آیین زندگی و درسهای اخلاق اسلامی

مشخصات کتاب

سرشناسه:تهرانی، جواد، 1368 - 1283

عنوان و نام پدیدآور:آیین زندگی و درسهای اخلاق اسلامی/ نویسنده جواد آقاتهرانی

مشخصات نشر:قم: در راه حق، 1382.

مشخصات ظاهری:ص 247

شابک:964-6425-30-57000ریال

یادداشت:عنوان روی جلد: آئین زندگی درسهای اخلاق اسلامی.

یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس

عنوان روی جلد:آئین زندگی درسهای اخلاق اسلامی.

موضوع:اخلاق اسلامی

شناسه افزوده:موسسه در راه حق

رده بندی کنگره:BP247/8/ت 88آ9 1382

رده بندی دیویی:297/61

شماره کتابشناسی ملی:م 82-18437

ص :1

اشاره

ص :2

بسم الله الرحمن الرحیم

ص :3

آیین زندگی و درسهای اخلاق اسلامی

نویسنده جواد آقاتهرانی

ص :4

ص :5

موضوع:اخلاق اسلامی

ص :6

ص :7

ص :8

ص :9

ص :10

ص :11

ص :12

مقدمه ی نویسنده

باسمه تعالی شأنه

بعضی از دوستان از اینجانب تقاضا کردند تا کتابی ساده و همگانی که مشتمل بر دروس اخلاق اسلامی و راهنمای قسمت هایی از آیین زندگی باشد بنویسم، تا مورد استفادۀ غالب طبقات قرار گیرد. پس از گذشت مدتی، آن چه به نظرم رسید که در این کار برای خودم بی تکلّف و برای خوانندگان سودمندتر باشد، این بود که مقداری از آیات قرآن کریم و احادیث پیغمبر و ائمّۀ دین (سلام الله علیهم اجمعین) را با ترجمۀ تقریبی آن ها به فارسی، جمع و تألیف نمایم، تا به توفیق خداوند متعال،

ص:13

خوانندگان محترم چون مستقیماً با کلمات وحی و عبارات و نصوص منقوله از ذوات مقدسۀ پیغمبر و ائمّۀ دین (علیهم السلام) رو به رو می گردند، درس بهتری فرا گیرند و استفادۀ بیشتری بنمایند؛ لذا به نوشتن این تألیف پرداختم و آن را «آیین زندگی و درس های اخلاق اسلامی» نام نهادم. وَلا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ الاّ بِاللهِ الْعَلِیِ ّ الْعَظیمِ.

یادآوری

مؤلّف در این کتاب، هم در نظم و ترتیب مطالب و هم در نقل آیات و روایات، به هیچ وجه نظری خاص نداشته است؛ فقط هر موضوع و مطلبی که متناسب با هدف تألیف این کتاب بوده - و به تدریج به خاطرش می آمده - با ذکر مدارکی نوشته است تا برای تنظیم و ترتیب مطالب و یا ذکر مدارک به زحمت نیفتاده باشد.

در مطالب کتاب راجع به هر موضوع، تمام آیات و روایات استقصاء نشده است؛ بلکه راجع به هر مطلبی، منظور فقط گفتن بعضی مدارک از آیات یا روایات بوده است؛ نه آن که تمام آیات و روایات آن موضوع، گفته شود و استقصاء گردد.

ص:14

مؤلّف تاکید داشته است که نقل روایات از کتب معتبر باشد؛ بنابراین هر جا که از «مستدرک الوسائل» روایت نقل کرده، توجه نموده است که روایات نقل شده از مآخذ نسبتاً معتبر آن کتاب نقل شود.

در ترجمه و ذکر معانی آیات و روایات - چنان که در مقدمۀ کتاب اشاره شده است - هدف مؤلف، ترجمۀ تقریبی آن ها بوده است؛ حتی اگر روانی عبارت ها هم محفوظ نگردد.

اینک که تألیف این جلد به پایان رسیده فکر می کند که آیا از عهدۀ همان ترجمه های تقریبی هم برآمده است یا نه؟ البته پیش خود و وجدانش نمی تواند هرگز چنین تعهّدی را داشته باشد، ولی در همین ترجمه های ناقص نیز، امید استفاده برای خوانندگان محترم می رود. چیزی که مؤلّف دانسته و می فهمد این است که افراد اجتماع، اگر پای بند به دستورات اسلامی در زندگی فردی و اجتماعی خود گردند، به زندگی مرفّه و آسوده و منظمی در دنیا و آخرت هم نائل می شوند. آری یگانه راه ترقّی و تعالی و تأمین سعادت حقیقی دنیا و آخرت و خارج شدن از اضطراب ها و وحشت های زندگیِ پرپیچ و خم دنیا، پیروی از تعالیم و دستورات اسلامی است. دین مقدس اسلام با استخراج ذخیره های زمینی، صنعت و اختراعات مادی و علوم حسی و تجربی مخالفت ندارد، ولی می گوید: «بشر همین زندگی صنعتی و علمی را در چهار چوب قوانین و مقررات الهی که به مصالح واقعی فردی

ص:15

و اجتماعی و دنیوی و اخروی مردم وضع شده است باید سپری کند تا از هر گونه بدبختی در دنیا و آخرت نجات یابد.»

وَالسَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدی

ص:16

یک هدف مهم از بعثت انبیاء

از آیات قرآن کریم و احادیث چنین بر می آید که یک هدف مهم از بعثت انبیا - به ویژه خاتم آنان صَلَواتُ اللّهِ وَ سَلامُهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعینَ - راهنمایی به تهذیب اخلاق و پاک نمودن ارواح بشر از بدی هاست؛ به عبارت دیگر تربیت مردم و بیان دستورها و قانون هایی در زندگی است که مردم در سایۀ فراگرفتن و به کار بستن آن ها، به صلاح واقعی، سعادت حقیقی، و خوشبختی زندگی دنیا و آخرت نائل گردند و از پلیدی ها و زشتی ها و آشفتگی ها محفوظ بمانند.

ص:17

قرآن کریم

«هم چنان که رسولی از شما (بشر) فرستادیم که آیات ما را بر شما تلاوت کند و شما را (از پلیدی جهل و کفر و اخلاق زشت) پاک کند و به شما کتاب و حکمت و آن چه را که خود نمی دانستید (و ممکن نبود از راه فکر و اندیشه به آن دانا گردید) از راه وحی بیاموزد؛ پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا شکر کنید و (نعمت) مرا ناسپاسی مکنید.»

در سورۀ آل عمران است که «خداوند بر اهل ایمان منّت نهاد که رسولی از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خدا را بر آنان بخواند و آنان را (از هر نقص و آلایش) پاک نماید و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد؛ به راستی پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.»

ص:18

روایات

پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «همانا برای تکمیل اخلاق ستوده، مبعوث شدم.»

و نیز از آن حضرت است که فرمود: «بر شما اخلاق ستوده لازم است؛ همانا که خداوند عزّ و جلّ مرا به آن ها مبعوث فرمود.»

علی(علیه السلام) بر منبر در خطبه ای فرمود: «ای مردم! خداوند تبارک و تعالی چون خلق را آفرید، خواست که آنان بر آداب رفیعه و اخلاق شریفه باشند و نیز می دانست که ممکن نیست آنان چنین شوند مگر این که آن ذات مقدس، خود آن چه را که به سود و زیان آنان است تعریف نموده و آگاهشان فرماید. تعریف خوبی ها و بدی ها جز به امر و نهی (به وسیلۀ انبیا) نمی باشد.»

ص:19

اصلاح نیّت

مهم ترین پایۀ اصلاح افراد جامعه، اصلاح نیّت است. اگر کارهای آدمی، فقط برای رضای خدا و امتثال فرمان و دستور او و لااقل به منظور تحصیل ثواب اخروی و نجات از عذاب و مکافات الهی باشد، به صلاح و سعادت دنیا و آخرت او و خیر جامعه تمام خواهد شد؛ اما اگر به منظور شؤون و منافع دنیا از ریاست و جاه

ص:20

و مقام و شهرت و مال و منالِ دنیوی باشد، نتیجۀ عالی و صحیح بر آن ها مترتّب نمی گردد و به سعادت و خیر دائمی بشر تمام نمی شود.(1) آری! شریف ترین و عالی ترین هدف برای فعالیت های مردم در هر اجتماعی، تحصیل رضای پروردگار جهان است که در سایۀ آن، تأمین سعادت جاودانی و نجات از عذاب ابدی، میسّر است. اجتماعی که دارای چنین هدف عالی باشد، هرگز در آن هیچ گونه تجاوز و تَعَدّی و فسق و فجور راه نخواهد یافت. در قرآن کریم و احادیث به تصحیح و اخلاص نیت، بسیار اهمیّت داده شده است.

قرآن کریم

«آگاه باشید که دین خالص - از هر شرک و ریا - برای خداست.»(2)

«و امر نشدند جز به این که پرستش کنند خدا را در حالی که دین را برای او خالص گردانند و از غیر دین حق، روی بگردانند و نماز را اقامه نمایند و زکات دهند و این است دین - ملت و شریعت - درست و راست.»(3)

ص:21


1- (1) . این بحث، با بحث «محبت دنیا» که در آخر کتاب ذکر شده، مرتبط است.
2- (2) 2. «أَلا لِلّهِ الدِّینُ الْخالِصُ.» (زمر، 3)
3- (3) . «وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِیَعْبُدُوا اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یُقِیمُوا الصَّلاهَ وَ یُؤْتُوا الزَّکاهَ وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ.» (بیّنه، 5)

«پس کسی که به لقاء پروردگارش امید دارد، باید کار شایسته کند و در پرستش پروردگار، احدی را شریک نسازد.»

«از مردمان، کسی هست که جان خود را به طلب رضای خدا می فروشد و خدا به (چنین) بندگان رئوف و مهربان است.»

«مَثَلِ آنان که اموالشان را در طلب رضای خدا و برای استواری نفوسشان (بر ایمان و طاعت پروردگار) انفاق می کنند، مثل بوستانی بر مکان بلندی است که برآن باران درشت برسد، پس دو چندان ثمر بدهد؛ و اگر به آن باران درشت نرسد، پس باران ریز (بر آن کفاف دهد) و خدا به آن چه می کنید (از روی اخلاص یا ریا) بینا است.»

ص:22

«آن چه از خیر و نیکی، انفاق می کنید به نفع خودتان است و شما جز برای طلب رضای خدا انفاق نمی کنید (نباید بکنید) و آن چه از خیر و نیکی انفاق می کنید (پاداش آن) تماماً به شما داده می شود و به شما ستم نمی شود.»

«هیچ خیر و فایده ای در بسیاری از سخنان سِرّی و راز گفتن مردم نیست، مگر (راز گفتن) کسی که به صدقه ای یا به کار نیکی یا به اصلاحی میان مردم امر نماید؛ هر که به طلب رضای خدا چنین کند پس (ما که خداوندگاریم) به زودی اجر عظیم به او عطا خواهیم نمود.»

«کسی که (به عمل و کار خود) کِشت (و ثواب) آخرت را اراده می کند؛ در کشت وی می افزاییم (و یکی را دست کم، ده برابر ثواب می دهیم) و کسی که (به اعمالش) کشت (و نفع) دنیا را اراده می کند از آن (به مقداری که به مقتضای حکمت بخواهیم) می دهیمش؛ ولی در آخرت برای او هیچ بهره ای نیست.»

ص:23

«کسانی که (به اعمالشان) فقط زندگانی دنیا و زینت آن را اراده می نمایند، ما (مزد) اعمال آنان را در دنیا کاملاً می دهیم و هیچ از مزدشان در دنیا کم نمی شود؛ (ولی) هم اینان هستند که در آخرت برای آنان جز آتش دوزخ، نصیبی نیست و آن چه را که آنان در دنیا به جا آوردند و می کردند، همه در آخرت ضایع و باطل می گردد.»

«کسانی که (به اعمالشان) دنیای زودگذر را اراده می کنند، برای هر کدام آن چه را که بخواهیم (از متاع دنیا) تعجیل می کنیم و در همین دنیا می دهیم، (اما به هنگام رستخیز) دوزخ را جایگاه او قرار می دهیم که با نکوهش و مردودی و راندگی (از رحمت پروردگار) وارد آن گردد، و کسانی که (به اعمالشان) آخرت را اراده کنند و با داشتن ایمان، کوشش خود را برای (ثواب) آخرت صرف نمایند؛ پس سعی آنان مشکور (و مأجور) خواهد بود.»

ص:24

روایات

امام صادق علیه السلام: «همانا خداوند در روز قیامت، مردم را بر نیّاتشان محشور می فرماید.»

دربارۀ قول خداوند عزوجل: «هر کس به لقاء پروردگارش امیدوار باشد، باید عمل شایسته نماید و در بندگی پروردگارش احدی را شریک قرار ندهد». از امام صادق (علیه السلام) روایت است: «شخصی که چیزی از عمل ثواب را به جا می آورد نه به طلب رضای خدا، بلکه به منظور خودنمایی و خودستایی که میل دارد به گوش مردم برسد، پس اوست که در عبادت پروردگارش مشرک شده است.»

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «مسلماً اعمال بسته به نیات است و برای هر شخص، از عملش، آن چه را که نیت نموده است عاید می شود؛ پس کسی که به طلب اجر پروردگار جهاد کند، همانا اجر او بر پروردگار عزّوجلّ خواهد بود و هر

ص:25

کس جهاد کند به ارادۀ متاع دنیا، یا برای عقالی (خراج و زکاتی) برای او جز همان را که قصد او بوده است، نیست.»

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هر کس به قصد جلب توجه مردم دانش بجوید، بوی بهشت را نخواهد یافت.»

امام صادق (علیه السلام): «کسی که حدیث را برای منفعت دنیا بخواهد، در آخرت برای او هیچ نصیبی نخواهد بود و کسی که برای خیر آخرت بخواهد، خداوند خیر دنیا و آخرت به او عطا خواهد فرمود.»

امام صادق (علیه السلام): «هر ریایی شرک است؛ کسی که برای مردم عمل کند، اجر و ثواب او بر مردم است و کسی که برای خدا کار کند، ثواب او بر خدا خواهد بود.»

ص:26

امام صادق (علیه السلام): «خداوند متعال فرموده است: من بی نیازترینِ بی نیازان از شریک هستم، پس هر که در عملی، دیگری را شریک من قرار دهد آن عمل را از او قبول نمی کنم و فقط عملی را می پذیرم که تنها برای من باشد.»

امیرالمؤمنین (علیه السلام): «خلاص و نجات (از عذاب الهی) فقط به اخلاص ممکن می شود.»

امام باقر (علیه السلام): «اگر بنده ای عملی به جا آورد که بدان رضای خدا و سرای آخرت را طلب کند، ولی در آن رضای احدی از مردم را نیز داخل کند مشرک است (به شرک ریایی).»

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «راستی برای هر امرِ حقی، حقیقتی است و بندۀ خدا به حقیقت اخلاص نمی رسد، مگر این که دوست نداشته باشد که بر هیچ عملی ستوده شود.»

ص:27

امام صادق (علیه السلام): «عمل خالص آن است که نخواهی احدی تو را بر آن بستاید، مگر خداوند عزّوجلّ.»

ص:28

شرک ریایی

ریا حرام و موجب بطلان عبادت و یک قِسم شرک است که با آن آدمی عبادت خدا را برای وانمودن به خلق به جا می آورد.

هر عبادتی را اگر شخص به داعیِ امتثالِ امر الهی برای تحصیل رضای او، یا برای شکرگزاری از نعمت های او، یا حصول قرب به او، یا به محبت او، یا دستِ

ص:29

کم برای نجات از عذاب الهی، یا تحصیل ثواب او به جای آورد صحیح است؛ ولی اگر برای تحصیل رضای غیر خداوند یا تحصیل شؤون و منافع دنیا از ریاست و جاه و مقام شهرت و... باشد، باطل خواهد بود.(1)

روایات

در تفسیر علی بن ابراهیم قمی در آخر سورۀ کهف در ذیل آیۀ: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً» از امام باقر(علیه السلام) روایت می کند که آن حضرت فرمود: « تفسیر این آیه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد، او فرمود: کسی که برای نشان دادن به مردم و ریاکاری نماز بخواند یا زکات دهد یا روزه بگیرد یا حج نماید، مشرک است. (باری) هر کس عملی از آن

ص:30


1- (1) . ناگفته نماند اقسام شرکی که در این کتاب ذکر می شود از «شرک ریایی» و «شرک طاعتی» و «شرک به اسباب طبیعی»، غیر از «شرک مشرکین» معروف است که از کفارند. شرک آنان بدترین شرک ها و بزرگ ترین معصیت ها و موجب کفر و خروج از اسلام است؛ و آن «شرک در عبودیّت» است که آدمی، غیرِ از خداوند متعال را عبادت و پرستش نماید.

چه که خداوند بدان امر نموده، برای نشان دادن به مردم و ریاکاری به جا آورد، مشرک است و خداوند عزّوجلّ عمل ریاکار را قبول نمی فرماید.»(1)

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد که فردای قیامت، نجات در چیست؟ فرمود: «نجات در این است که با خدا خدعه نکنید که خدا به شما خدعه خواهد کرد؛ پس هر کس با خدا خدعه کند خدا به او خدعه خواهد نمود و از او ایمان را خلع می کند و اگر بفهمد، (در حقیقت) نفس خود را خدعه نموده است.» سؤال شد: چگونه شخص با خدا خدعه می کند؟ فرمود: «گفتۀ خدا را به جا می آورد، ولی غیر خدا را اراده می کند» و فرمود: «بپرهیزید از خدا در ریا؛ که ریا شرک به خداست و ریاکار در روز قیامت به چهار اسم خوانده می شود: ای بدکار، ای کافر، ای حیله گر، ای زیان کار. (و به او گفته می شود) عمل تو نابود و اجر تو باطل شد. امروز برای تو خلاصی نیست و مزدت را از آن که عمل را برای او انجام دادی بخواه.»(2)

ص:31


1- (1) .فی تَفْسیرِ الْقُمیّ فی ذَیْلِ آیَهِ «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً.»عَنِ الْباقِرِ(علیه السلام): «سُئِلَ رَسُولُ اللّهِ عَنْ تَفْسیرِ هذِهِ الاْیَهِ فَقالَ(صلی الله علیه وآله وسلم): مَنْ صَلّی مُرائاهَ النّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ مَنْ زَکّی مُرائاهَ النّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ مَنْ صامَ مُرائاهَ النّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ مَنْ حَجَّ مُرائاهَ النّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ مَنْ عَمِلَ عَمَلاً مِمّا أَمَرَهُ اللّهُ مُرائاهَ النّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ لایَقْبَلُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ عَمَلَ مُراء» .
2- (2) . - عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد عَنْ آبائِهِ : انَّ رَسُولَ اللّهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) سُئِلَ: «فیمَا النَّجاهُ غَداً.» فَقالَ(صلی الله علیه وآله وسلم): «اِنَّمَا النَّجاهُ فی انْ لاتُخادِعُوا اللّهَ فَیَخْدَعُکُمْ فَاِنَّهُ مَنْ یُخادِعِ اللّهَ یَخْدَعْهُ وَ یَخْلَعْ مِنْهُ

شرک طاعتی

ص:32

مناسب است در این جا از بعض اقسام «شرک» ذکری شود که یکی از آن ها «شرک در طاعت» است و مراد از آن این است که شخص به اطاعت و تحصیل رضای غیر خداوند، معصیت خداوند را انجام دهد.

قرآن کریم

«بیشتر مردم به خدا ایمان نمی آورند، مگر اینکه مشرک هم هستند؛ یعنی در بیشتر مردم، ایمان و شرک هر دو هست؛ مانند این که با ایمان به خدا و رسول، به اطاعت از شیطان معصیت خداوند می کنند؛ پس در طاعت مشرک می شوند.»(1)

«(مردمانی) سوای خداوند، خدایانی (که به اطاعت از آنان معصیت خدای واقعی را می نمایند) پذیرفتند تا این که آن خدایان برای ایشان مایۀ عزّت باشند؛ نه چنان است، به زودی به بندگی (و طاعت) خدایان خود کافر می گردند و با ایشان دشمن می شوند.»(2)

ص:33


1- (1) «وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ.» (یوسف، 106).
2- (2) - «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَهً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا*کَلاّ سَیَکْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ یَکُونُونَ عَلَیْهِمْ ضِدًّا.» (مریم، 81 و 82).

«(اهل کتاب) علما و زُهّاد خود را (با اطاعت از آنان در معصیت خدا) اربابی برای خود (به جای خدا) قرار دادند.»(1)

«آیا دیده ای آن که هوای خود را خدای خود قرار داد؟» (یعنی به اطاعت از هوای نفس، مخالفت و معصیت خدا نمود).(2)

«بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی کلمه و حقیقتی که بین ما و بین شما مشترک است. این که نپرستیم جز خدا را و هیچ چیزی را برای او شریک قرار ندهیم و بعض ما، بعض دیگرمان را (به اطاعت آنان در معصیت خدا) پروردگار خود به جای خدا قرار ندهیم، پس اگر از قبول این دعوت رو بگردانند، به ایشان بگویید شاهد باشید که ما حقّاً تسلیم امر خداییم.»(3)

«ای فرزندان آدم! آیا با شما عهد نکردم که شیطان را (به وسیله اطاعتش) عبادت نکنید، که او برای شما دشمن آشکاری است؛ و این که مرا عبادت (و فرمان برداری) کنید، که این است راه راست.»(4)

ص:34


1- (1) - «اِتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ.» (توبه، 31).
2- (2) - «أَ رَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ.» (فرقان، 43).
3- (3) - «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلی کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمُونَ.»( آل عمران، 64).
4- (4) - «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ*وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ.» (یس ، 60 و 61).

روایات

امام صادق (علیه السلام) در تفسیر«وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ» روایت شده که: «(مراد) شرک طاعت است نه شرک عبادت؛ یعنی به جای خدا از هوی و شیطان پیروی می کنند.»(1)

امام صادق (علیه السلام) دربارۀ این آیۀ شریفه روایت شده که فرمود: «شخص از روی نادانی اطاعت شیطان می کند پس مشرک (به شرک طاعت) می شود.»(2)

امام باقر (علیه السلام) دربارۀ همین آیه، روایت شده است که مراد: «شرکِ طاعت است نه شرکِ عبادت؛ گناهانی که مردم مرتکب می شوند، شرکِ طاعت است که در ارتکاب به آن ها، اطاعت شیطان می کنند؛ پس در اطاعت برای غیر خدا، مشرک

ص:35


1- (1) - عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) فی آیَهِ «وَ ما یُؤْمِنُ اکْثَرُهُمْ بِاللّهِ الاّ وَهُمْ مُشْرِکُونَ» قالَ(علیه السلام): «شِرْکُ طاعَه وَ لَیْسَ شِرْکُ عِبادَه.» (تفسیر صافی، به نقل از کافی).
2- (2) - عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) فی هذِهِ الاْیَهِ قالَ(علیه السلام): «یُطیعُ الشَّیْطانَ مِنْ حَیْثُ لایَعْلَمُ فَیُشْرِکُ.» (تفسیر صافی، به نقل از کافی).

به خدا می شوند (به شرکِ طاعت) و (و مراد از آیۀ شریفه) شرکِ عبادت نیست که عبادت و پرستش غیر خدا بنمایند.»(1)

از حضرت رضا (علیه السلام) در نامه اش به مأمون آمده است: «نیکی به پدر و مادر واجب است اگرچه آن دو مشرک باشند؛ ولی در معصیتِ خالق، اطاعتی نسبت به پدر و مادر و غیر پدر و مادر نیست؛ پس در معصیت خالق هیچ طاعتی برای هیچ مخلوقی (جایز) نیست.»(2)

دربارۀ قول خداوند عزّوجلّ: «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَهً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا کَلاّ سَیَکْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ یَکُونُونَ عَلَیْهِمْ ضِدًّا» از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است: «(مراد در این آیۀ کریمه از) عبادت، سجود و رکوع نیست؛ بلکه فقط طاعت مردمان است. هر کس در معصیت خالق، اطاعت مخلوق نماید، مخلوق را عبادت نموده است.»(3)

ص:36


1- (1) .(تفسیر صافی، به نقل از قمی و عیاشی).
2- (2) - عَنِ الرِّضا(علیه السلام) فی کِتابِهِ الَی الْمَأْمُونِ، قالَ(علیه السلام): «وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ واجِبٌ وَ انْ کانا مُشْرِکَیْنِ وَ لا ط-اعَهَ لَهُما فی مَعْصِیَهِ الْخالِقِ وَ لا لِغَیْرِهِما فَاِنَّهُ لاطاعَهَ لِمَخْلُوق فی مَعْصِیَهِ الْخالِقِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 494).
3- (3) - عَنْ ابیعَبْدِ اللّهِ(علیه السلام) فی قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَهً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزّاً کَلاّ سَیَکْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ یَکُونونَ عَلَیْهِمْ ضِدّاً» قالَ(علیه السلام): «لَیْسَ الْعِبادَهُ هِیَ السُّجُودُ وَ الرُّکُوعُ انَّما هِیَ طاعَهُ الرِّجالِ، مَنْ اطاعَ الْمَخْلُوقَ فی مَعْصِیَهِ الْخالِقِ فَقَدْ عَبَدَهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 494).

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است که فرمودند: «در معصیت خالق هیچ طاعتی برای هیچ مخلوقی (جایز) نیست(1)

ص:37


1- (1) - عَنْ رَسُولِ اللّهِ(صلی الله علیه وآله وسلم): «لاطاعَهَ لِمَخْلُوق فی مَعْصِیَهِ الْخالِقِ» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 493)

شرک به اسباب طبیعی

شرک به وسیلۀ اسباب طبیعی، به این گونه است که شخص فقط به وسایل و اسباب طبیعیه نظر بدوزد و آثار را مستقلاً به آن ها مستند کند؛ به عبارت دیگر کلیۀ امور و حوادث را منحصراً ناشی از علل و اسباب ظاهری بداند.

ص:38

روایات

دربارۀ شرک در آیۀ کریمۀ«وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ» تفسیر دیگری نیز، به غیر از تفسیر گذشته از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: «کسی می گوید اگر فلان شخص نبود (مثلاً از گرسنگی) هلاک می شدم و اگر فلان شخص نبود مبتلا به چنین و چنان بلایی می شدم و اگر فلانی نبود خانوادۀ من تلف می شدند. آیا نمی بینی که این گوینده در مُلک خدا برای او شریکی قرار داده است که او را روزی می دهد و از او دفع بلا می کند». کسی عرض نمود: اگر کسی بگوید: اگر خداوند بر من به وسیلۀ فلانی منّت نمی نهاد، هلاک می شدم، چگونه است؟ فرمود: «بلی، در این گفتار عیبی نیست.»(1)

از امام باقر و صادق (علیهما السلام) دربارۀ شرک در این آیه نیز، نقل شده است که مراد، شرک در نعمت هاست؛ یعنی در نعمت های خداوند متعال، مردم از منعم

ص:39


1- (1) .عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) فی تَفْسیرِ «وَ ما یُؤْمِنُ اکْثَرُهُمْ بِاللّهِ الاّ وَهُمْ مُشْرِکُونَ» قالَ(علیه السلام): «هُوَ الرَّجُلُ یَقُولُ: لَوْلا فُلانٌ لَهَلَکْتُ، وَ لَوْ لا فُلانٌ لاَُصِبْتُ کَذا وَ کَذا، وَ لَوْ لا فُلانٌ لَضاعَ عِیالی، الاتَری انَّهُ قَدْ جَعَلَ لِلّهِ شَریکاً فی مُلْکِهِ یَرْزُقُهُ وَ یَدْفَعُ عَنْهُ.» قیلَ: «فَیَقُولُ لَوْ لا انْ مَنَّ اللّهُ عَلَیَّ بِفُلان لَهَلَکْتُ.» قالَ(علیه السلام): «نَعَمْ لابَأْسَ بِهذا.» .

حقیقی غفلت می کنند و نعمت را تنها به وسایط در نعمت، مستند می نمایند؛ پس غیر خدا را از این راه، شریک خدا در ایصال و اعطای نعمت قرار می دهند.(1)

ص:40


1- (1) . - وَ عَنْهُما(علیهما السلام): «شِرْکُ النِّعَمِ» وَ عَنِ الرِّضا(علیه السلام): «شِرْکٌ لایَبْلُغُ بِهِ الْکُفْرَ.» (تفسیر صافی، به نقل از عیاشی).

تکبّر و تواضع

یکی از صفات ناپسند «تکبر» است و آن عبارت است از این که آدمی خود را برتر و بالاتر از دیگری بپندارد و در رفتار و کردار و گفتارش دیگری را تحقیر نماید. فرق تکبر با «عُجْب» - که بعد از این می آید - آن است که در حالت عجب، آدمی خود را شخصِ ممتازی دانسته و خودپسند است اگر چه پای کسی

ص:41

دیگر در میان نباشد؛ ولی در حالت کبر، پای غیر نیز در میان است و خود را از او برتر و بالاتر می بیند. ضد صفت تکبر، «فروتنی» است که از اخلاق و صفات نیکوست.

قرآن کریم

«از روی کبر و ناز، بر زمین راه مرو که تو (با پای خود) هرگز زمین را نمی توانی شکافت، و در بلندی هرگز به کوه ها نخواهی رسید.»(1)

در وصیت لقمان به فرزندش در سورۀ لقمان: «به تکبر و ناز، از مردم رُخ متاب و در زمین به نشاط و تبختر، قدم بر مدار که خدا مردم متکبرِ فخر کننده را دوست نمی دارد. در رفتن میانه رو باش و از صدایت بکاه، که ناخوش ترین صداها، آواز خران است.»(2)

ص:42


1- (1) .«وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولاً.» ( بنی اسرائیل، 37)
2- (2) - «وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ*وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ.» (لقمان، 18 و 19).

حتی خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است که: «برای مؤمنین بالت (دست و بازو و جوانِبَت) را فرود آور (یعنی فروتن باش).»(1)

«برای هر کس از مؤمنین که پیرو تو شد، بالت (دست و بازو و جوانبت) را فرود آور (یعنی فروتن باش).»(2)

روایات

امام کاظم (علیه السلام): «تواضع آن است که رفتارت با مردم چنان باشد که دوست داری آنان با تو آن گونه رفتار کنند.»(3)

امام کاظم (علیه السلام): «تواضع درجاتی دارد؛ از آن جمله این است که شخص منزلت و اندازۀ خود را بشناسد؛ پس با قلب سالم و آرام، خویش را در همان منزلت خود نازل کند، دوست نداشته باشد این که با احدی رفتار کند، مگر مانند آن چه با او

ص:43


1- (1) . - «وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ.» (حجر، 88).
2- (2) . - «وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ.» (شعراء، 215).
3- (3) . «اَلتَّواضُعُ انْ تُعْطِیَ النّاسَ ما تُحِبُّ انْ تُعْطاهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 456).

رفتار می شود، اگر از کسی بدی ببیند آن را به نیکی دفع کند، فرو خورندۀ خشم و دارندۀ گذشت نسبت به مردم باشد؛ خداوند نیکوکاران را دوست دارد.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «از (نشانه های) تواضع این است که شخص به نشستن در پایین مجلس راضی شود، بر کسی که روبرو می شود سلام کند، ترک جِدال کند اگر چه مُحِق باشد و دوست نداشته باشد که بر تقوا ستایش شود.»(2)

پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم): «به راستی فروتنی بر بلندی منزلت می افزاید، پس فروتنی کنید تا خداوند شما را بلند کند.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «از بزرگی کردن و کبر بپرهیزید که «کبریایی» ردای خداوند عزّوجلّ است؛ پس کسی که با خدا در ردایش منازعه کند، خداوند او را در روز قیامت می شکند و ذلیل می کند.»(4)

ص:44


1- (1) - «لِلتَّواضُعِ دَرَجاتٌ: مِنْها انْ یَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَیُنْزِلُها مَنْزِلَتَها بِقَلْب سَلیم، لایُحِبُّ انْ یَأْتِیَ الی احَد إِلاّ مَثْلَ ما یُؤْتی الَیْهِ، انْ رَأی سَیِّئَهً دَرَأَها بِالْحَسَنَهِ، کاظِمُ الْغَیْظِ عاف عَنِ النّاسِ وَ اللهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 456).
2- (2) - «اِنَّ مِنَ التَّواضُعِ انْ یَرْضی بِالْمَجْلِسِ دُونَ الْمَجْلِسِ وَ انْ یُسَلِّمَ عَلی مَنْ یَلْقی وَ انْ یَتْرُکَ الْمِراءَ وَ انْ کانَ مُحِقّاً وَ لایُحِبَّ انْ یُحْمَدَ عَلَی التَّقْوی.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 456).
3- (3) - «اِنَّ التَّواضُعَ یَزیدُ صاحِبَهُ رِفْعَهً فَتَواضَعُوا یَرْفَعْکُمُ اللهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 457).
4- (4) - «اِیّاکُمْ وَ الْعَظَمَهَ وَ الْکِبْرَ فَاِنَّ الْکِبْرَ رِداءُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ فَمَنْ نازَعَ اللهَ رِدائَهُ قَصَمَهُ اللهُ وَ اذَلَّهُ یَوْمَ الْقِیمَهِ.»(وسائل الشیعه، ج 2، ص 471).

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «اکثر اهل جهنم متکبرانند.»(1)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «به درستی محبوب ترین شما نزد من و نزدیک ترین شما به جوار من، در قیامت، نیکوترین شماست از جهت خُلق، و شدیدترین شما است از جهت تواضع؛ دورترین شما از من در روز قیامت، مستکبرانند.»(2)

علی (علیه السلام): «زشت ترین خوی ها تکبر است.»

* «بدترین آفت های خرد، کبر است.»

* «از کبر بپرهیز که بزرگ ترین گناهان و پست ترین عیوب و زینت اهریمن است.» * «فروتنی (آدم را) بلند، و تکبر او را پست می کند.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «بر شما باد دوستی مساکینِ مسلمین، که هر کس آنان را تحقیر کند و تکبر نماید، از دین خدا لغزیده است و خداوند حقیر کننده و دشمنِ سخت اوست.»(4)

ص:45


1- (1) - «اَکْثَرُ اهْلِ جَهَنَّمَ الْمُتَکَبِّرُونَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 472).
2- (2) - «اِنَّ احَبَّکُمْ الَیَّ وَ اقْرَبَکُمْ مِنّی یَوْمَ الْقِیمَهِ مَجْلِساً احْسَنُکُمْ خُلْقاً وَ اشَدُّکُمْ تَواضُعاً وَ انَّ ابْعَدَکُمْ مِنّی یَوْمَ الْقِیمَهِ الثَّرْثارُونَ وَ هُمُ الْمُسْتَکْبِرُونَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 472).
3- (3) - «اَقْبَحُ الْخُلْقِ التَّکَبُّرُ * شَرُّ آفاتِ الْعَقْلِ الْکِبْرُ * ایّاکَ وَ الْکِبْرَ فَاِنَّهُ اعْظَمُ الذُّنُوبِ وَ أَلاَْمُ الْعُیُوبِ وَ هُوَ حِلْیَهُ ابْلیسَ * التَّواضُعُ یَرْفَعُ وَ التَّکَبُّرُ یَضَعُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 329; به نقل از آمدی در غرر).
4- (4) . - «عَلَیْکُمْ بِحُبِّ الْمَساکینِ الْمُسْلِمینَ فَاِنَّ مَنْ حَقَّرَهُمْ وَ تَکَبَّرَ عَلَیْهِمْ فَقَدْ زَلَّ عَنْ دینِ اللهِ وَ اللهُ لَهُ حاقِرٌ ماقِتٌ.» (تحف العقول، فرازی از نامه امام صادق(علیه السلام) به گروهی از شیعیان و یاران آن حضرت).

نقل شده است که امام رضا (علیه السلام) در نامه اش به مأمون، و امام صادق (علیه السلام) در حدیث «شرایع الدین»، کبر و استعمال تکبر را در عداد گناهان کبیره شمرده اند.»(1)

علی (علیه السلام) در پیمانش به محمدبن ابی بکر، هنگامی که حکومت مصر را به او واگذار نمود، فرمود: «برای مردم بال بیفکن (یعنی متواضع باش) و پهلویت را نرم دار (یعنی با مدارا باش) و رویت را بگشا (یعنی ترش روی مباش).»(2)

امام رضا (علیه السلام): «کسی که فقیرِ مسلمانی را ملاقات کند و به او نه به آن گونه که با مال داران سلام می کند، سلام کند، در روز قیامت با غضب خداوند عزّوجلّ روبرو می شود.»(3)

ص:46


1- (1) - «(ال-ْکَبائِرُ) هِیَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتی حَرَّمَ اللهُ تَعالی وَ الزِّنا وَ السَّرِقَهُ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ (الی انْ قالَ(علیه السلام) وَ الْکِذْبُ وَ الْکِبْرُ وَ الاِْسْرافُ وَ التَّبْذیرُ وَ الْخِیانَهُ.» الخبر.(وسائل الشیعه، ج 2، ص 464).
2- (2) - «فَاخْفِضْ لَهُمْ جَناحَکَ وَ الِنْ لَهُمْ جانِبَکَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ.» (نهج البلاغه).
3- (3) - «مَنْ لَقی فَقیراً مُسْلِماً فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَی الْغَنِیِّ لَقَی اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیمَهِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 210).

عجب

خودپسندی، از خود راضی بودن، خود بینی، به خود بالیدن، بزرگ انگاشتنِ خود، به جهت وصفی از اوصاف نفسانی، یا به جهت رأی و فکر خود در امور، یا به عمل و کرداری از خود، حالتی بسیار بد و مهلک است و در مدارک دین اسلام از آن مذمت و منع شده است.

ص:47

روایات

امام صادق (علیه السلام): «کسی که خودپسندی بر او وارد شود، هلاک می شود.»(1)

از امام صادق یا امام باقر(علیهما السلام) روایت شده است: «دو نفر وارد مسجد شدند؛ یکی عابد و دیگری فاسق و چون از مسجد خارج شدند فاسق صدّیق بود، و عابد فاسق؛ زیرا چون عابد داخل مسجد شد به عبادت خود می بالید و در این فکر بود، ولی مرد فاسق در فکر پشیمانی از گناهش بود و طلب آمرزش از خداوند متعال می نمود.»(2)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «سه چیز از جمله مهلکات است: هوی و هوسی که پیروی شود و حرص و بخلی که اطاعت گردد، و به خود بالیدن انسان.»(3)

ص:48


1- (1) روایات 1. «مَنْ دَخَلَهُ الْعُجْبُ هَلَکَ.» (وافی، جزء سوّم، ص 151)
2- (2) . «دَخَلَ رَجُلانِ الْمَسْجِدَ احَدُهُما عابِدٌ وَ الاْخَرُ فاسِقٌ فَخَرَجا مِنَ الْمَسْجِدِ وَ الْفاسِقُ صِدّیقٌ وَالْعابِدُ فاسِقٌ وَ ذلِکَ انَّهُ یَدْخُلُ الْعابِدُ الْمَسْجِدَ مُدِلاًّ بِعِبادَتِهِ یُدِلُّ بِها فَیَکُونُ فِکْرَتُهُ فی ذلِکَ وَ یَکُونُ فِکْرَهُ الْفاسِقِ فِی التَّنَدُّمِ عَلی فِسْقِهِ وَ یَسْتَغْفِرُاللهَ تَعالی مِمّا ذَکَرَ مِنَ الذُّنُوبِ.» (همان)
3- (3) . «ثَلثٌ مُهْلِکاتٌ هَوَیً مُتَّبَعٌ وَ شُحٌّ مُطاعٌ وَ اعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ» (وسائل الشیعه، ج 1، باب 23، ص 16)

علی (علیه السلام): «از نادانی همین بس تو را، که به دانشت ببالی.»(1)

علی (علیه السلام): «کار بدی که تو را بد آید و بد حال کند، بهتر است نزد خداوند از کار نیکی که تو را به عجب آورد.»(2)

علی (علیه السلام): «معجب شدن آدمی به نفس خود (یعنی خودپسندی آدمی) دلیل بر ضعف عقل اوست.»(3)

امام باقر (علیه السلام): «سه چیز شکنندۀ پشت است: کسی که عمل (خیر) خود را زیاد شمرد، گناه خود را فراموش کند و به رأی خود معجب و خودپسند شود.»(4)

امام کاظم (علیه السلام): «برای عجب درجاتی است که از آن جمله این است که: کار بد انسان در نظرش به صورت خوبی جلوه کند و آن را نیکو ببیند؛ پس او را کار بد، خوش آید و به خود ببالد و پندارد که کاری نیکو کرده است...(5)

و از آن جمله این است که عبد به پروردگار خود ایمان آورد و منّت بر او نهد و حال آن که خدا را بر او منت است.»(6)

ص:49


1- (1) . «حَسْبُکَ مِنَ الْجَهْلِ انْ تُعْجِبَ بِعِلْمِکَ.» (همان، باب 23، ص 17)
2- (2) . «سَیِّئَهٌ تَسُوءُکَ خَیْرٌ عِنْدَاللهِ مِنْ حَسَنَه تُعْجِبُکَ.» (همان)
3- (3) . «اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلیلٌ عَلی ضَعْفِ عَقْلِهِ.» (همان، ص 16)
4- (4) . «ثَلثٌ قاصِماتُ الظَّهْرِ رَجُلٌ اسْتَکْثَرَ عَمَلَهُ وَ نَسِیَ ذُنُوبَهُ وَ اعْجَبَ بِرَأْیِهِ.» (همان، ج 1، باب 22، ص 15)
5- (5) . «لِلْعُجْبِ دَرَجاتٌ مِنْها انْ یُزَیَّنَ لِلْعَبْدِ سُوءُ عَمَلِهِ فَیَراهُ حَسَناً فَیُعْجِبُهُ وَ یَحْسِبُ انَّهُ یُحْسِنُ صُنْعاً وَ مِنْها انْ یُؤْمِنَ الْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَیَمُنُّ عَلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ للهِ عَلَیْهِ فیهِ الْمَنُّ.» (همان، باب 23، ص 16)
6- (6) . بدترین اقسام عجب همین قسم است، خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالاً * اَلَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً؛ بگو (ای رسول ما به مردم) آیا شما رای خبر دهیم به زیانکارترین اشخاص؟ کسانی که کوشش شان در زندگی دنیا، تباه شد در حالی که خویش رای نیکوکار می پنداشتند.» (کهف، 103 و 104)

منشأ عُجب در انسان، نوعاً نادانی است. معجب، خود و خدا را به درستی نشناخته و فقر ذاتی خود و عظمت خدا را نمی داند؛ از این جهت به کمالات مادّی و بدنی و روحی خود و به رأی و فکر و کارهای حسنۀ خود می بالد، غافل از این که کمالات روحی و نعمت های مادی از فضل و جانب خدا است و فکر صحیح و رأی صواب و کارهای حسنه نیز، همه به توفیق و تأیید خداوند است...

پس جای خودپسندی و عجب برای انسان نیست و گاه همین عجب و خودپسندی موجب و منشأ خودستایی در انسان می شود.(1)

ص:50


1- (1) «وَ ما بِکُمْ مِنْ نِعْمَهٍ فَمِنَ اللّهِ.» (نحل، 53)«وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکی مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لکِنَّ اللّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.» (نور، 21)«إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّاسِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یَشْکُرُونَ.» (غافر، 61)«ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ.» (نساء، 79)

خودستایی

تزکیۀ نفس: خود ستودن. در قرآن کریم و احادیث از خودستایی مذمّت و منع شده است. ستاییدن خود، مدح و ثنای خود گفتن است. قرآن در مقام مذمت اشخاصی که خود را می ستایند می فرماید:

ص:51

قرآن کریم

«آیا نظر نیفکندی به سوی آنان که تزکیۀ نفس و خودستایی می نمایند (چه کار قبیحی می کنند)، بلکه خداست که (می تواند) هر کس را بخواهد (و شایسته باشد) تزکیه نموده و بستاید، و به اندازۀ رشتۀ باریکی هم که در میان شکاف دانه خرما است، ظلم و ستم نمی شوند.»(1)

«خداوند به (احوال و چگونگی های) شما داناتر است هنگامی که شما را (از نطفه و نطفه را از غذا و غذا را) از زمین ایجاد فرمود و هنگامی که شما در شکم های مادرانتان جنین بودید؛ پس تزکیۀ نفس (یعنی خودستایی) نکنید (بلکه خدا را سپاس و ستایش کنید به نعمت هایی که در خود و با خود می بینید). او داناتر است به کسی که پرهیزکار است.»(2)

ص:52


1- (1) قرآن کریم 1. «أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلاً.» (نساء، 49)
2- (2) . «هُوَ أَعْلَمُ بِکُمْ إِذْ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّهٌ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقی.» (نجم، 32)

«و اما نعمت پروردگارت را بیان کن ( با نسبت دادن به پروردگار متعال، از آن سخن بگو.»(1)

روایات

امام باقر (علیه السلام): «احدی از شما به کثرت نماز و روزه و زکات و قربانیش (یا سایر عباداتش) افتخار نکند که خداوند عزّوجلّ داناتر است به کسی که پرهیزکار شود از شما».(2)

از امام صادق (علیه السلام) در مورد معنی آیۀ«فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ» سؤال شد. آن حضرت فرمود: «گفتار انسان که (در مقام تزکیه و خودستایی) گوید: دیشب نماز خواندم، دیروز روزه گرفتم و مانند این.»(3)

ص:53


1- (1) . «وَ أَمّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ.» (ضحی، 11)
2- (2) روایات 3. فی تَفْسیرِ الصّافی عَنِ الْعِلَلِ عَنِ الْباقِر(علیه السلام) فی آیَه«فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقی»: «لا یفتخر احدکم بکثره صلوته و صیامه و زکوته و نسکه لا الله عزوجل اعلم بمن اتقی منکم.»
3- (3) . فِی الصّافی عَنِ الْمَعانی عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) انَّهُ سُئِلَ عَنْ هذِهِ الاْیَه«فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ» فَقالَ(علیه السلام): «قول الانسان صلیت البارحه و صمت امس و نحو هذا.»

از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: «آیا جایز است که شخص تزکیۀ نفس خود کند؟ فرمود: بلی، در موقع اضطرار (که نوعاً هر حرامی حلال می شود). آیا نشنیده ای قول یوسف (علیه السلام) را:" اجْعَلْنِی عَلی خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ" ، و قول عبد صالح را:" وَ أَنَا لَکُمْ ناصِحٌ أَمِینٌ " یعنی یوسف (علیه السلام) در موقع ضرورت، از خود تعریف کرده و خود را «نگهبانی بسیار دانا» معرفی کرده و صالح (علیه السلام) نیز خود را «خیرخواهی امین» معرفی نموده است».(1)

ص:54


1- (1) . فِی الصّافی، عَنِ الْعَیّاشِی، عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) انَّهُ سُئِلَ: «هل یجوز ان یزکی المرء نفسه.» قالَ(علیه السلام): «نَعَمْ إِذَا اضْطُرَّ الَیْهِ; اما سَمِعْتَ قَوْلَ یُوسُفَ(علیه السلام) «اِجْعَلْنی عَلی خَزائِنِ الاَرْضِ انّی حَفیظٌ عَلیمٌ» وَ قَوْلَ الْعَبْدِ الصّالِحِ" وَ انَا لَکُمْ ناصِحٌ امینٌ ".»

حسد (رشک)

از بدترین رذائل و عیوب، اظهار حسد است که در اسلام از آن نهی شده است. حسد عبارت است از آرزوی زوال نعمتی از دیگری، تا همان نعمت به او داده شود؛ و اگر مثل آن نعمت را از خدا بخواهد و آرزوی زوال آن را از دیگران نکند، آن را

ص:55

غبطه خوانند که مذموم نیست. ضد صفت حسد، صفت خیرخواهی (برای مردم) است.

قرآن کریم

«بلکه آنان بر آنچه خداوند به مردم از فضل خود داده رشک می برند.»(1)

«چیزی را که خدا با آن بعضی از شما را به بعض دیگر فزونی و برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه به دست آورده اند بهره ای است و زنان را نیز از آن چه کسب نموده اند بهره ای؛ و از فضل خدا بخواهید (تا مثل آن چه را که به دیگران داده است، به شما هم بدهد؛ نه این که آن نعمت را از دیگری زایل کند و به شما بدهد) که خداوند به همه چیز دانا است.»(2)

ص:56


1- (1) قرآن کریم 1. «أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ.» (نساء، 54)
2- (2) . «وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلی بَعْضٍ لِلرِّجالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ وَ سْئَلُوا اللّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ کانَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلِیماً.» (نساء، 32)

روایات

در تفسیر آیۀ شریفۀ فوق از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود: «یعنی احدی از شما نگوید: ای کاش آن چه به فلانی - از مال و نعمت و زن نیکو - داده شده است، مال من بود؛ این حسد است؛ جایز است بگوید: پرودگارا! مثل آن را به من عطا فرما.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «آفت دین، رشک و خودپسندی و نازیدن است.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «همانا رشک، ایمان را می خورد؛ چنان که آتش هیزم را.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «همانا مؤمن غبطه(4) می خورد و رشک نمی ورزد، و منافق رشک می ورزد و غبطه نمی خورد»؛(5)

ص:57


1- (1) روایات 1. عَنِ الصَّادِقِ(علیه السلام) فی تَفْسیرِ اْلآیَه: «اَیْ لایَقُلْ احَدُکُمْ لَیْتَ ما اعْطِیَ فُلانٌ مِنَ الْمالِ وَ النِّعْمَهِ وَ الْمَرْئَهِ الْحَسْناءِ کانَ لی فَاِنَّ ذلِکَ یَکُونُ حَسَداً وَ لکِنْ یَجُوزُ انْ یَقُولَ اللّهُمَّ اعْطِنی مِثْلَهُ.» (تفسیر صافی، به نقل از مجمع)
2- (2) . «آفَهُ الدّینِ الْحَسَدُ وَالْعُجْبُ وَالْفَخْرُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 470)
3- (3) . «اِنَّ الْحَسَدَ لَیَأْکُلُ الاْیمانَ کَما تَأْکُلُ النّارُ الْحَطَبَ.» (همان)
4- (4) . «اِنَّ الْمُؤْمِنَ یَغْبِطُ وَ لایَحْسُدُ وَالْمُنافِقُ یَحْسُدُ وَ لایَغْبِطُ.» (همان)
5- (5) . معنی غبطه در اول این بحث گذشت.

امام صادق (علیه السلام): «از خدا بپرهیزید و به یکدیگر رشک مَوَرزید.»(1)

امام کاظم (علیه السلام): «بهترین چیزی که بعد از معرفت خدا، به وسیلۀ آن، عبد به خداوند تقرب پیدا می کند نماز است و نیکی به پدر و مادر و ترک رشک و خودپسندی و فخر (نازیدن).»(2)

علی (علیه السلام): «حسد سرآمد عیب هاست.»(3)

* «حسود، آقا نمی شود.»

* «حسود دائماً بیمار است، گرچه جسمش سالم باشد.»

* «ثمرۀ حسد، بدبختی دنیا و آخرت است.»

* «سرآمد رذائل، حسد است.»

* «از حسد بپرهیز که حسد بدترین خوی و زشت ترین طبیعت است.»

ص:58


1- (1) . «اِتَّقُوا اللّهَ وَ لایَحْسُدْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً.» (همان)
2- (2) . «اَفْضَلُ مایَتَقَرَّبُ بِهِ الْعَبْدُ الَی اللهِ بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ بِهِ، الصَّلوهُ وَ بِرُّالْوالِدَیْنِ وَ تَرْکُ الْحَسَدِ وَالْعُجْبِ وَالْفَخْرِ.» (تحف العقول، از وصیت امام کاظم علیه السلام به هشام)
3- (3) . «اَلْحَسَدُ رَأْسُ الْعُیُوبِ * الْحَسُودُ لایَسُودُ * الْحَسُودُ دَائِمُ السُّقْمِ وَاِنْ کانَ صَحیحَ الْجِسْمِ * ثَمَرَهُ الْحَسَدِ شَقاءُ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ * رَأْسُ الرَّذائِلِ الْحَسَدُ * ایّاکَ وَالْحَسَدَ فَاِنَّهُ شَرُّ شیمَه وَاَقْبَحُ سَجِیَّه.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 328، به نقل از آمدی در «غرر»)

بخل

بخل یکی از صفات رذیله است که در اسلام از آن مذمت شده است. این صفت موجب پستی و تضییع شأن و شرف آدمی و محرومیّت نیازمندان از حقوق حقۀ آن هاست.

ص:59

قرآن کریم

«آنان که در آن چه خداوند از فضل خویش به ایشان عطا کرده، بخل می ورزند، نپندارند که آن بخل برایشان خیر است، (نه) بلکه برایشان شرّ است.»(1)

«هان! شما کسانی هستید که فراخوانده می شوید تا در راه خدا انفاق کنید پس برخی از شما کسانی اند که بخل می ورزند؛ و کسی که بخل می ورزد، جز این نیست که بر خود بخل می کند (و به خود ضرر زده است) و خداوند بی نیاز است و شما نیازمندانید.»(2)

«مسلماً خداوند کسی را که متکبر و نازان باشد دوست ندارد. همان کسانی که بخل می ورزند و مردم را به بخل وا می دارند و آنچه را که خداوند از فضل خود به

ص:60


1- (1) قرآن کریم 1. «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ.» (آل عمران، 180)
2- (2) . «ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَمِنْکُمْ مَنْ یَبْخَلُ وَ مَنْ یَبْخَلْ فَإِنَّما یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللّهُ الْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ.» (محمّد، 38)

آنان داده است پنهان می کنند، و برای کسانی که کافر (به نعمت خداوند) هستند عذابی خوارکننده مهیا کرده ایم.»(1)

روایات

امام رضا (علیه السلام): «سخاوتمند، به خدای متعال، به مردم، و به بهشت نزدیک است. شخص بخیل، از خدا و بهشت و امردم دور است.»(2)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «از بخل و حرص بپرهیزید و بترسید! که پیش از شما کسانی به جهت آن هلاک شدند. بخل و حرص آنان را به دروغ واداشت،

ص:61


1- (1) . «إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً * اَلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ عَذاباً مُهِیناً.» (نساء، 36 و 37)
2- (2) روایات 2. «اَلسَّخِیُّ قَریبٌ مِنَ اللهِ تَعالی قَریبٌ مِنَ النّاسِ قَریبٌ مِنَ الْجَنَّهِ، وَ الْبَخیلُ بَعیدٌ مِنَ اللهِ تَعالی بَعیدٌ مِنَ الْجَنَّهِ بَعیدٌ مِنَ النّاسِ.» (مستدرک الوسائل، ج 1، صفحه 507؛ به نقل از «عیون اخبار» صدوق)

دروغ گفتند؛ و به ستم واداشت، ستم کردند، و به بریدن از هم وادار کرد، پس از هم بریدند.»(1)

امام باقر (علیه السلام): «شخص با ایمان، ترسو و آزمند و بخیل نمی شود.»(2)

ص:62


1- (1) . «اِیّاکُمْ وَ الشُّحَّ فَاِنَّما هَلَکَ مَنْ کانَ قَبْلَکُمْ بِالشُّحِّ، امَرَهُمْ بِالْکِذْبِ فَکَذَبُوا وَ امَرَهُمْ بِالظُّلْمِ فَظَلَمُوا وَ امَرَهُمْ بِالْقَطیعَهِ فَقَطَعُوا.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 6)
2- (2) . «لایَکُونُ الْمُؤْمِنُ جَباناً وَ لاحَریصاً وَ لاشَحیحاً.» (همان)

حسن خلق

یکی از صفات نیکو، حسن خلق است که از آن در اسلام مدح بسیار و از ضد آن (بدخلقی) نکوهش زیادی شده است.

ص:63

قرآن کریم

در قرآن کریم، خطاب به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: «و اگر تندخو و سخت دل بودی، مردم از گرد تو پراکنده می شدند.»(1)

روایات

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کامل ترین مؤمنین از لحاظ ایمان، نیکوترین آنان از لحاظ خلق است.»(2)

جعفربن محمد (علیه السلام): «کامل ترین مردم از لحاظ خرد، نیکوترین آنان از لحاظ خلق است.»(3)

ص:64


1- (1) قرآن کریم 1. «وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ.» (آل عمران، 159)
2- (2) روایات 2. «اَکْمَلُ الْمُؤْمِنینَ ایماناً احْسَنُهُمْ خُلْقاً.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 221)
3- (3) . «اَکْمَلُ النّاسِ عَقْلاً احْسَنُهُمْ خُلْقاً.» (همان)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هیچ چیز در ترازوی عدل، سنگین تر از حسن خلق نیست.»(1)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خوش خلق باشید که سرانجام آن، ناچار بهشت است؛ و دوری جویید از بدخلقی که سرانجام آن ناچار آتش است.»(2)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «روز رستاخیز، در میزان شخص، چیزی افضل از حسن خلق گذاشته نمی شود.»(3)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «حتماً برای صاحب خلق نیکو، مانند اجر روزه دار و شب زنده دار است.»(4)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خلق بد، عمل (نیک) را فاسد می کند، هم چنان که سرکه عسل را.»(5)

ص:65


1- (1) . «ما مِنْ شَیْ ء اثْقَلُ فِی الْمیزانِ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.» (همان)
2- (2) . «عَلَیْکُمْ بِحُسْنِ الْخُلْقِ فَاِنَّ حُسْنَ الْخُلْقِ فِی الْجَنَّهِ لا مَحالَهَ، وَ ایّاکُمْ وَ سُوءَ الْخُلْقِ فَاِنَّ سُوءَ الْخُلْقِ فِی النّارِ لا مَحالَهَ.» (وسایل الشیعه، ج 2، ص 221)
3- (3) . «ما یُوضَعُ فی میزانِ امْرِء یَوْمَ الْقِیمَهِ افْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.» (همان)
4- (4) . «اِنَّ صاحِبَ الْخُلْقِ الْحَسَنِ لَهُ مِثْلُ اجْرِ الصّائِمِ الْقائِمِ.» (همان)
5- (5) . «اَلْخُلْقُ السَّیِّئُ یُفْسِدُ الْعَمَلَ کَما یُفْسِدُ الْخِلُّ الْعَسَلَ.» (همان)

امام صادق (علیه السلام): «به راستی خلق بد، ایمان را فاسد می کند، هم چنان که سرکه عسل را.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «کسی که بد خلق باشد، خودش را به عذاب افکنده است.»(2)

علی (علیه السلام): «هیچ توبه کاری نیست، مگر اینکه توبۀ او گاه برای وی سالم می ماند، جز بد خلق (که توبه او همیشه شکسته می شود) چون بد خلق از گناهی توبه نمی کند، مگر این که در گناه دیگری، بدتر از آن واقع می شود.»(3)

در بیان اندازه و حد حسن خلق، از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: «نرم می کنی جانبت را (یعنی خشن و متکبّر مباش) و پاکیزه می کنی کلامت را، و برادر (مسلمانت) را با روی باز و نیکو روبرو می شوی.»(4)

ص:66


1- (1) . «اِنَّ سُوءَ الْخُلْقِ لَیُفْسِدُ الاْیمانَ کَما یُفْسِدُ الْخِلُّ الْعَسَلَ.» (همان، ص 475)
2- (2) . «مَنْ ساءَ خُلْقُهُ عَذَّبَ نَفْسَهُ.» (همان)
3- (3) . ما مِنْ تائِب الاّ وَ قَدْ تَسْلَمُ لَهُ تَوْبَتُهُ ما خَلاَ السَّیِّئَ الْخُلْقَ لاَنَّهُ لایَتُوبُ مِنْ ذَنْب الاّ وَقَعَ فی غَیْر اشَرَّ مِنْهُ.» (همان، ص 476)
4- (4) . فی بَیانِ حَدِّ حُسْنِ الْخُلْقِ رُوِیَ عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام): «تُلَیِّنُ جَناحَکَ وَ تُطیبُ کَلامَکَ وَ تَلْقی اخاکَ بِبِشْر حَسَن.» (همان، ص 222)

صبر

در اسلام نسبت به صبر، تحریص اکیدی شده و موجب پیروزی و موفقیت در جمیع امور است.

ص:67

قرآن کریم

«ای گروهی که ایمان آورده اید (بر انجام فرایض و احتراز از منکرات و در مصائب و در پیشرفت جمیع امور) به صبر و مقاومت، و به خواندن نماز مدد جویید و کمک بگیرید، که خداوند با صابران است.»(1)

«و (ای رسول ما) صابران را بشارت ده؛ آنان که چون مصیبتی به ایشان رسد، گویند که ما (بنده و) از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم. درود و صلوات عظیم و رحمتی بزرگ از پروردگارشان بر آنان، آنانند که به هدایت نائل و رهبری شده اند.»(2)

«و (ای رسول ما)! متواضعان را بشارت بده؛ آنان که چون ذکر خدا شود دل هاشان (از عظمت او) به ترس افتد، و صابرین بر مصیبت را (بشارت بده)، و

ص:68


1- (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ.» (بقره، 153)
2- (2) . «وَ بَشِّرِ الصّابِرِینَ * اَلَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قالُوا إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ * أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.» (بقره، 155 و 156 و 157)

(بشارت بده) آنان را که برپا دارندۀ نمازند (به حدود و شرایط آن) و از آن چه ما به ایشان روزی کرده ایم انفاق می کنند.»(1)

«کسانی که ایمان آورده و کارهای صالح و شایسته کرده اند، آنان را در غرفه هایی از بهشت جا می دهیم که از زیر آن ها نهرها جاری می شود؛ در آن جا جاوید خواهند بود. چه نیکوست اجر عمل کنندگان؛ آنان که (در مصیبت ها و انجام طاعات و اجتناب از معاصی) صبر کرده و بر پروردگارشان اعتماد و توکل می کنند.»(2)

«جز این نیست که اجر صابرین، بی حساب و تمام و کامل داده می شود.»

«سوگند به عصر! که انسان در خسران و زیان است؛ جز آنان که ایمان آورده و کارهای صالح و شایسته کرده و به یکدیگر سفارش به حق و سفارش به صبر و بردباری نموده اند.»(3)

ص:69


1- (1) . «وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ * اَلَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصّابِرِینَ عَلی ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقِیمِی الصَّلاهِ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ.» (حج، 34 و 35)
2- (2) . «وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّهِ غُرَفاً تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ * اَلَّذِینَ صَبَرُوا وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ.» (عنکبوت، 58 و 59)
3- (3) . «وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ.» (سوره عصر)

«و چه بسا پیغمبری که به همراهی او جماعت کثیری جنگ کردند و از صدماتی که به آنان در راه خدا رسید، سست نشدند و ضعیف نگشتند و خضوع و خشوع (به دشمن) ننمودند؛ و خداوند صابران را دوست دارد.»(1)

روایات

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «صبر سه قسم است: صبر هنگام مصیبت، صبر بر طاعت، صبر از معصیت.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «صبر نسبت به ایمان، به منزلۀ سر است نسبت به تن؛ پس هم چنان که سر، اگر برود تن از بین می رود و هلاک می شود، صبر هم چون برود ایمان می رود.»(3)

ص:70


1- (1) . «وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللّهُ یُحِبُّ الصّابِرِینَ.» (آل عمران، 146)
2- (2) روایات 2. «اَلصَّبْرُ ثَلثَهٌ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَهِ وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَهِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَهِ.» (وافی، جزء دوّم، ص 66)
3- (3) . «اَلصَّبْرُ مِنَ الاْیمانِ بِمَنْزِلَهِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاِذا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ کَذلِکَ إِذا ذَهَبَ الصَّبْرُ ذَهَبَ الاْیمانُ.» (همان، جزء سوّم، ص 65)

علی (علیه السلام): «صبر در همۀ امور به منزلۀ سر است نسبت به تن؛ هم چنان که سر اگر از تن جدا شود تن فاسد می شود، صبر هم اگر از امور جدا شود امور فاسد می گردد.»(1)

علی (علیه السلام): «صبر دو گونه است: صبر به هنگام مصیبت که نیکوست و نیکوتر از آن، صبر در برابر آن چه که خدای عزّوجلّ آن را حرام فرموده است (صبر بر ترک معصیت).»(2)

علی بن الحسین (علیه السلام): «صبر نسبت به ایمان به منزلۀ سر نسبت به تن است؛ و کسی که صبر ندارد، ایمان ندارد.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «بر تو باد صبر در جمیع امور که خداوند تعالی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث نمود، آن گاه او را به صبر و رفق و مدارا امر کرد»(4) و فرمود:

ص:71


1- (1) . «اَلصَّبْرُ فِی الاُمُورِ بِمَنْزِلَهِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاِذا فارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ وَ اذا فارَقَ الصَّبْرُ الاُمُورَ فَسَدَتِ الاُمُورُ.» (همان، ص 66)
2- (2) . «اَلصَّبْرُ صَبْرانِ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَهِ حَسَنٌ جَمیلٌ وَ احْسَنُ مِنْ ذلِکَ الصَّبْرُ عِنْدَ ما حَرَّمَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْکَ.» (وافی، جزء سوّم، ص 65)
3- (3) . «الَصَّبْرُ مِنَ الاْیمانِ بِمَنْزِلَهِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لاایمانَ لِمَنْ لاصَبْرَ لَهُ.» (همان)
4- (4) . «عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ فی جَمیعِ امُورِکَ فَاِنَّ اللهَ تَعالی بَعَثَ مُحَمَّداً(صلی الله علیه وآله وسلم) فَأَمَرَهُ بِالصَّبْرِ وَ الرِّفْقِ، فَقالَ: وَاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمیلاً وَ ذَرْنی وَ الْمُکَذِّبینَ اولِی النَّعْمَهِ. وَ قالَ تَعالی: ادْفَعْ بِالَّتی هِیَ احْسَنُ فَاِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ کَاَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیم وَ ما یُلَقّیها الاَّ الَّذینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقّیها الاّ ذُو حَظّ عَظیم.» الخبر. (همان، ص 67)

«ای رسول ما! بر اذیت مشرکین صابر باش و از آن ها به خوشی و نرمی و مدارا کناره گیری کن و آن ها را که به نعمت ما نائل شده و به جای شکر و سپاس تکذیب و دشمنی می کنند، به ما واگذار». و نیز خداوند در قرآن فرموده: «از بدی ها و مزاحمت کفار و مشرکین به خوشی و مدارا دفاع کن (بدی های آن ها را به نیکی پاسخ گوی)؛ در نتیجه آن که با تو دشمن است مانند دوست، مهربان خواهد شد و این رَویه، شعار صابرین و کسانی است که بهره ای عظیم از تأیید و توفیق خدا دارند.»(1)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «اگر برایت میسر است که مشکلات و مصائب را با صبر و یقین (به مقدّرات و درجات صابرین) تحمل کنی، چه بهتر؛ پس اینطور باش (یعنی با چنین یقینی صبر کن) و اگر صبر و یقین با هم میسّر نیست، دست کم صابر باش؛ زیرا در صبر بر مشکلات و مکروهات منافع بسیاری است و بدان که پیروزی با صبر است و گشایش به دنبال اندوه و گرفتاری (زیرا خداوند در قرآن

ص:72


1- (1) شرح دو آیه، ضمنِ روایت فوق، نوشته شده است، نه عین ترجمه آنها.

کریم فرموده است:) با هر سختی آسانی و گشایشی است (و این جمله در قرآن کریم برای تأکید تکرار شده).»(1)

امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «به راستی من در مورد این غلام (و اعمال و رفتار نامطلوب او) و نیز بر مشکلات خانوادگی و کسانم، آن چنان شکیبایی می ورزم که از حنظل (هندوانۀ ابی جهل) تلخ تر است؛ زیرا کسی که صابر باشد با صبر خود به درجات روزه داران و شب زنده داران و شهدای رکاب پیغمبر می رسد.»(2)

ص:73


1- (1) . «اِنِ اسْتَطَعْتَ انْ تَحَمَّلَ بِالصَّبْرِ مَعَ الْیَقینِ فَافْعَلْ فَاِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَاصْبِرْ فَاِنَّ فِی الصَّبْرِ عَلی ما تَکْرَهُ خَیْراً کَثیراً وَ اعْلَمْ انَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ وَ انَّ الْفَرَجَ مَعَ الْکَرْبِ فَاِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً انَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 455)
2- (2) . «اِنّی لاَصْبِرُ مِنْ غُلامی هذا وَ مِنْ اهْلی عَلی ما هُوَ امَرُّ مِنَ الْحَنْظَلِ انَّهُ مَنْ صَبَرَ نالَ بِصَبْرِهِ دَرَجَهَ الصّائِمِ الْقائِمِ وَ دَرَجَهَ الشَّهیدِ الَّذی قَدْ ضَرَبَ بِسَیْفِهِ قُدّامَ مُحَمَّد(صلی الله علیه وآله وسلم).» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 455)

توکّل به خدا

توکّل به خدا در امور، اظهار و اعتراف به عجز در انجام امور و رسیدن به مقاصد است و نیز اعتماد به خدا کردن است در واگذاری امور به ذات اقدس او. در اسلام یکی از وظایف شخص با ایمان همین است که در جمیع امور توکّل بر خدا داشته باشد. باید دانست که وظیفۀ عبدِ با ایمان در مقام توکل، آن است که برای

ص:74

رسیدن به هر خواسته که اسباب عادی و طبیعی برای آن میسر است به اسباب عادی متمسک شود، ولی رسیدن به مطلوب را سرانجام مشروط به اراده و اذن تکوینی خداوند بداند؛ در این صورت با انجام وظیفۀ عادی (یعنی با تمسک به اسباب) امید و اعتمادش تنها به خواست و لطف خدا باشد که به مقصود نائل شود، آری در موردی که اسباب ظاهری و طبیعی میسر نیست و کاری از دست او بر نیاید، باید فقط و فقط به خداوند قادر متعال توکل نماید.

قرآن کریم

«خدایی جز خدای (واقعی) نیست و باید اهل ایمان تنها بر خدا توکل نمایند.»(1)

«هر که بر خدا توکل نماید، خداوند او را کافی است.»(2)

«مسلماً مؤمنین آنانند که چون به یاد خدا افتند دل هاشان بیمناک شود (از عظمت و مخالفت و معصیت او) و هنگامی که آیات خدا بر ایشان خوانده می شود، ایمان آنان زیاد می ردد و بر پروردگارشان توکل می کنند.»(3)

ص:75


1- (1) قرآن کریم 1. «اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ.» (تغابن، 13)
2- (2) . «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ.» (طلاق، 3)
3- (3) . «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ.» (انفال، 2)

«به راستی، خداوند متوکلین را دوست دارد.»(1)

روایات

امام صادق (علیه السلام): «همانا بی نیازی و عزت، می گردند و در هر موضع (در هر شخصی) که توکل بیابند فرود می آیند و آن جا را وطن خود قرار می دهند.»(2)

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است که فرمودند: «هر کس دوست دارد که (روحاً) از تمام مردم نیرومندتر باشد، باید بر خدا توکل نماید.»(3)

و نیز فرمودند: «هر کس مایل است که پرهیزگارترین مردم شود پس باید توکل بر خدا کند.»(4)

ص:76


1- (1) . «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ.» (آل عمران، 159)
2- (2) روایات 3. «اِنَّ الْغِنی وَالْعِزَّ یَجُولانِ فَاِذا ظَفَرا بِمَوْضِعِ التَّوَکُّلِ اوْطَنا.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 447)
3- (3) . «مَنْ احَبَّ انْ یَکُونَ اقْوَی النّاسِ فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 288; به نقل از روضه الواعظین)
4- (4) . «مَنْ احَبَّ انْ یَکُونَ اتْقَی النّاسِ فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ.» (همان)

اغتصام به خدا

اعتصام به خدا، چنگ زدن به لطف الهی و تمسّک جستن و ملتجی شدن به اوست به منظور حفظ از گمراهی و معصیت خدا، یا از هر شر و مکروه دیگری. اسلام در حالی که به شدت مردم را به سعی و کوشش و تلاش در محیط زندگی

ص:77

برای بهتر زیستن و انتظام زندگانی دستور می دهد آنان را به اعتصام و توسل به خدا در همۀ احوال، تشویق می کند.

قرآن کریم

«ای مردم! شما را دلیل و برهانی (عظیم) از پروردگارتان آمد و به سوی شما نوری واضح فرستادیم؛ پس آنان که به خدا گرویدند و به او متمسّک شدند، خدا به زودی ایشان را در رحمتی از خود و فضلی (عظیم) در می آورد و آنان را به سوی خود به راهی مستقیم هدایت می کند.»(1)

«نماز را بر پا دارید و زکات دهید و به خدا متمسّک و متوسّل شوید، اوست مولای شما، چه نیکو مولا و نیکو یاوری است.»(2)

«و آن که به خدا متمسّک و متوسّل شود، محققاً به راهی راست هدایت یافته است.»(3)

ص:78


1- (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا النّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً * فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَهٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِراطاً مُسْتَقِیماً.» (نساء، 174 و 175)
2- (2) . «فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللّهِ هُوَ مَوْلاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلی وَ نِعْمَ النَّصِیرُ.» (حج، 78)
3- (3) . «وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ.» (آل عمران، 101)

روایات

علی (علیه السلام): «کسی که به خدا متمسک شود، خدا او را نجات دهد.»(1)

* «کسی که متمسک به خدا شود، هیچ شیطانی به او ضرر نرساند.»

امام صادق (علیه السلام): «هر بنده ای که به خواستۀ خداوند توجه نماید، خداوند نیز به خواستۀ او توجه خواهد نمود. و کسی که به خدا اعتصام کند، خداوند او را نگهداری و محافظت فرماید. و کسی که خدا به او اقبال کند و او را حفظ نماید اگر آسمان به زمین افتد یا بلیه ای بر اهل زمین نازل گردد، باکی ندارد و با این که بلا شامل مردم می شود، او در حزب خدا (و در پناه او) است به سبب تقوی و

ص:79


1- (1) روایات 2. «مَنِ اعْتَصَمَ بِاللهِ نَجاهُ * مَنِ اعْتَصَمَ بِاللهِ لَمْ یَضُرُّهُ شَیْطانٌ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 288)

پرهیزکاری؛ مگرنه این است که خداوند می فرماید: "پرهیزکاران در جایگاه امن و امانی می باشند" .»(1)

ص:80


1- (1) . «اَیُّما عَبْدٌ اقْبَلَ قِبَلَ ما یُحِبُّ اللهُ عَزَّوَجَلَّ اقْبَلَ اللهُ قِبَلَ ما یُحِبُّ، وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللهِ عَصَمَهُ اللهُ، وَ مَنْ اقْبَلَ اللهُ قِبَلَهُ وَ عَصَمَهُ لَمْ یُبالِ لَوْ سَقَطَتِ السَّماءُ عَلَی الاَرْضِ اوْ کانَتْ نازِلَهٌ عَلی اهْلِ الاَرْضِ فَشَمَلَتْهُمْ بَلِیَّهٌ کانَ فی حِزْبِ اللهِ (وَ فی رِوایَه فی حِرْزِاللهِ) بِالتَّقْوی مِنْ کُلِّ بَلِیَّه الَیْسَ اللهُ یَقُولُ: "اِنَّ الْمُتَّقینَ فی مَقام امین" .»(وسائل الشیعه، ج 2، ص 447)

خوف و رجا و حسن ظن به خداوند متعال

اگر چه شخص با ایمان از جهت گناه و خطایش، باید پیوسته از عقاب خداوند متعال خائف بوده و از کیفر و مؤاخذۀ او مأمون نباشد، ولی در عین حال باید به رحمت و فضل و غفران پروردگار مهربان نیز امیدوار بوده و حسن ظن به او داشته

ص:81

باشد و هیچ گاه نباید از رحمت قادرِ متعال نا امید گشته و سوءظن به او پیدا کند؛ که یأس از رحمت خداوند و سوءظن به او، از معاصی پروردگار مهربان است.

روایات

امام باقر (علیه السلام): «هیچ بندۀ مؤمنی نیست، مگر این که در قلب او دو نور است: نور خوف (از گناهش که قادر متعال او را عقوبت کند) و نور امید (به رحمت و فضل و غفران پروردگار متعال که او را ببخشد) که اگر این دو نور سنجیده شود، هیچ یک بر دیگری زیادتی نکند.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «مؤمن، مؤمن (حقیقی) نشود تا این که خائف (از گناه و عقابش) و امیدوار (به رحمت پروردگارش) گردد، و خائف و امیدوار نباشد تا این که به جهت خوف و رجائش عامل شود.»(2)

ص:82


1- (1) روایات 1. «لَیْسَ مِنْ عَبْد مُؤْمِن الاّ وَ فی قَلْبِهِ نُورانِ نُورُ خیفَه وَ نُورُ رَجاء لَوْ وُزِنَ هذا لَمْ یَزِدْ عَلی هذا وَ لَوْ وُزِنَ هذا لَمْ یَزِدْ عَلی هذا.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 448)
2- (2) . «لایَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتّی یَکُونَ خائِفاً راجِیاً وَ لایَکُونُ خائِفاً راجِیاً حَتّی یَکُونَ عامِلاً لِما یَخافُ وَ یَرْجُو.» (همان)

امام صادق (علیه السلام): «به خداوند امیدوار باش (ولی) به قسمی که امیدت تو را بر معصیت او جَری نکند، و از خدا بترس (ولی) به نحوی که ترست تو را از رحمت او مأیوس نکند».(1)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خداوند متعال فرموده عمل کنندگان، بر اعمال و عباداتی که برای ثواب دادنِ من به جا می آورند، اتکال و اعتماد نکنند؛ زیرا که ایشان اگر در عبادت من کوشش کنند و خود را به مشقّت اندازند و عمرهای خود را فانی سازند، باز هم در عبادتشان مقصرند و به حقیقت و کنه عبادت من (در آن چه می طلبند از کرامت من و نعیم بهشت ها و درجات رفیع و بلندِ جوارم) نمی رسند؛ ولیکن به رحمت من باید وثوق و اعتماد داشته و به فضل من باید امیدوار باشند و به حسن ظنّ به من باید مطمئن شوند که در این صورت رحمت من به ایشان می رسد و انعام و فضل من، رضوان و خشنودی مرا به ایشان می رساند و مغفرت و آمرزش من، عفو مرا به ایشان می پوشاند؛ زیرا من خداوند رحمان و رحیم هستم و به این اسم، نام گرفته ام».(2)

ص:83


1- (1) . «اُرْجُ اللهَ رَجاءً لایُجَرِّئُکَ عَلی مَعْصِیَتِهِ وَ خَفِ اللهَ خَوْفًا لایُؤْیِسُکَ مِنْ رَحْمَتِهِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 448)
2- (2) . «قالَ اللهُ تَعالی لا یَتَّکِلِ الْعامِلُونَ عَلی اعْمالِهِمُ الَّتی یَعْمَلُونَها لِثَوابی فَاِنَّهُمْ لَوِ اجْتَهَدُوا وَ اتْعَبُوا انْفُسَهُمْ وَ افْنَوْا اعْمارَهُمْ فی عِبادَتی کانُوا مُقَصِّرینَ غَیْرَ بالِغینَ فی عِبادَتِهِمْ کُنْهَ عِبادَتی فیما یَطْلُبُونَ عِنْدی مِنْ کَرامَتی وَ النَّعیمِ فی جَنّاتی وَ رَفیعِ الدَّرَجاتِ الْعُلی فی جِواری وَ لکِنْ بِرَحْمَتی فَلْیَثِقُوا وَ فَضْلی فَلْیَرْجُوا، وَ الی حُسْنِ الظَّنِّ بی

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «قسم به آن که خدایی جز او نیست، هرگز خیر دنیا و آخرت به مؤمنی داده نشده مگر با حسن ظن و امید او به خداوند و حسن خلق و امتناعش از غیبت مؤمنین. قسم به آن که خدایی جز او نیست، خداوند هیچ مؤمنی را بعد از توبه و استغفار عذاب نمی کند مگر به سوءظنش به خداوند و به تقصیرش در رجاء و امید به خداوند و به بدخلقی و غیبتش از مؤمنین. قسم به آن که خدایی جز او نیست، هیچ بندۀ مؤمنی حسن ظن به خداوند نبُرد مگر آن که خداوند به همان حسن ظنش با او رفتار نماید؛ برای این که خداوند کریم است، خیرات به دست اوست، حیا می کند از این که بندۀ مؤمنش به او حسن ظن ببرد و او خلاف ظن و رجاء بنده اش بنماید، پس به خداوند گمان نیکو دارید و به سوی او شوق و رغبت بَرید.»(1)

ص:84


1- (1) . «وَالَّذی لا الهَ الاّ هُوَ ما اعْطِیَ مُؤْمِنٌ قَطُّ خَیْرَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ الاّ بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللهِ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسْنِ خُلْقِهِ وَ الْکَفِّ عَنِ اغْتِیابِ الْمُؤْمِنینَ وَ الَّذی لا الهَ الاّ هُوَ لا یُعَذِّبُ اللهُ مُؤْمِناً بَعْدَ التَّوْبَهِ وَالاِْسْتِغْفارِ الاّ بِسُوء ظَنِّهِ بِاللهِ وَ تَقْصیر مِنْ رَجائِهِ لَهُ وَ سُوءِ خُلْقِهِ وَ اغْتِیابِ الْمُؤْمِنینَ وَ الَّذی لا الهَ الاّ هُوَ لایَحْسُنُ ظَنُّ عَبْد مُؤْمِن بِاللهِ الاّ کانَ اللهُ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ لاَِنَّ اللهَ کَریمٌ بِیَدِهِ الْخَیْرُ یَسْتَحْیی انْ یَکُونَ عَبْدُهُ الْمُؤْمِنُ قَدْ احْسَنَ بِهِ الظَّنَّ ثُمَّ یُخْلِفُ ظَنَّهُ وَ رَجائَهُ فَاَحْسِنُوا بِاللهِ الظَّنَّ وَ ارْغَبُوا الَیْهِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 450)

امام صادق (علیه السلام): «حسن ظن به خداوند این است که جز به خداوند امید، و جز از گناهت، بیم و هراس نداشته باشی.»(1)

ص:85


1- (1) . «حُسْنُ الظَّنِّ بِاللهِ انْ لاتَرْجُوَ الاَّ اللهَ وَ لاتَخافَ الاّ ذَنْبَکَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 450)

راست گویی و دروغ گویی

در اسلام به راست گویی اهمیت زیاد داده شده و راست گویی از فرائض و دروغ گفتن از گناهان است.(1)

ص:86


1- (1) . آری اگر اصلاح بین دو نفر مسلمان متوقف برگفتن دروغی شود، در این صورت، دروغ به قصد اصلاح و رفع فساد جایز است. و نیز اگر جلوگیری از ظلم ظالم و دفع ضرر جانی یا مالی قابل توجه از خود شخص یا برادر مسلمانش متوقف بر گفتن دروغی شود، در این صورت هم به قصد جلوگیری از ظلم، دروغ جایز است. (مدارک مسأله در وسائل الشیعه، ج 2، ص 234 و ج 3، ص 219)

قران کریم

«به درستی که خداوند برای: مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان با ایمان، مردان و زنان عابد، مردان و زنان راست گو، مردان و زنان شکیبا، مردان و زنان خاشع و فروتن، مردان و زنان صدقه دهنده، مردان و زنان روزه دار، مردان و زنانی که فروج خود را از حرام محافظت کنند، و مردان و زنان بسیار یاد کنندۀ خدا، آمرزش و پاداشی بزرگ آماده کرده است.»(1)

روایات

علی (علیه السلام): «هان ای مردم! راست گویید که خدا با راست گویان است و از دروغ دوری کنید که دروغ دور از ایمان است.»(2)

ص:87


1- (1) قرآن کریم 2. «إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصّادِقِینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرِینَ وَ الصّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمِینَ وَ الصّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذّاکِرِینَ اللّهَ کَثِیراً وَ الذّاکِراتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظِیماً.» (احزاب، 35)
2- (2) روایات 1. «اَیُّهَا النّاسُ الا فَاصْدُقُوا انَّ اللهَ مَعَ الصّادِقینَ وَ جانِبُوا الْکِذْبَ فَاِنَّهُ مُجانِبٌ لِلاْیمانِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 84، به نقل از «مشکوه الانوار»)

امام صادق (علیه السلام): «بر شما لازم است پرهیزگاری از (معصیت) خدا و راستی گفتار، و ادای امانت.»(1)

امام باقر (علیه السلام): «دروغ، خرابی ایمان است.»(2)

علی (علیه السلام) «بنده، مزۀ ایمان را نمی چشد تا اینکه دروغ را، چه شوخی باشد و چه جدی، ترک نماید.»(3)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «سه خصلت از نشانه های منافق است: چون سخن راند دروغ گوید؛ هرگاه امینش قرار دهند خیانت کند؛ و چون وعده نماید خلف کند.»(4)

امام رضا (علیه السلام) در نامه اش به مأمون می فرماید: (گناهان کبیره) همان قتل انسان که خداوند آن را حرام کرده و زنا و دزدی و شراب خواری و عاق والدین و

ص:88


1- (1) . «عَلَیْکُمْ بِتَقْوَی اللهِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ اداءِ الاَْمانَهِ.» (همان، ص 60، به نقل از «صفات الشعیه» مرحوم صدوق)
2- (2) . «اَلْکِذْبُ هُوَ خَرابُ الاْیمانِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 233)
3- (3) . «لایَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الاْیمانِ حَتّی یَتْرُکَ الْکِذْبَ هَزْلَهُ وَجِدَّهُ.» (همان، ص 234)
4- (4) . «ثَلثُ خِصال مِنْ عَلاماتِ الْمُنافِقِ: إِذا حَدَّثَ کَذَبَ، وَ إِذَا ائْتُمِنَ خانَ، وَ إِذا وَعَدَ اخْلَفَ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 10؛ مفاد این حدیث در حدیث وسائل الشعیه از کتاب کافی نیز خواهد آمد.)

فرار از... و خوردن مال یتیم و مردار و خون و گوشت خوک و هر چه که بدون اسم خداوند ذبح شود - البته در غیر از حال اضطرار - (تا آن جا که می فرماید) و دروغ گفتن و تکبر ورزیدن و اسراف و حیف و میل کردن و خیانت در امانت.(1)

امام صادق در حدیث «شرایع الدین» که در عداد گناهان کبیره، کذب را ذکر فرموده اند.(2)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «سه (حالت و خصلت) است که در هر کس باشد، منافق است؛ گرچه روزه بگیرد و نماز بخواند و به گمان خود مسلمان باشد: کسی که چون امینش قرار دهند خیانت کند؛ چون سخن رانَد و خبر دهد، دروغ گوید؛ و چون وعده نماید خلف کند.»(3) (و سپس سه آیه را که در متن حدیث مذکور است، به مناسبت ذکر کرده اند.)

ص:89


1- (1) . «(الْکَبائِرُ) هِیَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتی حَرَّمَ اللهُ تَعالی وَ الزِّنا وَ السَّرِقَهُ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ وَ الْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ اکْلُ مالِ الْیَتیمِ ظُلْماً وَ اکْلُ الْمَیْتَهِ وَ الدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزیرِ وَ ما اهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ مِنْ غَیْرِ ضَرُورَه (الی انْ قالَ(علیه السلام) وَ الْکِذْبُ وَ الْکِبْرُ وَ الاِسْرافُ وَ التَّبْذیرُ وَ الْخِیانَهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 464)
2- (2) . «وَ الْکَبائِرُ مُحَرَّمَهٌ وَ هِیَ الشِّرْکُ بِاللهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتی حَرَّمَ اللهُ وَ عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ وَ الْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ اکْلُ مالِ الْیَتیمِ ظُلْماً (الی انْ قالَ(علیه السلام) وَ الْکِذْبُ وَ الاِسْرافُ وَ التَّبْذیرُ وَ الْخِیانَهُ.» (همان، ص 465)
3- (3) . «ثَلثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کانَ مُنافِقاً وَ انْ صامَ وَ صَلّی وَ زَعَمَ انَّهُ مُسْلِمٌ: مَنْ إِذَا ائْتُمِنَ خانَ، وَ إِذا حَدَّثَ کَذَبَ، وَ اذا وَعَدَ اخْلَفَ; انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ فی کِتابِهِ: انَّ اللهَ لایُحِبُّ الْخائِنینَ، وَ قالَ: انْ لَعْنَهَ اللهِ عَلَیْهِ انْ کانَ مِنَ

بدترین دروغ ها

بدترین دروغ ها، دروغ بستن به خدا و پیغمبر و ائمۀ دین (علیهم السلام) است و لذا به شدت از آن منع شده است.

ص:90

قرآن کریم

خداوند متعال در چند مورد از قرآن کریم می فرماید: «ستمکارتر از آن که دروغ به خدا ببندد کیست؟»(1)

در موردی نیز می فرماید: «مسلماً آنان که بر خدا دروغ می بندند، رستگار نمی شوند، (و لذائذ دنیای فعلی آن ها) برخورداری کمی است و (در آخرت) برای آنان عذابی دردناک است.»(2)

روایات

ص:91


1- (1) قرآن کریم 1. «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللّهِ کَذِباً.» (انعام، 21 و 93 و 144; اعراف، 37; یونس، 17; هود، 18; کهف، 15; عنکبوت، 68)
2- (2) . «إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللّهِ الْکَذِبَ لا یُفْلِحُونَ * مَتاعٌ قَلِیلٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ.» (نحل، 116 و 117)

از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است: «اگر کسی سخنی را که من نگفته ام به من ببندد، باید جایگاه خود را از آتش آماده کند.»(1)

امام صادق (علیه السلام) است: «هر کس بر ما دروغ ببندد، بر رسول خدا دروغ بسته است و هر کس بر رسول خدا دروغ ببندد، بر خدا دروغ بسته است و هر کس بر خدا دروغ ببندد، خداوند عزّوجلّ او را عذاب کند.»(2)

نیز از آن حضرت است: «دروغ بر خدا و بر رسول او و بر اوصیاء (علیهم السلام)، از گناهان کبیره است.»(3)

ص:92


1- (1) روایات 1. «مَنْ قالَ عَلَیَّ ما لَمْ اقُلْ فَلْیَتَبَوَّءْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّار.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 234) در ترجمه، «فَلْیَتَبَوَّءْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ» به غیر معنی متن، دو احتمال دیگر می باشد: الف) باید نازل شود به جایگاه خود از آتش. ب) باید بگیرد جایگاه خود را از آتش.
2- (2) . «مَنْ کَذَبَ عَلَیْنا فی شَیْ ء فَقَدْ کَذَبَ عَلی رَسُولِ اللهِ وَ مَنْ کَذَبَ عَلی رَسُولِ اللهِ فَقَدْ کَذَبَ عَلَی اللهِ وَ مَنْ کَذَبَ عَلَی اللهِ عَذَّبَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 234)
3- (3) . «اَلْکِذْبُ عَلَی اللهِ وَ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الاوْصِیاءِ مِنَ الْکَبائِرِ.» (همان)

وفای به عهد (پیمان) و پیمان شکنی

در موضوع وفای به پیمان، نسبت به هر کس که باشد، در اسلام اهمیت زیادی داده شده و از شکستن پیمان، منع شدید شده است.

ص:93

قرآن کریم

«ای کسانی که ایمان آورده اید! به عهد و پیمان ها وفا کنید.»(1)

در اوصاف مؤمنین رستگار می فرماید: «و کسانی که امانت ها و پیمان خود را رعایت کننده اند.»(2)

«به عهد و پیمان وفا کنید که البته به آن (در قیامت) بازخواست خواهید شد.»(3)

پس از آن که در آیات اوّل سورۀ «توبه» به مشرکین معاهد که نقض عهد نموده بودند،(4) اخبار و اعلام برائت و بیزاری از جانب خداوند و رسول می شود و فقط تا چهار ماه به آنان مهلت عدم تعرض داده می شود، می فرماید: «مگر آن مشرکینی که با ایشان معاهده کردید، سپس آن ها چیزی از شرایط عهدنامه را کم نکردند و احدی از دشمنانِ شما را، بر ضرر شما کمک ننمودند؛ پس عهد آنان را تا آخر مدت

ص:94


1- (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ.» (مائده، 1)
2- (2) . «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(الی ان قال تعالی) وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ.» (مؤمنون، 8)
3- (3) . «وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْؤُلاً.» (اسراء، 34)
4- (4) . «إِلاَّ الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئاً وَ لَمْ یُظاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلی مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ.» (توبه، 4)

معاهده، وفا و تمام کنید که (وفای به عهد در این مورد از تقوی است و) هر آینه خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.»

دربارۀ دسته ای از مؤمنین مکه که به مدینه هجرت ننموده بودند، می فرماید: «اگر ایشان از شما (ساکنین مدینه) در دین طلب یاری کنند، پس بر شماست یاریشان کنید؛ مگر بر ضرر قومی (از کفار) که میان شما و ایشان عهد و پیمانی باشد (که در این صورت یاری کردن، حتی به مسلمین، جایز نیست) و خداوند به آن چه می کنید، بیناست.»(1)

روایات

ص:95


1- (1) . «وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلاّ عَلی قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثاقٌ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.» (انفال، 72)

امام صادق (علیه السلام): «سه چیز است که خداوند برای احدی از مردم در آن ها رخصتی قرار نداده است: ادای امانت به نیکوکار و بدکار، وفای به عهد به نیکوکار و بدکار، نیکی به پدر و مادر چه نیکوکار باشند چه بدکار.»(1)

امام باقر (علیه السلام): «سه چیز است که خداوند در آن ها رخصتی قرار نداده است: ادای امانت نسبت به نیکوکار و بدکار، وفای به عهد نسبت به نیکوکار و بدکار، نیکی به پدر و مادر چه نیکوکار باشند و چه بدکار.»(2)

ص:96


1- (1) روایات 1. عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام): «ثَلاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللهُ لاَحَد مِنَ النّاسِ فیهِنَّ رُخْصَهٌ: اداءُ الاَْمانَهِ الَی الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کانا اوْ فاجِرَیْنِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 641، باب 2; به نقل از خصال صدوق)
2- (2) . عَنِ الْباقِرِ(علیه السلام): «ثَلاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللهُ فیهِنَّ رُخْصَهٌ: اداءُ الاَمانَهِ لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کانا اوْفاجِرَیْنِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 48; به نقل از کلینی)

وفای به وعده و خلف وعده

وفای به وعده، هم چنان که نزد عقلا ممدوح، و خلف آن مذموم است، در اسلام به وفای آن ترغیب و تحریص، و از خلف آن منع شده است.

قرآن کریم

ص:97

«ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا می گویید (و وعده می دهید) چیزی را که نمی کنید، این (عمل) که بگویید (و وعده بدهید) چیزی را که نمی کنید نزد خدا بسیار سخت مبغوض است.»(1)

روایات

امام صادق (علیه السلام): «وعدۀ مؤمن به برادر ایمانی اش، نذری است که کفّاره ای بر آن نیست (یعنی اگر خلف کند، با هیچ کفاره ای جبران آن، نتواند کرد) پس هر که خلف وعده کند، در واقع به خلف با خدا شروع کرده و به بغض شدید او دچار شده؛ و این است قول خداوند متعال که فرموده:" یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ ".»2

ص:98


1- (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ * کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ.» (صفّ، 2 و 3)

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام): «خلف وعده، موجب شدت بغض نزد خداوند و مردم است؛ خداوند متعال فرموده:" کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ" .»1

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «هر که به خدا و روز آخرت ایمان آورد، هرگاه وعده کند باید وفا کند.»(1)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «سه (حالت) است که در هر کس باشد منافق است، گرچه روزه بگیرد و نماز بخواند و به گمان خود مسلمان باشد: کسی که چون امین قرار داده شود خیانت کند؛ چون خبر دهد دروغ گوید؛ و چون وعده دهد خلف کند.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «مؤمن برادر مؤمن و چشم او و راهنمای اوست، خیانت و ستم و خدعه و خلف وعده به او نمی کند.»(3)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که با مردم معامله کند و به آنان ظلم نکند، و سخن با مردم گوید و دروغ نگوید، و وعده به آنان دهد و خلف نکند، از

ص:99


1- (2) . «مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ فَلْیَفِ اذا وَعَدَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 222)
2- (3) . «ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کانَ مُنافِقاً وَ انْ صامَ وَ صَلّی وَ زَعَمَ انَّهُ مُسْلِمٌ: مَنْ اذَا ائْتُمِنَ خانَ، وَ اذا حَدَّثَ کَذَبَ، وَ اذا وَعَدَ اخْلَفَ.» (همان، ص 466)
3- (4) . «اَلمُؤْمِنُ اخُ الْمُؤْمِنِ عَیْنُهُ وَ دَلیلُهُ لایَخُونُهُ وَ لایَظْلِمُهُ وَ لایَغُشُّهُ وَ لایَعِدُهُ عِدَهً فَیُخْلِفُهُ.» (همان، ص 288)

کسانی است که مروّتش کامل و عدالتش ظاهر و اخوّتش واجب و غیبتش حرام شده است.»(1)

ص:100


1- (1) . «مَنْ عامَلَ النّاسَ فَلَمْ یَظْلِمْهُمْ وَ حَدَّثَهُمْ فَلَمْ یَکْذِبْهُمْ وَ وَعَدَهُمْ فَلَمْ یُخْلِفْهُمْ فَهُوَ مِمَّنْ کَمُلَتْ مُرُوَّتُهُ وَ ظَهَرَتْ عَدالَتُهُ وَ وَجَبَتْ اخُوَّتُهُ وَ حَرُمَتْ غیبَتُهُ.» (همان، ج 3، ص 417)

عدالت و ظلم

اسلام مردمان را به عدالت و داد، دعوت و امر می کند و از بی عدالتی و ستم به شدت نهی می نماید.

قرآن کریم

ص:101

«به راستی خدا به عدالت و (بلکه) به احسان و تفضّل بر دیگران و عطای به خویشان امر و از کار بسیار زشت و منکر و تجاوز به مردم نهی می کند. خدا شما را پند می دهد شاید متذکّر شوید.»(1)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر معامله ای کردید به ذمّه و دَیْن برای مدت معیّنی، آن را بنویسید و باید میانۀ شما نویسنده ای آن را به درستی و دادگری بنویسد (تا این که می فرماید:) و اگر مدیون، سفیه یا ضعیف (در فهم و علم) باشد و یا (به جهت مانع دیگری؛ چون، گنگی و یا اشتغال به کار لازمی) نتواند املا کند، از جانب او ولیّ او باید به درستی و عدالت، دَیْن را بر نویسنده املا کند.»(2)

«به راستی خداوند به شما امر می کند که امانات را به اهلش ادا کنید و نیز امر می کند که چون بین مردم حکومت می کنید به عدالت حکم نمایید. مسلماً خداوند شما را به خوب چیزی پند می دهد، خداوند شنوای بیناست.»(3)

ص:102


1- (1) قرآن کریم 167. «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی وَ یَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ.» (نحل، 90)
2- (2) . «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ(الی ان قال تعالی) فَإِنْ کانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ... اَلْآیَهَ.» (بقره، 282)
3- (3) . «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللّهَ کانَ سَمِیعاً بَصِیراً.» (نساء، 58)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! پیوسته به عدالت قیام کنید و برای (رضای) خدا شهادت دهید، گر چه آن شهادت به ضرر خودتان یا ضرر پدر و مادر یا خویشانتان باشد، خواه طرف غنی باشد یا فقیرۀ؛ پس خدا نسبت به غنی و فقیر (و رعایت مصلحت آن ها) از شما سزاوارتر است. پس هوای نفس را پیروی نکنید که از حق عدول کنید، و اگر زبان خود را (در ادای شهادت) بگردانید یا از حق کناره جویید، البته خدا به آن چه می کنید آگاه است.»(1)

«ای کسانی که ایمان آورده اید، پیوسته ایستادگان برای (رضای) خدا و گواهان به عدالت باشید و دشمنی با قومی شما را بر آن ندارد که عدالت نکنید، عدالت کنید که عدالت به تقوی نزدیک تر است و از خدا بپرهیزید که خدا به آن چه می کنید آگاه است.»(2)

«و اگر دو گروه از مؤمنین با یکدیگر جنگ کنند بین آن ها اصلاح کنید؛ اگر یکی از این دو گروه بر دیگری تجاوز و ستم کند با آنان که ستم می کنند، جنگ کنید تا

ص:103


1- (1) . «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّهُ أَوْلی بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوی أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً.» (نساء، 135)
2- (2) . «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامِینَ لِلّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلاّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ.» (مائده، 8)

به سوی فرمان خدا برگردند پس اگر برگشتند، با عدالت بین ایشان را اصلاح کنید و (در همه امور) عدالت کنید که خداوند عادلان را دوست دارد.»(1)

«و تمام دهید پیمانه و میزان را به عدالت. تکلیف نمی کنیم نفسی را مگر به قدر طاقتش، و چون سخن گویید، عدالت کنید (و جانب داری نکنید) هر چند آن کس که درباره او سخن می گویید، با شما صاحب قرابت و خویشی باشد.»(2)

«بر نیکوکاری و پرهیزکاری به یکدیگر کمک کنید، و بر گناه و ستم به یکدیگر کمک نکنید.»(3)

«هر که از شما (مردم) ستم کند، به او عذاب بزرگی می چشانیم.»(4)

«تمایل (یا تکیه و اعتماد) نکنید به کسانی که ستم کرده اند، که به شما آتش برسد، و برای شما غیر از خدا دوستانی (یارانی) نخواهد بود، پس کمک و یاری نخواهید شد.»(5)

ص:104


1- (1) . «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَی الْأُخْری فَقاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتّی تَفِیءَ إِلی أَمْرِ اللّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ.» (حجرات، 9)
2- (2) 1. وَ بِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ(انعام، 152)
3- (3) . «وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ.» (مائده، 2)
4- (4) . «وَ مَنْ یَظْلِمْ مِنْکُمْ نُذِقْهُ عَذاباً کَبِیراً.» (فرقان، 19)
5- (5) . «وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ.» (هود، 113)

روایات

امام صادق (علیه السلام): « کسی که به مردم ستم می کند، از شیعیان ما نیست.»(1)

علی (علیه السلام): «دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید.»(2)

پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «حقّاً شرّی که کیفرش سریع تر (از کیفر سایر شرور و معاصی) باشد، ستم و تعدّی است.»(3)

امام باقر (علیه السلام): «تاریکی های رستاخیز، همان ستم های دنیاست.»(4)

پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «بهترین مردم کسی است که مردم از او منتفع شوند؛ بدترین مردم کسی است که مردم از او آزار بینند، و بدتر از او کسی است که مردم او را از ترس بدی و شرّ او اکرام کنند.»(5)

ص:105


1- (1) روایات 5. «لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا مَنْ یَظْلِمُ النّاسَ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 343)
2- (2) . عن علیّ(علیه السلام): «کُونا لِلظّالِمِ خَصْماً وِ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً.» (نهج البلاغه، وصیت امیرمؤمنان به امام حسن و امام حسین علیهما السلام)
3- (3) . «اِنَّ اعْجَلَ الشَّرِّ عُقُوبَهً الْبَغْیُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 477)
4- (4) . «اَلظُّلْمُ فِی الدُّنْیا هُوَ الظُّلُماتُ فِی اْلآخِرَهِ.» (همان، ص 478)
5- (5) . «خَیْرُ النّاسِ مَنِ انْتَفَعَ بِهِ النّاسُ وَ شَرُّ النّاسِ مَنْ تَأَذّی بِهِ النّاسُ وَ شَرٌّ مِنْ ذلِکَ مَنْ اکْرَمَهُ النّاسُ اتِّقاءَ شَرِّهِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 33؛ به نقل از «اختصاص» شیخ مفید)

پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که همراه با ستم کاری برای کمک به او برود، با آن که می داند او ستمکار است، از ایمان خارج شده است.»(1)

پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که با ایمانی را اذیت کند، خدا او را اذیت کند، و کسی که با ایمانی را اندوهناک کند، خدا او را اندوهناک کند.»(2)

علی (علیه السلام): «کسی که ستم کند، ستمش او را هلاک می کند.»(3)

* «کسی که ستم کند، کار خود را فاسد کرده است.»

* «کسی که بر بندگان خدا ستم کند، علاوه بر بندگان (ستم دیده)، خدا هم دشمن او خواهد بود، و کسی که خدا دشمن او شود، حجت او را باطل کند (عذر او را نپذیرد) و او را در دنیا و آخرت عذاب فرماید.»

ص:106


1- (1) . «مَنْ مَشی مَعَ ظالِم لِیُعینَهُ وَ هُوَ یَعْلَمُ انَّهُ ظالِمٌ فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الاْیمانِ.» (همان، ص 437؛ به نقل از «کنز الفوائد» کراجکی)
2- (2) . «مَنْ آذی مُؤْمِناً آذاهُ اللهُ وَ مَنْ احْزَنَهُ احْزَنَهُ اللهُ.» الخبر. (همان، ص 103؛ به نقل از «لب الالباب» قطب راوندی)
3- (3) . «مَنْ جارَ، اهْلَکَهُ جَوْرُهُ * مَنْ ظَلَمَ، افْسَدَ امْرَهُ * مَنْ ظَلَمَ عِبادَاللهِ، کانَ اللهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبادِهِ، وَ مَنْ یَکُنِ اللهُ خَصْمَهُ، یُدْحِضْ حُجَّتَهُ وَ یُعَذِّبْهُ فی دُنْیاهُ وَ مَعادِهِ * ابْعُدُوا عَنِ الظُّلْمِ فَاِنَّهُ اعْظَمُ الْجَرائِمِ وَ اکْبَرُ الْمَآثِمِ * ظُلْمُ الْمَرْءِ فِی الدُّنْیا عُنْوانُ شِقائِهِ فِی الاْخِرَهِ.» (همان، ص 242; به نقل از «غرر» آمدی)

* «از ستم دوری کنید که ستم بزرگ ترین جرم ها و گناهان است.»

* «ستم شخص در دنیا، سرنوشت و نمودار بدبختی اوست در آخرت.»

ص:107

ادای امانت و خیانت

یکی از فرایض و واجبات مهم در اسلام، ادای هر نوع «امانت» است نسبت به هر کس از نیکوکار و بدکار؛ و یکی از بدترین گناهان، «خیانت» است.

قرآن کریم

ص:108

«پس اگر فردی از شما به برخی اطمینان کند و او را امین خود گرداند، آن که امین قرار داده شده است، باید امانت را به صاحبش ادا کند و از (مخالفت) خدا که پروردگار اوست بپرهیزد.»(1)

«به راستی خداوند به شما امر می کند به این که امانت ها را به صاحبانش ادا کنید.»(2)

در وصف مؤمنین رستگار می فرماید: «و آن ها کسانی (هستند) که امانت ها (نزد خود را) و پیمانشان را رعایت کننده اند.»(3)

«به راستی خداوند، اشخاص خائن را دوست ندارد.»(4)

روایات

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که امانت دار نیست، هیچ ایمان ندارد.»(5)

ص:109


1- (1) قرآن کریم 185. «فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ.» (بقره، 283)
2- (2) . «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها.» (نساء، 58)
3- (3) . «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(الی ان قال) وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ.» (مؤمنون، 8)
4- (4) . «إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنِینَ.» (انفال، 58)
5- (5) روایات 1. «لا ایمانَ لِمَنْ لا امانَهَ لَهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 504)

امام زین العابدین (علیه السلام): «بر شما باد ادای امانت! سوگند به کسی که محمّد را به راستی به پیغمبری برانگیخت، اگر کشندۀ پدرم حسین بن علی مرا بر شمشیری، که پدرم را با آن کشت، امین قرار دهد، حتماً آن را به او باز خواهم داد.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «از خدا بپرهیزید. و بر شما باد ادای امانت به کسی که شما را امین قرار دهد، پس اگر کشندۀ علی مرا بر امانتی امین قرار دهد، حتماً امانت او را ادا خواهم کرد.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «ادای امانت کنید، گر چه به کشندۀ حسین بن علی (علیه السلام) باشد.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «بر شما باد پرهیزگاری خدا و راست گویی و ادای امانت.»(4)

ص:110


1- (1) . «عَلَیْکُمْ بِاَداءِ الاَمانَهِ فَوَالَّذی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ انَّ قاتِلَ ابی (الْحُسَیْنِ بْنِ عَلیٍّ(علیه السلام) ائْتَمَنَنی عَلَی السَّیْفِ الَّذی قَتَلَهُ بِهِ لاََدَّیْتُهُ الَیْهِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 641)
2- (2) . «اِتَّقُوا اللهَ وَ عَلَیْکُمْ بِاَداءِ الاَمانَهِ الی مَنِ ائْتَمَنَکُمْ فَلَوْ انَّ قاتِلَ عَلِیٍّ ائْتَمَنَنی عَلی امانَه لاَدَّیْتُها الَیْهِ.» (همان)
3- (3) . «اَدُّوا الاَمانَهَ وَلَوْ الی قاتِلِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلیٍّ علیه السلام.» (همان)
4- (4) . «عَلَیْکُمْ بِتَقْوَی اللهِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ اداءِ الاَمانَهِ.» الخبر. (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 60؛ به نقل از «صفات الشیعه» مرحوم صدوق)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هر کس در دنیا امانتی را خیانت کند و به صاحبش رد نکند، و مرگ او فرا رسد بر غیر ملت من مرده است و خدا را غضبناک ملاقات خواهد نمود.»(1) یعنی در قیامت عذاب الهی شامل حال او خواهد بود.

علی (علیه السلام): «مسلمان چون امین قرار داده شود، خیانت نمی کند و چون وعده دهد، خلاف نمی ورزد و چون سخن گوید، دروغ گو نیست.»(2)

علی (علیه السلام): «از خیانت بپرهیز! زیرا خیانت، بی گمان بدترین گناه است و خائنِ مُعَذَّب به آتش خواهد بود.»(3)

علی (علیه السلام): «از خیانت کناره گیری کنید؛ زیرا بی گمان خیانت، از اسلام برکنار است.»(4)

ص:111


1- (1) . «مَنْ خانَ امانَهً فِی الدُّنْیا وَ لَمْ یَرُدَّها الی اهْلِها ثُمَّ ادْرَکَهُ الْمَوْتُ ماتَ عَلی غَیْرِ مِلَّتی وَ یَلْقَی اللهَ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 641)
2- (2) . «لَیْسَ الْمُسْلِمُ بِالْخائِنِ اذَا ائْتُمِنَ وَ لابِالْمُخْلِفِ اذا وَعَدَ وَ لابِالْکَذِبِ اذا نَطَقَ.» الخبر. (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 505؛ به نقل از «امالی» شیخ مفید)
3- (3) . «اِیّاکَ وَ الْخِیانَهَ فَاِنَّها شَرُّ مَعْصِیَه فَاِنَّ الْخائِنَ لَمُعَذَّبٌ بِالنّارِ عَلی خِیانَتِهِ.» (همان، ص 506؛ به نقل از «غرر» آمدی)
4- (4) . «جانِبُوا الْخِیانَهَ فَاِنَّها مُجانِبَهُ الاِسْلامِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 506؛ به نقل از «غرر» آمدی)

امام صادق (علیه السلام): «سه چیز است که در هر حال (مسلمان) ناگزیر از اداء آنهاست: امانت نسبت به صالح و تبهکار، وفاء به عهد نسبت به صالح و تبهکار، نیکی و طاعت نسبت به پدر و مادر چه صالح باشند و چه تبهکار.»(1)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «احدی را در مالی که نزد تو می نهد، و در امانتی که تو را بر آن امین می نماید، البته خیانت مکن؛ که خدای متعال می فرماید:" إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها " خداوند فرمان می دهد که امانات مردم را به آن ها مسترد نمایید" .»(2)

علی (علیه السلام): «ای کمیل! بدان و بفهم که ما، ترک ادای امانت ها را به احدی از مخلوق اجازه نمی دهیم؛ پس اگر کسی از من در این خصوص اجازه ای را روایت کند، باطل گفته و بزه کار شده و کیفر او آتش می باشد، چون دروغ گفته است. سوگند می خورم که شنیدم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یک ساعت پیش از

ص:112


1- (1) . «ثَلثَهٌ لابُدَّ مِنْ ادائِهِنَّ عَلی کُلِّ حال الاَمانَهُ الَی الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ الَی الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کانا اوْ فاجِرَیْنِ» (همان، ص 505؛ به نقل از «مشکوه الانوار»)
2- (2) . «لاتَخُونَنَّ احَداً فی مال یَضَعُهُ عِنْدَکَ وَ امانَه ائْتَمَنَکَ عَلَیْها فَاِنَّ اللهَ تَعالی یَقُولُ: انَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ انْ تُؤَدُّوا الاَْماناتِ الی اهْلِها.» (همان، ص 506؛ به نقل از «مکارم الاخلاق» طبرسی)

وفاتش که سه مرتبه گفت: ای اباالحسن به نیکوکار و بدکار در چیز کوچک و بزرگ، حتی در نخ و سوزن، ادای امانت را رعایت کن.»(1)

ص:113


1- (1) . «یا کُمَیْلُ اعْلَمْ وَ افْهَمْ انّا لانُرَخِّصُ فی تَرْکِ اداءِ الاَماناتِ لاَحَد مِنَ الْخَلْقِ فَمَنْ رَوی عَنّی فی ذلِکَ رُخْصَهً فَقَدْ ابْطَلَ وَ اثِمَ وَ جَزائُهُ النّارُ بِما کَذَبَ، اقْسَمْتُ لَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) یَقُولُ لی قَبْلَ وَفاتِهِ بِساعَه مِراراً ثَلثاً یا ابَاالْحَسَنِ ادِّالاَْمانَهَ الَی الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ فیما قَلَّ وَ جَلَّ حَتّی فِی الْخَیْطِ وَ الْمِخْیَطِ.» (همان، ص 505؛ به نقل از «بشاره المصطفی» عمادالدین طبری)

کار و کوشش در اسلام

اسلام مردم را برای به دست آوردن احتیاجات زندگی، به کار و کوشش بسیار دستور داده و از بیکاری و تنبلی و سربار دیگران شدن، به شدّت منع نموده است.

قرآن کریم

ص:114

«به تحقیق شما را در زمین مسلّط کردیم، و برای شما در آن وسایل و مایه های زندگی قرار دادیم (تا شما به کوشش خود از زمین و آن چه در آن است استفاده برید و شکر گزارید ولی) شما اندک شکر می کنید.»(1)

«و (خداوند) از رحمت خود، برای شما شب و روز را قرار داد تا در شب بیارمید و (در روز) از فضل او بجویید و تا شکر او گزارید.»(2)

«پس چون نماز به پایان رسید در زمین پراکنده شوید و از فضل و احسان خدا بجویید.»(3)

روایات

امام صادق (علیه السلام): «به راستی خداوند عزّوجلّ، زیادی خواب و زیادی فراغت را مبغوض می دارد.»(4)

ص:115


1- (1) قرآن کریم 1. «وَ لَقَدْ مَکَّنّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَکُمْ فِیها مَعایِشَ، قَلِیلاً ما تَشْکُرُونَ.» (اعراف، 10)
2- (2) . «وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ.» (قصص، 73)
3- (3) . «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ.» (جمعه، 10)
4- (4) روایات 204. «اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُبْغِضُ کَثْرَهَ النَّوْمِ وَ کَثْرَهَ الْفِراغِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 534)

امام کاظم (علیه السلام): «از کسالت و دلتنگی دوری گزین؛ که این دو تو را از بهرۀ دنیا و آخرت باز می دارند.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «در جستجوی معیشت هاتان کسالت مَوَرزید که پدران ما برای طلب معیشت تلاش می کردند.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «از جستجوی معیشت خود، کسالت مورز که سربار دیگری خواهی شد.»(3)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که بار خود را بر دوش دیگری اندازد، ملعون است.»(4)

امام صادق (علیه السلام): «بر شماست پرهیز از (معاصی) خداوند عزّوجلّ و ملازمتِ کاری که به وسیلۀ آن (به شخص) آن چه نزد خداست (از ثواب یا روزی) می رسد. قسم به خدا! که امر نمی کنم شما را مگر به آن چه ما خود را امر می کنم؛ پس بر شماست جدّیّت و کوشش. و چون نماز صبح را بجا آورید به جستجوی روزی و

ص:116


1- (1) . «اِیّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَاِنَّما یَمْنَعانِکَ مِنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ.» (همان)
2- (2) . «لاتَکْسَلُوا فی طَلَبِ مَعایِشِکُمْ فَاِنَّ آبائَنا کانُوا یَرْکُضُونَ فیها وَ یَطْلُبُونَها.» (همان)
3- (3) . «وَ لا تَکْسَلْ عَنْ مَعیشَتِکَ فَتَکُونَ کَلاًّ عَلی غَیْرِکَ.» (همان)
4- (4) . «مَلْعُونٌ مَنْ الْقی کَلَّهُ عَلَی النّاسِ.» (همان، ص 530)

طلب حلال بروید که خداوند شما را به زودی، روزی می دهد و بر آن شما را کمک خواهد کرد.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «جستجوی روزی را از راه حلال وا مگذار و پای شتر خود را ببند و بر خدا توکّل کن (یعنی بدون کسب و تلاش از خدا روزی مخواه).»(2)

عبدالاعلی می گوید: «در بعضی از راه های مدینه، روز تابستانی بسیار گرمی به ابی عبدالله (امام صادق علیه السلام) برخوردم. گفتم: فدایت شوم، حال تو در نزد خدای عزّوجلّ و قرابت تو از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معلوم است، با وجود این در چنین روزی برای خود کوشش می کنی؟ فرمود: ای عبدالاعلی! به جستجوی روزی خارج شدم تا از مثل تو، بی نیازی جویم.»(3)

ص:117


1- (1) . «عَلَیْکُمْ بِتَقْوَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ ما یُنالُ بِهِ ما عِنْدَاللهِ انّی وَاللهِ ما آمُرُکُمْ الاّ بِما نَأْمُرُ بِهِ انْفُسَنا فَعَلَیْکُمْ بِالْجِدِّ وَ الاِجْتِهادِ وَ اذا صَلَّیْتُمُ الصُّبْحَ فَانْصَرَفْتُمْ فَبَکِّرُوا فی طَلَبِ الرِّزْقِ وَ اطْلُبُوا الْحَلالَ فَاِنَّ اللهَ سَیَرْزُقُکُمْ وَ یُعینُکُمْ عَلَیْهِ.» (همان، ص 529)
2- (2) . «لا تَدَعْ طَلَبَ الرِّزْقِ مِنْ حِلِّهِ وَ اعْقَلْ راحِلَتَکَ وَ تَوَکَّلْ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 415، به نقل از «امالی» شیخ مفید)
3- (3) . قالَ عَبْدُالاَعْلی: «اِسْتَقْبَلْتُ اباعَبْدِاللهِ(علیه السلام) فی بَعْضِ طُرُقِ الْمَدینَهِ فی یَوْم صائِف شَدیدِ الْحَرِّ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ حالَکَ عِنْدَاللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ قَرابَتَکَ مِنْ رَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) وَ انْتَ تَجْهَدُ لِنَفْسِکَ فی مِثْلِ هذَا الْیَوْمِ؟ فَقالَ: یا عَبْدَالاَعْلی خَرَجْتُ فی طَلَبِ الرِّزْقِ لاَسْتَغْنِیَ بِهِ عَنْ مِثْلِکَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 529)

ابوعمرو شیبانی می گوید: « اباعبدالله (امام صادق علیه السلام) را بیل در دست دیدم که بر او جامۀ درشتی بود و در بستان خود کار می کرد و عرق از پشتش می ریخت. گفتم: فدایت شوم، بیل را به من ده تا شما را در کارتان کفایت کنم. فرمود: من دوست دارم که مرد در جستجوی معیشت به حرارت آفتاب اذیت کشد.»(1)

فضل بن ابی قرۀ می گوید: «بر ابی عبدالله (امام صادق علیه السلام) در بستان او وارد شدیم، و گفتیم: فدایت شویم، بگذار ما برایت کار کنیم یا غلامان کار کنند. فرمود: نه، واگذارید مرا. میل دارم که خداوند عزوجل مرا ببیند که به دست خود کار می کنم و به اذیت نفس خود، طلب حلال می نمایم.»(2)

علی بن ابی حمزه گوید: «دیدم اباالحسن (موسی بن جعفر علیه السلام) را، در زمین خود کار می کرد و عرق پاهای او را فرا گرفته بود. گفتم: فدایت شوم، مردان کجایند؟ فرمود: ای علی! کسانی که از من و پدرم بهتر بودند، با دست خود در زمینشان کار کردند. گفتم: آنان که بودند؟ فرمود: پیغمبر و امیرالمؤمنین و پدران من همه به

ص:118


1- (1) . قالَ ابُوعَمْرو، الشَّیْبانی: «رَأَیْتُ اباعَبْدِاللهِ(علیه السلام) وَ بِیَدِه مِسْحاهٌ وَ عَلَیْهِ ازارٌ غَلیظٌ یَعْمَلُ فی حائِط لَهُ وَ الْعَرَقُ یَتَصابُّ عَنْ ظَهْرِه. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ اعْطِنی اکْفِکَ. فَقالَ: لی انّی احِبُّ انْ یَتَأَذَّی الرَّجُلُ بِحَرِّ الشَّمْسِ فی طَلَبِ الْمَعیشَهِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 531)
2- (2) . قالَ الْفَضْلُ بْنُ أَبی قُرَّه: «دَخَلْنا عَلی ابی عَبْدِاللهِ(علیه السلام) فی حائِط لَهُ فَقُلْنا لَهُ: جَعَلَنَا اللهُ فِداکَ دَعْنا نَعْمَلْهُ لَکَ اوْ تَعْمَلْهُ الْغِلْمانُ، قالَ: لا، دَعُونی فَاِنّی اشْتَهی انْ یَرانِیَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ اعْمَلُ بِیَدی وَاَطْلُبُ الْحَلالَ فی اذی نَفْسی.» (همان)

دست خود کار می کردند و این از کار پیغمبران و اوصیای ایشان و نیکوکاران است.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «اگر گمان کردی یا به تو خبر رسید که این امر (مردن، یا امر فرج) در فردا خواهد بود، البته باز هم طلب روزی را وامگذار.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «رنجبر کوشا در راه (کسب احتیاجات) عائله اش، مانند مجاهد در راه خداست.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «کشاورزان گنج های خداوند در زمین اویند و نزد خدا، کاری محبوب تر از کشاورزی نیست.»(4)

امام صادق (علیه السلام): «کشاورزان گنج های خلقند، کشت می کنند پاکیزه چیزی را که خداوند (عزّوجلّ) آن را از خاک خارج کرده، و ایشان در روز قیامت بهترین

ص:119


1- (1) . قالَ عَلِیُّ بْنُ أَبی حَمْزَه: «رَأَیْتُ ابَاالْحَسَنِ یَعْمَلُ فی ارْض لَهُ قَدِ اسْتَنْقَعَتْ قَدَماهُ فِی الْعَرَقِ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ ایْنَ الرِّجالُ؟ فَقالَ: یا عَلِیُّ قَدْ عَمِلَ بِالْیَدِ مَنْ هُوَ خَیْرٌ مِنّی وَ مِنْ أَبی فی ارْضِهِ، فَقُلْتُ: وَ مَنْ هُوَ؟ فَقالَ: رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) وَ امیرُالْمُؤْمِنینَ وَ آبائی کُلُّهُمْ کانُوا قَدْ عَمِلُوا بِاَیْدیهِمْ وَ هُوَ مِنْ عَمَلِ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ وَ الاَْوْصِیاءِ وَ الصّالِحینَ.» (همان)
2- (2) . «اِنْ ظَنَنْتَ اوْ بَلَغَکَ انَّ هذَا الاَْمْرَ کائِنٌ فی غَد فَلا تَدَعَنَّ طَلَبَ الرِّزْقِ.» (همان، ص 530)
3- (3) . «اَلْکادُّ عَلی عِیالِهِ کَالْمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللهِ.» (همان، ص 534)
4- (4) . «اَلزّارِعُونَ کُنُوزُ اللهِ فی ارْضِهِ وَ ما فِی الاَْعْمالِ شَیْ ءٌ احَبُّ الَی اللهِ مِنَ الزِّراعَهِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 531)

مردم و مقّرب ترین آنانند از جهت منزلت و مقام، و در آن روز آن ها را به نام مبارک می خوانند.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «کشت بنمایید و درخت بنشانید، قسم به خدا مردم کاری نکرده اند که محبوب تر و پاکیزه تر از این کار باشد.»(2)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هیچ مسلمانی نیست که درختی بکارد و از آن انسانی یا چهارپایی یا پرنده ای بخورد؛ مگر آن که صدقه برای او تا روز قیامت نوشته شود.»(3)

امیرمؤمنان علی (علیه السلام): «کسی که آب و خاکی بیابد و با این حال فقیر بماند، خداوند او را (از رحمت خود) دور کند.»(4)

امام صادق (علیه السلام): «بزرگ ترین کیمیا، زراعت است.»(5)

امیرمؤمنان علی (علیه السلام):

ص:120


1- (1) . «اَلزّارِعُونَ کُنُوزُ الاَْنامِ، یَزْرَعُونَ طَیِّباً اخْرَجَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ، وَ هُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ احْسَنُ النّاسِ مَقاماً وَ اقْرَبُهُمْ مَنْزِلَهً یُدْعَوْنَ الْمُبارَکینَ.» (فروع کافی، ص 404)
2- (2) . «اِزْرَعُوا وَ اغْرِسُوا فَلا وَاللهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً احَبَّ وَ لااَطْیَبَ مِنْهُ.» (همان)
3- (3) . «ما مِنْ مُسْلِم یَغْرِسُ غَرْساً یَأْکُلُ مِنْهُ انْسانٌ اوْ دابَّهٌ اوْ طَیْرٌ الاّ انْ یُکْتَبَ لَهُ صَدَقَهٌ الی یَوْمِ الْقِیامَهِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 418؛ به نقل از «تفسیر» ابوالفتوح رازی)
4- (4) . «مَنْ وَجَدَ ماءاً وَ تُراباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَاَبْعَدَهُ اللهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 531)
5- (5) . «اَلْکیمِیاءُ الاَْکْبَرُ الزَّراعَهُ.» (همان، ص 637)

«تجارت کنید؛ که در تجارت برای شما بی نیازی است از آن چه مردم دارند، و خداوند عزّوجلّ پیشه ور امین را دوست دارد.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «تجارت را وامگذارید که خوار می شوید، تجارت کنید تا خداوند به شما برکت دهد.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «از تجارت باز نایستید و از فضل خداوند عزّوجلّ بجویید و بخواهید.»(3)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «نیکی، ده بخش است و افضل آن ها تجارت است؛ به شرطی که حق گرفته شود و حق داده شود.»(4)

امام صادق (علیه السلام): «به راستی تارک کسب و کار، دعایش مستجاب نشود؛ گروهی از یاران پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چون آیۀ«وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ

ص:121


1- (1) . «تَعَرَّضُوا لِلتِّجاراتِ فَاِنَّ لَکُمْ فیها غِنیً عَمّا فی ایْدِی النّاسِ وَ انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ الْمُحْتَرِفَ الاَْمینَ.» (همان، ص 528)
2- (2) . «لاتَدَعُوا التِّجاراتِ فَتَهُونُوا اتَّجِرُوا بارَکَ اللهُ لَکُمْ.» (همان)
3- (3) . «لاتَکُفُّوا عَنِ التِّجارَهِ وَ الْتَمِسُوا مِنْ فَضْلِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 528)
4- (4) . «اَلْخَیْرُ عَشْرَهُ اجْزاء افْضَلُهَا التِّجارَهُ اذا اخِذَ الْحَقُّ وَ اعْطِیَ الْحَقُّ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 414، به نقل از «تفسیر» ابوالفتوح رازی)

مَخْرَجاً...»1 ، نازل شد، درهای محل کسب و تجارت خود را بسته و به عبادت روی آوردند و گفتند: با این آیه ما کفایت شدیم. این خبر به پیغمبر (صلی الله علی و آله و سلم) رسید. پی ایشان فرستاد و فرمود: چه شما را بر این کار وادار کرد؟ گفتند: ای رسول خدا! خداوند روزی های ما را تَکَفُّل فرمود، پس ما رو به عبادت آوردیم (و دست از کار و جستجوی روزی کشیدیم). پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که چنین کند، دعایش مستجاب نشود، بر شما باد بر طلب روزی.»

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا چند دسته از امت من، دعایشان مستجاب نگردد: کسی که بر پدر و مادر خود نفرین کند، کسی که بر بدهکار خود که مالش را برده و از او سند و شاهدی نگرفته نفرین کند، کسی که بر زن خود، با آن که خداوند عزّوجل رهایی و طلاقش را به دست او نهاده است نفرین کند، و کسی که در خانه بنشیند و دعا کند که خدایا به من روزی ده و خارج نشود و جستجوی روزی نکند. پس خداوند عزّوجلّ فرماید: بندۀ من! آیا برای تو راه طلب و تصرّف در زمین را با اعضای سالم قرار ندادم، تا عذری میان من و تو - در طلب نمودنت

ص:122

برای پیروی امر من - باقی نماند (یا، تا معذور باشی میان من و خودت)، و تا این که بار بر خویشان و کسانت نشوی؟ پس اگر خواستم، تو را روزی (وسیع) دهم و اگر خواستم بر تو تنگ گیرم. و چون طلب کردی، نزد من معذور باشی. و کسی که خداوند به او مال بسیار روزی کند و او تمام آن را خرج کند و رو به دعا آورد و بگوید خدایا روزی ده مرا، خداوند عزّوجلّ به او فرماید: آیا به تو روزی وسیع ندادم؟ پس چرا در خرج، میانه روی نکردی، هم چنان که تو را امر نمودم؟ و چرا اسراف و زیاده روی نمودی با آن که تو را از اسراف نهی کرده بودم؟»(1)

ص:123


1- (1) . «اِنَّ اصْنافاً مِنْ امَّتی لایُسْتَجابُ لَهُمْ دُعائُهُمْ: رَجُلٌ یَدْعُوا عَلی والِدَیْهِ، وَ رَجُلٌ یَدْعُوا عَلی غَریم ذَهَبَ لَهُ بِمالِهِ فَلَمْ یَکْتُبْ لَهُ وَ لَمْ یَشْهَدْ عَلَیْهِ، وَ رَجُلٌ یَدْعُو عَلی امْرَئَتِهِ وَ قَدْ جَعَلَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ تَخْلِیَه سَبیلِها بِیَدِهِ، وَ رَجُلٌ یَقْعُدُ فی بَیْتِهِ وَ یَقُولُ یا رَبِّ ارْزُقْنی وَ لایَخْرُجُ وَ لایَطْلُبُ الرِّزْقَ فَیَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: عَبْدی الَمْ اجْعَلْ لَکَ السَّبیلَ الَی الطَّلَبِ وَ التَّصَرُّفِ فِی الاَْرْضِ بِجَوارِحَ صَحیحَه فَتَکُونَ قَدْ اعْذَرْتَ فیما بَیْنی وَ بَیْنَکَ فِی الطَّلَبِ لاِتِّباعِ امْری وَ لِکَیْلا تَکُونُ کَلاًّ عَلی اهْلِکَ فَاِنْ شِئْتُ رَزَقْتُکَ وَ انْ شِئْتُ قَتَرْتُ عَلَیْکَ وَ انْتَ مَعْذُورٌ عِنْدی، وَ رَجُلٌ رَزَقَهُ اللهُ مالاً کَثیراً فَاَنْفَقَهُ ثُمَّ اقْبَلَ یَدْعُوا یا رَبِّ ارْزُقْنی، فَیَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: الَمْ ارْزُقْکَ رِزْقاً واسِعاً فَهَلاَّ اقْتَصَدْتَ فیهِ کَما امَرْتُکَ وَ لِمَ تُسْرِفُ وَ قَدْ نَهَیْتُکَ عَنِ الاِسْرافِ؟» (همان)

آگاهی

باید دانست که خدمت گزاران فرهنگ دین، از محصلین و مبلّغین و علمای واقعی (نه هر بیکارۀ سودجو و گرگان در لباس میش) در قرون اخیر، اگر غالباً به کسب و تجارت و زراعت و صنعت اشتغالی نداشته اند، نه تنها بیکار و طفیلی اجتماع نبوده و نیستند، بلکه سنگین ترین زحمات و خدمات معنوی و یا مقدمات آن را عهده دار و متحمل بوده اند که با انجام آن ها غالباً فرصت اشتغال به خدمت دیگری ندارند؛ در حالی که از زندگی مادی هم، اگر نگوییم بیش از حد نازل، مسلماً بیش از حد متوسط را بهره ور نشده اند. آری! کسانی که با خدا و انبیا و اوصیای دین، و حفظ و پیشرفت آن (دانسته یا ندانسته) در واقع، مخالفت و دشمنی دارند به یقین با کارکنان فرهنگ دین هم پیوسته در مقام دشمنی و افترا و خرده گیری بوده و هستند و برای تشریح این حقیقت مجالی جداگانه لازم است.

ص:124

صنعت

کارخانجات و ساختن همه گونه وسایل و آلات و ادواتی که به نفع بشر و موردنیاز زندگی مشروع آنان است (نه مانند صنعت شراب) در اسلام مباح و حلال است.

روایات

امام صادق (علیه السلام): «انواع و اقسامِ آلات و ادواتی که بندگان خدا به آن ها نیاز دارند که منافع ایشان از آنهاست و قوام زندگی شان به آن ها، و کفایت احتیاجاتشان

ص:125

در آنهاست. ساختن و آموختن آن، کار کردن با آن و در آن، برای خود یا غیر خود، حلال است.»(1)

ص:126


1- (1) روایات 1. «اَنْواعُ صُنُوفِ الاْلاتِ الَّتی یَحْتاجُ الَیْهَا الْعِبادُ، مِنْها مَنافِعُهُمْ وَ بِها قِوامُهُمْ وَ فیها بُلْغَه جَمیعِ حَوائِجِهِمْ فَحَلالٌ فِعْلُهُ وَ تَعْلیمُهُ وَالْعَمَلُ بِهِ وَ فیهِ لِنَفْسِهِ او لِغَیْرِهِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 536)

دستورات کلی در معاملات

در اسلام دستورهای کلی اکید، به راستی و درستی در معاملات و به اجتناب از مکر و خدعه و تقلّب و اضرار و هرگونه معاملۀ نامشروع داده شده است.

قرآن کریم

ص:127

«وای (تباهی) بر کم فروشان! آنان که چون کیل و پیمانه گیرند (برای خودشان) بر مردم، تمام گیرند و چون پیمانه یا وزن برای مردم کنند، به آنان کم دهند، آیا باور نمی کنند که آنان برای روزی بزرگ (روز قیامت و حساب) برانگیخته می شوند؟!»(1)

روایات

امیرمؤمنان علی (علیه السلام): «ای گروه تاجران! فقه سپس تجارت، فقه سپس تجارت، فقه سپس تجارت (یعنی قبلاً احکام شرعیۀ تجارت را بیاموزید، بعد به تجارت وارد شوید). سوگند به خدا، ربا در این امت، پنهان تر از نرم رفتن مورچه بر سنگِ سخت صاف است. ایمان خودتان را (یا سوگندهای خودتان را) به صدق و راستی بیامیزید. تاجر فاجر است و فاجر در آتش است؛ مگر تاجری که حق بگیرد و حق بدهد.»(2)

ص:128


1- (1) قرآن کریم 1. «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ * اَلَّذِینَ إِذَا اکْتالُوا عَلَی النّاسِ یَسْتَوْفُونَ * وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ * أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ * لِیَوْمٍ عَظِیمٍ.» (مطففین، 5-1)
2- (2) روایات 1. «یا مَعْشَرَ التُّجّارِ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ، الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ، الْفِقْهَ ثُمِّ الْمَتْجَرَ، وَ اللهِ لَلرِّبا فی هذِهِ الاُْمَّه اخْفی مِنْ دَبیبِ النَّمْلَه عَلَی الصَّفا شُوبُوا ایمانَکُمْ بِالصِّدْقِ، التّاجِرُ فاجِرٌ وَ الْفاجِرُ فِی النّارِ الاّ مَنْ اخَذَ الْحَقَّ وَ اعْطَی الْحَقَّ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 574، به نقل از «کافی») و این روایت در کتاب «من لایحضره الفقیه» اینطور نقل شده: «یا مَعْشَرَ التُّجّارِ! الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ، الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ، وَ اللهِ لِلرِّبا (بِکَسْرِ اللاّمِ) فی هذِهِ الاُْمَّه دَبیبٌ اخْفی مِنْ دَبیبِ النَّمْلِ عَلَی الصَّفا، صُونُوا (شُوبُوا - خ ل) امْوالَکُمْ بِالصَّدَقَه، الَتّاجِرُ فاجِرٌ وَ الْفاجِرُ فِی النّارِ الاّ مَنْ اخَذَ الْحَقَّ وَ اعْطَی الْحَقَّ.»

امیرمؤمنان علی (علیه السلام): «ای گروه تجار! از (مخالفت با) خدا بپرهیزید (تا این که فرمود:) از قسم خوردن خودداری کنید، از دروغ اجتناب کنید، از ستم دوری کنید، به ستمدیدگان انصاف دهید، نزدیک ربا نروید، پیمانه و میزان را تمام دهید و اشیای مردم را کم نکنید، و در زمین کوشش به فساد ننمایید.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «بر تو باد، راست زبانی در گفتارت؛ عیبی که در کالای تجارت تو است مپوشان، و کسی که واگذارندۀ امر است به تو، مغبون مکن؛ همانا مغبون کردنش حلال نیست. و برای مردمان راضی مشو، مگر آن چه را که راضی

ص:129


1- (1) . «یا مَعْشَرَ التُّجّارِ اتَّقُوا اللهَ (الی انْ قالَ(علیه السلام) تَناهَوْا عَنِ الْیَمینِ وَ جانِبُوا الْکِذْبَ وَ تَجافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ انْصِفُوا الْمَظْلُومینَ وَ لاتَقْرَبُوا الرِّبا وَ اوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزانَ وَ لاتَبْخَسُوا النّاسَ اشْیائَهُمْ وَ لاتَعْثَوْا فِی الاَْرْضِ مُفْسِدینَ.» (همان، ج 2، ص 574)

می شوی برای خودت، و حق بده و حق بگیر و جور مکن (تا این که می گوید:) تاجر فاجر است مگر تاجری که حق بدهد و حق بگیرد.»(1)

امام کاظم (علیه السلام): «به راستی، فروشِ متاع در زیر سقف و تاریکی، نوعی غش و پوشاندن عیب متاع است، و غش جایز نیست.»(2)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که عیب متاع را بر مسلمانی بپوشاند و یا به مسلمانی ضرر برساند و با او خدعه کند، از ما نیست.»(3)

امام کاظم (علیه السلام): «کسی که خیانت کند، و عیب چیزی را بر مسلمانی بپوشد، یا از راه دیگری او را گول زند، یا به او مکر و خدعه کند، ملعون است.»(4)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که در خرید و فروش به مسلمانی خیانت کند و عیب چیزی را بر او بپوشد، از ما نیست و روز قیامت با یهود محشور شود؛ زیرا که یهود نسبت به مسلمین، خائن ترین مخلقوند.»(5)

ص:130


1- (1) . «عَلَیْکَ بِصِدْقِ اللِّسانِ فی حَدیثِکَ وَ لاتَکْتُمْ عَیْباً یَکُونُ فی تِجارَتِکَ وَ لاتَغْبِنِ الْمُسْتَرْسِلَ فَاِنَّ غَبْنَهُ لایَحِلُّ وَ لاتَرْضَ لِلنّاسِ الاّ ما تَرْضی لِنَفْسِکَ وَ اعْطِ الْحَقَّ وَ خُذْهُ و لاتَحِفْ (الی انْ قالَ:) وَ التّاجِرُ فاجِرٌ الاّ مَنْ اعْطَی الْحَقَّ وَ اخَذَهُ.» (همان، ص 575)
2- (2) . «اِنَّ الْبَیْعَ فِی الظِّلالِ غِشٌّ وَ الْغِشُّ لایَحِلُّ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 562)
3- (3) . «لَیْسَ مِنّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً اوْ ضَرَّهُ اوْ ماکَرَهُ.» (همان)
4- (4) . «مَلْعُونٌ مَنْ غَشَّ مُسْلِماً اوْ غَرَّهُ اوْ ما کَرَهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 455؛ به نقل از «نوادر» فضل الله راوندی)
5- (5) . «مَنْ غَشَّ مُسْلِماً فی شِراء اوْ بَیْع فَلَیْسَ مِنّا وَ یُحْشَرُ یَوْمَ الْقِیمَه مَعَ الْیَهُودِ لاَِنَّهُمْ اغَشُّ الْخَلْقِ لِلْمُسْلِمینَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 562)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که شب بگذراند، و در دلش قصد تقلّبی نسبت به برادر مسلمان خود داشته باشد، شب را در غضب خدا گذرانده است، و در غضب خدا صبح کرده است؛ و او در غضب خداست تا توبه کند و از آن قصد برگردد و اگر با آن حال بمیرد، بر غیر دین اسلام مرده است.»(1)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «حیله ورزی و فریب و خیانت در (خور) آتش است.»(2)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که مسلمان است، حیله ورزی نکند و فریب ندهد.»(3)

ص:131


1- (1) . «مَنْ باتَ وَ فی قَلْبِهِ غِشٌّ لاَخیهِ الْمُسْلِمِ باتَ فی سَخَطِ اللهِ وَ اصْبَحَ کَذلِکَ وَ هُوَ فی سَخَطِ اللهِ حَتّی یَتُوبَ وَ یَرْجِعَ وَ انْ ماتَ کَذلِکَ ماتَ عَلی غَیْرِ دینِ الاِسْلامِ.» (همان)
2- (2) . «اَلْمَکْرُ وَ الْخَدیعَه وَ الْخِیانَه فِی النّارِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 99)
3- (3) . «مَنْ کانَ مُسْلِماً فَلا یَمْکُرُ وَ لایَخْدَعُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 233)

دو رویی و دو زبانی

از بدترین خصال، دورویی و دو زبانی است و شخص دو رو و دو زبان در اسلام از بدترین مردم است.

روایات

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا بدترین مردم روز قیامت نزد خداوند، آدم دو رو است.»(1)

ص:132


1- (1) روایات 1. «اِنَّ شَرَّ النّاسِ یَوْمَ الْقِیامَه عِنْدَاللهِ ذُو الْوَجْهَیْنِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 235)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «بدترین مردم کسی است که دو رو، و دو زبان باشد.»(1)

امام موسی بن جعفر (علیه السلام): « آن که دورو و دو زبان باشد، بد بنده ای است: ثنای برادرش را گوید هنگامی که او را ببیند، و چون از او پنهان شود او را می خورد (یعنی از او بدگویی می کند)، اگر به برادرش نعمتی داده شود به او رشک ورزد، و چون ابتلایی پیدا نماید ترک یاری او کند.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «کسی که مسلمانان را به دورویی و دو زبانی ملاقات کند، در روز قیامت برای او دو زبان از آتش آماده است.»(3)

ص:133


1- (1) . «شَرُّ النّاسِ مَنْ کانَ ذاوَجْهَیْنِ وَ لِسانَیْنِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 102)
2- (2) . «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ ذا وَجْهَیْنِ وَ ذالِسانَیْنِ: یُطْری اخاهُ اذا شاهَدَهُ وَ یَأْکُلُهُ اذا غابَ عَنْهُ، انْ اعْطِیَ حَسَدَهُ، وَ اذَا ابْتُلِیَ خَذَلَهُ.» (همان؛ به نقل از «تحف العقول»)
3- (3) . «مَنْ لَقَی الْمُسْلِمینَ بِوَجْهَیْنِ وَ لِسانَیْنِ جاءَ یَوْمَ الْقِیمَه وَ لَهُ لِسانانِ مِنْ نار.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 235)

خشم

اسلام، مردم را از خشم نابجا (به غیر منظور خدا) که بسیار مذموم و خطرناک است، بر حذر نموده و به بردباری و فرو بردن خشم، بسیار تشویق و تحریص نموده است.

روایات

ص:134

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خشم، ایمان را فاسد می کند چنان که سرکه عسل را.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «خشم، کلید هر بدی است.»

امام صادق (علیه السلام): «کسی که مالکِ خشمش نشود، مالک عقلش نشده است.»(2)

امیرمؤمنان علی (علیه السلام): «خشم شرّ است، اگر آن را پیروی کنی (تو را) هلاک کند.»(3)

* «خشم، دشمن تو است، پس او را مالک نفس خود مکن.»

* «خشم، خردها را فاسد و آدمی را از راه صواب دور کند.»

* «از خشم دوری کن که خشم آتش سوزان است.»

* «از خشم بپرهیز! زیرا ابتدای آن دیوانگی و آخر آن پشیمانی است.»

ص:135


1- (1) روایات 1. «اَلْغَضَبُ یُفْسِدُ الاْیمانَ کَما یُفْسِدُ الْخِلُّ الْعَسَلَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 469)
2- (2) . «مَنْ لَمْ یَمْلِکْ غَضَبَهُ لَمْ یَمْلِکْ عَقْلَهُ.» (همان)
3- (3) . «اَلْغَضَبُ شَرٌّ انْ اطَعْتَهُ دَمَّرَ * الْغَضَبُ عَدُوٌّ فَلا تُمْلِکْهُ نَفْسَکَ * الْغَضَبُ یُفْسِدُ الاَلْبابَ وَ یُبْعِدُ مِنَ الصَّوابِ * احْذَرِ الْغَضَبَ فَاِنَّهُ نارٌ مُحْرِقَه * ایّاکَ وَ الْغَضَبَ فَاَوَّلُهُ جُنُونٌ وَ آخِرُهُ نَدَمٌ * بِئْسَ الْقَرینُ الْغَضَبُ یُبْدِی الْمَعایِبَ وَ یُدْنِی الشَّرَّ وَ یُباعِدُ الْخَیْرَ * مَنْ غَلَبَ عَلَیْهِ غَضَبُهُ وَ شَهْوَتُهُ فَهُوَ فی حَیِّزِ الْبَهائِمِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 326، به نقل از «غرر» آمدی)

* «خشم، بد قرینی است؛ عیوب آدمی را ظاهر سازد و بدی را نزدیک و خوبی را دور کند.» * «کسی که خشم و شهوت بر او چیره شود، در رتبۀ چهارپایان است.»

ص:136

کظم عیظ

خداوند در وصف متّقین که وعدۀ بهشت وسیع را به آنان داده است، می فرماید:

قرآن کریم

ص:137

«آنانند که چه هنگام وسعت و چه هنگام شدّت و سختی، به مردم انفاق می کنند، و فروخورندگان خشم و درگذرندگان از مردمند؛ و خداوند محسنین را دوست دارد.»(1)

«پس هر چه (نعمت) داده شده اید، همانا متاع و بهرۀ زندگی دنیا است و آن چه نزد خداست (از منوبات اخروی) بهتر و پاینده تر است برای آنان که ایمان آورده اند و بر پروردگارشان توکّل دارند، و آنان که از گناهان بزرگ و کارهای زشت دوری گزینند و هرگاه به خشم آیند درگذرند و چشم پوشی کنند.»(2)

ص:138


1- (1) قرآن کریم 1. «وَ سارِعُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ * اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ.» (آل عمران، 133 و 134)
2- (2) . «فَما أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَمَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ ما عِنْدَ اللّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقی لِلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ * وَ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ.» (شوری، 36 و 37)

روایات

امام صادق (علیه السلام): «هیچ بنده ای نیست که خشمی را فرو خورد، مگر این که خداوند (عزّوجلّ) عزّت او را در دنیا و آخرت زیاد می کند.»(1)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که خشمی را فرو خورد و بردباری کند با این که بر انفاذ و اجرای آن خشم، قادر باشد، خداوند اجر یک شهید به او بدهد.»(2)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که خشمی را فرو خورد، با این که بر انفاذ آن قادر باشد، خداوند از پی آن امن و ایمانی که طعم (و لذت) آن را بیابد پاداش بدهد.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «کسی که خشمی را فرو خورد، با آن که اگر می خواست آن را انفاذ کند می توانست، خداوند در روز قیامت قلب او را از رضا و خشنودی خود پر کند.»(4)

ص:139


1- (1) روایات 1. «ما مِنْ عَبْد کَظَمَ غَیْظاً الاّ زادَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ عِزًّا فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَه.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 224)
2- (2) . «مَنْ کَظَمَ غَیْظاً وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلی انْفاذِهِ وَ حَلُمَ عَنْهُ اعْطاهُ اللهُ اجْرَ شَهید.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 224)
3- (3) . «مَنْ کَظَمَ غَیْظاً وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلی امْضائِهِ اعْقَبَهُ اللهُ امْناً وَ ایماناً یَجِدُ طَعْمَهُ.» (همان)
4- (4) . «مَنْ کَظَمَ غَیْظًا وَ لَوْ شاءَ انْ یُمْضِیَهُ امْضاهُ مَلاَ اللهُ قَلْبَهُ یَوْمَ الْقِیمَه رِضاهُ.» (همان)

امام صادق (علیه السلام): «کسی که خشمی را فرو خورد با این که بر انفاذ آن توانا باشد، خداوند قلب او را تا روز قیامت از امن و ایمان پر کند.»(1)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خردمندترین مردم، شدیدترین مردم است در مدارا و ملاطفت با مردم؛ و هوشیار و دوراندیش ترین مردم، کسی است که بیشتر از همه خشم خود را فرو خورد.»(2)

امام باقر (علیه السلام): «به راستی خداوند شخص با حیا و بردبار را دوست دارد.»(3)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «به درستی شخص به بردباری با مردم، رتبۀ روزه دارِ شب زنده دار را درک می کند.»(4)

امام باقر (علیه السلام): «کسی که خشمش را از مردم نگهدارد، خداوند عذاب روز قیامت را از او نگهدارد.»(5)

ص:140


1- (1) . «مَنْ کَظَمَ غَیْظاً وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلی انْفاذِهِ مَلاَ اللهُ قَلْبَهُ امْناً وَ ایماناً الی یَوْمِ الْقِیمَه.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 88؛ به نقل از «مشکوه الانوار»)
2- (2) . «اَعْقَلُ النّاسِ اشَدُّ مُداراه لِلنّاسِ وَ احْزَمُ النّاسِ اکْظَمُ غَیْظاً.» (همان; به نقل از« روضه الواعظین»)
3- (3) . «اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْحَیِیَّ الْحَلیمَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 455)
4- (4) . «اِنَّ الرَّجُلَ لَیُدْرِکُ بِالْحِلْمِ دَرَجَه الصّائِمِ الْقائِمِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 304؛ به نقل از«لب الالباب» قطب راوندی)
5- (5) . «مَنْ کَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ کَفَّ اللهُ عَنْهُ عَذابَ یَوْمِ القِیمَه.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 469)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «از محبوب ترین راه ها به سوی خداوند عزّوجلّ (فرو بردن) دو جرعه است: یکی جرعۀ خشمی که رد کنی آن را به بردباری، دیگری جرعۀ مصیبتی که رد کنی آن را به شکیبایی.»(1)

ص:141


1- (1) . «مِنْ احَبِ ّ السَّبیلِ الَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ جُرْعَتانِ: جُرْعَه غَیْظ تَرُدُّها بِحِلْم وَ جُرْعَه مُصیبَه تَرُدُّها بِصَبْر.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 224)

خوش زبانی و بدزبانی

بدزبانی قبیح و موجب آزار و برانگیختن بغض مردم است و در مدارک اسلام از آن منع و به خوش زبانی امر شده است.

قرآن کریم

«برای مردم، خوش زبان و نیک گفتار باشید.»(1)

ص:142


1- (1) قرآن کریم 2. «وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً.» (بقره، 83)

«گفتار خوب و آمرزش (لغزش فقیر) بهتر از صدقه ای است که از پیِ آن آزاری باشد؛ و خداوند بی نیاز و حلیم است. ای کسانی که ایمان آورده اید! صدقات خودتان را با منّت و اذیت باطل نکنید.»(1)

قرآن به اولیای اشخاص بی رشد و کم خرد می گوید: «اموال و دارایی خودتان را (مراد اموال سفیهان است که در حکم اموال اولیا است) که خداوند متعال آن ها را وسیلۀ قیام و معیشت شما (مردم) قرار داده است، به تصرّف سفیهان ندهید و روزی و پوشاک آنان را در آن اموال (و از عایدی آن ها) بدهید و (مثلاً اگر تندی و اسائه ای برای اخذ آن ها به شما نمودند) به گفتار نیکو (و وعدۀ معروف) به آنان (پاسخ) بگویید.»(2)

«اگر هنگام تقسیم میراث، خویشان (خویشانی که ارث بر نیستند) و یتیمان و مستمندان حاضر شدند، چیزی از ترَکه روزی آنان کنید، و با ایشان با گفتاری خوب سخن بگویید (از قبیل عذرخواهی و دعای خیر برای آنان).»(3)

ص:143


1- (1) . «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَهٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَهٍ یَتْبَعُها أَذیً وَ اللّهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ * یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذی.» (بقره، 263 و 264)
2- (2) . «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیاماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِیها وَ اکْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً.» (نساء، 5)
3- (3) . «وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَهَ أُولُوا الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً.» (نساء آیه، 8)

«و باید بترسند کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود باقی گذارند، بر ایشان نگران و دلواپسند؛ پس باید (در زندگی خود با فرزندان و یتیمان دیگران مدارا و مهربانی کنند و) از خدا بپرهیزند و گفتاری درست (از روی شفقت و مهربانی با آنان) بگویند.»

«بگو بر بندگان من (که به یکدیگر و درباره یکدیگر) آن چه که خوب تر است بگویند؛ که شیطان بین آنان فساد می کند و شیطان برای انسان، دشمنی آشکار است.»(1)

روایات

امام باقر (علیه السلام) در تفسیر «قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً» می فرماید: «بهترین چیزی را که دوست دارید دربارۀ شما گفته شود، درباره مردم بگویید.»(2)

ص:144


1- (1) . «وَ قُلْ لِعِبادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِیناً.» (اسراء، 53)
2- (2) روایات. «قُولُوا لِلنّاسِ احْسَنَ ما تُحِبُّونَ انْ یُقالَ لَکُمْ.»

امام صادق (علیه السلام): «گروه شیعه! زینت ما باشید و نه عیب ما، و برای مردم خوبی بگویید و زبان هایتان را نگهدارید و آن را از سخن زائد و گفتار زشت باز دارید.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «از خدا بپرهیزید و زبانتان را، جز از خیر، بازدارید.»(2)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که مردم به خاطر زشت گوئی اش از همنشینی و معاشرت با او بدشان بیاید، مسلّماً از بدترین بندگان خداست.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «همانا زشت گویی و ناخوش گویی و زبان درازی از نفاق است.»(4)

* «مبغوض ترین خلق خدا کسی است که مردم از زبان او در حذر باشند.»

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا خداوند زشت گویِ بد زبان را دشمن می دارد.»(5)

ص:145


1- (1) . «مَعاشِرَ الشّیعَه کُونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکُونُوا عَلَینا شَیْناً قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا الْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوها عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبیحِ الْقَوْلِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 226)
2- (2) . «فَاتَّقُوا اللهَ وَ کُفُّوا الْسِنَتَکُمْ الاّ مِنْ خَیْر.» (همان، ص 227)
3- (3) . «اِنَّ مِنْ اشَرِّ عِبادِاللهِ مَنْ تُکْرَهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ.» (همان، ص 476)
4- (4) . «اِنَّ الْفُحْشَ وَ الْبَذاءَ وَ السَّلاطَه مِنَ النِّفاقِ * انَّ ابْغَضَ خَلْقِ اللهِ عَبْدٌ اتَّقَی النّاسُ لِسانَهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 476)
5- (5) . «اِنَّ اللهَ یُبْغِضُ الْفاحِشَ الْبَذِیَّ.» (همان)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که از زبان او مردم می ترسند، اهل آتش است.»(1)

* «بدترین مردم کسی است که مردم او را از ترس شرّ او و اذیتِ زشت گویی اش، اکرام کنند.»

* «بدترین مردم نزد خداوند در روز قیامت، کسانی هستند که از ترسِ شرّشان (در دنیا) اکرام و احترام شوند.»

ص:146


1- (1) . «مَنْ خافَ النّاسُ لِسانَهُ فَهُوَ مِنْ اهْلِ النّارِ * شَرُّ النّاسِ مَنْ اکْرَمَهُ النّاسُ اتِّقاءَ شَرِّهِ وَ اذی فُحْشِهِ * شَرُّ النّاسِ عِنْدَاللهِ یَوْمَ الْقِیمَه الَّذینَ یُکْرَمُونَ اتِّقاءَ شَرِّهِمْ.» (همان)

دشمنی و کینه جویی، دوری و جدایی از یکدیگر

از صفات رذیلۀ آدمی، دشمنی و کینه جویی نسبت به دیگری است که در اسلام منع و مذمت شده است و گاه همین صفت، منشأ رذائل و اعمال مهلکه ای دیگر از قبیل غیبت و دروغ، بهتان، شماتت، مسخره، فحش، اذیت، آزار و ستم، حسد و بخل می گردد و سرانجام دنیا و آخرت آدمی را فاسد می نماید.

ص:147

قرآن کریم

«البته وا ندارد شما را کینۀ گروهی که بازداشتند شما را از مسجدالحرام، بر آن که ستم کنید.»(1)

«البته وا ندارد شما را، کینه گروهی، بر این که عدل و داد نکنید؛ عدالت کنید که عدل به تقوا نزدیک تر است.»(2)

روایات

امام صادق (علیه السلام): «کسی که بذر دشمنی بکارد، همان را درو کند.»(3)

امیرمؤمنان علی (علیه السلام): «رشک و دروغ و کینه را رها کن، این ها سه چیزند که دین را زشت کنند و انسان را هلاک نمایند.»(4)

ص:148


1- (1) قرآن کریم 1. «وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا.» (مائده، 2)
2- (2) . «وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلاّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی.» (مائده، 8)
3- (3) روایات 3. «مَنْ زَرَعَ الْعَداوَه حَصَدَ ما بَذَرَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 232)
4- (4) . «دَعِ الْحَسَدَ وَ الْکِذْبَ وَ الْحِقْدَ فَاِنَّهُنَّ ثَلثَه تَشینُ الدّینَ وَ تُهْلِکُ الرَّجُلَ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 328؛ به نقل از «غرر» آمدی)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «از خویشِ خود نبُر (جدا مشو) گرچه او از تو بریده باشد.»(1)

امام باقر (علیه السلام): «چون دو نفر از شیعیان ما نزاع کنند و از یکدیگر مفارقت نمایند، پس باید ستمدیده به سوی رفیق خود برگردد، تا این که بگوید: ای برادر من! منم ستم کننده، تا آن که دوری و ناپیوستگی میان آن دو، بریده و تمام شود که خدای متعال داور و دادگر است، از ظالم برای مظلوم (انتقام) می گیرد.»(2)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «آگاه باشید که به درستی، دشمنی با یکدیگر، تراشنده و از بیخ و بُن کَنَندۀ دین است.»(3)

ص:149


1- (1) . «لا تَقْطَعْ رَحِمَکَ وَ انْ قَطَعَتْکَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 237)
2- (2) . «اِذا تَنازَعَ اثْنانِ مِنْ شیعَتِنا فَفارَقَ احَدُهُمَا الاْخَرَ فَلْیَرْجِعِ الْمَظْلُومُ الی صاحِبِهِ حَتّی یَقُولَ یا اخی انَا الظّالِمُ حَتّی یَنْقَطِعَ الْهِجْرانُ فیما بَیْنَهُما انَّ اللهَ تَعالی حَکَمٌ وَ عَدْلٌ یَأْخُذُ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظّالِمِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 102؛ به نقل از «تحف العقول» و صاحب «وسائل الشیعه» نیز، این روایت را در ص 235 به نقل از کلینی ذکر کرده است.)
3- (3) . «اَلا انَّ فِی التَّباغُضِ الْحالِقَه لا اعْنی حالِقَه الشَّعْرِ وَ لکِنْ حالِقَه الدّینِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 233)

امام باقر (علیه السلام): «اصحاب و برادران دینی خود را بزرگ دارید و احترامشان کنید، هجوم مکنید و به هم ضرر نرسانید و رشک مورزید و از بخل بپرهیزید و بندگان خالص خدا باشید.»(1)

پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «برای هیچ مسلمانی جایز و حلال نیست که از برادر مسلمان خود تا سه روز قهر و دوری و ناپیوستگی کند، و پیشی گیرنده (برای آشتی)، به بهشت پیشی گرفته است.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «مؤمن نسبت به برادر با ایمانش هدیه خدای عزّوجلّ است، پس اگر او را مسرور کند و به او پیوندد، هدیه خداوند را پذیرفته است و اگر از او ببرد و دوری و جدایی کند، هدیه خداوند را رد کرده است.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «خداوند از هیچ مؤمنی عملی را نپذیرد، اگر او قصد بدی و سویی را بر برادر با ایمانش در دل داشته باشد.»(4)

ص:150


1- (1) . «عَظِّمُوا اصْحابَکُمْ وَ وَقِّرُوهُمْ وَ لایَتَهَجَّمْ بَعْضُکُمْ عَلی بَعْض وَ لاتُضارُّوا وَ لاتُحاسِدُوا وَ ایّاکُمْ وَالْبُخْلَ وَ کُونُوا عِبادَاللهِ الْمُخْلِصینَ.» (همان، ص 204)
2- (2) . «لا یَحِلُّ لِمُسْلِم انْ یَهْجُرَ اخاهُ ثَلثَه ایّام وَ السّابِقُ سَبَقَ الَی الْجَنَّه.» (همان، ص 235)
3- (3) . «اَلْمُؤْمِنُ هَدِیَّه اللهِ عَزَّوَجَلَّ الی اخیهِ الْمُؤْمِنِ فَاِنْ سَرَّهُ وَ وَصَلَهُ فَقَدْ قَبِلَ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ هَدِیَّتَهُ وَ انْ قَطَعَهُ وَ هَجَرَهُ فَقَدْ رَدَّ عَلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ هَدِیَّتَهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 102؛ به نقل از «روضه» شیخ مفید)
4- (4) . «لایَقْبَلُ اللهُ مِنْ مُؤْمِن عَمَلاً وَ هُوَ مُضْمِرٌ عَلی اخیهِ الْمُؤْمِنِ سُوءًا.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 240)

آگاهی

الف) در روایاتی، نهی و منعی از «شحناء»، «مشارۀ»، «ملاحاۀ» وارد شده است. مراد از شحناء، عداوت و کینه است. و مراد از مشارۀ، مخاصمه است. و مراد از ملاحات، منازعه.(1)

ب) در روایاتی از دوری مؤمن بیش از سه روز، نهی شده است؛ مانند این که از رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است:

"لاهجره فوق ثلاث "یا

"لایحل لمسلم ان یهجر اخاه فوق ثلاثه" .(2)

ص:151


1- (1) . به جلد دوم وسائل الشیعه، صفحه 232 رجوع شود.
2- (2) . وسائل الشیعه، ج 2، ص 235.

ظاهراً مراد از این هجر، دوری گرفتن (جدایی، بریدن) مؤمنین از یکدیگر، پس از وقوع منازعه ای بین آنان می باشد.

ج) در روایاتی از حجب مسلمان مؤمن (یعنی خودداری از ملاقات با او) منع شده است؛ مانند روایت ابی حمزه از امام باقر (علیه السلام): «ای اباحمزه! هر مسلمانی که مسلمان دیگری به منزلش بیاید برای زیارتِ او یا طلب حاجتی از او و او در منزلش باشد و اذن ورود بخواهد، اذن ندهد و به سوی او نیز خارج نشود، این صاحب منزل، پیوسته در لعنت خدا خواهد بود تا این که یکدیگر را ملاقات کنند.» راوی می گوید: «گفتم فدایت شوم در لعنت خداست تا این که یکدیگر را ملاقات کنند؟» فرمود: «بلی.»(1)

ص:152


1- (1) . عَنْ أَبی حَمْزَه عَنْ أَبی جَعْفَرعلیه السلام قالَ قُلْتُ لَهُ: «جُعِلْتُ فِداکَ ما تَقُولُ فی مُسْلِم اتی مُسْلِماً وَ هُوَ فی مَنْزِلِهِ فَاسْتَأْذَنَ عَلَیْهِ فَلَمْ یَأْذَنْ لَهُ وَ لَمْ یَخْرُجْ الَیْهِ.» قالَ(علیه السلام): «یا ابا حَمْزَه ایُّما مُسْلِم اتی مُسْلِماً زائِراً او طالِبَ حاجَه وَ هُوَ فی مَنْزِلِهِ فَاسْتَأْذَنْ عَلَیْهِ فَلَمْ یَأْذَنْ لَهُ وَ لَمْ یَخْرُجْ الَیْهِ لَمْ یَزَلْ فی لَعْنَه اللهِ حَتّی یَلْتَقِیا.» قُلْتُ: «جُعِلْتُ فِداکَ فی لَعْنَه اللهِ حَتّی یَلْتَقِیا؟» قالَ: «نَعَمْ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 231)

در روایتی از حضرت رضا علیه السلام نقل شده است که فرمود: «ملعون است، ملعون است، کسی که محتجب شود از برادرش (یعنی خود را از برادر ایمانی اش که اذن ملاقات می خواهد بپوشد و پنهان کند و رو نشان ندهد).»(1)

ص:153


1- (1) . عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضا(علیه السلام): «اَلْمُؤْمِنُ اخُو الْمُؤْمِنِ لاَبیهِ وَ امِّهِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اتَّهَمَ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ غَشَّ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ لَمْ یَنْصَحْ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ احْتَجَبَ عَنْ اخیهِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اغْتابَ اخاهُ.» (همان)

حرص و آز

یکی از صفات مذموم، صفت حرص و آز است که آدمی را به خواری می کشاند و به گناه وا می دارد.

روایات

ص:154

علی (علیه السلام): «آز کلید رنج و مَرْکب تعب و باعث ورود در گناهان است.»(1)

* «آز نشانۀ بدبختان است.»

* «آز، آدمی را خوار و بدبخت می گرداند.»

امام باقر (علیه السلام): «مَثَل آزمند (حریص) بر دنیا، چون کرم ابریشم است که هر چه زیادتر (پیله را) بر خود بپیچد، بیرون آمدنش دورتر و مشکل تر گردد تا این که از اندوه بمیرد.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «بی نیازترین بی نیازی برای کسی است که گرفتار آز نباشد.»(3)

ص:155


1- (1) روایات 1. «اَلْحِرْصُ مِفْتاحُ التَّعَبِ وَ مَطِیَّه النُّصُبِ وَ داع الَی التَّقَحُّمِ فِی الذُّنُوبِ * الْحِرْصُ عَلامَه الاَْشْقِیاءِ * الْحِرْصُ یُذِلُّ وَ یُشْقی.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 336؛ به نقل از «تحف العقول» و «غرر»)
2- (2) . «مَثَلُ الْحَریصِ عَلَی الدُّنْیا مَثَلُ دُودَه الْقَزِّ کُلَّمَا ازْدادَتْ عَلی نَفْسِها لَفّاً کانَ ابْعَدُلَها مِنَ الْخُرُوجِ حَتّی تَمُوتَ غَمّاً.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 474)
3- (3) . «اَغْنَی الْغِنی مَنْ لَمْ یَکُنْ لِلْحِرْصِ.» (همان)

طمع (چشم داشت به دیگران)

یکی دیگر از صفات مذموم، صفت طمع است و آن توقّع و چشم داشتن از دیگران است که آدمی را پست و ذلیل می کند.

روایات

ص:156

امام باقر (علیه السلام): «بد بنده ای است، بنده ای که برای او طمعی باشد که بکشاند او را.»(1)

علی (علیه السلام): «بهترین امور، امری است که از طمع عاری باشد.»

* «صلاح ایمان، ورع، و فساد آن طمع است.»

* «خواری مردان در مطامع است.»

* «از فریب طمع بپرهیز که چراگاهِ آن وخیم است.»

* «کسی که نفس خود را از پستی مطامع پاک نکرد، خود را ذلیل و خوار کرده است و در آخرت خوارتر و رسواتر است.»(2)

امام باقر (علیه السلام): «پایداریِ عزّت را، به میراندن طمع بجوی.»(3)

ص:157


1- (1) روایات 1. «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ لَهُ طَمَعٌ یَقُودُهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 475)
2- (2) . «خَیْرُ الاُْمُورِ ما عَرِیَ عَنِ الطَّمَعِ * صَلاحُ الاْیمانِ الْوَرَعُ وَ فَسادُهُ الطَّمَعُ * ذُلُّ الرِّجالِ فِی الْمَطامِعِ * ایّاکَ وَ غُرُورَ الطَّمَعِ فَاِنَّهُ وَخیمُ الْمُرْتَعِ * مَنْ لَمْ یُنَزِّهْ نَفْسَهُ عَنْ دِنائَه الْمَطامِعِ فَقَدْ اذَلَّ نَفْسَهُ وَ هُوَ فِی الاْخِرَه اذَلُّ وَ اخْزی.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 337؛ به نقل از «غرر» آمدی)
3- (3) . «اُطْلُبْ بَقاءَ الْعِزِّ بِاِماتَه الطَّمَعِ.» (تحف العقول)

حیا و شرم، و بی شرمی

شرم (حیا) در آدمی یکی از خصال پسندیده است؛ منظور، شرم از انجام دادن کار بد و از ترک طاعت پروردگار و ارتکاب معصیت است، که عقلاً و شرعاً (چنین شرمی) نیکو و ممدوح است؛ ولی شرم در انجام کار نیک و برای طاعت پروردگار و

ص:158

ترک کار بد و معصیت، مذموم و احمقانه است. در مواضعی که شرم و حیا ممدوح است، البته بی شرمی بسیار مذموم و ممنوع می باشد.

روایات

امام صادق (علیه السلام): «حیا از ایمان و ایمان (یعنی شخص با ایمان در آخرت) در بهشت است.»(1)

امام صادق (علیه السلام): « برای کسی که هیچ حیا ندارد، ایمانی نیست.»(2)

امام باقر یا امام صادق (علیهما السلام): «حیا و ایمان (ملازم یکدیگر و مانند آنند که) به یک ریسمان بسته شده اند، پس هرگاه یکی از آن دو رفت، دیگری هم می رود.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «رأس مکارم (اخلاق)، حیا است.»(4)

ص:159


1- (1) روایات 1. «اَلْحَیاءُ مِنَ الاْیمانِ وَ الاْیمانُ فِی الْجَنَّه.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 223)
2- (2) . «لا ایمانَ لِمَنْ لاحَیاءَ لَهُ.» (همان)
3- (3) . «اَلْحَیاءُ وَ الاْیمانُ مَقْرُونانِ فی قَرَن فَاِذا ذَهَبَ احَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ.» (همان)
4- (4) . «رَأْسُ الْمَکارِمِ الْحَیاءُ.» (همان، ص 443)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خداوند رحمت کند بنده ای را که از پروردگارش حیا کند. حق حیا را، (که در این صورت) حفظ می کند، آن چه را سر شامل آن است (چشم و گوش و زبان، یا افکار خود را) و شکم و آن چه را شکم در خود می گیرد (از خوردنی و نوشیدنی) و یاد می کند قبر و پوسیدگی (جسد) را و متوجه است که برای او (در آخرت) معاد و بازگشتی هست.»(1)

امام کاظم (علیه السلام): «به تحقیق، خداوند بر هر بد زبان زشت گویِ کم شرمی که از آن چه گوید و آنچه دربارۀ او گفته شود باک ندارد، بهشت را حرام کرده است.»(2)

امیرمؤمنان (علیه السلام): «بی شرمی، عنوان تمام بدی ها است.»(3)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «حیا دو قسم است: حیای عقل و حیای حماقت. حیای عقل، علم است و حیای حماقت، جهل است».(4) (مثلاً حیایی که شخص از کردار زشت و گفتار بد داشته باشد، حیای عقل و علم است؛ اما حیایی که برای

ص:160


1- (1) . «رَحِمَ اللهُ عَبْداً اسْتَحْیی مِنْ رَبِّهِ حَقَّ الْحَیاءِ حَفِظَ الرَّأْسَ وَ ماحَوی وَ الْبَطْنَ وَ ما وَعی وَ ذَکَرَ الْقَبْرَ وَ الْبِلی وَ ذَکَرَ انَّ لَهُ فِی الاْخِرَه مَعاداً.» د(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 85؛ به نقل از «مشکوه» طبرسی)
2- (2) . «اِنَّ اللهَ حَرَّمَ الْجَنَّه عَلی کُلِّ فاحِش بَذِیٍّ قَلیلِ الْحَیاءِ لایُبالی ما قالَ وَ لا ما قیلَ فیهِ.» (همان، ص 339؛ به نقل از «تحف العقول»)
3- (3) . «اَلْقِحَه عُنْوانُ کُلِّ الشَّرِّ.» (همان، ص 340)
4- (4) . «اَلْحَیاءُ حَیاءانِ حَیاءُ عَقْل وَ حَیاءُ حُمْق فَحَیاءُ الْعَقْلِ الْعِلْمُ وَ حَیاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْلُ.» (همان، ص 223)

انجام کار خوب و یا برای سؤال از مطالب علمی و تعلّم احکام دین داشته باشد، حیای حماقت و جهل است).

امام زین العابدین (علیه السلام): «شخص با ایمان، چیزی از امور نیک را از روی ریا انجام نمی دهد و نیز چیزی (از امور نیک) را از حیا ترک نمی کند.»(1)

امام صادق (علیه السلام): « به جهت حیا از مردم، ترک علم مکن.»(2)

ص:161


1- (1) . «اَلْمُؤْمِنُ لایَعْمَلُ شَیْئاً مِنَ الْخَیْرِ رِیاءً وَ لایَتْرُکُهُ حَیاءً.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 443)
2- (2) . «لاتَدَعِ الْعِلْمَ اسْتِحْیاءً مِنَ النّاسِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 86؛ به نقل از «تحف العقول»)

سوءظن و تهمت به مؤمنین

وتجسّس از عیوب و لغزش های آنان

از اموری که در اسلام منع شده است، بدبینی و بدگمان بودن نسبت به برادران ایمانی و نیز تجسّس از عیوب و لغزش های آنان است.

ص:162

قرآن کریم

«ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمان ها دوری گزینید که برخی از گمان ها گناه است و تجسّس و کاوش (از عیوب و لغزش های دیگران) نکنید.»(1)

روایات

امیرالمؤمنین (علیه السلام): «امر برادر ایمانی ات را به بهترین وجه، حمل نما تا این که از او تو را چیزی (به نظر) آید که بر تو غالب شود و تو را از آن وجه برگرداند، و به کلمه ای که از برادرت صادر شود، با آن که برای آن محمل خیری می توانی بیابی، گمان بد مبر.»(2)

ص:163


1- (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا.» (حجرات، 12)
2- (2) روایات 2. «ضَعْ امْرَ اخیکَ عَلی احْسَنِهِ حَتّی یَأْتِیَکَ ما یَغْلِبُکَ مِنْهُ( *) وَ لا تَظُنَّنَّ بِکَلِمَه خَرَجَتْ مِنْ اخیکَ سُوءًا وَ انْتَ تَجِدُلَها فِی الْخَیْرِ مَحْمَلاً.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 240)(*) در برخی کتب عبارت فوق به این صورت است: «حَتّی یَأْتِیَکَ مِنْهُ ما یَغْلِبُکَ» و در تفسیر صافی «حَتّی یَأْتِیَکَ ما یُقَلِّبُکَ مِنْهُ»، و در تفسیر برهان «حَتّی یَأْتِیَکَ ما یُقَلِّبُکَ» ذکر شده است.

امیرالمؤمنین (علیه السلام): «بدگمانی را از خودتان دور کنید که خداوند عزّوجلّ از آن نهی کرده است.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «چون مؤمن برادر ایمانی اش را متهم نماید، یعنی در حق او گمان بد برد، ایمان در قلب او ذوب شود؛ هم چنان که نمک در آب ذوب می شود.»(2)

امام رضا (علیه السلام): «ملعون است ملعون، کسی که برادر ایمانی اش را متهم نماید؛ ملعون است ملعون، کسی که خیانت و تقلب نماید به برادر ایمانی اش؛ ملعون است ملعون، کسی که نصیحت و خیرخواهی خالص به برادر ایمانی اش نکند؛ ملعون است ملعون، کسی که خود را محتجب و پنهان از برادر ایمانی اش کند؛ ملعون است ملعون، کسی که غیبت برادر ایمانی اش را نماید.»(3)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «عیوب پوشیدۀ مؤمنین را نجویید و لغزش های آنان را دنبال و پی گیری نکنید، که هر کس لغزش برادر ایمانیش را دنبال کند،

ص:164


1- (1) . «اِطْرَحُوا سُوءَ الظَّنِّ بَیْنَکُمْ فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ نَهی عَنْ ذلِکَ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 110؛ به نقل از «خصال» صدوق)
2- (2) . «اِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ اخاهُ انْماثَ الاْیمانُ فی قَلْبِهِ کَما یَنْماثُ الْمِلْحُ فِی الْماءِ.(وسائل الشیعه، ج 2، ص 240)
3- (3) . «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اتَّهَمَ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ غَشَّ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ لَمْ یَنْصَحْ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ احْتَجَبَ عَنْ اخیهِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اغْتابَ اخاهُ.» (همان، ص 231)

خداوند نیز لغزش او را دنبال می کند و کسی که خداوند لغزشش را دنبال کند او را رسوا می کند، گرچه در داخل خانه اش باشد.»(1)

ص:165


1- (1) . «لاتَطْلُبُوا عَوْراتِ الْمُؤْمِنینَ وَ لاتَتَّبِعُوا عَثَراتِهِمْ فَاِنَّ مَنِ اتَّبَعَ عَثْرَه اخیهِ اتَّبَعَ اللهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنِ اتَّبَعَ اللهُ عَثْرَتَهُ فَضَحَهُ وَ لَوْ فی جَوْفِ بَیْتِهِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 104؛ به نقل از حسین بن سعید الاهوازی در «المؤمن»)

سخن چینی

یکی از کارهای بسیار بد، سخن چینی است که در اسلام به شدت منع شده است و گاه موجب برپا شدن فتنه و آشوب های عظیمی میان مردم گردد.

روایات

ص:166

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «آیا خبر دهم شما را به بدترینِ شما؟»(1) گفتند: «آری! ای رسول خدا.» فرمود: «کسانی هستند که به سخن چینی می روند و میان دوستان جدایی می افکنند و عیب جویِ پاکانند.»

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «بدترین مردم کسانی هستند که مؤمنان را دشمن دارند، و دل های مؤمنان آنان را دشمن دارد؛ به سخن چینی می روند، میان دوستان جدایی می افکنند، و عیب جویِ پاکانند. روز قیامت خداوند به آنان نظر (رحمت) نیندازد و ایشان را پاکیزه نکند.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «خون ریز و شراب خوار و سخن چین، وارد بهشت نمی شوند.»(3)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «سخن چین به بهشت نمی رود.»(4)

ص:167


1- (1) روایات 1. «اَلا انَبِّئُکُمْ بِشِرارِکُمْ؟ قالُوا: بَلی یا رَسُولَ اللهِ. قالَ: الْمَشّائُونَ بِالنَّمیمَه الْمُفَرِّقُونَ بَیْنَ الاَحِبَّه الْباغُونَ لِلْبُرَآءِ الْمَعائِبَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 241)
2- (2) «شِرارُ النّاسِ مَنْ یُبْغِضُ الْمُؤْمِنینَ وَ تُبْغِضُهُ قُلُوبُهُمْ الْمَشّائُونَ بِالنَّمیمَه الْمُفَرِّقُونَ بَیْنَ الاَحِبَّه الْباغُونَ لِلْبُرَآءِ الْعَیْبَ اولئِکَ لایَنْظُرُ اللهُ الَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیمَه وَ لایُزَکّیهِمْ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 111؛ به نقل از «مجالس» شیخ طوسی)
3- (3) . «لایَدْخُلُ الْجَنَّه سَفّاکُ الدَّمِ وَ لامُدْمِنُ الْخَمْرِ وَ لامَشّاءٌ بِنَمیمَه.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 241)
4- (4) . «لایَدْخُلُ الْجَنَّه الْقَتّاتُ * صاحِبُ النَّمیمَه لایَسْتَریحُ مِنْ عَذابِ اللهِ فِی الاْخِرَه.» (همان)

* «سخن چین در آخرت از عذاب خدا آسایش نمی یابد.»

امام صادق (علیه السلام): «بر سه طایفه، بهشت حرام شده است: سخن چین و شراب خوار و دیوث.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «چهار صنف از مردم داخل بهشت نمی شوند: کاهن و دو رو و دائم الخمر و سخن چین.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «به راستی سخن چین، گواه کاذب و باطل و همکار شیطان است در تحریک (فساد) بین مردم.»(3)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که آن حضرت از سخن چینی و گوش دادن به آن نهی فرموده است.(4)

ص:168


1- (1) . «حَرُمَتِ الْجَنَّه عَلی ثَلاثَه: النَّمّامِ وَ مُدْمِنِ الْخَمْرِ وَ الدَّیُّوثِ وَ هُوَ الْفاجِرُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 241)
2- (2) . «اَرْبَعَه لایَدْخُلُونَ الْجَنَّه: الْکاهِنُ وَ الْمُنافِقُ وَ مُدْمِنُ الْخَمْرِ وَ الْقَتّاتُ وَ هُوَ الْنَّمّامُ.» (سفینه البحار)
3- (3) . «اِنَّ النَّمّامَ شاهِدُ زُور وَ شَریکُ ابْلیسَ فِی الاِغْراءِ بَیْنَ النّاسِ.» (همان)
4- (4) . وَ عَنِ النَّبِیِّ(صلی الله علیه وآله وسلم)، انَّهُ نَهی عَنِ النَّمیمَه وَ الاِسْتِماعِ الَیْها.» (همان)

بهتان

از اموری که در اسلام منع شدید شده است (چنان که در فصل بعد می آید) غیبت مؤمن است و آن، گفتن و اظهار نمودن عیب و لغزشی از شخص با ایمان است که در او مستور باشد و او به اظهار و نقل آن راضی نباشد. بدتر از غیبت، بهتان است و آن نسبت دادن عیب و لغزشی است به شخص با ایمان به دروغ و

ص:169

افترا. واضح است که به غیبت نمودن از مؤمن یا به بهتان به او، هتک آبرو و احترام مؤمن می شود و او از آن آزار و اذیّت می کشد و این ستم بزرگی به او خواهد بود که از نظر اشخاصِ عاقلِ شرافتمند، ستم مالی کمتر از آن می باشد؛ چرا که مردم حاضرند مال را در راه حفظ آبروی خود صرف کنند.

قرآن کریم

«کسی که خود، مرتکب خطایی یا گناهی شود و به کسی که بَری از آن باشد، نسبت دهد، حتماً بهتانی و گناهی آشکار را به دوش گرفته است.»(1)

«آنان که مردان و زنان با ایمان را به غیر آن چه اکتساب نموده اند (یعنی به نسبت دادن به آنان امری را که نکرده و نگفته باشند) بیازارند، حتماً بهتانی و گناهی آشکار را به دوش گرفته اند.»(2)

ص:170


1- (1) قرآن کریم 1. «وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطِیئَهً أَوْ إِثْماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً.» (نساء، 112)
2- (2) . «وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً.» (احزاب، 58)

روایات

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «غیبت آن است که برادر ایمانی ات را یاد کنی به آن چه او کراهت دارد. (سپس فرمود:) بدان که چون یاد کنی برادر ایمانی ات را به آن چه در اوست، حتماً از او غیبت کرده ای؛ و چون یاد کنی او را به آن چه در او نباشد حتماً بهتان و افترا به او زده ای.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «غیبت آن است که دربارۀ برادر ایمانی ات آن چه را بگویی که خدا از او بر دیگران مستور کرده است؛ و اما چیزی را که آشکار است، مانند تندی و عجولی او را بگویی، پس غیبت (حرام) نخواهد بود؛ و بهتان این است که دربارۀ او چیزی را که در او نیست بگویی.»(2)

ص:171


1- (1) روایات 2. «اَلْغیبَهُ ذِکْرُکَ اخاکَ بِما یَکْرَهُ (ثُمَّ قالَ) اعْلَمْ انَّکَ اذا ذَکَرْتَهُ بِما هُوَ فیهِ فَقَدِ اغْتَبْتَهُ وَ اذا ذَکَرْتَهُ بِما لَیْسَ فیهِ فَقَدْ بَهَتَّهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 238)
2- (2) . «اَلغیبَه انْ تَقُولَ فی اخیکَ ما سَتَرَهُ اللهُ عَلَیْهِ وَ امَّا الاَْمْرُ الظّاهِرُ مِثْلُ الْحِدَّه وَ الْعَجَلَه فَلا وَ الْبُهْتانُ انْ تَقُولَ فیهِ ما لَیْسَ فیهِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 239)

امام صادق (علیه السلام): «کسی که مرد یا زن با ایمانی را به چیزی که در او نیست بهتان زند، خداوند او را در روز قیامت برانگیزاند در (مانند) چرک و خونی که از فرج زنان تبهکار بیرون آید، تا اینکه از آن چه گفته خارج شود.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «کسی که دربارۀ مؤمنی چیزی که در او نیست بگوید، خداوند او را در (مانند) چرک و خونی که از فرج زنان تبهکار بیرون آید، حبس کند تا این که از آن چه دربارۀ او گفته خارج شود. (ولی) غیبت جز این نیست که دربارۀ برادر ایمانی ات آن چه را در او باشد و خداوند آن را از دیگران مستور نموده باشد بگویی؛ و چون دربارۀ او چیزی که در او نباشد بگویی، پس این قول خداوند عزّوجلّ در قرآن خواهد بود که فرموده است:" فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً "»2

ص:172


1- (1) . «مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً اوْ مُؤْمِنَه بِما لَیْسَ فیهِ بَعَثَهُ اللهُ فی طینَه خَبال حَتّی یَخْرُجَ مِمّا قالَ. قالَ الرَّاوی قُلْتُ: وَ ما طینَه خَبال؟ قالَ(علیه السلام): صَدیدٌ یَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِ الْمُومِساتِ.» (همان، ص 238)

غیبت

یکی از اموری که در اسلام منع شدید شده است، غیبت مؤمن است و آن (چنان که در مسأله بهتان ذکری از آن شد) نقل و اظهار نمودن عیبی یا لغزشی از شخص با ایمان است که از مردم پنهان بوده و او به اظهار و نقل آن راضی نباشد.

ص:173

اما نقل کردن امری که در او ظاهر باشد یا فسقی که آشکارا انجام می دهد و خودش آن را از مردم نمی پوشاند ممنوع و حرام نیست.(1)

قرآن کریم

«ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیار پندارها (و گمان های بد در حق یکدیگر) اجتناب کنید که برخی پندارها (و گمان های باطل) گناه است؛ و نیز (از حال درونی هم) تجسّس نکنید، و غیبت یکدیگر نکنید؛ آیا دوست دارد کسی از شما گوشت برادر مردۀ خود را بخورد؟ کراهت و نفرت از آن دارید؛ (پس بدانید که غیبت مؤمن در حکم همان است) و بپرهیزید از خدا (از این که معصیت او نمایید و توبه کنید) که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است.»(2)

ص:174


1- (1) . چنانکه به حسب مدارک، غیبت نمودن مظلوم از ظلم ظالمش، و غیبت نمودن از بدعت گزار در دین جایز است، و بعض موارد دیگر از جواز غیبت که در کتب فقهیه مذکور است. و ناگفته نماند استماع غیبت نیز نهی شده است، و کسی که غیبت مؤمنی را شنید در صورت قدرت باید دفاع از او کند و او را یاری نماید.
2- (2) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ تَوّابٌ رَحِیمٌ.» (حجرات، 12)

«به تحقیق آنان که دوست دارند امر زشت و نسبت های ناروا، دربارۀ کسانی که ایمان آورده اند شایع و فاش شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت.»(1)

روایات

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل است که فرمود: «(گناه غیبت) از زنا شدیدتر است.»(2) شخصی عرض کرد: « ای رسول خدا! برای چه؟» فرمود: «صاحب زنا (که توبه کند)، خداوند توبۀ او را می پذیرد؛ ولی صاحب غیبت که توبه کند، خداوند توبۀ او را نمی پذیرد تا این که صاحبش (یعنی آن کس که از او غیبت شده) او را حلال کند.»

امام صادق (علیه السلام): «هر کس که درباره مؤمنی آن چه را که دو چشمش دیده یا دو گوشش شنیده (از آن چه که اظهار آن موجب غیبت او شود) نقل کند، پس او از

ص:175


1- (1) . «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ.» (نور، 19)
2- (2) روایات 3. «اَلْغیبَه اشَدُّ مِنَ الزِّنا (فَقیلَ: یا رَسُولَ اللّهِ وَ لِمَ ذلِکَ؟ قالَ(صلی الله علیه وآله وسلم):) امّا صاحِبُ الزِّنا (فَیَتُوبُ) فَیَتُوبُ اللّهُ عَلَیْهِ وَ امّا صاحِبُ الْغیبَه فَیَتُوبُ فَلا یَتُوبُ اللّهُ عَلَیْهِ حَتّی یَکُونَ صاحِبُهُ الَّذی یُحِلُّهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 238)

جملۀ اشخاصی خواهد شد که خداوند عزّوجلّ دربارۀ آنان فرموده است:" إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ" .»1

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «قسم به خدایی که الهی جز او نیست، هرگز به مؤمنی، خیر دنیا و آخرت داده نشده است، جز به حُسن ظنّش به خداوند عزّوجلّ و خود داری اش از غیبت مؤمن؛ قسم به خداوندی که خدایی جز او نیست، خداوند عزّوجلّ عذاب نمی کند مؤمنی را بعد از توبه و استغفار جز به سوءظنش (به خداوند عزّوجلّ) و غیبتش از مؤمنین.»(1)

ص:176


1- (2) . «وَاللّهِ الَّذی لا الهَ إلاّ هُوَ ما اعْطِیَ مُؤْمِنٌ قَطُّ خَیْرَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَه الاّ بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْکَفِّ عَنِ اغْتِیابِ الْمُؤْمِنِ، وَاللّهِ الَّذی لا الهَ إلاّ هُوَ لایُعَذِّبُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ مُؤْمِناً بَعْدَ التَّوْبَه وَ الاِسْتِغْفارِ الاّ بِسُوءِ ظَنِّهِ (بِاللّهِ عَزَّوَجَلَّ) وَ اغْتِیابِهِ لِلْمُؤْمِنینَ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 105؛ به نقل از «اختصاص» شیخ مفید)

مسخره کردن یکدیگر، و به نام

ولقب های زشت یکدیگر را خواندن

در اسلام از مسخره کردن یکدیگر، و یکدیگر را به نام و لقب های زشت خواندن نهی شده است.

ص:177

قرآن کریم

«ای کسانی که ایمان آورده اید، قومی قوم دیگر را مسخره و استهزا نکند، شاید که آنان بهتر از ایشان باشند و نه زنانی زنان دیگر را، شاید که آن زنان مورد تمسخر، بهتر از ایشان باشند و یکدیگر را عیب نکنید و به لقب های زشت نخوانید...»(1)

ص:178


1- (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسی أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ.» (حجرات، 11)

سبک شمردن و اهانت و تحقیر

وایذاء و ترساندن مؤمن

امور مذبور (گذشته از این که از اقسام و مصادیق ظلم است و ظلم عقلاً و شرعاً بسیار قبیح و حرام است) در مدارک اسلام تحت همین عناوین خاص نیز، منع و تهدید شده است که نمونه ای از آن ها در این جا ذکر می شود.

ص:179

روایات

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی فقیر مسلمانی را سبک شمرد، مسلّماً به حق خدا خفّت و اهانت نموده و خداوند در روز قیامت او را خوار و خفیف سازد؛ مگر این که (در دنیا) توبه کند. کسی که فقیر مسلمانی را اکرام کند، خداوند در روز قیامت از او راضی باشد، و آگاه باشید کسی که برادر مسلمان خود را اکرام می نماید، همانا خداوند عزّوجلّ را اکرام می کند.»(1)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که فقیر مسلمانی را از جهت فقرش اهانت و استخفاف کند، به تحقیق نسبت به خدا استخفاف کرده و پیوسته در غضب و نارضایی خداوند عزّوجلّ باشد، تا آن فقیر را راضی کند.»(2)

ص:180


1- (1) روایات 1. «مَنِ اسْتَخَفَّ بِفَقیر مُسْلِم فَقَدِ اسْتَخَفَّ بِحَقِّ اللّهِ وَ اللّهُ یَسْتَخِفُّ بِهِ یَوْمَ الْقِیمَه الاّ انْ یَتُوبَ; وَ مَنْ اکْرَمَ فَقیراً مُسْلِماً لَقَی اللّهَ یَوْمَ الْقِیمَه وَ هُوَ عَنْهُ راض، الا وَ مَنْ اکْرَمَ اخاهُ الْمُسْلِمَ فَاِنَّما یُکْرِمُ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 236)
2- (2) . «مَنْ اهانَ فَقیراً مُسْلِماً مِنْ اجْلِ فَقْرِهِ وَ اسْتَخَفَّ بِهِ فَقَدِ اسْتَخَفَّ بِاللَّهِ وَ لَمْ یَزَلْ فی غَضَبِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ سَخَطِهِ حَتّی یُرْضِیَهُ.» (همان)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «خداوند عزّوجلّ فرموده: کسی که بندۀ مؤمن مرا خوار و ذلیل گرداند، همان به جنگ من آمده است.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «هیچ مؤمن فقیری را تحقیر نکنید که هر کسی مؤمنی را تحقیر یا استخفاف کند، خداوند او را تحقیر خواهد کرد.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «کسی که مؤمن مستمند یا غیر مستمندی را تحقیر کند، خداوند عزّوجلّ پیوسته دشمن و حقیر کنندۀ اوست، تا این که او از تحقیر مؤمن دست بردارد.»(3)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که مؤمنی را اذیت کند خدا او را اذیت نماید، و کسی که مؤمنی را اندوهگین کند خدا او را اندوهگین نماید.»(4)

امام صادق (علیه السلام): «خداوند عزّوجلّ فرموده است: کسی که بندۀ مؤمن مرا اذیت کند، به او اعلام جنگ می کنم؛ و کسی که بندۀ مؤمن مرا اکرام کند، از غضب من باید ایمن شود.»(5)

ص:181


1- (1) . «قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ مَنِ اسْتَذَلَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ فَقَدْ بارَزَنی بِالْمُحارَبَه.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 236)
2- (2) . «لاتُحَقِّرُوا مُؤْمِناً فَقیراً فَاِنَّ مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً اوِ اسْتَخَفَّ بِهِ حَقَّرَهُ اللّهُ.» (همان)
3- (3) . «مَنْ حَقَرَ مُؤْمِناً مِسْکیناً اوْ غَیْرَ مِسْکین لَمْ یَزَلِ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ حاقِراً لَهُ ماقِتاً حَتّی یَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ ایّاهُ.» (همان)
4- (4) . «مَنْ آذی مُؤْمِناً آذاهُ اللّهُ وَ مَنْ احْزَنَهُ احْزَنَهُ اللّهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 103؛ به نقل از«لب اللباب» قطب راوندی)
5- (5) . «قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِیَأْذَنْ بِحَرْب مِنّی مَنْ آذی عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ وَلْیَأْمَنْ غَضَبی مَنْ اکْرَمَ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 236)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که به سوی مؤمنی نظری کند تا او را بترساند، خداوند عزّوجلّ در روزی که سایه و پناهی جز پناه او نیست، او را بترساند.»(1)

ص:182


1- (1) . «مَنْ نَظَرَ الی مُؤْمِن نَظْرَه لِیُخیفَهُ بِها اخافَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ لاظِلَّ الاّ ظِلُّهُ.» (همان، ص 240)

دشنام دادن و طعنه زدن و لعن کردن

وسرزنش نمودن مؤمن و نسبت کفر به مؤمن دادن

ص:183

امور مزبور علاوه بر این که ظلم و آزار و اذیت به مؤمن است - که عقلاً و شرعاً قبیح و حرام است - در مدارک اسلامی تحت همین عناوین خاص نیز، منع و تهدید شده است.

روایات

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «تمام (جهات) مؤمن (یعنی) عرض و مال و خون او (بر دیگران) حرام است.»(1)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «دشنام دادن به مؤمن، فسق و جنگ با او کفر، و خوردن گوشتش (یعنی غیبتش) معصیت، و حرمت مالش مانند حرمت خون اوست.»(2)

امام باقر (علیه السلام): «از طعن بر مؤمن بپرهیزید.»(3)

ص:184


1- (1) روایات 1. «اَلْمُؤْمِنُ حَرامٌ کُلُّهُ عِرْضُهُ وَ مالُهُ وَ دَمُهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 109؛ به نقل از حسین بن سعید الاهوازی در «المؤمن»)
2- (2) . «سِبابُ الْمُؤْمِنِ فُسُوقٌ وَ قِتالُهُ کُفْرٌ وَ اکْلُ لَحْمِهِ مَعْصِیَه وَ حُرْمَه مالِهِ کَحُرْمَه دَمِهِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 240)
3- (3) . «اِیّاکُمْ وَ الطَّعْنَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ.» (همان)

امام باقر (علیه السلام): «هیچ انسانی نیست که طعن به مؤمنی در (مقابل) چشم او بزند، مگر این که به بدترین مردن بمیرد و سزاوار شود که به هیچ خیری رجوع نکند.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «لعنت چون از صاحبش (یعنی لعنت کننده) صادر شود، بین او و بین کسی که لعنت می شود سرگردان می ماند؛ حال اگر راهی یافت، به سوی او می رود و گرنه به صاحبش باز می گردد و او سزاوارتر است به آن پس برحذر شوید از این که مؤمنی را لعنت کنید، که به خود شما وارد می شود.»(2)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که مؤمنی را به چیزی سرزنش کند، نخواهد مُرد تا این که دچار همان چیز می شود.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «کسی که مؤمنی را سرزنش کند، خداوند متعال او را در دنیا و آخرت سرزنش کند.»(4)

امام صادق (علیه السلام): «کسی که مؤمنی را به کفر نسبت دهد، ملعون است ملعون؛ و کسی که مؤمنی را به کفر نسبت دهد، مانند قاتل او باشد.»(5)

ص:185


1- (1) . «ما مِنْ انْسان یَطْعَنُ فی عَیْنِ مُؤْمِن الاّ ماتَ بِشَرِّ میتَه وَ کانَ قَمِناً انْ لایَرْجِعَ الی خَیْر.» (همان)
2- (2) . «اِنَّ اللَّعْنَه اذا خَرَجَتْ مِنْ صاحِبِها تَرَدَّدَتْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الَّذی یَلْعَنُ فَاِنْ وَجَدَتْ مَساغاً وَ الاّ رَجَعَتْ الی صاحِبِها وَ کانَ احَقَّ بِها فَاحْذَرُوا انْ تَلْعَنُوا مُؤْمِناً فَیَحِلَّ بِکُمْ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 240)
3- (3) . «مَنْ عَیَّرَ مُؤْمِناً بِشَیْ ء لَمْ یَمُتْ حَتّی یَرْکَبَهُ.» (همان، ص 237)
4- (4) . «مَنْ انَّبَ مُؤْمِناً انَّبَهُ اللّهُ تَعالی فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَه.» (همان)
5- (5) . «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ رَمی مُؤْمِناً بِکُفْر وَ مَنْ رَمی مُؤْمِناً بِکُفْر فَهُوَ کَقاتِلِهِ.» (همان، ص 512)

دیدگاه اسلام

اسلام نه تنها از هرگونه (ستمکاری) تعدّی و اذیت و آزار و ضرر اشخاص نسبت به یکدیگر (چنان که در بسیاری از مطالب گذشتۀ این کتاب دیده شده) به شدت منع و نهی می کند، بلکه می گوید: افراد جامعه برادران یکدیگرند و باید به اصلاح و صلح و سازش بین خود بپردازند و در تمام خوبی های زندگی، مادی و معنوی کمک یکدیگر باشند و گاه می گوید: همه نسبت به هم، به منزلۀ اعضای یک خانواده هستند: پیرمردان و زنان به منزلۀ پدر و مادر، جوانان به منزلۀ برادر و خواهر، و اطفال به منزله اولاد همه می باشند؛ بلکه نسبت به یکدیگر در نیکی و مهربانی و عطوفت و کمک، مانند اعضای یک تن واحد باشند، که اگر عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا همگی برای آن یک عضو آرامش نداشته باشند.

اسلام می گوید: مردم با ایمان باید دوست دار و یاور یکدیگر و دلیل و رهنمای یکدیگر باشند، اهتمام به امور یکدیگر بنمایند و نافع و ناصح و خدمتگزار یکدیگر بوده، کوشا در انجام حوائج یکدیگر باشند، و یکدیگر را به کارهای خیر و معروف وادار و از هرگونه کار زشت و منکر و فساد جلوگیری نمایند؛ هر فرد باید برای

ص:186

دیگران، دوست بدارد هر آن چه را برای خود دوست دارد، و کراهت بدارد هر آن چه را که برای خود کراهت می دارد.

اسلام می گوید: در مقابل دشمن ستمگر، باید مردم در صف محکم، متحد و هم دست به منزلۀ یک دست واحد بوده باشند و گذشته از حفظ وحدت و اتحاد بین خود - که بزرگ ترین عامل پیشرفت و موفقیت است - باید همیشه مسلمانان، مجهز به تجهیزات علمی و نیروهای هر عصر به حدی باشند که تمام دشمنان خود را مرعوب داشته باشند.

اسلام می گوید: طبقات و افراد جامعه در حقوق و در قبال قانون، همه مانند دندانه های یک شانه یکسانند، امتیازات جاهلیت، مانند امتیاز نژادی، از میان مردم ملغی است. آری! امتیاز (آن هم امتیاز شرافتی نه حقوقی) به زیادی تقوا و دانش است. اسلام با تأکید بسیار و به عناوین و بیانات بی شمار، حمایت از ضعفا و سفارش آنان را به دیگران کرده است.

اینک به ذکر نمونه ای از مدارک اسلام، راجع به مطالب فوق پرداخته و مطالب فوق را نیز، بخش بخش در جلوی هر دسته از مدارک، دوباره یادآوری می کنیم؛ انشاءالله تعالی.

ص:187

صلح و سازش

اسلام می گوید که افراد جامعۀ مؤمنان، برادران یکدیگرند؛ پس باید به اصلاح (صلح و سازش) بین خود بپردازند و در نیکوکاری و تقوا یکدیگر را یاری کنند، بلکه نسبت به یکدیگر به منزلۀ اعضای یک خاندان و حتی به منزلۀ اعضای یک تن شوند.

قرآن کریم

ص:188

«جز این نیست که اشخاص با ایمان برادرانند؛ پس میان برادرانتان اصلاح کنید و از خدا بپرهیزید، باشد که رحمت کرده شوید.»(1)

«هیچ خیر و فایده ای در بسیاری از سخنان سرّی و راز گفتن مردم نیست مگر (راز گفتن) کسی که بر صدقه ای یا به کار نیکی یا به اصلاح میان مردمانی امر نماید و هر که به طلب رضای خدا چنین کند، (ما که خداوندگاریم) به زودی اجری بزرگ به او خواهیم داد.»(2)

«بر نیکی و پرهیزگاری یکدیگر را یاری و کمک کنید، و بر گناه و ستم تعاون نکنید، و از (معاصی) خدا بپرهیزید که خدا در کیفر دادن سخت گیر و شدید است.»(3)

روایات

ص:189


1- (1) قرآن کریم 1. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ.» (حجرات، 10)
2- (2) . «لا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النّاسِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً.» (نساء، 114)
3- (3) . «وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ.» (مائده، 2)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که برای صلح بین دو نفر می رود، فرشته های خداوند تا هنگامی که برگردد بر او صلوات می فرستند و ثواب شب قدر به او داده می شود.»(1)

امام زین العابدین (علیه السلام): «حق هم آیینان تو بر تو، در دل گرفتن سلامت و رحمت است برای آنان (تا این که فرمود:) و این که پیش تو، پیرمردانِ آنان به جای پدرت، و جوانانشان به جای برادران (و خواهرانت) و پیره زنانشان به جای مادرت، و کودکانشان به جای فرزندانت باشند.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «اشخاص با ایمان در نیکی نمودنشان و رحمتشان و عطوفتشان به یکدیگر، مانند یک پیکرند که چون عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا با بیداری شب و تب او را همراهی می کنند.»(3)

ص:190


1- (1) روایات 2. «مَنْ مَشی فی صُلْح بَیْنَ اثْنَیْنِ صَلّی عَلَیْهِ مَلائِکَه اللّهِ حَتّی یَرْجِعَ وَ اعْطِیَ ثَوابُ لَیْلَه الْقَدْرِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 632)
2- (2) . «وَ حَقُّ اهْلِ مِلَّتِکَ اضْمارُ السَّلامَه وَ الرَّحْمَه لَهُمْ (الی انْ قالَ(علیه السلام):) وَ انْ تَکُونَ شُیُوخُهُمْ بِمَنْزِلَه ابیکَ وَ شَبابُهُمْ بِمَنْزِلَه اخْوَتِکَ وَ عَجایِزُهُمْ بِمَنْزِلَه امِّکَ وَ الصِّغارُ مِنْهُمْ بِمَنْزِلَه اوْلادِکَ.» (همان، ص 442)
3- (3) . «اَلْمُؤْمِنُونَ فی تَبارِّهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ کَمِثْلِ الْجَسَدِ اذَا اشْتَکی تَداعی لَهُ سائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمّی.» (مستدرک الوسائل، ص 410؛ به نقل از حسین بن سعید الاهوازی در «المؤمن»)

اهتمام به امور مسلمین

اسلام می گوید که مردم با ایمان باید یاور و دوستدار و چشم و راهنمای یکدیگر شوند و اهتمام در امور مسلمین داشته و نافع و ناصح و ساعی و کوشا در انجام حوائج آنان باشند.

قرآن کریم

«مردان و زنان مؤمن، همه اولیای (یاور و دوستدار) یکدیگرند؛ به معروف یکدیگر را وادار می کنند و از منکر باز می دارند، اقامۀ نماز و ایتاء زکات و اطاعت خدا و

ص:191

رسول او می کنند، آنانند که خداوند به زودی رحمتشان دهد که خداوند عزیز و حکیم است.»(1)

روایات

. امام صادق (علیه السلام): «مؤمن برادر مؤمن است، چشم اوست، دلیل اوست، به او خیانت و ستم و تقلّب و خلف وعده نمی کند.»

امام صادق (علیه السلام): «مسلمان برادر مسلمان است، چشم او و آینۀ او و دلیل اوست، به او خیانت و خدعه و ستم نکند و دروغ نگوید و غیبت او ننماید.»(2)

ص:192


1- (1) قرآن کریم 1. «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ یُطِیعُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.» (توبه، 71)
2- (2) روایات 355. «اَلْمُؤْمِنُ اخُ الْمُؤْمِنِ عَیْنُهُ وَ دَلیلُهُ لایَخُونُهُ وَ لایَظْلِمُهُ وَ لایَغُشُّهُ وَ لایَعِدُهُ عِدَه فَیُخْلِفُهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 228)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که صبح کند در حالی که به امور مسلمین اهتمام نداشته باشد، مسلمان (صحیح و کامل) نیست. و کسی که صدای شخصی را بشنود که ندا می کند: ای مسلمانان (به فریادم برسید)، و او را اجابت نکند، پس او مسلمان (صحیح و کامل) نیست.»(1)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «مردم، روزی خواران خداوندند، پس محبوب ترین مردم نزد خداوند کسی است که روزی خواران خدا را نفع رساند.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد که محبوب ترین مردم نزد خدا کیست؟ فرمود: نافع ترین مردم برای مردم.»(3)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خلق همگی شان روزی خواران خداوندند، پس محبوب ترین آنان نزد خداوند عزّوجلّ، نافع ترینِ ایشان برای روزی خواران خدا است.»(4)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «بهترین مردم کسی است که مردم از او بهره ور گردند.»(5)

ص:193


1- (1) . «مَنْ اصْبَحَ لایَهْتَمُّ بِاُمُورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِم، وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادی: یا لَلْمُسْلِمینَ! فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم.» (همان، ص 520)
2- (2) . «اَلْخَلْقُ عِیالُ اللّهِ فَاَحَبُّ الْخَلْقِ الَی اللّهِ مِنْ نَفَعَ عِیالَ اللّهِ.» (همان)
3- (3) . «سُئِلَ رَسُولُ اللّهِ(صلی الله علیه وآله وسلم): مَنْ احَبُّ النّاسِ الَی اللّهِ؟ قالَ: انْفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ.» (همان)
4- (4) . «اَلْخَلْقُ کُلُّهُمْ عِیالُ اللّهِ فَاَحَبُّهُمْ الَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ انْفَعُهُمْ لِعِیالِهِ.» (همان، ص 521)
5- (5) . «خَیْرُ النّاسِ مَنِ انْتَفَعَ بِهِ النّاسُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 403؛ به نقل از «امالی» صدوق)

امام عسگری (علیه السلام): «دو خصلت است که فوق آن دو چیزی نیست: ایمان به خدا و نفع داشتن برای برادران (ایمانی).»(1)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «به راستی عظیم ترین مردم از نظر مقام نزد خداوند در روز قیامت، کسی است که بیشتر از همه در روی زمین، به خیرخواهی خلق خدا قدم برداشته باشد.»(2)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هر یک از شما همان گونه که برای خود خیرخواهی دارد، باید برای برادر (ایمانی) خود خیرخواهی داشته باشد.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «بر شما باد خیرخواهی خالص نسبت به خلق برای خدا؛ پس هرگز خدا را به عملی افضل از آن ملاقات نخواهید نمود.»(4)

امام صادق (علیه السلام): «بر مؤمن واجب است که برای مؤمن در حضور و غیاب خیرخواهی داشته باشد.»(5)

ص:194


1- (1) . «خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَیْ ءٌ: الاْیمانُ بِاللّهِ وَ نَفْعُ الاِخْوانِ.» (همان؛ به نقل از «تحف العقول»)
2- (2) . «اِنَّ اعْظَمَ النّاسِ مَنْزِلَه عِنْدَاللّهِ یَوْمَ الْقِیمَه امْشاهُمْ فی ارْضِهِ بِالنَّصیحَه لِخَلْقِهِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 526)
3- (3) . «لِیَنْصَحِ الرَّجُلُ مِنْکُمْ اخاهُ کَنَصیحَتِهِ لِنَفْسِهِ.» (همان)
4- (4) . «عَلَیْکُمْ بِالنُّصْحِ لِلّهِ فی خَلْقِهِ فَلَنْ تَلْقاهُ بِعَمَل افْضَلَ مِنْهُ.» (همان)
5- (5) . «یَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ النَّصیحَه لَهُ فِی الْمَشْهَدِ وَ الْمَغیبِ.» (همان)

برای ادامه مشاهده محتوای کتاب لطفا عبارت امنیتی زیر را وارد نمایید.

ص:

امام صادق (علیه السلام): «خداوند عزّوجلّ فرموده: خلق، روزی خواران من هستند، محبوب ترین ایشان نزد من با لطف ترین آنان است به خلق و کوشاترین آنان در برآوردن حوائج خلق.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «کسی که در برآوردن حاجت برادر مسلمانش شتاب و کوشش بنماید و خداوند به دست او انجام آن حاجت را جاری سازد، برای او خداوند عزّوجلّ (ثواب) یک حج و یک عمره و اعتکاف و روزه دو ماه در مسجدالحرام می نویسد، و اگر کوشش کند ولی انجام آن را خداوند به دست او جاری نسازد، برای او خداوند عزّوجلّ (ثواب) یک حج و یک عمره می نویسد.»(2)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): « با برادر مسلمان در پی حاجتی رفتن، نزد خداوند متعال از اعتکاف دو ماه در مسجدالحرام محبوب تر است.»(3)

ص:196


1- (1) . «قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: الْخَلْقُ عِیالی فَاَحَبُّهُمْ الَیَّ الْطَفُهُمْ بِهِمْ وَ اسْعاهُمْ فی حَوائِجِهِمْ.» (همان)
2- (2) . «مَنْ سَعی فی حاجَه اخیهِ الْمُسْلِمِ فَاجْتَهَدَ فیها فَاَجْرَی اللّهُ عَلی یَدَیْهِ قَضاها کَتَبَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حِجَّه وَ عُمْرَه وَ اعْتِکافَ شَهْرَیْنِ فِی الْمَسْجِدِالْحَرامِ وَ صِیامَهُما وَ انِ اجْتَهَدَ وَ لَمْ یَجْرِ اللّهُ قَضاها عَلی یَدَیْهِ کَتَبَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حِجَّه وَ عُمْرَه.» (همان)
3- (3) . «مَشْیٌ مَعَ اخ مُسْلِم فی حاجَه احَبُّ الَی اللّهِ تَعالی مِنِ اعْتِکافِ شَهْرَیْنِ فِی الْمَسْجِدِالْحَرامِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 408)

امر به معروف و نهی از منکر

یکی از دستورات و فرایض عظیم اجتماعی اسلام که به خیر و سعادت دنیا و آخرت مردم است و با آن سایر مقررات و فرایض الهی بر پا می شود، امر به معروف و نهی از منکر است.

ص:197

اسلام می گوید که مردم باید یکدیگر را به کارهای خیر و معروف وادار و از هرگونه کار زشت و منکر و فساد جلوگیری نمایند.(1)

ص:198


1- (1) . باید دانست که برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر، فقها شرایطی ذکر فرموده اند که در کتب فقهیه، مشروحاً بیان شده است و مجمل آنها این است که: الف) آمر و ناهی، عالم به معروف و منکر بوده باشند و در مسائل اختلافی بر شخص واجب نیست دیگری را بر وفق نظر خودش یا نظر مرجع فتوایی خودش امر و نهی نماید. ب) احتمال اثر در امر و نهی باشد. ج) خوف مفسده ای نباشد؛ مانند خوف ضرر جانی، عرضی، مالی قابل اعتنا بر خودش یا دیگری از خویشان یا سایر مؤمنین. آری چنان که دفاع از اساس و بنیان اسلام یا از مجتمع اسلامی، متوقف بر بذل اموال بلکه نفوسی شد، در این مورد بر مسلمانان لازم است که به بذل آنها از اسلام و مجتمع آن دفاع کنند. د) عاصی، بر ترک واجب یا فعل حرام اصرار و استمرار ورزد.برای امر و نهی و انکار از معصیت نیز، مراتبی است که مشهور فقها فرموده اند: رعایت ترتیب بین آن مراتب باید بشود: الف) انکار به قلب که به غیر زبان و دست (مانند گرفتگی در رو و صورتش و یا به ترک مراوده اش) انزجار قلبی خود را از ترک واجب یا فعل حرام اظهار نماید، به امید اینکه عاصی از معصیتش باز ایستد. ب) انکار به زبان. ج) انکار به دست. برای هر یک از این مراتب سه گانه هم، مراتب خفیف تر و شدیدتر است، و فرموده اند مادامی که با مرتبه پایین تر بتوان از معصیت جلوگیری نمود، به مرتبه بالاتر اقدام نشود.

در صفحۀ اوّل فصل گذشته، آیه ای از آیات این دستور، برای نمونه ذکر شده است؛ و أیضاً:

قرآن کریم

«باید از شما گروهی باشند (خود را کاملاً مهیا نموده) که مردم را دعوت به خیر (دین) و امر به معروف و نهی از منکر بکنند و آنان رستگارند.»(1)

ص:199


1- (1) قرآن کریم 1. «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.» (آل عمران، 104)

«از اهل کتاب «آنان که به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آوردند» گروهی هستند ایستاده (بر حق و بر انجام اوامر و نواهی الهی) آیات خدا را در اوقات شب می خوانند در حالی که سجده می کنند؛ به خدا و روز آخرت ایمان دارند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند، و در خیرات و نیکی ها می شتابند و آنان از شایستگانند.»(1)

«چرا الاهیون و علما (اهل کتاب) آنان را از گفتار گناه و خوردن حرام نهی نمی کنند، چه بد است آن چه را که ایشان انجام می دهند.»(2)

«و خدا البته یاری می کند کسی را که (دین) او را یاری می نماید و به تحقیق خدا توانا و غالب (بر هر چیز) است، (یاری کنندگان دین خدا، یا اذن داده شدگان به قتال که در آیۀ قبل در قرآن ذکر شده است) کسانی هستند که اگر ما ایشان را در زمین تمکّن و سلطنت دهیم، نماز را (به حدود و شرایطش) بپا دارند و زکات دهند

ص:200


1- (1) . «مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّهٌ قائِمَهٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ * یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ أُولئِکَ مِنَ الصّالِحِینَ.» (آل عمران، 113 و 114)
2- (2) . «لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما کانُوا یَصْنَعُونَ.» (مائده، 63)

(و مردم را) به معروف امر و از منکر نهی نمایند، و عاقبت همۀ امور مخصوص خداست.»(1)

روایات

امام باقر و امام صادق (علیهما السلام): «وای بر گروهی که خدای را به امر به معروف و نهی از منکر اطاعت نکنند.»(2)

امام باقر (علیه السلام): «مردمی که عیب می دانند امر به معروف و نهی از منکر را، بد مردمانی هستند.»(3)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هنگامی که امت من، امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر واگذارند، باید بدانند که صدماتی از طرف خدا به آنان خواهد رسید.»(4)

ص:201


1- (1) . «وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ * اَلَّذِینَ إِنْ مَکَّنّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَهُ الْأُمُورِ.» (حج، 40 و 41)
2- (2) روایات 1. «وَیْلٌ لِقَوْم لایَدینُونَ اللّهَ بِالاْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ.» (فروع کافی، ص 343)
3- (3) . «بِئْسَ الْقَوْمُ قَوْمٌ یَعیبُونَ الاْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ.» (همان)
4- (4) . «اِذا امَّتی تَواکَلَتِ الاْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِفَیَأْذَنُوا بِوِقاع مِنَ اللّهِ تَعالی.» (همان، ص 344)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا خداوند، مؤمن ضعیف بی خرد را، دشمن می دارد و او کسی است که از منکر جلوگیری نمی کند.»(1)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «برای چشم با ایمانی که معصیت خدا را می بیند، جایز نیست که فرو بسته شود تا این که آن را تغییر دهد.»(2)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «امر به معروف و نهی از منکر کنید و گرنه همگی شما را، عذاب خدا شامل شود.»(3)

امام باقر (علیه السلام): «همانا امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و طریقۀ نیکان است، فریضه ای بزرگ است که فرایض دیگر بر آن برپا می شود و راه ها ایمن می گردد و کسب ها حلال، و آن چه به ستم گرفته شده رد می شود، زمین آباد می گردد و از دشمنان انتقام کشیده می شود، و امر مستقیم می گردد؛ پس به دل هاتان (از کارهای منکر و ناشایست) انکار و نفرت کنید و با زبان هاتان دور افکنید، پیشانی های مرتکبین را سخت بکوبید، و در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نترسید؛ پس اگر پند پذیرفتند و به سوی حق برگشتند، ایرادی بر آنان نیست. جز این نیست که ایراد بر کسانی است که به مردم ستم می نمایند و در زمین به

ص:202


1- (1) . «اِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعیفَ الَّذی لازَبْرَ لَهُ وَ قالَ هُوَ الَّذی لایَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 489)
2- (2) . «لایَحِلُّ لِعَیْن مُؤْمِنَه تَرَی اللّهَ یُعْصی فَتَطْرِفَ حَتّی تُغَیِّرَهُ.» (همان)
3- (3) . «لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ اوْ لَیَعُمَّنَکُمْ عَذابُ اللّهِ.» (همان، ص 491)

ناحق تجاوز می کنند؛ عذابی دردناک برای آنان است، و در این مورد با بدن هاتان، با آنان مبارزه کنید و به دل هاتان دشمنشان دارید، بی آن که سلطنتی را خواستار و یا مالی را جویا باشید و یا به ستم پیروزی را خواسته باشید، تا آن که به سوی امر خدا برگردند و به راه طاعت او بروند.»(1)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «پیوسته امت من در خیر و خوبی هستند، مادامی که امر به معروف و نهی از منکر کنند و یکدیگر را بر نیکی کمک نمایند؛ چون این دو کار را ترک کنند، برکات از آنان گرفته شود و بعض ایشان بر بعض دیگر مسلط شود و برای آنان نه در زمین و نه در آسمان یاوری نباشد.»(2)

ص:203


1- (1) . «اِنَّ الاْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبیلُ الاْنْبِیاءِ وَ مِنْهاجُ الصُّلَحاءِ فَریضَه عَظیمَه بِها تُقامُ الْفَرائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذاهِبُ وَ تُحَلُّ الْمَکاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظالِمُ وَ تُعْمَرُ الاْرضُ وَ یُنْتَصَفُ مِنَ الاْعْداءِ وَ یَسْتَقیمُ الاْمرُ فَاَنْکِرُوا بِقُلُوبِکُمْ وَ الْفِظُوا بِاَلْسِنَتِکُمْ وَ صُکُّوا بِها جِباهَهُمْ وَ لاتَخافُوا فِی اللّهِ لَوْمَه لائِم، فَاِنِ اتَّعَظُوا وَ الَی الْحَقِّ رَجَعُوا فَلا سَبیلَ عَلَیْهِمْ انَّمَا السَّبیلُ عَلَی الَّذینَ یَظْلِمُونَ النّاسَ وَ یَبْغُونَ فِی الارْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ اولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ هُنالِکَ فَجاهِدُوهُمْ بِاَبْدانِکُمْ وَ ابْغِضُوهُمْ بِقُلُوبِکُمْ غَیْرَ طالِبینَ سُلْطاناً وَ لا باغینَ مالاً وَ لامُریدینَ ظَفَراً حَتّی یَفیئُوا الی امْرِ اللّهِ وَ یَمْضُوا عَلی طاعَتِهِ.» (فروع کافی، ص 343)
2- (2) . «لایَزالُ امَّتی بِخَیْر ما امَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ فَاِذا لَمْ یَفْعَلُوا ذلِکَ نُزِعَتْ مِنْهُمُ الْبَرَکاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلی بَعْض وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ ناصِرٌ فِی الارْضِ وَ لا فِی السَّماءِ.» (مستدرک الوسائل، ص 385; به نقل از «مشکوه الانوار»)

علی (علیه السلام): «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اشرار شما بر شما تسلط داده شود و بعد دعا کنید و مستجاب نشود.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «مردی نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: مادر من دست هیچ لمس کننده را از خود دفع نمی کند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: مادرت را حبس کن (در خانه نگهدار). آن مرد گفت: این کار را کرده ام (فایده نبخشیده است). فرمود: آنان را که وارد بر او می شوند منع کن. گفت: این کار را نیز کرده ام. فرمود: مادرت را زنجیر کن، که تو هیچ نیکی به مادرت نخواهی داشت افضل از این که او را از محرمات خداوند عزّوجلّ منع نمایی.»(2)

خوانندگان محترم خوب توجه داشته باشید:

از این حدیث شریف به خوبی معلوم می شود که بالاترین احسان ها و خدمت ها و نیکی ها بر جامعه، آن است که شخص آنان را از منکرات و معاصی الهی جلوگیری و نهی نماید، که در واقع از هلاکت و بدبختی دنیا و آخرت، آنان را نجات بخشیده است.

ص:204


1- (1) . «لاتَتْرُکُوا الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلّی عَلَیْکُمْ اشْرارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلا یُسْتَجابُ لَکُمْ.» (در وصیت امیرمؤمنان به امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)
2- (2) . «جاءَ رَجُلٌ الی رَسُولِ اللّهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) فَقالَ: انَّ امّی لا تَدْفَعُ یَدَ لامِس. فَقالَ: فَاحْبِسْها. قالَ: قَدْ فَعَلْتُ. قالَ: فَامْنَعْ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْها. قالَ: قَدْ فَعَلْتُ. قالَ: قَیِّدْها فَاِنَّکَ لاتَبَرُّها بِشَیْ ء افْضَلَ مِنْ انْ تَمْنَعَها مِنْ مَحارِمِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.» (وسائل الشیعه، ج 3، ص 436)

خیر خواستن برای دیگران

اسلام می گوید که هر فرد جامعه، برای دیگران دوست دارد هر آن چه برای خود دوست می دارد و بد دارد هر آن چه برای خود بد می دارد.

روایات

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که خوش دارد از آتش دور شده و به بهشت داخل شود، باید با شهادت به توحید خداوند و رسالت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از

ص:205

دنیا برود و دوست داشته باشد با مردم رفتار کند، آن طور که دوست دارد مردم با او رفتار کنند.»(1)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی راجع به «حقوق مسلمان بر برادرش» می گوید: «و برای برادر مسلمانش دوست داشته باشد از خیر، آن چه را که برای خود دوست دارد، و کراهت داشته باشد از شر، آن چه را که برای خود کراهت دارد.»(2)

امام زین العابدین (علیه السلام) در حدیثی راجع به حقوق است: «و حق اهل کیشَت به تو آن است که برای آنان سلامت و رحمت در دل نهان داری (تا این که می فرماید)

ص:206


1- (1) روایات 1. «مَنْ سَرَّهُ انْ یُزَحْزَحَ عَنِ النَّارِ وَ یُدْخَلَ الْجَنَّه فَلْیَأْت مَنِیَّتَهُ وَ هُوَ یَشْهَدُ انْ لا الهَ الاَّ اللّهُ وَ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ وَ یُحِبُّ انْ یَأْتِیَ الَی النّاسِ ما یُحِبُّ انْ یُؤْتی الَیْهِ.» (تفسیر «مجمع البیان» در سوره نساء، ذیل آیه نهم)
2- (2) . «فی حُقُوقِ الْمُسْلِمِ عَلی اخیهِ قالَ(صلی الله علیه وآله وسلم): «وَ یُحِبُّ لَهُ مِنَ الْخَیْرِ ما یُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ یَکْرَهُ لَهُ مِنَ الشَّرِّ ما یَکْرَهُ لِنَفْسِهِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 229)

و دوست بداری برای آنان، آن چه را که برای خودت دوست می داری و کراهت داری برای آنان، آن چه را که برای خودت کراهت می داری.»(1)

امام باقر (علیه السلام): «برادر مسلمانت را دوست بدار، و برای او دوست دار آن چه را که برای خودت دوست داری، و کراهت بدار آن چه را که برای خودت کراهت می داری.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «تو را به تقوای خدا و نیکی به برادر مسلمانت سفارش می کنم؛ برای او دوست بدار آن چه را که برای خودت دوست می داری، و کراهت دار آن چه را که برای خودت کراهت می داری.»(3)

ص:207


1- (1) . «وَ حَقُّ اهْلِ مِلَّتِکَ اضْمارُ السَّلامَه وَ الرَّحْمَه لَهُمْ (الی انْ قالَ(علیه السلام) وَ تُحِبُّ لَهُمْ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَ تَکْرَهُ لَهُمْ ما تَکْرَهُ لِنَفْسِکَ.» الخبر. (وسائل الشیعه، ج 2، ص 442)
2- (2) . «اَحِبَّ اخاکَ الْمُسْلِمَ وَ احِبَّ لَهُ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَاکْرَهْ لَهُ ما تَکْرَهُ لِنَفْسِکَ.» الخبر. (همان، ص 229)
3- (3) . «اُوصیکَ بِتَقْوَی اللّهِ وَ بِرِّ اخیکَ الْمُسْلِمِ وَ احِبَّ لَهُ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَاکْرَهْ لَهُ ما تَکْرَهُ لِنَفْسِکَ.» الخبر. (همان، ج 2)

اتّحاد در برابر دشمنان

اسلام می گوید که در مقابل دشمن ستمگر، باید مردم در صف محکم متّحد و هم دست - به منزلۀ یک دست واحد - بوده و دفاع از دین و حقوق خود بنمایند و گذشته از حفظ وحدت و اتحاد بین خودشان - که بزرگ ترین و قوی ترین عامل پیشرفت و عظمت و موفقیت در مقابل دشمن است - باید همیشه مسلمانان مجهز به تجهیزات علمی و نیروهای هر عصری بوده و به حدی آمادگی داشته باشند که تمام دشمنان خود را، حتی دشمنان احتمالی را که نمی شناسند، مرعوب کنند.

ص:208

قرآن کریم

«خدا و رسولش را اطاعت کنید و نزاع و اختلاف (در امور) نکنید که (در برابر دشمن و از پیکار با او) ضعیف و سست می شوید و شوکت و دولت شما، از دست می رود و (بلکه همه یک دل و یک دست در برابر دشمن و پیکار با او) صبر و شکیبایی داشته باشید که البته خدا با شکیبایان است (آنان را از شر دشمن نگهداری کرده و یاری خواهد نمود).»(1)

«هر کس بر شما تعدّی و تجاوز نمود شما هم مانند آن چه او تعدّی کرده، بر او تجاوز کنید و (در تعرّض بیشتر) از خدا بپرهیزید و بدانید که البته خدا با پرهیزکاران است.»(2)

«در راه خدا، با کسانی که با شما کارزار می کنند، بجنگید و تعدّی و تجاوز نکنید؛ که خدا متجاوزین را دوست ندارد.»(3)

ص:209


1- (1) قرآن کریم 1. «وَ أَطِیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ.» (انفال، 46)
2- (2) . «فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ.» (بقره، 194)
3- (3) . «وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ.» (بقره، 190)

«(ای مردم با ایمان!) برای (مقابله با) کفار آن چه می توانید از نیرو و اسبان بسته شده برای جنگ، آماده سازید که به وسیلۀ آن دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید؛ و بترسانید دشمنان دیگری از غیر از ایشان را هم که شما آنان را نمی دانید (و نمی شناسید)، خدا ایشان را می داند (و می شناسد)، و آن چه را در راه خدا (و برای مقابله با دشمنان خدا) صرف کنید، عوض آن کاملاً به شما داده خواهد شد و بر شما ستم نمی شود.»(1)

«خدا دوست دارد کسانی را که در صفوف متشکل در راه او جنگ و پیکار می کنند، (و چنان در برابر دشمن ایستادگی دارند که) گویی آنان چون بنا و ساختمانی به هم پیوسته اند.»(2)

روایات

ص:210


1- (1) . «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ ءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ.» (انفال، 60)
2- (2) . «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ.» (صف، 4)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «مردمان با ایمان، برادر یکدیگرند و خون های آنان برابر یکدیگر است و ایشان بر غیر خودشان دست واحدند.»(1)

علی (علیه السلام): «لشکر به اذن خدا دژهای رعیتند، زینت والیانند، عزت دینند، راه های امنند، و رعیت بر پا نشود مگر به لشکر.»(2)

امام باقر (علیه السلام): «به راستی خداوند بنده ای را که (دشمن) داخل خانه او شود و او با وی مبارزه نکند، دشمن می دارد.»(3)

ص:211


1- (1) روایات 2«اَلْمُؤْمِنُونَ اخْوَه تَتَکافی دِمائُهُمْ وَ هُمْ یَدٌ عَلی مَنْ سِواهُمْ.» (وافی، جزء نهم، ص 18)
2- (2) . «فَالْجُنُودُ بِاِذْنِ اللّهِ حُصُونُ الرَّعِیَّهِ وَ زَیْنُ الْوُلاهِ وَ عِزُّالدّینِ وَ سُبُلُ الا مْنِ وَ لَیْسَ تَقُومُ الرَّعِیَّهُ الاّ بِهِمْ.» (نهج البلاغه)
3- (3) . «اِنَّ اللّهَ لَیَمْقُتُ الْعَبْدَ یُدْخَلُ عَلَیْهِ فی بَیْتِهِ فَلا یُقاتِلُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 433)

برتریِ تقوا، ایمان و دانش

اسلام می گوید که امتیازات و افتخارات جاهلیت، مانند امتیاز نژادی از میان مردم ملغی است؛ بلکه امتیاز به ایمان و تقوا و دانش است؛ آن هم امتیاز شرافتی است، نه حقوقی و در قبال قانون.

قرآن کریم

ص:212

«ای مردم! محققاً ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را دسته ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، به درستی گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست، محققاً خدا (به همه چیز) دانا و آگاه است.»(1)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! پیوسته ایستادگان به عدل و داد بوده و برای (رضای) خدا گواه باشید، گرچه بر ضرر خودتان یا پدر و مادر و خویشانتان باشد؛ اگر (کسی که به سود یا زیان او گواهی می دهید) غنی باشد یا فقیر، پس خدا به آن غنی و فقیر (از همه مردم) سزاوار و نزدیک تر است؛ پس هوای نفس را پیروی نکنید که از گواهی به حق، عدول و تجاوز کنید و اگر زبان خود را (در ادای مطلب) بپیچانید یا از حق اعراض کنید (یا اگر از گواه شدن سر بپیچید یا از گواهی دادن رو برگردانید) البته خدا به آن چه می کنید آگاه است.»(2)

ص:213


1- (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ.» (حجرات، 13)
2- (2) . «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّهُ أَوْلی بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوی أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً.» (نساء، 135)

«بگو آیا آنان که می دانند و آنان که نمی دانند یکسان و برابرند؟ جز این نیست که خردمندان متذکّر می شوند.»(1)

«آیا پس کسی که با ایمان است، مانند کسی باشد که فاسق است؟! اینان برابر و یکسان نیستند.»(2)

روایات

نبیّ اکرم (صلی الله علیه آله و سلم): «به راستی خداوند، نخوت جاهلیت و تفاخر به پدران جاهلیت را به وسیلۀ اسلام از میان برد. آگاه باشید! که مردم همه از نسل آدم می باشند و آدم هم از خاک بوده است و گرامی ترین ایشان نزد خدا با تقواترین ایشان است.»(3)

ص:214


1- (1) . «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ.» (زمر، 9)
2- (2) . «أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ.» (سجده، 18)
3- (3) روایات 1. «اِنَّ اللّهَ قَدْ اذْهَبَ بِالاِسْلامِ نِخْوَه الْجاهِلِیَّه وَ تَفاخُرَها بِآبائِها الا انَّ النّاسَ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُراب وَ اکْرَمُهُمْ عِنْدَاللّهِ اتْقیهُمْ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 477)

خطبۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز فتح مکه: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان مردم ایستاده خطبه ای خواند و حمد و ثنای الهی گفت و فرمود: «ای مردم! باید حاضر به غایب برساند که راستی خداوند تبارک و تعالی نخوت جاهلیت و تفاخر به آباء و عشائر جاهلیت را از شما برد. ای مردم! به تحقیق شما از آدمید و آدم از گِل است. آگاه باشید! که بهترین شما و گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین و مطیع ترین شما است برای او.»(1)

نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا مردم از زمان آدم تا امروز، همه (نسبت به یکدیگر) مانند دندانه های شانه هستند؛ هیچ مزیّتی برای عربی بر عجمی و برای قرمز بر سیاه، جز به تقوا نیست.»(2)

ص:215


1- (1) . «لَمَّا کانَ یَوْمَ فَتْحِ مَکَّه قامَ رَسُولُ اللّهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) فِی النّاسِ خَطیباً فَحَمِدَاللّهَ وَ اثْنی عَلَیْهِ ثُمَّ قالَ: «اَیُّهَا النّاسُ لِیُبْلِغِ الشّاهِدُ الْغائِبَ انَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی قَدْ اذْهَبَ عَنْکُمْ نِخْوَه الْجاهِلِیَّه وَ التَّفاخَرَ بِآبائِها وَ عَشائِرِها ایُّهَا النّاسُ انَّکُمْ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ طین الا وَ انَّ خَیْرَکُمْ عِنْدَاللّهِ وَ اکْرَمَکُمْ عَلَیْهِ اتْقیکُمْ وَ اطْوَعُکُمْ لَهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 340؛ به نقل از حسین بن سعید الاهوازی در «الزهد»)
2- (2) . «اِنَّ النّاسَ مِنْ عَهْدِ آدَمَ الی یَوْمِنا هذا مِثْلُ اسْنانِ الْمِشْطِ لافَضْلَ لِلْعَرَبِیِّ عَلَی الْعَجَمِیِّ وَ لا لِلاْحمَرِ عَلَی الاْسْوَدِ الاّ بِالتَّقْوی.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 340؛ به نقل از «اختصاص» شیخ مفید)

انفاق

اسلام، حمایت از ضعفا و سفارش آنان را به دیگران با تأکید بسیار و به عناوین و بیانات بی شمار کرده است. اسلام در راه حمایت از ضعفا و مستمندان، گذشته از تشریع انفاقات واجبه - در مواردی تحت عناوین و شرایط ویژه - به شرحی که در کتب فقهیۀ مذکور است (مانند: زکات مال و زکات بدن، خمس، کفارات، ادای نذور) در سایر موارد نیز، توصیه و ترغیب و تحریص شدیدی به احسانات و انفاقات و رفع نیازهای طبقه ضعیف و محتاج نموده است و خود صاحبان شرع مقدس (یعنی نبیّ اکرم و ائمّۀ هداۀ علیهم السلام) در این راه عملاً و در حد کمال، پیشوا و پیشقدم بوده اند.

ص:216

قرآن کریم

«نیکویی آن نیست که روهای خود را در سمت مشرق و مغرب بگردانید؛(1) بلکه نیکوکار (یا نیکویی سزاوار اهتمام، نیکوییِ) کسی است که به خدا و روز واپسین (قیامت) و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیغمبران ایمان آورد، و مال را با آن که آن را دوست دارد (برای دوستی خدا) به خویشان و یتیمان و تهی دستان (آبرومند که سؤال نمی کنند) و مسافرین محتاج و بیچارگانی که درخواست و سؤال می کنند، و در راه آزادی بندگان بدهد، نماز را (درست و راست با شرایط آن) بر پا دارد، زکات بدهد، چون عهد و پیمان بست به عهدش وفا کند، در بأساء و ضرّاء (گرسنگی و رنجوری) و هنگام جنگ با دشمن، صابر و شکیبا باشد؛ آن گروه آنانند که (در پیروی از حق) راست گفته اند و آنانند که پرهیزکار و خود نگهدارند.»(2)

ص:217


1- (1) . نقل شده است که پس از تغییر قبله به سوی کعبه، یهود و نصاری می گفتند: نیکویی روآوردن به سوی قبله ماست؛ نصاری به سمت مشرق و یهود به سمت مغرب، مردم را دعوت به قبله خود می نمودن؛ پس این آیه نازل شد: لَیْسَ الْبِرَّ انْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ... الآیه.
2- (2) قرآن کریم 1. «لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السّائِلِینَ وَ فِی

«کسانی که اموالشان را در شب و روز نهان و آشکارا (بر محتاجان) انفاق می کنند، اجر ایشان نزد پروردگارشان است و نه ترس و بیمی بر ایشان است و نه (در قیامت) اندوهگین می شوند.»(1)

در وصف پرهیزکاران، در اوایل سورۀ بقره می فرماید: «آنان که به غیب (به امور نادیده چون خدا، قیامت، قیام امام زمان علیه السلام) ایمان آورند، نماز را (به شرایط آن) به پا دارند، از آن چه آنان را روزی داده ایم (چون علم، قدرت، جاه و ثروت، بر نیازمندان) انفاق می کنند، آنان که به آن چه بر تو نازل شده و آن چه پیش از تو (بر سایر انبیاء) نازل شده می گروند و به آخرت یقین دارند، آنان از جانب پروردگارشان بر هدایتند و آنانند پیروزان و رستگاران.»(2)

ص:218


1- (1) . «اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَهً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ.» (بقره، 274) در کتاب کافی و تفسیر عیاشی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که در تفسیر این آیه فرموده اند: «انّها لَیْسَتْ مِنَ الزّکوه (یعنی منظور از انفاق در این آیه، زکات واجب نیست بلکه منظور انفاقات مستحب است.)»
2- (2) . «ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ * اَلَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ * وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ * أُولئِکَ عَلی هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.» (بقره، 2 و 3 و 4 و 5)

«خدا را بپرستید و چیزی را به او شریک مگردانید و به پدر و مادر، خویشان، یتیمان و مستمندان، همسایۀ نزدیک و همسایۀ دور (یا همسایۀ خویش و همسایۀ بیگانه) و مصاحب در پهلو و مسافر محتاج، و به آن چه دست های شما مالک شده (بردگان) نیکی و احسان کنید که خدا، متکبرِ خودبینِ فخرفروش را دوست ندارد. (که همین تکبر و خودبینی و فخر فروشی مانع از احسان و اعتنای به دیگران می شود).»(1)

«بشتابید به سوی (موجبات) آمرزشی از جانب پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن به قدر آسمان ها و زمین است که برای پرهیزگاران (از معاصی) آماده شده است؛ آنان که در حال خوشی و توانایی و هنگام تنگ دستی (هر چه می توانند به محتاجان) انفاق می کنند و فروبرندگان خشم و عفوکنندگان از مردمند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.»(2)

ص:219


1- (1) . «وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً * اَلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ عَذاباً مُهِیناً.» (نساء، 36 و 37)
2- (2) . «وَ سارِعُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ * اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ.» (آل عمران، 133 و 134)

«مثل آنان که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همچون دانه ای است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه صد دانه باشد. خدا برای هر که بخواهد (ثواب عمل او را) چند برابر می افزاید و خدا واسع (پر بخشش) و داناست. کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند و آن چه را که انفاق نمودند از پی آن منّت و اذیّتی (به اشخاص مورد انفاق) نمی رسانند، اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر ایشان است و نه (در قیامت) اندوهگین می شوند. سخن نیکو (به محتاجان گفتن) و مغفرت و گذشت، از صدقه و انفاقی که در پی آن اذیت و آزار (به اشخاص مورد انفاق) درآید بهتر است و خدا بی نیاز و حلیم است.»(1)

«جز این نیست که اشخاص با ایمان (کامل) کسانی هستند که چون نزدشان خدا یاد شود، دل های آنان بیمناک گردد و چون آیات خدا بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگارشان توکل و اعتماد می کنند، هم ایشان کسانیند که نماز را (با شرایط آن) به پا می دارند و از آن چه ما آنان را روزی داده ایم (بر

ص:220


1- (1) . «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَ اللّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ * اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذیً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ * قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَهٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَهٍ یَتْبَعُها أَذیً وَ اللّهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ.» (بقره، 261 و 262 و 263)

محتاجان) انفاق می کنند؛ آنان همان کسانند که به حقیقت اشخاص با ایمانند، برای ایشان نزد پروردگارشان درجاتی و آمرزشی و روزی فراوان و عالی است.»(1)

«محققاً کسانی که کتاب خدا را می خوانند و نماز را (با حدود و شرایطش) به پا می دارند و از آن چه ما آنان را روزی داده ایم، در نهان و آشکار انفاق می کنند، تجارتی را امید دارند که هرگز کسادی نیابد تا خدا مزدهای ایشان را کامل بدهد و از فضل خود به آنان بیفزاید که خداوند آمرزنده و شکور (پاداش فراوان دهنده) است.»(2)

«محققاً پرهیزگاران (در آخرت) در باغ ها و در (کنار) چشمه ها هستند، در حالی که آن چه را (از نعمت ها) که پروردگارشان به آنان عنایت فرموده است می گیرند، بدین جهت که ایشان قبل از آن (یعنی در دنیا) نیکوکاران بوده اند؛ چون کم شبی را

ص:221


1- (1) . «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ * اَلَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ * أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ.» (انفال، 2 و 3 و 4)
2- (2) . «إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَنْفَقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَهً یَرْجُونَ تِجارَهً لَنْ تَبُورَ * لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ.» (فاطر، 29 و 30)

(بدون عبادت) می خوابیدند (یا کمی از شب را می خوابیدند) و در سحرها استغفار می نمودند و در اموالشان برای سائل و محروم، حق و نصیبی می دادند.»(1)

«هر کس به آن چه کسب و عمل نموده، در گرو است؛ مگر اصحاب یمین که (به سبب انجام اعمال نیک، خود را از گرو بیرون آورده و در آخرت) در باغ های بهشت بوده و از یکدیگر می پرسند: از (حال) گناهکاران (و به گناهکاران که در دوزخند از همان دور می گویند:) چه چیز شما را به دوزخ کشاند و در آورد؟ گناهکاران می گویند: (سبب آوردنمان به دوزخ این که) ما از نمازگزاران نبودیم (و از اتباع ائمّۀ معصومین نبودیم) مستمند را اطعام نمی کردیم و با داخل شدگان (در باطل و معاصی) داخل می شدیم و روز جزا را تکذیب می نمودیم تا این که یقین (مرگ) ما را آمد و به ما رسید.»(2)

«اما انسان هرگاه پروردگارش او را آزمایش کند، پس گرامیش دارد و به او نعمت و وسعت دهد (به خود مغرور می شود و خود را شایسته اکرام می پندارد) و می گوید:

ص:222


1- (1) . «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنّاتٍ وَ عُیُونٍ * آخِذِینَ ما آتاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُحْسِنِینَ * کانُوا قَلِیلاً مِنَ اللَّیْلِ ما یَهْجَعُونَ * وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ * وَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ.» (ذاریات، 15 تا 19)
2- (2) . «کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَهٌ * إِلاّ أَصْحابَ الْیَمِینِ * فِی جَنّاتٍ یَتَساءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِینَ * ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ * قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ * وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ * وَ کُنّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِینَ * وَ کُنّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ * حَتّی أَتانَا الْیَقِینُ.» (مدثر، 38 تا 47)

پروردگارم مرا اکرام نموده است. و اما چون آزمایشش کند به این که روزیش را بر او تنگ سازد (از خداوند ناراضی و شاکی شده) و می گوید: پروردگارم مرا اهانت (و خوار و ذلیل) کرده است. چنین نیست که انسان می گوید، بلکه (این وسعت و تنگی روزی برای آزمایش است که شما) یتیم را اکرام نمی کنید و یکدیگر را بر طعام و خوراک دادن مسکین ترغیب و تحریص نمی کنید و میراث را یک جا می خورید (حلال و حرام و نصیب خود و دیگران را با هم) و مال را فراوان دوست می دارید... (تا این که می فرماید چون قیامت بر پا شود) در آن روز آدمی متذکر و پشیمان می گردد؛ ولی آن تذکر و پشیمانی کجا برای او سود می دهد؟ می گوید: ای کاش که برای حیات و زندگیم (که حیات دائمی، اخروی است ذخیره ای از انفاقات و سایر اعمال حسنه) پیش فرستاده بودم.»(1)

«آیا برای انسان دو چشم و زبان و دو لب قرار ندادیم؟ و او را به راه خیر و شر هدایت کردیم پس او عقبه ی((2) تکلیف و وظیفه) را داخل نشد و در نیامد و چه چیز تو را دانا گردانید که عقبه چیست؟ (عقبه و گردنگاه تکلیف) آزاد کردن بنده است

ص:223


1- (1) . «فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ * وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ * کَلاّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ * وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ * وَ تَأْکُلُونَ التُّراثَ أَکْلاً لَمًّا * وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا * کَلاّ إِذا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا * وَ جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا * وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنْسانُ وَ أَنّی لَهُ الذِّکْری * یَقُولُ یا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیاتِی.» (فجر، 15 تا 24)
2- (2) (عقبه در لغت: گردنگاه و گذرگاه سخت در کوهها را گویند)

(از قید بندگی)، یا در روزِ گرسنگی، یتیم صاحب قرابت یا مسکین خاک نشینی را خوراک دادن است؛ و آن گاه (آن که بنده آزاد کند و یتیم و مسکین را طعام دهد) از جمله کسانی باشد که ایمان آوردند و به صبر و شکیبایی و نیز به مرحمت و مهربانی یکدیگر را وصیت و سفارش نمودند، آن گروه (در قیامت) اصحاب دست راستند.»(1)

«آیا دیدی (یا دانستی) آن کس را که به (روز) جزا تکذیب نموده و آن را دروغ می داند؟ پس او همان کسی است که یتیم را از پیش خود می راند و بر طعام مسکین تحریص و ترغیب نمی کند.»(2)

روایات

ص:224


1- (1) . «أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ * وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ * وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ * فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ * وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَهُ * فَکُّ رَقَبَهٍ * أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ * یَتِیماً ذا مَقْرَبَهٍ * أَوْ مِسْکِیناً ذا مَتْرَبَهٍ * ثُمَّ کانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَهِ * أُولئِکَ أَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ.» (بلد، 8 تا 18)
2- (2) . «أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ * فَذلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ * وَ لا یَحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ.» (ماعون، 1 و 2 و 3)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): « کسی که شب سیر بگذراند و حال آن که همسایه او گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است؛ و هیچ قریه ای نیست که گرسنه ای در میان آنان شب بگذراند و خداوند در روز قیامت به سوی آنان نظر (رحمت) کند.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «از محبوب ترین اعمال نزد خداوند عزّوجلّ، شادمان ساختن مؤمن است به سیر کردن او در حال گرسنگی و زدودن غم او یا پرداختن بدهی او.»(2)

امام باقر (علیه السلام): «از حق مؤمن بر برادر مؤمنش، این است که در گرسنگی او را سیر کند و در برهنگی او را بپوشاند و غم او را زایل نماید و بدهی او را بپردازد و هنگامی که بمیرد در میان اهل و اولادش جای او را (در کفالت و ادارۀ امور آنان) بگیرد.»(3)

ص:225


1- (1) روایات 1. «ما آمَنَ بی مَنْ باتَ شَبْعانَ وَ جارُهُ جائِعٌ، وَ ما مِنْ اهْلِ قَرْیَه یَبیتُ فیهِمْ جائِعٌ یَنْظُرُ اللّهُ الَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیمَه.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 218)
2- (2) . «مِنْ احَبِّ الاعْمالِ الَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ ادْخالُ السُّرُورِ عَلَی الْمُؤْمِنِ اشْباعُ جَوْعَتِهِ وَ تَنْفیسُ کُرْبَتِهِ اوْ قَضاءُ دَیْنِهِ.» (همان، ص 522)
3- (3) . «مِنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلی اخیهِ الْمُؤْمِنِ انْ یُشْبِعَ جَوْعَتَهُ وَ یُوارِیَ عَوْرَتَهُ وَ یُفَرِّجَ عَنْهُ کُرْبَتَهُ وَ یَقْضِیَ دَیْنَهُ فَاِذا ماتَ خَلَفَهُ فی اهْلِهِ وَ وُلْدِهِ.» (همان، ص 228)

امام صادق (علیه السلام): «از حق مؤمن بر مؤمن، مَوَدَّت و دوستی برای اوست در سینه اش، و کمک و غم خواری داشتن برای اوست در مالش، و جانشین او شدن در میان اهلش، و یاری کردن اوست بر کسی که ستم به او کرده است.»(1)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «هیچ چیز اسلام را مانند شح (بخل توأم با حرص) از بین نمی برد.»(2)

. امام صادق (علیه السلام): «هر مؤمنی که مؤمن دیگر را از مال خویش منع کند و حال آن که او به آن محتاج باشد،(3) خداوند از طعام بهشت او را نمی چشاند و از رحیق مختوم(4) نیاشامد.

امام صادق (علیه السلام): «کسی که برای او مَسْکَنی (زاید) باشد و مؤمنی به سکنای آن محتاج شود، پس او را از آن مسکن منع کند (و به اجاره یا عاریه - مثلاً - به

ص:226


1- (1) . «مِنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ الْمَوَدَّه لَهُ فی صَدْرِهِ وَ الْمُواساه لَهُ فی مالِهِ وَ الْخَلَفُ لَهُ فی اهْلِهِ وَالنُّصْرَه لَهُ عَلی مَنْ ظَلَمَهُ.» (همان)
2- (2) . «ما مَحَقَ الاسْلامَ مَحْقَ الشُّحِّ شَیْئٌی» (همان، ص 5)
3- (3) . «اَیُّما مُؤْمِنٌ حَبَسَ مُؤْمِنًا عَنْ مالِهِ وَ هُوَ مُحْتاجٌ الَیْهِ لَمْ یُذِقْهُ اللّهُ مِنْ طَعامِ الْجَنَّه وَ لایَشْرِبُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 521)
4- (4) . (رحیق مختوم: شراب بهشتی است که در ظروف سر بسته به مشگ می باشد).

او ندهد) خداوند عزّوجلّ گوید: ملائکۀ من! بندۀ من بر بنده من بخل ورزید به سکنای دنیا؟ قسم به عزتم که بهشت های مرا هیچ گاه ساکن نشود.»

امام صادق (علیه السلام): «جز این نیست که خداوند این اموال زاید از احتیاج را به شما عطا نموده، تا این که آن ها را روآور کنید و سوق دهید به هر آن جا که خداوند آن ها را سوق داده (یعنی هر آن جا که خداوند به شما دستور انفاق و صرف آن را داده است) و این اموال زاید را به شما عطا نکرده تا آن ها را ذخیره و گنجی کنید.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «محققاً بقای مسلمین و بقای اسلام از جمله در این است که اموال نزد کسی آید که او در آن ها، حق را بشناسد و با آن ها معروف انجام دهد، و محققاً فنای اسلام و فنای مسلمین از جمله در این است که اموال به دست کسی افتد که در آن ها حق را نشناسد و با آن ها معروف انجام ندهد.»(2)

امام صادق (علیه السلام): «معروف چیزی است سوای زکات، پس به سوی خداوند عزّوجلّ به برّ و نیکی و صلۀ رحم تقرّب جویید.»(3)

ص:227


1- (1) . «اِنَّما اعْطاکُمُ اللّهُ هذِهِ الْفُضُولَ مِنَ الاْمْوالِ لِتُوَجِّهُوها حَیْثُ وَجَّهَهَا اللّهُ وَ لَمْ یُعْطِکُمُوها لِتَکْنِزُوها.» (همان، ص 515)
2- (2) . «اِنَّ مِنْ بَقاءِ الْمُسْلِمینَ وَ بَقاءِ الاْسْلامِ انْ تَصیرَ الاَْمْوالُ عِنْدَ مَنْ یَعْرِفُ فیهَا الْحَقَّ وَ یَصْنَعُ الْمَعْرُوفَ، وَ انَّ مِنْ فَناءِ الاْسْلامِ وَ فَناءِ الْمُسْلِمینَ انْ تَصیرَ الاَْمْوالُ فی ایْدی مَنْ لایَعْرِفُ فیهَا الْحَقَّ وَ لایَصْنَعُ فیهَا الْمَعْرُوفَ.» (همان، ص 513)
3- (3) . «اَلْمَعْرُوفُ شَیْ ءٌ سِوَی الزَّکوه فَتَقَرَّبُوا الَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْبِرِّ وَ صِلَه الرَّحِمِ.» (همان)

امام صادق (علیه السلام): «کسی که بخواهد خدا او را در رحمتش داخل و در بهشتش ساکن کند خُلقش را باید نیکو کند، و از نفسش به دیگری باید انصاف دهد، و یتیم را باید رحم کند، و ضعیف را باید کمک کند، و برای خداوندی که او را خلق نموده باید تواضع کند.»(1)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که از مالش فقیر را مواسات کند و از نفسش مردم را انصاف دهد، به حقیقت مؤمن است.»(2)

ص:228


1- (1) . «مَنْ ارادَ انْ یُدْخِلَهُ اللّهُ فی رَحْمَتِهِ وَ یُسْکِنَهُ جَنَّتَهُ فَلْیُحَسِّنْ خُلْقَهُ وَلْیُعْطِ النَّصْفَ مِنْ نَفْسِهِ وَلْیَرْحَمِ الْیَتیمَ وَلْیُعِنِ الضَّعیفَ وَلْیَتَواضَعْ لِلّهِ الَّذی خَلَقَهُ.» (همان، ص 221)
2- (2) . «مَنْ واسَی الْفَقیرَ مِنْ مالِهِ وَ انْصَفَ النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ فَذلِکَ الْمُؤْمِنُ حَقًّا.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 458)

نیکی به والدین و خویشان

اسلام در دستورش به احسان و نیکی به دیگران، خصوصاً به پدر و مادر و بعد از آن به سایر ارحام و خویشاوندان، اهتمام بیشتری به خرج داده است و آنان را مقدم بر دیگران یاد کرده و سفارش بیشتری در بارۀ ایشان نموده تا جایی که رفتار خلاف بِرّ و احسان را (و یا مجرد ترک شفقت و احسان را) نسبت به آنان، که از آن به عقوق پدر و مادر و قطع رحم تعبیر شده، از محرمات شدیده و گناهان کبیره به شمار آورده است. مسلمان هرگز نباید از پدر و مادر یا سایر ارحام و خویشان خود ببرَد و آنان را آزرده نماید که با این کار معصیت بزرگی مرتکب شده، خود را مستحق عقوبت دنیوی و اخروی نموده است.

ص:229

قرآن کریم

«خدا را پرستش کنید و چیزی را شریک او ننمایید، و به پدر و مادر و به صاحبان قرابت و خویشان احسان و نیکی کنید.»(1)

«پروردگار تو حکم فرموده که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر، احسان و نیکی کنید، نیکی کردنی (کامل)، اگر یکی از پدر و مادر یا هر دو نزد تو به پیری برسند، پس به ایشان اف مگو (اگر مثلاً تو را تنگ دل گردانند)، و بانگ بر آنان مزن و بازشان مدار (اگر مثلاً تو را بزنند)، و برای آنان سخن نیکو (مانند؛ غَفَرَاللهُ لَکُما) بگو، و از روی رحمت و مهربانی، بال ذلت و فروتنی فرود آور، و (در مقام دعا به درگاه خدای متعال) بگو: پروردگار من ببخش و رحم کن ایشان را، هم چنان که مرا در کوچکی تربیت کرده و پرورش دادند.»(2)

ص:230


1- (1) قرآن کریم 1. «وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی... الآیه.» (نساء، 36)
2- (2) . «وَ قَضی رَبُّکَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِیّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَرِیماً * وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانِی صَغِیراً.» (بنی اسرائیل، 23 و 24)

در توصیف و مدح یحیی (علیه السلام) می فرماید: «و او پرهیزکار و به پدر و مادرش نیکوکار بود و (نسبت به آنان) متکبر و سرکش و گناهکار و نافرمان نبود.»(1)

«خداوند (مردم را) به عدالت و نیکوکاری و احسان و رسیدگی به خویشاوند، فرمان می دهد.»(2)

«بپرهیزید (از نافرمانی و کیفر) خدایی که به او از یکدیگر سؤال می کنید (مانند این که می گویید: تو را به خدا چنین کن) و نیز ارحام را (از قطع نمودن و بریدن از آنان بپرهیزید) که خداوند بر شما مراقب و نگهبان است.»(3)

روایات

امام باقر (علیه السلام): «سه امر است که خداوند در آن ها رخصتی قرار نداده است: ادای امانت به نیکوکار و بدکار، وفای به عهد و پیمان برای نیکوکار و بدکار، نیکی به پدر و مادر، نیکوکار باشند یا بدکار.»(4)

ص:231


1- (1) . در توصیف و مدح یحیی(علیه السلام) می فرماید: «وَ کانَ تَقِیًّا * وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُنْ جَبّاراً عَصِیًّا.» (مریم، 13 و 14)
2- (2) . «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی.» (نحل، 90)
3- (3) . «وَ اتَّقُوا اللّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً.» (نساء، 1)
4- (4) روایات 1. «ثَلاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللّهُ فیهِنَّ رُخْصَه: اداءُ الاْمانَه لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کانا اوْ فاجِرَیْنِ.» (وسائل الشیعه، ج 3، ص 135)

امام صادق (علیه السلام): «بزرگ ترین (گناهان) کبیره هفت تاست: شرک به خداوند عظیم، قتل نفسی را که خداوند حرام کرده مگر به حق، خوردن اموال یتیمان، عقوق والدین (یعنی رفتار خلاف احسان به پدر و مادر، استخفاف نسبت به آنان، آزردن آنان)، نسبت زنا دادن به زنان عفیفۀ پاکدامن، فرار کردن کسی که به سوی دشمن و جهاد می رود، و انکار آن چه خدا نازل کرده است.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «سه امر است که (انسان) در هر حال از به جا آوردن آن ها ناگزیر است: (ادای) امانت نسبت به نیکوکار و بدکار، وفای به عهد و پیمان برای نیکوکار و بدکار، نیکی به پدر و مادر، نیکوکار باشند یا بدکار.»(2)

جمیل می گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد قول خداوند عزّوجلّ سؤال کردم:

"و اتقو الله الذی تسائلون به و الارحام. "فرمود: «مراد از ارحام، خویشاوندان مردم

ص:232


1- (1) . «اَکْبَرُ الْکَبائِرِ سَبْعٌ، الشِّرْکُ بِاللّهِ الْعَظیمِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتی حَرَّمَ اللّهُ الاّ بِالْحَقِّ وَ اکْلُ امْوالِ الْیَتامی وَ عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَناتِ وَ الْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ انْکارُ ما انْزَلَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ (الحدیث).» (همان، ص 464)
2- (2) . «ثَلثَه لابُدَّ مِنْ ادائِهِنَّ عَلی کُلِّ حال: الامانَه الَی الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کانا اوْ فاجِرَیْنِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 628؛ به نقل از «مشکوه الانوار»)

است که خداوند به صله و بزرگداشت آنان، امر فرموده است. آیا نمی بینی که خداوند ارحام را با خودش (در آیه) همراه قرار داده است؟»(1)

امام رضا (علیه السلام): «خداوند امر کرده است به تقوا و صلۀ رحم، پس کسی که صلۀ رحم نکند، متّقی نشده است.»(2)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «از خویشاوند خود مَبُر، گرچه او از تو بریده باشد.»(3)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «امت من چون از خویشان ببرَند، اموال در دست اراذل آنان قرار گیرد.»(4)

علی (علیه السلام): «مردم چون از خویشاوندان ببرَند اموال در دست اشرار قرار گیرد.»(5)

ص:233


1- (1) . عَنْ جَمیل عَنِ الصَّادِقِ(علیه السلام) قالَ: سَئَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَاتَّقُوا اللّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الارْحامَ، (الآیه)» قالَ (علیه السلام): «هِیَ ارْحامُ النّاسِ انَّ اللّهَ تَعالی امَرَ بِصِلَتِها وَ عِظَمِها، الا تَری انَّهُ جَعَلَها مَعَهُ (مِنْهُ - نسخه).» (وسائل الشیعه، ج 3، ص 141)
2- (2) . «اَمَرَ (اللّهُ) بِاتِّقاءِ اللّهِ وَصِلَه الرَّحِمِ فَمَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اللّهَ.» (تفسیر صافی در سوره نساء)
3- (3) . «لاتَقْطَعْ رَحِمَکَ وَ انْ قَطَعَتْکَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 237)
4- (4) . «اِذا قَطَعُوا (یَعْنی امَّتی) ارْحامَهُمْ جُعِلَتِ الاَمْوالُ فی ایْدِی الاَراذِلِ مِنْهُمْ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 104)
5- (5) . «اِذا قَطَعُوا الاَْرْحامَ جُعِلَتِ الاَمْوالُ فی ایْدِی الاشرارِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 237)

امام صادق (علیه السلام): «از گناهان کبیره، پیمان شکنی و بریدن از خویشاوند است؛ زیرا خداوند می گوید:" لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّارِ" .»1

علی (علیه السلام): «از گناهانی که موجب پیش افتادن فنا و مرگ می شود، قطع رحم (بریدن از خویشاوند) است.»(1)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «از عقوق والدین بپرهیزید که بوی بهشت از مسیر هزار سال مسافت درک می شود و (لیکن) آن را هیچ عاق والدینی و هیچ قاطع رحمی و هیچ پیرمرد زناکاری و هیچ کشانندۀ لباس به روی زمین از روی تکبر، درک نمی کند مسلماً کبریایی ویژۀ خداوند رب العالمین است.»(2)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «شخصی که صلۀ رحم می کند و حال آن که از عمرش جز سه سال باقی نمانده، خداوند آن را تا سی و سه سال امتداد می دهد، و

ص:234


1- (2) . «اِنَّ مِنَ الذُّنُوبِ الَّتی تُعَجِّلُ الْفَناءَ قَطیعه الرَّحِمِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 237)
2- (3) . «اِیّاکُمْ وَ عُقُوقَ الْوالِدَیْنِ فَاِنَّ ریحَ الْجَنَّه یُوجَدُ مِنْ مَسیرَه الْفِ عام وَ لایَجِدُها عاقٌّ وَ لاقاطِعُ رَحِم وَ لاشَیْخٌ زان وَ لاجارٌّ ازارَهُ خُیَلاءَ انَّمَا الْکِبْرِیاءُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ.» (همان، ج 3، ص 137)

آن که قطع رحم می کند و حال آن که از عمرش سی و سه سال باقی مانده، خداوند آن را به سه سال یا کمتر تقلیل می دهد.»(1)

ص:235


1- (1) . «اِنَّ الْمَرْءَ لَیَصِلُ رَحِمَهُ وَ ما بَقِیَ مِنْ عُمْرِهِ الاّ ثَلاثُ سِنینَ فَیَمُدُّهَا اللّهُ الی ثَلاث وَ ثَلاثینَ سَنَه، وَ انَّ الْمَرْءَ لَیَقْطَعُ رَحِمَهُ وَ قَدْ بَقِیَ مِنْ عُمْرِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَه فَصَیَّرَهَا اللّهُ الی ثَلثِ سِنینَ اوْ ادْنی.» (همان، ص 141)

محبّت دنیا

یکی از اموری که در اسلام از آن بسیار به بدی یاد شده است، محبت دنیا برای خود دنیا است؛ اما اگر محبت دنیا برای محبت خدا و طلب رضای او، یا برای محبت عالم آخرت و طلب ثواب های اخروی و مصونیت از عذاب های الهی باشد، در واقع محبت دنیا و دنیاخواهی نیست بلکه محبت خدا و محبت عالم آخرت و خداخواهی و آخرت خواهی است. به عبارت دیگر، محبت دنیا به خاطر آن که دنیا، محبوب «بالذّات» شخص باشد، در اسلام مذموم است. محبت «بالعرض» به دنیا، که دنیا محبوب بالعرض برای شخص شود و محبوب بِالذّات او رضای خدا، یا نعیم و ثواب آخرت باشد، مذموم نیست بلکه ممدوح است. محبت دنیا برای خود دنیا، منشأ همه گونه فتنه و فساد و بدی ها است و به عکس، محبت دنیا برای رضای

ص:236

خدا و یا تحصیل آخرت، منشاء و سرچشمۀ همۀ خوبی هاست و موجب مصونیت شخص از فکرها و اعتقادهای باطل و اخلاق و اعمال فاسد می شود. در مدارک اسلامی با بیاناتی، گاه از خود دنیا و زندگی دنیا و شؤون آن مانند: ریاست و جاه دنیا و زن و فرزند و مال دنیا، مذمّت و نکوهش شده است (تا شخص با ایمان، محبت بالذات به دنیا و شؤون دنیا پیدا نکند) و گاه از دوست داشتن دنیا و دوست داشتن شؤون دنیا.(1)

قرآن کریم

«آیا به جای آخرت به زندگی دنیا راضی شدید؟ (در حالی که) متاع دنیا نسبت به متاع آخرت جز اندکی نیست.»(2)

«ای مردم وعدۀ الهی (نسبت به روز جزا و نعمت های اخروی) حق است؛ پس زندگی دنیا، شما را فریب ندهد (که از نعمت های آخرت باز مانید).»(3)

«بدانید (ای مردم)! که زندگی دنیا (اموری بی ارزش و سریع الزوال بیش نیست) بازیچه و باز دارنده (از یاد خدا و آخرت) است و مایۀ زینت و آرایش و باعث فخر و مباهات بر یکدیگر و فزون طلبی در اموال و اولاد است. (زندگی دنیا از نظر ظاهر

ص:237


1- (1) . این بحثِ محبّت دنیا با بحث اصلاح نیّت که در ابتدای کتاب بیان کردیم، مرتبط است.
2- (2) قرآن کریم 454. «أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیاهِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَهِ فَما مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَهِ إِلاّ قَلِیلٌ.» (توبه، 38)
3- (3) . «یا أَیُّهَا النّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا.» (فاطر، 5)

و زیبایی در ابتدا، و سرعت زوال و زشتی در انتها) مانند بارانی است که ببارد و گیاهی ببار آورد که (طراوت و زیبایی) آن، کافران را شگفت آورد، ولی (طولی نکشد که) خشک شود و آن را زرد ببینی و عاقبت هم ریزه ریزه و در هم شکسته گردد و در آخرت (برای کسی که دنیا طلب بوده و هیچ به فکر آخرت نبوده) عذابی شدید مهیّاست، و (برای کسی که به وسیلۀ دنیا، طلب آخرت می کرده) از جانب خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا (برای دنیا طلب) به جز متاع فریب نیست.»(1)

«بلکه دنیای حاضر و آماده (یا زودگذر) را دوست دارید (آن را می گیرید) و آخرت را وا می گذارید.»(2)

«بدا به حال هر عیب گوی طعنه زن! آن که مالی جمع کند و آن را شماره و اندوخته نماید، پندارد که مالش او را برای همیشه نگه می دارد. نه چنین است؛ مسلماً در آتش شدیدی که او را در هم شکند، افکنده می شود.»(3)

ص:238


1- (1) . «اِعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَهٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطاماً وَ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ شَدِیدٌ وَ مَغْفِرَهٌ مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ.» (حدید، 20)
2- (2) . «بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَهَ * وَ تَذَرُونَ الْآخِرَهَ.» (قیامه، 20 و 21)
3- (3) . «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ * اَلَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ * یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ * کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ.» (همزه، 1 و 2 و 3 و 4)

«اما آن که (از طاعت خدا) سرپیچی کرد و زندگی دنیا را برگزید، همانا دوزخ جایگاهش است.»(1)

روایات

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «ای پسر مسعود! پروردگار متعال که فرموده است: «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» قصد کرده که کدام یک از شما بی رغبت تر در دنیا هستید. به راستی دنیا، دار غرور و فریب و خانۀ کسی است که (در بهشت) خانه ندارد، و برای دنیا جمع می کند کسی که دارای عقل نیست. حقیقتاً نادان ترین مردم کسی است که دنیا را بجوید (برای دنیا). پروردگار متعال (در پستی دنیا) فرموده است:" اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ... " (تا آخر آیۀ شریفه که قبلاً ترجمه شد)»(2)

ص:239


1- (1) . «فَأَمّا مَنْ طَغی * وَ آثَرَ الْحَیاهَ الدُّنْیا * فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوی.» (نازعات، 37 و 38 و 39)
2- (2) روایات 460. «یَابْنَ مَسْعُود قَوْلُ اللّهِ تَعالی: «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» یَعْنی ایُّکُمْ ازْهَدُ فِی الدُّنْیا، انَّها دارُ الْغُرُورِ وَ دارُ مَنْ لا دارَ لَهُ وَ لَها یَجْمَعُ مَنْ لا عَقْلَ لَهُ انَّ احْمَقَ النّاسِ مَنْ طَلَبَ الدُّنْیا، قالَ اللّهُ تَعالی: اعْلَمُوا انَّمَا الْحَیوه الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَه وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الاَْمْوالِ وَ الاَْوْلادِ کَمَثَلِ غَیْث اعْجَبَ الْکُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطامًا وَ فِی الاْخِرَه عَذابٌ شَدیدٌ.» (اواخر کتاب مکارم الاخلاق; در وصیتهای پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) به ابن مسعود)

در تفسیر آیه ای که قول ابراهیم (علیه السلام) را نقل می کند که آن حضرت به خدا عرض می کرد: «پروردگارا مرا خوار مکن در روزی که مردم برانگیخته می شوند، روزی که نفع نبخشد به انسان مالی و نه اولادی، مگر آن کسی که با قلبی سلیم، روی به خدا آورده باشد (که منفعت از آن اوست).»(1)

حضرت صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: «قلب سلیم، قلبی است که از محبت دنیا سالم مانده باشد.»(2)

نیز از آن حضرت است که فرمود: «قلب سلیم، آن قلبی است که پروردگار خود را ملاقات کند در حالی که در آن قلب، جز او احدی نباشد.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «مافوق (یا، سَرِ) هر گناه محبت دنیاست.»(4)

ص:240


1- (1) . فی تَفْسیرِ آیَه: «وَ لا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاّ مَنْ أَتَی اللّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ.» (هُوَ مِنْ کَلامِ ابْراهیمَ(علیه السلام) عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) قالَ: «هُوَ الْقَلْبُ الَّذی سَلِمَ مِنْ حُبِّ الدُّنْیا.» (تفسیر مجمع البیان)
2- (2) . عَنِ الصَّادِقِ ع فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ قَالَ هُوَ الْقَلْبُ الَّذِی سَلِمَ مِنْ حُبِّ الدُّنْیَا (مستدرک الوسائل؛ ج 12، ص 40)
3- (3) . عَنِ الْکافی عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) قالَ: «اَلْقَلْبُ السَّلیمُ، الَّذی یَلْقی رَبَّهُ وَ لَیْسَ فیهِ احَدٌ سِواهُ.» (تفسیر صافی در سوره شعراء)
4- (4) . «رَأْسُ کُلِّ خَطیئَه حُبُّ الدُّنْیا. (وَ فی رِوایَه اخْری) حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطیئَه.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 473)

امام زین العابدین (علیه السلام): «بعد از معرفت پروردگار و شناسایی رسول خدا، عملی با فضیلت تر از مبغوض داشتن دنیا نیست.»(1)

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هر کس محبت به دنیا ورزید، به آخرت خود ضرر زد.»(2)

امام صادق (علیه السلام) به نقل از کتاب علی (علیه السلام): «دنیا چونان مار نرم و ملایم است چون دست بر آن کشند؛ ولی در باطن آن زهر کشنده است، مرد عاقل از او حذر کند و بچه های جاهل به او روی آورند.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «قسم به خد! ا محبت به خدا ندارد کسی که دوستدار دنیاست.»(4)

علی (علیه السلام): «بزرگ ترین خطاها، محبت دنیاست.»(5)

ص:241


1- (1) . «ما مِنْ عَمَل بَعْدَ مَعْرِفَه اللّهِ وَ مَعْرِفَه رَسُولِ اللّهِ افْضَلُ مِنْ بُغْضِ الدُّنْیا.» (همان)
2- (2) . «مَنْ احَبَّ دُنْیاهُ اضَرَّ بِآخِرَتِهِ.» (همان)
3- (3) . «اِنَّما مَثَلُ الدُّنْیا کَمَثَلِ الْحَیَّه ما الْیَنَ مَسَّها وَ فی جَوْفِهَا السَّمُّ النّاقِعُ یَحْذَرُهَا الرَّجُلُ الْعاقِلُ وَ یَهْوی الَیْهَا الصَّبِیُّ الْجاهِلُ.» (همان، ص 474)
4- (4) . «وَاللّهِ ما احَبَّ اللّهَ مَنْ احَبَّ الدُّنْیا.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 331)
5- (5) . «اَعْظَمُ الْخَطایا حُبُّ الدُّنْیا * انْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاَخْرِجُوا مِنْ قُلُوبِکُمْ حُبُّ الدُّنْیا * انَّکَ لَنْ تَلْقِیَ اللّهَ سُبْحانَهُ بِعَمَل اضَرَّ عَلَیْکَ مِنْ حُبِّ الدُّنْیا * حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ الْفِتَنِ وَ اصْلُ الْمِحَنِ * حُبُّ الدُّنْیا یُفْسِدُ الْعَقْلَ وَ یُصِمُّ الْقَلْبَ عَنْ سِماعِ الْحِکْمَه وَ یُوجِبُ الیمَ الْعِقابِ * کَما انَّ الشَّمْسَ وَالْلَّیْلَ لایَجْتَمِعانِ کَذلِکَ حُبُّ اللّهِ وَ حُبُّ الدُّنْیا لایَجْتَمِعانِ.» (همان؛ به نقل از «غرر» آمدی)

* «اگر شما دوست دار خدایید، محبت دنیا را از دل هاتان بیرون کنید.»

* «به راستی هرگز خداوند سبحان را به عملی ملاقات نمی کنی که ضررش بر تو از محبت دنیا بیشتر باشد.»

* «محبت دنیا، سر فتنه ها و ریشه محنت هاست.»

* «محبت دنیا عقل را فاسد و دل را از شنیدن حکمت کر می ماید و موجب عقاب دردناک می گردد.»

* «همان طور که خورشید (روشن) با شب (تار) جمع نمی شود، محبت خدا با محبت دنیا جمع نمی شود.»

علی (علیه السلام): «دنیا و آخرت دو دشمن روبرو و دو راه مختلفند: هر کس به دنیا محبت ورزید و با آن دوستی کرد با آخرت دشمنی می کند، و آن دو به منزلۀ

ص:242

مشرق و مغربند و روندۀ بین این دو به هر کدام نزدیک شد از دیگری دور می گردد و آن دو، مانند دو هوو هستند.»(1)

امام کاظم (علیه السلام): «هر کس به دنیا محبت ورزید، خوف آخرت از دلش می رود؛ و به بنده ای علمی داده نشد که بعد محبتش به دنیا زیاد شده باشد، مگر این که از خدا دورتر گردیده و غضب خدا بر او زیاد گشته است.»(2)

ص:243


1- (1) . «اِنَّ الدُّنْیا وَ الاْخِرَه عَدُوّانِ مُتَقابِلانِ وَ سَبیلانِ مُخْتَلِفانِ فَمَنْ احَبَّ الدُّنْیا وَ تَوَلاّها ابْغَضَ الاْخِرَه وَ عاداها وَ هُما بِمَنْزِلَه الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ، وَ ماش بَیْنَهُما کُلَّما قَرُبَ مِنْ واحِد بَعُدَ مِنَ الاْخَرِ وَ هُما ضَرَّتانِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 330؛ به نقل از نهج البلاغه)
2- (2) . «مَنْ احَبَّ الدُّنْیا ذَهَبَ خَوْفُ الاْخِرَه مِنْ قَلْبِهِ وَ ما اوتِیَ عَبْدٌ عِلْماً فَازْدادَ لِلدُّنْیا حُبّاً الاّ ازْدادَ مِنَ اللّهِ بُعْداً وَ ازْدادَ اللّهُ عَلَیْهِ غَضَباً.» (تحف العقول، 399)

نمونه ای از مدارک دالّ بر مدح دنیا و محبت آن

برای تحصیل رضای الهی یا ثواب های اخروی

ص:244

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «توانگری کمک خوبی است بر تقوای الهی.»(1)

امام صادق (علیه السلام): «دنیا کمک خوبی، برای آخرت است.»(2)

باقرالعلوم (علیه السلام): «دنیا کمک خوبی، برای طلب آخرت است.»(3)

امام صادق (علیه السلام): «هیچ خیری نیست در کسی که دوست ندارد از راه حلال جمع مال کند تا به آن آبروی خود را حفظ کند و بدهی خود را بپردازد و به خویشان خود رسیدگی نماید.»(4)

مردی خدمت حضرت صادق (علیه السلام) عرض کرد: «به خدا قسم ما در جستجوی دنیا هستیم و دوست داریم دنیا به طرف ما بیاید.» حضرت فرمود: «دنیا را برای چه می خواهی؟» عرض کرد «برای این که به خود و عیالاتم برسم و صله و صدقه

ص:245


1- (1) . «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلی تَقْوَی اللّهِ الْغِنی.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 530)
2- (2) . «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَی الاْخِرَه الدُّنْیا (اوْ) نِعْمَ الْعَوْنُ، الدُّنْیا عَلَی الاْخِرَه.» (همان)
3- (3) . «نِعْمَ الْعَوْنُ، الدُّنْیا عَلی طَلَبِ الاْخِرَه.» (کافی ج 5، ص 72)
4- (4) . «لا خَیْرَ فی مَنْ لایُحِبُّ جَمْعَ الْمالِ مِنْ حَلال یَکُفُّ بِهِ وَجْهَهُ وَ یَقْضی بِهِ دَیْنَهُ وَ یَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 530)

بدهم و عمره و حج خانۀ خدا کنم.»(1) حضرت فرمود: «این در حقیقت طلب آخرت است نه دنیا.»

از وصایای نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای اباذر: «ای اباذر! دنیا و آن چه که در دنیاست ملعون است؛ مگر کسی که به وسیلۀ دنیا رضایت الهی را بجوید و چیزی مبغوض تر از دنیا نزد خدای متعال نیست. (تا این که فرمود:) و چیزی محبوب تر نزد خدا از ایمان به او و ترک نمودن آن چه را که خدا به ترک آن امر نموده نیست. ای اباذر! پروردگار متعال به برادرم عیسی (علیه السلام) وحی نموده که ای عیسی! دوستدار دنیا مباش که من دنیا را دوست ندارم و آخرت را دوست بدار، زیرا آخرت، خانۀ رستاخیز است.»(2)

از وصایای نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به ابن مسعود: «دنیا را به لذات و شهوات، بر آخرت مگزین؛ که خداوند متعال در کتاب خود می گوید: «اما آن که (از طاعت

ص:246


1- (1) . قالَ رَجُلٌ لاَبیعَبْدِاللّهِ(علیه السلام): «وَاللّهِ انّا لَنَطْلُبُ الدُّنْیا وَ نُحِبُّ انْ نُؤْتاها.» فَقَالَ (علیه السلام): «تُحِبُّ انْ تَصْنَعَ بِها ماذا؟» قالَ: «اَعُودُبِها عَلی نَفْسی وَ عِیالی وَ اصِلُ بِها وَ اتَصَدَّقُ بِها وَ احِجُّ وَ اعْتَمِرُ.» فَقالَ ابُوعَبْدِاللّهِ(علیه السلام): «لَیْسَ هذا طَلَبُ الدُّنْیا هذا طَلَبُ الاْخِرَه.» (همان)
2- (2) . «یا اباذَرٍّ الدُّنْیا مَلْعُونَه مَلْعُونٌ ما فیها الاّ مَنِ ابْتَغی بِهِ وَجْهَ اللّهِ وَ ما مِنْ شَیْ ء ابْغَضُ الَی اللّهِ تَعالی مِنَ الدُّنْیا (الی انْ قالَ(صلی الله علیه وآله وسلم):) وَ ما مِنْ شَیْ ء احَبُّ الَی اللّهِ تَعالی مِنَ الاْیمَانِ بِهِ وَ تَرْکِ ما امَرَ بِتَرْکِهِ. یا اباذَرٍّ انَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی اوْحی الی اخی عیسی(علیه السلام): یا عیسی لاتُحِبَّ الدُّنْیا فَاِنّی لَستُ احِبُّها، وَ احِبَّ الاْخِرَه فَاِنَّما هِیَ دارُ الْمَعادِ.» (اواخر«مکارم الاخلاق»)

خداوند) سرپیچی کرد و زندگانی دنیا را برگزید همانا جایگاهش دوزخ است» مراد خداوند متعال، زندگی دنیای ملعون است، و آن همۀ چیزهایی است که در دنیا است، مگر آن چه که برای (رضای) خداوند بوده باشد.»(1)

علی (علیه السلام) هنگامی که شنید مردی دنیا را نکوهش می کند، در قبال او به ستودن دنیا مطالبی فرمود که از آن جمله این است: «دنیا برای کسی که از آن توشه (آخرت) بردارد سرای «توانگری» است، و برای کسی که از آن پند گیرد سرای موعظه است، جای عبادت و سجدۀ دوستان خداست، جای صلوات فرشتگان خدا، جای فرود آمدن وحی خدا، و جای تجارت دوستداران خدا که در آن رحمت خدا را کسب کردند و بهشت را به سود بردند.»(2)

ص:247


1- (1) . «لاتُؤْثِرَنَّ الدُّنْیا عَلَی الاْخِرَه بِاللَّذّاتِ وَ الشَّهَواتِ فَاِنَّ اللّهَ تَعالی یَقُولُ فی کِتابِهِ: «فَاَمّا مَنْ طَغی وَ آثَرَ الْحَیوه الدُّنْیا فَاِنَّ الْجَحیمَ هِیَ الْمَأْوی» یَعْنِی الدُّنْیَا الْمَلْعُونَه وَ الْمَلْعُونُ ما فیها الاّ ماکانَ لِلّهِ.» (همان)
2- (2) . «(انَّ الدُّنْیا) دارُ غِنًی لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها وَ دارُ مَوْعِظَه لِمَنِ اتَّعَظَ بِها، مَسْجِدُ احِبّاءِاللّهِ وَ مُصَلّی مَلائِکَه اللّهِ، وَ مَهْبِطُ وَحْیِ اللّهِ، وَ مَتْجَرُ اوْلِیاءِ اللّهِ اکْتَسَبُوا فیهَا الرَّحْمَه وَ رَبِحُوا فیهَا الْجَنَّه.» (نهج البلاغه)

درباره مركز

بسمه تعالی
هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ
آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسانند ؟
سوره زمر/ 9

مقدمه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، از سال 1385 هـ .ش تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی (قدس سره الشریف)، با فعالیت خالصانه و شبانه روزی گروهی از نخبگان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.

مرامنامه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان در راستای تسهیل و تسریع دسترسی محققین به آثار و ابزار تحقیقاتی در حوزه علوم اسلامی، و با توجه به تعدد و پراکندگی مراکز فعال در این عرصه و منابع متعدد و صعب الوصول، و با نگاهی صرفا علمی و به دور از تعصبات و جریانات اجتماعی، سیاسی، قومی و فردی، بر مبنای اجرای طرحی در قالب « مدیریت آثار تولید شده و انتشار یافته از سوی تمامی مراکز شیعه» تلاش می نماید تا مجموعه ای غنی و سرشار از کتب و مقالات پژوهشی برای متخصصین، و مطالب و مباحثی راهگشا برای فرهیختگان و عموم طبقات مردمی به زبان های مختلف و با فرمت های گوناگون تولید و در فضای مجازی به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار دهد.

اهداف:
1.بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام)
2.تقویت انگیزه عامه مردم بخصوص جوانان نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی
3.جایگزین کردن محتوای سودمند به جای مطالب بی محتوا در تلفن های همراه ، تبلت ها، رایانه ها و ...
4.سرویس دهی به محققین طلاب و دانشجو
5.گسترش فرهنگ عمومی مطالعه
6.زمینه سازی جهت تشویق انتشارات و مؤلفین برای دیجیتالی نمودن آثار خود.

سیاست ها:
1.عمل بر مبنای مجوز های قانونی
2.ارتباط با مراکز هم سو
3.پرهیز از موازی کاری
4.صرفا ارائه محتوای علمی
5.ذکر منابع نشر
بدیهی است مسئولیت تمامی آثار به عهده ی نویسنده ی آن می باشد .

فعالیت های موسسه :
1.چاپ و نشر کتاب، جزوه و ماهنامه
2.برگزاری مسابقات کتابخوانی
3.تولید نمایشگاه های مجازی: سه بعدی، پانوراما در اماکن مذهبی، گردشگری و...
4.تولید انیمیشن، بازی های رایانه ای و ...
5.ایجاد سایت اینترنتی قائمیه به آدرس: www.ghaemiyeh.com
6.تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و...
7.راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی
8.طراحی سیستم های حسابداری، رسانه ساز، موبایل ساز، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک، SMS و...
9.برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم (مجازی)
10.برگزاری دوره های تربیت مربی (مجازی)
11. تولید هزاران نرم افزار تحقیقاتی قابل اجرا در انواع رایانه، تبلت، تلفن همراه و... در 8 فرمت جهانی:
1.JAVA
2.ANDROID
3.EPUB
4.CHM
5.PDF
6.HTML
7.CHM
8.GHB
و 4 عدد مارکت با نام بازار کتاب قائمیه نسخه :
1.ANDROID
2.IOS
3.WINDOWS PHONE
4.WINDOWS
به سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی و قرار دادن بر روی وب سایت موسسه به صورت رایگان .
درپایان :
از مراکز و نهادهایی همچون دفاتر مراجع معظم تقلید و همچنین سازمان ها، نهادها، انتشارات، موسسات، مؤلفین و همه بزرگوارانی که ما را در دستیابی به این هدف یاری نموده و یا دیتا های خود را در اختیار ما قرار دادند تقدیر و تشکر می نماییم.

آدرس دفتر مرکزی:

اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109