انوار هدایت، چهل حدیث معتبر در موعظه و حکمت: به ضمیمه صحیفه امام سجاد علیه السلام پیرامون زهد

مشخصات کتاب

عنوان و نام پدیدآور:انوار هدایت، چهل حدیث معتبر در موعظه و حکمت: به ضمیمه صحیفه امام سجاد علیه السلام پیرامون زهد/ تهیه و تنظیم موسسه پیام امام هادی علیه السلام.

مشخصات نشر:قم: موسسه پیام امام هادی(ع)،1377 = 1419 ق.

مشخصات ظاهری:136 ص.؛ 11 × 21 س م.

شابک:2500ریال: 964-90069-3-1 ؛ 3000 ریال (چاپ سوم) ؛ 4000 ریال (چاپ چهارم ) ؛ 6500 ریال (چاپ پنجم) ؛ 13000 ریال( چاپ ششم) ؛ 19000 ریال ( چاپ هفتم )

یادداشت:فارسی - عربی

یادداشت:چاپ سوم: تابستان 1379.

یادداشت:چاپ چهارم: 1382.

یادداشت:چاپ پنجم: زمستان 1385.

یادداشت:چاپ ششم: بهار 1388.

یادداشت:چاپ هفتم : 1389.

یادداشت:کتابنامه: ص. [132]؛ همچنین به صورت زیرنویس.

عنوان دیگر:چهل حدیث معتبر در موعظه و حکمت

موضوع:علی بن حسین (ع)، امام چهارم، 38 - 94ق. -- کلمات قصار

موضوع:احادیث اخلاقی -- قرن 14

موضوع:احادیث شیعه -- قرن 14

موضوع:اربعینات -- قرن 14

موضوع:زهد -- احادیث

شناسه افزوده:موسسه امام هادی (ع)

رده بندی کنگره:BP248/الف 8 1377

رده بندی دیویی:297/61

شماره کتابشناسی ملی:م 77-17730

ص :1

مقدمه

ص :2

ا هداء

به:

باب هدایت

خازن حکمت

عالم به تأویل

ولیّ ناصح

نورالانوار

حبل اللّه

حبیب اللّه حضرت امام ابوالحسن علی النقی الهادی علیه السلام

امید است مورد قبول حضرتش قرار گیرد.

مؤسسۀ پیام امام هادی علیه السلام

ص:3

ص:4

الحمدللّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی محمّد وآله المعصومین سیّما مولانا الحجّه بن الحسن العسکریّ عجّل اللّه تعالیٰ فرجه الشّریف

غبار دل را با زلال مواعظ باید زدود و باب سعادت را با اندرز و حکمت باید گشود.

اما هر موعظه ای اثر نمی بخشد و هر نصیحتی دل رمیده را رام نمی کند و هر ناصحی خیر و صلاح انسان را نمی داند.

در این مسیر چه کسی از صاحب خُلق عظیم و اسوۀ رفتار کریم و آل او برای دستگیری درماندگان و هدایت ره گم کردگان اولی است.

نوشتار حاضر مجموعه چهل درّ گرانمایه و سخن

ص:5

حکمت آمیز، هدایت و اندرز است از این رهبران دلسوز و مهربان که به سود و زیان واقعی ما آگاهند و جز سعادت بنی آدم هدفی ندارند.

در جمع این احادیث اعتبار آنها از نظر دانشمندان و حدیث شناسان مورد نظر بوده تا سخنگویان با اطمینان آنها را باز گویند و خوانندگان با اطمینان خاطر بپذیرند. از این رو نظر علاّمه مجلسی اوّل یا دوّم - رحمه اللّه علیهما - را در مورد اعتبار هر حدیث در پاورقی آورده ایم.

و برای سهولت فهم و امکان استفاده عموم، ترجمه فارسی به آن افزوده ایم.

خداوند متعال توفیق پندپذیری به همگان عنایت فرماید.

مؤسّسه پیام امام هادی علیه السلام

ص:6

رواه الأحادیث

1 - الْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْریٖسَ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا أَبیٖ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی بْنِ عِمْرٰانَ الْأَشَعَریِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ، عَنْ عیٖسَی بْنِ عَبْدِاللّٰهِ الْعَلَوِیِّ الْعُمَرِیِّ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ آبٰائِهِ،

عَنْ عَلِیٍّ علیهم السلام، قٰالَ: قٰالَ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله: اللّٰهُمَّ ارْحَمْ خُلَفٰائیٖ - ثَلاٰثاً.

قیٖلَ: یٰا رَسُولَ اللّٰهِ! وَ مَنْ خُلَفٰاؤُکَ؟

قٰالَ: الَّذیٖنَ یُبَلَِّغُونَ حَدیٖثیٖ وَ سُنَّتیٖ، ثُمَّ یُعَلِّمُونَهٰا أُمَّتیٖ. (1)

ص:7


1- (1) - الأمالی، ص 247، المجلس 34، ح 4/266؛ و بطریقین آخرین فی عیون اخبار الرّضا، ج 2، ص 36، ح 94، و معانی الأخبار، ص 374، ح 1 و مرسلاً فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 420، ح 5919. و فی الأخیرین: «الّذین یأتون ل لا من بعدی، یروون حدیثی و سنّتی» بدل ذیله وکذا العیون بزیاده: «فیعلّمونها النّاس من بعدی». و قال المجلسیّ الأوّل رحمه الله: رواه المصنّف بطرق معتبره فی الأمالی و العیون (روضه المتّقین، ج 13، ص 275).

راویان حدیث

حضرت علی علیه السلام از رسول خدا نقل فرمود که: سه بار فرمودند: باراِلهٰا! جانشینان مرا رحم کن.

عرض شد: ای رسول خدا! جانشینان شما کیانند؟

فرمود: آنان که سخن و سنّت من به ایشان می رسد، سپس آنها را به امّتم می آموزند.(1)

ص:8


1- (1) - امام خمینی قدس سره در توضیح این حدیث می فرماید منظور از روایان عالم و مجتهدی مثل کلینی (رحمه الله) و صدوقین (رحمه الله) می باشند که بتوانند. سنت رسول الله (ص) را با قدرت علمی و اجتهاد بفهمند و به مردم یاد دهند نه هر راوی حدیث مراجعه شود به کتاب البیع تالیف امام خمینی قدس سره ج 2 ص 469.

العامل علی غیر بصیره

2 - الصّدوق رحمه الله قالَ:

حَدَّثَنٰا أَبیٖ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا سَعْدُ بْنُ عَبْدِاللّٰهِ، عن أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خٰالِدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنٰانٍ، عَنْ طَلْحَهَ بْنِ زَیْدٍ، قٰالَ:

سَمِعْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ الصّٰادِقَ علیه السلام یَقُولُ:

الْعٰامِلُ عَلیٰ غَیْرِ بَصیٖرَهٍ کَالسّٰائِرِ عَلیٰ غَیْرِ الطَّریٖقِ، وَلاٰیَزیٖدُه سُرْعَهُ السَّیْرِ مِنَ الطَّریٖقِ إِلاّٰ بُعْداً. (1)

عامل بی بصیرت

طلحه بن زید گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم فرمود: آن کس که بی بصیرت عمل می کند، همچون کسی است که بیراهه می رود، و تندروی او جز دوری از راهش نمی افزاید.

ص:9


1- (1) - الأمالی، ص 507، المجلس 65، ح 18/705، الکافی ج 1، ص 43، ح 1. و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 401، ح 5864 عن محمّد بن سنان. و الحدیث قویّ علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 148).

فضل مداد العلماء

3 - جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عٰامِرٍ، قٰالَ: حَدَّثَنَا الْمُعَلَّی بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِیُّ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحْمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّٰهِ، عَنْ عَمْرِو بْنِ زِیٰادٍ، عَنْ مُدْرِکِ بْنِ عَبْدِالرَّحْمٰنِ:

عَنْ أَبیٖ عَبْدِاللّٰهِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام، قٰالَ:

إذٰا کٰانَ یَوْمُ الْقِیٰامَهِ، جَمَعَ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ النّٰاسَ فیٖ صَعیٖدٍ وٰاحِدٍ، وَ وُضِعَتِ الْمَوٰازیٖنُ؛ فَتُوزَنُ دِمٰاءُ الشُّهَدٰاءِ مَعَ مِدٰادِ الْعُلَمٰاءِ، فَیَرْجَحُ مِدٰادُ الْعُلَمٰاءِ عَلیٰ دِمٰاءِ الشُّهَدٰاءِ.(1)

ص:10


1- (1) - الأمالی، ص 233، المجلس 32، ح 1/245. و رواه فی من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 398، ح 5853، عن المعلی بن محمّدالبصریّ. والحدیث قویّ علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 107).

فضیلت مرکّب عالمان

امام صادق علیه السلام فرمود: چون روز قیامت فرا رسد خدای سبحان مردم را در یک عرصه بلند گرد آورد، و ترازوها نهاده شوند، و خونهای شهدا با مداد (مرکّب قلم) علماء سنجیده گردد، پس مداد علما بر خون شهدا برتری یابد.

ص:11

ثلاثه حقٌّ لهم أن یُرحموا

4 - الصّدوق رحمه الله قٰال:

حَدَّثَنٰا أَبیٖ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا سَعْدُ بْنُ عَبْدِاللّٰهِ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیٰادٍ الْأَزْدِیِّ، عَنْ أَبٰانٍ وَغیرِه:

عن أَبیٖ عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام قٰالَ: إِنّیٖ لَأَرْحَمُ ثَلاٰثَهً، وَ حَقُّ لَهُمْ أَنْ یُرْحَموُا:

عَزیٖزُ قَوْمٍ أَصٰابَتْهُ مَذَلَّهٌ بَعْدَ الْعِزِّ، وَ غَنِیٌّ أَصٰابَتْهُ حٰاجَهٌ بَعْدَ الْغِنیٰ، وَ عٰالِمٌ یَسْتَخِفُّ بِهِ أَهْلُهُ وَ الْجَهَلَهُ.(1)

ص:12


1- (1) - الأمالی، ص 62، المجلس 2، ح 8/22؛ و بسند آخر فی الخصال، باب الثلاثه، ص 86، ح 18؛ و رواه مرسلاً فی من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 394، ح 5837، و قال المجلسیّ الأوّل رحمه الله: رواه المصنّف فی الصّحیح عن ابن أبی عمیر، عن أبان و غیره، عن أبی عَبداللّهِ علیه السلام (روضه المتّقین، ج 13، ص 97).

سه گروه سزاوار ترحُّمند

امام صادق علیه السلام فرمود: من به سه کس رحم می کنم، و سزاوارند که رحم شوند:

عزیزی که پس از عزّت، خواری به او رسیده است.

و دارایی که پس از بی نیازی، نیازمندی به او روآورده است.

و عالمی که خاندان او و نادانان، او را خوار بشمرند.

ص:13

الخیر کلّه فی ثلاث خصال

5 - مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنٰا عَلِیُّ ابْنُ إِبْرٰاهیٖمَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِالرَّحْمٰنِ، عَنْ أَبیٖ أَیُّوبَ الْخَزّٰازِ، عَنْ أَبیٖ حَمْزَهَ:

عَنْ أَبیٖ جَعْفَرٍ علیه السلام، قٰالَ: قٰالَ أَمیٖرُالْمُؤْمِنیٖنَ علیه السلام:

جُمِعَ الْخَیْرُ کُلُّهُ فیٖ ثَلاٰثِ خِصٰالٍ: النَّظَرُ، وَالسُّکُوتُ، وَالْکَلاٰمُ.

فَکُلُّ نَظَرٍ لَیْسَ فیٖهِ اعْتِبٰارٌ فَهُوَ سَهْوٌ.

وَ کُلُّ سُکُوتٍ لَیْسَ فیٖهِ فِکْرَهٌ فَهُوَ غَفْلَهٌ.

وَ کُلُّ کَلاٰمٍ لَیْسَ فیٖهِ ذِکْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ.

فَطُوبیٰ لِمَنْ کٰانَ نَظَرُهُ عِبْرَهً، وَ سُکُوتُهُ فِکْراً، وَکَلاٰمُهُ ذِکْراً، وَ بَکیٰ عَلیٰ خَطیٖئَتِهِ، وَ أَمِنَ النّٰاسُشَرَّهُ. (1)

ص:14


1- (1) - الخصال، باب الثّلاثه، ص 98، ح 47. و رواه أیضاً فی معانی الأخبار، ل لا ص 344، ح 1 عن أبیه، عن سعد بن عبداللّهِ، عن محمد بن عیسی.... و رواه مرسلاًفی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 405، ح 5876. و قال المجلسیّ الاوّل رحمه الله: رواه المصنّف فی الصّحیح عن أبی حمزه، عن أبی جعفر علیه السلام قال: قال أمیرالمؤمنین علیه السلام (روضه المتّقین، ج 13، ص 164).

همه خیرها در سه خصلت است

امام باقر علیه السلام از امیرمؤمنان علیه السلام نقل فرمودند که: همۀ خیرها در سه خصلت جمع شده است: نگاه، سکوت و سخن.

هر نگاهی که در آن عبرت گیری (و پندآموزی) نباشد سهو (و آشفتگی) است.

و هر سکوتی که در آن اندیشه نباشد غفلت (و بی خبری) است.

و هر سخنی که در آن یاد خدا نباشد لغو (و بیهودگی) است.

پس خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت، و سکوتش اندیشه، و سخنش یاد خداست، و بر لغزش خود می گرید و مردم از شرّ او در أمانند.

ص:15

الخیر کلّه فی أربع

6 - قٰالَ الصّٰادِقُ علیه السلام: أَوْحیٰ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ إِلیٰ آدَمَ علیه السلام:

یٰا آدَمُ! إِنّیٖ أَجْمَعُ لَکَ الْخَیْرَ کُلَّهُ فیٖ أَرْبَعِ کَلِمٰاتٍ:

وٰاحِدَهٌ لیٖ، وَ وٰاحِدَ [هٌ] لَکَ، وَ وٰاحِدَهٌ فیٖمٰا بَیْنیٖ وَبَیْنَکَ، وَ وٰاحِدَهٌ فیٖمٰا بَیْنَکَ، وَ بَیْنَ النّٰاسِ.

فَأَمَّا الَّتیٖ لیٖ: فَتَعْبُدَنیٖ [وَ] لاٰ تُشْرِکَ بیٖ شَیْئًا.

وَ أَمَّا الَّتیٖ لَکَ: فَأُجٰازِیَکَ بِعَمَلِکَ أَحْوَجَ مٰا تَکُونُ إِلَیْهِ.

وَ أمَّا الَّتیٖ فیٖمٰا بَیْنیٖ وَ بَیْنَکَ: فَعَلَیْکَ الدُّعٰاءُ، وَعَلَیَّ الْإِجٰابَهُ.

وَ أَمَّا الَّتیٖ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ النّٰاِس: فَتَرْضیٰ لِلنّٰاسِ مٰا تَرْضیٰ لِنَفْسِکَ. (1)

ص:16


1- (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 405، ح 5877، و قال المجلسیّ الأوّل رحمه الله: ل لا رواه المصنّف فی القویّ عن یعقوب بن شعیب، عن أبی عبداللّه علیه السلام (روضه المتّقین، ج 13، ص 166).و رواه مسنداً فی الخصال، ص 243، باب الأربعه، ح 98. و رواه بسند آخر فی الأمالی، ص 706، المجلس 89، ح 1/969، عن أبی جعفر محمّد بن علیّ الباقر علیه السلام.

همه خیرها در چهار سخن

امام صادق علیه السلام فرمود: خدای سبحان به آدم علیه السلام وحی فرمود: ای آدم! من همۀ خیرها را در چهار کلمه برایت جمع کرده ام: یکی برای من، دیگری برای تو، سوّمی میان من و تو، و چهارمی میان تو و مردم است.

امّا آنچه برای من است این است که: مرا بپرستی و هیچ چیز را شریکم نسازی.

و آنچه برای توست این است که: پاداش عمل تو را در نیازمندترین حالاتت بپردازم.

و آنچه میان من و توست این است که: تو وظیفۀ دعا داری ومن وظیفۀ اجابت.

و آنچه میان تو و مردم است این است که: برای مردم همان را بپسندی که برای خود می پسندی.

ص:17

الإنفاق فی طاعه اللّه و جزاء مَنْ لم یُنفق

7 - یَعْقُوبُ بْنُ یَزیٖدَ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمَیْثَمِیِّ، عَنْ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبیٖ حَمْزَهَ، قٰالَ:

سَمِعْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام، یَقُولُ:

أَنْفِقْ وَ أَیْقِنْ بِالْخَلَفِ؛ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ مَنْ لَمْ یُنْفِقْ فیٖ طٰاعَهِ اللّٰهِ، ابْتُلِیَ بَأَنْ یُنْفِقَ فیٖ مَعْصِیَهِ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ.

وَ مَنْ لَمْ یَمْشِ فیٖ حٰاجَهِ وَلِیِّ اللّٰهِ، ابْتُلِیَ بِأَن یَمْشِیَ فیٖ حٰاجَهِ عَدُوِّ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ. (1)

ص:18


1- (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 412، ح 5899. و الحدیث موثّق علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 216).

انفاق در راه خدا و کیفر کسی که انفاق نمی کند

حسین بن ابوحمزه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

انفاق کن، و به جایگزینی آن یقین داشته باش. و بدان! کسی که در [راه] اطاعت خدا انفاق نکند، گرفتار می شود که در [راه] معصیت خدا هزینه کند.

و هر کس که در پی [برآوردن] نیازمندیِ دوست خدا نرود، گرفتار می شود که در [برآوردنِ] نیازمندی دشمن خدا برود.

ص:19

أربعٌ یذهبنَ ضیاعاً

8 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمٰاعیٖلَ، عَنْ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ الْوَلیٖدِ، عَنْ أَبیٖ بَصیٖرٍ:

عَنْ أبیٖ عَبْدِاللّٰهِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، قٰالَ:

أَرْبَعٌ یَذْهَبْنَ ضَیٰاعاً:

مَوَدَّهٌ تُمْنَحُ مَنْ لاٰ وَفٰاءَ لَهُ.

وَ مَعْرُوفٌ یُوضَعُ عِنْدَ مَنْ لاٰ یَشْکُرُهُ.

وَ عِلْمٌ یُعَلَّمُ مَنْ لاٰ یَسْتَمِعُ لَهُ.

وَ سِرٌّ یُودَعُ مَنْ لاٰ حَضٰانَهَ لَهُ. (1)

ص:20


1- (1) من لا یحضره الفقیه ج 4 ص 417 ح 5907 و روی مثله فی الخصال ص 264 باب الاربعه ح 144 عن درست بن أبی منصور الواسطی عنه (ع) والحدیث حسن کالصحیح عتی ما قاله المجلسی الاول رحمه الله (روضه المتقین ج 13 ص 229).

چهار چیز تباه می شود

امام صادق علیه السلام فرمود:

چهار چیز [ضایع گشته] و به هدر می رود:

محبّتی که نثار شخصی بی وفا می شود.

نیکی و احسان ارزانی شده به کسی که سپاسش نگوید.

دانشی که آموخته شود به شخصی که به آن گوش فرا ندهد.

و سرّی که سپرده شود به کسی که رازدار نیست.

ص:21

الإحسان بالوالدین

9 - مُحَمَّدُ بْنُ یَحْییٰ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، وَ عَلِیُّ ابْنُ إِبْرٰاهیٖمَ عَنْ أَبیٖهِ، جَمیٖعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ أَبیٖ وَلاّٰدٍ الْحَنّٰاطِ، قٰالَ:

سَأَلْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ:

«وَبِالْوٰالِدَیْنِ احْسٰاناً»(1)؛ مٰا هٰذَا الْإِحْسٰانُ؟

فَقٰالَ: الْإِحْسٰانُ: أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمٰا، وَ أَنْ لاٰتُکَلِّفَهُمٰا أَنْ یَسْأَلاٰکَ شَیْئاً مِمّٰا یَحْتٰاجٰانِ إِلَیْهِ، وَ إِنْ کٰانٰا مُسْتَغْنِیَیْنِ؛ أَلَیْسَ یَقُولُ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ: «لَنْ تَنٰالُوا الْبِرَّ حَتیّٰ تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ»(2).

قٰالَ: ثُمَّ قٰالَ أَبُوعَبْدِاللّٰهِ علیه السلام:

ص:22


1- (1) - الإسراء: 23.
2- (2) - آل عمران: 92.

احسان به پدر و مادر

أبو ولاّد حنّاط گوید: از امام صادق علیه السلام پیرامون فرمودۀ خدای سبحان: «و به پدر و مادر احسان کنید» پرسیدم که: مراد از این احسان چیست؟

فرمودند: احسان این است که: رفتار با آنان را نیکو کنی، و زحمت درخواست نیازمندیهایشان را به ایشان ندهی هر چند خود توانگر باشند، آیا خدای سبحان نمی فرماید: «هرگز به [درجۀ] نیکوکاری نمی رسید مگر از آنچه خود دوست دارید انفاق کنید».

سپس امام صادق علیه السلام فرمود:

ص:23

وَ أَمّٰا قَوْلُ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ: «إِمّٰا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ کِلاٰهُمٰا فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا»(1):

قٰالَ: إِنْ أَضْجَرٰاکَ، فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا: أُفٍّ؛ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا إِنْ ضَرَبٰاکَ.

قٰالَ: «وَ قُلْ لَهُمٰا قَوْلاً کَریٖماً»(2):

قٰالَ: إِنْ ضَرَبٰاکَ فَقُلْ لَهُمٰا: غَفَرَ اللّٰهُ لَکُمٰا. فَذٰلِکَ مِنْکَ قَوْلٌ کَریٖمٌ.

قٰالَ: «وَ اخْفِضْ لَهُمٰا جَنٰاحَ الذُّلِ مِنَ الرَّحْمَهِ»(3):

قٰالَ: لاٰ تَمْلَأْ عَیْنَیْکَ مِنَ النَّظَرِ إِلَیْهِمٰا إِلاّٰ بِرَحْمَهٍ وَرِقَّهٍ؛ وَلاٰتَرْفَعْ صَوْتَکَ فَوْقَ أَصْوٰاتِهِمٰا، وَ لاٰ یَدَکَ فَوْقَ أَیْدیٖهِمٰا؛ وَلاٰتُقَدِّمْ قُدّٰامَهُمٰا. (4)

ص:24


1- (1) - الإسراء: 23.
2- (2) - الإسراء: 23.
3- (3) - الإسراء: 24.
4- (4) - الکافی، ج 2، ص 157، ح 1. و رواه الصّدوق، فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 407، ح 5883 عن الحسن بن محبوب عن أبی ولاّد الحنّاط. و الحدیث صحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 185).

و امّا [پیرامون] فرمودۀ خدای متعال که: «اگر یکی از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها [حتّی] «اوف» مگو و به آنان پرخاش مکن»:

فرمود: اگر تو را به ستوه آوردند، به ایشان [حتّی] اوف مگو؛ و اگر تو را زدند به ایشان [حتّی] پرخاش مکن.

و پیرامون [آیۀ شریفه] «و با آنها سخنی کریمانه بگوی» فرمود:

چون تو را زدند به ایشان بگو: خدا شما را بیامرزد، که این سخن از تو گفتار کریمانه خواهد بود.

و پیرامون [آیه] «و از سر مهربانی؛ بال فروتنی بر آنان بگستر» فرمود: دیدگان خود را در نگاه به آن دو جز با مهربانی و دلسوزی پر مکن، و صدای خود را از صدای آنان، و نیز دست خود را از دست آنان بالاتر نبر، و جلوتر از آنان راه مرو.

ص:25

التّوسعه علی العیال

10 - مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی الْعَطّٰارُ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مٰالِکِ الْفَزارِیِّ الْکُوفِیِّ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا جَعْفَرُ بْنُ سَهْلٍ، عَنْ سَعیٖدِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ:

قٰالَ: قٰالَ لیٖ أَبُوالْحَسَنِ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ علیهما السلام:

إِنَّ عِیٰالَ الرَّجُلِ أُسَرٰاؤُهُ؛ فَمَنْ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِ نِعْمَهً، فَلْیُوَسِّعْ عَلیٰ أُسَرٰائِهِ؛ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ أَوْشَکَ أَنْ تَزُولَ عَنْهُ تِلْکَ النِّعْمَهُ.(1)

ص:26


1- (1) - الأمالی، ص 526، المجلس 68، ح 3/712. و رواه فی مَن لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 556، ح 4913 مرسلاً، و فی ج 4، ص 402، ح 5867 عن جعفر بن محمد بن مالک الفزاریّ الکوفیّ. والحدیث قویّ علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 149).

گشاده دستی بر خانواده

مسعده بن صدقه گوید: امام موسی بن جعفر علیه السلام به من فرمود:

خانوادۀ مرد، اسیران اویند، پس هر کس که خدا نعمتی بر او داد باید بر اسیران خود گشایش دهد، و اگر انجام ندهد بیم آن می رود که نعمت از دستش بیرون رود.

ص:27

حقّ المؤمن علی المؤمن

11 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا عَبْدُاللّٰهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَریُّ، قٰالَ: حَدَثَّنٰا هٰارُونُ بْنُ مُسْلِمٍ، عَنْ مَسْعَدَهَ ابْنِ صَدَقَهَ:

عَنِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ آبٰائِهِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبیٖ طٰالِبٍ علیهم السلام، قٰالَ: قٰالَ رَسوُلُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله:

لِلْمُؤمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ سَبْعَهُ حُقوُقٍ وٰاجِبَهٍ مِنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِ:

الْإِجْلاٰلُ لَهُ فیٖ عَیْنِهِ، وَ الْوُدُّ لَهُ فیٖ صَدْرِهِ، وَالْمُوٰاسٰاهُ لَهُ فیٖ مٰالِهِ، وَ أَنْ یُحَرِّمَ غِیْبَتَهُ، وَ أَنْ یَعوُدَهُ فیٖ مَرَضِهِ وَ أَنْ یُشَیِّعَ جِنٰازتَهُ، وَ أَنْ لاٰیَقوُلَ فیٖهِ بَعْدَ مَوْتِهِ إِلاّٰ خَیْراً.(1)

ص:28


1- (1) - الأمالی، ص 84، المجلس 9، ح 2/51. و رواه فی الخصال، ص 351، باب ل لا السبعه، ح 27. عن أبیه، عن عبداللّه بن جعفر الحمیری...، و فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 398، ح 5850، عن مسعده بن صدقه. والحدیث قویّ کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 105).

حقوق مؤمن بر مؤمن

امام صادق از پدر [بزرگوار] خود، از پدران [بزرگوار] خود، از امیرمؤمنان علیهم السلام، از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل فرمود که: مؤمن بر مؤمن، هفت حق واجب دارد:

در دیده اش او را بزرگ شمارد، در سینه اش او را دوست بدارد، در مالش با او برابری کند، غیبت او را حرام بداند (و پشت سرش او را پاس بدارد)، در بیماریش به عیادتش رود، جنازه اش را تشییع کند، و پس از مرگش جز نیک درباره اش نگوید.

ص:29

النّهی عن فضول الکلام

12 - عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ الدَّقّٰاقُ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ هٰارُونَ الصُّوفِیُّ، عَنْ عُبَیْدِاللّٰهِ بْنِ مُوسَی الرُّویٰانِیِّ، عَنْ عَبْدِالْعَظیٖمِ بْنِ عَبْدِاللّٰهِ الْحَسَنِیِّ، عَنْ سُلَیْٰمانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِیِّ، قٰالَ:

سمعت مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ علیهما السلام یَقُولُ: حَدَّثَنیٖ أَبیٖ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ سَیِّدِ الْعٰابِدیٖنَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَنْ سَیِّدِالشُّهَدٰاءِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبیٖ طٰالِبٍ علیهم السلام، قٰالَ:

مَرَّ أَمیٖرُ الْمُؤْمِنیٖنَ عَلِیُّ بْنُ أَبیٖ طٰالِبٍ علیه السلام بِرَجُلٍ یَتَکَلَّمُ بِفُضُولِ الْکَلاٰمِ، فَوَقَفَ عَلَیْهِ ثُمَّ قٰالَ:

إِنَّکَ تُمْلیٖ عَلیٰ حٰافِظَیْکَ کِتٰاباً إِلیٰ رَبِّکَ؛ فَتَکَلَّمْ بِمٰا یَعْنیٖکَ، وَدَعْ مٰا لاٰیَعْنیٖکَ.(1)

ص:30


1- (1) - الأمالی، ص 85، المجلس 9، ح 4/53؛ و رواه مرسلاً فی الإعتقادات، ص 46، ل لا باب الإعتقاد فیما یکتب علی العبد، و فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 396، ح 5841؛ و قال المجلسیّ الأوّل رحمه الله: رواه المصنّف فی القویّ کالصّحیح عن سلیمان بن جعفر الجعفریّ، عَن أبی الحسن علیه السلام (روضه المتّقین، ج 13، ص 102).

پرهیز از سخن بیهوده

سلیمان بن جعفر گوید: از موسی بن جعفر علیهما السلام شنیدم فرمود: پدرم از پدر خود، از امام سجاد، از سیدالشهداء حسین بن علی علیهم السلام نقل فرمودند: که فرمود:

[روزی] عبور امیرمؤمنان علیه السلام بر مردی افتاد که سخنان بیهوده می گفت، پس ایستاد و فرمود: تو بر دو فرشته نگهبانت نامه ای به پروردگار خود املاء می کنی، پس به آنچه برایت مهمّ و مفید است سخن بگو، و سخنان بیهوده را رها کن.

ص:31

جزاء من ملک نفسه

13 - الْحُسَیْنُ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ بْنِ نٰاتٰانَه رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضّٰالٍ، عَنْ غٰالِبِ بْنِ عُثْٰمانَ، عَنْ شُعَیْبٍ الْعَقْرَقُو فِیِّ:

عَنِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، قٰالَ:

مَنْ مَلَکَ نَفْسَهُ إِذٰا رَغِبَ، وَ إِذٰا رَهِبَ، وَ إِذَا اشْتَهیٰ، وَإِذٰا غَضِبَ، وَ إِذٰا رَضِیَ، حَرَّمَ اللّٰهُ جَسَدَهُ عَلَی النّٰارِ. (1)

ص:32


1- (1) - الأمالی، ص 408، المجلس 53، ح 7/527؛ و بطریق آخر: ثواب الاعمال، ص 192، ح 1. و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 400، ح 5860 عن ابن فضّال. و الحدیث موثّق کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأول رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 146).

پاداش خویشتن داری

شعیب از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: هر کس که [در این احوال پنجگانه] زمام اختیار خود را داشته باشد: «آنگاه که آرزو کند، و آنگاه که بیمناک شود، و آنگاه که هوس کند، و آنگاه که خشم بورزد، و آنگاه که خشنود شود» خداوند جسد او را بر آتش حرام گرداند.

ص:33

مَن أشدّ الناس وأقواهم

14 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفّٰارُ، قٰالَ: حَدَّثَنَا الْعَبّٰاسُ بْنُ مَعْرُوفٍ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ ابْنُ یَحْیَی الْخَزّٰازُ، عَنْ غِیْاثِ بْنِ إِبْرٰاهیٖمَ:

عَنِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ جَدِّهِ علیهم السلام، قٰال:

مَرَّ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله بِقَوْمٍ یَرْبَعُونَ حَجَراً.

قٰالَ: مٰا هٰذا؟

قٰالُوا: نَعْرِفُ بِذٰلِکَ أَشَدَّنٰا وَ أقْوٰانا.

فَقٰال صلی الله علیه و آله: أَلاٰ أُخْبِرُکُمْ بِأَشَدِّکُمْ وَ أَقْوٰاکُمْ؟

ص:34

نیرومندترین مردم کیست ؟

امام صادق از پدر [بزرگوار] خود، از جدّ [بزرگوار] خود علیهم السلام نقل فرموده که: گذار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر جمعی افتاد که [به نوبت] سنگی را برای زورآزمایی بلند می کردند. فرمود: این چیست [که انجام می دهید]؟

عرض کردند: ما بدینوسیله شجاعترین و نیرومندترینِ خود را می شناسیم.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آیا شجاعترین و نیرومندترینِ شما را به شما نشناسانم؟

ص:35

قٰالُوا: بَلیٰ، یٰا رَسُولَ اللّٰهِ.

قٰالَ: أَشَدُّکُمْ وَ أَقْوٰاکُمْ: الَّذیٖ إِذٰا رَضِیَ، لَمْ یُدْخِلْهُ رِضٰاهُ فیٖ إِثْمٍ وَ لاٰ بٰاطِلٍ؛

وَ إِذٰا سَخِطَ، لَمْ یُخْرِجْهُ سَخَطُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ؛

وَ إِذٰا قَدَرَ، لَمْ یَتَعٰاطَ مٰا لَیْسَ لَهُ بِحَقٍّ.(1)

عرض کردند: چرا ای رسول خدا.

فرمود: شجاعترین و نیرومندترینِ شما کسی است که چون خشنود شود، خشنودیش او را در گناه و باطل در نیاورد؛

و چون خشمگین شود خشمش او را از گفتار حق بیرون نبرد؛

و چون توانمند گردد به آنچه حق او نیست دست نیفکند.

ص:36


1- (1) الامالی ص 72 المجلس 6 ح 3/40 و معانی الاأخبار ص 366 ح 1 و وراه مرسلا فی من لا یحضره الفقیخ ج 4 ص 407 ح 5882 و فیه یتشاءلون بدل یربعون والحدیث موثق علی ما المجلسی الاول (رحمه الله) روضه المتقین ج 13 ص 182.

کفّ اللّسان عن النّاس

15 - عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنِ ابْنِ أَبیٖ عُمَیْرٍ، عَنْ هِشٰامِ بْنِ سٰالِمٍ:

عَنْ أَبیٖ عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام، قٰالَ:

مٰا أَیْسَرَ مٰا رَضِیَ بِهِ النّٰاسُ عَنْکُمْ: کُفُّوا أَلْسِنَتَکُمْ عَنْهُمْ.(1)

بازداشتن زبان از مردم

امام صادق علیه السلام فرمود: چه آسان است [تحصیل] آنچه با آن مردم از شما راضی شوند! [و آن این است که]: زبان های خود را از ایشان باز دارید.

ص:37


1- (1) - الکافی، ج 8، ص 341، ح 537. و الحدیث حسن. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآه الْعُقُول، ج 26، ص 501).

العجب لمن فزع من أربع...!

16 - جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرِورٍ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ ابْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عٰامِرٍ، عَنْ عَمِّهِ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ عٰامِرٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبیٖ عُمَیْرٍ، قٰالَ: حَدَّثَنیٖ جَمٰاعَهٌ مِنْ مَشٰایِخنا - مِنْهُمْ:

أَبٰانُ بْنُ عُثْٰمانَ، وَ هِشٰامُ بْنُ سٰالِمٍ، وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرٰانَ:

عَنِ الصّٰادِقِ علیه السلام، قٰالَ: عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ، کَیْفَ لاٰیَفْزَعُ إِلیٰ أَرْبَعٍ:

عَجِبْتُ لِمَنْ خٰافَ الْعَدُوَّ، کَیْفَ لاٰ یَفْزَعُ إِلیٰ قَوْلِهِ تَعٰالیٰ: «حَسْبُنَا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَکیٖلُ»(1)؛ فَإِنّیٖ سَمِعْتُ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ یَقْولُ بِعَقِبِهٰا: «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَهٍ مِنَ اللّٰهِ وَ فَضْلٍ لَمْیَمْسَسْهُمْ سُوءٌ»(2).

ص:38


1- (1) - آل عمران: 173.
2- (2) - آل عمران: 174

شگفت از کسی که نگران چهار چیز است...!

امام صادق علیه السلام فرمود: در شگفتم از کسی که از چهار چیز نگران است، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد:

در شگفتم از کسی که از دشمن می ترسد، چگونه به فرمودۀ خدای متعال پناه نمی برد که: «حسبنا اللّه و نعم الوکیل»: «خدا ما را بس، و نیکو حمایتگری است»، زیرا از خدای سبحان شنیدم که در پی آن می فرماید: «پس با نعمت و بخششی از جانب خدا، بازگشتند در حالی که هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود».

ص:39

وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ، کَیْفَ لاٰ یَفْزَعُ إِلیٰ قَوْلِهِ تَعٰالیٰ:

«لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَکَ إِنّیٖ کُنْتُ مِنَ الظّٰالِمیٖنَ»(1)؛ فَإِنّیٖ سَمِعْتُ اللّٰهَ عَزَّ وَجَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهٰا: «فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذٰلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنیٖنَ»(2).

وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُکِرَ بِهِ، کَیْفَ لاٰ یَفْزَغُ إِلیٰ قَوْلِهِ تَعٰالیٰ: «وَ أُفَوِّضُ أَمْریٖ إِلَی اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ بَصیٖرٌ بِالْعِبٰادِ»(3)؛ فَإِنّیٖ سَمِعْتُ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ بَعَقِبِهٰا: «فَوَقٰاهُ اللّٰهُ سَیِّئٰاتِ مٰا مَکَرُوا»(4).

وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرٰادَ الدُّنْیٰا وَ زیٖنَتَهٰا، کَیْفَ لاٰ یَفْزَغُ إِلیٰ قَوْلِهِ تَعٰالٰی:

«مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاْ قُوَّهَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ»(5)؛ فَإِنیٖ سَمِعْتُ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهٰا:

ص:40


1- (1) - الأنبیاء: 87 و 88.
2- (2) - الأنبیاء: 87 و 88.
3- (3) - غافر: 44 و 45.
4- (4) - غافر: 44 و 45.
5- (5) الکهف: 39.

و در شگفتم از کسی که اندوهگین است، چگونه به فرمودۀ خدای متعال پناه نمی برد که:

«لا إله إلاّ أَنت سبحانک إنّی کنت من الظّالمین»: «معبود به حقی جز تو نیست، منزّهی تو، راستی که من از ستمکاران بودم»، زیرا از خدای سبحان شنیدم که در پی آن می فرماید: «پس دعای او را برآورده کردیم، و او را از اندوه رهانیدیم، و مؤمنان را [نیز] چنین نجات می دهیم».

و در شگفتم از کسی که با او مکر کرده اند، چگونه به فرمودۀ خدای متعال پناه نمی برد که: «و أفوّض أمری إلی اللّه إنّ اللّه بصیر بالعباد»: «و کارم را به خدا می سپارم، خداست که به [حال] بندگان [خود] بیناست»، زیرا از خدای سبحان شنیدم که در پی آن می فرماید: «پس خدا او را از عواقب سوء آنچه نیرنگ می کردند حفظ فرمود».

و در شگفتم از کسی که دنیا و زینت آن را می خواهد، چگونه به فرمودۀ خدای متعال پناه نمی برد که:

«ما شاء اللّه لا قوّه إلاّ باللّه»: «هر چه خدا خواهد [همان می شود]، نیرویی جز به [قدرت] خدا نیست»، زیرا از خدای سبحان شنیدم که در پی آن [به نقل از رفیق آن کافر(1)] می فرماید:

ص:41


1- (1) - برای اطّلاع بیشتر به آیات 32-40 سوره مبارکۀ کهف مراجعه نمائید.

«إِنْ تَرَنِ أَنَا أقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً فَعَسیٰ رَبّیٖ أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ»(1)؛ وَ «عَسیٰ» مُوجِبَهٌ. (2)

ص:42


1- (1) - الکهف: 40.
2- (2) - الأمالی، ص 54، المجلس 2، ح 2/9؛ و الخصال، ص 218، باب الأربعه، ح 43. و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 392، ح 5835 عن محمّد بن أبی عمیر، عن أبان، و.... والحدیث صحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 89) و قال: جرّ بنا کثیراً هذه الآیات لما ذُکر، فوقع کما وعداللّه تعالی بلاتأخیر.

«اگر مرا از حیث مال و فرزند کمتر از خود می بینی، امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو به من عطا فرماید»(1) ؛ و «عسی» [که امید از خدای کریم است] ایجابی است [و حتمی بودن را می رساند].

ص:43


1- (1) - مجلسی اوّل در ذیل این حدیث می فرماید: ما این آیات را برای همین موارد یاد شده، بسیار آزمودیم، پس بیدرنگ همان شد که خدا فرموده است.

أحقّ النّاس بالدّعاء

17 - الصَّدُوقُ رحمه الله قٰالَ:

حَدَّثَنٰا أَبیٖ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا سَعْدُ بْنُ عَبْدِاللّٰهِ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَی الْخَشّٰابُ، عَنْ غِیٰاثِ بْنِ کَلُّوبٍ، عَنْ إِسْحٰاقَ بْنِ عَمّٰارٍ:

عَنِ الصّٰادِق جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ آبٰائِهِ علیهم السلام: أَنَّ عَلِیّاً علیه السلام کٰانَ یَقُولُ:

مٰا مِنْ أَحَدٍ ابْتُلِیَ - وَ إِنْ عَظُمَتْ بَلْوٰاهُ - بِأَحَقَّ بِالدُّعٰاءِ مِنَ الْمُعٰافَی الَّذیٖ لاٰ یَأْمَنُ الْبَلاٰءَ. (1)

ص:44


1- (1) - الأمالی، ص 337، المجلس 45، ح 5/395. و رواه عن الحسین بن موسی الخشّاب فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 399، ح 5857. والحدیث موثّق علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 145).

سزاوارترین مردم به نیایش

اسحاق بن عمّار، از امام صادق، از پدر [بزرگوار] خود، از پدران [بزرگوار] خود علیهم السلام نقل کرده که: امام علی علیه السلام می فرمود:

هیچ گرفتار بلایی - هر چند گرفتاریش بزرگ باشد - به دعا کردن سزاوارتر نیست از آن بی بلایی که ایمن از بلا نیست.

ص:45

کن لما لا ترجو أَرجی منک لما ترجو

18 - جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عٰامِرٍ، عَنْ عَمِّهِ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ عٰامِرٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبیٖ عُمَیْرٍ، عَنْ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ الْقٰاسِمِ:

عَنِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ عَلِیٍّ علیهم السلام، قٰالَ:

کُنْ لِمٰا لاٰ تَرْجو، أرْجیٰ منک لِمٰا تَرْجُو؛ فَإِنَّ مُوسَی ابْنَ عِمْرٰانَ علیه السلام خَرَجَ یَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نٰاراً، فَکَلَّمَهُ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ، فَرَجَعَ نَبِیّاً.

وَ خَرَجَتْ مَلِکَهُ سَبَأٍ، فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَیْمٰانَ علیه السلام.

وَ خَرَجَ سَحَرَهُ فِرْعَوْنَ یَطْلُبُونَ الْعِزَّهَ لِفِرْعَوْنَ، فَرَجَعُوا مُؤْمِنیٖنَ.(1)

ص:46


1- (1) - الأمالی، ص 243، المجلس 33، ح 9/261؛ و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ل لا ج 3، ص 165، ح 3612 مرسلاً، و فی ج 4، ص 399، ح 5854 عن محمد بن أبی عمیر؛ و رواه الکلینی رحمه الله فی الکافی، ج 5، ص 83، ح 3 بطریق آخر. والحدیث قویّ کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 108).

به آنچه امید نداری امیدوارتر باش

امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: به آنچه امید نداری، بیش از آنچه امید داری امیدوار باش؛ زیرا موسی بن عمران علیه السلام بیرون آمد تا برای خاندان خود آتشی برگیرد، پس خدای سبحان با او سخن گفت و او پیامبر برگشت.

و ملکۀ سبا بیرون آمد [تا سازش کند] پس با سلیمان علیه السلام [به خدا] تسلیم شد.

و ساحران فرعون بیرون آمدند که عزّت برای فرعون بجویند، پس با ایمانِ به خدا برگشتند.

ص:47

الخوف و الرّجاء

19 - یُونُسُ، عَن سِنٰانِ بْن طَریٖفٍ، قٰالَ:

سَمِعْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام یَقُولُ:

یَنْبَغیٖ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَخٰافَ اللّٰهَ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ خَوْفاً کَأَنَّهُ مُشْرِفٌ عَلَی النّٰارِ، وَ یَرْجُوَهُ رَجٰاءًاکَأَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهِ.

ثُمَّ قٰالَ:

إِنَّ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِهِ: إِنْ خَیْراً فَخَیْراً، وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً. (1)

ص:48


1- (1) - الکافی، ج 8، ص 302، ح 462، والحدیث حسن. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآه العقول، ج 26، ص 383).

بیم و امید

سنان بن طریف گوید:

از امام صادق علیه السلام شنیدم فرمود: برای مؤمن، شایسته است آنچنان از خدا بترسد که گویی بر لبۀ پرتگاه آتش است، و آنچنان به او امیدوار باشد که گویی از بهشتیان است.

سپس فرمود: همانا خدای سبحان در نزدِ «گمان» بندۀ خود است: اگر [به او] گمانِ خیر داشته باشد، خیر می بیند، و اگر گمانِ شرّ داشته باشد، شرّ می بیند.

ص:49

جزاء الطّاعه والعصیان

20 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلیٖدِ رضی الله عنه، قٰالَ:

حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفّٰارُ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا أَحْمَدُ بْنُ عیٖسیٰ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضّٰالٍ، عَنْ مَرْوٰانَ بْنِ مُسْلِمٍ، قٰالَ:

قٰالَ أَبُوعَبْدِاللّٰهِ جَعْفَرُ بْنِ مُحَمَّدٍ الصّٰادِقِ علیه السلام:

حَدَّثَنیٖ أَبیٖ، عَنْ آبٰائِهِ علیهم السلام، عَنْ رَسُولِاللّٰهِ صلی الله علیه و آله، قٰالَ:

قٰالَ اللّٰهُ جَلَّ جَلاٰلُهُ:

أَیُّمٰا عَبْدٍ أَطٰاعَنیٖ، لَمْ أَکِلْهُ إِلیٰ غَیْریٖ.

وَ أَیُّمٰا عَبْدٍ عَصٰانی، وَ کَلْتُهُ إِلیٰ نَفْسِهِ، ثُمَّ لَمْ أُبٰالِ فیٖ أَیِّ وٰادٍ هَلَکَ.(1)

ص:50


1- (1) - الأمالیٖ، ص 577، المجلس 74، ح 2/789. و رواه مرسلاً فیٖ من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 403، ح 5869 عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم؛ و قال المجلسیّ الأوّل رحمه الله: رواه المصنّف فی الموثّق کالصّحیح عن مروان بن مسلم... (روضه المتّقین، ج 13، ص 156).

نتیجۀ اطاعت و عصیان

امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم علیه السلام، از پدران [بزرگوار] خود علیهم السلام، از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد که خدای سبحان فرمود:

هر بنده ای که مرا اطاعت کند او را به غیر خودم واگذار نمی کنم.

و هر بنده ای که مرا معصیت کند او را به خودش وا می گذارم، سپس اهمیّت نمی دهم که در کدام وادی به هلاکت می رسد.

ص:51

لا تَشْکُ اللّه

21 - الْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْریٖسَ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنیٖ أَبیٖ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَلَوِیِّ، قٰالَ: حَدَّثَنیٖ أَحْمَدُ بْنُ الْقٰاسِمِ، عَنْ أَبیٖ هٰاشِمٍ الْجَعْفَریِّ، قٰالَ:

أَصٰابَتْنیٖ ضِیْقَهٌ شَدیٖدَهٌ، فَصِرْتُ إلیٰ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، فَأَذِنَ لیٖ فَلَمّٰا جَلَسْتُ، قٰالَ یٰا أَبٰا هٰاشِمٍ! أَیَّ نِعَمِ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْکَ تُریٖدُ أَنْ تُؤَدِّیَ شُکْرَهٰا؟

قٰالَ أَبُوهٰاشِمٍ: فَوَجَمْتُ، فَلَمْ أَدْرِمٰا أَقُولُ لَهُ؛ فَابْتَدَأَ علیه السلام، فَقٰالَ:

رَزَقَکَ الْإِیْمٰانَ، فَحَرَّمَ بِهِ بَدَنَکَ عَلَی النّٰارِ.

وَ رَزَقَکَ الْعٰافِیَهَ، فَأَعٰانَتْکَ(1) عَلَی الطّٰاعَهِ.

وَ رَزَقَکَ القُنُوعَ، فَصٰانَکَ عَنِ التَّبَذُّلِ.

ص:52


1- (1) «فأعانک» من لا یحضره الفقیه.

از خدا شکوه مکن

ابوهاشم جعفری گوید: تنگدستیِ سختی به من روی آورد، پس به محضر [مبارک] امام هادی علیه السلام کشیده شدم، اجازۀ ورودم داد، چون نشستم فرمود: ای ابوهاشم! کدام یک از نعمتهای خدای سبحان بر خود را می خواهی سپاس گویی؟!

ابوهاشم گوید: زبانم از هراس بند آمد، و ندانستم چه بگویم، پس خود آغاز سخن کرد و فرمود:

خدا ایمان را روزیت فرمود و با آن بدنت را بر آتش حرام کرد.

و عافیت را روزیت کرد و بر طاعت [خود] یاریت رساند.

و قناعت را روزیت کرد و از خواری بازت داشت.

ص:53

یٰا أَبٰاهٰاشِمٍ! إِنَّمَا ابْتَدَأْتُکَ بِهٰذٰا، لِأَنّیٖ ظَنَنْتُ أَنَّکَ تُریٖدُ أَنْتَشْکُوَ الَیَّ مَنْ فَعَلَ بِکَ هٰذٰا؛ وَ قَدْ أَمَرْتُ لَکَ بِمِائَهِ دیٖنٰارٍ، فَخُذْهٰا.(1) ای ابوهاشم! آغاز به این سخن کردم زیرا دانستم که می خواهی نزد من از کسی که این [الطاف] را در حقت کرده شکوه کنی؛ دستور داده ام که صد دینار به تو بدهند، آن را بگیر.

ص:54


1- (1) - الامالی ص 497 المجلس 64 ح 11/682 و وراه فی من لا یحضره الفقیه ج 4 401 ح 5863 عن أبی هاشم الجعفری والحدیث قوی کالصحیح علی ما قاله المجلسی الاول رحمه الله روضه المتقین ج 13 ص 147.

اجتناب التّخاصم

27 - مُحَمَّدُ بْنُ یَحْییٰ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْییٰ، عَنْ غِیٰاثِ بْنِ إِبْرٰاهیٖمَ، قٰالَ:

کٰانَ أَبُوعَبْدِاللّٰهِ علیه السلام إِذٰا مَرَّ بِجَمٰاعَهٍ یَخْتَصِمُونَ، لاٰیَجُوزُهُمْ حَتّٰی یَقُولَ - ثَلاٰثاً -: اتَّقُوا اللّٰهَ؛ یَرْفَعُ بِهٰا صَوْتَهُ.(1)

پرهیز از درگیری

غیاث بن ابراهیم گوید: چون گذر امام صادق علیه السلام به گروهی که با هم نزاع و درگیری داشتند می افتاد، از آنان رد نمی شد مگر آنکه سه بار، با صدای بلند می فرمود: «از خدا بترسید».

ص:55


1- (1) - الکافی، ج 5، ص 59، باب الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر، ح 12؛ التهذیب، ج 6، ص 180، باب الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر، ح 19. والحدیث موثّق. کذا قال المجلسی رحمه الله (مرآه العقول، ج 18، ص 405؛ ملاذ الأخیار، ج 9، ص 475).

حرص بنی آدم

22 - الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ فَضّٰالٍ، عَنْ مُیَسِّرٍ، قٰالَ:

قٰالَ الصّٰادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السلام: إِنَّ فیٖمٰا نَزَلَ بِهِ الْوَحْیُ مِنَالسَّمٰاِء:

لَوْ أَنَّ لِابْنِ آدَمَ وٰادِیَیْنِ یَسیٖلاٰنِ ذَهَباً وَ فِضَّهً، لَابْتَغیٰ إِلَیْهِمٰا ثٰالِثاً.

یَا ابْنَ آدَمَ! إِنَّمٰا بَطْنُکَ بَحْرٌ مِنَ الْبُحُورِ وَ وٰادٍ مِنَ الْأَوْدِیَهِ، لاٰ یَمْلَأُهُ شَیْءٌ إِلاَّ التُّرٰابُ. (1)

ص:56


1- (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 418، ح 5912. و الحدیث موثّق کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 231).

حرص آدمیزاد

امام صادق علیه السلام فرمودند: از جملۀ آنچه از آسمان وحی شده این است که:

اگر آدمیزاده دو وادی داشت که در آنها طلا و نقره جاری بود باز در کنار آنها، وادی سوّم را آرزو می کرد.

ای فرزند آدم! همانا شکم تو دریایی از دریاها، و درّه ای از درّه هاست که چیزی جز خاک آن را پُر نمی کند.

ص:57

شکر اللّه لجعفر بن أبی طالب

23 - الصَّدوق رحمه الله قٰالَ:

حَدَّثَنٰا أَبیٖ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الصَّلْتِ، عَنْ عَمِّهِ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ الصَّلْتِ، عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِالرَّحْمٰنِ، عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ، عَنْ جٰابِرِ بْنِ یَزیٖدَ الْجُعْفِیِّ،

عَنْ أَبیٖ جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبٰاقِرِ علیه السلام، قٰالَ:

أَوْحَی اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ إِلیٰ رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله: أَنّیٖ شَکَرْتُ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبیٖ طٰالِبٍ أَرْبَعَ خِصٰالٍ.

فَدَعٰاهُ النَِّبیُّ صلی الله علیه و آله، فَأَخْبَرَه.

فَقٰالَ: لَوْلاٰ أَنَّ اللّٰهُ أَخْبَرَکَ، مٰا أَخْبَرْتُکَ:

مٰا شَرِبْتُ خَمْراً قَطُّ؛ لِأَنّیٖ عَلِمْتُ أنْ لَوْ شَرِبْتُهٰا، زٰالَ عَقْلیٖ.

ص:58

سپاس خدا از جعفر بن ابی طالب

امام باقر علیه السلام فرمود: خدای سبحان به پیامبر خود صلی الله علیه و آله و سلم وحی فرمود: من - به خاطر چهار خصلت - سپاسگوی جعفربن ابی طالبم.

پیامبر، جعفر را خواست و این خبر را به او داد.

عرض کرد: [ای رسول خدا!] اگر خدا به شما خبر نداده بود، من نیز خبر نمی دادم؛ [اکنون می گویم]:

هرگز شراب ننوشیده ام؛ زیرا دانستم اگر بیاشامم عقلم زایل می شود.

ص:59

وَ مٰا کَذَبْتُ قَطُّ؛ لِأَنَّ الْکَذِبَ یَنْقُصُ الْمُرُوءَهَ.

وَ مٰا زَنَیْتُ قَطُّ؛ لِأَنّیٖ خِفْتُ أَنّیٖ إِذٰا عَمِلْتُ، عُمِلَ بیٖ.

وَ مٰا عَبَدْتُ صَنَماً قَطُّ؛ لِأَنّیٖ عَلِمْتُ أَنَّهُ لاٰیَضُرُّ وَلاٰیَنْفَعُ.

قٰالَ: فَضَرَبَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله یَدَه عَلیٰ عٰاتِقِهِ، فَقٰالَ: حَقٌّ لِلّٰهِ(1) عَزَّوَجَلَّ أَنْ یَجْعَلَ لَکَ جَنٰاحَیْنِ تَطیٖرُ بِهِمٰا مَعَ الْمَلاٰئِکَهِ فِی الْجَنَّهِ.(2)

ص:60


1- (1) - «علی اللّه» من لا یحضره الفقیه.
2- (2) - الأمالی، ص 133، المجلس 17، ح 12/127؛ و بطریق آخر: علل الشّرائع، ص 558، باب 348، ح 1. و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 397، ح 5847 عن عمر و بن شمر. قال المجلسیّ الأوّل رحمه الله: رواه المصنّف فی القویّ کالصّحیح (روضه المتّقین، ج 13، ص 104).

و هرگز دروغ نگفته ام؛ زیرا دروغ جوانمردی را می کاهد.

و هرگز زنا نکرده ام؛ زیرا بیم آن داشتم اگر انجام دهم، انجامم دهند.

و هرگز بتی را نپرستیده ام؛ زیرا دانستم زیان و سودی نمی رساند.

پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دست [مبارک] خود را بر شانۀ او زد و فرمود: بر خدای سبحان حقّ است که برای تو دو بال بیافریند تا در بهشت با آنها - همراه فرشتگان - پرواز کنی.

ص:61

ذمّ الفقّاع و الشِّطرنج

24 - عَبْدُالْوٰاحِدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدُوسَ النِّیْسٰابُورِیُّ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنٰا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَیْبَهَ، عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شٰاذٰانَ، قٰالَ: سَمِعْتُ الرِّضٰا علیه السلام، یَقُولُ:

لَمّٰا حُمِلَ رَأْسُ الْحُسَیْنِ علیه السلام إِلَی الشّٰامِ، أمَرَ یَزیٖدُ - لَعَنَهُ اللّٰهُ - فَوُضِعَ، وَ نُصِبَ عَلَیْهِ مٰائِدَهٌ، فَأَقْبَلَ هُوَ وَ أَصْحٰابُهُ یَأْکُلُونَ، وَ یَشْرَبُونَ الفُقّٰاعَ. فَلَمّٰا فَرَغُوا، أَمَرَ بالرَّأْسِ فَوُضِعَ فیٖ طَسْتٍ تَحْتَ سَریٖرِهِ، وَ بَسَطَ عَلَیْهِ رُقْعَهَ الشِّطْرَنْجِ، وَ جَلَسَ یَزیٖدُ - لَعَنَهُ اللّٰهُ - یَلْعَبُ بِالشِّطْرَنْجِ، وَیَذْکُرُ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ وَ أَبٰاهُ وَجَدَّه علیهم السلام وَ یَسْتَهْزِئُ بِذِکْرِهِمْ؛ فَمَتیٰ قٰامَرَ صٰاحِبَهُ، تَنٰاوَلَ الْفُقّٰاَع؛ فَشَرِبَهُ ثَلاٰثَ مَرّٰاتٍ، ثُمَّ صَبَّ فَضْلَتَهُ عَلیٰ مٰا یَلِی الطَّسْتَ مِنَ الْأَرْضِ.

ص:62

نکوهش آبجو و شطرنج

فضل بن شاذان گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم فرمود: چون سر [مبارک امام] حسین علیه السلام را به شام آوردند، یزید فرمان داد تا سفره ای بچینند و [بزم عیش] بر پا کنند. پس او و یارانش [بر آن بساط،] می خوردند و آبجو می نوشیدند، و چون به پایان بردند، دستور داد سر [مبارک] را در طشتی زیر تختش نهادند و بر آن بساط شطرنج بگشویند، و یزید به بازی شطرنج نشست در حالی که [امام] حسین بن علی علیه السلام، و پدر علیه السلام و جدّ صلی الله علیه و آله و سلم [بزرگوار] او را به [بدی و] استهزا یاد می کرد؛ و چون در بازی برنده می شد، [جام] آبجو [برداشته، آن] را در سه نوبت سر می کشید و باقیمانده را بر زمین کنار طشت می ریخت.

ص:63

فَمَنْ کٰانَ من شیٖعَتِنٰا، فَلْیَتَوَرّعْ عَنْ شُرْبِ الْفُقّٰاعِ وَاللَّعْبِ بِالشِّطْرِنْجِ.

وَ مَنْ نَظَرَ إِلَی الْفُقّٰاِع أَوْ إِلَی الشِّطْرَنْجِ، فَلْیَذْکُرْ الْحُسَیْنَ علیه السلام، وَ لْیَلْعَنْ یَزیٖدَ وَ آلَ زِیٰادٍ؛ یَمْحُو اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ بِذٰلِکَ ذُنُوبَهُ، وَ لَوْ کٰانَتْ بِعَدَدِ النُّجُومِ. (1)

ص:64


1- (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 419، ح 5915. والحدیث حسن کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله. و قال أیضاً: وصفه الشّهید الثّانی بالصّحّه (روضه المتّقین، ج 13، ص 274).

پس هر کس از شیعیان ما باشد، از نوشیدن آبجو، و بازی شطرنج، باید بپرهیزد.

و هر کس به آبجو یا به شطرنج بنگرد باید [امام] حسین علیه السلام را یاد کرده، یزید و آل زیاد را لعنت فرستد، که خدای سبحان، بدین وسیله گناهانش را - هر چند بشمار ستارگان باشند - می آمرزد.

ص:65

المؤمن لم یفوَّض إلیه إذلال نفسه

25 - عِدَّهُ مِنْ أَصْحٰابِنٰا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ عُثْمٰانَ بْنِ عیٖسیٰ، عَنْ سَمٰاعَهَ، قٰالَ:

قٰالَ أبُوعَبْدِاللّٰهِ علیه السلام:

إِنَّ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ فَوَّضَ إِلَی الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهٰا، وَلَمْ یُفَوِّضْ الَیْهِ أَن یُذِلَّ نَفْسَهُ؛ أَلَمْ تَسْمَعْ لِقُوْلِ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَ لِلّٰهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنیٖنَ».(1)

فَالْمُؤْمِنُ یَنْبَغیٖ أَنْ یَکُونَ عَزیٖزاً، وَ لاٰ یَکُونَ ذَلیٖلاً؛ یُعِزُّهُ اللّٰهُ بِالْإیٖمٰانِ وَالْإِسْلاٰمِ.(2)

ص:66


1- (1) المنافقون 8
2- (2) الکافی ج 5 ص 63 باب کراهه التعرض لما لایطیق ح 2 والحدیث موثق کذا قال المجلسی رحمه الله (مراه العقول ج 18 ص 412)

مؤمن حق ندارد خود را خوار کند

امام صادق علیه السلام فرمود: خدای سبحان اختیار همۀ کارهای مؤمن را به او واگذارده است، ولی اجازه نداده که او خود را خوار کند، آیا فرمودۀ خدای سبحان را نشنیده ای که: «عزّت [وسرافرازی]، از آنِ خدا، و از آنِ رسول او و اهل ایمان است».

پس مؤمن را سزاوار است که عزیز باشد نه ذلیل، خدا او را با ایمان و اسلام، عزیز می دارد.

ص:67

کیف یذلّ المؤمن نفسه؟

26 - مُحَمَّدُ بْنُ یَحْییٰ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ دٰاوُدَ الرِّقِّیِّ، قٰالَ:

سَمِعْتُ أَبٰاعَبْدِاللّٰهِ علیه السلام، یَقُولُ: لاٰیَنْبَغیٖ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یُذِلَّ نَفْسَهُ.

قیٖلَ له: وَ کَیْفَ یُذِلُّ نَفْسَهُ؟

قٰالَ: یَتَعَرَّضُ لِمٰا لاٰیُطیٖقُ. (1)

چگونه مؤمن خود را ذلیل می کند؟

امام صادق علیه السلام فرمود: شایسته نیست که مؤمن خود را ذلیل کند.

عرض شد: چگونه خود را ذلیل می کند؟

فرمود: به آنچه که توانش را ندارد می پردازد.

ص:68


1- (1) الکافی ج 5 ص 63 باب کراهه التعرض لما لا یطیق ح 4 و رواه الشیخ فی التهذیب ج 6 ص 180 باب الامر بالمعروف والنهی عن المنکر ح 17 عن الحسن بن محبوب عن داود الرقی والحدیث صحیح قاله المجلسی رحمه الله ملاذالاخیار ج 9 ص 474

ما قُدِّست أُمّه حتّی...

28 - عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنِ ابْنِ أَبیٖ عُمَیْرٍ، عَنْ جَمٰاعَهٍ مِنْ أَصْحٰابِنٰا:

عَنْ أَبیٖ عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام، قٰالَ: مٰا قُدِّسَتْ أُمَّهٌ لَمْیُؤْخَذْ لِضَعیٖفِهْا مِنْ قَوِیِّهٰا بِحَقِّهِ غَیْرَ مُتَعْتَعٍ.(1)

هیچ ملتی سرافراز نشد مگر...

امام صادق علیه السلام فرمود:

پاکیزه و مقدس نمی شود ملّتی که حق ضعیفانش بدون [دغدغه و] لکنت از زورمندان ستانده نشود.

ص:69


1- (1) - الکافی، ج 5، ص 56، باب الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر، ح 2. و رواه الشیخ فی التهذیب، ج 6، ص 180، باب الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر، ح 20 و فیه «لم تأخذ» بدل «لم یؤخذ» و «متضع» بدل «متعتع». والحدیث حسن. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآه العقول، ج 18، ص 401؛ ملاذ الاخیار، ج 9، ص 475).

أبغض النّاس إلی اللّه

29 - ابْنُ مَحْبُوبٍ، عَنْ مٰالِکِ بْنِ عَطِیَّهَ، عَنْ أَبیٖ حَمْزَهَ الثُّمٰالِیِّ:

عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام، قٰالَ:

لاٰ حَسَبَ لِقُرَشیٍّ وَ لاٰ لِعَرَبِیٍّ إلاّٰ بِتَواضُعٍ، وَ لاٰ کَرَمَ إِلاّٰ بِتَقْوًی، وَ لاٰ عَمَلَ إِلاّٰ بِالِنّیَّهِ، وَ لاٰ عِبٰادَهَ إِلاّٰ بِالتَّفَقُّهِ.

أَلاٰ وَ إِنَّ أَبْغَضَ النّٰاسِ إِلَی اللّٰهِ، مَنْ یَقْتَدیٖ بِسُنَّهِ إِمٰامٍ وَلاٰیَقْتَدیٖ بِأَعْمٰالِهِ.(1)

ص:70


1- (1) - الکافی، ج 8، ص 234، ح 312. و الحدیث حسن. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآه الْعُقول، ج 26، ص 178).

مبغوضترین مردم نزد خدا

ابوحمزۀ ثمالی از [امام] علی بن الحسین علیهما السلام نقل کرده که فرمود: برای قریشی بودن و عربی بودن هیچ ارزشی جز به تواضع (فروتنی) نیست، و هیچ بزرگواری جز به تقوا نیست، و هیچ عملی جز با نیّت [و قصد قربت، ارزشمند] نیست، و هیچ عبادتی جز با تفقّه [و بصیرت، پسندیده] نیست.

آگاه باشید همانا مبغوض ترین مردم نزد خدا، کسی است که آیین امامی را بپذیرد و از اعمال او پیروی نکند.

ص:71

ثلاث هُنّ فخر المؤمن

30 - ابْنُ مَحْبُوبٍ، عَنْ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ سِنٰانٍ قٰالَ:

سَمِعْتُ أبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام یَقُولُ:

ثَلاٰثٌ هُنَّ فَخْرُ الْمُؤْمِنِ وَ زَیْنُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَهِ:

الصَّلاٰهُ فیٖ آخِرِ اللَّیْلِ، وَ یَأْسُهُ مِمّٰا فیٖ أَیْدِی النّٰاسِ، وَ وَلاٰیَتُهُ الْإِمٰامَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّٰهُعَلَیْهِوَآلِهِ.

قٰالَ: وَ ثَلاٰثَهٌ هُمْ شِرٰارُ الْخَلْقِ، ابْتُلِیَ بِهِمْ خِیٰارُ الْخَلْقِ:

أَبُوسُفْیٰانَ، أَحَدُهُمْ: قٰاتَلَ رَسُولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله وَ عٰادٰاهُ.

وَ مُعٰاوِیَهُ: قٰاتَلَ عَلِیّاً علیه السلام وَ عٰادٰاهُ.

وَ یَزیٖدُ بْنُ مُعٰاوِیَهَ - لَعَنَهُ اللّٰهُ -: قٰاتَلَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ علیهما السلام وَ عٰادٰاهُ حَتّٰی قَتَلَهُ.(1)

ص:72


1- (1) - الکافی، ج 8، ص 234، ح 311، والحدیث حسن. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآه العقول، ج 26، ص 178).

سه چیز فخر مؤمن است

عبداللّه بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:

سه چیز است، در دنیا و آخرت، فخر و زینت مؤمن است:

نماز در پایان شب [و نزدیکی های سپیدۀ فجر]، و ناامیدیش از آنچه در دست مردم است، و [دوست داشتن و] پیرویش إمامی از آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم را.

فرمود: و سه کس، بدترین خلائقند که بهترین خلائق به آنها گرفتار و آزموده شدند:

یکی ابوسفیان است که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جنگید و دشمنی کرد.

و [دیگری] معاویه است که با علی علیه السلام جنگید و خصومت ورزید.

و [سوّمی] یزید بن معاویه - لعنه اللّه - است که با حسین بن علی علیه السلام جنگید و دشمنی ورزید تا او را کشت.

ص:73

ولایه علیّ علیه السلام ولایه اللّه

31 - سَعْدُ بْنُ طَریٖفٍ، عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبٰاتَهَ، قٰالَ:

قٰالَ أَمیٖرُالْمُؤْمِنیٖنَ علیه السلام فیٖ بَعْضِ خُطَبِهِ:

أَیُّهَا النّٰاُس! اسْمَعُوا قَوْلیٖ، وَاعْقِلُوهُ عَنّیٖ؛ فَإِنَّ الْفِرٰاقَ قَریٖبٌ:

أَنَا إِمٰامُ الْبَرِیَّهِ، وَ وَصِیُّ خَیْرِ الْخَلیٖقَهِ، وَزَوْجُ سَیِّدَهِ نِسٰاءِ الْأُمَّهِ، وَأَبُوالْعِتْرَهِ الطّٰاهِرَهِ وَالْأَئِمَّهِ الْهٰادِیَهِ.

أَنَا أَخو رَسُولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، وَ وَصِیُّهُ، وَوَلِیُّهُ، وَوَزیٖرُهُ، وَ صٰاحِبُهُ، وَ صَفِیُّهُ، وَ حَبیٖبُهُ، وَ خَلیٖلُهُ.

أَنَا أَمیٖرُ الْمُؤْمِنیٖنَ، وَ قٰائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلیٖنَ، وَسَیِّدُ الْوَصِیِّینَ.

ص:74

ولایت علیّ علیه السلام ولایت خداست

اصبغ بن نباته گوید: امیرمؤمنان علیه السلام در یکی از خطبه های خود فرمود:

هان ای مردم! سخنم را بشنوید، و آن را از من [خوب] فرا گیرید، زیرا که جدایی [میان من و شما] نزدیک است:

من امام آفریدگانم، و وصیّ بهترینِ خلائقم، و همسر سَرورِ بانوان امّتم، و پدر عترت پاک [پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم] و امامان هدایتگرم.

من برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، و نیز وصیّ، ولیّ، وزیر، یار، همدم، محبوب و دوست صمیمی اویم.

من امیرمؤمنان و پیشوای سپیدرویان و سرور اوصیایم.

ص:75

حَرْبیٖ حَرْبُ اللّٰهُ، وَ سِلْمیٖ سِلْمُ اللّٰهِ، وَ طٰاعَتیٖ طٰاعَهُ اللّٰهِ، وَ وِلاٰیَتیٖ وِلاٰیَهُ اللّٰهِ، وَشیٖعَتیٖ أَوْلِیٰاءُ اللّٰهِ، وَ أَنْصٰاریٖ أَنْصٰارُ اللّٰهِ.

وَالَّذیٖ خَلَقَنیٖ وَ لَمْ أَکُ شَیْئاً، لَقَد عَلِمَالْمُسْتَحْفِظُونَ مِنْ أَصْحٰابِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله: أَنَّ النّٰاکِثیٖنَ وَ الْقٰاسِطیٖنَ وَ الْمٰارِقیٖنَ(1) ، مَلْعُونُونَ عَلیٰ لِسٰانِ النّبِیِّ الْأُمِّیِّ؛ وَ قَدْ خٰابَ مَنِ افْتَرٰی(2).(3)

ص:76


1- (1) - روی الصّدوق رحمه الله عن أبی عبدالله علیه السّلام أنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال لِأمّ سلمه: اسمعی و اشهدی هذا علیّ بن أبی طالب وصیّی و خلیفتی سیّد المسلمین، و إمام المتّقین، و قائد الغرّ المحجّلین، و قاتل النّاکثین و المارقین و القاسطین.قلت یا رسول اللّه، مَنِ النّاکثون؟ قال: الّذین یبایعونه بالمدینه، و ینکثونه بالبصره. قلت: مَنِ القاسطون؟ قال: معاویه و أصحابه من أهل الشام. [ثُمّ] قلت: مَنِ المارقون؟ قال: أصحاب النّهروان. (معانی الأخبار، ص 204، ذیل ح 1).
2- (2) اقتباس من الآیه 61 من سوره طه.
3- (3) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 419، ح 5918. و الحدیث حسن علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله، و قال أیضا: جمیع هذا الخبر منقول متواتراً فیٖ کتب الْعٰامَّه والخاصَّه (روضه المتّقین، ج 13، ص 275).

جنگ من، جنگ خدا و صلح من صلح خداست؛ و پیروی من، پیروی خداست؛ و ولایت من، ولایت خداست؛ و پیروان من، دوستان خدایند؛ و یاوران من، یاوران خدایند.

سوگند به آن خدایی که مرا - در حالی که چیزی نبودم - بیافرید، مستحفظان [و امانتداران] از اصحاب محمد صلی الله علیه و آله و سلم می دانند که: ناکثین و قاسطین و مارقین(1) ، بر زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مورد لعن قرار گرفته اند. همانا کسی که سخنی به افترا گوید زیانکار است.

ص:77


1- (1) - «ناکثین» یعنی پیمان شکنان، و منظور اصحاب جمل - طلحه و زبیر وطرفداران ایشان - هستند که بیعت امیرالمؤمنین علیه السلام را شکستند و با همراهی عایشه جنگ جمل را بر پا کردند.«قاسطین» یعنی ستمگران و اهل جور، و مراد معاویه و پیروانش می باشند که در صفین روبروی علیّ علیه السلام قرار گرفتند.«مارقین» از دین بیرون رفتگان، و مقصود همان خوارج هستند که جنگ نهروان را به راه انداختند، و از دین بیرون رفتند چنانکه تیر از کمان رها می شود. (مجمع البحرین، ذیل «نکث»)

حِکَمٌ عن النّبیّ صلی الله علیه و آله و سلم

32 - الصّدوق رحمه الله، قٰالَ:

حَدَّثَنٰا أبیٖ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنٰا عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ، عَنْ أَبیٖهِ إِبْرٰاهیٖمَ بْنِ هٰاشِمٍ، عَنْ صَفْوٰانَ بْنِ یَحْییٰ، عَنْ أَبِی الصَّبّٰاحِ الْکِنٰانِیِّ، قٰالَ:

قُلْتُ لِلصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام:

أَخْبِرْنی عَنْ هٰذَا الْقَوْلِ، قَوْلُ مَنْ هُوَ؟

«أَسْأَلُ اللّٰهَ الْاِیٖمٰانَ وَ التَّقْوٰی، وَ أَعُوذُ بِاللّٰهِ مِنْ شَرِّ عٰاقِبَهِ الْأُمُورِ.

إِنَّ أَشْرَفَ الْحَدیٖثِ ذِکْرُ اللّٰهِ، وَ رَأْسَ الْحِکْمَهِ طٰاعَتُهُ،

وَأَصْدَقَ الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ الْمَوْعِظَهِ وَ أَحْسَنَ

ص:78

گفتاری حکیمانه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

ابوالصّباحِ کنانی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم:

بفرمایید که این سخنها از کیست؟

«از خدا ایمان و تقوا می طلبم، و از سرانجامِ بدِ کارها به خدا پناه می برم.

حقّاٰ که شریفترین سخن یاد خدا، و أوج حکمت، بندگی اوست.

و راست ترین سخن، و رساترین اندرز، و بهترین

ص:79

الْقَصَصِ کِتٰابُ اللّٰهِ،

وَ أَوْثَقَ الْعُریٰ الْإِیْمٰانُ بِاللّٰهِ،

وَ خَیْرَ المِلَلِ مِلَّهُ إِبْرٰاهیٖمَ،

وَ أَحْسَنَ السُّنَنِ سُنَّهُ الْأَنْبِیٰاءِ،

وَ أَحْسَنَ الْهُدیٰ هُدیٰ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله،

وَ خَیْرَ الزّٰادِ التَّقْویٰ،

وَ خَیْرَ الْعِلْمِ مٰا نَفَعَ،

وَ خَیْرَ الْهُدیٰ مَا اتُّبِعَ،

وَ خَیْرَ الْغِنیٰ غِنَی النَّفْسِ،

وَ خَیْرَ مٰا أُلْقِیَ فِی الْقَلْبِ الْیَقیٖنُ،

وَ زیٖنَهَ الْحَدیٖثِ الصِّدْقُ،

وَ زیٖنَهَ الْعِلْمِ الْإِحْسٰانُ،

وَ أَشْرَفَ الْمَوْتِ قَتْلُ الشَّهٰادَهِ،

وَ خَیْرَ الْأُمُورِ خَیْرُها عٰاقِبَهً،

وَ مٰا قَلَّ وَ کَفیٰ خَیْرٌ مِمّٰا کَثُرَ وَ أَلْهیٰ،

ص:80

سرگذشتها، [در] کتاب خداست.

و محکمترین دستگیرۀ [رستگاری] ایمان به خداست.

و بهترین آیینها، آیین [توحیدی] ابراهیم علیه السلام است.

و نیکوترین سنّتها سنّت پیامبرانست.

و بهترین هدایتها هدایت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم است.

و بهترین توشه، تقوا است.

و بهترین دانشها دانشی است که سود دهد.

و بهترین هدایتها هدایتی است که پیروی شود.

و بهترین بی نیازیها بی نیازیِ دل است.

و بهترین چیزی که در دل افکنده می شود یقین است.

و زینت گفتار، راستگویی است.

و زینت دانش، احسان است.

و شریفترین مرگها شهید شدن است.

و بهترین کارها کاری است که عاقبتش از همه بهتر باشد.

و آنچه کم است و کافی، بهتر است از آنچه زیاد است و بیهوده.

ص:81

وَ الشَّقِیَّ مَنْ شَقِیَ فیٖ بَطْنِ أُمِّهِ،

وَ السَّعیٖدَ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِهِ،

وَ أکْیَسَ الْکَیْسِ التُّقیٰ،

وَ أَحْمَقَ الْحُمْقِ الْفُجُورُ،

وَ شَرَّ الرِّوٰایَهِ الْکَذِبُ،

وَ شَرَّ الْأُمُورِ مُحْدَثٰاتُهٰا،

وَ شَرَّ الْعَمیٰ عَمَی الْقَلْبِ،

وَ شَرَّ النَّدٰامَهِ نَدٰامَهُ یَوْمِ الْقِیٰامَهِ،

وَ أَعْظَمَ الْمُخْطِئیٖنَ عِنْدَاللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ لِسٰانٌ کَذّٰابٌ،

وَ شَرَّ الْکَسْبِ کَسْبُ الرِّبٰا،

وَ شَرَّ الْمَآکِلِ أَکْلُ مٰالِ الیَتیٖمِ ظُلْماً،

وَ أَحْسَنَ زیٖنَهِ الرَّجُلِ السَّکیٖنَهُ مَعَ الْإِیٖمٰانِ.

وَ مَنْ یَبْتَغِ السُّمْعَهَ یُسَمِّعِ اللّٰهُ بِهِ.

وَ مَنْ یَعْرِفِ الْبَلاٰءَ یَصْبِرْ عَلَیْهِ،

وَ مَنْ لاٰ یَعْرِفْه یُنْکِرْهُ.

ص:82

و بدبخت کسی است که در شکم مادرش [در اثر رفتار ناشایست پدر و مادر] بدبخت شده است.

و خوشبخت کسی است که از دیگران عبرت گیرد.

و برترین زیرکیها پارسایی است.

و بدترین کودنیها هرزگی [و تبهکاری] است.

و بدترین گزارشها دروغگویی است.

و بدترین کارها تازه های آنهاست.

و بدترین کوریها کوری دل است.

و بدترین پشیمانیها پشیمانی روز قیامت است.

و بزرگترین خطاکاران در پیشگاه خدای سبحان، زبان پُر دروغ است.

و بدترین کاسبی ها کسبِ ربا است.

و بدترین خوردنیها خوردن ظالمانۀ مال یتیم است.

و نیکوترین زینت مرد، آرامشِ همراه ایمان است.

و هر کس از پی شهرت و آوازه باشد خدا رسوایش سازد.

و هر کس ابتلا [و آزمایش] را بفهمد بر آن شکیبا باشد، و هر کس از آن بی خبر باشد، آن را بر نتابد.

ص:83

وَ الرَّیْبَ کُفْرٌ.

وَ مَنْ یَسْتَکْبِرْ یَضَعْهُ اللّٰهُ.

وَ مَنْ یُطِعِ الشَّیْطٰانَ یَعْصِ اللّٰهَ، وَ مَنْ یَعْصِ اللّٰهَ یُعَذِّبْهُ اللّٰهُ.

وَ مَنْ یَشْکُرِ اللّٰهَ یَزِدْهُ اللّٰهُ.

وَ مَنْ یَصْبِرْ عَلَی الرَّزِیَّهِ یُغِثْهُ اللّٰهُ،

وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ فَحَسْبُهُ اللّٰهُ.

لاٰ تُسْخِطُوُا اللّٰهَ بِرِضٰا أحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ،

وَ لاٰ تَتَقَرَّبُوا إِلیٰ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ بِتَبٰاعُدٍ مِنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ؛ فَإِنَّ اللّٰهَ لَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ شَیْءٌ یُعْطیٖهِ بِهِ خَیْراً أَوْ یَصْرِفُ بِهِ عَنْهُ سُوءًا إِلاّٰ بِطٰاعَتِهِ وَ ابْتِغٰاءِ مَرْضاتِهِ.

إِنَّ طٰاعَهَ اللّٰهِ نَجٰاحُ کُلِّ خَیْرٍ یُبْتَغیٰ، وَ نَجٰاهٌ مِنْ کُلِّ شَرٍّ یُتَّقیٰ،

ص:84

و شکّ و تردید، بی ایمانی است.

هر کس بزرگی بفروشد، خدا او را پست کند.

و هر کس از شیطان پیروی کند خدا را نافرمانی کرده است، و هر کس خدا را نافرمانی کند خدا عذابش دهد.

و هر کس خدا را شکر کند خدا [نعمت] او را افزون سازد.

و هر کس بر مصیبتها صبر کند خدا به فریادش رسد.

و هر کس بر خدا توکّل کند خدا او را بس است.

خدا را برای خشنودی هیچ آفریده ای به خشم نیاورید،

و به هیچ کسی با دور شدن از خدای سبحان تقرّب مجوئید، زیرا میان خدا و هیچ آفریده ای نسبتی نیست - که با آن خیرش دهد و بدی را از او برگرداند - مگر با اطاعت خدا و جستجوی خشنودی او.

حقّا که اطاعت خدا، [مایۀ] کامیابی به هر خیری است که طلب می شود، و نجات از هر شرّی است که پرهیز می شود.

ص:85

وَ إنَّ اللّٰهَ یَعْصِمُ مَنْ أَطٰاعَهُ، وَ لاٰ یَعْتَصِمُ مِنْهُ مَنْ عَصٰاهُ، وَ لاٰ یَجِدُ الْهٰارِبُ مِنَ اللّٰهِ مَهْرَباً؛ فَإِنَّ أَمْرَ اللّٰهِ نٰازِلٌ بِأَذْلاٰلِهِ وَ لَوْکَرِهَ الْخَلاٰئِقُ، وَ کُلَّ مٰا هُوَ آتٍ قَریٖبٌ.

مٰا شٰاءَ اللّٰهُ کٰانَ، وَ مٰا لَمْیَشَأْ لَمْیَکُنْ.

تَعٰاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْویٰ وَ لاٰتَعٰاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَالْعُدْوٰانِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ شَدیٖدُ الْعِقٰابِ(1)».

قٰالَ: فَقٰالَ لِیَ الصّٰادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیه السلام:

هٰذٰا قَوْلُ رَسُولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله(2).

ص:86


1- (1) - اقتباس من الآیه 2 من سوره المائده.
2- (2) - الأمالی، ص 576، المجلس 74، ح 1/788. و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 402، ح 5868 عن صفوان بن یحییٰ و فیه: «و من تتبّع المَشمعه یُشمّع اللّه به» بدل «و من یبتغ السّمعه یسمّع اللّه به». و الحدیث حسن کالصحیح علی ما قاله المجلسی الأول رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 150).

و همانا خدا نگه می دارد هر کسی را که اطاعتش کند، و در امان از او نیست هر کسی که نافرمانیش کند.

و آن کس که از خدا فراری است پناهی ندارد، زیرا فرمان خدا - هر چند خلائق نپسندند - بدانگونه که هست فرود آید، و هر آنچه آمدنی است نزدیک است.

آنچه خدا خواهد همان شود، و آنچه نخواهد نشود.

در نیکویی و تقوا به هم یاری رسانید، و در گناه و تجاوز به هم یاری نکنید، و از خدا بترسید، حقّٰا که عذاب خدا سخت است».

راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: این [گفتار] فرمودۀ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.

ص:87

من وصایا النّبیّ صلی الله علیه و آله و سلم لعلیّ علیه السلام

33 - مُحَمَّدُ بْنُ یَحْییٰ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمٰانِ، عَنْ مُعٰاوِیَهَ بْنِ عَمّٰارٍ، قٰالَ:

سَمِعْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام، یَقُولُ:

کٰانَ فیٖ وَصِیَّهِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام، أَنْ قٰالَ: یٰا عَلِیُّ! أُوصیٖکَ فیٖ نَفْسِکَ بِخِصٰالٍ، فَاحْفَظْهٰا عَنّیٖ - ثُمَّ قٰالَ:

اللّٰهُمَّ أَعِنْهُ -:

أَمَّا الْأُولیٰ: فَالصِّدْقُ، وَ لاٰ تُخْرِجَنَّ مِنْ فٖیکَ کَذِبَهً أَبَداً.

وَ الثّٰانِیَهُ: الْوَرَعَ، وَ لاٰ تَجْتَرِئَ عَلیٰ خِیٰانَهٍ أَبَداً.

وَ الثّٰالِثَهُ: الْخَوْفُ مِنَ اللّٰهِ عَزَّ ذِکْرُهُ کَأَنَّکَ تَرٰاهُ.

وَ الرّٰابِعَهُ: کَثْرهُ الْبُکٰاءِ مِنْ خَشْیَهِ اللّٰهِ، یُبْنیٰ لَکَ بِکُِلّ دَمْعَهٍ أَلْفُ بَیْتٍ فِی الْجَنَّهِ.

ص:88

از وصیتهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام

معاویه بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم فرمود:

از جمله وصایای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام این بود که فرمود:

ای علی! در خودت به چند خُلق و خوی سفارشت می کنم، آنها را از من نگهدار: - سپس فرمود: خدایا! او را کمک کن -:

خلق و خوی اوّل، راستگویی است، هرگز دروغی از دهانت بیرون نیاور.

دوّم: پارسایی است، هرگز بر خیانتی، بی باک مباش.

سوّم: ترسیدن از خدای سبحان است آنچنان که گویی او را می بینی.

چهارم: زیاد گریستن از بیم خداست، که از هر اشکی هزار خانه بهشتی برایت ساخته شود.

ص:89

وَ الْخٰامِسَهُ: بَذْلُکَ مٰالَکَ وَ دَمَکَ دُونَ دیٖنِکَ.

وَالسّٰادِسَهُ: الْأَخْذُ بِسُنَّتیٖ فیٖ صَلاٰتیٖ، وَ صَوْمیٖ، وَصَدَقَتیٖ.

أَمَّاالصَّلاٰهُ: فَالْخَمْسُونَ رَکْعَهً.

وَ أَمَّا الصِّیٰامُ: فَثَلاٰثَهُ أَیّٰامٍ فیِ الشَّهْرِ: الْخَمیٖسُ فیٖ أَوَّلِهِ، وَالْأَرْبَعٰاءُ فیٖ وَسَطِهِ، وَ الْخَمیٖسُ فیٖ آخِرِهِ.

وَ أَمَّا الصَّدَقَهُ: فَجَهْدُکَ حَتّٰی تَقُولَ:

قَدْأَسْرَفْتُ، وَلَمْتُسْرِفْ.

وَ عَلَیْکَ بِصَلاٰهِ اللَّیْلِ.

وَ عَلَیْکَ بِصَلاٰهِ الزَّوٰالِ، وَ عَلَیْکَ بِصَلاٰهِ الزَّوٰالِ، وَ عَلَیْکَ بِصَلاٰهِالزَّوٰالِ.

وَ عَلَیْکَ بِتِلاٰوَهِ الْقُرْآنِ عَلیٰ کُلِّ حٰالٍ.

وَ عَلَیْکَ بِرَفْعِ یَدَیْکَ فیٖ صَلاٰتِکَ، وَ تَقْلیٖبِهِمٰا.

وَ عَلَیْکَ بِالسِّوٰاکِ عِنْدَ کُلِّ وُضُوءٍ.

وَ عَلَیْکَ بِمَحٰاسِنِ الْأَخْلاٰقِ، فَارْکَبْهٰا. وَ مَسٰاوِیَ الْأَخْلاٰقِ فَاجْتَنِبْهٰا؛ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ، فَلاٰ تَلُومَنَّ إِلاّٰ نَفْسَکَ. (1)

ص:90


1- (1) - الکافی، ج 8، ص 79، ح 33؛ و بطریق آخر: التّهذیب، ج 9، ص 175، ح 713؛ ل لا و رواه الصّدوق رحمه الله فی من لا یحضره الفقیه، ج 4 ص 188، ح 5432 عن أبی جعفر علیه السلام. والحدیث صحیح؛ کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآه العقول، ج 25، ص 180).

پنجم: مال و جانت را در راه دینت فدا کردن است.

ششم: روش مرا در نماز و روزه و صدقه ام پیروی کن.

امّا نماز: [در هر شبانه روز از فریضه و نافله] پنجاه رکعت است.

و امّا روزه: در هر ماهی سه روز است: پنجشنبه اوّل ماه، چهارشنبه وسط ماه، و پنجشنبه آخر ماه.

و امّا صدقه: تلاش کردنت [در بذل و بخشش] است تا آنجا که بگویی: زیاده روی می کنم، در حالی که زیاده روی نکرده ای.

و بر تو باد به نماز شب.

و بر تو باد به نماز زوال (ظهر شرعی)، بر تو باد به نماز زوال، بر تو باد به نماز زوال.

و بر تو باد که در هر حال، قرآن تلاوت کنی.

و بر تو باد که در [قنوت] نمازت دستهایت را بلند کنی و رو به آسمان بداری.

و بر تو باد به مسواک کردن در هر وضویی.

و بر تو باد به اخلاق نیک که بر آنها فائق شوی [و آراسته گردی]، و به اخلاق بد که از آنها دوری کنی، اگر نکردی جز خودت را سرزنش نکن.

ص:91

مواعظ عن النّبیّ صلی الله علیه و آله و سلم

34 - عَلِیُّ بْنُ عَبْدِاللّٰهِ الْوَرّٰاقُ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا سَعْدُ بْنُ عَبْدِاللّٰهِ، عَنْ إِبْرٰاهیٖمَ بْنِ مَهْزِیٰارَ، عَنْ أخیٖهِ عَلِیٍّ، عَنِ الْحُسَیْنِ ابْنِ سَعیٖدٍ، عَنِ الْحٰارِثِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمٰانِ الْأَحْوَلِ صٰاحِبِ الطّٰاقِ، عَنْ جَمیٖلِ بْنِ صٰالِحٍ:

عَنْ أبیٖ عَبْدِاللّٰهِ الصّٰادِقِ علیه السلام، عَنْ آبٰائِهِ علیهم السلام، قٰالَ: قٰالَ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله:

مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَکْرَمَ النّٰاسِ، فَلْیَتَّقِ اللّٰهَ.

وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَتْقَی النّٰاسِ، فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ.

وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَغْنَی النّٰاسِ، فَلْیَکُنْ بِمٰا عِنْد اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمٰا فیٖ یَدِهِ.

ص:92

اندرزهایی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

امام صادق علیه السلام، از پدران [بزرگوار] خود علیهم السلام، از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل فرمودند که:

هر کس دوست دارد گرامی ترین مردم باشد، پس تقوای خدا پیشه کند.

و هر کس دوست دارد با تقواترین مردم باشد، پس بر خدا توکّل کند.

و هر کس دوست دارد بی نیازترین مردم باشد، پس به آنچه نزد خدای سبحان است مطمئن تر باشد از آنچه در دست خودش می باشد.

ص:93

ثُمَّ قٰالَ صلی الله علیه و آله: أَلاٰ أُنَبِّئُکُمْ بِشرِّ النّٰاسِ؟

قٰالُوا: بَلیٰ، یٰا رَسُولَ اللّٰهِ.

قٰالَ: مَنْ أَبْغَضَ النّٰاسَ، وَ أَبْغَضَهُ النّٰاسُ.

ثُمَّ قٰالَ: أَلاٰ أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ هٰذٰا؟

قٰالُوا: بَلیٰ، یٰا رَسُولَ اللّٰهِ.

قٰالَ: الَّذیٖ لاٰ یُقیٖلُ عَثْرَهً، وَ لاٰ یَقْبَلُ مَعْذِرَهً، وَلاٰیَغْفِرُ ذَنْباً.

ثُمَّ قٰالَ: أَلاٰ أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ هٰذٰا؟

قٰالُوا: بَلیٰ، یٰا رَسُولَ اللّٰهِ.

قٰالَ: مَنْ لاٰ یُؤْمَنُ شَرُّه، وَ لاٰ یُرْجیٰ خَیْرُهُ.

إِنَّ عیٖسَی بْنَ مَرْیَمَ علیه السلام قاٰمَ فیٖ بنیٖ إِسْرٰائیٖل، فَقٰالَ:

یٰا بَنیٖ إِسْرٰائیٖلَ! لاٰ تُحَدِّثُوا بِالْحِکْمَهِ الْجُهّٰالَ، فَتَظْلِمُوهٰا، وَ لاٰ تَمْنَعُوهٰا أَهْلَهٰا فَتَظْلِمُوهُمْ.

وَ لاٰ تُعیٖنُوا الظّٰالِمَ عَلیٰ ظُلْمِهِ، فَیَبْطُلَ فَضْلُکُمْ.

ص:94

سپس فرمود: آیا به شما خبر ندهم که بدترین مردم کیست؟

عرض کردند: چرا؟ ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.

فرمود: کسی است که مردم را دشمن دارد و مردم نیز او را دشمن دارند.

سپس فرمود: آیا به بدتر از این آگاهتان نکنم؟

عرض کردند: چرا، ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.

فرمود: کسی است که از خطایی نمی گذرد، و عذری را نمی پذیرد، و گناهی را نمی بخشد.

سپس فرمود: آیا به بدتر از این خبرتان ندهم؟

عرض کردند: چرا، ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.

فرمود: کسی است که از شرّش آسودگی نیست، و به خیرش امیدواری نیست.

همانا عیسی بن مریم علیه السلام میان بنی اسرائیل برخاست و فرمود:

ای بنی اسرائیل! حکمت را برای نادانان نگویید که [اگر بگویید] به حکمت ستم کرده اید، و آن را از اهلش دریغ مدارید که [اگر دریغ کنید] به آنان ستم کرده اید.

و ستمگر را در ظلمش کمک نرسانید که [اگر کمک کنید] شایستگی [ارزش] خود را نابود کرده اید.

ص:95

الْأُمُورُ ثَلاٰثَهٌ:

أَمْرٌ تَبَیَّنَ لَکَ رُشْدُهُ، فَاتَّبِعْهُ،

وَ أَمْرٌ تَبَیَّنَ لَکَ غَیُّهُ، فَاجتَنِبْهُ،

وَ أَمْرٌ اخْتُلِفَ فیٖهِ، فَرُدَّهُ إِلَی اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ. (1)

ص:96


1- (1) - الأمالی، ص 381، المجلس 50، ح 11/486؛ و کذا معانی الأخبار، ص 196، ح 2 بزیاده واسطه بین سعد، و إبراهیم. و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 400، ح 5858 عن علیّ بن مهزیار، و الحدیث قویّ کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 145).

کارها سه گونه اند:

کاری که درستی [و حقّانیّت] آن روشن است پس پیرویش کن،

و کاری که نادرستی [و بطلان] آن آشکار است پس دوریش کن،

و کاری که مورد اختلاف [و مبهم] است پس آن را به خدای سبحان برگردان.

ص:97

أحبّکم إلی اللّه

35 - الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ، عَنْ مٰالِکِ بْنِ عَطِیَّهَ، عَنْ عائِذٍ الْأَحْمَسِیِّ، عَنْ أَبیٖ حَمْزَهَ الثُّمٰالِیِّ، قٰالَ:

قٰالَ: زَیْنُ العٰابِدیٖنَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام:

أَلاْ إِنَّ أَحَبَّکُمْ إلِیَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ، أَحْسَنُکُمْ عَمَلاً.

وَ إِنَّ أَعْظَمَکُمْ عِنْدَ اللّٰهِ حَظّاً، أَعْظَمُکُمْ فیٖمٰا عِنْدَاللّٰهِ رَغْبَهً.

وَ إِنَّ أَنْجَی النّٰاسِ مِنْ عَذٰابِ اللّٰهِ، أَشَدُّهُمْ لِلّٰهِ خَشْیَهً.

وَ إِنَّ أَقْرَبَکُمْ مِنَ اللّٰهِ، أَوْسَعُکُمْ خُلْقاً.

وَ إِنَّ أَرْضٰاکُمْ عِنْد اللّٰهِ، أَسْبَغُکُمْ عَلیٰ عِیٰالِهِ.

وَ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّٰهِ، أَتْقٰاکُمْ. (1)

ص:98


1- (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 408، ح 5884. والحدیث صحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 193).

محبوبترین شما نزد خدا

ابوحمزۀ ثمالی از امام زین العابدین علیه السلام نقل کره که فرمود:

آگاه باشید که محبوبترین شما نزد خدای سبحان کسی است که عملش نیکوتر باشد.

و بهره مندترین شما نزد خدا، کسی است که به آنچه در پیشگاه خداست بیشتر راغب باشد.

و نجات یابنده ترین مردم از عذاب خدا، کسی است که خَشیتش از خدا بیشتر باشد.

و نزدیکترین شما به خدا، خوش اخلاق ترین شماست.

و پسندیده ترین شما نزد خدا، گشاده دست ترین شما بر خاندان خود است.

و گرامی ترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست.

ص:99

حِکَمٌ عن الصّادق علیه السلام

36 - صَفْوٰانُ بْنُ یَحْییٰ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبیٖ عُمَیْرٍ، عَنْ موسَی بْنِ بَکْرٍ، عَنْ زُرٰارَهَ:

عَنِ الصّٰادق جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، قٰالَ:

الصَّنیٖعَهُ لاٰتَکُونُ صَنیٖعَهً إِلاّٰ عِنْدَ ذیٖ حَسَبٍ، أَوْ دیٖنٍ.

الصَّلاٰهُ قُرْبٰانُ کُلِّ تَقِیٍّ.

الْحَجُّ جِهٰادُ کُلِّ ضَعیٖفٍ.

لِکُلِّ شَیْءٍ زَکٰاهٌ، وَ زَکٰاهُ الْجَسَدِ الصِّیٰامُ.

جِهٰادُ الْمَرٰأَهِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ.

اسْتنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَهِ.

مَنْ أَیْقَنَ بِالْخَلَفِ، جٰادَ بِالْعَطِیَّهِ.

ص:100

گفتارهایی حکیمانه از امام صادق علیه السلام

زراره از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود:

احسان و نیکویی، احسان و نیکوییِ [شایسته] نیست مگر نسبت به کسی که خاندانش بزرگ، یا دیندار باشد.

نماز، وسیله تقرّب هر پارسایی به خداست.

حجّ، جهاد هر ناتوان است.

برای هر چیزی زکاتی است، و زکات تن روزه داری است.

جهاد زن، نیکو شوهرداری است.

با صدقه دادن، روزی را فرود آورید.

کسی که به جایگزینی و عوض خداوندی یقین دارد [خوب]، بذل و بخشش می کند.

ص:101

اِنَّ اللّٰهَ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ یُنْزِلُ الْمَعُونَهَ، عَلیٰ قَدْرِ الْمَؤُونَهِ.

حَصِّنُوا أَمْوٰالَکُمْ بِالزَّکٰاهِ.

التَّقْدیٖرُ نِصْفُ الْعَیْشِ.

مٰاعٰالَ امْرُءٌ اقْتَصَدَ.

قِلَّهُ الْعِیٰالِ أَحَدُ الْیَسٰارَیْنِ.

الدّٰاعیٖ بِلا عَمَلٍ، کَالرّٰامیٖ بِلاٰوَتَرٍ.

التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ.

الْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَمِ.

إِنَّ اللّٰهَ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ یُنْزِلُ الصَّبْرَ عَلیٰ قَدْرِ الْمُصیٖبَهِ.

مَنْ ضَرَبَ یَدَهُ عَلیٰ فَخِذِهِ عِنْدَ [الْ] مُصیٖبَهِ، حَبِطَ أَجْرُهُ.

مَنْ أَحْزَنَ وٰالِدَیْهِ، فَقَدْ عَقَّهُمٰا. (1)

ص:102


1- (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 416، ح 5904، و الحدیث قویّ کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الْأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 225).

همانا خدای متعال، کمک خود را به اندازۀ هزینه ها نازل می کند.

اموال خود را با پرداختن زکات، مصون دارید.

اندازه نگه داشتن در امور، نصف زندگی است.

هر کس میانه روی کند، نیازمند نخواهد شد.

کمی عائله یکی از دو آسایش است.

کسی که بی عمل، [به نیکی] فراخواند همچون تیراندازی است که کمانش بی چلّه باشد.

آشتی طلبی، نصف عقل است.

غم و اندوه، نصف پیری است.

همانا خدای متعال، صبر را به اندازۀ مصیبت نازل می کند.

هر کس هنگام مصیبت، دست خود را بر رانش زند، پاداش صبر او تباه می شود.

هر کس پدر و مادر خود را غمگین کند، عاقّ آنها شده است.

ص:103

عَلِّمنی موعظهً

37 - الْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا أَبیٖ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی الصَّهْبٰانِ، قٰالَ حَدَّثَنٰا أَبُو أَحْمَدَ مُحَمَّدُ بْنُ زِیٰادٍ الْأَزْدِیُّ، قٰالَ: حَدَّثَنیٖ أَبٰانٌ الْأَحْمَرُ:

عَنِ الصّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام: أَنَّهُ جٰاءَ إِلَیْهِ رَجُلٌ، فَقٰالَ لَهُ:

بِأَبیٖ أَنْتَ وَ أُمّیٖ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ! عَلِّمْنیٖ مَوْعِظَهً.

فَقٰال علیه السلام: إِنْ کٰانَ اللّٰهُ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ قَدْ تَکَفَّلَ بِالرِّزْقِ، فَاهْتِٰمامُکَ لِمٰاذٰا؟

وَ إِنْ کٰانَ الرِّزْقُ مَقْسُوماً، فَالْحِرْصُ لِمٰاذٰا؟

وَ إِنْ کٰانَ الْحِسٰابُ حَقّاً، فَالْجَمْعُ لِمٰاذٰا؟

وَ إِنْ کٰانَ الثَّوٰابُ مِنَ اللّٰهِ، فَالْکَسَلُ لِمٰاذٰا؟

ص:104

مرا پندی بیاموز

ابان احمر گوید: مردی نزد امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد:

پدر و مادرم فدایت باد ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم! مرا پندی بیاموز.

حضرت فرمود: اگر خدای متعال متکفّل روزی توست، پس نگرانی تو برای چیست؟

و اگر روزیها تقسیم شده است، پس حرص ورزیدن برای چیست؟

و اگر حساب الهی حقّ است، پس جمع مال برای چیست؟

و اگر پاداش از خداست، پس سستی کردن برای چیست؟

ص:105

وَ إِنْ کٰانَ الْخَلَفُ مِنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ حَقّاً، فَالْبُخْلُ لِمٰاذٰا؟

وَ إِنْ کٰانَتِ الْعُقُوبَهُ مِنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ النّٰارَ، فَالْمَعْصِیَهُ لِمٰاذٰا؟

وَ إِنْ کٰانَ الْمَوْتُ حَقّاً، فَالْفَرَحُ لِمٰاذٰا؟

وَ إِنْ کٰانَ الْعَرْضُ عَلَی اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ حَقّاً، فَالْمَکْرُ لِمٰاذٰا؟

وَ إِنْ کٰانَ الشَّیْطٰانُ عَدُوّاً، فَالْغَفْلَهُ لِمٰاذٰا؟

وَ إِنْ کٰانَ الْمَمَرُّ عَلَی الصِّرٰاطِ حَقّاً، فَالْعُجْبُ لِمٰاذٰا؟

وَ إِنْ کٰانَ کُلُّ شَیْءٍ بِقَضٰاءٍ وَ قَدَرٍ، فَالْحُزْنُ لِمٰاذٰا؟

وَ إِنْ کٰانَتِ الدُّنْیٰا فٰانِیَهً، فَالطُّمَأْنیٖنَهُ إِلَیْهٰا لِمٰاذٰا؟ (1)

ص:106


1- (1) الأمالی، ص 56، المجلس 2، ح 5/12. و رواه أیضاً فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 393، ح 5836؛ و التّوحید، ص 376، ح 21؛ والخصال، ص 450، ح 55. والحدیث موثّق کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 90).

و اگر جایگزینی [و عوض دادن] از جانب خدای سبحان حقّ است پس بخل ورزیدن برای چیست؟

و اگر عقوبت خدای سبحان آتش است، پس گناه کردن برای چیست؟

و اگر مرگ حقّ است، پس شادمانی [بیجا] برای چیست؟

و اگر عرض اعمال بر خدای سبحان حقّ است، پس نیرنگ ورزیدن برای چیست؟

و اگر شیطان، دشمن است، پس غافل بودن برای چیست؟

و اگر گذشتن بر صراط، حق است، پس خودپسندی برای چیست؟

و اگر هر چیز با قضا و قدرِ الهی است، پس اندوه برای چیست؟

و اگر دنیا فانی است، پس دل آسودگی به دنیا برای چیست؟

ص:107

مواعظُ عن الصّادق علیه السلام

38 - عِدَّهٌ مِنْ أَصْحٰابِنٰا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ، وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ عَنْ أَبیٖهِ، جَمیٖعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ هِشٰامِ بْنِ سٰالِمٍ، قٰالَ:

سَمِعْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام یَقُولُ لِحُمْرٰانَ بْنِ أَعْیَنَ:

یٰا حُمْرٰانُ! انْظُرْ إِلیٰ مَنْ ُهَو دُونَکَ فِی الْمَقْدِرَهِ، وَ لاٰ تَنْظُرْ إِلیٰ مَنْ هُوَ فَوْقَکَ فِی الْمَقْدِرَهِ؛ فَإِنَّ ذٰلِکَ أَقْنَعُ لَکَ بِمٰا قُسِمَ لَکَ، وَ أَحْرٰی أَن تَسْتَوْجِبَ الزِّیٰادَهَ مِنْ رَبِّکَ.

وَاعْلَمْ أَنَّ الْعَمَلَ الدّٰائِمَ الْقَلیٖلَ عَلَی الْیَقیٖنِ، أَفْضَلُ عِنْدَ اللّٰهِ جَلَّ ذِکْرُهُ مِنَ الْعَمَلِ الْکَثیٖرِ عَلیٰ غَیْرِ یَقیٖنٍ.

وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لاٰ وَرَعَ أَنْفَعُ مِنْ تَجَنُّبِ مَحٰارِمِ اللّٰهِ، وَ الْکَفِّ عَنْ أَذَی الْمُؤْمِنیٖنَ وَ اغْتِیٰابِهِمْ.

ص:108

اندرزهایی از امام صادق علیه السلام

هشام بن سالم گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که به حمران بن اعین می فرمود:

ای حمران! در توانمندی [و ثروت و دارایی]، به پایین تر از خود بنگر، و به بالاتر از خود نگاه نکن، زیرا این [روش] تو را به آنچه نصیبت شده قانعتر می سازد، و به فزونی از پروردگارت، شایسته تر می کند.

و بدان که: عمل دائمیِ اندکی که بر یقین استوار است، نزد خدای سبحان بهتر است از عمل بسیاری که با یقین همراه نباشد.

و بدان که هیچ پارسایی سودمندتر از پرهیز کردن از حرامهای خدا، و بازداشتن خود از آزار و غیبت کردن مؤمنان نیست.

ص:109

وَ لاٰ عَیْشَ أَهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.

وَ لاٰ مٰالَ أَنْفَعُ مِنَ الْقُنُوعِ بَالْیَسیٖرِ الْمُجْزیٖ.

وَ لاٰ جَهْلَ أَضَرُّ مِنَ الْعُجْبِ. (1)

ص:110


1- (1) - الکافی، ج 8، ص 244، ح 338 و رواه الصّدوق رحمه الله فی علل الشّرائع، ص 559، باب 352، ح 1 بطریق آخر عن ابن محبوب. والحدیث حسن کالصّحیح. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآه العقول، ج 26، ص 209).

و هیچ زندگی، گواراتر از خوش اخلاقی نیست.

و هیچ مالی، نافعتر از قانع بودن به اندکِ کافی، نیست.

و هیچ نادانی، زیانبارتر از خودپسندی نیست.

ص:111

مواعظُ أُخریٰ عن الصّادق علیه السلام

39 - الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ، عَنِ الْهَیْثَمِ بْنِ وٰاقِدٍ، قٰالَ:

سَمِعْتُ الصّٰادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیهما السلام یَقُولُ:

مَنْ أَخْرجَهُ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْ ذُلِّ الْمَعٰاصیٖ إِلیٰ عِزِّ التَّقْوٰی، أَغْنٰاهُ اللّٰهُ بِلاٰ مٰالٍ، وَ أَعَزَّهُ بِلاٰ عَشیٖرَهٍ، وَ آنَسَهُ بِلاٰ أَنیٖسٍ.

وَ مَنْ خٰافَ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ، أَخٰافَ اللّٰهُ مِنْهُ کُلَّ شَیْءٍ؛ وَ مَنْ لَمْ یَخَفِ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ، أَخٰافَهُ اللّٰهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ.

وَ من رَضِیَ مِنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْیَسیٖرِ مِنَ الرِّزْقِ، رَضِیَ اللّٰهُ مِنْهُ بِالْیَسیٖرِ مِنَ الْعَمَلِ.

وَ مَنْ لَمْ یَسْتَحِ مِنْ طَلَبِ الْمَعٰاشِ، خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ، وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ.

ص:112

پندهایی دیگر از امام صادق علیه السلام

هیثم بن واقد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم فرمود:

خدای سبحان هر کس را از خواری گناهان بیرون آورده به سرافرازی تقوا [نائل گرداند]، او را بدون مال، بی نیاز کند؛ و بدون قبیله، عزّت بخشد؛ و بدون دوست مهربان، سرگرم می کند.

و هر کس از خدای سبحان بترسد، خدا هر چیزی را از او بترساند، و هر کس از خدای سبحان نترسد خدا او را از هر چیزی بترساند.

و هر کس به روزیِ اندک، از خدای سبحان راضی شود، خدا به عمل اندک از او راضی می شود.

و هر کس از طلب معاش [و کسب حلال] شرم نکند، هزینه اش سبک، و خاندانش در رفاه باشد.

ص:113

وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیٰا، أَثْبَتَ اللّٰهُ الْحِکْمَهَ فیٖ قَلْبِهِ، وَأَنْطَقَ بِهٰا لِسٰانَه، وَ بَصَّرَهُ عُیُوبَ الدُّنْیٰا دٰاءَهٰا وَدَوٰاءَهٰا، وَ أَخْرَجَهُ مِنَ الدُّنْیٰا سٰالِماً إِلیٰ دٰارِ السَّلاٰمِ. (1)

ص:114


1- (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 410، ح 5890. و الحدیث صحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 202).

و هر کس از دنیا چشم بپوشد، خدا [نور] حکمت را در دلش پایدار کند، و زبانش را به آن گویا سازد، و نسبت به عیبهای دنیا - درد و درمانش - او را بینا سازد، و [سرانجام] او را سالم، از دنیا به دارالسّلام (بهشت) بیرون برد.

ص:115

علیک بالجِدّ

40 - الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ، عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبیٖ خَلَفٍ:

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیهما السلام: أَنَّهُ قٰال لِبَعْضِ وُلْدِهِ:

یٰا بُنَیَّ! إِیّٰاکَ أَنْ یَرٰاکَ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ فیٖ مَعْصِیَهٍ نَهٰاکَ عَنْهٰا.

وَ إِیّٰاکَ أَنْ یَفْقِدَکَ اللّٰهُ تَعٰالیٰ عِنْدَ طٰاعَهٍ أَمَرَکَبِهٰا.

وَ عَلَیْکَ بِالْجِدِّ، وَ لاٰ تُخْرِجَنَّ نَفْسَکَ مِنَ التَّقْصیٖرِ فیٖ عِبٰادَهِ اللّٰهِ؛ فَإِنَّ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ لاٰ یُعْبَدُ حَقَّ عِبٰادَتِهِ.

وَ إِیّٰاکَ وَ الْمُزٰاحَ؛ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِنُورِ إیٖمٰانِکَ، وَیَسْتَخِفُّ بِمُرُوءَتِکَ.

وَ إِیّٰاکَ وَالْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ؛ فَإِنَّهُمٰا یَمْنَعٰانِکَ حَظَّکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَالْآخِرَه.(1)

ص:116


1- (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 408، ح 5885. و الحدیث صحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضه المتّقین، ج 13، ص 194).

کوشا باش

حضرت ابوالحسن امام موسی بن جعفر علیه السلام به برخی از فرزندان خود فرمود:

فرزندم! مبادا خدای سبحان، تو را در معصیتی که از آن بازت داشته ببیند؛

و مبادا خدای متعال، تو را نزد طاعتی که به آن فرمانت داده نیابد.

و بر تو باد که کوشا باشی، و حتماً خود را از تقصیر در عبادت خدا بیرون مبین، زیرا خدای سبحان به آنگونه که حق عبادت اوست پرستش نشود.

و از شوخی بر حذر باش که نور ایمانت را می برد و از جوانمردیت می کاهد.

و از تنبلی و بی تابی بپرهیز که این دو از بهرۀ دنیا و آخرتت بازت می دارند.

ص:117

صحیفه علیّ بن الحسین علیهما السلام فی الزّهد

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْییٰ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ عَنْ أَبیٖهِ، جَمیٖعاً عَنْ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ مٰالِکِ بْنِ عَطِیَّهَ، عَنْ أَبیٖ حَمْزَهَ، قٰالَ:

ما سَمِعْتُ بِأَحَدٍ مِنَ النّٰاِس کٰانَ أَزهَدَ مِنْ عِلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام، إِلاّٰ مٰا بَلَغَنیٖ مِنْ عَلِیِّ بْنِ أَبیٖ طٰالِبٍ علیه السلام.

قٰالَ أَبُوحَمْزَهَ: کٰانَ الْإِمٰامُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام إِذٰا تَکَلَّمَ فِیالزُّهْدِ وَ وَعَظَ، أَبْکیٰ مَنْ بِحَضْرَتِهِ.

قٰالَ أَبُوحَمْزَهَ: وَ قَرَأْتُ صَحیٖفَهً فیٖهٰا کَلاٰمُ زُهْدٍ مِنْ کَلاٰمِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام، وَ کَتَبْتُ مٰا فیٖهٰا، ثُمَّ أَتَیْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ صَلَوٰاتُ اللّٰهِ عَلَیْهِ، فَعَرَضْتُ مٰا فیٖهٰا عَلَیْهِ، فَعَرَفَهُ وَصَحَّحَهُ؛ وَ کٰانَ مٰا فیٖها:

ص:118

صحیفه ای از امام سجّاد علیه السلام پیرامون زهد

ابوحمزه [ثمالی] گوید: نشنیده ام که کسی زاهدتر از علیّ بن الحسین علیه السلام باشد مگر - چنانکه خبرم داده اند - علیّ بن ابیطالب علیه السلام.

امام علیّ بن الحسین علیه السلام هرگاه پیرامون زهد سخن می گفت و اندرز می داد، هر کس را که در محضرش بود [منقلب کرده] به گریه می انداخت.

ابوحمزه می گوید: نوشته ای را خواندم که در آن، سخنانی دربارۀ زهد از [امام] علیّ بن الحسین علیه السلام بود، همه را نوشتم، سپس نزد امام علیه السلام آمده آن را بر حضرتش عرضه داشتم، امام علیه السلام آن را شناخته تصحیح فرمود؛ و آن سخنان این است:

ص:119

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیٖمِ

کَفٰانَا اللّٰهُ وَ إِیّٰاکُمْ کَیْدَ الظّٰالِمیٖنَ، وَ بَغْیَ الْحٰاسِدیٖنَ، وَ بَطْشَ الْجَبّٰاریٖنَ.

أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ! لاٰیَفْتِنَنَّکُمُ الطَّوٰاغیٖتُ وَ أتْبٰاعُهُمْ مِنْ أَهْلِ الرَّغْبَهِ فیٖ هٰذِهِ الدُّنْیٰا، الْمٰائِلُونَ إِلَیْهٰا، الْمُفْتَتِنُونَ بِهٰا، الْمُقْبِلُونَ عَلَیْهٰا وَ عَلیٰ حُطٰامِهَا الهٰامِدِ، وَ هَشیٖمِهَا البٰائِدِغَداً.

وَ احْذَرُوا مٰا حَذَّرَکُمُ اللّٰهُ مِنْهٰا، وَازْهَدُوا فیٖمٰا زَهَّدَکُمُ اللّٰهُ فیٖهِ مِنْهٰا.

وَ لاٰ تَرْکَنُوا إِلیٰ مٰا فیٖ هٰذِهِ الدُّنْیٰا، رُکُونَ مَنِ اتَّخَذَهٰا دٰارَ قَرٰارٍ وَ مَنْزِلَ اسْتیٖطٰانٍ.

وَ اللّٰهِ إِنَّ لَکُمْ مِمّٰا فیٖهٰا، عَلَیْهٰا [لَ] - دَلیٖلاً وَ تَنْبیٖهاً؛ مِنْ تَصْریٖفِ أَیّٰامِهٰا، و تَغَیُّرِ انْقِلاْبِهٰا، وَ مَثُلاٰتِهٰا، وَتَلاٰعُبِهٰا بِأَهْلِهٰا.

إِنَّهٰا لَتَرْفَعُ الْخَمیٖلَ، وَ تَضَعُ الشَّریٖفَ، وَ تُورِدُ أَقْوٰاماً إِلَی النّٰارِ غَداً؛ فَفیٖ هٰذا مُعْتَبَرٌ وَ مُخْتَبَرٌ وَ زٰاجُرٌ لِمُنْتَبِهٍ.

ص:120

بنام خداوند بخشندۀ مهربان

خدا ما و شما را از مکر ستمگران، و ستم حسدورزان، و یورش ناگهانی جبّاران نگهدارد.

ای مؤمنان! طاغوت ها و پیروانشان - که از راغبان و هوس ورزان و شیفتگان به دنیایند، و بر حُطامِ کهنه [و پوسیده]، و خشکیده های در شُرُفِ نابودیِ آن، روآورده اند - شما را گمراه نسازند.

از آنچه خدا شما را از آن بیم داده بر حذر باشید، و از آنچه شما را از آن بازداشته روی بگردانید.

و به آنچه در این دنیاست - بسان کسی که آن را سرای پایدار، و خانۀ اقامت و زندگی گرفته است - اعتماد نکنید.

به خدا سوگند از آنچه در دنیاست - از گردش ایّام، و تنوّع دگرگونی ها، و حوادث تلخ دورانهای گذشته، و بازیگریش با اهل خود - دلیل و هشداردِه [کافی]، بر [ناپایداری و بی وفایی] آن برای شما وجود دارد.

این دنیاست که گمنامها را بالا می برد و شریفها [ی پرآوازه] را پایین می آورد، و فردا [ی بازپسین] گروههایی را درآتش می افکند.

پس در این [دگرگونیها] است که جای عبرت آموزی و تجربه یابی، و [نیز] بازدارنده ای برای [هر] هوشمند است.

ص:121

إِنَّ الْأُمُورَ الْوٰارِدَهَ عَلَیْکُمْ فیٖ کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَهٍ، مِن مُظْلِمٰاتِ الْفِتَنِ وَ حَوٰادِثِ الْبِدَعِ و سُنَنِ الْجَوْرِ وَ بَوٰائِقِ الزَّمٰانِ وَ هَیْبَهِ السُّلْطٰانِ وَ وَسْوَسَهِ الشَّیْطٰانِ، لَتُثَبِّطُ الْقُلُوبَ عَنْ تَنَبُّهِهٰا، وَ تَذْهَلُهٰا عَن مَوْجُودِ الْهُدٰی وَمَعْرِفَهِ أَهْلِ الْحَقِّ، إِلاّٰ قَلیٖلاً مِمَّنْ عَصَمَ اللّٰهُ.

فَلَیْسَ یَعْرِفُ تَصَرُّفَ أَیّٰاِمٰها وَ تَقَلُّبَ حٰالاٰتِهٰا وَعٰاقِبَهَ ضَرَرِ فِتْنَتِهٰا، إِلاّٰ مَنْ عَصَمَ اللّٰهُ وَ نَهَجَ سَبیٖلَ الرُّشْدِ وَ سَلَکَ طَریٖقَ الْقَصْدِ ثُمَّ اسْتَعٰانَ عَلیٰ ذٰلِکَ بِالزُّهْدِ، فَکَرَّرَ الْفِکْرَ وَ اتَّعَظَ بِالصَّبْرِ؛ فَازْدَجَرَ وَ زَهِدَ فیٖ عٰاجِلِ بَهْجَهِ الدُّنْیٰا، وَ تَجٰافیٰ عَنْ لَذّٰاتِهٰا، وَ رَغِبَ فیٖ دٰائِمِ نَعیٖمِ الْآخِرَهِ وَ سَعیٰ لَهٰا سَعْیَهٰا، وَ رٰاقَبَ الْمَوْتَ، وَشَنَأَ الْحَیٰاهَ مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمیٖنَ.

نَظَرَ إِلیٰ مٰا فِی الدُّنْیٰا بِعَیْنٍ نَیِّرَهٍ حَدیٖدَهِ الْبَصَرِ، وَأَبْصَرَ حَوٰادِثَ الْفِتَنِ، وَ ضَلاٰلَ الْبِدَعِ، وَ جَوْرَ الْمُلُوکِ الظَّلَمَهِ.

ص:122

همانا اموری که در هر شبانه روز بر شما رو می آورند - از تاریکی های فتنه ها، حوادث [ناشی از] بدعتها، آیین های جور، آفتهای روزگار، هراس از پادشاه و وسوسۀ شیطان - دلها را از تنبّه [و بیداری] باز می دارند، و قلوب را از هدایت واقعی و شناخت اهل حق، به فراموشی می افکنند مگر تعداد کمی را که خدا مصونشان داشته است.

پس دگرگونی ایّام، و زیر و رو شدن حالات، و سرانجام زیانبار فتنۀ دنیا را کسی نشناسد مگر آن که خدا نگاهش بدارد، و راه رشد [و هدایت] را بپیماید، و راه میانه [و معتدل] را برود، سپس با [زهد در دنیا] بر آن کمک بجوید، و اندیشیدن را پی درپی کند، و با صبر کردن [در سختی ها و مشکلات راه،] پند گیرد، پس [خود را از هوی و هوس] باز دارد، و به شادمانی گذرایِ دنیا دل نبندد، و از لذات [فنا پذیر] آن کناره گیرد، و شیفتۀ نعمتهای ابدی آخرت باشد و سعی [و تلاشِ عملیِ] ویژۀ آن را انجام دهد، و نگران [لحظۀ] مرگ [و پس از مرگ] باشد، و زندگی با ستمگران را از دل، نفرت بورزد.

به آنچه در دنیاست با چشم روشن تیزبین نظر کند، و رویدادهای [برخاسته از] فتنه ها، و گمراهی [ناشی از] بدعتها، و ستم پادشاهان ستمگر را ببیند [و بشناسد].

ص:123

فَلَقَدْ - لَعَمْریٖ - اسْتَدْبَرْتُمُ الْأُمُورَ الْمٰاضِیَهَ فِی الْأَیّٰامِ الْخٰالِیَهِ، مِنَ الْفِتَنِ الْمُتَرٰاکِمَهِ، وَ الْاِنْهِمٰاکِ فیٖمٰا تَسْتَدِلُّونَ بِهِ عَلیٰ تَجَنُّبِ الْغُوٰاهِ، وَ أَهْلِ الْبِدَعِ وَ الْبَغْیِ وَ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ بَغَیْرِ الْحَقِّ؛

فَاسْتَعیٖنُوا بِاللّٰهِ، وَارْجِعُو إِلیٰ طٰاعَهِ اللّٰهِ وَ طٰاعَهِ مَنْ هُوَ أَوْلیٰ بِالطّٰاعَهِ مِمَّنْ اتُّبِعَ فَأُطیٖعَ.

فَالْحَذَرَ! الْحَذَرَ! مِنْ قَبْلِ النَّدٰامَهِ وَ الْحَسْرَهِ، وَالْقُدُومِ عَلَی اللّٰهِ وَالْوُقُوفِ بَیْنَ یَدَیْهِ.

وَ تَاللّٰهِ، مٰا صَدَرَ قَوْمٌ قَطُّ عَنْ مَعْصِیَهِ اللّٰهِ إِلاّٰ إِلیٰ عَذٰابِهِ.

وَ مٰا آثَرَ قَوْمٌ قَطُّ الدُّنْیٰا عَلَی الْآخِرَهِ إِلاّٰ سٰاءَ مُنْقَلَبُهُمْ وَسٰاءَ مَصَیٖرُهُمْ.

وَ مَا الْعِلْمُ بِاللّٰهِ وَ الْعَمَلُ، إِلاّٰ إِلْفٰانِ مُؤْتَلِفٰانِ؛ فَمَنْ عَرَفَ اللّٰهَ خٰافَهُ، وَ حَثَّهُ الْخَوْفُ عَلَی الْعَمَلِ بِطٰاعَهِ اللّٰهِ.

وَ إِنَّ أَرْبٰابَ الْعِلْمِ وَ أَتْبٰاعَهُمُ، الَّذیٖنَ عَرَفُوا اللّٰهَ فَعَمِلُوا لَهُ وَ رَغِبُوا إِلَیْهِ؛ وَ قَدْ قٰالَ اللّٰهُ:

ص:124

به جانم سوگند سرانجام [تلخ] کارهای انجام گرفته در روزگاران گذشته را - از فتنه های انباشته، و فرو رفتن در آن [زشتیها و ستمها] که با آن، بر فاصله گرفتن از گمراهان و بدعتگذاران و ستمگران و به ناحقّ فسادگرانِ در زمین، دلیل [کافی] دارید - دیدید [و پشت سر نهادید]؛

پس اینک از خدا کمک بخواهید، و به فرمان او و فرمان کسی که به پیروی شدن شایسته تر از این [بنا حق] پیروی شدگان و اطاعت شده گان است، باز گردید.

هشدار! هشدار! [که]: پیش از [روز] پشیمانی و حسرت، و [روز] ورود بر خدا و ایستادن در پیشگاه حضرتش [از خواب گران برخیزند و توبه کنید].

به خدا سوگند هرگز مردمی از کنار معصیت خدا جز به عذابش برنگشتند. و هرگز مردمی دنیا را بر آخرت برتری ندادند مگر آنکه بازگشتگاه و سرانجامشان بد [و ناهنجار] شد.

و خداشناسی و عمل، جز دو دوست هماهنگ نیستند، پس هر کس خدا را بشناسد از او می ترسد، و این ترس، او را بر عملِ به فرمانِ خدا بر می انگیزد.

و حقّٰا که صاحبان علم و پیروانشان، کسانیند که خدا را شناختند، و برای او عمل کردند، و به زاری از او [نیاز و نجات] خواستند که خدا فرمود:

ص:125

«إِنَّمٰا یَخْشَی اللّٰهَ مِنْ عِبٰادِهِ الْعُلَمٰاءُ»(1).

فَلاٰ تَلْتَمِسُوا شَیْئاً مِمّٰا فیٖ هٰذِهِ الدُّنْیٰا بِمَعْصِیَهِ اللّٰهِ، وَاشْتَغِلُوا فیٖ هٰذِهِ الدُّنْیٰا بِطٰاعَهِ اللّٰهِ، وَ اغْتَنِمُوا أَیّٰامَهٰا، وَاسْعَوْا لِمٰا فیٖهِ نَجٰاتُکُمْ غَداً مِنْ عَذٰابِ اللّٰهِ؛ فَإِنَّ ذٰلِکَ أَقَلُّ لِلتَّبِعَهِ، وَ أَدْنیٰ مِنَ الْعُذْرِ، وَ أَرْجیٰ لِلنَّجٰاهِ.

فَقَدِّمُوا أَمْرَ اللّٰهِ وَ طٰاعَهَ مَنْ أَوْجَبَ اللّٰهُ طٰاعَتَهُ بَیْنَ یَدَیِ الْأُمُورِ کُلِّهٰا.

وَ لاٰ تُقَدِّمُوا الْأُمُورَ الْوٰارِدَهَ عَلَیْکُمْ، مِنْ طٰاعَهِ الطَّوٰاغیٖتِ مِنْ زَهْرَهِ الدُّنْیٰا، بَیْنَ یَدَیِ اللّٰهِ وَ طٰاعَتِهِ وَطٰاعَهِ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ.

وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ عَبیٖدُ اللّٰهِ، وَ نَحْنُ مَعَکُمْ؛ یَحْکُمُ عَلَیْنٰا وَ عَلَیْکُمْ سَیِّدٌ حٰاکِمٌ غداً، وَ هُوَ مُوقِفُکُمْ وَ مُسٰائِلُکُمْ؛ فَأَعِدُّوا الْجَوٰابَ قَبْلَ الْوُقُوفِ وَ الْمُسٰائَلَهِ وَالْعَرْضِ عَلیٰ رَبِّ الْعٰالَمیٖنَ؛ یَوْمَئِذٍ لاٰ تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ.

ص:126


1- (1) - سوره فاطر: 28.

«از بندگان خدا تنها عالمانند که از او می ترسند».

پس چیزی از آنچه را که در این دنیاست با معصیت خدا نجویید، و در این دنیا به اطاعت خدا رو آورید، و روزهای آن را غنیمت بشمرید، و برای آنچه که فردا نجاتتان از عذاب خدا در آن است بکوشید، زیرا این پیامدش کمتر، و به عذر [پذیری] نزدیکتر، و برای نجات [و رستگاری] امیدبخش تر است.

در پیشاپیش همۀ کارهای خود، امر خدا و پیروی از کسی را که خدا واجب فرموده است، مقدّم بدارید.

و اموری را که بر شما روآورده اند - از [قبیل] پیروی طاغوت ها از شادابی و فریبایی دنیا بر خدا و طاعت او و طاعت اولوالأمر، مقدّم ندارید.

و بدانید که شما بندگان خدایید، و ما [نیز] با شماییم، فردا [ی بازپسین] بر ما و شما، سروری فرمانروا حکم می راند، و اوست که [در موقف حساب] باز دارنده و پرسشگر شماست، پس پیش از بازداشت و پرسش و حضور در محضر پروردگار عالمیان، پاسخ [های خود] را آماده کنید، در آن روز کسی جز با اذن او سخن نگوید.

ص:127

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ لاٰیُصَدِّقُ یَوْمَئِذٍ کٰاذِباً، وَلاٰیُکَذِّبُ صٰادِقاً، وَ لاٰیَرُدُّ عُذْرَ مُسْتَحِقٍّ، وَ لاٰیَعْذِرُ غَیْرَ مَعْذُورٍ؛ لَهُ الْحُجَّهُ عَلیٰ خَلْقِهِ بِالرُّسُلِ، وَالْأَوْصِیٰاءِ بَعْدَ الرُّسُلِ.

فَاتَّقُوا اللّٰهَ، عِبٰادَ اللّٰهِ! وَ اسْتَقْبِلُوا فیٖ إِصْلاٰحِ أَنْفُسِکُمْ، وَ طٰاعَهِ اللّٰهِ، وَ طٰاعَهِ مَنْ تَوَلَّوْنَهُ فیٖهٰا.

لَعَلَّ نٰادِماً قَدْ نَدِمَ فیٖمٰا فَرَّطَ بِالْأَمْسِ فیٖ جَنْبِ اللّٰهِ، وَ ضَیَّعَ من حُقُوقِ اللّٰهِ.

وَاسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ وَ تُوبُوا الَیْهِ؛ فَإِنَّهُ یَقْبَلُ التَّوْبَهَ، وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَهِ، وَیَعْلَمُ مٰا تَفْعَلُونَ.

وَإِیّٰاکُمْ وَ صُحْبَهَ الْعٰاصیٖنَ، وَ مَعُونَهَ الظّٰالِمیٖنَ، وَمُجٰاوَرَهَ الْفٰاسِقیٖنَ. احْذَرُوا فِتْنَتَهُمْ، وَ تَبٰاعَدُوا مِنْ سٰاحَتِهِمْ.

وَاعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ خٰالَفَ أَوْلِیٰاءَ اللّٰهِ، وَ دٰان بِغَیْرِ دیٖنِ اللّٰهِ، وَاسْتَبَدَّ بِأَمْرِهِ دُونَ أَمْرِ وَلِیِّ اللّٰهِ، کٰانَ فیٖ

ص:128

و بدانید که در آن روز، خدا هیچ دروغگویی را تصدیق، و هیچ راستگویی را تکذیب نمی کند، و عذر هیچ شایسته ای را رد نمی کند، و عذر هیچ [ناشایست و] غیر معذوری را نمی پذیرد، این اوست که به وسیلۀ پیامبران و اوصیای پیامبران، بر بندگان خود حجّت دارد.

پس ای بندگان خدا! از خدا بترسید و بر اصلاح خودتان، و [نیز بر] اطاعت خدا و [بر] فرمانبری از کسی که در پیروی از خدا او را ولیّ خود گرفته اید، روآورید.

باشد که نادِمی، نسبت به آنچه در حضور خدا کوتاهی ورزیده، و از حقوق او تباه ساخته است، سخت پشیمان باشد.

و از خدا آمرزش بخواهید، و به سوی او توبه کنید که او توبه را می پذیرد، و از بدیها می گذرد، و آنچه را انجام می دهید می داند.

و مباد شما را، همراهی گنهکاران، و یاری ستمگران، و همنشینی فاسقان. از فتنۀ ایشان بپرهیزید، و از سمت و سوی آنان دوری بجویید.

و بدانید که هر کس با أولیای خدا مخالفت ورزد، و به غیر از دین خدا آیینی گزیند، و به امر خود - نه امر ولیّ خدا - پایبند

ص:129

نٰارٍ تَلْتَهِبُ؛ تَأْکُلُ أَبْدٰاناً قَدْ غٰابَتْ عَنْهٰا أَرْوٰاحُهٰا، وَ غَلَبَتْ عَلَیْهٰا شِقْوَتُهٰا؛ فَهُمْ مَوْتیٰ، لاٰ یَجِدُونَ حَرَّ النّٰارِ؛ وَ لَوْ کٰانُوا أَحْیٰاءً لَوَجَدُوا مَضَضَ حَرِّ النّٰارِ.

وَاعْتَبِروا، یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ! وَاحْمَدُوا اللّٰهَ عَلیٰ مٰاهَدٰاکُمْ.

وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ لاٰ تَخْرُجُونَ مِنْ قُدْرَهِ اللّٰهِ إِلیٰ غَیْرِ قُدْرَتِهِ، وَ سَیَرَی اللّٰهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ إِلَیْهِ تُحْشَرُون؛ فَانْتَفِعُوا بِالْعِظَهِ، وَ تَأَدَّبُوا بِآدٰابِ الصّٰالِحیٖنَ. (1)

ص:130


1- (1) - الکافی، ج 8، ص 14، ح 2. والحدیث صحیح. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآه العقول، ج 25، ص 29).

باشد، در آتشی است که زبانه می کشد، آتشی که بدنهایی را می خورد که [گویا] روحهایشان از ایشان غایبند، و شقاوتشان بر ایشان چیره است، پس آنان [در حقیقت] مرده هایند که حرارت آتش را نمی فهمند، و چنانچه زنده بودند، درد و رنج حرارت آتش را احساس می کردند.

ای صاحبان بصیرت! عبرت گیرید، و خدا را بر آنچه هدایتتان فرموده سپاس گویید.

و بدانید که شما از [قلمرو] قدرت خدا به غیر آن، بیرون نمی روید، و به زودی خدا و پیامبرش عمل شما را خواهند دید، سپس به سوی خدا محشور می شوید، پس از اندرزها سود جویید و از آداب صالحان، ادب آموزید.

ص:131

منابع و مآخذ

1 - قرآن کریم

2 - الاعتقادات، شیخ صدوق رحمه الله / مطبعه علمیه، قم.

3 - الأمالی شیخ صدوق رحمه الله / مؤسسه البعثه، قم.

4 - کتاب البیع، امام خمینی قدس سره / مطبعه مهر، قم.

5 - التّوحید، شیخ صدوق رحمه الله / مکتبه الصّدوق، تهران.

6 - تهذیب الاحکام، شیخ طوسی رحمه الله / دارالکتب الاسلامیه، تهران.

7 - ثواب الاعمال، شیخ صدوق رحمه الله / مکتبه الصدوق، تهران.

8 - کتاب الخصال، شیخ صدوق رحمه الله / انتشارات جامعه مدرسین.

9 - روضه المتّقین، مولی محمد تقی مجلسی / بنیاد فرهنگ اسلامی، تهران.

10 - علل الشّرایع، شیخ صدوق رحمه الله / المطبعه الحیدریه، نجف.

11 - عیون اخبار الرّضا، شیخ صدوق رحمه الله / المطبعه الحیدریه نجف.

12 - مجمع البحرین، طریحی رحمه الله / دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.

13 - الکافی، ثقه الاسلام کلینی رحمه الله / دارالکتب الاسلامیه، تهران.

14 - مرآه العقول، علّامه محمّد باقر مجلسی رحمه الله / دارالکتب الاسلامیه، تهران.

15 - معانی الاخبار، شیخ صدوق رحمه الله / انتشارات جامعه مدرّسین، قم.

16 - ملاذ الاخیار، علامه محمد باقر مجلسی رحمه الله / مکتبه آیه الله العظمی مرعشی، قم.

17 - من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق رحمه الله / انتشارات جامعه مدرّسین، قم.

ص:132

درباره مركز

بسمه تعالی
هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ
آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسانند ؟
سوره زمر/ 9

مقدمه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، از سال 1385 هـ .ش تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی (قدس سره الشریف)، با فعالیت خالصانه و شبانه روزی گروهی از نخبگان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.

مرامنامه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان در راستای تسهیل و تسریع دسترسی محققین به آثار و ابزار تحقیقاتی در حوزه علوم اسلامی، و با توجه به تعدد و پراکندگی مراکز فعال در این عرصه و منابع متعدد و صعب الوصول، و با نگاهی صرفا علمی و به دور از تعصبات و جریانات اجتماعی، سیاسی، قومی و فردی، بر مبنای اجرای طرحی در قالب « مدیریت آثار تولید شده و انتشار یافته از سوی تمامی مراکز شیعه» تلاش می نماید تا مجموعه ای غنی و سرشار از کتب و مقالات پژوهشی برای متخصصین، و مطالب و مباحثی راهگشا برای فرهیختگان و عموم طبقات مردمی به زبان های مختلف و با فرمت های گوناگون تولید و در فضای مجازی به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار دهد.

اهداف:
1.بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام)
2.تقویت انگیزه عامه مردم بخصوص جوانان نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی
3.جایگزین کردن محتوای سودمند به جای مطالب بی محتوا در تلفن های همراه ، تبلت ها، رایانه ها و ...
4.سرویس دهی به محققین طلاب و دانشجو
5.گسترش فرهنگ عمومی مطالعه
6.زمینه سازی جهت تشویق انتشارات و مؤلفین برای دیجیتالی نمودن آثار خود.

سیاست ها:
1.عمل بر مبنای مجوز های قانونی
2.ارتباط با مراکز هم سو
3.پرهیز از موازی کاری
4.صرفا ارائه محتوای علمی
5.ذکر منابع نشر
بدیهی است مسئولیت تمامی آثار به عهده ی نویسنده ی آن می باشد .

فعالیت های موسسه :
1.چاپ و نشر کتاب، جزوه و ماهنامه
2.برگزاری مسابقات کتابخوانی
3.تولید نمایشگاه های مجازی: سه بعدی، پانوراما در اماکن مذهبی، گردشگری و...
4.تولید انیمیشن، بازی های رایانه ای و ...
5.ایجاد سایت اینترنتی قائمیه به آدرس: www.ghaemiyeh.com
6.تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و...
7.راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی
8.طراحی سیستم های حسابداری، رسانه ساز، موبایل ساز، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک، SMS و...
9.برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم (مجازی)
10.برگزاری دوره های تربیت مربی (مجازی)
11. تولید هزاران نرم افزار تحقیقاتی قابل اجرا در انواع رایانه، تبلت، تلفن همراه و... در 8 فرمت جهانی:
1.JAVA
2.ANDROID
3.EPUB
4.CHM
5.PDF
6.HTML
7.CHM
8.GHB
و 4 عدد مارکت با نام بازار کتاب قائمیه نسخه :
1.ANDROID
2.IOS
3.WINDOWS PHONE
4.WINDOWS
به سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی و قرار دادن بر روی وب سایت موسسه به صورت رایگان .
درپایان :
از مراکز و نهادهایی همچون دفاتر مراجع معظم تقلید و همچنین سازمان ها، نهادها، انتشارات، موسسات، مؤلفین و همه بزرگوارانی که ما را در دستیابی به این هدف یاری نموده و یا دیتا های خود را در اختیار ما قرار دادند تقدیر و تشکر می نماییم.

آدرس دفتر مرکزی:

اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109