فرهنگنامه موضوعی صحیفه سجادیه

مشخصات کتاب

سرشناسه : سجادی، سیداحمد، 1344 -

عنوان و نام پدیدآور : فرهنگ نامه موضوعی صحیفه سجادیه/ سیداحمد سجادی، با همکاری جمعی از محققان ؛ پژوهش مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان.

مشخصات نشر : اصفهان: حوزه علمیه اصفهان، مرکز تحقیقات رایانه ای، 1392.

مشخصات ظاهری : 3 ج.

شابک : 600000 ریال: دوره:978-600-6146-37-9 ؛ ج. 1:978-600-6146-34-8 ؛ ج. 2:978-600-6146-35-5 ؛ ج. 3:978-600-6146-36-2

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

یادداشت : چاپ قبلی: موسسه فرهنگی مطالعاتی الزهرا (س) ، 1385.

یادداشت : چاپ سوم.

یادداشت : فروست پشت جلد: مجموعه منشورات؛ 12،11

یادداشت : کتابنامه.

مندرجات : ج.1.آ-خ.-ج.2.د-گ.-

موضوع : علی بن حسین (ع)، امام چهارم، 38 - 94ق . صحیفه سجادیه -- فهرست مطالب

موضوع : علی بن حسین (ع)، امام چهارم، 38 - 94ق . صحیفه سجادیه

موضوع : دعاها

شناسه افزوده : حوزه علمیه اصفهان. مرکز تحقیقات رایانه ای

رده بندی کنگره : BP267/1/ع 8ص 3075 1392

رده بندی دیویی : 297/772

شماره کتابشناسی ملی : 3130928

جلد 1

اشاره

ص: 1

ص : 2

ص : 3

ص : 4

سر آغاز

بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم

اول: صحیفه مبارکه سجادیه، یکی از عظیم ترین و درخشان ترین اخترهای فروزان معنویت اسلامی است و فروغ بی پایان و ابدی این کتاب مقدس، برای همیشه چراغ راه همه معنویت خواهان و حق طلبان خواهد بود.

البته در یک نگاه، شاید این معنا به نظر برسد که صحیفه سجادیه، منحصراً به معنویت دینی و اسلامی اختصاص دارد و کتاب نیایشی است که مشام جان های شیفته معنویت را از عطر پاکت راز و نیاز و دعا و گفتگو با حق تعالی، انباشته و معطر میگرداند. ورای این نگاه اولیه، اما، حقیقتی بزرگ نهفته است. اگر امام علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام در این کتاب مقدس بر معنویت و امور معنوی، آن هم در قالب و شکل مناجات تأکید می ورزند، از آن جهت است که در این اثر بی بدیل، بر گرایش ها و نگرشهایی تکیه می شود که در بیرون از متن و زمینه معنوی، نمی توان آن را به درستی درک کرد.

بی تردید در صحیفه سجادیه، تعالیمی بلند و عمیق ارائه می شود که در بسیاری از سطوح، از امور کلامی الهیاتی - در عام ترین معنای این اصطلاح - گرفته تا امور اجتماعی و سیاسی، و از امور فرهنگی و علمی گرفته تا امور اقتصادی و معیشتی نیز کاربرد دارد. از این رو اگر چه در محتوای عمیق صحیفه سجادیه، معنویتی بی پایان و قداستی ژرف نهفته است و با صورت و محتوای نیایشی، بر درونی ترین و معنوی ترین بعد اسلام تأکید می رود، ولی در عین حال، امام سجاد البته به کزات از بیرونی ترین ابعاد اسلام نیز در عام ترین معنای آن سخن میگویند. تحلیل مفضل هر یک از سطوح و ابعاد مختلفی که در صحیفه مبارکه سجادیه از آن به تصریح یا اشارت سخن رفته است، نیازمند پژوهشهایی پر برگ و بار است. دوم: پژوهش حاضر -که یکی از برنامه های صحیفه پژوهی مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان بوده و پیشنهاد آن از چند سال پیش مطرح و سپس کار عملیاتی آن به وسیله محققان محترم آن مرکز آغاز گردیده بود و اینک در آغاز سالی که به نام مبارک پیامبر اعظم و نبی مکزم و رسول خاتم غیی مزین گردیده و در ایام ولادت با سعادت آن حضرت، به زیور طبع آراسته می شود -گامی

برای ارائه و تبیین هرچه بهتر سطوح و ابعاد گوناگون و چه بسا ناشناخته یا کمتر شناخته صحیفه سجادیه است.

ص : 5

در این فرهنگ واره موضوعی -که قریب به یازده هزار موضوع اصلی و فرعی را در بردارد - تلاش شده است تا زوایای مختلف تعالیم بلند این کتاب مقدس، از متن کلام امام همام زین العابدین علیه السلام، استخراج گردیده و بر اساس ساختار درختی، تنظیم و تبویب گردد.

به دیگر بیان، تمامی موضوعات این فرهنگ واره از منطوق کلمات و بیانات امام سجاد علیه السلام استخراج گردیده و هیچ چهارچوبه ذهنی خاضی برای محتوای کتاب، از پیش تعیین نگردیده است. از این رو بر خلاف بسیاری از فرهنگ های موضوعی که پیرامون کتابهای مقدس اسلامی نگاشته شده، موضوعات طرح شده، در فضای تعیینی ذهن محققان گرفتار نیامده، بلکه به صورت کاملاً عینی و تجربی، متن بیانات امام علیه السلام مورد توجه قرار داده شده و موضوعات کلی و جزئی و اصلی و فرعی، از متن کلمات آن حضرت استخراج گردیده است.

این کار در سطح خود، یک پژوهشی ویژه و نو به شمار می رود و امید است مورد قبول ارباب فضل و صحیفه پژوهان و همه دانشیان ارادتمند به آستان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام واقع گردد.

سوم: خداوند کارساز بنده نواز را، سپاس بی حد و قیاس می گزاریم که توفیق انجام این اقدام پژوهشی را به مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان و محققان آن عنایت فرمود. نیز از الطاف بزرگ امام زین العابدین و سید الساجدین علیه السلام، سپاسگزاریم که مددکار پژوهشگران و دست اندرکاران این طرح بوده اند.

این قلم نیز بر خود فرض می داند که از یکایک محققان و متصدیانی که اتمام این کار، مرهون اهتمام و تلاش وافر آنهاست، به ویژه حجهالاسلام والمسلین سید احمد سجادی صمیمانه تقدیر و تشکر نماید.

امید است این خدمت به آستان صحیفه مبارکه سجادیه، مورد قبول و پذیرش امام همام علی بن الحسین علیهماالسلام قرار گیرد. ان شاء الله.

و آخر دعوانا آن الحمدلله رب العالمین و صلین الله علی سید نا محمد و آله الطاهرین.

عید سعید هفدهم ربیع الاول 1427 قمری - بیست و هفتم فروردین 1385 شمسی.

حوزه علمیه اصفهان

دفتر حضرت آیه الله العظمی مظاهری

محمّد حسن مظاهری

ص : 6

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

صحیفه مبارکه سجادیه، اثر و یادگار سیدالساجدین حضرت امام علی بن الحسین علیهمالسلام است و در بردارنده پنجاه و چهار دعا میباشد که آن حضرت در جلسه ای نورانی آن را برای دو فرزند برومندشان، حضرت امام باقر علیه السلام و زید بن علی علیهمالسلام نقل کرده و هر دو را امر به کتابت و محافظت از این اثر بی بدیل و سترگ نموده است.

پیشوای بزرگ شیعیان، حضرت امام صادق علیه السلام - که در سنین کودکی در این جلسه نورانی حضور داشته است-، فرزندش اسماعیل را به حفظ و حراست از این کتاب گران مایه فرمان داده و از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام (محمد و ابراهیم که فرزندان عبدالله بن حسن بودند) می خواهد هیچ یک، این کتاب بی بدیل را از مدینه خارج نکنند. چرا که خوف آن می رود با کشته شدن آن دو، کتاب نیز از بین برود.

اوامر امام صادق علیه السلام بر حراست از این اثر باقی و جاودانه امام سجاد علیه السلام از یک طرف، و از منظری دیگر، مفاهیم بی مانند آن که در قالب مناجات نامه با خالق بی همتاست، عالمان و اندیشمندان شیعی را بر آن داشت تا هر یک به نوبه خود بر محافظت و نگهبانی از «زبور آل محمد صلی الله علیه و آله»، سخت بکوشند.

نمونه های این تلاشی را میتوان در طول قرن های متمادی در روایت، درایت، قرائت، تدریس، استنساخ نسخ و مراقبت در تصحیح، کتابت و نقل آن و نگارش ده ها تعلیقه، حاشیه، ترجمه و شرح که بر این مناجات نامه شیعی نگاشته شده، یافت و علاوه بر آن بعضی از اندیشمندان و محدثین، بر این کتاب گرانقدر مستدرکاتی نگاشته اند که با اسناد و طرق مختلف به دعاهای سقط شده اشاره کرده و دعاهای دیگر منسوب به امام سجاد علیه السلام را نیز ذکر

ص : 7

نموده اند.

بزرگانی همچون شیخ حر عاملی، میرزا عبدالله افندی، میرزا حسین نوری طبرسی، حسین محسن امین عاملی و شیخ محمد صالح مازندرانی-رحمه الله علیهم اجمعین- به جمع آوری دعاهای امام زین العابدین علیه السلام از میان متون کتاب های حدیثی پرداخته و به نگارش کتابهایی با عنوان «الصحیفه الثانیه» تا «الصحیفه السادسه» پرداخته اند.

در سال های اخیر نیز با استفاده از صحیفه کامله سجادیه و مستدرکات پنجگانه. اثر جدید. به نام «الصحیفه السجادیه الجامعه» ارانه گردید که در آن، دعاهای صحیفه به 270 دعا افزایش داده شده و به شکل نموداری، سلسله اسناد دعاها. در پایان کتاب آمده است.

تمامی این تلاش ها، اولاً به آن خاطر است که حفظ احادیث و کلمات نورانی ائمه معصومین علیهم السلام و رساندن آنها به دیگران، در بین مسلمانان - خاصه مکتب حقه تشیع-، جایگاهی ویژه و بس رفیع داشته است و بزرگان در نقل و تصحیح آن اهتمامی خاص نموده اند و حتی در این مسیر، هر که را لایق نقل حدیث می یافتند، اجازه روایت حدیث اعطا می کردند. و ثانیاً دعا و نیایش، بخش جدایی ناپذیر از فرهنگ اسلامی است که به شکلی زیبا و دقیق و در آوازی مناجات گونه، به تفهیم و تعلیم بسیاری از معارف دینی پرداخته است. از این رو دعاهای منسوب و مأثور از ائمه معصومین علیهم السلام خصوصاً حضرت سید الساجدین علیه السلام، یکی از ذخایر عظیم و پر ارج فرهنگ ناب مکتب تشیع می باشد.

جای بسی تأسف آست که در زمان حاضر تصور عامه مردم از دعاهای روایت شده از ائمه معصومین علیهم السلام، تنها خواندن و زمزمه نمودن آن است و تلاشی در جهت فهم آن و درک معانی آنچه بر زبان جاری می سازند، نمی نمایند. حتی برخی از اندیشمندان دینی نیز به کتاب های دعایی و صحیفه مبارکه سجادیه، به دید یکی از عمیق ترین مأخذ معارف الهی نظر نکرده و در مباحث مطروحه: به جملات و فرازهای آن ارجاعی نداشته اند و از این رو ستمی

ص : 8

بس عظیم به بخش وسیعی از معارف منحصر به فرد فرهنگ آل البیت علیهم السلام رفته است.

در بررسی اجمالی که از چند کتاب موضوعی حدیث که در سالهای اخیر نگاشته شده به عمل آمد، مشخص گردید ارجاعات و استنادات به صحیفه سجادیه، بسیار کم است. در کتابی که 1770 روایت، حدیث و گفتار ائمه معصومین علیهمالسلام، به صورت موضوعی بیان شده، فقط پانزده ارجاع به صحیفه سجادیه وجود داشت (کمتر از یک درصد). در کتاب دیگری که 479 گفتار معصوم را بیان کرده بود، فقط دو بار به صحیفه سجادیه مراجعه شده بود (کمتر از نیم درصد). و این در حالیست که در بسیاری از موضوعات، می توان از فرازهای صحیفه سجادیه نیز استفاده برد. ولی نویسندگان آن کتاب ها به دلیل عدم موضوع بندی جامع بر صحیفه مبارکه سجادیه، نتوانسته اند از آن استفاده موضوعی نمایند.

لذا ضروری است اندیشمندان حوزه دین و عالمان بلند همت، دعا را نه فقط به عنوان زمزمه ای عارفانه، بلکه به عنوان منبعی غنی در القای ظریف ترین معارف الهی، به مردم معرفی کرده، به تبیین و تفسیر این کلمات آسمانی بپردازند.

در این مسیر نخستین گام برای زدودن غبار غربت از دعاهای روح افزای معصومین علیهم السلام خصوصاً صحیفه سجادیه، تهیه معاجم و فرهنگ نامه هایی برای تسریع در دستیابی به محتوا و مضامین فرازهای ادعیه است.

نباید از نظر دور داشت که صحیفه سجادیه دارای دو شأنیت است: اول آنکه در جمع احادیث شیعی قرار گرفته و به آن نگاهی روایی شده و همانند دیگر روایات مأثوره، دارای سلسله اسناد و اجازات است و بزرگان اخبار آن را در کتاب های روایی خود آورده اند و بعضاً به شرح بعضی از لغات آن در همان کتاب پرداخته اند.(1) برخی عالمان نیز به نقل اسناد صحیفه

ص : 9


1- 1) علامه بزرگوار مجلسی خانه درصد فحه 59 جلد 110 بحارالانوار، به نقل اسناد صحیفه پرداخته و میگوید:«روایات صحیفه با بیش از آن است که به شمارش آید.» مرتضی زبیدی حنفی که از عالمان بنام قرن دوازده هجری می باشد نیز در صفحه 480 جلد 4 کتاب «اتحاف السادهالمت قین» با سندی خاص، به نقلیدعای چهل و هفتم صحیفه پرداخته است.

پرداخته، در سلسله اسناد آن همانند دیگر روایات نقد و بررسی کرده و راویان آن را توثیق نموده اند. تمامی این تلاش ها حکایت از آن دارد که صحیفه را به صورت یک روایت، همانند دیگر روایات دیده اند.

دومین شأنیت صحیفه سجادیه آن است که دعاهای این کتاب در جمع دعاهای پربار و زیبای شیعی قرار دارد و بزرگان بدان نگاهی مناجاتی کرده و آن را راهی برای راز و نیاز با خالق بیهمتا برشمرده اند.(1)

ولی متأشفانه با آنکه صحیفه دارای دو شأنیت است، نه موضوع نگاری جامعی بر دعاهای مأثوره از ائمه معصومین طالقان از جمله صحیفه سجادیه صورت گرفته و نه برای تمامی روایات و احادیث روایت شده و کتاب های روایی، نمایه زنی شده است. البته از دیر زمان عالمان دینی در تدوین کتاب های حدیثی به دسته بندی و تبویب دست ورزیده اند که اولین اثر آن را می توان کتاب شریف «کافی» اثر باقی ثقهالاسلام ابی جعفر محمّد بن یعقوب کلینی (م 328 ه_. ق) دانست و از آن پس نیز مؤلفان، عموماً کتابهای خود را در فصل ها و عنوان هایی هر چند محدود، تدوین می نمودند. به تدریج هر چه زمان می گذشت و احساس نیاز به موضوع بندی احادیث تقویت می شد، نویسندگان در تدوین احادیث و روایات از

عنوان، فصل و باب های بیشتری در تنظیم کتاب های -خورد استفاده کردند.(2)

ص : 10


1- 1)شهید ثانی در کتاب «ا للمعه الدمشقیه»، در اعمال روزعرفه، خواندن دعای چهل هفتم صحیفه را سفارش کردهاست. محقق بحراز ی نیز در صفحه 390جلد 16 کتاب «الحدائق الناضره» میگوید:«مستحب است در روزعرفه دعا خواندن و بهتراست دعای عرفه امام حسین ایالا و دعای عرفه امام سجاد ایالا هر صحیفه کامله، خوانده شود.
2- 2)نگاهی به کتاب فقهی «تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه» نوشته شیخ ابی جعفر محم ادبن حسن طوسی (م 460 ه. ق) و کتاب «وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه» تألیف شیخ محمدبن حسن حر عاملی (م 1104 ه ق) بازگوی این حقیقت است که کتاب او لکه در قرن پنجم تألیف شده، دارای 395 باب است. درحالی که کتاب دو مکه در اواخرقرن یازدهم نگارش یافته، دارای 7081 باب می باشد.

اما این روش، هرگز نتوانست همه آنچه را که در لابهلای متون حدیث و دعاهای ائمه معصومین علیهم السلام بود، در مقابل دیدگان محققین قرار دهد. چون در بسیاری از احادیث و روایات، چندین موضوع مطرح شده که باید در چندین باب و فصل قرار میگرفت یا حداقل به آن ارجاع داده می شد، در حالی که تنها در یک فصل از یک باب، آن روایت وارد شده و چنانچه دعاها آورده می شد، فقط به عنوان ادعیه و در کتاب مزار ذکر می گردید.

تلاش برخی از نویسندگان کتاب های حدیثی از این بالاتر رفته و کتاب هایی به صورت موضوعی و دارای زیر موضوع های متعدد و وابسته به یکدیگر با ذکر آیات قرآن، احادیث و فرازهایی از بعضی دعاها، به همراه ترجمه فارسی و آدرس منبع، نگاشته شد. از آن جمله می توان به کتاب هایی نظیر «میزان الحکمه» و «آثار الصادقین» اشاره کرد. در اینگونه کتاب ها به گوشه هایی از صحیفه سجادیه و فرازهایی از آن در موضوعات مختلف اشاره شده است. ولی نویسندگان اینگونه کتاب ها نیز اولاً بسیاری از احادیث ائمه معصومین علیهم السلام و فرازهای صحیفه سجادیه را ذکر ننموده اند و ثانیاً بنا نداشته اند به تمامی معانی و مفاهیم حدیثی که ذکر نموده اند، توجه داشته باشند و آن روایت را در موضوعات متعدد ذکر نمایند. چرا که این خود، امری غیرممکن است و از طرفی نیز هر مفهوم و عبارت ممکن است چندین احتمال معنایی داشته باشد و نگارندگان این کتاب ها، بنایی بر عنوان بندی تمامی محتوای حدیث و فرازهای دعاهای صحیفه سجادیه نداشته اند.

با نگارش کتاب های معجم لفظی(1) برای صحیفه مبارکه سجادیه و بعضی از کتابهای حدیث، روش جدیدی برای تکمیل اطلاعات و تسهیل و دقت در دسترسی به مضامین و

ص: 11


1- 1) شاید این نام برگرفته ازا حادیثی باشد که از حروف الفبا به «معجم» یادکرده. همانند احادیث «من لا یحضره الفقیه»، ج4، ص 13 او «تهذیب الاحکام»، ج 10، ص 263.

اطلاعات آن کتاب، عرضه شد که این کار در رساندن محقق به موضوعات، بسیار با اهمیت، مفید و ارزنده بود.

امروزه ما به وسیله رایانه، کامل ترین معاجم لفظی از قرآن و کتابهای حدیثی از جمله نهج البلاغه و صحیفه سجادیه را در اختیار داریم که با توجه به آنکه شکل کلمات برای محققان اهمیت ویژه ای دارد از روشهای کارگشا و کم نقص محسوب می شود و با توجه به اینکه زمان زیادی از ارائه آن نمی گذرد، برای تأمین قسمتی از نیاز محققان، هنوز جایگزینی مناسب برای آن یافت نشده است. علاوه بر آنکه بعضی از این معجم ها به چاپ رسیده، بسیاری از برنامه های رایانه ای نیز وجود دارند که دارای معجم و امکان جستجوی لفظی با دقت بسیار بالا می باشند.

دیگر روشی که در سده های اخیر جهت تسریع در دستیابی به محتوا، مورد توجه و اهتمام دانشمندان قرار گرفته، فهرست نگاری موضوعی، یا تهیه کشف المطالب است. اکنون پژوهشگران اسلامی فهرست نگاری های متعددی بر قرآن و کتاب های حدیثی تألیف کرده اند. پس از نگارش کشف المطالب ها و کشف الایاتهای بسیاری بر قرآن کریم، موضوع نگاری های متعددی بر نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و بعضی از کتاب های حدیثی صورت گرفته است. از آن جمله می توان به «خورشید بی غروب نهج البلاغه»،(1) «الدلیل علی موضوعات نهج البلاغه»(2) و «الدلیل الی موضوعات الصحیفه السجادیه»(3) اشاره کرد.

در این روش ابتدا نویسنده، چهارچوبی ذهنی برای محتوای کتاب می سازد و تلاش میکند، محتوای کتاب را در این چهارچوب پیش ساخته جای داده و سپس برخی از این

ص : 12


1- 1) نوشته عبدالمجید معادیخواه، سال 1372، ده جلد.
2- 2)نوشته علی انصاری، سال 1357، یک جلد.
3- 3) نوشته محمد دحسین مظفر، سال 1362، یک جلد.

محتواها را موضوع و برخی را زیر موضوع موضوعات قرار می دهد. این روش گرچه مخاطب را با موضوعات و زیر موضوع های کتاب آشنا می کند، ولی در بعضی از موارد هیچ ارتباطی بین متن و موضوع خود ساخته ذهنی مؤلف نمی بینیم و از طرفی بسیاری از محتوای منطوقی و مفهومی متن در قالب موضوع، ارائه نشده است. یعنی از جهتی، جامع تمامی موضوعات کتاب نبوده و از سوی دیگر، بسیاری از موضوعات، با اصل کتاب مطابقت نمی کند و از این مشکل تر آنکه، موضوعات در چهارچوبه زمان و مکان نویسنده گرفتار آمده و مؤلف با توجه به مباحثی که در جامعه مطرح است، به موضوع نگاری متن پرداخته و سعی دارد اینگونه القا کند که این مطالب در کتاب وجود دارد.(1)

جدیداً بعضی از نویسندگان فرهنگ نامه های موضوعی، بر این باورند که نبایستی در مفاهیم کتاب سیر نمود و در چهارچوب ذهنی خود اسیر گشت و یا با توجه به موقعیت زمانی و مکانی به موضوع نگاری پرداخت، بلکه موضوعات می باید از منطوق کلمات استخراج شود.

در این روش، مؤلف بدون هیچ پیش فرض ذهنی و طرح قبلی، مستقیماً به صورت تجربی و عینی به سراغ متن رفته و با استفاده از واژه های متن و در بعضی از موارد ایجاد رابطه میان کلمات، به ساخت موضوع می پردازد و سپس موضوعات را به ترتیب الفبایی، منظم کرده، مجموعه اطلاعات هر موضوع که از این یک واژه خاصی برگرفته شده است را در زیر یکدیگر نوشته و زیر موضوعاتی را پدید می آورد و سپس با واژه های کمکی و تکمیلی، مجموعه اطلاعاتی را به صورت شکل یافته، فراهم نموده، به کاربران و پژوهشگران عرضه می دارد.

این روش هر چند از اعمال سلیقه کمتری برخوردار است و محققان ارجمندی نیز قرآن و

ص : 13


1- همچون موضوعاتی که اخیراً یکی از موضوع نگاران بر کتاب شریف نهج البلاغه، نگاشته و آن کتاب را حاوی موضوعاتی همچون «فوتوریسم»، «فورمالیسم»، «فیزیوئومی»، «فیزیولوژی» و ... دانسته است.

صحیفه جامعه سجادیه را اینگونه موضوع یابی نموده اند،(1) ولی این روش برای کسانی که با زبان عربی آشنایی دارند، مفید می باشد. زیرا موضوعات، برخاسته از متن عربی است و افراد بیگانه با آن زبان، قادر به بهره برداری از آن نیستند و چنانچه نویسنده موضوعات را ترجمه نماید، به منظور خود که استفاده از منطوقی کلمات است، دست نیافته است. زیرا در ترجمه موضوعات و زیر موضوعات باز چهارچوبه ذهنیت مترجم کارساز است و موضوعات اسیر ذهن و زمان نگارش میگردد و از طرفی سردرگمی مراجعه کننده غیر آشنا به زبان عربی را به دنبال دارد. چرا که او به دنبال همه واژه های به کار رفته در آن موضوع است و با ترجمه آن نمی تواند تمامی موضوعاتی که بدان معنا است، یکجا بیابد. و از طرفی در این فرهنگها، هر چند کلمات همان کتاب به کار رفته، اما موضوعات ساخته شده معادل نیز فراوان بوده و مؤلف از زبان فارسی و عربی به صورت ادغامی بهره گرفته است.

اشکال دیگری که به روش فرهنگ نویسی آنان وارد است این است که نویسندگان محترم این گونه فرهنگ واره ها بنا بر آن داشته اند که از منطوق و عین کلمات به سراغ جملات آن کتاب رفته، به موضوعات دسترسی یابند. در حالی که به تأویل، تفسیر و همچنین در مورد فرهنگ نامه های قرآنی، به شأن نزول بعضی از آیات نیز توجه کرده اند و برخی موضوعات را با توجه به تفسیر، تأویل و شأن نزول ساخته اند، که این کار حتی از کسانی که با توجه به چهارچوبه ذهن خود به ایجاد موضوع میپردازند نیز سر نزده است.

با توجه به مطالبی که گذشت، نیاز به موضوع نگاری صحیفه مبارکه سجادیه، بیشتر احساس

می شد. زیرا پیرامون قرآن کریم حداقل ده ها کشف المطالب و کشف الایات با تمامی محشنات

ص : 14


1- 1) «فرهنگ موضوعی قرآن مجید » اثر خرمشاهی وفانی /انتشارات فرهنگ معاصر سال 1364. «نمایه نامه موضوعی صحیفه سجادی ه» اثر مصطفی درایتی .

و کاستیها موجود بود(1) و پیرامون کتاب شریف نهج البلاغه نیز فرهنگ نامه های متعددی وجود داشت.(2) اما در مورد کتاب گران بار صحیفه مبارکه سجادیه، تنها اثر مهمی که به عنوان فرهنگ نامه موضوعی نگاشته شده بود، کتاب «الدلیل الی موضوعات الصحیفه السجادیه» است که مؤلفب آن، فارغ از واژه ها و الفاظ موجود در صحیفه سجادیه، به بررسی آن پرداخته و هر آنچه را که به عنوان موضوعی قابل طرح یافته، در 328 صفحه، 19 موضوع و 197 زیر موضوع گرد آورده است. موضوعاتی که نویسنده برگزیده، عبارت اند از: توحید، نبوت، امامت، معاد، اسلام، ملائکه، اخلاق، طاعات، ذکر و دعا، سیاست، اقتصاد، انسان، هستی، جامعه، علم، زمان، تاریخ، سلامتی و امور نظامی. با بررسی دقیق این موضوعات، به این نتیجه میرسیم که اکثر این موضوعات، عناوینی است ساخته مؤلف، که این عنوان ها در صحیفه کامله سجادیه به چشم نمی خورد. زیژموضوعات نیز تابع هیچ مشخصه ای نیست و نویسنده محترم آن، در بسیاری از موارد سلیقه ای عمل کرده است.

کتاب «نمایه نامه موضوعی صحیفه سجادیه» که در دو جلد انتشار یافته، علی رغم محشناتی که دارد، به موضوع نگاری صحیفه مبارکه سجادیه که شامل 54 دعاست نپرداخته، بلکه صحیفه جامعه سجادیه، که دارای 270 دعا می باشد را موضوع نگاری نموده است. این فرهنگ دارای 7500 مدخل اصلی و 3500 مدخل ارجاعی بوده و قابل تطابق و استفاده برای صحیفه کامله سجادیه نیست. چرا که صحیفه جامعه در بسیاری از موارد، از جمله در شماره دعاها با صحیفه کامله پنجاه و چهار دعایی اختلاف دارد. به طور مثال، دعاهای یکم تا دهم صحیفه کامله، در صحیفه جامعه به شماره های 1، 9، 12، 14، 15، 21، 24، 26، 30،

32 آمده است.

ص : 15


1- 1) بنگرید به « کتابشناسی جهانی قرآن کریم»/خانه کتاب قم/1382، ج 1، صص 38-14.
2- 2) بنگرید به «امام علی در آینه قلم»/ج 1، صص 557-550.

احساس نیاز به وجود فرهنگ واره ای جامع برای صحیفه کامله سجادیه (با توجه به اینکه موضوع نگاری دعا و مناجات از ویژگی و حساسیت خاضی برخوردار است)، ما را بر آن داشت تا با سبکی جدید به موضوع نگاری صحیفه مبارکه سجادیه بپردازیم. طی سالهای اخیر در مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان، اقدامات پژوهشی و تحقیقی متعددی چه به شکل نرم افزار رایانه ای و چه به صورت مکتوب، برنامه ریزی شده که تاکنون برخی از آنان به مرحله تولید رسیده و برخی دیگر در حال تکمیل می باشد.

یکی از این برنامه ها که به شکل مکتوب ارائه میگردد، فرهنگ نامه موضوعی صحیفه سجادیه است. در تدوین و تنظیم این فرهنگ نامه در مرحله اول، صحیفه سجادیه ای که توشط مرحوم حجهالاسلام سید علی نقی فیض الاسلام قدس سره تصحیح و فرازبندی شده بود را به عنوان متن اصلی انتخاب کرده، بدون هیچ قالب پیش ساخته ذهنی یا خارجی، به اصل متن صحیفه مراجعه و کلمه به کلمه متن را بررسی نمودیم و پس از گزینش واژه هایی که دارای بار موضوعی خاصی بود، با استفاده از رایانه، آنها را به صورت الفبایی و معجمی، مرتب نمودیم. با بررسی دقیقی کلمات انتخاب شده، به این نتیجه رسیدیم که واژههای انتخابی بر دو قسم هستند: یک قسم کلماتی بودند که علاوه بر دارا بودن بار موضوعی، در متن محور سخن و یا مطلبی بودند که بدون شک این واژه ها در ترکیب موضوعی قرار میگرفتند. نظیر موضوعات «آب»، «آتش»، «آسمان» و.... قسم دوم واژه هایی بودند که بار موضوعی داشتند، اما محور سخن یا مطلبی نبودند. در اینجا کلماتی که می توانست محقق را در رساندن به مطالب یاری دهد، ذکر نمودیم. همچون موضوعات «رسیدن»، «روگردانی»، «روی آوری»، «همانند» و.... سپس واژه هایی را که علی رغم داشتن بار موضوعی، نمیتوانست در راستای منظور محقق نقش آفرینی نماید، ذکر نکردیم. نظیر موضوعات «آبشخور»، «سقالبها»، «معوذتین» و.... زیرا بر این باور بودیم که چنین موضوعاتی برای مراجعه کننده نه تنها مفید

ص : 16

نخواهد بود، بلکه ممکن است گیج کننده و ملالآور باشد. (البته چنین مواردی نسبت به کل موضوعات مطرح شده، بسیار نادر بود.) در این میان به کلماتی برخوردیم که محور سخن نبودند و در بعضی فرازهای دعا، دارای بار موضوعی و در برخی از جملات، فاقد بار موضوعی بودند که با بررسیهای دقیق، مواردی که دارای بار موضوعی بود، ذکر شده و از فرازهایی که کلمه در آن فاقد بار موضوعی بود، چشم پوشی شد. زیرا فرهنگ نامه موضوعی باید هدایتگر به واژه هایی باشد که راهنمای موضوع بحث در متن قرار گیرد و مراجعه کننده را به مطلبی در اطراف آن موضوع، راهنمایی کند و چنانچه او به دنبال همه واژه های به کار رفته در تمامی فرازهای دعا است، باید برای رفع نیاز خود به معجم لفظی صحیفه مبارکه سجادیه مراجعه کند نه به فرهنگ نامه موضوعی که بنای خود را بیان موضوع قرار داده نه بیان تمامی الفاظ به کار رفته در صحیفه سجادیه.

سپس آن واژه ها را (با توجه به جمله ای که آن واژه در آن به کار رفته بود،) ترجمه کردیم. توجه به جمله ای که آن کلمه عربی در آن به کار رفته، به این خاطر است که بعضی از کلمات دعا در زبان فارسی، معانی متعددی دارد و یا از کلمات مترادفی است که دارای مصادیق متعدد است و باید دید، منظور امام علیه السلام از این کلمه در این فراز چه بوده است. البته در بسیاری از موارد به شرح نیز مراجعه می شد. در این میان کلماتی بودند که می توانست به مصادیق متعدد، تطبیق یابد و یا به چند معنی ترجمه شود و شارحین و مترجمین صحیفه سجادیه، به تمامی آن معانی و یا مصادیق، آن فراز را ترجمه و تطبیق کرده بودند. لذا ما آن کلمه را در تمامی آن معانی و مصادیق در ذیل موضوعات متعدد ذکر کرده، به مقتضای موضوع، آن کلمه را ترجمه نمودیم. به عنوان مثال از کلمه «جازیاً» در عبارت «کفی بک جازیا»، (1) در موضوع «پاداش» و همچنین در موضوع «کیفر» استفاده کردیم و یا از واژه «کلفتنی» در عبارت «اللهم

ص : 17


1- 1) بخشی از فراز سوم دعای پنجاهم.

ائلی کلفتی من نفیی ما آنت آمللف به منی»،(1) در موضوعات «تکلیف» و «گماشتن» بهره بردیم. نیز موضوعات استخراج شده را پس از ترجمه فارسی، به صورت الفبایی چینش نمودیم و موفق به تفکیک مناسب موضوعات از یکدیگر شدیم. مثلا موضوعات «عفو»، «آمرزش» و «گذشت» (علی رغم تشابه معنای ظاهر) در سه موضوع جداگانه، به تناسب عبارت عربی فراز و نیز لحاظ نمودن ترجمه در آن، قرار گرفت. در این هنگام متوجه واژه هایی که دارای معنای یکسان (و یا مشابه) بود شده، تمامی آنها را با در نظر گرفتن مشخصه هایی خاص، یک موضوع دانسته و تحبت موضوعی واحد قرار دادیم. مثلا کلماتی که به «حتمی» ، «لازم»، «لزوم»، «واجب» و «وجوب» ترجمه شده بود، تحت موضوع «واجب» در نظر گرفته شد.

در این میان واژه هایی وجود داشت که احتمال وجود معانی متعدد از آن بعید نبود. مانند موضوع «مژده» که واژه های معادل «بشارت»، «تبشیر» و «نوید» از آن استنباط و به موضوع «مژده)) ارجاع داده شد. همچنین در این فرهنگ، موضوعاتی داشتیم که جهت تکمیل بحث، ارجاع آنها به دیگر موضوعات مشابه، خالی از لطف نبود. پس با چنین ارجاعاتی نیز، موضوعات ارجاعی پدید آوردیم.

حال قطع نظر از موضوعات ارجاعی، سایر موضوعات هر یک دارای فرازهای متعددی از دعاهای مختلف بود. در بعضی موارد، تعدد فرازها چنان بود که رجوع به آنها، جز سردرگمی در میان انبوه فرازها، چیز دیگری نداشت. لذا بر آن شدیم، جهت تسهیل در فهم و نجات از سردرگمی، برای هر یک از فرازها، عنوانی برخاسته از منطوق فراز قرار دهیم. توجه به این نکته ضروریست که این عناوین (که در فرهنگنامه موضوعی، بر اساس شماره دعا و فراز، تحت موضوعات قرار دارند)، به عنوان زیر موضوع نیستند، بلکه بر اساس تسهیل در فهم موضوعی فراز در نظر گرفته شده اند. به همین دلیل، این عناوین که بیشترین حجم

ص : 18


1- 1) قسمتی از اولین فراز دعای بیست و دوم.

فرهنگ نامه را به خود اختصاص داده اند، بر اساس ترتیب الفبایی چینش نشده و تنها موضوعات دارای چینش الفبایی اند.

سپس جهت سهولت دستیابی مراجعه کننده به دعاها و فرازهایی که عناوین از آنها استخراج شده، به چینش فرازهای تقطیع شده، بر اساس ترتیب عددی دعا و نیز شماره فراز، اقدام نمودیم.

از آنجایی که مراجعه کنندگان به چنین فرهنگ نامه هایی، عموماً فارسی زبان هستند، جهت تسهیل در فهم مراجعین، تمامی دعاهای صحیفه سجادیه ترجمه شد و ترجمه هر فراز و عبارت تقطیع شده، در زیر فراز مربوطه قرار گرفت تا معنای فراز دعا، در دسترس و مفهوم عنوان استنباطی از آن فراز، کاملا مشخص و واضح گردد.

با توجه به اینکه در برخی موارد از واژه های زبان عربی در زبان فارسی، معانی مختلفی استنباط می شود و ما قائل به از دست ندادن موضوعات و عناوین در حد توان بودیم، لذا با توجه به موضوعات، ترجمه های متفاوتی از لغات برداشت کرده و به تناسب موضوع، از آن بهره جستیم. نظیر عبارت «لا تفتفی» که در جمله «ولا تفتنی بالسعه»(1)، به عبارت «گمراهم نکن» و نیز «آزمایشم نکن» ترجمه شده و یا واژه «المانی» که در عبارت «آنا الجانی علی نفسه»،(2) به کلمات گنهکار» و در جایی دیگر به «جنایتکار، ترجمه گردیده است.

در پایان چینش موضوعات و فرازهای دعاها، ( پایان جلد سوم) دعاهای صحیفه سجادیه به همراه ترجمه آن قرار داده شد تا مراجعه کننده برای پی بردن به قبل و بعد هر عبارت و فراز تقطیع شده که همراه با موضوعات ذکر گردیده، ناچار به مراجعه به چاپهای دیگر صحیفه

(که چه بسا فراز بندی نشده) نباشد.

در این فرهنگ، بیش از 900 موضوع اصلی وجود دارد و تعداد 794 موضوع ارجاعی

ص : 19


1- 1) بخشی از فراز بیست و دوم دعای بیست.
2- 2)فراز هشتادودوم از دعای چهل وهفتم.

تعبیه گردیده است. در زیرساخت موضوعات اصلی آن، عناوینی برای فرازهای دعا نگاشته شده که تعداد آن عناوین نیز 9226 عنوان می باشد.

نظر به اینکه فرهنگنامه حاضر، علی رغم دقت و تلاش انجام شده، خالی از عیب نیست، لذا نقادی اهل فن، در بهتر طی نمودن این مسیر، قطعا کارگشا و مثمر ثمر خواهد بود.

در پایان، خداوند منان را حمد و سپاس میگوییم که توفیق عطا فرمود تا در حول محور صحیفه مبارکه سجادیه، این اقدام پژوهشی انجام و آن را به پیشگاه حضرت امام سجاد علیه السلام تقدیم داریم.

همچنین از عنایات ویژه مرجع عالیقدر و زعیم حوزه علمیه اصفهان، حضرت آیه الله العظمی مظاهری «مدظل به العالی» - که تأسیس مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان، از برکات وجودی معظم له است - سپاس گزاری و قدردانی می نماییم.

در تدوین فرهنگ نامه ای که پیش روی دارید، شش تن از پژوهشگران مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان، برای به دست آوردن سبکی موضوع نگا ری ادعیه و ترتیب آن، و استخراج موضوعات و عناوین، و همچنین تقطیع و عنوان نگاری فرازها و نیز ترتیب چینش آنها و ویرایش متن، مساعدت های فراوانی نمودند که بر خود لازم می دانم از تک تک آنان تشکر نمایم.

اللهم لک الحمد بدیع السماوات و الارض

سید احمد سجادی

مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان

فروردین ماه 1385

ص : 20

آ

آب

شناساندن سنجش آب ها، به فرشتگان

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ... الَّذِینَ عَرَّفْتَهُمْ مَثَاقِیلَ الْمِیَاهِ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگانی که وزن آب ها رابه آنان شناسانده ای.16و11و10/3

فرشتگان ساکن آب

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ... وَ سُکَّانِ الْهَوَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْمَاءِ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگان و ساکنان هوا و زمین و آب.23و11و10/3

آغاز نمودن بندگان، از آبی ناچیز

اللَّهُمَّ وَ إِنَّکَ... مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ ابْتَدَأْتَنَا

خداوندا و تو از آب ناچیز آغازمان نموده ای.

5/9

آشامیدن آب خاکسترآلود، تا پایان عمر

یَا إِلَهِی لَوْ... شَرِبْتُ مَاءَ الرَّمَادِ آخِرَ دَهْرِی... مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِکَ مَحْوَ سَیِّئَهٍ وَاحِدَهٍ مِنْ سَیِّئَاتِی

ای خدای من، اگر در مدّت زندگی ام، آب خاکسترآلود بنوشم، باز هم با آن همه سزاوار از بین بردن بدی ای از بدی هایم نیستم.30/16

فرشتگان و آب رسانی سودمند، به بندگان

وَ أَشْهِدْ مَلَائِکَتَکَ... بِسَقْیٍ مِنْکَ نَافِعٍ...

و فرشتگانت را به فرستادن آبی سودمند از جانب خود، آماده ساز.2/19

آب رساندنی سودمند، با فراوانیِ دائم

أَشْهِدْ مَلَائِکَتَکَ الْکِرَامَ السَّفَرَهَ. بِسَقْیٍ مِنْکَ نَافِعٍ، دَائِمٍ غُزْرُهُ، وَاسِعٍ دِرَرُهُ، وَابِلٍ سَرِیعٍ عَاجِلٍ

فرشتگانِ بزرگوارِ نویسنده ات را به فرستادن آبی سودمند از جانب خود - که فراوانی اش همیشگی، جاری شدنش بسیار، سخت، تند و شتابان باشد - آماده ساز.2/19

نتایج آب دادن خداوند، به بندگان

اللَّهُمَّ اسْقِنَا سَقْیًا تُسِیلُ مِنْهُ الظِّرَابَ، وَ تَمْلَأُ مِنْهُ الْجِبَابَ، وَ تُفَجِّرُ بِهِ الْأَنْهَارَ، وَ تُنْبِتُ بِهِ الْأَشْجَارَ، وَ تُرْخِصُ بِهِ الْأَسْعَارَ فِی جَمِیعِ الْأَمْصَارِ، وَ تَنْعَشُ بِهِ الْبَهَائِمَ وَ الْخَلْقَ، وَ تُکْمِلُ لَنَا بِهِ طَیِّبَاتِ الرِّزْقِ، وَ تُنْبِتُ لَنَا بِهِ الزَّرْعَ، وَ تُدِرُّ بِهِ الضَّرْعَ، وَ تَزِیدُنَا بِهِ قُوَّهً إِلَی قُوَّتِنَا

خداوندا ما را با بارانی که از آن تپه ها را

ص : 21

جاری گردانی و چاه ها را از آن پر کنی و رودخانه ها را با آن روان سازی و درخت ها را به وسیله آن برویانی و با آن قیمت ها را - در همه شهرهای بزرگ - ارزان کنی و چهارپایان و سایر آفریدگان را به وسیله آن سرِ پا بداری و روزی های پاکیزه را با آن برایمان کامل گردانی و کشت ها را به وسیله اش برایمان برویانی و پستان حیوان را با آن پر (شیر) سازی و به وسیله آن نیرویی بر نیروی ما بیفزایی، سیراب نما.5/19

شور نگرداندن آب ابرها

اللَّهُمَّ... لَا تَجْعَلْ مَاءَهُ عَلَیْنَا أُجَاجًا

خداوندا آب آن (ابر) را بر ما شور و تلخ نگردان.6/19

درآمیختن آب های مشرکان، به وبا

اللَّهُمَّ وَ امْزُجْ مِیَاهَهُمْ بِالْوَبَاءِ

خداوندا و آب هایشان را به وبا درآمیز.

12/27

آبی پست و بی ارزش

وَ أَنْتَ حَدَرْتَنِی مَاءً مَهِینًا مِنْ صُلْبٍ... إِلَی رَحِمٍ ضَیِّقَهٍ...

و تو مرا (آن هنگام که) آبی پست (بودم)، از صلبی به سوی رحمی تنگ، سرازیر نمودی.

23/32

آب جوش و ساکنان دوزخ

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَارٍ... تَسقِی أَهْلَهَا حَمِی_مًا

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که اهلش را آب جوشان می نوشاند.30و29/32

زایل نمودن خشکی شهرها، با آب (باران)

اللَّهُمَّ أَذْهِبْ مَحْلَ بِلَادِنَا بِسُقْیَاکَ

خداوندا خشکسالیِ شهرهای ما را، با آبیاری خویش برطرف ساز.4/36

دشمن، و نوشاندن آبی تلخ به بنده

فَکَمْ مِنْ عَدُوٍّ... یُجَرِّعَنِی زُعَاقَ مَرَارَتِهِ

پس چه بسیار دشمنی که آب بسیار تلخِ زهرآگین را جرعه جرعه به من نوشاند.4/49

آباد

آباد گشتن، با بندگی خدا

وَ اعْمُرْ لَیْلِی بِإِیقَاظِی فِیهِ لِعِبَادَتِکَ، وَ تَفَرُّدِی بِالتَّهَجُّدِ لَکَ، وَ تَجَرُّدِی بِسُکُونِی إِلَیْکَ، وَ إِنْزَالِ حَوَائِجِی بِکَ، وَ مُنَازَلَتِی إِیَّاکَ فِی فَکَاکِ رَقَبَتِی مِنْ نَارِکَ، وَ إِجَارَتِی مِمَّا فِیهِ أَهْلُهَا مِنْ عَذَابِکَ

و شبم را با بیدار ساختنم برای بندگی ات، و تنها بودنم به شب زنده داری برای تو، و کوشش کردنم برای خو گرفتن با تو و درخواست نمودن حاجت هایم از تو و رجوع کردن پیاپی من بر آزاد

ص : 22

ساختنم از آتشت و حفظ نمودنم از عذابت که سزاوارش [دوزخیان]، در آن به سر می برد، آباد گردان.123/47

آبرو

ریختن آبروی دیگران

اللَّهُمَّ اجْعَلْ... مَا أَجْرَی عَلَی لِسَانِی مِنْ... شَتْمِ عِرْضٍ... نُطْقًا بِالْحَمْدِ لَکَ

خداوندا به جای آنچه او (شیطان) بر زبانم جاری ساخته از آبروریزی، سپاس برای خودت را قرار ده.13/20

حفظ نمودن آبروی بنده، با توانگری

وَ صُنْ وَجْهِی بِالْیَسَارِ

و آبرویم را با توانگری حفظ کن.26/20

حفظ آبروی جنگجو

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا مُسْلِمٍ خَلَفَ غَازِیًا أَوْ مُرَابِطًا فِی دَارِهِ... أَوْ رَعَی لَهُ مِنْ وَرَائِهِ حُرْمَهً، فَآجِرْ لَهُ مِثْلَ أَجْرِهِ وَزْنًا بِوَزْنٍ وَ مِثْلًا بِمِثْلٍ...

خداوندا و هر مسلمانی که جنگجویی یا مرزداری را، در (امور) خانه اش جانشین شد، یا آبرویش را در نبود او نگهداشت؛ پس وی را هم سنگ و هم گون پاداش او، پاداش ده.16/27

وامی آبروبَرنده

وَ هَبْ لِیَ الْعَافِیَهَ مِنْ دَیْنٍ تُخْلِقُ بِهِ وَجْهِی

و مرا معاف دار، از وامی که با آن آبرویم را ببری.1/30

آبرومندترین پیامبر

اللَّهُمَّ اجْعَلْ نَبِیَّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آلِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَقْرَبَ الْنَّبِیِّینَ مِنْکَ مَجْلِسًا... وَ أَوْجَهَهُمْ عِنْدَکَ جَاهًا

خداوندا پیامبر ما را - که درودهای تو بر او و بر خاندانش باد - روز رستاخیز، نزدیک ترین پیامبران در مجلس خود و آبرومندترین آنان نزد خود قرار ده.18/42

حفظ آبروی بنده، از درخواست نمودن از جهانیان

وَ صُنْ وَجْهِی عَنِ الطَّلَبِ إِلَی أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِینَ

و آبرویم را از درخواست به سوی احدی از جهانیان، حفظ کن.131/47

آبروی بنده، آماج تیرهای حسودان

وَ کَمْ مِنْ حَاسِدٍ قَدْ... جَعَلَ عِرْضِی غَرَضًا لِمَرَامِیهِ

و چه بسیار حسودی که آبروی مرا هدف تیرهای خود قرار داد.

9/49

ص : 23

آتش

رهاندن تابعین، از همیشه ماندن در آتش دوزخ

تُعَافِیَهُمْ مِمَّا تَقَعُ بِهِ الْفِتْنَهُ مِنْ مَحْذُورَاتِهَا، وَ کَبَّهِ النَّارِ وَ طُولِ الْخُلُودِ فِیهَا

ایشان را از آنچه که به وجودآورنده آزمایش هایی از امور ترسناک و سختی آتش و همیشه ماندن در آتش است، عافیت بخشی.

18/4

آتش دوزخ، سرانجام دعوت شیطان

وَ أَنَا حِینَئِذٍ مُوقِنٌ بِأَنَّ... مُنْتَهَی دَعْوَتِهِ إِلَی النَّارِ

و من در همان هنگام باور دارم که پایان دعوت او به سوی آتش است.24/16

آتش دوزخ، جزای معصیت کار

وَ إِنْ کُنْتَ تَغْفِرُ لِی حِینَ أَسْتَوْجِبُ مَغْفِرَتَکَ... فَإِنَّ ذَلِکَ غَیْرُ وَاجِبٍ لِی بِاسْتِحْقَاقٍ... إِذْ کَانَ جَزَائِی مِنْکَ فِی أَوَّلِ مَا عَصَیْتُکَ النَّارَ

و اگر مرا بیامرزی هنگامی که مستوجب آمرزش تو باشم، پس بدرستی که آن از سزاوار بودن من نیست. زیرا کیفر من در نخستین گناهی که کردم، آتش بود.31/16

خاموش کردن آتش دشمنی

حَلِّنِی بِحِلْیَهِ الصَّالِحِینَ... فِی... إِطْفَاءِ النَّائِرَهِ

مرا در فرونشاندن (آتش) کینه، به زینت شایستگان بیارا.10/20

آتش دوزخ، (ابزاری برای) وعده عذاب الهی

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَارٍ... تَوَعَّدْتَ بِهَا مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضَاکَ

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که با آن هر که را از خوشنودی تو روی گردانْد، وعده عذاب داده ای.29/32

آتش دوزخ (ابزار) سخت گیری بر نافرمان

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَارٍ تَغَلَّظْتَ بِهَا عَلَی مَنْ عَصَاکَ

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که با آن به هر که تو را نافرمانی کرده، سخت گرفتی.

29/32

زنهارخواهی جهت دوری از آتش دوزخ

وَ أَسْتَهْدِیکَ لِمَا بَاعَدَ مِنْهَا، وَ أَخَّرَ عَنْهَا

و از تو راهنمایی می خواهم، برای آنچه از آن (آتش) دور سازد و عقب گردانَد.31/32

وَ أَجِرْنِی مِنْهَا بِفَضْلِ رَحْمَتِکَ

و مرا به بسیاری رحمتت از آن (آتش) ایمن ساز.32/32

ص : 24

درخواست برای آزادی از آتش دوزخ

وَ اعْمُرْ لَیْلِی بِإِیقَاظِی فِیهِ لِعِبَادَتِکَ... وَ مُنَازَلَتِی إِیَّاکَ فِی فَکَاکِ رَقَبَتِی مِنْ نَارِکَ

و شبم را با بیدار ساختنم برای بندگی ات، و رجوع کردن پیاپی من بر آزاد ساختنم از آتشت، آباد گردان.123/47

ویژگی های آتش دوزخ:

أ. سختی اش

وَ تُعَافِیَهُمْ مِمَّا تَقَعُ بِهِ الْفِتْنَهُ مِنْ مَحْذُورَاتِهَا، وَ کَبَّهِ النَّارِ

و ایشان را از آنچه که به وجودآورنده آزمایش هایی از امور ترسناک و سختی آتش است، عافیت بخشی.18/4

ب. شکنجه آن

وَ قِنِی (بِرَحْمَتِکَ) عَذَابَ النَّارِ

و مرا به رحمت خود از عذاب آتش، حفظ فرما.30/20

وَ أَعِذْنَا مِنْ عَذَابِ السَّعِیرِ

و ما را از شکنجه آتش پناه ده.

12/25

وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ

و از شکنجه آتش نگاهمان دار.

13/25

ج. روی هم غلطیدن پاره های آن

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ... مِنْ نَارٍ یَأْکُلُ بَعْضَهَا بَعْضٌ، وَ یَصُولُ بَعْضُهَا عَلَی بَعْضٍ

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که پاره هایش یکدیگر را می خورد و برخی بر برخی دیگر حمله می برد.29/32

د. تاریک و نزدیک بودنش

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ... مِنْ نَارٍ نُورُهَا ظُلْمَهٌ... وَ بَعِیدُهَا قَرِیبٌ

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که نورش تاریکی، و دورش نزدیک است.29/32

ه_. دردناک بودن آن

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَارٍ... هَیِّنُهَا أَلِیمٌ

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که آسایشش دردناک است.29/32

و. پوساننده استخوان بودنش

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ... مِنْ نَارٍ تَذَرُ الْعِظَامَ رَمِی_مًا

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که استخوان ها را می پوساند.

30و29/32

ز. ناتوانی اش از سبک کردن خود

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَارٍ... لَا تَقْدِرُ عَلَی التَّخْفِیفِ عَمَّنْ خَشَعَ لَهَا وَ اسْتَسْلَمَ إِلَیْهَا

ص : 25

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که قادر بر سبک کردن (شعله ها) از کسی که برایش فروتنی نماید و تسلیم او گردد، نیست.30و29/32

ح. دیدار آن، با دوزخیان

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ... مِنْ نَارٍ... تَلْقَی سُکَّانَهَا بِأَحَرِّ مَا لَدَیْهَا مِنْ أَلِیمِ النَّکَالِ وَ شَدِیدِ الْوَبَالِ

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که با ساکنان خود با سوزان ترین کیفرِ دردناک و عواقب سخت روبرو می شود.

30و29/32

ط. نامهربان بودنش

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ... مِنْ نَارٍ لَا تُبْقِی عَلَی مَنْ تَضَرَّعَ إِلَیْهَا، وَ لَا تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَهَا

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که بر زاری کنندگانش مهربان نیست و به مهرجویانش رحم نمی کند.30و29/32

ی. گرمی آن

...فَکَیْفَ تَسْتَطِیعُ حَرَّ نَارِکَ

...پس چگونه گرمای آتشت را توانایی دارد؟5/50

آخِر پایان

آخرت

محبوبیّت عمل برای آخرت، نزد تابعین

وَ تُحَبِّبَ إِلَیْهِمُ الْعَمَلَ لِلْآجِلِ

و عمل برای آخرت را در نظرشان محبوب کنی.16/4

عامل کامل گرداندن نیکی دنیا و آخرت، برای بنده

نَبِّهْنِی لِذِکْرِکَ فِی أَوْقَاتِ الْغَفْلَهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِطَاعَتِکَ فِی أَیَّامِ الْمُهْلَهِ... أَکْمِلْ لِی بِهَا خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ

مرا در اوقات غفلت، برای یاد خود بیدار کن. و در روزهای مهلتِ عمرم، به طاعت خود بگمار. و بدین وسیله، خیر دنیا و آخرت را برایم کامل نما.29/20

درخواست عطای حسنه، در دنیا وآخرت

وَ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً

و در دنیا نیکی و در آخرت هم نیکی، عطایمان کن.13/25، 30/20

خدا دانا به صلاح بنده، در امر دنیا و آخرت

اللَّهُمَّ قَدْ تَعْلَمُ مَا یُصْلِحُنِی مِنْ أَمْرِ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی

خداوندا تو آنچه کار دنیای من و آخرتم را اصلاح می کند می دانی.10/22

ص : 26

نگهداری بنده از خطا، در دنیا و آخرت

وَ ارْزُقْنِی التَّحَفُّظَ مِنَ الْخَطَایَا، وَ الِاحْتِرَاسَ مِنَ الزَّلَلِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ...

و مرا خودداری از خطاها و خویشتن داری از لغزش ها، در دنیا و آخرت روزی ده.13/22

جدایی نینداختن بین بنده و تندرستی، در دنیا و آخرت

وَ لَا تُفَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَ عَافِیَتِکَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ

و در دنیا و آخرت بین من و عافیتت جدایی نینداز.1/23

تندرستی دنیا و آخرت

عَافِنِی عَافِیَهً... تُوَلِّدُ فِی بَدَنِی الْعَافِیَهَ، عَافِیَهَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ

به من عافیت ده. عافیتی که در جسمم عافیت زایَد، عافیت دنیا و آخرت.2/23

اصلاح حال بنده، در دنیا و آخرت

وَ امْنُنْ عَلَیَّ بِکُلِّ مَا یُصْلِحُنِی فِی دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی...

و هر چه در دنیایم و آخرتم به صلاحم است، بر من ارزانی دار.9/25

درخواست برای دنیا و آخرت، از خدا

وَ أَعْطِ جَمِیعَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُوءْمِنِینَ وَ الْمُوءْمِنَاتِ مِثْلَ الَّذِی سَأَلْتُکَ لِنَفْسِی وَ لِوَلَدِی فِی عَاجِلِ

الدُّنْیَا وَ آجِلِ الْآخِرَهِ

و به همه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان، مانندِ آنچه برای خود و فرزندانم از تو درخواست نمودم، در دنیای کنونی و آخرت آینده ببخش.12/25

نزدیکی زمان رحلت به سوی آخرت

وَ دَنَا مِنَّا إِلَی الْآخِرَهِ رَحِیلٌ وَ انْطِلَاقٌ

و کوچ کردن و رفتن ما به جهان دیگر نزدیک شود.13/42

درخواست محل رسوایی نبودنِ آخرت

وَ إِذْ لَمْ تُقِمْنِی مَقَامَ فَضِیحَهٍ فِی دُنْیَاکَ فَلَا تُقِمْنِی مِثْلَهُ فِی آخِرَتِکَ

و آن زمان که مرا در دنیایت در مقام رسوایی به پا نداشتی، پس مانند آن در آخرتت مرا (در مقام رسوایی) به پا ندار.120/47

اعطای خیری از دنیا و آخرت، به مؤمنان

أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ... مَهْمَا قَسَمْتَ بَیْنَ عِبَادِکَ الْمُوءْمِنِینَ مِنْ خَیْرٍ... أَوْ تُعْطِیهِمْ بِهِ خَیْرًا مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ أَنْ تُوَفِّرَ حَظِّی وَ نَصِیبِی مِنْهُ

خداوندا، از تو درخواست می نمایم که هرگاه میان بندگان با ایمانت، نیکی قسمت می نمایی، یا خیری از خیرهای دنیا و آخرت را به ایشان عطا می کنی، بهره و نصیب مرا از آن زیاد گردان.2/48

ص : 27

امید نداشتن به غیر خدا، برای امر دنیا و آخرت

فَإِنِّی... لَا أَرْجُو لِأَمْرِ آخِرَتِی وَ دُنْیَایَ سِوَاکَ

پس به درستی که برای کار آخرت و دنیایم به احدی جز تو امید ندارم.4/48

پیوسته ساختن فضل خدا در دنیا، به نیکی آخرت

وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ وَ سَعَهِ مَا عِنْدَکَ... وَ صِلْ ذَلِکَ بِخَیْرِ الْآخِرَهِ وَ نَعِیمِهَا

و برایم از فضل و فراخی آنچه نزد توست، بیفزا. و آن را به خیر آخرت و نعمت فراوانش پیوسته گردان.28/48

محروم نساختن بنده، از خیر دنیا و آخرت

إِلَهِی فَلَا تَحْرِمْنِی خَیْرَ الْآخِرَهِ وَ الْأُولَی لِقِلَّهِ شُکْرِی

خدای من، پس مرا به خاطر سپاس اندکم، از خیر آخرت و دنیا بی بهره نگردان.13/51

مهربانی خدا، در دنیا و آخرت

یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ رَحِیمَهُمَا

ای بخشنده در دنیا و آخرت و مهربان در آن دو.1/54

آدم انسان

آدم علیه السلام

گماشتن راهنما، از زمان آدم علیه السلام تا محمّد صلی الله علیه و آله

وَ أَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَلِیلًا مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَی مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ...

و برای اهل آن (عصر و زمان) راهنمایی گماشتی، از دوران آدم تا محمّد - که درود خدا بر او و خاندانش باد - .2/4

آذوقه

رساندن آذوقه به مرزداران اسلام

وَ وَاتِرْ بَیْنَ مِیَرِهِمْ

و آذوقه یشان را پیاپی برسان.2/27

آذوقه های مشرکان،در دورترین سرزمین

وَ اجْعَلْ مِیَرَهُمْ فِی أَحَصِّ أَرْضِکَ وَ أَبْعَدِهَا عَنْهُمْ

و آذوقه هایشان را در بی برکت ترین و دورترین (نقاط) زمین خود قرار ده.12/27

آرا احکام

آراستگی

نفْس بنده، و آراستن حاجت خواهی از

ص : 28

حاجتمند

اللَّهُمَّ وَ لِی إِلَیْکَ حَاجَهٌ قَدْ... سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی رَفْعَهَا إِلَی مَنْ یَرْفَعُ حَوَائِجَهُ إِلَیْکَ

خداوندا و به سوی تو حاجتی دارم که نفس من رفع آن را از کسی که حاجت هایش را از تو طلب کرده برایم می آراید.15/13

شیطان و آراستن باطل

اللَّهُمَّ وَ مَا سَوَّلَ لَنَا مِنْ بَاطِلٍ فَعَرِّفْنَاهُ

خداوندا و آنچه از باطل برای ما آراسته، به ما بشناسان.7/17

آراستن بنده، به زیور شایستگان

وَ حَلِّنِی بِحِلْیَهِ الصَّالِحِینَ

و مرا به زینت شایستگان بیارا.10/20

آراستن مجلس والدین، به فرزندان

وَ زَیِّنْ بِهِمْ مَحْضَرِی

و مجلس مرا به وسیله ایشان آراسته نما.

4/25

آراسته شدن خطا، با اندیشه بد

وَ سَوَّلَ لِیَ الْخَطَاءَ خَاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ

و اندیشه بدْ خطا را برای من آراست، پس (از فرمان تو) کوتاهی نمودم.16/32

آراستن اوقات ماه رمضان، به طاعت بنده

وَ زَیِّنْ أَوْقَاتَهُ بِطَاعَتِنَا لَکَ

و اوقاتش را به طاعت ما برای خود، زینت ده.

17/44

آراستن مناجات بندگان

وَ زَیِّنْ لِیَ التَّفَرُّدَ بِمُنَاجَاتِکَ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ

و تنهایی مناجات با خودت را در شب و روز برایم بیارا.110/47

آراستن بنده، به زیور پرهیزکاران

وَ حَلِّنِی حِلْیَهَ الْمُتَّقِینَ

و مرا به زیور پرهیزکاران بیارای.127/47

آراستگی باغ های بهشت

وَ جَاوِرْ بِیَ الْأَطْیَبِینَ مِنْ أَوْلِیَائِکَ فِی الْجِنَانِ الَّتِی زَیَّنْتَهَا لِأَصْفِیَائِکَ

و در باغ هایی که آنها را برای برگزیدگانت آراسته ای، مرا با پاک ترین دوستانتْ همسایه گردان.128/47

آرام آهسته و نیز آرامش

آرامش آسایش

شب و آرام گرفتن از حرکات خسته کننده

فَخَلَقَ لَهُمُ اللَّیْلَ لِیَسْکُنُوا فِیهِ مِنْ حَرَکَاتِ التَّعَبِ وَ نَهَضَاتِ النَّصَبِ

ص : 29

پس شب را برای آنان آفرید تا از حرکت های خسته کننده و جنبش های سخت بیاسایند.5/6

دربر کردن جامه راحت و آرامِ شب

فَخَلَقَ لَهُمُ اللَّیْلَ... وَ جَعَلَهُ لِبَاسًا لِیَلْبَسُوا مِنْ رَاحَتِهِ وَ مَنَامِهِ

پس شب را برای آنان آفرید و آن را پوشش ساخت تا جامه راحتی و خواب را دربر کنند.

5/6

وارد شدن موجوداتِ آرام، در صبح

وَ أَصْبَحَتِ الْأَشْیَاءُ کُلُّهَا بِجُمْلَتِهَا لَکَ: سَمَاوءُهَا وَ أَرْضُهَا، وَ مَا بَثَثْتَ فِی کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا، سَاکِنُهُ وَ مُتَحَرِّکُهُ...

و صبح کردند همه چیز از آسمان و زمینش، و آنچه در این دو پراکنده ساختی، از آرام و جنبنده و همه از آنِ تو هستیم.9/6

آرام گرفتن، به فضل الهی

فَضْلُکَ آنَسَنِی

فضل تو مرا آرام نمود.25/13

نبودِ آرامش دهنده ای برای ترس بنده، از دیدار خدا

أَشْرَفْتُ عَلَی خَوْفِ لِقَائِکَ. فَلَا مُسَکِّنَ لِرَوْعَتِی

به ترس دیدارت نزدیک گشته ام و آرامش دهنده ای برای ترسم ندارم.1/21

آرامش دل بنده، به خدا و نیکان خلق

...بَلِ اجْعَلْ سُکُونَ قَلْبِی وَ أُنْسَ نَفْسِی وَ اسْتِغْنَائِی وَ کِفَایَتِی بِکَ وَ بِخِیَارِ خَلْقِکَ

...بلکه آرامش دلم و انس جانم و بی نیازی ام و کفایتم را به خود و آفریدگان خوبت قرار ده.

12/21

سبب دریافتن آرامش دل

وَ ارْزُقْنِی الْحَقَّ عِنْدَ تَقْصِیرِی فِی الشُّکْرِ لَکَ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ... حَتَّی أَتَعَرَّفَ مِنْ نَفْسِی رَوْحَ الرِّضَا وَ طُمَأْنِینَهَ النَّفْسِ مِنِّی بِمَا یَجِبُ لَکَ فِیما یَحْدُثُ فِی حَالِ الْخَوْفِ وَ الْأَمْنِ

و هنگامی که در شکر به نعمت هایی که به من ارزانی داشته ای کوتاهی نمودم، (اعتراف به) حق را روزی ام فرما، تا نسیم خوشنودی و آرامش خود را نسبت به آنچه در حال ترس و ایمنی رخ می دهد، و شکر آن برای تو واجب است، دریابم.

11/22

تهی ساختن دل دشمنان، از آرامش

اللَّهُمَّ أَخْلِ قُلُوبَهُمْ مِنَ الْأَمَنَهِ

خداوندا، دل هایشان را از آرامش تهی دار.

11/27

مرگ، آرامشگاه نیکوکاران

وَ اجْعَلْ لَنَا مِنْ صَالِحِ الْأَعْمَالِ عَمَلًا... نَحْرِصُ لَهُ عَلَی

ص : 30

وَشْکِ اللَّحَاقِ بِکَ حَتَّی یَکُونَ الْمَوْتُ مَأْنَسَنَا الَّذِی نَأْنَسُ بِهِ

و از اعمال شایسته، عملی برای ما قرار ده که با آن به زود رسیدن به تو حرص ورزیم. تا جایی که مرگ برای ما محل انسی باشد که به آن انس گیریم.3/40

آرام گیرندگان در سایه (حمایت) قرآن

وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ... یَسْکُنُ فِی ظِلِّ جَنَاحِهِ

و ما را از کسانی قرار ده که در سایه بال (حمایت) آن ساکن می شوند.7/42

گورها، آرامگاه مردگان

وَ کَانَتِ الْقُبُورُ هِیَ الْمَأْوَی إِلَی مِیقَاتِ یَوْمِ التَّلَاقِ

و گورها تا هنگام قیامت، جایگاه (آرامگاه) ماندن باشد.13/42

آرام گرفتن در استراحتگاهی نزد خدا

اجْعَلْ لِی عِنْدَکَ مَقِیلًا آوِی إِلَیْهِ مُطْمَئِنًّا

برایم نزد خود استراحتگاهی که آسوده خاطر در آن آرام گیرم، قرار ده.129/47

آرام ساختن دل بنده، به آنچه نزد خداست

وَ اجْعَلْ قَلْبِی وَاثِقًا بِمَا عِنْدَکَ

و دلم را به آنچه نزد توست، مطمئن (و آرام) گردان.

130/47

فراهم نمودن آرامش، برای بنده

وَ اجْمَعْ لِیَ... الطُّمَأْنِینَهَ

و آرامش را برایم فراهم ساز.130/47

آرام نگرفتن کینه دشمن

فَرَدَدْتَهُ لَمْ یَشْفِ غَیْظَهُ، وَ لَمْ یَسْکُنْ غَلِیلُهُ

پس در حالی که خشمش را بهبودی نداده و کینه اش قرار نگرفته بود، او را بازگرداندی.

6/49

آرمیدن رگ ها و بی خبری تن

فَأَسْأَلُکَ یَا مَوْلَایَ سُوءَالَ مَنْ... بَدَنُهُ غَافِلٌ لِسُکُونِ عُرُوقِهِ

پس - ای مولای من - از تو درخواست می کنم، درخواست کسی که تن او به خاطر آرامش رگ هایش، غافل مانده.8/52

آرایش آراستگی

آرزو

آرزوی دراز

وَ نَعُوذُ بِکَ أَنْ... نَمُدَّ فِی آمَالِنَا

و پناه می بریم به تو از اینکه آرزوهایمان را دراز کنیم.5/8

اعتماد به آرزوهای شیطان

ص : 31

اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِکَ... مِنَ الثِّقَهِ بِأَمَانِیِّهِ

خداوندا ما از اطمینان به آرزوهای او به تو پناه می بریم.1/17

تبدیل آرزوی القا شده شیطان، به ذکر عظمت الهی

اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ فِی رُوعِی مِنَ الَّتمَنِّی... ذِکْرًا لِعَظَمَتِکَ...

خداوندا به جای آنچه شیطان از آرزو در دل من می افکند، یاد بزرگی ات را قرار ده.13/20

پابرجایی آرزوی بنده، در امید به رحمت الهی

وَ حَقِّقْ فِی رَجَاءِ رَحْمَتِکَ أَمَلِی

و آرزویی را که در امید به رحمتت دارم تحقّق بخش.28/20

جز خدا راهی به آرزوها نیافتن

اللَّهُمَّ إِنَّکَ إِنْ... مَنَعْتَنِی فَضْلَکَ الْجَسِیمَ... لَمْ أَجِدِ السَّبِیلَ إِلَی شَیْءٍ مِنْ أَمَلِی غَیْرَکَ

خداوندا اگر فضل بزرگت را از من بازداری، راهی به سوی هیچ یک از آرزویم، غیر تو نیابم.

5/21

آرزو، و خلف وعده شیطان درباره آن

وَ إِنْ مَنَّانَا أَخْلَفَنَا

و اگر ما را آرزومند گردانَد، خلف وعده کند.

7/25

آزمودن بندگان، به آرزوی دراز

اللَّهُمَّ إِنَّکَ ابْتَلَیْتَنَا... فِی آجَالِنَا بِطُولِ الْأَمَلِ

خداوندا همانا تو ما را در مدّت زندگی هایمانْ به آرزوی دراز، آزمودی.1/29

آرزو، سبب طمع در عمرِ کهنسالان

وَ طَمِعْنَا بِآمَالِنَا فِی أَعْمَارِ الْمُعَمَّرِینَ

و با آرزوهایمان، در عمرهای کهنسالان، طمع کردیم.1/29

آرزومندی نسبت به خداوند

فَأَقْبَلَ نَحْوَکَ مُوءَمِّلًا لَکَ

پس (با آرزوی) امیدوارانه به تو، به سویت روی آورده.8/31

کردار اندک و آرزوی بزرگ

وَ أَنَا الْعَبْدُ الضَّعِیفُ عَمَلًا، الْجَسِیمُ أَمَلًا

و من بنده ای هستم که عملش ضعیف و آرزویش بزرگ است.9/32

بریده شدن رشته آرزوهای بنده، جز عفو الهی

وَ تَقَطَّعَتْ عَنِّی عِصَمُ الْآمَالِ إِلَّا مَا أَنَا مُعْتَصِمٌ بِهِ مِنْ عَفْوِکَ

ص : 32

و رشته های آرزو از من بریده، جز بخشایشت که به آن چنگ زده ام.9/32

در زمره ناامیدترین گروهِ آرزومند

وَ لَا أَکُنْ... أَقْنَطَ وُفُودِکَ الْآمِلِینَ

و مبادا من از ناامیدترین گروه های آرزومندت باشم. 15/32

عطای آرزوی بنده

وَ هَبْ لِی أَمَلِی

و آرزویم را به من ببخش.16/37

بازداشتن بندگان، از آرزوی دراز داشتن

وَ اکْفِنَا طُولَ الْأَمَلِ، وَ قَصِّرْهُ عَنَّا بِصِدْقِ الْعَمَلِ...

و ما را از آرزوی دراز بازدار و با عمل راستین، آن را از ما کوتاه کن.1/40

عامل بازداشته نشدن بندگان از کار، به سبب آرزو

وَ احْطُطْ بِالْقُرْآنِ عَنَّا ثِقْلَ الْأَوْزَارِ... حَتَّی... تَقْفُوَ بِنَا آثَارَ الَّذِینَ اسْتَضَاؤُوا بِنُورِهِ، وَ لَمْ یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ عَنِ الْعَمَلِ

و به (عظمت) قرآن، سنگینی گناهان را از ما فرو ریز، تا ما را در پی کسانی گردانی که از نور آن، روشنی جستند و آرزو، آنان را از کار (نیک) سرگرم نکرد.9/42

پیامبر صلی الله علیه و آله و آرزومندی بهترین خیر و

بخشش الهی

صَلِّ اللَّهُمَّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاهً تُبَلِّغُهُ بِهَا أَفْضَلَ مَا یَأْمُلُ مِنْ خَیْرِکَ وَ فَضْلِکَ وَ کَرَامَتِکَ

خداوندا بر محمّد و خاندانش درود فرست. درودی که با آن او را به برترین خیر و فضل و کرامتی که آرزو دارد، برسانی.21/42

نزدیک بودن آرزوها، در ماه رمضان

السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الْآمَالُ

درود بر تو ماهی که آرزوها در آن نزدیک شد.

25/45

آرزوها و رسیدن به پایان کرم خدا

انْصَرَفَتِ الْآمَالُ دُونَ مَدَی کَرَمِکَ بِالْحَاجَاتِ

آرزوها پیش از رسیدن به پایان کرمت، با حاجت ها برآورده شده است.12/46

محروم نماندن آرزومندان، از خدا

لَا یَخِیبُ مِنْکَ الْآمِلُونَ

آرزومندان از (درگاه) تو بی بهره نمی شوند.

15/46

انعام آمرزش، به آرزومند خدا

وَ امْنُنْ عَلَیَّ - بِمَا لَا یَتَعَاظَمُکَ أَنْ تَمُنَّ بِهِ عَلَی مَنْ أَمَّلَکَ - مِنْ غُفْرَانِکَ

و به من ارزانی دار آنچه بر تو گران نیست و به

ص : 33

کسی که آرزومند توست، به خاطر آمرزشت ارزانی می داری.70/47

ناامید نگرداندن بنده، از آرزومندی به خدا

وَ لَا تُوءْیِسْنِی مِنَ الْأَمَلِ فِیکَ فَیَغْلِبَ عَلَیَّ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَتِکَ

و از آرزومندی به خود ناامیدم نکن، که ناامیدی از رحمتت بر من چیره شود.101/47

آرزومند عفو الهی

فَلَوْ لَا الْمَوَاقِفُ الَّتِی أُوءَمِّلُ مِنْ عَفْوِکَ الَّذِی شَمِلَ کُلَّ شَیْءٍ لَأَلْقَیْتُ بِیَدِی

پس اگر جایگاهی که از بخشایشت آرزومندم نبود، خود را هلاک می ساختم.3/50

آرزوی دراز، سبب اشتغال به کار بیهوده

فَأَسْأَلُکَ یَا مَوْلَایَ سُوءَالَ مَنْ نَفْسُهُ لَاهِیَهٌ لِطُولِ أَمَلِهِ

پس - ای مولای من - از تو درخواست می کنم، درخواست کسی که نفس او به خاطر آرزوهای درازش، به بیهوده کاری مشغول شده.

8/52

چیره گشتن آرزو، بر بنده

فَأَسْأَلُکَ یَا مَوْلَایَ... سُوءَالَ مَنْ قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْأَمَلُ

پس - ای مولای من - از تو درخواست

می کنم، درخواست کسی که آرزو بر او چیره گشته است. 9و8/52

آرمان آرزو

آز حرص و نیز طمع

آزاد

عامل آزاد شدن از آتش دردناک خدا

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ... حَمْدًا نُعْتَقُ بِهِ مِنْ أَلِیمِ نَارِ اللَّهِ إِلَی کَرِیمِ جِوَارِ اللَّهِ

و سپاس خدای را، سپاسی که به سبب آن از آتش دردناک خداوند آزاد شده، به جوار ارجمند خدا، واصل شویم.15و10/1

آزاد نمودن گردن های بندگان، از عذاب الهی

...وَ أَعْتِقْ رِقَابَنَا مِنْ نَقِمَتِکَ

و گردن های ما را از عذابت آزاد کن.2/5

آزاد کردن گردن بنده، با عفو خدا

اللَّهُمَّ وَ هَذِهِ رَقَبَتِی قَدْ أَرَقَّتْهَا الذُّنُوبُ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعْتِقْهَا بِعَفْوِکَ

خداوندا و این گردن من است که گناهان آن را باریک نموده، پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و به گذشت خود آن را آزاد کن.29/16

ص : 34

بنده، آزادشده رحمت خداوند

وَ اجْعَلْنِی... عَتِیقَ رَحْمَتِکَ

و مرا آزادگردیده رحمتت قرار ده.33/16

آزادی از قید عدالت خدا، با احسان او

فَأَصْبَحَ... عَتِیقَ صُنْعِکَ مِنْ وَثَاقِ عَدْلِکَ

پس به واسطه نیکی ات از بند دادگری ات، آزاد شده است.10/39

عفو الهی، آزادکننده بنده، در شب های رمضان

وَ إِذَا کَانَ لَکَ فِی کُلِّ لَیْلَهٍ مِنْ لَیَالِی شَهْرِنَا هَذَا رِقَابٌ یُعْتِقُهَا عَفْوُکَ... فَاجْعَلْ رِقَابَنَا مِنْ تِلْکَ الرِّقَابِ

و چنانچه در هر شب از شب های این ماه ما، برای تو بندگانی باشد، که عفو تو، آنها را آزاد می کند، پس ما بندگان را از آن بندگان قرار ده.

14/44

کثرت آزادشدگان خدا، در ماه رمضان

السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا أَکْثَرَ عُتَقَاءَ اللَّهِ فِیکَ

درود بر تو. چه بسیار است آزادشدگان (از عذاب) خدا در تو!.30/45

درخواست، جهت آزاد شدن از آتش

وَ اعْمُرْ لَیْلِی بِإِیقَاظِی فِیهِ لِعِبَادَتِکَ... وَ مُنَازَلَتِی إِیَّاکَ فِی فَکَاکِ رَقَبَتِی مِنْ نَارِکَ

و شبم را با بیدار ساختنم برای بندگی ات، و رجوع کردن پیاپی من بر آزاد ساختنم از آتشت، آباد گردان.123/47

آزار

آزار رساندن به والدین

اللَّهُمَّ وَ مَا مَسَّهُمَا مِنِّی مِنْ أَذًی... فَاجْعَلْهُ حِطَّهً لِذُنُوبِهِمَا، وَ عُلُوًّا فِی دَرَجَاتِهِمَا، وَ زِیَادَهً فِی حَسَنَاتِهِمَا

خداوندا و هر آزاری که از من به آنان رسیده، پس آن را سبب ریزش گناهانشان و بلندی درجات ایشان و افزایش نیکی هایشان قرار ده.8/24

برگرداندن آزار و زیان ابرها، از بندگان

أَنْزِلْ عَلَیْنَا نَفْعَ هَذِهِ السَّحَائِبِ وَ بَرَکَتَهَا، وَ اصْرِفْ عَنَّا أَذَاهَا وَ مَضَرَّتَهَا

سود و برکت این ابرها را بر ما فرود آور و آزار و زیانشان را از ما برگردان.2/36

بازداشتن بنده، از آزار مسلمانان ومؤمنان

وَ امْنَعْنِی عَنْ أَذَی کُلِّ مُوءْمِنٍ وَ مُوءْمِنَهٍ، وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَهٍ

و مرا از آزار رساندن به هر مرد و زن با ایمان و به هر مرد و زن مسلمان بازدار.1/39

جبران اذیّت و آزار بنده، به دیگران

ص : 35

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا عَبْدٍ مِنْ عَبِیدِکَ أَدْرَکَهُ مِنِّی دَرَکٌ، أَوْ مَسَّهُ مِنْ نَاحِیَتِی أَذًی... أَرْضِهِ عَنِّی مِنْ وُجْدِکَ، وَ أَوْفِهِ حَقَّهُ مِنْ عِنْدِکَ

خداوندا و هر بنده ای از بندگانت که ناروایی از من به او رسیده یا از ناحیه من به او آزاری رسیده، او را با توانگری خود، از من خوشنود گردان و حقّ او را به تمامی از نزد خودت بپرداز.

4/39

آزار رساندن حسود، با نیش زبانش

وَ کَمْ مِنْ حَاسِدٍ قَدْ... سَلَقَنِی بِحَدِّ لِسَانِهِ

و چه بسیار حسودی که با زبان تیزش مرا آزرد.9/49

آزرم شرم

آزمایش

آزمودن فرمانبری بندگان

ثُمَّ أَمَرَنَا لِیَخْتَبِرَ طَاعَتَنَا

سپس ما را فرمان داد تا اطاعت پذیریمان را بیازماید. 21/1

رومّان، آزمایش کننده اهل قبور

...وَ رُومَانَ فَتَّانِ الْقُبُورِ

...و رومانْ آزمایش کننده (مردگان) قبرها.

18/3

اصحاب محمّد صلی الله علیه و آله و آزمایش الهی

اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّهً... وَ الَّذِینَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِی نَصْرِهِ

خداوندا و بخصوص یاران محمّد و آنان که در یاری او از آزمایش خوب برآمدند...3/4

رهایی یافتن تابعین، از عواقب آزمایش

تُعَافِیَهُمْ مِمَّا تَقَعُ بِهِ الْفِتْنَهُ مِنْ مَحْذُورَاتِهَا...

ایشان را از آنچه که به وجودآورنده آزمایش هایی از امور ترسناک است، عافیت بخشی.18/4

آزمودن اخبار (اعمال و کردار) بندگان

بِکُلِّ ذَلِکَ... یَبْلُو أَخْبَارَهُمْ

بدین گونه اخبار آنها را می آزماید.7/6

آزمودن بندگان، با بدگمانی در روزی

اللَّهُمَّ إِنَّکَ ابْتَلَیْتَنَا فِی أَرْزَاقِنَا بِسُوءِ الظَّنِّ

خداوندا همانا تو ما را در روزی هایمانْ به بدگمانی، آزمودی.1/29

آزمودن بندگان، به آرزوی دراز

اللَّهُمَّ إِنَّکَ ابْتَلَیْتَنَا... فِی آجَالِنَا بِطُولِ الْأَمَلِ حَتَّی... طَمِعْنَا بِآمَالِنَا فِی أَعْمَارِ الْمُعَمَّرِینَ

خداوندا همانا تو ما را در مدّت زندگی هایمانْ به آرزوی دراز، آزمودی. تا جایی که با آرزوهایمان،

ص : 36

در عمرهای کهنسالان، طمع کردیم.1/29

خلوت، و آزمایش الهی

وَ لَا تُحْبِطْ... خَلَوَاتِی بِمَا یَعْرِضُ لِی مِنْ نَزَغَاتِ فِتْنَتِکَ

و تنهایی هایم را با آزمایش های فسادانگیزت که برایم آشکار می شود، باطل نکن.131/47

آزمایش های گمراه کننده

وَ نَجِّنِی مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ

و مرا از آزمایش های گمراه کننده نجات ده.

8/54

درخواستِ آزمایش نشدن به:

أ. ناامیدی از عدل الهی

اللَّهُمَّ لَا تَفْتِنِّی بِالْقُنُوطِ مِنْ إِنْصَافِکَ

خداوندا مرا به ناامیدی از عدلت آزمایش نکن.12/14

ب. آسودگی به سبب نادانی (به کیفر)

اللَّهُمَّ... لَا تَفْتِنْهُ بِالْأَمْنِ مِنْ إِنْکَارِکَ

خداوندا او (ستمگر) را به ایمنی از کیفرت آزمایش نکن.12/14

ج. نگاه کردن (چشم به راه بودن)

وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ

و مرا به نگاه کردن (چشم به راه بودن)، آزمایش نکن.3/20

د. یاری خواستن از غیر خدا

وَ لَا تَفْتِنِّی بِالِاسْتِعَانَهِ بِغَیْرِکَ إِذَا اضْطُرِرْتُ

و مرا به یاری خواستن از دیگران به وقت درماندگی ام آزمایش نکن.

12/20

ه_. فروتنی در مقابل غیر خدا

وَ لَا تَفْتِنِّی... بِالْخُضُوعِ لِسُوءَالِ غَیْرِکَ إِذَا افْتَقَرْتُ

و مرا به فروتنی برای درخواست از دیگران به هنگام نیازم، آزمایش نکن.

12/20

و. زاری نزد غیر خدا

لَا تَفْتِنِّی... بِالتَّضَرُّعِ إِلَی مَنْ دُونَکَ إِذَا رَهِبْتُ

مرا به زاری به درگاه دیگران هنگام ترسم، آزمایش نکن.12/20

ز. آنچه (دارایی) به (ثروتمندان) داده

وَ لَا تَفْتِنِّی بِمَا أَعْطَیْتَهُمْ

و مرا به آنچه به آنان (دنیاداران) عطا کردی، آزمایش نکن.2/35

ح. آنچه از بنده بازداشته

وَ لَا تَفْتِنْهُمْ بِمَا مَنَعْتَنِی...

و آنان را به آنچه از من منع داشتی، دچار آزمون نساز.2/35

ص : 37

آزمودن آزمایش

آسان

آسان گرداندن راه رستاخیز، بر بندگان

الْحَمْدُ لِلَّهِ... حَمْدًا... یُسَهِّلُ عَلَیْنَا بِهِ سَبِیلَ الْمَبْعَثِ

سپاس خدای را، سپاسی که با آن راه رستاخیز را بر ما آسان سازد.12و10/1

امّت پیامبر صلی الله علیه و آله و مکلّف شدن به کارهای آسان

وَ لَمْ یُجَشِّمْنَا إِلَّا یُسْرًا

و ما را جز به کار آسان نگماشته.23/1

آسان نمودن اندوه تابعین، در هنگام جان کندن

وَ تُهَوِّنَ عَلَیْهِمْ کُلَّ کَرْبٍ یَحُلُّ بِهِمْ یَوْمَ خُرُوجِ الْأَنْفُسِ مِنْ أَبْدَانِهَا

و در آن روز که جان ها از تن بیرون رود، هر اندوهی را بر ایشان آسان گردانی.17/4

آسان نمودن زحمت بنده، بر نویسندگان اعمال

اللَّهُمَّ یَسِّرْ عَلَی الْکِرَامِ الْکَاتِبِینَ مَؤُونَتَنَا

خداوندا زحمت ما را بر نویسندگان (فرشتگان) گرامی آسان ساز.15/6

عامل آسان شدن کارهای دشوار

ذَلَّتْ لِقُدْرَتِکَ الصِّعَابُ

سختی ها به توانایی تو آسان شد.2/7

نبودِ آسان کننده ای، برای آنچه خدا دشوار نموده

وَ لَا مُیَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ

و برای آنچه دشوار کردی، آسان کننده ای نیست. 7/7

آسان بودن خواسته ها و حاجت ها، برای خدا

...وَ ذَلِکَ عَلَیْکَ یَسِیرٌ

...و (برآوردن) آن (حوائج) بر تو آسان است.

13/21، 16/12

...وَ هُوَ عَلَیْکَ یَسِیرٌ

...و آن بر تو آسان است.30/31

فَأَسْأَلُکَ بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ وَ هَوَانِ مَا سَأَلْتُکَ عَلَیْکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

پس از تو می خواهم به بخشش و کرمت و آسانی آنچه درخواست نمودم بر تو، که بر محمّد و خاندانش درود فرستی.1/48

وَ تَوَلَّ قَضَاءَ کُلِّ حَاجَهٍ هِیَ لِی بِقُدْرَتِکَ عَلَیْهَا، وَ تَیْسِیرِ ذَلِکَ عَلَیْکَ

و برآوردن هر درخواستی را برای من، به

ص : 38

قدرتی که بر آن داری و آسان بودن آن بر تو، به عهده گیر.4/48

یاری بنده، با آسان ساختن دشواری ها

تَوَلَّنِی... بِتَیْسِیرِکَ لِیَ الْعَسِیرَ

با آسان کردن سختی برای من یاری ام فرما.

23/13

آسان نساختن ستم ستمگر، به بنده

وَ لَا تُسَوِّغْ لَهُ ظُلْمِی

و ستم کردن او را بر من آسان نگردان.

7/14

آسانی اندوه و پیشامد غضب الهی

وَ کُلُّ مَرْزِئَهٍ سَوَاءٌ مَعَ مَوْجِدَتِکَ

و هر گرفتاری ای با غضب تو هموارشدنی است. 9/14

آسان بودن راهنمایی بنده، برای خدا

وَ لَا أَضِلَّنَّ وَ قَدْ أَمْکَنَتْکَ هِدَایَتِی

و (چنان کن که) گمراه نگردم، در حالی که می توانی هدایتم کنی.14/20

راهی آسان، به سوی محبّت خدا

وَ انْهَجْ لِی إِلَی مَحَبَّتِکَ سَبِیلًا سَهْلَهً

و راهی آسان به سوی محبّتت، برایم هموار گردان. 29/20

روا نمودن درخواست بنده، در سختی یا آسانی

وَ لَا تَجْعَلْنِی نَاسِیًا لِذِکْرِکَ فِیما أَوْلَیْتَنِی... فِی... شِدَّهٍ أَوْ رَخَاءٍ

و مرا فراموشکارِ یادت در آنچه به من عطا نمودی، قرار نده، در تنگی باشم یا فراخی.

8/21

عبارت قرآن و آسان شدن سختی زبان ها

اللَّهُمَّ فَإِذْ... سَهَّلْتَ جَوَاسِیَ أَلْسِنَتِنَا بِحُسْنِ عِبَارَتِهِ، فَاجْعَلْنَا مِمَّنْ یَرْعَاهُ حَقَّ رِعَایَتِهِ

خداوندا، پس هنگامی که زبان های خشن ما را به نیکویی عبارتش آسان کردی، پس ما را از کسانی قرار ده که آن را آنچنان که باید رعایت می کنند.4/42

ماه نو، ماه آسانی

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... أَنْ یَجْعَلَکَ... هِلَالَ... یُسْرٍ لَا یُمَازِجُهُ عُسْرٌ

پس از خدا درخواست می کنم که تو را ماه آسانیِ نیامیخته با دشواری قرار دهد.5و4/43

آسانی راه خدا

هَدَیْتَنَا لِدِینِکَ الَّذِی اصْطَفَیْتَ... وَ سَبِیلِکَ الَّذِی سَهَّلْتَ

ما را به دینت که آن را برگزیدی و به راهت که

ص : 39

آن را آسان نمودی، هدایت کردی.19/45

ناامیدی (مغرور به کرم خدا)، از به آسانی رهایی یافتن

وَ مَا أَقْنَطَهُ مِنْ سُهُولَهِ الْمَ_خْرَجِ...

و چه ناامید است از به آسانی رهایی یافتن!

20/46

گشایشی آسان، برای ولیّ خدا

وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحًا یَسِیرًا

و برای او پیروزی به آسانی بگشای.61/47

آنچه بنده از خدا می خواهد بر او آسان گرداند:

أ. عفوش

فَسَهِّلْ لَنَا عَفْوَکَ بِمَنِّکَ

پس به منّت خود، بخشایشت را بر ما آسان گردان.2/10

ب. آنچه بر بنده فرود آورده

وَ یَسِّرْ لِی مَا أَحْلَلْتَ بِی

و آنچه بر من وارد نموده ای، برایم آسان کن. 6/15

ج. راه های رسیدن به خوشنودی اش

سَهِّلْ إِلَی بُلُوغِ رِضَاکَ سُبُلِی

راه هایم را برای رسیدن به خوشنودی ات، آسان فرما.28/20

د. راه به دست آوردن روزی

وَ أَسْأَلُکَ فِی أَنْ تُسَهِّلَ إِلَی رِزْقِی سَبِیلًا

و از تو درخواست می کنم که راهی آسان برای روزی ام، (فراهم) نمایی.28/32

ه_. آنچه از قضای الهی دشوار می داند

وَ سَهِّلْ عَلَیْنَا مَا نَسْتَصْعِبُ مِنْ حُکْمِکَ

و آنچه از حکمت که سخت می شماریم، بر ما آسان گردان.4/33

و. سختی جان کندن

وَ هَوِّنْ بِالْقُرْآنِ عِنْدَ الْمَوْتِ عَلَی أَنْفُسِنَا کَرْبَ السِّیَاقِ، وَ جَهْدَ الْأَنِینِ، وَ تَرَادُفَ الْحَشَارِجِ...

و به وسیله قرآن هنگام مرگ، دشواری جان کندن و سختی ناله و خرناسه های پی درپی زمان جان کندن را بر ما آسان گردان.

13/42

ز. راه خیرات

وَ سَهِّلْ لِی مَسْلَکَ الْخَیْرَاتِ إِلَیْکَ، وَ الْمُسَابَقَهَ إِلَیْهَا مِنْ حَیْثُ أَمَرْتَ، وَ الْمُشَاحَّهَ فِیهَا عَلَی مَا أَرَدْتَ

و راه خیرات به سوی خود و پیشی گرفتن به آنها را از جهتی که فرمان داده ای و رقابت در آنها را آنگونه که تو خواسته ای،

ص : 40

برای من آسان گردان.94/47

آسایش آرامش

روانه ساختن تابعین، به آسایشگاه متّقین

وَ تُصَیِّرَهُمْ إِلَی أَمْنٍ مِنْ مَقِیلِ الْمُتَّقِینَ

و آنها را به جایگاهی آسوده که استراحتگاه پرهیزکاران است روانه کنی.19/4

خواب، (مایه) آسایش و نشاط بندگان

فَخَلَقَ لَهُمُ اللَّیْلَ... وَ جَعَلَهُ لِبَاسًا لِیَلْبَسُوا مِنْ رَاحَتِهِ وَ مَنَامِهِ، فَیَکُونَ ذَلِکَ لَهُمْ جَمَامًا وَ قُوَّهً

پس شب را برای آنان آفرید و آن را پوشش ساخت تا جامه راحتی و خواب را دربر کنند، که خواب برای آنان نشاط و نیروآور است.5/6

روانه شدن به سوی آسایش فرج

وَ یَا مَنْ یُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَ_خْرَجُ إِلَی رَوْحِ الْفَرَجِ

و ای کسی که رهایی و رفتن به سوی آسایشی فراخ، از او درخواست می شود.1/7

رهایی یافتن از اندوه، با رفتن به سوی آسایش

وَ اجْعَلْ... خَلَاصِی مِنْ کَرْبِی إِلَی رَوْحِکَ

و رهایی از گرفتاریم را به بخشایشت قرار ده.

6/15

عطای خاطری آسوده، به بنده

وَ امْنِحْنِی حُسْنَ الدَّعَهِ

و آسودگی خاطر به من عطا فرما.22/20

آرزو نمودن آسایشی بهتر از آسایش خلق

وَ ارْزُقْنِی سَلَامَهَ الصَّدْرِ مِنَ الْحَسَدِ... حَتَّی لَا أَرَی نِعْمَهً مِنْ نِعَمِکَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ فِی... سَعَهٍ أَوْ رَخَاءٍ إِلَّا رَجَوْتُ لِنَفْسِی أَفْضَلَ ذَلِکَ بِکَ وَ مِنْکَ

و سلامت سینه از حسد را روزی ام گردان. تا نعمتی از نعمت هایت را که به هر یک از آفریدگانت در گشایش یا رفاه داده ای، نبینم، مگر آنکه بهتر از آن را برای خود، به وسیله تو و از تو آرزو کنم.

12/22

هنگام آسایش، خدا را از روی اخلاص خواندن

وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ یَدْعُوکَ مُخْلِصًا فِی الرَّخَاءِ دُعَاءَ الْمُ_خْلِصِینَ الْمُضْطَرِّینَ لَکَ فِی الدُّعَاءِ

و مرا از کسانی قرار ده که هنگام رفاه تو را خالصانه می خوانند. خواندن خالصانِ بیچاره، در نیایش برای تو.14/22

کامیاب نمودن بنده، از شیرینی آسایش

وَ أَوْجِدْنِی... حَلَاوَهَ رَحْمَتِکَ وَ رَوْحِکَ وَ رَیْحَانِکَ

و مرا از شیرینی رحمتت و آسودگی و آسایش کامیاب گردان.125/47

ص : 41

فراهم ساختن آسایش، در زندگی

وَ اجْمَعْ لِیَ الْغِنَی وَ الْعَفَافَ وَ الدَّعَهَ...

و بی نیازی و پاکدامنی و آسایش را، برایم فراهم ساز.130/47

شتاب خدا، به آسایش محمّد صلی الله علیه و آله وآل او

وَ عَجِّلِ الْفَرَجَ وَ الرَّوْحَ... لَهُمْ

و در فرج و آسایش آنان، شتاب فرما.

11/48

آستان درگاه

آسمان

اهل آسمان ها، پیرو جبرئیل

جِبْرِیلُ الْأَمِینُ عَلَی وَحْیِکَ، الْمُطَاعُ فِی أَهْلِ سَمَاوَاتِکَ

جبرئیل امین وحی توست، فرمانروا در میان اهل آسمان هایت است.4/3

فرشتگان ساکن آسمان ها

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ، وَ عَلَی الْمَلَائِکَهِ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِمْ: مِنْ سُکَّانِ سَمَاوَاتِکَ

...پس بر آنها درود فرست، و نیز بر فرشتگانی که از آنان پایین ترند، و در آسمان هایت ساکنند.

6/3

جای دادن فرشتگان، در درون طبقه های آسمان ها

وَ أَسْکَنْتَهُمْ بُطُونَ أَطْبَاقِ سَمَاوَاتِکَ

و آنها را در دل طبقه های آسمان هایت، سکونت داده ای.11/3

وارد شدن آسمان، در صبح

أَصْبَحْنَا وَ أَصْبَحَتِ الْأَشْیَاءُ کُلُّهَا بِجُمْلَتِهَا لَکَ: سَمَاوءُهَا وَ أَرْضُهَا

صبح کردیم و صبح کردند همه چیز از آسمان و زمینش و همه از آنِ تو هستیم.9/6

گواه گرفتن آسمان و ساکنان آن

وَ أُشْهِدُ سَمَاءَکَ وَ أَرْضَکَ وَ مَنْ أَسْکَنْتَهُمَا مِنْ مَلائِکَتِکَ وَ سَائِرِ خَلْقِکَ

و آسمانت و زمینت و آنچه در آن دو جای دادی از فرشتگان و سایر آفریدگانت را شاهد می گیرم. 21/6

چشم نینداختن به اطراف آسمان، از شرمندگی

یَا إِلَهِی لَوْ... ذَکَرْتُکَ فِی خِلَالِ ذَلِکَ حَتَّی یَکِلَّ لِسَانِی، ثُمَّ لَمْ أَرْفَعْ طَرْفِی إِلَی آفَاقِ السَّمَاءِ اسْتِحْیَاءً مِنْکَ مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِکَ مَحْوَ سَیِّئَهٍ وَاحِدَهٍ مِنْ سَیِّئَاتِی

ای خدای من اگر در این مدّت (آنقدر) ذکر تو را گویم تا زبانم از کار بیفتد، سپس از شرمندگی

ص : 42

تو، چشم از کرانه های آسمان برندارم، باز هم با آن همه، سزاوار از بین بردن بدی ای از بدی هایم نیستم.30/16

روزی دادن به بندگانْ از برکات آسمان ها و زمین

اللَّهُمَّ... ارْزُقْنَا مِنْ بَرَکَاتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ

خداوندا ما را از برکات آسمان ها و زمین روزی عطا فرما.7/19

عدم اذن بارش، به آسمان دشمنان مرزداران اسلام

...لَا تَأْذَنْ لِسَمَائِهِمْ فِی قَطْرٍ

آسمانشان را در باریدن، اذن نده.6/27

روزیِ بندگان، در آسمان

...وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ

و روزی شما و آنچه به آن وعده داده می شوید، در آسمان است.4/29

سوگند به پروردگار آسمان

ثُمَّ قُلْتَ: فَوَ رَبِّ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ...

سپس فرمودی: «پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین...»5/29

شنواندن گفتار خود، به آسمان و ساکنان آن

فَمَا کُلُّ مَا نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ مِنِّی بِسُوءِ أَثَرِی... لَکِنْ لِتَسْمَعَ سَمَاوءُکَ وَ مَنْ فِیهَا...

پس هر چه گفتم، از جهل به بدی کردارم نیست. بلکه برای آن است که آسمانت و هر که در آن است، بشنود.26/31

درودی پُرکننده زمین و آسمان

وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ... صَلَاهً... تَمْلَأُ الْأَرْضَ وَ السَّمَاءَ

و بر محمّد و خاندانش درود فرست. درودی که آسمان و زمین را پر کند.34/32

رَبِّ صَلِّ عَلَیْهِمْ... مِلْ ءَ سَمَاوَاتِکَ وَ مَا فَوْقَهُنَّ

پروردگار من، بر ایشان به گنجایش آسمان هایت و آنچه در بالای آنهاست، درود فرست. 59/47

سپاسی پُرکننده زمین و آسمان

فَلَکَ الْحَمْدُ... حَمْدًا یَمْلَأُ أَرْضَهُ وَ سَمَاءَهُ

پس سپاس تو راست، سپاسی که زمین و آسمانش را پر سازد.6/36

خدا، پدیدآورنده آسمان ها

اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ

خداوندا سپاس برای توست، پدیدآورنده آسمان ها و زمین.2/47

اللَّهُمَّ... بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ

ص : 43

خداوندا، پدیدآورنده آسمان ها و زمین.

2/48

سُبْحَانَکَ... فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ

پاک و منزّهی! آفریننده آسمان.31/47

پوشیده نبودن چیزی در آسمان و زمین، بر خداوند

وَ أَنْتَ لَا تَخْفَی عَلَیْکَ خَافِیَهٌ فِی الْأَرْضِ وَ لَا فِی السَّمَاءِ

و تویی که هیچ چیز پنهانی در زمین و آسمان بر تو پنهان نیست.3/50

یَا اَللَّهُ الَّذِی لَا یَخْفَی عَلَیْهِ شَیْءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لَا فِی السَّمَاءِ

ای خدایی که چیزی در زمین و آسمان بر تو پنهان نیست.1/52

آسودگی آسایش

آسیاب

به گردش درآوردن آسیاب عذاب

وَ أَدِرْ رَحَی نَقِمَتِکَ عَلَی الْمُلْحِدِینَ

و آسیاب کیفرت را برای ملحدان به گردش درآور.3/36

آشامیدن

بی نیاز بودن فرشتگان، از خوردنی و

آشامیدنی

وَ أَغْنَیْتَهُمْ عَنِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ بِتَقْدِیسِکَ

و آنان را به ذکر تقدیس خود، از خوردنی و آشامیدنی بی نیاز نموده ای.11/3

آشامیدن آب خاکسترآلود، تا پایان عمر

یَا إِلَهِی لَوْ... شَرِبْتُ مَاءَ الرَّمَادِ آخِرَ دَهْرِی... مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِکَ مَحْوَ سَیِّئَهٍ وَاحِدَهٍ مِنْ سَیِّئَاتِی

ای خدای من، اگر در مدّت زندگی ام آب خاکسترآلود بنوشم، باز هم با آن همه، سزاوار از بین بردن بدی ای از بدی هایم نیستم.30/16

گواراتر از آشامیدن تشنه

وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوَالِدَیَّ وَ بِرِّی بِهِمَا... أَثْلَجَ لِصَدْرِی مِنْ شَرْبَهِ الظَّمْآنِ...

و اطاعت از پدر و مادرم و نیکوکاری به آن دو را برای سینه ام از نوشیدن تشنه کام، مطبوع تر قرار ده. 5/24

گوناگونی آشامیدنی های بهشت

وَ لَوِّحْ مِنْهَا لِأَبْصَارِهِمْ مَا أَعْدَدْتَ فِیهَا مِنْ... الْأَنْهَارِ الْمُطَّرِدَهِ بِأَنْوَاعِ الْأَشْرِبَهِ...

و آنچه را در آن (بهشت) آماده ساخته ای، از جوی هایی که به نوشیدنی های گوناگون روان شده، در مقابل دیدگانشان نمایان ساز.4/27

زیادی آشامیدنی مادر، خوراک جنین

ص : 44

جَعَلْتَ لِی قُوتًا مِنْ فَضْلِ طَعَامٍ وَ شَرَابٍ أَجْرَیْتَهُ لِأَمَتِکَ الَّتِی أَسْکَنْتَنِی جَوْفَهَا

از زیادی خوردنی و آشامیدنی که برای کنیزت مقرّر فرموده بودی، برایم خوراک قرار دادی. همان (مادری) که مرا در درون او جای دادی.24/32

آب جوش، آشامیدنی ساکنان آتش

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ... مِنْ نَارٍ... تَسقِی أَهْلَهَا حَمِی_مًا

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که اهلش را آب جوشان می نوشاند.30و29/32

ویژگی آشامیدنی ساکنان آتش

وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ... شَرَابِهَا الَّذِی یُقَطِّعُ أَمْعَاءَ وَ أَفْئِدَهَ سُکَّانِهَا، وَ یَنْزِعُ قُلُوبَهُمْ

و از آشامیدنی اش که روده و دلِ ساکنانش را پاره پاره می کند و دل هایشان را برمی کَنَد، به تو پناه می برم.31/32

منع آشامیدنی ها، در ماه رمضان

وَ حَجَرَ فِیهِ الْمَطَاعِمَ وَ الْمَشَارِبَ إِکْرَامًا

و از جهت گرامی داشتش، خوردنی ها و آشامیدنی ها را در آن ممنوع نمود.4/44

نوشاندن طاعت خدا، به دل بنده

وَ أَشْرِبْ قَلْبِی عِنْدَ ذُهُولِ الْعُقُولِ طَاعَتَکَ

و دلم را هنگام غفلتِ عقل ها، به طاعت خود

سیراب کن.130/47

آشتی

توفیق آشتی کردن بنده، با دشمنش

وَ وَفِّقْنَا لِأَنْ... نُسَالِمَ مَنْ عَادَانَا حَاشَی مَنْ عُودِیَ فِیکَ وَ لَکَ

و ما را توفیق ده که با کسی که با ما دشمنی کرده، مسالمت نماییم. مگر آنان که در راه تو و برای تو با آنها دشمنی شده.10/44

آشفتگی

عدم آشفتگی پیروان صحابه، در پیروی از آثار اصحاب

وَ لَمْ یَخْتَلِجْهُمْ شَکٌّ فِی قَفْوِ آثَارِهِمْ

و تردیدی ایشان را از پیروی نشانه های آنها آشفته نساخت.11/4

عدم آشفتگی پیروان صحابه، در اقتدا به نشانه های هدایت صحابه

وَ لَمْ یَخْتَلِجْهُمْ شَکٌّ فِی... الاِْئْتِ_مَامِ بِهِدَایَهِ مَنَارِهِمْ

و تردیدی ایشان را از اقتدا به چراغ هدایت آنها آشفته نساخت.11/4

دور ساختن آشفتگی شکّ، از بنده

ص : 45

فَأَزِحْ عَنَّا رَیْبَ الِارْتِیَابِ

پس آشفتگیِ تردید را از ما دور گردان.

2/33

آشکار

آشکار بودن نعمت های خدا

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَهَ حَمْدِهِ عَلَی مَا... أَسْبَغَ عَلَیْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَهِ، لَتَصَرَّفُوا فِی مِنَنِهِ فَلَمْ یَحْمَدُوهُ

و سپاس خدای را که اگر بندگانش را از شناختن سپاسش بر نعمت های آشکار که برای آنها تمام کرده بازمی داشت، آنها نعمت هایش را صرف می نمودند و او را سپاس نمی گزاردند.

8/1

مَا أَفْشَی فِینَا نِعْمَتَکَ

چه آشکار است در (جمع) ما نعمت تو!

18/45

آشکار گشتن دشمنی خویشان پیامبر صلی الله علیه و آله ، با او

وَ کَاشَفَ فِی الدُّعَاءِ إِلَیْکَ حَامَّتَهُ

و در دعوت به سوی تو با خویشانش، آشکارا به ستیز پرداخت.6/2

آشکار بودن درون اخبار، بر خدا

وَ یَا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَوَاطِنُ الْأَخْبَارِ

و ای کسی که اخبار پنهانی نزد او آشکار است. 6/5

آشکار نکردن زشتی های بنده

وَ لَمْ تُبْدِ سَوْءَاتِهَا لِمَنْ یَلْتَمِسُ مَعَایِبِی مِنْ جِیرَتِی...

و بدی های مرا پیش همسایگانم - که در جستجوی عیب های من می باشند - آشکار نکردی.

21/16

آشکارا یافتن مژده الهی

وَ اکْتُبْ لِی أَمَانًا مِنْ سُخْطِکَ، وَ بَشِّرْنِی بِذَلِکَ فِی الْعَاجِلِ دُونَ الْآجِلِ بُشْرَی أَعْرِفُهَا، وَ عَرِّفْنِی فِیهِ عَلَامَهً أَتَبَیَّنُهَا

و ایمنی از خشمت را برایم بنویس و هم اکنون (دنیا) پیش از آینده (آخرت)، مرا به آن مژده ده. مژده ای که آن را بشناسم و در آن مرا از نشانه ای آگاه کن که آن را آشکارا بیابم.33/16

آشکار ساختن راهی به سوی محبّت خدا

وَ انْهَجْ لِی إِلَی مَحَبَّتِکَ سَبِیلًا سَهْلَهً

و راهی آسان به سوی محبّتت، برایم هموار گردان. 29/20

آشکار شدن دوستی بنده، نسبت به همسایگان

ص : 46

وَ اجْعَلْنِی اللَّهُمَّ... أُسِرُّ لَهُمْ بِالْغَیْبِ مَوَدَّهً

و خداوندا مرا بر آن دار که در نبودشان دوستی را، آشکار سازم.3/26

آشکار ساختن اموری، در برابر چشمان مرزداران اسلام

وَ لَوِّحْ مِنْهَا لِأَبْصَارِهِمْ مَا أَعْدَدْتَ فِیهَا مِنْ مَسَاکِنِ الْخُلْدِ وَ مَنَازِلِ الْکَرَامَهِ وَ الْحُورِ الْحِسَانِ...

و آنچه را در آن (بهشت) آماده ساخته ای، از خانه های همیشگی و سراهای کرامت و حوریان زیباروی، در مقابل دیدگانشان نمایان ساز.

4/27

آشکار نمودن راز خود، برای خدا

وَ أَبَثَّکَ مِنْ سِرِّهِ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنْهُ خُضُوعًا

و با خضوع، از رازهایش - آنچه را که خود به آن داناتری - برایت آشکار کرده.9/31

توبه از گناهان پنهان و آشکار

اللَّهُمَّ إِنِّی أَتُوبُ إِلَیْکَ فِی مَقَامِی هَذَا مِنْ... بَوَاطِنِ سَیِّئَاتِی وَ ظَوَاهِرِهَا

خداوندا من در این جایگاهم، از گناهان پنهان و آشکارم، به درگاهت توبه می کنم.14/31

آشکار ساختن پشیمانی خود، برای خدا

فَمَا کُلُّ مَا نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ مِنِّی بِسُوءِ أَثَرِی... لَکِنْ

لِتَسْمَعَ سَمَاوءُکَ وَ مَنْ فِیهَا وَ أَرْضُکَ وَ مَنْ عَلَیْهَا مَا أَظْهَرْتُ لَکَ مِنَ النَّدَمِ

پس هر چه گفتم، از جهل به بدی کردارم نیست. بلکه برای آن است که آسمانت و هر که در آن است و زمینت و هر که بر روی آن است، پشیمانی ای که به پیشگاهت آشکار نمودم را بشنود. 26/31

آشکار بودن هر پوشیده ای، بر خدا

وَ انْکَشَفَ کُلُّ مَسْتُورٍ دُونَ خُبْرِکَ

و هر پوشیده ای نزد آگاهی تو، آشکار است.

11/32

توانایی خدا، بر آشکار ساختن بدی ها و خطاهای بندگان

کَمْ... سَیِّئَهٍ اکْتَسَبْنَاهَا، وَ خَطِیئَهٍ ارْتَکَبْنَاهَا کُنْتَ... الْقَادِرَ عَلَی إِعْلَانِهَا فَوْقَ الْقَادِرِینَ

چه بسیار بدی ای که آن را کسب کردیم و خطایی که مرتکب شدیم، (و) تو بیشتر از همه قدرتمندان بر آشکار کردنش قادر بودی.2/34

آشکار بودن کرم خدا، در رفتار با نافرمان

فَسُبْحَانَکَ مَا أَبْیَنَ کَرَمَکَ فِی مُعَامَلَهِ مَنْ أَطَاعَکَ أَوْ عَصَاکَ....

پس منزّهی تو! چه آشکار است کرم تو در رفتار با کسی که تو را اطاعت کرده یا نافرمانی

ص : 47

کرده است.10/37

آشکار گشتن عیب مؤمن، بر بنده

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْتَذِرُ إِلَیْکَ... مِنْ عَیْبِ مُوءْمِنٍ ظَهَرَ لِی فَلَمْ أَسْتُرْهُ

خداوندا من به درگاه تو عذر می آورم از عیب مؤمنی که برای من آشکار شد، پس آن را نپوشاندم.

1/38

آشکار نکردن حال بنده، در پیش چشم بزرگان

وَ لَا تُعْلِنْ عَلَی عُیُونِ الْمَلَإِ خَبَرِی

و حال (و چگونگی) مرا در پیش چشم بزرگان، علنی نکن.2/41

آشکار نساختن راز

وَ لَا تُبْرِزْ مَکْتُومِی، وَ لَا تَکْشِفْ مَسْتُورِی

و رازم را آشکار مکن و (عیب) پوشیده ام را نمایان نساز.2/41

آشکار شدن احکام، به واسطه قرآن

جَعَلْتَهُ... قُرْآنًا أَعْرَبْتَ بِهِ عَنْ شَرَائِعِ أَحْکَامِکَ...

آن را قرآنی قرار دادی که با آن راه های احکامت را روشن ساختی.2و1/42

پناه بردن به دلیل های آشکار قرآن

فَاجْعَلْنَا مِمَّنْ... یَفْزَعُ إِلَی الْإِقْرَارِ بِمُتَشَابِهِهِ، وَ مُوضَحَاتِ بَیِّنَاتِهِ

پس ما را از کسانی قرار ده که خود را در پناه اقرار به (آیات) متشابه و دلایل روشنش قرار می دهند.4/42

آشکار گشتن راه خوشنودی خدا

اللَّهُمَّ وَ کَمَا... أَنْهَجْتَ بِآلِهِ سُبُلَ الرِّضَا إِلَیْکَ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

خداوندا و چنان که به وسیله خاندانش، راه های خوشنودی به سوی خود را آشکار ساختی، پس بر محمّد و خاندانش درود فرست.8/42

عامل آشکار ساختن آراستگی ظاهری بندگان

وَ أَدِمْ بِالْقُرْآنِ صَلَاحَ ظَاهِرِنَا

و با قرآنْ ظاهرِ نیک ما را آشکار ساز.

11/42

آشکار شدن فرشته مرگ

وَ تَجَلَّی مَلَکُ الْمَوْتِ لِقَبْضِهَا مِنْ حُجُبِ الْغُیُوبِ

و فرشته مرگ برای گرفتن آن از پرده های پنهانی ها آشکار گردد.13/42

آشکار ساختن مبهمات

آمَنْتُ بِمَنْ... أَوْضَحَ بِکَ الْبُهَمَ

ص : 48

ایمان آوردم به کسی که با تو مبهمات را واضح نمود.2/43

نشانه های آشکار قرآن

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ مِنْ تِلْکَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضَانَ... الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ، هُدًی لِلنَّاسِ، وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَی وَ الْفُرْقَانِ

و سپاس سزاوار خداییست که ماه خود، ماه رمضان را، (یکی) از آن راه ها قرار داد. که در آن قرآن فروفرستاده شد که برای مردم هدایتگر و نشانه های آشکار از هدایت و جدا سازی (حقّ از باطل) است.3/44

آشکار گرداندن فضیلت ماه رمضان

فَأَبَانَ فَضِیلَتَهُ عَلَی سَائِرِ الشُّهُورِ

پس فضیلت آن را بر سایر ماه ها آشکار ساخت.

4/44

قرار دادن وقتی آشکار، برای ماه رمضان

وَ جَعَلَ لَهُ وَقْتًا بَیِّنًا لَا یُجِیزُ جَلَّ وَ عَزَّ أَنْ یُقَدَّمَ قَبْلَهُ

و برای آن، زمان آشکاری قرار داد، که خداوند عزیز و جلیل روا نمی دارد که پیش انداخته شود.4/44

آمرزش گناهان آشکار و نهان

اغْفِرْ لَنَا مَا خَفِیَ مِنْ ذُنُوبِنَا وَ مَا عَلَنَ

گناهان پنهان و آشکار ما را بیامرز.48/45

(قرآن)، آشکارسازنده حقّ

مَا... أَصْدَعَ بِالْحَقِّ فُرْقَانَکَ

چه آشکارکننده حقّ است کتاب فرق گذار (قرآن) تو!22/47

مطابق بودن ظاهر سپاس الهی، با نهانش

لَکَ الْحَمْدُ... حَمْدًا ظَاهِرُهُ وَفْقٌ لِبَاطِنِهِ

سپاس برای توست. سپاسی که ظاهرش با باطنش همخوان باشد.43و36/47

آشکار ساختن (گناهان)، در برابر خداوند

أَنَا الَّذِی اسْتَخْفَی مِنْ عِبَادِکَ وَ بَارَزَکَ

منم آنکه (گناهم را) از بندگانت پنهان کرده و نزد تو آشکار نمودم.79/47

توبه و باقی نماندن گناهان آشکار و پنهان

وَ تُبْ عَلَیَّ تَوْبَهً نَصُوحًا... لَا تَذَرْ مَعَهَا عَلَانِیَهً وَ لَا سَرِیرَهً

و توبه ام ده، به توبه خالصی که با آن (گناهان) آشکار و نهان را وانگذاری.126/47

روزِ آشکار گشتن پنهانی ها

وَ لَا تُهْلِکْنِی یَوْمَ تُبْلَی السَّرَائِرُ

و در روزی که پنهان ها آشکار می شود هلاکم نکن. 129/47

آنچه برای بنده آشکار می شود

ص : 49

...ثُمَّ تَدْعُو بِمَا بَدَا لَکَ

...سپس دعا کن آنچه را برایت آشکار شد.

28/48

زمان آشکار گشتن چاپلوسی ستمگر

...وَ هُوَ یُظْهِرُ لِی بَشَاشَهَ الْمَلَقِ

...در حالی که چاپلوسانه برایم خوش رویی می کرد.7/49

آشکار ساختن عذر بنده

اللَّهُمَّ هَذِهِ حَاجَتِی... أَظْهِرْ فِیهَا عُذْرِی

خداوندا خواسته من این است. عذرم را در آن آشکار فرما.7/54

آغاز

ابتدایی بودن نعمت های خدا

...وَ إِذْ کُلُّ نِعَمِکَ ابْتِدَاءٌ

...و چون همه نعمت های تو ابتدا است.

3/12

مِنَّتُکَ ابْتِدَاءٌ

بخشش تو ابتدا(یی و بدون مقدّمه) است.

4/45

خداوندِ آغازکننده (آفریننده)

إِنَّکَ الْمَنَّانُ الْحَمِیدُ الْمُبْدِئُ الْمُعِیدُ الْفَعَّالُ لِمَا تُرِیدُ

به درستی که تو بسیار نعمت دهنده، ستوده، آغازگر، بازگرداننده، انجام دهنده هر چه بخواهی می باشی. 18/27

بندگی خدا، از آغاز تا پایان ماه رمضان

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذَا الشَّهْرِ، وَ بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَکَ فِیهِ مِنِ ابْتِدَائِهِ إِلَی وَقْتِ فَنَائِهِ... أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

خداوندا، همانا من از تو می خواهم به حقّ این ماه و به حقّ کسانی که در آن، از آغاز آن تا پایانش تو را بندگی کرده اند، که بر محمّد و خاندانش درود فرستی.12/44

آنچه خدا آن را آغاز می کند:

أ. آفرینش بندگان، از آب بی ارزش

اللَّهُمَّ وَ إِنَّکَ... مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ ابْتَدَأْتَنَا

خداوندا و تو از آب ناچیز آغازمان نموده ای. 5/9

ب. نعمت های بزرگ

فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَی ابْتِدَائِکَ بِالنِّعَمِ الْجِسَامِ

پس سپاس تو را که نعمت های بزرگ را آغاز نمودی.28/32

ج. یاری کردن بنده

فَابْتَدَأْتَنِی بِنَصْرِکَ

پس به یاری کردنم آغاز نمودی.6/49

ص : 50

د. بخشش پیش از درخواست

وَ لَمْ تُسْأَلْ فَابْتَدَأْتَ

و از تو درخواست نشد، پس به بخشش آغاز نمودی.14/49

ه_. نیکی و احسان به بنده

لَکِنَّکَ ابْتَدَأْتَنِی بِالْإِحْسَانِ

ولی تو احسانت را در حقّ من آغاز نمودی.2/51

آفت

نرساندن آفتی در ابرها، به بندگان

وَ لَا تُصِبْنَا فِیهَا بِآفَهٍ

و در آنها آفتی به ما نرسان.2/36

نفرستادن آفتی، بر روزیِ بندگان

وَ لَا تُرْسِلْ عَلَی مَعَایِشِنَا عَاهَهً

و زیانی بر معیشت ما نفرست.2/36

آفت، و فرورفتن زبان در باطل

وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ... لِأَلْسِنَتِنَا عَنِ الْخَوْضِ فِی الْبَاطِلِ مِنْ غَیْرِ مَا آفَهٍ مُخْرِسًا

و قرآن را بندآورنده زبان هایمان از فرورفتن در باطل، بی آنکه از آفتی باشد قرار ده.10/42

ماه نو، ماه ایمنی از آفات

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... أَنْ یَجْعَلَکَ... هِلَالَ أَمْنٍ مِنَ الْآفَاتِ

پس از خدا درخواست می کنم که تو را ماه ایمنی از آفت ها قرار دهد.5و4/43

آفتاب

ناتوانی بشر، از (تحمّل) گرمی آفتاب

فَأَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ بِالْمَ_خْزُونِ مِنْ أَسْمَائِکَ، وَ بِمَا وَارَتْهُ الْحُجُبُ مِنْ بَهَائِکَ، إِلَّا رَحِمْتَ هَذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَهَ، وَ هَذِهِ الرِّمَّهَ الْهَلُوعَهَ، الَّتِی لَا تَسْتَطِیعُ حَرَّ شَمْسِکَ

پس خداوندا، به نام های پنهان شده ات و به زیبایی ات که پرده ها آن را پوشانده، از تو می خواهم که بر این جان بی تاب و این استخوان پوسیده بیقرار رحم نمایی، که توانایی گرمی آفتابت را ندارد.5/50

آفریدگار

خدا، آفریدگارِ:

أ. شب و روز

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ بِقُوَّتِهِ

سپاس خدای را که شب و روز را به توانایی خود آفرید.1/6

فَخَلَقَ لَهُمُ اللَّیْلَ لِیَسْکُنُوا فِیهِ مِنْ حَرَکَاتِ التَّعَبِ وَ نَهَضَاتِ النَّصَبِ

ص : 51

پس شب را برای آنان آفرید تا از حرکت های خسته کننده و جنبش های سخت بیاسایند. 5/6

وَ خَلَقَ لَهُمُ النَّهَارَ مُبْصِرًا...

و روز را برای ایشان روشن گر آفرید.

6/6

ب. بندگان

فَإِنَّکَ خَلَقْتَنَا وَ أَمَرْتَنَا وَ نَهَیْتَنَا

همانا تو ما را آفریدی و امر و نهی نموده ای. 6/25

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... خَالِقِی وَ خَالِقَکَ... أَنْ یُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

پس از خدایی که آفریننده من و آفریننده تو است، درخواست می کنم که بر محمّد و خاندانش درود فرستد.4/43

ج. ماه

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... خَالِقِی وَ خَالِقَکَ... أَنْ یَجْعَلَکَ هِلَالَ بَرَکَهٍ

پس از خدایی که آفریننده من و آفریننده تو است، درخواست می کنم که تو را ماه با برکتی قرار دهد.4/43

د. هر آفریده ای

اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ... خَالِقَ کُلِّ مَخْلُوقٍ

خداوندا سپاس برای توست، آفریدگار آفریدگان. 2/47

ه_. آسمان ها و زمین

اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ

خداوندا سپاس برای توست، پدیدآورنده آسمان ها و زمین.2/47

سُبْحَانَکَ... فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ

پاک و منزّهی! آفریننده آسمان.31/47

اللَّهُمَّ... بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ

خداوندا، پدیدآورنده آسمان ها و زمین.

2/48

و. جان ها

سُبْحَانَکَ... بَارِئَ النَّسَمَاتِ

پاک و منزّهی! پدیدآورنده جان ها.

31/47

ز. حمد

لَکَ الْحَمْدُ... حَمْدًا یَجْمَعُ مَا خَلَقْتَ مِنَ الْحَمْدِ

سپاس برای توست. سپاسی که آنچه از سپاس ها آفریدی را گرد آورد.46و36/47

ح. درود

رَبِّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، صَلَاهً... تُنْشِئُ مَعَ ذَلِکَ صَلَوَاتٍ تُضَاعِفُ مَعَهَا تِلْکَ الصَّلَوَاتِ عِنْدَهَا

ص : 52

پروردگار من، بر او و خاندانش درود فرست، درودی که با آن درودهای دیگر پدید آوری، که درودهای گذشته را با آن چندین برابر کنی. 55/47

آفریدگان

زندگی در بین آفریدگان سپاس گزار خدا

الْحَمْدُ لِلَّهِ... حَمْدًا نُعَمَّرُ بِهِ فِیمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ

سپاس خدای را، سپاسی که با آن، بین آفریدگان سپاس گزارش، عمر طولانی نماییم.

11و10/1

درود خدا، بر فرشتگان ناظر بر خلق

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ... الَّذِینَ... مَنْ مِنْهُمْ عَلَی الْخَلْقِ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگانی که هر کدام از آنان بر خلق مشغولند.23و20و11و10/3

گواه گرفتن آفریدگان

وَ أُشْهِدُ... سَائِرِ خَلْقِکَ...

و سایر آفریدگانت را شاهد می گیرم.21/6

محمّد صلی الله علیه و آله برگزیده خدا از بین آفریدگان

وَ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ و خِیَرَتُکَ مِنْ خَلْقِکَ

و همانا محمّد بنده تو و فرستاده ات و برگزیده تو از بین آفریدگانت است.22/6

وَ صَلِّ عَلَی خِیَرَتِکَ اللَّهُمَّ مِنْ خَلْقِکَ...

خداوندا و بر برگزیده ات از آفریدگان خود، درود فرست.5/34

وَ صَلِّ عَلَی... مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ الصِّفْوَهِ مِنْ بَرِیَّتِکَ الطَّاهِرِینَ

و بر محمّد و خانواده او که از آفریدگان پاک تو هستند، درود فرست.5/34

بِحَقِّ مَنِ انْتَجَبْتَ مِنْ خَلْقِکَ... تَغَمَّدْنِی فِی یَوْمِی هَذَا بِمَا تَتَغَمَّدُ بِهِ مَنْ جَارَ إِلَیْکَ مُتَنَصِّلًا

به حقّ آنکه او را از آفریدگانت برگزیده ای، در این روز، مرا بپوشان، با همان چیزی که پوشاندی با آن، کسی را که با حال بیزاری (از گناه) به سوی تو زاری نموده.86/47

أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ... أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ... خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ

خداوندا، از تو درخواست می کنم که بر محمّد انتخاب شده خود از آفریدگانت درود فرستی.

3/48

درود فرستادن خدا، بر بعضی آفریدگانش

اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، أَکْثَرَ مَا صَلَّیْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ

خداوندا پس بر محمّد و خاندانش درود

ص : 53

فرست بیش از آنچه بر کسی از آفریدگانت فرستادی.23/6

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ قَبْلَهُ

خداوندا و بر محمّد و خاندانش درود فرست، همانند برترین درودی که پیش از او بر کسی از آفریدگانت فرستادی.30/20

سبب ستایش خدا، توسّط آفریدگان

وَ یَا مَنْ تَحَمَّدَ إِلَی خَلْقِهِ بِحُسْنِ التَّجَاوُزِ

ای آنکه با گذشت نیک، آفریدگانش را به سپاس خود واداشته است.10/12

بی نیازی خدا، از آفریدگانش

تَمَدَّحْتَ بِالْغَنَاءِ عَنْ خَلْقِکَ وَ أَنْتَ أَهْلُ الْغِنَی عَنْهُمْ

خود را به بی نیازی از آفریدگانت ستوده ای و خود شایسته بی نیازی از آنهایی.11/13

روی آوردن به آفریدگان، برای حاجت خود

وَ مَنْ تَوَجَّهَ بِحَاجَتِهِ إِلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ... فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلْحِرْمَانِ

و هر که برای حاجتش به یکی از آفریدگانِ تو رو آورد، بی گمان خود را در معرض ناامیدی قرار داده. 14/13

نعمت خدا، بر مخلوقات

وَ أَنْتَ الَّذِی جَعَلْتَ لِکُلِّ مَخْلُوقٍ فِی نِعَمِکَ سَهْمًا

و تو آنی که برای هر آفریده ای در نعمت هایت بهره ای مقرر داشته ای.

6/16

وَ فَشَتْ نِعْمَتُکَ فِی جَمِیعِ الْمَ_خْلُوقِینَ

و نعمتت در همه آفریدگان پراکنده است.

14/39

گنجیدن همه آفریدگان، در قدرت خدا

وَ أَنْتَ الَّذِی اتَّسَعَ الْخَلَائِقُ کُلُّهُمْ فِی وُسْعِهِ

و تویی آنکه همه آفریدگان در گستره قدرتش گنجیده اند. 10/16

آب، موجب سرِ پا داشتن آفریدگان

اللَّهُمَّ اسْقِنَا سَقْیًا... تَنْعَشُ بِهِ الْبَهَائِمَ وَ الْخَلْقَ

خداوندا ما را با بارانی که چهارپایان و سایر آفریدگان را به وسیله آن سرِ پا بداری، سیراب نما. 5/19

پوشاندن (جامه) وحشت از بدکاران خَلق به بنده

وَ أَلْبِسْ قَلْبِیَ الْوَحْشَهَ مِنْ شِرَارِ خَلْقِکَ

و دلم را به وحشت از بدکاران خلقت بپوشان.

11/21

واگذاری امور بنده، به خدا و نیکان خلق

...بَلِ اجْعَلْ... کِفَایَتِی بِکَ وَ بِخِیَارِ خَلْقِکَ

ص : 54

...بلکه کفایتم را به خود و آفریدگان خوبت قرار ده.12/21

واگذار نکردن بنده، به خلق خدا

وَ لَا تَکِلْنِی إِلَی خَلْقِکَ

و مرا به خلقت وانگذار.2/22

نتیجه واگذاری کار بنده، به خلق

إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَی خَلْقِکَ تَجَهَّمُونِی

اگر مرا به آفریدگانت واگذاری، با من ترش رویی کنند.3/22

ادا نمودن (حقِّ) آفریدگان خدا

وَ اقْضِ عَنِّی کُلَّ مَا أَلْزَمْتَنِیهِ وَ فَرَضْتَهُ عَلَیَّ... لِخَلْقٍ مِنْ خَلْقِکَ...

و مرا به انجام آنچه برای آفریده ای از آفریدگانت، بر من لازم و واجب نموده ای، توفیق ده.6/22

رشک نبردن به هیچ یک از آفریدگان

وَ ارْزُقْنِی سَلَامَهَ الصَّدْرِ مِنَ الْحَسَدِ حَتَّی لَا أَحْسُدَ أَحَدًا مِنْ خَلْقِکَ

و سلامت سینه از حسد را روزی ام گردان. تا به هیچ یک از آفریدگانت حسد نبرم.12/22

واجب گرداندن حقّی ( برای امّت اسلام ) ، بر خلق

وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، کَمَا أَوْجَبْتَ لَنَا الْحَقَّ عَلَی الْخَلْقِ بِسَبَبِهِ

و بر محمّد و خاندانش درود فرست، چنانکه به سبب او برای ما حقّی بر خلق واجب نمودی.

4/24

فضل خداوند به همه آفریدگان

وَ أَخَذَ عَلَی جَمِیعِ خَلْقِهِ بِالْفَضْلِ

و با همه آفریدگانش با فضل رفتار کرد.

1/35

رشک بردن به آفریدگان

وَ لَا تَفْتِنِّی بِمَا أَعْطَیْتَهُمْ... فَأَحْسُدَ خَلْقَکَ

و مرا به آنچه به آنان (دنیاداران) عطا کردی، آزمایش نکن، که بر آفریدگانت حسد برم.2/35

اعتراف آفریدگان، به ستمکار نبودن خدا

فَکُلُّ الْبَرِیَّهِ مُعْتَرِفَهٌ بِأَنَّکَ غَیْرُ ظَالِمٍ لِمَنْ عَاقَبْتَ

پس همه آفریدگان اعتراف می کنند که تو هر که را عقوبت نمودی، ستمگر نیستی.8/37

آماده سازی کیفرهایی، برای مخلوقات

وَ لَقَدْ کَانَ یَسْتَحِقُّ فِی أَوَّلِ مَا هَمَّ بِعِصْیَانِکَ کُلَّ مَا أَعْدَدْتَ لِجَمِیعِ خَلْقِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ

و حال آنکه او در آغاز که همّت نافرمانی تو نمود، همه عقوبت های تو را که برای همه آفریدگانت آماده ساختی، سزاوار می شد.14/37

ص : 55

ماه، آفریده ای فرمانبردار

أَیُّهَا الْخَلْقُ الْمُطِیعُ

ای آفریده فرمانبردار.1/43

راهنمایی آفریده ای، توسّط آفریده دیگر

وَ لَوْ دَلَّ مَخْلُوقٌ مَخْلُوقًا مِنْ نَفْسِهِ عَلَی مِثْلِ الَّذِی دَلَلْتَ عَلَیْهِ عِبَادَکَ مِنْکَ کَانَ مَوْصُوفًا بِالْإِحْسَانِ...

و اگر آفریده ای از جانب خودش آفریده ای را، به مانند آنچه تو با آن بندگانت را از جانب خود راهنمایی فرموده ای، راهنمایی می کرد، به احسان وصف می شد.17/45

فرمانبری همه مخلوقات، از خدا

وَ انْقَادَ لِلتَّسْلِیمِ لَکَ کُلُّ خَلْقِکَ

و همه آفریدگانت برای تسلیم در برابر تو، گردن نهاده اند.26/47

سپاسی که آفریده ای مانند آن، خدا را سپاس نگزارده باشد

لَکَ الْحَمْدُ... حَمْدًا لَمْ یَحْمَدْکَ خَلْقٌ مِثْلَهُ

سپاس برای توست. سپاسی که هیچ آفریده ای مانند آن، تو را ستایش نکرده باشد.44و36/47

درودِ انواع آفریدگان خدا

رَبِّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاهً... تَجْتَمِعُ عَلَی صَلَاهِ

کُلِّ مَنْ ذَرَأْتَ وَ بَرَأْتَ مِنْ أَصْنَافِ خَلْقِکَ

پروردگار من، بر محمّد و خاندانش درود فرست، درودی که درود هر که آفریده ای و ایجاد نموده ای از انواع آفریدگانت را دربرگیرد.

54/47

عزیز گرداندن بنده، در نزد آفریدگان

وَ أَعِزَّنِی عِنْدَ خَلْقِکَ

و مرا در نزد آفریدگانت عزیز دار.118/47

مضحکه آفریدگان خدا نشدن

وَ لَا تَتَّخِذْنِی هُزُوًا لِخَلْقِکَ

و مرا سبب خنده آفریدگانت قرار نده.

124/47

رفتن به سوی مخلوق، به امید صله و عطای او

اللَّهُمَّ مَنْ تَهَیَّأَ وَ تَعَبَّأَ وَ أَعَدَّ وَ اسْتَعَدَّ لِوَفَادَهٍ إِلَی مَخْلُوقٍ رَجَاءَ رِفْدِهِ وَ نَوَافِلِهِ...

خداوندا، هر کسی خود را مهیّا و آماده می کند و ساز و برگ تهیه می نماید تا بر مخلوقی وارد شود، بدین امید که به صله و عطای او نائل شود.

5/48

ناامیدی از شفاعت مخلوقی جز محمّد صلی الله علیه و آله و اهل بیت او علیهم السلام

ص : 56

فَإِنِّی لَمْ آتِکَ ثِقَهً مِنِّی بِعَمَلٍ صَالِحٍ قَدَّمْتُهُ، وَ لَا شَفَاعَهِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ إِلَّا شَفَاعَهَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ سَلَامُکَ

پس به درستی که من با اطمینان به عمل شایسته ای که پیش فرستاده باشم و شفاعتِ آفریده ای که به او امید بسته باشم به درگاه تو نیامده ام، جز شفاعت محمّد و خانواده او - که درود تو بر او و بر ایشان باد - .6/48

ترسوترین، افتاده ترین و خوارترین خلق خدا

سُبْحَانَکَ أَخْشَی خَلْقِکَ لَکَ أَعْلَمُهُمْ بِکَ، وَ أَخْضَعُهُمْ لَکَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِکَ، وَ أَهْوَنُهُمْ عَلَیْکَ مَنْ أَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ یَعْبُدُ غَیْرَکَ

پاک و منزّهی! ترسنده ترین آفریدگانت از تو، آگاه ترین آنها به (کبریایی) توست. و خاضع ترین آنان از تو، عمل کننده ترین ایشان به فرمان توست. و پست ترین آنها نزد تو، کسیست که تو او را روزی می دهی و او غیر تو را می پرستد.2/52

مرگ، مقدّر برای همه مخلوقات

سُبْحَانَکَ قَضَیْتَ عَلَی جَمِیعِ خَلْقِکَ الْمَوْتَ

پاک و منزّهی! مرگ را برای همه آفریدگانت رقم زده ای.5/52

واجب بودن حقّ خدا، بر همه مخلوقات

إِلَهِی أَسْأَلُکَ بِحَقِّکَ الْوَاجِبِ عَلَی جَمِیعِ خَلْقِکَ... أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدای من، به آن حقّ واجب خود که بر همه آفریدگانت داری، از تو می خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی.10/52

زایل شدن نام بنده، از میان آفریدگان

مَوْلَایَ وَ ارْحَمْنِی إِذَا... امَّحَی مِنَ الْمَ_خْلُوقِینَ ذِکْرِی

مولای من! هنگامی که یادم از میان آفریدگان محو گردد، به من رحم کن.5/53

رها نساختن دین خدا، در اثر ترس از آفریدگان

وَ اسْتَعْمِلْنِی فِی مَرْضَاتِکَ عَمَلًا لَا أَتْرُکُ مَعَهُ شَیْئًا مِنْ دِینِکَ مَخَافَهَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ

و مرا در (راه) خوشنودی ات به کاری بگمار که با آن چیزی از دین تو را، به خاطر ترس کسی از آفریدگانت رها ننمایم.6/54

آفرینش

صرف روزهای بنده، در آنچه برای آن آفریده شده

وَ اسْتَفْرِغْ أَیَّامِی فِیما خَلَقْتَنِی لَهُ

و سراسر روزهایم را در آنچه مرا برای آن

ص : 57

آفریدی صرف نما.3/20

آفرینشی دیگر برای (جنین)

ثُمَّ أَنْشَأْتَنِی خَلْقًا آخَرَ کَمَا شِئْتَ

آنگاه مرا آنچنانکه خواستی، آفرینشی دیگر دادی.23/32

عدم دفع زیان از خدا، با آفرینش انسان

أَسْتَوْهِبُکَ - یَا إِلَهِی - نَفْسِیَ الَّتِی لَمْ تَخْلُقْهَا لَِتمْتَنِعَ بِهَا مِنْ سُوءٍ

ای خدای من از تو بخشش نفسم را می خواهم که آن را نیافریدی تا به سبب آن از زیان حمایت شوی.7/39

هدف از آفرینش انسان

...لَکِنْ أَنْشَأْتَهَا إِثْبَاتًا لِقُدْرَتِکَ عَلَی مِثْلِهَا

...بلکه آن را آفریدی، تا قدرتت بر (آفریدن) مثل آن ثابت شود.7/39

متّهم نبودن خدا در آفرینش

...لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَیْرُ مُتَّهَمٍ عَلَی خَلْقِکَ

...برای اینکه تو به آن داناتری و در آفریدنت متّهم نیستی.9/48

ویژگی های آفرینش انسان:

أ. برگزیدن نیکویی های آفرینش، در

خلقت او

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی اخْتَارَ لَنَا مَحَاسِنَ الْخَلْقِ

و سپاس خدایی را که زیبایی های آفرینش را برای ما برگزید.17/1

ب. آفرینش او از ناتوانی

اللَّهُمَّ وَ إِنَّکَ مِنَ الضُّعْفِ خَلَقْتَنَا

خداوندا و تو ما را از ناتوانی آفریده ای.

5/9

ج. نعمت دادن به او، پیش و پس از آفرینشش

اللَّهُمَّ وَ أَنَا عَبْدُکَ الَّذِی أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ قَبْلَ خَلْقِکَ لَهُ وَ بَعْدَ خَلْقِکَ إِیَّاهُ

خداوندا و من آن بنده تو هستم که پیش از آفرینشت و پس از آفرینشت، او را نعمت داده ای. 67/47

د. درست اندام بودنش

اللَّهُمَّ إِنَّکَ خَلَقْتَنِی سَوِیًّا

خداوندا، تو مرا بی عیب و نقص آفریدی. 1/50

ویژگی های آفرینش:

أ. با قوّت و قدرت

ص : 58

ابْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِدَاعًا

به قدرت خویش آفریدگان را بی هیچ نمونه ای آفرید.3/1

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ بِقُوَّتِهِ

سپاس خدای را که شب و روز را به توانایی خود آفرید.1/6

ب. با هدف

...لَکِنْ أَنْشَأْتَهَا إِثْبَاتًا لِقُدْرَتِکَ عَلَی مِثْلِهَا، وَ احْتِجَاجًا بِهَا عَلَی شَکْلِهَا

...بلکه آن را آفریدی، تا قدرتت بر (آفریدن) مثل آن ثابت شود و بدین سبب بر (آفرینش) شبیه آن، دلیل آوردی.7/39

ج. بی اصل و بنیاد

وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، الَّذِی أَنْشَأْتَ الْأَشْیَاءَ مِنْ غَیْرِ سِنْخٍ

و تویی خدایی که جز تو معبودی نیست. تویی که اشیا را بدون هیچ اصلی آفریدی.

12/47

د. بدون مانند و نمونه

وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، الَّذِی... ابْتَدَعْتَ الْمُبْتَدَعَاتِ بِلَا احْتِذَاءٍ

و تویی خدایی که جز تو معبودی نیست. تویی که نوپیداها را بدون پیروی (از الگویی)

پدید آوردی.12/47

أَنْتَ الَّذِی ابْتَدَأَ، وَ اخْتَرَعَ

تویی آنکه بدون نمونه آفرید و اختراع نمود. 21/47

ه_. به اندازه معلوم

أَنْتَ الَّذِی قَدَّرْتَ کُلَّ شَیْءٍ تَقْدِیرًا

تویی آنکه هر چیزی را اندازه معلوم زدی.

13/47

أَنْتَ الَّذِی... قَدَّرْتَ کُلَّ شَیْءٍ تَقْدِیرًا

تویی آنکه هر چیز را به اندازه معلوم ایجاد نموده ای.17/47

و. بدون شریک، وزیر، شاهد و ناظر

أَنْتَ الَّذِی لَمْ یُعِنْکَ عَلَی خَلْقِکَ شَرِیکٌ، وَ لَمْ یُوَازِرْکَ فِی أَمْرِکَ وَزِیرٌ، وَ لَمْ یَکُنْ لَکَ مُشَاهِدٌ وَ لَا نَظِیرٌ

تویی آنکه در آفریدنت، شریکی یاری ات نداد و در کارت، وزیری تو را کمک نکرده و برای تو بیننده و مانندی نبوده است.

14/47

ز. نیک بودن

أَنْتَ الَّذِی... أَحْسَنَ صُنْعَ مَا صَنَعَ

تویی آنکه آفرینش آنچه را که آفرید، نیک گردانْد.21/47

ص : 59

ح. بدون ابزار

أَنْتَ الَّذِی... ابْتَدَعَ

تویی آنکه تازه آفرید.21/47

ط. پنهان نبودن آفریده، بر خدا

یَا اَللَّهُ الَّذِی لَا یَخْفَی عَلَیْهِ شَیْءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لَا فِی السَّمَاءِ، وَ کَیْفَ یَخْفَی عَلَیْکَ یَا إِلَهِی مَا أَنْتَ خَلَقْتَهُ؟

ای خدایی که چیزی در زمین و آسمان بر تو پنهان نیست. و چگونه آنچه را که خود آن را آفریده ای - ای خدای من - بر تو پنهان باشد؟ 1/52

ی. احاطه بر آفریده

وَ کَیْفَ لَا تُحْصِی مَا أَنْتَ صَنَعْتَهُ؟

و چگونه آنچه را که خود ساخته ای، شمار آن را ندانی؟1/52

آقا سیّد

آگاهی

نفخه صور، آگاهی دهنده مردگان

إِسْرَافِیلُ... الَّذِی یَنْتَظِرُ مِنْکَ الْإِذْنَ، وَ حُلُولَ الْأَمْرِ، فَیُنَبِّهُ بِالنَّفْخَهِ صَرْعَی رَهَائِنِ الْقُبُورِ

اسرافیل، همان که منتظر اجازه و رسیدن فرمان توست، تا با دمیدنیْ مردگانِ گروِ گورها را

بیدار کند.2/3

آگاه گشتن بنده، از غفلت خویش

انْتَبَهْتُ بِتَذْکِیرِکَ لِی مِنْ غَفْلَتِی

با یادآوری تو، از غفلتم آگاه شدم.16/13

بیماری، عامل آگاهی بنده به توبه

...أَمْ وَقْتُ الْعِلَّهِ الَّتِی مَحَّصْتَنِی بِهَا، وَ النِّعَمِ الَّتِی أَتْحَفْتَنِی بِهَا... تَنْبِیهًا لِتَنَاوُلِ التَّوْبَهِ

...یا وقت بیماری که مرا با آن نجات دادی و نعمت هایی را به من هدیه نمودی تا برای فراگرفتن توبه آگاهی باشد.4/15

اندک بودن آگاهی بنده، از تهدید خدا به کیفرش

...بَلْ أَنَا یَا إِلَهِی... أَقَلُّ لِوَعِیدِکَ انْتِبَاهًا وَ ارْتِقَابًا مِنْ أَنْ أُحْصِیَ لَکَ عُیُوبِی، أَوْ أَقْدِرَ عَلَی ذِکْرِ ذُنُوبِی

...بلکه من - ای خدای من - نسبت به تهدیدهایت کم هوشیارتر و نامراقب تر از آنم که زشتی های خود را برای تو بشمارم، یا بر یادآوری گناهانم توانا باشم.27/16

آگاه گرداندن بنده، در اوقات غفلت

وَ نَبِّهْنِی لِذِکْرِکَ فِی أَوْقَاتِ الْغَفْلَهِ

و مرا در اوقات غفلت، برای یاد خود بیدار کن. 29/20

ص : 60

آگاهی خدا، از مشرکان بی نام و نشان

اللَّهُمَّ وَ اعْمُمْ بِذَلِکَ أَعْدَاءَکَ فِی أَقْطَارِ الْبِلَادِ مِنَ الْهِنْدِ وَ الرُّومِ... وَ سَائِرِ أُمَمِ الشِّرْکِ، الَّذِینَ تَخْفَی أَسْمَاوءُهُمْ وَ صِفَاتُهُمْ... وَ قَدْ... أَشْرَفْتَ عَلَیْهِمْ بِقُدْرَتِکَ

خداوندا و همه دشمنانت را بدین سرنوشت دچار کن، در هر شهری که باشند از هند و روم و دیگر امّت های مشرک، که نام ها و نشانه هایشان پنهان است و به توانایی ات بر آنان اشراف داری.

9/27

آگاهی خداوند، از کارهای پنهان

اللَّهُمَّ وَ قَدْ أَشْرَفَ عَلَی خَفَایَا الْأَعْمَالِ عِلْمُکَ

خداوندا علم تو بر اعمال پنهان ما، آگاه است. 11/32

آشکار بودن هر پوشیده ای، در برابر آگاهی خدا

وَ انْکَشَفَ کُلُّ مَسْتُورٍ دُونَ خُبْرِکَ

و هر پوشیده ای نزد آگاهی تو، آشکار است.

11/32

عافیت بخشیدن خدا، پس از آگاهی اش

اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی... مُعَافَاتِکَ بَعْدَ خُبْرِکَ

خداوندا سپاس تو را، بر عافیت بخشی ات پس از آگاهی ات.1/34

آگاه ساختن بندگان، از فرمان الهی

کَمْ... أَمْرٍ قَدْ وَقَفْتَنَا عَلَیْهِ فَتَعَدَّیْنَاهُ

چه بسیار امری که ما را بر آن آگاه کردی، پس ما از آن تعدّی نمودیم.2/34

آگاه نساختن ستمگر، به ارتکاب هایش

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا عَبْدٍ نَالَ مِنِّی... لَا تَقِفْهُ عَلَی مَا ارْتَکَبَ فِیَّ

خداوندا و هر بنده ای که به من آسیبی رساند، او را به خاطر آنچه درباره من انجام داد، آگاه نکن.

2/39

آگاه گرداندن بنده، از اوقات، واجبات و شرایط نماز

وَ قِفْنَا فِیهِ عَلَی مَوَاقِیتِ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ بِحُدُودِهَا الَّتِی حَدَّدْتَ، وَ فُرُوضِهَا الَّتِی فَرَضْتَ، وَ وَظَائِفِهَا الَّتِی وَظَّفْتَ، وَ أَوْقَاتِهَا الَّتِی وَقَّتَّ

و ما را در آن بر اوقات نمازهای پنجگانه، با حدودش که مشخص نمودی و واجباتش که واجب کردی و وظایف آن که معین نمودی و اوقاتش که تعیین گرداندی، آگاه فرما.8/44

خبیر و آگاه بودن خداوند

وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ... الْقَدِیمُ الْخَبِیرُ

و تویی خدایی که جز تو معبودی نیست. قدیم آگاه.7/47

ص : 61

پوشاندن آنچه خدا از بنده آگاه است

تَغَمَّدْنِی فِیما اطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنِّی...

مرا در آنچه بر آن از من آگاهی بپوشان.

119/47

آگاه گرداندن بنده، از اجابت دعا

لَا تُهْلِکْنِی یَا إِلَهِی غَمًّا حَتَّی تَسْتَجِیبَ لِی، وَ تُعَرِّفَنِی الْإِجَابَهَ فِی دُعَائِی

ای خدای من، مرا اندوهگین نمیران، تا اینکه اجابتم کنی و از روا شدن دعایم آگاهم نمایی.

14/48

آل خاندان

آلات ابزار

آلودگی چرکی

آماده

آمادگی برای پس از مرگ

وَ تُحَبِّبَ إِلَیْهِمُ... الِاسْتِعْدَادَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ

و آمادگی برای بعد از مرگ را در نظرشان محبوب کنی16/4

آماده ساختن کیفرها

صَوِّرْ فِی قَلْبِی مِثَالَ مَا... أَعْدَدْتَ لِخَصْمِی مِنْ جَزَائِکَ وَ عِقَابِکَ

نمونه مجازات و کیفری که برای دشمنم آماده کردی، در دلم بگذار.15/14

وَ لَقَدْ کَانَ یَسْتَحِقُّ فِی أَوَّلِ مَا هَمَّ بِعِصْیَانِکَ کُلَّ مَا أَعْدَدْتَ لِجَمِیعِ خَلْقِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ

و حال آنکه او در آغاز که همّت نافرمانی تو نمود، همه عقوبت های تو را که برای همه آفریدگانت آماده ساختی، سزاوار می شد.14/37

آماده سازی بندگان، برای (دور کردن) شیطان

اللَّهُمَّ... بَصِّرْنَا مَا نُکَایِدُهُ بِهِ، وَ أَلْهِمْنَا مَا نُعِدُّهُ لَهُ

خداوندا ما را به راه فریب دادنش، آگاه کن. و آنچه برای (دور ساختن) او باید آماده سازیم، به ما الهام فرما.7/17

آماده ساختن فرشتگان، جهت آب رسانی

أَشْهِدْ مَلَائِکَتَکَ الْکِرَامَ السَّفَرَهَ. بِسَقْیٍ مِنْکَ نَافِعٍ

فرشتگانِ بزرگوارِ نویسنده ات را به فرستادن آبی سودمند از جانب خود، آماده ساز.2/19

آماده نمودن اموری در بهشت، برای بنده

وَ لَوِّحْ مِنْهَا لِأَبْصَارِهِمْ مَا أَعْدَدْتَ فِیهَا مِنْ مَسَاکِنِ الْخُلْدِ وَ مَنَازِلِ الْکَرَامَهِ وَ الْحُورِ الْحِسَانِ...

و آنچه را در آن (بهشت) آماده ساخته ای از خانه های همیشگی و سراهای کرامت و حوریان

ص : 62

زیباروی، در مقابل دیدگانشان نمایان ساز.

4/27

آماده نمودن کار، برای جنگجویان

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا غَازٍ غَزَاهُمْ مِنْ أَهْلِ مِلَّتِکَ... فَلَقِّهِ الْیُسْرَ وَ هَیِّئْ لَهُ الْأَمْرَ

خداوندا و هر رزمنده ای از اهل دینت که با آنها بجنگد، پس او را با آسانی روبرو کن و کارش را آماده ساز.13/27

آماده بودن کرامت الهی، در آخرت

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا مُسْلِمٍ خَلَفَ غَازِیًا أَوْ مُرَابِطًا فِی دَارِهِ... فَآجِرْ لَهُ مِثْلَ أَجْرِهِ وَزْنًا بِوَزْنٍ وَ مِثْلًا بِمِثْلٍ... إِلَی أَنْ یَنْتَهِیَ بِهِ الْوَقْتُ إِلَی مَا أَجْرَیْتَ لَهُ مِنْ فَضْلِکَ، وَ أَعْدَدْتَ لَهُ مِنْ کَرَامَتِکَ

خداوندا و هر مسلمانی که جنگجویی یا مرزداری را، در (امور) خانه اش جانشین شد، پس وی را همسنگ و همگون پاداش او، پاداش ده. تا آنگاه که زمان او به پایان رسد، به آنچه از فضلت برای او روان ساخته ای و از بزرگی ات برایش آماده کرده ای، برسد.16/27

آماده ساختن پاداش بنده، قبل از طاعت

وَ أَعْدَدْتَ ثَوَابَهُمْ قَبْلَ أَنْ یُفِیضُوا فِی طَاعَتِکَ

و تو پاداششان را آماده نموده ای، پیش از آنکه در طاعتت وارد شوند.7/37

جایگاه هایی آماده، برای دوستان خدا

جَلِّلْنِی شَرَائِفَ نِحَلِکَ فِی الْمَقَامَاتِ الْمُعَدَّهِ لِأَحِبَّائِکَ

در مکان هایی که برای دوستانت آماده کرده ای، به عطاهای والایت مرا بپوشان.128/47

آمادگی رفتن به سوی مخلوق، به امید عطا

اللَّهُمَّ مَنْ تَهَیَّأَ وَ تَعَبَّأَ وَ أَعَدَّ وَ اسْتَعَدَّ لِوَفَادَهٍ إِلَی مَخْلُوقٍ... فَإِلَیْکَ یَا مَوْلَایَ کَانَتِ الْیَوْمَ تَهْیِئَتِی وَ تَعْبِئَتِی وَ إِعْدَادِی وَ اسْتِعْدَادِی

خداوندا، هر کسی خود را مهیّا و آماده می کند و ساز و برگ تهیه می نماید تا بر مخلوقی وارد شود. پس ای سرور من، امروز مهیّا و آماده گشته و ساز و برگ تهیه نموده تا به سوی تو آیم.

5/48

آمادگی رفتن به سوی خدا، به امید عفو و احسانش

اللَّهُمَّ مَنْ تَهَیَّأَ وَ تَعَبَّأَ وَ أَعَدَّ وَ اسْتَعَدَّ لِوَفَادَهٍ إِلَی مَخْلُوقٍ رَجَاءَ رِفْدِهِ وَ نَوَافِلِهِ وَ طَلَبَ نَیْلِهِ وَ جَائِزَتِهِ، فَإِلَیْکَ یَا مَوْلَایَ کَانَتِ الْیَوْمَ تَهْیِئَتِی وَ تَعْبِئَتِی وَ إِعْدَادِی وَ اسْتِعْدَادِی رَجَاءَ عَفْوِکَ وَ رِفْدِکَ وَ طَلَبَ نَیْلِکَ وَ جَائِزَتِکَ

خداوندا، هر کسی خود را مهیّا و آماده می کند و ساز و برگ تهیه می نماید تا بر مخلوقی وارد شود، بدین امید که به صله و عطا و درخواستِ

ص : 63

بخشش و احسان او نائل شود. پس ای سرور من، امروز مهیّا و آماده گشته و ساز و برگ تهیه نموده تا به سوی تو آیم. بدین امید که به آمرزش و صله و درخواستِ بخشش و احسان تو نائل شوم.5/48

آمدن

قصد آمدن به درگاه خدا

فَهَا أَنَا ذَا أَوءُمُّکَ بِالْوِفَادَهِ

پس اینک منم که آهنگ آمدن به درگاه تو را نمودم. 25/46

حالتِ آمدن بنده، به درگاه خدا

إِنِّی وَ إِنْ لَمْ أُقَدِّمْ مَا قَدَّمُوهُ مِنَ الصَّالِحَاتِ فَقَدْ... أَتَیْتُکَ مِنَ الْأَبْوَابِ الَّتِی أَمَرْتَ أَنْ تُوءْتَی مِنْهَا

همانا گرچه من کارهای شایسته ای را که آنها پیش فرستاده اند، پیش نفرستادم، ولی از همان درهایی که فرمان داده ای از آنها وارد شوند، نزد تو آمده ام. 72/47

أَتَیْتُکَ مُقِرًّا بِالْجُرْمِ وَ الْإِسَاءَهِ إِلَی نَفْسِی، أَتَیْتُکَ أَرْجُو عَظِیمَ عَفْوِکَ

به درگاه تو آمده ام، در حالی که اقرار به گناه و بدی بر خود دارم. به درگاه تو آمده ام، در حالی که به بخشایش بزرگت امیدوارم.

7/48

آمرزش عفو و نیز گذشت

طواف آمرزش جویان، به گرد خداوند

یَا أَعْطَفَ مَنْ أَطَافَ بِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ

ای مهربانی که آمرزش خواهان گرد او می گردند. 9/12

طلب آمرزش الهی

...وَ اغْفِرْ ذَنْبِی

...و گناهم را بیامرز.16/12

وَ اغْفِرْ لِی

و مرا بیامرز.26/48، 15/32

رَبَّنَا... اغْفِرْ لَنَا

پروردگارا، ما را بیامرز.11/45

أَسْتَغْفِرُکَ لِمَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِی

برای گناهان گذشته ام از تو آمرزش می خواهم.

26/48

إِلَهِی... فَاسْتَغْفَرْتُ فَأَقَلْتَ

خدای من پس آمرزش خواستم و تو درگذشتی.

1/49

أَسْأَلُکَ أَنْ تَعْفُوَ عَنِّی، وَ تَغْفِرَ لِی

از تو می خواهم که مرا ببخشایی و بیامرزی ام.

7/51

اغْفِرْ لِی مَا تَعْلَمُ مِنْ ذُنُوبِی

گناهانی را که از من می دانی، بیامرز.13/51

ص : 64

خداوند، اهل آمرزش

إِنَّکَ... أَهْلُ الْمَغْفِرَهِ

زیرا تو سزاواری که بیامرزی.16/12

أَعْلَمُ أَنَّ الْحُجَّهَ لَکَ، وَ أَنَّکَ... أَهْلُ الْمَغْفِرَهِ

می دانم دلیل روشن از آنِ توست و سزاواری که بیامرزی.116/47

آمرزش بنده و عدم شایستگی او

وَ إِنْ کُنْتَ تَغْفِرُ لِی حِینَ أَسْتَوْجِبُ مَغْفِرَتَکَ... فَإِنَّ ذَلِکَ غَیْرُ وَاجِبٍ لِی بِاسْتِحْقَاقٍ

و اگر مرا بیامرزی هنگامی که مستوجب آمرزش تو باشم، پس بدرستی که آن از سزاوار بودن من نیست.31/16

اللَّهُمَّ... إِلَی عَفْوِکَ قَصَدْتُ... وَ لَیْسَ عِنْدِی مَا یُوجِبُ لِی مَغْفِرَتَکَ، وَ لَا فِی عَمَلِی مَا أَسْتَحِقُّ بِهِ عَفْوَکَ

خداوندا به سوی بخشایش تو آهنگ نموده ام. در حالی که آنچه موجب آمرزیدن تو گردد، در من نیست و در عملم چیزی که سزاوار عفو تو شوم وجود ندارد.15/20

لَا یَجِبُ لِأَحَدٍ أَنْ تَغْفِرَ لَهُ بِاسْتِحْقَاقِهِ

هیچ کس در حدّی نیست که به سبب استحقاقش آمرزشت را ایجاب کند.4/37

چشاندن شیرینی آمرزش، به بنده

وَ أَذِقْنِی حَلَاوَهَ الْمَغْفِرَهِ

و شیرینی آمرزش را به من بچشان.33/16

آمرزش والدین، به سبب مهربانی به فرزند

وَ اغْفِرْ لَهُمَا بِبِرِّهِمَا بِی مَغْفِرَهً حَتْ_مًا

و ایشان را به خاطر نیکی یشان بر من، آمرزشی حتمی عنایت کن.14/24

آمرزش فرزند، به سبب دعا به والدین

وَ اغْفِرْ لِی بِدُعَائِی لَهُمَا...

و مرا به (برکت) دعایم برای آنان، بیامرز.

14/24

آمرزش والدین و شفاعتشان در حقّ فرزند

اللَّهُمَّ وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُکَ لَهُمَا فَشَفِّعْهُمَا فِیَّ

خداوندا و اگر آمرزشت برای ایشان پیشی گرفت، پس آنان را شفیع من گردان.15/24

آمرزش فرزند و شفاعتش در حقّ والدین

اللَّهُمَّ... وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُکَ لِی فَشَفِّعْنِی فِیهِمَا

خداوندا و اگر آمرزشت برای من پیشی گرفت، پس مرا شفیع آنان فرما.15/24

گرد آمدن والدین و فرزندان، در محلّ آمرزش

اللَّهُمَّ وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُکَ لَهُمَا فَشَفِّعْهُمَا فِیَّ، وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُکَ لِی فَشَفِّعْنِی فِیهِمَا حَتَّی نَجْتَمِعَ بِرَأْفَتِکَ فِی

ص : 65

دَارِ کَرَامَتِکَ وَ مَحَلِّ مَغْفِرَتِکَ وَ رَحْمَتِکَ

خداوندا و اگر آمرزشت برای ایشان پیشی گرفت، پس آنان را شفیع من گردان. و اگر آمرزشت برای من پیشی گرفت، پس مرا شفیع آنان فرما. تا به مهر تو در سرای کرامت تو و محل آمرزش و رحمتت گرد آییم.15/24

بزرگ نبودن آمرزش گناه بزرگ، بر خدا

...لِأَنَّکَ الرَّبُّ الْکَرِیمُ الَّذِی لَا یَتَعَاظَمُهُ غُفْرَانُ الذَّنْبِ الْعَظِیمِ

...زیرا تویی پروردگار کریمی، که آمرزش گناه بزرگ در نظر تو بزرگ نیست.10/31

رو آوردن خدا به بنده، با آمرزش

وَ الْقَنِی بِمَغْفِرَتِکَ کَمَا لَقِیتُکَ بِإِقْرَارِی

و با آمرزش خود به من روآور، همچنان که من با اقرارم به تو رو آوردم.12/31

آمرزش آنچه خدا از بنده می داند

اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَعْلَمُ بِمَا عَمِلْتُ فَاغْفِرْ لِی مَا عَلِمْتَ

خداوندا به درستی که تو به کارهایم، داناتری. پس آنچه (گناه) از من می دانی، بیامرز.

17/31

درخواست آمرزش، سبب ریختن گناهان

وَ إِنْ یَکُنِ الِاسْتِغْفَارُ حِطَّهً لِلذُّنُوبِ فَإِنِّی لَکَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ

و اگر درخواست آمرزشْ سبب ریختن گناهان است، پس من به درگاه تو از آمرزش خواهانم.

28/31

اعتماد کردن به خدا، برای آمرزش خود

وَ وَثِقْتُ بِکَ رَبِّ فِی الْمَغْفِرَهِ لِی، وَ أَنْتَ أَوْلَی مَنْ وُثِقَ بِهِ

و پروردگار من، در آمرزش - برای خود - به تو اعتماد نمودم و تو سزاوارترین کسی هستی که به او اعتماد شد.22/32

احسان الهی و آمرزش گناهان

لَا یَجِبُ لِأَحَدٍ أَنْ تَغْفِرَ لَهُ بِاسْتِحْقَاقِهِ... فَمَنْ غَفَرْتَ لَهُ فَبِطَوْلِکَ

هیچ کس در حدّی نیست که به سبب استحقاقش آمرزشت را ایجاب کند. پس هر کس را آمرزیدی، از احسان توست.5و4/37

عدم سخت گیری، در ابزار رسیدن به آمرزش

وَ لَمْ تَحْمِلْهُ عَلَی الْمُنَاقَشَاتِ فِی الْآلَاتِ الَّتِی تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمَالِهَا إِلَی مَغْفِرَتِکَ

و از او نسبت به ابزاری که با به کار بردن آنها، به آمرزش تو نائل شد، حسابکشی سخت نکردی.

13/37

طلب آمرزش برای دیگران

ص : 66

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا عَبْدٍ نَالَ مِنِّی مَا حَظَرْتَ عَلَیْهِ... فَاغْفِرْ لَهُ مَا أَلَمَّ بِهِ مِنِّی

خداوندا و هر بنده ای که به من آسیبی رساند (و از من چیزی گرفت) که بر او جایز ندانسته بودی، پس او را از آنچه بر من روا داشت، بیامرز.

2/39

مرگ، دری از درهای آمرزش خدا

وَ اجْعَلْهُ بَابًا مِنْ أَبْوَابِ مَغْفِرَتِکَ

و آن را دری از درهای آمرزشت قرار ده.

4/40

کامل ساختن کرامت بنده، با آمرزش

وَ أَکْمِلْ کَرَامَتِی بِغُفْرَانِکَ

و به آمرزشت، کرامت مرا کامل گردان.

4/41

آمرزش گناهان پنهان و آشکار بنده

وَ اغْفِرْ لَنَا مَا خَفِیَ مِنْ ذُنُوبِنَا وَ مَا عَلَنَ

و گناهان پنهان و آشکار ما را بیامرز.

48/45

آمرزش خواهان و عذاب الهی

وَ لا یَشْقَی بِنَقِمَتِکَ الْمُسْتَغْفِرُونَ

و آمرزش خواهان به کیفرت تیره بخت نمی شوند. 15/46

انعام آمرزش، به بنده

وَ امْنُنْ عَلَیَّ - بِمَا لَا یَتَعَاظَمُکَ أَنْ تَمُنَّ بِهِ عَلَی مَنْ أَمَّلَکَ - مِنْ غُفْرَانِکَ

و به من ارزانی دار آنچه بر تو گران نیست و به کسی که آمرزش تو را آرزو می کند ارزانی می داری.

70/47

توبه کننده و طلب آمرزش

تَغَمَّدْنِی فِی یَوْمِی هَذَا بِمَا تَتَغَمَّدُ بِهِ مَنْ... عَاذَ بِاسْتِغْفَارِکَ تَائِبًا

در این روز، مرا بپوشان، با همان چیزی که پوشاندی با آن، کسی را که با حال توبه، پناه به آمرزش خواستن از تو آورده.86/47

طلب آمرزش، در عید قربان و روز جمعه

أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ... أَنْ تَغْفِرَ لَنَا وَ لَهُمْ

خداوندا، از تو درخواست می کنم که ما و ایشان را بیامرزی.3/48

اطمینان بنده، به آمرزش الهی

إِنِّی بِمَغْفِرَتِکَ وَ رَحْمَتِکَ أَوْثَقُ مِنِّی بِعَمَلِی، وَ لَمَغْفِرَتُکَ وَ رَحْمَتُکَ أَوْسَعُ مِنْ ذُنُوبِی

همانا اطمینانم به آمرزش و رحمت تو، از (اطمینانم به) عملم بیشتر است و آمرزش و رحمت تو، از گناهانم وسیع تر است.4/48

ص : 67

گشایش دادن به بنده، با آمرزش

وَ تَوَسَّعْ عَلَیَّ بِمَغْفِرَتِکَ

و به آمرزشتْ به من گشایش ده.8/48

رحمت الهی و آمرزش بنده

وَ إِنْ تَغْفِرْ فَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

و اگر بیامرزی، پس تو بخشاینده ترین بخشایندگانی. 14/51

آمرزنده

خدا، آمرزنده (گناهان) بزرگ

إِنَّکَ أَنْتَ... الْغَافِرُ لِلْعَظِیمِ

به درستی که تو آمرزنده برای (گناه) بزرگ هستی. 24/6

خداوند، آمرزنده بنده گریان

هَلْ أَنْتَ، یَا إِلَهِی... غَافِرٌ لِمَنْ بَکَاکَ فَأُسْرِعَ فِی الْبُکَاءِ؟

ای خدای من آیا تو گریه کننده ات را می آمرزی تا من در گریستن شتاب نمایم؟

15/16

آمرزنده بودن خداوند

إِنَّکَ... غَفُورٌ...

همانا تو آمرزنده ای.12/25

خدا، بهترین آمرزنده

إِنَّکَ خَیْرُ الْغَافِرِینَ

به درستی که تو بهترین آمرزندگانی.

15/32

إِنَّکَ أَنْتَ... خَیْرُ الْغَافِرِینَ

همانا تو بهترین آمرزندگانی.65/47

خدا، آمرزنده همه گناهان

إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا

به درستی که خدا همه گناهان را می آمرزد.

2/50

نیافتن آمرزنده ای جز خدا

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ... سُوءَالَ مَنْ لَا یَجِدُ... لِذَنْبِهِ غَافِرًا غَیْرَکَ

خداوندا من از تو می خواهم، (مانند) درخواست کسی که بخشاینده ای برای گناهانش جز تو نمی یابد.3/54

آموختن

آموختن نادانسته های مرزداران، به آنان

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ عَرِّفْهُمْ مَا یَجْهَلُونَ، وَ عَلِّمْهُمْ مَا لَا یَعْلَمُونَ

خداوندا بر محمّد و خاندانش درود فرست و آنچه را نمی شناسند، به آنان بشناسان و آنچه نمی دانند، به ایشان بیاموز.3/27

ص : 68

آموختن روش نیکو (در معیشت)، به بنده

اللَّهُمَّ... عَلِّمْنِی حُسْنَ التَّقْدِیرِ

خداوندا روش نیکو را به من بیاموز.3/30

آموختن ستایش، به بنده

وَ تُکَافِئُ مَنْ حَمِدَکَ وَ أَنْتَ عَلَّمْتَهُ حَمْدَکَ

و هر که تو را سپاس گزارد، جزا دهی و حال آنکه سپاس گزاری را تو به او آموخته ای.7/45

آموخته علم

آمیختن

آمیختگی کارها

وَ وَفِّقْنِی إِذَا اشْتَکَلَتْ عَلَیَّ الْأُمُورُ لِأَهْدَاهَا

و آنگاه که کارها بر من درهم گشت، به راست ترین آنها توفیقم ده.21/20

آمیختگی آب های مشرکان، به وبا

اللَّهُمَّ وَ امْزُجْ مِیَاهَهُمْ بِالْوَبَاءِ

خداوندا و آب هایشان را به وبا درآمیز.

12/27

آمیخته شدن خوراک مشرکان، با بیماری

اللَّهُمَّ وَ امْزُجْ... أَطْعِمَتَهُمْ بِالْأَدْوَاءِ

خداوندا و خوردنی هایشان را به امراضْ درآمیز. 12/27

جامی آمیخته به زهر مرگ

وَ تَجَلَّی مَلَکُ الْمَوْتِ لِقَبْضِهَا مِنْ حُجُبِ الْغُیُوبِ... وَ دَافَ لَهَا مِنْ ذُعَافِ الْمَوْتِ کَأْسًا مَسْمُومَهَ الْمَذَاقِ

و فرشته مرگ برای گرفتن آن، از پرده های پنهانی ها آشکار گردد و برای آن (جان ها)، جامی از شوکران مرگ - که چشیدن آن زهرآلود است - آمیخته سازد.13/42

نیامیختن آسانی، با دشواری

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... أَنْ یَجْعَلَکَ... هِلَالَ... یُسْرٍ لَا یُمَازِجُهُ عُسْرٌ

پس از خدا درخواست می کنم که تو را ماه آسانیِ نیامیخته با دشواری قرار دهد.5و4/43

نیامیختن عطای خدا، با منّت

إِنْ أَعْطَیْتَ لَمْ تَشُبْ عَطَاءَکَ بِمَنٍّ

اگر عطا کنی، عطایت را با منّت نیامیخته ای.

5/45

نیامیختن کارهای نیک، با معصیت

لَا تُحْبِطْ حَسَنَاتِی بِمَا یَشُوبُهَا مِنْ مَعْصِیَتِکَ

کارهای نیک مرا با درآمیختن به نافرمانی ات، باطل نکن.131/47

آمیختن لبه تیغ، با زهرهای کشنده

فَکَمْ مِنْ عَدُوٍّ... شَحَذَ لِی ظُبَهَ مُدْیَتِهِ... وَ دَافَ لِی

ص : 69

قَوَاتِلَ سُمُومِهِ

پس چه بسیار دشمنی که لبه تیغش را برای من تیز نمود و آن را برای من با زهرهای کشنده اش درهم آمیخت.4/49

آوازه شهرت

آوازه ای نیک، در بین آیندگان

وَ اجْعَلْ لِی... ذِکْرًا نَامِیًا فِی الْآخِرِینَ

و برای من آوازه نیک در آیندگان قرار ده.

127/47

آویختن

حضرت محمّد صلی الله علیه و آله ، آویختنْگاهِ اصحاب

اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّهً... الَّذِینَ هَجَرَتْهُمْ الْعَشَائِرُ إِذْ تَعَلَّقُوا بِعُرْوَتِهِ

خداوندا و بخصوص یاران محمّد و آنان که چون به دسته آن حضرت آویختند، قبیله هایشان از آنها دوری نمودند...6و3/4

آویختن به عصمت قرآن

وَ لا تَنَالُ أَیْدِی الْهَلَکَاتِ مَنْ تَعَلَّقَ بِعُرْوَهِ عِصْمَتِهِ

و هر که به دستاویز عصمت آن چنگ زد، دست هلاکت به او نمی رسد.3/42

آهسته

صدای آهسته، در برابر والدین

اللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُمَا صَوْتِی

خداوندا، صدایم را برای ایشان آهسته ساز.

6/24

آیات

دلالت آیات قرآن، به رحمت خداوند

إِنَّ ذَلِکَ... لَا یَؤُودُکَ فِی جَزِیلِ هِبَاتِکَ الَّتِی دَلَّتْ عَلَیْهَا آیَاتُکَ

بدرستی که این در برابر بخشش های بسیارت که نشانه هایت بر آن دلالت دارد بر تو سنگین نمی باشد. 34/16

گردن نهادن در برابر آیات محکم قرآن

فَاجْعَلْنَا مِمَّنْ... یَدِینُ لَکَ بِاعْتِقَادِ التَّسْلِیمِ لِمُ_حْکَمِ آیَاتِهِ

پس ما را از کسانی قرار ده که با اعتقاد و تسلیم در برابر آیات محکم آن، دینداری می کنند.

4/42

محمّد صلی الله علیه و آله ، رساننده آیات قرآن

اللَّهُمَّ اجْزِهِ بِمَا بَلَّغَ مِنْ رِسَالَاتِکَ، وَ أَدَّی مِنْ آیَاتِکَ

خداوندا او را به سبب اینکه پیام های تو را

ص : 70

ابلاغ نمود و آیه هایت را رساند، پاداش ده.22/42

تلاوت آیات قرآن و هراس بنده

اجْعَلْ... رَهْبَتِی عِنْد تِلَاوَهِ آیَاتِکَ

هول مرا هنگام تلاوت آیات خود، قرار ده.

122/47

آیندگان

داشتن نام نیک، در بین آیندگان

وَ اجْعَلْ لِی... ذِکْرًا نَامِیًا فِی الْآخِرِینَ

و برای من آوازه نیک در آیندگان قرار ده.

127/47

دشمنانِ جانشینان خدا، از پیشینیان و آیندگان

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَعْدَاءَهُمْ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ

خداوندا، دشمنان ایشان را از گذشتگان و آیندگان لعنت کن.10/48

آینده

رسیدن به (سود) آینده

وَ خَلَقَ لَهُمُ النَّهَارَ مُبْصِرًا لِیَبْتَغُوا فِیهِ مِنْ فَضْلِهِ... وَ یَسْرَحُوا فِی أَرْضِهِ، طَلَبًا لِمَا فِیهِ نَیْلُ الْعَاجِلِ مِنْ دُنْیَاهُمْ، وَ دَرَکُ الْآجِلِ فِی أُخْرَاهُمْ

و روز را برای ایشان روشن گر آفرید تا در آن فضل او را طلب کنند و در زمین به تکاپو افتند، برای رسیدن به سود کنونی از دنیا و یافتن سود آینده در آخرت.6/6

عطا نمودن خواسته ها، در آینده

وَ أَعْطِ جَمِیعَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُوءْمِنِینَ وَ الْمُوءْمِنَاتِ مِثْلَ الَّذِی سَأَلْتُکَ لِنَفْسِی وَ لِوَلَدِی فِی عَاجِلِ الدُّنْیَا وَ آجِلِ الْآخِرَهِ

و به همه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان، مانندِ آنچه برای خود و فرزندانم از تو درخواست نمودم، در دنیای کنونی و آخرت آینده ببخش.12/25

رساندن عمرها، به ماه رمضان آینده

وَ ابْلُغْ بِأَعْمَارِنَا مَا بَیْنَ أَیْدِینَا مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ الْمُقْبِلِ

و عمر ما - که در پیش روی ماست - را، به ماه رمضان آینده برسان.46/45

آیین دین

ص : 71

ص : 72

الف

ابتدا آغاز

ابتکار اختراع

ابتهال دعا

ابر

فرشتگانِ سرعت دهنده ابرها

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ الَّذِینَ... زَوَاجِرِ السَّحَابِ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگانی که حرکت دهندگان ابرند.13و11و10/3

به شنا درآمدن ابر خروشان

وَ إِذَا سَبَحَتْ بِهِ حَفِیفَهُ السَّحَابِ الْتمَعَتْ صَوَاعِقُ الْبُرُوقِ

و آنگاه که با خروش او (فرشته)، ابر به حرکت درآید، شعله های برق می درخشد.14/3

باران فراوان ابر

اللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَیْثَ، وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ بِغَیْثِکَ الْمُغْدِقِ مِنَ السَّحَابِ

خداوندا ما را از باران سیراب نما و رحمتت را با بارانِ فراوان از ابر، بر ما بگستران.1/19

بیان ویژگی های ابرِ (مطلوب)

...سَحَابًا مُتَرَاکِمًا هَنِیئًا مَرِیئًا طَبَقًا مُجَلْجَلًا، غَیْرَ مُلِثٍّ وَدْقُهُ، وَ لَا خُلَّبٍ بَرْقُهُ

...ابری درهم فشرده، گوارا، خوش، فراگیر، غرّنده. نه ابری پیوسته بارانی و نه ابری جهنده و بی باران. 3/19

کنار رفتن ابرهای کوری (گمراهی)، از مقابل (دیدگان) بنده

...حَتَّی إِذَا انْفَتَحَ لَهُ بَصَرُ الْهُدَی، وَ تَقَشَّعَتْ عَنْهُ سَحَائِبُ الْعَمَی... فَرَأَی کَبِیرَ عِصْیَانِهِ کَبِیرًا

...امّا همین که چشم هدایت برای او گشوده شد و ابرهای کوری از مقابلش کنار رفت، پس گناه بزرگش را بزرگ دانست.7/31

ابر، نشانه ای از خداوند

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَیْنِ آیَتَانِ مِنْ آیَاتِکَ

خداوندا همانا این دو (ابر و آذرخش)، دو نشانه از نشانه های تو هستند.1/36

ص : 73

ابر، خدمت گزار خداوند

اللَّهُمَّ إِنَّ... هَذَیْنِ عَوْنَانِ مِنْ أَعْوَانِکَ

خداوندا همانا این دو، دو خدمت گزار از خدمت گزاران تو هستند.1/36

رخت بلا نپوشاندن بر بندگان، به وسیله ابر

اللَّهُمَّ... لَا تُلْبِسْنَا بِهِمَا لِبَاسَ الْبَلَاءِ

خداوندا به سبب آن دو (ابر و آذرخش)، جامه بلا بر ما نپوشان.1/36

ابر، شتابنده به فرمانبری خدا

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَیْنِ... یَبْتَدِرَانِ طَاعَتَکَ بِرَحْمَهٍ نَافِعَهٍ أَوْ نَقِمَهٍ ضَارَّهٍ

خداوندا همانا این دو، به رساندن رحمتی سودمند یا کیفری زیان بار، به طاعتت می شتابند.

1/36

فرستادن سود و برکت ابرها، برای بندگان

وَ أَنْزِلْ عَلَیْنَا نَفْعَ هَذِهِ السَّحَائِبِ وَ بَرَکَتَهَا

و سود و برکت این ابرها را بر ما فرود آور.

2/36

برداشتن زیان ابرها، از بندگان

وَ اصْرِفْ عَنَّا أَذَاهَا وَ مَضَرَّتَهَا

و آزار و زیانشان را از ما برگردان.2/36

نفرستادن بیماری، به وسیله ابرها

وَ لَا تُصِبْنَا فِیهَا بِآفَهٍ

و در آنها آفتی به ما نرسان.2/36

ابرهای کیفر

اللَّهُمَّ وَ إِنْ کُنْتَ بَعَثْتَهَا نِقْمَهً وَ أَرْسَلْتَهَا سَخْطَهً فَإِنَّا نَسْتَجِیرُکَ مِنْ غَضَبِکَ

خداوندا و اگر آن (ابرها) را برای کیفر برانگیخته ای و از روی خشم فرستاده ای، پس ما از خشمت، از تو امان می خواهیم.3/36

وَ کَمْ مِنْ سَحَائِبِ مَکْرُوهٍ جَلَّیْتَهَا عَنِّی، وَ سَحَائِبِ نِعَمٍ أَمْطَرْتَهَا عَلَیَّ

و چه بسیار ابرهای مصیبت باری که از من برطرف نمودی و ابرهای نعمت افزایی که بر من باراندی. 11/49

دور نمودن ابرهای ناخوشایند، از بنده

وَ کَمْ مِنْ سَحَائِبِ مَکْرُوهٍ جَلَّیْتَهَا عَنِّی

و چه بسیار ابرهای مصیبت باری که از من برطرف نمودی.11/49

فرستادن ابرهای نعمت، بر بنده

وَ کَمْ مِنْ... سَحَائِبِ نِعَمٍ أَمْطَرْتَهَا

و چه بسیار ابرهای نعمت افزایی که بر من باراندی.

11/49

ص : 74

ابراهیم

ابراهیم علیه السلام و آل او، از برگزیدگان خدا

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ... کَصَلَوَاتِکَ... عَلَی أَصْفِیَائِکَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ

خداوندا، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست. مانند درودهایی که بر برگزیدگانت: ابراهیم و آل ابراهیم فرستادی.11/48

درود، برکات، و تحیّات خدا بر ابراهیم علیه السلام و آل او

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ... کَصَلَوَاتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ وَ تَحِیَّاتِکَ عَلَی أَصْفِیَائِکَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ

خداوندا، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست. مانند درودها و برکت ها و تحیّت هایی که بر برگزیدگانت: ابراهیم و آل ابراهیم فرستادی.

11/48

ابزار

ابزار بسط، در (بدن) انسان

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی رَکَّبَ فِینَا آلَاتِ الْبَسْطِ

و سپاس خدای را که آلات بسط و گشادن را در ما به هم پیوست.20/1

ابزار قبض، در (تن) انسان

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی... جَعَلَ لَنَا أَدَوَاتِ الْقَبْضِ

و سپاس خدای را که افزارهای قبض و در هم کشیدن را برای ما قرار داد.20/1

ابزار رسیدن به آمرزش الهی

وَ لَمْ تَحْمِلْهُ عَلَی الْمُنَاقَشَاتِ فِی الْآلَاتِ الَّتِی تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمَالِهَا إِلَی مَغْفِرَتِکَ

و از او نسبت به ابزاری که با به کار بردن آنها، به آمرزش تو نائل شد، حسابکشی سخت نکردی.

13/37

ابطال

ابطال مکر و حیله شیطان

اللَّهُمَّ... وَ أَبْطِلْ کَیْدَهُ

خداوندا و فریبش را باطل فرما.13/17

ابلیس شیطان

ابهام شکّ

اتّصال پیوستگی

اتقان استواری

اتّهام تهمت

اثبات

اثبات قدرت خدا، در آفریدن

ص : 75

...لَکِنْ أَنْشَأْتَهَا إِثْبَاتًا لِقُدْرَتِکَ عَلَی مِثْلِهَا

...بلکه آن را آفریدی، تا قدرتت بر (آفریدن) مثل آن ثابت شود.7/39

اثر نشانه

اجابت

نزدیکی به پیامبر صلی الله علیه و آله ، با اجابت (دین خدا)

وَ قَرَّبَ الْأَقْصَیْنَ عَلَی اسْتِجَابَتِهِمْ لَکَ

و دورتران را بر اثر پذیرفتنشان - برای تو - نزدیک نمود.10/2

وعده خدا، به اجابت بیچارگان

سُبْحَانَکَ نَحْنُ الْمُضْطَرُّونَ الَّذِینَ أَوْجَبْتَ إِجَابَتَهُمْ

پاک و منزّهی تو! ما درماندگانیم که اجابت آنها را واجب گردانده ای.4/10

اللَّهُمَّ... عَرِّفْنِی مَا وَعَدْتَ مِنْ إِجَابَهِ الْمُضْطَرِّینَ

خداوندا اجابتی که بیچارگان را وعده داده ای، به من بشناسان.12/14

خدا و اجابت نمودن هر که او را خوانده

إِنَّکَ... مُسْتَجِیبٌ لِمَنْ نَادَاکَ

به درستی که تو برای هر که تو را صدا زند، اجابت کننده ای. 5/11

خداوند، ضمانت کننده اجابت دعا

یَا مَنْ ضَمِنَ لَهُمْ إِجَابَهَ الدُّعَاءِ

ای آنکه روا شدن خواسته ها را برای ایشان ضمانت کرده است.10/12

وَ اقْضِ لِی حَوَائِجِی، وَ لَا تَمْنَعْنِی الْإِجَابَهَ وَ قَدْ ضَمِنْتَهَا لِی

و حاجت هایم را برآور و اجابت (دعا) را از من دریغ نکن، که خود آن را ضمانت کرده ای.

9/25

طلب اجابت دعا

وَ أَنْجِحْ طَلِبَتِی... آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ

و درخواستم را برآور. بپذیر، پروردگار جهانیان.16/12

آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ

اجابت فرما، پروردگار جهانیان.

12/48، 4/41، 4/26، 16/14

وَ اسْمَعْ لَنَا مَا دَعَوْنَا بِهِ... آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ

و آنچه خواسته ایم بشنو. پروردگار جهانیان اجابت فرما.16/17

وَ أَنْجِحْ مَطْلَبِی

و مطلبم را برآور.4/21

...آمِینَ

(این دعا را) اجابت فرما.3/25

وَ اقْضِ لِی حَوَائِجِی...

ص : 76

و حاجت هایم را برآور.9/25

وَ اسْتَجِبْ دُعَائِی

و دعایم را مستجاب کن.25/46

وَ اسْتَجِبْ لِی جَمِیعَ مَا سَأَلْتُکَ وَ طَلَبْتُ إِلَیْکَ

و همه آنچه را که از تو خواسته ام و طلب کرده ام، برایم مستجاب فرما.28/48

غیر خدا را سبب برآوردن حاجت قرار دادن

وَ مَنْ تَوَجَّهَ بِحَاجَتِهِ إِلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ أَوْ جَعَلَهُ سَبَبَ نُجْحِهَا دُونَکَ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلْحِرْمَانِ

و هر که برای حاجتش به یکی از آفریدگانِ تو رو آورد یا سبب روا شدن آن را غیر تو قرار دهد، بی گمان خود را در معرض ناامیدی قرار داده.

14/13

خداوندِ اجابت کننده

کُنْ لِدُعَائِی مُجِیبًا

درخواستم را اجابت کن.21/13

إِنَّکَ... مُجِیبٌ...

همانا تو اجابت کننده ای.12/25

یاری نمودن بنده، با برآوردن حاجتش

وَ تَوَلَّنِی بِنُجْحِ طَلِبَتِی وَ قَضَاءِ حَاجَتِی

و به برآورده گشتن خواسته ام و روا شدن حاجتم مرا یاری فرما.23/13

سبب اجابت دعای بندگان

وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ... وَ اجْعَلْ ذَلِکَ عَوْنًا لِی وَ سَبَبًا لِنَجَاحِ طَلِبَتِی

و بر محمّد و خاندانش درود فرست و آن را کمکی برای من و وسیله روا شدن حاجتم قرار ده.

24/13

وَ صَلِّ عَلَیْهِ وَ آلِهِ... صَلَاهً... یُسْتَجَابُ لَهَا دُعَاوءُنَا

و بر او و خاندانش درود فرست، درودی که دعای ما به سبب آن مستجاب گردد.56/45

پیوند دادن دعای بنده، به اجابت

صِلْ دُعَائِی بِالْإِجَابَهِ

درخواست مرا به روا شدن متّصل گردان.

11/14

اجابت نکردن دعوت شیطان

وَ لَا نَسْتَجِیبُ لَهُ إِذَا دَعَانَا

و هرگاه که (شیطان) ما را فراخواند، پاسخش ندهیم. 14/17

اجابت درخواست بنده، به قدرت الهی

اللَّهُمَّ فَأَطْلِبْنِی بِقُدْرَتِکَ مَا أَطْلُبُ

خداوندا پس به قدرت خویش، آنچه طلب می کنم، برایم برآور.25/20

ناامید نگشتن، از اجابت الهی

وَ لَا تَجْعَلْنِی... آیِسًا مِنْ إِجَابَتِکَ لِی وَ إِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّی

ص : 77

و مرا ناامید از اجابتت - گرچه دیر شود - قرار نده.8/21

وعده اجابت

اللَّهُمَّ فَهَا أَنَا ذَا قَدْ جِئْتُکَ... مُتَنَجِّزًا وَعْدَکَ فِیما وَعَدْتَ بِهِ مِنَ الْإِجَابَهِ، إِذْ تَقُولُ: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ

خداوندا، اکنون این من هستم که به نزد تو آمده ام، در حالی که وفا به وعده ای را که پیرامون اجابت داده ای، خواستارم. زیرا که می فرمایی: «مرا بخوانید، تا شما را اجابت کنم.»11/31

وَ قُلْتَ: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ

و فرمودی: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.»15/45

أَدْعُوکَ فَتُجِیبُنِی وَ إِنْ کُنْتُ بَطِیئًا حِینَ تَدْعُونِی

تو را می خوانم، پس مرا اجابت می کنی و اگر چه هنگامی که مرا می خوانی، کُند هستم.

11/51

درود اجابت کنندگان ، بر محمّد صلی الله علیه و آله و آل او

رَبِّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاهً... تَشْتَمِلُ عَلَی صَلَوَاتِ عِبَادِکَ مِنْ جِنِّکَ وَ إِنْسِکَ وَ أَهْلِ إِجَابَتِکَ

پروردگار من، بر محمّد و خاندانش درود فرست، درودی که درودهای بندگانت از جن و اِنست و اجابت کنندگان دعوتت را شامل شود.

54/47

پذیرفتن اجابت حاجت بنده، از جانب خدا

وَ تَوَلَّ قَضَاءَ کُلِّ حَاجَهٍ هِیَ لِی بِقُدْرَتِکَ عَلَیْهَا

و برآوردن هر درخواستی را برای من، به قدرتی که بر آن داری، به عهده گیر.4/48

تأخیر مرگ، تا زمان اجابت دعا

لَا تُهْلِکْنِی یَا إِلَهِی غَمًّا حَتَّی تَسْتَجِیبَ لِی، وَ تُعَرِّفَنِی الْإِجَابَهَ فِی دُعَائِی

ای خدای من، مرا اندوهگین نمیران، تا اینکه اجابتم کنی و از روا شدن دعایم آگاهم نمایی.

14/48

اعتماد بنده، به اجابت سریع الهی

فَنَادَیْتُکَ... وَاثِقًا بِسُرْعَهِ إِجَابَتِکَ

پس تو را خواندم، در حالی که به اجابت سریع تو اطمینان داشتم.10/49

اجابت دعا، هنگام اضطرار

أَنْتَ الَّذِی أَجَبْتَ عِنْدَ الِاضْطِرَارِ دَعْوَتِی

تویی که هنگام بیچارگی، دعایم را اجابت نمودی. 4/51

اجازه اذن

عدم اجازه الهی، در پیش انداختن زمان ماه رمضان

ص : 78

وَ جَعَلَ لَهُ وَقْتًا بَیِّنًا لَا یُجِیزُ جَلَّ وَ عَزَّ أَنْ یُقَدَّمَ قَبْلَهُ...

و برای آن، زمان آشکاری قرار داد، که خداوند عزیز و جلیل روا نمی دارد که پیش انداخته شود.4/44

اجتماع

اجتماع با پیامبران، در بهشت

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ... حَمْدًا... نُضَامُّ بِهِ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ فِی دَارِ الْمُقَامَهِ الَّتِی لَا تَزُولُ

و سپاس خدای را، سپاسی که به سبب آن، با پیامبران فرستاده اش گرد آییم، در سرای ماندگاری که جاودانی است.16و10/1

اصحاب محمّد صلی الله علیه و آله و گرد آوردن مردم، بر (دین) خدا

...وَ بِمَا حَاشُوا الْخَلْقَ عَلَیْکَ

و مردمان را بر تو گرد آوردند.7/4

اجتماع آفریدگان، تحت اراده خدا

...وَ تَضُمُّنَا مَشِیَّتُکَ

و اراده توست که ما را جمع می کند.10/6

گرد آمدنِ (خوی های زشت)

أَتُوبُ إِلَیْکَ فِی مَقَامِی هَذَا تَوْبَهَ... مُشْفِقٍ مِمَّا اجْتَمَعَ عَلَیْهِ

در این مکان (که ایستاده ام) به سوی تو بازمی گردم، بازگشت کسی که از آنچه بر او گرد آمده، ترسان است.12/12

رستاخیز، محل گرد آمدن دشمنان

اللَّهُمَّ وَ إِنْ کَانَتِ الْخِیَرَهُ لِی عِنْدَکَ فِی... تَرْکِ الِانْتِقَامِ مِمَّنْ ظَلَمَنِی إِلَی یَوْمِ الْفَصْلِ وَ مَجْمَعِ الْخَصْمِ... أَیِّدْنِی مِنْکَ بِنِیَّهٍ صَادِقَهٍ وَ صَبْرٍ دَائِمٍ

خداوندا و اگر خیر من نزد تو در به کیفر نرسیدن ستمگرم تا روز رستاخیر و محل جمع شدن دشمنان می باشد، پس مرا به نیّت صادقانه و شکیبایی دائم یاری ده.14/14

گرد نیامدن با دوری گزیننده از خدا

وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکَسَلِ عَنْ عِبَادَتِکَ... وَ لَا مُجَامَعَهِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْکَ

و مرا به سستی در عبادتت و گرد آمدن با کسی که از تو دوری نموده، گرفتار نساز.11/20

گرد آمدن والدین و فرزندان، در محل آمرزش

اللَّهُمَّ وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُکَ لَهُمَا فَشَفِّعْهُمَا فِیَّ، وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُکَ لِی فَشَفِّعْنِی فِیهِمَا حَتَّی نَجْتَمِعَ بِرَأْفَتِکَ فِی دَارِ کَرَامَتِکَ وَ مَحَلِّ مَغْفِرَتِکَ وَ رَحْمَتِکَ

خداوندا و اگر آمرزشت برای ایشان پیشی گرفت، پس آنان را شفیع من گردان. و اگر

ص : 79

آمرزشت برای من پیشی گرفت، پس مرا شفیع آنان فرما. تا به مهر تو در سرای کرامت تو و محل آمرزش و رحمتت گرد آییم.15/24

گرد آمدن مشرکان علیه مسلمانان

اللَّهُمَّ اشْغَلِ الْمُشْرِکِینَ بِالْمُشْرِکِینَ... وَ ثَبِّطْهُمْ بِالْفُرْقَهِ عَنِ الِاحْتِشَادِ عَلَیْهِمْ

خداوندا مشرکان را به مشرکان مشغول گردان و با تفرقه افکنی میان آنان، از گرد آمدن بر ضدّ مسلمانان بازشان دار.10/27

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا مُسْلِمٍ... أَحْزَنَهُ تَحَزُّبُ أَهْلِ الشِّرْکِ عَلَیْهِمْ، فَنَوَی غَزْوًا... فَقَعَدَ بِهِ ضَعْفٌ... فَاکْتُبِ اسْمَهُ فِی الْعَابِدِینَ...

خداوندا و هر مسلمانی که اجتماع مشرکان بر ضدّ ایشان، اندوهگینش نمود، از این رو قصد جنگ کرد، امّا ناتوانی او را بازداشت؛ پس نام او را در عبادت کنندگان بنویس.17/27

عامل گردآورنده کارهای پراکنده بندگان

وَ اجْمَعْ بِهِ مُنْتَشَرَ أُمُورِنَا

و با آن (قرآن) کارهای پراکنده ما را گرد آور.

11/42

گرد آوردن بندگان، در گروه پیامبر صلی الله علیه و آله (در قیامت)

وَ احْشُرْنَا فِی زُمْرَتِهِ

و ما را در گروه او محشور کن.20/42

عید فطر، روز اجتماع مسلمانان

اللَّهُمَّ إِنَّا نَتُوبُ إِلَیْکَ فِی یَوْمِ فِطْرِنَا - الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُوءْمِنِینَ عِیدًا وَ سُرُورًا، وَ لِأَهْلِ مِلَّتِکَ مَجْمَعًا وَ مُحْتَشَدًا -

خداوندا ما در روزِ فطرمان که آن را برای اهل ایمانْ عید و شادی و برای اهل دینتْ محل اجتماع و گردهمایی قرار دادی، به درگاه تو توبه می کنیم.

52/45

درودی گردآورنده درود آفریدگان

رَبِّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاهً... تَجْتَمِعُ عَلَی صَلَاهِ کُلِّ مَنْ ذَرَأْتَ وَ بَرَأْتَ مِنْ أَصْنَافِ خَلْقِکَ

پروردگار من، بر محمّد و خاندانش درود فرست، درودی که درود هر که آفریده ای و ایجاد نموده ای از انواع آفریدگانت را دربرگیرد.

54/47

اجتماع مسلمانان، در روز عید قربان و جمعه

وَ الْمُسْلِمُونَ فِیهِ مُجْتَمِعُونَ فِی أَقْطَارِ أَرْضِکَ

و در آن، مسلمانان در اطراف زمینت گرد هم می آیند. 1/48

اجتناب دوری

اجر پاداش

ص : 80

اجرا انجام دادن

اجرا نمودن درخواست بنده، از خدا

وَ اسْتَجِبْ لِی جَمِیعَ مَا سَأَلْتُکَ... وَ أَمْضِهِ

و همه آنچه را که از تو خواسته ام، برایم مستجاب فرما و آن را اجرا کن.28/48

اجمال

نزول اجمالی قرآن، بر محمّد صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَنْزَلْتَهُ عَلَی نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مُجْمَلًا

خداوندا همانا تو قرآن را بر پیامبرت محمّد - که درود خدا بر او و خاندانش باد -، بدون تفصیل و شرح نازل کردی.5/42

احتجاج حجّت

احترام حرمت

احتیاج نیاز

احسان نیکی

احصا شمار

احضار فراخوانی

احکام فرمان

نظارت خدا به (رفتار) بندگان، در مورد

احکامش

وَ یَنْظُرُ کَیْفَ هُمْ فِی أَوْقَاتِ طَاعَتِهِ، وَ مَنَازِلِ فُرُوضِهِ، وَ مَوَاقِعِ أَحْکَامِهِ

و می نگرد آنها در اوقات طاعت و جاهای واجبات و موارد احکامش چگونه اند.7/6

تجاوز نمودن، از احکام و حدود الهی

وَ تَعَدَّیْتُ عَنْ مَقَامَاتِ حُدُودِکَ إِلَی حُرُمَاتٍ انْتَهَکْتُهَا

و از به پا داشتن حدود تو تجاوز کرده، پرده حرام ها را دریده ام.18/32

وَ أَبَیْتُ إِلَّا... تَعَدِّیًا لِحُدُودِکَ

و من جز تعدّی از حدود تو کاری نداشته ام.

14/49

آشکار شدن راه های احکام الهی

وَ جَعَلْتَهُ... قُرْآنًا أَعْرَبْتَ بِهِ عَنْ شَرَائِعِ أَحْکَامِکَ

و آن را قرآنی قرار دادی که با آن راه های احکامت را روشن ساختی.2و1/42

بازداشتن بندگان، از تجاوز نمودن از احکام

وَ اعْصِمْنَا بِهِ مِنْ هُوَّهِ الْکُفْرِ وَ دَوَاعِی النِّفَاقِ حَتَّی یَکُونَ... لَنَا فِی الدُّنْیَا عَنْ سُخْطِکَ وَ تَعَدِّی حُدُودِکَ ذَائِدًا

و با آن (قرآن)، ما را از (سقوط در) گودال کفر و انگیزه های دورویی نگهدار. تا در دنیا بازدارنده ما از خشم تو و تجاوز از حدودت باشد.12/42

ص : 81

حدود و احکام نماز

وَ قِفْنَا فِیهِ عَلَی مَوَاقِیتِ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ بِحُدُودِهَا الَّتِی حَدَّدْتَ

و ما را در آن بر اوقات نمازهای پنجگانه، با حدودش که مشخص نمودی، آگاه فرما.8/44

انجام دستورات ماه رمضان

اللَّهُمَّ وَ مَنْ... قَامَ بِحُدُودِهِ حَقَّ قِیَامِهَا... فَهَبْ لَنَا مِثْلَهُ مِنْ وُجْدِکَ

خداوندا و هر کس حدودش را آن طوری که حقّش بوده به پا داشته؛ پس از (توانگری) نزد خودت، مانند آن را به ما ببخش.50/45

به پا داشتن احکام و حدود الهی

وَ أَقِمْ بِهِ کِتَابَکَ وَ حُدُودَکَ...

و کتاب خود و احکامت را به وسیله او به پا دار. 62/47

احیا

پیامبر صلی الله علیه و آله و احیای دین خدا

وَ قَطَعَ فِی إِحْیَاءِ دِینِکَ رَحِمَهُ

و در برپا داشتن دین تو، از ارحامش گسست.

8/2

اخبار آگاهی

آشکار بودن درون اخبار، بر خدا

یَا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَوَاطِنُ الْأَخْبَارِ

ای کسی که اخبار پنهانی نزد او آشکار است.

6/5

آزمودن اخبار (اعمال) بندگان

بِکُلِّ ذَلِکَ... یَبْلُو أَخْبَارَهُمْ

بدین گونه اخبار آنها را می آزماید.7/6

روزِ آشکار گشتن اخبار بندگان

یَوْمَ تَبْلُو أَخْبَارَ عِبَادِکَ

روزی که اخبار بندگانت را آشکار می کنی...

4/11

پنهان نبودن اخبار دادخواهان، از خدا

یَا مَنْ لَا یَخْفَی عَلَیْهِ أَنْبَاءُ الْمُتَظَلِّمِینَ

ای کسی که خبرهای دادخواهان بر او پنهان نیست. 1/14

اختراع آفرینش، آفریدگار و نیز آفریدگان

اختراع و ایجاد خلق

ص : 82

وَ اخْتَرَعَهُمْ عَلَی مَشِیَّتِهِ اخْتِرَاعًا

و ایشان (آفریدگان) را به خواست خود از هیچ، به وجود آورد.3/1

بدعت گذاران و اختراع اندیشه

أَکْمِلْ ذَلِکَ لِی بِدَوَامِ الطَّاعَهِ... وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ، وَ مُسْتَعْمِلِ الرَّأْیِ الْمخْتَرَعِ

این (اوصاف) را برای من با اطاعت همیشگی و فروگذاردن اهل بدعت و هر که به رأی ساختگی خود عمل می کند، کامل گردان.10/20

خدا، مخترع و آفریننده

أَنْتَ الَّذِی ابْتَدَأَ، وَ اخْتَرَعَ

تویی آنکه بدون نمونه آفرید و اختراع نمود.

21/47

اختصاص

اختصاص فرشتگان، به خدا

...وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ الَّذِینَ اخْتَصَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ

...و گروه های فرشتگانی که به خود اختصاصشان داده ای.11/3

اختصاص بهترین ها، برای محمّد صلی الله علیه و آله و اهل بیت او علیهم السلام

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، وَ أَهْلِ بَیْتِهِ

الطَّاهِرِینَ، وَ اخْصُصْهُمْ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ وَ سَلَامِکَ

خداوندا بر محمّد بنده خود و فرستاده ات و بر خاندان پاکش درود فرست و ایشان را به برترین رحمت ها و برکات و سلام خویش، اختصاص ده.

1/24

اختصاص والدین، به کرامت الهی

وَ اخْصُصِ اللَّهُمَّ وَالِدَیَّ بِالْکَرَامَهِ لَدَیْکَ

و خداوندا، پدر و مادر مرا به کرامتِ نزد خود اختصاص ده.2/24

اختصاص والدین، به برترین امور

وَ اخْصُصْ أَبَوَیَّ بِأَفْضَلِ مَا خَصَصْتَ بِهِ آبَاءَ عِبَادِکَ الْمُوءْمِنِینَ وَ أُمَّهَاتِهِمْ

و پدر و مادر مرا به برترین چیزی که پدران و مادران بندگان با ایمانت را به آن امتیاز داده ای، اختصاص ده.12/24

اختصاص خدا، به دعای بنده

أَنْتَ الْمَ_خْصُوصُ قَبْلَ کُلِّ مَدْعُوٍّ بِدَعْوَتِی

تویی مخصوص به خواندن من، پیش از آنکه کسی را بخوانم.9/28

اختصاص اسلام، به امّت محمّد صلی الله علیه و آله

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی... اخْتَصَّنَا بِمِلَّتِهِ

و سپاس خدای را که ما را به آئین خویش

ص : 83

اختصاص داد.2/44

اختصاص داشتن نیکی الهی، به بندگان

مَا... أَخَصَّنَا بِبِرِّکَ

چه مخصوص گشته است نیکی ات به ما!.

18/45

اختصاص دادن درجه رفیع، به ائمه علیهم السلام

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِکَ... فِی الدَّرَجَهِ الرَّفِیعَهِ الَّتِی اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا

خداوندا، به درستی که این مقام، برای جانشینانت است، در درجه والایی که به ایشان اختصاص دادی.9/48

اختلاط آمیختن

اختیار

برگزیدن نیکویی های آفرینش، برای بندگان

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی اخْتَارَ لَنَا مَحَاسِنَ الْخَلْقِ

و سپاس خدایی را که زیبایی های آفرینش را برای ما برگزید.17/1

وانگذاشتن بندگان، به اختیار خود

وَ لَا تُخَلِّ فِی ذَلِکَ بَیْنَ نُفُوسِنَا وَ اخْتِیَارِهَا

و در آنگاه، نفوس ما را به اختیار خود

وامگذار. 4/9

اختیار باطل، مگر به توفیق الهی

...فَإِنَّهَا مُخْتَارَهٌ لِلْبَاطِلِ إِلَّا مَا وَفَّقْتَ

...چون آن (نفس) باطل را برمی گزیند مگر تو توفیق دهی. 4/9

اطمینان به آنچه خدا اختیار نموده

...وَ اجْعَلْ ذَلِکَ سَبَبًا لِقَنَاعَتِی بِمَا قَضَیْتَ، وَ ثِقَتِی بِمَا تَخَیَّرْتَ

...و آن را وسیله راضی شدنم به آنچه مقدّر نمودی و اعتمادم به آنچه انتخاب کرده ای قرار ده.

15/14

الهام شناخت اختیار، به بندگان

وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَهَ الِاخْتِیَارِ

و معرفت (کار) خیر را به ما الهام فرما.

2/33

ناتوانی در شناخت اختیار خداوند

وَ لَا تَسُمْنَا عَجْزَ الْمَعْرِفَهِ عَمَّا تَخَیَّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَکَ

و ما را دچار عجز از شناخت آنچه اختیار نموده ای نساز، تا قدْر تو را سبک شماریم.

3/33

عدم برگزیدن ناپسند الهی

أَلْهِمْنَا الِانْقِیَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَیْنَا مِنْ مَشِیَّتِکَ حَتَّی... لَا

ص : 84

نَتَخَیَّرَ مَا کَرِهْتَ

گردن نِهی بر خواسته ات را - که بر ما وارد ساختی - به ما الهام فرما، تا آنچه را ناپسند داشته ای، اختیار نکنیم.5/33

ماه رمضان، از جمله کارهای برگزیده، از جانب خداوند

اللَّهُمَّ وَ أَنْتَ جَعَلْتَ مِنْ صَفَایَا تِلْکَ الْوَظَائِفِ... شَهْرَ رَمَضَانَ الَّذِی اخْتَصَصْتَهُ مِنْ سَائِرِ الشُّهُورِ

خداوندا و تو از کارهای برگزیده، ماه رمضان را قرار دادی. همان که آن را از بقیه ماه ها مخصوص داشتی.20/45

برگزیدگان خدا:

أ. محمّد صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ... نَجِیبِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ صَفِیِّکَ مِنْ عِبَادِکَ

خداوندا بر محمّد - برگزیده از آفریدگانت و دوست تو از بندگانت - درود فرست.3/2

وَ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ و خِیَرَتُکَ مِنْ خَلْقِکَ

و همانا محمّد بنده تو و فرستاده ات و برگزیده تو از بین آفریدگانت است.22/6

وَ صَلِّ عَلَی خِیَرَتِکَ اللَّهُمَّ مِنْ خَلْقِکَ: مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ...

خداوندا و بر برگزیده ات از آفریدگان خود؛ محمّد و خانواده او درود فرست.

5/34

رَبِّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، الْمُنْتَجَبِ الْمُصْطَفَی... أَفْضَلَ صَلَوَاتِکَ

پروردگار من، بر محمّد و خاندان محمّد که برگزیده و اختیار شده اند، برترین درودهایت را بفرست.50/47

بِحَقِّ مَنِ انْتَجَبْتَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ بِمَنِ اصْطَفَیْتَهُ لِنَفْسِکَ... تَغَمَّدْنِی فِی یَوْمِی هَذَا بِمَا تَتَغَمَّدُ بِهِ مَنْ جَارَ إِلَیْکَ مُتَنَصِّلًا

به حقّ آنکه او را از آفریدگانت برگزیده ای و آنکه برای خودت پسندیده ای، در این روز، مرا بپوشان، با همان چیزی که پوشاندی با آن، کسی را که با حال بیزاری (از گناه) به سوی تو زاری نموده.86/47

أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ... أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ حَبِیبِکَ وَ صِفْوَتِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ

خداوندا، از تو درخواست می کنم که بر محمّد بنده و فرستاده و دوست و برگزیده و انتخاب شده خود از آفریدگانت، درود فرستی.

3/48

صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ الْمُصْطَفَی

درود خدا بر سرور ما، محمّد، فرستاده خدا که برگزیده است باد.9/54

ص : 85

ب. اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله

صَلِّ عَلَی خِیَرَتِکَ اللَّهُمَّ مِنْ خَلْقِکَ، مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ

خداوندا بر برگزیده ات از آفریدگان خود؛ محمّد و خانواده او درود فرست.5/34

رَبِّ صَلِّ عَلَی أَطَائِبِ أَهْلِ بَیْتِهِ الَّذِینَ اخْتَرْتَهُمْ لِأَمْرِکَ

پروردگار من، بر پاکیزه تران خانواده اش درود فرست، آنان که برای فرمان خود برگزیدی.56/47

ج. پیامبران

اللَّهُمَّ اجْزِهِ بِمَا بَلَّغَ مِنْ رِسَالَاتِکَ... أَفْضَلَ مَا جَزَیْتَ أَحَدًا مِنْ... أَنْبِیَائِکَ الْمُرْسَلِینَ الْمُصْطَفَیْنَ

خداوندا او را به سبب اینکه پیام های تو را ابلاغ نمود، پاداش ده. بهترین پاداشی که به یکی از پیامبران فرستاده شده برگزیده ات دادی. 22/42

د. بندگان شایسته و نیکوکار

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ... بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَکَ فِیهِ... مِنْ مَلَکٍ قَرَّبْتَهُ، أَوْ... عَبْدٍ صَالِحٍ اخْتَصَصْتَهُ، أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

خداوندا، همانا من از تو می خواهم به حقّ کسانی که در آن (ماه)، تو را بندگی کرده اند؛ از فرشته ای که او را مقرّب ساختی،

یا بنده صالحی که او را برگزیدی، که بر محمّد و خاندانش درود فرستی.12/44

ه_. دین اسلام

هَدَیْتَنَا لِدِینِکَ الَّذِی اصْطَفَیْتَ

ما را به دینت که آن را برگزیدی هدایت کردی. 19/45

و. ماه رمضان

وَ تَخَیَّرْتَهُ مِنْ جَمِیعِ الْأَزْمِنَهِ وَ الدُّهُورِ

و از همه زمان ها و روزگارها برتری اش دادی. 20/45

ز. امّت محمّد صلی الله علیه و آله

ثُمَّ آثَرْتَنَا بِهِ عَلَی سَائِرِ الْأُمَمِ، وَ اصْطَفَیْتَنَا بِفَضْلِهِ دُونَ أَهْلِ الْمِلَلِ

سپس ما را بر بقیه امّت ها به وسیله آن (ماه)، برتری دادی و به فضیلت آن ما را - نه اهل آئین های دیگر را - برگزیدی.21/45

ح. جایگاه امامت

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِکَ وَ أَصْفِیَائِکَ...

خداوندا، به درستی که این مقام، برای جانشینان و برگزیدگانت است.9/48

انعام خداوند به برگزیدگانش:

أ. بهشتی آراسته

ص : 86

وَ جَاوِرْ بِیَ الْأَطْیَبِینَ مِنْ أَوْلِیَائِکَ فِی الْجِنَانِ الَّتِی زَیَّنْتَهَا لِأَصْفِیَائِکَ

و در باغ هایی که آنها را برای برگزیدگانت آراسته ای، مرا با پاک ترین دوستانتْ همسایه گردان.128/47

ب. درود، برکات و تحیّات

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ... کَصَلَوَاتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ وَ تَحِیَّاتِکَ عَلَی أَصْفِیَائِکَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ

خداوندا، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست. مانند درودها و برکت ها و تحیّت هایی که بر برگزیدگانت: ابراهیم و آل ابراهیم فرستادی.11/48

اخگر آتش

اخلاص

اخلاص در توحید و یگانگی خداوند

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا... دَلَّنَا عَلَیْهِ مِنَ الْإِخْلَاصِ لَهُ فِی تَوْحِیدِهِ

و سپاس خدای را که ما را به اخلاص در یگانگی اش راهنمایی نمود.10/1

اللَّهُمَّ وَ اعْمُمْ بِذَلِکَ مَنْ... أَخْلَصَ لَکَ بِالْوَحْدَانِیَّهِ

خداوندا و همه این خواسته ها را در حقّ هر

که به یگانگی ات اخلاص ورزید، اجابت فرما.

11/17

خالص گرداندن توبه

وَ أَخْلَصَ لَکَ التَّوْبَهَ

و خالصانه برای تو توبه می کند.8/12

از روی اخلاص رفتار نمودن

وَ سَدِّدْنِی لِأَنْ أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِی بِالنُّصْحِ

و مرا توفیق ده تا با آنکه با من نادرستی نموده، از سرِ اخلاص برخورد کنم.9/20

خدا را از روی اخلاص خواندن

وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ یَدْعُوکَ مُخْلِصًا فِی الرَّخَاءِ دُعَاءَ الْمُ_خْلِصِینَ الْمُضْطَرِّینَ لَکَ فِی الدُّعَاءِ

و مرا از کسانی قرار ده که هنگام رفاه تو را خالصانه می خوانند. خواندن خالصانِ بیچاره، در نیایش برای تو.14/22

محبّت به همسایگان، از روی اخلاص

وَ اجْعَلْنِی اللَّهُمَّ... أُحِبُّ بَقَاءَ النِّعْمَهِ عِنْدَهُمْ نُصْحًا

و خداوندا مرا بر آن دار که از سرِ اخلاص، بقای نعمت را نزدشان دوست بدارم.3/26

خالص گرداندن خود، با پیوستن به خدا

اللَّهُمَّ إِنِّی أَخْلَصْتُ بِانْقِطَاعِی إِلَیْکَ

خداوندا همانا من خالصانه از دیگران دل

ص : 87

بریده و به تو پیوسته ام.1/28

الهام نمودن اطمینان خالص، به بندگان

وَ أَلْهِمْنَا ثِقَهً خَالِصَهً تُعْفِینَا بِهَا مِنْ شِدَّهِ النَّصَبِ

و اطمینانی خالص در دلمان بینداز، که با آن ما را از سختی رنج معاف داری.2/29

با اخلاص، خدا را قصد کردن

وَ قَصَدَکَ بِخَوْفِهِ إِخْلَاصًا

و از سَر اخلاصْ با ترس، آهنگ تو نمود.

8/31

یقین و باور مخلصان

وَ أَیِّدْنَا بِیَقِینِ الْمُ_خْلِصِینَ

و ما را به یقینِ اهل اخلاص، توانا فرما.

2/33

خالص گرداندن کردار از ریا وشهرت طلبی

ثُمَّ خَلِّصْ ذَلِکَ کُلَّهُ مِنْ رِئَاءِ الْمُرَاءِینَ، وَ سُمْعَهِ الْمُسْمِعِینَ

سپس همه آن را از خودنمایی ریاکاران و شهرت جویی شهرت طلبان، خالص گردان.

7/44

خالص گرداندن دارایی ها

وَ وَفِّقْنَا فِیهِ لِأَنْ... نُخَلِّصَ أَمْوَالَنَا مِنَ التَّبِعَاتِ

و ما را توفیق ده، که دارایی هایمان را از مظالم

خالص گردانیم.10/44

خالص گرداندن بندگان، از بدی ها

وَ اسْلَخْ عَنَّا تَبِعَاتِنَا مَعَ انْسِلَاخِ أَیَّامِهِ حَتَّی یَنْقَضِیَ عَنَّا وَ قَدْ... أَخْلَصْتَنَا فِیهِ مِنَ السَّیِّئَاتِ

و با گذشتن روزهایش، سختی هایمان را از ما بکن. تا (این ماه) در حالی از ما بگذرد که در آن از بدی ها خالصمان نموده ای.15/44

اخلاق

پناه بردن به خدا، از تندخویی

اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ... شَکَاسَهِ الْخُلْقِ

خداوندا به تو پناه می برم از بدخلقی.1/8

خصلت های بازدارنده بنده، از طلب درخواست از خدا

اللَّهُمَّ إِنَّهُ یَحْجُبُنِی عَنْ مَسْأَلَتِکَ خِلَالٌ ثَلَاثٌ... یَحْجُبُنِی أَمْرٌ أَمَرْتَ بِهِ. فَأَبْطَأْتُ عَنْهُ، وَ نَهْیٌ نَهَیْتَنِی عَنْهُ. فَأَسْرَعْتُ إِلَیْهِ، وَ نِعْمَهٌ أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَیَّ. فَقَصَّرْتُ فِی شُکْرِهَا

خداوندا سه خصلت مرا از درخواست از تو بازمی دارد. بازمی دارد مرا، امری که به آن فرمان دادی و من در انجام آن کندی کردم، و کاری که مرا از آن بازداشتی و من به سوی آن شتافتم و نعمتی که به من بخشیدی و من در شکرگزاری آن کوتاهی

ص : 88

کردم. 2و1/12

خصلت ترغیب کننده بنده، به درخواست از خدا

اللَّهُمَّ... تَحْدُونِی عَلَیْهَا خَلَّهٌ وَاحِدَهٌ... یَحْدُونِی عَلَی مَسْأَلَتِکَ تَفَضُّلُکَ عَلَی مَنْ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ إِلَیْکَ

خداوندا یک خصلت مرا بر آن (درخواست از تو) می راند. وادار می کند مرا به درخواست از تو، تفضّل تو به آنکه رو به تو آورَد.3و1/12

وانگذاشتن بنده، در خوی زشت

اللَّهُمَّ لَا تَدَعْ خَصْلَهً تُعَابُ مِنِّی إِلَّا أَصْلَحْتَهَا

خداوندا مرا در خصلتی عیبناک وانگذار، مگر آنکه اصلاحش نمایی.6/20

وانگذاشتن بنده، در خوی پسندیده ناتمام

اللَّهُمَّ لَا تَدَعْ... أُکْرُومَهً فِیَّ نَاقِصَهً إِلَّا أَتْمَمْتَهَا

خداوندا مرا در خوی پسندیده ای که در من ناقص باشد وامگذار، مگر آنکه کاملش فرمایی.

6/20

نرم نمودن اخلاق فرزند، در برابر والدین

وَ أَلِنْ لَهُمَا عَرِیکَتِی

و خویم را برایشان نرم نما.6/24

سالم داشتن اخلاق فرزند، برای والدین

وَ أَصِحَّ لِی أَبْدَانَهُمْ وَ أَدْیَانَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ

و بدن و دین و اخلاقشان را برای من سالم بدار. 2/25

همسایگان و اخلاق نیک الهی

وَ وَفِّقْهُمْ لِإِقَامَهِ سُنَّتِکَ، وَ الْأَخْذِ بِمَحَاسِنِ أَدَبِکَ...

و آنان را برای به پا داشتن سنّتت و فراگیری آداب نیکویت توفیق ده.2/26

بخشیدن اخلاق نیکوکاران، به بندگان

وَ هَبْ لَنَا حُسْنَ شَمَائِلِ الْأَبْرَارِ

و زیبایی خوهای نیکوکاران را به ما ببخش.

9/42

دور گرداندن اخلاق پست، از بندگان

وَ جَنِّبْنَا بِهِ الضَّرَائِبَ الْمَذْمُومَهَ وَ مَدَانِیَ الْأَخْلَاقِ

و با آن (قرآن)، ما را از خوی های نکوهیده و اخلاق پست، دور کن.12/42

حسود، و نسبت دادن خصلت های خود، به دیگران

وَ کَمْ مِنْ حَاسِدٍ قَدْ... قَلَّدَنِی خِلَالًا لَمْ تَزَلْ فِیهِ

و چه بسیار حسودی که ویژگی هایی را که همیشه در خود او بود، به من نسبت داد.9/49

ادا انجام دادن

ناتوانی بشر، از ادای سپاس الهی

ص : 89

فَکَیْفَ نُطِیقُ حَمْدَهُ؟ أَمْ مَتَی نُوءَدِّی شُکْرَهُ؟

پس چگونه سپاس او را به جا آوریم یا چه زمان توانیم شکرش گزاریم؟19/1

ادای حقّ بنده، بی کم و کاست

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا عَبْدٍ مِنْ عَبِیدِکَ أَدْرَکَهُ مِنِّی دَرَکٌ... أَوْفِهِ حَقَّهُ مِنْ عِنْدِکَ

خداوندا و هر بنده ای از بندگانت که ناروایی از من به او رسیده، حقّ او را به تمامی از نزد خودت بپرداز.4/39

ادای نماز، بر طبق سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله

وَ أَنْزِلْنَا فِیهَا مَنْزِلَهَ... الْمُوءَدِّینَ لَهَا فِی أَوْقَاتِهَا عَلَی مَا سَنَّهُ عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ...

و ما را درباره نماز، همچون کسانی قرار ده که آن را در اوقات خود - به (همان) سنّتی که بنده و رسول تو [که درودهایت بر او و خاندانش باد[ قرار داد - به جا آورده اند.9/44

ادای حقّ ماه رمضان

فَنَحْنُ مُوَدِّعُوهُ وِدَاعَ مَنْ... لَزِمَنَا لَهُ... الْحَقُّ الْمَقْضِیُّ

پس آن را وداع می گوییم، وداع از کسی که بر ما لازم است برای او، حقّ ادا نماییم.23/45

ادای اندکی (از عبادات)، در ماه رمضان

أَدَّیْنَا فِیهِ قَلِیلًا مِنْ کَثِیرٍ

در آن اندکی از بسیار را انجام دادیم.44/45

ادات ابزار

ادب

ادب آموختن والدین، به فرزندان

وَ أَعِنِّی عَلَی تَرْبِیَتِهِمْ وَ تَأْدِیبِهِمْ

و مرا بر تربیت و ادب آموختن ایشان یاری نما. 5/25

ادراک دریافت

اذن اجازه

اسرافیل، منتظر اذن و دستور خداوند

إِسْرَافِیلُ صَاحِبُ الصُّورِ، الشَّاخِصُ الَّذِی یَنْتَظِرُ مِنْکَ الْإِذْنَ

اسرافیل، صاحب صور، همان که چشم گشوده، منتظر اجازه توست.2/3

بارش و رویش، به اذن خدا

لَا تَأْذَنْ لِسَمَائِهِمْ فِی قَطْرٍ، وَ لَا لِأَرْضِهِمْ فِی نَبَاتٍ

آسمانشان را در باریدن و زمینشان را در روییدن، اذن نده.6/27

فرود آمدن فرشتگان در شب قدر، به اذن الهی

تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ

ص : 90

در آن فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان، برای هر کاری فرود می آیند.5/44

اذیّت آزار

اراده خواسته، قصد و نیز میل

وجود، به اراده خداوند

وَ اخْتَرَعَهُمْ عَلَی مَشِیَّتِهِ اخْتِرَاعًا

و ایشان (آفریدگان) را به خواست خود از هیچ، به وجود آورد.3/1

مخلوقات، در راه اراده خدا

سَلَکَ بِهِمْ طَرِیقَ إِرَادَتِهِ

آنها را در راهی که می خواست روان ساخت.

4/1

اراده پیامبر صلی الله علیه و آله از هجرت نمودن

إِرَادَهً مِنْهُ لِإِعْزَازِ دِینِکَ

با این خواسته که دین تو را عزّت دهد.

16/2

گرد آمدن بندگان، تحت اراده خدا

وَ تَضُمُّنَا مَشِیَّتُکَ

و اراده توست که ما را جمع می کند.10/6

به کار گرفتن اشیا، به اراده خداوند

وَ مَضَتْ عَلَی إِرَادَتِکَ الْأَشْیَاءُ

و اشیاء بر وفق اراده تو تحقق یافته اند.

2/7

فرمان برداری اشیا، به اراده خداوند

فَهِیَ بِمَشِیَّتِکَ دُونَ قَوْلِکَ مُوءْتَمِرَهٌ

پس آن اشیا به خواست تو بدون سخنت فرمانبردارند.3/7

اراده خدا، بر عفو یا کیفر بندگان

اللَّهُمَّ إِنْ تَشَأْ تَعْفُ عَنَّا فَبِفَضْلِکَ، وَ إِنْ تَشَأْ تُعَذِّبْنَا فَبِعَدْلِکَ

خداوندا اگر خواهی ما را ببخشایی، از احسان توست و اگر بخواهی ما را عذاب کنی، از عدالت توست.1/10

شبیه ترین چیزها به اراده الهی

وَ أَشْبَهُ الْأَشْیَاءِ بِمَشِیَّتِکَ... رَحْمَهُ مَنِ اسْتَرْحَمَکَ، وَ غَوْثُ مَنِ اسْتَغَاثَ بِکَ

و شبیه ترین چیزها به اراده ات، بخشش است بر آنکه از تو رحمت خواسته و کمک به کسی است که از تو کمکی طلبیده.5/10

فعل خدا، بر اساس اراده او

إِنَّکَ تَفْعَلُ مَا تَشَاءُ، وَ تَحْکُمُ مَا تُرِیدُ

بدرستی که تو آنچه می خواهی انجام می دهی و آنچه اراده نمایی حکم می کنی.34/16

ص : 91

إِنَّکَ... الْفَعَّالُ لِمَا تُرِیدُ

به درستی که تو انجام دهنده هر چه بخواهی می باشی.18/27

تَفْعَلُ مَا تُرِیدُ

آنچه بخواهی انجام دهی.6/33، 33/32

تَقْضِی بِمَا أَرَدْتَ فِیمَنْ أَرَدْتَ

به آنچه خواستی، بر هر کس خواستی، فرمان می رانی.5/36

إِنَّکَ فَعَّالٌ لِمَا تُرِیدُ

به درستی که تو هر آنچه را که بخواهی، به جا می آوری.19/44

کاستن برخی نیکی های بنده، به اراده الهی

فَأَدِّهِ عَنِّی مِنْ جَزِیلِ عَطِیَّتِکَ وَ کَثِیرِ مَا عِنْدَکَ... حَتَّی لَا یَبْقَی عَلَیَّ شَیْءٌ مِنْهُ تُرِیدُ أَنْ تُقَاصَّنِی بِهِ مِنْ حَسَنَاتِی... یَوْمَ أَلْقَاکَ

پس آن را از عطای بزرگ و فراوانی که نزد توست، از جانب من ادا کن. تا چیزی از آن بر من نمانَد که بخواهی به سبب آن از نیکی هایم بکاهی، در روزی که تو را دیدار می کنم.7/22

مانعی در برابر اراده قصدکننده جهاد

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا مُسْلِمٍ أَهَمَّهُ أَمْرُ الْإِسْلَامِ... فَنَوَی غَزْوًا... فَقَعَدَ بِهِ ضَعْفٌ... أَوْ عَرَضَ لَهُ دُونَ إِرَادَتِهِ مَانِعٌ فَاکْتُبِ اسْمَهُ فِی الْعَابِدِینَ...

خداوندا و هر مسلمانی که امر اسلام او را نگران ساخت، از این رو قصد جنگ کرد، امّا ناتوانی او را بازداشت، یا مانعی در راه اراده اش ایجاد شد؛ پس نام او را در عبادت کنندگان بنویس.

17/27

توبه نمودن از امور مخالف اراده الهی

إِنِّی أَتُوبُ إِلَیْکَ مِنْ کُلِّ مَا خَالَفَ إِرَادَتَکَ

همانا من از هر چه مخالف خواسته تو، به درگاهت توبه می کنم.22/31

آفرینش انسان، به اراده خداوند

أَنْشَأْتَنِی خَلْقًا آخَرَ کَمَا شِئْتَ

مرا آنچنانکه خواستی، آفرینشی دیگر دادی.

23/32

شتاب ماه، به سوی اراده خدا

وَ امْتَهَنَکَ بِالزِّیَادَهِ وَ النُّقْصَانِ، وَ الطُّلُوعِ وَ الْأُفُولِ... فِی کُلِّ ذَلِکَ أَنْتَ لَهُ مُطِیعٌ، وَ إِلَی إِرَادَتِهِ سَرِیعٌ

و تو را با فزونی و کاستی و طلوع و غروب، به خدمت گرفت. و در همه آن حالات، تو مطیع او هستی و به سوی خواسته اش، شتابنده ای.2/43

نزول فرشتگان در شب قدر، بر هر که خدا بخواهد

تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ... عَلَی مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ

ص : 92

در آن فرشتگان و روح، به فرمان پروردگارشان بر هر یک از بندگانش که بخواهد، برای هر کاری فرود می آیند.5/44

عدم اراده خداوند، بر رسوایی بندگان

تَسْتُرُ عَلَی مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ

می پوشانی بر کسی که اگر می خواستی، رسوایش می نمودی.8/45

عدم اراده الهی، بر محروم نمودن بنده

تَجُودُ عَلَی مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ

می بخشی بر کسی که اگر می خواستی، محرومش می کردی.8/45

اراده خدا، بر سود بردن بندگان

تُرِیدُ رِبْحَهُمْ فِی مُتَاجَرَتِهِمْ لَکَ

می خواهی در تجارت کردنشان با تو، سود برند. 12/45

اراده خدا، بر چندین برابر نمودن

اللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ

خدا برای هر که بخواهد، چندین برابر می کند. 13/45

اراده خدا و به سختی نیفتادن او

إِنَّکَ غَیْرُ ضَائِقٍ بِمَا تُرِیدُ

به درستی که تو آنچه بخواهی، برایت سخت

و دشوار نیست.25/46

حتمی بودن آنچه خدا اراده کرده

أَنْتَ الَّذِی أَرَدْتَ فَکَانَ حَتْ_مًا مَا أَرَدْتَ

تویی آنکه اراده کردی و اراده ات حتمی شد.

15/47

اراده و عزم الهی

سُبْحَانَکَ... إِرَادَتُکَ عَزْمٌ

پاک و منزّهی! اراده ات حتمی است.

29/47

عدم وجود بازگرداننده مشیّت الهی

سُبْحَانَکَ لَا رَادَّ لِمَشِیَّتِکَ

پاک و منزّهی! برای مشیّت تو بازگرداننده ای نیست.30/47

اراده خدا، بر پاک گرداندن اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله

طَهَّرْتَهُمْ مِنَ الرِّجْسِ وَ الدَّنَسِ تَطْهِیرًا بِإِرَادَتِکَ

به خواست خویش، آنان را از پلیدی و آلودگی پاک نمودی.56/47

راه خیر و اراده الهی

وَ سَهِّلْ لِی مَسْلَکَ الْخَیْرَاتِ إِلَیْکَ... وَ الْمُشَاحَّهَ فِیهَا عَلَی مَا أَرَدْتَ

و راه خیرات به سوی خود و رقابت در آنها را

ص : 93

آنگونه که تو خواسته ای، برای من آسان گردان.

94/47

برآورده شدن خواسته های بنده

فَأَحْیِنِی حَیَاهً طَیِّبَهً تَنْتَظِمُ بِمَا أُرِیدُ

پس مرا به حیاتی پاکیزه زنده دار، که آنچه می خواهم فراهم گردد.117/47

اراده خدا، بر تباهی یا گرفتاری قومی

وَ إِذَا أَرَدْتَ بِقَوْمٍ فِتْنَهً أَوْ سُوءًا فَنَجِّنِی مِنْهَا لِوَاذًا بِکَ

و هرگاه خواستی به قومی، عذابی یا بدی ای (فروفرستی)، پس مرا که به تو پناه برده ام، نجات ده.120/47

متّهم نبودن خدا، در اراده و خواستش

...لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَیْرُ مُتَّهَمٍ عَلَی خَلْقِکَ وَ لَا لِإِرَادَتِکَ

...برای اینکه تو به آن داناتری و در آفریدنت و اراده ات متّهم نیستی.9/48

تدبیر قطعی و اراده الهی

لَا یُجَاوَزُ الْمَ_حْتُومُ مِنْ تَدْبِیرِکَ کَیْفَ شِئْتَ وَ أَنَّی شِئْتَ

از تدبیر قطعی تو، به هر گونه و هر زمان که بخواهی نمی توان درگذشت.9/48

برنگشتن به امور ناپسند، به خواست خدا

فَإِنِّی لَنْ أَعُودَ لِشَیْءٍ کَرِهْتَهُ مِنِّی إِنْ شِئْتَ ذَلِکَ

پس به درستی که اگر تو بخواهی، من هرگز به چیزی که آن را از من نپسندیده ای، برنمی گردم.

27/48

خدا را اراده نمودن

إِلَهِی مَا وَجَدْتُکَ... مُنْقَبِضًا حِینَ أَرَدْتُکَ

خدای من، هنگامی که قصد تو نمودم، تو را درهم کشیده ندیدم.5/51

خواستِ هر حاجتی، از خدا

وَ أَسْأَلُکَ کُلَّمَا شِئْتُ مِنْ حَوَائِجِی

و هر حاجتی که می خواهم، از تو درخواست می کنم.11/51

ارتش لشکر

ارتکاب

ارتکاب گناه و بد جدا شدن روز، از بنده

وَ اعْصِمْنَا مِنْ سُوءِ مُفَارَقَتِهِ بِارْتِکَابِ جَرِیرَهٍ، أَوِ اقْتِرَافِ صَغِیرَهٍ أَوْ کَبِیرَهٍ

و از بدیِ جدایی از آن (روز)، بر اثر انجام گناهی یا مرتکب شدن گناه صغیره یا کبیره، حفظمان کن.13/6

اعتراف به ارتکاب گناهان بزرگ

هَلْ یُنْجِینِی مِنْکَ اعْتِرَافِی لَکَ بِقَبِیحِ مَا ارْتَکَبْتُ؟

ص : 94

آیا اعترافم در درگاه تو به زشتی آنچه (گناهی که) مرتکب شده ام، مرا رها می نماید؟6/12

وَ هَا أَنَا ذَا بَیْنَ یَدَیْکَ... مُعْتَرِفًا بِعَظِیمٍ مِنَ الذُّنُوبِ تَحَمَّلْتُهُ، وَ جَلِیلٍ مِنَ الْخَطَایَا اجْتَرَمْتُهُ

و اینک منم در پیشگاه تو، اعتراف کننده به بزرگی گناهانی که زیر بار آن رفته ام و به سترگیِ خطاهایی که مرتکب آن شده ام.69/47

مرتکب نواهی الهی شدن

اللَّهُمَّ إِنَّکَ... نَهَیْتَنِی فَرَکِبْتُ

خداوندا همانا تو مرا نهی نمودی، پس مرتکب شدم.16/32

ارتکاب گناه و خطا، و پرده پوشی خداوند

وَ تَعَدَّیْتُ عَنْ مَقَامَاتِ حُدُودِکَ إِلَی حُرُمَاتٍ انْتَهَکْتُهَا، وَ کَبَائِرِ ذُنُوبٍ اجْتَرَحْتُهَا

و از به پا داشتن حدود تو تجاوز کرده، پرده حرام ها را دریده ام و گناهان بزرگی انجام داده ام.

18/32

فَاجْعَلْ مَا سَتَرْتَ مِنَ الْعَوْرَهِ... وَاعِظًا لَنَا، وَ زَاجِرًا عَنْ... اقْتِرَافِ الْخَطِیئَهِ

پس آن عیب ها که پوشاندی، برای ما پنددهنده و بازدارنده از خطاکاری قرار ده.3/34

ارتکاب کار زشت و رسوا ننمودن آن، از جانب خدا

فَکُلُّنَا قَدِ اقْتَرَفَ الْعَائِبَهَ فَلَمْ تَشْهَرْهُ، وَ ارْتَکَبَ الْفَاحِشَهَ فَلَمْ تَفْضَحْهُ

چرا که هر کدام از ما کار ناپسند انجام داد، او را مشهور (در بدکاری) نکردی و کردار زشت به جا آورد، پس او را رسوا ننمودی.1/34

ارتکاب خطا و آگاهی خدا از آن

کَمْ... خَطِیئَهٍ ارْتَکَبْنَاهَا کُنْتَ الْمُطَّلِعَ عَلَیْهَا

چه بسیار خطایی که مرتکب شدیم، (و) تو بر آن مطّلع بودی.2/34

عدم شتاب الهی، در کیفر مرتکبِ نواهی

فَأَمَّا الْعَاصِی أَمْرَکَ وَ الْمُوَاقِعُ نَهْیَکَ فَلَمْ تُعَاجِلْهُ بِنَقِمَتِکَ

و امّا آنکه امر تو را سرپیچی کند و نهی تو را به جا آورد، پس به کیفرش شتاب نکردی.

14/37

مرتکب خطا شدن فردی، در مورد بنده

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا عَبْدٍ نَالَ مِنِّی مَا حَظَرْتَ عَلَیْهِ... لَا تَقِفْهُ عَلَی مَا ارْتَکَبَ فِیَّ

خداوندا و هر بنده ای که به من آسیبی رساند (و از من چیزی گرفت) که بر او جایز ندانسته بودی، او را به خاطر آنچه درباره من انجام داد، سرزنش نکن.2/39

تاوان نگرفتن خدا، از مرتکب گناه

ص : 95

وَ لَا تُقَاصَّنِی بِمَا اجْتَرَحْتُ

و مرا به خاطر آنچه انجام دادم، تقاص نکن.

2/41

ارتکاب گناه در ماه رمضان و پرده پوشی خدا

اللَّهُمَّ وَ مَا أَلْمَمْنَا بِهِ فِی شَهْرِنَا هَذَا مِنْ لَمَمٍ أَوْ إِثْمٍ، أَوْ وَاقَعْنَا فِیهِ مِنْ ذَنْبٍ... فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اسْتُرْنَا بِسِتْرِکَ، وَ اعْفُ عَنَّا بِعَفْوِکَ

خداوندا و گناه کوچک یا بزرگی که در این ماه به آن نزدیک شدیم یا گناهی که در آن انجام دادیم؛ پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و ما را به پرده خود بپوشان و به عفو خود از ما درگذر.

47/45

زندگی پاکیزه و عدم ارتکاب نواهی

فَأَحْیِنِی حَیَاهً طَیِّبَهً... مِنْ حَیْثُ... لَا أَرْتَکِبُ مَا نَهَیْتَ عَنْهُ

پس مرا به حیاتی پاکیزه زنده دار. در صورتی که آنچه را نهی نموده ای، مرتکب نشوم.

117/47

ارتکاب به خشم آورنده خدا

وَ لَا حَجَرَنِی ذَلِکَ عَنِ ارْتِکَابِ مَسَاخِطِکَ

و آن مرا از ارتکاب آنچه تو را به خشم می آورَد، جلوگیری ننمود.13/49

عوامل بازدارنده بنده، از ارتکاب گناه:

أ. قرآن

وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ... لِجَوَارِحِنَا عَنِ اقْتِرَافِ الْآثَامِ زَاجِرًا

و قرآن را مانع برای اندام های ما از انجام گناهان، قرار ده.10/42

ب. ملکه عصمت

وَ هَبْ لِی عِصْمَهً... تَقْطَعُنِی عَنْ رُکُوبِ مَحَارِمِکَ

و به من عصمتی بخش که از انجام دادن حرامت بازم دارد.111/47

ارث میراث

ارحام خویشان

ارزان

آب، ارزان کننده قیمت ها

اللَّهُمَّ اسْقِنَا سَقْیًا... تُرْخِصُ بِهِ الْأَسْعَارَ فِی جَمِیعِ الْأَمْصَارِ

خداوندا ما را با بارانی که با آن قیمت ها را - در همه شهرهای بزرگ - ارزان کنی، سیراب نما.

5/19

ارکان

محافظت از ارکان نماز

ص : 96

وَ أَنْزِلْنَا فِیهَا مَنْزِلَهَ... الْحَافِظِینَ لِأَرْکَانِهَا

و ما را درباره نماز، همچون کسانی قرار ده که ارکانش را محافظت نموده اند.9/44

ارمغان

بیماری، ارمغان الهی

فَمَا أَدْرِی، یَا إِلَهِی، أَیُّ الْحَالَیْنِ أَحَقُّ بِالشُّکْرِ لَکَ؟... أَ وَقْتُ الصِّحَّهِ... أَمْ وَقْتُ الْعِلَّهِ الَّتِی مَحَّصْتَنِی بِهَا، وَ النِّعَمِ الَّتِی أَتْحَفْتَنِی بِهَا

ای خدای من نمی دانم کدام یک از این دو حال، به سپاس گزاری برای تو سزاوارتر است؟ آیا وقت تندرستی یا وقت بیماری که مرا با آن نجات دادی و نعمت هایی را به من هدیه نمودی؟

4-2/15

ارمغان کوچک به خدای بزرگ

یَا مَنْ یَجْتَبِی صَغِیرَ مَا یُتْحَفُ بِهِ

ای کسی که تحفه خردی را که به او داده می شود، برمی گزیند.6/46

درخواست ارمغانی از خداوند

أَتْحِفْنِی بِتُحْفَهٍ مِنْ تُحَفَاتِکَ

تحفه ای از تحفه هایت را به من ارمغان ده.

125/47

اسارت

اسیر نمودن مشرکان و دشمنان

أَمْدِدْهُمْ بِمَلَائِکَهٍ مِنْ عِنْدِکَ مُرْدِفِینَ حَتَّی یَکْشِفُوهُمْ إِلَی مُنْقَطَعِ التُّرَابِ قَتْلًا فِی أَرْضِکَ وَ أَسْرًا

آنان (مسلمانان) را از جانب خود با فرشتگانی که پی درپی آیند، یاری فرما. تا با کشتن و اسیر گرفتن، آنها (مشرکان) را به انتهای خاک در زمینت برانند.8/27

اللَّهُمَّ وَ اعْمُمْ بِذَلِکَ أَعْدَاءَکَ فِی أَقْطَارِ الْبِلَادِ

خداوندا و همه دشمنانت را بدین سرنوشت دچار کن، در هر شهری که باشند.9/27

فَإِنْ خَتَمْتَ لَهُ بِالسَّعَادَهِ، وَ قَضَیْتَ لَهُ بِالشَّهَادَهِ فَبَعْدَ... أَنْ یَجْهَدَ بِهِمُ الْأَسْرُ...

پس اگر (زندگی اش را) برای او به خوش بختی پایان دادی و شهادت را برایش رقم زدی، بعد از آن باشد که با اسیری، ایشان (دشمن) را به سختی افکنده است.15/27

بنده، اسیر رنج و سختی خود

فَأَنَا الْأَسِیرُ بِبَلِیَّتِی

...از این رو من اسیر بلای خود هستم.

1/53

اسباب ابزار

ص : 97

استجابت اجابت

استحباب مستحب

استحقاق شایستگی

استخوان

از جا کنده شدن استخوان پشت، با رکوع بسیار

یَا إِلَهِی لَوْ... رَکَعْتُ لَکَ حَتَّی یَنْخَلِعَ صُلْبِی... مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِکَ مَحْوَ سَیِّئَهٍ وَاحِدَهٍ مِنْ سَیِّئَاتِی

ای خدای من اگر برای تو رکوع کنم تا استخوان پشتم کَنده شود، باز هم با آن همه، سزاوار از بین بردن بدی ای از بدی هایم نیستم.

30/16

خشک گرداندن استخوان های صلب مردان دشمن

یَبِّسْ أَصْلَابَ رِجَالِهِمْ

صلب (تیره کمر) مردانشان را خشک نما.

6/27

درهم و تنگ بودن استخوان های صلب

اللَّهُمَّ وَ أَنْتَ حَدَرْتَنِی مَاءً مَهِینًا مِنْ صُلْبٍ مُتَضَایِقِ الْعِظَامِ، حَرِجِ الْمَسَالِکِ إِلَی رَحِمٍ ضَیِّقَهٍ

خداوندا و تو مرا (آن هنگام که) آبی پست (بودم)، از صلبی با استخوان های درهم تنیده و

راه های تنگ، به سوی رحمی تنگ، سرازیر نمودی.

23/32

پوسیدن استخوان ها، با آتش دوزخ

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ... مِنْ نَارٍ تَذَرُ الْعِظَامَ رَمِی_مًا

خداوندا، همانا به تو پناه می آورم از آتشی که استخوان ها را می پوساند.30و29/32

رسیدن جان ها، به استخوان های بالای سینه

وَ هَوِّنْ بِالْقُرْآنِ عِنْدَ الْمَوْتِ عَلَی أَنْفُسِنَا... تَرَادُفَ الْحَشَارِجِ إِذَا بَلَغَتِ النُّفُوسُ التَّرَاقِیَ

و به وسیله قرآن هنگام مرگ، خرناسه های پی درپی زمان جان کندن را بر ما آسان گردان، آن زمان که جان ها به گلوگاه می رسد.13/42

ضعف استخوان بنده و ناتوانی از (تحمّل) آتش دوزخ

فَأَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ بِالْمَ_خْزُونِ مِنْ أَسْمَائِکَ، وَ بِمَا وَارَتْهُ الْحُجُبُ مِنْ بَهَائِکَ، إِلَّا رَحِمْتَ هَذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَهَ، وَ هَذِهِ الرِّمَّهَ الْهَلُوعَهَ، الَّتِی لَا تَسْتَطِیعُ حَرَّ شَمْسِکَ، فَکَیْفَ تَسْتَطِیعُ حَرَّ نَارِکَ؟

پس خداوندا، به نام های پنهان شده ات و به زیبایی ات که پرده ها آن را پوشانده، از تو می خواهم که بر این جان بی تاب و این استخوان پوسیده بیقرار رحم نمایی، که توانایی گرمی

ص : 98

آفتابت را ندارد، پس چگونه گرمای آتشت را توانایی دارد؟5/50

استطاعت توانایی

استعانت یاری

استعجاب شگفتی

استعلا برتری

استعمار آبادانی

استعمال گماشتن

استغاثه فریادرسی

استغنا بی نیازی

استغفار آمرزش و نیز توبه

استقامت استواری

استکبار تکبّر

استکبار ورزیدن در فرمانبری خدا

اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ... اسْتِکْبَارِ الطَّاعَهِ

خداوندا به تو پناه می برم از بزرگ شمردن طاعت و بندگی.2و1/8

استکبار نورزیدن بنده و محبوبیّت او نزد خدا

أَتُوبُ إِلَیْکَ فِی مَقَامِی هَذَا تَوْبَهَ... عَالِمٍ بِأَنَّ... أَحَبَّ

عِبَادِکَ إِلَیْکَ مَنْ تَرَکَ الاِسْتِکْبَارَ عَلَیْکَ

در این مکان (که ایستاده ام) به سوی تو بازمی گردم، بازگشت کسی که می داند محبوب ترین بندگانت نزد تو کسی است که بر تو گردنکشی نکند.13و12/12

بیزاری جستن از استکبار

وَ أَنَا أَبْرَأُ إِلَیْکَ مِنْ أَنْ أَسْتَکْبِرَ

و من از گردنکشی بر تو سخت بیزارم.

14/12

استکبار نامیده شدن ترک عبادت

فَسَمَّیْتَ دُعَاءَکَ عِبَادَهً، وَ تَرْکَهُ اسْتِکْبَارًا

پس دعا کردن را عبادت و ترک آن را استکبار نامیدی. 15/45

وارد دوزخ گشتن مستکبران

إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

همانا کسانی که از عبادت من کبر می ورزند، به زودی با خواری داخل جهنّم خواهند شد.

15/45

معصیت و استکبار

نَهَیْتَهُ عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَخَالَفَ أَمْرَکَ إِلَی نَهْیِکَ... لَا اسْتِکْبَارًا عَلَیْکَ

او را از نافرمانی نهی کردی، پس با فرمانت

ص : 99

مخالفت نموده، به نهیت شتافت. نه از روی گردنکشی کردن بر تو.68/47

استماع شنیدن

استماع نوای قرآن

وَ جَعَلْتَهُ... شِفَاءً لِمَنْ أَنْصَتَ بِفَهَمِ التَّصْدِیقِ إِلَی اسْتَِماعِهِ

و آن را شفایی برای کسی که با فهم و تصدیق به آن گوش فرا داد و استماعش نمود، قرار دادی.

3/42

استمرار همیشگی

استنصار یاری

استواری

استواری کتاب خدا

فَکَانُوا کَمَا وَصَفَ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ...

پس چنان بودند که (خداوند) در کتاب محکم خود وصف کرده است.9/1

وَ قَدْ قُلْتَ یَا إِلَهِی فِی مُحْکَمِ کِتَابِکَ إِنَّکَ تَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِکَ

و ای خدای من، در کتاب استوارت فرموده ای همانا توبه بندگانت را می پذیری.

15/31

استوار گرداندن اندام کردارها، در بنده

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی... أَثْبَتَ فِینَا جَوَارِحَ الْأَعْمَالِ

و سپاس خدای را که اعضای (کار و) کردارها را در ما ثابت ساخت.20/1

اصحاب محمّد صلی الله علیه و آله ، و استوار نمودن پیامبری او

اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّهً الَّذِینَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَهَ وَ الَّذِینَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِی نَصْرِهِ... وَ قَاتَلُوا الْآبَاءَ وَ الْأَبْنَاءَ فِی تَثْبِیتِ نُبُوَّتِهِ

خداوندا و بخصوص یاران محمّد، آنان که همراهانی نیکو بودند و آنان که در یاری او از آزمایش خوب برآمدند، و در پایدار ساختن نبوّت او با پدران و فرزندانشان جنگیدند...4و3/4

پایدارترین افراد، به احکام الهی

وَ اجْعَلْنَا مِنْ... أَقْوَمَهُمْ بِمَا شَرَعْتَ مِنْ شرَائِعِکَ

و ما را از پایدارترین آنها به آئینی که مقدر نموده ای قرار ده.20/6

پایداری و استقامت، در راه راست

فَأَیِّدْنَا بِتَوْفِیقِکَ، وَ سَدِّدْنَا بِتَسْدِیدِکَ

پس ما را به توفیق خود توانایی ده و به راه راست خود ثابت قدم گردان.6/9

وَفِّقْنِی لِطَاعَهِ مَنْ سَدَّدَنِی

مرا به اطاعت از آنکه به راه راست استوارم

ص : 100

گردانْد، توفیق ده.8/20

أَیِّدْنِی بِتَوْفِیقِکَ وَ تَسْدِیدِکَ

مرا به توفیق و راهنمایی ات به راه راست، نیرو ده.113/47

پایداری در راه راست و برگشتن از لغزش

وَ رَجَعْتُ وَ نَکَصْتُ بِتَسْدِیدِکَ عَنْ عَثْرَتِی

و با استواری اتْ برگشته و از لغزشم دست برداشتم.16/13

استواریِ سست و شکننده

اللَّهُمَّ... انْقُضْ مَا أَبْرَمَ

خداوندا آنچه (شیطان) استوار نمود، درهم شکن. 12/17

پابرجایی یقین

اللَّهُمَّ... صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی

خداوندا یقینم را به آنچه نزد توست درست گردان.2/20

در زمره استوارکاران

وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ

و مرا از درستکاران قرار ده.18/20

پابرجایی آرزوی بنده

حَقِّقْ فِی رَجَاءِ رَحْمَتِکَ أَمَلِی

آرزویی را که در امید به رحمتت دارم تحقّق

بخش.28/20

استوار ساختن بازوی والدین، به وسیله فرزندان

اللَّهُمَّ اشْدُدْ بِهِمْ عَضُدِی

خداوندا بازوی مرا به وسیله آنان محکم گردان.4/25

پابرجا قرار دادن فرزندان، برای (کمک به) والدین

وَ اجْعَلْهُمْ... مُسْتَقِیمِینَ لِی

و آنان را به راه من مستقیم قرار ده.4/25

استوار ساختن مرزهای مسلمانان

اللَّهُمَّ... حَصِّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمِینَ بِعِزَّتِکَ

خداوندا به عزّت خود، مرزهای مسلمانان را استوار فرما.1/27

محکم گرداندن حومه مرزداران اسلام

وَ امْنَعْ حَوْمَتَهُمْ

و حومه آنان را نفوذناپذیر کن.2/27

استوار نمودن شهرهای مسلمانان

اللَّهُمَّ وَ قَوِّ بِذَلِکَ مِحَالَ أَهْلِ الْإِسْلَامِ، وَ حَصِّنْ بِهِ دِیَارَهُمْ

خداوندا و به وسیله آن، تدبیر مسلمانان را قوّت بخش و شهرهایشان را استوار ساز.7/27

ص : 101

پابرجایی در قصد طاعت الهی

اللَّهُمَّ وَ ثَبِّتْ فِی طَاعَتِکَ نِیَّتِی

خداوندا و نیّت مرا در فرمانبرداریت، ثابت بدار. 13/31

شفاعتی استوار

فَیَنَالَنِی مِنْهُ بِدَعْوَهٍ... أَوْ شَفَاعَهٍ أَوْکَدُ عِنْدَکَ مِنْ شَفَاعَتِی

پس دعایی از او به من رسد، یا شفاعتی کند که از شفاعت من نزد تو کارسازتر است.27/31

ثابت و پابرجا گشتن اندام جنین

تُصَرِّفُنِی حَالًا عَنْ حَالٍ حَتَّی انْتَهَیْتَ بِی إِلَی تَمَامِ الصُّورَهِ، وَ أَثْبَتَّ فِیَّ الْجَوَارِحَ

مرا از حالی به حال دیگر می گرداندی. تا اینکه مرا به صورت کامل رساندی و در من اندام ها را پابرجا کردی.23/32

استواری آیات قرآن

فَاجْعَلْنَا مِمَّنْ... یَدِینُ لَکَ بِاعْتِقَادِ التَّسْلِیمِ لِمُ_حْکَمِ آیَاتِهِ

پس ما را از کسانی قرار ده که با اعتقاد و تسلیم در برابر آیات محکم آن، دینداری می کنند.

4/42

ناتوانی کوه های استوار از فهم قرآن

وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ لَنَا فِی ظُلَمِ اللَّیَالِی مُونِسًا... حَتَّی تُوصِلَ إِلَی قُلُوبِنَا فَهْمَ عَجَائِبِهِ، وَ زَوَاجِرَ أَمْثَالِهِ الَّتِی ضَعُفَتِ الْجِبَالُ الرَّوَاسِی عَلَی صَلَابَتِهَا عَنِ احْتَِمالِهِ

و قرآن را مونس ما در تاریکی های شب قرار ده. تا درک شگفتی های آن و مَثل های بازدارنده اش را که کوه های استوار با محکمیشان از تحمّل آن ناتوانند، به دل های ما برسانی.

10/42

عامل پابرجایی آراستگی ظاهر بندگان

أَدِمْ بِالْقُرْآنِ صَلَاحَ ظَاهِرِنَا

با قرآن ظاهرِ نیک ما را آشکار ساز.11/42

پا بر جا گرداندن گام های بندگان، هنگام گذشتن از پل دوزخ

ثَبِّتْ بِهِ عِنْدَ اضْطِرَابِ جِسْرِ جَهَنَّمَ یَوْمَ الْمَ_جَازِ عَلَیْهَا زَلَلَ أَقْدَامِنَا

هنگام لرزیدن پل دوزخ، در آن روز که بر آن عبور می کنیم، لغزش گام های ما را به وسیله آن (قرآن)، پابرجا گردان.15/42

ثابت و پابرجا ساختن بنده، بر توبه خالص

اللَّهُمَّ إِنَّا نَتُوبُ إِلَیْکَ... تَوْبَهً نَصُوحًا خَلَصَتْ مِنَ الشَّکِّ وَ الِارْتِیَابِ، فَتَقَبَّلْهَا مِنَّا... وَ ثَبِّتْنَا عَلَیْهَا

خداوندا ما به درگاه تو توبه می کنیم. توبه خالصی که از تردید و دودلی پاک باشد. پس آن را

ص : 102

از ما بپذیر و ما را بر آن ثابت گردان.52/45

پایداری سلطنت خداوند

حُجَّتُکَ قَائِمَهٌ لَا تُدْحَضُ، وَ سُلْطَانُکَ ثَابِتٌ لَا یَزُولُ

حجّت تو پابرجاست که باطل نمی شود و سلطنت تو ثابت و بی زوال است.19/46

محکم و استوار گرداندن پشت ولیّ خدا

وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ

و پشتش را محکم ساز.61/47

استوار ساختن پشت بنده، به قوّت الهی

وَ شَدَدْتَ أَزْرِی بِقُوَّتِکَ

و به توانایی ات پشتم را نیرومند ساختی.

6/49

استهزا مسخره

اسرار راز

اسراف

پناه بردن به خدا، از اقدام بر اسراف

نَعُوذُ بِکَ مِنْ تَنَاوُلِ الْإِسْرَافِ

پناه می بریم به تو از انجام اسراف.7/8

بازداشتن بنده، از اسراف

وَ امْنَعْنِی مِنَ السَّرَفِ

و مرا از اسرافکاری بازدار.23/20

وَ احْجُبْنِی عَنِ السَّرَفِ

و مرا از اسراف باز دار.3/30

خواب آلودگیِ اسرافکاران

نَبِّهْنِی مِنْ... سِنَهِ الْمُسْرِفِینَ

مرا از خواب آلودگی اسراف کاران، بیدار فرما.

91/47

ناامید نشدن اسراف کنندگانِ به خود، از رحمت الهی

یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ

ای بندگان من که درباره خود اسراف کرده اید، از رحمت خدا ناامید نشوید.2/50

اسراف بر خود و خوار گشتن

أَنَا بِإِسْرَافِی عَلَی نَفْسِی ذَلِیلٌ

من به خاطر زیاده روی بر خود، خوار گشته ام.

7/52

اسرافیل

اسرافیل، صاحب صور ومنتظر فرمان الهی

إِسْرَافِیلُ صَاحِبُ الصُّورِ، الشَّاخِصُ الَّذِی یَنْتَظِرُ مِنْکَ الْإِذْنَ

ص : 103

اسرافیل، صاحب صور، همان که چشم گشوده، منتظر اجازه توست.2/3

اسکان

اسکان فرشتگان، در درون طبقه های آسمان

وَ أَسْکَنْتَهُمْ بُطُونَ أَطْبَاقِ سَمَاوَاتِکَ

و آنها را در دل طبقه های آسمان هایت، سکونت داده ای.11/3

اسکان شیطان، در سینه ها

أَسْکَنْتَهُ صُدُورَنَا

او (شیطان) را در سینه های ما جا دادی.

6/25

اسکان جنین، در رحِم مادر

...الَّتِی أَسْکَنْتَنِی جَوْفَهَا، وَ أَوْدَعْتَنِی قَرَارَ رَحِمِهَا

...همان (مادری) که مرا در درون او جای دادی و مرا در قرارگاه رحم او سپردی.

24/32

اسلام

توفیق حفظ و نگهداری اسلام

وَ وَفِّقْنَا... لِاسْتِعْمَالِ الْخَیْرِ... وَ حِیَاطَهِ الْإِسْلَامِ

و ما را برای انجام نیکی و حفظ اسلام، توفیق ده. 18/6

جزای مسلمانِ نگران اسلام

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا مُسْلِمٍ أَهَمَّهُ أَمْرُ الْإِسْلَامِ... فَنَوَی غَزْوًا... فَقَعَدَ بِهِ ضَعْفٌ... فَاکْتُبِ اسْمَهُ فِی الْعَابِدِینَ...

خداوندا و هر مسلمانی که امر اسلام او را نگران ساخت، از این رو قصد جنگ کرد، امّا ناتوانی او را بازداشت؛ پس نام او را در عبادت کنندگان بنویس.17/27

ماه نو، ماه اسلام (فرمانبری)

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... أَنْ یَجْعَلَکَ... هِلَالَ... سَلَامَهٍ وَ إِسْلَامٍ

پس از خدا درخواست می کنم که تو را ماه سلامت و اسلام قرار دهد.5و4/43

رمضان، ماه اسلام (اطاعت)

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ مِنْ تِلْکَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضَانَ... شَهْرَ الْإِسْلَامِ، وَ شَهْرَ الطَّهُورِ

و سپاس سزاوار خداییست که ماه خود، ماه رمضان، ماه اسلام و ماه پاکی را، (یکی) از آن راه ها قرار داد.3/44

اسم نام

ص : 104

اسیری اسارت

اشتباه خطا و نیز لغزش

اشتیاق شوق

اشک

غرق گشتن گونه های تائب، در اشک

غَرَّقَتْ دُمُوعُهُ خَدَّیْهِ

دو گونه اش غرق اشک شده.9/12

روان شدن اشک بنده، از ترس خداوند

قَدْ تَرَی یَا إِلَهِی، فَیْضَ دَمْعِی مِنْ خِیفَتِکَ

ای خدای من، ریزش اشکم را از ترس خود می بینی. 19/16

اصحاب

ویژگی های اصحاب محمّد صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّهً الَّذِینَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَهَ وَ الَّذِینَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِی نَصْرِهِ، وَ کَانَفُوهُ، وَ أَسْرَعُوا إِلَی وِفَادَتِهِ، وَ سَابَقُوا إِلَی دَعْوَتِهِ، وَ اسْتَجَابُوا لَهُ حَیْثُ أَسْمَعَهُمْ حُجَّهَ رِسَالَاتِهِ. وَ فَارَقُوا الْأَزْوَاجَ وَ الْأَوْلَادَ فِی إِظْهَارِ کَلِمَتِهِ، وَ قَاتَلُوا الْآبَاءَ وَ الْأَبْنَاءَ فِی تَثْبِیتِ نُبُوَّتِهِ، وَ انْتَصَرُوا بِهِ. وَ مَنْ کَانُوا مُنْطَوِینَ عَلَی مَحَبَّتِهِ، یَرْجُونَ تِجَارَهً لَنْ تَبُورَ فِی مَوَدَّتِهِ. وَ الَّذِینَ هَجَرَتْهُمْ الْعَشَائِرُ إِذْ تَعَلَّقُوا بِعُرْوَتِهِ، وَ انْتَفَتْ مِنْهُمُ الْقَرَابَاتُ إِذْ سَکَنُوا فِی ظِلِّ

قَرَابَتِهِ.

خداوندا و بخصوص یاران محمّد، آنان که همراهانی نیکو بودند و آنان که در یاری او از آزمایش خوب برآمدند و به وی کمک رساندند و به سوی پیامش شتافتند و به سوی دعوتش پیشی گرفتند و هنگامی که دلیل رسالت های خود را به گوششان رساند اجابت کردند، و در راه آشکار نمودن دین او، از زنان و فرزندان خود جدا شدند و در پایدار ساختن نبوّت او با پدران و فرزندانشان جنگیدند، و به همراه او پیروز شدند، و آنها که محبّت او را در دل پرورانده، در دوستی اش امید به تجارتی بدون کساد داشتند، و آنان که چون به دسته آن حضرت آویختند، قبیله هایشان از آنها دوری نمودند و آنگاه که در سایه خویشی او ساکن شدند خویشاوندان، آنها را بیگانه دانستند...6-3/4

درخواست هایی از خدا، برای اصحاب محمّد صلی الله علیه و آله و بیان علّت درخواست ها

فَلَا تَنْسَ لَهُمُ اللَّهُمَّ مَا تَرَکُوا لَکَ وَ فِیکَ، وَ أَرْضِهِمْ مِنْ رِضْوَانِکَ، وَ بِمَا حَاشُوا الْخَلْقَ عَلَیْکَ، وَ کَانُوا مَعَ رَسُولِکَ دُعَاهً لَکَ إِلَیْکَ. وَ اشْکُرْهُمْ عَلَی هَجْرِهِمْ فِیکَ دِیَارَ قَوْمِهِمْ، وَ خُرُوجِهِمْ مِنْ سَعَهِ الْمَعَاشِ إِلَی ضِیقِهِ، وَ مَنْ کَثَّرْتَ فِی إِعْزَازِ دِینِکَ مِنْ مَظْلُومِهِمْ.

پس خداوندا آنچه را برای تو و در راه تو رها

ص : 105

کردند برای آنان از نظر دور ندار و به خوشنودی خود ایشان را خوشنود ساز که مردمان را بر تو گرد آوردند و برای تو با پیامبرت دعوت کننده به سوی تو بوده اند. و ایشان را به خاطر آنکه در راه تو از شهرهای خویشان هجرت کردند و از زندگی راحت به سختی افتادند و آن افراد بسیاری را که به خاطر ارجمند ساختن دینت ستم ها دیدند پاداش عنایت کن.8و7/4

پیروان نیکوکار اصحاب محمّد صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ وَ أَوْصِلْ إِلَی التَّابِعِینَ لَهُمْ بِإِحْسَانٍ... خَیْرَ جَزَائِکَ

خداوندا و بهترین پاداش خود را به تابعینِ نیکوکارِ ایشان برسان.9/4

ویژگی های پیروان اصحاب محمّد صلی الله علیه و آله

الَّذِینَ قَصَدُوا سَمْتَهُمْ، وَ تَحَرَّوْا وِجْهَتَهُمْ، وَ مَضَوْا عَلَی شَاکِلَتِهِمْ. لَمْ یَثْنِهِمْ رَیْبٌ فِی بَصِیرَتِهِمْ، وَ لَمْ یَخْتَلِجْهُمْ شَکٌّ فِی قَفْوِ آثَارِهِمْ، وَ الاِْئْتِ_مَامِ بِهِدَایَهِ مَنَارِهِمْ. مُکَانِفِینَ وَ مُوَازِرِینَ لَهُمْ، یَدِینُونَ بِدِینِهِمْ، وَ یَهْتَدُونَ بِهَدْیِهِمْ، یَتَّفِقُونَ عَلَیْهِمْ، وَ لَا یَتَّهِمُونَهُمْ فِیما أَدَّوْا إِلَیْهِمْ.

آنان که راه ایشان را قصد نمودند و به سوی جهت آنها روآوردند و به روش آنها رفتار نمودند. آنان که عقیده اشان را شکّی برنگرداند و تردیدی ایشان را از پیروی نشانه های آنها و اقتدا به چراغ هدایت ایشان آشفته نساخت. در حالی که بر

ایشان یاری کننده و کمک دهنده می باشند، دین آنان را پیروی می کنند، به راهنمایی آنها راه می یابند، با ایشان موافقت دارند و به آنچه آنها رساندند، تهمت نمی زنند.12-10/4

قرار دادن اصحابی برای مجاهد مسلمان

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا غَازٍ غَزَاهُمْ مِنْ أَهْلِ مِلَّتِکَ... فَلَقِّهِ الْیُسْرَ... وَ تَخَیَّرْ لَهُ الْأَصْحَابَ

خداوندا و هر رزمنده ای از اهل دینت که با آنها بجنگد، پس او را با آسانی روبرو کن و برای او یارانی برگزین.13/27

اصحاب یمین

وَ انْظِمْنِی فِی أَصْحَابِ الَْیمِینِ

و مرا در جماعت یاران دست راست درآور.

4/41

اصحاب و یاران رمضان

اجْعَلْنَا لِشَهْرِنَا مِنْ خَیْرِ أَهْلٍ وَ أَصْحَابٍ

ما را برای ماه مان از بهترین خویشان و یاران قرار ده.14/44

اصرار

پناه بردن به خدا، از اصرار بر گناه

اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ... الْإِصْرَارِ عَلَی الْمَأْثَمِ

ص : 106

خداوندا به تو پناه می برم از پافشاری بر گناه.

2و1/8

وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ أَنْ أُصِرَّ

و از اصرار (بر گناه) به تو پناه می برم.

14/12

دور گرداندن بندگان، از اصرار (بر گناه)

أَزِلْنَا عَنْ مَکْرُوهِکَ مِنَ الْإِصْرَارِ

ما را از اصرار بر آنچه ناپسند توست، دور بدار. 1/9

أَنَّ أَحَبَّ عِبَادِکَ إِلَیْکَ مَنْ... جَانَبَ الْإِصْرَارَ

همانا محبوب ترین بندگانت نزد تو کسی است که پافشاری (بر گناه) را ترک کند.13/12

پافشاری و اصرار بر ستم

اللَّهُمَّ... لَا تَفْتِنْهُ بِالْأَمْنِ مِنْ إِنْکَارِکَ، فَیُصِرَّ عَلَی ظُلْمِی

خداوندا او (ستمگر) را به ایمنی از کیفرت آزمایش نکن، تا به ستم نمودن بر من پافشاری کند. 12/14

میراندن بندگان، و عدم اصرار (بر گناه)

أَمِتْنَا... تَائِبِینَ غَیْرَ عَاصِینَ وَ لَا مُصِرِّینَ

ما را توبه کنندگانِ غیر گنهکار و اصرارنکننده، بمیران.5/40

ناامید نگشتن اصرارکنندگانِ به درگاه خدا

وَ یَا مَنْ لَا یُخَیِّبُ الْمُلِحِّینَ عَلَیْهِ

و ای کسی که اصرارکنندگانِ خود را ناامید نمی کند.4/46

اصلاح

اصلاح حال بندگان، در پرتو آفرینش شب و روز

بِکُلِّ ذَلِکَ یُصْلِحُ شَأْنَهُمْ

بدین گونه حالِ ایشان را اصلاح می نماید.

7/6

توبه و اصلاح تباهی های بندگان

یَا مَنِ اسْتَصْلَحَ فَاسِدَهُمْ بِالتَّوْبَهِ

ای آنکه فاسد ایشان را با توبهْ اصلاح کرده است. 10/12

دور بودن از اصلاح نفس

...مَنْ أَبْعَدُ مِنِّی مِنِ اسْتِصْلَاحِ نَفْسِهِ

کیست که به صلاح نفس خود از من دورتر باشد؟23/16

اصلاح گنهکاران

إِنَّمَا أُوَبِّخُ بِهَذَا نَفْسِی طَمَعًا فِی رَأْفَتِکَ الَّتِی بِهَا صَلَاحُ أَمْرِ الْمُذْنِبِینَ

تنها از این رو خود را به این صورت سرزنش

ص : 107

می کنم، چون طمع در مهربانی تو دارم - که اصلاح کار گناهکاران به آنست - .28/16

اصلاح نمودن بنده، با تندرستی

وَ اسْتَصْلِحْنِی بِالْعَافِیَهِ

و صلاحم را با تندرستی بخواه.33/16

اصلاح نمودن گیاه شکسته (پژمرده)، با باران

اللَّهُمَّ اسْقِنَا غَیْثًا... تَجْبُرُ بِهِ الْمَهِیضَ

خداوندا ما را از بارانی که به وسیله آن گیاه پژمرده را اصلاح کنی، سیراب گردان.4/19

خداوند اصلاح کننده آنچه تباه شده

اللَّهُمَّ... اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِکَ مَا فَسَدَ مِنِّی

خداوندا امور تباهم را به توانایی خود، اصلاح نما.2/20

عِنْدَکَ... لِمَا فَسَدَ صَلَاحٌ

اصلاح آنچه تباه شده، نزد توست.20/20

خدا و اصلاح هر خوی زشتی، در بنده

اللَّهُمَّ لَا تَدَعْ خَصْلَهً تُعَابُ مِنِّی إِلَّا أَصْلَحْتَهَا

خداوندا مرا در خصلتی عیبناک وانگذار، مگر آنکه اصلاحش نمایی.6/20

اصلاح فساد در بین مردم

حَلِّنِی بِحِلْیَهِ الصَّالِحِینَ... فِی... إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَیْنِ

مرا در اصلاح بین مردم، به زینت شایستگان بیارا.10/20

به جا گذاشتن امور مسبّب اصلاح نفس بنده

اللَّهُمَّ... أَبْقِ لِنَفْسِی مِنْ نَفْسِی مَا یُصْلِحُهَا

خداوندا از من برایم، آنچه را که اصلاحم نماید، باقی گذار.19/20

اصلاح بنده، به کرم و بخشش خدا

أَصْلِحْنِی بِکَرَمِکَ

به کرم خویش، مرا اصلاح فرما.21/20

دانایی خدا و اصلاح امر دنیا و آخرت بنده

اللَّهُمَّ قَدْ تَعْلَمُ مَا یُصْلِحُنِی مِنْ أَمْرِ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی

خداوندا تو آنچه کار دنیای من و آخرتم را اصلاح می کند می دانی.10/22

اصلاح نمودن فرزندان، برای والدین

اللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَیَّ... بِإِصْلَاحِهِمْ لِی

خداوندا و بر من به اصلاح نمودن ایشان (فرزندانم) برای من، منّت گذار.1/25

اصلاح بنده، در دنیا و آخرت

ص : 108

وَ امْنُنْ عَلَیَّ بِکُلِّ مَا یُصْلِحُنِی فِی دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی

و هر چه در دنیایم و آخرتم به صلاحم است، بر من ارزانی دار.9/25

قرار دادن بنده، در زمره اصلاحگران

وَ اجْعَلْنِی فِی جَمِیعِ ذَلِکَ مِنَ الْمُصْلِحِینَ

و مرا در همه آن (امور)، از شایسته کاران قرار ده.10/25

خدا، اصلاح کننده کردار تبهکاران

یَا... مُسْتَصْلِحَ عَمَلِ الْمُفْسِدِینَ

ای خواهان اصلاح عمل تبهکاران.5/40

اصلاحِ حال دوستداران ائمه علیهم السلام

وَ أَصْلِحْ لَهُمْ شُؤُونَهُمْ

و احوالشان را برای آنها اصلاح نما.65/47

دست نیافتن به اصلاح نفس، بدون احسان خداوند

وَ لَوْ لَا إِحْسَانُکَ إِلَیَّ وَ سُبُوغُ نَعْمَائِکَ عَلَیَّ مَا بَلَغْتُ... إِصْلَاحَ نَفْسِی

و اگر احسان تو به من و فراوانی نعمت هایت بر من نبود، هیچگاه اصلاح خویش را نمی یافتم.

2/51

اضطراب تپش

اضطرار بیچارگی

اطاعت فرمانبری

اطراف

درود بر فرشتگان اطراف آسمان ها

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ... الَّذِینَ عَلَی أَرْجَائِهَا إِذَا نَزَلَ الْأَمْرُ بِتَ_مَامِ وَعْدِکَ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگانی که بر اطراف آن آسمان هایند، آنگاه که فرمان تمام شدن وعده ات نازل شود.12و11و10/3

چشم نینداختن به اطراف آسمان

یَا إِلَهِی لَوْ... ذَکَرْتُکَ فِی خِلَالِ ذَلِکَ حَتَّی یَکِلَّ لِسَانِی، ثُمَّ لَمْ أَرْفَعْ طَرْفِی إِلَی آفَاقِ السَّمَاءِ اسْتِحْیَاءً مِنْکَ مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِکَ مَحْوَ سَیِّئَهٍ وَاحِدَهٍ مِنْ سَیِّئَاتِی

ای خدای من اگر در این مدّت (آنقدر) ذکر تو را گویم تا زبانم از کار بیفتد، سپس از شرمندگی تو، چشم از کرانه های آسمان برندارم، باز هم با آن همه، سزاوار از بین بردن بدی ای از بدی هایم نیستم.30/16

روان بودن ابرها، در اطراف زمین

وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ بِغَیْثِکَ الْمُغْدِقِ مِنَ السَّحَابِ، الْمُنْسَاقِ لِنَبَاتِ أَرْضِکَ، الْمُونِقِ فِی جَمِیعِ الْآفَاقِ

ص : 109

و رحمتت را با بارانِ فراوان از ابری که برای رویاندن گیاهِ چشم انداز در همه نواحی زمینت روان است، بر ما بگستران.1/19

مشرکان و دست درازی به نواحی مسلمین

اللَّهُمَّ اشْغَلِ الْمُشْرِکِینَ بِالْمُشْرِکِینَ عَنْ تَنَاوُلِ أَطْرَافِ الْمُسْلِمِینَ

خداوندا مشرکان را به مشرکان مشغول گردان و از چیرگی به نواحی مسلمانان، بازدار.10/27

اطلاع آگاهی

اطمینان آرامش

اعتدال میانه روی

اعتراف

سود و نجات در اعتراف به بدی ها

فَهَلْ یَنْفَعُنِی، یَا إِلَهِی، إِقْرَارِی عِنْدَکَ بِسُوءِ مَا اکْتَسَبْتُ؟ وَ هَلْ یُنْجِینِی مِنْکَ اعْتِرَافِی لَکَ بِقَبِیحِ مَا ارْتَکَبْتُ؟

ای خدای من آیا نزد تو اقرار به بدی ای که انجام داده ام، مرا سود می دهد؟ و آیا اعترافم در درگاه تو به زشتی آنچه مرتکب شده ام، مرا رها می نماید؟ 6/12

تبدیل القائات شیطان، به اعتراف به نیکی خدا

اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ فِی رُوعِی... اعْتِرَافًا بِإِحْسَانِکَ

خداوندا به جای آنچه شیطان در دل من می افکند، اعتراف به نیکی ات را قرار ده.

13/20

اعتراف نمودن دشمن، به وحدانیّت خدا

أَمْدِدْهُمْ بِمَلَائِکَهٍ مِنْ عِنْدِکَ مُرْدِفِینَ حَتَّی یَکْشِفُوهُمْ إِلَی مُنْقَطَعِ التُّرَابِ قَتْلًا فِی أَرْضِکَ وَ أَسْرًا، أَوْ یُقِرُّوا بِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ

آنان (مسلمانان) را از جانب خود با فرشتگانی که پی درپی آیند، یاری فرما. تا با کشتن و اسیر گرفتن، آنها (مشرکان) را به انتهای خاک در زمینت برانند، یا به یکتایی تو که معبودی جز تو نیست، تنها و بی شریک هستی، اقرار نمایند.

8/27

روی آوری بنده به خدا، با اقرار

وَ الْقَنِی بِمَغْفِرَتِکَ کَمَا لَقِیتُکَ بِإِقْرَارِی

و با آمرزش خود به من روآور، همچنان که من با اقرارم به تو رو آوردم.12/31

جایگاهی برای اقرارکننده، نزد خدا

فَهَذَا... مَحَلُّ الْمُعْتَرِفِ لَکَ

پس اینْ محل اعتراف کننده برای توست.

15/32

ص : 110

اقرار همگان، به ناتوانی خود

وَ کُلٌّ مُقِرٌّ عَلَی نَفْسِهِ بِالتَّقْصِیرِ عَمَّا اسْتَوْجَبْتَ

و همگی به تقصیر خود در ادای آنچه تو شایسته آنی، اقرار دارند.8/37

مقام امامان علیهم السلام ، و اعتراف دوستان ایشان به آن

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی أَوْلِیَائِهِمُ الْمُعْتَرِفِینَ بِمَقَامِهِمُ

خداوندا و بر دوستان آنها که اعتراف کنندگان به مقام ایشانند، درود فرست.64/47

بیان حال بنده، پس از اعتراف

...وَ أَنَا بَعْدُ أَقَلُّ الْأَقَلِّینَ، وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّینَ، وَ مِثْلُ الذَّرَّهِ أَوْ دُونَهَا

...و من بعد از این، کمترین کمتران و خوارترین خواران و مانند ذرّه ای یا کمتر از آنم.

75/47

وارد شدن در صبحگاه و شامگاه، در حال اعتراف به گناه

اللَّهُمَّ إِنِّی أُصْبِحُ وَ أُمْسِی... مُعْتَرِفًا بِذَنْبِی، مُقِرًّا بِخَطَایَایَ

خداوندا، من شب را به صبح و صبح را به شام می آورم، در حالی که به گناهم اعتراف دارم و به خطاهایم اقرار می کنم.7/52

درخواست از خداوند، همراه با اعتراف به خطاها

فَأَسْأَلُکَ یَا مَوْلَایَ... سُوءَالَ مَنِ اسْتَکْثَرَ ذُنُوبَهُ، وَ اعْتَرَفَ بِخَطِیئَتِهِ

پس - ای مولای من - از تو درخواست می کنم، درخواست کسی که گناهانش را بسیار دانسته، و به خطایش اعتراف نموده است.

9و8/52

اعتراف و اقرارهای بنده به:

أ. بی بهره نبودن از احسان الهی، در همه حالات

مُقِرٌّ لَکَ بِأَنِّی... لَمْ أَخْلُ فِی الْحَالَاتِ کُلِّهَا مِنِ امْتِنَانِکَ

اقرار می کنم به اینکه در همه حال از احسان تو بی بهره نبوده ام.5/12

ب. فرمان نبردن از خدا، جز خودداری از معصیت

مُقِرٌّ لَکَ بِأَنِّی لَمْ أَسْتَسْلِمْ وَقْتَ إِحْسَانِکَ إِلَّا بِالْإِقْلَاعِ عَنْ عِصْیَانِکَ

اقرار می کنم به اینکه هنگام احسانت، جز با خودداری از معصیت تو، فرمان نبرده ام.

5/12

ص : 111

ج. ناتوانی و بیچارگی خویش

أَعْتَرِفُ بِضَعْفِ قُوَّتِی وَ قِلَّهِ حِیلَتِی

به ضعف قوّتم و کمی چاره اندیشی ام اعتراف دارم.7/21

د. گناه و بدکرداری خویش

اللَّهُمَّ فَلَکَ الْحَمْدُ إِقْرَارًا بِالْإِسَاءَهِ، وَ اعْتِرَافًا بِالْإِضَاعَهِ

خداوندا، پس سپاس برای توست، در حالی که به بدکرداری، اقرارکننده و به سهل انگاری، اعتراف کننده ایم.45/45

وَ هَا أَنَا ذَا بَیْنَ یَدَیْکَ... مُعْتَرِفًا بِعَظِیمٍ مِنَ الذُّنُوبِ تَحَمَّلْتُهُ، وَ جَلِیلٍ مِنَ الْخَطَایَا اجْتَرَمْتُهُ

و اینک منم در پیشگاه تو، اعتراف کننده به بزرگی گناهانی که زیر بار آن رفته ام و به سترگیِ خطاهایی که مرتکب آن شده ام.

69/47

أَنَا... الْمُعْتَرِفُ الْخَاطِئُ الْعَاثِرُ

منم اعتراف کننده خطاکار لغزشکار.

76/47

أَتَیْتُکَ مُقِرًّا بِالْجُرْمِ وَ الْإِسَاءَهِ إِلَی نَفْسِی

به درگاه تو آمده ام، در حالی که اقرار به گناه و بدی بر خود دارم.7/48

فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِی، الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی

زیرا من به گناه خود، اقرار داشته و به

خطای خویش، اعتراف می کنم.4/53

ه_. نیک بودن قضا و قدر الهی

وَ هَبْ لِیَ الثِّقَهَ لِأُقِرَّ مَعَهَا بِأَنَّ قَضَاءَکَ لَمْ یَجْرِ إِلَّا بِالْخِیَرَهِ

و به من اعتمادی بخش تا به اینکه قضای تو جز به نیکی جاری نگشته، اعتراف کنم.

3/35

و. ستمکار نبودن خدا

فَکُلُّ الْبَرِیَّهِ مُعْتَرِفَهٌ بِأَنَّکَ غَیْرُ ظَالِمٍ لِمَنْ عَاقَبْتَ

پس همه آفریدگان اعتراف می کنند که تو هر که را عقوبت نمودی، ستمگر نیستی.

8/37

ز. بیّنات (محکمات) و متشابهات قرآن

فَاجْعَلْنَا مِمَّنْ... یَفْزَعُ إِلَی الْإِقْرَارِ بِمُتَشَابِهِهِ، وَ مُوضَحَاتِ بَیِّنَاتِهِ

پس ما را از کسانی قرار ده که خود را در پناه اقرار به (آیات) متشابه و دلایل روشنش قرار می دهند.4/42

ح. از جانب خدا بودن قرآن

وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ یَعْتَرِفُ بِأَنَّهُ مِنْ عِنْدِکَ

و ما را از کسانی قرار ده که اعتراف می کنند به اینکه؛ قرآن از جانب توست.

6/42

ص : 112

ط. درماندگی (در سپاس گزاری خدا)

وَ قُصَارَایَ الْإِقْرَارُ بِالْحُسُورِ

و نهایت تلاش من اقرار به درماندگی است.24/46

ی. عنایت خدا، به او

وَ أَوْزِعْنِی أَنْ... أَعْتَرِفَ بِمَا أَسْدَیْتَهُ إِلَیَّ

و به من الهام کن که به آنچه به من عنایت نموده ای، اعتراف نمایم.114/47

ک. فراوانی نعمت های الهی

هَذَا مَقَامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النِّعَمِ

این جایگاه کسی است که به فراوانی نعمت ها اعتراف کرده است.15/49

اعتزال تنهایی

اعتقاد

تابعین و اعتقاد به امید داشتن به خدا

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی التَّابِعِینَ... صَلَاهً... تَبْعَثُهُمْ بِهَا عَلَی اعْتِقَادِ حُسْنِ الرَّجَاءِ لَکَ

خداوندا و بر تابعین درود فرست، درودی که به سبب آن ایشان را بر اعتقاد به امیدی نیکو به خود برانگیزی.15و14و13/4

اعتقاد و تسلیم در برابر آیات قرآن

فَاجْعَلْنَا مِمَّنْ... یَدِینُ لَکَ بِاعْتِقَادِ التَّسْلِیمِ لِمُ_حْکَمِ آیَاتِهِ

پس ما را از کسانی قرار ده که با اعتقاد و تسلیم در برابر آیات محکم آن، دینداری می کنند.

4/42

اعتماد

اعتماد به خداوند

أَوْفَدْتُ عَلَیْکَ رَجَائِی بِالثِّقَهِ بِکَ

با اعتماد به تو، امیدم را به سوی تو فرستادم.

18/13

وَجَّهَ رَغْبَتَهُ إِلَیْکَ ثِقَهً بِکَ

با اعتماد به تو، خواهشش را به سوی تو گردانده است.8/31

وَ بِکَ أَثِقُ

و به تو اعتماد می کنم.11/52

فَقَدْ أَصْبَحْتُ وَ أَنْتَ ثِقَتِی وَ رَجَائِی فِی الْأُمُورِ کُلِّهَا

پس من صبح کردم، در حالی که اعتماد و امیدم در همه کارها تویی.8/54

اعتماد بنده به آنچه خدا برایش برگزیده

وَ اجْعَلْ ذَلِکَ سَبَبًا لِقَنَاعَتِی بِمَا قَضَیْتَ، وَ ثِقَتِی بِمَا تَخَیَّرْتَ

...و آن را وسیله راضی شدنم به آنچه مقدّر

ص : 113

نمودی و اعتمادم به آنچه انتخاب کرده ای قرار ده.

15/14

اعتماد به آرزوهای شیطان

اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِکَ... مِنَ الثِّقَهِ بِأَمَانِیِّهِ

خداوندا ما از اطمینان به آرزوهای او به تو پناه می بریم.1/17

خواب غفلت، سبب اعتماد به شیطان

اللَّهُمَّ... أَیْقِظْنَا عَنْ سِنَهِ الْغَفْلَهِ بِالرُّکُونِ إِلَیْهِ

خداوندا ما را از خواب غفلت و فراموشی، که به سبب میل و اعتماد به اوست، بیدار گردان.

7/17

اعتماد بنده، به فضل الهی

اللَّهُمَّ... بِفَضْلِکَ وَثِقْتُ

خداوندا به احسان تو اعتماد کرده ام.

15/20

الهامِ اعتماد و اطمینان خالص، به بنده

أَلْهِمْنَا ثِقَهً خَالِصَهً تُعْفِینَا بِهَا مِنْ شِدَّهِ النَّصَبِ

اطمینانی خالص در دلمان بینداز، که با آن ما را از سختی رنج معاف داری.2/29

خدا، سزاوارترین مورد اعتماد

أَنْتَ أَوْلَی مَنْ وُثِقَ بِهِ

تو سزاوارترین کسی هستی که به او اعتماد

شد.22/32

اعتماد نمودن بنده به خدا، در آمرزش

وَ وَثِقْتُ بِکَ رَبِّ فِی الْمَغْفِرَهِ لِی

و پروردگار من، در آمرزش - برای خود - به تو اعتماد نمودم.22/32

اعتماد نکردن بنده، به رازپوشی همسایه و خویشاوند

لَمْ أَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِی السِّتْرِ عَلَیَّ

پروردگار من، در رازپوشی بر من، به آنها اعتماد ندارم.22/32

استوار نبودن اعتماد بنده، به روزی دادن خداوند

فَغَذَوْتَنِی بِفَضْلِکَ غِذَاءَ الْبَرِّ اللَّطِیفِ... وَ لَا تَتَأَکَّدُ مَعَ ذَلِکَ ثِقَتِی

پس به فضل خودت مرا مانند نیکوکاری مهربانْ خوراک دادی. و با این همه اعتمادم به تو محکم نمی شود.26/32

بخشیدن اعتماد به بنده و اقرار او به نیکی قضای الهی

وَ هَبْ لِیَ الثِّقَهَ لِأُقِرَّ مَعَهَا بِأَنَّ قَضَاءَکَ لَمْ یَجْرِ إِلَّا بِالْخِیَرَهِ

و به من اعتمادی بخش تا به اینکه قضای تو

ص : 114

جز به نیکی جاری نگشته، اعتراف کنم.3/35

اعتماد خدا، به دوام ملک خود

أَمْهَلْتَهُمْ ثِقَهً بِدَوَامِ مُلْکِکَ

از آن جهت مهلتشان داده ای که به دوام پادشاهی خود اعتماد داری.17/46

اعتماد به گذشت الهی، سبب نافرمانی بنده

فَأَقْدَمَ عَلَیْهِ عَارِفًا بِوَعِیدِکَ... وَاثِقًا بِتَجَاوُزِکَ

پس با علم به تهدیدت و اعتماد به گذشتت، بر آن نافرمانی ها اقدام کرد.68/47

اعتماد به آنچه نزد خداست

ثُمَّ أَتْبَعْتُ ذَلِکَ بِالْإِنَابَهِ إِلَیْکَ... وَ الثِّقَهِ بِمَا عِنْدَکَ

سپس بازگشت به سوی تو و اعتماد به آنچه نزد توست را، در پی آن روانه ساخته ام.73/47

وَ اجْعَلْ قَلْبِی وَاثِقًا بِمَا عِنْدَکَ

و دلم را به آنچه نزد توست، مطمئن قرار ده.

130/47

اعتماد بنده به آمرزش الهی، بیش از اعتمادش به کردار خویش

إِنِّی بِمَغْفِرَتِکَ وَ رَحْمَتِکَ أَوْثَقُ مِنِّی بِعَمَلِی

همانا اطمینانم به آمرزش و رحمت تو، از (اطمینانم به) عملم بیشتر است.4/48

عدم اعتماد به اعمال شایسته خود

فَإِنِّی لَمْ آتِکَ ثِقَهً مِنِّی بِعَمَلٍ صَالِحٍ قَدَّمْتُهُ

پس به درستی که من با اطمینان به عمل شایسته ای که پیش فرستاده باشم، به درگاه تو نیامده ام.6/48

اعتماد به اجابت سریع الهی

فَنَادَیْتُکَ یَا إِلَهِی مُسْتَغِیثًا بِکَ، وَاثِقًا بِسُرْعَهِ إِجَابَتِکَ

ای خدای من، پس تو را خواندم، در حالی که از تو یاری خواسته و به اجابت سریع تو اطمینان داشتم.10/49

اعراض روگردانی

اعضا اندام و نیز بدن

اعلی علّیّین

سپاسی بالارونده، تا اعلی علّیّین

الْحَمْدُ لِلَّهِ... حَمْدًا یَرْتَفِعُ مِنَّا إِلَی أَعْلَی عِلِّیِّینَ

سپاس خدای را، سپاسی که از ما به سوی بالاترین مرتبه ها(ی بهشتی) بالا رود.13و10/1

اغراق

اغراق در ستایش خداوند

اللَّهُمَّ اجْعَلْ... مَا أَجْرَی عَلَی لِسَانِی... إِغْرَاقًا فِی الثَّنَاءِ

ص : 115

عَلَیْکَ

خداوندا به جای آنچه او (شیطان) بر زبانم جاری ساخته، ثنای فراوانت را قرار ده.13/20

اغماض گذشت

افتادن

افتادگان در گروی گورها و دمیدن در صور

إِسْرَافِیلُ صَاحِبُ الصُّورِ، الشَّاخِصُ الَّذِی یَنْتَظِرُ مِنْکَ الْإِذْنَ... فَیُنَبِّهُ بِالنَّفْخَهِ صَرْعَی رَهَائِنِ الْقُبُورِ

اسرافیل، صاحب صور، همان که چشم گشوده، منتظر اجازه توست، تا با دمیدنیْ مردگانِ گروِ گورها را بیدار کند.2/3

دفع آنچه بنده در آن افتاده

أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَی... دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِیهِ

و تو بر برطرف کردن آنچه در آن افتاده ام توانایی.10/7

شرمندگی تائب، از آنچه در آن افتاده

أَتُوبُ إِلَیْکَ فِی مَقَامِی هَذَا تَوْبَهَ... خَالِصِ الْحَیَاءِ مِمَّا وَقَعَ فِیهِ

در این مکان (که ایستاده ام) به سوی تو بازمی گردم، بازگشت کسی که از آنچه در آن افتاده،

سخت شرمنده است.12/12

بازگشت بنده از افتادن

وَ اجْعَلْ... مُتَحَوَّلِی عَنْ صَرْعَتِی إِلَی تَجَاوُزِکَ

و بازگشت از به زمین افتادنم را به گذشت خود قرار ده.6/15

افتادن در پیشگاه خدا

هَا أَنَا ذَا یَا رَبِّ مَطْرُوحٌ بَیْنَ یَدَیْکَ

ای پروردگار من اینک منم که در پیش روی تو افتاده ام.13/16

گریستن بسیار، تا افتادن پلک ها

یَا إِلَهِی لَوْ بَکَیْتُ إِلَیْکَ حَتَّی تَسْقُطَ أَشْفَارُ عَیْنَیَّ... مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِکَ مَحْوَ سَیِّئَهٍ وَاحِدَهٍ مِنْ سَیِّئَاتِی

ای خدای من اگر آنچنان در پیشگاهت بگریم تا پلک های چشمانم بیفتد، باز هم با آن همه، سزاوار از بین بردن بدی ای از بدی هایم نیستم.

30/16

بلند کردن بنده، از افتادنْگاه های گناهان

وَ ارْفَعْنِی عَنْ مَصَارِعِ الذُّنُوبِ کَمَا وَضَعْتُ لَکَ نَفْسِی

و مرا از افتادنْگاه های گناهان، بلند گردان، چنانکه خود را برای تو فروافکنده ام.12/31

به زمین انداختن بنده، توسّط شیطان

ص : 116

فَأَوْقَعَنِی وَ قَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ مِنْ صَغَائِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَهٍ

پس در حالی که از گناهان کوچکِ هلاکت بار به سویت می گریختم، مرا بر زمین زد.13/32

افتادن در لغزش ها و پشیمان شدن

وَ اجْعَلْ نَدَامَتِی عَلَی مَا وَقَعْتُ فِیهِ مِنَ الزَّلَّاتِ... تَوْبَهً تُوجِبُ لِی مَحَبَّتَکَ

و پشیمانی ام را از لغزش هایی که در آن افتاده ام، توبه ای قرار ده که دوستی تو را نسبت به من لازم گردانَد. 3/38

افتادنْ گاه های خطاکاران

اجْعَلْنِی أُسْوَهَ مَنْ قَدْ أَنْهَضْتَهُ بِتَجَاوُزِکَ عَنْ مَصَارِعِ الْخَاطِئِینَ

مرا اسوه کسی گردان که با گذشت خود، او را از افتادنْ گاه های خطاکاران بلند کردی.10/39

افتادن از چشم حفظ و نگهداری خداوند

وَ لَا تَرْمِ بِی رَمْیَ مَنْ سَقَطَ مِنْ عَیْنِ رِعَایَتِکَ

و مرا دور نینداز همانند دور انداختن کسی که از چشم مراقبت تو افتاده.104/47

افتادنی همچون افتادن پرت شوندگان (در عذاب)

لَا تَرْمِ بِی رَمْیَ مَنْ سَقَطَ مِنْ عَیْنِ رِعَایَتِکَ... بَلْ خُذْ بِیَدِی مِنْ سَقْطَهِ الْمُتَرَدِّینَ

مرا دور نینداز همانند دور انداختن کسی که از چشم مراقبت تو افتاده. بلکه از سقوط پرت شدگان، دستم را بگیر (نجاتم ده).

104/47

دستگیری خداوند، از افتادگان

کَمْ مِنْ... صَرْعَهٍ أَنْعَشْتَ

چه بسیار به زمین خوردن هایی که بلند کردی.

12/49

درگذشتن خدا از لغزش بنده، هنگام افتادن (در گناه)

أَنْتَ الَّذِی... أَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثَارِ زَلَّتِی

تویی که هنگام (به گناه) افتادن، از لغزشم درگذشتی. 4/51

افتادن بنده، با تمام رخسارش

مَوْلَایَ ارْحَمْ کَبْوَتِی لِحُرِّ وَجْهِی

مولای من! بر به رو افتادنم با تمام رخسارم، رحم کن.4/53

افترا تهمت

افراد مردم

افراط

افراط در خواهش نفس

ص : 117

اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ... إِلْحَاحِ الشَّهْوَهِ

خداوندا به تو پناه می برم از زیاده روی شهوت. 1/8

افراط نکردن خدا، در کیفر گنهکاران

وَ أَنْتَ الَّذِی لَا یُفْرِطُ فِی عِقَابِ مَنْ عَصَاهُ

و تویی آنکه در کیفر گناهکاران زیاده روی نمی کند. 12/16

افروختن

چراغ افروختن، از چراغ قرآن

وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ... یَسْتَصْبِحُ بِمِصْبَاحِهِ

و ما را از کسانی قرار ده که از نور چراغ آن، روشنی می افروزند.7/42

افزار ابزار

افزایش

نبودِ افزاینده ای، برای هر که خدا از او کاسته

لَا یَزِیدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زَائِدٌ

از کسانی که (خدا) کاسته، افزاینده ای نمی افزاید.5/1

نبودِ کاهنده ای، برای هر که خدا به او

فراوانی داده

لَا یَنْقُصُ مَنْ زَادَهُ نَاقِصٌ

از کسی که (خدا) به او فراوانی داده، کاهنده ای نمی کاهد.5/1

سپاسی چندین برابر هریک از نعمت های الهی

ثُمَّ لَهُ الْحَمْدُ... مَکَانَ کُلِّ وَاحِدَهٍ مِنْهَا عَدَدُهَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَهً أَبَدًا سَرْمَدًا

پس سپاس او را، به جای هر یک از آنها به شماره چندین برابر، همیشه و جاوید.27/1

فزونی بخشیدن امّت اسلام

کَثَّرَنَا بِمَنِّهِ عَلَی مَنْ قَلَّ

ما را با احسان خود، بر کسانی که اندک بودند، فزونی بخشید.2/2

تبدیل بدی ها، به چندین برابرش از خوبی ها

یَا مُبَدِّلَ السَّیِّئَاتِ بِأَضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ

ای تبدیل کننده بدی ها به چندین برابر آن از خوبی ها.26/2

درودی فزاینده کرامت و تقرّب فرشتگان

وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ صَلَاهً تَزِیدُهُمْ کَرَامَهً عَلَی کَرَامَتِهِمْ وَ طَهَارَهً عَلَی طَهَارَتِهِمْ

ص : 118

و بر آنان درود فرست، درودی که کرامتی بر کرامتشان و پاکی ای بر پاکیشان بیفزاید.25/3

اقرار به افزایش گناهان خود

...بَلْ أَقُولُ مَقَالَ الْعَبْدِ الذَّلِیلِ الظَّالِمِ لِنَفْسِهِ الْمُسْتَخِفِّ بِحُرْمَهِ رَبِّهِ. الَّذِی عَظُمَتْ ذُنُوبُهُ فَجَلَّتْ

...بلکه همانند بنده ای خوار که به خود ستم نموده و حرمت پروردگارش را سبک شمرده، سخن می گویم. آنکه گناهانش بزرگ و رو به فزونی است.8و7/12

درودی فزاینده، بر محمّد صلی الله علیه و آله و آل او

صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَاهً دَائِمَهً نَامِیَهً

بر محمّد و خاندانش درود فرست. درودی پیوسته و فزاینده.24/13

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ... عَدَدَ مَا صَلَّیْتَ عَلَی مَنْ صَلَّیْتَ عَلَیْهِ، وَ أَضْعَافَ ذَلِکَ کُلِّهِ بِالْأَضْعَافِ الَّتِی لَا یُحْصِیهَا غَیْرُکَ

خداوندا بر محمّد و خاندانش درود فرست. به عدد درودی که بر دیگران درود فرستاده ای، و چندین برابر همه آن به چندین برابر که جز تو شمار آنها را نداند.19/44

صَلِّ عَلَیْهِ صَلَاهً نَامِیَهً لَا تَکُونُ صَلَاهٌ أَنْمَی مِنْهَا

بر او درود فرست، درود فراوانی که درودی فراوان تر از آن نباشد.51/47

وَ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَی آلِهِ، صَلَاهً... تُنْشِئُ مَعَ ذَلِکَ

صَلَوَاتٍ تُضَاعِفُ مَعَهَا تِلْکَ الصَّلَوَاتِ عِنْدَهَا، وَ تَزِیدُهَا عَلَی کُرُورِ الْأَیَّامِ زِیَادَهً فِی تَضَاعِیفَ لَا یَعُدُّهَا غَیْرُکَ

و بر او و بر خاندانش درود فرست، درودی که با آن درودهای دیگر پدید آوری، که درودهای گذشته را با آن چندین برابر کنی و آن را با گذر روزگار بیفزایی، افزودنی در چندین برابر که جز تو (کسی) نتواند آن را شمارش کند.55/47

افزایش بدی های بنده، در قیامت

هُوَ، یَا رَبِّ، مِمَّا قَدْ أَحْصَیْتَهُ عَلَیَّ وَ أَغْفَلْتُهُ أَنَا مِنْ نَفْسِی، فَأَدِّهِ عَنِّی مِنْ جَزِیلِ عَطِیَّتِکَ وَ کَثِیرِ مَا عِنْدَکَ... حَتَّی لَا یَبْقَی عَلَیَّ شَیْءٌ مِنْهُ تُرِیدُ أَنْ تُقَاصَّنِی بِهِ مِنْ حَسَنَاتِی، أَوْ تُضَاعِفَ بِهِ مِنْ سَیِّئَاتِی یَوْمَ أَلْقَاکَ یَا رَبِّ

آن (تکلیف) ای پروردگار من، از چیزهایی است که بر من به حساب آورده ای و من خودسرانه از آن غافل شدم. پس آن را از عطای بزرگ و فراوانی که نزد توست، از جانب من ادا کن. تا چیزی از آن بر من نمانَد که بخواهی به سبب آن از نیکی هایم بکاهی، یا بر بدی هایم بیفزایی، در روزی که تو را دیدار می کنم. ای پروردگار من.7/22

دادن تندرستی فزاینده، به بنده

عَافِنِی عَافِیَهً کَافِیَهً شَافِیَهً عَالِیَهً نَامِیَهً

به من عافیت ده. عافیتی کافی، بهبودی بخش، عالی و روزافزون.2/23

ص : 119

افزایش حسنات والدین

اللَّهُمَّ وَ مَا مَسَّهُمَا مِنِّی مِنْ أَذًی... فَاجْعَلْهُ... زِیَادَهً فِی حَسَنَاتِهِمَا

خداوندا و هر آزاری که از من به آنان رسیده، پس آن را سبب افزایش نیکی هایشان قرار ده.

8/24

افزایش عمر فرزندان، برای والدین

إِلَهِی... زِدْ لِی فِی آجَالِهِمْ

خداوندا در مدّت عمرشان برایم بیفزا.

2/25

افزودن شماره (تبار)، به وسیله فرزندان

اللَّهُمَّ... کَثِّرْ بِهِمْ عَدَدِی

خداوندا تعداد مرا به وسیله آنها (فرزندانم) بیفزا. 4/25

افزایش بینش همسایگان، نسبت به حقّ امام علیه السلام

...وَ زِدْهُمْ بَصِیرَهً فِی حَقِّی، وَ مَعْرِفَهً بِفَضْلِی حَتَّی یَسْعَدُوا بِی وَ أَسْعَدَ بِهِمْ

و بر حق بینی و فضیلت شناسی آنان نسبت به من بیفزا. تا آنان به وسیله من، نیک بخت شوند و من به وسیله آنها، نیک بخت گردم.4/26

بازداشتن بنده، از زیاده روی

وَ احْجُبْنِی عَنِ السَّرَفِ وَ الِازْدِیَادِ

و مرا از اسراف و زیاده روی باز دار.3/30

افزودن هدایت الهی

وَ زِدْنِی مِنْ هُدَاکَ مَا أَصِلُ بِهِ إِلَی التَّوْفِیقِ فِی عَمَلِی

و هدایت خود را برایم بیفزا، که با آن به توفیق در عملم برسم.16/37

به خدمت گماشتن ماه، با فزونی و کاستی (نور او)

وَ امْتَهَنَکَ بِالزِّیَادَهِ وَ النُّقْصَانِ

و تو را با فزونی و کاستی، به خدمت گرفت.

2/43

رستگاری بنده و افزونی یافتن از خدا

تُرِیدُ... فَوْزَهُمْ بِالْوِفَادَهِ عَلَیْکَ، وَ الزِّیَادَهِ مِنْکَ

می خواهی در آمدن به سوی تو و افزونی یافتن از جانب تو، رستگار شوند.12/45

خدا و افزودن بها در داد و ستد با بندگان

أَنْتَ الَّذِی زِدْتَ فِی السَّوْمِ عَلَی نَفْسِکَ لِعِبَادِکَ

تویی آنکه در داد و ستد با بندگانت، در بهای آن بر خود افزوده ای.12/45

اراده خدا، بر افزودن

اللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ

خدا برای هر که بخواهد، چندین برابر

ص : 120

می کند. 13/45

وام دادن به خدا و افزایش آن

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَهً

کیست آنکه به خدا وام دهد، وامی نیکو. که خدا آن را برایش به چندین و چند برابر افزون نماید؟.13/45

نزول آیاتِ بیانگر افزایش حسنات

وَ مَا أَنْزَلْتَ مِنْ نَظَائِرِهِنَّ فِی الْقُرْآنِ مِنْ تَضَاعِیفِ الْحَسَنَاتِ

و مانندهای آن (آیه هایی) که از افزایش های نیکی ها در قرآن فروفرستادی.13/45

سپاس الهی و افزایش

لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ

اگر شکر گزارید، شما را فزونی دهم.14/45

صدقه دادن، جهت افزایش نعمت های الهی

تَصَدَّقُوا لَکَ طَلَبًا لِمَزِیدِکَ

جهت طلبِ افزودن (نعمت) تو، برای (رضای) تو صدقه دادند.16/45

افزایش ایمان، در ماه رمضان

وَ ضَاعَفْتَ فِیهِ مِنَ الْإِیمَانِ

و ایمان را در آن، چندین برابر نمودی.

20/45

افزایش گنجینه های الهی

إِنَّ خَزَائِنَکَ لَا تَنْقُصُ بَلْ تَفِیضُ

همانا گنجینه های تو کم نمی شود، بلکه فزونی می یابد. 50/45

عطایی افزون و چند برابر

اللَّهُمَّ وَ مَنْ رَعَی هَذَا الشَّهْرَ حَقَّ رِعَایَتِهِ... فَهَبْ لَنَا مِثْلَهُ مِنْ وُجْدِکَ، وَ أَعْطِنَا أَضْعَافَهُ مِنْ فَضْلِکَ

خداوندا و هر کس رعایت کرده این ماه را، به طوری که حقّ رعایتش است؛ پس از (توانگری) نزد خودت، مانند آن را به ما ببخش و از فضلت، چندین برابر آن را به ما عطا فرما.50/45

خداوند، افزایش دهنده نیکی ها

یَا مَنْ یُثْمِرُ الْحَسَنَهَ حَتَّی یُنْمِیَهَا

ای کسی که نیکی را بارور می کند، تا آن را بیفزاید. 11/46

سپاسی افزاینده خوشنودی خداوند

وَ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدًا یَزِیدُ عَلَی رِضَاکَ

و سپاس برای توست. سپاسی که بر خوشنودی ات بیفزاید.35/47

ص : 121

افزایش های پی درپی (حمد)

لَکَ الْحَمْدُ... حَمْدًا یَتَضَاعَفُ عَلَی کُرُورِ الْأَزْمِنَهِ، وَ یَتَزَایَدُ أَضْعَافًا مُتَرَادِفَهً

سپاس برای توست. سپاسی که با گردش زمان ها، چندین برابر شود و پیوسته، چندین برابر افزایش یابد.39و36/47

لَکَ الْحَمْدُ... حَمْدًا... تَصِلُهُ بِمَزِیدٍ بَعْدَ مَزِیدٍ طَوْلًا مِنْکَ

سپاس برای توست. سپاسی که تو آن را از روی احسانت، با افزونی پی درپی پیوند دهی.

48و36/47

سپاسی فزونی گیرنده، بر نوش_ته های نویسندگان

لَکَ الْحَمْدُ... حَمْدًا... یَزِیدُ عَلَی مَا أَحْصَتْهُ فِی کِتَابِکَ الْکَتَبَهُ

سپاس برای توست. سپاسی که بر آنچه نویسندگان (اعمال) در کتاب تو به شمار آورده اند، افزونی یابد.40و36/47

حمد و افزایش (نعمت)

لَکَ الْحَمْدُ... حَمْدًا یُوجِبُ بِکَرَمِکَ الْمَزِیدَ بِوُفُورِهِ

سپاس برای توست. سپاسی که با بسیاری اش به همراه کرمت، فراوانی (نعمت) را لازم گردانَد.

48و36/47

درودی فزاینده خوشنودی خداوند

رَبِّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاهً تُرْضِیهِ وَ تَزِیدُ عَلَی رِضَاهُ، وَ صَلِّ عَلَیْهِ صَلَاهً تُرْضِیکَ و تَزِیدُ عَلَی رِضَاکَ لَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ صَلَاهً لَا تَرْضَی لَهُ إِلَّا بِهَا

پروردگار من، بر محمّد و خاندانش درود فرست، درودی که خوشنودش سازد و بر خوشنودی اش بیفزاید. و بر او درود فرست، درودی که تو را خوشنود کند و بر خوشنودی ات برای او بیفزاید. و بر او درود فرست، درودی که برای او جز به آن راضی نشوی.52/47

درودهای فزاینده، بر دوستان ائمه علیهم السلام

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی أَوْلِیَائِهِمُ... الصَّلَوَاتِ الْمُبَارَکَاتِ الزَّاکِیَاتِ النَّامِیَاتِ الْغَادِیَاتِ الرَّائِحَاتِ

خداوندا و بر دوستان آنها درودهای مبارک، پاک، فزاینده (در) هر صبح و شام، بفرست.

64/47

افزایش فقر و نیاز بنده، به درگاه خدا

وَ زِدْنِی إِلَیْکَ فَاقَهً وَ فَقْرًا

و بر فقر و نیازم به درگاهت بیفزا.118/47

افزودن فضل الهی

وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ وَ سَعَهِ مَا عِنْدَکَ

و برایم از فضل و فراخی آنچه نزد توست، بیفزا.28/48

عدم افزایش ملک خدا، با عذاب بنده

ص : 122

لَیْسَ عَذَابِی مِمَّا یَزِیدُ فِی مُلْکِکَ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ، وَ لَوْ أَنَّ عَذَابِی مِمَّا یَزِیدُ فِی مُلْکِکَ لَسَأَلْتُکَ الصَّبْرَ عَلَیْهِ

عذاب من، چیزی نیست که ذرّه ای بر پادشاهی تو بیفزاید. و اگر عذاب من چیزی بود که در پادشاهی ات می افزود، هر آینه شکیبایی بر آن را از تو می خواستم.6/50

افزودن افزایش

افزون افزایش

افسار مهار

افسوس حسرت

افشا

(توفیق) فاش کردن خیر و نیکی

حَلِّنِی بِحِلْیَهِ الصَّالِحِینَ... فِی... إِفْشَاءِ الْعَارِفَهِ

مرا در آشکار کردن نیکی، به زینت شایستگان بیارا.10/20

افکندن پرت کردن

افکندن خود در:

أ. اختیار خداوند

أَغْنِنَا إِذْ طَرَحْنَا أَنْفُسَنَا بَیْنَ یَدَیْکَ

چون خویش را در پیشگاه تو افکنده ایم،

بی نیازمان گردان.5/10

ب. درّه های فساد و تباهی

تَقَحَّمْتُ أَوْدِیَهَ الْهَلَاکِ، وَ حَلَلْتُ شِعَابَ تَلَفٍ

در وادی های هلاکت رفتم و به درّه های نابودی وارد شدم.2/49

ج. محرّمات

أَبَیْتُ إِلَّا تَقَحُّمًا لِحُرُمَاتِکَ

من جز وارد شدن در حرام های تو کاری نداشته ام. 14/49

اقامت ماندن

اقتدا پیروی

اقتدا به نشانه های هدایت و رستگاری اصحاب محمّد صلی الله علیه و آله

لَمْ یَخْتَلِجْهُمْ شَکٌّ فِی قَفْوِ آثَارِهِمْ، وَ الاِْئْتِ_مَامِ بِهِدَایَهِ مَنَارِهِمْ

تردیدی ایشان را از پیروی نشانه های آنها و اقتدا به چراغ هدایت ایشان آشفته نساخت.

11/4

اقتدا نمودن به روشنایی قرآن

وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ... یَقْتَدِی بِتَبَلُّجِ إِسْفَارِهِ

و ما را از کسانی قرار ده که به درخشش

ص : 123

روشنایی آن اقتدا می کنند.7/42

اقتدا به امامت ائمه علیهم السلام

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی أَوْلِیَائِهِمُ... الْمُوءْتَمِّینَ بِإِمَامَتِهِمُ

خداوندا و بر دوستان آنها که اقتداکنندگان به امامت ایشانند، درود فرست.64/47

اقدام

اقدام بر تکلّف و کار با مشقّت

اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ... تَعَاطِی الْکُلْفَهِ

خداوندا به تو پناه می برم از انجام دادن کارِ با مشقّت. 2و1/8

اقدام به اسراف

نَعُوذُ بِکَ مِنْ تَنَاوُلِ الْإِسْرَافِ

پناه می بریم به تو از انجام اسراف.7/8

بیماری و اقدام به توبه

فَمَا أَدْرِی... أَیُّ الْحَالَیْنِ أَحَقُّ بِالشُّکْرِ لَکَ؟... أَ وَقْتُ الصِّحَّهِ... أَمْ وَقْتُ الْعِلَّهِ الَّتِی مَحَّصْتَنِی بِهَا... تَنْبِیهًا لِتَنَاوُلِ التَّوْبَهِ

نمی دانم کدام یک از این دو حال، به سپاس گزاری برای تو سزاوارتر است؟ آیا وقت تندرستی یا وقت بیماری که مرا با آن نجات دادی تا برای فراگرفتن توبه آگاهی باشد؟4-2/15

اقدام بنده به بدی، زمان قرار گرفتن بین دعوت خدا و شیطان

وَ مَنْ... أَشَدُّ إِقْدَامًا عَلَی السُّوءِ مِنِّی؟ حِینَ أَقِفُ بَیْنَ دَعْوَتِکَ وَ دَعْوَهِ الشَّیْطَانِ فَأَتَّبِعُ دَعْوَتَهُ

و چه کسی از من بر اعمال زشت بی باک تر است، هنگامی که بین دعوت تو و دعوت شیطان می ایستم، دعوت او را می پذیرم؟23/16

اقدام نکردن جز به نگه دارنده از کیفر الهی

وَ أَعِنَّا عَلَی صِیَامِهِ بِکَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِیکَ... حَتَّی... لَا نَتَعَاطَی إِلَّا الَّذِی یَقِی مِنْ عِقَابِکَ

و ما را بر روزه اش، با نگهداری اعضا از گناهان یاری فرما. تا جز آنچه از کیفر تو نگاه دارد، انجام ندهیم.7و6/44

اقدام به عبادتی شایسته خداوند

فَإِذَا بَلَّغْتَنَاهُ فَأَعِنَّا عَلَی تَنَاوُلِ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ مِنَ الْعِبَادَهِ

پس چون ما را به آن رساندی، ما را بر انجام عبادتی که تو شایسته آنی، یاری فرما.46/45

اقدام به نافرمانی خدا، با علم به تهدید او

فَأَقْدَمَ عَلَیْهِ عَارِفًا بِوَعِیدِکَ

پس با علم به تهدیدت، بر آن نافرمانی ها اقدام کرد.68/47

ص : 124

علّت اقدام به نواهی و گناهان:

أ. غرور

تَعَاطَی مَا نَهَیْتَ عَنْهُ تَغْرِیرًا

با غرور، آنچه از آن نهی نموده ای، انجام داده.6/31

ب. جرأت در برابر خدا

أَنَا الَّذِی أَقْدَمَ عَلَیْکَ مُجْتَرِئًا

منم آنکه از روی جرأت، در برابر تو (به گناه) اقدام نمود.77/47

اقرار اعتراف

اکنون

پارسایی در فراخی (زندگی) کنونی

وَ تُزَهِّدَهُمْ فِی سَعَهِ الْعَاجِلِ

و در گشادگی دنیا آنان را بی میل نمایی.

16/4

گردش در زمین، برای رسیدن به سود کنونی دنیا

یَسْرَحُوا فِی أَرْضِهِ، طَلَبًا لِمَا فِیهِ نَیْلُ الْعَاجِلِ مِنْ دُنْیَاهُمْ

در زمین به تکاپو افتند، برای رسیدن به سود

کنونی از دنیا.6/6

بشارت ایمنی از خشم خدا، (در دنیای) کنونی

وَ اکْتُبْ لِی أَمَانًا مِنْ سُخْطِکَ، وَ بَشِّرْنِی بِذَلِکَ فِی الْعَاجِلِ دُونَ الْآجِلِ

و ایمنی از خشمت را برایم بنویس و هم اکنون (دنیا) پیش از آینده (آخرت)، مرا به آن مژده ده.

33/16

عطای درخواست بنده، در دنیای کنونی

أَعْطِ جَمِیعَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُوءْمِنِینَ وَ الْمُوءْمِنَاتِ مِثْلَ الَّذِی سَأَلْتُکَ لِنَفْسِی وَ لِوَلَدِی فِی عَاجِلِ الدُّنْیَا وَ آجِلِ الْآخِرَهِ

به همه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان، مانندِ آنچه برای خود و فرزندانم از تو درخواست نمودم، در دنیای کنونی و آخرت آینده ببخش. 12/25

الحاح اصرار

الحاد کفر

عذاب خدا، بر ملحدان و کفّار

أَدِرْ رَحَی نَقِمَتِکَ عَلَی الْمُلْحِدِینَ

آسیاب کیفرت را برای ملحدان به گردش

ص : 125

درآور. 3/36

دور گرداندن بندگان از الحاد و کج روی در:

أ. امر خداوند

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا... جَنَّبَنَا مِنَ الْإِلْحَادِ وَ الشَّکِّ فِی أَمْرِهِ

و سپاس خدای را که ما را از کج روی و شک در امر خود، دور ساخت.10/1

ب. توحید

جَنِّبْنَا الْإِلْحَادَ فِی تَوْحِیدِکَ

ما را از کجروی در یگانگی ات دور گردان.

13/44

الطاف لطف

الفت انس و نیز دوستی

القا آموختن

القائات شیطان، به بنده

اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ فِی رُوعِی مِنَ الَّتمَنِّی وَ التَّظَنِّی وَ الْحَسَدِ ذِکْرًا لِعَظَمَتِکَ

خداوندا به جای آنچه شیطان از آرزو و خیال بافی و رشک، در دل من می افکند، یاد

بزرگی ات را قرار ده.13/20

الهام

الهام شکرگزاری، به بندگان

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا... أَلْهَمَنَا مِنْ شُکْرِهِ

و سپاس خدای را که شکرش را به ما الهام نمود. 10/1

فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَی... إِلْهَامِکَ الشُّکْرَ عَلَی الْإِحْسَانِ وَ الْإِنْعَامِ

پس سپاس تو را که شکرگزاری بر نیکی کردن و نعمت دادنت را به من الهام کردی.28/32

تَشْکُرُ مَنْ شَکَرَکَ، وَ أَنْتَ أَلْهَمْتَهُ شُکْرَکَ

هر که تو را شکر کرد، قدردانی کنی و حال آنکه شکرگزاری را تو به او الهام کرده ای.6/45

الهام نمودن دانش قرآن، به پیامبر صلی الله علیه و آله

وَ أَلْهَمْتَهُ عِلْمَ عَجَائِبِهِ مُکَمَّلًا

و علم به شگفتی هایش را به صورت کامل، به او الهام کردی.5/42

الهام نمودن شکرگزاری، به ولیّ خدا

اللَّهُمَّ فَأَوْزِعْ لِوَلِیِّکَ شُکْرَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیْهِ، وَ أَوْزِعْنَا مِثْلَهُ فِیهِ

خداوندا، پس به ولیّ خود، شکرِ آنچه را که به او نعمت داده ای، الهام فرما و مانند آن (شکر)

ص : 126

را در نعمت، به ما الهام نما.61/47

آنچه بندگان از خدا می خواهند که به ایشان الهام نماید:

أ. وسایل دور ساختن شیطان

اللَّهُمَّ... أَلْهِمْنَا مَا نُعِدُّهُ لَهُ

خداوندا آنچه برای (دور ساختن) او باید آماده سازیم، به ما الهام فرما.7/17

ب. پرهیزکاری

وَ أَلْهِمْنِی التَّقْوَی

و پرهیزکاری در دلم افکن.16/20

ج. دانستن آنچه درباره والدین، واجب است

وَ أَلْهِمْنِی عِلْمَ مَا یَجِبُ لَهُمَا عَلَیَّ إِلْهَامًا

و آموختن آنچه را که در حقّ آنان بر من واجب است، به من الهام کن.3/24

د. اطمینان خالص و پاک

أَلْهِمْنَا ثِقَهً خَالِصَهً

اطمینانی خالص در دلمان بینداز.

2/29

ه_. شناخت (امر) خیر

وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَهَ الِاخْتِیَارِ

و معرفت (کار) خیر را به ما الهام فرما.

2/33

و. فرمانبری نسبت به مشیّت الهی

أَلْهِمْنَا الِانْقِیَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَیْنَا مِنْ مَشِیَّتِکَ

گردن نِهی بر خواسته ات را - که بر ما وارد ساختی - به ما الهام فرما.5/33

ز. سپاس گزاری از نعمت و عطای خدا

وَ أَوْزِعْنَا فِیهِ شُکْرَ نِعْمَتِکَ

و در آن (ماه) شکر نعمتت را به ما الهام کن.7/43

وَ أَوْزِعْنِی أَنْ أُثْنِیَ بِمَا أَوْلَیْتَنِیهِ

و به من الهام کن که به خاطر آنچه به من داده ای، ثنا (ی تو را) گویم.114/47

ح. شناخت برتری و حرمت ماه رمضان

أَلْهِمْنَا مَعْرِفَهَ فَضْلِهِ وَ إِجْلَالَ حُرْمَتِهِ

شناختِ فضیلتش، و بزرگ داشتِ احترامش را به ما الهام کن.6/44

امام پیشوا و نیز ولیّ

امامت

اقتدا به امامت (ائمه علیهم السلام )

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی أَوْلِیَائِهِمُ... الْمُوءْتَمِّینَ بِإِمَامَتِهِمُ

ص : 127

خداوندا و بر دوستان آنها که اقتداکنندگان به امامت ایشانند، درود فرست.64/47

امانت دار

غصب کردن رتبه امانت داران

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِکَ وَ أَصْفِیَائِکَ وَ مَوَاضِعَ أُمَنَائِکَ فِی الدَّرَجَهِ الرَّفِیعَهِ الَّتِی اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا

خداوندا، به درستی که این مقام، برای جانشینان و برگزیدگانت و جایگاه امانت دارانت است، در درجه والایی که به ایشان اختصاص دادی، (و دشمنان آن را) ربودند.9/48

امانت داران الهی:

أ. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ أَمِینِکَ عَلَی وَحْیِکَ

خداوندا بر محمّد - امین وحیت - درود فرست.3/2

ب. جبرئیل

جِبْرِیلُ الْأَمِینُ عَلَی وَحْیِکَ

جبرئیل امین وحی توست.4/3

ج. فرشتگان

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ، وَ عَلَی الْمَلَائِکَهِ الَّذِینَ مِنْ

دُونِهِمْ مِنْ... أَهْلِ الْأَمَانَهِ عَلَی رِسَالَاتِکَ

...پس بر آنها درود فرست، و نیز بر فرشتگانی که از آنان پایین ترند و بر رساندن پیام هایت امانت دارند.6/3

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ الْمُوءْتَمَنِینَ عَلَی وَحْیِکَ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و آنها که بر وحی تو امانت دارند.10/3

امّت

بی بهره بودن امّت های گذشته، از وجود محمّد صلی الله علیه و آله

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مَنَّ عَلَیْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِیَهِ

و سپاس خدایی را که به پیامبرش محمّد - که درود خدا بر او و خاندانش باد - بر ما منّت نهاد، نه بر امّت های گذشته.1/2

شفاعت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله درحقّ مؤمنان امّتش

وَ عَرِّفْهُ فِی أَهْلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ أُمَّتِهِ الْمُوءْمِنِینَ مِنْ حُسْنِ الشَّفَاعَهِ أَجَلَّ مَا وَعَدْتَهُ

و او را از شفاعت نیکو درباره خانواده پاکش

ص : 128

و مؤمنان امّتش، بیش از آنچه به او وعده داده ای، آگاه کن.25/2

حضرت محمّد صلی الله علیه و آله ، پنددهنده به امّتش

أَمَرْتَهُ بِالنُّصْحِ لِأُمَّتِهِ فَنَصَحَ لَهَا

او را به نصیحت کردن امّتش دستور دادی، پس آنها را نصیحت کرد.22/6

پاداش الهی به پیامبران، از جانب امّت آنها

اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ... وَ اجْزِهِ عَنَّا أَفْضَلَ وَ أَکْرَمَ مَا جَزَیْتَ أَحَدًا مِنْ أَنْبِیَائِکَ عَنْ أُمَّتِهِ

خداوندا پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و از طرف ما بهترین و گرامی ترین پاداشی را که به پیامبرانت از جانب امّتش دادی، به او پاداش ده.23/6

درخواست اسارت و کشته شدن امّت های مشرک

اللَّهُمَّ اغْزُ بِکُلِّ نَاحِیَهٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ عَلَی مَنْ بِإِزَائِهِمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ... حَتَّی یَکْشِفُوهُمْ إِلَی مُنْقَطَعِ التُّرَابِ قَتْلًا فِی أَرْضِکَ وَ أَسْرًا... اللَّهُمَّ وَ اعْمُمْ بِذَلِکَ أَعْدَاءَکَ فِی أَقْطَارِ الْبِلَادِ مِنَ الْهِنْدِ وَ الرُّومِ... وَ سَائِرِ أُمَمِ الشِّرْکِ

خداوندا مسلمانان هر ناحیه را به جنگ با مشرکانی که در مقابل آنند، گسیل دار تا با کشتن و اسیر گرفتن، آنها (مشرکان) را به انتهای خاک در

زمینت برانند. خداوندا و همه دشمنانت را بدین سرنوشت دچار کن، در هر شهری که باشند از هند و روم و دیگر امّت های مشرک.9و8/27

برگزیدن امّت محمّد صلی الله علیه و آله ، بر همه امّت ها

ثُمَّ آثَرْتَنَا بِهِ عَلَی سَائِرِ الْأُمَمِ

سپس ما را بر بقیه امّت ها به وسیله آن (ماه)، برتری دادی.21/45

امتحان آزمایش

امتناع بازداشتن

امداد یاری

امر فرمان

امن ایمنی

امنیّت ایمنی

امید آرزو، اعتماد و نیز انتظار

امید اصحاب محمّد صلی الله علیه و آله ، به تجارتی کسادناپذیر

وَ مَنْ کَانُوا مُنْطَوِینَ عَلَی مَحَبَّتِهِ، یَرْجُونَ تِجَارَهً لَنْ تَبُورَ فِی مَوَدَّتِهِ

و آنها که محبّت او را در دل پرورانده، در دوستی اش امید به تجارتی بدون کساد داشتند.

5/4

ص : 129

امید نیکو به خداوند

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی التَّابِعِینَ... صَلَاهً... تَبْعَثُهُمْ بِهَا عَلَی اعْتِقَادِ حُسْنِ الرَّجَاءِ لَکَ

خداوندا و بر تابعین درود فرست، درودی که به سبب آن ایشان را بر اعتقاد به امیدی نیکو به خود برانگیزی.15و14و13/4

امید به آمرزش الهی

فَإِنَّکَ... مَرْجُوٌّ لِلْمَغْفِرَهِ

همانا برای آمرزش، امیدواری به توست.

15/12

امید و اعتماد به خداوند

فَقَصَدْتُکَ، یَا إِلَهِی بِالرَّغْبَهِ، وَ أَوْفَدْتُ عَلَیْکَ رَجَائِی بِالثِّقَهِ بِکَ

پس ای خدای من از روی میلْ آهنگ تو کرده و با اعتماد به تو امیدم را به سوی تو فرستادم.

18/13

قطع نشدن امید بنده، از خدا

وَ لَا تَقْطَعْ رَجَائِی عَنْکَ

و از خود ناامیدم نکن.22/13

امیدواری به رحمت الهی

إِنَّمَا أُوَبِّخُ بِهَذَا نَفْسِی... رَجَاءً لِرَحْمَتِکَ

تنها از این رو خود را به این صورت سرزنش

می کنم، چون امیدواری به رحمت تو می باشد.

28/16

قطع امید شیطان، از بنده

اللَّهُمَّ... اقْطَعْ رَجَاءَهُ مِنَّا

خداوندا امیدش را از ما قطع کن.9/17

محرومیّت بنده و امیدگاه بودن خداوند

أَنْتَ مُنْتَجَعِی إِنْ حُرِمْتُ

اگر ناامید گردم، امید من به توست.

20/20

پابرجایی آرزوی بنده و امید به رحمت الهی

اللَّهُمَّ... حَقِّقْ فِی رَجَاءِ رَحْمَتِکَ أَمَلِی

خداوندا آرزویی را که در امید به رحمتت دارم تحقّق بخش.28/20

امید به داشتن نعمتی، بهتر از نعمت خلق

وَ ارْزُقْنِی سَلَامَهَ الصَّدْرِ مِنَ الْحَسَدِ... حَتَّی لَا أَرَی نِعْمَهً مِنْ نِعَمِکَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ... إِلَّا رَجَوْتُ لِنَفْسِی أَفْضَلَ ذَلِکَ بِکَ وَ مِنْکَ

و سلامت سینه از حسد را روزی ام گردان. تا نعمتی از نعمت هایت را که به هر یک از آفریدگانت داده ای، نبینم، مگر آنکه بهتر از آن را برای خود، به وسیله تو و از تو آرزو کنم.12/22

ص : 130

شریک نشدن کسی با خدا، در امید بنده

لَا یَشْرَکُکَ أَحَدٌ فِی رَجَائِی

هیچ کس در امید من، با تو شریک نیست.

9/28

نگذشتن امید امیدواران، از خدا

یَا مَنْ لَا یُجَاوِزُهُ رَجَاءُ الرَّاجِینَ

ای کسی که امید امیدواران، از او نمی گذرد.

2/31

خدا، سزاوارترین امیدگاه بنده

وَ أَنْتَ أَوْلَی مَنْ رَجَاهُ

و تو سزاوارترین کسی هستی که به او امید است.20/32

عطا نمودن آنچه بنده به آن امید دارد

فَأَعْطِنِی یَا رَبِّ مَا رَجَوْتُ

پس ای پروردگار من، آنچه را امید دارم، به من عطا کن.20/32

ناامیدی از نجات، استوارتر از امید به رهایی

تَفْعَلْ ذَلِکَ یَا إِلَهِی... بِمَنْ یَأْسُهُ مِنَ النَّجَاهِ أَوْکَدُ مِنْ رَجَائِهِ لِلْخَلَاصِ

ای خدای من، با کسی چنین رفتار می کنی که ناامیدی اش از نجات، محکم تر از امیدش به

رهایی است.12/39

توبه نصوح، و امید به زدوده شدن بدی ها

تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحًا عَسَی رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ

به سوی خدا توبه کنید. توبه خالص. امید است که پروردگارتان بدی هایتان را از شما بزداید.

10/45

رمضان، مایه امید

السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ... مَرْجُوٍّ آلَمَ فِرَاقُهُ

درود بر تو مایه امیدی که فراقش رنج آور بود.

26/45

ناامید نگشتن اصرارکنندگانِ به درگاه خدا

وَ یَا مَنْ لَا یُخَیِّبُ الْمُلِحِّینَ عَلَیْهِ

و ای کسی که اصرارکنندگانِ خود را ناامید نمی کند. 4/46

امید به عفو خداوند

فَأَقْدَمَ عَلَیْهِ عَارِفًا بِوَعِیدِکَ، رَاجِیًا لِعَفْوِکَ

پس با علم به تهدیدت و امیدواری به بخشایشت، بر آن نافرمانی ها اقدام کرد.68/47

أَتَیْتُکَ أَرْجُو عَظِیمَ عَفْوِکَ الَّذِی عَفَوْتَ بِهِ عَنِ الْخَاطِئِینَ

به درگاه تو آمده ام، در حالی که به بخشایش بزرگت امیدوارم، بخشایشی که با آن از (تقصیر)

ص : 131

خطاکاران گذشتی.7/48

ناامید نشدن از خدا

وَ شَفَعْتُهُ بِرَجَائِکَ الَّذِی قَلَّ مَا یَخِیبُ عَلَیْهِ رَاجِیکَ

و آن را جفت امید به تو کردم. همان (امیدی) که با وجود آن، امیدوار به تو کمتر ناامید می شود.

73/47

جز به خدا امید نداشتن

فَإِنِّی... لَا أَرْجُو لِأَمْرِ آخِرَتِی وَ دُنْیَایَ سِوَاکَ

پس به درستی که برای کار آخرت و دنیایم به احدی جز تو امید ندارم.4/48

إِلَهِی لَمْ تَفْضَحْنِی بِسَرِیرَتِی... فَلَا أَدْعُو سِوَاکَ، وَ لَا أَرْجُو غَیْرَکَ

خدای من، به (ناپاکی) درونم مرا رسوا نکردی. پس جز تو را نمی خوانم و به جز تو امیدوار نیستم.11/51

روز عید قربان و جمعه، و امید به عفو الهی

فَإِلَیْکَ یَا مَوْلَایَ کَانَتِ الْیَوْمَ تَهْیِئَتِی... رَجَاءَ عَفْوِکَ

پس ای سرور من، امروز مهیّا گشته تا به سوی تو آیم. بدین امید که به آمرزش تو نائل شوم.

5/48

ناامید نکردن امید بنده، در روز قربان و جمعه

لَا تُخَیِّبِ الْیَوْمَ ذَلِکَ مِنْ رَجَائِی

امروز این امید مرا ناامید نکن.6/48

به خدا امید داشتن

وَ إِیَّاکَ أَرْجُو

و فقط به تو امیدوارم.11/52

فَقَدْ أَصْبَحْتُ وَ أَنْتَ ثِقَتِی وَ رَجَائِی فِی الْأُمُورِ کُلِّهَا

پس من صبح کردم، در حالی که اعتماد و امیدم در همه کارها تویی.8/54

امید به غیر خدا

مَنْ أَصْبَحَ لَهُ ثِقَهٌ أَوْ رَجَاءٌ غَیْرُکَ

هر کس صبح کرد، در حالی که اعتماد یا امیدش به جز تو بود.8/54

امین امانت دار

انابه توبه

انانیّت تکبّر

انباشته متراکم

انتخاب اختیار

انتظار

خدا، در انتظار بازگشت بندگان

...وَ انْتَظَرَ مُرَاجَعَتَنَا بِرَأْفَتِهِ حِلْمًا

...و به مهربانی اش از روی بردباری، بازگشت

ص : 132

ما را انتظار کشید.21/1

اسرافیل، در انتظار فرمان خدا

إِسْرَافِیلُ صَاحِبُ الصُّورِ، الشَّاخِصُ الَّذِی یَنْتَظِرُ مِنْکَ الْإِذْنَ، وَ حُلُولَ الْأَمْرِ

اسرافیل، صاحب صور، همان که چشم گشوده، منتظر اجازه و رسیدن فرمان توست.2/3

از روی ملاطفت نبودنِ انتظار خدا

لَمْ تَکُنْ أَنَاتُکَ عَجْزًا... وَ لَا انْتِظَارُکَ مُدَارَاهً

درنگ نمودن تو از روی ناتوانی نبوده است و به تأخیر انداختنت نه از روی نرمی کردن است.

22/46

در انتظار ایّام (دولت) ائمّه علیهم السلام

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی أَوْلِیَائِهِمُ... الْمُنْتَظِرِینَ أَیَّامَهُمُ

خداوندا و بر دوستان آنها که منتظران روزهای (دولت) ایشانند، درود فرست.64/47

انتظار ستمگر، و فرصت مناسب شکار

وَ کَمْ مِنْ بَاغٍ بَغَانِی بِمَکَایِدِهِ... وَ أَضْبَأَ إِلَیَّ إِضْبَاءَ السَّبُعِ لِطَرِیدَتِهِ انْتِظَارًا لِانْتِهَازِ الْفُرْصَهِ لِفَرِیسَتِهِ

و چه بسیار ستمگری که با نیرنگ هایش به من ستم کرد و همانند در کمین نشستن درنده ای برای شکارش، با چشم به راهی برای غنیمت دانستن وقت مناسبی برای شکار، در کمین من نشست.

7/49

انتقال جابه جایی

انتقال یابنده بودنِ همه در صفات، جز خدا

وَ مَنْ سِوَاکَ... مُتَنَقِّلٌ فِی الصِّفَاتِ

و غیر تو، در صفاتش دگرگون می باشد.

11/28

یاری الهی، در حرکت و انتقال

لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ

هیچ حرکت و نیرویی نیست، مگر به یاری خداوند بلندمرتبه بزرگ.25/46

انتقام کینه

عدم شتاب خداوند، در انتقام گرفتن

...لَمْ یُعَاجِلْنَا بِنِقْمَتِهِ

...در سرکوب ما عجله ننمود.21/1

وَ اسْتُرْنِی بِسِتْرِکَ کَمَا تَأَنَّیْتَنِی عَنِ الِانْتِقَامِ مِنِّی

و مرا با پوشش خود بپوشان، آنگونه که در انتقام از من درنگ فرمودی.12/31

قَدْ عَلِمْتُ أَنَّهُ لَیْسَ... فِی نَقِمَتِکَ عَجَلَهٌ

دانسته ام که در انتقام تو شتاب، نیست.

15/48

خیر بنده، در انتقام نگرفتن از ستمگر

ص : 133

اللَّهُمَّ وَ إِنْ کَانَتِ الْخِیَرَهُ لِی عِنْدَکَ فِی تَأْخِیرِ الْأَخْذِ لِی وَ تَرْکِ الِانْتِقَامِ مِمَّنْ ظَلَمَنِی إِلَی یَوْمِ الْفَصْلِ وَ مَجْمَعِ الْخَصْمِ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَیِّدْنِی مِنْکَ بِنِیَّهٍ صَادِقَهٍ وَ صَبْرٍ دَائِمٍ

خداوندا و اگر خیر من نزد تو در تأخیر گرفتن حقّم و به کیفر نرسیدن ستمگرم تا روز رستاخیر و محل جمع شدن دشمنان می باشد، پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا به نیّت صادقانه و شکیبایی دائم یاری ده.14/14

درآمدن به درگاه انتقام الهی، توسّط شیطان

...وَ أَخْرَجَنِی إِلَی فِنَاءِ نَقِمَتِکَ طَرِیدًا

...و مرا رانده شده، به سوی درگاه انتقامت درآورد. 13/32

علّت شتاب نکردن خدا، در انتقام

فَأَمَّا الْعَاصِی أَمْرَکَ وَ الْمُوَاقِعُ نَهْیَکَ فَلَمْ تُعَاجِلْهُ بِنَقِمَتِکَ لِکَیْ یَسْتَبْدِلَ بِحَالِهِ فِی مَعْصِیَتِکَ حَالَ الْإِنَابَهِ إِلَی طَاعَتِکَ

و امّا آنکه امر تو را سرپیچی کند و نهی تو را به جا آورد، پس به کیفرش شتاب نکردی، تا حال خود را در نافرمانی ات به حال طاعتت عوض کند.

14/37

عدم توانایی تحمّل انتقام الهی

فَإِنَّ قُوَّتِی لَا تَسْتَقِلُّ بِنَقِمَتِکَ

پس به درستی که نیروی من تاب انتقام تو را ندارد.5/39

انتقام گرفتن (از دشمنان خدا)، برای خدا

وَ لَا تَتَّخِذْنِی هُزُوًا لِخَلْقِکَ... وَ لَا مُمْتَهَنًا إِلَّا بِالِانْتِقَامِ لَکَ

و مرا سبب خنده آفریدگانت قرار نده و جز برای انتقام گرفتن برای تو، خدمت گزارم نگردان.

124/47

نشانه انتقام خدا نگشتن

لَا تَجْعَلْنِی... لِنَقِمَتِکَ نَصَبًا

مرا نشانه انتقام خود نگردان.16/48

بینایی خدا به ناتوانی بنده، از انتقام گرفتن

فَنَظَرْتَ یَا إِلَهِی إِلَی... عَجْزِی عَنِ الِانْتِصَارِ مِمَّنْ قَصَدَنِی بِمُحَارَبَتِهِ

ای خدای من، پس تو عجزم را از انتقام گرفتن از کسی که قصد جنگ با من نموده، مشاهده کردی.

5/49

پناهنده شدن به پناهگاه انتقام الهی

فَنَادَیْتُکَ یَا إِلَهِی... عَالِمًا أَنَّهُ... لَا یَفْزَعُ مَنْ لَجَأَ إِلَی

ص : 134

مَعْقِلِ انْتِصَارِکَ

ای خدای من، پس تو را خواندم، در حالی که می دانستم هر که به پناهگاه انتقام تو پناهنده شود، هراسی ندارد.10/49

انتها پایان

انجام دادن اجرا و نیز اقدام

مورد سؤال واقع نشدن خدا، از آنچه انجام می دهد

لَا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْأَلُونَ

از آنچه او انجام می دهد، بازخواست نشود و ایشان (آفریدگان) بازخواست شوند.7/1

لَا تُسْأَلُ عَمَّا تَفْعَلُ

تو از آنچه انجام می دهی، بازخواست نخواهی شد.13/49

خدا، انجام دهنده آنچه بخواهد

إِنَّکَ تَفْعَلُ مَا تَشَاءُ

همانا تو آنچه می خواهی انجام می دهی.

34/16

إِنَّکَ... الْفَعَّالُ لِمَا تُرِیدُ

به درستی که تو انجام دهنده هر چه بخواهی می باشی.18/27

إِنَّکَ فَعَّالٌ لِمَا تُرِیدُ

به درستی که تو هر آنچه را که بخواهی، به جا می آوری.19/44

انجام خدمت گزاریِ والدین

وَ لَا أَنَا بِقَاضٍ وَظِیفَهَ خِدْمَتِهِمَا

و من وظیفه خدمت گزاری ایشان را انجام نداده ام.11/24

انحراف کجی

انداختن افکندن

اندازه تقدیر

اندازه گیری

شناساندن اندازه آب ها، به فرشتگان

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ... الَّذِینَ عَرَّفْتَهُمْ مَثَاقِیلَ الْمِیَاهِ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگانی که وزن آب ها را به آنان شناسانده ای.16و11و10/3

به اندازه ذرّه ای به پادشاهی خدا نیفزودنِ عذاب بنده

وَ لَیْسَ عَذَابِی مِمَّا یَزِیدُ فِی مُلْکِکَ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ

و عذاب من، چیزی نیست که ذرّه ای بر پادشاهی تو بیفزاید.6/50

ص : 135

اندام بدن

استوار گرداندن اندام کردارها، در بندگان

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی... أَثْبَتَ فِینَا جَوَارِحَ الْأَعْمَالِ

و سپاس خدای را که اعضای (کار و) کردارها را در ما ثابت ساخت.20/1

فرونبردن اندام های بندگان، در معصیت خدا

لَا تَجْعَلْ لِشَیْءٍ مِنْ جَوَارِحِنَا نُفُوذًا فِی مَعْصِیَتِکَ

اعضای ما را در نافرمانی ات نفوذناپذیر کن.

6/9

حرکت اندام، در مسیر جلب پاداش الهی

وَ اجْعَلْ هَمَسَاتِ قُلُوبِنَا، وَ حَرَکَاتِ أَعْضَائِنَا وَ لَمحَاتِ أَعْیُنِنَا، وَ لَهَجَاتِ أَلْسِنَتِنَا فِی مُوجِبَاتِ ثَوَابِکَ

و رازهای دل هایمان و جنبش های اعضایمان و نگاه های زیرچشمی دیدگانمان و سخنان زبان هایمان را در آنچه باعث پاداش تو شود قرار ده.7/9

اندام ها در مسیر طاعت خداوند

وَ اشْغَلْ... جَوَارِحَنَا بِطَاعَتِکَ عَنْ کُلِّ طَاعَهٍ

و اعضای ما را به اطاعت خود از هر اطاعتی مشغول ساز.1/11

رنج نبردن اندام، در ثبت برخی اعمال

پاکیزه

فِی خِلَالِ ذَلِکَ مَا کَتَبَ لِیَ الْکَاتِبَانِ مِنْ زَکِیِّ الْأَعْمَالِ، مَا لَا قَلْبٌ فَکَّرَ فِیهِ... وَ لَا جَارِحَهٌ تَکَلَّفَتْهُ

در بین آن بیماریْ نویسندگان اعمال، کردارهای پاکیزه ای را برای من نوشتند، که نه دلی در آن اندیشیده و نه اندامی آن را با مشقّت انجام داده. 5/15

لرزش اندام بنده از شکوه خداوند

قَدْ تَرَی یَا إِلَهِی... انْتِقَاضَ جَوَارِحِی مِنْ هَیْبَتِکَ

ای خدای من، ناتوانی اندامم را از هیبت خود می بینی.19/16

اللَّهُمَّ فَارْحَمْ... اضْطِرَابَ أَرْکَانِی مِنْ هَیْبَتِکَ

خداوندا، پس به لرزش اندامم از شکوهت، رحم فرما.23/31

سنگین نگرداندن اندام بنده

وَ وَفِّقْنِی لِلنُّفُوذِ فِیما تُبَصِّرُنِی مِنْ عِلْمِهِ حَتَّی... لَا تَثْقُلَ أَرْکَانِی عَنِ الْحَفُوفِ فِیما أَلْهَمْتَنِیهِ

و مرا برای انجام به دانستنش بینایم می کنی، توفیق ده. تا اعضایم از انجامِ آنچه آن را به من الهام فرموده ای، سنگین نشود.3/24

سالم داشتن اندام فرزندان

عَافِهِمْ فِی أَنْفُسِهِمْ وَ فِی جَوَارِحِهِمْ

آنان را در جان و اعضا تندرستی ده.2/25

ص : 136

سست نمودن اندام دشمن، از جنگ

أَوْهِنْ أَرْکَانَهُمْ عَنْ مُنَازَلَهِ الرِّجَالِ

اندامشان را از جنگیدن با مردان سست گردان. 11/27

سالم ماندن اندام، از کیفر الهی

اللَّهُمَّ وَ إِنِّی أَتُوبُ إِلَیْکَ... تَوْبَهً تَسْلَمُ بِهَا کُلُّ جَارِحَهٍ عَلَی حِیَالِهَا مِنْ تَبِعَاتِکَ

خداوندا و همانا من به درگاهت توبه می کنم. توبه ای که با آن هر عضوی به سهم خود از کیفرهایت سالم مانَد.22/31

ثابت نمودن اندام، در تن بنده

أَثْبَتَّ فِیَّ الْجَوَارِحَ کَمَا نَعَتَّ فِی کِتَابِکَ...

در من اندام ها را پابرجا کردی. همچنانکه در کتاب خود وصف نمودی.23/32

عامل بازدارنده اندام، از ارتکاب گناه

اجْعَلِ الْقُرْآنَ... لِجَوَارِحِنَا عَنِ اقْتِرَافِ الْآثَامِ زَاجِرًا

قرآن را مانع برای اندام های ما از انجام گناهان، قرار ده.10/42

روزه و بازداشتن اندام از گناهان

أَعِنَّا عَلَی صِیَامِهِ بِکَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِیکَ، وَ اسْتِعْمَالِهَا فِیهِ بِمَا یُرْضِیکَ

ما را بر روزه اش، با نگهداری اعضا از گناهان

و به کار بردنش در آن ماه به آنچه تو را خوشنود می سازد، یاری فرما.6/44

از هم پاشیدن اندام

مَوْلَایَ وَ ارْحَمْنِی... حَالِی إِذَا... تَفَرَّقَتْ أَعْضَائِی

مولای من! بر حال من، هنگامی که اعضایم گسسته شود، رحم کن.6/53

اندرز پند

اندک

فزونی بخشیدن امّت مسلمانان، بر کسانی که اندک اند

وَ کَثَّرَنَا بِمَنِّهِ عَلَی مَنْ قَلَّ

و ما را با احسان خود، بر کسانی که اندک بودند، فزونی بخشید.2/2

اندک بودن درخواست بسیار بنده، نزد خدا

وَ عَلِمْتُ أَنَّ کَثِیرَ مَا أَسْأَلُکَ یَسِیرٌ فِی وُجْدِکَ

و دانستم هر چه از تو زیاد درخواست کنم نزد (دارایی) تو اندک است.19/13

اندک بودن هر ناپسندی، در برابر خشم خدا

ص : 137

فَکُلُّ مَکْرُوهٍ جَلَلٌ دُونَ سَخَطِکَ

پس هر ناپسندی در مقابل خشم تو اندک است.9/14

اندک نبودن آنچه پایانش همیشگی است

وَ غَیْرُ قَلِیلٍ مَا عَاقِبَتُهُ الْبَقَاءُ

و آنچه فرجامش بقاست، کم نیست.3/18

کم و ناگوار بودن بخشش خویشان

إِنْ أَلْجَأْتَنِی إِلَی قَرَابَتِی حَرَمُونِی، وَ إِنْ أَعْطَوْا أَعْطَوْا قَلِیلًا نَکِدًا

اگر مرا به خویشانم محتاج سازی، محرومم کنند و اگر عطا کنند، اندک و ناگوار عطا کرده اند.

3/22

اندک دانستن نیکوکاری خود، درباره والدین

وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوَالِدَیَّ وَ بِرِّی بِهِمَا أَقَرَّ لِعَیْنِی مِنْ رَقْدَهِ الْوَسْنَانِ... حَتَّی... أَسْتَقِلَّ بِرِّی بِهِمَا وَ إِنْ کَثُرَ

و اطاعت از پدر و مادرم و نیکوکاری به آن دو را در نظرم، از خوابِ خواب آلوده، خوش تر قرار ده. تا نیکی خود را درباره ایشان - اگرچه بسیار باشد - اندک بدانم.5/24

بسیار شمردن نیکویی اندک والدین

وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوَالِدَیَّ وَ بِرِّی بِهِمَا أَقَرَّ لِعَیْنِی مِنْ

رَقْدَهِ الْوَسْنَانِ... حَتَّی... أَسْتَکْثِرَ بِرَّهُمَا بِی وَ إِنْ قَلَّ

و اطاعت از پدر و مادرم و نیکوکاری به آن دو را در نظرم، از خوابِ خواب آلوده، خوش تر قرار ده. تا نیکی ایشان را درباره خود - اگرچه اندک باشد - بسیار شمارم.5/24

اندک نمایی دشمن، در چشم مجاهد

فَإِذَا صَافَّ عَدُوَّکَ وَ عَدُوَّهُ فَقَلِّلْهُمْ فِی عَیْنِهِ

پس هرگاه با دشمن تو و دشمن خودش روبرو شد، آنها را در چشمش اندک نما.15/27

اندکیِ طاعت بنده، از خدا

قَلَّ عِنْدِی مَا أَعْتَدُّ بِهِ مِنْ طَاعَتِکَ

طاعتی که به شمار آورم، نزد من کم است.

10/32

خدا، پاداش دهنده سپاس اندک

إِنَّکَ... الْقَابِلُ یَسِیرَ الْحَمْدِ، الشَّاکِرُ قَلِیلَ الشُّکْرِ

همانا تو قبول کننده سپاس اندک، (و) پاداش دهنده شکر کم، هستی.7/36

پاداش خداوند، به طاعت کم

وَ تُثِیبُ عَلَی قَلِیلِ مَا تُطَاعُ فِیهِ

و بر اندکْ طاعتی که از تو شود، پاداش می دهی.6/37

جزای خداوند، به عمل اندک

ص : 138

تَشْکُرُ یَسِیرَ مَا شَکَرْتَهُ

اندک کاری را که پذیرفتی، جزا می دهی.

6/37

یَا مَنْ... یَشْکُرُ یَسِیرَ مَا یُعْمَلُ لَهُ

ای کسی که اندک عملی را که برای او انجام می شود، سپاس می دارد.6/46

یَا مَنْ یَشْکُرُ عَلَی الْقَلِیلِ وَ یُجَازِی بِالْجَلِیلِ

ای کسی که (عمل) کم را سپاس می گذارد و پاداش بزرگ می دهد.7/46

خوشنودی خدا، به کمتر از استحقاقش

فَجَمِیعُ مَا أَخَّرْتَ عَنْهُ مِنَ الْعَذَابِ... تَرْکٌ مِنْ حَقِّکَ، وَ رِضًی بِدُونِ وَاجِبِکَ

پس هر عذابی که از او به تأخیر انداخته ای، ترک کردن حقّ خود و راضی شدن به کمتر از شایستگی خودت بوده است.15/37

اندکیِ نیکی های بنده، در بین بدی هایش

تَفْعَلْ ذَلِکَ یَا إِلَهِی بِمَنْ خَوْفُهُ مِنْکَ أَکْثَرُ مِنْ طَمَعِهِ فِیکَ... لَا أَنْ یَکُونَ... طَمَعُهُ اغْتِرَارًا، بَلْ لِقِلَّهِ حَسَنَاتِهِ بَیْنَ سَیِّئَاتِهِ

ای خدای من، با کسی چنین رفتار می کنی که ترسش از تو، بیش از طمعش از توست. نه اینکه طمعش از روی فریب خوردن باشد. بلکه برای آنست که نیکی هایش میان بدی هایش اندک است.

12/39

ادای اندکی (از عبادات)، در ماه رمضان

وَ أَدَّیْنَا فِیهِ قَلِیلًا مِنْ کَثِیرٍ

و در آن اندکی از بسیار را انجام دادیم.

44/45

احسان فراوان خداوند و شکر اندک بنده

إِحْسَانُکَ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ تُشْکَرَ عَلَی أَقَلِّهِ

احسان تو افزون تر از آنست که بر کمترین آن شکر توان کرد.23و22/46

کمترین کمتران بودن بنده، پس از اعتراف

وَ أَنَا بَعْدُ أَقَلُّ الْأَقَلِّینَ

و من بعد از این، کمترین کمترانم.75/47

اندک بودن قدر و منزلت بنده

فَارْحَمْنِی اللَّهُمَّ فَإِنِّی امْرُؤٌ حَقِیرٌ، وَ خَطَرِی یَسِیرٌ

پس خداوندا، بر من رحم کن. زیرا من فردی حقیرم، و منزلتم اندک است.6/50

اندک شمردن کردار خود

اللَّهُمَّ إِنِّی أُصْبِحُ وَ أُمْسِی مُسْتَقِلًّا لِعَمَلِی

خداوندا، من شب را به صبح و صبح را به شام می آورم، در حالی که عملم را اندک می بینم.

7/52

اندک بودن اندیشه بنده

ص : 139

فَأَسْأَلُکَ یَا مَوْلَایَ سُوءَالَ مَنْ... فِکْرُهُ قَلِیلٌ لِمَا هُوَ صَائِرٌ إِلَیْهِ

پس - ای مولای من - از تو درخواست می کنم، درخواست کسی که اندیشه اش برای آنچه به سوی آن بازمی گردد، اندک است.8/52

اندوخته ذخیره

اندوه

آسان نمودن اندوه جان کندن

وَ تُهَوِّنَ عَلَیْهِمْ کُلَّ کَرْبٍ یَحُلُّ بِهِمْ یَوْمَ خُرُوجِ الْأَنْفُسِ مِنْ أَبْدَانِهَا

و در آن روز که جان ها از تن بیرون رود، هر اندوهی را بر ایشان آسان گردانی.17/4

وَ هَوِّنْ بِالْقُرْآنِ عِنْدَ الْمَوْتِ عَلَی أَنْفُسِنَا کَرْبَ السِّیَاقِ

و به وسیله قرآن هنگام مرگ، دشواری جان کندن را بر ما آسان گردان.13/42

شکست دادن تسلّط غم و اندوه

وَ اکْسِرْ عَنِّی سُلْطَانَ الْهَمِّ بِحَوْلِکَ

و به توانایی ات سلطه غم و اندوه را بر من بشکن.8/7

غم و اندوه، بازدارنده عمل به واجبات و مستحبّات

وَ لَا تَشْغَلْنِی بِالاِهْتِ_مَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِکَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنَّتِکَ

و مرا به سبب غم و اندوه از رعایت واجبات و انجام سنّت خود بازمدار.9/7

توانایی خداوند، بر دفع اندوه بنده

وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَیَّ هَمًّا، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَی کَشْفِ مَا مُنِیتُ بِهِ

و از آنچه برایم رخ داده از غم و اندوه پر گشته ام و تو بر دفع آنچه به آن گرفتار شده ام توانایی.10/7

رهایی یافتن از اندوه

وَ اجْعَلْ... خَلَاصِی مِنْ کَرْبِی إِلَی رَوْحِکَ

و رهایی از اندوهم را به بخشایشت قرار ده.

6/15

خدا، شادی هر اندوهگین

وَ یَا فَرَجَ کُلِّ مَکْرُوبٍ کَئِیبٍ

و ای گشایش دهنده هر دلتنگ اندوهگین.

4/16

خدا، یاور بنده اندوهگین

اللَّهُمَّ أَنْتَ عُدَّتِی إِنْ حَزِنْتُ

خداوندا اگر اندوهگین شوم، مایه دلخوشی ام تویی. 20/20

ص : 140

غم های سخت بنده و فریادرسی خداوند

وَ بِکَ اسْتِغَاثَتِی إِنْ کَرِثْتُ

و اگر اندوه مرا فراگیرد، از تو فریادرسی خواهم. 20/20

اندوهگین نشدن بنده، از منع الهی

وَ اجْعَلْ ثَنَائِی عَلَیْکَ... حَتَّی... لَا أَحْزَنَ عَلَی مَا مَنَعْتَنِی فِیهَا

و ستایش مرا ویژه خودت قرار ده. تا به آنچه مرا از آن بازداشته ای، غمگین نگردم.9/21

روزی بنده نمودنِ اندوه کیفر

وَ ارْزُقْنِی خَوْفَ غَمِّ الْوَعِیدِ

و ترسِ اندوهِ وعده ها(ی عذاب) را روزی ام فرما.9/22

رهاندن مجاهد، از غمِ تنهایی

وَ أَجِرْهُ مِنْ غَمِّ الْوَحْشَهِ

و او را از اندوه تنهایی حفظ کن.13/27

پاداش اندوهگینی مسلمان، از گرد آمدن مشرکان

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا مُسْلِمٍ... أَحْزَنَهُ تَحَزُّبُ أَهْلِ الشِّرْکِ عَلَیْهِمْ... فَاکْتُبِ اسْمَهُ فِی الْعَابِدِینَ...

خداوندا و هر مسلمانی که اجتماع مشرکان بر ضدّ ایشان، اندوهگینش نمود، پس نام او را در

عبادت کنندگان بنویس.17/27

پناه بردن به خدا، از اندوه قرض

وَ أَعُوذُ بِکَ، یَا رَبِّ، مِنْ هَمِّ الدَّیْنِ وَ فِکْرِهِ

و به تو پناه می برم - ای پروردگارم - از اندوه و اندیشه وام.2/30

نجات از اندوه، در روز رستاخیز

وَ نَجِّنَا بِهِ مِنْ کُلِّ کَرْبٍ یَوْمَ الْقِیَامَهِ...

و ما را به وسیله آن (قرآن)، در روز رستاخیز از هر اندوهی نجات ده.15/42

اندوهناک شدن روزه داران، از رفتن ماه رمضان

فَنَحْنُ مُوَدِّعُوهُ وِدَاعَ مَنْ... غَمَّنَا وَ أَوْحَشَنَا انْصِرَافُهُ عَنَّا

پس آن را وداع می گوییم، وداع از کسی که رفتنش از (میان) ما، اندوهگین و بیمناکمان می سازد.23/45

السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ... مَحْزُونٍ عَلَیْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ

درود بر تو که پیش از از دست رفتنش، بر آن اندوه خورند.38/45

پناه بردن به خدا، از اندوه عقاب

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا خَوْفَ عِقَابِ الْوَعِیدِ... حَتَّی نَجِدَ... کَأْبَهَ مَا نَسْتَجِیرُکَ مِنْهُ

ص : 141

خداوندا ترسِ کیفرِ هشدارداده شده را روزی ما گردان. تا اندوه آنچه از آن به تو پناه می بریم، دریابیم. 53/45

اندوهگین نمیراندن بنده

وَ لَا تُهْلِکْنِی یَا إِلَهِی غَمًّا حَتَّی تَسْتَجِیبَ لِی

و ای خدای من، مرا اندوهگین نمیران، تا اینکه اجابتم کنی.14/48

خدا، دورکننده غم و اندوه

وَ نَفِّسْنِی

و اندوهم را برطرف کن.16/48

وَ افْرُجْ هَمِّی، وَ اکْشِفْ غَمِّی

و اندوه مرا برطرف کن و غمم را بزدا.

1/54

غصّه و اندوه، گلوگیر حسود

وَ کَمْ مِنْ حَاسِدٍ قَدْ شَرِقَ بِی بِغُصَّتِهِ

و چه بسیار حسودی که به خاطر من اندوهش گلوگیر او شد.9/49

خداوند، بردارنده پرده های اندوه

وَ کَمْ مِنْ... غَوَاشِی کُرُبَاتٍ کَشَفْتَهَا

و چه بسیار پرده های اندوه که برداشتی.

11/49

شِکوه نمودن به خدا، از بسیاری اندوه ها

أَشْکُو إِلَیْکَ یَا إِلَهِی... کَثْرَهَ هُمُومِی

ای خدای من، از بسیاری اندوه هایم، به تو شکایت می کنم.10/51

اندیشه

ناتوانی اندیشه ها، از توصیف خداوند

الْحَمْدُ لِلَّهِ... الَّذِی... عَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ أَوْهَامُ الْوَاصِفِینَ

سپاس خدای را، همان که پندارهای وصف کنندگان از وصفش عاجز است.2و1/1

نیندیشیدن درباره اعمال پاکیزه ثبت شده، هنگام بیماری

وَ فِی خِلَالِ ذَلِکَ مَا کَتَبَ لِیَ الْکَاتِبَانِ مِنْ زَکِیِّ الْأَعْمَالِ، مَا لَا قَلْبٌ فَکَّرَ فِیهِ

و در بین آن بیماریْ نویسندگان اعمال، کردارهای پاکیزه ای را برای من نوشتند، که دلی در آن نیندیشیده.5/15

تفکّر در قدرت الهی

اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ فِی رُوعِی... تَفَکُّرًا فِی قُدْرَتِکَ

خداوندا به جای آنچه شیطان در دل من می افکند، اندیشه در قدرتت را قرار ده.13/20

ص : 142

اندیشه در مالی فتنه انگیز

وَ امْحُ عَنْ قُلُوبِهِمْ خَطَرَاتِ الْمَالِ الْفَتُونِ

و اندیشه مال فتنه انگیز را از دلشان برطرف کن.4/27

وام و پراکندگی فکر بنده

وَ هَبْ لِیَ الْعَافِیَهَ مِنْ دَیْنٍ... یَتَشَعَّبُ لَهُ فِکْرِی

و مرا معاف دار، از وامی که فکرم برای آن پریشان گردد.1/30

اندیشه قرض

وَ أَعُوذُ بِکَ، یَا رَبِّ، مِنْ هَمِّ الدَّیْنِ وَ فِکْرِهِ

و به تو پناه می برم - ای پروردگارم - از اندوه و اندیشه وام.2/30

اندیشیدن در مخالفت با پروردگار

وَ فَکَّرَ فِیما خَالَفَ بِهِ رَبَّهُ

و در آنچه با آن پروردگارش را مخالفت کرده، اندیشید. 7/31

توبه از اندیشه بد

اللَّهُمَّ وَ إِنِّی أَتُوبُ إِلَیْکَ مِنْ کُلِّ مَا خَالَفَ إِرَادَتَکَ، أَوْ زَالَ عَنْ مَحَبَّتِکَ مِنْ خَطَرَاتِ قَلْبِی، وَ لَحَظَاتِ عَیْنِی

خداوندا و همانا من از هر چه مخالف خواسته تو یا دور از دوستی توست؛ از اندیشه های دلم و نگاه های چشمم، به درگاهت

توبه می کنم.22/31

اللَّهُمَّ إِنَّا نَتُوبُ إِلَیْکَ... مِنْ کُلِّ... خَاطِرِ شَرٍّ أَضْمَرْنَاهُ

خداوندا ما از هر اندیشه بدی که در دل داشته ایم، به درگاه تو توبه می کنیم.52/45

اندیشه در کبریایی خداوند

وَ حَارَتْ فِی کِبْرِیَائِکَ لَطَائِفُ الْأَوْهَامِ

و تصوّرهای دقیق در بزرگواری ات سرگردان گشته. 7/32

آراسته شدن خطا، با اندیشه بد

وَ سَوَّلَ لِیَ الْخَطَاءَ خَاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ

و اندیشه بدْ خطا را برای من آراست، پس (از فرمان تو) کوتاهی نمودم.16/32

قرآن، حافظ بندگان از خطور اندیشه های وسوسه انگیز

اجْعَلِ الْقُرْآنَ لَنَا... مِنْ نَزَغَاتِ الشَّیْطَانِ وَ خَطَرَاتِ الْوَسَاوِسِ حَارِسًا

قرآن را نگهبان ما، از وسوسه های شیطان و از اندیشه های بد، قرار ده.10/42

وَ احْجُبْ بِهِ خَطَرَاتِ الْوَسَاوِسِ عَنْ صِحَّهِ ضَمَائِرِنَا

و با آن خاطره های وسوسه انگیز را از درون سالم ما بازدار.11/42

راهنمایی خداوند، و رسیدن اندیشه ها به

ص : 143

حقایق

وَ أَنْتَ الَّذِی دَلَلْتَهُمْ بِقَوْلِکَ مِنْ غَیْبِکَ... عَلَی مَا لَوْ سَتَرْتَهُ عَنْهُمْ... لَمْ تَلْحَقْهُ أَوْهَامُهُمْ

و تویی آنکه ایشان را با سخن غیبی خود، راهنمایی به چیزی کردی که اگر آن را از نظرشان می پوشاندی، اندیشه هایشان به آن نمی رسید.

14/45

درماندن اندیشه ها، از ادراک ذات خدا

أَنْتَ الَّذِی قَصُرَتِ الْأَوْهَامُ عَنْ ذَاتِیَّتِکَ

تویی آنکه اندیشه ها از حقیقت ذات تو قاصرند. 18/47

کمین گرفتن دشمن، و تفکّر ننمودن بنده درباره آن

فَنَظَرْتَ یَا إِلَهِی إِلَی... وَحْدَتِی فِی کَثِیرِ عَدَدِ مَنْ نَاوَانِی، وَ أَرْصَدَ لِی بِالْبَلَاءِ فِیما لَمْ أُعْمِلْ فِیهِ فِکْرِی

ای خدای من، پس تو تنهایی ام را در برابر (سپاهیانِ) بی شمار کسی که با من دشمنی کرده و برای گرفتار ساختنم در آنچه درباره آن نیندیشیده ام، در کمین نشسته، مشاهده کردی.

5/49

اندیشیدن ستمگر و دام او

وَ رَدَدْتَهُ فِی مَهْوَی حُفْرَتِهِ، فَانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطَالَتِهِ ذَلِیلًا فِی رِبَقِ حِبَالَتِهِ الَّتِی کَانَ یُقَدِّرُ أَنْ یَرَانِی فِیهَا

و او را در پرتگاه گودالش بازگرداندی، تا پس از آن همه گردن کشی، با خواری در بند دامی که در نظر داشت مرا در آن ببیند، درآمد.8/49

اندیشه اندک بنده، نسبت به آخرت

فَأَسْأَلُکَ یَا مَوْلَایَ سُوءَالَ مَنْ... فِکْرُهُ قَلِیلٌ لِمَا هُوَ صَائِرٌ إِلَیْهِ

پس - ای مولای من - از تو درخواست می کنم، درخواست کسی که اندیشه اش برای آنچه به سوی آن بازمی گردد، اندک است.8/52

انذار

بیم داشتن از انذار الهی

اجْعَلْ... حَذَرِی مِنْ إِعْذَارِکَ وَ إِنْذَارِکَ

بیم مرا از مهلت دادن ها و ترساندنهایت، قرار ده. 122/47

انزوا تنهایی

اُنس

هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله ، از محل انسش

وَ هَاجَرَ إِلَی... مَحَلِّ النَّأْیِ عَنْ... مَأْنَسِ نَفْسِهِ

و از جای انس گرفتنش، به محل دور هجرت نمود.16/2

ص : 144

انس گرفتن مرزداران اسلام، با یکدیگر

وَ أَلِّفْ جَمْعَهُمْ

و جمعشان را الفت ده.2/27

انس گرفتن با:

أ. خداوند

یَا أُنْسَ کُلِّ مُسْتَوْحِشٍ غَرِیبٍ

ای آرامِ دل هر وحشت زده دور از وطن.

4/16

وَ هَبْ لِیَ الْأُنْسَ بِکَ

و انس با خودت را به من ببخش.

11/21

...بَلِ اجْعَلْ سُکُونَ قَلْبِی وَ أُنْسَ نَفْسِی وَ اسْتِغْنَائِی وَ کِفَایَتِی بِکَ

...بلکه آرامش دلم و انس جانم و بی نیازی ام و کفایتم را به خود قرار ده.

12/21

وَ اعْمُرْ لَیْلِی بِإِیقَاظِی فِیهِ لِعِبَادَتِکَ... وَ تَجَرُّدِی بِسُکُونِی إِلَیْکَ

و شبم را با بیدار ساختنم برای بندگی ات، و کوشش کردنم برای خو گرفتن با تو، آباد گردان.123/47

ب. دوستان خدا و پیروان او

هَبْ لِیَ الْأُنْسَ بِکَ وَ بِأَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ طَاعَتِکَ

انس با خودت و دوستانت و فرمانبرانت را به من ببخش.11/21

ج. نیکان خلق

...بَلِ اجْعَلْ سُکُونَ قَلْبِی وَ أُنْسَ نَفْسِی وَ اسْتِغْنَائِی وَ کِفَایَتِی بِکَ وَ بِخِیَارِ خَلْقِکَ

...بلکه آرامش دلم و انس جانم و بی نیازی ام و کفایتم را به خود و آفریدگان خوبت قرار ده.12/21

د. مرگ

وَ آنِسْنَا بِهِ قَادِمًا

و ما را به آن تازه وارد (مرگ)، انس ده.

4/40

ه_. قرآن

وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ لَنَا فِی ظُلَمِ اللَّیَالِی مُونِسًا

و قرآن را مونس ما در تاریکی های شب قرار ده.10/42

و. رمضان

السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ أَلِیفٍ آنَسَ مُقْبِلًا فَسَرَّ

درود بر تو همدمی که چون روی آورد، دل ها را آرام نمود و شادمان ساخت.27/45

انسان

پناه بردن به خدا، از شرّ هر جنّ و انس

ص : 145

وَ أَعِذْنِی وَ ذُرِّیَّتِی... مِنْ شَرِّ کُلِّ مَنْ نَصَبَ لِرَسُولِکَ وَ لِأَهْلِ بَیْتِهِ حَرْبًا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ

و من و فرزندانم را از شرّ هر جنّ و انس که برای پیامبرت و خاندان او جنگی به پا نمودند، پناه ده.6/23

درود جنّ و انس، بر محمّد صلی الله علیه و آله و آل او

رَبِّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاهً... تَشْتَمِلُ عَلَی صَلَوَاتِ عِبَادِکَ مِنْ جِنِّکَ وَ إِنْسِکَ وَ أَهْلِ إِجَابَتِکَ

پروردگار من، بر محمّد و خاندانش درود فرست، درودی که درودهای بندگانت از جن و اِنست و اجابت کنندگان دعوتت را شامل شود.

54/47

انسانیّت

حدود انسانیّت و مرز حیوانیّت

وَ لَوْ کَانُوا کَذَلِکَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِیَّهِ إِلَی حَدِّ الْبَهِیمِیَّهِ

و اگر چنین بودند، از مرزهای انسانیّت خارج شده، به مرز حیوانیّت رومی آوردند.9/1

انصاف عدل

انفاق

اثر و نتیجه انفاق

وَ أَصِبْ بِی سَبِیلَ الْهِدَایَهِ لِلْبِرِّ فِیما أُنْفِقُ مِنْهُ

و مرا در آنچه از آن دارایی انفاق می کنم، به راه رستگاری برسان.23/20

انفاق در راه های خیر

وَ وَجِّهْ فِی أَبْوَابِ الْبِرِّ إِنْفَاقِی

و انفاق نمودنم را در مسیرهای خیر قرار ده.

3/30

انفاق کنندگان اموال، در راه خدا

وَ قُلْتَ: مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ، وَ اللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ

و فرمودی: «داستان کسانی که دارایی هایشان را در راه خدا می بخشند، مانند داستان دانه ایست که هفت خوشه رویانده، که در هر خوشه صد دانه باشد و خدا برای هر که بخواهد، چندین برابر می کند.»13/45

انقضا گذشته

انقطاع بریدن

انقیاد فرمانبری

انکار

ائمه علیهم السلام ، گواه بر منکران (دین)

ص : 146

جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَی مَنْ جَحَدَ

ما را بر کسانی که انکار کرده اند، شاهد گردانْد.

2/2

نزدیکان محمّد صلی الله علیه و آله و انکار خداوند

وَ أَقْصَی الْأَدْنَیْنَ عَلَی جُحُودِهِمْ

و نزدیکان را بر اثر انکارشان، دور نمود.

9/2

انکار کردار شیطان

اللَّهُمَّ وَ أَشْرِبْ قُلُوبَنَا إِنْکَارَ عَمَلِهِ

خداوندا و دل های ما را از انکار او سیراب ساز.8/17

منکر احسان الهی

فَقَصَّرَ عَمَّا أَمَرْتَ بِهِ تَفْرِیطًا... کَالْمُنْکِرِ فَضْلَ إِحْسَانِکَ إِلَیْهِ...

پس با سهل انگاری از آنچه امر کرده ای کوتاهی کرده. مانند انکارکننده بسیاری فضل تو به خودش.

7و6/31

کیفر بنده و انکار نکردن عدل الهی

لَا یُنْکِرُ یَا إِلَهِی عَدْلَکَ إِنْ عَاقَبْتَهُ

ای خدای من، اگر او را عقوبت دهی، عدل تو را انکار نمی کند.10/31

بنده و عدم انکار شایستگی کیفر الهی

إِنَّکَ إِنْ تَفْعَلْ ذَلِکَ یَا إِلَهِی تَفْعَلْهُ بِمَنْ لَا یَجْحَدُ اسْتِحْقَاقَ عُقُوبَتِکَ

ای خدای من، به درستی که تو اگر چنین کنی، آن را درباره کسی انجام می دهی، که شایستگی عقوبت تو را انکار نمی کند.11/39

اوّل

اوّل بودن خداوند

الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ بِلَا أَوَّلٍ کَانَ قَبْلَهُ

سپاس خدای را، اوّلی که پیش از او اوّلی نبوده است.1/1

عَزَّ سُلْطَانُکَ عِزًّا لَا حَدَّ لَهُ بِأَوَّلِیَّهٍ

فرمانروایی تو، چنان با عزّت است، که حدّی برای اوّلش نیست.4/32

کَذَلِکَ أَنْتَ اللَّهُ الْأَوَّلُ فِی أَوَّلِیَّتِکَ

چنین است که تو خدایی هستی که در اوّلیتِ خود اوّلی.8/32

وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، الْأَوَّلُ قَبْلَ کُلِّ أَحَدٍ

و تویی خدایی که جز تو معبودی نیست. نخستین پیش از هر کس.9/47

اوّلین درخواست کننده از خدا

فَمَا أَنَا بِأَوَّلِ رَاغِبٍ رَغِبَ إِلَیْکَ فَأَعْطَیْتَهُ وَ هُوَ یَسْتَحِقُّ الْمَنْعَ

ص : 147

پس من اوّلین روآورنده نیستم که به تو روآورده و به او بخشش کردی، با اینکه سزاوار منع است.20/13

آتش، جزای اوّلین معصیت

وَ إِنْ کُنْتَ تَغْفِرُ لِی حِینَ أَسْتَوْجِبُ مَغْفِرَتَکَ... فَإِنَّ ذَلِکَ غَیْرُ وَاجِبٍ لِی بِاسْتِحْقَاقٍ... إِذْ کَانَ جَزَائِی مِنْکَ فِی أَوَّلِ مَا عَصَیْتُکَ النَّارَ

و اگر مرا بیامرزی هنگامی که مستوجب آمرزش تو باشم، پس بدرستی که آن از سزاوار بودن من نیست. زیرا کیفر من در نخستین گناهی که کردم، آتش بود.31/16

اوّلین توبه کننده

وَ إِنْ یَکُنِ التَّرْکُ لِمَعْصِیَتِکَ إِنَابَهً فَأَنَا أَوَّلُ الْمُنِیبِینَ

و اگر ترک معصیت تو، بازگشت است، پس من نخستین بازگشت کننده ام.28/31

سزاواری همه کیفرها، با اوّلین معصیت

وَ لَقَدْ کَانَ یَسْتَحِقُّ فِی أَوَّلِ مَا هَمَّ بِعِصْیَانِکَ کُلَّ مَا أَعْدَدْتَ لِجَمِیعِ خَلْقِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ

و حال آنکه او در آغاز که همّت نافرمانی تو نمود، همه عقوبت های تو را که برای همه آفریدگانت آماده ساختی، سزاوار می شد.

14/37

درخواست دوام (نعمت) اوّل

لَکَ الْحَمْدُ... حَمْدًا یُسْتَدَامُ بِهِ الْأَوَّلُ

سپاس برای توست. سپاسی که دوام اوّلین، به وسیله آن درخواست گردد.38و36/47

درودی با آغازی بی حدّ، بر محمّد صلی الله علیه و آله و آل او

رَبِّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ صَلَاهً لَا أَمَدَ فِی أَوَّلِهَا

پروردگار من، بر او و بر آنها درود فرست، درودی که مرزی در اوّلش نباشد.58/47

جفت کردن اوایل نعمت های الهی، با اواخر آنها

وَ اشْفَعْ لِی أَوَائِلَ مِنَنِکَ بِأَوَاخِرِهَا

و برای من اولین نعمت هایت را، با آخِرین آن توأم ساز.121/47

اولی الارحام خویشان

اولی الامر پیشوا

اهانت

تغییر معاشرتِ اهانت آمیز، به معاشرت نیک

أَبْدِلْنِی... مِنْ رَدِّ الْمُلَابِسِینَ کَرَمَ الْعِشْرَهِ

درباره من اهانت معاشران را به معاشرتِ نیک مبدّل فرما.7/20

ص : 148

اهتمام کوشش

مورد اهتمام خدا قرار گرفتن

وَ بَلِّغْنِی مَبَالِغَ مَنْ عُنِیتَ بِهِ

و مرا به درجات کسی رسان که به او عنایت داشته ای.105/47

اهل خویشان

اهل بیت علیهم السلام

درود خداوند، بر محمد صلی الله علیه و آله و اهل بیت او علیهم السلام

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ... وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ

خداوندا بر محمّد و بر خانواده پاک و پاکیزه او درود فرست.15/17

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ... وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّاهِرِینَ

خداوندا بر محمّد و بر خاندان پاکش درود فرست.1/24

فَإِنِّی لَمْ آتِکَ ثِقَهً مِنِّی بِعَمَلٍ صَالِحٍ قَدَّمْتُهُ، وَ لَا شَفَاعَهِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ إِلَّا شَفَاعَهَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ سَلَامُکَ

پس به درستی که من با اطمینان به عمل شایسته ای که پیش فرستاده باشم و شفاعتِ آفریده ای که به او امید بسته باشم به درگاه تو

نیامده ام، جز شفاعت محمّد و خانواده او - که درود تو بر او و بر ایشان باد - .6/48

برپایی جنگ علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت او علیهم السلام

وَ أَعِذْنِی وَ ذُرِّیَّتِی... مِنْ شَرِّ کُلِّ مَنْ نَصَبَ لِرَسُولِکَ وَ لِأَهْلِ بَیْتِهِ حَرْبًا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ

و من و فرزندانم را از شرّ هر جنّ و انس که برای پیامبرت و خاندان او جنگی به پا نمودند، پناه ده.6/23

درود خداوند، بر پاکیزه تران اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله

رَبِّ صَلِّ عَلَی أَطَائِبِ أَهْلِ بَیْتِهِ...

پروردگار من، بر پاکیزه تران خانواده اش درود فرست.56/47

امید به شفاعت محمّد صلی الله علیه و آله و اهل بیت او علیهم السلام

فَإِنِّی لَمْ آتِکَ ثِقَهً مِنِّی بِعَمَلٍ صَالِحٍ قَدَّمْتُهُ، وَ لَا شَفَاعَهِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ إِلَّا شَفَاعَهَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ سَلَامُکَ

پس به درستی که من با اطمینان به عمل شایسته ای که پیش فرستاده باشم و شفاعتِ آفریده ای که به او امید بسته باشم به درگاه تو نیامده ام، جز شفاعت محمّد و خانواده او - که

ص : 149

درود تو بر او و بر ایشان باد - .6/48

ایجاد اختراع

ایستادن قیام

در ملک خدا بودنِ هر ایستاده ای

وَ أَصْبَحَتِ الْأَشْیَاءُ کُلُّهَا بِجُمْلَتِهَا لَکَ... مُقِیمُهُ وَ شَاخِصُهُ

و صبح کردند همه چیز از ثابت و رونده و همه از آنِ تو هستیم.9/6

ایستادن به درگاه خدا

فَهَا أَنَا ذَا یَا إِلَهِی وَاقِفٌ بِبَابِ عِزِّکَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ الذَّلِیلِ

پس ای خدای من، به درگاه عزّت تو همچون فرمانبری خوار، ایستاده ام.4/12

...فَقَامَ إِلَیْکَ بِقَلْبٍ طَاهِرٍ نَقِیٍّ

...پس با دلی پاک و پاکیزه به سوی تو برخاسته. 8/12

إِلَهِی... لَا تَجْبَهْنِی بِالرَّدِّ وَ قَدِ انْتَصَبْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ

خدای من در حالی که در پیشگاه تو ایستاده ام دست رد بر پیشانی ام نزن.17/16

ایستادن بنده، بین دعوت خدا و شیطان

وَ مَنْ... أَشَدُّ إِقْدَامًا عَلَی السُّوءِ مِنِّی حِینَ أَقِفُ بَیْنَ

دَعْوَتِکَ وَ دَعْوَهِ الشَّیْطَانِ...

و چه کسی از من بر اعمال زشت بی باک تر است، هنگامی که بین دعوت تو و دعوت شیطان می ایستم؟23/16

ایستادن در برابر خدا، تا ورم کردن پاها

یَا إِلَهِی لَوْ... قُمْتُ لَکَ حَتَّی تَتَنَشَّرَ قَدَمَایَ... مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِکَ مَحْوَ سَیِّئَهٍ وَاحِدَهٍ مِنْ سَیِّئَاتِی

ای خدای من اگر آنقدر در برابر تو بایستم تا پاهایم ورم کند، باز هم با آن همه، سزاوار از بین بردن بدی ای از بدی هایم نیستم.30/16

ایستادن در برابر خدا، با زاری

فَمَثَلَ بَیْنَ یَدَیْکَ مُتَضَرِّعًا

پس زاری کنان در پیشگاهت ایستاده است.

9/31

به پا ایستادن بنده، با امید به خدا و ترس از او

فَتَلَقَّاکَ بِنَفْسٍ خَاشِعَهٍ... وَاقِفًا بَیْنَ الرَّغْبَهِ إِلَیْکَ وَ الرَّهْبَهِ مِنْکَ

پس با وجودی فروتنْ پیش روی توست، در حالی که میان (دو راهیِ) میل به تو و ترس از تو ایستاده است.19/32

ایستادگی بر احکام خدا

ص : 150

اللَّهُمَّ وَ مَنْ... قَامَ بِحُدُودِهِ حَقَّ قِیَامِهَا... فَهَبْ لَنَا مِثْلَهُ مِنْ وُجْدِکَ

خداوندا و هر کس حدودش را آن طوری که حقّش بوده به پا داشته؛ پس از (توانگری) نزد خودت، مانند آن را به ما ببخش.50/45

ایمان

حقیقت ایمان و علاقه به پیامبران

اللَّهُمَّ وَ أَتْبَاعُ الرُّسُلِ وَ مُصَدِّقُوهُمْ... عِنْدَ... الِاشْتِیَاقِ إِلَی الْمُرْسَلِینَ بِحَقَائِقِ الْإِیمَانِ... فَاذْکُرْهُمْ مِنْکَ بِمَغْفِرَهٍ وَ رِضْوَانٍ

خداوندا و پیروان و تصدیق کنندگانِ پیامبران، هنگامی که مشتاقانه با ایمانی واقعی به پیامبران روی آوردند، پس به آمرزش و خوشنودی، از آنها یاد کن.2و1/4

طلب آمرزش، برای برادران ایمانی

الَّذِینَ یَقُولُونَ: رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ...

همانها که می گویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را، که در ایمان، بر ما پیش قدم شدند بیامرز.

9/4

کامل ترین ایمان

بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ

ایمان مرا به کامل ترین ایمان برسان.1/20

به خدا ایمان آوردن

آمَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِکَ الظُّلَمَ

ایمان آوردم به کسی که به وسیله تو ظلمت ها را نورانی ساخت.2/43

آمَنْتُ بِکَ

به تو ایمان آوردم.6/52

وَ بِکَ أُومِنُ

و تنها به تو ایمان دارم.11/52

ماه نو، ماه ایمان

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... أَنْ یَجْعَلَکَ... هِلَالَ أَمْنٍ وَ إِیمَانٍ

پس از خدا درخواست می کنم که تو را ماه ایمنی و ایمان قرار دهد.5و4/43

ماه رمضان، و ایمانی چند برابر

وَ ضَاعَفْتَ فِیهِ مِنَ الْإِیمَانِ

و ایمان را در آن، چندین برابر نمودی.

20/45

قرار گرفتن در زمره اهل ایمان

اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ التَّوْحِیدِ وَ الْإِیمَانِ بِکَ

خداوندا و مرا از یکتاپرستان و ایمان آورندگان به خود قرار ده.12/48

ص : 151

ایمان آورندگان

شفاعت محمّد صلی الله علیه و آله ، برای مؤمنان

وَ عَرِّفْهُ فِی أَهْلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ أُمَّتِهِ الْمُوءْمِنِینَ مِنْ حُسْنِ الشَّفَاعَهِ أَجَلَّ مَا وَعَدْتَهُ

و او را از شفاعت نیکو درباره خانواده پاکش و مؤمنان امّتش، بیش از آنچه به او وعده داده ای، آگاه کن.25/2

پناه بردن مؤمنان، به خدا

وَ أَعِذْنِی مِنْ کُلِّ ذَلِکَ بِرَحْمَتِکَ وَ جَمِیعَ الْمُوءْمِنِینَ وَ الْمُوءْمِنَاتِ

و مرا و همه مردان و زنان با ایمان را به رحمتت از آنچه گفته شد پناه ده.10/8

وَ أَعِذْنَا... وَ جَمِیعَ الْمُوءْمِنِینَ وَ الْمُوءْمِنَاتِ مِمَّا اسْتَعَذْنَا مِنْهُ

و ما و همه مردان و زنان با ایمان را، از آنچه از آن پناه بردیم، پناه ده.15/17

مردان و زنان مؤمن، در پناهگاه الهی

اجْعَلْ آبَاءَنَا وَ أُمَّهَاتِنَا وَ أَوْلَادَنَا وَ أَهَالِیَنَا وَ ذَوِی أَرْحَامِنَا وَ قَرَابَاتِنَا وَ جِیرَانَنَا مِنَ الْمُوءْمِنِینَ وَ الْمُوءْمِنَاتِ مِنْهُ فِی حِرْزٍ حَارِزٍ، وَ حِصْنٍ حَافِظٍ، وَ کَهْفٍ مَانِعٍ

پدران، مادران، فرزندان، خانواده، خویشان، نزدیکان و همسایگان ما از مردان و زنان باایمان را، از (شرّ) او در جایگاهی محکم و دژی نگهدارنده

و پناهگاهی بازدارنده قرار ده.10/17

درخواست قرار گرفتن در مراتب مؤمنان

...وَ صَیِّرْنَا بِذَلِکَ فِی دَرَجَاتِ الصَّالِحِینَ وَ مَرَاتِبِ الْمُوءْمِنِینَ

...و به وسیله آن ما را در مرتبه های نیکوکاران و جایگاه های اهل ایمان قرار ده.

16/17

تبدیل غیبت کردن از مؤمن، به سپاس الهی

اللَّهُمَّ اجْعَلْ... مَا أَجْرَی عَلَی لِسَانِی مِنْ... اغْتِیَابِ مُوءْمِنٍ غَائِبٍ... نُطْقًا بِالْحَمْدِ لَکَ

خداوندا به جای آنچه او (شیطان) بر زبانم جاری ساخته از غیبت مؤمن غائب، سپاس برای خودت را قرار ده.13/20

درجه و مقام والدین مؤمنان

وَ اخْصُصْ أَبَوَیَّ بِأَفْضَلِ مَا خَصَصْتَ بِهِ آبَاءَ عِبَادِکَ الْمُوءْمِنِینَ وَ أُمَّهَاتِهِمْ

و پدر و مادر مرا به برترین چیزی که پدران و مادران بندگان با ایمانت را به آن امتیاز داده ای، اختصاص ده.12/24

طلب درخواست از خداوند، برای تمامی مؤمنان

ص : 152

وَ أَعْطِ جَمِیعَ... الْمُوءْمِنِینَ وَ الْمُوءْمِنَاتِ مِثْلَ الَّذِی سَأَلْتُکَ لِنَفْسِی وَ لِوَلَدِی...

و به همه مردان و زنان با ایمان، مانندِ آنچه برای خود و فرزندانم از تو درخواست نمودم، ببخش.12/25

عذرخواهی از ادا نکردن حقّ مؤمن

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْتَذِرُ إِلَیْکَ... مِنْ حَقِّ ذِی حَقٍّ لَزِمَنِی لِمُوءْمِنٍ فَلَمْ أُوَفِّرْهُ

خداوندا من به درگاه تو عذر می آورم از حقِّ لازم حقدار مؤمنی که تمامش را ادا نکردم.1/38

عذرخواهی از نپوشاندن عیب مؤمن

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْتَذِرُ إِلَیْکَ... مِنْ عَیْبِ مُوءْمِنٍ ظَهَرَ لِی فَلَمْ أَسْتُرْهُ

خداوندا من به درگاه تو عذر می آورم از عیب مؤمنی که برای من آشکار شد، پس آن را نپوشاندم.

1/38

بنده، و آزار نرساندنش به فرد مؤمن

وَ امْنَعْنِی عَنْ أَذَی کُلِّ مُوءْمِنٍ وَ مُوءْمِنَهٍ

و مرا از آزار رساندن به هر مرد و زن با ایمان بازدار.1/39

قرار دادن محبّت بنده، در دل های اهل ایمان

وَ اجْعَلْ لَنَا فِی صُدُورِ الْمُوءْمِنِینَ وُدًّا

و دوستی ما را در سینه های مؤمنان، قرار ده.

16/42

خوار نگرداندن پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان، در روز قیامت

...یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ

...روزی که خداوند، پیامبر و کسانی که به او ایمان آورده اند را خوار نمی کند.11/45

شُکوه رمضان، در دل های مؤمنان

السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ... أَهْیَبَکَ فِی صُدُورِ الْمُوءْمِنِینَ

درود بر تو. چه با هیبت بودی، در سینه های مؤمنان!. 32/45

روز فطر، روز عید و سرور مؤمنان

اللَّهُمَّ إِنَّا نَتُوبُ إِلَیْکَ فِی یَوْمِ فِطْرِنَا - الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُوءْمِنِینَ عِیدًا وَ سُرُورًا

خداوندا ما در روزِ فطرمان که آن را برای اهل ایمانْ عید و شادی قرار دادی، به درگاه تو توبه می کنیم. 52/45

امام علیه السلام ، پناه مؤمنان

فَهُوَ عِصْمَهُ اللَّائِذِینَ، وَ کَهْفُ الْمُوءْمِنِینَ

پس او نگهدارنده پناهندگان و پناهگاه مؤمنان است.60/47

ص : 153

برکندن کینه مؤمنان، از سینه بنده

وَ انْزَعِ الْغِلَّ مِنْ صَدْرِی لِلْمُوءْمِنِینَ

و کینه داشتن برای مؤمنان را از سینه ام بر کن.

127/47

تقسیم خیر بین مؤمنان

أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ... مَهْمَا قَسَمْتَ بَیْنَ عِبَادِکَ الْمُوءْمِنِینَ مِنْ خَیْرٍ... أَنْ تُوَفِّرَ حَظِّی وَ نَصِیبِی مِنْهُ

خداوندا، از تو درخواست می نمایم که هرگاه میان بندگان با ایمانت، نیکی قسمت می نمایی، بهره و نصیب مرا از آن زیاد گردان.2/48

شریک بودن در دعای مؤمنان

أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ... أَنْ تُشْرِکَنَا فِی صَالِحِ مَنْ دَعَاکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ عِبَادِکَ الْمُوءْمِنِینَ

خداوندا، از تو درخواست می کنم که ما را در درخواست شایسته هر که از بندگان با ایمانت که در این روز تو را می خواند، شریک گردانی.3/48

توکّلِ مؤمنان

أَسْأَلُکَ... تَوَکُّلَ الْمُوءْمِنِینَ عَلَیْکَ

توکّل مؤمنان بر تو را، از تو درخواست می نمایم.5/54

ایمنی

روانه ساختن تابعین، به جایگاهی امن

وَ تُصَیِّرَهُمْ إِلَی أَمْنٍ مِنْ مَقِیلِ الْمُتَّقِینَ

و آنها را به جایگاهی آسوده که استراحتگاه پرهیزکاران است روانه کنی.19/4

ستمگر، و ایمنی از کیفر

اللَّهُمَّ... لَا تَفْتِنْهُ بِالْأَمْنِ مِنْ إِنْکَارِکَ

خداوندا او را به ایمنی از کیفرت آزمایش نکن. 12/14

بخشیدن ایمنیِ روز معاد، به بنده

وَ هَبْ لِی أَمْنَ یَوْمِ الْمَعَادِ

و مرا آسایشِ روز بازگشت ببخش.20/20

وَ اکْسُنَا بِهِ حُلَلَ الْأَمَانِ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ فِی نُشُورِنَا

و با آن (قرآن)، ما را در سهمناک ترین روز، هنگامی که از قبرها سربرمی آوریم، به جامه های امان بپوشان.11/42

عدم وجود ایمن کننده ای، هنگام ترس از خدا

وَ مَنْ یُوءْمِنُنِی مِنْکَ وَ أَنْتَ أَخَفْتَنِی؟

و چه کسی مرا از تو امان بخشد، در حالی که تو مرا ترسانده ای؟2/21

غالب ایمنی دهنده مغلوب

لَا یُوءْمِنُ إِلَّا غَالِبٌ عَلَی مَغْلُوبٍ

شکست خورده را جز پیروز، امان نمی بخشد.

3/21

ص : 154

هنگام ایمنی و دریافت آرامش دل

...حَتَّی أَتَعَرَّفَ مِنْ نَفْسِی رَوْحَ الرِّضَا وَ طُمَأْنِینَهَ النَّفْسِ مِنِّی بِمَا یَجِبُ لَکَ فِیما یَحْدُثُ فِی حَالِ الْخَوْفِ وَ الْأَمْنِ...

...تا نسیم خوشنودی و آرامش خود را نسبت به آنچه در حال ترس و ایمنی رخ می دهد، و شکر آن برای تو واجب است، دریابم.11/22

ایمن گشتن دشمن، از ظلم بنده

وَ ارْزُقْنِی... الِاحْتِرَاسَ مِنَ الزَّلَلِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ فِی حَالِ الرِّضَا وَ الْغَضَبِ، حَتَّی أَکُونَ بِمَا یَرِدُ عَلَیَّ مِنْهُمَا بِمَنْزِلَهٍ سَوَاءٍ... مُوءْثِرًا لِرِضَاکَ عَلَی مَا سِوَاهُمَا فِی الْأَوْلِیَاءِ وَ الْأَعْدَاءِ، حَتَّی یَأْمَنَ عَدُوِّی مِنْ ظُلْمِی وَ جَوْرِی

و مرا در حال خوشنودی وخشم، خویشتن داری از لغزش ها، در دنیا و آخرت روزی ده. تا به آنچه از آن دو (خوشنودی و خشم) به من می رسد، حالی یکسان داشته باشم. درباره دوستان و دشمنان، خوشنودی تو را بر غیر آن دو (ناخوشنودی و نافرمانی تو) مقدّم شمارم. تا دشمنم از ظلم و ستم من ایمن باشد.13/22

ایمنی، منّت خدا بر بنده

امْنُنْ عَلَیَّ بِالصِّحَّهِ وَ الْأَمْنِ...

با تندرستی و ایمنی بر من منّت گذار.

3/23

شیطان، ایمن سازنده بندگان از کیفر الهی

یُوءْمِنُنَا عِقَابَکَ، وَ یُخَوِّفُنَا بِغَیْرِکَ

(شیطان) ما را از کیفر تو ایمنی می دهد و از غیر تو می ترساند.6/25

ایمنی بنده، در پرتو عفو الهی

وَ قَدْ أَوْجَلَتْنِی خَطَایَایَ فَلْیُوءْمِنِّی عَفْوُکَ

و خطاهایم مرا ترسانده، پس باید بخشایشت مرا ایمن گرداند.25/31

نبود پناه دهنده ای برای ایمن ساختن بنده، در برابر خدا

وَ لَا خَفِیرٌ یُوءْمِنُنِی عَلَیْکَ

و نه پناه دهنده ای هست که برایم از تو امان گیرد. 14/32

بردن بنده در راه های ایمن شدگان

وَ وَجِّهْنِی فِی مَسَالِکِ الْآمِنِینَ

و مرا به سوی راه های ایمن شدگان بفرست.

4/41

ماه نو، هلال ایمنی از آفات

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... أَنْ یَجْعَلَکَ... هِلَالَ أَمْنٍ مِنَ الْآفَاتِ

پس از خدا درخواست می کنم که تو را ماه ایمنی از آفت ها قرار دهد.5و4/43

ص : 155

از خدا ایمن گشتن و از بندگان ترسیدن

أَنَا الَّذِی هَابَ عِبَادَکَ وَ أَمِنَکَ

منم آنکه از بندگانت ترسیده و از تو آسوده خاطر بودم.80/47

طلب ایمنی از:

أ. خشم خداوند

ثُمَّ لَهُ الْحَمْدُ... حَمْدًا یَکُونُ... أَمْنًا مِنْ غَضَبِهِ

پس سپاس او را، سپاسی که ایمنی از خشمش باشد.29و27/1

وَ اکْتُبْ لِی أَمَانًا مِنْ سُخْطِکَ

و ایمنی از خشمت را برایم بنویس.

33/16

ب. نفْس

وَ آمِنْ خَوْفَ نَفْسِی

و ترس وجودم را ایمنی ده.16/12

ج. گناهان

وَ آمَنَ مِنَ السَّیِّئَاتِ فَرَقًا وَ خَوْفًا

و از نواهی از روی ترس و بیم ایمن بمانم.

8/22

د. شرّ و بدی

وَ مَنْ أَرَادَنِی بِسُوءٍ فَاصْرِفْهُ عَنِّی... وَ اجْعَلْ بَیْنَ یَدَیْهِ سُدًّا حَتَّی... تُوءْمِنَنِی مِنْ جَمِیعِ ضَرِّهِ وَ شَرِّهِ...

و هر کس قصد دارد با من بدی کند، از من منصرفش ساز و در مقابل او سدّی قرار ده، تا مرا از همه زیان و بدی اش ایمن سازی.

8و7/23

ه_. سخت گیری های دردناک خداوند

اللَّهُمَّ وَ إِنِّی أَتُوبُ إِلَیْکَ... تَوْبَهً تَسْلَمُ بِهَا کُلُّ جَارِحَهٍ عَلَی حِیَالِهَا مِنْ تَبِعَاتِکَ، وَ تَأْمَنُ مِمَا یَخَافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ أَلِیمِ سَطَوَاتِکَ

خداوندا و همانا من به درگاهت توبه می کنم. توبه ای که با آن هر عضوی به سهم خود از کیفرهایت سالم مانَد و از قهرهای دردناکت که بیدادگران می ترسند، در امان باشد.22/31

و. آنچه بنده از آن می ترسد

وَ آمِنِّی مَا حَذِرْتُ

و از آنچه ترسیده ام، مرا ایمنی ده.

20/32

ز. بدی آرزو

وَ آمِنَّا مِنْ شُرُورِهِ

و ما را از شرورش ایمن ساز.2/40

ح. آفات

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... أَنْ یَجْعَلَکَ... هِلَالَ أَمْنٍ مِنَ الْآفَاتِ

ص : 156

پس از خدا درخواست می کنم که تو را ماه ایمنی از آفت ها قرار دهد.

5و4/43

ط. عذاب الهی

وَ أَسْأَلُکَ أَمْنًا مِنْ عَذَابِکَ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ آمِنِّی

و ایمنی از عذابت را از تو می خواهم، پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا ایمن ساز.19/48

ی. عقاب الهی

وَ آمَنُ بِهِ مِنْ عِقَابِکَ

و به وسیله آن، از کیفرت ایمن گردم.

17/49

ص : 157

ص : 158

ب

باد

فرشتگان زمامدار خزانه های باد

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ... وَ الْقُوَّامِ عَلَی خَزَائِنِ الرِّیَاحِ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگان و زمامداران بر گنجینه بادها.15و11و10/3

باد گرم

اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْ ظِلَّهُ عَلَیْنَا سَمُومًا

خداوندا سایه آن (ابر) را بر ما گرم و سوزان قرار نده.6/19

بادیه بیابان

باران

فرشتگان، خزانه دار باران

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ الَّذِینَ... خُزَّانِ الْمَطَرِ وَ زَوَاجِرِ السَّحَابِ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگانی که خزانه داران باران و حرکت دهندگان ابرند.13و11و10/3

فرشتگانِ فرود آمده با دانه های باران

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ... وَ الْهَابِطِینَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ إِذَا نَزَلَ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگان و فرودآمدگان به همراه قطره های نازل شده باران.15و11و10/3

فرشتگان آشنا با پیمانه های باران

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ... الَّذِینَ عَرَّفْتَهُمْ... کَیْلَ مَا تَحْوِیهِ لَوَاعِجُ الْأَمْطَارِ وَ عَوَالِجُهَا

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگانی که پیمانه باران های شدید و رگبارهای متراکم را به آنان شناسانده ای.16و11و10/3

رحمت الهی و باران فراوان

وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ بِغَیْثِکَ الْمُغْدِقِ...

و رحمتت را با بارانِ فراوان، بر ما بگستران.

1/19

ص : 159

سیراب گرداندن بندگان، به باران

اللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَیْثَ

خداوندا ما را از باران سیراب نما.1/19

اللَّهُمَّ اسْقِنَا غَیْثًا مُغِیثًا...

خداوندا ما را از بارانی ثمربخش سیراب گردان.4/19

درخواست همیشگی نبودن باران ابر

وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ بِغَیْثِکَ الْمُغْدِقِ مِنَ السَّحَابِ... وَ تُوَسِّعُ بِهِ فِی الْأَقْوَاتِ، سَحَابًا مُتَرَاکِمًا... غَیْرَ مُلِثٍّ وَدْقُهُ

و رحمتت را با بارانِ فراوان از ابر، بر ما بگستران. و با آن روزی ها فراخی دهی. ابری درهم فشرده، نه ابری پیوسته بارانی.3و1/19

آب رسانی سودمند، با بارانی سخت و تند

وَ أَشْهِدْ مَلَائِکَتَکَ الْکِرَامَ السَّفَرَهَ. بِسَقْیٍ مِنْکَ نَافِعٍ، دَائِمٍ غُزْرُهُ، وَاسِعٍ دِرَرُهُ، وَابِلٍ سَرِیعٍ عَاجِلٍ

و فرشتگانِ بزرگوارِ نویسنده ات را به فرستادن آبی سودمند از جانب خود - که فراوانی اش همیشگی، جاری شدنش بسیار، سخت، تند و شتابان باشد - آماده ساز.2/19

عذاب نگرداندن ریزش باران، بر بندگان

اللَّهُمَّ... لَا تَجْعَلْ صَوْبَهُ عَلَیْنَا رُجُومًا

خداوندا باریدنش را بر ما تیر بلا قرار نده.

6/19

فرمان ریزش باران ندادن، به آسمان

لَا تَأْذَنْ لِسَمَائِهِمْ فِی قَطْرٍ

آسمانشان را در باریدن، اذن نده.6/27

نباراندن باران زیان آور، بر بندگان

فَلَا تُمْطِرْنَا بِهِمَا مَطَرَ السَّوْءِ

پس به سبب آن دو (ابر و آذرخش)، باران زیانبار بر ما نباران.1/36

باراندن ابرهای نعمت، بر بنده

وَ کَمْ مِنْ... سَحَائِبِ نِعَمٍ أَمْطَرْتَهَا عَلَیَّ

و چه بسیار ابرهای نعمت افزایی که بر من باراندی.11/49

بارز آشکار

بارو قلعه

بارور

بارور نمودن نیکی ها، از جانب خداوند

وَ یَا مَنْ یُثْمِرُ الْحَسَنَهَ حَتَّی یُنْمِیَهَا

و ای کسی که نیکی را بارور می کند، تا آن را بیفزاید.11/46

باریک

باریک گشتن گردن بنده، با گناهان

ص : 160

اللَّهُمَّ وَ هَذِهِ رَقَبَتِی قَدْ أَرَقَّتْهَا الذُّنُوبُ

خداوندا و این گردن من است که گناهان آن را باریک نموده.29/16

بازداشتن

عدم بازداشتن بندگان، از معرفت حمد خدا

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَهَ حَمْدِهِ عَلَی مَا أَبْلَاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَهِ... لَتَصَرَّفُوا فِی مِنَنِهِ فَلَمْ یَحْمَدُوهُ...

و سپاس خدای را که اگر بندگانش را از شناختن سپاسش بر بخشش های پی درپی که به ایشان داده بازمی داشت، آنها نعمت هایش را صرف می نمودند و او را سپاس نمی گزاردند.

8/1

سپاسی جلوگیر از معصیت

ثُمَّ لَهُ الْحَمْدُ... حَمْدًا یَکُونُ... حَاجِزًا عَنْ مَعْصِیَتِهِ

پس سپاس او را، سپاسی که مانعی از معصیتش باشد.29و27/1

بازداشتن تابعین، از مکر شیطان

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی التَّابِعِینَ... صَلَاهً... تَمْنَعُهُمْ بِهَا مِنْ کَیْدِ الشَّیْطَانِ

خداوندا و بر تابعین درود فرست، درودی که

به سبب آن آنان را از حیله شیطان بازداری.

14و13/4

عطای الهی و منع منع کنندگان

اللَّهُمَّ... مَنْ أَعْطَیْتَ لَمْ یَنْقُصْهُ مَنْعُ الْمَانِعِینَ

خداوندا هر که را تو عطا فرمودی، جلوگیری کردن منع کنندگان از او نکاست.12/5

ناامید نساختن بندگان، با منع نمودن ایشان

وَ لَا تَقْطَعْ رَجَاءَنَا بِمَنْعِکَ

و به منع خویش، ما را ناامید مکن.3/10

خصلت های بازدارنده بنده، از طلب درخواست از خداوند

اللَّهُمَّ إِنَّهُ یَحْجُبُنِی عَنْ مَسْأَلَتِکَ خِلَالٌ ثَلَاثٌ... یَحْجُبُنِی أَمْرٌ أَمَرْتَ بِهِ. فَأَبْطَأْتُ عَنْهُ، وَ نَهْیٌ نَهَیْتَنِی عَنْهُ. فَأَسْرَعْتُ إِلَیْهِ، وَ نِعْمَهٌ أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَیَّ. فَقَصَّرْتُ فِی شُکْرِهَا

خداوندا سه خصلت مرا از درخواست از تو بازمی دارد. بازمی دارد مرا، امری که به آن فرمان دادی و من در انجام آن کندی کردم، و کاری که مرا از آن بازداشتی و من به سوی آن شتافتم و نعمتی که به من بخشیدی و من در شکرگزاری آن کوتاهی کردم.2و1/12

سزاوار منع بودن بنده و عطای خدا به او

ص : 161

فَمَا أَنَا بِأَوَّلِ رَاغِبٍ رَغِبَ إِلَیْکَ فَأَعْطَیْتَهُ وَ هُوَ یَسْتَحِقُّ الْمَنْعَ

پس من اوّلین روآورنده نیستم که به تو روآورده و به او بخشش کردی، با اینکه سزاوار منع است.20/13

تَسْتُرُ عَلَی مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ، وَ تَجُودُ عَلَی مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ، وَ کِلَاهُمَا أَهْلٌ مِنْکَ لِلْفَضِیحَهِ وَ الْمَنْعِ...

می پوشانی بر کسی که اگر می خواستی، رسوایش می نمودی، و می بخشی بر کسی که اگر می خواستی، محرومش می کردی. و حال آنکه هر دو از جانب تو سزاوار رسوایی و محرومیّتند.

8/45

منع الهی، از هتک حرمت دیگران

قَدْ عَلِمْتَ، یَا إِلَهِی، مَا... انْتَهَکَهُ مِنِّی مِمَّا حَجَزْتَ عَلَیْهِ

ای خدای من، تو می دانی از من حرمت هایی شکسته که تو ممنوع کرده ای.5/14

طلب بازداشتن ستمگر از ستم

وَ خُذْ ظَالِمِی وَ عَدُوِّی عَنْ ظُلْمِی بِقُوَّتِکَ

و ستم کننده به من و دشمنم را با نیروی خود از ستم کردن به من بازدار.6/14

بخشش خدا، افزون تر از منع او

وَ أَنْتَ الَّذِی عَطَاوءُهُ أَکْثَرُ مِنْ مَنْعِهِ

و تویی آنکه عطا و بخشش او بیش از محروم

نمودنش است.9/16

بازداشتن شیطان از حرص، نسبت به بندگان

وَ ادْرَأْهُ عَنِ الْوُلُوعِ بِنَا

و او (شیطان) را از حریص بودن به ما باز دار.

9/17

پناهگاه بازدارنده از شیطان

وَ اجْعَلْ آبَاءَنَا... مِنْهُ فِی... کَهْفٍ مَانِعٍ

و پدرانمان را، از (شرّ) او در پناهگاهی بازدارنده قرار ده.10/17

بازداشتن شیطان، از تصمیم خود

اللَّهُمَّ... ثَبِّطْهُ إِذَا عَزَمَ

خداوندا هر تصمیمی (شیطان) گرفت، از اقدامش بازدار.12/17

منع الهی از رحمت خویش

وَ لَا تَفْتِنِّی بِالِاسْتِعَانَهِ بِغَیْرِکَ إِذَا اضْطُرِرْتُ... فَأَسْتَحِقَّ بِذَلِکَ خِذْلَانَکَ وَ مَنْعَکَ وَ إِعْرَاضَکَ

و مرا به یاری خواستن از دیگران به وقت درماندگی ام، آزمایش نکن. تا به سبب آن، سزاوار خواری و بی بهرگی و روی گرداندن تو شوم.

12/20

توانایی خدا بر بازداشتن بنده (از ستم)

ص : 162

وَ لَا أَظْلِمَنَّ وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَی الْقَبْضِ مِنِّی

و (چنان کن که) بر کسی ستم نکنم، در حالی که تو قادری بازم داری.14/20

به دست خدا بودنِ عطا و منع

أَنْتَ مِنْ دُونِهِمْ وَلِیُّ الْإِعْطَاءِ وَ الْمَنْعِ

تو عهده دار بخشیدن و بازداشتنی، نه آنها.

26/20

بازداشتن فضل خدا، از بنده

اللَّهُمَّ إِنَّکَ إِنْ... مَنَعْتَنِی فَضْلَکَ الْجَسِیمَ... لَمْ أَجِدِ السَّبِیلَ إِلَی شَیْءٍ مِنْ أَمَلِی غَیْرَکَ

خداوندا اگر فضل بزرگت را از من بازداری، راهی به سوی هیچ یک از آرزویم، غیر تو نیابم.

5/21

اندوهگین نشدن، با بازدارندگی خدا

وَ اجْعَلْ ثَنَائِی عَلَیْکَ... حَتَّی... لَا أَحْزَنَ عَلَی مَا مَنَعْتَنِی فِیهَا

و ستایش مرا ویژه خودت قرار ده. تا به آنچه مرا از آن بازداشته ای، غمگین نگردم.9/21

بازنداشتن روزی بنده، از او

فَلَا تَحْظُرْ عَلَیَّ رِزْقِی

پس روزی ام را از من بازمدار.2/22

بازداشتن شرّ بدخواهان، از بنده

وَ مَنْ أَرَادَنِی بِسُوءٍ فَاصْرِفْهُ عَنِّی... وَ ادْرَأْ عَنِّی شَرَّهُ

و هر کس قصد دارد با من بدی کند، از من منصرفش ساز و شرش را از من بازدار.7/23

شیطان، بازدارنده از قصد عمل صالح

إِنْ هَمَمْنَا بِعَمَلٍ صَالِحٍ ثَبَّطَنَا عَنْهُ

چنانچه قصد کار شایسته ای کردیم، (شیطان) ما را از آن بازدارد.7/25

دعا، سبب بازداشتن شیطان از بنده

اللَّهُمَّ فَاقْهَرْ سُلْطَانَهُ عَنَّا بِسُلْطَانِکَ حَتَّی تَحْبِسَهُ عَنَّا بِکَثْرَهِ الدُّعَاءِ لَکَ...

خداوندا با سلطه خود، تسلّط او را از ما دور کن، تا اینکه با دعای زیاد ما، او را از ما بازداری.

8/25

بازنداشتن بنده، از دعا

وَ لَا تَمْنَعْنِی الْإِجَابَهَ وَ قَدْ ضَمِنْتَهَا لِی، وَ لَا تَحْجُبْ دُعَائِی عَنْکَ وَ قَدْ أَمَرْتَنِی بِهِ

و اجابت (دعا) را از من دریغ نکن، که خود آن را ضمانت کرده ای و دعایم را از خود بازندار، که خود مرا به آن امر فرموده ای.9/25

منع نشدن از جانب خدا، با توکّل بر او

وَ اجْعَلْنِی فِی جَمِیعِ ذَلِکَ مِنَ الْمُصْلِحِینَ بِسُوءَالِی إِیَّاکَ، الْمُنْجِحِینَ بِالطَّلَبِ إِلَیْکَ غَیْرِ الْمَمْنُوعِینَ بِالتَّوَکُّلِ عَلَیْکَ

و مرا در همه آن (امور) به خاطر درخواستم

ص : 163

از تو، از شایسته کارانی قرار ده که با درخواست از تو، کامیاب شدند. که با توکّل بر تو، (از لطفت) بازداشته نشدند.10/25

درآمدن مانعی بین بندگان و گناهان

وَ اجْعَلْنِی فِی جَمِیعِ ذَلِکَ مِنَ... الْمُ_حَالِ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الذُّنُوبِ بِقُدْرَتِکَ

و مرا در همه آن (امور) از (آنان که) به قدرت تو میان آنها و گناهان فاصله افتاده، قرار ده.

11و10/25

جلوگیری از فقر و نیازمندی

وَ وَفِّقْهُمْ لِإِقَامَهِ سُنَّتِکَ، وَ الْأَخْذِ بِمَحَاسِنِ أَدَبِکَ فِی... سَدِّ خَلَّتِهِمْ

و آنان را برای به پا داشتن سنّتت و فراگیری آداب نیکویت در برطرف کردن کم و کاستشان، توفیق ده.2/26

بازداشتن دست دشمنان مرزداران اسلام، از گشودن

وَ اقْبِضْ أَیْدِیَهُمْ عَنِ الْبَسْطِ

و دست هایشان را از گشودن بازدار.5/27

بازداشتن مشرکان، از گرد آمدنشان علیه مسلمانان

وَ ثَبِّطْهُمْ بِالْفُرْقَهِ عَنِ الِاحْتِشَادِ عَلَیْهِمْ

و با تفرقه افکنی میان آنان، از گرد آمدن بر ضدّ مسلمانان بازشان دار.10/27

بازداشتن قلعه های زمین، از مشرکان

وَ امْنَعْ حُصُونَهَا مِنْهُمْ

و پناهگاه های آن (زمین) را از آنها بازدار.

12/27

پیش آمدن مانعی برای جهاد مسلمان

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا مُسْلِمٍ أَهَمَّهُ أَمْرُ الْإِسْلَامِ... فَقَعَدَ بِهِ ضَعْفٌ... أَوْ عَرَضَ لَهُ دُونَ إِرَادَتِهِ مَانِعٌ فَاکْتُبِ اسْمَهُ فِی الْعَابِدِینَ...

خداوندا و هر مسلمانی که امر اسلام او را نگران ساخت، امّا ناتوانی او را بازداشت، یا مانعی در راه اراده اش ایجاد شد؛ پس نام او را در عبادت کنندگان بنویس.17/27

عصمتی بازدارنده (از گناهان)

وَ تَوَلَّنِی بِعِصْمَهٍ مَانِعَهٍ

و به نگهداری بازدارنده، سرپرستی ام کن.

19/31

عدم وجود محلِّ بازدارنده بنده، از خدا

وَ لَا حِصْنٌ یَحْجُبُنِی عَنْکَ

و نه جای استواری است که مرا از تو بازدارد.

14/32

ص : 164

عامل بازدارنده از بدخویی

فَاجْعَلْ مَا سَتَرْتَ مِنَ الْعَوْرَهِ... وَاعِظًا لَنَا، وَ زَاجِرًا عَنْ سُوءِ الْخُلُقِ، وَ اقْتِرَافِ الْخَطِیئَهِ

پس آن عیب ها که پوشاندی، برای ما پنددهنده و بازدارنده از بدخویی و خطاکاری، قرار ده.

3/34

آزمایش و بازداشته شدن توسّط خداوند

وَ لَا تَفْتِنْهُمْ بِمَا مَنَعْتَنِی...

و آنان را به آنچه از من منع داشتی، دچار آزمون نساز.2/35

سپاس از خدا، برای بازداشته هایش از بنده

وَ اجْعَلْ شُکْرِی لَکَ عَلَی مَا زَوَیْتَ عَنِّی أَوْفَرَ مِنْ شُکْرِی إِیَّاکَ عَلَی مَا خَوَّلْتَنِی

و شکرگزاری مرا، به آنچه از من گرفتی بیش از شکرم به آنچه به من مرحمت کردی، قرار ده.

3/35

عدم (توانایی) امتناع و بازداشتن غلبه الهی

وَ لَا بِأَحَدٍ عَنْ سَطْوَتِکَ امْتِنَاعٌ

و هیچ کس از غلبه ات امتناع نتواند کرد.

5/36

شکرگزاری، و توانایی خودداری از آن

تَشْکُرُ یَسِیرَ مَا شَکَرْتَهُ... حَتَّی کَأَنَّ شُکْرَ عِبَادِکَ الَّذِی أَوْجَبْتَ عَلَیْهِ ثَوَابَهُمْ... أَمْرٌ مَلَکُوا اسْتِطَاعَهَ الِامْتِنَاعِ مِنْهُ دُونَکَ فَکَافَیْتَهُمْ

اندک کاری را که پذیرفتی، جزا می دهی. تا اینکه گویا شکرگزاری بندگانت - که پاداش آنها را لازم گرداندی - کاری است که آنان بدون تو، توانایی خودداری از آن را داشتند. پس از این رو آنها را مزد داده ای.6/37

منع الهی بر ریختنِ آبروی دیگران

اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا عَبْدٍ... انْتَهَکَ مِنِّی مَا حَجَزْتَ عَلَیْهِ... فَاغْفِرْ لَهُ مَا أَلَمَّ بِهِ مِنِّی

خداوندا و هر بنده ای که آبرویی از من برد که بر او ممنوع ساخته بودی، پس او را از آنچه بر من روا داشت، بیامرز.2/39

بازنداشتن فضل الهی، از بندگان

...لِأَنَّکَ الرَّبُّ الْعَظِیمُ الَّذِی لَا یَمْنَعُ أَحَدًا فَضْلَهُ

...زیرا تو پروردگار بزرگی هستی که فضل خود را از کسی بازنمی دارد.13/39

عامل بازدارنده گام ها، از رفتن به سوی گناه

وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ... لِأَقْدَامِنَا عَنْ نَقْلِهَا إِلَی الْمَعَاصِی حَابِسًا

ص : 165

و قرآن را نگهدار گام های ما از حرکت به سوی گناهان، قرار ده.10/42

عامل بازدارنده اندام، از انجام گناه

وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ... لِجَوَارِحِنَا عَنِ اقْتِرَافِ الْآثَامِ زَاجِرًا

و قرآن را مانع برای اندام های ما از انجام گناهان، قرار ده.10/42

بازدارنده بودن مَثَل های قرآن (از گناه)

وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ لَنَا فِی ظُلَمِ اللَّیَالِی مُونِسًا... حَتَّی تُوصِلَ إِلَی قُلُوبِنَا فَهْمَ عَجَائِبِهِ، وَ زَوَاجِرَ أَمْثَالِهِ...

و قرآن را مونس ما در تاریکی های شب قرار ده. تا درک شگفتی های آن و مَثل های بازدارنده اش را به دل های ما برسانی.10/42

قرآن، بازدارنده از تجاوز از احکام الهی

وَ اعْصِمْنَا بِهِ مِنْ هُوَّهِ الْکُفْرِ وَ دَوَاعِی النِّفَاقِ حَتَّی یَکُونَ... لَنَا فِی الدُّنْیَا عَنْ سُخْطِکَ وَ تَعَدِّی حُدُودِکَ ذَائِدًا

و با آن (قرآن)، ما را از (سقوط در) گودال کفر و انگیزه های دورویی نگهدار. تا در دنیا بازدارنده ما از خشم تو و تجاوز از حدودت باشد.

12/42

منع خوردنی و آشامیدنی، در ماه رمضان

وَ حَجَرَ فِیهِ الْمَطَاعِمَ وَ الْمَشَارِبَ إِکْرَامًا

و از جهت گرامی داشتش، خوردنی ها و آشامیدنی ها را در آن ممنوع نمود.4/44

روزه و بازداشتن اندام از گناهان

أَعِنَّا عَلَی صِیَامِهِ بِکَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِیکَ

ما را بر روزه اش، با نگهداری اعضا از گناهان، یاری فرما.6/44

نرفتن به سوی منع شده ها (در ماه رمضان)

وَ أَعِنَّا عَلَی صِیَامِهِ بِکَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِیکَ... حَتَّی... لَا نَخْطُوَ بِأَقْدَامِنَا إِلَی مَحْجُورٍ

و ما را بر روزه اش، با نگهداری اعضا از گناهان، یاری فرما. تا با پاهایمان به سوی هیچ حرامی نرویم.7و6/44

از روی ستم نبودن بازدارندگی خدا

إِنْ مَنَعْتَ لَمْ یَکُنْ مَنْعُکَ تَعَدِّیًا

اگر منع کنی، منع داشتنت از روی ستم نیست.

5/45

بازایستادن از نهی امام علیه السلام

وَ أَمَرْتَ بِامْتِثَالِ أَوَامِرِهِ، وَ الِانْتِهَاءِ عِنْدَ نَهْیِهِ

و فرمان دادی که به امرهای او امتثال کنند و از نهی های او بازایستند.60/47

منع نمودن خدا و بازنایستادن بنده

زَجَرْتَهُ فَلَمْ یَنْزَجِرْ

او را بازداشتی، پس بازنایستاد.68/47

بازداشته نشدن بنده از خدا، توسّط مانعی

ص : 166

وَ هَا أَنَا ذَا بَیْنَ یَدَیْکَ... مُوقِنًا أَنَّهُ... لَا یَمْنَعُنِی مِنْکَ مَانِعٌ

و اینک منم در پیشگاه تو، باوردارنده به اینکه هیچ بازدارنده ای مرا از (بلای) تو بازنمی دارد.

69/47

بازنداشتن و برنگرداندن نازپروردگان

فَیَا مَنْ... لَا یَنْدَهُ الْمُتْرَفِینَ

پس ای آنکه نازپروردگان را نمی رانی.

75/47

بازداشتن بنده، از قصد نمودن آنچه نزد خداست

وَ أَعِذْنِی مِمَّا... یَصُدُّنِی عَمَّا أُحَاوِلُ لَدَیْکَ

و از چیزی که مرا از آنچه نزد تو می خواهم، بازم می دارد، مرا نگهدار.93/47

مانعی بین بنده و سود او

وَ أَعِذْنِی مِمَّا... یَحُولُ بَیْنِی وَ بَیْنَ حَظِّی مِنْکَ

و از چیزی که میان من و بهره ام از تو، مانع می شود، مرا نگهدار.93/47

ایجاد مانعی بین بنده و خواهش نفسش

وَ حُلْ بَیْنِی وَ بَیْنَ عَدُوٍّ یُضِلُّنِی، وَ هَوًی یُوبِقُنِی، وَ مَنْقَصَهٍ تَرْهَقُنِی

و میان من و دشمنی که مرا گمراه می کند، و

خواهش نفس که مرا هلاک می گرداند، و نقیصه ای که مرا فرامی گیرد، جدایی انداز.99/47

بازایستادن از بدی های زشت

وَ أَشْعِرْ قَلْبِیَ الِازْدِجَارَ عَنْ قَبَائِحِ السَّیِّئَاتِ

و دلم را به خودداری از بدی های زشت، بپوشان.107/47

دوستی دنیا، منع کننده از آنچه نزد خداست

وَ انْزِعْ مِنْ قَلْبِی حُبَّ دُنْیَا دَنِیَّهٍ، تَنْهَی عَمَّا عِنْدَکَ

و دوستی دنیای پست که از آنچه نزد توست، بازمی دارد را از دلم بَر کن.109/47

بازداشته نشدن آمرزش الهی، از گنهکاران

ثُمَّ لَمْ یَمْنَعْکَ طُولُ عُکُوفِهِمْ عَلَی عَظِیمِ الْجُرْمِ أَنْ عُدْتَ عَلَیْهِمْ بِالرَّحْمَهِ وَ الْمَغْفِرَهِ

سپس اصرار بسیارِ آنان بر جرم های بزرگ، تو را از اینکه به ایشان رحمت و آمرزش ببخشی، بازنداشت.7/48

مانع و جلوگیرِ خدا نبودنِ هیچ کس

وَ إِنْ أَهْلَکْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَعْرِضُ لَکَ فِی عَبْدِکَ

و اگر مرا نابود کنی، پس کیست آنکه درباره بنده ات معترض تو شود؟.15/48

بازداشته نشدن خدا، از اتمام احسانش

ص : 167

لَمْ تَمْنَعْکَ إِسَاءَتِی عَنْ إِتْمَامِ إِحْسَانِکَ

بدکرداری من تو را از تمام نمودن احسانت بازنداشت.13/49

امتناع خداوند و امتناع بنده

أَبَیْتَ یَا مَوْلَایَ إِلَّا إِحْسَانًا وَ امْتِنَانًا وَ تَطَوُّلًا وَ إِنْعَامًا، وَ أَبَیْتُ إِلَّا تَقَحُّمًا لِحُرُمَاتِکَ

تو ای مولای من، جز احسان و بخشش و لطف و انعام کاری نکرده ای و من هم جز وارد شدن در حرام های تو کاری نداشته ام.14/49

منع قضا و قدر ترسناک الهی، از بنده

وَ مَنَعْتَ مِنِّی مَحْذُورَ الْقَضَاءِ

و مقدّراتی که موجب ترس است را از من بازداشتی. 2/51

عدم توانایی بنده، بر منع قدرت الهی

وَ لَا یَمْتَنِعُ مِنْکَ مَنْ کَذَّبَ بِقُدْرَتِکَ

و کسی که قدرت تو را تکذیب نمود، نمی تواند خود را از تو بازدارد.3/52

خدا، بازدارنده بنده از:

أ. ستم

وَ احْجُبْنَا عَنِ الْإِلْحَادِ فِی عَظَمَتِکَ

و ما را از کج روی در عظمت خود بازدار.

1/5

ب. اسراف و زیاده روی

وَ امْنَعْنِی مِنَ السَّرَفِ

و مرا از اسرافکاری بازدار.23/20

وَ احْجُبْنِی عَنِ السَّرَفِ وَ الِازْدِیَادِ

و مرا از اسراف و زیاده روی باز دار.

3/30

ج. گناهان

وَ احْصُرْنِی عَنِ الذُّنُوبِ

و از گناهان بازم دار.5/22

أَسْتَعْصِمُکَ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اعْصِمْنِی

از تو می خواهم که مرا (از گناه) بازداری، پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا (از گناه) باز دار.27/48

د. آزار رساندن به مؤمنان

وَ امْنَعْنِی عَنْ أَذَی کُلِّ مُوءْمِنٍ وَ مُوءْمِنَهٍ، وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَهٍ

و مرا از آزار رساندن به هر مرد و زن با ایمان و به هر مرد و زن مسلمان بازدار.

1/39

ه_. آرزوی دراز

وَ اکْفِنَا طُولَ الْأَمَلِ

و ما را از آرزوی دراز بازدار.1/40

و. در دل گذراندن اندیشه های بد

ص : 168

وَ احْجُبْ بِهِ خَطَرَاتِ الْوَسَاوِسِ عَنْ صِحَّهِ ضَمَائِرِنَا

و با آن (قرآن)، خاطره های وسوسه انگیز را از درون سالم ما بازدار.11/42

ز. درخواست آنچه نزد فاسقان است

وَ ذُبَّنِی عَنِ الِْتمَاسِ مَا عِنْدَ الْفَاسِقِینَ

و مرا از طلبیدنِ آنچه نزد فاسقان است، باز دار.131/47

ح. سختی

فَحَصَّنْتَنِی مِنْ بَأْسِهِ بِقُدْرَتِکَ

پس تو به قدرت خویش، مرا از سختی و نیروی او بازداشتی.10/49

بازگرداندن بازگشت

بازگشت

بازگشت تابعین اصحاب محمّد صلی الله علیه و آله ، در حال خواهان و ترسان بودن از خدا

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی التَّابِعِینَ... صَلَاهً... تَبْعَثُهُمْ بِهَا عَلَی اعْتِقَادِ حُسْنِ الرَّجَاءِ لَکَ... لِتَرُدَّهُمْ إِلَی الرَّغْبَهِ إِلَیْکَ وَ الرَّهْبَهِ مِنْکَ

خداوندا و بر تابعین درود فرست، درودی که به سبب آن ایشان را بر اعتقاد به امیدی نیکو به

خود برانگیزی. بدین جهت که آنان را به درخواست سوی خود و ترس از خویش بازگردانی.

16-13/4

عدم بازگرداننده ای، برای آنچه خدا به بنده رسانَد

فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ

پس برای آنچه به من رساندی، بازگرداننده ای نیست.7/7

عدم وجود بازگرداننده ای، برای آنچه خدا متوجّه ساخته

وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ

و برای آنچه بر من فرستادی، دورکننده ای نیست.7/7

پناه بردن به خدا، از بدی بازگشت

وَ نَعُوذُ بِکَ مِنَ... سُوءِ الْمَآبِ

و پناه می بریم به تو از بدی سرنوشت.9/8

شادمان برگشتن نویسندگان نیکی ها، از نزد بندگان

وَ یَتَوَلَّی کُتَّابُ الْحَسَنَاتِ عَنَّا مَسْرُورِینَ بِمَا کَتَبُوا مِنْ حَسَنَاتِنَا

و نویسندگان خوبی ها - به سبب آنچه از نیکی های ما نوشته اند - شادمان برگردند.2/11

ص : 169

بازگشت از به سر درآمدن (در گناه)

رَجَعْتُ وَ نَکَصْتُ بِتَسْدِیدِکَ عَنْ عَثْرَتِی

با راهنمایی تو برگشته و از لغزشم دست برداشتم. 16/13

ناامید برنگرداندن بنده، از درگاه خدا

فَأَسْأَلُکَ... أَن لَا تَرُدَّنِی خَائِبًا

پس از تو می خواهم مرا ناامید برنگردانی.

25/13

مِنْهَا فَرَرْتُ إِلَیْکَ رَبِّ... دَاعِیًا فَلَا تَرُدَّنِی خَائِبًا

پروردگار من، از آن (گناهان)، در حالی که خواهانم، به سوی تو گریخته ام، پس مرا ناامید برنگردان.8/51

بازگشت از گناه را، روزی بنده نمودن

وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْإِنَابَهِ

و نیکی بازگشت از گناه را روزی ام فرما.

33/16

بازگرداندن آنچه از دست رفته، با باران

وَ تَرُدُّ بِهِ مَا قَدْ فَاتَ

و با آن آنچه را که از دست رفته، برگردانی.

3/19

بازگشت گیاه (سبز پیشین)، با باران

اللَّهُمَّ اسْقِنَا غَیْثًا... تَرُدُّ بِهِ النَّهِیضَ

خداوندا ما را از بارانی که با آن گیاه روینده را بازگردانی، سیراب گردان.4/19

بازنگرداندن دعا و درخواست بنده، به خودش

وَ لَا تَرُدَّ دُعَائِی عَلَیَّ رَدًّا

و دعایم را به خودم بازنگردان.22/20

بازگرداندن بدخواه، از بنده

وَ مَنْ أَرَادَنِی بِسُوءٍ فَاصْرِفْهُ عَنِّی

و هر کس قصد دارد با من بدی کند، از من منصرفش ساز.7/23

برگرداندن مکر و فریب شیطان، از بنده

وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنَّا کَیْدَهُ یُضِلَّنَا

و اگر فریب او را از ما بازنداری، گمراهمان کند.7/25

وَ أَتَضَرَّعُ إِلَیْکَ فِی صَرْفِ کَیْدِهِ عَنِّی

و به درگاه تو زاری می کنم، تا فریبش را از من بازگردانی.27/32

خدا، بازگرداننده همگان (در قیامت)

إِنَّکَ الْمَنَّانُ الْحَمِیدُ الْمُبْدِئُ الْمُعِیدُ...

به درستی که تو بسیار نعمت دهنده، ستوده، آغازگر، (و) بازگرداننده هستی.18/27

در دل نگذراندن بازگشت به گناه

ص : 170

اللَّهُمَّ إِنِّی أَتُوبُ إِلَیْکَ... تَوْبَهَ مَنْ... لَا یُضْمِرُ أَنْ یَعُودَ فِی خَطِیئَهٍ

خداوندا من به درگاهت توبه می کنم، توبه کسی که قصد بازگشت به خطا را ندارد.14/31

بازنگشتن به امر ناپسند

وَ لَکَ یَا رَبِّ شَرْطِی أَلَّا أَعُودَ فِی مَکْرُوهِکَ

و ای پروردگار من، با تو قرار می گذارم، در کاری که ناپسند توست، برنگردم.16/31

توبه و بازگشت به گناه و خطای خویش

اللَّهُمَّ أَیُّمَا عَبْدٍ تَابَ إِلَیْکَ وَ هُوَ فِی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ فَاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ، وَ عَائِدٌ فِی ذَنْبِهِ وَ خَطِیئَتِهِ، فَإِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَکُونَ کَذَلِکَ

خداوندا، هر بنده ای که به درگاهت توبه نمود ولی در علم پنهانت، توبه شکن و بازگشت کننده به گناه و خطایش باشد، پس همانا من به تو پناه می برم که اینچنین باشم.20/31

بازنگرداندن بنده، به ناامیدی از رحمت الهی

وَ لَا تَرْجِعْنِی مَرْجِعَ الْخَیْبَهِ مِنْ رَحْمَتِکَ

و مرا به ناامیدی از رحمتت بازنگردان.

29/31

بازگشتی گرامی

وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِی هِیَ أَحْمَدُ عَاقِبَهً، وَ أَکْرَمُ مَصِیرًا

و کار ما را به آنچه عاقبتش ستوده تر و سرانجامش گرامی تر است، ختم کن.6/33

بازگرداندن زیان ابرها، از بندگان

وَ اصْرِفْ عَنَّا أَذَاهَا وَ مَضَرَّتَهَا

و آزار و زیانشان را از ما برگردان.2/36

دیر شمردن بازگشت به سوی خدا

وَ اجْعَلْ لَنَا مِنْ صَالِحِ الْأَعْمَالِ عَمَلًا نَسْتَبْطِئُ مَعَهُ الْمَصِیرَ إِلَیْکَ

و از اعمال شایسته، عملی برای ما قرار ده که با آن بازگشت به سوی تو را کُند شماریم.3/40

خوار نکردن بنده، با برگرداندنش از (درگاه) خدا

وَ لَا تَسُمْنِی بِالرَّدِّ عَنْکَ

و با دست رد زدن بر سینه ام، مرا خوار نساز.

1/41

بازگشت بنده، نزد آنکه از بنده دوری گزیده

وَفِّقْنَا فِیهِ لِأَنْ... نُرَاجِعَ مَنْ هَاجَرَنَا

ما را در آن ماه توفیق ده، که به کسی که از ما دوری نموده، بازگردیم.10/44

برگشتن بنده از حقّ و بازگرداندن او به حقّ

ص : 171

وَ إِنْ مِلْنَا فِیهِ فَعَدِّلْنَا

و اگر در آن (ماه) کجروی کرده ایم، پس ما را بازگردان.16/44

ترس دل ها، از بازگشت به سوی خدا

اجْعَلْنَا مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ... الَّذِینَ یُوءْتُونَ مَا آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ، أَنَّهُمْ إِلَی رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ

ما را از بندگان صالحت قرار ده. آنان که آنچه را بخشیدند، در حالی می بخشند که دل هایشان از بازگشت به سوی پروردگارشان ترسان است.

18/44

رمضان و بازگشت بدی ها، از بندگان

کَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِکَ عَنَّا

چه بسیار بدی ها که به سبب تو، از ما برطرف شد!.39/45

بازگشت به طاعت و فرمانبری خداوند

وَ اجْعَلْنَا عِنْدَکَ مِنَ التَّوَّابِینَ الَّذِینَ... قَبِلْتَ مِنْهُمْ مُرَاجَعَهَ طَاعَتِکَ

و ما را در نزد خود از توبه کنندگانی قرار ده که بازگشت به طاعتت را از آنان پذیرفته ای.

54/45

کرم الهی و برگشتن آرزوها با خواسته ها

انْصَرَفَتِ الْآمَالُ دُونَ مَدَی کَرَمِکَ بِالْحَاجَاتِ

آرزوها پیش از رسیدن به پایان کرمت، با

حاجت ها برآورده شده است.12/46

بازگشت بندگان، به فرمان الهی

وَ إِنَّمَا تَأَنَّیْتَ بِهِمْ لِیَفِیؤُوا إِلَی أَمْرِکَ

و همانا از این رو با آنان درنگ کرده ای، تا به فرمان تو بازگردند.17/46

عذاب همیشگی در صورت برگشتن از خدا

فَالْوَیْلُ الدَّائِمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنْکَ

پس افسوس همیشگی، برای کسیست که از تو برگشته.19/46

بازگشت پی درپی (مغرور به کرم خدا)، در کیفر الهی

وَ مَا أَطْوَلَ تَرَدُّدَهُ فِی عِقَابِکَ

و چه طولانی است پی درپی بازگشتنش، در کیفرت!20/46

نبودِ بازگرداننده ای برای مشیّت الهی

سُبْحَانَکَ لَا رَادَّ لِمَشِیَّتِکَ

پاک و منزّهی! برای مشیّت تو بازگرداننده ای نیست.30/47

بی زیان گشتن بازگشت بنده (به قیامت)

وَ اجْعَلْ... کَرَّتِی غَیْرَ خَاسِرَهٍ

و بازگشتنم (به قیامت) را بی زیان قرار ده.

126/47

ص : 172

خداوند، تنها بازگرداننده بدی از بنده

فَإِنِّی... لَمْ یَصْرِفْ عَنِّی سُوءًا قَطُّ أَحَدٌ غَیْرُکَ

پس به درستی که هیچ کس جز تو بدی ای را از من برنگردانده است.4/48

برنگشتن بنده به ناپسند الهی

فَإِنِّی لَنْ أَعُودَ لِشَیْءٍ کَرِهْتَهُ مِنِّی إِنْ شِئْتَ ذَلِکَ

پس به درستی که اگر تو بخواهی، من هرگز به چیزی که آن را از من نپسندیده ای، برنمی گردم.

27/48

شناخت نسبت به آنچه (گناهانی که) خدا برگردانده

ثُمَّ عَرَفْتُ مَا أَصْدَرْتَ إِذْ عَرَّفْتَنِیهِ

سپس چون آگاهم کردی، آنچه را برگردانده بودی شناختم.1/49

بازگرداندن نشانه گیری دشمن، به خودش

وَ جَعَلْتَ مَا سَدَّدَهُ مَرْدُودًا عَلَیْهِ

و آنچه آن را نشانه گرفته بود، بر خودش برگرداندی.6/49

برگرداندن دشمن و عدم بهبودی خشمش

فَرَدَدْتَهُ لَمْ یَشْفِ غَیْظَهُ، وَ لَمْ یَسْکُنْ غَلِیلُهُ

پس در حالی که خشمش را بهبودی نداده و کینه اش قرار نگرفته بود، او را بازگرداندی.6/49

بازگرداندن ستمگر، در پرتگاه گودالش

رَدَدْتَهُ فِی مَهْوَی حُفْرَتِهِ

او را در پرتگاه گودالش بازگرداندی.8/49

بازگرداندن سختی بلا، از بنده

وَ صَرَفْتَ عَنِّی جَهْدَ الْبَلَاءِ

و سختی گرفتاری را از من دور کردی.2/51

إِلَهِی فَکَمْ مِنْ بَلَاءٍ جَاهِدٍ قَدْ صَرَفْتَ عَنِّی

خدای من، پس چه بسیار بلاهای سختی که از من برگرداندی!3/51

ناتوانی از بازگرداندن فرمان الهی

وَ لَیْسَ یَسْتَطِیعُ مَنْ کَرِهَ قَضَاءَکَ أَنْ یَرُدَّ أَمْرَکَ

و کسی که حکم تو را نپسندید، نمی تواند فرمانت را بازگرداند.3/52

اندک بودن اندیشه بنده، نسبت به آنچه به سویش بازمی گردد

فَأَسْأَلُکَ یَا مَوْلَایَ سُوءَالَ مَنْ... فِکْرُهُ قَلِیلٌ لِمَا هُوَ صَائِرٌ إِلَیْهِ

پس - ای مولای من - از تو درخواست می کنم، درخواست کسی که اندیشه اش برای آنچه به سوی آن بازمی گردد، اندک است.8/52

بازگشت بنده، در میان یاران خدا

وَ اجْعَلْ... فِی أَحِبَّائِکَ مَصْدَرِی

ص : 173

و بازگشتم را در میان یارانت، قرار ده.7/53

بازگشت بندگان به سوی:

أ. خوشنودکننده خداوند

فَمِلْ بِنَا إِلَی مَا یُرْضِیکَ عَنَّا

پس ما را به آن کار که تو را از ما خوشنود می سازد برگردان.3/9

ب. گذشت الهی

وَ اجْعَلْ... مُتَحَوَّلِی عَنْ صَرْعَتِی إِلَی تَجَاوُزِکَ

و بازگشت از به زمین افتادنم را به گذشت خود، قرار ده.6/15

ج. آنچه خداوند دوست دارد

وَ اصْرِفْنِی بِقُدْرَتِکَ إِلَی مَا أَحْبَبْتَ

و به قدرت خود، مرا به آنچه دوست داری، بازگردان.17/31

د. خداوند

إِلَیْکَ الْمَصِیرُ

بازگشت (همه) به سوی توست.7/36

وَ اُمُورُهُمْ آئِلَهٌ إِلَی أَمْرِکَ

و کردارشان به فرمان تو بازمی گردد.

18/46

وَ أَکْرِمْ مِنْ عِنْدِکَ مُنْصَرَفِی، وَ إِلَیْکَ مُنْقَلَبِی

و رفتنم را از نزدت و بازگشتم را به

سویت، گرامی دار.25/46

وَ کُلٌّ صَائِرٌ إِلَیْکَ

و همه به سوی تو برگشت کننده اند.

5/52

ه_. حکم خداوند

کُلُّهُمْ صَائِرُونَ، إِلَی حُکْمِکَ

همه ایشان به حکم تو می رسند.18/46

و. بسیاریِ کرامت و رحمت خداوند

إِلَهِی أَسْأَلُکَ بِحَقِّکَ الْوَاجِبِ عَلَی جَمِیعِ خَلْقِکَ... أَنْ تُثْنِیَنِی بِالْکَثِیرِ مِنْ کَرَامَتِکَ بِرَحْمَتِکَ

خدای من، به آن حقّ واجب خود که بر همه آفریدگانت داری، از تو می خواهم که با رحمت خویش مرا به بسیاریِ بخشش خود بازگردانی. 10/52

بازماندن

بازماندن چشم ها، از دیدن خدا

وَ یَا مَنْ تَنْقَطِعُ دُونَ رُوءْیَتِهِ الْأَبْصَارُ

و ای کسی که چشم ها از دیدن او ناتوان است.

4/5

بازو

استوار نمودن بازوی والدین، به وسیله

ص : 174

فرزندان

اللَّهُمَّ اشْدُدْ بِهِمْ عَضُدِی

خداوندا بازوی مرا به وسیله آنان محکم گردان.4/25

توانایی بخشیدن به بازوی ولیّ خدا

وَ قَوِّ عَضُدَهُ

و بازویش را قوّت ده.61/47

باطل

پناه بردن به خدا، از اختیار نمودن باطل

اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ... إِیثَارِ الْبَاطِلِ عَلَی الْحَقِّ

خداوندا به تو پناه می برم از برتری دادن باطل بر حق.2و1/8

نفْس و اختیار نمودن باطل

وَ لَا تُخَلِّ فِی ذَلِکَ بَیْنَ نُفُوسِنَا وَ اخْتِیَارِهَا، فَإِنَّهَا مُخْتَارَهٌ لِلْبَاطِلِ إِلَّا مَا وَفَّقْتَ

و در آنگاه، نفوس ما را به اختیار خود وامگذار، چون آن باطل را برمی گزیند مگر تو توفیق دهی.4/9

فرورفتن در باطل و نادرستی

وَ مَنْ أَبْعَدُ غَوْرًا فِی الْبَاطِلِ... مِنِّی حِینَ أَقِفُ بَیْنَ دَعْوَتِکَ وَ دَعْوَهِ الشَّیْطَانِ فَأَتَّبِعُ دَعْوَتَهُ...

و چه کسی از من در نادرستی فرورونده تر است، هنگامی که بین دعوت تو و دعوت شیطان می ایستم، دعوت او را می پذیرم؟23/16

بی باکی در باطل

بَلْ أَنَا یَا إِلَهِی... أَشَدُّ فِی الْبَاطِلِ تَهَوُّرًا... مِنْ أَنْ أُحْصِیَ لَکَ عُیُوبِی، أَوْ أَقْدِرَ عَلَی ذِکْرِ ذُنُوبِی

بلکه من - ای خدای من - در انجام باطل گستاخ تر از آنم که زشتی های خود را برای تو بشمارم، یا بر یادآوری گناهانم توانا باشم.

27/16

باطل آرایی شیطان، برای بندگان

اللَّهُمَّ وَ مَا سَوَّلَ لَنَا مِنْ بَاطِلٍ فَعَرِّفْنَاهُ

خداوندا و آنچه از باطل برای ما آراسته، به ما بشناسان.7/17

تبدیل گواهی باطل بنده، به سپاس الهی

اللَّهُمَّ اجْعَلْ... مَا أَجْرَی عَلَی لِسَانِی مِنْ لَفْظَهِ فُحْشٍ... أَوْ شَهَادَهِ بَاطِلٍ... نُطْقًا بِالْحَمْدِ لَکَ

خداوندا به جای آنچه او (شیطان) بر زبانم جاری ساخته از سخن زشت یا گواهی نادرست، سپاس برای خودت را قرار ده.13/20

شیطان و نمایاندن باطل، به صورت حقّ

وَ لَوْ لاَ أَنَّهُ صَوَّرَ لَهُمُ الْبَاطِلَ فِی مِثَالِ الْحَقِّ مَا ضَلَّ عَنْ طَرِیقِکَ ضَالٌّ

ص : 175

و اگر او (شیطان)، باطل را برای ایشان به صورت حق جلوه نمی داد، هیچ گمراهیْ از راه تو گمراه نمی شد.9/37

عامل بازدارنده زبان ها، از فرو رفتن در باطل

وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ... لِأَلْسِنَتِنَا عَنِ الْخَوْضِ فِی الْبَاطِلِ مِنْ غَیْرِ مَا آفَهٍ مُخْرِسًا

و قرآن را بندآورنده زبان هایمان از فرورفتن در باطل، بی آنکه از بیماری باشد، قرار ده.

10/42

باطل نشدن برهان الهی

وَ لَمْ یَدْحَضْ لِتَرْکِ مُعَاجَلَتِهِمْ بُرْهَانُکَ

و از جهت شتاب نکردن در عذاب آنان، برهان تو باطل نشده است.18/46

پابرجایی حجّت الهی و باطل نشدن آن

حُجَّتُکَ قَائِمَهٌ لَا تُدْحَضُ

حجّت تو پابرجاست که باطل نمی شود.

19/46

باطن درون

باغ

تابعین و باغ های بهشتی

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی التَّابِعِینَ... صَلَاهً... تَفْسَحُ لَهُمْ فِی رِیَاضِ جَنَّتِکَ

خداوندا و بر تابعین درود فرست، درودی که در باغ های بهشتت بر ایشان وسعت دهی.

14و13/4

بالا بلند

بامداد صبح

باور یقین

بخت بدبختی و نیز خوش بختی

بخشایش آمرزش و نیز عفو

بخشش کرم

بخشش نعمت های پی درپی، به بندگان

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَهَ حَمْدِهِ عَلَی مَا أَبْلَاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَهِ، وَ أَسْبَغَ عَلَیْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَهِ، لَتَصَرَّفُوا فِی مِنَنِهِ فَلَمْ یَحْمَدُوهُ...

و سپاس خدای را که اگر بندگانش را از شناختن سپاسش بر بخشش های پی درپی که به ایشان داده و نعمت های آشکار که برای آنها تمام کرده بازمی داشت، آنها نعمت هایش را صرف می نمودند و او را سپاس نمی گزاردند.8/1

بخشش الهی و بی نیازی از دیگران

ص : 176

اللَّهُمَّ أَغْنِنَا عَنْ هِبَهِ الْوَهَّابِینَ بِهِبَتِکَ... حَتَّی لَا نَرْغَبَ إِلَی أَحَدٍ مَعَ بَذْلِکَ

خداوندا ما را با عطای خود، از بخشش بخشندگان بی نیاز کن، تا با بخشش تو از دیگران درخواست نکنیم.7/5

وَ أَغْنِنَا عَنْ غَیْرِکَ بِإِرْفَادِکَ

و به یاری خود ما را از غیر خود بی نیاز گردان.

13/5

بخشندگی دیگران

وَ إِنَّمَا یُعْطِی الْمُعْطُونَ مِنْ فَضْلِ جِدَتِکَ

و به درستی که بخشندگان از زیادی عطای تو می بخشند.11/5

نبودن خیری برای بندگان، جز آنچه خدا عطا نموده

لَیْسَ لَنَا... مِنَ الْخَیْرِ إِلَّا مَا أَعْطَیْتَ

برای ما از خیر، چیزی جز آنچه تو بخشیدی نیست. 11/6

شاکرترین بندگان، نسبت به عطای الهی

وَ اجْعَلْنَا مِنْ... أَشْکَرَهُمْ لِمَا أَوْلَیْتَ مِنْ نِعَمِکَ

و ما را از شکرگزارترین آنان بر نعمتی که ارزانی داشته ای قرار ده.20/6

شیرینی بخشش الهی

وَ أَذِقْنِی حَلَاوَهَ الصُّنْعِ فِیما سَأَلْتُ

و شیرینی احسانت را در آنچه درخواست نمودم به من بچشان.8/7

عدم وجود منّت، در بخشش های الهی

وَ یَا مَنْ لَا یُکَدِّرُ عَطَایَاهُ بِالِامْتِنَانِ

و ای آنکه با منّت گذاشتن، بخشش هایش را تیره نمی سازد.4/13

إِنْ أَعْطَیْتَ لَمْ تَشُبْ عَطَاءَکَ بِمَنٍّ

اگر عطا کنی، عطایت را با منّت نیامیخته ای.

5/45

عطایا و بخشش های الهی

وَ عَلِمْتُ... أَنَّ یَدَکَ بِالْعَطَایَا أَعْلَی مِنْ کُلِّ یَدٍ

و دانستم که دستِ عطای تو از هر دستی بالاتر است.19/13

وَ أَجْزِلْ لِی قِسَمَ الْمَوَاهِبِ مِنْ نَوَالِکَ

و سهم مرا از بخشش ها به لطف خود فراوان کن.129/47

وَ وَفِّرْ عَلَیَّ حُظُوظَ الْإِحْسَانِ مِنْ إِفْضَالِکَ

و نصیب مرا از احسان، به فضل خود فراوان گردان.129/47

بخشنده بودن خداوند

إِنَّکَ... الْوَهَّابُ الْکَرِیمُ

همانا تویی بسیار بخشنده که عطایت تمام

ص : 177

نمی شود.7/15

خداوند، عطاکننده نعمت های بزرگ

إِنَّکَ... الْمُتَطَوِّلُ بِالِامْتِنَانِ

همانا تویی که بدون استحقاق نعمت بزرگ می بخشی.7/15

إِنَّکَ... الْوَهَّابُ لِعَظِیمِ النِّعَمِ

همانا تو بخشنده نعمت های عظیمی.7/36

افزونی بخشش خداوند، نسبت به منع او

وَ أَنْتَ الَّذِی عَطَاوءُهُ أَکْثَرُ مِنْ مَنْعِهِ

و تویی آنکه عطا و بخشش او بیش از محروم نمودنش است.9/16

نیافتن عطاکننده ای، جز خدا

إِلَهِی لَا تُخَیِّبْ مَنْ لَا یَجِدُ مُعْطِیًا غَیْرَکَ

خدای من کسی را که جز تو بخشنده ای نمی یابد ناامید نکن.16/16

توفیقِ با بخششْ پاداش دادن بنده، به محروم کننده اش

وَ سَدِّدْنِی لِأَنْ... أُثِیبَ مَنْ حَرَمَنِی بِالْبَذْلِ

و مرا توفیق ده تا به آنکه محرومم نموده، با بخشش پاداش دهم.9/20

ترک بخشش، به غیر مستحق

وَ أَلْبِسْنِی زِینَهَ الْمُتَّقِینَ، فِی... تَرْکِ... الْإِفْضَالِ عَلَی غَیْرِ الْمُسْتَحِقِّ

و زیور پرهیزکاران را در احسان نکردن به کسی که شایسته احسان نیست، به من بپوشان.

10/20

به دست خدا بودن بخشش و منع

أَنْتَ مِنْ دُونِهِمْ وَلِیُّ الْإِعْطَاءِ وَ الْمَنْعِ

تو عهده دار بخشیدن و بازداشتنی، نه آنها.

26/20

بنده و ستایش نمودن از شخص عطاکننده

وَ لَا تَبْتَذِلْ جَاهِی بِالْإِقْتَارِ، فَأَسْتَرْزِقَ أَهْلَ رِزْقِکَ... فَأَفْتَتِنَ بِحَمْدِ مَنْ أَعْطَانِی

و شکوهم را با تنگدستی، فرو مریز، تا از کسانی که روزی خوار تو هستند، روزی بخواهم. آنگاه به ستایش آنکه به من عطا کرده، گرفتار شوم.

26/20

طلب عطا و بخشش، از افراد پست

صُنْ وَجْهِی بِالْیَسَارِ، وَ لَا تَبْتَذِلْ جَاهِی بِالْإِقْتَارِ، فَأَسْتَرْزِقَ أَهْلَ رِزْقِکَ، وَ أَسْتَعْطِیَ شِرَارَ خَلْقِکَ

آبرویم را با توانگری حفظ کن و شکوهم را با تنگدستی، فرو مریز، تا از کسانی که روزی خوار تو هستند، روزی بخواهم و از آفریدگان بدت، عطا طلبم.26/20

ص : 178

عطای کمِ خویشان، به بنده

وَ إِنْ أَلْجَأْتَنِی إِلَی قَرَابَتِی حَرَمُونِی، وَ إِنْ أَعْطَوْا أَعْطَوْا قَلِیلًا نَکِدًا

و اگر مرا به خویشانم محتاج سازی، محرومم کنند و اگر عطا کنند، اندک و ناگوار عطا کرده اند.

3/22

عطای الهی، و فروگذاری تکلیف از بنده

فَأَدِّهِ عَنِّی مِنْ جَزِیلِ عَطِیَّتِکَ وَ کَثِیرِ مَا عِنْدَکَ

پس آن (تکلیف) را از عطای بزرگ و فراوانی که نزد توست، از جانب من ادا کن.7/22

فرزند و بخشش به والدین

اللَّهُمَّ وَ مَا تَعَدَّیَا عَلَیَّ فِیهِ مِنْ قَوْلٍ... فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَهُمَا

خداوندا و آنچه بر من در سخن گفتن، تعدّی نموده اند، پس آن را به ایشان بخشیدم.9/24

درخواست عطای الهی، برای مؤمنان

وَ أَعْطِ جَمِیعَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُوءْمِنِینَ وَ الْمُوءْمِنَاتِ مِثْلَ الَّذِی سَأَلْتُکَ لِنَفْسِی وَ لِوَلَدِی...

و به همه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان، مانندِ آنچه برای خود و فرزندانم از تو درخواست نمودم، ببخش.12/25

عطا فرمودن خواسته های بندگان

اللَّهُمَّ أَعْطِنَا جَمِیعَ ذَلِکَ بِتَوْفِیقِکَ وَ رَحْمَتِکَ

خداوندا به توفیق و رحمتت همه آن (درخواست ها) را به ما عطا فرما.12/25

سودرسانی همسایگان، با بخشش فراوان

وَ وَفِّقْهُمْ لِإِقَامَهِ سُنَّتِکَ، وَ الْأَخْذِ بِمَحَاسِنِ أَدَبِکَ فِی... الْعَوْدِ عَلَیْهِمْ بِالْجِدَهِ وَ الْإِفْضَالِ

و آنان را برای به پا داشتن سنّتت و فراگیری آداب نیکویت در رسیدگی با ثروت و بخشش فراوان به آنان، توفیق ده.2/26

همسایگان و عطای قبل از درخواست

وَ وَفِّقْهُمْ لِإِقَامَهِ سُنَّتِکَ، وَ الْأَخْذِ بِمَحَاسِنِ أَدَبِکَ فِی... إِعْطَاءِ مَا یَجِبُ لَهُمْ قَبْلَ السُّوءَالِ

و آنان را برای به پا داشتن سنّتت و فراگیری آداب نیکویت در عطا کردن آنچه برای آنان ضروری است پیش از درخواست آنان، توفیق ده.

2/26

فراوان گرداندن عطایای مرزداران اسلام

اللَّهُمَّ... أَسْبِغْ عَطَایَاهُمْ مِنْ جِدَتِکَ

خداوندا از دارایی خویش، بخشش های آنان را فراوان ساز.1/27

روگرداندن بنده از نیازمند به بخشش خداوند

وَ صَرَفْتُ وَجْهِی عَمَّنْ یَحْتَاجُ إِلَی رِفْدِکَ

ص : 179

و از آنکه نیازمند عطای توست، روگرداندم.

3/28

آنچه از مال دنیا، به بنده ارزانی شده

وَ اجْعَلْ مَا خَوَّلْتَنِی مِنْ حُطَامِهَا... بُلْغَهً إِلَی جِوَارِکَ...

و آنچه از کالای آن (دنیا)، که به من ارزانی داشته ای، وسیله رسیدن به جوار خود قرار ده.

6/30

خداوند، عطاکننده و بخشنده ترین کس

وَ أَنْتَ... أَعْطَی مَنْ رُغِبَ إِلَیْهِ

و تو بخشنده ترین کسی می باشی که از او درخواست شد.22/32

إِنَّکَ تُفِیدُ الْکَرِیمَهَ، وَ تُعْطِی الْجَسِیمَهَ

به درستی که تو عطای گرانمایه می دهی و (نعمت) بزرگ می بخشی.6/33

خداوند، عطاکننده حسنه و نیکی

اللَّهُمَّ إِنَّکَ... تُعْطِی الْحَسَنَهَ

خداوندا همانا تو نیکی عطا می کنی.

33/32

آزمایش الهی و عطای او (به ثروتمندان)

لَا تَفْتِنِّی بِمَا أَعْطَیْتَهُمْ

مرا به آنچه به آنان (دنیاداران) عطا کردی، آزمایش نکن.2/35

سپاس گزاری از خدا، برای بخشش های او

وَ اجْعَلْ شُکْرِی لَکَ عَلَی مَا زَوَیْتَ عَنِّی أَوْفَرَ مِنْ شُکْرِی إِیَّاکَ عَلَی مَا خَوَّلْتَنِی

و شکرگزاری مرا، به آنچه از من گرفتی بیش از شکرم به آنچه به من مرحمت کردی، قرار ده.

3/35

وَ لَکَ الشُّکْرُ عَلَی مَا خَوَّلْتَنَا مِنَ النَّعْمَاءِ...

و شکر تو راست، بر آنچه از نعمت هایت که به ما بخشیدی.6/36

إِلَهِی أَحْمَدُکَ... عَلَی... جَزِیلِ عَطَائِکَ عِنْدِی

خدای من، تو را سپاس گزارم بر بسیاری عطاها و بخشش هایت درباره من.1/51

عطا و بخشش خداوند، به فرمانبر و گنهکار

أَعْطَیْتَ کُلًّا مِنْهُمَا مَا لَمْ یَجِبْ لَهُ

هر یک از آن دو (فرمانبر و گنهکار) را چیزی عطا کرده ای که برایش لازم نبود.11/37

بالاترین عطایای تقرّب جویان

وَ اجْعَلْ مَا سَمَحْتُ بِهِ مِنَ الْعَفْوِ عَنْهُمْ، وَ تَبَرَّعْتُ بِهِ مِنَ الصَّدَقَهِ عَلَیْهِمْ... أَعْلَی صِلَاتِ الْمُتَقَرِّبِینَ

و گذشت از ایشان را که من کردم، و بخششی که بی هیچ عوضی به آنان دادم، بالاترین بخشش های تقرّب جویان قرار ده.2/39

عطای دین، به بندگان

ص : 180

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی حَبَانَا بِدِینِهِ

و سپاس خدای را که دین خود را به ما هدیه کرد.2/44

نیکی کردن به خویشان، با صله و بخشش

وَفِّقْنَا فِیهِ لِأَنْ نَصِلَ أَرْحَامَنَا بِالْبِرِّ وَ الصِّلَهِ

ما را در آن ماه توفیق ده، که با نیکی و بخشش، به خویشاوندانمان نیکی کنیم.10/44

دل جویی از همسایگان، با عطا و احسان

وَ وَفِّقْنَا فِیهِ لِأَنْ... نَتَعَاهَدَ جِیرَانَنَا بِالْإِفْضَالِ وَ الْعَطِیَّهِ

و ما را در آن ماه توفیق ده، که با فضل و عطا، همسایگانمان را دلجویی نماییم.10/44

عدم پشیمانی خداوند، از عطا و بخشش

وَ یَا مَنْ لَا یَنْدَمُ عَلَی الْعَطَاءِ

و ای کسی که بر عطا (و بخشش) پشیمان نمی شود.2/45

بخشش خدا و (توانایی او بر) منع نمودن

وَ تَجُودُ عَلَی مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ

و می بخشی بر کسی که اگر می خواستی، محرومش می کردی.8/45

پوشاندن بندگان، به نعمت و بخشش

یَا مَنْ تَحَمَّدَ إِلَی عِبَادِهِ بِالْإِحْسَانِ وَ الْفَضْلِ، وَ غَمَرَهُمْ

بِالْمَنِّ وَ الطَّوْلِ

ای آنکه با احسان و تفضّل، مورد ستایش بندگانت قرار گرفته ای و با بخشش و نعمت، ایشان را پوشانده ای.18/45

بخشندگی خداوند و فضل او

وَ أَنْتَ... الْجَوَادُ بِمَا سُئِلْتَ مِنْ فَضْلِکَ

و تو بخشنده هر آنچیزی هستی که از فضلت درخواست گردد.21/45

إِنَّکَ... أَعْطَی مَنْ سُئِلَ مِنْ فَضْلِهِ

به درستی که تو بخشنده تر کسی هستی که از فضل او درخواست شده.56/45

گوارا بودن عطا و بخشش خداوند

إِنَّ عَطَاءَکَ لَلْعَطَاءُ الْمُهَنَّا

به درستی که عطای تو، عطایی گواراست.

50/45

عطایی چند برابر

اللَّهُمَّ وَ مَنْ رَعَی هَذَا الشَّهْرَ حَقَّ رِعَایَتِهِ... فَهَبْ لَنَا مِثْلَهُ مِنْ وُجْدِکَ، وَ أَعْطِنَا أَضْعَافَهُ مِنْ فَضْلِکَ

خداوندا و هر کس رعایت کرده این ماه را، به طوری که حقّ رعایتش است؛ پس از (توانگری) نزد خودت، مانند آن را به ما ببخش و از فضلت، چندین برابر آن را به ما عطا فرما.50/45

زیاد شدن جود و بخشش الهی

ص : 181

وَ امْتَلَأَتْ بِفَیْضِ جُودِکَ أَوْعِیَهُ الطَّلِبَاتِ

و ظرف خواسته ها با زیادی جودت، پر گشته است.12/46

روا بودن جود و بخشش خداوند، برای درخواست کنندگان

وَ جُودُکَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ

و بخشش تو برای درخواست کنندگان، روا است.14/46

ناامید نگشتن از عطا و بخشش خداوند

وَ لَا یَیْأَسُ مِنْ عَطَائِکَ الْمُتَعَرِّضُونَ

و آنان که به تو پرداختند، از عطایت مأیوس نمی گردند.15/46

درخواست عطا و بخشش نیکو، از خدا

وَ أَسْأَلُکَ حُسْنَ الرِّفَادَهِ

و پذیرایی نیکو از تو می خواهم.25/46

خدا، بخشنده ای با توانگری بسیار

سُبْحَانَکَ مِنْ... جَوَادٍ مَا أَوْسَعَکَ

پاک و منزّهی! ای بخشنده که بسیار توانگری!

24/47

فراوانی بخشش های الهی، بر محمّد صلی الله علیه و آله و آل او علیهم السلام

رَبِّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاهً تُجْزِلُ لَهُمْ بِهَا مِنْ نِحَلِکَ وَ کَرَامَتِکَ، وَ تُکْمِلُ لَهُمُ الْأَشْیَاءَ مِنْ عَطَایَاکَ وَ نَوَافِلِکَ

پروردگار من، بر محمّد و خاندانش درود فرست، درودی که با آن بخشش و کرامتت را برای ایشان بسیار سازی و چیزهایی از عطاها و بخشش هایت را برای آنها کامل گردانی.57/47

بسیاری بخشش الهی، در روز عرفه

اللَّهُمَّ هَذَا یَوْمُ عَرَفَهَ یَوْمٌ... أَجْزَلْتَ فِیهِ عَطِیَّتَکَ

خداوندا، این روز عرفه، روزی است که عطایت را در آن فراوان نموده ای.66/47

بخشش به بنده تسلیم شونده خدا

وَ جُدْ عَلَیَّ بِمَا تَجُودُ بِهِ - عَلَی مَنْ أَلْقَی بِیَدِهِ إِلَیْکَ - مِنْ عَفْوِکَ

و به من ببخش همان چیزی را که به کسی که به خاطر عفوت تسلیم تو گردیده است می بخشی.

70/47

عدم بخشش الهی، در صورت عدم طاقت بنده

وَ لَا تَمْنِحْنِی بِمَا لَا طَاقَهَ لِی بِهِ فَتَبْهَظَنِی مِمَّا تُحَمِّلُنِیهِ مِنْ فَضْلِ مَحَبَّتِکَ

و آنچه طاقتش را ندارم به من نبخش، که پشتم را از بار گران دوستی ات که بر دوشم گذارده ای، بشکنی.102/47

ص : 182

پی درپی رساندن بخشش خدا، به بنده

وَ ظَاهِرْ لَدَیَّ فَضْلَکَ وَ طَوْلَکَ

و فضل و بخشش خود را بر من پوسته گردان.

112/47

ستایش الهی و عطای او

وَ أَوْزِعْنِی أَنْ أُثْنِیَ بِمَا أَوْلَیْتَنِیهِ

و به من الهام کن که به خاطر آنچه به من داده ای، ثنا (ی تو را) گویم.114/47

مواهب و بخشش های خداوند، به بنده

وَ سُقْ کَرَائِمَ مَوَاهِبِکَ إِلَیَّ

و بخشش های گرامی ات را به سوی من روان فرما.128/47

عطایای بزرگ الهی (در بهشت)

جَلِّلْنِی شَرَائِفَ نِحَلِکَ فِی الْمَقَامَاتِ الْمُعَدَّهِ لِأَحِبَّائِکَ

در مکان هایی که برای دوستانت آماده کرده ای، به عطاهای والایت مرا بپوشان.128/47

درخواست از خدا، به سبب بخشش او

فَأَسْأَلُکَ بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ... أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

پس از تو می خواهم به بخشش و کرمت، که بر محمّد و خاندانش درود فرستی.1/48

عطا نمودن نیکی دنیا و آخرت، به بندگان

أَسْأَلُکَ... مَهْمَا قَسَمْتَ بَیْنَ عِبَادِکَ الْمُوءْمِنِینَ مِنْ خَیْرٍ... أَوْ تُعْطِیهِمْ بِهِ خَیْرًا مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ أَنْ تُوَفِّرَ حَظِّی وَ نَصِیبِی مِنْهُ

از تو درخواست می نمایم که هرگاه میان بندگان با ایمانت، نیکی قسمت می نمایی، یا خیری از خیرهای دنیا و آخرت را به ایشان عطا می کنی، بهره و نصیب مرا از آن زیاد گردان.

2/48

درخواست بخشش و عطای خداوند

اللَّهُمَّ مَنْ تَهَیَّأَ... لِوَفَادَهٍ إِلَی مَخْلُوقٍ رَجَاءَ رِفْدِهِ وَ نَوَافِلِهِ وَ طَلَبَ نَیْلِهِ وَ جَائِزَتِهِ، فَإِلَیْکَ یَا مَوْلَایَ کَانَتِ الْیَوْمَ تَهْیِئَتِی... رَجَاءَ عَفْوِکَ وَ رِفْدِکَ وَ طَلَبَ نَیْلِکَ وَ جَائِزَتِکَ

خداوندا، هر کسی خود را مهیّا می کند تا بر مخلوقی وارد شود، بدین امید که به صله و عطا و درخواستِ بخشش و احسان او نائل شود. پس ای سرور من، امروز مهیّا گشته تا به سوی تو آیم. بدین امید که به آمرزش و صله و درخواستِ بخشش و احسان تو نائل شوم.5/48

عطای الهی، و کم نشدن از (گنجینه) خدا

یَا مَنْ... لَا یَنْقُصُهُ نَائِلٌ

ای کسی که هیچ بخششی، (گنج های) او را نمی کاهد.6/48

ص : 183

عطای الهی، و نیک بختی بنده

وَ أَسْعِدْنِی بِمَا تُعْطِینِی مِنْهُ

و مرا به آنچه از آن عطا می کنی، نیک بخت گردان.28/48

عطای نیکوی الهی

وَ أَبْلَیْتَ الْجَمِیلَ فَعَصَیْتُ

و عطای نیکو نمودی، پس نافرمانی کردم.

1/49

درخواست از خداوند و عطای او

وَ لَقَدْ سُئِلْتَ فَأَعْطَیْتَ، وَ لَمْ تُسْأَلْ فَابْتَدَأْتَ

و چون از تو درخواست شد، پس عطا کردی و درخواست نشد، پس به بخشش آغاز نمودی.

14/49

بخشنده یافتن خدا، نسبت به خواسته ها

...بَلْ وَجَدْتُکَ... لِمَطَالِبِی مُعْطِیًا

...بلکه تو را برای خواسته هایم، بخشنده یافتم.5/51

توکّل و اعتماد بر جود و بخشش خدا

وَ عَلَی جُودِکَ وَ کَرَمِکَ أَتَّکِلُ

و تنها بر بخشش و بزرگواری تو دل می بندم.

11/52

بخشش خداوند، در دنیا و آخرت

یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ رَحِیمَهُمَا

ای بخشنده در دنیا و آخرت و مهربان در آن دو.1/54

از خدا درخواست نمودنِ بخششِ:

أ. رحمت و گشایش بی رنج

وَ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَ فَرَجًا هَنِیئًا

و از جانب خویش رحمت و گشایشِ گوارا به من ببخش.8/7

ب. آسودگی روز معاد

وَ هَبْ لِی أَمْنَ یَوْمِ الْمَعَادِ

و مرا آسایشِ روز بازگشت ببخش.

20/20

ج. راهنمایی حقیقی

وَ امْنِحْنِی حُسْنَ الْإِرْشَادِ

و خوب ارشاد کردن را به من عطا نما.

20/20

وَ هَبْ لِی صِدْقَ الْهِدَایَهِ

و مرا هدایت راستین ببخش.22/20

د. زندگی آسوده

وَ امْنِحْنِی حُسْنَ الدَّعَهِ

و زندگیِ آسوده نیکو به من عطا فرما.

22/20

ص : 184

ه_. توان و نیرو

وَ هَبْ لِی قُوَّهً أَحْتَمِلُ بِهَا جَمِیعَ مَرْضَاتِکَ

و به من نیرویی عنایت کن تا بتوانم همه خوشنودی ات را حمل کنم.11/21

و. خو گرفتن باخدا، دوستان و پیروان او

هَبْ لِیَ الْأُنْسَ بِکَ وَ بِأَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ طَاعَتِکَ

انس با خودت و دوستانت و فرمانبرانت را به من ببخش.11/21

ز. نور هدایت

وَ هَبْ لِی نُورًا أَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ

و مرا نوری بخش که با آن در بین مردم راه روم.8/22

ح. تندرستی

وَ هَبْ لِی عَافِیَتَکَ

و عافیتت را به من ببخش.1/23

ط. فرزند پسر

وَ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ مَعَهُمْ أَوْلَادًا ذُکُورًا

و از نزد خود افزون بر ایشان، پسران دیگری به من ببخش.5/25

ی. همه درخواست ها

اللَّهُمَّ أَعْطِنِی کُلَّ سُوءْلِی

خداوندا همه خواسته هایم را به من عطا کن.9/25

ک. حسنه و نیکی در دنیا و آخرت

وَ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً، وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً

و ما را در دنیا نیکی و در آخرت نیکی عطا کن.13/25

ل. یقین صادق

وَ هَبْ لَنَا یَقِینًا صَادِقًا...

و ما را یقینی راستین ببخش.2/29

م. آنچه بنده به آن امیدوار است

فَأَعْطِنِی یَا رَبِّ مَا رَجَوْتُ

پس ای پروردگار من، آنچه را امید دارم، به من عطا کن.20/32

ن. آرزو

وَ هَبْ لِی أَمَلِی

و آرزویم را به من ببخش.16/37

س. چیزی که بخشیدن آن، از خدا نمی کاهد

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَوْهِبُکَ - یَا إِلَهِی - مَا لَا یُنْقِصُکَ بَذْلُهُ

خداوندا، ای خدای من، همانا من از تو

ص : 185

بخششی می خواهم که بخشیدن آن از تو چیزی نمی کاهد.6/39

ع. خوی های نیکوکاران

وَ هَبْ لَنَا حُسْنَ شَمَائِلِ الْأَبْرَارِ

و زیبایی خوهای نیکوکاران را به ما ببخش.9/42

ف. سلطنتی پیروزمند، به ولیّش

وَ آتِهِ مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصِیرًا

و او را از جانب خود، سلطنتی پیروزمند عطا فرما.61/47

ص. مهربانی ولیّ خدا

وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ

و محبّت او را به ما روا دار.63/47

ق. عصمت

وَ هَبْ لِی عِصْمَهً تُدْنِینِی مِنْ خَشْیَتِکَ

و به من عصمتی بخش که مرا به ترس از تو نزدیک کند.111/47

ر. گشایش و فرج

وَ هَبْ لَنَا یَا إِلَهِی مِنْ لَدُنْکَ فَرَجًا

و ما را - ای خدای من - از جانب خود گشایش ده.13/48

ش. رحمت و توفیق همیشگی الهی

فَهَبْ لِی یَا إِلَهِی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ دَوَامِ تَوْفِیقِکَ مَا أَتَّخِذُهُ سُلَّمًا أَعْرُجُ بِهِ إِلَی رِضْوَانِکَ

پس ای خدای من، از رحمتت و توفیق همیشگی ات مرا چیزی ببخش که آن را نردبانی به سوی خوشنودی ات قرار داده، از آن بالا روم.17/49

ت. توکّل و اعتماد صادق

وَ هَبْ لِی صِدْقَ التَّوَکُّلِ عَلَیْکَ

و توکّل راستین به خود را، به من ارزانی دار.4/54

بخیل

بخیل نیافتن خدا، هنگام درخواست از او

إِلَهِی مَا وَجَدْتُکَ بَخِیلًا حِینَ سَأَلْتُکَ

خدای من، هنگامی که از تو درخواست نمودم، تو را بخیل نیافتم.5/51

بدبختی

نافرمانی خدا و بدبخت شدن

فَالْهَالِکُ مِنَّا مَنْ هَلَکَ عَلَیْهِ

پس بدبخت از ما کسی است که به خاطر

ص : 186

نافرمانی او هلاک شود.24/1

بدترین بدبختی

وَ نَعُوذُ بِکَ مِنَ... أَشْقَی الشَّقَاءِ

و پناه می بریم به تو از بدترین تیره بختی.

9/8

وَ الشَّقَاءُ الْأَشْقَی لِمَنِ اغْتَرَّ بِکَ

و بدبخت ترین بدبختی برای کسیست که به تو مغرور گشته.19/46

سبب بدبخت گشتن نیک بختی خواه

وَ لَا تَقْطَعْ رَجَاءَنَا بِمَنْعِکَ، فَتَکُونَ قَدْ أَشْقَیْتَ مَنِ اسْتَسْعَدَ بِکَ

و به منع خویش، ما را ناامید مکن. وگرنه کسی که از تو نیک بختی خواسته، بدبخت کرده ای.3/10

روی آوردن بدبخت، به درگاه الهی

فَتَکُونَ قَدْ أَشْقَیْتَ مَنِ اسْتَسْعَدَ بِکَ... فَإِلَی مَنْ حِینَئِذٍ مُنْقَلَبُنَا عَنْکَ؟ وَ إِلَی أَیْنَ مَذْهَبُنَا عَنْ بَابِکَ؟

...وگرنه کسی که از تو نیک بختی خواسته، بدبخت کرده ای. پس در این هنگام از جانب تو به چه کسی رو آوریم؟ و از درِ خانه تو به کجا رویم؟

4و3/10

بدبخت شدن، به سبب دوست داشتنی ها

فَلَا تَجْعَلْ حَظِّی مِنْ رَحْمَتِکَ مَا عَجَّلْتَ لِی مِنْ عَافِیَتِکَ، فَأَکُونَ قَدْ شَقِیتُ بِمَا أَحْبَبْتُ...

پس بهره مرا از رحمتت، تندرستی ای که اکنون برای من پیش انداخته ای، قرار مده که به سبب آنچه دوست دارم، بدبخت شوم.1/18

بدبختی و به هلاکت افتادن

وَ مَنْ أَشْقَی مِمَّنْ هَلَکَ عَلَیْکَ؟

و شقی تر از کسی که بر اثر نافرمانی ات به هلاکت افتاده، کیست؟16/37

بدبختی و مهمانی مرگ

وَ لَا تُشْقِنَا بِضِیَافَتِهِ

و در پذیرایی از او ما را به شقاوت میفکن.

4/40

بدبختی، و نعمت الهی

تَتْرُکُ مُعَاجَلَتَهُمْ إِلَی التَّوْبَهِ لِکَیْلَا... یَشْقَی بِنِعْمَتِکَ شَقِیُّهُمْ

تا هنگام توبه، شتاب در کیفر ایشان را ترک می کنی، تا بدبختشان به وسیله نعمت تو، بدبخت نگردد.9/45

محرومیّت بدبختان، از شناخت وقت ماه رمضان

اللَّهُمَّ إِنَّا أَهْلُ هَذَا الشَّهْرِ الَّذِی... وَفَّقْتَنَا بِمَنِّکَ لَهُ حِینَ

ص : 187

جَهِلَ الْأَشْقِیَاءُ وَقْتَهُ، وَ حُرِمُوا لِشَقَائِهِمْ فَضْلَهُ

خداوندا، همانا ما اهل این ماه هستیم، که ما را برای آن به وسیله نعمتت، توفیق دادی، آنگاه که تیره بختان، وقت آن را نشناختند و بر اثر شقاوتشان، از فضل آن ماهْ محروم گشتند.

43/45

عدم بدبختی آمرزش خواهان

وَ لا یَشْقَی بِنَقِمَتِکَ الْمُسْتَغْفِرُونَ

و آمرزش خواهان به کیفرت تیره بخت نمی شوند.15/46

لایق بدبختی بودن

مَنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الشَّقَاوَهِ خَذَلْتَهُ لَهَا

هر که از شقاوتمندان باشد، او را از آن جهت خوار می کنی.17/46

بدبختان، و جرأت نمودن به (نافرمانی) خدا

قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِی... مَوْقِفَ الْأَشْقِیَاءِ الْمُتَجَرِّینَ عَلَیْکَ

خود را در جایگاه بدبختانی که بر تو جرأت یافته اند، واداشته ام.2/53

بدر

روز جنگ بدر و لشکری از فرشتگان

وَ ابْعَثْ عَلَیْهِمْ جُنْدًا مِنْ مَلَائِکَتِکَ بِبَأْسٍ مِنْ بَأْسِکَ کَفِعْلِکَ یَوْمَ بَدْرٍ

و بر آنان سپاهی از فرشتگانت را با عذابی از عذاب هایت بفرست. مانند کارت در روز بدر.

11/27

بدرفتاری بدی

مبدّل شدن بدرفتاری خویشاوندان، به خوش رفتاری

وَ أَبْدِلْنِی... مِنْ عُقُوقِ ذَوِی الْأَرْحَامِ الْمَبَرَّهَ

و درباره من بدرفتاری خویشان را به نیکوکاری مبدّل فرما.7/20

بدرفتاری با والدین

وَ لَا تَجْعَلْنِی فِی أَهْلِ الْعُقُوقِ لِلْآبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ

و مرا از بدرفتاری کنندگان با پدران و مادران قرار نده.11/24

بدخویی و بدخُلقی

فَاجْعَلْ مَا سَتَرْتَ مِنَ الْعَوْرَهِ... زَاجِرًا عَنْ سُوءِ الْخُلُقِ

پس آن عیب ها که پوشاندی، بازدارنده از بدخویی قرار ده.3/34

بدرود وداع

ص : 188

بدعت

توفیق ترک بدعت ها

وَ وَفِّقْنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا وَ لَیْلَتِنَا هَذِهِ وَ فِی جَمِیعِ أَیَّامِنَا، لِاسْتِعْمَالِ الْخَیْرِ... وَ مُجَانَبَهِ الْبِدَعِ

و در امروز ما و امشب ما و در همه روزهایمان، ما را برای انجام نیکی و ترک بدعت ها، توفیق ده.

18/6

واگذاشتن بدعت گزاران

أَکْمِلْ ذَلِکَ لِی بِدَوَامِ الطَّاعَهِ... وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ

این (اوصاف) را برای من با اطاعت همیشگی و فروگذاردن اهل بدعت، کامل گردان.10/20

بدگمانی گمان

بدن اندام

مشقّت های وارده بر بدن پیامبر صلی الله علیه و آله

وَ عَرَّضَ فِیکَ لِلْمَکْرُوهِ بَدَنَهُ

و به خاطر تو، بدنش را در معرض سختی قرار داد.5/2

بیرون شدن جان ها، از بدن ها

وَ تُهَوِّنَ عَلَیْهِمْ کُلَّ کَرْبٍ یَحُلُّ بِهِمْ یَوْمَ خُرُوجِ الْأَنْفُسِ مِنْ أَبْدَانِهَا

و در آن روز که جان ها از تن بیرون رود، هر

اندوهی را بر ایشان آسان گردانی.17/4

آسایش بدن، در سپاس گزاری از نعمت الهی

وَ اجْعَلْ... فَرَاغَ أَبْدَانِنَا فِی شُکْرِ نِعْمَتِکَ

و آسایش تن هایمان را در سپاس گزاری نعمت خود قرار ده.14/5

سلامت پیشین بدن و بیماری کنونی آن

اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی مَا لَمْ أَزَلْ أَتَصَرَّفُ فِیهِ مِنْ سَلَامَهِ بَدَنِی، وَ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی مَا أَحْدَثْتَ بِی مِنْ عِلَّهٍ فِی جَسَدِی

خداوندا ترا سپاس بر تندرستی تنم که همواره از آن برخوردار هستم. و تو را سپاس بر بیماری ای که در جسمم پدید آوردی.1/15

به کار بردن بدن، در آنچه خدا از بنده می پذیرد

وَ اسْتَعْمِلْ بَدَنِی فِیما تَقْبَلُهُ مِنِّی

و بدنم را در آنچه از من می پذیری به کار گیر.

9/21

ضعف بدن، از انجام واجبات

وَ اقْضِ عَنِّی کُلَّ مَا أَلْزَمْتَنِیهِ وَ فَرَضْتَهُ عَلَیَّ... وَ إِنْ ضَعُفَ عَنْ ذَلِکَ بَدَنِی

و مرا به انجام آنچه بر من لازم و واجب

ص : 189

نموده ای، توفیق ده و گرچه بدنم از (انجام) آن ناتوان باشد.6/22

تندرستی در بدن بنده

وَ عَافِنِی... عَافِیَهً تُوَلِّدُ فِی بَدَنِی الْعَافِیَهَ، عَافِیَهَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ

و به من عافیت ده. عافیتی که در جسمم عافیت زایَد، عافیت دنیا و آخرت.2/23

سلامتی در جسم و دین

وَ امْنُنْ عَلَیَّ بِالصِّحَّهِ وَ الْأَمْنِ وَ السَّلَامَهِ فِی دِینِی وَ بَدَنِی

و با تندرستی و ایمنی و سلامتی در دینم و جسمم بر من منّت گذار.3/23

سلامت بدن فرزندان

وَ أَصِحَّ لِی أَبْدَانَهُمْ...

و بدنشان را برای من سالم بدار.2/25

بدن های دشمنان و تواناییشان

اللَّهُمَّ أَخْلِ... أَبْدَانَهُمْ مِنَ الْقُوَّهِ

خداوندا، تن هایشان را از قوّت تهی دار.

11/27

بدن و عمر بنده، در راه طاعت الهی

وَ أَسْأَلُکَ... أَنْ تَجْعَلَ مَا ذَهَبَ مِنْ جِسْمِی وَ عُمْرِی فِی سَبِیلِ طَاعَتِکَ

و از تو درخواست می کنم که آنچه از جسم و عمرم سپری شده در راه طاعتت قرار دهی.28/32

عدم دگرگونی جسم بنده

وَ لَا تُبَدِّلْ لِی جِسْمًا

و تنم را دگرگون نکن.124/47

جسم بنده، سپاس گزار خداوند

تَحْمَدُکَ نَفْسِی وَ لِسَانِی وَ عَقْلِی

تنم و زبانم و عقلم، تو را سپاس گزاری می کنند.6/51

آرمیدن رگ ها و غافل بودن بدن

فَأَسْأَلُکَ یَا مَوْلَایَ سُوءَالَ مَنْ... بَدَنُهُ غَافِلٌ لِسُکُونِ عُرُوقِهِ

پس - ای مولای من - از تو درخواست می کنم، درخواست کسی که تن او به خاطر آرامش رگ هایش، غافل مانده.8/52

عافیت تن بنده و حاجت خواهی از خدا

اللَّهُمَّ هَذِهِ حَاجَتِی... عَافِ فِیهَا جَسَدِی

خداوندا خواسته من این است. تنم را در آن عافیت بخش.7/54

بدی

جزا دادن به بدی کردار بنده

ص : 190

لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَسَاوءُوا بِمَا عَمِلُوا

تا بدکاران را بر وفق کار و کردارشان جزا دهد.

7/6، 6/1

خداوند، تبدیل کننده بدی ها به خوبی ها

یَا مُبَدِّلَ السَّیِّئَاتِ بِأَضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ

ای تبدیل کننده بدی ها به چندین برابر آن از خوبی ها.8/24، 26/2

بدی دام های شیطان

وَ اکْفِنَا... شَرَّ مَصَایِدِ الشَّیْطَانِ

و ما را از شرّ دام های شیطان نگهدار.10/5

توفیق دوری از بدی

وَ وَفِّقْنَا... لِاسْتِعْمَالِ الْخَیْرِ، وَ هِجْرَانِ الشَّرِّ

و ما را برای انجام نیکی و ترک بدی، توفیق ده.18/6

بدرفتاری با زیردستان

اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ... سُوءِ الْوِلَایَهِ لِمَنْ تَحْتَ أَیْدِینَا

خداوندا به تو پناه می برم از بدرفتاری با زیردستان.3و1/8

بدی بازگشت (به دوزخ)

وَ نَعُوذُ بِکَ مِنَ... سُوءِ الْمَآبِ

و پناه می بریم به تو از بدی سرنوشت.9/8

سبب باقی نماندن کار بدِ بنده

وَ اجْعَلْ هَمَسَاتِ قُلُوبِنَا... وَ لَهَجَاتِ أَلْسِنَتِنَا فِی مُوجِبَاتِ ثَوَابِکَ، حَتَّی... لَا تَبْقَی لَنَا سَیِّئَهٌ نَسْتَوْجِبُ بِهَا عِقَابَکَ

و رازهای دل هایمان و سخنان زبان هایمان را در آنچه باعث پاداش تو شود قرار ده، تا کار بدی که به وسیله آن مستوجب عذاب تو شویم برای ما نماند.7/9

فرشتگان نویسنده بدی ها و عدم ذکر بدی

فَإِنْ قَدَّرْتَ لَنَا فَرَاغًا مِنْ شُغْلٍ. فَاجْعَلْهُ فَرَاغَ سَلَامَهٍ، لَا تُدْرِکُنَا فِیهِ تَبِعَهٌ... حَتَّی یَنْصَرِفَ عَنَّا کُتَّابُ السَّیِّئَاتِ بِصَحِیفَهٍ خَالِیَهٍ مِنْ ذِکْرِ سَیِّئَاتِنَا

و اگر برای ما فراغت از کار مقدّر نموده ای، پس آن را با تندرستی قرار ده که در آن گناهی ما را نگیرد. تا نویسندگان بدی ها با نامه ای خالی از کردار زشت از نزد ما بازگردند.2/11

اعتراف به بدی و بدکرداری

فَهَلْ یَنْفَعُنِی، یَا إِلَهِی، إِقْرَارِی عِنْدَکَ بِسُوءِ مَا اکْتَسَبْتُ؟

ای خدای من آیا نزد تو اقرار به بدی ای که انجام داده ام، مرا سود می دهد؟6/12

اللَّهُمَّ فَلَکَ الْحَمْدُ إِقْرَارًا بِالْإِسَاءَهِ

خداوندا، پس سپاس برای توست، در حالی که به بدکرداری، اقرارکننده ایم.45/45

ص : 191

أَنَا الْمُسِیءُ الْمُعْتَرِفُ الْخَاطِئُ الْعَاثِرُ

منم بدکارِ اعتراف کننده خطاکار لغزشکار.

76/47

أَتَیْتُکَ مُقِرًّا بِالْجُرْمِ وَ الْإِسَاءَهِ إِلَی نَفْسِی

به درگاه تو آمده ام، در حالی که اقرار به گناه و بدی بر خود دارم.7/48

پناه دادن بنده، از آنچه بدکرداران از آن ترسانند

وَ أَجِرْنِی مِمَّا یَخَافُهُ أَهْلُ الْإِسَاءَهِ

و از آنچه بدکاران وحشت دارند پناهم ده.

15/12

بدرفتاری ستمگر، با بنده

وَ أَبْدِلْنِی بِسُوءِ صَنِیعِهِ بِی رَحْمَتَکَ

و به جای بدرفتاری اش، رحمتت را به من عطا کن.9/14

پناه بردن به خدا، از خواهش بد

وَ أَعِذْنِی مِنْ سُوءِ الرَّغْبَهِ...

و از خواهش بد پناهم ده.15/14

سبب پاکی بنده، از بدی ها

فَمَا أَدْرِی، یَا إِلَهِی، أَیُّ الْحَالَیْنِ أَحَقُّ بِالشُّکْرِ لَکَ؟... أَ وَقْتُ الصِّحَّهِ... أَمْ وَقْتُ الْعِلَّهِ الَّتِی مَحَّصْتَنِی بِهَا... تَطْهِیرًا لِمَا انْغَمَسْتُ فِیهِ مِنَ السَّیِّئَاتِ

ای خدای من نمی دانم کدام یک از این دو حال، به سپاس گزاری برای تو سزاوارتر است؟ آیا وقت تندرستی یا وقت بیماری که مرا با آن نجات دادی تا از بدی هایی که در آن فرورفته ام پاکم سازد؟4-2/15

شرمندگی از خدا، به سبب بدرفتاری

...کُلُّ ذَلِکَ حَیَاءٌ مِنْکَ لِسُوءِ عَمَلِی

همه اینها از روی شرمی است که از بدکرداری خود دارم.20/16

بدی بنده و همسایگان او

...وَ لَمْ تُبْدِ سَوْءَاتِهَا لِمَنْ یَلْتَمِسُ مَعَایِبِی مِنْ جِیرَتِی

و بدی های مرا پیش همسایگانم - که در جستجوی عیب های من می باشند - آشکار نکردی.

21/16

مهربانی های خدا و بدی های بنده

ثُمَّ لَمْ یَنْهَنِی ذَلِکَ عَنْ أَنْ جَرَیْتُ إِلَی سُوءِ مَا عَهِدْتَ مِنِّی

آن همه (عنایت) مرا از شتافتن به سوی بدی - که تو از من می دانی - بازنداشت.22/16

اقدام به بدی، هنگام ایستادن بین دعوت خدا و شیطان

وَ مَنْ... أَشَدُّ إِقْدَامًا عَلَی السُّوءِ مِنِّی حِینَ أَقِفُ بَیْنَ

ص : 192

دَعْوَتِکَ وَ دَعْوَهِ الشَّیْطَانِ فَأَتَّبِعُ دَعْوَتَهُ...

و چه کسی از من بر اعمال زشت بی باک تر است، هنگامی که بین دعوت تو و دعوت شیطان می ایستم، دعوت او را می پذیرم؟23/16

بازداشتن خود، از بدی های خوارکننده

وَ لَیْسَ ذَلِکَ مِنْ کَرَمِی عَلَیْکَ، بَلْ تَأَنِّیًا مِنْکَ لِی... لِأَنْ... أُقْلِعَ عَنْ سَیِّئَاتِیَ الْمُ_خْلِقَهِ

و این نه از گرامی بودن من نزد توست. بلکه از بردباری تو بر من است. برای اینکه از بدی های - خوارکننده ام - جدا شوم.26/16

از بین بردن (محو) بدی های بنده

یَا إِلَهِی لَوْ بَکَیْتُ إِلَیْکَ حَتَّی تَسْقُطَ أَشْفَارُ عَیْنَیَّ... مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِکَ مَحْوَ سَیِّئَهٍ وَاحِدَهٍ مِنْ سَیِّئَاتِی

ای خدای من اگر آنچنان در پیشگاهت بگریم تا پلک های چشمانم بیفتد، باز هم با آن همه، سزاوار از بین بردن بدی ای از بدی هایم نیستم.

30/16

بدی جایگاه بنده

فَارْحَمْ... سُوءَ مَوْقِفِی

پس بر بدی جایگاهم رحم کن.32/16

فَلَعَلَّ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِکَ یَرْحَمُنِی لِسُوءِ مَوْقِفِی

شاید برخی از آنها به رحمتتْ بر بدی جایگاهم، به من رحم کند.27/31

چشم پوشی از بدی

وَ سَدِّدْنِی لِأَنْ... أُغْضِیَ عَنِ السَّیِّئَهِ

و مرا توفیق ده تا از بدی (دیگران) چشم پوشی کنم.9/20

بخشش طلبیدن، از مردمان بدکردار

لَا تَبْتَذِلْ جَاهِی بِالْإِقْتَارِ، فَأَسْتَرْزِقَ أَهْلَ رِزْقِکَ، وَ أَسْتَعْطِیَ شِرَارَ خَلْقِکَ

شکوهم را با تنگدستی، فرو مریز، تا از کسانی که روزی خوار تو هستند، روزی بخواهم. و از آفریدگان بدت، عطا طلبم.26/20

وحشت از بدکاران خَلق

وَ أَلْبِسْ قَلْبِیَ الْوَحْشَهَ مِنْ شِرَارِ خَلْقِکَ

و دلم را به وحشت از بدکاران خلقت بپوشان.

11/21

سبب نیفزودن بر بدی های بنده در قیامت

هُوَ، یَا رَبِّ، مِمَّا قَدْ أَحْصَیْتَهُ عَلَیَّ وَ أَغْفَلْتُهُ أَنَا مِنْ نَفْسِی، فَأَدِّهِ عَنِّی مِنْ جَزِیلِ عَطِیَّتِکَ وَ کَثِیرِ مَا عِنْدَکَ... حَتَّی لَا یَبْقَی عَلَیَّ شَیْءٌ مِنْهُ تُرِیدُ أَنْ... تُضَاعِفَ بِهِ مِنْ سَیِّئَاتِی یَوْمَ أَلْقَاکَ

آن (تکلیف) ای پروردگار من، از چیزهایی است که بر من به حساب آورده ای و من خودسرانه از آن غافل شدم. پس آن را از عطای بزرگ و فراوانی که نزد توست، از جانب من ادا

ص : 193

کن. تا چیزی از آن بر من نمانَد که بخواهی به سبب آن بر بدی هایم بیفزایی، در روزی که تو را دیدار می کنم.7/22

سبب ایمن و آسوده شدن از بدی ها

وَ ارْزُقْنِی الرَّغْبَهَ فِی الْعَمَلِ لَکَ لِآخِرَتِی حَتَّی... آمَنَ مِنَ السَّیِّئَاتِ فَرَقًا وَ خَوْفًا

و برای آخرتمْ رغبت در عمل برای تو را، روزی ام گردان. تا از بدی ها، از روی ترس و بیم ایمن بمانم.8/22

پناه بردن به خدا، از شرّ و بدی اموری

وَ أَعِذْنِی وَ ذُرِّیَّتِی مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، وَ مِنْ شَرِّ السَّامَّهِ وَ الْهَامَّهِ و الْعَامَّهِ وَ اللَّامَّهِ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ... وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دَابَّهٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا

و من و فرزندانم را از شیطانِ رانده شده و از شرّ جانور زهردار نکشنده و جانور زهردار کشنده و سایر جانوران و چشم زخم و از شرّ هر شیطانِ سرکش و از شرّ هر جنبنده ای که زلفش در اختیار توست، پناه ده.6/23

دفع بدی بدخواه، از بنده

وَ مَنْ أَرَادَنِی بِسُوءٍ فَاصْرِفْهُ عَنِّی... وَ ادْرَأْ عَنِّی شَرَّهُ

و هر کس قصد دارد با من بدی کند، از من منصرفش ساز و شرش را از من بازدار.7/23

ایمن فرمودن بنده، از بدی بدخواه

وَ مَنْ أَرَادَنِی بِسُوءٍ فَاصْرِفْهُ عَنِّی... وَ اجْعَلْ بَیْنَ یَدَیْهِ سُدًّا حَتَّی... تُوءْمِنَنِی مِنْ جَمِیعِ ضَرِّهِ وَ شَرِّهِ...

و هر کس قصد دارد با من بدی کند، از من منصرفش ساز و در مقابل او سدّی قرار ده، تا مرا از همه زیان و بدی اش ایمن سازی.8و7/23

همسایگان بدکردار

وَ اجْعَلْنِی اللَّهُمَّ أَجْزِی بِالْإِحْسَانِ مُسِیئَهُمْ

و خداوندا مرا بر آن دار که بدکارشان را به نیکی پاداش دهم.3/26

درخواست بخشش بدی کردار خود، از خدا

اللَّهُمَّ إِنِّی... أَسْتَوْهِبُکَ سُوءَ فِعْلِی

خداوندا، به درستی که من از زشتی کردارم، از تو بخشش می طلبم.21/31

گفتار بنده و بدکرداری او

فَمَا کُلُّ مَا نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ مِنِّی بِسُوءِ أَثَرِی

پس هر چه گفتم، از جهل به بدی کردارم نیست.26/31

بدی بنده و دشوار نبودن عفو او بر خدا

وَ لَنْ یَضِیقَ عَلَیْکَ عَفْوٌ عَنْ عَبْدِکَ وَ إِنْ أَسَاءَ

و گذشت از بنده ات گر چه بد کرده، بر تو دشوار نیست.10/32

ص : 194

بدی کردار بنده و خشم خداوند

...وَ اسْتَوْجَبْتُ بِسُوءِ سَعْیِی سَخْطَتَکَ

...و با زشتی کردارم، خشمت را سزاوار گشتم.

13/32

اندیشه بد و آراستن نادرستی برای بنده

وَ سَوَّلَ لِیَ الْخَطَاءَ خَاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ

و اندیشه بدْ خطا را برای من آراست، پس (از فرمان تو) کوتاهی نمودم.16/32

بدی مجاورت و همسایگی شیطان، با بنده

فَأَنَا أَشْکُو سُوءَ مُجَاوَرَتِهِ لِی

پس از بدهمسایگی او با من، به تو شکایت می کنم.27/32

اکتساب بدی های بسیار

کَمْ... سَیِّئَهٍ اکْتَسَبْنَاهَا... کُنْتَ الْمُطَّلِعَ عَلَیْهَا

چه بسیار بدی ای که آن را کسب کردیم، (و) تو بر آن مطّلع بودی.2/34

بنده و نپذیرفتن عذرخواهی بدکردار

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْتَذِرُ إِلَیْکَ... مِنْ مُسِیءٍ اعْتَذَرَ إِلَیَّ فَلَمْ أَعْذِرْهُ

خداوندا من به درگاه تو عذر می آورم از بدکرداری که از من عذرخواهی کرد، پس عذر او را نپذیرفتم.1/38

قصد بنده، بر به جا نیاوردن بدی

وَ اجْعَلْ... عَزْمِی عَلَی تَرْکِ مَا یَعْرِضُ لِی مِنَ السَّیِّئَاتِ تَوْبَهً تُوجِبُ لِی مَحَبَّتَکَ

و عزمم را بر ترک بدی هایی که برایم پیش آید، توبه ای قرار ده که دوستی تو را نسبت به من لازم گردانَد.3/38

بسیاری رحمت خدا، به بدکاران

فَکَمْ قَدْ لَحِقَتْ رَحْمَتُکَ بِالْمُسِیئِینَ

پس چه بسیار رحمتت که به بدکاران رسید.

9/39

اندک بودن نیکی های بنده، در مقابل بدی هایش

تَفْعَلْ ذَلِکَ یَا إِلَهِی بِمَنْ خَوْفُهُ مِنْکَ أَکْثَرُ مِنْ طَمَعِهِ فِیکَ... لَا أَنْ یَکُونَ... طَمَعُهُ اغْتِرَارًا، بَلْ لِقِلَّهِ حَسَنَاتِهِ بَیْنَ سَیِّئَاتِهِ

ای خدای من، با کسی چنین رفتار می کنی که ترسش از تو، بیش از طمعش از توست. نه اینکه طمعش از روی فریب خوردن باشد. بلکه برای آنست که نیکی هایش میان بدی هایش اندک است.

12/39

بدی های آرزو

وَ آمِنَّا مِنْ شُرُورِهِ

و ما را از شرورش ایمن ساز.2/40

ص : 195

ماه نو، ماه سلامتی از بدی ها

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... أَنْ یَجْعَلَکَ هِلَالَ... سَلَامَهٍ مِنَ السَّیِّئَاتِ

پس از خدا درخواست می کنم که تو را ماه سلامتی از بدی ها قرار دهد.5و4/43

خالص گشتن از بدی ها، در ماه رمضان

وَ اسْلَخْ عَنَّا تَبِعَاتِنَا مَعَ انْسِلَاخِ أَیَّامِهِ حَتَّی یَنْقَضِیَ عَنَّا وَ قَدْ... أَخْلَصْتَنَا فِیهِ مِنَ السَّیِّئَاتِ

و با گذشتن روزهایش سختی هایمان را از ما بکن. تا (این ماه) در حالی از ما بگذرد که در آن از بدی ها خالصمان نموده ای.15/44

زدودن بدی ها، از بندگان

تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحًا عَسَی رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ

به سوی خدا توبه کنید. توبه خالص. امید است که پروردگارتان بدی هایتان را از شما بزداید.

10/45

همانندی کیفر، با کار بد بنده

وَ مَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلَا یُجْزَی إِلَّا مِثْلَهَا

و هر کس کار بدی کند، جز مانند آن جزا داده نمی شود.12/45

برگرداندن بدی ها از بنده، به سبب ماه رمضان

السَّلَامُ عَلَیْکَ کَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِکَ عَنَّا

درود بر تو. چه بسیار بدی ها که به سبب تو، از ما برطرف شد!.39/45

خروج از بدی ها، با پایان ماه رمضان

وَ أَخْرِجْنَا بِخُرُوجِهِ مِنْ سَیِّئَاتِنَا

و با بیرون رفتنش، ما را از بدی هایمان بیرون بر.49/45

توبه از کار بد و اندیشه بد

اللَّهُمَّ إِنَّا نَتُوبُ إِلَیْکَ فِی یَوْمِ فِطْرِنَا... مِنْ کُلِّ... سُوءٍ أَسْلَفْنَاهُ، أَوْ خَاطِرِ شَرٍّ أَضْمَرْنَاهُ

خداوندا ما در روزِ فطرمان از هر بدی ای که در گذشته انجام داده ایم یا اندیشه بدی که در دل داشته ایم، به درگاه تو توبه می کنیم.52/45

درگذشتن خدا، از بدی

وَ یَا مَنْ... یَتَجَاوَزُ عَنِ السَّیِّئَهِ حَتَّی یُعَفِّیَهَا

و ای کسی که از بدی درمی گذرد، تا آن را محو کند.11/46

عادت خدا، احسان به بدکاران

عَادَتُکَ الْإِحْسَانُ إِلَی الْمُسِیئِینَ

عادت تو احسان به بدکاران است.16/46

عدم شتاب خدا، در کیفر بدکاران

ص : 196

فَیَا مَنْ لَمْ یُعَاجِلِ الْمُسِیئِینَ

پس ای آنکه بر (کیفر) بدکاران شتاب نمی کنی.

75/47

بازایستادن از بدی ها

أَشْعِرْ قَلْبِیَ الِازْدِجَارَ عَنْ قَبَائِحِ السَّیِّئَاتِ

دلم را به خودداری از بدی های زشت بپوشان.

107/47

نجات از بدی و فتنه

وَ إِذَا أَرَدْتَ بِقَوْمٍ فِتْنَهً أَوْ سُوءًا فَنَجِّنِی مِنْهَا لِوَاذًا بِکَ

و هرگاه خواستی به قومی، عذابی یا بدی ای (فروفرستی)، پس مرا که به تو پناه برده ام، نجات ده.120/47

برگرداندن بدی، از بنده

فَإِنِّی... لَمْ یَصْرِفْ عَنِّی سُوءًا قَطُّ أَحَدٌ غَیْرُکَ

پس به درستی که هیچ کس جز تو بدی ای را از من برنگردانده است.4/48

گریزگاه بدکار

وَ إِلَیْکَ مَفَرُّ الْمُسیءِ

و گریزگاه بدکار به سوی توست.3/49

بدکرداری بنده و احسان خداوند

لَمْ تَمْنَعْکَ إِسَاءَتِی عَنْ إِتْمَامِ إِحْسَانِکَ

بدکرداری من تو را از تمام نمودن احسانت

بازنداشت.13/49

وَ عُدْ... بِإِحْسَانِکَ عَلَی إِسَاءَتِی

و با احسانت بر بدکرداری ام تلافی کن.

4/53

پناه دادن بنده، از شرّ آنچه از آن پناه طلبد

وَ أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِهِمَا أَنْ تُعِیذَنِی مِنْ شَرِّ کَذَا وَ کَذَا

و به وسیله آنان، به درگاهت رومی آورم که مرا از شرّ این و آن پناه دهی.16/49

بدی آنچه نوشته شده و گذشته

وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ کِتَابٍ قَدْ خَلَا

و از بدی آنچه نوشته شده و گذشته، به تو پناه می برم.5/54

بذل بخشش

برّ نیکی

برآوردن حاجت اجابت

برابر

عدم برابری رتبه کسی، با پیامبر صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ... إِلَی الدَّرَجَهِ الْعُلْیَا مِنْ جَنَّتِکَ حَتَّی لَا یُسَاوَی فِی مَنْزِلَهٍ

خداوندا، او را به بالاترین درجه از بهشتت

ص : 197

بالا بر. تا آنکه کسی در منزلت با او یکسان نباشد.

24و23/2

عدم برابری هیچ فرشته مقرّب و پیامبر مرسلی، با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ... إِلَی الدَّرَجَهِ الْعُلْیَا مِنْ جَنَّتِکَ حَتَّی... لَا یُوَازِیَهُ لَدَیْکَ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ، وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ

خداوندا، او را به بالاترین درجه از بهشتت بالا بر. تا آنکه نزد تو هیچ فرشته مقرّبی و پیامبر فرستاده شده ای با او برابری نکند.24و23/2

یکسان بودن حال بنده، در خشم و رضا

وَ ارْزُقْنِی... الِاحْتِرَاسَ مِنَ الزَّلَلِ... فِی حَالِ الرِّضَا وَ الْغَضَبِ، حَتَّی أَکُونَ بِمَا یَرِدُ عَلَیَّ مِنْهُمَا بِمَنْزِلَهٍ سَوَاءٍ

و مرا در حال خوشنودی وخشم، خویشتن داری از لغزش ها، روزی ده. تا به آنچه از آن دو (خوشنودی و خشم) به من می رسد، حالی یکسان داشته باشم.13/22

عدم برابری طاقت بنده، با خشم الهی

وَ إِنَّ طَاقَتِی لَا تَنْهَضُ بِسُخْطِکَ

و همانا طاقت من، با خشم تو برابری نمی کند.

5/39

عدم همسانی در پاداشِ (عمل)

وَ یَا مَنْ لَا یُکَافِئُ عَبْدَهُ عَلَی السَّوَاءِ

و ای کسی که بنده خود را همسان (عملش) جزا نمی دهد.3/45

عدم برابری دیگر روزهای سال، با روزهای ماه رمضان

السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ لَا تُنَافِسُهُ الْأَیَّامُ

درود بر تو ماهی که روزها(ی دیگر) با آن برابری نمی کند.33/45

سپاسی برابر با لطف و احسان خدا، از او

وَ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدًا یُوَازِی صُنْعَکَ

و سپاس برای توست. سپاسی که با لطف تو، برابری کند.34/47

سپاسی برابر با عرش الهی، از خدا

لَکَ الْحَمْدُ... حَمْدًا یُوازِنُ عَرْشَکَ الْمَ_جِیدَ وَ یُعَادِلُ کُرْسِیَّکَ الرَّفِیعَ

سپاس برای توست. سپاسی که با عرش بزرگ تو همسنگ باشد، و با کرسی بلندپایه ات برابری نماید.41و36/47

برادران

برادران پیشی گیرنده در ایمان

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ...

پروردگارا! ما و برادرانمان را، که در ایمان، بر

ص : 198

ما پیش قدم شدند بیامرز.9/4

درخواست پناه دادن برادران، از خدا

وَ أَعِذْنَا وَ أَهَالِیَنَا وَ إِخْوَانَنَا... مِمَّا اسْتَعَذْنَا مِنْهُ

و ما و خویشاوندان و برادرانمان را، از آنچه از آن پناه بردیم، پناه ده.15/17

براندازی

براندازی شوکت دشمن

وَ ابْعَثْ عَلَیْهِمْ جُنْدًا مِنْ مَلَائِکَتِکَ... تَحْصُدُ بِهِ شَوْکَتَهُمْ

و بر آنان سپاهی از فرشتگانت بفرست. تا بدین سبب، سختی و صلابتشان را براندازی.

11/27

برانگیختن

برانگیختن آفریدگان، در طریق دوستی خدا

وَ بَعَثَهُمْ فِی سَبِیلِ مَحَبَّتِهِ

و آنها را در راه دوستی به خود، برانگیخت.

4/1

برانگیخته شدن حرص و آز

اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَیَجَانِ الْحِرْصِ

خداوندا به تو پناه می برم از برانگیخته شدن حرص.1/8

برانگیخته شدن بنده، با درخواست ازخدا

وَ یَحْدُونِی عَلَی مَسْأَلَتِکَ تَفَضُّلُکَ عَلَی مَنْ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ إِلَیْکَ

و وادار می کند مرا به درخواست از تو، تفضّل تو به آنکه رو به تو آورَد.3/12

برانگیختن لشکری از فرشتگان الهی

وَ ابْعَثْ عَلَیْهِمْ جُنْدًا مِنْ مَلَائِکَتِکَ...

و بر آنان سپاهی از فرشتگانت بفرست.

11/27

برانگیختن ابرها برای عذاب

اللَّهُمَّ وَ إِنْ کُنْتَ بَعَثْتَهَا نِقْمَهً وَ أَرْسَلْتَهَا سَخْطَهً فَإِنَّا نَسْتَجِیرُکَ مِنْ غَضَبِکَ

خداوندا و اگر آن (ابرها) را برای کیفر برانگیخته ای و از روی خشم فرستاده ای، پس ما از خشمت، از تو امان می خواهیم.3/36

برانگیخته شدن بندگان، از قبور

وَ نَوِّرْ بِهِ قَبْلَ الْبَعْثِ سُدَفَ قُبُورِنَا

و پیش از برانگیخته شدن، تاریکی قبرهایمان را با آن (قرآن)، روشن ساز.15/42

ص : 199

برانگیخته شدن بندگان، برای دیدار خدا

وَ لَا تُخْزِنِی یَوْمَ تَبْعَثُنِی لِلِقَائِکَ

و روزی که مرا برای دیدارت برمی انگیزی، خوارم نساز.114/47

برپا داشتن

برپا داشتن راهنما، برای مردمان هر زمان

فِی کُلِّ دَهْرٍ وَ زَمَانٍ أَرْسَلْتَ فِیهِ رَسُولًا، وَ أَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَلِیلًا...

در هر عصر و زمانی که رسولی فرستادی و برای اهل آن راهنمایی گماشتی...2/4

خدا، به پادارنده عدالت

أَنِّی أَشْهَدُ أَنَّکَ... قَائِمٌ بِالْقِسْطِ

همانا من شهادت می دهم که تو برپادارنده عدلی.21/6

برپا داشتن سنّت الهی

وَ وَفِّقْهُمْ لِإِقَامَهِ سُنَّتِکَ

و آنان را برای به پا داشتن سنّتت توفیق ده.

2/26

اقامه قرآن، در ساعات شبانه روز

وَ اقْفُ بِنَا آثَارَ الَّذِینَ قَامُوا لَکَ بِهِ آنَاءَ اللَّیْلِ وَ أَطْرَافَ النَّهَارِ...

و ما را در پی کسانی گردان که در ساعت های شب و اطراف روز، قرآن را برای تو به پا داشتند.

9/42

عدم عذر و بهانه، با برپا داشتن راهنما

فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ ذَلِکَ الْمَنْزِلِ بَعْدَ فَتْحِ الْبَابِ وَ إِقَامَهِ الدَّلِیلِ

پس - بعد از گشودن درْ و به پا داشتن راهنما - عذر آنکه از ورود به آن منزل غفلت نماید چیست؟!11/45

به پا داشتن امام علیه السلام ، به عنوان نشانه ای برای بندگان

اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَیَّدْتَ دِینَکَ فِی کُلِّ أَوَانٍ بِإِمَامٍ أَقَمْتَهُ عَلَمًا لِعِبَادِکَ

خداوندا، همانا تو دین خود را در هر زمانی به امامی تأیید کرده ای، که او را نشانه ای برای بندگانت به پا داشتی.60/47

به پا داشتن کتاب و احکام الهی

وَ أَقِمْ بِهِ کِتَابَکَ وَ حُدُودَکَ وَ شَرَائِعَکَ وَ سُنَنَ رَسُولِکَ

و کتاب خود و احکامت و قوانینت و روش های پیامبرت را، به وسیله او (ولیّ خود) به پا دار.

62/47

برج قلعه

ص : 200

برتری

برتری دادن انسان، بر همه آفریدگان

جَعَلَ لَنَا الْفَضِیلَهَ بِالْمَلَکَهِ عَلَی جَمِیعِ الْخَلْقِ

با دادن قدرت به ما، (ما را) بر همه آفریدگان برتری داد.18/1

سپاسی برتر از هر سپاس

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ... حَمْدًا یَفْضُلُ سَائِرَ الْحَمْدِ...

و سپاس خدای را، سپاسی که بر سایر سپاس ها برتری یابد.26و25/1

برتری پروردگار، بر همه آفریدگانش

حَمْدًا یَفْضُلُ سَائِرَ الْحَمْدِ کَفَضْلِ رَبِّنَا عَلَی جَمِیعِ خَلْقِهِ

...سپاسی که بر سایر سپاس ها، برتری یابد، همانند برتری پروردگارمان، بر همه آفریدگانش.

26/1

برترین همراه

وَ اجْعَلْهُ... أَفْضَلَ صَاحِبٍ صَحِبْنَاهُ

و آن (روز) را برترین همراهی که با آن همراه شده ایم قرار ده.19/6

پناه بردن به خدا، از برتری دادن باطل

اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ... إِیثَارِ الْبَاطِلِ عَلَی الْحَقِّ

خداوندا به تو پناه می برم از برتری دادن باطل بر حق.2و1/8

برترین یقین

اللَّهُمَّ... اجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِینِ

خداوندا یقینم را برترین یقین قرار ده.

1/20

برترین راه

اللَّهُمَّ اسْلُکْ بِیَ الطَّرِیقَهَ الْمُثْلَی

خداوندا مرا به بهترین راه ببر.17/20

برترین درودها، بر محمّد صلی الله علیه و آله و آل او

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ قَبْلَهُ

خداوندا و بر محمّد و خاندانش درود فرست، همانند برترین درودی که پیش از او بر کسی از آفریدگانت فرستادی.30/20

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ نَبِیِّنَا وَ آلِهِ کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی مَلَائِکَتِکَ الْمُقَرَّبِینَ... وَ أَفْضَلَ مِنْ ذَلِکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ، صَلَاهً تَبْلُغُنَا بَرَکَتُهَا

خداوندا بر محمّد پیامبرمان و خاندانش درود فرست. همچنانکه بر فرشتگان مقرّبت درود فرستادی. و برتر از آن ای پروردگار جهانیان، درودی که برکت آن به ما رسد.56/45

رَبِّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ... أَفْضَلَ صَلَوَاتِکَ

پروردگار من، بر محمّد و خاندان محمّد برترین درودهایت را بفرست.

50/47

ص : 201

برترین را برای خود آرزو نمودن

وَ ارْزُقْنِی سَلَامَهَ الصَّدْرِ مِنَ الْحَسَدِ... حَتَّی لَا أَرَی نِعْمَهً مِنْ نِعَمِکَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ فِی دِینٍ أَوْ دُنْیَا... إِلَّا رَجَوْتُ لِنَفْسِی أَفْضَلَ ذَلِکَ بِکَ وَ مِنْکَ...

و سلامت سینه از حسد را روزی ام گردان. تا نعمتی از نعمت هایت را که به هر یک از آفریدگانت در دین یا دنیا داده ای، نبینم، مگر آنکه بهتر از آن را برای خود، به وسیله تو و از تو آرزو کنم.

12/22

برتری دادن رضای خدا، بر غیر رضای او

وَ ارْزُقْنِی... الِاحْتِرَاسَ مِنَ الزَّلَلِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ فِی حَالِ الرِّضَا وَ الْغَضَبِ، حَتَّی أَکُونَ بِمَا یَرِدُ عَلَیَّ مِنْهُمَا بِمَنْزِلَهٍ سَوَاءٍ... مُوءْثِرًا لِرِضَاکَ عَلَی مَا سِوَاهُمَا فِی الْأَوْلِیَاءِ وَ الْأَعْدَاءِ

و مرا در حال خوشنودی وخشم، خویشتن داری از لغزش ها، در دنیا و آخرت روزی ده. تا به آنچه از آن دو (خوشنودی و خشم) به من می رسد، حالی یکسان داشته باشم. درباره دوستان و دشمنان، خوشنودی تو را بر غیر آن دو (ناخوشنودی و نافرمانی تو) مقدّم شمارم.13/22

برترین رحمت ها، نیکی ها، و درودها

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّاهِرِینَ، وَ اخْصُصْهُمْ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ وَ سَلَامِکَ

خداوندا بر محمّد بنده خود و فرستاده ات و بر خاندان پاکش درود فرست و ایشان را به برترین رحمت ها و برکات و سلام خویش، اختصاص ده.

1/24

برتری دادن مِیل والدین، به میل خود

وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوَالِدَیَّ وَ بِرِّی بِهِمَا أَقَرَّ لِعَیْنِی مِنْ رَقْدَهِ الْوَسْنَانِ... حَتَّی أُوثِرَ عَلَی هَوَایَ هَوَاهُمَا

و اطاعت از پدر و مادرم و نیکوکاری به آن دو را در نظرم، از خوابِ خواب آلوده، خوش تر قرار ده. تا میل ایشان را بر میل خود برتری دهم.

5/24

اختصاص والدین، به برترین امور

وَ اخْصُصْ أَبَوَیَّ بِأَفْضَلِ مَا خَصَصْتَ بِهِ آبَاءَ عِبَادِکَ الْمُوءْمِنِینَ وَ أُمَّهَاتِهِمْ

و پدر و مادر مرا به برترین چیزی که پدران و مادران بندگان با ایمانت را به آن امتیاز داده ای، اختصاص ده.12/24

همسایگان و دوستان آشنا به حقّ ائمه علیهم السلام ، و برترین یاری الهی

وَ تَوَلَّنِی فِی جِیرَانِی وَ مَوَالِیَّ الْعَارِفِینَ بِحَقِّنَا، وَ الْمُنَابِذِینَ لِأَعْدَائِنَا بِأَفْضَلِ وَلَایَتِکَ

و مرا درباره همسایگانم و دوستانم که دانا به حقّ ما و مخالف با دشمنان ما هستند، به بهترین

ص : 202

وجه یاری فرما.1/26

افزایش معرفت همسایگان ائمه علیهم السلام ، به برتری ایشان

وَ زِدْهُمْ... مَعْرِفَهً بِفَضْلِی...

و بر فضیلت شناسی آنان نسبت به من بیفزا.

4/26

برتری اعمال مستحبّی

وَ لَسْتُ أَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِفَضْلِ نَافِلَهٍ...

و من هیچ گاه با فضیلتِ (عمل) مستحبّ به سویت توسّل نمی جویم.18/32

گمان برتر بودن ثروتمند

وَ اعْصِمْنِی مِنْ أَنْ... أَظُنَّ بِصَاحِبِ ثَرْوَهٍ فَضْلًا

و مرا از اینکه به ثروتمندی گمانِ فضل برم، حفظ فرما.4/35

برتری ندادن نیازمند درخواست کننده، بر خود

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْتَذِرُ إِلَیْکَ... مِنْ ذِی فَاقَهٍ سَأَلَنِی فَلَمْ أُوثِرْهُ

خداوندا من به درگاه تو عذر می آورم از نیازمندی که از من درخواست کرد، پس او را بر خود برتری ندادم.1/38

برتری قرآن، بر هر سخن خداوند

وَ فَضَّلْتَهُ عَلَی کُلِّ حَدِیثٍ قَصَصْتَهُ

و آن را بر هر سخنی که حکایت کرده ای، برتری دادی.1/42

برتری آل محمّد صلی الله علیه و آله

وَ فَضَّلْتَنَا عَلَی مَنْ جَهِلَ عِلْمَهُ

و ما را بر کسی که به علم آن نادان بود، برتری بخشیدی.5/42

شناساندن برتری قرآن، به امّت مسلمان

اللَّهُمَّ فَکَمَا... عَرَّفْتَنَا بِرَحْمَتِکَ شَرَفَهُ وَ فَضْلَهُ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ الْخَطِیبِ بِهِ

خداوندا، پس همچنان که به رحمت خود شرافت و فضیلت آن را به ما آموختی، پس بر محمّد که با آن سخن راند، درود فرست.6/42

رساندن پیامبر صلی الله علیه و آله ، به برترین فضل الهی

صَلِّ اللَّهُمَّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاهً تُبَلِّغُهُ بِهَا أَفْضَلَ مَا یَأْمُلُ مِنْ خَیْرِکَ وَ فَضْلِکَ وَ کَرَامَتِکَ

خداوندا بر محمّد و خاندانش درود فرست. درودی که با آن او را به برترین خیر و فضل و کرامتی که آرزو دارد، برسانی.21/42

برترین پاداش الهی، برای محمّد صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ اجْزِهِ بِمَا بَلَّغَ مِنْ رِسَالَاتِکَ... أَفْضَلَ مَا جَزَیْتَ أَحَدًا مِنْ مَلَائِکَتِکَ الْمُقَرَّبِینَ

خداوندا او را به سبب اینکه پیام های تو را

ص : 203

ابلاغ نمود، پاداش ده. بهترین پاداشی که به یکی از فرشتگان نزدیک خود دادی.22/42

سبب برتری ماه رمضان، بر دیگر ماه ها

فَأَبَانَ فَضِیلَتَهُ عَلَی سَائِرِ الشُّهُورِ بِمَا جَعَلَ لَهُ مِنَ الْحُرُمَاتِ الْمَوْفُورَهِ

پس فضیلت آن را بر سایر ماه ها، به حرمت های فراوان آشکار ساخت.4/44

برتری های آشکار ماه رمضان

فَأَبَانَ فَضِیلَتَهُ عَلَی سَائِرِ الشُّهُورِ بِمَا جَعَلَ لَهُ مِنَ... الْفَضَائِلِ الْمَشْهُورَهِ

پس فضیلت آن را بر سایر ماه ها، به فضایل مشهور آشکار ساخت.4/44

برتری شبی از شب های ماه رمضان

ثُمَّ فَضَّلَ لَیْلَهً وَاحِدَهً مِنْ لَیَالِیهِ عَلَی لَیَالِی أَلْفِ شَهْرٍ

آنگاه یک شب از شب های آن را بر شب های هزار ماه برتری داد.5/44

الهام برتری ماه رمضان، بر امّت اسلام

وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَهَ فَضْلِهِ...

و شناختِ فضیلتش را به ما الهام کن.

6/44

سبب برتری ماه رمضان، بر همه اوقات سال

وَ آثَرْتَهُ عَلَی کُلِّ أَوْقَاتِ السَّنَهِ بِمَا أَنْزَلْتَ فِیهِ مِنَ الْقُرْآنِ وَ النُّورِ

و آن را بر همه زمان های سال برگزیدی. به سبب آنچه در آن ماه از قرآن و نور نازل کردی.

20/45

برتری امّت مسلمان، بر دیگر امّت ها

ثُمَّ آثَرْتَنَا بِهِ عَلَی سَائِرِ الْأُمَمِ، وَ اصْطَفَیْتَنَا بِفَضْلِهِ دُونَ أَهْلِ الْمِلَلِ

سپس ما را بر بقیه امّت ها به وسیله آن (ماه)، برتری دادی و به فضیلت آن ما را - نه اهل آئین های دیگر را - برگزیدی.21/45

أَنْتَ وَلِیُّ مَا آثَرْتَنَا بِهِ مِنْ مَعْرِفَتِهِ

تویی مولایی که ما را به وسیله شناخت آن، برتری دادی.44/45

سودمند گشتن به برترین سودها

وَ قَدْ أَقَامَ فِینَا هَذَا الشَّهْرُ مُقَامَ حَمْدٍ... وَ أَرْبَحَنَا أَفْضَلَ أَرْبَاحِ الْعَالَمِینَ

و این ماه در بین ما (در) مقام پسندیده اقامت کرد و ما را به برترین سودهای جهانیان، سودمند نمود.22/45

درود بر فضل و برتری ماه رمضان

السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی فَضْلِکَ الَّذِی حُرِمْنَاهُ

درود بر تو و بر فضیلتت که از آن محروم

ص : 204

شدیم.42/45

سپاسی که تنها خدا برتری آن را شناسد

لَکَ الْحَمْدُ... حَمْدًا... لَا یَعْرِفُ أَحَدٌ سِوَاکَ فَضْلَهُ

سپاس برای توست. سپاسی که احدی جز تو، فضیلت آن را نداند.44و36/47

رحمت الهی و برتری دادن بنده

إِلَهِی أَحْمَدُکَ... عَلَی مَا فَضَّلْتَنِی بِهِ مِنْ رَحْمَتِکَ

خدای من، تو را سپاس گزارم بر رحمتت که مرا به وسیله آن برتری دادی.1/51

برخاستن قیام

بردباری

بردباری خدا، و منتظر بازگشت بندگان بودنش

وَ انْتَظَرَ مُرَاجَعَتَنَا بِرَأْفَتِهِ حِلْمًا

و به مهربانی اش از روی بردباری، بازگشت ما را انتظار کشید.21/1

شگفت از بردباری خدا

وَ أَعْجَبُ مِنْ ذَلِکَ أَنَاتُکَ عَنِّی

و شگفت تر از آن بردباری تو با من است.

26/16

بردباری خدا و فضل او

وَ حَلُمْتَ عَنِّی بِتَفَضُّلِکَ فَلَمْ تُغَیِّرْ نِعْمَتَکَ عَلَیَّ

و به فضل خود درباره من بردباری نمودی و نعمتت را بر من تغییر ندادی.32/16

به رنج نیفتادن خداوند، در بردباری اش

إِنَّ ذَلِکَ... لَا یَتَصَعَّدُکَ فِی أَنَاتِکَ

بدرستی که این در برابر بردباری ات دشوار نیست.34/16

بردباری خداوند، با عصیان گران

وَ تَلَقَّیْتَ مَنْ عَصَاکَ بِالْحِلْمِ

و با کسی که نافرمانی ات را نموده، با بردباری رفتار می کنی.9/45

حلیم و بردبار بودن خدا

وَ عَائِدَهً مِنْ عَطْفِکَ یَا حَلِیمُ

و (این همه) سودی از مهربانی توست، ای بردبار!.9/45

لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ

معبودی جز تو نیست، بردبارِ بزرگوار.

2/48

بردباری خدا، نسبت به دشمنش

وَ حِلْمُکَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاکَ

و حلمت به کسی که با تو دشمنی نموده،

ص : 205

پرداخته است.16/46

قدرت و بردباری خدا

تَغَمَّدْنِی فِیما اطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنِّی بِمَا یَتَغَمَّدُ بِهِ الْقَادِرُ عَلَی الْبَطْشِ لَوْ لَا حِلْمُهُ

مرا در آنچه بر آن از من آگاهی بپوشان، آنگونه که می پوشاند قادر بر سختگیری، (و) اگر بردباری اش نبود (خطاها را ظاهر می کرد).

119/47

خشم و بردباری خداوند

اللَّهُمَّ لَیْسَ یَرُدُّ غَضَبَکَ إِلَّا حِلْمُکَ

خداوندا، غضب تو را جز بردباری ات دور نمی سازد.13/48

نادانی بنده و بردباری خداوند

وَ عُدْ بِحِلْمِکَ عَلَی جَهْلِی

و با بردباری ات بر نادانی ام تلافی کن.

4/53

بردگی اسارت

بردن

عامل بازدارنده گام های بنده، از بردن او به سوی گناه

وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ... لِأَقْدَامِنَا عَنْ نَقْلِهَا إِلَی الْمَعَاصِی حَابِسًا

و قرآن را نگهدار گام های ما از حرکت به سوی گناهان، قرار ده.10/42

بردن آلودگی خطایا، از بنده

وَ أَذْهِبْ عَنِّی دَرَنَ الْخَطَایَا

و آلودگیِ خطاها را از من ببَر.112/47

از خدا درخواست نمودنِ بردن بنده به سوی:

أ. راه اراده و خواست خدا

ثُمَّ سَلَکَ بِهِمْ طَرِیقَ إِرَادَتِهِ

سپس آنها را در راهی که می خواست روان ساخت.4/1

ب. راه حق

وَ اسْلُکْ بِنَا سَبِیلَ الْحَقِّ بِإِرْشَادِکَ

و به راهنمایی خود ما را به راه حق رهسپار ساز.13/5

ج. راه پرهیزکاری

وَ اسْلُکْ بِنَا مِنَ التُّقَی خِلَافَ سَبِیلِهِ مِنَ الرَّدَی

و برخلاف راه هلاکت بار او (شیطان)، ما را به راه پرهیزکاری ببَر.5/17

ص : 206

د. بهترین راه

اللَّهُمَّ اسْلُکْ بِیَ الطَّرِیقَهَ الْمُثْلَی

خداوندا مرا به بهترین راه ببر.17/20

ه_. راه پیامبر صلی الله علیه و آله

وَ اسْلُکْ بِنَا سَبِیلَهُ

و ما را به راه او ببر.20/42

برزخ

سپاسی روشن کننده تاریکی های برزخ

الْحَمْدُ لِلَّهِ... حَمْدًا یُضِیءُ لَنَا بِهِ ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ

سپاس خدای را، سپاسی که با آن، تاریکی های برزخ را برای ما روشن نماید.12و10/1

برطرف کردن

خدا و برطرف کردن دشواری ها

...وَ لَا یَنْکَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا کَشَفْتَ

و از آنها جز آنچه تو برطرف کنی، برطرف نمی شود.4/7

برطرف ساختن نیازمندی بندگان

فَاجْبُرْ فَاقَتَنَا بِوُسْعِکَ

پس نیاز ما را به توانگری خود برطرف کن.

3/10

برطرف ساختن گرفتاری رنج دیدگان

سُبْحَانَکَ نَحْنُ... أَهْلُ السُّوءِ الَّذِینَ وَعَدْتَ الْکَشْفَ عَنْهُمْ

پاک و منزّهی تو! ما گرفتارانیم که رفع گرفتاری آنها را وعده داده ای.4/10

برطرف کردن احتیاج از خود، به وسیله خدا

فَمَنْ... رَامَ صَرْفَ الْفَقْرِ عَنْ نَفْسِهِ بِکَ فَقَدْ طَلَبَ حَاجَتَهُ فِی مَظَانِّهَا

پس هر که برطرف کردن احتیاجش را به وسیله تو بخواهد، بی گمان نیازمندی اش را در جایگاه بایسته طلب کرده.13/13

خدا، برطرف کننده اندوه هر اندوهگین

وَ یَا فَرَجَ کُلِّ مَکْرُوبٍ کَئِیبٍ

و ای گشایش دهنده هر دلتنگ اندوهگین.

4/16

بار سنگینِ برطرف نشدنی

وَ إِنْ یَکُنْ مَا ظَلِلْتُ فِیهِ، أَوْ بِتُّ فِیهِ مِنْ هَذِهِ الْعَافِیَهِ بَیْنَ یَدَیْ بَلَاءٍ لَا یَنْقَطِعُ، وَ وِزْرٍ لاَ یَرْتَفِعُ فَقَدِّمْ لِی مَا أَخَّرْتَ

و اگر این تندرستی، که روز را در آن به سر برده ام یا شب را در آن به سر رسانده ام، پیش از گرفتاری ای که قطع نمی گردد و گناهی که برداشته

ص : 207

نمی شود باشد، پس آنچه برایم به تأخیر انداخته ای، پیش انداز.2/18

خدا، برطرف کننده ابرهای مصیبت بار

وَ کَمْ مِنْ سَحَائِبِ مَکْرُوهٍ جَلَّیْتَهَا عَنِّی

و چه بسیار ابرهای مصیبت باری که از من برطرف نمودی.11/49

خدا، برطرف کننده اندوه پناهنده به او

وَ تُفَرِّجُ عَمَّنْ لَاذَ بِکَ

و غم و اندوه را از کسی که به تو پناه آورده، برطرف می کنی.12/51

خدا، برطرف کننده غم و اندوه

یَا فَارِجَ الْهَمِّ، وَ کَاشِفَ الْغَمِّ

ای برطرف کننده اندوه و ازبین برنده غم.

1/54

برطرف ساختن غم و اندوه بنده

وَ افْرُجْ هَمِّی، وَ اکْشِفْ غَمِّی

و اندوه مرا برطرف کن و غمم را بزدا.

1/54

برف

درود بر فرشتگان همراه برف

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ... وَ مُشَیِّعِی الثَّلْجِ وَ الْبَرَدِ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگان و همراهی کنندگان برف و تگرگ.15و11و10/3

برق

درخشش شعله های برق ها و خروش ابرها

...فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِکَ... وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکَهِ... الَّذِی بِصَوْتِ زَجْرِهِ یُسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ، وَ إِذَا سَبَحَتْ بِهِ حَفِیفَهُ السَّحَابِ الْتمَعَتْ صَوَاعِقُ الْبُرُوقِ

...پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیّان از فرشتگانت و بر گروه های فرشتگان، آنکه با صدای راندنش، بانگ رعدها شنیده می شود و آنگاه که با خروش او، ابر به حرکت درآید، شعله های برق می درخشد.14و11و10/3

فریبنده نبودن برق ابر

وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ بِغَیْثِکَ الْمُغْدِقِ مِنَ السَّحَابِ... وَ تُوَسِّعُ بِهِ فِی الْأَقْوَاتِ، سَحَابًا مُتَرَاکِمًا... غَیْرَ مُلِثٍّ وَدْقُهُ، وَ لَا خُلَّبٍ بَرْقُهُ

و رحمتت را با بارانِ فراوان از ابر، بر ما بگستران. و با آن روزی ها فراخی دهی. ابری درهم فشرده، نه ابری پیوسته بارانی و نه ابری جهنده و

ص : 208

بی باران.3و1/19

برق، نشانه ای از نشانه های خداوند

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَیْنِ آیَتَانِ مِنْ آیَاتِکَ

خداوندا همانا این دو (ابر و آذرخش)، دو نشانه از نشانه های تو هستند.1/36

برق، خدمت گزار و شتابان در فرمان خدا

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَیْنِ... عَوْنَانِ مِنْ أَعْوَانِکَ، یَبْتَدِرَانِ طَاعَتَکَ...

خداوندا همانا این دو (ابر و آذرخش)، دو خدمت گزار از خدمت گزاران تو هستند، که به طاعتت می شتابند.1/36

برکت

محمّد صلی الله علیه و آله ، کلید برکت

اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ... مِفْتَاحِ الْبَرَکَهِ

خداوندا بر محمّد - کلید برکت - درود فرست.3/2

برکات آسمان ها و زمین

اللَّهُمَّ... ارْزُقْنَا مِنْ بَرَکَاتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ

خداوندا ما را از برکات آسمان ها و زمین روزی عطا فرما.7/19

برکت در دارایی

وَ وَفِّرْ مَلَکَتِی بِالْبَرَکَهِ فِیهِ

و دارایی ام را با برکت، افزون ساز.23/20

برکت دادن خدا، به رزق و نعمتش

وَ بَارِکْ لِی فِیما رَزَقْتَنِی وَ فِیما خَوَّلْتَنِی وَ فِیما أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ

و برایم در آنچه روزی ام نمودی، و به من ارزانی داشته ای، و به من نعمت داده ای، برکت ده.

5/22

برکات خدا، بر محمّد صلی الله علیه و آله و آل او

اللَّهُمَّ وَ امْنُنْ عَلَیَّ بِالْحَجِّ وَ الْعُمْرَهِ، وَ زِیَارَهِ قَبْرِ رَسُولِکَ، صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ رَحْمَتُکَ وَ بَرَکَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آلِهِ

خداوندا و بر من منّت گذار به حجّ و عمره و زیارت قبر پیامبرت - که درودهایت بر او و رحمتت و برکاتت بر او و بر خاندانش باد - .

4/23

وَ السَّلَامُ عَلَیْهِ وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

و درود و رحمت و برکات فزاینده خداوند، بر او و بر خاندان او که پاکیزگان و پاکانند، باد.

22/42

بهترین برکات خدا، بر پیامبر صلی الله علیه و آله و آل او

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، وَ أَهْلِ بَیْتِهِ

ص : 209

الطَّاهِرِینَ، وَ اخْصُصْهُمْ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ وَ سَلَامِکَ

خداوندا بر محمّد بنده خود و فرستاده ات و بر خاندان پاکش درود فرست و ایشان را به برترین رحمت ها و برکات و سلام خویش، اختصاص ده.

1/24

برکت ابرها

وَ أَنْزِلْ عَلَیْنَا نَفْعَ هَذِهِ السَّحَائِبِ وَ بَرَکَتَهَا

و سود و برکت این ابرها را بر ما فرود آور.

2/36

پر خیر و برکت بودن خدا

فَتَبَارَکْتَ أَنْ تُوصَفَ إِلَّا بِالْإِحْسَانِ

پس والاتر (پر خیر و برکت تر) از آنی که جز به احسان وصف شوی.16/37

یَا إِلَهِی تَبَارکْتَ وَ تَعَالَیْتَ...

ای خدای مبارک و والای من...8/49

فَتَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْتَ

پس تو مبارک و برتری.5/52

مبارک گرداندنِ فرود در قبر

وَ بَارِکْ لَنَا فِی حُلُولِ دَارِ الْبِلَی

و فرود آمدن در خانه پوسیدن (قبر) را برای ما مبارک گردان.14/42

مبارک گرداندنِ طول ماندن بنده، در بین

طبقات خاک

وَ بَارِکْ لَنَا فِی... طُولِ الْمُقَامَهِ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَی

و ماندن طولانی در میان طبقه های خاک را برای ما مبارک گردان.14/42

ماه نو، ماه برکت

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... أَنْ یَجْعَلَکَ هِلَالَ بَرَکَهٍ...

پس از خدا درخواست می کنم که تو را ماه با برکتی قرار دهد.4/43

فَأَسْأَلُ اللَّهَ... أَنْ یَجْعَلَکَ... هِلَالَ... یُمْنٍ لَا نَکَدَ مَعَهُ

پس از خدا درخواست می کنم که تو را ماه برکتی بی گرفتاری با آن، قرار دهد.5و4/43

ادامه برکت شب قدر، تا طلوع فجر

تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ، دَائِمُ الْبَرَکَهِ إِلَی طُلُوعِ الْفَجْرِ...

در آن فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان، برای هر کاری فرود می آیند. آن شبِ سلام (به همراه) برکتی است که تا برآمدن سپیده دم دوام دارد.5/44

بابرکت بودن نام خدا

فَقُلْتَ تَبَارَکَ اسْمُکَ...

پس تو که نامت مبارک است، فرمودی...

10/45

فَقُلْتَ تَبَارَکَ اسْمُکَ وَ تَعَالَیْتَ...

ص : 210

پس تو که نامت مبارک و بلندمرتبه است، فرمودی...12/45

برکات و نیکی های ماه رمضان

السَّلَامُ عَلَیْکَ کَمَا وَفَدْتَ عَلَیْنَا بِالْبَرَکَاتِ

درود بر تو همان طور که با برکت ها بر ما وارد شدی. 36/45

السَّلَامُ عَلَیْکَ... وَ عَلَی مَاضٍ مِنْ بَرَکَاتِکَ سُلِبْنَاهُ

درود بر تو و بر نیکی های گذشته ات که از دست دادیم.42/45

برکت روز عید فطر

وَ بَارِکْ لَنَا فِی یَوْمِ عِیدِنَا وَ فِطْرِنَا

و برای ما روز عید و فطرمان را مبارک گردان.

48/45

رسیدن برکت صلوات خدا، به بندگان

وَ صَلِّ عَلَیْهِ وَ آلِهِ... صَلَاهً تَبْلُغُنَا بَرَکَتُهَا

و بر او و خاندانش درود فرست، درودی که برکت آن به ما رسد.56/45

کامل ترین برکات الهی، برای محمّد صلی الله علیه و آله

وَ بَارِکْ عَلَیْهِ أَتَمَّ بَرَکَاتِکَ

و کامل ترین برکت هایت را بر او روان ساز.

50/47

درودهای با برکت، بر دوستان ائمه علیهم السلام

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی أَوْلِیَائِهِمُ... الصَّلَوَاتِ الْمُبَارَکَاتِ

خداوندا و بر دوستان آنها درودهای مبارک بفرست.64/47

ازبین برنده برکات

وَ طَوِّقْنِی طَوْقَ الْإِقْلَاعِ عَمَّا... یَذْهَبُ بِالْبَرَکَاتِ

و طوقِ دست برداشتن از آنچه برکت ها را از بین می برد، به گردنم انداز.106/47

عید قربان و روز جمعه، روزهای با برکت

اللَّهُمَّ هَذَا یَوْمٌ مُبَارَکٌ مَیْمُونٌ

خداوندا این روزیست مبارک و خجسته.

1/48

تقسیم برکت، بین مؤمنان

أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا... مَهْمَا قَسَمْتَ بَیْنَ عِبَادِکَ الْمُوءْمِنِینَ مِنْ خَیْرٍ أَوْ عَافِیَهٍ أَوْ بَرَکَهٍ... أَنْ تُوَفِّرَ حَظِّی وَ نَصِیبِی مِنْهُ

خداوندا، ای پروردگار ما، از تو درخواست می نمایم که هرگاه میان بندگان با ایمانت، نیکی یا عافیت یا برکت قسمت می نمایی، بهره و نصیب مرا از آن زیاد گردان.2/48

تقدیری مبارک و نیک

وَ خِرْ لِی فِیما تَقْضِی مِنْهُ، وَ بَارِکْ لِی فِی ذَلِکَ

و به من در آنچه از آن برایم حکم می کنی، خیر ده و آن را برای من مبارک کن.28/48

ص : 211

برکناری

برکناری از شمار دوستان شیطان

وَ اعْزِلْنَا عَنْ عِدَادِ أَوْلِیَائِهِ

و ما را از شمار دوستانش برکنار فرما.

14/17

برکناری خودنمایی، از جنگجوی مسلمان

وَ اَعْزِلْ عَنْهُ الرِّیَاءَ

و خودنمایی را از او دور کن.14/27

برکناری قدرت از بنده

وَ لَوْ تَکِلْنِی یَا رَبِّ فِی تِلْکَ الْحَالَاتِ إِلَی حَوْلِی، أَوْ تَضْطَرُّنِی إِلَی قُوَّتِی لَکَانَ الْحَوْلُ عَنِّی مُعْتَزِلًا

و ای پروردگار من، اگر مرا در آن احوال به توانایی خودم وامی گذاردی یا مرا ناگزیر می ساختی، به نیروی خود پناه برم؛ همانا توان از من کناره می گرفت.25/32

برگزیدن اختیار

برگشتن بازگشت

برندگی تیزی

برهان حجّت

بریدن

سپاسی قطع نشدنی، از خدا

ثُمَّ لَهُ الْحَمْدُ... حَمْدًا... لَا انْقِطَاعَ لِأَمَدِهِ

پس سپاس او را، سپاسی که مدّتش نامقطوع می باشد.28و27/1

قطع نشدن درخواست های نیازمندان، از خدا

وَ یَا مَنْ لَا تَنْقَطِعُ عَنْهُ حَوَائِجُ الْمحْتَاجِینَ

و ای آنکه درخواست های نیازمندان از او قطع نمی گردد.9/13

قطع نکردن امید بنده، از خدا

وَ لَا تَقْطَعْ رَجَائِی عَنْکَ

و از خود ناامیدم نکن.22/13

نالیدن با آواز بلند، تا قطع شدن صدا

یَا إِلَهِی لَوْ... انْتَحَبْتُ حَتَّی یَنْقَطِعَ صَوْتِی... مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِکَ مَحْوَ سَیِّئَهٍ وَاحِدَهٍ مِنْ سَیِّئَاتِی

ای خدای من اگر چنان شیون کنم تا صدایم قطع شود، باز هم با آن همه، سزاوار از بین بردن بدی ای از بدی هایم نیستم.30/16

بلا و گرفتاری قطع نشدنی

وَ إِنْ یَکُنْ مَا ظَلِلْتُ فِیهِ، أَوْ بِتُّ فِیهِ مِنْ هَذِهِ الْعَافِیَهِ بَیْنَ یَدَیْ بَلَاءٍ لَا یَنْقَطِعُ... فَقَدِّمْ لِی مَا أَخَّرْتَ...

و اگر این تندرستی که روز را در آن به سر برده ام یا شب را در آن به سر رسانده ام، پیش از

ص : 212

گرفتاری ای که قطع نمی گردد باشد، پس آنچه برایم به تأخیر انداخته ای، پیش انداز.2/18

پیوستن بنده، به فرد بریده از او

وَ سَدِّدْنِی لِأَنْ... أُکَافِیَ مَنْ قَطَعَنِی بِالصِّلَهِ

و مرا توفیق ده تا کسی را که از من جدا شده به پیوستن مکافات دهم.9/20

بریده شدن رشته اتّصال الهی، از بنده

اللَّهُمَّ إِنَّکَ إِنْ... قَطَعْتَ عَنِّی سَبَبَکَ لَمْ أَجِدِ السَّبِیلَ إِلَی شَیْءٍ مِنْ أَمَلِی غَیْرَکَ

خداوندا اگر رشته (رحمت) خود را از من ببری، راهی به سوی هیچ یک از آرزویم، غیر تو نیابم.5/21

درودی قطع نشدنی، بر محمّد صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ... صَلَاهً...لَا یَنْقَطِعُ عَدَدُهَا

خداوندا بر محمّد درود فرست، درودی که شماره اش قطع نگردد.18/27

بریدن از دیگری و پیوستن به خدا

اللَّهُمَّ إِنِّی أَخْلَصْتُ بِانْقِطَاعِی إِلَیْکَ

خداوندا همانا من خالصانه از دیگران دل بریده و به تو پیوسته ام.1/28

قطع اهتمام بنده، به رزق ضمانت شده

وَ اجْعَلْ مَا صَرَّحْتَ بِهِ مِنْ عِدَتِکَ فِی وَحْیِکَ... قَاطِعًا

لِاهْتِ_مَامِنَا بِالرِّزْقِ الَّذِی تَکَفَّلْتَ بِهِ

و وعده های آشکاری را که در وحی خود بیان نموده ای، موجب قطع اهتمام ما به روزی ای که خود کفالت کرده ای قرار ده.

3/29

بریده شدن رشته های آرزوها

وَ تَقَطَّعَتْ عَنِّی عِصَمُ الْآمَالِ إِلَّا مَا أَنَا مُعْتَصِمٌ بِهِ مِنْ عَفْوِکَ

و رشته های آرزو از من بریده، جز بخشایشت که به آن چنگ زده ام.9/32

عدم قطع احسان الهی، از بندگان

وَ لَا تَقْطَعْ عَنْ کَافَّتِنَا مَادَّهَ بِرِّکَ

و اصل احسانت را از جمع ما قطع نساز.

4/36

بریده شدن گفتار بنده

وَ انْقَطَعَتْ مَقَالَتِی

و گفتارم قطع گردیده.1/53

بریده شدن نشان و اثر بنده، از دنیا

مَوْلَایَ وَ ارْحَمْنِی إِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْیَا أَثَرِی

مولای من! هنگامی که اثرم از دنیا قطع شود، به من رحم کن.5/53

درخواست قطع و بریده شدنِ:

ص : 213

أ. نشانه پای شیطان، از بندگان

وَ اقْطَعْ عَنَّا إِثْرَهُ

و اثرش را از ما قطع کن.4/17

ب. امید شیطان، از بندگان

اللَّهُمَّ... اقْطَعْ رَجَاءَهُ مِنَّا

خداوندا امیدش را از ما قطع کن.

9/17

ج. کمک به دشمنان مرزداران اسلام

وَ اقْطَعْ عَنْهُمُ الْمَدَدَ

و کمک رسانی را از ایشان قطع کن.

5/27

د. نسل چهارپایان دشمنان

وَ اقْطَعْ نَسْلَ دَوَابِّهِمْ وَ أَنْعَامِهِمْ

و نسل چهارپایان و گاو و گوسفند و شترانشان را قطع کن.6/27

ه_. ریشه دشمنان

وَ ابْعَثْ عَلَیْهِمْ جُنْدًا مِنْ مَلَائِکَتِکَ بِبَأْسٍ مِنْ بَأْسِکَ کَفِعْلِکَ یَوْمَ بَدْرٍ، تَقْطَعُ بِهِ دَابِرَهُمْ

و بر آنان سپاهی از فرشتگانت را با عذابی از عذاب هایت بفرست. مانند کارت در روز بدر. تا بدین سبب، ایشان را ریشه کن سازی.

11/27

و. نیازمندی بنده به دنیا

وَ اقْطَعْ مِنَ الدُّنْیَا حَاجَتِی

و نیازم را از دنیا قطع کن.4/54

بزرگان

فاش نساختن حال بنده، نزد بزرگان

وَ لَا تُعْلِنْ عَلَی عُیُونِ الْمَلَإِ خَبَرِی

و حال (و چگونگی) مرا در پیش چشم بزرگان، علنی نکن.2/41

بزرگداشت بزرگی

بزرگواری بزرگی

بزرگی

بزرگواری خدا و همراهی اش با گنهکاران

...وَ لَمْ یُعَاجِلْنَا بِنِقْمَتِهِ، بَلْ تَأَنَّانَا بِرَحْمَتِهِ تَکَرُّمًا

...و در سرکوب ما عجله ننمود. بلکه به رحمتش از روی کرامت، به ما مهلت داد.21/1

بزرگی احسان و فضل الهی، بر بندگان

وَ جَلَّ إِحْسَانُهُ إِلَیْنَا، وَ جَسُمَ فَضْلُهُ عَلَیْنَا

و احسانش بر ما بزرگ و فضلش بر ما تمام است.

22/1

ص : 214

فرشتگان، و تعظیم و بزرگداشت خدا

وَ الَّذِینَ... لَا یَقْطَعُهُمْ عَنْ تَعْظِیمِکَ سَهْوُ الْغَفَلَاتِ...

و همانها که فراموشیِ غفلت ها، آنها را از تعظیم تو جدا نمی سازد...7/3

فروتنی فرشتگان، در پیشگاه عظمت خدا

الْمُتَوَاضِعُونَ دُونَ عَظَمَتِکَ وَ جَلَالِ کِبْرِیَائِکَ

(آنان) در پیشگاه با عظمت، بزرگ و بلند توْ فروتنند.8/3

شگفتی های عظمت خدا

یَا مَنْ لَا تَنْقَضِی عَجَائِبُ عَظَمَتِهِ

ای کسی که شگفتی های بزرگی او پایانی ندارد.

1/5

بازداشتن بندگان، از ستم در عظمت خدا

وَ احْجُبْنَا عَنِ الْإِلْحَادِ فِی عَظَمَتِکَ

و ما را از کج روی در عظمت خود بازدار.

1/5

سلامتی دل ها و یاد عظمت و بزرگی خدا

وَ اجْعَلْ سَلَامَهَ قُلُوبِنَا فِی ذِکْرِ عَظَمَتِکَ

و سلامتی دل های ما را در یاد بزرگی خود قرار ده.14/5

خدا، بخشنده نعمت بزرگ

إِنَّکَ أَنْتَ الْمَنَّانُ بِالْجَسِیمِ

به درستی که تو بسیار بخشنده نعمتِ بزرگ هستی. 24/6

خدا، آمرزنده گناه بزرگ

إِنَّکَ أَنْتَ... الْغَافِرُ لِلْعَظِیمِ

به درستی که تو آمرزنده برای (گناه) بزرگ هستی. 24/6

عرش بزرگ الهی

یَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِیمِ

ای صاحب عرش و تخت بزرگ.10/7

بزرگ داشتن طاعت و بندگی

اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ... اسْتِکْبَارِ الطَّاعَهِ

خداوندا به تو پناه می برم از بزرگ شمردن طاعت و بندگی.2و1/8

بزرگواری خداوند و سزاوارترین کارها

وَ أَوْلَی الْأُمُورِ بِکَ فِی عَظَمَتِکَ رَحْمَهُ مَنِ اسْتَرْحَمَکَ

و سزاوارترین کارها به بزرگواری ات، بخشش است بر آنکه از تو رحمت خواسته.5/10

بزرگی یاد خدا، برای یادکنندگان

یَا مَنْ ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاکِرِینَ

ای که یاد او برای یادکنندگان بزرگی است.

1/11

ص : 215

خدا، صاحب عظمت و بزرگواری

إِنَّکَ... ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ

همانا تویی دارای بزرگواری و احترام.

7/15

اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ... ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ

خداوندا سپاس برای توست، دارای بزرگواری و کرم.2/47

وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، ذُو الْبَهَاءِ وَ الْمَ_جْدِ، وَ الْکِبْرِیَاءِ وَ الْحَمْدِ

و تویی خدایی که جز تو معبودی نیست. دارای زیبایی و ارجمندی و بزرگواری و ستایشی.

11/47

سُبْحَانَکَ مِنْ... رَفِیعٍ مَا أَرْفَعَکَ ذُو الْبَهَاءِ وَ الْمَ_جْدِ وَ الْکِبْرِیَاءِ وَ الْحَمْدِ

پاک و منزّهی! ای بلندمرتبه که بسیار بلندمرتبه ای! تویی دارای زیبایی و ارجمندی و بزرگواری و ستایش.24/47

لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ... ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ

معبودی جز تو نیست، دارای بزرگواری و احترام.2/48

یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

ای دارای بزرگواری و کرم، بر محمّد و خاندانش درود فرست.28/48

تَجَاوَزْ عَنِّی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ

از من درگذر، ای دارای بزرگی و کرم.7/50

یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ أَسْأَلُکَ عَمَلًا تُحِبُّ بِهِ مَنْ عَمِلَ بِهِ

ای صاحب عظمت و کرامت! از تو عملی را درخواست می کنم که به سبب آن هر کسی را که آن را انجام دهد، دوست داری.3/54

لرزش اندام بنده، از شکوه و بزرگی خدا

قَدْ تَرَی یَا إِلَهِی... انْتِقَاضَ جَوَارِحِی مِنْ هَیْبَتِکَ

ای خدای من، ناتوانی اندامم را از هیبت خود می بینی.19/16

اللَّهُمَّ فَارْحَمْ... اضْطِرَابَ أَرْکَانِی مِنْ هَیْبَتِکَ

خداوندا، پس به لرزش اندامم از شکوهت، رحم فرما.23/31

مبدّل ساختن القائات شیطانی، به ذکر عظمت الهی

اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ فِی رُوعِی... ذِکْرًا لِعَظَمَتِکَ

خداوندا به جای آنچه شیطان در دل من می افکند، یاد بزرگی ات را قرار ده.13/20

تبدیل سخن زشت، به بزرگ دانستن خدا

اللَّهُمَّ اجْعَلْ... مَا أَجْرَی عَلَی لِسَانِی مِنْ لَفْظَهِ فُحْشٍ... ذَهَابًا فِی تَمْجِیدِکَ

خداوندا به جای آنچه او (شیطان) بر زبانم جاری ساخته از سخن زشت، اقدام به

ص : 216

بزرگ دانستنت را قرار ده.13/20

به پا داشتن بنده، به عظمت الهی

وَ بِعَظَمَتِکَ فَانْعَشْنِی

و به عظمت خویش به پایم دار.4/22

بزرگ و عظیم بودن خداوند

إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ

به درستی که تو ستوده بزرگواری.

11/48، 14/22

...لِأَنَّکَ الرَّبُّ الْعَظِیمُ

...زیرا تو پروردگار بزرگی هستی.13/39

وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ

و هیچ حرکت و نیرویی نیست، مگر به یاری خداوند بلندمرتبه بزرگ.25/46

وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ... الْعَظِیمُ الْمُتَعَظِّمُ، الْکَبِیرُ الْمُتَکَبِّرُ

و تویی خدایی که جز تو معبودی نیست. عظیم در نهایت عظمت، بزرگ در نهایت بزرگی.

4/47

یَا عَظِیمُ یَا عَظِیمُ

ای بزرگ، ای بزرگ.8/48

پناه بردن به خدا، از شرّ هر کوچک و بزرگ

وَ أَعِذْنِی وَ ذُرِّیَّتِی... مِنْ شَرِّ کُلِّ صَغِیرٍ وَ کَبِیرٍ

و من و فرزندانم را از شرّ هر کوچک و بزرگی پناه ده.6/23

پناه بردن به خدا، از شرّ هر بزرگوار و پست

وَ أَعِذْنِی وَ ذُرِّیَّتِی... مِنْ شَرِّ کُلِّ شَرِیفٍ وَ وَضِیعٍ

و من و فرزندانم را از شرّ هر بلندمرتبه و فرومایه ای پناه ده.6/23

درهم شکستن بزرگی بدخواهِ بنده

وَ مَنْ أَرَادَنِی بِسُوءٍ فَاصْرِفْهُ عَنِّی... وَ اجْعَلْ بَیْنَ یَدَیْهِ سُدًّا حَتَّی... تَکْسِرَ جَبَرُوتَهُ

و هر کس قصد دارد با من بدی کند، از من منصرفش ساز و در مقابل او سدّی قرار ده، تا بزرگی اش را بشکنی.8و7/23

بزرگی و شرافت مسلمانان، به واسطه حضرت محمّد صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، کَمَا شَرَّفْتَنَا بِهِ

خداوندا بر محمّد و خاندانش درود فرست، چنانکه ما را به وسیله او شرافت دادی.4/24

والدین، بزرگ ترین نعمت الهی بر فرزند

فَهُمَا... أَعْظَمُ مِنَّهً لَدَیَّ مِنْ أَنْ أُقَاصَّهُمَا بِعَدْلٍ

پس نعمتشان نزد من بزرگ تر از آن است که با عدل از آنان تقاص گیرم.10/24

ص : 217

بردن شوکت و بزرگی دشمنان اسلام

وَ ابْعَثْ عَلَیْهِمْ جُنْدًا مِنْ مَلَائِکَتِکَ... تَحْصُدُ بِهِ شَوْکَتَهُمْ

و بر آنان سپاهی از فرشتگانت را بفرست. تا بدین سبب، سختی و صلابتشان را براندازی.

11/27

بزرگ دیدن گناه بزرگ خود

فَرَأَی کَبِیرَ عِصْیَانِهِ کَبِیرًا وَ جَلِیلَ مُخَالَفَتِهِ جَلِیلًا

پس گناه بزرگش را بزرگ و ناسازگاری سترگش را سترگ دانست.7/31

بزرگ نشمردن عفو خداوند، (نسبت به سعه رحمتش)

وَ لَا یَسْتَعْظِمُ عَفْوَکَ إِنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَ رَحِمْتَهُ

و اگر از او گذشتی و به او رحم آوردی، گذشتت را بزرگ نشمارد.10/31

بزرگ نبودن آمرزش گناه بزرگ، نزد خدا

...لِأَنَّکَ الرَّبُّ الْکَرِیمُ الَّذِی لَا یَتَعَاظَمُهُ غُفْرَانُ الذَّنْبِ الْعَظِیمِ

...زیرا تویی پروردگار کریمی، که آمرزش گناه بزرگ در نظر تو بزرگ نیست.10/31

کبریایی خدا و سرگردانی اندیشه ها در آن

وَ حَارَتْ فِی کِبْرِیَائِکَ لَطَائِفُ الْأَوْهَامِ

و تصوّرهای دقیق در بزرگواری ات سرگردان گشته.7/32

طاعت خدا و بزرگوار شدن

فَإِنَّ الشَّرِیفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طَاعَتُکَ

پس به درستی که شرافتمند کسی است که اطاعت تو شریفش گردانْد.4/35

بزرگواری خدا، در رفتار با فرمانبردار و گنهکار

فَسُبْحَانَکَ مَا أَبْیَنَ کَرَمَکَ فِی مُعَامَلَهِ مَنْ أَطَاعَکَ أَوْ عَصَاکَ...

پس منزّهی تو! چه آشکار است کرم تو در رفتار با کسی که تو را اطاعت کرده یا نافرمانی کرده است.10/37

بزرگی و شرافت آل محمّد صلی الله علیه و آله

وَ قَوَّیْتَنَا عَلَیْهِ لِتَرْفَعَنَا فَوْقَ مَنْ لَمْ یُطِقْ حَمْلَهُ

و ما را بر (دریافت) آن قوّت دادی، تا بدین سبب بر کسی که طاقت تحمّل آن را نداشت، رفعت بخشی.5/42

شناخت بزرگی و برتری قرآن

اللَّهُمَّ فَکَمَا... عَرَّفْتَنَا بِرَحْمَتِکَ شَرَفَهُ وَ فَضْلَهُ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ الْخَطِیبِ بِهِ

خداوندا، پس همچنان که به رحمت خود

ص : 218

شرافت و فضیلت آن را به ما آموختی، پس بر محمّد که با آن سخن راند، درود فرست.6/42

پیامبر صلی الله علیه و آله و بزرگ ترین منزلت در قیامت

اللَّهُمَّ اجْعَلْ نَبِیَّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آلِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَقْرَبَ الْنَّبِیِّینَ مِنْکَ مَجْلِسًا... وَ أَجَلَّهُمْ عِنْدَکَ قَدْرًا

خداوندا پیامبر ما را - که درودهای تو بر او و بر خاندانش باد - روز رستاخیز، نزدیک ترین پیامبران در مجلس خود و بزرگوارترین آنها نزد خود، قرار ده.18/42

بزرگ گرداندن برهان محمّد صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ... وَ عَظِّمْ بُرْهَانَهُ

خداوندا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و برهان او را عظمت بخش.19/42

بزرگی فضل خدا

إِنَّکَ ذُو رَحْمَهٍ وَاسِعَهٍ، وَ فَضْلٍ کَرِیمٍ

به درستی که تو دارای رحمت گسترده و فضل بزرگ هستی.21/42

بزرگداشت رمضان و حرام کردن حلال ها، در آن

فَحَرَّمَ فِیهِ مَا أَحَلَّ فِی غَیْرِهِ إِعْظَامًا

پس در آن به خاطر بزرگ داشتش، آنچه در غیر آن حلال بود، حرام کرد.4/44

شناخت بزرگداشت حرمت ماه رمضان

وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَهَ فَضْلِهِ وَ إِجْلَالَ حُرْمَتِهِ

و شناختِ فضیلتش، و بزرگ داشتِ احترامش را به ما الهام کن.6/44

کوتاهی در بزرگداشت خدا

وَ جَنِّبْنَا... الْتَّقْصِیرَ فِی تَمْجِیدِکَ

و ما را از کوتاهی در بزرگ داشتنت دور گردان.

13/44

بزرگ گرداندن شب قدر

وَ أَجْلَلْتَ فِیهِ مِنْ لَیْلَهِ الْقَدْرِ (الَّتِی هِیَ) خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

و شب قدر را که از هزار ماه بهتر است، در آن بزرگ داشتی.20/45

رمضان، بزرگ ترین ماه خدا

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ

درود بر تو، ای بزرگ ترین ماه خدا.23/45

بزرگ بودن احترام و گرامیداشت رمضان

السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ قَرِینٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُودًا

درود بر تو همنشینی که تا بودی، احترامش بزرگ بود.26/45

بزرگی ماه رمضان، در دل های مؤمنان

ص : 219

السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ... أَهْیَبَکَ فِی صُدُورِ الْمُوءْمِنِینَ

درود بر تو. چه با هیبت بودی، در سینه های مؤمنان!.32/45

بزرگی دادن (به امّت اسلام)، به وسیله ماه رمضان

اللَّهُمَّ إِنَّا أَهْلُ هَذَا الشَّهْرِ الَّذِی شَرَّفْتَنَا بِهِ

خداوندا، همانا ما اهل این ماه هستیم، که ما را به وسیله آن شرافت دادی.43/45

عمل اندک بنده و پاداش بزرگ خداوند

وَ یَا مَنْ یَشْکُرُ عَلَی الْقَلِیلِ وَ یُجَازِی بِالْجَلِیلِ

و ای کسی که (عمل) کم را سپاس می گذارد و پاداش بزرگ می دهد.7/46

خدا و بزرگ ترین بزرگی

فَلَکَ... الْجَلَالُ الْأَمْجَدُ فَوْقَ کُلِّ جَلَالٍ

پس بزرگ ترین بزرگی بر فوق هر بزرگی برای توست.12/46

خرد بودن هر بزرگی، در برابر خدا

کُلُّ جَلِیلٍ عِنْدَکَ صَغِیرٌ

هر بزرگی نزد تو کوچک است.13/46

خواری هر بزرگواری، در برابر بزرگواری خدا

وَ کُلُّ شَرِیفٍ فِی جَنْبِ شَرَفِکَ حَقِیرٌ

و هر بزرگواری در کنار بزرگواری ات حقیر است.13/46

دلیل خدا، بزرگ تر از توصیف شدن

حُجَّتُکَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ تُوصَفَ بِکُلِّهَا

حجّت تو بزرگ تر از آنست که به همه آن وصف شود.23/46

بزرگی خدا و حقیقت آن

وَ مَجْدُکَ أَرْفَعُ مِنْ أَنْ یُحَدَّ بِکُنْهِهِ

و بزرگی تو بالاتر از آنست که حقیقت آن به حدّی درآید.23/46

درمانده شدن از بزرگداشت خدا