آیین بندگی در کلام علوی

مشخصات کتاب

سرشناسه : مهدوی دامغانی، علی، 1341 -

عنوان و نام پدیدآور : آیین بندگی در کلام علوی: نگرشی در آخرین وصایای مولی الموحدین امیرالمومنین (علیه السلام)/ علی مهدوی دامغانی.

مشخصات نشر : تهران: دلیل ما، 1396.

مشخصات ظاهری : 472 ص.

شابک : 260000 ریال: 978-600-442-054-9

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

یادداشت : کتابنامه: ص. [425] - 442؛ همچنین به صورت زیرنویس.

یادداشت : نمایه.

عنوان دیگر : نگرشی در آخرین وصایای مولی الموحدین امیرالمومنین (علیه السلام).

موضوع : علی بن ابی طالب ، (ع) ، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق. -- وصیت نامه

موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- Wil

موضوع : علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40 ق.

موضوع : 'Ali ibn abi-Talib‪, Imam I, 600-661

موضوع : علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق. -- فضایل

موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- Virtues

رده بندی کنگره : BP142/2/آ9م9 1396

رده بندی دیویی : 297/215

شماره کتابشناسی ملی : 4806618

ص: 1

اشاره

ص: 2

ص: 3

ص: 4

فهرست مطالب

تقریظ17

مقدمه ی مولّف 21

پیشگفتار 25

بخش اول

فصل اول

تامّلی کوتاه در شخصیّت امیرالمومنین علی(ع) 29

تامّلی کوتاه در شخصیّت امیرالمومنین علی31

مقام امیرالمومنین(ع) در آیات قرآن 35

شخصیّت امیرالمومنین(ع)در کلام پیامبر(ص)

حدیث غدیر 38

امام مبین 40

جایگاه امیرالمومنین(ع) در کلام خود آن حضرت 42

امیرالمومنین(ع) از دیدگاه اهل سنّت 46

فصل دوم

اهمیّت وصیت از نگاه اسلام 49

وصیت در لغت و اصطلاح 51

ص: 5

1- اهمیت وصیت در مسایل مالی از دیدگاه قرآن و نگاه روایات 52

آثار وصیت 53

2- وصیت در مسایل اخلاقی از لسان قرآن و عترت 54

فصل سوم

وصیت امیرالمومنین(ع) در کتب احادیث 59

وصیت امیرالمومنین(ع) در کتب احادیث 61

مخاطبان امیرالمومنین(ع) به هنگام وصیت 63

فصل چهارم

سخنی با قصاص کنندگان 65

سخنی با قصاص کنندگان 67

مساله ی ولایت بعد از امیرالمومنین67

جایگاه قتل نفس در اسلام 69

حکم قتل نفس در احکام اسلام 70

حقوق بازماندگان مقتول در احکام اسلامی 70

متن کامل وصیت به همراه ترجمه 74

آغاز وصیت 76

بخش دوم

فصل اول

ذکر و یاد خداوند در کلام امیرالمومنین(ع) 83

ذکر و یاد خداوند در کلام امیرالمومنین(ع)85

اهمیّت نام خداوند در آغاز کارها 87

اقرار به شهادتین در ابتدای وصیت 89

ص: 6

فصل دوم

وصیت به تقوا و سرانجامی همراه با تسلیم در کلام امیرالمومنین(ع) 95

وصیت به تقوا در کلام امیرالمومنین(ع) 97

حقیقت تقوا101

اهمیّت و آثار تقوا در بعضی از آیات قرآن 101

گنج با ارزش قرآن در اختیار متّقین 102

معیّت خداوند با متّقین 102

محبّت خداوند به پرهیزکاران و اهل تقوی 103

پرهیزکاری تنها راه نجات 103

امنیّت در سایه ی تقوا 104

آسان شدن کارها در سایه ی تقوا 104

تقوا عامل زدودن گناهان و اصلاح درکارها 104

تقوا عامل پذیرش اعمال 105

تقوا معیار سنجش انسان ها 105

بهشت در انتظار متّقین 106

اهمیّت تقوا در کلام اهل بیت عصمت و طهارت(ع) 106

راه های کسب تقوا 112

محاسبه ی نفس 113

فراز دوم: پایانی سبز در زیر لوای اسلام در کلام امیر کلام 114

راه دست یابی به حسن عاقبت و مرگ سلیم 117

فصل سوم

اهمیّت اتحاد و همبستگی در کلام امیرالمومنین(ع) 129

اهمیّت اتّحاد و همبستگی در کلام امیرالمومنین(ع)131

ص: 7

اتّحاد در کلام امیرالمومنین(ع) 131

الف: اتّحاد در فرهنگ دین و کیفیّت آن 132

اهمیّت اتّحاد از دیدگاه قرآن کریم 132

مروری کوتاه در تاریخ 136

عقد اخوّت 137

سیره ی امیرالمومنین در تحکیم اتحاد 139

ب: لزوم اصلاح ذات البین 140

اهمیت اصلاح ذات البین در قرآن کریم 140

الف: اثر فردی 141

ب: اثر اجتماعی 142

اهمیّت اصلاح ذات البین در کلام معصومین(ع) 144

تفرقه افکنی علامت بدترین مردم 145

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)147

فصل چهارم

اهمیّت صله ی رحم در کلام امیرالمومنین(ع) 149

اهمیّت صله ی رحم در کلام امیرالمومنین(ع) 151

اهمیّت صله رحم در اسلام 151

مذمّت قاطع رحم در فرهنگ اسلام 155

آثار نیک دنیوی و اُخروی صله ی رحم 156

آثار سوء دنیوی و اُخروی قطع رحم 160

والدین مصداق مهم صله ی رحم 161

احترام به والدین در بعضی از آیات قرآن 162

احترام به والدین در روایات خاندان وحی(ع) 165

ص: 8

آثار دنیوی و اُخروی احترام به والدین 166

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)168

فصل پنجم

ایتام در کلام نورانی امیرالمومنین(ع) 169

ایتام در کلام نورانی امیرالمومنین(ع)171

تکریم یتیم از دیدگاه دین 171

لفظ یتیم در لغت و در اصطلاح 172

پیشینه ی تکریم ایتام در ادیان آسمانی 173

منزلت ایتام در قرآن کریم 173

جایگاه ایتام در شماری از روایات عترت طاهرین(ع) 174

پیشگیری حکیمانه ی دین اسلام از عواقبی تلخ 176

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع) 178

فصل ششم

عمل به قرآن کریم در وصیت امیرالمومنین(ع) 181

عمل به قرآن کریم در وصیت امیرالمومنین(ع) 183

مقدمه 183

عظمت قرآن از کلام قرآن 185

اهمیّت توجه به قرآن کریم در کلام معصومین(ع) 187

نقش قرآن در زندگی انسان 191

آثار اعجاز آمیز قرآن در روح و روان انسان 191

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع) 193

فصل هفتم

همسایگان در کلام امیرالمومنین(ع) 197

همسایگان در کلام امیرالمومنین(ع) 199

جایگاه همسایه در اسلام 199

ص: 9

آثار و عظمت تکریم همسایگان 200

جایگاه همسایه در قرآن کریم 200

اهمیّت همسایه در بعضی از روایات 202

اقسام همسایگان 206

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع) 210

فصل هشتم

عظمت حج و کعبه معظّمه در کلام امیرالمومنین(ع) 211

عظمت حج و کعبه معظّمه در کلام امیرالمومنین(ع)213

مقدمه 213

عظمت حج وکعبه ی معظّمه در کلام وحی 215

پیامبران الهی خادمان کعبه 217

حرمت کعبه ی معظّمه 218

اولین و مهم ترین مکان برای عبادت 219

کعبهی معظّمه محور هدایت 219

حج وعظمت کعبه در کلام عترت(ع) 220

مُهر کفر بر پیشانی تارک حج 220

حج از ارکان مهم اسلام 221

حج و توصیف کعبه در کلام امیرالمومنین(ع)223

بر پایی دین بر پایه ی کعبه 225

آثار و برکات حج 225

محل نزول برکات 227

عظمت حج در ادعیه ی ماه مبارک رمضان 228

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)230

ص: 10

فصل نهم

اهمیّت نماز در کلام امیرالمومنین(ع) 233

اهمیّت نماز در کلام حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین(ع) 235

اهمیّت نماز 235

تاکید بر نماز در بعضی از آیات قرآن 236

نماز در سیره و بعضی از کلمات معصومین(ع) 237

اهمیت نماز اول وقت 241

برخی از آثار نماز در کلام عترت(ع) 242

نماز عامل کبرزدایی 244

نماز سبب قبولی اعمال 245

آثار ترک و سبک شمردن نماز 245

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع) 248

فصل دهم

زکات در وصیت امیرالمومنین(ع) 251

زکات در وصیت امیرالمومنین(ع)253

اهمیت زکات در اسلام 253

واژه ی «زکات» در لغت و اصطلاح 254

علت وجوب زکات در احکام اسلام 255

جایگاه زکات در کلام وحی 257

زکات در آیینه ی احادیث 258

آثار و برکات پرداخت زکات 262

نتیجه ی ترک زکات 265

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)268

ص: 11

فصل یازدهم

عظمت ماه صیام در کلام امیرالمومنین(ع) 271

عظمت ماه صیام در کلام امیرالمومنین(ع)273

واژه ی «رمضان» در لغت 273

واژه ی «برکت» و «مبارک» در لسان وحی 274

معرفت مقام و عظمت ماه مبارک رمضان 276

جایگاه و عظمت ماه صیام در کلام رسول الله (ع) 277

حکمت وجوب روزه در قرآن کریم 279

حکمت وجوب روزه از لسان کوثر قرآن فاطمه ی زهرا(س) 280

آثار مادی و معنوی صوم 281

وجود مبارک پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) و اجر مجاهدین مخلص 281

عطیه ی بی بدیل ویژه ی صائمین مخلص 283

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع) 284

فصل دوازدهم

جایگاه مساکین در وصیت امیرالمومنین(ع) 287

جایگاه مساکین در وصیت امیرالمومنین(ع) 289

اهمیّت و جایگاه فقرا و مساکین در فرهنگ اسلامی 289

تفاوت میان فقیر و مسکین 290

اهمیّت کمک به نیازمندان در برخی از آیات قرآن کریم 290

کیفیت انفاق از نگاه قرآن 293

آثار انفاق در برخی از آیات الهیّه ی قرآن کریم 293

آثار انفاق در برخی از احادیث 295

هدف از انفاق به فقرا و مساکین در فرهنگ اسلام 298

ص: 12

انفاق کنندگان نمونه 300

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع) 300

فصل سیزدهم

اهمیّت جهاد در کلام امیرمومنان علی(ع) 305

اهمیّت جهاد در کلام امیرمومنان علی(ع)307

اهمیّت جهاد از منظر دین مبین اسلام 307

اهمیت جهاد در کلام عترت طاهرین(ع)309

اقسام جهاد 311

جهاد اکبر 314

فضیلت مجاهد از منظر قرآن و عترت(ع) 316

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)317

فصل چهاردهم

عظمت اهل بیت پیامبر(ص) در کلام امیرالمومنین(ع) 321

عظمت اهل بیت پیامبر(ع) در کلام امیرالمومنین(ع) 323

مقدمه 323

اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در قرآن مجید 325

نگاهی به دو روایت 345

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان348

فصل پانزدهم

اصحاب پیامبر درکلام امیرالمومنین(ع) 353

اصحاب پیامبر درکلام امیرالمومنین(ع)355

بدعت در لغت و اصطلاح 356

بدعت در برخی روایات 358

ص: 13

ظهور بدعت در جامعه ی اسلامی 359

بدعت و آثار سوء آن 361

بدعت عامل پایمال شدن سنت ها 362

واژه ی صحابه در لغت و اصطلاح 362

جامعه در زمان پیامبر(ص)364

مقصود از صحابه در کلام پیامبر اکرم(ع) وامیرالمومنین(ع) 369

فصل شانزدهم اهمیّت حقوق زنان در کلام امیرالمومنین(ع) 371

اهمیّت حقوق زنان در کلام امیرالمومنین(ع)373

مقدمه 373

جایگاه و اهمیّت زنان در قرآن کریم 374

1 - خلقت مادی انسان از نگاه بعضی از آیات قرآن 375

2 - آفرینش روح در بعضی از آیات 376

ابعاد معنوی زن 379

جایگاه زن در احادیث 381

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع) 383

فصل هفدهم

شیوه گفتار و امر به معروف در کلام امیرالمومنین(ع) 385

شیوه گفتار و امر به معروف در کلام امیرالمومنین(ع)387

تکلّم از ویژگی های انسان 387

اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر 391

جایگاه امر به معروف و نهی از منکر 394

اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر در روایات 395

مراتب امر به معروف و نهی از منکر 397

ص: 14

مذمت ترک امر به معروف و نهی از منکر 400

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع) 401

رابطه ی میان ترک امر به معروف و نهی از منکر و تسلط اشرار 402

فصل هجدهم

اهمیّت تعاون و همکاری در کلام امیر مؤمنان(ع) 405

اهمیّت تعاون و همکاری در کلام امیر مومنان(ع)407

مقدمه 407

واژه شناسی 409

اهمیّت تعاون در بعضی از آیات قرآن کریم 412

نهی از تکبر و فخر فروشی 414

تعاون یک ضرورت اجتماعی 415

تعاون و همکاری در روایات عترت طاهرین(ع) 417

1.حیات پرخیر 417

2.حق واجب 417

3.آداب اجتماعی 418

4.امنیّت در آخرت 418

5.خیانت کار به خدا و رسول او 419

آثار قهر و آشتی در آیینه ی روایات 420

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)421

خاتمه 423

کتابنامه 425

ص: 15

ص: 16

تقریظ استاد عالی قدر دانشمند معظم دکتر احمد مهدوی دامغانی دامت برکاته

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین وصلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین والسلام علی سیّد الأوصیاء والأولیاء والشّهداء والمظلومین علیّ أمیرالمؤمنین و علی أولاده المعصومین.

خداوند متعال را شکر می کنم که به لطف و عنایت و رحمت و منّت خود به نور چشم معظّم این بنده ناچیز ، برادر زاده ی عزیز فاضل دانشمندم حجه الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ علی مهدی دامغانی دامت برکاته، استعداد و دانش و همّتی مرحمت فرموده است که بتواند با استمداد از کلام الله حمید مجید و استفاده از علوم و احادیث معصومین(ع) که حَمَله ی وحی و مفسّران واقعی قرآن اند، بقدر الوُسع در مقام تفسیر و تشریح معانی قرآن مجید و تبیین و توضیح کلمات رسول اکرم و ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین برآید و با زحمت و دقّت در این کار سودمند صرف وقت کند و آن معانی والا را به نحو مطلوبی بیان کند و از این طریق، مانند پدر و اجداد پدری و مادری خود که به قول سعدی(رحمه الله علیه) «همه قبیله او عالمان دین بودند» به خدمتگزاری به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) موفّق شود- و لله الحمد.

آنچه در این کتاب به نظر خوانندگان فاضل و محترم می رسد توضیح و تفسیری است که ایشان از سخنان گهربار حضرت مولی الموالی صلواه الله علیه - که در وصف سخن آن حضرت گفته اند: دُونَ کلام الخالق وفوق کلام المخلوق و این سخنان به صورت آخرین «وصیّت» آن وجود مبارک است که در آخرین لحظات زندگانی این جهانی اش و در حالِ اشتیاق شدیدی که به عُروج

ص: 17

به «رفیق اعلا» و رُجوع به الله تعالی را از حضرتش مشاهده می شد، فرموده است و در حقیقت بیانِ تفصیلیِ سخنانی است که پیش تر از آنکه آن ضربه کُشنده بر تارک همایونش فرود آید و عاشقانه و سپاسگزارانه بگوید: «فُزْتُ و ربّ الکعبه» به مردمان فرموده بود:

«امّا وصیّتی: فالله لا تُشرِکُوا به شیئاً و محمّداً، فلا تُضَیّعوا سُنّتَه، أقیمُوا هذینِ العَمُودَینِ وأوقِدُوا هذینِ المصبَاحین.» (1)

که به تفصیل بیشتر به دو فرزند، دو نور چشم خود دو پسر حضرت صدّیقه کبری فاطمه زهرا (س)، حضرت مجتی و حضرت سیّد الشهداء(ع) به تأکید وصیّت می فرماید.

اینک آقای حاج شیخ علی دامت برکاته آن آخرین سخنان حضرت مولی الموالی را که امام(ع) در طول عمر شریفش همواره برای احیاء و اقامه و ترویج آن به معنای واقعی مجاهدت فرموده است و اکنون با سُکُون و آرامش، به تعبیر رسول اکرم(ص): به «رفیق أعلاء» و لقاء الله مشرّف می شود، به بهترین وجهی برای علاقه مندان به قرآن و عترت به فارسی تشریح و تفسیر کرده است الهی که حق تعالی این خدمتش را به لطف و عنایت خود بپذیراد و ثواب آن را بر او ارزانی داراد و إن شاء الله توفیق مستمرّ و مزید سعی در ترویج معارف اسلامی و خدمتگزاری به محمّد و آل محمّد(ص) را به ایشان مرحمت فرمایاد بالنّبی صلّی الله علیه وآله الأمجاد.

فقیر فانی - احمد مهدی دامغانی

ص: 18


1- خطبه 206 نهج البلاغه.

تصویر دست خط مبارک حضرت استاد دکتر احمد مهدوی دامغانی دامت برکاته

ص: 19

تصویر دست خط مبارک حضرت استاد دکتر احمد مهدوی دامغانی دامت برکاته

ص: 20

مقدمه ی مولّف

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله علی هدایته لدینه، و التوفیق لما دعی إلیه من سبیله، وخیر الصلاه و السلام علی خیر خلقه و خاتم رسله سیدنا أبی القاسم محمد و علی أهل بیته الطاهرین سیما علی مولانا بقیه الله الأعظم أرواحنا و أرواح العالمین له الفداء، واللعن علی أعدائهم وغاصبی حقوقهم من الآن إلی لقاء یوم الدین.

أما بعد، عن رسول الله(ص):

یا عَلی أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الْاُمَهِ (1)

کلام امیر کلام امام المتقین امیرالمومنین علیه أفضل صلوات المصلّین فوق کلام مخلوق ودون کلام خالق است، و این حقیقتی است که کسی به آن نمی رسد مگر آن که احاطه برفنون کلام عرب داشته باشد، و در کلمات بلغا و فصحای شان غور نموده، آن گاه در می یابد که آنچه از آن مصدر علم و نور و طهارت صادر شده است ممکن نیست از غیر حضرتش صادر شود.

و در بین کلمات آن عَلَم علم و حلم، وصیت آن حضرت دارای خصایصی است که ابتدا باید توجه داشت که گوینده ی این کلمات پدر جمیع اُمت مرحومه است آن طور که رسول اکرم(ص) فرمود:

ص: 21


1- امالی شیخ صدوق ص 657، روضه الواعظین ج 2 ص 322، مناقب آل ابی طالب ج 3 ص 105، بحار الانوار ج 23 ص 128

یا عَلی أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الْاُمَهِ.

اگر تامّل شود که هر پدری چه درجه ای از محبت و خیرخواهی نسبت به فرزندان خود دارد، به نحوی حتی حاضر است برای حفظ او خود را در مخاطره افکند، آن گاه چگونه است درجه ی محبت پدر این اُمت که همانا رسول اکرم(ص) فرمود.

و نیز باید توجه به ظرف صدور این وصیت داشته باشیم که فرق مبارک حضرتش به شمشیر ملعون ازل و ابد شکافته شده، و خداوند متعال فقط می داند چه گذشت در آن لحظات بر اوّل مظلوم عالم، در آن لحظاتی که از شدت درد و تاثیر سمّ بر خود می پیچید، آن گاه اهمیت آنچه در خیرخواهی اُمت در آن حالت فرموده تا حدی معلوم می گردد.

و در این مقام باید توجه داشت که وصیت مذکور متوجه به جمیع افراد اُمت اسلامی است چنانچه که خود تصریح می فرماید: «ومن بلغه کتابی».

ابتدا وصیت را به اظهار شهادتین و امر به تقوای الهی آغاز فرموده، و سرّش این است که آنچه موجب سعادت ابدی هر بشری است، دو پایه و اساس آن ایمان و عمل صالح است، و بر هر مومن لازم است که دایماً و در جمیع حالات تحفّظ بر این دو رکن اساسی نماید.

لذا در آیات متعددی از قرآن کریم فوز به نِعَم اُخروی که غایت آمال المومنین است، اناطه شده بر تحقق این دو رکن رکین، و حقیقت تقوا محقق نمی شود مگر به اتیان واجبات و ترک محرمات که گرچه بر لسان آسان ولی در عمل در غایت صعوبت است.

و در مرحله ی بعد امر به صلاح ذات البین و رعایت صله ی رحم فرموده، و این ناشی از کمال اهمیت این امر است، و بعد حضرت توصیه فرموده به مواردی از لزوم رعایت حال یتامی، و توجه به قرآن کریم، و رعایت حال همسایگان، و نیز حج

ص: 22

بیت الله الحرام، و اتیان صلاه و زکاه و صوم ماه رمضان، و رعایت فقرا و مساکین، و لزوم جهاد که به اموال و اَنفس و اَلسنه، و توجه به ذرّیه ی رسول اکرم(ص)، و لزوم رعایت احوال آن دسته از صحابه ی رسول مکرّم(ص) که احداث حدثی نکرده باشند، کنایه از این که از طریقِ آن حضرت تخطّی ننموده باشند نه جمیع صحابه، و در عین حال اشاره فرموده که آن گروه آخر مورد لعن آن حضرت واقع شده اند، و سایر اموری که آن حضرت با توجه به درجات اهمیت یکی بعد از دیگری بیان فرموده اند.

اکنون جای دو سوال است: آیا هر یک از ما اگر این وصیت را در جمیع شئون زندگی دایماً مدّ نظر قرار داده و به آن عمل نماییم چه تحوّل عظمی در هر یک اتفاق خواهد افتاد؟

و دیگر این که اگر تمامی افراد جامعه به آن عمل نمایند چگونه خواهد بود حال آن مجتمع؟

و این آن مدینه ی فاضله ای است که نتیجه ی بعثت جمیع انبیا صلوات الله علیهم اجمعین می باشد، قهراً اگر خللی در هر یک از اشخاص و در جامعه به نحو عموم مشهود باشد، به هر مرتبه ای همگی از قصور و تقصیر خود ماست و الّا حجج الهیّه همه ی حقایق نورانیّه را بیان فرموده و خود اول عامل به آن بوده اند.

اللهمّ وفّقنا لما تحبّ وترضی، و أعنّا علی أنفسنا بما تعین به الصالحین علی أنفسهم، واختم أعمالنا بأحسنها، واجعل ثوابنا منها الجنه برحمتک، وآخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمین.

علی مهدوی دامغانی

عفی عنه وعن والدیه

14 ربیع المولود 1438

ص: 23

ص: 24

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین، و الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین،

و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین

پیش گفتار

وصیت پیش رو، وصیت انسانی است که تمام قرآن و انوار وحی از وجود مبارکش متجلی می گردد، و خود می فرماید:

وَ لا ضَلَلْتُ وَ لَا ضُلَّ بی؛(1)

نه هرگز گمراه شدم و نه دیگران به واسطه ی من گمراه شدند.

بلکه نور پر فروغ هدایت و معرفت و حقانیت از وجود من پرتو افشان است که فرمود:

إنَّما مثَلَی بَینَکُمْ کَمَثَلِ السّراجِ فی الظُّلْمَهِ؛(2)

کسی که در ظلمت به آن چراغ نزدیک شود همانا از آن نور برخوردار می گردد.

این توصیه های حکیمانه، سفارش انسانی است که با روشنایی باطن، و

ص: 25


1- نهج البلاغه حکمت 185، امالی شیخ صدوق ص 407 ضمن حدیث 10ُ، امالی شیخ طوسی ص 261 ضمن حدیث 473، شواهد التزیل ج 1 ص 363، بحار الانوار ج 30 ص 67 حدیث ذیل حدیث 1.
2- . نهج البلاغه خطبه ی 187، بحار الانوار ج 34 ص 212: مَثل من در میان شما مانند چراغی در تاریکی است.

محاسبه ای دقیق و بی نظیر، دنیای فانی را رصد کرده، و بدون هیچ تردیدی به طور کامل آگاهست که خوشبختی و سعادت واقعی و جاودان، تنها در سایه ی اطاعت آگاهانه از فرمان خداوند سبحان تحقق می یابد؛ زیرا او خود سالار کاروان انسانیّت است، مبدا و مقصد را به خوبی می شناسد، و خود را نیز عضوی از آن کاروان می داند، و از تمام جزئیات در طی طریق آن مطلع است، و حقایق پنهان و آشکار همه ی دیدنی ها و نادیدنی ها در برابر دید گانش مساوی و یک سان هستند که فرمود:

لَوْ کُشِفَ الْغِطاءُ مَا ازَدَدتُ یقیناً؛ (1)

او در طول زندگی خویش، با بینش صحیح و علم لدنّی و یقین ربّانی زندگی کرد، و صفحه ی پاک و مطهّر دل را - که عرش کبریایی خداوندگار است(2) - از هر گونه وابستگی و آلودگی حفظ نمود، و لحظه ای و حتی کم تر از لحظه ای در وجود حق شک نکرد و فرمود:

ما شَکَکْتُ فی الَحقٍّ مُذْ أرِیتُهُ؛ (3)

وتنها در توحید محض مستغرق شد.

در نتیجه، دنیا در نزد دید گانش به اندازه ای دنیّ و پست جلوه کرد که او را سه طلاقه نمود(4) ، و فقط قلب نازنین و پاکیزه ی خود را، لبریز از عشق معبودش نمود،

ص: 26


1- غرر الحکم ص 119 حدیث 2086: اگر پرده برداشته شود (و عالم غیب عیان گردد و در باره ی امور مبدا و معاد و معرفت به خدا) بر یقینم چیزی نیفزایم.
2- «قَلْبُ الْمؤمِنْ عَرْشُ الرّحمنْ». بحار الانوار ج 58 ص 39 ذیل حدیث 61.
3- نهج البلاغه خطبه ی 4 حکمت 184، ارشاد مفید ج 1 ص 253، بحار الانوار ج 32 ص 342 حدیث 1161.
4- نهج البلاغه حکمت 76، بحار الانوار ج 34 ص 285 حدیث 1033.

مشتاقانه و بی صبرانه، لقای ربّ العالمین را انتظار می کشید.

طبق سنت هر ساله که والد معظّم حضرت آیت الله شیخ علی مهدوی دامغانی دامت برکاته در ماه مبارک رمضان بعد از نماز ظهر و عصر ، بحث تفسیر قرآن کریم را دارند، برای رعایت همه امور و جوانب در ایام شهادت حضرت امیرالمومنین صلوات الله وسلامه علیه (رمضان المبارک 1436 ق) برای مدت چند جلسه با بیان شیوا ونافذ خویش به تبیین و توضیح آخرین وصیت حضرت مولی الموالی پرداختند، و خوشا به حال آنان که توفیق اندیشه و تدبّر در کلمات اول مظلوم عالم را دارند، و از چشمه ی زلال معارفش جرعه جرعه سیراب می گردند.

و بحمد الله تمام مطالب و درس های ارزشمند و پُر محتوایی که در آن جلسات مطرح گردید، جمع آوری شده، وبعد از تحقیق و پژوهش در منابع آن، و شرح بیش تر بعضی مباحث آن، و منظّم و مدوّن نمودن سخنان معظم له ، اکنون به صورت کتاب حاضر به زیور طبع آراسته گردیده است.

بیان چند نکته را لازم می دانم:

١- وصایا و سفارشات مختلف ومتعددی از حضرت امیرالمومنین(ع) به دست شیعیان رسیده است ، اما این وصیت متمایز از دیگر فرمایشات حضرت است؛ زیرا در آخرین لحظات غم بار عمر شریف و با فرقی شکافته به عنوان پدری دلسوز، تمام راه و روش بندگی و رسیدن به سعادت ابدی را با کوتاه ترین کلمات بیان فرموده اند.

٢- در این کتاب مواردی که مربوط به نقل قضایای تاریخی در صدر اسلام و بعد از آن بوده که محل اختلاف آرا و انظار است، سعی و همّت بر آن شده که از کتب معتبر اهل سنت مطالب آن نقل شود.

ص: 27

٣- مطالب این کتاب در دوبخش دسته بندی شده و عمده مباحث آن در بخش دوم می باشد که شامل هجده فصل است.

بخش اول: تاملی کوتاه در شخصیت مولی الموحدین امیرالمومنین(ع) و اهمیّت وصیّت در اسلام.

بخش دوم: شرح و بررسی وصیت حضرت امیر(ع).

در خاتمه از همه ی بزرگوارانی که به نوعی در تهیه و آماده سازی این اثر ما را یاری نمودند کمال تشکر و سپاس را دارم، و برای آنان حُسن عاقبت از خدای رحمان خواستارم، و از شما خوانندگان فاضل و ارجمند که با قبول زحمت خواندن این کتاب شریف بر ما منّت نهاده اید، در رفع نواقص و عیوب احتمالی مدد و یاری خواسته تا در چاپ های بعد لحاظ گردد.

ان شاء الله این تلاش مورد رضایت پروردگار متعال سبحانه و تعالی و موجب خشنودی قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الأعظم - عجّل الله تعالی فرجه الشریف - قرار گیرد.

محمدجواد مهدوی دامغانی

ص: 28

بخش اول

فصل اول:تامّلی کوتاه در شخصیّت امیرالمومنین علی(ع)

اشاره

ص: 29

ص: 30

تامّلی کوتاه در شخصیّت امیرالمومنین علی(ع)

بعد از رسول اکرم(ص) اولین شخصیّت بی همتا و بی نظیر عالم خلقت، ثانی وجود پیامبر خاتم(ص)، امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع) است.

همان گونه که توصیف وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) از حدود مراتب خارج و مقدور کسی نیست، وصف مقام با عظمت امیرالمومنین و سایر معصومین هم جز از زبان پیامبر گرامی اسلام(ص) مقدور احدی نخواهد بود.

هنگامی که خاتم پیامبران(ص) در خطاب به امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع) می فرماید:

یا عَلِی مَا عَرَفَ اللهَ حَقَ مَعْرِفَتِهِ غَیرِی وَ غَیرُکَ ، وَ مَا عَرَفَکَ حَقَّ مَعْرِفَتِکَ غَیرُ اهِله وَ غَیرِی؛ (1)

یا علی! کسی به غیر از من و تو خدا را نشناخت، و کسی جز من و خدا تو را نشناخته است (یعنی از مخلوقات کسی جز پیامبر نمی تواند علی را بشناسد).

این کلام از لسان انسانی بیان شده است که قرآن در وصف او می فرماید:

 وَما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحَی (2)

ص: 31


1- مناقب آل ابی طالب ج 3 ص 267، بحار الانوار ج 39 ص84
2- سوره ی نجم آیه ی3 و 4 : و از سر هوس سخن نمی گوید، این سخن به جز وحی نیست.

پیامبری که در کلامش نه اضافه می گوید و نه از آن کم می کند، و هر کلمه را در جای خود استفاده می نماید، و آیه ی وَمَا هُوَ عَلَی الْغَیبِ بِضَنینَ(1) در شان او نازل شده است.

با توجه به مقام و مرتبت رسول اکرم(ص) در این دو آیه، روشن خواهد شد که دیگری را که به مبدأ وحی اتصالی نباشد، توان وصف و معرفی شخصیت امیرالمومنین(ع) را که « باب الله»(2) ، «وجه الله» (3)، «ولی الله» (4)«کلمه الله»(5) و «آیه الله العظمی»(6) در عالم خلقت است، را ندارد.

این تعبیر زیبا و درست دارای اسرار و مفاهیم بلند است که ریشه در آیات وحیانی دارد؛ زیرا در قرآن کریم درباره ی توصیف کلمه ی الله آمده است:

«اگر کسی بخواهد کلمات پروردگار را ثبت کند، اگر تمام آب دریاها مرکب شوند و دریاهای دیگر هم بر آن افزوده شوند، و تمام درختان روی زمین قلم شوند، باز عظمت کلمات آن ذات مقدس به قدری است که هر گز موفّق به ثبت کلمات الله نخواهند شد».

و به نص قرآن که فرموده است:

قُلْ لَوْ کانَ الْبَحْرُ مِداداً لِکَلِماتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ کَلِماتُ رَبِّی وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً(7)

ص: 32


1- . سوره ی تکویر آیه ی 24 : او در امر غیب بخیل نیست
2- کافی ج 1 ص 145 حدیث8
3- البرهان فی تفسیر القرآن ج 4 ص 184.
4- کافی ج 4 ص 220ضمن حدیث 7.
5- امالی شیخ صدوق ص11ضمن حدیث 6.
6- اقبال الاعمال ج 3 ص 130 و 131 ، بحار الانوار ج 100 ص 373 ضمن حدیث
7- سوره ی کهف آیه ی 109: بگو: اگر دریاها برای (نوشتن) کلمات پروردگارم مرکّب شود، دریاهاپایان می گیرد پیش از آن که کلمات پروردگارم پایان یابد، هر چند همانند آن (دریاها) را کمک آن قرار دهیم.

و هم چنین در آیه ی دیگر می فرماید:

(وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ الله)(1)

و اگر همه ی درختان روی زمین قلم شود، و دریا برای آن مرکّب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود، این ها همه تمام می شود ولی کلمات خدا پایان نمی گیرد.

جابر می گوید: از حضرت امام محمد باقر(ع) در باره ی تفسیر این آیه ی کریمه از قرآن کریم که فرمود: (ع)یرِیدُ اللهَ أَنْ یحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ(2) سوال کردم، امام(ع) فرمود:

«تفسیر آیه در باطن این است که خداوند اراده دارد یعنی هنوز انجام نداده، و معنای «یحِقَ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ» یعنی احقاق حق آل محمد(ص) را کند، اما «بِکَلِماتِهِ» در باطن، علی(ع) کلمه ی اللَّه است، «وَ یقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ» منظور بنی امیه است که خداوند دمار از روزگار آن ها می کشد، و این که فرموده: «لِیحِقَّ الْحَقَّ» یعنی تا احقاق حق آل محمد را بکند هنگام قیام حضرت قائم(3)

از این رو، با توجه به فرمایش حضرت امام محمد باقر(ع)، مفهوم کلام

ص: 33


1- سوره ی لقمان آیه ی 27
2- سوره ی انفال آیه ی 7 : خداوند می خواهد حق را با کلمات خود تقویت، و ریشه ی کافران را قطع کند.
3- تفسیر عیّاشی ج 2 ص 50 حدیث 24، البرهان فی تفسیر القرآن ج 2، ص 659، بحار الانوار ج 24 ص 178 حدیث 10.

حضرت(ع) این است همان گونه که همگی در شمارش و ثبت «کلمه ی الله» عاجز و ناتوانند، آگاهی و احاطه به مقام با عظمت و ملکوتی نفس نفیس پیامبر اکرم(ص) هرگز ممکن نخواهد بود.

اگر تمام آب دریاها مرکب و تمام درختان قلم شوند و بخواهند فضایل علی بن ابی طالب(ع) را بنویسند، هرگز کارشان پایان نخواهد داشت، و آن ها نیز از نوشتن آن عاجز و ناتوان خواهند بود؛ زیرا او به جز مقام منیع نبوت، در سایر مراتب کمال و معنویت، همتای مقام پیامبران الهی هم چون حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی(ع) و محمد(ص) می باشد.

چگونه می توان در باره ی شخصیّتی سخن گفت در حالی که او دومین پایه و اساس جهان خلقت و دین الهی است! زبان ها الکن و قلم ها قاصرند که بتوانند امیرالمومنین(ع) را وصف و یا معرفی کنند.

شاعر می گوید:

چو عقول و افئده را نشد، لمعات سرّ تو منکشف

ز بیان وصف تو هر کسی، رقم گمان زده مختلف

همه گفته اند و نگفته شد، ز بیان وصف تو یک الف

فصحای دَهْر و به عجز خود، ز ادای وصف تو معترف

بُلغای عصر و به نطق خود، شده اند لالِ تو یا علی

فضایل آن بزرگوار از حد شمارش خارج است، تنها کلام وحیانی قرآن کریم و بیان ربّانی حضرت پیامبر خاتم(ص) و نفس و جان رسول الله، یعنی شخص امیرالمومنین می توانند وجود نورانی آن حضرت را وصف کنند، و لکن ما در این مقام، به تعدادی چند از فضایل او، از کتاب خدا و لسان رسول اکرم(ص) و ولیّش یعنی امیرالمومنین(ع) اکتفا می کنیم.

ص: 34

مقام امیرالمومنین(ع) در آیات قرآن

ابن عباس مفسّر قرآن، و از راویان حدیث است که در نزد شیعه و سنی از جایگاه قابل اعتمادی برخوردار است، طبق گفتار او بیش از سیصد آیه از آیات قرآن کریم، در شان علی بن ابی طالب(ع) نازل شده است (1)

یکی از آیات مهم قرآن که ولایت و رهبری امیرالمومنین را بر همه حجّت می کند، و در پرتو آن، اطاعت و پیروی مردم را از امام معصوم لازم می شمارد، آیه ی شریفه ی (إِنَّما وَلِیکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ)(2) می باشد.

این آیه ی کریمه در میان علمای شیعه مشهور و معروف به آیه ی ولایت است، و به اتفاق اکثر مفسّرین شیعه و سنّی این آیه در شان و منزلت امیرالمومنین(ع) نازل شده است (3)در آن هنگامی که امیرالمومنین علی(ع) انگشتر خود را در نماز در حال رکوع به سائل عطا فرمود.

ثعلبی نیشابوری در تفسیر «الکشف و البیان» در ذیل آیه ی شریفه ی (إِنّما

ص: 35


1- تاریخ بغداد ج 6 ص 219 شماره ی 3275، ینابیع الموده ج 1 ص 377، تاریخ مدینه دمشق ج 42 ص 364.
2- سوره ی مائده آیه ی 55 : سرپرست و ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند، همان کسانی که نماز برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.
3- . تفسیر فرات کوفی ص 124- 128 حدیث 135 - 145، تفسیر قمی ج 1 ص 170، تفسیر عیّاشی ج 1 ص 327، حدیث 137، تفسیر قرطبی ج 6 ص221، تفسیر درّ المنثور ج 2 ص 293، تفسیر روح المعانی ج 2 ص 334 و 337 و 352.، شواهد التنزیل ج 1، ص 161، تفسیر طبری ج 6، ص 288، تفسیر کشاف (زمخشری) ج 1، ص 649.

وَلِیکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ(ص) می گوید: مقصود خداوند متعال از این آیه، حضرت علی بن ابی طالب(ع) است، هنگامی که آن حضرت در حال رکوع بود، سائلی وارد مسجد شد، آن امام(ع) انگشتر خود را به او اعطا فرمودند.

و هم چنین این مفسّر قرآن در ادامه، از لسان ابوذر غفاری نقل می کند که او گفت: روزی با رسول خدا مشغول نماز بودیم، سائلی به کنار در مسجد آمد و تقاضای کمک کرد، اما کسی به او چیزی عطا نکرد.

در این هنگام امیرالمومنین(ع) در حال رکوع بود، پس او با خنصر دست راست خود به آن سائل اشاره کرد، انگشتری در آن دست داشت، سائل به اشاره ی آن حضرت متوجه شد، پیش آمد و انگشتر را از انگشت آن حضرت گرفت و رفت.

وقتی رسول خدا(ص) این صحنه را مشاهده نمود، سر به سوی آسمان بلند کرد و فرمود:

اللّهم إنّ نَبیکَ مُوسَی ابْنَ عِمْرانْ سَألَکَ فَقال: (رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی* وَ یسِّرْ لِی أَمْرِی* وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسانِی* یفْقَهُوا قَوْلِی* وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی* هارُونَ أَخِی* اشْدُدْ بِهِ ازری *وَ أَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی(1)

اللَّهُمَّ أَنَا مُحَمَّدٌ نَبِیکَ وَ صَفیکَ، اللَّهُمَّ فَاشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یسِّرْ لِی أَمْرِی، وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی عَلیاً، اُشْدُدْ بِهِ ظَهْری؛

خدایا در حقیقت پیامبرت موسی بن عمران از تو تقاضا کرد و گفت: پروردگارا ! سینه ی مرا بگشای، و کارم را به من آسان کن، و گره از زبان من باز کن، تا گفتارم را بفهمند، و برای من وزیری از کسانم مقرر فرما،

ص: 36


1- سوره ی طه آیه ی 25 - 32)

هارون برادرم را، و پشت من به او محکم کن، و او را شریک کارم گردان.

تو دعای او را مستجاب کردی در جواب او این آیه را نازل فرمودی:

(سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ)(1)

به زودی بازویت را به وسیله ی برادرت قوی می کنیم.

پروردگارا من محمد نبی و برگزیده ی تو هستم، خداوندا ! صدر مرا شرح بده، و امر مرا سهل و آسان بفرما، برای من وزیری از اهل من قرار ده که او علی بن ابی طالب باشد، و با او پشت مرا محکم گردان.

هنوز دعای حضرت تمام نشده بود که جبرئیل این آیه را بر او نازل کرد(2)

شخصیّت امیرالمومنین (ع)در کلام پیامبر(ص)

رسول خدا(ص) در طول رسالت خویش، همواره امیرالمومنین(ع) را در کنار خود قرار می داد، و در هر فرصت مناسبی جایگاه و مقام و منزلتش را در نزد خداوند متعال و خود به مردم گوشزد می کرد، و عشق و محبّت خود را نسبت به او ابراز می داشت.

وقتی دعوت خویش را آغاز نمود، مقام امامت و جانشینی او را به همراه رسالت خود برای مردم بازگو کرد، رسول اکرم فضیلتی را که برای امیرمومنان(ع) بیان فرمود، برای احدی از مردم بیان نکردند.

ص: 37


1- سوره ی قصص آیه ی 35.
2- الکشف والبیان ج 4 ص 80 و81.

حدیث غدیر

مهم ترین و جامع ترین بیان او که جایگاه و منزلت امیرمومنان حضرت علی(ع) را به طور کامل برای همه ی مردم معرفی می کند؛ حدیث غدیر است، این حدیث شریف از سوی راویان دو فرقه ی شیعه و سنّی روایت شده است.

و نقل آن به گونه ای است که به حدّ تواتر رسیده، و ما اکنون به چند فراز آن بسنده می کنیم.

رسول مکرم اسلام(ص) فرمود:

فَاعْلَمُوا مَعَاشِرَ النَّاسِ وَ افْهَمُوهُ! وَ اعْلَمُوا أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیاً وَ إِمَاماً مُفْتَرَضَهً طَاعَتُهُ عَلَی الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ، وَ عَلَی التَّابِعِینَ بِإِحْسَانٍ، وَ عَلَی الْبَادِئِ وَ الْحَاضِرِ وَ الْأَعْجَمِی وَ الْعَرَبِی وَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلُوکِ وَ الصَّغِیرِ وَ الْکَبِیرِ، وَ عَلَی الْأَبْیضِ وَ الْأَسْوَدِ، وَ عَلَی کُلِّ مُوَحِّدٍ مَاضٍ حُکْمُهُ، جَائِزٌ قَوْلُهُ، نَافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعُونٌ مَنْ خَالَفَهُ، مَرْحُومٌ مَنْ صَدَّقَهُ، قَدْ غَفَرَ الله لِمَنْ سَمِعَ لَهُ وَ أَطَاعَ لَهُ؛

ای مردم! بدانید که خداوند علی را بر شما ولی و امام قرار داده و اطاعت از او را بر مهاجران و انصار، و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند، و بر هر صحرانشین و شهرنشین، و برهر عجم و عرب، و بر هر آزاد و بنده، و بر هر کوچک و بزرگ، و بر هر سیاه و سفید و بر هر موحدی واجب نموده است، و حکم او را مشروع، و سخن او را مجاز، و امر او را نافذ گردانیده است.

کسی که با او مخالفت کند ملعون و از رحمت خداوند دور است، و کسی که از او پیروی نماید مورد رحمت خداست، و کسی که سخن او را تصدیق کند خداوند او و کسانی که آن سخن را از او می شنوند و اطاعت

ص: 38

می کنند، می آمرزد.

در فرازی دیگر از آن حدیث، جایگاه با عظمت امامت او را با بیانی شفاف اعلام کرده و فرمودند:

مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِی مَوْلَاهُ، وَ هُوَ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ أَخِی وَ وَصِیی، وَ مُوَالاتُهُ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَهَا عَلی؛ (1)

ای مردم! هر کس را که من مولای او هستم این علی  مولای اوست؛ زیرا که علی برادر و وصی من، و دوستی او بر من، به حکم پروردگار است.

و هم چنین در برتری امیرالمومنین نسبت به سایر مردم می فرمایند:

مَعَاشِرَ النَّاسِ! فَضِّلُوا عَلِیاً؛ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدِی مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَی، بِنَا أَنْزَلَ اللهُ الرِّزْقَ وَ بَقِی الْخَلْق؛

ای مردم! علی(ع) را افضل و برتر بدانید؛ برای این که او بعد از من، افضل از جمیع اهل عالم است، چه مرد باشند یا زن، روزی خلایق به وسیله ی ذوات کامله ی ما از حضرت واهب العطایا به شما می رسد، و به واسطه ی ما مردم زنده هستند.

در فرازی دیگر، به موضوع علم و دانش مولای متقیان علی می پردازد، و در شیوه ی کسب دانش او می فرمایند:

مَعَاشِرَ النَّاسِ! مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا وَ قَدْ أَحْصَاهُ اللهُ فِی ، وَ کُلُّ عِلْمٍ عَلِمْتُ فَقَدْ أَحْصَیتُهُ فِی إِمَامِ الْمُتَّقِینَ، وَ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا عَلَّمْتُهُ عَلِیاً وَ هُوَ الْإِمَامُ الْمُبِینُ؛ (2)

ص: 39


1- روضه الواعظین ج 1 ص 93 و 94، احتجاج طبرسی ج 1 ص 59 و 60، بحار الانوار ج 37 ص 207 - 209 ضمن حدیث 86.
2- اصل ماجرای غدیر خم را بسیاری از علمای اهل سنت نقل کرده اند، در این جا چند مورد ذکر می شود: مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 118 و 152، و ج 4 ص 281، و ج 5 ص 419، مستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 109 و 1010، مجمع الزواید ج 9 ص 107 و 108

ای گروه مردم! بدانید که هیچ علمی نیست مگر آن که خداوند آن را در من احصا نمود و به شمار آورده است، و من آن را در امام پرهیزکاران احصا کردم، و هیچ علمی نیست مگر این که آن را به علی(ع) آموخته ام، و او همان امام مبین و پیشوای روشنگران است.

امام مبین

در قرآن کریم درباره ی اسرار الهی آمده است:

(وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فی کِتابٍ مُبین(1)

و هیچ تر و خشکی نیست مگر این که در کتابی روشن ثبت است.

و در آیه ی دیگر نیز فرموده است همه ی موجودات عالم، در محضر امام مبین احصا شده است:

(کُلَّ شَی ءٍ أَحْصَیناهُ فی إِمامٍ مُبین(2)

همه ی اشیا را در امام مبین احصا کردیم.

آن امام مبین، مولی الموالی حضرت علی بن ابی طالب است.

در کتاب «معانی الاخبار» به سندی از امام باقر(ع) از پدر بزرگوارش، از جدش(ص) روایت نموده که حضرت فرمود:

«آیه ی (وَ کُلَّ شَی ءٍ أَحْصَیناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ) بر رسول خدا(ص) نازل شد، ابو بکر و عمر سوال کردند که: «امام مبین» تورات است؟

ص: 40


1- سوره ی انعام آیه ی 59)
2- سوره ی یس آیه ی 12: و هر چیزی را در کارنامه ای روشن برشمرده ایم

رسول خدا فرمود: نه.

آن ها گفتند: انجیل است؟

حضرت فرمود: نه.

عرض کردند: قرآن است؟

پیامبر فرمود: نه.

گفتند: پس امام مبین چیست؟

در آن هنگام امیر مومنان(ع) وارد شد، رسول خدا (به حضرت امیر اشاره کرد و) فرمود:

هُوَ هَذَا؛ إِنَّهُ الْإِمَامُ الَّذِی أَحْصَی اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیهِ عِلْمَ کُلِّ شَی؛

امام مبین این شخص است که خداوند تبارک و تعالی علم هر چیزی را در او احصا فرموده است (1)

ص: 41


1- معانی الاخبار ص 95، مناقب آل ابی طالب ج 3 ص 64، البرهان فی تفسیر القرآن ج 4 ص 569 حدیث 8905، بحارالانوار ج 35 ص 428. «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ(ع) قَالَ: «لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ عَلَی رَسُولِ الله(ص)وَ کُلَّ شَیْ ءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ قَامَ أَبُو بَکْرٍ وَ عُمَرُ مِنْ مَجْلِسِهِمَا فَقَالَا: یَا رَسُولَ اللهِ هُوَ التَّوْرَاهُ ؟ قَالَ : لَا. قَالَا : فَهُوَ الْإِنْجِیلُ ؟ قَالَ : لَا. قَالَا : فَهُوَ الْقُرْآنُ ؟ قَالَ : لَا. قَالَ : فَأَقْبَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ(ص) : هُوَ هَذَا؛ إِنَّهُ الْإِمَامُ الَّذِی أَحْصَی اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیهِ عِلْمَ کُلِّ شَیْ»

جایگاه امیرالمومنین(ع) در کلام خود آن حضرت

امیرالمومنین(ع) حقیقت هر چیزی را آن طور که هست، بدون هیچ گونه ابهام و تغییر و تبدیلی اظهار می کند، بعد از رسول خدا(ص) فقط او می تواند جایگاه خود را برای همه معرفی نماید، شاهد این مدعا این نقل تاریخ است که روزی آن حضرت در شهر بصره بر فراز منبر نشسته بود، فرمود:

أَیهَا النَّاسُ! سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی، سَلُونِی عَنْ طُرُقِ السَّمَاوَاتِ؛ فَإِنِّی أَعْرَفُ بِهَا مِنْ طُرُقِ الْأَرْضِ؛

ای مردم! پیش از آن که مرا از دست بدهید از من بپرسید، از راه های آسمان از من پرسش کنید؛ زیرا من راه های آن را از راه های زمین بهتر می شناسم (1)

او شخصیتی است که دانش او به تمام کتب آسمانی محیط است، و تمام تاویلات و تمثیلات و بطون تورات موسی، انجیل عیسی، زبور داود(ع)، و فرقان محمد(ص) در قلب او جای دارد.

در یکی از ایام در میان مردم خطبه ای خواند، و راجع به شان و منزلت خود فرمودند:

وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ لَوْ طُوِی لِی الْوِسَادَهُ فَأَجْلِسُ عَلَیهَا لَقَضَیتُ بَینَ أَهْلِ التَّوْرَاهِ بِتَوْرَاتِهِمْ، وَ لِأَهْلِ الْإِنْجِیلِ بِإِنْجِیلِهِمْ، وَ لِأَهْلِ الزَّبُورِ بِزَبُورِهِمْ، وَ لِأَهْلِ الْفُرْقَانِ بِفُرْقَانِهِم؛ (2)

به خدا قسم! اگر تکیه گاه حکومت برای من آماده می شد، بین اهل تورات با تورات شان، و بین اهل

ص: 42


1- فضایل ابن شاذان ص98.
2- کتاب سلیم بن قیس ج 2 ص 803 حدیث 32، توحید شیخ صدوق ص 305 ضمن حدیث 1، فصول المختار شیخ مفید ص 77، بحار الانوار ج 26 ص 153 حدیث 40

انجیل با انجیل شان و بین اهل زبور با زبورشان، و اهل قرآن با قرآن شان قضاوت می کردم.

امیر المومنین(ع) نیز درباره ی علم و دانشی را که رسول خدا به او اعطا نموده است می فرماید:

عَلَّمَنِی رَسُولُ الله(ص) أَلْفَ بَابٍ مِنَ الْعِلْمِ، فِی کُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ؛(1)

رسول خدا هزار باب از دانش را به من آموخت، و در هر باب هزار باب وجود داشت.

آنچه را که از آیات وحی و کلام گهربار پیامبر خاتم(ص) و از لسان خود آن حضرت(ع) در مقام و منزلت او بیان کردیم، قطره ای از دریای بیکران فضایل آن وجود مقدّس و آسمانی است.

برای آشنایی بیش تر از میزان علوم امیرالمومنین، اشاره ای به داستان حضرت سلیمان در قرآن کریم نیز لازم است؛ زیرا حضرات معصومین(ع) در ذیل این آیات در باره ی فضیلت امیرالمومنین(ع) بیانات متعدد و سخنان فراوانی دارند.

قرآن کریم قصه ی حضرت سلیمان نبی(ع) را با گویش شیرین و حکیمانه ای بیان می فرماید: آن گاه که حشمت الله یعنی حضرت سلیمان نبی(ع) می گوید:

«چه کسی قادر است که تخت بلقیس را نزد من حاضر کند؟».

ص: 43


1- . کتاب سلیم بن قیس ج 2 ص 911 حدیث 64، خصال شیخ صدوق ج 2 ص 572 ضمن حدیث 1، ارشاد شیخ مفید ج 1 ص 34، نهج الحق علامه ی حلی ص 240، عوالی اللئالی ج 4 ص 123 حدیث 4.

در آن هنگام کسی که نزد او دانشی از کتاب الهی بود گفت: پیش از آن که چشم خود را برهم زنید من آن را برایت حاضر می کنم:

(قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یرْتَدَّ إِلَیکَ طَرْفُکَ(1)

هنگامی که از فرسنگ ها راه آن را برای او حاضر کرد، و سلیمان آن تخت را نزد خود مستقر دید گفت:

این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا ناسپاسی می کنم، و هر کس سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس می گزارد، و هر کس ناسپاسی کند، بی گمان پروردگارم بی نیاز و کریم است.

(فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیبْلُوَنی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّما یشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِی کَریم)(2)

مورّخان و مفسران با نقل روایات از معصومین(ع) می گویند: مرد صالح و با ایمانی که در کنار حضرت سلیمان نشسته بود - که به نقل تاریخ خواهر زاده و وصی و وزیر حضرت سلیمان(ع) بود، و نام او را آصف بن برخیا نوشته اند - مقداری از «علم کتاب الهی» داشت، چنان که قرآن در باره ی او می فرماید:

(قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یرْتَدَّ إِلَیکَ طَرْفُکَ)؛

کسی که علم و دانشی از کتاب داشت گفت: من تخت او را قبل از آن که چشم برهم زنی نزد تو خواهم آورد.

ص: 44


1- سوره ی نمل آیه ی 40)
2- سوره ی نمل آیه ی 40

چنین شخصیّتی با بهرمندی از آن «علم من الکتاب» که در اختیار اوست، خود مظهری از اسمای اعظم الهی گشته و در پرتوی آن اسم اعظم الهی، قادر بود چنین کار خارق العاده را انجام دهد، و در یک چشم به هم زدن، تخت بلقیس را در مقابل چشمان حضرت سلیمان(ع)حاضر کند (1)

اما نکته ای بسیار ظریف و با اهمیّت این است کسی که مقداری از علم کتاب در اختیار اوست چنین قدرت نمایی می کند، آن وقت کسی که علم و دانش تمام کتاب آسمانی در اختیار اوست و با جان او عجین شده است، دارای چگونه قدرت و توانایی خواهد بود؟!

امام صادق فرمود: «آصف بن برخیا که تخت بلقیس را در نزد حضرت سلیمان(ع) حاضر نمود، علمش در مقابل علم امیرالمومنین(ع) مانند پشه ای است که اگر خودش را به دریا بزند، چه مقدار می تواند از آب دریا بهره بگیرد؟! علم علی بن ابی طالب(ع) همانند آب دریاست، و علم آصف بن برخیا به اندازه ی رطوبتی است که اندام پشه از دریا کسب می کند (2)

حضرت موسی(ع) در کنار دریا نشسته بود، ناگهان دید مرغی با منقار خود به آب دریا نوک زد، قطره ای آب از نوک مرغ در آب دریا ریخت، پروردگار عالم به

ص: 45


1- تفسیر شریف لاهیجی ج 3 ص 424، تفسیر نور الثقلین ج 4 ص 91.
2- تفسیر قمی ج 1 ص 367، بحار الانوار ج 35 ص 429 حدیث 2 : قَالَ : «الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ، هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع) » ، وَ سُئِلَ عَنِ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَعْلَمُ أَمِ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ؟ فَقَالَ : «مَا کَانَ عِلْمُ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ عِنْدَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ إِلَّا بِقَدْرِ مَا تَأْخُذُ الْبَعُوضَهُ بِجَنَاحِهَا مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ»

پیامبر خود حضرت موسی (ع) فرمود: این صحنه برای توضیح و روشن نمودن توست تا از چیزی آگاه شوی، آن قطره ی آبی که از منقار این پرنده به آب دریا ریخت، به منزله ی علم توست، و این دریا به منزله ی علم محمد و آل محمد(ص) است (1)

امیرالمومنین(ع) از دیدگاه اهل سنّت

احمد بن حنبل پیشوای بزرگ فرقه ی حنبلی ها از اهل سنّت که از شاگردان ابن ادریس شافعی است، از نظر آگاهی جزو دانشمندان بزرگ است که بر علوم مختلفه، از جمله علم عروض و علم لغت، تسلط قابل ملاحظه ای داشت.

او درباره ی امیرالمومنین (ع) می گوید: راجع به هیچ یک از اصحاب پیامبر(ص) به اندازه ی علی بن ابی طالب فضایلی از رسول الله نقل نشده است (2)

عبدالله فرزند احمد بن حنبل می گوید: روزی پیش پدرم نشسته بودم، گروهی از اهل کوفه وارد شدند و در باره ی خلافت خلفا صحبت کردند، ولی راجع به خلافت امام علی(ع) کلام طولانی شد، پدرم سر بلند کرد و گفت: در باره ی علی(ع) و خلافت بحث می کنید؟! خلافت علی را زینت نداد، بلکه علی خلافت را زینت داده است (3)

ص: 46


1- قصص الانبیا جزایری ص 300، بحار الانوار ج 13 ص 312 حدیث 52 و ج 26 ص 200 حدیث 12.
2- مناقب خوارزمی ص 34 حدیث 4، شواهد التنزیل ج 1 ص 19، ترجمه ی امام علی از تاریخ مدینه دمشق ج 3 ص 83 حدیث 1117، الکامل فی التاریخ ج 3 ص 399، فرائد السمطین ج 1 ص 379 حدیث 309.
3- اعیان الشیعه ج 1 ص 333، تاریخ مدینه دمشق ج 42 ص 445، اسد الغابه ج 4 ص 32، تاریخ الخلفا سیوطی ص 198، فیض القدیر ج 4 ص 469 شماره ی 5591، ینابیع الموده ج 2 ص 407 شماره ی 78.

هم چنین بسیاری از اهل سنّت حدیث تشبیه را از پیامبر اکرم(ص) درباره ی امیرالمومنین نقل نموده اند که پیامبر(ص) فرمود:

من أَرَادَ أَنْ یرَی آدَمَ فی عَلِمِهِ، وَ نُوحاً فی طَاعَتِهِ، وَ إِبراهیم فی خَلَّتِهِ، وَ مُوسَی فی قُرْبَتِهِ، و عِیسَی فی صَفْوَتِهِ، فَلْینْظُرْ إلَی عَلِیَّ بنِ أبِی طالِبٍ؛(1)

هر کس می خواهد حضرت آدم(ع) را در علمش، و ابراهیم خلیل(ع) را در خلتش، و حضرت موسی(ع) را در قربتش، و حضرت عیسی(ع) را در صفوتش ببیند، به حضرت علی بن ابی طالب(ع) بنگرد.

گویا همه ی فضایل انبیای الهی(ع) مانند: علم، حلم، مناجات و صبر و دیگر اوصاف آن ها، در وجود مبارک ایشان جمع شده است.

آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری.

ص: 47


1- بحار الانوار ج 21 ص 283، این حدیث با تعابیر مختلف در منابع دیگر از شیعه و اهل سنت نقل شده است. مراجعه شود به امالی شیخ طوسی ص 417 حدیث 937، فضایل ابن شاذان ص 88 و 89، تاریخ مدینه دمشق ج 42 ص 313، تفسیر فخر رازی ج 8 ص 248، تفسیر بحر المحیط ج 3 ص 190، تفسیر غرائب القرآن ج 2 ص 179، اللباب فی علوم الکتاب ج 5 ص 291.

ص: 48

فصل دوم:اهمیّت وصیت از نگاه اسلام

اشاره

ص: 49

ص: 50

وصیت در لغت و اصطلاح

اشاره

«وصیت» در لغت به معنای اندرز دادن و نصیحت کردن است (1)، و در اصطلاح فقه و حقوق، عملی است که به موجب آن، شخص مالی را برای زمان بعد از فوتش به دیگری تملیک می کند، و یا این که فرد یا افرادی را برای زمان پس از فوتش مامور انجام کاری می نماید (2)

و در اصطلاح علم اخلاق، به معنای سفارش کردن و توصیه نمودن به انجام کارهای پسندیده و معروف، و هم چنین بازداشتن از کارهای ناهنجار و منکر است (3)

دین مقدّس اسلام به عنوان یک دین حنیف و سرآمد همه ی ادیان الهی که اساس آن ارائه و حفظ ارزش های انسانی، و هم چنین نفی تمام ضد ارزش هاست در باره ی مسایل عقیدتی، اخلاقی، مالی، حقوقی، احکام و در سایر زمینه ها، راهکارهایی را ارائه داده و قوانینی را وضع نموده است، و حتی از بیان کوچک ترین امور نیز فروگذار نکرده است.

این دین الهی و آیین آسمانی، در باره ی وصیت هم، چه در مسایل حقوقی و

ص: 51


1- فرهنگ معین ج 4 ص 2059.
2- فرهنگ بزرگ سخن انوری ج8 ص 8240.
3- مراجعه شود به مفردات راغب اصفهانی ص 873.

مالی و چه در زمنیه ی اخلاقی و سلوک انسانی، سخن ها گفته است که در این نوشتار به طور اختصار به هر دو بُعد آن اشاره می کنیم.

در قرآن کریم لفظ «وصیت» هم در مسایل حقوقی و هم در مسایل اخلاقی استعمال شده است.

1- اهمیت وصیت در مسایل مالی از دیدگاه قرآن و نگاه روایات
اشاره

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

(کُتِبَ عَلَیکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیراً الْوَصِیهُ لِلْوالِدَینِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ)(1)

بر شما نوشته شده هنگامی که یکی از شما را مرگ فرا رسد، اگر چیز خوبی (مالی) از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان، به طور شایسته وصیت کند، این حقّی بر پرهیزکاران است.

وصیت اگر چه در دین اسلام به عنوان یک حکم الزامی در باره ی مسایل مالی، واجب شمرده نشده ولی جزو مستحبّات مُؤکّد، و به عنوان امری مشروع و دارای آثار فقهی مثبت شمرده شده است، شرع مقدّس اسلام با اصرار در این امر و اهتمام به آن، هم معرّف جایگاه معنوی وصیت کننده است که می فرماید: انسان های متقی و پرهیزکار توفیق عمل به آن را پیدا می کنند، و هم اهمیّت توجه به نزدیکان و ذوی الحقوق را معیّن نموده است.

حضرت رسول اکرم می فرمایند:

مَنْ مَاتَ بِغَیرِ وَصِیهٍ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیهً؛ (2)

ص: 52


1- سوره بقره آیه ی 180.
2- المسترشد فی إمامه ص 575، وسائل الشیعه ج 19 ص 259 حدیث 24546.

«کسی که بدون وصیت این دنیای فانی را ترک کند، او به مرگ دوران جاهلیت از این دنیا وداع کرده است».

به این ترتیب، شایسته است انسان به انجام این امر مهم اهتمام ورزد و وصیت نماید.

و هم چنین از سفارش های رسول اکرم این است:

مَا ینْبَغِی لِامْرِئٍ مُسْلِمٍ أَنْ یبِیتَ لَیلَهً إِلَّا وَ وَصِیتُهُ تَحْتَ رَأْسِهِ؛(1)

برای انسان مسلمان شایسته است هنگامی که شبان گاهان سر به بالشت استراحت می گذارد و می خوابد، وصیتش در زیر سرش باشد.

که این کلام رسول خدا(ص) به اهمیّت امر وصیت دلالت دارد.

زید شحّام می گوید: از امام صادق(ع) در باره ی وصیت پرسیدم، حضرت(ع) فرمودند:

هِی حَقٌّ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ؛

وصیت حق هر مسلمانی است .(2)

آثار وصیت

تشریع قانون وصیت برای حفظ اموال شخص و تکریم حقوق دیگران برای بعد مرگ اوست، و یکی از مهم ترین آثار وصیت این است که علاوه بر بستگان نزدیک - که هر کدام سهم معیّنی دارند - آن دسته از کسانی که نیاز مبرم به کمک های مالی دارند نیز می توانند از آن بهره مند شوند.

ص: 53


1- وسائل الشیعه ج 19 ص 259 حدیث 24545
2- وسائل الشیعه ج 19 ص 258 حدیث24542.

از آثار دیگر این که ممکن است شخص در زمان حیاتش به خاطر نیازهای مالی و مشکلات دیگر موفق به انجام امور خیریّه نشده باشد، وصیت نمودن فرصتی را برای وصیت کننده فراهم می کند که کارهای خیری را که در زمان حیاتش موفق نشده است، بعد از مرگش از آثار و پاداش آن امور محروم نماند.

یکی دیگر از آثار وصیت، جلو گیری از تضییع حقوق دیگران است که هریک از ذوی الحقوق بر طبق نظر وصیت کننده به حق خود برسند.

از جمله آثار دیگر وصیت، اثر دفعی آن است که وصیت کننده با وصیت پیشاپیش خود، از خطر اختلاف و تفرقه، نسبت به بازماندگان جلوگیری می کند، و ظلم آن ها بر یک دیگر را دفع و پیوند میان بستگان و خویشاوندان را مستحکم تر می کند.

2- وصیت در مسایل اخلاقی از لسان قرآن و عترت

در قرآن کریم، در راستای سفارش به بعضی از مسایل مهم عقیدتی اخلاقی، از لفظ و ماده ی «وصیت» استفاده شده است که مواردی چند از آن را یادآور می شویم.

در باره ی احسان و تکریم به پدر و مادر می فرماید:

(وَ وَصَّینَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیهِ حُسْناً)(1)

ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند.

هم چنین در آیات دیگر درباره ی تکریم والدین و رعایت حقوق آنان، همین واژه بکار رفته است .(2)

ص: 54


1- سوره ی عنکبوت آیه ی 8.
2- در سوره ی مبارکه ی لقمان آیه ی 14 می فرماید: (وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ) و ما به انسان در باره ی پدر و مادرش سفارش کردیم. و هم چنین در سوره ی احقاف آیه ی 15 فرمود: (وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَاناً) ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند.

خداوند متعال در سفارش به یکی از مهم ترین ارزش های معنوی یعنی تقوا، لفظ وصیت را بکار برده و می فرماید:

(وَ لَقَدْ وَصَّینَا الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ إِیاکُمْ أَنِ اتَّقُوا الله) (1)

و در حقیقت ما به کسانی که پیش از شما کتاب آسمانی به آن ها داده شده بود، و هم چنین به شما نیز سفارش کردیم که از نافرمانی خداوند بپرهیزید.

یکی از موارد دیگر آن است که وقتی خدای تبارک و تعالی می خواهد به همه ی مردم، و علی الخصوص به شخص حضرت رسول اکرم(ص) فرمان دهد تا در اقامه ی احکام دینی و حفظ و اتحاد، اهتمام ورزند، و از هم پاشید گی جلوگیری کنند، آنچه را که به پیامبران عظیم الشان گذشته سفارش فرموده با واژه ی وصیت در جمله ی خبریّه به پیامبر اکرم(ص) امر می کند و می فرماید:

(شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَینَا إِلَیکَ وَ مَا وَصَّینَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَ مُوسَی وَ عِیسَی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لاَ تَتَفَرَّقُوا فِیهِ) (2)

(پروردگارمتعال) آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود، و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی

ص: 55


1- سوره ی نسا آیه ی 131.
2- سوره ی شوری آیه ی 13.

سفارش کردیم این بود که دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید.

در قرآن کریم وصیت را به عنوان سیره ی پاک پیامبران گذشته برشمرده و فرمود:

(وَ وَصَّی بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یعْقُوبُ یا بَنِی إِنَّ اللهَ اصْطَفی لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ) (1)

و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر) فرزندان خود را به این آیین وصیت کردند، (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) فرزندان من! خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده است، و شما جز به آیین اسلام (تسلیم در برابر فرمان خدا) از دنیا نروید.

با توجه به آیات قرآن کریم، وصیت یکی از برنامه ها حکیمانه و از اعمال بسیار پسندیده و خوب آیین مقدّس اسلام است.

امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع) - که تمام آیات الهی و همه¬ی حقایق قرآنی از وجود مبارک او تجلی و ظهور می کند - به عنوان یک پدری دلسوز و مهربان، و مرّبی حکیم فرزانه و یک زمامدار عادل و انسان کامل در طول زندگی با برکت خویش، در فرصت های مناسب، با خطبه های فصیح و بلیغ و نامه های خردمندانه و نصایح حکیمانه، راه بندگی و روش های سلوک معنوی را، به همه ی حاضرین زمان خود، و آیندگان معرفی نموده اند.

در لحظات آخر عمر شریف و گرانقدرش نیز، وصیتی کوتاه و پر محتوایی را به عنوان سرمایه ای گران بها، برای امت اسلام به یادگار گذاشت، وصیتی که گرچه از حیث کمیّت دارای حجمی اندک است، اما از نظر کیفیّت، تمام محتوای بنیادی و اصولی، علمی و عملی، اعم از اعتقادی، اخلاقی و عبادی و اجتماعی قرآن در آن نهفته است.

ص: 56


1- سوره ی بقره آیه ی 132.

اگر بگوییم: وصیتی است که عصاره ی قرآن کریم و خلاصه ی کلام الله مُنزل است، گزاف نگفته ایم.

حضرت(ع) در این وصیت، ابتدا به مسایل اصولی و اساسی دین یعنی توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت اشاره دارد، و بعد از آن به سفارش-های اخلاقی و هم چنین اعمال عبادی می پردازد.

آن امام همام(ع) در آستانه ی مرگ، مهم ترین جوهر معارف دینی و پیوند ناگسستنی میان اعتقاد، اخلاق و عبادت را بیان، و تقابل میان امور اعتقادیّه و اخلاق کریمه و اعمال صالحه را به عنوان یک زنجیر به هم پیوسته، از یک دیگر جدایی ناپذیر دانست، و آن سه اصل را به مانند سه ضلع یک مثلث مایه ی قوام یک دیگر برشمرد.

ص: 57

ص: 58

فصل سوم:وصیت امیرالمومنین(ع)در کتب احادیث

اشاره

ص: 59

ص: 60

وصیت امیرالمومنین(ع) در کتب احادیث

در متون روایی، تعدادی چند از توصیه ها و سفارشات، تحت عنوان وصیت از امیرالمومنین(ع) روایت شده است که بعضی از آن ها در کتاب قیّم و ارزشمند «نهج البلاغه» و تعدادی از آن ها در کتب دیگر حدیثی نقل شده است.

یکی از آن وصیت های معروف آن است که امیرمؤمنان علی(ع) در آخرین لحظات غروب غم انگیز عمر شریفش، در حالی که در بستر شهادت بود، بیان فرمودند.

نویسند گان و راویان احادیث، گاه به صورت مُسند و گاه به صورت مرسل، این وصیت را در کتاب های خود نقل نمودند ،(1) یکی از آن ها مرحوم شیخ صدوق(ع) است.

شیخ صدوق از علمای بر جسته ی جهان تشیّع که عمر شریف و گرانقدر خود را در تبلیغ و ترویج دین مبین اسلام و مذهب حقّه ی شیعه سپری نمود، و آثار بسیار ارزشمندی را از خود به یادگار گذاشت.

ص: 61


1- اکنون به تعدادی چند از آن آثار اشاره می کنیم: سُلیم بن قیس هلالی در کتاب خود معروف به کتاب سلیم بن قیس یا اسرار آل محمد(ص) ج 2 ص 925 و 926، فتّال نیشابوری در روضه الواعظین ج 1 ص 136، طبرانی در معجم کبیر ج 1 ص 102، ابوجعفر طبری در حوادث سال چهلم تاریخ طبری ج 4 ص 113، ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه ج 6 ص 120، ابن کثیر در البدایه و النهایه ج 7 ص 363 و 136، هیثمی در مجمع الزوائد ج 9 ص 143

از ویژگی های منحصر به فرد شیخ صدوق(ره) این است که ایشان در نقل حدیث، بسیار دارای وسواس و دقّت نظر بود، و برای این که یک راوی از سلسه روات در سند حدیث کم شود، تا واسطه ها به حداقل برسند، مشقّت های طاقت فرسا را متحمل شده و سفرهای طولانی را طی می کرد، ایشان در کتاب «من لا یحضره الفقیه»(1) این وصیت حضرت(ع) را از سُلیم بن قیس هلالی روایت کرده است.

از جمله کسانی که این وصیت امیرالمومنین(ع) را نقل فرموده ثقه الاسلام مرحوم شیخ یعقوب کلینی است، ایشان نیز یکی از علما و موثّق ترین راویان احادیث است، و از آثار بسیار گران سنگ ایشان، کتاب شریف «کافی» می باشد که آن نیز یکی از کتب اربعه ی شیعه است، و در میان علما و فقها جایگاه بسیار والایی را به خود اختصاص داده است.

مرحوم کلینی بخش آغازین از این وصیت را - که توصیه ی شخصی و ودیعت نمودن کتاب و سلاح و ابلاغ سلام به امام محمد باقر است - در کتاب «کافی» ذکر نفرمود، ولی بخش دوم آن را که با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع و آخر آن با «لا اله الا الله» خاتمه می یابد همانند مرحوم صدوق(ع) به طور کامل بیان فرمودند (2)

مرحوم مجلسی(ع) نیز در کتاب شریف «بحار الانوار» این وصیت ارزشمند را به طور کامل روایت کرده است، و ما در این نوشتار ابتدا اصل این وصیت را نقل، و بعد به شرح مختصر آن می پردازیم.

ص: 62


1- من لا یحضره الفقیه ج 4 ص 189 حدیث 5433.
2- کافی ج 7 ص 51 حدیث 7.

مخاطبان امیرالمومنین به هنگام وصیت

حضرت علی بن ابی طالب(ع) در این وصیت، دو گروه حاضر و غایب را مخاطب خود را قرار داده که گروه اول از مخاطبان او، فرزندان و اهل خانه و هم چنین از اصحاب و انصاری بودند که برای عیادت حضرت(ع) در کنار آن بزرگوار حضور داشته اند، و دسته ی دوم، آینده گانی را مورد مخاطب خود قرار داده که این پیام ارزشمند به دست آن ها می رسد و آن را استماع می کنند.

امیرالمومنین(ع) در هنگام وصیت، همه ی حاضران را به شهادت گرفت، و سپس امام مجتبی(ع) را به عنوان وصیّ و جانشین خود قرار داد، و بعد سلاح و کتاب خود را به آن حضرت سپرد، اما او در واپسین لحظات عمر خود، به نکته ای اشاره نمودند که بسیار جای تامّل و دقت دارد، و آن این که وصیت من همانند وصیت رسول خدا(ص) است که به من وصیت فرمود، و من نیز هر عملی را که انجام می دهم به سفارش آن وجود مقدّس است، از این رو می فرمایند:

«همان گونه که رسول خدا(ع) سلاح و کتاب خود را به دست من سپرد، من نیز به تبعیّت آن وجود مقدّس آن را به شما تقدیم می کنم تا این که شما نیز، یکی پس از دیگری این سنّت را ادامه دهید و آن را به شخص بعد از خود بسپارید.

آن گاه رو به حضرت سیّد الساجدین امام زین العابدین کرد و فرمود:

«آن را به دست فرزند برومند خود حضرت امام محمّد باقر بسپار، و سلام رسول خدا(ع) و مرا هم به او ابلاغ فرما».

از لطف و عنایت بی پایان امیرالمومنین در این وصیت این است که در کنار اهل بیت خویش، آینده گان را نیز مورد خطاب قرار داده و همه را با لطف و

ص: 63

مرحمت، از فرزندان معنوی و خویشاوندان خود دانسته و فرمودند:

«ثُمَّ إِنِّی أُوصِیکَ یا حَسَنُ وَ جَمِیعَ أَهْلِ بَیتِی وَ وُلْدِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابی» تا با این بیان شیرین به کلام رسول رحمت، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) نیز جامه عمل بپوشاند که فرمود: «أَنَا وَ عَلِی أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ» (1)

آن حضرت(ع) خان کرم خویش را آن گونه گسترده کرد تا حتی کسانی که در آینده به این وصیت دست می یابند، از آن متنعّم شوند.

آری! آسمان رحمت و برکت وجود مبارک حضرت(ع) مانند ابر بهاران باریدن گرفت، تا همه ی کسانی را که حبّ حیدر را در دل دارند، از وسعت رحمت بی انتهای او بهرمند شوند، کلام گهربارش مانند آبی زلال از ابر پربار لطف وجودش در گستره ی زمان نازل شد، تا در بستر آن جاری شود و به ابدیّت به پیوندد، و عاشقان نسل های آینده را نیز از آن بهرمند کند، و عطش حقیقت طلب وجودشان را فرو بنشاند.

ص: 64


1- علل الشرائع ج 1 ص 127.

فصل چهارم:سخنی با قصاص کنندگان

اشاره

ص: 65

ص: 66

سخنی با قصاص کنندگان

امیرالمومنین(ع) در آن واپسین لحظات عمر، در ادامه ی وصیت خویش سخنی با قصاص کنندگان دارد و در باره ی سرنوشت قاتل خود پیامی کریمانه و بسیار محبت آمیزی را به فرزندان و یاران خود توصیه می کند، لذا رو به فرزندش حضرت امام حسن مجتبی(ع) کرد و فرمودند:

«فرزند عزیزم! تو ولی امر و ولی دم هستی، پس اگر عفو کنی حقّ تو است، و اگر من از ضربت ابن ملجم کشته شوم، پس کیفر او ضربتی به جای ضربتی خواهد بود، و در انتقام مرتکب گناه مشو (و زیاده روی مکن)».

مساله ی ولایت بعد از امیرالمومنین(ع)

نکته ی قابل توجه و در خور تامّل در بیان امیرالمومنین این است که حضرت(ع) فرمود:

«پسرم! تو ولی امر هستی «یا بُنَی أَنْتَ وَلِی الْأَمْرِ» نه ولی امر من».

در واقع امیرمومنان(ع) در خطاب به امام مجتبی(ع) مساله ی ولایت و امامت پس از خود را بیان فرموده که بیانگر این است که ولایت و امامت امام مجتبی(ع) نیز از سوی خداوند متعال معیّن شده است، و حضرت علی بن ابی طالب(ع) فقط درمقام معرفی اوست.

ص: 67

یعنی همان گونه که حضرت رسول اکرم(ص) در غدیر خم امیرالمومنین(ع) را به عنوان وصی و جانشین خود، به مردم معرفی نمود، او نیز چنین عملی را در باره ی امام حسن انجام داده است.

اما نکاتی که در این قطعه از کلام مولی وجود دارد این است که سبط اکبر حضرت امام حسن(ع) در تمام زمینه ها، حتی در باره ی قصاص قاتل پدر خود، صاحب اختیار کامل است، هم می تواند قاتل و مجرم را قصاص نماید و هم می تواند از آن بگذرد و عفو کند.

شاید شبهه ای در خیال بعضی تداعی کند که چرا امام مجتبی(ع) قصاص را بر عفو و گذشت ترجیح داد؟!

در پاسخ باید گفت: در باره ی ابن ملجم ملعون، دو نوع قصاص صدق می کند که یکی حق شخصی می باشد و دیگری از حقوق الهی است که چنانچه کسی بر امام زمان خود خروج کند از دیدگاه اسلام مهدور الدم است.

ممکن است آن حضرت نه از باب این که پدر ایشان بود قصاص کرد - اگر چه این نیز حق واقعی ایشان بوده است - بلکه به عنوان این که بر امام معصوم(ع) خروج کرد محکوم به قتل است، و در واقع امام(ع) در اجرای حدود الهی، به زندگی ابن ملجم پایان داد.

و مهم تر این که وقتی امیرالمومنین(ع) به شهادت رسید، قهراً مقام منیع و رفیع امامت به حضرت امام مجتبی منتقل می گردد، و اوست که دارای عصمت کامله و واسطه ی وصول فیض الهی به خلق است، و کسی حق اعتراض و چرایی در مقابل امام معصوم(ع) نداشته و نخواهد داشت.

ص: 68

جایگاه قتل نفس در اسلام

لازم می دانیم در این قسمت به گونه ای اختصار به دیدگاه حکیمانه ی اسلام درباره ی قصاص اشاره ای داشته باشیم.

دین مبین اسلام مانند سایر ادیان آسمانی، آیین رافت، رحمت و مهربانی است، قتل نفس در اسلام، از اعمال بسیار شنیع و از گناهان کبیره شمرده شده است، و خداوند تبارک و تعالی برای کسی که مرتکب آن عمل فجیع شود، عذابی دردناک در نظر گرفته است و می فرماید:

(وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِیهَا وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِیماً)(1)

و هر کس فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است در حالی که جاودانه در آن می ماند، و خداوند بر او غضب می کند، و او را از رحمتش دور می سازد، و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است.

و در آیه ی دیگر قتل یک انسان بی گناه را برابر با قتل همه ی انسان-ها، و حیات بخشیدن یک نفر را همانند احیای همه ی مردم بر شمرده و می فرماید:

(مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیا النَّاسَ جَمِیعاً) (2)

ص: 69


1- سوره ی نسا آیه ی 93
2- . سوره ی مائده آیه ی 32

حکم قتل نفس در احکام اسلام

دین مبین اسلام برای حفظ قوام اجتماع، و با در نظر گرفتن مصالح آن، احکام و مجازاتی را برای افراد شرور و عضو فاسد و مزاحم جامعه تدوین نموده است تا در سایه سار آن، بستر سعادت مردم و امنیّت جامعه را فراهم کند.

یکی از آن قوانین و مجازات، قصاص در مقابل قتل نفس است، اگر کسی مرتکب چنین جنایتی شد، در محکمه ی عدل الهی محکوم به قصاص می باشد، از این رو فرمود:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَی)(1)

ای کسانی که ایمان آورده اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته (واجب) شده است.

رعایت حقوق عموم مردم، و در نظر گرفتن مصالح آن ها، و صدور چنین حکمی، در واقع نوعی تکریم به آحاد افراد و تامین و تضمین امنیت جامعه است که اگر این حکم نباشد، جان و مال و ناموس مردم از تعرّض بدخواهان و جانیان شرور در امان نخواهد بود.

حقوق بازماندگان مقتول در احکام اسلامی

حکم قصاص در احکام اسلامی، اگر چه علیه قاتل است، و او باید خود را تسلیم ولی دَمْ نماید، اما برای اولیای دم، حکم قصاص واجب شمرده نشده، بلکه او را در انتخاب یکی از سه امر مخیّر نموده که هر یک آن ها را که بخواهد می تواند انتخاب کند، و جانی و قاتل را به حکم شرع مقدّس، قصاص نماید، و یا او را طبق

ص: 70


1- سوره ی بقره، آیه ی 178

سفارش قرآن کریم، مورد عفو و بخشش قرار دهد، و یا با اخذ دیه با او مصالحه کند.

این حقوق ولیّ دم، در قرآن کریم به طور اجمال، و در احکام فقهی به طور مفصل و وسیع بیان شده است که در این نوشتار مجال بیان آن ها نیست (1)

اجرای حدود الهی دچار تعدی و تجاوز نشوند، و از مُثله (2)کردن آن به پرهیزند، و بر جنازه ی او آسیبی نرسانند.

ص: 71


1- 1.کیفیت اجرای قصاص در احکام اسلام: اگر چه در اسلام حکم قصاص قاتل، حق مسلّم اولیای دم است، اما کیفیّت اجرای آن را شرع مقدّس در چهار چوب معیّنی وضع کرد که منافی با قسط و عدل نباشد و ستمی به قاتل روا نگردد. در حکم قصاص، تساوی میان قاتل و مقتول شرط است مانند این که هر دو در مذکر و مؤنّث و یا حرّیت و عبدیت با هم برابر باشند که خداوند در این زمینه متعال می فرماید: (الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثَی بِالْأُنْثَی)؛ (حکم قصاص در مورد کشتگان بر شما نوشته شده است) آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن. (سوره ی بقره آیه ی 178) اهمیّت قصاص در اسلام حکم قصاص اگر چه به ظاهر در دیدگاه بعضی شکل خشونت دارد، اما خردمندان و صاحبان اندیشه و کمال، همیشه از شکل ظاهری آن دست برداشته و به آثار باطنی آن توجه می کنند که باطن آن رحمت است، و به ظاهر با مجازات و مرگ شخص جانی و قاتل تحقق پیدا می کند، اما با آثار حیات بخش و مصلحتی همراه ا ست که حیات و امنیت جامعه ی انسانی را تضمین می کند، لذا در قرآن کریم آمده است: (وَ لَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ)؛ و برای شما در حکم قصاص حیات و زندگی است، ای صاحبان خِرد! امید است تقوا پیشه کنید. (سوره ی بقره آیه ی 179) حکمت و آثار حکم قصاص در روایات اسلامی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نیز به عنوان مفسّران واقعی قرآن کریم و مجریان حقیقی شریعت، آثار بسیاری را درباره ی این حکم الهی بیان فرمودند که به نقل تعدادی چند از آن اکتفا می کنیم. الف: عامل بازدارندگی یکی از حکمت های مجازات اسلامی علی الخصوص حکم قصاص، حفظ حیات بشری و بهترین مانع بازدارنده ی مردم از اقدام به قتل نفس است، اگر افراد جامعه بدانند که با مرتکب شدن به قتل یک انسان، حکم قصاص در حق آن ها جاری می شود، و هیچ استثنایی برای کسی در اجرای این حدود الهی وجود ندارد، جرات بر اقدام چنین جنایتی بزرگ پیدا نمی کنند. در نتیجه حکم قصاص، قبل از هر چیز مایه ی حیات تصمیم گیرنده ی به قتل و بعد از آن نوعی پیش گیری از اختلال در امنیّت جامعه است، و این آثار ارزشمند، در روایات عترت طاهرین بسیار به چشم می آید. حضرت امام سجاد(ع) در تفسیر آیه ی شریفه ی (لَکُم فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ) می فرمایند: ولکم یا اُمّه محمد فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ؛ لأنَّ مَنْ هَمَّ بالْقَتْلِ یَعرفُ أنّه یُقْتَصُّ مِنْهُ، فَکَفَّ لِذلِکَ عَنْ الْقَتْلِ اَلّذی کَانَ حَیَاهً لَلّذی کَانَ هَمَّ بِقَتْلِهِ، وَ حَیَاهً لِهَذَا اَلْجَانی اَلّذی أَرَادَ أن یَقْتُلَ، وَحَیَاهً لِغیرِهِمَا مِنَ النّاسِ، إذ عَلِمُوا أنّ القِصَاصَ وَاجبٌ، لایَجْسُرونَ عَلَی الْقَتْلِ؛ مَخافَهً الْقِصاصْ، یا اُولِی الْأَلْبابِ! اُولی الْعقُوُلِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ (تفسیر نور الثقلین ج 1 ص 158 حدیث 522) بعدازآنچه درباره قصاص گفته شد،اکنون به سفارش امیرالمومنین (ع)مراجعه میکنیم ، کاملا بیان آن حضرت باتمام آیات قرآن هماهنگ است. امام (ع)ازآن هامیخواهدکه بیش تر ازیک ضربت به قاتل واردنسازند، ودرزمینه های ای امت محمد(ص) برای شما در قصاص، حیات و زندگی است؛ زیرا کسی که تصمیم به قتل می گیرد، می داند که مورد قصاص واقع می شود و از خوف آن مرتکب قتل نمی شود، و این سبب حیات کسی است که تصمیم به قتل او گرفته شده است و موجب حیات کسی است که تصمیم به قتل دارد، و برای سایر افراد نیز مایه ی حیات است؛ زیرا می دانند که به دنبال قتل، قصاص وجود دارد و از خوف آن مرتکب قتل نمی شوند، ای صاحبان خرد و اندیشه! بسیار اندیشه کنید، امید است پرهیزکار شوید. ب: بزرگداشت حدود الهی امیر المومنین حضرت علی(ع) تشریع حکم قصاص را مایه ی حفظ جان مردم و بزرگداشت حدود الهی و عامل بازدارنده ی تعدی برای مردم از برنامه های الهی می داند و می فرماید: فَرَضَ اللهُ...الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ، وَ إِقَامَهُ الْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِم؛ خداوند متعال قصاص را تشریع کرد تا عامل حفظ جان مردم، و اقامه ی حدود سبب بزرگداشت محرمات الهی باشد. (نهج البلاغه حکمت 252) ج: تشریع حکم قصاص تفضّل پروردگار حضرت ثامن الحجج امام رضا(ع) نیز در حدیثی، حکم قصاص را تفضّل و رحمتی از جانب خداوند متعال معرفی می کنند: أنّ الله عَزَّ وَجلَّ جَعَل فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ طولًا مِنه وَ رَحمه؛ لِئلّا یَتَعدی الناسُ حُدُودَ اللهِ؛ به درستی که خداوند از روی تفضّل و رحمت، حیات را در قصاص قرار داده است تا مردم از حدود الهی تجاوز نکنند (وآن را پاس دارند). (فقه الرضا ص 311)
2- در میان عرب مرسوم بود اگر کسی را به هر دلیلی - چه در میدان مبارزه و چه در اجرای حکم قصاص به قتل می رسانند، او را «مُثله» (یعنی بیش تر اعضا و جوارح او را قطعه قطعه) می کردند، اما این عمل که ریشه در عقاید و رفتار جاهلیت دارد، از نظر اسلام محکوم و مورد مذمت است، امیرالمومنین(ع) با آن سابقه ی درخشان و پیروزی های چشم گیر در جنگ ها، هنگامی که با رشادت و شجاعت دشمنان را به درک واصل می نمود، بعد از پایان مبارزه، جوانمردانه از کنار کشته های آنان می گذشت، و هیچ یک از به خاک افتادگان را «مُثله» نمی کرد.

ص: 72

ص: 73

متن کامل وصیت به همراه ترجمه

از سلیم بن قیس هلالی(ع) روایت شده است که گفت: من شاهد و ناظر صحنه ی وصیت علیّ بن ابی طالب(ع) بودم، در آن هنگام که به پسرش حسن(ع) وصیت کرد، و حسین(ع) و محمّد و همگی فرزندان و سران خانواده و یاران خود را به شهادت گرفت، و آن گاه کتاب و سلاح را به او سپرد، سپس فرمود:

(یا بُنَی! أَمَرَنِی رَسُولُ اللهِ (ص) أَنْ اُوصِی إِلَیکَ وَ أَنْ أَدْفَعَ إِلَیکَ کُتُبِی وَ سِلَاحِی کَمَا أَوْصَی إِلَی رَسُولُ اللهِ (ع) وَ دَفَعَ إِلَی کُتُبَهُ وَ سِلَاحَهُ، وَ أَمَرَنِی أَنْ آمُرَکَ إِذَا حَضَرَکَ الْمَوْتُ أَنْ تَدْفَعَهُ إِلَی أَخِیکَ الْحُسَینِ)؛

ای فرزند عزیزم! رسول خدا(ص) به من امر فرمود تا تو را به وصایت برگزینم، و کتاب ها و سلاحم را به تو بسپارم، همان طور که رسول خدا(ص) مرا به وصایت خویش برگزید، و کتاب ها و سلاحش را به من سپرد، و آن حضرت به من فرمان داد تا تو را مامور سازم که چون مرگت فرا رسد آن را به برادرت حسین(ع) بسپاری.

ص: 74

راوی گفت: آن گاه امام(ع) روی به فرزندش حسین  آورد و فرمود:

وَ أَمَرَکَ رَسُولُ اللهِ(ع) أَنْ تَدْفَعَهُ إِلَی ابْنِکَ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ(ع) ؛

و رسول خدا(ع) به تو فرمان داده است که آن را به پسرت علیّ بن الحسین تسلیم کنی.

آن گاه رو به نوه اش علی بن الحسین(ع) کرد و فرمود:

وَ أَمَرَکَ رَسُولُ اللهِ أَنْ تَدْفَعَ وَصِیتَکَ إِلَی ابْنِکَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی(ع) ، فَأَقْرِئْهُ مِنْ رَسُولِ اللهِ (ع) وَ مِنِّی السَّلَامَ؛

و رسول خدا(ص) تو را مامور ساخته است که وصیت خود را به پسرت محمد بن علی بسپاری، پس سلام رسول خدا و سلام مرا به او برسان.

آن¬گاه رو به فرزندش حسن(ع) کرد و فرمود:

یا بُنَی! أَنْتَ وَلِی الْأَمْرِ وَ وَلِی الدَّمِ، فَإِنْ عَفَوْتَ فَلَکَ، وَ إِنْ قَتَلْتَ فَضَرْبَهً مَکَانَ ضَرْبَهٍ وَ لَا تَأْثَمْ؛

فرزند عزیزم! تو ولیّ امر و ولیّ دم هستی، پس اگر عفو کنی، حقّ تو است، و اگر من از ضربت ابن ملجم کشته شوم، پس کیفر او ضربتی به جای ضربتی خواهد بود، و در انتقام مرتکب گناه مشو.

ص: 75

آغاز وصیت

امام(ع) در ادامه فرمود:

اکْتُبْ بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، هَذَا مَا أَوْصَی بِهِ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ، أَوْصَی أَنَّهُ یشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا الله وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَرْسَلَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ؛ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛

ثُمَ إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیای وَ مَماتِی لِله رَبِّ الْعالَمِینَ، لا شَرِیکَ لَهُ، وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛

ثُمَّ إِنِّی اُوصِیکَ یا حَسَنُ! وَ جَمِیعَ أَهْلِ بَیتِی وَ وُلْدِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی بِتَقْوَی اللهِ رَبِّکُمْ، وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا؛ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ یقُولُ: صَلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّهِ الصَّلَاهِ وَ الصِّیامِ، وَ إِنَّ الْمُبِیرَهَ الْحَالِقَهَ لِلدِّینِ فَسَادُ ذَاتِ الْبَینِ، وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ؛

انْظُرُوا ذَوِی أَرْحَامِکُمْ فَصِلُوهُمْ یهَوِّنِ الله عَلَیکُمُ الْحِسَابَ؛

بنویس به نام خدای بخشنده ی مهربان، این همان چیزی است که علی بن ابی طالب به آن وصیت کرده است، او وصیت کرده و شهادت می دهد که معبود حقّی جز خداوند تبارک وتعالی نیست، تنها و یگانه است و همتا ندارد، و نیز شهادت می دهد که حضرت محمّد(ع) بنده و فرستاده ی او است.

او را به آیین هدایت، و دین حقّ فرستاده است تا بر همه ی ادیان جهان غلبه پیدا کند، اگر چه مشرکین آن را اکراه می دارند.

سپس نماز من، و عبادت و قربانی و هم چنین زندگی و مرگ من، از آنِ

ص: 76

الله رب العالمین است که هر گز او را شریک و همتایی نیست، و من به این راه و رسم مامور شده ام، و من نیز یکی از مسلمانانم.

سپس ای فرزندم حسن! همانا من تو را و همه ی فرزندان، و کلیه ی افراد خاندانم و تمام کسانی را که این نامه ی من به او برسد، وصیت می کنم که تقوای الهی را پیشه ی خود سازید، و جز به آیین مسلمانی زندگی خود را به پایان نرسانید، و همه ی شما به ریسمان وحی الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نزول نعمت خدا بر خویشتن را بیاد آورید، و آن زمان را فراموش نکنید که با یک-دیگر دشمن بودید، سپس خداوند منّان به فضل و رحمت خود، میان دل هاتان انس و الفت برقرار کرد؛ زیرا من از رسول خدا شنیدم که می فرمود:

اصلاح میان مردم از همه ی اقسام نماز و روزه برتر و والاتر است، و بغض و عداوت ریشه کن کننده ی دین، و علّت فساد در روابط مسلمین است.

به خویشاوندان تان بنگرید، پیوند یاری و مددکاری را با ایشان برقرار کنید، صله ی رحم نمایید که خداوند متعال با این عمل شما، حساب روز قیامت را بر شما آسان می سازد.

الله الله فِی الْأَیتَامِ فَلَا تُغَیرُوا أَفْوَاهَهُمْ، وَ لَا تضیعوا [یضِیعُوا] بِحَضْرَتِکُمْ، فَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(ص) یقُولُ: مَنْ عَالَ یتِیماً حَتَّی یسْتَغْنِی أَوْجَبَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِذَلِکَ الْجَنَّهَ، کَمَا أَوْجَبَ اللهُ لِآکِلِ مَالِ الْیتِیمِ النَّار؛

اللهَ اللهَ فِی الْقُرْآنِ، فَلَا یسْبِقْکُمْ إِلَی الْعَمَلِ بِهِ أَحَدٌ غَیرُکُمْ؛

اللهَ اللهَ فِی جِیرَانِکُمْ؛ فَإِنَّ النَّبِی(ص) أَوْصَی بِهِمْ، وَ مَا زَالَ رَسُولُ الله یوصِی بِهِمْ حَتَّی ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیوَرِّثُهُمْ؛

اللهَ اللهَ فِی بَیتِ رَبِّکُمْ، فَلَا یخْلُو مِنْکُمْ مَا بَقِیتُمْ؛ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا، وَ أَدْنَی مَا یرْجِعُ بِهِ مَنْ أَمَّهُ أَنْ یغْفَرَ لَهُ مَا سَلَفَ؛

ص: 77

اللهَ الهَ فِی الصَّلَاهِ؛ فَإِنَّهَا خَیرُ الْعَمَلِ، وَ إِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُمْ؛

اللهَ اللهَ فِی الزَّکَاهِ؛ فَإِنَّهَا تُطْفِئُ غَضَبَ رَبِّکُمْ؛

اللهَ اللهَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ، فَإِنَّ صِیامَهُ جُنَّهٌ مِنَ النَّارِ؛

اللهَ اللهَ فِی الْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاکِینِ فَشَارِکُوهُمْ فِی مَعَایشِکُمْ؛

اللهَ اللهَ فِی الْجِهَادِ بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ أَلْسِنَتِکُمْ؛ فَإِنَّمَا یجَاهِدُ رَجُلَانِ: إِمَامٌ هُدًی، أَوْ مُطِیعٌ لَهُ مُقْتَدٍ بِهُدَاهُ؛

اللهَ اللهَ فِی ذُرِّیهِ نَبِیکُمْ، فَلَا یظْلَمُنَّ بِحَضْرَتِکُمْ وَ بَینَ ظَهْرَانَیکُمْ، وَ أَنْتُمْ تَقْدِرُونَ عَلَی الدَّفْعِ عَنْهُمْ؛

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی یتیمان که صدای شان به گریه بلند نشود، و در حضور شما پایمال و تباه نشوند؛ زیرا که من از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمود:

کسی که یتیمی را کفالت کند تا بی نیاز گردد، خدا بهشت را بر او واجب می سازد، همان طور که دوزخ را برای خورنده ی مال یتیم واجب می دارد.

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی قرآن، مبادا که دیگران در عمل به آن بر شما سبقت گیرند.

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی همسایگان تان که سفارش پیامبر شماست، پیوسته سفارش آن ها را می کرد تا این که گمان کردیم از یک دیگر ارث خواهند برد.

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی خانه ی پروردگارتان، مبادا که تا باقی هستید آن خانه از شما خالی گردد؛ زیرا اگر آن بیت مقدّس متروک شود، شما از آن پس مهلتی نیابید، و منقرض خواهید شد، و کم ترین ره آوردی که زایر آن بیت با خود

ص: 78

می آورد، آمرزش گناهان گذشته ی او خواهد بود.

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی نماز؛ زیرا که آن بهترین عمل، و ستون دین شما است

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی زکات؛ زیرا که آن آتش خشم پروردگار شما را خاموش می کند.

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی روزه ی ماه رمضان؛ زیرا که روزه داشتن آن سپری در برابر آتش دوزخ است.

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی فقرا و مساکین، پس ایشان را در معیشت خودتان شریک سازید.

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی جهاد در راه خدا با اموال تان و جان های تان؛ زیرا دو کس در راه خدا جهاد می کنند: یکی پیشوای هدایت، و دیگری مطیع او و اقتدا کننده به هدایت او.

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی ذریه ی پیامبرتان، مبادا که ایشان در میان شما دست خوش ستم قرار گیرند در حالی که شما برای دفاع از ایشان قادر باشید.

اللهَ اللهَ فِی أَصْحَابِ نَبِیکُمُ الَّذِینَ لَمْ یحْدِثُوا حَدَثاً وَ لَمْ یؤْوُوا مُحْدِثاً؛ فَإِنَّ رَسُولَ الله أَوْصَی بِهِمْ، وَ لَعَنَ الْمُحْدِثَ مِنْهُمْ وَ مِنْ غَیرِهِمْ وَ الْمُؤْوِی لِلْمُحْدِثِ؛

اللهَ اللهَ فِی النِّسَاءِ وَ فِیمَا مَا مَلَکَتْ أَیمَانُکُمْ؛ فَإِنَّ آخِرَ مَا تَکَلَّمَ بِهِ نَبِیکُمْ أَنْ قَالَ: اُوصِیکُمْ بِالضَّعِیفَینِ؛ النِّسَاءِ وَ مَا مَلَکَتْ أَیمَانُکُمْ؛

الصَّلَاهَ الصَّلَاهَ الصَّلَاهَ، لَا تَخَافُوا فِی الله لَوْمَهَ لَائِمٍ، یکْفِیکُمُ الله مَنْ آذَاکُمْ وَ مَنْ بَغَی عَلَیکُمْ.

ص: 79

قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً کَمَا أَمَرَکُمُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ لَا تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنَکْرِ، فَیوَلِّی اللهُ أَمْرَکُمْ شِرَارَکُمْ، ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یسْتَجَابُ لَکُمْ عَلَیهِمْ؛

وَ عَلَیکُمْ یا بُنِی بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ التَّبَارِّ، وَ إِیاکُمْ وَ التَّقَاطُعَ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّفَرُّقَ، وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی، وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ، وَ اتَّقُوا الله؛ إِنَّ الله شَدِیدُ الْعِقابِ.

حَفِظَکُمُ الله مِنْ أَهْلِ بَیتٍ، وَ حَفِظَ فِیکُمْ نَبِیکُمْ، أَسْتَوْدِعُکُمُ الله وَ أَقْرَأُ عَلَیکُمُ السَّلَامَ وَ رَحْمَهَ اللهِ؛(1)

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی آن گروه از اصحاب پیامبرتان که بدعتی به وجود نیاوردند، و بدعت گزاری را پناه ندادند؛ زیرا رسول خدا(ع) در باره ی ایشان سفارش فرمود، و بدعت گزار از آن ها و غیرشان را، و پناه دهنده ی بدعت گزار را نفرین کرد.

و خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی زنان و بردگان تان، مبادا که در راه اطاعت و اجرای احکام خدا از سرزنش سرزنش کننده ای بترسید؛ زیرا خدا شرّ کسی را که قصد شما کند، و ستم بر شما روا دارد از شما دفع می کند.

با مردم سخن نیک بگویید و رفتار شایسته داشته باشید، همان طور که خداوند عزّ و جلّ به شما امر فرموده است.

ص: 80


1- کتاب سلیم بن قیس ج 2 ص 924 - 927 حدیث 69، من لا یحضره الفقیه ج 4 ص 189 - 191 حدیث 5433، تحف العقول ص 197- 199.بخشی از این وصیت در کتاب کافی ج 7 ص 51 و 52 ضمن حدیث 7، و نهج البلاغه نامه ی 47، بحار الانوار ج 42 ص 248 - 250 حدیث 51 آمده است.

مبادا که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید که اگر چنین کنید، خدا اشرارتان را بر شما مسلّط می¬کند، و آن گاه دعا می کنید، ولی دعای تان مستجاب نمی شود.

بر شما باد ای فرزندان من! به ایجاد و تحکیم ارتباط، و به بذل کردن در راه کمک به یک دیگر، و خوبی نسبت به هم دیگر، و از جدایی و روی برتافتن از یک دیگر و پراکنده شدن بپرهیزید.

بر اجرای نیکوکاری و تقوا همکاری کنید، و در کار گناه و ظلم دست یاری به یک دیگر ندهید، و از خشم خدا بپرهیزید؛ زیرا که خدا (بدکاران را) سخت کیفر می دهد.

خداوند شما اهل بیت را حفظ کند، و احترام پیامبرتان را در جمع شما محفوظ بدارد، و من شما را به خدا می سپارم، و به همه درود می فرستم و از شما وداع می کنم.

سپس هم چنان به ذکر«لا إله إلّا الله» سرگرم شد تا در نخستین شب از دهه ی آخر در شب جمعه بیست و یکم ماه رمضان، چهل سال پس از هجرت روح پاک و روان تاب¬ناکش - که درود و رحمت خدا بر او باد - به مقام قرب خداوند سبحان شتافت.

ص: 81

ص: 82

بخش دوم

اشاره

ص: 83

ص: 84

فصل اول:ذکر و یاد خداونددر کلام امیرالمومنین(ع)

ذکر و یاد خداوند در کلام امیرالمومنین(ع)

اکْتُبْ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ هَذَا مَا أَوْصَی بِهِ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ؛

اکنون به شرح بخش دوم از وصیت امیرالمومنین(ع) می پردازیم که در واقع آغاز سفارشات و نصایح گهربار ایشان می باشد.

امیرعوالم هستی و امیر بیان حضرت علی(ع) وصیت خویش را با نام خداوند رحمان و آیه ی «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» آغاز نمود، مفسّر واقعی قرآن کریم - که تا پایان عمر با برکت و در تمام شئون زندگی از یاد خدای سبحان لحظه ای غافل نبود - شروع کلامش با نام حق، دربردارنده ی رمز و راز معنوی است.

از این رو در این مقام مطالبی کوتاه را در شان و مقام و منزلت و اهمیت کلمه ی طیّبه ی «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» از دیدگاه قرآن و عترت طاهرین به عنوان تبرّک بیان می کنیم.

در اهمیّت این آیه ی شریفه، همین بس که قرآن کریم سر فصل یک-صد و سیزده سوره از سور ه های مبارکه ی آن با همین جمله ی با عظمت بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ شروع شده است.

و این سیره و روش فقط بعد از ظهور دین مبین اسلام از سوی آخرین سفیر

ص: 85

الهی، خاتم المرسلین حضرت محمد(ص) به عنوان روش مستمر قرار نگرفت، بلکه این سیره ی همه ی پیامبران الهی بوده، و رسولان عظیم الشان قبل از پیامبر خاتم نیز به این روش نیکو پایبند بوده و به آن عمل می کردند که حضرت امام جعفر صادق فرمودند:

مَا أَنْزَلَ اللهٌ مِنَ السَّمَاءِ کِتَاباً إِلَّا وَ فَاتِحَتُهُ بِسْمِ الهِو الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، وَ إِنَّمَا کَانَ یعْرَفُ انْقِضَاءُ السُّورَهِ بِنُزُولِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ابْتِدَاءً لِلْأُخْرَی؛ (1)

هر کتابی که از سوی خداوند عزّ وجلّ بر پیامبران بزرگوار خود نازل فرمود، ابتدای آن بسم الله الرحمن الرحیم بوده است، و خاتمه ی هر سوره ای با نازل شدن بسم الله الرحمن الرحیم شناخته می-شود که نشان دهنده ی آغاز سوره ی دیگر است.

قرآن مجید قصه ی حضرت سلیمان نبی(ع) را چنین بیان می فرماید که وجود مبارک و نورانی حضرت سلیمان(ع) در ابتدای نامه ی خود به ملکه ی سبا این گونه کتابت می کند:

(إِنَّهُ مِنْ سُلَیمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم) (2)

قرآن کریم اسم خداوند سبحان را منشا برکات می داند؛ زیرا ساحت قدس و کبریایی پروردگار متعال، پیوسته منشا همه ی برکات می باشد، و تمام نعمت های بیکران حق - که همه ی عالم امکان را فرا گرفته است - از ظهور و تجلی ذات کبریایی اوست، لذا می فرماید:

(وَ مَا بِکُمْ مِنْ نِعْمَهٍ فَمِنَ اللهِ)(3)

ص: 86


1- بحار الانوار ج 85 ص 20 حدیث 10، مستدرک الوسائل ج 4 ص 165 حدیث 4387.
2- . سوره ی نمل آیه ی 30
3- . سوره ی نحل آیه ی 53.

و هر نعمتی که دارید از خداست.

پنجمین نور درخشان آسمان ولایت حضرت امام محمد باقر(ع) فرموده اند:

إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَرَادَ أَنْ یقْرَأَ أَوْ یعْمَلَ عَمَلًا فَیقُولُ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ فَإِنَّهُ تُبَارَکُ لَهُ فِیهِ؛(1)

همانا بنده ی خدا اگر بخواهد مطلبی را بخواند و یا کاری را انجام دهد بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بگوید، کارش به سبب نام مبارک حق

مبارک می شود.

اهمیّت نام خداوند در آغاز کارها

دین مبین اسلام در پرتو هدایتش، ادب دینی را در شروع کارها، ذکر نام خدای سبحان می داند، و وظیفه ی همه را معلوم نمود که اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نیز در این باره قولاً و فعلاً به این امر مهم، بسیار سفارش نموده اند، و ذکر نام مبارک حق را در آغاز هر کاری، لازم و ضروری دانسته اند که چند فراز از کلام گهربار آن ذوات مقدسه و نورانی را بیان می کنیم:

خاتم پیامبران رسول گرامی اسلام فرمودند:

کُلُّ أَمْرٍ ذِی بَالٍ لَا یذْکَرُ بِسْمِ اللهِ فِیهِ فَهُوَ أَبْتَرُ؛(2)

هر عملی که در شروعش با نام مبارک خالق هستی خداوندگار یکتا جل جلاله نباشد عملی نا فرجام است.

حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا می فرمایند:

ص: 87


1- تفسیر منسوب به امام عسکری ص 25، بحار الانوار ج 92 ص 242 حدیث
2- وسائل الشیعه ج 7 ص 170 حدیث 9032، تفسیر صافی ج 1 ص 83، بحار الانوار ج 92 ص 242 حدیث 49.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَقْرَبُ إِلَی اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ مِنْ بَیاضِ الْعَینِ إِلَی سَوَادِهَا؛ (1)

نزدیک بودن بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم، از سفیدی چشم به سیاهی آن هم نزدیک تر است.

مولای متقیان امیرمومنان علی(ع) می فرماید:

فَقُولُوا عِنْدَ افْتِتَاحِ کُلِّ أَمْرٍ صَغِیرٍ وَ عَظِیمٍ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ، أَی أَسْتَعِینُ عَلَی هَذَا الْأَمْرِ بِاللهِ؛ (2)

به هنگام آغاز هر کار کوچک و بزرگ، بسم الله الرحمن الرحیم بگویید، یعنی به سبب این امر، از خداوند متعال کمک می خواهم.

تمام عالم هستی، از ذره تا دره، و از کوه تا کهکشان، از جمادات و نباتات، همگی مستمر و پیوسته مشغول ذکر خداوند سبحان و تسبیح پروردگار عالم هستند، لذا اگر عملی از انسانی سر زند که با نام و یاد خدا همراه نباشد، بر خلاف وضع حاکم بر عالم آفرینش است، و آن کار سهمی از بقا نخواهد داشت، و از پایانی درست محروم خواهد بود، ثمر دادن هر کاری مرهون آن است که در آغاز آن، نام خداوند متعال باشد.

اگر کشتی عظیم شیخ الانبیا حضرت نوح پیامبر(ع) در طوفان سهمگین دریا، و در امواج پی در پی متلاطم، سالم به مقصد رسید، و اگر آتش نمرودیان، بر بت شکن بزرگ جضرت ابراهیم خلیل گلستان گشت؛ برای آن بود که نام خدا را در آغاز کار با تمام وجود و اعتقادی راسخ بر زبان جاری نمودند.

تذکر این نکته ضروری است که نام خداوند قدیر و علیم، زمانی چنین اثری را

ص: 88


1- وسائل الشیعه ج 6 ص 59 حدیث 7346، بحار الانوار ج 92 ص 233 حدیث 15.
2- وسائل الشیعه ج 7 ص 169حدیث 9029، بحار الانوار ج 92 ص 244 حدیث 49.

دارد که از وجود انسانی از خود رسته و به حق پیوسته بر خیزد، انسانی که توحید محض در جان مبارکش خوش درخشیده، و فقط و فقط آن یگانه ی بی همتا را مؤثر در تمام کارها می داند و بس.

لذا امیرالمومنین(ع) نیز وصیتش کاملا هماهنگ با قرآن مجید و سیره ی پیامبران و فرمان مبارک رسول اکرم(ص) و تجلّی صراط المستقیم است.

اقرار به شهادتین در ابتدای وصیت

روح عالم هستی و جان خاتمیت(1) کفو سیده النسا (2)حضرت امیرمومنان علی(ع) بعد از نام مبارک خداوند، به مهم ترین اصل دین یعنی توحید پرداخته و فرموده اند:

ص: 89


1- در سوره ی مبارکه ی آل عمران آیه ی61 راجع به مباهله می فرماید: فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْکاذِبینَ. هر گاه بعد از علم و دانشی که (در باره ی مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آن ها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم.
2- اشاره به حدیثی است که امام صادق  فرمود: لَوْ لَا أَنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لِفَاطِمَهَ مَا کَانَ لَهَا کُفْوٌ عَلَی ظَهْرِ الْأَرْضِ مِنْ آدَمَ وَ مَنْ دُونَهُ؛ اگر خداوند تبارک و تعالی امیر المومنین را خلق نمی کرد، در روی زمین از حضرت آدم تا آخر کسی هم کفو فاطمه نبود. (کافی ج 1 ص 461 حدیث 1، وسائل الشیعه ج 20 ص 74 حدیث 25067).

أَنَّهُ یشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا الله وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَرْسَلَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ؛ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ، ثُمَ إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیای وَ مَماتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، لا شَرِیکَ لَهُ، وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛

مولای متقیان حضرت علی(ع) اگر چه خود ممحض در توحید است و نفس نفیس پیامبر خاتم خود اوست که مُبیَّن قرآن است و مُشّرع دین، با تمام وجود و بدون کوچک ترین ریب و تردیدی، با جان و دل در وصیت خود شهادت به وحدانیت حق و نبوت و رسالت پیامبر خاتم حضرت محمد(ص) و قبولی آیین اسلام را با لسان مبارکش ابراز کرده و آشکارا شهادتین را بر لسان مبارک خود جاری می نماید.

شهادت او به یگانکی معبود مطلق، چنان آمیخته با وجود اوست که پیامبر خاتم فرمود:

لاَ تَسُبُّوا عَلیاً؛ فإنَّه مَمْسُوسٌ فِی ذَاتِ اللهِ تَعالَی؛ (1)

به علی ناسزا نگویید؛ برای این که او شیفته و دلداده ی ذات خداوند است.

شهادت کسی است که فرمود:

مَا شَکَکْتُ فِی الْحَقِّ مُذْ ارُیتُه؛(2)

از وقتی که حق را یافتم شک و تردیدی در حق ننموده ام.

و لذا شهادت او را با شهادت دیگران مقایسه نتوان نمود، این شهادت و عمل حضرت(ص) دارای نکاتی مُهم، و ارزشی بی حد و حصر است، اول این که او با این

ص: 90


1- مناقب آل ابی طالب ج 3 ص 221، بحار الانوار ج 39 ص 313 حدیث 5.
2- نهج البلاغه حکمت 184، بحار الانوار ج 34 ص 342 حدیث 1161.

عمل خود، هم شیوه ی وصیت کردن را به همگان آموخت و هم به تمام جهانیان خاطر نشان کرد که اصل و حقیقت توحید و شهادت به ذات باریتعالی و نبوت نبی مکرم زمانی پذیرفته و مقبول است که تنها حرف و لقلقه ی زبان نباشد، بلکه با تصدیق قلبی همراه باشد، ولی در عین حال، اقرار آن به لسان نیز در نزد شارع حکیم، لازم و ضروری است، و باید با زبان نیز این ذکر بیان شود.

دوم این¬که قبولی آیین اسلام، باید به همراه قبولی و پذیرفتن تمام اصول دینی باشد، برای دست یافتن به این امر مهم، در حد وسع بیان مطلبی به طور اجمال لازم و ضروری است.

یکی از مهم ترین وظایف رسالت تمام پیامبران عظیم الشان الهی  در انجام امر خطیر و با عظمت نبوت و رسالت، تبلیغ و ترویج و تعلیم سه اصل اساسی یعنی توحید، نبوت و معاد است.

خداوند سبحان جلّ جلاله بهترین کلام را کلام کسی می داند که دعوت به سوی توحید می نماید و عملی صالح و تنها برای خدا انجام می دهد و پیوسته قایل است که من از تسلیم شدگان در برابر عظمت حق هستم:

(وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَی اللهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّ-نی مِنَ الْمُسْلِمینَ)(1)

در نتیجه بهترین کلام، آن کلامی است که در باره ی سه اصل مهم توحید، نبوت و معاد گفته شود که بر همگان لازم است به آن معرفت پیدا کنند، ولی شناخت و معرفت این سه اصل دینی، و معتقد شدن به آن ¬ها، تنها از طریق تعقّل

ص: 91


1- سوره ی فصّلت آیه ی 33 : و کیست خوش گفتارتر از آن کس که به سوی خدا دعوت نماید، و کار نیک انجام دهد و گوید: من (در برابر خداوند) از تسلیم شدگانم؟

و تفکر و با استمداد از وحی مقبول است، و تقلید از دیگران، در مباحث اعتقادی، مورد پذیرش و قبول دین نیست، در میان این سه رکن اساسی دین، توحید مهم ترین آن¬هاست.

انسان که خود اشرف مخلوقات در میان آفریده های خداوند گار عالم است، ابتدا لازم است خود را از هرگونه آلودگی های شرک و کفر و دوگانگی پاک کند، سپس لباس تسلیم بر قامت خود بپوشاند و مسلمان گردد، و این عمل ابتدا با گفتن «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ» آغاز می شود.

ولی صرف اقرار به وحدانیت ذات لایزال الهی کافی نیست، بلکه برای این¬که بتواند در طی طریق بدون انحراف به سوی هدف گام بردارد و سالم به مقصد نهایی بار یابد، و در سایه¬ی رحمت الهی برای همیشه آرام گیرد، و مشمول فضل بیکران الهی شود، لازم است تا آخر حیات زندگانی خویش، به طور مستمر و به هم پیوسته بر این عقیده ثابت قدم و استوار بماند.

امیرالمومنین  در ادامه¬ی وصیت فرمودند:

«وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ»، در واقع بلا فاصله پذیرش بی ریب و شک رسالت و نبوت خاتم پیامبران حضرت محمد را خاطر نشان کرده، و شهادت دادن به رسالت، و پذیرفتن نبوت او را یکی از اساسی ترین اصول دین مبین اسلام بر شمرده اند.

اکنون اگر به متن وصیت نگاه دوباره داشته باشیم که می فرماید:

أَنَّهُ یشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهَ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَرْسَلَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ؛ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ (1)

ص: 92


1- . اشاره به آیه ی 33 سوره ی مبارکه توبه است.

خواهیم دید که حضرت آیه ی شریفه¬ی سوره ی توبه را برای شهادت به رسالت بیان می فرماید، از این جهت که این آیه ی شریفه، ضمن بیان رسالت حضرت خاتم این مطلب مهم را تذکر می دهد که هدایت به همراه او، و آیین او دینی بر حق است، و بشارت می دهد که دین او بر تمام ادیان عالم غلبه خواهد نمود لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ، و در واقع این بشارت به ظهور یگانه منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر (أرواحنا و أرواح العالمین له الفداء) است.

حضرت در لحظات آخر عمر، با آن شرایط خاص، به همگان بشارت می دهد که به زودی این دین فراگیر خواهد شد، و با ظهور پسرم حضرت مهدی دنیا پر از عدل و داد خواهد گشت و «یملَأُ اللهُ الأَرْضَ قِسْطاً و عَدْلاً بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» (1)

حضرت علی بن ابی طالب در این فقره از وصیت، با اشاره به آیه ی شریفه ی ثُمَ إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیای وَ مَماتِی لِله رَبِّ الْعالَمِینَ لا شَرِیکَ لَهُ وَ بِذلِکَ امِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ(2) می خواهد برساند که در تعبّد محض و تسلیم کامل و اخلاص تمام قرار دارد، و هر چه هست از آن اوست، چه اعمال و کردار، نماز و نُسک حج، زندگی و مرگ، حیات و ممات، همه از آن اوست، و برای اوست و به سوی اوست، شریکی ندارد، و همین تعبد محض و اخلاص کامل وظیفه است که «اُمرت بذلک» و من در مقابل همه ی اوامر او تسلیم محض هستم «وأنا من المسلمین».

در قرآن کریم پیامبر گرامی اسلام مورد خطاب آیه¬ی شریفه است، و

ص: 93


1- طرائف ج 1 ص 177 حدیث 278، بحار الانوار ج 1 ص 358 حدیث 228.
2- سوره ی انعام آیه ی 163

خداوند حکیم با این¬گونه گفتار - که مشتمل بر تعالیم عالیه است - رسول گرامی خود را به آن مؤدب نمود، سرّش این است اگر منادی و مبلّغی که در میان مردم تبلیغ می کند و دیگران را به تبعیت آن دعوت می نماید، و همه را برای قبول آن فرا می خواند، خود بدان عمل کند و پایبند به آن باشد، و خود را نیز عضو همان قافله بداند، تاثیر وافر و چشم¬گیری خواهد داشت، به دین سبب، مامور است توحید خالص و طریقه ی عبودیت خود را اعلام بدارد، و دیگران را نیز به رعایت آن توصیه کند.

کعبه ی عاشقان و اسوه¬ی سالکان امیرمومنان علی نیز به یگانه دردانه ی عالم هستی حضرت محمد بن عبدالله اقتدا می کند، و همانند او این آیه را تلاوت می¬فرماید: ثُمَ إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیای وَ مَماتِی لِله رَبِّ الْعالَمِینَ لا شَرِیکَ لَهُ وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ.

در واقع از تمام شئون زندگی و عمر با برکت خویش خبر می دهد که تمام آن را برای پروردگار عالمیان می داند، لذا نه عبادت تاجرانه را می پسندد که به اشتیاق بهشت عبادت کند «مَا عَبَدْتُکَ شَوْقاً اِلَی الْجَنّهِ»، و نه عبادت از خوف آتش جهنم را خوش دارد «وَ لا خَوْفاً مِنْ نَارِکَ»، بلکه عبادت محض و خالص برای ذات آن سبّوح قدّوس را سر فصل زندگی خویش قرار داد؛ زیرا تنها او را شایسته¬ی پرستش دانست «وَ لَکِنْ وَجَدْتُکَ اَهْلاً لِلْعِبادَهِ فَعَبَدْتُکَ»(1)

لذا امیرالمومنین در وصیت خود نیز حقیقت قلبی و باور دینی و اندیشه ی الهی خود را این¬گونه بیان می کند.

ص: 94


1- الالفین ص 138، بحار الانوار ج 72 ص 278.

فصل دوم:وصیت به تقواو سرانجامی همراه با تسلیم

اشاره

ص: 95

ص: 96

وصیت به تقوا در کلام امیرالمومنین(ع)

اشاره

ثُمَّ إِنِّی اُوصِیکَ یا حَسَنُ وَ جَمِیعَ وُلْدِی وَ أَهْلَ بَیتِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ بِاللهِ بِتَقْوَی اللهِ رَبِّکُمْ، فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؛

سپس ای حسن! من تو را و همگی فرزندان، و کلیه ی افراد خاندانم را، و هر آن کس از مومنین که این نامه ی من به او برسد را، وصیت می کنم که تقوای پروردگارتان را پیشه ی خود سازید، و همواره رعایت تقوای الهی نمایید، تا زمان اجل و پایان عمر هنگامی که مرگ فرا می رسد تسلیم محض پروردگار باشید.

این قطعه از کلام امیرالمومنین(ع) را می توان به دو قسمت تقسیم کرد.

قسم اول: پدر مهربان امّت

این سفارش امیرالمومنین حامل پیامی برای اهل بیت گرامی(ع) خصوصاً و تمام جهانیان عموماً است، امیرالمومنین(ع) در وصیت ابتداً وجود مبارک امام حسن مجتبی(ع) را مخاطب قرار می دهد، و ایشان را در میان تمام فرزندان با ذکر نام امتیاز می بخشد، و سپس تمام فرزندان را مورد خطاب قرار می دهد «و جمیع ولدی»، آن گاه با عنوان «أهل بیتی» تمام خویشان سببی و نسبی را مورد لطف و محبت خاص خود گردانید.

ص: 97

سپس مومنین و تمام مردم را در همه ی زمان ها و مکان ها، و در هر عصری و نسلی مخاطب کریمانه ی خود قرارداد، «وَ مَنْ بَلُغَهُ کِتابی مِنَ المومنین»، و همگی را مشفقانه و دلسوزانه چون پدری مهربان به پرهیز کاری و انجام اعمال شایسته سفارش می کند؛ زیرا به تعبیر زیبا و دلنشین فخر کاینات حضرت محمد(ص) پدر این امّت است که فرمود: «أَنَا وَ عَلِی أَبَوَا هَذِهِ الْاُمَّهِ» .(1)

قسم دوم: تبین اصول اخلاقی
اشاره

امیربیان حضرت علی(ع) در این بخش از فرمایشات نورانی خود، به سه مساله ی اساسی و مهم و زیر بنایی سفارش می کنند که هریک در جایگاه خود دارای اهمیّتی ممتاز است.

امام المتقین در ابتدا همه را به تقوا و پرهیزکاری دعوت می کند، و از همه می خواهد که از خداوند متعال - که در همه ی احوال حیّ و حاضر و ناظر بر اعمال انسان هاست - پروا نمایند.

و در ثانی از همگان می خواهد تا پایان عمر، و هنگام مرگ، بر حقایق شریعت اسلام - که ره آورد خاتم پیامبران حضرت محمد(ص) است - استوار و ثابت قدم بمانند، و در حالی که مسلمان و تسلیم محض رب العالمین هستند، از دار دنیا رحلت کنند، همان طوری که وجود نازنین آن حضرت چنین بود که در آخرین لحظات عمر شریفش فرمود: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَهِ» .(2)

و در مرحله ی سوم در دنباله ی وصیت، همگی را به اتّحاد، برادری و هم دلی و همبستگی سفارش می کند.

ص: 98


1- عیون اخبار الرضا ج 2 ص 85 حدیث 29، مناقب آل ابی طالب ج 3 ص 105: من و علی هر دو پدران این امّت هستیم
2- اعلام الوری ص 87، طرائف ج 2 ص 519، بحار الانوار ج 73 ص 59 ذیل حدیث 28: به پروردگار کعبه رستگار شدم
فراز اول: تقوای الهی

از اهم سفارشات و وصایایی - که جامع جمیع وصایای اوست - توصیه و سفارش مولای متقیان امیرالمومنین علی(ع) به رعایت تقوای الهی است که آن حضرت با اشاره به آیه ی شریفه ی (ع) فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ(ع) در واقع بالاترین مقام، و عالی ترین مراحل تقوا را به همه توصیه فرمودند که بالاترین آن، تسلیم بی قید وشرط و خالص و دایمی است که برای هر کس میسّر نیست.

البته صِرف کسب تقوا کافی نیست، بلکه تداوم آن هم نیز مهم است، به دین سبب امر شده که همه موظفند تا هنگام مرگ و زمان فرا رسیدن اجل، تقوا را به همراه داشته باشند.

از اهم موضوعاتی که خداوند عزّ و جلّ در قرآن کریم آیات فراوانی در باره ی آن نازل فرموده، موضوع تقوا است، در هشتاد موضع از قرآن به تقوا امر شده، و در چهل ونه موضع متقین را ستوده، و در هشتاد و سه موضع از پاداش ها و اثرات نیک تقوا یاد نموده است.

در قرآن کریم آمده است: خداوند متعال امّت های پیشین را به تقوا دعوت کرده، و هم آیند گان را نیز به رعایت تقوی سفارش نمود، آن جا که می فرماید:

(وَ لَقَدْ وَصَّینَا الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ إِیاکُمْ أَنِ اتَّقُوا اللهَ)(1)

و پیامبر گرامی اسلام هم در باره ی این آیه ی شریفه می فرماید:

وَ قَدْ أَجْمَعَ اهُدْ تَعَالَی مَا یتَوَاصَی بِهِ الْمُتَوَاصُونَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ فِی خَصْلَهٍ وَاحِدَهٍ وَ هِی التَّقْوَی؛

به راستی که خداوند متعال آنچه را که گذشتگان و آیندگان را به آن

ص: 99


1- . سوره ی نسا آیه ی 131

سفارش کرده و آن را در یک خصلت جمع نموده و آن تقواست.

و سپس این آیه ی شریفه را قرائت فرمود:

(وَ لَقَدْ وَصَّینَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ إِیاکُمْ أَنِ اتَّقُوا اللهَ)(1)

و ما به کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده، و (نیز) به شما سفارش کردیم که از خداوند پروا نمایید و تقوای الهی داشته باشید (2)

به نقل تاریخ، پیامبر اکرم اولین خطبه ای را که در نخستین روز ورود خود به مدینه ی منوره ایراد کردند، درآغاز آن فرمودند:

اُوصِیکُمْ بِتَقْوَی اللهِ؛ فَإِنَّهُ خَیرُ مَا أَوْصَی بِهِ الْمُسْلِمُ الْمُسْلِمَ أَنْ یحُضَّهُ عَلَی الْآخِرَهِ، وَ أَنْ یأْمُرَهُ بِتَقْوَی اللهِ؛(3)

شما را به تقوای الهی و پرهیزکاری سفارش می کنم؛ چون که بهترین سفارشی که هر فرد مسلمان وظیفه دارد نسبت به برادر مسلمانش بنماید این است که او را به کار آخرت ترغیب کند، و به پرهیزکاری خدا فرمان دهد.

با توجه به سفارش خداوند متعال، و رسول گرامی اسلام، و هم چنین امیرمومنان علی به مساله ی تقوا، این سوال به ذهن تداعی می کند که چه حکمتی در تقوا نهفته است که این چنین مورد سفارش قرار گرفته است؟!

اکنون برای جواب این سوال، به کلام خداوند حکیم و سخنان معصومین باید مراجعه کنیم تا به قدر اقتضای کلام، به اهمیّت و آثار تقوا آشنا شویم.

ص: 100


1- سوره ی نسا آیه ی 131.
2- مصباح الشریعه ص 163، بحار الانوار ج 78 ص 200 حدیث 28.
3- بحار الانوار ج 19 ص126، مستدرک الوسائل ج 6 ص 33 حدیث 6360، تاریخ طبری ج 2 ص 395، البدایه و النهایه ج 3 ص 213، سبل الهدی ج 3 ص 332.

حقیقت تقوا

«تقوا» یک ملکه ی نفسانی است که در اثر ممارست به انجام فرایض و واجبات، و ترک مناهی و محرّمات، و صیانت نفس از نافرمانی خداوند متعال، در وجود انسان پدید می آید. با توجه به آیاتی که در این زمینه نازل شده است، و مراجعه به سخنان معصومین(ع) این مفهوم کشف می شود که حقیقت تقوا یک حالت روحانی و معنوی است که آن نفس سرکش، و لجام گسیخته را مطیع، و هوا و هوس را مهار می کند.

لذا به عنوان یک ملکه ی نفسانی در تقویت روح، و کنترل نفس اماره، و حفظ انسان از گناهان نقش بسیار مهم و اساسی دارد.

و انسان متقّی کسی است که وقتی به زیور تقوا آراسته شد، خود را در حصن حصین (1)آن قرار داده و در نتیجه از لغزش های عملی و چه بسا اعتقادی مصون خواهد بود.

اهمیّت و آثار تقوا در بعضی از آیات قرآن

اشاره

با توجه به آیاتی که در قرآن کریم در باره ی تقوا نازل شده است، چند نکته ی اساسی به چشم می آید که نشان گر آن است که در مکتب وحی، مهم ترین خیر و نیکویی، تقوا است که قرآن کریم در این باره می فرماید:

(وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَی)(2)

و شرط حسن عاقبت، و دست یافتن به فلاح و رستگاری، تنها با رعایت تقوا ممکن است.

ص: 101


1- نهج البلاغه ضمن خطبه ی 157: أَنَّ التَّقْوَی دَارُ حِصْنٍ عَزِیزٍ.
2- سوره ی بقره آیه ی 189.
1.گنج با ارزش قرآن در اختیار متّقین

خداوند متعال، قرآن کریم را موجب هدایت و نجات انسان ها از تاریکی های ضلالت، رسیدن به شاهراه رستگاری و نور می داند، در ابتدای سوره ی مبارکه ی بقره، به این نکته اشاره دارد که تنها کسانی به گنج گران بهای قرآن دست می یابند، و در طریق هدایت واقع می شوند که لباس تقوا را بر قامت خویش بپوشانند، و لذا می فرماید:

(ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ)(1)

آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد، و مایه ی هدایت پرهیزکاران است.

2.معیّت خداوند با متّقین

خداوند سبحان نیز پیوسته دست گیر متقین و اهل تقوا است، در نتیجه انسان با مزّین شدن به تقوا، مورد توجه خاص حضرت حق قرار می گیرد که فرمود:

(وَ اتَّقُوا اللهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ)(2)

و از خدا بپرهیزید (و زیاده روی ننمایید) و بدانید خدا با پرهیزکاران است.

هم چنین در آیه ی دیگر می فرماید:

(إِنَّ اللهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ الَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ)(3)

خداوند با کسانی است که تقوا پیشه کرده اند، و کسانی که نیکوکارند.

ص: 102


1- سوره ی بقره آیه ی 2
2- سوره ی بقره آیه ی 194
3- سوره ی نحل آیه ی 128
3.محبّت خداوند به پرهیزکاران و اهل تقوی

پروردگار مهربان به آن دسته از کسانی که پاکی پیشه می کنند عشق می ورزد و می فرماید:

(بَلیَ مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ وَ اتَّقَی فَإِنَّ اللهَ یحِبّ الْمُتّقینَ)(1)

آری! هر کس به پیمانش وفا کند و پرهیزکاری پیشه نماید، (خدا او را دوست می دارد؛ زیرا) خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.

4.پرهیزکاری تنها راه نجات

کسانی که از یگانه معبود خود پروا کنند و او را شاهد و ناظر اعمال خود بدانند، هر لحظه که در بند و زنجیز مشکلات گرفتار شوند، خداوند قدیر از فضل و رحمت خود آن ها را از بند سختی ها نجات می بخشد، در این باره در قرآن کریم آمده است:

(إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفَازاً)(2)

مسلّماً برای پرهیزکاران نجات و پیروزی بزرگی است.

و نیز در آیه ی شریفه ی دیگری فرموده است:

(وَ مَنْ یتّقِ الله یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لا یحْتَسِبُ)(3)

و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند، و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد.

ص: 103


1- سوره ی آل عمران آیه ی 76
2- سوره ی نبا آیه ی31
3- سوره ی طلاق آیه ی2و3
5.امنیّت در سایه ی تقوا

انسان های متّقی و پرهیزکار در حصن حصین حق، در امنیّت کامل به سر می برند، و شرّ اشرار و کید کفار، آسیبی به آن ها نمی زند، و این گونه به آن ها نوید جان بخش می دهد:

(وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لاَ یضُرُّکُمْ کَیدُهُمْ شَیئاً)(1)

اما اگر در برابرشان صبر و استقامت و پرهیزکاری پیشه کنید، نقشه های (خائنانه ی) آنان به شما زیانی نمی رساند.

6.آسان شدن کارها در سایه ی تقوا

تقوا شب تاریک بندگان گرفتار را به نور روشنایی بدل می کند، و گره از کارهای مشکل و دشوار آن ها می گشاید:

(وَ مَنْ یتَّقِ اهَاَ یجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یسْراً)(2)

و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کار را بر او آسان می سازد.

7.تقوا عامل زدودن گناهان و اصلاح درکارها

شیطان دشمن قسم خورده ی انسان با ابزار هوا و هوس، پیوسته در حال وسوسه ی انسان است، و او را دچار عصیان و گناه می کند، پروردگار غفار به پرهیزکاران وعده می دهد:

(وَ مَنْ یتَّقِ الله یکَفِّرْ عَنْهُ سَیئَاتِهِ وَ یعْظِمْ لَهُ أَجْراً)(3)

ص: 104


1- سوره ی آل عمران آیه ی120.
2- سوره ی طلاق آیه ی4
3- سوره ی طلاق آیه ی5

و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند گناهانش را می بخشد و پاداش او را بزرگ می دارد.

در آیه ی کریمه ی دیگر می فرماید:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ... یصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَ یغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ)(1)

ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوای الهی پیشه کنید... تا خدا کارهای شما را اصلاح کند و گناهان-تان را بیامرزد.

8.تقوا عامل پذیرش اعمال

تقوا مهر استاندارد اعمال انسان در بازار قیامت است که نخستین مشتری آن خداوند بی نیاز و غنی علی الاطلاق است، در قرآن کریم فرموده است:

(إِنَّمَا یتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ)(2)

همانا خداوند، تنها از پرهیزکاران می پذیرد.

9.تقوا معیار سنجش انسان ها

خداوند منّان به هرگونه برتری طلبی و تبعیض و شرافت های غیر واقعی کذایی و بزرگ بودن های خیالی، مهر بطلان می زند، و در هنگام سنجش انسان ها، مدال پر افتخار کرامت را به گردن کسی می آویزد که در تقوا از دیگران گوی سبقت ربوده باشد، لذا می فرماید:

ص: 105


1- سوره ی أحزاب آیه ی 70 و 71.
2- سوره ی مائده آیه ی 27.

(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهَ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ)(1)

گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست، و خداوند متعال عالم به همه ی اشیا و با خبر از تمام امور است.

10.بهشت در انتظار متّقین

جنّت و رضوان - با تمام وصفی که خداوند در قرآن کریم از آن نموده است - فقط در انتظار پاکدامنان و پرهیزکاران است، لذا به متّقین بشارت داد و فرمود:

(وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ اُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ)(2)

و بهشتی که وسعت آن، آسمان ها و زمین است برای پرهیزکاران آماده شده است.

اهمیّت تقوا در کلام اهل بیت عصمت و طهارت(ع)

متقین واقعی و تنها کسانی که به فرمان وحیانی (اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ(3) لبیک گفته اند، اهل بیت پاک و خاندان عظیم الشان نبوت و رسالت هستند که آنی و کم تر از آنی از یاد خدا غافل نبودند تا این که مرغ جان شان با ندای:

(یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ * ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیهً مَرْضِیهً * فَادْخُلِی فِی عِبَادِی * وَ ادْخُلِی جَنَّتِی)(4) فراخوانده شده و به عنوان متّقی حقیقی و انسانی کامل در جوار

ص: 106


1- سوره ی الحجرات آیه ی 13.
2- سوره ی آل عمران آیه ی 133.
3- سوره ی آل عمران آیه ی 102: آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید)
4- سوره ی فجر آیه ی 27 - 30 : تو ای روح آرام یافته! به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درآی، و در بهشتم وارد شو.

رحمت حضرت حق، دایماً متنعّم و مستفیض می باشند.

آنان که حلاوت قرب حق را چشیده اند و به وصال حق نایل شدند و خود سرآمد متقّین گشته اند، در باره ی تقوا سفارشات زاید الوصفی نموده اند.

پیامبر عظیم الشان اسلام در وصیت خود به ابوذر غفاری می فرماید:

اُصِیکَ بِتَقْوَی اللهِ؛ فَإِنَّهُ رَأْسُ الْأَمْرِ کُلِّهِ؛(1)

یا اباذر! تورا به پرهیز و پروای از حضرت حق سفارش می کنم؛ زیرا آن در مرتبه ی بالای تمام کارها قرار دارد.

و در بیان نورانی دیگری به ایشان فرمود:

کُنْ بِالْعَمَلِ بِالتَّقْوَی أَشَدَّ اهْتِمَاماً مِنْکَ بِالْعَمَلِ بِغَیرِهِ؛(2)

یا اباذر! در عمل به تقوا، نسبت به انجام اعمال دیگر سخت گیرتر و مصمم تر باش.

اسوه ی متّقین امیرالمومنین(ع) می فرماید:

التُّقَی رَئِیسُ الْأَخْلَاقِ؛(3)

پارسایی پیشوا و سرآمد اخلاق است.

وجود مقدّس امام صادق  می فرمایند:

إِنَّ قَلِیلَ الْعَمَلِ مَعَ التَّقْوَی خَیرٌ مِنْ کَثِیرِ الْعَمَلِ بِلَا تَقْوَی؛(4)

عمل کمی که با پرهیزکاری همراه باشد، بهتر است از عمل زیادی که بدون تقوا انجام شود.

ص: 107


1- خصال شیخ صدوق ج 2 ص 523 حدیث 13، وسائل الشیعه ج 15 ص 289 حدیث 20541، بحار الانوار ج 70 ص 289 حدیث 21.
2- عدّه الداعی ص 303، اعلام الدین ص 199، بحار الانوار ج 70 ص 286 حدیث 8.
3- نهج البلاغه حکمت 402، بحار الانوار ج 70 ص 284.
4- کافی ج 2 ص 76 حدیث 7، وسائل الشیعه ج 15 ص 241 حدیث20384

نگاهی دوباره به وصیت مولای متقیان که کلام امیر، امیر کلام است.

امیرمومنان علی(ع) در وصیت به تقوا، از تعبیر زیبایی استفاده می کنند و می فرمایند:

بِتَقْوَی اللهِ رَبِّکُمْ؛

شما را وصیت می کنم به رعایت تقوای پروردگار شما.

یعنی آن کسی که باید از او بپرهیزید و پروا نمایید، او مربی و پروردگار شماست، این کلام دلربای ایشان، حاوی این نکته ی مهم نیز هست که مربی و تربیت کننده ی همگان، پروردگار متعال است، و اگر امر به تقوا می کند در مقام تربیت و شکوفایی صفات نیکو در نهاد انسان است.

لذا به همان اندازه که به آیات قرآن کریم، و سخنان رسول اکرم مراجعه شد سرّ سفارش مؤکّد امیرالمومنین به تقوا نیز روشن شد و آن این که تقوا، مستجمع جمیع عبادت های صالحه در مقام عبودیت حضرت حق است.

به همین خاطر، نه تنها در آخرین وصیت عمر مبارکش، بلکه در هر فرصت مناسبی که پیش می آمد، از آن فرصت استفاده می کرد، و به همراهان و اصحاب خود پند و اندرز می داد، و مهم ترین سفارشاتش در باره ی تقوا بود، از آغاز خطبه ی نماز جمعه گرفته که می فرمود:

«اُوصُیکُم وَ نَفْسی عِبادَ الله بِتَقْوَی اللهِ»(1) تا در بقیّه ی سخنرانی ها، و یا نوشتن نامه به کارگزاران و هم چنین در موارد دیگر.

سید رضی(ره) در کتاب قیّم و ارزشمند «نهج البلاغه» قصه ی بازگشت امیرالمومنین(ع) از جنگ صفین را نقل می کند می گوید: هنگامی که آن وجود

ص: 108


1- . کافی ج 5 ص 369 حدیث 1، بحار الانوار ج 31 ص 464.

مقدس در ورودی شهر کوفه در کنار قبرستان ایستاد، و به خاک خفتگان آن دیارِ خاموش را مخاطب خود قرار داد و فرمود:

یا أَهْلَ الدِّیارِ الْمُوحِشَهِ! وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَهِ! وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَهِ! یا أَهْلَ التُّرْبَهِ! یا أَهْلَ الْغُرْبَهِ یا أَهْلَ الْوَحْدَهِ! یا أَهْلَ الْوَحْشَهِ! أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ، وَ نَحْنُ لَکُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ؛

أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُکِنَتْ، وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُکِحَتْ، وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ، هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا، فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَکُمْ؟؛

ای ساکنان خانه های وحشتناک! و مکان های خالی و قبرهای تاریک! ای خاک نشینان! ای غریبان! ای تنهایان! ای وحشت زدگان! شما در این راه بر ما پیش قدم شدید و ما نیز به شما ملحق خواهیم شد.

(اگر از اخبار دنیا بپرسید به شما می گویم:) اما خانه های تان را دیگران ساکن شدند، و همسران تان به ازدواج افراد دیگر در آمدند، و اموال تان تقسیم شد، این خبری است که در نزد ما است، در نزد شما چه خبر؟

آن¬گاه امیرالمومنین  رو به اصحاب خود کرد و فرمود:

أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِی الْکَلَامِ، لَأَخْبَرُوکُمْ أَنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوی؛ (1)

آگاه باشید! اگر به آنان اجازه ی سخن گفتن داده می شد، هر آینه به شما خبر می دادند که بهترین توشه برای سفر آخرت تقوا و پرهیزکاری است.

امیرمومنان (ع) در این فرصت مناسب، با سفارش وتوصیه به تقوا، در واقع از راه بسیار وحشتناک و دشوار قیامت و مشکلات و رنج های غیر قابل تحمل زندگی پس از مرگ خبر می دهد و می فرماید:

ص: 109


1- نهج البلاغه حکمت 130.

آهِ مِنْ قِلَّهِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِیقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِیمِ الْمَوْرِدِ؛(1)

آه از کمی توشه و درازی راه و دوری سفر و سختی منزل¬گاه.

این بیان نورانی از لسان مبارک شخصیّتی گفته می شود که رسول اکرم(ع) - که (وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی* إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحَی(2) درباره اش نازل شده - او را ستوده و در باره ی آن حضرت فرموده است:

ضَرْبَه عَلیٍّ یوْمَ الْخَنْدَقِ أفضلُ مِنْ عِبَادهِ الثَّقَلَینِ؛(3)

یک ضربت امیرالمومنین علی در روز جنگ خندق بهتر از عبادت جنّ و انس است.

آگاه باشیم! وقتی کسی که یک ضربتش در جنگ خندق برتر از عبادت جن و انس است، چنین ناله می زند و می فرماید:

«آهِ مِنْ قِلَّهِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِیقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِیمِ الْمَوْرِدِ» (4)، تکلیف دیگران چه باید باشد؟!

در جایی که عقاب پر بریزد

از پشه ی لاغری چه خیزد

جُناده بن ابی امیّه می گوید: هنگامی که لحظات عمر شریف حضرت امام حسن مجتبی(ع) رو به پایان بود، من در کنار بسترش حاضر شدم و عرضه داشتم:

ص: 110


1- . نهج البلاغه حکمت 77، بحار الانوار ج 34 ص 285 حدیث 1033.
2- سوره¬ی نجم آیه ی 3 و4.
3- اقبال الاعمال ج2 ص 267، مستدرک حاکم نیشابوری ج 3 ص 32، تاریخ بغداد ج 13 ص 19شماره ی 6978، مناقب خوارزمی ص 107 حدیث 112، شواهد التنزیل ج2 ص14 حدیث 636، تاریخ مدینه دمشق ج50 ص333، شرح المقاصد ج 2 ص301، فرائد السمطین ج 1 ص 256، ینابیع الموده ص 95 و 137.
4- روضه الواعظین ج 2 ص 441، غررالحکم و ص 805.

ای پسر رسول خدا! مرا موعظه کن، «عِظْنِی یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ».

حضرت فرمود: «برای سفر به آخرتت آماده باش، و قبل از آن که هنگام مرگت فرا رسد، زاد و توشه ای را به دست آور»:

اسْتَعَدَّ لِسَفَرِکَ، وَ حَصِّلْ زَادَکَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِکَ؛ (1)

برگ عیشی به گور خویش فرست

کس نیارد ز پس تو پیش فرست

امام مجتبی  نیز در این پیام، از دشواری راه و زندگی مشقت بار پس از مرگ خبر می دهد، و به ذخیره نمودن توشه راه فرمان می دهد که قرآن کریم می فرماید:

(وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوَی)(2)

و زاد و توشه تهیه کنید که بهترین زاد و توشه، پرهیزکاری است.

به همین سبب، باید هوشیار بود، تا زمانی که پیمانه ی عمر انسان لبریز نشده، و فرشته ی مرگ به فرمان حق، از راه نرسیده، و انسان فرصت و توان آن را دارد تا برای سرای آخرت و زندگی پس از مرگ خود توشه ای بردارد، لازم است از اعمال گذشته ی خود توبه کند، و به درگاه خداوند متعال استغفار نماید، و به انجام اعمال شایسته روی آورد تا در دنیای دیگر آسوده و راحت باشد:

ای که دستت می رسد کاری بکنپیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

مهم ترین پیام حضرت در این وصیت، عمل نمودن به دستورات اوست، نکند نسبت به سفارشات امیرالمومنین بی اعتنا باشیم، و آن را رها کرده و تنها نام مبارکش را بر زبان جاری کنیم و علی علی بگوییم، ولی هیچ یک از رفتار ما با کلام نورانی و توصیه ها و دستورات آن حضرت شبیه نباشد، بلکه لازم است در کنار

ص: 111


1- کفایه الأثر ص 227، بحار الانوار ص 44 ص 138 حدیث 6.
2- سوره ی بقره آیه ی 97.

گفتن آن ذکر دلنشین و زمزمه کردن نام مبارکش، به فرموده های او جامه ی عمل بپوشیم.

امیرالمومنینی که نام مبارکش از نام حق مشتق شده است:

«فَاسْمُهُ مِنْ شَامِخٍ عَلی عَلی اشْتُقَّ مِنَ الْعَلی» (1)

علی علی گفتن لقلقه ی زبان نیست، و چه خوش سروده است:

هزار مرتبه شستن دهان به آب گلاب

هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی است

راه های کسب تقوا

تقوا احساس مسئولیت درونی در برابر فرمان الهی، خمیر مایه ی تمام برنامه های

ص: 112


1- مناقب آل ابی طالب ج 2 ص 175، بحار الانوار ج 35 ص 20 حدیث 14. اشاره به قصه ی ولادت با سعادت مولی الکونین ابوالحسنین امام علی بن ابی طالب(ع) است، هنگامی که آن وجود مقدّس و نورانی چشم به جهان گشود، و درآغوش افتخار اسلام حضرت ابو طالب بود، چیزی مانند سحاب از آسمان به سمت زمین آمد، و بر سینه ی حضرت ابی طالب نشست. حضرت ابو طالب(ع) نیز آن را با امام امیرالمومنین که قنداقه ای در آغوش او بود به سینه چسباند، زمانی که افق صبح از مشرق دمید و خورشید عالم تاب جهان را روشن کرد، دید آن شی، لوحی بود که از آسمان آمده و در آن نوشته است: خُصِّصْتُمَا بِالْوَلَدِ الزَّکِیِ وَ الطَّاهِرِ الْمُنْتَجَبِ الرَّضِیِ فَاسْمُهُ مِنْ شَامِخٍ عَلیٍّ عَلیٌّ اشْتُقَّ مِنَ الْعَلیِّ شما برگزیده شدید به این فرزند پاکیزه ی پاک و بزرگ و مقام پسندیده، پس نام او از جانب خداوند، علی است که مشتق از نام علی می باشد که اسم خدا است

الهی، و مهم ترین کلید ورود به بهشت است، هسته ی اصلی منشا پیدایش این امر مهم، ایمان به خدا و ترس از گناه و میل به رستگاری و کسب رضای الهی است؛ زیرا تقوا ابتدا در دل پدید می آید، و از دل به سایر اعضا و جوارح جریان می یابد.

تقوا عملی است تحصیلی که انسان باید با تلاش و کوشش مستمر آن را در وجود خود شکوفا کند، اگر چه در ابتدا دشوار است، ولی با تمسک به ذات حضرت حق جلّ جلاله و توسل به ذیل عنایات ائمه ی معصومین دست یافتن به این مقام معنوی برای انسان سهل و آسان می شود.

قرآن کریم می فرماید:

(وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ)(1)

و آن ها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند، قطعاً به راه های خود، هدایت شان خواهیم کرد، و خداوند با نیکوکاران است.

همت بلند دار که مردان بزرگبا همت بلند به جایی رسیده اند

اگر بخواهیم محبوب خدا شویم و مزیّن به لباس تقوا، لازم است که در نخستین گام، محاسبه ی نفس داشته باشیم.

محاسبه ی نفس

رسول گرامی اسلام حضرت محمد فرمود:

حاسَبُوا أنْفُسَکُمْ قَبْلَ أنْ تُحاسَبُوا، وَ وَزَنُوهَا قَبْلَ أَنَ تَوَزَنُوا؛(2)

پیش از آن که مورد بررسی قرار گیرید اعمال خود را بررسی کنید، رفتار

ص: 113


1- سوره ی عنکبوت آیه ی 69.
2- محاسبه النفس ص13، وسائل الشیعه ج16 ص99 حدیث 21082.

خود را بسنجید پیش از آن که آن را در ترازوی سنجش قرار دهند و (این عمل را برای ارائه ی روز بزرگ یعنی قیامت انجام دهید).

حضرت در این بیان کوتاه و نورانی به همه ی پیروان خویش برّرسی دقیق در اعمال را توصیه می فرمایند؛ زیرا به فرموده ی قرآن کریم:

( کُلّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَهٌ) (1)تمام انسان ها در گروه اعمال خویشتن هستند، پس اگر انسان اعمال خود را مورد دقّت و محاسبه قرار دهد، به کمبودها و کاستی ها آگاه می شود، در این صورت روزنه ی امیدی به سوی او باز می گردد، و تا زمانی که بقیه ی عمر باقی است به یاری خداوند متعال می تواند گذشته را جبران کند.

در کتاب شریف کافی آمده است: امام موسی بن جعفر فرمود:

لَیسَ مِنّا مَنْ لَمْ یحَاسِبْ نَفْسَهُ فی کُلَّ یومِ؛ (2)

از ما نیست کسی که در هر روز نفس خود را محاسبه نکند.

فراز دوم: پایانی سبز در زیر لوای اسلام در کلام امیر کلام(ع)

مولی الموحدین امیرالمومنین در ادامه ی وصیت خود، به این آیه از قرآن کریم (فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ اشاره می کند که در حقیقت، این سفارش امیر بیان علی (ع) ) ریشه در یک انسان شناسی دارد؛ زیرا انسان فطرتاً طالب بقاست، و همیشه آروز می کند که بقای او به همراه آسایش و رفاه در تمام زمینه ها باشد، اگر چه در دنیا با هوای نفس، در دام گناه گرفتار می شود، عصیان پروردگار خویش

ص: 114


1- سوره ی مدثر آیه ی 38
2- کافی ج 2 ص 453 حدیث 2، وسائل الشیعه ج 16 ص 95 حدیث 21074.

می نماید، ولی آروزهای قلبی او این است که با اعمالی مقبول، این دنیای فانی را ترک کند، غافل از آن که رستگار شدن، و در ناز ونعمت جاودان ماندن، تنها آرزومندی آن را در سر داشتن نیست، بلکه با مخالفت از هوای نفس و اطاعت فرمان پروردگار یکتا به دست می آید.

اسوه ی سالکان کوی حق، رهبر پاک دامنان عالم حضرت علی بن ابی طالب مهم ترین مقصد رفاه و آسایش و فلاح و رستگاری را در جمله ای کوتاه بیان می فرماید که تنها با تسلیم و منقاد بودن در محضر حق، تا آخرین لحظات زندگی می توان به عاقبتی نیک و شایسته، و به زندگی جاودان و بهشت برین دست یافت.

لذا با استفاده از آیه ی شریفه ی قرآن کریم می فرمایند:

(وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ)، و جز به آیین مسلمانی زندگی را بپایان مبرید، به آئین مسلمانی و تسلیم در قبال حضرت حق مردن، شرط سلامت به مقصد رسیدن است.

آنچه در سرآمد زندگی انسان مهم است، متّقی مردن به همراه تسلیم در محضر حق است، و انسان ها در قیامت، هر کدام در کنار سفره ی عقاید و اعمال خود می نشینند، و در نتیجه، با عقیده ای که از دنیا رفته اند، به همان صورت محشور می شود.

وقتی امیرالمومنین سفارش می فرماید:

(وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ)، تمام شئون زندگی او نیز تنها برای خداوند عزّ وجلّ بوده است.

اگر می فرماید:

ص: 115

(إِنَّ صَلاَتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیای وَ مَمَاتِی لِله رَبِّ الْعَالَمِینَ) (1)مسلمان زندگی می کند، مسلمان می میرد، و به همان اخلاص و درجه ای که دارد، در قیامت محشور می شود.

اشاره به این نکته نیز لازم است که این وصیت حضرت (ع) در واقع سفارش همه ی پیامبران الهی به فرزندان شان می باشد.

قرآن کریم وصیت بزرگ بت شکن تاریخ حضرت ابراهیم خلیل و حضرت یعقوب(ع) به فرزندان شان را نقل می کند که آن ها چنین وصیت فرمودند:

(وَ وَصَّی بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَ یعْقُوبُ یا بَنِی إِنَّ الله اصْطَفَی لَکُمُ الدِّینَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ)(2)

و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر) فرزندان خود را به این آیین وصیت کردند، (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) فرزندان من! خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده است، و شما جز به آیین اسلام (تسلیم در برابر فرمان خدا) از دنیا نروید.

حضرت یوسف نیز دست دعا به درگاه بی نیاز حق بلند می کند، و از خداوند متعال چنین طلب می نماید:

(رَبِّ قَدْ آتَیتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیی فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَ أَلْحِقْ-نِی بِالصَّالِحِینَ)(3)

ص: 116


1- سوره ی انعام آیه ی162:نماز و تمام عبادات من، و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است.
2- سوره ی بقره آیه ی 132
3- سوره ی یوسف آیه ی101.

پروردگارا! بخشی(عظیم) از حکومت به من بخشیدی، و مرا از علم تعبیر خواب ها آگاه ساختی، ای آفریننده ی آسمان ها و زمین! تو ولیّ و سرپرست من در دنیا و آخرت هستی، مرا مسلمان بمیران، و به صالحان ملحق فرما.

راه دست یابی به حسن عاقبت و مرگ سلیم

اشاره

یکی از راه های کسب عاقبتی رستگارانه و پسندیده و مرگ سلیم، این است که شخصی پیوسته دست تضرع به درگاه حق دراز نماید و خداوند بخشنده و مهربان را در حوادث ناگوار و خواطر افکار، این گونه بخواند:

(رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ)(1)

(راسخانِ در علم می گویند:) پروردگارا! دل های مان را بعد از آن که ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود رحمتی بر ما ببخش؛ زیرا تو بخشنده ای.

با مراجعه به ادعیه و مناجاتی که ازسوی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به دست ما رسیده است، راه سلامت به مقصد رسیدن را، در کلامی بسیار زیبا به همراه معارفی بلند بیان داشتند.

چه زیباست که به تاسی از آن عترت طاهرین، ما نیز همیشه و پیوسته، در همه حال، خاصه در سجده ها پروردگار خویش را این گونه بخوانیم:

إِلَهِی أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَیتُ عَبْداً دَاخِراً لَکَ، لَا أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعاً وَ لَا ضَرّاً إِلَّا

ص: 117


1- سوره ی آل عمران آیه ی8

بِکَ، أَشْهَدُ بِذَلِکَ عَلَی نَفْسِی، وَ أَعْتَرِفُ بِضَعْفِ قُوَّتِی وَ قِلَّهِ حِیلَتِی، فَأَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی، وَ تَمِّمْ لِی مَا آتَیتَنِی، فَإِنِّی عَبْدُکَ الْمِسْکِینُ الْمُسْتَکِینُ الضَّعِیفُ الضَّرِیرُ الْحَقِیرُ الْمَهِینُ الْفَقِیرُ الْخَائِفُ الْمُسْتَجِیرُ؛(1)

خداوندا! شب را به روز می آورم و روز را به شب می رسانم در حالی که بنده ی ذلیل تو هستم، مالک سود و زیان خود نیستم مگر به نیروی تو، بر این شهادت می دهم و به ناتوانی و بیچارگی خود معترفم.

پس ای معبود من! آن وعده که مرا داده ای برآور، و هر چه مرا عطا کرده ای به کمال رسان که من بنده ی بینوا، زار، ناتوان، زیان دیده، حقیر و بی مقدار، فقیر و ترسان به تو پناهنده شدم.

اگر چه بنده در هر لحظه که بتواند با یگانه معبود خویش ارتباط برقرار کند، بسیارعالی و شایسته است که از آن فرصت استفاده کند و با خالق خود به راز و نیاز بپردازد، اما مربیّان اخلاق و پرچمداران هدایت، و اسوه های پاکی و طهارت، بعضی از زمان های خاص را برای مناجات و دعا به درگاه خداوند متعال، سفارش نموده اند که یکی از آن ها ماه مبارک رمضان است، ماهی که شب با عظمت قدر در آن قرار دارد که خداوند متعال آن شب را بهتر از هزار ماه (2)دانسته است.

چقدر زیبا و شایسته است که نجوای عاشقانه ی حضرت امام جعفر صادق(ع) را در آن شب با عظمت با تضرّع زمزمه کنیم:

ص: 118


1- صحیفه ی سجّادیه.
2- سوره ی قدر آیه ی 3: (لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) شب قدر بهتر از هزار ماه است.

رَبِّ لَا تَکِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَهَ عَینٍ أَبَداً لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِکَ وَ لَا أَکْثَر؛(1)

پروردگارا! مرا یک چشم به هم زدن به خودم وامگذار، نه کم تر از آن و نه بیش تر.

ام سلمه نقل می کند که:

«نیمه ی شب در پی یگانه دُرّ عالم هستی حضرت خاتم الانبیا به راه افتادم، دیدم در در انتهای خانه ایستاده و دست هایش رو به آسمان و با حال گریان مشغول دعا است، در ضمن دعایش چنین زمزمه می کند:

رَبِّ لَا تَکِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَهَ عَینٍ أَبَداً؛

ام سلمه گفت: به آن حضرت عرضه داشتم: شما لنگر زمین و آسمان، قطب عالم امکان، فخر همه ی مخلوقات وسیّد المرسلین می باشید، همه ی مردم در بند تو، و تمام گنه کاران امید شفاعت از تو دارند، و آیه ی کریمه ی (وَ مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ)(2) در شان تو نازل شده، تو نه تنها رحمت برای آدمیان، بلکه رحمت برای تمام عالمیانی، آیا چنین دعا می کنید؟!

رسول گرامی اسلام در پاسخ او فرمودند، بله! من نیز هر لحظه محتاج و نیازمند لطف و عنایت او هستم؛ زیرا برادرم حضرت یونس، یک لحظه غفلت کرد، به امر خداوند حی و قدیر، در شکم ماهی گرفتار شد، و در آن ظلمات ثلاث فریاد بر آورد، تسبیح حق نمود تا این که خداوند منان، به فضل و رحمت واسعه اش، او را از آن شرایط سخت و دشوار نجات بخشید (3)

ص: 119


1- کافی ج 2 ص581 حدیث 15.
2- سوره ی انبیا آیه ی 107.
3- مراجعه شود به تفسیر علی بن ابراهیم قمی ج 2 ص 75، بحار الانوار ج 16 ص 217 و 218 حدیث 6.

خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم شرح حال یونس پیامبر را این گونه بیان می فرماید:

(وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیهِ فَنادی فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ)(1)

و ذا النون (یونس) را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت، و چنین می پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت، (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت) در آن ظلمت ها ی متراکم صدا زد: خداوندا! جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم.

لذا پیام امیرالمومنین(ع) این است که می فرماید: ای کسانی که نامه ی من به دست شما می رسد! به هوش باشید، سعی نمایید که مسلمان بمیرید، به گونه ای زندگی نکنید که امروز شما مساوی و یا بدتر از روز گذشته ی شما باشد؛ زیرا کسی که دو روزش برابر باشد دچار زیان شده است همان گونه که در روایت آمده:

مَنِ اعْتَدَلَ یوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُون؛ (2)

تاریخ بهترین گواهی است که رفتار و کردار نیک و شایسته، و هم چنین اعمال زشت و ناپسند، و غیر انسانی گذشتگان را روایت می کند، تا آیندگان با مطالعه نمودن آن، از سرگذشت آن ها پند گیرند.

برخی از انسان ها در طول عمر خود در مسیر باطل گام برداشتند، اما هنگامی که به اشتباه خود پی بردند از کردارهای زشت و ناپسند و منکر خود دست برداشتند و توبه کردند و اهل نجات گشته و در زمره ی رستگاران در آمدند.

ص: 120


1- سوره ی انبیا آیه ی 87.
2- من لایحضره الفقیه ج 4 ص 328 حدیث 5833، بحار الانوار ج 71 ص 186 حدیث 24.

از سوی دیگر، گروهی نیز در کارهای خیر و پسندیده، از دیگران گوی سبقت می ربودند، و در مسیر حق گام بر می داشتند، اما در اواخر عمر خود، تابع هوای نفس شده و تمام ارزش های دینی و انسانی خود را پشت سر نهاده، و از صراط المستقیم خارج گشته و به جنود شیطان پیوستند.

یکی از کسانی که از جنود شیطانی به جنود رحمانی پیوست، و از مسیر باطل به شاهراه هدایت رسید، و در صراط مستقیم قرار گرفت، شخصیت بزرگ، سردار کم نظیر، جناب حُر بن یزید ریاحی بود، او که در حادثه ی کربلا هنگامی که سِمت سرداری لشگریان یزیدی را به عهده داشت، در مقابل امام زمان خود قد علم نمود، و راه را بر اهل بیت عصمت و طهارت بست، و آن ها را در محاصره ی نظامی خود قرار داد.

اما طولی نکشید با بازگشت به خویشتن، از عمل ناروای خود سخت پشیمان گشت، و خود را به آستان پاک سرور و سالار شهیدان حضرت سید الشهدا رساند، و با اظهار ندامت و پشیمانی از گناه خود توبه کرد، و با خلوص نیّت عرض ارادت خود را به آن وجود مقدس و ذریّه ی رسول، و فرزند دلبند بتول ابراز داشت.

اما آن خامس آل عبا، و پنجمین اهل کسا، حضرت اباعبدالله الحسین با عطوفت و مهربانی، توبه ی او را پذیرفت و او را در کنار سفره ی با کرامت بخشش خود نشاند، و خطای او را نادیده گرفت.

و در مقابل عطوفت امام، حر بن یزید ریاحی نیز به همراه فرزند گرامی اش در ظهر عاشورا، آزادانه و با انتخابی آگاهانه و عارفانه در رکاب ارباب عالمیان، حاضر شدند، و تا رمق در بدن داشتند بر علیه یزیدیان و دشمنان اهل بیت  جنگیدند، و دنیای پست و بی ارزش را وانهاده و عاشقانه در زمره ی شهدای کربلا

ص: 121

قرار گرفتند، و عاقبتی سبز و با سعادت را تا قیام قیامت برای خود خریداری نمودند.(1)

اما در مقابل، کسانی که مایه ی افتخار اسلام و مسلمین بودند و در نشر و ترویج دین تا پای مرگ جانانه رزمیدند، و حماسه ها آفریده و افتخارها کسب نمودند، اما در پایان، راه درست را وانهاده و آخرت خود را به دنیای خویش فروختند که به دو نمونه ی از آن ها اشاره می کنیم.

1. زبیر بن عوام

زبیر فرزند عوام و مادرش صفیّه عمه ی رسول خدا بود، در سن پانزده سالگی دین مبین اسلام را پذیرفت، او از مهاجران حبشه بود، سپس به مدینه آمد.

او در جنگ های اسلامی خوش درخشید، و در جنگ های اُحد و خندق و حنین هم شرکت داشت.

او یکی از شخصیّت های برجسته و صحابه ی نام دار رسول اکرم بوده، و هم چنین به مولای متقیان امیرمومنان عشق و علاقه ا ی وافر داشت، و از دوستان خاص آن حضرت بود.

بعد از رحلت جان گداز رسول اکرم(ص) کینه توزان و منافقان، و دشمنان امیرالمومنین(ع) در سقیفه ی بنی ساعده گردهم آمدند، و با دسیسه های شیطانی، نقاب از چهره ی واقعی خویش برداشته و با وقاهت تمام، در مقابل حضرت علی بن ابی طالب  قد علم کردند، و ولایت امیرالمومنین(ع) و هم چنین جانشنینی و وصایت حقیقی او را منکر شدند، در نتیجه خلافت را غصب کرده، و رهبر حقیقی و وصی به حق رسول الله را به ظاهر از صحنه

ص: 122


1- ارشاد شیخ مفید ج 2 ص 81 ، روضه الواعظین ج 1 ص 179، بحار الانوار ج 44 ص 377 و 378.

حذف، و در خانه نشاندند.

امیرالمومنین علی(ع) به همراهی اولین مدافع ولایت، حضرت صدیقه ی طاهره فاطمه ی زهرا  در چند شب پی در پی بر درخانه ی مهاجر و انصار رفته و آن ها را برای دفاع از ولایت دعوت کرد (1)

حضرت در ملاقات مهاجر و انصار، ابتدا آن ها را سوگند می داد و می فرمود:

«به حق فاطمه همان که پدر بزرگوارش در حق او فرمود:

أَلَا إِنَّ فَاطِمَهَ بَضْعَهٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی، وَ مَنْ سَرَّهَا فَقَدْ سَرَّنِی؛(2)

و ماجرای غدیر خم را نیز به آن ها یاد آورد می شد، و از آن ها می پرسید:

«به حق این فاطمه! آیا در قضیه ی غدیر خم نبودید؟!»

همگی اعتراف کردند که ما بوده ایم و دیدیم و شنیدیم که پیامبر گرامی اسلام شما را به جانشینی بعد از خود معرفی کرد.

حضرت به آن ها فرمودند:

«حال که این گونه اقرار می کنید، فردا سرها را تراشیده و برای یاری من در مسجد حاضر شوید تا اسلام را در مسیر خود قرار دهید».

به فرموده ی امیرالمومنین چهل نفر از اصحاب، به او وعده داده و قسم یاد کردند برای یاری حضرت حاضر شوند، اما روز موعود که فرا رسید نقض عهد کردند، تنها چهار نفر از آن ها به یاری حضرت شتافتند (3)

ص: 123


1- کتاب سلیم بن قیس ج 2 ص 577 - 581 حدیث 4، بحار الانوار ج 28 ص 264 - 268.
2- امالی شیخ صدوق ص 104 ضمن حدیث 3، بحار الانوار ج 70 ص 2 حدیث 4: فاطمه پاره ی تن و بخشی از وجود من است، هر کس او را آزار دهد مرا آزار داده است.
3- کتاب سلیم بن قیس ج 2 ص 581 ضمن حدیث 4، احتجاج طبرسی ج 1 ص 81، بحار الانوار ج 28 ص 280

در این ماجرا زبیر بن عوام یکی از کسانی بود که سر خود را تراشیده و طبق وعده ای که داده بود در مسجد حاضر شد.

و هم چنین او یکی از کسانی بود که در شورای شش نفره خود را هیچ انگاشت، و امیرالمومنین(ع) را افضل و برتر از خود دانست، رأی به وصایت و جانشینی حضرت علی بن ابی طالب  داده است.

اما چون دومی سفارش کرده بود که در هر سمتی که عبدالرحمن بن عوف قرار دارد بر دیدگاه سایرین ترجیح دارد، و از سوی دیگر، سعد ابن ابی وقاص وعبدالرحمن بن عوف به خلافت عثمان رای دادند، و عثمان را به عنوان خلیفه و جانشین پذیرفتند.

در نتیجه با عمل نمودن به وصیت خلیفه ی ثانی سیزده سال دیگر به خانه نشستن امیرالمومنین افزوده شد که آن حضرت سال ها صبوری پیشه کرد، و به تعبیر خود، آن روزگار پر از درد و رنج و طاقت فرسا را، استخوان در گلو و خار در چشم، پشت سر گذاشت:

فَرَأَیتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَی هَاتَا أَحْجَی، فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا؛ (1)

2. طلحه

یکی دیگر از کسانی که از تحت لوای امن اسلام خارج شد، و روی به تاریکی آورد، طلحه فرزند عبید الله بن عثمان از طایفه ی قریش بود، او نیز به عنوان یکی از صحابی پیامبر شهرت داشت.

ص: 124


1- . بخشی از خطبه ی سوّم نهج البلاغه معروف به خطبه ی شقشقیّه.

او به همراه زبیر بن عوام ایمان آورد، و پیامبر گرامی اسلام میان آن دو عقد اخوت بست.

طلحه شخصیّتی بود که در عصر پیامبر گرامی اسلام(ص) گاهی کلمات نامناسبی بر زبان جاری می کرد، که نشانگر جاه طلبی و غرور و تکبّر او بود. طلحه می گفت: محمد(ص) دستور می دهد که دختر عموها در برابر ما حجاب داشته باشند، ولی با زنان، بعد از جدا شدن از ما، ازدواج می کند، به یقین هر گاه از جهان چشم بپوشد، با زنان او ازدواج خواهیم کرد. در این هنگام مربوط به تحریم ازدواج با زنان پیامبر خدا آیه ی 53 سوره ی مبارکه ی احزاب نازل شد (1)

هنگامی که خلیفه ی سوم مقتول گشت، مردم بر آن شدند که با امیرالمومنین(ع) بیعت نمایند، امیرالمومنین(ع) همه را مخیّر گذاشت که یا با او بیعت نمایند، و یا با طلحه و زبیر دست بیعت دهند، آن ها در لحظه ی آخر در قبول پیشنهاد سخاوتمندانه و شرافتمندانه ی علی بن ابی طالب مردد شدند، اما چیزی را اعلام داشتند که در قلب راضی به آن نبودند.

لذا هنگامی که امیرمومنان(ع) به طلحه دستور می دهد دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنم، پاسخی غیر منتظره از او شنید که گفت: تو به بیعت سزاوارتری.

در نتیجه این دو صحابه، در میان مردم به امیرالمومنین دست بیعت دادند .(2)

اما بعد از استقرار خلافت حضرت امیر آتش حسرت و حسد در

ص: 125


1- تفسیر فخر رازی ج 25 ص 225، تفسیر درّ المنثور ج 5 ص 214 ذیل تفسیر آیه ی 53 سوره ی مبارکه ی احزاب، شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید ج 1 ص 184.
2- احتجاج طبرسی ج1 ص 181، ارشاد شیخ مفید ج 1 ص 238.

دل های شان شعله ور شد، و حبّ جاه و مقام، چشمان حقیقت بین آن ها را کور کرد، و با وسوسه های شیطانی و خواسته¬های نفسانی، در صدد افشای خصومت های خود نسبت به امیرالمومنین بر آمدند.

اما چون بستر مخالفت مهیا نبود، منتظر فرصت نشستند تا این که زخم عدوات و دشمنی زنی سبک سر - یعنی عایشه - با امیرمومنان به بهانه ی خون خواهی عثمان، سر باز کرد، و با بی شرمی تمام، به طور آشکار در مقابل امام المتقین علی بن ابی طالب  ایستاد، و جنگ جمل را به راه انداخت.

در چنین شرایطی، طلحه و زیبر فرصت را غنیمت شمرده و آن همه رشادت ها و سوابق ارزشمند به دست آمده را فراموش کرده و به حمایت عایشه، پا در رکاب شده و به همراهی او در مقام جنگ با امیرالمومنین  بر آمدند.

اما سرنوشت این دو نفر این گونه رقم خورد که زبیر بن عوام در جنگ جمل با نصیحت امیرالمومنین از جنگ با حضرت منصرف شد، و از صحنه ی جنگ گریخت، و در نهایت، در بیابان اطراف «وادی السباع» در حال نماز به دست شخصی به نام «ابن جرموز» کشته شد.

به روایتی، وقتی شمشیر او به دست امیرالمومنین رسید، و حضرت از مرگ او با خبر شد، فرمود:

طَالَمَا وَ اللهِ جَلَا بِهِ الْکَرْبَ عَنْ وَجْهِ رَسُولِ اللهِ، وَ لَکِنَّ الْحَینَ وَ مَصَارِعَ السَّوْءِ؛ (1)

به خدا سوگند که این شمشیر مدّت های مدید رنج و مصیبت را از رخسار

ص: 126


1- احتجاج طبرسی ج 1 ص 163، ارشاد القلوب ج 2 ص 237، بحار الانوار ج 32 ص 200 حدیث 149، اسد الغابه ج 2 ص 199، شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید ج 1 ص 231.

مبارک رسول خدا زدود، ولی جای تاسّف است که سوء قضا در آخر کار او را به هلاکت و بدبختی انداخت.

اما طلحه تا آخرین لحظه در جنگ جمل، در رکاب عایشه بود، و به مبارزه ادامه داد تا این که مروان بن حکم او را نشانه گیری کرد و با تیر او را مجروح ساخت، و بر اثر همان جراحت در همان صحنه از دنیا رفت.

در خبری آمده است که بعد از پایان جنگ، امیرالمومنین از کنار کشته ی او گذشت و فرمود:

«این همان کسی است که بیعت مرا شکست و مردم را برای کشتن من و خاندانم دعوت کرد».

در این لحظه حضرت امیر دستور داد که جسم بی جان او را بلند کنند و بنشانند، اصحاب نیز چنین کردند، امام رو به جنازه ی او کرد و فرمود:

«ای طلحه! من آنچه را که خداوند وعده داده بود در حق تو یافتم، تو چطور؟»

سپس فرمود: «او را بخوابانید» و حرکت کرد.

بعضی از همراهان عرض کردند: ای امیرمومنان! آیا با طلحه بعد از مرگ او صحبت می¬کنی؟

حضرت فرمود: «به خداوند سوگند، او سخن مرا می¬شنود همان گونه که بدن های سرد و بی جان کفّار مکه - که در جنگ بدر در چاه بدر افکنده شدند - سخنان رسول خدا را می شنیدند» (1)

سرانجام آن دو تن با خسران و بی ایمان، این دنیای فانی را وداع گفتند.

ص: 127


1- ارشاد شیخ مفید ج 1 ص 256، تصحیح اعتقادات الامامیه شیخ مفید ص 93، احتجاج طبرسی ج 1 ص 163 و 164، بحار الانوار ج 32 ص 200 حدیث 151.

این گونه سرنوشت هشداری برای همه است و نباید مغرور شد، بلکه باید هوشیار بود و زمان را سنجید همان گونه که در حدیث آمده:

«الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیهِ اللَّوَابِسُ»(1) ، و حق و باطل را شناخت و سپس وارد صحنه ی دفاع شد؛ زیرا شیطان تنها طلحه و زبیر را وسوسه نمی کرد، بلکه همه ی ما نیز در معرض آسیب شیطان هستیم، فقط باید از شرّ این دشمن قسم خورده، به خداوند متعال پناه برد، و همواره متوجه بود و دعا نمود:

(رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ)(2)

و مستمر این دعا را زمزمه بنماییم: «الهی لاَ تَکِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَهَ عَینٍ».

ص: 128


1- کافی ج 1 ص 27 ضمن حدیث 29، تحف العقول ص 356، بحار الانوار ج 68 ص 307 حدیث 84 : هر کس نسبت به زمان خود آگاه باشد، گرفتار امور اشتباه انگیز و مایه ی گمراهی نمی شود.
2- سوره ی آل عمران آیه ی 8 : پروردگارا دل های مان را بعد از آن که ما را هدایت کردی (از راه حق) منحرف مگردان، و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش؛ زیرا تو بخشنده ای

فصل سوم:اهمیّت اتحاد و همبستگی در کلام امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 129

ص: 130

اهمیّت اتّحاد و همبستگی در کلام امیرالمومنین(ع)

اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا؛ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ یقُولُ: صَلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّهِ الصَّلَاهِ وَ الصِّیامِ، وَ إِنَّ الْمُبِیرَهَ الْحَالِقَهَ لِلدِّینِ فَسَادُ ذَاتِ الْبَینِ، وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ؛

همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید، از رسول اکرم شنیدم که فرمودند: آشتی دادن میان مردم، از نماز و روزه در طول سال بهتر است، و آنچه دین را زایل می کند و از بین می برد، فساد ذات البین است، و هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر از طرف خدای بلند مرتبه و بزرگ.

اتّحاد در کلام امیرالمومنین(ع)

اشاره

مولی الموحدین امیرالمومنین(ع) در این فراز از وصیت با استفاده از آیه ی شریفه، به دو موضوع مهم در میان مسلمین و خصوصاً مومنین توصیه فرموده که یکی اتحاد اُمت و دیگری اصلاح ذات البین است.

این پیام آن حضرت حامل نکات و درس های بسیار سرنوشت ساز و حیاتی است، و ما که در این عصر و زمان زندگی می کنیم نیز مخاطب این پیام ماندگار امیر بیان هستیم، قهرا شایسته است که در وصیت حضرت

ص: 131

اندیشه کنیم؛ زیرا سفارش حکیمانه و جان بخش حضرت  می تواند بهترین چراغ راه در اصلاح نا هنجاری ها و خاموش نمودن فتنه ها و بر طرف کردن اختلافها در میان اقشار جامعه باشد. لذا در این مقام، این قطعه از کلام نورانی امیرالمومنین در دو قسم، با دو عنوان اتحاد در فرهنگ دینی و کیفیت آن، و لزوم اصلاح ذات البین، به طور اختصار بیان می شود.

الف: اتّحاد در فرهنگ دین و کیفیّت آن
اشاره

با مطالعه ی تاریخ صدر اسلام این موضوع کاملا به چشم می آید که ایجاد اتحاد و انسجام در میان مسلمین، همواره یکی از دغدغه های مهم پیامبر اکرم(ع) بوده است، هم چنین ائمه ی معصوم نیز این امر را ضروری دانسته در تأسی از رسول خدا نسبت به ایجاد همدلی و اتّحاد در میان مردم، از هیچ کوششی دریغ نورزیدند، هم خود عملا وارد صحنه می شدند هم به یاران و دوستان خود نیز دایما در باره ی این امر سفارش می نمودند.

آن ها همیشه در تلاش بودند تا زمینه ی مناسبی برای ایجاد هم دلی و هم گرایی درمیان شیعیان و پیروان خویش برقرار کنند؛ زیرا جامعه ی مسلمان اگر بخواهد در سایه ی امنیت زندگی آرام و بدون تنش داشته باشد، باید در تحقق هدف ارزشمند دست به دست یک دیگر داده تا با مساعدت مستمر و مجاهدت مستقر، این امر مهم در سطح جامعه تحقق پیدا کند.

اهمیّت اتّحاد از دیدگاه قرآن کریم

قرآن کریم بارها مسلمانان را به عنوان یک امت واحده مخاطب قرار داده و فرموده:

ص: 132

(کُنْتُمْ خَیرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ)(1)

شما بهترین امتی بودید که به سود انسان ها آفریده شده اند.

و هم چنین در آیه ی شریفه ی دیگر می فرماید:

(وَ کَذلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ)(2)

شما را نیز امّت میانه ای قرار دادیم (در حد اعتدال میان افراط و تفریط؛) تا بر مردم گواه باشید.

در نتیجه اساس اتحاد میان مسلمانان و همبستگی آنان از سوی قرآن بنا نهاده شده است.

اما اگر بخواهیم این موضوع مهم و با ارزش در جامعه ی اسلامی تحقق پیدا کند، تنها با چنگ زدن و اعتصام به ریسمان الهی میسّر خواهد شد، که قرآن کریم در این باره می فرماید:

(اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا)(3)

این دعوت خداوند حکیم جل جلاله در بیان این امر مهم است که تنها راه حفظ پیوندهای اجتماعی و ایمانی، و جلوگیری از تفرقه و جدایی، چنگ زدن به ریسمان الهی است که قرآن کریم و عترت طاهرین مصداق اتم آن حبل المتین و عروه الوثقای الهی هستند.

منادی توحید حضرت محمد در حدیث ثقلین - که معروف و متواتر میان عامه وخاصه است - فرموده اند:

ص: 133


1- سوره ی آل عمران آیه ی110.
2- سوره ی بقره آیه ی143.
3- سوره ی آل عمران آیه ی 103: همگی به رشته و ریسمان دین الهی چنگ زده و متفرق و پراکنده نشوید.

کَأَنِّی دُعِیتُ فَأَجَبْتُ، وَ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَینِ أَحَدُهُمَا أَکْبَرُ مِنَ الْآخَرِ: کِتَابُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِِ وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیتِی، فَانْظُرُوا کَیفَ تَخْلُفُونَنِی فِیهِمَا؛ (1)

همانا من از سوی خداوند تبارک و تعالی دعوت شدم و اجابت می کنم، و من در میان شما دو چیز گران بها به یادگار گذاشتم که یکی از آن ها بزرگ تر از دیگری است، و آن کتاب خدای عزوجل می باشد که ریسمانی آویخته از آسمان به سوی زمین است، و دیگری عترت و اهل بیت من هستند، پس بنگرید که چگونه در باره ی آن دو خلیفه ی من رفتار می کنید.

و البته کیفیت تمسک به ریسمان الهی نیز در این آیه ی کریمه بیان شده است، زیرا خداوند متعال این امر مهم را به لفظ «جمیعا» بیان فرمودند که تداعی کننده ی این مفهوم است، اگر با هم باشید این امر تحقق پیدا می کند ولی اگر مسلمانان و مومنان متفرق باشند و با یک دیگر نباشند، اعتصام به حبل الهی محقق نشده است.

ص: 134


1- سنن ترمذی ج 5 ص 663 حدیث 3788، مسند احمد بن حنبل ج 3 ص 14 و 17 و 26، مسندابی یعلی ج 2 ص 297 حدیث 1021 و ص 303 حدیث 1027، مستدرک حاکم نیشابوری ج 3 ص 148، معجم کبیر طبرانی ج 3 ص 63 حدیث 2697، کافی ج 1 ص294 حدیث 3 و ضمن حدیث 6، خصال شیخ صدوق ج 1 ص 65 حدیث97، ارشاد شیخ مفید ج 1 ص 124، وسائل الشیعه ج 27 ص 33 حدیث 33144. إنَّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِی أهْلَ بَیْتِی، وَ إنِّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حتی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ، مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا؛ همان من در میان شما دو چیز گران بها می گذارم: (و آن دو) کتاب خدا و عترت پاک و اهل بیت من هستند، آن دو هرگز از یک دیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند، هر کس به آن دو تمسک کند هرگز گمراه نخواهد شد.

لذا بعد از آن بلا فاصله از افتراق و جدایی - که یکی از بزرگ ترین آسیب های جدّی میان مسلمانان است- نهی فرموده (ولا تفرقوا).

و این موضوع به قدری با اهمیّت است که در خیلی از آیات دیگر قرآن کریم نیز، هرگاه خواست از موضوع ارزشی اتحاد سخن بگوید، مفهوم ضد ارزشی اختلاف را هم در کنار آن هشدار داده و از آن نهی فرموده است، مثلا در سوره ی مبارکه ی شوری می فرماید:

(أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لاَ تَتَفَرَّقُوا فیهِ)(1)

دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید.

و در آیه ی شریفه ی دیگر می فرماید:

(وَ أَطِیعُوا اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاَ تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ)(2)

و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید، و نزاع (و کشمکش) نکنید تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود.

هم چنین آن دسته از کسانی که در جامعه دو گانگی و اختلاف ایجاد می کنند، راه و روش آن ها را از طریق رسول خدا جدا دانسته و فرموده است:

(إِنّ الّذینَ فَرّقُوا دینَهُمْ وَ کانُوا شِیعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فی شَی ءٍ إِنّما أَمْرُهُمْ إِلَی اللهِ ثُمّ ینَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یفْعَلُونَ)(3)

کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به دسته های گوناگون(و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه ای با آن ها نداری،

ص: 135


1- سوره ی شوری آیه ی 13.
2- سوره ی انفال آیه ی 46.
3- سوره ی انعام آیه ی 159.

سر و کار آن ها تنها با خداست، سپس خدا آن ها را از آنچه انجام می دادند، با خبر می کند.

با توجه به آیات مذکوره ی قرآن، اختلاف و پراکندگی موجب افزایش آسیب های فراوان اجتماعی خواهد شد، و در پی آن ضعف و ناتوانی دامن گیر مسلمین خواهد شده و موجب سقوط تمام معنویات و ارزش های اسلامی می شود، و تنها در سایه ی همبستگی است که تکامل و ترقی در جامعه تحقق پیدا می کند، و اخوت همراه با دینداری در جامعه سایه می افکند.

مروری کوتاه در تاریخ

تاریخ کاملا واضح و روشن بیان می کند که پیامبر عظیم الشان اسلام و رحمه العالمین، از نظر علمی و عملی به طوری جدی درصدد تحکیم میان مسلمین بوده است.

رسول اکرم پس از تشکیل حکومت در مدینه ی منوره، برای تقویت صفوف مسلمین و ترویج آیین آسمانی اسلام، بر همبستگی ظاهری و باطنی میان آن ها بسیار تاکید داشت، او برای این که بتواند قلب های خمود و خفته ی مشرکین را، با گرمی نور وحی بیدار کند و به آن ها جان دوباره ببخشد، و اتحاد و برادری را مستحکم کند، گفتن لفظ جلاله ی تهلیل (لا اله الا الله) را مهم ترین عامل جذب مردم قرارد داد تا هریک با گفتن این کلمه ی توحید، بر گرد پیامبر رحمت حلقه زنند. تا از این طریق هم روح برادری و همدلی را در میان آن ها پدید آورد، و هم رسالت جهانی خویش را عملی سازد.

یکی از اقدمات مهم پیامبر گرامی اسلام طرح عقد اخوّت میان مسلمین بوده است.

ص: 136

عقد اخوّت

هنگامی که رسول خدا از مکه هجرت نمود و به مدینه وارد شد، فصل جدیدی در پیش روی او گشوده شد، رسول اکرم قبل از ورود به مدینه انگیزه اش این بود که قلوب مردم را با مهربانی و عطوفت و رفتار درست به سمت خود جلب کند، و در پی آن، آیین یکتاپرستی را - که مامور تبلیغ آن بود - به مردم ابلاغ نماید، امّا بعد از استقرار، با هوشمندی کامل متوجه شد که سه خطر بزرگ همواره در کمین است و باید ابتدا این سه مشکل را حل نماید، و سپس به اهداف بلند خود ادامه دهد.

اول خطر حمله ی قریشیان و بت پرستان شبه جزیره ی عربستان، دوم یهودیان و ثروتمندان یثرب، سوم خطر بزرگ قبیله ی «اوس» و «خزرج» بود که این دو گروه صد و بیست سال با یک دیگر در مبارزه بودند و دشمن خونی هم به شمار می رفتند.

آن حضرت از طرف پروردگار عالمیان مامور گشت که بین مهاجرین و انصار عقد اخوّت بر قرار کند، و برای انجام این ماموریت، روزی در یک اجتماع عمومی، به همه ی پیروان و دوستداران خود دستور داد که دو تا دوتا با یک دیگر پیمان برادری دینی بر قرار سازید ،(1) و کسانی که در آن اجتماع حضور داشتند، فرمان پیامبر گرامی اسلام را اطاعت کردند و با یک دیگر برادر شدند.

در نتیجه سیصد نفر از مهاجرین و انصار با یک دیگر برادر شدند، به این ترتیب کار اخوّت به پایان رسید (2)

ص: 137


1- «تأخّوا فی الله أخوین أخوین».
2- . سیره ی ابن هشام ج 2 ص 351.

امّا اشاره به یک عقد اخوّت که بسیار مهم بود، و در سرنوشت اسلام چه در حیات پیامبر اکرم و چه بعد از وفات آن بزرگوار، نقش اساسی داشت، لازم و ضروری است، و آن عقد اخوّت، میان اشرف مخلوقات حضرت رسول اکرم با شایسته ترین و با وفاترین و نخستین مسلمان و مومن یعنی حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب بوده است.

وقتی مهاجر و انصار به فرمان پیامبر هر یک با دیگری برادر دینی شدند، ناگهان امیرمومنان علی با چشمان اشکبار به نزد پیامبر اسلام آمد، عرض کرد:

«یا رسول الله! یاران خود را با یک دیگر برادر کردید، ولی عقد و اخوّتی میان من و دیگری برقرار نفرمودی!».

در این هنگام پیامبر گرامی اسلامی با آغوشی باز و روی گشاده به علی مرتضی رو کرد و فرمود:

أَنْتَ أَخی فی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ؛(1)

تو در دنیا و آخرت برادر من هستی.

و در نقلی دیگر این جریان به طور کامل تر بیان شده که پیامبر خدا در جواب سوال امیرالمومنین فرمود:

«به خدایی که مرا برای هدایت مردم مبعوث فرموده سوگند، کار برادری با تو را برای این به تاخیر انداختم که می خواستم در پایان با تو

ص: 138


1- تفسیر قمی ج2 ص109، سنن ترمذی ج 5 ص 300 حدیث 3804،الکامل فی التاریخ ج2ص166، مناقب علی بن ابی طالب ابن مغازلی، ص53 و 54، مستدرک حاکم ج 3 ص 14، الستیعاب ج3 ص1099، تاریخ مدینه دمشق ج42 ص51، عمده القاری ج3ص147، اسد الغابه ج4 ص16 و 29.

برادر شوم، تو نسبت به من مانند هارونی نسبت به موسی جز این که پس از من پیامبری نیست، تو برادر و وارث من هستی»(1)

سیره ی امیرالمومنین(ع) در تحکیم اتحاد

سیره و روش امیرمومنان علی  بعد از رحلت غمبار رسول اکرم دعوت به اتحاد و همبستگی و انسجام بوده است، امیرمؤمنان گرچه مقام منیع و رفیع جانشینی و خلافت بلا فصل رسول اکرم و امامت و ولایت تامّه برکافّه ی مخلوقات از سوی خداوند متعال و حکیم علی الاطلاق به او تفویض شده بود، برای حفظ جایگاه رسالت و امامت از هیچ کوششی دریغ نکرد تا بتواند هم حق مسلم خویش را از دست غاصبان خلافت به دست آورد، و هم مسیر اهداف رسالت و امامت را از انحراف، و مُسلمین را از گمراهی و ضلالت نجات بخشد.

اما هنگامی که در مقابل کسانی قرار گرفت که با کمال بی شرمی و قساوت، مهم ترین حقیقت دینی یعنی ولایت مولی الموالی را منکر شده و بی شرمانه و به ناحق بر آن منصب الهی چنگ انداختند، برای حفظ اتحاد جامعه اسلامی و جلوگیری از افتراق و جدایی مسلمین دست به شمشیر نبرد، و با تعبیری لطیف که حاکی از دل پُر خون اوست در خطبه ی شقشقیه فرمود:

فَرَأَیتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَی هَاتَا أَحْجَی، فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا؛ (2)

استخوان در گلو و خار در چشم داشته ولی صبر را پیشه ساختم.

ص: 139


1- مناقب آل ابی طالب ج 2 ص 186، بحار الانوار ج 38 ص 345: وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ مَا أَخَّرْتُکَ إِلَّا لِنَفْسِی، وَ اَنْتَ مِنّی بِمَنْزِله هارِوُنِ مِنْ مُوسی اِلّا أنَّهُ لاَ بَنْیَ بَعْدی، وَ اَنْتَ أخی وَ وارثی
2- نهج البلاغه، خطبه ی سوم معروف به خطبه ی شقشقیه.

این صبر تلخ و انتظار طاقت فرسای او برای حفظ میراث گران بهای رسول اکرم بیست و پنج سال به طول انجامید تا از این طریق از شکاف و تفرقه ی میان مسلمانان جلوگیری نماید.

و هم چنین بعد از مرگ خلیفه ی سوم، وقتی به اصرار مردم امر خلافت را پذیرفت، ابتدا در شورانگیز ترین خطبه ی خود، مهم ترین سر فصل های امور اجتماعی مردم را در زمینه های مختلف بیان فرمود، و سپس هر گونه گرایش و انحراف به چپ و راست و افراط و تفریط را مردود دانسته، و تنها میانه روی را مهم ترین راه صحیح و شرط سالم رسیدن به مقصد معرفی نمودند که فرمود:

الْیمِینُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّهٌ وَ الطَّرِیقُ الْوُسْطَی هِی الْجَادَّهُ؛ (1)

ب: لزوم اصلاح ذات البین
اشاره

فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ الله یقُولُ: صَلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّهِ الصَّلَاهِ وَ الصِّیامِ، وَ إِنَّ الْمُبِیرَهَ الْحَالِقَهَ لِلدِّینِ فَسَادُ ذَاتِ الْبَینِ، وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِالله الْعَلِی الْعَظِیمِ؛

از رسول اکرم شنیدم که می فرمودند: آشتی دادن میان مردم از نماز و روزه در طول سال بهتر است، و آنچه دین را زایل می کند و از بین می برد، فساد ذات البین است، ولاقوه الا بالله العلی العظیم.

اهمیت اصلاح ذات البین در قرآن کریم
اشاره

در شریعت اسلام اصلاح ذات البین از اهمیّت ویژه و خاصی برخوردار است؛

ص: 140


1- نهج البلاغه ضمن خطبه ی 16

زیرا هر اندازه صلح و آشتی در میان مردم گسترده تر شود نشانه ی ایمان و در مسیر حق بودن مردم است، و آثار و برکات دین کاملا در میان مردم هویدا می گردد، و هر اندازه کینه توزی و نزاع و کشمکش در جامعه شیوع پیدا کند و تفرقه و جدایی در میان مردم بیش تر شود، نشانه ی کفر وفسق و تبعیت از طریق شیطان آشکار می گردد که در واقع این امر یک نوع جامعه شناسی دینی است و کاملا می توان جامعه ی بیمار را از جامعه ی سالم تمییز داد.

قرآن کریم در این باره می فرماید:

(فَاتَّقُوا اللهَ وَ أَصْلِحُوا ذَاتَ بَینِکُمْ)(1)

از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و خصومت هایی را که در میان شماست، برداشته و یک دیگر را آشتی دهید.

این امر مهم، می تواند با دو اثر مفید و سازنده و زیر بنایی فردی و اجتماعی همراه باشد.

1- اثر فردی

کانون خانواده اولین مکان تربیت و آموزش است، مهم ترین و بیش ترین زیر ساخت های شخصیتی انسان از نظر روحی و روانی، در خانواده شکل می گیرد، اگر خانواده ای با صلح و صفا و آرامش همراه باشد، و اعضای خانواده، مخصوصا مربیان آن - یعنی پدر و مادر - یک دل و هم صدا باشند، و از تفاهم اخلاقی و مدیریتی برخوردار باشند، هم پیوند و وحدت و همبستگی آن ها مایه ی پرورش درست و تربیت صحیح فرزندان است، و هم نیروهای مفید و کارآمد و مسئولیت

ص: 141


1- سوره ی انفال آیه ی 1.

پذیر و مهربان وارد عرصه ی جامعه می شوند.

ولی اگر به جای صلح و دوستی، جنگ و دشمنی، و به جای محبّت و مهربانی، نفرت و عداوت در محیط خانواده حاکم گردد، و اعضای خانواده از یک دیگر بیزاری بجویند، اعضای خانواده کاملاً متفرق شده و آسیب های جدی خواهند دید.

2- اثر اجتماعی

از سوی دیگر، جامعه متشکل ازخانواده های به هم پیوسته است، هر اجتماعی به روابط میان افراد آن نیازمند است، تنها عامل پیوند میان آن ها همدلی و دوستی و آشتی میان آنان است، از این جهت اجتماع نیز مهم ترین بهره را از اصلاح ذات البین خواهد برد.

و از آثار دیگر آن این است که صلح و آشتی سبب ارتقای جامعه می گردد، و جامعه ی پویا و رو به شد، جامعه ای است که مردم آن همدل و همگون بر پایه و اساس رفتاهای انسانی، و با پشت کار و دل گرمی در پیشرفت جامعه در کنار یک دیگر باشند، و ثمره ی چنین همدلی و به هم پیوستگی، امنیّت و آسایش است که محیط جامعه را از آسیب جنجال های مخرّب و خانمان سوز در امان نگه می دارد؛ زیرا درگیری ها و فتنه ها موجب انحطاط و عقب ماندگی جامعه خواهد شد.

اگر پیوستگی ها و دوستی ها جای خود را با کینه توزی و از هم پاشیدگی و دشمنی و عداوت عوض کند، آن جامعه فروخواهد پاشید و سقوط خواهدکرد.

از این رو دین اسلام - که دین برادری و اخوّت است - شعار خود را برای تحکیم برادری این گونه بیان می فرماید:

ص: 142

(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیکُمْ وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ)(1)

مومنان برادر یک دیگرند، پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید.

دین اسلام محبت، مهرورزی و همدلی را مایه ی نعمت پروردگار عالمیان می داند، و از سوی دیگر نفرت و بیزاری را موجب فساد و از بین بردن ارزش های اسلامی می شمارد، در قرآن کریم آمده است:

(وَ الَّذِینَ یصِلُونَ مَا أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَ یخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ)(2)

و آن ها که پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده، برقرار می دارند، و از پروردگارشان می ترسند، و از بدی حساب(روز قیامت) بیم دارند (پایان نیک سرای دیگر، ویژه ی آنان است).

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

(وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَینَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَی الْأُخْری فَقاتِلُوا الَّتی تَبْغی حَتَّی تَفی ءَ إِلی أَمْرِ اللهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَینَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللهَ یحِبُّ الْمُقْسِطینَ)(3)

و هر گاه دو گروه از مومنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آن ها را آشتی دهید، و اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار

ص: 143


1- سوره ی حجرات آیه ی 10.
2- سوره ی رعد آیه ی 21.
3- سوره ی حجرات آیه ی 9.

کنید، تا به فرمان خدا بازگردد، و هر گاه بازگشت(و زمینه ی صلح فراهم شد) در میان آن دو به عدالت، صلح برقرار سازید، و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست می دارد.

اتّحاد و برادری در میان مومنان تا اندازه ای مهم است که خداوند منّان این گونه به این امر مهم می پردازد و نسبت به آن سفارش می کند.

اهمیّت اصلاح ذات البین در کلام معصومین(ع)

عترت طاهرین(ع) - که وجود مبارک شان در میان مردم سبب امان ملت از هرج و مرج و دوگانگی است - خود عملا در اصلاح ذات البین تلاش و کوشش می کردند، و دیگران را هم به این امر مهم ترغیب و تشویق می نمودند.

رسول اکرم می فرمایند:

أَ لاَ أُخْبِرُکُمْ بِأَفْضَلَ مِنْ دَرَجَهِ الصِّیامِ وَ الصَّدَقَهِ وَ الصَّلَاهِ؟؛

آیا شما را به چیزی بالاتر از روزه داری و صدقه و نماز آگاه سازم؟

عرض کردند: آری یا رسول الله.

حضرت فرمود:

صَلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ وَ فَسَادُ ذَاتِ الْبَینِ وَ هِی الْحَالِقَه؛(1)

آشتی دادن بین مردم؛ زیرا برهم زدن بین مردم نابود کننده است.

رییس مذهب جعفری حضرت امام صادق به مفُضّل فرمود:

إِذَا رَأَیتَ بَینَ اثْنَینِ مِنْ شِیعَتِنَا مُنَازَعَهً، فَافْتَدِهَا مِنْ مَالِی؛(2)

هنگامی که دیدی میان دو نفر از شیعیان ما نزاعی رخ داد، (آتش

ص: 144


1- مجموعه ی ورام ج 1 ص 39، نهج الفصاحه ص 240 حدیث 458.
2- کافی ج 2 ص 209 حدیث 3، وسائل الشیعه ج 18 ص 440 حدیث24002.

دشمنی شعله ورشد)، آن را با مال من خاموش کن و میان آن ها

صلح نما.

و حدیثی دیگر از آن بزرگوار نقل شده است که فرمودند:

صَدَقَهٌ یحِبُّهَا اللهُ إِصْلَاحٌ بَینِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا، وَ تَقَارُبٌ بَینِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا؛(1)

صدقه ای که خداوند آن را دوست می دارد، برقراری صلح است میان مردمی که به هم پشت کرده و اختلاف و دشمنی نموده اند، و برقراری الفت است میان کسانی که از هم دوری جسته اند. امام صادق در مورد دیگر می فرماید:

مَنْ أَصْلَحَ بَینَ النَّاسِ أَصْلَحَ اللهُ بَینَهُ وَ بَینَ الْعِبَادِ فِی الْآخِرَهِ؛ (2)

کسی که میان مردم صلح و دوستی برقرار کند، خداوند تبارک و تعالی نیز میان او و بندگانش در آخرت اصلاح می کند.

تفرقه افکنی علامت بدترین مردم

روزی رسول اکرم (ص) برای این که بتواند درس مهم اخلاقی را به همراهان و یاران خود بیاموزد، و آن ها را از خطر بزرگی که پیوندهای خانوادگی و فامیلی، و همچنین وحدت و همدلی جامعه را تهدید می کند، آشنا می نماید، در خطبه ای خطاب به اصحاب خود فرمودند:

«آیا بدترین و شرورترین و فتنه گر ترین مردم را، برای شما معرفی کنیم؟

ص: 145


1- کافی ج 2 ص 209 حدیث3، وسائل الشیعه ج 18 ص 439 حدیث24001
2- جامع الاخبار ص 185.

أَ لَا اُخْبِرُکم بِشِرَارِکُمْ؟

همگی یک صدا عرضه داشتند: بلی ای رسول خدا.

آن حضرت فرمودند:

الْمَشَّاؤُونَ بِالنَّمِیمَهِ، الْمُفَرِّقُونَ بَینَ الْأَحِبَّهِ، الْبَاغُونَ لِلْبُرَآءِ الْعَیبَ؛(1)

آن هایی که به جهت سخن چینی رفت و آمد می کنند، و میان دوستان جدایی می افکنند، و کسانی که در مقام عیب جویی نسبت به پاک دامنان بر می آیند.

به همین مضمون حضرت امام جعفر صادق نیز از امیرمومنان نقل می فرماید که آن حضرت فرمودند:

شِرَارُکُمُ الْمَشَّاؤُونَ بِالنَّمِیمَهِ، الْمُفَرِّقُونَ بَینَ الْأَحِبَّهِ، الْمُبْتَغُونَ لِلْبُرَآءِ الْمَعَایبَ؛(2)

بدترین شما کسانی هستند که در میان مردم سخن چینی می کنند، و بین برادران تفرقه و جدایی می افکنند، و در صدد عیب جویی پاکان بر می آیند.

اهمیّت دوستی و برادری در میان مومنان، و هم چنین فاجعه ی وجود دشمنی و تفرقه به آن اندازه است که در اسلام اجازه داده شده به بعضی از راه هایی مانند دورغ گفتن - که حتی به شوخی و مزاح در حالت عادی روا نیست - برای برقراری صلح میان دو کس، و یا نجات مومن، به عنوان حکم ثانوی استفاده شود، لذا

ص: 146


1- کتاب زهد ص6 حدیث 8 ، خصال شیخ صدوق ج 1 ص 183 ضمن حدیث 249، مکارم الاخلاق ص445، وسائل الشیعه ج 12 ص 306 حدیث 16369، بحار الانوار ج 75 ص 246 حدیث 6.
2- کافی ج 2 ص 369 حدیث 1، مکارم الاخلاق ص 444.

رییس مذهب حضرت امام جعفر صادق می فرمایند:

الْمُصْلِحُ لَیسَ بِکَذَّابٍ؛(1)

شخص اصلاح کننده دروغ گو نیست.

و در حدیث دیگر فرمودند:

لَیسَ بِکَاذِبٍ مَنْ أَصْلَحَ بَینَ اثْنَینِ؛ (2)

کسی که میان دو نفر صلح کند دروغ گو نیست.

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا؛ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ یقُولُ: صَلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّهِ الصَّلَاهِ وَ الصِّیامِ، وَ إِنَّ الْمُبِیرَهَ الْحَالِقَهَ لِلدِّینِ فَسَادُ ذَاتِ الْبَینِ، وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ.

اکنون با نگاهی دوباره به کلام حضرت، اهمیّت این عمل روشن تر می شود که چرا امیرالمومنین  در این وصیت، مخاطبان خود را گسترش داده و افزون بر فرزندان وخانواده و خویشاوندان، همه ی کسانی که تا قیامت این وصیت نامه به دست ایشان می رسد را به این امر مهم سفارش نموده است.

نکته ی اول: درسی که از این بیان شریف امیرمومنان باید آموخت این است که «وَ إِنَّ الْمُبِیرَهَ الْحَالِقَهَ لِلدِّینِ فَسَادُ ذَاتِ الْبَینِ» کینه و دشمنی دین را ریشه کن کرده، و پیوند را تباه می سازد، در این رهگذر اقتدار و سلامت یک اُمت به همبستگی و همدلی و یک پارچگی وابسته است که اگر این امر نادیده انگاشته

ص: 147


1- کافی ج 2 ص 342 حدیث 19، وسائل الشیعه ج 12 ص 253 حدیث 16231.
2- جامع الاخبار ص 100، بحار الانوار ج 72 ص 253 ذیل حدیث 20 با لفظ کذاب آمده .

گردد، مسلمین جامعه عموماً، و مومنین خصوصاً، قربانی ستمِ فرصت طلبان و زور گویان خواهند شد.

مولای متقیان در ادامه ی این قطعه از وصیت، از جمله ی مبارکه ی «حوقله» لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم استفاده می فرمایند.

گویا مسلمین بسیار فراوان از این قضیه و واقعه آسیب دیده اند که وجود مبارکش بسیار از آن متاثر شده است؛ زیرا وجود با عظمت آن ثانی وجود، چه دیگران بدانند ویا نخواهند که بدانند، امام مفترض الطاعه و واسطه ی فیض خالق به خلق بوده، و چون به شکل ظاهری قریب به چهار سال و نیم زعامت و رهبری مردم را در قالب حکومت به دست گرفت، کاملا مشاهده کرد که چه کسانی در اثر کج فهمی تندروی های خود خواهانه، قربانی اختلاف و دو گانگی شدند، و به جای این که به صلح و آشتی روی بیاورند، به جنگ و خون ریزی توسل جستند، در نتیجه هم خود را از رسیدن به سعادت ابدی محروم کردند و هم با کج اندیشی جامعه را از وجود با برکت امیرالمومنین محروم نمودند.

نکته ی دیگر: بر همگان لازم است برای رفع خصومت ها و اختلاف ها و ایجاد انس و الفت میان مردم اقدام، و با مهرورزیِ دلسوزانه میان دل ها پیوند برادری و اخوت ایجاد کنند، در نتیجه بغض و عداوت را ریشه کن کرده و جامعه را به صلح و امنیّت و سیر تکاملی و ترقی همیشگی برسانند.

ص: 148

فصل چهارم:اهمیّت صله ی رحم در کلام امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 149

ص: 150

اهمیّت صله ی رحم در کلام امیرالمومنین(ع)

انْظُرُوا ذَوِی أَرْحَامِکُمْ فَصِلُوهُمْ، یهَوِّنِ اللهُ عَلَیکُمْ الْحِسَابَ؛

به خویشاوندان تان بنگرید، پیوند یاری و مددکاری را با ایشان برقرار کنید که خداوند به وسیله ی این عمل حساب را بر شما آسان می سازد.

یکی از سفارشات مهم امیرالمومنین در باره ی پیوند با خویشاوندان است. امام(ع) با وصیت به آن، به یکی از حیاتی ترین عوامل پیوند، و بزرگ ترین مانع از هم گسستگی میان انسان ها توصیه نمودند.

اگر بخواهیم به قدر فهم خود به اهمیّت آن دست یابیم، ابتدا باید جایگاه این مساله را در حد توان، از دو منبع غنی اسلام یعنی قرآن و عترت بشناسیم تا اهمیّت و سرّ تاکید حضرت در سفارش به آن روشن شود.

اهمیّت صله رحم در اسلام

اشاره

جامعه متشکل از واحدهای کوچک خانواده است، اگر همه ی اعضای این نهاد، همیشه متحد، یک دل و هم صدا باشند، و از نظر اخلاقی و معنوی رشد کنند، موجب تقویت و شکوفایی استعدادها و باعث عظمت و شکوه اجتماع نیز خواهد شد؛ زیرا یکی از راه¬های مهم رُشد، و تکامل معنوی، پیوند با خویشاوندان علی الخصوص پدر و مادر است که بعد از ایمان به خدا، مهم ترین عامل معنوی است.

ص: 151

از طرفی، قطع صله ی رحم نیز از گناهان کبیره شمرده شده و موجب دوری از رحمت خداوند متعال می باشد، لذا صله ی رحم از آن دسته احکامی است که قرآن مجید نفیاً و اثباتاً آن را بیان فرموده است.

قابل ذکر است که آن دسته از احکامی را که خداوند در قرآن کریم نفی و اثبات آن را بیان کرده، از اهمّیت بیش تری برخور دار است.

1- اهمیّت صله ی ارحام در بعضی از آیات قرآن

خداوند عزّ وجلّ پیشینه ی مساله ی پیوند با خویشاوندان و احسان به پدر و مادر را در بیانی شیوا فرموده است:

(وَ إِذْ أَخَذْنا میثاقَ بَنی إِسْرائیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ الله وَ بِالْوالِدَینِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکینِ)(1)

در این آیه ی کریمه، به احسان و نیکی کردن به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مساکین فرمان داده شده، این امر آن چنان از اهمیّتی خاص برخوردار است که خداوند متعال از قوم بنی اسرائیل پیمان گرفت که چنین عملی را انجام دهند.

امام صادق در باره ی این آیه ی شریفه (وَ اتَّقُوا اللهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیکُمْ رَقِیباً) (2)می فرماید:

«هِی أَرْحَامُ النَّاسِ؛ إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِصِلَتِهَا وَ عَظَّمَهَا، أَ لَا تَرَی أَنَّهُ

ص: 152


1- سوره ی بقره آیه ی 83 : و (به یاد آورید) آن هنگام را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را نپرستید و به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید.
2- . سوره ی نسا آیه ی1: و از خدایی بپرهیزید که (همگی به عظمت او معترفید، و) هنگامی که چیزی از یک دیگر می خواهید، نام او را می برید، (و نیز) (از قطع رابطه با) خویشاوندان خود پرهیز کنید؛ زیرا خداوند مراقب شماست

جَعَلَهَا مِنْهُ؟» (1)

آن ارحام مردم است که خدای عزّ و جلّ به صله ی آن امر فرموده و بزرگش داشته است، مگر نمی بینی که آن را در ردیف خود قرار

داده است؟

بدین ترتیب خداوند متعال، مبادرت کنندگان به پیوند و دوستی، و پیشگامان به صله ی ارحام را تمجید و درباره ی آن ها و فرموده است:

(الَّذینَ یصِلُونَ ما أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَ یخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یخافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ)(2)

و آن ها که پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده، برقرار می دارند، و از پروردگارشان می ترسند، و از بدی حساب (روز قیامت) بیم دارند.

اکنون توضیح و تذکر یک مطلب لازم است و آن این که احسان هرکس به فراخور شخصیت او است، از این رو، رعایت اصول اخلاقی و هم چنین مسئولیت های اجتماعی هریک می تواند مصداق احسان باشد، یعنی احسان فرزندان نسبت به پدر و مادر، با درست سخن گفتن، و نگه داری از آن ها تحقق پیدا می کند، و احسان افراد توانمند و دارای قدرت، نسبت به بی سرپرستان با مواظبت و سرپرستی یتیمان صورت پیدا می کند، و احسان بر ضعیفان و فقرا با کمک رسانی و یاری کردن آن ها محقق می شود.

2- اهمیّت صله ی ارحام در برخی از روایات

حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله فرمودند:

ص: 153


1- کافی ج 2 ص 150 حدیث 1، وسائل الشیعه ج 21 ص 533 حدیث 27785.
2- سوره ی رعد آیه ی .21

أُوصِی الشَّاهِدَ مِنْ أُمَّتِی وَ الْغَائِبَ مِنْهُمْ وَ مَنْ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ إِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ أَنْ یصِلَ الرَّحِمَ وَ إِنْ کَانَتْ مِنْهُ عَلَی مَسِیرَهِ سَنَهٍ؛ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنَ الدِّینِ؛(1)

تمام امتم را، از حاضر و غایب و آن هایی را که تا روز قیامت در صلب پدران و مادران خود هستند، به صله ی رحم سفارش می کنم، اگر چه یک سال راه فاصله باشد، و این از (برنامه های) دین اسلام است.

حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا در باره ی اهمیّت صله ی رحم می¬فرمایند:

إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَهٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَهٌ أُخْرَی أَمَرَ بِالصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ، فَمَنْ صَلَّی وَ لَمْ یزَکِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ، وَ أَمَرَ بِالشُّکْرِ لَهُ وَ لِلْوَالِدَینِ، فَمَنْ لَمْ یشْکُرْ وَالِدَیهِ لَمْ یشْکُرِ اللهَ، وَ أَمَرَ بِاتِّقَاءِ اللهِ وَ صِلَهِ الرَّحِمِ، فَمَنْ لَمْ یصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یتَّقِ اللهَ عَزَّ وَ جَلّ؛(2)

همانا خداوند به سه چیز امر فرموده که همراه و وابسته با سه چیز دیگر هستند، به نماز و زکات امر فرموده ، پس هر کس نماز بخواند و زکات ندهد نماز او مورد قبول واقع نمی شود، و به شکر خود و تشکر از پدر و مادر امر نموده، پس هر کس از والدین تشکر نکند شکر خدا را به جا نیاورده است، و به تقوای الهی و صله ی رحم امر کرده، پس هر کس صله ی رحم نکند از خدا هم پروا ندارد.

ص: 154


1- کافی ج 2 ص151 حدیث 5، بحار الانوار ج 71 ص 105
2- خصال شیخ صدوق ج 1 ص 156 حدیث 196.

مذمّت قاطع رحم در فرهنگ اسلام

الف: آیات

خدواند متعال در قرآن کریم همان گونه که صله ی رحم کنندگان را مدح و ستایش نمود، و جایگاه نیک و سرانجام خوش را به آن ها بشارت داده است، در مقابل، کسانی را که با قطع رحم، به تفرقه و جدایی روی می-آورند، و پیوند خویشاوندی را مهم نمی شمارند، در زمره ی پیمان شکنان، زیان کاران و ملعونین قرار داده و درباره ی آن ها فرموده است:

(وَ الَّذینَ ینْقُضُونَ عَهْدَ اللهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَ یفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ)(1)

آن ها که عهد الهی را پس از محکم کردن می شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده قطع می کنند، و در روی زمین فساد می نمایند، برای آن ها لعنت و بدی (و مجازات) سرای آخرت است.

و هم چنین خداوند متعال در آیه ی شریفه ی دیگر می فرماید:

(فَهَلْ عَسَیتُمْ إِنْ تَوَلَّیتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ * أُولَئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمَی أَبْصَارَهُمْ)(2)

اگر (از این دستورها) روی گردان شوید، جز این انتظار می رود که در زمین فساد و قطع پیوند خویشاوندی کنید؟ آن ها کسانی هستند که خداوند متعال آنان را از رحمت خویش دور ساخته و گوش های شان را کر و چشم های شان را کور کرده است.

ص: 155


1- سوره ی رعد آیه ی25.
2- سوره ی محمد آیه ی 22 و 23.
ب: روایات

در کلام عترت طاهرین قاطع رحم، سخت مورد مذمت قرار گرفته و نکوهش شده است، قطع رحم عملی بسیار زشت و گناه بسیار بزرگی است تا اندازه ای که حضرت امام زین العابدین از مصاحبت با پنج طایفه منع کرده که یکی از آن پنج طایفه، قطع کنندگان رحم هستند، آن جا که فرمود:

وَ إِیاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْقَاطِعِ لِرَحِمِهِ؛ فَإِنِّی وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فِی کِتَابِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی ثَلَاثِ مَوَاضِعَ؛(1)

از مصاحبت و معاشرت با کسی که قطع رحم کرده است بپرهیز؛ چون که او را در سه جای کتاب خدای عزّ و جلّ ملعون و دور از رحمت حق یافتم.

این بیان شریف و نورانی سید الساجدین به سه آیه ی کریمه اشاره دارد که قاطعان رحم از دایره ی رحمت حق خارج و از رحمت بی انتهای آن بی بهره اند (2)

آثار نیک دنیوی و اُخروی صله ی رحم

1. آسانی در حساب

وجود مبارک حضرت امیرالمومنین(ع) در همین وصیت درباره ی آثار صله ی رحم می فرمایند:

یهَوِّنِ اللهُ عَلَیکُمْ الْحِسَابَ؛

خداوند به وسیله ی این عمل، حساب را بر شما آسان می سازد.

ص: 156


1- کافی ج 2 ص 377 ضمن حدیث 7، وسائل الشیعه ج 12 ص 33 ضمن حدیث 15565
2- سوره ی بقره آیه ی 27، سوره ی رعد آیه ی 25، سوره ی محمد آیه ی 23.

این بیان حکمت آمیز امیرمومنان(ع) به یکی از ارکان اصولی دین اسلام یعنی باور به معاد اشاره دارد، روزی که سخت دشوار و بی نهایت هراس انگیز است.

روزی که همه ی انسان ها برای دریافت پرونده ی اعمال خود در پای میز عدالت حق حاضر می¬شوند تا گناه کاران نتیجه ی اعمال زشت، و نیکوکاران ثمره ی کارهای شایسته ی خود را در یافت کنند.

روزی که به فرموده ی قرآن حتی ذره ای از کارهای خوب و بد بررسی و جزا داده می شود:

(فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیراً یرَهُ *وَ مَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یرَهُ)(1)

پس هر کس به اندازه ی ذرّه ای نیکی کند، نتیجه ی آن را خواهد دید، و هر کس هم وزن ذرّه ای بدی کند نتیجه ی آن را خواهد دید.

و هم چنین کوچک ترین اعمال انسان که در هر نقطه ای از زمین و آسمان نهفته باشد در آن روز موعود آورده می شود که قرآن از لسان حضرت لقمان حکیم چنین می فرماید:

(یا بُنَی إِنَّهَا إِنْ تَکُ مِثْقَالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی صَخْرَهٍ أَوْ فی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یأْتِ بِهَا الله)(2)

ای پسر من! اگر عملِ تو به اندازه ی سنگینی دانه ی خَردلی باشد و در دل سنگی یا در (گوشه ای از) آسمان ها یا در زمین باشد، خداوند آن را در قیامت برای حساب می آورد.

و یا در آیه ی دیگر نیز می فرماید:

ص: 157


1- سوره ی زلزله آیه ی 7 و 8.
2- سوره ی لقمان آیه ی 16.

(وَ وُضِعَ الْکِتابُ فَتَرَی الْمُجْرِمینَ مُشْفِقینَ مِمَّا فیهِ وَ یقُولُونَ یا وَیلَتَنَا مَا لِهذَا الْکِتَابِ لاَ یغادِرُ صَغیرَهً وَ لاَ کَبیرَهً إِلاَّ أَحْصَاهَا وَ وَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً وَ لاَ یظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً)(1)

و کتاب (نامه ی اعمال همه ی انسان ها) در آن جا گذارده می شود، پس گنه کاران را می بینی که از آنچه در آن است، ترسان و هراسانند و می گویند: ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرونگذاشته مگر این که آن را به شمار آورده است؟! و (این در حالی است که) همه ی اعمال خود را حاضر می بینند، و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی کند.

نتیجه چنین به دست می آید که محاسبه ی اعمال بسیار دقیق و حساس، و پاسخ گویی هر عمل و رفتار نیز بسیار ظریف و دشوار است، امیرالمومنین(ع) برای رهایی از آن شرایط دشوار و سخت، توصیه می کند که صله ی رحم نمایید که این عمل می تواند حساب روز قیامت را بر شما آسان کند.

2. عمر طولانی

رسول اکرم فرمودند:

إِنَّ الرَّجُلَ لَیصِلُ رَحِمَهُ وَ قَدْ بَقِی مِنْ عُمُرِهِ ثَلَاثُ سِنِینَ، فَیمُدُّهَا(2) اللهُ إِلَی ثَلَاثٍ وَ ثَلَاثِینَ سَنَهً؛(3)

ص: 158


1- سوره ی کهف آیه ی 49.
2- در امالی «فیصیّرها» آمده.
3- امالی شیخ طوسی ص 480 ضمن حدیث 1049، بحار الانوار ج 47 ص 206 حدیث 47.

همانا مردی صله ی رحم می کند در حالی که از عمرش سه سال باقی مانده است، خداوند متعال عمر او را سی سال می کند.

3. اخلاق شایسته

رییس مذهب حقّه جعفری امام صادق(ع) فرمودند:

صِلَهُ الْأَرْحَامِ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُسَمِّحُ الْکَفَّ وَ تُطَیبُ النَّفْسَ وَ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ تُنْسِئُ فِی الْأَجَلِ؛ (1)

صله ی ارحام خُلق را خوش و دست را باز و ذات را پاکیزه می کند، سبب زیادی روزی، و مرگ را به تاخیر می اندازد.

4. زیادی رزق

انس بن مالک می گوید: از پیامبر اکرم شنیدم که می فرمودند:

مَنْ سَرَّهُ أَنْ یبْسَطَ لَهُ فِی رِزْقِهِ وَ ینْسَأَ لَهُ فِی أَجَلِهِ فَلْیصِلْ رَحِمَهُ؛(2)

هر کس وسعت رزق و تاخیر افتادن اجلش، او را خوشحال و مسرور می کند، لازم است صله ی رحم نماید.

5. آبادانی شهرها

رسول خدا فرمودند:

صِلَهُ الرَّحِمِ تَعْمُرُ الدِّیارَ وَ تَزِیدُ فِی الْأَعْمَارِ وَ إِنْ کَانَ أَهْلُهَا غَیرَ أَخْیارٍ؛(3)

ص: 159


1- کافی ج 2 ص151 حدیث 6، وسائل الشیعه ج 21 ص 534 حدیث 27788.
2- خصال شیخ صدوق ج 1 ص33، بحار الانوار ج 74 ص 89 حدیث 5.
3- امالی شیخ طوسی ص 481 ضمن حدیث 1049، بحار الانوار ج 47 ص 163حدیث 3، مستدرک الوسائل ج 15 ص 243 حدیث 18123.

پیوند با خویشاوندان شهرها را آباد می سازد، و بر عمرها می افزاید هر چند انجام دهندگان آن از نیکان هم نباشند.

آثار سوء دنیوی و اُخروی قطع رحم

اشاره

از مطالبی را که در آثار نیک صله ی رحم گفته شد چنین برمی آید که آنچه در مقابل آثار نیک قرار گیرد، می تواند از آفات قطع رحم باشد که در این جا به تعدادی چند از آن اشاره می شود.

1. کوتاهی عمر

پیامبر خدا فرمود:

وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیقْطَعُ رَحِمَهُ وَ قَدْ بَقِی مِنْ عُمُرِهِ ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ سَنَهً، فَیبْتُرُهَا اللهُ إِلَی ثَلَاثِ سِنِینَ؛(1)

و کسی که دیدار نزدیکان خود را ترک می کند، اگر از عمرش سی و سه سال مانده باشد، خداوند عمرش را تا سه سال کوتاه می کند.

2. مانع استجابت دعا

پیامبر اکرم(ص) در بیانی دیگر فرمودند:

قَطِیعَهُ الرَّحِمِ تَحْجُبُ الدُّعَاءَ؛(2)

قطع رحم کردن مانع و پنهان کننده ی دعا می شود.

ص: 160


1- کشف الغمّه ج 2 ص 378، بحار الانوار ج 47 ص 206 ضمن حدیث 47.
2- . نزهه الناظر ص 37 ضمن حدیث 115، مستدرک الوسائل ج 12 ص 334 ضمن حدیث 14217.
3. تسلط اشرار

مولای متقیان امیرمومنان  فرمودند:

إِذَا قَطَّعُوا الْأَرْحَامَ جُعِلَتِ الْأَمْوَالُ فِی أَیدِی الْأَشْرَارِ؛ (1)

هرگاه مردم صله ی رحم را قطع کنند، اموال و دارایی ها در دست اشرار قرار می گیرد.

4. محرومیّت از بوی خوش بهشت

قاطعین رحم حتی از بوی خوش بهشت هم محرومند، پیامبر رحمت حضرت محمّد(ص) فرمود:

إِیاکُمْ وَ عُقُوقَ الْوَالِدَینِ؛ فَإِنَّ رِیحَ الْجَنَّهِ تُوجَدُ مِنْ مَسِیرَهِ أَلْفِ عَامٍ، وَ لَا یجِدُهَا عَاقٌّ وَ لَا قَاطِعُ رَحِمٍ؛(2)

از آزردن پدر و مادر بپرهیزید؛ زیرا بوی بهشت از مسافت هزار سال استشمام می شود، ولی عاقّ والدین و قطع کننده ی رحم از آن بوی استشمام نمی کند.

والدین مصداق مهم صله ی رحم

صله ی رحم دارای موارد و مصادیقی متعدّد است و شامل بستگان نسبی مانند: پدر و مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، دختر، پسر، همسر، برادر، و خواهر، و بقیه ی ارحام نسبی نیز می شود، و هم چنین خویشاوندان سببی مانند پدر زن، مادر زن و داماد نیز مصداق صله ی رحم می باشند.

ص: 161


1- . کافی ج 2 ص 348 حدیث 8 ، وسائل الشیعه ج 12 ص 273 حدیث 16287.
2- کافی ج 2 ص 349 حدیث 6، وسائل الشیعه ج 21 ص 501 حدیث 27697.

از مهم ترین مصادیق روشن و جلیّ انجام صله ی رحم، احترام به والدین است، در فرهنگ دین مبین اسلام، پدر و مادر از جایگاه مهم و ویژه ای برخوردارند، قرآن کریم و معصومین(ع) در باره ی احترام به پدر ومادر بسیار سفارش نموده اند.

در این فصل از دو منبع قرآن و عترت به شناخت جایگاه والدین می پردازیم.

احترام به والدین در بعضی از آیات قرآن

خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:

(وَ قَضَی رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیاهُ وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَاناً إِمَّا یبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلاً کَریماً)(1)

و پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید، هر گاه یکی از آن دو، یا هر دوی آن ها نزد تو به سن پیری رسند، کم ترین اهانتی به آن ها روا مدار، و بر آن ها فریاد مزن، و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آن ها بگو.

خداوند کریم، احسان به پدر و مادر را در کنار توحید و نام با عظمت خویش قرار داده است تا از این طریق نیز شرافت و بزرگی والدین را تذکر دهد.

و هم چنین در آیات دیگر نیز به احسان و احترام و نیکی به این دو گوهر ارزنده و بی نظیر، توصیه نموده است.

(وَ وَصَّینَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فی عامَینِ أَنِ

ص: 162


1- سوره ی اسرا آیه ی 23.

اشْکُرْ لی وَ لِوالِدَیکَ إِلَی الْمَصیرُ)؛ (1)

و ما به انسان در باره ی پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد، (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه ای را متحمّل می شد) و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می یابد، (آری به او توصیه کردم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر به جا آور که بازگشت (همه ی شما) به سوی من است.

در آیه ی کریمه ی دیگر نیز در این باره می فرماید:

(وَ وَصَّینَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّی إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعینَ سَنَهً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتی أَنْعَمْتَ عَلَی وَ عَلی والِدَی وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لی فی ذُرِّیتی إِنِّی تُبْتُ إِلَیکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمینَ)(2)

ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می کند و با ناراحتی وضع حمل می کند، و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی برسد، می گوید: پروردگارا مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی به جا آورم، و کار شایسته ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان، من به سوی تو بازمی گردم و توبه می کنم، و من از مسلمانانم.

با نگاهی به آیات قران وظایف ما در مقابل پدر و مادر کاملا روشن می شود، در آیات کلام الله مجید، نیکی به پدر و مادر، از مهم ترین سفارشات خداوند متعال

ص: 163


1- سوره ی لقمان آیه ی 14
2- سوره ی احقاف آیه ی 15.

است که احترام به آن ها را به طور مطلق بیان نموده.

اگر شیوه ی رفتار با آن ها در کهن سالی را تذکر می دهد، برای این است که آن ها در آن شرایط سخت بیش تر از هر زمان نیازمند توجه و محبّت هستند، مقام و منزلت آن ها در نزد خداوند متعال تا اندازه ای است که حتی شرک آنان نسبت به ذات باریتعالی نیز مانع از احترام به آن ها نمی شود.

(وَ إِنْ جَاهَدَاکَ عَلَی أَنْ تُشْرِکَ بی مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً)(1)

و هر گاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزی را همتا و شریک من قرار دهی که از آن آگاهی نداری (بلکه می دانی باطل است)، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن.

یکی از مهم ترین برنامه ها، رویارویی با والدین است، لذا به شیوه ی گفتار با آنان بسیار سفارش شده است که به «آن ها پرخاش گری نکنید» و با «احترام و ادب با آن ها سخن بگویید»؛ زیرا در شرایطی هستند که هرسخن سخت و زننده آنان را محزون و دلگیر می کند، لذا کوچک ترین و کوتاه ترین کلام که اُف باشد، در مقابل آن ها نهی شده است.

و هم چنین مصاحبت و همراهی به آن ها و احسان و نیکی نمودن به آن دو، در تحت هیچ شرایطی و با هیچ دلیلی قابل چشم پوشی و ترک نیست، بلکه تا آخر عمر، ملازمت و احترام و احسان به آن ها لازم و ضروری است.

احترام و احسان به پدر و مادر تا آن اندازه مهم و پر اهمیّت است که پیامبران عظیم الشان الهی نیز از خداوند تبارک و تعالی مسالت می کنند تا توفیق خدمت

ص: 164


1- سوره ی لقمان آیه ی 15.

به آن ها را عنایت فرماید.

حضرت عیسی(ع) به خداوند متعال عرض می کند:

(إِنِّی عَبْدُ اللهِ آتانِی الْکِتابَ وَ جَعَلَنی نَبِیا * وَ جَعَلَنی مُبَارَکاً أَینَ مَا کُنْتُ وَ أَوْصَانی بِالصَّلاَهِ وَ الزَّکَاهِ مَا دُمْتُ حَیا * وَ بَرًّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یجْعَلْنی جَبَّاراً شَقِیا)؛(1)

(ناگهان عیسی زبان به سخن گشود و) گفت: من بنده خدایم، او کتاب (آسمانی) به من داده و مرا پیامبر قرار داده است، و مرا هر جا که باشم وجودی پربرکت قرار داده، و تا زمانی که زنده ام، مرا به نماز و زکات توصیه فرموده است، و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جبّار و شقی قرار نداده است.

احترام به والدین درروایات خاندان وحی

در باره ی پدر و مادر احادیث بسیاری از پیامبر گرامی اسلام و خاندان پاک و مطهرش روایت شد، و آن ها در مواضع مختلف و موارد متعدّد، در باره ی آن ها سفارش نموده اند، و هم چنین نیز خود نسبت به احترام آن ها عملا لحظه ای درنگ نکردند.

در بیان شریف رسول اکرم(ص) آمده است که فرموده اند:

«سَیدُ الْأَبْرَارِ یوْمَ الْقِیامَهِ رَجُلٌ بَرَّ وَالِدَیهِ بَعْدَ مَوْتِهِمَا» (2)

بزرگ و آقای نیکوکاران در قیامت، آن مردی است که به پدر و مادر

ص: 165


1- سوره ی مریم، آیه ی30 - 32.
2- بحار الانوار ج 74 ص 86 ذیل حدیث 101، مستدرک الوسائل ج 13 ص 414 حدیث 15762.

خود، پس از مرگ شان نیکی کند.

امام پنجم حضرت باقر العلوم  فرمود:

ثَلَاثٌ لَمْ یجْعَلِ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَحَدٍ فِیهِنَّ رُخْصَهً: أَدَاءُ الْأَمَانَهِ إِلَی الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ، وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ، وَ بِرُّ الْوَالِدَینِ؛ بَرَّینِ کَانَا أَوْ فَاجِرَین؛(1)

خداوند متعال در سه چیز برای هیچ کسی رخصتی قرار نداده است: ادای امانت به نیکو کار و بد کار، وفای به عهد برای خوب و بد، و نیکی به پدر و مادر چه نیکو کار باشند و یا بد کار.

منصور بن حازم از امام جعفر صادق(ع) پرسید با فضیلت ترین کردار کدام است؟

حضرت در پاسخش فرمودند:

الصَّلَاهُ لِوَقْتِهَا.... وَ بِرُّ الْوَالِدَینِ وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللهِ؛(2)

نماز در اول وقت،... و نیکی به والدین و جهاد در راه خدا.

آثار دنیوی و اُخروی احترام به والدین

اشاره

نیکی به پدر و مادر دارای آثاری است که هم در دنیا شامل حال انسان می شود و هم در آخرت از آن بهره مند خواهد شد، کسانی که نسبت به آن ها بی توجه هستند، از آن آثار پُر خیر و برکت محرومند.

1. موجب نزول رحمت آسمانی

رسول خدا فرمود:

ص: 166


1- کافی ج 2 ص 162 حدیث 15، وسائل الشیعه ج 21 ص 490 حدیث 27669، بحار الانوار ج 74 ص 56 حدیث 15.
2- کافی ج 2 ص 158 حدیث 4، وسائل الشیعه ج 15 ص 19 حدیث 19928

یفَتَّحُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ بِالرَّحْمَهِ فِی أَرْبَعِ مَوَاضِعَ: عِنْدَ نُزُولِ الْمَطَرِ، وَ عِنْدَ نَظَرِ الْوَلَدِ فِی وَجْهِ الْوَالِدَینِ، وَ عِنْدَ فَتْحِ بَابِ الْکَعْبَهِ، وَ عِنْدَ النِّکَاحِ؛ (1)

درهای رحمت آسمان در چهار زمان گشوده می شوند: اول هنگام نزول باران، دوم وقتی که فرزندی به چهره ی پدر و مادر نگاه می کند، سوم هنگام گشوده شدن درِ خانه ی کعبه، چهارم هنگام ازدواج و نکاح.

2. سبب بهره مندی از سایه ی عرش الهی

حضرت امام جعفر صادق فرمودند:

«زمانی که حضرت موسی بن عمران(ع) با پروردگار خود راز و نیاز می نمود، مردی را مشاهده کرد که در سایه ی عرش خداوندگار یکتا ماوا گزیده است، عرضه داشت:

یا رَبِّ! مَنْ هَذَا الَّذِی قَدْ أَظَلَّهُ عَرْشُکَ؟! فَقَالَ هَذَا کَانَ بَارّاً بِوَالِدَیهِ وَ لَمْ یمْشِ بِالنَّمِیمَه؛(2)

پروردگارا این کیست که در زیر سایه ی عرش تو است؟ خداوند متعال فرمود: این کسی است که به پدر و مادر خود نیکی می کرد و سخن چینی نکرده است.

3. یکی از اوصاف شیعیان

امام جعفر صادق  به جابر فرمودند:

ص: 167


1- جامع الاخبار ص 101، بحار الانوار ص 103 حدیث 26، مستدرک الوسائل ج 14 ص 152 حدیث 16343.
2- امالی شیخ صدوق ص 180 حدیث 2، وسائل الشیعه ج 12 ص 310 حدیث 16380، بحار الانوار ج 73 ص 256 حدیث 25.

یا جَابِرُ!...فَوَ اللهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَی اللهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا کَانُوا یعْرَفُونَ یا جَابِرُ إِلَّا...وَ الْبِرِّ بِالْوَالِدَینِ؛ (1)

ای جابر! به خداوند سوگند شیعیان ما کسانی هستند که تقوی داشته باشند و از خداوند اطاعت کنند، و آن ها شناخته نمی شوند مگر با... و نیکی کردن به پدر و مادر.

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

«انْظُرُوا ذَوِی أَرْحَامِکُمْ فَصِلُوهُمْ، یهَوِّنِ اللهُ عَلَیکُمْ الْحِسَابَ» بیاییم با لبیک گفتن به پیام گران بهای امیرمومنان علی(ع) در پیوند با خویشاوندان، و احترام به والدین بکوشیم تا از این جهت هم حساب خود را در قیامت سهل و آسان کنیم، و هم در لیست شیعیان امیرالمومنین ثبت نام نموده، و خود را در زمره ی محسنین قرار دهیم.

بیاییم با عمل کردن به این وصیت حضرت عمر خود را طولانی، اموال مان را حفظ، و اسباب استجابت دعا را فراهم کرده، و با این عمل خدا پسندانه، عذاب قیامت را از خود دور، و خود را در سایه ی عرش الهی قرار داده، و از بوی بد جهنم فاصله گرفته و بوی خوش و دل انگیز بهشت را استشمام کنیم.

ص: 168


1- کافی ج 2 ص 74 ضمن حدیث 3، وسائل الشیعه ج 15 ص 234 ضمن حدیث 20362، بحار الانوار ج 70 ص 97 ضمن حدیث 4.

فصل پنجم:ایتام در کلام نورانی امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 169

ص: 170

ایتام در کلام نورانی امیرالمومنین(ع)

اللهَ اللهَ فی الأَیتَامِ فَلاَ تُغَیرُوا أَفْوَاهُهُمْ وَ لاَ تضیعوا بِحَضْرَتِکُمْ؛ فَإِنَّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهَ(ص) یقُولُ: مَنْ عَالَ یتِیماً حتی یسْتَغْنِی أَوْجَبَ اللهَ لَهُ الْجَنَّهَ کَمَا أَوْجَبَ لآِکِلِ مَالِ الْیتِیمِ النَّارَ؛

و خدا را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی یتیمان که صدای شان به گریه بلند نشود، و در حضور شما پایمال و تباه نشوند؛ زیرا من از رسول خدا شنیدم که می فرماید: کسی که یتیمی را کفالت کند تا بی نیاز گردد، خدا بهشت را بر او واجب می سازد همان طور که دوزخ را برای خورنده ی مال یتیم واجب می دارد.

تکریم یتیم از دیدگاه دین

یکی از پدیده های ناگوار اجتماعی، یتیم شدن بعضی از افراد است که قبل از رسیدن به سن بلوغ از داشتن نعمت با ارزش پدر محروم و بی سرپرست می گردند، این موضوع همیشه در جوامع انسانی مطرح است، مردم جامعه نیز با این گونه افراد بر خوردهای مختلفی داشته و دارند، بعضی ها به دیده ی ترحّم و عطوفت آن ها را گرامی داشته، و بعضی دیگر نیز به نوعی دیگر به آن ها برخورد کرده و بر مشکلات ایتام افزوده اند.

ص: 171

دین مقدس اسلام به عنوان یک آیین حنیف آسمانی و جهانی که برای تمام زمینه ها و برنامه ها، راهنمایی های هدفمند و حکیمانه ا ی ارائه کرده است، یکی از موضوعاتی که بسیار آن را مورد توجه قرار داده، موضوع «ایتام» است که برای مدیریت مسایل مادی و حفظ اموال آنان، و هم چنین برای مسایل تربیتی و معنوی آن ها، برنامه های عالی و کافی را ارائه داده، و در باره ی آن ها توصیه های فراوانی نموده است که بعضی از آن ها در قرآن کریم و بعضی دیگر در کلمات گهربار پیشوایان معصوم آمده است.

پیش از آن که جایگاه و اهمیت این موضوع را از دو منبع غنی و پربار قرآن و عترت بررسی نماییم، ابتدا به وجه تسمیّه ی آن اشاره ای می کنیم.

لفظ یتیم در لغت و در اصطلاح

«یتیم» در لغت به معنای تنها و منفرد است، و از «یُتْم» می باشد، و در انسان به انقطاع و جدایی کودک از پدر یا از دست دادن او قبل از سن بلوغ اطلاق می شود (1)

و «یتیم» در اصطلاح به کسی گفته می شود که پدرش را از دست داده و از نعمت آن محروم است، و اما به کسی که مادرش از دنیا رفته «یتیم» نمی گویند.

بعضی از مفسرین نیز این دیدگاه را پذیرفته و می گویند: عرب کودکی را که تنها مانده و پدرش را - که حامی و دفاع کننده و نفقه دهنده ی او بوده - از دست داده، یتیم می داند، و این مطلب درباره ی مادر صدق نمی کند؛ زیرا با از دست دادن مادر بی سرپرست نمی ماند(2)

ص: 172


1- مفردات الفاظ قرآن ص 889، لغت نامه ی دهخدا ج14 ص20990
2- تفسیر التحریر و التنویر ج 4 ص 12.

پیشینه ی تکریم ایتام در ادیان آسمانی

مساله ی ایتام تا اندازه ای دارای اهمیّت است که نه تنها در دین مقدس اسلام نسبت به رعایت حال و حفظ حقوق آنان سفارش فراوان شده، بلکه در ادیان الهی گذشته نیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است، قرآن کریم در این باره می فرماید:

(وَ إِذْ أَخَذْنَا میثَاقَ بَنی إِسْرَائیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاّ اللهَ وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا وَ ذِی الْقُرْبَی وَ الْیتَامَی)(1)

به یاد آرید آن هنگام را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان نیکی کنید.

حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی می فرمایند:

پروردگار عزّ وجلّ درباره ی یتیمان به حضرت عیسی چنین موعظه فرمود:

یا عِیسَی! إِنَّکَ مَسْئُولٌ، فَارْحَمِ الضَّعِیفَ کَرَحْمَتِی إِیاکَ، وَ لَا تَقْهَرِ الْیتِیمَ؛ (2)

ای عیسی! همانا تو مسئولیت سنگین به عهده داری، مانند رحمت و مهربانی من به تو، به ضعیفان و بیچار گان رحم نما، و هرگز بر یتیمان و بی سر پرستان خشمگین نشو و بر آن ها غضب نکن.

منزلت ایتام در قرآن کریم

خداوند تبارک و تعالی عزّ شأنه، در قرآن کریم درباره ی یتیمان، به پیامبر

ص: 173


1- سوره ی بقره آیه ی 83.
2- کافی ج 8 ص 133ضمن حدیث 103، امالی شیخ صدوق ص 516 ضمن حدیث 1، مرآه العقول ج 25 ص 318 ضمن حدیث 103.

عظیم الشأن اسلام توصیه می فرماید:

(فَأَمّا الْیتیمَ فَلاَ تَقْهَرْ)(1)

یتیم را گرامی داشته و از تحقیر آن بپرهیز.

به این سبب کاملا مشهور است که اگر آن ها نعمت پدر را از دست داده و سایه ی مهربان او بر سرشان نیست، اما دست مهربان حق همواره بر روی سر آن ها قرار دارد و از رحمت بیکران او متنعّم هستند.

جایگاه احترام و تکریم ایتام در شماری از روایات عترت طاهرین(ع)

رسول رحمت حضرت محمد(ص) شرافت و فضیلت خانه را در آن می داند که فرزند یتیم در آن از حسن برخورد و اخلاق شایسته به گونه ای بهره مند باشد که طعم تلخ فراق پدر در کام او به حلاوت بنشیند.

آن حضرت در این باره فرمودند:

خَیرُ بُیوتِکُمْ بَیتٌ فِیهِ یتِیمٌ یحْسَنُ إِلَیهِ، وَ شَرُّ بُیوتِکُمْ بَیتٌ یسَاءُ إِلَیهِ؛ (2)

بهترین خانه های شما خانه ای است که در آن یتیمی مورد احسان قرار گیرد، و بدترین خانه ها خانه ای است که در آن به یتیمی بدرفتاری و ستم شود.

و هم چنین پیامبراکرم در یکی دیگر از سخنان نورانی خود جنّت را ارزانی کسی می داند که نه تنها کفالت یتیمی را به عهده بگیرد، بلکه خود را در

ص: 174


1- سوره ی ضحی آیه ی 9.
2- تفسیر روض الجنان ج 2 ص 313، مستدرک الوسائل ج 2 ص 474 حدیث 2498.

تمام رفتارها با او برابر و مساوی بداند، از این رو حضرت فرمودند:

مَنْ کَفَلَ یتِیماً بَینَ الْمُسْلِمینَ فأدْخَلَهُ إِلَی طَعَامِهِ وَ شَرَابِهِ أدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّهَ الْبَتَّهَ إِلّا أنْ یعْمَلَ ذَنْباً لَا یغْفَرُ؛(1)

کسی که متکفل یتیمی شود، او را به خانه ی خود ببرد و در خوردنی ها و نوشیدنی ها شریک خویش نماید، البته خداوند او را داخل بهشت می فرماید مگر آن که گناه غیر قابل بخششی مرتکب شده باشد.

حضرت امام محمد باقر فرمودند:

أرْبَعُ مَنْ کُنَّ فِیهِ بَنَی اللهُ لُهِ بَیتاً فِی الْجَنَّهِ: مَنْ آوَی الْیتِیمَ، وَ رَحِمَ الضَّعیفَ، وَ أشْفَقَ عَلَی وَالِدَیهِ، وَ رَفَقَ بِمَمْلُوکِهِ؛(2)

هر کس دارای چهار خصلت باشد، خداوند خانه ای در بهشت برایش بنا می کند: یتیمی را سرپرستی کند، و بیچاره ای را ترحم کند، و با پدر و مادر مهربان باشد، و با مملوک خود نیکی و مدارا کند.

رییس مذهب حضرت امام جعفر صادق بهشت را در انتظار کسی می داند که فرزند محروم از مهر و وجود پدر را در زیر بال محبّت خود گرفته و از او تا زمانی که به سن بلوغ برسد، نگه داری و مساعدت کند، لذا حضرت می فرماید:

مَنْ عَالَ یتِماً حتی ینْقَطِعَ یتْمُهُ، أوْ یسْتَغْنِیَ بِنَفْسِهِ أوْجَبَ اللهُ عَزَّوَجلَّ لَهُ الْجَنَّهَ کَمَا أوْجَبَ النَّارَ لِمَنْ أکَلَ مَالَ الْیتِیمَ؛ (3)

ص: 175


1- عوالی اللئالی ج 1 ص 190 حدیث 247، مستدرک الوسائل ج 2 ص 473 حدیث 2497.
2- ثواب الاعمال ص 133، خصال شیخ صدوق ج 1 ص 223 حدیث 53، وسائل الشیعه ج 16 ص 733 حیث 21704.
3- کافی ج 5 ص 128 حدیث 2، تحف العقول ص 198، وسائل الشیعه ج 17 ص 244 حدیث 22438.

کسی که یتیمی را در خاندان خود نگاهداری کند تا دوران کودکیش سپری گردد و از سرپرستی بی نیاز شود، با این عمل بهشت را خداوند بر او واجب می کند، همان گونه که برای خورنده ی مال یتیم آتش را واجب و لازم کرده است.

پیش گیری حکیمانه ی دین اسلام از عواقبی تلخ

اشاره

توصیه به نگه داری و چگونه مصرف کردن اموال آن ها، نگاه حکیمانه و آینده نگرانه ی خداوند رحیم است که از فیض و رحمت او سرچشمه می گیرد. او برای پیشگیری از رهاشدن یتیمان بی سرپرست به حال خود، و سوء استفاده ی دیگران از اموال آنان، بهترین راه را پیشنهاد می کند که مهم ترین آن ها، در قالب سه راهکار بسیار مهم و اصولی، در برنامه های اسلامی در موضوع ایتام تعیین فرموده که عبارتند از:

1. حفظ و سرپرستی ایتام

قرآن کریم در این باره می فرماید:

(وَ یسْئَلُونَکَ عَنِ الْیتامَی قُلْ إِصْلاَحٌ لَهُمْ خَیرٌ وَ إِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُکُمْ)(1)

از تو درباره ی یتیمان می پرسند، بگو: اصلاح کار آنان بهتر است، و اگر زندگی خود را با زندگی آن ها بیامیزید، آن ها برادران دینی شما هستند.

بهترین نوع خدمتی که می تواند در حق آن ها مفید باشد، مدیریت و هدفمند کردن امور مادی، معنوی و تربیتی آن هاست که این امر مهم در کانون پر مهر و

ص: 176


1- سوره ی بقره آیه ی 220.

محبت خانوادگی به شایسته ترین وجه ممکن تحقق پیدا می کند، احادیثی که در تحت عنوان اهمیت جایگاه ایتام بیان شد فضیلت نگه داری و سرپرستی آن ها را گوشزد نمود.

2.کیفیت رفتارایتام

یکی از مهم ترین وظیفه ی مردم در برابر یتیمان، شیوه ی رفتار با آن ها می باشد که بسیار دارای اهمیّت است، خداوند حکیم در قرآن کریم راجع به ازدواج با دختران یتیم، مردم را به رفتار مساوات و عادلانه دعوت می کند و می فرمایند:

(وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاّ تُقْسِطُوا فِی الْیتامی فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ)(1)

و اگر می ترسید که به هنگام ازدواج با دختران یتیم عدالت را رعایت نکنید، از ازدواج با آنان چشم پوشی کنید و با زنان پاک دیگر ازدواج نمایید.

پیامبر عظیم الشان اسلام در بیانی نورانی در باره ی ترحّم و عطوفت به یتیمان فرمودند:

مَنْ مَسَحَ یدَهُ عَلَی رَأْسِ یتِیمٍ تَرَحُّماً لَهُ کَتَبَ اللهُ لَهُ بِکلُلَّ شَعْرَهِ مَرَّتْ عَلَیهِ یدُهُ حَسَنَهً؛(2)

کسی که دست نوازش و محبت به سر یتیمی بکشد، به عدد هر مویی که از زیر دستش گذشته، خداوند حسنه و پاداش به او عنایت می فرماید.

ص: 177


1- سوره ی نسا آیه ی 3.
2- فقه الرضا ص 172، بحار الانوار ج 82 ص 79 ضمن حدیث 16.
3. حفظ اموال ایتام

در این زمینه خداوند متعال می فرماید:

(وَ آتُوا الْیتَامَی أَمْوَالَهُمْ وَ لاَ تَتَبَدّلُوا الْخَبیثَ بِالطّیبِ وَ لاَ تَأْکُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَی أَمْوَالِکُمْ إِنّهُ کَانَ حُوبًا کَبیرًا)(1)

و اموال یتیمان را (هنگامی که به حد رشد رسیدند) به آن ها بدهید، و اموال بد خود را با اموال خوب آن ها عوض نکنید، و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط کردن یا تبدیل نمودن) نخورید؛ زیرا این گناه بزرگی است.

و در آیه ی کریمه ی دیگر خطر پنجه انداختن در اموال یتیمان و استفاده کردن از راه ستم را تذکر داده و فرمود:

(إِنّ الّذینَ یأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیتَامَی ظُلْمًا إِنّمَا یأْکُلُونَ فی بُطُونِهِمْ نَارًا وَ سَیصْلَوْنَ سَعیرًا)(2)

کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می خورند، در حقیقت تنها آتش می خورند، و به زودی در شعله های آتش دوزخ می سوزند.

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

با مطالبی که از آیات نورانی قرآن کریم و اهلبیت عصمت و طهارت متذکر شدیم، بار دیگر کلام و وصیت مولای متقیان امیرمؤمنان را دوباره مرور می کنیم تا از اسرار گران بها و ارزشمند آن کلمات کوتاه ولی جامع و پرمحتوا حظی بیش تر ببریم.

ص: 178


1- سوره ی نسا آیه ی 2.
2- سوره ی نسا آیه ی 9.

امیرمومنان علی در کلام جانبخش خود به همه بشارت می دهد که آن دسته از کسانی که بال محبت بر روی کودکان بی سرپرست و ایتام می گسترانند، و با مهربانی و عطوفت به آن ها توجه کرده و در حقّ شان احسان روا می دارند، و غبار بی کسی و تنهایی را از چهره ی معصوم شان پاک می کنند، و رنج و تلخی تنهایی آن ها را با کرامت انسانی به آسایش و شیرین کامی مبدل می کنند، بهشت خدا - که جایگاه اولیاء الله است و شایسته ترین، برجسته ترین و با کرامت ترین خلق خدا در آن قرار دارند - در انتظار آنان است.

امیر کلام در ادامه ی وصیت نورانی خود به این قطعه از کلام نورانی پیامبر عظیم الشأن اسلام استشهاد کرده و با بیان آن، کمیّت و کیفیّت سرپرستی یتیم را نیز متذکر شدند که مساعدت و نصرت یتیمان تنها یک و یا چند بار کافی نیست، اگر چه این عمل نیز در مقام خود لازم و خالی از اجر و ثواب نخواهد بود که خداوند متعال در قرآن می فرماید:

(إِنّ اللهَ لاَ یضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ) (1)، اما اگر کسی بخواهد در روضه ی رضوان، خالد و جاودان باشد، باید کفالت و سرپرستی او را به عهده گرفته و به بهترین روش با آن ها رفتار کرده و از اموال شان مواظبت نماید تا زمانی که آن ها به حد بلوغ برسند، و اموال آنان را سالم و کامل به آن ها تحویل نماید.

کلام مفسّر وحی امیرالمومنین علی در تمسک به کلام گهربار پیامبر گرامی اسلام به این مطلب مهم نیز اشاره دارد که آن عده از کسانی که از روی طمع، ستمگرانه به اموال یتیمان دست می آویزند، اگر چه به ظاهر اموال یتیمان را با اشتهای فراوان و با لذت اکل می کنند، اما چهره ی واقعی و صورت

ص: 179


1- سوره ی توبه آیه ی 120.

حقیقی آن، شعله های آتشی سوزان است که در شکم های خود قرار می دهند، علاوه بر این که آن ها در صحرای محشر در جهنمی سوزان و بر افروخته معذب خواهند بود. عصمنا الله و جمیع المومنین، آمین رب العالمین.

ص: 180

فصل ششم:عمل به قرآن کریم در وصیت امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 181

ص: 182

عمل به قرآن کریم در وصیت امیرالمومنین(ع)

اللهَ اللهَ فِی الْقُرْآنِ فَلَا یسْبِقَنَّکُمْ إِلَی الْعَمَلِ بِهِ غَیرُکُمْ؛

خداوند متعال را اطاعت کنید، و به یاد خداوند باشید در باره ی قرآن کریم که مبادا دیگران در عمل به آن بر شما سبقت گیرند.

مقدمه

قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی و مهیمن و محیط بر کتب آسمانی دیگر است، این صحیفه ی هستی به عنوان جامع ترین و کامل ترین کتاب هدایت است، این کتاب آسمانی برای رهایی و نجات انسان از جهل و ضلالت، از طرف خداوند عزیز و مقتدر، و حکیمِ جهان آفرین، بر آخرین فرستاده ی الهی رسول عظیم الشان اسلام حضرت محمد بن عبدالله نازل گردیده که به عنوان بزرگ ترین معجزه ی جاودان تمام پیامبران تلقی می شود، و حامل تمام اسرار عالم خلقت (1)، و حقایق حکمت، و مهم ترین موضوعات عقیدتی، و

ص: 183


1- در سوره ی انعام آیه ی59 می فرماید: وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَهٍ إِلاَّ یَعْلَمُها وَ لا حَبَّهٍ فی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فی کِتابٍ مُبینٍ. کلیدهای غیب تنها نزد اوست و جز او کسی آن ها را نمی داند، او آنچه را در خشکی و دریاست می داند، هیچ برگی (از درختی) نمی افتد مگر این که از آن آگاه است، و نه هیچ دانه ای در تاریکی های زمین، و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد جز این که در کتابی آشکار (در کتاب علم خدا) ثبت است. و هم چنین در سوره ی مبارکه ی یونس آیه ی 61 فرمود: وَ ما یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرَ إِلاَّ فی کِتابٍ مُبینٍ. و هیچ چیز در زمین و آسمان، از پروردگار تو مخفی نمی ماند حتّی به اندازه ی سنگینی ذرّه ای، و نه کوچک تر از آن و نه بزرگ تر مگر این که (همه ی آن ها) در کتاب آشکار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است.

توصیه های اخلاقی، و برنامه های تربیتی اعم از باید ها و نبایدها، و زیربنایی ترین احکام اسلامی در زمینه های مختلف، و در بردارنده ی مهم ترین اعمال عبادی است که به گونه ای حکیمانه، عمیق و دقیق در آن بیان شده که می فرماید:

(وَ کُلَّ شَی ءٍ أَحْصَینَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ) (1)

حضرت امیرالمومنین نیز در باره ی دربرداشتن اسرار شگفت انگیز، و عمیق بودن مفاهیم قرآن مجید می فرماید:

وَ إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ، وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ، لَا تَفْنَی عَجَائِبُهُ، وَ لَا تَنْقَض-ِی غَرَائِبُهُ، وَ لَا تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ؛(2)

قرآن دارای ظاهری شگفت انگیز و باطنی عمیق است، مطالب شگفت انگیز آن پایان ناپذیر و عجایب آن کهنه ناشدنی است، و تاریکی های جهالت جز با آن برطرف نخواهد شد.

ص: 184


1- سوره ی یس آیه ی 12: و همه چیز را در کتاب آشکار کننده ای برشمرده ایم. و هم چنین در سوره ی مبارکه ی نبا آیه ی 29 نیز به این موضوع اشاره دارد.
2- نهج البلاغه ضمن خطبه ی 18.

عظمت قرآن از کلام قرآن

این کتاب هدایت، همگی را به تدبر، تفکر، تامل، اطاعت و عمل به آن دعوت نموده و می فرماید:

( أَ فَلاَ یتَدَبّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیرِ اللهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلاَفًا کَثیرًا)(1)

قرآن کریم خود را با لسان حکمت ستوده: (تِلْکَ آیاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ)(2) ، و با تعابیر لطیف و مختلفی خود را وصف و معرفی نموده است که به چند آیه ی آن اشاره می کنیم:

کتابی مبارک برای اندیشیدن و تفکر نمودن و پند آموختن خردمندان و صاحبان عقل و درایت به سوی تو فرو فرستادیم:

( کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیکَ مُبَارَکٌ لِیدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ) (3)

(این) کتابی مبارک است که آن را به سوی تو نازل کرده ایم تا در (باره ی) آیات آن بیندیشند، و خردمندان پند گیرند.

قرآن کتاب هدایت و نجات بخش است:

( کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَی صِرَاطِ الْعَزیزِ الْحَمیدِ) (4)

ص: 185


1- سوره ی نسا آیه ی 82 : آیا درباره ی قرآن نمی اندیشند؟! اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن می یافتند.
2- سوره ی لقمان آیه ی2.
3- سوره ی ص آیه ی 29.
4- سوره ی ابراهیم آیه ی 1.

(این) کتابی است که بر تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکی های شرک و ظلم و جهل به سوی روشنایی (ایمان و عدل و آگاهی) به فرمان پروردگارشان در آوری، به سوی راه خداوند عزیز و حمید هدایت نمایی.

و به تعبیر دیگر، هدایت کننده و بشارت دهنده ی مومنین است:

(وَ هُدیً وَ بُشْرَی لِلْمُؤْمِنینَ) (1)

در بیان دیگری هدایت گر و پند دهنده برای پرهیز کاران است:

(وَ هُدیً وَ مَوْعِظَهٌ لِلْمُتَّقینَ) (2)

بهترین طبیب و درمان کننده و شفا بخش قلوب مومنین و امین ترین و حکیم ترین نصیحت کننده، و استوار ترین کتاب هدایت و بزرگ ترین منشا رحمت و برکت برای مومنین است:

(أَیهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُمْ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ) (3)

راست گو ترین راهنما و صادق ترین امید بخش برای تسلیم شدگان در برابر خالق یکتاست، هدایت گر و نوید دهنده ی مسلمانان:

(وَ هُدیً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمینَ) (4)

با توجه به آیات الهی کاملا اسرار حکمت آمیز سفارشات امام المتقین حضرت

ص: 186


1- سوره ی بقره آیه ی 97.
2- سوره ی آل عمران آیه ی 138.
3- سوره ی یونس آیه ی 57.
4- سوره ی نحل آیه ی 102.

امیرالمومنین روشن می شود که در واقع توصیه حضرت راهنمایی به سمت و سوی نور و هدایت، و رهایی از هلاکت و گمراهی است که این گونه مهربانانه در سخت ترین حال جسمی خود به همه نصیحت می فرماید:

اللهَ اللهَ فِی الْقُرْآنِ، فَلَا یسْبِقَنَّکُمْ إِلَی الْعَمَلِ بِهِ غَیرُکُمْ.

اهمیّت توجه به قرآن کریم در کلام معصومین(ع)

وجود پر برکت و عظیم الشان پیامبر گرامی اسلام خود طبیبی است که جان های بیمار و خسته را درمان می نماید.

این تعبیر نمکین و دلنشین، از وجود مقدس و مبارک مولی الموحدین امیرالمومنین است که در وصف حبیب خود حضرت محمّد مصطفی فرمود:

طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَی مَوَاسِمَهُ، یضَعُ مِنْ ذَلِکَ حَیثُ الْحَاجَهُ إِلَیهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْی وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَهٍ بُکْمٍ (1)

این طبیب شفابخش، و بر طرف کننده ی دردهای انسان دردمند، کتابی به همراه دارد که در آن داروهای شفا بخش نهفته است.

آن وجود مقدس که خود حامل قرآن است، درباره ی آن می فرماید:

الْقُرْآنُ هُوَ الدَّوَاءُ؛ (2)

ص: 187


1- نهج البلاغه ضمن خطبه ی 108: او طبیبی است که با طبّ خویش پیوسته در گردش است، داروها و مرهم های خود را به خوبی آماده ساخته و ابزار داغ کردن را (برای سوزاندن زخم ها) تفتیده و گداخته کرده است تا بر هر جا که نیاز داشته باشد بگذارد بر دل های کور، و گوش های کر و بر زبان های گنگ.
2- دعوات قطب راوندی ص 188 حدیث521، بحار الانوار ج 92 ص 176 حدیث 4.

قرآن درمان هر درد است.

وجود چنین طبیب روحانی به همراه گنجینه ی بی نظیر از داروهای درمانی، ترکیبی زیبا برای رهایی جامعه ی انسانی ایجاد نموده است.

هم چنین جانشین به حق رسول گرامی اسلام حضرت امیرالمومنین - علیه افضل صلوات المصلّین - که کلام امیر، امیر کلام است در باره ی اهمیّت قرآن کریم، و هم چنین تلاوت و عمل نمودن به کلام وحی، تعبیرات بسیار زیبا و مهمی دارند که در کتاب شریف «نهج البلاغه» آمده است، و اکنون به ذکر چند فراز از آن اکتفا می کنیم.

حضرت مولی الموالی در ضمن خطبه ی 182 برای از دست رفتن اصحاب و همراهان صدیقش، با تاسف توأم با سوز و آه می فرمایند:

أَوَّهْ عَلَی إِخْوَانِی الَّذِینَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَأَحْکَمُوهُ، وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَأَقَامُوهُ، أَحْیوُا السُّنَّهَ، وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَهَ، دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا، وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوهُ.

دریغا بر برادرانم! همان ها که قرآن را می خواندند و به کار می بستند، در باره ی واجبات قرآن می اندیشیدند و آن ها را به پا می داشتند، سنّت ها را زنده کرده و بدعت ها را از میان می بردند، به جهاد خوانده می شدند و آن را می پذیرفتند، و به پیشوای خود اطمینان داشتند و صمیمانه از او پیروی می کردند.

و هم چنین در طی نامه¬ای که به یار باوفای خود جناب حارث مرقوم فرمودند، یادآور می شوند:

وَ تَمَسَّکْ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ وَ اسْتَنْصِحْهُ، وَ أَحِلَّ حَلَالَهُ وَ حَرِّمْ حَرَامَهُ؛(1)

ص: 188


1- نهج البلاغه ضمن نامه ی69.

به ریسمان محکم قرآن چنگ بزن و از آن پند بگیر، حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمار.

امیرالمومنین در کلام دلنشین و نورانی دیگر به مطالبی اشاره می فرماید که با وصیت به هنگام شهادت شان کاملا هماهنگ است، حضرت فرمودند:

وَ اعْلَمُوا أَنَّ هَذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِی لَا یغُشُّ، وَ الْهَادِی الَّذِی لَا یضِلُّ، وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِی لَا یکْذِبُ، وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِیادَهٍ فِی هُدًی أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًی؛(1)

بدانید که این قرآن پند دهنده و خیر خواهی است که خیانت نمی کند، هدایت کننده ای است که گمراه نمی سازد، و محدثی است که دروغ نمی گوید، کسی هم نشین این قرآن نشده مگر این که چون از کنار آن برخاسته در او فزونی یا کاهش پدید آمده است؛ فزونی در هدایت و صلاح، و کاهش در کوردلی و فساد.

باید کاملا هوشیار بود که خیرخواهی، و هدایت گری، سخنوری با صداقت و هم نشینی درست پیمان، تنها در تلاوت، قرائت و تجوید قرآن خلاصه نمی شود، اگر چه این ها نیز لازم است، و لکن آنچه مقصود اصلی اُسوه ی سالکان امیرالمومنین می باشد این است که باید به محتوای قرآن توجه نموده و آن را به خاطر سپرد و عمل نمود.

پر واضح است که تمام این امور، مقدمه برای عمل به قرآن مجید است، لذا با لحنی سرشار از محبّت می فرماید:

«فَلَا یسْبِقَنَّکُمْ إِلَی الْعَمَلِ بِهِ غَیرُکُمْ» مبادا بیگانگان از عمل به آن از شما گوی سبقت

ص: 189


1- نهج البلاغه ضمن خطبه ی 176.

گیرند و به محتوا و دستورات آن عمل کنند، و سفارشات را عملا به معرض نمایش بگذارند ولی شما رعایت نکنید!

امیرالمومنین هنگامی که عبد اللّه بن عباس را برای احتجاج با خوارج فرستاد، به او این چنین سفارش فرموند:

لاَ تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ؛ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ، تَقُولُ وَ یقُولُونَ، وَ لَکِنْ خَاصِمْهُمْ بِالسُّنَّهِ؛ فَإِنَّهُمْ لَنْ یجِدُوا عَنْهَا مَحِیصاً؛ (1)

با آیات قرآن با آن ها محاجّه نکن؛ زیرا قرآن معانی مختلف و تفسیرهای گوناگون دارد، تو یک معنا را اراده می کنی ولی آن ها معانی دیگر را می فهمند، بلکه بهترین راه در احتجاج با آن ها این است که با سنّت پیامبر اکرم با آن ها احتجاج نمایی که هرگز در برابر آن راه فراری نخواهند داشت.

شیخ الائمه امام به حق ناطق، جعفر بن محمد الصادق فرمودند:

مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ هُوَ شَابٌّ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقُرْآنُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ، وَ جَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَ السَّفَرَهِ الْکِرَامِ الْبَرَرَهِ؛(2)

هر انسانی در شباب و جوانی با ایمان به خداوند متعال قرآن را قرائت نماید، قرآن کریم به گوشت و خون او آمیخته می شود، و خداوند عزّ و جلّ او را با سفیران والام مقام و نیکوکار قرار می دهد.

هم چنین آن حضرت در بیانی نورانی دیگر فرمودند:

ص: 190


1- نهج البلاغه نامه ی 77.
2- . کافی ج ص 603 حدیث4، وسائل الشیعه ج 6 ص 177 حدیث 7670، بحار الانوار ج 7 ص 305 حدیث 78.

اسْمُ اللَّهِ الْأَعْظَمُ مُقَطَّعٌ فِی أُمِّ الْکِتَابِ؛(1)

اسم اعظم خداوند جلّت عظمتُه به طور پراکنده در قرآن کریم قرار دارد.

حضرت ثامن الائمه الهداه و ضامن الأمه العصاه علی بن موسی الرضا فرمودند:

أُمِرَ النَّاسُ بِالْقِرَاءَهِ فِی الصَّلَاهِ لِئَلَّا یکُونَ الْقُرْآنُ مَهْجُوراً مُضَیعاً؛(2)

مردم مامور شدند تا سوره ای از قرآن را در نمازهای واجب و مستحب بخوانند تا قرآن مهجور نماند، و حق قرآن مجید ضایع نگردد.

نقش قرآن در زندگی انسان

قرآن کتاب هدایت زندگی انسان است، زیباترین و بهترین حیاتِ سعادتمندانه و جاودانه در پرتو قرآن و عمل به آن تحقق می یابد؛ زیرا این کتاب آسمانی مطالبی حق و هدفمند در مورد چگونه زیستن وچگونگی رفتار را به خوبی تبیین نموده است که قهراً اگر سر فصل زندگی انسان قرار گیرد، و فرموده های آن عملی شود، حقیقی ترین شکل زندگی چه در این سرای فانی و چه در آن سرای جاودان باقی، تحقق پیدا می کند، و جدایی از آن نیز خسرانِ جبران ناپذیری برای انسان در پی خواهد داشت.

آثار اعجاز آمیز قرآن در روح و روان انسان

از آن نظر که آیات قرآن به گونه ای است که با فطرت انسان کاملاً هماهنگ

ص: 191


1- ثواب الاعمال ص 104، وسائل الشیعه ج 6 ص 39 حدیث7284، بحار الانوار ج 92 ص 234 حدیث 16.
2- من لا یحضره الفقیه ج 1 ص 310 حدیث 926، وسائل الشیعه ج 6 ص 38 حدیث7282.

است، (فِطْرَهَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیمُ)(1) ، در نتیجه تاثیر عجیبی بر روح و جان و عملکرد انسان دارد که در هیچ کتابی دیگر این تأثیر وجود ندارد، تمام کلمات و آیات قرآن در موضوعات مختلف آفاق و انفس و احکام کاملا با روح انسان ملایمت دارد.

این کتاب آسمانی برای درمان بیماری های مومنان به همراه رحمت بیکران، نازل شده است.

آیات نورانی آن و نقش سازنده اش شامل حال کسانی می شود که دارای قلب سلیم و طاهری باشند، آنان که با یاد آوری و شنیدن آیات قرآن قلب های شان نورانی و ایمان شان افزایش می یابد همان گونه که فرمود:

(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِیتْ عَلَیهِمْ آیاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَاناً وَ عَلَی رَبِّهِمْ یتَوَکَّلُونَ)(2)

مومنان تنها کسانی هستند که هر گاه نام خدا برده شود، دل هاشان ترسان می گردد، و هنگامی که آیات او بر آن ها خوانده می شود، ایمان شان فزونتر می گردد، و تنها بر پروردگارشان توکل دارند.

در بیانی دیگر از آثار این کتاب شریف و آسمانی، مومنین را از انواع برکات بهره مند کرده و مرض های قلبی آنان را از بین برده و حالت صحت و استقامت را در قلب آن ها مستقر می کند که در سوره ی مبارکه ی اسرا می فرماید:

(وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ)

ص: 192


1- سوره ی روم آیه ی 30: این فطرتی است که خداوند، انسان ها را بر آن آفریده، دگرگونی در آفرینش الهی نیست، این است آیین استوار.
2- سوره ی انفال آیه ی 2.

اما آن دسته از کسانی که قلب های آن ها بیمار است و زنگار گناه آن را تیره و تار کرده است، آن ها نیز با تبعیت از هوای نفس راه ظلمت و ستمگری را پیشه کردند، نه تنها از این آیات الهی سودی نمی بینند، بلکه این آیات الهی سبب افزایش خسران و زیان آن ها خواهد بود لذا در ادامه می¬فرماید:

(وَ لا یزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً)(1)

و از قرآن آنچه شفا و رحمت است برای مومنان نازل می کنیم، و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمی افزاید.

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

بار دیگر با توجهی عمیق تر، در کنار خوان با برکت امیر بیان بنشینیم تا از اقیانوس بیکران او، عطش جان را فرو بنشانیم.

قرآن برای سعادت بشر، دارای برنامه ی منظم و قابل اجرا است، و دقیق ترین پاسخ های مورد نیاز را در تمام زمینه ها، با زیباترین شکل ممکن به انسان ارائه می دهد.

بدین سبب قرآن کریم انسان را همیشه و در حد وسع، از قرائت گرفته تا تدبّر، به پیوستن به این مجموعه ی آسمانی فرا می خواند که در آیه ای با لفظ صریح می فرماید:

(فَاقْرَؤُا مَا تَیسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ)(2)

و در ادامه ی آیه با اسم ضمیر به قرائت آن دعوت می کند و می فرماید:

ص: 193


1- سوره ی اسرا آیه ی 82
2- سوره ی مزّمل آیه ی 20:هر چه از قرآن میسّر می شود بخوانید.

فَاقْرَؤُا ما تَیسَّرَ مِنْه.

ولی الله مطلق حضرت امیرالمومنین با فرقی شکافته، در آخرین لحظات عمر شریفش، در باره ی قرآن سفارش می کند و می فرماید:

«سعی کنید در عمل به قرآن از دیگران عقب نمانید «فَلَا یسْبِقَنَّکُمْ إِلَی الْعَمَلِ بِهِ غَیرُکُمْ».

شیعه ی مولای متقیان امیرمومنان باید در عمل نمودن به کلام وحی از دیگران سبقت بگیرد تا در این رهگذر از سایرین عقب نماند

محبّان و دلباختگان، عاشقان و دلدادگان به امیرپاکی ها، حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب هر گاه بخواهند اطاعت، محبت و دلداگی خویش را به مولی و مقتدای خود و صاحب اختیار خویش ابراز نمایند، لازم و ضروری است که به اوامر و نواهی قرآن عمل کنند.

لَوْ کَانَ حُبُّکَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ یحِبُّ مُطِیعُ (1)

شیعه، هر اندازه موفق به تلاوت آیات کلام الله مجید شد و به آن عمل نمود، همان اندازه توانست کلام از دل برخاسته ی اول مظلوم عالم حضرت علی بن ابی طالب را نصب العین خود قرار داده و ادعای دوستی و محبت امیرالمومنین نماید.

خسران و زیان انسان زمانی است که نسبت به این پیام دلنشین مولای متقیان حضرت علی بن ابی طالب  بی توجه بوده و به آن اعتنایی نکند، اگر در کلام

ص: 194


1- امالی شیخ صدوق ص 489 ضمن حدیث 3، وسائل الشیعه ج 15 ص 308 حدیث 20596: اگر محبت تو صادق باشد، محبوب را اطاعت می کنی؛ زیرا محبّ و دوستدار، مطیع کسی است که او را دوست می دارد.

حضرت در باره ی قرآن مبین با تاکید فراوان چنین سفارش شده است:

«اللهَ اللهَ فِی الْقُرْآنِ، فَلَا یسْبِقَنَّکُمْ إِلَی الْعَمَلِ بِهِ غَیرُکُمْ»، برای آن است که پندها واندرزها و بایدها و نبایدها، برای رشد و تکامل و سعادت انسان، و جدایی و رها شدن او از این عالم خاکی تا رسیدن و وصول به عالم ملکوت، در آن بیان شده است، قبل از آنی که سفره ی عقد، به قرآن مزین شود، ابتدا باید سفره ی دل با نور پر فروغ و راه گشای قرآن مزین گردد، و پیش از آن که صرفاً به نیت تیمن و تبرک، آن را وارد خانه ی گلی نماییم، لازم است اهل خانه، خانه ی دل را با کلام روح بخش آن مزیّن و متبرک کنند.

خداوند به حق فرق شکافته ی حضرتش، توفیق قرائت، تدبّر و تأمل در آیات و عمل به احکام آن را به همه ی ما مرحمت فرماید، و ما را از عمل کنندگان به وصیت مولی الموالی قرار بدهد، آمین رب العالمین.

ص: 195

ص: 196

فصل هفتم:همسایگان در کلام امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 197

ص: 198

همسایگان در کلام امیرالمومنین(ع)

اللهَ اللهَ فِی جِیرَانِکُمْ؛ فَإِنَّ النَّبِی أَوْصَی بِهِمْ، وَ مَا زَالَ رَسُولُ اللَّهِ  یوصِی بِهِمْ حَتَّی ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیوَرِّثُهُم؛

خداوند را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی همسایگان تان؛ زیرا که رسول خدا پیوسته در حقّ آنان سفارش فرمودند که گمان بردیم آن ها از یک دیگر ارث خواهند برد.

جایگاه همسایه در اسلام

یکی از مهم ترین سفارشات امیرالمومنین در باره ی همسایگان است؛ زیرا دین مبین اسلام همان گونه که برای والدین و خویشاوندان حقی عظیم قایل است، برای همسایگان نیز حقی را معیّن نموده و برای آن ها احترام، ارزش و جایگاه ویژه ای را در نظر گرفته و به آن سفارش نموده است.

و خداوند متعال در قرآن کریم، و هم چنین پیامبر رحمت در بیانات فراوان، حقوق اجتماعی، اخلاقی و عاطفی نسبت به همسایگان را بیان کردند.

مولای متقیان امیرمومنان حضرت علی نیز که خود مفسّر و مبیّن قرآن

ص: 199

است، و هم چنین در فکر و گفتار و رفتار تاسّی(1) به رسول اکرم دارد، در این باره به طور مؤکّد وصیت فرمودند.

آثار و عظمت تکریم همسایگان

تکریم همسایگان دارای آثار و فواید فراوان است، در واقع یک دعوت همگانی به حفظ ارزش های اجتماعی است که یکی از مهم ترین آثار آن، نهادینه شدن اتحاد، انسجام و یک پارچگی در جامعه است که ابتدا از همسایه آغاز می شود، و با پیوند دوستی و محبت با همسایگان، غبار غم ها زودوده می شود، وشادی ها افزایش می یابند، و با تکریم نزدیکان، بسیاری از دشواری ها آسان می گردد.

خداوند متعال احترام به همسایگان را در ردیف احترام خود قرار داده است (2)، و اگر بخواهیم عظمت و احترام به همسایگان برای ما روشن گردد، لازم است به قرآن کریم مراجعه کنیم، ابتدا اهمیّت این موضوع را از دیدگاه آیات قرآن و روایات پی می گیریم تا هرچه بهتر از کلام زیبای امیرمومنان استفاده کنیم.

جایگاه همسایه در قرآن کریم

خداوند متعال هنگامی که می خواهد اهمیّت و ارزش مساله ای را بیان کند، در

ص: 200


1- در سوره ی مبارکه ی احزاب آیه ی21 می فرماید: لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ الله أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللهَ کَثِیراً. مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود برای آن ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند، و خدا را بسیار یاد می کنند.
2- اشاره به آیه بعد.

برخی موارد آن را در کنار توحید یادآور می شود، در قرآن کریم می فرماید:

(وَ اعْبُدُوا اللهَ وَ لاَ تُشْرِکُوا بِهِ شَیئاً وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَاناً وَ بِذِی الْقُرْبَی وَ الْیتَامَی وَ الْمَسَاکینِ وَ الْجَارِ ذِی الْقُرْبَی وَ الْجَارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبیلِ وَ مَا مَلَکَتْ أَیمَانُکُمْ إِنَّ اللهَ لاَ یحِبُّ مَنْ کَانَ مُخْتَالاً فَخُوراً) (1)

و خدا را بپرستید و هیچ چیز را شریک و همتای او قرار ندهید، و به پدر و مادر نیکی کنید، هم چنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه¬ای که خویش شماست و همسایه بی¬گانه و دوستانی که در همسایگی شما هستند و واماندگان در سفر و بردگانی که مالک آن ها هستید؛ زیرا خداوند کسی را که متکبر و فخر فروش است (و از ادای حقوق دیگران سرباز می زند) دوست نمی دارد.

بخشی از مهم ترین وظایف یک مسلمان، در این آیه ی شریفه بیان شده است، مرحوم طبرسی - رضوان الله تعالی علیه - این آیه ی کریمه را از ارکان دین مبین اسلام می داند (2)

در این کلام نورانی الهی از احسان شوندگان به ترتیب نام برده شد که یکی از آن ها همسایه است.

از نکات مهم آیه ی شریفه این است که همسایه را به طور مطلق بیان می کند، و احسان نسبت به آن را به قیدی مانند: اسلام، تقوی، عدالت، احتیاج و فقر، و نیز موانعی مثل: غنی بودن، یا شرک و فسق مقیید نکرده است، بلکه به عنوان یک

ص: 201


1- سوره ی نسا آیه ی 36.
2- مجمع البیان ج 3 ص 73.

وظیفه ی اجتماعی و اخلاقی، از باب تکریم به یک انسان، آن را لازم و ضروری می داند.

نکته ی دیگر این که خداوند متعال همان عذابی را که برای منکران و مشرکان در نظر گرفته و درباره ی آنان «مُخْتالاً فَخُوراً» بکار برده است، همان کلمات را در باره ی کسانی که نسبت به همسایگان بی اعتنا هستند هم بکار می برد، در واقع آن ها را مختال فخور (متکبر فخر فروش) می خواند.

اهمیّت همسایه در بعضی از روایات

اشاره

در روایات و احادیثی که از سوی عترت طاهرین بیان شده، حدود و حقوق همسایگان و مسایل دیگر به روشنی معیّن و مشخص شده است.

حدود همسایگی

یکی از مهم ترین نکته ها، تشخیص مصداق همسایه است، با توجه به بیان شریف رسول اکرم که فرمود:

کُلُّ أَرْبَعِینَ دَاراً جِیرَانٌ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ یمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ؛ (1)

تا چهل منزل از هر سمت و جهت به عنوان همسایه محسوب می شوند.

شعاع دایره ی همسایگی بسیار گسترده است که با محاسبه ی دقیق، گویا یک روستا و یک شهر کوچک مصداق همسایه و در همسایگی هر شخص قرار دارند، لذا کلیه ی حقوقی که برای یک همسایه در نظر گرفته شده شامل حال آن ها نیز می شود.

ص: 202


1- کافی ج 2 ص 669 حدیث 1، وسائل الشیعه ج 12 ص 32 حدیث 15856.
حقوق همسایه

انسان موظّف و مکلّف است در تمام زمینه های مادی و معنوی تا حد امکان، یار و مددکار همسایگان باشد، و در عبادات و ادعیه ی خود نیز آن ها را فراموش نکند.

در حدیثی رسول اکرم بعضی از حقوق همسایگان را این گونه بیان فرموده است:

هَلْ تَدْرُونَ مَا حَقُّ الْجَارِ؟ مَا تَدْرُونَ مِنْ حَقِّ الْجَارِ إِلَّا قَلِیلًا، أَلَا لَا یؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ مَنْ لَا یأْمَنُ جَارُهُ بَوَائِقَهُ، فَإِذَا اسْتَقْرَضَهُ أَنْ یقْرِضَهُ، وَ إِذَا أَصَابَهُ خَیرٌ هَنَّأَهُ، وَ إِذَا أَصَابَهُ شَرٌّ عَزَّاهُ، لَا یسْتَطِیلُ عَلَیهِ فِی الْبِنَاءِ یحْجُبُ عَنْهُ الرِّیحَ إِلَّا بِإِذْنِهِ، وَ إِذَا اشْتَرَی فَاکِهَهً فَلْیهْدِ لَهُ، فَإِنْ لَمْ یهْدِ لَهُ فَلْیدْخِلْهَا سِرّاً، وَ لَا یعْطِی صِبْیانَهُ مِنْهَا شَیئاً یغَایظُونَ صِبْیانَهُ؛

آیا حقوق همسایه را می دانید؟ حقوق همسایه را جز به مقدار اندک نمی دانید، آگاه باشید کسی که همسایه هایش از مزاحمت و آزار او در امان نباشند او ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده است، باید هنگامی که از او وام می خواهد به او وام بدهد، و اگر خیر به او برسد به او تبریک بگوید، و اگر مصیبتی به او رسد تسلیت گوید.

و خانه ی خود را آن قدر بلند نکند که مانع هوا شود مگر با اجازه ی او، و هنگامی که میوه ای می خرد هدیه ای از آن برای او بفرستد، و اگر هدیه ای نمی فرستد به صورت پنهان میوه را وارد منزل کند، و آشکارا چیزی از آن را به دست کودکان خود ندهد که مایه ی ناراحتی کودکان همسایه شود.

ص: 203

آن گاه رسول خدا فرمود:

الْجِیرَانُ ثَلَاثَهٌ؛ فَمِنْهُمْ مَنْ لَهُ ثَلَاثَهُ حُقُوقٍ: حَقُّ الْإِسْلَامِ وَ حَقُّ الْجِوَارِ وَ حَقُّ الْقَرَابَهِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ حَقَّانِ: حَقُّ الْإِسْلَامِ وَ حَقُّ الْجِوَارِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ حَقٌّ وَاحِدٌ؛ الْکَافِرُ لَهُ حَقُّ الْجِوَارِ؛ (1)

همسایگان بر سه دسته اند: برای بعضی از آن ها (دسته ی اول) سه حق است: حق مسلمانی، حق همسایگی و حق خویشاوندی، و برای برخی از آنان (دسته ی دوم) دو حق می باشد: حق مسلمانی و حق همسایگی، و برای گروه دیگر (دسته ی سوم) یک حق بیش تر نیست، آن شخص کافر است که تنها یک حق دارد، آن فقط حق همسایگی است.

دعا نمودن در حق همسایگان

یکی از کسانی که به معنای اتمّ به گفتار پیامبر جامه ی عمل پوشاند، حضرت صدیقه ی طاهره فاطمه ی زهرا بود که او یک الگوی تمام عیار برای جوامع بشری است، و پیامبر اکرم بارها درباره اش فرمود:

فِدَاهَا أبُوهَا؛ (2)

پدرش فدایش باد.

او شخصیّتی است که قطب عالم امکان حضرت ولی عصر امام زمان در باره ی او می فرماید:

ص: 204


1- روضه الواعظین ج 2 ص 388، مستدرک الوسائل ج 8 ص 424 حدیث9878
2- . امالی شیخ صدوق ص 234 ضمن حدیث 7، روضه الواعظین ج 2 ص 444، بحار الانوار ج 43 ص 20 ضمن حدیث 7

وَ فِی ابْنَهِ رَسُولِ اللهِ لِی أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ؛(1)

و دخت گرامی رسول خدا الگوی حسنه و خوبی برای من است.

امام حسن مجتبی می فرماید:

رَأَیتُ أُمِّی فَاطِمَهَ قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا لَیلَهَ جُمُعَتِهَا، فَلَمْ تَزَلْ رَاکِعَهً سَاجِدَهً حَتَّی اتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ، وَ سَمِعْتُهَا تَدْعُو ِللْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ، وَ تُسَمِّیهِمْ وَ تُکْثِرُ الدُّعَاءَ لَهُمْ، وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا بِشَی ءٍ.

فَقُلْتُ لَهَا: یا أُمَّاهْ! لِمَ لَا تَدْعِینَ لِنَفْسِکِ کَمَا تَدْعِینَ لِغَیرِکِ؟

فَقَالَتْ: یا بُنَی! الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ؛(2)

شب های جمعه مادرم فاطمه را می دیدم که تا طلوع صبح در محرابش مشغول رکوع و سجود و عبادت پروردگار است، و می شنیدم که برای مومنین دعا می کند و در دعایش نام آن ها را ذکر می نماید، ولی برای خود دعا نمی کند.

به او گفتم: مادرم! چرا برای خودت دعا نمی کنی؟

آن حضرت در جواب فرمود: پسرم! اوّل باید همسایه را دعا کرد و سپس خود و اهل خانه را.

و این کلام حضرت که فرمود: «الجار ثُمَّ الدّار» چون خورشید تابناک، روشنگر راه بشریت است.

ص: 205


1- . غیبت شیخ طوسی ص 285، احتجاج طبرسی ح 2 ص 467، بحار الانوار ج 56 ص 178 حدیث 9.
2- علل الشرائع ج ، ص 182 حدیث 1، وسائل الشیعه ج 13 ص 112 حدیث 8884، بحار الانوار ج 43 ص 81 حدیث 3.

اقسام همسایگان

در آیه ای که خداوند متعال در باره ی همسایگان سفارش فرمود، به سه طایفه از آن ها اشاره کرد، لذا در دین اسلام برای هر کدام حقوقی در نظر گرفته شده که ضمن بیان اقسام آنان، به حقوق آن ها نیز به اختصار اشاره می شود:

1- «وَ الْجَارِ ذِی الْقُرْبَی» همسایه ای که از خویشاوندان انسان است، که دارای سه حقِ مسلمانی، همسایگی و خویشاوندی است، پروردگار مهربان، علاوه بر هم کیش بودن و مسلمان بودن، حقِ همسایگی و حق قرابت و خویشاوندی را نیز به عهده ی انسان قرار می دهد که هر مسلمانی موظف است در بهبودی امور، و وضع معاش، و اقتصاد مسلمان دیگر اهتمام ورزد.

پیامبر اکرم می فرماید:

مَنْ أَصْبَحَ وَ لَا یهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیسَ بِمُسْلِمٍ؛(1)

کسی که شب را به صبح رساند در حالی که به رسیدگی کار مسلمانی اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست.

طبق این حدیث اگر انسان به آن ها اعتنا نکند از دایره ی شریعت اسلام خارج است، و چون از خویشاوندان است، اکرام او به لحاظ خویشاوندی نیز لازم است، و آیات و روایات بسیاری درباره ی اکرام اقربا و خویشان وارد شده است.

2- «و الصّاحِبُ بِالجَنب»، همسایه ای که بیگانه است و از خویشان انسان نیست، قهراً دارای دو ویژگی است که هم مسلمان و هم همسایه می باشد، و منادی حق پیامبر اکرم در باره ی حقوق همسایه فرمود:

ص: 206


1- کافی ج 5 ص 163 حدیث 1، وسائل الشیعه ج 16 ص 336 حدیث21701.

وَ مَا زَالَ جَبْرَئِیلُ یوصِینِی بِالْجَارِ حَتَّی ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَیوَرِّثُهُ؛(1)

پیوسته جبرئیل مرا در باره ی همسایه سفارش می کرد تا این که گمان کردم که همسایه نیز (مانند بستگان) ارث می برد.

سیّد الساجدین امام زین العابدین می فرماید:

«وَ أَمَّا حَقُّ جَارِکَ، فَحِفْظُهُ غَائِباً، وَ إِکْرَامُهُ شَاهِداً، وَ نُصْرَتُهُ إِذْ کَانَ مَظْلُوماًً، وَ لَا تَتَبَّعْ لَهُ عَوْرَهً، فَإِنْ عَلِمْتَ عَلَیهِ سُوءاً سَتَرْتَهُ عَلَیهِ، وَ إِنْ عَلِمْتَ أَنَّهُ یقْبَلُ نَصِیحَتَکَ، نَصَحْتَهُ فِیمَا بَینَکَ وَ بَینَهُ، وَ لَا تُسْلِمْهُ عِنْدَ شَدِیدَهٍ، وَ تُقِیلُ عَثْرَتَهُ، وَ تَغْفِرُ ذَنْبَهُ، وَ تُعَاشِرُهُ مُعَاشَرَهً کَرِیمَهً، وَ لا قُوَّهَ إِلا بِاللهِ؛(2)

حق همسایه نسبت به تو این است که هنگامی که در خانه اش نیست (در سفر است) از منزلش محافظت کنی، و زمانی که حضور دارد او را گرامی بداری، و هنگامی که مظلوم واقع شد یاریش کنی، و هرگز از خفای او جست وجو نکن، و اگر از عیب او آگاه شدی آن را بپوشان، و اگر تذکر و نصیحت تو را می پذیرد، هنگامی که تو و او با هم تنها هستید او را نصیحت کن، و در زمان سختی ها او را تنها نگذار، و از لغزش او درگذر، و گناهش را ببخش و محترمانه با او معاشرت داشته باش، و لا قوه الا بالله.

3 - «وَالْجَارُ الجُنُب»، همسایه ای که نسبت قرابتی و خویشاوندی و دینی با انسان ندارد، تنها در نزدیکی انسان زندگی می کند که با این بیان حتی کافر هم حق همسایگی دارد و البته این حق توسعه دارد حتی شامل هر مصاحب و همراه

ص: 207


1- من لا یحضره الفقیه ج 4 ص 13 حدیث 108، وسائل الشیعه ج 9 ص 52 حدیث 11501.
2- من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 623 حدیث 3214، أمالی شیخ صدوق ص 373، وسائل الشیعه ج 15 ص 177 حدیث 20226.

نیز می شود.

حضرت امام سجاد  در باره ی حقوق هم نشین انسان می فرماید:

وَ أَمَّا حَقُّ الصَّاحِبِ، فَأَنْ تَصْحَبَهُ بِالتَّفَضُّلِ وَ الْاِنْصَافِ، وَ تُکْرِمَهُ کَمَا یکْرِمُکَ، وَ لَا تَدَعْهُ یسْبِقْ إِلَی مَکْرُمَهٍ، فَإِنْ سَبَقَ کَافَأْتَهُ، وَ تَوَدُّهُ کَمَا یوَدُّکَ، وَ تَزْجُرُهُ عَمَّا یهُمُّ بِهِ مِنْ مَعْصِیهٍ، وَ کُنْ عَلَیهِ رَحْمَهً، وَ لَا تَکُنْ عَلَیهِ عَذَاباً، وَ لا قُوَّهَ إِلّا بِاللهِ؛ (1)

و اما حق رفیق و همراه تو آن است که با تفضّل و انصاف با او رفتار کنی، و او را گرامی بداری، همان طور که او تو را محترم می دارد، و مگذاری که در کار نیک و احسانی بر تو پیشی گیرد، و اگر گرفت آن را جبران کنی، و او را دوست بداری چنان که تو را دوست می دارد، و از انجام معصیت خدا بازش بداری، و برای او رحمت باشی نه عذاب و رنج، و هیچ نیرویی نیست مگر از طرف خداوند متعال.

حضرت امام جعفر صادق از پدر بزرگوارش حضرت امام باقر روایت نموده و فرمودند:

أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صَاحَبَ رَجُلًا ذِمِّیاً، فَقَالَ لَهُ الذِّمِّی: أَینَ تُرِیدُ یا عَبْدَ اللَّهِ؟

فَقَالَ: أُرِیدُ الْکُوفَهَ.

فَلَمَّا عَدَلَ الطَّرِیقُ بِالذِّمِّی، عَدَلَ مَعَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ.

فَقَالَ لَهُ الذِّمِّی: أَ لَسْتَ زَعَمْتَ أَنَّکَ تُرِیدُ الْکُوفَهَ؟

فَقَالَ لَهُ: بَلَی.

ص: 208


1- من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 623 حدیث 3214، وسائل الشیعه ج 15 ص 177 حدیث 20226.

فَقَالَ لَهُ الذِّمِّی: فَقَدْ تَرَکْتَ الطَّرِیقَ!

فَقَالَ لَهُ: قَدْ عَلِمْتُ.

قَالَ: فَلِمَ عَدَلْتَ مَعِی وَ قَدْ عَلِمْتَ ذَلِکَ؟

فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ: هَذَا مِنْ تَمَامِ حُسْنِ الصُّحْبَهِ أَنْ یشَیعَ الرَّجُلُ صَاحِبَهُ هُنَیئَهً إِذَا فَارَقَهُ، وَ کَذَلِکَ أَمَرَنَا نَبِینَا.

فَقَالَ لَهُ الذِّمِّی: هَکَذَا قَالَ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قَالَ الذِّمِّی: لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَبِعَهُ مَنْ تَبِعَهُ لِأَفْعَالِهِ الْکَرِیمَهِ، فَأَنَا أُشْهِدُکَ أَنِّی عَلَی دِینِکَ، وَ رَجَعَ الذِّمِّی مَعَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ، فَلَمَّا عَرَفَهُ أَسْلَمَ؛(1)

ای بنده خدا کجا می روی؟

حضرت فرمود: به کوفه می روم.

وقتی راه ذمّی از راه کوفه جدا شد، علی نیز به راه آن مرد ذمّی رفت.

ذمّی از آن حضرت پرسید: مگر نگفتی به کوفه می روی؟

حضرت فرمود: بلی.

ذمّی به او گفت: راه کوفه را ترک کردی!

امام فرمود: می دانستم.

ذمّی گفت: پس چرا با وجوی این که می دانی، مسیرت را عوض کردی؟

حضرت فرمود: این عمل من کمال نیکی در رفاقت است که انسان

ص: 209


1- کافی ج 2 ص 670 حدیث 5، وسائل الشیعه ج 12 ص 134 حدیث15863

وقتی رفیقش از او جدا می شود اندکی او را مشایعت کند، و پیامبر ما این گونه به ما دستور داده اند.

ذمّی پرسید: واقعا او چنین گفته است؟

امام فرمود: بلی.

ذمّی گفت: پس معلوم می شود هر کس از او پیروی کرده، به خاطر کردارهای شایسته اش بوده است، و من تو را گواه می گیرم که در دین تو هستم.

ذمّی با علی (به کوفه) برگشت، وقتی آن حضرت را شناخت مشرف به دین اسلام شد.

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

امام در بخشی از توصیه ی خود، از حقوق همسایگان خبر داد و فرمود:

خداوند متعال را به یاد آورید و او را اطاعت کنید و با همسایگان مدارا نمایید که مدارا با آنان سفارش پیامبر شماست، و آن رسول گرامی چندان به آن پایبند بود که ما می پنداشتیم به زودی آنان را در ارث شریک می کند.

این بیان و وصیت حضرت اگر چه کوتاه و مختصر است، اما پیامی بسیار بلند، سازنده و راه گشاست، و بر شیعیان و پیروان امیرمومنان لازم است کلام جانبخش آن حضرت را با عمل نمودن، حیات ببخشند و به عنوان یک لوح زرّین در سر فصل زندگی خویش قرار دهند.

ص: 210

فصل هشتم:عظمت حج و کعبه معظّمه در کلام امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 211

ص: 212

عظمت حج و کعبه معظّمه در کلام امیرالمومنین(ع)

اللهَ اللهَ فِی بَیتِ رَبِّکُمْ، فَلَا یخْلُوَنَّ مِنْکُمْ مَا بَقِیتُمْ؛ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا، فَإِنَّ أَدْنَی مَا یرْجِعُ بِهِ مَنْ أَمَّهُ أَنْ یغْفَرَ لَهُ مَا سَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ؛

پروردگار متعال را به یاد آورید و او را اطاعت کنید در باره ی خانه ی پروردگارتان، مبادا که تا باقی باشید آن خانه از شما خالی گردد؛ زیرا اگر آن بیت مقدّس متروک شود، شما از آن پس مهلتی نیابید و منقرض خواهید شد، و کم ترین ره آوردی که زایر آن بیت با خود می آورد، آمرزش گناهان گذشته ی او است.

مقدمه

دین مبین اسلام تنها دین کامل و جامع از سوی پروردگار عالمیان است، و این آیین آسمانی دارای دو ویژ گی منحصر به فردِ کلّیّت و دوام است که در هر زمان و مکان برای هر نسلی و در همه ی زمینه ها، بهترین برنامه ها و راهکارهای مادی و معنوی را برای هدایت انسان ها به همراه دارد.

یکی از مهم ترین برنامه های آن، فریضه ی حج است که حامل پیام های توحید، عبودیّت، اطاعت، اتّحاد، تقوا، عدالت، معاد و دستورات اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادیِ دنیوی و اخروی است.

ص: 213

حج نمایش با شکوه و گسترده ی حیات فردی و اجتماعی و دربردارنده ی فرهنگ حیات بخش مکتب اسلام است، و از اهم واجبات شمرده شده است، و پروردگار متعال با ندای زیبا و دعوتی دلنشین، همه ی عاشقان و عابدان، و انسان های مستعد و مستطیع را برای انجام این فریضه ی مهم فرا می خواند.

حج در واقع دانشگاه آموزش بالاترین و غنی ترین مسایل انسان سازی است، در سر زمین وحی و محل نزول فرشتگان و بهترین مکان یعنی حرم امن الهی، زیر بنایی ترین و اصولی ترین مسایل یکتاپرستی علمی و عملی به زایران بیت حق آموخته می شود، در مکانی که همه ی انسان ها، از هر قبیله و نژاد، در آن جا یک سان و برابرند.

کعبه خانه¬ای است که به نام پروردگار جهانیان مشرّف است، و پایه های آن به دست با کفایت حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل بنا نهاده شد، و سپس پروردگار بلند مرتبه به این دو معمار بیت خود فرمود:

(وَ عَهِدْنَا إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیتِی لِلطَّائِفِینَ وَ الْعَاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ)(1)

و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که خانه ی مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان، پاک و پاکیزه کنید.

از این رو، این خانه ی امن الهی(2) و مبارک(3) همه ساله در موسم حج تمتع وغیر

ص: 214


1- سوره ی بقره آیه ی 125.
2- اشاره به آیه ی 97 سوره آل عمران است که خداوند فرمود: (وَ مَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِناً)
3- اشاره است به آیه ی 96 سوره ی آل عمران که فرمود: (بِبَکَّهَ مُبَارَکاً وَ هُدیً لِلْعالَمینْ).

آن، پذیرای هزاران زایر مسلمان و مومن از سراسر جهان می باشد.

یکی از وصیت های مهم امیرالمومنین(ع) به هنگام شهادت، سفارش همه ی فرزندان نسبی و معنوی به گرامیداشت این فریضه ی مهم الهی است.

برای این که بتوانیم به مقدار وسع، به اهمیّت سفارش حضرت علی بن ابی طالب در انجامِ این عمل عبادی و مراسم با شکوه معنوی حج دست یابیم، ابتدا به دو ثقل گران بها، یعنی قرآن و عترت مراجعه می کنیم؛ زیرا سیمای راستین حج و محتوای واقعی آن در کلام خداوند متعال و سخنان معصومین مشهود است.

عظمت حج وکعبه ی معظّمه در کلام وحی

1- عظمت حج

حج عبادتی است که تمام اعمال عبادی را به همراه دارد، و همه ی انبیا در این عمل عبادی شرکت کردند که دقت در آن، در خور تامّل است، پروردگار متعال آن را بر انسان مستطیع فقط یک مرتبه در طول عمر واجب نموده و فرموده:

(وَ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ)(1)

و از حقوق خداوند بر مردم است که قصد خانه ی (او) نمایند، برای آن ها که توانایی رفتن به سوی آن دارند، و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده) خداوند از همه ی جهانیان بی نیاز است.

ص: 215


1- سوره ی آل عمران آیه ی 97.

و هم چنین در آیه ی دیگری فرموده است:

(وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍ عَمیقٍ)(1)

و مردم را دعوت عمومی به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکب های لاغر از هر راه دوری به سوی تو بیایند.

2- عظمت کعبه معظّمه و بیت الله الحرام

این بیت معظّم و شریف به عنوان محور حج و نقطه ی مرکزی کره ی زمین است که درباره ی بزرگی و عظمتش همین کافی است که خداوند متعال می فرماید:

(فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیثُ ما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَیعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللهُ بِغافِلٍ عَمَّا یعْمَلُونَ)(2)

پس روی خود را به سوی مسجدالحرام کن، و هر جا باشید روی خود را به سوی آن بگردانید، در حقیقت اهل کتاب نیک می دانند که این تغییر قبله از جانب پروردگارشان به جا و درست است، و خدا از آنچه انجام می دهند غافل نیست.

همه ی مکلّفین، در هر روز و هر شب هنگام نماز باید روی به آن بیت الله العظیم داشته باشند.

در عظمت کعبه ی معظّمه همین بس که بنّاء و کمک بنّای آن شیخ الانبیا

ص: 216


1- سوره ی حج آیه ی 27.
2- سوره ی بقره آیه ی 144.

حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل ذبیح الله  می باشند.

(وَ إِذْ یرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیتِ وَ إِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)(1)

و نیز به یاد آورید هنگامی را که ابراهیم و اسماعیل، پایه های خانه (کعبه) را بالا می بردند، و می گفتند: پروردگارا! از ما بپذیر که تو

شنوا و دانایی.

3- پیامبران الهی خادمان کعبه

کعبه خانه ای است که خادم و نظافت کننده ی آن، از بزرگ ترین پیامبران، حضرت ابراهیم خلیل است که خداوند فرمود:

(وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهیمَ مَکانَ الْبَیتِ أَنْ لا تُشْرِکْ بی شَیئاً وَ طَهِّرْ بَیتِی لِلطَّائِفینَ وَ الْقائِمینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ)(2)

و چون برای ابراهیم جای خانه (کعبه) را آماده کردیم (به او گفتیم:) چیزی را با من شریک مگردان، و خانه ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاک ساز.

در آیه¬ی شریفه ی دیگر خداوند متعال نام مبارک حضرت اسماعیل را نیز در کنار نام مبارک پدر بزرگوارش، به عنوان تطهیر کننده¬ی خانه خود ذکر نموده و می¬فرماید:

ص: 217


1- سوره ی بقره آیه ی 127.
2- سوره ی حج آیه ی 26.

(عَهِدْنَا إِلَی إِبْرَاهیمَ وَ إِسْمَاعیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیتِی لِلطَّائِفینَ وَ الْعَاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ)(1)

و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانه ی مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع و سجودکنندگان پاکیزه کنید.

پروردگار عالم با انتخاب برگزیده¬گان خود برای تطهیر خانه ی کعبه، پیام قداست و مقام و منزلت کعبه را به گوش جهانیان می رساند.

4- حرمت کعبه ی معظّمه

پروردگار عزیز جلّ جلاله کعبه را به عنوان عامل قیام همه ی انسان ها قرار داده و فرمود:

(جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَهَ الْبَیتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاس)(2)

خداوند کعبه بیت الحرام را وسیله ای برای استواری و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده است.

زیرا در این عمل عبادی، اهداف تمام پیامبران تحقق پیدا می کند، فرستادگان الهی در دوران رسالت خود سعی کردند تا هرگونه تبعیض های نژاد پرستانه و برتری های خود خواهانه ی مردم را نفی کنند، و اختلاف ها و پراکندگی های متفاوت را در یک سو نهاده و همه ی مردم را به یک دیگر آشنا نمایند، و کرامت واقعی و امتیاز اساسی را به آن ها بشناسانند، و عدالت و مساوات را در میان انسان ها تحقق ببخشند که این امر مهم در هنگام انجام فریضه ی حج کاملا محقق می شود.

ص: 218


1- سوره ی بقره آیه ی 125.
2- سوره ی مائده آیه ی 97.

امام صادق فرمود:

لَا یزَالُ الدِّینُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْکَعْبَهُ؛(1)

دین خدا همواره قایم و پابرجاست تا زمانی که کعبه پابرجاست.

5- اولین و مهم ترین مکان عبادت

کعبه ی معظمه خانه ای است که به عنوان اولین عبادتگاه قرار داده شده:

(إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکاً)(2)

نخستین خانه ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکّه است که پربرکت می باشد.

و در آیه ی دیگر فرموده:

(وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیتَ مَثَابَهً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّی)(3)

و به خاطر بیاورید هنگامی که خانه ی کعبه را محل بازگشت و مرکز امن و امان برای مردم قرار دادیم، و (برای تجدید خاطره) از مقام ابراهیم، عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید.

6- کعبه ی معظّمه محور هدایت

خداوند متعال کعبه ی معظّمه را به عنوان تامین کننده ی هدایت تمام بندگان

ص: 219


1- کافی ج 4 ص 271 حدیث 4، من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 243 حدیث 2307، وسائل الشیعه ج 11 ص 21 حدیث 14142
2- سوره ی آل عمران آیه ی 96 .
3- سوره ی بقره آیه ی 125.

جهان معرفی نموده و می فرماید: (وَ هُدًی لِلْعَالَمِینَ) (1)

و هم چنین در آیه ی دیگر فرموده است:

(فِیهِ آیاتٌ بَینَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِناً)(2)

در آن کعبه نشانه های روشن (از جمله) مقام ابراهیم است، و هر کس داخل آن خانه ی خدا شود در امان خواهد بود.

مشاهده ی آیات حق، و رسیدن به امنیّت و وصول به مقام ابراهیم، به دخول در آن حرم و زیارت آن بیت شریف محقق خواهد شد.

حج وعظمت کعبه در کلام عترت(ع)

اشاره

همان گونه که گفته شد، حج دارای اسرار فراوانی است، به همین علت روایات بسیاری در اهمیّت و ویژ گی های آن از طرف عترت طاهرین وارد شده که به برخی از آن ها اشاره می شود.

الف: مُهر کفر بر پیشانی تارک حج

رسول اکرم در وصیت به امیرالمومنین فرمودند:

یا عَلِی! کَفَرَ بِاللهِ الْعَظِیمِ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهِ عَشَرَهٌ....وَ مَنْ وَجَدَ سَعَهً فَمَاتَ وَ لَمْ یحُجَّ، یا عَلِی تَارِکُ الْحَجِّ وَ هُوَ مُسْتَطِیعٌ کَافِرٌ، یقُولُ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی:

(وَ لِله عَلَی الناسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیهِ سَبِیلًا وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِی عَنِ الْعالَمِینَ)(3)

ص: 220


1- سوره ی آل عمران آیه ی 96 : و مایه ی هدایت جهانیان است.
2- سوره ی آل عمران آیه ی 97.
3- من لا یحضره الفقیه ج 4 ص 368 ذیل حدیث 5762، وسائل الشیعه ج 11 ص 31 حدیث 14164.

یا علی! از این امّت ده طایفه به خدای عظیم کافر شده اند.... کسی که با داشتن ثروت بمیرد در حالی که حجّ نکرده باشد.

یا علی! کسی که مستطیع باشد ولی حج را ترک کند کافر است؛ زیرا خداوند عظیم فرمود: و از حقوق خداوند بر مردم است که قصد خانه ی (او) نمایند، برای آن ها که توانایی رفتن به سوی آن دارند، و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده) خداوند از همه ی جهانیان بی نیاز است.

ب: حج از ارکان مهم اسلام

امام پنجم حضرت باقر العلوم فرمودند:

بُنِی الْإِسْلَامُ عَلَی خَمْسٍ: عَلَی الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایهِ، وَ لَمْ ینَادَ بِشَی ءٍ کَمَا نُودِی بِالْوَلَایهِ؛(1)

دین اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت، ولی هیچ چیزی به مانند ولایت، به آن فراخوانده نشدند.

از مهم ترین و اساسی ترین درس هایی را که انسان در حج می آموزد ولایت حضرت امیرالمومنین امام المتقین علی بن ابی طالب است، اگر حج به عنوان یکی از فروعات دینی، از ارکان اسلام است، زمانی دارای ارزش و اعتبار است که به ولایت امیرالمومنین و اولاد طاهرینش مزیّن باشد تا مورد قبول و پذیرش واقع شود که فرمود:

«تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإمامِ(ع)»(2) ، و الّا بدون ولایت آن ها، هیچ عبادتی نه تنها به

ص: 221


1- کافی ج 2 ص 18 حدیث 1، وسائل الشیعه ج 1 ص 13 حدیث 1.
2- کافی ج 4 ص 549 حدیث 2، وسائل الشیعه ج 14 ص 324 حدیث 19317:تمام و کمال حج به این است که بعد از آن، زیارت و ملاقات با امام واقع شود.

عنوان پایه و اساس دین اسلام قرار نمی گیرد، بلکه به عنوان یک عمل عادی هم از انسان مورد پذیرش و قبول حضرت حق جلّ جلاله واقع نخواهد شد.

حضرت صدیقه ی طاهره فاطمه ی زهرا در خطبه ی فدکیّه می فرماید:

وَ الْحَجَّ تَسْنِیهً لِلدِّینِ؛ (1)

و خداوند متعال حجّ را برای ترفیع یا تشدید و محکم ساختن دیانت و آیین بر بندگان واجب کرده است.

امام صادق  فرمود:

الْحَجُّ وَ الْعُمْرَهُ سُوقَانِ مِنْ أَسْوَاقِ الْآخِرَهِ؛(2)

عمل حج و عمره دو بازار از بازارهای آخرت هستند.

به خاطر عظمت و آثاری که در این فریضه ی الهی بوده است، ائمه ی طاهرین همگان را در باره ی آن سفارش می کردند، و خود نیز مکرّر پیاده و سواره مشرّف می شدند که در روایت آمده است:

سبط اکبر امام حسن مجتبی  بیست و پنج مرتبه با پای پیاده به سفر حج عزیمت نمودند(3)

امام سجاد در دعای عرفه به درگاه الهی عرضه می دارد:

وَ اجْعَلْ بَاقِی عُمُرِی فِی الْحَجِ وَ الْعُمْرَهِ ابْتِغَاءَ وَجْهِکَ یا رَبَّ الْعَالَمِینَ؛ (4)

ص: 222


1- من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 568 حدیث 4940، وافی ج 5 ص1063 حدیث 3950، وسائل الشیعه ج 1 ص 22 حدیث 22.
2- کافی ج 4 ص 255 حدیث 13، وافی ج 12 ص 220، مرآه العقول ج 17، ص 126.
3- کافی ج 1 ص 461 حدیث 1، وسائل الشیعه ج 9 ص 480 حدیث 14286: إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ  حَجَّ خَمْساً وَ عِشْرِینَ حِجَّهً مَاشِیاً.
4- صحیفه ی سجّادیّه ص 232 حدیث47.

پروردگار! باقی مانده ی عمر مرا در عمل حج و عمره در جهت رضایت خویش قرار بده ای پروردگار عالمیان.

ج: حج و توصیف کعبه در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی بن ابی طالب(ع) در بیانات مختلفی از این فریضه ی الهی و عمل عبادی، حقایق و لطایف و اسراری را بیان می نماید، و کلام امیر، امیر کلام است، و یکی از بیانات آن حضرت سخنی است که مرحوم سید رضی در بخشی از خطبه ی اول «نهج البلاغه» آورده است، حضرت می فرماید:

وَ فَرَضَ عَلَیکُمْ حَجَّ بَیتِهِ الَّذِی جَعَلَهُ قِبْلَهً لِلْأَنَامِ، یرِدُونَهُ وُرُودَ الْأَنْعَامِ، وَ یأْلَهُونَ إِلَیهِ وُلُوهَ الْحَمَامِ، جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلَامَهً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ، وَ إِذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ، وَ اخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمَّاعاً أَجَابُوا إِلَیهِ دَعْوَتَهُ، وَ صَدَّقُوا کَلِمَتَهُ، وَ وَقَفُوا مَوَاقِفَ أَنْبِیائِهِ، وَ تَشَبَّهُوا بِمَلَائِکَتِهِ الْمُطِیفِینَ بِعَرْشِهِ، یحْرِزُونَ الْأَرْبَاحَ فِی مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ، وَ یتَبَادَرُونَ عِنْدَهُ مَوْعِدَ مَغْفِرَتِهِ.

جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی لِلْإِسْلَامِ عَلَماً، وَ لِلْعَائِذِینَ حَرَماً، فَرَضَ حجّه وَ أَوْجَبَ حقّه، وَ کَتَبَ عَلَیکُمْ وِفَادَتَهُ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ:

(وَ لِلَّهِ عَلَی النّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیهِ سَبِیلًا وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِی عَنِ الْعالَمِینَ) (1)

خداوند حج بیت الحرام را بر شما واجب کرده، و همان خانه ای که آن را قبله ی مردم قرار داده است که هم چون تشنه کامانی که به آب گاه می روند، به سوی آن رو می آورند، و همانند کبوتران به آن پناه می برند.

خداوند آن را مظهر تواضع مردم در برابر عظمتش، و تسلیم آنان در

ص: 223


1- نهج البلاغه خطبه ی 1.

مقابل عزتش قرار داده، و از میان مخلوقش شنوندگانی را برگزیده که دعوت او را به سوی این خانه اجابت کردند، و سخنش را تصدیق نمودند، و در مواقف پیامبران قرار گرفتند، هم چون فرشتگان که به دور عرش می گردند، به گرد آن طواف کردند، و سودهای فراوان در این تجارت خانه ی عبادت به دست می آورند، و به سوی میعادگاه آمرزشش می شتابند.

خداوند متعال این خانه ی خود را پرچمی برای اسلام قرار داد، و حرم امنی برای پناهندگان به آن، و به جا آوردن حج آن را از فرایض شمرده، و ادای حق آن را واجب کرد، و بر همه ی شما مقرر داشت که به زیارت آن بروید و فرمود:

آن کس که استطاعت رفتن به خانه ی خدا داشته باشد، حج بر او فرض است، و آن کس که کفر ورزد خداوند از همه ی جهانیان بی نیاز است.

این کلام امیرالمومنین چراغ هدایت بشریت، برای سوق و رغبت به بیت الله الحرام و حج و عمره است.

رییس مذهب امام جعفر صادق(ع) می فرماید:

الْحَجُّ وَ الْعُمْرَهُ سُوقَانِ مِنْ أَسْوَاقِ الْآخِرَهِ، اللَّازِمُ لَهُمَا فِی ضَمَانِ اللهِ، إِنْ أَبْقَاهُ أَدَّاهُ إِلَی عِیالِهِ، وَ إِنْ أَمَاتَهُ أَدْخَلَهُ الْجَنَّهَ؛(1)

فریضه ی حج و عمره، دو بازار از بازارهای آخرت هستند، بنده در آن دو بازار در پناه خداوند است، اگر عمرش باقی باشد و او را زنده نگه داشت، به اهلش باز می گرداند، و اگر بمیراند، او را داخل بهشت می کند.

ص: 224


1- کافی ج 4 ص 255 حدیث 13، وسائل الشیعه ج 11 ص 100 حدیث 14347.
د: بر پایی دین بر پایه ی کعبه

در حدیثی از امام جعفر صادق آمده است:

لَا یزَالُ الدِّینُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْکَعْبَهُ؛(1)

این دین برپاست تا وقتی که کعبه برپاست.

آثار و برکات حج

الف: مغفرت و آمرزش گناهان

رحمت و مغفرت ذات حضرت حق جلّ جلاله در دو نقطه، بیش تر از همه ی مواضع دیگر شامل حال انسان می گردد، یکی در ماه مبارک رمضان که ماه ضیافت الله است، و دیگری در سفر پر فضیلت حج که بنده در این سفر نیز مهمان معبود خویشتن است، در این سفر معنوی و روحانی، امید پذیرش توبه و آمرزش گناهان بیش تر از زمان های دیگر است.

حضرت علی بن موسی الرضا در این باره فرمودند:

إِنَّمَا أُمِرُوا بِالْحَجِّ لِعِلَّهِ الْوِفَادَهِ إِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ طَلَبِ الزِّیادَهِ، وَ الْخُرُوجِ مِنْ کُلِّ مَا اقْتَرَفَ الْعَبْدُ تَائِباً مِمَّا مَضَی، مُسْتَأْنِفاً لِمَا یسْتَقْبِلُ؛ (2)

مردم از آن جهت به حج مکلف شدند تا به جانب پروردگار بزرگ رو آورند، و خواستار افزونی نعمت شوند، و از گناهان بیرون آیند، و از گذشته ی خویش توبه کنند، و در آینده دینداری و تعهد پیشه سازند.

ص: 225


1- کافی ج 4 ص 271 حدیث 4، وسائل الشیعه ج 11 ص 21 حدیث 14142.
2- عیون اخبار الرضا ج 2 ص 119، وسائل الشیعه ج 11 ص 13 حدیث 14122.
ب: مهمانی پروردگار

ایام حج مهمانی یگانه معبود بی همتاست که او خوان با برکت خود را گسترانده و همه را به آن دعوت نموده، و انسان همان گونه که در شهر الله، در حالی که صایم است، به مهمانی خدا دعوت می شود، در حج نیز این چنین است.

امام صادق  می فرماید:

إِنَّ ضَیفَ اهِ ص عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلٌ حَجَّ وَ اعْتَمَرَ فَهُوَ ضَیفُ اللهِ حَتَّی یرْجِعَ إِلَی مَنْزِلِهِ؛(1)

مردی که حج و عمره گزارده مهمان خداوند است تا به خانه ی

خود باز گردد.

امام به حق ناطق جعفر بن محمد الصادق در کلام زیبا و پرمحتوای دیگر فرمودند:

مَنْ لَمْ یغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ، لَمْ یغْفَرْ لَهُ إِلَی قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یشْهَدَ عَرَفَهَ؛ (2)

گناه کاری که در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت و بخشودگی واقع نشود، تا سال دیگر مورد مغفرت قرار نخواهد گرفت، مگر این که به حج برود و در صحرای عرفات مورد مغفرت حق واقع گردد.

این بیان نورانی حاکی است که پس از این مهمانی عام ماه مبارک رمضان، ضیافت دیگر و مهمانی خاصه ی الهیه فقط در زیارت بیت الله الحرام تحقق پیدا می کند که فوق ماه مبارک رمضان انسان را تطهیر نموده و موجب تعالی و ترقی بشر

ص: 226


1- خصال شیخ صدوق ج 1 ص 127، وسائل الشیعه ج 14 ص 586 حدیث 19870.
2- کافی ج 4 ص 66 حدیث 3، من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 99، المقنعه 309، تهذیب الأحکام ج 4 ص 192.

می گردد، لذا همه ی انبیا و اوصیا حول آن طواف کردند، و همه ی آن ها مناسک به جا آوردند.

محل نزول برکات

تمام فیوضات حضرت حق جلّ جلاله از عرش اعلی، و سدره المنتهی بر بیت المعمور و از آن جا به کعبه ی معظّمه ترواش می کند و به خلایق ارزانی می گردد.

هنگامی که خداوند منّان از خانه ی کعبه به عنوان مکانی که آیات روشن الهی (1)از آن متجلی است، یاد می کند که یکی از آن رحمت های واسعه، آمرزش گناهان است.

و پیامبر اکرم در حجه الوداع فرمود:

إنَّ ربَّکم تَطَوَّلَ عَلَیکُمْ فی هَذَا الْیومِ، وغَفَرَ لِمُحْسِنِکُمْ، وَ شَفَّعَ مُحسِنَکُمْ فی مُسیئِکُمْ؛(2)

پروردگارشما امروز شما را مورد عنایت خود قرار داد، نیکوکاران شما را بخشید، و شفاعت نیکوکاران شما را در حقّ گناه کاران تان پذیرفت.

خداوند متعال در هر لحظه یک صد و بیست نظر رحمت در آن جا نازل می فرماید، شصت نظر رحمت برای طواف کنندگان، چهل نظر رحمت برای نمازگزاران، و بیست نظر رحمت برای ناظرین و نگاه کنندگان به کعبه ی معظمّه است (3)

ص: 227


1- اشاره به آیه ی 97 سوره ی آل عمران است که فرمود: فیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ.
2- کافی ج 4 ص 258 حدیث 24، ثواب الأعمال ص 48، وسائل الشیعه ج 11 ص 95 حدیث 14330.
3- تحف العقول ص 107 وسائل الشیعه ج 11 ص 35 حدیث 14174.

عظمت حج در ادعیه ی ماه مبارک رمضان

ماه پرفیض و مبارک رمضان از عظمت خاصی بر خوردار است که در بیان رسول خدا از آن به عنوان ماه خدا و ماهی که دارای خیرات و برکات بسیار می باشد تعبیر شده است:

قَدْ اَقْبَلَ إلَیکُمْ شَهْرُالله بِالْبَرَکَه وَ الرَّحْمَهَ وَ الْمَغْفِرَهِ؛(1)

ماه خدا، با برکت و رحمت و آمرزش به شما روی کرده است.

و دعاهای فراونی در این ماه وارد شده است، و خداوند متعال نیز به رسول رحمت خود فرمود:

هرگاه بندگان من از تو در باره ی من پرسیدند، در جواب آن ها بگو: من به آن ها نزدیک هستم، و هر که مرا بخواند دعای او را اجابت می کنم، پس شما هم دعوت مرا اجابت کنید، و به من ایمان بیاورید امید آن است که هدایت شده و به مقصد برسید:

(إِذا سَأَلَکَ عِبَادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیسْتَجیبُوا لی وَ لْیؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یرْشُدُونَ)(2)

با توجه به دعاهای ماه مبارک رمضان، دو مساله ی محوری و مهم همواره در آن ها به چشم می آید که یکی مساله مغفرت، و دیگری توفیق زیارت و حج بیت الله الحرام است.

آنچه جلب نظر می کند، این است که گویا این دو مساله، علت و معلول

ص: 228


1- امالی شیخ صدوق ص 93 حدیث 4، عیون أخبار الرضا ج 1 ص 295، وسائل الشیعه ج 10 ص 313 حدیث 13494.
2- سوره ی بقره آیه ی 186.

یک دیگرند، معلول عبارت است از مغفرت و خلاصی از آتش جهنم، و وصول به جنت و نایل شدن به فوز عظیم است، و علت تامّه ی رسیدن به فیض الهی و وصول به بهشت، انجام فریضه ی حج و عمره است.

مهم ترین بخشی هایی که در بسیاری از دعاهای این ماه و هم چنین در آغاز دعای افتتاح آماده این است:

اللّهُمَّ ارْزُقْنی حَجَّ بَیتِکَ الْحَرَامِ، فی عَامی هَذَا وَ فی کُلِّ عَامٍ، وَ اغْفِرْ لِی تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ؛ فَإِنَّهُ لاَ یغْفِرُهَا غَیرُکَ یا رَحْمَنُ یا عَلَّامُ؛ (1)

پروردگارا! در این سال و همه ی سال ها زیارت بیت الله الحرام را روزی من گردان، و آن گناهان بزرگ مرا ببخش، گناهانی که کسی غیر از تو نمی تواند ببخشد، ای بخشنده ی بسیار دانا.

حضرت امام صادق  با این دعا و با چنین الفاظ پرمحتوا در ماه مبارک رمضان، به درگاه پروردگار خویش عرض می کرد:

اللَّهُمَّ إِنِّی بِکَ أَتَوَسَّلُ، وَ مِنْکَ أَطْلُبُ حَاجَتِی، مَنْ طَلَبَ حَاجَهً إِلَی النَّاسِ فَإِنِّی لَا أَطْلُبُ حَاجَتِی إِلَّا مِنْکَ، وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ، وَ أَسْأَلُکَ بِفَضْلِکَ وَ رِضْوَانِکَ، أَنْ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی أَهْلِ بَیتِهِ، وَ أَنْ تَجْعَلَ لِی فِی عَامِی هَذَا إِلَی بَیتِکَ الْحَرَامِ سَبِیلًا، حَجَّهً مَبْرُورَهً مُتَقَبَّلَهً زَاکِیهً خَالِصَهً لَکَ، تُقِرُّ بِهَا عَینِی وَ تَرْفَعُ بِهَا دَرَجَتِی؛(2)

پروردگارا! همانا من به تو توسّل می جویم، و حاجتم را تنها از تو می خواهم، کسی که حاجت خود را از مردم بخواهد من حاجتم را نمی خواهم مگر از تو.

ص: 229


1- مفاتیح الجنان دعای افتتاح.
2- کافی ج 4 ص 74 حدیث 6، وسائل الشیعه ج 10 ص 326 حدیث 13519

تو تنهایی و همتایی نداری، (پروردگارا!) فضل بی کران و بهشت رضوان را از تو طلب می کنم، و از تو می خواهم بر محمّد و اهل بیت او رحمت فرستی، و برای من در این سال زیارت خانه ی خود را فراهم کنی، حجی که مبرور و قبول شده و پاک و خالص تنها برای تو باشد، و به واسطه ی او نور چشمانم روشن شود، و مقام من به سبب آن در درگاه تو بالاتر رود.

با مراجعه به کتب ادعیه و مخصوصا «مفاتیح الجنان» محدّث بزرگوار حاج شیخ عباس قمی در اعمال مشترکه ی ماه رمضان، و دعاهای مخصوص شب ها و روزهای این ماه مبارک، و با تامل در اعمال پر فضیلت شب های قدر، برجستگی این دو مساله کاملاً به چشم می آید.

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

اکنون که به مختصری از اسرار حج و عظمت کعبه ی معظمه آگاهی یافتیم، باری دیگر در کنار خوان پر برکت مولای متقیان امیرمومنان می نشینیم، و سرّ سفارش آن حضرت را در آخرین لحظات زندگی با نگاهی عمیق تر می نگریم.

اللهَ اللهَ فِی بَیتِ رَبِّکُمْ، فَلَا یخْلُوَنَّ مِنْکُمْ مَا بَقِیتُمْ؛ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا، فَإِنَّ أَدْنَی مَا یرْجِعُ بِهِ مَنْ أَمَّهُ أَنْ یغْفَرَ لَهُ مَا سَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ؛

از خدا پروا کنید و از خداوند اطاعت نمایید در باره ی خانه ی پروردگارتان، مبادا که تا باقی باشید آن خانه از شما خالی گردد؛ زیرا اگر آن بیت معظم متروک شود، شما از آن پس مهلتی نیابید و منقرض خواهید شد، و کم ترین ره آوردی که زایر آن بیت با خود می آورد، آمرزش گناهان گذشته ی او است.

پیام اول این که امیرالمومنین  سفارش به حج نمود که حج از اهم واجبات

ص: 230

است، و آن حضرت همه ی مسلمین جهان را به انجام این فریضه ی الهی تشویق می فرمایند.

پیام دوم این که مهم ترین و بالاترین عبادتی که جامع عبادات است، حج می باشد که تمام اعمال و رفتار در آن نهفته است، و انسان با انجام آن، کبر و خود خواهی را - که بزرگ ترین مانع تکامل و منشا بسیاری از گناهان است - از خود دور می کند.

پیام سوم این که اعمال حج سیره ی عملی پیامبران الهی از زمان حضرت ابراهیم و حتی پیش از آن (1)بوده است، و برگزیدگان الهی برای اعمال حج به سوی این خانه می شتافتند.

هم چنین معصومین  نیز در طول عمر خود، چندین بار به زیارت بیت الله الحرام می رفتند و بر گرد خانه ی توحید طواف می کردند، و لذا انجام این مناسک تاسّی به انبیا و ائمه ی طاهرین است.

از این رو، بر انسان مسلمان علی الخصوص شیعه ی امیرالمومنین لازم است زمانی که مستطیع شد اسباب این سفر روحانی را فراهم نماید، و برای انجام فریضه ی حج، عاشقانه عزم دیار یار کرده و هجرت نماید.

هجرت از خلق به خالق، هجرت از نفس به معبود، هجرت از پلیدی به پاکی و طهارت، هجرتی که عبادت، ولایت، برائت، اخوّت، و سایر ارزش های مکتب اسلام در آن نهفته است.

اما شایسته است زایری که دعوت حق را لبیک می¬گوید، خود را به اوصافی

ص: 231


1- در روایات آمده است که از جمله پیامبرانی که خانه ی کعبه را زیارت کردند پیامبرانی چون: حضرت ابراهیم، نوح، موسی، یونس، عیسی، سلیمان هم چنین اشرف الانبیا حضرت محمد بودند. شرح نهج البلاغه ی خویی ج 2 ص 252.

مزین کند تا در مهمانی خدا مشمول تکریم خاص الهی گردد.

قرآن کریم، وصف مهمان بیت الله الحرام را زیبا بیان می کند، کسانی که عهد و پیمانی را که با خدا بستند وفا دار باشند و اهل رکوع و سجود باشند؛ زیرا که حضرات ابراهیم خلیل و اسماعیل ذبیح  ماموریت یافتند تا خانه ی امن الهی را برای رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاکیزه و تطهیر نمایند:

(طَهِّرا بَیتِی لِلطّائِفینَ وَالْعّاکِفینَ والرّکَّعِ السُّجُودِ) (1)

مصداق بارز رکوع کنند گان و سجده کنندگان، پیامبر خاتم حضرت محمد و پیروان آن حضرت هستند که قرآن فرموده:

(مُحَمَّدٌ رَسولُ اللهِ والَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُم تَرَاهُم رُکَّعًا سُجَّدًا یبتَغونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ ورِضْوَاناً) (2)

و چه خوش باشد که انسان در صحرای عرفات، شمیم و رایحه ی طیّبه ی یوسف زهرای مرضیه را - که در آن جا بیش تر است و قطعا حضرتش در عرفات حاضر می باشند - استشمام نماید، و چه سعادتی اگر بتواند محضر مبارکش شرفیاب شود، و صورت برجای پای او نهد که امام باقر فرمود: «تَمَامُ الْحَجَّ لِقَاءُ الْإِمَامِ» (3)

چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن

به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن

ص: 232


1- سوره ی بقره آیه ی 125
2- . سوره ی فتح آیه ی 29: محمد فرستاده ی خداست، و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند، پیوسته آن ها را در حال رکوع و سجود می بینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را می طلبند.
3- کافی ج 4 ص 549 حدیث 2، وسائل الشیعه ج 14 ص 324 حدیث 19317.

فصل نهم:اهمیّت نمازدر کلام امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 233

ص: 234

اهمیّت نماز در کلام حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین(ع)

اللهَ اللهَ فِی الصَّلَاهِ فَإِنَّهَا خَیرُ الْعَمَلِ وَ إِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُمْ؛

اطاعت کنید خداوند را و به یاد داشته باشید او را در باره ی نماز؛ زیرا که آن بهترین عمل و ستون دین شما است.

عنایت خاص و توجه مخصوص امیرالمومنین و سفارش او درباره ی نماز که «خیر العمل» و «عمود دین» است، به این لحاظ می باشد که تضمین کننده ی حیات معنوی بشر است؛ زیرا انسان در شبانه روز با سر گرم شدن به کارهای مختلف، احیاناً میل به دنیای او بیش تر و غفلت از آخرت او افزون تر می گردد.

در نتیجه بر قلب او - که مرکز دریافت الهامات ربانی است - غبار می نشیند و تیره و تار می شود، مهم ترین عملی که می تواند زنگار از قلب بزداید، و آن را صیقل و جلا دهد تا نور ایمان در او بتابد، نماز است، بدین سبب هم بهترین عمل است و هم عمود خیمه ی آیین اسلام است.

اهمیّت نماز

نماز مصداق بارز و کامل لطف پروردگار متعال و هدیه ای ارزشمند به انسان است، این ارمغان الهی به اندازه ای دارای اهمیّت است که در ادیان آسمانی دیگر دیگر نیز واجب بوده، و در قرآن کریم و تمام کتب آسمانی به انجام آن سفارش شده است.

ص: 235

از میان تمام عبادت ها، نماز در برنامه های دینی سرآمد است، نماز عبادتی است که اگر به درگاه ایزد متعال پذیرفته شود، اعمال دیگر نیز مورد پذیرش قرار می گیرند:

إِنَّ أَوَّلَ مَا یحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاهُ، فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا (1)

نماز عبادتی است که انسان با عمل به آن هم صدا با همه ی مخلوقات جهان آفرینش به تسبیح و تقدیس حق مشغول می شود، و در مقابل عظمت خالق متعال کرنش می نماید، و برای تعظیم او رکوع و سجود انجام می دهد.

تاکید بر نماز در بعضی از آیات قرآن

وقتی¬ خداوند متعال آخرین فرستاده و برترین رسولش را کوثر عطا می فرماید، به او فرمان می دهد:

(فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ)(2)

نماز بگذار و قربانی کن.

پروردگار متعال در آیه ی دیگر فرموده است:

(فَأَقِیمُوا الصَّلاَ هَ إِنَّ الصَّلاَهَ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَاباً مَوْقُوتاً)(3)

نماز را اقامه کنید؛ زیرا نماز وظیفه ی ثابت و معینی برای مومنان است.

ص: 236


1- کافی ج 3 ص 268 حدیث 4، تهذیب الاحکام ج 1 ص 329 حدیث 946، وسائل الشیعه ج 4 ص 108 حدیث 4236.
2- سوره ی کوثر آیه ی 1 و 2: إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ. ما کوثر را به تو عطا کردیم، پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن.
3- سوره ی نسا آیه ی 103.

و هم چنین در سوره ی عنکبوت می فرماید:

(وَ أَقِمِ الصَّلاَهَ إِنَّ الصَّلاَهَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَرِ)(1)

و نماز را برپا دار که نماز(انسان را) از زشتی ها و گناه بازمی دارد.

این عبادت تا آن اندازه در نزد خداوند متعال دارای اهمیّت است که به فرستاده ی خود ¬فرمود:

(وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیهَا)(2)

و کسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شکیبا باش.

در آیه ی شریفه ی دیگر سفارش می کند:

(وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ وَ إِنَّها لَکَبیرَهٌ إِلاَّ عَلَی الْخَاشِعینَ)(3)

از شکیبایی و نماز یاری جویید، و به راستی این (کار) گران است مگر بر فروتنان.

و در آیه ی دیگر نیز می فرماید:

(قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی * وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی)(4)

رستگار آن کس است که خود را پاک گردانید، و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز گزارد.

نماز در سیره و بعضی از کلمات معصومین(ع)

نماز مهم ترین رشته ی ارتباط انسان با خداوند متعال، و عالی ترین زمان ابراز

ص: 237


1- سوره ی عنکبوت آیه ی 45.
2- سوره ی طه آیه ی 132.
3- سوره ی بقره آیه ی 45.
4- سوره ی اعلی آیه ی 14.

محبّت و دوستی میان بنده و پروردگار، نور مومن (1)، صفا بخش و نورانی کننده ی قلب انسان است (2)

نماز راز و نیاز مشتاقان و دردمندان، و ذکر ذاکرین و مهم ترین نردبان کمال و ترقّی است.

و اهل بیت عصمت و طهارت در گفتار و رفتارخود، اهمیّت نماز را مکرر متذکر شده اند.

الف: در گفتار

رسول اکرم فرموده اند:

جُعِلَ قُرَّهُ عَینِی فِی الصَّلَاهِ؛(3)

نماز نور چشم من است.

و هم چنین وجود مقدسش فرمود:

الصلاه مِعْراجُ المُؤْمِنِ؛(4)

نماز وسیله ی عروج مومن است.

و در روایتی دیگر فرمود:

الصَّلاَهُ قُرْبَانُ کُلِّ تَقی؛ (5)

ص: 238


1- جامع الاخبار ص 85، مستدرک الوسائل ج 3 ص 92 حدیث 3098، رسول خدا فرمود: الصَّلاهُ نورُ المُؤمِنِ
2- کنز العمال ج 7 ص 300 حدیث 18973، رسول خدا فرمود: صَلاهُ الرَّجُلِ نورٌ فی قَلبِهِ، فَمَن شاءَ مِنکُم فَلیُنَوِّرْ قَلبَهُ.
3- کافی ج 5 ص 321 حدیث 9، امالی شیخ طوسی ص 528 ذیل حدیث 1162، وسائل الشیعه ج 2 ص 144 حدیث 1755.
4- بحار الانوار ج 79 ص 303 حدیث 2.
5- کافی ج 3 ص 265 حدیث 6، وسائل الشیعه ج 4 ص 43 حدیث 4469.

نماز وسیله ی تقرب هر پرهیزکار (به خداوند) است.

حضرت سید الشهدا فرمودند:

إِنِّی أُحِبُّ الصَّلَاهَ؛ (1)

من نماز را دوست دارم.

رسول خدا(ص) در حدیث دیگر فرمود:

رَکْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیلِ أَحَبُّ إِلَی مِنَ الدُّنْیا وَ مَا فِیهَا؛ (2)

دو رکعت نماز در دل شب در نزد من از دنیا و آنچه را که در آن قرار دارد بهتر است.

نمازبرای تعظیم پروردگار

امیرالمومنین به درگاه خداوند عرض می کند:

إِلَهِی! هَذِهِ صَلَاتِی صَلَّیتُهَا لَا لِحَاجَهٍ مِنْکَ إِلَیهَا، وَ لَا رَغْبَهٍ مِنْکَ فِیهَا إِلَّا تَعْظِیماً وَ طَاعَهً وَ إِجَابَهً لَکَ إِلَی مَا أَمَرْتَنِی.

إِلَهِی إِنْ کَانَ فِیهَا خَلَلٌ أَوْ نَقْصٌ مِنْ رُکُوعِهَا أَوْ سُجُودِهَا فَلَا تُؤَاخِذْنِی، وَ تَفَضَّلْ عَلَی بِالْقَبُولِ وَ الْغُفْرَانِ، بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ؛(3)

خدایا این نمازی که من به جا آوردم نه به خاطر احتیاجی است که از تو به آن داری، و نه رغبتی در آن داشتی، و نیست جز برای تعظیم و فرمانبرداری تو و پذیرفتن آنچه مرا به آن مامور کردی.

خدایا اگر در این نماز من خللی یا نقصی در رکوع یا سجودش هست، مرا

ص: 239


1- ارشاد شیخ مفید ج 2 ص 89، بحار الانوار ج 44 ص 391.
2- علل الشرایع ج 2 ص 363 حدیث 6.
3- مصباح کفعمی ص 20، بحار الانوار ج 85 ص 38 ذیل حدیث 45.

بدان مواخذه مفرما، و با پذیرش آن و آمرزش و بخشش، به من تفضل فرما.

ب: در سیره ی عملی

روایت شده که امیرالمومنین در جنگ صفین و میان کارزار، همواره به آسمان نگاه می کرد، و برای اقامه نماز منتظر زوال خورشید بود، ابن عباس عرضه داشت: یا امیرالمومنین به هنگام پیکار چرا به آسمان خیره شدی (و نمی جنگی)؟

حضرت  فرمود:

أَنْظُرُ إِلَی الزَّوَالِ حَتَّی نُصَلِّی؛

به زوال خورشید نگاه می کنم تا نماز بخوانم.

ابن عباس گفت: آیا اکنون که ما در حال نبرد با دشمن هستیم وقت مناسبی برای چنین عملی است؟

امام فرمود:

عَلَی مَا نُقَاتِلُهُمْ؟ إِنَّمَا نُقَاتِلُهُمْ عَلَی الصَّلَاهِ؛ (1)

پس ما برای چه چیزی با دشنمان می جنگیم؟ ما فقط برای نماز با آن ها پیکار می کنیم.

امام صادق می فرمایند:

کَانَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ إِذَا حَضَرَتِ الصَّلَاهُ اقْشَعَرَّ جِلْدُهُ، وَ اصْفَرَّ لَوْنُهُ، وَ ارْتَعَدَ کَالسَّعَفَهِ؛ (2)

ص: 240


1- ارشاد القلوب ج 2 ص 217، وسائل الشیعه ج 4 ص 246 حدیث 5051.
2- فلاح السائل ص 101، وافی ج 8 ص 846 حدیث 7231، بحار الانوار ج 81 ص 247 حدیث 39

وقتی زمان اقامه ی نماز فرامی رسید، پوست بدن مبارک سید الساجدین امام زین العابدین تغییر می کرد، و رنگ رُخ مبارکش زرد می شد، و بدن نازنینش مانند بید می لرزید.

حضرت علی بن موسی الرضا در مجلس مناظره¬ای که از سوی مامون عباسی تشکیل شده بود، حاضر شد، در آن مجلس - که در واقع کنفرانس بین المللی بود - روسای ادیان مختلف مانند: جاثلیق نصرانی و راس الجالوت، و روسای صائبین، و هِربِذْ اکبر، و اصحاب زردشت و قسطاس رومی و متکلّمین حضور داشتند.

امام رضا به پرسش ها و شبهات آنان با برهان قاطع پاسخ می داد، وقتی گفت وگو با آن ها تا اذان ظهر ادامه یافت و هنگام اقامه ی نماز شد، امام  جلسه را ناتمام گذاشت و بقیه را برای بعد از اقامه ی نماز موکول نمود و فرمود:

من اینک نماز می خوانم و بار دیگر در این جا حاضر خواهم شد (1)

اهمیت نماز اول وقت

یکی از مهم ترین سیره ی اهل بیت تاکید و سفارش به نماز اول وقت است، پیامبر گرامی اسلام فرمود:

أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ الصَّلَاهُ لِأَوَّلِ لِوَقْتِهَا؛(2)

بهترین اعمال، نماز اول وقت است.

و در کلام نورانی دیگر فرمود:

ص: 241


1- توحید شیخ صدوق ص 435، احتجاج طبرسی ج 2 ص 415.
2- عُده الداعی ص 85 ، بحار الانوار ج 71 ص 85 حدیث 100.

لَا یزَالُ الشَّیطَانُ هَائِباً لِابْنِ آدَمَ ذَعِراً مِنْهُ مَا صَلَّی الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ لِوَقْتِهِنَّ، فَإِذَا ضَیعَهُنَّ اجْتَرَأَ عَلَیهِ فَأَدْخَلَهُ فِی الْعَظَائِمِ؛ (1)

تا زمانی که انسان نماز های پنج گانه را در وقتش می خواند شیطان هراسناک و ترسان و از انسان بر کنار است، اما وقتی نمازهایش را ضایع کند و در وقت خود نخواند، بر او جرات پیدا می کند و او را به گناهان بزرگ وامی دارد.

و هم چنین از آن بزرگوار نقل شده که فرمود:

مَا مِنْ صَلَاهٍ یحْضُرُ وَقْتُهَا إِلَّا نَادَی مَلَکٌ بَینَ یدَی النَّاسِ: قُومُوا إِلَی نِیرَانِکُمُ الَّتِی أَوْقَدْتُمُوهَا عَلَی ظُهُورِکُمْ فَأَطْفِئُوهَا بِصَلَاتِکُمْ؛(2)

وقت هر نمازی که می رسد فرشته ای برابر مردم ندا می دهد که برخیزید و آتشی که بر جان خود افروختید با نمازتان خاموش کنید.

برخی از آثار نماز در کلام عترت(ع)

مهم ترین آثار
اشاره

رسول اکرم در بیانی کوتاه، بعضی از آثار با عظمت نماز را بیان فرموده است، راوی می گوید: از رسول خدا در باره ی نماز پرسیدند، حضرت در پاسخ فرمود:

الصَّلَاهُ مِنْ شَرَائِعِ الدِّینِ، وَ فِیهَا مَرْضَاهُ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ، فَهِی مِنْهَاجُ الْأَنْبِیاءِ، وَ لِلْمُصَلِّی حُبُّ الْمَلَائِکَهِ وَ هُدًی وَ إِیمَانٌ وَ نُورُ الْمَعْرِفَهِ، وَ بَرَکَهٌ فِی الرِّزْقِ، وَ رَاحَهٌ لِلْبَدَنِ، وَ کَرَاهَهٌ لِلشَّیطَانِ، وَ سِلَاحٌ عَلَی الْکُفَّارِ، وَ إِجَابَهٌ لِلدُّعَاءِ، وَ قَبُولٌ

ص: 242


1- ثواب الاعمال، ص 320؛ وسائل الشیعه، ج 4، ص 111، حدیث 4646.
2- امالی شیخ صدوق ص 496 حدیث 3، بحار الانوار ج 82 ص 209 حدیث 21.

لِلْأَعْمَالِ، وَ زَادٌ لِلْمُؤْمِنِ مِنَ الدُّنْیا إِلَی الْآخِرَهِ، وَ شَفِیعٌ بَینَهُ وَ بَینَ مَلَکِ الْمَوْتِ، وَ أَنِیسٌ فِی قَبْرِهِ، وَ فِرَاشٌ تَحْتَ جَنْبِهِ، وَ جَوَابٌ لِمُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ.

وَ تَکُونُ صَلَاهُ الْعَبْدِ عِنْدَ الْمَحْشَرِ تَاجاً عَلَی رَأْسِهِ، وَ نُوراً عَلَی وَجْهِهِ، وَ لِبَاساً عَلَی بَدَنِهِ، وَ سِتْراً بَینَهُ وَ بَینَ النَّارِ، وَ حُجَّهً بَینَهُ وَ بَینَ الرَّبِّ جَلَّ جَلَالُهُ، وَ نَجَاهً لِبَدَنِهِ مِنَ النَّارِ، وَ جَوَازاً عَلَی الصِّرَاطِ، وَ مِفْتَاحاً لِلْجَنَّهِ، وَ مُهُوراً لِلْحُورِ الْعِینِ، وَ ثَمَناً لِلْجَنَّهِ.

بِالصَّلَاهِ یبْلُغُ الْعَبْدُ إِلَی الدَّرَجَهِ الْعُلْیا؛ لِأَنَّ الصَّلَاهَ تَسْبِیحٌ وَ تَهْلِیلٌ وَ تَحْمِیدٌ وَ تَکْبِیرٌ وَ تَمْجِیدٌ وَ تَقْدِیسٌ وَ قَوْلٌ وَ دَعْوَهٌ؛(1)

نماز از واجبات دین است، موجب خوشنودی خداست، طریقه ی پیغمبران، و موجب جلب محبّت ملائکه است، نماز هدایت، ایمان، نورِ معرفت، برکت رزق و راحت بدن است، برای شیطان ناخوش آیند است، حربه ای در مقابل کفار، سبب مستجاب شدن دعا و قبولی اعمال است، توشه ی آخرت مومن است، شفیع نزد ملک الموت، و مونس قبر و فرش قبر اوست، جواب نکیر و منکر است.

نماز بنده در محشر، تاجی بر سرش، و نوری در صورتش، و لباسی بر تنش می باشد، پرده ای است بین او و آتش، حجتی است بین او و پروردگارش، موجب نجات از جهنم و عبور از پل صراط است، کلید بهشت، و مهر حور العین و بهای بهشت است.

به واسطه ی نماز است که بندگان به بالاترین درجات می رسند؛ چون مشتمل بر انواع عبادات از تسبیح و تهلیل و تکبیر و تحمید و تقدیس

ص: 243


1- خصال شیخ صدوق ج 2 ص 522 حدیث 11، بحار الانوار ج 82 ص 231 و 232 حدیث 56، مستدرک الوسائل ج 3 ص 77 حدیث 3071.

پروردگار و سخن گفتن با خداوند و دعا کردن در درگاه او است.

هر یک از فقرات این حدیث شریف بهت آور است، و جای تامل بسیار دارد، و ارزش و جایگاه نماز را می رساند.

نماز عامل کبرزدایی

امیرالمومنین می فرماید:

فَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ، وَ الصَّلَاهَ تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْرِ؛(1)

خداوند ایمان را به خاطر تطهیر دل از شرک، و نماز را برای پاک شدن از تکبّر واجب فرمود.

بالاترین عضو از اعضای بدن انسان پیشانی است که در نماز بر روی خاک قرار می گیرد تا او را از غرور و تکبر، منیّت و خود خواهی برهاند؛ زیرا کبر ریشه ی بسیاری از اوصاف رذیله و در بسیاری موارد موجب کفر و گمراهی انسان می شود، از این رو حضرت امام محمّد باقر نیز به تاسی از اجداد طاهرینش در این باره به جابر جعفی می فرماید:

یا جَابِر! الصَّلَاهُ تَثْبِیتٌ لِلْإِخْلَاصِ وَ تَنْزِیهٌ عَنِ الْکِبْرِ؛ (2)

نماز اثبات کننده ی اخلاص و پاک کننده ی انسان از کبر است.

ص: 244


1- نهج البلاغه حکمت 252، من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 568 حدیث 4940، وافی ج 5 ص 1063 حدیث 3950، وسائل الشیعه ج 1 ص 22 حدیث 22.
2- امالی شیخ طوسی ص296، فضائل ابن شاذان ص 8، بشاره المصطفی ج2 ص 189.
نماز سبب قبولی اعمال

رسول خدا فرمود:

أَوَّلُ مَا یحَاسَبُ الْعَبْدُ الصَّلَاهُ، فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا، وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا؛(1)

نخستین چیزی که از اعمال بنده مورد بررسی قرار می گیرد نماز است، اگر پذیرفته شود، سایر اعمال او نیز مورد قبول و اگر مورد پذیرش قرار نگیرد، بقیه ی اعمال او نیز مورد قبول نخواهد شد.

آثار ترک و سبک شمردن نماز
الف: در کلام خداوند

خداوند کریم جلّ جلاله همان گونه که نماز گزاران را مورد مدح و ستایش خود قرار داده و پاداش عظیمی را برای آن ها در نظر گرفته است، در مقابل، آن دسته از کسانی را که نماز را ترک کنند و یا سبک بشمارند، اهل جهنم دانسته و مورد مذمت و سر زنش قرار داده و عذابی دردناک را برای آن ها در نظر گرفته است.

در قرآن مجید آمده است:

اهل بهشت از اهل جهنم می پرسند چه عملی سبب شد که شما اهل جهنم شدید؟

آن ها در پاسخ می گویند:

(لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ)(2)

ص: 245


1- کافی ج 3 ص 268 ضمن حدیث 4، تهذیب الاحکام ج 2 ص 239 ضمن حدیث 946، فلاح السائل ص 127، مضمون همین حدیث در امالی شیخ صدوق ص 641.
2- سوره ی مدثر، آیه ی43.

ما از نمازگزاران نبودیم.

و هم چنین در آیه ی دیگر راجع به کسانی که نسبت به نماز بی اعتنا هستند می فرماید:

(فَوَیلٌ لِلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ)(1)

پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل انگاری می کنند.

ب: در لسان روایات معصومین(ع)
کفر تارک الصلاه

عبیده بن زراره می گوید: از حضرت امام جعفر صادق پرسیدم گناهان کبیره چیست؟

حضرت در جواب فرمودند:

هُنَّ فِی کِتَابِ عَلِیسَبْعٌ: الْکُفْرُ بِاللهِ، وَ قَتْلُ النَّفْسِ، وَ عُقُوقُ الْوَالِدَینِ، وَ أَکْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَینَهِ، وَ أَکْلُ مَالِ الْیتِیمِ ظُلْماً، وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ، وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَهِ؛

آن گناهان در کتاب جدّم امیرالمومنین هفت مورد است: 1 - کفر به خدا، 2 - قتل نفس، 3 - عقوق و ناسپاسی حقّ پدر، 4 - خوردن ربا پس از علم به حرمتش، 5 - خوردن مال یتیم به ناحق، 6 - گریز از جبهه ی جهاد، 7 - تعرّب پس از هجرت (2)

ص: 246


1- سوره ی ماعون آیه ی 4 و 5.
2- تعرّب بعد از هجرت یعنی کسی که از بادیه و بیابان هجرت کرد و به شهر آمد، و جزو جامعه ی اسلامی شد، و به اعتقادات اسلامی معتقد گشت، و به آداب دینی عمل کرد، نباید دیگر تعرّب کند، یعنی به خوی و آداب اعراب باز گردد و به میان آنان برود، و از اسلام و مسلمانی دور شود.

دوباره از حضرت پرسیدم آنچه را نام بردید از گناهان کبیره هستند؟

حضرت فرمود: «نَعَمْ» آری.

از آن حضرت پرسیدم خوردن یک درهم از مال یتیم از روی ظلم بزرگ تر است یا ترک نماز؟

امام فرمودند:

تَرْکُ الصَّلَاهِ؛

ترک نماز.

پرسیدم شما ترک نماز را از گناهان کبیره نشمردید؟!

حضرت در پاسخ فرمود:

أَی شَی ءٍ أَوَّلُ مَا قُلْتُ لَکَ؟

آن را که به عنوان اول برایت گفتم چه بود؟

عرض کردم: کفر بود.

امام صادق در ادامه فرمود:

فَإِنَّ تَارِکَ الصَّلَاهِ کَافِرٌ، یعْنِی مِنْ غَیرِ عِلَّهٍ؛(1)

به راستی که ترک کننده ی نماز بدون سبب و عذری کافر است.

محرومیت از شفاعت

رسول اکرم  فرمودند:

لَا ینَالُ شَفَاعَتِی مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلَاتِهِ، فَلَا یرِدُ عَلَی الْحَوْضَ؛(2)

ص: 247


1- کافی ج 2 ص 279 حدیث 8، وسائل الشیعه ج 4 ص 42 حدیث 4465
2- محاسن برقی ج 1 ص 79، کافی ج 6 ص 400 حدیث 19، ثواب الأعمال ص 309

کسانی که نماز را سبک بشمارند، به شفاعت ما نمی رسند، و در کنار حوض کوثر نیز بر من وارد نخواهند شد.

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

اکنون با تامّلی دوباره به کلام امیرالمومنین بهتر درمی یابیم که حضرت در این وصیت چه پیامی دارد.

اللهَ اللهَ فِی الصَّلَاهِ؛ فَإِنَّهَا خَیرُ الْعَمَلِ، وَ إِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُمْ؛

اطاعت کنید خداوند را و تقوای الهی را رعایت کنید در باره ی نماز؛ زیرا که آن بهترین عمل و ستون دین شما است.

اولاً: حضرت همه ی مردم مخصوصا شیعیان خود را از اهل خود دانسته و به آن ها سفارش کرد که نماز را بپا دارید؛ زیرا او که به حق، خود قرآن ناطق است، در این امر نیز تاسی به قرآن نموده که خداوند در قرآن کریم فرستاده اش فرمود:

(وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاَهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیهَا)(1)

خانواده ی خود را به نماز فرمان دِه و بر انجام آن شکیبا باش.

حضرت امیر در آن حال، همه ی مومنین را چون اهل خود فرض نموده آن ها را امر به نماز نموده است.

ثانیاً: حضرت در آن لحظات سخت و حال احتضار، سفارش به نماز کرده است، و قرآن مجید و پیامبران الهی و معصومین نیز به این امر سفارش نموده اند رازش این است که نفس سفارش و توصیه نمودن به نماز، از نظر شرع دارای اهمیّت و مطلوبیت است، و هر چه بیش تر گفته شود بهتر است.

ص: 248


1- سوره ی طه آیه ی 132.

مؤید این مدعا این است که در شرع مقدس به گفتن اذان و اقامه و اظهار آن دستور داده شده است، و این نه تنها برای مؤذن است، بلکه حتی بر نماز گزاری که برای اقامه ی نماز مهیا شده است نیز مستحب مؤکد است که در چنین حالی نیز «حی علی الصلاه» و« قدقامت الصلاه» را بگوید؛ زیرا ترک آن، حقیقت نماز را کم رنگ می کند.

ثالثاً: تعبیر امیرالمومنین  نسبت به نماز بسیار زیباست که فرمود:

فَإِنَّهَا خَیرُ الْعَمَلِ؛

نماز بهترین عمل است.

پروردگار متعال نیز برای انجام این بهترین عمل، بهترین زمان را برای گفت وگو با بنده ی گریز پای خود انتخاب کرد که بنده ی او در چنین ساعاتی به سوی راز و نیاز با او بشتابد.

ندای آسمانی «حی علی الصّلاه» و «حی علی الفلاح»، و «حی علی خیر العمل» از کنگره ی عرش با آوازی بلند به گوش می رسد، همان گونه که رسول اکرم فرمود:

مَا مِنْ صَلَاهٍ یحْضُرُ وَقْتُهَا إِلَّا نَادَی مَلَکٌ بَینَ یدَی النَّاسِ: أَیهَا النَّاسُ! قُومُوا إِلَی نِیرَانِکُمُ الَّتِی أَوْقَدْتُمُوهَا عَلَی ظُهُورِکُمْ فَأَطْفِئُوهَا بِصَلَاتِکُمْ؛(1)

هیچ نمازی وقتش فرا نمی رسد مگر آن که فرشته ای در برابر مردم ندا می دهد که به پا خیزید و آتش هایی را که بر پشت خویش برافروخته اید، با نماز خود خاموش کنید.

ص: 249


1- من لا یحضره الفقیه ج 1 ص 208 حدیث 624، أمالی شیخ صدوق ص 496، علل الشرایع ج 1 ص 247.

بر شیعه ی امیرالمومنین  لازم است با شیندن اذان، خویش را برای مناجات عاشقانه با معبود آماده کند و به نماز روی آورد.

رابعاً: «وَ إِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُم» و نماز عمود و ستون دین شماست.

و تعبیر پر محتوای امیرالمومنین که فرمود: ستون دین شماست، نه ستون دین خداست، دلیل آن این است که نماز، انسان را پیوسته به یاد خدا می اندازد، و روح تقوا را در انسان زنده می کند، و او را از فحشا و منکرات و ترک طاعات باز می دارد.

به این ترتیب، خیمه ی دین برپا می ماند، و ترک آن نیز موجب فروپاشی خیمه ی دین می شود؛ زیرا سقف خیمه ی بی عمود، توان استواری و

ایستادگی ندارد.

ص: 250

فصل دهم:زکات در وصیت امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 251

ص: 252

زکات در وصیت امیرالمومنین(ع)

اللهَ اللهَ فِی الزَّکَاهِ؛ فَإِنَّهَا تُطْفِئُ غَضَبَ رَبِّکُمْ؛

خداوند متعال را به یاد آورید و او را اطاعت کنید در باره ی زکات؛ زیرا که زکات آتش خشم پروردگار شما را خاموش می کند.

اهمیت زکات در اسلام

خداوند حکیم عزّ اسمه برای دست یافتن انسان، به برترین و با فضیلت ترین کمال و سعادت در دو سرای دنیا و آخرت، برنامه ای کامل و حکیمانه ای را فراهم نموده، و عمل به آن را به عنوان عملی واجب بر عهده ی بند گان قرار داد تا با به کار گرفتن آن، حوایج مادّی و معنوی، روحانی و جسمانی آن ها تامین گردد.

خداوند قادر متعال، اعمال مخصوصی چون نماز و روزه را به عنوان یک امر عبادی بر انسان واجب نموده است تا از این طریق، انسان لباس کبر و غرور و نخوت را از تن بیرون آورده و لباس بندگی بپوشد، و در مقام قدس ربوبی و ملکوتی او سر تعظیم فرود آورده و خاک ساری کند.

بعضی دیگر از وظایف انسان، در برابر مسئولیت اجتماعی است که گاهی در فریضه ای بزرگ و مهم و ارزشمندی چون امر به معروف و نهی از منکر، جلوه می کند که در این صورت بر مکلّف لازم و ضروری است تا وارد عرصه شود، و با

ص: 253

گفتار و کردار، آن را پاس بدارد، ره آورد عمل به این فریضه ی الهی دو اثر ارزشمند است که از یک سو جامعه را از هر گونه تباهی و بی بند و باری نجات می بخشد، و اثری دیگر امنیّت را - که یکی از بزرگ ترین نعمت¬ها، از سوی خداوند متعال به بنده گان است - برای همه ی مردم جامعه به ارمغان می آورد.

و برخی از وظایف اجتماعی و مسئولیت انسانی، در مسایل مالی و کمک در اداره ی امور اقتصادی مردم جامعه، در فریضه ای مانند زکات ظهور می کند که این امر مهم، به عنوان یکی از فروعات دینی، بر انسان واجب شده، و در مسایل مدوّن فقه اسلامی، حدود و اندازه ی آن کاملا مشخص، و موارد مصرف آن در قرآن و شریعت بیان شده است که در واقع وجوب این امر از سوی خداوند تبارک و تعالی، مانند سایر برنامه های تربیتی برای سعادت، رشد و تکامل انسان است.

اکنون، با پیروی از بیان شریف امیرالمومنین  که در باره ی زکات فرمودند:

«اللهَ اللهَ فِی الزَّکَاهِ؛ فَإِنَّهَا تُطْفِئُ غَضَبَ رَبِّکُمْ»

به طور اختصار به بیان اهمیت و جایگاه رفیع آن در کلام نورانی خداوند سبحان و سخنان گهربار اهل بیت پرداخته و سپس به برخی از آثار و برکات زکات و عواقب عدم پرداخت، و سبک شمردن این فریضه ی الهی اشاره می کنیم.

واژه ی «زکات» در لغت و اصطلاح

زکات در لغت و در لسان قرآن، به دو معنای «طهارت و پاکیزگی و رشد و نموّ» به کار رفته است .(1)

ص: 254


1- مفردات الفاظ القرآن ص 380 و 381، مجمع البحرین ج 1 ص 203.

واژه ی زکات در احکام اسلامی به آن اندازه از سهمی اطلاق می شود که بعد از حد نصاب رسیدن مال، انسان مومن آن را از اموال خود جدا نموده و در موارد مقرره - که درقرآن و شریعت معیّن شده است - به مصرف می رساند که با این عمل و انجام فریضه ی الهی به تزکیه ی نفس و روح خود می پردازد و هم موجب رُشد و نمو و افزایش اموال خود گشته، و هم گامی مثبت در راه رضای خالق و خلق برداشته که (خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ)(1) مصداق آن شده باشد.

علت وجوب زکات در احکام اسلام

از با ارزش ترین برنامه های اقتصادی در جوامع دینی و مذهبی در شرع مقدس اسلام فریضه ی زکات است که در میان واجبات دینی هیچ واجبی به اندازه ی نماز و زکات مورد تأکید و توجه قرار نگرفته و به انجام آن سفارش نشده است.

خداوند متعال در قرآن کریم، هدف از تشریع زکات را این گونه بیان فرمود:

(وَ إِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللهَ وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَاناً وَ ذِی الْقُرْبَی وَ الْیتَامَی وَ الْمَسَاکِینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِیمُوا الصَّلاَ هَ وَ آتُوا الزَّکَاهَ)(2)

به یاد آورید هنگامی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که به جز خدای را نپرستید، به پدر و مادر خود نیکی کنید، (و هم چنین ) به خویشاوندان و یتیمان و فقیران (نیز نیکی نمایید)، و به زبان خوش با مردم سخن بگویید، و نماز بپای دارید و زکات مال را خود بدهید.

ص: 255


1- سوره ی توبه آیه ی 103: از اموال آن ها صدقه ای (به عنوان زکات) بگیر تا به وسیله ی آن، آن ها را پاک سازی و پرورش دهی.
2- سوره ی بقره آیه ی83.

به روشنی معلوم است که هدف از وجوب پرداخت زکات از سوی شرع مقدّس، در واقع تأمین نیازها و هزینه های گوناگون اداره ی امور جامعه اسلامی، و حذف و یا کم رنگ کردن اختلاف طبقاتی است؛ زیرا مردم جامعه از نظر قدرت مالی در طبقات مختلف در کنار هم زندگی می کنند، عده¬ای از مردم از مال و ثروت بسیار و بیش از حد نیاز خود، برخوردارند، و از نظر معیشت و اداره ی امور زندگی دچار مشکل نشده و به طور متعادل، در رفاه و آسایش زندگی می کنند.

بعضی دیگر با در اختیار داشتن اموال بسیار، به دام اسراف گرفتار شده و در تمام ابعاد زندگی، به تجمل گرایی روی آوردند، و با بنا نهادن ساختمان های خیره کننده، وپوشیدن لباس های فاخر، در میان مردم به فخرفروشی مشغولند، و با غرور و تکبّر زندگی می کنند، و خود را از سایرین ممتاز می دانند.

ولی در مقابل این دو گروه، دسته ای قرار دارند که از نظر مالی و اقتصادی، بسیار ضعیف و نا توان، و با فقر و تنگ دستی زندگی سخت و مشقت باری را می گذرانند، و تامین نمودن کم ترین میزان معیشت، یکی از بزرگ ترین دغدغه های آن هاست.

از طرفی، آفت فقر یکی از موانع رشد و ترقّی و شکوفایی استعداهای انسانی شمرده می شود که امام امیرالمومنین علی در بیان کوتاه اما پر محتوا، آن را به عنوان مرگ بزرگ توصیف می کند و می فرمایند: «الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَکْبَرُ»(1)

دین مبین اسلام، برای ارتقا بخشیدن سطح کمی و کیفی زندگی مردمان ضعیف و فقر زدایی، و هم چنین تنظیم امور اقتصاد و معیشت، و برای مساعدت و حمایت مردمان ضعیف و ناتوان و نیازمند جامعه، پرداخت های مالی چون

ص: 256


1- نهج البلاغه حکمت 154: فقر مرگ بزرگ است.

خمس و زکات را به عنوان یکی از مسایل مهم و ضروری، واجب نموده تا بتواند از طریق ثروتِ ثروتمندان، و اموالِ افراد پردرآمد، بزرگ ترین عامل رکود و اختلاف طبقاتی را تا حد امکان بهبود ببخشد.

جایگاه زکات در کلام وحی

خداوند عزّ و جلّ در قرآن کریم در باره ی زکات می فرماید:

(وَ أَقِیمُوا الصَّلاَهَ وَ آتُوا الزَّکَاهَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ)(1)

نماز بپادارید و زکات پرداخت نمایید و با رکوع کننده گان رکوع کنید.

در آیه ی شریفه ی دیگر فرمود:

(وَ أَقِیمُوا الصَّلاَهَ وَ آتُوا الزَّکَاهَ وَ مَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ الله)(2)

نماز بپادارید و زکات پرداخت نمایید، و آنچه از کارهای خیری را برای خود از پیش می فرستید، همان را در نزد خداوند جلّ جلاله می یابید.

اهمیت جایگاه زکات در آیات شریفه ی قرآن کریم هنگامی بیش تر هویدا می شود که در کنار نماز - که عمود الدین می باشد - سفارش به آن شده است.

در موارد دیگر از آیات قرآن کریم، پروردگار متعال کسانی را که انجام این فریضه ی الهی را ترک نموده اند، به منزله و ماند افرادی می-شمارد که گویا اصلا ایمان و اعتقادی به آخرت و قیامت ندارند، لذا می فرماید:

(الَّذِینَ لاَ یؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَ هُمْ بِالْآخِرَهِ هُمْ کَافِرُونَ)(3)

ص: 257


1- سوره ی بقره آیه ی43.
2- سوره ی بقره آیه ی110.
3- سوره ی فصلت آیه ی7.

آن دسته از کسانی که زکات مال خود را پرداخت نمی کنند، آن ها منکر قیامت هستند.

و هم چنین در باره ی ثروتمندان و مال اندوزانی که از مال خود انفاق نمی کنند فرموده:

(وَ الَّذِینَ یکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَ وَ لاَ ینْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ)(1)

و کسانی که طلا و نقره را ذخیره می کنند و در راه خدا انفاق نمی کنند، آن ها را به عذابی بسیار درد ناک بشارت دِه.

با توجه به این آیات کریمه، به روشنی پیداست که حضرت امیرالمومنین همه را به اطاعت از فرمان خداوند متعال و قرآن کریم وصیت می کند:

وَ اللهَ اللهَ فِی الزَّکَاهِ فَإِنَّهَا تُطْفِئُ غَضَبَ رَبِّکُمْ.

روشن است که کلام امام، امام کلام است و باید نصب العین همگان

قرار گیرد.

زکات در آیینه ی احادیث

در کتب روایی شیعه و سنی(2) روایات فراوانی به چشم می آید که

ص: 258


1- سوره ی توبه آیه ی34.
2- در صحیح بخاری ج 5 ص 172 و عمده القاری ج 18 ص 154 از پیامبر اکرم چنین روایت می کنند که آن حضرت فرمود: مَنْ آتَاهُ اللَّهُ مَالًا فَلَمْ یُؤَدِّ زَکَاتَهُ مُثِّلَ لَهُ مَالُهُ شُجَاعًا أَقْرَعَ لَهُ زَبِیبَتَانِ یُطَوَّقُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ یَأْخُذُ بِلِهْزِمَتَیْهِ - یَعْنِی بِشِدْقَیْهِ - یَقُولُ: أَنَا مَالُکَ، أَنَا کَنْزُکَ؛ کسی که خداوند به او مالی عط-ا فرمای-د و زکاتش را ندهد، روز قیامت آن مال به صورت مار کچلی که دو نقطه ی سیاه بر روی چشم دارد، ظاهر می شود، و دور  گردنش می پیچد، سپس استخوان بیخ دو گوشش را می گیرد و می گوید: من مال تو ام، من گنج تو ام. هم چنین در صحیح مسلم ج 3 ص 70 و سنن کبری بیهقی ج 4 ص 137 از رسول گرامی اسلام روایت می کنند که فرمود: مَا مِنْ صَاحِبِ ذَهَبٍ وَلَا فِضَّهٍ لَا یُؤَدِّی مِنْهَا حَقَّهَا إِلَّا إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ صُفِّحَتْ لَهُ صَفَائِحُ مِنْ نَارٍ، فَأُحْمِیَ عَلَیْهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ، فَیُکْوَی بِهَا جَنْبُهُ وَجَبِینُهُ وَظَهْرُهُ، کُلَّمَا بَرَدَتْ أُعِیدَتْ لَهُ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهٍ حَتَّی یُقْضَی بَیْنَ الْعِبَادِ؛ هر صاحب طلا و نقره ای که حق آن (زکاتش) را پرداخت نکند، روز قیامت برایش قطعه هایی از آتش ساخته می شود که در آتش جهنم داغ م-ی گ-ردد، و پ-هل-و و پیش-ان-ی و پشتش با آن داغ گردد، و چون سرد شود دوباره داغ کرده شود در آن روزی که به اندازه ی پنجاه هزار سال است تا در میان بندگان حکم صورت گیرد. و نیز در مورد فضیلت پرداخت زکات در مسند احمد حنبل ج 2 ص331 و صحیح بخاری ج 2 ص 113 روایتی از آن بزرگوار نقل کردند که فرمود: مَنْ تَصَدَّقَ بِعَدْلِ تَمْرَهٍ مِنْ کَسْبٍ طَیِّبٍ - وَلاَ یَقْبَلُ اللَّهُ إِلاَّ الطَّیِّبَ - وَإِنَّ اللَّهَ یَتَقَبَّلُهَا بِیَمِینِهِ، ثُمَّ یُرَبِّیهَا لِصَاحِبِهِ کَمَا یُرَبِّی أَحَدُکُمْ فَلُوَّهُ حَتَّی تَکُونَ مِثْلَ الْجَبَلِ؛ کسی که به اندازه ی خرمایی از کسب حلال صدقه دهد - و خداوند جز پاک را نمی پذیرد - همانا خداوند آن را با دست راست قدرتش قبول می کند و برای صاحبش پرورش می دهد، هم چنان که یکی از شما کره اسب خود را پرورش می دهد تا این که مثل کوه بزرگ شود.

معصومین اهمیت و جایگاه خاص زکات را بیان نموده اند که به بعضی از آن ها را اشاره می شود.

رسول مکرّم اسلام در بیانی لطیف، مومنین را تشویق و ترغیب به پرداخت زکات می کند و می فرماید:

آتُوا الزَّکَاهَ مِنْ أَمْوَالِکُمُ الْمُسْتَحِقِّینَ لَهَا مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ الضُّعَفَاءِ، لَا تَبْخَسُوهُمْ وَ

ص: 259

لَا تُوکِسُوهُمْ، وَ لَا تَیمَّمُوا الْخَبِیثَ أَنْ تُعْطُوهُمْ؛ فَإِنَّ مَنْ أَعْطَی زَکَاهَ مَالِهِ طَیبَهً بِهَا نَفْسُهُ، أَعْطَاهُ اللهُ بِکُلِّ حَبَّهٍ مِنْهَا قَصْراً فِی الْجَنَّهِ مِنْ ذَهَبٍ، وَ قَصْراً مِنْ فِضَّهٍ، وَ قَصْراً مِنْ لُؤْلُؤٍ، وَ قَصْراً مِنْ زَبَرْجَدٍ، وَ قَصْراً مِنْ زُمُرُّدٍ، وَ قَصْراً مِنْ جَوْهَرٍ، وَ قَصْراً مِنْ نُورِ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛

زکات اموال تان را همانا به مستحقیّن آن که همان فقرا و مساکین هستند بدهید، و به آن ها کم و جنس نامرغوب و پست ندهید؛ زیرا کسی که زکات مالش را با میل و رغبت از بهترین مال بدهد، پروردگار متعال در مقابل هر دانه ای که به عنوان زکات می دهد، کاخی از طلا، و قصری از نقره، و کاخی از مروارید، و قصری از زبرجد، و کاخی از زمرّد، و قصری از گوهر، و کاخی از نور پروردگار عالمیان به او عنایت می فرماید.

حضرت امام جعفر صادق به عمار ساباطی فرمودند:

یا عَمَّارُ! أَنْتَ رَبُّ مَالٍ کَثِیرٍ؟

ای عمار! تو اموال بسیاری در اختیار داری؟

عمار عرض کرد: آری فدایت شوم.

امام فرمود:

فَتُؤَدِّی مَا افْتَرَضَ اللهُ عَلَیکَ مِنَ الزَّکَاهِ؟

آیا زکاتی را که خداوند متعال بر تو واجب نموده می پردازی؟

عرض کرد: آری.

امام صادق فرمود:

یا عَمَّارُ! فَتُخْرِجُ الْحَقَّ الْمَعْلُومَ مِنْ مَالِکَ؟

ای عمار آیا حقّ معلوم را از مال خود بیرون می کنی؟

عمار گفت: آری.

ص: 260

حضرت فرمود:

فَتَصِلُ قَرَابَتَکَ؟

به خویشاوند خود رسیدگی می نمایی؟

عرض کرد: بلی.

امام فرمود:

وَ تَصِلُ إِخْوَانَکَ؟

به برادران دینی خود رسیدگی می کنی؟

عمار گفت: آری.

تا آن جا که امام فرمود:

أَمَا إِنَّهُ مَا قَدَّمْتَ فَلَنْ یسْبِقَکَ وَ مَا أَخَّرْتَ فَلَنْ یلْحَقَکَ؛(1)

آگاه باش هرچه را که از پیش فرستادی از بین نخواهد رفت و به دیگری نخواهد رسید، و آنچه را که پس از خود برجای نهادی به تو نخواهد پیوست.

این بیان شریف امام صادق حامل پیامی است، و آن این که آنچه را که انسان در راه رضایت و خشنودی معبود خود پرداخت می نماید، فانی نشدنی است، و اگر کسی خودش برای فلاح و آسایش خود در سرای دیگر اقدام به عملی نکند، دیگران قادر به چنین کار و خدمتی در حق او نخواهند بود.

برگ عیشی به گور خویش فرستکس نیارد ز پس تو پیش فرست

ص: 261


1- کافی، ج 3، ص501، حدیث 15؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 7، حدیث 1587؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 50، حدیث 11495.

آثار و برکات پرداخت زکات

1- فرو نشاندن غضب پروردگار

یکی از مهم ترین آثار زکات، خاموش نمودن آتش عضب پروردگار است که امیرالمومنین  به آن اشاره دارد که پرداخت زکات، غضب پروردگار را زایل می کند «فَإِنَّهَا تُطْفِئُ غَضَبَ رَبِّکُمْ».

البته ناگفته نماند همان گونه که سیّد الساجدین امام زین العابدین به هنگام مناجات به درگاه ایزد یکتا عرضه می دارد:

«ای کسی که رحمت بی منتهایت بر خشم و غضب تو پیشی می گیرد: یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ»، پیوسته رحمت واسعه ی خداوند مهربان بر قهر و غضب او سبقت می گیرد.

امیرالمومنین علی در جنگ صفّین، در یوم الهریر، هنگامی که آتش جنگ شعله ور شد و کار بر رزمندگان اسلام دشوار گشت، برای سربازان و دوستان خود دعایی خوانده و پرورگار متعال خویش را با همین جمله توصیف فرموده است: «یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ» (1)

و در «قصص الانبیا» خبری روایت شده که بسیار حیرت انگیز است، و آن این که خدای سبحان به مدّت چهار صد سال به دشمن خود فرعون، مهلت داد و او را به عذاب خود مواخذه نکرد، و فرعون نیز در تمام این مدّت با نخوت غرور، ادّعای ربوبیت می کرد.

و سرّ مهلت خداوند به فرعون، به این سبب بود که او با همه ی قدرت و عظمتش از اخلاق شایسته ای برخوردار بود به گونه ای که مردم به آسانی به دربار او

ص: 262


1- مهج الدعوات ص 99، بحار الانوار ج 94 ص 239.

راه می یافتند، و مشکلات خود را عنوان می کردند.

او هرگز بر سر سفره ی غذا نمی نشست مگر این که در کنار سفره ی او یتیمان و مساکین هم حضور داشته باشند.

از حضرت امیرالمومنین روایت شده که فرمود:

«مهلت دادن خداوند به فرعون به جهت آسان گیری او در اجازه دادن به مردم، و بخشش و اطعام او به طبقات مختلف مخصوصاً نیازمندان بود، و خداوند متعال هم در این دنیای فانی به او مهلت داد تا اعمالی را به انجام برساند» (1)

با توجه به این خبر شریف، رحمت بی انتهای حق، هر شخص کریم و سخاوتمندی را که از اموال خود به دیگران ببخشد شامل می شود اگر چه آن شخص دشمن او فرعون باشد.

2 - افزایش مال

یکی از آثار و برکات پرداخت زکات، افزایش و فزونی در اموال است که حضرت امام موسی کاظم  در این باره می فرماید:

إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَضَعَ الزَّکَاهَ قُوتاً لِلْفُقَرَاءِ، وَ تَوْفِیراً لِأَمْوَالِکُمْ؛(2)

همانا پروردگار متعال زکات را برای تهی دستان قوت و روزی، و برای شما عطا کنندگان، سبب افزایش اموال تان قرار داد.

امیرالمومنین علی بن ابی طالب می فرماید:

جَاءَ رَجُلٌ إِلَی النَّبِی فَقَالَ: عَلِّمْنِی عَمَلًا...وَ یثْرِی اللهُ مَالِی...

ص: 263


1- قصص الأنبیای جزایری ص 242.
2- کافی ج 3 ص 458 حدیث 6، وافی ج 10 ص 47 حدیث 9125، وسائل الشیعه ج 9 ص 211 حدیث 11860.

فَقَال:... وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یثْرِی اللهُ مَالَکَ فَزَکِّهِ؛(1)

شخصی نزد رسول خدا مشرف شد و عرض کرد: کاری را به من بیاموز که وقتی آن را انجام دادم بر مال من افزوده شود، حضرت فرمود: اگر می خواهی خداوند مال تو را زیاد کند، زکات مال خود را پرداخت کن.

3 - زیادی روزی

از آثار و برکات پرداخت زکات، افزایش در رزق می باشد، معلوم است که زیادی روزی، غیر از فزونی مال است، چون رزق در امور مختلفه جریان دارد، و مال یک قسم از اقسام روزی است.

حضرت امام محمد باقر فرمودند:

وَ الزَّکَاهُ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ؛(2)

زکات رزق و روزی را افزایش می دهد.

هم چنین صدیقه ی کبری فاطمه ی زهرا در خطبه ی فدکیّه فرمودند:

فَفَرَضَ اللَّهُ... وَ الزَّکَاهَ زِیادَهً فِی الرِّزْقِ؛(3)

خداوند متعال زکات را به جهت فزونی و فراوانی رزق و روزی

واجب کرد.

ص: 264


1- اعلام الدین ص 268، بحار الانوار ج 85 ص 164 حدیث12، مستدرک الوسائل ج 4 ص472 حدیث 5194.
2- امالی شیخ طوسی ص 296 ضمن حدیث 582، بحار الانوار ج 98 ص 14 حدیث 275.
3- من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 568 حدیث 4940، وافی ج 5 ص1063 حدیث 3950، وسائل الشیعه ج 1 ص 22 حدیث 22.
4 - حفظ اموال

یکی دیگر از آثار پرداخت زکات، تأمین کننده ی امنیّت و حفظ و حراست از اموال است، امام جعفر صادق  فرمودند:

مَا ضَاعَ مَالٌ فِی بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا بِتَضْییعِ الزَّکَاهِ فَحَصِّنُوا أَمْوَالَکُمْ بِالزَّکَاهِ؛ (1)

هیچ مالی در خشکی و یا در دریا از بین نرفت مگر این که نسبت به پرداخت زکات آن کوتاهی شد، پس اموال خود را با پرداخت زکات حفظ کنید.

با توجه به بیان شریف امام صادق، زکات حصن حصین اموال است.

نتیجه ی ترک زکات

همان گونه که پرداخت زکات آثار حیات بخش را با خود به همراه دارد، عدم پرداخت آن نیز دارای آثاری سوء است که دامن گیر انسان می شود، آن دسته از کسانی که زکات پرداخت نمی کنند از دایره ی اسلام خارج هستند.

امام صادق  در این باره فرمود:

مَنْ مَنَعَ قِیرَاطاً مِنَ الزَّکَاهِ فَلَیسَ بِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُسْلِمٍ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ :(2)

ص: 265


1- محاسن برقی ج 1 ص 295 حدیث 458، وسائل الشیعه ج 9 ص29 حدیث 11440.
2- رسول خدا در کلام خود به آیه ی قرآن اشاره دارد که کاملش این است: حَتَّی إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحاً فِیمَا تَرَکْتُ کَلاَّ إِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قَائِلُهَا وَ مِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛ آ ن ها هم چنان به راه غلط خود ادامه می دهند تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می گوید: پروردگار من مرا بازگردانید شاید در آنچه ترک کردم و کوتاهی نمودم عمل صالحی انجام دهم، ولی به او می گویند: چنین نیست! این سخنی است که او  به زبان می گوید، (و اگر بازگردد، کارش هم چون گذشته است)، و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند.سوره ی مومنون آیه ی 99 - 100

(رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ)(1)

هر کس قیراطی(2) از زکات واجب را نپردازد، نه مومن است و نه مسلمان، بلکه همان کسی است که خدای تعالی درباره اش فرموده: زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می گوید:) پروردگار من! مرا بازگردانید شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم.

و در آیه ی شریفه ی دیگر می فرماید:

(وَ أَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِی أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیقُولَ رَبّ ِ لَوْ لاَ أَخّرْتَنی إِلَی أَجَلٍ قَریبٍ فَأَصّدّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصّالِحینَ)(3)

از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید پیش از آن که مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: پروردگارا چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تاخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!

شخصی از رسول خدا درباره ی این دو آیه ی شریفه ی پرسید:

ص: 266


1- کافی ج 3 ص503 حدیث 3، من لایحضره الفقیه ج 2 ص 13 حدیث 1593، تهذیب الاحکام ج 4 ص 111 حدیث 325، وسائل الشیعه ج 9 ص 32 حدیث 11451.
2- قیراط واحد وزن است، و در فقه اسلامی به معادل 1/ 21 مثقال گفته می شود، در این روایت خواسته اهمیت زکات را به روشنی معلوم سازد، از این واژه استفاده می شود که اگر چه وزن بسیار ناچیزی است ولی ندادن زکات آن کیفر بزرگ را در پی دارد.
3- سوره ی منافقون آیه ی 10.

(وَیلٌ لِلْمُشْرِکِینَ * الَّذِینَ لا یؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ بِالْآخِرَهِ هُمْ کافِرُونَ)(1)

وای بر مشرکان، همانا آن ها که زکات را نمی پردازند، و آخرت را منکرند.

حضرت فرمود:

یعَاقِبُ اللهُ الْمُشْرِکِینَ، أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَهُ:

(فَوَیلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ الَّذِینَ هُمْ یراؤُنَ وَ یمْنَعُونَ الْماعُونَ) (2)

أَلَا إِنَّ الْمَاعُونَ الزَّکَاهُ؛

خداوند مشرکان را عقاب می فرماید، مگر این سخن حق را نشنیده ای که می فرماید:

«وای بر نماز گزاران، آنان که در نماز خود غافلند، و آنان که خود نمایی می کنند و ماعون را نمی پردازند».

بدانید و آگاه باشید که «ماعون» همان زکات است.

سپس رسول اکرم فرمود:

وَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیدِهِ مَا خَانَ اللهَ أَحَدٌ شَیئاً مِنْ زَکَاهِ مَالِهِ إِلَّا مُشْرِکٌ بِاللهَ؛ (3)

سوگند به آن که جان محمد در دست قدرت اوست، هیچ کس در هیچ چیزی از زکات مال خود به خدا خیانت نکرد (و آن را پرداخت ننمود) مگر آن که مشرک به خداست.

ص: 267


1- سوره ی فصلت آیه ی6 و 7.
2- سوره ی ماعون آیه ی4 - 7.
3- دعائم الاسلام ج 1 ص 247، بحار الانوار ص 29 حدیث 13، مستدرک الوسائل ج 7 ص 24 حدیث 7544.

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

اللهَ اللهَ فِی الزَّکَاهِ؛ فَإِنَّهَا تُطْفِئُ غَضَبَ رَبِّکُمْ.

اما توجه به این نکته لازم است که زکات منحصردر امور تسعه (1)(نه گانه) نیست، بلکه توسعه دارد، و بسیاری از امور از نظر اخلاقی دارای زکات هستند، حال چه به صورت واجب یا مستحب.

فهم این نکته با تاملی در وصیت حضرت کاملا روشن می گردد، امیرالمومنین در وصیت پر محتوای خویش، زکات را به طور مطلق بیان فرموده اند، و قید و شرطی برای آن ذکر نکرد، او که کلام مبارکش فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق است، و عالم و آگاه به همه ی امور، و مشرف بر همه چیز است، چنین وصیت کند: «اللهَ اللهَ فِی الزَّکَاهِ».

بیان نورانی آن حضرت، حامل این پیام است که هر چیزی دارای زکات می باشد، و زکات هر چیزی به حسب حال و وضع خودش است.

امیرالمومنین در کلام نورانی دیگر با صراحت، جامعیت زکات را بیان نموده و فرمودند :(2)

ص: 268


1- در این باره به رساله ها ی عملیه ی مراجع عظام تقلید مراجعه شود، امور نه گانه ی متعلق زکات عبارتند از: گندم، جو، خرما، کشمش، طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند
2- احادیثی به همین مضمون از معصومین دیگر نیز روایت شده است مانند کلام حضرت امام محمّد باقر که فرمود: زَکَاهُ الْعِلْمِ أَنْ تُعَلِّمَهُ عِبَادَ اللهِ؛ زکات علم این است که آن را به بندگان خدا بیاموزی. کافی ج 1 ص 41 حدیث 3، مرآه العقول ج 1 ص 135 حدیث 3، مستدرک الوسائل ج 7 ص 46 حدیث 7615. و کلام زیبای امام صادق که فرمود: لِکُلِّ شَیْ ءٍ زَکَاهٌ، وَ زَکَاهُ الْعِلْمِ أَنْ یُعَلِّمَهُ أَهْلَهُ. بحار الانوار ج 93 ص 136 حدیث 16،

زَکَاهُ الْعِلْمِ نَشْرُهُ، زَکَاهُ الْجَاهِ بَذْلُهُ، زَکَاهُ الْحِلْمِ الاِحْتِمَالُ، زَکَاهُ الْمَالِ الْإِفْضَالُ، زَکَاهُ الْقُدْرَهِ الْاِنْصَافُ، زَکَاهُ الْجَمَالِ الْعَفَافُ، زَکَاهُ الظَّفَرِ الْإِحْسَانُ، زَکَاهُ الْبَدَنِ الْجِهَادُ وَ الصِّیامُ، زَکَاهُ الْیسَارِ بِرُّ الْجِیرَانِ وَ صِلَهُ الْأَرْحَامِ، زَکَاهُ الصِّحَّهِ السَّعْی فِی طَاعَهِ اللهِ، زَکَاهُ الشَّجَاعَهِ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللهِ؛(1)

زکات علم نشر آن است، زکات پُست و مقام بخشش است، زکات بردباری تحمّل است، زکات مال بخشش به دیگران می باشد، زکات قدرت انصاف است، زکات زیبائی عفت و پاکدامنی می باشد، زکات پیروزی نیکی کردن است، زکات بدن جهاد و روزه گرفتن می باشد، زکات یسار و توانگری نیکی بر همسایگان و صله ی رحم است، زکات تندرستی کوشش در اطاعت از خداوند، و زکات شجاعت جهاد در راه خدا متعال است.

بر شیعیان و پیروان امیرالمومنین لازم است که در پیروی از کلام نورانی آن وجود مقدس کوشا باشند، و گوش جان به وصیت حضرت سپرده و آن را نصب العین خود قرار دهند تا در انجام واجبات و پرداخت زکات و هم چنین در نشر معارف دینی موفق باشند.

ص: 269


1- مستدرک الوسائل ج 7 ص 47 حدیث 7616، لازم به یادآوری است که این حدیث در غرر الحکم به صورت تقطیع و پراکنده آمده است.

ص: 270

فصل یازدهم:عظمت ماه صیام در کلام امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 271

ص: 272

عظمت ماه صیام در کلام امیرالمومنین(ع)

اللهَ اللهَ فِی صِیامِ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّ صِیامَهُ جُنَّهٌ مِنَ النَّارِ؛

خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد داشته باشید در باره ی روزه ی ماه مبارک رمضان؛ زیرا که روزه داشتن آن، سپری در برابر آتش دوزخ است.

این قطعه از بیان نورانی مولای متقیان علی مانند سایر سخنان گهربار و دلنشین او، منشا وحیانی دارد.

با مراجعه به آیات قرآن کریم و احادیث اهل بیت گرامی پیامبر اسلام، عظمت این نصیحت گران سنگ بیش تر روشن و هویدا می گردد.

واژه ی «رمضان» در لغت

«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معنای شدّت حرارت گرفته شده و معنای سوزانیدن را به همراه دارد(1) ؛ چون در این ماه شریف گناهان آمرزیده می شود، به این جهت آن را «رمضان» گفته اند.

پیامبر اکرم هم در باره ی نام ماه مبارک «رمضان» می فرماید:

ص: 273


1- العین ج 7 ص 39، صحاح اللغه ج 3 ص 1080، لسان العرب ج 7 ص 160: «الرّمض و الرّمضا: شدّه الحرّ».

إنّما سُمّی الْرّمضانُ لَأنَّهَ یرْمِضُ الذّنوبَ؛(1)

ماه رمضان به این نام خوانده شده است؛ زیرا گناهان را می سوزاند».

در میان همه ی شهور قمری، تنها نام رمضان در قرآن آمده است، لذا از این ماه با عظمت در متون اسلامی به نام «ماه مبارک» نام برده شده که خداوند متعال در قرآن کریم لفظ «برکت» و« مبارک» را در موارد مختلفی برای مسمّای امر با ارزش و دارای فواید و خیر کثیر، استعمال نموده است.

واژه ی «برکت» و «مبارک» در لسان وحی

در کلام وحی بعضی از مقدسات: «قرآن کریم»(2) ، «کعبه ی معظّمه»(3) ، «مسجد الاقصی»(4) ، «شب قدر»(5) و «پیامبران الهی» (6) با واژه ی «مبارک» توصیف شده اند.

ص: 274


1- روضه الواعظین ج 2 ص 338، بحار الانوار ج 58 ص 341.
2- در سوره ی مبارکه ی انعام آیه ی 92 فرمود: هَذَا کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ این کتابی است که ما آن را نازل کردیم، کتابی است پربرکت. و در آیه ی مبارکه ی 155 می فرماید: هَذَا کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ این کتابی است پر برکت که ما (بر تو) نازل کردیم، از آن پیروی کنید و پرهیزکاری پیشه نمایید، باشد که مورد رحمت (خدا) قرار گیرید.
3- در سوره ی آل عمران آیه ی 96 فرمود: إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّهَ مُبارَکاً وَ هُدیً لِلْعالَمینَ نخستین خانه ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکّه است که پربرکت و مایه ی هدایت جهانیان است.
4- در سوره ی اسرا آیه ی 1 می فرماید:الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذی بَارَکْنَا حَوْلَهُ مسجد الاقصی که پیرامون آن را برکت داده ایم.
5- در سوره ی دخان آیه ی 3 فرمود: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَهٍ مُبارَکَهٍ ما آن (قرآن) را در شبی پربرکت نازل کردیم.
6- در سوره ی مریم آیه ی 31 از بیان حضرت عیسی می فرماید: جَعَلَنی مُبارَکاً أَیْنَ ما کُنْت خداوند مرا هر جا که باشم وجودی پربرکت قرار داده. هم چنین در سوره ی مبارکه ی صافات آیه ی 113 راجع به حضرت ابراهیم و اسحاق فرمود: بَارَکْنَا عَلَیْهِ وَ عَلَی إِسْحَاقَ ما به او (ابراهیم) و اسحاق برکت دادیم.

سرّ مبارک بودن ماه رمضان با کمی دقت و تامل در شناخت انسان، آشکار می گردد؛ زیرا انسان این موجود پر رمز و راز عالم، خلقتش متشکّل از روح و جسم است، یعنی علاوه بر زندگی مادی و جنبه های حیوانی و نیازهای آن، از فضایل روحی، و زندگی معنوی هم برخورد دار است که معرّف حقیقت گوهر وجود اوست.

این که از سایر موجودات اشرف و افضل است، تردیدی نیست، اما در عین حال در تمام امور مادی و معنوی، بسیار نیازمند و ناتوان است، خداوند متعال و حکیم برای رفع نیاز های مادی او نعمت های فراوانی را در نظر گرفته است تا انسان آن نعمت های ارزشمند را به دست آورد و نیاز او بر طرف گردد.

( أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَیکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهً وَ باطِنَهً)(1).

آیا ندیدید خداوند آنچه را در آسمان ها و زمین است مسخّر شما کرده، و

ص: 275


1- سوره ی لقمان آیه ی20.

نعمت های آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشته است؟!

ابر و باد و مه و خورشید فلک درکارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

اگر انسان بخواهد به زندگی مادی صبغه ی الهی داده و خدا مدارانه زندگی کند، و هم چنین نیاز معنوی خود را بر طرف ساخته و حیات جاویدان و ابدی خود را آباد نماید، بستری دیگر و زمانی ویژه لازم است که آن بستر و زمان استثنایی، ماه مبارک رمضان است که خداوند متعال با واجب نمودن روزه در آن، یک فرصت ویژه را در اختار بندگان خویش قرار داد.

ماه مبارک رمضان، ماه رُشد و بالندگی و تامین خواسته های معنوی، و هدفمند کردن رفتارهای عملی است، بر جسته ترین و مهم ترین دستاورد این ماه مبارک، تقوا است که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

«ای مومنان! روزه بر شما واجب شده همان گونه که بر مردمان پیش از شما نیز واجب بوده است، و این عمل به این علت بر شما واجب شده به امید آن که با انجام این امر مهم پرهیزکاری را پیشه کنید (1)

معرفت مقام و عظمت ماه مبارک رمضان

از مهم ترین وظایف همه ی بند گان و مکلّفین، کسب آگاهی و معرفت لازم درباره ی عظمت این ماه عزیز و با شرافت است که حضرت سید الساجدین امام زین العابدین معرفت آن را ملتمسانه از پروردگارش طلب می کند و عرضه

ص: 276


1- . سوره ی بقره آیه ی 183: یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ

می دارد:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَهَ فَضْلِهِ، وَ إِجْلَالَ حُرْمَتِهِ؛(1)

خدایا! بر محمد و آل او درود فرست و شناخت فضیلت ماه رمضان و بزرگداشت حرمتش را به ما الهام فرما.

معرفت عظمت و شناخت جایگاه این ماه است که کیفیت برخورد و چگونگی رفتار با آن را بر بندگان روشن می کند، از نشانه های عزّت و فضیلت آن این است که پیامبر عظیم الشان اسلام به هنگام حلول این ماه، با رفتاری ویژه و قرائت دعا از آن استقبال می کند، و حلول آن را به مومنین بشارت داده، و نسبت به گرامی داشت آن سفارش بسیار نموده اند.

جایگاه و عظمت ماه صیام در کلام رسول الله (ص)

پیامبر اکرم در اواخر ماه شعبان المعظّم و در آستانه ی ورود رمضان المبارک، با بیان خطبه ای غرّاء، فضیلت و ویژگی های آن را بر شمرده که سرشار از معارف اعتقادی و اخلاقی، و در حقیقت برنامه و دستور العملی کامل، برای سلوک الی الله است.

این بیان نورانی رسول خدا یک دوره برنامه ی مدونی را در حرکت به سوی هدایت الهیّه، و سعادت ابدیّه و عمل به آن، خاصه در ماه مبارک ماه ضیافت خداوند متعال، برای رسیدن به کمالات نفسانیّه و مراتب عالیّه ی بشری و درجات سامیه ی انسانی کاملا مفید است.

پیامبر رحمت در باره ی ماه مبارک رمضان می فرماید:

ص: 277


1- صیحفه ی سجّادیه دعای 44 برای حلول ماه مبارک رمضان.

ای مردم! همانا ماه خدا به همراه برکت، رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛

أَیهَا النَّاسُ! إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیکُمْ شَهْرُ اللهَ بِالْبَرَکَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الْمَغْفِرَهِ.

آن حضرت در ادامه فرمود:

این ماه با عظمت و با فضیلت، در نزد خداوند مقتدرِ حکیم و جهان آفرین، از مقام و منزلتی خاص برخور دار است که در بین ماه های سال با فضیلیت ترین آن هاست:

«شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللهَ أَفْضَلُ الشُّهُورِ».

و هم چنین روزها و شب ها و ساعات آن، اشرف و افضل از ماهای دیگر است:

«وَ أَیامُهُ أَفْضَلُ الْأَیامِ، وَ لَیالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیالِی، وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ».

ای بندگان خدا! در این ماه با عظمت، و پر خیر و برکت، به مهمانی آفریدگار جهان هستی دعوت شده اید:

«هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیافَهِ اللهِ».

او با چنین دعوت مهربانانه و عطوفانه، بار دیگر(1) مدال افتخار را بر سینه های تان آویخت، و شما را از اهل کرامت و بزرگی قرار داد:

ص: 278


1- مرتبه ی نخست زمانی بود که اراده فرمود انسان را به طور عام تکریم نماید و بر عالمیان فضیلت دهد: وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلا؛ ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم، و آن ها را در خشکی و دریا (بر مرکب های راهوار) حمل کردیم، و از انواع روزی های پاکیزه به آنان روزی دادیم، و آن ها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم، برتری بخشیدیم. (سوره ی اسرا آیه ی 70).

«وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَهِ اللهِ».

چه کرامتی که نظیر آن یافت نمی شود! کرامتی بزرگ تر و با عظمت تر از این که رسول خدا ندا می دهد:

«ای مردم! در این ماه نفس های شما تسبیح حق محسوب می شود:

« أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ».

و زمان استراحت و خواب تان به عنوان عبادات به حساب می آید: «وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَهٌ».

مطمئن باشید که اعمال شما مورد پذیرش خداوند بی نیاز است: «وَ عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ».

و یقیناً دعاهای شما در نزد خداوند متعال و رحیم به اجابت خواهد رسید: «وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ».

اما آگاه باشید! آفریدگار و معبود خویش را با نیّت صادق (نه ریا کارانه و منافقانه)، و با قلبی پاک و بی آلایش (نه قلبی سر شار از حب دنیا و آلودگی های خود خواهانه) بخوانید:

« فَاسْأَلُوا اللهَ رَبَّکُمْ بِنِیاتٍ صَادِقَهٍ، وَ قُلُوبٍ طَاهِرَهٍ» (1)

حکمت وجوب روزه در قرآن کریم

آنچه از عظمت و برتری و فضیلت این ماه عزیز از کلام وحی و بیان شریف پیامبر گرامی اسلام گفته شد در سایه ی امساک و خویشتن داری است که عاید انسان خواهد شد.

ص: 279


1- فضائل الاشهر الثلاثه ی شیخ صدوق ص 77، اقبال الاعمال ج 1 ص 26، وافی ج 11 ص 367 ذیل حدیث 11033، وسائل الشیعه ج 10 ص 313 حدیث 13494.

حکمت وجوب روزه و صوم در آیه ی کریمه، دست یابی به تقوا و پرهیزکاری می باشد که این مقام تقوا، بزگ ترین عامل بازدارنده و یا حرکت دهنده در جنبه های منفی و مثبت در وجود انسان است، و انسان با آراسته شدن به لباس تقوا، در زمینه های دیگر نیز توانمند می گردد(1)

(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ)(2)

ای کسانی که ایمان آورده اید! روزه بر شما مقرر شده است، همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند مقرر و تکلیف شده بود، تا پرهیزکار شوید.

حکمت وجوب روزه از لسان کوثر قرآن فاطمه ی زهرا(س)

حضرت فاطمه ی زهرا در خطبه ی فدکیّه، در باره ی صوم می فرماید:

فَفَرَضَ اللَّهُ... الصِّیامَ تَبْییناً لِلْإِخْلَاصِ؛(3)

خداوند تبارک و تعالی روزه را برای آشکار شدن اخلاص بنده واجب نموده است.

یکی از خواصی که در صوم بهتر و بیش تر از عبادات دیگر وجود دارد، خالی بودن روزه از ریا است؛ زیرا که تا شخص اظهار نکند که روزه است، معلوم نمی شود که او صائم است، ولی در سایر عبادات نیازی به ابراز نیست، ظاهرش روشنگر آن

ص: 280


1- . در بخش دوم از فصل دوم همین نوشتار درباره ی عظمت تقوا، مفصل بحث شده است.
2- سوره ی بقره آیه ی 183.
3- من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 568 ضمن حدیث 4940، وافی ج 5 ص 1063 حدیث 3950، وسائل الشیعه ج 1 ص 22 حدیث 22.

می باشد، و لذا روزه خالی از ریا است، و به اخلاص نزدیک تر از سایر عبادات می باشد.

آثار مادی و معنوی صوم

اشاره

در آثار و فواید این عمل عبادی و با فضیلت همین بس که خداوند متعال خود را اجر و ثواب آن قرار داده است که حضرت امام جعفر صادق  فرمود:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یقُولُ: الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی عَلَیهِ؛(1)

خداوند تبارک و تعالی (در حدیث قدسی) می فرماید: روزه مال من است، من خودم اجر و جزای آن را می دهم.

لازم به تذکر است که این حدیث قدسی، در متون روایی هم به صورت فعل معلوم «أَجْزِی» و هم فعل مجهول «اُجْزَی»روایت شده است که اگر به صورت معلوم گفته شود معنایش این است که من خودم جزای او را می¬دهم، و دست دیگری در ادای پاداش آن دخیل نیست.

ولی اگر به صورت مجهول قرائت شود معنایش این می¬شود که من خودم جزای روزه هستم! و این بالاترین مقامی است که می توان تصور نمود که نفس نفیس ذات قدوس جلّت عظمته، پاداش و جزای روزه¬ی صائم می¬باشد، و این معنا موجب حیرت کُمَّل است و فوق درک عقل بشری، سبحان ما أعظم لطفه.

الف: وجود مبارک پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) و اجر مجاهدین مخلص

منادی وحی در سیره ی عملی خود، مطلب مهمی را به همین مضمون در جنگ حنین به اصحاب و انصار خود فرمود، هنگامی که ایشان غنائم حاصل از جنگ را

ص: 281


1- کافی ج 4 ص 63 حدیث 6، وسائل الشیعه ج 10 ص 397 حدیث 13679.

تقسیم می نمود، از راه عطوفت و مهربانی و مهرورزی و برای آنکه دل ها را به سمت و سوی اسلام جذب کند کمک های چشم گیر و فراوانی را به مردم مکّه و سران قریش مثل ابوسفیان بن حرب تعدد یکصد شتر و به دیگران پنجاه یا چهل شتر تفضّل نموده، و اموال بسیاری را به آن ها هدیه کرد.

عطا و بخشش به اندازه ای بود که برخی به پیامبر گرامی اسلام اعتراض نمودند که مشرکان منکر آیین ما بوده اند، اکنون شما خوان کرامت خود را به سمت و سوی آن ها گسترانیده اید؟

رسول اکرم که تمام رفتار و گفتارش جز وحی نیست، و هر گونه عمل او از حکمت سرچشمه می گیرد، در پاسخ آن ها فرمودند:

«روشنایی ها را خاموش کنید، تا در این تاریکی شب تار هر کس مطلبی دارد به راحتی بازگو کند».

پس از رد و بدل شدن مطالب، حضرت در جواب آن ها فرمودند:

«آن ها به دنبال اموال و متاع ناچیز هستند، و من نیز آنان را از برخوردار شدنِ آن اموال، نا امید نکردم، اما شما که به همراه من هستید من خود را به شما داده¬ام، و بعد از این، در مکّه ی معظمه نمی مانم، و به همراه شما به مدینه ی منوّره برمی گردم، اکنون اختیار با شماست، هر کدام را انتخاب کنید، آیا عاشق من هستید و یا به مال چشم دوخته اید؟! من جزای اعمال شما هستم»(1)

این بالاترین مراتب کمال است (فی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ) (2)

ص: 282


1- طبقات الکبری ج 2 ص 117، سیره نبویه ج 4 ص 935.
2- سوره ی قمر آیه ی 55.
ب: عطیه ی بی بدیل ویژه ی صائمین مخلص

وجود مبارک پیامبر گرامی اسلام در بیانی دیگر از بیانات نورانی و امید بخش خود به صائمین در ماه مبارک رمضان چنین فرمودند:

«هیچ مومنی نیست که ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگیرد مگر آن که خداوند تبارک و تعالی هفت صفت را برای او ثابت و لازم فرماید:

اول: هر چه از حرام در پیکر اوست ذوب خواهد شد و از بین می رود.

دوم: به رحمت بیکران خداوند عزّ و جلّ نزدیک می شود.

سوم: کفّاره ی خطای پدرش حضرت آدم را پرداخت می نماید.

چهارم: خداوند مهربان لحظه ی جان کندن را بر وی آسان می گرداند.

پنجم: از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان خواهد بود.

ششم: خداوند بخشنده بهترین طعام ها و شراب های بهشتی را نصیب او می گرداند.

هفتم: خداوند عزّ و جلّ آزادی و برائت از آتش دوزخ را به او عطا می¬فرماید (1)

ص: 283


1- .مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَصُومُ شَهْرَ رَمَضَانَ احْتِسَاباً إِلَّا أَوْجَبَ الله تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَهُ سَبْعَ خِصَالٍ: أَوَّلُهَا: یَذُوبُ الْحَرَامُ مِنْ جَسَدِهِ. وَ الثَّانِیَهُ: یَقْرُبُ مِنْ رَحْمَهِ الله عَزَّ وَ جَلَّ. وَ الثَّالِثَهُ: قَدْ کَفَّرَ خَطِیئَهَ أَبِیهِ آدَمَ. وَ الرَّابِعَهُ: یُهَوِّنُ اللهُ عَلَیْهِ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ. وَ الْخَامِسَهُ: أَمَانٌ مِنَ الْجُوعِ وَ الْعَطَشِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ. وَ السَّادِسَهُ: یُطْعِمُهُ الله عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ طَیِّبَاتِ الْجَنَّهِ. وَ السَّابِعَهُ: یُعْطِیهِ الله عَزَّ وَ جَلَّ بَرَاءَهً مِنَ النَّارِ. خصال شیخ صدوق ج 2 ص 346 حدیث 14، وسائل الشیعه ج 10 ص 240 حدیث 13317

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

پس از نگرشی مختصر در بیانات وحی از قرآن و سنّت در شرح کلام امیرالمومنین - علیه أفضل صلوات المصلّین - اکنون بار دیگر بر کنار چشمه ی پر فیض می نشینیم، و با نگاهی عمیق تر به آن می نگریم که حضرت فرمودند: «فَإِنَّ صِیامَهُ جُنَّهٌ مِنَ النَّارِ».

با آن که فضایل ماه مبارک رمضان و جایگاه ویژه ی آن را متذکر شدیم، ولی حضرت در باره ی روزه گرفتن این ماه صیام، به علت و ریشه ی این تکلیف عظیم الهی اشاره نموده و نکته ی زیبایی را بیان می فرمایند.

او صائمین ماه مبارک را به بهشت، حورالعین، لحوم الطیر و غیر این ها وعده نداده است، بلکه به امری مهم تر اشاره نموده وفرمودند:

«فَإِنَّ صِیامَهُ جُنَّهٌ مِنَ النَّارِ» روزه ی این ماه سپری در برابر آتش سوزان جهنم است.

آن دسته از کسانی که در ماه مبارک موفق به گرفتن روزه می شوند، گرسنگی و تشنگی تحمل می نمایند و خویش را از جهنم و شعله های آتش آن حفظ نموده و طریق جنت عدن را طی کرده و مشمول رحمت خاصه-ی حضرت حق جلّ ذکره واقع می شوند.

یقیناّ نجات و آزادی از جهنم مهم ترین و اساسی ترین مساله برای هر فرد است؛ زیرا در ادعیه ی متعدده از جمله در دعای عرفه ی حضرت سید الشهداء وارد است که حضرت به درگاه الهی عرض می کند:

مولای من! خواسته ی من چیزی است که اگر آن را به من عطا فرمایی قهراً محرومیتم، ازغیر آن، ضرری بر من نمی رساند، و اگر آن را از من دریغ کنی اعطای دیگر امور نفعی برایم ندارد، و آن درخواست من رهایی از آتش جهنم است:

اللَّهُمَّ حَاجَتِی الَّتِی إِنْ أَعْطَیتَنِیهَا لَمْ یضُرَّنِی مَا مَنَعْتَنِی، وَ إِنْ مَنَعْتَنِیهَا لَمْ

ص: 284

ینْفَعْنِی مَا أَعْطَیتَنِی وَ هِی فَکَاکُ رَقَبَتِی مِنَ النَّار (1)

و نیز در روایات متعدده¬ای از جمله در نصایح خود مولی الموالی وارد شده است که فرمود:

وَ مَا خَیرٌ بِخَیرٍ بَعْدَهُ النَّارُ، وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّهُ، کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّهِ مَحْقُورٌ، وَ کُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیهٌ (2)

خیری که در پی آن آتش باشد خیر نیست، و شرّی که پس از آن بهشت است شرّ نیست، هر نعمتی غیر از بهشت حقیر و ناچیز است، و هر بلایی غیر از آتش عافیت و سلامتی است.

این جا است که اهمّیت کلام حضرتش بهتر روشن می شود که فرمود:

فَإِنَّ صِیامَهُ جُنَّهٌ مِنَ النَّارِ؛

روزه¬اش سپر آتش جهنم است.

ص: 285


1- اقبال الاعمال ج 1 ص 127، بحار الانوار ج 97 ص 333 ضمن حدیث 1.
2- کافی ج 8 ص 214 ضمن حدیث 4، من لایحضره الفقیه ج 4 ص 392 ضمن حدیث 5834، بحار الانوار ج 77 ص 288 ضمن حدیث 1.

ص: 286

فصل دوازدهم:جایگاه مساکین در وصیت امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 287

ص: 288

جایگاه مساکین در وصیت امیرالمومنین(ع)

اللهَ اللهَ فِی الْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاکِینِ، فَشَارِکُوهُمْ فِی مَعِیشَتِکُمْ؛

خداوند را به یاد بیاورید و از او اطاعت کنید در باره ی فقرا و مساکین، پس ایشان را در معیشت خودتان شریک سازید.

اهمیّت و جایگاه فقرا و مساکین در فرهنگ اسلامی

یکی از مهم ترین برنامه های اسلامی، نوع دوستی و کمک به فقرا و مساکین است، در دین مبین اسلام، یاری درماندگان از فضایل اخلاقی می باشد، و بسیار برای آن سفارش شده است، اگر کسی موفق انجام شد، تنها راه پذیرش آن به درگاه خداوند متعال اخلاص در عمل به آن است که اسوه ی سالکان امیرمومنان علی  وقتی درباره ی فقرا و مساکین سفارش می کنند، در تأکید و اهمیّت آن می فرمایند:

«خدا را اطاعت کنید، و او را به یاد داشته باشید».

در واقع کلام نورانی امیر بیان حامل این پیام است که انسان این عمل را فقط و فقط برای خداوند متعال انجام دهد و بس.

ص: 289

تفاوت میان فقیر و مسکین

در وصیت امیرمومنان فقرا و مساکین، به طور جدا گانه ذکر شده اند، و در این گویش تفاوت ظریف و نکته ای لطیف نهفته است، هنگامی که لفظ «فقیر» و «مسکین» در یک جمله کنار یک دیگر قرار بگیرند «مسکین» در مقایسه با «فقیر» کسی است که در حالت اضطرار بیش تری به سر می برد، و به عبارت دیگر «أسوء حالاً» است و به توجه زیادتری نیازمند است.

اما وقتی این دو لفظ به طور جداگانه استعمال می شوند، به یک معنا هستند و آن معنای نیازمند و درماندگی است.

لذا علما و بزرگان فرموده اند: « الفقیر و المسکین اذا اجتمعا افترقا، واذا افترقا اجتمعا» (1)

فقیر و مسکین زمانی که با یک دیگر در یک عبارت بیایند به دو معنای مختلف هستند، ولی اگر هریک به تنهایی استعمال شود هردو به یک معنا می باشند.

اهمیّت کمک به نیازمندان در برخی از آیات قرآن کریم

مردمی که در یک جامعه زندگی می کنند به طور عادی وجود فقیر، یتیم و مسکین در میان آن ها امری اجتناب ناپذیر می باشد، خداوند متعال برای رفع نیاز و مشکلات و مساعدت و کمک به این دسته از مردم، تکالیفی را به عهدی بندگان قرارد داده، و بسیار در باره ی آن سفارش نموده است.

در یکی از آیات قرآن کریم آمده است:

(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِی یوْمٌ لا بَیعٌ فیهِ وَ لا خُلَّهٌ وَ لا شَفاعَهٌ)(2)

ص: 290


1- مکاسب شیخ انصاری ج 2 ص 48، مصباح الفقیه ج 13 ص 480.
2- سوره ی بقره آیه ی254.

ای کسانی که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزی داده ایم، انفاق کنید! پیش از آن که روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است (تا بتوانید سعادت و نجات از کیفر را برای خود خریداری کنید)، و نه دوستی و رفاقت های مادی سودی دارد، و نه شفاعت؛ (زیرا شما شایسته ی شفاعت نخواهید بود).

در آیه ی شریفه ی دیگر می فرماید:

(وَ ما ذا عَلَیهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللهُ وَ کانَ اللهُ بِهِمْ عَلیماً)(1)

چه می شد اگر آن ها به خدا و روز بازپسین ایمان می آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزی داده (در راه او) انفاق می کردند؟! و خداوند از (اعمال و نیات) آن ها آگاه است.

در آیه ی کریمه ی دیگر فرمود:

(آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیهِ فَالَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبیرٌ)(2)

به خدا و رسولش ایمان بیاورید، و از آنچه شما را جانشین و نماینده (ی خود) در آن قرار داده انفاق کنید؛ (زیرا) کسانی که از شما ایمان بیاورند و انفاق کنند، اجر بزرگی دارند.

در آیه ی نورانی دیگر، به توانمندان و ثروتمندان چنین فرمان می دهد:

ص: 291


1- سوره ی نساء آیه ی 39 : و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان می آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزی داده، انفاق می کردند، چه زیانی برایشان داشت؟ و خدا به [کارِ] آنان داناست.
2- سوره ی حدید آیه ی7.

(لِینْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیهِ رِزْقُهُ فَلْینْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللهُ لا یکَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها سَیجْعَلُ اللهُ بَعْدَ عُسْرٍ یسْراً)(1)

آنان که امکانات وسیعی دارند، باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند، و آن ها که تنگ دستند، از آنچه که خدا به آن ها داده انفاق نمایند؛ خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف نمی کند، خداوند به زودی بعد از سختی ها آسانی قرار می دهد.

و هم چنین در آیاتی دیگر آمده است:

(وَ أَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِی أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیقُولَ رَبِّ لَوْ لاَ أَخَّرْتَنِی إِلَی أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصَّالِحِینَ)(2)

از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید پیش از آن که مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تاخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!.

و در سوره ی مبارکه ی مزّمّل فرمود:

(وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللهَ هُوَ خَیراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً)(3)

و بدانید آنچه را از کارهای نیک برای خود از پیش می فرستید، آن را نزد خداوند به بهترین وجه و بزرگ ترین پاداش باز خواهید یافت.

و در سوره ی ذاریات می فرماید:

ص: 292


1- سوره ی طلاق آیه ی 7.
2- سوره ی منافقون آیه ی 10.
3- سوره ی مزمل، آیه ی20.

(وَ فی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ)(1)

و در اموال شان برای سائل و محروم حقّی معین بود.

کیفیت انفاق از نگاه قرآن

در دین مبین اسلام مهم ترین شرط اساسی هر عملی، کیفیّت در آن است، انفاق اگر چه به ظاهر در جهت رفع نیاز گرفتاران و مساکین در نظر گرفته شده است، اما در واقع یکی از بهترین راه های رشد و تکامل معنوی، و از مهم ترین دستگیره های نجات الهی برای انفاق کننده است.

خداوند متعال با چنین فرمانی می خواهد انسان را از هرگونه وابستگی و تعلق خاطر نسبت به اموال، نجات بخشد، و کسب مدال پر افتخار نیکو کاری و احسان را شامل حال کسانی می داند که امور دوست داشتنی خود را در راه خدا انفاق کنند، به دین ترتیب می فرماید:

(لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ) (2)، نه آنچه را کهنه و مندرس شده و از چشم و دل افتاده، و فاقد ارزش و یا دارای کم ترین ارزش است.

لذا اگر کسی آنچه در توان داشت با نیّت خالصانه آن را در راه خدا انفاق نمود، در حقیقت موفق به انجام با کیفیّت ترین عمل شده است.

آثار انفاق در برخی از آیات الهیّه ی قرآن کریم

در نخستین سوره ای که بر پیامبر رحمت نازل شد، کنار مطالب ارزشمند دیگر، یکی از بزرگ ترین موانع رشد و تکامل را گوش زد می کند و می فرماید:

ص: 293


1- سوره ی ذاریات، آیه¬ی 19.
2- سوره ی آل عمران آیه ی 92: هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید.

(کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیطْغَی * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی) (1)، اگر انسان بی نیازی را در وجود خود مشاهده کند، مغرور و سر کش می گردد، و به درد طغیان مبتلا می شود، درمان این درد بزرگ، و رهایی از این زنجیر خودخواهی، انفاق در راه خداوند متعال است، به این معنا که مقداری از مال خود را در حد معینی به فقرا و مساکین ببخشد.

و هم چنین در آیه ی دیگر آمده است که صدقه و انفاق باعث تطهیر و تزکیه ی انسان می گردد:

(خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِهَا وَ صَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ)(2)

از اموال آن ها صدقه ای (به عنوان زکات) بگیر تا به وسیله ی آن، آن ها را پاک سازی و پرورش دهی، و (به هنگام گرفتن زکات) به آن ها دعا کن که دعای تو، مایه ی آرامش آن هاست.

و در سوره ی مبارکه ی مبارکه بقره می فرماید:

(مَثَلُ الَّذینَ ینْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَ اللَّهُ یضَاعِفُ لِمَنْ یشَاءُ)(3)

مَثَل آنان که اموال شان را در راه خدا انفاق می کنند، مانند دانه ای است که هفت خوشه برویاند، در هر خوشه صد دانه باشد، و خدا برای هر که بخواهد چند برابر می کند.

خداوند متعال چهار دسته از رستگاران روز قیامت را در کلامی کوتاه و جامع

ص: 294


1- سوره ی علق آیه ی 6 و 7 : به یقین انسان طغیان می کند از این که خود را بی نیاز ببیند.
2- سوره ی توبه آیه¬ی 103
3- سوره ی بقره آیه ی 261.

بیان و معرفی می کند، و علامت آن ها را بازگو می فرماید:

(وَالَّذینَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیهً وَ یدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَهِ السَّیئَهَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَی الدَّارِ)(1)

کسانی که آن قدر به پروردگار خویش عشق می روزند، در تمام دشواری ها و مصایب و مشکلات و نابسامانی ها و فراز و نشیب روزگار، شکیبایی پیشه می کنند تا خشنودی خداوندگار خویش را کسب نمایند، و گروهی دیگر از کبر و خودخواهی گریزان گشته و سر تعظیم به درگاه خالق بی نیاز خود خم کرده و نماز را به پا می دارد، و کسانی دیگر که خداوند متعال از خوان کرم و با برکت خویش نعمت های خود را به آن ها ارزانی داشته، و آن ها هم آن را در راه معبود خویش در آشکار و نهان انفاق می کنند، و هم چنین کسانی که بدی های دیگران را با خوش خلقی و متانت به نیکی پاسخ می دهند.

آثار انفاق در برخی از احادیث

پیامبر گرامی اسلام فرمود:

مَنْ أَنْفَقَ عَلَی الضَّیفِ دِرْهَماً فَکَأَنَّمَا أَنْفَقَ أَلْفَ أَلْفِ دِینَارٍ فِی سَبِیلِ اللهِ تَعَالَی»؛ (2)

کسی که به مهمان خود یک درهم انفاق نماید (ثوابش) مانند کسی

ص: 295


1- سوره ی رعد آیه ی 22: و آن ها که به خاطر ذات (پاک) پروردگارشان شکیبایی می کنند، و نماز را برپا می دارند، و از آنچه به آن ها روزی داده ایم، در پنهان و آشکار انفاق می کنند، و با حسنات، سیّئات و بدی ها را از میان می برند، پایان نیک سرای دیگر از آنِ آن هاست.
2- ارشاد القلوب ج 1 ص 138.

است که هزار هزار دینار در راه خداوند تبارک و تعالی انفاق کرده باشد.

حضرت امام جعفر صادق  برای چهار کسی که موفق به چهار عمل شود، بهشت را تضمین نموده که یکی از آن ها انفاق کننده است:

مَنْ یضْمَنُ لِی أَرْبَعَهً بِأَرْبَعَهِ أَبْیاتٍ فِی الْجَنَّهِ؟...مَنْ أَنْفَقَ وَ لَمْ یخَفْ فَقْراً؛(1)

کیست که برایم چهار چیز را در برابر چهار خانه در بهشت عهده دار شود و ضمانت کند؟... کسی که انفاق کند و از فقر نهراسد.

رییس مذهب حق جعفری امام صادق در تفسیر آیه ی شریفه ی (وَ لاَ تُبَذِّرْ تَبْذِیراً)(2) فرمودند:

«مَنْ أَنْفَقَ شَیئاً فِی غَیرِ طَاعَهِ اللهَ فَهُوَ مُبَذِّرٌ، وَ مَنْ أَنْفَقَ فِی سَبِیلِ الْخَیرِ فَهُوَ مُقْتَصِدٌ» (3)

هر کس در راه غیر اطاعت خداوند متعال انفاق نماید مبتلا به اسراف شده است، و کسی که در راه خیر انفاق کند، در آن خرج اقتصاد و میانه روی را رعایت کرده است.

امیرالمومنین  فرمود:

أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ؛ فَإِنَّ الْمُنْفِقَ بِمَنْزِلَهِ الْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللهِ، فَمَنْ أَیقَنَ بِالْخَلَفِ أَنْفَقَ وَ سَخَتْ نَفْسُهُ بِذَلِکَ؛(4)

از آنچه خدا روزی تان کرده انفاق کنید؛ زیرا انفاق کننده هم چون مجاهد در راه خدا است، هر کس یقین به این دارد که خداوند انفاق را عوض

ص: 296


1- خصال شیخ صدوق ج 1 ص 223 حدیث 52، بحار الانوار ج 76 ص 4 حدیث 9.
2- سوره ی اسرا آیه ی 26 : هیچ گونه اسراف و ولخرجی مکن.
3- تفسیر عیاشی ج 2 ص 288 حدیث 53، بحار الانوار ج 75 ص 302 حدیث 1
4- خصال شیخ صدوق ج 2 ص 619 ضمن حدیث 10، وسائل الشیعه ج 9 ص 402 ضمن حدیث 12337.

می دهد از دل و سخاوتمندانه انفاق می کند.

مولی الموحدین در بیان دیگر می فرماید:

یا ابْنَ آدَمَ کُنْ وَصِی نَفْسِکَ فِی مَالِکَ، وَ اعْمَلْ فِیهِ مَا تُؤْثِرُ أَنْ یعْمَلَ فِیهِ مِنْ بَعْدِکَ؛(1)

ای فرزند آدم! تو خود وصی خویش در اموال و ثروتت باش، امروز به گونه ای در آن عمل کن که می خواهی بعد از تو (طبق وصیتت)

عمل کنند.

و در کلام نورانی دیگر می فرمایند:

تَنَافَسُوا فِی صِدْقِ الْأَقْوَالِ وَ بَذْلِ الْأَمْوَالِ؛(2)

در راست گویی و بخشندگی با یک دیگر رقابت کنید.

حضرت علی بن ابی طالب در کلام گهربار دیگر فرمودند:

فَاللهَ اللهَ مَعْشَرَ الْعِبَادِ وَ أَنْتُمْ سَالِمُونَ فِی الصِّحَّهِ قَبْلَ السُّقْمِ، وَ فِی الْفُسْحَهِ قَبْلَ الضِّیقِ، فَاسْعَوْا فِی فَکَاکِ رِقَابِکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُغْلَقَ رَهَائِنُهَا، أَسْهِرُوا عُیونَکُمْ، وَ أَضْمِرُوا بُطُونَکُمْ، وَ اسْتَعْمِلُوا أَقْدَامَکُمْ، وَ أَنْفِقُوا أَمْوَالَکُم؛(3)

خداوند متعال را به یاد آورید و از او اطاعت کنید ای گروه مردم در حال تندرستی پیش از آن که بیمار شوید، و در حال وسعت پیش از آن که در تنگنای زندگی قرار گیرید، (شما در گرو اعمال خود هستید پس) در راه آزادی خویش پیش از آن که درهای آزادی بر روی شما بسته شود سعی و کوشش کنید، در دل شب چشم ها را بیدار دارید، و شکم ها را لاغر، و

ص: 297


1- نهج البلاغه حکمت 254.
2- غرر الحکم حدیث 7526، عیون الحکم و المواعظ ص 200.
3- نهج البلاغه ضمن خطبه ی 183

قدم ها را به کار گیرید و اموال خود را انفاق کنید.

با توجه به آیات و روایاتی که در باره ی اهمیت و آثار انفاق در راه خدا بیان شد، آن آثار را می توان به سه دسته ی فردی، اجتماعی و اخروی تقسیم نمود:

1- آثار فردی؛ انفاق کننده علاوه بر این که گره از کار دیگران می گشاید، اسباب رفاه و آسایش، و آسان شدن مشکلات، و هم چنین زمینه ی استجابت دعا، رفع بلاها و گرفتاری ها، و افزایش ثروت و تندرستی و طول عمر را برای خویش فراهم می کند.

2- آثار اجتماعی؛ با انفاق کردن، فقر و تنگ دستی و بسیاری از معضلاتی که به سبب کمبود های مادی و اختلافات طبقاتی دامنگیر جامعه می شود، پیش گیری می نماید، و از سوی دیگر موجب افزایش دوستی، همدلی و برادری می گردد.

3 - از آثار اخروی آن نیز آسانی حساب رسی، سپر آتش، محو گناهان و موجب رستگاری می شود.

هدف از انفاق به فقرا و مساکین در فرهنگ اسلام

ممکن است زندگی انسان ها بر اثر حوادث طبیعی مانند زلزله و رعد و برق و طوفان و سیل، و یا حوادث دیگر دچار نابسامانی شده، و ادامه ی زندگی به نحو مطلوب میسّر نباشد، و فقر و تهی دستی دامن گیر آن گردد، وجدان بیدار انسانی این گونه اقتضا دارد که در چنین شرایطی به یاری درماندگان و آسیب دیدگان بشتابد، و در رفع کمبودها و نیازمندی های آن ها اقدام کند که انجام این مسئولیت خطیر در قالب انفاق تحقق می پذیرد.

ممکن است برای کسی این چنین تداعی کند که چرا خداوند متعال خود اقدام به چنین کاری نمی کند، از بندگان می خواهد که برای رفع نیاز آن ها

ص: 298

واردعمل شوند؟ همان گونه که برخی چنین پنداری را به زبان آوردند که در قرآن کریم نیز از بیان ایشان چنین آمده است:

(وَ إِذا قیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللهُ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا لِلَّذینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یشاءُ اللهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ فی ضَلالٍ مُبینٍ)(1)

و هنگامی که به آنان گفته شود: از آنچه خدا به شما روزی کرده انفاق کنید، کافران به مومنان می گویند: آیا ما کسی را اطعام کنیم که اگر خدا می خواست او را اطعام می کرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهی آشکارید!

خداوند حکیم در قرآن کریم در جواب می فرماید:

(إِنَّ رَبَّکَ یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ وَ یقْدِرُ إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبیراً بَصیراً)(2)

بی گمان پروردگار تو برای هر که بخواهد، روزی را گشاده یا تنگ می گرداند، در حقیقت او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست.

اما این عمل بستری برای آزمایش و آزمون بزرگ، برای توانمندان و متمکنان مالی است تا صفات برجسته ی سخاوت و کرم و بخشش را در وجودشان شکوفا نمایند، و صفات رذیله ی بخل و حسد را از صفحه ی وجودشان پاک کنند.

در قرآن کریم آمده است:

(وَ الَّذینَ فی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ)(3)

و همانان که در اموال شان حقّی معلوم است برای سائل و محروم.

ص: 299


1- سوره ی یس آیه ی 47.
2- سوره ی إسرا آیه ی30.
3- سوره ی معارج آیه ی 24و25

انفاق کنندگان نمونه

امیرالمومنین علی(ع) بعد از رسول گرامی اسلام با سخاوت ترین مردم به شمار می رود، تا آن جا که سه شبانه روز با همسرش حضرت صدیقه ی طاهره فاطمه ی زهرا و دو فرزندش سیدا شباب أهل الجنّه حضرت امام حسن مجتبی  و حضرت امام حسین روزه گرفتند و طعام شان را با خلوص نیت و تنها برای رضای خداوند متعال، به مسکین و یتیم و اسیر عطا کردند، و خودشان تنها با آب افطار نمودند.

این عمل آنان به قدری در نزد پروردگار متعال مورد پذیرش قرار گرفت که در شان و مقام و منزلت ایشان فرمود:

(وَ یطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یتیماً وَ أَسیراً * إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لاَ نُریدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَ لاَ شُکُوراً * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا یوْماً عَبُوساً قَمْطَریراً) (1)

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

انسان کاملی که در سخاوت بی نظیر و در شجاعت و رشادت بی بدیل، ثانی وجود عالم خلقت، ابو الائمه و خلیل النبوّه است، در واپسین لحظات عمر شریفش با فرقی شکافته، در آن شرایط سخت و دشوار، درباره ی فقرا و مساکین سفارش می فرماید:

ص: 300


1- سوره ی انسان آیه ی 8 - 10: و غذای خود را با این که به آن علاقه و نیاز دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می دهند و می گویند: ما شما را به خاطر خدا اطعام می کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم، ما از پروردگارمان خایفیم در آن روزی که عبوس و سخت است.

اللهَ اللهَ فِی الْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاکِینِ، فَشَارِکُوهُمْ فِی مَعِیشَتِکُمْ.

امیرالمومنین کاملاً به این مساله آگاه بود که وجود فقرا و مساکین در هر جامعه، اجتناب ناپذیر است، از سوی دیگر ممکن است مردم به دلایل مختلف از یاد آن ها غافل شده و به آنان کم توجهی بشود، از این رو، حضرت  نه تنها با سفارش درباره ی آن ها، بلکه در تمام طول عمر در عمل کردن به این امر مهم از دیگران پیشی می گیرد تا هشداری بر همه ی انسان ها، علی الخصوص پیروانش باشد.

او شخصیتی است که در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داد و آیه ی (إِنَّما وَلِیکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ )(1)در شان و منزلتش نازل گشت.

برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زنکه نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفتمتحیّرم ه نامم شه ملک لافتی را (2)

و هم چنین هنگامی که در ادای نذر خود سه روز روزه گرفتند، طعام سه شبانه روز خود و اهل خانه را به مسکین و یتیم و اسیر هدیه کردند، و این عمل آن گونه در نزد پروردگار بلند مرتبه ی او زیبا جلوه می کند که مشمول سوره ی «هل اتی» می شوند.

ابن ادریس شافعی در وصفش می گوید:

إِلَی مَ إِلَی مَ، وَ حَتّی مَتَی

اُعَاتَبُ فی حُبِّ هَذا الْفَتَی؟

ص: 301


1- سوره ی مائده آیه ی 55 : ولیّ و سرپرست شما تنها خداست و پیامبر او و کسانی که ایمان آورده اند، همان هایی که نماز برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.
2- سروده ی شهریار تبریزی

وَ هَلْ زُوِّجَتْ فاطِمُ غَیرَهُ؟

وَ فی غَیرِهِ هَلْ أَتَی، هَلْ أَتَی؟!(1)

امّا سرّ سفارش دلسوزانه و مهربانانه ی حضرت به مخاطبین حاضر و غایب، برای این است که آن ها را به خطری که در اثر ترک خدمت به فقرا و مساکین در کمین آن ها می باشد هشدار دهد که عدم توجه به آنان موجب خسران عظیم و غیر قابل جبران خواهد بود.

لذا در قرآن کریم از زبان کسانی که به مستمندان توجه نداشتند نقل می کند که به درگاه الهی عرض می کنند:

(رَبِّ لَوْ لاَ أَخَّرْتَنِی إِلَی أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصَّالِحِینَ)(2)

پروردگارا! چرا مرگ مرا مدت کمی به تاخیر نینداختی تا در راه خدا صدقه دهم و از صالحان باشم؟!

و در سوره مبارکه مدثر می فرماید:

آن دسته از کسانی که عمل شایسته انجام داده اند و به بهشت خداوند راه یافتند، از مجرمین در آتش سوزان جهنم می پرسند: چه عملی سبب شده که شما این گونه در آتش سوزان معذبید؟

فِی جَنَّاتٍ یتَساءَلُون * عَنِ الْمُجْرِمِینَ * مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَر

آن ها در جواب اهل بهشت می گویند: ما از جمله کسانی هستیم که فریضه ی مهم الهی یعنی نماز را ترک کرده و نسبت به حال مساکین بی توجه بوده و با بخل از

ص: 302


1- کشف الاسرار فی شرح الاستبصار ج 1 ص 346 : تا کی تا کی، و تا چه زمان من در مورد محبت این جوانمرد سرزنش خواهم شد؟! مگر فاطمه ی زهرا به غیر او تزویج شد؟ و مگر سوره ی هل اتی در باره ی غیر او آمده است؟
2- سوره ی منافقون آیه ی 10.

اطعام به آن ها خود داری کردیم: (قالُوالَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّین*وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِین)(1)

وظیفه ی هر شخص است که به کلام پُر مهر و محبت امیرکلام لبیک گفته و به آن عمل نماید تا در قیامت در زمره ی فایزین و رستگاران به فضل الهی قرار گیرد و از لطف و رحمت و مغفرت بی پایان حضرت حق جلّ ذکره بهره مند باشد.

ص: 303


1- سوره ی مدّثّر آیه ی 40 - 44.

ص: 304

فصل سیزدهم:اهمیّت جهاددر کلام امیرمؤمنان علی(ع)

اشاره

ص: 305

ص: 306

اهمیّت جهاد در کلام امیرمؤمنان علی(ع)

اللهَ اللهَ فِی الْجِهَادِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ؛ فَإِنَّمَا یجَاهِدُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ رَجُلَانِ: إِمَامٌ هُدًی وَ مُطِیعٌ لَهُ مُقْتَدٍ بِهُدَاهُا؛

خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی جهاد در راه خدا با اموال تان و جان های تان؛ زیرا دو کس در راه خدا جهاد می کنند: یکی پیشوای هدایت، و دیگری مطیع او و اقتدا کننده ی به هدایت او.

اهمیّت جهاد از منظر دین مبین اسلام

جهاد در راه خدا امر بسیار مقدّسی است که در دین اسلام جزو فروعات دینی می باشد که فراوان مورد تاکید قرار گرفته است، و حکمت وجوب جهاد، حفظ کیان اسلام است.

جهاد تنها ره آورد دین مقدس اسلام نبوده، بلکه مبارزه با ظالمان و طاغوتیان، سیره ی تمام انبیای الهی بوده، و در ادیان آسمانی دیگر نیز از جایگاهی والا برخوردار است.

خداوند متعال در قرآن کریم برای پیکار و جهاد در راه او، پاداش بزرگی را وعده داده است، و مجاهدان را از صف تارکین جهاد، کاملاً متمایز دانسته و می فرماید:

(لا یسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ غَیرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللهُ

ص: 307

بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللهُ الْمُجاهِدینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقاعِدینَ دَرَجَهً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللهُ الْحُسْنی وَ فَضَّلَ اللهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیماً)(1)

(هرگز) افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یک سان نیستند، خداوند مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان (ترک کنندگان جهاد) برتری مهمّی بخشیده، و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیک شان) خداوند وعده ی پاداش نیک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است.

و هم چنین کسانی را که از شرکت در این امر مقدس خود داری می کنند و از خود ضعف و سستی نشان می دهند، مورد نکوهش قرار داده و می فرماید:

(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فی سَبیلِ اللهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ أَ رَضیتُمْ بِالْحَیاهِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَهِ فَما مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَهِ إِلاَّ قَلیلٌ)(2)

ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا هنگامی که به شما گفته می شود: به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید، بر زمین سنگینی می کنید (و سستی به خرج می دهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده اید با این که متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست؟!

ص: 308


1- سوره ی نسا آیه ی 95.
2- سوره ی توبه آیه ی 38

و نیز کسانی را که از این امر عظیم روی برگرداندند، به عذابی دردناک وعده داده و فرموده است:

(إِلاَّ تَنْفِرُوا یعَذِّبْکُمْ عَذاباً أَلیماً)(1)

اگر (به سوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی می کند.

در آیه ی شریفه ی دیگر خداوند متعال، عشق و محبت خود را در باره ی مجاهدان در راه حق ابراز می دارد و می فرماید:

(انَّ اللهَ یحِبُّ الَّذینَ یقَاتِلُونَ فی سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ)(2)

در حقیقت خداوند کسانی را دوست می دارد که در راه او پیکار می کنند، گویی بنایی آهنین هستند.

در آیات فراوان دیگر نیز از اهمیت جهاد سخن به میان آمده که جهاد موجب بقا و عظمت اسلام و تقویت مسلمانان است، و با ترک آن، دشمنان اسلام در صدد تضعیف و براندازی اسلام و آسیب رساندن به مسلمانان بر می آیند.

اهمیت جهاد در کلام عترت طاهرین(ع)

در باره ی عظمت و اهمیّت جهاد، احادیث بسیاری از پیامبر اکرم و عترت طاهرین در کتب حدیثی نقل شده است، و در این جا به ذکر چند روایت اکتفا می کنیم.

از حضرت امام جعفر صادق پرسیدند: کدامین اعمال در نزد خداوند تبارک و

ص: 309


1- سوره ی توبه آیه ی 39.
2- سوره ی صف آیه ی 4 .

تعالی برتر است؟

حضرت فرمودند:

الصَّلَاهُ لِوَقْتِهَا، وَ بِرُّ الْوَالِدَینِ، وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ؛(1)

بهترین کارها نزد خداوند نماز به موقع، سپس نیکی به پدر و مادر و آن گاه جهاد در راه خدای عزّ و جلّ است.

پیامبر عظیم الشان اسلام فرمودند:

عَلَیکُمْ بِالْجِهَادِ فِی سَبِیلِ اللهِ مَعَ کُلِّ إِمَامٍ عَدْلٍ؛ فَإِنَّ الْجِهَادَ فِی سَبِیلِ اللهِ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ؛(2)

هرگاه در هر عصر و زمانی با یکی از پیشوایان عادل زندگی می کنید و امر عظیم جهاد پدید آمد، جهاد در راه خدا را ترک نکنید؛ زیرا جهاد در راه پروردگار بی همتا دری از درهای بهشت است.

امیرمومنان حضرت علی در باره ی اهمیّت جهاد فرمودند:

فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ، فَتَحَهُ اللهُ لِخَاصَّهِ أَوْلِیائِهِ، وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَی وَ دِرْعُ اللهَ الْحَصِینَهُ؛(3)

به راستی که جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را برای دوستان برگزیده اش گشوده است، جهاد لباس تقوا، زره محکم و مطمئن الهی است.

ص: 310


1- . کافی ج 2 ص 158 حدیث 4، وسائل الشیعه ج 4 ص 112 حدیث 4651.
2- دعائم الاسلام ج 1 ص 343، بحار الانوار ج 100 ص 50 حدیث 24.
3- نهج البلاغه خطبه ی 27.

اقسام جهاد

اشاره

در دین مبین اسلام، جهاد به اعتباراتی دارای اقسام مختلف و متفاوت است که مهم ترین آن ها عبارتند از: جهاد ابتدایی، جهاد دفاعی و جهاد با نفس.

الف: جهاد ابتدایی

این جهاد در واقع یک جهاد دفعی و پیش گیرانه از حملات دشمن است که موجب توسعه و پیشرفت اسلام می شود.

در قرآن کریم آیاتی درباره ی جهاد ابتدایی نازل شده که مسلمانان را به این امر حیاتی و انسان ساز راهنمایی می کند.

در سوره ی مبارکه ی توبه چنین می خوانیم:

(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذینَ یلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیجِدُوا فیکُمْ غِلْظَهً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ مَعَ الْمُتَّقینَ)(1)

ای کسانی که ایمان آورده اید! با کافرانی که نزدیک شما هستند، پیکار کنید تا در شما شدت و خشونت و قدرت احساس کنند، و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است.

جهاد ابتدایی در واقع به دو منظور انجام می شود، اول این که بستری برای نمایش قدرت و شوکت و توانمندی اسلام و مسلمین است که مسلمانان با قاطعیت، قدرت و توانمندی خود را به منصه ی ظهور گذاشته، و فکر تعرض را از سر دشمنان خود بیرون نمایند.

مقصود دوم این است که بستری برای تبلیغ و ترویج فرهنگ غنی اسلام است که به منظور مایوس کردن دشمنان و گسترش دین مبین اسلام و اعتلای کلمه ی توحید،

ص: 311


1- سوره ی توبه آیه ی 123.

جنگ ابتدایی مشروع گردیده که نمونه ی آن جنگ خیبر و فتح مکه است که رسول اکرم برای دفع توطئه، جهاد با آن ها را آغاز نمودند؛ زیرا اهل خیبر دارای دین یهود بوده و پیوسته با توطئه و نقشه های شوم، دیگران را علیه اسلام تشویق و تقویت می کردند، و همواره در صدد اذیت و آزار مسلمین بودند که رسول گرامی اسلام برای خنثی نمودن توطئه های آنان، حمله به سوی آن ها را چاره ی کار دانست.

در فتح مکه نیز پیامبر به منظور باز داشتن کافران قریش از حمله به مسلمانان، و برای از بین بردن شرک و بت پرستی پیش قدم شدند.

البته پر واضح است که این نوع جهاد ابتدایی اختصاص به دستور خاص معصومین دارد، یعنی فقط در زمان آن ها مشروع و محقق می شود، و در عصر غیبت، این نوع جهاد، هیچ جایگاه و مفهومی ندارد.

ب: جهاد دفاعی

و اما جهاد دفاعی زمانی است که بیگانگان و کفّار به سرزمین اسلام حمله کنند که در این صورت بر تمام مسلمانان، جهاد و دفاع واجب کفایی است که برای حفظ اموال و ناموس و نجات انسان های بی دفاع و رهایی از سُلطه ی ظالمان و متجاوزان در مقابل آن ها به مبارزه برخواسته و از کیان خود و اسلام دفاع کنند.

قرآن کریم درباره ی جهاد دفاعی می فرماید:

(وَ لَوْ لاَ دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَ بِیعٌ وَ صَلَوَاتٌ وَ مَسَاجِدُ یذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللهِ کَثیراً وَ لَینْصُرَنَّ اللهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِی عَزیزٌ)(1)

ص: 312


1- سوره ی حج آیه ی 40.

و اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله ی بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه ها و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود، ویران می گردد، و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.

با نگاهی به تاریخ صدر اسلام، نمونه های متعددی وجود دارد، اگر چه سپاهیان اسلام از کم ترین امکانات و تجهیزات جنگی برخوردار بودند، اما با داشتن روحیه ای قوی، با توکل به خداوند متعال و ایمان به نصرت و یاری الهی، همواره به دفاع بر خواستند.

ج: جهاد با نفس

جهاد با نفس اماره از جایگاه والایی برخوردار است که به تعبیر رسول اکرم جهاد اکبر نام گرفته، اگر چه نابود نمودن این نفس سر کش ممکن نیست، اما می توان با تدبّر و توکل به رحمت خاصه ی الهیّه، این دشمن را به اسارت در آورد و به بند کشید.

هر چند قرآن فرموده است:

(اُقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ)(1)

نفس های خود را بکشید.

ولی مقصود ناتوان نمودن و در بند کشیدن آن است.

ما کشته ی نفسیم و بسی آه برآید

از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم؟!(2)

ص: 313


1- سوره ی بقره آیه 54
2- سعدی شیرازی

قرآن کریم از قول حضرت یوسف صدیق می فرماید:

(وَ مَا اُبَرِّئُ نَفْسی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحیمٌ)(1)

من خویشتن را از گناه تبرئه نمی کنم، همانا نفس امّاره به بدی فرمان می دهد، مگر آن که رحم و شفقت خداوند مشمول حال آدمی گردد؛ به راستی که پروردگار من آمرزنده و مهربان است.

پیامبر اکرم و ائمه ی معصوم جهاد با نفس را با اهمیّت تر و مهم تر از جهاد با دشمن دانسته اند، و در این باره روایات فراوانی از آن ذوات مقدس نقل شده که در این جا به ذکر نمونه هایی از آن اکتفا می کنیم.

جهاد اکبر

وجود مبارک حضرت امام به حق ناطق، جعفر بن محمد الصادق از جد بزرگوارش حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب نقل می فرمایند:

رسول اکرم لشکریانی را به سوی مقصدی گسیل داشت: أَنَّ النَّبِی بَعَثَ بِسَرِیهٍ، فَلَمَّا رَجَعُوا هنگامی که برگشتند به آن ها فرمودند:

مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِی الْجِهَادُ الْأَکْبَرُ؛

خوش آمد می گویم به قومی که جهاد کوچک تر را گذراندند در حالی که جهاد بزرگ تر برای آنان باقی مانده است.

عده ای از آن وجود مقدس و نورانی پرسیدند: یا رَسُولَ الله وَ مَا الْجِهَادُ الْأَکْبَرُ؟ مقصود شما از جهاد اکبر چیست؟

پیامبر گرامی اسلام فرمودند:

ص: 314


1- سوره ی یوسف آیه ی 53.

جِهَادُ النَّفْسِ؛ (1)

مقصود جهاد با نفس است.

فخر کاینات حضرت محمد مصطفی در کلامی دیگر فرمودند:

أَفْضَلُ الْجِهَادِ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ الَّتِی بَینَ جَنْبَیهِ؛(2)

برترین جهاد آن است که انسان با نفس خود که در (بین دو پهلوی) او قرار دارد، مبارزه کند.

امیرمومنان می فرماید:

وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْجِهَادَ الْأَکْبَرَ جِهَادُ النَّفْسِ، فَاشْتَغِلُوا بِجِهَادٍ أَنْفُسِکُمْ؛ (3)

بدانید که جهاد اکبر، مبارزه با نفس است، پس به جهاد با خویشتن خود بپردازید (تا سعادتمند شوید).

در وجود انسان دایماً میان بُعد مادی و معنوی، و بُعد خدا خواهانه و خود خواهانه، جنگ و ستیز وجود دارد، کسی که نفس خود را از هوا و هوس باز دارد، مشمول این وعده ی حق است که فرمودند:

(وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوَی * فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِی الْمَأْوَی)(4)

و اما کسی که از مقام پروردگارش ترسان باشد، و نفس را از هوی و

ص: 315


1- کافی ج 5 ص 12 حدیث 3، معانی الأخبار ص 160 باب معنی الجهاد الأکبر، وسائل الشیعه ج 15 ص 161 حدیث 20208.
2- امالی شیخ صدوق ص 466 و 467 حدیث 8، معانی الاخبار ص 160 حدیث
3- غررالحکم ص 226 حدیث 4583.
4- سوره ی نازعات آیه ی 40 و 41.

هوس باز دارد، قطعاً بهشت جایگاه اوست.

تسلّط نفس امّاره بر آدمی، منشا تمام ظلم ها و جنایت هاست که انسان را در ورطه ی هلاکت گرفتار می کند.

حضرت امام موسی بن جعفر درباره ی مبارزه با نفس می فرماید:

جَاهِدْ نَفْسَکَ لِتَرُدَّهَا عَنْ هَوَاهَا؛ فَإِنَّهُ وَاجِبٌ عَلَیکَ کَجِهَادِ عَدُوِّکَ؛ (1)

با نفس امّاره ی خود پیکار کن تا آن را از تمایلات خود برحذر داری، این مبارزه همانند جهاد و پیکار با دشمنان بر تو واجب است.

فضیلت مجاهد از منظر قرآن و عترت(ع)

در فضیلت مجاهدان در راه خداوند متعال همین بس که اگر آن ها متاع جان و مال خود را در بازار حقیقت به فروش گذاشته اند، بهترین مشتری آن خداوند است که او برای معامله و خریدن متاع آن ها پیش قدم شده است، و آنچه را که در برابر متاع شان به آنان می دهد به مراتب بهتر و با ارزش تر است، و آن فوز عظیمی است که به آن ها عطا می شود، همان گونه که در سوره ی مبارکه ی توبه می فرماید:

(اِنَّ اللهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یقَاتِلُونَ فی سَبیلِ اللهِ فَیقْتُلُونَ وَ یقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَ الْإِنْجیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ مِنَ اللهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیعِکُمُ الَّذی بَایعْتُمْ بِهِ وَ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ) (2)

ص: 316


1- تحف العقول ص 399، وافی ج 26 ص 281 ذیل حدیث 25419، بحار الانوار ج 78 ص 315 ضمن حدیث 1، مستدرک الوسائل ج 11 ص 141 حدیث 12654.
2- سوره ی توبه آیه ی 111.

خداوند از مومنان جان ها و اموال شان را خریداری کرده که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد، (به این گونه که) در راه خدا پیکار می کنند، می کشند و کشته می شوند، این وعده ی حقّی است بر او که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده، و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدی که با خدا کرده اید، و این است آن پیروزی بزرگ.

حضرت امام جعفر صادق از پیامبر گرامی اسلام درباره ی فضیلت مجاهدان در راه خدا چنین نقل می فرمایند:

لِلْجَنَّهِ بَابٌ یقَالُ لَهُ بَابُ الْمُجَاهِدِینَ یمْضُونَ إِلَیهِ فَإِذَا هُوَ مَفْتُوحٌ، وَ هُمْ مُتَقَلِّدُونَ بِسُیوفِهِمْ وَ الْجَمْعُ فِی الْمَوْقِفِ، وَ الْمَلَائِکَهُ تُرَحِّبُ بِهِمْ؛(1)

بهشت را دری است که آن را درِ مجاهدان نام نهاده اند، و مجاهدان از آن در به بهشت وارد می شوند در حالی که شمشیرهای شان را حمایل ساخته اند، و هنوز مردم در موقف محشر ایستاده و معطل می باشند، و فرشتگان به آن ها خوش آمد می گویند.

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

کلام امیرالمومنین امیر کلام است، و سخن آن حضرت چکیده و عصاره ی قرآن کریم و کاملاً منطبق با آیات الهی است.

اگر در آخرین لحظه ی عمر گران بهایش همه را به جهاد در راه خدا سفارش می فرماید: «اللهَ اللهَ فِی الْجِهَادِ فِی سَبِیلِ اللهَ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ»، خود آن وجود مبارک و

ص: 317


1- امالی شیخ صدوق ص 577 حدیث 8، وسائل الشیعه ج 15 ص 10 حدیث 19902.

نورانی نخستین کسی بود که قولاً و فعلاً با جان و مال در اعتلای «کلمه الله» در مبارزه با کافران و دشمنان اسلام از هیچ کوشش و جهاد و تلاشی دریغ نورزید، و به منظور برقراری و توسعه عدالت در میان مسلمانان عملاً وارد صحنه شد.

خطبه های فصیح و بلیغ، نامه ها و وصیت های بی شمار، نصیحت ها و موعظه های راه گشا و سرشار از حکمت که در متون کتب روایی مخصوصاً متون روایی شیعه، و به ویژه در کتاب نفیس و قیّم «نهج البلاغه» آمده است، نشانه ی حضور مستمر و پیوسته ی او در جهاد است که با تفسیر آیات نورانی قرآن، و ترویج و تبلیغ سنت گران سنگ پیامبر عظیم الشان اسلام، بی نظیر ترین خدمت را به دین مبین اسلام نموده، و مُهر بطلان بر عقاید ناصحیح و تفسیر های نادرست دشمنان، از متون بی عیب و نقص اسلام زده است، و امیدشان را به یاس مبدل نمود.

از سوی دیگر، جهاد او در تمام مواضع از غزوات و سریّه ها شُهره ی عام و خاص، و کالنّار علی المنار است، و در تمام مدّت رسالت رسول اکرم جان برکف در خدمت حضرتش همیشه آماده بود.

از جمله ایثار و از خود گذشتگی تمام او در «لیله المبیت» است که یکی از بزرگ ترین فضایل و جهادهای مولی الموحدین امیرالمومنین حضرت علی بن ابی طالب به شمار می آید.

هنگامی که با از خود گذشتگی تمام، جان مبارک و شریف را تقدیم نمود، و در بستر حبیب خود حضرت محمد خوابید، و نفس خود را به خاطر فدا نمودن برای اشرف مخلوقات حضرت محمد مصطفی به مسلخ برد که پروردگار متعال عمل خالصانه ی او را مورد پذیرش قرار داد و آیه ی مبارکه ی:

ص: 318

{وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللهِ وَ اللهُ رَؤُفٌ بِالْعِبَادِ}(1) را در شان و منزلت، تمجید و تعظیم او نازل فرمود.(2)

مولای متقیان حضرت علیدر ادامه ی وصیت خود، علامت و نشانه ی جهاد کننده گان مخلص در راه خدا را این گونه بیان فرمودند:

فَإِنَّمَا یجَاهِدُ فِی سَبِیلِ اللهِ رَجُلَانِ: إِمَامٌ هُدًی وَ مُطِیعٌ لَهُ مُقْتَدٍ بِهُدَاهُ؛

دو گروه هستند که در راه خدا جهاد می کند: یکی پیشوای هدایت و دیگری اطاعت کننده ی او که به هدایت او اقتدا می نماید.

ص: 319


1- سوره ی بقره آیه ی 207 : بعضی از مردم (با ایمان و فداکار هم چون حضرت علی در لیله المبیت به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر) جان خود را به خاطر خشنودی خدا می فروشند، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
2- مناقب آل ابی طالب ج2 ص64 و 65، شواهد التنزیل ج 1 ص 130 حدیث 141، تفسیر فخررازی ج 12 ص 383، تفسیر قرطبی ج 3 ص 21، بحرالمحیط ج 4 ص 300، روح المعانی ج 3 ص 383، اسد الغابه ج 4 ص 25، مستدرک حاکم نیشابوری ج 3 ص 133، مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 331، تذکره الخواص ابن جوزی ص 41، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 13 ص 262.

ص: 320

فصل چهاردهم:عظمت اهل بیت پیامبر(ص)در کلام امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 321

ص: 322

عظمت اهل بیت پیامبر(ع) در کلام امیرالمومنین(ع)

اللهَ اللهَ فِی ذُرِّیهِ نَبِیکُمْ، فَلَا تُظْلَمُنَّ بَینَ أَظْهُرِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَقْدِرُونَ عَلَی الدَّفْعِ عَنْهُمْ؛

خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی ذریه ی پیامبرتان، مبادا که آن ها در میان شما دست خوش ستم قرار گیرند در حالی که شما برای دفاع از ایشان قادر و توانا باشید.

مقدمه

برنامه ی مکتب پر افتخار اسلام، رهبری و هدایت جامعه ی بشری است، و انسان های کامل و متصل به وحی به فرمان خداوند متعال عهده دار تحقق اهداف عالیه و حقایق آن در میان مردم شدند، و قرآن کریم تمام آن ها را به عنوان الگو معرفی می نماید و در این باره می فرماید:

(لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِیهِمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کَانَ یرْجُو اللهَ وَ الْیوْمَ الْآخِرَ وَ مَنْ یتَوَلَّ فَإِنَّ اللهَ هُوَ الْغَنِی الْحَمِیدُ)(1)

آری برای شما در زندگی آن ها اسوه ی حسنه و سرمشق نیکویی بود

ص: 323


1- سوره ی ممتحنه آیه ی 6.

برای کسانی که امید به خدا و روز قیامت دارند، و هر کس سرپیچی کند به خویشتن ضرر زده است؛ زیرا خداوند بی نیاز و شایسته ی ستایش است.

و در آیه ی کریمه ی دیگر فرمود:

(قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ)(1)

برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت.

بعد از سپری شدن رسالت پیامبران گذشته، هنگامی که یگانه ی عالم خلقت پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی از سوی خداوند متعال به مقام شامخ و منیع رسالت مبعوث گشت، پروردگار متعال در قرآن کریم او را به عنوان الگو و اسوه ی حسنه برای جهانیان معرفی نموده، و در باره ی آن وجود نازنین و مقدس فرمود:

(لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کَانَ یرْجُو اللهً وَ الْیوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللهَ کَثِیراً)(2)

مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود برای آن ها که امید به رحمت خدا و روز قیامت دارند، و خدا را بسیار یاد می کنند.

بعد از رحلت جان گداز وجود مقدس و نورانی پیامبر گرامی اسلام، خداوند متعال عترت طاهرین و اهل بیت گرامی او را - که به نص آیه ی

ص: 324


1- سوره ی ممتحنه آیه ی 4.
2- سوره ی احزاب آیه ی 21.

تطهیر {إِنَّمَا یرِیدُ اللهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً}(1) از هر گونه زشتی و پلیدی مبرا و پاکیزه هستند، وطهارت و عصمت آنان تضمین شده است - به عنوان الگوی تمام و کمال و بی عیب و نقص در تمام زمینه ها برگزیده است تا انسان هایی که در آینده، در عرصه عالم خاکی پدید می آیند و طالب حقیقت و پاکدامنی هستند، بتوانند روح تشنه و حقیقت جوی خود را از دریای بیکران علوم آنان سیراب نمایند.

در این قطعه از وصیت امیرالمومنین در باره ی عترت پاک پیامبر عظیم الشان اسلام با تاکید فراوان سفارش شده است، به دین سبب ابتدا منزلت ایشان را به قدر مقتضی، در قرآن کریم و کلام نورانی اسوه ی تمام هستی حضرت خاتم الانبیا محمد بن عبدالله و هم چنین از لسان آن ذوات مقدس بررسی می نماییم.

در حقیقت پی بردن به آن جایگاه رفیع، و منزلت عظیم، ممکن نباشد الّا از لسان وحی و بیان خود آن ذات مقدّسه، و الاّ باید گفت:

ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولان گه ی توست

عرض خود می بری و زحمت ما می داری

اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در قرآن مجید

اشاره

قرآن کریم از نظر جایگاه، نسبت به سایر کتب آسمانی دیگر، مهیمن و محیط

ص: 325


1- سوره ی احزاب آیه ی 33 : خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد

بر آن هاست، آنچه در کُتب دیگر بوده در این آخرین صحیفه ی آسمانی آمده است، و آنچه ناگفته مانده در قرآن کریم بیان شده، در این کتاب آسمانی آیات فراوانی در شان و مقام و منزلت اهل بیت عصمت و طهارت نازل شده است.

1. آیات سوره ی انسان

یکی از سوره هایی که جایگاه با عظمت و والای اهل بیت پیامبر گرامی اسلام را بیان می کند، سوره ی مبارکه ی انسان (دهر) است، بسیاری از مفسران شیعه و سنی بر این عقیده هستند که آیه های {إِنَّ الْأَبْرَاء یشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کَانَ مِزَاجُهَا کَافُوراً * عَیناً یشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللهِ یفَجِّرُونَهَا تَفْجِیراً * یوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یخَافُونَ یوْماً کَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً * وَ یطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یتِیماً وَ أَسِیراً * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لاَ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَ لاَ شُکُوراً}(1) در شان اهل بیت عصمت و طهارت یعنی حضرت امیرالمومنین  حضرت صدیقه ی طاهره فاطمه ی زهرا  و حضرت امام حسن مجتبی و امام حسین  نازل شده است .(2)

ص: 326


1- سوره ی انسان آیات 5 - 9 : به یقین ابرار و نیکان از جامی می نوشند که با عطر خوشی آمیخته است، از چشمه ای که بندگان خاص خدا از آن می نوشند و از هر جا بخواهند آن را جاری می سازند، آن ها به نذر خود وفا می کنند، و از روزی که شرّ و عذابش گسترده است می ترسند، و غذای خود را با این که به آن علاقه (و نیاز) دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می دهند، (و می گویند:) ما شما را به خاطر خدا اطعام می کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم.
2- تفسیر قمی ج 2 ص 398، تفسیر مجمع البیان ج 10 ص 405، مناقب خوارزمی ص 180، الاصابه ج 4 ص 387، تفسیر قرطبی ج 19 ص 129، العقد الفرید ج 3 ص 42، تفسیر طبری ج 7  ص 1968 - 1970، تفسیر درّ المنثور ج 6 ص 297 و 299.

شایسته است کیفیت این داستان را از لسان گهربار ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا بیان نماییم که ایشان از جد بزرگوارش حضرت علی بن ابی طالب نقل فرموده است.

قاضی حسکانی از دانشمندان نامی اهل سنت، این حدیث شریف سلسله الذهب را این گونه روایت می کند:

حضرت علی بن موسی الرضا از پدر گرانقدرش امام موسی کاظم، از پدرش جعفربن محمد، از پدرش امام محمد باقر، از پدرش حضرت امام زین العابدین، از پدرش حضرت حسین بن علی، از پدر بزرگوارش حضرت علی بن ابی طالب «علیهم صلوات الله» این گونه نقل می کند:

«هنگامی که امام حسن و امام حسین  بیمار شدند، رسول اکرم به عیادت آن ها آمده و به من فرمود:

ای ابا الحسن! شایسته است برای دو فرزند نازنینت به درگاه خداوند تبارک و تعالی نذری نمایی، امیدوارم خداوند متعال به فضل و کرمش، به سبب نذر تو به آن دو نور دیده عافیت و سلامتی عنایت کند» (1)

گفتم: من به درگاه خداوند منان نذر کردم که اگر این دو فرزند عزیزم بهبود یابند، سه روز روزه بگیرم.

آن گاه حضرت فاطمه گفت: من نیز نذر می کنم که اگر نوردیدگانم از این

ص: 327


1- .لَوْ نَذَرْتَ عَلَی وَلَدَیْکَ ُ لِلَّهِ نَذْراً، أَرْجُو أَن یَنْفَعَهُمَا اللهُ بِهِ. شواهد التنزیل ج 2 ص 394 حدیث 1042، اقبال الاعمال ج 2 ص 374، وسائل الشیعه ج 23 ص 304 و 305 حدیث 29618.

بیماری بهبودی یابند، سه روز روزه بگیرم.

به لطف حق بیماری آن دو بزرگوار بر طرف شد و آن ها بهبودی کامل یافتند، و آن دو بزرگوار نیز در انجام وفای به نذر، به مدت سه روز صائم شدند، اما برای تناول افطار، و تهیه ی طعام و برای فراهم نمودن نان، چیزی در منزل نبود.

وجود مقدس امیرمومنان سه صاع (حدود سه من) جو تهیه کردند، حضرت فاطمه ی زهرا  یک صاع از آن را آسیاب کرد به تعداد افراد خانواده، و پنج قرص نان فراهم نمود.

امیرالمومنین بعد از اقامه ی نماز به منزل آمدند، هنگامی که غذا را برای افطار در برابر خود نهادند، مسکینی به نزد آن خانواده ی جود و کرم آمد، و از آن ها تقاضای کمک کرد.

آنان در حالی که هنوز از آن غذا تناول نکرده بودند، همگی طعام خود را به آن مسکین تقدیم نمودند، و آن روز را با آب افطار کردند، و در آن شب نیز هنگام سحر چیزی نخوردند و تنها با نوشیدن مقداری آب روزه ی روز دوم را آغاز کردند.

آن عترت طاهرین روزه ی روز دوم را نیز با کمال توجه به حضرت باریتعالی سپری فرمودند، حضرت صدیقه ی طاهره فاطمه ی زهرا  از صاع دیگری از آردی که در اختیار داشت، نان تدارک دید، زمان افطار فرا رسید، و همه ی آن ها در کنار سفره نشسته بودند، وقتی اراده کردند از آن غذا افطار کنند، یتیمی از راه رسید و دست نیاز به سوی آنان دراز کرد، در این روز نیز همگی غذای خود را به او دادند و خود با آب افطار کردند و روزه ی روز سوم را نیز با نوشیدن آب آغاز کردند.

هنگام افطار روز سوم نیز فرا رسید، اما در این هنگام اسیری دقّ الباب کرد و با حالت خسته و در ماندگی اظهار کمک نمود، آنان همگی غذای روز سوم را

ص: 328

مانند دو روز گذشته، به اسیر دادند و با آب افطار نمودند.

حضرت علی بن ابی طالب به همراه دو نور دیدگانش امام حسن و امام حسین  - که هم چون جوجه به خود می لرزیدند - و حضرت فاطمه و فضه ی خادمه، به دیدار رسول خدا رفتند، اما وجود مقدس رسول گرامی اسلام هنگامی که این منظره را مشاهده کرد فرمود:

اِلَهیِ! هَؤُلاَءِ اَهْلُ بَیتی یمُوتُونَ جُوعاً، فَارْحَمَهُمْ یارَبِّ وَاغْفِر لَهُمْ، هَؤُلاَءِِ اَهْلُ بَیتِی فَاَحْفَظْهُمْ وَ لا تَنْسَهُمْ؛

خداوندا! اینان اهل بیت من هستند که از شدت گرسنگی رو به موت نهاده اند، خداوندا! به این ها رحم کن، و آن ها را بیامرز، اینان اهل بیت من هستند، آن ها را حفظ فرما و فراموش شان مکن.

در این هنگام جبرئیل امین بر رسول گرامی اسلام فرود آمد و گفت: ای محمد! خداوند بر تو درود می فرستد، و می فرماید: دعای تو را درحق آن ها پذیرفتم، از آن ها سپاس گزار و راضی هستم، و این آیات را بخوان، سوره ی مبارکه ی «هل اتی» را قرائت کرد.

از این رو اکثر علما بر این عقیده هستند که سوره ی مبارکه ی «هل اتی» برای بیان فضایل اهل بیت به دنبال ماجرای مذکور نازل شده است (1)

2- آیه ی مبارکه تطهیر

یکی از آیاتی که در شان اهل بیت عصمت و طهارت نازل شده است، آیه ی تطهیر است، خداوند متعال می فرماید:

ص: 329


1- شواهد التنزیل ج 2 ص 394 - 397 حدیث 1042، تفسیر کشاف (زمخشری) ج 4 ص 670، مناقب خوارزمی ص 180، تفسیر فخر رازی ج 30 ص 746.

(إِنَّمَا یریدُ اللهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً)(1)

خداوند چنین می خواهد که پلیدی را فقط از شما اهل بیت بزداید و شما را کاملا پاکیزه گرداند.

تحقیقات پردامنه و دقیقی که مفسران و محدثان و دانشمندان علوم و معارف اسلامی در کتاب های مبسوط اعتقادی، و بر اساس اسناد و مآخذ معتبر انجام داده اند، نشانه ی اهمیّت این موضوع است، و اکثریت آن ها بر این باورند که منظور از این آیه ی شریفه اهل بیت پیامبر خدا و پنج تن اصحاب کسا هستند.

جلال الدین سیوطی از علمای بزرگ و از مفسرین بر جسته ی اهل سنت است، ایشان در کتاب تفسیر «الدر المنثور»(2) در ذیل آیه ی شریفه ی تطهیر {إِنَّما یریدُ اللهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً} (3)با نقل بیش از بیست حدیث اثبات می کند که مقصود خداوند متعال از اهل بیت در این آیه، امیرالمومنین و فاطمه ی زهرا و امام مجتبی و امام حسین هستند.

هم چنین ابن جریر طبری - که یکی دیگر از مفسران مشهور و صاحب نام اهل سنت است - نیز در کتاب تفسیر خود با نقل بیش از پانزده حدیث، بر این نکته تاکید می کند که منظور از اهل بیت این پنج بزرگوارهستند (4)

در منابع معتبر شیعه و سنی، روایات بسیاری نقل شده است که مقصود از اهل بیت در آیه ی مزبور، منحصر در پنج نور مقدس، یعنی پیامبر بزرگوار اسلام حضرت

ص: 330


1- سوره ی احزاب آیه ی33.
2- الدر المنثور ج 5 ص 198 و 199.
3- سوره ی احزاب آیه ی33
4- تفسیر طبری ج 22 ص 5، جامع البیان ج 22 ص 5 - 7.

محمد و برادر و به نص آیه ی مباهله جان ایشان یعنی وجود مبارک و نورانی حضرت علی بن ابی طالب، و ثمره ی قلب و پاره ی تن پیامبر اکرم، آن بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه ی زهرا ، و هم چنین سید جوانان اهل بهشت حضرت امام حسن مجتبی و سید الشهدا حسین بن علی  هستند.

و علمای سنّی و شیعه این ماجرا را به شکل گوناگون روایت کردند که مفهوم آن ها مشترک و مربوط به آیه ی تطهیر می باشد.

یکی از آن روایات این است:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ خَرَجَ وَ عَلَیهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ مِنْ شَعْرٍ أَسْوَدَ، فَجَاءَ الْحَسَنُ فَأَدْخَلَهُ، ثُمَّ جَاءَ الْحُسَینُ فَأَدْخَلَهُ، ثُمَّ فَاطِمَهُ ثُمَّ عَلِی، ثُمَّ قَالَ:

(إِنَّما یرِیدُ اللهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً؛) (1)

پیامبر بیرون آمد در حالی که بر او جامه ای از موی سیاه بود، پس امام حسن مجتبی آمد او را وارد کسا کرد، سپس امام حسین آمد، او را نیز وارد آن نمود، سپس حضرت زهرا  آمد، او را هم در آن وارد نمود، سپس امیرالمومنین علی  آمد، او را نیز در آن جای داد، سپس آیه¬ی شریفه¬ی تطهیر را قرائت فرمود که: خدا فقط می خواهد آلودگی را از شما خاندان پیامبر بزداید، و شما را پاک و پاکیزه گرداند.

و روایت دیگر: از ام سلمه نقل شده که پیامبر اکرم در خانه و خوابگاه او

ص: 331


1- بحار الانوار ج 21 ص 281 حدیث 1، صحیح مسلم ج 4 ص 1883، مستدرک حاکم نیشابوری ج 3 ص 147، سنن کبری بیهقی ج 2 ص 149، تفسیر طبری، ج 22 ص5 - 7، تفسیر بیضاوی ج 4 ص 347، تفسیر قرآن العظیم ابن کثیر ج 3 ص 493، الدرّ المنثور ج 5 ص 198 - 199، مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 330، شواهد التنزیل ج 2 ص 10 - 92، احقاق الحق ج 2 ص 503.

بود، و گلیم خیبری بر سر کشیده و خوابید، پس فاطمه¬ی زهرا وارد خانه شد در حالی که دیگی در دست داشت که در آن حریره بود، پیامبر خدا رو به حضرت زهرا کرد و فرمود:

ادْعِی لِی زَوْجَکِ وَ ابْنَیهِ حَسَناً وَ حُسَیناً؛

شوهر و پسرانت حسن و حسین را دعوت کن.

فاطمه آن ها را خواست، در آن هنگامی که آن ها به اتفاق هم حریره را تناول می کردند، این آیه ی کریمه بر پیامبر اکرم نازل گردید:

إِنَّمَا یرِیدُ اللهِ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً؛

خدا فقط می خواهد آلودگی را از شما خاندان پیامبر بزداید، و شما را پاک و پاکیزه گرداند.

ام سلمه می گوید: رسول خدا زیاده ی گلیم را گرفته و آنان را پوشانید، سپس فرمود:

اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیتِی وَ خَاصَّتِی، فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِیرا؛

خدایا! این ها اهل بیت من هستند، پس پلیدی را از آن ها دور و آنان را پاک و پاکیزه قرار دِه.

پیامبر اسلام این آیه را سه بار تکرار کرد، و من سر خود را داخل کسا کردم و عرضه داشتم: ای رسول خدا! من هم با شما هستم؟

حضرت فرمود: «إِنَّکِ إِلَی خَیرٍ»(1) همانا تو بر طریق و عاقبت به خیر هستی.

ص: 332


1- تفسیر قمی ج 2 ص 193، فضایل امیر المومنین ص 210، عمده عیون صحاح الاخبار ابن بطریق ص 39 حدیث 22، تاویل الآیات الظاهره ص 449، بحار الانوار ج 35 ص 224 حدیث 24. البته در مصادر اهل سنت نیز این مطلب آمده است: سنن ترمذی ج 5 ص 327 ، مسند احمد بن حنبل ج6 ص 292

انس بن مالک که از راویان متعصّب و معتبر در نزد اهل سنت است نقل می کند: پس از نزول آیه ی تطهیر، وجود مبارک پیامبر اکرم به مدت شش ماه(1) هنگامی که برای نماز صبح از کنار خانه ی حضرت فاطمه می گذشت، آیه ی شریفه ی تطهیر را تلاوت می کرد و می فرمود:

الصَّلاَهَ الصَّلاَهَ یا أَهْلَ الْبَیتِ!

إِنّما یریدُ اللهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُمْ تَطْهیرًا.

در روایتی دیگر که ابوسعید خدری از پیامبر عالیقدر اسلام نقل شده است، چنین آمده: پیامبر خدا این برنامه را به مدت هشت و یا نه ماه ادامه داد .(2)

ص: 333


1- شواهد التنزیل ج 2 ص 11 و 12 و 13.
2- درباره ی این موضوع احادیثی روایت شده است که متن آن اندکی با یک دیگر متفاوت است، اما وقوع چنین ماجرا را تایید می کنند و قطعاً متواتر معنوی است، که چند نمونه ی آن ارائه می گردد. ابو حمرا می گوید: من هفت ماه در عهد رسول الله در مدینه بودم، آن حضرت را دیدم وقتی فجر طلوع می کرد به در خانه ی علی وفاطمه می آمد و می فرمود: الصَّلاَهَ الصَّلاَهَ! إِنَّمَا یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً. تفسیر قرآن عظیم ابن کثیر ج 6 ص 365. ابو سیعد خدری روایت می کند که وقتی آیه ی تطهیر نازل شد، رسول خدا نُه ماه وقت هر نمازی، درِ خانه ی فاطمه و علی می آمد می فرمود: الصَّلاَهَ الصَّلاَهَ! یَرْحَمُکُمُ اللهُ إِنَّمَا یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً. آیات الاحکام استرآبادی ج 1 ص 98.  انس بن مالک روایت کرده که پیامبر اسلام به مدت شش ماه وقتی برای نماز صبح می رفت همیشه از درِ خانه ی فاطمه عبور می کرد و می فرمود: الصَّلاَهَ الصَّلاَهَ! یَا أَهْلَ الْبَیْتِ! إِنَّمَا یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً. احکام القرآن ج 3 ص 1538، تفسیر قرآن عظیم ابن کثیر ج 6 ص 365. ابو حمرا گفت: نه یا ده ماه در خدمت پیامبر بودم، و او هر صبح گاه از خانه بیرون می آمد دو طرف درِ سرای علی را به دست می گرفت و می فرمود: السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ؛ سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد. سپس می فرمود: إِنَّمَا یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً. تفسیر حبری ص 581. علمای دیگر نیز روایاتی را به این مضمون نقل کردند. الکشف و البیان ج 8 ص 44، فتح الغدیر ج 3 ص 42، شواهد التنزیل ج 1 ص 497، و ج 2 ص 18و 20 و 21، درّ المنثور ج 4 ص 313، و ج 5 ص 199.

3- آیه ی مبارکه ی مباهله

یکی دیگر از آیاتی که در شان اهلبیت پیامبر نازل شده، آیه ی مباهله است، در قرآن کریم آمده است:

(فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْکاذِبِینَ) (1)

ص: 334


1- سوره ی آل عمران آیه ی 61 : پس هر کس با تو (درباره ی حضرت عیسی) مجادله کرد پس از آن که به وحی خدا به احوال او آگاهی یافتی، بگو: بیایید ما و شما فرزندان و زنان و نفوس خود را بخوانیم تا با هم به مباهله برخیزیم، پس لعن خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم.

ابتدا لازم است به طور اختصار، شان نزول آن را از تفاسیر شیعه و سنی ذکر نماییم، گروهی از نصارای نجران در مدینه به محضر مبارک پیامبر گرامی اسلام مشرف شدند، و در باره ی تولد حضرت عیسی - علی نبیّنا و آله و علیه السلام - به مناظره و محاجّه پرداختند.

از پیامبر گرامی اسلام پرسیدند: مردم را به چه آیینی دعوت می کنی؟

پیامبر خدا فرمود: «آن ها را به آیین یکتاپرستی می خوانم که شهادت دهند معبودی جز خداوند یکتا نیست، و من فرستاده ی خداوند هستم، و حضرت عیسی هم بنده و مخلوق اوست، مانند سایر مردم می خورد و می آشامد و سخن می گوید».

بار دیگر از پیامبر خدا پرسیدند: اگر بنده و مخلوق است، پدرش چه کسی بود؟

در این هنگام به رسول گرامی اسلام وحی شد که از ایشان بپرس: شما درباره ی حضرت آدم چه می گویید، آیا او بنده و مخلوقی نبود که می خورد و می آشامید و سخن می گفت و نکاح می کرد؟

رسول خدا هم همه ی آن ها را از ایشان پرسید، آن ها در پاسخ گفتند آری! او بنده و مخلوق بود، و آنچه را شما فرمودید انجام می داد.

حضرت از آنان پرسید:

«اگر بنده بود و مخلوق، پدرش چه کسی بود؟».

مسیحیان مبهوت شدند، در این هنگام آیه ی شریفه نازل شد:

(إِنَّ مَثَلَ عِیسَی عِنْدَ اللهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَیکُونُ)(1)

ص: 335


1- سوره ی آل عمران آیه ی 59.

مَثَل عیسی در نزد خدا هم چون آدم است که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: موجود باش، او هم فوراً موجود شد.

رسول خدا برای این که بتواند برای همیشه راه جدل و محاجّه ی با آن ها را در این باره ببندد، به فرمان حق پیشنهاد مباهله(1) می دهد، و آن ها نیز برای فیصله دادن مساله، از طریق مباهله آماده شدند، و قرار شد که روز بعد همگی برای مباهله آماده شوند (2)

آن ها در این فاصله، برای کیفیّت عمل و راهنمایی گرفتن به شخصیت های بزرگ و روسای نجران مراجعه کردند، بزرگان آن ها گفتند:

اگر فردا محمد به همراه فرزندان و خانواده اش برای مباهله حاضر شد، از مباهله صرف نظر کنید، ولی اگر به همراه انصار و یارانش در صحنه ی مباهله حاضر شد، بدون هیچ تردی با ایشان مباهله کنید؛ زیرا چنین عملی نشانه ی این این است که او پاسخ قانع کننده ای در اختیار ندارد.

روز موعود فرا رسید، پیامبر عظیم الشان اسلام در حالی که دست

ص: 336


1- واژه ی «مباهله» ریشه و اصل لغوی آن از ماده «بهل» بر وزن اهل به معنای رها کردن و قید و بند را از چیزی برداشتن است، ابتهال در دعا به معنای تضرع و واگذاری کار به خدا است. اگر آن را گاهی به معنای هلاکت و لعن و دوری از خدا گرفته اند نیز به خاطر این است که رها کردن و واگذار کردن بنده به حال خود، این نتایج را به دنبال می آورد، و از نظر مفهوم متداول که از آیه ی فوق گرفته شده، به معنای نفرین کردن دو نفر به یک دیگر است. به این ترتیب که افرادی که با هم گفت وگو در باره ی یک مساله ی مهم مذهبی دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا و مجازات کند. لسان العرب ج 11 ص 73، مجمع البحرین ج 2 ص 285
2- شواهد التزیل ج 1 ص 155 و 156 حدیث 198، تفسیر قمی ج 1 ص 104، بحار الانوار ج 21 ص 276 و 277 ذیل حدیث 11.

امیرالمومنین علی بن ابی طالب در دست مبارکش بود، وجود مبارک امام حسن و حسین در پیش روی او راه می رفتند، و حضرت صدیقه ی طاهره فاطمه ی زهرا پشت سرش بود، برای مباهله به راه افتاد.

هم چنین نصارای نجران در حالی بیرون آمدند که اُسقف اعظم آن ها نیز پیشاپیش آنان بود، وقتی چشمان اُسقف اعظم به وجود مبارک رسول گرامی اسلام و همراهانش افتاد، پرسید: همراهان او چه نسبتی با او دارند؟

در پاسخ گفتند: این پسر عمو و هم چنین داماد و محبوب ترین انسان ها در نزد او است، و این دو پسر فرزندان دختر او از علی هستند، و آن بانو دخترش فاطمه است که عزیزترین مردم نزد او، و نزدیک ترین افراد به قلب او است.

در روایتی آمده است: اُسقف أعظم به آن ها گفت: من صورت هایی را می بینم که اگر از خداوند تقاضا کنند کوه ها را از جا بر کند، خداوند متعال چنین خواهد کرد، هرگز با آن ها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد، و یک نصرانی تا روز قیامت بر صفحه ی زمین نخواهد ماند (1)

در این هنگام اُسقف اعظم به محضر پیامبر گرامی اسلام عرض کرد: ای ابوالقاسم! ما با تو مباهله نمی کنیم، بلکه حاضر به مصالحه هستیم، با ما مصالحه کن، پیامبر اکرم با آن ها مصالحه نمود (2)

ص: 337


1- اقبال الاعمال ج 2 ص 370، تفسیر کشاف (زمخشری) ج 1 ص 368 و 369، تفسیر فخر رازی ج 8 ص 2471. در این تفسیر به طور مفصل این ماجرا بیان شده است.
2- صورت مصالحه طبق نقل زمخشری در تفسیر کشاف ج 1 ص 369 و فخر رازی در تفسیر کبیر ج 8 ص 247 و سید بن طاووس در اقبال الاعمال ج 2 ص 350 چنین بود که گفتند: با تو به این صورت مصالحه می کنیم که شما با ما جنگ نکنید، و ما را نترسانید، و از دین مان برنگردانید، و در مقابل آن، ما در هر سال دو هزار حله و قواره لباس کامل به شما بدهیم؛ هزار  قواره در ماه صفر و هزار حله در ماه رجب، و نیز سی دست زره آهنین جنگی به شما تحویل دهیم. و در مناقب آل ابی طالب ابن شهرآشوب ج 3 ص 370 سی راس اسب و سی نفر شتر نیز اضافه ذکر شده است.

این آیه شریفه، هم بیان کننده ی برهانی قاطع برای معرفی اهل بیت واقعی پیامبر اکرم است، و هم مدعیان دروغین را از دایره ی اهل بیت خارج کرده و فضیلت و برتری آل محمد را به وضوح برای عالیمان آشکار می سازد، و هم چنین نکات بسیار مهم و اساسی را بیان می کند:

اول این که مراد از {وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ} کسی جز حضرت علی بن ابی طالب - علیه أفضل صلوات المصلّین - نیست؛ زیرا که انسان نفس خودش را نمی¬خواند، این سخن بیان کننده ی این نکته است که حضرت امیرالمومنین نفس رسول خداست، اگر چه در ظاهر متعدد، ولی در واقع نور واحد هستند.

به این سبب چون پیامبر بزرگوار اسلام حضرت رسالت پناه محمد مصطفی از سایر انبیای عظام برتر و بر جسته تر است، حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب نیز از سایر انبیا برتر و با فضیلت تر است که این حدیث شریف:

(مَنْ أَرَادَ أَنْ یرَی آدَمَ فِی عِلْمِهِ، وَ نُوحاً فِی طَاعَتِهِ، وَ إِبْرَاهِیمَ فِی خَلَّتِهِ، وَ مُوسَی فِی قُرْبَتِهِ، وَ عِیسَی فِی صَفْوَتِهِ، فَلْینْظُرْ إِلَی عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ)؛ (1)

ص: 338


1- هر کس می خواهد حضرت آدم را در علمش، و و نوح را در طاعتش، و ابراهیم خلیل را در خلتش، و حضرت موسی را در قربتش، و حضرت عیسی را در صفوتش ببیند، به حضرت علی بن ابی طالب بنگرد. فهرست منتجب الدین ص 432، بحار الانوار ج 21 ص 283.

با صراحت به این نکته دلالت دارد که اوصاف برجسته در انبیای سلف و ارباب شرف، در وجود مقدس حضرت علی بن ابی طالب جمع بود، و او به غیر از وجود مقدس و نورانی پیامبر خاتم، افضل از جمیع انبیای الهی است (1)

دوم این که وجود مقدس امام حسن و امام حسین فرزندان و ذریه ی

ص: 339


1- در تفسیر فخر رازی ج 8 ص 248 چنین آمده: کَانَ فِی الرَّیِّ رَجُلٌ یُقَالُ لَهُ: مَحْمُودُ بْنُ الْحَسَنِ الْحِمْصِیُّ، وَکَانَ مُعَلِّمَ الْاِثْنَیْ عَشْرِیَّهَ، وَکَانَ یَزْعُمُ أَنَّ عَلِیًّا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ أَفْضَلُ مِنْ جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ سِوَی مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ: وَالَّذِی یَدُلُّ عَلَیْهِ قَوْلُهُ تَعَالَی: وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکُمْ، وَلَیْسَ الْمُرَادُ بِقَوْلِهِ: «وَأَنْفُسَنا» نَفْسَ مُحَمَّدٍ؛ لِأَنَّ الْإِنْسَانَ لَا یَدْعُو نَفْسَهُ، بَلِ الْمُرَادُ بِهِ غَیْرُهُ. وَ أَجْمَعُوا عَلَی أَنَّ ذَلِکَ الْغَیْرَ کَانَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، فَدَلَّتِ الْآیَهُ عَلَی أَنَّ نَفْسَ عَلِیٍّ هِیَ نَفْسُ مُحَمَّدٍ، وَلَا یُمْکِنُ أَنْ یَکُونَ الْمُرَادُ مِنْهُ أَنَّ هَذِهِ النَّفْسَ هِیَ عَیْنُ تِلْکَ النَّفْسِ، فَالْمُرَادُ أَنَّ هَذِهِ النَّفْسَ مِثْلُ تِلْکَ النَّفْسِ، وَذَلِکَ یَقْتَضِی الْاِسْتِوَاءَ فِی جَمِیعِ الْوُجُوهِ، تُرِکَ الْعَمَلُ بِهَذَا الْعُمُومِ فِی حَقِّ النُّبُوَّهِ، وَفِی حَقِّ الْفَضْلِ؛ لِقِیَامِ الدَّلَائِلِ عَلَی أَنَّ مُحَمَّدًاکَانَ نَبِیًّا وَ مَا کَانَ عَلِیٌّ کَذَلِکَ، وَ لِانْعِقَادِ الْإِجْمَاعِ عَلَی أَنَّ مُحَمَّدًاکَانَ أَفْضَلَ مِنْ عَلِیٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، فَیَبْقَی فِیمَا وَرَاءَهُ مَعْمُولًا بِهِ. ثُمَّ الْإِجْمَاعُ دَلَّ عَلَی أَنَّ مُحَمَّدًاکَانَ أَفْضَلَ مِنْ سَائِرِ الْأَنْبِیَاءِ، فَیَلْزَمُ أَنْ یَکُونَ عَلِیٌّ أَفْضَلَ مِنْ سَائِرِ الْأَنْبِیَاءِ، فَهَذَا وَجْهُ الِاسْتِدْلَالِ بِظَاهِرِ هَذِهِ الْآیَهِ. ثُمَّ قَالَ: وَیُؤَیِّدُ الْاِسْتِدْلَالَ بِهَذِهِ الْآیَهِ، الْحَدِیثُ الْمَقْبُولُ عِنْدَ الْمُوَافِقِ وَالْمُخَالِفِ، وَهُوَ قَوْلُهُ: «مَنْ أَرَادَ أَنْ یَرَی آدَمَ فِی عِلْمِهِ، وَنُوحًا فِی طَاعَتِهِ، وَإِبْرَاهِیمَ فِی خُلَّتِهِ، وَمُوسَی فِی هَیْبَتِهِ، وَعِیسَی فِی صَفْوَتِهِ، فَلْیَنْظُرْ إِلَی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ». فَالْحَدِیثُ دَلَّ عَلَی أَنَّهُ اجْتَمَعَ فِیهِ مَا کَانَ مُتَفَرِّقًا فِیهِمْ، وَذَلِکَ یَدُلُّ عَلَی أَنَّ عَلِیًّا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ أَفْضَلُ مِنْ جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ سِوَی مُحَمَّدٍ.

رسول الله می باشند؛ زیرا رسول اکرم فرمود که: «فرزندان خود را بخوانید» {فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ}، اما خود آن بزرگوار حسنین را احضار کرد که بیانگر این است که آن دو گوهر گرا ن بها فرزندان ایشان می باشند.

و آنچه که این مدعا را تایید و تاکید می کند، این قول خداوند متعال در سوره ی مبارکه ی انعام است که فرمود:

(وَ مِنْ ذُرِّیتِهِ داوُدَ وَ سُلَیمَانَ وَ أَیوبَ وَ یوسُفَ وَ مُوسَی وَ هَارُونَ وَ کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ وَ زَکَرِیا وَ یحْیی وَ عِیسَی)(1)

نام مبارک حضرت عیسی بن مریم نیز در جمع پیامبرانی که به عنوان ذریه ی حضرت ابراهیم شمرده شدند، به چشم می آید، و این در حالی است که حضرت فقط از جانب مادر به حضرت ابراهیم خلیل منتسب است نه از جانب پدر، و این بیان کننده ی این مطلب است که فرزند دختر نیز به عنوان فرزند محسوب می شود که خود حضرت  فرمود:

ابْنَای هَذَانِ إِمَامَانِ؛ قَامَا أَوْ قَعَدَا؛(2)

این دو فرزند من دو امام هستند؛ بپا خیزند (و جنگ کنند) یا بنشینند (و دست از حق خود باز داشته و صلح کنند).

سوم این که اگر پیامبر گرامی اسلام نسبت به مومنین بر نفوس شان اولویت داشت: {النَّبی أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}(3) در نتیجه باید حضرت مولی الموالی امیرالمومنین  نیز بر تمام نفوس آدمیان اولی باشد.

ص: 340


1- سوره ی انعام آیه ی 84 و 85.
2- ارشاد شیخ مفید ج 2 ص 30، اعلام الوری ص 209، بحار الانوار ج 21 ص 278.
3- سوره ی احزاب آیه ی 6.

در نتیجه اگر پیامبر گرامی اسلام به عنوان پیشوای جهانیان بود و اطاعت او نیز واجب است، پس اطاعت ولی الله الاعظم حضرت علی مرتضی نیز بر مردم فرض و واجب است.

همان طوری که در سوره ی مبارکه ی نسا تصریح می فرماید:

(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ) (1)

4- آیه ی مبارکه ی مودّت
اشاره

از آیات دیگر که در شان و منزلت اهل بیت عصمت و طهارت نازل شده، آیه ی مودّت است که خداوند متعال فرمود:

(قُلْ لاَ أَسْئَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی وَ مَنْ یقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْناً إِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَکُورٌ)(2)

بگو من از شما هیچ گونه اجر و پاداشی بر این امر دعوت و رسالت نمی خواهم مگر مودّت و محبت نسبت به نزدیکانم.

خداوند منان در آیه ی مورد بحث، اجر و مزدی را برای رسول گرامی خود معیّن کرده، و آن مودّت و محبّت و ارادتِ خالصانه نسبت به ذوی القربی و درحقیقت افراد بسیار نزدیک پیامبر اکرم است.

شان نزول

مرحوم طبرسی در «مجمع البیان» در باره ی شان نزول آیه ی مودّت حدیثی

ص: 341


1- سوره ی نسا آیه ی59 : ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الامر (اوصیای پیامبر) را.
2- سوره ی شوری آیه ی 23.

را از پیامبر گرامی اسلام نقل نموده است که خلاصه اش چنین است:

وقتی که پیامبر اکرم وارد شهر مدینه شد و مورد استقبال گرم و بی نظیر انصار قرار گرفت، آن ها که از دوستان و دلباختگان پیامبر بودند، با مشورت یک دیگر به محضر مبارک رسول خدا مشرّف شدند و عرضه داشتند:

اگر مشکلات مالی سدّ راه ترویج دین، و پیش برد حکومت اسلامی، و تحقق آرمان های حقیقی دین شد، اموالی که در اختیار ما قرار دارد، بدون هیچ گونه قید و شرطی در اختیار شما می باشد، و به هر طریقی که صلاح می دانید، از آن بهره برداری نمایید، در این هنگام این آیه ی کریمه ی {قُلْ لاَ أَسْئَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی} نازل شد، و پیامبر اکرم آیه شریفه را تلاوت فرمود.

انصار در حالی که از شدت خوشحالی و فرح به وجد آمده بودند، با رضایت و تسلیم، محضر فخر کاینات حضرت رسالت پناه محمد بن عبدالله را ترک کردند.

اما منافقان سیه دل که داعیه ی شکست دین با عظمت اسلام را در سر می پروراندند، از این فرصت استفاده کرده و نزول چنین آیه ای را بر رسول خدا منکر شده، و با تبلیغات سوء در میان مردم شایعه کردند که هدف محمّد این است تا از این طریق ما را بعد از خود در برابر خویشاوندانش خوار و ذلیل نماید.

اما طولی نکشید که خداوند متعال با نزول آیه ی دیگر، توطئه و نقشه های آنان را نقش بر آب کرد و فرمود:

(أَمْ یقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَإِنْ یشَإِ اللهُ یخْتِمْ عَلَی قَلْبِکَ وَ یمْحُ اللهُ

ص: 342

الْبَاطِلَ وَ یحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلیمٌ بِذَاتِ الصُّدُور)(1)

آیا می گویند: او بر خدا دروغی بسته است؟ در حالی که اگر خدا بخواهد بر دلت مُهر می نَهد، و خدا باطل را محو و حقیقت را با کلمات خویش پا برجا می کند، اوست که به راز دل ها داناست.

پیامبر گرامی اسلام بی درنگ پیکی به سراغ انصار فرستاد و آیه ی شریفه را به همراه محتوای آن به گوش شان رساند، در این هنگام گروهی از آن ها نادم و شرمسار، با چشمی اشکبار، ناراحت و پشیمان به سوی پیامبر رحمت برگشتند که با توبه ی آن ها، باران عفو و رحمت حق باریدن گرفت، و خداوند متعال با فرستادن فرشته ی وحی، نوید جان بخش قبول توبه را به گوش پیامبر رحمت خود زمزمه کرد و فرمود:

(وَ هُوَ الَّذی یقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَ یعْفُوا عَنِ السَّیئَاتِ وَ یعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ)(2)

و اوست کسی که توبه را از بندگان خود می پذیرد، و از گناهان در می گذرد، و آنچه می کنید می داند(3)

با توجه به آیه ی کریمه، و شان نزول آن، این نتیجه به دست می آید که مودّت اهل بیت پاداش و اجر و مزد رسالت است.

ذوی القربی

اما «ذوی القربی» چه کسانی هستند و مصداق آن کیست؟ در میان علما

ص: 343


1- سوره ی شوری آیه ی 24.
2- سوره ی شوری، آیه ی 25.
3- مجمع البیان، ج 9، ص 29.

گفت وگوست، شایسته است در این باره نیز به رسول گرامی اسلام مراجعه نماییم، و او را در روشن نمودن شبهات، داور و حَکَمْ قرار دهیم که خداوند متعال می فرماید:

(فَلاَ وَ رَبِّکَ لاَ یؤْمِنُونَ حَتَّی یحَکِّمُوکَ فیمَا شَجَرَ بَینَهُمْ ثُمَّ لاَ یجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیتَ وَ یسَلِّمُوا تَسْلیماً)(1)

ولی چنین نیست، به پروردگارت قَسَم که ایمان نمی آورند مگر آن که تو را در مورد آنچه میان آنان مایه ی اختلاف است داور گردانند، سپس از حکمی که کرده ای در دل های شان احساس ناراحتی (و تردید) نکنند، و کاملاً سرِ تسلیم فرود آورند.

پیامبر گرامی اسلام مقصود از ذوی القربی را بیان فرمودند، و مراد آن را توضیح داده و مصداق آن را نیز معیّن نموده است که توضیح آن در احادیث شیعه و سنی(2) آمده است، طبق این روایات، ذوی القربی فقط اهل بیت عصمت و طهارت پیامبر گرامی اسلام هستند.

ابن عباس می گوید: هنگامی که آیه ی کریمه ی مودّت نازل گردید، از رسول خدا پرسیدند: مقصود شما از ذوی القربی و خویشاوندان - که محبّت و مودّت آنان بر ما فرض و واجب است - چه کسانی هستند؟

پیامبر خدا فرمود:

عَلِی وَ فَاطِمَهَ وَ ابْنَاهُمَا؛ (3)

ص: 344


1- سوره ی نسا آیه ی 65.
2- صحیح بخاری ج 3 ص 502، مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 229.
3- مناقب علی بن ابی طالب ص 316 حدیث 521، ذخائر العقبی ص 25، استجلاب ارتقاء  الغرف ج1ص323 و 324حدیث 49 ، تفسیر فخر رازی ج27 ص595، معجم کبیر طبرانی ج11 ص351، شواهد التنزیل ج2 ص194.

علی و فاطمه و دو فرزند آن ها هستند.

و چون در آیه ی شریفه ی دیگری می فرماید: {مَا سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ}(1) ، این نکته روشن می شود که موّدت اهل بیت، و عرض ادب به ساحت مقدسه ی آن بزرگواران که به عنوان وظیفه ی لازمه برای هر مکلفی است، و آنچه را که آیه کریمه بیان فرمود صرفاً برای هدایت و نجات انسان از ضلالت است، و لذا می فرماید: {مَا سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ}.

و در زیارت جامعه ی کبیره و ادعیه ی دیگر نیز وارد است:

وَ جَعَلَ صَلَواتَنَا عَلَیکُمْ رَحْمَهً لَنَا وَ کفّارهً لِذُنُوبنا؛(2)

خداوند درود و صلوات ما بر شما را رحمت برای ما و کفّاره ی گناهان مان قرار داد.

و این نکته قابل تذکر است که قبولی ولایت آنان، مانند پذیرفتن رسالت پیامبر اسلام موجب سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت خود انسان هاست، و نتیجه اش به نفع خود انسان ها خواهد بود.

نگاهی به دو روایت

الف: حدیث شریف ثقلین

حدیث ثقلین از جمله احادیثی است که میان شیعه و سنی به تواتر رسیده

ص: 345


1- سوره ی سبا آیه ی 47 : هر اجر و پاداشی از شما خواسته ام برای خود شماست
2- کافی ج 4 ص 559 حدیث 1، تهذیب الاحکام ج 6 ص 80 ذیل حدیث 157، بحار الانوار ج 100 ص 203 ضمن حدیث 1.

است اگر چه در برخی نقل ها، بعضی از واژه های آن متفاوت بیان شده اند .(1)

از کسانی که این روایت را نقل می کند، زید بن ارقم است، ایشان می گوید: پیامبر اکرم فرمودند:

إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی، أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الْآخَرِ، وَ هُوَ کِتَابُ اللهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ، وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیتِی، لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ؛(2)

همانا من در میان شما چیزی را به یادگار می گذارم که اگر به آن تمسک کنید هرگز بعد از من گمراه نخواهید شد، یکی از آن ها بزرگ تر از دیگری است و آن کتاب خداست که مانند ریسمانی آویخته از آسمان به سمت زمین است، و دیگری عترت و اهل بیت من هستند، این دو هرگز از

ص: 346


1- در بعضی از منابع روایی مانند: سننن ترمذی ج 2 ص 308، تفسیر قرآن العظیم ابن کثیر ج 4 ص 113، معجم کبیر طبرانی ج 3 ص 63 حدیث 2678، نظم درر السمطین ص 231، ینابیع الموده ص 30 و 41 و 370 بدل از «ما إن تمسکتم» لفظ «ما إن أخذتم» آمده است. در مجمع الزوائد ج 9 ص 163، معجم کبیر طبرانی ج 3 ص 64 حدیث 2681، الصواعق المحرقه ص 150 نقل شده است که رسول الله فرمودند: إنی تارک فیکم الثقلین: کتاب الله و عترتی أهل بیتی، ما إن تمسکتم بهما... فلا تقدمو هما فتهلکوا، و لا تقصروا عنهما فتهلکوا، و لا تعلموهم؛ فإنّهم إعلم منکم. در مسند احمد بن حنبل ج3 ص 14 و ج 5 ص 182 و 189، الدّر المنثور ج 2 ص 60 و مصنف ابن ابی شیبه ج 10 ص 154، کنز العمال ج 1 ص 154 حدیث 872 و دیگران به جای «ثقلین» لفظ «الخلیفتین» آمده.
2- رجوع شود به عمده عیون صحاح الاخبار ابن بطریق ص 72 حدیث 89، بحار الانوار ج 23 ص 118 حدیث 36 و ج 29 ص 340 حدیث 7، مرآه العقول ج 3 ص 231، ، کنز العمال ج 1 ص 154 حدیث 873، اسد الغابه ج 2 ص 12، سنن ترمذی ج 2 ص 308، تفسیر قرآن العظیم ابن کثیر ج 4 ص 113، الدّر المنثور ج 6 ص 306.

یک دیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

با توجه به حدیث شریف ثقلین، قرآن کریم و عترت پاک و مطهر رسول گرامی اسلام به عنوان دو مرجع کامل و بی عیب و نقصی هستند که حسن عاقبت و سعادت را برای بشریت تضمین می کنند، و انسان بدون تمسک به این دو ثقل گرانقدر، به هیچ عنوان راهی برای دست یابی سعادت دنیوی و اخروی خود ندارد، لذا فرمود:

مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی؛

مادامی که چنگ بیاندازید و متمسک به این دو شوید، هرگز گمراه نخواهید شد.

ب: حدیث شریف سفینه

از جمله احادیثی که جایگاه با عظمت خاندان وحی را بیان می کند، حدیثی است که به حدیث سفینه مشهور می باشد، این روایت اصل و اساس نجات انسان را از ضلالت و شقاوت، در تبعیت و اطاعت و پیروی از عترت پاک پیامبر می داند.

ابوذر غفاری - که از صحابه ی خاص و از یاران با وفای پیامبر گرامی اسلام است - می گوید: روزی پیامبر اکرم فرمود:

إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَهِ نُوحٍ، مَنْ دَخَلَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ؛(1)

ص: 347


1- امالی شیخ طوسی ص 60 ضمن حدیث 88 و ص 349 حدیث 721 و ص 733 ضمن حدیث 1532، احتجاج طبرسی ج 2 ص 380، بحار الانوار ج 23 ص123 حدیث 48، مستدرک حاکم نیشابوری ج 2 ص 343، مجمع الزوائد ج 9 ص 168، معجم صغیر طبرانی ج 2 ص 139، کنز العمال ج 12 ص 98 حدیث 34169.

مَثَل اهل بیت من در میان شما مَثَل کشتی نوح است، هر کس داخل آن شد و به این کشتی سوار گردید، نجات می یابد، و هر کس تخلف کند و نپذیرد و وارد آن نگردد غرق می شود.

خاندان پاک رسول خدا بهترین هادی و تنها نور هدایت گر به سوی حق هستند، و تمام مراتب راستی و درستی در اختیار آنهاست.

آن دسته از کسانی که سوار بر کشتی هدایت و نجات اهل بیت عصمت و طهارت می شوند، کامیاب و رستگار می باشند، و آن گروهی که از آن ها روی گردانند، در هلاکت و گمراهی به سر می برند، در واقع کنایه از ولایت پذیری و اطاعت آن هاست.

پیام های جاودان در برداشت از کلام مولای متقیان(ع)

اول این که امیرالمومنین در باره ی اهل بیت پیامبر می فرماید:

لَا یقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهِ أَحَدٌ (1)

به راستی آل محمد دارای چه ویژگی هایی هستند که امیر بیان حضرت علی بن ابی طالب  مقام و منزلت آن ها را این گونه بیان می کند و می فرماید:

در بین این امت هیچ کس با آل محمّد قابل مقایسه و همتایی نیست؛ زیرا آن ها قرآن ناطق و مهم ترین عامل نجات و رهایی هستند، سعادت، پیروزی، کامیابی و رستگاری فقط و فقط در سایه سار اطاعت بی چون چرای اهل بیت عصمت طهارت ممکن و میسور است و بس.

دوم این که امیرمومنان علی در آخرین وصیت خود فرمودند:

ص: 348


1- نهج البلاغه ضمن خطبه ی 2.

اللهَ اللهَ فِی ذُرِّیهِ نَبِیکُمْ، فَلَا تُظْلَمُنَّ بَینَ أَظْهُرِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَقْدِرُونَ عَلَی الدَّفْعِ عَنْهُمْ (1)

گویا آن حضرت با این وصیت نورانی، چشم پوشی بسیاری از مردم بی وفا و عهد شکن و بی ایمان را از مقام و منزلت اهل بیت گرامی پیامبر، و رها کردن آن ها را پیش بینی کردند که این گونه به دفاع و حمایت آن ها سفارش نمودند.

او می دانست در آینده ی نزدیک، اهل بیت پیامبر با تمام عزت و عظمتی که دارند، مورد انکار دنیا پرستان هوا مدار قرار می گیرند. نه تنها مردم فرصت طلب از آن ذوات مقدّسه می گریزند، بلکه با عداوت و دشمنی به جنگ با اهل بیت عصمت و طهارت بر خواهند خواست.

سفارش حضرت به صورت کنایه به حوادثی اشاره دارد که در پیش روی این خاندان پاک و مطهر است، و اطلاق کلام ایشان می تواند مصادیق فراوانی را دربرگیرد.

ممکن است اشاره ا ی به آن حادثه ی تلخ و ناگوار بعد از رحلت غم انگیز رسول خدا باشد که امام با دلی پرخون و چشمی اشکبار، و سینه ای پر درد، مشغول غسل دادن بدن پاک و مطهر رسول اکرم و تدارک دفن آن حضرت بود، ولی آن ها در سقیفه ی بنی ساعده، مشغول دفن حق مسلّم امیرالمومنین بودند که بزرگ ترین ظلم در عالم هستی را محقق ساختند.

ممکن است اشاره به هجوم بی باکانه ی آن هایی باشد که با خاموش شدن

ص: 349


1- از خداوند بپرهیزید و او را اطاعت کنید در باره ی اهل بیت پیامبر، مبادا آن ها در میان شما مظلوم واقع شوند در حالی که شما توان دفاع و حمایت از آن ها را داشته باشید.

نور پر فروغ خورشید رسالت، وقیهانه به بیت وحی حمله ورشدند، و پاره ی تن و میوه ی قلب رسول خدا را در بین دیوار و در مجروح کرده و دردآورترین فاجعه ی عالم را رقم زدند.

یا این که مظلومیت امام مجتبی را یاد آور شده که بدن نازنین و مطهر سبط اکبر بعد از شهادت، آماج تیرها قرار می گیرد، و ظلم بی نظیری را در عالم به نمایش می گذارند.

و شاید هم به حادثه ی غمبار و داهیه ی عظما و مصیبت کبرای کربلا اشاره داشته باشد که در آینده ی نه چندان دور پس از شهادت ایشان تحقق پیدا می کند.

این وصیت حضرت به گونه ای دامنه اش وسیع و گسترده است که مقید به زمان خاصی نیست، لذا تا زمان ظهور فرزند دلبندش یوسف فاطمه  قطب عالم وجود حضرت بقیه الله الاعظم حضرت مهدی موعود  را نیز شامل می شود.

اکنون که خورشید عالم خلقت در پس ابرهای سیاه غیب قرار دارد، اگر چه افاضه ی او به جهان انسانیّت منقطع نیست، ولیکن به طور مستقیم، جامعه انسانی از وجود نازنین او محروم است، شایسته است. در زمان غیبت ولی الله اعظم، قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان، به وصیت حضرت سیّد الاوصیا امیرالمومنین علی مرتضی لبیک گوییم، و به یاری اهل بیت مظلوم پیامبر بشتابیم، و در غربت و مظلومی آنان اقامه ی شعایر نمایم، و تحقق این امر با شناخت وظایف مان در زمان غیبت میسّر است.

آنچه که رضایت و خشنودی آن ها را فراهم می کند، مزیّن شدن به لباس تقوا و

ص: 350

پاکدامنی و پارسایی است که امیر بیان حضرت علی بن ابی طالب در این باره می فرماید:

أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سَدَاد؛(1)

شما با پرهیز کاری و تلاش فراوان و پاکدامنی مرا یاری دهید.

زیبنده است که شیعه ی امیرالمومنین به فرمایش حضرت امام جعفر صادق  که فرمود:

«عَلَیکُمْ بِتَقْوَی اللهِ وَ الْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ، وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ، وَ أَدَاءِ الْأَمَانَهِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ، وَ حُسْنِ الْجِوَارِ، وَ کُونُوا لَنَا زَیناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَینَا شَیناً»(2) با انجام واجبات و ترک محرمات و پیشه کردن اعمال درست انسانی به یاری آن ها شتافته، و مایه ی آبرو و عزت و سربلندی اهل بیت پاک پیامبر باشیم، و همگی ندبه کنان با چشمی اشکبار، طلوع خورشید پنهان در پس ابرهای غیبت را به انتظار می نشینم و فرجش را از خداوند منان مسالت داریم إن شاء الله.

ص: 351


1- نهج البلاغه، نامه ی 45، نامه ی حضرت به عثمان بن حنیف.
2- وسائل الشیعه، ج 12، ص 8 ، حدیث 15504: بر شما باد که تقوی و پرهیزکاری و ورع و تلاش و کوشش و راست گویی و ادای امانت و خوش اخلاقی و خوش رفتاری با همسایگان همه را مراعات کنید، و باعث افتخار ما باشید نه باعث ننگ و عار ما.

ص: 352

فصل پانزدهم:اصحاب پیامبردرکلام امیرالمومنین(ع)

اشاره

ص: 353

ص: 354

اصحاب پیامبر در کلام امیرالمومنین(ع)

اللهَ اللهَ فِی أَصْحَابِ نَبِیکُمُ الَّذِینَ لَمْ یحْدِثُوا حَدَثاً، وَ لَمْ یؤْوُوا مُحْدِثاً؛ فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ(ص) أَوْصَی بِهِمْ، وَ لَعَنَ الْمُحْدِثَ مِنْهُمْ وَ مِنْ غَیرِهِمْ وَ الْمُؤْوِی لِلْمُحْدِثِ؛

خداوند متعال را اطاعت کنید و او را به یاد بیاورید در باره ی آن گروه از اصحاب پیامبرتان که بدعتی به وجود نیاوردند، و بدعت گذاری را پناه ندادند؛ زیرا رسول خدا در باره ی اصحاب خود سفارش فرمود، و بدعت گذار از صحابه و غیر صحابه و چه آن کسانی را که بدعت گذاران را پناه دهند، لعنت فرمود.

مولای متقیان علی(ع) به تاسی از پیامبر گرامی اسلام در این بخش از وصیت، تکریم و احترام نسبت به صحابه را به همراه تاکید، به همه ی مخاطبان خود سفارش فرمودند.

اما اطلاق کلام امیر بیان با دو قید بسیار مهم همراه است که راز این قید با استناد امیرمومنان(ع) به کلام پیامبر عالیقدر اسلام کاملاً مشخص، و صحابه ی حقیقی از صحابه ی مدعی و دورغین و بدعت گذار - که تنها نام صحابی بودن را یدک می کشند - متمایز می گردد.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود:

«ملعونند آن دسته از کسانی که آیین و عقیده ی جدیدی را که بر خلاف دین و

ص: 355

شریعت است، در دین داخل کنند، و چه آن هایی که بدعت گذاران را در زیر چتر حمایت خود قرار داده و از آنان محافظت می نمایند، بر اثر این عمل زشت، رحمت بیکران حق شامل حال شان نخواهد شد» (1)

بدعت در لغت و اصطلاح

واژه ی «بدعت» یعنی چیزی نو پیدا و بی سابقه، و هم چنین به آیین نو، و رسم و عقیده ی تازه بر خلاف دین را «بدعت» می گویند (2)

و در اصطلاح عبارت است از: «ما ابْتُدِعَ من الدِّینِ بعد الإکمال» آنچه را که بعد از اکمال و اتمام دین، به صورت نو پیدا در دین به وجود آمده، در حالی که اصل و اساسی در قرآن و سنت نداشته باشد (3)

واژه ی «بدعت» در قرآن کریم به همراه مشتقّات، در موارد اندکی با الفاظ «بدیع»(4) یا «بدْعاً»(5) یا «اِبْتَدعَوا»(6) بیان شده است، اما الفاظ و جملاتی که معنای

ص: 356


1- معانی الاخبار ص 265 حدیث 2، بحار الانوار ج 27 ص 66 ذیل حدیث 14:مَنْ أَحْدَثَ حَدَثاً، أَوْ آوَی مُحْدِثاً، فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ.
2- فرهنگ معین فارسی، ج 1، ص 484.
3- لسان العرب ج 8 ص 6، مفردات الفاظ القرآن ص 111، مجمع البحرین ج 4 ص 298 و 299.
4- سوره ی بقره آیه ی 117:  بَدیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذَا قَضَی أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛ هستی بخش آسمان ها و زمین اوست، و هنگامی که فرمان وجود چیزی را صادر کند، تنها می گوید: موجود باش، سپس آن، فوری موجود می شود.
5- سوره ی احقاف آیه ی 9: (قُلْ مَا کُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ مَا أَدْری مَا یُفْعَلُ بی وَ لاَ بِکُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحَی إِلَیَّ وَ مَا أَنَا إِلاَّ نَذیرٌ مُبینٌ)؛ بگو: من پیامبر نوظهوری نیستم، و نمی دانم با من و شما چه خواهد شد، من تنها از آنچه بر من وحی می شود پیروی می کنم، و جز بیم دهنده ی آشکاری نیستم.
6- سوره ی حدید آیه ی 27: وَ جَعَلْنَا فی قُلُوبِ الَّذینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَهً وَ رَحْمَهً وَ رَهْبَانِیَّهً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَیْهِمْ إِلاَّ ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللهِ. و در دل کسانی که از او پیروی کردند رافت و رحمت قرار دادیم، و رهبانیّتی را که ابداع کرده بودند ما بر آنان مقرّر نداشته بودیم گرچه هدف شان جلب خشنودی خدا بود.

بدعت را برساند (ولکن از ماده ی بدعت نباشد) در قرآن کریم بسیار آمده است که به چند مورد آن اشاره می کنیم.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

(فَوَیلٌ لِلّذینَ یکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیدیهِمْ ثُمّ یقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللهِ)(1)

وای بر آن ها یهودی ها که کتاب تورات را با دست خود می نویسند و سپس به افراد عوام می گویند: این کتاب از جانب خدا است.

و هم چنین در آیه ی دیگر فرموده:

(مِنَ الّذینَ هَادُوا سَمّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرینَ لَمْ یأْتُوکَ یحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ)(2)

گروهی از یهودیان که خوب به سخنان تو گوش می دهند تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند، آن ها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده اند، آن ها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف می کنند (و در آن نوعی بدعت ایجاد می کنند).

ص: 357


1- سوره ی بقره آیه ی 79.
2- سوره ی مائده آیه ی 41.

با توجه به مفهوم این دو آیه ی شریفه، معنای بدعت و هویت بدعت گذار آشکار می گردد که در آیه ی نخست کسانی را که با تبعیّت از هوای نفس، به دست خود کتابی را می نویسند و آن را به نام خداوند، به مردم عرضه می دارند تا آن ها را در حیرانی و نگرانی نگه داشته و از دست یابی به حقیقت محروم کنند، با جمله ی «یکتبون» از آنان سخن می گوید.

و کسانی را که به سخنان رسول اکرم(ص) گوش فرا داده اما با تغییر کلمات و تحریف معانی آن، موجب گمراهی بی سوادان و یا کم سوادانِ چشم و گوش بسته می شوند تا آن ها را بی خبر از فرامین حقیقی دینی نگه دارند، با جمله ی {یحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ}، معرفی می کند.

از این رو، دسته ی اول را مورد مذمت قرار داده و نفرین می نماید: {فَوَیلٌ لِلّذینَ یکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیدیهِمْ}.

و دسته ی دوم را، در این سرای فانی به رسوایی و خاری، و در آن سرای جاودانی، به عذابی بسیار عظیم وعده داده است: {لَهُمْ فِی الدّنْیا خِزْی وَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَهِ عَذَابٌ عَظیمٌ}(1) .

بدعت در برخی روایات

حضرات معصومین مساله ی بدعت را به طور کلی نفی و مذمت نموده، و در مواضع مختلفی به مناسبت، در باره ی آن سخن به میان آورد ه اند، و مسلمانان را نسبت به آثار سوء و زیان بار آن هشدار داده اند که به برخی آن موارد اشاره می شود:

ص: 358


1- سوره ی مائده آیه 41.

پیامبر گرامی اسلام فرمود:

سَیکُونُ أَقْوَامٌ مِنْ أُمَّتِی یتَعَاطَی فُقَهَاؤُهُمْ عُضْلَ الْمَسَائِلِ، أُولَئِکَ شِرَارُ أُمَّتِی؛ (1)

زمانی فرا می رسد که عده ای از دانایان امّت من مسایل پیچیده را به هم مخلوط نموده و اشتباه (و بدعت ایجاد) می کنند، آنان بدترین افراد امّت من می باشند.

مولی الموحدین حضرت امیرالمومنین فرمودند:

وَ أَمَّا أَهْلُ الْبِدْعَهِ فَالمُخَالِفُونَ لِإَمْرِ الله تَعَالَی وَ لِکِتَابِهِ وَ لِرَسُولِهِ، الْعَامِلُونَ بِرَأْیهِمْ وَ أَهْوَائِهِمْ وَ إِنْ کَثُرُوا؛(2)

اهل بدعت کسانی هستند که با فرمان الهی و کتاب آسمانی قرآن و سخنان پیامبر اکرم مخالفت می ورزند، و طبق خواسته ها و هواهای نفسانی خویش رفتار می کنند (آن ها اهل بدعتند) هر چند جمع زیادی باشند.

ظهور بدعت در جامعه ی اسلامی

تاریخ شاهد مصیبت غمباری بوده است، و آن را برای آیندگان حکایت می کند که گروهی خیره سر و مسلمان نما، در حیات پیامبر(ص) دست به بدعت و تحریف می زدند، و گستاخانه به رسول اکرم(ع) در اجرای برخی از امور اعتراض می کردند.

ص: 359


1- منیه المرید ص 285، نظیر این روایت در کنز العمال ج 10 ص 211 حدیث 29115 و مجمع الزوائد ج 1 ص 155 با عبارت «یغلّطون» به جای «یتعاطی» آمده است.
2- احتجاج طبرسی ج 1 ص 168، بحار الانوار ج 32 ص 222 ضمن حدیث 173 و ج 32 ص 258 ضمن حدیث 199، کنز العمال ج 16 ص 184 ضمن حدیث 44216.

روزی به پیامبر خدا پیشنهاد دادند تا جمله ی «حیّ علی خیر العمل» را از اذان نماز بردارند که حضرت(ع) فرمود:

«جملات اذان وحی الهی است و در اختیار من نیست»

اما بعد از وفات جانسوز نبی مکرم اسلام آن جمله را برداشته و از آن پس، بلال موذن آن حضرت لب فرو بست و دیگر اذان نگفت (1)

اما وقتی خورشید اسلام غروب کرد، زبان به کامان، مانند شب پره بازیگر میدان شدند، خُلق و خوی شرک و جاهلی آن ها سر باز کرد، و بدعت ها شروع شد، مدعیان دروغین اسلام با غصب خلافت، سنگ بدعتی را بنا نهادند که منشا تمام بدعت ها، کج روی ها، ضلالت و گمراهی ها شده است.

آن ها بعد از رحلت پیامبر با حذف ظاهری مساله ی امامت، راه روشن هدایت را بسته، و بزرگ ترین شاهراه ضلالت را به همراه ظلم و خشونت در مقابل بشریت باز گذاشتند، و بعد از بسته شدن پرونده عمرشان، معاویه، وارد عرصه شد، و سیره ی شوم خلفای گذشته را با شدّت بیش تر ادامه داد.

او با استخدام مزدورانی چون: ابو هریره، عمرو بن عاص، مغیره بن شعبه، عروه بن زبیر، و سمره بن جندب، هزاران حدیث دروغ در متون روایی وارد کرد، و بدعت های فراوانی را در جامعه ی اسلامی بنیان نهاد (2)

ص: 360


1- من لا یحضره الفقیه ج 1 ص 284 حدیث 872، روضه المتقین ج 2 ص 227، بحار الانوار ج 108 ص 302، النص و الاجتهاد ص 128 شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید ج 12 ص 195.البته بدعت های فراوانی را آن ها بنا نهادند که علاقمندان می توانند درباره ی این موضوع به کتاب شریف «اجتهاد در مقابل نص» تالیف مرحوم سید شرف الدین مراجعه کنند.
2- . بحارالانوار ج30 ص401 و ج33 ص215 ،شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج4 ص 63 و 73 ، بحارالانوار ج32 ص215

بدعت و آثار سوء آن

یکی از عوامل مهم و اساسی در جهت فروپاشی جامعه ی اسلامی، بدعت است، بدعت می تواند منشا تمام فتنه ها، آشوب ها، و گمراهی ها و اختلافات باشد.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود:

سَتَفْرِقُ اُمَّتِی عَلَی بِضْعٍ وَ سَبْعِینَ فِرْقَهً، أَعْظَمُهَا فِتْنَهً عَلَی اُمَّتِی قَوْمٌ یقِیسُونَ الْاُمُورَ بِرَأیهِمْ، فَیحَرِّمُونَ الْحَلَالَ وَ یحَلَّلُونَ الْحَراَمَ؛ (1)

به زودی امّت من به هفتاد و سه گروه تقسیم می گردند که فتنه انگیز ترین آنان در میان امّت اسلام (اهل بدعت یعنی) آن فرقه ای است که بر اساس قیاس عمل نموده و حرام را حلال و حلال را حرام می کنند.

امیرالمومنین می فرماید:

إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ مِنْ أهْوَاءٍ تُتَّبَعُ، وَ أحْکَامٍ تُبْتَدَعُ، یخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ الله؛(2)

همواره آغاز پیدایش فتنه ها، پیروی از هوس های آلوده و احکام و قوانین مجعول و اختراعی است، احکامی که با کتاب خدا مخالفت دارد.

ص: 361


1- بحار الانوار ج 2 ص 312 حدیث 74، مستدرک الوسائل ج 17 ص 257 حدیث 21274، کنزالعمال ج 1 ص 211 حدیث 1058 با اندکی اختلاف.
2- نهج البلاغه ضمن خطبه ی 50، کافی ج 1 ص 54 ضمن حدیث 1، بحار الانوار ج 2 ص 290 ضمن حدیث 8.

بدعت عامل پایمال شدن سنت ها

حضرت مولی الموالی امیرالمومنین می فرماید:

وَ مَا اُحْدِثَتْ بِدْعَهٌ إِلَّا تُرِکَ بِهَا سُنَّهٌ، فَاتَّقُوا الْبِدَعَ، وَ الْزَمُوا الْمَهْیعَ؛ إِنَّ عَوَازِمَ الْاُمُورِ أفْضَلُهَا، وَ إِنَّ مُحْدِثَاتِهَا شِرَارُهَا؛(1)

هیچ بدعتی در دین ایجاد نمی شود مگر آن که سنتی (نیکو) ترک گردد، بنابراین، از بدعت ها بپرهیزید، و همواره ملازم راه راست و جاده ی آشکار باشید، امور اصیل پیشین (و آیین پاک حق) که صحت و درستی آن مورد تردید نیست، برترین امور است، و بدترین آن ها بدعت ها و سنّت های نوین است.

اکنون برای بهتر فهمیدن کلام دلنیشن امیر بیان لازم و ضروری است صحابه ای که مورد رحمت و مرحمت، و دعای رسول گرامی اسلام قرار گرفته اند، و نام با مسمّی دارند، و آن دسته از کسانی که تنها نام صحابی بودن رسول خدا را یدک می کشیدند و مورد لعن ونفرین او واقع شدند، از یک دیگر متمایز شوند تا به وضوح مقصود آن حضرت از صحابه روشن گردد.

واژه ی صحابه در لغت و اصطلاح

واژه ی «صحابه» در لغت به معنای معاشرت و ملازمت می باشد، صَحِبْتُهُ: أَصْحَبُهُ صُحْبَهً، فَأَنَا صَاحِبٌ، و جمع این واژه «صَحْب» و «اَصْحَاب» و «صَحابه» آمده است (2)

ص: 362


1- نهج البلاغه خطبه ی 45؛ وسائل الشیعه، ج 16، ص 175، حدیث 21280.
2- مصباح المنیر ج2 ص332، البدایه و النهایه ج 3 ص 11.

راغب اصفهانی در کتاب مفردات می نویسد: «و لاَ یقال فی العُرفِ اِلّا لَمِنْ کَثُرَتْ مُلازِمُتَه» (1)

و در بین عرف، مصاحب به کسی می گویند که ملازمت و همراهی زیادی با فرد داشته باشد.

لذا به مقتضای لغت و عرف، صاحب و مصاحب رسول گرامی اسلام کسی است که بیش ترین معاشرت و ملازمت را با آن حضرت داشته باشد، بنا بر دیدگاه بعضی حتی دیدن رسول خدا و نشستن با او نیز می تواند مصداق مصاحبت باشد (2)

به این ترتیب، هیچ یک از قیود اسلام و کفر، مومن و منافق دخیل در صدق صحابه نیستند.

و اما درباره ی واژه ی اصطلاحی «صحابه»، در میان علمای علم اصول و دانشمندان علم حدیث گفت وگوست، آن ها ضمن این که به مسلمان بودن صحابه اتفاق نظر دارند، اما در تعریف و تشخیص صحابه ی حقیقی، دو دیدگاه متفاوت دارند.

اصولی¬ها بر این باورند که صحابه در باره ی کسانی صدق می کند که به مدّت طولانی و به طور مستمر با پیامبر اکرم حشر و نشر داشته، و در این فرصت هم آداب دینی و اجتماعی خویش را از او بیاموزند، و هم در تمام مراحل افکار و اعمال مطیع و منقاد ایشان بوده و از آن حضرت تاسی نمایند کما این که راغب در «مفردات» معنا نمود (3)

ص: 363


1- مفردات الفاظ قرآن ص 475.
2- مصباح المنیر ج 1 ص 333.
3- مقیاس الهدایه ج 3 ص 296، درجات الرفیعه ص 10.

اما محدّثان در تعریف صحابه با یک دیگر هم صدا نیستند، بلکه هر یک از آن ها تعریف جدایی از دیگری دارند.

برخی معتقدند هر مسلمانی که فقط رسول خدا(ص) را ببیند صحابی محسوب می شود (1)

بعضی ها دیدگاه شان این است که صحابه کسی است که پیامبر اکرم(ص) را ملاقات کرده، و به ایشان ایمان آورده، اگر چه در این میان مرتد شده باشد، ولی سرانجام با اعتقاد به آیین اسلام بمیرد (2)

گروهی دیگر بر این باورند که صحابی به کسانی می¬گویند که زمان رسول گرامی اسلام(ص) را درک کرده باشند حتی اگر آن حضرت را ندیده باشند (3)

جامعه در زمان پیامبر(ع)

مردم در زمان حیات پیامبر که از آنان به عنوان «صحابی» یاد می کنند، به چند دسته تقسیم می شوند:

1 - دسته ای که در حیات پیامبر اکرم(ص) حضور داشته، و وجود مبارکش را درک نمودند، دعوت توحیدی او را شنیدند، امّا با لجاجت و عداوت و تعصبی کور، به دعوت رسول خدا(ص) لبیک نگفته، و با پافشاری بر عقاید باطل هم چنان اندیشه های سخیفِ جاهلی، و بت پرستی را ادامه داده، و هرگز ایمان نیاوردند.

ص: 364


1- مقیاس الهدایه ج 2 ص 327.
2- . الرعایه لحال البدایه شهید ثانی ص 339، درجات الرفیعه ص 9، الإصابه فی تمییز صحابه ج 1 ص 7 و 8 و 158.
3- . مراجعه شود به مقیاس الهدایه ج 2 ص 325-328

2 - گروهی دیگر، ابتدا به دعوت پیامبر خدا لبیک گفته و به ایشان ایمان آورده و دین اسلام را پذیرفته اند، و با شرکت در غزوات و مصرف اموال خود، در اعتلای کلمه ی توحید تلاش و کوشش نمودند، ولی سرانجام با خود خواهی و تکبّر، هوای نفس خویش را به عنوان معبود خویش برگزیدند، و با بدعت گذاری در دین، مسیر حقیقی دین را منحرف، و جامعه را از شرکت در مسیر اصلی خود باز داشته اند که در نتیجه هم خود مبتلا به سوء عاقبت شدند، و هم مسلمین را از وصول به هدایت ائمه ی طاهرین(ع) محروم نمودند.

و با صراحت می توان گفت که: آن ها مصداق کامل این آیه ی شریفه هستند که خدای متعال فرمود:

(أَ فَرَأَیتَ مَنِ اتّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ وَ أَضَلّهُ اللهُ عَلَی عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلَی سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلَی بَصَرِهِ غِشَاوَهً فَمَنْ یهْدیهِ مِنْ بَعْدِ اللهِ أَ فَلاَ تَذَکّرُونَ)(1)

3 - گروهی خود مُؤسِّس و بنیان گذار بدعت نبودند، اما با سکوت در برابر تحریفات و اندیشه های باطل، و هم چنین پذیرفتن و تن دادن به رفتارهای غلط و غیر دینی، و با همکاری با آن ها در تمام زمینه ها، سبب تقویت بدعت گذاران شدند، و هم از آنان محافظت نموده اند.

4 - دسته ای دیگر، هنگامی که مشرّف به اسلام شدند، در طول زندگی خود، حیات طیّبه را برای خود برگزیدند، و در هیچ شرایطی نسبت به حقانیّت اصول دین و آیات الهیه ی قرآن مجید، و احکام صادره ی آن، شک و تردیدی به خود

ص: 365


1- سوره ی جاثیه، آیه ی 23: آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده، و خداوند او را با آگاهی (بر این که شایسته ی هدایت نیست) گمراه ساخته، و بر گوش و قلبش مُهر زده، و بر چشمش پرده ای افکنده است؟! با این حال چه کسی می تواند غیر از خدا او را هدایت کند؟! آیا متذکّر نمی شوید؟!

راه نداده، و برای پیش برد اهداف عالیه و مقدس دین اسلام، و اجرای تمام دستورات الهی، در تمام عرصه ها حاضر شدند.

این گروه با مجاهدات و تقدیم اموال، از هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزیدند، و سرانجام با عقیده ای سالم، عملی صالح، و قلبی سلیم، دعوت حق را لبیک گفته و مسلمان و مومن به دیدار معبود خود شتافتند: {فَلاَ تَمُوتُنّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ} (1)

بعد از بررسی جامعه ی زمان پیامبر اکرم(ص)، و شناخت افکار و عقاید مردم و تفکیک آنان از یک دیگر، حال دیدگاه متفکران اسلامی در باره ی این چند طایفه می تواند راه را برای فهم بیش تر از وصایت رسول اکرم(ص) و امیرالمومنین و تمیز میان صحابه ی مومن و فاسق، نزدیک تر کند.

الف: برخی به نام فرقه ی «کاملیّه»، آنان چون با اصحاب غلو هم فکر و هم عقیده بودند، تمام افراد صحابه را کافر می دانند (2)

ب: در مقابل آن ها، علما و اندیشمندان اهل سنت دو دسته شدند، گروهی از آنان همه ی صحابه را از هر گونه خطا و اشتباه مصون و مبرّا دانسته و آن ها را امین و عادل(3) و به یقین اهل بهشت می دانند، و در گفتارشان بر آنچه که گفته شده تصریح دارند (4)، و گاهی قدم را فراتر گذاشته و در این باره ادعای اجماع کردند(5)

ص: 366


1- سوره ی بقره آیه ی 132.
2- اللباب فی تهذیب الانساب ج 3 ص 78، اجوبه المسائل ص 15.
3- الکفایه فی علم الروایه ص63، الاصابه فی تمییز الصحابه ج 1 ص 162 و 163.
4- الاستیعاب ج 1 ص 19، اسد الغابه ج 1 ص 12، احیاء علوم الدین ج 1 ص 161
5- الإصابه فی تمییز الصحابه ج 1 ص 162، الاستعیاب ج 1 ص 129.

به گفته ابن حجر عسقلانی: تمامی صحابه عادل اند و به جز اندکی بدعت گذار کسی با آن مخالفت نکرده و باید به پاکی و درستی اصحاب پیامبر معتقد باشیم چون ثابت است تمامی صحابه اهل بهشت اند و هیچ یک وارد جهنم نمی شوند (1)

اما جمعی دیگر از متفکران بزرگ سنی مذهب، این ادعای اجماع را نسبتی ناروا به علما دانسته و آن را منکر شدند، و معتقدند که صحابه مانند سایر مردم هستند، ممکن است بعضی از آن ها عادل و درستکار و گروهی دیگر ظالم و ستمکار باشند که در واقع این اندیشه، با تفکر علمای شیعه هماهنگ است (2)

ج: دیدگاه سوم نظر امامیّه است، فقها و متکلّمین و اندیشمندان مذهب حقّه ی شیعه معتقدند اگر چه ممکن است صحابه بودن شرافت باشد، اما نمی تواند موجب مصونیّت شخصی از نواقص و احیاناً مصونیّت آن ها از فسق و کفر و ارتداد شود، و هم چنین ملاک برای تمام خوبی ها و بری بودن از تمام زشتی ها نیست.

علمای شیعه معتقدند که صحابه مانند سایر مردمند و در میان آن ها عادل و ظالم، مومن فاسق و منافق وجود دارد.

با مروری کوتاه بر تاریخ، پرده ی ابهام برداشته، و حقیقت امر از پس آن آشکار می گردد. تاریخ دو چهره از صحابی هم پیمان و مومن، و پیمان شکن و منافق را در صفحه ی خود به نمایش می گذارد و عقاید و رفتار آن ها را روایت می کند.

تعداد انگشت شماری از آنان مانند: سلمان، مقداد، ابوذر، عمار از کسانی

ص: 367


1- الإصابه فی تمییز الصحابه ج 1 ص 162.
2- شرح المقاصد ج 5 ص 310 و 311، الإصابه فی تمییز الصحابه ج 1ص163، النصایح الکافیه ص 167و 168، ارشاد الفحول ص 158.

بودند که تا آخرین لحظه در محضر مبارک رسول اکرم حضور مستمر داشته و مطیع اوامر و نواهی او بوده اند، و بعد از پیامبر بر عهد و پیمان غدیری خود استوار بوده و از غاصبین خلافت بیزاری جستند، و خود را در حصن حصین ولایت امیرالمومنین(ع) قرار داده و تا آخرین لحظات زندگی ثابت قدم بوده، و دست از دامن پر مهر و مبارک آن حضرت برنداشتند.

اما مع الاسف جمع کثیری از صحابه، عقل و دین خود را از کف داده و در مسیر ناریان قرار گرفتند، اگر چه در رکاب حضرتش زحمت های زیادی کشیده و با حضور در جنگ های مختلف حماسه ها آفریدند، اما بعد از رحلت رسول اکرم(ص) بزرگ ترین واقعه ی سرنوشت ساز اسلام یعنی غدیرخم را منکر شده، و مهم ترین وصیت خاتم الانبیا را نادیده گرفتند، در نتیجه خود را از جمع غدیریان کنار کشیده و با تشکیل سقیفه ی بنی ساعده، بدعتی نو در دین پدید آوردند (1)

آن ها در خفا با یهودیان و دشمنان قسم خورده ی پیامبر در مدینه هم پیمان شدند، آشکارا در مقابل ولی الله مطلق، خیرالاصیا، امام الاتقیاء حضرت علی بن ابی طالب قد علم کرده، و با کمال قساوت و بی شرمی، حقّانیّت و فضایل او را نادیده گرفته، و مقام منیع امامت او را - که از طرف خداوند متعال معین شده بود - انکار کردند، و خود ظالمانه بر مسند خلافت تکیه زدند.

مع الاسف و کل الاسف به این هم اکتفا ننموده، به خانه ی وحی هجوم آورده اند، آن خانه ای که رسول اکرم(ص) شش ماه موقع هر نماز آیه ی تطهیر را نزد درِ آن خواندند(2)

ص: 368


1- مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 55 و 56، سنن کبری بیهقی ج 8 ص 142.
2- شرح مفصل آن به همراه احادیث و نقل تاریخ در فصل چهاردهم همین نوشتار در عنوان عظمت اهلبیت پیامبر در کلام امیرالمومنین(ع) آمده است.

سپس به صلاه می ایستادند.

با آتش زدن درِ آن خانه ای که {فی بُیوتٍ أَذِنَ اللهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ}(1) ؛ سبعیّت و ظلم را به اتمام رسانده و حبیبه و بَضْعَه الْمُصْطَفی را مجروح ساخته و حضرت محسن را به شهادت رساندند (2)

و چقدر عالی سروده شیخ صالح حلی:

وَ مُجَمِّعی حَطَبٍ عَلَی الْبَیتِ الَّذی