزه، حج، صله رحم، انفاق ... میباشد.[4] و از آیات دیگر نیز استفاده میشود که وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خداوند و درخواست حاجت از خداوند به خاطر آن وسیله، به هیچ وجه ممنوع نیست همانطور که حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ از خداوند برای عمویش، طلب استغفار کرد، قرآن میفرماید: و استغفار ابراهیم برای پدرش (عمویش آزر) فقط به خاطر وعدههایی بود که به او داده بود (تا وی را به سوی ایمان جذب کند) امّا هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست، چرا که ابراهیم مهربان و بردبار است».[5] یا در سوره یوسف آیه 97، زمانی که گناهان برادران یوسف آشکار شد، آنها به پدرشان گفتند: ای پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم. این آیات نشان میدهد که انسانهای صالح را میتوان وسیله برای استغفار و طلب حاجت از خداوند قرار داد. این توسل در حقیقت توجه به خداست نه غیر خدا. متوسل شدن به افراد در حقیقت توسل به مقام روحانی آنهاست که روح خود را پرورش داده و به کمالاتی رسیدند. و روح برای بقاست نه برای فنا. لذا می‌توان به افرادی که در قید حیات نیستند؛ متوسل شد. عالم اهل تسنن در کتاب «وفاء الوفا» می‌نویسد: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبر و از مقام و شخصیت او، هم پیش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش و هم در عالم برزخ و هم در روز رستاخیز. عمر بن خطاب می‌گوید: حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ به پیشگاه خداوند چنین عرض کرد: یا رب اسئلک بحق محمد لما غفرت لی؛ خداوندا! به حق محمد از تو تقاضا می کنم که مرا ببخش![6] در زمان خلیفه دوم سالی قحطی شد، بلال به همراه عده‌ای از صحابه بر سر قبر پیامبر آمد و چنین گفت یا رسول الله! استسق لامتک... فاعفم قد هلکوا...» ای پیامبر! از خدایت برای امتت باران بفرست که ممکن است همه هلاک شوند.[7] با وجود روایات زیاد در کتابهای اهل تسنن باز هم گروهی از آنان به مسئله توسل و شفاعت خرده می‌گیرند و آن را انکار می‌کنند و آن را نوعی استقلال در مقابل خداوند تلقّی می‌کنند. در حالی که از این جمله غافل هستند که متوسل شدن به انبیاء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ در حقیقت متوسل شدن به خداست. و آنها عملی را جز با رضایت و اذن خداوند انجام نمی‌دهند. «قل لا املک لنفسی ضرّاً و لا نفعاً الا ما شاء الله؛[8] بگو! من برای خودم زیان و سودی را مالک نیستم، مگر آن چه خدا بخواهد». علاوه بر این، توسل روح امید را افزایش روح یأس را کاهش و ایجاد رابطه معنوی با خدا و اولیاء الله و تحصیل رضایت خداوند و توجه به سلسله شافعان و... را به وجود می‌آورد.
ب) زیارت قبور یکی از عللی که مسلمین را برای زیارت اهل قبور سوق می‌دهد، اعتقاد به زنده بودن آنها است. تمام ادیان و شرایع الهی، انسان را برای بقا می‌دانند نه برای فنا، لذا با آمدن مرگ، جسم خاکی انسان در زیر خاک نهفته می‌شود، امّا روح او زنده و به جایگاه متعالی اوج می‌کند. در این جا به اختصار به بررسی ادله زیارت قبور (اولیاء الله و دیگر افراد) می‌پردازیم. که جهت تکمیل بحث علاوه بر دلیل قرآنی از روایات و شواهد تاریخی هم استفاده می شود:
1. دلیل قرآنی خداوند در سوره توبه آیه 84 می‌فرماید: «و لا تصلّ علی احدٍ منهم مات ابداً و لا تقم علی قبره...»؛ هرگز بر هیچ یک از آنها (منافقان) که بمیرد نماز مخوان! و بر قبرش (طلب مغفرت و رحمت را) مایست، چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و در حال فسق (و بیرون از طاعت خدا) مردند». از این آیه استفاده می‌شود که پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر جنازه مردگان نماز می‌خواند و به زیارت آنها می‌رفت و برای آنها طلب مغفرت می‌نمود. امّا بعداً از چنین اعمال نسبت به منافقان نهی شد. اکثر مفسران با استدلال به این آیه، ایستادن بر قبر و دعا کردن را عبادتی مشروع می‌دانند، اگر چنین نبود خدای سبحان نهی از این عمل را مخصوص کافر نمی‌کرد.[9]
2. دلیل روایی روایت‌های فراوانی از اهل بیت عصمت و طهارت به ما رسیده که استحباب زیارت اهل قبور مخصوصاً زیارت ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ را می‌رساند، نمونه‌هایی از آن روایات را متذکر می‌شویم. الف. انس بن مالک از پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‌کند که پیامبر فرمودند: «شما را از زیارت قبور نهی می‌کردم (امّا امروز می‌گویم) قبور را زیارت کنید که شما را به یاد مرگ می‌اندازد.[10] ب. عایشه روایت می‌کند که حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: جبرئیل نزدم آمد و گفت: پروردگارت به تو امر می‌کند که در قبرستان اهل بقیع حاضر شوی و برایشان طلب آمرزش کنی...».[11] ج. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ هنگام زیارت قبور در کوفه فرمود: «السلام علیکم یا اهل الدّیار من المؤمنین و المسلمین و...».[12] د. استحباب زیارت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و امام رضا ـ علیه السّلام ـ و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ از منابع شیعه از حد تواتر گذشته است. روایات فوق نشان می‌دهد که زیارت اهل قبور، مورد تأیید و تأکید اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ بوده است.
3. شواهد تاریخی زیارت قبور در اسلام تاریخ دیرین دارد، زیرا پایه گذار زیارت قبور مسلمین پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ بودند و گروهی از وهابیون اعتقاد به زیارت قبور ندارند وآن را شرک می‌خوانند. در حالی که با مراجعه به منابع اصیل‌شان و کتاب‌های تاریخی در می‌یابیم که آنها نیز به مسئله زیارت قبور پرداخته‌اند. الف. محمد بن سعد در الطبقات الکبری نقل می‌کند که «در واقعه حدیبیه (سال ششم هجری) پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برسر قبر آمنه رفت و بر آن گریست و به مرمت و بازسازی آن پرداخت و هم چنین پس از حجه الوداع نیز به زیارت قبر مادرش آمنه رفت.»[13] ب. بیهقی و محدثان دیگر نقل کرده‌اند که حضرت رسول قبور شهدا را در احد زیارت کرد.[14] ج. درباره حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نوشته‌اند که ایشان به قصد زیارت حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بیرون می‌رفت و بر سر مزار آن حضرت گریه میکرد و برای آن حضرت دعا می‌کرد.[15] د. تاریخ به ما نشان می‌دهد که زیارت امام حسین ـ علیه السّلام ـ از شور انگیزترین زیارت‌ها بود و مورد تأکید و تشویق امامان بوده است و از سال 61 هجری تا سال 132 هجری (که انقراض بنی امیه بوده) شیعیان تحت فشار حکومت نتوانسته‌اند زیارت کنند باز هم به عشق آن آقا و از راه مخفیانه به زیارت آن شهید می‌رفته‌اند. و کاروان زیارت آن حضرت در طول تاریخ تشیع از حرکت باز نایستاد.[16]
پی نوشت: [1] . قاموس قرآن، سیدعلی اکبر قرشی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ذیل ماده «وسل». [2] . همان ذیل ماده «شفع». [3] . تفسیر نمونه، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ج 1، ص 223. [4] . نهج البلاغه، خطبه 110. [5] . توبه، 114. [6] . به نقل از تفسیر نمونه، ج 4، ص 367؛ وفاء الوفاء، ج 3، ص 371. [7] . به نقل از تفسیر نمونه، ج 4، ص 369؛ وفاء الوفاء، ج 3، ص 371. [8] . یونس، 49. [9] . مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسی، انتشارات اسماعیلیان، قم، ذیل آیه 84، سوره توبه؛ المیزان، علامه طباطبایی، انتشارات اسراء، قم، ذیل آیه فوق؛ تفسیر نمونه، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ذیل آیه فوق. [10] . علامه امینی، الغدیر، ج 5، ص 166، به نقل از حاکم در المستدرک ج 1، ص 375. [11] . همان. [12] . همان. [13] . شوق دیدار، دکتر محمد مهدی رکنی، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، چ 4، 1381، ص 19 به نقل از بحار الانوار، مجلسی، ج 10، ص 441. [14] . همان. [15] . کشف الاسرار وعده الابرار، رشید الدین میبدی، ج 1، ص 626. [16] . ر.ک: کامل الزیارات، ص 126؛ و ر.ک: خصائص الحسین، شوشتری، نبی الزهرا، قم. آدرس سایت منبع: http://forums.mihandownload.com

زیارت در روایت

زیارت در لغت عبارتست از تمایل و میل کردن به سمت ذاتی مبارک و روحانی، خواه از نزدیک باشد و خواه از دور، چه با گرایش قلبی و چه با قصد و نیتی دیگر و در اصطلاح دینی تمایلی است که افزون بر میل و حرکت حسی، گرایش قلبی نیز نسبت به زیارت شونده یافته باشد. بنابراین اکرام و تعلیم قلبی باید با انس روحی و فکری همراه باشد و این معنا در مرتبه‌ی بالاتر توجه روحی، قلبی و اخلاقی و عملی نسبت به زیارت شونده است. بدون تردید زنده‌ترین و مؤثرترین راه برای شناخت و ایجاد ارتباطی فکری و قلبی، زیارت است. با حضور زائر در حرم، زیارت صدق می‌کند اما حقیقت آن است که این پیوند روحی‌ست و مشتاقانه تحقق نمی‌یابد مگر این که آدمی به شناخت و معرفت نسبت به امام خویش رسیده باشد. زیارت خاستگاه اعتقادی و فقهی دارد که در تحکیم مبانی اعتقادی نیز نقش بسزایی را ایفا می‌کند. زائر ارکان اعتقادی خود را در زیارت باز می‌یابد. از همین روست که برخی از بزرگان، فقها و معصومین(ع) بر اهمیت زیارت تأکید ویژه‌ای داشته‌اند که گزیده‌ای چند از سخنان و احادیث‌شان را بر می‌شماریم. سید عبدالاعلی سبزواری(ره) در کتاب مهذب الاحکام بیان می‌کند: «اگر فتوا بر وجوب زیارت مشکل باشد قطعاً مستحب موکد بودن آن از متون دینی و روایات فراوانی که از شیعه و سنی و فرقیین نقل شده است به خوبی قابل مشاهده است. » امام رضا(ع) نیز می‌فرمایند: «هر امامی پیمانی بر گردن شیعیان و دوستانش دارد یکی از شرایط وفای به عهد و نیکو ادا کردن آن، زیارت مزار آنان است. پس هرکس با رغبت به زیارت آنان برود و زیارتشان کند و آن چه را که امامان بدان رغبت داشته‌اند تصدیق کند، در روز قیامت امامان شفاعت کنند‌گانشان خواهند بود.»[1] امام باقر(ع) نیز در همین زمینه می‌فرمایند: هرکس مزار آل محمد(ص) را زیارت کند و با این کار بخواهد نسبت به پیامبر اکرم(ص) صله رحم به جای آورد گناهانش پاک می‌شود مانند روزی که از مادر زاده شده است. به راستی دلیل این همه توصیه و تأکید ائمه اطهار(ع) و علما بر زیارت چیست؟ مهم‌ترین دلیلی که ائمه، مسلمانان را تشویق به زیارت کرده‌اند آثار زیارت است که در این باب وصیت حضرت رسول اکرم(ص) به ابوذر خواندنی است: «ای ابوذر به تو وصیتی می‌کنم، این وصیت را نگه‌دار شاید خدا تو را به دلیل رعایت این وصیت بهره‌مند گرداند؛ به زیارت قبور برو تا آخرت را به یاد تو آورد. »[2] و یا در جایی دیگر می‌فرمایند: وقتی به زیارت قبری می‌روی سلام کن تا درس عبرت تو شود. افزون بر این زیارت مایه‌ی مودت و دوستی است که نسبت به مؤمنان اجری عظیم و ثوابی کثیر دارد. از دیگر آثار زیارت می‌توان ارزیابی و خودسازی را برشمرد. هدف غائی همه‌ی عبادات تزکیه‌ی نفس است و آماده کردن روح برای معرفت کردگار و اولیاء‌اش که البته با زیارت روح از گستره‌ی محبس تن بودن خویش رها و در عرصه‌ی ملکوت عروج می‌گیرد. اولیای الهی که در دنیا مایه‌ی برکت و خیر بودند و مردم با زیارت آنها و ملاقات حضوری در زمان حیاتشان از دامنه‌ی بی‌کران فیوضاتشان بهره‌ها می‌بردند، بعد از وفاتشان نیز نه تنها این خیررسانی قطع نمی‌شود بلکه به دلیل این که به مرحله‌ی بالاتری از کمال می‌رسند و قدرت و قوت می‌یابند قلمروی این فیوضات گسترده‌تر می‌شود.
پی نوشت: 1- بحارالانوار، ج 97، ص 162. 2- بحارالانوار، ج 99، ص 1

رویکرد دینی به زیارت قبور با توجه به قرآن

چکیده: در این مقاله، بعد از ذکر یک مقدمه، به تبیین مفهوم زیارت قبور و پس از آن به رویکرد دینی درباره زیارت قبور اشاره خواهد شد. در رویکرد دینی، باید زیارت قبور در آینه قرآن، روایات، سیره و نظرات دانشمندان اسلامی بررسی ­شود. در این جا زیارت قبور در قرآن را بررسی می­نماییم و در ادامه به یک دلیل از مثبتین زیارت قبور و به یک دلیل از مانعین آن اشاره می­کنیم و در نهایت نتیجه می­گیریم که قرآن، منعی از زیارت قبور ندارد و این عمل، ازنگاه قرآن، جایز است.
مقدمه: یکی از مباحثی علمی ­ـ­ عملی­ای که امروزه در جهان اسلام مطرح می‌باشد «زیارت قبور» است. ابن تیمیه و شاگردانش و به تبع آنها، وهابیت، با ایراداتی که راجع به این موضوع وارد کردند، دنیای اسلام را در مقابل خود قرار دادند. اولین واکنش­ها در برابر این جریان، از سوی خود اهل سنت صورت گرفت که در کتب تاریخ و نقد وهابیت به این موضوع اشاره شده است. به نظر می‌رسد در اولین گام باید به اصل مسأله «زیارت قبور» پرداخت و این بحث را از جوانب مختلف مورد بحث قرار داد و سپس وارد بحث های مربوط به قبور شد. این مقاله، به دنبال آن است که رویکرد دینی را به اصل زیارت قبور، در جهان اسلام، مطرح و بررسی نماید.
زیارت قبور: کلمه «زیارت» از ریشه «زور» است که معانی متعددی دارد؛ برخی می‌گویند: معنای اصلی این کلمه، رو بر تافتن و کناره­گیری است. کلمه «زائر» از همین باب است که وقتی فردی، کسی را زیارت می‌کند، از غیر او روی گردانده است.[1] برخی نوشته­اند: «زور»، به قسمت بالای سینه گفته می‌شود.[2] این معنا سپس به معنی ملاقات کردن و روبرو شدن به کار رفته است.[3] طریحی این کلمه را به معنای«قصد» گرفته است و این دعای «اللهم اجعلنی من زوّارک را به معنای «من القاصدین لک، الملتجئین إلیک» می‌داند. او در ادامه می‌نویسد: «زیارت در عرف یعنی قصد کردن زیارت­شونده برای اکرام و تعظیم او و طلب انس گرفتن با او.»[4] طبق این معنا به هر قصدی، «زیارت» گفته نمی­شود؛ بلکه به قصدی اطلاق می‌شود که برای اکرام و تعظیم و انس گرفتن با زیارت­شونده باشد.[5] عرب به زیارت­کننده مرد، «زائر» و به زیارت کننده زن، «زائرة» می‌گوید. جمع سالم «زائر»، «زائرون» می‌باشد و جمع سالم «زائرة»، «زائرات» می‌شود. به زیارت شونده، «مزور» گفته می‌شود. محل زیارت و زیارتگاه، «مَزار» خوانده می‌شود.[6] «قبور» جمع «قبر» است و «قبر» به محل دفن انسان می‌گویند.[7] شاید عنوان «زیارت قبور» برگرفته از آیه دوم سوره تکاثر «حتی زرتم المقابر» باشد. این ترکیب در احادیث نبوی(ص) نیز آمده است؛ به عنوان مثال در منابع اهل سنت چنین می‌خوانیم: «نهیتکم عن زیارة القبور فزوروها».[8] در کتب حدیثی نیز همین عنوان، برای اینگونه احادیث انتخاب شده است.[9] رویکرد دینی به زیارت قبور: درباره مسائل یک دین دو نگاه وجود دارد: 1. گاهی از درون دین به مسائل دین، نگاه می‌شود؛ 2. گاهی از بیرون دین به آن مسائل نظر می‌شود. مسأله زیارت قبور نیز چنین است؛ اما از جهتی نگاه درون دینی دارای اهمیت است؛ چون این مسأله ـ چنانچه در مقدمه گفته شد ـ سبب اختلاف در بین مسلمانان شده است. منظور از رویکرد دینی در این نوشتار، نگاه به مسأله زیارت قبور، در آینه قرآن، روایات، سیره و نظرات دانشمندان اسلامی می‌باشد.
زیارت قبور در قرآن: قرآن، از منابع مورد اتفاق همه مسلمانان و مایه وحدت است. اگر بخواهیم به مسأله زیارت قبور بپردازیم، اول باید به سراغ قرآن برویم. درباره جواز و عدم جواز زیارت قبور در قرآن، صراحتاً حکمی دیده نمی­شود؛ اما به آیاتی بر جواز و عدم آن استناد شده است. از آیاتی که دال بر جواز زیارت قبور شمرده شده است، آیه 84 سوره توبه است. برخی علمای شیعه در کتب خود برای جواز زیارت قبور به این آیه استدلال کرده­اند.[10] از جمله تقریرها در استدلال به این آیه، تقریر ذیل می‌باشد: قرآن دستور می‌دهد که پیامبر هیچ گاه نباید بر جنازه منافق نماز بگذارد و نباید برکنار قبر او بایستد، آنجا که می‌فرماید: « وَ لا تُصَلِّ عَلی أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُون [11]. هرگز بر مرده هیچ یک از آنان، نماز نخوان! و بر کنار قبرش، (برای دعا و طلب آمرزش،) نایست! چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و در حالی که فاسق بودند از دنیا رفتند! در این آیه، برای هدم شخصیت منافق، به پیامبر خدا، دستور می‌دهد بر جنازه احدی از آنان هیچ گاه نماز مگزار و بر قبر آنان نایست. مفهوم این آیه ـ که می‌فرماید درباره منافق این دو کار را انجام نده ـ درباره غیر منافق این است که این دو کار، خوب و شایسته است.[12] به بیان دیگر، از این آیه، استفاده می‌شود که این عمل برای مؤمنین، جایز بلکه سیره مسلمانان و عمل رسول خدا بر آن بوده است؛ زیرا اگر در مورد مؤمنین هیچ سابقه­ای نداشت و پیامبر بر سر قبور مؤمنین و مسلمان­ها حضور پیدا نمی­نمود این نهی، معنا و مفهوم درست و صحیحی پیدا نمی­کرد. از این که در مورد منافقین می‌فرماید: «بر قبر آنان نایست» استفاده می‌شود که در مورد غیر منافق، این عمل شایسته می‌باشد. [13] اکنون باید ببینیم مقصود از «و لا تقم علی قبره» چیست؟ آیا مقصود تنها قیام موقع دفن است که درباره منافق جایز نیست و درباره مؤمن لازم و شایسته می‌باشد یا مقصود اعم از موقع دفن و دیگر مواقع است؟ اولاً واضح است که مقصود از ایستادن بر قبر، صرف ایستادن نیست به این معنی که اگر کسی مثلاً بر قبر منافقی درنگ کند و برای نگاه کردن به سنگ و شکل هندسی آن بایستد حرامی را مرتکب شده باشد؛ بلکه مقصود، ایستادن به جهت احترام گذاردن و طلب رحمت و مغفرت برای صاحب قبر است. این خود دلیل بر آن است که در مورد غیر منافق، مانعی ندارد؛ بلکه طلب رحمت و مغفرت برای مؤمنین، مطلوب و شایسته است. [14] ثانیاً برخی از مفسران آیه را ناظر به موقع دفن دانسته‌اند؛ ولی برخی دیگر از دید وسیع به آن نگریسته­اند و آیه را چنین تفسیر می‌کنند؛ «و لا تقم علی قبره للدفن او للزیارة»[15]. دقت در مفاد آیه می‌رساند که مقصود یک معنی وسیع است، اعم از توقف هنگام دفن و یا وقوف پس از آن؛ زیرا مجموع مضمون آیه را دو جمله تشکیل می‌دهد و این دو جمله عبارتند از: 1.« وَ لا تُصَلِّ عَلی أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً » لفظ «أحد» به حکم اینکه در سیاق نهی واقع شده است، مفید استغراق افراد است و لفظ «ابدا» مفید، استغراق زمانی است و معنی جمله چنین است: برای هیچ کس از منافقان در هیچ وقت نماز مگزار. با توجه به این دو لفظ می‌توان به روشنی به دست آورد که مقصود از جمله مذکور، خصوص نماز بر میت نیست؛ زیرا نماز بر میت فقط یک بار قبل از دفن انجام می‌گیرد، دیگر قابل تکرار نیست و اگر مقصود خصوص نماز میت بود دیگر نمی­بایست لفظ «ابدا» می‌آمد، و تصور اینکه این لفظ به منظور افاده «استغراق افرادی» است، کاملاً بی­مورد است؛ زیرا جمله «لا تصل علی احد» مفید چنین شمول و گستردگی است، دیگر لزوم ندارد که دوباره به بیان آن بپردازد. گذشته از این لفظ «ابدا» در لغت عرب برای استغراق زمانی است نه افرادی مانند: «و لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً» [16]. بنابراین مفاد جمله نخست این است که هیچ گاه برای احدی از منافقان طلب رحمت و مغفرت مکن، خواه با گزاردن نماز و خواه به غیر آن. 2. «لا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ» مفهوم این جمله به حکم عطف بر جمله پیشین چنین است: «و لا تقم علی قبر احد منهم ابدا»؛ زیرا قیودی که در معطوف علیه وجود دارد، بر معطوف نیز وارد می‌شود. در این صورت نمی‌توان گفت: مقصود از «قیام» همان قیام موقع دفن است؛ زیرا فرض این است که قیام موقع دفن درباره هر فردی قابل تکرار نیست، و لفظ «ابدا» که در این جمله نیز در تقدیر می‌باشد، حاکی است که این عمل قابل تکرار می‌باشد و تصور این که این لفظ برای استغراق افراد است، پاسخ آن در جمله قبل گفته شد؛ زیرا با وجود «احد» نیازی به افاده مجدد آن نیست. با توجه به این دو مطلب در الفاظ «لاتصل» و «لاتقم» می‌توان گفت: خداوند پیامبر را از هر نوع طلب رحمت برای منافق - خواه از طریق نماز بر مرده او و یا مطلق دعا - و از هر نوع وقوف بر قبر او خواه هنگام دفن یا پس از آن، نهی کرده است، و مفهوم آن این است که این دو عمل، طلب رحمت، و قیام و وقوف بر قبر مؤمن در تمام اوقات، جایز و شایسته است.[17] آیا دو آیه اول سوره تکاثر، دلالت بر منع زیارت قبور دارد؟ در اول سوره تکاثر، سخن از زیارت قبور شده که مضمون آن مذمت است. در این سوره، چنین می‌خوانیم: «أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ * حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ»[18] با توجه به مضمون سوره و روایات شأن نزول و کتب تفسیر و سیره پیامبر(ص) به دست می‌آید که در این سوره منعی بر زیارت قبور وجود ندارد. در کتب تفسیری، دو معنا برای« زُرْتُمُ الْمَقابِرَ» شده است: 1. مقصود، سراغ قبور مردگان رفتن به خاطر فخر­فروشی بر یکدیگر ـ برای نشان دادن کثرت جمعیت قبیله خود ـ باشد.[19] در این صورت مقصود آیه، این است که: افزون­طلبی (و تفاخر)، شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید (و قبور مردگان خود را برشمردید و به آن افتخار کردید). مفسران معتقدند که این سوره درباره قبایلی نازل شد که بر یکدیگر تفاخر می‌کردند، و با کثرت نفرات و جمعیت یا اموال و ثروت خود، بر آنها مباهات می‌نمودند، تا آنجا که برای بالا بردن آمار نفرات قبیله به گورستان می‌رفتند و قبرهای مردگان هر قبیله را می‌شمردند.[20] حال منظور از این قبائل، چه افرادی هستند؟ بعضی از مفسران آن را ناظر به برخی از قبائل قریش در مکه (بنی­عبد­مناف و بنی­سهم) می‌دانند؛[21] عده­ای دیگر، شأن نزول آن را درباره دو قبیله از قبائل انصار پیامبر در مدینه دانسته­اند.[22] مفسرانی، تفاخر یهود بر دیگران را مصداق این آیه بر شمرده­اند.[23] این تفسیر را خطبه221 نهج­البلاغه تأیید می‌کند. حضرت امیر)ع( فرمود: «أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ * حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ» شگفتا چه مقصد بسیار دوری و چه زیارت­کنندگان بی­خبری و چه کار دشوار و مرگباری! پنداشتند که جای مردگان خالی است، آنها که سخت مایه عبرتند، و از دور با یاد گذشتگان، فخر می‌فروشند. آیا به گورهای پدران خویش می‌نازند؟ و یا به تعداد فراوانی که در کام مرگ فرو رفته‌اند؟ آیا خواهان بازگشت اجسادی هستند که پوسیده شده؟ و حرکاتشان به سکون تبدیل گشته؟ آنها مایه عبرت باشند سزاوارتر است تا تفاخر[24]... . بیشتر مفسران این معنا را بر معنای دوم ترجیح داده­اند. 2. زیارت مقابر، کنایه از زمان فرا رسیدن مرگ و داخل شدن در قبر باشد؛[25] پس معنای آیه چنین می‌شود: «تکاثر و تفاخر، آن چنان آنها را به خود مشغول داشته که تا لحظه ورود در قبر نیز ادامه دارد.»[26] مؤید این مطلب روایتی از ابن عباس است که رسول خدا «أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ» را تلاوت کردند و فرمودند: «تکاثر این است که اموال را بدون حق، جمع کنند و آن را از رساندن به مستحق و مصرف در راه حق باز دارند و در گنجینه‌ها بیندوزند. «حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ» تا این که به قبرهای خود درآیید.» [27] بنابراین آیه در پی آن است که بگوید صفت فخر­فروشیِ برخی افراد، تا زمان مرگشان امتداد می­یابد؛ و اساسا هیچ منعی را از زیارت قبور نمی­رساند. با توجه به مطالب مذکور، بنا بر هر دو معنا، هیچ منعی از رفتن زیارت قبور وجود ندارد.
نتیجه: آنچه در این نوشتار گذشت بیان رویکرد قرآنی به مسأله زیارت قبور بود. درباره جواز و عدم جواز زیارت قبور در قرآن به صراحت، حکمی دیده نمی شود؛ اما با دقت در آیه 84 سوره توبه می­توان جواز آن را به دست آورد. در برخی از کتب برای منع از زیارت قبور به دو آیه اول سوره تکاثر تمسک شده است که پس از بررسی، این نتیجه گرفته شد که این دو آیه هیچ منعی از زیارت قبور ندارند. در قسمت­های بعدی این نوشتار، در رویکرد دینی، به روایات و سیره مسلمانان و نظرات دانشمندان شیعه و سنی پرداخته خواهد شد.
مطالب مرتبط: زیارت قبور از نگاه فریقین(2) زیارت قبور از نگاه فریقین(3)
کتابنامه 1) قرآن کریم. 2) ابن منظور، محمد بن مکرم؛ لسان العرب، دار صادر، بیروت، چاپ سوم، 1414 ق. 3) احمد بن فارس؛ معجم مقاییس اللغة، مصحح: محمد عوض مرعب و دیگران، دار احیاء التراث العربی، بیروت. 4) آلوسی، سید محمود؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، دارالکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول، 1415 ق. 5) بخاری جعفی،محمد بن إسماعیل ؛ الجامع الصحیح المختصر(صحیح بخاری)، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، دار ابن کثیر ، الیمامة ـ بیروت،چاپ سوم ، 1407ق – 1987م. 6) بیضاوی، عبدالله بن عمر؛ أنوار التنزیل و أسرار التأویل، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1418ق. 7) حسینی جرجانی، سید امیر ابوالفتوح؛ آیات الأحکام(جرجانی)، انتشارات نوید، تهران، چاپ اول، 1404 ق. 8) حقی بروسوی، اسماعیل؛ تفسیر روح البیان، دارالفکر، بیروت،[بی تا]. 9) راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، دارالعلم ـ الدار الشامیة، دمشق ـ بیروت، چاپ اول، 1412 ق. 10) سبحانی، جعفر؛ آیین وهابیت، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1364ش. 11) سبحانی ، جعفر؛ الزیارة فی الکتاب و السنة، [بی­نا، بی­جا، بی­تا] . 12) سید رضی، محمد بن حسین نهج البلاغة، ترجمه محمد دشتی، انتشارات مشهور، قم، چاپ اول، 1379ش. 13) سیوطی، جلال الدین؛ الدر المنثور فی تفسیر المأثور، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، قم، 1404 ق. 14) طاهری خرم آبادی، سید حسن؛ توحید و زیارت، مؤسسه بوستان کتاب، قم، چاپ دوم، 1386ش. 15) طبرسی، فضل بن حسن؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372 ش. 16) طریحی، فخر الدین؛ مجمع البحرین، کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، 1375 ش. 17) فاضل مقداد، جمال الدین مقداد بن عبد اللَّه؛ کنز العرفان فی فقه القرآن قم ، چاپ اول. 18) فتال نیشابوری، محمد بن حسن بن علی ؛ روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، انتشارات رضی، قم، چاپ اول. 19) فیض کاشانی، محسن؛ الأصفی فی تفسیرالقرآن، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1418ق. 20) قاسمی، محمد جمال الدین؛ محاسن التاویل، دار الکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول، 1418 ق. 21) قشیری نیسابوری، مسلم بن الحجاج ؛ صحیح مسلم، تحقیق و تعلیق محمد فؤاد عبد الباقی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، [بی تا] . 22) کلینی رازی، محمد بن یعقوب بن اسحاق ؛ الکافی، اسلامیه ، تهران، چاپ دوم، 1362ش. 23) مظهری، محمد ثناءالله؛ التفسیر المظهری؛ مکتبة رشدیه ، پاکستان، 1412ق. 24) مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ش. 25) واحدی، علی بن احمد؛ اسباب نزول القرآن(واحدی)، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1411 ق.
پی نوشت ها: [1]. معجم مقاییس اللغة، ص443. [2]. المفردات فی غریب القرآن، ص386. [3]. تفسیر نمونه، ج‌27، ص 277. [4]. مجمع البحرین، ج‌3، ص319. [5] . الزیارة فی الکتاب و السنة، ص73. [6] .لسان العرب، ج4، ص336. [7]. لسان العرب، ج‌5، ص 68. [8] . صحیح مسلم،ج2،ص672. [9] . ر.ک: صحیح بخاری،ج1،ص430؛ الکافی، ج‌3، ص 228. [10] . آیات الأحکام(جرجانی)،ج1،ص239؛ کنز العرفان فی فقه القرآن، ج1،ص181. [11] . توبه/84 . [12] . آیین وهابیت، ص 107- 108 . [13] . توحید و زیارت ، ص204. [14] . توحید و زیارت ، ص204- 205. [15] . التفسیر المظهری، ج‌4، ص276؛ تفسیر روح البیان، ج‌3، ص 478؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج‌5، ص 342؛ محاسن التأویل، ج‌5، ص 470. [16] . احزاب / 53 . [17] . آیین وهابیت، ص 107- 110 . [18] . تکاثر/1- 2. [19] . الأصفی فی تفسیرالقرآن، ج‌2، ص 1472. [20] . تفسیر نمونه، ج‌27، ص 275 . [21] . اسباب نزول القرآن، ص490؛ أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج‌5، ص334. [22] . مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‌10، ص811 . [23] . اسباب نزول القرآن، ص490؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‌10، ص811 . [24] . نهج البلاغة، ص 449. [25] . الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‌6، ص 387؛ الأصفی فی تفسیرالقرآن، ج‌2، ص 1472؛ أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج‌5، ص334. [26] . تفسیر نمونه، ج‌27، ص 276 . [27] . روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج‌2، ص 493. نویسنده : مجتبی صداقت منبع: http://www.pajoohe.com

زیارت از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام

زیارت قبور بخش کوچکی از شریعت بزرگ و وسیع اسلام می باشد که عملی مباح به شمار رفته و انجام دادن و یا ترک آن با هم برابر است. و اگر همراه با نیت صالح و بدور از اعمال شرک آمیز انجام گیرد عملی مستحب و نیکو می باشد.زیارت قبور در روزهای نخستین قانونگذاری اسلامی ممنوع اعلام شد، تا آنکه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وسلم با این سخن مبارک خود به آن اجازه دادند:«نَهَیْتُکُمْ عَنْ زِیَارَةِ الْقُبُورِ فَزُورُوهَا». صحیح مسلم 2305«شما را از زیارت قبرها منع کرده بودم، اکنون آنها را زیارت نمائید».و جالب است بدانید که در قرآن کریم ذکری از زیارت قبور نیامده است. و اگر مسلمانی از دنیا برود و قبری را زیارت نکرده باشد و یا به زیارتگاهی قدم ننهاده باشد مورد بازخواست باری تعالی قرار نمی گیرد و در هنگام سوال و جواب از او نمی پرسند که چرا به زیارت قبری نرفته است. لکن در نزد شیعه زیارت قبر جایگاه مخصوصی دارد طوریکه می گویند:«اگر انسانی همة اعمال أنبیاء علیهم السلام را انجام دهد و لکن قبر مخصوصی را زیارت نکرده باشد خداوند از او هیچ عمل نیک و پسندیده ای را نمی پذیرد و بر او خشم گرفته و مورد لعنت قرار می دهد و برایش عذاب جهنم و سرانجام بدی را مهیا می سازد». جای بسی تعجب است که در کتب معتبر شیعه ده ها روایت از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وائم? اهل بیت وجود دارد که به صراحت مسلمانان را از قبرپرستی و ساختن گنبد وبارگاه و زیارتگاه ها منع فرموده اند، که ما بعضی از آنها را برای نمونه ذکر می نماییم:در کتاب (من لا یحضره الفقیه) و (وسایل الشیعه) از جعفر صادق: چنین‌نقل‌شده است «پیامبرص از اینکه‌بر قبری‌نماز بگزارند، یا بر آن‌بنشینند و یا بر آن بنا و ضریح بسازند، نهی‌فرموده است و یهود ونصارا را لعنت نموده اند که قبور انبیاء را مسجد ساختند . و در فروع الکافی 3/228، من لا یحضره الفقیه 821، وسائل الشیعة 2/887. از سماعة ابن مهران روایت است که گفت: دربار? زیارت قبور و ساختن مسجد بر آن از جعفر صادق:؛ پرسیدم ایشان فرمود: زیارت قبور اشکالی ندارد، اما در کنار قبر مسجد ساخته نشود.و همچنین در (من لا یحضره الفقیه) از جعفر صادق: روایت است که می فرماید:«هر چیزی که غیر از خاک خود قبر بر روی قبر گذاشته و یا ریخته شود بر مرده سنگینی می کند». و در (فروع الکافی 3/202، وسائل الشیعة 2/864) از جعفرصادق: روایت است که رسول الله ص فرموده اند:«جز خاکی که از خود قبر بیرون آورده شده خاک دیگری بر آن ریخته نشود».در (من لا یحضره الفقیه 1/135، وسائل الشیعة 2/868) از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت است که فرموده اند: «کسی که قبری را باز سازی کند یا تمثالی بسازد یقیناً و بدون شک از اسلام خارج شده است». و در (وسائل الشیعة 2/869، 3/62) از جعفرصادق: روایت است که امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: «رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم مرا به مدینه فرستاد و فرمود: هر عکسی را دیدی نابود کن، و هر قبری را دیدی هموارش کن». و در (الاستبصار 1/217، وسائل الشیعة 2/869) از علی بن جعفر: روایت است که از موسی کاظم:: پرسیدم: آیا ساختن قبر و نشستن بر آن جایز است؟ فرمود:«ساختن قبر و نشستن بر آن و گچ کردن و گل کردن آن جایز نیست».امّا کسانی که ادعای محبت اهل بیت را دارند در قدم اول با کسانی مخالفت می کنند که آنها را امامان خود و ائم? اهل بیت می دانند.در این بخش با زیارت از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام آشنا خواهید شد. طبقه بندی: مقالات جدید اسلامی آدرس سایت: http://iqrata.mihanblog.com/post/472

زیارت قبور از دیدگاه شیعه

به چهار دلیل، زیارت امری مشروع است: 1- قرآن (نساء 64) 2- روایات: از پیامبرنقل شده که فرمودند: «هرکس قبر مرا زیارت کند، شفاعتش بر من لازم می گردد.» این دارای 40 منبع از کتاب های اهل سنت است. 3- عمل اصحاب: خلیفه ی دوم اهل سنت بعد از فتوحات شام وقتی وارد مدینه شد اولین اقدامش این بود که به مسجد آمد و بر رسول خدا (ص) سلام فرستاد. 4- عقل: عقل می گوید تعظیم کسی که خداوند او را بزرگ داشته است نیکوست. زیارت هم نوعی تعظیم است.
نساء (64):
«وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا»
«هیچ پیامبری را نفرستادیم جز آنکه دیگران به امر خدا باید مطیع فرمان او شوند. و اگر به هنگامی که مرتکب گناهی شدند نزد تو آمده بودند و از خدا آمرزش خواسته بودند و پیامبر برایشان آمرزش خواسته بود، خدا را توبه‌پذیر و مهربان می‌یافتند.»
الدر المنشور- جلال الدین السیوطی- ج 1- ص 237:
از پیامبر (ص) نقل است که هر کس به حج بیاید و مرا زیارت نکند در حق من جفا کرده.
السنن الکبری- البیهقی- ج 5- ص 246:
پیامبر فرمودند: هرکس قبر من را زیارت کند بعد از مرگم مانند کسی است که من را در زمان حیاتم زیارت کرده.
این سخنان ثابت می کند زیارت قبور اشکال که ندارد هیچ مستحب هم هست.
در ضمن روح فرد زنده بوده قبر او تنها محلی برای ملاقات افراد زنده با آن مرده با این توجه که روح او متوجه می شود و نابود نشده است. نویسنده: یاسر احمدی آدرس منبع: http://farooqazamali.parsiblog.com

سنت زیارت اهل قبور ازدیدگاه اهل سنت

جرعه ای از دریای فضائل و مناقب آل الله
در بین مسلمانان، ذکر این نکته ضروری است که: علاوه بر عالمان شیعه، ائمه مذاهب اربعه اهل سنت و حافظان حدیث نیز در کتب معتبر عامه (ص حاح، سنن و مسانید) احادیث بسیاری در فضیلت زیارت قبر رسول خدا (ص) نقل کرده اند. پیامبر تأکید داشت که مسلمانان به دیدار قبور روند تا عبرت گرفته و به یاد فردای قیامت افتند. همچنین سفارش می کرد که به زیارت خفتگان بقیع رفته و برای آنها از پیشگاه خداوند، طلب آمرزش کنند. همچنین می توان به روایات زیر اشاره کرد که کتب اهل سنت، از طریق عبدالله بن عمر (فرزند خلیفه ثانی)، از پیامبر (ص) آورده اند که می فرماید: من زار قبری وجبت له شفاعتی: هر کس آرامگاه مرا زیارت کند، شفاعت او نزد خداوند بر من واجب می شود. « من زارنی بعد موتی فکانما زارنی فی حیاتی: هر کس مرا بعد از فوتم زیارت کند، چنان است که گویی در زمان حیاتم با من دیدار کرده است» « من حجّ فزار قبری بعد وفاتی کان کمن زارنی فی حیاتی: هر کس پس از من حج گزارده و قبرم را زیارت کند همچون کسی است که مرا زمان حیاتم زیارت نموده باشد» « من جائنی زائراً لاتعمله (لاتحمله، لم تنزعه، لایهمّه / خ ل) حاجه ً الا زیارتی کان حقّاً علیّ ان اکون له شفیعاً یوم القیمه : هر کس صرفاً به انگیزه زیارت من، به مدینه آید بر من فرض است که روز قیامت از وی (در پیشگاه الهی) شفاعت کنم». سفارشهای پیامبر (ص)، زیارت اهل قبور را به سنّتی عمومی و ماندگار در میان صحابه بدل ساخت که تا امروز در اقطار جهان اسلام تداوم دارد. زیارت حضرت زهرا(ع) از قبر عموی خود حمزه (ع) در احد، سفر بلال مؤذن پیامبر پس از فوت آن حضرت از راه دور به مدینه برای زیارت قبر پیامبر، زیارت عایشه از قبور خفتگان بقیع و نیز قبر برادرش (عبدالرحمن)، توصیه عمر دربیت المقدس به کعب الاحبار (خاخام نو مسلمان) مبنی بر سفر به مدینه و زیارت قبر پیمبر (ص)، فرستادن عمر بن عبدالعزیز، خلیفه اموی، گروهی را از شام به مدینه جهت ابلاغ سلام وی به نبی اکرم(ص)، برخی از مواردی است که تاریخ ثبت کرده و نشان از رواج این سنت در صدر اسلام بین صحابه و تابعین دارد. چنانکه مورخان و جهانگردان بزرگ مسلمان نیز در آثار خود، به وجود مقابر پرشکوه انبیاء ، ائمه اهل بیت، صحابه و علما در مدینه، مکه، کوفه، بغداد، شام و مصر و. . . ، و رونق زیارت آنان توسط مسلمانان، تصریح دارند. افزون بر این، طبق پژوهشی که انجام شده، بیش از 40 تن از اعاظم علماء عامه فتوا به استحباب مؤکّد زیارت قبر رسول خدا داده اند، همچون: ابوعبدالله حلیمی جرجانی شافعی (م 450)، قاضی القضات ماوردی (م 450)، ابوحامد غزالی (م 505)، قاضی عیاض مالکی (م 544)، ابن الحاج محمد عبدلی قیروانی مالکی (م 738)، ابن حجر هیتمی مکی شافعی . حتی مفتی مشهور عربستان (عبدالعزیز بن باز) صریحاً به استحباب زیارت قبر مطهر پیامبر (ص) و نیز خفتگان بقیع فتوا داده است. همچنین، کتب معتبر این فرقه، پر از ذکر زیارت نامه های قبر نبیّ اکرم (ص) و عترت و اصحاب ایشان، و آداب توسل و تبرّک و استشفاع به مرقد مطهر آن حضرت است. شووینیسم و عرب ستیزی (ترسیم چهره موهن از ورود اسلام به ایران) وصفی که زنجانی از ورود اسلام به ایران دارد، دقیقاً همخوان با تحلیلهایی است که شووینیست های ضدّ اسلام ـ نظیر پالکونیک فتحعلی آخوندوف و میرزا آقاخان کرمانی، و اذناب آنها در داخل و خارج کشورمان ـ سعی در القاء آن داشته و دارند. نمونه وار، بخشی از عبارت وی را می آوریم: جای بی اندازه افسوس است که پس از غلبه اسلامیان به ایران و قبولاندن دین اسلام به ایرانیان به ضرب شمشیر برّان، به حکم خلیفه دویم یا به اقتضای طبع وحشی و خشن و نادان، کتب و تواریخ و ادبیات و آثار دولت بزرگ ایران بکلّی از صفحه جهان و زمان سترده شد. حتی تاریخ وقایع ایران پس از غلبه اسلامیان تا دویست سال بیشتر هم اندکی و آن هم موافق میل و صرفه اسلامیان ثبت تواریخ گردید. در جنگ با اعراب، چه ایستادگیها کردند و کجا غالب و چگونه مغلوب شدند و پس از غلبه عربهای سوخته برشته دشت عربستان، و محو تمدن و نزاکت و ادب و تربیت در مهد آسودگی و استراحت و ریاست و ثروت، به دیده اعراب درشتخو با بزرگان و نجبا و علما و عقلا و نازک پروردگان و در تنعم بزرگ شده ایرانی در آن عصر اولین دولت و ملت قوی قاهر متمدن و تربیت یافته و ناشر علم و ادب با دویم دولت جهان که مسلّماً در آن عصر فقط نام روم بود و ایران، و این دو دولت قویتر و متمدن ترین دول جهان بودند، چگونه رفتار کردند و به سر بزرگان و زنان و کودکان بی پناه و مردانشان کشته شده و به دست این قوم درشت زبان ندان افتاده آمد که جان و ناموس و مال آنها را مال خودشان و اسیر و ذلیل کردن ایشان را فخر می دانستند، چه آوردند، البته در تواریخ ننوشته اند، لکن همین قدر کافی است که از آثار و کتب و اشعار و حکایات و وضع زندگانی و صنایع و بدایع ایشان اثری نگذاشته، حتی یک قسمت از صاحبان غیرت و مکنت که نخواستند دین را به زور شمشیر بپذیرند یا ناچار شدند وطن چندین هزارساله و مال و ملک و خویشان و همزبانان قوم خود را واگذاشته با نهایت ذلت و زحمت به هند که اهل آن هم همکیش نبودند گریخته، پناهیدند یا اگر در ایران ماندند دین خود را پنهان داشته تبعیت گزیدند. به دیده برخی از محققین، زنجانی در این نگاه و نگرش شووینیستی، تحت تأثیر اردشیر جی مشهور (مهره فعّال سازمان جاسوسی انگلیس در ایران عصر قاجار و پهلوی، و عضو مهم لژ بیداری ایران) قرار دارد و مؤیّد این امر، مطالبی است که وی در رساله مکالمات با نورالانوار، از زبان مسیو کارنجی (بخوانید: اردشیر جی) آورده و قبلاً در بخش سوم کتاب حاضر، فصل «در مکتب اردشیر جی» آن را نقل کردیم. استاد شهبازی می نویسد: دیدگاههای اردشیر، مبانی استواری برای نظریه نژادی زنجانی فراهم ساخت. بر اساس این نظریه، اسلامی شدن ایران، همپای آمیختگی نژادی ایرانیان و از میان رفتن «نژاد اصیل ایرانی» صورت گرفت و این امر از عوامل انحطاط ایران در دوران اسلامی بود.
منابع 1085- زوروا القبور فانّها تذکّرکم الاخره (سنن ابن ماجه، 1/500، حدیث 1569) و: زوروا القبور فانّ لکم فیها عبره (کنز العمال، 15/647، ح 42558). 1086 - صحیح مسلم، 3/64، کتاب الجنائز، باب مابقال عند دخول القبور والدعاء لاهلها (حدیث عایشه از پیامبر. نیز ر. ک، همان: ص 65، حدیث بریده از پیامبر). 1087- سنن دارقطنی، 2/278، باب المواقیت، حدیث 194؛ الاحکام السلطانیه ، ماوردی، .105 علامه امینی نیز در الغدیر، 5 /93ـ96، حدیث فوق را از 41 مصدر حدیثی و فقهی مربوط به اکابر علمای اهل سنت نقل کرده است، همچون دارقطنی و ماوردی و همچنین: عبید بن محمد ورّاق نیشابوری (متوفی 255 ق)، ابوبکر ابن ابی الدنیا (م 281)، ابوبکر محمد بن اسحاق نیشابوری (م 311) در الصحیح، حافظ ابوبکر بیهقی (م 458 ق) در سنن و غیر آن، قاضی ابوالحسن علی بن حسن خلعی شافعی (م 492) در فوائد، قاضی عیاض مالکی (م 544) در شفاء، حافظ ابوحسین یحیی بن علی قریشی اموی مالکی (م 622) در الدلائل المبنیّه فی فضائل المدینه ، تقی الدین علی بن عبدالکافی سبکی شافعی (م 756) در شفاء السقام فی زیاره خیر الانام، سید نورالدین علی بن عبدالله شافعی سمهودی مصری (م 911) در وفاء الوفاء، حافظ جلال الدین سیوطی (م 911) در الجامع الکبیر، حافظ ابوالعباس قسطلانی (م 923) در المواهب اللدنّیه و. . . 1088-سنن دارقطنی، 2/278، باب المواقیت، ح 193؛ شفأ السقام، سبکی، ص 23، وفاء الوفاء، سمهودی، 4/.1344 علامه امینی آن را از 13 مصدر نقل کرده است (الغدیر، 5 /.101 . 1089 سنن دارقطنی، 2/278، باب المواقیت، حدیث 192؛ سنن بیهقی، 5 /246؛ شفاء السقام، صص 16ـ21؛ وفاء الوفاء، سمهودی، 4/.1340 علامه امینی از 25 مصدر نقل کرده است (الغدیر، 5 /98ـ99). 1090- احیأ العلوم، غزالی، 1/306: شفاء السقام، سبکی، صص 13ـ16؛ وفاء الوفاء، سمهودی، 4/.1340 علامه امینی نیز در الغدیر (ج 5، صص 97ـ 98) این حدیث را از 16 مصدر نقل کرده است. 1091- برای مشاهده متن و مآخذ روایات فوق و دیگر روایات این باب از زبان عبدالله بن عمر، حاطب بن ابی بلتعه، ابوهریره، انس بن مالک، ابن عباس، علی (ع)، بکر بن عبدالله ، بریده، عکرمه و دیگر صحابه در کتب اهل سنت ر. ک، شفاء السقام، سبکی، 5 ـ 35؛ وفاء الوفاء لاخبار دار المصطفی، نورالدین علی بن احمد سمهودی، 4/1336ـ1348؛ التوسل و الزیاره فی الشریعه الاسلامیه ، محمد فقی، 48ـ50 ؛ الغدیر، امینی، 5 /93ـ108؛ وهابیت، مبانی فکری و کارنامه عملی، جعفر سبحانی، صص 127ـ129؛ وهابیان، علی اصغر فقیهی، صص 169ـ172؛ بیان در علوم و مسائل کلی قرآن، آیت الله خویی، ترجمه محمدصادق نجمی و هاشم هریسی، صص 682 ـ.687 1092- المستدرک، حاکم نیشابوری، 1/.377 به گفته حاکم، روایان این حدیث همگی ثقه و عادلند و از این نظر با راویان صحیح بخاری و مسلم تفاوتی ندارند. 1093- مختصر تاریخ دمشق، ابن عساکر، 5/.265 1094- صحیح مسلم، 3/63، کتاب الجنائز، باب مایقال عند دخول القبور. 1095- سنن ترمذی، 3/371، ح .1055 1096- فتوح الشام، واقدی، 1/.244 1097- شفاء السقام، به نقل از مناسک امام ابوبکر ابوعاصم النیل، ص .143 1098- ر. ک، مروج الذهب، مسعودی، 2/ 288؛ رحله ابن جبیر، صص 19ـ24، 78، 141ـ142- و. . . ؛ اخبار مدینه الرسول، ابن نجار. 1099- شفاء السقام، سبکی، ص .65 1100- الاحکام السلطانیه ، ص .109 1101- احیاء علوم الدین، 1/305ـ.306 1102- الشفاء، 2/194ـ.197 1103- المدخل، 1/.257 1104- الجوهر المنظم فی زیاره قبر المکرم، ص .22 تقی الدین سبکی شافعی (متوفی 756 ق)، عالم مشهور اهل سنت، در کتاب «شفاء السقام فی زیاره خیر الانام» (صص 65 ـ79) آرای فقهای اهل سنت از قرن چهارم تا زمان خویش را گرد آورده و ثابت کرده است که استحباب زیارت قبر رسول خدا (ص) از مسلّمات فقه اسلامی است. عبدالرحمن جزیری، دانشمند سنّی مذهب معاصر، در کتاب مشهور الفقه علی المذاهب الاربعه (ج 1، ص 590 ) فتاوی پیشوایان چهارگانه اهل سنت را گردآورده و به ذکر احادیث متعدد نبوی در استحباب زیارت پیامبر و آداب آن پرداخته است. از محققان شیعی هم روزگار ما نیز، علامه امینی (متوفی 1390 ق) در الغدیر (ج 5، 109ـ125) فتوای بیش از 40 تن از فقها و محدثان بزرگ تسنن را در این باره گرد آورده و پس از وی، آیت الله حاج شیخ جعفر سبحانی کار بزرگ او را با نگارش «الزیاره فی الکتاب و السنه » تکمیل کرده است. 1105- جریده الجزیره ، ش 6826، 24 ذی قعده 1411 ق. 1106- برای فتاوی بزرگان عامه (نظیر قاضی القضات ماوردی و. . . ) در باره استحباب زیارت قبر پیامبر «ص»، و زیارت نامه ها و آدابی که در کتب معتبر این فرقه برای قبر پیامبر (ص)، فاطمه زهرا (ع)، شیخین، خفتگان بقیع، شهدای احد و کلا قبور مؤمنین، و نیز توسل و تبرک و استشفاع به مرقد نبوی (ص) و بوسیدن آن نقل شده، و بررسی و نقد روایات معارض با این امر ر. ک، الغدیر، 5 /130 به بعد؛ وهابیت، مبانی فکری و کارنامه عملی، جعفر سبحانی، صص 97ـ179 و 217ـ279 و 323 به بعد؛ وهابیان، علی اصغر فقیهی، بخشهای دوم و سوم؛ توسل از دیدگاه عقل، قرآن و حدیث، سید محمد ضیاء آبادی، صص 180ـ187؛ کشف الارتیاب، سید محسن امین، فصل 9، ص 286 به بعد. کتاب «تبرک الصحابه »، اثر محققانه شیخ محمد طاهر کردی مکی (دانشمند، مورخ و مفسر بزرگ مقیم مکه و تحصیلکرده مدینه و مصر) نیز که به قلم آقای حیدر انصاری نجف آبادی به فارسی ترجمه شده مرجع خوبی برای آشنایی با سنت زیارت قبور پاکان در اسلام است. 1107- خاطرات شیخ ابراهیم. . . ، صص 239ـ.240 1108- زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی. . . ، عبدالله شهبازی، مندرج در: زمانه، ش 10، ص .18

از نگاه بزرگان

زیارت در کلام آیت الله بهجت

زیارت هر کدام از مشاهد مشرّفه، زیارت همه است. خیال می کنم انسان اگر هر یک از مشاهد مشرفه را طواف کند، همه ی مشاهد را در همه جا زیارت کرده است و برای او مفید است. آن ها «أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» [زنده اند و نزد خدا بهره مند] (1) هستند و با دیگران قابل قیاس نیستند. هرجا هستیم می توانیم به هر کدام از آنها متوسّل شویم. در زیارت حضرت سیّدالشهدا علیه السّلام بر همه ی ائمه بلکه انبیاء علیهم السّلام، سلام شده است: آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمّد ـ صلوات اللّه علیهم اجمعین. اگر کسی بخواهد تشنگی و عطش دیدار آن ها را در وجود خود تخفیف دهد، زیارت مشاهد مشرفه به منزله ی ملاقات آنها و دیدار حضرت غایب ـ عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف ـ است. آن ها در هر جا حاضر و ناظرند. هر گاه انسان به یکی از آنها متوجه شود، مانند آن است که به همه متوجه شده و همه را زیارت و دیدار کرده است. گذشته از این که فرموده اند: «شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید». راه دیگر، توسّل به قرآن است، این ها شریک قرآن هستند، بلکه با قرآن عینیّت دارند؛ اگر چه اکثر مسلمانان به قرآن اعتقاد دارند ولی به امامت اهل بیت قایل نیستند. البته جای شگفتی نیست که اکثریت مسلمانان بر خطا هستند، زیرا می دانیم که اکثر متدیّنین عالم نیز مسیحی هستند که قایلاند قرآن باطل است! بنابراین، اکثریت میزان برتری نیست. توسل به قرآن هم آرامبخش دلها است:«أَلنَّظَرُ إِلَی الْمُصْحَفِ عِبادَةٌ» [نگریستن به قرآن عبادت است.] (2) همین سلوه و آرامش قلبی برای کسی که به شمایل امام زمان ـ عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف ـ نگاه کند، نیز حاصل می شود.
گرد خاک پای زوّار را می بوسم! مسلمانان در شأن اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در غایت اختلافند، چنان که در مورد قرآن نیز چنین هستند. برخی آن قدر ضعیف هستند که در بوسیدن ضریح آنها شکّ و اعتراض دارند. آقایی ظاهرا به مرحوم شیخ انصاری که حرم یا ضریح را بوسید، اعتراض کرد که آقا شما هم؟! برعکس مرحوم دربندی به ایشان گفت: آقا، کار شما برای مردم حجّت است، وقتی به حرم می روی، ضریح حرم حضرت ابوالفضل ـ علیه السّلام ـ را ببوس. شیخ در جواب فرمود: عتبه ی درب را می بوسم که گرد و خاک پای زوّار است! در یکی از زیارات حضرت سیّد الشّهدا ـ علیه السّلام ـ آمده است: «ثُمَّ قَبِّلِ الضَّریحَ مِنْ أَرْبَعِ جَوانِبِه» [سپس ضریح را از چهار سویش ببوس.] (3)
بیاناتی دیگر از آیت الله بهجت در زیارت ائمه: بسم الله الرحمن الرحیم زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می طلبید و می گویید: «أ أدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟» به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده اند و وارد شوید. اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما بوجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید. زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالا تر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه السلام می آیند. بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس، کسی مادرش را به کول می گرفت و به حرم می برد. چیزهای عجیبی را می دید. ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ما شاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده ای داشت و می بایستی مورد عمل جراحی قرار می گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیها السلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می شود. احتیاج به عمل ندارد»! ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است. همه زیارتنامه ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه ها ناراحت هستم»! یکی از بزرگان میگوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می خوانند که گویی شاهنامه می خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سید الشهداء گریه کرده ام. حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمه الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم واز عینک هم استفاده نکردم!» پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد: «در آن زمان شما کجا بودید؟» فرمودند: «کربلا بودم» این جمله دو معنی دارد: معنی اول اینکه حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند. معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند! کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین سلام الله علیهم را یک یک با سلام ذکر می فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می باشد. در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است؟ کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهما السلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه السلام را زیارت کردند. روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهما السلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟ حرف آخر اینکه: عمل کنیم به هر چه می دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم. اینجا قبر حضرت هود و صالح علیهما السّلام است محل دفن و مزار حضرت هود و صالح پیغمبر ـ علیهما السّلام ـ معلوم و مشخص نبود، تا این که سیّد بحرالعلوم رحمه اللّه در وادی السّلام نجف اشرف فرمود: این جا را حفر کنید، حفر کردند. لوحی ظاهر شد که بر روی آن نوشته شده بود: «هذا قَبْرُ هُودٍ وَ صالحٍ» (این قبر حضرت هود و صالح است) و اکنون مرقد آنها در وسط وادی السلام قرار دارد و زیارتگاه است. در زیارتنامه ی حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ نیز آمده است: «ألَسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلی جارَیْکَ هُودٍ وَ صالحٍ.» سلام بر تو و بر دو همسایه ات حضرت هود و حضرت صالح [و آمده است:] «السّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلی ضَجیعَیْکَ آدمَ وَ نُوحٍ»؛ (سلام بر تو و بر حضرت آدم و نوح ـ علیهماالسّلام ـ که در کنار تو آرمیده اند) (4) و... بنده از مشایخ قبل از ایشان این مطلب را ندیده ام.
پی نوشت ها (1) سوره ی آل عمران، آیه 169 (2) مستدرک الوسائل، ج 4، ص 268؛ بحارالانوار، ج 1، ص 204؛ کشف الغمّة، ج 2، ص 268. (3) ر.ک: بحار الانوار، ج 98، ص 336؛ اقبال الاعمال، ص 712. (4) المزار، ص 255؛ اقبال (سه جلدی)، ج 3، ص 135؛ بحارالانوار، ج 53، ص 271؛ ج 197، ص 286 تنظیم و فرآوری: رهنما، گروه حوزه علمیه تبیان منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت

احکام

احکام مسجد

امام خمینی (ره)

مسئله ی 900: نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است. و هر کس بفهمد که نجس شده است، باید فورا نجاست آن را برطرف کند. و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند. و اگر نجس شود، نجاستش را برطرف نمایند، مگر آنکه واقف آن را جزو مسجد قرار نداده باشد. مسئله ی 901: اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید، یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند،تطهیر مسجد بر او واجب نیست. ولی اگر بی‌احترامی به مسجد باشد، بنابر احتیاط واجب باید به کسی که می‌تواند تطهیر کند اطلاع دهد. مسئله ی 902: اگر جایی از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن یا خراب کردن ممکن نیست، باید آنجا را بکنند، یا اگر خرابی زیاد لازم نمی‌آید، خراب نمایند. و هزینه پرکردن چاله و تعمیر خرابی بر کسی است که مسجد را نجس کرده است و بر اشخاصی که برای تطهیر مسجد جایی از آن را کندند یا قسمتی از آن را خراب نمودند،پر کردن جایی که کنده‌اند و ساختن جایی که خراب کرده‌اند، واجب نیست. ولی اگر آن کس که نجس کرده بکند یا خراب کند، در صورت امکان باید پر کند و تعمیر نماید. مسئله ی903: اگر مسجدی را غصب کنند و به جای آن خانه و مانند آن بسازند که دیگر به آن مسجد نگویند، باز هم بنابر احتیاط واجب، نجس کردن آن حرام و تطهیر آن واجب است. مسئله ی 904: نجس کردن حرم امامان علیهم‌السلام، حرام است. و اگر یکی از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بی‌احترامی باشد، تطهیر آن واجب است. بلکه احتیاط واجب آن است که اگر بی‌احترامی هم نباشد، آن را تطهیر کنند. مسئله ی 905: اگر حصیر مسجد نجس شود، بنابر احتیاط واجب باید آن را آب بکشند. ولی چنانچه به واسطه آب کشیدن خراب می‌شود و بریدن جای نجس بهتر است، باید آن را ببرند. و اگر کسی که نجس کرده ببرد، باید خودش اصلاح کند. مسئله ی 906: بردن عین نجس مانند خون در مسجد اگر بی‌احترامی به مسجد باشد حرام است. و همچنین بردن چیزی که نجس شده در صورتی که بی‌احترامی به مسجد باشد حرام است. مسئله ی 907: اگر مسجد را برای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند و اسباب چای در آن ببرند، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشکال ندارد. مسئله ی 908: بنابر احتیاط واجب مسجد را به طلا نباید زینت نمایند. و همچنین نباید صورت چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد در مسجد نقش کنند، و نقاشی چیزهایی که روح ندارد مثل گل و بوته، مکروه است. مسئله ی 909: اگر مسجد خراب هم شود، نمی‌توانند آن را بفروشند یا داخل ملک و جاده نمایند. مسئله ی 910: فروختن در و پنجره و چیزهایی دیگر مسجد حرام است، و اگر مسجد خراب شود، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخورد باید در مسجد دیگر مصرف شود. ولی اگر به درد مسجدهای دیگر هم نخورد می‌توانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد و گرنه صرف تعمیر مسجد دیگر نمایند. مسئله ی 911: ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می‌باشد مستحب است. و اگر مسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد، می‌توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند. بلکه می‌توانند مسجدی را که خراب نشده برای احتیاج مردم خراب کنند و بزرگتر بسازند. مسئله ی 912: تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است. و کسی که می‌خواهد مسجد برود، مستحب است‌خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه و قیمتی بپوشد و ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی به آن نباشد. و موقع داخل شدن به مسجد اول پای راست و موقع بیرون آمدن اول پای چپ را بگذارد. همچنین مستحب است از همه زودتر به مسجد آید و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود. مسئله ی913: وقتی انسان وارد مسجد می‌شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت و احترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواند کافی است. مسئله ی 914: خوابیدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهای دنیا و مشغول صنعت‌شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد، مکروه است. و نیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد، و گمشده‌ای را طلب کند و صدای خود را بلند کند، ولی بلند کردن صدا برای اذان مانعی ندارد. مسئله ی 915: راه دادن بچه و دیوانه به مسجد مکروه است. و کسی که پیاز و سیر و مانند اینها خورده که بوی دهانش مردم را اذیت میکند، مکروه است به مسجد برود. آدرس سایت منبع: www.tebyan.net

آیت الله العظمی خامنه ای

مسئله ی 389: با توجه به این که مستحب است انسان نماز را در مسجد محله خود بخواند، آیا خالی کردن مسجد محل و رفتن به مسجد جامع شهر برای خواندن نماز جماعت، اشکال دارد یا خیر؟
جواب: اگر ترک مسجد محله برای خواندن نماز جماعت در مسجد دیگر به‌خصوص مسجد جامع شهر باشد، اشکال ندارد. مسئله ی 390: نماز خواندن در مسجدی که سازندگان آن ادعا می‌کنند که آن را برای خود و قبیله خود ساخته‌اند، چه حکمی دارد؟
جواب: مسجد پس از آنکه به عنوان مسجد ساخته شد، اختصاص به قوم و گروه و قبیله و اشخاص خاصی ندارد و همه مسلمانان می‌توانند از آن استفاده نمایند. مسئله ی 391: آیا زنها بهتر است نماز را در مسجد بخوانند یا در خانه؟
جواب: فضیلت خواندن نماز در مسجد مختص مردان نیست. مسئله ی 392: در حال حاضر بین مسجدالحرام و محل سعی بین صفا و مروه دیوار کوتاهی وجود دارد که ارتفاع آن نیم متر و عرض آن یک متر است. این دیوار بین مسجد و مسعی مشترک است. آیا زنها در ایام عادت که حق داخل شدن به مسجد الحرام را ندارند، می‌توانند روی این دیوار بنشینند؟
جواب: اشکال ندارد، مگر این که یقین حاصل شود که آن دیوار جزء مسجد است. مسئله ی 393: آیا انجام تمرین‌های ورزشی در مسجد محل یا خوابیدن در آن جایز است؟ این کارها در مسجدهای دیگر چه حکمی دارد؟
جواب: مسجد جای ورزش و تمرین ورزشی نیست و از کارهایی که با شأن و منزلت مسجد منافات دارد، باید پرهیز شود، و خوابیدن در مسجد هم مکروه است. مسئله ی 394: آیا استفاده از شبستان مسجد برای رشد فکری، فرهنگی و نظامی (با آموزشهای نظامی) جوانان جایز است؟ آیا با توجه به کمبود مکانهای اختصاصی می‌توان این کارها را در ایوان مسجد انجام داد؟
جواب: این امور تابع کیفیت وقف صحن مسجد و ایوان آن است، و باید از امام جماعت و هیأت امنای مسجد در این‌باره نظر خواهی شود. البته حضور جوانان در مساجد و برپایی درس‌های دینی زیر نظر امام جماعت و هیأت امنای آن کار خوب و مطلوبی است. مسئله ی 395: در بعضی از مناطق به‌خصوص روستاها مجلس عروسی را در مساجد برگزار می‌کنند؛ به این صورت که مجلس رقص و آواز در خانه بر پا می‌شود، ولی نهار یا شام را در مسجد تناول می‌کنند. آیا این کار شرعاً جایز است یا خیر؟
جواب: غذا دادن به دعوت شدگان در مسجد فی‌نفسه اشکال ندارد. مسئله ی 396: شرکت‌های تعاونی مردمی اقدام به ساختن مناطق مسکونی می‌کنند، ابتدا توافق می‌نمایند که برای آن محله‌ها مکان‌های عمومی مانند مسجد ساخته شود، اکنون که آن واحدها به سهامداران شرکت تعاونی تحویل داده شده است، آیا بعضی از آنان می‌توانند هنگام تحویل گرفتن واحد مسکونی از توافق خود عدول کرده و بگویند ما راضی به ساختن مسجد نیستیم؟
جواب: اگر شرکت با توافق همه اعضاء اقدام به ساخت مسجد نموده و مسجد هم ساخته شده و وقف گردیده است، عدول بعضی از اعضاء از موافقت اولیه خود اثری ندارد. ولی اگر بعضی از آنان قبل از تحقق وقف شرعی مسجد از موافقت خود عدول کنند، ساخت مسجد با اموال آنان در زمین متعلّق به همه اعضاء بدون رضایت آنان جایز نیست، مگر این که در ضمن عقد لازم بر همه آنها شرط شده باشد که بخشی از زمین شرکت برای ساخت مسجد تخصیص یابد و اعضاء این شرط را پذیرفته باشند، در این صورت حق عدول ندارند و عدول آنها هم تاثیری ندارد. مسئله ی 397: برای مقابله با تهاجم فرهنگ غیر اسلامی، حدود سی دانش‌آموز را از گروه ابتدایی و متوسطه به شکل گروه سرود در مسجد جمع کرده‌ایم که این افراد درسهایی از قرآن کریم، احکام و اخلاق اسلامی را به مقتضای سن و سطح فکری شان فرامی‌گیرند. اقدام به این کار چه حکمی دارد؟ استفاده از آلت موسیقی اُرک توسط گروه چه حکمی دارد؟ انجام تمرین به وسیله آن در مسجد با رعایت موازین شرعی و مقررات مربوطه و متعارف رادیو و تلویزیون و وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران دارای چه حکمی‌است؟
جواب: تعلیم قرآن و احکام و آموزش اخلاق اسلامی و تمرین سرودهای مذهبی و انقلابی در مسجد اشکال ندارد، ولی در هر حال مراعات شأن، قداست و جایگاه مسجد واجب است و مزاحمت نماز گزاران جایز نیست. مسئله ی 398: آیا نمایش فیلم‌های سینمایی که توسط وزارت ارشاد اسلامی ایران توزیع می‌شود، در مسجد برای شرکت کنندگان در جلسات قرآنی، اشکال شرعی دارد یا خیر؟
جواب: تبدیل مسجد به مکانی برای نمایش فیلم‌های سینمایی جایز نیست، ولی نمایش فیلم‌های مذهبی و انقلابی دارای محتوای مفید و آموزنده به مناسبت خاصی و بر حسب نیاز و تحت نظارت امام جماعت مسجد اشکال ندارد. مسئله ی 399: آیا پخش موسیقی شاد از مسجد به مناسبت جشن میلاد ائمه معصومین(علیهم‌السلام) شرعاً اشکال دارد؟
جواب: واضح است که مسجد جایگاه شرعی خاصی دارد، لذا اگر پخش موسیقی در آن منافی با حرمت مسجد باشد، حرام است، حتی اگر موسیقی غیرمطرب باشد. مسئله ی 400: استفاده از بلندگوهای مساجد که صدا را در خارج از مسجد پخش می‌کنند، تا چه وقت جایز است؟ پخش سرودهای انقلابی یا قرآن کریم قبل از اذان چه حکمی دارد؟
جواب: پخش قرائت قرآن کریم برای چند دقیقه قبل از اذان در وقتهایی که باعث اذیت و آزار همسایگان و اهل محل نشود، اشکال ندارد. مسئله ی 401: مسجد جامع چه تعریفی دارد؟
جواب: مسجد جامع مسجدی است که در شهر برای اجتماع همه اهل شهر بنا شده است، بدون این که اختصاص به گروه و قشر خاصی داشته باشد. مسئله ی 402: قسمت سر پوشیده‌ای از یک مسجد حدود سی سال است که متروکه و تبدیل به خرابه شده و نماز در آن اقامه نمی‌شود و بخشی از آن به عنوان انبار مورد استفاده قرارمی‌گیرد. نیروهای بسیجی که حدود پانزده سال است در این قسمت سقف دار مستقر هستند، تعمیراتی را در آن انجام داده‌اند، زیرا وضعیت بسیار نامناسبی داشت و سقف آن هم در معرض ریزش بود. چون برادران بسیجی آگاهی از احکام شرعی مسجد نداشتند و افراد مطلع هم آنها را آگاه نکردند، اقدام به ساختن چند اتاق در این قسمت نمودند که بر اثر آن مبالغ زیادی خرج شد و در حال حاضر کارهای ساختمانی رو به پایان است. امیدواریم حکم شرعی موارد زیر را بیان فرمایید:
1. بر فرض این که متصدیان این کار و گروه ناظر بر آن جاهل به مسأله باشند، آیا در برابر مخارجی که از بیت‌المال صرف کرده‌اند ضامن هستند و آیا مرتکب گناه شده‌اند؟
2. با توجه به این که مخارج مزبور از بیت‌المال بوده، آیا اجازه می‌دهید تا زمانی که مسجد به این قسمت احتیاج ندارد و نماز در آن اقامه نمی‌شود، از آن اتاق‌ها با رعایت کامل احکام شرعی مسجد، برای فعالیت‌های آموزشی مانند آموزش قرآن کریم و احکام شرعی و سایر امور مسجد استفاده شود؟ و آیا اقدام به تخریب اطاق‌ها واجب است؟
جواب: واجب است که قسمت سرپوشیده مسجد با خراب کردن اتاق‌هایی که در آن ساخته شده است، به حالت قبل برگردد، و اگر مخارج احداث اتاقها ناشی از تعدی و تفریط و عمد و تقصیر نباشد، معلوم نیست که کسی ضامن آن باشد، و استفاده از قسمت سرپوشیده مسجد برای تشکیل جلسات آموزش قرآن کریم و احکام شرعی و معارف اسلامی و سایر مراسم دینی و مذهبی اگر مزاحمت برای نمازگزاران ایجاد نکند و تحت نظارت امام جماعت مسجد باشد اشکال ندارد، و باید امام جماعت و نیروهای بسیجی و سایر مسئولین مسجد با هم همکاری کنند تا حضور نیروهای بسیجی در مسجد استمرار پیدا کند و خللی در انجام وظائف عبادی مانند نماز و غیر آن هم پیش نیاید. مسئله ی 403: در طرح توسعه یکی از خیابانها، چند مسجد در مسیر طرح قرار می‌گیرد که باید بعضی از آنها به‌طور کلی خراب شوند و در بقیه قسمتی از آنها تخریب گردد تا حرکت وسائط نقلیه براحتی صورت گیرد. خواهشمند است نظر شریف را بیان فرمایید.
جواب: خراب کردن تمام مسجد یا قسمتی از آن جایز نیست، مگر در صورت وجود مصلحتی که اهمیت ندادن و بی‌توجهی به آن ممکن نباشد. مسئله ی 404: آیا استفاده شخصی و اندک از آب مساجد که مخصوص وضو گرفتن است، جایز است؟ مثل این که مغازه‌داران از آن برای نوشیدن، درست کردن چای و یا برای ماشین استفاده کنند، با توجه به این که آن مسجد واقف خاصی ندارد که از این اعمال جلوگیری نماید.
جواب: اگر وقف آب برای خصوص وضو گرفتن نمازگزاران معلوم نباشد و عرف رایج در محله مسجد، این باشد که همسایه‌ها و عبور کنندگان هم از آب آن استفاده می‌کنند، اشکال ندارد، هرچند احتیاط در این مورد، مطلوب است. مسئله ی 405: مسجدی در مجاورت قبرستانی، وجود دارد و هنگامی که بعضی از مؤمنین به زیارت اهل قبور می‌آیند، از آب مسجد برای پاشیدن روی قبرهای ارحام خود استفاده می‌کنند و ما نمی‌دانیم که این آب عمومی است یا وقف خاص مسجد، و بر فرض هم که وقف خاص مسجد نباشد، معلوم نیست که مخصوص وضو گرفتن و دستشویی رفتن است یا خیر، آیا استفاده مذکور از آن آب جایز است؟
جواب: اگر استفاده از آب مسجد برای پاشیدن روی قبرهایی که خارج از آن قرار دارد، امر رایجی است و کسی به آن اعتراض نمی‌کند و دلیلی هم بر وقف آن آب برای خصوص وضو و تطهیر نیست، استفاده از آن برای امر مذکور اشکال ندارد. مسئله ی 406: اگر مسجد نیاز به تعمیر داشته باشد، آیا اجازه گرفتن از حاکم شرع یا وکیل او واجب است؟
جواب: اگر تعمیر، داوطلبانه و تبرّعی (از مالِ شخصیِ افراد خیّر) باشد، نیازی به اجازه حاکم شرع نیست. مسئله ی 407: آیا جایز است وصیت کنم که مرا بعد از مردن در مسجد محله که تلاش فراوانی برای آن کرده‌ام، دفن نمایند. زیرا دوست دارم در داخل یا صحن آن دفن شوم؟
جواب: اگر هنگام اجرای صیغه وقف، دفن میّت استثناء نشده باشد، دفن در مسجد جایز نیست، و وصیت شما در این مورد اعتباری ندارد. مسئله ی 408: مسجدی حدود بیست سال پیش ساخته شده و به نام مبارک صاحب الزمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) زینت یافته است، ولی معلوم نیست که این اسم در صیغه وقف مسجد ذکر شده باشد. تغییر اسم مسجد از صاحب الزمان(عجّل الله فرجه الشریف) به مسجد جامع چه حکمی دارد؟
جواب: مجرد تغییر اسم مسجد مانعی ندارد. مسئله ی 409: در مساجدی که از محل نذورات خاص مسجد و تبرعّات مؤمنین به برق و سیستم تهویه مجهز شده‌اند، هنگامی که شخصی از اهالی محل فوت می‌کند، برای او مجلس فاتحه در مسجد برگزار می‌شود که در آن از برق و سیستم تهویه مسجد استفاده می‌گردد و برگزار کنندگان مراسم آن هزینه‌ها را نمی‌پردازند. آیا این کار شرعاً جایز است؟
جواب: جواز استفاده از امکانات مسجد در اقامه مجالس فواتح برای اموات و امثال آن منوط به کیفیت وقف و نذر آن امکانات برای مسجد است. مسئله ی 410: در روستایی مسجد نوسازی وجود دارد که در مکان مسجد قبلی بنا شده است. در گوشه‌ای از این مسجد که زمین آن جزء مسجد قبلی است، بر اثر جهل به مسأله، اتاقی برای تهیه چای و مانند آن و کتابخانه‌ای در نیم طبقه قسمتی از شبستان مسجد در داخل شبستان مسجد ساخته شده است. خواهشمندیم نظر خود را در این‌باره و مسأله تکمیل و کیفیت استفاده از نصف دور داخلی مسجد، بیان فرمایید.
جواب: ساختن اتاق مخصوص چای در محل مسجد قبلی صحیح نیست و واجب است آن مکان به حالت مسجد بودن خود برگردد. نیم طبقه داخل شبستان مسجد هم در حکم مسجد است و همه احکام و آثار شرعی آن را دارد، ولی نصب قفسه‌های کتاب و حضور در آنجا برای مطالعه اگر مزاحمتی برای نمازگزاران ایجاد نکند اشکال ندارد. مسئله ی 411: رأی جنابعالی در مورد مسأله ذیل چیست؟
در یکی از روستاها مسجدی وجود دارد که رو به خرابی است، ولی دلیلی برای خراب کردن آن وجود ندارد، زیرا مانع استمرار جاده نیست. آیا تخریب آن به‌طور کامل جایز است؟ همچنین این مسجد دارای مقداری اثاثیه و اموال است، اینها باید به چه کسی داده شوند؟
جواب: تخریب و ویران کردن مسجد جایز نیست و به‌طور کلی خراب کردن مسجد آن را از مسجد بودن خارج نمی‌کند. اثاث و لوازم مسجد اگر مورد استفاده در آن مسجد نباشد، بردن آن به مساجد دیگر برای استفاده از آنها اشکال ندارد. مسئله ی 412: آیا شرعاً ساخت موزه در گوشه‌ای از صحن مسجد بدون دخل و تصرّف در ساختمان آن جایز است، مثل کتابخانه که امروزه جزئی از مسجد را تشکیل می‌دهد؟
جواب: ایجاد موزه یا کتابخانه در گوشه صحن مسجد اگر مخالف کیفیت وقف تالار و شبستان و صحن مسجد باشد و یا موجب تغییر ساختمان مسجد گردد، جایز نیست. بهتر این است که مکانی در کنار مسجد برای این منظور تهیه شود. مسئله ی 413: مکانی وقفی وجود دارد که در آن مسجد، مدرسه علوم دینی و کتابخانه عمومی بنا شده است که همگی آنها الان فعّال هستند. این مکان در حال حاضر جزء نقشه مکان‌هایی است که از طرف شهرداری باید خراب شوند. چگونه باید با شهرداری برای تخریب آن و گرفتن امکانات همکاری کرد تا بتوان آن را تبدیل به ساختمان بهتری نمود؟
جواب: اگر شهرداری اقدام به تخریب آن و دادنِ عوض نماید و آن را تحویل دهد، اشکال ندارد، ولی اصل خراب کردن مسجد و مدرسه وقفی فی‌نفسه جایز نیست، مگر در صورتی که مصلحتِ اهمِ غیر قابل چشم پوشی اقتضا کند. مسئله ی 414: برای توسعه مسجد نیاز به کندن چند درخت از صحن آن است، آیا این عمل با توجه به بزرگ بودن صحن مسجد و وجود درختان زیاد در آنجا، جایز است؟
جواب:اگر عمل مذکور تغییر و تبدیل وقف شمرده نشود، اشکال ندارد. مسئله ی 415: زمینی که جزء قسمت سرپوشیده مسجد بوده و بر اثر واقع شدن مسجد در مسیر طرح عمرانی شهرداری، در خیابان افتاده و قسمتی از آن به علت اضطرار تخریب شده، چه حکمی دارد؟
جواب: اگر احتمال برگشت آن به حالت اولیه ضعیف باشد، ترتّب آثار شرعی مسجد بر آن معلوم نیست. مسئله ی 416: مسجدی بوده که خراب شده، و آثار مسجدی از آن محو گردیده یا به جای آن بنای دیگری ساخته شده و امیدی هم به دوباره سازی آن وجود ندارد، مثل آنکه آن آبادی ویران شده و تغییر مکان پیدا کرده، آیا نجس کردن آن مکان حرام است و تطهیر آن واجب است؟
جواب: در فرض سؤال معلوم نیست نجس کردن آن حرام باشد، گر چه احتیاط آن است که نجس نکنند. مسئله ی 417: مدتی است که در یکی از مساجد، نماز جماعت اقامه می‌کنم و اطلاعی از کیفیت وقف مسجد ندارم. با توجه به این که مسجد از جهت هزینه با مشکلاتی روبرو است، آیا اجاره دادن زیرزمین مسجد برای کاری که مناسب با شأن مسجد باشد، جایز است؟
جواب: اگر زیر زمین عنوان مسجد را ندارد و جزء تأسیساتی نیست که مسجد به آن نیاز داشته باشد و وقف آن هم وقف انتفاع نباشد، اشکال ندارد. مسئله ی 418: هیأت امنای مسجدی که املاکی برای اداره امور خود ندارد، تصمیم گرفته‌اند زیرزمینی را در قسمت سقف دار مسجد برای ساختن کارگاه و تأسیسات عمومی برای خدمت به مسجد ایجاد نمایند، آیا این کار جایز است؟
جواب: حفر زمین مسجد برای تأسیس کارگاه و مانند آن جایز نیست. مسئله ی 419: آیا به‌طور مطلق جایز است که کفّار داخل مساجد مسلمانان شوند، هرچند برای مشاهده آثار تاریخی باشد؟
جواب: ورود آنان به مسجد الحرام شرعاً ممنوع است و در سایر مساجد هم اگر هتک و بی‌حرمتی مسجد شمرده شود، جایز نیست، بلکه در سایر مساجد هم مطلقاً وارد نشوند. مسئله ی 420: آیا نماز خواندن در مسجدی که توسط کفّار ساخته شده، جایز است؟
جواب: اشکال ندارد. مسئله ی 421: اگر کافری داوطلبانه مالی را برای کمک به ساختمان مسجد بدهد و یا کمک دیگری نماید، آیا قبول آن جایز است؟
جواب: اشکال ندارد. مسئله ی 422: اگر کسی شب به مسجد بیاید و در آن بخوابد و محتلم شود و پس از بیداری خروج از مسجد برایش ممکن نباشد، چه تکلیفی دارد؟
جواب: اگر قادر بر خروج از مسجد و رفتن به جای دیگر نیست، واجب است که فوراً تیمم نماید تا بقا در مسجد برای او حلال شود. آدرس سایت منبع: http://www.leader.ir

آیت الله العظمی بهجت

مسئله شماره:900
نجس کردن زمین و سقف و بام و آیت الله بهجت: ظاهر و باطن مسجد... طرف داخل دیوار مسجد حرام است . وهر کس بفهمد که نجس شده است ، باید فورا نجاست آن را برطرف کند. و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند. و اگر نجس شود، نجاستش را برطرف نمایند، مگر آنکه واقف آن را جزو مسجد قرارنداده باشد. مسئله شماره:904
نجس کردن حرم امامان علیهم السلام ، حرام است . و اگر یکی از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بی احترامی باشد، تطهیر آن واجب است . بلکه احتیاط واجب آن است که اگر بی احترامی هم نباشد، آن را تطهیر کنند. مسئله شماره:907
اگر مسجد را برای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند واسباب چای در آن ببرند، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نمازخواندن نشود، اشکال ندارد. مسئله شماره:908
بنابر احتیاط واجب مسجد را به طلا نباید زینت نمایند. و همچنین نباید صورت آیت الله بهجت: چیزی را نقاشی کند و بکشد، مخصوصا چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد که در غیر مسجد هم اشکال دارد. چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد در مسجد نقش کنند، و نقاشی چیزهایی که روح ندارد مثل گل و بوته ، مکروه است. مسئله شماره:909
اگر مسجد خراب هم شود، نمی توانند آن را بفروشند یا داخل ملک و جاده نمایند. مسئله شماره:910
فروختن در و پنجره و چیزهایی دیگر مسجد حرام است ، و اگر مسجد خراب شود، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخوردباید در مسجد دیگر مصرف شود. ولی اگر به درد مسجدهای دیگر هم نخورد می توانندآن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد و گرنه صرف تعمیرمسجد دیگر نمایند. مسئله شماره:909
اگر مسجد خراب هم شود، نمی توانند آن را بفروشند یا داخل ملک و جاده نمایند. مسئله شماره:910
فروختن در و پنجره و چیزهایی دیگر مسجد حرام است ، و اگر مسجد خراب شود، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخوردباید در مسجد دیگر مصرف شود. ولی اگر به درد مسجدهای دیگر هم نخورد می توانندآن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد و گرنه صرف تعمیرمسجد دیگر نمایند. مسئله شماره:911
ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می باشد مستحب است . و اگرمسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد، می توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند. بلکه می توانند مسجدی را که خراب نشده برای احتیاج مردم خراب کنند وبزرگتر بسازند. مسئله شماره:912
تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است . و کسی که می خواهد مسجدبرود، مستحب است خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه و قیمتی بپوشد آیت الله بهجت: آیةالله بهجت در مورد بوی خوش و لباس چیزی ذکر نفرموده است . و ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی به آن نباشد. و موقع داخل شدن به مسجد اول پای راست و موقع بیرون آمدن اول پای چپ را بگذارد. همچنین مستحب است از همه زودتربه مسجد آید و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود. مسئله شماره:913
وقتی انسان وارد مسجد می شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت واحترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواند کافی است. مسئله شماره:914
خوابیدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهای دنیاو مشغول صنعت شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد، مکروه است . ونیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد، و گمشده ای را طلب کند و صدای خود را بلند کند، ولی بلند کردن صدا برای اذان مانعی ندارد. منبع: سایت تبیان

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی

مسئله شماره:900 نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است . وهر کس بفهمد که نجس شده است ، باید فورا نجاست آن را برطرف کند. و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند. و اگر نجس شود، نجاستش را برطرف نمایند، مگر آنکه واقف آن را جزو مسجد قرارنداده باشد. مسئله شماره:901 اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید، یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند،تطهیر مسجد بر او واجب نیست . ولی آیت الله فاضل: بنابر احتیاط واجب باید به کسی که می تواند تطهیر کند، اطلاع دهد. اگر بی احترامی به مسجد باشد، بنابر احتیاطواجب باید به کسی که می تواند تطهیر کند اطلاع دهد. مسئله شماره:902 اگر جایی از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن یا خراب کردن ممکن نیست ، باید آنجا را بکنند، یا اگر خرابی زیاد لازم نمی آید، خراب نمایند. آیت الله فاضل: و پرکردن جایی که کنده اند و...و هزینه پرکردن چاله و تعمیر خرابی بر کسی است که مسجد را نجس کرده است و براشخاصی که برای تطهیر مسجد جایی از آن را کندند یا قسمتی از آن را خراب نمودند،پر کردن جایی که کنده اند و ساختن جایی که خراب کرده اند، واجب نیست . ولی اگر آن کس که نجس کرده بکند یا خراب کند، در صورت امکان باید پر کند و تعمیر نماید. مسئله شماره:903 اگر مسجدی را غصب کنند و به جای آن خانه و مانند آن بسازند آیت الله فاضل: یا در طرح توسعه و تعریض کوچه و خیابانهای شهر و روستا قسمتی از مسجددر کوچه و بیابان واقع شود، به طوری که دیگر به آن مسجد نگویند... که دیگربه آن مسجد نگویند، باز هم بنابر احتیاط واجب ، نجس کردن آن حرام و تطهیر آن واجب است . مسئله شماره:904 نجس کردن حرم امامان علیهم السلام ، حرام است . و اگر یکی از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بی احترامی باشد، تطهیر آن واجب است . بلکه احتیاط آیت الله فاضل: مستحب ...واجب آن است که اگر بی احترامی هم نباشد، آن را تطهیر کنند. مسئله شماره:905 اگر حصیر آیت الله فاضل: یا فرش مسجد... مسجد نجس شود، بنابر احتیاط واجب باید آن راآب بکشند. ولی چنانچه به واسطه آب کشیدن خراب می شود و بریدن جای نجس بهتراست ، باید آن را ببرند. و اگر کسی که نجس کرده ببرد، باید آیت الله فاضل: خسارتش را بپردازد. خودش اصلاح کند. مسئله شماره:906 بردن عین نجس مانند خون در مسجد اگر بی احترامی به مسجد باشد حرام است . و همچنین بردن چیزی که نجس شده در صورتی که بی احترامی به مسجد باشد حرام است . مسئله شماره:907 اگر مسجد را برای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند واسباب چای در آن ببرند، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نمازخواندن نشود، اشکال ندارد. مسئله شماره:908 بنابر احتیاط واجب مسجد را به طلا نباید زینت نمایند. و همچنین نباید صورت چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد در مسجد نقش کنند، و نقاشی چیزهایی که روح ندارد مثل گل و بوته ، مکروه است . مسئله شماره:909 اگر مسجد خراب هم شود، نمی توانند آن را بفروشند یا داخل ملک و جاده نمایند. مسئله شماره:910 فروختن در و پنجره و چیزهایی دیگر مسجد حرام است ، و اگر مسجد خراب شود، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخوردباید در مسجد دیگر مصرف شود. ولی اگر به درد مسجدهای دیگر هم نخورد می توانندآن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد و گرنه صرف تعمیرمسجد دیگر نمایند. مسئله شماره:911 ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می باشد مستحب است . و اگرمسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد، می توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند. بلکه می توانند مسجدی را که خراب نشده برای احتیاج مردم خراب کنند وبزرگتر بسازند. مسئله شماره:912 تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است . و کسی که می خواهد مسجدبرود، مستحب است خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه و قیمتی بپوشد و ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی به آن نباشد. و موقع داخل شدن به مسجد اول پای راست و موقع بیرون آمدن اول پای چپ را بگذارد. همچنین مستحب است از همه زودتربه مسجد آید و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود. مسئله شماره:913 وقتی انسان وارد مسجد می شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت واحترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواند کافی است . مسئله شماره:914 خوابیدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهای دنیاو مشغول صنعت شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد، مکروه است . ونیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد، و گمشده ای را طلب کند و صدای خود را بلند کند، ولی بلند کردن صدا برای اذان مانعی ندارد. مسئله شماره:915 راه دادن بچه و دیوانه به مسجد مکروه است . آیت الله فاضل: ولی اگر آوردن بچه ها مزاحمتی ایجاد نکند و باعث علاقمندی آنان به نمازو مسجد شود، مستحب است . و کسی که پیاز و... و کسی که پیاز و سیرو مانند اینها خورده که بوی دهانش مردم را اذیت میکند، مکروه است به مسجدبرود. منبع: سایت تبیان

آیت الله العظمی مکارم شیرازی

مسئله شماره:900 نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است . وهر کس بفهمد که نجس شده است ، باید فورا نجاست آن را برطرف کند. و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند. آیت الله مکارم: مگر آنکه واقف آن را جزو مسجد قرار نداده باشد. و اگر نجس شود، نجاستش را برطرف نمایند، مگر آنکه واقف آن را جزو مسجد قرارنداده باشد. مسئله شماره:901 اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید، یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند،تطهیر مسجد بر او واجب نیست . ولی آیت الله مکارم: بنابر احتیاط واجب باید به کسی که می تواند تطهیر کند، اطلاع دهد. اگر بی احترامی به مسجد باشد، بنابر احتیاطواجب باید به کسی که می تواند تطهیر کند اطلاع دهد. مسئله شماره:902 اگر جایی از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن یا خراب کردن ممکن نیست ، باید آنجا را بکنند، یا اگر خرابی زیاد لازم نمی آید، خراب نمایند. آیت الله مکارم: و بنابر احتیاط واجب ، جایی را که کنده اند یا خراب کرده اند به حالت اول باز گردانند. و بهتر است کسی که نجس کرده تعمیر آن را بعهده بگیرد، و اگرمخارجی داشته باشد، بنابر احتیاط واجب ضامن است .و هزینه پرکردن چاله و تعمیر خرابی بر کسی است که مسجد را نجس کرده است و براشخاصی که برای تطهیر مسجد جایی از آن را کندند یا قسمتی از آن را خراب نمودند،پر کردن جایی که کنده اند و ساختن جایی که خراب کرده اند، واجب نیست . ولی اگر آن کس که نجس کرده بکند یا خراب کند، در صورت امکان باید پر کند و تعمیر نماید. مسئله شماره:903 اگر مسجدی را غصب کنند و به جای آن خانه و مانند آن بسازند که دیگربه آن مسجد نگویند، باز هم بنابر احتیاط واجب ، نجس کردن آن حرام و تطهیر آن آیت الله مکارم: لازم است . واجب است . مسئله شماره:904 نجس کردن حرم امامان علیهم السلام ، آیت الله مکارم:اگر موجب هتک باشد، حرام است ، و در این صورت تطهیر آن نیز واجب است . بلکه اگر بی احترامی هم نباشد، احتیاط آن است که آن را تطهیر کنند. حرام است . و اگر یکی از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بی احترامی باشد، تطهیر آن واجب است . بلکه احتیاط واجب آن است که اگر بی احترامی هم نباشد، آن را تطهیر کنند. مسئله شماره:905 آیت الله مکارم: نجس کردن فرش مسجد نیز حرام است . و چنانچه نجس شود، باید آن راتطهیر کرد و اگر خسارتی لازم آید، کسی که آن را نجس کرده است ، ضامن است (بنابراحتیاط واجب ). اگر حصیر مسجد نجس شود، بنابر احتیاط واجب باید آن راآب بکشند. ولی چنانچه به واسطه آب کشیدن خراب می شود و بریدن جای نجس بهتراست ، باید آن را ببرند. و اگر کسی که نجس کرده ببرد، باید خودش اصلاح کند. مسئله شماره:906 بردن عین نجس مانند خون در مسجد آیت الله مکارم: حرام است ، هر چند بی احترامی به مسجد نباشد بنابراحتیاط واجب مگر چیزجزئی که گاه در لباس و بدن شخص وارد شونده یا در لباس بچه های کوچک است . واما بردن متنجس (چیزی که نجس شده ) مانند لباس و کفش نجس ، در صورتی که بی احترامی به مسجد نباشد و سبب آلودگی مسجد نیز نشود، حرام نیست . اگر بی احترامی به مسجد باشد حرام است . و همچنین بردن چیزی که نجس شده در صورتی که بی احترامی به مسجد باشد حرام است . مسئله شماره:907 اگر مسجد را برای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند واسباب چای در آن ببرند، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نمازخواندن نشود، اشکال ندارد. مسئله شماره:908 آیت الله مکارم: تزیین به طلا اشکال دارد... بنابر احتیاط واجب مسجد را به طلا نباید زینت نمایند. و همچنین نباید آیت الله مکارم: احتیاط آن است که ... صورت چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد در مسجد نقش کنند،آیت الله مکارم: پایان مسأله در رساله آیةالله مکارم شیرازی . و نقاشی چیزهایی که روح ندارد مثل گل و بوته ، مکروه است . مسئله شماره:909 اگر مسجد خراب هم شود، نمی توانند آن را بفروشند یا داخل ملک و جاده نمایند. مسئله شماره:910 فروختن در و پنجره و چیزهایی دیگر مسجد حرام است ، و اگر مسجد خراب شود، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخوردباید در مسجد دیگر مصرف شود. ولی اگر به درد مسجدهای دیگر هم نخورد آیت الله مکارم: باید آن را... می توانندآن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد و گرنه صرف تعمیرمسجد دیگر نمایند. مسئله شماره:911 ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می باشد مستحب است . و اگرمسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد، می توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند. بلکه می توانند مسجدی را که خراب نشده برای احتیاج مردم خراب کنند وبزرگتر بسازند. مسئله شماره:912 تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است . و کسی که می خواهد مسجدبرود، مستحب است خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه و قیمتی بپوشد آیت الله مکارم: آیةالله مکارم شیرازی لباس قیمتی را ذکر نفرموده است . و ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی به آن نباشد. و آیت الله مکارم: شایسته است ... موقع داخل شدن به مسجد اول پای راست و موقع بیرون آمدن اول پای چپ را بگذارد. همچنین مستحب است از همه زودتربه مسجد آید و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود. مسئله شماره:913 وقتی انسان وارد مسجد می شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت واحترام مسجد بخوǙƘϘ̠و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواند کافی است . مسئله شماره:914 خوابیدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهای دنیاو مشغول صنعت شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد، آیت الله مکارم: و آنچه به موقعیت مسجد منافات دارد... (توضیح : و همچنین ایشان مشغول صنعت شدن را ذکر نفرموده .) مکروه است . ونیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد، و گمشده ای را طلب کند و صدای خود را بلند کند، ولی بلند کردن صدا برای اذان مانعی ندارد. مسئله شماره:915 راه دادن بچه و دیوانه به مسجد مکروه است . آیت الله مکارم: ولی اگر آوردن بچه ها مزاحمتی ایجاد نکند و باعث علاقمندی آنان به نمازو مسجد شود، مستحب است و گاه واجب . و کسی که پیاز و... و کسی که پیاز و سیرو مانند اینها خورده که بوی دهانش مردم را اذیت میکند، مکروه است به مسجدبرود. منبع: سایت تبیان

آیت الله العظمی سیستانی

مسئله شماره:459 نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد , حرام است , و هر کس بـفـهمد که نجس شده است باید فورا نجاست آن را بر طرف کند , و احتیاط مستحب آن است که طـرف بـیـرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند ,و اگر نجس شود بر طرف کردن آن لازم نیست , ولـی اگـر نـجـس کردن طرف بیرون دیوار موجب هتک مسجد باشد البته حرام است و بر طرف کردن آن مقداری که رافع هتک باشد لازم است. مسئله شماره:460 نـجـس کردن حرم امامان (ع ) حرام است , و اگر یکی از آنها نجس شود, چنانچه نـجس ماندن آن بی احترامی باشد , تطهیر آن واجب است , بلکه احتیاط مستحب آن است که اگر بی احترامی هم نباشد آن را تطهیر کنند. مسئله شماره:461 اگر حصیر یا موکت مسجد نجس شود , باید آن را آب بکشند. مسئله شماره:462 بردن عین نجس و متنجس در مسجد اگر بی احترامی به مسجد باشد حرام است. مسئله شماره:463 اگر مسجد رابرای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند و اسباب چای در آن ببرند , در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشوداشکال ندارد مسئله شماره:900 نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است . وهر کس بفهمد که نجس شده است ، باید فورا نجاست آن را برطرف کند. و احتیاطآیت الله سیستانی: مستحب ... واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند. و اگر نجس شود، آیت الله سیستانی: برطرف کردن آن لازم نیست ، ولی اگر نجس کردن طرف بیرون دیوار موجب هتک مسجد باشد، البته حرام است . و برطرف کردن آن مقداری که رفع هتک باشد، لازم است . نجاستش را برطرف نمایند، آیت الله سیستانی: پایان مسأله در رساله آیةالله سیستانی . مگر آنکه واقف آن را جزو مسجد قرارنداده باشد. مسئله شماره:901 اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید، یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند،تطهیر مسجد بر او واجب نیست . ولی آیت الله سیستانی: چنانچه بداند که اگر به دیگری اطلاع دهد، این کار انجام می گیرد، باید به او اطلاع دهد. اگر بی احترامی به مسجد باشد، بنابر احتیاطواجب باید به کسی که می تواند تطهیر کند اطلاع دهد. مسئله شماره:902 اگر جایی از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن یا خراب کردن ممکن نیست ، باید آنجا را بکنند، آیت الله سیستانی: یا خراب نمایند، در صورتی که خرابی کلی و مستلزم ضرر وقف نباشد وپرکردن جایی که کنده اند و ساختن جایی که خراب کرده اند واجب نیست . ولی اگر چیزی مانند آجر مسجد نجس شود، در صورتی که ممکن باشد، باید بعد از آب کشیدن به جای اولش بگذارند، یا خراب نمایند در صورتی که خراب کردن جزیی باشد، یا اینکه رفع هتک متوقف بر خراب کردن کلی باشد، و الا خراب کردن محل اشکال است وپرکردن ... یا اگر خرابی زیاد لازم نمی آید، خراب نمایند. و هزینه پرکردن چاله و تعمیر خرابی بر کسی است که مسجد را نجس کرده است و براشخاصی که برای تطهیر مسجد جایی از آن را کندند یا قسمتی از آن را خراب نمودند،پر کردن جایی که کنده اند و ساختن جایی که خراب کرده اند، واجب نیست . ولی اگر آن کس که نجس کرده بکند یا خراب کند، در صورت امکان باید پر کند و تعمیر نماید. مسئله شماره:903 اگر مسجدی را غصب کنند و به جای آن خانه و مانند آن بسازند آیت الله سیستانی: یا به طوری خراب شود که دیگر به آن مسجد نگویند، بنابر احتیاط مستحب باز هم نباید آن را نجس کرد، ولی تطهیر آن واجب نیست . که دیگربه آن مسجد نگویند، باز هم بنابر احتیاط واجب ، نجس کردن آن حرام و تطهیر آن واجب است . مسئله شماره:904 نجس کردن حرم امامان علیهم السلام ، حرام است . و اگر یکی از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بی احترامی باشد، تطهیر آن واجب است . بلکه احتیاط آیت الله سیستانی: مستحب ...واجب آن است که اگر بی احترامی هم نباشد، آن را تطهیر کنند. مسئله شماره:905 اگر حصیر مسجد نجس شود، بنابر احتیاط آیت الله سیستانی: باید آن را آب بکشند، ولی چنانچه نجاست حصیر بی احترامی به مسجد باشدو به واسطه آب کشیدن خراب می شود و بریدن جای نجس بهتر باشد باید آن را ببرند. واجب باید آن راآب بکشند. ولی چنانچه به واسطه آب کشیدن خراب می شود و بریدن جای نجس بهتراست ، آیت الله سیستانی: پایان مسأله در رساله آیةالله سیستانی . باید آن را ببرند. و اگر کسی که نجس کرده ببرد، باید خودش اصلاح کند. مسئله شماره:906 بردن عین نجس مانند خون در مسجد اگر بی احترامی به مسجد باشد حرام است . و همچنین بردن چیزی که نجس شده در صورتی که بی احترامی به مسجد باشد حرام است . آیت الله سیستانی: بلکه احتیاط مستحب آن است که اگر بی احترامی هم نباشد، عین نجس رابه مسجد نبرند. مسئله شماره:907 اگر مسجد را برای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند واسباب چای در آن ببرند، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نمازخواندن نشود، اشکال ندارد. مسئله شماره:908 بنابر احتیاط واجب مسجد را به طلا نباید زینت نمایند. و همچنین نباید آیت الله سیستانی: به احتیاط مستحب ... صورت چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد در مسجد نقش کنند،آیت الله سیستانی: پایان مسأله در رساله آیةالله سیستانی . و نقاشی چیزهایی که روح ندارد مثل گل و بوته ، مکروه است . مسئله شماره:909 اگر مسجد خراب هم شود، نمی توانند آن را بفروشند یا داخل ملک و جاده نمایند. مسئله شماره:910 فروختن در و پنجره و چیزهایی دیگر مسجد حرام است ، و اگر مسجد خراب شود، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخوردباید در مسجد دیگر مصرف شود. ولی اگر به درد مسجدهای دیگر هم نخورد می توانندآن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد و گرنه صرف تعمیرمسجد دیگر نمایند. مسئله شماره:911 ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می باشد مستحب است . و اگرمسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد، می توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند. بلکه می توانند مسجدی را که خراب نشده برای احتیاج مردم خراب کنند وبزرگتر بسازند. مسئله شماره:912 تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است . و کسی که می خواهد مسجدبرود، مستحب است خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه و قیمتی بپوشد و ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی به آن نباشد. و موقع داخل شدن به مسجد اول پای راست و موقع بیرون آمدن اول پای چپ را بگذارد. همچنین مستحب است از همه زودتربه مسجد آید و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود. مسئله شماره:913 وقتی انسان وارد مسجد می شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت واحترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواند کافی است . مسئله شماره:914 خوابیدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهای دنیاو مشغول صنعت شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد، مکروه است . ونیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد، آیت الله سیستانی: بلکه در بعضی موارد حرام است . و نیز مکروه ... و گمشده ای را طلب کند و صدای خود را بلند کند، ولی بلند کردن صدا برای اذان مانعی ندارد. مسئله شماره:915 راه دادن بچه آیت الله سیستانی: اگر موجب زحمت نمازگراران شود و یا اینکه احتمال رود مسجد را نجس کند، و در غیر این دو صورت مانعی از راه دادن بچه به مسجد نیست . و کسی که پیازو... و دیوانه به مسجد مکروه است . و کسی که پیاز و سیرو مانند اینها خورده که بوی دهانش مردم را اذیت میکند، مکروه است به مسجد برود. منبع: سایت تبیان

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

مـسـالـه 909: نـجـس کردن زمین وسقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است وهر کس بـفهمد که نجس شده است باید فورا نجاست آن را برطرف کند واحتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند و اگر نجس شود نجاستش را بر طرف نمایند. مساله 910: اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید. یا کمک لازم داشته باشد وپیدانکند, تطهیر مسجد بر او واجب نیست ولی بنا بر احتیاط واجب , باید به کسی که می تواند تطهیر کند اطلاع دهد. مساله 911: اگر جایی از مسجد نجس شود وتطهیرآن بدون کندن یا خراب کردن مقدار کمی از آن ممکن نباشد, باید آنجا را بکنند یا خراب نمایند وپر کردن وساختن آن قسمت هم واجب نیست مگر این که خود کسی که نجس کرده خراب کند که در این صورت بنا بر احتیاط باید آن قسمت را بـسـازد و یـا پـر کند. و اگر مسجدبه نحوی نجس شده باشد که برای تطهیر آن ناچار باشند تمام مسجد را خراب کنند, خراب کردن آن جایز نیست , چنانچه متبرعی هم باشد که بعد از تخریب آن رابـسـازد, جـایـز بـودن خـراب کردن آن مشکل است ولی اگر ممکن است باید ظاهر آن رابنا بر احتیاط تطهیر نمایند, و اگر چیزی مانند آجر مسجد که ممکن است آن را برگرداند, نجس شود, باید بعد از تطهیر آن را به مسجد بر گرداند. مساله 912: اگر مسجدی را غصب کنند وبجای آن خانه ومانند آن بسازند, یابطوری خراب شود که نماز خواندن در آن ممکن نباشد, باز هم نجس کردن آن حرام وتطهیر آن واجب است . مـسـالـه 913: نـجس کردن حرم ائمه ع : حرام است و اگر نجس شود چنانچه نجس ماندن آن بی احترامی باشد, تطهیر آن واجب است , بلکه احتیاط واجب آن است که اگر بی احترامی هم نباشد آن را تطهیر کنند. مـسـالـه 914: اگـر حصیر مسجد نجس شود, باید آن را آب بکشند, ولی چنانچه نجاست حصیر بـی احـترامی به مسجد باشد و بواسطه آب کشیدن , خراب می شودوبریدن جای نجس بهتر است , باید آن را ببرند. مـسـالـه 915: بردن عین نجس - مانند خون - در مسجد اگر بی احترامی به مسجد باشد حرام است بلکه احتیاط مستحب آن است که اگر بی احترامی هم نباشد, عین نجس را در مسجد نبرند و نیز بردن چیزی که نجس شده , در صورتی که بی احترامی به مسجد باشد, حرام است . مـساله 916: اگر مسجد را برای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند و اسباب چای در آن ببرند, در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند ومانع نماز خواندن نشود, اشکال ندارد. مـسـالـه 917: زینت کردن مسجد به طلا حرام است بنابر احتیاط واجب , و هم چنین است نقش کـردن مـسـجد به صورت چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد, و نقاشی چیزهایی که روح ندارد, مثل گل و بوته مکروه است . مساله 918: اگر مسجد خراب هم بشود نمی توانند آن را بفروشند, یا داخل ملک و جاده نمایند. مـساله 919: فروختن در وپنجره وچیزهای دیگرمسجد حرام است و اگر مسجدخراب شود, باید ایـنـهـا را صـرف تـعمیر همان مسجد کنند وچنانچه بدرد آن مسجدنخورد, باید در مسجد دیگر مصرف شود ولی اگر بدرد مسجدهای دیگر هم نخورد, می توانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیرهمان مسجدوگرنه صرف تعمیر مسجد دیگر نمایند. مـسـاله 920: ساختن مسجد وتعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می باشدمستحب است و اگر مسجد به صورتی درآید که تعمیر آن ممکن نباشد می توانند آن را خراب کنند ودوباره بسازند بلکه می توانند مسجدی را که خراب نشده , برای احتیاج مردم خراب کنند وبزرگتر بسازند. مـسـاله 921: تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ در آن مستحب است و کسی که می خواهد مـسـجـد بـرود, مستحب است خود را خوشبو کند ولباس پاکیزه وقیمتی بپوشد وته کفش خودرا وارسـی کـنـدکـه نجاستی به آن نباشد وموقع داخل شدن به مسجد اول پای راست و موقع بیرون آمدن , اول پای چپ رابگذارد و همچنین مستحب است از همه زودتر به مسجد آید واز همه دیرتر از مسجد بیرون برود. مـسـالـه 922: وقـتـی انـسان وارد مسجد می شود, مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت واحترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواندکافی است . مـساله 923: خوابیدن در مسجد, اگر انسان ناچار نباشد وصحبت کردن راجع به کارهای دنیا و مـشغول صنعت شدن و خواندن شعری که نصیحت ومانند آن نباشدمکروه است و نیز مکروه است آب دهـان و بـیـنی واخلاط سینه را در مسجد بیندازدو گمشده ای را طلب کند وصدای خود را بلند کند ولی بلند کردن صدا برای اذان مانعی ندارد. مـساله 924: راه دادن بچه ودیوانه به مسجد مکروه است وکسی که پیاز و سیر ومانند اینها خورده که بوی دهانش مردم را اذیت می کند مکروه است به مسجد برود.

آیت الله العظمی عبدالکریم تبریزی

سئوال 2051 ـ وصـیت شده نسل اندر نسل که عوائد زمینهای موقوفه نصف مال کسی که زمین را کشت می کند , باشد و نصف دیگرجهت روضه خوانی و خرج امام جماعت و مسجد معین شده لکن مسجد خرابه است کسی نمی آید در این صورت چه بایدکرد ؟ جواب: بسمه تعالی در صورتی که با خرج عوائد ـ و لو عواید چند سال ـ در تعمیرمسجد مذکور , مردم اجتماع کرده و جـمـاعـت بـرپا و اقامه مجلس روضه امکان پیدا می کند باید در تعمیر مسجد مذکور صرف شود و چنانچه امکان تعمیر با عوائد مذکور نیست در مسجددیگر صرف شود و متولی در اقامه جماعت و روضه بر حسب وقف مصرف نماید , واللّه االعالم . سئوال 2052 ـ مـبلغی حدود چهار میلیون ریال بنام فعالیتهای قرآنی کانون جمع آوری گردیده و به این امید که در آینده بتوان ازایوان مسجد برای کلاسهای قرآن و احکام استفاده نمود صرف تکمیل این مـکـان شـده اسـت و حال بعد از تکمیل ساختمان ایوان مسجد بواسطه بی اطلاعی بعضی افراد از اهـداف چنین اموری از فعالیت برادران و خواهران در این مکان جلوگیری می شود صورت شرعی اسـتـفـاده از مـکـان فـوق بـا تـوجـه بـه مـواردبـالا و بدون جلب نظر عزیزان شرکت کننده در برنامه های کانون چگونه می باشد ؟ جواب: بسمه تعالی تعلیم قرآن در مسجد در صورتی که مزاحم با نمازگزاران نباشد , مانعی ندارد , واللّه العالم . سئوال 2053 ـ با مال امام ـ علیه السلام ـ می شود مسجد ساخت یا تعمیرکرد ؟ جواب: بسمه تعالی نـمی شود , مگر این که در موردی تبلیغ دین موقوف به آن باشد . و مال دیگری از زکات و تبرعات نباشد که در این صورت با اخذاجازه از مرجع تقلید به مقداری که اجازه می دهد مانعی ندارد ,واللّه العالم . سئوال 2054 ـ آیا برپا کردن مجلس ترحیم , تعزیه و شام غریبان , جایزاست ؟ جواب: بسمه تعالی اگر با نماز نمازگزاران مزاحمتی نداشته باشد , مانعی ندارد ,واللّه العالم . سئوال 2055 ـ آیـا بـانویی بدون اجازه و رضایت همسرش که مؤمن ومتدین می باشد می تواند در مسجد فـعـالـیـت نماید , به طوری که کلا امورات یک مسجد را به دست گیرد و این کار او موجب ایجاد اختلاف در بین اعضای خانواده شود ؟ جواب: بسمه تعالی تصدی تولیت امور مسجد برای شخصی معین یا به تعیین واقف در ضمن وقف می شود یا به تعیین حاکم پس از وقف وتصدی زن اگر موجب تقویت حقوق شوهر شود جایز نیست ,واللّه العالم . سئوال 2056 ـ بـنایی را به نام مسجد در چهار دیوارش تابه سقف بالابرده اند . پیش از پایان ساختمان , از ادامـه آن دسـت کـشـیـده انـد ,از ایـن رو بـه مـحـل گذر عموم بدل گشته . حال , اگر واقف خـاص نـداشته و صیغه وقف خوانده نشده و زمین هم از اراضی عمومی بوده . البته به نام مسجد , برخی در آن نماز خوانده اند.ایا مسجد شده یا فقط باید واقف خاص داشته و صیغه جاری شده باشد و به نام مسجد هم به متولیان داده شده باشد ؟ جواب: بسمه تعالی چـنانچه زمین , موات بالاصل بوده و احیا شده به قصد مسجد ولو این که فقط تا به سفق بالا برده شـده وسـقـف ان پوشیده نشده چه نماز بخوانند چه نخوانند چه صیغه بخوانند یانخوانند , در هر صـورت مـسجد شده است . و تا از عنوان مسجدبودن خارج نشده ـ به طوری که به صورت زمین خالی برگردد آمسجد است , واللّه العالم . سئوال 2057 ـ ایـوان مـسـجـد را مـی توان گفت که به خواهران اختصاص دارد ؟ نیز اگر ایوان از داخل شبستان احداث شود , آیاخواهرانی که عذر شرعی دارند , می توانند در ایوان توقف نمایند ؟ جواب: بسمه تعالی اگر ثابت نشود که ایوان جزء مسجد است , زن حائض و مانند آن می تواند در آن توقف کند . و اگر از مسجد بوده , نمی تواند در آن توقف نماید . اگر جایی غیر از مسجد را برای خواهران وقف کنند , اختصاص به آنها پیدا می کند , ولی مسجد اختصاص به زنان یا مردان ندارد , واللّه العالم . 2058 ـ مـسـجـد و حسینیه ای که وقفی است , و بازسازی شده ,مصالح باقی مانده را می توان در حسینیه و مسجدی دیگر به کار برد ؟ جواب: بسمه تعالی می شود در مسجد یا حسینیه دیگر صرف کرد , واللّه العالم . سئوال 2059 ـ پـایگاه مقاومت برای امنیت مردم و منطقه , فعالیت خودرا در مسجد متمرکز ساخته , در حالی که سازنده مسجد راضی نیست ؟ جواب: بسمه تعالی در مـسـجـد کاری که مزاحمت با نمازگزاران باشد , نباید انجام بگیرد . و اگر مزاحمتی نیست , مـانـعی ندارد . و انتفاع از مرافق مسجد باید به صلاحدید متولی شرعی مسجد صورت بگیرد , والا جایز نیست , واللّه العالم . سئوال 2060 ـ کسی مقداری از مخارج عزاداری را خود پذیرفته و وقف کرده , آیا جایی که حسینیه نیست (وجود حسینیه مقدمه عزاداری است ), آیا می توان آن را صرف ساختمان حسینیه کرد ؟ جواب: بسمه تعالی چـنـانـچه در آن محل مکان مناسبی برای عزاداری مثل مسجد یاحسینیه بوده باشد , باید درآمد موقوفه مزبور صرف درعزاداری در آن محل شود , واللّه العالم . سئوال 2061 ـ در بـالای مسجد کتابخانه ای ساخته شده که نردبان آن روی اصول معماری نبوده , از این رو بـی آن کـه از چـگـونـگـی شـرعی آن آگاه باشیم , آن را فرو ریخته و به شکل درست بازسازی کـرده ایـم . ایـنـک امـام جـمـاعـت مسجد می فرمایند ازحاکم شرع اذن بگیرید , نظر شریف شما خواستاریم ؟ جواب: بسمه تعالی اجـازه مـی دهم اصلاح کنید , ولی چیزی از مسجد را که برای نمازخواندن وقف شده است , جایز نـیـسـت تـصـرف کـرده و در آن پـله ویا چیز دیگری درست کنید که مانع از نماز خواندن باشد , واللّه العالم . سئوال 2062 ـ استفاده همسایگان مسجد از آب آن , هنگام ناچاری یاغیر آن جایز است ؟ جواب: بسمه تعالی در مـواقـع ضـرورت مـانـعی ندارد در غیر ضرورت اگر ابتدای وقف مسجد , مردم از مسجد آب می برده اند , تصرف به اندازه متعارف مانعی ندارد والا جایز نیست , واللّه العالم . سئوال 2063 ـ در مسجد محله ما آب سردکنی است . استفاده از آب آن در غیر هنگام نماز , چگونه است ؟ جواب: بسمه تعالی استعمال متعارف که مرسوم است مانعی ندارد . در غیر این صورت جایز نیست , واللّه العالم . سئوال 2064 ـ در پـایـان بنایی , مسجد یا حسینیه , اندکی آجر یا مصالح بر جای ماند , آیا می توان آن را به کسی داد یا باید فروخت وخرج آن کرد ؟ جواب: بسمه تعالی اگر امکان دارد صرف مسجد یا حسینیه دیگر بکنند , والا باقی مانده مصالح از مسجد را نمی توان فروخت . و اگر مصرفی ندارد , مردم می توانند ببرند , واللّه العالم . سئوال 2065 ـ آیا احکام مسجد بر حسینیه جاری است ؟ جواب: بسمه تعالی احکام جاری نیست , واللّه العالم . سئوال 2066 ـ قسمتی از شبستان مسجد را جهت کارهای فرهنگی بطورمغازه در آورده اند آیا جایز است ؟ جواب: بسمه تعالی چـنـانـچه برای کسانی که می خواهند در مسجد نماز بخوانند آولو در رفت و آمد در بعضی اوقات مزاحمت داشته باشد جایزنیست , و اگر شبستان جزء مسجد باشد مطلقا جایز نیست . واللّه العالم . سئوال 2067 ـ آیا مصالح مسجد را می توان فروخت مثل موزائیک ؟ جواب: بسمه تعالی مـصـالـح مسجد را نمی شود فروخت باید در مسجد و اگر مسجدممکن نشد در حسینیه مصرف کنند , واللّه العالم . سئوال 2068 ـ بعضی از مساجد دربهای خود را در غیر وقت نمازمی بندند , حکم آن چیست ؟ جواب: بسمه تعالی اگر حفظ شؤون مسجد و یا حفظ اموال آن متوقف بر آن باشدمانعی ندارد , واللّه العالم . سئوال 2069 ـ بـنـابـر نـظـر مبارک حضرت عالی مبنی بر طهارت کفار کتابی ,رفتن انها به مساجد چه حکمی دارد ؟ جواب: بسمه تعالی جایز نیست , مگر این که مصلحتی اهم اقتضا کند , واللّه العالم . سئوال 2070 ـ بـرگـزاری برخ بزرگداشت ها و جشن های مذهبی یا ملی مثل سال روز انقلاب اسلامی یا تـولـد اولیای خدا که مردم بافراخوان عمومی از بچه ها و بزرگترها گرفته تا همه مردم ,نقالان و مـدیـحـه خـوانـان نیز با خواندن موجب شده سرور وگاهی نیز خردسالان برای ابراز شادی کف می زنند , آیا این گونه گردهم آیی ها در مسجد جایز است ؟ اگر هم گناهی درپس داشته باشد , متوجه کیست ؟ جواب: بسمه تعالی اقامه این مجالس در مساجد مانعی ندارد . و لکن کارهایی که وهن بر مسجد حساب می شود , مثل دسـت زدن و بـعـضـی ازنمایشهای متعارف ترک شود و به جای آن از مثل صلوات وتکبیر و تکرار مـدایح استفاده شود , و باید از بچه هایی که طهارت و نجاست را مراعات نمی کنند و با بود آنها در مسجدمسجد در معرض تنجیس قرار می گیرد و یا شئوونات مسجد رارعایت نمی کنند , مثل این که در مسجد بازی می کنند , به قدرامکان و به طور ملاطفت جلوگیری شود , واللّه العالم .

آیت الله العظمی وحید خراسانی

مسأله ۹۰۹ ـ نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است ، و هر کس بفهمد که نجس شده است باید فوراً آن را تطهیر کند ، و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند ، و اگر نجس شود نجاستش را بر طرف کنند. مسأله ۹۱۰ ـ اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید ، یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند ، تطهیر مسجد بر او واجب نیست ، ولی باید به کسی که می تواند تطهیر کند و احتمال دهد که تطهیر می کند اطّلاع دهد. مسأله ۹۱۱ ـ اگر جایی از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن یا خراب کردن ممکن نیست ، باید آن جا را بکنند یا خراب نمایند ، در صورتی که خرابی کلی نبوده و مستلزم ضرر وقف نباشد ، و پر کردن جایی که کنده اند و ساختن جایی که خراب کرده اند واجب نیست ، ولی اگر چیزی مانند آجر مسجد نجس شود ، در صورتی که ممکن باشد ، باید بعد از آب کشیدن به جای اوّلش بگذارند. مسأله ۹۱۲ ـ اگر مسجدی را غصب کنند و به جای آن خانه و مانند آن بسازند ، نجس کردن آن ـ بنابر احتیاط ـ حرام است ، و تطهیر آن واجب نیست ، ولی نجس کردن مسجدی که خراب شده ـ هر چند در آن نماز نخوانند ـ جایز نیست و تطهیر آن لازم است. مسأله ۹۱۳ ـ نجس کردن حرم امامان (علیهم السلام) حرام است ، و اگر نجس شود ، چنانچه نجس ماندن آن بی احترامی باشد تطهیر آن واجب است ، بلکه احتیاط مستحبّ آن است که اگر بی احترامی هم نباشد آن را تطهیر کنند. مسأله ۹۱۴ ـ نجس کردن حصیر مسجد حرام است ، و کسی که آن را نجس کرده بنابر احتیاط باید تطهیر کند ، و بر غیر او احتیاط مستحبّ آن است که تطهیر نماید ، مگر این که نجاست آن بی احترامی به مسجد باشد ، که در این صورت باید تطهیر شود. مسأله ۹۱۵ ـ بردن عین نجس و متنجس در مسجد ، اگر بی احترامی به مسجد باشد حرام است ، بلکه احتیاط مستحبّ آن است که اگر بی احترامی هم نباشد ، عین نجس را در مسجد نبرند. مسأله ۹۱۶ ـ اگر مسجد را برای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند و اسباب چای در آن ببرند ، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود ، اشکال ندارد. مسأله ۹۱۷ ـ زینت کردن مسجد به طلا و صورت چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد ، بنابر احتیاط واجب جایز نیست ، و نقاشی چیزهایی که روح ندارد ، مثل گل و بوته مکروه است. مسأله ۹۱۸ ـ اگر مسجد خراب هم شود نمی توانند آن را بفروشند ، یا داخل ملک و جادّه نمایند. مسأله ۹۱۹ ـ فروختن در و پنجره و چیزهای دیگر مسجد حرام است ، و اگر مسجد خراب شود باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند ، و چنانچه به درد آن مسجد نخورد ، باید در مسجد دیگر مصرف شود ، ولی اگر به درد مسجدهای دیگر هم نخورد ، آنچه را که از اجزای مسجد شمرده نشود و وقف بر مسجد باشد ، می توانند با اذن ولیّ شرعی بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد ، وگرنه صرف تعمیر مسجد دیگر نمایند ، و اگر آن هم ممکن نشد ، در سایر وجوه برّ و خیر صرف نمایند. مسأله ۹۲۰ ـ ساختن مسجد و تعمیر آن مستحبّ است ، و اگر مسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد می توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند ، بلکه می توانند مسجدی را که خراب نشده ـ برای احتیاج مردم به نماز ـ خراب کنند و بزرگتر بسازند. مسأله ۹۲۱ ـ تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ در آن مستحبّ است ، و کسی که می خواهد مسجد برود مستحبّ است خود را خوشبو کند ، و لباس پاکیزه و قیمتی بپوشد ، و ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی به آن نباشد ، و موقع داخل شدن به مسجد اوّل پای راست ، و موقع بیرون آمدن اوّل پای چپ را بگذارد ، و همچنین مستحبّ است از همه زودتر به مسجد آید و از همه دیرتر بیرون رود. مسأله ۹۲۲ ـ وقتی انسان وارد مسجد می شود مستحبّ است دو رکعت نماز به قصد تحیت و احترام مسجد بخواند ، و اگر نماز واجب یا مستحبّ دیگری هم بخواند کافیست. مسأله ۹۲۳ ـ خوابیدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد ، و صحبت کردن راجع به کارهای دنیا ، و مشغول صنعت شدن ، و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد مکروه است ، و نیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد ، و گمشده ای را طلب کند ، و صدای خود را بلند کند ، ولی بلند کردن صدا برای اذان مانعی ندارد ، بلکه مستحبّ است. مسأله ۹۲۴ ـ راه دادن بچّه و دیوانه به مسجد مکروه است ، و کسی که پیاز و سیر و مانند اینها خورده که بوی دهانش مردم را اذیت می کند ، مکروه است به مسجد برود.

آیت الله العظمی نوری همدانی

مساله 901: نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است و هر کس بفهمد که نجس شده است باید فوراً نجاست آن را بر طرف کند . و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند ، واگر نجس شود نجاستش را بر طرف نمایند ، مگر آنگه واقف آن را جزء مسجد قرار نداده باشد . مساله902: اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید ، یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند ، تطهیر مسجد بر او واجب نیت ولی اگر بی احترامی به مسجد باشد بنابر احتیاط واجب ، باید به کسی که می تواند تطهیر کند ، اطلاع دهد . مساله903: اگر جائی از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدو ن کندن یا خراب کردن ممکن نیست ، باید آنجا ر ا بکنند یا اگر خرابی زیاد لازم نمی لآید ، خراب نمایند و پر کردن جائی که کنده اند ، و ساختن جائی که خراب کرده اند ، واجب نیست . ولی اگر آن کس که نجس کرده ، بکند یا خراب کرده اند ، واجب نیست . ولی اگر آن کس که نجس کرده ، بکند یا خراب کند در صورتی امکان باید پر کند و تعمیر نماید . مساله 904: اگر مسجدی را غصب کنند و بجای آن خانه و مانند آن بسازند ، که دیگر به آن مسجد نگویند باز هم بنابر احتیاط واجب نجس کردن آن حرام و تطهیر آن واجب است مساله 905: نجس کردن حرم امامان علیهم السلام : حرام است . و اگر یکی از آنها نجس شود ، چنانچه نجس ماندن آن بی احترامی باشد ، تطهیر آن واجب است ، بلکه احتیاط واجب آن است که اگر بی احترامی هم نباشد آن را تطهیر کنند . مساله906: اگر حصیر مسجد نجس شود ، بنابر احتیاط واجب باید آن را آب بکشند ، ولی چنانچه به واسطة آب کشیدن ، خراب می شود و بریدن جای نجس بهتر است ، باید آنرا بُبرند و اگر کسی که نجس کرده ببُرد ، باید خودش اصلاح کند . مساله 907: بردن عین نجاست مانند خون در مسجد اگر بی احترامی به مسجد باشد ، حرام است و همچنین بردن چیزی که نجس شده ، در صورتی که بی احترامی به مسجد باشد ، حرام است . مساله908: اگر مسجد رابرای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند و اسباب چای در آن ببرند ، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز واندن نشود ، اشکال ندارد . مساله909: بنابر احتیاط واجب مسجد را به طلا نباید زینت نمایند و همچنین نباید صورت یزهائی که مثل انسان و حیوان روح در مسجد نقش کنند و نقاشی چیزهائی که روح ندارد ، مثل گل و بوته مکروه است . مساله910: اگر مسجد خراب هم شود نمی توانند آن را بفروشند ، یا داخل ملک و جاده نمایند . مگر اینکه ولی فقیه بر اساس مصالح مهمتری اجازه بدهد . مساله911: فروختن در و پنجره و چیزهای دیگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود ، باد اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند ، و چنانچه به درد آن مسجد نخورد ، باید در مسجد دیگر مصرف شود ، ولی اگر به درد مسجدهای دیگر هم نخورد ، می توانند آن را بفروشند و پول آن را ، اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد و گرنه صرف تعمیر مسجد دیگر نمایند . مساله912: ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می باشد مستحب است و اگر مسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد ، می توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند ، بلکه می تواننند مسجدی ر ا که خراب نشده ، برای احتیاج مردم خراب کنند و بزرگتر بسازند . مساله913: تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است و کسی که می خواهد مسجد برود ، مستحب برود ، مستحب است خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه و قیمتی بپوشد و ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی به آن نباشد و موقع داخل شدن به مسجد اول پای راست و موقع بیرون آمدن ، اول پای چپ را بگذارد و همچنین مستحب است از همه زودتر به مسجد آید و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود . مساله 914: وقتی انسان وارد مسجد می شود ، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواند ، کافی است مساله915: خوابیدن در مسجد ، اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهای دنیا و مشغول صنعت شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد ، مکروه است و نیز مکروه است و نیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد و گمشده ای را طلب کند و صدای خود را بلند کند ، ولی بلند کردن صدا برای اذان مانعی ندارد . مساله916: راه دادن بچه و دیوانه به مسجد مکروه است و کسی که پیاز و سیر و مانند اینها خورده که بوی دهانش مردم را اذیت می کند ، مکروه است به مسجد برود .

آیت الله العظمی مظاهری

مسئله 717- نجس کردن هر جایی از مسجد و حرم امامان علیهم السلام و فرش آنها حرام و تطهیر کردن آنها فوراً واجب است و اگر نتواند ولو با کمک گرفتن، باید به کسی که می تواند اطلاع دهد و اگر برای تطهیر احتیاج به خراب کردن باشد باید خراب کند و دوباره بسازد. مسئله 718- اگر مسجدی را غصب کنند و به جای آن خانه و مانند آن بسازند که دیگر به آن مسجد نگویند باز هم نجس کردن آن حرام و تطهیر آن واجب است. مسئله 719- بردن عین نجس و متنجّس در مسجد اشکال ندارد مگر آنکه بی احترامی به مسجد باشد. مسئله 720- تشکیل مراسم مذهبی نظیر سوگواریها و جشنها در مسجد اشکال ندارد. مسئله 721- زینت کردن مسجد به طلا و صورت چیزهایی که روح دارد، مکروه است. مسئله 722- اگر مسجد خراب شود فروختن آن و درب و پنجره و چیزهای دیگر آن بدون اذن حاکم شرع جایز نیست و اگر مسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد می توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند بلکه می توانند مسجدی را که خراب نشده برای احتیاج مردم خراب کنند و بزرگتر بسازند. مسئله 723- ساختن مسجد و تعمیر و تمیز کردن و روشن کردن چراغ در آن و مانند اینها مستحب است. مسئله 724 - برای کسی که می خواهد به مسجد برود، شش امر مستحب است: 1 - خود را خوشبو کند. 2 - لباس پاکیزه بپوشد. 3 - ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی به آن نباشد. 4 - موقع داخل شدن، اوّل پای راست را، و موقع بیرون آمدن، اوّل پای چپ را بگذارد. 5 - زودتر از دیگران به مسجد برود و دیرتر از دیگران از مسجد بیرون بیاید. 6 - دو رکعت نماز به قصد تحیت و احترام مسجد بخواند. مسئله 725- در مسجد و حرم امامان علیهم السلام شش امر مکروه است: 1 - خوابیدن. 2 - انجام کاری یا صحبتی درباره دنیا. 3 - کثیف نمودن آنجا. 4 - بلند کردن صدا. 5 - راه دادن بچّه و دیوانه (در صورت ایجاد مزاحمت). 6 - وارد شدن کسی که بوی دهان یا لباس یا بدن او مردم را اذیت می‌کند.

احکام زیارت

امام خمینی (ره)

مسئله شماره:322 مستحب است انسان برای نماز میت و زیارت اهل قبور و رفتن به مسجدو حرم امامان علیهم السلام وضو بگیرد، و همچنین برای همراه داشتن قرآن و خواندن ونوشتن آن و نیز برای مس حاشیه قرآن و برای خوابیدن ، وضو گرفتن مستحب است و نیزمستحب است کسی که وضو دارد دوباره وضو بگیرد. و اگر برای یکی از این کارهاوضو بگیرد هر کاری را که باید با وضو انجام داد، می تواند بجا آورد، مثلا میتواندبا آن وضو نماز بخواند مسئله شماره:645 پیش از داخل شدن در حرم مکه شهر مکه مسجدالحرام خانه کعبه حرم مدینه شهر مدینه مسجد پیغمبر مستحب است انسان غسل کند و برای داخل شدن در حرم امامان علیهم السلام رجاءا غسل کند و اگر در یک روز چند مرتبه مشرف شود یک غسل کافی است و کسی که می خواهد در یک روز داخل حرم مکه و مسجدالحرام و خانه کعبه شود اگر به نیت همه یک غسل کند کافی است و نیز اگر در یک روز بخواهد داخل حرم مدینه و شهر مدینه و مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله شود یک غسل برای همه کفایت می کند و برای زیارت پیغمبر و امامان از دور یا نزدیک و برای حاجت خواستن از خداوند عالم و همچنین برای توبه و نشاط به جهت عبادت و برای سفررفتن خصوصا سفر زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام مستحب است انسان غسل کند و اگریکی از غسلهایی را که در این مسأله گفته شد بجا آورد و بعد کاری کند که وضو راباطل می نماید مثلا بخوابد غسل او باطل می شود و مستحب است دوباره غسل را بجاآورد مسئله شماره:1306 اگر صحرانشین برای زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند. مسئله شماره:1307 کسی که شغلش مسافرت است اگر برای کار دیگری مثلا برای زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند ولی اگر مثلا شوفر، اتومبیل خود رابرای زیارت کرایه دهد و در ضمن خودش هم زیارت کند، باید نماز را تمام بخواند. مسئله شماره:1534 انسان می تواند برای بعضی از کارهای مستحبی مثل زیارت قبر پیغمبر وامامان علیهم السلام ، از طرف زندگان اجیر شود، و نیز می تواند کار مستحبی راانجام دهد و ثواب آن را برای مردگان یا زندگان هدیه نماید. مسئله شماره:1757 کسی که دیگری مخارج او را می دهد، باید خمس تمام مالی را که به دست می آورد بدهد، ولی اگر مقداری از آن را خرج زیارت و مانند آن کرده باشد، فقط باید خمس باقی مانده را بدهد. مسئله شماره:1775 آنچه از منافع کسب در بین سال به مصرف خوراک و پوشاک و اثاثیه وخرید منزل و عروسی و جهیزیه دختر و زیارت و مانند اینها می رساند، در صورتی که از شأن او زیاد نباشد و زیاده روی هم نکرده باشد خمس ندارد. مسئله شماره:1778 مالی را که خرج سفر حج و زیارتهای دیگر می کند، اگر مانند مرکب سواری باشد که عین آن باقی است و از منفعت آن استفاده شده ، از مخارج سالی حساب می شود که در آن سال شروع به مسافرت کرده ، اگرچه سفر او تا مقداری از سال بعد طول بکشد، ولی اگر مثل خوراکیها از بین رفته باشد، باید خمس مقداری را که در سال بعدواقع شده بدهد. مسئله شماره:1984 فقیر می تواند برای رفتن به حج و زیارت و مانند اینها زکات بگیرد، ولی اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد، برای زیارت و مانند آن نمی تواند زکات بگیرد. مسئله شماره:2660 اگر نذر کند که به زیارت یکی از امامان مثلا به زیارت حضرت اباعبدالله علیه السلام مشرف شود چنانچه به زیارت امام دیگر برود کافی نیست ، و اگر به واسطه عذری نتواند آن امام را زیارت کند، چیزی بر او واجب نیست . مسئله شماره:2661 کسی که نذر کرده زیارت برود و غسل زیارت و نماز آن را نذر نکرده لازم نیست آنها را بجا آورد. منبع: سایت تبیان

آیت الله العظمی بهجت

مسئله شماره:322
مستحب است انسان برای نماز میت و زیارت اهل قبور و رفتن به مسجدو حرم امامان علیهم السلام وضو بگیرد، و همچنین برای همراه داشتن قرآن و خواندن ونوشتن آن و نیز برای مس حاشیه قرآن و برای خوابیدن ، وضو گرفتن مستحب است و نیزمستحب است کسی که وضو دارد دوباره وضو بگیرد. و اگر برای یکی از این کارهاوضو بگیرد هر کاری را که باید با وضو انجام داد، می تواند بجا آورد، مثلا می تواندبا آن وضو نماز بخواند.
.
مسئله شماره:645
پیش از داخل شدن در حرم مکه شهر مکه مسجدالحرام خانه کعبه حرم مدینه شهر مدینه مسجد پیغمبر آیت الله بهجت: و حرم امامان علیهم السلام مستحب است انسان غسل کند و اگر در یک روزچند مرتبه مشرف شود یک غسل کافی است بلکه اگر در روز غسل کند می تواند این اعمال را در شب بعدی نیز انجام دهد و همچنین به عکس . و برای زیارت پیغمبر(ص )و امامان علیهم السلام از دور یا نزدیک . و برای حاجت خواستن از خداوند عالم وهمچنین برای توبه مستحب است انسان غسل کند و اگر یکی از غسلهایی را که در این مسأله گفته شد بجا آورد و بعد کاری کند که وضو را باطل نماید، مثلا بخوابد، غسل او باطل نمی شود ولی مستحب است دوباره غسل را بجا آورد. مستحب است انسان غسل کند و برای داخل شدن در حرم امامان علیهم السلام رجاءا غسل کند و اگر در یک روز چند مرتبه مشرف شود یک غسل کافی است و کسی که می خواهد در یک روز داخل حرم مکه و مسجدالحرام و خانه کعبه شود اگر به نیت همه یک غسل کند کافی است و نیز اگر در یک روز بخواهد داخل حرم مدینه و شهر مدینه و مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله شود یک غسل برای همه کفایت می کند و برای زیارت پیغمبر و امامان از دور یا نزدیک و برای حاجت خواستن از خداوند عالم و همچنین برای توبه و نشاط به جهت عبادت و برای سفررفتن خصوصا سفر زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام مستحب است انسان غسل کند و اگریکی از غسلهایی را که در این مسأله گفته شد بجا آورد و بعد کاری کند که وضو راباطل می نماید مثلا بخوابد غسل او باطل می شود و مستحب است دوباره غسل را بجاآورد.
مسئله شماره:1307
کسی که شغلش مسافرت است اگر برای کار دیگری مثلا برای زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند ولی اگر مثلا شوفر، اتومبیل خود رابرای زیارت کرایه دهد و در ضمن خودش هم زیارت کند، باید نماز را تمام بخواند.
مسئله شماره:1757
کسی که دیگری مخارج او را می دهد، باید خمس تمام مالی را که به دست می آورد بدهد، ولی اگر مقداری از آن را خرج زیارت و مانند آن کرده باشد، فقطباید خمس باقی مانده را بدهد.
مسئله شماره:1775
آنچه از منافع کسب در بین سال به مصرف خوراک و پوشاک و اثاثیه وخرید منزل و عروسی و جهیزیه دختر و زیارت و مانند اینها می رساند، در صورتی که از شأن او زیاد نباشد و زیاده روی هم نکرده باشد خمس ندارد. آیت الله بهجت: و چیزهایی که در زندگی به آن احتیاج دارد، مانند خانه و اثاثیه وجهیزیه دختر، اگر نمی تواند در یک دفعه آن را تهیه نماید، می تواند تدریجا در طول چند سال آنها را تهیه نماید، مثلا یک سال زمین را و در سال بعد قسمتی از وسایل ساختمان را بخرد، که در این صورت اگر چه زمین یا آهن و آجر و یا سایر وسایل مدتی بلااستفاده می ماند خمس ندارد، بلکه اگر پولی را برای تهیه اینها پس انداز نماید،در صورتی که با آن پول در یک مرتبه نمی شود تمام آن چیز را خرید و در مدت کمی ،مثلا دو سال و سه سال می تواند آن چیز را بخرد و عرفا می گویند محتاج به آن چیز است و پس انداز کردن هم برای خریدن آن چیز باشد، باز هم خمس ندارد. ولی اگر بخواهدبعد از مدت طولانی ، مثلا بعد از بیست سال آن چیز را بخرد که عرفا او را فعلا محتاج به آن نگویند، در این صورت پس انداز کردن پول اگر از یک سال گذشت خمس دارد.
مسئله شماره:2036
حج : زیارت کردن خانه خدا و انجام اعمالی است که دستور داده اند در آن جا بجا آورده شود، و در تمام عمر بر کسی که این شرایط را دارا باشد یک مرتبه واجب می شود: اول : آنکه بالغ باشد. دوم : آنکه عاقل و آزاد باشد. سوم : به واسطه رفتن به حج مجبور نشود که کار حرامی را که اهمیتش در شرع از حج بیشتراست انجام دهد یا عمل واجبی را که از حج مهمتر است ترک نماید. چهارم : آنکه مستطیع باشد، و مستطیع بودن به چند چیز است : اول : آنکه توشه راه و چیزهایی راکه بر حسب حالش در سفر به آن محتاج است و در کتابهای مفصل گفته شده ، داراباشد، و نیز مرکب سواری یا مالی که بتواند آنها را تهیه کند داشته باشد. دوم :سلامت مزاج و توانایی آن را داشته باشد که بتواند مکه رود و حج را بجا آورد.سوم : در راه مانعی از رفتن نباشد و اگر راه بسته باشد یا انسان بترسد که در راه جان یا عرض او از بین برود، یا مال او را ببرند، حج بر او واجب نیست ، ولی اگراز راه دیگری بتواند برود، اگرچه دورتر باشد در صورتی که مشقت زیاد نداشته باشدو خیلی غیر متعارف نباشد، باید از آن راه برود. چهارم : به قدر بجا آوردن اعمال حج وقت داشته باشد. پنجم : مخارج کسانی را که خرجی آنان بر او واجب است مثل زن و بچه و مخارج کسانی را که مردم خرجی دادن به آنها را لازم می دانند داشته باشد.ششم : بعد از برگشتن ، کسب یا زراعت یا عایدی ملک یا راه دیگری برای معاش خودداشته باشد که مجبور نشود به زحمت زندگی کند
مسئله شماره:2036
حج : زیارت کردن خانه خدا و انجام اعمالی است که دستور داده اند در آن جا بجا آورده شود، و در تمام عمر بر کسی که این شرایط را دارا باشد یک مرتبه واجب می شود: اول : آنکه بالغ باشد. دوم : آنکه عاقل و آزاد باشد. سوم : به واسطه رفتن به حج مجبور نشود که کار حرامی را که اهمیتش در شرع از حج بیشتراست انجام دهد یا عمل واجبی را که از حج مهمتر است ترک نماید. چهارم : آنکه مستطیع باشد، و مستطیع بودن به چند چیز است : اول : آنکه توشه راه و چیزهایی راکه بر حسب حالش در سفر به آن محتاج است و در کتابهای مفصل گفته شده ، داراباشد، و نیز مرکب سواری یا مالی که بتواند آنها را تهیه کند داشته باشد. دوم :سلامت مزاج و توانایی آن را داشته باشد که بتواند مکه رود و حج را بجا آورد.سوم : در راه مانعی از رفتن نباشد و اگر راه بسته باشد یا انسان بترسد که در راه جان یا عرض او از بین برود، یا مال او را ببرند، حج بر او واجب نیست ، ولی اگراز راه دیگری بتواند برود، اگرچه دورتر باشد در صورتی که مشقت زیاد نداشته باشدو خیلی غیر متعارف نباشد، باید از آن راه برود. چهارم : به قدر بجا آوردن اعمال حج وقت داشته باشد. پنجم : مخارج کسانی را که خرجی آنان بر او واجب است مثل زن و بچه و مخارج کسانی را که مردم خرجی دادن به آنها را لازم می دانند داشته باشد.ششم : بعد از برگشتن ، کسب یا زراعت یا عایدی ملک یا راه دیگری برای معاش خودداشته باشد که مجبور نشود به زحمت زندگی کند
مسئله شماره:2660
اگر نذر کند که به زیارت یکی از امامان مثلا به زیارت حضرت اباعبدالله علیه السلام مشرف شود چنانچه به زیارت امام دیگر برود کافی نیست ، و اگر به واسطه عذری نتواند آن امام را زیارت کند، چیزی بر او واجب نیست .
مسئله شماره:2661
کسی که نذر کرده زیارت برود و غسل زیارت و نماز آن را نذر نکرده لازم نیست آنها را بجا آورد. منبع : سایت تبیان

آیت الله العظمی مکارم شیرازی

مسئله شماره:322
مستحب است انسان برای نماز میت آیت الله مکارم: و برای خواندن قرآن و دعا و مانند آن ، وضو بگیرد. و نیز مستحب است کسی که وضو دارد برای خواندن نماز تجدید وضو کند، و هرگاه به قصد یکی از این کارها وضو بگیرد، تمام کارهایی را که مشروط به وضو است ، می تواند انجام دهد. و زیارت اهل قبور و رفتن به مسجدو حرم امامان علیهم السلام وضو بگیرد، و همچنین برای همراه داشتن قرآن و خواندن ونوشتن آن و نیز برای مس حاشیه قرآن و برای خوابیدن ، وضو گرفتن مستحب است و نیزمستحب است کسی که وضو دارد دوباره وضو بگیرد. و اگر برای یکی از این کارهاوضو بگیرد هر کاری را که باید با وضو انجام داد، می تواند بجا آورد، مثلا می تواندبا آن وضو نماز بخواند.
مسئله شماره:645
آیت الله مکارم: برای وارد شدن در مکانهای مقدس نیز غسل کردن به امید ثواب پروردگارمستحب است ، از جمله قبل از داخل شدن در مکه یا بعد از ورود مکه برای داخل شدن در مسجد الحرام و همچنین برای دخول در شهر مدینه و سپس داخل شدن در مسجد پیغمبراکرم (ص ) و همچنین حرم امامان علیهم السلام و اگر در یک روز چند مرتبه مشرف شود یک غسل کافیست و اگر کسی می خواهد در یک روز داخل مکه شود و به مسجدالحرام رود یا داخل شهر مدینه شود و به مسجد پیغمبر (ص ) برود یک غسل به نیت همه کفایت می کند، همچنین مستحب است غسل برای زیارت پیغمبر اکرم (ص ) یاامامان از دور یا نزدیک و برای نشاط عبادت و رفتن به سفر به قصد رجاء. پیش از داخل شدن در حرم مکه شهر مکه مسجدالحرام خانه کعبه حرم مدینه شهر مدینه مسجد پیغمبر مستحب است انسان غسل کند و برای داخل شدن در حرم امامان علیهم السلام رجاءا غسل کند و اگر در یک روز چند مرتبه مشرف شود یک غسل کافی است و کسی که می خواهد در یک روز داخل حرم مکه و مسجدالحرام و خانه کعبه شود اگر به نیت همه یک غسل کند کافی است و نیز اگر در یک روز بخواهد داخل حرم مدینه و شهر مدینه و مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله شود یک غسل برای همه کفایت می کند و برای زیارت پیغمبر و امامان از دور یا نزدیک و برای حاجت خواستن از خداوند عالم و همچنین برای توبه و نشاط به جهت عبادت و برای سفررفتن خصوصا سفر زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام مستحب است انسان غسل کند و اگریکی از غسلهایی را که در این مسأله گفته شد بجا آورد و بعد کاری کند که وضو راباطل می نماید مثلا بخوابد غسل او باطل می شود و مستحب است دوباره غسل را بجاآورد.
مسئله شماره:1306
اگر صحرانشین مانند مردم دیگر بدون اثاثیه ... برای زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند.
مسئله شماره:1307
کسی که شغلش مسافرت است اگر برای کار دیگری مثلا برای زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند ولی اگر مثلا شوفر، اتومبیل خود رابرای زیارت کرایه دهد و در ضمن خودش هم زیارت کند، باید نماز را تمام بخواند.
مسئله شماره:1534
انسان می تواند برای بعضی از کارهای مستحبی مثل زیارت قبر پیغمبر وامامان علیهم السلام ، از طرف زندگان اجیر شود، آیت الله مکارم: ولی احتیاط واجب آن است که پول را برای مقدمات کار بگیرد و نیزمی تواند اعمال مستحبی را انجام دهد و ثواب آن را به اموات یا زنده ها هدیه نماید. و نیز می تواند کار مستحبی راانجام دهد و ثواب آن را برای مردگان یا زندگان هدیه نماید.
مسئله شماره:1757
کسی که دیگری مخارج او را می دهد، باید خمس تمام مالی را که به دست می آورد بدهد، آیت الله مکارم: پایان مسأله در رساله آیةالله مکارم شیرازی . ولی اگر مقداری از آن را خرج زیارت و مانند آن کرده باشد، فقطباید خمس باقی مانده را بدهد.
مسئله شماره:1778
آیت الله مکارم: هزینه سفر حج یا زیارتهای مستحبی اگر از درآمد همان سال باشد خمس ندارد، و اگر ناچار باشد از چند سال قبل اسم نویسی کند و هزینه را بدهد، جزو مخارج همان سالش محسوب می شود و خمس ندارد، نه در آن سال و نه در سالهای بعد. مالی را که خرج سفر حج و زیارتهای دیگر می کند، اگر مانند مرکب سواری باشد که عین آن باقی است و از منفعت آن استفاده شده ، از مخارج سالی حساب می شود که در آن سال شروع به مسافرت کرده ، اگرچه سفر او تا مقداری از سال بعد طول بکشد، ولی اگر مثل خوراکیها از بین رفته باشد، باید خمس مقداری را که در سال بعدواقع شده بدهد.
مسئله شماره:1984
فقیر می تواند برای رفتن به حج و زیارت و مانند اینها زکات بگیرد، ولی اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد، برای زیارت و مانند آن آیت الله مکارم: گرفتن زکات اشکال دارد.نمی تواند زکات بگیرد.
مسئله شماره:2660
اگر نذر کند که به زیارت یکی از امامان مثلا به زیارت حضرت اباعبدالله علیه السلام مشرف شود چنانچه به زیارت امام دیگر برود کافی نیست ، و اگر به واسطه عذری نتواند آن امام را زیارت کند، چیزی بر او واجب نیست .
مسئله شماره:2661
کسی که نذر کرده زیارت برود و غسل زیارت و نماز آن را نذر نکرده لازم نیست آنها را بجا آورد. منبع: سایت تبیان

آیت آلله العظمی فاضل لنکرانی

مسئله شماره:322
مستحب است انسان برای نماز میت و زیارت اهل قبور و رفتن به مسجدو حرم امامان علیهم السلام وضو بگیرد، و همچنین برای همراه داشتن قرآن و خواندن ونوشتن آن و نیز برای مس حاشیه قرآن و برای خوابیدن ، وضو گرفتن مستحب است و نیزمستحب است کسی که وضو دارد دوباره وضو بگیرد. و اگر برای یکی از این کارهاوضو بگیرد هر کاری را که باید با وضو انجام داد، می تواند بجا آورد، مثلا می تواندبا آن وضو نماز بخواند.
مسئله شماره:645
پیش از داخل شدن در حرم مکه شهر مکه مسجدالحرام خانه کعبه حرم مدینه شهر مدینه مسجد پیغمبر آیت الله فاضل: و حرم ائمه علیهم السلام مستحب است انسان غسل کند و اگر در یک روزچند مرتبه ... مستحب است انسان غسل کند و برای داخل شدن در حرم امامان علیهم السلام رجاءا غسل کند و اگر در یک روز چند مرتبه مشرف شود یک غسل کافی است و کسی که می خواهد در یک روز داخل حرم مکه و مسجدالحرام و خانه کعبه شود اگر به نیت همه یک غسل کند کافی است و نیز اگر در یک روز بخواهد داخل حرم مدینه و شهر مدینه و مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله شود یک غسل برای همه کفایت می کند و برای زیارت پیغمبر و امامان از دور یا نزدیک و برای حاجت خواستن از خداوند عالم و همچنین برای توبه و نشاط به جهت عبادت و برای سفررفتن خصوصا سفر زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام مستحب است انسان غسل کند و اگریکی از غسلهایی را که در این مسأله گفته شد بجا آورد و بعد کاری کند که وضو راباطل می نماید مثلا بخوابد غسل او باطل می شود و مستحب است دوباره غسل را بجاآورد.
مسئله شماره:1306
اگر صحرانشین برای زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند.
مسئله شماره:1307
کسی که شغلش مسافرت است اگر برای کار دیگری مثلا برای زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند ولی اگر مثلا شوفر، اتومبیل خود رابرای زیارت کرایه دهد و در ضمن خودش هم زیارت کند، باید نماز را تمام بخواند.
مسئله شماره:1534
انسان می تواند برای بعضی از کارهای مستحبی مثل زیارت قبر پیغمبر وامامان علیهم السلام ، از طرف زندگان اجیر شود، و نیز می تواند کار مستحبی راانجام دهد و ثواب آن را برای مردگان یا زندگان هدیه نماید.
مسئله شماره:1757
کسی که دیگری مخارج او را می دهد، باید خمس تمام مالی را که به دست می آورد بدهد، ولی اگر مقداری از آن را خرج زیارت و مانند آن کرده باشد، فقط باید خمس باقی مانده را بدهد.
مسئله شماره:1778
مالی را که خرج سفر حج و زیارتهای دیگر می کند، اگر مانند مرکب سواری باشد که عین آن باقی است و از منفعت آن استفاده شده ، از مخارج سالی حساب می شود که در آن سال شروع به مسافرت کرده ، اگرچه سفر او تا مقداری از سال بعد طول بکشد، ولی اگر مثل خوراکیها از بین رفته باشد، باید خمس مقداری را که در سال بعدواقع شده بدهد.
مسئله شماره:1984
فقیر می تواند برای رفتن به حج و زیارت و مانند اینها زکات بگیرد، ولی اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد، برای زیارت و مانند آن آیت الله فاضل: نمی تواند از سهم فقرا زکات بگیرد، ولی از سهم سبیل الله مانعی ندارد.نمی تواند زکات بگیرد.
مسئله شماره:1984
فقیر می تواند برای رفتن به حج و زیارت و مانند اینها زکات بگیرد، ولی اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد، برای زیارت و مانند آن آیت الله فاضل: نمی تواند از سهم فقرا زکات بگیرد، ولی از سهم سبیل الله مانعی ندارد.نمی تواند زکات بگیرد.
مسئله شماره:2660
اگر نذر کند که به زیارت یکی از امامان مثلا به زیارت حضرت اباعبدالله علیه السلام مشرف شود چنانچه به زیارت امام دیگر برود کافی نیست ، و اگر به واسطه عذری نتواند آن امام را زیارت کند، چیزی بر او واجب نیست .
مسئله شماره:2661
کسی که نذر کرده زیارت برود و غسل زیارت و نماز آن را نذر نکرده لازم نیست آنها را بجا آورد. منبع: سایت تبیان

آیت الله العظمی سیستانی

مسئله شماره:322
مستحب است انسان برای نماز میت و زیارت اهل قبور و رفتن به مسجدو حرم امامان علیهم السلام وضو بگیرد، و همچنین برای همراه داشتن قرآن و خواندن ونوشتن آن و نیز برای مس حاشیه قرآن و برای خوابیدن ، وضو گرفتن مستحب است و نیزمستحب است کسی که وضو دارد آیت الله سیستانی: دوباره برای هر نماز وضو بگیرد. و اگر برای یکی از این کارها... دوباره وضو بگیرد. و اگر برای یکی از این کارهاوضو بگیرد هر کاری را که باید با وضو انجام داد، می تواند بجا آورد، مثلا می تواندبا آن وضو نماز بخواند.
مسئله شماره:645
آیت الله سیستانی: و دیگر غسلهای مستحب عبارتند از: غسل احرام ، غسل دخول حرم ، غسل دخول مکه ، غسل زیارت خانه کعبه ، غسل دخول کعبه ، غسل برای نحر و ذبح و حلق ، غسل داخل شدن حرم مدینه منوره ، غسل داخل شدن مدینه منوره ، غسل داخل شدن مسجد پیغمبر (ص )،کسل وداع قبر مطهر پیغمبر(ص )، غسل برای مباهله با خصم ، غسل برای استخاره ، غسل برای استسقاء. و از جمله اغسالی که فقها استحباب آن را نقل فرموده اند: غسل برای زیارت معصومین علیهم السلام از دور و نزدیک و احوط این است که این غسلهارا به قصد رجاء انجام دهند. پیش از داخل شدن در حرم مکه شهر مکه مسجدالحرام خانه کعبه حرم مدینه شهر مدینه مسجد پیغمبر مستحب است انسان غسل کند و برای داخل شدن در حرم امامان علیهم السلام رجاءا غسل کند و اگر در یک روز چند مرتبه مشرف شود یک غسل کافی است و کسی که می خواهد در یک روز داخل حرم مکه و مسجدالحرام و خانه کعبه شود اگر به نیت همه یک غسل کند کافی است و نیز اگر در یک روز بخواهد داخل حرم مدینه و شهر مدینه و مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله شود یک غسل برای همه کفایت می کند و برای زیارت پیغمبر و امامان از دور یا نزدیک و برای حاجت خواستن از خداوند عالم و همچنین برای توبه و نشاط به جهت عبادت و برای سفررفتن خصوصا سفر زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام مستحب است انسان غسل کند و اگریکی از غسلهایی را که در این مسأله گفته شد بجا آورد و بعد کاری کند که وضو راباطل می نماید مثلا بخوابد غسل او باطل می شود و مستحب است دوباره غسل را بجاآورد.
مسئله شماره:1306
اگر صحرانشین برای زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند.
مسئله شماره:1307
کسی که شغلش مسافرت است اگر برای کار دیگری مثلا برای زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند آیت الله سیستانی: مگر آن که عرفا او را کثیرالسفر بگویند... ولی اگر مثلا شوفر، اتومبیل خود رابرای زیارت کرایه دهد و در ضمن خودش هم زیارت کند، باید نماز را تمام بخواند.
مسئله شماره:1534
انسان می تواند برای بعضی از کارهای مستحبی مثل زیارت قبر پیغمبر وامامان علیهم السلام ، از طرف زندگان اجیر شود، و نیز می تواند کار مستحبی راانجام دهد و ثواب آن را برای مردگان یا زندگان هدیه نماید.
مسئله شماره:1757
کسی که دیگری مخارج او را می دهد، باید خمس تمام مالی را که به دست می آورد بدهد، آیت الله سیستانی: پایان مسأله در رساله آیةالله سیستانی . ولی اگر مقداری از آن را خرج زیارت و مانند آن کرده باشد، فقطباید خمس باقی مانده را بدهد.
مسئله شماره:1778
مالی را که خرج سفر حج و زیارتهای دیگر می کند، آیت الله سیستانی: از مخارج سالی حساب می شود که در آن سال خرج کرده ، و اگر سفر او تامقداری از سال بعد طول بکشد، آنچه در سال بعد خرج می کند باید خمس آن را بدهد. اگر مانند مرکب سواری باشد که عین آن باقی است و از منفعت آن استفاده شده ، از مخارج سالی حساب می شود که در آن سال شروع به مسافرت کرده ، اگرچه سفر او تا مقداری از سال بعد طول بکشد، ولی اگر مثل خوراکیها از بین رفته باشد، باید خمس مقداری را که در سال بعدواقع شده بدهد.
مسئله شماره:1984
فقیر می تواند برای رفتن به حج و زیارت و مانند اینها آیت الله سیستانی: از سهم سبیل الله زکات بگیرد، اگر چه فقیر نباشد، یا اینکه به مقدارخرج سالش زکات گرفته باشد، ولی این در صورتی است که رفتن به حج یا زیارت ومانند اینها دارای منفعت عامه باشد و بنابر احتیاط از حاکم شرع برای صرف زکات در آن اذن بگیرد. زکات بگیرد، ولی اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد، برای زیارت و مانند آن نمی تواند زکات بگیرد.
مسئله شماره:1984
فقیر می تواند برای رفتن به حج و زیارت و مانند اینها آیت الله سیستانی: از سهم سبیل الله زکات بگیرد، اگر چه فقیر نباشد، یا اینکه به مقدارخرج سالش زکات گرفته باشد، ولی این در صورتی است که رفتن به حج یا زیارت ومانند اینها دارای منفعت عامه باشد و بنابر احتیاط از حاکم شرع برای صرف زکات در آن اذن بگیرد. زکات بگیرد، ولی اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد، برای زیارت و مانند آن نمی تواند زکات بگیرد.
مسئله شماره:2660
اگر نذر کند که به زیارت یکی از امامان مثلا به زیارت حضرت اباعبدالله علیه السلام مشرف شود چنانچه به زیارت امام دیگر برود کافی نیست ، و اگر به واسطه عذری نتواند آن امام را زیارت کند، چیزی بر او واجب نیست .
مسئله شماره:2661
کسی که نذر کرده زیارت برود و غسل زیارت و نماز آن را نذر نکرده لازم نیست آنها را بجا آورد. منبع: سایت تبیان

احکام وقف

امام خمینی (ره)

مسئله ی2676: اگر کسی چیزی را وقف کند، از ملک او خارج می شود و خود او و دیگران نمی توانند آن را ببخشند یا بفروشند و کسی هم از آن ملک ارث نمی برد، ولی در بعضی از موارد که در مساله و گفته شد، فروختن آن اشکال ندارد. مسئله ی2677: لازم نیست صیغه وقف را به عربی بخوانند بلکه اگر مثلا بگوید خانه خود را وقف کردم، وقف صحیح است و محتاج به قبول هم نیست، حتی در وقف خاص. مسئله ی2678: اگر ملکی را برای وقف معین کند و پیش از خواندن صیغه وقف پشیمان شود یا بمیرد، وقف درست نیست. مسئله ی2679: کسی که مالی را وقف می‌کند باید برای همیشه وقف کند پس اگر مثلا بگوید این مال تا ده سال وقف باشد و بعد نباشد و یا بگوید این مال تا ده سال وقف باشد و بعد تا پنج‌سال وقف نباشد و بعد دوباره وقف باشد باطل است، وبه احتیاط واجب باید وقف از موقع خواندن صیغه باشد، پس اگر مثلا بگوید این مال بعد از مردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مردنش وقف نبوده اشکال دارد. مسئله ی2680: وقف در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرف کسی که برای او وقف شده یا وکیل، یا ولی او بدهند ولی اگر چیزی را بر اولاد صغیر خود وقف کند و به قصد این که آن چیز ملک آنان شود از طرف آنان نگهداری نماید، وقف صحیح است. مسئله ی2681: اگر مسجدی را وقف کنند بعد از آن که واقف به قصد واگذار کردن، اجازه دهد که در آن مسجد نماز بخوانند همین که یک نفر در آن مسجد نماز خواند وقف درست می شود. مسئله ی2682: وقف کننده باید مکلف و عاقل و با قصد و اختیار باشد و شرعا بتواند در مال خود تصرف کند. بنابر این سفیهی که در حال بالغ بودن سفیه بوده یا حاکم شرع او را از تصرف در اموالش جلوگیری کرده، چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید، اگر چیزی را وقف کند صحیح نیست. مسئله ی2683: اگر مالی را برای کسانی که به دنیا نیامده‌اند وقف کند، درست نیست، ولی وقف برای اشخاصی که بعضی از آنها به دنیا آمده‌اند صحیح و آنها که به دنیا نیامده‌اند بعد از آمدن به دنیا با دیگران شریک می شوند. مسئله ی2684: اگر چیزی را بر خودش وقف کند مثل آن که دکانی را وقف کند که عایدی آن را بعد از مرگ او خرج مقبره‌اش نمایند صحیح نیست، ولی اگر مثلا مالی را بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود می‌تواند از منافع وقف استفاده نماید. مسئله ی2685: اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند، باید مطابق قرار داد او رفتار نمایند و اگر معین نکند، چنانچه بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد، راجع به چیزهایی که مربوط به مصلحت وقف است که در نفع بردن طبقات بعد نیز دخالت دارد اختیار با حاکم شرع است، و راجع به چیزهایی که مربوط به نفع بردن طبقه موجود است اگر آنها بالغ باشند اختیار با خود آنان است و اگر بالغ نباشند اختیار با ولی ایشان است، و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست. مسئله ی2686: اگر ملکی را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند، یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد، اختیار آن با حاکم شرع است. مسئله ی2687: اگر ملکی را بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کند که هر طبقه‌ای بعداز طبقه دیگر از آن استفاده کنند چنانچه متولی ملک آن را اجاره دهد و بمیرد در صورتی که مراعات مصلحت وقف یا مصلحت طبقه بعد را کرده باشد، اجاره باطل نمی شود. ولی اگر متولی نداشته باشد، و یک طبقه از کسانی که ملک بر آنها وقف شده آن را اجاره دهند و در بین مدت اجاره بمیرند، در صورتی که طبقه بعد اجازه نکنند اجاره باطل می‌شود و در صورتی که مستاجر مال الاجاره تمام مدت را داده باشد مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان می‌گیرد. مسئله ی2688: اگر ملک وقف خراب شود، از وقف بودن بیرون نمی رود. مسئله ی2689: ملکی که مقداری از آن وقف است و مقداری از آن وقف نیست اگر تقسیم نشده باشد، حاکم شرع یا متولی وقف می تواند با نظر خبره سهم وقف را جدا کند. مسئله ی2690: اگر متولی وقف خیانت کند و عایدات آن را به مصرفی که معین شده نرساند، چنانچه برای عموم وقف نشده باشد، در صورت امکان حاکم شرع باید به‌جای او متولی امینی معین نماید. مسئله ی2691: فرشی را که برای حسینیه وقف کرده‌اند نمی شود برای نماز به مسجد ببرنداگرچه آن مسجد نزدیک حسینیه باشد. مسئله ی2692: اگر ملکی را برای تعمیر مسجدی وقف نمایند چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر ندارد و احتمال هم نمی رود که تا مدتی احتیاج به تعمیر پیدا کند در صورتی که غیر از تعمیر احتیاج دیگری نداشته باشد و عایداتش در معرض تلف و نگهداری آن لغو و بیهوده باشد، می توانند عایدات آن ملک را به مصرف مسجدی که احتیاج به تعمیر دارد برسانند. مسئله ی2693: اگر ملکی را وقف کند که عایدی آن را خرج تعمیر مسجد نمایند و به امام جماعت و به کسی که در آن مسجد اذان می‌گوید بدهند، در صورتی که بدانند که برای هر یک چه مقدار معین کرده، باید همان طور مصرف کنند، و اگر یقین نداشته باشند، باید اول مسجد را تعمیر کنند و اگر چیزی زیاد آمد بین امام جماعت و کسی که اذان میگوید به طور مساوی قسمت نمایند و بهتر آن است که این دو نفر در تقسیم با یکدیگر صلح کنند. منبع : تبیان

آیت الله العظمی خامنه ای

شرایط وقف سوال 1999: آیا وقف از کسی که اکراه بر آن شده صحیح است؟ جواب: اگر واقف اکراه بر وقف شده باشد، تا زمانی که اجازه او به آن ملحق نشود وقف صحیح نیست و کفایت اجازه لاحقه برای صحّت آن هم محل اشکال است. سوال 2000: بعضی از زرتشتیها بیمارستانی ساخته‌اند و آن را به مدّت هزار سال در راه خیر وقف کرده‌اند، با توجّه به ضوابط و مقررات وقف در فقه امامیه، آیا جایز است متولّی وقف در حال حاضر بر خلاف شرایط وقفنامه که در آن تصریح شده است: «اگر درآمد بیمارستان از هزینه‌های آن بیشتر شود باید با آن تعدادی تخت خریده و به تخت‌های موجود در بیمارستان اضافه شود»، عمل نماید؟ جواب: در مواردی که وقف از مسلمان صحیح است از غیر مسلمان ـ اعم از کتابی و غیر کتابی ـ هم صحیح است، در نتیجه وقف بیمارستان برای استفاده در راه خیر تا هزار سال، هرچند وقف منقطع‌الآخر است، ولی صحّت آن از نظر شرعی بدون اشکال است، لذا عمل به شرایط واقف بر متولّی موقوفه واجب است و او حق اهمال آن شرایط و تعدّی از آنها را ندارد..
شرایط متولّی وقف سوال 2001: آیا جایز است متولّی وقف که از طرف واقف یا حاکم نصب شده، در برابر کارهایی که برای اداره شئون وقف انجام می‌دهد برای خودش اجرت بردارد و یا به دیگری بدهد تا آن کارها را به نیابت از او انجام دهد؟ جواب: متولّی وقف اعم از اینکه از طرف واقف نصب شده باشد و یا از طرف حاکم، در صورتی که اجرت خاصی از طرف واقف برای او در برابر اداره امور وقف معیّن نشده باشد، می‌تواند اجرت‌المثل را از درآمدهای وقف برای خودش بردارد. سوال 2002: دادگاه مدنی خاص شخصی را به عنوان امین در کنار متولّی وقف برای نظارت بر اعمال او در اداره امور وقف نصب کرده است، در این قبیل موارد، اگر متولّی حق تعیین متولّی بعد از خود را داشته باشد، آیا می‌تواند بدون مشورت و تصویب آن شخص که توسط دادگاه نصب شده مبادرت به تعیین متولّی کند؟ جواب: اگر حکم به ضمّ امین به متولّی شرعی برای نظارت بر اعمال او عام باشد و شامل همه اعمال مربوط به اداره وقف حتّی تعیین متولّی وقف برای بعد از خودش هم بشود، حق ندارد در تعیین متولّی بعدی بدون مشورت با امینِ ناظر، خود سرانه به رأی خودش عمل نماید. سوال 2003: صاحبان خانه‌ها و زمین‌های مجاور یکی از مساجد، املاک خود را به قصد توسعه آن به‌طور مجانی به مسجد داده‌اند تا به آن ضمیمه شود و امام جمعه هم بعد از مشورت با علما تصمیم به تنظیم سند مستقلی برای وقف آنها گرفته است و همه کسانی که زمین‌های خود را به مسجد بخشیده‌اند با این کار موافقت کرده‌اند، ولی بانی مسجد قدیمی با آن کار مخالفت می‌کند و خواهان آن است که وقف اراضی جدید در سند وقف قبلی ثبت شود و خود او متولّی همه وقف باشد، آیا او حق این کار را دارد؟ و آیا پاسخ مثبت به خواسته او بر ما واجب است؟ جواب: اختیار وقف و تنظیم وقفنامه و تعیین متولّی خاص زمین‌هایی که به تازگی به مسجد ضمیمه شده‌اند با وقف‌کنندگان جدید است و بانی مسجد قدیمی حق مخالفت با آن را ندارد. سوال 2004: اگر متولّیان حسینیه بعد از اتمام وقف، یک نظام داخلی برای آن تنظیم کنند، ولی بعضی از بندهای آن با مقتضای وقفیّت آن معارض باشد، آیا شرعاً عمل به آن بندها جایز است؟ جواب: متولّی موقوفه حق ندارد چیزی را وضع کند که با مقتضای وقف در تعارض باشد و شرعاً هم عمل به آن جایز نیست. سوال 2005: اگر چند نفر به عنوان متولّی وقف نصب شده باشند، آیا شرعاً صحیح است که بعضی از آنان بدون جلب نظر دیگران به‌طور انفرادی به تصدّی امور وقف بپردازند؟ و اگر بین آنان راجع به اداره امور موقوفه اختلاف رأی بروز کند، آیا جایز است هر یک از آنان خودسرانه به رأی خود عمل نمایند یا آنکه واجب است توقف نموده و به حاکم مراجعه کنند؟ جواب: اگر واقف، تولیت آنان را به‌طور مطلق بیان کرده و قرائنی که دلالت بر استقلال بعضی از آنان حتّی اکثریت بنماید وجود نداشته باشد، هیچکدام از آنان حتّی اکثریت حق ندارند در اداره امور وقف هرچند مقداری از آن، بنحو مستقل عمل نمایند، بلکه باید برای اداره امور وقف، از طریق مشورت با یکدیگر و اتخاذ رأی واحد، مجتمعا عمل نمایند و اگر بین آنان اختلاف ونزاعی رخ دهد، واجب است در آن مورد به حاکم شرع مراجعه کنند تا آنان را ملزم به اجتماع نماید. سوال 2006: آیا عزل بعضی از متولّیان وقف توسط متولّیان دیگر از نظر شرعی صحیح است؟ جواب: صحیح نیست مگر جایی که واقف برای او چنین حقی را قرار داده باشد. سوال 2007: اگر بعضی از متولّیان ادعا کنند که متولیان دیگر خائن هستند و اصرار بر عزل آنان داشته باشند، حکم شرعی چیست؟ جواب: واجب است بررسی اتهام کسانی را که متهم به خیانت هستند، به حاکم شرع ارجاع دهند. سوال 2008: اگر فردی زمین خود را وقف عام کند و تولیت آن را تا زنده است برای خودش و بعد از مردن برای اکبر اولاد ذکورش قرار دهد و اختیارات خاصی هم در اداره موقوفه برای او قرار دهد، آیا مدیریت اداره اوقاف و امور خیریه حق دارد همه یا بعضی از آن صلاحیتها و اختیارات را از متولّی سلب کند؟ جواب: تا زمانی که متولّی منصوب از طرف واقف، از حدود اختیارات تولیت وقف خارج نشده، اداره امور وقف همانگونه که واقف در انشاء وقف برای او مقرر کرده دراختیار اوست و از نظر شرعی تغییر و تبدیل اختیارات او که در ضمن صیغه وقف توسط واقف مقرر گشته، صحیح نیست. سوال 2009: فردی قطعه زمینی را برای مسجد وقف کرده و تولیت آن را برای فرزندان خود نسلا بعد نسلٍ و بعد از انقراض آنان برای امام جماعتی که نمازهای پنجگانه را در آن مسجد می‌خواند، قرار داده است. بر همین اساس بعد از انقراض نسل متولّی، تولیت آن را عالمی که نمازهای پنجگانه را برای مدّتی در آن مسجد می‌خوانده بر عهده گرفته است ولی او هم سکته نموده و قادر به اقامه نماز جماعت نیست، در نتیجه شورای ائمه جماعات، عالم دیگری را به عنوان امام جماعت کنونی مسجد تعیین کرده است، آیا با این کار عالم قبلی از تولیت عزل می‌شود یا آنکه حق دارد برای اقامه نماز جماعت فردی را به عنوان وکیل یا نایب خود تعیین کند و خودش به عنوان تولیت باقی بماند؟ جواب: اگر فرض بر این باشد که تولیت آن عالم به این عنوان است که او امام جماعت مسجد در نمازهای پنجگانه است، با عجز او از امامت جماعت درمسجد به علت بیماری یا هر علت دیگر، تولیت از او ساقط می‌شود. سوال 2010: شخصی املاک خود را وقف نموده تا درآمد آنها در موارد خاصی از کارهای خیر مانند کمک به سادات و اقامه مجالس عزاداری مصرف شود و در حال حاضر با افزایش قیمت اجاره آن املاک که جزء منافع وقف است، بعضی از مؤسسات یا اشخاص به دلیل عدم وجود امکانات در آنها یا دلائل فرهنگی یا سیاسی یا اجتماعی و یا دینی خواهان اجاره ملک موقوفه به قیمت ناچیزی هستند، آیا جایز است مدیریت اوقاف آنها را به قیمتی کمتر از قیمت روز اجاره دهد؟ جواب: بر متولّی شرعی و مسئول اداره امور وقف واجب است در اجاره دادن به کسی که خواهان آن است و در تعیین مبلغ اجاره رعایت مصلحت و منفعت وقف را بنماید، در نتیجه اگر در تخفیف مبلغ اجاره به سبب اوضاع و احوال خاص مستأجر یا اهمیت کاری که وقف برای آن اجاره داده می‌شود، نفع و مصلحت وقف باشد اشکال ندارد و الا جایز نیست. سوال 2011: بر طبق نظر امام راحل(قدّس‌سرّه) که مسجد متولّی ندارد، آیا این حکم شامل املاکی که برای مسجد وقف شده‌اند مثل املاکی که برای اقامه مجالس وعظ و ارشاد و تبلیغ احکام در مسجد وقف شده‌اند هم می‌شود؟ و بر فرض شمول، با توجه به اینکه بسیاری از مساجد، املاک موقوفه‌ای دارند که متولّی قانونی و شرعی دائمی دارند و اداره اوقاف هم با آنان به عنوان متولّی رفتار می‌کند، آیا جایز است متولّیان این اوقاف از تولیت آنها دست بردارند و از انجام وظائف خود نسبت به اداره آنها خودداری کنند با آنکه در استفتایی از حضرت امام(رضوان الله علیه) نقل شده که متولّی حق اعراض از تولیت وقف را ندارد بلکه واجب است طبق آنچه واقف مقرر کرده عمل کند و در این‌باره کوتاهی ننماید؟ جواب: حکم به این که مسجد، تولیت بردار نیست مختص به خود مسجد است و شامل موقوفه‌هایی که برای مسجد وقف شده‌اند نمی‌شود. در نتیجه به طریق اولی شامل موقوفه‌هایی که برای اموری از قبیل تبلیغ احکام و موعظه و ارشاد و مانند آن در مسجد وقف شده‌اند، نمی‌شود، بنا بر این تعیین متولّی برای اوقاف خاص و عام، حتّی در مثل وقف ملک برای رفع نیازهای مسجد از قبیل لوازم و روشنایی و آب و نظافت مسجد و غیره، بدون اشکال است و متولّی منصوب، حق اعراض از تولیت این قبیل اوقاف را ندارد بلکه واجب است مبادرت به اداره امور وقف همانگونه که واقف در صیغه آن مقرر کرده بنماید هرچند با گرفتن نایب برای این کار باشد و کسی حق ندارد برای او در اداره وقف ایجاد مزاحمت و مشکل کند. سوال 2012: آیا جایز است فردی غیر از متولّی شرعی وقف با دخالت در امور وقف و تصرّف در آن و تغییر شرطهایی که در صیغه وقف ذکر شده برای متولّی شرعی آن ایجاد مزاحمت کند، و آیا جایز است از متولّی بخواهد تا زمین موقوفه را به شخصی که متولّی، او را صالح نمی‌داند، تحویل دهد؟ جواب: اداره امور وقف طبق آنچه که واقف در انشاء وقف مقرر کرده فقط بر عهده متولّی شرعی خاص است و اگر متولّی خاصی از طرف واقف نصب نشده باشد، اداره امور وقف بر عهده حاکم مسلمین است و کسی حق دخالت در آن را ندارد، همچنانکه کسی حتّی متولّی شرعی، حق تغییر وقف از جهت آن و همچنین تغییر و تبدیل شرایط مذکور در انشاء وقف را ندارد. سوال 2013: اگر واقف شخصی را به عنوان ناظر و مراقب وقف تعیین کند و شرط نماید که فقط ولیّ امر مسلمین بتواند او را از نظارت و اشراف بر وقف عزل کند، آیا جایز است او خودش را از این کار عزل کند؟ جواب: به احتیاط واجب جایز نیست ناظر وقف بعد از قبول نظارت، خودش را از نظارت بر وقف عزل کند، همانگونه که برای متولّی وقف هم این کار جایز نیست. سوال 2014: وقفی وجود دارد که قسمتی از آن خاص و قسمتی از آن عام است و واقف راجع به تولیت آن اینگونه گفته است:«بعد از فوت هر یک، تولیت وقف بر عهده فرد اکبر واصلح از اولاد ذکور نسلا بعد نسلٍ و عقبا بعد عقبٍ با تقدم نسل اول بر نسل دوم است.» در این صورت اگر در بین افراد یک طبقه، شخص جامع‌الشرایطی باشد، ولی از پذیرش تولیت وقف امتناع بورزد ولی با تولیت فرزند کوچکتری که او را اصلح و شایسته برای این کار می‌داند، موافقت نماید، آیا جایز است فرزند کوچکتر در صورتی که سایر شرایط در او باشد، تولیت آن وقف را قبول کند؟ جواب: فردی که واجد شرایط تولیت است می‌تواند از قبول تولیت امتناع ورزد لکن اگر تولیت را پذیرفت، بنا بر احتیاط جایز نیست خود را عزل کند ولی اشکال ندارد که فرد دیگری را در صورتی که امین و شایسته باشد برای اداره امور وقف وکیل نماید و همچنین جایز نیست فردی از طبقه بعدی با وجود فردی واجد شرایط از طبقه قبلی و قبول تولیت توسط او تولیت امور وقف را بر عهده بگیرد. سوال 2015: اگر افرادی از موقوف علیهم که در صورت داشتن شرایط حق تولیت دارند، به حاکم شرع مراجعه کنند و از او بخواهند که آنان را به عنوان متولّی نصب نماید و حاکم شرع هم تقاضای آنان را به دلیل عدم وجود شرایط در آنان رد کند، آیا جایز است آنان با تعیین فرد واجد شرایط، به این دلیل که سن کمتری دارد مخالفت کنند؟ جواب: کسی که فاقد شرایط است حق تصدّی تولیت وقف و مخالفت با فرد واجد شرایط را ندارد. سوال 2016: اگر متولّی منصوب برای اداره امور وقف به علتی در انجام وظیفه خود کوتاهی و سهل‌انگاری کند، آیا برکناری او از منصب خود و تعیین فرد دیگری برای تصدّی تولیت وقف جایز است؟ جواب: مجرّد کوتاهی و سهل‌انگاری در اداره امور وقف مجوّز شرعی برای برکناری و عزل متولّی منصوب و تعیین فرد دیگری بجای او نیست، بلکه باید در این رابطه به حاکم مراجعه کرد تا او را وادار نماید که کارهای وقف را انجام دهد و اگر الزام او ممکن نباشد از وی بخواهد که وکیل صالحی را برای اداره امور وقف از طرف خود انتخاب کند و یا اینکه خود حاکم فرد امینی را به او ضمیمه نماید. سوال 2017: ولایت تصرّف برای حفظ و تعمیر و اصلاح و جمع‌آوری نذورات و تبرّعات مرقدهای فرزندان ائمه(علیهم‌السلام) که در شهرها و روستاهای ایران هستند و سالهای زیادی بر آنها گذشته و وقف خاص هم نیستند و متولّی‌خاصی هم ندارند، با چه کسی است؟ آیا کسی حق دارد ادّعای مالکیت زمین مرقد و حرم فرزندان ائمه(علیهم‌السلام) را که از زمانهای قدیم محل دفن اموات بوده، بنماید؟ جواب: تولیت بقاع مبارکه و اوقاف عام که متولّی خاصی ندارند با حاکم و ولیّ امر مسلمین است و این تولیت در حال حاضر به نماینده ولی فقیه در اداره اوقاف و امور خیریه واگذار شده است و زمین صحن و مرقد فرزندان ائمه(علیهم‌السلام) و حرم ایشان که از زمانهای گذشته برای دفن اموات مسلمانان در نظر گرفته شده، حکم وقف عام را دارد مگر آنکه خلاف آن از طریق شرعی نزد حاکم ثابت شود. سوال 2018: آیا جایز است کسانی که از وقف استفاده می‌کنند و همگی هم مسلمان هستند، فرد غیرمسلمانی را به اداره اوقاف برای صدور حکم تعیین او به عنوان متولّی وقف معرفی کنند؟ جواب: تولیت وقف مسلمانان توسط غیر مسلمان جایز نیست. سوال 2019: متولّی منصوب از طرف واقف و غیر منصوب از طرف او چه کسی است؟ و اگر واقف شخص معیّنی را به عنوان متولّی وقف معیّن کند و تعیین متولّی بعدی را هم بر عهده او قرار دهد، آیا کسی را هم که متولّی اوّل به عنوان متولّی بعدی تعیین می‌کند، متولّی منصوب محسوب می‌شود؟ جواب: متولّی منصوب کسی است که واقف او را هنگام انشاء صیغه وقف به عنوان متولی آن معیّن می‌کند و اگر هنگام انشاء وقف حق تعیین متولّی بعدی را به متولّی که نصب کرده واگذار کند، مبادرت او به تعیین متولّی بعدی اشکال ندارد و شخصی‌که او برای‌تولیت وقف معیّن‌می‌کند در حکم متولّی منصوب از طرف واقف است. سوال 2020: آیا جایز است اداره اوقاف جمهوری اسلامی متولّی وقف را بر کنار کند؟ و در صورتی که جایز باشد شرایط آن چیست؟ جواب: اداره اوقاف به مقداری که مقررات قانونی به او اجازه می‌دهد حق دارد در وقف‌هایی که متولّی خاصی دارند، دخالت نماید. سوال 2021: آیا جایز است متولّی وقف تولیت خود را به اداره اوقاف و امور خیریه واگذار نماید؟ جواب: متولّی وقف حق این کار را ندارد، ولی اشکال ندارد که اداره اوقاف یا شخص دیگری را برای انجام امور وقف وکیل کند. سوال 2022: دادگاه، شخصی را به عنوان امین ناظر برای نظارت بر اعمال متولّی وقف که متهم به کوتاهی در اداره امور آن می‌باشد، تعیین نموده است و سپس متولّی بعد از ثبوت برائت ذمّه‌اش از آن اتهامات فوت نموده است، آیا امین ناظر مزبور حق دارد با امضاء و تنفیذ یا فسخ و ابطال قرارها و تصمیم‌هایی که متولّی چند سال قبل از انتخاب او به عنوان ناظر اتخاذ کرده، در آنها دخالت و اظهارنظر کند یا آنکه مسئولیت و حق نظارت او فقط مربوط به فاصله زمانی بین صدور قرار تعیین او به عنوان ناظر تا تاریخ وفات متولّی است؟ و با توجّه به اینکه هنوز از تاریخ صدور حکم برائت متولّی هیچ اقدامی برای عزل امین صورت نگرفته، آیا اختیارات و مسئولیت او با صدور حکم برائت متولّی از آن اتهامات پایان می‌پذیرد یا آنکه متوقف بر عزل از طرف دادگاه است؟ جواب: اگر ضمّ امین به متولّی شرعی به خاطر توجّه اتهام به او در مورد اداره امور وقف باشد، او فقط حق دخالت و اظهار نظر در اموری را دارد که برای نظارت بر آنها معیّن شده است و صلاحیت او در نظارت بر کارهای متولّی متّهم، با صدور حکم به برائت او و رفع اتهام از وی به پایان می‌رسد، همانگونه که بعد از وفات متولّی قبلی و انتقال تولیت وقف بعد از او به شخص دیگر، امین مزبور حق دخالت در امور وقف و اعمال متولّی جدید را ندارد.
شرایط عین موقوفه سوال 2023: اگر افرادی اقدام به جمع آوری پول از نیکوکاران و خرید خانه‌ای با آن به قصد حسینیه کنند، آیا اقدام آنان برای جمع آوری پول برای این کار کافی است تا حق وقف آن خانه را به عنوان حسینیه داشته باشند یا آنکه باید برای این کار از صاحبان پولها وکالت بگیرند؟ و از آنجا که در واقف شرط است که یا مالک باشد و یا در حکم مالک، و این افراد مالک نیستند، آیا به صرف جمع‌آوری پول توسط آنان، بر آنان حکم مالک صدق می‌کند تا حق وقف داشته باشند؟ جواب: اگر از طرف افراد خیّر وکیل باشند تا خانه را بعد از خرید، به عنوان حسینیه وقف کنند، وقف آنان به وکالت از مالکین صحیح است. سوال 2024: آیا جنگلها و مراتع طبیعی که انسان دخالتی در ایجاد آنها ندارد و همانگونه که اصل چهل و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح کرده از انفال محسوب می‌شوند، قابل وقف هستند؟ جواب: در صحّت وقف، سابقه مالکیت شرعی خاص واقف شرط است و چون جنگلها و مراتع طبیعی که از انفال و اموال عمومی هستند، ملک خاص کسی نیستند، در نتیجه وقف آنها توسط هیچ فردی صحیح نیست. سوال 2025: فردی سهم مشاعی از یک زمین زراعی را خریده و آن را به‌طور رسمی به نام پسرش نموده، آیا جایز است این زمین را که برای پسرش خریده است، وقف کند؟ جواب: مجرّد ثبت ملک به نام کسی، ملاک مالکیّت شرعی فردی که ملک به نام او به ثبت رسیده، نیست، در نتیجه اگر پدر بعد از خرید زمین و ثبت آن به نام پسرش، آن را به او هبه کرده و قبض آن نیز به‌طور صحیح محقق شده‌باشد، در این صورت حق ندارد آن را وقف کند زیرا مالک آن نیست، ولی اگر فقط سند زمین را به نام او کرده و زمین در مالکیّت خودش باقی مانده باشد، او از نظر شرعی مالک آن است و حق دارد آن را وقف کند. سوال 2026: اگر مسئولین شرکت نفت و سازمان زمین شهری مقداری از زمین‌های تحت اختیار خود را برای ساخت مساجد و مدارس علمیه اختصاص بدهند و علاوه بر انشاء صیغه وقف، قبض و اقباض هم صورت بگیرد، آیا این زمین‌ها موقوفه محسوب می‌شوند و احکام وقف بر آنها مترتب می‌گردد؟ جواب: اگر این زمین‌ها از اموال عمومی دولت باشند و مصرف خاصی برای آنها تعیین شده باشد قابل وقف نیستند ولی اگر از اراضی مواتی باشند که ملک کسی نیستند و در اختیار دولت یا شرکت نفت و یا سازمان زمین شهری باشند، احیاء آنها با اجازه مسئولین مربوطه به عنوان مسجد یا مدرسه و مانند آن اشکال ندارد. سوال 2027: آیا شهرداری حق دارد بعضی از املاک خود را در جهت مصالح عمومی وقف نماید؟ جواب: این امر تابع حدود اختیارات قانونی شهرداری و خصوصیت ملک است، بنا بر این اگر از املاکی باشد که شهرداری از نظر قانونی حق دارد آنها را به مصالح عمومی شهر از قبیل درمانگاه یا بیمارستان یا مسجد و یا امور دیگر اختصاص بدهد، در این صورت اشکال ندارد، ولی اگر از املاکی باشد که مخصوص استفاده برای امور مربوط به شهرداری است، حق ندارد آنها را وقف کند.
شرایط موقوف علیه سوال 2028: اهالی منطقه‌ای بعد از ساخت یک مسجد در قطعه زمینی که از سازمان زمین شهری گرفته بودند، در مورد کیفیت وقف آن که عام باشد یا خاص، اختلاف پیدا کردند، عدّه‌ای از آنان معتقد بودند که باید به عنوان وقف خاص ثبت شود، تعدادی هم اعتقاد داشتند که چون همه اهالی در ساختن آن مشارکت داشته اند باید وقف عام باشد، حکم این مسأله چیست؟ جواب: مسجد جزء وقف های عام است و نمی‌توان آن را برای گروه یا طائفه خاصّی، وقف نمود، ولی در نامگذاری، نسبت دادن آن به یک مناسبتی به شخص یا اشخاصی اشکال ندارد، ولی شایسته نیست مؤمنینی که در ساخت مسجد مشارکت داشته‌اند، در این رابطه نزاع کنند. سوال 2029: رئیس فرقه منحرفی املاک خود را به این فرقه وقف کرده است و با توجه به اینکه مشروعیت جهت وقف در صحّت آن شرط است و از طرفی اهداف و اعتقادات و اعمال این فرقه منحرفه فاسد و گمراه کننده و باطل هستند، آیا این وقف صحیح است؟ و آیا استفاده از این اموال به نفع فرقه مذکور جایز است؟ جواب: اگر ثابت شود جهتی که ملک برای آن وقف شده، جهتی حرام و از مصادیق اعانه بر گناه و معصیت است، چنین وقفی باطل بوده و استفاده از آن اموال در جهتی که شرعاً حرام است، صحیح نمی‌باشد.
عبارتهای وقف سوال 2030: آیا شرکت کنندگان در مجالس عزاداری و اهالی منطقه‌ای که حسینیه برای آنان تأسیس شده، حق دخالت در تفسیر فقرات و قفنامه را دارند؟ جواب: برای فهم مفاد وقف‌نامه، در صورتی که اجمال یا ابهام داشته باشند، باید به شواهد و قرائن حالیه و مقالیه و یا به عرف مراجعه کرد و کسی حق ندارد آنها را از طرف خودش تفسیر به رأی کند. سوال 2031: اگر مکانی برای تعلیم و تحصیل علوم دینیه وقف شده باشد، آیا با وجود طلاب مشغول به تحصیل در آن مکان، جایز است افراد عادی و مسافران از امکانات آنجا استفاده نمایند؟ جواب: اگر آن مکان وقف خصوص طلاب علوم دینی و یا به منظور تدریس و تحصیل علوم دینی در آن باشد، جایز نیست دیگران از آنجا استفاده کنند. سوال 2032: عبارت زیر در وقفنامه‌ای آمده است: «در صیغه وقف شرط شده که هیأتی از عموم اهالی به عنوان هیأت امناء انتخاب شود.» آیا این عبارت دلالت بر تعیین انتخاب‌کنندگان می‌کند؟ و بر فرض عدم دلالت بر تعیین انتخاب کنندگان، حق انتخاب هیأت امناء با چه کسانی است؟ جواب: ظاهر عبارت مذکور، لزوم مشارکت عموم اهالی در انتخاب هیأت امناء می‌باشد. به هر حال، اگر واقف در وقفش انتخاب‌کننده یا انتخاب‌کنندگانِ هیأت امنا را معیّن نکرده باشد، در صورتی که وقف متولّی خاصی داشته باشد، انتخاب هیأت امنا با اوست و در صورتی که چند متولّی خاص داشته باشد که با هم اختلاف‌نظر داشته باشند یا اصلاً از طرف واقف متولّی تعیین نشده باشد، باید در این مسأله به حاکم شرع رجوع شود. سوال 2033: اگر وصف «ارشد و اصلح» در تولیت فرزند ذکوری که از جهت سنی در بین موقوف علیهم از همه بزرگتر است، شرط باشد، آیا اثبات رشد و صالح بودن هم واجب است یا اینکه مجرّد بزرگتر بودن او از جهت سنی باعث می‌شود که اصل بر اصلح و ارشد بودن او گذاشته شود؟ جواب: باید همه شروط تصدّی تولیت احراز شود. سوال 2034: شخصی املاک خود را برای مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) در ایّام محرّم و غیر آن وقف کرده است و بعد از خودش فرزندان خود را تا ابد، متولّی آن قرار داده و ثلث منافع املاک را هم برای متولّی قرار داده است، اگر در زمانی واقف، اولاد مذکر و مؤنّث از طبقه اوّل و دوّم و سوّم داشته باشد، آیا تولیت وقف برای همه آنان به‌طور مشترک است و حق تولیت بین آنان تقسیم می‌شود؟ و بر فرض تقسیم بین همه آنان، آیا بین فرزندان مذکر و مؤنّث به‌طور مساوی تقسیم می‌شود یا با تفاوت؟ جواب: اگر قرینه‌ای که دلالت بر ترتیب بر حسب طبقات ارث و تقدیم نسل سابق بر لاحق بکند، وجود نداشته باشد، همه طبقات موجود در هر زمانی به‌طور مشترک و مساوی متولّی وقف هستند و حق تولیت بدون آنکه تفاوتی بین مذکر و مونّث باشد، به‌طور مساوی بین آنان تقسیم می‌شود. سوال 2035: اگر واقف، تولیت وقف را بعد از خودش برای مطلق علما و مجتهدین قرار دهد، آیا یکی از علمایی که مجتهد نیست حق دارد امور تولیت را در اختیار بگیرد؟ جواب: تا زمانی که احراز نشود که مقصود واقف از علما خصوص مجتهدین است، تولیت وقف توسط عالم دینی اشکال ندارد هرچند حائز رتبه اجتهاد نباشد.
احکام وقف سوال 2036: عدّه‌ای از افراد بدون اجازه متولّی خاص، اقدام به تخریب کتابخانه واقع بین اتاق مدرسه مسجد جامع و آشپزخانه حسینیه که متصل به مسجد است نموده‌اند و آن را جزء مسجد کرده‌اند، آیا این کار آنان صحیح است؟ و آیا نماز خواندن در آن مکان جایز است؟ جواب: اگر ثابت شود که زمین کتابخانه، فقط برای کتابخانه وقف شده است، کسی حق تغییر و تبدیل آن به مسجد را ندارد و نماز خواندن در آن جایز نیست و هر کسی که ساختمان آن را خراب کرده، واجب است آن را به حالت اولیه اش برگرداند، ولی اگر وقف آن برای خصوص کتابخانه ثابت نشود، نماز خواندن در آن اشکال ندارد. سوال 2037: آیا جایز است مکانی برای مدّت موقتی مثلاً ده سال به عنوان مسجد وقف شود و بعد از انقضای این مدّت دوباره به ملکیّت واقف یا ورثه او برگردد؟ جواب: این کار به عنوان وقف موقت صحیح نیست و عنوان مسجدیت هم با آن محقق نمی‌شود، ولی حبس آن مکان برای نمازگزاران به مدّت معیّن اشکال ندارد. سوال2038: زمین موقوفه‌ای در کنار قبرستانی که برای دفن اموات اهالی کافی نیست، وجود دارد و موقعیت آن برای تبدیل به قبرستان مناسب است، آیا تبدیل آن به قبرستان جایز است؟ جواب: تبدیل زمینی که برای جهتی غیر از دفن اموات وقف شده، به قبرستان به‌طور رایگان جایز نیست، ولی اگر وقف آن از قبیل وقف منفعت باشد، متولّی شرعی آن می‌تواند در صورتی که به مصلحت و نفع وقف بداند آن را برای دفن اموات اجاره دهد. سوال2039: بعضی از زمین‌های وقفی در مسیر طرحهای توسعه و احداث خیابانها و پارکهای ملّی و ساختمان های دولتی قرار می‌گیرند و بدون اجازه متولّی شرعی و بدون پرداخت اجاره و پول آنها، توسط بعضی از مؤسسات و اداره‌های دولتی مصادره می‌شوند، آیا انجام این کار برای آنان جایز است؟ آیا کسی که در این زمین‌های موقوفه تصرّف می‌کند باید عوض یا قیمت آنها را بپردازد؟ و آیا باید اجرت المثل تصرّفاتش را از هنگام تصرّف بپردازد؟ و آیا در پرداخت قیمت موقوفه و یا دادن عین دیگری به جای آن توسط مؤسسات و ادارات، اذن گرفتن از حاکم شرع واجب است یا این که جایز است اداره اوقاف یا متولّی وقف با رعایت مصلحت و نفع وقف با آنان در مورد عوض یا قیمت آن توافق نماید؟ جواب: جایز نیست کسی بدون اذن و اجازه متولّی شرعی در وقف تصرّف کند، همانگونه که اگر وقف از قبیل وقف منفعت باشد، تصرّف در آن هم فقط بعد از اجاره کردن آن از متولّی جایز است همچنین فروش و تبدیل وقفی که قابلیت انتفاع در جهت وقف را دارد، جایز نیست و اگر شخصی آن را تلف کند ضامن آن است و اگر بدون اجازه متولّی شرعی، در آن تصرّف نماید، ضامن اجرت‌المثل آن است و باید آن را به متولّی شرعی وقف بپردازد تا در جهت وقف مصرف نماید و در این رابطه فرقی بین اشخاص و مؤسسات و اداره‌های دولتی نیست و جایز است متولّی وقف، بدون مراجعه به حاکم با متصرّف یا تلف‌کننده با رعایت مصلحت وقف، در مورد اجرت یا عوض آن توافق نماید. سوال2040: زمین موقوفه‌ای وجود دارد که دارای راهی است که فقط برای عبور چارپایان مناسب است و در حال حاضر به سبب ساخت و ساز خانه در کنار آن باید راه مزبور توسعه پیدا کند، آیا توسعه آن از دو طرف به‌طوری که به مقدار مساوی از زمین وقفی و املاک شخصی را در بر بگیرد جایز است؟ و بر فرض عدم جواز، آیا جایز است برای توسعه راه، آن مقدار از زمین وقفی از متولّی آن اجاره شود؟ جواب: تغییر وقف به محل عبور و جاده جایز نیست، مگر آنکه ضرورت الزام‌آوری آن را اقتضا کند و یا خود موقوفه برای انتفاع از آن نیاز به آن راه داشته باشد، ولی اجاره زمینی که وقف منفعت است برای توسعه راه عبور و مرور با رعایت مصلحت وقف اشکال ندارد. سوال2041: زمینی بیست سال پیش وقف اهالی منطقه‌ای شده تا اموات خود را در آن دفن کنند و واقف تولیت آن را برای خودش و سپس برای یکی از علمای شهر که در وقفنامه ذکر کرده قرار داده و کیفیت انتخاب متولّی بعد از عالم مزبور را هم معیّن نموده است، آیا متولّی کنونی حق تغییر وقف یا تغییر بعضی از شرایط آن و یا اضافه کردن شرایط دیگر به آن را دارد؟ و اگر این تغییر بر جهتی که زمین برای آن وقف شده تأثیر بگذارد، مثل اینکه آن را ایستگاه ماشین نماید، آیا موضوع وقف به حال خود باقی می‌ماند؟ جواب: با این فرض که وقف از نظر شرعی با تحقق قبض، محقق و نافذ شده است، دیگر تغییر و تبدیل آن و همچنین تغییر بعضی از شرایط و یا اضافه کردن شرایط جدید به آن توسط واقف یا متولّی جایز نیست و با تغییر وقف از حالت قبلی‌اش، وقفیّت آن زایل نمی‌شود. سوال2042: فردی مغازه خود را برای ایجاد صندوق قرض‌الحسنه وابسته به مسجد وقف کرده و از دنیا رفته است و چندین سال است که آن مکان بسته مانده و در حال حاضر در معرض خرابی است، آیا استفاده از آن برای کارهای دیگر جایز است؟ جواب: اگر وقف مغازه برای ایجاد صندوق قرض‌الحسنه در آن، محقق شده باشد، و فعلاً نیازی به ایجاد صندوق قرض‌الحسنه در آن مسجد نباشد، استفاده از آن برای صندوقهای قرض‌الحسنه‌ای که وابسته به مساجد دیگر باشد، اشکال ندارد و اگر این هم ممکن نباشد استفاده از آن در هر کار خیری جایز است. سوال2043: شخصی قطعه زمینی را با سهم آب آن برای خواندن تعزیه امام حسین(علیه‌السلام) که در یکی از شبهای محرم یا صفر و در شب شهادت امیرالمومنین(علیه‌السلام) در مسجد «الحّی» برگزار می‌شود، وقف نموده است و بعداً به یکی از ورثه‌اش وصیّت کرده که آن زمین را در اختیار وزارت بهداشت قرار بدهد تا بیمارستانی در آن ساخته شود، این کار چه حکمی دارد؟ جواب: تغییر و تبدیل وقف از وقف منفعت به وقف انتفاع، جایز نیست، ولی اجاره دادن آن برای ساخت بیمارستان و مصرف اجاره آن در جهت وقف، به شرطی که به مصلحت وقف باشد، اشکال ندارد. سوال2044: آیا می‌توان در زمین‌های وقفی مصلّی یا حسینیه ساخت؟ جواب: زمین‌های وقفی، قابل وقف مجدّد به عنوان مسجد یا حسینیه و غیره نیستند و واگذاری آنها به‌طور مجانی برای ساخت مصلّی یا یکی از مؤسسات عمومی مورد نیاز مردم برای هیچکس جایز نیست، ولی اجاره دادن آنها توسط متولّی شرعی برای ساختن مصلّی یا مدرسه یا حسینیه در آنها اشکال ندارد و مبلغ اجاره زمین‌های مزبور باید در جهاتی که برای وقف معیّن شده است، مصرف شود. سوال2045: معنای وقف عام و وقف خاص چیست؟ عدّه‌ای می‌گویند: تغییر وقف خاص برخلاف قصد واقف و تبدیل آن به ملک خاص جایز است، آیا این سخن صحیح است؟ جواب: عموم و خصوص در وقف با ملاحظه موقوف علیه است، بنا بر این وقف خاص، وقف بر شخص یا اشخاص معیّن است مانند وقف بر اولاد و یا وقف بر زید و فرزندان او و وقف عام وقف بر جهات و مصالح عمومی مانند مساجد و مکانهای استراحت و مدارس و امور مشابه دیگر و یا وقف بر عناوین کلی مثل فقرا و ایتام و بیماران و کسانی که در راه مانده‌اند و مانند آن است و این اقسام سه گانه تفاوتی از جهت اصل وقف ندارند، هرچند از حیث احکام و آثار تفاوت دارند، مثلاً در وقف بر جهات و مصالح عمومی و همچنین در وقف بر عناوین عمومی قبول کسی شرط نیست و همچنین وجود مصداق موقوف علیهم در خارج هنگام اجرای صیغه وقف هم شرط نیست در حالی که در وقف خاص این امور شرط هستند و همچنین در وقف بر جهات و مصالح عمومی که به‌صورت وقف انتفاع هستند از قبیل مساجد و مدارس و قبرستان‌ها و پل‌ها و مانند آنها، وقف به هیچ وجه قابل فروش نیست حتّی اگر خراب شود، بر خلاف وقف خاص و وقف بر عناوین کلّی به‌صورت وقف منفعت که فروش و تبدیل آنها در بعضی از حالتهای استثنایی جایز است. سوال2046: یک نسخه خطی قرآن مربوط به سنه 1263 هـ ش وقف یک مسجد شده و در حال حاضر در معرضِ از بین رفتن است. آیا جلد کردن و نگهداری این اثر مقدس و ارزشمند نیاز به اجازه شرعی دارد؟ جواب: اقدام به جلد کردن و اصلاح جلد و ورق‌های قرآن مجید و نگهداری آن در همان مسجد، احتیاج به اجازه خاصّی از طرف حاکم شرع ندارد. سوال2047: آیا غصب وقف و تصرّف در آن در غیر جهت وقف موجب ضمان اجرت‌المثل است؟ و آیا تلف کردن وقف مثل اینکه ساختمان آن تخریب گردد و یا زمین موقوفه تبدیل به خیابان شود، موجب ضمان مثل یا قیمت آن می‌گردد؟ جواب: در وقف خاص مانند وقف بر اولاد و همچنین در وقف عامّی که به‌صورت وقف منفعت است، غصب و تصرّف در غیر جهت وقف یا بدون اذن موقوف علیهم در اوّلی و بدون اذن متولّی شرعی در دوّمی، موجب ضمان عین و منفعت است و ردّ عوض منافع استیفا شده و استیفا نشده هم واجب است و همچنین ردّ عین در صورتی که موجود باشد و ردّ عوض آن در صورتی که در دست او یا بر اثر فعل او تلف شده باشد واجب است و عوض منافع باید در جهت وقف و عوض عین موقوفه در بدل وقفی که تلف شده مصرف شود و در وقف عامی که بصورت وقف انتفاع است مثل مساجد و مدارس و کاروانسراها و پلها و مقبره‌ها و مانند آنها که وقف بر جهات یا عناوین عمومی هستند تا موقوف علیهم از آنها انتفاع ببرند در صورتی که توسط غاصب غصب شوند و آنها را در جهتی غیر از منافعی که برای آنها وقف شده‌اند بکار ببرد باید اجرت المثل تصرّفاتش در چیزهایی از قبیل مدارس و کاروانسراها و حمامها را بپردازد بر خلاف مساجد و مقبره‌ها و زیارتگاهها و پلها که ضامن اجرت‌المثل تصرّفاتش در آنها نیست و اگر عین این موقوفات را تلف کند باید عوض مثلی یا قیمی آنها را بدهند که آن هم در بدل وقف تلف شده مصرف می‌شود. سوال2048: شخصی ملک خود را برای برپایی مجالس عزاداری سیدالشهداء(علیه‌السلام) در روستا وقف کرده است، ولی در حال حاضر متولّی وقف، توانایی اقامه عزا در روستای مذکور در وقفنامه را ندارد، آیا جایز است در شهری که در آن اقامت دارد مجالس عزاداری برگزار کند؟ جواب: اگر وقف، مخصوص اقامه مجالس عزاداری در همان روستا باشد، تا زمانی که عمل به وقف هرچند با گرفتن وکیل برای آن، درهمان روستا ممکن باشد، حق ندارد آن مجالس را به جای دیگر انتقال دهد بلکه واجب است فردی را نایب بگیرد تا در آن روستا مجالس عزاداری برپا کند. سوال2049: آیا جایز است همسایگان مسجد از برق آن برای جوشکاری آهن ساختمان‌های خود استفاده کنند و پول مصرف برق و حتّی بیشتر از آن را به مسئولین اداره امور مسجد بپردازند؟ و آیا جایز است مسئولین مسجد، اجازه استفاده از برق آن را بدهند؟ جواب: استفاده از برق مسجد برای کارهای شخصی جایز نیست و مسئولین مسجد هم جایز نیست چنین اجازه‌ای را بدهند. سوال2050: چشمه آب موقوفه‌ای وجود دارد که در طول سالهای متمادی مورد استفاده مردم بوده است، آیا لوله کشی از آن به مکانهای متعدّد و یا به منازل شخصی جایز است؟ جواب: اگر کشیدن لوله از آن، تغییر وقف و یا انتفاع درغیر جهت وقف نباشد و مانع استفاده بقیّه‌ی موقوف علیهم از آب آن نشود، اشکال ندارد و الا جایز نیست. سوال2051: زمینی برای تعزیه خوانی و طلاب علوم دینی وقف شده است، این زمین در کنار راه اصلی روستا قرار دارد، در حال حاضر بعضی از اهالی روستا قصد دارند راه دیگری را در آن بسازند که در طرف دیگر زمین مزبور واقع می‌شود، اگر فرض کنیم که کشیدن این راه در افزایش قیمت زمین مؤثر باشد، آیا انجام این کارجایز است؟ جواب: مجرّد افزایش قیمت زمین موقوفه بر اثر کشیدن جاده در قسمتی از آن، مجوّز شرعی تصرّف در زمین وقفی یا تبدیل آن به راه نیست. سوال2052: در نزدیکی یک مسجد خانه‌ای وجود دارد که صاحبش آن را برای سکونت امام جماعت مسجد وقف کرده است، ولی در حال حاضر به علت کثرت عائله و مراجعه کنندگان و دلائل دیگر مناسب سکونت او نیست و خود امام جماعت هم منزلی دارد که در آن زندگی می‌کند و احتیاج به تعمیرات دارد و برای ساخت آن مقداری وام گرفته است، آیا جایز است خانه موقوفه را اجاره دهد و پول اجاره آن را برای پرداخت بدهی‌های خانه‌ای که در آن ساکن است و انجام تعمیرات آن، مصرف نماید؟ جواب: اگر خانه به‌صورت وقف انتفاع، برای سکونت امام جماعت مسجد وقف شده باشد، شرعاً او حق اجاره دادن آن را ندارد هرچند به قصد استفاده از اجاره آن برای پرداخت دیون و تعمیر منزل مسکونی‌اش باشد و اگر آن خانه به خاطر کوچکی، نیاز او را برای سکونت خانواده‌اش و آمدن مهمان و پاسخگویی به مراجعه‌کنندگان برطرف نمی‌کند، می‌تواند از آن در بعضی از ساعات روز یا شب مثلاً برای پاسخگویی به مراجعه کنندگان استفاده کند و یا آنکه خانه مزبور را به امام جماعت دیگری بدهد تا در آن سکونت کند. سوال2053: ساختمان کاروانسرایی که برای استراحت کاروانها اجاره داده می‌شود، وقف است و تولیت آن با امام راتب فعلی مسجدی است که در مقابل آن مکان قرار دارد و به علت اینکه مسأله به‌طور دقیق نزد مراجع بیان نشده، ساختمان کاروانسرا خراب شده و بجای آن حسینیه‌ای ساخته شده است، آیا منافع این مکان به همان صورت قبل از تغییر باقی می‌ماند؟ جواب: تبدیل کاروانسرایی‌که وقف منفعت است به حسینیّه که وقف انتفاع است، جایز نیست، بلکه ساختمان کاروانسرا باید به همان صورت قبلی خود برگشت داده شود تا به کاروانها و مسافران اجاره داده شود و درآمد اجاره آن در همان جهتی که واقف تعیین کرده به مصرف برسد، ولی اگر متولّی شرعی تشخیص دهد که مصلحت کوتاه مدّت و دراز مدّت وقف اقتضا می‌کند که آن مکان به همین صورت فعلی برای برپایی شعائر دینی اجاره داده شود و اجاره آن در جهت وقف به مصرف برسد، جایز است این کار را انجام دهد. سوال2054: آیا فروش سرقفلی مغازه‌ای که در زمین صحن مسجد ساخته شده جایز است؟ جواب: در صورتی که ایجاد مغازه در صحن مسجد، شرعاً، مجاز بوده فروش سرقفلی آن با رعایت مصلحت و نفع وقف، بااذن متولّی شرعی مانعی ندارد و در غیر این صورت واجب است ساختمان مغازه خراب شود و زمین آن به همان صورت اوّل به حیاط مسجد اضافه شود. سوال2055: گاهی بعضی از مؤسسات دولتی و غیر دولتی به سبب مسائل فنی و طراحی از قبیل ساختن سدها و نیروگاههای برق و پارکهای عمومی و مانند آن، مجبور به تصرّف در زمین‌های وقفی می‌شوند، آیا مجری این طرحها از نظر شرعی ملزم به پرداخت عوض یا اجرت وقف است؟ جواب: در اوقاف خاص باید برای اجاره یا خرید وقف به موقوف علیهم مراجعه کرد و در وقف بر عناوین عمومی که به نحو وقف منفعت وقف شده‌اند تا منافع آنها در جهت وقف مصرف شود برای تصرّف در آن باید از متولّی شرعی آن اجاره شوند و مال‌الاجاره هم باید به او پرداخت شود تا آن را در جهت وقف مصرف کند، و اگر تصرّفات در این قبیل وقف‌ها در حکم تلف کردن عین باشد موجب ضمان است و بر متصرّف واجب است که عوض عین موقوفه را به متولّی وقف بدهد تا با آن ملک دیگری بخرد و آن را بجای وقف اوّل وقف نماید تا درآمدهای آن در جهت وقف به مصرف برسد. سوال2056: شخصی چندین سال قبل مغازه‌ای را قبل از تکمیل ساختمان آن اجاره نمود و پول سرقفلی آن را در همان زمان پرداخت کرد و سپس با اجازه مالک، آن را با پول اجاره همان مغازه تکمیل نمود و در طول مدّت اجاره، نصف ساختمان را با سند رسمی از مالک خرید و در حال حاضر مدّعی است که ساختمان مزبور وقف است و نائب تولیت هم ادّعا می‌کند که باید سرقفلی آن دوباره پرداخت شود، حکم این مسأله چیست؟ جواب: اگر وقف بودن زمین آن ساختمان، ثابت شود و یا مستأجر به آن اعتراف نماید، در این صورت هیچ‌یک از امتیازاتی که از مدّعی مالکیت زمین ساختمان موقوفه گرفته است اعتباری ندارد، بلکه باید برای ادامه تصرّف در ساختمان مذکور قرارداد جدیدی با متولّی شرعی وقف منعقد نماید، و پول خود را می‌تواند از کسی که ادّعای مالکیّت داشته، پس بگیرد. سوال2057: اگر وقفی بودن زمین محرز باشد ولی جهت وقف معلوم نباشد، ساکنین و زراعت کنندگان در آن زمین چه تکلیفی دارند؟ جواب: اگر زمین موقوفه، متولّی خاص داشته باشد، واجب است تصرّف‌کنندگان به او مراجعه کنند و زمین را از او اجاره نمایند و اگر متولّی خاصی نداشته باشد، ولایت بر آن با حاکم شرع است و تصرّف‌کنندگان باید به وی مراجعه نمایند و اما نسبت به مصرف درآمد وقف که متردّد بین محتملات است، اگر محتملات متصادق و غیرمتباین باشند مثل سادات و فقرا و علما و اهل فلان شهر، واجب است درآمد وقف در قدر متیقّن آنها مصرف شود، ولی اگر احتمالات، متباین و غیر متصادق باشند، در این صورت اگر محصور در امور معیّنی باشند، واجب است مصرف وقف با قرعه معیّن شود و اگر احتمال بین امور غیرمحصوره باشد، در صورتی که بین عناوین یا اشخاص غیر محصوره باشد مثل اینکه بدانیم زمین موقوفه وقف بر ذرّیه است ولی ندانیم که ذرّیه کدام شخص از اشخاص غیر محصوره مراد است، در این صورت منافع وقف در حکم مجهول المالک است و واجب است به فقرا صدقه داده شود، ولی اگر احتمال بین جهات غیر محصوره باشد مثل اینکه مردد بین وقف برای مسجد یا زیارتگاه یا پل یا کمک به زائران و مانند آن باشد، در این صورت واجب است درآمدهای وقف به شرط عدم خروج از آن محتملات در امور خیریه مصرف شود. سوال2058: زمینی وجود دارد که از زمانهای طولانی محل دفن اموات اهالی بوده و یکی از اولاد ائمه (علیهم‌السلام) نیز در آن مدفون است و قبل از سی سال پیش مکانی را برای غسل دادن اموات در آن ساخته‌اند، ولی معلوم نیست که این زمین وقف برای دفن اموات شده یا آنکه وقف برای امامزاده مدفون در آن است. همچنین نمی‌دانیم ساخت غسّالخانه در آن برای غسل اموات مشروع است یا خیر؟ بنا بر این آیا جایز است اهالی آنجا اموات خود را در آن مکان غسل بدهند؟ جواب: جایز است همانند گذشته، اموات را در آن غسّالخانه، غسل داده و در آن زمین که از توابع صحن امامزاده است، دفن کنند مگر این که علم به مغایرت آن، با جهت وقف زمین، پیدا کنند. سوال2059: زمین هایی در منطقه ما وجود دارد که مردم، اقدام به زراعت و کاشت درخت در آنها می‌کنند و بین اهالی مشهور است که وقف حرم یکی از امامزادگان(علیهم‌السلام) مدفون در منطقه می‌باشند و متولّی وقف هم سادات ساکن در آنجا هستند ولی دلیلی بر وقف بودن آن زمین‌ها وجود ندارد و گفته می‌شود که در گذشته وقفنامه‌ای وجود داشته ولی در آتش سوزی از بین رفته است و مردم در حکومت سابق برای جلوگیری از تقسیم زمین‌ها شهادت به وقفیّت آنها داده‌اند و عدّه‌ای هم می‌گویند که یکی از حاکمان منطقه که علاقه به سادات داشت، آن زمین‌ها را برای معاف شدن از مالیات وقف آنان‌کرد، در حال حاضر این زمین‌ها چه حکمی دارند؟ جواب: برای ثبوت وقفیّت، وجود وقفنامه شرط نیست بلکه اعتراف ذوالید که وقف در تصرّف آنان است یا اعتراف ورثه ذوالید بعد از فوت او، به وقف بودن آن ملک، کافی است و همچنین احراز سابقه رفتار با آن ملک به عنوان وقف یا شهادت دو مرد عادل بر وقف بودن آن و یا شهرت وقفیّت آن به گونه‌ای که مفید علم یا اطمینان باشد هم وقف بودن را ثابت می‌کند. در نتیجه با وجود یکی از این دلائل وقفیّت، حکم به وقف بودن می‌شود و درغیر این صورت حکم به مالکیت متصرّف نسبت به آنچه در اختیار دارد می‌شود. سوال2060: وقفنامه ملکی که مربوط به پانصد سال پیش است پیدا شده، آیا اکنون حکم به وقفیت آن ملک می‌شود؟ جواب: مجرّد سند وقف تا زمانی که موجب اطمینان به درستی مضمون آن نشود، حجت شرعی بر وقفیّت نیست، ولی اگر وقف بودن آن ملک بین مردم به‌خصوص افراد کهنسال شایع باشد، به‌طوری که مفید علم یا اطمینان به وقفیت آن شود و یا ذوالید به آن اقرار کند و یا احراز شود که در سابق با آن به عنوان وقف رفتار می‌شده، ملک مزبور محکوم به وقفیّت است و به هر حال مرور زمان موجب خروج ملک موقوفه از وقفیّت نمی‌شود. سوال2061: سه سهم از آب نهر را از پدرم به ارث بردم و اکنون متوجه شده‌ام که این سه سهمی که پدرم خریداری کرده جزء صد سهمی است که پانزده سهم آن موقوفه است و الآن مشخص نیست که این سه سهم داخل در کدامیک است، آیا جزء وقف است یا ملک فروشنده؟ تکلیف من در این رابطه چیست؟ آیا خرید این سه سهم باطل بوده و من حق مطالبه پول آنها را از فروشنده اوّل که هنوز زنده است دارم؟ جواب: اگر فروشنده هنگام فروش، مالک شرعی آن مقدار از آب مشترک که فروخته است بوده و معلوم نباشد که آیا آن مقداری را که مالک آن است فروخته یا سهم مشاع بین وقف و ملک را به فروش رسانده است، در این صورت بیع محکوم به صحّت است و حکم به مالکیّت مشتری نسبت به مبیع و انتقال آن از طریق ارث به ورثه او می‌شود. سوال2062: یکی از علما بخشی از دارایی خود از قبیل مزرعه و باغ را وقف خاص نمود و وقفنامه‌ای راجع به آن تنظیم کرد و در آن تصریح نمود که همه شرایط وقف را عمل کرده و صیغه شرعی وقف را هم اجرا نموده است و ده نفر از اهل علم هم آن را امضاء کرده‌اند آیا با وجود آن وقفنامه، حکم به وقفیّت این اموال می‌شود؟ جواب: اگر ثابت شود که علاوه بر انشاء صیغه وقف، عین موقوفه را هم تحویل موقوف علیهم یا متولّی شرعی وقف داده و به آنان منتقل نموده است، وقف مذکور محکوم به صحّت ولزوم است. سوال2063: زمینی به اداره بهداشت هدیه شده تا بیمارستان یا مرکز بهداشتی در آن ساخته شود ولی مسئولین اداره بهداشت تاکنون اقدام به ساخت بیمارستان یا مرکز بهداشتی در آن نکرده‌اند، آیا جایز است واقف زمین را پس بگیرد؟ و آیا مجرّد تسلیم زمین به مسئولین اداره بهداشت برای تحقق وقفیت، کافی است یا آنکه ساخت ساختمان در آن هم شرط است؟ جواب: اگر تحویل زمین توسط مالک به مسئولین اداره بهداشت بعد از انشاء وقف به وجه شرعی، به عنوان تسلیم به متولّیان شرعی وقف باشد، حق رجوع و پس گرفتن آن را ندارد، ولی اگر یکی از دو امر مذکور تحقق پیدا نکند حق دارد زمین خود را از آنان پس بگیرد. سوال2064: زمینی وجود دارد که مالکش آن را در حضور عالم منطقه و دو نفر شاهد عادل برای ساختن مسجد وقف کرده است و بعد از مدتی اشخاصی بر آن تسلط پیدا کرده و خانه‌های مسکونی در آن بنا نموده‌اند، وظیفه آن اشخاص و متولّی چیست؟ جواب: اگر بعد از انشاء وقف زمین، قبض عین موقوفه با اذن واقف تحقّق پیدا کرده باشد، همه احکام وقف بر آن مترتّب می‌شود و ساخت خانه‌های مسکونی توسط دیگران در آن برای خودشان غصب است و بر آنان واجب است ساختمان خود را از بین ببرند و زمین را تخلیه کنند و به متولّی شرعی آن تحویل دهند و درغیر این صورت زمین بر ملک مالک شرعی آن باقی و تصرّفات دیگران در آن متوقف بر اجازه مالک است. سوال2065: شخصی زمینی را هشتاد سال پیش خریده و بعد از وفات او، ورثه‌اش چندین معامله روی آن انجام داده‌اند و خریدارانی که این زمین را از مشتری اول خریده‌اند همگی فوت کرده‌اند و در نتیجه زمین در اختیار ورثه آنان قرار گرفته است و گروه اخیر حدود چهل سال است که زمین را به‌طور رسمی به نام خود کرده‌اند و بعد از گرفتن سند رسمی مالکیت، خانه‌های مسکونی برای خود در آن ساخته‌اند و اکنون یکی از افراد ادّعا می‌کند که این زمین وقف بر اولاد مالک بوده و آنان حق فروش آن را نداشته‌اند، حال با توجّه به اینکه در طول هشتاد سال کسی چنین ادعایی نکرده و سند مکتوبی که دلالت بر وقفیّت بکند هم وجود ندارد و کسی هم شهادت به آن نداده است، مالکان فعلی چه تکلیفی دارند؟ جواب: تا زمانی که مدّعی وقفیّت و مدّعی عدم جواز بیع، ادعای خود را به طریق معتبری ثابت نکرده، حکم به صحّت معاملاتی که روی زمین واقع شده است و همچنین حکم به ملکیت آن برای افرادی که فعلاً نسبت به زمین ذوالید و متصرّف در آن هستند، می‌شود. سوال2066: زمین موقوفه‌ای وجود دارد که دارای سه قنات است و شهرداری به علت خشکسالی مستمر چند ساله، دو عدد از قناتها را برای تأمین آب آشامیدنی مردم منطقه اجاره کرده است و آب قنات سوم که وقف طلاب منطقه و فرزندان واقف بوده به زمین فرو رفته و خشک شده و در نتیجه زمین‌هایی که با آب آن آبیاری می‌شدند تبدیل به زمین‌های بایر شده‌اند و درحال حاضر سازمان زمین شهری ادعا می‌کند که این زمین‌ها موات هستند، آیا این زمین‌ها به علت اینکه چندین سال کشت و زرع نشده‌اند ملحق به موات هستند؟ جواب: زمین موقوفه با ترک کشت و زرع آن به مدّت چندین سال، از وقفیّت خارج نمی‌شود. سوال2067: زمین‌های موقوفه‌ای وجود دارد که وقف حرم مقدس رضوی(علیه‌السلام) هستند و در حریم بعضی از این املاک مراتع و جنگل نیز وجود دارد، ولی بعضی از نهادهای مسئول با استناد به مقررات قانونی مربوط مراتع و جنگلها حکم انفال را بر این جنگلها و مراتع جاری کرده‌اند، آیا مراتع و جنگلهای واقع در حریم املاک موقوفه مانند سایر زمین‌های واقع در حریم آنها دارای احکام وقف هستند و واجب است در مورد آنها عمل به وقفیّت شود؟ جواب: مراتع و جنگلهای واقع در جوار اراضی موقوفه در صورتی که جزء حریم آنها شمرده شوند، در حکم موقوفه و تابع آن هستند و حکم انفال و املاک عمومی در مورد آنها جاری نمی‌شود و مرجع تشخیص حریم و مقدار آن هم عرف محل و نظر افرادی است که در این امر متخصّص هستند. سوال2068: چند زمین از چهل سال پیش برای ساخت خانه جهت سرپرستی و نگهداری ایتام وقف شده‌اند و عمل به این وقف از آن زمان تاکنون استمرار داشته است و متولّی معیّنی هم دارد که مورد تأیید اداره اوقاف است، ولی اخیراً سند عادی ارائه شده که ادّعا می‌شود که از سند قدیمی استنساخ شده است و در آن تصریح شده که این زمین‌ها از سیصد سال پیش تاکنون وقف شده‌اند، با توجّه به عدم وجود سند اصلی وقف که ادعا می‌شود قدیمی‌تر است و با توجّه به اینکه نسخه موجود ناقص است و در آن متولّی‌تعیین نشده و سابقه عمل به وقف هم نسبت به آنها وجود ندارد، به‌خصوص که ذوالید و تصرّف‌کنندگان هم منکر این ادّعا هستند و اشتهار به وقفیّت قبلی مورد ادّعا هم وجود ندارد، آیا این سند می‌تواند مانع از عمل به وقف جدید در جهتی که اکنون به آن برای سرپرستی و نگهداری و اسکان ایتام عمل می‌شود باشد؟ جواب: مجرّد سند وقف اعم از اینکه اصلی باشد یا از روی آن استنساخ شده باشد، حجت شرعی بر وقف نیست، در نتیجه تا وقف قبلی با حجت معتبر ثابت نشود، وقف جدیدی که در حال حاضر به آن عمل می‌شود، محکوم به صحّت و نفوذ و جواز عمل است. سوال2069: مردی زمینی را برای ساخت حسینیه سید الشهدا(علیه‌السلام) وقف کرده ولی زمین مزبور تبدیل به راه عمومی روستا شده است و درحال حاضر از کل زمین حسینیه تقریباً چهل و دو متر مربع باقی مانده است، این زمین چه حکمی دارد؟ آیا جایز است واقف آن را به ملکیت خود برگرداند؟ جواب: اگر این کار بعد از انشاء وقف بر وجه شرعی و تحویل موقوفه به متولّی آن یا جهت وقف صورت گرفته باشد، آن مساحت باقی‌مانده از وقف بر وقفیّت باقی می‌ماند و جایز نیست واقف نسبت به آن رجوع کند و در غیر این صورت بر ملکیّت او باقی است و اختیار آن با اوست. سوال2070: آیا جایز است بعضی از ورثه که در ترکه سهم دارند، همه آن را وقف کنند؟ و آیا اجرای صیغه وقف به نام آن عدّه صحیح است؟ جواب: وقف ایشان فقط در سهم خودشان از ترکه صحیح است، ولی نسبت به سهام سایر ورثه فضولی و متوقف بر اجازه آنان است. سوال2071: شخصی زمینی را بر اولاد ذکورش وقف کرده و بعد از وفات او اداره ثبت اوقاف بدون اطلاع از کیفیت آن اقدام به ثبت زمین مذکور به نام فرزندان ذکور و اناث نموده، آیا این کار موجب مشارکت اولاد اناث با اولاد ذکور در انتفاع از این زمین می‌شود؟ جواب: مجرّد ثبت زمین مذکور به نام اولاد اناث، توسط اداره اوقاف موجب مشارکت آنان با اولاد ذکور در وقف نمی‌شود، در نتیجه اگر ثابت شود که زمین وقف بر خصوص اولاد ذکور است، فقط مختص آنان خواهد بود. سوال2072: ملکی وجود دارد که در مسیر نهر آب واقع شده و صد سال پیش وقف عام شده است و بنا بر قانون ابطال بیع زمین‌های موقوفه، سند رسمی برای آن به عنوان وقف صادر شده است، ولی در حال حاضر این ملک برای استخراج سنگهای معدنی مورد استفاده دولت است، آیا الآن جزء انفال محسوب می‌شود یا آنکه وقف است؟ جواب: اگر اصل وقف بودن آن بر وجه شرعی ثابت شود جایز نیست شخص یا دولت آن را به مالکیّت خود در آورد، بلکه بر وقفیّت باقی می‌ماند و همه احکام وقف بر آن مترتّب می‌شود. سوال2073: در ساختمان یک مرکز آموزشی اطاقی وجود دارد که در حال حاضر از آن به‌عنوان آزمایشگاه آموزشی استفاده می‌شود و زمین آن جزء قبرستان مجاور است که در سالهای قبل از قبرستان جدا شده است، باتوجّه به اینکه قبرستان مجاور هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد، معلّمان و دانش‌آموزانی که در آن آزمایشگاه نماز می‌خوانند چه تکلیفی دارند؟ جواب: تا زمانی که ثابت نشود که زمین آزمایشگاه برای دفن اموات وقف شده، نماز خواندن و سایر تصرّفات در آن اشکال ندارد، ولی اگر با دلیل معتبری ثابت شود که فقط برای دفن اموات در آن، وقف شده، واجب است به حالت قبلی خود برگشت داده شده و برای دفن اموات تخلیه شود و تأسیسات ساخته شده در آن محکوم به غصب می‌باشد. سوال2074: دو مغازه مجاور هم وجود دارند که هر یک موقوفه مستقلی از حیث واقف و مصرف هستند و هر کدام مفروز و منفصل از دیگری است، آیا مستأجر آن دو مغازه حق دارد از یکی از آن دو دربی به دیگری و یا به محل عبور خاص آن باز کند؟ جواب: انتفاع از وقف و تصرّف در آن هرچند به مصلحت وقف دیگر باشد واجب است طبق شرایط وقف و با اجازه متولّی صورت بگیرد و مستأجر هر یک از آن دو مغازه وقفی مجاور هم، حق ندارد به عنوان اینکه مغازه دیگر هم وقف است با بازکردن درب از یکی به دیگری و قراردادن راه از آن به مغازه دیگر، در وقف تصرّف کند. سوال2075: باتوجّه به اینکه کتابهای نفیس موجود در بعضی از مراکز و خانه‌ها در معرض تلف شدن بوده و نگهداری آنها مشکل است، عدّه‌ای پیشنهاد داده‌اند که قسمتی از کتابخانه مرکزی شهر در اختیار این مراکز قرار بگیرد تا کتابها با حفظ وقفیّت آنها به همان صورتی که در مکان اول بوده‌اند، به آن بخش منتقل شوند، آیا این کار جایز است؟ جواب: اگر ثابت شود که انتفاع از آن کتابهای وقفی نفیس مشروط به استفاده در مکان خاصی است، تا زمانی که رعایت آن با حفظ کتابها از ضایع شدن و تلف ممکن باشد، انتقال آنها از آن مکان خاص به محل دیگر جایز نیست و در غیر این صورت بیرون بردن آنها از آن مکان به مکانی که اطمینان به حفظ کتابها در آنجا وجود دارد، بدون اشکال است. سوال2076: زمینی وجود دارد که فقط قابلیت استفاده به عنوان مرتع را دارد و صاحبش آن را برای اماکن مقدس وقف کرده است و متولّی آن هم قسمتی از آن را به چند نفر اجاره داده و مستأجرها هم به تدریج اقدام به ساخت مسکن و مکانهایی برای معیشت خود در قسمتهایی از آن که قابل مرتع بودن نیست، نموده‌اند و همچنین قسمتهای مناسب زراعت را تبدیل به زمین زراعی و باغ کرده‌اند، اولا: با توجّه به اینکه مرتع طبیعی از انفال و اموال عمومی است، آیا وقف آن صحیح است و در حال حاضر حکم به وقف بودن آن می‌شود؟ و ثانیاً: با توجّه به اینکه بر اثر کار مستأجرین در مرتع تغییرات و اصلاحاتی صورت گرفته و در نتیجه مرغوب‌تر از قبل شده چه مقدار اجرت باید پرداخت شود؟ و ثالثاً: با توجّه به اینکه زمین‌های زراعی و باغها بر اثر فعالیت مستأجرین احیاء و ایجاد شده‌اند، این قبیل زمین‌ها چگونه اجاره داده می‌شوند؟ آیا مبلغ اجاره آنها به مقدار اجاره مرتع باید پرداخت شود یا به مقدار اجاره مزرعه و باغ؟ جواب: بعد از ثبوت اصل وقف، تا زمانی که ثابت نشده که زمین‌های مرتع در هنگام وقف از انفال بوده و ملک شرعی واقف نبوده‌اند، وقف آنها از نظر شرعی محکوم به صحّت است و با اقدام مستأجرین به تبدیل آنها به مزرعه و باغ و منازل مسکونی، از وقفیت خارج نمی‌شوند، بلکه در صورتی که تصرّفات آنها در زمین وقفی بعد از اجاره کردن آن از متولّی شرعی باشد، بر آنان واجب است اجاره آن زمین‌ها را طبق آنچه در عقد اجاره معیّن شده به متولّی شرعی بپردازند تا آن را در جهت وقف مصرف نماید، ولی اگر تصرّف آنها در آن زمین‌ها بدون اجاره قبلی از متولّی شرعی باشد، بر آنان واجب است اجرت‌المثل قیمت عادله مدّت تصرّف را بپردازند و اما اگر ثابت شود که آن زمین‌ها در هنگام وقف، بالاصاله از زمین‌های موات و انفال بوده‌اند و ملک شرعی واقف نبوده‌اند، وقف آنها شرعاً باطل است و آن مقداری را که متصرّفان طبق قانون و مقرّرات احیا کرده و تبدیل به مزرعه و باغ و منزل مسکونی و غیره برای خودشان نموده‌اند، برای خود آنان است و قسمتهای دیگر زمین که به حالت قبلی خود باقی مانده و همیشه موات بوده‌اند، جزء ثروتهای طبیعی و انفال هستند و اختیار آنها با دولت اسلامی است. سوال2077: زنی که فقط مالک سدس ملک مشاعی است که بین او و سایر زارعین مشترک است، همه آن ملک را وقف کرده و همین باعث بروز مشکلات زیادی برای اهالی به سبب دخالت اداره اوقاف شده است، به‌طور مثال اداره اوقاف از صدور سند مالکیت برای خانه‌های اهالی جلوگیری می‌کند، آیا این وقف در تمام ملک مشاع نافذ است یا فقط در سهم او؟ و بر فرض اینکه وقف فقط در سهم او صحیح باشد، آیا وقف زمین مشاع قبل از تقسیم صحیح است؟ و اگر وقف سهم مشاع قبل از تفکیک آن صحیح باشد، سایر شرکا چه تکلیفی دارند؟ جواب: وقف سهم ملک مشاع هرچند قبل از تفکیک باشد، شرعاً اشکال ندارد به شرطی که در جهت وقف هرچند بعد از تفکیک و تقسیم قابل انتفاع باشد، ولی وقف تمام ملک توسط کسی که فقط مالک قسمتی از آن است، نسبت به سهم سایر شرکا فضولی و باطل است و شرکا حق دارند خواهان تقسیم ملک برای تفکیک املاک خود از وقف شوند. سوال2078: آیا عدول از شروط وقف جایز است؟ و در صورت جواز، حدود آن کدام است؟ و آیا طولانی شدن زمان، بر عمل به شروط وقف تأثیر می‌گذارد؟ جواب: تخلّف از شروط صحیحی که واقف در عقد وقف شرط کرده جایز نیست مگر آنکه عمل به آن غیر مقدور یا حرجی باشد و گذشت زمان تأثیری در آن ندارد. سوال2079: در بعضی از زمین‌های وقفی نهرها یا مسیل‌هایی وجود دارد که سنگریزه‌ها و سنگهای معدنی در آنها یافت می‌شود، آیا این سنگریزه‌ها و سنگهای موجود در آنها که در ملک موقوفه واقع شده‌اند، تابع وقف هستند؟ جواب: نهرهای بزرگ عمومی و همچنین مسیل‌های عمومی که در مجاورت زمین‌های وقفی هستند و یا از داخل آنها عبور می‌کنند، جزء وقف نیستند مگر آن مقداری از آنها که از نظر عرف، حریم موقوفه محسوب می‌شوند، در نتیجه با آن مقدار همانند وقف رفتار می‌شود، ولی درنهرهای کوچکی که موقوفه هستند واجب است نسبت به سنگریزه‌ها و سنگهای معدنی و غیره مانند وقف رفتار شود. سوال2080: مدرسه علوم دینیه‌ای بر اثر قدمت ساختمان و نفوذ رطوبت در آن از قابلیت انتفاع خارج شده و درآمدهای املاک آن جمع‌آوری و به عنوان امانت در بانک گذاشته شده است و اکنون قصد داریم که مدرسه را با آن درآمدها تجدید بنا کنیم، ولی مدّت زیادی طول می‌کشد تا پروانه ساختمان را بگیریم و اموال مزبور را برای تجدید بنای مدرسه مصرف کنیم، آیا جایز است در خلال این مدّت اموال مربوط به وقف را در یکی از بانکها به‌صورت سرمایه گذاری بگذاریم و طبق معاملات متعارف بانکی درصدی سود به نفع وقف دریافت کنیم؟ جواب: آنچه شرعاً بر متولّی شرعی وقف در رابطه با درآمدهای آن واجب است، فقط مصرف آنها در جهت وقف است، ولی اگر مصرف درآمدها در جهت وقف برای او ممکن نباشد مگر آنکه مدّت زمانی بگذرد و حفظ آن اموال تا زمان امکان مصرف آنها برای وقف با سپردن به بانک ممکن باشد و گذاشتن آنها در حساب پس‌انداز موجب تأخیر در مصرف بموقع آن اموال در وقف نشود، سپردن آنها به بانک و استفاده از سود آنها در جهت مصلحت وقف در ضمن یکی از عقود شرعی اشکال ندارد. سوال2081: آیا جایز است زمین موقوفه‌ای که مسلمان برای مسلمانان وقف کرده است به غیر مسلمان اجاره داده شود؟ جواب: اگر وقف زمین به‌صورت وقف منفعت باشد اجاره دادن آن به غیر مسلمان در صورتی که منفعت وقف با آن محفوظ بماند، اشکال ندارد. سوال2082: چند ماه قبل یکی از علما در زمین موقوفه‌ای با اجازه وقف‌کنندگان آن دفن شده است و در حال حاضر عدّه‌ای به این کار اعتراض دارند و ادعا می‌کنند که دفن در زمین موقوفه جایز نیست، این مسأله چه حکمی دارد؟ و بر فرض عدم جواز، آیا اشکال با پرداخت مبلغی به عنوان عوض زمین موقوفه‌ای که آن عالم در آن دفن شده، برطرف می‌شود؟ جواب: اگر دفن میت در زمین موقوفه منافی با جهت وقف نباشد، اشکال ندارد، ولی اگر دفن او منافی با جهت وقف باشد جایز نیست و اگر شخصی در چنین زمین موقوفه‌ای دفن شود، احوط این است که تا بدن او متلاشی نشده نبش قبر شود و در مکان دیگر دفن گردد، مگر آنکه نبش قبر، حرجی بوده و یا موجب اهانت و هتک مؤمن شود و به هر حال، اشکال با پرداخت مال یا زمین به عنوان عوض زمین موقوفه برطرف نمی‌شود. سوال2083: اگر ملکی وقف بر اولاد ذکور نسلاً بعد از نسلٍ شده باشد، آیا اگر موقوف علیهم به هر دلیلی از حقوق خود صرفنظر کنند، وقف زائل می‌شود؟ و در صورتی که موقوف علیهم موجود در طبقه قبل از حقوق خود صرفنظر کنند، طبقات بعدی چه تکلیفی دارند؟ و همچنین متولّی شرعی املاک موقوفه در چنین حالتی نسبت به حقوق بطن‌های بعدی چه تکلیفی دارد؟ جواب: وقفیت با صرف نظر کردن موقوف علیهم از حقوق خود زائل نمی‌شود و صرف نظر کردن نسل قبلی از حق خود نسبت به موقوفه، تأثیری در حق نسل بعدی ندارد و وقف با آن منحل نمی‌شود، بلکه نسل بعدی حق دارد هنگامی که نوبت استفاده آنها از وقف رسید، همه حق خود را مطالبه کند، بلکه اگر در زمان نسل قبل مجوّز شرعی فروش وقف وجود داشته باشد، واجب است بعد از فروش وقف ملک دیگری با پول آن به جای عین موقوفه، جهت استفاده نسلهای بعدی از آن خریداری شود و بر متولّی وقف هم اداره و حفظ آن برای همه طبقات موقوف علیهم واجب است. سوال2084: اگر در وقف بر ذرّیه، علم به چگونگی تقسیم منافع وقف بین موقوف علیهم نباشد، آیا در این قبیل موارد واجب است تقسیم بر اساس قانون ارث باشد یا به‌طور مساوی؟ جواب: اگر در وقف بر ذرّیه معلوم نباشد که وقف بر افراد به‌طور مساوی بوده یا با رعایت تفاوت بین ذکور و اناث بر اساس قانون ارث است، حمل، بر وقف بر افراد به‌طور مساوی شده و درآمدهای وقف هم بین ذکور و اناث در هر طبقه‌ای به‌طور مساوی تقسیم می‌شود. سوال2085: چندین سال است که مصرف درآمدهای وقف متعلّق به حوزه علمیه شهر خاصی به علت عدم امکان ارسال آنها به آن شهر ممکن نیست و تاکنون مقدار زیادی از آن درآمدها پس‌انداز شده است، آیا مصرف آنها در حوزه‌های علمیه واقع در شهرهای دیگر جایز است؟ یا آنکه باید آنها را حفظ نمود تا ارسال آنها به آن شهر امکان‌پذیر شود؟ جواب: وظیفه متولّی شرعی یا اداره اوقاف جمع آوری درآمدهای وقف و مصرف آنها در جهت وقف است و در صورتی که به‌طور موقت رساندن آنها به شهری که باید در آن مصرف شوند، ممکن نباشد، واجب است درآمدها را حفظ کرده و منتظر بمانند تا رساندن آنها به آن شهر ممکن شود البته تا جایی که منجر به تعطیلی وقف نگردد، و در صورت ناامیدی از توانایی رساندن درآمدها به آن حوزه علمیه خاص هرچند در آینده، مصرف کردن آنها در حوزه‌های علمیه مناطق دیگر اشکال ندارد.
حبس سوال2086:اگر فردی زمین خود را برای مدّت معیّنی بر چیزی که وقف بر آن صحیح است حبس کند به این امید که بعد از انقضاء مدّت حبس به او برگردد، آیا زمین بعد از پایان مدّت به او بر می‌گردد و او حق انتفاع از آن را مانند سایر املاکش دارد؟ جواب: اگر زمین، ملک شرعیِ حبس‌کننده باشد و او آن را طبق موازین شرعی حبس کرده باشد، حبس محکوم به صحّت است و آثار شرعی آن بر زمین مترتب می‌شود و ملک بعد از انقضاء مدّت حبس به حبس‌کننده برمی‌گردد و مانند سایر املاک اوست بنا بر این منافع و نمائات آن برای اوست. سوال2087: اگر ملکی که توسط مالک، حبس دائم بر چیزی که وقف بر آن صحیح است شده و یا ثلث میّتی که وصیت به حفظ عین آن برای ابد نموده تا درآمدهای آن در جهتی که معیّن کرده مصرف شود، توسط ورثه بین خودشان به عنوان ارث تقسیم شود و آن را در سند رسمی به نام خودشان ثبت کنند و یا آن را بدون مجوّز شرعی به دیگری بفروشند، آیا حرمت تملّک و بیع املاک و آبها و زمین‌های وقفی شامل آن هم می‌شود؟ جواب: ملک و ثلثی که حبس دائم شده‌اند، در عدم جواز تملّک و بیع، در حکم وقف هستند و تقسیم آنها بین ورثه به عنوان ارث و همچنین بیع آنها باطل است.
فروش وقف وتبدیل آن سوال2088: شخصی قطعه‌ای از زمین‌های خود را برای ساخت حسینیه وقف کرده و ساخت حسینیه مذکور در آنها به پایان رسیده است، ولی بعضی از اهالی قسمتی از حسینیه را تبدیل به مسجد کرده‌اند و درحال حاضر در آن به عنوان مسجد، نماز جماعت می‌خوانند، آیا تبدیل حسینیه به مسجد توسط آنان صحیح است؟ و آیا احکام مسجد بر آن قسمت مترتّب می‌شود؟ جواب: واقف و غیر او حق تبدیل حسینیه‌ای را که به عنوان حسینیه وقف شده به مسجد ندارند و با این کار، تبدیل به مسجد نمی‌شود و احکام و آثار مسجد هم بر آن مترتب نمی‌گردد، ولی برپایی نماز جماعت در آن اشکال ندارد. سوال2089: اگر شخصی چند سال قبل زمینی را که از طریق ارث به او رسیده به‌صورت بیع لازم بفروشد و سپس معلوم شود که آن زمین وقف بوده، آیا این بیع باطل است؟ و درصورتی که باطل باشد، آیا باید قیمت کنونی آن را به مشتری بپردازد یا پولی را که هنگام فروش از او گرفته است؟ جواب: بعد از آنکه معلوم شد زمین فروخته شده در واقع وقف بوده و فروشنده حق فروش آن را نداشته، بیع باطل است و واجب است به همان حالت وقف عودت داده شود و فروشنده باید پولی را که از مشتری در برابر فروش زمین دریافت کرده است، به او برگرداند. و راجع به تنزل ارزش پول بنا بر احتیاط واجب با هم مصالحه نمایند. سوال2090: شخصی در حدود صد سال است که ملک خود را بر اولاد ذکورش وقف کرده و در وقفنامه ذکر نموده که اگر یکی از اولاد ذکور او فقیر شود، شرعاً حق دارد سهم خود را به ورثه دیگر بفروشد و بعضی از فرزندان او چند سال پیش مبادرت به فروش سهم خود به بعضی از موقوف علیهم نمودند و اخیراً گفته می‌شود که چون کلمه وقف درمیان است، بنا بر این شروطی که واقف ذکر کرده صحیح نبوده و خرید و فروش آن ملک هم باطل است، حال با توجّه به اینکه، این زمین وقف خاص است نه وقف عام، آیا خرید و فروش آن بر طبق آنچه که واقف در ضمن وقفنامه ذکر کرده، جایز است؟ جواب: اگر ثابت شود که واقف در ضمن عقد وقف شرط کرده که اگر یکی از موقوف علیهم فقیر و نیازمند شد، بتواند سهم خود را به یکی دیگر از موقوف علیهم بفروشد، بیع کسی که سهم خود از وقف را بر اثر فقر و احتیاج فروخته اشکال ندارد و بیع او در این صورت محکوم به صحّت است. سوال2091: زمینی را به آموزش و پرورش برای ساختن مدرسه هدیه کردم، ولی بعد از مشورت و اطلاع از اینکه با پول آن زمین می‌توان چندین مدرسه در محله‌های دیگر شهر ساخت، برای فروش زمین تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش و مصرف پول آن برای ساختن چند مدرسه در جنوب شهر یا در مناطق محروم، به آن وزارتخانه مراجعه کردم، آیا انجام این کار برای من جایز است؟ جواب: اگر وقف زمین مدرسه با انشاء وقف و تحویل آن به آموزش و پرورش به اعتبار اینکه مسئول و متولّی این امر است، تمام شده باشد، بعد از آن حق رجوع و دخالت و تصرّف در آن زمین را ندارید، ولی اگر وقف هرچند به زبان فارسی انشاء نشده باشد و یا زمین به عنوان قبضِ وقف تحویل وزارت آموزش و پرورش نشده باشد، در این صورت زمین بر ملکیّت شما باقی است و اختیار آن در دست شماست. سوال2092: یکی از اولاد ائمه(علیهم‌السلام) زیارتگاهی دارد و بالای گنبد مبارک آن، سه کیلوگرم طلا به‌صورت سه قبّه متصل به هم وجود دارد، این طلا تا به حال دوبار به سرقت رفته و کشف شده و به مکان خود برگردانده شده است، با توجّه به اینکه طلای مذکور در معرض خطر و سرقت است، آیا فروش آن و مصرف پول آن برای توسعه و تعمیر زیارتگاه جایز است؟ جواب: مجرّد خوف تلف و خطر سرقت آن، مجوّز فروش و تبدیل آن نیست، ولی اگر متولّی شرعی از قرائن و شواهد احتمال قابل توجهی بدهد که آن طلا برای مصرف در تعمیر و تأمین نیازمندیهای زیارتگاه ذخیره شده و یا آنکه بقعه مبارکه نیاز ضروری به تعمیر و اصلاح دارد و تأمین بودجه آن از راه دیگر هم ممکن نیست، در این صورت فروش طلا و مصرف پول آن برای اصلاح و تعمیرات ضروری آن بقعه مبارکه اشکال ندارد و شایسته است که اداره اوقاف بر این امر نظارت کند. سوال2093: شخصی مقداری آب و زمین زراعی را وقف پسران خود نموده، ولی به علت کثرت اولاد و سنگینی کارهای کشاورزی و کمی محصول، کسی تمایلی به زراعت در زمین ندارد و به همین دلیل وقف در آینده نزدیک، خراب و از قابلیت انتفاع خارج خواهد شد، آیا جایز است به همین دلیل، زمین و آب مذکور فروخته شوند و پول آنها در کارهای خیر مصرف شود؟ جواب: تا زمانی که وقف، قابلیت انتفاع و استفاده در جهت وقف را دارد، هرچند با اجاره دادن آن به بعضی از موقوف علیهم یا به شخص دیگر و مصرف اجاره آن در جهت وقف باشد و یا نوع استفاده از آن تغییر کند، فروش و تبدیل آن جایز نیست، و در صورتی که به هیچ وجه قابل انتفاع نباشد، فروش آن جایز است، ولی در این صورت واجب است با پول آن ملک دیگری خریده شود تا منافع آن در جهت وقف به مصرف برسد. سوال2094: منبری برای مسجد وقف شده است ولی به علت ارتفاع زیاد عملاً قابل استفاده نیست، آیا تبدیل آن به منبر مناسب دیگری جایز است؟ جواب: اگر با شکل خاص فعلی آن در این مسجد و یا مساجد دیگر قابل استفاده نیست، تغییر شکل آن اشکال ندارد. سوال2095: آیا فروش زمین‌هایی که وقف خاص بوده و واقف بر اثر اجرای قانون اصلاحات ارضی آنها را بدست آورده، جایز است؟ جواب: اگر واقف در هنگام وقف، مالک شرعی چیزی باشد که وقف کرده است و وقف هم بر وجه شرعی توسط او محقق شده باشد، خرید و فروش و تغییر و تبدیل آن توسط او یا دیگری صحیح نیست هرچند وقف خاص باشد، مگر در موارد خاص استثنایی که شرعاً در آن موارد فروش و تبدیل آن جایز است. سوال2096: پدرم قطعه زمینی را که تعدادی درخت خرما در آن وجود دارد برای اطعام در ایّام عاشورا و شبهای قدر وقف کرده است و اکنون حدود صد سال از عمر درختهای موجود در آن می‌گذرد و از قابلیت انتفاع خارج شده‌اند، با توجّه به اینکه اینجانب پسربزرگ و وکیل و وصی پدرم هستم، آیا جایز است این زمین را فروخته و با پول آن مدرسه و حسینیه‌ای بسازم تا صدقه جاریه‌ای برای پدرم باشد؟ جواب: اگر زمین هم وقف باشد، به مجرّد خروج درختان وقفی موجود در آن از قابلیت انتفاع، فروش و تبدیل آن جایز نمی‌شود، بلکه واجب است در صورت امکان به جای آنها هرچند با صرف پول درختانی که از قابلیّت انتفاع، خارج شده‌اند درختان جدید خرما، کاشته شود تا منافع آنها در جهت وقف مصرف شود و در غیر این صورت باید از زمین موقوفه بصورت دیگری استفاده شود هرچند با اجاره دادن آن برای زراعت یا ساخت خانه و مانند آن و مصرف درآمد آن در جهت وقف باشد و به‌طور کلی تا زمانی که به نحوی از انحاء، استفاده از زمین موقوفه امکان دارد، خرید و فروش و تبدیل آن جایز نیست، ولی فروش نخلهای موقوفه در صورتی که ثمره ندهند اشکال ندارد و در صورت امکان باید پول آنها برای کاشت درختهای جدید مورد استفاده قرار گیرد و در صورتی که امکان نداشته باشد، باید در همان جهت وقف مصرف گردد. سوال2097: شخصی مقداری آهن و لوازم جوشکاری را برای ساخت مسجد در مکانی هدیه کرده و بعد از پایان کار مقداری از آنها زیاد آمده است و با توجّه‌به اینکه ساختمان مسجد به علت هزینه‌های دیگر بدهی دارد، آیا فروش آن مقدار اضافی و مصرف پول آن برای پرداخت بدهیهای مسجد و رفع سایر نیازهای آن جایز است؟ جواب: اگر شخص متبرّع، آن ابزار و لوازم را برای ساخت مسجد داده باشد و آنها را برای انجام این کار از ملک خود خارج کرده باشد، در این صورت هر کدام که قابل استفاده باشد، هرچند در مساجد دیگر، فروش آن جایز نیست بلکه باید برای تعمیر مساجد دیگر بکار رود، ولی اگر متبرع فقط اجازه استفاده از آنها را در مسجد داده باشد، دراین صورت مقدار اضافی مال خود اوست و اختیار آن هم در دست او می‌باشد. سوال2098: شخصی کتابخانه خود را بر اولاد ذکورش وقف کرده است، ولی هیچ‌یک از اولاد و نوه‌های او موفق به تحصیل علوم دینیه نشده‌اند و در نتیجه استفاده‌ای از کتابخانه نمی‌کنند و موریانه مقداری از کتابهای آن را از بین برده و بقیه هم در معرض تلف‌شدن هستند، آیا جایز است آن را بفروشد؟ جواب: اگر وقف کتابخانه بر اولاد او مشروط و معلّق به این امر باشد که آنها اشتغال به تحصیل علوم دینیه داشته باشند و داخل در سلک علمای دین شوند، این وقف به علت وجود تعلیق در آن از اصل باطل است و اگر وقف آنان کرده تا از آن استفاده کنند، ولی در حال حاضر کسی که بتواند از آن کتابخانه استفاده کند در بین آنها وجود ندارد و امیدی به تحقق این صلاحیت در آینده نیست، در این صورت وقف مزبور صحیح است و جایز است که آنان کتابخانه را در معرض استفاده کسانی قرار دهند که قابلیت استفاده از آن را دارند و همچنین اگر کتابخانه برای استفاده کسانی وقف شده باشد که صلاحیت آن را دارند، و تولیت وقف با اولاد او باشد، واجب است آن را در معرض استفاده افراد مذکور قرار دهند، و به هر حال حق فروش آن را ندارند و بر متولّی شرعی واجب است به نحو مناسبی، مانع آسیب دیدن و از بین رفتن موقوفه گردد. سوال2099: زمین زراعی وجود دارد که وقفی بوده و سطح آن بالاتر از زمین‌های اطراف آن است و به همین دلیل رساندن آب به آن ممکن نیست و مدّتی است که کار مساوی کردن آن با زمین‌های دیگر به پایان رسیده و خاکهای اضافی در وسط آن جمع شده و مانع زراعت در آن است، آیا فروش این خاکها و مصرف پول آن برای حرم یکی از اولاد ائمه(علیهم‌السلام) که نزدیک زمین مزبور قرار دارد جایز است؟ جواب: اگر خاک اضافی مانع استفاده از زمین‌های موقوفه است، انتقال آن از زمین و فروش آن و مصرف پول آن در جهت وقف اشکال ندارد. سوال2100: تعدادی مکان تجاری وقفی وجود دارد که در زمین وقفی ساخته شده‌اند و بدون فروش سرقفلی آنها به مستأجرین، اجاره داده شده‌اند، آیا جایز است مستأجرهای آنها سرقفلی مغازه‌ها را به دیگری بفروشند و پول آن را بگیرند؟ و بر فرض جواز آن، آیا پول سرقفلی مال مستأجر است یا آنکه از درآمدهای وقف محسوب می‌شود و باید در جهت وقف مصرف شود؟ جواب: اگر متولّی وقف فروش سرقفلی را با رعایت مصلحت وقف اجازه دهد، مالی که در برابر آن گرفته می‌شود جزو درآمدهای وقف محسوب می‌شود و واجب است که در جهت وقف مصرف شود، ولی اگر معامله را اجازه ندهد، بیع باطل است و فروشنده باید مبلغی را که از خریدار گرفته به او برگرداند، و به هر حال مستأجری که حق سرقفلی ندارد ولی درعین حال آن را به مستأجر بعدی فروخته است، حقی در آن مال ندارد. منبع: www.leader.ir

آیت الله العظمی سیستانی

مسئله شماره:2676 اگر کسی چیزی را وقف کند، از ملک او خارج می شود و خود او و دیگران نمی توانند آن را ببخشند یا بفروشند و کسی هم از آن ملک ارث نمی برد، ولی در بعضی از موارد که در مسأله 2094 و 2095 گفته شد، فروختن آن اشکال ندارد. مسئله شماره:2677 لازم نیست صیغه وقف را به عربی بخوانند بلکه اگر مثلا بگوید آیت الله سیستانی: این کتاب را برای طلاب علم وقف کردم وقف صحیح است ، بلکه وقف به عمل نیز محقق می شود، مثلا چنانچه حصیری را به قصد وقف بودن در مسجد بیندازد و یاساختمانی را به طوری که مساجد را به آن طوری می سازند به قصد مسجد بودن بسازدوقفیت محقق می شود و در موقوفات عامه مثل مسجد و مدرسه یا چیزی که برای عموم وقف کند، یا مثلا بر فقرا یا سادات وقف نماید، قبول کردن کسی در صحت وقف لازم نیست بلکه بنابر اظهر در موقوفات خاصه مثل وقف بر فرزندان قبول نیز معتبرنیست .خانه خود را وقف کردم ، وقف صحیح است و محتاج به قبول هم نیست ، حتی دروقف خاص . مسئله شماره:2678 اگر ملکی را برای وقف معین کند و پیش از خواندن صیغه وقف پشیمان شود یا بمیرد، وقف درست نیست . مسئله شماره:2679 کسی که مالی را وقف می کند آیت الله سیستانی: باید از موقع وقف کردن ، مال را برای همیشه وقف کند، و اگر مثلا بگویداین مال بعد از مردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مردنش وقف نبوده صحیح نیست ، و نیز اگر بگوید تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد، یا بگویدتا ده سال وقف باشد، بعد پنج سال وقف نباشد، و دوباره وقف باشد، وقف صحیح نیست . باید برای همیشه وقف کند پس اگر مثلابگوید این مال تا ده سال وقف باشد و بعد نباشد و یا بگوید این مال تا ده سال وقف باشد و بعد تا پنج سال وقف نباشد و بعد دوباره وقف باشد باطل است ، وبه احتیاط واجب باید وقف از موقع خواندن صیغه باشد، پس اگر مثلا بگوید این مال بعد از مردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مردنش وقف نبوده اشکال دارد. مسئله شماره:2680 آیت الله سیستانی: وقف خاص در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرف طبقه اول کسانی که برای آنها وقف شده ، یا وکیل ، یا ولی آنها بدهد، ولی اگر چیزی را بر اولاد صغیرخود وقف کند... وقف در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرف کسی که برای اووقف شده یا وکیل ، یا ولی او بدهند ولی اگر چیزی را بر اولاد صغیر خود وقف کند و به قصد این که آن چیز ملک آنان شود از طرف آنان نگهداری نماید، وقف صحیح است . مسئله شماره:2681 آیت الله سیستانی: ظاهر این است که در اوقاف عامه از قبیل مدارس و مساجد و امثال اینها قبض معتبر نباشد، و وقفیت به مجرد وقف نمودن محقق می شود. اگر مسجدی را وقف کنند بعد از آن که واقف به قصد واگذارکردن ، اجازه دهد که در آن مسجد نماز بخوانند همین که یک نفر در آن مسجد نمازخوان وقف درست می شود. مسئله شماره:2682 وقف کننده باید مکلف و عاقل و با قصد و اختیار باشد و شرعا بتواند درمال خود تصرف کند. بنابر این آیت الله سیستانی: سفیه یعنی کسی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می کند، چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید اگر چیزی را وقف کند، صحیح نیست . سفیهی که در حال بالغ بودن سفیه بوده یا حاکم شرع او را از تصرف در اموالش جلوگیری کرده ، چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید، اگر چیزی را وقف کند صحیح نیست . مسئله شماره:2683 آیت الله سیستانی: اگر مالی را برای بچه ای که در شکم مادر است و هنوز به دنیا نیامده وقف کند، صحت آن محل اشکال است و لازم است رعایت احتیاط نمایند، ولی اگر برای اشخاصی که فعلا موجودند و بعد از آنها برای کسانی که بعدا به دنیا می آیند وقف نماید، اگر چه در موقعی که وقف محقق می شود در شکم مادر هم نباشند، مثلا چیزی رابر اولاد خود وقف کند که بعد از آن وقف نوه های او باشد و هر دسته ای بعد از دسته دیگر از وقف استفاده کنند، صحیح است . اگر مالی را برای کسانی که به دنیا نیامده اند وقف کند، درست نیست ، ولی وقف برای اشخاصی که بعضی از آنها به دنیا آمده اند صحیح و آنها که به دنیا نیامده اند بعد از آمدن به دنیا با دیگران شریک می شوند. مسئله شماره:2684 اگر چیزی را بر خودش وقف کند مثل آن که دکانی را وقف کند که عایدی آن را بعد از مرگ او خرج مقبره اش نمایند صحیح نیست ، ولی اگر مثلا مالی را بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود می تواند از منافع وقف استفاده نماید. مسئله شماره:2685 اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند، باید مطابق قرار داد اورفتار نمایند و اگر معین نکند، چنانچه بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد، آیت الله سیستانی: اختیار استفاده از آن با خود آنان است و اگر بالغ نباشند اختیار باولی ایشان است و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست ، ولی برای آن چه مصلحت وقف یا مصلحت نسلهای آینده است مثل تعمیر کردن وقف و اجاره دادن آن به نفع طبقات بعدی اختیار با حاکم شرع است . راجع به چیزهایی که مربوط به مصلحت وقف است که در نفع بردن طبقات بعد نیز دخالت دارد اختیار با حاکم شرع است ، و راجع به چیزهایی که مربوطبه نفع بردن طبقه موجود است اگر آنها بالغ باشند اختیار با خود آنان است و اگربالغ نباشند اختیار با ولی ایشان است ، و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست . مسئله شماره:2686 اگر ملکی را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند، یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد، اختیار آن با حاکم شرع است . مسئله شماره:2685 اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند، باید مطابق قرار داد اورفتار نمایند و اگر معین نکند، چنانچه بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد، آیت الله سیستانی: اختیار استفاده از آن با خود آنان است و اگر بالغ نباشند اختیار باولی ایشان است و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست ، ولی برای آن چه مصلحت وقف یا مصلحت نسلهای آینده است مثل تعمیر کردن وقف و اجاره دادن آن به نفع طبقات بعدی اختیار با حاکم شرع است . راجع به چیزهایی که مربوط به مصلحت وقف است که در نفع بردن طبقات بعد نیز دخالت دارد اختیار با حاکم شرع است ، و راجع به چیزهایی که مربوطبه نفع بردن طبقه موجود است اگر آنها بالغ باشند اختیار با خود آنان است و اگربالغ نباشند اختیار با ولی ایشان است ، و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست . مسئله شماره:2686 اگر ملکی را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند، یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد، اختیار آن با حاکم شرع است . مسئله شماره:2687 اگر ملکی را بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کند که هر طبقه ای بعداز طبقه دیگر از آن استفاده کنند چنانچه متولی ملک آن را اجاره دهد و بمیرد آیت الله سیستانی: اجاره باطل نمی شوذ ولی اگر متولی نداشته باشد...در صورتی که مراعات مصلحت وقف یا مصلحت طبقه بعد را کرده باشد، اجاره باطل نمی شود. ولی اگر متولی نداشته باشد، و یک طبقه از کسانی که ملک بر آنهاوقف شده آن را اجاره دهند و در بین مدت اجاره بمیرند، در صورتی که طبقه بعد اجازه نکنند اجاره باطل می شود و در صورتی که مستأجر مال الاجاره تمام مدت راداده باشد مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان می گیرد. مسئله شماره:2688 اگر ملک وقف خراب شود، از وقف بودن بیرون نمی رود. آیت الله سیستانی: مگر آنکه متعلق وقف ، عنوان خاصی باشد که آن از بین برود، مثل این که باغ را به عنوان باغ وقف کرده باشد، که اگر آن باغ خراب شود وقف باطل می شود، وبه ورثه واقف برمی گردد. مسئله شماره:2689 ملکی که مقداری از آن وقف است و مقداری از آن وقف نیست اگرتقسیم نشده باشد، حاکم شرع یا متولی وقف می تواند با نظر خبره سهم وقف را جداکند. مسئله شماره:2690 اگر متولی وقف خیانت کند و عایدات آن را به مصرفی که معین شده نرساند، آیت الله سیستانی: حاکم شرع امینی را به او ضمیمه می نماید که مانع از خیانتش گردد، درصورتی که ممکن نباشد می تواند به جای او متولی امینی معین نماید. چنانچه برای عموم وقف نشده باشد، در صورت امکان حاکم شرع باید به جای او متولی امینی معین نماید. مسئله شماره:2691 فرشی را که برای حسینیه وقف کرده اند نمی شود برای نماز به مسجد ببرنداگرچه آن مسجد نزدیک حسینیه باشد. مسئله شماره:2692 اگر ملکی را برای تعمیر مسجدی وقف نمایند چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر ندارد و احتمال هم نمی رود که آیت الله سیستانی: در آینده نه چندان دور احتیاج به تعمیر پیدا کند و نیز ممکن نباشد که عایدات آن ملک را جمع نموده و نگهدارند تا بعدها به تعمیر مسجد برسد، در این صورت احتیاط لازم آن است که عایدات آن ملک را در آنچه نزدیکتر به مقصود واقف بوده صرف نمایند، مانند تأمین بقیه احتیاجات مسجد یا تعمیر مسجد دیگر. تا مدتی احتیاج به تعمیر پیدا کند در صورتی که غیر از تعمیر احتیاج دیگری نداشته باشد و عایداتش در معرض تلف ونگهداری آن لغو و بیهوده باشد، می توانند عایدات آن ملک را به مصرف مسجدی که احتیاج به تعمیر دارد برسانند. مسئله شماره:2693 اگر ملکی را وقف کند که عایدی آن را خرج تعمیر مسجد نمایند و به امام جماعت و به کسی که در آن مسجد اذان می گوید بدهند، آیت الله سیستانی: در صورتی که برای هر یک مقداری معین کرده باشد، باید همان طور مصرف کنند و اگر تعیین نکرده باشد، باید اول مسجد را تعمیر کنند و اگر چیزی زیاد آمد،متولی آن را بین امام جماعت و کسی که اذان می گوید به طوری که صلاح می داند قسمت نماید، ولی بهتر آن است که این دو نفر در تقسیم با یکدیگر صلح کنند. در صورتی که بدانند که برای هر یک چه مقدار معین کرده ، باید همان طور مصرف کنند، و اگریقین نداشته باشند، باید اول مسجد را تعمیر کنند و اگر چیزی زیاد آمد بین امام جماعت و کسی که اذان میگوید به طور مساوی قسمت نمایند و بهتر آن است که این دو نفر در تقسیم با یکدیگر صلح کنند. منبع: سایت تبیان

آیت الله العظمی مکارم شیرازی

مسئله شماره:2676 اگر کسی چیزی را وقف کند، از ملک او خارج می شود و خود او و دیگران نمی توانند آن را ببخشند یا بفروشند و کسی هم از آن ملک ارث نمی برد، ولی در بعضی از موارد که در مسأله 2094 و 2095 گفته شد، فروختن آن اشکال ندارد. مسئله شماره:2677 آیت الله مکارم: صیغه وقف را می توان به عربی یا به هر زبان دیگر خواند مثلا اگر بگوید:خانه خود را برای فلان منظور وقف کردم ، کافی است و احتیاج به قبول ندارد، خواه وقف عام باشد یا وقف خاص ، هر چند احتیاط مستحب آن است که حاکم شرع در وقف عام و اشخاصی که برای آنها وقف شده در وقف خاص ، صیغه قبول بخوانند. وقف معاطاتی نیز صحیح است یعنی همین که مثلا مسجدی را به قصد وقف بر مسلمین بسازد ودر اختیار آنها بگذارد کافی است هر چند صیغه لفظی نخواند. لازم نیست صیغه وقف را به عربی بخوانند بلکه اگر مثلا بگوید خانه خود را وقف کردم ، وقف صحیح است و محتاج به قبول هم نیست ، حتی دروقف خاص . مسئله شماره:2678 اگر ملکی را برای وقف معین کند و پیش از خواندن صیغه آیت الله مکارم: یا تحویل به کسانی که برای آنها وقف شده پشیمان شود یا بمیرد، وقف درست نیست . وقف پشیمان شود یا بمیرد، وقف درست نیست . مسئله شماره:2679 کسی که مالی را وقف می کند آیت الله مکارم: بنابر احتیاط واجب باید از همان موقع خواندن صیغه برای همیشه مال راوقف کند و اگر مثلا بگوید این مال بعد از وفات من وقف باشد اشکال دارد، یابگوید از حالا تا ده سال وقف باشد، آن نیز اشکال دارد، بلکه باید وقف همیشگی واز موقع خواندن صیغه باشد. باید برای همیشه وقف کند پس اگر مثلابگوید این مال تا ده سال وقف باشد و بعد نباشد و یا بگوید این مال تا ده سال وقف باشد و بعد تا پنج سال وقف نباشد و بعد دوباره وقف باشد باطل است ، وبه احتیاط واجب باید وقف از موقع خواندن صیغه باشد، پس اگر مثلا بگوید این مال بعد از مردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مردنش وقف نبوده اشکال دارد. مسئله شماره:2680 وقف در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرف کسی که برای اووقف شده یا وکیل ، یا ولی او بدهند آیت الله مکارم: پایان مسأله در رساله آیةالله مکارم شیرازی . ولی اگر چیزی را بر اولاد صغیر خود وقف کند و به قصد این که آن چیز ملک آنان شود از طرف آنان نگهداری نماید، وقف صحیح است . مسئله شماره:2681 اگر مسجدی را وقف کنند بعد از آن که واقف به قصد واگذارکردن ، اجازه دهد که در آن مسجد نماز بخوانند همین که یک نفر در آن مسجد نمازخوان وقف درست می شود. آیت الله مکارم: در اوقاف عامه مانند مسجد و مدارس و امثال آنها، قبض دادن شرطنیست ، هر چند احتیاط مستحب آن است که پس از خواندن صیغه ، آن را در اختیارکسانی که وقف برای آنها شده قرار دهند، تا وقف کامل گردد. مسئله شماره:2682 وقف کننده باید مکلف و عاقل و با قصد و اختیار باشد و شرعا بتواند درمال خود تصرف کند. بنابر این آیت الله مکارم: سفیه و انسان بدهکاری که حاکم شرع او را از تصرف در اموالش منع کرده اگر چیزی از اموال خود را وقف کند، صحیح نیست . سفیهی که در حال بالغ بودن سفیه بوده یا حاکم شرع او را از تصرف در اموالش جلوگیری کرده ، چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید، اگر چیزی را وقف کند صحیح نیست . مسئله شماره:2683 اگر مالی را برای کسانی که به دنیا نیامده اند وقف کند، درست نیست ، ولی وقف برای اشخاصی که بعضی از آنها به دنیا آمده اند صحیح و آنها که به دنیا نیامده اند بعد از آمدن به دنیا با دیگران شریک می شوند. آیت الله مکارم: مانند وقف بر فرزندان موجود و نسلهای آینده . مسئله شماره:2684 اگر چیزی را بر خودش وقف کند مثل آن که آیت الله مکارم: مثل آن که ملکی را وقف کند که عایدی آن صرف خودش شود، یا بعد ازمرگ او خرج مقبره اش نمایند صحیح نیست ، ولی اگر مثلا مدرسه یا مزرعه ای را وقف بر طلاب کند و خودش طلبه باشد، می تواند مانند سایرین از منافع وقف استفاده نماید. دکانی را وقف کند که عایدی آن را بعد از مرگ او خرج مقبره اش نمایند صحیح نیست ، ولی اگر مثلا مالی را بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود می تواند از منافع وقف استفاده نماید. مسئله شماره:2685 اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند، باید مطابق قرار داد اورفتار نمایند و اگر معین نکند، آیت الله مکارم: اگر از قبیل اوقاف عامه (مانند مسجد و مدرسه ) باشد تعیین متولی وظیفه حاکم شرع است ، و اگر وقف خاص باشد (مانند ملکی که وقف بر اولاد است ) در موردکارهایی که مربوط به مصلحت وقف و منفعت طبقات بعد می باشد، احتیاط آن است که نسل موجود و حاکم شرع با موافقت یکدیگر تعیین متولی کنند و اگر تنها مربوط به منافع طبقه موجود است اختیار آن با خود آنهاست و در صورتی که بالغ باشند و اگربالغ نباشند اختیار با ولی آنهاست . چنانچه بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد، راجع به چیزهایی که مربوط به مصلحت وقف است که در نفع بردن طبقات بعد نیز دخالت دارد اختیار با حاکم شرع است ، و راجع به چیزهایی که مربوطبه نفع بردن طبقه موجود است اگر آنها بالغ باشند اختیار با خود آنان است و اگربالغ نباشند اختیار با ولی ایشان است ، و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست . مسئله شماره:2686 اگر ملکی را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند، یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد، اختیار آن با حاکم شرع است . آیت الله مکارم: این مسأله به صورت فوق در رساله آیةالله مکارم شیرازی ذکر نشده است . مسئله شماره:2685 اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند، باید مطابق قرار داد اورفتار نمایند و اگر معین نکند، آیت الله مکارم: اگر از قبیل اوقاف عامه (مانند مسجد و مدرسه ) باشد تعیین متولی وظیفه حاکم شرع است ، و اگر وقف خاص باشد (مانند ملکی که وقف بر اولاد است ) در موردکارهایی که مربوط به مصلحت وقف و منفعت طبقات بعد می باشد، احتیاط آن است که نسل موجود و حاکم شرع با موافقت یکدیگر تعیین متولی کنند و اگر تنها مربوط به منافع طبقه موجود است اختیار آن با خود آنهاست و در صورتی که بالغ باشند و اگربالغ نباشند اختیار با ولی آنهاست . چنانچه بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد، راجع به چیزهایی که مربوط به مصلحت وقف است که در نفع بردن طبقات بعد نیز دخالت دارد اختیار با حاکم شرع است ، و راجع به چیزهایی که مربوطبه نفع بردن طبقه موجود است اگر آنها بالغ باشند اختیار با خود آنان است و اگربالغ نباشند اختیار با ولی ایشان است ، و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست . مسئله شماره:2687 اگر ملکی را بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کند که هر طبقه ای بعداز طبقه دیگر از آن استفاده کنند چنانچه متولی ملک آن را اجاره دهد و بمیرد در صورتی که مراعات مصلحت وقف یا مصلحت طبقه بعد را کرده باشد، اجاره باطل نمی شود. ولی اگر متولی نداشته باشد، آیت الله مکارم: و طبقه اول آن را اجاره دهند و در بین اجاره بمیرند، ادامه اجاره نسبت به آینده بدون اجاره طبقه بعد اشکال دارد و هرگاه مستأجر، مال الاجاره تمام مدت را داده باشد آن چه مربوط بعد از مرگ طبقه اول است گرفته می شود و به طبقه بعدداده خواهد شد (به شرط این که آنها اجاره را اجازه دهند). و یک طبقه از کسانی که ملک بر آنهاوقف شده آن را اجاره دهند و در بین مدت اجاره بمیرند، در صورتی که طبقه بعد اجازه نکنند اجاره باطل می شود و در صورتی که مستأجر مال الاجاره تمام مدت راداده باشد مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان می گیرد. مسئله شماره:2688 اگر ملک وقف خراب شود، از وقف بودن بیرون نمی رود. مسئله شماره:2689 ملکی که مقداری از آن وقف است و مقداری از آن وقف نیست اگرتقسیم نشده باشد، حاکم شرع یا متولی وقف می تواند با نظر خبره سهم وقف را جداکند. مسئله شماره:2690 آیت الله مکارم: هرگاه در اوقاف عمومی متولی خیانت کند و عایدات آن را به مصرفی که معین شده نرساند، حاکم شرع باید متولی امینی برای آن معین نماید یا در کنار اوبگذارد و اگر متولی وقف خاص خیانت کند، حاکم شرع با موافقت طبقه موجود برای آنها متولی تعیین ، یا ضمیمه می کند. اگر متولی وقف خیانت کند و عایدات آن را به مصرفی که معین شده نرساند، چنانچه برای عموم وقف نشده باشد، در صورت امکان حاکم شرع باید به جای او متولی امینی معین نماید. مسئله شماره:2691 فرشی را که برای حسینیه وقف کرده اند نمی شود برای نماز به مسجد ببرنداگرچه آن مسجد نزدیک حسینیه باشد. آیت الله مکارم: و اگر ندانند آن فرش مخصوص حسینیه است یا نه ، باز بردن آن به جای دیگر صحیح نیست همچنین سایر اموال وقف حتی مهر نماز مسجدی را به مسجد دیگرنمی توان برد. مسئله شماره:2692 اگر ملکی را برای تعمیر مسجدی وقف نمایند چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر ندارد و احتمال هم نمی رود که تا مدتی احتیاج به تعمیر پیدا کند آیت الله مکارم: می توانند عایدات آن ملک را به مصرف مسجدی که احتیاج به تعمیر داردبرسانند.در صورتی که غیر از تعمیر احتیاج دیگری نداشته باشد و عایداتش در معرض تلف ونگهداری آن لغو و بیهوده باشد، می توانند عایدات آن ملک را به مصرف مسجدی که احتیاج به تعمیر دارد برسانند. مسئله شماره:2693 اگر ملکی را وقف کند که عایدی آن را خرج تعمیر مسجد نمایند و به امام جماعت آیت الله مکارم: و اذان گو و مانند آن بدهند... و به کسی که در آن مسجد اذان می گوید بدهند، در صورتی که بدانند که برای هر یک چه مقدار معین کرده ، باید همان طور مصرف کنند، آیت الله مکارم: و اگر مقداری برای آن تعیین نشده ، باید مطابق نظر متولی آن طور که صلاح و مصلحت است عمل نمایند. و اگریقین نداشته باشند، باید اول مسجد را تعمیر کنند و اگر چیزی زیاد آمد بین امام جماعت و کسی که اذان میگوید به طور مساوی قسمت نمایند و بهتر آن است که این دو نفر در تقسیم با یکدیگر صلح کنند. منبع: سایت تبیان

آیت الله العظمی بهجت

مسئله شماره:2676 اگر کسی چیزی را وقف کند، از ملک او خارج می شود و خود او و دیگران نمی توانند آن را ببخشند یا بفروشند و کسی هم از آن ملک ارث نمی برد، ولی در بعضی از موارد که در مسأله 2094 و 2095 گفته شد، فروختن آن اشکال ندارد. مسئله شماره:2677 لازم نیست صیغه وقف را به عربی بخوانند بلکه اگر مثلا بگوید خانه خود را وقف کردم ، وقف صحیح است و محتاج به قبول هم نیست ، حتی دروقف خاص . مسئله شماره:2678 اگر ملکی را برای وقف معین کند و پیش از خواندن صیغه وقف پشیمان شود یا بمیرد، وقف درست نیست . مسئله شماره:2679 کسی که مالی را وقف می کند باید برای همیشه وقف کند پس اگر مثلابگوید این مال تا ده سال وقف باشد و بعد نباشد و یا بگوید این مال تا ده سال وقف باشد و بعد تا پنج سال وقف نباشد و بعد دوباره وقف باشد باطل است ، وبه احتیاط واجب باید وقف از موقع خواندن صیغه باشد، پس اگر مثلا بگوید این مال بعد از مردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مردنش وقف نبوده اشکال دارد. مسئله شماره:2680 وقف در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرف کسی که برای اووقف شده یا وکیل ، یا ولی او بدهند ولی اگر چیزی را بر اولاد صغیر خود وقف کند و به قصد این که آن چیز ملک آنان شود از طرف آنان نگهداری نماید، وقف صحیح است . مسئله شماره:2681 اگر مسجدی را وقف کنند بعد از آن که واقف به قصد واگذارکردن ، اجازه دهد که در آن مسجد نماز بخوانند همین که یک نفر در آن مسجد نمازخوان وقف درست می شود. مسئله شماره:2682 وقف کننده باید مکلف و عاقل و با قصد و اختیار باشد و شرعا بتواند درمال خود تصرف کند. بنابر این سفیهی که در حال بالغ بودن سفیه بوده یا حاکم شرع او را از تصرف در اموالش جلوگیری کرده ، چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید، اگر چیزی را وقف کند صحیح نیست . مسئله شماره:2683 اگر مالی را برای کسانی که به دنیا نیامده اند وقف کند، درست نیست ، ولی وقف برای اشخاصی که بعضی از آنها به دنیا آمده اند صحیح و آنها که به دنیا نیامده اند بعد از آمدن به دنیا با دیگران شریک می شوند. مسئله شماره:2684 اگر چیزی را بر خودش وقف کند مثل آن که دکانی را وقف کند که عایدی آن را بعد از مرگ او خرج مقبره اش نمایند صحیح نیست ، ولی اگر مثلا مالی را بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود می تواند از منافع وقف استفاده نماید. مسئله شماره:2685 اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند، باید مطابق قرار داد اورفتار نمایند و اگر معین نکند، چنانچه بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد، راجع به چیزهایی که مربوط به مصلحت وقف است که در نفع بردن طبقات بعد نیز دخالت دارد اختیار با حاکم شرع است ، و راجع به چیزهایی که مربوطبه نفع بردن طبقه موجود است اگر آنها بالغ باشند اختیار با خود آنان است و اگربالغ نباشند اختیار با ولی ایشان است ، و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست . مسئله شماره:2686 اگر ملکی را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند، یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد، اختیار آن با حاکم شرع است . مسئله شماره:2685 اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند، باید مطابق قرار داد اورفتار نمایند و اگر معین نکند، چنانچه بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد، راجع به چیزهایی که مربوط به مصلحت وقف است که در نفع بردن طبقات بعد نیز دخالت دارد اختیار با حاکم شرع است ، و راجع به چیزهایی که مربوطبه نفع بردن طبقه موجود است اگر آنها بالغ باشند اختیار با خود آنان است و اگربالغ نباشند اختیار با ولی ایشان است ، و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست . مسئله شماره:2686 اگر ملکی را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند، یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد، اختیار آن با حاکم شرع است . مسئله شماره:2687 اگر ملکی را بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کند که هر طبقه ای بعداز طبقه دیگر از آن استفاده کنند چنانچه متولی ملک آن را اجاره دهد و بمیرد در صورتی که مراعات مصلحت وقف یا مصلحت طبقه بعد را کرده باشد، اجاره باطل نمی شود. ولی اگر متولی نداشته باشد، و یک طبقه از کسانی که ملک بر آنهاوقف شده آن را اجاره دهند و در بین مدت اجاره بمیرند، در صورتی که طبقه بعد اجازه نکنند اجاره باطل می شود و در صورتی که مستأجر مال الاجاره تمام مدت راداده باشد مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان می گیرد. مسئله شماره:2688 اگر ملک وقف خراب شود، از وقف بودن بیرون نمی رود. مسئله شماره:2689 ملکی که مقداری از آن وقف است و مقداری از آن وقف نیست اگرتقسیم نشده باشد، حاکم شرع یا متولی وقف می تواند با نظر خبره سهم وقف را جداکند. مسئله شماره:2690 اگر متولی وقف خیانت کند و عایدات آن را به مصرفی که معین شده نرساند، چنانچه برای عموم وقف نشده باشد، در صورت امکان حاکم شرع باید به جای او متولی امینی معین نماید. مسئله شماره:2691 فرشی را که برای حسینیه وقف کرده اند نمی شود برای نماز به مسجد ببرنداگرچه آن مسجد نزدیک حسینیه باشد. مسئله شماره:2692 اگر ملکی را برای تعمیر مسجدی وقف نمایند چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر ندارد و احتمال هم نمی رود که تا مدتی احتیاج به تعمیر پیدا کند در صورتی که غیر از تعمیر احتیاج دیگری نداشته باشد و عایداتش در معرض تلف ونگهداری آن لغو و بیهوده باشد، می توانند عایدات آن ملک را به مصرف مسجدی که احتیاج به تعمیر دارد برسانند. مسئله شماره:2693 اگر ملکی را وقف کند که عایدی آن را خرج تعمیر مسجد نمایند و به امام جماعت و به کسی که در آن مسجد اذان می گوید بدهند، در صورتی که بدانند که برای هر یک چه مقدار معین کرده ، باید همان طور مصرف کنند، و اگریقین نداشته باشند، باید اول مسجد را تعمیر کنند و اگر چیزی زیاد آمد بین امام جماعت و کسی که اذان میگوید به طور مساوی قسمت نمایند و بهتر آن است که این دو نفر در تقسیم با یکدیگر صلح کنند. منبع: سایت تبیان

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی

مسئله شماره:2676 اگر کسی چیزی را وقف کند، از ملک او خارج می شود و خود او و دیگران نمی توانند آن را ببخشند یا بفروشند و کسی هم از آن ملک ارث نمی برد، ولی در بعضی از موارد که در مسأله 2094 و 2095 گفته شد، فروختن آن اشکال ندارد. مسئله شماره:2677 لازم نیست صیغه وقف را به عربی بخوانند بلکه اگر مثلا بگوید خانه خود را وقف کردم ، وقف صحیح است آیت الله فاضل: ولی بنابر احتیاط واجب در وقف خاص کسی که خانه برایش وقف شده یاوکیل یا ولی آن کس باید بگوید وقف را قبول کردم و وقف به عمل نیز محقق می شودمثلا چنانچه حصیری را به قصد وقف بودن در مسجد بیندازد و یا جایی را به قصد مسجدبودن بسازد و در اختیار نمازگزاران بگذارد وقفیت محقق می شود و در موقوفات عامه مثل مسجد و مدرسه یا چیزی که برای عموم وقف کند یا مثلا بر فقرا یا سادات وقف نماید، قبول کردن کسی در صحت وقف لازم نیست و محتاج به قبول هم نیست . و محتاج به قبول هم نیست ، حتی دروقف خاص . مسئله شماره:2678 اگر ملکی را برای وقف معین کند و پیش از خواندن صیغه وقف پشیمان شود یا بمیرد، وقف درست نیست . مسئله شماره:2679 کسی که مالی را وقف می کند باید برای همیشه وقف کند پس اگر مثلابگوید این مال تا ده سال وقف باشد و بعد نباشد و یا بگوید این مال تا ده سال وقف باشد و بعد تا پنج سال وقف نباشد و بعد دوباره وقف باشد باطل است ، آیت الله فاضل: و باید وقف از موقع خواندن صیغه باشد، پس اگر مثلا بگوید این مال بعداز مردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مردنش وقف نبوده ، اشکال داردمگر این که نظر واقف وصیت به وقف باشد برای بعد از فوت . وبه احتیاط واجب باید وقف از موقع خواندن صیغه باشد، پس اگر مثلا بگوید این مال بعد از مردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مردنش وقف نبوده اشکال دارد. مسئله شماره:2680 وقف در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرف کسی که برای اووقف شده یا وکیل ، یا ولی او بدهند ولی اگر چیزی را بر اولاد صغیر خود وقف کند و به قصد این که آن چیز ملک آنان شود از طرف آنان نگهداری نماید، وقف صحیح است . مسئله شماره:2681 اگر مسجدی را وقف کنند بعد از آن که واقف به قصد واگذارکردن ، اجازه دهد که در آن مسجد نماز بخوانند همین که یک نفر در آن مسجد نمازخوان وقف درست می شود. آیت الله فاضل: و ظاهر این است که در اوقاف عامه از قبیل مدارس و مساجد و امثال اینها قبض معتبر نیست ، و وقفیت به مجرد وقف نمودن محقق می شود و همچنین است اگر کسی مسجدی بسازد و آن را تحویل متولی بدهد، وقف ثابت و محقق می گردد. مسئله شماره:2682 وقف کننده باید مکلف و عاقل و با قصد و اختیار باشد و شرعا بتواند درمال خود تصرف کند. بنابر این آیت الله فاضل: سفیه یعنی کسی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می کند و کسی که مجتهد جامع الشرایط او را از تصرف در اموالش جلوگیری کرده ... سفیهی که در حال بالغ بودن سفیه بوده یا حاکم شرع او را از تصرف در اموالش جلوگیری کرده ، چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید، اگر چیزی را وقف کند صحیح نیست . مسئله شماره:2683 اگر مالی را برای کسانی که به دنیا نیامده اند وقف کند، آیت الله فاضل: محل اشکال است ولی ... درست نیست ، ولی وقف برای اشخاصی که بعضی از آنها به دنیا آمده اند صحیح و آنها که به دنیا نیامده اند بعد از آمدن به دنیا با دیگران شریک می شوند. مسئله شماره:2684 اگر چیزی را بر خودش وقف کند مثل آن که دکانی را وقف کند که عایدی آن را بعد از مرگ او خرج مقبره اش نمایند صحیح نیست ، ولی اگر مثلا مالی را بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود می تواند از منافع وقف استفاده نماید. مسئله شماره:2685 اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند، باید مطابق قرار داد اورفتار نمایند و اگر معین نکند، چنانچه بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد، راجع به چیزهایی که مربوط به مصلحت وقف است که در نفع بردن طبقات بعد نیز دخالت دارد اختیار با حاکم شرع است ، و راجع به چیزهایی که مربوطبه نفع بردن طبقه موجود است اگر آنها بالغ باشند اختیار با خود آنان است و اگربالغ نباشند اختیار با ولی ایشان است ، و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست . مسئله شماره:2686 اگر ملکی را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند، یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد، اختیار آن با حاکم شرع است . مسئله شماره:2685 اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند، باید مطابق قرار داد اورفتار نمایند و اگر معین نکند، چنانچه بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد، راجع به چیزهایی که مربوط به مصلحت وقف است که در نفع بردن طبقات بعد نیز دخالت دارد اختیار با حاکم شرع است ، و راجع به چیزهایی که مربوطبه نفع بردن طبقه موجود است اگر آنها بالغ باشند اختیار با خود آنان است و اگربالغ نباشند اختیار با ولی ایشان است ، و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست . مسئله شماره:2686 اگر ملکی را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند، یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد، اختیار آن با حاکم شرع است . مسئله شماره:2687 اگر ملکی را بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کند که هر طبقه ای بعداز طبقه دیگر از آن استفاده کنند چنانچه متولی ملک آن را اجاره دهد و بمیرد در صورتی که مراعات مصلحت وقف یا مصلحت طبقه بعد را کرده باشد، اجاره باطل نمی شود. ولی اگر متولی نداشته باشد، و یک طبقه از کسانی که ملک بر آنهاوقف شده آن را اجاره دهند و در بین مدت اجاره بمیرند، آیت الله فاضل: در صورتی که مراعات مصلحت وقف یا مصلحت طبقه بعد را کرده باشنداجاره باطل نمی شود. در صورتی که طبقه بعد اجازه نکنند اجاره باطل می شود و در صورتی که مستأجر مال الاجاره تمام مدت راداده باشد مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان می گیرد. مسئله شماره:2688 اگر ملک وقف خراب شود، از وقف بودن بیرون نمی رود. آیت الله فاضل: مگر آنکه عنوانی را قصد کرده باشد که آن عنوان از بین برود مثل این که باغ را برای تنزه وقف کرده باشد که اگر آن باغ خراب شود وقف باطل می شود وبه ورثه واقف برمی گردد. مسئله شماره:2689 ملکی که مقداری از آن وقف است و مقداری از آن وقف نیست اگرتقسیم نشده باشد، حاکم شرع یا متولی وقف می تواند با نظر خبره سهم وقف را جداکند. مسئله شماره:2690 اگر متولی وقف خیانت کند و عایدات آن را به مصرفی که معین شده نرساند، آیت الله فاضل: حاکم شرع امینی را به او ضمیمه می نماید که مانع از خیانتش گردد، درصورتی که ممکن نباشد می تواند به جای او متولی امینی معین نماید. چنانچه برای عموم وقف نشده باشد، در صورت امکان حاکم شرع باید به جای او متولی امینی معین نماید. مسئله شماره:2691 فرشی را که برای حسینیه وقف کرده اند نمی شود برای نماز به مسجد ببرنداگرچه آن مسجد نزدیک حسینیه باشد. آیت الله فاضل: و اگر ندانند آن فرش مخصوص حسینیه است یا نه ، باز بردن آن به جای دیگر صحیح نیست همچنین سایر اموال وقف حتی مهر نماز مسجدی را به مسجد دیگرنمی توان برد. مسئله شماره:2692 اگر ملکی را برای تعمیر مسجدی وقف نمایند چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر ندارد و احتمال هم نمی رود که تا مدتی احتیاج به تعمیر پیدا کند در صورتی که غیر از تعمیر احتیاج دیگری نداشته باشد و عایداتش در معرض تلف ونگهداری آن لغو و بیهوده باشد، می توانند عایدات آن ملک را به مصرف مسجدی که احتیاج به تعمیر دارد برسانند. مسئله شماره:2693 اگر ملکی را وقف کند که عایدی آن را خرج تعمیر مسجد نمایند و به امام جماعت و به کسی که در آن مسجد اذان می گوید بدهند، در صورتی که بدانندآیت الله فاضل: یا اطمینان داشته باشند... که برای هر یک چه مقدار معین کرده ، باید همان طور مصرف کنند، و اگریقین آیت الله فاضل: یا اطمینان ... نداشته باشند، باید اول مسجد را تعمیر کنند و اگر چیزی زیاد آمد بین امام جماعت و کسی که اذان میگوید به طور مساوی قسمت نمایند و بهتر آن است که این دو نفر در تقسیم با یکدیگر صلح کنند. منبع: سایت تبیان

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

(مـسـالـه 2685) اگـر کـسـی چـیـزی را وقف کند, از ملک او خارج می شود, و خود او ودیگران نـمی توانند آن را ببخشند, یا بفروشند, و کسی هم از آن ملک ارث نمی بردولی در بعضی از موارد که در مساله 2102 و 2103 گفته شد, فروختن آن اشکال ندارد. (مـساله 2686) لازم نیست صیغه وقف را به عربی بخواند, بلکه اگر مثلا بگوید :خانه خود را وقف کردم , و خودش یا کسی که خانه را برای او وقف کرده , یا وکیل , یاولی آن کس بگوید: قبول کردم , وقـف صـحـیـح اسـت . ولی اگر برای افراد مخصوصی وقف نکند, بلکه مثل مسجد ومدرسه برای عـموم وقف کند, یا مثلا بر فقرا یاسادات وقف نماید, احوط و اولی آن است که حاکم شرع یا کسی کـه از طـرف اومـنـصـوب اسـت قـبـول نماید و چنانکه وقف به صیغه واقع می شود به عمل نیز واقـع مـیشود پس اگر خانه ای را بقصد اینکه وقف باشد به کسی که بر او وقف کرده بدهدو او هم بـقـصـد قبول آن را بگیرد صحیح است و همچنین اگر فرشی را بقصد وقف درمسجد بیندازد یا مکانی را به قصد مسجد بودن در اختیار نماز گزاران بگذاردوقفیت حاصل می شود. (مـساله 2687) اگر ملکی را برای وقف معین کند, و پیش از خواندن صیغه وقف پشیمان شود, یا بمیرد, وقف درست نیست . (مـساله 2688) کسی که مالی را وقف می کند, و از موقع خواندن صیغه , مال رابرای همیشه وقف کند, و اگر مثلا بگوید: این مال بعد از مردن من وقف باشد, چون از موقع خواندن صیغه تا مردنش وقـف نبوده , صحیح نیست , و نیز اگر بگوید: تا ده سال وقف باشد وبعد از آن نباشد, یا بگوید: تا ده سال وقف باشد, بعد پنج سال وقف نباشد, و دوباره وقف باشد, وقف صحیح نیست . (مساله 2689) وقف در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرف کسی که برای او وقف شده , یا وکیل , یا ولی او بدهند. ولی اگر چیزی را بر اولاد صغیر خودوقف کند و به قصد این که آن چیز ملک آنان شود, از طرف آنان نگهداری نماید,وقف صحیح است . (مـسـالـه 2690) اگر مسجدی را وقف کنند, بعد از آن که یک نفر در آن مسجد نمازخواند, وقف درست می شود. (مساله 2691) کسی که مال خود را وقف می کند, باید مکلف وعاقل و با قصد واختیار باشد, و شرعا بتواند در مال خود تصرف کند, بنابراین سفیهی که مال خود رادر کارهای بیهوده مصرف می کند, چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید, اگرچیزی را وقف کند صحیح نیست . و همچنین است محجور نسبت به اموالی که به حکم حاکم شرع از تصرف در آنها منع شده است . (مـسـاله 2692) اگر مالی را برای کسانی که به دنیا نیامده اند وقف کند, درست نیست , ولی اگر بـرای زنـدگـان و بعد از آنان برای کسانی که بعدا بدنیا می آیند وقف نماید. مثلا چیزی را بر اولاد خود وقف کند که بعد از آنان وقف نوه های او باشد, وهر دسته ای بعد از دسته دیگر از وقف استفاده کنند, صحیح است . (مـساله 2693) اگر چیزی را بر خودش وقف کند مثل این که دکانی را وقف کند که عایدی آن را بـعـد از مرگ او خرج مقبره اش نمایند, صحیح نیست . ولی اگر مالی را برفقرا وقف کند و خودش فقیر شود, می تواند از منافع وقف استفاده نماید. (مـسـالـه 2694) اگـر بـرای چیزی که وقف کرده متولی معین کند, باید مطابق قرارداداو رفتار نمایند. و اگر معین نکند, چنانچه بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خودوقف کرده باشد وآنان بالغ بـاشـنـد, اختیار با خود آنان است , و اگر بالغ نباشند,اختیار با ولی ایشان است , و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست . (مـسـاله 2695) اگر ملکی را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند, یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد, در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد,اختیار آن با حاکم شرع است . (مساله 2696) اگر ملکی را بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کند, که هرطبقه ای بعد از طـبـقـه دیگر از آن استفاده کنند, چنانچه متولی ملک آن را اجاره دهد وبمیرد, احتیاط لازم آن اسـت که مستاجر از متولی بعد نیز اجاره کند. ولی اگر متولی نداشته باشد, و یک طبقه از کسانی کـه ملک بر آنان وقف شده , آن را اجاره دهند ودر بین مدت اجاره بمیرند, اجاره باطل می شود. و در صـورتـی که مستاجر مال الاجاره تمام مدت را داده باشد, مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره ازمال آنان گرفته می شود. (مساله 2697) اگر ملک وقف خراب شود, از وقف بودن بیرون نمی رود. (مـساله 2698) ملکی که مقداری از آن وقف است , و مقداری از آن وقف نیست اگرتقسیم نشده باشد, حاکم شرع یا متولی وقف می تواند با نظر خبره سهم وقف راجدا کند. (مساله 2699) اگر متولی وقف خیانت کند و عایدات آن را به مصرفی که معین شده نرساند, حاکم شرع باید شخص امینی را بدو ضمیمه نماید که مانع از خیانتش گردد و در صورتیکه ممکن نباشد بجای او متولی امینی معین نماید. (مـساله 2700) فرشی را که برای حسینیه وقف کرده اند, نمی شود برای نماز به مسجد ببرند, اگر چه آن مسجد نزدیک حسینیه باشد. (مساله 2701) اگر ملکی را برای تعمیر مسجدی وقف نمایند, چنانچه آن مسجداحتیاج به تعمیر نـدارد, و انتظار هم نمی رود که تا مدتی احتیاج به تعمیر پیدا کند,می توانند عایدات آن ملک را به مصرف مسجدی که احتیاج به تعمیرات داردبرسانند. (مساله2702) اگر ملکی را وقف کند که عایدی آن را خرج تعمیر مسجد نمایند, وبه امام جماعت و بـه کـسی که در آن مسجد اذان می گوید بدهند, در صورتی که بدانند یا اطمینان داشته باشند که برای هر یک چه مقدار معین کرده, باید همانطورمصرف کنند, و اگر یقین یا اطمینان نداشته بـاشـنـد, بـایـد اول, مـسـجـد را تعمیر کنند واگر چیزی زیاد آمد, امام جماعت وکسی که اذان می گوید در تقسیم آن با یکدیگرمصالحه کنند

آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی

مـسـالـه 2685 - اگـر کـسـی چـیـزی را وقف کند, از ملک او خارج می شود و خود او و دیگران نـمی توانند آن را ببخشند یا بفروشند, و کسی هم ازآن ملک ارث نمی برد, ولی در بعضی از موارد که در مساله ( 2101 و 2103)گفته شد, فروختن اشکال ندارد. مـساله 2686 - لازم نیست صیغه وقف را به عربی بخوانند, بلکه اگر مثلا بگوید خانه خود را وقف کـردم و خـودش یـا کسی که خانه را برایش وقف کرده , یا وکیل یا ولی آن کس بگوید قبول کردم وقـف صـحـیـح است بلکه به عمل نیز وقف محقق می شود, مثلا چنانچه حصیری را به قصدوقف بـودن در مسجد بیندازد و یا جائی را به قصد مسجد بودن بسازد و در اختیار نمازگزاران بگذارد وقـفـیـت مـحقق می شود.
و در موقوفات عامه مثل مسجد و مدرسه یا چیزی که برای عموم وقف کند, یا مثلا بر فقرا یا سادات وقف نماید, قبول کردن کسی در صحت وقف , لازم نیست. مـسـاله 2687 - اگر ملکی را برای وقف معین کند و پیش از خواندن صیغه وقف پشیمان شود یا بمیرد, وقف درست نیست. مـسـالـه 2688 - کسی که مالی را وقف می کند, باید از موقع خواندن صیغه , مال را برای همیشه وقـف کـنـد, و اگر مثلا بگوید این مال بعد ازمردن من وقف باشد, چون از موقع خواندن صیغه تا مـردنـش وقـف نـبـوده , صحیح نیست.
و نیز اگر بگوید تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد, یا بگوید تا ده سال وقف باشد, بعد, پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد, وقف صحیح نیست. مـساله 2689 - وقف در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرف کسی که برای او وقف شده یـا وکـیـل یا ولی او بدهند, ولی اگر چیزی رابر اولاد صغیر خود وقف کند وبه قصد اینکه آن چیز ملک آنان شود, از طرف آنان نگهداری نماید, وقف صحیح است. مـسـالـه 2690 - ظاهر این است که در اوقاف از قبیل مدارس و مساجد و امثال اینها, قبض معتبر نباشد و وقفیت به مجرد وقف نمودن محقق می شود. مـسـالـه 2691 - وقـف کـننده باید مکلف و عاقل و با قصد اختیار باشد و شرعا بتواند در مال خود تصرف کند, بنابر این سفیه ( یعنی کسی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می کند ) چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید, اگر چیزی را وقف کند صحیح نیست . مـسـالـه 2692 - اگر مالی را برای بچه ای که در شکم مادر است و هنوز به دنیا نیامده وقف کند, صـحـت آن مـحـل اشـکـال و لازم اسـت رعایت احتیاط نمایند, ولی اگر برای اشخاصی که فعلا مـوجـودنـد و بـعـد از آنها برای کسانی که بعدا به دنیا می آیند وقف نماید, اگرچه در موقعی که وقف محقق می شود در شکم مادر هم نباشند, مثلا چیزی را بر اولاد خود وقف کند که بعد از آنان وقف نوه های او باشد و هر دسته ای بعد از دسته دʚϘѠاز وقف استفاده کنند, صحیح است. مساله 2693 - اگر چیزی را بر خودش وقف کند مثل آنکه دکانی را وقف کند که عایدی آن را بعد از مـرگ او خرج مقبره اش نمایند, صحیح نیست , ولی اگر مثلا مالی را بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود, می تواند از منافع وقف استفاده نماید. مـسـالـه 2694 - اگـر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند, باید مطابق قرارداد او رفتار نمایند, و اگر معین نکند, چنانچه بر افرادمخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد و آنها بالغ بـاشـنـد, اخـتیار با خود آنان است , و اگر بالغ نباشند اختیار با ولی ایشان است , و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست. مـسـاله 2695 - اگر ملکی را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند, یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد, در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد, اختیار آن با حاکم شرع است. مساله 2696 - اگر ملکی را بر افراد مخصوصی مثلا بر اولاد خود وقف کند که هر طبقه ای بعد از طـبـقـه دیـگـر از آن اسـتـفاده کنند, چنانچه متولی وقف آن را اجاره دهد و بمیرد, اجاره باطل نـمـی شـود, ولـی اگـر مـتولی نداشته باشد و یک طبقه از کسانی که ملک بر آنها وقف شده , آن رااجـاره دهـنـد و در بین مدت اجاره بمیرند, چنانچه طبقه بعدی آن اجاره را امضاء نکنند, اجاره بـاطل می شود.
و در صورتی که مستاجر مال الاجاره تمام مدت را داده باشد, مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان می گیرد. مـساله 2697 - اگر ملک وقف خراب شود, از وقف بودن بیرون نمی رود مگر آنکه عنوانی را قصد کـرده بـاشـد که آن عنوان از بین برود, مثل اینکه باغ را برای تنزه وقف کرده باشد که اگر آن باغ خراب شود وقف باطل و به ورثه برمی گردد. مـسـاله 2698 - ملکی که مقداری از آن وقف است و مقداری از آن وقف نیست اگر تقسیم نشده باشد, حاکم شرع یا متولی می تواند با نظرخبره , سهم وقف را جدا کند. مـسـالـه 2699 - اگـر مـتولی وقف خیانت کند و عایدات آن را به مصرفی که معین شده نرساند, حـاکـم شـرع امـینی را به او ضمیمه می نماید که مانع از خیانتش گردد, و در صورتی که ممکن نباشد می تواند به جای او متولی امینی معین نماید. مـسـالـه 2700 - فـرشـی را که برای حسینیه وقف کرده اند, نمی شود برای نماز به مسجد ببرند, اگرچه آن مسجد نزدیک حسینیه باشد. مساله 2701 - اگر ملکی را برای تعمیر مسجدی وقف نمایند, چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر نـدارد و انتظار هم نمی رود که تا مدتی احتیاج به تعمیر پیدا کند, می توانند عایدات آن ملک را به مصرف مسجدی که احتیاج به تعمیر دارد برسانند. مساله 2702 - اگر ملکی را وقف کند که عایدی آن را خرج تعمیر مسجد نمایند و به امام جماعت و به کسی که در آن به مسجد اذان می گویدبدهند, در صورتی که بدانند یا اطمینان داشته باشند که برای هر یک چه مقدار معین کرده , باید همانطور مصرف کنند.
و اگر یقین یا اطمینان نداشته بـاشـنـد, باید اول مسجد را تعمیر کنند, و اگر چیزی زیاد آمد, بین امام جماعت و کسی که اذان مـی گـوید به طور مناسب قسمت نمایند, وبهتر آن است که این دو نفر در تقسیم با یکدیگر صلح کنند.

کتاب تحریر الوسیله ی امام خمینی ره

وقف عبارت است از اینکه عین مال را حبس کنند، یعنی برای ابد فروش و انتقال آن به غیر را ممنوع سازند و منافعش را به طور رایگان در اختیار اشخاصی حقیقی یا حقوقی قرار دهند، و اینکار فضیلتش بسیار و ثوابی بیشمار دارد چنانکه از امام صادق علیه السلام به نقلی صحیح روایت شده که فرمود: هیچ پاداشی بعد از مرگ آدمی به آدمی نمی رسد مگر از سه چیز یکی صدقه ای که در زمان زندگی خود جریان داده باشد که بعد از مرگ او نیز جاری باشد و دوم سنت هدایتی که باب کرده باشد که تا مردم به آن سنت عمل کنند پاداش آن بعد از مرگ وی به وی می رسد و سوم فرزند صالحی که بعد از او برایش دعا کند و به این مضمون روایاتی بسیار است . مساءله 1 - در وقف باید صیغه خوانده شود و صیغه اش هر عبارتی است که انشاء آن معنا را که در بالا گفتیم برساند مثل اینکه بگوید: (من این را وقف کردم ) و یا (حبس کردم ) و یا (سبیل کردم ) بلکه گفتن : (من این را صدقه قرار دادم ) نیز کافی است به شرطی که چیزی به آن اضافه کند که منظورش را برساند مثل اینکه بگوید: (من این ملک را صدقه ابدی قرار دادم که نه فروخته شود و نه هبه داده شود) و امثال این عبارتها مثل اینکه بگوید: (من فلان زمینم را موقوفه و یا محبسه و یا مسبله کردم بر فلان مصرف )، و لازم نیست صیغه آن به عربی و به صیغه ماضی خوانده شود بلکه با جمله اسمیه نیز کافی است ، مثل اینکه بگوید: (این وقف است ) و یا(این محبسه است ) و یا (این مسبله است ). مساءله 2 - در وقف مسجد ناگزیر باید عنوان مسجدیت قصد شود، پس اگر محلی را وقف کند برای نمازگذاران و عبادت مسلمانان وقفش صحیح است لکن آن محل مسجد نمی شود و احکام مسجد را ندارد مگر آن که منظورش از همانکه گفته عنوان مسجد باشد وظاهرا همین که بگوید: (من اینجا را مسجد قرار دادم ) کافی است هرچند که سخن از وقف و حبس به زبان نیاورده باشد، لکن نزدیکتر به احتیاط این است که بگوید: (من اینجا را وقف کردم تا مسجد باشد) و یا (من این جا را بنا بر مسجد شدن وقف کردم ). مساءله 3 - ظاهرا در وقف کردن برای مسجد و مقبره و راه عبور و خیابان و پل و کاروانسرا که برای پیاده شدن مسافران ساخته می شود، و نیز در وقف درختان کاشته شده برای استفاده رهگذران از سایه و میوه آن بلکه حتی در مثل حصیر برای مسجد و قندیل برای مشاهد و امثال اینها هر چیزی که به منظور مصالح عامه وقف می شود معاطاة هم کافی باشد، و بنابراین اگر بنائی به عنوان مسجد بسازد و به عموم مردم اجازه دهد بیایند و در آن جا نماز بگذارند و بعضی از مردم در آن جا نماز خوانده باشند در وقفیت و مسجد شدنش کافی است ، و همچنین اگر قطعه زمینی جهت قبرستان اختصاص بدهد و بین زمین و صاحبان اموات رفع مانع نموده اذن عام دهد که هر کس بخواهد می تواند میت خود را در اینجادفن کند و بعضی از اموات هم در آن دفن بکنند آن زمین وقف می شود هرچند که صاحبش صیغه وقف را نخوانده باشد، و همچنین اگر پلی بسازد و به عموم عابران اجازه عبور دهد و عبور هم صورت بگیرد وقف می شود و همچنین هر وقف دیگر. مساءله 4 - اینکه گفتیم در وقف محلی برای مسجد شدن معاطاة کافی است زمانی است که اصل بنا به قصد مسجدیت باشد به اینکه نیت کرده باشد که به عنوان مسجد آن را بسازد و یا تعمیر کند خصوصا در زمینی که برای ساختن مسجد آن را حیازت کرده و به همین قصد بنا ساخته باشد، اما اگر چنانچه بنائی دارد ساخته شده از قبیل خانه و خان و او بخواهد آن را مسجد کند و مردم را برای عبادت بدانجا بخواند بدون اینکه صیغه وقف بخواند مشکل است که معاطاة اکتفاء شود، و همچنین است حال در کاروانسرا و پل . مساءله 5 - اشکالی نیست در اینکه جائز است کسی را وکیل خود کند در وقف و اما در اینکه آیا فضولی هم در وقف جریان دارد یا نه اختلاف و اشکال هست و بعید نیست که جریان داشته باشد لکن نزدیک تر به احتیاط خلاف آن است . مساءله 6 - اقوی آن است که در وقف بر جهات عامه نظیر مسجد و قبرستان و پل و امثال اینها نیزا به قبول نیست ، و همچنین در وقف بر عناوین کلی نظیر وقف بر فقراء و فقهاء و امثال آن ، و اما وقف خاص نظیر وقف در اولاد واقف احتیاط آن است که قبول معتبر است یعنی موقوف علیهم باید وقف را قبول کنند و در قبول آن لازم نیست اهل هر نسلی آن را قبول کند بلکه قبول نسل موجود کافی است هرچند موجودین همه صغیر و یا بعضی از آنان صغیر باشند که ولیشان وقف را قبول می کند، لکن اقوی آن است که در وقف خاص نیز قبول معتبر نیست همچنانکه نزدیک تر به احتیاط آن است که بگوئیم در وقف عام نیز قبول معتبر است و حاکم شرع و یا منصوب از قبل او آن را قبول می کند. مساءله 7 - اقوی آن است که در وقف حتی وقف عام قصد قربت معتبر نیست هرچند که معتبر دانستن آن در وقف خاص و عام به احتیاط نزدیک تر است . مساءله 8 - در صحت وقف قبض شرط است و آن هم باید به اذن واقف باشد.بنابراین در وقف خاص باید موقوف علیهم آن را از وقف و یا به اجازه او تحویل بگیرند، و قبض طبقه اول ارث کافی از بقیه طبقات است بلکه قبض طبقه اول از نسل موجود کافی از قبض نسلهای بعدی ، و اگر در طبقه او فردی یا افرادی قاصر وجود داشته باشند (مثلا صغیر یا مجنون باشند) ولی آنان قائم مقام ایشان است در قبض و اگر از موجودین از طبقه اول بعضی قبض کردند و بعضی نکردند وقف تنها نسبت به آن هائی که قبض کرده اند صحیح است ، و اما در وقف عمومی که چیزی وقف می شود برای جهات عامه و مصالح عمومی از قبیل مساجد و موقوفات آنها اگر واقف برای آن متولی و قیمی معین کرده باشد قبض آن متولی و یا قبض حاکم معتبر است و نزدیکتر به احتیاط آن است که با وجود قیم به قبض حاکم اکتفاء نشود و اما اگر قیم معلوم نکرده باشد حتما حاکم باشد آن را تحویل بگیرد، و همچنین است وضع موقوفاتی که برای عناوین کلی چون عنوان فقراء و عنوان طلاب وقف می شود. حال آیا قبض بعضی از افراد این عنوان کافی است ؟مثلا در وقف برای عنوان فقراء قبض یک فقیر کافی است یا نه شاید اقوی همین باشد، البته این در صورتی است که موقوفه را تحویل آن فقیر بدهد برای استیفاء حقی که فقراء در آن موقوفه دارند مثلا خانه ای را که وقف کرده برای سکنای فقراء تحویل یک فقیر بدهد که در آن سکنی گزیند و یا اگر اسبی را وقف کرده تا حاجیان با آن به حج بروند تحویل یک حاجی و زائر بدهد و او با آن حیوان به حج برود، البته صرف استیفاء منفعت هم در قبض کافی نیست ممکن است دروازه باغی را که وقف فقراء کرده بازبگذارد تا یک فقیر از میوه آن بخورد این قبض نیست ، بلکه باید آن فقیر مستولی بر باغ شود و بعبارتی دیگر تحت اختیار او قرار گیرد بلکه این طور استیفاء در مورد ولی عام یا خاص نیز کافی نیست . مساءله 9 - اگر مسجد و قبرستانی را وقف کند کافی است که یکنفر در آن مسجد نماز بخواند و در آن قبرستان یک نفر دفن شود، به شرطی که آن نماز و این دفن به اذن واقف و به عنوان تحویل گرفتن موقوفه باشد. مساءله 10 - اگر پدر آن چه را که دست اولاد صغار او است و همچنین هر صاحب ولایتی آن چه که در دست اوست وقف کند بر مولی علیه دیگر احتیاج به قبض جدید ندارد، لکن نزدیکتر به احتیاط آن است که نیت کند که قبض فعلیش از طرف مولی علیه باشد بلکه این احتیاط خالی از وجه نیست . مساءله 11 - اگر عین موقوفه قبل از وقف در دست موقوف علیه باشد مثلا واقف آن را قبلا به عنوان امانت یا عاریه به وی داده بوده بعد از وقف احتیاج به قبض جدید ندارد و لازم نیست آن مال را از دست موقوف علیه بگیرد و دوباره به عنوان وقف بدست او بدهد، بله باید بقاء آن در دست موقوف علیه به اذن واقف باشد و احوط بلکه موجه تر آن است که اذن در بقاء به عنوان وقفیت بوده باشد. مساءله 12 - هرجا که قبض متولی معتبر است و هرجا که قبض وی کافی است مانند وقف بر جهات عامه اگر واقف تولیت موقوفه را برای خود قرار دهد احتیاج به قبض جدید ندارد بلکه همان قبضی که فعلا و قبل از وقف حاصل بود کافی است ، لکن نزدیکتر به احتیاط آن است که نیت کند که مال بدان جهت که او متولی آن است در دست وی باشد. مساءله 13 - در قبض موقوفه فوریت معتبر نیست ، پس اگر عین مالی را زمانی وقف کند و در زمانی متاءخرتر آن را به قبض متولی برساند کافی است ، و وقف از لحظه قبض تمام می شود نه از ابتداء اجراء صیغه . مساءله 14 - اگرواقف قبل از قبض دادن موقوفه از دنیا برود وقف باطل است و آن مال به ارث برده می شود. مساءله 15 - در وقف دوام معتبر است و منظور از دوام این است که مدت برایش معین نکند، پس اگر بگوید: (من این بستانرا تا یکسال وقف بر فقراء کردم وقفش باطل است ، حال آیا به عنوان حبس صحیح است یا آن هم باطل است دو وجه است ، بله اگر منظورش از کلمه (وقف کردم )، (حبس کردم ) بوده به عنوان حبس صحیح است . مساءله 16 - اگر مالی را وقف کند بر طائفه ای که دیر یا زود منقرض می شوند و مصرف بعد از انقراض را معلوم نکند، مثلا آن را وقف کند بر اولاد خودش و معلوم نکند که عوائد موقوفه بعد از انقراض نسلش به چه مصرف برسد آیا بگوئیم وقف صحیح است و یا به عنوان حبس صحیح است و یا به کلی باطل است ؟اقوالی است که اقوی همان قول اول است ، چیزی که هست وقفی منقطع الآخر می شود یعنی تا مدت وقف حقیقی است و بعد از انقراض و انقطاع نسل بخود واقف یا به ورثه (غیر نسل نظیر عموزاده ها و دائی زاده ها) منتقل می شود، بلکه خارج شدن چنین موقوفه ای از ملک او در بعضی از صور محل منع است . مساءله 17 - ظاهرا وقف ابدی موجب زوال ملکیت واقف است و اما وقف منقطع الآخر هم این طور باشد محل تاءمل است ، به خلاف حبس که مالک حابس بر آن محبوسه باقی است و اگر حابس از دنیا برود بعد از تمام شدن مدت آن ملک به ارث می رود، و خود او نیز می تواند در آن ملک تصرفات غیر ناقله و غیر منافی با منافع محبوس علیه بنماید، اما تصرفات ناقله (از قبیل فروختن و بخشیدن ) جائز نیست ، بلکه ظاهر این است که حتی آن را رهن هم نمی تواند بگذارد ولی در بعضی از صور حبس بقاء ملک حابس محل منع است . مساءله 18 - گفتیم اگر موقوف علیهم منقرض شوند ملک وقف به ورثه واقف بر می گردد حال آیا این برگشت در حال مرگ واقف است و یا زمان انقراض ؟ دو قول است که اظهر آن دو قول اول است و ثمره این دو قول در این مسئله روشن می شود که فرضا زید ملکی را وقف کند برای عمرو، و فرزندان او آن گاه خودش با داشتن دو فرزند از دنیا برود و پس از چندی یکی از آن دو فرزند با داشتن یک فرزند بمیرد و در این هنگام خانواده عمرو منقرض شوند (یعنی هیچ کس از فرزندان عمرو زنده باقی نماند) بنابر قول دوم این ملک تنها به پسر زید می رسد و برادر زاده اش از آن محروم است و اما بنابر قول اول او نیز سهم پدر خود را می برد. مساءله 19 - یکی از موارد وقف منقطع الآخر این مورد است که شخصی ملک خود را وقف کند برای افرادی که وقف بر آنان مشروع باشد و بعد از انقراض آنها وقف باشد برای جائی که وقف بر آن نامشروع است ، مثل اینکه ملک خود را وقف کند برای زید و فرزندان او و اگر نسل زید منقطع شد آن ملک وقف باشد برای کلیسا و معبد یهودیان ، این چنین وقفی نسبت به آن مشروع صحیح است و نسبت به غیر آن باطل است . مساءله 20 - وقف منقطع الآخر در صورتی که با قرارداد خود واقف باشد مثلا بگوید: وقتی اول فلان ماه شد ملک من موقوفه باشد بنابراحتیاط باطل است ، بنابراحتیاط آن است که در راءس آن مدت دوباره صیغه وقف را بخواند و این احتیاط ترک نشود، و اما اگر انقطاع اولش به حکم شرع باشد مثل اینکه واقف در اول ملک را وقف کند برای موردی که شرعا صحیح نیست و سپس برای موردی که شرعا صحیح است که علی الظاهر نسبت به آن چه شرعا صحیح است صحیح و نسبت به آن دیگری باطل است ، و همچنین است در صورتی که منقطع الآخر باشد مثل اینکه موقوف علیه در وسط از صلاحیت وقف بیفتد و اما در اول و آخر صلاحیت آن را دارا باشد که علی الظاهر وقف در دو طرف صحیح و در وسط باطل است ، و نزدیکتر به احتیاط آن است که در منقطع الاول شرعی و نیز در منقطع الوسط وقتی صلاحیت پیدا می شود که وقف تجدید نشود. مساءله 21 - اگر چیزی برای جهتی و یا برای کسی بدون در نظر داشتن جهت و عنوان وقف کند و در ضمن عقد شرط کند که هرگاه خودش محتاج به آن شد به خودش برگردد بنابر اقوی صحیح است ، و برگشت چنین وقفی به این است که مادام محتاج نشده وقف است که در واقع یکی از مصادیق وقف منقطع الآخر است و اگر واقف از دنیا برود و اگر مرگش قبل از پیدا شدن حاجت به موقوفه باشد به وقفیت باقی می ماند و اگر بعد از آن باشد میراث می شود. مساءله 22 - در صحت وقف بنابراحتیاط منجز بودن آن معتبر است ، و بنابراین اگر آن را معلق به شرطی کند که حاصل شدنی است نظیر آمدن زید و یا حاصل نباشد و حصولش بعد از آن هم یقینی نباشد، مثل اینکه بگوید: (این را وقف کردم به شرطی که زید در راءس ماه بیاید) بنابراحتیاط باطل است ، بله معلق کردن وقف به شرطی که حاصل است چه اینکه واقف بداند حاصل است یا نداند اشکال ندارد مثل اینکه بگوید: (من اگر امروز روز جمعه باشد این ملک را وقف کردم ) و آن روز جمعه باشد ولی او نداند. مساءله 23 - اگر بگوید: (این ملک بعد از مرگ من وقف باشد) در صورتی که از گفتار او چنین فهمیده شود که این سخن وصیت به وقف می باشد، صحیح است و گرنه باطل است . مساءله 24 - یکی از شرایط صحت وقف این است واقف خوداز بین موقوف علیهم خارج سازد، پس اگر ملکی یا چیزی را برای خودش وقف کند صحیح نیست و اگر بر خودش و غیر خودش وقف کند در صورتی که به نحو شرکت باشد نسبت به سهم خودش باطل است و نسبت به غیر صحیح ، و اما اگر به نحو ترتیب باشد یعنی وقف کند اول برای خودش و سپس برای غیر جزء وقف منقطع الاول و اگر به عکس وقف کند یعنی اول برای دیگران و سپس برای خودش جزء منقطع الآخر و اگر برای غیر و سپس برای خود و در آخر برای غیر باشد جزء منقطع الوسط خواهد بود که حکم هر یک از این سه صورت بیان شد. مساءله 25 - اگر ملکی یا چیزی را بر غیر خودش نظیر اولادش یا فقراء مثلا وقف کند و شرط کند که از درآمد آن قرضهای او را بدهند و یا حقوق واجب مالی که به گردن اوست نظیر خمس و زکات او را بپردازند و یا تا چندی که زنده است خرج خود او کنند وقف باطل است ، چه اینکه قرضهایش رامطلق ذکر کرده باشد و چه معین نموده باشد، فرقی نیست بین اینکه در مخارج خودش مدت معلوم کرده باشد که چند سال خرج او را بدهند و یا گفته باشد تا آخر عمر، و بین اینکه مقدار مخارجش را معین کرده باشد یا نکرده باشد، همه اینها وقتی است که برگشت شرطش به وقف برای خود باشد و اما اگر برگشت شرط به اصل وقف نباشد و اصل وقف بی شرط باشد لکن بر موقوف علیهم شرط کرده باشد که باید دیون مرا بدهند و یا از منافع آن که آن منافع ملک ایشان می شود، مخارجم را بپردازند اقوی صحت آن است ، همچنانکه اقوی صحت وقف است با استثناء مقداری از منافع آن که آن را بدهکار است . در صورت بطلان شرط صور مسئله مختلف است : در بعضی از صور ممکن است وقف را نسبت به بعضی از موقوفه صحیح و نسبت به بعضی باطل دانست مثل این صورت که خود را با غیر شرکت دهد، و در بعضی از صور از قبیل منقطع الاول می شود که علی الظاهر نسبت به قسمت بعدیش صحیح است لکن سزاوار آن است که در موارد منقطع الاول احتیاط ترک نشود به اینکه صیغه وقف را تجدید کند. مساءله 26 - اگر در وقف باغ خودشرط کند که میهمانش و نیز هر کس که از آن جا می گذرد از میوه آن باغ بخورد شرطش صحیح است ، و همچنین صحیح است اینکه شرط کند هزینه زندگی خودش و اهل و عیالش از عوائد آن جریان یابد هرچند که مانند همسر دائمی واجب النفقه او باشند، البته اگر این کار به عنوان نفقه واجبه نباشد که بخواهد آن را در ذمه ساقط کند و الا اگر چنین باشد برگشتش به وقف بر خود است . مساءله 27 - اگر عین مالی را که اجاره داده هنوز مدت اجاره تمام نشده آن را وقف کند صحیح است ، و اجاره به حال خود باقی می ماند چیزی که هست آن موقوفه در تتمه مدت مسلوب المنفعه است ، و اگر در این حال یعنی بعد از تمامیت وقف اجاره از طریق فسخ و یا اقاله بهم می خورد منفعت به خود واقف که اجاره دهنده است بر می گردد نه موقوف علیهم . مساءله 28 - اشکالی نیست در اینکه جائز است واقف از اوقافی که خود او بر جهات عامه وقف کرده استفاده کند، نظیر مسجدی که ساخته و مدرسه و پل و خانه ای که جهت منزل کردن مسافران بنا نهاده و امثال اینها، و اما از موقوفه ای که جهت عناوین عامه از قبیل فقراء محل وقف کرده عنوانی که خودش هم داخل آن عنوان بوده و یا بعد از وقف داخل شده اگر منظورش این بوده که منافع موقوفه بین فقراء توزیع شود اشکالی نیست در اینکه برای او که خودش هم فقیر شده جائز نیست سهم خود از منافع را بردارد، بلکه لازم است از همان هنگام وقف قصد کند از عنوان فقرا غیر خودش را و نیتش خروج خود از موقوف علیهم باشد، و از این قبیل یعنی از باب وقف بر عنوان است آن جا که چیزی را وقف کند بر ذریه پدرش یا جدش (که قهرا خودش هم یکی از آنهاست (و منظورش از وقف بر آنها توزیع منافع وقف بین آن ها باشد که همچنانکه متعارف و شایع در اینگونه وقفها همین است ، و اما اگر منظورش این بوده که مصرف موقوفه را بیان کند (همچنانکه غالبا در وقف بر فقراء و زوار و حجاج و امثال اینها منظور این است اگر هنگام وقف خروج خود را از آن قصد کرده باشد اشکالی نیست در اینکه خود او خارج از موقوف علیهم است و جائز نیست از آن موقوفه برخوردار شود، و اما اگر چنین قصدی نکرده بلکه قصدش مطلق یا عام بوده به طوری که شامل خودش نیز می شده اقوی آن است که خودش می تواند از منافع آن برخوردار گردد، لکن احتیاط خلاف آن است و استفاده نکردن از آن به احتیاط نزدیکتر است ، بلکه در جواز استفاده از آن همین که قصد خروج خود را نداشته باشد کافی است و خودش از آنهائی که وی قصد دخول آنها را داشته سزاوارتر به استفاده از آن است . مساءله 29 - در واقف شرط است اینکه به حد بلوغ رسیده باشد و در خواندن صیغه وقف قصد جدی نداشته باشد و از طرف کسی محجور نشده باشد و نیز از طرف حاکم به خاطر سفاهت یا ورشکستگی محجور نشده باشد، بنابراین وقف کودک هرچند به ده سال رسیده باشد بنابر اقوی صحیح نیست ، بله از آن جا که کودک ده سال وصیتش نافذ است (چنانچه خواهیم گفت ) اگر وصیت کند که فلان ملک مرا بعد از من وقف کند صحیح است و وصی او می تواند از طرف او آن را وقف کند. مساءله 30 - در واقف این قید شرط نیست که مسلمان باشد و بنابر اقوی آن چه که وقفش برای مسلمان جائز است کافر نیز می تواند آن را وقف کند و هرجا که باید اجازه داد کافر بر مذهب و کیش خودش باقی بماند وقتی هم که طبق مذهب خودش انجام داده صحیح است . مساءله 31 - در آن چه که قرار است وقف شود شرائطی معتبر است ، یکی اینکه عین باشد نه منعفت و ثانیا ملک واقف باشد و ثالثا دارای منفعتی حلال باشد در حالی که عین آن به مقدار معتنابه باقی بماند و رابعا دیگران در آن عین حقی که مانع تصرف موقوف علیهم باشد نداشته باشند و خامسا عینی باشد که امکان قبضش باشد بنابراین وقف منافع و دیون صحیح نیست و نیز وقف کردن چیزی که هرگز مملوک کسی نمی شود مانند انسان آزاد و همچنین وقف کردن خوک صحیح نیست و همین طور وقف کردن چیزی که سود بردن از آن به از بین بردن آن است مانند خوراکیها و میوه ها و نیز وقف کردن چیزی که منفعت مقصوده آن منحصر در حرام باشد چون آلات لهو قمار باطل است ، و ملحق به این آن منفعتی است که در غیر مورد وقف حلال است مانند بار بردن بوسیله حیوان لکن درخصوص وقف حرام شده است چون واقع حیوان را وقف کرده برای خصوص حمل و نقل شراب و دکان را وقف کرده برای انبار کردن آن و یا فروختن آن ، و بنابراصح وقف کردن ریحان برای بوئیدن صحیح نیست چون بقاء این منفعت معتنابه نیست ، و نیز عین مالی که به رهن داده شده نمی توان وقف کرد چون متعلق حق مرتهن است و همین طور وقف کردن حیوانی که فرار کرده و معلوم نیست کجاست صحیح نیست ، و از این چند مورد گذشته هرچیزی که بتوان عین آن را باقی گذاشت و از منافعش استفاده کرد و واجد شرائط بود وقفش صحیح است از قبیل زمین و خانه و عقار و لباس و اسلحه و آلاتی که منافع مباح دارد و درخت و قرآن و کتاب و زیور آلات و انواع حیوانات حتی سگی که شراط مملوکیت را دارا است و گربه و امثال اینها. مساءله 32 - در عین موقوفه شرط نیست که همین آلان قابلیت انتفاع داشته باشد، بلکه همین مقدار کافی است که استعداد سوددهی داشته باشد هرچند که مدتی طول بکشد، بنابراین وقف کردن حیوانی چون گوساله و کره اسب و نهالستانی که بعد از چند سال به بار می نشیند صحیح است . مساءله 33 - منفعت مقصوده در وقف عمومی تر از منفعتی است که در عاریه و اجاره مقصود است و در نتیجه شامل نماءها و ثمرات می شود، بنابراین وقف کردن درخت برای میوه آن و گوسفند برای استفاده از پشم و شیر و نتاج آن صحیح است . مساءله 34 - وقف از نظر موقوف علیهم دو قسم است : یکی وقف خاص و آن عبارت است از وقف برای شخصی و یا اشخاصی معین از قبیل اولاد و ذریه واقف یا وقف برای زید و ذریه او، و دیگری وقف عام و آن عبارت است از وقف بر جهتی عمومی و مصلحتی همگانی نظیر وقف کردن مسجد و پل و کاروانسرا و یا وقف بر عنوان عام نظیر عنوان فقراء و ایتام و امثال اینها. مساءله 35 - در وقف خاص معتبر است که درحین وقف موقوف علیه موجود باشد، پس وقف ابتدائی بر کسی که هنوز به دنیا نیامده و یا کسی که به زودی به دنیا می آید و حتی بر جنینی که مثلا در رحم مادر است صحیح نیست ، و مراد به وقف ابتدائی وقف ابتدائی وقفی است که اولین موقوف علیه آن موجود نباشد و کسی هم از طبقه او نیز موجود نباشد، پس اگر ملکی را وقف کند بر فرزندش که در رحم مادر است و سایر هم طبقه های او یعنی سایر فرزندانش که موجودند و یا وقف کند بر فرزندش که در رحم است و بر ورثه طبقه دومش که موجودند به طوری که اگر فرزند متولد شود آنها نیز شریک او در وقف باشند بدون اشکال صحیح است ، همچنانکه صحیح است وقف کند بر اولاد موجودش و اولادی که بعدا برایش متولد می شود چه اینکه بعدیها را شریک موجودین قرار دهد و یا بین آن ها و موجودین ترتیبی بگذارد بلکه لازم نیست که در هر زمان موقوف علیه موجود متولد شده باشد، پس اگر وقف کند بر فرزند موجودش و بر فرزند آن فرزند بعد از فوت پدرش و آن پدر قبل از تولد فرزندش که نوه واقف است از دنیا برود وقف علی الظاهر صحیح است و موقوف علیه بعد از مرگ او همان فرزندی است که هنوز متولد نشده ، پس شخصی که وقف کردن او صحیح نیست آن کسی است که اصلا وجود ندارد و یا به صورت حمل وجود یافته که واقف ابتدائی و استقلالی بر چنین کسی صحیح نیست اما وقف تبعی و دنباله ای اشکال ندارد. مساءله 36 - در وقف بر عنوان عام لازم نیست مصداق آن عنوان در هر زمانی موجود باشد بلکه همین مقدار کافی است که فعلا در بعضی از اوقات پیدا می شود و امکان اینکه در هر زمانی پیدا شود نیز هست ، پس اگر بستانی را وقف کند مثلا بر فقراء این شهر و در زمان وقف هیچ فقیری موجود نباشد لکن به زودی پیدا خواهد شد وقف صحیح است ، و این جزء وقفهای منقطع الاول نیست همچنانکه اگر در حال وقف موجود بوده بعد نایاب شود جزء وقف منقطع الوسط نیست بلکه آن بستان همچنان بر وقفیتش باقی است و باید عوائد آن حفظ شودبرای روزی که موقوف علیه آن پیدا شود. مساءله 37 - در موقوف علیه یقین شرط است پس اگر بگوید این ملک را وقف کردم بر یکی از دو نفر یا یکی از دو مسجد صحیح نیست . مساءله 38 - ظاهرا وقف بر ذمی و مرتد ملی مخصوصا اگر رحم واقف باشد صحیح است و اما بر کافر حربی و مرتد فطری محل تاءمل است . مساءله 39 - وقف بر جهاتی که در شرع حرام است و یا باعث کمک بر معصیت می شود مثلا آن چه زمینه ساز زنا یا راهزنی یا نوشته شدن کتب ضلال می شود صحیح نیست ، و همچنین وقف برکلیساها و معابد یهودیان و آتشکده ها که با درآمد آن وقف خرابی های این اماکن مومت شود و یا هزینه خدمتگذارانش یافرش و آویزه ها و سایر شئون آن تاءمین گردد صحیح نیست ، بله اگر واقف کافر باشد اشکال ندارد. مساءله 40 - اگر مسلمانی ملکی را بر فقراء و یا خصوص فقرای شهرش وقف کند منصرف به فقراء مسلمین است و شامل فقراء کفار نمی شود، بلکه ظاهر این است که اگر واقف شیعه باشد نیز منصرف به فقراء شیعه خواهد بود (مگر آن که واقف صریحا بگوید وقف کردم بر فقراء چه مسلمان باشد و چه کافر، چه شیعه باشد و چه غیر شیعه )، و همچنین اگر کافری وقف کند بر فقراء منصرف می شود به فقراء هم کیش اگر واقف یهودی است به فقراء یهودی اگر مسیحی است به فقراء مسیحی و همچنین بلکه ظاهر این است که اگر سنی هم ملکی را بر فقراء وقف کند منصرف است به فقراء هم مذهبش ، بله ظاهر این است که مختص به سنی های هم مذهبش نباشد پس وقف حنفی شامل فقیر حنفی و شافعی و سایر مذاهب می شود. مساءله 41 - اگر افراد عناوینی که موقوف علیه است منحصر به چند نفر معدود مثلا وقف کرده باشد بر فقراء محله خودش و یا بر فقراء روستای کوچک باید منافع موقوفه بین همه آنها تقسیم شود، واما اگر محصور نباشد دیگر لازم نیست تقسیم منافع آن فراگیر باشد لکن نزدیک تر به احتیاط این است که با زیاد بودن درآمد موقوفه به همه آن فقراء داده شود، البته همه عرفی نه همه حقیقی پس اگر آن منافع را بین جماعت معتنابهی به حسب مقدار آن درآمد تقسیم کند کافی است . مساءله 42 - اگر چیزی را وقف کند بر فقراء قبیله ای نظیر قبیله بنی فلان و افراد این قبیله متفرق باشد متولی نمی تواند به چند نفر از آنان که حاضرند بدهد بلکه واجب است جستجو کند و سهم آن را به آنان برساند، و اگر بدست آوردن آمار دقیق همه دشوار باشد واجب است بنابراحتیاط به مقدار امکان آمارگیری کند نه به مقداری که به حرج بیفتد، بله اگر عدد فقراء قبیله محصور نباشد مانند قبیله بنی هاشم آن وقت جائز است در تقسیم عوائد موقوفه بهمان ساداتی که در دسترس هستند اکتفاء نماید، همچنانکه اگر وقف بر جهت بود نه به عنوان جائز است به مصارفی که دردسترس است اکتفاء شود و تحقیق برای یافتن مصرفی دیگر واجب نیست . مساءله 43 - اگر چیزی را وقف کند بر عنوان مسلمانان این وقف شامل می شود هر کسی را که شهادتین را اقرار داشته باشد البته در صورتی که واقف غیر اهل مذهب خود را نیز مسلمان بداند، و اگر شخصی امامی مذهب چیزی را وقف کند بر عنوان مؤ منین تنها شامل دوازده امامی ها می شود و همچنین است اگر وقف کرده باشد بر شیعه . مساءله 44 - اگر چیزی را وقف کند بر راه خدا مصرفش هر چیزی است که وسیله کسب ثواب باشد و همچنین است اگر وقف کرده باشد بر کارهای خیر. مساءله 45 - اگر چیزی را وقف کند بر ارحام خودش یا بر اقارب خودش ، مرجع در تشخیص اقارب عرف است ، و اما اگر وقف کند بر اقرب فالاقرب ارحام آن وقت ارحام او ترتیبی خواهند بود و ترتیب آن همان طبقات ارث است . مساءله 46 - اگر وقف کند بر فرزندانش شامل دختران و پسرانش و نیز شامل فرزند خنثای او می شود، و تقسیم عوائد موقوفه در بین آنان مساوی است ، و اگر وقف کرده باشد بر نوه های خود شامل کلیه نوه های دختری و پسری او می شود چه پسر باشند و چه دختر و تقسیم در اینجا نیز به طور مساوی است . مساءله 47 - اگر بگوید: (این خانه را وقف کردم بر ذریه خودم ) هم شامل پسرانش می شود، هم دخترانش هم بلاواسطه و هم با واسطه ، در نوه ها نیز هم دختران و هم پسران و طبقات بعدبا طبقات سابق شریکند، و بین آنها طبق سرشماری و به طوری مساوی تقسیم می شود، و همچنین است اگر گفته باشد: (این را وقف کردم بر اولادم و اولاد اولادم ) چون ظاهر این دو عبارت نیز تعمیم همه طبقات است ، بله اگر گفته بود: (این راوقف کردم بر اولادم و سپس بر فقراء) و یا (برادرم و اولاد اولادم و سپس بر فقراء) بعید نیست که مختص باشد بر بطن اول در اول و بر دو بطن در دوم و مخصوصا در صورت اول این اختصاص روشن تر است . مساءله 48 - اگر گفته باشد: (این را وقف کردم بر اولادم نسلا بعد نسل و بطنا بعد بطن ) ظاهر و متبادر از آن به حسب فهم عرف این است که میانة بطون ترتیب نهاده تا از بطن سابق کسی باقیمانده نوبت به افراد بطن لاحق نمی رسد، در نتیجه هیچ پسری با پدر خود و هیچ برادرزاده ای با عموی خود در بردن سهم از عوائد موقوفه شریک نمی شود. مساءله 49 - اگر از خارج وقفیت چیزی بر ذریه معلوم شود ولی به دست نیاید که واقف همه بطون را در یک مرتبه قرار داده و یا بین آن ها ترتیب نهاده ظاهر این است که سهم طبقه اول قطع است ولی در مابقی میانه همه بطون باید قرعه بیندازند. مساءله 50 - اگر گفته باشد: (این را وقف کردم بر اولاد ذکورم ) عوائد موقوفه مختص به ذکور از هر طبقه ای خواهد بود و شامل ذکور از دختران نمی شود. مساءله 51 - اگر موقوفه ای به نحو ترتیب وقف شده باشد کیفیت تقسیم تابع قراری است که واقف معین کرده ، گاهی می شود که ترتیب را بین طبقه سابق و طبقه لاحق قرار داده و رعایت الاقرب فالاقرب به واقف را نموده که در این صورت هیچ فرزند با وجود پدرش سهم نمی برد و هیچ برادرزاده ای با وجود عمویش و عمه اش و هیچ خواهرزاده ای با خاله و دائی خود شریک نمی شود، و گاه می شود که ترتیب را تنها بین پدران از هر طبقه و فرزندان آن ها قرار داده پس اگر در یک طبقه چند برادر باشند و بعضی از آنان اولاد داشته باشند مادام که پدر زنده است آن اولاد سهم نمی برد، و اما اگر پدر از دنیا رفت اولاد او با عموهایش در یک طبقه و یک ردیف واقع می شود و واقف از این دو قسم ترتیب هر یک را که بخواهد می تواند قرار دهد. مساءله 52 - اگر گفته باشد: (این را وقف کردم برای اولادم طبقه بعد از طبقه )، در این صورت اگر یکی از فرزندانش از دنیا برود بچه های او سهم پدر خود را می برند و اگر یکی از آن بچه ها بمیرد و فرزند داشته باشد سهم او را پسر او می گیرد و اگر یکی از فرزندان واقف چند فرزند دارد سهم پدر را طبق سرشماری و به طور مساوی بین خود تقسیم می کنند، و اگر یکی از فرزندانش بدون فرزند از دنیا رفت سهم او را کسی می برد که در طبقه او واقع است و آن فرزندی که سهم پدر خود را گرفته از آن چیزی نمی برد و با اهل آن طبقه شریک نمی شود. مساءله 53 - اگر چیزی را وقف بر علماء کرده باشد منصرف است به علماء شریعت و شامل غیر آنان یعنی دکتران در طب و نجوم و حکمت نمی شود. مساءله 54 - اگر چیزی را وقف کرده باشد بر اهل یکی از عتبات چون نجف اشرف مثلا عواید آن مختص به کسانی است که نجف وطن اصلی آنها و یا وطن اتخاذی آنان باشد و شامل زائرین و مسافرینی که به آن شهر آمد و شد دارند نمی شود. مساءله 55 - اگر وقف کرده باشد بر مشتغلین در نجف از اهل تهران مثلا عوائد آن مختص به کسانی است که به نجف مهاجرت کرده اند برای اشتغال بعلم و شامل تهرانیهائی که از تهران اعراض کرده و در نجف توطن کرده اند نمی شود. مساءله 56 - اگر چیزی را وقف کرده باشد بر مسجدی در صورتی که مصرف آن را معین نکرده باشد منافع موقوفه صرف در تعمیر مسجد و روشنائی و فرش و خادم آن می شود، اگر چیزی زیاد آمد آن را به امام مسجد می دهند. مساءله 57 - اگر چیزی را وقف کرده باشد بر یکی از مشاهد مشرفه عوائد آن صرف می شود در تعمیر و روشنائی و خدام حقوق بر آن که پاره ای کارهای مربوط به آن شهر را انجام می دهند. مساءله 58 - اگر چیزی را وقف کرده باشد بر سیدالشهدا صلوات الله علیه عوائد آن صرف می شود در اقامه تعیه برای آن جناب یعنی اجرت قاری و روضه خوان و آن چه که در اینگونه مجالس معمول است که برای مستمعین و دیگران خرج می کنند. مساءله 59 - اشکالی نیست در اینکه واقف نمی تواند بعد از تمام شدن وقف موقوف علیه را تغییر دهد مثلا بعضی از افرادی که مشمول وقف هستند استثناء کند یا بعضی از افرادی که مشمول نیستند داخل نماید مگر آن که در ضمن عقد وقف داشتن چنین اختیاری را برای خود شرط کرده باشد، و حال آیا با اینکه شرط کرده می تواند آن را عملی سازد یانه ؟بعید نیست که مطلقا جائز نباشد نه در جهت داخل کردن کسی که خارج است و نه خارج کردن کسی که داخل است ، در نتیجه پس اگر در ضمن عقد وقف چنین اختیاری را برای خود شرط کرده باشد شرطش باطل است بلکه وقفش نیز (علی اشکال ) باطل خواهد بود، مثل اینکه در ضمن عقد وقف شرط کرده باشد که اگر خواست وقف را از موقوف علیهم گرفته به کسانی و یا به کسی بدهد که به زودی به دنیا خواهد آمد، بله اگر وقف کرده باشد بر جماعتی تا زمانی که آن کس که قرار است متولد شود به دنیا آید و بعد از به دنیا آمدنش تنها وقف بر او باشد بلا اشکال صحیح است . مساءله 60 - اگر وقفیت چیزی مسلم باشد ولی مصرف آن فعلا معلوم نباشد ولو به خاطر اینکه فراموش کرده باشد، اگرآن چه که یقینی است ، مثل اینکه معلوم نباشد واقف این ملک را وقف کرده بر فقراء و یافقهاء عوائد آن را در موردی خرج می کنند که محل تصادق هر دو عنوان است یعنی فقیه فقیر، و اما اگر محتملات با هم جمع شدنی نیستند اگر احتمالات محصور و معدود باشند مثلا نمیدانند این موقوفه وقف شده بر فلان مسجد و یا فلان زیارتگاه و یا آیا وقف شده بر فقراء این شهر یا فقراء آن شهر قرعه می اندازند و طبق آن عمل می کنند، و اما اگر محتملات بسیار زیاد باشند در اینجا نیز دو صورت است اگر عناوین و اشخاص غیر محصورند مثل اینکه احتمال می دهند وقف باشد بر ذریه یکی از افراد فلان کشور و طریقی هم نباشد که آن یکفر به وسیله آن شناخته شود منافع چنین موقوفه ای به حکم مجهول المالک است که بنابراحتیاط باید آن را به اذن حاکم شرع صدقه دهند، و بهتر آن است که تصدق را از بین محتملات بیرون نبرند یعنی اگر یکی از محتملات فقراء هستند به فقراء همان کشور بدهند. و صورت دوم این است که مردد باشد بین جهات غیر محصوره مثل اینکه بدانند که این موقوفه وقف شده بر جهتی از جهات ولی ندانند آن جهت مسجد است یا شهریا پل یا عزاداری سیدالشهداء علیه السلام یا کمک به زوار و چند احتمال دیگر باید منافع موقوفه صرف در وجوه خیریه شود به شرطی که از مورد محتملات خارج نگردد یعنی در میانه همان چند محتمل مصرف شود. مساءله 61 - اگر عین موقوفه ای که به طور اطلاق وقف شده منافع جدیدی و میوه های متنوعی پیدا کند موقوف علیهم همه آنان را مالک می شود، مثلا اگر گوسفند است مالک پشم جدید و شیر و نتاج و هر منفعت جدید دیگرش می شود و در درخت و نخل میوه و استفاده از سایه و برگ و شاخه های خشک شده آن بلکه و غیر شاخه خشک از شاخه هائی که برای هرس بریدنش لازم است و نیز جوانه هایش مالک می شوند، و آیا وقف می تواند بعضی از منافع را وقف کند و بعضی را نکند؟در نتیجه موقوف علیهم تنها بتوانند از بعضی از منافع استفاده کنند نه از همه آن اقوی آن است که جائز است . مساءله 62 - اگر ملکی را وقف کند برای مصلحتی و سپس آن مصلحت از رسم بیفتد مثلا وقف برای مسجد یا مدرسه یا پل و سپس این اماکن ویران شود و دیگر تعمیرش ممکن نباشد و یا از محل حاجت بیفتد یعنی بی مصرف شود مثلا نمازگذاری برای مسجد و طلبه ای برای مدرسه و عابری برای عبور از پل نباشد و امیدی هم به اینکه روزی دوباره این اماکن مورد حاجت قرار گیرد نباشد باید عوائد آن ملک در مصارف جز خرج شود، و نزدیکتر به احتیاط آن است که در مصرفی صرف شود که از جنس همان مصلحت باشد و اگر ممکن نشد الاقرب فالاقرب از آن رعایت گردد. مساءله 63 - اگر مسجدی خراب شود عرصه آن از مسجدیت خارج نمی شود و همه احکام مسجد را دارد مگر در بعضی از فروض ، و همچنین است اگر قریه ای که در آن مسجدی هست به کلی ویران گردد مسجد آن همچنان مسجد است و احکام مسجد را دارد. مساءله 64 - اگر خانه ای را وقف کند بر فرزندانش و یا بر فقرای ایشان اگر وقف را مطلق بگذارد آن خانه منفعتش وقف است ، نظیر اینکه قریه ای یا مزرعه ای یا کاروانسرائی و یا چیز دیگری مثل اینها را وقف کرده باشد که موقوف علیهم تنها مالک منفعت آنند می توانند از آن استفاده کنند و استفاده را بین خود تقسیم کنند مثلا آن را اجاره دهند و به هر طریق دیگری که از نظر کمیت و کیفیت مطابق دستور واقف باشد از آن بهره کشی نمایند، و اگر واقف کیفیتی برای تقسیم منافعش ذکر نکرده آن منافع بین موقوف علیهم بالسریه می شود، و اگر وقف کرده برای سکونت فرزندان همه فرزندان حق سکنای در آن را دارند و هیچ یک نمیتواند سکنای آن را به خود اختصاص دهد که این وقف انتفاع می گویند و بنابراین حق ندارند آن را اجازه دهند حال اگر خانه گنجایش سکنای همه را داشت همه در آن سکونت می گیرند و اگر در بین آنان نزاعی در گرفت این گفت من فلان اتاقش را می خواهم آن دیگری هم خواست در همان جا بنشیند اگر واقف متولی معین کرده باشد او حق نظر دارد و معین کند چه کسی کجا بنشیند و اگر معین نکرده باشد مرجع حل اختلاف قرعه است ، و اگر بعضی از فرزندان نخواستند در آن جا سکونت کنند حق ندارند از ساکنین اجاره حصه خود را مطالبه کنند مگر آن که ساکنین مانع از سکونت آنها شده باشند زیرا آنها خودشان به اختیار خود و بدون وجود مانعی خارجی سکونت نکرده اند، و اما اگر آن خانه گنجایش سکونت همه را نداشته باشد اگر با هم توافق کردند که هر یک مدتی در آن سکونت کنند و باصطلاح نوبت بگذارند که هیچ وگرنه نظر متولی متبع است ، متولی از طرف واقف هر که را اجازه داد او در آن جا سکونت می کند، وگرنه واقف متولی معین نکرده مرجع قرعه است قرعه بنام هرکس خارج شد او سکنا می کند و دیگران حق ندارند اجاره حصه خود را از او مطالبه کنند. مساءله 65 - میوه ای که در حال وقف کردن ، بر درخت موجود است متعلق به موقوف علیهم نیست بلکه بر ملک واقف باقی است ، و همچنین حملی که درشکم حیوان در حال وقف آن موجود است بله در پشم گوسفند و شیر موجود در پستانش اشکال هست که باید احتیاط ترک نشود. مساءله 66 - اگر واقف بگوید: (این را وقف کردم بر اولاد اولادم ) شامل همه بطون می شود، و همچنانکه قبلا گذشت حال اگر قید ترتیب کرده باشد (مثلا قید کرده باشد که تا از بطن سابق کسی باقی هست بطن لاحق از وقف حق ندارد) وبا تصریح به شریک کرده باشد گفته باشد همه بطون با هم شریکند طبق آن عمل می شود، و همچنین اگر سهم طایفه ای از طایفه دیگر بیشتر قرار داده باشد (مثلا گفته باشد از نسل من اگر عالمی پیدا شد او فلان مقدار بیشتر ببرد) و یا نداده باشد، و نیز اگر زن و مرد را برابر یا نابرابر کرده باشد باید طبق دستورش عمل شود، و اما اگر هیچ یک از این امور بیان نشده باشد مقتضای اطلاق شرکت دادن همه یعنی زن و مرد است به طور مساوی و بدون ترتیب (چون فرض کردیم که گفته است بر اولادم و اولاد اولادم ) و اما اگر گفته باشد (بر اولادم و سپس اولاد اولادم ) این عبارت به طور قطع ترتیب را نسبت به اولاد بی واسطه و باواسطه اش می رساند، اما نسبت به بطن های بعدی و یا واسطه ظاهر آن عبارت این است که دلالت بر ترتیب بین آنها ندارد یعنی اولاد اولاد او با فرزندانشان در یک مرتبه هستند و یا بهم سهم می برند مگر آن که قرینه و شاهدی در بین بوده باشد که بفهماند نسلهای بعدی هم مانند نسل اویند که با وجود پدران فرزندان سهم نمی برند و ذکر ترتیب بین فرزندان خود واقف فرزندان آنان از باب مثال بوده و منظور این بوده که بفهماند تا ابد ترتیب بین سلسله پدران و فرزندان برقرار است و وقف در هر عصری متعلق است به الاقرب فالاقرب بواقف . مساءله 67 - جای هیچ اشکالی نیست که وقف بعد از تمام شدنش باعث میشود ملک واقف از عین موقوفه زایل شود، مگر در وقف منقطع الآخر که قبلا گذشت و گفتیم که در بعضی از اقسامش تاءمل هست ، همچنانکه جای هیچ اشکال و شکی نیست که در وقف بر جماعت عامه از قبیل مساجد و مشاهد و پلها و خانات (کاروانسراها) و معابر و مدارس و همچنین موقوفات آنها عین موقوفه ملک احدی نیست بلکه فک ملک و تسبیل منافع بر جهات معین ، آن چه محل اشکال است وقف خاص است نظیر وقف بر اولاد و نیز وقف عام است که بر عناوین وقف می شود نظیر فقرا و علماء و امثال اینها که آیا این دو قسم هم مانند وقف بر جهات است که رقبه موقوفه در ملک احدی نیست حال چه اینکه وقف منفعت باشد تا موقوف علیهم منافع آن را استیفاء کنند یا خود آن منافع را مثلا میوه درخت را بخورند یا آن را اجاره دهند و یا بفروشند و یا وقف انتفاع باشد، مثل اینکه خانه را وقف کرده باشد برای سکنای ذریه اش و یا کاروانسرایی را وقف کند برای سکونت فقراء و یا بگوئیم موقوف علیهم مالک رقبه موقوفه هستند، چیزی که هست ملکیت آنان مطلق و آزاد نیست و یا تفصیل دهیم بین وقف منفعت و وقف انتفاع در دومی بگوئیم نظیر وقف بر جهات عامه است که احدی مالک آن نیست ولی وقف منفعت این طور نباشد و یا فرق بگذاریم بین وقف خاص و وقف عام در وقف خاص بگوئیم موقوف علیهم مالک موقوفه هستند ولی ملک غیر طلق و در وقف عام بگوئیم همانند وقف بر جهات کسی مالک آن نیست ؟ اینها وجوهی هستند و بعید نیست که حقیقت وقف از نظر اعتبار و تصویر در همه اقسامش این باشد که عین مال دست نخورده بماند تا همواره منافعش به موقوف علیهم برسد، و بنابراین عین ملک موقوف علیهم نیست و از ملک واقف نیز خارج می شود مگر در بعضی از صور وقف منقطع الآخر که بیانش گذشت . مساءله 68 - تغییر وقف و ابطال رسم آن و از بین بردن عنوانش جائز نیست هرچند به اینکه عنوانی دیگر به آن بدهند مثلا خانه را کاروانسرا یا دکان را خانه کنند، بله اگر وقف وقف منفعت باشد و عنوان فعلی آن هیچ سودی هرچند اندک نداشته باشد بعید نیست جائز باشد آن را به عنوانی دیگر که سودآور باشد تبدیل کنند، مثل اینکه باغی وقفی به خاطر خشکیدن چشمه اش و یا به خاطر عارضی دیگر خشک شود هیچ سودی برای موقوف علیهم نداشته باشد به خلاف اینکه اگر آن را خانه و یا کاروانسرا کنند سودآور می شود. مساءله 69 - اگر موقوفه خراب و منهدم گردد و عنوان اولی خود را از دست بدهد مثلا اگر باغ بوده درختانش ریشه کن و یا خشک شود و اگر خانه بوده دیوارهایش فرو ریزد و آثارش محو گردد و اگر تعمیر آن و اعاده اش بصورت اول ممکن است ولو به دادن اجاره و امثال آن لازم است چنین کنند و بنابراحتیاط همین متعین است ، و اگر ممکن نباشد دو احتمال بلکه دو قول هست یکی اینکه بگوئیم عرصه آن از وقفیت خارج می شود دوم اینکه بگوئیم همچنان وقف هست و باید به وجهی دیگر هرچند از طریق زراعت کردن در آن و امثال آن از عرصه آن بهره کشی کنند و قول دوم اقوی است و نزدیکتر به احتیاط آن است که دوباره آن را وقف قرار داده و در مصرف و کیفیات مصرف عوائد آن رعایت مطابقت با وقف اول را بنمایند. مساءله 70 - اگر ملک های وقفی جهت بقای آنها و استفاده از آنها محتاج تعمیر و مرمت و اصلاح باشند پس اگر واقف برای آن ها چیزی قرار داده است که مصرف شود، باید همان را انجام داد وگرنه باید احتیاطا از نمای آنها در آن مصرف نمود و بر حق موقوف علیهم مقدم داشت و برای موقوف علیهم احتیاط این است که به آن راضی باشند.و اگر بقای آنها بر فروش بعضی از آنها متوقف باشد، جایز است . مساءله 71 - اوقاف بر جهات عامه که در سابق گفتیم ملک احدی نمی شود از قبیل مساجد و مشاهد و مدارس و معابر و پلها و امثال اینها فروختنش جائز نیست ، این عدم جواز نسبت به مساجد و مشاهد بدون اشکال و نسبت به مدارس و بقیه بنابر احتیاط است هرچند که خراب و مندرس شود به طوری که امیدی به اینکه روزی دوباره سودی برای جهت مورد نظر دارا شود و در بین نباشد و به همان حال خرابی باقی بماند، این نسبت به اعیان آن موقوفات است اما نسبت به متعلقات این اماکن از قبیل آلات و فرش و پارچه های روی ضریح مادام که با بقاء آنها انتفاع از آنها ممکن باشد فروختنش جائز نیست ، و اگر در آن محل آن انتفاعی که برای آن وقف شده ممکن نباشد لکن در همان محل به نحوی دیگر ممکن است مورد استفاده قرار گیرد باید در آن وقف شده ممکن نباشد لکن در همان محل به نحوی دیگر ممکن است در همان جا گسترده شود باید به همان حال در آن جا باقی بماند و اگر فرض شود که در آن مسجد یا آن مشهد به هیچ وجه محتاج پهن کردن آن فرش نیست لکن احتیاج به پرده ای دارد که محل را از سرما و گرما حفظ کند همان فرش را به صورت پرده مورد استفاده قرار می دهند و اگر فرض شود که حتی برای پرده نیز احتیاجی به آن فرش نیست و به کلی از حیز انتفاع خارج شده و باقی ماندنش جز ضایع شدن و ضرر تلف ندارد آن را در محل دیگری نظیر محل اصلیش می برند، مثلا اگر جزء اثاث مسجدی بوده به مسجد دیگرش می برند و اگر از مشهدی به مشهدی دیگرش می برند و اگر فرض شود که مساجد و مشاهد دیگر نیز احتیاجی به آن ندارد آن را در مصالح عامه به کار می زنند، همه اینها در صورتی است که انتفاع از آن یا بقاء آن ممکن باشد و اما اگر فرض شود که جز با فروختنش قابل استفاده نیست و اگر آن را نفروشند ضایع و تلف می شود آن را می فروشند و بهای آن را صرف محل خودش می کنند و اگر محل خودش احتیاج به بهای آن ندارد خرج محلی مثل آن می کنند و اگر مثل آن نیز احتیاجی به آن بهاء ندارد طبق دستور فعلی در مصالح عمومی خرج می شود. مساءله 72 - همان طور که فروختن این گونه اوقاف جائز نیست ظاهر این است که اجاره دادن آن نیز جائز نمی باشد، و اگر غاصبی یکی از این اماکن را غصب کند و منفعتی غیر آن منافع مورد نظر در وقف را از آن استیفاء کند مثلا مسجد یا مدرسه را خانه مسکونی کند بعید نیست اینکه اجرت المثل را آن را اگر مدرسه یا کاروانسرا یا حمام بوده بپردازد و اما اگر مسجد یا مقبره یا مشهد بوده یا پل و امثال اینها بوده اجرت المثل ندارد، لکن اگر در دست غاصب تلف شده باشد ظاهرا ضامن آن است و قیمت آن را از تلف کننده می گیرد و صرف در ساختن بدل آن و مثل آن می شود. مساءله 73 - اوقاف خاصه از قبیل وقف بر اولاد و اوقاف عامه ای که بر عناوینی چون فقراء وقف شده اند نقل دادن آن با هیچ یک از نواقل از قبیل بیع و هبه و امثال آن جائز نیست ، مگر به خاطر بعضی از عوارض که ذیلا ذکر می شود.اول اینکه موقوفه به طوری خراب شود که اعاده آن به حال اولش و استفاده از آن به هیچ وجه ممکن نباشد و تنها راه استفاده از آن فروختن و انتفاع با بهای آن باشد نظیر حیوانی به علتی ذبح شده و نیز چوبی که پوسیده شده و حصیر کهنه و امثال آن که باید فروخته شود و با پول آن چیزی خریداری شود که موقوف علیهم از آن بهره ببرند و اگر نگوئیم اقوی و نزدیک تر به احتیاط آن است که چیزی بخرند که الاقرب فالاقرب به موقوفه اول بوده باشد.دوم اینکه به خاطر ویرانی و یا علتی دیگر آن طوری که باید مورد استفاده قرار نگیرد به طوری استفاده فعلی از آن نسبت به عین موقوفه مثل آن در حکم عدم استفاده باشد که در این گونه موارد نیز فروختنش جائز است ، به شرطی که امیدی به برگشتن آن به حال اول نرود مثل اینکه خانه منهدم و بستان خشکیده شود و به صورت عرصه در آید و نشود از آن استفاده کرد مگر به صورت بسیار ناچیز که در حقیقت در حکم عدم استفاده باشد ولی اگر فروخته شود ممکن است با پول آن خانه ای یا بستانی دیگر و یا ملک دیگری که منفعتش برابر منفعت خانه و بستان باشد خرید و یا اگر منفعتش به آن مقدار نیست به مقداری است معتنابه و اگر فرض شود که اگر فروخته شود با بهای آن تنها چیزی می توان خرید که منافعش برابر همان منافع ناچیز موقوفه خراب است و یا نزدیک به آن ، در این صورت فروختنش جائز نیست و باید به همان حال باقی بماند سوم اینکه موقوفه ای است که واقف در ضمن عقد وقف قید کرده باشد که اگر روزی حادثه ای رخ داد و باعث شد که منفعت موقوفه ناچیز شود و یا مالیات آن و یا مخارج نگهداری آن زیاد شود و یا وقوع اختلاف در بین موقوف علیهم رخ دهد و یا ضرورتی و حاجتی برای آنان پیش آید و یا علتی دیگر فروختن آن را ایجاب کند مانعی از فروختن آن نیست ، بنابراقوی در چنین مواردی بیع موقوفه جائز است چهارم اینکه بین موقوف علیهم آن چنان اختلافی بیفتد که بیم تلف اموال و حتی خونریزی برود و این خطر ریشه کن نشود مگر به فروختن موقوفه ، که در این صورت موقوفه را می فروشند و بهای آن را بین موقوف علیهم تقسیم می کنند، بله اگر فرض شود صورتی که با فروش موقوفه و خریدن ملکی دیگر و وقف کردن آن اختلاف برطرف می شود متعین است که چنین کنند آن موقوفه رامی فروشند و با بهایش عینی دیگر می خرند و یا آن را با این معاوضه می کنند و سپس صیغه وقفیت آن را می خوانند برای نسلهای بعدی عهده دار فروختن موقوفه و خریدن ملکی دیگر و یا معاوضه آن با این و وقف کردن عین جدید حاکم شرع و یا منصوب از طرف حاکم شرع است مگر اینکه موقوفه از طرف واقف متولی منصوب داشته باشد. مساءله 74 - اشکالی نیست در اینکه جائز است اجاره دادن موقوفه ای که وقف منفعت شده باشد نه وقف انتفاع حال چه اینکه وقف خاص باشد یا وقف عام بر عناوین یا عام بر جهات و مصالحی عمومی از قبیل دکان و مزرعه ای که وقف شده باشد بر اولاد یا بر فقراء و یا جهات عامه ، چون مقصود واقف رسیدن نفع به موقوف علیه بوده و این غرض با دادن اجاره و امثال آن حاصل می شود به خلاف وقفی که منظور واقف انتفاع موقوف علیه از وقف باشد مثلا خانه را وقف کرده باشد برای مسکنی و مانند مدرسه و مقبره و پل و کاروانسرا برای سکنای طلاب و دفن اموات و عبور هر رهگذر که ظاهر این است که اجاره دادن آنها در هیچ حالی از احوال جائز نیست . مساءله 75 - اگر بعضی از وقف به طوری خراب شود که قبلا گفتیم و فروختنش جائز است و قسمتی دیگر از وقف احتیاج به تعمیردارد تا دارای منفعت شود، در چنین فرضی اگر ممکن است همین قسمت محتاج به تعمیر را با درآمد خودش تعمیر کند احتیاط آن است که چنین کنند و بهای قسمت فروخته شده را صرف خریدن ملکی مثل آن که فروخته شده بنماید و اگر ممکن نباشد (مثلا درآمد آن کافی در هزینه تعمیرش نباشد) بعید نیست بگوئیم نزدیکتر به احتیاط و بهتر آن است که بهای فروخته شده را صرف تعمیر آن قسمت محتاج به تعمیر کنند، و اما اینکه طوری صرف تعمیر کنند که درآمد آن بیشتر شود جائز بودنش بعید است ، بله اگر بهای نامبرده به مقداری نباشد که با آن ملک جدیدی بخرند آن را صرف تعمیر قسمت دیگر می کنند هرچند تعمیری که درآمد آن را زیاد کند. مساءله 76 - اشکالی نیست در اینکه جدا کردن وقف از ملک طلق چنانکه ملکی مشترک بین آن دو باشد جائز است و متصدی این جداسازی از طرف وقف متولی آن و یا موقوف علیهم و از طرف ملک طلق مالک آن است ، بلکه ظاهر در مواردی که هر دو طرف شرکت واقفی و موقوف علیهمی باشد این است که جداسازی آن دو از یکدیگر جائز است مثل آن جا که دو نفر مالک در خانه ای شریکند و هر یک سهم مشاع خود را وقف بر اولاد خود کند، بلکه بعید نیست در آن جا هم که وقف و موقوف علیه متعدد و واقف یکنفر باشد نیز جداسازی جائز باشد مثل آن جائی که شخصی نصف مشاع خانه خود را وقف بر مسجد و نصف دیگرش را وقف بر یکی از مشاهد کند، و اما در اوقافی که واقف و موقوف یکی است ولی موقوف علیهم نسلهای متوالی باشند تقسیم آن بین موقوف علیهم جائز نیست ، بلکه اگر میانه ارباب وقف نزاعی افتد که به خاطر آن بیع وقف جائز می شود و جز از طریق تقسیم آن نزاع ریشه کن نمی گردد تقسیم جائز می شود لکن این تقسیم نسبت به بطون آینده نافذ نیست (و آنها می توانند تقسیم را بر هم زنند) و شاید برگشت این قسمت به قسمت منافع باشد و ظاهرا تقسم منافع مطلقا (چه اینکه نزاعی در بین باشد یا نباشد جائز است و اما تقسیم عین موقوفه نسبت به بطون لاحقه اقوی آن است که مطلقا جائز نیست . مساءله 77 - اگر بطن موجود ملک وقفی را اجاره دهد و در بین مدت اجاره همه منقرض شوند اجاره نسبت به مدت باقیمانده باطل می شود مگر آن که بطن بعدی آن را تنفیذ کند که در این صورت بنابراقوی صحیح است ، و اما اگرمتولی آن را اجاره داده باشد و در اجاره دادنش مصلحت وقف را اجاره نسبت به آن بطون نیز صحیح است و احتیاجی به اجاره آنان ندارد. مساءله 78 - برای واقف جائز است تولیت موقوفه و نظارت بر آن را برای همیشه یا مدتی معین برای خود قرار بدهد چه مستقلا و چه با شرکت فرد معین دیگر، و همچنین جائز است آن را به همین نحو برای غیر قرار بدهد بلکه حتی جائز است مسئله تعیین متولی را به عهده غیر بگذارد در نتیجه متولی کسی خواهد بود که آن غیر معین کرده است ، بلکه جائز است کسی را متولی قرار دهد و به او اختیار دهد که برای بعد از خودش متولی معین کند و همچنین مقرر بدارد که هر متولی برای بعد از خودش جانشین معین کند. مساءله 79 - اینکه گفتیم واقف می تواند تولیت را برای خودش یا غیر قرار دهد فقط در زمان وقف کردن و خواندن عقد وقف است ، و اما بعد از تمام شدن عقد وقف واقف مانند سایر مردم هیچ ارتباطی با موقوفه ندارد به کلی از آن بیگانه است نه می تواند تولیت معین کند و نه اگر معین کرد او را عزل نماید مگر آن که اختیار عزل کردن متولی را هم در ضمن عقد وقف برای خودش قرار داده باشد به اینکه در حال وقف شخص را متولی کرده باشد و گفته باشد هر وقت بخواهم تو را عزل می کنم . مساءله 80 - اشکالی نیست در اینکه در مواردی که حتی حق تولیت و اظهار نظر را برای خود قرار می دهد شرط نیست که عادل باشد و اقوی آن است که در مواردی هم که برای غیر قرار میدهد عدالت او شرط نیست ، بله آن چه در متولی معتبر است دو چیز است یکی امانت و دیگر از عهده برآمدن ، بنابراین جائز نیست تولیت وقف را مخصوصا در وقف جهات مصالح عامه به کسی واگذار کند که یا خائن است و اعتباری و تولی به کارش نیست و یا اگر امین است از عهده اداره موقوفه بر نمی آید، و نیز جائز نیست آن را به دیوانه و طفل حتی ممیز واگذار نماید البته اگر منظورش این باشد که مادام دیوانه و کودک تحت ولایت قیم است قیم او بعمل تولیت بپردازد و از تحت ولایت بیرون آمد خودش مباشرت کند ظاهرا جائز است هرچند طفل غیر ممیز باشد بلکه جواز قرار دادن آن برای مجنونی که امید بهبودی در آن هست بعید نیست در نتیجه مادام که بهبودی نیافته ولی او قائم مقام او می شود. مساءله 81 - اگر واقف تولیت موقوفه را برای کسی قرار دهد قبول آن بر وی واجب نیست ، حال چه اینکه در مجلس اجرا و عقد وقف حاضر باشد و یا غائب بوده بعدا به اطلاعش رسیده باشد حتی اگر بعد از مرگ واقف هم مطلع شود قبول آن واجب نیست و اگر تولیت برای چند نفر به ترتیب قرار دهد و بعضی از آنان قبول کند بر نفر بعدی او واجب نیست قبول کند و وقتی متولی تولیت را قبول نکند موقوفه بدون متولی منصوب خواهد شد، و اما اگر قبول کرد آیا جائز هست که خود را عزل کند همچنانکه در وکالت چنین است و وکیل می تواند خود را عزل کند و یا جائز نیست ؟ دو قول است احتیاطی که نباید ترک شود این است که خود را عزل نکند و کسی که در مرحله بعد است اگر تولیت را قبول کرد وظائفش را با مراجعه به حاکم و منصوب شدن از قبل او انجام میدهد. مساءله 82 - اگر واقف تولیت را برای دو نفر قرار دهد اگر هر یک را مستقل قرار دهد هر یک مستقلا عمل می کند و لازم نیست به آن دیگری مراجعه نماید و اگر یکی از آن دو از دنیا برود و یا از اهلیت تولیت خارج شود دیگری منفردا عمل می کند، و اگر هر یک از آن دو را مستقل قرار نداده باشد هیچ یک نمی تواند مستقلا عمل کند، و همچنین است در صورتی که عقد وقف را از این نظر مطلق آورده باشد و از جهت استقلال و عدم استقلال ساکت گذاشته باشد قرائن احوال هم دلالت بر استقلال نداشته باشد در نتیجه اگر در چنین وضعی یکی از متولیان از دنیا برود ویا از اهلیت تولیت ساقط شود بنابراحتیاط اگر نگوئیم اقوی حاکم شرع فرد دیگری را همراه او می کند. مساءله 83 - اگر واقف وظیفه متولی و کار او را معین کند که همان متبع خواهد بود، و اما اگر معین نکرده باشد وظیفه او همان کارهای متعارفی است که انجامش برای امثال ملک موقوفه لازم است ، از قبیل تعمیرات و اجاره دادن و گرفتن مال الاجاره و تقسیم آن بین موقوف علیهم و پرداخت مالیات و امثال آن ، همه این کارها لازم است با رعایت احتیاط و مراعات مصلحت وقف و مصلحت موقوف علیهم انجام پذیرد و احدی حق ندارد مزاحم او شود حتی موقوف علیهم ، و برای واقف جائز است تولیت بعضی از امور موقوفه را به شخصی و تولیت بعض دیگر امور را به شخصی دیگر بدهد مثلا تعمیر موقوفه و به دست آوردن منافع آن را به کسی واگذار کند و حفظ منافع و تقسیم آن بین موقوف علیهم را به کس دیگر، و یا ملک وقفی و حفظ آن را به فردی بسپارد و تصرفات در آن را به دیگری واگذارد حال اگر واقف بعضی از امور موقوفه از قبیل تعمیر و بدست آوردن منافع را نام ببرد و فردی را متولی در آن بکند ولی جهات دیگر از قبیل حفظ و قسمت درآمد در بین ارباب وقف را نام نبرد وقف او در غیر جهاتی که ذکر کرده بدون متولی منصوب است که در مسئله 87 حکم آن می آید. مساءله 84 - اگر واقف سهمی از منافع را برای متولی معین کند که همان متعین است و اجرت عملش همان است بیش از آن نمی تواند بردارد هرچند که کمتر از اجرت المثل باشد، و اما اگر معین نکرده باشد اقرب آن است که مستحق اجرت المثل می باشد. مساءله 85 - متولی حق ندارد منصب تولیت را به دیگری واگذار کند هرچند که خودش از اداره موقوفه عاجز شده باشد، مگر آن که واقف هنگام نصب او به تولیت اجازه آن را به وی داده باشد، بله او می تواند در بعضی از کارهائی که وظیفه خود اوست وکیل بگیرد مگر آن که واقف شرط کرده باشد که کارهای وقف به دست خود او انجام شود. مساءله 86 - برای واقف جائز است کسی را به عنوان ناظر بر متولی معین کند اگر معلوم شود که منظورش از تعیین ناظر این است که صرفا از کارهای متولی آگاه باشد و اطمینان پیدا کند به اینکه کارها درست انجام می شود در این صورت متولی مستقل در تصرفات خود هست و اجازه ناظر در صحت و نفوذ کارهایش معتبر نیست تنها اطلاع او لازم است ، و اما اگر منظورش اعمال نظر و تصویب ناظر باشد متولی هیچ تصرفی را بدون اذن و تصویب ناظر نباید انجام دهد و اگر واقف هیچ یک از این دو را معین نکرده باشد مراعات این دو امر لازم می شود یعنی ناظر استقلال متولی را و متولی تصویب ناظر را مراعات نماید. مساءله 87 - اگر واقف اصلا متولی معین نکند بنابراقوی متولی آن در اوقات عامه حاکم یا منصوب از طرف اوست ، و همچنین در اوقات خاصه نسبت به اموری که مصالح وقف و مراعان بطون بعدی ، و اما نسبت به کارهائی که در بهره دهی فعلیش دخالت دارد از قبیل لایه روبی نهرها و یا شق نهر جدید و شخم زدن و کشت و برداشت حاصل و تقسیم آن و کارهای جزئی دیگر به عهده موجودین از موقوف علیهم است . مساءله 88 - در موقوفاتی که گفتیم تولیت آن با حاکم و یا منصوب از طرف حاکم است اگر حاکم و یا منصوب او نبود و دسترسی به یکی از آن دو ممکن نبود عدول مؤ منین متولی خواهند بود. مساءله 89 - در مواردی اختیار به دست حاکم است فرقی نیست بین اینکه واقف متولی معین نکرده باشد و یا معین کرده لکن متولی اهلیت تولیت را نداشته و یا اگر داشته از دست داده است ، پس اگر واقف تولیت موقوفه اشت را به فردی از اولادش داده که عادل بوده و فاسق شده مثل جائی است که اصلا کسی را معین نکرده . مساءله 90 - اگر واقف تولیت موقوفه اش را به دست دو نفر عادل از فرزندش مثلا داده باشد و فعلا بیش از یک نفر عادل وجود ندارد حاکم عادلی دیگرضمیمه او می کند، و اما اگر اصلا عادلی در میانه فرزندان او نباشد آیا بر حاکم لازم است نصب دو نفر عادل و یک نفر امین کافی است هرچند که عادل نباشد نزدیکتر به احتیاط آن است که دو نفر نصب کند لکن اقوی کفایت یک نفر امین است . مساءله 91 - اگر موقوفه ای احتیاج به تعمیر داشته باشد و درآمدی که صرف تعمیر آن شود ندارد برای متولی جائز است به این قصد فرض کند که بعد از رسیدن موقوفه به بهره دهی از بهره آن و یا از درآمد موقوفات آن موقوفه قرض خود را بپردازد، بنابراین متولی باغ وقفی برای تعمیر آن قرض می کند به این نیت که وقتی ببار نشست قرض خود را از آن عایدات بدهد و متولی مسجد و یا مشهد و یا مقبره و امثال آن قرض می کند به این قصد که قرض خود را از موقوفات این اماکن بپردازد بلکه حتی جائز است از مال خودش خرج تعمیر بکند به قصد اینکه بعدا آن را از عوائد وقف یا موقوفاتش بردارد، و اما اگر قرض کند و یا از مال خود خرج نماید بدون قصد اینکه بعدا آن را بردارد، بعدا جائز نیست بردارد. مساءله 92 - وقف بودن ملکی یا مالی از چند طریق ثابت می شود: یکی شیاعی که برای انسان یقین و یا حداقل اطمینان بیاورد. دوم اقرار کسی که مال وقفی را در اختیار دارد و یا اقرار ورثه او بعد از مرگش سوم اینکه ببینیم که ملک در تصرف وقف است یعنی آنهائی که این ملک را در اختیار دارند معامله وقف باآن می کنند کسی هم معارض عمل آنها نیست چهارم گواهی دادن و شاهد عادل . مساءله 93 - اگر کسی اقرار کند به اینکه این ملک که در دست من است وقف است و سپس ادعاء کند که اقرار قبلی من مصلحتی بود و در واقع ملک موقوفه نیست ادعایش شنیده می شود، لکن اگر شخص صلاحیت داری با ادعاء او مخالفت کند او باید طبق موازین قضاءادعای خود را اثبات کندبه خلاف صورتی که عقد وقف را واقع سازد و قبض نیز صورت بگیرد آن وقت ادعاء کند که من در این کارها قصد جدی نداشته ام که این ادعا به هیچ وجه از او مسموع نیست همچنانکه در هیچ عقد و ایقاع مسموع نیست . مساءله 94 - همان طور که معامله وقفیت کردن متصرفین یکی از ادله وقفیت است مادام که خلاف آن ثابت نشود، همچنین عمل متصرفین از جهت ترتیب و تشریک و کیفیت مصرف و غیر اینها دلیل بر کیفیت است و دیگران باید از چگونگی معامله متصرفین در موقوفه پیروی کنند تا زمانی که یقین به خلاف آن حاصل شود. مساءله 95 - اگر ملکی به دست کسی است که به عنوان ملکیت در آن تصرف می کند لکن دیگران یقین کنند و یا یقین داشته باشند که این ملک در سابق وقف بوده جائز نیست و صرف این یقین ملک را از دست او بگیرند مگر آنکه ثابت شود که فعلا نیز وقف است ، و همچنین اگر شخصی ادعا کند که فلان ملک در سابق و چند نسل قبل از این وقف اولاد بوده نسلا بعد نسل و این ادعا را ثابت هم بکند مگر آن که ثابت کند که فعلا نیز وقف است ، بله اگر ذوالید در مقابل مدعی خود که می گوید این ملک مال من است بگوید: این ملک در دست من است از تو نیست بلکه وقف بوده است چیزی که هست مجوز بیع حاصل شد و موقوف علیهم آن را به من فروختند حکم ید (که اماره مالکیت است ) از ید او ساقط می شود و ملک را از او می گیرند و او را ملزم می کنند تا ثابت کند موقوف علیهم مجوز فروش را داشته اند و نیز ثابت کند که وی آن را از آنان خریده است . مساءله 96 - اگر کتاب و یا قرآن و یا غیر این دو در دست کسی باشد و او ادعای ملکیت آن را داشته باشد لکن بر آن مال نوشته شده است که این کتاب مثلا وقف است به صرف این نوشته حکم به وقفیت آن نمی شود، و بنابراین می توان آن کتاب را از وی خرید بله ظاهر این است که مثل این نوشته عیب و نقصی برای کتاب و امثال آن است و اگر مشتری از چنین نوشته ای در کالا بی خبر بوده باشد وقتی با خبر شود خیار عیب دارد و می تواند معامله را فسخ کند. مساءله 97 - اگر در ترکه میت ورقه ای به خط خود او یافت شود که در آن نوشته فلان ملک را وقف کرده و قبض و اقباض را هم انجام داده به صرف اینکه نوشته حکم به وقفیت آن نمی شود مگر زمانی که با آن نوشته یقین و یا حداقل اطمینان حاصل شود، زیرا ممکن است نویسنده آن مینوتی نوشته تا هنگام وقف کردن طبق آن عمل کند و چنین چیزهائی بسیار اتفاق می افتد. مساءله 98 - زمانی که عین موقوفه از اعیانی باشد که زکات به آن تعلق می گیرد مثلا گاو و گوسفند و یا شتر باشد بر موقوف علیهم دادن زکات آن واجب نیست هرچند که سهم هر یک از آنان به حد نصاب برسد، و اما اگر عوائد آن جنس زکوی باشد مثلا حاصل زمین موقوفه انگور یا خرما باشد و در وقف خاص دادن زکات بر هر یک از سهمش به حد نصاب برسد واجب است زیرا ملکی است طلق به خلاف وقف عام حتی مثل وقف بر فقراء که در همین فرض نیز دادن زکاتش واجب نیست برای اینکه مادام که به دست یکی از فقراء نرسیده ملک احدی از فقراء نیست ، بله اگر از حاصلی که بالای درخت است و هنوز زکات به آن تعلق نگرفته سهمی به قدر نصاب را به فقیری بدهند و حاصل در ملک فقیر به حد تعلق زکات به تفصیلی که در کتاب زکات گذشت برسد واجب است زکاتش را بپردازد. مساءله 99 - وقتی که در بین بعضی ازطوائف معمول است که مثلا گوسفند و یا گاوی را در نظر می گیرند و الفاظی که در بین خود آنان متعارف است به زبان می آورند و مقصودشان این است که این حیوان دچار آفت نشود، هرچه مثلا گوساله نر زائید در راه خدا قربانی شود و هرچه ماده آورد برای صاحبش بماند گوساله نر زائید در راه خدا قربانی شود و هرچه ماده آورد برای صاحبش بماند
- و یا الفاظ دیگری نظیر اینها ظاهرا باطل است چون شرائط وقف صحیح را ندارد. خاتمه مشتمل بر دو امر است : یکی درباره حبس و ملحقات آن است ، و دیگری درباره صدقه .
گفتار در حبس و همسانانش
گفتار در حبس و همسانانش مساءله 1 - جائز است اینکه شخصی ملک خود را بر هر آن چه وقف بر آن صحیح است حبس کند یعنی منافع آن صرف در مصرف موردنظرش بر شخص یا مکان مورد نظرش بشود، پس اگر ملک خود را حبس کند که عوائد آن صرف در راهی از راه های غیر و محلی از محل های عبادات نظیر کعبه مظلمه و یا مساجد و مشاهد مشرفه شود اگر حبس را مطلق کرده باشد و یا قید دوام کرده باشد برای همیشه حبس شده و بعد از قبض دادن دیگر نمیتواند برگشت کند وبه ملک خودش برگرداند و بعد از او هم به وارثش نمی رسد و اما اگر مدت معینی راذکر کرده باشد تا آن مدت تمام نشده نمی تواند برگشت کند بعد از تمام شدن مدت خود به خود به ملک مالک و یا وارث او بر میگردد و اگر آن را بر شخص معینی حبس کند در صورتی که مدتی را معین کرده باشد و یا گفته باشد تا آن شخص در حیات است این ملک حبس بر او است حبس تا انقضاء آن مدت لازم است حتی اگر مالک که همان حابس است قبل از سرآمدن مدت از دنیا برود و حبس تا آخر مدت خودش باقی است ، و اما اگر مدت ذکر نکرده باشد حبس مادام که حابس زنده است لازم است و بعد از مرگش میراث می شود، و همچنین است حال آن جائی که حبس بر عنوان عام نظیر فقراء شده باشد اگر محدود به حدی باشد تا انقضاء آن حد لازم است و بعد از آن به ملکیت حابس یا وارثش بر می گردد و اگر وقتی معین نکرده باشد مادام که حابس زنده است لازم است . مساءله 2 - اگر سکنای خانه اش را مثلا برای کسی قرار داده باشد به این معنا که او را مسلط بر سکونت آن خانه کرده ملکیت خانه را برای خود قرار داده باشد به عمل او سکنی گوید حال چه اینکه ذکر مدتی نکرده باشد مثل اینکه بگوید: (تو را در خانه خود سکنی دادم ) و یا بگوید: (سکنای خانه من مال تو) یا آن که مقدار و مدت آن را معلوم کند به عمر خودش یا عمر طرف مقابل و بگوید: (سکنای خانه من از آن تو تا چندی که من زنده ام ) و یا (یا تا چندی که زنده ای ) و یا زمان سکونتش را ذکر کند مثلا بگوید (سکنای خانه ام تا یک سال یا دو سال برای تو) و برای هر یک از این دو قسم اسم خاص است .اولی را که اصلا ذکر مدت نمی کند سکنی و دومی را که مدت عمر خودش و یا عمر طرف مقابل قرار میدهد عمری و سومی را که در آن مدت به یک سال یا دو سال تعیین می شود رقبی می گویند. مساءله 3 - هر یک از این سه صورت احتیاج به عقد دارد یعنی ایجاب و قبول می خواهد ایجاب را مالک و قبول را ساکن می گویند، و ایجاب آن عبارت است از هر عبارتی که تسلیط نامبرده را می رساند مثل اینکه در اولی بگویند: (تو را در این خانه ام سکنی دادم ) و یا بگوید: (سکنای این خانه مال تو) و یا هر عبارت دیگر که در هر زبانی این معنا را افاده کند، و در عمری جمله (مادام که من زنده ام ) و یا (مادام که تو زنده ای ) را اضافه کند، و در وقتی رقبی جمله (یکسال ) و یا (دو سال ) را اضافه کند، البته برای ایجاب عمری و رقبی دو عبارت دیگرنیز هست و آن این است که در عمری بگوید: (اعمرتک هذاالدار عمرک ) و یا (اعمرتک هذا الدار عمری ) ویا بگوید: (اعمرتک هذا الدار ما بقیت ) و یا (اعمرتک هذا الدار ما بقیت ) و به جای مابقیت ) بگوید: (ما عشت ) و یا (ما عیشت ) و امثال اینها و در قسم سوم بگوید: (ارقبتک مدة فلان ) و اما قبول در این سه نوع حبس عبارت است از هر لفظی که رضای طرف مضمون ایجاب را برساند. مساءله 4 - در هر یک از سه نوع حبس نامبرده شرط است که خانه بقبض ساکن داده شود، اما اینکه آیا این شرط شرط صحت عقد است و یا شرط لزوم آن دو وجه است و اولی آن دو بعید نیست ، و بنابراین اگر مالک خانه را تحویل ساکن ندهد و از دنیا برود عقد باطل است همچنان که در وقف چنین است علی الظاهر. مساءله 5 - این سه عقد عقودی است لازم که عمل به مقتضای آن واجب است ، و مالک نمی تواند از عقدی که بسته برگردد و ساکن را از خانه بیرون کند در نتیجه در سکنای مطلق که قسم اول بود از آن جا که ساکن مستحق مسمای اسکان است هرچند یک روز با همان یکروز عقد لازم می شود، و مالک نمی تواند از سکنای وی به این مقدار جلوگیری کند و در زائد بر یک روز هر وقت بخواهد می تواند معامله را بر هم بزند، و در عمری و رقبی به مقداری که ذکر شده معامله لازم است یعنی در عمری تا چندی که مالک و یا ساکن زنده است و در رقبی تا چندی که مدت معین شده تمام نشده است . مساءله 6 - اگر کسی خانه خود را سکنی یا عمری یا رقبی برای شخص این عمل خانه او را از ملکش خارج نمی سازد، و می تواند در عین اینکه سکنای آن را به غیر داده بفروشد و فروختن آن عقده های سه گانه را باطل نمی کند، بله ساکن همچنان مستحق سکونت در آن خانه است به همان نحوی که برایش قرار داده و همچنین مشتری نیز نمی تواند آن را باطل کند، و به فرضی که جاهل بوده به اینکه فروشنده آن را سکنای عمری یا رقبی کرده خیار فسخ دارد یا معامله رافسخ کند و یا به همان قیمت و به همین وضع قبول کند، بله در سکنای مطلق که گفتیم همینکه مسما به عمل آید عقد باطل می شود اگر منظور فروشنده فسخ سکنا باشد سکنا منفسخ می شود و مشتری مسلط بر منافع خواهد بود و دیگر خیاری نخواهد داشت . مساءله 7 - اگر در عمری مدت سکنا طول زندگی مالک باشد و قبل از مرگ ساکن از دنیا برود تا چندی که مالک زنده است ورثه ساکن مالک سکنای آن خانه هستند، و اگر عکس این بود یعنی مدت سکنای طول حیات ساکن بود و مالک قبل از ساکن از دنیا برود ورثه او نمیتوانند ساکن را بیرون کنند مگر بعد از مرگ ساکن که از دنیا برود ورثه اش حق سکنی ندارند مگر آن که در عقد گفته باشد تا چند که تو زنده ای و بعد از تو اعقاب تو در اینجا سکونت کنند در این صورت ورثه ساکن می توانند در آن جا بمانند، وقتی از ساکن اول هیچ نسلی و عقبی باقی نماند و همه منقرض شدند آن وقت خانه به ورثه مالک منتقل می شود. مساءله 8 - آیا مقتضای این عقود سه گانه تملیک سکنی است ، به این معنا که برگشت این تملیک تنها به تملیک خصوص منفعت باشد و در نتیجه ساکن در صورت اطلاع عقد بتواند به هر نحوی که دلش خواست از منفعت آن استفاده کند چه خودش چه غیرش ، غیر هم هر کس که باشد هرچند اجنبی و نیز بتواند آن را اجاره یا عاریه بدهد و اگر مدت عمر مالک بود و ساکن از دنیا رفت ورثه او بتوانند آن را به ارث ببرند یا آن که چنین اقتضائی ندارد بلکه اقتضایش بیش از این نیست که سکنای در خانه داشته باشد و او وی را بیرون نکند بدون اینکه منافع را ملک او کرده باشد، اگر مقتضای این عقود سه گانه همین مقدار باشد در صورتی که در عقد قیدی و توضیحی نیامده باشد برای ساکن این مقدار جائز است که خودش و اهلش و فرزندانش و خادم وخادمه و دایه فرزند و میهمانانش در آن جا سکونت کنند، بلکه اگر خانه جای بستن حیوان را نیز دارد حیواناتش هم در آن جا جای دهد و غیر اینها که گفته شد را در آن جا ساکن نکند مگر آن که در عقد شرط این معنا شده باشد ویا مالک راضی باشد و نیز جائز نیست خانه را اجاره یا عاریه بدهد و اگر ساکن از دنیا برود ورثه اش این حق را ارث ببرند، و یا آن که مقتضای این عقود چیزی نظیر اباحه است (آن طور که میزبان طعامش را برای میهمان مباح می کند) که اگر این باشد لازمه اش مانند احتمال دوم خواهد بود به جز یک لازمه و آن مسئله ارث بردن بود که بنابر احتمال دوم ورثه ساکن این حق را ارث می بردند و بنابراین احتمال اصلا حقی برای ساکن نیست بلکه تنها حکم اباحه است وارث نمی رود، بعید نیست از این سه احتمال اولی اقرب باشد مخصوصا در جائی که مالک در سکنا گفته باشد: (مال تو باشد سکنای این خانه ) همچنین در عمری و رقبی لکن با این حال مسئله خالی از اشکال نیست . مساءله 9 - هر متاعی و ملکی که وقف کردنش صحیح باشد عمری کردنش نیز صحیح است چه ملک صحرا باشد و چه حیوان و چه اثاث یا غیر آن و ظاهرا رقبی هم به حکم عمری است و بنابراین رقبی نیز در هر چیزی که وقفش صحیح باشد صحیح است و اما سکنا فقط مخصوص مسکن است . مترجم: سید محمد باقر موسوی همدانی منبع: تحریر الوسیله، کتاب وقف و عقود هم خانواده آن

استفتائات مسجد

7 مرجع

1- آیا مساجدی که در آستان وقفی (مثل وقف آستان قدس رضوی ) بنا می گردد برای معذورین شرعی ، حضورو مکث کردن در آن ها جایز است ؟ آیه الله بهجت : جایزنیست یعنی وقف را دوباره نمی توان وقف نمود بلکه می توانند اجاره کنند برای نماز خانه پس احکام مسجد را ندارد . آیه الله خامنه ای : زمین های وقفی قابل وقف مجدد به عنوان مسجد نیستند ولی اجاره دادن آن ها توسط متولی شرعی برای ساختن مصلی وامثال آن مانعی ندارد اما با این کار تبدیل به مسجد نشده واحکام و آثار مسجد هم برآن مترتب نمی گردد. آیه الله سیستانی : جایزنیست . آیه الله صافی : جایز نیست والله العالم. آیه الله فاضل : حکم سایر مساجد را دارد . آیه الله مکارم : حکم مساجد ندارد. آیه الله وحید خراسانی : دخول حائض در مسجد وماندن حرام است. 2- آیا کل فضای مساجد حکم مسجد را دارد ؟ زیرا بالکن مساجد معمولا برای نماز خواندن بانوان و بعضی مجالس عزداری اختصاص داده می شود . حکم طبقات بالا و همچنین حکم زیر زمین مسجد را بیان فرمایید که این قسمتها برای معذورین اشکال دارد یا خیر؟ آیه الله بهجت : آنچه که ازمسجد محسوب است حکم مسجد را دارد وغیر از آن جزء مرافق مسجد است. آیه الله خامنه ای : بالکن وطبقات بالا اگر داخل فضای مسجد است و همچنین زیرزمین مسجد حکم مسجد را دارد . آیه الله سیستانی : فضای مسجد وطبقات مختلف آن که بعد از وقفیت احداث شده است حکم مسجد را دارد. آیه الله صافی : جایز نیست والله العالم آیه الله فاضل لنکرانی : طبقات پایین وبالا و بالکن مسجد اگر هنگام ساخت مسجد به عناوین دیگری غیر از مسجد ساخته شده باشد حکم مسجد را ندارد والا حکم مسجد را دارد و باید احکام مسجد رعایت شود. آیه الله مکارم : کل فضای مسجد حکم مسجد دارد مگرقسمتهایی که به هنگام وقف استثناء شده باشد یا در عرف محل معمولا جزء مسجد نیست مثل حیاط مسجد که دربعضی ازمناطق جزء مسجد نیست . آیه الله وحید خراسانی :خصوص جای نماز است ملحق است به مسجد 3 - اگر برای ورود به بخشی از مسجد که صیغه مسجد خوانده نشده از درب ورودی یا پله های مسجد استفاده کنند جایزاست ؟ آیه الله بهجت : بدون توقف وگذاشتن چیزی جایزاست . آیه الله خامنه ای :اگر در قمستی که مسجد است مکث نکنند و چیزی هم درآنجا نگذارند عبور آنها مانعی ندارد آیه الله سیستانی : جایز است آیه الله صافی :اگر به عنوان مسجد در آن نماز خوانده باشند حکم مسجد را دارد چه صیغه وقف بخوانند چه نخوانند . آیه الله فاضل لنکرانی : مانعی ندارد مگر این که مزاحمتی برای نمازگزاران مسجد ایجاد کند. آیه الله مکارم شیرازی : اشکال ندارد آیه الله وحید خراسانی : اگرجزء مسجد نباشد یا برای عبور باشد مانعی ندارد. 4- آیا تکیه دادن به دیواری که مشترک بین مسجد و بخشی که صیغه خوانده نشده مسجد است ، جایزاست ؟ آیه الله بهجت : جایزاست آیه الله خامنه ای : مانعی ندارد. آیه الله سیستانی :جایزاست آیه الله صافی : مجرد تکیه دادن حکم خاصی ندارد ولی گذشت که صیغه وقف اثری ندارد والله العالم آیه الله فاضل لنکرانی : مانعی ندارد. آیه الله مکارم :اشکال ندارد. آیه الله وحید خراسانی : مانع ندارد 5- آیا زمینی راکه برای مسجد واگذار شده است حتما باید صیغه وقف خوانده شود یا همین که به نام مسجد واگذار شده حکم مسجد برآن جاری است ؟ آیه الله بهجت : اگر یک نماز به عنوان مسجد در آنجا خوانده شود مسجد است با اذن واقف آیه الله خامنه ای : بدون انشاء صیغه وقف و یا بدون تحویل آن به نماز گزاران وخواندن نماز به عنوان مسجد وقف محقق نمی شود آیه الله سیستانی : واگذاری کافی نیست آیه الله صافی : جواب این سوال از جواب سوالهای قبل معلوم می شود والله العالم آیه الله فاضل لنکرانی : خیرخواندن صیغه وقف لازم نیست ، بلکه همین که به قصد مسجد در اختیار نماز گزاران قرار گرفت و به عنوان مسجد در آن نماز اقامه شد حکم مسجد را پیدا می کند. آیه الله مکارم شیرازی : چنانچه در آن زمین به عنوان زمین مسجد خوانده شود نیز احکام مسجد برآن جاری می گردد. آیه الله وحید خراسانی : کافی است به حیثیت مسجد به قصد مسجدیت ساخته شود. 6- درطبقه پایین مسجد که مغازه ساخته می شود آیا جزء مسجد محسوب می باشد ، وحدود شرعی آن باید رعایت شود ؟ یاخیر وفقط عائدی آن به مسجد می رسد . آیه الله بهجت : جزء مسجد محسوب نیست آیه الله خامنه ای : اگر قبل از آن که زمین حکم مسجد را پیدا کند در آن مغازه ساخته اند حکم مسجد راندارد آیه الله سیستانی : اگر قبل ازوقفیت احداث شده است حکم مسجد راندارد وبعد از وقفیت احداث آنها جایز نیست . آیه الله صافی : اگر از اول مغازه ساخته شده وبعد از ساختن آن قمستهای فوق را به عنوان مسجد ساخته و در آن نماز خوانده اند مغازه حکم مسجد را ندارد ولی اگر بعد ازساختن زمین وخواندن نماز در آن به عنوان مسجد بخواهند قمستی را مغازه کنند جایز نیست و همه حکم مسجد را دارند والله العالم آیه الله فاضل لنکرانی : به پاسخ (ب) مراجعه شود آیه الله مکارم شیرازی : مغازه مسجد حکم مسجد را ندارد مشروط براین که از ابتدا آن محل را برای مغازه در نظر گرفته باشند در غیر این صورت احداث مغازه جایزنیست آیه الله وحید خراسانی : اگر زمین را وقف مسجد کرده باشند تمام طبقات مسجد خواهد شد . منبع : سایت تبیبان

آیت الله العظمی خامنه ای

س 408 : با توجه به این که مستحب است انسان نماز را در مسجد محله خود بخواند، آیا خالی کردن مسجد محل و رفتن به مسجد جامع شهر برای خواندن نماز جماعت، اشکال دارد یا خیر؟ ج: اگر ترک مسجد محله برای خواندن نماز جماعت در مسجد دیگر بخصوص مسجد جامع شهر باشد، اشکال ندارد. س 409 : نماز خواندن در مسجدی که سازندگان آن ادعا می‌کنند آن را برای خود و قبیله خود ساخته‌اند، چه حکمی دارد؟ ج: مسجد پس از آنکه به عنوان مسجد ساخته شد اختصاص به قوم و گروه و قبیله و اشخاص خاصی ندارد و همه مسلمانان می‌توانند از آن استفاده نمایند. س 410 : آیا زنها بهتر است نماز را در مسجد بخوانند یا در خانه؟ ج: فضیلت خواندن نماز در مسجد مختص مردان نیست. س 411 : در حال حاضر بین مسجدالحرام و محل سعی بین صفا و مروه دیوار کوتاهی وجود دارد که ارتفاع آن نیم متر و عرض آن یک متر است. این دیوار بین مسجد و مسعی مشترک است. آیا زنها در ایام عادت که حق داخل شدن به مسجد الحرام را ندارند، می‌توانند روی این دیوار بنشینند؟ ج: اشکال ندارد، مگر این که یقین حاصل شود که آن دیوار جزء مسجداست. س 412 : آیا انجام تمرین‌های ورزشی در مسجد محل یا خوابیدن در آن جایز است؟ این کارها در مسجدهای دیگر چه حکمی دارد؟ ج: مسجد جای ورزش و تمرین ورزشی نیست، و از کارهائی که با شأن و منزلت مسجد منافات دارد باید پرهیز شود، و خواب در مسجد هم مکروه است. س 413 : آیا استفاده از شبستان مسجد برای رشد فکری، فرهنگی و نظامی (با آموزشهای نظامی) جوانان جایز است؟ آیا با توجه به کمبود مکانهای اختصاصی می‌توان این کارها را در ایوان مسجد انجام داد؟ ج: این امور تابع کیفیت وقف صحن مسجد و ایوان آن است. و باید از امام جماعت و هی أت امنای مسجد در این باره نظرخواهی شود. البته حضور جوانان در مساجد و برپا یی درس‌های دینی زیر نظر امام جماعت و هی أت امنای آن کار خوب و مطلوبی است. س 414 : در بعضی از مناطق بخصوص روستاها مجلس عروسی را در مساجد برگزار می‌کنند به این صورت که مجلس رقص و آواز در خانه بر پا می‌شود ولی نهار یا شام را در مسجد تناول می‌کنند. آیا این کار شرعا ً جایز است یا خیر؟ ج: غذا دادن به دعوت شدگان در مسجد فی نفسه اشکال ندارد، ولی برگزاری مجالس عروسی در آن مخالف جایگاه اسلامی مسجد است و جا یز نیست، و ارتکاب اعمالی که شرعا حرام است از قبیل گوش دادن به غنا و موسیقی لهوی و مطرب، بطور مطلق حرام می‌باشد. س 415 : شرکت‌های تعاونی مردمی اقدام به ساختن مناطق مسکونی می‌کنند، ابتدا توافق می‌نمایند که برای آن محله‌ها مکان‌های عمومی مانند مسجد ساخته شود، اکنون که آن واحدها به سهامداران شرکت تعاونی تحویل داده شده است، آیا بعضی از آنان می‌توانند هنگام تحویل گرفتن واحد مسکونی از توافق خود عدول کرده و بگویند ما راضی به ساختن مسجد نیستیم؟ ج: اگر شرکت با توافق همه اعضاء اقدام به ساخت مسجد نموده و مسجد هم ساخته شده و وقف گردیده است، عدول بعضی از اعضاء از موافقت اولیه خود اثری ندارد. ولی اگر بعضی از آنان قبل از تحقق وقف شرعی مسجد از موافقت خود عدول کنند، ساخت مسجد با اموال آنان در زمین متعلق به همه اعضاء بدون رضایت آنان جایز نیست مگر این که در ضمن عقد لازم بر همه آنها شرط شده باشد که بخشی از زمین شرکت برای ساخت مسجد تخصیص یابد و اعضاء این شرط را پذیرفته باشند، در این صورت حق عدول ندارند و عدول آنها هم تاثیری ندارد. س 416 : برای مقابله با تهاجم فرهنگ غیر اسلامی، حدود سی دانش‌آموز را از گروه ابتدا یی و متوسطه به شکل گروه سرود در مسجد جمع کرده‌ایم که این افراد درسها یی از قرآن کریم، احکام و اخلاق اسلامی را به مقتضای سن و سطح فکری شان فرامی‌گیرند. اقدام به این کار چه حکمی دارد؟ استفاده از آلت موسیقی اُر گ توسط گروه چه حکمی دارد؟ انجام تمرین بوسیله آن در مسجد با رعایت موازین شرعی و مقررات مربوطه و متعارف رادیو و تلویزیون و وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران دارای چه حکمی‌است؟ ج: مقابله با تهاجم فرهنگی و اقدام به امر معروف و نهی از منکر مستلزم استفاده از آلات موسیقی، بخصوص در مسجد نیست. تعلیم قرآن و احکام و آموزش اخلاق اسلامی و تمرین سرودهای مذهبی و انقلابی در مسجد اشکال ندارد، ولی در هر حال مراعات شأن و جایگاه مسجد واجب است و مزاحمت نماز گزاران جایز نیست. س 417 : آیا نمایش فیلم‌های سینما یی که توسط وزارت ارشاد اسلامی ایران توزیع می‌شود، در مسجد برای شرکت کنندگان در جلسات قرانی، اشکال شرعی دارد یا خیر؟ ج: تبدیل مسجد به مکانی برای نمایش فیلم‌های سینما یی جایز نیست ولی نمایش فیلم‌های مذهبی و انقلابی دارای محتوای مفید و آموزنده به مناسبت خاصی و بر حسب نیاز و تحت نظارت امام جماعت مسجد اشکال ندارد. س 418 : آیا پخش موسیقی شاد از مسجد به مناسبت جشن میلاد ائمه معصومین «علیهم‌السلام» شرعا ً اشکال دارد؟ ج: واضح است که مسجد جایگاه شرعی خاصی دارد، لذا اگر پخش موسیقی در آن منافی با حرمت مسجد باشد، حرام است حتی اگر موسیقی غیرمطرب باشد. س 419 : استفاده از بلندگوهای مساجد که صدا را در خارج از مسجد پخش می‌کنند، تا چه وقت جایز است؟ پخش سرودهای انقلابی یا قرآن کریم قبل از اذان چه حکمی دارد؟ ج: پخش قرائت قرآن کریم برای چند دقیقه قبل از اذان در وقتهایی که باعث اذیت و آزار همسایگان و اهل محل نشود، اشکال ندارد. س 420 : مسجد جامع چه تعریفی دارد؟ ج: مسجد جامع مسجدی است که در شهر برای اجتماع همه اهل شهر بنا شده است بدون این که اختصاص به گروه و قشر خاصی داشته باشد. س 421 : قسمت سر پوشیده‌ای از یک مسجد حدود سی سال است که متروکه و تبدیل به خرابه شده و نماز در آن اقامه نمی‌شود و بخشی از آن به عنوان انبار مورد استفاده قرارمی‌گیرد. نیروهای بسیجی که حدود پانزده سال است در این قسمت سقف دار مستقر هستند، تعمیراتی را در آن انجام داده‌اند زیرا وضعیت بسیار نامناسبی داشت و سقف آن هم در معرض ریزش بود. و چون برادران بسیجی آگاهی از احکام شرعی مسجد نداشتند و افراد مطلع هم آنها را آگاه نکردند، اقدام به ساختن چند اتاق در این قسمت نمودند که بر اثر آن مبالغ زیادی خرج شد و در حال حاضر کارهای ساختمانی رو به پایان است. امیدواریم حکم شرعی موارد زیر را بیان فرما یید: 1- بر فرض این که متصدیان این کار و گروه ناظر بر آن جاهل به مسئله باشند، آیا در برابر مخارجی که از بیت المال صرف کرده‌اند ضامن هستند؟ و آیا مرتکب گناه شده‌اند؟ 2- با توجه به این که مخارج مزبور از بیت المال بوده، آیا اجازه می‌دهید تا زمانی که مسجد به این قسمت احتیاج ندارد و نماز در آن اقامه نمی‌شود، از آن اتاق‌ها با رعایت کامل احکام شرعی مسجد، برای فعالیت‌های آموزشی مانند آموزش قرآن کریم و احکام شرعی و سایر امور مسجد استفاده شود؟ و آیا اقدام به تخریب اطاق‌ه ا واجب است؟ ج: واجب است قسمت سرپوشیده مسجد با خراب کردن اتاق ها یی که در آن ساخته شده است به حالت قبل برگردد، و اگر مخارج احداث اتاقها ناشی از تعدی و تفریط و عمد و تقصیر نباشد معلوم نیست کسی ضامن آن باشد، و استفاده از قسمت سرپوشیده مسجد برای تشکیل جلسات آموزش قرآن کریم و احکام شرعی و معارف اسلامی و سایر مراسم دینی و مذهبی، اگر مزاحمت برای نمازگزاران ایجاد نکند و تحت نظارت امام جماعت مسجد باشد، اشکال ندارد، و باید امام جماعت و نیروهای بسیجی و سایر مس ؤولین مسجد با هم همکاری کنند تا حضور نیروهای بسیجی در مسجد استمرار پیدا کند و خللی در انجام وظا یف عبادی مانند نماز و غیر آن هم پیش نیاید. س 422 : در طرح توسعه یکی از خیابانها چند مسجد در مسیر طرح قرار می‌گیرد که باید بعضی از آنها بطور کلی خراب شوند و در بقیه قسمتی از آنها تخریب گردد تا حرکت وسائط نقلیه براحتی صورت گیرد. خواهشمند است نظر شریف را بیان فرما یید. ج: خراب کردن تمام مسجد یا قسمتی از آن جایز نیست مگر در صورت وجود مصلحتی که اهمیت ندادن و بی توجهی به آن ممکن نباشد. س423 : آیا استفاده شخصی و اندک از آب مساجد که مخصوص وضو گرفتن است جایز است؟ مثل این که مغازه داران از آن برای نوشیدن، درست کردن چای و یا برای ماشین استفاده کنند با توجه به این که آن مسجد واقف خاصی ندارد که از این اعمال جلوگیری نماید. ج: اگر وقف آب برای خصوص وضو گرفتن نمازگزاران معلوم نباشد و عرف رایج در محله مسجد، این باشد که همسایه‌ها و عبور کنندگان هم از آب آن استفاده می‌کنند، اشکال ندارد، هر چند احتیاط در این مورد، مطلوب است. س 424 : مسجدی در مجاورت قبرستانی، وجود دارد و هنگامی که بعضی از م ؤمنین به زیارت اهل قبور می‌آیند از آب مسجد برای پاشیدن روی قبرهای ارحام خود استفاده می‌کنند و ما نمی‌دانیم که این آب عمومی است یا وقف خاص مسجد، و بر فرض هم که وقف خاص مسجد نباشد، معلوم نیست که مخصوص وضو گرفتن و دستشو یی رفتن است یا خیر، آیا استفاده مذکور از آن آب جایز است؟ ج: اگر استفاده از آب مسجد برای پاشیدن روی قبرها یی که خارج از آن قرار دارد، امر رایجی است و کسی به آن اعتراض نمی‌کند و دلیلی هم بر وقف آن آب برای خصوص وضو و تطهیر نیست، استفاده از آن برای امر مذکور اشکال ندارد. س 425 : اگر مسجد نیاز به تعمیر داشته باشد، آیا اجازه گرفتن از حاکم شرع یا وکیل او واجب است؟ ج: اگر تعمیر داوطلبانه و تبرعی (از مال شخصی افراد خیّر) باشد، نیازی به اجازه حاکم شرع نیست. س 426 : آیا جایز است وصیت کنم که مرا بعد از مردن در مسجد محله که تلاش فراوانی برای آن کرده‌ام دفن نمایند. زیرا دوست دارم در داخل یا صحن آن دفن شوم؟ ج: اگر هنگام اجرای صیغه وقف، دفن میّت استثناء نشده باشد، دفن در مسجد جایز نیست و وصیت شما در این مورد اعتباری ندارد. س 427 : مسجدی حدود بیست سال پیش ساخته شده و به نام مبارک صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زینت یافته است، ولی معلوم نیست که این اسم در صیغه وقف مسجد ذکر شده باشد. تغییر اسم مسجد از صاحب الزمان «عجل الله فرجه الشریف» به مسجد جامع چه حکمی دارد؟ ج: مجرد تغییر اسم مسجد مانعی ندارد. منبع: سایت تبیان

آیت الله العظمی بهجت (ره)

فروش مصالح اضافی مسجد 228. آیا فروش مصالح اضافه آمده از بنّایی مسجد، برای پرداخت قرض همان مسجد جایز است؟ جواب: جایز است.
احداث مسجد در زمینی بدون دسترسی به مالک آن 229. زمینی برای شخصی بوده که از کشور فرار کرده و رفته است، سپس آن زمین را مسجد کرده‌اند. وظیفه شرعی درباره این مسجد چیست؟ جواب: از او باید تحقیق و جستجو کنند که تا ممکن است از او اذن بگیرند و اگر به او دسترسی حاصل نشد و اجازه از او ممکن نشد، حاکم شرع آن زمین را به جماعتی اجاره دهد که آن جا را مصلّی کنند که اجاره به نفع مالک است و هروقت پیدا شد، پول اجاره را به او بدهند.
زیلویی که اکنون برای مسجد مورد استفاده نیست 230. اهالی روستایی، تعدادی زیلو را در حدود بیست و چهار سال پیش جهت فرش مسجد جامع این روستا وقف کرده‌اند. اخیرا مسجد مذکور با قالی فرش شده است و زیلوها بدون استفاده مانده است و اهالی و هیأت امنای مسجد، بر این عقیده‌اند که زیلوها را جهت مراسم مذهبی در حسینیه، مهدیّه و امثال آن، از مسجد خارج نمایند. حکم شرعی را بیان فرمایید. جواب: بفروشند و پولش را صرف مسجد نمایند.
وقف بخشی از مال موقوفی خاصه برای مسجد 231. شخصی سهم خود از حمّامی را که ثلث ابقایی اولاد پسر است، بر مسجدی وقف نموده است. آیا این وقف صحیح است؟ جواب: فقط می‌تواند حقّ خود را به مسجد اختصاص دهد و بعد از وفات او حقّ بطون دیگر به حال خود باقی است و به هر حال وقف آن صحیح نیست.
صرف درآمد مسجد مخروبه در مسجد جدید 232. قطعه زمینی به مساحت تقریبی پانزده هزار متر مربع (زمین کشاورزی) توسط اهالی منطقه‌ای در سال 1342 وقف مسجد امام حسن ـ علیه‌السّلام ـ گردیده است، پس از مدتی مسجد فوق تخریب و از طرفی به علت کمی مساحت زیربنای عرصه مسجد و نامناسب بودن جای مسجد به علت وجود چاه، اقدام به ساختن مسجد دیگری در فاصله کمتر از 200 متری به نام همان مسجد (امام حسن ـ علیه‌السّلام ـ ) در همان روستا شده و مورد استفاده مؤمنین آن روستا می‌باشد. آیا جایز است از محل درآمد قطعه تخریب شده مسجد امام حسن ـ علیه‌السّلام ـ قدیمی، خرج مسجد امام حسن ـ علیه‌السّلام ـ جدید و نوساز گردد؟ جواب: اگر موضوع مصرف اوّلی منتفی شده است، باید درآمد مذکور صرف در امور خیر شود که این مسجد هم از جمله امور برّ و نیک است و در غیر این صورت در همان مسجد اوّلی، در صورت ساختمانش مصرف گردد.
تغییر در بنای مسجد 233. مسجدی است که به شکل دو طبقه ساخته شده یعنی طبقه بالای آن به صورت بالکن و طبقه پایین معمولی می‌باشد. این بالکن به صورت مخروبه درآمده است و هیچ استفاده‌ای از آن نمی‌شود و موجب تاریکی مسجد نیز می‌باشد. آیا اجازه می‌دهید این بالکن را از وسط مسجد برداریم؟ جواب: مناسب است طبقه بالا از وجوه بریّه و خیریّه، با مراجعه به اهلش تعمیر شود و تخریب جایز نیست.
ایجاد مغازه در مسجد 234. مسجدی در کنار خیابان واقع شده و درآمد اوقافی هم ندارد و مردم محل برای هزینه‌های آن دچار مضیقه شده‌اند. با توجه به این‌که حیاط مسجد فضای کافی برای احداث چند باب مغازه را دارد و از نظر فضا هم مشکلی ایجاد نمی‌شود و صیغه وقف هم بر مسجد جاری نشده است، آیا ساخت مغازه‌ها را اجازه می‌دهید تا درآمد آن صرف هزینه‌های مسجد گردد؟ جواب: جایز نیست. 235. برای تعمیر مسجد، ایوان قدیمی آن را که 5/1 متر از سطح زمین ارتفاع داشت خراب کردیم. آیا اجازه می‌دهید هنگام ساختن، در زیر ایوان جدید در همان ابعاد قدیمی، مغازه‌ای بسازیم که درآمد آن صرف مسجد شود؟ جواب: اگر ایوان جزو مسجد است، نمی‌شود مغازه‌ای ساخت.
شرط واقف مسجد مبنی بر اقامه جماعت توسط سیّد 236. شخصی مسجدی را وقف کرده و در وقف‌نامه قید کرده که امام جماعت مسجد مذکور سیّد باشد. در این صورت امامت غیر سیّد چه حکمی دارد و تکلیف مأمومین در رابطه با او چیست؟ جواب: این شرط صحیح است و در صورت امکان باید سیّد امامت کند واگر تحصیل امام جماعت سیّد ممکن نشد، مسجد بودن محفوظ است و در این صورت غیر سیّد عادل می‌تواند امامت کند و اگر امام عادل غیر سیّد در آن جا جماعت بخواند، عمل او حمل بر صحّت می‌شود که به ناچار در صورت عدم امکان تحصیل سیّد امامت کرده است، واللّه العالم.
ایجاد حسینیه در زمین مسجد 237. مسجدی 100 مترمربع مساحت دارد که در شمال این مسجد قطعه زمینی حدود 200 متر طبق مدارک موجود، به عنوان باغچه مسجد وجود دارد که جزو ساختمان مسجد نیست، آیا می‌توان در این قطعه زمین حسینیّه‌ای احداث نمود؟ جواب: اگر زمین متعلّق به مسجد است، نمی‌توانند آن را به حسینیّه تبدیل کنند و باید طبق وقف از آن استفاده نمایند. بله، اگر وقف بر جهت خاصّه‌ی ممکنه نیست، می‌توانند از آن به عنوان سالنی که توسعه مسجد باشد، ولی خصوصیّات مسجد بودن را نداشته باشد، بسازند که به حسب ظاهر مانعی ندارد، واللّه العالم.
وقف زمین برای مسجد توسط بهایی 238. زمینی به مساحت 800 متر مربع برای احداث مسجد از طرف دو نفر بهایی به اهالی محله ما اهدا شد و صیغه وقف مسجد جاری و در اداره اوقاف ثبت گردید. ولی به علت نداشتن هزینه راکد مانده است، لکن افراد نامبرده فعلاً راضی به تکمیل ساختمان مسجد نیستند. نظر مبارکتان در رابطه با عدم رضایت آن‌ها چیست؟ جواب: نامبردگان حقّی ندارند و وقف مزبور اشکالی ندارد، واللّه العالم.
تبدیل انبار مسجد به کتابخانه 239. اطاقی وقف مسجد بوده که سال‌ها انبار مسجد بوده‌است و الآن می‌خواهند آن جا را کتابخانه کنند. آیا اجازه می‌فرمایید؟ جواب: اگر وقف برای مصالح بوده است، باید خودش یا اجاره‌اش در مسجد صرف شود، هر چند کتابخانه شود و چه بسا هر نوع استفاده که اجاره‌اش زیادتر باشد، باید آن را اختیار کنند.
قرار گرفتن مقبره پس از توسعه در داخل مسجد 240. مسجدی را تخریب کرده و توسعه داده‌اند و مقبره دو میّت که پیش از آن خارج مسجد بوده، داخل مسجد شده است. آیا اشکال دارد؟ جواب: اگر این مقبره ملک کسی نبوده یا اگر ملک بوده، مالک راضی به این کار شده، اشکال ندارد و در هر حال، آن قسمت مسجد نیست.
احداث مسجد در زمین وقف برای حسینیه 241. مسجدی را در زمینی با سهم امام ـ علیه‌السّلام ـ و وجوهات دیگری بنا کرده‌اند و سپس مطلع شده‌اند که آن زمین سابقا وقف حسینیه بوده است، تکلیف شرعی چه می‌باشد؟ جواب: باید آن را به همان حسینیه برگردانند و وجوهاتی را که در آن مصرف کرده‌اند، آن‌چه از آن‌ها که جواز مصرف در حسینیه هم دارد، مانعی ندارد و اگر موردی از آن‌ها باشد که فقط برای صرف در مسجد جواز داشته است، آن مقدار را ضامن اند.
استفاده از آب‌انبار برای مسجد 242. آب‌انباری وقفی در کنار مسجدی قرار دارد که دیگر از آن استفاده نمی‌شود. آیا می‌توان در توسعه‌ی مسجد از آن استفاده کرد؟ جواب: اگر به هیچ وجه مورد استفاده نیست، باید صرف در وجوه برّ و امور خیر شود که تبدیل به مسجد هم از وجوه برّ است و در هر صورت مکان مذکور مصلّی است نه مسجد.
تبدیل آب‌انبار غیر قابل استفاده به مسجد 243. آب‌انباری وقفی بوده و اکنون هیچ مورد استفاده نیست. آیا می‌توان آن را به مسجد تبدیل کرد؟ جواب: آری، زیرا آن هم از وجوه و موارد برّ و خیر است و وقفی که منفعت از آن ممکن نیست، باید صرف در موارد برّ شود.
مسجدی که دیوار و سقف آن غصبی است 244. یکی از نهادها سنگ‌ها و مصالحی را از صاحبان آن‌ها مصادره کرده و با آن‌ها مسجد ساخته است و مالک راضی نیست. اگر آن مصالح در دیوار یا سقف مسجد مصرف شده باشد، نماز خواندن روی زمین آن چه حکمی دارد؟ جواب: نماز در آن بلامانع است، زیرا فقط ساختمان آن غصبی است که باید پول آن را به مالک بدهند و بعد آن را وقف کنند.
تبدیل زمین وقف برای قبرستان به مسجد 245. آیا زمین موقوفه برای قبرستان یا غیر آن را می‌توان مسجد کرد؟ جواب: خیر، زیرا مسجد ملازمه‌ی با بقای ابدی در آن جا دارد و این امر با وقف برای غیر، منافات دارد، ولی مصلّی قرار دادن آن زمین، به صورتی که ممنوع از دفن نباشد، جایز است.
تبدیل حمام غیر قابل استفاده به مسجد 246. آیا جایز است با کمک‌های مالی که از مردم و زکات و غیره گرفته شده، حمام عمومی نیمه تمامی را که اصلاً مورد استفاده قرار نگرفته است، تخریب و صرف در نیازهای مسجد کنند؟ جواب: اگر امکان دارد، احتیاطا از بخشندگان و دهندگان آن وجوه اجازه بگیرند، وگرنه با رضایت اهالی آن محل جایز است.
احداث مسجد در زمین میّتی که ورثه‌اش معلوم نیست 247. مالک زمینی مرده و ورثه‌ی او هم مورد شناخت و در دسترس نیستند و مردم، آن زمین را مسجد کرده‌اند. آیا این کار صحیح بوده است؟ تکلیف چیست؟ جواب: باید حاکم شرع اجازه دهد ثمن و قیمت زمین را صدقه دهند، هر چند به این‌که اهل خیر آن را بخرند وپول آن را صدقه دهند تا نماز در آن جا جایز باشد و احتیاط در این است که پس از صدقه قیمت، صیغه‌ی وقف را مجددا بخوانند.
فروش فرش مسجد برای تبدیل آن به بهتر 248. فروختن فرش مسجد و تبدیل آن به فرش بهتر چه حکمی دارد؟ جواب: در صورتی که با عدم تعویض از بین می‌رود، جایز است.
قرض دادن مصالح اضافی مسجدی برای مصرف در مسجد دیگر 249. مصالح اضافی مسجدی را برای مسجد دیگری قرض می‌دهند تا در ضروریات آن مسجد مصرف گردد، آیا جایز است؟ جواب: جایز است، نه برای مصرف در تجمّلات آن.
عدم جواز احداث زیرزمین در مسجد برای غسّال‌خانه و... 250. زمینی برای مسجد وقف و ساخته شده است اکنون که می‌خواهند مسجد را از نو تعمیر کنند، آیا جایز است که یک زیرزمین برای غسل دادن اموات، وضوخانه، انبار و آشپزخانه ـ که مورد نیاز است ـ ساخته شود؟ جواب: در فرض مرقوم جایز نیست.
ساخت مسجد در کنار مسجد قدیمی 251. مسجدی قدیمی، قابل استفاده و دارای سابقه 400 ساله در روستایی وجود دارد. ولی گروهی قصد دارند مسجد دیگری، آن هم در زمین موقوفه بسازند. آیا نماز خواندن در مسجد جدید جایز است؟ جواب: در زمین موقوفه مسجد نمی‌شود و اگر متولی موقوفه مصلحت ببیند مصلّی می‌شود و مسجد قبلی به مسجد بودن خود باقی است.
ایجاد پایگاه مقاومت و مرکز فرهنگی در مسجد 252. مسجدی دارای حجره‌هایی است که برای مدرسه وقف شده است. چندین سال پیش به عنوان حوزه علمیه از آن جا استفاده می‌شد. چند سال است که حوزه علمیه به جای دیگری منتقل شده است، مسجد و حجره‌ها روبه خرابی هستند و مسجد به کلّی تعطیل شده است. اکنون عده‌ای از جوانان متدیّن و فرهنگی می‌خواهند در آن مسجد فعّالیّت‌های فرهنگی کنند. چند ماه است شروع به کار کرده‌اند و در حدّ توان خودشان قدم‌هایی برداشته‌اند. اکنون ضرورت ایجاب می‌کند که در آن مسجد پایگاه مقاومتی تشکیل دهند و یکی از حجره‌ها را به این امر مهم اختصاص دهند تا بتوانند از این طریق جوانانی را جذب مسجد و فعالیت‌های دینی کنند. آیا استفاده کردن از این حجره به عنوان مرکز پایگاه مقاومت و مرکز فرهنگی در دو حالت زیر، از نظر شرعی چه حکمی دارد؟ 1) استفاده کردن از آن بدون اجاره. 2) استفاده کردن از آن به طریق اجاره و صرف اجرت آن در امور مسجد. جواب: تا ممکن است بر حسب وقف عمل شود.
چند طبقه کردن موقوفه برای مسجد 253. اگر مسجدی را در سه طبقه تأسیس و هر طبقه را جهت امری اختصاص دهند ـ مثلاً زیرزمین را تأسیسات مسجد، طبقه همکف را به زنان و طبقه بالا را به مردان اختصاص دهند ـ ، به نظر حضرتعالی چه حکمی دارد؟ جواب: اگر زمین آن وقف مسجد است و تمامیت وقف محقق شده است، نمی‌توانند چنین کنند و تمام طبقات به حکم مسجد است و در غیر این صورت، وقف هر طبقه و هر قسمت برای امری مانعی ندارد و یا این که اصلاً وقف شرعی نباشد و به عنوان نمازخانه باشد.
ضمیمه نمودن قبرستان به مسجد 254. در روستایی برای بزرگ نمودن مسجد از جهت طول و عرض، باید از زمینی که برای قبرستان جلوی مسجد است استفاده شود. در این زمین افرادی کمتر از سی یا چهل سال است که دفن شده‌اند، تکلیف چیست؟ ضمنا این زمین حدود صد سال پیش توسط شخصی وقف شده است، اما عنوان آن را کسی نمی‌داند. جواب: اگر به گونه‌ای استفاده کنند که نبش قبر نشود، حکم مسجد را ندارد ولی مصلّی (نمازخانه) می شود.
دو نام از طرف واقف زمین و سازنده برای یک مسجد 255. واقفی زمینی را برای مسجد وقف کرده است، به این شرط که به فلان نام باشد، سازنده مسجد می‌خواهد آن را به نام دیگری بسازد. تکلیف چیست؟ جواب: آن مسجد را به نام هر دو بسازند، زیرا قیودی که در ابتدای وقف بوده باید مراعات شود.
زمین اهدایی شهرداری جهت مسجد 256. شهرداری قطعه زمینی را برای احداث مسجدی به اهالی محل اهدا نموده، مشروط بر این‌که در مدت قرارداد مردم نسبت به شروع احداث مسجد اقدام نمایند. کلنگ مسجد توسط امام جمعه زده شد، ولی به علّت رسیدن زمستان، به همان صورت باقی مانده است. آیا با این عمل زمین مذکور مسجد محسوب می‌شود و آیا شهرداری می‌تواند لغو قرارداد نماید؟ جواب: تا وقتی که نماز نخوانده‌اند، مسجد محسوب نمی‌شود.
خراب شدن منزل موقوفه امام جماعت مسجد 257. خانه‌ای وقف امام جماعت مسجد بوده و به مرور زمان خراب شده است و آن را برای توسعه مسجد، داخل مسجد کرده‌اند، حکم شرعی در این خصوص چیست؟ جواب: تا ممکن است باید به حالت اولیه‌اش برگردانند و در صورت تعذّر، اگر از موارد جواز فروش وقف باشد، آن را بفروشند و مشتری اگر خواست آن را وقف مسجد کند.
عقب نشینی مسجد 258. مسجدی را تعمیرو توسعه داده‌ایم، ولی طبق طرح هادی، از طرف شرق و شمال مسجد ملزم به عقب‌نشینی شدیم. با عنایت به این‌که هر دو طرف عقب‌نشینی شده، راه عمومی بوده و نیاز مبرم به تعریض و توسعه جهت عبور و مرور مردم و ماشین‌ها دارد، خواهشمند است نظرتان را در رابطه با این عقب‌نشینی بفرمایید. جواب: نمی‌توانند عقب نشینی بکنند و تا ممکن است تعمیری نکنند تا مستمسکی برای عقب نشینی نشود و اگر خراب کرده‌اید، مقدار عقب‌نشینی را دیوار بکشید و محصورکنید تا عقب‌نشینی مستند به شما نباشد، واللّه‌العالم.
ضمیمه کردن خانه‌ی بهایی و کوچه به مسجد 259. برای توسعه مسجد جامع، خانه‌های اطراف آن را خریداری و به مسجد ملحق کردیم که یکی از آن‌ها خانه یک بهایی بود و بین مسجد قدیم و یکی از خانه‌ها کوچه‌ای به عرض 5/1 متر واقع شده بود که با رضایت اهالی، آن کوچه هم به مسجد ملحق شد. با توجه به این که کوچه‌های اطراف مسجد را گسترش داده‌ایم، به طوری که مشکلی برای رفت و آمد مردم وجود ندارد، ولی بعد از ساخت، عدّه‌ای به دو جهت در مسجد شبهه دارند. 1) چون بخشی از این مسجد قبلاً خانه بهایی بوده است. 2) کوچه عمومی به آن ملحق شده است؛ لطفا حکم شرعی را در این باره بیان فرمایید. جواب: ساختمان فوق مسجد است به استثنای کوچه‌ای که ملحق به مسجد شده که آن مقدار بدون این که از محل عبور بودن خارج شود می‌تواند مصلّی باشد و نماز در آن قسمت جایز است و آن‌چه از بهایی‌الاصل به مسجد ملحق شده مسجد است. بله، اگر او اوّل مسلمان بوده و بعد بهایی شده است رضایت ورثه‌ی مسلمان او جلب شود.
بی استفاده ماندن مسجد جامع و عدم خروج آن از جامعیّت 260. مسجد قدیمی روستا سابقا مسجد جامع بوده ولی بعدا دیگر نماز جماعت و مراسم مذهبی در مساجد جدید برگزار می‌شود، و آن مسجد رو به تخریب است؛ آیا هم‌چنان مسجد جامع باقی است. جواب: مسجد جامع از جامعیّت خارج نمی‌شود.
قرار دادن راه عبور در مسجد 261. در یک طرف مسجد راهی است که دو طرف آن باز و محلّ عبور و مرور است. عده‌ای می‌خواهند طرف دیگر این راه را با خود این راه برای توسعه، داخل مسجد کنند، آیا جایز است؟ جواب: چون این راه عبور است و تمام عابرین در آن حق دارند، جایز نیست آن را مسجد کنند و اگر خواستند آن را مصلی (نمازخانه) کنند، بنابر احوط باید راهی برای عبور ـ حتی در موقع نماز ـ بگذارند؛ مانند این‌که در طبقه‌ی بالای آن مصلی بسازند و زیر آن، مسیر عبور و مرور مردم باشد.
جاهایی که جزو مسجد است 262. غیر از اصل مسجد، چه قسمت‌هایی از مسجد جزو مسجد است؟ جواب: پشت‌بام و سرداب و محراب بنابر اظهر جزو مسجد است، مگر این که علم به خروج آن‌ها از مسجد حاصل شود.
ساختن دستشویی در زمین مسجد 263. شخصی که از دنیا رفته است، در زمان حیات خود زمینی را به طور مطلق و بدون قید برای مسجد هدیه کرده است. آیا در این زمین می‌شود دستشویی ساخت؟ جواب: اگر زمین را داده که مسجد بسازند و قیدی نیاورده است، می‌توانند به همان صورت که متعارف ساختمان مسجد است عمل کنند و اگر متعارف است که در محلّی از آن دستشویی درست کنند، می‌توانند درست کنند، مگر در صورتی‌که معلوم باشد منظور دهنده‌ی زمین فقط مسجد بوده است و هم‌چنین اگر متعارف نیست در محلی از آن دستشویی بسازند، نمی‌توانند دستشویی درست کنند، واللّه العالم.
مصادره‌ی زمین و اختصاص آن به مسجد 264. هیأت هفت‌نفره‌ی واگذاری اراضی، زمین اینجانب را بدون اطلاع و رضایت من به دیگری واگذار کرده و در عوض آن، زمین دیگری را از آنان دریافت داشته و به ساخت مسجد اختصاص داده است. آیا نماز خواندن در آن مسجد صحیح است؟ جواب: با احراز رضایت مالک، نماز صحیح است.
اجاره‌ی زمین وقفی و ساختن مسجد 265. آیا جایز است زمین وقفی را اجاره کنند و مسجد بسازند؟ جواب: مسجد نمی شود و در مواردی که اجاره دادن جایز است، مُصّلی (نمازخانه) می شود نه مسجد.
زمین‌های موقوفه حضرت رضا ـ علیه السّلام ـ و حضرت معصومه ـ علیهاالسّلام 266. مقدار زیادی از زمین‌های مشهد، قم و... موقوفه امام رضا ـ علیه‌السّلام ـ و حضرت معصومه ـ علیهاالسّلام ـ است، ساخت مسجد در چنین زمین‌هایی چه حکمی دارد؟ جواب: ساخت مسجد در زمین موقوفه جایز و صحیح نیست و مصلّی مانعی ندارد.
قرار دادن آبدارخانه و کفش‌کن جزو مسجد 267. مسجدی که به علّت کثرت جمعیّت، نیاز به توسعه دارد و در کنار آن زمینِ دست‌نخورده است؛ آیا می‌توان آبدارخانه و کفش‌کن مسجد را در آن زمین ساخت؟ و بر فرض جواز آیا احکام مسجد را دارد؟ جواب: با فرض عدم وقف آن زمین بر جهت خاصّه و صلاحدید متولّی مانعی ندارد و احوط این است که برای جزو مسجد شدن آن‌ها صیغه‌ی وقف مسجد بخوانند.
نمازخانه و مسجد در ادارات و پارک‌ها 268. در ادارات و یا بعضی از مکان‌ها مثل پارک، مکانی را به عنوان نمازخانه قرارمی دهند و بعد از مدّتی کسانی که به آن جا رفت و آمد می‌کنند به آن، مسجد می‌گویند، با وجود این که ممکن است بعدها آن مکان به چیز دیگری تبدیل شود. آیا آن مکان حکم مسجد را دارد و احکام مسجد درباره‌ی آن جاری می‌شود؟ جواب: اگر به عنوان مسجدیّت وقف نشده باشد، مسجد نیست.
ضمیمه ی اطاق‌های مسجد به حیاط 269. اطاق‌هایی در حیاط مسجد بدون استفاده مانده و در حال تخریب است. تبدیل آن‌ها به حیاط مسجد چه حکمی دارد؟ جواب: اگر ممکن است اطاق‌های مذکور را تجدید بنا نمایند تا در جهت خاصّی که در وقف تعیین شده به کار رود و تبدیل به حیاط ننمایند و اگر ممکن نیست، با مراعات آن‌چه که مناسب‌تر است و صلاحیّت بیشتر دارد، مانع ندارد.
تبدیل ایوان مسجد به وضوخانه 270. هنگام تعمیر مسجدی قدیمی دو ایوان که قبلاً در دیوار مسجد واقع بوده و در آن‌ها نماز خوانده نمی‌شده را تبدیل به دو وضوخانه مورد نیاز کرده‌اند که ساخته شده و فقط جهت وضو گرفتن از آن استفاده می‌شود و محلّ دیگری برای وضوخانه نیست. آیا این کار صحیح بوده است؟ جواب: اگر جزو مسجد بوده و مسجد به حساب می‌آمده است، باید برگردانده شود.
انتقال آبدارخانه و تصرّف در مسجد 271. آیا انتقال آبدارخانه‌ی مسجد به جای دیگر، در صورتی که مستلزم آن باشد که یک متر از صحن مسجد به جای آبدرخانه جایگزین گردد، جایز است؟ جواب: انتقال آبدارخانه که مستلزم تغییر وقف در غیر جهت وقف است، مجاز نیست.
تخریب مسجد برای خیابان 272. آیا تخریب قسمتی از مسجد یا تمام آن، جهت تعریض خیابان جایز است؟ جواب: جایز نیست.
عقب نشینی مسجد 273. آیا عقب‌نشینی، هنگام تجدید بنای مسجد، طبق قوانین شهرداری به نحوی که چند متر از مسجد داخل خیابان واقع شود جایز است؟ جواب: جایز نیست.
تبدیل مسجد به پایگاه بسیج 274. دو باب حجره برای ضروریات و دفتر مسجد ساخته‌اند، آیا تبدیل آن به پایگاه بسیج و مانند آن، جایز است؟ جواب: جایز نیست.
صندوق قرض الحسنه در محوطه ی مسجد 275. در محوطه ی مسجد، دو باب دکان جهت انجام کارهای صندوق قرض‌الحسنه عام‌المنفعه با موافقت هیأت امنای مسجد احداث شده است و بابت آن سالانه مبلغی به مسجد اجاره پرداخت می‌شود. آیا ادامه‌ی کار این صندوق در مکان فعلی جایز است؟ جواب: اگر محوطه‌ی مسجد وقف حیاط مسجد یا مثل آن است، تغییر آن به دکان جایز نیست و باید به حال اوّل برگردد و چنان‌چه از اراضی مسجد است که باید عواید آن صرف مسجد شود، ساختن دکّان در آن و اجاره‌ی آن و صرف عواید در مسجد با نظر متولّی شرعی و با نبودن شخص خاص به عنوان متولّی، با نظر حاکم شرع، اشکال ندارد.
تخریب مغازه ی مسجد 276. درب ورودی مسجدی بین دو مغازه‌ی متعلّق به مسجد قرار گرفته است، به طوری که از طرف خیابان، ظاهر مسجد را به شکل تجارت خانه درآورده است، برداشتن آن دو مغازه چه حکمی دارد؟ جواب: از مغازه‌ی متعلّق به مسجد، باید استفاده‌ی مغازه شود و نباید از بین ببرند.
خارج کردن خاک از مسجد 277. اگر کسی اندکی از خاک مسجدی را از آن جا خارج کرده باشد و آن خاک مفقود شده باشد، وظیفه‌ی او چیست؟ جواب: اگرمقدار کمی است که به نظر عقلا موجب ضمان نیست، در فرض سؤال وظیفه‌ای ندارد.
تبدیل فرش های مسجد 278. فرش های مسجدی فرسوده شده و در صورت عدم تعویض از بین می‌رود. آیا جایز است آن‌هارا فروخته و به أحسن تبدیل کنیم؟ جواب: جایز است.
انتقال وسایل مسجدی به مسجد دیگر 279. مسجدی است قدیمی که دارای فرش و اثاثیه ی فراوان است و در نزدیکی آن مسجد جدیدی ساخته شده که جمعیّت زیادی به آن جا می روند و وسایل مسجد قدیم در معرض تلف و احیانا سرقت است. آیا می توان آن وسایل را به مسجد جدید نقل داد؟ جواب: اگر در مسجد قدیم قابل استفاده نباشد، انتقال عین آن وسایل یا بدل آن‌ها، اشکال ندارد.
تبدیل ظروف وقفی مسجد 280. آیا می‌توان ظروف وقفی مسجد را ـ که قدیمی شده و مورد استفاده نیست ـ فروخت و به ظروف بهتری تبدیل کرد؟ جواب: جایز است.
فروش وسایل اضافه برای هزینه ی مسجد 281. چیزهایی که به عنوان نذر و یا کمک به مسجد داده می‌شود ـ مانند پنکه و چراغ و... ـ ، چنان‌چه زاید بر احتیاج باشد، آیا متولّی می‌تواند وسایل اضافه را بفروشد و به سایر هزینه‌های لازم مسجد برساند؟ جواب: جایز است.
گذاشتن بار در مسجد 282. شخصی بار خود را در حیاط مسجد می‌گذارد و حاضر است اجرت هم بدهد. آیا جایز است؟ جواب: اجرت ندارد. ولی اِشغال مسجد به طوری که مزاحمت برای نمازگزاران یا موجب هتک مسجد باشد، جایز نیست.
پختن غذا در پشت بام مسجد 283. آیا پختن غذا در ایّام سوگواری، در پشت بام مسجد جایز است؟ جواب: اگر به جایی ضرر نزند و موجب نجس شدن مسجد هم نشود و مزاحم نمازگزاران نشود، مانع ندارد.
آذین بستن مسجد 284. آیا آذین بستن داخل مسجد برای جشن ائمّه‌ی اطهار جایز است؟ جواب: در صورت عدم مزاحمت با نمازگزاران، اشکال ندارد.
کف زدن در مسجد 285. آیا در مراسمی که در اعیاد و ولادت ائمّه ـ علیهم‌السّلام ـ در مسجد برگزار می شود، کف زدن جایز است؟ جواب: اگر به حدّ لهو برسد و هتک مکان یا معصوم باشد، جایز نیست.
عروسی در مسجد 286. آیا در مسجد می توان مجلس عروسی گرفت؟ جواب: باید در مسجد از کارهایی که با احترام مسجد منافات دارد و یا مزاحم نمازگزاران است و یا در غیر جهت وقف است، اجتناب شود.
استفاده از برق و امکانات مسجد زودتر از وقت 287. گاهی مأمومین نماز جماعت جهت اقامه‌ی نماز زودتر از وقت شرعی در مسجد حاضر می‌شوند و در این بین از امکانات مسجد مثل برق و... استفاده می‌کنند. حکم آن‌ها چیست؟ جواب: در حدّ متعارف اشکال ندارد.
برداشتن حایل بین زنان و مردان 288. در مساجد غالبا حایلی مثل پرده بین زنان و مردان وجود دارد. با توجّه به این که در مسجدالحرام چنین حایلی وجود ندارد، آیا می‌شود در مساجد دیگر هم این حایل را برداشت؟ جواب: نماز خواندن بدون حایل در صورت تقدّم یا تساوی زن با مرد بنابر اظهر، مکروه است، ولی برای امور غیر از نماز چون غالبا موجب ارتباط و اختلاط بین آن‌ها می‌شود، از این کار احتراز شود، احتیاطا.
دوران بین تطهیر مسجد و غسل جنابت 289. شخصی محتلم است و نمی تواند داخل مسجد توقّف نماید و از طرفی تطهیر مسجد واجب است و شخص دیگری هم نیست که آن را تطهیر کند، وظیفه‌اش چیست؟ جواب: وجوب تطهیر مسجد فوریّت عرفیّه دارد، لذا پس از غسل کردن مسجد را تطهیر کند و اگر امکان دارد، در حال عبور تطهیر کند.
ورود اهل کتاب به مسجد 290. ورود اهل کتاب به مساجد برای شرکت در مجالس ترحیم آشنایان، جایز است یا باید از ورود آن‌ها جلوگیری شود؟ جواب: نباید وارد مساجد مسلمین شوند.
برگزاری مراسم غیر مسلمان در مسجد 291. آیا برگزاری مراسم درگذشت افراد غیر مسلمان در مسجد شرعا جایز است؟ جواب: جایز نیست.
مسجدی که حقوق کارگران آن پرداخت نشده 292. مسجدی جهت توسعه و بازسازی، بابت پرداخت مصالح، مزد کارگر و بنّا مدیون است و طلب کاران از این بابت ناراضی هستند؛ با توجه به درآمد مسجد از طریق چندین مغازه‌ی موقوفه و مراسم مذهبی و خودداری متولّی از پرداخت بدهی مسجد، اقامه ی نماز جماعت و انجام مراسم مذهبی در مسجد فوق چه حکمی خواهد داشت؟ جواب: بدهی مسجد ربطی به نماز در آن ندارد و جماعت و نماز در آن صحیح است، و لازم است کسانی که متصدّی هستند نسبت به بدهی مسجد رسیدگی و اقدام داشته باشند.
غیبت در مسجد 293. اگر کسانی در مسجد غیبت می‌کنند به طوری که انسان در هر موضع بنشیند با غیبت مواجه می‌شود و امر به معروف هم تأثیر ندارد آیا رفتن به مسجد جایز می‌باشد؟ جواب: به غیبت گوش ندهید و می‌توانید به مسجد بروید.
ساختن مسجد با بودجه های دولتی 294. در یکی از مناطق مسکونی، مسجدی با هزینه سازمان آب و برق بنا گردیده است و تمامی بودجه شامل: بنّا، سیستم‌های صوتی، امکانات اولیه، فرش، موکت، یخچال، اجاق گاز و... و هم‌چنین مراسم مولودی و سوگواری ائمه ـ علیهم‌السّلام ـ و مراسم مربوط به ماه مبارک رمضان از هزینه آن سازمان تأمین می‌گردد. حکم شرعی این گونه هزینه‌ها را از بودجه سازمانی اعلام فرمایید تا مشکل مسلمین نمازگزار در این مسجد و مساجد مشابه حل شود. جواب: اگر از محل درآمد حلال و با اذن من له الاذن (صاحب اجازه) بوده است، اشکال ندارد.
کراهت نگهداری نقّاشی و تصویر و عکس در مسجد 295. حکم نقّاشی، تصویر و عکس در مسجد را بیان نمایید. جواب: نقاشی و تصویر در مسجد مکروه است و عکس هم گرچه صورت سازی و مجسّمه سازی نیست، بلکه نگاه‌داشتن صورت در جایی است، ولی تصویر بر «عکس» هم صدق می‌کند، پس ملحق نمودن آن به نقش و تصویر در کراهت، مبنی بر احتیاط است.
برداشتن پرده 296. از قدیم در مساجد حایلی ـ مثل پرده ـ بین زنان و مردان بوده است. اکنون عدّه‌ای می‌گویند پرده و دیوار بین زنان و مردان در حال نماز خواندن و موعظه کردن لزوم ندارد. نظر مبارک را در این باره مرقوم فرمایید. جواب: آن‌چه که به پوشش زنان از مردان نزدیک‌تر باشد، با فضیلت‌تر بوده و موافق احتیاط است.
تصرّف در حریم مسجد 297. زمینی در کنار مسجد بوده که آن را برای مسجد وقف کرده‌اند، متولّی مسجد صلاح دیده آن زمین را جهت رفت و آمد به وضوخانه، به کوچه تبدیل کند. همسایه مسجد از امین مسجد تقاضا می کند از خانه‌اش دری به این کوچه باز کند. آیا امین می تواند اجازه دهد؟ اگر همسایه دری باز کرده باشد، چه حکمی دارد؟ جواب: امین مذکور حقّ این اجازه را ندارد و همسایه هم باید این درب را مسدود کند.
الحاق و توسعه مسجد 298. مسجد جامع دارای یک شبستان قدیمی است که فرسوده و غیر قابل استفاده است و به تشخیص معماران باید تخریب شود و مسجدی هم در کنار مسجد جامع است که می خواهیم آن را به این مسجد ملحق کنیم. و زمین‌های زیادی نیز اطراف مسجد توسط افراد خیّر خریداری شده تا برای توسعه مسجد از آن استفاده گردد. حال سه مسأله مطرح است: 1) نیاز به وضوخانه (محل وضو نه توالت) داریم که مهندسین، ساخت آن را در زیرزمین مناسب می‌دانند. آیا می‌توان آن را در مسجد قدیمی احداث نمود؟ 2) آیا می توان برای توسعه مسجد، شبستان قدیمی و مسجد مخروبه را ـ که بنایی ندارد ـ جزو صحن قرار داد؟ با توجه به این که قصد داریم روی صحن هم سقفی بنا کنیم، تا در زمستان هم برای نماز گزاران قابل استفاده باشد. 3) آیا می توان وضوخانه را در زمین‌های خریداری شده احداث کرد. مخصوصا آن که هنوز به مسجدیّت در نیامده است؟ جواب: وضوخانه را باید در آن قسمتی که سابقا مسجد نبوده ساخت ونیازمندی‌های ذکر شده پیش از صیغه‌ی وقفیّت جایز است و مسجد هم نباید حیاط مسجد شود.
مسجد در زمین وقفی 299. زمین مسجدی وقف بر امامزاده‌ای است که در جنب آن قرار دارد، آیا مسجد باید اجاره بپردازد؟ جواب: در زمین وقفی نمی‌شود مسجد بنا کرد و اگر به صورت مصلّی باشد، مانعی ندارد.
دفن واقف در مسجد 300. شخصی زمینی را که در کنار مسجد محل بود، وقف آن مسجد نمود به شرط آن که او را بعد از فوت در همان مسجد که از زمین واقف ساخته شده دفن نمایند. عدّه‌ای از اهالی این شرط را پذیرفته‌اند و مسجد محلّ با این زمین یکی شده است و ساختمان‌سازی به پایان رسیده است. واقف می‌گوید محلّ دفن او را در مسجد مشخص نمایند و عدم رضایت خود را در صورت عدم تعیین اعلام نموده است. آیا می‌توان او را در آن جا دفن نمود؟ جواب: در صورت عدم مزاحمت مقبره با نمازگزاران و عدم آلوده شدن باطن مسجد (چنان‌چه مثلاً جسد را در صندوق یا مقبره‌ی سیمانی دفن نمایند)، مانعی ندارد در مسجد دفن شود.
اشیای مختلفی که به مسجد داده می شود 301. اشیایی که به مسجد داده می‌شود، ممکن است گاهی با عنوان وقف و گاهی با عنوان تملیک باشد، آیا احکام شرعی هر کدام از این دو مورد مختلف است؟ لطفا فرق آن‌ها را مرقوم فرمایید. جواب: هر چه وقف باشد، باید در جهت وقف مصرف شود و آن‌چه غیر از وقف است، در غیر آن، در امور مربوط به مسجد مصرف می‌شود، مگر جهت خاصی را قید کرده باشد.
استفاده ی شخصی از فرش مسجد و حسینیّه 302. آیا فرش مسجد یا حسینیّه را که وقف خاص است، می‌توان در مجالس شخصی، یا خارج از آن‌ها استفاده کرد؟ جواب: خیر، نمی توان.
تزیین فراوان مسجد 303. آیا تزیین بیش از حدّ مساجد، جایز است؟ جواب: تزیین آن‌ها به طلا احتیاطا جایز نیست و هم چنین تزیین آن با تصویر و نقش، به خصوص با تصاویر جانداران.
تعمیر مسجد مخروبه 304. در روستای مجاور ما که مردم آن مهاجرت کرده‌اند، مسجدی وجود دارد که مخروبه شده است، آیا تعمیر و بازسازی آن لازم است؟ جواب: ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می باشد، مستحب است.
نجاست فرش مسجد 305. اگر رویه‌ی کفش نجس شود، آن را واکس بزنیم و پای‌تر روی کفش گذاشته و وارد مسجد شویم، آیا فرش مسجد نجس می‌شود؟ جواب: احتیاطا آن فرش را تطهیر کنید.
ورود حائض و جُنُب به حیاط مسجد 306. آیا کسانی که عذر شرعی دارند، می توانند وارد حیاط مسجد و یا حرم امامان و امام‌زادگان شوند؟ جواب: ورود به حرم امامان جایز نیست، بنابر احوط، ورود به حیاط مسجد اشکال ندارد.
صرف پول مسجد در امور شخصی 307. مقداری از پول هیأت و مسجد نزد من است، آیا می‌توانم فعلاً این‌ها را خودم مصرف نمایم و هر وقت هیأت احتیاج پیدا کرد بپردازم؟ جواب: خیر، نمی توانید.
انتقال کتب وقفی مسجد 308. آیا کتاب‌هایی که وقف مسجد شده و مورد استفاده نیست را می‌توان به کتابخانه دیگری منتقل نمود؟ جواب: مثل سایر موقوفات، متعلّق به مسجد است.
ضرر رساندن سهوی به مسجد 309. هرگاه انسان سهوا ضرری به مسجد برساند، آیا ضامن است؟ (مثلاً ناخواسته پا روی مهر مسجد گذاشته و آن را شکسته است) جواب: بله، ضامن است.
مسجد به جای حمام مخروبه 310. مسجدی در زمینی بنا شده که قبلاً حمام مخروبه بوده است، آیا نماز در آن صحیح است یا خیر؟ جواب: نیاز به اجازه حاکم شرع دارد.
سخن دنیایی در مسجد 311. صحبت کردن در مسجد راجع به امور دنیوی، چه حکمی دارد؟ جواب: کراهت دارد.
برگزاری امتحانات در مساجد 312. در برخی مناطق به دلیل کمبود سالن، امتحانات دانش‌آموزان در مساجد برگزار می‌شود، با توجه به این که اکثریت خواهران شرکت کننده بالغ بوده و قطعا عده‌ای از آنان در عادت ماهانه به سر می‌برند و از طرفی مجبور به شرکت در همان جلسه امتحان هستند و عدم شرکت آن‌ها موجب از بین رفتن زحمات یک ساله آن‌ها خواهد شد، لطفا بفرمایید آیا مشخص کردن مسجد برای برگزاری امتحانات خواهران جایز است؟ و در صورت برگزاری امتحان در مسجد، خواهرانی که در حال عادت ماهانه‌اند، می‌توانند شرکت کنند؟ جواب: اصل آن برگزاری جایز است و شرکت خواهران در حالت مذکور، حرام است.
اجناس اضافه آمده در مسجد 313. برخی از اجناس هم چون چای، قند یا.... که در مجالس مسجد اضافه می‌آید و در طولانی مدّت فاسد می‌شود، آیا می‌توان آن‌ها را فروخت و خرج مسجد نمود، یا می‌توان مقداری از آن را به صورت قرض مصرف نمود و در صورت نیاز به همان مقدار پس داد؟ جواب: آن چه متعلّق به مسجد است، باید تحت نظر متولّی شرعی مسجد انجام گیرد و هر چه مالک معیّن دارد، باید به او مراجعه شود.
جاگرفتن در مساجد 314. در برخی مساجد به علت شلوغی باید زودتر جا گرفت، اگر کسی برای خود قبل از نماز جایی بگیرد و جهت وضو یا کار دیگر برود و فرد دیگری جای او را بگیرد، نماز خواندن فرد دوم چه حکمی دارد؟ آیا فقط حرام مرتکب شده یا نماز او هم باطل است؟ و در صورت جلب رضایت فرد اوّل پس از نماز، نماز او چه حکمی خواهد داشت؟ جواب: اگر رحلی در آن جا گذاشته است، اولویت به آن جا پیدا کرده و دیگری که جای او را بگیرد، کار حرام مرتکب شده است، گرچه نمازش باطل نیست. 315. آیا کسی می تواند هنگام نماز ظهر و عصر، برای نماز مغرب و عشا برای خود جایی را در مسجد مشخص کند؟ و کسی که جایی را مشخص می‌کند تا چه وقتی نسبت به آن جا حق دارد؟ آیا پس از شروع نماز جماعت نیز حق او باقی است؟ جواب: می تواند این طور جا بگیرد، ولی پس از شروع و انعقاد جماعت حق او زایل می‌شود و فرد دیگری می‌تواند در آن جا نماز بخواند. 316. در برخی مساجد بزرگ‌ترها و پیرمردها و پیرزن‌ها در صف اوّل یا جاهای خاصّ مسجد معمولاً جایی اختصاصی برای خود داشته و این امری پذیرفته شده تلقی می‌گردد و گاهی اگر جوانی در آن‌جا بنشیند، او را جابه جا می‌نمایند، آیا نماز این دسته از افراد اشکالی ندارد؟ جواب: اگر جای کسی را نگیرند، اشکال ندارد.
مشروعیّت مجالس ترحیم در مسجد 317. آیا برگزاری مجالس ترحیم در مساجد مشروع است؟ و آیا اگر این مجالس مزاحمتی برای تعقیبات وعبادت نمازگزاران داشته باشد، چه حکمی دارد؟ جواب: مشروع است، در صورتی که مزاحمت با نمازگزاران نداشته باشد.
پول گرفتن هیأت امنا جهت مجالس ترحیم 318. آیا هیأت امنا می‌توانند در ازای برگزاری مجالس ترحیم در مسجد، مبلغی از صاحبان عزا دریافت و خرج آب و برق مسجد نمایند؟ جواب: اگر با اجازه متولی باشد، مانعی ندارد.
عدم آرامش همسایگان مسجد 319. اگر همسایگان مسجد از سر و صدا و پارک وسایل نقلیه و رفت و آمد نمازگزاران مسجد ناراحت باشند، تکلیف آنان چیست؟ جواب: اذیت و آزار مؤمنین همسایه، حرام است.
تعریف مسجد جامع 320. تعریف مسجد جامع چیست؟ جواب: مسجدی است که در اوقات نماز معمولاً غالب اهالی شهر به آن جا می‌آیند، هر چند که از آن محل هم نباشند.
انتقال لوله فاضلاب مسجد از زیر مسجد 321. آیا انتقال آب فاضلاب مسجد به وسیله لوله پولیکا از زیر مسجد، در صورت ضرورت جایز است؟ جواب: اشکال ندارد، با فرض عدم صدق تنجیس باطن مسجد.
بلندگوهای مسجد 322. استفاده از بلندگوهای مساجد که صدا در خارج از مسجد پخش می‌کنند، تا چه وقت جایز است؟ آیا پخش مراسم سخنرانی و عزاداری جایز است؟ جواب: اگر سبب اذیت همسایگان شود، جایز نیست.
نحوه ایستادن زن و مرد در مسجد 323.گفته شده اگر زن و مرد بدون حایل و پرده در کنار هم بایستند و نماز بخوانند، کراهت دارد مگر با رعایت فاصله ده زراع که حدود پنج متر می‌شود؛ در صورتی که نماز جماعت باشد، آیا رعایت اتصال صفوف در جماعت با این فاصله جایز است؟ جواب: خیر، باید به نحو مذکور در مسأله‌ی 1155 رساله باشد و در این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.
شعر خواندن در مسجد 324.با توجه به کراهت خواندن شعر در مساجد، لطفا حکم اشعاری که در مدح یا مرثیه اهل بیت و یا موعظه و مناجات با خداوند است را بفرمایید؟ جواب: خواندن اشعار با موضوعات ذکر شده اشکال ندارد.
ورود اطفال به مسجد 325. بدون شک، آشنایی اطفال با مکان‌ها و مجامع مذهبی از کودکی امری پسندیده است، آیا این مطلب با توجه به حکم استحبابی که برای جلوگیری از ورود اطفال غیر ممیّز به مسجد می‌شود چگونه قابل جمع است؛ و در صورتی که جلوگیری و ممانعت از ورود آن‌ها موجب تنفّر و انزجار آنان از چنین مکان‌های مبارکی می‌شود، آیا باز هم جلوگیری مستحب است؟ و آیا ورود حسنین ـ علیهماالسّلام ـ به مسجد و عدم ممانعت پیامبر ـ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم ـ از ورود آنان می‌تواند دلیل بر مطلوبیت ورود اطفال و کودکان به مسجد باشد؟ جواب: اگر از اطفال غیر ممیّز مواظبت شود ـ که مراعات آداب مسجد را بکنند ـ ورود آن‌ها مانعی ندارد.
فضا و زیر زمین مسجد 326. در گوشه مدرسه‌ای، مسجدی قدیمی قرار داشته که فعلاً در آن‌جا چند طبقه ساختمان ساخته شده است و طبقه هم‌کف به عنوان مسجد استفاده می‌شود، آیا طبقه بالا و زیرین ـ که در محل مسجد ساخته شده است ـ نیز حکم مسجد را دارد؟ جواب: بلی، یعنی اگر در ابتدای وقف و ساخت مسجد آن طبقات را خارج از مسجد قرار ندادند، حکم مسجد را دارند.
پشت دیوار مسجد 327. آیا پشت دیوار مسجد به طرف بیرون نیز حکم مسجد را دارد و نجس کردن و تصرّف در آن حرام است؟ جواب: احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند و اگر نجس شود، نجاستش را برطرف نمایند؛ مگر آن که واقف آن را جزو مسجد قرار نداده باشد.
مسجدی که در طرح خیابان قرار گرفته است 328. مسجدی که در اثر تعریض خیابان در وسط خیابان قرار گرفته است و فعلاً تبدیل به محل رفت و آمد شده، آیا هنوز احکام مسجد در آن جاری است و نجس کردن یا توقف جنب و حایض در آن قسمت از زمین حرام است؟ جواب: بله، تمام احکام مسجد در مورد آن جاری است.
قرار دادن عَلَم در مسجد 329. عَلَم‌های عزاداری دارای مجسمه‌هایی از حیوانات است، آیا قرار دادن عَلَم در مسجد اشکال دارد؟ جواب: اشکال ندارد.
پول آب و برق و گاز مسجد 330. طبق مقررات، اماکن عمومی ـ مانند مسجد ـ نیز باید پول مربوط به آب و برق را بپردازند و چون مساجدی که موقوفه ندارند، معمولاً با مشکل پرداخت قبض آب و برق و گاز مواجه هستند، حکم کسانی که از آب و برق و گاز مسجد، جهت نماز و عبادت استفاده می‌کنند چیست؟ و آیا هر یک از آن‌ها باید به میزان مصرف خود به مسجد کمک کنند؟ جواب: اگر فردی نباشد که تبرّعا چنین هزینه هایی را پرداخت کند، استفاده کنندگان از این مکان باید بدهند.
مصرف سهم امام در ساخت مسجد 331. آیا می توان سهم امام را در ساخت مسجد و حسینیّه هزینه کرد؟ جواب: باید با اجازه‌ی مرجع تقلید باشد.
استفاده از امکانات مسجد 332. آیا استفاده‌ی همسایگان مسجد از آب و برق مسجد و یا استفاده نمازگزاران از برق مسجد جهت ضبط، شارژ موبایل، شارژ دوربین فیلم‌برداری و عکاسی و یا نمایش فیلم جهت امور فرهنگی جایز است؟ جواب: هر چه برخلاف جهت مقصوده‌ی در متعلّقات وقف است، جایز نیست.
استفاده از مهر مسجد در حیاط مسجد و کوچه 333. در برخی از مساجد به علت ازدحام جمعیت، صف‌های جماعت در حیاط و حتی کوچه مسجد کشیده می‌شود، آیا استفاده از مهرهای داخل مسجد در حیاط و کوچه، برای خواندن نماز اشکال دارد؟ جواب: ظاهرا اشکال ندارد.
نماز جماعت در مسجد پنج طبقه 334. مسجدی کوچک به علت ازدحام جمعیت تبدیل به پنج طبقه شده که هر یک از طبقات اتصال خود را از طبقه زیرین می‌گیرند، آیا نماز جماعت در طبقات فوقانی که ارتفاع فوق‌العاده زیادی با سطح مسجد دارد، جایز است؟ جواب: بله، جایز است.
تبدیل مساجد قدیمی به آثار میراث فرهنگی 335. در بسیاری از شهرها سازمان میراث فرهنگی مساجد قدیمی و تاریخی آن شهر را به عنوان آثار میراث فرهنگی معرفی و برخی از محراب‌ها و یا قسمت‌های تاریخی آن را محصور و در معرض نمایش قرار داده است، با توجه به این مطلب؛ 1) آیا عمل سازمان مزبور جهت حفظ آثار تاریخی مساجد که منجر به محصور کردن برخی از قسمت‌های مسجد می‌شود، جایز است؟ جواب: راه حفظ کردن این بناها، منحصر در محصور کردن نیست. 2) آیا سازمان مزبور اجازه دارد که برای دیدن جهانگردان و دیدار کنندگان وجهی دریافت نماید؟ جواب: با صلاحدید متولّی شرعی، در محدوده‌ای که مزاحمت با جهت وقف ندارد، مانعی نیست. 3) در بین دیدار کنندگان از چنین مساجدی جهانگردان خارجی، کفار و اهل کتاب وجود دارند، آیا اجازه ورود به آنان در مسجد به جهت آشنا شدن با فرهنگ ایرانی و اسلامی جایز است؟ جواب: جایز نیست. 4) در برخی از این مساجد حجره‌هایی جهت تحصیل طلاب علوم دینی قرار داشته که به دنبال تصرّف سازمان میراث فرهنگی فعلاً به صورت متروکه درآمده است، آیا عمل مزبور جایز است؟ جواب: ممانعت از استفاده‌ی از موقوفه در جهت وقف جایز نیست.
استفاده از آشپزخانه مسجد برای مصارف بیرون از مسجد 336. مسجدی که دارای آشپزخانه وسیع و مجهز است ـ که قابلیت استفاده فراوانی دارد ـ آیا پخت و پخش غذا در آن، جهت مراسم عزاداری حسینیّه و یا مجالس خانگی چه حکمی دارد؟ و آیا پختن غذا و دریافت اجرت و اجاره و هزینه کردن درآمد آن، جهت مصارف مسجد، جایز است؟ جواب: با اجازه‌ی متولّی مسجد جایز است.
حدود اختیارات هیأت امنا، واقف، متولّی و امام جماعت 337. لطفا حدود اختیارات هیأت امنا، واقف، متولّی و امام جماعت مسجد را مشخص فرمایید تا از تداخل امور و اختلاف در مسایل جلوگیری شود. جواب: تصرّفات مشروعه در مسجد باید فقط تحت نظر متولّی شرعی مسجد باشد.
ساخت گنبد و مناره 338. ساخت گنبد و مناره جهت مسجد، آیا مطلوب است یا جزو امور زاید و تزییناتی به شمار می‌رود؟ جواب: مستحب است مسجد دارای سقف نباشد، بلکه مکروه است تظلیل (سایه بان) به غیر عریش که از بوریا ساخته می‌شود و اقرب زوال کراهت به سبب ضرورت و مرجّحات دیگر است. و مستحب است مناره در دیوار مسجد باشد و مکروه است بالاتر بودن مناره از سطح بالای مسجد و اقرب ارتفاع کراهت است به سبب ضرورت و حاجت، اگر مقرون به مفسده نباشد.
خوردن غذای سیردار و ورود به مسجد 339. اگر کسی غذایی که در آن سیر وجود دارد بخورد، آیا ورود او به مسجد اشکال دارد؟ اگر دهان او بو ندهد چه طور؟ جواب: اگر دهان وی بو بدهد، کراهت دارد.
زنگ موبایل در مسجد 340. اخیرا با رواج موبایل بسیار اتفاق می‌افتد که نمازگزاران بدون خاموش نمودن دستگاه تلفن همراه، مشغول نماز شده و در بین نماز دستگاه شروع به زنگ زدن کرده که معمولاً مشتمل بر موزیک است، لطفا حکم شرعی این مسأله و گوش دادن دیگران به موزیک موبایل را در هنگام نماز بفرمایید؟ جواب: اگر صوتی باشد غیر لهوی ـ که از استعمال آلات معدّه حاصل نشده باشد ـ اشکال ندارد و بر هر تقدیر، موجب بطلان نماز نیست.
عبارت‌های روی زیلوها 341. بر روی برخی از زیلوها اسم مساجد یا عنوان حسینیّه نقش شده، مانند: وقف حسینیّه حضرت ابوالفضل، یا وقف مسجد فاطمیّه، و.... نماز خواندن بر روی چنین نوشته‌هایی چه حکمی دارد؟ آیا محو آن‌ها تصرّف غیر جایز در اموال حسینیه و مسجد نیست؟ جواب: با فرض عدم هتک، نماز خواندن روی آن‌ها اشکال ندارد و محو آن‌ها باید با اجازه‌ی متولّی باشد.
تصحیح عبارت اشتباه در کتب وقفی 342. گاه عبارت دعا یا آیه‌ای در کتب وقفی مسجد یا کتابخانه، اشتباه تایپ شده است، آیا تصحیح چنین عبارت‌هایی تصرّف غیر جایز در وقف محسوب نمی‌شود؟ جواب: با اجازه‌ی متولّی جایز است.
نماز خواندن در مساجد وهابی‌ها 343. در بسیاری از شهرها و روستاهای مرزی، وهابی‌ها اقدام به ساخت مساجد جهت اهل سنت نموده‌اند، با توجه به این که معمولاً شیعیان از داشتن مسجد در مناطق مرزی محروم هستند، نماز خواندن در مساجد آنان و شرکت در مجالسی که آن‌جا برپا می‌شود، چه حکمی دارد؟ جواب: اگر سبب رونق و ترویج مذهب باطل آن‌ها نباشد، جایز است.
کنیسه و کلیسا 344. آیا کنیسه و کلیسا ـ که برای عبادت اهل کتاب اختصاص داده شده است ـ شرعا حکم مسجد را دارد؟ جواب: خیر، شرعا حکم مسجد ندارد؛ لکن تعرّض به معابد یهودیان و مسیحیان که در ذمّه اسلام هستند و آن معابد هم در دست خود آن‌ها است، جایز نیست، و آن اماکن مثل مساجد محترم است و جایز نیست خراب کردن آن‌ها، مگر با شرایطی که در مساجد هم جاری است.
ساخت مسجد و حسینیه بیش از حدّ نیاز 345. آیا ساخت مسجد و حسینیه بیش از حدّ نیاز در یک شهر، روستا یا محله اسراف محسوب می‌شود؟ جواب: موارد آن مختلف است.
انجام امور فرهنگی در مسجد 346. بسیاری از امور راجح فرهنگی و آموزشی ـ از قبیل تشکیل کلاس‌های آموزشی، هنری و تفریحی تابستانی جهت جوانان و نوجوانان، نمایش فیلم، اجرای مسابقه، تئاتر و... ـ در گذشته رایج نبوده و لذا قطعا در وقف نامه‌ها لحاظ نگردیده است، حال با توجّه به ضرورت اجرای چنین برنامه‌های فرهنگی و عدم امکان اجرای آن در مکانی غیر از مسجد، آیا حضرتعالی انجام چنین فعالیت‌ها و برنامه‌هایی را در مساجد جایز می‌دانید؟ جواب: باید از کارهایی که با احترام مسجد منافات دارد و یا مزاحم نمازگزاران است، کلاً اجتناب شود.
بازی و ورزش و فیلم در مسجد 347. بازی کردن و یا ورزش کردن در مساجد ـ مثل نرمش، تنیس و یا ورزش‌های رزمی و یا نمایش فیلم به صورت زنده و یا ویدیویی ـ چه حکمی دارد؟ جواب: غرض اصلی از مسجد عبادت و اقامه‌ی نماز است و استفاده‌ی از وقف، در غیر جهت وقف جایز نیست و باید در مسجد، از کارهایی که با احترام آن منافات دارد و یا مزاحم نمازگزاران است، اجتناب شود.
استفاده شخصی از اموال مسجد 348. استفاده شخصی از اموال مسجد، توسط مسؤولین مسجد، چه حکمی دارد؟ اگر وجهی در قبال آن پرداخته شود یا صدقه داده شود؟ جواب: جایز نیست.
قرض دادن پول متعلّق به مسجد 349. قرض دادن پولی که متعلّق به مسجد است، چه حکمی دارد؟ جواب: جایز نیست. منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله محمد تقی بهجت

آیت الله العظمی مکارم شیرازی

- وضو گرفتن با آب مسجد برای کسی که قصد نماز خواندن ندارد شخصی قصد خواندن نماز در مسجدی را ندارد، ولی قصد قرائت قرآن مجید دارد، آیا می تواند با آب مسجد وضو بگیرد و مقداری قرائت قرآن کند و برای نماز به جای دیگر برود؟ اشکالی ندارد.
2- کیفیت نماز تحیت در مساجد چگونگی نماز تحیّت، که به هنگام ورود در مساجد مستحبّ است، را بیان فرمائید و فلسفه آن را توضیح دهید. نماز تحیّت دو رکعت، مانند نماز صبح یا نمازهای نافله است و اذان و اقامه ندارد؛ و می توان آن را بلند یا آهسته خواند و فلسفه اش احترام به مسجد است.
3- تطهیر مسجدی که به دست کفار تعمیر شده ساختمانی که به دست کفّار تعمیر شده، آیا بدون تطهیر آن، احکام مسجد بر آن مترتّب می شود؟ آیا نماز خواندن در آن ثواب مسجد دارد؟ داخل شدن زن حایض و شخص جنب در آن چه حکمی دارد؟ اگر برای مسجد وقف شود ثواب مسجد را دارد و احکام مسجد بر آن مترتّب می شود؛ ولی بهتر آن است که ظاهر آن را تا آنجا که در دسترس است، اگر موجب خرابی نمی شود آب بکشند، یا چیزی بر آن نصب کنند که دست با آن تماس پیدا نکند و ورود جنب و حایض در فرض وقف شدن برای مسجد در آن جایز نیست.
4- وظیفه کسانی که مسجدی را تخریب کرده اند عدّه ای از مردم بدون هماهنگی با دیگران مسجدی را تخریب نموده اند و اکنون به صورت تلّی از خاک درآمده است. الف: آیا تطهیر آن خاک و گِلها لازم است؟ ب: اشخاصی که بدون رضایت و هماهنگی بقیّه مردم، مسجد فوق را خراب کرده اند چه وظیفه ای دارند؟ آنها موظّفند مسجد را تعمیر کنند و به صورت اوّلیه یا بهتر از آن درآورند، مگر این که دیگران عهده دار این کار شوند.
5- استفاده قسمتی از مسجد برای کتابخانه و پایگاه بسیج قطعه زمینی، که در کنار مسجد است، را وقف مسجد نموده اند، الان می خواهیم از گوشه آن کتابخانه ای درست کنیم، آیا این کار جایز است؟ و در فرض جواز، بانوانی که عذر شرعی دارند می توانند در آنجا رفت و آمد کنند؟ و در ضمن آیا می توان از یک اتاق از کتابخانه یاد شده موقّتاً برای پایگاه بسیج استفاده کرد؟ احداث کتابخانه مسجد در آن قسمت، اگر مزاحم نمازگزاران نباشد و هر زمان مورد نیاز قرار گیرد در اختیار مسجد قرار دهند، مانعی ندارد؛ ولی بانوانی که عذر شرعی دارند نمی توانند در آنجا رفت و آمد کنند و برای پایگاه نیز با شرایط فوق می توان استفاده کرد.
6- داخل بودن ایوان در حکم شبستان اگر مسجدی ایوان داشته باشد، آیا می توان گفت: ایوان شرعاً اختصاص به خواهران دارد؟ در صورتی که ایوان از داخل شبستان احداث شود، آیا خواهرانی که عذر شرعی دارند می توانند در ایوان توقّف نموده یا فعّالیتی نمایند؟ فرقی میان ایوان و شبستان نیست؛ مگر این که در عرف محل چنین باشد که ایوان را خارج از مسجد و مخصوص خواهران بدانند
7- داخل بودن زیرزمین و طبقه فوقانی در حکم مسجد اگر زمینی وقف مسجد شده باشد، آیا زیرزمین و طبقات فوقانی نیز حکم مسجد را دارد؟ احداث کتابخانه در آن چه حکمی دارد؟ آری حکم مسجد را دارد؛ ولی مانعی ندارد در آن کتابخانه احداث کنند؛ مشروط بر این که مزاحم نمازگزاران نباشد.
8- استفاده از نوارها و سی دی های موسیقی در مساجد احتراما واحد نوارخانه این پایگاه بسیج در نظر دارد به منظور جذب جوانان محل در کنار نوارو سی دی مذهبی و قرانی از انواع نوارو سی دی سرودهای مجاز ایرانی به عنوان مثال از نوارهای آقایان اصفهانی - افتخاری -مختاباد و غیره استفاده نماید . از محضر آن مرجع عالی مقام درخواست داریم با توجه به آنکه واحد فوق در یکی از اتاقهای داخل حیاط مسجد واقع میباشد نظرشان را از نظر شرعی عنوان نموده وبا توجه به تهاجم فرهنگی درخصوص جذب آینده سازان جامعه ما را ارشاد فرمایید. این کار متناسب با شأن مساجد نیست از آن اجتناب ورزید.
9- تطهیر ظاهر مسجد آیا تطهیر ظاهر مسجدی که از مصالح متنجّس ساخته شده کفایت می کند؟ کافی است و در دل مؤمنان وسوسه نکنید.
10- نمایش فیلم در مساجد آیا نمایش فیلم در مساجد جایز است؟ این کارها مناسب شأن مسجد نیست بلکه باید محلّ جداگانه ای برای این کار در نظر گرفت.
11- ورود کفار به مساجد آیا منع دخول کفّار در مساجد لازم است؟ احتیاط واجب آن است که از ورود کفّار در مساجد جلوگیری شود مگر در جایی که برای تحقیق اسلام و مانند آن باشد.
12- هبه و بخشش در مسجد آیا کارهایی چون هبه وبخشش در مسجد جایز است در صورت جواز آیا نیاز به حکم حاکم شرع دارد؟ انجام این گونه کارها در مسجد حرام نیست و نیازی به اجازه حاکم شرع ندارد ولی انجام کارهای دنیوی در مسجد مکروه است و اگر مزاحمت برای نمازگزاران داشته باشد حرام است.
13- اختصاص قسمتی از مسجد برای امور فرهنگی مسجدی است سه طبقه وطبقه سوّم آن چندان مورد استفاده برای نمازنمی باشد مگر در ایّام ماه مبارک رمضان وامثال آن، حال آیا می توان طبقه سوّم این مسجد را قسمت بندی نموده هرقسمتی را برای یک واحد فرهنگی از قبیل دارالقرآن، مرکز تحقیقات و مطالعات دانشجویی به طور محصور اختصاص داد؟ چنانچه با وسایل متحرک، جداسازی شود که برای نماز در موارد لزوم قابل جابه جا کردن باشد و کارهای دینی در آن منظور باشد مانعی ندارد.
14- حضور زنان در زمان عادت ماهیانه در مساجد در تهران بانوان در مجالس ترحیم مساجد شرکت می کنند و بعضی از آنها عادت زنانگی دارند و در اثر جهل به مسأله با همان حال به مسجد می روند و گاهی پس از پایان مراسم مشاهده می شود که فرش مسجد نجس شده است اکنون نظر مبارکتان را مرقوم فرمایید. زنان در حال عادت زنانه حرام است که در مسجد توقّف کنند و اگر فرش مسجد آلوده شود باید تطهیر کرد و افراد ناآگاه را باید به این مسائل آشنا کرد.
15- استفاده از زیرزمین مسجد برای مکان ورزشی در حیدرآباد کرج زمینی وقف مسجد گردیده و مردم به نیّت ساختن مسجد کمک کرده اند چندین سال در زیرزمین این مسجد نماز برگزار می گردید اکنون که طبقه همکف ساخته شده است از زیرزمین برای نگهداری وسایل مسجد استفاده می شود و در ایّام محرّم و صفر به عزاداران اباعبداللّه(علیه السلام) غذا داده می شود و افراد معذور وارد آن نمی گردند آیا می توان از این زیرزمین برای مکان ورزشی جوانان و نوجوانان استفاده و عواید حاصل را صرف بنای همان مسجد کرد؟ جایز نیست بلکه باید برای مسجد و کارهای مناسب مسجد استفاده شود.
16- حضور ارامنه و برگزاری مراسم ختم در مسجد مسجدی در زمین مشاعی که بین مالکین مسلمان و ارمنی مشترک بوده است با اجازه خودشان بنا شده است، اهل کتاب مراسم ختم امواتشان را در مسجد مسلمانان برگزار می کنند و واعظ مسلمان در آن مجلس سخنرانی می نماید و خود ایشان هم در مجلس حضور دارند و همچنین در مراسم مسلمین که در مسجد منعقد می شود شرکت می کنند آیا حضور آنهادرمسجد هتک مقام مسجد محسوب می شود؟ اگر آمدن آنها به مسجد سبب علاقه بیشتر آنها به اسلام گردد مانعی ندارد.
17- استفاده از مسجد متروکه برای مکان ورزشی ما یک مسجد قدیمی در روستایی به نام خولیخان از شهرستان مبارکه اصفهان داریم به علّت این که چندمسجد جدید وبزرگ بعد از انقلاب اسلامی ساخته شده دیگر از این مسجد به طور کلّی استفاده نمی نمایند،در ضمن صیغه وقف هم برای این مسجد خوانده نشده است، ولی چند سال است که عدّه ای از ورزشکاران این روستا چون جایگاه ورزشی نداشته از این مسجد به عنوان باشگاه ورزش باستانی استفاده می نمایند حال با توجّه به این که ورزش باستانی یکی از ورزشهای سنّتی است ازاوّل تا آخر این ورزش فقط ذکر یا علی(علیه السلام) و صلوات بر محمد(صلی الله علیه وآله) و امثال اینها یاد می شود آیا ورزش کردن و تصرف در این مسجد صحیح است؟ مسجد را به هیچ وجه نمی توان از مسجد بودن خارج کرد یا تبدیل به ورزشگاه نمود امّا در فرض سوال ورزش در آن اگر موجب وهن مسجد نباشد و مزاحمت برای نمازگزاران نداشته باشند جایز است.
18- شعار دادن در مساجد آیا شعار مذهبی دادن و نعره حیدری گفتن که در بعضی از مساجد پاکستان گفته می شود از مکروهات است؟ شعارهایی که دارای محتوای صحیح و مذهبی بوده باشد مانعی ندارد به شرط این که مزاحمتی برای نمازگزاران تولید نکند و صداهایی که موجب وهن مسجد شود در آن نباشد.
19- زینت کردن مساجد آیا زینت کردن مساجد و حسینیه ها جایز است؟ اگر تزیین به طلا یا با عکس موجودات زنده نباشد و جنبه اسراف نیز پیدا نکند اشکالی ندارد.
20- بلند کردن صدای اذان مسجد آیا بلند کردن صدای اذان مسجد مخصوصاً اذان صبح در صورتی که همسایگان مسجد اعتراض می کنند و اظهار می نمایند که صدای اذان موجب اذّیت و آزار آنها می شود جایز است؟ بلند کردن صدای اذان در حدّ معمولی مانعی ندارد و همسایگان نمی توانند مانع صدای اذان شوند.
21- وضو گرفتن درمسجدی که قصد خواندن نماز در آنجا را ندارد آیا می توان در یک مسجد وضو گرفت و در مسجد دیگر نماز خواند؟ جایز نیست مگر این که لا اقل یک صفحه قرآن در مسجد اول بخواند
22- نجس کردن منبر مسجد آیا منبر مسجد، در حرمت نجس نمودن و لزوم تطهیر فوری، حکم خود مسجد را دارد؟ منبر حکم مسجد را ندارد.
23- برپایی مجالس سخنرانی و ترحیم در مساجد انجام کارهایی که مزاحم نماز است، مثل سخنرانی، موعظه، تفسیر قرآن، بلند خواندن تعقیبات، برپایی مجلس ترحیم، در مساجد چه حکمی دارد؟ این امور معمولا مزاحم نمازگزاران نیست و اگر مزاحمتی ایجاد کند، باید ترتیبی بدهند که نمازگزاران بتوانند نماز خود را بخوانند.
24- آموزش یوگا و انرژی درمانی در مسجد یکی از روحانیّون مدّتی است کلاسهایی با عنوان N _ L _ P، یا تکنیکهای موفقیّت، برگزار می کند، که بعضاً در این کلاسها مباحثی از «یوگا» و «انرژی درمانی» و مانند آن نیز مطرح می شود. سؤال این است که: 1ـ آیا این علم مفید و جایز می باشد؟ 2ـ تبلیغ آن در مساجد، و با هزینه بیت المال چه حکمی دارد؟ 3ـ آیا اجرای آن توسّط شخصی که لباس دین به تن دارد اشکالی ندارد؟ یوگا و انرژی درمانی اگر در حدّ معقول و مفید باشد اشکالی ندارد; ولی باید محلّ دیگری غیر از مسجد برای آن انتخاب کرد.
25- غذا خوردن درمسجد غذا خوردن در مجلس ختم و مانند آن، که در مسجد برگزار می شود، چه حکمی دارد؟ اگر برای نمازگزاران مزاحمت ایجاد نکنند، و سبب آلودگی مسجد نگردد، اشکالی ندارد.
26- ورود جهانگردان غیر مسلمان به مساجد مسجد وکیل شیراز یکی از بناهای معظم و تاریخی تمدّن اسلامی است، که مورد علاقه اغلب جهانگردان و ایرانگردان بوده و هست. در سنوات اخیر به علّت عدم تعمیرات اساسی، آسیبهای غیر قابل جبرانی به وجود آمده که این جانب حسب وظیفه شرعی خود به عنوان متولّی شرعی و قانونی مسجد با همکاری و هماهنگی و نظارت اداره اوقاف در خارج ساعات نماز و عبادات مسلمین، اقدام به تهیّه و فروش بلیط به جهانگردان خارجی با حفظ رعایت شؤونات اسلامی نموده ام (همانند مساجد امام و شیخ لطف الله و مسجد جامع اصفهان) تا در آمد حاصله، صرف هزینه تعمیرات و نظافت و نگهداری مسجد شود; چنانچه این موضوع خلاف شرع و اسلام می باشد، ما را ارشاد فرمایید آمدن آنهابه مسجد در صورتی که جهات شرعی را رعایت کنند و سبب آلودگی مسجد نشود و موجب خوش بینی آنها به اسلام و مسلمین گردد، اشکالی ندارد. و گرفتن وجهی از آنها در صورتی جایز است که با میل و رضای خود آن را بدهند، و الزامی برای این کار نباشد.
27- تشکیل بسیج در مساجد با توجّه به ضرورت گسترش و تقویت بسیج، در امر پاسداری از آرمانهای انقلاب اسلامی و تشکیل بسیج مساجد: الف) آیا نیروهای بسیج می توانند در مساجدی که زمین یا ساختمان و امکانات آنها وقفی است، مستقر شوند؟ ب) استفاده از امکانات چنین مساجدی (مانند آب و برق ...)، برای بسیج چگونه است؟ الف) در صورتی که مزاحمتی برای نمازگزاران و سایر امور مسجد ایجاد نشود، مانعی ندارد. ب) احتیاط آن است که سهم خود را نسبت به آب و برق و ... بپردازند; مگر این که بانیان این گونه امور از آغاز وقف را توسعه داده باشند.
28- پخش موسیقی های حماسی از مسجد پخش موسیقی های حماسی و شور آفرین بمناسبت هفته ی بسیج از بلند گوی مسجد وفضای آن چه حکمی دارد ؟ کلیّه صداها و آهنگ هایی که مناسب مجالس لهو و فساد است حرام، و غیر آن حلال است. و تشخیص آن با مراجعه به اهل عرف، یعنی افراد فهمیده متدیّن، خواهد بود. ولی پخش مناسبتی حتی از نوع حلال در شان و منزلت مسجد نیست.
29- ورود زنان حائض به زیرزمین مسجد مسجدی در محل ما قرار دارد که فعلا در زیر زمین آن به مدت۱۳ سال است نماز جماعت برگزار می شود و در آینده که مسجد ساخته شد زیر زمین آن به عنوان سرویس بهداشتی مسجد استفاده خواهد شد، یکی از روحانیون گفته که چون قرار است در آینده این محل سرویس بهداشتی شود فعلا حکم نماز خانه را دارد و ورود زنانی که دوره عادت ماهانه را دارند اشکال ندارد. می خواستیم ببینیم نظر حضرت عالی در این مورد چیست؟ با توجه به اینکه از این مکان به نام مسجد حضرت سجاد نام برده میشود وتابلوی مسجد نیز دارد. اگر به هنگام وقف فقط طبقه همکف وقف مسجد شده باشد زیرزمین و طبقات دیگر حکم مسجد ندارد ولی اگر مقید به طبقه همکف نبوده همه طبقات حکم مسجد دارد.
30- الحاق بخشی از شبستان مسجد به حیاط یا کوچه مسجدی قدیمی وجود دارد که جهت استفاده بهتر، قسمتی از حیاط مسجد و منزل پشت آن را جهت ساختمان جدید مسجد خریداری نموده اند و دو شبستان از شبستان های آن را تبدیل به مسجد جدیدی کرده اند و چهار شبستان از شبستان های مسجد قدیم باقی مانده است. بفرمایید خراب کردن شبستان ها در رابطه با امور زیر چه حکمی دارد؟ 1ـ جهت حیاط مسجد. 2ـ جهت امور فرهنگی نظیر سالن و کتاب خانه. 3ـ وصل آن به کوچه عام جهت پارکینگ مسجد باید کاری انجام دهید که به نفع مسجد و نمازگزاران باشد و چنانچه مسجد احتیاج به حیاط یا کتاب خانه دارد می توان از آن استفاده کرد ولی نمی توان آن را جزء کوچه نمود.
31- زینت کردن بانوان برای حضور در مسجد آیا استحباب آراستگی و خوش بو نمودن در موقع حضور در مسجد، اختصاص به آقایان دارد یا این که خانم ها نیز در این حکم مشترک هستند؟ استعمال عطر برای خواهران در خارج از منزل، طبق روایات اشکال دارد ولی زینت هایی که آشکار نباشد، عیبی ندارد.
32- تزیین مساجد در مناسبت های مذهبی تزیین مساجد در مراسم اعیاد و تولد حضرات معصومین (علیهم السلام) با پرچم ها و عکس ها و کاغذهای رنگی و مانند آن چه حکمی دارد؟ اگر تزییناتی باشد که ذاتاً حلال است و مزاحم نمازگزاران و منافی احترام مسجد نباشد، اشکالی ندارد؛ ولی از آوردن عکس به مساجد خودداری شود.
33- رفتن به مسجد با لباس نجس برای غیر نماز آیا رفتن به مسجد با لباس نجس برای غیر نماز، مثل مجلس ترحیم، حرام است؟ حرام نیست؛ مگر این که سرایت به مسجد کند.
34- برگزاری مجالس ترحیم اشرار و قاچاقچیان در مسجد برگزاری مجلس ترحیم اشرار و قاچاقچیانی که در درگیری کشته شده اند در مسجد چه صورتی دارد؟ اشکال دارد؛ ولی برگزاری ترحیم برای کسانی که با حدود شرعیه، یا قصاص یا انتحار از دنیا رفته اند مانعی ندارد.
35- پختن غذا در پشت بام مسجد آیا پختن غذا در ایام سوگواری در پشت بام مسجد جایز است؟ اگر ضرری به مسجد نزد و مزاحم نمازگزاران و همسایگان نباشد، اشکال ندارد؛ ولی غالباً مزاحم و زیان آور است.
36- نماز خواندن در مساجدی که توسط وهابی ها بنا شده نماز خواندن در مساجدی که وهّابی ها در بعضی از مناطق شیعه نشین برای ضدّیت با شیعه می سازند، چه صورتی دارد؟ اگر نماز خواندن در آن جا باعث ترویج و تقویت وهابیت بشود اشکال دارد.
37- اعلام اشیاء گمشده یا فروش اجناس از بلندگوی مسجد اعلام اشیاء گمشده و یا فروش اجناس از بلندگوی مسجد چه حکمی دارد؟ اعلام اشیاء گمشده مکروه است؛ ولی استفاده از بلندگوی مسجد برای فروش اجناس جایز نیست.
ساخت مسجد
1- تبدیل کردن قسمتی از شبستان مسجد به حیات زمینی وقف مسجد شده، و طبق معمول قسمتی از آن تبدیل به حیاط، توالت و آبدارخانه، و قسمتی دیگر تبدیل به مسجد شده است، ولی به علّت تجدید بناء مقداری از شبستان مسجد جزء حیاط شده یا بالعکس، آیا اشکال دارد؟ در صورتی که این کار به نفع مسجد و نمازگزاران بوده باشد اشکالی ندارد.
2- تعمیر مسجد مخروبه ای که در نزدیکی آن مسجد بزرگی وجود دارد مسجد کوچکی در فاصله 20 الی 30 متری مسجد جامع قرار دارد که قبلاً دارای سقف و درب بوده و در تنگی وقت از آن استفاده می شده است، اخیراً در اثر مرور زمان و عدم توجّه، به حالت مخروبه درآمده، و احتمالاً قسمتی از این مسجد در طرح خیابان و تعریض راه قرار می گیرد، مضافاً به این که مورد بی احترامی از طرف بچّه های غیر ممیّز قرار می گیرد، آیا جایز است مسجد مذکور نوسازی شود و به عنوان انبار مسجد جدید مورد استفاده قرار گیرد، یا باید به حالت مسجد برگردد؟ لازم به ذکر است که اگر به حالت مسجد برگردد، کمتر کسی در آن نماز می گزارد؛ چون در چند قدمی آن، مسجد جامع محل می باشد. آن را طوری بسازید که هم قابل استفاده برای نمازگزاران باشد و اگر هم کسی حاضر به نماز در آن نبود بتوانند به عنوان انبار مسجد مجاور از آن استفاده کنند.
3- تخریب و ساخت مجدد مسجد مسجدی در تهران با بیش از 40 سال سابقه ساخت و عدم رعایت اصول فنّی ساختمان سازی وجود دارد که طبق نظر کارشناسان ساختمانی، فاقد مقاومت لازم در برابر حوادث احتمالی است و با توجّه به عدم وجود امکانات تأسیساتی در حال حاضر به هیچ وجه قابل استفاده برای نماز و فعّالیت های فرهنگی و مذهبی و کلاسهای درسی و مانند آن نمی باشد. در نهایت اکثر اهالی مؤمن و متدیّن نمازگزار و هیأت امنای محترم، با بررسیهای همه جانبه تصمیم به تخریب و ساخت مجدّد با طرّاحی مطلوب گرفته اند. استدعا داریم در موارد ذیل راهنمایی لازم را بفرمائید. الف: تخریب بنای موجود با توجّه به موارد فوق چه حکمی دارد؟ ب: مجوّز دفع ضایعات ساختمانی و فروش بعضی اقلام که نمی توان در مسجد جدید استفاده نمود و صرف درآمد حاصل از فروش آن در ساختمان جدید مسجد را صادر بفرمائید. در فرض مسأله تخریب و تجدید بنای این مسجد مانعی ندارد؛ بلکه کار بسیار خوبی است. اگر ضایعات مربوطه در مساجد دیگر قابل استفاده نباشد، مجاز هستید آن را به فروش رسانده در همان مسجد مصرف کنید.
4- قطع درخت برای توسعه مسجد مسجدی است در یکی از شهرها، که جهت اقامه نماز جماعت و برگزاری مجالس دینی، مخصوصاً در ماه مبارک رمضان مشکلاتی برای مؤمنین دارد. پشت مسجد باغچه ای در حدود دویست متر وجود دارد، که گویا در قدیم مردم مراجعات خود را در همین مکان نزد عالم محل می بردند؛ به همین جهت محکمه نامیده شده است، امّا وقفنامه خاصّی ندارد، چند سال پیش شخصی یک نهال گردو در همین زمین کاشته است که الان سالی حدود چند هزار دانه گردو دارد، آن شخص نهال گردو را وقف نکرده، بلکه فقط جهت نیل به ثواب این کار را کرده است و اکنون که نیاز به توسعه مسجد است، لازم است درخت گردو قطع و آن زمین ضمیمه مسجد گردد، آیا اجازه می فرمائید درخت گردو قطع و زمین محکمه ملحق به مسجد گردد؟ چنانچه باغچه متعلّق به مسجد است و توسعه مسجد برای نمازگزاران لازم می باشد، قطع درخت مزبور اشکال ندارد.
5- تصرف شهرداری در مساجد مسجدی است در منطقه راوند کاشان که مدّتهاست مؤمنین در آن اقامه نماز می کنند؛ در کنار آن کوچه ای قرار دارد که مربوط به بهداری است و این کوچه احتیاج ضروری به تعریض دارد، فعلاً هم مسجد تخریب شده تا تجدید بنا شود و از نظر نقشه شهرداری چهار متر عقب نشینی دارد. مستدعی است بفرمائید از نظر حکم شارع مقدّس آیا شهرداری مجاز به تعریض می باشد؟ تصرّف در مسجد برای این گونه امور جایز نیست، مگر این که واقعاً ضرورتی ایجاب کند و شهرداری عوض آن را بدهد و صرف مسجد شود.
6- جواز احداث لوازم مورد نیاز مسجد خیّری قطعه زمینی به نام مسجد اهداء نموده است؛ ولی نظر خویش را در مورد احداث سرویس بهداشتی، ایوان، چایخانه، حیاط و آشپزخانه بیان نکرده است، آیا می شود در موقوفه فوق موارد بالا را احداث نمود؟ اگر این امور مورد نیاز مسجد است و در عرف محل جزء لوازم مسجد محسوب می شود، مانعی ندارد.
7- رضایت همسایگان برای احداث مسجد آیا در ساختن مسجد رضایت همسایگان شرط می باشد؟ رضایت آنها شرط نیست ولی نباید ایجاد مزاحمت برای آنها بشود مثلا بلندگوی مسجد یا پارک ماشینها در اطراف مسجد نباید مزاحم همسایه ها باشد.
8- استفاده از زمین حمام مخروبه برای مسجد در یکی از روستاهای لارستان به نام شرقویه یک حمّام قدیمی بوده که حدود بیست سال است مورد استفاده قرار نگرفته بود یکی از مؤمنین آن را خراب کرده و اکنون به صورت زمین می باشد چنانچه اجازه بفرمایید چون در حریم مسجد جامع روستای مذکور قرار گرفته مقداری از این زمین برای احداث توالت و دستشویی برای مسجد و بقیّه، راه عبور مردم گردد؟ چنانچه امیدی برای تجدید بنای آن نیست و همچنین نیاز به حمّام دیگری در آن آبادی نمی باشد که این زمین را بفروشند و صرف آن کنند، در این صورت می توانید طبق آنچه نوشته اید عمل نمایید.
9- خرید زمین مسجد با وام بانکی اگر با وام بانک زمینی رابرای احداث مسجد بخرند اقساط وام پرداخت نشود آیابانک می تواندبرای استیفایوام خود در زمین مسجد تصرف نماید؟ بانک حق ندارد زمین را به ملک خود درآورد، تنها حق مطالبه وام خود را دارد، مگر این که در وام شرط شده باشد که اگر اقساط پرداخت نشود زمین را در اختیار بانک بگذارند، در ضمن باید توجّه داشته باشید که وام باید طبق عقود شرعیّه باشد نه وام توأم با ربا.
10- تخریب مسجد روستای مخروبه آیا تخریب مسجد قریه متروکه جایز است؟ تخریب مسجد جایز نیست امّا اگر خودش خراب شود مصالح آن را می توان به مسجد آن قریه یا قریه دیگر منتقل نمود.
11- احداث شبستان جدید در مسجد ایجاد شبستان بخصوص در طرف قبله در مسجدی که شبستان نداشته باشد چه صورت دارد؟ در صورت نیاز اشکالی ندارد.
12- احداث واحد تجاری در زیرزمین مسجد اگر مسجدی چند متر بالاتر از زمین واقع شده باشد و زیر زمین هم نداشته باشد آیا می توانند زیر مسجد را مغازه درست کرده و سرقفلی آن را بفروشند و خرج مسجد بکنند؟ جایز نیست ولی اگر واقف از اوّل این کار را می کرد جایز بود ولی اگر این کار برای مرافق مسجد مانند کتابخانه و غیر آن انجام گیرد مانعی ندارد.
13- تعریض مسجد در زمین مسجد دیگر اگر دو مسجد کنار هم و چسبیده به هم بنا کنند یک مسجد تابستانی و یک مسجد زمستانی و مسجد زمستانی به علّت کوچک بودن در مواقع ضروری از جمله ماه محرم جوابگوی مردم نباشد آیا می توانند از مسجد تابستانی جزء مسجد زمستانی کرده و دیوار را عقب بکشند؟ اشکال دارد، ولی می توانید دربی از یک مسجد به دیگری باز کنید
14- ایجاد درب جدید در مساجد اگر مسجد دربی داشته باشد که مردم از آن رفت و آمد می کنند و در مواقعی مثل ماه محرّم که خانمها نیز مسجد می روند نیاز به درب دیگری هم باشد آیامی توانند درب دیگری نیز از یک طرف مسجد بگذارند تا در مواقع ضروری از آن استفاده بکنند و بعد از رفع نیاز باز از همان درب اوّل رفت و آمد بکنند؟ اشکالی ندارد.
15- استفاده از شبستان مسجد برای ایجاد آبدارخانه اگر مسجد نیاز به آبدارخانه داشته باشد و آشپزخانه مسجد کوچک باشد آیا می توان از خود مسجد، آبدارخانه درست کرد وآشپزخانه را بزرگ کرد؟ اگر مزاحم نمازگزاران نباشد و جا را بر آنها تنگ نکند و از نیازهای مسجد محسوب شود اشکالی ندارد.
16- تخریب مسجدی که در آن امکان نماز خواندن نیست مسجدی در حدود 60 یا 70 سال پیش ساخته شده ولی از نظر مکانی در جای مناسب نیست یعنی در زمستان به قدری سرد است که مردم محله قدرت رفتن به مسجد و نمازخواندن را ندارند این مسجد در نزدیک زمین فردی است که خودش فوت کرده اما فرزندان او ادّعا دارند که مسجد به زور اربابان محل ساخته شده در حالی که آنها زمینهای اطراف مسجد و زمین خود مسجد را که زمین موات بوده احیا کرده اند، به طوری که تا نزدیک درب مسجد زمین کشاورزی درست کرده اند به همین جهت مردم محل مدتی است که در یک جای مناسب مسجد دیگری ساخته اند و مسجد قبل به مخروبه تبدیل شده، تکلیف مردم در این زمینه چیست؟ آیا می توانند مسجد را خراب کنند و جای آن را درخت بکارند و حاصل آن درختان را مصرف مسجد جدید بکنند در ضمن تعداد مردم این محل زیاد نیست که دو مسجد داشته باشند؟ مسجدرانمی توان خراب کرد ولی اگر خودش خراب شود و مصالح آن در معرض خطر باشد می توان آن را در مسجد دیگر مصرف کرد و اگر خراب شد و زمین آن به هیچوجه قابل استفاده نبود استفاده از آن زمین به نفع مسجد دیگر اشکالی ندارد و قول مالکین اطراف زمین بدون مدرک شرعی پذیرفته نیست.
17- تعمیر مسجد توسط هیئت امناء آیا اعضای هیأت امنای مسجد می توانند برای تعمیر مسجد و سایر تصرّفات بدون اجازه متولّی اقدام کنند؟ احتیاط آن است که از متولّی اجازه بگیرند ولی اگر متولّی نسبت به مصالح مسجد مخالفت یا بی اعتنایی کند از حاکم شرع اجازه بگیرند.
18- اجاره دادن زیر زمین متروکه مسجد آیا می توان زیرزمین متروکه مسجدی که هیچ استفاده ای از آن نمی شود را اجاره داد، و در آمد آن را صرف هزینه های مسجد کرد؟ جایز نیست.
19- حکم مسجد در طبقات جدید الاحداث مقرّر گردید با تخریب و توسعه و تبدیل به احسن مسجدی که از نظر ساختمان عمر مفید خود را سپری کرده، مصلاّی شهر ما احداث گردد. لطفاً به سؤالات زیر پاسخ دهید. 1ـ آیا حکم مسجد سابق در طبقات فوقانی یا تحتانی بنای جدید هم جاری است؟ آیا می توان فضای فوقانی آن بخش از شبستان جدید که جایگزین شبستان قدیم می گردد را به استفاده جدیدی نظیر کتابخانه، کلاس آموزش و امثال آن اختصاص داد؟ جواب: احکام مسجد درباره آنچه روی زمین سابق ساخته می شود، جاری است، ولی اگر زمین هایی اضافه گردد، تابع صیغه وقف جدید است; و امّا ساختن کتابخانه و مانند آن در صورتی که مزاحمتی با نمازگزاران نداشته باشد، اشکالی ندارد. 2ـ در بنای جدید ضرورت دارد بخش کمی از شبستان قدیم برای تعریض دیوارها، یا احداث ستون، یا مأذنه (گلدسته)، یا محل ایراد خطبه اختصاص داده شود. آیا این تصرّفات جایز است؟ جواب: این گونه تصرّفات، که مزاحمتی با نمازگزاران ندارد، مانعی ندارد.
20- تخریب و بازسازی مسجد در طرحهای شهری مسجد محمّدیّه واقع در سه راه موزه قم در طرح توسعه حرم مطهر حضرت معصومه(علیها السلام) قرار گرفته است. این اداره ناچار به واگذاری و تخریب ساختمان موجود مسجد و بازسازی مجدّد آن در دو طبقه به صورت هماهنگ با طرح حرم می باشد. در این واگذاری به صورت کتبی شرط شده که در هر حال محدوده مسجد به عنوان مسجدیّت، باید برای همیشه ثابت و مشخّص بوده باشد. نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟ در صورتی که مطمئن باشید مسجد مجدّداً بازسازی می شود، و چیزی از آن کم و کاست نمی گردد، و بلایی که بر سر بعضی از مساجد آوردند بر سر آن نمی آورند، تخریب و بازسازی آن اشکالی ندارد.
اموال مسجد
1- جمع آوری پول برای مخارج مسجد آیا جمع آوری پول در مساجد، جهت امام جماعت یا بناء مسجد یا غیر اینها، جایز است؟ مورد مصرف آن چیست؟ در صورتی که به صورت آبرومندانه باشد اشکالی ندارد و طبق وکالتی که مردم داده اند در مصارفش صرف کنید.
2- استفاده تجاری از مسجد اشخاصی، مقداری از شبستان داخل مسجد را در یکی از شهرستانها به صورت مغازه مانندی درآورده و از آن برای نوارفروشی و کتابفروشی استفاده می نمایند، آیا انجام چنین کاری در مسجد از نظر شرعی صحیح است؟ هرگاه این کارها داخل مسجد باشد و در طریق نشر فرهنگ اسلامی قرار گیرد و کمک به اهداف مسجد کند و مزاحم نمازگزاران نباشد مانعی ندارد، و اگر آن را از مسجد جدا کرده و محلّ کسب و کار قرار داده اند جایز نیست و باید آن را بازگردانند.
3- فروش وسائل غیر قابل استفاده مساجد آیا وسایلی را که متعلّق به مسجد است ولی مورد نیاز نیست، می توان فروخت و پول آن را خرج مسجد کرد؟ چنانچه آن وسایل مورد نیاز نباشد بفروشید و صرف همان مسجد کنیدزیرا در این گونه موارد آنچه اقرب به نظر واقف یا باذل است صرف در همان مسجد است و اگر آن مسجد احتیاج ندارد می توانید در سایر مساجد صرف کنید.
4- مصرف مبالغی که از مراسم ختم گرفته می شود پولهای ختم و فاتحه خوانی باید به چه مصرفی برسد؟ آیا خادم هم حقّی دارد؟ پولهای ختم و فاتحه خوانی باید زیر نظر متولّی یا امام جماعت (هرکدام که نظارت بر این کار دارند) صرف مصالح مسجد گردد. خادم مسجد نیز می تواند به مقدار متعارف با نظر آنها مصرف کند ولی توجّه داشته باشید پولی در مقابل استفاده از مسجد نمی توان گرفت مگر این که افراد با رضایت خود چیزی بدهند و یا در برابر خدماتی که انجام می شود بگیرند.
5- مصرف لوازم اضافی مسجد اگر مسجدی فرش یا لوازم اضافی داشته باشد آیا در صورت نیاز نداشتن مساجد دیگر، می توانند به مستحق بدهند؟ جایز نیست ولی می توان آن را فروخت و در نیازمندیهای مشابه آن مسجد مصرف کرد.
6- نگهداری کتب و وسائل قدیمی مسجد در موزه در بعضی از مساجد شهر اردکان تعدادی قرآن خطّی و حزب قرآن مجید وجود دارد که اکثر آنها خراب و ناقص گردیده و بقیّه در حال از بین رفتن است و حتی ممکن است به سرقت برود آیا جایز است که به عنوان امانت به نام همان مسجد در موزه اردکان نگهداری شود؟ اگر در مسجد قابل استفاده نیست یا در حال از بین رفتن است می توان آن را تبدیل به احسن کرد یعنی به موزه یا غیرموزه بفروشند و به جای آن قرآن نو خریداری کنند و وقف آن مسجد کنند.
7- وقف نمودن اجناس قیمتی به مسجد آیا وقف کردن اجناسی که احتمال سرقت آن زیاد است، و همین امر سبب می شود که اغلب اوقات درِ مسجد بسته باشد، صحیح است؟ چنین وقفی اشکال ندارد; و وظیفه مردم آن است که از آن مواظبت کنند.
8- فروش اجناس قدیمی مسجد و جایگزینی اجناس جدید فروختن برخی از اجناس، که مورد نیاز مسجد نیست، یا امروزه استفاده از چنان وسایلی متعارف نمی باشد، و در مساجد دیگر نیز به همین جهت قابل استفاده نیست (مانند فرش کهنه، یا بخاری نفت سوز) چه حکمی دارد؟ در فرض مسأله فروختن آن اجناس و تهیّه اجناس مورد لزوم مانعی ندارد; ولی اولویّت با اجناس مشابه است (مثلا فرش نو به جای فرش کهنه).
9- فروش اجناس گران قیمت مسجد فرش یا وسیله دیگری از مسجد، که از ارزش بسیار بالایی برخوردار است، اگر مورد استفاده قرار گیرد، در مدّت بسیار کوتاهی ارزش آن به مقدار زیادی کاهش می یابد، در صورتی که فروش آن به نفع مسجد باشد، آیا فروش آن جایز است؟ در فرض مسأله، فروش آن اشکالی ندارد، و مانند مسأله قبل عمل شود.
10- یکدست نمودن فرشهای مسجد فروش فرشهای مسجد که دارای اندازه های متفاوت و رنگهای مختلف است، به منظور یک نواخت کردن آنها و ایجاد جذّابیّت بیشتر، که در نهایت سبب جذب افراد بیشتری به مسجد خواهد شد، چه حکمی دارد؟ اگر فرشها وقف مسجد باشند، چنین کاری جایز نیست، چون ضرورتی ندارد. ولی اگر ملک مسجد باشد، این کار مانعی ندارد. (ملک مسجد مانند وسایلی که از درآمد موقوفه و مانند آن خریداری می شود.)
11- اجاره دادن منزل موقوفه مسجد امام جماعتی از منزل موقوفه مسجد در طول سالیان حضورش در آن مسجد، استفاده نموده است، در حالی که خود، صاحب منزل شخصی می باشد. آیا می تواند پس از ترکِ منزلِ مسجد، و انتقال به منزل شخصی خویش، این منزل موقوفه را به شخص ثالثی اجاره داده و خود، مال الاجاره را تملّک کند؟ چنانچه منزل برای سکونت امام جماعت مسجد ساخته شده، اجاره آن جائز نیست; مگر آن که امام جماعت از آن استفاده نکند و بلا مصرف بماند; در این صورت می توان آن را اجاره داد و مال الاجاره آن را صرف نیازهای مسجد کرد، و اگر امام جماعت ناچار است در جای دیگری خانه اجاره کند، می توان مال الاجاره آن خانه را از این وجه پرداخت کرد; ولی در صورتی که منزل ملکی داشته باشد، مال الاجاره به او تعلّق نمی گیرد
12- استفاده از امکانات مسجد برای مراسم ختم استفاده از امکانات مسجد، اعمّ از ظروف آشپزخانه و مانند آن، در مراسم ختم افراد (چه در داخل مسجد و چه در بیرون مسجد) چه حکمی دارد؟ جایز نیست; مگر این که نظر واقفین عامّ بوده باشد، یا عرف محلّ چنین اقتضا کند.
13- نذر فرش برای مسجدی که نیاز به آن ندارد اگر نذر داشته باشیم که به مسجدی فرش هدیه دهیم ولی بعد متوجه شویم که احتیاج به فرش ندارد آیا می توانیم پول آن را به جای مورد نذر بدهیم؟ می توانید چیز دیگری از احتیاجات مسجد را برای مسجد بخرید.
14- صرف نذورات و موقوفات مسجد برای افطاری و مخارج دیگر آیا از صندوق نذورات مساجد یا از درآمد موقوفات آن می توان افطاری داد؟مصرف آن برای روحانی و مداح و خادم مسجد چه حکمی دارد؟ نذروات باید مطابق نیت نذر کننده و موقوفات مطابق وقف نامه مصرف شود.
15- وسایل فرسوده و غیر قابل فروش مسجد تعدادی ظروف و فرش و دیگر وسایل کهنه و غیر قابل فروش مصرف متعلق به مسجد روستایی می باشد، به علت کمی جا و عدم نیاز مسجد به آنها تکلیف بعضی از آنها که به علت فرسودگی به فروش نمی رسند چیست؟ اگر مورد نیاز آن مسجد و مساجد دیگر نباشد می توان آن را به فقرا داد.
16- فروش لوازم به جا مانده از مسجد قدیمی مقداری تیر آهن، درب و پنجره و سایر وسایل از مسجدی قدیمی به جای مانده است. آیا می توان آن ها را به فروش رسانید و خرج خود مسجد کرد؟ با تجه به این که درب و پنجره ها به درد مسجد جدید نمی خورد. اگر امکان دارد از عین آن در مسجد دیگری استفاده کنند، این کار مقدم است و اگر به درد مسجد دیگر نمی خورد، بفروشند و صرف همان مسجد اصلی کنند.
17- فروش مستغلات مسجد منزلی که با مسجد مقداری فاصله دارد وقف مسجد شده است و آن را تبدیل به آشپزخانه مسجد کرده اند و مدتی نیز مورد بهره برداری قرار گرفته است ولی اکنون زمینی که در جنب مسجد است، وقف آن مسجد شده و قرار است آشپزخانه مسجد شود. آیا جایز است آشپزخانه سابق را بفروشند و پول آن را صرف آشپزخانه جدید کنند؟ اگر وقف مسجد شده، فروختن آن جایز نیست؛ بلکه می توانند اجاره دهند و درآمد آن را صرف آشپزخانه جدید کنند و اگر ملک مسجد است، می شود آن را فروخت و صرف آشپزخانه جدید کرد.
18- جبران خسارت زدن به مسجد اگر انسان سهواً خسارتی به یک قسمت از مسجد وارد کند، آیا باید حتماً خسارت را جبران کند؟ اگر متولّی اجازه دهد که خسارت را نپردازد چه حکمی دارد؟ باید خسارت را جبران کند؛ مگر این که متولّی یا دیگری به جای او این کار را انجام دهد.
19- اطلاع از وقفی بودن جنس خریداری شده اگر کسی فرشی را بخرد و بعد از خریدن ببیند در پشت آن نوشته شده است: «وقف مسجد امام حسین (علیه السلام)» و او نداند که این مسجد کجاست، تکلیف او چیست؟ احتیاط آن است که تحقیق کند، اگر مسجدی در آن منطقه یا در آن جا به نام امام حسین (علیه السلام) است، تحویل آن جا بدهد و اگر نیست به یکی از مساجد دیگر بدهد.
20- خرید لوازم سرقت شده از مسجد اگر کسی فرش یا لوازم دیگری را از سارقی بخرد و بعد معلوم شود از اموال مسجد بوده که سارق آن را به سرقت برده است، وظیفه او چیست؟ وظیفه او این است که آن وسایل را به مسجد بازگرداند و اگر قدرت داشته باشد می تواند وجه خود را از سارق بازپس بگیرد.
احکام متولی مسجد
1- چگونگی مصرف پولهای باقیمانده مسجد مبالغی پول جهت ساختمان و تعمیر مسجدی جمع آوری شده که پس از مصارف لازمه، مقداری از آن پول ها موجود و در اختیار شخص امینی است، مسجد در حال حاضر احتیاج ندارد؛ ولی بعدها احتیاج بیشتری خواهد داشت. الف: آیا می شود با آن پول معامله انجام داد و سود آن برای مسجد باشد؟ ب: آیا اجازه می فرمائید آن پول در یکی از صندوق های قرض الحسنه، جهت رفع احتیاجات مؤمنین، قرار گیرد؟ ج: آیا می شود پول مزبور را در بانکی به حساب سپرده بلندمدّت یا کوتاه مدّت سپرد؟ د: امام جماعتی در آن مسجد در تمام ایّام سال و ماه رمضان بدون چشم داشتی نماز جماعت می خواند و مسئله می گوید و مردم را ارشاد می کند و مسجد عایدات دیگری ندارد، آیا جایز است مبالغی از آن پول را به امام جماعت داد؟ مصرف کردن این پول تنها در صورتی جایز است که رضایتِ دهندگان پول نسبت به آن جلب شود؛ ولی حفظ آن در صندوق قرض الحسنه یا سپرده بانکی برای آینده مانعی ندارد.
2- شرایط هیئت أمناء به نظر حضرتعالی جهت رشد و استفاده بهینه از مساجد، هیئت اُمناء باید چه شرایطی داشته باشند؟ باید افرادی متدیّن، خوش نام، مدیر و مدبّر باشند، و بتوانند امور مسجد را به بهترین وجهی اداره کنند.
3- چگونگی انتخاب هیئت أمناء مسجد هیئت امناء مسجد چگونه انتخاب می شوند؟ مردم آن محلّ و امام جماعت مسجد می توانند با اجازه حاکم شرع، هیئت امنائی از افراد صالح، برای تمشیت امور مسجد انتخاب کنند.
4- مانع شدن بانیان مسجد از برخی فعالیتهای فرهنگی و دینی آیا سازندگان و بانیان مسجد می توانند مانع فعالیتهای فرهنگی، دینی در مسجد شوند؟ و آیا امام جماعت می تواند در امر تعیین هیأت امناء یا برکناری آنها دخالت نماید؟ پس از تحقّق وقف مسجد کلیّه کارهائی که موجب تقویت برنامه مسجد و مراسم نماز و نشر حقایق تشیّع در آن است، احتیاج به اجازه دیگران حتّی واقف یا متولّی ندارد، همچنین نماز و اقامه جماعت؛ و اگر هیئت امناء از طرف واقف یا واقفین برای حفظ مسجد و اموال آن تعیین شده اند، کسی نمی تواند آنها را عزل کند.
5- عدم محدودیت در فعالیتهای مسجد حدود اختیارات امام جماعت، هیئت امناء، متولّی و واقف مسجد را مشخص فرمائید، تا در کارهای یکدیگر تداخل نکنند و از بروز اختلاف جلوگیری شود. مسجد تعلّق به همه مسلمانان دارد، و کسی نمی تواند محدودیّتی در آن قائل شود، و اگر حفظ مسجد و نگهداری اموال و نظم برنامه های آن احتیاج به مدیرانی دارد، هیئتی از طرف حاکم شرع برای این کار تعیین می شود؟
6- وظایف متولی مسجد متولّی مسجد دارای چه مسؤولیّتی است؟ و در قبال مسجد چه وظایفی دارد؟ آیا اداره مسجد و برنامه های آن به عهده متولّی است، یا هیئت امنای مسجد این مسؤولیّتها را به عهده دارد؟ وظیفه متولّی آن است که اگر مسجد موقوفاتی دارد، آنها را حفظ نموده، و صرف مسجد کند، و بقیّه امور مربوط به نمازگزاران است.
7- مشورت با امام جماعت و متولّی برای انجام امور تبلیغی آیا مشورت کردن و جلب موافقت امام جماعت و متولّی مسجد در امور تبلیغی که در مسجد انجام می شود لازم است؟ و اگر مشورت نشود و یا موافقت آن ها جلب نشود، موجب هتک حرمت آن هاست؟ در صورتی که تبلیغ مناسب مسجد باشد و مزاحم نمازگزاران نباشد، مشورت لازم نیست؛ ولی بهتر است که در این امور به امام مسجد احترام بگذارند و با او مشورت شود. منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله ناصر مکارم شیرازی

آیت الله العظمی سیستانی

1-سؤال: استفاده از اشیاء و اجسام آمیخته با طلا از فرش و پارچه گرفته و اشیای دیگر که در مسجد جهت زینت چه حکمی دارد و آیا استفاده در خانه از آنها چطور ؟ پاسخ: زینت کردن مسجد با طلا جایز نیست و استفاده از آن در خانه حرام نیست گرچه سزاوار نیست بجز ظرف طلا و نقره استفاده از آن در خوردن و آشامیدن حرام است بلکه در غیر آن نیز محل اشکال است . 2-سؤال: آیا میتوانید در یکی از طبقات یک برج مسکونی چندین طبقه یک باب مسجد نیز ایجاد نمود در این صورت حکم طبقات بالاو پایین آن محل چیست؟ پاسخ: مانعی ندارد و فقط همان طبقه مسجد میشود. 3-سؤال: استفاده از اب موقوفه مسجد جهت شرب در حد 2 یا 3 گالن اشکال دارد؟ پاسخ: با اجازه متولی اشکال ندارد. 4-سؤال: اگر مسجد 2 طبقه باشد ولی زمان خواندن صیغه مسجد یک طبقه بود و طبقه 2 بعدا اضافه شده ایا طبقه 2 هم حکم مسجد را دارد (برای خانمها) ؟ پاسخ: بلی مسجد شمرده میشود. 5-سؤال: حکم سلام کردن در موقع ورود به مساجد ، چون باعث پرت شدن حواس می شود چه حکمی دارد؟ پاسخ: بهتر است نگوئید. 6-سؤال: قرار است که فرش های مسجد را تعویض کنیم و فرش جدید برای مسجد بگیریم . آیامی توانیم فرش هایی که الآن در مسجد وجود دارند را فروخته و پول آن را صرف خرید فرش های جدید کنیم ؟ و یا می توانیم که فرش ها را به مسجدی دیگر فروخته و از پول آن برای خرید فرش های جدید استفاده کنیم ؟ پاسخ: اگر فرش کهنه با پول خود مسجد خریداری شده می توانید بفروشید ولی اگر وقف باشد فروش جایز نیست پس اگر در خود مسجد قابل هر نوع استفاده باشد باید در مسجد بماند در غیر این صورت باید به سایر مساجد داده شود . 7-سؤال: آیا پیروان ادیان وکتابهای آسمانی وبا دیگر کفار که اهل کتاب نیستند، می توانند وارد مساجد و دیگر اماکن عبادت و مشاهد مقدس شوند و بر فرض جواز ورود، آیا بانوان بی حجاب ایشان را به رعایت حجاب باید الزام کرد؟ پاسخ: بنابر احتیاط واجب ،ورود آنان به مساجد جایز نیست اما دیگر اماکن مقدس، مانعی ندارد وزنان باید به رعایت حجاب و پوشش اسلامی معتقد باشند در صورتی که بی حجابی آنان نوعی بی احترامی تلقی شود. 8-سؤال: اگر مسجد 2 طبقه باشد ولی زمان خواندن صیغه مسجد یک طبقه بود و طبقه 2 بعدا اضافه شده آیا طبقه 2 هم حکم مسجد را دارد (برای خانمها) پاسخ: بله مسجد شمرده میشود.

آیت الله العظمی مظاهری

سوال : مسجدی هنگام تجدید بنا، طبق قوانین شهرداری مجبور به عقب نشینی است. آیا عقب نشینی از ساختمان مسجد به نحوی که چند متر از مسجد داخل خیابان واقع شود، جایز است؟ جواب : اگر مجبورند جایز است. سوال : مسجد و حسینیه ای کنار هم قرار داشته و با تجدید بنای مسجد یک سالن حسینیه داخل مسجد قرار گرفته است. آیا این عمل شرعاً جǙʘҠاست؟ جواب : جایز نیست. سوال : آیا در مسجد می توان جشن های حضرات معصومین(علیهم السلام) همراه با دست زدن برگزار کرد؟ جواب : دست زدن جایز نیست. سوال : فرشهای مسجدی که وقف مسجد بوده فرسوده شده و در صورت عدم تعویض از بین می رود، آیا جایز است آنها را فروخته یا تبدیل به احسن کنیم؟ جواب : با اجازه حاکم شرع جایز است. سوال : آیا تخریب مسجد جهت ایجاد فضای سبز، به خاطر نبود فضای سبز و نبودن محل دیگری برای ایجاد فضای سبز، جایز است؟ جواب : جایز نیست. سوال : آیا زینت کردن مساجد و حسینیه ها جایز است؟ جواب : جایز است. سوال : اگر بدانیم مسجدی را فردی نزول خور هزینه اش را داده است، آیا خواندن نماز در آن اشکال دارد؟ جواب : جایز است. سوال : در چند سال اخیر در مساجد صندلیهایی می گذارند برای کسانی که نمی توانند ایستاده نماز بخوانند و در بعضی از مساجد تعداد این صندلی ها زیاد است. آیا می توان تمام آن ها را برداشت؟ جواب : جایز نیست. سوال : زمینی را که متصل به مسجد است برای ساختمان مسجد واگذار کرده اند و شخصی برای اینکه واگذار کنندگان پشیمان نشوند دو رکعت نماز در آن خوانده است. آیا این زمین جزء مسجد شده است یا خیر؟ جواب : اگر با رضایت مالک باشد مسجد می شود. سوال : موقع ساختن مدرسه یا مسجد یا حسینیه استخوان هایی از زیرزمین بیرون آمده است. آیا وجود این استخوان ها دلیل بر وجود قبرستان قدیمی در آن مکان می باشد؟ جواب : علامت نیست. منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیه الله حسین مظاهری

آداب زیارت

آداب زیارت معصومین و امام زادگان علیهم السلام

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ آداب زیارت معصومین و امام زادگان علیهم السلام 1. غسل کردن پیش از رفتن برای زیارت . 2. پرهیز نمودن از کلام بیهوده و لغو و پرهیز از مخاصمه و در طول مسیر. 3. خواندن دعای وارده و مخصوص آن امام . 4. طهارت از حدث اکبر و حدث اصغر. 5. پوشیدن جامه های پاک ، پاکیزه و نو. بهتر است رنگ جامه سفید باشد. 6. در حین رفتن به زیارت گام ها را کوتاه بردارد و با وقار حرکت کند و همچنین باید خاضع و خاشع باشد و سر به زیر راه برود و به بالا و اطراف خود توجه نکند ؛ یعنی به منزلت و عظمت زیارت فکر کند. 7. خوشبو نمودن خود در غیر زیارت امام حسین علیه السلام . 8. هنگام رفتن به حرم مطهر، زبان را به ذکر تکبیر، تحمید، تسبیح ، تهلیل و تمجید مشغول کند و با فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد صل الله علیه و آله دهان خود را معطر نماید. 9. ایستادن بر در حرم شریف و اذن دخول طلبیدن و سعی کردن در به دست آوردن رقت قلب و خضوع به وسیله تصور و فکر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منور؛ به فکر این باشد که ایستادن او را می بیند، کلام او را می شنود و جواب سلام او را می دهد. همچنین باید در محبت و لطفی که ایشان به شیعیان و زائران خود دارند، تدبیر کند و همچنین در خرابی های حال خود و خلاف هایی که نسبت به آن بزرگواران کرده است ، تاءمل کند. 10. بوسیدن عتبه عالیه و آستانه مبارکه . سزاوار است برای خدا به شکرانه این که او را به این مکان رسانده است ، سجده کند. 11. مقدم داشتن پای راست در وقت داخل شدن و مقدم داشتن پای چپ در وقت بیرون آمدن ؛ مانند مساجد. 12. رفتن نزد ضریح مطهر به نحوی که بتواند خود را به آن بچسباند. توهم این که دور ایستادن ادب است ، وهم (غلط) است . زیرا در حدیث آمده است که تکیه کردن بر ضریح و بوسیدن آن شایسته است . 13. ایستادن پشت به قبله و رو به قبر منور در وقت زیارت . ظاهرا این ادب مختص به معصوم علیه السلام است . وقتی از خواندن زیارت فارغ شد، گونه راست را به ضریح بگذارد و به حال تضرع ، دعا کند. سپس گونه چپ را بگذارد و خدا را به حق صاحب قبر بخواند که او را از اهل شفاعت آن بزرگوار قرار دهد. آنگاه در دعا مبالغه کند. سپس به سمت سر مطهر برود و رو به قبله بایستد و دعا کند. 14. ایستادن در وقت خواندن زیارت ؛ اگر عذری مثل ضعف و درد کمر و درد پا و غیره نداشته باشد. 15. تکبیر گفتن هنگام دیدن قبر مطهر، پیش از شروع خواندن زیارت . 16. خواندن زیارت وارده از سادات انام علیهم السلام و ترک زیارت های ساخته شده بی اساس که بعضی بی خردان ، عوامانه آنها را با بعضی از زیارات تلفیق کرده اند. 17. به جا آوردن نماز زیارت که اقل آن دو رکعت است . 18. خواندن سوره یس در رکعت اول و سوره الرحمن در رکعت دوم ؛ در صورتی که برای آن زیارتی که نماز آن را می خواند، کیفیت مخصوصی ذکر نشده باشد. 19. کسی که داخل حرم مطهر شود و ببیند که نماز جماعت برقرار شده است ، پیش از آنکه زیارت کند، ابتدا نماز بخواند. همچنین وظیفه ناظر حرم است که مردم را به نماز امر کند. 20. تلاوت کردن قرآن نزد ضریح مطهر و هدیه کردن آن به روح مقدس مزور.(22) 21. ترک نمودن سخنان ناشایست و کلمات لغو و بیهوده و عدم اشتغال به صحبت های دنیوی که همیشه و در همه جا مذموم ، قبیح ، مانع رزق و باعث قساوت قلب است . 22. بلند نکردن صدا در وقت زیارت . 23. وداع کردن با امام علیه السلام در وقت بیرون رفتن از شهری که آن حضرت در آن جا مدفون است . 24. توبه و استغفار نمودن از گناهان و تصمیم به بهتر کردن حال ، کردار و گفتار خود بعد از فراغت از زیارت . 25. انفاق کردن به قدر وسع بر خادمان آستانه شریفه . 26. سزاوار است که خدام از اهل خیر و صلاح و صاحب دین و مروت باشند و آنچه را از زائران می بینند، تحمل نمایند و خشم خود را بر ایشان فرو نشانند و بر آنها تندی و درشتی ننمایند و بر رفع حوایج محتاجین اقدام و زائرین را راهنمایی کنند. 27. انفاق و احسان بر فقرا، مجاورین و مساکین شهری که امام علیه السلام در آن مدفون است ؛ خصوصا سادات و اهل علم . 28. از جمله آداب ، تعجیل کردن در بیرون رفتن از حرم است ؛ در وقتی که حظ و بهره خود را از زیارت درک کرد تا برای رجوع بعدی شوق بیشتری داشته باشد. 29. سزاوار است وقتی که زوار بسیار است ، کسانی که جلوتر هستند و به ضریح چسبیده اند، زیارت را کوتاه نمایند و زودتر بیرون روند تا دیگر زائران هم به قرب ضریح فایز گردند. منبع: http://seyedhadi3.blogfa.com

آداب زیارت امام زاده ها

رعایت ادب و آداب در هر امری، سبب دست یافتن بهتر به اهداف آن کار است. هر چیزی هم بری خود آدابی دارد؛ مثل آداب تجارت، آداب معاشرت، آداب کسب علم، آداب جنگ و مبارزه، آداب نماز و قرائت و ... که شناخت و مراعات آنها، آن امر را موفقیت آمیز‌تر می‌سازد و عامل را به هدف نزدیک‌تر می‌سازد. از جمله بری زیارت هم آدابی ذکر شده است. مراعات آنها هم ثواب بیشتر دارد، هم زائر را در دستاورد‌های معنوی زیارت کامیاب‌تر می‌سازد و هم تربیت کننده است و میه ارتباط روحی بهتر . این آداب، برخی ظاهری است و برخی باطنی. در کتب حدیث هم عنوان آداب ظاهری و آداب باطنی برای برخی از اعمال و سنن مطرح شده است. بی‌شک همان آداب ظاهری هم به حصول توجّه قلبی و آداب باطنی کمک می‌کند. کیفیت زیارت کردن و جزئیات زیارت خواندن و کمّ و کیف این تشرّف و دیدار معنوی را نیز باید از اولیای دین آموخت. امام صادق علیه السلام به محمد بن مسلم ـ که از اصحاب بزرگ اوست چنین دستورالعمل می‌دهد: «هر گاه به زیارت مرقد امیرالمؤمنین علیه السلام رفتی، غسل زیارت کن، پاکیزه‌ترین جامه‌هایت را بپوش، بوی خوش و عطریات استعمال کن، با آرامش و وقار و آرام آرام حرکت کن ، وقتی به باب السّلام رسیدی، رو به قبله بیست و سه بار تکبیر بگو، آن گاه زیارت را بخوان...».[1] این نکات، از جمله آداب ظاهری زیارت است. مرحوم کلینی در کتاب کافی، مرحوم شهید اول در کتاب دروس و همچنین مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان، آداب فراوانی بری زیارت نقل کرده‌اند.
برخی از مهم‌ترین آن آداب، با تبیینی روشن و شرح و بسط آن است. 1. غسل زیارت برای حضور در حرم‌ها، زائر باید پاک باشد، هم پاکی ظاهری، هم درونی. غسل زیارت از آنجا که به عنوان یک عمل عبادی انجام می‌گیرد، علاوه بر تمیزی جسم و لباس، طهارت روح و روان را هم در پی دارد. هم قبل از آغاز سفر زیارتی و هنگام بیرون رفتن از خانه و شهر و بیش از شروع مسافرت مستحب است، هم قبل از تشرف به حرم های مطهّر معصومان:. غسل، یک طهارت جسمی است، ولی صفای روحی و معنوی هم دارد؛ چون همراه با نیت، ذکر خدا و دعاست و تنها دوش گرفتن و شستن بدن نیست؛ مثل وضو که صرف شستن صورت و دست‌ها نیست. نورانیت و آثار معنوی و روحی آن در سینه توجه و قصد قربت و عبادت فراهم می‌شود. وضو به عنوان مقدمه نماز و غسل به عنوان مقدمی زیارت است. در زیارت هفتم امام حسین (علیه السلام) که حضرت صادق علیه السلام به صفوان جمّال آموخته، حضرت می‌فرماید: وقتی خواستی به زیارت بروی، از آب فرات غسل کن و هنگام غسل بگو: بسم الله و بالله، اللهم اجعله نوراً و طهوراً و حرزاً و شفاءً مِن کُلِّ داءٍ وَ سُقمٍ و آفةٍ و عاهةٍ، الّلهم طهّر به قلبی و اشْرَح به صَدری و سهّل به اَمری. با این دعا و امثال آن، هم کار با نام و یاد خدا آغاز می‌شود، هم طلب نورانیت و پاکی و شفا و یمنی است و هم دعا برای طهارت قلب و شرح صدر و آسانی کار. غسل زیارت، یک معنی نمادین هم دارد؛ یعنی شستشوی جسم و تمیزی بدن، نمادی از طهارت روح است: «شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام». کسی که بری تشرف به حرم آلیش جسمی را می‌زدید، آلیش روح را هم باید بشوید تا هم با جسم پاک، هم روح پاک، هم لباس نو، هم با روحیه نو تشرف یابد؛ چرا که توبه و خشوع، لباس روح است. در احادیث توصیه شده وقتی زائر از غسل فارغ شد، جامی پاک و تمیز بپوشد و دو رکعت نماز بخواند و با ذکر خدا و «الله اکبر» و «لااله الا الله» و با قدم‌های کوچک به طرف مزار برود. همه اینها در تأمین حال معنوی مؤثر است. بری غسل زیارت، دعاهای دیگری نیز وارد شده است. طهارت روحی شرط ارتباط با پاکدلان و پاک‌جانان و حضور در اماکن مقدس است. رعایت این ادب در حال حیات امامان هم مورد تأکید است. چند نفر در مدینه قصد تشرّف به حضور امام صادق علیه السلام داشتند. در راه یکی از اصحاب از کوچه‌ی بیرون آمد و به ین جمع پیوست؛ در حالی که جنب بود و اینان نمی‌دانستند. وقتی خدمت امام رسیدند و سلام دادند، حضرت خطاب به آن شخص فرمود: آیا نمی‌دانی که سزاوار نیست شخص جنب به خانی انبیا وارد شود؟ او برگشت و بقیه به خدمت امام شرفیاب شدند.[2] امام صادق علیه السلام توصیه فرموده است: هر گاه به قصد زیارت قبر امیرمؤمنان علیه السلام رفتی، وضو بگیر، غسل کن و با آرامش راه برو. امام هادی علیه السلام نیز به موسی بن عبدالله نخعی ـ که از آن حضرت، زیارتی کامل و جامع برای هر یک از ائمّه درخواست کرد، و حضرت هم زیارت جامعه را به او آموخت ـ قبل از بیان متن زیارت فرمود: هر گاه به آستانی مرقد آن حضرت رسیدی، بایست در حالی که با غسل هستی، شهادتین را بگو و اذن دخول بخوان ...، و آداب دیگر. در حدیثی هم که صفوان جمال از حضرت صادق علیه السلام می‌پرسد: امیرالمؤمنین را چگونه زیارت کنم؟ می‌فرمید: هر گاه ارادی زیارت کردی، غسل کن، دو جامی تمیز و شسته شده‌ات را بپوش، عطر بزن و با بوی خوش به زیارت برو.[3] خوش‌بویی و تمیزی از اخلاق انبیاست و بری زیارت اولیای الهی تأکید بیشتری بر آن شده است. جنبه ی دیگری غسل زیارت، به بعد اجتماعی آن مربوط می‌شود. معمولاً در تجمع‌ها و مسافرت‌ها، ممکن است بدن عرق کند، فضا از نظر بوی بدن و عرق پاها و غبار آلودگی زائران و ... ناهنجاری‌هایی داشته باشد که تحمّل آن بری دیگران خوب و خوشایند نباشد. غسل زیارت، گامی برای ایجاد فضای مطلوب‌تر در اماکن زیارتی و در مجموعه‌های زائران است. ادب تشرف به محضر یک شخصیت والا ایجاب می‌کند که دیدار کننده با بهترین لباس و نیکو‌ترین وضع و هیئت و با آراستگی کامل برود تا ادای احترام کرده باشد. غسل پیش از زیارت، تا حدّی تامین کننده این هدف است و بدون آن نوعی بی‌احترامی می‌شود. از امام صادق علیه السلام درباری «خذوا زینتکم عند کلِّ مسجد» پرسیدند، فرمود: «الغُسل عِندَ لقاءِ کُلِّ امامٍ»[4]. آن حضرت غسل هنگام دیدار هر امام را مصداقی از آراستگی هنگام عبادت یا حضور در عبادتگاه به شمار می‌آورده است و این برای زائران درس تمیزی و خوش‌بویی و ادب ظاهری است. 2. لباس تمیز و آراستگی و خوش‌بو پوشیدن جامه نو و لباس تمیز و استفاده از عطر، آداب دیگر تشرف به حرم‌های مطهّر است. در روایات، هم بر «ثوب جدید» تأکید شده، هم بر «ثوب نظیف» که می‌رساند تمیزی و تازگی هر دو مورد عنایت است. مرحوم فیض کاشانی به نقل از شیخ صدوق، یکی از آداب زیارت قبور ائمه در عراق و خراسان را همین نکته می‌داند؛ مثلاً در زیارت سید الشهدا علیه السلام می‌گوید: «هر گاه به زیارت آن حضرت رفتی، از کنار فرات غسل کن، لباس‌های پاکیزه بپوش و پا برهنه به سوی حرم عزیمت کن». ایشان در مورد زیارت حضرت کاظم7 در بغداد و زیارت امام رضا (علیه السلام) در طوس هم غسل و تمیزی و پوشیدن لباس نو را بیان می‌کند، و نیز در زیارت قبر عسکریین علیهما السلام در سامرا هم همین توصیه را دارد: «... فاغتسِل و تَنَظَّفْ و البسْ ثوبَیک الطاهِرَینِ».[5] از آنجا که حالت روحی و جسمی و ظاهر و باطن در یکدیگر تأثیر متقابل دارند، نوع لباس و وضع ظاهری زائر در پدید آمدن حال مناسب روحی و ایجاد نشاط معنوی مؤثر است. لباس تمیز و نو هم همین اثر روحی را دارد. به علاوه، حرمت‌گذاری به شخصیتی که به دیدارش می‌رویم، بخشی هم در آراستگی ظاهر و مرتب و معطّر بودن لباس و سر و وضع جلوه می‌کند. 3. وقار و طمأنینه آرامش و وقار ظاهری، نشانه طمأنینه درونی است. رفتار شتاب‌زده هم گویی باطن آشفته و نابسامان است. در توصیه‌ی مربوط به زیارت آمده است که: با وقار و آرامش راه بروید، قدم‌ها را کوچک بردارید، حالت طمأنینه داشته باشید، با حالت ذکر و تسبیح و تکبیر، وارد حرم و مزار شوید. اینها جهات شکلی و آداب ظاهری است که در باطن و درون زائر هم اثر می‌گذارد. پیاده رفتن بعضی از ائمه به سفر حج را شنیده ا‌ید؛ مثل امام حسن مجتبی علیه السلام و امام کاظم علیه السلام . پیاده روی هم اثرگذار بر روح و درون است. صفوان جمال نقل می‌کند که با حضرت صادق علیه السلام همسفر بود، به کوفه که رسیدند، امام دستور داد تا مرکب را بخواباند و فرمود: اینجا قبر جدم امیرمؤمنان علیه السلام است. سپس حضرت غسل کرد، لباس دیگری پوشید، به طرفه تپه‌ی که قبر علی (علیه السلام) آنجا بود، راه افتاد و به صفوان فرمود: تو هم مثل من کن، گام‌هایت را کوچک بردار، نگاهت را به طرف پایین بگیر، متواضعانه راه برو... . سپس خودش با صفوان به طرف قبر حرکت کردند؛ در حالی که سکینه و وقار بر آن دو حاکم بود و تسبیح و تقدیس و تهلیل می‌گفتند، تا به قبر شریف رسیدند.[6] در حدیث دیگری، امام هادی علیه السلام هنگام آموختن زیارت جامعه کبیره به موسی بن عبدالله نخعی، پیش از بیان متن زیارتنامه به وی فرمود: هر گاه وارد حرم شدی و قبر را دیدی، بیست و سی بار، الله اکبر بگو، سپس کمی جلو برو، در حالی که همراه با آرامش و وقار باشی، فاصلی گام‌هایت را کوتاه کن، بایست، بازهم سی بار تکبیر بگو، سپس نزدیک قبر برو، چهل بار تکبیر بگو، سپس بگو: «السلام علیکم یا اهل بیت النبّوه..».[7] 4. خضوع و خشوع از جمله آداب زیارت، داشتن خضوع و خشوع هنگام زیارت است. خشوع ، حالتی قلبی و درونی است که از معرفت و محبت به یک مقام و شخصیت در دل ایجاد می‌شود. تأثیر عظمت او در قلب، حالتی پدید می‌آورد که رعایت احترام در ظاهر را در پی‌دارد؛ حتی نوع ایستادن، نشستن، نگاه کردن، سخن گفتن، وارد و خارج شدن، همه تحت تأثیر آن حالت درونی است. پس خشوع قلبی، خضوع اعضا و جوارح را پدید می‌آورد. این هم از نمونه‌های دیگر «تأثیر درون بر برون» است. هر چه معرفت به مقام پیشوا زیادتر باشد، خشوع دل هم عمیق‌تر و بیشتر و رعایت ادب و خضوع ظاهری هم افزون‌تر خواهد شد. اینکه بعضی هنگام خروج از حرم، عقب عقب می‌روند و حاضر نیستند پشت به ضریح کنند و بیرون روند، جلوه‌ی از همین خضوع و ادب ظاهری است که ریشه در درون دارد. همچنان که در نماز، اگر حضور قلب باشد، رعایت وقار ظاهری را در پی خواهد داشت، در زیارت هم چنین است. در زیارتگاه‌ها تنها با جسم و بدن به یک امام معصوم نزدیک نمی‌شویم، بلکه قرب روحی هم باید پیدا کنیم. زائر باید خود را در محضر امام حس کند و امام را ناظر و مراقب رفتارش ببیند و چنین تصور کند که از راه دور آمده و اجازه یافته به حضور معصوم برسد. در این حال، چه حالتی خواهد داشت؟ به علاوه، وقتی تربت پاک و مطهّر ولی خدا مقدس است، زائر باید به تناسب قداست مکان و جایگاه شئون آنجا را رعایت کند. خداوند به حضرت موسی فرمان می‌دهد که ای موسی! تو در وادی مقدس طور کفش‌هایت را درآور.[8] همین نکته سبب شده که بزرگان در توصیه‌های خود بر بیرون آوردن کفش در حریم قدسی زیارت‌گاه‌ها، تأکید کنند و خودشان هم در عمل، پابرهنه به حرم‌ها مشرّف شوند. شیخ بهایی در شعری که به مناسبت تشرف به حرم علوی سروده، می‌گوید: این افق روشن که بر تو آشکار گشته، در حریمش خضوع کن و این طورسیناست، کفش از پی در آور: ... هذا حرمُ العِزَّةَ فاخَلع نعلیک».[9] 5. ذکر تکبیر و تسبیح از آدابی که برای زیارت مرقد‌های مطهر بیان شده، گفتن تکبیر و تهلیل هنگام تشرّف است. یاد خدا و حمد و ستایش او و ذکر توحید و تسبیح و تنزیه، هم توجّه دادن به عظمت خداوند است؛ چرا که عظمت چنین شخصیت‌هایی در عبودیت و تواضع در پیشگاه خداست، هم نوعی تعدیل نگاه و توجه انسان زائر است تا درباری این پیشوایان الهه ای، دچار غلّو نشود و نسبت‌های غلّوآمیز ندهد و محوریت توحید در همه ی مسائل حفظ شود؛ مثلاً در زیارت امام حسین (علیه السلام) روایت شده که قبل از زیارت و در بدو ورود، حتی وقتی به فرات می‌رسد تا غسل زیارت کند، صد مرتبه الله اکبر، صد مرتبه لا اله الا الله و صد مرتبه صلوات بگوید. نیز در روایت است: هنگام زیارت وقتی مقابل قبر امام معصوم قرار گرفت، بگوید: «لا اله الا الله وحده لا شریک لَهُ»، ثواب بسیار برای او نوشته می‌شود.[10] ذکر گفتن و خدا را به یکتایی ستودن و او را بزرگ شمردن، در همه حال خوب است و در حرم‌های مطهر اولیایی که مظهر اخلاص و توحید و ذکر و تسبیح‌اند، خوب‌تر. 6. اذن دخول خواندن «اذن دخول» هنگام زیارت، یکی دیگر از آداب است. این اقتضای ادب است که بی‌اجازه وارد حریم حرم نشویم و با خواندن اذن ورود، هم ادای احترام کنیم، هم دل را آماده‌تر سازیم. اینکه در آغاز این بخش، از قول شهید اول نقل شد که زائر، بر درگاه حرم بایستد، دعا کند و اذن بطلبد و اگر در دل خود خشوعی احساس کرد و رقت قلب حاصل شد، وارد شود، و گر نه بهتر است که برای ورود، زمان دیگری را انتخاب کند تا رقت قلب و خشوع حاصل شود،[11] برای این است که غرض مهم‌تر از ورود به حرم، حضور قلب است، تا انسان از رحمت نازل شده از سوی خدا برخوردار شود. دقت در متن «اذن دخول های رویت شده، آموزندی نکاتی است که در افزایش ایمان و معرفت و توجّه زائر به موقعیتی که در آن قرار دارد و کسی که به زیارتش آمده، مؤثر است. حضور در اعتاب مقدس با توجّه به این حقیقت و معارف و فضایل، زمینه ساز فیض بیشتر در زیارت است. در روایت است: هنگام زیارت حضرت رسول صلی اله علیه و هر یک از معصومان: این گونه اذن دخول بخوان: «اللّهم إِنی وقفْتُ علی بابٍ من بیوتِ نبیک و آل نبیک...؛ خداوندا! بر درگاه یکی از خانه‌های پیامبر و دودمان پیامبرت ایستاده‌ام. خدیا! مردم را از اینکه بی‌اجازه وارد خانه ی پیامبر شوند، منع کرده ا‌ی. من به حرمت پیامبرت در حال غیبتش مثل حال حضور و حیاتش عقیده‌مندم و می‌دانم که فرستادگان تو زنده‌اند و نزد تو روزی می‌برند، جایگاه مرا در اینجا و این لحظه می‌بینند و سخنم را می‌شنوند. پروردگارا! ابتدا از او اذن می‌طلبم، سپس از پیامبرت و از جانشین تو که اطاعتش بر من واجب است، اجازه می‌خواهم که در این لحظه وارد خانه‌اش شوم، از فرشتگان گماشته به این بارگاه مقدّس هم اذن می‌طلبم. به اذن خدا و رسول و خلفی او و اذن همه شما وارد این خانه می‌شوم و جویی تقرّب در پیشگاه خدایم... .[12] در زیارت حضرت علی (علیه السلام) هم دعاها و اذن ورودهایی که نقل شده، چه در هنگام ورود به نجف، چه وقت ورود به حرم، چه هنگام ایستادن در صحن و آستانه، چه وقت ورود به رواق. مضمون این دعاها و اجازه خواهی‌ها ، اظهار ادب و درخواست اذن برای ورود به این مکان مقدس و حریم نورانی است و از آن امام به عنوان مولا، امیرمؤمنان، حجّت خدا، امین پروردگار و ... یاد شده است تا زائر، قبل از زیارت بداند که در کجاست و به دیدار چه انسان کامل و حجت عظیمی آمده است. اغلب، مستند این اذن طلبی برای ورود به حرم را آیه«یا یها الذّین آمنوا لا تَدخُلوا بُیوتَ النّبی اِلاّ اَنْ یؤَذنَ لَکم» [13] دانسته‌اند که نهی از ورود بی‌اذن به خانه پیامبر امت و در متن «اذن دخول» هم به این آیه اشاره شده است. 7. عتبه بوسی احترام و ارج نهادن به جایگاه والی حرم‌های مطّهر، گاهی هم به بوسیدن در و درگاه به هنگام ورود است. در برخی سروده‌های عالمان عارف درباره ی زیارت نیز به این عتبه بوسی و ابراز تواضع و اداب و محبّت اشاره شده است. علامه ی مجلسی سخن شهید اول را در این مورد به عنوان یکی از آداب زیارت نقل می‌کند و می‌افزاید که دلیل مستندی برای استحباب بوسیدن آستان و درگاه نداریم، ولی سجود برای خدا به عنوان شکر الهی بر این توفیق، مانعی ندارد.[14] البته باید توجه داشت که بوسیدن زمین و درگاه به عنوان احترام و شکر، نباید به عنوان سجده بر امام تلقی شود و بهانه‌ی به دست مخالفان نیفتد تا چنین وانمود کنند که شیعیان در پیشگاه امامان خود سجده می‌کنند؛ در حالی که سجده بر غیر خدا جایز نیست! بوسیدن زمین به شکرانی توفیق الهی و بر نعمت زیارت، غیر از سجده به یک انسان است. صورت بر زمین نهادن یا بوسه بر آستان زدن، نهایت ادب و ارادت و محبت به یکی از اولیای مقرّب درگاه خداست و هیچ ربطی به شرک و پرستش غیر خدا ندارد. 8. حضور در کنار قبر و بوسیدن ضریح ادب دیگر در زیارت، که نشانی محبت و ارادت بیشتر است، نزدیک شدن به قبر، دست نهادن به آن، بوسیدن و ابراز اشتیاق است. داستان زیارت اربعین جابربن عبدالله انصاری و عطیه عوفی گواه این زیارت عاشقانه است که دست روی قبر سیدالشهدا نهاد و بر او درود و سلام داد. در حدیث امام صادق علیه السلام آمده است: «صَلّوا إِلی جانبِ قبر النّبی، و إِنْ کانَتْ صلاة المؤمنین تَبْلُغُه ینما کانُوا؛[15] کنار قبر پیامبر بر او صلوات و درود بفرستید؛ هر چند درود مؤمنان هر جا که باشند، به او می‌رسد». مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان، ضمن بحث از آداب زیارت به این نکته اشاره می‌کند که برخی می‌پندارند رعایت ادب به حریم امامت، به آن است که زائر هر چه دورتر بایستد و به قبر و ضریح نزدیک نشود. ایشان این را وهم و اشتباه می‌دانند و تأکید می‌کنند که نزدیک شدن به قبر و ضریح و بوسیدن آن یکی از آداب است. البته رعایت این ادب و استحباب وقتی است که ازدحام جمعیت نباشد و عمل به آن مزاحمتی بر دیگران نداشته باشد و فشار نیاورد، یا حال معنوی زائر را هم به هم نزند. چه بسا یک کار مستحب، در شریطی تبدیل به امر غیر مطلوب می‌گردد؛ مثل بوسیدن حجرالاسود که در شریط خلوت و عادی بسیار پسندیده است، ولی در ازدحام جمعیت بوسیدن یا لمس آن به قیمت له کردن دیگران یا اذیت و آزار، روا نیست. در شریط ازدحام در حرم‌ها، بهتر است که انسان کناری بایستد و با فاصله و حالت آرامش خود و راحتی دیگران زیارتنامه را بخواند و این تصور عوامانه را که اگر دست به ضریح نرسد، زیارت قبول نیست، از ذهن خود بیرون کند. کسی هم که کنار ضریح می‌رود و لمس می‌کند یا بوسه بر آن می‌زند، خوب است که توقف نکند و فرصت و امکانی برای دیگران هم بدهد که به این فیض برسند و استفاده از ضریح را حق اختصاصی خویش نشمارد. بوسیدن ضریح، نوعی ابراز عشق و علاقه به صاحب قبر است. بوسه بر درگاه و درها و دیوارها و ضریح و سنگ قبر ، به خاطر انتساب اینها به آن چهره‌های محبوب است، و گر نه سنگ و چوب و آهن خود به خود قداستی ندارند. ببوس ای خواهرم قبر برادر شهادت، سنگ را بوسیدنی کرد آنان که به رمز و راز این قضیه توجه ندارند، شیعه را بر این ابراز ارادت مورد انتقاد قرار می‌دهند؛ در حالی که شوق به محبوب است که هر چه را به آنها منسوب است، در نظر محبّ، عزیز و دوست داشتنی می‌سازد. به قول صائب تبریزی: اگر از حسن عالم‌گیر او واقف شدی زاهد پرستیدی به جای کعبه هر سنگ نشانی را 9. ادب نسبت به قبر مطهر زائری که توفیق تشرّف به حرم‌ها را می‌یابد، باید خود را در حریم خانه ی امام یا امامزاده احساس کند و هر نوع ادب لازم را به جا آورد. سید بن طاووس توصیه می‌کند: زائر، مثلاً در حرم حضرت رسول صلی الله علیه، در بدو ورود، دو رکعت نماز تحیت مسجد بخواند، سپس رو به طرف روضه نبوی و حجری شریف پیامبر کند، سلام دهد، دست به آن بکشد و استلام کند، ببوسد.[16] سپس می‌افزید: دست‌ها را بر دیوار حجری مطهر حضرت بگذارد و بگوید: «اَتَیتُکَ یا رَسُول الله مُهاجراً الیک ... .» و خود را مهاجری معرفی کند که به حضور پیامبر خدا ره سپرده و برای ادای این وظیفه به زیارت آمده و اگر در حال حیات توفیق دیدار نداشته، پس از وفات آمده و می‌داند که احترام آن حضرت در حال ممات، مثل حرمت او در حال حیات است، و از آن حضرت بخواهد که نزد خدا شاهد این زیارت باشد. دست‌ها را به صورت خود بکشد و این زیارت را نوعی بیعت به حساب آورد و دعا کند که تا آخر عمر بر همین عهد و پیمان استوار بماند.[17] سپس رو به قبر و پشت به قبله زیارت بخواند. بعد از آن قبر را پشت سر قرار دهد و رو به قبله دعاهایی بخواند که نقل شده، سپس سراغ منبر پیامبر برود، آن را لمس کند، تبرّک بجوید دست‌هایش را به صورت و چشمانش بکشد، این آداب، نشان دلدادگی و محبّت است، زیارت هم قلمرو عشق و وادی دل است و زائر، این گونه جذبی درونی خود را ابراز می‌کند. شهید ثانی می‌گوید: زائر در حال زیارت، رو به مزار و پشت به قبله بایستد، با حالت دعا تضرع کند و سمت چپ صورت را بر قبر بگذارد، دعا کند و از خدا حاجت بطلبد و به صاحب قبر توسل جوید تا خدا حاجتش را برآورد و او را مشمول شفاعت گرداند و در دعا اصرار و مبالغه کند، آن گاه به طرف بالای سر برود و رو به قبله دعا بخواند.[18] کیفیت ایستادن کنار قبر و نحوی زیارت، باید گویای ادب زائر باشد. در حالات حضرت رضا (علیه السلام) آمده است که وقتی می‌خواست از قبر حضرت رسول وداع کند و برای اعمال عمره به مکه رود، کنار قبر پیامبر آمد، در طرف بالای سر ایستاد، مشغول نماز شد، سپس شانه ی چپ را به قبر چسباند و در نزدیک یکی از ستون‌ها چند رکعت نماز خواند.[19] شبیه این رفتار، در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده که چنین توصیه فرمود.[20] علامه مجلسی در مورد برخی از این نقل‌ها می‌افزید: گر چه پشت به پیامبر کردن هنگام دعا، به ظاهر نوعی خلاف ادب به شمار می‌رود، ولی وقتی توّجه به خدا باشد و قصد زائر، پشت گرمی به حضرت رسول صل الله علیه باشد، اشکالی ندارد. کنار قبر ایستادن و تکیه بر قبر کردن و دعا رو به قبله، از امام سجاد علیه السلام و سیره او هم نقل شده است.[21] 10. پرهیز از حرف‌های بیهوده و کارهای لغو ادب دیگر در تشرّف به حرم‌های مطهر، پرهیز از هر کاری است که مغیر با ادب حضور است؛ از جمله کلمات لغو و حرف‌های بیهوده و حرکات سبک و ناپسند و دور از شأن زیارتگاه. محدث قمی در مفاتیح الجنان (ادب بیست و یکم زیارت) می‌گوید: «ترک نمودن سخنان ناشایست و کلمات لغو و اشتغال به صحبت‌های دنیویه که همیشه در هر جا مذموم است و قبیح و مانع رزق و جالب قساوت قلب است، خصوصاً در این بقاع مطهّره...». هدف از زیارت، بهره‌وری از فیض‌های معنوی است. پرداختن به سخنان و کارهای لغو، مانع آن فیض‌ها می‌شود و چه بسا اوقات کسی در داخل حرم‌ها به چنین حرف‌ها و کارهایی سر می‌شود و از مائده معنوی گشوده در آن ضیافت خانه‌های آسمانی بی‌بهره بماند. به علاوه، این گونه حرف‌ها و حرکات و رفتارها، توّجه و حضور قلب زائران دیگر را هم بر هم می‌زند و بیهوده‌گوی غافل، هم خودش محروم می‌ماند، هم مانع بهره‌وری روحی دیگران می‌شود. صحبت‌های بلند بلند هم، علاوه بر ینکه خلاف ادب در محضر ولی خداست، بری دیگران هم مزاحمت و حواس پرتی می‌آورد. مستند این نکته، به گفته بعضی از علما یه شریفه «لاترفعو اصواتکم فوقَ صوتِ النبی»[22] است؛ یعنی صداهایتان را از صدای پیامبر بلندتر نکنید. رعایت این نکته یک ادب اجتماعی و معاشرتی است؛ حتی نه حرف‌های عادی، بلکه زیارتنامه را هم بلند بلند خواندن، به نحوی که تمرکز روحی و حضور قلبی دیگران را به هم بزند، مناسب نیست. آنچه در این اماکن مطلوب است، آرامش و فضای آرام است تا برای پیدایش حضور قلب و روح عبادت و زیارت مؤثر باشد. سر و صداهای بسیار یا صلوات و زیارت بلند بلند، مخلّ این حالت است و رشتی پیوند و اتصال زائران دیگر را از هم می‌گسلد. 11. خواندن زیارت مأثوره تأکید بر آن است که در زیارت‌ها، بیشتر از متون زیارتی نقل شده از ائمه معصوم (علیه السلام) استفاده شود که به آن گونه دعاها و زیارت‌های مستند مأثوره گفته می‌شود. زیارت اربعین، زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله، زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها و بسیاری از زیارتنامه‌هایی از ائمه اطهار نقل شده و کلام امام است. خواندن اینها بهتر از متون زیارتی دیگر است. مضامینی هم که در این گونه زیارتنامه‌ها است، متعالی‌تر است و از زبان اولیای الهای تراویده است. امامان ما، کیفیت انجام زیارت را با همه جزئیات و آدابش بیان فرموده‌اند و متن‌های منقول از آنان هم فراوان است و محتوی آنها در خور توجّه.[23] گاهی این آموزه‌ها بسیار کوتاه است، ولی رجحان آن به این است که از امام نقل شده است؛ مثلاً یونس بن ظبیان از حضرت صادق علیه السلام می‌پرسد: یا بن رسول الله صل الله علیه و آله! من بسیار به یاد حسین بن علی (علیه السلام) می‌افتم. در آن لحظه چه بگویم؟ فرمود: هنگام یاد از او سه بار بگو: «صلّی الله علیک یا ابا عبدالله»[24] که سلام تو از دور یا نزدیک به او می‌رسد. در نقل دیگر، امام صادق علیه السلام به سدیر می‌آموزد که هر گاه خواستی سید الشهدا را زیارت کنی، بالای بام خانه‌ات برو و نگاهی به چپ و راست کن. آن گاه رو به قبر آن حضرت بکن و بگو: «السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک و رحمة الله و برکاته»، تا خداوند ثواب یک زیارت شایسته به تو عطا کند.[25] این گونه توصیه‌ها و متن آموزی‌ها، درباره زیارت حضرت رسول و ائمه دیگر هم نقل شده است. 12. دعا و تلاوت و عبادت کنار قبرنماز در برخی مکان‌ها فضیلت و ثواب بیشتری دارد، یکی هم در حرم‌های مطهر معصومان غیر از اصل نماز خواندن که مطلوب است، خواندن نماز و اهدی آن به روح امام یا شخصیتی که مورد زیارت است، فضیلت دارد و به آن نماز زیارت گفته می‌شود که دو رکعت، گاهی هم چهار رکعت یا شش رکعت (دو رکعت دو رکعت) است و اغلب توصیه شده پس از زیارت خوانده شود و بعد از آن نماز، حاجت‌ها را از خدا بطلبند. نماز زیارت، پس از زیارت عاشورا، پس از زیارت شهدای کربلا، پس از زیارت عاشورای غیر معروفه و موارد دیگر نقل شده است. محدث قمی نقل می‌کند: امام صادق علیه السلام به زیارت قبر جدش امیرالمؤمنین رفت، پس از فراغت از زیارت در بالای سر آن حضرت خطاب به امام حسین (علیه السلام) سلام داد و زیارت خواند، آن گاه دو رکعت نماز خواند و پس از فراغت از آن دعایی خواند، با این آغاز: «یا الله یا الله یا الله یا مجیب دعوةِ المضطرّین». به هر حال، خواندن نماز و دعا در حرم‌های مطهر، پس از زیارتنامه مطلوب است. در روایات متعددی آمده است که پس از زیارت و نماز، دست به دعا بردار و هر چه می‌خواهی، از خداوند بطلب. امام هادی علیه السلام فرمود: «مَنْ کانَت له إلی الله حاجَةٌ فَلْیزُرْ قبرَ جَدّی الرّضا بِطوسٍ و هو علی غُسلٍ وَ لْیصَلِّ عندَ رأسهِ رکعتَینِ وَ لْیسألِ الله تعالی حاجَتَه فی قُنوته، فاِّنُه یستَجیبُ مالم یسْئلْ مَأثماً او قطیعةَ رَحِمٍ..؛ هر کس به درگاه خدا حاجتی دارد، قبر جدم حضرت رضا (علیه السلام) را در طوس زیارت کند؛ در حالی که غسل کرده باشد، بالای سر آن حضرت دو رکعت نماز بخواند و در قنوت نمازش حاجتش را از خدا بخواهد، خداوند اجابت می‌کند، تا وقتی که خواسته‌اش گناه یا قطع رحم (نفرین به خویشاوندان) نباشد. امام باقر علیه السلام هم درباری زیارت اباعبدالله الحسین و دعا در حرم او می‌فرماید: «ما مِنْ آتٍ أَتاهُ یصِلّی عنده رکعتینِ أو أربعاً ثُمَّ سَئلَ الله حاجَتَه إلاّ قضاها؛[26] هیچ کس نیست که کنار قبر آن حضرت برود و دو رکعت یا چهار رکعت نماز بخواند و از خداوند حاجتش را بطلبد، مگر آنکه خداوند آن را برآورد». دعا در قبور مطهر ائمه اطهار ،مقبولیت و ثواب بیشتری دارد. نماز فریضه و مستحب هم در حرم‌ها از فضیلت بسیار برخوردار است. امام با قر علیه السلام به شخصی فرمود: چه مانع دارد که هر وقت حاجتی داشتی، نزد قبر حسین بن علی علیه السلام بروی و چهار رکعت نماز بخوانی و حاجت خود را از خدا بخواهی؟ سپس اضافه فرمود: نماز فریضه در کنار قبر او برابر است با حجّ، و نماز نافله معادل عمره است، و ثواب‌های دیگر. سید بن طاووس هم توصیه می‌کند: اگر به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شدی، جدّ و جهد کن که از تو فوت نشود فریضه و نافله در حائر شریف حسینی که ثواب بسیار دارد.[27] بسیاری از اهل دل و مجاوران اعتاب مقدسه، مقید بوده‌اند که هر سه وعده نماز خویش را در حرم‌های مطهّر بخوانند، به خصوص در حرم سید الشهدا که هم نماز ثواب بیشتری دارد و هم دعا در زیر قبّه حرم آن شهید، مستجاب است. محّدث قمی می‌نویسد: «بدان که عمدی اعمال در روضه مطهّره امام حسین (علیه السلام)، دعاست؛ زیرا اجابت دعا تحت آن قبّه سامیه، یکی از چیزهایی است که در عوض شهادت، حق تعالی به آن حضرت لطف فرموده و زائر باید آن را غنیمت دانسته، در تضرّع و انابه و توبه و عرض حاجت کوتاهی نکند و در طی زیارات آن حضرت، ادعیه بسیاری با مضامین عالیه وارد شده است. بهتر آن است که از دعای صحیفه کامله آنچه تواند بخواند، که بهترین دعاهاست».[28] متن دعایی که از ائمه پس از زیارت نقل شده، بسیار است. کافی است کتاب‌های دعا و زیارت را مطالعه کنید و با این دعای گوناگون و ژرف و زیبا که پس از زیارت پیامبر، ائمه بقیع، امام حسین، روز غدیر، زیارت امام رضا و ... توصیه شده، آشنا شوید. تلاوت قرآن در حرم‌های مطهر نیز از جمله کارهای با فضیلت است. در زیارت حج نیز از بهترین اعمال در مسجد الحرام، تلاوت قرآن است. خواندن قرآن، هم برای بهره بردن خود انسان می‌تواند باشد، هم برای اهدای ثواب آن به روح پیامبر یا امام مورد زیارت، یا هدیه به ارواح مؤمنان و درگذشتگان. و چه خوب که تلاوت قرآن هم همراه با تدّبر و تأمّل باشد تا انس با کلام الهی در اماکن مقدس، تأثیر معنوی بیشتری داشته باشد. رعایت آداب و مستحبات، برای زائر حالت تنبّه و بیداری دل پدید می‌آورد و اگر هم آلوده به برخی لغزش‌هاست ، زمینه اصلاح و جبران و توبه و استغفار پدید می‌آورد و چه عملی شایسته‌تر از توبه درکنار حرم‌های امامان و تعهّد بر پاک زیستن و رهایی از سلطه شیطان و نفس امّاره؟ 13. تکریم خادمان و کمک به فقیران خادمان حرم‌ها، با سرمیه عشق و محبت در آستان اهل بیت خدمت می‌کنند و انتظار می‌رود که برخوردشان با زوّار، بر اساس محبت و دلسوزی و راهنمایی باشد. زائران نیز باید جایگاه آنان را بشناسند و قدر بدانند و مورد تکریم قرار دهند. شهید اول می‌نویسد: سزاوار است خدام حرم‌ها از اهل خیر و صلاح و متدین و صاحب مروّت و تحمّل و صبوری باشند، عصبانی نشوند، برخورد خشن نداشته باشند، حالت کمک رسانی، خدمتگزاری، تکریم زوّار، ارشاد گمشده‌ها، کمک به ضعیفان و برخورد محبت آمیز با واردین داشته باشند، اگر از کسی حرکت نامناسب و قصور و سهل انگاری دیدند، هشدار و تذکّر دهند و موعظه کنند و اگر کار خلاف و گناه دیدند، نهی از منکر کنند.[29] در مقابل این خدمات و حسن خلق، زائران نیز برخورد کرامت آمیز و همراه با احترام و ادب و همکاری با خدمتگزاران آستان اولیای خدا داشته باشند و مسئولان، مأمور نظافت و شستشو و انتظامات، پذیرایی کنندگان، نگهبانان، کفشداری‌ها، امانت داران، راهنمایی‌کنندگان و خدّام رسمی و افتخاری و هر کس را که به نوعی افتخار خدمت دارد، مورد تکریم قرار دهند و از احسان و نیکی متناسب با شأن آنان دریغ نورزند. از سوی دیگر، در اماکن و شهر‌های زیارتگاهی، نیازمندان آبرومندی هستند که چشم امیدشان به خیر و مساعدت زائران است. زائران، مستمندان را شناسایی و کمک رسانی کنند، با حفظ آبرو و حیثیت آنان، بدون آنکه تحقیری صورت بگیرد و به سادات فقیر و بینویان غریب رسیدگی کنند. چنین خرج‌ها و کمک‌هایی گاهی از روی عشق به صاحب مرقد و مزار انجام می‌گیرد و هم آنجا شوق یاری‌رسانی شکوفا می‌شود، گاهی هم بر اساس نذر قبلی، کمک‌های مالی می‌کنند. طبعاً این گونه نذرها و کمک‌ها، صرف تعمیر و بازسازی حرم‌ها و تأمین نیازها و برگزاری مراسم و اطعام و احسان‌های می‌شود که از سوی حرم برپا می‌شود. زائر، خوب است که در این گونه سفرهای زیارتی به طور کلی در هر مسافرتی دست و دل باز باشد و خیرش به دیگران برسد. 14. زیارت وداع و خداحافظی از آداب زیارت، وداع در آخرین روز یا آخرین لحظات است. برای زائری که ایامی در جوار یک مرقد مقدّس به سر برده و بارها به زیارت مشرف شده است، دل کندن از شهر محبوب دشوار است. بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران حسّ و حال زائر هنگام وداع، باید به گونه‌ی باشد که دستاوردهای نفیسی از این زیارت برداشته و حال او بهتر از گذشته شده باشد و با انسی که به حرم و صاحب حرم پیدا کرده، وداع برایش مشکل باشد، ولی به هر حال خداحافظی هنگام برگشت، جزء آداب مسافرت و زیارت است و نشانی احترام به صاحب خانه و صاحب مرقد. زائر وقتی زیارت خود را انجام داد و از نظر روحی اشباع شد، چه در مکه و مدینه باشد، چه در نجف و کربلا یا هر شهر زیارتی دیگر، خوب است که زود خداحافظی کند و برگردد، تا شوق و علاقه همچنان در دل بماند و زدگی و خستگی ایجاد نشود. این همان گسستن برای پیوستن دوباره است. من رشته ی محبت خود از تو می‌بُرم شاید گره خورد، به تو نزدیک‌تر شوم امام صادق درباری زیارت خانه خدا فرموده است: «إذا فرغْتَ مِنْ نُسُکِکَ فارجع، فإنّه أَشْوَقُ لکَ إلِی الرّجوع؛[30] وقتی از اعمال و عبادتت‌هایت فارغ شدی، برگرد، تا شوق دوباره آمدن را در تو بیشتر کند». دو دوست قدر شناسند حقّ محبت را که مدّتی ببریدند و باز پیوستند ادب، اقتضا دارد که زائر پس از اتمام ایام زیارت، برای خداحافظی به حرم مشرّف شود و ضمن سپاس، آرزوی خود را برای بازگشت دوباره اعلام کند و از خدا بخواهد. هم در سفر حج، مستحب است «طواف وداع» انجام دهد، هم در زیارت حرم پیامبر و ائمه بقیع، زیارت وداع مستحب است، هم در حرم‌های دیگر. آداب خاصی برای طواف و نیز از سیره معصومان نمونه‌هایی از آنان نقل شده است؛ مانند وداع حضرت صادق، حضرت کاظم، حضرت هادی: که همراه با حالت خاشعانه، سر به سجده گذاشتن، سجده‌های طولانی، نماز و دعای ویژه بوده است.[31] از خواسته‌های زائر هنگام وداع، این است که آخرین زیارت نباشد و دوباره برگردد؛ مثلاً در زیارت وداع قبر حضرت رسول و ائمه دیگر آمده است. «اللهم لا تَجْعَلْهُ آخر العهد مِنّی لِزیارَةِِ قبر نَبیک ...»، یا «استودِعُکَ الله» یا «لا جَعَله الله آخرَ تسلیمی علیک» یا «جَعَله الله آخر العهد من زیارة قبورکم و اتیانِ مشاهِدِکم» یا «رزقنی العودَ ثُمَّ العَوْدَ ثُمَّ العودَ ما اَبْقانی ربّی» و ... که همه حاکی از این درخواست است که آخرین نوبت زیارت نباشد، باز هم قسمت شود، آخرین سلام نباشد، برگشت همراه با سلامتی و بهره و فضل و کامیابی و رضامندی باشد.[32] زائری که با چشم اشک‌بار و قلبی لرزان، از جوار حرم محبوب‌های خود به شهر و وطن خویش برمی‌گردد، تن خود را باز می‌گرداند، ولی دلش در آنجا می‌ماند تا بار دیگر توفیق تشرف حاصل شود: «و من رفتم و هوی تو از دل نمی‌رود». دیده از دیدار خوبان بر گرفتن مشکل است هر که ما را این نصیحت می‌کند بی‌حاصل است من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست دوستان، معـــــذور داریدم که پایم در گل است گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست همچنانش در میان جان شیرین، منزل است.[33] امید است آشنایی با ادب و آداب زیارت، چه ظاهری و چه باطنی، چه قلبی، و چه قالبی ما را در بهره‌وری بیشتر از چشمه‌سار زلال زیارت موفق‌تر و کامیاب‌تر سازد. پی‌نوشت‌ها: [1] . وسائل الشیعه، ج10، ص305. [2] . بحارالانوار ، ج97، ص126. [3] . وسائل الشیعه، ج10، ص304. [4] . همان، ص303. [5] . محجّة البیضاء، ج4، ص91. [6] . وسائل الشیعه، ج10، ص305. [7] . همان، ص304. [8] . طه/11. [9] . منتخب التواریخ، ص683. [10] . مفاتیح الجنان، ادب پنجم از آداب زیارت. [11] . بحارالانوار، ج97، ص126. [12] . همان، ص134 و136. [13] . احزاب /53 [14] . بحارالانوار، ج 97، ص134و136. [15] .همان، ص156. [16] . همان، ص161. [17] . همان، ص162. [18] . همان، ص134. [19] . همان، ص149. [20] . همان، 100. [21] . همان، ص153. [22] . در فصل تحلیل محتویی زیارتنامه‌ها به ین موضوع پرداختیم. [23] . وسائل الشیعه، ج10، ص385. [24] . همان، ص385. [25] . همان، ص386. [26] . همان، ص407. [27] . مفاتیح الجنان، آداب زیارت امام حسین (علیه السلام). [28] . همان، ادب سیزدهم آداب زیارت امام حسین (علیه السلام). [29] . بحارالانوار، ج97، ص135، به نقل از دروس. [30] . الحج و العمره فی الکتاب و السنه، محمدی ری شهری، ص268. [31] . همان، ص365. [32] . ر.ک: مفاتیح الجنان، اواخر مفاتیح، زیارت وداع، نیز در وداع ائمّه بقیع، وداع حضرت رسول. [33] . سعدی. پدیدآورنده: جواد محدثی منبع: http://www.hawzah.net

آداب و فضایل زیارت

احوال زُوّار بدان که نفوس مقدسه انبیا و ائمه علیه السلام هرگاه از اَبدانِ شریفه خود رحلت نمودند و دست از بدن برداشتند و صعود به عالمِ بالا نمودند، نهایتِ احاطه بر این عالم از برای ایشان حاصل می شود و تمامیِ امور این عالم در نزدِ ایشان ظاهر می گردد. پس هر که به قبورِ مطهر ایشان حاضر شد به جهتِ زیارت، ایشان بر او مطلع می گردند و از احوالِ زوّار مرقدِ منورشان استحضارِ تام دارند و سؤالات و تضرّعات و توسّلات ایشان را می شنوند و نظر به رأفت و مهربانی ایشان نسبت به مخلصان، نسیمِ الطاف ایشان بر ایشان وَزد و پرتوِ اِلتفاتشان بر ایشان می افتد. پس دامنِ شفاعت بر میان زنند و از خدا طلبِ حوایج ایشان را می کنند و از درگاهِ الهی مسئلتِ بر آمدنِ مطالب و آمرزش گناهانِ ایشان را می نمایند و همین سرّ است در ترغیب به زیارتِ پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه علیه السلام .
افضل طاعات علاوه بر این در زیارت ایشان، اظهار اخلاص و تجدید عهد ولایت است و باعثِ سرور ایشان و رواجِ امرشان و غمناکیِ دشمنانِ ایشان است. چگونه زیارتِ ایشان افضلِ طاعات و اقربِ قُربات نباشد؟ و حال این که زیارتِ مؤمن از این جهت که مؤمن است، باعثِ اجرِ عظیم و ثوابِ جزیل است. و در شریعتِ مطهّره، ترغیبِ بسیار و تأکید بی شمار در خصوص آن وارد شده و از این جهت طریقه هر طایفه بر این جاری شده که به زیارتِ مردگانِ خود روند و هر گاه ثوابِ زیارتِ مؤمنی چنین باشد، پس چگونه خواهد بود زیارت کسی که خدا او را از هر خطایی معصوم ساخته و از گناه پاک و مطهر گردانیده و او را بر همه خلایق مبعوث کرده و حجّت بر عالمیان فرموده و او را امامِ مؤمنین و مقتدایِ مسلمین پسندیده، بلکه به جهت او آسمان و زمین را آفریده و او را راه و صراط و دلیل و نور و ضیاءِ خود قرار داده و امین بر مملکتِ خود و خلیفه در میانِ بندگان خود کرده.
حدیث در فضیلت زیارت مخفی نماند که اخبارِ بی حدّ و احادیثِ لا تُعَدّ (بی شمار) در فضیلت زیارت قبور و مطهّره و مراقد منوّره ایشان رسیده است. حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود که: هر که زیارت کند قبر مرا بعد از وفاتم مثلِ کسی است که هجرت کند به سوی من در حیاتِ من؛ پس اگر استطاعت به زیارت آمدن مرا نداشته باشید، بر من سلام کنید که سلامِ شما بر من می رسد. و نیز همان حضرت به امیرمؤمنان فرمود: یا اباالحسن! به درستی که خدای تعالی قبرِ تو را و فرزندانِ تو را بقعه هایی کرده است از بقعه های بهشت و عرصه ای از عرصه های آن و دل های خلق و برگزیدگانِ بندگان خود را مایل به آنها ساخته تا خواری و اذیت در راهِ شما را متحمّل شوند و قبورِ شما را تعمیر کنند. و بسیار به زیارت ایشان آیند به جهتِ تقرب به خدا و دوستیِ پیغمبرِ او. یا علی! این طایفه مخصوص اند به شفاعتِ من و وارد می شوند بر حوضِ من و ایشانند زیارت کنندگان من و همسایگان من فردای قیامت در بهشت یا علی! هر که تعمیر کند قبرهای ایشان را و محافظت کند آن ها را مانند کسی است که یاری کرده است سلیمان بن داود را بر تعمیر بیت المقدس و هر که زیارت کند قبور ایشان را معادل است با هفتاد حج.
حقِّ حسین علیه السلام حضرت امام جعفرصادق علیه السلام فرمود که: هرگاه یکی از شما در مدتِ عمرِ خود حج کند و زیارت نکند حسین بن علی علیه السلام را هر آینه خواهد بود تارکِ حقّی از حقوقِ پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم زیرا که حقِّ حسین، فریضه ای است از خدا، واجب بر هر مُسلمی. حضرت امام رضا علیه السلام فرمود که: هر امامی را عهدی است در گردن دوستان و شیعیانِ خود و به درستی که از تمام وفای به عهدِ ایشان، زیارتِ قبورِ ایشان است. پس هر که زیارت ایشان را از رویِ رغبت و از راهِ تصدیق به آن چه گفته اند کند، همه ایشان شفیعانِ ایشان خواهند بود در روز قیامت. و اخبار در فضیلت زیارت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه معصومین خصوصا زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام و حضرت امام رضا علیه السلام و افضل بودن ایشان از حج عمره و جهاد، بی حدّ و نهایت است.
نهایت خضوع چون فضیلت زیارت ایشان و سرّ ایشان را شناختی و بزرگی و جلالتِ قدر ایشان را دانستی، پس باید در هنگام ورود به مراقدِ منوّره و مشاهد مشرفّه ایشان نهایت تواضع و فروتنی و غایتِ خضوع و شکستگی کنی و در دل خود عظمتِ شأن و جلالت قدرشان را مستحضر گردی و متذکّرِ حقِّ ایشان و سعیشان در ارشاد مردم و رواج دینِ الهی شوی. پس چون به نزدیک مدینه منوّره برسی و چشم تو بر دیوارهای آن افتد، متذکّر شود که این شهری است که خدا آن را از برای پیغمبر خود اختیار کرده. ولایتی است که در آن جا اساس شریعت برپا شده و واجبات و مستحبات در آنجا قرار داد گشته و ... و چون به کوچه و بازار آن تردّد کنی، قدم هایِ همایونِ سیّد انس و جان را یادآور و تأمل کن که هیچ موضعی نیست که تو قدم می گذاری مگر اینکه جای قدمِ عزیزِ اوست. پس پای مگذار مگر به سکینه و وقار ... پس یاد آور رفعت شأن او را نزدِ خدا و تأسف خوری بر محرومی خود از این سعادت عُظمی و تضرّع کن به سوی خدا که در آخرت از صحبتِ آن حضرت تو را محروم نسازد و امیدوار باش از آن جا که خدا ایمان به او را روزیِ تو ساخته و تو را از وطنِ خود به زیارت او برانگیخته. و چون به جهتِ زیارت او بر در ایستادی، در نهایت خضوع و خشوع بایستی و او را زنده تصور کنی و نزدیک قبرِ مطهّرِ منوّر بروی. زیرا فرق میانِ حیات و مماتِ ایشان نیست. پس بدان که او مطلع است بر حضور تو و زیارتِ تو و سلام به او می رسد. پس شخص مقدس او را در خیالِ خود متصوّر سازی و او را در مقابلِ خود بر تخت عظمت و جلال نشسته تصور کنی و عظمت و رتبه او را در دلِ خود حاضر کنی.
زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام چون به زیارت امیرمؤمنان و سرور متقیان علیه السلام رَوی، چون داخل ارض اقدسِ نجف شوی، متذکّر شو که آن وادی سلام و موضعِ ارواحِ مؤمنان است و خدای تعالی آن را اَشرفِ بُقاعِ رویِ زمین کرده. و هیچ مؤمنی نیست مگر آن که بعد از موت، روح او به آن جا می آید و با سایر مؤمنین قرین بوده، به تنعّم مشغول است تا در روزِ قیامتِ کبری به خانه کرامتِ عُظمی داخل گردد و آن زمینی است که خدا آن را مدفنِ وصیّ پیغمبر خود کرده بعد از آن که مدفنِ آدم ابوالبشر و نوح است. و آن حضرت ضامن شد که هر که در جواب او باشد، شفاعت کند. پس از خدا طلب کن که خدا روح تو را به آن جا برد و تو را در زمره مؤمنین کند و آنجا را مدفنِ تو سازد تا در جوارِ مولایِ خود دفن شده به شفاعتِ او فایز گردی و چون به زیارتِ آن حضرت ایستادی متذکّر رفعتِ شأن و بزرگیِ قدرِ آن حضرت شود و قدرت و مرتبه او را در نزدِ خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم یاد کن و آدابی که در زیارت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم مذکور شد، مراعات کن.
زیارت امام حسین علیه السلام چون وارد زمینِ کربلا شوی به جهتِ زیارتِ سیدالشهدا یاد کن که آن زمینی است که در آن فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را با فرزندان و یاران و خویشان شهید کردند و اهل بیت و حرم او را در آن جا به اسیری بردند. پس محزون باش و داخل آن زمین مشو مگر ژولیده و غبارآلوده، شکسته دل و غمناک و گریان و حرمت و کرامت آن زمین را مستحضر شو و بدان که آن زمینی است که خدا در آن شفا قرار داده و دعا را در آنجا مستجاب فرموده و در روز قیامت آن را بلندترین بقعه هایِ بهشت خواهد ساخت. چون چشم تو بر ضریحِ مقدسِ آن سرور افتد و ضریح اصحاب او که در دورِ او شهید گشته و در یک موضع در جوارِ او جمع شدند، پس اشخاص ایشان را در خاطرِ خود ممثّل ساز. و وقایع ایشان را یادآور و بلا و محنت هایی که بر ایشان روی داده متذکّر شو و حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام را تصور کن که در عرصه کربلا ایستاده و یک به یک اصحاب به خدمت آن جناب می رسند و می گویند: «السلام علیک یا اباعبداللّه » و اذنِ جهاد می گیرند و حضرت، ایشان را اذنِ می دهد و هر یک تنها خود را به میدان می اندازد و می زنند و می کشند تا در راهِ او شهید می گردند و ... امثالِ این وقایع را به خاطر آور و حزن و اندوهِ خود را تازه می سازد و آرزو می کن که کاش در این زمین با ایشان بودی و بگو: ای کاش من با ایشان بودمی تا به رستگاریِ عظیمی فایز گشتمی. و هم چنین در زیارت هر یک از ائمه علیه السلام جلالت قدر هر یک را متذکّر شو و حقوق او را یاد آور و آن چه مناسبِ مقام است به خاطر گذران تا زیارت تو قبول و به مرتبه زائران فایز گردی. پدیدآورنده: ملااحمد نراقی منبع: http://www.hawzah.net

لزوم رعایت آداب زیارت

بی‌تردید برای هر کار و شأنی ادب و آیینی‌ست که با رعایت آن ارزش آن کار بیشتر و میزان تأثیر و ماندگاری آن افزون‌تر خواهد شد. از سوی دیگر زیبایی هر عملی در گرو حفظ ادب آن است. این ملاک و قاعده هم در امور معنوی و فراطبیعی صدق می‌کند و هم در امور مادی و طبیعی، البته ضرورت آن در امور معنوی بیشتر احساس می‌شود، از این رو برای حقایق دینی ضمن تفسیر آن اسرار و حکمی ذکر می‌کنند و آداب و آئینی بر می‌شمارند. بدیهی است که ادب هر شیء رعایت حدود و جوانب آن با همه‌ی دقایق و ظرایف آن است و این خود بهترین نوع حرمت نهادن به آن حقیقت و عمل است ضمن این که تأدب و ادب ورزی از خصلت‌های نیکو، پسندیده، انسانی و دینی است. آنان که با رعایت حدود و آداب به زیارت می‌روند بهره‌ای بیشتر و لذت افزون‌تری می‌برند ضمن این که لطایف و دقایقی در همین آداب نهفته است که با التفات به آن ابواب دیگری از علوم و معارف برای انسان گشوده می‌شود. زیارت نوعی هجرت است و زائر در واقع مهاجر به سوی خدا و رسول اوست. کسی که قصد زیارت و حرکت به سوی امام داشته، قلب و عمل و عقل خود را متوجه حریم و ساحت احکام می‌کند به یک نوع هجرت پرداخته و خود را برای یک محیط و دامنه‌ی دیگر آماده می‌کند. از این رو باید کاملاً از محیط و اطراف خود جدا و کنده شده و با قصد و آهنگ هجرت سفر را آغاز کند، که این خود از آداب زیارت است که به صورت مکرر در زیارتنامه‌ها آمده است. در زیارت رسول گرامی اسلام(ص) عرض می‌کنیم: «ای رسول خدا! به عنوان مهاجر به سوی شما آمده‌ام و من با این عمل آنچه خداوند در حق شما از قصد کردن به سوی شما بر من واجب کرده است اجرا می‌کنم.» ماهیت سفرهای زیارتی با سفرهای دیگر متفاوت است و اساساً بزرگان دینی ما کتاب «آداب سفر» را در کنار کتاب «آداب زیارت» تنظیم کرده‌اند تا به این امر التفات دهند که خصایص و ویژگی‌های سفرهای زیارتی با جریان زیارت سازگار است و اگر زائر بخواهد در زیارت خود موفق باشد، باید سفر زیارتی خود را تصحیح و نیت خود را اصلاح کند، لذا زائر باید اجمالاً با آداب سفر زیارتی خویش آشنا باشد. سفرهای زیارتی گرچه با سفرهای دیگر از نظر شکل و صورت ظاهری یکسان است ولی از نظر سیرت و معنا متفاوت است؛ در سفرهای تفریحی انسان برای انبساط خاطر و آسایش روان و شادابی تن سفر می‌کند و طبعاً در مقام عمل این نشاط و شادابی خود را می‌نمایاند و انسان با وجد و طرب مجدداً کار را آغاز می‌کند، لیکن در سفرهای زیارتی همین شادی و فرح و انبساط خاطر جان برای روح است. این‌گونه از سفرها زمینه‌ی تقویت ارکان ایمان و پایه‌های اعتقادات و از بین برنده‌ی ملامت‌های جان و آرامش نفس و روان است. همان‌گونه که در سفرهای تفریحی انسان باید خود را از تعلقات و وابستگی‌ها جدا سازد تا با پیوند با طبیعت و محیط اطراف لذتی برده و سفر برای او خوش و گوارا باشد در سفرهای زیارتی نیز باید خود را از تعلقات و نفسانیات جدا ساخته و از گرایش‌ها و تمایلات دنیایی دور بدارد تا لذت معنوی سفر را درک کند وقتی ره آورد سفر زیارتی حلاوت جان و ذکاوت نفس است و رهایی از سختی‌هاست قطعاً این سفر لذت‌آفرین و جانفزاست. آداب زیارت همه بیانگر این است که سفر زیارتی از آن جهت که مقدمه‌ای برای وصول به جایگاه منیع و مقام رفیع قرب الهی است باید با تمهیدات و آمادگی خاصی همراه باشد به گونه‌ای که اگر این ارادت و ساز و برگ‌ها فراهم نباشد چه بسا بهره‌ی کافی و لازم از سفر برده نشده جز سختی سفر و باختن مال چیزی در پی نداشته باشد. زائر باید با تمایل قلبی و ذهنی که پیدا کرده با انجام آداب و سنن زیارت آهسته خود را به حریم امامت نزدیک کند تا استعداد آن را بیاید که باب حصین ولایت را بشناسد و با آن مرتبط باشد و سپس با ورود به قطعه‌ی امن ولایت پناه بگیرد و در پرتوی آن از خطرات و لغزش‌ها مصون بماند و این سر، خود نکته‌ای است که در زیارتنامه‌ها نیز به آن اشاره شده است. «زائر لکم عائذ بکم لائذ لقبورکم» به زیارت شما شتافته و به قبور و مرقدهای مطهر شما پناه آورده‌ام. زائرانی که با آداب زیارت آشنا نیستند امکان ارتباط نزدیک و بهره‌برداری کامل را ندارند و کمتر استفاده می‌کنند. آنان که در صحن‌ها و رواق‌ها و اطراف ضریح مطهر و قبور منور حضور دارند، لیکن باب ورودی به وادی رحمت را نمی‌کوبند مانند گرسنگان و تشنگانی هستند که خود را از راه دور به باغی سرسبز و پرمیوه می‌رسانند ولی در اطراف باغ دور می‌زنند و در آن را نمی‌زنند که بکوبند و دستی دراز نمی‌کنند که دستگیری شود. رعایت ادب حضور و توجه به آیین زیارت برای شکسته دلان و قاصدان حقیقی این امکان را فراهم می‌کند تا حضور را به صورت جدی درک کنند و مدارا بشنوند و پیام هدایت را به جان بسپارند، آنگاه حرکت معنوی خود را آغاز کنند و یا به انجام نهایی برسانند.

آداب زیارت از زبان ائمه

شخصی از حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام سؤال کرد آیا مؤمن در قبرش کسی را که به زیارتش آمده می شناسد؟ فرمودند بلی تا زمانی که درکنار قبرش هستند با آنها انس داردوهنگامی که ازکنار قبرش میروند وحشت سراغش می آید ! «1» و همچنین از امیرالمؤمنین نقل شده که فرمودند : اموات خود را زیارت کنید چون آنها با زیارت شما خشنود می شوند و حاجات خود را در کنار قبر پدر و مادرتان از خداوند سبحان بخواهید «2» این دو روایت را نقل کردیم به جهت اهمیت زیارت قبور مؤمنین چون در کنار زیارت بازماندگانشان خوشحال می شوند وکسانی راکه و کسانی را که به زیارت آنها می آیند می شناسند پس باید کاملا حجاب و ادب اسلامی و عفت رعایت شود چون سبب ناراحتی آنها میگردد. از امام رضا علیه السلام روایت شده که فرمودند : کسی که به کنار قبر برادر مؤمنش میرود ودستش را بر قبرش مینهد هفت مرتبه سوره قدر میخواند از وحشت روز قیامت ایمن می گردد.«3» و در روایتی دیگر از حضرت رضا علیه السلام که فرمودند:اگر کسی قبر مؤمن را زیارت کند و هفت مرتبه سوره قدر بخواند خداوند سبحان او و صاحب قبر را می آمرزد.«4» شخصی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد چگونه به اهل قبور سلام کنیم ؟ حضرت فرمودند : بگو السلام علی اهل الدیار من المؤمنین سلام بر ساکنان این محله از مسلمانان و مؤمنین شما از ما جدا شده اید و ما هم به زودی به شما ملحق می شویم.«5» جهت اطلاع بیشتر میتوانید به کتاب شریف و ارزنده مفاتیح الجنان مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره) در قسمت زیارت اهل قبور مؤمنین ص 1104 کلیات مفاتیح مراجعه فرمائید. نکته :علاوه بر دعاواستغفاروصدقات که برای مردگان ازمؤمنان بسیارمفید است خودشخص بایدعبرت بگیردوتوجه کندکه در آینده اوهم به همین مکان ملحق می شودوتوبه به معنای بازگشت عملی وفکری کندودرکارها ورفتارش اندیشه نماید ونقا یص آنهارا اصلاح کند .
پی نوشت ها : 1- وسائل الشیعه ج 2 ابواب الدفن باب 54 حدیث 4 چاپ اسلامیه ص 878 2- منبع قبلی حدیث 5 3- وسائل الشیعه ج 2 ص 881 ابواب الدفن باب 57 حدیث 1 و پاورقی معاد شهید دستغیب 4- وسائل الشیعه ج 2 ص 881 ابواب الدفن باب 57 حدیث 5 5- وسائل الشیعه ج 2 ص 879 ابواب الدفن باب 56 حدیث 1 منبع : نرم افزار پاسخگو

آثار زیارت

آثار سازنده زیارت از دیدگاه قرآن و سنت

زیارت در لغت به معنی «قصد» است و در موردی به کار می رود که فردی از نقطه ای به نقطه ای برای دیدار شخصی یا مکانی برود و هدفش از این کار تعظیم و تکریم آن فرد یا ان مکان باشد(1). گاهی نیز زیارت به جمله ها و عباراتی گفته می شود که انسان با آنها با فرد سخن می گوید و این اصطلاحی دیگر غیر از اصطلاح لغوی است. فطرت و آیین اسلام: آیین اسلام ،آیین فطری است و دستورهای ان ،با آفرینش انسان ،هماهنگ و همسوست ؛این آیین از هر نوع تشریع خلاف فطرت ،پیراسته است. قرآن مجید بر این اصل تصرسح می کند و می فرماید: «فأفم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن أکثر الناس لایعلمون»(2) ؛پس رو به آیین حق گرا -توحید خالص- کن که خداوند در تهاد انسان ها جای داده است.دگرگونی در آفرینش الهی نیست. این است آیین استوار ،ولی بیشتر مردم نمی دانند. مثلا انسان پیوسته داد و عدل را دوست داشته و از ظلم و ستم بیزار بوده است. به زندگی اجتماعی علاقه مند و از زندگی در بیغوله ها گریزان می باشد و همچنین...اکنون مسأله دیدار چهره های محبوب را در آرامگاه هایشان از نظر اسلام بررسی می کنیم. علاقه به درگذشتگان فطری است: هر انسان سالمی به پدران و مادران و فرزندان و بستگان و دوستان خود علاقه دارد و گاهی هستی خود را فدای آنها می کند و پس از درگذشت آنها نیز به یاد آنها می باشد و در خانه دل ،مهر و محبت آنها را پرورش می دهد و لذا آثار و یادگارهای آها را حفظ می کند. از این جهت پس از خاکسپاری علاقه مند است که مهر جوشان خود را در کنار قبر آنها به نمایش بگذارد ،تا رابطه ی او با این ازدست رفتگان قطع نشود و آرامگاه آنان به صورت خاصی محفوظ بماند. بنابراین جلوگیری از زیارت قبور افراد مرد علاقه ،امرس است بر خلاف فطرت و گامی است بر خلاف خواسته های آفرینش انسان. از این جهت شرع مقدس به زیارت قبور دستور داده و آثاری بر آن بیان شده است. آثار تربیتی زیارت قبور: شکی نیست که انسان با حرص و ولع به مال و جاه آفریده شده ولی در عین حال عواملی در حیات او هست که این خواسته را تعدیل می کند و به این غریزه سر و سامان می بخشد و کاری می کند که تلاش او برای زندگی و گردآوری اموال و ثروت در مسیر سعادت او باشد نه در مسیر گرداوری اموال. یکی از عوامل تعدیل کننده این درخواست ،رفتن به وادی خاموشان است که در آن بزرگان و قدرتمندان و ثروتمندان جهان با یک لباس سفید هم شکل آرمیده اند و چیزی جز کفن همراه خود نبرده اند. همین دیدار ،سبب می شود که انسان از حرص و آز خویش بکاهد. در روایاتی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده این نکته تصریح شده است. پیامبر گرامی می فرمایند: «کنت نهیتکم عن زیارة القبور. ألا فزوروها فإنها ترق القلب و تدمع العین و تذکر الآخرة»(3) ؛من شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم -به خاطر این که به زیارت قبور مشرکان می رفتند که خود ممنونع است- اکنون (که قبور مسلمانان و شهیدان در برابر شماست) ،زیارت کنید! زیرا زیارت ،دل ها را نرم و دیدگان را اشک بار می سازد و آخرت را به خاطر می آورد. و در حدیث دیگر فرمودند: «زوروا القبور فإنها تذکر الآخرة»(4) ؛گور مردگان را زیارت کنید زیرا آخرت را به یاد شما می آورد. ام سلمه می گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آْله) فرمودند: «زوروا القبور فإن لکم فیها عبرة» ؛قبور را زیارت کنید زیرا برای شما آموزنده است. زیارت قبور عالمان: آن چه گفته شد مربوط به زیارت قبور مردم عادی است که کمترین فایده ی آن ،یادآوری مرگ و روز رستاخیز است ولی زیارت تربت عالمان ،اثر دیگری دارد ؛زیرا علاوه بر این که از شخص انان تجلیل می شود ،نوعی ترویج از علم و دانش به شمار می رود و سبب می شود که نسل جوان ،به خاطر احترامی که عالمان -در زندگی و پس از مرگ- دارند به علم ،گرایش پیدا کنند و در شمار آنان درآیند. زیارت تربت شهیدان: زیارت تربت شهیدان که با خون سرخ خویش از شرف و عزت ملی ،دفاع کرده اند مفهومی فراتر از زیازت قبور افراد عادی دارد. حضور در کنار مرقد آنان ،نوعی بستن پیمان با آنان است که راه آنان را ادامه خواهند داد. برای روشن شدن مطلب مثالی را مطرح می کنیم: زائر خانه خدا در طواف ،حجر الاسود را استلام می کند. هدف از دست گذاردن بر این سنگ سیاه چیست؟ هدف ،نوعی از دست گذاردن بر این سنگ سیاه چیست؟ هدف ،نوعی پیمان بستن با ابراهیم خلیل(علیه السلام) است که پیوسته در راه آرمان او ،سعی و کوشش کند و چون دست زائر به قهرمان توحید نمی رسد ،دست بر چیزی می گذارد که بازمانده از اوست. در احادیث اسلامی وارد شده است که زائر خانه ی خدا به هنگام استلام حجر می گوید: «أمانتی أدیتها و میثاقی تعاهدته لتشهد لی بالموافاة» ؛امانتی که بر ذمه ام ادا کردم و بیعت خود را تجدید نمودم تا به ادای آن گواهی دهی. از این بیان روشن می شود که چرا اسلام دستور می دهد به زیارت شهیدان أحد و کربلا و دیگر شهدای عزیز بشتابیم ؛زیرا حضور در کنار تربت آنان و یا دستگذاردن بر ضریح و قبر آنان نوعی بستن پیمان با روح و هدف آنان است که زائر راه آنان را تداوم خواهد بخشید. پس زاریت قبر شهید ،گذشته از تکریم و احترام او ،پاسداری از آرمان های اوست. حضور در حرم پیامبر صلی الله علیه و آله: حضور در حرم پیامبر صلی الله علیه و آله گذشته از اینکه قدر شناسی از جان فشانی ها و فدارکاری های اوست ،بیعت با آن حضرت و نشان پایداری بر آرمان های او به شمار می رود. این مطلب از امام هشتم علیه السلام وارد شده است: «إن لکل إمام عهدا فی عنق أولیائه و شیعته و إن من تمام الوفاء بالعهد زیارة قبورهم» ؛ هر امامی بر گردن دوستان و شیعیان خویش پیمانی دارد و زیارت قبور پیشوایان، بخشی از عمل به این پیمان است. تو گویی با این زیارت با پیشوای خود پیمان می بندد که جز راه و رسم آنان ،از راه و رسم دیگری پیروی نکند. زائر مرقد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با رهبر خویش چنین گفتگو می کند: ای رسول خدا! اگر انصار در «عقبه دوم» با تو بیعت کردند تا از حریم رسالت دفاع کنند و یا گروهی از مهاجر و انصار در «حدیبیه» زیر شجره با تو بیعت کردند تا از دین خدا دفاع کنند ،من نیز ای شفیع امت! با حضور در حرم و تماس با تربت پاک تو ،با تو بیعت می کنم که پاسدار آرمان های تو باشم ،گرد شرک و گناه نگردم و از تو می خواهم که برایم از درگاه الهی طلب آمرزش کنی. اگر گردشگران عالم برای دیدار آثار باستانی و مناظر زیبا ،رنج سفر برخود هموار می کنند ؛من با دویدن در بیابان و خفتن در کنار خار مغیلان ،خواهان زیارت مرقد تو هستم. از آنجا که دستم به تو نمی رسد ،تربت و را می بویم و می بوسم. پی نوشت: 1. مصباح المنیر ،ص354 2. سوره لقمان ،آیه 30 3. کنز العمال ،ج15 ،حدیث 42555 4. صحیح مسلم ،ج2 ،ص671 5. وسائل الشیعه ،ج10 ،باب44 از ابواب مزار منبع: http://www.adyan.net

فوائد و برکات زیارت اولیاء الله

فوائد و برکات بی شماری برای زیارت متصور است ، از جمله ی مهم ترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد : فائده ی عقلی و معرفتی : زائر به بهانه ی زیارت با مقامات و کمالات و شئون مزور ( زیارت شونده ) آشنا می شود . متون زیارتی وارده از حضرات معصومین سلام الله علیهم که از آداب زیارت محسوب می شود دارای محتوای معرفتی بالایی پیرامون مقامات آن بزرگواران است از جمله زیارت مشهور جامعه ی کبیره که یک دوره امام شناسی و شناخت نامه فشرده از کمالات و مراتب والای معنوی معصومین علیهم السلام در نظام تکوین و تشریع است. فائده ی عاطفی و محبتی : دل های تفتیده از عشق به اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم با زیارت تسکین می یابد و بر محبت آنان افزوده می شود . زیارت موجب ابراز عواطف و اظهار احساسات قلبی و درونی محبان نسبت به محبوب شده او را بر آورده و او را به وصال جانان می رساند . فائده ی روانی : به برکت عبادت زیارت ، عقیده ای که زائر نسبت به حضرات معصومین سلام الله علیهم دارد ، تلقین و تحکیم می شود . فائده تربیتی : به تجربه رسیده زائرانی که قبل از زیارت ، انحرافات اخلاقی و عملی داشته اند وقتی در معرض روحانیت زیارت شونده و معنویت اماکن و مشاهد مشرفه اهل بیت عصمت و طهارت قرار می گیرند از معصیت و نافرمانبرداری الهی منصرف شده و جزو توابین می گردد و مصداق آیه ی شریفه زیر می شوند : قال الله تعالی : « ان الله یحبب التّوابین و یحبب المتطهرین » 1. تحقیقاَ خداوند متعال بسیار توبه کنندگان و پاکی طلبان را دوست می دارد . از جمله ی افراد توبه کاری که چنین فائده ای او را عاقبت به خیر نمود حر بن یزید ریاحی می باشد که به برکت زیارت ولی الله زمان حضرت سیدالشهداء سلام الله علیه به سعادت ابدی رسید و در رکاب حجت مظلوم خدا به شهادت رسید و رضایت الهی را نصیب خود نمود . فائده ی عبادی : زیارت اگر چه تکریم و بزرگداشت معصومین سلام الله علیهم است اما خودش یک عبادت بزرگ الهی محسوب می شود . قال رسول الله صلی الله علیه و آله لعلی : « یا علی ! من زارنی فی حیاتی او بعد مماتی ، او زارک فی حیاتک او بعد مماتک ، او زارک ابنیک فی حیاتهما او بعد مماتها ، ضمنت له یوم القیامه ان اخلصه من اهوالها و شدائدها حتی اصیبر معی فی درجتی . حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله خطاب امیرالمومنین علی سلام الله علیه فرمودند : ای علی هرکس زیارت کند مرا در حال حیاتم یا بعد مماتم ، یا زیارت کند تو را در حال حیاتت یا مماتت ، یا زیارت کند دو فرزندت( حسنین سلام الله علیهما ) را در حال حیات یا در حال ممات ، من ضمانت می کنم که او را از ترس و سختی های روز قیامت نجات دهم و او را با خودم سیر بدهم و بگردانم در درجه ی خودم . فائده ی میثاقی : زیارت به نوعی اعلان بیعت و تجدید میثاق زائر با پیشوایان معصوم سلام الله علیهم اجمعین است که در هر نوبت زیارت این امر تجدید می شود . پی نوشت: 1- سوره ی بقره آیه ی 222 . نویسنده: محمد عسگری ( سلیم ) منبع: www.elahana.com

پرسمان

شبهات

سوال 1:

آیا طلب شفاعت از معصومین و زیارت قبور و تبرک مزار آنان , نوعی شرک نیست ؟

جواب 1:

اولا ; ثـبـوت تـاثیر در غیر خدا , خواه مادی خواه غیر مادی , امری است که انکار آن مستلزم ابطال قانون علیت و در نتیجه نفی توحید الهی است . خداوند منان نیز بارها خود ثبوت تاثیر در مخلوقاتش را بیان فرموده است . آنچه نفی شده و اعتقاد به آن نوعی شرک به حساب می آید , تاثیر استقلالی مخلوقات . طـلـب شـفاعت یا زیارت قبور و تبرک مزار و بزرگداشت معصومان , نه از آن جهت است که آنان مـستقلا و در عرض خداوند دارای نفوذ و قدرت و تاثیر در عالم اند , بلکه از آن جهت است که آنان بیشترین بهره را از خداوند متعال دریافت کرده و می کنند و درنزد خدا مقام محمود دارند . یـعـنی در حقیقت تقرب به آنان تقرب به خدا , شفاعت ازآنان , طلب مغفرت از خدا , بزرگداشت آنان , بزرگداشت خداوند است . ثـانـیا ; کسانی که چنین پرسشی دارند , درباره حجر الاسود و کعبه چه می گویند ؟ آیااین موارد هم شرک است اما استثناء شده و حرام نیستند ؟ حکم عقل که استثناءبردار نیست . پـس بـایـد گفت که این موارد طریق و ابزار و راه عبادت خداونداند ; ودر این صورت چه تفاوتی میان حجر الاسود یا کعبه با دیگر شعائر الهی , من جمله زیارت و شفاعت از معصومین وجود دارد . نام مرکز پاسخ دهنده: تبیان

سوال 2:

آیا زیارت مشاهد مشرفه شرک نیست ؟

جواب 2:

زیارت مشاهد مشرفه بدیهی است گروه بشر از روزیکه در این خاکدان مسکن گزیده و دست بهم داده و درشـاهـراه زنـدگـی پـای نـهـاده است پیوسته بافکار و اندیشه هائی که از معلم آفرینش یادمی گرفته ( اگر چه نسبتا بسیار کم و ناچیز هم بوده است ) تکیه می داده و می دهد ودر شعاع مـعـلـومـات و اندوخته های تجربی خود نشیب و فرازهای راه تکامل و ترقی راپیموده و هم اکنون می پیماید و سعادت و نیکبختی خود را که منتهای آرزوی اوست درهمین می داند . ولی در هر حال با نهاد خدادادی خود درک می کند که ارزش از آن کاراست نه اندیشه خالی و اثر و خاصیتی که انسان شیفته و دلداده آنست بدنبال کرداراست نه گفتار . و بـهترین کرده و استوارترین دلیل براستی و درستی فرضیه یادعوائی اثر مطلوبیست که در مقام عـمـل از خـود بـجـا مـی گذارد نه شیرینی نمودپنداری وصورت تخیلی آن , و از این روست که پـیـوسـتـه در جامعه های گوناگون بشری و درجمعیتهای متشکل مذهبی و غیر آن مردانی که نمونه کامل آن روش اجتماعی یا آئین مذهبی بوده و می باشند پناهگاه و نگهبان شناخته می شوند و توده پیروان آن طریقه مانند پروانه ها دور شمع وجودشان گرد می آیند و هم از این روست که در طـول تـاریـخ بـشریت افراد این نوع برای درگذشتگان خود آرامگاه ترتیب می دهند و این رویه را یـک نـحـو بـقـاء و حـیـات برای درگذشته و وسیله ارتباط با روان او می دانند و با یادبود مزارش خاطره های شیرینی که از شخصیت از دست رفته دارند مجسم و متمثل می سازند واین سنت خود یـکـی از بـهـتـریـن وسـائل ارتـباط آینده انسانیت است با گذشته آن و عامل مهمی است در زنده نگهداشتن روشهای مذهبی یا آداب و رسوم ملی و غیر آن . اسـلام نـیـز کـه دیـنی است فطری و بر اساس طبیعت آفرینش بنا گذاشته شده است این وسیله فـطری دیرین را تایید و امضاء نموده و بخاک سپردن اموات و بنای آرامگاه راتشریع کرده و احترام مرده را مانند زنده مرعی داشته است . بـمـوجـب روایات عامه وخاصه رسول اکرم (ص ) شخصا بزیارت اهل قبور می رفته و به آنان سلام مـی داده اسـت وهـمـچـنـیـن ائمه اهل بیت (ع ) در مقابر مسلمین حضور بهم رسانیده و از آنان یادمی کرده اند . و هـمـچـنین ( با تواتر قطعی از طریق شیعه ) مطلوبیت زیارت پیغمبراکرم (ص ) و ائمه اهل بیت بـثبوت رسیده و مورد هرگونه تحریص و ترغیب شده است و روشن است که حضور بهم رسانیدن در بـرابـر اولـیـاء دین که جز حق در بر نداشتند و جزحقیقت , شیفته چیزی نبودند چه اثر روحی عـمیق در دل آرزومندان می گذارد و چگونه جمال بیمثال حق و حقیقت را جذابترین جلوه خود در یک مظهر کامل نشان می دهد وچگونه وحدت نظر و همدستی و هم داستانی در میان طبقات مـردم از زن و مرد و سیاه وسفید و شریف و وضیع و شاه و گدا بوجود می آورد و چگونه همه شان در یک صف قرارگرفته و در برابر حق و حقیقت کرنش می کنند . آری بـرخـی از مردم هستند که زیارت اهل قبور و بویژه حضور در مشاهد مشرفه اولیاء دین را جزء خرافات دانسته و آنرا مرده پرستی مینامند . الـبـتـه مـا ایـنـان را مـعذور میداریم زیرا در حقیقت معنی حیات را نفهمیده اند و اززندگی جز شهوترانی و ماده پرستی و خفه کردن فطرت انسانی و نهاد خدادادی چیزی درک نکرده اند چون نـدیـدنـد حـقـیقت ره افسانه زدند و همچنین گروه دیگری هستندکه می گویند زیارت قبور پـیـشـوایان دین و بوسیدن ضریح ها و در و دیوار حرم ها و شفیع قرار دادنشان شرک و از گناهان کـبـیـره است زیرا خدای تعالی در کتاب آسمانی خودبت پرستان را برای اینکه می گویند هولاء شفعاونا عند اللّه و ملائکه و گاهی جن یا بشر را شفیعان خود قرار می دهند مشرک می شمارند و از ایـن رو شـفـیـع قرار دادن وخضوع کردن به غیر خدا موجب شرک است و فرقی میان ملائکه و انبیاء و غیر آنان نیست . ولـی ایـن گـروه راه خـطا پیموده اند و خدای متعال بت پرستان را هرگز از جهت شفیع دانستن مـلائکـه , مـشـرک نشمرده (1) زیرا خود در آیات بسیاری از کلام خویش ملائکه و اولیاء را صریحا شـفـیع می شمارد بلکه از این جهت است که بت پرستان در عین اینکه ملائکه را شفیعان و واسطه خیر می دانند از پیشگاه خداوند عزاسمه روگردان شده تنها و تنها آنان را می پرستند و فقط نسبت به آنان مراسم بندگی رابجا آورده در برابر خدا آنها را خدایان دیگر قرار می دهند . ولی هرگز زائرین قبور اولیاء دین و ائمه اسلام با کرنشی که بمقام قرب آنان می کنند نمی خواهند قبر یا صاحب قبر را معبود قرار داده در برابر خدای یگانه خدای دیگری بپرستند . اگـر در تـعظیم و احترام آنان میکوشند در تعظیم شعائر (2) و آثار خدائی میکوشند واگر قبر یا ضریح یا آستان آنان را میبوسند , لازمه محبت و ارادت را بجا می آورندو چگونه ممکن است محبت خـانـدان نـبـوت یکی از فرائض دینی قرار بگیرد و در قرآن کریم به آن تصریح شود (3) ولی آثار و لـوازم آن مـمـنـوع گـردد ؟و اگـر احـیـانـا برخی از مردم ساده لوح از پیشوایان دینی حاجتی مـی خواهند , یاگشایش کار یا شفای مریض می طلبند اگر به آنها اعتراض کرده و گوشزد کنیم کـسـیـکـه حاجت برمی آورد یا دردمند را بهبودی می دهد خداست و بس و پیشوایان دین مانندما بندگان خدا می باشند , خواهند گفت ( چنانکه بارها شنیده شده ) که مراد این است که این بنده مقرب حاجتم را از درگاه خدا بخواهد یا باذن خدا برآورد . و این پاسخ چنانکه پیداست مبنی بر توحید است نه شرک. نام مرکز پاسخ دهنده: تبیان

سوال 3:

برای شناخت آئین وهابیت و رفع شبهات در مورد آن چه منابع و راه حلی ارائه می نمائید؟

جواب 3:

بنیان گذار فرقه وهابیت «محمدبن عبدالوهاب» از شاگردان ابن تیمیه می باشد. وی با مساعدت حکّام نجد توانست عقاید و دیدگاه های خود را بر مردم تحمیل و از مخالفت آنان جلوگیری نماید فرقه وهابیت تاریخی خونین و جنایت بار دارد. عقاید آنان نیز از آغاز توسط علمای اهل سنت و شیعه مورد نقد و اعتراض واقع شد. اولین مخالف وی پدرش عبدالوهاب بود، و اولین کسی که بر رد او کتاب نوشت، برادرش «سلیمان بن عبدالوهاب» می باشد. مرکز آنان درحال حاضر مدینه منوره است و در میان برخی از مسلمانان جهان طرفدارانی دارند، لیکن طرفداران آنها نسبت به مجموع مسلمانان بسیار اندک می باشند. برای آگاهی بیشتر ر.ک: 1- آیین وهابیت،جعفر سبحانی 2- فرقه وهابی و پاسخ به شبهات آنها،سید محمدحسن قزوینی 3- نقد و تحلیل پیرامون وهابیگری،دکتر همایون همتی تعهد و احساس مسؤولیت شما در قبال دفاع از اصول و ارزش های متعالی مکتب اسلام سزاوار تقدیر است، امید است همواره مؤید به تأییدات الهی باشید. مسلم است که با تلاش و دلسوزی افرادی همانند شما اندیشه های منحرف زمینه ای برای رشد نمی یابند. برای این که بهتر بتوان به پاسخگویی شبهات این افراد پرداخت، لازم است موضوعاتی را که مطرح می کنند دقیقاً شناسایی کرده و سپس به بررسی آن اقدام نمود. این واحد آماده است در صورت ارسال چنین مواردی در حد امکانات خود پاسخ های آن را ارسال نماید و شما هم می توانید با مطالعه و تحقیق از کتب مختلفی که در این مورد نگاشته شده است، شبهات وهابیون را از دیدگاه قرآن و سنت و عقل بررسی نموده اند نسبت به این آیین ساختگی اطلاعات بیشتری به دست بیاورید. برای مطالعه و تحقیق پیرامون وهابیت، کتاب های معرفی شده ذیل را مطالعه نمایید: 1- آیین وهابیت،جعفر سبحانی 2- برگی از جنایات وهابی ها،مرتضی رضوی،ترجمه: ضیایی 3- وهابیان،علی اصغر فقیهی 4- آیا این است اسلام واقعی،ابوالفضل حسینی 5- فتنه وهابیت،زینی دهلان،ترجمه: همتی 6- نقدی بر اندیشه وهابیان،موسوی قزوینی،ترجمه: طارمی 7- تحلیلی نو بر عقاید وهابیان،حسن ابراهیمی 8- فرقه وهابی و پاسخ به شبهات آنها،قزوینی،ترجمه: دوانی 9- نقد و تحلیلی پیرامون وهابیگری،همایون همتی 10- اشتباه بزرگ وهابی ها،عیسی اهری 11- پیشینه سیاسی فکری وهابیت،درّی 12- تاریخ مکه،هادی امینی ،ترجمه: آخوندی 13- ترجمه کشف الارتیاب، ج 4،علامه سید محسن امین،ترجمه: تهرانی 14- سخنی چند با موحدین،مصطفی نورانی 15- وهابیت،آیت الله جعفر سبحانی نام مرکز پاسخ دهنده: مرکز فرهنگی نهاد رهبری در دانشگاه ها

سوال 4:

آیا حاجت خواستن از امامان : و امام زاده ها صحیح است ؟ آیا حاجت خواستن از آنان ثمره ای دارد و انسان به حاجت خود می رسد؟

جواب 4:

در آیهء 35سورهء مبارکهء مائده مؤمنان را به تقوا و گرفتن وسیلهء نجات و جهاد در راه خدا سفارش کرده است. با جملهء انتخاب وسیله به افراد با ایمان دستور داده شده است . وسیله در اصل به معنای تقرب جستن و یا چیزی که باعث تقرب به دیگری از روی علاقه و رغبت می شود می باشد. از آیات دیگر قرآن و نیز از روایات به خوبی استفاده می شود که وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خدا و طلب چیزی از خداوند به خاطر او ممنوع نیست و منافات با توحید ندارد. در آیهء 64سورهء نساء می خوانیم : برادران یوسف از پدر تقاضا کردند که در پیشگاه خداوند برای آنان استغفار کند و یعقوب نیز این تقاضا راپذیرفت.(1) از روایات متعددی که از طرق شیعه و اهل تسنّن در دست داریم , به خوبی استفاده می شود که توسل به آن معنا که در بالا گفتیم , هیچ گونه اشکالی ندارد, بلکه کار خوبی محسوب می شود. در کتاب تألیف دانشمند معروف سنّی چنین می خوانیم که مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبرصلوات الله علیه و از مقام و شخصیت او, هم پیش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولّد و هم بعداز رحلتش . سپس روایت معروف توسل حضرت آدم را به پیامبر اسلام نقل کرده که آدم به درگاه خدا عرض کرد:. بنابراین توسل جستن از روح بلند پیامبران و امامان و صالحان مانعی ندارد, امّا به چند نکته باید توجه کرد: 1ـ منظور از توسل این نیست که کسی حاجت را از پیامبر یا امام یا امام زاده بخواهد, بلکه منظور است است که به مقام او در پیشگاه خدا متوسل شود و این در حقیقت توجه به خدا است , زیرا احترام پیامبر نیز به خاطر این است که فرستادهء او بوده و در راه او گام برداشته است . 2ـ بعضی اصرار دارند که میان حیات و وفات پیامبر و امامان فرق بگذارند, در حالی که گذشته از روایات , از نظریک مسلمان , پیامبران و صلحا بعد از مرگ حیاتی وسیع تر از عالم دنیا دارند و می توانند به ما و دعاهای ما آگاهی داشته باشند.(2) 3ـ بهترین راه توسّل این است که در کنار قبر پیامبر یا امامان یا صلحا و امامزاده ها خدا را به حق آنان قسم بدهیم که خدا حاجت ما را روا کند, و آنان را وسیلهء برآورده شدن حاجت خود بدانیم در ذیل آیهء .(3) از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: وقتی دعا می کنید, خدا را بخوانیدو او را به ما قسم بدهید تا دعای شما مستجاب شود. لذا از نظر روایات و قرآن توسل به اهل بیت مسلّم است .(4) 4ـ حاجت خواستن از امامان به معنای شفاع و دعا کردن آنان نزد خدا است . در زیارت نامه می خوانیم : یامولای حاجتی کذا و کذا فاشفع لی فی نجاحها;(5) ای مولای من ! حاجت من چنین و چنان است . پس تو شفاعت کن و از خدا بخواهد که آن ها برآورده شود.
پی نوشت ها:
1.نهج البلاغه , خطبه 110 2.تفسیر نمونه , ج 4 ص 366با تلخیص . 3.بحارالانوار, ج 91 ص 6 4.آیت اللّه حسن مظاهری , جهاد با نفس , ج 4 ص 184 5.بحارالانوار, ج 91 ص 32 نام مرکز پاسخ دهنده: دفتر تبلیغات اسلامی

امام زاده ها

سوال 1:

چرا تعداد امامزاده ها درایران نسبت به شهرها وکشورهای دیگر بیشتر است ؟

جواب 1:

درپاسخ به پرسش شما باید به چند نکته مهم توجه کنیم : 1-گستردگی جغرافیایی حضور ائمه وخانواده وفرزندان آنها به ماکمک می کند که پراکندگی مدفن آنها را اصولی بدانیم یانه . مثلاً درعراق نیمی از امامان مدفون هستند ( 6امام از 12 امام یا به عبارتی از11 امام ) ویامثلاً هیچکدام از ائمه درقاره آفریقا ، آمریکا واروپا نه سابقه حضور داشته اند ونه درآنجا مدفون گشته اند . 2-تاریخ دوران زندگی امامان وحاکمیت ها ی ستمگری که سعی داشته اند منسوبین به آنها راازبین ببرند از جمله مسائلی است که به ما کمک می کند تا دلیل مهاجرت فرزندان آنها رابه کشور مسلمان وشیعه ای همچون ایران بفهمیم . 3-زنده نگهداشتن یاد ائمه واحترام وارادت به منسوبین آنها مستلزم وجود ادب واعتقاد آنهاست . ایران از جمله سرزمین های محدودی بوده است که ساکنان آنها به اسلام ومذهب تشیع ایمان آورده اند وهمین ادب وارادت وایمان موجب برپایی شعائر دینی واز جمله حرم وحریم درست کردن برای منسوبین به حضرات ائمه هدی بوده است . این مسائل ونمونه هایی همچون اینها ونیز بررسی تاریخی دوران زندگی ومهاجرت منسوبین ائمه به ایران ، کمک می کند تا به صحیح بودن سوابق تاریخی این مدفن ها نائل بیائیم ، اگرچه درمواردی می تواند تردیدهایی وجود داشته باشد ولی این تردیدها به منزله غلط بودن سوابق تاریخی آنها نیست . نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال2 :

درمورد نحوه صحیح زیارت قبور وامام زاده ها توضیح دهید؟

جواب 2:

در مورد موضوع زیارت : زیارت ؛ یعنی به حضور کسی رفتن و او را ملاقات نمودن . زیارت پیشوایان و بزرگان دین نیز به همین معناست . ازاین رو زیارت به محض رفتن به حرم ایمه - علیهم السلام - و یا بزرگان دیگر و سلام بر آنان تحقق می یابد .بقیه کارها از جمله آداب است که برخی از آنها ماثور؛ یعنی از خود اهل بیت - علیهم السلام - دستوراتی در مورد آن وارد شده است ؛ مانند ( ( زیارت امین الله ) ) ( ( عاشورا ) ) و ... و برخی توسط عالمان دیگر تنظیم گردیده است ؛ مانند زیارت نامه های امامزادگان . به هر حال اصل زیارت با رفتن به حضور تحقق می یابد و بقیه از آداب است . نام مرکز پاسخ دهنده: تبیان

سوال 3:

امامزاده داود که در نزدیکی تهران دفن شده چه نسبتی با ائمه((علیهم السلام))دارد؟

جواب 3:

بنی امیّه و بنی عبّاس با خاندان عصمت و طهارت و ائمه معصومین((علیهم السلام)) به شدّن مخالف بودند، و تا آنجا که می توانستند آنها را اذیّت می کردند، یا به قتل می رساندند و یا به زندان می فرستادند; لذا بسیاری از امامزادگان از ترس جان خود، در جاهای دور دست مخفی می شدند و بسیاری مواقع همان جا هم از دنیا می رفتند و یا کشته می شدند. به این دلیل، بسیاری از امامزادگان اصل و نسبت صحیح خود را مخفی می کردند و لذا در کتابهای تاریخ و حدیث از بسیاری از آنها ذکری به میان نیامده است. مورد سؤال شما نیز از همین قبیل است. در هر حال، هر چند که اصل و نسب این امامزادگان برای ما مخفی باشد، ادب و محبّت به ائمه معصوم((علیهم السلام)) اقتضا می کند که احترامات ظاهری را نسبت به آنها مبذول داریم. نام مرکز پاسخ دهنده: تبیان

سوال 4:

آیا باید به تمام امامزاده ها احترام گذاشت؟

جواب 4:

مرحوم محدّث قمی در یکی از تألیفات خود در این باره می نویسد: اوّلا: باید نسب امامزاده معلوم باشد، یعنی در کتب مربوط به این فن نسبت او با یکی از امام ها روشن شده باشد. ثانیاً; علاوه بر انتساب به امام، باید جلالت، قدرت، خوبی و تقرّب او به خدا از نظر تاریخ و رجال ثابت باشد. هر جا که این دو موضوع جمع شد. مثل حضرت عبدالعظیم; حضرت معصومه; حضرت سید محمد;(بین راه سامراء); حضرت شاه چراغ شیراز و... رعایت احترام آنان لازم و زیارتش ثواب زیادی دارد. امّا اگر این دو مطلب روشن نبود، انسان تنها می تواند به عنوان قبرستان مسلمانان، فاتحه و قرآنی بخواند و از خدای متعال برای کسانی که در آنجا مدفونند طلب رحمت نماید. امّا در هر صورت، بی احترامی به امامزاده های معروف، به هیچ وجه کار صحیحی نیست; مگر جایی که ثابت شود اصل و اساس درستی ندارد که در این صورت هم بی احترامی لازم نیست. کافی است به مردم گفته می شود که این جا امامزاده ای مدفون نیست. نام مرکز پاسخ دهنده: تبیان

سوال 5:

در کتابی مطرح شده بود که هر مسلمانی به زیارت امام زاده ای برود به هنگام مرگ و یا بعد از آن، امام زادگان به دیدن آن شخص می آید. آیا این مطلب صحت دارد؟

جواب 5:

در آموزه های دینی به زیارت اهل قبور 0به ویژه بزرگان دین و اولیای خدا) سفارش شده است. پیامبر اسلام(ص) فرمود: "زوروا القبور فانّها تذکرکم الاخرة"؛[1] قبرها را زیارت کنید، زیرا زیارت آنها، مایة یاداوری سرای دیگر می گردد". سفارش به زبارت اولیای خدا و بزرگان دین بدان جهت است که آنان در پیشگاه خداوند جایگاه بس بلند داشته و خداوند به آن ها ولایت داده است که هم در زمان حیات و هم بعد از مرگ خود، برخی از مشکلات مردم را حل نمایند. شواهد و نمونه هایی وجود دارد که حکایت از کرامت برخی امام زادگان دارد. برخی از امامزادگان برخی از مرض ها را شفا داده و نقش تعیین کننده در رفع مشکلات مردم داشته اند. امام زادگان با توجه به جایگاه بلند آنان در پیشگاه خداوند ولایت دارند که ارواح آن ها با کسانی که آنان را زیارت کرده اند، ارتباط برقرار نمایند. دلیل و سندی هم وجود ندارد که قلمرو ولایت آنان را در برقراری ارتباط روح آنان با زائران آن ها نفی کند، بلکه شواهد و نمونه هایی وجود دارند که نشان از برقراری ارتباط ارواج آنان با دیگران دارد. [1] صحیح ابن ماجه، ج 1، ص 113؛ به نقل از: جعفر سبحانی، آیین وهابیت، ص 107. نام مرکز پاسخ دهنده: دفتر تبلیغات اسلامی

سوال 6:

آیا ردپای بعضی از ائمه(ع) یا امامزادگان که بر سنگ نقش بسته و در بعضی از زیارتگاه ها موجود می باشد (مثلاً در قدمگاه، امامزاده محروق تکیه ابولافضلی در نیشابور) حقیقت دارد؟ آیا نوعی معجزه بوده که روی سنگ نقش بسته شده است؟

جواب 6:

در تفکر شیعی، ائمه و بزرگان دین جایگاه بس بلند داشته و دارای کرامات هستند. کرامات ائمه درعوامل دیگر ظهور می کند. رد پای ائمه بر سنگ ها که با عنوان قدمگاه ها یاد می شود، واقعیت نداشته و نوعی مبالغه گرایی است که معمولاً از سوی تودة مردم شکل گرفته و در جامعه فرهنگ سازی شده و شهرت یافته است. البته ائمه از برخی سرزمین ها عبور نموده، همین عبور فواید و پیامدهای معنوی و مادی داشته؛ اما ردپا بر سنگ ها خالی از واقعیت است، یا حداقل اثبات آن مشکل است. نام مرکز پاسخ دهنده: دفتر تبلیغات اسلامی

سوال 7:

روشن کردن آتش در مقبره امام زادهها و غیر امام زادهها چه صورتی دارد؟

جواب 7:

ظاهراً باید روشن کردن چراغ، یا شمع و امثال آن در مقبره امام زادهها و سایر مقبرهها به قصد علامت و یاد کردن صاحب قبر اشکالی نداشته باشد "البته اگر صاحب قبر مؤمن و متدین و مسلمان باشد". چنانکه در روایتی میخوانیم وقتی حضرت امام باقر(ع) رحلت فرمودند امام صادق(ع) دستور دادند در اطاق نشیمن امام باقر(ع) چراغ روشن کنند و همین طور پس از شهادت امام صادق(ع) به دستور حضرت امام موسی کاظم در اطاق مسکونی امام صادق(ع) چراغ روشن مینمودند.(1) پی نوشتها: 1. بحارالانوار، ج 47، ص 7. نام مرکز پاسخ دهنده: دفتر تبلیغات اسلامی

سوال 8:

نماز در حرم ائمه و امامزاده ها با چه نیتی باید خوانده شود

جواب 8:

برادر محترم حتماش منظور شما کیفیت نماز زیارت ائمه معصومین علیهم السلام) و اولاد گرامیشان میباشد که بدین صورت است. پس از غسل زیارت و تشرف به حرم مطهر مقابل ضریح روبروی آن امام بزرگوار ایستاده زیارت نامهئ وارده را خوانده سپس نزد سر مبارک آن حضرت رو به قبله به نیت نماز زیارت دو رکعت میخوانی که در رکعت اول پس از حمد سورهئ یس و در رکعت دوم پس از حمد سوره الرحمن خوانده میشود و پس از خاتمهئ نماز هر دعایی را خواستی بخوان و طلب حاجت نما. برای امامزادههای محترم نماز زیارت مخصوصی وارد نشده است و لیکن فرموده اند بعد از زیارت امامزاده ها میتوانید دو رکعت نماز مثل نماز صبح به قصد رجا استجاباش بخوانید و ثوابش را هدیه به صاحب قبر شریف نمایید. برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به مفاتیح الجنان تالیف مرحوم شیخعباس قمی مراجعه فرمایید. نام مرکز پاسخ دهنده: ستاد اقامه نماز

زیارت

سوال 1:

با توجه به اینکه نزدیک ضریح مطهر شلوغ است .و از طرفی فشار جمعیت هم زیاد می باشد .حال آیا می شود حا جتها یمان را از راه دور بطلبیم؟لطفا در خصوص نحوه زیارت واقعی توضیح دهید.؟

جواب 1:

زیارت در حقیقت همان حضور زائر در نزد قبور مطهر است و در صورت امکان از زیارتهائیکه از نا حیه معصومین (علیهم السلام)رسیده مانند زیارت جامعه کبیره که یادگار گرا نسنگ امام ها دی (علیه السلام )است و زیارت امین الله که از امام سجاد (علیه السلام)رسیده ودرعین کوتاهی از مضامین بلندی بر خȘјϘǘѠاست استفاده شود و در صورت عدم امکان یا عدم آشنائی زائر با زبان عربی به هر زبانی که بتواند ارادت قلبی خود را در پیشگاه ائمه بیان کند کفایت می کند .روح مطهر ائمه شیعه در همه جا حاضر است ولذا بسیاری از افراد با توسل به ائمه از راه دور حاجت وشفا می گیرند ولی حضور زائر در محضر ائمه در درجه اول موجب تعظیم شعا ئر اسلا می و بزر گداشت یاد وعظمت وقداست آن بزرگواران است خصوصا زیارت قبر ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) ولذا در شرایط سخت ودشوار حکومت حا کمان جور ائمه تشویق و ترغیب برای زیارت قبر آن بزرگواران می کردند . .علت این تشویق این بود که کعبه با شهادت امام حسین با قی می ماند وابقائش به ادامه حرکت امام حسین بستگی دارد و ثانیا به جهت علاقه روح به بدن بعد از جدا شدن .همچنان ارتباط بر قرار است وتعلق روح به بدن قطع نمی شود وهنگا می که زائر قبر مطهر امامی را زیارت می کند روح مطهر آن امام نا ظر آن زائر است والطا فش شامل حال او هست لذا در زیارتنامه می خوانیم «اشهد انک تسمع کلامی وترد سلامی وتری مقامی و……… »شهادت می دهم که صحبتهای مرا می شنوید و حال مرا مشاهده می کنید وسلام مرا بی جواب نمی گذارید و…….واز این روست که زائر باید با حال ادب مخصوص وتواضع ویژه در نزد قبر امام معصوم حاضر شود واین از آداب زیارت است. ودر واقع این سنت وسیره عملی ائمه بوده که به زیارت قبر جدشان رسول اکرم (ص)می رفتند وهر امامی به زیارت قبر امام قبل ار خودش می رفت واز طرفی به تجربه ثابت شده است که حضور در بارگاه ملکوتی معصومین با عث آرامش قلب و اعصاب زائر و توجه خاص ایشان به اوست به عنوان نمونه حضرت امام خمینی در نجف هر شب در ساعت مشخصی به حرم امیرالمومنین(علیه السلام) مشرف می شدند البته ناگفته نماند که حضور زائر در پیشگاه معصومین باید همراه با ادب واحترام در شان ومقام ایشان باشد وهر اندازه که این آداب بیشتر رعایت شود زائر بهره فراوانتری می برد بدین منظور کتاب «آداب زیارت امام »به حضورتان معرفی می کردد. نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 2:

چگونه در هرمرتبه ای که خدمت حضرت رضا (ع) به زیارت می رویم یک درس زندگی بگیریم ؟ وخود را پاک وپاکتر نماییم ؟

جواب 2:

زیارت یعنی ارتباط قلبی وبیعت مجدد با حجت خدا وزنده نگه داشتن راه ویاد آنها و اظهار محبت و علاقه وتداوم راه رهبری و معصوم وتنفرا ز طاغوت. وچون ما آنها راطبق قرآن زنده می دانیم که مپندارید که کسانیکه در راه خدا کشته شده اند مردگانند ، از ارواح طیبه آنها جهت پایداری براعمال صالح و افکار وعقاید حقه قرآنی کمک بخواهیم و اینکه آنچه را که از دستورات دینی می دانیم عمل کنیم مخصوصا واجبات الهی را صحیح انجام دهیم وازگناه ومعا صی دوری کنیم که فقط بندگی و عبودیت و اخلاص انسان رابه حقیقت ولایت وتوحید می رساند واین یک اراده مصمم ومحکم می خواهد که ان شاء الله کم کم اززمینه های فساد و غفلت اعم ازمحیطهای آلوده و افراد نامناسب فاصله گرفته و هربار که به حرم مطهر مشرف می شوید باخود فکر کنید نکات منفی را مورد توجه قرار داده و سعی کنیدجبران کنید وبا حضور درمکانهایشریفه مثل مساجد وحرم امامان وحضور درمحافل علمای ربانی زمینه های معنویت را تقویت کنید . هرکس ایمان بیاورد وتوبه کند وعمل صالح انجام دهد خداوند بدیهای او را به خوبی تبدیل می کند. «قرآن کریم» . منابع جهت مطالعه : 1 ـ چهل حدیث امام خمینی حدیث 33 در ولایت 2 ـ امامت ورهبری شهید مطهری وری شهری. نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 3:

چگونه می توان امامان را در رویا یا خواب زیارت کرد ؟

جواب 3:

خواب صادق درحقیقت انعکاس نیت وگفتار وکردارروزانه انسان است بنابراین بایدایمان وعمل صالح رادرخود تقویت کنیم . ان شاء ا. . . ممکن است که درخواب هم مشرف شویم که توفیق بزرگی است ، ولی شرط اول ترک گناه است ، چون گناه باعث فاصله ما از حضرت معصومین شده است . نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 4:

چگونه میتوان زیارتی با معرفت و ارتباط با امام رضا ( ع ) داشت ؟

جواب 4:

معرفت یعنی شناخت وشناخت یا درونی است یا بیرونی است . قرآن راههایی برای تفکر واعتقاد مذهبی نشان داده سه طریق است : 1-ظواهر دینی : که رجوع به آیات روایات جهت دلائل اثبات امامت وفلسفه امام درنظام هستی و وظیفه امت درقبال ایشان را شناخت بیرونی می گوییم . 2-عقل : جایگاه امامت درنگاه عقلی صرف 3- درک معنوی از راه اخلاص وبندگی یایهاالذین امنوااتقوالله وامنوا برسوله 000 ویجعل لکم نوراً تمشون به و000 (1) درسایه ایمان وعمل صالح است که جان ودل شما راروشن می کند ودرسایه تقوا وپرهیزکاری است که رحمت ونور ولایت وقرآن جان شماراسیراب میکند وحجابها را ازقلب شما کنار می زند وحقایق را بی پرده می بینید . مطالعه کتب مثل : 1- المراقیات مخصوصاً فصل آخر« مبرزا ملکی تبریزی » 2- امامت ورهبری «شهید مطهـــــری» 3- جهاد بانفس « آقای مظاهـــــری» نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 5:

چرا انسان با زیارت کردن حرمهای مطهر اهل بیت (سلام علیهم اجمعین) به سرور وشادی از لحاظ روحی و روانی می رسد؟

جواب 5:

دوست عزیزم : همانطور که می دانید ما انسانها از دو عنصر ملکوتی و روحانی و مُلکی وخاکی آفریده شده ایم و در زندگی روزمره که قرار می گیریم وبه عنصر ملکی وخاکی خود توجه می کنیم فکر خوردن ،خوابیدن ، ثروت اندوزی000هستیم . احساس لذت می کنیم اما این احساس لذت وخوشبختی پایدار نیست وما را ارضاء نمی کند وحتی زمانیکه از لحاظ مادی درخود کمبودی احساس نمی کنیم وتمام وسایل آسایش فراهم است می بینیم که باز هم به آن آسایش و راحتی آرمانی که در تصور داشتیم نرسیده ایم بلکه احساس بیگانگی وعدم تجانس بااین لذتها را درخود احساس می کنیم واین بخاطر آن است که ما عنصر دیگری در وجودمان داریم که عنصر ملکوتی وروحانی وجود ماست وهمین عنصر باعث انسانیت ما وتمایز ما از سایر حیوانات میباشد ولذت حقیقی ما مربوط به این بعد از وجود ماست که باید با پرورش وهدایت صحیح آن به این لذت و آرامش روحی دست پیدا کنیم. هدف از آفرینش انسان نیز پرورش همین بعد ملکوتی و روحانی می باشد . خداوند می فرماید :« ماخلقت الجن والنس الا لیعبدون. » (1) یعنی « جن وانس را خلق نکردیم مگر برای پرستش وعبادت.» وانسانهای کامل کسانی هستند که این بعدوجودی خود را در سایه عنایات حق وپیاده کردن قوانین الهی پرورش داده وبه مقامات والای انسانی وقرب الهی نائل شده اند . اینان نمونه عملی والگوی انسانها برای رسیدن به این مقام والا می باشند. وانسان کامل کسی نیست جز پیامبر اکرم (ص) وخاندان پاک ایشان علیهم السلام . وانسانی که می خواهد به رشد وکمال انسانی خود برسد باید شناخت کامل وجامعی از پیامبراکرم (ص) وسایر ائمه (ع) وسیره و روش عملی ایشان در زندگی پیدا کند تا با پیاده کردن آنها در زندگی بیشتر به خداوند نزدیک شده وبعد معنوی و روحانی در او تقویت شود. از طرف دیگر به انسانها توصیه شده است که محبت واراده خاصی نسبت به انسانهای کامل در دل خود ایجاد کنند « قل لااسألکم علیه اجراً الا الموده فی القربی » (2) خداوند به پیامبر می فرماید : به مردم بگو از شما مزدی نمی خواهم مگر دوستی خویشاوندان نزدیکم وعلت توصیه به این امر آن است که محبت پیامبر ومحبت امیر مؤمنان وسایر ائمه علیهم السلام بزرگترین عامل اصلاح وتربیت والهی شدن انسان است (3) ویکی ازطرق ایجاد وتقویت این محبتها در دلها زیارت کردن این ذوات مقدسه است . ما در زیارت شهادت می دهیم که « اشهد انک حیّ عند ربک مرزوق » شما زنده هستید ودر نزد خدا روزی می خورید. « تسمع کلامی وتردون سلامی » صدای مرا می شنوید وسلام مرا جواب می دهید. در واقع ما بازیارت ارتباط روحی و روانی با روح بزرگ ومتعالی امام پیدا می کنیم . امامی که سرچشمه علم رحمانی وفیض سبحانی است . او را مخاطب ساخته وبااو به نجوا می پردازیم وبه او سلام می کنیم واز خدا می خواهیم که به واسطه او گناهان مار ا ببخشد. والبته این سلام بی پاسخ نمی ماند بلکه پاسخی بهتر وبالاتر به زیارت کننده پاسخ داده میشود واین رابطه معنویه مقدسه ائمه علیهم السلام وقلوب مؤمنان باعث اهتزاز وطرب معنوی ارواح مؤمنان می شود وهر اندازه قلب مؤمن پاک تر باشد می تواند ارتباط قویتری با روح بزرگ امام که منبع کرامات وفیوضات ولذتهای روحانی است برقرار کرده وبیشتر به آرامش وبشاشیت روحانی نائل شود. منابع ومآخذ 1- قرآن کریم ، مبارکه اریات ،آیه 56. 2-قرآن کریم ، مبارکه شوری ، آیه23 3-تعلیم وتربیت در اسلام ، مرتضی مطهری ، ص391. نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 6:

آمده ام به زیارت ولی نتوانسته ام امام رضا ( ع ) را زیارت کنم از نزدیک می ترسم زیارتم قبول نشود و دعایم مستجاب نشود لطفاً مرا راهنمایی نمایید ؟

جواب 6:

زیارت یعنی ارتباط قلبی و بیعت مجدد با حجت خدا و زنده نگهداشتن یادواره امامان معصوم? علیهم السلام) و اظهار محبت و علاقه و تداوم راه رهبری معصوم و تنفر از طاغوت و عناد است و طبق تصریح قرآن ما آنها را زنده می دانیم : مپندارید که کسانیکه در راه خدا شهید شدند مردگانند بلکه آنان زنده هستند و نزد پروردگارشان روزی می خورند . بنابراین زیارت یعنی از ارواح طیبه آنها جهت پایداری بر اعمال صالح و افکار و عقاید حقه شیعه کمک بگیریم و آنچه را که از دستورات دینی می دانیم عمل کنیم مخصوصاً واجبات الهی بطور صحیح و طبق توضیح المسائل مرجع تقلید انجام دهیم و از گناهان و معاصی دوری کنیم که فقط بندگی و عبودیت و اخلاص انسان را به حقیقت زیارت ولایت و توحید می رساند و این یک اراده مصمم و همیشگی و در همه حالات همراه باشد که انشاءالله زمینه های غفلت و گناه را از خود دور کنیم و هر بار به حرم مشرف می شویم در صدد توجه و جبران باشیم و با حضور در مکانهای شریفه مثل مساجد و حرم امامان ( ع ) و حضور در محافل علمای ربانی زمینه های معنویت را در خود تقویت کنیم تا درتمام اوقات مورد توجه حضرت امام رضا ( ع ) باشیم . عده ای جهت دیدار امام رضا ( ع ) به خراسان آمدند امام رضا ( ع ) آنها را راه نداد آنها ناراحت شدند و گفتند ما از شیعیان هستیم امام ( ع ) فرمود شیعه باید مثل سلمان و ابوذر باشد بعد آنها از کردار خود پشیمان شدند و امام ( ع) به آنها خوش آمد گفت و به آنها فرمود : شما اکثر کارهایتان مخالف است در واجبات خدا کوتاهی می کنید حقوق برادران را رعایت نمیکنید باید در عمل ثابت کنید . بنابراین در زیارت دو نکته مهم است: 1-با مال حلال به زیارت برویم . 2-بعد از زیارت با گناه نورانیت زیارت را از دست ندهیم . چون إنّما یتقبل الله من المتقین هر چیزی ( دعا – زیارت – حاجت – نجات در دنیا و برزخ و قیا مت ) فقط از پرهیزگاران قبول می شود . چند کتاب جهت مطالعه بیشتر 1- رواق نور حاج آقای قرائتی 2- کتاب چهل حدیث امام خمینی حدیث 303 شرائط شیعه 3- گناهان کبیره شهید دستغیب نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 7:

اینجانب درحرم مطهر امام رضا (ع)توان خواندن زیارتنامه را ندارم وبجای آن یک حمد ویک سوره توحید می خوانم آیا زیارتم قبول است یا خیر ؟

جواب 7:

بله حتماً زیارت شما قبول میشود انشاءالله ، حتماً شما اگر با لهجه محلی خودتان هم با امام رضا علیه السلام صحبت کنید او متوجه حرفهای شما میشود وشما را دوست دارد و حتی بعضی ها آنقدر با ائمه ارتباط دارند که مقید هستند هر روز از دم خانه خودشان سلامی به امام حسین وامام رضا علیهم السلام عرض می کنند وگاهی همین سلام خالصانه از خیلی از زیارتها ارزشش بیشتر است.هرچه می خواهد دل تنگت بگو هیچ آدابی و ترتیبی مجو نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 8:

اگر بنا است که وقتی به حرم امام رضا مشرف می شویم نتوانیم برای ازدحام جمعیت به ضریح نشویم و حاجتهایمان را بخواهیم پس آیا نمی شود از راه دور در این صورت حاجت خود را بطلبیم ضمن اینکه به دلیل فشار جمعیت و اینکه همه فکر مان برسیدن به ضریح است همه حاجتمان را هم فراموش می نمایم ؟ لطفاً در این خصوص و نحوة زیارت واقعی مرا راهنمایی فرمایید ؟

جواب 8:

زیارت درحقیقت همان حضور زائر در نزد قبور مطهر است و د رصورت امکان از زیارتهائی که از ناحیه معصومین (ع) رسیده مانند زیارت جامعه که یادگار گرانسنگ امام هادی (ع) است و زیارت امین الله که از امام سجاد ( ع )رسیده و در عین کوتاهی از مضامینی بلند برخوردار است استفاده شود ودر صورت عدم امکان یا عدم آشنائی زائر با عربی به هر زبانی که بتواند ارادت قلبی خود را در پیشگاه ائمه بیان کند کفایت می کند روح مطهر ائمه بزرگوار شیعه در همه جا حاضر است و لذا بسیاری از افراد با توسل به ائمه از راه دور حاجت و شفا می گیرند ولی حضور زائر در محضر ائمه در درجه اول موجب تنظیم شعائر اسلامی و بزرگداشت یاد و عظمت و قداست آن بزرگواران است خصوصاً زیارت قبر ابی عبدالله الحسین ( ع) و لذا در شرائط سخت و دشوار حکومت حاکمان جور ائمه علیهم السلام تشویق و ترغیب برای زیارت قبر آن بزرگواری می کردند در صورتی که فقها می فرمایند : اگر رفتن به مکه باعث خسارت جانی به زائر ایت نباید برود وعلت این تشویق وترغیب این بود که کعبه با شهادت ابی عبدالله الحسین علیه السلام باقی ماند وادامه بقایش به ادامه نام امام حسین علیه السلام بستگی دارد وثانیاً به جهت بستگی وعلاقه روح به بدن بعد از جداشدن روح همچنان ارتباط برقرار است وتعلق روح به بدن قطع نمی شود وهنگامی که زائر قبر وطهر امامی را زیارت می کند روح مطهر آن امام ناظر حال آن زائر است والطافش شامل حال او هست لذا در زیارتنامه می خوانیم : أشهد أنک تسمع کلامی وترُدّ سلامی وتری مقامی000 شهادت میدهم که شما صحبت های مرا می شنوید ، حال مرا مشاهده می کنید وسلام مرا بی جواب نمی گذارید. واز این روست که زائر باید باحال وباادب مخصوص وتواضع ویژه در نزد قبر مطهر حاضر شود واین از آداب زیارت است. واین سنت وسیره عملی ائمه معصومین علیهم السلام بود که به زیارت قبر جدشان رسول خدا صلی الله علیه وآله می رفتند وهر امامی به زیارت قبر امام قبل از خودش می رفت واز طرفی به تجربه ثابت شده که حضور در بارگاه ملکوتی معصومین علیهم السلام باعث آرامش قلب واعصاب زائر وتوجه خاص معصومین علیهم به اوست . درزندگی رهبر فرزانه انقلاب امام خمینی (ره ) به نکته های برجسته وزیبائی برمی خوریم که برا یهمه پیروانش درس بزرگ است این زرگوار در زمان حضور در نجف هر شب ساعت مشخصی به حرم امیر المؤمنین ( ع) مشرف می شوند در یک شب برفی فرزند شهیدش اقا مصطفی خواب به پدر می گوید شما که عوام نیستید همین زیارت بخوانید ایشان بعد از سکوتی تأمل بر انگیز می فرمایند: مصطفی بگذار روحیة عوامانة ما حفظ شود و بعد مشرف می شوند به حرم . البته نا گفته نماند که حضور زودتر در حرم باید همواره همراه با ادب و احترام باشد و به هر نحوی که ادب بیشتر رعایت شود میزان مقبولیت بیشتر است پس اگر زائر احساس می کند که رفتن به اطراف ضریح باعث آزار زائر است از هر گوشه حرم زیارت بخواند یقیناً مورد توجه صاحب قبر مطهر است . نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 9:

آیا وقتی می خواهیم زیارت کنیم و روی سر مردم برویم زیارتمان قبول است یانه ؟

جواب 9:

اگر ایذاء مؤمنین وآزار واذیت مؤمنین باشد این عمل خودش حرام است پس از این عمل اجتناب و دوری نمائید. یکی ازآداب زیارت ،این استکه باوضو ( ودر صورت امکان با غسل زیارت ) وباآرامش و وقار وارد حرم شویم وپس از اذن دخول ، باخضوع وامیدواری وحضور قلب وچشمی گریان به محضر امام مشرف گردیم ، درصورتی که مزاحمتی برای دیگران فراهم نیاید وروبروری ضریح مطهر بایستیم وبا رعایت آرامش وسکوت به گونه ای که همواره کارهای زشت ما برتو عرضه می شود ومابر رفتار وگفتار بدمان تورا می رنجانیم حال از پیشگاه لطفت معذرت می خواهیم . آداب زیارت امام رضا (ع) ص26 نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 10:

زیارت نامه وغیره را که می خوانم ولی معنی آنها را نمی دانم چه حکمی دارد؟

جواب 10:

اصل زیارت مستحب است واگر معنی زیارت نامه را بدانی خوب است چون به معنی ومحتوای زیارت پی می برید وباعشق وعلاقه بیشتری زیارت را قرائت می کنی ولی اگر معنی ومفهوم زیارت را بلد نباشی اشکال ندارد ولی تلاش بیشتری بنمائید وقتی زیارت نامه می خوانی به معنی هم توجه داشته باشی . سعی نمائید که معنی را بدانید تا ثواب بیشتر داده شود ولی اگر معنی را نفهمدید ثواب کمتری داده می شود. نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 11:

لطفا در مورد آداب زیارت اهل قبور توضیحاتی مرحمت فرمائید ؟

جواب 11:

شخصی از حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام سؤال کرد آیا مؤمن در قبرش کسی را که به زیارتش آمده می شناسد؟ فرمودند بلی تا زمانی که درکنار قبرش هستند با آنها انس دارد و هنگامی که ازکنار قبرش میروند وحشت سراغش می آید ! و همچنین از امیرالمؤمنین نقل شده که فرمودند : اموات خود را زیارت کنید چون آنها با زیارت شما خشنود می شوند و حاجات خود را در کنار قبر پدر و مادرتان از خداوند سبحان بخواهید (1)این دو روایت را نقل کردیم به جهت اهمیت زیارت قبور مؤمنین چون در کنار زیارت بازماندگانشان خوشحال می شوند وکسانی را که و کسانی را که به زیارت آنها می آیند می شناسند پس باید کاملا حجاب و ادب اسلامی و عفت رعایت شود چون سبب ناراحتی آنها میگردد. ((یکی از آداب زیارت)) از امام رضا علیه السلام روایت شده که فرمودند : کسی که به کنار قبر برادر مؤمنش میرود ودستش را بر قبرش مینهد هفت مرتبه سوره قدر میخواند از وحشت روز قیامت ایمن می گردد. (2) و در روایتی دیگر از حضرت رضا علیه السلام که فرمودند:اگر کسی قبر مؤمن را زیارت کند و هفت مرتبه سوره قدر بخواند خداوند سبحان او و صاحب قبر را می آمرزد. (3) شخصی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد چگونه به اهل قبور سلام کنیم ؟ حضرت فرمودند : بگو السلام علی اهل الدیار من المؤمنین سلام بر ساکنان این محله از مسلمانان و مؤمنین شما از ما جدا شده اید و ما هم به زودی به شما ملحق می شویم. (4) جهت اطلاع بیشتر میتوانید به کتاب شریف و ارزنده مفاتیح الجنان مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره) در قسمت زیارت اهل قبور مؤمنین ص 1104 کلیات مفاتیح مراجعه فرمائید. نکته :علاوه بر دعا و استغفار و صدقات که برای مردگان ازمؤمنان بسیارمفید است خودشخص بایدعبرت بگیرد و توجه کند که در آینده اوهم به همین مکان ملحق می شودوتوبه به معنای بازگشت عملی وفکری کندودرکارها ورفتارش اندیشه نماید ونقا یص آنهارا اصلاح کند .
منابع: 1-وسائل الشیعه ج 2 ابواب الدفن باب 54 حدیث 4 چاپ اسلامیه ص 878 2-وسائل الشیعه ج 2 ص 881 ابواب الدفن باب 57 حدیث 1 3-وسائل الشیعه ج 2 ص 881 ابواب الدفن باب 57 حدیث 5 4-وسائل الشیعه ج 2 ص 879 ابواب الدفن باب 56 حدیث 1 نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 12:

آیا زیارت امام هشتم از سختی و شدت شب اول قبر می کاهد ؟ چه سورهایی برای رهایی از سختی شب اول قبر نافع است ؟

جواب 12:

انشاء الله بی اثر نیست و امیدواریم که عنایت اولیاء خدا در تمام مراحل زندگی و خیر و قیامت موجب نجات ما شود و حدیث مشهوری داریم که امام رضا ( ع ) در سه موقف به زائرش نظر می کند. - در هنگام میزان اعمال . - در صراط . - هنگام به دست دادن نامه اعمال اما زیارت و قبولی آن هم آدابی دارد از جمله : مال حرام استفاده نکرده باشی از گناه دوری کنید و .......... و نکته مهم اینکه بعد از زیارت در اعمال و گفتار و کردار دقت کنیم که نورانیت زیارت از بین نرود و توبه ای که در حرم کرده ایم در خارج حرم نشکینم انشا، الله . {یتقبل الله من المتقین } خداوند عبادات را فقط از پرهیز گاران قبول می کند و فشار قبر و شدت و ضعف تابع استحقاق گناهان است . (رسول اکرم صلی اله علیه واله) فرموند : فشار قبر برای مؤمن کفاره ای است برای آنچه از او ضایع شده و نتیجه فشار قبر در اثر گناه است مثل - بد رفتاری - بد اخلاقی - غیبت - سخن چینی -بی مبالاتی در قول و ...... *امّا در موارد ی که موجب نجات می شود : - نماز جماعت نورانیت در خیر است . - ساختن مسجد موجب توسعه نیز می شود رکوع کامل با توجه و صحت شرایط نماز و رکوع طبق رساله عمّلیه. - نماز و زکات و صبر بر اطاعت خدا و معصیت . - نماز در آخر شب . - صدقه . - کلام خیر گفتن و دوری از کلام شر . * اما سورها : اوّل سعی شود به قرآن عمل شود گفتن الفاظ تنها کفایت نمی کند . *اما سورهای : سجده - ملک - یس – الرحمن – النازعات – رعد – زخرف - تکاثر و زیاد سوره قول هو الله اَحد را خواندن ذکر کرده اند . *امّا چند کُتب مفید را هم معرفی می کنیم . 1) معاد از جناب آقای قرائتی 2) معاد مرحوم شهید دستغیب (ره )3) معاد آقای ناصر مکارم شیرازی (ره ) نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 13:

درمورد زیارت امام رضا ( ع ) چه شرایطی را باید رعایت کنیم تا زیارت صحیح باشد ؟

جواب 13:

بهتر است وقتی به قصد زیارت از خانه خارج می شویم لباسهای سفید و پاک و تمیز پوشیده و با غسل و وضو وارد حرم شویم و با بوی خوش بدن را معطر گردانیم ( ولی در مورد خانمها بهتر است لباسهای در شان زن مسلمان پوشیده شود و از استعمال بوی خوش که موجب حرام است خود داری شود ) در هنگام رفتن به زیارت باید گامهای کوتاه برداشت و در راه حمد و تسبیح خدا کرد و کلمه لااله الاالله بر زبان داشت و زبان رابا این کلمات معطر ساخت از هر گونه کلام لغو و بیهوده و مجادله و مخاصمه پرهیز کرد و با دقت قلب و خضوع و خشوع وارد حرم مطهر شده و در وقت زیارت زیاراتی را که نقل معصوم است قرائت نمود و با این اطمینان قلبی که امام ما را می بیند کلاممان را می شنود و پاسخ سلام ما را می دهد آغاز به زیارت نمود . مؤدبانه رو به ضریح مطهر ایستاد, زیارتنامه را با حالت تضرع خواند پس از زیارت دو رکعت نماز هدیه به روح امام نمود و بسیار استغفار کرد تا خداوند کردار و گفتار ما را بعد از فراغ از زیارت بهتر نماید . بعد از اتمام زیارت در بازگشت عجله نمود مبادا با سخنان لغو زیارت را ضایع کنیم. از همه مهم تر اینکه انسان سعی کند بدیهایش را دفن کند و تبدیل به صفات خوب و عالی نماید و از حرم خارج شود و با توکل به خدا بعد از زیارت انسان قبل از زیارت نباشد و در محیط خارج از حرم چه محل تحصیل چه کار و چه منزل با عمل صالح و ترک گناه نورانیت زیا رت را از دست ندهد.
منابع : کتاب رواق نور : حاج آقای قرائتی نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 14:

اگر کسی که اهل ارمنستان است بیاید مشهد زیارتش قبول است ؟

جواب 14:

زیارت یعنی حضور فرد زائر در برابر حجه الله , یعنی امامی که ما را می بیند کلاممان را می شنود و پاسخ سلام ما را می دهد . اگر شخصی به اماکن مقدسه وارد شد و احترام خاصی هم قائل شد این شخص کاری نیکو انجام داده است و خداوند هیچگاه اجر نیکو کاران را تضییع نمی کند بنابر این شخص ارمنی با ورود به این مکان مقدس و ملکوتی و احترام به صاحب قبر از پاداش نیک آن بهره مند خواهند شد ولی هیچگاه عمل او زیارت حقیقی و با معرفت به مقام امامت به حساب نمی آید ولی درمجموع از برکات آ ن بی بهره نخواهد بود. نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

احکام شرعی زیارت امام زاده ها

سوال 1:

اگر کسی نماز زیارت بخواند وماپشت سر او نماز واجب اقامه کنیم آیا قبول است یا خیر ؟

جواب 1:

خیر کسی که نماز مستحبی یا نمازواجب احتیاطی می خواند اقتدا به او جایز نیست وهمچنین اگر انسان نداند نمازی را که امام می خواند نماز واجب یومیه است یا نماز مستحب نمی تواند به او اقتدا کند. توضیح المسائل مراجع عظام وحواشی مراجع ص517 مسئله1410 حضرت آیت الله بهجت : نمازهای مستحبی را نمی شود به جماعت خواند ولی خواندن نماز عید فطر وقربان درزمان غیبت امام (ع) به جماعت مستحب است درصورتیکه شروط وجوب موجود نباشد ، همچنین خواندن نماز استسقاء که برای طلب باران می خوانند به جماعت مستحب است وبعید نیست استحباب جماعت در نمازعید غدیر که به ا مید مطلوبیت خوانده شود . توضیح المسائل ص222 مسئله1132 ( خلاصه : نمازهای مستحبی را نمی شود به جماعت خواند ) نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 2:

اگر شخصی جنب باشد و مجبور باشد از زیارتگا ها عبور کند حرام است یا خیر ؟

جواب 2:

چند چیز بر شخص جنب حرام است . یعنی چند چیز را شخص جنب نباید انجام دهد و آنها عبارتند از : 1-رساندن جائی از بدن به خط قرآن یا به اسم خدا و اسامی مبارکة پیامبران و امامان (ع) که به احتیاط واجب حکم اسم خدا رادارد. 2-رفتن در مسجد الحرام و مسجد النبی ( ص ) اگر چه از یک در داخل و از یک در دیگر خارج شود . 3-توقف در مساجد دیگر ولی اگر از یک در داخل و از در دیگر خارج شود یا برای برداشتن چیزی برود مانعی ندارد و احتیاط واجب آن است که در حرم امامان هم توقف نکند . 4-گذاشتن چیزی در مسجد . 5-خواندن سورهای که سجده واجب دارد و آن چهار سوره است . سوره 32 قرآن ( الم تنزیل ) سوره 41 قرآن ( حم سجده ) سوره 53 قرآن ( و النجم ) سوره 96 قرآن ( اقراء ) و اگر یک حرف از این چهار سوره را هم بخواند حرام است . توضیح المسائل مراجع ص 135 - 355 اصل مسئله این است : عبور از مساجد دیگر و زیارتگاه امامان معصوم اشکال ندارد ولی نباید توقف کند صرف توقف اشکال دارد عبور اشکال ندارد . نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 3:

آیا بر زن واجب است جهت زیارت از شوهر خود اجازه بگیرد ؟

جواب 3:

اجازه در شرع به معنای رضایت است و چون زن و شوهر مکمل یکدیگرند لذا باید بر کارهای هم رضایت داشته باشند و از آنطرف چون مردان حکم مدیر این خانواده را بر عهده دارند پس تمام کارها باید با رضایت آنها صورت گیرد. لذا در امور واجب رضایت آنها شرط نیست ولی در امورات دیگر اجازه شرط است نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 4:

در نماز های مستحبی نیت احسان وزیارت می کنم آیا صحیح است یاخیر؟

جواب 4:

در نماز های مستحبی می توانی در ثواب همه مومنین و مومنات را شریک نمائی یعنی ثوابش را هدیه نمائید برای همهمومنین و مومنات. آداب زیارت امام (ع) ص58 ولی در توضیح المسائل مراجع به صورت پراکنده مطرح شده و به صورت مسئله ای صریح مطـرح نشـده اسـت. ولـی می شود از مسائل نماز میت و تعقیبات نماز و نماز شب استفاده کرد. صفحات 287 ، 415 و 226 توضیح المسائل مراجع. نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 5:

آیا در نمازهای زیارت میتوان به نیت دوازده امام ( ع ) معصوم ( ع ) نماز خواند ؟

جواب 5:

بله می توانی به نیت ائمه معصوم ( ع ) نماز خواند . ولی نمازهای مستحبی اکثراً دورکعتی مثل نماز صبح می باشد . توضیح المسائل مراجع نمازهای مستحب ص 287 مسئله 764 نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 6:

آیا نوشتن خوابها یی که گاهاً بعضی از زوار در مورد معصومین می بینند و برروی کتابهای زیارتنامه می نویسند جایز است ؟

جواب 6:

خیر ، جایز نیست . خواب حجیت ندارد و تصرف در زیارت نامه و نوشتن چیزی در زیارت نامه جائز نیست . تصرف در کتب ورزیارتنامه عمومی و آستان قدس رضوی و غیر بدون رضایت متولی و صاحبانشان جایز نیست و موجب ضمان است . استفتاءآت ج 2 ص 517 مسئله 2 تصرف در موقوفات ( کتب یعنی مفاتیح و قرآن ، زیارتنامه و 000 ) منوط به نظر و اجازه متولی شرعی است تصرف غیر متولی جایز نیست . مسئله 148 ص 397 استفتاءآت ج 2 نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 7:

خواهشمند است توضیح دهید همسری که به زن خود اجازه نمی دهد که زیاد در حرم ویا امام زاده ها دعا وزیارت کند حکمش چیست ؟

جواب 7:

زنی که عقد دائمی شده. احتیاط درآن است که بدون اجازه شوهر برای کارهای جزئی نیز ازخانه بیرون نرود هرچند باحق شوهر منافاتی نداشته باشد ، وباید خودرابرای هرلذتی که او می خواهد تسلیم نماید ، وبدون عذر شرعی ازنزدیکی کردن او جلوگیری نکند ، تهیه غذا ولباس ومنزل او برشوهر واجب است واگر تهیه نکند چه توانایی داشته باشد ویا نداشته باشد ، مدیون زن است . اگرزن درکارهایی که درمسأله پیش گفته شد اطاعت شوهر رانکند حق همخوابی ندارد ، وگناهکار است ومشهور فرموده اند که حق غذا ولباس ومنزل رانیز ندارد ، ولی این حکم مادامی که زن نزد شوهراست محل اشکال است . توضیح المسائل آیه الله تبریزی ص 364 مسأله 2421 و 2422 زنیکه عقد دائم شده نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود . (مسئله 2412 تو ضیح المسائل مراجع ص910) نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 8:

غسل زیارت چگونه است ؟

جواب 8:

غسل چه واجب باشد و چه مستحب مثل غسل زیارت امام رضا «علیه السلام » همه به دو طریق انجام میگیرد : 1-غسل ترتیبی 2- غسل ارتماسی فقط در نیت فرق می کند , یکی نیت جنابت , یکی نیت غسل نذر , یکی نیت غسل جمعه , اعمال یکی است فقط نیت فرق می کند . توضیح المسائل حضرت آیه الله فاضل لنکرانی , ص 60-61 , مسئله 360 نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 9:

آیا میشود ما در شهر خودمان غسل زیارت انجام دهیم ؟

جواب 9:

بلی می شود : از راه دور یا نزدیک و برای حاجت خواستن از خداوند عالم و هم چنین برای توبه و نشاط به جهت عبادت و برای سفر رفتن خصوصا سفر زیارت حضرت سید الشهدا «علیه السلام » مستحب است انسان غسل کند . یعنی: در وطن غسل کند . توضیح المسائل مراجع عظام , ص 242 , مسئله 645 نام مرکز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی

سوال 10:

در حرم امامان و امامزادهها خانمها چگونه باید وضو بگیرند؟

جواب 10:

خانمها باید در جایی وضو بگیرند که نامحرم آنان را نبیند.

سوال 11:

کسی که جنب باشد میتواند به امامزاده برود؟

جواب 11:

جنب به مسجد و دور ضریح امامان(ع) نمیتواند برود، ولی به امام زادهها و رواقهای امامان میتواند برود. توضیح المسائل مراجع، ج 1، مسئله 355.

سوال 12:

توقف حائض در مزار شهدا و امامزاده ها و حرم ائمه(ع) چه حکمی دارد؟

جواب 12:

رفتن به مزار اموات و شهدا برای حائض اشکال ندارد اما رفتن به مساجد و یا حرم امامان (مثل حرم امام رضا(ع» برای او حرام است لکن رفتن به رواق و صحن های اطراف حرم و هم چنین رفتن به حرم امام زادگان اگر جایی از آن مسجد نباشد اشکال ندارد و هم چنین اگر زن یا مرد جنب و یا زنی که در حال حیض یا نفاس بسر می برد از یک در مسجد یا حرم امام(ع) وارد شود و از در دیگر خارج شود به طوری که توقف نکند اشکال ندارد اما در مسجدالنبی (در مدینه) و مسجد الحرام (در مکه) به طور کلی داخل شدن برای آنها حرام است. توضیح المسائل آیت الله مکارم ص 73 و 74 و 84 - استفتاآت جدید ج 1 ص 39 و استفتا از دفتر معظم له

آیا میدانید که...

1

1- آیا میدانید که سالانه قریب 140 میلیون نفر به زیارت امامزادگان در ایران می روند؟

2

2- آیا میدانید که برخی از امامزادگان کشور نیازمند زیر ساخت های تبدیل به قطب فرهنگی را دارند؟

3

3- آیا میدانید که امام زادگان ایران کرامات بسیار زیادی دارند؟

4

4- آیا میدانید که اکثر امام زادگان ایران صحن و سرا ندارند؟

5

5- آیا میدانید که اکثر ساختمان های امام زادگان ایران فرسوده و در حال تخریب می باشند؟

6

6- آیا میدانید که اکثر امام زادگان ایران موقوفات بسیار زیادی دارند؟

7

7- آیا میدانید که اکثر امام زادگان ایران در حال باسازی هستند و بدلیل نداشتن بوجه کافی متوقف شده اند؟

8

8- آیا میدانید که اکثر امام زادگان ایران به مردم اطلاع رسانی کافی نشده است؟

9

9- آیا میدانید که امام زادگان ایران بخش گردشگری مذهبی ایران محصوب می شود؟

10

10-آیا میدانید که شجرنامه های امام زادگان ایران در حال جمع آوری می باشد؟

11

11- آیا میدانید که در امام زادگان ایران جشن غدیر برگزار شده است؟

12

12- آیا میدانید که در ایران واقفان زیادی داریم که گمنام هستند؟

13

13- آیا میدانید که اکثر مردم ایران برای رضای خدا اموال خود را وقف می کنند؟

14

14- آیا میدانید که بوجه های امام زادگان ایران چه می شود؟

15

15- آیا میدانید که چه فعالیت های فرهنگی در امام زادگان کشور انجام می شود؟

16

16- آیا میدانید که امام زادگان کشور سایت اینترنتی دارند؟

17

17- آیا میدانید که امور اداره امام زادگان کشور به عهده کیست؟

18

18- آیا میدانید که دهه محرم در امام زادگان کشور چه خبر هست؟

19

19- آیا میدانید که چه مراسماتی در امام زادگان کشور گرفته می شود؟

20

20- آیا میدانید که امام زادگان ایران چه جاهای دیدنی دارند؟

21

21- آیا میدانید که امام زادگان ایران بناهای تاریخی دارند؟

22

22- آیا میدانید که امام زادگان ایران چه خدماتی به مردم عرضه می کنند؟

23

23- آیا میدانید که این نرم افزار چه خدمتی به اطلاع رسانی مردم ایران کرده است؟

سخنی باشما

و شما هم می توانید سوالات زیادی از خود بپرسید که چه کارهائی ما برای امام زادگان کرده ایم؟
سوالات خود را برای ما به شماره 10001001001000پیامک کنید.
باتشکر

پیشنهادات

1

1 - معرفی اهداف بلند امام زادگان

2

2 - مطرح کردن نظرات وپیشنهادات مراجع وعلما در باره امام زادگان

3

3 - معرفی شیوه‌های مناسب تبلیغی و تاثیر گزار به علاقه مندان

4

4 - آموزش دوره های تخصصی به گروههای تبلیغی وحجاج به‌خصوص در عمره‌های دانش‌آموزی و دانشجویی؛

5

5 - غنی کردن اطلاعات سایت‌ها در زمینة امام زادگان ؛ مثلاً در سایت‌های پربیننده مانند: « ویکی‌پدیا » که اطلاعات آن توسط خود افراد تکمیل می‌گردد؛

6

6 - ساخت و تولید نمایش و فیلمنامه از امام زادگان

7

7 - انتشار عکس های مرتبط با امام زادگان با زمینه کلمات گویا در سایت‌های اینترنتی

8

8 - پژوهش و چاپ کتاب در موضوع امام زادگان

9

9 - معرفی ابعاد فعالیت‌های امام زادگان در همة کشورهای جهان به صورت نمایشگاه یا تهیة CD های صوتی و تصویری .

10

10 - ایجاد وبلاگ‌ها و سایت‌هایی با موضوع امام زادگان

11

11 - طراحی پرتال‌های قوی و مرجع از سوی مراکز تخصصیِ خصوصی و دولتی برای شناخت امام زادگان

12

12 - در دست گرفتن بخش image در سایت‌های پربیننده مانند: googel و yahoo ، به این صورت که با جستجوی کلمات مختلف و متعدد ، عکس‌های مربوط به امام زادگان و طرح‌های گرافیکی در این زمینه بر روی صفحه بیاید .

13

13 - طراحی بک‌گراندهای جذاب با تصاویر امام زادگان و نوشتن مطالب کلیدی و تأثیرگذار برای استفاده در کامپیوتر؛

14

14 - خیزش اینترنتی برای پاسخ‌گویی به سایت‌های فرقةهای منحرف به خصوص فرقه ضالّة وهابیت ( هک کردن مراکز پشتیبانی از سایت‌های ضالّة وهابیت و جایگزینی مطالب سودمند در مقابل مطالب انحرافی فرقة ضالّة وهابیت ، ایجاد سایت به نام‌های خودشان ، فعالیت‌های علمی نرم و خاموش ، ایجاد اتاق‌های گفتمان در اینترنت . . . ) ؛

15

15 - خیزش اینترنتی برای پیگیری مسألة امام زادگان ،

16

16 - اطلاع‌رسانی دقیق به عامة مردم از امام زادگان به صورت چاپ مجله و نشریه ( عکس‌العمل‌ها و پیام‌های علما و مراجع و . . . ) ؛

17

17 - ایجاد سامانه‌های پاسخگوی تلفنی جهت شبهات و مسائل اعتقادی و معرفتی مربوط به امام زادگان ؛

18

18 - ایجاد سیستم‌های بولوتوث در اماکن پر رفت و آمد مثل متروها ، فرودگاه‌ها و پایانه‌های قطار و اتوبوس ، نیز ارسال کتابخانه‌های بلوتوثی به روش SMS به شهروندان و یا افراد خاص در ایران و کشورهای جهان اسلام؛

19

19 - تهیةCD های مختلف آموزشی در زمینه ترسیم اهداف امام زادگان ( بصورت صوتی و تصویری ) برای مخاطبان در رده‌های سنی مختلف؛

20

20 - تهیة انواع نماهنگ در زمینة غربت شیعه و مسئله امام زادگان؛

21

21 - ایجاد نمایشگاه‌های دائمی و یا تابلوهای روزنامه‌ای در معرفی امام زادگان در حسینیه‌ها ، مساجد ، ورزشگاه‌ها ، فرودگاه‌ها و پایانه‌های مسافربری؛

22

22 - تهیة انواع بروشورهای معرفی امام زادگان در مراکز فرهنگی ( کتابخانه‌ها ، فرهنگسراها ، سازمان‌ها و ادارات ) و قراردادن آنها در دسترس ارباب رجوع؛

23

23 - انتشار جزوات خلاصه و گویا برای رده‌های سنی مختلف با موضوع امام زادگان؛

24

24 - ایجاد بخش تخصصی در کتابخانه‌های عمومی در موضوع امام زادگان ؛

25

25 - ایجاد سایت های ویژه با عنوان « دشمنان امام زادگان » برای بیان حوادث سرنوشت‌ساز و عبرت‌آموز؛

26

26 - انتشار کتب ، نشریات و پایان‌نامه‌های دانشجویی با موضوع امام زادگان ؛

27

27 - تألیف کتاب و یا تدوین طرح مطالعاتی در زمینة پاسخ به شبهات از سوی مراکزی که می‌توانند این طرح‌ها را اجرا کنند در سراسر کشور؛

28

28 - تدوین دانشنامة جامع امام زادگان ؛

29

29 - پژوهش در موضوع بقاع متبرکة به دست وهابیان و تحلیل علت تخریب آنها از جمله تخریب امام زادگان و . . . ( علل اعتقادی ، تحلیل روان‌شناسانه از علل بغض و کینه نسبت به این مکان ها ) ؛

30

30 - مصاحبه با افراد توانمند و مطرح و افشای فجایع وهابیت؛

31

31 - معرفی آمار بسیار اندک وهابیان و عقاید انحرافی و شکاف اعتقادی میان سرکردگان آنها؛

32

32 - معرفی اندیشة ناب تشیع در احترام به اندیشه‌های دیگران و تشریح برخوردهای زیبای ائمة اطهار علیهم السلام با گرایش‌های مختلف عقیدتی زمان خود؛

33

33 - فعالیت‌های پژوهشی و منشورات چاپی و الکترونیکی در زمینة ویژگی‌های دورة آخر الزمان و انطباق تخریب سامرا و فعالیت‌های فرقة ضالّة وهابیت در جلوگیری از احیاء معارف ائمة طاهرین و تحریف این عقاید با علائم آن؛

34

34 - انجام تحقیقات و تألیف و تدوین کتاب و تهیة نرم‌افزارهای رایانه‌ای و تلفن همراه ـ صوتی و تصویری ـ در زمینة شناخت اهمیت و جایگاه قبور بقیع ، زیارت ائمه و امام زادگان و حفظ و حراست از این سنت حسنه در اذهان عمومی مردم؛

35

35 - تشویق به نگارش مقالات و تحقیقات به صورت چاپی و الکترونیکی دربارة ابعاد شخصیتی خادمان و دلدادگان ائمه؛ خصوصا مسئله امام زادگان

36

36 - مسابقة وبلاگ‌نویسی ، ساخت نماهنگ ، خوشنویسی ، سرود و شعر ، طراحی و گرافیک در موضوع مختلف ( شهادت و ولادت ائمة علیهم السلام و امام زادگان ) ؛

37

37 - برگزاری انواع مناظره‌های علمی روشمند در دانشگاه‌ها برای شناساندن چهرة واقعی دشمنان امام زادگان به دانشجویان و دیگر علاقه مندان؛

38

38 - اجرای انواع طرح‌ها برای تبیین و تعریف « غیرت دینی » جهت حفاظت و حراست از اندیشه‌های دینی و اعتقادی؛

39

39 - انجام طرح‌های تبلیغاتی جذاب و مختصر در معرفی امام زادگان و قرار دادن آن در وسایل نقلیة جمعی مانند: قطار ، هواپیما ، اتوبوس . . . برای مطالعة سرنشینان؛

40

40 - ایجاد مباحث و دروس مختلف در زمینه شناخت و شناساندن دشمنان امام زادگان و پاسخ‌گویی به شبهات وهابیت به‌خصوص در کتاب‌های درسی مقاطع مختلف آموزشی و تحصیلی؛

41

41 - اجرای برنامه‌های مختلف تلویزیونی برای شناساندن افکار اعتقادی مستبصرین؛

42

42 - اجرای برنامه‌های مختلف تلویزیونی برای پاسخگویی به شبهات به شیوة نوین با تحلیل ابعاد مختلف اندیشه و فقه شیعی؛

43

43 - تبدیل شور و احساسات شیعی نسبت به امام زادگان به زبان‌های زندة دنیا و ارسال از طریق اینترنت و ماهواره؛

44

44 - پرداختن به ابعاد امام زادگان در رسانه‌ها در قالب اشعار و شعارها؛

45

45 - برگزاری همایش بزرگ « شیعه‌پژوهی » و اهدای جایزة سال به آثار برگزیده ( چیزی شبیه به نوبل فرهنگی ) با حضور فرهیختگان مطرح جهان اسلام؛

46

46 - بررسی و ترسیم چهرة وهابیت شیعی‌نما که به تقلیل ابعاد واقعی ائمة معصومین علیهم السلام و پایین آوردن آنها در سطح انسان‌های عادی می‌پردازند؛

47

47 - فراخوان موضوعی در زمینة نگارش کتاب ، مقاله و پایان‌نامه دربارة شخصیت امام زادگان؛

48

48 - تشویق فعالیت‌های پژوهشی و منشورات چاپی و الکترونیکی در زمینة تدوین آثار پیرامون موضوع امام زادگان در طول تاریخ و در زمان حاضر؛

49

49 - تبلیغ برای انجام طرحی مشترک از سوی مؤسسات مختلفی که در زمینة معارف ائمة اطهار علیهم السلام فعالیت می‌کنند برای بررسی و پرداختن به امام زادگان و انجام اقدامات رسانه‌ای و خبری و پژوهشی در آن مراکز؛

50

50 - تقریب بین مذاهب جهت آشنائی با امام زادگان به روش‌های علمی و فرهنگی؛

51

51 - پایه‌گذاری طرح‌های ماندگار و مطالعاتی در زمینة احیاء فرهنگ معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام به صورت کاربردی؛

52

52 - پایه‌گذاری مراکز مشاورة دینی و اعتقادی با محیط جذاب و دلپسند جهت نسل جوان؛

53

53 - پایه‌گذاری دانشگاه و دانشکده در زمینه‌های اعتقادی؛

54

54 - طرح جدّی مطالعه دربارة « عوامّ و خواصّ » از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام و دلیل پیدایش فرقه‌های ضالّه؛

55

55 - بررسی حدود 20 شبهه‌ای که وهابیون به شیعه وارد می‌کنند و پاسخ‌های علمی علمای شیعه به آنان؛

56

56 - ترویج احادیث ائمة طاهرین علیهم السلام در ذهن جوانان برای انتخاب راه و روش زندگی به شیوة ائمة معصومین علیهم السلام؛

57

57 - طرح جامع امام زادگان شناسی ( طرحی شبیه به طرح‌های حدیث راه عشق و . . . ) ؛

58

58 - پژوهش در موضوعاتی چون: چگونگی برگزاری جشن های امام زادگان ؛

59

59 - ارسال مطالب علمی و مستندات صحیح کلامی شیعه به علمای سنی در سراسر جهان به‌خصوص اساتید « الازهر » مصر؛

60

60- حضور جدّی محققان در برنامه‌های مناظرة شبکه‌های اینترنت و ماهواره‌ها؛

61

61 - طرح و اجرای نمایشگاه‌های تصویری در استان‌های مختلف در مجامع دانشگاهی و عمومی؛

62

62 - ایجاد مسابقات بزرگ تلویزیونی در زمینه امام زادگان

63

63 - ایجاد طرح‌های ختم قرآن با عنوان « میثاق با نور » به نیت امام زادگان و تعجیل در فرج امام زمان عجّل الله فرجه؛

64

64 - آموزش گروه‌های مختلف دانشجویی و طلاب و اعزام ایشان به مراکز آموزشی و حساس جهت معرفی امام زادگان ؛

65

65 - احیاء و نکوداشت مناسبت‌های مرتبط به امام زادگان مانند : ولادت وسالگرد ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها با امیر المومنین علیه السلام؛

66

66- اقدامات عاجل برای تکریم هرچه بیشتر زائران در حین زیارت امام زادگان ؛

67

67 - طرح شکایت به دادگاه‌های بین المللی از جمله دادگاه لاهه از فرقة ضالّة وهابیت به‌ویژه مُفتیان آنها که فتوا به تخریب اماکن متبرکه داده‌اند ، حال آنکه این اماکن علاوه بر دارا بودن قداست مذهبی ، بُعد میراثی و تاریخی نیز دارند؛

68

68 - طرح شکایت از مفتیان فرقة وهابیت به خاطر صدور برخی فتاوا از آنان مبنی بر مهدور الدم بودن شیعیان که می‌توان آن را نسل‌کشی دانست؛

69

69 - ایجاد حوزه‌های علمیة بین المللی و داخلی با نام امام زادگان ؛

70

70 - احیاء جلساتی چون زیارت عاشورا و حدیث کساء و زیارت جامعة کبیره ،دعای کمیل ، دعای ندبه وخطبه غدیر در امام زادگان که به‌ویژه وهابیت نسبت به آنها حساسیت دارند؛

71

71 - اعلان عمومی دهه بزرگداشت امام زادگان در طول دهه ؛

72

72 - ایجاد دوربین مستقیمِ جلسات دهه بزرگداشت امام زادگان در یکی از سایت‌ها؛

73

73 - تجهیز حرم مطهر همة امام زادگان به وسایل مختلف امنیتی؛

74

74- نام‌گذاری خطوط ریلی و هوایی ، خیابان‌ها ، میادین و پل‌ها و . . . در هر شهر به نام‌های مرتبط با امام زادگان ( همان‌گونه که بعضی خیابان‌ها نام شهرهای کشورهای دیگر را گرفته است ) ؛

75

75- حمایت از طرح‌های تبلیغی و شیوه‌های مختلف تبلیغات جهت احیاء امام زادگان ؛

76

76- تهیة فیلم و تصویر از مجالس جشن امام زادگان و ارائة آن به صورت گزارش؛

77

77- اعلام شادی و تبریک از طرف خلبان و یا ترمینال های مسافربری در ده بزرگداشت امام زادگان ؛

78

78- طراحی نمادهایی از امام زادگان و نصب آن در میادین و مراکز فرهنگی و موزه‌ها؛

79

79- ارسال نامه‌های الکترونیکی ( Email ) به دانشمندان و محققین مذاهب دیگر مبنی بر بررسی دقیق تاریخی امام زادگان؛

80

80- استفاده از کلیة امکانات تلفن همراه و اینترنت مثل: Email ,Mms, Sms برای ارسال پیام به همة مراکز دیپلماسی مرتبط با مقامات علمی کشورهای اسلامی .

81

81- طرح و اجرای همایش‌های بزرگداشت از امام زادگان حدود یک ماه قبل از دهه بزرگداشت از امام زادگان.

82

82- طراحی و اجرای انواع برنامه‌های تلویزیونی و رسانه‌ای در سطح جهانی برای بیان نقش شیعه در احیاء سنت پیامبرصلی الله علیه و آله

83

83- انجام حرکت‌های مختلف مانند: زنجیرة انسانی و . . . حرکت‌های نمادین توسط اقشار مختلف دانشجویان ، کودکان ، خردسالان ، طلاب و . . . در ایام دهه بزرگداشت امام زادگان ؛

84

84- برنامه‌ریزی و برگزاری همایش‌ها و جلسات مختلف با حضور علمای سنی « الازهر » و دیگر علمای سنی میانه‌رو برای تبیین کلمه ی مولا به عنوان سرپرست نه به عنوان دوست ؛

85

85- تهیه و ساخت نماد و تندیس امام زادگان در میادین مختلف شهر و حتی کشورهای جهان اسلام جهت بیداری اذهان؛

86

86- انجام تبلیغات برای طرح‌های ختم صلوات و دعا جهت ظهور امام عصرعجّل الله فرجه با هدف تحقق اهداف واقعی امام زادگان ؛

87

87- طرح‌های تبلیغی برای تقدیر و تشکر از چهره های ماندگار و خادمان امام زادگان ؛

88

88- به‌کارگیری انواع شیوه‌های تبلیغات اینترنتی و ماهواره‌ای در تأکید بر اینکه شیعیان حق دارند از حرم امامان اهل بیت شان علیهم السلام حتی امام زادگان محافظت و آنها را بازسازی و نوسازی کنند؛

89

89- یادآوری اهمیت امام زادگان در دعای ندبه و دیگر جلسات احیای فرهنگ اهل بیت علیهم السلام ؛ نیز چاپ کتاب‌های دعای ندبه و زیارت با طراحی و شعارها و شعرهای مربوط به امام زادگان ؛

90

90- تهیه و طراحی انواع نمایشگاه‌های پوستر و عکس و نصب در دانشگاه‌ها ، حوزه‌ها و . . . جهت ترسیم امام زادگان ؛

91

91- درخواست از مراجع عظام تقلید جهت اختصاص بیشتر سهم مبارک امام علیه السلام برای تبلیغ امام زادگان در قالب اعزام طلاب و روحانیون به مناطق محروم بخصوص شهرها و روستاهای همجوار با اهل سنت .

92

92- برپایی جشن های خیابانی در سراسر جهان اسلام در مناسبت‌های شاد مختلف و به‌خصوص سالگرد امام زادگان ؛

93

93- چاپ پوسترهای مختلف از نماد امام زادگان در تصاویر ، کمتر در برابر دیدگان مردم هستند؛

94

94- تبلیغ طرحی مبنی بر اینکه در روز امام زادگان همه بر سر در خانه‌ها پرچم و نماد تبریک نصب کنند؛

95

95- تهیة طومار بیعت با امام زادگان در مساجد و محافل مذهبی ؛

96

96- آماده داشتن انواع طرح‌های ساختمانی برای احیاء حرم ائمه علیهم السلام به خصوص امام زادگان ؛

97

97- درخواست برای نام‌گذاری سال‌ها به اسماء ائمة طاهرین و امام زادگان ؛

98

98- برگزاری انواع تجمع‌ها در مقابل سفارت عربستان در تهران و دیگر پایتخت‌های کشورهای اسلامی در سالروز بزرگداشت امام زادگان ؛

99

99- طراحی تورهای زیارتی ویژه در سالروز امام زادگان از همة کشورهای جهان برای زیارت محل امام زادگان ، هر چند تا پشت مرزها بروند و موفق به زیارت نشوند؛

100

100- طراحی و چاپ انواع کتاب داستان برای کودکان و خردسالان در شناساندن امام زادگان ؛

101

101- نصب یادمان ( عکس و یا . . . ) از امام زادگان در همة مهدیه‌های کشور و دنیا؛

102

102- چاپ کتاب‌های شعر موضوعی برای مداحان سراسر کشور در زمینة امام زادگان ( برای اینکه مرجعی برای مداحی تأمین باشد ) ؛

103

103- چاپ کتاب‌های شعر برای مداحان سراسر کشور در زمینة مولودی‌ها و عزاداری‌های ائمة ،

104

104- احیاء و ساخت ساختمان امام زادگان در شهرها مطابق با اماکن خراب‌شدة بقیع ( بر اساس عکس‌های بجامانده ) ؛

105

105- برپایی بزرگداشت‌های مختلف در روز امام زادگان ؛

106

106- چاپ آلبوم‌ها و تصاویر مقایسه‌ای به صورت چاپی و الکترونیکی از حرم‌های قدیم و جدید ائمة اطهار علیهم السلام و نشان دادن تلاش و کوششی که در طی قرن‌ها مردم برای بزرگداشت شعائر اهل بیت علیهم السلام انجام داده‌اند؛

107

107- درخواست خلق آثار هنری از هنرمندان بزرگ در عرصه‌های مختلف؛ مثل: استاد فرشچیان ، هنرمندان شاغل در صنایع دستی؛

108

108- ایجاد یک رسم و عادت عرفی مبنی بر دادن نذری در کنار امام‌زاده‌ها و حسینیه‌ها و محافل دیگر در روز امام زادگان به نیت ظهور امام زمان عجّل الله فرجه

109

109- پژوهش‌های چاپی و الکترونیکی و تصویری در زمینة ویژگی‌های یاران واقعی اهل بیت علیهم السلام و خصوصیات واقعی یک شیعه؛ همچنین ناراحتی‌ها و نگرانی‌های حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در شکوه از سستی یاران خویش و محکم بودن یاران معاویه بر عقاید باطلشان؛ و اینکه همیشه روز امتحان و آزمایش است؛

110

110- تأسیس اتاق‌های فکری ـ پژوهشی ویژه در حوزه‌های علمیه برای انجام وظیفه‌ای که این نهاد مردمی در آگاهی‌بخشی نسبت به امام زادگان بر دوش دارد؛

111

111- تهیة طومارهای بلند و درخواست عمومی از رئیس جمهور برای تأسیس کارگروه ویژه صرفاً جهت پیگیری بازسازی امام زادگان ؛

112

112- برگزاری هفتگی نمایشگاه عکس و فیلم در یک سایت و یا یک شبکة ماهواره‌ای و یا . . . از روند بازسازی امام زادگان ؛

113

113- درخواست علما و مراجع تقلید از تمامی اقشار اعم از دولتی و مردمی برای احیاء امام زادگان ؛

114

114- تشکیلNGO های مختلف داخلی و فرا ملّی برای پیگیری پیشنهادات احیاء امام زادگان ؛

115

115- خواندن زیارت امین الله در جلسات شیعه برای پیوند و بیعت محکم تر با صاحب امام زادگان .

116

116- تأسیس و یا نام‌گذاری هیئات مذهبی با عنوان امام زادگان ؛

117

117- ساخت شهرک‌هایی به نام امام زادگان در کنار کلان‌شهرها و نیز نام‌گذاری مکان‌های مناسبی مانند مساجد در شهرها؛

118

118- برگزاری و برپایی نمایشگاه‌های دائمی در کنار حرم مطهر رضوی علیه السلام در ایران و حرم امام حسین علیه السلام در عراق و یا در قم دربارة امام زادگان و نام‌گذاری یکی از صحن‌ها به نام امام زادگان ؛

119

119- جمع‌آوری طومارهای بین المللی ( حتی اگر فقط شیعیان جهان امضاکنندة آن باشند ) خطاب به مقامات عربستان مبنی بر درخواست برای ساخت و احیای محل امام زادگان ( هر چند امکان عملی شدنش بعید است ، ولی بر سر زبان افتادن این موضوع برای جلوگیری از اقدامات بعدی مفید به نظر می‌رسد ) ؛

120

120- نوشتن طومار و نامه به ستاد ائمة جمعه و جماعات سراسر کشور برای احیاء سالروز قمری بزرگداشت امام زادگان ؛

121

121- ایجاد اتاق دائمی در سازمان‌های هنری ـ تفریحی شهرداری‌های کشور برای پیگیری فرهنگی و پشتیبانیِ تبلیغاتی از مسألة امام زادگان و مظلومیت امام زادگان ؛

122

122- نصب تصاویر امام زادگان در اماکن پر رفت و آمد ( ورزشگاه‌ها و . . . ) همراه با شعارهایی برای تعجیل در فرج امام زمان عجّل الله فرجه؛

123

123- برپایی انواع تجمع‌ها و راهپیمایی‌ها به مناسبت‌های ویژه همچون سالگرد امام زادگان و . . .

124

124- نام‌گذاری سالروز امام زادگان به روز جهانی « امام زادگان » و درج آن در تقویم‌های رسمی کشورهای مختلف؛

125

125- نام‌گذاری مراکز مختلف فرهنگی و علمی به نام مقدس امام زادگان ؛

126

126- تشکیل انجمن‌های مختلف و NGO های مردمی با هماهنگی یونسکو در حمایت از اماکن مقدس در سراسر دنیا با توجه به تاریخی بودن این اماکن؛

127

127 – ترویج خواندن عقد اخوت در روز ولادت امام زادگان بین مردم .

128

128 – ترویج و تبیین آثار نذر کردن برای امام زادگان و تاثیر آن در رفع مشکلات شخصی و اجتماعی .

129

129 - پدران و مادران ، داستان مهم امام زادگان را برای کودکان و نونهالان خود بازگو کنند و آنان را به ولایت حجت بالغه الهی ، آشناتر سازند و از عطر یاد و نام و محبت علی بن ابیطالب علیه افضل التحیه و السلام و الگوگیری از حیات طیبه حضرتش ، جان خود را سرزنده و زندگی خود را پربرکت نمایند و خانه خویش را به نور معرفت علوی و هدایت های آسمانی امیرمؤمنان ، مزین سازند .

130

130 - باید روزنامه ها و رسانه ها و سایت ها همه در این دهه بزرگداشت امام زادگان بنویسند و بگویند و حقایق امام زادگان را منتشر کنند . همچنین منابر و سخنرانی ها و همایش ها به نام مقدس امام زادگان مزین و به آن اختصاص داده شود .

131

131 - باید امام زادگان در تمام حوزه ها و دانشگاه ها تدریس شود و همگان پیام های جامع و جهانی آن را دریافت نمایند ؛ کرسی های امام زادگان شناسی در مراکز علمی معتبر ، ایجاد گردد و علماء ، دانشمندان ، اساتید و پژوهشگران ، در حد وسع خویش ، اقدام به پیگیری و تاسیس این رشته بسیار مهم در مؤسسات علمی و پژوهشی مربوطه در سراسر دنیا نمایند .

132

132 - تمام همت خود را صرف ترویج فرهنگ امام زادگان و معرفت افزایی به آن نماییم که راه اصلاح ما ، تمسک به امام زادگان است و نردبان سیر و ترقی و فتح قله های معرفت ، امام زادگان است . راه حفظ استقلال و عظمت کشور و دفع استضعاف و استکبار تمسک به امام زادگان و الهام از مفاهیم امام زادگان است .

133

133 - توزیع شیرینی و شکلات در حد امکان در مساجد به خصوص هنگام نماز جماعت.

134

134 - چراغانی و ریسه کشی هم در داخل و هم در خارج مغازه یا فروشگاه.

135

135 - نصب تراکت ، پلاکارد، و نصب تابلوهای شامل احادیث کوتاه و کلمات گهربار از امیرالمؤمنین علیه السلام در میادین و یا در فروشگاه های بزرگ و یا نصب برچسب به شیشه و ویترین مغازه ، نوشتن و نصب دعای الحمدا... الذی ... به عنوان شعار اصلی امام زادگان در محل دید مشتریان

136

136 - نصب بیرق (پرچم) بر سر در مغازه ها و فروشگاه ها ( که البته اگر پرچم رنگی مثلا سبز رنگ باشد و منقوش به جملاتی نظیر اشهد ان علیا ولی ا... باشد بهتر است)

137

137 - تشویق اصناف به تزئین محل کسب به مناسبت بزرگداشت دهه امام زادگان

138

138 - پخش شیرینی و شکلات در محل کسب به عنوان مثال می توان مقداری شیرینی در درب مغازه یا درب ورودی فروشگاه قرار داد و یک تابلو یا تراکت در مجاور آن نصب کرد تحت عنوان این که جهت بزرگداشت دهه امام زادگان مشتریان یا عابرین پذیرایی می شوند

139

139 - فروشگاه ها و اصناف و یا غرفه های دایر در میادین تره بار می توانند به مناسبت بزرگداشت دهه امام زادگان به مدت یک یا دو روز تخفیفی هرچند جزئی که به سود آنها لطمه زیادی وارد نکند قائل بشوند (البته باید در ویترین مغازه یا دم درب مغازه قید شود که به مناسبت بزرگداشت دهه امام زادگان فلان درصد تخفیف می دهیم .

140

140 - مغازه های فروش محصولات دینی و صوتی و تصویری مانند سی دی و نوار کاست با نصب پلاکارد اعلام دارند که به مناسبت امام زادگان محصولات فرهنگی خود را با تخفیف قابل ملاحظه به فروش می رسانند ( که در این رابطه اگر بتوانند بانی خیر پیدا کنند تا درصدی از مبلغ را بپردازند بهتر است ، تا ضرری متوجه فروشنده نشود).

141

141 - پخش سرودها و مداحی ها از بلندگوی میادین یا فروشگاه های بزرگ نظیر رفاه ، و ... (البته این کار باید به گونه ای آرام و دلپذیر باشد تا موجب مزاحمت رهگذران ، مشتریان یا همسایگان نگردد).

142

142 - ایجاد نمایشگاه کتاب و محصولات فرهنگی دینی و هنری در مکان های مناسب.

143

143 - تهیه بروشوری در مورد آداب زیارت امام زادگان حاوی احادیث و آیات مربوط به اهل بیت (ع) و هدیه آن به مشتریان.

144

144 - هدیه دادن به بچه هایی که نامشان « به نام امام زادگان » می باشد و همراه والدین جهت خرید به فروشگاه ها مراجعه می کنند ، اگر چه حتی دادن یک شیرینی یا بادکنک و ... باشد توسط فروشنده.

145

1) تشویق اصناف مربوط به تولیدی های شیرینی و شکلات تا در بسته بندی کالاهای خود پیام های مربوط به تبریک بزرگداشت دهه امام زادگان را درج کنند (مثلا روی پاکت یا جعبه حاوی شیرینی و شکلات بزرگداشت دهه امام زادگان را تبریک بگویند)

146

146 - تشویق اصناف مربوط به چاپ کارت های عروسی و یادبود به چاپ طرح های ویژه امام زادگان در محصولات خود (که در این رابطه می توان حتی آگهی های مربوط به مجالس ترحیم را نیز منقش به احادیثی از امیرالمؤمنین علیه السلام درباره مجلس مورد نظر کرد).

147

147 - اقدام جمعی کسبه محل برای ساختن و برپا داشتن طاق نصرت.

148

148 - عرض تبریک و شادباش هنگام ورود مشتریان ، دوستان و آشنایان توسط فروشنده گان در روز بزرگداشت دهه امام زادگان.

149

149 - مؤسسات و فروشگاه های بزرگ و کتاب فروشی ها که محصولات خود را در پاکت های پلاستیکی عرضه می کنند می توانند پاکت ها و کیسه های خود را منقش به پیام امام زادگان بکنند یا حتی شبیه نمایشگاه بین المللی کیف های ارزان قیمت منقش به پیام امام زادگان را به مشتریان هدیه بدهند.

150

150 - تشویق تولیدی های لباس و کیف تا به جای چاپ عکس های مبتذل یا نوشته های خارجی پیام تبریک بزرگداشت دهه امام زادگان یا هر نشانه ای از امام زادگان را روی محصولات خود چاپ کنند.

151

151 - مؤسساتی که نقشه چاپ و تکثیر می کنند می توانند موقعیت جغرافیایی امام زادگان را در یک نقشه جداگانه چاپ و در اختیار مشتریان قرار دهند.

152

152 - تشویق اصنافی که در کار سنگ و یا کارهای تزئین ساختمان می باشند تا در محصولات خود به خصوص آنها که بر سر در منازل ، فروشگاه ها و یا در داخل ساختمان نصب می شود نامی از امام زادگان را حک کنند.

153

153 - توصیه به صنف رانندگان تاکسی و سرویس و یا تاکسی ها به طور عام تا به هنگام ورود مسافر به ماشین بزرگداشت دهه امام زادگان را به او تبریک گویند و اگر نوار سرود و مداحی دارند با صدایی که ملایم و مزاحم مسافران نشود از ضبط ماشین پخش کنند و به ماشین خود نیز بیرق نصب کنند.

154

154 - تشویق اصناف مستقر در یک پاساژ به گرفتن جشن دسته جمعی و پخش شیرینی یا پخش نوار سرود و مداحی در مورد بزرگداشت دهه امام زادگان (البته با رعایت حال مشتریان و همسایگان)

155

155 - تشکیل جلسه شورای مجتمع های مسکونی مخصوص بزرگداشت دهه امام زادگان و شرکت تمامی همسایه ها در تزئین و چراغانی کردن و دیگر کارهای تدارکاتی.

156

156 - نصب شعارهای مربوط به بزرگداشت دهه امام زادگان ، اشعار ، احادیث و آیات مربوط به امیرالمؤمنین یا نصب قسمت هایی از سخنان برگرفته از نهج البلاغه یا قسمت هایی برگرفته از خطبه غدیر در تابلوی ساختمان ها.

157

157 - پیش بینی و تهیه هدایا برای اعضای خانواده ، میهمانان و خصوصا کودکان و نوجوانان در بزرگداشت دهه امام زادگان.

158

158 - تهیه بعضی از لوازم تزئینی و یادبود که برخی از این لوازم عبارتند از :
- جاسوئیچی حاوی شعارهای شادباش و تبریک بزرگداشت دهه امام زادگان یا پیام های مربوط به این واقعه.
- برچسب های تبلیغاتی در قطع ها و طرح های گوناگون ، حاوی طرح هایی با مضمون معرفی جانشین پیامبر در روز بزرگداشت دهه امام زادگان ، طلوع آفتاب ولایت ، و نیز عباراتی از این قبیل :
بزرگداشت دهه امام زادگان مبارک.

فهرست امام زادگان براساس استان

استان آذربایجان شرقی

معرفی

اشاره

استان آذربایجان شرقی ، در شمال غرب کشور ، بامساحتی برابر ۴۵ هزار و ۶۵۰ کیلومتر مربع ، به طور تقریبی ۲/۸۱ درصد از وسعت کل کشور را به خود اختصاص داده که ازاین لحاظ ، در بین استان های کشور در رتبه دهم قرار گرفته است . این استان از شمال به جمهوری‌آذربایجان و کشور ارمنستان ، از غرب و جنوب غرب به استان آذربایجان غربی ، از شرق به استان اردبیل و از جنوب به استان زنجان محدود می شود . مرکز استان آذربایجان شرقی ، شهر تبریز است و از شهرهای مهم آن می توان به اهر ، میانه ، مرند و مراغه اشاره کرد .

موقعیت جغرافیایی

استان آذربایجان شرقی به دلیل واقع شدن در محل اتصال دو رشته کوه مهم و اصلی ایران،یعنی «البرز و زاگرس» در ردیف مناطق کوهستانی به شمار می آید که دارای هفت واحد کوهستانی به شرح ذیل است :
۱- رشته‌کوه قره‌داغ ارسباران : شمالی‌ترین واحد کوهستانی استان بوده و از دیوان داغ آغاز و به دره‌رود منتهی می‌گردد .
۲ارسباران- رشته‌کوه قوشه‌داغ: از جنوب قره‌داغ شروع شده و به سبلان ختم می‌شود .
۳- توده آتشفشانی سبلان : با ارتفاع ۴,۸۱۱ متر مرز مشترک میان استان های آذربایجان شرقی و اردبیل است.
۴- رشته‌کوه‌های میشو و مورو : از غرب و مرکز استان شروع شده و تا ارتفاعات عون بن علی و شبلی ادامه می یابد.
۵- رشته‌کوه بزقوش : با ارتفاع ۳,۳۰۳ متر ، مرز بین شهرستان‌های میانه و سراب به شمار می آید.
۶- توده آتشفشانی سهند : با ارتفاع ۳,۷۰۷ متردر جنوب تبریز بلندترین قله استان آذربایجان شرقی است.
۷- در آخر ، هفتمین رشته‌کوه این استان اربط یا تخت سلیمان می باشد که از دامنه‌های جنوبی سهند شروع شده و به سمت جنوب امتداد می‌یابد.
این استان به دلیل قرار گرفتن در منطقه کوهستانی دارای آب و هوای سرد و خشک کوهستانی بوده و از حیث تقسیم بندی اقلیمی جزو مناطق نیمه خشک کشور به حساب می آید . با این وجود تنوع موقعیت جغرافیای در منطقه باعث به وجود آمدن اقلیم های متفاوتی شده است که همواره تحت تاثیر بادهای سرد شمالی سیبری ، بادهای مرطوب دریای سیاه ، دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس قرار دارد . از دیگر مشخصات آب و هوایی این استان می توان به وزش بادهای محلی اشاره کرد که علت آن قرارگرفتن کوهستان های بلند و دریاچه های ارومیه و خزر است که دشت ها و جلگه ها این منطقه را تحت تأثیر قرار می دهد .

پیشینه تاریخی

باستان شناسان معتقدند آذربایجان و سرزمین های هموار آن در اوایل هزاره نخست پیش از میلاد محل سکونت سه گروه نژادی بوده که این سه گروه عبارتند از :تخت سلیمان گروهی از طوایف و اقوام بومی محلی که در اصطلاح به آنان « آسیانی » گفته می شد . گروه دوم ، مردم سامی نژادی بودند که دست کم از هزاره دوم پیش از میلاد ، توسط آشوریان به صورت برده و اسیر از سرزمین های سوریه ، فلسطین و بابل به این منطقه آورده شده اند و عده ی دیگر نیز برای تجارت و زندگی به این سرزمین آمدند . و اما گروه سوم ، اقوام آریایی و به ویژه مادها بودند که در نیمه نخست هزاره پیش از میلاد در آذربایجان مستقر شدند و این منطقه را « ماد کوچک » نامیدند .
نام آذربایجان به عقیده برخی از باستان شناسان برگرفته از کلمه « آتورپاتکان » از « آتورپاتن یا آذرپات »، به معنی « آذر پاسدار» یا « نگهبان آتش» است . همچنین آنان معتقدند آذربایجان به دلیل وجود مقدس ترین آتش ایزد افروخته به نام «آذرگشسب» در « باکو» و نیز « شیز مراغه » یا « تخت سلیمان» امروزی ، دارای جایگاهی ویژه در آن زمان بود و به همین دلیل آن را «سرزمین آتش» می نامیدند . در مقابل ، عده ای نیز وجه تسمیه آذربایجان را مربوط به وجود سرداری به نام «آتروپات» می‌دانند این گروه بر این باورند ، بعد از غلبه اسکندر مقدونیبه ایران در سال ۳۳۱ پیش از میلاد، سرداری به نام «آتورپات» یا «آتروپاتن» در آذربایجان قیام کرد و از اشغال سرزمین ، توسط یونانیان ممانعت به عمل آورد که بعدها در پی مرگ اسکندر و علیرغم درگیری و نزاع بین جانشینان وی، آتروپات حاکم منطقه «ماد کوچک» شدو نام این منطقه را به جهت تقدیر از زحمات وی در مقابل بیگانگان به «آتروپاتگان» نامگذاری نمودند نام آتروپاتگان در فارسی میانه آتورپاتکان ، در آثار کهن فارسی «آذربادگان» یا «آذربایگان» و در فارسی کنونی آذربایجان نامیده می شود.

اقوام و زبان

محققان حوزه آذربایجان براین باورند که آذربایجان در آغاز محل سکونت انسان های اولیه و خاستگاه اقوام و قبایل ترک زبانی بوده که شروع اقامتشان در تاریکی هزاره ها مانده و جزو ساکنان بومی این سرزمین بشمار می آمدند . آنان معتقدند که این سرزمین همچنین گذرگاه و محل سکونت طوایف ترک زبان کوچ نشین و اقوام مختلفی از مادها ، آشوریان ، ساسانیان و غیره بوده که در ادوار مختلف به این منطقه آمده و در آن ساکن شده اند.
به عقیده این محققان ، زبان ترکی آذربایجانی ، شاخه ای از ترکی اوغوزاز گروه زبان‌های ترک تبار آلتاییبود که خاستگاه اصلی آنان استپ‌های جنوب سیبری بوده و گویندگان آن را ترک تباران تشکیل می‌دادند همچنین آنان اظهار می دارند ؛ زبان ترکی آذربایجانی یکباره به وجود نیامده بلکه در طول قرنها ، از اختلاط و آمیزش لهجه های اقوام مختلف ، به ویژه اوغوز و قبچاق تشکیل شده و به شکل زبان واحد مردم آذربایجان درآمده است. باید بر این مطلب افزود که در تشکیل این زبان ، غیر از لهجه های ترکی مثل اوغوز ، قبچاق ، ترکی شرقی ، تا حدودی زبان مغولی و زبان تاتی یا بومی نیز دخالت داشته است .
اما در مورد تشکیل زبان ترکی آذربایجان به صورت زبان واحد عموم مردم آذربایجان باید گفت؛ بین دانشمندان این حوزه اختلاف نظر وجود دارد. به نظر اغلب مولفین غرب این زبان بعد از آمدن ترکان سلجوقی یعنی از قرن ۱۱ میلادی، زبان اکثریت مردم را تشکیل داده و پس از استیلای مغول و مهاجرتهای تازه ترکان در زمان ایلخانیان در قرن ۱۲ میلادی به شکل زبان عامه مردم این مرز و بوم درآمده است. اما در مقابل؛ که به نظر مولفین شرقی، بین قرنهای ۱۰ــ ۷میلادی این زبان، شکل زبان عمومی واحد را پیدا کرده و از آن پس هم به سیر تکاملی خود ادامه داده است. در این میان آنچه مسلم است، این است که تاریخ زبان ترکی در آذربایجان با تاریخ مهاجرت اقوام ترک به این منطقه ارتباط مستقیم دارد.

موقعیت اقتصادی و اجتماعی

آذربایجان شرقی به جهت استقرار و تمرکز صنایع بزرگ و کارخانه های مادر، جزو مهمترین قطب صنعتی کشور به شمار می آید. وجود کارخانه های بزرگ صنعتی و تولیدی چون : پمپ ایران، لیفتراک‌سازی موتوژن، هاکسیران دیزل، لیلاند دیزل ایران، بلبرینگ‌سازی، پیستون‌سازیپالایشگاه نفت تبریز، درمن دیزل، دیزل ایدم، ترموپلاس، تخته فشاری و نئوپان ، کارخانه گچ، شرکت سیمان صوفیان، کبریت‌سازی ممتاز، چرم‌سازی ، حوله‌بافی لاله یابرق لامع ، نختاب فروزان، بافندگی لایکو، تریکو سهند، نساجی تبریز، ریسندگی پشمینه، پالاز موکت و همچنین وجود نیروگاه حرارتی تبریز، کارخانه پتروشیمی و پالایشگاه تبریز، باعث تبدیل این استان و به ویژه شهر تبریز، به بزرگترین قطب صنعتی کشور شده است. پالایشگاه تبریز به عنوان مرکز تصفیه نفت انتقالی از اهواز برای مصرف داخلی در استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، کردستان، همدان و زنجان شناخته می شود .
به علاوه این استان، مرکز هنر و صنایع دستی چون؛ گلیم و جاجیم، پارچه‌های پشمی و ابریشمی، سوزن‌دوزی، حوله و پتوبافی، تولید پارچه های حریر و شال، سبدبافی، کفش‌دوزی، چرم و ورنی، نقره‌سازی، جواهرآلات، سفال و سرامیک است. از مهم ترین صنایع دستی این منطقه که جزو مهم ترین صادرات کشور نیز به حساب می آید صنعت قالی‌بافی است .
صرف‌نظر از صنایع بزرگ و صنایع کارگاهی و دستی که در حیات اقتصادی و اجتماعی استان نقش مهمی بر عهده دارند ، نباید وجود معادن شن و ماسه، سنگ‌های ساختمانی و تزیینی، نمک ، خاک نسوز، پوکه ، کائولن ، ذغال‌سنگ، دیاتومیت و پولیت در این منطقه را نادیده گرفت .

سوغات

آجیل ، انواع خشکبار نظیر برگه هلو ، برگه زردآلو ، آلو خشک ، شیرینی های مختلف چون اریس ، قرابیه ، نوقا و لوز، همچنین فرش، گلیم، جاجیم، ورنی، کیف و کفش چرم از جمله سوغاتی های مهم این استان به شمار می آید .
از دیگر محصولات می توان به تسبیح نقره کوبی شده، پارچه های ابریشمی چاپ کلاقه ای، ظروف نقره، ظروف سفالی، معرق کاشی و غیره اشاره کرد.

جاذبه های طبیعی - گردشگری

جنگل فندقلو اهر : جنگل طبیعی انداب یا پارک جنگلی فندقلو ، جنگل طبیعی تنباکولو ، چشمه آب معدنی گازدار عربشاه ، چشمه آب معدنی مشک عنبر ، چشمه آب معدنی دره آبش احمد ، چشمه آب معدنی آبریس ، چشمه آغ بلاغ ، چشمه دوغو گلی یا همان نه چشمه ، حاشیه رودخانه ارس ، طبیعت دشت اهر ، کوه قره داغ یا ارسباران
دریاچه قوری گل بستان آباد : ، تالاب و دریاچه قوری گل ، دره سعیدآباد ، چشمه آب گرم معدنی بستان آباد ، غار اسکندر ، غار آق بلاغ ، کوه های بزغوش بناب : تالاب بین المللی قره قشلاق گولی یا چشمه قشلاق سیاه ، دره های توران دره سی ، قراچوبوق دره سی ، غار قویونلار ، غار چاخماخلار ، طبیعت روستاهای بناب ، منطقه قره قشون یا سیاه لشگر مهران رود تبریز : تلخه رود یا آجی چای ، مهران رود یا قوری چای آبشار آسیاب خرابه جلفا : آبشار آسیاب خرابه، چشمه آب گرم اله حق، چشمه آب معدنی اسب فروشان، چشمه آب معدنی اردها، چشمه آب معدنی ساری قیه، چشمه آب رس، جنگل کیامکی، دامنه های کیامکی داغی، دامنه کوه کنتال سراب، دامنه های ساوالان یا همان سبلان، دامنه های بزگوش، طبیعت دره ماهاران، طبیعت ییلاق قره چی دامنه-بزگوش سراب : دامنه های ساوالان یا همان سبلان، دامنه های بزگوش، چشمه آب گرم اله حق، چشمه آب معدنی اسب فروشان، چشمه آب معدنی اردها، چشمه آب معدنی ساری قیه، چشمه آب رس آبشار عیش آباد شبستر : آبشار عیش آباد ، آبشار سرکند دیزج ، چشمه صوفیان
کلیبر : دره پیغام، چشمه آب گرم قلعه کندی، چشمه آب گرم یل سویی، چشمه آب معدنی بالاسا دریاچه علویان مراغه : دریاچه علویان، چشمه آب معدنی ورجوی، چشمه آب معدنی های دره گشایش، چشمه شورسویی یا آب شور، چشمه ساری سو یا آب زرد، قره پالچیق یا سیاه گِل، ایستی بلاغ یا چشمه گرم مرند، چشمه باش کهریز، غار کبوتر یا هامپوئیل، غار های رصدخانه، طبیعت گردنه پیام، قنات بزرگ و معروف بَی گوزی یا چشمه داماد قزل اوزن میانه : حاشیه رودخانه قرانقو چای، حاشیه رودخانه آی دوغموش، حاشیه رودخانه قزل اوزن، حاشیه رودخانه گرمه چای یا گرم رود دامنه سهند هشترود : دامنه کوه سهند، حاشیه رود قرانقو ، حاشیه رود آی دوغموش، حاشیه رود آجی چای، حاشیه رود قلعه چای، حاشیه رود قوری چای، حاشیه رود آجیرلود، حاشیه رود لیلان چای، چشمه پیرسقا هریس : آبشار اسماعیل کندی، آبشار بلند دربند گوراوان، آبشار شیرلان، چشمه آبگرم سوقالخان، کوه قوشا داغ، کوه ساپلاغ، طبیعت روستای شیران، طبیعت روستای مینق

جاذبه های تاریخی

مقبره‌شیخ شهاب الدین اهری اهر : بازار سرپوشیده اهر، بقعه شیخ شهاب الدین اهری، تپه اژدهاداشی ، تپه امام چای ، حمام کردشت ، خانه دکتر قاسم اهری ، سد ستارخان اهر ، سنگ نبشته سقندل ، سنگ نبشته شیشه ، قلعه آوارسین ، قلعه پشتوی هوراند ، قلعه جوشون ، قلعه قهقهه ، قلعه پشتاب ، کاروانسرای شاه عباسی ، محوطه تاریخی قوبول دره سی ، مسجد جامع اهر ، موزه شیخ شهاب الدین اهری بستان آباد : تپه قدیمی دیرمان تپه سی یا طاحونه ، تپه قدیمی نادر تپه سی ، گورستان روستای دیزناب ، گورستان روستای امین آباد ، عمارت نایب السلطنه ، قزل کوشک ، 5 چشمه بناب : پل پنج چشم یا بش گوزلی کورپو ، پل پنج چشمه، حصار تدافعی شهربناب، حمام تاریخی مهرآباد، حمام تاریخی حاج فتح اله ، خانه تاریخی شیخ قاضی سیف العلما، خانه تاریخی حاج علی بزاز، خانه تاریخی خسروشاهی، خانه تاریخی نیک پی، خانه باغ های بناب، قیزلار قلعه سی، قبرستان تاریخی زوارق، مسجد میدان بناب، مسجد مسجد جامع مهرآبد، مسجد اسماعیل بیگ، گوی مسجید، مسجد زرگرلر، مسجد قرمز، مکان های تفریحی خانیم باغی و پارک ملی، معماری صخره ای صور، موزه مردم شناسی بناب مقبرة الشعرا تبریز : ارگ علیشاه، بازار تاریخی، بقعه صاحب الامر، تفرجگاه ائل گلی، خرابه های مقبره دوازده گوشه غازان پسر ارغوان، خانه مشروطیت یا همان موزه مشروطیت، عمارت شهرداری، مسجد کبود، مسجد شاه طهماسب صفوی معروف به مسجد صاحب الامر، مقبره الشعرا، موزه آذربایجان، موزه سنجش، موزه قاجار جلفا : امام زاده محمد در روستای نوجه مهر ، امام زاده شعیب ، امام زاده اسماعیل ، پل ضیاالملک نخجوانی ، حمام عباس میرزای قاجار ، قلعه کردشت ، قلعه علی بیک، کل تپه یا تپه خاکستر کلیسای سن استپانوس ، گور قلعه یی تپه-قلعه-جوق. سراب : تپه قلعه جوق، روستای تاریخی لنجوان، سنگ نوشته اورارتویی به ویژه سنگ نوشته رازلیقو، سنگ نبشته نشتبان، قلعه آیی قلعه سی، مسجد جامع، مسجد جمال آباد، موزه عشایر سراب آرامگاه شیخ محمود شبستری شبستر : آرامگاه شیخ محمود شبستری، تپه قره تپه، مزار پیر رجب، مسجد جامع تسوج شبستر، موزه هدایای خامنه در شهر خامنه از توابع شبستر کلیسای آینالو کلیبر : بقعه شاه قاسم، پل خداآفرین، حمام قدیمی داخل شهر، قصر وینه، قصر آیینه لو، قلعه بابک خرمدین، قیز قلعه سی، قلعه بز، قلعه یزید، قلعه فرخی، کاروانسرای شاه عباس رصدخانه مراغه : آرامگاه اوحدی مراغه ای، بقعه سید محمد عطا الله، تپه گل تپه، تپه سرگیزه، تپه چخماق، تپه قرلار تازه کند قره ناز، تپه چوانباغ، تپه قزل ارسلان، پل خانقاه، پل مردق، رصدخانه، سرای حسینی، سرای خواجه ملک، سرای صدر کبیر، گنبد کبود، گنبد مدور، کلیسای هوانس، مسجد طاق، مسجد ملا رستم، مسجد معزالدین، مسجد جامع، مسجد زنجیرلی، مسجد شیخ تاج، معبد مهر، مقبره آقالار و موزه سنگ نگاره ها، موزه مراغه مانداگارانا مرند : آتشکده مانداگارانا، امام زاده احمد، امام زاده ابراهیم، بازار کوزه فروشان، تپه باستانی سیوان، روستای ملایوسف، روستای کندلج، طاق و قلعه هلاکو، کاروانسرای مرند، مسجد بازار، مسجد جامع امامزاده سید اسماعیل میانه : امامزاده محمد، بقعه و مناره امامزاده اسماعیل، قیزکورپی سی یا پل دختر، قیز قالاسی یا قلعه دختر، قلعه نجف قلی خان، کاروانسرای جمال آباد، مسجد سنگی ترک بقعه بایزید بسطامی هشترود : بقعه شیخ بایزید بسطامی، قلعه ضحاک یا فاناسپا، مسجد جامع هشترود پل تاریخی ونیار هریس : بقعه شیخ اسحاق، پل تاریخی ونیار، گورستان هیق

سایر جاذبه‌های استان آذربایجان شرقی

آبشار-سرکندآتشفشان-سهندارسباران ارگ-علیشاهآلاداغیاندبیل بزقوشخانه-مشروطهسد-تیل سد-علویانطبیعت-براقوشغار-کبوتر قلعه-بابککلیسای-سنت-استپانوسگنبد-سرخ-مراغه استان های ایران
آذزبایجان شرقی آذربایجان غربی اردبیل اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران چهارمحال و بختیاری خراسان جنوبی خراسان رضوی خراسان شمالی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قزوین قم کردستان کرمان کرمانشاه کهگیلویه و بویراحمد گلستان گیلان لرستان مازندران مرکزی هرمزگان همدان یزد

سراب

بخش مرکزی

امامزاده بزرگ

توضیحات : بنای این امامزاده در بخش جنوب غربی سراب ، در کنار گورستان عمومی واقع شده و دارای ازاره های سنگی ، بدنه ، گنبد ، مناره هایآجری و طاق نماهای مقرنس کاری گچی است. این بنا همچنین دارای دو مناره به ارتفاع 9 متر استکه مأذنهآنها فرو ریخته است . شیوه معماری بنای امامزاده مربوط به قرن های هشتم و نهم ه . ق است. آدرس : بنای این امامزاده در بخش جنوب غربی سراب ، در کنار گورستان عمومی واقع شده است. (منبع: http://www.tebyan.net)

هریس

بخش مرکزی

بقعه شیخ اسحاق

مساحت : بقعه آجری مستطیل شکل به ابعاد 6× 5/13 متر با ازاره های سنگی و دیوار های آجری می باشد. توضیحات : بقعه شیخ اسحاق در ساحل جنوبی رودخانه کوچک روستای خانمرود واقع در شهرستان هریس بقعه آجری مستطیل شکل به ابعاد 6× 5/13 متر با ازاره های سنگی و دیوار های آجری قرار دارد که مردم محل آنرا بقعه شیخ اسحاق مینامند. تاریخ احداث بنا را با توجه به گورستان مجاور و شیوه معماری میتوان به دوره صفویه نسبت داد. این بنا از سه قسمت تشکیل یافته است : ایوان ـ مسجد ـ مقبره. ایوان مشرف به شمال و دارای دو ستون چوبی است. مسجد به شکل مستطیل و با پوشش تخت چوبی به ابعاد 5/6 × 5/4 متر و نهایتاً مقبره که در جنوبی ترین قسمت بنا واقع شده و آسمانه آن گنبد کروی بلندی به ارتفاع تقریبی 11 متر میباشد. در قسمت بالای ورودی سنگ نبشته ای به خط ثلث وجود دارد که نام بانی آن است و امروزه قسمتی از آن از بین رفته است. مقبره در گورستان قدیمی روستای خانقاه واقع شده که سنگ قبرهای باقیمانده از پرکارترین آثار حجاری قرون 9 و 10 میباشد. آدرس : بقعه شیخ اسحاق در ساحل جنوبی رودخانه کوچک روستای خانمرود واقع در شهرستان هریس قرار دارد. (منبع: http://forum.downloadina.com)

عجب‌شیر

بخش مرکزی

امامزاده سیدابوالقاسم (ع)

توضیحات : بقعه امامزاده سید ابوالقاسم در فاصلة 2 کیلومتری شمال شهرستان عجب شیر و نزدیک قبرستان این شهر واقع شده است. قدمت بنای امامزاده سید ابوالقاسم عجب شیر با توجه به سبک و ساخت بنا ( چهار طاق ) به دورة ایلخانی می رسد. داخل بنای بقعه به شکل چلیپا و از بیرون به شکل هشت ضلعی منظم است که هر ضلع آن ، 56/3 متر طول دارد. ورودی بنا از سمت شرق است. ارتفاع باقیماندة بنا 20/2 متر است که از 5 ردیف سنگ خوش تراش ساخته شده است. قبر امامزاده در ضلع جنوبی محوطة چلیپا شکل قرار گرفته و فاقد سنگ قبر و ضریح می باشد. طاق بنا به صورت ردیف مقرنس های تو در تو تزیین گشته و یکپارچه از قطعات کاشی های آبی و سیاه و سفید به شیوة معرق پوشیده شده است. آدرس : بقعه امامزاده سید ابوالقاسم در فاصلة 2 کیلومتری شمال شهرستان عجب شیر و نزدیک قبرستان این شهر واقع شده است.

ملکان

بخش مرکزی

زیارتگاه علی بلاغی

توضیحات : این محل در روستای آقمنار می باشد که از فضای باز برخوردار است یک زیارتگاه دارد که در پایین تپه واقع است وازمنتهی الیه تپه چشمه ای پر آب جاری است و از منظره ای دلچسب برخوردار است البته با کمی سرمایه گذاری می توان به جذابیت آن افزود ولی متاسفانه تا به حال هیچگونه سرمایه گذاری دولتی یا حمایت معنوی از آن نشده است البته با ایجاد نشیمنگاه ها و سایه بانها می توان به گردشگران این محل افزود. آدرس : این محل در روستای آقمنار می باشد. (منبع: http://www.ostan-as.gov.ir)

مراغه

بخش مرکزی

مقبره اوحدی مراغه ای

توضیحات : اوحدی از عرفا و شاعران قرن هشتم می‌باشد. طرح و اجرای مقبره اوحدی با الهام از چهارتاقی‌های ساسانی و بناهای اسلامی به شکل زیبا ساخته شده و با موزه تخصصی ایلخانی همجوار است. این بنا در بخش شمالی مراغه، خیابان دانشسرا واقع است بنا محل دفن رکن الدین ابوالحسن مراغی مشتهر به اصفهانی و مشهور به اوحدی مراغه ای عارف و شاعر پارسی کوی نامدار صاحب مثنوی معروف جامجم است که در میان باغ سرسبزی جنب هنرستان پور رستم واقع شده است. صندوق خیراوحدی از سنک کبود درست شده است بر دیوار شمالی و جنوبی ان نام اوحدی و تاریخ فوت که 738 ه.ق است حک شده است. صندوق سنگی قبر وی که سه پله بالاتر از کف باغ قرار گرفته از سنگ کبود معمولی تهیه شده است و بر بالای دیواره های شمالی و جنوبی آن عبارتی عربی نقر گردیده است . در سال1352 از سوی انجمن اثار ملی ایران بنای جدیدی بر روی قبر مذبور احداث شده و بنای جدید حاوی آرامگاه و محوطه سازی و کتابخانه می باشد و در وسط باغ گنبد زیبایی از بتن آرمه بجای آرامگاه قبلی احداث و سنگ مقبره قبلی به موزه آرامگاه منتقل گردیده است.در کنار مقبره اوحدی موزه اوحدی واقع کردیده است. این موزه به علت اینکه شهر مراغه در دوره ایلخانیان مغول مقر حکومتی و پایتخت انان بوده است عنوان موزه تخصصی ایلخانی را بخود اختصاص داده است. اشیا موجود در این موزه شامل ظروف سفالی.سکه.کتابت.ظروف مفرغی.شیشه که کتیبههای باقی مانده از رصدخانه و سنک قبورمربوط به دوران اسلمی است. مرمت بنا : درسال 75 اجرای راه پله جدید برای دسترسی به طبقه دوم – کف سازی طبقه دوم با استفاده از آر کف اصفهان – اجری سفید کاری طبقه دوم – رنگ آمیزی کامل طبقه دوم – تامین آبدارخانه و سرویس و کاشیکاری آنها – تکمیل تاسیسات برق طبقه دوم – تکمیل ویترینهای موزه – ساماندهی فضای باغ – تجهیز سالنها و کف سازی آن با کف پوش لینولئوم و رنگ آمیزی سالن ها جهت تشکیل نمایشگاه کتاب و عکس – توسعه سالنهای موجود درسال 76 عایقکاری ( ایزوگام ) پشت بام – نرده کشی پنجره ها و دربها – نرده کشی حیاط خلوت – رنگ آمیزی درب و پنجره و نرده – جدول کشی اطراف باغچه های حیاط – درختکاری و آبیاری حیاط در سال 78 جمع آوری سرویسهای نامناسب قبلی – اجرای 3 باب سرویس بهداشتی و یک باب اتاق نیروی انتظامی سفید کاری و کف سازی اتاق فوق – کاشیکاری سرویسهای بهداشتی – تهیه و نصب درب آهنی و چوبی – سیم کشی و لوله کشی و رنگ آمیزی اتاق مهمانسرا آدرس : این بنا در بخش شمالی مراغه، خیابان دانشسرا واقع است. (منابع: http://www.ostan-as.gov.ir- http://www.maragheh.org ، سازمان میراث فرهنگی)

امامزاده سید محمد (سید عطاء الله)(ع)

نسب : بقعه شریف بنا به اظهارات اهالی که از اجداد خود نقل میکنند مربوط به نوه ششم جناب جعفر طیار و از نوادگان حضرت امیر المومنین علی بن ابیطالب (ع) بنام سید محمد مشهور به عطاء الله می باشد. توضیحات : بقعه شریف سید محمد (سید عطاء الله) در خیابان خمینی (ره) مراغه واقع شده است و جزء مجموعه ای مرکب از مسجد و مدرسه علوم دینی است. بقعه قبلا عبارت بود از بنایی چهار ضلعی که بر فراز ان گنبدی استوار گشته و در پاطاق ان با کاشیهای رنگارنگ و سطح خود گنبد از کاشی سبز و سرامیک ابی پوشش داده شده بود. ولی در باز سازی اخیر وسعت بقعه از 25 متر به بیش از 350 متر مربع افزایش یافته است و گنبدی بسیار با عظمت به ارتفاع بیش از 14 متر از کف زمین بر روی ضریح مقدس گذاشته شده است. راه ورودی بنای بقعه از درب اصلی مسجد امامزاده باز شده است و علاوه بر ان راه ورودی مستقلی به خیابان امام خمینی دارد. بقعه شریف بنا به اظهارات اهالی که از اجداد خود نقل میکنند مربوط به نوه ششم جناب جعفر طیار و از نوادگان حضرت امیر المونین علی بن ابیطالب (ع) بنام سید محمد مشهور به عطاء الله میباشد.اکثر اولاد و نوادگان این سید جلیل القدر از سادات بزرگوار و از علماء کرام و از قضات شهر های قزوین سلطانیه و گیلان بوده اند و انچه از تاریخ این خاندان مشهود است انها در مناطق اذری زبان شهر های ایران منجمله قزوین زنجان اذربایجان و اردبیل سکنی داشته اند. آدرس : بقعه شریف سید محمد (سید عطاء الله) در خیابان خمینی (ره) مراغه واقع شده است. (منبع: http://www.al-shia.org)

امامزاده معصوم ورجوی (ع)

توضیحات : امامزاده معصوم ورجوی درحدود شش کیلومتری جنوب شرقی مراغه روستایی به نام ورجوی قرار دارد . در کنار این روستا گورستان بزرگ قدیمی وجود دارد که تعداد زیادی سنگ قبر منقش به تصاویر تیر و کمان ، نیزه ، شمشیر و سپر برروی قبورآن نهاده شده است. از این میان می توان به صندوق سنگی منقش قبر " زمان بیگ " فرزند " کدخدا میرزا بیک " ، با تاریخ وفات 1085 ه . ق اشاره کرد. مقبره ملامعصوم درکنار این گورستان واقع است. ورودی این مقبره راهروی بزرگی است که عرض دهانه ورودیآن به 7 متر می رسد. در انتهای راهروی سرپوشیده ، ورودی مستطیل شکلی به عرض 80/1 متر در سنگ کنده شده که باعبور ازآن ، محوطه ی وسیع و جالبی نمایان می شود. در سمت چپ راهرو و نزدیک مدخل ورودی تالار بزرگ ، اتاق چهارگوش کوچکی وجود دارد که در دل سنگ کنده شده است . سقف این اتاق به صورت یک گنبد در صخره حفر شده و در وسط سقف نورگیری تعبیه شده است. درازای تالار بزرگ 12 و پهنایآن حدود 3/6 متر است. در انتهای تالار بزرگ با عبور از یک صفه به پهنای 2 متر و درازی 3/3 متر ، محوطه اصلی نیایشگاه شروع می شود که از یک اتاق دایره ای شکل به قطر 9/5 متر تشکیل شدهاست، درسمت جنوبی این اتاق به ارتفاع یک پله از کف ، محرابی مستطیل شکل به درازا و پهنای 2×6/2 متر با سقف هلالی شکل وجود دارد. ازاره ی سنگی این نیایشگاه به ارتفاع 2 متر با دقت خاصی حجاری و صاف شده است. به عقیده کارشناسان ، محراب این نیایشگاه شباهت بسیار با طرح محراب بعضی از معابد مهری دارد و با توجه به وسعت این نیایشگاه به نظر می رسد روزگاری معبدی با شکوه بوده و در شمار یکی از بزرگترین معابد مهری به حساب میآمد و از قسمت هایی چون محل تعویض لباس روحانیون ، محل تعلیم گروندگان بهآیین مهر ، محل فعالیت های نجومی علمای مذهب مهر و بالاخره محل برگزاری مراسم باشکوه مهر پرستان برخوردار بود کتاب میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی آدرس : امامزاده معصوم ورجوی درحدود شش کیلومتری جنوب شرقی مراغه روستایی به نام ورجوی قرار دارد . (منبع: http://www.tebyan.net)

امامزاده سید ابراهیم(ع)

نسب : گفته ها حکایت از این دارد که نامبرده نوه سوم امام موسی بن جعفر علیه السلام هستند که در موقع هجرت از سوی مدینه منوره به مشهد مقدس به دست مخالفان و دشمنان امامت و ولایت به شهادت می رسد ودر این مکان دفن می گردد. توضیحات : بقعه امامزاده سید ابراهیم علیه السلام در 6 کیلومتری شرق مراغه در روستای چکان واقع شده است. این بقعه از دیر باز مورد توجه و احترام خاص اهالی شهرستان مراغه بود و یکی از امامزاده های معروف و مشهور آذربایجان شرقی می باشد. در تمام فصول سال زائرین جهت زیارت مرقد مطهر این سید جلیل القدر از شهرستان مراغه و شهرستانهای اطراف آن به این مکان مقدس می آیند.در ایام محرم و صفر و روزهای ولادت و شهادت ائمه اطهار بقعه سید ابراهیم (ع)پر از عاشقان عصمت و طهارت و ولایت می شود. در اربعین حضرت امام حسین سید الشهداء علیه السلام بقعه امامزاده سید ابراهیم (ع)حال و هوای دیگری دارد.بطوریکه مسیر 6 کیلومتری مراغه به بقعه امامزاده مسدود و تردد خودروها به سختی انجام می گیرد و این حضور خالصانه از اول صبح اربعین حسینی تا پاسی از شب ادامه دارد. این امامزاده در فصول بهار وتابستان شاهد حضور اردوهای مختلف دانشجویی و نیز تورهای سیاحتی و زیارتی است.طبیعت زیبا و دست نخورده اطراف بقعه با باغات سر سبز و دل انگیز و رودخانه ای که از کنار بقعه همیشه جاری است پذیرای هزاران نفر از دوستداران اولیاء الله و همچنین طبیعت پاک می باشد.این بقعه شریف آرامگاه سید جلیل القدر حضرت امامزاده ابراهیم ابن حسن ابن قاسم ابن عبد الله ابن حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام می باشد. گفته ها حکایت از این دارد که نامبرده نوه سوم امام موسی بن جعفر علیه السلام هستند که در موقع هجرت از سوی مدینه منوره به مشهد مقدس به دست مخالفان و دشمنان امامت و ولایت به شهادت می رسد ودر این مکان دفن می گردد.تاریخ کشف قبر امامزاده سید ابراهیم (ع)به یکصد و هفتاد سال پیش برمی گردد. در قسمت غربی دیوار حرم نزدیک ضریح مطهر سنگ حجاری شده ای به عرض 80 سانتیمتر و ارتفاع 150 سانتیمتر نصب شده است.که شرح فضایل آن را به بازدیدتان موکول می کنیم.مساحت عرصه امامزاده حدود 3 هکتار می باشد. ساختمان بقعه نسبتاً در وسط عرصه قرار گرفته است در قسمت شرقی آن رودخانه محلی جاری است ودراکثر فصول سال پر از آب می باشد.مابین رودخانه و ساختمان بقعه در قسمت شرقی با استفاده از سنگهای رودخانه و دستچین نسبت به طراحی و اجرای فضای سبز بصورت زیبائی اقدام شده و از گونه های مختلف درختان تزیینی استفاده شده است.قسمت غربی امامزاده متصل به روستای چکان است و ورودی قدیمی امازاده ازاین مسیر می باشد.در اطراف بقعه رواقهای در ضلعهای شرقی و شمالی و جنوبی ساخته شده که زائرین برای استراحت و صرف غذا استفاده می کنند.در زیر رواقهای شرقی به تعداد 12 باب زائرسرا وجود دارد که در اختیار زائرین قرار می گیرد. آدرس : بقعه امامزاده سید ابراهیم علیه السلام در 6 کیلومتری شرق مراغه در روستای چکان واقع شده است.

مقبره آقا

توضیحات : مقبره آقا مقبره آقا بنای چهار ضلعی آجری است که در محله پسند آباد مراغه واقع شده و مدفن سید میرفتاح الموسوی المراغی از علمای معروف مراغه متوفی به سال 1175 هجری می باشد. بنای اولیه بقعه در سال 1175 هجری قمری به دستور ظل السطان احداث گشته و به موجب کتبه سنگ مرمر سردر ورودی در سال 1247 به وسیله حاج عباسعلی بنایی مرمت شده است. فرم بنا مربع شکل آجری است که تا ارتفاع 5/1 متر از کف زمین با سنگ محکم شده و از چهار ضلع بنا ، چهار ورودی به داخل آن راه دارد. مقبره اصلی در قسمت وسط بنا قرار گرفته و بر فراز آن گنبدی آجری به چشم می خورد که بر روی چهار ستون استوار شده و با استفاده از گوشواره ها و تزئینات آجری داخلی منحصرآً در ستون ، و سر ستونهای چوبی آن خلاصه می شود. نمازخانه در سمت شمالی مسجد قرار دارد و شامل چهارستون مدور آجری بوده که یکی از آنها از بین رفته است . نور این نمازخانه از پنجره های درهای ورودی کوچک شمالی و چند پنجره ای که به طرف شبستان بزرگ باز می شود تامین می گردد. طبقه فوقانی نیز شامل تالار ستون داری با شش ستون است. راه پله ورودی به این تالار از سمت حیاط خلوت است که به اتاق کفش کن وسایل به این سالن راه می یابد. در ضلع شمالی پنجره هایی تعبیه شده که به داخل شبستان نور می دهد گرچه در مسجد ملارستم کتبه تاریخی به چشم نمی خورد لیکن با توجه به شیوه بکار رفته می توان ساختمان آن را به دوره صفویه نسبت داده که در دوره قاجاریه دوباره سازی شده است در این بنا به دلیل وجود سنگ قبرهای مرمری نفیس و با جمع‌آوری و نمایش انواع سنگ قبور گهواره‌ای و صندوقی و سنگ نوشته‌ها و قوچهای سنگی و ... بصورت موزه سنگ‌نگاره‌ها جهت بازدید عمومی آŘǘϙǠگردیده است. آدرس : مقبره آقا مقبره آقا بنای چهار ضلعی آجری است که در محله پسند آباد مراغه واقع شده است. (منبع : سازمان میراث فرهنگی)

میانه

بخش کندوان

قبر امامزاده محمد (ع)

نسب : در میان اهالی منطقه محمد فرزند بلافصل امام صادق به شمار می‌آید. توضیحات : این امامزاده در روستای کندوان، واقع در 35 کیلومتری شهر میانه سر بر بالین خاک نهاده و با ساختمانی کوچک و ساده گلی و یک ضریح چبی، سفره نور و ایمان و محبت در قلوب مردم روستا و اطراف آن گسترانیده‌است. در میان اهالی منطقه، امامزاده اسماعیل، پسر این امامزاده شناخته می‌شود. همچنانکه محمد را نیز فرزند بلافصل امام صادق به شمار می‌آورند. بر اساس آمار اداره میراث فرهنگی و هنری شهرستان میانه، علاوه بر این دو ، امامزاده‌های دیگری در روستاهای برزلیق، صومعه، کلاله، شیخ طبق، حسن آباد، ترکمانچای، گاوینه رود، دمیرچی و چرور نیز به تازگی شناسایی شده ولی هنوز به مرحله ثبت نرسیده‌است. مزار امامزاده دیگری با همین نام یعنی امامزاده محمد در روستای چنار از توابع شهرستان میانه واقع است که بین مردم منطقه از جمله مناطق شناخته شده به شمار می‌رود. آدرس : این امامزاده در روستای کندوان، واقع در 35 کیلومتری شهر میانه سر بر بالین خاک نهاده است. (منبع: http://ostan-as.gov.ir)

بقعه و مناره امامزاده اسماعیل

نسب : مردم اعتقاد دارند که امامزاده سید اسماعیل از نوادگان حضرت امام جعفر الصادق (ع) است. توضیحات : بقعه با صفایی در قلب این شهر وجود دارد که به نام امامزاده اسماعیل، کمال الدین بن سید محمد بن امام جعفر صادق مشهور است. این بارگاه عشق که در ضلع جنوبی مسجد جامع شهر دامن محبت گسترانیده در سال 923 ه.ق شناسایی و به ثبت رسیده‌است. مساحت بنای اولیه آن 30 متر مربع و ارتفاع گنبدش حدود 6 متر است که سطح خارج آن با کاشی‌های فیروزه‌ای رنگ تزیین می‌شده‌است ولی چندی پیش در پی تعمیر و نوسازی اساسی آن اکثر این خصوصیات از بین رفت و ساختمان آن از نو به طرز جالب و با سبک معماری پیشرفته و آمیخته با فرهنگ و هنر اسلامی تجدید بنا شد در ضلع جنوبی مسجد جامع میانه ، بقعه ای وجود دارد که به مقبره کمال الدین نیز مشهور است. این بقعه متعلق به امامزاده اسماعیل و دارای گنبدی پوشیده از کاشی های فیروزه رنگ است . از بنای اولیه امامزاده تنها کتیبه ای بر بالای سر در بنای فعلی باقی مانده که تاریخ 1258 ه . ق و اسم بانی بنا، به نام " مشهدی بایرامعلی بن عوض " بر رویآن حک شده است . مناره ی بلندی به ارتفاع 13 متر در صحن بقعه وجود دارد که دارای دو کتیبه ی سنگی است. شرح حال و نسب نامه امامزاده : مردم و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) ارادت خاص و ویژه ای به این امامزاده و عظیم الشان دارند و در فرصتهای مقتضی این ارادت خالصانه خود را تقدیم ایشان میکنند مردم اعتقاد دارند که امامزاده سید اسماعیل از نوادگان حضرت امام جعفر الصادق (ع) است که نسب شریفش عبارت است از: اسماعیل ابن جعفر محمد الاطروش ابن علی ابن الحسن بن علی الخارص ابن محمد الدیباج ابن الامام جعفر الصادق(ع) نام مبارکش اسماعیل و لقب شریفش کمال الدین است. آدرس : این بارگاه عشق که در ضلع جنوبی مسجد جامع شهر دامن محبت گسترانیده است. (منابع: http://www.tebyan.net -http://ostan-as.gov.ir)

تبریز

بخش مرکزی

بقعه امامزاده سید حمزه (ع)

نسب : صاحب مقبره که سید جلیل القدر به نام ابوالحسن حمزه بن حسن بن محمد می باشد با 16 واسطه نسبتش به امام موسی بن جعفر (ع) می رسد . توضیحات : بقعه سید حمزه یا « ساری گل آقاسی » ( به ترکی آذربایجانی یعنی « آقای گل زرد » ) به گفته برخی مقبره حضرت سید حمزه بن موسی الکاظم است که به صورت گنبد مدور کوچکی در ضلع غربی بقعه سید امین الدین جبراییل در روستای کلخوران بنا شده است . دلیل اشتهار سید حمزه علیه السلام به « ساری گل آقاسی » این است که گویا در یکی از شورش های داخلی ، زنی از ترس به درخت گل زردی که در پای دیوار مقبره سید حمزه بوده پناه می برد و از این حادثه به طرز معجزه آسایی نجات می یابد و بدان جهت حضرت سید حمزه بدان نام مشهور شده است . بقعه سید حمزه در محله ی سرخاب در کنار مقبره الشعرا در خیابان ثقه الاسلام تبریز واقع شده است . نمونه های حجاری ظریف باقی مانده از این بقعه ، نشان دهنده ی عظمت بنای اولیه است . طاق مرمرین سر در صحن مدرسه که از چهار قطعه مرمر بزرگ تشکیل و در پیشانی آن آیه ای از سوره ی " الحجر " حک شده ، از این جمله است . عرض طاق بقعه 183 و بلندی قسمت اصلی 120 سانتیمتر است . در بالای طاق سر در ، سنگ نبشته ی مرمرین دیگری به تاریخ 1279 هجری قمری نصب شده ،که مربوط به زمان ناصر الدین شاه قاجار است . ازاره های مرمرین دیوار شرقی دهلیز در دو طرف در ورودی آن قرار گرفته و بر روی آنها نقوش زیبایی به شکل برجسته کنده شده که ظاهراً مربوط به دوره ی آق قویونلو و ترکمانان است . به این ترتیب مشخص می شود که بقعه ی سید حمزه در تمام ادوار تاریخ از ایلخانان وترکمانان ، تا صفوی و قاجاریه مورد احترام بوده است . نمای طاق مرمرین در ورودی بقعه ،از شاهکار های حجاری دوره صفویه وآینه بندی های طاق بالای صندوق قبر امامزاده بسیار چشمگیر است . تاریخ بنای نخست بقعه 714 هجری قمری یعنی همان سال در گذشت صاحب مقبره است . وی سید جلیل القدری به نام " ابوالحسن حمزه بن حسن بن محمد " بود که همزمان با سلطان محمود غازان خان و سلطان محمد خدابنده ( اولجایتو ) می زیست و از احترام بسیار برخوردار بود . درویش حسین کربلایی ، از بقعه و منضمات آن شامل مسجد ، مقبره و مدرسه یاد کرده و نوشته است که مصحفی بر روی قبر سید حمزه هست که می گویند به خط حضرت امیرالمؤمنین علی ( ع ) می باشد . درباره امامزاده : امامزاده سید حمزه در محله سرخاب تبریز ، در محل تقاطع خیابان ثقه الاسلام و بازارچه سید حمزه قرار دارد که در گذشته ازشکوه و عظمت زیادی برخوردار بوده است . صاحب کتاب « روضات الجنان و جنات الجنان » شکوه و زیبایی و بلندی بنا را تعریف کرده و گنبد و عمارت مقبره را « از کمال ارتفاع با آفتاب برابر » ستوده است . سید حمزه ، که در دربار غازان خان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده در سال 714 هـ ق به دست مغولان کشته شد و در بنایی که میرزا ابوطالب - وزیر آذربایجان - در همان سال بر آرامگاه وی احداث کرده به خاک سپرده شد . آنچه امروز از بقعه سید حمزه باقی مانده ، صحن نسبتاً وسیعی است که در سمت جنوب آن ، مقبره قرار گرفته و در سمت شرق و شمال آن ، حجرات و مدرس هایی است که از ده ها سال پیش متروک مانده و به امانتگاه اموات تبدیل شده و در تعمیرات سال های 1333 – 1334هـ .ش که از محل اوقاف ظهیریه به عمل آمده دوباره به حجره و اقامتگاه طلاب علوم دینی تغییر صورت داده است . این بقعه گنبد بلندی دارد . طاق زیرین گنبد آیینه کاری شده و بر دور آن کتیبه هایی که مشتمل بر تاریخ می باشد نوشته اند . اصل بقعه ، مقبره کوچکی است که تقریباً چهار ذرع طول و سه ذرع عرض دارد . حجره جداگانه أی در سمت غربی آن بوده که بین مقبره و آن حجره دیواری فاصله بوده است . ضمناً قبر میرزا محمدابراهیم وزیر ، در دهلیز سرداب واقع است و اسم آن مرحوم در دو سوی دری که به گنبد داخل می شود ، نوشته شده است . در ترکیب فعلی بنا ، نمونه هایی از حجاری و کاشیکاری پیشین به‌چشم می خورد که از نمونه های بسیار جالب حجاری آن طاق مرمرین صحن سردر مدرسه است که از چهار قطعه مرمر بزرگ تشکیل یافته است . پایه های طاق از سنگ مرمر ساده أی هستند که به جای نمونه های‌اصلی گذاشته شده اند . در پیشانی این طاق از دو سو به طور متقابل به خط ثلث عالی آیه شریفه « ادخلو ها بسلام آمنین » و در زیر هر یک از آنها در میان ترنج عبارت « یا مفتح ا‌لابواب » به طور برجسته کنده شده است . در نوک ترنج ها ، یک ختایی کوچک و در اطراف آنها اسلیمی هایی نقر شده است . در کرانه های طاق در جانب شرقی و غربی خطوط نستعلیق حک گردیده که با یک رشته اسلیمی زیبا تزئین یافته است . عرض این طاق ، 183 و بلندی قسمت اصلی آن 120 سانتی متر است . بالای طاق سردر نیز ، سنگ نوشته مرمرینی نصب شده که مربوط به زمان ناصرالدین شاه قاجار است و حکایت از تعمیر این بقعه به سال 1279 هـ ق دارد . به طاق مرمرین در ورودی بقعه که نمای شمالی آن یکی از شاهکار های حجاری دوره صفویه به شمار می رود نوشته هایی با تزئین اسلیمی و ختایی و گیاهی دیده می شود . در قسمت پایین هر یک از پایه های طاق ، یک ترنج قندیلی گلدار تعبیه گردیده که در داخل ترنج سمت راست ، عبارت « میرزا محمد ابراهیم وزیر آذربایجان » به طور برجسته حجاری شده است و نشان می دهد که جسد میرزا ابراهیم در آستانه بقعه به خاک سپرده شده است . علاوه بر این ها ، آیینه بندی طاق بالای صندوق نیز دارای ارزش هنری است . هر چند که در وسط بنا صندوقی نهاده شده اما خود قبر همچون دیگر مقابر دوره ایلخانی ، در سرداب زیرین بنا قرار دارد . در جانب غربی صحن بقعه سید حمزه مسجد عالی و با شکوه ظهیریه قرار گرفته است که مسجدی است مستطیل شکل بدون ستون به ابعاد 20*8 متر دارای یک گنبد بزرگ به قطر هشت متر در وسط و در طاق و دو گنبد کوچکتر در سمت شمال و جنوب و یک مخارجه به ابعاد 8*4 متر در جانب غربی و در شاه نشین 4*1 متر و یک شاه نشین 8*1 متر درجانب شرق . در چهار سوی گنبد بزرگ چهار منفذ کوچک جهت روشنائی و تهویه مسجد تعبیه شده است . دو در کوچک نیز از جانب غربی به طور قرینه به دو مخزن کوچک باز می شود . دور تا دور مسجد ازاره مرمری خوش رنگی به بلندی 105 سانتی متر دارد که در قسمت فوقانی آنها آیاتی با خط ثلث بسیار زیبا به طور برجسته نقر شده است . طاق های مرمرین محراب در ورودی روبروی محراب و دو مخزن کوچک که در بالا از آنها نام برده شد همه مزین به نقش ترنج ختائی ، اسلیمی و آیات قرآنی است . این مسجد بیشتر به مسجد « سید حمزه » در بین مردم معروفیت دارد . سابقاً « قزللو مسجد » می گفتند و شاید علتش مذهب بودن تمام تزئینات و کتیبه های طاق ها ، ازاره ها و رواق ها بوده است . بانی این مسجد و اضافات آن از قبیل دارالشفاء و شبستان و مدرس ، ظهیر الدین میرزا محمد ابراهیم پسر صدر الدین محمد ، وزیر آذربایجان بوده که بقعه و مدرسه سید حمزه را تعمیر کرده و مسجد مورد بحث و متعلقات و منضمات آن را به سال یک هزار و هشتاد و هفت هجری قمری احداث و موقوفات زیادی برای حفاظت و نگهداری و اداره امور مربوط بدان معین کرده است . این موقوفات به نام ظهیریه معروفند . قرار گرفتن بقعه امامزاده سید حمزه بن موسی بن جعفر (ع) در کنار مقبره الشعرا قداست و معنویت خاصی به این مکان تاریخی و فرهنگی بخشیده است . نمونه های حجاری ظریف باقی مانده از این بقعه نشاندهنده عظمت بنای اولیه است که نزد مردم تبریز از اعتبار و ارزش والایی برخوردار بوده و اعتقاد به عزت و برکت آن باعث شده است که تنی چند از عارفان و بزرگان بنا به وصیتشان در جوار آن دفن شوند . این مکان هم اکنون با اندکی بازسازی به زیارتگاه و معبد پر رفت و آمدی تبدیل شده است که زائران از نقاط مختلف استان و نقاط مختلف کشور به زیارت این سید جلیل القدر مشرف می شوند . بنای نخست این بقعه به روایت سنگ مرمر بالای سر در صحن در سال 714 هجری قمری احداث شده و صاحب مقبره که سید جلیل القدر به نام ابوالحسن حمزه بن حسن بن محمد می باشد با 16 واسطه نسبتش به امام موسی بن جعفر (ع) می رسد . بقعه این امامزاده بعد از سالها ، در سال 1382 با تخصیص اعتباری معادل 681 میلیون ریال از محل اعتبارات استانی توسط سازمان میراث فرهنگی استان بازسازی و مرمت شد و با آیینه کاری داخل بقعه توسط سازمان اوقاف و امور خیریه استان اندکی احیا گردید اما هم اینک نمای خارجی این مکان به قدری آشفته و ناهمگون است که از دور برای هر رهگذری مشخص نیست ، اما با این وجود داخل صحن همه روزه مملو از زائران است . آدرس : بقعه سید حمزه در محله ی سرخاب در کنار مقبره الشعرا در خیابان ثقه الاسلام تبریز واقع شده است . (منبع: www.vefagh.co.ir)

امامزاده خواجه سید محمد(ع)

نسب : او سیدی بزرگوار از سلاله پاک حضرت ختمی مرتبت رسول گرامی اسلام(ص) و از فرزندان بی مثال چهارمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت سید الساجدین الامام الهمام زین العابدین علی بن حسین (ع) بنام خواجه سید محمد کججانی است. توضیحات : از امامزاده های معتبر و مشهور تبریز امامزاده خواجه سید محمد کججانی است که در روستای کججان (کرجان) در 15 کیلومتری جنوب شرقی تبریز واقع شده است . در این روستا گورستان تاریخی و قدیمی وجود دارد که قدمت ان به قرن ششم و هفتم هجری قمری میرسد. سنگ نبشته های این گورستان مجموعه ای است از شاهکار هنری حجاری و نمونه های عالی خط و طراحی که در نوع خود کم نظیر است. تعدادی از مشایخ از جمله امامزاده خواجه سید محمد کججانی، خواجه احمد شاه، خواجه علی، قاضی عمر خراسانی، خواجه عوض،امیر غیاث الدین محمد و دهها تن از رجال علم، سیاست و عرفان در این گورستان آرمیده اند. پدیده ای که این گورستان را از سایر گورستانهای قدیمی و تاریخی آذربایجان متمایز میکند و تعداد بیشماری از مردم را بخود جلب مینماید. وجود بقعه متبرکه و پر راز و رمز و عارفانه حضرت امامزاده سید محمد بن خواجه صدیق کججانی است. او سیدی بزرگوار از سلاله پاک حضرت ختمی مرتبت رسول گرامی اسلام(ص) و از فرزندان بی مثال چهارمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت سید الساجدین الامام الهمام زین العابدین علی بن حسین (ع) بنام خواجه سید محمد کججانی است. که هر زائر و گردشگر را مجذوب و واله و حیران عظمت خویش میکند مرقد این سید عظیم الشان از 749 سال پیش دست نخورده و بحالت اولیه باقی مانده است. آدرس : از امامزاده های معتبر و مشهور تبریز امامزاده خواجه سید محمد کججانی است که در روستای کججان (کرجان) در 15 کیلومتری جنوب شرقی تبریز واقع شده است . (منبع: http://www.al-shia.org)

امامزاده خانم (ع)

نسب : مردم معتقد هستند این امامزاده حلیمه خاتون است و منسوب به خواهر یا دختر امام رضا(ع) میباشد. توضیحات : یکی از مزارات معروف و مشهور تبریز امامزاده خانم یا به اصطلاح محلی _خانم امامزاده آسی) است. این امامزاده در ( محله قدیمی چرنداب)خیابان طالقانی و در کنار مسجد امامزاده واقع شده است . واین مسجد را یخاطر همین امامزاده مسجد امامزاده می گویند. مردم معتقد هستند این امامزاده حلیمه خاتون است و منسوب به خواهر یا دختر امام رضا(ع) میباشد و دو قبر دیگر نیز در کنار مقبره امامزاده خانم وجود دارد اهالی اعتقاد دارند این دو قبر نیز مربوط به کنیزان و نوکران آن بانوی گرانقدر است. آدرس : این امامزاده در ( محله قدیمی چرنداب)خیابان طالقانی و در کنار مسجد امامزاده واقع شده است . (منبع: http://www.al-shia.org)

امامزاده علی بن مجاهد(ع)

نسب : ایشان از سلاله پاک و طیب چهارمین امام شیعیان جهان حضرت امام زین العابدین (ع) است که با سه واسطه نسبش به آن بزرگوار عالی مقام میرسد. توضیحات : آستانه مقدسه امامزاده علی بن مجاهد در انتهای بازار جمعه مچید(مسجد جامع) واقع شده است. بنای امامزاده در داخل یک حیاط قرار دارد که در سمت جنوبی حیاط امام حسن مجتبی (ع) و در سمت شمالی آن حجره هایی ساخته شده و پشت این حجره ها مسجد قدیمی کریم خانی ها با ستونهای سنگی و آجر طاقی است. که اکنون مسجد قره باغیها نامیده میشود . بقعه امامزاده در ضلع شرقی حیاط واقع شده و شامل یک اتاق بزرگ و یک مقبره است. مقبره از یک گنبد و چهار مناره تشکیل شده و همه مناره ها بدون کلاهک هستند. ایشان از سلاله پاک و طیب چهارمین امام شیعیان جهان حضرت امام زین العابدین (ع) است که با سه واسطه نسبش به آن بزرگوار عالی مقام میرسد. آدرس : آستانه مقدسه امامزاده علی بن مجاهد در انتهای بازار جمعه مچید(مسجد جامع) واقع شده است. (منبع: http://www.al-shia.org)

امامزاده سید ابراهیم (ع)

نسب : این امامزاده با چند واسطه به اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت فخر الساجدین امام زین العابدین می رسد. توضیحات : بقعه سید ابراهیم در محله شتربان (دَوَه چی) خیابان شمس تبریزی واقه شده و از دیرباز مورد توجه و تکریم مردم بوده است . بنای این بقعه قدیمی و از آثار تاریخی بشمار میرود. نقشه ساختمان بصورت مستطیل و دارای دو در ورودی است . داخل بقعه به دو فضای (اتاق مقبره) و (گنبد خانه) تقسیم میشود. نمای بیرونی ساختمان آجری چهار گوش قرمز با طاق نماهای کم نظیر و گنبد آن نیز آجری است. چنانچه از کتب انساب حاصل میشود ، نسب شریف این امامزاده با چند واسطه به اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت فخر الساجدین امام زین العابدین میرسد. آدرس : بقعه سید ابراهیم در محله شتربان (دَوَه چی) خیابان شمس تبریزی واقه شده است. (منبع: http://www.al-shia.org)

امامزاده خاتم (ع)

نسب : مردم بر این باورند که در این بقعه حلیمه‌خاتون - خواهر امام رضا(ع) - و دو کنیزش دفن گردیده‌اند اما پژوهشگران محلی از جمله مرحوم کارنگ احتمال داده است این بقعه باید از امام ابومنصور محمد بن‌اسعد بن‌محمد بن‌حسین عطار طوسی معروف به امام حفده باشد که فقیهی فاضل، واعظی فصیح و اصولی بوده که در اواخر قرن ششم هجری (سال 571ه.ق یا 573ه.ق) در تبریز رحلت نموده است. توضیحات : این بنا در محله چرنداب تبریز واقع است که در اصل مسجدی با سقف و ستون چوبی و پنجره‌هایی در چهار جهت بوده است. در شرق آن دو اتاق تو در تو قرار داشته که در یکی از آنها صورت سه قبر وجود دارد. این مسجد به طور کامل بازسازی شده و از آثار کهن آن پنجره‌های چوبی مشبّک میان مسجد و مقبره باقی مانده که زیبایی و جلوه هنری آن درخور تحسین است. دیوار حد فاصل میان دو اتاق را برداشته‌اند. مردم بر این باورند که در این بقعه حلیمه‌خاتون - خواهر امام رضا(ع) - و دو کنیزش دفن گردیده‌اند اما پژوهشگران محلی از جمله مرحوم کارنگ احتمال داده است این بقعه باید از امام ابومنصور محمد بن‌اسعد بن‌محمد بن‌حسین عطار طوسی معروف به امام حفده باشد که فقیهی فاضل، واعظی فصیح و اصولی بوده که در اواخر قرن ششم هجری (سال 571ه.ق یا 573ه.ق) در تبریز رحلت نموده است. آدرس : این بنا در محله چرنداب تبریز واقع است. (منبع: http://www.al-shia.org ، دائرةالمعارف تشیع، ج‌3، ص‌336؛ آثار باستانی آذربایجان، عبدالعلی کارنگ، ص‌120 - 117. )

بقعه عون بن علی و زید بن علی (ع)

نسب : صاحب روضات الجنان می نویسدکهدراویش نعمت الهی آنجارا مزار فرزندان حضرت علی ( ع) " عون بن علی " و " زید بن علی " می دانند. توضیحات : این بقعه بر فراز بلندترین قله ی کوه سرخاب واقع شده و دارای سه اتاق ، یک مقبره ی مسجدگونه ، یک ایوان، دومیل ( مناره ی توپر ) و پنج ستون سنگی بزرگ است . بنای مقبره از سنگ های سرخ کوه و ستون های ایوان از سنگ سخت کبود است. معماری بنا به شیوه ایلخانی است. این بنا در حمله ی عثمانی تخریب و در زمان شاه عباس صفوی تجدید بنا شد . بار دیگر زلزله سال 1193 هجری بنا را ویران ساخت و اواخر قرن 13 توسط امین لشگر قهرمان میرزا تعمیر گردید. در سال های اخیر ، این مقبره به شکل مطلوبی مرمت شد. صاحب روضات الجنان می نویسدکهدراویش نعمت الهی آنجارا مزار فرزندان حضرت علی ( ع) " عون بن علی " و " زید بن علی " می دانند. آدرس : این بقعه بر فراز بلندترین قله ی کوه سرخاب واقع شده است. (منبع: http://www.tebyan.net)

امامزادگان دال و ذال (ع)

توضیحات : بقعه شریف امامزادگان دال و ذال(ع) در محله مهادمین،کوچه میارمیار بین خیابان فردوسی و حیابان شمالی قرار دارد. این بقعه مبارکه در ضلع غربی داخل مسجد میارمیار یعنی (مسجد الدار) و یا (مسجد دال و ذال) واقع شده است. چون هشام بن عبدالملک بن مروان ، به سادات علوی اذیت میکرد انان ناچار به سایر بلاد متفرق شدند دو بزرگوار از انان به تبریز امدند مدتی مخفی بودند تا هواخواهان بنی امیه بر انان دست یافتندو در این مسجد شهیدشان کردند و بدار کشیدند. لهذا اسم مسجد به (دار)و (دال و ذال)مشهور گردید دال اشاره به اسم عبدالله بن جعفر و ذال اشاره به اسم مبارک عبدالله راس المذری پسر جعفر ثانی است و دال ذال از این جهت گفته اند که در پیش اعادی و ظالمان تصریح به اسم انان نکنند و یا از جهت سهولت نام ایشان دال ذال گفته اند. آدرس : بقعه شریف امامزادگان دال و ذال(ع) در محله مهادمین،کوچه میارمیار بین خیابان فردوسی و حیابان شمالی قرار دارد. (منبع: http://www.al-shia.org)

امامزاده سید جمال (ع)

نسب : نسب این امامزاده با پنج واسطه به حضرت امام موسی بن جعفر (ع) منتهی میشود که از قرار ذیل است: ابوالحسن موسی بن جعفر الجمال بن محمد بن ابراهیم الیمانی بن محمد بن عبید الله الام موسی الکاظم(ع) سیدی جلیل القدر و ملقب به ابوالحسن اعزج بوده و به فضل و دانش مشهور و اهالی تبریز این امامزاده را امامزاده جمال،امامزاده موسی، امامزاده کهنه، امامزاده راسته کوچه و صاحب طوق نیز میگویند. توضیحات : بقعه متبرکه امامزاده ابوالحسن موسی الجمال(ع) در محله سنجران (راسته کوچه) و نزدیک مسجد جامع تبریز و در کنار یک مسجد کوچک بنام مسچد حاجت و گورستان کوچکی که اکنون به مدرسه تبدیل شده است قرار دارد. نادر میرزا در کتاب تاریخ و جغرافی دار السلطنه تبریز مینویسد : بقعه امامزاده سید جمال معروف به ( امامزاده کهنه) در غرب شهر به مسافت سه هزار قدم از سید حمزه واقع است. انطور که در کتب انساب ذکر گردیده است نسب این امامزاده با پنج واسطه به حضرت امام موسی بن جعفر (ع) منتهی میشود که از قرار ذیل است: ابوالحسن موسی بن جعفر الجمال بن محمد بن ابراهیم الیمانی بن محمد بن عبید الله الام موسی الکاظم(ع) سیدی جلیل القدر و ملقب به ابوالحسن اعزج بوده و به فضل و دانش مشهور و اهالی تبریز این امامزاده را امامزاده جمال،امامزاده موسی، امامزاده کهنه، امامزاده راسته کوچه و صاحب طوق نیز میگویند. او بر نواحی آذربایجان غلبه پیدا کرد و پس از مدتی اسیر شد و برگرن او زنجیر انداختند و در همان حال هفت سال در زندان محبوس بود از این رو او را صاحب طوق میگویند. او دارای سه پسر و یک دختر به اسامی : ابو جعفر محمد، علی و عبدالله بود. برخی فرزند ذکور جهارمی به نام حسن را برای او افزوده اند و قائل به تداوم نسل او شده اند بطوریکه کنیه ابوالحسن را اشاره به این معنی میدانند و نام دختر او فاطمه بود و همسر ایشان از اولاد امام حسن مجتبی(ع) به شمار میرفت. پدرش از سادات جلیل القدر و مکه و مکنی به ابوالقاسم به جهت زیبایی زیاد صورت به جمال معروف بود . او محدثی عالیمقام و عالمی بزرگوار و دانشمندی از سلاله رسول خدا بود. ایشان تولیت سادات مکه را به عهده داشت و ملقب به احمر عینه (دو چشم قروز) بود. بخش مرکزی آدرس : بقعه متبرکه امامزاده ابوالحسن موسی الجمال(ع) در محله سنجران (راسته کوچه) و نزدیک مسجد جامع تبریز و در کنار یک مسجد کوچک بنام مسچد حاجت و گورستان کوچکی که اکنون به مدرسه تبدیل شده است قرار دارد. (منبع: http://www.al-shia.org)

مقبره صاحب الامر

توضیحات : بقعه صاحب الامر در جانب شرقی میدان صاحب آباد تبریز و دارای یک گنبد و دومناره است صاحب الامر یا مسجد ثقه الاسلام در جوار این بقعه واقع شده است آدرس : adress (منبع: http://old.trec.co.ir/Iranshenasi/HTML)

مقبره شیخ محمد سیاهپوش

توضیحات : این بنا در خیابان منجم تبریز واقع شده است و طرح و گچبری ومقرنس‌کاری طاق آن یکی از شاهکارهای هنر ایرانی است شیخ محمد سیاهپوش از مریدان خاندان صفوی بوده‌و در اواخر قرن دهم هجری قمری می‌زیسته است آدرس : این بنا در خیابان منجم تبریز واقع شده است (منبع: http://old.trec.co.ir/Iranshenasi/HTML)

امامزاده سید جبرائیل(ع)

توضیحات : بقعه سید جبرائیل در 30 کیلومتری شمال غربی ورزقان و در روستای استمال واقع شده است سید جبرائیل بنابه گفته استاد شهریار از احفاد احمد بن موسی (شاهچراغ) بوده که نیاکان او ابتدا به مهیار اصفهان کوچیده سپس به محل قره داغ امده اند. آدرس : بقعه سید جبرائیل در 30 کیلومتری شمال غربی ورزقان و در روستای استمال واقع شده است. (منبع: http://www.al-shia.org)

بناب

بخش مرکزی

امامزاده سید حمزه

نسب : طبق اظهارات اهالی روستا نسب این سید جلیل القدر به حضرت امام رضا (ع) می رسد ولی فاقد شجره نامه و آثار قدیمی است. مساحت : قعه امامزاده 60 متر مربع می باشد. توضیحات : بقعه امامزاده سید حمزه در فاصله 6 کیلومتری شهرستان بناب در روستای زاوشت واقع شده و بقعه امامزاده 60 متر مربع میباشد که بافت آن قدیمی و از چوب و گل ساخته شده است و مقدار کل عرضه بقعه 9590 متر مربع است و دارای سند مالکیت رسمی بنام اوقاف میباشد. طبق اظهارات اهالی روستا نسب این سید جلیل القدر به حضرت امام رضا (ع) می رسد ولی فاقد شجره نامه و آثار قدیمی است. آدرس : بقعه امامزاده سید حمزه در فاصله 6 کیلومتری شهرستان بناب در روستای زاوشت واقع شده است. (منبع: http://www.al-shia.org)

امامزاده مسلم (ع)

نسب : با توجه به اظهارات اهالی و افراد مسن روستا نسب امامزاده به حضرت امام جعفر صادق(ع) میرسد ولی هیچگونه سنگ و یا اثاری که دلالت بر این موضوع داشته باشد مشاهده نگردیده است. توضیحات : بقعه امامزاده مسلم در فاصله 4 کیلو متری غرب شهرستان بناب در روستای قره چپق بقعه باب مسلم قرار گرفته است راه دسترسی به این بقعه متبرکه دو سوم آسفالت بوده و مابقی که از کنار باغات و کشتزارهای روستا عبور میکند خاکی است. با توجه به اظهارات اهالی و افراد مسن روستا نسب امامزاده به حضرت امام جعفر صادق(ع) میرسد ولی هیچگونه سنگ و یا اثاری که دلالت بر این موضوع داشته باشد مشاهده نگردیده ولی این مکان مقدس مورد علاقه و اعتقاد اهالی منطقه میباشد و زائرین در روزهای پنجشنبه هر هفته و ایام ماه محرم جهت عزاداری و ذبح قربانی و روشن نمودن شمع به این بقعه می آیند. آدرس : بقعه امامزاده مسلم در فاصله 4 کیلو متری غرب شهرستان بناب در روستای قره چپق بقعه باب مسلم قرار گرفته است. (منبع: http://www.al-shia.org)

کلبیر

امامزاده شاهزاده قاسم

توضیحات : این امامزاده در روستای " پیرلرشاه قاسم " از توابع کلیبر واقع و در بین مردم شهرستان های اهر ، کلیبر و حاشیه رود ارس از منزلت ویژه ای برخوردار است. از بنای اولیه بقعه تنها سر درآن باقی مانده که احتمالاَ مربوط به دوره صفویه است . آدرس : این امامزاده در روستای پیرلرشاه قاسم از توابع کلیبر واقع است. (منبع: http://www.tebyan.net)

جلفا

بخش سیه رود

امامزاده محمد نوجه مهر

توضیحات : امامزاده محمد نوجه مهر معروف به "سید محمدآقا" در روستای نوجه مهر قرار دارد. مقبره این امامزاده که او را به نوادگان امام موسی کاظم ( ع ) نسبت می دهند ، تجدید بنا شده و دارای ضریح زیبایی است. اینآرامگاه بین مردم از تقدس و احترام بسیار برخوردار است و هر سال کشاورزانآن نواحی پس از برداشت محصول برای زیارت و ادای نذورات خود به زیارت این امامزاده می روند. آدرس : امامزاده محمد نوجه در روستای نوجه مهر قرار دارد. (منبع: http://www.tebyan.net)

امامزاده شعیب(ع)

توضیحات : امامزاده شعیب(ع) در روستای دوزال جای دارند. این روستا در 20 کیلومتری شمال شهر خروانق استان آذربایجان شرقی بر فراز کوهی قرار گرفته که مشرف به رود ارس و مرز جمهوری آذربایجان است . ظواهر امر نشان می دهد که بنای آرامگاه مربوط به اواخر قرن هفتم هجری یعنی دوره حکومت ایلخانی و احتمالا از نوادگان امام موسی کاظم (ع) هستند. بنای امامزاده شعیب(ع) برج هشت ضلعی آجری بلندی است که روی یک قاعده سنگی استوار شده و در هر ضلع آن، طاق نمای بلندی با طاق جناغی به چشم می خورد. در قسمت بالای برج و دور تا دور بنا، حاشیه ای از تزیینات معرق با کاشی های لاجوردی و فیروزه ای به عرض 110 سانتیمتر قرار دارد. این برج دارای یک گنبد دو پوش است. قسمت غربی برج از طریق اتاقی به مسجد قدیمی دوزال متصل می شود. از همین اتاق می توان به زیرزمین و محل اصلی مقبره وارد شد. آرامگاه موسوم به امامزاده شعیب(ع) در سردابه این محل قرار دارد. آدرس : امامزاده شعیب(ع) در روستای دوزال جای دارند. این روستا در 20 کیلومتری شمال شهر خروانق استان آذربایجان شرقی بر فراز کوهی قرار گرفته که مشرف به رود ارس و مرز جمهوری آذربایجان است . (منبع: http://www.imamrezatv.ir)

بخش مرکزی

امامزاده سید اسمعیل (ع)

توضیحات : بقعه شریف امامزاده اسمعیل بن حبیب الله بن موسی الکاظم (ع)در روستای زاویه در 3 کیلومتری هدی شهر از شهرهای شهرستان جلفا واقع شده است این زیارتگاه در بالای تپه ای واقع در قسمت شرقی روستا قرار داشته و در محوطه ان دو اصله درخت چنار به قطر بیش از سه متر و قدمت بیش از 400 سال وجود دارد که بیانگر قدمت بنای بقعه و زیارتگاه است. اکثر زوار امامزاده از شهرستانهای اطراف و منطقه جلفا و هادیشهر جهت زیارت به حرم این سید جلیل القدر مشرف میشوند و زائرین خود را به داخل ضریح می اندازند در ضمن ابی که برای استفاده کشاورزی از طرف روستای زاویه به طرف (گرگر) جاریست جزو موقوفات این امامزاده میباشد. آدرس : هدی شهر از شهرهای شهرستان جلفا واقع شده است. (منبع: http://www.al-shia.org)

اهر

بخش مرکزی

امامزادگان ابریق

نسب : اهالی میگویند بقعه اول متعلق به نوه پسری حضرت امام جعفر صادق (ع) و بقعه دوم به نوه دختری آن حضرت است. مساحت : اولی به ابعاد 9در 10 متر و بقعه دوم به ابعاد 9در متر است . توضیحات : امامزادگان ابریق در دو بقعه جداگانه به فاصله ده متری در 40 کیلومتری شهر اهر و در روستای ابریق واقع شده اند اهالی میگویند این امامزاده ها از نوادگان حضرت امام جعفر صادق (ع) هستند اولی به ابعاد 9در 10 متر متعلق به نوه پسری امام ششم شیعیان جهان است و بقعه دوم به ابعاد 9در 5 متر متعلق به نوه دختری آن حضرت است هر دو قبر در وسط بقعه ها بودند و فاقد ضریح هستند و نیز هیچ سنگ نبشته روی قبرها وجود نداشت ولی تعدادی سنگ قبر تمیز با خط معمولی روی قبرها مشاهده گردید. آدرس : امامزادگان ابریق در دو بقعه جداگانه به فاصله ده متری در 40 کیلومتری شهر اهر و در روستای ابریق واقع شده اند. (منبع: http://www.al-shia.org)

امامزاده علی (ع)

نسب : شهرت دارد که از نوادگان حضرت امام موسی بن جعفر (ع) است. مساحت : masahat توضیحات : در مرکز شهر اهر خیابان شهید رجایی پایین تر از چهار راه معلم جنب مسجد شیخ عماد امامزاده ای مدفون است که اهالی به ان امامزاده علی میگویند و شهرت دارد که از نوادگان حضرت امام موسی بن جعفر (ع) است و در مورد احترام و تکریم مردم اهر میباشد. از بقعه و اثار قدیمی و تعریف شده الان اثری نیست و کلا از بین رفته و این بقعه به مسجد شیخ عماد که در جوار امامزاده ساخته شده بود الحاق گردیده است و اینکه ضریح مشبک الومینیومی امامزاده به ابعاد 5/2در5/2 متر بر روی قبر مزبور نهاده شده است. آدرس : این امام زاده در مرکز شهر اهر خیابان شهید رجایی پایین تر از چهار راه معلم جنب مسجد شیخ عماد مدفون است. (منبع: http://www.al-shia.org)

بقعه شیخ شهاب الدین اهری

مساحت : ین بقعه دارای 1497 مترمربع بوده و ساختمانی مشتمل بر خانقاه، مسجد، ایوانی بلند، مناره ها و غرفه های متعدد است. توضیحات : بقعه شیخ شهاب الدین اهری در پارک شیخ شهاب الدین قرار گرفته وآرامگاه شیخ شهاب الدین محمد اهری - عارف بزرگ قرن هفتم هجری- است. این بنای تاریخی با معماری اسلامی نشانگر ذوق هنر مردم این دیار در روزگار گذشته می باشد. تاریخچه این بقعه به عصر شاه عباس اول می رسد ولی قدمت بعضی از قسمتهای آن از جمله حصار سنگی مقبره و درب شرقی به قبل از دوره صفویه (دوره ایلخانی)مربوط میشود. این بقعه دارای 1497 مترمربع بوده و ساختمانی مشتمل بر خانقاه، مسجد، ایوانی بلند، مناره ها و غرفه های متعدد است از سال 1374 ه.ش. از قسمت خانقاه این بنا، بنا به عرفانی بودن بنا، بعنوان موزه ادب و عرفان شیخ شهاب الدین اهری استفاده می شود که در سطح کشور در نوع خود اولین موزه بوده و در حال حاضر شامل سه سالن و یک صحن است. در سالن ها اشیای عرفانی از قرن 15ـ7 ه.ق. و در صحن سنگ مزارهای قرن 15ـ11 ه.ق. به نمایش گذاشته شده است آدرس : بقعه شیخ شهاب الدین اهری در پارک شیخ شهاب الدین قرار گرفته است. (منبع: http://www.ostan-as.gov.ir)

مرند

بخش مرکزی

امامزاده احمد (ع)

نسب : در مورد نسب امامزاده سید احمد(ع) علامه نسابه ابوالحسن العمری از شخصیتهای قرن پنجم هجری قمری مینویسد: ( سید جلیل القدر و عظیم الشان احمد بن ابراهیم المرتضی ابن امام موسی کاظم (ع) در مرند سکنی گزیده است. به احتمال قوی سید ابراهیم پسر برادر حضرت امام رضا (ع) جزو همراهان سپاه شاهچراغ بوده که پس از تفرق سپاه مذکور سید احمد به مرند رفته و در این شهر زندگی نموده و صاحب فرزندانی نیز شده است . توضیحات : بقعه متبرکه امامزاده احمد در شهر مرند و در امتداد خیابان سردار ملی واقع شده است بنای بقعه در دامنه مرتفع احداث گردیده که مشرف به شهر مرند است.ورودی ساختمان امامزاده از قسمت شرقی میباشدکه با پله هایی به کفشکن منتهی میشود سمت چپ کفشکن ورودی حرم مطهر امامزاده احمد است.در مورد نسب امامزاده سید احمد(ع) علامه نسابه ابوالحسن العمری از شخصیتهای قرن پنجم هجری قمری مینویسد: ( سید جلیل القدر و عظیم الشان احمد بن ابراهیم المرتضی ابن امام موسی کاظم (ع) در مرند سکنی گزیده است. به احتمال قوی سید ابراهیم پسر برادر حضرت امام رضا (ع) جزو همراهان سپاه شاهچراغ بوده که پس از تفرق سپاه مذکور سید احمد به مرند رفته و در این شهر زندگی نموده و صاحب فرزندانی نیز شده است تا اینکه در اخر نیمه نخست قرن سوم حدود سالهای 250-245 ه-ق در شهر مرند وفات یافت و در این مکان به خاک سپرده شده است. آدرس : بقعه متبرکه امامزاده احمد در شهر مرند و در امتداد خیابان سردار ملی واقع شده است. (منبع: http://www.al-shia.org)

امامزاده ابراهیم(ع)

نسب : در مورد شجره و نسب امامزاده نوشته خاصی مجود ندارد و اهالی معتقد هستند از اولاد حضرت امام موسی بن جعفر (ع) است. توضیحات : بقعه متبرکه امامزاده ابراهیم(ع) در شهر مرند در خیابان شریعتی محله یالدور واقع شده است.این امامزاده در وسط شهر واقع شده و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در طی سالهای گذشته و به مرور زمان تجدید بناء گردیده است.در مورد شجره و نسب امامزاده نوشته خاصی مجود ندارد و اهالی معتقد هستند از اولاد حضرت امام موسی بن جعفر (ع) است. در ورودی قبر این سید بزرگوار نوشته اند: ابراهیم بن موسی الکاظم (ع) با دستور هارون از عراق تا اراضی میانه اذربایجان تعقیب و در ان بلاد دستگیر و بلافاصله با امر قبلی امیر شهید و در قریه یالدور از توابع مادوند (مرند) دفن گردید. آدرس : بقعه متبرکه امامزاده ابراهیم(ع) در شهر مرند در خیابان شریعتی محله یالدور واقع شده است. (منبع: http://www.al-shia.org)

بستان آباد

بخش مرکزی

امامزاده سید عبدالله (ع)

نسب : اعتقاد اهالی و سالمندان محل برا این است که خفته در مزار از سادات سجادی و از نسل حضرت امام زین العابدین (ع) است . توضیحات : امامزاده سید عبدالله بر روی تپه ای در بین سیلاب ملازینال و سیلاب قوشخانه در کوچه امامزاده و در داخل مسجد امام زین العابدین (ع) قرار گرفته که مردم آنرا امامزاده سیلاب میگویند. نام این امامزاده به درستی معلوم نیست و عنوان ( سید عبدالله) که به معنی بنده خداست از سوی مرحوم ثقه الاسلام بر این بقعه نهاده شده است از طرفی اعتقاد اهالی و سالمندان محل برا این است که خفته در مزار از سادات سجادی و از نسل حضرت امام زین العابدین (ع) است . باید تحقیق و پژوهش نمود که چرا نام امامزاده دقیقا مشخص نیست ولی نسب اجمالی او که به امام سجاد(ع) منتهی میشود در خاطره ها باقی مانده است. آدرس : امامزاده سید عبدالله بر روی تپه ای در بین سیلاب ملازینال و سیلاب قوشخانه در کوچه امامزاده و در داخل مسجد امام زین العابدین (ع) قرار گرفته است. (منبع: http://www.al-shia.org)

ورزقان

بخش مرکزی

امامزادگان سید جمال الدین ،سید کمال الدین و سید جلال الدین(ع)

نسب : اهالی متدین روستا میگویند اینها از نوادگان و از سلاله مطهر حضرت امام موسی بن جعفر (ع) هستند. توضیحات : امامزادگان سید جمال الدین ،سید کمال الدین و سید جلال الدین(ع) در 30 کیلومتری شهر ورزقان روستای آقا بابا سنگ (آقا باباداش) واقع شده است که اکثریت اهالی این روستا به زراعت و دامپروری مشغول هستند و روستا دارای امکانات رفاهی از قبیل اب مشروب، برق، مدرسه، راه شوسه، و غیره میباشد گورستان قدیمی در مدخل ورودی روستا قرار گرفته و سنگ قبرهای قدیمی با نقش و نگارهای مختلف از جمله تیر و کمان و شمشیر و همچنین سنگ قوچ و غیره در پهنه این گورستان بر روی قبور بخاک خفتگان قرار گرفته است. در کنار این قبرستان قدیمی بقعه قدیمی چهار طاق آجری خود نمایی میکند که در زیر گنبد این بقعه سه نفر از بندگان صالح و پاکدامن خداوند و از سلاله ائمه هدی (ع) یعنی (امامزادگان سید جمال الدین ، سید کمال الدین و سید جلال الدین) بخاک سپرده شده اند از شجره طیبه و پاک این بزرگان چیزی در کتب مشاهده نشده ولی اهالی متدین روستا میگویند اینها از نوادگان و از سلاله مطهر حضرت امام موسی بن جعفر (ع) هستند که به این مناطق تشریف اورده اند و بعد از جنگ با خلفای ظلم و جور به شهادت رسیده و در این مکان دفن شده اند. آدرس : امامزادگان سید جمال الدین ،سید کمال الدین و سید جلال الدین(ع) در 30 کیلومتری شهر ورزقان روستای آقا بابا سنگ (آقا باباداش) واقع شده است. (منبع: http://www.al-shia.org)

بخش خاروانا

امامزاده سیدخلیل جوشین

نسب : اهالی منطقه اعتقاد راسخ و محکمی به این امامزاده دارند و ایشان را از نوادگان حضرت امام موسی بن جعفر (ع) می‌دانند. توضیحات : زیارتگاه امامزاده سید ابراهیم خلیل در 35 کیلومتری راه ورزقان به خاروانا و در روی تپه‌ای در زیر قلعه‌ی جوشون قرار دارد. این زیارتگاه از راه انشعابی به مناطق سر سبز و زیبای چیچکلی 10 کیلومتری فاصله دارد. امامزاده سید ابراهیم خلیل فاقد سنگ نبشته بر روی مزار شریف بوده و نسب‌نامه‌ای مشاهده نشده است ولی اهالی منطقه اعتقاد راسخ و محکمی به این امامزاده دارند و ایشان را از نوادگان حضرت امام موسی بن جعفر (ع) می‌دانند. در طول سال علاوه بر زائرین این مکان مقدس، هزاران نفر از گردشگران منطقه و کوهنوردان از امامزاده بهره می‌برند. همچنین با توجه به قرار گرفتن آن در بین راه شهر ورزقان به شهر خاروانا و روستاهای منطقه، از این محل به عنوان نمازخانه‌ی بین راهی و استراحت‌گاه استفاده می‌گردد. در روبروی زیارتگاه پارک بزرگ شهر صوفیان بنام پارک ملت قرار گرفته است وجود فضای شبز در کنار فضای روحانی و معنوی امامزاده ابراهیم خلیل باعث شده است هر روز کاروانها ی زیارتی مزار حضرت زینب و حضرت رقیه علیهما السلام که به سوریه سفر میکنند ساعاتی را در کنار این امامزاده و پارک ملت و همچنین جامع صوفیان در نزدیکی های امامزاده سپری نمایند. آدرس : زیارتگاه امامزاده سید ابراهیم خلیل در 35 کیلومتری راه ورزقان به خاروانا و در روی تپه‌ای در زیر قلعه‌ی جوشون قرار دارد. (منابع: http://ostan-as.gov.ir- http://www.al-shia.org)

گنبد الله الله

مساحت : پلان مقبره دایره و قطر آن 75/4 متر می‌باشد. توضیحات : گنبد الله الله در قبرستان قدیمی روستای کبودگنبد بخش خاروانا واقع شده است. پلان مقبره دایره و قطر آن 75/4 متر می‌باشد. بنا دارای دو طبقه شامل سردابه و طبقه اول بوده است. گنبدهای طبقه فوقانی ریخته است. ازاره بنا سنگی و ساقه بنا با آجر چهارگوش قرمز بنا شده که کلمات الله با آجرکاشی فیروزه‌ای تزئین شده است. کتیبه‌ها و اسلیمی‌های حاشیه درب‌های چهار طرف طبقه اول با کاشی معرق می‌باشد. تاریخ بنای برج را با توجه به رج‌های آجری با تزئینات اسماء الله در آذربایجان می‌توان به اواخر دوره ایلخانان مغول تا صفویه نسبت داد. خصوصیات بارز وعوامل تزئین شده بنا برج مقبره است. تاریخ و کتیبه‌ای روی آن باقی نمانده است. ترکیب آجرکاشی فیروزه‌ای در متن ساقه بنا که سبب شده است به کبودگنبد شهرت پیدا کند، زیبایی خاصی به آن بخشیده است. متن کلمات روی بدنه الله و محمد می باشد. آدرس : گنبد الله الله در قبرستان قدیمی روستای کبودگنبد بخش خاروانا واقع شده است. (منبع: http://ostan-as.gov.ir)

شبستر

بخش مرکزی

مقبره شیخ محمود شبستری

توضیحات : این آرامگاه در وسط شهر شبستر و در وسط باغی موسوم به باغ گلشن قرار دارد ومحل دفن سعدالدین محمود بن عبدالکریم بن یحیی (از مشاهیر وعرفای آذربایجان وخالق مثنوی معروف گلشن راز) واستادش بهاءالدین یعقوب تبریزی است. تاریخ بنا به اواخر قرن ششم واوایل قرن هقتم هجری قمری مربوط است. و به وسیله حاج میرزا آقاسی وزیر محمد شاه قاجار تجدید عمارت شده است آدرس : این آرامگاه در وسط شهر شبستر و در وسط باغی موسوم به باغ گلشن قرار دارد. (منبع: http://ostan-as.gov.ir)

هشترود

بخش مرکزی

بقعه شیخ بایزید بسطامی

توضیحات : در 10 کیلومتری غرب شهرستان هشترود در روستائی بنام عزیز کندی بقعه ای هشت ضلعی در پایین جاده ( اتوبان در حال احداث زنجان تبریز ) ساختمان قدیمی نمایان است که اهالی محل به آن مقبره شیخ با یزید بسطامی می گویند . ( معماری این بقعه شبیه به گنبد سرخ مراغه و گنبد علویان در همدان می باشد) این روستا دارای 85 خانوار و حدود 450 نفر جمعیت است و از حیث اقتصاد معیشتی ساختار روستا کشاورزی توام با دامداری سنتی و از نظر آب و هوا همانند بقیه نقاط شهرستان معتدل کوهستانی بوده و تنها رودخانه دائمی جنوب آن کلقان چای جریان دارد . این ساختمان در ضلع غربی روستا و متصل به آن روستا واقع گردیده , دارای پلان 8 ضلعی با قطر داخلی 5/4 متر و قطر خارجی 5/6 متری بوده و طول هر ضلع آن را خا رج 247 سانتیمتر و دارای گنبد و تزئینات داخلی از گچ کاری و در خا رج بنا با نمای آجری که بنظر می رسد در دوره های بعدی بازسازی شده است و به لحاظ عدم اتصال آجر های نما به بدنه اصلی در اثر مرور زمان از بدنه جدا گردیده ٍو قسمتهای عمده آن فروریخته است. بنیان برج بر روی شش ردیف سنگ تراش منظم به ابعاد 26×32 سانتیمتر استوار گشته که برروی هم دو متر از اره سنگی را تشکیل می دهد. آدرس : در 10 کیلومتری غرب شهرستان هشترود در روستائی بنام عزیز کندی بقعه ای هشت ضلعی در پایین جاده ( اتوبان در حال احداث زنجان تبریز ) ساختمان قدیمی نمایان است که اهالی محل به آن مقبره شیخ با یزید بسطامی می گویند . (منبع: http://ostan-as.gov.ir)

امامزاده سید جمال الدین و سید کمال الدین (ع)

نسب : این مزار توسط اقای سید عبدالحسن پدر ایت الله سید جلال انتظاری شناسایی گردید نحوه شناسایی بر کسی اشکار نیست ولی برابر نظر ایشان نبش قبر گردید و مشاهده شد که پیکر پاک هر دو بزرگوار سالم مانده و از ناحیه سر زخم برداشته اند و اعتقاد دارند این دو سید عظیم الشان از اولاد حضرت امام موسی جعفر (ع) هستند. توضیحات : زیارتگاه مصفای امامزادگان سید جمال الدین و سید کمال الدین بن حبیب الله بن موسی الکاظم (ع) در ورودی شهر هشترود و در کنار خیابان شهید بهشتی واقع شده است بنای اولیه بقعه شریف متعلق به سالیان پیش و ایام قدیم بوده ولی با همکاری خیرین و نیکوکاران شهر هشترود بنای فعلی بقعه در سال 1350 ه-ش به وسعت 60 متر مربع ساخته شده است اهالی هشترود میگویند تا صد سال پیش این مقابر ناشناخته بود و فقط به قبر سید مشهور بود تا این مزار توسط اقای سید عبدالحسن پدر ایت الله سید جلال انتظاری شناسایی گردید نحوه شناسایی بر کسی اشکار نیست ولی برابر نظر ایشان نبش قبر گردید و مشاهده شد که پیکر پاک هر دو بزرگوار سالم مانده و از ناحیه سر زخم برداشته اند و اعتقاد دارند این دو سید عظیم الشان از اولاد حضرت امام موسی جعفر (ع) هستند. آدرس : زیارتگاه مصفای امامزادگان سید جمال الدین و سید کمال الدین بن حبیب الله بن موسی الکاظم (ع) در ورودی شهر هشترود و در کنار خیابان شهید بهشتی واقع شده است.

اسکو

بخش مرکزی

امامزاده سید حسین(ع)

نسب : وی از سادات عریضی است که منسوب به علی عریضی بن امام جعفر صادق اند. توضیحات : بقعه امامزاده سید حسین بن عبدالغفار اسکوئی بر روی تپه ای بلند در جنوب شهر اسکو واقع شده است مرقد و مزار ان مشهور به ولایت و نیکویی حضرت میر حسین بن سید عبدالغفار الحسینی قدس الله تعالی سره در قریه اسکو واقع شده است وی از سادات عریضی است که منسوب به علی عریضی بن امام جعفر صادق اند. نبدی دارد آجری و بلند که چهار منفذ کوچک در چهر روی آن تعبیه شده است. در ورودی بقعه به دهلیز کوچکی باز می‌شود که راهی به درون بقعه دارد و یک ضریح چوبی کهنه روی قبر امامزاده نهاده اند. در کنار یکی از قبور سنگ طاق مانندی موجود است که تقریباً دو ثلث آن در خاک فرو رفته و مردم محل آنرا «سانجی داشی» و یا سنگ سرفه می گویند و معتقدند که بچه هایی که سیاه سرفه بگیرند اگر از زیر آن سنگ عبور کنند به جهت اینکه این سنگ دروازه اولیاء ا… بوده شفا پیدا می کنند و از جمیع امراض در امان خواهند بود. آدرس : بقعه امامزاده سید حسین بن عبدالغفار اسکوئی بر روی تپه ای بلند در جنوب شهر اسکو واقع شده است. (منابع: http://www.al-shia.org- http://www.ostan-as.gov.ir)

آذرشهر

بخش حومه

اولیای قاضی جهان

توضیحات : روستای قاضی جهان از توابع گوگان در چهار کیلومتری شمال غربی آذرشهر قرار گرفته است بقعه ای گنبدواری در جنب مدرسه فجر و رضوان فعلی قرار دارد. دیوارهای بقعه سنگی و گنبد آن آجری است، کف بقعه هفت پله پایین تر از سطح تپه است و در داخل آن گوری وجود دارد که روی آن با کاشی های سبز رنگ ساده شش ضلعی پوشانده شده است، نام صاحب آن معلوم نیست ولی مردم می گویند این اولیا به معنی پیر و عارف و پارسا است شب های جمعه مردم روستا در آن گرد آمده و شمع روشن می کنند و شایع است که هر شب جمعه از قبر اولیا نور سبز رنگی ساطع می شود. آدرس : adress (منبع: http://www.ostan-as.gov.ir)

استان آذربایجان غربی

معرفی

اشاره

استان آذربایجان غربی در شمال غرب ایران ، با گستردگی ۳۷ هزار و ۵۹ کیلومتر مربع ، حدود ۲/۲۵ درصد مساحت کل کشور را تشکیل می‌دهد که از این حیث در رتبه سیزدهم قرار دارد . این استان از شمال به جمهوری آذربایجان و ترکیه ، از غرب به کشورهای ترکیه و عراق ، از شرق به استان آذربایجان شرقی و استان زنجان و از جنوب به استان کردستان محدود می شود . مرکز آن شهر تاریخی ارومیه است و از شهرهای مهم آن می توان بوکان ، پیرانشهر ، تکاب ، خوی ، سردشت ، سلماس ، ماکو، میاندوآب، مهاباد و نقده را نام برد .

موقعیت جغرافیایی

وجود رشته‌کوه‌های مرکزی ترکیه و عراق، «ارتفاعات گردنه قوشچی»، «کوه‌های باستان»، «ارتفاع مور شهیدان»، «ارتفاعات گردنه کله شین»، « کوه بینار ارومیه » ، «کوه قندیل»، «دره حاجی ابراهیم» و «کوه ترغه بوکان» باعث شده این استان به یکی از مناطق کوهستانی کشور با آب و هوای سرد کوهستانی تبدیل شوددریاچه ارومیه. آب و هوای استان آذربایجان غربی تحت تأثیر جریان هوای مرطوب اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه است. با این وجود ، ورود توده هوای سرد از شمال در برخی از ماههای زمستان، هوای مدیترانه‌ای این استان را متأثر و موجب کاهش قابل توجه دما در آن و بارش برف در ارتفاعات و نواحی کوهستانی می‌شود.
در فصل گرما و طی جاری شدن آب های حاصل از ذوب برف کوهستان های مرتفع این استان، رودخانه های متعدد در دره های منطقه جریان می یابند. رودخانه هایی که در پی این تحولات جوی بوجود آمده اند، عبارتند از: آق چای، آجرلوچای، آواچار چای، ارس، باراندوزچای، روضه چای، زاب گرژال، زولاچای، زرینه رود- جغاتو-، سیمینه رود – تاتائو-، ساروق چای، ساری چای، شهر چای، گدار چای، قادر رود -قادار -، مهاباد رود، لاوین چای، نازلوچای.
«دریاچه ارومیه » به عنوان بزرگترین دریاچه ایران و همچنین مهمترین حوزه آبریز کشور، در این استان قرار دارد. محل تامین آب این حوزه آبریز، رودخانه های زرینه رود، سیمینه رود، گدار، باراندوز، شهرچای و نازلو چای است. این دریاچه بعد از بحرالمیت، دومین دریاچه آب شور در دنیا به شمار می آید .

پیشینه تاریخی

آثار به دست آمده از تپه های باستانی مانند «تپه حسنلو»، «تپه حاجی فیروز »، «تپه جلبر» و غیره گواه بر قدمت هزارساله این سرزمین است. آنچه مسلم است، این است که این سرزمین قبل از ورود مادها محل سکونت انسان های نخستین و غارنشین بوده است. چراکه غیر از آثار بدست آمده از تپه های باستانی، اشیای به جای مانده در غارها چون «غار تمتمه» و «غار آزبخ»، شاهد بر این امر است. قبل از ورود مادها به ایران و استتپه حسنلوقرار آنان در منطقه آذربایجان دولت های مختلفی حکومت می کردند که از آن جمله می توان به دولت آشور، دولت اورارتو، دولت هوریان کادوسی، دولت کاسی ها اشاره کرد. سرزمین آذربایجان پس از تصرف مادها به ماد کوچک شهرت یافت. ماد بزرگ شامل ری، عراق عجم تا کردستان و کوه های زاگرس بود . با روی کار آمدن دولت هخامنشیان ، ماد کوچک به عنوان یکی از ساتراپ ها دولت تعیین شد. به عقیده برخی از باستان شناسان در زمان حمله اسکندر مقدونی سرداری به نام «آتورپات» توانست این سرزمین را از تهاجم سربازان یونانی حفظ نماید که بعد از این واقعه به پاس قدردانی از زحمات وی ماد کوچک را «آتورپاتن» یا «آتورپاتگان» نامیدند. آذربایجان در زمان سلوکیان و اشکانیان نیز دارای خودمختاری نسبی بود.
برخی از آنان معتقدند: از آن جا که حوادث متناوب یکی بعد از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. بعد از سلجوقیان، دورِ سلسله جنبانی ترکان آتابای یا اتابکان آغاز و با نفوذ این اقوام و گسترش زبان ترکی، سیطره ی زبان آذری، محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد.
حکومت ترکمانان «آق قویونلو » و «قراقویونلو » و اسکان آن ها در آذربایجان بیش از پیش موجب رونق ترکی و تضعیف زبان «آذری» شد. جنگ ها و عصیان هایی که در فاصله ی برافتادن و برخاستن صفویان، پیش آمد، سربازان ترک بیشتری را به این سرزمین سرازیر کرد همچنین وجود قزلباش های ترک نیز مزید بر علت شد و زبان ترکی را در منطقه رونق داد.

اقوام و زبان

اقوام ساکن در استان آذربایجان غربی به طور عمده به دو گروه تقسیم می شوند. گروه اول؛ ترک های آذری زبان ساکن در دشت‌های پیرامون دریاچه ارومیه، دشت‌های شمال و جنوب شرقی استان. گروه دوم شامل کردهایی هستند که در بخشهای مرتفع غربی و جنوبی استان ساکن و به زبان کردی تکلم می نمایند .
باید اضافه کرد کنار این دوگروه ، اقلیت های دیگری نیز زندگی می کنند . اقلیتی از کردهای اهل تسنن که بیشتر در شهرهای مهاباد ، سردشت ، پیرانشهر متمرکز هستند ، و اقلیتی از مسیحیان ، آشوریان ، ارامنه که در مرکز استان - شهر ارومیه – سکونت دارند .

موقعیت اجتماعی و اقتصادی

خصوصیات و ویژگی های طبیعی و اقلیمی آذربایجان غربی باعث رونق این استان در بخش های کشاورزی و دامپروری و شیلات شده است. بارش کافی نزولات جوی ، وجود حوزه های آبریزی، جریان رودخانه های فصلی و دائمی، کوهستانی بودن منطقه که خود در وسعت مراتع استان نقش مهمی دارد، این منطقه را به یکی از مناطق مستعد کشاورزی و دامداری تبدیل کرده است.
اما با وجود زمینه های مستعد ذکر شده، بررسی ترکیب کارگاه های موجود در استان نشان می دهد دو گروه صنعتی کانی های غیرفلزی و غذایی – دارویی بالاترین و بیشترین تعداد اشتغال را دارد.
مطالعات انجام شده در استان آذربایجان غربی نشان می دهد که این منطقه دارای معاون و منابع زیرزمینی غنی است که هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته است. معادنی که هم اکنون فعال است بیشتر شامل معادن مصالح و سنگهای ساختمانی است. علاوه بر این معادن، می توان به معادنی چون گرانیت، میکا، زرنیخ، تالک، تراورتن، طلا، خاک نسوز و پوکه معدنی اشاره کرد.

سوغات

مهمترین سوغاتی این استان در بخش های مختلف به قرار زیر است : بخش شیرینی و کشاورزی : قرابیه ، بستنی خشک یا سوت شیرینی ، نقل بید مشک ، حلوای گردو ، عسل ، لبنیات، کشمش، سیب، انگور، عرق گیاهان دارویی بخش صنایع دستی : قالی، گلیم، جاجیم، رودوزی، سوزن دوزی، پولک دوری، برک، شال و کمر پشمی، باشلوق از دیگر سوغاتی این استان نباید صنعت چرم و معرق چوب و رنگرزی و چاپ های سنتی را فراموش کرد.

جاذبه های طبیعی - گردشگری

کاظم-داشی ارومیه : آبشار سولوک، پارک جنگلی ارومیه، دامنه کوه سیرداغ، ساحل دریاچه ارومیه، ساحل دریاچه مارمیشو، کاظم داشی یا صخره کاظم واقع در دریاچه ارومیه، طبیعت دره قاسملو پارک-ساحلی-بوکان بوکان : پارک ساحلی بوکان، جلگه سردرآباد، حاشیه رودخانه زرینه رود، حوض گوره، غار روستای قلعه چی، غار کول آباد، غار مکران قران، غار کونه کوتر در روستای ینگیجه، غار کونه کوتر روستای سهولان، غار روستای اشکوتان معروف به غار سید جمال الدین، طبیعت دره کوسه پیرانشهر : آبشار دلاوان، آبشار خرپاپ، آبشار هنگ آباد، تفریح گاه دره آب خوره، دامنه کوه قندیل، دامنه کوه کلات شاه، دامنه کوه بادین آباد، دامنه کوه حاجی ابراهیم، جنگل های سرسبز پردانان، جنگل خدرآباد، جنگل قبر حسین، حاشیه رودخانه زاب کوچک، حاشیه رودخانه بادین آباد، قله کوه مرتفع قندیل، طبیعت منطقه کوهستانی دوله نی، طبیعت دشت پیران، طبیعت دره سیاه، طبیعت منطقه کانی خدا، طبیعت دره کهنه لاهیجان، طبیعت دره نه تکاب : آب سرد معدنی روستای اغول بیک، آب گرم تخت سلیمان یا ایستی سو، آب گرم و آبشار قینرجه، دامنه کوه چهل چشمه، دامنه کوه زندان سلیمان، چمن متحرک چملی که به صورت جزیره ای متحرک در داخل آب دریاچه چملی واقع در روستای بدرلو تکاب واقع شده است، غار کرفتو خوی : دامنه کوه چله خانه، دامنه کوه اورین، چشمه آب رازی، چشمه آب کلوانس، چشمه آب دسته دره، چشمه آب زارعان، حاشیه رودخانه قوتور، حاشیه رودخانه آغ چای، حاشیه قودوق بوغان، غار علی شیخ، طبیعت ییلاق حاجی بیگ، طبیعت قره دره، طبیعت منطقه جهنم دره یا دره قیریس روستای-بیوران سردشت : آبشار شلماش، آبشار رزگه، آبشار چکوو، دامنه کوه باژار، سرچشمه روستای بیوران، چشمه گراوان، چشمه کانی خاتون، چشمه کانی بیریان، چشمه کانی شاخه، چشمه کانی ریحان، حاشیه رودخانه زاب، طبیعت تنگه گرژال، طبیعت دشت کلوی، طبیعت روستای بیوران زولاچای سلماس : آبشار خورخورا، دامنه و قله کوه هراویل، دامنه و قله کوه پیر چوپان، دامنه و قله کوه آق داغ ، دامنه و قله کوه پونجالیق، دامنه و قله کوه قارنی یاریخ ، چشمه آب گرم ایستی سو، چشمه آب گرم دریک، چشمه آب معدنی سرد میناس یا چشمه دام داما، حاشیه رودخانه زولاچای، ساحل تفریحی دریاچه ارومیه، غار قارنی یاریخ، غار دریک، غار قرنلیق آغل، طبیعت تالاب آق زیارت، طبیعت دره دریک، طبیعت دره تمر، طبیعت دره زولا چای کلاهک سنگی ماکو : آبشار دیزج، تالاب بورالان، تالاب قره بلاغ، تالاب کتیکور، تالاب یاریم قیه، چشمه ثریا، دره سو دره سی، دره باغین یا دره زنگمار، دریاچه بارون کلاهک سنگی، رودخانه ساری سو، رودخانه قره سو، رودخانه زنگبار یا زنگمار، رودخانه ارس، روستای طهماسب کندی، چشمه آب گرم باش کند، چشمه آب گرم چالدران، چشمه آب گرم شوط، چشمه آب معدنی گازدار، قلعه جوق، کوخ چرگین، کوه تیکمه غار سومه دارن، منطقه ییلاقی قره خاچ زرینه رود میاندوآب : جنگل آیدشه، جنگل باداملو، چشمه زندان سلیمان، حاشیه رودخانه زرینه رود، حاشیه رودخانه سیمینه رود، حاشیه تالاب چنگیز گولی، غار بورینگ، طبیعت دره دلمه، طبیعت دره علی یار، طبیعت دشت باروق، طبیعت دشت میاندو آب شرقی، طبیعت دشت میاندو آب غربی رودخانه-ی-مهاباد مهاباد : حاشیه رودخانه مهاباد، حاشیه رودخانه بیطاس، حاشیه رودخانه کانی سیب در بخش خلفیان، حاشیه تلاب قوپی باباعلی، حاشیه تالاب برازان، حاشیه تالاب گروس، حاشیه تالاب داشخانه، حاشیه تالاب قره قشلاق، حاشیه تالاب چنگیز گلی، حاشیه دریاچه مهاباد، چشمه آب معدنی گراوان، غار آهکی برده بور، غار آب رفته منطقه منگور، غار قلعه شاه، غار کارگی، غار مام قوچان، غار اشکوتان، غار شوران سلطان-یعقوب نقده : تالاب بین المللی یادگارلو، تالاب حسنلو، دامنه کوه قره داغ، دامنه سلطان یعقوب، دامنه کوه بابا حسن، دامنه کوه خرنگ، چشمه رش سرشاخان، چشمه آب معدنی روستای شیخ معروف، حاشیه رودخانه گدار، غار اژدها، غار سولدوز، طبیعت دشت نقده، طبیعت دره گدار، طبیعت دره سلطان یعقوب، طبیعت بال دره سی

جاذبه های تاریخی

مسجد-جامع-ارومیه ارومیه : ۹ پله بنای یخچال، بازار قدیم، بقعه دیزج تکیه، بنای سه گنبد ،حمام های قراچه، حمام آخوند، حمام علی شهید، حمام قوشالار، مسجد جامع، مقبره های روستای تمتمان، موزه ارومیه، موزه تاریخ طبیعی ارومیه تپه-قالایچی بوکان : اطاق های سنگی روستای بی بی کند، ایوان سنگی روستای آغجیوان، تپه باستانی روستای احمد آباد، تپه آسیاب کهنه روستای احمدآباد، تپه کلک آبی، تپه سیخان بزرگ، تپه سیخان کوچک، تپه مورچه روستای تکان تپه، تپه کلتپه، تپه قره کند، تپه روژبیانی، تپه داربسر، تپه گرده خزبنه، تپه گرده شین، تپه آشی، تپه محمود روستای ارمنی بلاغی، تپه کانی کوزه له، تپه قلایچی، قلعه ناچیت، قلعه تپی، قلعه سردار بوکان، قلعه قالایچی یا قلعه چین، قلعه سنگی روستای سماقان فرهاد تراش، مسجد جامع حمامیان
پل قالاتاسیان پیرانشهر : قلعه شین آوا، قلعه موت آوا، قلعه شای، قلعه جلدیان، قلعه پسوه، کتیبه برده مافوره، داشان قلعه روستای تاریخی خورنج، پل قالاتاسیان، گورستان پیرانشهر، قبر حسین قاضی، گورستان محمود آباد، تپه سلوه، تپه گردکان، تپه خالدار، تپه لیک بن، تپه گردکشانه، تپه پسوه، تپه گرد گرد کسبیان، تپه سروکانی، تپه خورنج، تپه مهنگ آباد، تپه بهنجی، تپه اشکوات، تپه یادنیاوه، تپه گردترکس مسجد-جامع--تکاب تکاب : آتشکده آذرگشسپ، بقعه ایوب انصاری، تخت سلیمان، زندان تخت سلیمان، زندان برنجه، زندان نبی کندی، چهارستون تاریخی معروف به چهارطاق یا کلیسای چهار طاق، مسجد جامع روستای اوغول بیگ، قلعه بلقیس، مسجد جامع تکاب، قلعه ساری قورخان، قلعه اربابی بزرگ، کوره خانه قدیمی، نور تپه روستای اوغول بیگ دروازه-سنگی خوی : امام زاده سید بهلول، بقعه ذهیبه، بقعه شیخ نوایی، بقعه پیر ولی یا پوریای ولی، پل خاتون، پل کیسان، دروازه سنگی، حمام خان بیگ، خانه کبیری، سنگ نبشته بسطام، قیز قلعه سی یا قلعه دختر، قلعه بسطام، کاروانسرای خان، کاروانسرای میرزا هاشم، کلیسای مهلذان، کلیسای وانگ خسروآباد، کلیسای ماریوخنه یا گولان، مسجد داش آغلیان، مسجد ملاحسن، مقبره آقا میر یعقوب، مقبره میرهادی، مقبره میربهلول، مناره شمس تبریزی، موزه خوی سردشت : بازارچه های مرزی کیله و بیژوه در منطقه آلان، پل قلا تاسی، تپه تاریخی رَبَط، حمام قدیمی سردشت، شهر تاریخی موسی سیر رَبَط، قلعه رش، غار تاریخی قلاتاسیان، قلعه باستانی رَبَط، محوطه تاریخی ساوان کلیسای-هفت-وان سلماس : امام زاده برگشاد، امام زاده کهنه شهر، برج کهنه شهر، تپه باستانی هفت وان معروف به تپه تبان، تپه باستانی درشک، تپه باستانی پکاجیک، تپه دیمان، تپه گرده سرده، دریاچه مصنوعی و باستانی کهنه شهر، زیارتگاه گوزلی دره، زیارتگاه قلباق، سد قدیم خاندام، سنگ نگاره خان تختی، مسجد امام حسن شهر دیلمقان، قلعه قارنی یاریخ، قلعه هدر، قلعه چهریق، قلعه دریک، قلعه میناس در کوه پیر چاوش، کافیر قلعه سی، قلعه قارچی بیع، کلیسای هفت وان، مقبره مار یعقوب پل-تاریخی-میرزا-رسول میاندوآب : آتشکده آذرگشسب، پل میرزا رسول، داش تپه، قلعه بختک، قلعه هلاکوخان، گوی تپه ، لیلان ، مسجد طاق ، موزه میاندوآب آرامگاه-بداق-سلطان مهاباد : باغ مکائیل یا پارک ملت، تپه باستانی کانی سیب، تپه ماهوری آزاد و باجه وند، دخمه فقرگاه،حمام تاریخی میرزا رسول، حمام لج، مسجد جامع، مقبره بداق سلطان، میدان استر، موزه مردم شناسی مهاباد دژ-بسطام ماکو : اجاق حضرت ابوالفضل، بقایای شهر تاریخی بسطام، بیمارستان قدیمی ارتش، پل تاریخی بشگوز یا پنج چشم، پل قدیمی کشمش تپه، تپه باستانی کشمش تپه، دخمه سنگر ایوان فرهاد یا فرهاد دامی، عمارت کلاه فرنگی کلیسای ننه مریم، کاخ موزه ماکو، کلیسای طاطائو ، مسجد حضرت ابوالفضل مشهور به گوی مسجد تپه-حسنلو نقده : تپه حسنلو، تپه محمدیار، تپه نظام‌آباد، تپه گرد دینخواه، تپه دلینجی ارخی، تپه کویک، تپه مملو، تپه محمدشاه، تپه میرآباد، ساخسی تپه، تپه گرد قورخ، تپه شیخ معروف، تپه حاجی فیروز، تپه تادر، تپه کهریزه عجم، تپه ورزنه، تپه شیخ احمد، تپه بارانی عجم، تپه امینلو، تپه اسلام آباد، تپه تابیه، تپه قلات، تپه حسینعلی خان، تپه قارنا، تپه آقابیگلو، تپه عجملو، عقرب تپه، تپه دالما، تپه پیزدلی، تپه قبرستان آغ جزوه، سلمان تپه، تپه ماواران، موزه نقده

سایر جاذبه‌های استان آذربایجان غربی

باغچه-جوقپیست-اسکی-خوشاکویدخمه-فرهاد -مسجد-جامع-مهاباد آبشار-شلماش آرامگاه-شمس-تبریزی بازار-خوی پل-خاتون پل-قطور-آذربایجان سه-گنبد غار-سهولان کوه-سلطان

ارومیه

امامزاده برکشلو

توضیحات : امامزاده برکشلو (امامزادگان محمد وابراهیم (علیهم السلام)) امامزاده برکشلودر 13 کیلومتری ارومیه در روستای امامزاده مدفن دو برادر از امام زادگان به نامهای ابراهیم و محمد که بنا به قولی چهار پشت آنها به حضرت زین العابدین «ع» میرسد قرار دارد و نیز به قول برخی از معمرین مقابری که در این روستا وجود دارد به یکی از اولاد حضرت موسی بن‌جعفر «ع» منسوب می باشند . رواق و گنبد و ایوان این امامزاده بدست مرحوم حبیب الله بیگلربیگی پایان یافته و بعدها نیز مرحوم حاجی غفار افشار به تکمیل بعضی از نواقصات آن همت گماشت و پاشاخان اردوبادی ( آزادی ) درب این امامزاده شریف را به هزینه شخصی خود تهیه نمود . قدمت این مقبره مربوط به دوره زندیه یا اوایل قاجاریه می رسد که به احتمال زیاد به جای مقبره قدیمی تری ساخته شده است . این مقبره دارای فرم مستطیل با یک گنبد مرکزی که مانند چهار طاقی های دوره ساسانی دارای چهار جزر قوسدار است می باشد و بوسیله گوشواره هایی اطاق مربع را به هشت ضلع تبدیل نموده اند که در محل تقسیم مربع به هشت ضلع دارای رسمی بندی های زیبای آجری می باشند . یک غلام گردشی در اطراف جزرهای مذکور با گنبدهای کوچک که دارای آجرکاری لوزی شکل هستند سالن را دور می زند . نمای داخلی مقبره از نظر تقسیم بندی و ترکیبات معماری چشم گیر و خوش تناسب می باشد و ازاره داخلی تا ارتفاع یک و نیم متری با کاشی های جدید آبی رنگ پوشش داده شده بطوریکه می گویند این کاشی ها به جای کاشی های هفت رنگ قدیمی نصب شده است . جبهه خارجی نیز در بخش شرقی دارای دو نیم ستون تزئینی مانند مسجد مناره ارومیه می باشد که فواصل بین آجرهای آن با خشت های سبز رنگ بصورت پیچ تزئین شده است . قدمت تاریخی این مقبره از دوره زندیه یا اوایل دوره قاجاریه است. رواق و گنبد ایوان در سال 1335 هجری قمری ، به اهتمام شخصی به نام حبیب الله بیگلر بیگی بنا شده و بعد ها نیز مرحوم حاج غفار افشار ، به تکمیل بعضی از نواقص آن همت گماشته است . (منابع: www.al-shia.org -www.azarnews.com)

بقعه دیزج تکیه

توضیحات: بقعه دیزج تکیه این مقبره مدفن یکی از نوادگان امام موسی الکاظم (ع) است و در پانزده کیلومتری جنوب شرقی شهر ارومیه قرار دارد. بنای این بقعه از آجر ساخته شده و مربوط به دوره قاجار است و سقفی شیروانی دارد. بنا به صورت چلیپا ساخته شده و برای زیباتر کردن فضای داخلی آن از کادر بندی و مقرنس کاری نیز بهره جسته اند. این بنا در قسمت جنوب شرقی شهرستان ارومیه ( 15 کیلومتری این شهرستان ) در مسیر جاده ارومیه ـ اشنویه قرار دارد . قدمت بنای یاد شده با توجه به شواهد معماری به دوران قاجاریه می رسد . بنا یک بنای آجری با روکار سیمان است . در محوطه اطراف بنا قبرهای از قبور اهالی منطقه به چشم می خورد أین بنا یک گنبد اصلی دارد که عایق روی گنبد از فلز ساخته شده است و دارای در و پنجره های آهنی می باشد . فضای اصلی أی که مقبره در آن واقع است تقریباً حالت « صلیبی » دارد . پس از ورودی اصلی فضایی قرار دارد که تقریباً مانند هشتی بناهای قدیمی عمل می کند . در ضلع شمال شرقی بنا راه پله پشت بام و در ضلع شمال غربی بنا طاقچه‌ای وجود دارد که محل روشن کردن شمع است . در اضلاع جنوب شرقی و جنوب غربی بنا دو اتاق بصورت قرینه وجود دارند که به عنوان انبار استفاده می شوند . طاقها و طاق نماهای داخل بنا از نوع صباغی هستند که بصورت کادربندی ها و مقرنس هایی تزئین شده اند . در قسمت خارجی بنا تزئین خاصی وجود ندارد . این آرامگاه به عنوان زیارتگاه مورد استفاده داشته است ، اما امروزه تنها به جهت قدمت بنا مورد توجه و بازدید قرار می گیرد
آدرس: در پانزده کیلومتری جنوب شرقی شهر ارومیه قرار دارد. منبع: (www.azarnews.com)

مقبره سه گنبد

توضیحات: مقبره سه گنبد بنای سه گنبد متعلق به دوره سلجوقی است و در مرکز شهر ارومیه قرار دارد. این بنا از دو بخش سرداب (محل مدفن) و شیون‌گاه تشکیل شده است و دو ورودی مستقل دارد. مصالح آن سنگ، آجر و گچ است و گنبد کم خیزی به شکل عرقچین دارد. شکل نقشه آن از بیرون مدور و از داخل چهارگوش است و دو روزنه در شرق و غرب بنا دیده می‌شود. مهم‌ترین ویژگی سه گنبد وجود دو قاب تزیینی در جبهه شمالی بنا حاوی مقرنس، گره‌بندی و کتیبه‌های کوفی با نام بانی و سازنده آن است. در ایجاد این بدایع و نگارش خطوط از سنگ‌های کوچک استفاده شده است. سه گنبد به دستور امیر «شیشقاط المظفری» ساخته شد. معمار بنا «منصور بن موسی» و سال احداث آن نیز 580 هـ ق است. آدرس: در مرکز شهر ارومیه قرار دارد منبع: (www.azarnews.com)

خوی

بقعه ذهبیه

توضیحات : بقعه ذهبیه بقعه ذهبیه در کوی کامران در جنوب غربی میدان بسیج شهرستان خوی واقع است. حیاط بقعه با در چوبی بزرگ در سمت شمالی کوچه کامران قرار دارد. بنای بقعه نیز در سمت غرب حیاط قرار گرفته و در نزد مردم به "ذهبی مسجدی" معروف است. ساختمان بقعه دارای دو در اصلی است. در چهار لنگه آهنی به حیاط ساختمان باز می شود و در چوبی قدیمی به راهروی سرپوشیده و پس از آن به صحن اصلی بقعه که شش نفر از اقطاب ذهبیه در آن مدفون هستند، منتهی می شود. با توجه به شکل ظاهری و مصالحی که در ساختمان آن به کار رفته است می توان گفت بنا به دوره قبل از قاجار تعلق دارد. بنا فاقد هر گونه تزیینات است و تنها در دیوارهایش طاقچه هایی با گچ کاری ساده و تصویر"ذهبیه" دیده می شود. در سر در ورودی، لوحه ای از سنگ مرمر به شرح ذیل دیده می شود: "مقبره حضرت رایض الدین اعجو به و حضرت خان پرویز سفیر العارفین و روسای وقت سلسله جلیله ذهبیه آذربایجان و سایر اولیاء الله". ساختمان بنا در دو طبقه احداث شده است. در طبقه پایین قبرهای سلسله ذهبیه و محوطه ای برای عبادت وجود دارد و طبقه دوم زمانی کتابخانه و محل جمع اقطاب ذهیبه بوده است. سقف گنبدی شکل دارای شیروانی است. آدرس : در کوی کامران در جنوب غربی میدان بسیج شهرستان خوی واقع است منبع: (www.azarnews.com)

امامزاده آقا میرهادی(ع)

توضیحات امامزاده آقا میرهادی(ع) در شمال شرق امامزاده سید بهلول خوی، آرامگاهی کوچک ولی مجلل با دو مناره و گنبدی کوچک و آجرهای زیبا و آیینه کاری قرار دارد. این امامزاده مربوط به سید جلیل القدر "آقا میرهادی" و زیارتگاه عامه مردم است. این بنا باز سازی شده و ساختمان جدیدی بر روی مقبره قدیمی ساخته شده است. همچنین دری مطلا (زراندود) و کنده کاری شده و مزین به آیات قرآن مجید در ورودی این آرامگاه نصب شده است.
آدرس: امامزاده در فاصله سه کیلومتری مرکزی شهر خوی قرار دارد

امامزاده سید یعقوب(ع)

توضیحات امامزاده سید یعقوب(ع) مقبره امامزاده آقا سید یعقوب در خیابان طالقانی شهرستان خوی قرار دارد. وی در سال 1354 هـ . ق وفات می نماید و دوستاندارنش جنازه وی را در منزل مسکونیش در کوچه بیک دفن می کنند و گنبد و بارگاهی بر روی آن می سازند. به تدریج صحن، حجرات رواق و ضریحی نیز به این بنا افزوده شد. بنای مقبره بعد از راهرو به چهار قسمت تقسیم می شود و یک قسمت محل اسکان زائرین است. در سمت شمال مقبره، مسجد شیخ واقع است و با یک پنجره زیبای ارسی از مقبره جدا می شود. در سال های اخیر چند تن دیگر از این خاندان از جمله " میر یعقوب دوم" و مرحوم "آیت الله علوی" در جوار این مزار به خاک سپرده شدند از تزیینات مقبره می توان به آیینه کاری دو گنبد و بالای ضریح اشاره کرد. بنای مقبره احتمالاً به دوره صفویه تعلق دارد.
آدرس: خیابان طالقانی شهرستان خوی قرار دارد

امامزاده سیّد بهلول

توضیحات: امامزادة سیّد بهلول در سه کیلو متری شهر خوی، در منطقه ای به نام محلّه امامزاده، سیّد بزرگواری از خاندان عصمت و طهارت آرمیده است، که انفاس قدسی اش سبب آبادانی آن منطقه وجوار رحمتش زیارتگاه عاشقان خاندان ولایت است. نام مبارک وی، سیّد بهلول و از نوادگان حضرت امام علی النّقی(ع) می باشد مرقد شریفش در جنب خیابان شهید کوچری قرار گرفته و در تمامی روزهای هفته به ویژه روزهای پنجشنبه و جمعه، پناهگاه دردمندان و زیارتگاه شیفتگان می باشد، که زایران فراوانی را از خود شهر و حومه و شهرستان های پیرامون، همه روزه در آغوش گرم خود می پذیرد, این زیارتگاه به میمنت قدوم مبارک سیّد بهلول به امامزاده و محلّه مزبور نیز به همین مناسبت به محلّه امامزاده شهرت یافته است. در سنگ مرمری که روی مزار شریف قرار گرفته است، این عبارت حکّ شده است: ((یا مونس الوحید هذا المرقد المرحوم السعید بهلول طیب ا… مثواه فی… )) که با کمال تأسّف مطالب و تاریخ روی سنگ از بین رفته و خوانده نمی شود, در فروردین ماه 1376 ﻫ .ش از جوار مرقد سنگ مزاری از جنس مرمر با رنگ متمایل به کرمی از زیر خاک پیدا شد که روی آن سنگ مزار این عبارت حکّاکی شده بود((المرحوم المغفور سلاسه السادات العظام, آقا میر جلال ابن آقام علی النّقی ابن سیّد محمّد ابن سیّد علی, سنه 327)) هم اکنون سنگ مزبور در امامزاده موجود است و انتظار می رود، پژوهشگران و محقّقان آثار باستانی و انساب شناسان ماهیّت راستین این سیّد بزرگوار را مشخّص کنند. لازم به یاد آوری و قدردانی است که همکار گرامی و محقّق زحمت کش جناب آقای بهروز نصیری مقاله ای را در این مورد در هفته نامه خوی به چاپ رسانده اند، که در جای خود بسیار ارزنده و قابل استفاده است. امامزادة سیّد بهلول گذشته از تزئینات داخلی و کاشی کاری و آئینه کاری های متعدّد دارای گلدسته زیبایی با دو منار بزرگ و دو منار کوچک می باشد و اخیرا" نیزبه همّت یکی از اهالی خیّر شهرستان خوی درب های زیبایی با طلاکاری های زیبا و منبّت کاری ماهرانه که آراسته به آیات قرآن کریم می باشد در آرامگاه سیّد بهلول نصب گردیده است. و طیّ سالیان متمادی چندین بار ساختمان امامزادة مرمّت و بازسازی شده است و در سال های بعد از انقلاب اسلامی با همّت هیأت امنای امامزادة و با کمک مردم خیّر شهرستان خوی، ساختمانی مجهّز به صحن و شبستان و حسینیّه ساخته شد و جهت زیارت راحت زایران، صحن به دو قسمت زنانه و مردانه تقسیم شده است. در مورد هجرت اولاد ائمّه علیهم السّلام به این مناطق حجّت الاسلام و المسلمین محلّاتی در تاریخ سامرّا می نویسد: (( چند نفر از اولاد امام علی النّقی(ع) از ترس دشمنان- شان به شهرهای خوی, سلماس و نهاوند مهاجرت کردند و در آن بلاد به قتل رسیدند.))[1]
آدرس: در سه کیلو متری شهر خوی، در منطقه ای به نام محلّه امامزاده قرار دارد (منبع: http://www.avrinkhoy.blogfa.com)

امامزادة کوچک (بالا امامزاده)

توضیحات: امامزادة کوچک (بالا امامزاده) در کوی امامزاده، کوچه ((یدّیلر)) ، نبش کوچه قره سو، امامزادة کوچکی وجود دارد که در زبان عامّه به((بالا امامزاده)) شهرت یافته است، گویند سیّد بزرگواری که در این بقعه مقدّس آرمیده است، برادر کوچک سیّد بهلول طیب ا… مثواه بوده است و به همین علّت به امامزادة کوچک شهرت یافته است، سندی مکتوب یا سنگ قبری نوشته شده در بقعه دیده نمی شود, امامزادة مزبور دارای مسجد کوچکی است که به همّت هیأت امنای مسجد و مردم مذهبی منطقه طیّ سال های اخیر باز سازی شده است. ضریح امامزاده، در جوار دیوار غربی, صحن مسجد قرار گرفته است و اغلب روزهای پنجشنبه و جمعه و در مناسبت های مذهبی، مردم شهر و پیرامون، جهت زیارت این سیّد بزرگوار در آنجا جمع می شوند.
آدرس: در کوی امامزاده، کوچه ((یدّیلر)) ، نبش کوچه قره سو (منبع: http://www.avrinkhoy.blogfa.com)

سلماس

بخش مرکزی

امام زاده تازه شهر

توضیحات : امامزاده تازه شهر این امامزاده در 5 کیلومتری شهر سلماس قرار دارد و مدفن چهار تن از فرزندان حضرت علی ا